موعود در دین مسیحیت
عنایت امام حسین علیه السلام به جوان مسیحی
روزبک کاوسیان می گوید: 25 سال دارم و مسیحی از شاخۀ ارتدکس هستم. در سنین جوانی یک روز همسایه مان مادرم را برای مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام دعوت کرد، آن وقت من 8 یا 9 ساله بودم، با مادرم به این مراسم رفتیم، خانومی که غذا آورد گفت اوّل نیّت کن بعد غذا را بخور، من حاجتی را که در نظر داشتم نیّت کردم. ظهر وقتی به خانه آمدم دیدم آن حاجتم بر آورده شده. از آن موقع دیگر من اعتقاد پیدا کردم، همیشه ماه محرّم تا جایی که بتوانم، عزاداری می روم و اگر وسعم برسد نذری می دهم.
راهی از تاریکی به نور
خواب ایشان را زیاد می بینم، همین پنج ماه پیش همسرم خواب دیده بود که در جای تاریکی است، بعد یک نفر دستش را می گیرد و با خودش به روشنایی می برد، بعد امام حسین علیه السلام می آیند و به او می گویند: « اگر می خواهی حاجتت داده شود، باید روز عاشورا نذری بدهید». و الآن در تدارکش هستیم که این نذر را ادا کنیم.
حضور امام حسین علیه السلام را حس می کنم
من همیشه تمام خواسته هایم را از امام حسین علیه السلام گرفته ام، مشکلی برایم پیش آمده بود ریه ام عفونت کرده بود امام حسین علیه السلام در خواب مرا شفا داد بعد که دکترم مرا دید خیلی تعجّب کرد.
روزبک ادامه می دهد که: از اوّل ارتباطم تا این حد نبود، کم کم کشیده شدم و فکر می کنم نظر خود امام حسین علیه السلام بود. شبها وقتی می خوابیدم، مثل اینکه غیر ارادی بود، به فکر می رفتم و با امام حسین علیه السلام صحبت می کردم، آرامش عجیبی پیدا می کردم و بعد انگار کسی با من حرف بزند حضور او را احساس می کردم و حرف هایش را می شنیدم.
هر وقت مشکلی پیش می آمد احساس می کردم یک نفر پشتم ایستاده و مرا حمایت می کند، و این یک ارتباط همیشگی با امام حسین علیه السلام است. اگر با او باشیم و نیّتمان پاک باشد تمام حوائجمان را می دهد. حتّی پدر و برادر کوچکترم اعتقاد خاصّی به حضرت اباالفضل علیه السلام دارند من از وقتی که یادم می آید پدرم روز عاشورا به نیّت حضرت اباالفضل علیه السلام نذری می داد، الآن 22 سال است این کار را می کند. پدرم می گوید: ای کاش همۀ مردم دنیا مثل حضرت اباالفضل علیه السلام باشند.
اعجاز عشق به حسین بن علی علیه السلام شگفتی ها می آفریند و ناگفتنی ها خلق می کند.
مجذوب شدگان جمال دلربای قمر بنی هاشم علیه السلام هر چند مسیحی هستند اما جاذبۀ این ماه چنان است که آنان را از خود بی اختیار کرده و اظهار می دارند: ما غذایی که از این مجالس می گیریم، یکجا مصرف نمی کنیم، بلکه آنها را داخل فریزر گذاشته در طی سال به نیّت شفای مریض مان یا برای تندرستی خانواده کمی از آن را به عنوان تبرّک در غذایمان می ریزیم.
منتظرم شب برسد با امام حسین علیه السلام حرف بزنم
او در ادامه می گوید هروقت مشکلی دارم به حسینیّۀ قمر بنی هاشم می روم، آنجا دعا می کنم و کینه ها را از خود دور می کنم، هیچ وقت دروغ نمی گویم. یکبار یک هزار تومانی داشتم، مستحقّی را دیدم این پول را به او دادم و از میدان آزادی تا خانه پیاده آمدم، بعد از آن امام حسین علیه السلام راه درست را نشانم داد، ایمانم را قوی تر کرد و فکرم را بازتر، هر وقت می خواهم کاری بکنم شب ها فکر می کنم و با امام حسین علیه السلام درد دل می کنم و آن حضرت به من کمک می کند و خوب و بد را به من می فهماند.
باور کنید تمام روز منتظرم که شب برسد و من با او صحبت کنم و آرامش بگیرم.
حضرت عیسی و حضرت مهدی علیهماالسلام می آیند و دنیا را نجات می دهند
من معتقدم که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف می آید و حضرت عیسی هم در کنارشان است، به نظر من امام حسین علیه السلام هم می آیند، بعضی از دوستانم می گویند: حضرت عیسی اوّل می آید، امّا من گفتم نه، اوّل حضرت مهدی علیه السلام می آیند و هر دو با هم ریشۀ ظلم را می خشکانند. من هر وقت فلسطین، اتیوپی و کشورهای مصیبت زده دیگر را می بینم می گویم: کی بشود امام زمان علیه السلام بیاید و همه اینها را نجات بدهد.
منبع: یادداشت های چاپ نشدۀ شخصی ص 143








