امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
نقش خالد بن وليد در مقابله قريش با پيامبر اكرم صلّى الله عليه وآله

نقش خالد بن وليد
در مقابله قريش با پيامبر اكرم  صلّى الله عليه وآله


 بيشتر گزارش هايى كه از رفتار خالد با پيامبر صلّى الله عليه وآله و مسلمانان حكايت دارند، به نقش خالد در جنگ‌ها و رويارويى‌هاى نظامى قريش با مسلمانان باز مى‌گردد. اين امر بيانگر نقش و جايگاه نظامى خالد در ميان قريش است. به روايت شيخ طوسى در شب هجرت، وقتى مشركان قريش به بستر رسول خدا صلّى الله عليه وآله  آمدند و على  عليه السلام را جاى او ديدند، پيشاپيش آنان خالد بن وليد بود كه با امام عليه السلام درگير شد.(1)

خالد در جنگ بدر در سال دوّم هجرى حضور داشت(2) ؛ امّا گزارشى تفصيلى از عملكرد او در اين نبرد در دست نيست؛ تنها گفته‌اند پس از اين نبرد همراه برادرش هشام براى پرداخت فديه و بردن برادر ديگرش وليد كه به اسارت مسلمانان در آمده بود، به مدينه آمد.(3)

در پيكار احد در سال سوّم هجرى، فرماندهى جناح راست لشكر قريش را به عهده داشت(4) و همو بود كه با افرادش در كمين حمله به تيراندازان تپه استراتژيك احد (جبل الرماة) بود (5) و هنگامى كه آنان براى گردآورى غنايم و بر خلاف فرمان رسول الله صلّى الله عليه وآله  تنگه را ترك كردند، سپاه خالد به همراه جناح چپ به فرماندهى عكرمة بن ابى سفيان، با كشتن تيراندازانى كه بر جبل الرماة مانده بودند، از پشت به مسلمانان حمله بردند و آنان را شكست دادند.(6) مفسّران نيز هنگام شرح آيات نبرد احد، به نقش مهمّ خالد در اين نبرد اشاره كرده‌اند.(7)

بر پايه گزارشى از امام باقر عليه السلام ذيل آيه 153 آل عمران/3 (إِذْ تُصْعِدُونَ وَلاَ تَلْوُونَ عَلَى  أَحَدٍ وَآلرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمَّا بِغَمٍّ لِكَيْلاَ تَحْزَنُوا عَلى مَا فَاتَكُمْ وَلاَ مَا أَصَابَكُمْ وَآللّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ) غم و اندوه نخست، همان شكست و كشته شدن مسلمانان در نبرد احد است و اندوه دوّم، غلبه خالد بن وليد بر مسلمانان در اين نبرد.(8)

در جنگ احزاب در سال 5 هجرت، خالد بن وليد همراه 100 سوار، در پى يافتن راه نفوذى به خندق بود كه برابر جايگاه رسول خدا صلّی الله علیه وآله رسيد و دستور داد از آن سوى خندق به طف آن حضرت كه سرگرم نماز بود تيراندازى كنند؛ ولى در اين اقدام ناكام ماند(9)؛ همچنين تلاش او براى گذر از خندق به جايى نرسيد(10) و هنگامى كه سپاه مشركان به بازگشت تصميم گرفتند، ابوسفيان، عمرو بن عاص و خالد بن وليد از لشكر قريش ماندند تا حمله احتمالى مسلمانان را دفع كنند و سپس به سپاه بپيوندند.(11)

بر پايه روايتى، با ناكامى قريش در اين نبرد خالد اعتراف كرد كه محمّد صلّى الله عليه وآله  دروغ نمى‌گويد؛ ولى ابوسفيان او را از بازگويى چنين سخنانى بازداشت.(12) شايد مراد وى وعده‌هاى كلّى رسول خدا صلّى الله عليه وآله درباره پيروزى مسلمانان بوده است. اين نخستين سخنى است كه از خالد در اعتراف به مقام پيامبر صلّى الله عليه وآله نقل شده است. نام شهداى مسلمانان كه به دست خالد كشته شدند، در منابع ثبت شده است: وى رفاعه بن وقش(13) ابوسيرة بن حارث(14)، ثابت دحداح(15) را در نبرد احد و انس بن اوس(16) را در خندق به شهادت رساند.

بر پايه آخرين گزارش از نقش خصمانه خالد در برابر مسلمانان، وى پيشاپيش سواره نظام سپاه قريش بود و كوشيد براى مقابله با پيامبر صلّى الله عليه وآله و مسلمانانى كه قصد داشتند در سال 6 هجرى جهت انجام عمره وارد مكّه شوند، آن حضرت و مسلمانان را هنگام نماز جماعت غافلگير كند؛ امّا به دستور خدا در آيه 102 نساء / 4 پيامبر صلّى الله عليه وآله  با خواندن نماز خوف نقشه او را بى اثر كرد: (وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ آلصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُم مَعَکَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِن وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَکَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ آلَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَيْلَةً وَاحِدَةً ).(17) ناكامى دوباره قريش در اين رخداد، خالد را درباره آينده قريش به ترديد انداخت.(18) طبرسى، خالد را در شمار نمايندگان اعزامى قريش در مذاكرات پيمان حديبيه دانسته است(19)، در حالى كه گفته شد، وى فرمانده سپاه مشركان براى مقابله با مسلمانان در حديبيه بود (20).(21)

____________________________________

1 - الامالى طوسى: 467.
2 - الطبقات: ج 7 ص 276 - 277؛ تاريخ يعقوبى: ج 2 ص 47.
3 - المغازى: ج 1 ص 130 و 140؛ انساب الاشراف: ج 1 ص 362.
4 - السيرة النبوية: ج 3 ص 66 ؛ المغازى: ج 1 ص 220.
5 - المغازى: ج 1 ص 229.
6 - المغازى: ج 1 ص 232 و 283؛ الكامل : ج 2 ص 154.
7 - جامع البيان: ج 4 ص 73؛ مجمع البيان: ج 2 ص 848.
8 - تفسير قمّى: ج 1 ص 120؛ تفسير قرطبى: ج 4 ص 241؛ نورالثقلين: ج 1 ص 403.
9 - المغازى: ج 2 ص 465؛ الطبقات: ج 2 ص 52 - 53.
10 - المغازى: ج 2 ص 470.
11 - المغازى: ج 2 ص 490؛ الطبقات: ج 2 ص 53.
12 - المغازى: ج 2 ص 491.
13 - الاستيعاب: ج 2 ص 501 ؛ انساب الاشراف: ج 1 ص 401.
14 - المغازى: ج 1 ص 306؛ الاستيعاب: ج 4 ص 1599.
15 - الاصابه: ج 1 ص 503.
16 - الطبقات: ج 2 ص 53.
17 - اسباب النزول: ص 182.
18 - مجمع البيان: ج 3 ص 157؛ تفسير قرطبى: ج 5 ص 364.
19 - اعلام الورى: ج 1 ص 204.
20 - المغازى: ج 2 ص 746؛ اسد الغابه: ج 2 ص 93.
21 – اعلام قرآن: ج 5 ، ص 392.

 

 

    بازدید : 7366
    بازديد امروز : 28609
    بازديد ديروز : 83751
    بازديد کل : 61111987
    بازديد کل : 51159872