قطره ای از دریا (6)
گریۀ مردم برای خراب کردن حجره های همسران رسول خدا صلّی الله علیه وآله
فهرست فصلها 70
متن فصل
گریۀ مردم برای خراب کردن
حجره های همسران رسول خدا صلّی الله علیه وآله
واقدی از عبدالله بن زید هُذَلی نقل میکند که می گفته است : من حجرههای همسران رسول خدا صلّی الله علیه وآله را در آن موقع که به فرمان عمر بن عبدالعزیز ویران کردند دیدم ، دیوار حیاط ها از خشت خام بود و هر حیاط دارای حجرههایی بود از چوب و شاخ خرما که میان آنها را گلاندود کرده بودند، شمردم نه حجره بود که در فاصله خانه عایشه و در مسجد که به باب النبی معروف است و تا محلّ خانه اسماء دختر حسن بن عبدالله بن عبیدالله بن عبّاس قرار داشت .
ضمنآ متوجّه شدم که حیاط و حجره امّ سلمه رضی الله عنها از خشت خام است ، از پسرش علّت آن را پرسیدم ، گفت : هنگامی که پیامبر صلّی الله علیه وآله به جنگ دَوْمَة رفته بودند، امّ سلمه حجره خود را با خشت خام بنا کرد و چون رسول خدا صلّی الله علیه وآله برگشتند متوجّه آن شدند و نخست به خانه امّ سلمه آمدند و فرمودند: این بنا چیست ؟ امّ سلمه گفت : ای رسول خدا؛ خواستم از دید مردم محفوظ باشم .
فرمودند: ای امّ سلمه ؛ بدترین چیزی که اموال مسلمانان در آن راه خرج شود، ساختمان است .
واقدی میگوید: این حدیث را برای معاذ بن محمّد انصاری گفتم ، گفت : من از عطاء خراسانی در حضور عمر بن ابوانس در فاصله میان قبر و منبر پیامبر صلّی الله علیه وآله شنیدم که میگفت : حجرههای همسران رسول خدا صلّی الله علیه وآله را دیدم که از شاخ خرما درست شده و بر درهای آن پردههای مویین سیاه بود، و نامه ولید بن عبدالملک رسید که دستور داده بود حجرههای همسران رسول خدا صلّی الله علیه وآله ضمیمه مسجد شود، و من هرگز به اندازه آن روز گریهکننده ندیدهام .
عطاء میگوید: از سعید بن مسیب شنیدم که میگفت : به خدا سوگند؛ سخت دوست میداشتم که آن حجرهها را به همان حال باقی نگه دارند تا آنکه مردم مدینه و هر کس که به آن شهر میآید ببینند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله در زندگی خود به چه مقدار کفایت فرموده است و موجب شود که مردم از مالاندوزی و فخرفروشی دست بردارند و به زهد گرایند.
معاذ میگوید: پس از آنکه عطاء خراسانی سخن خود را تمام کرد، عمر بن ابوانس گفت : چهار خانه از آنها با خشت خام ساخته شده بود و حجرههایی از چوب خرما داشت و پنج خانه فقط با چوب گلاندود بود و حجرهای نداشت و بر در آنها پرده مویین آویخته بود.
گوید: من پرده را اندازه گرفتم سه ذراع طول و یک ذراع و یک وجب بلکه کمتر از یک وجب عرض ، امّا آنچه که در مورد گریه مردم گفتی من در مجلسی که گروهی از پسران اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه وآله از جمله ابوسَلَمَة بن عبدالرحمن بن عَوْف و ابوامامة بن سهل بن حُنَیف و خارجِة بن زید بن ثابت بودند حضور داشتم و آنان آنقدر گریستند که ریشهایشان خیس شد و ابوامامه میگفت : ای کاش ؛ این خانهها را به حال خود میگذاشتند و خراب نمیکردند تا شاید مردم در ساختمان کردن کوتاه میآمدند و میدیدند خداوند برای پیامبر خود چه مقدار بهره دنیایی قرار داده است با آنکه کلیدهای گنجهای جهان همه در دست آن حضرت بوده است.(1)
----------------------------------------------------------
(1) طبقات : 1 / 469.