امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
رمي حجّاج لعنة الله عليه کعبه را با منجنيق (11ذیحجه رمی حجّاج .. سال 73هـ ق)

  11 ذی الحجه رمي حجّاج لعنة الله عليه کعبه را با منجنيق ، سال ۷۳ هـ ق

 

عبدالملك مروان

در روضة الصفا می نویسد: شصت سال زندگانى كرد چون مرض او سنگين شد طبيب ‏گفت: اگر آب خورد، فوراً مى‏ ميرد. چون تشنگى بر او غالب گرديد از پسرش وليد آب طلبيد گفت: به قول طبيبان نبايد آبى بياشامى.

عبدالملك روى به دختر خود كرد و التماس كرد وليد مانع شد. عبدالملك گفت: بگذار مرا آب دهد و الاّ تو را از وليعهدى خلع كنم.

وليد گفت: ديگر هيچ نماند او را آب داد، خوردن همان بود و مردن همان، چيزى‏ كه سبب حيات او بود موجب ممات گشت، يفعل اللَّه ما يشاء ويحكم ما يريد.

در عصر خلافت او جنگ‏هاى بسيار با خوارج كرد و حجّاج را فرستاد در مكّه تا عبداللَّه بن زبير را به قتل رسانيد، كعبه اين واسطه خانه كعبه را منجنيق بسته و خودش‏ با لشكرى جرار به كوفه آمد و مصعب بن زبير و ياران او را به قتل رسانيد. هنگامى كه‏ در قصر نشسته بود سر مصعب را براى او آوردند، يكى از حاضران مجلس گفت: عجب حالتى است، در اين قصر بودم كه سر حسين‏ عليه السلام را براى ابن زياد آوردند پس ‏در همين قصر سر ابن زياد را براى مختار آوردند طولى نكشيد كه سر مختار را براى ‏معصب آوردند و اكنون اين سر مصعب است كه براى تو آوردند.

عبدالملك از اين سخن متوهّم شد فرمان داد قصر را خراب كردند. در اين مقام‏ شاعر گويد: 

نادره مردى ز عرب هوشمند

گفت به عبدالملك از روى پند

روى همين مَسند و اين تكيه‏گاه

زير همين قبّه و اين بارگاه

بودم و ديدم بر ابن زياد

آه چه ديدم كه دو چشمم مباد

تازه سرى چون مه در آسمان

طلعت خورشيد ز رويش عيان

بعد از چندى سر آن خيره سر

بد بر مختار به روى سپر

بعد كه مصعب سر و سردار شد

پيش‏كش او سر مختار شد

اين سر مصعب به تقاضاى كار

تا چه كند با تو دگر روزگار(483) 


483) نفائح العلاّم فى سوانح الأيّام: 199/2.

 

منبع: معاویه ج ... ص ...

 

بازدید : 4246
بازديد امروز : 8410
بازديد ديروز : 10294
بازديد کل : 73385133
بازديد کل : 61024722