हमारा लोगो अपनी वेबसाइट या वेबलॉग में रखने के लिए निम्न लिखित कोड कापी करें और अपनी वेबसाइट या वेबलॉग में रखें
سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام دربارۀ گمراهی ابوسفیان و موجبات لعن معاویه

سخنان امام حسن مجتبی علیه السلام

دربارۀ گمراهی ابوسفیان و موجبات لعن معاویه

پس شما را به خدا قسم میدهم ؛ آیا میدانید که ابوسفیان روزی که مردم با عثمان بیعت کردند بر او وارد شد در مسجد رسول خدا صلّی الله علیه وآله و گفت : ای پسر برادرم ؛ اینجا جاسوس بیگانهای نیست؟ گفت : نه . پس ابوسفیان گفت : خلافت را در دست بگیرید ای جوانان بنی امیّه ؛ قسم به آن کسی که جان ابیسفیان به دست اوست هیچ بهشت و آتشی نیست ؟

و شما را به خدا قسم میدهم؛ آیا میدانید که ابیسفیان روزی که مردم با عثمان بیعت کردند دست حسین علیه السلام را گرفت و گفت : ای پسر برادرم ؛ بیا با همدیگر برویم و در بقیع غرقد و بیرون رفت تا میان قبرها و به صدای بلند فریاد کرد که : ای اهالی قبرها؛ که با ما بر سر خلافت قتال کردید خلافت به دست ما آمد و شما زیر خاک پوسیدید. پس حسین بن علی علیهما السلام فرمود: زشت گرداند خدا سفیدی مو و روی تو را، پس دست خود را کشید و او را واگذارد، اگر نعمان بن بشیر نبود که دست او را بگیرد و به مدینه برگرداند هر آینه هلاک میشد؟

ای معاویه ؛ این است بدیهای کردار تو، آیا میتوانی رد کنی چیزی از اینها را بر ما؟ و از چیزهائی موجب لعنت تست این است که پدرت ابوسفیان میخواست مسلمان شود، تو شعر معروف خودت را که در میان قریش و غیر ایشان روایت شده و معروف است راجع به بازداشتن او از مسلمان شدنش به او نوشتی .

و از جمله موجبات لعن تو آن است که چون عمر بن خطّاب تو را والی شام کرد به او خیانت کردی ، و چون عثمان تو را والی کرد انتظار مردن او را میکشیدی ، و بزرگتر از همه اینها بر خدا و رسول او جرأت کردی و با علی علیه السلام مقاتله کردی در صورتی که او را شناخته بودی و سوابق علم و فضل و شایستگی او را برای خلافت میدانستی که او از تو و غیر تو سزاوارتر بود برای خلافت در نزد خدا و مردم ، با این حال او را آزار کردی و امر را به مردم مشتبه کردی و خون خلقی از خلق خدا را ریختی به خدعه و فریب و تزویر خود، و این کار کسی است که ایمان به معاد ندارد و از عقاب خدا نمیترسد. پس چون مدّت ماندن تو در دنیا تمام شود در بدترین جای جایگاه تو خواهد بود و علی علیه السلام در بهترین جایگاه انتقال خواهد یافت و خدا در کمین تو خواهد بود.

ای معاویه ؛ این است از بدیهای تو که به تو اختصاص دارد و من از ذکر همه بدیها و عیبهای تو خودداری کردم ، کراهت دارم از طول دادن کلام به ذکر آنها.

 

 

 

 

 

यात्रा : 36