روایاتی که دلالت بر حقّانیت
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در تمامی جنگها دارد
در روایات آشکاری که از پیامبر صلّی الله علیه وآله نقل شده است بر حق بودن حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در همه جنگهایش روشن ، و گمراهی مخالفانش معلوم میشود.
از جمله این گفتار پیامبر که فرمودهاند:
ای علی ؛ جنگ تو جنگ من و صلح تو صلح من است(1).
و این گفتار آن حضرت که :
من با آن کس که با تو جنگ کند در حال جنگم ، و با آنکس که با تو صلح کند و تسلیم باشد صلح و تسلیم هستم.(2)
و این دو گفتار رسول خدا صلّی الله علیه وآله از طریق عامّه و خاصّه و از سوی محدّثان سنّی و شیعه روایت شده است و هیچیک از علما، متعرّض طعن و سستی در سند آنها نشدهاند و هیچکس که در احادیث صاحبنظر باشد، مدّعی نادرست بودن روایت این دو گفتار نشده است ، و هر کس که راه او چنین باشد لازم است تسلیم این دو روایت شود و به آن دو عمل کند؛ زیرا اگر این دو روایت سست و باطل بود، امّت اسلامی خالی از عالمی نمیماند که آن را تکذیب کند و دروغ بداند، و از طعن سالم نمیماند و جعلی بودن
و نادرستی آن شناخته میشد و دلیل خداوند بر بطلان این دو روایت برپا میشد. سلامت ماندن این دو خبر از اینگونه اعتراضات که گفتیم ، دلیل واضح بر صحّت آنهاست .دیگر از اینگونه روایات ، این گفتار نقل شده از پیامبر صلّی الله علیه وآله است که به حضرت علی علیه السلام فرمودهاند:
ای علی ؛ درباره تأویل قرآن جنگ کن ؛ همچنان که من درباره تنزیل آن جنگ کردم.(3)
و نیز این گفتار پیامبر صلّی الله علیه وآله به سهیل بن عمرو و افرادی که همراهش آمده بودند تا وابستگان و بردگان مسلمانشده خود را برگردانند:
ای گروه قریش ؛ ای گروه قریش ؛ آیا بس میکنید یا آنکه خداوند مردی را بر شما برانگیزد که درباره تأویل قرآن به شما ضربت بزند؛ همچنان که من درباره تنزیل آن با شما جنگ کردم و ضربت زدم .
یکی از یاران پیامبر صلّی الله علیه وآله به ایشان گفت : ای رسول خدا؛ او کیست ؟ آیا فلانی است ؟
فرمود: نه .
باز پرسید: آیا فلانی است ؟
فرمود: نه ؛ ولی آن کسی است که هماکنون کفش را در حجره پینه میزند و اصلاح میکند.
چون نگریستند ناگاه متوجه حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شدند که در حجره مشغول پینهزدن به کفش پیامبر صلّی الله علیه وآله بود.(4)
و این گفتار پیامبر صلّی الله علیه وآله به امیرالمؤمنین علی علیه السلام که :
پس از من با ناکثان و قاسطان و مارقان جنگ کن.(5)
و این روایت همچون روایات پیش ، از هر نوع خدشه در سند محفوظ مانده و هیچکس دلیلی بر ضعف و سستی آن عرضه نکرده و چون هر دو گروه آن را روایت کردهاند، صحّت و استواری آن ثابت است .
دیگر از اقوال پیامبر صلّی الله علیه وآله در این مورد، این سخن آن حضرت است که فرمودهاند :
«علی همراه حق و حق همراه علی است».
و «پروردگارا؛ حق را همراه علی و هر جا که باشد قرار بده».
و این گفتار پیامبر صلّی الله علیه وآله را هم محدّثان سنّی نقل کرده و در کتابهایی که از صحّاح ایشان شمرده میشود آوردهاند و هیچکس مدّعی خدشهای در سندش نشده و نسبت کذب به ناقلان آن نداده است و هیچ دلیل عقلی و نقلی بر فساد آن وجود ندارد و لازم است معتقد به صحّت و استواری آن بود.(6)
دیگر از این نمونه ، این گفتار رسول خداست که فرمودهاند:
پروردگارا؛ دوست بدار هر کس که علی را دوست میدارد، و دشمن بدار هر کس که او را دشمن میدارد، و یاری کن هر کس او را یاری کند، و از یاری آن کس خودداری کن که از یاری او خودداری کند.
و این سخن پیامبر صلّی الله علیه وآله مشهورتر از آن است که محتاج به بیان سندی باشد و از نظر محدّثان و نقلکنندگان اخبار، حدیث استوار و مسلّمی است.(7)
و این گفتار پیامبر صلّی الله علیه وآله که فرمودهاند:
ای علی ؛ خدا بکشد آن را که با تو جنگ و ستیز کند، و خدای دشمن بدارد آن را که با تو دشمنی کند.
این خبر هم مشهور و نزد اهل روایت معروف و مذکور است.(8)
دیگر از این موارد، این گفتار پیامبر صلّی الله علیه وآله است که فرمودهاند:
هر کس علی (علیه السلام) را آزار دهد مرا آزار داده است و هر کس مرا آزار دهد همانا خدا را آزرده است.
و بدینگونه آزار دادن حضرت علی علیه السلام را آزار خدای عزّوجلّ دانستهاند و آزار دادن خداوند مایه گمراهی و خروج از ایمان است.(9)
خداوند در آیه 57 سوره احزاب میفرماید: «همانا کسانی که خدا و پیامبرش را آزار میدهند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت میکند و برای آنان عذابی خوارکننده فراهم ساخته است».
نظیر این احادیث که همگی دلالت بر صحّت رفتار حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و خطای مخالفان او دارد بسیار است .(10)
--------------------------------------------------------------------------------
(1 و 2) اين دو روايت با اختلافات لفظى اندك در «صحيح ترمذى : 2 / 319 » و «مسند احمد حنبل :2/442» آمده است و همچنين رجوع كنيد به «فضائل الخمسة : 1 / 251 ».
(3 و 4) براى اطّلاع بيشتر از اين دو روايت ، رجوع كنيد به : نسائى ، خصائص : 40 و هيثمى ،مجمع : 5/186 و حاكم ، مستدرك: 3 / 139 و فضائل الخمسة : 2 / 360 ـ 349.
(5) با اختلافات لفظى اندك در «مستدرك حاكم : 3/139» و «تاريخ بغداد: 8/340 و ج 13/186» باتوضيح بيشتر آمده است و رجوع كنيد به «فضائل الخمسة : 2/358».
(6) رجوع كنيد به : ترمذى ، صحيح : 2 / 298 ، حاكم ، مستدرك : 3 / 119 و خوارزمى ، مناقب : 56.
(7) براى اطّلاع بيشتر رجوع كنيد به : فضائل الخمسة : 1 / 384 ـ 349.
(8) رجوع كنيد به : بحار الأنوار: 39 / 334 ـ 330 كه از منابع اهل سنّت نقل كرده است .
(9) رجوع كنيد به : «بحارالأنوار: 39 / 334 ـ 330» كه از منابع اهل سنّت نقل كرده است .
(10) نبرد جمل (شيخ مفيد؛): 39.








