خروج
انتهای کتاب
(772) تشبیه به خورشید


تشبیه به خورشید

 


تأليف
سيّد مرتضی مجتهدی سيستانی

 

 

 


‏سرشناسه        
‏عنوان و نام پديدآور        
‏مشخصات نشر        
‏مشخصات ظاهری        
‏شابک        
‏وضعیت فهرست نویسی        
‏یادداشت        
‏یادداشت        
‏موضوع        
‏موضوع        
‏موضوع        
‏موضوع        
‏شناسه افزوده        
‏رده بندی کنگره        
‏رده بندی دیویی        
‏شماره کتابشناسی ملی        
عنوان کتاب    تشبیه به خورشید
مؤلف     سید مرتضی مجتهدی سیستانی
ناشر     نشر الماس
قطع وصفحه    (رقعی) 94 صفحه
نوبت چاپ     اصیل / اول- پاییز 1404

شمارگان    000 نسخه
قیمت     0000 تومان
شابک: 00-00-999-964
تلفن مرکز پخش: 02532613823-09386542459

 

 


 

 

 

فهرست مطالب کتاب تشبیه به خورشید  (772)

 

فهرست موضوعی کتاب تشبيه به خورشيد  (772)


 حديث مشابه حديث مشابهت  11
امام زمان عليه السلام تشبيه به خورشيد  13
فوايد وجودی امام در گفتار امام  16
مشابهت حضرت به آفتاب زير ابر  18
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه 1       23  
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه 2         27  
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه 3        30  
تحقيقی درباره نقش ابوبکر عليه اهل بيت عليهم السلام  36
علّامه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در  39
تشابه ديگر، تشبيه به خورشيد  42
در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب  43
رساله‌ای پيرامون بهره‌مند از امام عصر ارواحنا فداه  44
در عصر غيبت  44
وجه شبه خورشيد در پشت ابر غيبت  53
وجه شبه ديگر  54
وجه شبه ديگر55  2
وجه شبه ديگر56  3
وجه شبه ديگر57  4
نور حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه  60
الفبايی درباره حرم و آداب زيارت  61
مظلوم‌ترين فرد عالم  70
1- آشنايی با مقام امام زمان ارواحنا فداه  72
لزوم تحوّل در وجود انسان  76
نگاهی به صنعت روز  82
اشتباه ارسطو، کپرنيک و بطلميوس  88
هويت واقعي خورشيد فاش شد  91

 

 

فهرست الفبایی کتاب تشبیه به خورشید  (772)

 


فهرست الفبايی کتاب تشبيه به خورشيد   (772)


 
آشنايی با مقام امام زمان ارواحنا فداه  72   (772)
اشتباه ارسطو، کپرنيک و بطلميوس  88   (772)
الفبايی درباره حرم و آداب زيارت  61   (772)
امام زمان عليه السلام تشبيه به خورشيد  13   (772)
تحقيقی درباره نقش ابوبکر عليه اهل بيت عليهم السلام  36   (772)
تشابه ديگر، تشبيه به خورشيد  42   (772)
حديث مشابه حديث مشابهت  11   (772)
در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب  43   (772)
در عصر غيبت  44   (772)
رساله‌ای پيرامون بهره‌مند از امام عصر ارواحنا فداه  44   (772)
علّامه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در  39   (772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه23  1   (772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه27  2   (772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه30  3   (772)
فوايد وجودی امام در گفتار امام  16   (772)
لزوم تحوّل در وجود انسان  76   (772)
مشابهت حضرت به آفتاب زير ابر  18   (772)
مظلوم‌ترين فرد عالم  70   (772)
نگاهی به صنعت روز  82   (772)
نور حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه  60   (772)
وجه شبه خورشيد در پشت ابر غيبت  53   (772)
وجه شبه ديگر  54   (772)
وجه شبه ديگر55  2   (772)
وجه شبه ديگر56  3   (772)
وجه شبه ديگر57  4   (772)
هويت واقعي خورشيد فاش شد  91   (772)
 

 

 

 

 

 

 

 

بسم الله الرحیمن الرحیم

(1)

حدیث مشابهت/ص 11/(772)

فاصلهء خورشید با کرهء زمین و افراد و آنچه که در کرهء زمین وجود دارد در تابستان و زمستان فرق می کند. در زمستان فاصلهء خورشید و زمین بیشتر است و در تابستان کمتر است و همچنین فاصلهء آن در فصل بهار و پاییز کمتر از فصل زمستان است.

در فصل تابستان چون فاصله آن دو کمت راست، حرارت و انرژی خورشید بیشتر به کرهء زمین می رسد و در فصل زمستان به خاطر بیشتر بودن فاصله آن دو، حرارت و انرژی خورشید کمتر به کره زمین می رسد. حال در زمانی که آسمان ابری است. اگر بر فرض تابستان باشد حرارت و انرژی خورشید کمتر کاسته می شود و اگر در زمستان باشد حرارت و انرژی خورشید بیشتر از فصل های دیگر که هوا ابری کم می شود.

کم شدن یا کمتر شدن رسیدن حرارت و انرژی خورشید به زمین و موجودات آن و کمتر شدن در هوای ابری به خاطر کمتر بودن یا بیشتر بودن فاصلهء میان زمین و خورشید است که هوای ابرای بر آن تأثیر می گذارد.

از آنچه گفتیم به مناسبت با روایت شریفه همانطور که نزدیک بودن زمین و موجودات آن به کرهء زمین به خاطر کم تر بودن فاصله میان آن دو فرق می کند و هوای ابری نیز بر آن تأثیر می گذارد، در عصر غیبت نیز فاصله مردم از نظر اعمال و رفتار با امام زمان ارواحنا فداه هر چه قدر بیشتر باشد، به خاطر غیبت آن حضرت بهره مند شدن آنان از الطاف و عنایات امام عصر عجّل الله تعالی فرجه کمتر می شود و هر چه قدر افراد از نظر اعمال و رفتار مقرّب به درگاه خداوند باشند و رضایت امام زمان ارواحنا فداه را بیشتر به دست آورده باشند تأثیر منفی دوران غیبت در آن ها کمتر است.

پس همانگونه که مقدار فاصله میان زمین و خورشید در استفاده از انرژی و حرارت خورشید مؤثّر است، از نظر معنوی نیز فاصلهء مردم با امام زمان از نظر اعمال و کردار و گفتار هر چه بیشتر باشد، دوران غیبت در آنان تأثیر بیشتری می گذارد پس موظفیم در عصر غیبت، برای هر چه بیشتر شدن استفاده از انوار الهی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه، از نظر رفتار و کردار خود را به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه نزدیک کند تا هر چه بیشتر افراد تابناک ولایت آن حضرت بیشتر بر او بتابد.    1400 / 01 / 25

امام زمان علیه السلام تشبیه به خورشید/ص 13/(772)

فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه/ص 13/(772)

(ديگر وجوه مشابهت امام)

ششم: در روز ابری، بعضی از مردم آفتاب را از خُلل و فُرج‏های ابر می‏بينند و بعضی نمی‏بينند؛ هم چنين درايّام غيبت ممکن است، بعضی از شيعيان خدمت آن حضرت برسند و بعضی نرسند، چنان چه در ابواب سابقه‏مشروح شد.

هفتم: آن جناب مانند آفتاب به هر چيز، به حسب قابليّت و استعداد، سؤال به لسان حال يا مقال و نطلبيدن‏اجر و جزا نفع می‏رساند، حتّی دانستن انتساب آن خير به او، بلکه با جحود آن و نسبتش به غير، ضرری از اين‏انکار به دامن عصمت و جلال او نرسد و از سيره مرضيّه خود و افاضه فرمودن خير دست بر ندارد؛ همان طور ازمنکرِ رسيدن نفع از آفتابِ زير سحاب ضرری به آفتاب نرسد و از تربيت خود دست نکشد.

هشتم: چنان چه نور آفتاب به قدر خلل و فرجی که در خانه هاست، داخل می‏شود و صاحب خانه به قدرراهی که برای تابيدن نور مهيّا کرده و موانع را برداشته، از آن منتفع می‏شود؛ هم چنين خلق به قدری از انوارهدايت و علم آن حضرت منتفع می‏شوند که حجاب‏ها و پرده‏ها و قفل‏ها را از خود رفع نموده‏اند، قفل هايی که‏از روی شهوات و شبهات و معاصی بر قلوب خود زده‏اند و با وجود آنها، ديده بصيرت کور و گول دل، کر است،اگر عالم پر از نور شود، چيزی نبينند و اگر تمام قدّوسيان سخن گويند، چيزی نشنوند.

علاّمه مجلسی رحمه اللَّه به همه اين وجوه اشاره فرمود؛ انتهی.(840)

)تلخيص کلام(

تخليصُ للمقام وتلخيصٌ للمرام

بدان ملخص کلام در جوابِ شبهه اين است که اگر چه غيبت امام عصر - عجّل اللَّه تعالی فرجه الشريف -سبب فوات بعضی از فوايد وجودی آن بزرگوار می‏گردد، لکن اثر فوايد وجود مقدّس او منافی با غيبتش نيست؛مثل فوايدی که در اين دو صبيحه، ضمن جواب‏ها مذکور گرديد. فوايدی مثل شفاعات در دفع بليّات و آفات، وفوز نعم و خيرات، اعانت درماندگان، ارشاد و هدايت راه گم کردگان، اعانت مظلومان و مانند اينها.

لذا وجود امام غايب، اگر چه فاقد بعضی از فوايد است، ولی فاقد جميع فوايد نيست که با عدمش مساوی‏باشد، چنان که مخالفين در اين شبهه می‏گويند: ثمرات وجودی آن سرور، خارج از عدّ و حصر است، خصوصاًوقتی غيبت آن بزرگوار به طور عدم معرفت او باشد، زيرا غالب انتفاعات مردم از وجود افرادی است که ايشان رانمی‏شناسند؛ مثلاً اکثر معاملات اهل سوق و بازار و انتفاعات کسبه و تجّار از کسانی حاصل می‏شود که نوعاً آنهارا نمی‏شناسند

بالجمله فوايد نفس موجود ناديده، مثل خضر و الياس و ملايکه حفظه که در آيه شريفه »لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِ‏يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ«(841) به ايشان اشاره شده، بسيار و عوايد آنها نسبت به نوع بندگان خدا بی‏شماراست. پس توهّم اهمال اصل وجود و تساوی اش با معدوم و مفقود، عاطل و باطل و از درجه اعتبار، هابط وساقط است، کما هو الواضح.(842)

  •  

840) بحارالانوار:  52 / 90   باب 20.

841) سوره رعد، آيه 11.

842) العبقری الحسان: 3 /  217.

 

 

فوايد وجودی امام در گفتار امام/ص 16/(772)

  •  

بدان کلام جامع‏تری که در بيان فوايد وجودی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه صادر شده، همان کلامی‏است که خود آن سرور به يد با اَيد و به قلم مشکين خود در توقيع شريف نگاشته که به دست محمد بن عثمان‏صادر شده است، در آن توقيع شريف است: امّا وجه انتفاع مردم به من، مانند انتفاع خلق به آفتاب است؛ وقتی‏که ابر او را فرا گيرد و از نظرها غايب گرداند.

وجه جامعيّت آن ايت است که در اين جا به فايده معيّنه اشاره نفرموده، تا هر فايده که در نظر آيد يا درتصوّر گنجد، احتمالش برده شود؛ و يذهب الذهن إلی کلّ مذهب و اين با فوايد مذکورِ سابق بر اين صبيحه ‏منافات ندارد، زيرا هر يک از آنها يا تمام آنها از محتملات اينکلام معجز نظام است. اين نظير آن است که درلسان اهل علم جاری شده: حذف متعلّق عموم را افاده می‏کند فتبصّر.

بر طبق مضمون فرمايش اين بزرگوار، اخبار ديگری از جدّش رسول مختار و از آبای اخيارش وارد شده، ازجمله شيخ صدوق در کمال الدين(831) از جابر از رسول خدا صلی الله عليه وآله روايت نموده: آن جناب اسامی يک‏يک ائمّه عليهم السلام را بيان نمود، تا آن که فرمود:

سمی من حجّة اللَّه في أرضه وبقيّه في عباده؛ هم کنيّه من، پسر حسن بن علی کسی است که خدای تعالی‏مشارق و مغارب زمين را بر دست او فتح می‏کند، او کسی است که از شيعه و اوليای خود غيبت می‏کند، غيبتی که‏در قول به امامت او باقی نمی‏ماند، مگر کسی که خداوند، دل او را برای ايمان امتحان کرده.

جابر گفت: يا رسول اللَّه! آيا شيعيان در غيبت او به وجود شريفش منتفع می‏شوند؟ فرمود: آری! قسم به آن که‏مرا به پيغمبری مبعوث کرده، ايشان هر آينه به او منتفع می‏شوند و در غيبت او به نور ولايتش استضائه می‏کنند؛مثل انتفاع مردم به آفتابِ، هر چند ابر او را بپوشاند...، الخ.

در روايت صادقی است که سليمان گفت: من به حضرت صادق‏عليه السلام عرض کردم: چگونه مردم از حجّت‏غايب مستور منتفع می‏شوند؟

فرمود: چنان چه به آفتاب منتفع می‏شوند، وقتی که ابر آن را ستر نمايد.(832)

بدان علاّمه مجلسی رحمه اللَّه در بحار، هشت وجه برای تشبيه غيبت حضرت ولی عصرعليه السلام به آفتاب‏تحت سحاب بيان فرموده و چون استادنا المحدّث النّوری - نوّر اللَّه مرقده الشّريف - آنها را در کتاب مستطاب‏نجم ثاقب(833) به ابلغ بيان ترجمه فرموده، لذا در اين مضمار، به نقل عبارات آن مرحوم، اکتفا و اقتصار می‏رود.

در کتاب مزبور، بعد از نقل اين روايات می‏فرمايد: مخفی نماند که برای آفتار علوّ، ارتفاع، انفراد، نور وشعای است که مردم به وسيله آن در امور دنيای خود اهتدا می‏يابند، تأثير و ترتيبی در عناصر و مرکبات است وقهر و غلبه‏ای بر ساير کواکب نيّره می‏باشد، بلکه جماعتی نور تمام کواکب را از آفتاب دانسته و برای آن، برهان‏اقامه نموده‏اند. اتمّ و اکمل تمامی اين صفات و خصايص و به زيادت، تربيت عقول و ارواح و نفوس، دين وايمان، صفات حسنه، سبب بودن برای حيات جاودانی و رسيدن به مقام انسانی در وجود امام عصرعليه السلام است.

در وجه تشبيه آن وجود مقدّس به آفتاب زيرِ ابر چند وجه گفته‏اند.

 

 

 

 

مشابهت حضرت به آفتاب زير ابر/ص 18/(772)

اوّل: نور وجود، علم، هدايت و ساير فيوضات، کمالات و خيرات، به برکت امام زمان به خلق می‏رسد، به‏برکت، شفاعت و توسّل به آن جناب، حقايق و معارف بر مواليان آن جناب ظاهر و بلاها و فتنه‏ها از ايشان دفع‏می‏شود؛ چنان چه در هر عصر، حجّتی چنين بوده و خدای تعالی می‏فرمايد: »وَمَا کانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ ‏فِيهِمْ«(834)؛ رسم خداوند چنين نيست که خلق را عذاب کند، حال آن که چون تو رحمةُ للعالمينی، در ميان ايشان‏باش.

به تواتر از آن جناب رسيده که فرمود: اهل بيت من، امان اهل زمين‏اند، چنان که ستارگان، امان اهل‏آسمان‏اند(835) هر که ديده دلش اندکی به نور ايمان منوّر شده، می‏داند هرگاه ابواب فرج بر کسی مسدود گردد وچاره کار خود را نداند يا مطلب دقيق و مسأله غامضی بر او مشتبه گردد؛ چون به آن جناب، به اندازه توسّل،متوسّل شود، البتّه ابواب رحمت و هدايت به رويش مفتوح می‏گردد.

دوّم: همان طور که در مورد آفتاب محجوب به ابر - با وجود انتفاع خلق به ضوع آن - خلق هر آن، منتظر رفع‏سحاب و کشف حجاب هستند؛ هم چنين مخلصين، مؤمنين و موقنين، پيوسته در ايّام غيبت، منتظر فرج اند،مأيوس نيستند و به آن انتظار، ثواب عظيم می‏برند.

سوّم: منکر وجود آن حضرت با وجود سطوع انوار امامت و ظهور آثار ولايت، مانند منکر وجود آفتاب‏است، هرگاه به واسطه سحاب محجوب شود.

چهارم: چنان چه گاهی محجوب بودن آفتاب به وسيله سحاب، برای عباد، اصلح و انفع است؛ شايد غيبت‏آن حضرت نيز، برای بسياری از شيعيان - با وجود انتفاع به آثار او - اصلح و انفع از ظهور آن جناب باشد.

سپس روايت طولانی عمّار ساباطی(836) را نقل فرموده که بر فضيلت انتظار فرج و مضاعف بودن ثواب اعمال‏در روز غيبت دلالت دارد، تا آن که می‏فرمايد: شيخ طبرسی در احتجاج(837) از ابو خالد کابلی روايت کرده که گفت:حضرت امام زين العابدين‏عليه السلام فرمود:

غيبت به ولی دوازدهمی خداوند از اوصيای رسول خدا و امامان بعد از او طولانی می‏شود. ای ابو خالد! به‏درستی که اهل زمان غيبت او، اعتقاد دارندگان به امامتش و انتظار برندگان ظهور آن حضرت، افضلِ اهل‏زمان‏اند، زيرا خداوند از عقل و فهم و معرفت، آن مقدار به ايشان عطا کرده که غيبت نزد آنها به منزله مشاهده‏گرديده، حق تعالی ايشان را به منزله آن کسانی گردانيده که پيش روی رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم به شمشير جهادمی‏کردند. ايشان دوستان ما از روی اخلاص و خوانندگان به سوی دين خدا در پنهان و آشکارا هستند.

آن گاه فرمود: انتظار فرج از اعظم فرج است.

اخبار بسياری بر اين مضمون است که در آن اخبار کسانی را مدح فرمودند که در ظلمات غيبت گرفتارند ولی‏دين خود را نگاه می‏دارند، آنها مقصود از آيه شريفه »يُؤْمِنُنَ بِالْغَيْبِ«(838) می‏باشند. حضرت رسول‏صلی الله عليه وآله وسلم ايشان را برادران‏خود، خوانده‏اند و اجرهای بسيار برای تحمّل زحمات و مشقّت آنها در حفظ و حراست دين خود، وعده داده‏اند.

پنجم: همان طور که نظر به قرص آفتاب برای اکثر ديده‏ها ممکن نيست و بسا باشد که باعث کوری چشم نظرکننده يا خيره و تار شدن آن شود؛ هم چنين ديدن شمس جمال بی مثال آن جناب هم، بسا باشد که باعث کوری‏بصيرت ايشان گردد. چنان چه بسياری از مردم، پيش از بعثت انبياءعليهم السلام به ايشان ايمان می‏آوردند و بعد ازبعثت، به سبب بعضی از اغراض فاسد؛ چون کاستن از جاه و اعتبار و دست برداشتن از رياست ظاهری، آنها راانکار می‏کردند؛ مانند بسياری از يهوديان مدينه.

دور نيست که بسياری از دنياپرستان شيعيان چنين باشند، بلکه از بعضی علما نقل کرده‏اند که موت پيش ازظهور را از خوف امتحان و اختيار در آن زمان و افتادن در دام شيطان تمنّا می‏کردند، نعوذ باللَّه.(839)

  •  

831) کمال الدين و تمام النعمة: 253.

832) کمال الدين و تمام النعمة: 207.

833) نجم ثاقب در احوال امام غايب:  2 / 927 .

834) سوره انفال، آيه 33.

835) ر. ک: کفاية الاثر في النص علی الأئمّة الاثنی عشر: 29، مناقب اميرالمؤمنين‏عليه السلام: 2 / 144 ، شرح الأخبار:  3 / 516 ، بحارالانوار:  23 / 19  و ج: 36 / 291 .

836) کمال الدين و تمام النعمة: ص 646 - 647.

837) الاحتجاج: 2 / 50 .

838) سوره بقره، آيه 3.

839) العبقری الحسان:  3 / 210 .

 

 

 

 

فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه1/ص 23/(772)

(گفتار شيخ طبرسی)

تذنيب قدسی في عبارة الشّيخ الطبرسی

عبارت شيخ طبرسی که ما ترجمه آن را در اين مقام ذکر نموديم، بنابر آن چه سيّد جليل معاصر، صاحب‏کتاب کفاية الموحّدين نقل فرموده اين است:

«انّ الفرق بين وجوده‏عليه السلام غائباً عن أعدائه للتّقية وهو في أثناء تلک الغيبة منتظر أن يمکنوه فيظهر ويتصرّف‏وبين عدمه‏عليه السلام واضح، أنّ الحجّة هناک فيما فات من مصالح العباد، لازمة للَّه تعالی وهيهنا الحجّة لازمة للبشر،لأنّه إذا خيف وتغيّب شخصه عنهم کان ما يفوتهم من المصلحة عقيب فعل ما کانوا هم السّبب فيه منسوباً إليهم‏ويلزمهم الطّعن في ذلک وهم المأخوذون الملامون عليه وإذا أعدمه اللَّه تعالی عليه الصّلوة والسّلام، کان ما يفوت‏به العباد من مصالحهم ويحرمونه من لطفهم وانتفاعهم به، منسوباً إلی اللَّه تعالی شأنه، لا حجّة فيه علی العباد ولالوم بذمّهم، انتهی عبارته«.(827)

پنجم: اين است که سيّد مرتضی فرموده: شيعيان چون تجويز کنند و احتمال دهند امام ايشان در مکانی‏باشد که ايشان را ببيند و بشناسد ولی ايشان، او را نبينند يا بر فرض ديدن، او را نشناسند، چنان که يکی از دومعنای غيبت، بنابر آن چه بعضی از محقّقين فرموده‏اند، اين است که غيبت انسان از انظار بر دو وجه متصوّراست؛ يکی آن که شخص او ديده نشود؛ مانند ملک و جنّ و ديگر آن که اگر هم ديده شود، شناخته نشود.

وجه اوّل درباره آن بزرگوار ممکن، بلکه در بعضی حالات و مقامات واقع است، لکن وجه دوّم نيز در غالب‏حالات آن حضرت، مانعی ندارد.

ظاهر جمله وافره‏ای از اخبار غيبت حضرت به اين وجه است، چنان که در بحار(828) از سدير صيرفی ازحضرت صادق‏عليه السلام روايت شده که فرمود: برادران يوسف با آن که عقلا، اسباط و اولاد انبيا بودند، بر يوسف‏وارد شدند و با او مکالمه، مراوده و معامله کردند، او را نشناختند تا آن که خود را شناسانيد، آن وقت او راشناختند. يوسف، سلطان مصر و ميان او و پدرش هجده منزل مسافت بود و اگر خدا می‏خواست می‏توانست‏مکان او را نشان دهد.

پس چرا اين امّت انکار می‏کنند خدا با حجّت خود آن کند که با يوسف کرده به اين که امام مظلوم شماطوری بوده باشد که حقّ او را غصب کنند، در ميان مردم تردّد کند، در بازارهای ايشان راه رود و بر فرش‏های‏ايشان پا گذارد ولی او را نشناسند تا وقتی که خدا اذن دهد خود را بشناساند، چنان که يوسف را اذن داد. دربعضی از خبار است که احدی از شيعيان آن حضرت نباشد، مگر آن که او را ديده ولکن نشناخته است يا آن که‏ببينند ولی نشناسند.

بالجمله سيّد می‏فرمايد: شيعيان چون احتمال دهند امام در مکانی باشد که ايشان را ببيند و بشناسد ولی‏ايشان او را نبينند يا نشناسند، اين در ترک معاصی با اثرتر از آن باشد که او موجود نباشد و يا آن که موجود باشدولی غايب نباشد، بلکه در ناحيه و صقعی ظاهر باشد که غير از ناحيه مکلّفين باشد، اگر چه به اطّلاع علمی، نه بروجه مشاهده بر اعمال ايشان مطّلع باشد، زيرا عادت بر قوّت اطّلاع حسّی و شهودی، تأثير آن و مرتدع شدن ازفعلی جاری شده که يکی از افراد انسانی بر آن ناظر باشد، در صورتی که آن فعل از شنايع و قبايح باشد و چنين‏قوّت تأثيری در ارتداع نسبت به عالمِ آن فعل نيست، فعلی که غايب از نظر و غير مشهود به بصر باشد، زيرإے؛ههه‏اطّلاع خداوند بر عباد و افعال ايشان در جميع آنات موجود است و مع ذلک آن چنان که بايست و شايست است‏از عمل بد، مرتدع نمی‏شود.

هم چنين اطّلاع حضرت رسول و ائمّه طاهرين به مفادّ آيه کريمه »وَقُلْ اعْمَلُوا فَسَيَرَی اللَّهُ عَمَلَکمْ وَرَسُولُهُ‏وَالُمُؤْمِنُونَ«(829)؛ موجود است، چه مؤمنين در آيه مبارکه به ائمّه‏عليهم السلام تفسير شده است، چون غير آن بزرگواران،مؤمنين ديگر، به عمل کسی که غايب از نظرشان باشد، عالم نيستند.

اطّلاع امامان به سبب اين است که در روايت وارد شده؛ ملايکه نويسندگان اعمال و اقوال عباد که ايشان رارقيب و عتيد گويند، اعمال روز بنده مکلّف را بنويسند و آخر روز در وقت اراده عروج به عالم ملکوت، صحايفِ‏اعمال را نزد امام عصر برند و آنها را بر او عرضه نمايند و پس از آن، آنها را بالا برند.

امام چون آنها را ببيند و بر بدی افعال شعيان خودش اطّلاع يابد، آنها را اگر قابل اصلاح باشند، اصلاح‏فرمايد؛ به استغفار يا به شفاعت نزد حضرت پروردگار و يا اين که باری تعالی امر آنها را به سوی آن بزرگوارتفويض می‏فرمايد و از اين جهت بود که ائمّه‏عليهم السلام به شيعيان خود می‏فرمودند: عملی که قابل اصلاح باشد به‏جای آورند.

اين، نظير کتاب مغلوط است که بعضی از آنها قابل اصلاح هست و بعضی از اغلاطش، به هيچ وجه قابل‏اصلاح نيست.(830)

------------------------

827) کشف الغمّة في معرفة الائمّه، ج 3، ص 346؛ اعلام الوری بأعلام الهدی:  2 / 300 ؛ تنزيه الانبياء: 235.

828) بحارالانوار:  52 /  154.

829) سوره توبه، آيه 105.

830) العبقری الحسان:  3 / 207 .

 

 

 

 

فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه2/ص 27/(772)

ايراد مثال لتوضيح المقال

بدان اگر نيک تأمّل نمايی، خواهی يافت که حال بعث نبی و نصب ولی و فوايد وجودی آن، برای شخص‏کافر جاحد باللَّه دلايلی است که در نظر کردن به آن دلايل مسامحه می‏نمايد و در آنها تأمّل نمی‏نمايد تا تحصيل‏معرفة اللَّه نمايد، پس بايد به مزاق مخالفين گفته شود: برای کافری که تحصيل معرفة اللَّه را ترک می‏نمايد، نصب‏دلايل چه فايده‏ای دارد، چرا که غرض از نصب و جعل آن دلايل اين است که مکلّفين تحصيل معرفة اللَّه نمايند وبعد از اين که در آن دلايل نظر ننمايند و مسامحه کنند، هر آينه لغويت نصب آنها و انتفای فوايد وجودی آنها لازم‏خواهد آمد.

چنان چه جواب از اين اشکال به اين نحو گفته شود که اعظم فوايد متصوّره در عالم امکان، حصول معرفةاللَّه برای عباد است و تحقّق آن مبتنی بر جعل و نصب دلايل معرفت در جميع آنات می‏باشد تا آن که حجّت بربندگان تمام شود و عقاب ايشان در صورت تسامح و تقاعد از تحصيل معرفة اللَّه صحيح باشد و لسان معذرت‏آنها در همه آنات وجودشان منقطع شود و نگويند: در فلان وقت، عازم تحصيل معرفة اللَّه شديم ولکن دلايل آن‏بعد از وجودش موجود نبود يا معدوم شده بود و ما قادر بر تحصيل نشديم.

پس آن چه بر خدا لازم است، همان جعل و نصب دلايل و قدرت دادن بر عباد به ادراک آنهاست و عدم‏حصول در خارج، به جهت تقصير عباد و مسامحه ايشان است.

هم چنين در محلّ کلام جواب گفته می‏شود: اعظم فوايد متصوّره در عالم امکان همان اطاعت و انقياد حقّ‏سبحانه و تعالی در جميع تکاليف شرعی از اصول اعتقادی و فروعی شرعی است که تحقّق آن به وجود نبی ياوصی نبی در جميع آنات وجود مکلّفين منوط می‏باشد، تا آن که حجّت الهی بر عباد تمام شود و عقاب ايشان برفرض تسامح و تقاعد صحيح باشد و لسان معذرت ايشان منقطع شود که نگويند:

در فلان زمان معيّن، از ولی امر و حجّت تو تمکين و اطاعات و انقياد می‏نموديم و موانع حضور و مشاهده‏جمال نورانی او را برداشتيم ولکن او اصلاً به عرصه وجود نيامده يا بعد از وجود، حياتش قطع شده بود و ما براطاعت و انقياد اوامر و نواهی تو قادر نشديم.

به خلاف آن که حجّت و ولی امر زنده و در حيات باشد، از انظار مستور گردد و موانع وجودی مکلّفين مانع‏از ظهور او باشد، زيرا در چنين وقتی اگر مکلّفين در نيّت خود صادق باشند، انابه کليّه برای ايشان حاصل شود وبالمرّه موانع وجودی خود را برطرف نمايند، هرآينه در هر آنی از آنات وجودشان بر خدا لازم است لسان‏معذرت ايشان را منقطع نمايد به اين که ولی امر خود را ظاهر نمايد تا به اوامر و نواهی او اقامه نمايد و حدودالهيّه و نواميس شرعيّه را تعطيل ننمايد.

هر وقت مکلّفين بر سبيل حقيق، به اين قسم در مقام اطاعت و انقياد برآمدند و در صدق دعوی خود به‏امتحانات الهيّه ممتحن شدند، يا جمع کثيری از ايشان که نصرت ولی امر خدا، به وجود آنها منتظم می‏شود، دراين مقام درآمدند؛ خداوند نيز ولی و حجّت خود را ظاهر خواهد نمود و آن حجّت الهيّه هم، تقاعد نخواهدفرمود ولکن چون در همه آناتِ وجود، ممکن است مکلّفين چنين معذرتی را ظاهر سازند، لذا بر خداوند هم‏لازم است وجود حجّت و ولی خو را در همه ازمنه مفروضه باقی بدارد که راه آن چه عقلاً احتمال عذر در آن‏تطرّق می‏يابد، مسدود کند و علی سبيل الاطلاق و الکليّه حجّت را بندگان خود تمام فرمايد. هذا! فليتأمّل في‏هذا البرهان فإنّه من المتانة بمکان.

در بعضی از کلمات سيّد مرتضی و شيخ طوسی - رحمهما اللَّه في الجملة - به اين برهان اشاره شده است.(826)

            --------------------

826) العبقری الحسان: 2 / 205 .

 

 

فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه3/ص 30/(772)

(شبهه نوزدهم: عدم فرق ميان وجود و عدم امام غايب)

صبيحة

بدان شبهه نوزدهم مخالفين در ساحت امامت حضرت ولی عصر و ناموس دهر عجّل اللَّه فرجه الشّريف اين‏است: امامی که غايب باشد، طوری که نتوان خدمتش رسيد و به وجودش منتفع گرديد، پس چه فرقی ميان‏وجود و عدم او است؟ چرا اين جايز نباشد که خدا او را بميراند يا معدوم گرداند، تا زمانی که بداند رعيّت از اوتمکين می‏نمايند و تسليم امر او می‏شوند، آن گاه او را زنده کند يا موجود گرداند، چنان که شما اماميّه تجويزنموده‏ايد؛ خدا غيبت را برای او مباح کرده، تا زمانی که رعيّت از او تمکين کنند، آن گاه او را ظاهر فرمايد.

 

)جواب اين شبهه(

جواب اين شبهه:

اولاً: علاوه بر آن چه در جواب از شبهه سابق ذکر شد، می‏گوييم: سابقاً ذکر شد که از وقت تولّد آن سرور تااوان غيبت کبرا قريب به سی صد نفر بلکه متجاوز از آن، حضرت را ديده و از او انتفاع برده‏اند. هم چنين سی‏نفری که از آنها به رجال الغيب تعبير شده، از مشاهدين و منتفعين آن وجود مبارکند، به علاوه بسياری از خاصّه،بلکه از عامّه نيز، خدمت امام عصر رسيده و به فوز شرفيابی‏اش فايز شده و از او منتفع گرديده‏اند، اگر چه او رانشناخته‏اند و بعد از مفارقت، از قراين دانسته‏اند که آن جناب بوده است، حتّی بسياری در غيبت صغرا هنگام‏ملاقات دانسته و شناخته‏اند که آن حضرت است و همين طور در زمان غيبت کبرا، چنان که بر مراجعين به قصص‏و حکايات آن‏ها اين امر غير سيتر است.

بالجمله، کسانی که خدمت آن بزرگوار شرفياب شده و از وجود مقدّسش منتفع گرديده‏اند، بيش از هزار نفرمی‏باشند. بنابراين اين که در شبهه گفته شده امامی که غايب باشد، طوری که تنوان خدمت او رسيد و به‏وجودش منتفع گرديد ... ، الخ؛ کلامی بی بنياد و ناشی از تعصّب و عناد است.

ثانياً: اين که گفتند: پس فرق ميان وجود و عدم او چيست...، الخ؟ جوابش اين است که فرق بين آنها بسيار وتمايز ميان آنها بی‏شمار است.

اوّل؛ اين است که ملاک حجّيت اجماع، نزد طايفه اماميّه - کثّرهم اللَّه - کشف اتّفاق امّت از دخول قول امام يارضای آن حضرت مثلاً به فتوای کذائيّه است و هر دوی اين، فرع وجود حضرت و حيات او است، لذا اگر چه‏غايب باشد، فايده وجودش استکشاف اجمال قول او از فتوای علمای شيعه است، چنان که وقتی ظاهر باشد،فايده وجودش در اين خصوص استکشاف تفصيلی رأی او از قولش باشد، پس همان طور که با ظهور و حضور،از قول او استعلام حکم می‏شود، هم چنين در غيبت، از اتّفاق شيعيانش استعلام حکم می‏شود. استعلام احکام ازجمله عمده فوايد بعث نبی و نصب امام است، بلکه جمعی از اصحاب چنين اعتقاد دارند که فتوای جماعت باعدم ظهور مخالف هم، کاشف از رأی امام است، زيرا اگر آن فتوا موافق رأی امام نباشد، واجب است از باب‏قاعده لطف، ميان ايشان القای خلاف کند، تا آن قول اخذ نشود.

پس با عدم وجود امام در هر عصری اين فوايد فوت شوند، به خلاف وقتی که حی و موجود باشد اگر چه‏در پس پرده غيبت واقع شده باشد، زيرا اين فوايد بر وجود مسعودش مترتّب است، کما هو الواضح.

دوّم؛ اين است که با فرض وجود امام اگر چه غايب باشد، انتظار ظهور و خروج در هر روز، هر ساعت و هرآن، متصوّر باشد، به خلاف عدم وجودش، چون يافت شدن شخص کامل در يک ساعت بر فرض موت وعدمش، تا وقتی که خداوند اظهار آن را صلاح داند، خلاف عادت باشد و عاقل انتظار آن را نَبَرد.

در حالی که در انتظار هر يوم و ساعت برای فرج، اجرِ جزيل و ثواب جميل برای منتظر باشد. اين يکی ازمميّزات بين حايت و غيبت آن سرور و بين موت يا عدم او و يکی از فوايد عظيم است که بر وجودش مترتّب‏می‏باشد، اگر چه در پس پرده غيبت است، زيرا مؤمنين انتظار فرج آن بزرگوار را می‏برند و با اين عمل خود واجداجر عظيم می‏گردند.

چنان چه در روايت نبوی آن را افضل اعمال خود شمرده(821)، در سجّادی منتظر فرج را به منزله کسی دانسته‏که با شمشير پيش روی رسول خدا جهاد می‏کند(822). و در صادقی آن را به منزله کسی دانسته که با قائم باشد و درخيمه او اقامت نموده باشد(823). اخبار ثواب انتظار فرج در کتب غيبت ذکر شده و ما ان شاء اللَّه در بساط پنجم اين‏کتاب عبقريّه‏ای برای ذکر آنها ترتيب خواهيم داد.

سوّم: از جمله فوايد وجودی امام اگر چه غايب باشد، دعا و استغفار و فريادرسی از شيعيان در هنگام‏اضطرار است و اين فايده وقتی - کما ينبغی - بر وجودش مترتّب است که حی و موجود و اگر چه غايب باشد؛ نه‏در وقت موت و يا عدمش، کما لا يخفی.

چهارم: فايده‏ای است که شيخ طبرسی در بعضی از کتب خود فرموده و آن اين است که فرق ميان وجود امام‏در حالی که به جهت تقيّه از اعدای خود غايب باشد و در اثنای غيبت، منتظرِ آن باشد که مردم از او تمکين‏نمايند تا ظاهر شود و در امور تصرّف نمايد و ميان عدم آن بزرگوار واضح است؛ در اوّی حجّت در فوات منافع ومصالح بندگان برای خدا و در ثانی برای بشر لازم باشد؛ زيرا وقتی امام بر نفس خود بترسد و از مردم غايب‏گردد. علّت و سبب فوت منافع و مصالحی که به واسطه غيبت آن سرور، از مردم فوت شود؛ فعل مردم باشد که‏امام را تخويف کرده و تمکين ننموده‏اند تا آن که غايب گرديد و خودشان در اين عمل، مؤاخذ و ملوم و مذموم‏باشند و در اين صورت، اعتراض و حجّتی بر خداوند وارد نيايد، بلکه حجّت الهی و اعتراض ربّانی بر آن‏ها وارداست که من برای شما، امام فرستادم، چرا او را تمکين ننموديد؟ به خلاف وقتی که خدا امام را معدوم کند يابميراند العياذ باللَّه، چون در اين صورت هرگاه بندگان اظهار تمکين از آن بزرگوار بنمايند، در فوات منافع و مصالح‏حجّت و اعتراض بر خداوند متعال لازم آيد، زيرا در اين هنگام فوات آن مصالح و منافع از جانب خداست ومسبّب از فعل او است که ميراندن امام يا معدوم ساختن او باشد. بنابراين ذمّ و لوم و توبيخی بر بندگان واردنيايد(825).(824)

----------------------

821) کفاية المهتدی (گزيده)، صص 109 - 110، حديث بيستم.

822) المحاسن:  1 / 174.

823) همان: ص 173.

824) تنزيه الانبياء: ص 235؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، ج 2 ص 300؛ کشف الغمّة في معرفة الأئمّة: 3 /  246.

825) العبقری الحسان: 3 / 202 .

 

 

 

 

 

تحقيقی درباره نقش ابوبکر عليه اهل بيت ‏عليهم السلام/ص 36/(772)

ابوبکر علاوه بر شرکت در سقيفه و منحرف ساختن مسلمانان از گرايش به اميرالمؤمنين‏عليه السلام، که به شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها و شهادت حضرت محسن‏عليه السلام منجرّ شد، در شهادت امام حسن مجتبی‏عليه السلام، شهادت امام‏حسين‏عليه السلام و حضرت ابوالفضل‏عليه السلام و در نتيجه اسارت حضرت زينب کبری و ساير اهل بيت، نقش فراوانی داشت.

همانگونه در شهادت حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام نيز نقش داشت.

سزاوار است دوستان اهل بيت‏عليهم السلام با اين جريانات آگاه باشند و بدانند منافقان چگونه با اهل بيت‏عليهم السلام به جنگ آشکار و پنهان پرداخته‏اند:

پس از رحلت حضرت رسول اکرم‏صلی الله عليه وآله وسلم، اشعث بن قيس که کافر شد و در جنگ‏های ارتداد شرکت کرد او در اين جنگ شکست خورد و اسير گرديد.

اشعث بن قيس را نزد ابوبکر بردند. و او نه تنها از جرم و جنايت اشعث بن قيس درگذشت بلکه خواهر خود ام فروه را به عقد اشعث بن قيس درآورد.

اشعث بن قيس که دو مرتبه اسلام را به ظاهر پذيرفته بود در جنگ صفّين شرکت داشت و با مالک اشتر در گرفتن شريعه از شاميان شرکت داشت. او در اين کار نه برای خدا و يا برای علاقه به حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام بلکه به خاطر حميّت قومی‏اين برنامه را انجام داد و سرانجام در همان جنگ، يکی از عوامل مهم شکست در جنگ صفّين بود. زيرا همچون عمروعاص مردم را تحريک به پذيرش لا حکم الاة للَّه می‏نمود .

او پس از جنگ صفّين، در شهادت حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام، با ابن ملجم و قطّام ارتباط داشت و در سحرگاهان شب بيست و يکم ماه رمضان، ابن ملجم را تحريک نمود که هوا روشن نشده برای شهيد ساختن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام‏فرصت را از دست ندهد.

اگر ابوبکر، اشعث بن قيس را می‏کشف، او نمی‏توانست خود را به عنوان يک مسلمان در ميان مردم مشهور سازد و در ميان مسجد، منافقانه به تحريک ابن ملجم بپردازد و حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام به شهادت برسند.

ضربه ديگری که ابوبکر با بخشيدن اشعث بن قيس به اهل بيت‏عليهم السلام وارد نمود ازدواج ام فروه خواهر ابوبکر با اشعث بن قيس بود که توسط ابوبکر صورت گرفت. نتيجه اين ازدواج يکی تولد جعده بود که با کمک معاويه، حضرت امام‏حسن‏عليه السلام را به شهادت رساند و ديگر تولد محمد بن اشعث بن که از سرداران عمر سعد در کربلا و يکی از قاتلين امام حسين عليه السلام بود، که بر اثر شهادت آن حضرت، اسارت حضرت زينب و ساير اهل بيت‏عليهم السلام در کربلا رقم خورد.

با اين توضيح کوتاه روشن شد که ابوبکر نه تنها در سقيفه شرکت داشت و اوّلين غاصب خلافت بود، بلکه با کارهای ديگر خود مانند بخشيدن اشعث بن قيس، در شهادت حضرت اميرالمؤمنين‏عليه السلام و فرزندان آن بزرگوار سهيم بود.

 

 

 

 

علاّمه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در/ص 39/(772)

علاّمه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در کتابش - که درباره فضيلت مسجد کوفه نوشته و علّامه مجلسی نيز در مبحث بازگرداندن حجرالأسودبدان اشاره‏کرده - گفته است: نقل شده هنگامی که محمّد بن قولويه در بغداد بود، باخبر شد که حجرالأسود به مکه بازگردانده می‏شود، بدين‏سبب همراه با حجر عازم سفر شد تا امام زمان عجّل اللَّه فرجه را ببيند؛ زيرا می‏دانست که تنها معصوم7 حجرالأسود را در جايش قرار می‏دهد.

   هنگامی که به کوفه رسيد، به شدّت مريض و از ادامه راه عاجز شد. از اين رو، يکی از افراد مورد اطمينان خود را با دارايی بسيار به منظوربرپايی مسجدالحرام و خدمت به آن اعزام کرد و به او گفت: از آنها بخواه تا هنگامی که حجرالأسود را در جايش قرار می‏دهند به تو اجازه دهندکنار رکن حضور يابی. و همچنين نامه مُهرشده‏ای را به وسيله او برای امام زمان عجّل اللَّه فرجه فرستاد و به او گفت: اين نامه را به کسی که‏حجرالأسود را در محلّش می‏گذارد بده.

   آن شخصِ امين همراه او رفت تا به مکه رسيد و آنچه را که بدان امر شده بود انجام داد و هنگامی که خواستند حجرالأسود را در جايش‏قرار دهند - و متصدّيان به او اجازه دادند کنار رکن حضور يابد - بزرگان و سران عرب آمده، حجرالأسود را در پارچه‏ای نهادند و همه باهم آن‏پارچه را بلند کردند تا به برابر جايگاه حجرالأسود رسيد.

   ناگهان جوانی خوش‏چهره، سنگ را از روی پارچه برداشت و در جايش گذاشت، و از ميان مردم و داخل مسجد بيرون رفت.

   او می‏گويد: به دنبال او شتافتم تا اين که به سوی پشت کوه‏های مکه رفت و صدا زد: ای فلان! نامه محمّد بن قولويه را برايم بياور، او نيزنزد امام عجّل اللَّه فرجه رفت و نامه را به ايشان داد و امام زمان ارواحنا فداه فرمودند: به محمّد بن قولويه بگو، من برايت دعا کردم، خداوند اين‏درد جانکاه را شفا می‏دهد، و تو به بيماری شديدی مبتلا می‏شوی که هر کس تو را ببيند از بهبوديت مأيوس می‏شود، و تا سی سال ديگر باتندرستی زندگی می‏کنی. و در فلان ساعت و فلان شب خداوند، بدون بيماری جانت را می‏گيرد. آن گاه امام عجّل اللَّه فرجه غايب شد.

   آن فرستاده گفت: اکنون فهميدم که او امام زمان عجّل اللَّه فرجه است. وقتی که به بغداد بازگشت، آنچه را که ديده و شنيده بود، برای‏مولايش نقل کرد.

   محمّد بن قولويه پس از آن بيماری سخت، بارها بيمار شد و پزشکان و نزديکانش از بهبودی او نااميد شدند ولی او آنها را دلداری می‏داد ومی‏گفت: من به سبب اين بيماری از دنيا نمی‏روم. زمانی که شب موعود فرا رسيد، بستگان و دوستانش را جمع کرد و به آنان گفت: من امشب‏در فلان ساعت از دنيا می‏روم.

   آنها گفتند: تو بارها به بيماريهای سخت مبتلا شدی و ما از بهبودی تو مأيوس شديم، دلداريمان می‏دادی و امشب که به بيماری و مرضی‏مبتلا نيستی، چطور چنين سخنی می‏گويی و از کجا باخبر شدی؟

   او ماجرا را برايشان نقل کرد و در ساعت موعود درگذشت.(75)

------------------ 

75) تاريخ کوفه: 140.

 

 

 

 

تشابه ديگر، تشبیه به خورشید/ص 42/(772)

بودن ابرهای در آسمان مدّتی دارد و سرانجام که شرايط و مدّت آن‏ها تمام با وزش بادها از هم می‏پاشند و با تابش خورشيد از ميان می‏روند، ابرهای تيره‏ای که عصر غيبت را به وجود آورده‏اند نيز، آن گاه که مدّت و مهلتش پايان يابد در زمانی کوتاه از هم‏پاشيده می‏شوند و نابود می‏گردند و با از ميان رفتن آنها فروغ تابناک خورشيد جهانتاب بر سراسر هستی می‏تابد و همه جا را روشن و همگان از انوار درخشان شمس ولايت بهره‏مند می‏شوند. بنابراين همانگونه که ابرهای فشرده شده را بادهای خروشنده از ميان برمی‏دارند، نيروهای توانمند عصر قيام ابرهای غيبت ساز را از ميان برداشته و به دوران آنها خاتمه می‏دهند.

 

 

 

 

 

در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب/ص 43/(772)

   در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب، امام عصر عجّل اللَّه تعالی له الفرج را در زمان غيبت همانند پنهان‏شدن خورشيد درپشت ابر همانند شده است.

   اين تشبيه که در روايات از چند معصوم وارد شده، بيان‏کننده اهميّت آن است. بنابراين بايد در آن کاملاً دقّت شده تا از جهات گوناگون‏روشن شود که چرا امام زمان ارواحنا فداه را در عصر غيبت به خورشيدِ پشت ابر تشبيه نموده‏اند. چه شباهتهايی ميان اين دو وجود دارد؟ وچرا رسول خدا صلّی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام آن بزرگوار را به خورشيد تشبيه نموده‏اند؟

   دقّتِ نظر و توجّه کامل به اين روايت، درسهای حياتی و مهمّی را به ما می‏آموزد که روشنگر بسياری از حقايق است.

 

 

رساله‏ای پيرامون بهره‏مند از امام عصر ارواحنا فداه در عصر غيبت/ص 44/(772)

 

از امام صادق عليه السلام سئوال شد: مردم چگونه می‏توانند از امام غايب و پنهان بهره‏مند شوند؟

حضرت فرمود: همان‏گونه که از آفتاب پشت ابر بهره‏مند می‏گردند.(414)

 

 

 

 

 

وجوه شباهت امام عصر ارواحنا فداه به خورشيد در زمان غيبت/ص 53/(772)

   1 - ابر جدايی می‏اندازد بين خورشيد و موجوداتی که فاصله آن‏ها زيادتر از ابر به خورشيد است، اما موجوداتی که بالاتر از ابرها هستندهيچگاه ابرها نمی‏توانند فاصله شوند بين آن‏ها و خورشيد. بنابراين در زمان غيبت بين امام و مردمی جدائی می‏افتد که فاصله و سنخيت آنان باحضرت زياد است امّا افرادی مثل »وما بثلاثين من وحشة« و يا عترت آن بزرگوار از نمت حضور در خدمت آن حضرت برخوردارند غيبت‏نمی‏تواند فاصله بين آن‏ها و حضرت قرار بگيرد.

   2 - در هر زمان که ابرها آسمان را فراگرفته امکان از هم پاشيده شدن ابرها وجود دارد و احتمال ظهور خورشيد وجود دارد به نحو امکان واحتمالی عقلی؛ چه مردم در فکر آن باشند يا نباشند. و در هر زمانی امکان ظهور جمال حضرت وجود دارد کما ورد فی الروايات أنّه يأتي بغتة. وما ورد في الروايات من أنّه يمکن أن يقع الظهور مع البداء في العلائم الحتميّة.

   3 - ابرها که آسمان را فرامی‏گيرند هر چند زياد و درهم فشرده باشند به اين صورت نيست که در تمام نقاط زمين که خورشيد می‏تابد ابرخورشيد را پوشانده باشد بلکه ممکن است که در بسياری از مناطق زمين هوا ابری باشد و در بعضی از نقاط ديگر ابر وجود نداشته باشدهمين‏شور ممکن است در بعضی از نقاط اسرارآميز غيبت برای مردم آنجاها وجود نداشته باشد و اشاره به نقاط اسرارآميز.

   4 - اين کلمات از نظر امکان و احتمال عقلی مسأله نه وقوع آن و إذا جاء الإحتمال بطل الاستدلال. بنابراين جايی برای انکار امکان و احتمال‏عقلی وجود ندارد. مگر کسی که خود را محيط به تمام نقاط اسرارآميز و غير اسرارآميز دنيا بداند!

   5 - همان‏طور که ابر بين ما و خورشيد فاصله می‏شود، بين ما و آنچه بالاتر از ابر قرار دارد نيز فاصله می‏شود. در زمان غيبت نه‏تنها بين ما وحضرت جدايی می‏افتد بلکه بين ما و آنان‏که برايشان ظهور هست نيز فاصله می‏شود و ما از نعمت برخوردار بودن از محضر آن بزرگوار نير محروم‏هستيم.

   يوم النيروز هو اليوم الذی يظهر اللَّه فيه المهدی وولاة أمره... در اولين روز ظهور نه‏تنها حضرت ظاهر می‏شوند بلکه واليان امر حضرت نيزظاهر می‏شوند. روشن است که ظهور پس از غيبت و خفاء است.

   طبق اين روايت نمی‏توان گفت در اين زمان فقط حضرت غايب هستند و هيچ‏کس ديگر غايب نيست با اينکه از ضروريات مذهب ما وجودحضرت خضر و امثال اوست و او در خدمت آن بزرگوار است و از نظرهای ما مخفی و غايب است کما اين‏که در روايت ذکر شده است.

   6 - همان‏طور که سرانجام ابرهای تيره پراکنده خواهند شد و از ميان می‏روند و خورشيد ظاهر خواهد شد، همين‏طور سرانجام ابر غيبت ازبين خواهد رفت و جمال نورانی آن بزرگوار طالع خواهد شد.

   يدلّ عليه ما يدلّ علی ظهوره‏عليه السلام ولم لم يبق من الأيّام إلاّ يوم واحد...

   7 - همان‏طور که غرض اصلی از آفرينش خورشيد ظهور و طلوع آن است و وجود ابرها از امور عارضی است غرض اصلی از وجود حضرت‏ولی عصر ارواحنا فداه و سائر اهل بيت‏عليهم السلام ظهور آن بزرگواران است و غيبت يک مسأله عارضی است که بر اثر گناهان و شرارت افرادشرير جامعه پيدا شده کما في الروايات: إنّما غيبته علی رأس شرار الناس.

   8 - همان‏طور که می‏توان در روزهای ابری، ابرها را شکافت و از آن‏ها گذشته و خورشيد را مشاهده کرد ولو برای لحظات معدود و ساعات‏اندک در زمان غيبت نيز می‏توان به ساحت مقدّس آن بزرگوار شرفياب شده و جمال نورانی آن بزرگوار را مشاهده نمود کما اينکه تاکنون افرادبسياری در طور مدّت غيبت به اين نعمت بزرگ دست يافته‏اند. )توسط وسايل مادی يا رفتن بر قلّه کوههای مرتفع می‏توان از ابرها گذشت همين‏طوربا رسيدن بر فراز قلّه معنويت می‏توان به محضر آن بزرگوار راه يافت(

   9 - همان‏طور که ابرها از زمين برخواسته و حائل بين زمين و خورشيد می‏شوند و هيچ‏گونه مانعيّت و زيانی نسبت به کرات ديگر نداردهمين‏طور غيبت آن حضرت شامل جميع عوالم و همه کرات نمی‏شود. ما نه‏تنها دليل بر تعميم مسأله غيبت نسبت به جميع عوالم و مخلوقات کرات‏ديگر نداريم بلکه برخلاف آن دليل وجود دارد.

   بنابراين عوالم ديگر از نعمت حضور و ظهور بهره‏مند بوده و از عنايات خاصه اهل بيت‏عليهم السلام برخوردارند.

   10 - ابر فقط باعث پنهان شدن و مستور گشتن خورشيد می‏شود نه نابود شدن و عدم آن، همين‏طور غيبت باعث مخفی شدن حضرت وناپيدا بودن آن بزرگوار است نه آن‏که حضرت در کره زمين وجود نداشته باشند و به کرات و عوالم ديگر رفته باشند به دليل رواياتی که صريح‏است: لولا الحجّة لساخت الأرض بأهلها، و همچنين »لولا ما علی الأرض منّا لساخت بأهلها«(415)

   11 - همان‏طور که خورشيد بر ما علوّ و برتری و ارتفاع درجه دارد و از فراز آسمان نورافشانی می‏کند چه ابرها او را پوشانده باشند يانپوشانده باشند، امام عصرعليه السلام هم بر همه علوّ و برتری دارد و احاطه دارد ولو آن‏که ابر غيبت وجود آن حضرت را از نظرها مخفی ساخته باشد.غيبت نمی‏تواند چيزی از ارتفاع درجه آن بزرگوار بکاهد.

   12 - همان‏طور که وقتی که آسمان را ابر فراگرفته باشد خورشيد ظاهر نيست و وقتی ابرها برطرف می‏شوند خورشيد ظهور پيدا می‏کندبرطرف شدن ابرها يک دفعه نيست بلکه در لحظات آخر نوعاً از غلظت ابرها کاسته می‏شود و خورشيد ظهور خفيفی پيدا می‏کند تا کم‏کم ابرهاکاملاً برطرف شده و خورشيد کاملاً آشکار می‏شود. »ظهوره قبل ظهوره‏عليه السلام«

   13 - همان‏طور که در روزهای ابری، پوشش ابر در همه جا يکسان نيست، در بعضی از مواقع کاملاً هوا را ابر فراگرفته به طوری که از عين‏خورشيد هيچ اثری نيست و در بعضی مواقع ابرهايی اندک بر فراز آسمان است که خورشيد بهصورت ضعيفی ديده می‏شود. همين‏طور در زمان‏غيبت گرچه مردم نوعاً از محضر آن بزرگوار دورند و از فيض حضور بهره‏مند نيستند امّا در عين حال بعضی از افراد می‏توانند با الهامات و مکاشفات‏رحمانی ارتباطی ولو ضعيف با آن بزرگوار داشته باشند همان طور که گاهی خورشيد از پشت ابرها ولو به صورت ضعيف ديده می‏شود. )نمونه‏ای‏از مکاشفات که در آن تشرف حاصل شده است ذکر شود(

   14 - در زمانی که ابر آسمان را فراگرفته ولو آن‏که خورشيد ديده نمی‏شود ولی از منابع آن اين است که با تابشش باعث بارش برف و باران درزمستان می‏شود و در تابستان نتيجه اين بارش که گل و گياهان سرسبز و انواع ميوه‏جات است به ثمر می‏رسد، همين‏طور مردم در زمان غيبت ولو ازديدار آن بزرگوار محرومند ولی مسأله غيبت بر آنان آثاری ايجاد می‏کند که نتيجه آن در زمان ظهور آن بزرگوار آشکار می‏شود. ظلم‏ها، ستم‏ها وطعنه‏هايی که دوستان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه از دشمنانشان متحمّل می‏شوند در زمان ظهور آن بزرگوار نتيجه خواهند گرفت،همان‏طور که تابش خورشد از پشت ابرها در بهار و زمستان باعث بارش برف و باران شده و که نتيجه آن و ميوه آن در تابستان که فصل نابودی‏ابرهاست آشکار می‏شود و همين‏گونه تابش خورشيد ولايت از پشت ابر غيبت آثاری دارد که نتيجه آن در روز ظهور موفور السرور آن بزرگوارظاهر خواهد شد.

   مگر نه اينستکه ظهور آن بزرگوار قيامت صغرا است و مگر نه اين‏است که نتايج اعمال مردم در قيامت کبری به صورت کامل واضح و آشکارمی‏شود. در قيامت صغری نيز که نمونه‏ای از قيامت کبری و آخرت است مردم نتايج اعمال خود را که در زمان غيبت انجام داده‏اند مشاهده خواهندکرد.

   15 - همان‏طور که در روزهای ابری نمی‏توان فهميد خورشيد در کجای آسمان قرار دارد و مکان او برای ما معلوم نيست همين‏طور در زمان‏غيبت آن بزرگوار مکان آن وجود مقدّس برای مردم روشن نيست. المخفی المکان المستور عن الأعيان. )جمله دوم صريح است که نه‏تنها مکان آن‏حضرت مخفی است و نامعلوم بلکه غير مرئی است. مکان آن حضرت جزو امکنه غير مرئيه است(. همان‏طور که فرمودند: إنّ له غيبتان لايعلم‏بمکانه إلاّ خواصّ مواليه.

   16 - همان‏گونه که گاهی بر اثر کم شدن غلظت ابرها مکان خورشيد در آسمان معلوم می‏شود بر اثر اينکه ابرها رو به زوال و برطرف شدن‏هستند؛ همين‏طور در نزديکی ظهور و موقعی که زمان غيبت رو به زوال و اتمام است مکان آن بزرگوار معلوم می‏شود.

   دليل بر آن رواياتی است که دلالت دارد بر آگاه شدن سفيانی از وجود مقدّس آن بزرگوار. »ويفرّ المهدي من مدينة إلی مکة...«

   17 - ابرها خورشيد را می‏پوشانند و او را از نظر مردم ناپديد می‏سازند تا زمينه از بين رفتن ابرها از قبيل گرم شدن درجه هوا و کم شدن‏فاصله خورشيد و زمين محقّق شود. در اين بيان ممکن عواملی باعث می‏شود که ابرها زودتر متفرق شده و از بين بروند مثل وزش بادی شديد که‏گاهی ابرها را متفرّق کرده و از هم می‏پاشند. در صورت ايجاد اين‏گونه عوارض خورشيد زودتر ظاهر شده و آسمان آفتابی می‏شود.

   همين‏طور غيبت خورشيد ولايت را نهايتی است که اگر تا آن زمان ظهور فرانرسد در آن موقع واقع خواهد شد.

   فرمايش امام صادق‏صلی الله عليه وآله وسلم: »وإلاّ ينتهي إلی منتهاه« اشاره به اين حقيقت دارد اگر مردم مسلّح شدند به اسحله دعا و صلاح قبل از به نهايت‏رسيدن زمان غيبت، مسأله غيبت تمام شده و ابر غيبت از هم پاشيده می‏شود و الاّ مسأله غيبت تا نهايتِ زمان خود ادامه خواهد داشت.

   وجه تشبيه و کيفيت انتفاع: مردم موظف هستند خود را مسلّح کرده و ابرهای غيبت را از هم بپاشند تا از لقاء آن بزرگوار بهره‏مندشده و به نفع اکمل برسند. از دعا برای تعجيل فرج که مؤثّر در فرارسيدن ظهور است غفلت نورزند و به فرمايش آن بزرگوار که فرمودند: »وأکثرواالدعاء بتعجيل الفرج، فإنّ ذلک فرجکم« عمل کنند.

   از انجام معصيت و گناه که باعث بداء و تأخير ظهور است بپرهيزند.

   18 - همان‏طور که در ابتداء ايجاد ابرها تا زمانی‏که کاملاً درهم فشرده و زياد نشده‏اند امکان تفرّق آن‏ها توسّط عوارضی چون وزش بادهای‏مخالف بيشتر است در ابتداء زمان ظهور نيز که غيبت کامله و کبری واقع نشده و هنوز ارتباط مابين مردم و نوّاب اربعه وجود داشت امکان تمام شدن‏مسأله غيبت بيشتر بود که متأسّفانه انجام نگرفت.

   19 - اين مسأله در انتهای زمان غيبت نيز وجود دارد همان‏طور که ابرها هرچه زمان از بين رفتن آن نزديک‏تر شود عوارض مخالف در آن‏هابيشتر اثر کرده و مقاومت ابرها کمتر می‏شود مسأله غيبت نيز چنين است. اگر در انتهای زمان غيبت، شيعيان و دوستان دست به دست هم دهندمسأله غيبت نيز زودتر به اتمام می‏رسد.

   20 - همان‏طور که واضح است انتفاع مردم از خورشيد در زمانی که در پشت ابر غيبت باشد واضح است انتفاع مردم از امام زمان ارواحنافداه زمانی که در پشت ابر غيبت باشد.

-----------------------

414) کمال الدين:  1 / 314.

415) منتخب الأثر: 271.

 

وجه شبه خورشيد در پشت ابر غيبت/ص 54/(772)

ابرهايی که چهره خورشيد را می‌پوشانند سرانجام از هم پاشيده شده و با درخشش خورشيد جهانتاب و افزايش گرمی و حرارت آن ، اثری از ابرها باقی نخواهد ماند.

آری ؛ در تابستان کوچک‌ترين اثری از ابرها در آسمان ديده نمی‌شود. همچنين با حاکم شدن حکومت جهانی حضرت ولی الله الأعظم عجّل الله تعالی فرجه اثری از ستمگران و آنان که مانع توجّه مردم به حضرت می‌شوند باقی نخواهد ماند و دشمنانی که بر دشمنی خود باقی بمانند هيچ اثری از آنان نمی‌ماند.

آن حضرت منتقم از اعداء الله و دشمنان اهل بيت  : و حق و حقيقت می‌باشند؛ همان‌گونه که با تابش شديد آفتاب اثری از ابرها باقی نمی‌ماند.

 

 

وجه شبه ديگر/ص 55/(772)

همان‌طور که ابرها مانع تابش کامل نور خورشيد می‌شوند، و در استفاده مردم از نور خورشيد اثر می‌گذارند، مانع استفاده کامل مردم و موجودات از انرژی خورشيد ـ غير از نور ـ نيز می‌شوند، دشمنان هم در عصر غيبت نه‌تنها مانع تابش نور حضور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه بر مردم می‌باشند، بلکه مانع برخی از امدادهای آن حضرت نيز می‌باشند که همان‌طور که با برطرف شدن ابرهای انرژی خورشيد همانند نور آن بر مردم و موجودات می‌رسد، در عصر ظهور نيز با برطرف شدن عصر غيبت مردم از نور حضور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه برخوردار می‌شوند؛ همان‌گونه که از آثار فراوان حضور آن حضرت بهره‌مند می‌شوند.

 

 

 

وجه شبه ديگر2/ص 56/(772)

همان‌گونه که ابرها تا حدّی مانع رسيدن نور و نيز انرژی خورشيد به انسان‌ها و ساير موجودات می‌شوند، ابرهايی که به وجود آورنده عصر غيبت هستند نه‌تنها مانع حضور و آثار حضور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه هستند، بلکه همان‌گونه که ابرها مانع رسيدن انرژی‌های کيهانی ـ غير از انرژی خورشيدی ـ موانع ظهور نيز مانع رسيدن کامل امدادهای ساير ائمّه  : هستند. در کوتاه شدن دست مردم در عصر غيبت از رسيدن کمک‌های ائمّه  : مؤثّر است که با حضور و ظهور امام زمان ارواحنا فداه اين کوتاهی‌ها و کمبودها از ميان می‌رود و همان‌گونه که با برطرف شدن ابرها نور و انرژی خورشيدی و انرژی‌های کيهانی به مردم و موجودات می‌رسد، در عصر ظهور مردم از عنايات امام عصر عجّل الله تعالی فرجه و ساير ائمّه  : برخوردار می‌شوند.

 

 

 

وجه شبه ديگر3/ص 56/(772)

همان‌گونه که در روزهای ابری و غم‌انگيز پاييزی مردم می‌دانند سرانجام اين روزها به پايان می‌رسد و برخی منتظر به پايان رسيدن آن و فرارسيدن روزهای روشن و شفاف هستند، در روزهای تيره غيبت ، گروهی از مردم که با عصر تيرگی‌ها و تاريکی‌ها خو نگرفته و از آن وضع راضی نيستند، در انتظار فرارسيدن عصر شکوهمند ظهور و تابش فروع تابناک حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه می‌باشند. همان‌گونه که روزهای دلگرفته ابری برخی را به ياد رسيدن روزهای روشن و زيبای آفتابی می‌اندازد، در عصر تيره غيبت نيز آنان متوجّه به تيرگی‌ها و تاريکی‌های موجود هستند و می‌دانند بايد روزهای صاف و روشن وجود داشته باشد.

 به اين دليل به روزهای دلگرفته ابری خو نمی‌گيرند و به آن دل نمی‌بندند، بلکه به فرارسيدن روزهای روشن و نورانی عصر ظهور دل می‌بندند.

 

روايت شمسيه آورده شود.......

 

 

 

وجه شبه ديگر4/ص 57/(772)

انرژی خورشيد که در سطح جهان پخش می‌شود يک ميليارديم آن به کره زمين می‌رسد و بقيّه آن به فضا و ساير کرات می‌رسد. بنابراين در عصر غيبت ، کم شدن فيوضات حضرت بقيّة الله الأعظم ارواحنا فداه از کره خاکی همانند کم شدن از يک ميليارديم انرژی خورشيد است که در پشت ابر باشد.

بنابراين گرچه برای زمين و زمينيان غيبت ايجاد شده ، ولی در سيّارات و کرات بی‌شمار ديگر اثری از اين غيبت وجود ندارد. 

راجع به تشبيه به خورشيد، مطالبی در جلد اول «خزينة الجواهر» موجود است .

 

شمسيه/ص 57/(772)

ابرها در پاييز و زمستان درهم فشرده و پراکندگی آن‌ها به طول می‌انجامد، امّا در فصل بهار با وزش باد بهاری ناگهان پراکنده می‌شود، عصر غيبت نيز آنگاه که پايان پذيرد و هنگام طلوع خورشيد ولايت شود و نسيم رحمت الهی وزيدن گيرد، ابر غيبت را ناگهان از ميان برمی‌دارد و بغتة جهان با نور عالمتاب مهدوی روشن می‌شود.

ابرها دو گونه‌اند: خشک و باران‌زا. سرزمين‌هايی که از ابرهای باران‌زا سيراب می‌شوند با برطرف شدن ابرها و درخشش و تابش آمادگی بيشتری برای حاصلخيز شدن دارند، مردمی که در عصر غيبت در انتظار نشسته‌اند و با صبر و تحمل و ريختن اشک در فراق آن حضرت و با تلاش و کوشش و نشر فرهنگ مهدويت در ميان مردم وظيفه خود را انجام داده‌اند همچون زمين‌های سيرابی هستند که آماده درخشش و تابش و استفاده از نور خورشيد می‌باشند به گونه‌ای که زودتر از مردم ديگر از مردم عصر غيبت ، زمينه‌سازی برای آنها می‌شود.

  مناسب با روايت تشبيه به خورشيد نور اصحاب آن حضرت مثل نور ماه است که از خورشيد مکتسب است . در عصر غيبت نيز اصحاب نور می‌دهند همان‌گونه که ماه پشت ابر نور می‌دهد.

پيامبر اکرم  6:

... يا ابيّ؛ طوبی لمن لقيه ، وطوبی لمن أحبّه ، وطوبی لمن قال به ، ينجّيهم من الهلکة ، وبالإقرار بالله وبرسوله ، وبجميع الأئمّة ، يفتح الله لهم الجنّة ، مثلهم في الأرض کمثل المسک الّذي يسطع ريحه فلايتغيّر ابدآ، ومثلهم في السماء کمثل القمر المنير الّذي لايطفأ نوره أبدآ. 

 

ای ابی ؛ خوشا به حال کسی که او را ملاقات نمايد، و خوشا به حال کسی که او را دوست داشته باشد و خوشا به حال کسی که معتقد به او باشد.(1)

------------------

(1)بحارالانوار: 52 / 310.

 

 

 

 

 

«««    خورشید     »»»

(1)

نور حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه‏/ص 60/(772)

يکی از عوامل مهمّ تحوّلات در آن عصر فرخنده، تشعشع انوار تابناک حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عجّل اللَّه تعالی فرجه می‏باشد که سراسر جهان را فرا می‏گيرد به گونه‏ای که جهان را از روشنايی خورشيد بی‏نياز می‏سازد.

همان گونه که نور خورشيد در ذرّات جهان دارای اثرات لازم، مهمّ و حياتی است، درخشش نور تابان حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه- که نور اللَّه هستند- در آن زمان شکوهمند، تأثير و تحوّل عظيمی در اعماق عالم هستی می‏گذارد و جهان خاکی را به عالم پاکی تبديل می‏نمايد.

______________________________

(1). بحث درباره نور اللَّه و مقام نورانيّت خاندان وحی عليهم السلام از معارف عالی اهل بيت عليهم السلام است که متأسّفانه آگاهی جامعه ما درباره آن بسيار اندک است و لازم است برای شناخت آن بحثهای گسترده و وسيع انجام گيرد.

دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 53

 

(2)

الفبايی درباره حرم و آداب زيارت‏/ص 61/(772)

آستان‏ قدس رضوی، آرامش‏ بخش‏ آفريدگانِ آفريدگار، و پناهگاه‏ آشنا و بيگانه است. مردم در همه‏ آفاق‏، شوق زيارت اين بارگاه را دارند؛ و آرزو دارند از آبِ‏ حيات سقّاخانه حرم، جرعه‏ای بنوشند.

اذن‏ ورود به حرم مطهّر امام‏ رضا عليه السلام، اشک‏ شادی را در ديدگان شيفتگان‏ ارض اقدس‏ جاری می‏سازد و انس‏ با آن حضرت را در انسان افزايش‏ می‏دهد.

در اين‏ بارگاه‏، باران‏ رحمت‏ بر همه کسانی که از برّ و بحر آمده‏اند می‏بارد و بزرگ‏ و کوچک را در بوستان‏ ولايت و باغ‏ ملکوتی خويش پذيرايی می‏کند.

اين سرزمين، پناهگاه‏ همگان است؛ پارسايانِ پاکدل‏ و نيز پر و بال سوختگان‏

پريشان‏ حال را پذيرا می‏شوند و راه‏ پيشرفت‏ و پرواز را به همه می‏آموزند.

گنبد زيبا و تابناک‏ حرم، انسان را به‏ تماشا وامی‏دارد و توجّه‏ او را به خود جلب می‏کند؛ گويی به او می‏آموزد که قبل از تشرّف‏ به حرم، قدری‏ تأمّل‏ نموده و درس‏

توبه‏ بياموزد تا بتواند در حضور حضرت امام رضا عليه السلام از تبليس‏ ابليس در امان‏ مانده و راه‏ تقوا را برای هميشه پيشه سازد.

بايد به رأفت و مهربانی حضرت‏ ثامن‏ الحجج عليهم السلام اطمينان داشته باشيم و با ثبات‏

قدم در اين عقيده به‏ ثنا گويی آن حضرت پرداخته تا بر ثواب‏ و ثمره‏ زيارت خود بيفزاييم و با زيارتی که همراه با معرفت و شناخت است نام ما در زمره بهترين زائران امام هشتم عليه السلام از ثری‏ تا ثريّا، ثبت‏ شود.

در جوار حضرت امام رضا عليه السلام بايد از جاذبه‏ ولايت آن بزرگوار بهره‏مند شويم و روح و جان‏ خود را با جلوه‏های‏ رحمانی‏ جلا داده و جرعه‏ نوش‏ جام‏ ولايت و جان‏ نثار آن حضرت باشيم.

بايد از چشمه‏ سار شفابخش حرم که برتر از چشمه‏ خورشيد است بهره‏مند گشته و چنان‏ در چمن‏ زار ولايت جای گيريم که‏ چشم‏ از جهان پوشيده و با چابکی‏ برای‏ چاره‏ جويی و فرار از ظلمت به نور ولايت‏ چهارده‏ معصوم عليهم السلام پناهنده شويم.

در حرم‏ امام هشتم عليه السلام به‏ حمد و ستايش خداوند پرداخته و ظهور حجّت‏ الهی امام عصر ارواحنا فداه را خواستار شويم و برای فرارسيدن «دولت کريمه امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه الشريف»  و حکومت‏ آن بزرگوار، دست به نيايش بلنده نموده تا با ظهور و حضور آن‏ حضرت‏، حجاب‏ غيبت از ميان برداشته شود و مردم از حيرت‏ نجات يابند.

مشهد مقدّس نقطه آمال‏ خلايق‏ است، خادمان‏ حرم دست به سينه ايستاده‏اند و خوشحالی‏ در سيمای زائران امام هشتم عليه السلام موج می‏زند، سيل‏ خروشان خلق‏ با حاجت‏ها و خواسته‏های‏ گوناگون به سوی حرم سلطان‏ خراسان‏ روی می‏آورند. ای کاش؛ همه‏ خواستار ظهور امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه می‏بودند.

پنجره فولاد، درمانگاه درماندگان‏ بی‏پناه است. مردم با دخيل‏ شدن به آن، به‏ دعا و توسّل می‏پردازند و هر لحظه منتظر خروش‏ دريای‏ رحمت حضرت امام رضا عليه السلام‏ هستند تا با نگاه و دلجويی‏ آن حضرت، دلِ‏ شکسته آنان شاد شده و با حاجت رواشده از دولت‏ سرای آن بزرگوار بازگردند.

زائرانِ بااخلاص با ذوق‏ تمام به زيارت می‏پردازند و سعی می‏کنند ذهاب‏ و رفت و آمد مردم، فکر و ذهن‏ آنان را مشوّش نکند و با توسّل به حضرت امام رضا عليه السلام دل از ذهب‏ و فضّه شسته، به‏ ذکر ذات‏ پاک الهی مشغول شده و ياد خداوند ذوالجلال‏ را ذخيره‏ آخرت خويش قرار می‏دهند.

رأفت‏ و مهربانی حضرت امام‏ رضا عليه السلام‏ با زائرين، روان‏ انسان‏ را شاد می‏سازد و جلوه‏های‏ رحمانی‏ در آن‏ روضه رضوان‏، آموزنده طريق خلوص و روزنه‏ای‏ برای خودسازی- نه خودستايی- است.

در زيارت‏ حضرت امام رضا عليه السلام‏ زر و زيور زائران‏ نفعی ندارد؛ همان‏گونه که‏ زهدِ زاهدان‏ رياکار بی‏ارزش است. در حرم امام هشتم عليه السلام‏ زنده‏ دلانی که در زورق‏ ولايت نشسته و با قطرات اشکی که با اخلاص می‏ريزند، امواج عظيم رأفت آن حضرت را به خروش می‏آورند و کاملًا مورد توجّه قرار می‏گيرند.

در حرم امام هشتم عليه السلام‏ ژنرال‏های‏ لشکر و ژنده‏پوشان‏ کشور با يک ديد نگاه می‏شوند. حضرت امام رضا عليه السلام از ژرفای‏ افکار همه آگاهند و به آنان‏که‏ ژست‏ و قيافه خود را آراسته و نيز به‏ ژوليدگان‏ زبان‏بسته با ژرف‏بينی‏ نگريسته و از اعماق قلب همه خبر دارند، و در اين ميان آنان که قلبی بس روشن‏تر از ژنراتورهای‏ قوی دارند مورد عنايت و توجّه خاصّ واقع می‏شوند هرچند ژنده‏پوش‏ باشند.

برخی از زوّار بهترين‏ سوغات سفر خود را آبی که از سقّاخانه‏ برداشته‏اند می‏دانند، گويا که کوثر و سلسبيل‏، سرچشمه‏ آنند و يا ... آنان با نوشيدن جرعه‏ای از جام آن، بر حضرت‏ سيّدالشهداء عليه السلام سلام‏ و درود می‏فرستند و خدا را بر اين نعمت‏ سپاس‏ می‏گويند.

درب اين بارگاه هميشه به روی همه گشوده است و مردم با گرفتن‏ شفا و ساير حاجت‏های خود، شاهد رأفت و مهربانی امام رئوف می‏شوند و به‏ شکرانه‏ آن، به درود و صلوات می‏پردازند. و در هر شهر و ديار با هيجان و شادی‏، جريان‏ شفايابی‏ را حکايت می‏کنند و به اين‏ شيوه‏ همه را شيفته‏ اين بارگاه می‏نمايند.

صاحبدلانی‏ که از صحن‏ها گذشته و صادقانه‏ به حرم مطهّر حضرت امام رضا عليه السلام مشرّف می‏شوند، می‏دانند که در طول‏ صدها سال هر جايگاه اين بارگاه، قدمگاه حضرت‏ صاحب‏ الزمان عجّل اللَّه تعالی فرجه است و با صدق‏ و صفا، صورت‏ بر اين خاک پاک نهاده و بوسه بر آن می‏زنند.

هر روز در کنار ضريح ضامن‏ آهو و در هر ضلع‏ و گوشه حرم، هزاران نفر مهمان و ضيفِ‏ امام رضا عليه السلام هستند. نور و ضياء معنوی آن بارگاه، ضمير و باطن آنان را پاک و بهشت را برای‏شان‏ ضمانت‏ می‏کند و نام‏شان در طومار بهشتيان ثبت و ضبط می‏گردد.

طايران‏ قدسی که بر ايوان‏ طلا می‏نشينند، می‏دانند که‏ طاق‏ کسری در برابر آن، مخروبه‏ای بيش نيست. کوه‏ طور با آنهمه جلالت، شکوه و طمطراق‏ شهر طوس‏ را ندارد. کبک و تيهو بلکه هر پرنده و طيفور، آرزوی‏ طوف‏ سقّاخانه‏اش را می‏کند.

برخی از ظاهرپرستان‏ نيز می‏دانند: ظفرمندی ظفرمندانِ‏ معنويّت و صاحبان‏

ظرفيّت‏، در ظلّ‏ عنايت صاحب اين بقعه و بارگاه به مرحله‏ ظهور رسيده است و با نگاه آن حضرت، ظرف‏ دل را از ظلمت‏ و تاريکی رها ساخته‏اند.

صحن‏ عتيق‏ با سقّاخانه زيبايی که دارد ياد علمدار کربلا حضرت ابوالفضل‏

عليه‏ السلام و شدّت‏ عاطفه‏ آن حضرت را در خاطره‏ها زنده می‏سازد، چگونه سقّای دشت کربلا با شدّت‏ عطش‏ از خوردن آب در روز عاشورا امتناع ورزيده و تا جان در بدن داشتند علَم‏ را در دست داشته و با عمّال‏ ابن زياد لعنه اللَّه جنگيدند.

همه از غريب‏نوازی‏ امام‏ غريب عليه السلام‏ آگاهند و می‏دانند که آن حضرت‏ غمگسار غريبان‏

هستند، غبار غم‏ را از قلب آنان می‏زدايند؛ به گونه‏ای که فرياد و غريو شادی از قلب‏

غمزدگان‏ برمی‏خيزد.

فرَج‏ و ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه و فتح‏ و ظفر را در اين بارگاه از خداوند بخواهيد، و فرجام‏ نيک را در اين مکان بدست آوريد تا به دريای‏ فضايل‏ و فيوضات‏

راه بيابيد و با توسّل به امام رئوف عليه السلام برای نجات از فريب فتنه‏های فراوان‏ آخر الزمان و دوران تيره غيبت دعا کنيد.

شهر مقدّس مشهد به‏ قداست‏ معروف است، زائرين و مجاورين آن ديار مقدّس بايد قدر و احترام آن را نگه دارند و تلاش کنند که ريشه فساد و گناه در آن شهر قطع‏

گردد. مبادا زنان و مردان از قانون‏ شرع تجاوز کرده و با قيافه‏های‏ غير مشروع‏ قد و

قامت‏ خود را در منظر ديد ديگران‏ قرار دهند.

کفشداران‏ پاک‏دل اين بارگاه- که‏ اظهار ملال نمی‏کنند- کليد داران گنجينه‏های قرب هستند. آنان به‏ کاروان‏ جويندگان‏ کمال‏ خوشآمد می‏گويند و کاميابان کوکب‏ صبح را ارج نهاده و در راه خدمتگزاری به زوّار از هر کوششی‏ دريغ نمی‏ورزند.

گلدسته‏های‏ حرم، گمشدگان‏ راه را هدايت می‏کنند و با قد کشيده و استوار خود،

گرفتاران گوشه‏نشين‏ و کهنسالان قدخميده را درس اميد و ثبات قدم آموخته و به همه می‏آموزند که‏ گشوده‏شدن گره‏های‏ کور در اين آستان، در گرو ايمان و يقين است، از يأس و سرافکندگی‏ گريزان‏ و همچون ما سربلند باشيد.

لطف‏ و کرم حضرت امام رضا عليه السلام زبانزد خاصّ و عامّ است، همه می‏توانند از اين بارگاه، لاله لاهوتی‏، لؤلؤ لالا يا لعل‏ گهربار بگيرند. کليد دنيا و آخرت در دستان حضرت امام رضا عليه السلام است، هر لحظه‏ اميدوار باشيد و يأس و نااميدی را- که‏ لشکر

نفس و شيطان است- شکست دهيد.

زيارت حضرت امام رضا عليه السلام‏ مشکل‏ گشای همه و مايه‏ اميد مردم‏ هر مرز و بوم است. آنان که با ايمان و يقين به اين بارگاه‏ مشرّف می‏شوند، به اميد و آرزوی خود رسيده و مدال‏ افتخارِ لطف و عنايت حضرت امام رضا عليه السلام را بر سينه‏ می‏زنند.

در اين زمان‏ نقّاره‏خانه‏ حضرت امام رضا عليه السلام، هنگام طلوع و غروب خورشيد را به‏ اطّلاع مردم می‏رساند؛ ولی روزی فرا می‏رسد که‏ ناگهان ناکامی‏ها، ناگواری‏ها و ... به پايان می‏رسد و از آن مکانِ مرتفع‏ ندای «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَريب»، بلند می‏شود. آن روز، نوبت نيک‏ فرجامانِ جهان است.

با توجّه، وارد حرم مطهّر شويد؛ تا می‏توانيد از هنگام‏ ورود تا وقت‏ خروج، حالت حضور در خدمت حضرت امام رضا عليه السلام را رعايت کنيد، از وهم‏، خيال‏ و وسوسه‏

بپرهيزيد. از آن بزرگوار بخواهيد شما را برای خدمتگزاری به مقام‏ والای ولايت‏ اهل بيت عليهم السلام موفّق نمايند.

همای‏ رحمت حضرت امام رضا عليه السلام بر سر همگان‏ سايه می‏افکند و همه‏ زوّار از الطاف بيکران و همايونی‏ آن امام‏ هُمام‏ بهره‏مند می‏گردند؛ به اين جهت در هنگام‏

زيارت، حواسّ خود را جمع نموده و هشيار باشيد و همواره‏ متوجّه آن حضرت بوده و مواظب باشيد فکر شما به اين سو و آن سو جلب نشود.

هميشه به‏ ياد داشته باشيد: پيامبران الهی و اولياء خدا با پذيرش ولايت اهل بيت عليهم السلام، به کمک دين خدای‏ يکتا و يگانه‏ پرداخته‏اند. از امام هشتم عليه السلام طلب‏ ياری‏

کنيد و با يقين‏ از آن حضرت بخواهيد شما را از ياران‏ و ياوران‏ امام عصر ارواحنا فداه قرار دهند تا در صف‏ ياری‏ کنندگان دين خدا باشيد.

صحيفه رضويه، ص: 52

 

 

(3)

مظلوم‏ترين فرد عالم‏/ص 70/(772)

پس از آن که ضرورت دعا برای مولای‏مان امام زمان ارواحنا فداه را ذکر کرديم می‏گوييم: متأسّفانه در بيشتر مجالس مذهبی از ياد امام زمان ارواحنا فداه و دعا برای تعجيل ظهور آن حضرت غفلت می‏شود. و اگر بدانيم که تاکنون چقدر از آن حضرت غافل بوده‏ايم، متوجّه می‏شويم که آن حضرت‏ مظلوم‏ترين فرد عالم‏ هستند.

اکنون جرياناتی را درباره مظلوميّت آن بزرگوار ذکر می‏کنيم:

حجّة الإسلام والمسلمين مرحوم آقای حاج سيّد اسماعيل شرفی نقل نمودند:

به عتبات مقدّسه مشرّف شده بودم و در حرم مطهّر حضرت سيّد الشهداء عليه السلام مشغول زيارت بودم. چون دعای زائرين در قسمت بالای‏سر امام حسين عليه السلام مستجاب است، در آنجا از خداوند خواستم مرا به محضر مبارک مولايم حضرت‏ مهدی ارواحنا فداه مشرّف گرداند و ديدگانم را به جمال بی‏مثال آن بزرگوار روشن نمايد.

ناگهان هنگامی که مشغول زيارت بودم خورشيد جهان تاب جمالش ظاهر شد، گرچه در آن هنگام حضرتش را نشناختم؛ ولی شديداً مجذوب آن بزرگوار شدم، پس به او سلام کردم و از ايشان سئوال کردم: آقا؛ شما کيستيد؟

فرمودند: من مظلوم‏ترين فرد عالَم هستم‏

. من مقصود آن حضرت را متوجّه نشدم و با خود گفتم: شايد ايشان از علمای بزرگ نجف هستند و چون مردم به ايشان گرايش پيدا نکرده‏اند خود را مظلوم‏ترين فرد عالَم می‏داند، در اين هنگام ناگهان متوجّه شدم که کسی در کنارم نيست.

اينجا بود که فهميدم خداوند دعايم را مستجاب فرموده و مرا به لقای حضرتش شرفياب نموده، و او مظلوم‏ترين فرد عالم و امام زمان من بود ، و نعمت حضور آن بزرگوار را زود از دست دادم.

صحيفه مهديه (مترجم)، ص: 52

 

 

(4)

1- آشنايی با مقام امام زمان ارواحنا فداه‏/ص 72/(772)

آشنايی با خصوصيّات و اوصاف امام زمان ارواحنا فداه، و توجّه به وجود باعظمت آن بزرگوار، عامل مهمّی برای ايجاد حالتِ انتظار است. زيرا توجّه به اين نکته که اکنون در سراسر گيتی و در تمامی جهان آفرينش، کسی به جز آن بزرگوار شايسته رهبری و اصلاح عالم هستی نيست، انسان را به سوی آن حضرت جذب می‏کند. آن بزرگوار آخرين ذخيره الهی و تنها بازمانده اميران جهان هستند که حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره آنان می‏فرمايند:

عِلْمُ الْأَنْبياءِ في عِلْمِهِمْ وَسِرُّ الْأَوْصياءِ في سِرِّهِمْ وَعِزُّ الْأَوْلياءِ في عِزِّهِمْ، کالْقَطْرَةِ فِي الْبَحْرِ وَالذَّرَّةِ فِي الْقَفْرِ.

علم پيامبران، در برابر دانش آنان و سرّ اوصياء، در برابر سرّ آنان و عزّت اولياء، در برابر عزّت آنان، همچون قطره‏ای در دريا و همانند ذرّه‏ای در ميان بيابان است.

اينک ما که در زمان آخرين نفر از اين خاندان هستيم، وظيفه داريم با توجّه به حضرتش و با پيروی از خواسته‏های هدايتگر آن بزرگوار، خود را از تباهی و غفلت نجات دهيم و در انتظار فرا رسيدن حکومت آن حضرت که پرچم هدايت و عدالت را بر افلاک می‏زند، روز شماری کنيم.

اگر کسی در اين روزگار آن حضرت را بشناسد و از امدادهای غيبی امام زمان عجّل‏اللَّه تعالی فرجه در «زمان غيبت»، آگاهی داشته باشد و با تحولّاتی که آن بزرگوار در «زمان ظهور» در سراسر گيتی در انسان و جهان ايجاد می‏نمايند آشنا باشد، هميشه به ياد آن بزرگوار خواهد بود و همان گونه که امر فرموده‏اند  در انتظار طلوع خورشيد ولايت بسر خواهد برد. معرفت، در چنين انسانی، زنگار غفلت را از قلبش می‏زدايد و صفا و نورانيّت را جايگزين آن می‏نمايد. اينک به روايت جالبی که نشانگر امدادهای غيبی آن حضرت در زمان غيبت می‏باشد، توجّه کنيد. جابر جعفی از جابر بن عبداللَّه انصاری از پيغمبراکرم صلی الله عليه و آله و سلم نقل می‏کند که آن حضرت فرمودند:

... ذاک الَّذي يَفْتَحُ اللَّهُ- تَعالی‏ ذِکرُهُ- عَلی‏ يَدَيْهِ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَها، ذاک الَّذي يَغيبُ عَنْ شيعَتِهِ وَأَوْلِيائِهِ غَيْبَةً لايَثْبُتُ فيها عَلَی الْقَوْلِ بِامامَتِهِ الّا مَنْ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْايمانِ. قالَ: فَقالَ جابِرُ: يا رَسوُلَ‏اللَّهِ فَهَلْ يَنْتَفِعُ الشّيعَةُ بِهِ في غَيْبَتِهِ؟

فَقالَ صلی الله عليه و آله و سلم: اي وَالَّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّةِ أَنَّهُمْ لَيَنْتَفِعوُنَ بِهِ وَيَسْتَضيئوُنَ بِنوُرِ وِلايَتِهِ في غَيْبَتِهِ کانْتِفاعِ النّاسِ بِالشَّمْسِ، وَإِنْ جَلَّلَها السَّحابُ، يا جابِرُ، هذا مَکنوُنُ سِرِّاللَّه وَمخْزوُنُ عِلْمِهِ فَاکتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه.

... اوست (حضرت مهدی ارواحنا فداه) که خداوند- که يادش بزرگ باد- با دستان او مشرق‏ها و مغرب‏های زمين را می‏گشايد. اوست کسی که از شيعه و اوليائش غايب می‏شود، بطوری که ثابت قدم نمی‏ماند بر عقيده به امامت او، مگر کسی که خداوند قلب او را برای ايمان امتحان نموده باشد. جابر جعفی می‏گويد: جابر بن عبداللَّه انصاری به پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم عرض کرد: يا رسول اللَّه صلی الله عليه و آله و سلم آيا شيعيان در زمان غيبت، از او بهره‏مند می‏شوند؟ پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم در جواب فرمودند: آری به خدائی که مرا به رسالت مبعوث نموده، آنان به وسيله او بهره‏مند می‏شوند در زمان غيبت او، و به وسيله نور ولايت او روشنايی می‏يابند، همان گونه که مردم از خورشيد بهره‏مند می‏شوند، گرچه ابر آن را پوشانده باشد. ای جابر، اين از سرّ مکنون الهی و علم مخزون اوست، پس آن را مخفی دار مگر از اهلش. همان گونه که ملاحظه نموديد، پيغمبر اکرم صلی الله عليه و آله و سلم در اين روايت با تأکيد قسم ياد نموده‏اند که شيعيان در زمان غيبت امام عصر ارواحنا فداه از مقام ولايت آن حضرت نور می‏گيرند.

کيست بی‏پرده به خورشيد، نظر باز کند

چشم پوشيده ما، علّت پيدائی تست‏

از لطافت نتوان يافت، کجا می‏باشی

جای رحم است بر آن کس که تماشايی تست‏      

در زمان غيبت گرچه امام زمان ارواحنا فداه غايب هستند، ولی در حقيقت پرده غيبت بر قلب‏های ما است و گرنه امام عليه السلام نور درخشان هستند و برای کسی که قلبش بينا است آشکارند، اگرچه به ظاهر نابينا باشد.

توجّه به اين حقيقت، انسان را به مقام ولايت، علم و قدرت آن بزرگوار راهنمائی می‏کند و محبّت امام زمان ارواحنا فداه را در قلب‏ها سرشار نموده و انتظار فرا رسيدن حکومت جهانی حضرتش را در دل‏ها ايجاد می‏کند.

اسرار موفقيت، ج‏2، ص: 423

 

 

(5)

لزوم تحوّل در وجود انسان‏/ص 76/(772)

حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه در جهانبانی، جهانداری و نظم و سامان بخشيدن به جهان و جهانيان، از قدرت‏های فوق‏العاده معنوی يعنی از مقام عظيم ولايت خويش استفاده نموده و به اين گونه، برای تغيير جهان و تکامل بخشيدن به جهانيان در مردمانِ عالم تحوّل ايجاد می‏نمايند.

چگونه انسان‏ها می‏توانند پذيرای اسرار عظيم خلقت شده و به مقام عظيم ولايت شناخت پيدا نمايند، در حالی که ابعاد وسيعی از مغز انسان‏ها به کار نيفتاده و فعّال نشده و هنوز انديشه‏ها آلوده و قلب‏ها تيره است؟!

به همين دليل قبل از آن که حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عجّل اللَّه تعالی فرجه انديشه‏های بزرگ و حقايق و معارف الهی را به مردمان ارائه دهند، نياز به تغيير و تحوّل در ساختار وجود انسان و دگرگون ساختن ساختمانِ مغز بشر می‏باشد.

اين تحوّل، يک نياز واقعی برای آماده‏شدن بشر جهت پذيرش انديشه‏های بزرگ و پيشرفت‏های عجيب در مسايل دين و دانش می‏باشد.

اين تغيير در تار و پود بشر، يک ضرورت است؛ يک ضرورتِ واقعی برای افزايشِ توان و ظرفيّت انسان در درک و فهم علوم و معارفِ عالی اهل بيت عليهم السلام است که در جهانيان بايد ايجاد شود. تحوّل در جهانيان همراه تبديل و دگرگونی در جهان نيز خواهد بود.

اين تبديل در سيستم طبيعی زمين‏  و دگرگونی‏های اساسی در جهان و جهانيان، شرط تکامل و اوجِ فرهنگ در آينده جهان است.

همان گونه که برای درک سخنان پدر و مادر و همسخن شدن با آنان، کودکان شيرخوار بايد رشد کنند تا اين آمادگی در آنان ايجاد شود.

و همان گونه که برای کار و کوشش و شرکت در تلاش‏ها و فعّاليّت‏های اجتماعی، خردسالان بايد به سنين جوانی برسند.

و همان گونه که تا بعضی از غرايز در انسان به کار نيفتد برخی از امور را درک نمی‏کند؛ همين گونه، تا قدرت‏های عظيم نهفته در مغز و قلب انسان به کار نيفتد، درک امور پيشرفته و فهم معارف عالی برای او امکان ندارد. به اين دليل، بايد برای درک آن‏ها در جهان و جهانيان تحوّل، تغيير و تبديل ايجاد گردد.

آيا با کودکی که هنوز راه رفتن را نياموخته، و از خطر چاه و چاله خبر ندارد، می‏توان درباره عظمت و سختی سياه‏چاله‏ها  سخن گفت؟!

آيا برای کودکی که فرقی ميان کوه و کاه نمی‏گذارد، می‏توان درباره وسعت جهان و کوآزرها  مطلبی را بيان کرد؟!

______________________________

(1). يوم تبدل الأرض غير الأرض.

(2). سياه‏چاله‏eloh kcalB جسمی است در فضا که به سبب فشردگی خارق‏العاده جرم آن، جاذبه فوق‏العاده شديدی دارد به طوری که هيچ چيز، حتّی نور، نمی‏تواند از آن بگريزد و به فضا وارد شود. سياه‏چاله‏هايی که با سرعت زياد به دور خود می‏چرخند در واقع همچون تونل فضا زمان عمل می‏کنند و با وارد شدن به آن‏ها، از لحاظ تئوری می‏توان در همان لحظه در جايی بسيار دورتر در فضا يا زمانی در آينده يا گذشته وارد شد. (جهان در 500 سال آينده: 601)

(3). بعد از کشف کوآزرها برای دانشمندان نجومی نظريّه‏ای پيدا شد، مشعر بر اين که تمام کهکشان‏هايی که به چشم نوع بشر می‏رسد، اجرام برون مرزی جهان است و مرز جهان از کوآزرها که گفتيم بعضی از آن‏ها با زمين 9 هزار ميليون سال نوری فاصله دارند شروع می‏شود و بنابراين چون راديوتلسکوپ‏های ما نمی‏تواند بيش از فاصله 9 هزار ميليون سال نوری را ببيند آنچه در ماورای کوآزرها قرار گرفته به چشم ما نمی‏رسد.

بر طبق اين نظريّه يکصد هزار ميليون کهکشان هر يک دارای ده‏ها هزار ميليون خورشيد که به چشم تلسکوپ‏های نوری و راديوتلسکوپ‏های بشر می‏رسد دنيای اصلی نيست بلکه اجرام پراکنده و قليلی است واقع در خارج مرز جهان و دنيای اصلی از کوآزرها شروع می‏شود برای اين که اگر اصلی نبود، هر کوآزر، ده هزار ميليارد برابر خورشيد ما نور نداشت.

در خورشيد ما برای اين که روشنايی که می‏بينيم توليد بشود در بيست و چهار ساعت چهار صد ميليارد تن هيدروژن تفکيک (يا ادغام) می‏شود و در يک کوآزر چقدر هيدروژن در هر بيست و چهار ساعت بايد تفکيک شود تا نوری به وجود بيايد برابر با ده هزار ميليارد برابر نور خورشيد (اگر نور کوآزر ناشی از انفجار مادّه و ضدّ مادّه نباشد).

با يک حساب ساده، ما بايد چهارصد ميليارد تن را در ده هزار ميليارد ضرب کنيم تا اين که بدانيم در هر بيست و چهار ساعت در يک کوآزر چقدر هيدروژن تفکيک می‏شود و بعد از ضرب کردن رقم 4 را به دست می‏آوريم در حالی که بيست و هفت صفر در طرف راست آن قرار گرفته است و اين عدد آن قدر بزرگ می‏باشد که ما نمی‏توانيم آن را بر زبان بياوريم.

ولی می‏توانيم بگوييم که به قاعده هر کوآزر در هر بيست و چهار ساعت ده هزار ميليارد برابر خورشيد سوخت می‏سوزاند و لذا دنيای اصلی کوآزر است يعنی دنيای اصلی از آن شروع می‏شود و چون راديوتلسکوپ‏ها هنوز قدرت آن را ندارد که ماورای کوآزر را ببيند منجّمين و علمای فيزيک نمی‏توانند بفهمند که وسعت دنيای اصلی که از کوآزر شروع می‏گردد چقدر می‏باشد و چون از وسعت جهان حتّی به طور تخمين بدون اطلاع هستند نمی‏توانند حساب کنند که در جهان چند خورشيد وجود دارد تا چه رسد به اين که به تقليد ارشميدس و ادينگتون درصدد برآيند که اتم‏های موجود در جهان را محاسبه نمايند. (مغز متفکر جهان شيعه: 367)

اين کوآزرهايی که بعضی از آن‏ها تا زمين 9 هزار ميليون سال نوری فاصله دارند آيا آغاز جهان هستند يا وسط دنيا يا پايان جهان.

خورشيد ما که در قبال کوآزرها يک چراغ خاموش است با اين که در هر بيست و چهار ساعت ما، چهار صد ميليارد تن هيدروژن را مبدّل به هليوم می‏کند تا اين که ما و سيّارات ديگر دارای نور و حرارت باشيم تا ده ميليارد سال ديگر خاموش نخواهد شد.

وقتی عمر خورشيد ما اين قدر باشد می‏توان از روی حدس و تخمين فکر کرد که عمر يک کوآزر چقدر می‏باشد.

با يک مقايسه و تخمين ساده، عمر کوآزر از نوع آنهايی که با زمين 9 هزار ميليون سال نوری فاصله دارد از هزار ميليارد سال بيشتر است و چون در اين جهان خورشيدهايی هم مثل خورشيدهای ما وجود دارد که ده ميليارد سال ديگر خاموش خواهد شد ناگزير به حکم عقل و علم بايد تصديق کنيم که ما در يک دنيای واحد زندگی نمی‏کنيم و دنياهای متعدد جزء هستی است. (مغز متفکر جهان شيعه: 365)

آيا برای خردسالی که از تعداد انگشتان خود خبر ندارد، می‏توان درباره‏ وسعت فضا و شماره سحابی‏ها سخنی به ميان آورد؟!

بديهی است کودک برای درک اين گونه مطالب، نياز به رشد دارد تا پس از آمادگی برای درک و پذيرش اين گونه امور، آن‏ها را به او تعليم دهند.

به همين دليل انسان‏ها برای درک و پذيرش مسايل بسيار عظيم و مهمّ، نياز به حيات قلبی و به کار افتادن سلّول‏های مغزی دارند تا با حيات قلب و تکامل عقل، توانايی درک امور مهمّ را پيدا نموده و آن‏ها را از جان و دل بپذيرند.

دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 127

 

 

(6)

نگاهی به صنعت روز/ص 82/(772)

از مطالبی که پيرامون پيشرفت شگفت‏انگيز علم و دانش در روزگار درخشان ظهور ذکر نموديم و از نکته‏هايی که درباره تکامل انديشه و فرهنگ در عصر حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه ياد نموديم، روشن می‏شود که بسياری از تکنيکهای صنعتی و وسايلی که اکنون بشر از آن استفاده می‏کند- به دليل تکامل علم و فرهنگ- از رده خارج شده و همان گونه که اکنون بشر به خاطر داشتن ماشين‏های مدرن و تندرو؛ کالسکه، گاری و درشکه را کنار گذارده، در آن زمان نيز با تکاملی که انسانها در زمينه علم و دانش به آن می‏رسند، بسياری از وسايلی را که امروز آن‏ها را مدرن و پيشرفته می‏دانند رها نموده و از وسايل پيشرفته عصر جهش و تکامل علمی بهره می‏برند.

آيا صحيح است که جهان بشريّت با پيشرفت بی‏سابقه و شگفت‏انگيزی که در تمام ابعاد علم و دانش می‏نمايد، باز هم از وسايل دوران گذشته استفاده کند؟!

آيا استفاده از وسيله‏های دوران گذشته با وجود وسايل پيشرفته، عقب‏گرد به زمان گذشته نيست؟!

بی‏ترديد و با قاطعيّت می‏توان گفت: همان گونه که اکنون انسان نخ و سوزن را رها کرده و از چرخ‏های پيشرفته خياطی استفاده می‏کند، و همان گونه که از گاری، کالسکه و درشکه دست برداشته و سوار آخرين ماشين‏های مدرن می‏شود؛ پيشرفت زمان و تکامل علم و فرهنگ بيشتر وسايل کنونی را- اگر نه همه آن‏ها را- کنار نهاده و با استفاده از پيشرفت سريع و خارق العاده علم و دانش، به ساختن وسايلی می‏پردازد که وسيله‏های اين زمان در برابر آن‏ها دارای ارزش نيست.

برای روشن شدن مطلب به عنوان مثال می‏گوييم: اگر کسی که بتواند از انرژی خورشيد بهره گرفته و ماشين و وسايل خود را با آن به حرکت درآورد، آيا صحيح است که از بنزين و گازوئيل استفاده کرده و فضا را آلوده سازد؟!

همان گونه که در گذشته بيان کرديم در آن روزگار پرشکوه نه تنها انسان به بهترين وجه و کاملترين نوع از وسايل موجود مادّی در علم و صنعت بهره‏گيری می‏کند؛ بلکه با پيشرفت در امور معنوی و راهيابی به ملکوت اشياء به قدرت‏های بسيار ناشناخته در عصر ما، دست می‏يابد و با بهره‏گيری و استفاده از آن‏ها به وسيله‏های بسيار پيشرفته و مدرن دست يافته و در زندگی از آن‏ها بهره می‏گيرد.

بنابراين می‏گوييم: وسايل پيشرفته عصر ما- و يا حداقلّ بسياری از آن‏ها- در آن عصر درخشان علم و فرهنگ، کنار نهاده می‏شوند.

بديهی است اين کار به معنای بازگشت به زمان‏های قبل و عقب‏گرد به دوران‏های گذشته نيست؛ بلکه با تکامل دانش و بينش انسان‏ها در عصر فرخنده حکومت الاهی حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه انسان‏ها با جهش به سوی تکامل علم و صنعت، از وسيله‏هايی استفاده می‏کنند که بهره‏گيری از وسايل پيشرفته کنونی نسبت به آن‏ها همچون استفاده از گاری و درشکه در اين زمان است!

اين يک حقيقت واضح و روشن برای همه کسانی است که روزگار پرشکوه ظهور را عصر تکامل علم و دانش و بينش می‏دانند.

زيرا می‏دانند همان گونه که پيشرفت علم نسبت به گذشته در يک قرن اخير تحوّلات زيادی در صنعت به وجود آورد، پيشرفت خارق‏العاده دانش در عصر حکومت الاهی امام عصر ارواحنا فداه، تحوّلات بسيار مهمّ و شگفت‏انگيزی برای جامعه بشريّت به ارمغان خواهد آورد که پيشرفت کنونی در برابر آن اهميّتی ندارد.

خورشيد يک منبع بسيار مهمّ نور و روشنايی، قدرت و انرژی است که بشر هنوز با همه ادّعايی که در زمينه پيشرفت علم و دانش دارد نتوانسته است‏ از انرژی خورشيد استفاده کامل نموده و همان گونه که با بستن سدّ از هدر رفتن آبها جلوگيری می‏کند، با ذخيره نمودن کامل انرژی خورشيد، از اين قدرت بسيار عظيم استفاده نمايد.

آنچه تاکنون دانش بشر به آن راه يافته و از آن آگاه شده است، شناخت خورشيد به عنوان يک منبع بسيار مهمّ حيات و دارای انرژی‏های پرتوان حياتی است؛ ولی اين نکته که راه استفاده از آن چيست و چگونه می‏توان به آن راه يافت و به چه وسيله می‏توان استفاده از انرژی‏های خورشيد را جايگزين استفاده از نفت و گازوئيل و ... نمود، موضوعی است که هنوز در پرده ابهام باقی مانده و تاکنون جز مواردی اندک، از آن بهره‏ای نبرده است.

گذشته از خورشيد و انرژی آن، ماه يک منبع بسيار مهمّ و پرقدرت است که نيروی آن بر زمين و موجودات آن تأثير بسيار فراوان دارد، ولی متأسّفانه بشر با همه ادّعاهايی که درباره پيشرفت علم و دانش دارد، نتوانسته است انرژی ماه را کنترل و ذخيره نموده و آن را در اختيار خود قرار داده و به گونه صحيح از آن بهره‏مند شود.

تأثير نور ماه بر آبهای زمين و جزر و مدّ درياها و همچنين تأثير آن بر جسم و روان انسان‏ها و نيز تأثير شگفت آن بر اشياء ديگر از مطالبی است که دانشِ کنونی به آن پی برده است ولی راه کنترل و يا ذخيره آن و استفاده از آن را در موارد لازم به دست نياورده است.  از خورشيد و ماه که بگذريم نور ستارگان و انرژی کهکشان‏ها نيز از قدرت‏های بسيار شگفت‏انگيزی است که هنوز جوامع علمی جهان، رازهای آن را نگشوده و از چگونگی انباشتن و ذخيره آن‏ها چيزی به دست نياورده است.

از کتاب‏های قديم: گلزار اکبری؛ تأليف: مرحوم آية اللَّه شيخ علی اکبر نهاوندی.

و از کتاب‏های جديد: فوق طبيعت؛ تأليف: «ليال واتسن»، ترجمه شهريار بحرانی و احمد ارژمند.

تأثيری که خداوند برای طلوع بعضی از ستارگان بر زمين و زمينيان قرار داده، آنچنان شگفت‏انگيز است که فراتر از باور بسياری از افراد است!

راه خود را بسيار دور کرديم از زمين به ماه و خورشيد رفته و از آنجا به کهکشان سفر نموديم، اکنون به وطن خود- زمين- بازمی‏گرديم که شگفتی‏های مهمّ آن نيز هنوز سربسته باقی مانده، به گونه‏ای که علم و دانش کنونی بسيار ناتوان از درک و فهم اسرار آن است و هنوز رازهای خلقتِ زمين همچنان ناگشوده باقی مانده است.

روزگاری که حکومت مطلقه الاهی حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه سراسر گيتی را فرا گيرد و کسانی که شاهد خلقتِ زمين و زمان، ماه و خورشيد، کهکشان‏ها و سحابی‏ها بوده‏اند برای انسان‏ها ظاهر شده و بر آنان حکومت نمايند، سراسر جهان را با نور علم و دانشِ خويش روشن ساخته و ظلمت و تاريکی و جهل را از جامعه دور می‏سازند.

آری؛ در آن روزگار- همان گونه که خود وعده داده‏اند- هيچ گونه دانشی باقی نخواهد ماند و هيچ رازی پنهان نخواهد بود.

ما اکنون با ياد آن روزگارِ ناشناخته! که اسرار جهان فاش می‏شود و رازی ناگشوده نمی‏ماند، قلب خود را شاد می‏نماييم و با اميد به هر چه زودتر فرا رسيدن آن روزگار پرشکوه به سر می‏بريم و نيز با شِکوه از وضع کنونی، آه سرد از دل پردرد می‏کشيم، شايد که آه دل را اثری باشد.

دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 240

 

 

(7)

اشتباه ارسطو، کپرنيک و بطلميوس‏/ص 88/(772)

اکنون نمونه‏هايی از اشتباهاتی را که در حوزه علم وارد شده نقل می‏کنيم:

«ارسطو» تصوّر می‏کرد که خورشيد در يک دايره کامل به دور زمين می‏گردد.

«کپرنيک» فکر می‏کرد که زمين در يک دايره کامل به دور خورشيد می‏گردد.

اين دو يک رقابت واقعی داشتند؛ نمی‏شد که هر دو حق داشته باشند، بعداً معلوم شد که هر دو اشتباه می‏کردند، مدار زمين بيضوی است.

بايد اين واقعيّت را دانست که «ارسطو» حکيم مشهور مشّائی و بعد از او «بطلميوس» که پنج قرن پس از وی آمد علم نجوم را مدّت هزار و هشتصد سال از قرن سوّم قبل از ميلاد تا قرن پانزدهم بعد از ميلاد به تأخير انداختند.

«ارسطو» مدّت هيجده قرن نوع بشر را در ظلمت جهل نگاه داشت و نگذاشت که انسان بتواند خود را از آن ظلمتکده نجات بدهد و می‏توان به جرئت گفت که ارسطو مدت هيجده قرن پيشرفت علمی بشر را به تأخير انداخت.

می‏دانيم که علوم چون حلقه‏های زنجير است و يک حلقه از آن به حلقه ديگر متّصل می‏شود و يک علم، سبب پيدايش علم ديگر می‏گردد.

جهل بشر در مورد حرکت زمين و سيّارات ديگر به دور خورشيد که عامل آن ارسطو شد، مدّت هيجده قرن دو بال آدمی را برای پرواز در عرصه علم بست و نفوذ ارسطو، آنچنان زياد بود که هيچ کس نمی‏توانست نظريّه او را در مورد ثابت بودن زمين محکوم به بطلان کند.

دو چيز قوّت نظريّه «ارسطو» را در ذهن اقوام جهان افزايش داد: اوّل اين که «بطلميوس» جغرافيادان مشهور مصری که پنج قرن بعد از «ارسطو» آمد، بر نظريّه او صحّه گذاشت و برای حرکات ستارگان نظريّه‏ای ابراز کرد که سيّارات به دور چيزهايی می‏گردند که متحرّک هستند و آن چيزها به دور زمين گردش می‏کنند امّا زمين بدون حرکت و ثابت است. بطوری که می‏بينيم «بطلميوس» گردش سيّارات را اطراف زمين دو درجه‏ای کرد و گفت: آن‏ها گرد چيزهايی می‏گردند که آن‏ها به نوبه خود اطراف زمينِ ثابت، حرکت می‏کنند.

عامل دوّم که قوّت نظريّه ارسطو را افزايش داد اين بود که در اروپا، کليسای مسيحی بر نظريّه ارسطو صحّه گذاشت و گفت: بدون ترديد آنچه ارسطو راجع به ثبات زمين و اين که مرکز جهان می‏باشد گفته حقيقت است.

چون اگر زمين ثابت و مرکز جهان نبود، پسر خدا (يعنی حضرت مسيح) در آن ظهور نمی‏کرد.

اشتباه پوزيدونيوس‏

فليسوف رواقی، «پوزيدونيوس» صد سال پيش از ميلاد مسيح، هيأتی را به سوی اسپانيای غربی رهبری کرد تا ببيند آيا هنگامی که در هر غروب، خورشيد در دريای آتلانتيک فرو می‏رود صدای فيش از آن برمی‏خيزد يا نه!

دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 259

 

 

 

هویت واقعی خورشید فاش شد/ص 91/(772)

ظاهر ساده خورشید موجب پنهان‌شدن هویت واقعی آن به عنوان یک توپ آتشین داغ از پلاسما در آشفتگی باثباتش شده است.

به گزارش ایسنا، در واقع، شبکه‌ای پیچیده و نامرئی برای چشم غیرمسلح، دیسک خورشیدی را احاطه کرده است که در آن سلول‌های داغ‌تر و پلاسمای خنک‌تر در یکدیگر ادغام شده و ظرف ساعت‌ها ناپدید می‌شوند.

مرزهای موجود در بین این سلول‌های همیشه متحرک، مکان‌های پر آشوبی هستند و جت‌های قدرتمند پلاسما اغلب در هر زمانی که الگوی سلولی تغییر می‌کند، پرتاب می‌شوند.

این تغییرات ممکن است در نتیجه تغییرات موجود در میدان مغناطیسی موسوم به «اتصال مجدد میدان مغناطیسی» رخ دهد.

دانشمندان به منظور آگاهی بیشتر از این جت‌ها و عامل آنها، خورشید را در طول‌موج‌های مختلف و با استفاده از طیفی از شیوه‌های مختلف مشاهده می‌کنند.

تصاویر ارسالی، مجموعه‌ای از مشاهدات علمی را به نمایش می‌گذارند که توسط رصدخانه خورشیدی «سوهو» و برای درک بهتر ستاره میزبان زمین رصد شده‌اند.

یکی از این تصاویر که بیشتر به یک نقاشی انتزاعی شباهت دارد، 60 فریم گرفته‌ شده توسط طیف‌سنج فرابنفش SUMER در ظرف 10 دقیقه را نشان می‌دهد؛ این طیف‌سنج بر روی رصدخانه «سوهو» نصب است.

فریم‌های منفرد در هر 10 ثانیه یکبار گرفته شده‌اند؛ بنابراین هر ردیف از عکس‌ها با تقریبا 3.5 دقیقه مشاهده متناظر است و هر فریم، طیفی از نور ناشی از یک ناحیه کوچک واقع بر دیسک خورشیدی را نشان می‌دهد.

اندازه ارتفاع هر فریم 84 هزار کیلومتر است، که این میزان یک شانزدهم قطر خورشید گزارش شده است.

در چند فریم این مجموعه‌ها، شکل ناحیه شفاف مرکزی تقریبا عمودی است که نشان‌دهنده وجود یک مرز پنهان است.

تصاویر فرابنفش بی‌نهایت که توسط فضاپیمای «سوهو» گرفته شده‌اند در رنگ‌های سیاه و سفید به زمین ارسال می‌شوند. آنها سپس به طور مداوم برای شناسایی آسان کدبندی می‌شوند.

 

در یکی از این تصاویر که در ماه مه 1998 گرفته شده، یک فوران تاج خورشیدی (CME) به سمت زمین حرکت کرده است.

این فوران، انفجاری از باد خورشیدی و میدان‌های مغناطیسی است که در بخش فوقانی تاج خورشیدی بلند می‌شوند یا در فضا ساطع می‌شوند.

یک فوران تاج خورشیدی عظیم و پیچیده در چهارم ژانویه سال 2002، فیزیکدانان را در بهت و حیرت فرو برد. ناحیه سفیدرنگ در تصویر ثبت شده از آن، بزرگ‌ترین تراکم ماده را نشان می‌دهد.

تصاویر ارائه‌شده که در طول دو دهه گرفته شده‌اند، تغییرات سریع در خورشید را نشان می‌دهند و به دانشمندان در درک وضعیت آتی این ستاره کمک می‌کنند.

فوران تاج خورشیدی در 27 فوریه سال 2002

 

25 / 8 / 1404

این کتاب ((( تشبیه به خورشید))) در برنامه جستجو  در تاریخ 25 / 8 / 1404 بارگزاری شد

تا آخر ص 93 در تاریخ 25 / 8 / 1404 پرینت شد.
25 / 8 / 1404

ویرایش
ی = ی
ک = ک    تبدیل انجام شد
   
تا آخر ص 93 در تاریخ 25 / 8 / 1404 پرینت شد.

 

 

 

 

فهرستنگاری جدید : 22 / 10 / 1404

 

 

 

 

در تاریخ 7 / 6 / 1405 شماره گذاری فهرست سمت راست انجام شد