ابوسفیان و معاویه و... و اسلام مصلحتی
هیچ یک از بنی امیّه که مسلمان شدند، اسلامشان از روی اعتقاد نبود، بلکه از روی کراهت و مصلحت بوده است در واقع ابوسفیان، معاویه و دیگران به ظاهر مسلمان شدند آن هم از روی اجبار و مصالحی که در نظر داشتند ، آن ها جز این چاره ای نداشتند.
«خاندان بنی امیّه تا آخرین روزهای ممکن در برابر اسلام مقاومت کردند و تنها وقتی چارهای جز پذیرش اسلام نداشتند ایمان آوردند.
نه تنها آنچه از اعمال و رفتار آنان به دست میآید، بلکه آگاهیهایی که دربارۀ ابوسفیان و به ویژه معاویه در دست است ، این سخن حضرت علی علیه السلام را ـ که «آنها تنها بر اساس مصلحت اسلام آوردند» ـ تأیید می کند.(1)
با به سلطنت رسیدن معاویه و حاکمیت خاندان اموی بر جامعه اسلامی ، سیر قهقرایی فرهنگ و ارزشهای اسلامی و احیای سنّتهای جاهلی آغاز شد. در چنین محیطی بود که بسیاری از بیماردلان ، جاعلان حدیث ، قصّهسرایان درباری ، مروّجان اسرائیلیات ، مسیحیان روم ، ورشکستگان سیاسی و تهماندههای کفّار قریش ، همگی بسان مگسانی به گرد شیرینی جاه و جلال حکام اموی تجمّع کردند و از این خوان گسترده ، بهرهای وافر بردند.
از آنجا که اکثر حکام اموی ، خود بهرهای از علم و دانش نبرده بودند، برای پر کردن خلأ علمی (و...) که در جامعۀ اسلامی پدیدار شده بود، به اهل کتاب و شعرا و خطبا و قصّهگویان روی نمودند و آنها نیز تا توانستند ترّهات و اباطیل خود را در میان مسلمانان پراکنده ساختند و چهره تابناک اسلام را زشت جلوه دادند.(2)
---------------------------------------------------------------------------
(1) حضرت على علیه السلام در يكى از نامههاى خود خطاب به معاويه مىنويسد: «وما أسلم مسلمكم إلّا كرهاً». «شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 2 / 298 و 299، به نقل از تاريخ سياسى اسلام : 2 / 393 ».
(2) اسرائيليّات و تأثير آن بر داستانهاى انبياء در تفاسير قرآن : 71.








