امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
عمر و اشاره به حدیث دوات و قلم

عمر و اشاره به حدیث دوات و قلم

ابن عبّاس ـ که خدای از او خشنود باد ـ میگوید: در آغاز خلافت عمر پیش او رفتم ، برای او روی سبدی که از برگ خرما بافته شده بود یک صاع خرما ریخته و آورده بودند. او مرا به خوردن از آن خرما دعوت کرد. من فقط یک خرما خوردم ، عمر شروع به خوردن کرد و تمام آن خرما را خورد. آنگاه از ظرفی سفالی که کنارش بود آب آشامید و بر تشکچهای که برایش گسترده بودند به پشت خوابید و حمد و سپاس خدا را گفت و چند بار تکرار کرد. آنگاه به من گفت : ای عبدالله؛ از کجا میآیی؟

گفتم : از مسجد.

گفت : پسر عمویت را در چه حال رها کردی؟

پنداشتم منظورش عبدالله بن جعفر است . گفتم : در حالی که با هم سنّ و سال های خودش بازی میکرد.

گفت : منظورم او نیست بلکه مقصودم سالار و بزرگ شما اهل بیت است .

  گفتم : او را در حالی رها کردم که با سطل بر نخلهای فلان کس آب میداد و در همان حال قرآن تلاوت میکرد.

گفت : ای عبدالله؛ خون شتران تنومند قربانی بر گردن تو باشد اگر پاسخ سؤالی را که از تو میپرسم از من پوشیده داری ؛ آیا هنوز در دل او چیزی از مسئله خلافت باقی مانده است؟

گفتم : آری .

گفت : آیا میپندارد که پیامبر صلّی الله علیه وآله به خلافت او نصّ و تصریح فرموده است؟!

گفتم : آری و این مطلب را هم برای تو میافزایم که از پدرم درباره آنچه حضرت علی علیه السلام آن را ادّعا میکند پرسیدم ، گفت : راست میگوید.

عمر گفت : آری ؛ پیامبر صلّی الله علیه وآله در مورد خلافت او سخنی فرمود ولی نه آنگونه که حجّتی را ثابت کند و عذری باقی نگذارد(!) آری ؛ زمانی در آنباره چارهاندیشی میفرمود، البتّه پیامبر در بیماری خود میخواست به نام او تصریح فرماید و من برای محبت و حفظ اسلام(!) از آن کار جلوگیری کردم ! و سوگند به خدای این خانه که قریش هرگز گرد علی علیه السلام جمع نمیشدند و اگر علی علیه السلام خلیفه میشد عرب از همه سو بر او هجوم میآورد و پیمان میگسست ، پیامبر صلّی الله علیه وآله فهمید که من از آنچه در دل دارد آگاهم و از اظهار آن خودداری کرد و خداوند هم جز از امضای آنچه که مقدر و محتوم بود خودداری فرمود!

این خبر را، به صورت مسند، احمد بن ابیطاهر مؤلّف کتاب «تاریخ بغداد» در کتاب خود آورده است.(1)

به دلیل اعتراف عمر، آیات متعدّدی دلالت بر کفر او می کند که از آن جمله این آیه است: «إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللهِ»(2).

--------------------------------------------------------------------------

(1). جلوۀ تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: 5 / 190 .

(2) سورۀ نحل، آیۀ 105.

 

 

بازدید : 594