ایرانیان از نظر معاویه
... ... و امّا ایرانیان : «وانظر الی الموالی من أسلم من الأعاجم فخذهم بسنّة عمر بن الخطّاب فإنّ فی ذلک خزیهم وذلّهم...».
و امّا ای زیاد؛ درباره ایرانیها ـ این قوم که به نام موالی و بردگان در میان ملّت اسلام بسر میبرند ـ جز با سیاست و روش عمر بن خطّاب ادارهشدنی نیستند. این ملّت را باید اسیر کرد. باید ذلیل کرد. این ملّت را به همان روش که عمر میکوبید، باید به گونهای کوبید که هرگز نتوانند سر بردارند.
گوش کن زیاد (چنانکه روش عمر بوده است) برنامه تو در برابر ایرانیان باید چنین باشد:
چنانکه عمر گفته ، اعراب حق دارند با زنان ایرانی ازدواج کنند؛ ولی ایرانیها حق ندارند که دختر عرب را به زنی بگیرند؛ چه آنکه عرب ، سید و سرور است و ایرانی بنده و نوکر...، و باید که عرب از خانوادههای ایرانی میراث ببرد ولی ایرانیان چنین حقّی ندارند.
از عطای ایرانیان که حقّ همگانی ملّت مسلمان است تا میتوانی بکاه . در تقسیم خواربار و ارزاق تا میتوانی از سهم ایرانیان کم کن . در میدانهای جنگ ، همیشه جنگجویان و سربازان ایرانی را در صف اوّل قرار بده تا هدف حمله پرنیروی جنگاوران تازهنفس دشمن ایرانیان باشند و با مرگ خود موجبات پیروزی سپاه عرب را فراهم آورند.
در جنگها سربازان ایرانی را به کار جادّهسازی بگمار، تا راهها را برای گذشتن شمشیرزنان عرب صاف کنند و درختهائی را که مانع گذشتن آنها میشود از سر راهشان برگیرند و بیشههائی را که سپاهیان عرب را به خطر میاندازد، از میان بردارند و بالأخره بکوش که هر چه کار سخت و دشوار و جانکاه باشد، نصیب ایرانیان گردد.
آنقدر بار بر دوش ایرانیان بگذار که بر دوششان فشار بیاورد و سنگینی کند. ایرانی هر چند مؤمن به خدا و آئین اسلام و صالح و پرهیزکار باشد، حق ندارد بر صفهای نمازگزاران عرب ، امامت کند و پیشنماز گردد.
ایرانی هر چند هم که شریف و بزرگوار و از خاندانی بزرگ و نامآور باشد حق ندارد بر عرب هر چند که پست و رذل باشد، پیشی جوید و هنگام گذشتن از کوچهها جلوتر از عرب راه برود.
ایرانی حق ندارد در نماز جماعت در صف اوّل و یا صفوف نخستین قرار گیرد؛ مگر اینکه عدّه عربها برای تکمیل صفها کافی نباشد.
ایرانی حق ندارد بر مرزها فرمانروا گردد.
ایرانی حق ندارد بر شهری از شهرهای اسلام حکومت کند. ایرانی هر چند هم که در فقه و قرآن دانشمند باشد، حق ندارد قضاوت کند. «فإنّ هذه سنّة عمر بن الخطّاب. فیهم وسیرته، جزاه عن اُمّة محمّد وعن بنیامیة خاصّة افضل الجزاء...»؛ این سیاست عمر بن خطّاب است و عمر با چنین سیاستی ، شایسته است که از امّت محمّد صلّی الله علیه وآله و به ویژه از بنیامیه شایستهترین پاداشها و تلافیها را دریابد ... ... .








