امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
مناظره امام حسن مجتبی علیه السلام با معاویه و مهمترین یاوران حکومتش

مناظره امام حسن مجتبی علیه السلام

با معاویه و مهمترین یاوران حکومتش

«این مناظره را علمای شیعه و سنّی در کتاب های خود نقل کرده اند و نوشته اند که عمروعاص به معاویه اصرار کرد: امام حسن علیه السلام را در جمع آن ها دعوت کند تا آن ها با امام حسن  علیه السلام مناظره کنند و به گونه ای با آن حضرت صحبت کنند که قدر و منزلت ایشان و حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را کوچک کنند تا خلافت معاویه را تصدیق کند.

معاویه گفت می ترسم قلاّده هایی به گردنتان بیندازد که تا وقتی که وارد قبر می شوید باقی بماند، ولی سرانجام با اصرار عمروعاص و عتبه ، امام حسن علیه السلام را طلب نمودند و مناظره هایی که واقع شد سبب شرمساری معاویه و افرادش شد. اکنون به نقل اصل ماجرا می پردازیم : »

شیخ طبرسی در کتاب «احتجاج» ابن ابی الحدید در «شرح نهج البلاغه»، ابی‌مخنف و یزید بن ابی حبیب مصری روایت کرده‌اند که در اسلام دیده نشده هیچ روزی شدیدتر و پر سر و صداتر و پرگفتگوتر از روزی‌که جمع شدند در آن روز گروهی برای منازعه و مخاصمه با حضرت مجتبی علیه السلام در مجلس معاویة بن ابی سفیان که عبارتند از: عمرو بن عثمان بن عفّان ، عمرو بن عاص ، عتبة بن ابی سفیان ، ولید بن عقبة بن ابی معیط و مغیرة بن ابی شعبه که همه آن‌ها با یکدیگر توافق کرده بودند در یک کار که آن دشنام دادن و سبک شمردن حضرت مجتبی علیه السلام باشد.

عمرو بن عاص از معاویه درخواست کرد که بفرست به طلب حسن بن علی (علیهما السلام) و او را در مجلس خود حاضر کن ؛ زیرا که روش و سنّت پدر خود را زنده کرده و هر کجا می‌رود مردمان در دنبال او راه می‌روند و اطاعت فرمان او می‌کنند و هر چه می‌گوید گفتار او را تصدیق می‌کنند و این ، سبب رفعت مقام او و پدر او شده بزرگتر و بیشتر از آنچه شأن ایشان است . اگر در طلب او بفرستی ما تقصیر را به گردن او و پدر او خواهیم گذارد و او و پدرش را سبّ و دشنام خواهیم داد و قدر و مرتبه او و پدرش را کوچک خواهیم کرد تا تو را در خلافت تصدیق کند.

معاویه در جواب ایشان گفت : من می‌ترسم قلّاده‌هائی به گردن‌هایتان بیندازد که ننگ و عار آن برایتان باقی بماند تا وقتی که شما را در قبر گذارند. به خدا سوگند که من هرگز او را نمی‌بینم مگر این‌که کراهت از دیدن او دارم و از عتاب او می‌ترسم و اگر در طلب او بفرستم در حقّ او انصاف خواهم داد از آنچه با شما بگوید.

عمرو بن عاص گفت : آیا می‌ترسی که باطل خود را بر حقّ ما غلبه دهد و بیماری خود را بر صحّت ما برتری دهد؟!

معاویه گفت : نه .

عتبه گفت : نمی‌دانم این چه رأیی است ؟ سوگند به خدا؛ نمی‌تواند بیشتر و بزرگتر از آنچه در نفس‌های شما است با او محاجّه کنید و او هم محاجّه نمی‌کند به بزرگتر از آنچه در نفس او است بر علیه شما و او از خانواده‌ای است که خصومت و جدال می‌کنند!(1)

-----------------------------------------------------

(1) کنوز الحکم و فنون الکلم: ص 51.

 

 

 

 

    بازدید : 29661