امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
عمر زمینه ساز حکومت معاویه

عمر زمینه ساز حکومت معاویه

یکی از عوامل به حکومت رسیدن معاویه، عمر بود. معاویه که پس از شکست نهایی ابوسفیان، همۀ ثروت و هستی خود را از دست داده بود، هیچ گاه در خواب هم نمی دید که روزی ادّعای خلافت کند ، ولی عوامل گوناگونی سبب شدند که معاویه به حکومت برسد یکی از آن عوامل عمر بود که برای کنار زدن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، معاویه را سر کار آورد تا او به مقابله با حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام بپردازد ، زیرا نه تنها معاویه بلکه عثمان و دیگران هم نیز در ردیف حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام نبودند تا بتوانند در برابر آن حضرت قد علم کنند.

«در زمان پیغمبر صلّی الله علیه وآله بر اثر فتوحات و پیروزهای امیرالمؤمنین علیه السلام ، موقعیت آن حضرت به حدّی بود که به گفته ابی ابی الحدید: «اگر معاویه در خواب میدید با علی علیه السلام بر سر خلافت پیغمبر میجنگد، آن خواب را پریشان میدانست و در صدد تعبیر آن برنمیآمد، چگونه معاویه با آن دوری از پیغمبر صلّی الله علیه وآله میتوانست این خیال را باور کند؟ این نظیر آن بود که نفت فروشی خیال سلطنت کند!»(1).

 پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله زمینۀ خوبی را برای حضرت علی علیه السلام فراهم کرده و او را برادر و وصی خود قرار داده بود. در روز غدیر رسماً او را خلیفه و جانشین خویش خواند، همسنگ قرآن و کتاب الله آورده و برای او مدینه را از دشمن خالی کرده بود. تمام بزرگان مهاجر و انصار را در زیر پرچم جوان هیجده ساله و غلامزاده خود، برای شرکت در جنگی بزرگ راهی آن سرزمین کرد و بر بیرون رفتن آنها اصرارها فرموده بود و به قدری گوشه و کنارِ کار را، سنجیده و برای همه چیز چارهای اندیشیده بود که هیچ گمان خلافی نمیرفت و این را تمامی صحابه میدانستند که خلافت ، حقّ علی علیه السلام است ، حتّی پس از رحلت پیغمبر او را سزاوار میدانستند. همچنین پس از مرگ عمر، روزی که شورا تشکیل شد شک نمیکردند که خلافت به او میرسد، و هیچگاه عثمان را با او برابر نمیدانستند، تا چه رسد به معاویه ، این آزادشده پیغمبر؛ ولی با گذشت زمان فضایل علی علیه السلام فراموش شد، کاسۀ فضیلتش واژگون ، دوستان او از کار برکنار و برای او رقیبهایی تراشیدند.

ابوسفیان ، پدر معاویه ، پس از وفات پیغمبر صلّی الله علیه وآله آمده بود تا با امام علی علیه السلام بیعت کند، امّا پس از چندی صحنه عوض شد؛ عمر سر کار آمد و او معاویه را بر سر کار آورد و شام را به دست او داد. با آنکه عمر عمّال خود را زیاد عزل میکرد و بر آنها سختگیری مینمود، امّا هیچگاه معاویه را عزل ننمود، و او را از کار برکنار نکرد.

گویا او میدانست که بنیهاشم و بنیامیّه باهم رقابت و دشمنی دارند و میدانست این معاویه است که پس از عثمان میتواند جلوگیر علی علیه السلام باشد. او را عزل نکرد و نگاه داشت تا آنکه خلافت به عثمان رسید، البتّه با نقشه عمر و برنامهریزی او، و این باز به نفع آنها بود، چون عثمان ، بنیامیّه را مقدّم میداشت و معاویه را بزرگتر و محکمتر مینمود و این سنگ راه را استوارتر میساخت ، و همان طور که عمر پیشبینی میکرد و نقشه میکشید، کارها عملی شد و زراعت عمر که با مهارت آبیاری شده بود به بار نشست.(2)»

----------------------------------------------------------------------------------- 

(1) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 18 / 63 .

(2). تاريخ اميرالمؤمنين علیه السلام: 2 / 210 .

 

 

 

بازدید : 16