خبر دادن امام حسن علیه السلام به تعداد خرمای درخت
و چند مطلب مهمّ به معاویه
خبر دادن امام حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) به تعداد خرمای درخت مانند رسول الله (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ) و درمانده شدن معاویه - لعنة الله عليه -
فرج المهموم تأليف سيد ابن طاووس از امام صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) که فرمود : وقتی امام حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) با معاويه - لعنة اللّه عليه - مصالحه کردند و با یکدیگر در نخیله نشستند، معاويه - لعنة الله عليه - به آن حضرت گفت این طور شنیده ام که رسول خدا (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ ) خرمای نخل را به طور تخمین معلوم می کرد، آیا تو نیز این علم را داری؟
امام حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) فرمود : نبیّ اکرم (صَلَّى اللّه عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ ) خرمای نخل را از نظر وزن و کیل تخمین می زد، ولی من خرمای نخل را از نظر شماره تخمین می زنم.
معاويه - لعنة اللّه علیه - گفت: مثلا این درخت چند عدد خرما دارد؟
امام حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) فرمود: چهار هزار و چهار عدد خرما دارد.
وقتى معاويه - لعنة اللّه عليه - دستور داد تا خرمای آن درخت را چیدند و شمارش کردند دیدند چهار هزار و سه عدد است.
امام فرمود: به خدا سوگند که نه به کسی دروغ گفته ام و نه به من دروغ گفته شده است.
سپس به عبدالله بن عامر بن کریز که نگاه کردند دیدند یک خرمای باقیمانده هم در دست او است.
امام حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) به معاويه - لعنة الله عليه - فرمودند:
اما و الله يا معاوية لو لا أنك تكفر لأخبرتك بما أعلم و ذلك أن رسول اللّه (صَلَّى الله عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ ) كان فى زمان لا يكذب و أنت تكذب و تقول متى سمع من جده على صغر سنه و الله لتدعن زيادا و لتقتلن حجرا و يحمل إليك الروس من بلد الى بلد؛
به خدا قسم اگر کافر نمی شدی تو را از کلیّۀ اعمالی که انجام می دهی آگاه می کردم. زیرا نبی اکرم (صَلَّى الله عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ) در زمانه ای بود که تکذیب نمی شد ؛ ولی تو مرا تکذیب می کنی و می گویی چون در زمان جدش کودک بوده، از کجا معلوم که چیزی شنیده باشد؟
ای معاویه ! به خدا قسم که تو زیاد را به برادری میخوانی، حجر بن عدی را خواهی کشت و سرهایی را شهر به شهر حمل و نقل خواهی کرد.
درست همانگونه شد که امام حسن (عَلَيهِ السَّلَامُ) خبر داده بودند؛ زیرا معاويه - لعنة الله عليه - زیاد - لعنة الله عليه - را به برادری نسبی خود خواند حجر بن عدی را کشت و سر عمرو بن حمق خزاعی را نزد او آوردند.(1)
--------------------------------------------------------------
(1) فرج المهموم، ج 1، ص 226.








