دولت کریمۀ امام زمان عجّل الله تعالی فرجه
اشتباه اينشتين
فهرست فصلها 157
متن فصل
اشتباه اينشتين
اينشتين چنين مى پنداشت كه هيچ موجودى نمى تواند داراى سرعتى افزون از سرعت نور باشد . و آخرين سرعت سير در جهان هستى ، سرعت نور است .
اكنون ثابت شده است كه موجوداتى وجود دارند به نام «تاخنون» كه سرعت سير آنها مافوق سرعت نور است . اگر نظريّۀ اينشتين درست بود ، بشر بايد از بسيارى از سفرهاى فضايى در عصر آينده نااميد باشد .
علاوه بر اين از نظر روايات و فرموده هاى خاندان وحى عليهم السلام ملائكه مانند جبرائيل و... از عرش و مافوق كهكشانها تا زمين را در كمتر از لحظه اى مى توانند سير كنند .
اينشتين و افرادى همانند او به خاطر دور بودن از معارف علمى خاندان وحى عليهم السلام ، از اين حقايق آگاهى نداشته و ندارند .
در کتاب «مغز متفکر جهان شیعه» نقل شده : «زومرفلد» اين تئورى را مطرح ساخت كه ذرّاتى وجود دارند كه حركت آنها سريعتر از سرعت نور بوده و داراى اين خاصيّت ويژه هستند كه هرچه انرژى آنها كمتر شود ، داراى سرعت بيشترى مى گردند .
تئورى اينشتين در تضادّ با اين فرضيّۀ متهورانه «زومرفلد» مى باشد ؛ زيرا كه بر اساس تئورى اينشتين ، كليّۀ ذرّات در مرز رسيدن به سرعت نور ، داراى جرم بى نهايت هستند .
تئورى هاى متهورّانه و اثبات نشده ، همين كه يكبار در سطح بين المللى مطرح شدند ، به اين زودى كشش خود را از دست نداده و مدّتها همچنان جالب توجّه باقى مى مانند .
از زمانى كه «زومرفلد» در آغاز قرن جارى تئورى خود را مطرح ساخت تاكنون نسلهاى متعدّدى از دانشمندان علم فيزيك به مطالعه و تحقيق دربارۀ اين ذرّات سريعتر از نور پرداخته اند . ولى تنها در سال 1967 بود كه بالأخره «جرالد – فينبرگ» G.Fcinberg پرفسور فيزيك تئوريك در دانشگاه آمريكائى كلمبيا ، توانست با رساله اى دربارۀ ذرّاتى كه حركتشان سريعتر از حركت نور است ، باب بحث مجدّد در اين مورد را باز كند.
«فينبرگ» براى اين ذرّات اسمى هم انتخاب كرد و آنها را «تاخنون» Tachionen ناميد كه از لغت يونانى «تاخيس» Tachys به معناى «سريع» مشتقّ گشته است .
بار ديگر صداى دانشمندان فيزيك برخاست كه بر اساس تئورى اينشتين ، هيچ چيزى سريعتر از نور نمى تواند وجود داشته باشد . امّا چند تن از دانشمندان فيزيك هسته اى اين ايده جالب را تعقيب نموده و اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه چنين ذرّات سريعتر از نورى بايد وجود داشته باشند ، ولى برخى به طرفدارى از اينشتين به توجيه ايراد وارد بر او پرداختند.