(13) ولادت حضرت اميرالمؤمنين على علیه السلام (۲۳ قبل ‌هجرت)

مطالب پايگاه علمي المنجي

پيرامون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام

 

از امير مؤمنان على عليه السلام روايت شده - و آن حديث مشهورى است - كه فرمود :

مطالب پايگاه علمي المنجي

پيرامون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام

 

از امير مؤمنان على عليه السلام روايت شده - و آن حديث مشهورى است - كه فرمود :

كلّما في القرآن في الحمد، وكلّما في الحمد في البسملة، وكلّما في‏ البسملة في الباء، وكلّما في الباء في النقطة، وأنا النقطة الّتي تحت الباء.

تمام آنچه در قرآن است در سوره حمد است و آنچه در سوره حمد است در «بسم اللَّه الرحمن الرحيم» جمع شده است ، و آنچه در «بسم اللَّه ‏الرحمن الرحيم» است در باء آن است و همه اسرار باء در نقطه آن است و من نقطه زير باء هستم .(1)

 

كتاب قطره اى از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام ج 1 ص 177

×××××××××

در كتاب مناقب نقل شده است :

هنگامى كه اميرالمؤمنين عليه السلام در كعبه تولّد يافت سجده‏ كنان بر زمين فرود آمد ، سپس سر شريف خود را بلند كرداذان و اقامه گفت ، سپس شهادت به يكتائى خدا و رسالت محمّد صلى الله عليه وآله وسلم و ولايت و جانشينى خود داد . آنگاه به‏ رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم اشاره كرد و گفت :

اى رسول خدا ؛ اجازه مى‏ دهى بخوانم ؟ فرمود : بخوان .

شروع كرد به خواندن صحيفه‏ هائى كه بر آدم نازل شده و آنها را به گونه اى قرائت كرد كه اگر شيث حضور مى‏ داشت اقرار مى‏ كرد كه على عليه السلام به آنها داناتر است ، سپس كتاب‏هاى آسمانى حضرت نوح و ابراهيم ، و تورات‏ موسى و انجيل عيسى را خواند ، سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود : «قَدْ أفْلَحَ المُؤْمنُون»(2) «به راستى اهل‏ ايمان رستگارند».

پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم به او فرمود :

نعم أفلحوا إذ أنت إمامهم .

بلى ، رستگارند ، زيرا تو امام و پيشواى آنها هستى .

سپس او را خطاب كرد به آنچه انبياء و اوصياء را به آن خطاب كنند ، سپس ساكت شد . آنگاه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به اوفرمود :

عد إلى طفوليّتك فأمسك ، به طفوليّت خود برگرد ، پس او از اظهار عجائب خوددارى كرد .

و از كرامات بى‏ نهايت و فضائل غير قابل شمارش او يكى اين است كه راهب يمامه حضرت‏ ابوطالب عليه السلام را به ولادت على عليه السلام بشارت داد و به ايشان عرض كرد : به زودى فرزندى براى شما متولّد خواهد شد كه سرور اهل زمان خود و صاحب سرّ الهى ، و يار و ياور و مددكار براى پيغمبر زمانش ، و داماد او باشد و من دوران او را درك نمى‏ كنم ، هنگامى كه او را ديدى از طرف من به او سلام برسان .

وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام تولّد يافت ، ابوطالب عليه السلام نزد آن راهب رفت تا به او خبر دهد ولى او از دنيا رفته بود پس به سوى اميرالمؤمنين عليه السلام برگشت ، او را گرفت و بوسيد .

اميرالمؤمنين عليه السلام به پدر سلام كرد و گفت :

اى پدر ؛ از نزد راهب يمامه برگشته‏اى ، او كه بشارت آمدن مرا به تو مى‏داد . و قصّه را كاملاً نقل كرد .

   پدرش ابوطالب عليه السلام گفت : راست گفتى اى ولىّ خدا .(3)

   و شاعر چه نيكو سروده است :

هوالقبلة الوسطى ترى الوفد حولها

لها حرم اللَّه المهيمن والحلّ

وآيته الكبرى وحجّته الّتي

اُقيمت على من كان منّا له عقل

او قبله‏ اى است كه در وسط قرار گرفته و مردمان در اطراف او مى چرخند ، حلّ و حرم(4) خداوندى كه مراقب همه اشياء است‏براى او است .

او نشانه بزرگ قدرت پروردگار و حجّت او است ، بر آنها كه داراى عقل و انديشه‏ اند .

و شاعر عارف لطف اللَّه نيشابورى گفته است :

طواف خانه كعبه از آن شد بر همه واجب

كه آنجا در وجود آمد علىّ بن ابى طالب

كتاب قطره اى از درياي فضائل اهل بيت عليهم السلام ج 1 ص 232

1) سيّد نعمت ‏اللَّه جزائرى رحمه الله در كتاب «الأنوار النعمانيّة» از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است كه فرمود :

   آنچه بوده و خواهد بود علم آن در قرآن است و علم تمام قرآن در سوره فاتحه است ، و علم تمام سوره فاتحه در بسم اللَّه است و علم تمام بسم اللَّه در حرف باء آن است و من‏ نقطه زير باء هستم .

   و برسي‏ رحمه الله نيز در كتاب »المشارق : 21» از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل كرده است : من آن نقطه زير باء هستم .

2) سوره مؤمنون ، آيه 1 .

3) مشارق الأنوار : 75 .

4) به آنجا كه مُحرم نيستند حلّ ، و جائى كه لباس احرام مى‏ پوشند حرم است .