امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
جریان جالت نعمان بن عمرو و شکستن سر عثمان

جریان جالت نعمان بن عمرو و شکستن سر عثمان

از جمله ظریفان صحابه نعمان بن عمرو انصاری بود از جمله روزی مخرمة بن نوفل که از بزرگان انصار بود و صد و پانزده سال از عمر او گذشته بود و نابینا شده بود.

وقتی در مسجد به تقاضای بول برخاست و نعمان آمد دست او را گرفته ، مخرمه گفت : ای بنده خدا! مرا به موضع خالی رسان تا بول کنم .

نعمان او را اندکی گردانید تا آن را به میان صحن مسجد و نزدیک مردم آورد گفت  : اینجا بنشین و گریخت و مخرمة کشف عورت کرد و مشغول شد، مردم از هر طرف فریاد برآوردند، او شرمسار شده گفت : مرا که بفریفت ؟ گفتند: این عمل نعمان است .

گفت : والله اگر ظفر بر او بیابم ، با این عصا چنان بر او بزنم که هرگز چنین ضربی نخورده باشد.

چون چند روزی گذشت مخرمة و نعمان در مسجد بودند که عثمان بن عفّان (لعنه الله) درآمد و در محراب نماز ایستاد، نعمان برخاسته به نزد مخرمة آمد و گفت : ای پدر اینک نعمان در پیش محراب ایستاده و نماز می‌کند.

گفت : ای فرزند مرا به او برسان که از او دلی پرخون دارم .

نعمان دست او را گرفته ، نزدیک محراب آورده خود فرار نمود، مخرمة عصای خود را بکشید و به قوّت تمام بر فرق عثمان زد چنان که سر او را بشکست ، مردمان پیش آمده که ای مخرمة چکار کردی ؟ پس خویشان مخرمة به عذرخواهی برآمدند.(1)

---------------------------------------------------------------------

(1) خزائن : 398.

 

 

 

بازدید : 2