ایراد به مزّاح بودن حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
دلیل بر اینست که عیب دیگری در آن حضرت ندیدند
البتّه در مورد مرد خردمند شریفی که دشمنانش نمیتوانند عیبی بر او بگیرند و منقصتی برای او بشمارند، ناچارند کوشش کنند که نقطۀ ضعفی هر چند کوچک پیدا کنند و آن را بهانه سرزنش او قرار دهند و برای پیروان خود به آن متوسّل شوند و همان را وسیله جداساختن و انحراف ایشان از او قرار دهند.
مشرکان و منافقان به روزگار زندگی پیامبر صلّی الله علیه وآله و پس از رحلت آن حضرت تا روزگار ما همینگونه رفتار کرده و میکنند و چیزهایی به دروغ جعل میکنند و اموری را از مطاعن و عیوب ـ که خداوند او را از آنها مبرّی دانسته است ـ به او نسبت میدهند و خداوند سبحان در قبال این یاوه سراییها همواره بر رفعت مقام و علوّ مرتبه پیامبر صلّی الله علیه وآله افزوده است .
بنابراین ، جای تعجّب نیست که عمروعاص و دشمنان دیگر امیرالمؤمنین علی علیه السلام ، آن حضرت را به این عیوب متّهم کنند. هر کس تأمّل کند میفهمد که آنان در عین حال ناخواسته و دانسته و ندانسته ، بدینگونه در مدح و ثنای او کوشش کردهاند که اگر عیب دیگری از او مییافتند آن را نقل میکردند و اگر امیرالمؤمنین علیه السلام تمام همّت و کوشش خود را مبذول میداشت که دشمنان و سرزنشکنندگان خویش را از راهی که نمیدانند مجاب فرماید طریقی بهتر از این نمییافت و خداوند آنان را به این کار واداشته است . آنان پنداشتهاند از مقام امیرالمؤمنین علی علیه السلام میکاهند و حال آن که شأن آن حضرت را و قدر و منزلتش را بیشتر و برتر ساختهاند.(1)
----------------------------------------------------------------------------
(1) جلوۀ تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 3 / 347 .








