امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
وارد شدن امام حسن مجتبی علیه السلام بر معاویه و یارانش برای مناظره

وارد شدن امام حسن مجتبی علیه السلام

بر معاویه و یارانش برای مناظره

پس به طلب امام حسن علیه السلام فرستادند. چون فرستاده معاویه به نزد آن حضرت آمد عرض کرد: معاویه تو را طلب میکند.

امام حسن علیه السلام فرمود:

چه کسی در نزد اوست ؟

گفت : فلان و فلان و اسم هر یک را گفت .

حضرت مجتبی علیه السلام فرمود: چه میخواهند؟ خدا سقف را بر سر آنها خراب کند و بفرستد بر ایشان عذاب را از جائی که نفهمند.

پس به کنیز خود فرمود: لباسهای مرا بیاور. پس حضرت این دعا را خواند:

«أللّهمَّ إنّی أدْرأُ بک فی نحورهم ، وأعوذ بک من شرورهم ، وأستعین بک علیهم ، فاکفنیهم بما شئت ، وأنّی شئت من حولک وقوّتک یا أرحم الرّاحمین» .

خدایا؛ من دفع میکنم به یاری تو آنچه در گلوهای ایشان است ، و پناه میبرم به تو از بدیهایشان ، و یاری میطلبم از تو بر ضرر ایشان ، پس باز دار مرا از شرّ ایشان به آنچه که میخواهی و هر طور میخواهی ، از حول و قوّه خود، ای رحمکنندهترین رحمکنندگان .

پس به قاصد خود فرمود: این است دعای فرج.

و هنگامی که بر معاویه وارد شد معاویه او را خوش آمد گفت و درود بر او فرستاد و به آن حضرت دست داد. حضرت فرمود:

در این درودی که گفتی و این دستی که به من دادی سلامتی هست و در امانم؟

معاویه گفت : آری ؛ این گروه فرمان مرا نبردند و به سوی تو فرستادند تا تو را به اقرار بیاورند که بگوئی عثمان مظلوم کشته شد و پدر تو او را کشت ، پس از ایشان بشنو و بر گفته ایشان جواب بگو و ملاحظه از من مکن که من مانع از جواب گفتن تو به ایشان نیستم .

پس حضرت مجتبی علیه السلام فرمود:

«فَسُبْحانَ اللهِ، اَلْبَیتُ بَیتُک وَالاِْذْنُ فیهِ إِلَیک ، وَاللهِ لَئِنْ أَجَبْتَهُمْ إِلی ما أَرادُوا، إِنّی لاََسْتَحْیی لَک مِنَ الْفُحْشِ وَإِنْ کانُوا غَلَبُوک عَلی ما تُریدُ، إِنّی لاََسْتَحْیی لَک مِنَ الضَّعْفِ فَبِأَیهِما تُقِرُّ وَمِنْ أَیهِما تَعْتَذِرُ، وَأَمّا إِنّی لَوْ عَلِمْتُ بِمَکانِهِمْ وَاجْتِماعِهِمْ لَجِئْتُ بِعِدَّتِهِمْ مِنْ بَنیهاشِمٍ مَعَ أَنّی مَعَ وَحْدَتی هُمْ أَوْحَشُ مِنّی مِنْ جَمْعِهِمْ ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لِوَلِیی الْیوْمَ فَمُرْهُمْ فَلْیقُولُوا فَأَسْمَعُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلّا بِاللهِ الْعَلِی الْعَظیمِ» .

منزّه است خدا (و این کلام در مقام تعجّب گفته میشود)، خانه خانۀ تست و وارد شدن در آن منوط به اذن تست ، اگر اجابت کنی آنها را در گفتن آنچه اراده کردهاند من حیا میکنم که تو را فحش دهم و اگر آنها بر تو غالب باشند و برخلاف اراده تو سخن گویند من حیا میکنم به جهت ضعف و ناتوانی تو، به کدامیک از این دو اقرار میکنی و از کدامیک از این دو عذر میخواهی ؟ امّا من اگر میدانستم به بودن و اجتماع ایشان در اینجا، مطابق ایشان از بنیهاشم با خود همراه میآوردم با این که من تنها هستم . این جماعت از من از همه آنها وحشتناکترند؛ زیرا که خدای عزّوجلّ امروز ولی من است ، پس فرمان ده ایشان را تا بگویند آنچه میخواهند و من بشنوم ، هیچ حرکت و توانایی نیست مگر به خواست خدای برتری دارنده بزرگ .

 

 

 

بازدید : 104