قطره ای از دریا (10)
تشکیل سقیفه یا یک انحصارطلبی که به رسوایی کشیده شد
فهرست فصلها 24
متن فصل
تشکیل سقیفه یا یک انحصارطلبی
که به رسوایی کشیده شد
انحصار در تعیین افرادی که صلاحیت خلافت و جانشینی را دارند حقّ خداوند می باشد و اوست که می تواند جانشینان خود را در افرادی که می خواهد معین کند. نتیجهء تعیین افرادی خاص برای خلافت از طرف خداوند بزرگ، نه تنها نجات یافتن مردم از گمراهی و سردرگمی است ، بلکه اگر مردم از فرمان خداوند پیروی نموده و اطاعت نمایند، طمع ورزی دیگران که لیاقت برای خلافت ندارند، ریشه کن شده و در نتیجه هیچکس نمی تواند بدون پشتوانهء تعیین خلافت ، ادّعا کند جانشین و خلیفهء رسول الله است، ولی متأسّفانه افرادی توانستند بر اثر عوامل متعدّدی ادّعا کنند، خلافت حقّ آنانست و بدون آنکه هیچگونه شایستگی برای آن داشته باشند ادّعای مقام خلیفة اللّهی نمایند. این گونه افراد در طول تاریخ بسیار بوده اند.
بعضی معتقدند اوّلین فردی که چنین ادّعایی نمود سعد بن عباده بود که پس از این ادّعا با شکست روبرو شده و سرانجام از تشکیل سقیفه و ادّعای خود سخت پشیمان شد و عظمت ، سرافرازی و حشمتی که قبل از این جریان داشت از دست داد.
سعد بن عباده هر چند از اصحاب بزرگ رسول خدا صلّی الله علیه وآله بود و خدمت های بسیار بزرگی به آن حضرت نموده بود ولی پس از شهادت رسول خدا صلّی الله علیه وآله همراه با گروهی اندک از انصار در سقیفه اجتماع نمودند و بدون آگاهی سایر انصار و مهاجرین و هفت میلیون مسلمان در آن زمان ، تصمیم گرفتند با انحصارطلبی واضح و آشکار با سعد بن عباده بیعت کنند و او را جانشین رسول خدا صلّی الله علیه وآله بدانند ولی آنان نه تنها هیچگاه به آرزوی خود نرسیدند بلکه ننگ و شرمساری را تا روز قیامت برای خود فراهم نمودند.
نکته ای که تذکّر آن لازم است این است که برخی از افراد عقیده دارند، جمع شدن سعد بن عباده و طرفدارانش در سقیفه برای به دست گرفتن حکومت و خلافت نبوده است، ولی با ورود چند تن از مهاجرین ، به دعوای خلافت کشیده شد و شد آنچه نباید می شد!