معاویه: ابوبکر و عمر
کرسی خلافت را ربودند
... ... ای زیاد؛ به جان خودم قسم میخورم ؛ ای برادر من! که اگر عمر و یار او ابوبکر کرسی خلافت را نمیربودند، امروز ما و ملّت اسلام در چنگ بنیهاشم با منتهای بدبختی دست و پا میزدیم .
خانواده هاشم خلافت را به نام میراث قانونی خود دست به دست میگردانیدند و یکی پس از دیگری بر تخت سلطنت مینشستند و از نو امپراطوری ساسانیان و قیصرهای روم را، به نام اسلام و در میان ملّت اسلام به راه میانداختند ولی خداوند متعال این موهبت را از بنیهاشم گرفت و ابتدا به «تیم بن مرّه»(1)، و بعد به عدی بن کعب(2) بخشید.
ای زیاد؛ هیچ میدانی که در قریش قبیلهای از این دو قبیله ، ذلیلتر و فرومایهتر و پستتر نبود؟
در این هنگام ما به طمع افتادیم ؛ زیرا احساس کردیم که خانواده امیه ، هزاران بار از تیم و عدی برای خلافت شایستهتر و لایقتر است .
ما ثروت داشتیم ، ما عنوان در جاهلیت داشتیم ، ما با محمّد پیوستگی داشتیم ، شرایط خلافت در خانواده ما هزار بار، بیش از خانوادههای تیم و عدی آماده بود. به همین جهت جرأت کردیم و جلو رفتیم . ابتدا شیخ ما (عثمان بن عفّان) در شورائی که به وصیت عمر تشکیل یافت و سه روز هم با مشاوره و گفتگو دوام داشت ، مقام خلافت را به دست آورد و پس از چند سال که کشته شد؛ ما به عنوان خونخواهی او بپای خواستیم و به قرآن استناد جستیم که فرموده بود: (من قتل مظلومآ فقل جعلنا لولیه سلطاناً)(3). و به همین دلیل خود را ولی خون عثمان شمردیم و به خونخواهی برخاستیم و در نتیجه میراث او را که کرسی خلافت است ، به چنگ آوردیم و اکنون بر توسن آرزو سواریم ؛ ولی ما باید بدانیم که نژاد ایران دشمن حکومت و قدرت ماست .
اشتباه عمر با اینکه مدیون مرحمتها و محبّتهای او هستیم ، اشتباه کوچکی نبود. عمر باید قوانین و نظاماتی به وجود میآورد که برای همیشه ملّت ایران و طبقات غیر عرب را ذلیل و خوار میداشت .مثلا اگر مقرّر میفرمود که دیۀ بنده نصف دیۀ مولا و خداوندگار او باشد، به تقوا و معروف ، نزدیکتر و مقرونتر میبود و من اگر با موازین سیاسی منطبق مینمود، هماکنون این نظامنامه را به جریان میانداختم . ولی افسوس که هنوز سر و صداها آرامش نیافته و اوضاع روز، اقتضای اینگونه مقرّرات را ندارد.
اگر امیدوار بودم که ملّت اسلام ، بیهول و هیجان این قانون را بپذیرد و موجبات اختلاف و نفاق در ملّت فراهم نگردد، مقرّر میداشتم که ایرانینژادها در برابر قوانین اسلام ، با عربینژادها یکسان نباشند.
مثلا اگر یک ایرانی ، یک عرب را کشت ، محکوم به اعدام گردد؛ بدین معنی که دیۀ کامل را بپردازد ولی اگر یک عرب ، ایرانی را کشت از اعدام در امان باشد و تنها به نصف دیۀ محکوم گردد ... ... .
----------------------------------------
(1) منظور قبيله اى است كه ابوبكر از آن برخاسته است .
(2) مقصود قبيله اى است كه عمر بدان منسوب است .
(3) سورۀ اسراء، آیۀ 23 .








