امیرالمؤمنین علیه السلام
از نظر پیرمردی که شیعۀ آن حضرت بود
شيخ: ابوتراب كيست؟!
معاويه: على بن ابيطالب است.
شيخ: خداوند دماغ تو را به خاك بمالد و دهانت را بشكند و پدر و مادرت را لعنت كند چرا نمى گويى: امام عادل و پناه مردم و سلطان دين و كشندۀ مشركين و شمشيرِ كشيده خدا و پسر عمّ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم و شوهر بتول و تاج فقهاء و كنز فقراء و پنجمين از اصحاب كساء و شير غالب و پدر حسن عليه السلام و حسين عليه السلام اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام؟(1)
معاويه: اى شيخ! چنان مى بينم كه خون و گوشت تو، با گوشت و خون على آميخته است اگر او بميرد تو فاعل امرى نباشى و كارى نتوانى كنى.
شيخ: خداوند مرا به حرمان او مبتلا نكند و حزن مرا بعد از او بزرگ دارد ولكن دانسته باش كه خداوند سيد و آقاى مرا نميراند تا از فرزندان او يكى را برپا نكند و حجّت جهانيان نفرمايد.
معاويه: اى شيخ! هيچ چيز از بهر خويش به جاى گذاشته اى.
شيخ: راه راست را نشان داده ام از براى كسى كه خواهد.
عمر بن عاص: اى معاويه! گويا اين مرد تو را نمى شناسد كه اين گونه سخن مى گويد و جسارت روا مى دارد.
---------------------------------------------------
(1) قال له الشيخ: اَرغَمُ اللهُ اَنفَكُ وفَض اللَه فاكُ وُ لعن اللهُ امكُ و اَباكُ لِمُ لا تَقول الإمامْ العادِلِ وُ الغيث الهاطل، يعسوبْ الدين و قاتِلُ المشركينُ وُ القاسطينُ و المارِقينُ، سُيفْ اللهِ المُسلولِ، ابنُ عم الرسولِ و زوجُ البتولِ. تاجْ الفقهاء و كَنزُ الفقراء و خامِسْ اهل الغباءِ والليثُ الغالِبِ، ابو الحُسُنينِ على بنِ ابيطالب عليه السلام.
منبع: از یادداشت های چاپ نشدۀ شخصی (حدیث کساء: ص 56)








