جناب جعفر بن محمّد و معاویه
عبدالله جعفر در جنگهای سهگانه امیرمؤمنان علیه السلام جزء یاران آن حضرت و در جنگ صفّین از امراء و فرماندهان لشکر آن بزرگوار بود.
أب الشهداء: یکی دیگر از فضائل عبدالله جعفر این است که او پدر سه شهید به نام محمّد، عون و عبدالله است که هر سه در روز عاشوراء و در کنار سایر شهداء و در مقابل دید مادرشان حضرت زینب کبری علیهاالسلام به درجۀ عظمای شهادت نائل گردیدند.
دفاع از ولایت: ابن ابی الحدید از مدائنی جریان جالبی نقل نموده است که گویای ایمان و اخلاص عبدالله جعفر نسبت به مقام ولایت و دفاع او از امیر مؤمنان علیه السلام و تجلیل و تکریم وی از امام مجتبی و حسین بن علی علیهماالسلام میباشد و خلاصۀ این حادثه چنین است :
«روزی عمروعاص در مجلس معاویه که عبدالله جعفر نیز حاضر بود برای خوشآیند معاویه و جلب رضا و خشنودی او از امیر مؤمنان علیه السلام بدگویی و نسبت به ساحت آن بزرگوار جسارت نموده و بیادبانه سخن گفت . در این موقع رنگ عبدالله متغیر گشته و لرزه بر اندامش افتاد و از جای خود برخاست و بدون واهمه به جای عمروعاص شخص معاویه را مورد خطاب قرار داد و چنین سخن گفت : معاویه تا کی دشمنی تو را تحمّل کنیم و تا کی به گفتار ناهنجار و سخنان بیادبانهات شکیبایی ورزیم . معاویه فکر میکنی خطاهای بس بزرگ تو در ریختن خون مسلمانان و جنگ و ستیز تو با امیرمؤمنان علیه السلام فراموش شده است . معاویه دیگر بس است . دست از ضلالت و گمراهی بردار و اگر از ما خاندان پیروی نمیکنی لااقل از ما بدگویی نکن و به یاد روزی باش که در پیشگاه خداوند باید پاسخگوی اعمالت باشی...»
عبدالله در این مجلس آن چنان محکم و کوبنده سخن گفت که معاویه به مقام اعتذار برآمد و چنین گفت : اباجعفر؛ به خدایت سوگند بس کن و بر جای خود بنشین . خدا لعنت کند کسی را که تو را واداشت این چنین سخن بگویی و مطالب در دل نهفته را بیرون بریزی . عبدالله؛ اگر نبود در تو هیچ فضیلتی جز زیبایی خلق و خویت و نعمت جمال و کمالت احترام تو بر ما لازم بود در حالی که تو فرزند ذو الجناحین و سیّد و سالار بنیهاشم هستی .
عبدالله در اینجا سخن معاویه را قطع نمود و چنین گفت : معاویه اشتباه میکنی امروز سیادت بنیهاشم با حسن و حسین علیهما السلام است و جز آنان نه بر من و نه هیچ شخص دیگر یارای ادّعای چنین مقامی نیست .
معاویه آنگاه خطاب به عمرو عاص گفت : میدانی عبدالله چرا آنچه را که باید به تو گوید به من گفت و به جای تو مرا نکوهش کرد؟ چون تو را پستتر از آن دید که مورد خطابت قرار دهد و بر سخنت پاسخ گوید[1] .[2]
-------------------------------------------------------------------------------------------
[1] . مشروج اين جريان در «شرح نهج البلاغه : 6 / 295» آمده است .
[2] . تاريخ حرم ائمّۀ بقيع علیهم السلام : 248 .








