امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
آیا دعا برای تعجیل ظهور با جملۀ دعای غیبت (وصبّرنی علی ذلک حتی لا احبّ تعجیل ما اخّرت ولا تأخیر ما عجّلت) منافات دارد یا نه؟

سئوال آقاي ... از پايگاه علمي المنجي :

 

 آیا دعا برای تعجیل ظهور با جملۀ دعای غیبت (وصبّرنی علی ذلک حتی لا احبّ تعجیل ما اخّرت ولا تأخیر ما عجّلت) منافات دارد یا نه؟

 

پاسخ:

دعا نمودن برای تعجیل در ظهور امام زمان ارواحنا فداه با فرازی که از دعای غیبت نقل شد، در صورتی که ما  به معنای دعا برای تعجیل ظهور توجه داشته باشیم هیچگونه منافاتی ندارد.

برای روشن شدن مطلب می گوییم : کسی که برای تعجیل ظهور امام زمان ارواحنا فداه دعا می کند، مقصودش از دعا ممکن است یکی از این دو صورت باشد :

 1 – خدایا؛ ظهور امام زمان را هر چه زودتر برسان هرچند شرایط آن فراهم نباشد.

2 – خداوندا؛ فرج آن بزرگوار را با فراهم کردن زمینه و شرایط ظهور برسان.

اگر مقصود دعا کننده نوع اول باشد یعنی مایل است حضرت ظهور بفرمایند و او خدمت آن حضرت شرفیاب شده و آن بزرگوار را ببیند هرچند زمینۀ ظهور فراهم نباشد و هیچگونه توجهی به پیامدها و آثار اینگونه ظهور که بدون شرایط و زمینه ممکن است باعث شهادت آن حضرت باشد، ندارد، در واقع او خودش عجله برای تعجیل ظهور دارد نه اینکه از خدا بخواهد خداوند – با ایجاد زمینۀ ظهور – تعجیل در ظهور آن حضرت بفرماید.

بدیهی است اگر کسی اینگونه برای فرارسیدن ظهور، دعا نموده و عجله نماید صحیح نیست و سرانجام به هلاکت و گمراهی کشیده خواهد شد و «هلک المستعجلون» شامل حال او خواهد بود.

بنابراین ، اینگونه عجله و دعا کردن که برخواسته از میل نفسانی شخص است – نه خواستۀ خداوند – با جملۀ «وصبّرنی علی ذلک حتی لا احبّ...» (جمال الاسبوع : 315) منافات دارد.

نوع دوم : اگر دعا کننده از خداوند بخواهد خداوند در ظهور امام زمان ارواحنا فداه عجله کند یعنی با قدرت بی پایانی که خداوند دارد ، زمینۀ ظهور حضرت را فراهم آورد؛ بدیهی است اینگونه دعا برای تعجیل ظهور هیچ منافاتی با جمله ای که از دعای غیبت نقل شد ، ندارد.

زیرا دعاکننده ، تعجیل ظهوری را از خداوند می خواهد که خدا زمینۀ آن را فراهم کرده باشد. واضح است که تعجیل ظهوری که دارای شرایط و زمینه باشد مورد رضایت خداوند است و خداوند فرموده است : «... فقل انما الغیب لله فانتظروا انی معکم من المنتظرین» (سورۀ یونس ، آیۀ 20) .

پس اگر ظهور طولانی شده و به تأخیر افتاده است، تأخیر خداوند در تعجیل فرج به خاطر این است که زمینۀ ظهور فراهم نشده و مردم با دعای عمومی برای تعجیل ظهور، یا تکمیل 313 نفر یاران خاص و یا خودسازی و زمینه های دیگر برای فرارسیدن ظهور اقدام نکرده اند. ولی اگر مردم با دعا نمودن برای تعجیل ظهور که یکی از زمینه های  فرا رسیدن ظهور است اقدام کنند، نه تنها تعجیل در آنچه خداوند تأخیر نموده نکرده اند بلکه یکی از وظایف بسیار مهم خود را انجام داده اند، زیرا از خداوند خواسته اند در ظهوری که خداوند با قدرت بی پایانش می تواند زمینۀ ظهور را فراهم نماید تعجیل کند و از او نخواسته اند در ظهور بی زمینه که به تأخیر افتاده و مورد رضایت خداوند نیست تعجیل نماید.

بنابراین خداوند هیچگاه ظهوری را که زمینۀ آن فراهم است به تأخیر نیانداخته است تا دعای دعاکنندگان برای اینگونه ظهور با رضایت خداوند در تأخیر ظهور منافات داشته باشد, و از آنجا که مقصود دعاکنندگان برای تعجیل ظهور فرارسیدن هرچه زودتر ظهوری است که زمینه اش را خداوند آماده کرده باشد، هیچگونه منافاتی با رضایت خداوند به تعجیل ظهور ندارد.

در واقع دعا، به منزلۀ یکی تبصرۀ بسیار مهم دربارۀ اموری است که خداوند مقدر کرده است ، یعنی همانگونه که فرموده اند :

إنّ الدعاء یردَ القضاء ولوم ابرم ابراما.

دعا قضای خداوند را برمی گرداند هرچند حتمی و یقینی شده باشد.

اگر رضایت خداوند در فقر و یا مریض بودن کسی باشد و فقر و مریضی به صلاح او باشد، خداوند این راه را برای او بازگزارده است که با دعا والحاح، رضایت خداوند و صلاحیت حال خود در نجات از فقر و مریضی قرار گیرد.

به همین صورت ، اگر مشیت خداوند در تأخیر ظهور امام زمان ارواحنا فداه باشد، خداوند این راه را برای مردم بازگزارده است که با دعا برای تعجیل ظهور، مشیّت و رضایت خداوند در تعجیل ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه قرار گیرد.

 

پايگاه علمي المنجي

 

 

 

بازدید : 8680
بازديد امروز : 2208
بازديد ديروز : 4090
بازديد کل : 40015126