قطره ای از دریا (10)

مطالب دیگری در ارتباط معاویه با روم

20
فهرست فصل‌ها 21

متن فصل

مطالب دیگری در ارتباط معاویه با روم

یعقوبی بیش از این ننوشته است که : «چون در سال 41 معاویه به شام بازگشت به او گزارش‌هایی از تحرّک‌های نظامی روم رسید که نگرانش کرد...».

در سفیدی‌های لای همین سیاهی‌ها، نکته‌هایی است نانوشته که در آن ـ بر پایه آن‌چه گذشت ـ جای هیچ تردیدی نیست . اینک این نکته‌ها را باهم می‌خوانیم :

 روزی که خبر شهادت حضرت علی علیه السلام به دمشق رسیده است ، با حضور 30000 نیروی جان برکف در مرز شام ـ به فرماندهی قیس بن سعد بن عباده ـ همزمان بوده است ؛ همانها که همقسم شده بودند که از میدان جنگ با معاویه بیرون نیایند مگر با پیروزی یا شهادت !

 این در حالی بود که معاویه از پیکار صفّین چنان آسیبی دیده بود که به هیچ روی برای جنگ آمادگی نداشت . شرح چنان آسیبپذیری را در جلد 4 و 5 از این مجموعه ، با چندین زبان آوردهام و از تکرارش میپرهیزم .

 در چنان شرایطی با خاطری آسوده! شام را به مقصد عراق وامینهد. این در حالی است که ـ بنا به روایت یعقوبی ـ پس از آنکه او پیروز از عراق بازگشته است ، از رومیان چنان هراس داشته است که در برابر باجخواهیشان تسلیم شده است !

 جز این چه میتوان گفت که : اگر رومیان در اوج پیروزی معاویه و به روزگار یکهتازیاش میتوانستهاند برای او تهدیدی باشند، در شرایط درگیریاش با عراق ، بیتردیدی تهدید جدّیتر بودهاند!

 ناگزیر باید منابع تاریخ و حدیثی را در جستوجوی پاسخ به این پرسش بررسی کنیم که : روم چنان چراغ سبزی را چگونه داده است و با کدام انگیزه ؟

 با اندیشه در آنچه گذشت ، پرده از رازی ناشناخته فرو میافتد: اینکه داستان محرمهای اسرار او چه بوده است ؟ فراموش نکردهایم که مسعودی در همان گزارشی که از برنامههای روزانه او آورده بود، پیش از وزیران ، از گروه ناشناختهای یاد میکرد که «هر روز سه نوبت و در هر نوبت پیش از وزیران!» با معاویه دیدار داشتند.

 تاکنون کسی نپرسیده است که این مشاوران رازدار او چه کسانی بودهاند و موضوع و قلمرو کارشان چه بوده است ؟ چنین میپندارم که اینک فرصت خوبی است تا نیمنگاهی به چنان همکاران ناشناختهای داشته باشیم :

 اگر فرض کنیم که برای حرکت معاویه از شام به سوی عراق ـ در سال 40 هجری ـ او به چراغ سبز روم نیاز داشته است ، چه کسانی میتوانستهاند با او در چنین زمینههایی به رایزنی بنشینند؟

 گویی همینجا نگاهمان به بنبست میرسد! چه ؛ تاریکخانهای را در کاخ سبز به روشنی! میبینیم ؛ بیآنکه بتوانیم از درونش خبری بیاوریم . گاه در این یا آن روایت سخن از همبزمهایی نصرانی است که معاویه ساعتهایی را با آنان میگذرانده است . شاید بهتر آن باشد که شتاب نکنیم ؛ تا روزی که یزید بر جای پدر بنشیند! او را توان رازداری چون پدر نیست ؛ چنانکه بسا رازهایی را افشا کند!

 به هر روی رازداران معاویه با قیصر روم گفتوگوهایی داشتهاند که برای راه یافتن به محتوای آن نیاز به تلاشهایی است نفسگیر! اینک ناگزیر به همین باید بس کنیم که : پیش از آغاز جنگی که به یکهتازی معاویه انجامید، او وعدههایی به قیصر روم داده است ؛ چنانکه اگر بگویم برخی از رمز و رازهای آن را جز خودش هیچیک از رازدارترین محارماش هم نمیدانستهاند! قلم را به گزافه نیالودهام . چه ؛ از اصل رازداری در سیاست او، روایتهایی را در منابع معتبر تاریخ و حدیث دیدهام که نمونههایی از این همه را در جای جای جلدهای 4، 5 و 6 یادآور شدهام .

 در جمعبندی آنچه گذشت ، میتوان نتیجه گرفت که : در بازگشت او مطالبات روم ، جز پرداختن همان وعدههایی نبوده است که از پیش چون شرط همکاری روم پذیرفته شده بود. از این رو که معاویه نمیتوانسته است در انجام وعدههای خود ـ به رومیان ـ بیپرده سخن بگوید و آشکارا اقدامی کند، روایتهایی زبانزد شده است که نمونهاش را در تاریخ یعقوبی دیدیم . (1)

---------------------

(1) تاريخ اسلام : 427.