نمونه ای از قدرت حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام
سلمان فارسی رحمة الله علیه (1) فرمود: «زنی بود از انصار که او را امّ فروه می گفتند. به خانه های اصحاب می رفت و مردم را بر شکستن بیعت ابی بکر ترغیب و بر بیعت و متابعت حضرت امیرالمؤمنین ویعسوب المسلمین علی بن ابی طالب علیه السلام تحریص می نمود. چون سخنان امّ فروه به ابوبکر رسید او را طلبید و گفت: من شنیده ام که تو در مجالس ومحافل چیزی می گویی که موجب نقض عهد بیعت من می شود، از این توبه کن.
گفت: مرا از سخن راست توبه می فرمایی و خود از مخالفت خدا و رسول و اضلال خلایق توبه نمی کنی؟! ابوبکر از این سخن به غایت برآشف و گفت: ای دشمن خدا می خواهی که جماعتی که بر امامت من اجماع کرده اند متفرّق سازی ؟! مگر تو به امامت من اعتقاد نداری؟ گفت: ای ...! تو امام من نیستی. امام آن کسانی که (2) تو را اختیار کرده اند و از برای دنیای بی وفا روی به تو آورده اند. اگر از تو اندک آزاری بیابند از تو برگردند.
امّا امام مخصوص به امامت، به حکم خدا و نصّ صاحب نبوّت آن است که هیچ سخن بر سبیل تحکم نگوید و از فرمان الهی و قول حضرت رسالت پناهی صلّی الله علیه وآله سرنپیچید و او از جمیع اسرار خفیه با خبر باشد (و او را در مهتاب و آفتاب سایه نباشد) و جایز نباشد امامت آن کس که اطاعت بت کرده باشد و عمر در کفر و زندقه گذرانیده و بعد از آن اظهار اسلام کرده باشد خلیفه و جانیشین رسول باشد، ای پسر ابی قحافه ببین که تو کدام یک از اینهایی؟
ابوبکر گفت: من از آن جماعتم که خدای تعالی ایشان را جهت مصالح بندگان خود اختیار کرده و اطاعت ایشان بر خلق واجب شده. امّ فروه گفت: والله که دروغ گفتی و بر خدا افترا کردی. اگر از آن جماعت می بودی (3) خدای تعالی تو را در قرآن مجید خود یاد می نمود همچنان که در حقّ ایشان گفته : (وَجَعَلنا مِنهُم أئِمَّةً یهدونَ بِأَمرِنا لمّا صَبَرُوا وَکانُوا بِآیاتِنا یوقِنُون)(4) اگر تو از ایشانی (و عالم به اسرار امامت) بگو که نام آسمانها چیست و هر یک را به چه اسم می خوانند؟
ابوبکر، زمانی متفکر شده بعد از آن گفت: آن خدایی که آفریده بهتر می داند. امّ فروه گفت: اگر زنان را تعلیم مردان جایز بودی من تو را تعلیم می دادم. گفت: ای دشمن خدا اگر اسم هر یک از آسمانها کنی نجات یابی و الاّ به فرمایم تا تو را به قتل رسانند. امّ فروه گفت: ای پسر [ابی] قحافه مرا از کشتن می ترسانی!؟ به خدا که باک ندارم که در دست تو سگی بی دین (5) کشته شوم. بدانکه نام آسمان اوّل ایلول است و دوّم ریعول (6) و سوّم سحقوم و چهارم دیلول (7) و پنجم ماین و ششم ماحیر (8) و هفتم ایوس (9).
چون ابوبکر و توابع (10) او این سخنان شنیدند [متحیر گردیدند و] گفتند: چه می گویی در حقّ حضرت امیرالمؤمنین و امام المتقین و یعسوب المسلمین علی بن ابی طالب علیه السلام؟ گفت: چون توانم در حقّ امام بحقّ و وصی مطلق و وارث رسول مجتبی و زوج بتول زهرا و والد ائمّه هدای و آن کس که بر پرتو نور او روشن است آسمانها و زمینها و بی معرفت او ایمان تمام نیست و نیست غیر از او بعد از رسول امام.
وای بر تو ای پسر [ابی] قحافه که نقد ایمان را به دنیای غرور بفروخته ای و چشم بر این دنیای دنی دوخته ای و هستی خود را به حرص سوخته ای . چون ابوبکر این سخنان تشنیع آمیز(11) شنید آتش غضبش شعیه کشیده با تبعه و لحقۀ ملاعین خود گفت: این زن الحال بر امام زمان خود بیرون آمده و از دین بری شده، یکی از غلامان خود را گفت تا آن صالحۀ صادقه را به قتل آوردند. اقربای امّ فروه او را د ر خانه اش دفن کردند.
حضرت امیرالمؤمنین وامام المتقین و یعسوب المسلمین در مزرعه ای بود. بعد از واقعه به سه روز به مدینه توجّه فرموده، سلمان رضوان الله تعالی علیه گوید: قصّۀ امّ فروه را به عرض شاه ولایت رسانیده متوجّه خانهء امّ فروه گردید و در ملازمت آن حضرت بودم تا به سر قبر امّ فروه رسیدیم بر اطراف قبرش چهار مرغ سفید که منقار ایشان سرخ بود هر کدام دانه ای انار یاقوت مانند در منقار داشتند و در قبر او فرو می رفتند و بیرون می آمدند. چون حضرت شاه ولایت پناه را دیدند بالهای خود باز کردند و به اتّفاق آواز برداشتند و به جناب آن ولایت مآب چیزی چند عرض نمودند. حضرت مقدّس امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه الصّلوة والسّلام به زبان ایشان جواب داد و بعد از آن فرمود: بکنم انشاء الله تعالی؛ و در برابر قبر امّ فروه بایستاد و دست به دعا برداشت و فرمود: «یا مُحیی النُّفوس بَعدَ المَوتِ وَیا مُنشِیءَ العِظامِ الدَّراساتِ أَحی لَنا أُمَّ فَروةَ وَاجعَلها عِبرةً لَمِن عَصاک» یعنی ای زنده کنندۀ نفسها بعد از مردن و ای برانگیزانندهء استخوانهای از هم فرو ریخته ، زنده گردان از برای ما امّ فروه را و بگردان او را تنبیه از برای آن کسی که به درگاه تو عاصی شده.
ناگاه هاتفی آواز داد و گفت: یا امیرالمؤمنین به آنچه خواهی امر کن. آنگاه حضرت مقدّس امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام به قبر اشارت فرمود. قبر شق گشته أمّ فروه از قبر بیرون آمد جامۀ سبز از سندس بهشت در بر او. گفت: یا مولای پسر ابی قحافه خواست که اطفای نور تو کند خدای عزّوجل قدرِ تو را ظاهر گردانید و مضمون آیۀ کریم (وَاللهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَو کرِهَ الکافرون)(12) به سمع عالمیان رسانید.
راوی گوید که : چون این خبر به ابی بکر و عمر رسید به غایت مخذول و منکوب گشته آثار هلاک از روزگار نکبت مآل ایشان ظاهر گردید؛ و حضرت شاه ولایت پناه أمّ فروه را به خانۀ شوهرش فرستاد و دو پسر دیگر از او متولّد شد و بعد از شهادت حضرت مقدّس امیرالمؤمنین علیه السلام شش ما دیگر زنده بود(13) . » (14)
________________________
(1) بحارالانوار وخرائج : «روی عن سلیمان الاعمش عن سمرة بن عطیة عن سلمان الفارسی قال: ... ».
(2) خ ص ؛ «آن سگانی که».
(3) خ الف : «اگر از راه جماعت می بودی»، خ ص : «اگر از راه اجماع می بودی».
(4) سورۀ سجده ، آیۀ 24 .
(5) خ ب: «دست چون تویی».
(6) بحارالانوار : «ربعول».
(7) بحارالانوار: «ذَیلول».
(8) بحارالانوار: «ماجیر» ، خ ص : «ماحین»، متن موافق نقل خ ب و خرائج است.
(9) خ ص : «مایوس»، متن مطابق نقل بحار و خ الف است.
(10) خ ص : «تبعه» .
(11) تشنیع: زشتِ کسی را گفتن، رسوا ساختن.
(12) سورۀ صف، آیۀ 8.
(13) بحارالانوار 41 / 199 – 201 باب 110 ح 13 به نقل از خرائج : 2 / 548 و 549 فی اعلام امیرالمؤمنین علیه السلام ح 9.
(14) زبدة التصانیف : 2 / 127.








