امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
پاسخ امام حسن مجتبی علیه السلام به یاوه گوئی های عمروعاص

پاسخ امام حسن مجتبی علیه السلام

به یاوه گوئی های عمروعاص

امّا تو ای عمرو پسر عاص ، کینه‌ور لعنت‌شده و بریده‌شده از خیر که عقبی برای تو نیست . در اوّل امرت سگ دیوانه‌ای بودی و مادرت زانیه بود و از زوج مشترک زائیده شدی و در باب تو مردانی از قریش با یکدیگر محاکمه کردند که از جمله ایشان ابوسفیان پسر حرب ، ولید پسر مغیره ، عثمان پسر حرث ، نضر پسر حرث بن کلده و عاص بن وائل بوده‌اند که هر کدام از ایشان مدّعی بودند که تو پسر او هستی . و در محاکمه کسی بر ایشان غالب شد از قریش که حسب او پست‌تر و منصب او خبیث‌تر و گمراهی او از همه بیشتر بود.

و تو کسی بودی که خطبه خواندی و گفتی که محمّد مردی است که پسر ندارد، هرگاه بمیرد ذکر او از زبان‌ها بریده می‌شود، پس خدای تبارک و تعالی آیه‌ای فرستاد خطاب به رسول خود که سرزنش‌کننده و بریده‌شده از خیری که تو را برای نداشتن پسر سرزنش می‌کند عقبی برای او نخواهد ماند.

و مادر تو می‌رفت در نزد عبد قیس و درخواست می‌کرد که با او زنا کند، می‌آمد در خانه‌های ایشان و با مردهای آن‌ها و در رودخانه‌هایشان که با او زنا کنند.

و توئی که در هر جنگی از جنگ‌های پیغمبر دشمنی تو با پیغمبر از همۀ دشمنان او زیادتر و سخت‌تر بود، و شدیدتر از همه آن‌ها رسول خدا صلّی الله علیه وآله را تکذیب می‌کردی .

و توئی ‌که با اصحاب کشتی به نزد نجاشی به حبشه رفتید برای تند کردن آتش غضب او به جهت ریختن خون جعفر پسر ابی‌طالب و سایر مهاجرین ، پس مکر و بدی که بکار بردید به خود شما احاطه و برگشت کرد و کوشش پست تو را ناچیز نمود و آرزوها و کوشش‌های تو را باطل و سخنان تو به دروغ تلقّی شد و خدا کلمات کفّار را پست گردانید و کلمه خود را برتری داد.

و امّا آنچه درباره عثمان گفتی ، ای کسی که حیا و دین تو کم است تو شعله آتش را برافروختی و فرار کردی به طرف فلسطین ، و منتظر عاقبت کار بودی . هنگامی که خبر کشته‌شدن او به تو رسید خودت را وقف معاویه کردی و دینت را به دنیای او به او فروختی ، و ما کسی نیستیم که تو را به کینه و دشمنی که با ما داری ملامت کنیم و به تو عتاب کنیم برای دوست‌شدن تو با ما.

تو در جاهلیت و اسلام همیشه دشمن بنی‌هاشم بودی ، توئی‌که هفتاد بیت شعر در هجو رسول خدا صلّی الله علیه وآله گفتی و رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: برای من نیکو نیست شعر گفتن و سزاوار نیست که شعر بگویم ، خدایا؛ تو لعنت کن عمرو پسر عاص را به هر بیت شعری هزار لعنت .

ای عمرو؛ توئی‌که دینت را به دنیایت فروختی و هدیه‌ها برای نجاشی بردی و بعد از آن‌که از نزد او ناامید و خوار برگشتی این‌خواری و ناامیدی تو را بازنداشت دو مرتبه به سوی او بار بستی و در هر دو مرتبه مغلوب و حسرت‌زده مراجعت کردی و حال آن‌که هلاکت جعفر و یاران او را می‌خواستی ، چون تیر تو به خطا رفت و امیدت بریده شد واگذار کردی امر سعی در هلاکت جعفر و یاران مسلمان او را به رفیق خود عماره پسر ولید.(1)

-----------------------------------------------------

(1) کنوز الحکم و فنون الکلم: ص 71.

 

 

 

 

 

    بازدید : 26865