امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
سخنان دروغین عمروعاص

سخنان دروغین عمروعاص

پس عمرو بن عاص به سخن درآمد و پس از حمد و ثنای بر خدا گفت : ای پسر ابی تراب ؛ ما به طلب تو فرستادیم که تو را به اقرار درآوریم که پدرت ابوبکر صدّیق! را سمّ خورانید و در کشتن عمر فاروق شریک شد و در قتل عثمان ذوالنورین شرکت کرد و او مظلوم کشته شد و ادّعا کرد چیزی را که حق او نبود (یعنی خلافت را) و در آن واقع شد و یاد کرد فتنه را و سرزنش و ملامت کرد او را به وارد فتنه شدن .

پس از آن گفت : ای پسران عبدالمطلب ؛ خدا مُلک را مطیع شما نگردانیده که در آن سوار شوید بر چیزی که در آن برای شما حلال نیست . ای حسن ؛ تو با خود حدیث نفس میکنی که امیر مؤمنان شوی و حال آنکه عقلی برای تو نیست و رأیی برای خلافت نداری ! چگونه لایق آن باشی و حال آن که از خودت سلب کردی و به نادانی از آن بازماندی در میان قریش و این از جهت بدی عمل پدرت بود.

ما تو را برای این دعوت کردیم که تو و پدرت را دشنام دهیم و تو نتوانی عیبی برای ما بگوئی و ما را تکذیب کنی ، پس اگر میبینی که ما تو را تکذیب میکنیم و بر باطل چیزی میگوئیم و ادّعای ما برخلاف حقّ است ، سخن بگو و الّا بدان که تو و پدرت از بدترین خلق خدا هستید؛ امّا پدر تو، خدا به کشتن او ما را کفایت کرد و به تنهائی کشته شد. و امّا تو در دست ما گرفتاری ، به خدا سوگند؛ اگر تو را بکشیم در کشتن تو پیش خدا گناهکار نیستیم و در پیش مردم هم عیبی نیست !

 

 

    بازدید : 61