امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
اشتباه عمر در کلام خدا
اشتباه عمر در کلام خدا

«خلافت عمر از آثار سقیفه»

مهر زنان واجب است از چيزهايى باشد كه مرد مسلمان آن را در تملّك دارد؛ خواه موجود يا قرض يا منفعت باشد. مقدار آن هم مربوط به زن و شوهر است كه بر آن تراضى داشته باشند. زياد باشد يا اندك ، در صورتى كه كمى آن ، آن را از ماليت ساقط نكند؛ مانند يك دانۀ گندم . بله مستحب است كه در كثرت ، از پانصد درهم تجاوز نكند.

عمر تصميم گرفت كه از زياده روى در مهرها جلوگيرى به عمل آورد تا امر ازدواج - كه تكثير نسل بر پايۀ آن استوار است - تسهيل شود و جوانان از ارتكاب حرام مصون گردند؛ چون پيغمبر اكرم - صلّى الله عليه وآله - فرموده بود: ((هر كس ازدواج كند، يك سوّم دين خود را نگاه داشته است )).

به همين منظور، روزى در منبر ايستاد و گفت : به من خبر نرسد كه مهر زنى از ميزان مهر زنان پيغمبر بالاتر رفته باشد؛ چون در غير اين صورت ، زيادى را بر مى گردانم . زنى برخاست و گفت : چنين حقّى را خدا به تو نداده است. خداوند مى فرمايد: ((اگر خواستيد زنى را رها كرده و به جاى او زنى ديگر بگيريد و مال بسيارى را مهر او كرده ايد، البته نبايد چيزى از مهر او باز گيريد. آيا به وسيلۀ تهمت زدن به زن ، مهر او را مى گيريد؟ و اين گناهى بزرگ و زشتى اين كار، آشكار است و چگونه مهر آنان را خواهيد گرفت در صورتى كه هر كس به حقّ رسيده (مرد به لذّت و آسايش و زن به نفقه و مهر خود) در همچنين زنان ، مهر را در مقابل عقد زوجيّت و عهد محكم حقّ از شما گرفته اند))(1) .

با شنيدن اين آيه و سخن آن زن ، عمر از حكم خود برگشت و گفت: آيا تعجّب نمى كنيد از پيشوايى كه اشتباه كرد و زنى كه راه صواب پيمود، و مبارزه كرد با پيشواى شما و بر او پيروز شد؟!(2) .

و در روايت ديگر گفت : هر كسى از عمر داناتر است ، شما مردان اين حرف را از من شنيديد و به من ايراد نگرفتيد تا زنى كه از زنان شما فهميده تر نيست ، به من ايراد بگيرد(3) .

در روايت ديگر است كه : ((زنى برخاست و گفت : اى پسر خطّاب ! خدا اين حق را به ما مى دهد و تو از ما منع مى كنى ؟ سپس اين آيه را خواند. عمر هم گفت : همه كس از عمر داناتر است ، آنگاه از حكم خود برگشت )).(4)

---------------------------------------------------------------

(1) { وَ اِنْ اَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوجٍ مَكانَ زَوْجٍ وَ آتَيْتُمْ اِحْداهُنَّ قِنْطاراً فَلا تأْخُذُوا مِنْهُ شَيْئاً أَتَاْخُذُونَهُ بُهْتاناً وَ اِثْماً مُبيناً وَ كَيْفَ تَاءْخُذُونَهُ وَ قَدْ اَفْضى بَعضُكُمْ اِلى بَعْضٍ وَآخَذْنَ مِنْكُمْ ميثاقاً غَليظاً } (سوره نساء، آيه 20 - 21).

(2) به همين الفاظ بسيارى از حافظان آثار و ناقلان اخبار آن را روايت كرده اند. ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، جلد سوم ، ص 96 آن را به طور ارسال مسلم نقل كرده است.

(3) زمخشرى در كشّاف در تفسير آيۀ مورد بحث { وَ آتَيْتُم اِحْداهُنَّ قِنْطاراً } آن را نقل كرده است.

(4) اجتهاد در مقابل نص :  408 .

 

 

بازدید : 19