امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
3. سخنان ابن عبّاس به مروان بن حکم

3. سخنان ابن عبّاس به مروان بن حکم

مروان بن حکم گفت : ای ابن عبّاس ؛ تو دندان‌های نیش خود را برمی‌گردانی و از آتش‌زنه خود آتش برمی‌فروزی ، گویی امید بر غلبه و آرزوی عافیت داری و اگر بردباری و گذشت امیرالمؤمنین (معاویه!) نمی‌بود با کوچکترین انگشت خود شما را فرو می‌گرفت و به آبشخوری دورافتاده می‌افکند. به جان خودم سوگند؛ اگر بر شما حمله برد اندکی از حقّ خود را از شما گرفته است و اگر از گناهان شما درگذرد از دیرباز معروف به گذشت است .

ابن عبّاس به او گفت : ای دشمن خدا؛ و ای کسی که رانده رسول خدایی و خونت حلال شده است و تو میان عثمان و رعیت او چنان دخالتی کردی که مردم را به بریدن رگ‌های گردن او و سوارشدن بر دوش او واداشتی . به خدا سوگند؛ اگر معاویه بخواهد انتقام خون عثمان را بگیرد باید تو را در آن مورد فرو گیرد و اگر در کار عثمان به دقتّ بنگرد آغاز و فرجامش را در تو خواهد یافت .

امّا این گفتار که به من می‌گویی «تو دندان‌هایت را برمی‌گردانی و آتش افروزی می‌کنی» از معاویه و عمروعاص بپرس تا دربارۀ جنگ هریر خبرت دهند که پایداری ما در قبال بلاها و سبک شمردن ما مشکلات را چگونه بود و از دلیری ما در حمله‌ها و پایداری ممتدّ ما به هنگام سختی‌ها و اینکه با پیشانی و گلوی خود به استقبال شمشیر و نیزه می‌رفتیم بگویند، مگر ما در آن آوردگاهه‌ها ضعفی از خود نشان دادیم ؟ آیا برای دوست خود جانفشانی نکردیم ؟ و تو را در آن جنگ نه مقام پسندیده‌ای بود و نه جنگی مشهور و نه چیزی که به شمار آید و آن دو چیزی را دیده‌اند که اگر تو می‌دیدی سخت به هراس می‌افتادی . تو از کاری که در خور تو نیست خود را بازدار و خود را بر چیزی که از تو نیست عرضه مدار که تو همچون شخص دربند کشیده‌ای که نمی‌تواند پای خود را فرو یا دست خویش را برآورد.(1) ... ادامه دارد

-------------------------------------------------------

(1) جلوۀ تاريخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 3 /  318 .

 

 

بازدید : 62