امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
ردّ الشمس براى اميرالمؤمنين ‏عليه السلام

  -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پنجم شوال ، سنه 36 ، يکي از موارد رد الشمس براي حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ردّ الشمس براى حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام

در اين روز (پنجم ماه شوّال) سنه 36، حضرت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام در نُخَيله كه لشكرگاه آن حضرت بود خطبه خواند وبا لشكر خود به جانب صفين براى جنگ با معاويه عليه الهاويه حركت فرمود. (نصر بن مزاحم: 70 و سبط ابن جوزى‏: 50 و شرح شافيه: 81)

از كتاب ناسخ و نصر بن مزاحم استفاده مى شود كه در روز بعد كه روز ششم باشد به دعاى آن حضرت آفتاب برگشت‏ براى اداء نماز عصر و آن‏چنان بود كه چون به زمين بابل رسيد مهميز(1) بر اسب زد تا به سرعت بگذرد و به لشكريان‏ فرمود:

به تعجيل از اين زمين نامبارك بگذريد زيرا كه اين زمين را خسفى خواهد بود. يا فرمود: خسفى بوده.

لذا آن‏ حضرت با لشكر خود به سرعت تمام گذشتند و در بين براى نماز توقّف نفرمود تا از آن زمين شوم عبور كردند. و آن‏ وقت چون مهيّاى نماز عصر شدند نزديك بود آفتاب غروب كند پس آن سرور دست به دعا برداشت و خدا را خواند فوراً آفتاب برگشت پس نماز عصر را خواندند و آن‏ گاه آفتاب غروب نمود.

حقير گويد: يك مرتبه ديگر هم آفتاب به جهت خاطر مبارك آن حضرت برگشت در زمان حيات رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم، چنان‏كه در هفدهم همين ماه ذكر خواهيم كرد و سيّد حميرى چنان‏كه در هفدهم بيايد گفته است:

وعليه قد ردّت ببابل مرّة                       اُخرى و ما ردّت لخلق معرب

و ديگرى گفته:

بحبّ عليّ غلا مَعشر                    وقالوا مقالاً به لايلى

فحم في مدحه انزلت                   وردّت له الشمس في بابل

 

و شيخ مفيدرحمه الله در ارشاد اين ردّ شمس را چنين نقل فرموده كه چون آن حضرت عبور فرمود از فرات به بابل، جماعتى‏ مشغول شدند به توجّه مركب‏ها و اسباب خود و آن حضرت با جمعى نماز عصر را به جا آورد و چون آن جماعتى كه‏ مشغول كار بودند فارغ شدند، آفتاب غروب كرد و نماز ايشان فوت شد و آزرده خاطر شدند. فتكلّموا في ذلك؛ در اين‏ خصوص سخن گفتند و به سمع مبارك على‏ عليه السلام رسيد آن حضرت از پروردگار مسألت نمود كه شمس برگردد تا همه نمازعصر در وقت به جاى آورند. فأجابه اللَّه تعالى في ردّها. تمامى نماز عصر را خواندند و چون سلام دادند آفتاب غروب‏ كرد. فسمع لها وجيب شديد؛ و چنان بانگى هولناك شنيده شد و مردم سخت ترسيدند و بسيار تسبيح و تهليل و استغفارنموده و خدا را حمد كردند و ساد خبر ذلك في الآفاق وانتشر ذكره في الناس.

و در ناسخ جلد حالات حضرت امير ص 720 گفته است: در صاعديّه ارض بابل، مسجد شمس معروف گشت.(2)

 


1) ميخ آهنى كه در پاشنه موزه سواركاران باشد و اين در اصل مهماز است (غياث اللغات).

2) نفائح العلاّم فى سوانح الأيّام: 83/2.

 

منبع : معاويه ج ... ص ...

بازدید : 4848
بازديد امروز : 7017
بازديد ديروز : 38120
بازديد کل : 51550329
بازديد کل : 46379006