امام صادق عليه السلام : جيڪڏهن مان هن کي ڏسان ته (امام مهدي عليه السلام) ان جي پوري زندگي خدمت ڪيان هان.
آرزوی عایشه پس از جنگ جمل

آرزوی عایشه پس از جنگ جمل

ابومخنف می‌گوید: در این هنگام حارث بن زهیر ازدی ـ که از اصحاب علی علیه السلام بود ـ خود را کنار شتر رساند و مردی لگام شتر را در دست داشت(1) و هیچ‌کس به او نزدیک نمی‌شد مگر این که او را می‌کشت . حارث بن زهیر با شمشیر به سوی او حرکت کرد و خطاب به عایشه این رجز را خواند:

«ای مادر ما؛ ای نافرمانترین و سرکش‌ترین مادری که می‌شناسم ؛ مادر به فرزندانش خوراک می‌دهد و مهر می‌ورزد. آیا نمی‌بینی چه بسیار شجاعان که خسته و زخمی می‌شوند و سر یا مچ دستشان قطع می‌شود؟

و او و آن مرد هر یک به دیگری ضربتی زد و هر یک دیگری را از پای درآورد.

جندب بن عبدالله ازدی می‌گوید: آمدم و کنار آن دو ایستادم و آن دو چندان دست و پای زدند تا مردند. مدّتی پس از آن در مدینه پیش عایشه رفتم که بر او سلام دهم . پرسید: تو کیستی ؟

گفتم : مردی از اهل کوفه‌ام .

گفت : آیا در جنگ بصره حضور داشتی ؟

گفتم : آری .

پرسید: با کدام گروه بودی ؟

گفتم : همراه علی علیه السلام بودم .

گفت : آیا سخن آن کسی را که می‌گفت : «ای مادر ما؛ تو نافرمان‌ترین و سرکش‌ترین مادری که می‌دانیم» شنیدی ؟

گفتم : آری ؛ و او را می‌شناسم .

پرسید: که بود؟

گفتم : یکی از پسرعموهای من .

پرسید: چه کرد؟

گفتم : کنار شتر کشته شد، قاتل او هم کشته شد.

گوید: عایشه شروع به گریستن کرد و چندان گریست که به خدا سوگند پنداشتم هرگز آرام نمی‌گیرد. سپس گفت : به خدا سوگند؛ دوست می‌داشتم که ای کاش بیست سال پیش از آن روز مرده بودم.(2)

* * *

این است نتیجۀ مخالفت با خدا و رسول خدا صلّی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علی علیه السلام.

شکست عایشه در جنگ جمل برای او بسیار گران تمام شد. او نه تنها به جنگ امیرالمؤمنین علیه السلام رفته و آرزوی شهادت آن حضرت را داشت، بلکه کلام رسول خدا صلّی الله علیه وآله را زیر پا گذارده و بر خلاف دستور خداوند عمل کرده بود. او می دانست نه تنها افراد زیادی را به کشتن داده ، بلکه آبروی خود را از نظر بسیاری از صحابه و سایر مسلمانان از دست داده است. به این جهت او بارها به شدّت گریه می کرد و زار زار می گریست. گریه های او دلیلی بر توبۀ او نبود، بلکه از شدّت شرمندگی بسیار مهمّی که داشت می گریست او حتّی یک بار آرزو کرد: ای کاش لکۀ حیض مادرم بودم و عایشه نبودم!

------------------------------------------------------------

(1) در ص 211 ج 5 تاریخ طبرى نام این شخص ، عمرو بن اشرف ثبت شده است .

(2) جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: 1 / 132 .

 

 

 

 

 

دورو ڪريو : 73795