امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
ایرانیان از نظر عمر

ایرانیان از نظر عمر

در کتاب تاریخ تشیّع در ایران می نویسد:

راه ندادن عجمان به مدینة الرسول که در زمان خلیفه دوّم مرسوم بود(1) ، طبعاً میتوانست یک نوع حقارت برای جنس عجم به حساب آید. خلیفه وقتی دید که مردم در داشتن بردگان عجم دستشان باز است ، سزاوار نمیدید که با وجود آنها، برده عرب وجود داشته باشد(2) . حتّی او از بکارگیری عجمان در اداره امور، نگران بود.(3)

گفته شده علّت ترور عمر نیز توسّط یک ایرانی به جهت سختگیری صاحب او در حقّش بود؛ چه در حالی که او از عمر استمداد جسته بود، خلیفه با تغییر شرایط کار او، مخالفت کرده بود.(4)

ابن جریح روایت کرده است که عمر وقتی در طواف مشاهده کرد دو نفر به زبان فارسی تکلّم میکنند، بدانها گفت که به عربی سخن بگویند. او اضافه کرد کسی که زبان فارسی یاد گیرد، مروّت او از میان خواهد رفت.(5)

همچنین نقل شده بنا به سنّتی که خلیفۀ دوّم نهاده بود، عربان اجازه داشتند تا در میان عجمان ، زن بگیرند، امّا بدانها زن نمیدادند(6). این مشابه تبعیضی بود که قبلا ایرانیان در حقّ عربها روا میداشتند(7) . این نوع تبعیضها و برتری دادن عرب بر موالی ، توسّط عمّال عمر همچون ابوموسی اشعری نیز اعمال میگردید(8) . بعدها در عهد عثمان ، این مسائل بیشتر تقویت گردید. از این رو در دل موالی ، عقده خاصّی نسبت به وضع موجود به وجود آمد، و آنها را از شیوه اداره حکومت ، ناراضی کرد.

در دوره بنیامیه ، مسائل نژادی تشدید شد.(9) حکومت آنها، حکومتی عربی و متّکی بر نژاد عرب (البتّه به نام اسلام) بود(10) و لذا در تبعیض بین عرب و عجم ، سنگ تمام گذاشتند. در عهد آنها، موالی به هیچ صورتی حقوقی را که اعراب داشتند دارا نبودند(11).

این در حالی بود که موالی با تلاش پیگیر خود از ربع چهارم قرن اوّل ، توانستند موقعیت ویژهای در مناطق عربی برای خود کسب کنند. و از لحاظ علمی و فقهی ، رتبههای اوّل را به دست بیاورند(12).

متأسّفانه بعضی از جاهلین نسبت به تاریخ حدیث و محدّثین اواخر قرن اوّل به بعد به نقش موالی توجّهی نکرده و برای توجیه تبعیضی که به ناحق از طرف بنیامیه اعمال میشد نوشتهاند: عربها در دوره اموی معتقد بود که ایمان موالی نسبت به اسلام ، حقیقی نیست ، و لذا اسلام آنها را مساوی با عرب نمیدیدند.

بعد مینویسند: حجّاج از جمله این عربها بوده است . لابد این دفاعی است از حجّاج به این صورت که عربیگری او به خاطر اسلام بوده است!!

او اضافه کرده است : قرار دادن جزیه بر کسانی که حتّی اسلام آورده بودند بدین دلیل بوده است(13). با این حال بنیامیه جوّ تبعیض را حاکم کردند(14)  و موالی را بسیار آزار دادند. آنها کارهای سخت جامعه را به موالی واگذار میکردند و خود به امور سیاسی و نظامی میرسیدند(15).

عبدالمجید العبادی در این مورد مینویسد: عرب خود را به عنوان سرور میشناخت در حالیکه به موالی به عنوان طبقه ضعیف نظر میکرد. آنها با موالی به گونهای برخورد میکردند که شرع و عقل ، آن را تجویز نمینمود. او پس از ذکر مواردی از برخوردهای حقارتآمیز مینویسد: آنها برای یک قبیله ، عار میدانستند که به موالی همسر بدهد و لذا قبیله بنی عبدالقیس را محکوم میکردند(16) .

معاویه میگفت : موالی رو به ازدیاد نهادهاند، باید جمعی از آنها را کشته ، جمعی را برای ساختن راه نگه دارم(17) . گرچه احنف بن قیس قصد او را از این حرکت برهم زد.

همچنین او به زیاد نوشت تا در عراق نسبت به موالی بر طبق سنّت خلیفه دوّم عمل کند؛ چرا که با این سیاست ، آنها خوار و ذلیل خواهند شد. به موجب سنّت خلیفه ، عربها میتوانند از موالی زن بگیرند امّا نمیتوانند بدانها زن بدهند. بالأخره بر اساس همین شیوه و روش ، عرب قادر بود از آنان ارث ببرد امّا آنها از عربان نه ! سهم آنها کاهش یافته ، در جنگها در صف مقدّم باشند! راهها را اصلاح کرده ، درختان را قطع کنند! امامت نمازها بدانها واگذار نشده ، در صف مقدّم جماعت نباشند...

او در ادامه افزود: وقتی این نامه به تو رسید «فأذلّ العجم واهنهم واقصهم ولاتستعن بأحد منهم»(18) ؛ عجمان را خوار کرده ، مورد اهانت قرار بده ، آنان را از خود بران و به احدی از ایشان توجّه و اعتنا نکن !

اصفهانی مینویسد: در زمان بنی امیه ، وقتی عربی با باری از بازار بیرون میآمد و یکی از موالی در آن نزدیکی بود بار را به وی میداد تا برای او  حمل کند. او نیز مخالفتی نمیکرد.(19)

از دیدگاه عربها موالی برای کارهایی از قبیل روبیدن راه آنها و نیز دوختن لباس آنها آفریده شده بودند(20) . در میان بنی امیه ، اجازه داده نمیشد فرزندانی از خلفاء که مادران آنها عجم بودند به خلافت برسند(21).

وقتی بُسر بن ارطاة در سال 93 از ناحیۀ معاویه به یمن رفت در میان جنگهایی که با طرفداران علی علیه السلام داشت صد نفر از ابناء فارس را که بچّههای عبیدالله بن عبّاس در خانه زنی از آنها مخفی شده بود، کشتند.(22)

حجّاج یکی از سرسختترین حکام بنی امیه ، گفته بود: در کوفه هیچ عجمی حق ندارد امام جماعت باشد(23) . او حتّی موالی را به زور برای جنگ میبرده است(24) . همچنین او تمام حمراء را در شهرها، متفرّق کرده و بر دست هر یک از آنها، نام شهری که میبایست بدانجا برود را نقش کرده بود.(25)

در شعری دیده شده که ازدواج یک زن عرب با مردی عجمی ، تشبیه به مجامعت زن عرب با یک قاطر شده است(26) . آنها اصطلاحات فرهنگی ارزشی خاصّی برای فرزندانی که پدر یا مادر آنها، عجمی بودند ساختند؛ چنانکه اگر کسی پدرش عرب و مادرش عجم بود او را «هجین» مینامیدند.(27)

هنگامی که یکی از موالی دختری را از بنی سلیم به زنی گرفت ، محمّد بن بشیر خارجی به مدینه نزد والی آن دیار ابراهیم بن هشام بن اسماعیل رفت و شکایت کرد. والی در میان آندو جدایی انداخت و دستور داد تا 200 تازیانه به آن مرد زدند. و پس از آن سر و صورت او را تراشیدند.(28)

---------------------------------------------------------------------------------

(1). عقد الفرید: 3 / 413.

(2). المصنّف : 5 / 475 /  و 6 / 51 و 54.

(3). حیاة الصحابة : 2 /  150، المصنّف :  11 / 439 .

(4). حیاة الحیوان:  1 / 51 .

(5). اقتضاء صراط المستقیم : 205، تاریخ جرجان : 486.

(6). الإیضاح : 153 و ما در باره مسأله امتیازات نژادی در عهد خلیفه دوّم و سوّم در کتاب خود به نام «تاریخ سیاسی اسلام از آغاز تا سال 40 هجری» که منتشر شده بحث مفصّلی کردهایم .

(7). مروج الذهب : 2 / 56 «علی أن ینکحوا النسوان منهم ولاینکحوا فی الفارسیا».

(8). حیاة الصحابة : 2 / 447.

 (9). الزندقة والشعوبیة : 40.

(10). البیان والتبیین : 3 / 367 .

(11). مقایسه کنید با نظرات فی تاریخ الإسلام : 408.

(12). شذرات الذهب :  1 / 102.

(13) . الزندقة والشعوبیة : 50.

(14). الزندقة والشعوبیة : 30.

(15). سابقه این برخوردها در افکار جاهلی بود. هنگامی که ابوسفیان میگفت : جائی که بلال در آن شریفباشد، ثمرهای در آنجا نخواهد بود! رک : المحاسن والمساوی : 1 / 136 .

(16) . الإسلام والمشکلة العنصریة : 75. اشاره است به اشعاری که در آن «ابی بحیر» قبیله بنی عبدالقیس رابدین جهت سرزنش کرده است . به نقل عقد الفرید: 3 / 232 . قبیله بنی عبدالقیس ، یکی از قبایل شیعی است .

(17). عقد الفرید: 413، تاریخ تمدّن اسلامی : 4 / 341 .

(18). سلیم بن قیس : 120، 104.

(19). ضحی الإسلام : 1 / 25 ، شعوبیة : 23.

(20). عقد الفرید:  3 / 414 «هم یکسحون طرقنا ویخرزون خفافنا ویحوکون ثیابنا»، و ر ک : المجروحین : 37، حدیثی نیز ساخته بودند که موالی حق تجارت ندارند. رک : المجروحین : 2/124.

(21). عقد الفرید:  6 / 130 ، 131، البتّه گویا در اواخر عهد اموی این مورد قدری تغییر کرد و عرب بیشتر اعتدال یافت!! و لذا مادر مروان حمار، عجمی بود.

(22). عقد الفرید:  2 / 233 .

(23). الغدیر: 11 / 27 .

(24). تاریخ العراق تحت الحکم الاموی : 170، به نقل از تاریخ ایران بعد از اسلام : 379.

(25). عقد الفرید: 3 / 416 .

(26). القول فی البغال : 87.

(27). عقد الفرید: 6 / 129 ، الزندقة والشعوبیة : 39 به نقل از عقد الفرید.

(28) . تاریخ تشیع در ایران : 49.

 

 

 

 

 

 

بازدید : 13