تشبیه به خورشید
تأليف
سيّد مرتضی مجتهدی سيستانی
سرشناسه
عنوان و نام پديدآور
مشخصات نشر
مشخصات ظاهری
شابک
وضعیت فهرست نویسی
یادداشت
یادداشت
موضوع
موضوع
موضوع
موضوع
شناسه افزوده
رده بندی کنگره
رده بندی دیویی
شماره کتابشناسی ملی
عنوان کتاب تشبیه به خورشید
مؤلف سید مرتضی مجتهدی سیستانی
ناشر نشر الماس
قطع وصفحه (رقعی) 94 صفحه
نوبت چاپ اصیل / اول- پاییز 1404
شمارگان 000 نسخه
قیمت 0000 تومان
شابک: 00-00-999-964
تلفن مرکز پخش: 02532613823-09386542459
فهرست مطالب کتاب تشبیه به خورشید (772)
فهرست موضوعی کتاب تشبيه به خورشيد (772)
حديث مشابه حديث مشابهت 11
امام زمان عليه السلام تشبيه به خورشيد 13
فوايد وجودی امام در گفتار امام 16
مشابهت حضرت به آفتاب زير ابر 18
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه 1 23
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه 2 27
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه 3 30
تحقيقی درباره نقش ابوبکر عليه اهل بيت عليهم السلام 36
علّامه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در 39
تشابه ديگر، تشبيه به خورشيد 42
در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب 43
رسالهای پيرامون بهرهمند از امام عصر ارواحنا فداه 44
در عصر غيبت 44
وجه شبه خورشيد در پشت ابر غيبت 53
وجه شبه ديگر 54
وجه شبه ديگر55 2
وجه شبه ديگر56 3
وجه شبه ديگر57 4
نور حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه 60
الفبايی درباره حرم و آداب زيارت 61
مظلومترين فرد عالم 70
1- آشنايی با مقام امام زمان ارواحنا فداه 72
لزوم تحوّل در وجود انسان 76
نگاهی به صنعت روز 82
اشتباه ارسطو، کپرنيک و بطلميوس 88
هويت واقعي خورشيد فاش شد 91
فهرست الفبایی کتاب تشبیه به خورشید (772)
فهرست الفبايی کتاب تشبيه به خورشيد (772)
آشنايی با مقام امام زمان ارواحنا فداه 72 (772)
اشتباه ارسطو، کپرنيک و بطلميوس 88 (772)
الفبايی درباره حرم و آداب زيارت 61 (772)
امام زمان عليه السلام تشبيه به خورشيد 13 (772)
تحقيقی درباره نقش ابوبکر عليه اهل بيت عليهم السلام 36 (772)
تشابه ديگر، تشبيه به خورشيد 42 (772)
حديث مشابه حديث مشابهت 11 (772)
در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب 43 (772)
در عصر غيبت 44 (772)
رسالهای پيرامون بهرهمند از امام عصر ارواحنا فداه 44 (772)
علّامه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در 39 (772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه23 1 (772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه27 2 (772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه30 3 (772)
فوايد وجودی امام در گفتار امام 16 (772)
لزوم تحوّل در وجود انسان 76 (772)
مشابهت حضرت به آفتاب زير ابر 18 (772)
مظلومترين فرد عالم 70 (772)
نگاهی به صنعت روز 82 (772)
نور حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه 60 (772)
وجه شبه خورشيد در پشت ابر غيبت 53 (772)
وجه شبه ديگر 54 (772)
وجه شبه ديگر55 2 (772)
وجه شبه ديگر56 3 (772)
وجه شبه ديگر57 4 (772)
هويت واقعي خورشيد فاش شد 91 (772)
بسم الله الرحیمن الرحیم
(1)
حدیث مشابهت/ص 11/(772)
فاصلهء خورشید با کرهء زمین و افراد و آنچه که در کرهء زمین وجود دارد در تابستان و زمستان فرق می کند. در زمستان فاصلهء خورشید و زمین بیشتر است و در تابستان کمتر است و همچنین فاصلهء آن در فصل بهار و پاییز کمتر از فصل زمستان است.
در فصل تابستان چون فاصله آن دو کمت راست، حرارت و انرژی خورشید بیشتر به کرهء زمین می رسد و در فصل زمستان به خاطر بیشتر بودن فاصله آن دو، حرارت و انرژی خورشید کمتر به کره زمین می رسد. حال در زمانی که آسمان ابری است. اگر بر فرض تابستان باشد حرارت و انرژی خورشید کمتر کاسته می شود و اگر در زمستان باشد حرارت و انرژی خورشید بیشتر از فصل های دیگر که هوا ابری کم می شود.
کم شدن یا کمتر شدن رسیدن حرارت و انرژی خورشید به زمین و موجودات آن و کمتر شدن در هوای ابری به خاطر کمتر بودن یا بیشتر بودن فاصلهء میان زمین و خورشید است که هوای ابرای بر آن تأثیر می گذارد.
از آنچه گفتیم به مناسبت با روایت شریفه همانطور که نزدیک بودن زمین و موجودات آن به کرهء زمین به خاطر کم تر بودن فاصله میان آن دو فرق می کند و هوای ابری نیز بر آن تأثیر می گذارد، در عصر غیبت نیز فاصله مردم از نظر اعمال و رفتار با امام زمان ارواحنا فداه هر چه قدر بیشتر باشد، به خاطر غیبت آن حضرت بهره مند شدن آنان از الطاف و عنایات امام عصر عجّل الله تعالی فرجه کمتر می شود و هر چه قدر افراد از نظر اعمال و رفتار مقرّب به درگاه خداوند باشند و رضایت امام زمان ارواحنا فداه را بیشتر به دست آورده باشند تأثیر منفی دوران غیبت در آن ها کمتر است.
پس همانگونه که مقدار فاصله میان زمین و خورشید در استفاده از انرژی و حرارت خورشید مؤثّر است، از نظر معنوی نیز فاصلهء مردم با امام زمان از نظر اعمال و کردار و گفتار هر چه بیشتر باشد، دوران غیبت در آنان تأثیر بیشتری می گذارد پس موظفیم در عصر غیبت، برای هر چه بیشتر شدن استفاده از انوار الهی حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه، از نظر رفتار و کردار خود را به امام زمان عجّل الله تعالی فرجه نزدیک کند تا هر چه بیشتر افراد تابناک ولایت آن حضرت بیشتر بر او بتابد. 1400 / 01 / 25
امام زمان علیه السلام تشبیه به خورشید/ص 13/(772)
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه/ص 13/(772)
(ديگر وجوه مشابهت امام)
ششم: در روز ابری، بعضی از مردم آفتاب را از خُلل و فُرجهای ابر میبينند و بعضی نمیبينند؛ هم چنين درايّام غيبت ممکن است، بعضی از شيعيان خدمت آن حضرت برسند و بعضی نرسند، چنان چه در ابواب سابقهمشروح شد.
هفتم: آن جناب مانند آفتاب به هر چيز، به حسب قابليّت و استعداد، سؤال به لسان حال يا مقال و نطلبيدناجر و جزا نفع میرساند، حتّی دانستن انتساب آن خير به او، بلکه با جحود آن و نسبتش به غير، ضرری از اينانکار به دامن عصمت و جلال او نرسد و از سيره مرضيّه خود و افاضه فرمودن خير دست بر ندارد؛ همان طور ازمنکرِ رسيدن نفع از آفتابِ زير سحاب ضرری به آفتاب نرسد و از تربيت خود دست نکشد.
هشتم: چنان چه نور آفتاب به قدر خلل و فرجی که در خانه هاست، داخل میشود و صاحب خانه به قدرراهی که برای تابيدن نور مهيّا کرده و موانع را برداشته، از آن منتفع میشود؛ هم چنين خلق به قدری از انوارهدايت و علم آن حضرت منتفع میشوند که حجابها و پردهها و قفلها را از خود رفع نمودهاند، قفل هايی کهاز روی شهوات و شبهات و معاصی بر قلوب خود زدهاند و با وجود آنها، ديده بصيرت کور و گول دل، کر است،اگر عالم پر از نور شود، چيزی نبينند و اگر تمام قدّوسيان سخن گويند، چيزی نشنوند.
علاّمه مجلسی رحمه اللَّه به همه اين وجوه اشاره فرمود؛ انتهی.(840)
)تلخيص کلام(
تخليصُ للمقام وتلخيصٌ للمرام
بدان ملخص کلام در جوابِ شبهه اين است که اگر چه غيبت امام عصر - عجّل اللَّه تعالی فرجه الشريف -سبب فوات بعضی از فوايد وجودی آن بزرگوار میگردد، لکن اثر فوايد وجود مقدّس او منافی با غيبتش نيست؛مثل فوايدی که در اين دو صبيحه، ضمن جوابها مذکور گرديد. فوايدی مثل شفاعات در دفع بليّات و آفات، وفوز نعم و خيرات، اعانت درماندگان، ارشاد و هدايت راه گم کردگان، اعانت مظلومان و مانند اينها.
لذا وجود امام غايب، اگر چه فاقد بعضی از فوايد است، ولی فاقد جميع فوايد نيست که با عدمش مساویباشد، چنان که مخالفين در اين شبهه میگويند: ثمرات وجودی آن سرور، خارج از عدّ و حصر است، خصوصاًوقتی غيبت آن بزرگوار به طور عدم معرفت او باشد، زيرا غالب انتفاعات مردم از وجود افرادی است که ايشان رانمیشناسند؛ مثلاً اکثر معاملات اهل سوق و بازار و انتفاعات کسبه و تجّار از کسانی حاصل میشود که نوعاً آنهارا نمیشناسند
بالجمله فوايد نفس موجود ناديده، مثل خضر و الياس و ملايکه حفظه که در آيه شريفه »لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَيْنِيَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ«(841) به ايشان اشاره شده، بسيار و عوايد آنها نسبت به نوع بندگان خدا بیشماراست. پس توهّم اهمال اصل وجود و تساوی اش با معدوم و مفقود، عاطل و باطل و از درجه اعتبار، هابط وساقط است، کما هو الواضح.(842)
840) بحارالانوار: 52 / 90 باب 20.
841) سوره رعد، آيه 11.
842) العبقری الحسان: 3 / 217.
فوايد وجودی امام در گفتار امام/ص 16/(772)
بدان کلام جامعتری که در بيان فوايد وجودی حضرت ولی عصر ارواحنا فداه صادر شده، همان کلامیاست که خود آن سرور به يد با اَيد و به قلم مشکين خود در توقيع شريف نگاشته که به دست محمد بن عثمانصادر شده است، در آن توقيع شريف است: امّا وجه انتفاع مردم به من، مانند انتفاع خلق به آفتاب است؛ وقتیکه ابر او را فرا گيرد و از نظرها غايب گرداند.
وجه جامعيّت آن ايت است که در اين جا به فايده معيّنه اشاره نفرموده، تا هر فايده که در نظر آيد يا درتصوّر گنجد، احتمالش برده شود؛ و يذهب الذهن إلی کلّ مذهب و اين با فوايد مذکورِ سابق بر اين صبيحه منافات ندارد، زيرا هر يک از آنها يا تمام آنها از محتملات اينکلام معجز نظام است. اين نظير آن است که درلسان اهل علم جاری شده: حذف متعلّق عموم را افاده میکند فتبصّر.
بر طبق مضمون فرمايش اين بزرگوار، اخبار ديگری از جدّش رسول مختار و از آبای اخيارش وارد شده، ازجمله شيخ صدوق در کمال الدين(831) از جابر از رسول خدا صلی الله عليه وآله روايت نموده: آن جناب اسامی يکيک ائمّه عليهم السلام را بيان نمود، تا آن که فرمود:
سمی من حجّة اللَّه في أرضه وبقيّه في عباده؛ هم کنيّه من، پسر حسن بن علی کسی است که خدای تعالیمشارق و مغارب زمين را بر دست او فتح میکند، او کسی است که از شيعه و اوليای خود غيبت میکند، غيبتی کهدر قول به امامت او باقی نمیماند، مگر کسی که خداوند، دل او را برای ايمان امتحان کرده.
جابر گفت: يا رسول اللَّه! آيا شيعيان در غيبت او به وجود شريفش منتفع میشوند؟ فرمود: آری! قسم به آن کهمرا به پيغمبری مبعوث کرده، ايشان هر آينه به او منتفع میشوند و در غيبت او به نور ولايتش استضائه میکنند؛مثل انتفاع مردم به آفتابِ، هر چند ابر او را بپوشاند...، الخ.
در روايت صادقی است که سليمان گفت: من به حضرت صادقعليه السلام عرض کردم: چگونه مردم از حجّتغايب مستور منتفع میشوند؟
فرمود: چنان چه به آفتاب منتفع میشوند، وقتی که ابر آن را ستر نمايد.(832)
بدان علاّمه مجلسی رحمه اللَّه در بحار، هشت وجه برای تشبيه غيبت حضرت ولی عصرعليه السلام به آفتابتحت سحاب بيان فرموده و چون استادنا المحدّث النّوری - نوّر اللَّه مرقده الشّريف - آنها را در کتاب مستطابنجم ثاقب(833) به ابلغ بيان ترجمه فرموده، لذا در اين مضمار، به نقل عبارات آن مرحوم، اکتفا و اقتصار میرود.
در کتاب مزبور، بعد از نقل اين روايات میفرمايد: مخفی نماند که برای آفتار علوّ، ارتفاع، انفراد، نور وشعای است که مردم به وسيله آن در امور دنيای خود اهتدا میيابند، تأثير و ترتيبی در عناصر و مرکبات است وقهر و غلبهای بر ساير کواکب نيّره میباشد، بلکه جماعتی نور تمام کواکب را از آفتاب دانسته و برای آن، برهاناقامه نمودهاند. اتمّ و اکمل تمامی اين صفات و خصايص و به زيادت، تربيت عقول و ارواح و نفوس، دين وايمان، صفات حسنه، سبب بودن برای حيات جاودانی و رسيدن به مقام انسانی در وجود امام عصرعليه السلام است.
در وجه تشبيه آن وجود مقدّس به آفتاب زيرِ ابر چند وجه گفتهاند.
مشابهت حضرت به آفتاب زير ابر/ص 18/(772)
اوّل: نور وجود، علم، هدايت و ساير فيوضات، کمالات و خيرات، به برکت امام زمان به خلق میرسد، بهبرکت، شفاعت و توسّل به آن جناب، حقايق و معارف بر مواليان آن جناب ظاهر و بلاها و فتنهها از ايشان دفعمیشود؛ چنان چه در هر عصر، حجّتی چنين بوده و خدای تعالی میفرمايد: »وَمَا کانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ«(834)؛ رسم خداوند چنين نيست که خلق را عذاب کند، حال آن که چون تو رحمةُ للعالمينی، در ميان ايشانباش.
به تواتر از آن جناب رسيده که فرمود: اهل بيت من، امان اهل زميناند، چنان که ستارگان، امان اهلآسماناند(835) هر که ديده دلش اندکی به نور ايمان منوّر شده، میداند هرگاه ابواب فرج بر کسی مسدود گردد وچاره کار خود را نداند يا مطلب دقيق و مسأله غامضی بر او مشتبه گردد؛ چون به آن جناب، به اندازه توسّل،متوسّل شود، البتّه ابواب رحمت و هدايت به رويش مفتوح میگردد.
دوّم: همان طور که در مورد آفتاب محجوب به ابر - با وجود انتفاع خلق به ضوع آن - خلق هر آن، منتظر رفعسحاب و کشف حجاب هستند؛ هم چنين مخلصين، مؤمنين و موقنين، پيوسته در ايّام غيبت، منتظر فرج اند،مأيوس نيستند و به آن انتظار، ثواب عظيم میبرند.
سوّم: منکر وجود آن حضرت با وجود سطوع انوار امامت و ظهور آثار ولايت، مانند منکر وجود آفتاباست، هرگاه به واسطه سحاب محجوب شود.
چهارم: چنان چه گاهی محجوب بودن آفتاب به وسيله سحاب، برای عباد، اصلح و انفع است؛ شايد غيبتآن حضرت نيز، برای بسياری از شيعيان - با وجود انتفاع به آثار او - اصلح و انفع از ظهور آن جناب باشد.
سپس روايت طولانی عمّار ساباطی(836) را نقل فرموده که بر فضيلت انتظار فرج و مضاعف بودن ثواب اعمالدر روز غيبت دلالت دارد، تا آن که میفرمايد: شيخ طبرسی در احتجاج(837) از ابو خالد کابلی روايت کرده که گفت:حضرت امام زين العابدينعليه السلام فرمود:
غيبت به ولی دوازدهمی خداوند از اوصيای رسول خدا و امامان بعد از او طولانی میشود. ای ابو خالد! بهدرستی که اهل زمان غيبت او، اعتقاد دارندگان به امامتش و انتظار برندگان ظهور آن حضرت، افضلِ اهلزماناند، زيرا خداوند از عقل و فهم و معرفت، آن مقدار به ايشان عطا کرده که غيبت نزد آنها به منزله مشاهدهگرديده، حق تعالی ايشان را به منزله آن کسانی گردانيده که پيش روی رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم به شمشير جهادمیکردند. ايشان دوستان ما از روی اخلاص و خوانندگان به سوی دين خدا در پنهان و آشکارا هستند.
آن گاه فرمود: انتظار فرج از اعظم فرج است.
اخبار بسياری بر اين مضمون است که در آن اخبار کسانی را مدح فرمودند که در ظلمات غيبت گرفتارند ولیدين خود را نگاه میدارند، آنها مقصود از آيه شريفه »يُؤْمِنُنَ بِالْغَيْبِ«(838) میباشند. حضرت رسولصلی الله عليه وآله وسلم ايشان را برادرانخود، خواندهاند و اجرهای بسيار برای تحمّل زحمات و مشقّت آنها در حفظ و حراست دين خود، وعده دادهاند.
پنجم: همان طور که نظر به قرص آفتاب برای اکثر ديدهها ممکن نيست و بسا باشد که باعث کوری چشم نظرکننده يا خيره و تار شدن آن شود؛ هم چنين ديدن شمس جمال بی مثال آن جناب هم، بسا باشد که باعث کوریبصيرت ايشان گردد. چنان چه بسياری از مردم، پيش از بعثت انبياءعليهم السلام به ايشان ايمان میآوردند و بعد ازبعثت، به سبب بعضی از اغراض فاسد؛ چون کاستن از جاه و اعتبار و دست برداشتن از رياست ظاهری، آنها راانکار میکردند؛ مانند بسياری از يهوديان مدينه.
دور نيست که بسياری از دنياپرستان شيعيان چنين باشند، بلکه از بعضی علما نقل کردهاند که موت پيش ازظهور را از خوف امتحان و اختيار در آن زمان و افتادن در دام شيطان تمنّا میکردند، نعوذ باللَّه.(839)
831) کمال الدين و تمام النعمة: 253.
832) کمال الدين و تمام النعمة: 207.
833) نجم ثاقب در احوال امام غايب: 2 / 927 .
834) سوره انفال، آيه 33.
835) ر. ک: کفاية الاثر في النص علی الأئمّة الاثنی عشر: 29، مناقب اميرالمؤمنينعليه السلام: 2 / 144 ، شرح الأخبار: 3 / 516 ، بحارالانوار: 23 / 19 و ج: 36 / 291 .
836) کمال الدين و تمام النعمة: ص 646 - 647.
837) الاحتجاج: 2 / 50 .
838) سوره بقره، آيه 3.
839) العبقری الحسان: 3 / 210 .
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه1/ص 23/(772)
(گفتار شيخ طبرسی)
تذنيب قدسی في عبارة الشّيخ الطبرسی
عبارت شيخ طبرسی که ما ترجمه آن را در اين مقام ذکر نموديم، بنابر آن چه سيّد جليل معاصر، صاحبکتاب کفاية الموحّدين نقل فرموده اين است:
«انّ الفرق بين وجودهعليه السلام غائباً عن أعدائه للتّقية وهو في أثناء تلک الغيبة منتظر أن يمکنوه فيظهر ويتصرّفوبين عدمهعليه السلام واضح، أنّ الحجّة هناک فيما فات من مصالح العباد، لازمة للَّه تعالی وهيهنا الحجّة لازمة للبشر،لأنّه إذا خيف وتغيّب شخصه عنهم کان ما يفوتهم من المصلحة عقيب فعل ما کانوا هم السّبب فيه منسوباً إليهمويلزمهم الطّعن في ذلک وهم المأخوذون الملامون عليه وإذا أعدمه اللَّه تعالی عليه الصّلوة والسّلام، کان ما يفوتبه العباد من مصالحهم ويحرمونه من لطفهم وانتفاعهم به، منسوباً إلی اللَّه تعالی شأنه، لا حجّة فيه علی العباد ولالوم بذمّهم، انتهی عبارته«.(827)
پنجم: اين است که سيّد مرتضی فرموده: شيعيان چون تجويز کنند و احتمال دهند امام ايشان در مکانیباشد که ايشان را ببيند و بشناسد ولی ايشان، او را نبينند يا بر فرض ديدن، او را نشناسند، چنان که يکی از دومعنای غيبت، بنابر آن چه بعضی از محقّقين فرمودهاند، اين است که غيبت انسان از انظار بر دو وجه متصوّراست؛ يکی آن که شخص او ديده نشود؛ مانند ملک و جنّ و ديگر آن که اگر هم ديده شود، شناخته نشود.
وجه اوّل درباره آن بزرگوار ممکن، بلکه در بعضی حالات و مقامات واقع است، لکن وجه دوّم نيز در غالبحالات آن حضرت، مانعی ندارد.
ظاهر جمله وافرهای از اخبار غيبت حضرت به اين وجه است، چنان که در بحار(828) از سدير صيرفی ازحضرت صادقعليه السلام روايت شده که فرمود: برادران يوسف با آن که عقلا، اسباط و اولاد انبيا بودند، بر يوسفوارد شدند و با او مکالمه، مراوده و معامله کردند، او را نشناختند تا آن که خود را شناسانيد، آن وقت او راشناختند. يوسف، سلطان مصر و ميان او و پدرش هجده منزل مسافت بود و اگر خدا میخواست میتوانستمکان او را نشان دهد.
پس چرا اين امّت انکار میکنند خدا با حجّت خود آن کند که با يوسف کرده به اين که امام مظلوم شماطوری بوده باشد که حقّ او را غصب کنند، در ميان مردم تردّد کند، در بازارهای ايشان راه رود و بر فرشهایايشان پا گذارد ولی او را نشناسند تا وقتی که خدا اذن دهد خود را بشناساند، چنان که يوسف را اذن داد. دربعضی از خبار است که احدی از شيعيان آن حضرت نباشد، مگر آن که او را ديده ولکن نشناخته است يا آن کهببينند ولی نشناسند.
بالجمله سيّد میفرمايد: شيعيان چون احتمال دهند امام در مکانی باشد که ايشان را ببيند و بشناسد ولیايشان او را نبينند يا نشناسند، اين در ترک معاصی با اثرتر از آن باشد که او موجود نباشد و يا آن که موجود باشدولی غايب نباشد، بلکه در ناحيه و صقعی ظاهر باشد که غير از ناحيه مکلّفين باشد، اگر چه به اطّلاع علمی، نه بروجه مشاهده بر اعمال ايشان مطّلع باشد، زيرا عادت بر قوّت اطّلاع حسّی و شهودی، تأثير آن و مرتدع شدن ازفعلی جاری شده که يکی از افراد انسانی بر آن ناظر باشد، در صورتی که آن فعل از شنايع و قبايح باشد و چنينقوّت تأثيری در ارتداع نسبت به عالمِ آن فعل نيست، فعلی که غايب از نظر و غير مشهود به بصر باشد، زيرإے؛هههاطّلاع خداوند بر عباد و افعال ايشان در جميع آنات موجود است و مع ذلک آن چنان که بايست و شايست استاز عمل بد، مرتدع نمیشود.
هم چنين اطّلاع حضرت رسول و ائمّه طاهرين به مفادّ آيه کريمه »وَقُلْ اعْمَلُوا فَسَيَرَی اللَّهُ عَمَلَکمْ وَرَسُولُهُوَالُمُؤْمِنُونَ«(829)؛ موجود است، چه مؤمنين در آيه مبارکه به ائمّهعليهم السلام تفسير شده است، چون غير آن بزرگواران،مؤمنين ديگر، به عمل کسی که غايب از نظرشان باشد، عالم نيستند.
اطّلاع امامان به سبب اين است که در روايت وارد شده؛ ملايکه نويسندگان اعمال و اقوال عباد که ايشان رارقيب و عتيد گويند، اعمال روز بنده مکلّف را بنويسند و آخر روز در وقت اراده عروج به عالم ملکوت، صحايفِاعمال را نزد امام عصر برند و آنها را بر او عرضه نمايند و پس از آن، آنها را بالا برند.
امام چون آنها را ببيند و بر بدی افعال شعيان خودش اطّلاع يابد، آنها را اگر قابل اصلاح باشند، اصلاحفرمايد؛ به استغفار يا به شفاعت نزد حضرت پروردگار و يا اين که باری تعالی امر آنها را به سوی آن بزرگوارتفويض میفرمايد و از اين جهت بود که ائمّهعليهم السلام به شيعيان خود میفرمودند: عملی که قابل اصلاح باشد بهجای آورند.
اين، نظير کتاب مغلوط است که بعضی از آنها قابل اصلاح هست و بعضی از اغلاطش، به هيچ وجه قابلاصلاح نيست.(830)
------------------------
827) کشف الغمّة في معرفة الائمّه، ج 3، ص 346؛ اعلام الوری بأعلام الهدی: 2 / 300 ؛ تنزيه الانبياء: 235.
828) بحارالانوار: 52 / 154.
829) سوره توبه، آيه 105.
830) العبقری الحسان: 3 / 207 .
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه2/ص 27/(772)
ايراد مثال لتوضيح المقال
بدان اگر نيک تأمّل نمايی، خواهی يافت که حال بعث نبی و نصب ولی و فوايد وجودی آن، برای شخصکافر جاحد باللَّه دلايلی است که در نظر کردن به آن دلايل مسامحه مینمايد و در آنها تأمّل نمینمايد تا تحصيلمعرفة اللَّه نمايد، پس بايد به مزاق مخالفين گفته شود: برای کافری که تحصيل معرفة اللَّه را ترک مینمايد، نصبدلايل چه فايدهای دارد، چرا که غرض از نصب و جعل آن دلايل اين است که مکلّفين تحصيل معرفة اللَّه نمايند وبعد از اين که در آن دلايل نظر ننمايند و مسامحه کنند، هر آينه لغويت نصب آنها و انتفای فوايد وجودی آنها لازمخواهد آمد.
چنان چه جواب از اين اشکال به اين نحو گفته شود که اعظم فوايد متصوّره در عالم امکان، حصول معرفةاللَّه برای عباد است و تحقّق آن مبتنی بر جعل و نصب دلايل معرفت در جميع آنات میباشد تا آن که حجّت بربندگان تمام شود و عقاب ايشان در صورت تسامح و تقاعد از تحصيل معرفة اللَّه صحيح باشد و لسان معذرتآنها در همه آنات وجودشان منقطع شود و نگويند: در فلان وقت، عازم تحصيل معرفة اللَّه شديم ولکن دلايل آنبعد از وجودش موجود نبود يا معدوم شده بود و ما قادر بر تحصيل نشديم.
پس آن چه بر خدا لازم است، همان جعل و نصب دلايل و قدرت دادن بر عباد به ادراک آنهاست و عدمحصول در خارج، به جهت تقصير عباد و مسامحه ايشان است.
هم چنين در محلّ کلام جواب گفته میشود: اعظم فوايد متصوّره در عالم امکان همان اطاعت و انقياد حقّسبحانه و تعالی در جميع تکاليف شرعی از اصول اعتقادی و فروعی شرعی است که تحقّق آن به وجود نبی ياوصی نبی در جميع آنات وجود مکلّفين منوط میباشد، تا آن که حجّت الهی بر عباد تمام شود و عقاب ايشان برفرض تسامح و تقاعد صحيح باشد و لسان معذرت ايشان منقطع شود که نگويند:
در فلان زمان معيّن، از ولی امر و حجّت تو تمکين و اطاعات و انقياد مینموديم و موانع حضور و مشاهدهجمال نورانی او را برداشتيم ولکن او اصلاً به عرصه وجود نيامده يا بعد از وجود، حياتش قطع شده بود و ما براطاعت و انقياد اوامر و نواهی تو قادر نشديم.
به خلاف آن که حجّت و ولی امر زنده و در حيات باشد، از انظار مستور گردد و موانع وجودی مکلّفين مانعاز ظهور او باشد، زيرا در چنين وقتی اگر مکلّفين در نيّت خود صادق باشند، انابه کليّه برای ايشان حاصل شود وبالمرّه موانع وجودی خود را برطرف نمايند، هرآينه در هر آنی از آنات وجودشان بر خدا لازم است لسانمعذرت ايشان را منقطع نمايد به اين که ولی امر خود را ظاهر نمايد تا به اوامر و نواهی او اقامه نمايد و حدودالهيّه و نواميس شرعيّه را تعطيل ننمايد.
هر وقت مکلّفين بر سبيل حقيق، به اين قسم در مقام اطاعت و انقياد برآمدند و در صدق دعوی خود بهامتحانات الهيّه ممتحن شدند، يا جمع کثيری از ايشان که نصرت ولی امر خدا، به وجود آنها منتظم میشود، دراين مقام درآمدند؛ خداوند نيز ولی و حجّت خود را ظاهر خواهد نمود و آن حجّت الهيّه هم، تقاعد نخواهدفرمود ولکن چون در همه آناتِ وجود، ممکن است مکلّفين چنين معذرتی را ظاهر سازند، لذا بر خداوند هملازم است وجود حجّت و ولی خو را در همه ازمنه مفروضه باقی بدارد که راه آن چه عقلاً احتمال عذر در آنتطرّق میيابد، مسدود کند و علی سبيل الاطلاق و الکليّه حجّت را بندگان خود تمام فرمايد. هذا! فليتأمّل فيهذا البرهان فإنّه من المتانة بمکان.
در بعضی از کلمات سيّد مرتضی و شيخ طوسی - رحمهما اللَّه في الجملة - به اين برهان اشاره شده است.(826)
--------------------
826) العبقری الحسان: 2 / 205 .
فوايد وجود امام عصر ارواحنا فداه3/ص 30/(772)
(شبهه نوزدهم: عدم فرق ميان وجود و عدم امام غايب)
صبيحة
بدان شبهه نوزدهم مخالفين در ساحت امامت حضرت ولی عصر و ناموس دهر عجّل اللَّه فرجه الشّريف ايناست: امامی که غايب باشد، طوری که نتوان خدمتش رسيد و به وجودش منتفع گرديد، پس چه فرقی ميانوجود و عدم او است؟ چرا اين جايز نباشد که خدا او را بميراند يا معدوم گرداند، تا زمانی که بداند رعيّت از اوتمکين مینمايند و تسليم امر او میشوند، آن گاه او را زنده کند يا موجود گرداند، چنان که شما اماميّه تجويزنمودهايد؛ خدا غيبت را برای او مباح کرده، تا زمانی که رعيّت از او تمکين کنند، آن گاه او را ظاهر فرمايد.
)جواب اين شبهه(
جواب اين شبهه:
اولاً: علاوه بر آن چه در جواب از شبهه سابق ذکر شد، میگوييم: سابقاً ذکر شد که از وقت تولّد آن سرور تااوان غيبت کبرا قريب به سی صد نفر بلکه متجاوز از آن، حضرت را ديده و از او انتفاع بردهاند. هم چنين سینفری که از آنها به رجال الغيب تعبير شده، از مشاهدين و منتفعين آن وجود مبارکند، به علاوه بسياری از خاصّه،بلکه از عامّه نيز، خدمت امام عصر رسيده و به فوز شرفيابیاش فايز شده و از او منتفع گرديدهاند، اگر چه او رانشناختهاند و بعد از مفارقت، از قراين دانستهاند که آن جناب بوده است، حتّی بسياری در غيبت صغرا هنگامملاقات دانسته و شناختهاند که آن حضرت است و همين طور در زمان غيبت کبرا، چنان که بر مراجعين به قصصو حکايات آنها اين امر غير سيتر است.
بالجمله، کسانی که خدمت آن بزرگوار شرفياب شده و از وجود مقدّسش منتفع گرديدهاند، بيش از هزار نفرمیباشند. بنابراين اين که در شبهه گفته شده امامی که غايب باشد، طوری که تنوان خدمت او رسيد و بهوجودش منتفع گرديد ... ، الخ؛ کلامی بی بنياد و ناشی از تعصّب و عناد است.
ثانياً: اين که گفتند: پس فرق ميان وجود و عدم او چيست...، الخ؟ جوابش اين است که فرق بين آنها بسيار وتمايز ميان آنها بیشمار است.
اوّل؛ اين است که ملاک حجّيت اجماع، نزد طايفه اماميّه - کثّرهم اللَّه - کشف اتّفاق امّت از دخول قول امام يارضای آن حضرت مثلاً به فتوای کذائيّه است و هر دوی اين، فرع وجود حضرت و حيات او است، لذا اگر چهغايب باشد، فايده وجودش استکشاف اجمال قول او از فتوای علمای شيعه است، چنان که وقتی ظاهر باشد،فايده وجودش در اين خصوص استکشاف تفصيلی رأی او از قولش باشد، پس همان طور که با ظهور و حضور،از قول او استعلام حکم میشود، هم چنين در غيبت، از اتّفاق شيعيانش استعلام حکم میشود. استعلام احکام ازجمله عمده فوايد بعث نبی و نصب امام است، بلکه جمعی از اصحاب چنين اعتقاد دارند که فتوای جماعت باعدم ظهور مخالف هم، کاشف از رأی امام است، زيرا اگر آن فتوا موافق رأی امام نباشد، واجب است از بابقاعده لطف، ميان ايشان القای خلاف کند، تا آن قول اخذ نشود.
پس با عدم وجود امام در هر عصری اين فوايد فوت شوند، به خلاف وقتی که حی و موجود باشد اگر چهدر پس پرده غيبت واقع شده باشد، زيرا اين فوايد بر وجود مسعودش مترتّب است، کما هو الواضح.
دوّم؛ اين است که با فرض وجود امام اگر چه غايب باشد، انتظار ظهور و خروج در هر روز، هر ساعت و هرآن، متصوّر باشد، به خلاف عدم وجودش، چون يافت شدن شخص کامل در يک ساعت بر فرض موت وعدمش، تا وقتی که خداوند اظهار آن را صلاح داند، خلاف عادت باشد و عاقل انتظار آن را نَبَرد.
در حالی که در انتظار هر يوم و ساعت برای فرج، اجرِ جزيل و ثواب جميل برای منتظر باشد. اين يکی ازمميّزات بين حايت و غيبت آن سرور و بين موت يا عدم او و يکی از فوايد عظيم است که بر وجودش مترتّبمیباشد، اگر چه در پس پرده غيبت است، زيرا مؤمنين انتظار فرج آن بزرگوار را میبرند و با اين عمل خود واجداجر عظيم میگردند.
چنان چه در روايت نبوی آن را افضل اعمال خود شمرده(821)، در سجّادی منتظر فرج را به منزله کسی دانستهکه با شمشير پيش روی رسول خدا جهاد میکند(822). و در صادقی آن را به منزله کسی دانسته که با قائم باشد و درخيمه او اقامت نموده باشد(823). اخبار ثواب انتظار فرج در کتب غيبت ذکر شده و ما ان شاء اللَّه در بساط پنجم اينکتاب عبقريّهای برای ذکر آنها ترتيب خواهيم داد.
سوّم: از جمله فوايد وجودی امام اگر چه غايب باشد، دعا و استغفار و فريادرسی از شيعيان در هنگاماضطرار است و اين فايده وقتی - کما ينبغی - بر وجودش مترتّب است که حی و موجود و اگر چه غايب باشد؛ نهدر وقت موت و يا عدمش، کما لا يخفی.
چهارم: فايدهای است که شيخ طبرسی در بعضی از کتب خود فرموده و آن اين است که فرق ميان وجود امامدر حالی که به جهت تقيّه از اعدای خود غايب باشد و در اثنای غيبت، منتظرِ آن باشد که مردم از او تمکيننمايند تا ظاهر شود و در امور تصرّف نمايد و ميان عدم آن بزرگوار واضح است؛ در اوّی حجّت در فوات منافع ومصالح بندگان برای خدا و در ثانی برای بشر لازم باشد؛ زيرا وقتی امام بر نفس خود بترسد و از مردم غايبگردد. علّت و سبب فوت منافع و مصالحی که به واسطه غيبت آن سرور، از مردم فوت شود؛ فعل مردم باشد کهامام را تخويف کرده و تمکين ننمودهاند تا آن که غايب گرديد و خودشان در اين عمل، مؤاخذ و ملوم و مذمومباشند و در اين صورت، اعتراض و حجّتی بر خداوند وارد نيايد، بلکه حجّت الهی و اعتراض ربّانی بر آنها وارداست که من برای شما، امام فرستادم، چرا او را تمکين ننموديد؟ به خلاف وقتی که خدا امام را معدوم کند يابميراند العياذ باللَّه، چون در اين صورت هرگاه بندگان اظهار تمکين از آن بزرگوار بنمايند، در فوات منافع و مصالححجّت و اعتراض بر خداوند متعال لازم آيد، زيرا در اين هنگام فوات آن مصالح و منافع از جانب خداست ومسبّب از فعل او است که ميراندن امام يا معدوم ساختن او باشد. بنابراين ذمّ و لوم و توبيخی بر بندگان واردنيايد(825).(824)
----------------------
821) کفاية المهتدی (گزيده)، صص 109 - 110، حديث بيستم.
822) المحاسن: 1 / 174.
823) همان: ص 173.
824) تنزيه الانبياء: ص 235؛ اعلام الوری بأعلام الهدی، ج 2 ص 300؛ کشف الغمّة في معرفة الأئمّة: 3 / 246.
825) العبقری الحسان: 3 / 202 .
تحقيقی درباره نقش ابوبکر عليه اهل بيت عليهم السلام/ص 36/(772)
ابوبکر علاوه بر شرکت در سقيفه و منحرف ساختن مسلمانان از گرايش به اميرالمؤمنينعليه السلام، که به شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام اللَّه عليها و شهادت حضرت محسنعليه السلام منجرّ شد، در شهادت امام حسن مجتبیعليه السلام، شهادت امامحسينعليه السلام و حضرت ابوالفضلعليه السلام و در نتيجه اسارت حضرت زينب کبری و ساير اهل بيت، نقش فراوانی داشت.
همانگونه در شهادت حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام نيز نقش داشت.
سزاوار است دوستان اهل بيتعليهم السلام با اين جريانات آگاه باشند و بدانند منافقان چگونه با اهل بيتعليهم السلام به جنگ آشکار و پنهان پرداختهاند:
پس از رحلت حضرت رسول اکرمصلی الله عليه وآله وسلم، اشعث بن قيس که کافر شد و در جنگهای ارتداد شرکت کرد او در اين جنگ شکست خورد و اسير گرديد.
اشعث بن قيس را نزد ابوبکر بردند. و او نه تنها از جرم و جنايت اشعث بن قيس درگذشت بلکه خواهر خود ام فروه را به عقد اشعث بن قيس درآورد.
اشعث بن قيس که دو مرتبه اسلام را به ظاهر پذيرفته بود در جنگ صفّين شرکت داشت و با مالک اشتر در گرفتن شريعه از شاميان شرکت داشت. او در اين کار نه برای خدا و يا برای علاقه به حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام بلکه به خاطر حميّت قومیاين برنامه را انجام داد و سرانجام در همان جنگ، يکی از عوامل مهم شکست در جنگ صفّين بود. زيرا همچون عمروعاص مردم را تحريک به پذيرش لا حکم الاة للَّه مینمود .
او پس از جنگ صفّين، در شهادت حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام، با ابن ملجم و قطّام ارتباط داشت و در سحرگاهان شب بيست و يکم ماه رمضان، ابن ملجم را تحريک نمود که هوا روشن نشده برای شهيد ساختن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلامفرصت را از دست ندهد.
اگر ابوبکر، اشعث بن قيس را میکشف، او نمیتوانست خود را به عنوان يک مسلمان در ميان مردم مشهور سازد و در ميان مسجد، منافقانه به تحريک ابن ملجم بپردازد و حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام به شهادت برسند.
ضربه ديگری که ابوبکر با بخشيدن اشعث بن قيس به اهل بيتعليهم السلام وارد نمود ازدواج ام فروه خواهر ابوبکر با اشعث بن قيس بود که توسط ابوبکر صورت گرفت. نتيجه اين ازدواج يکی تولد جعده بود که با کمک معاويه، حضرت امامحسنعليه السلام را به شهادت رساند و ديگر تولد محمد بن اشعث بن که از سرداران عمر سعد در کربلا و يکی از قاتلين امام حسين عليه السلام بود، که بر اثر شهادت آن حضرت، اسارت حضرت زينب و ساير اهل بيتعليهم السلام در کربلا رقم خورد.
با اين توضيح کوتاه روشن شد که ابوبکر نه تنها در سقيفه شرکت داشت و اوّلين غاصب خلافت بود، بلکه با کارهای ديگر خود مانند بخشيدن اشعث بن قيس، در شهادت حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام و فرزندان آن بزرگوار سهيم بود.
علاّمه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در/ص 39/(772)
علاّمه بزرگ سيّد محمّد طباطبايی در کتابش - که درباره فضيلت مسجد کوفه نوشته و علّامه مجلسی نيز در مبحث بازگرداندن حجرالأسودبدان اشارهکرده - گفته است: نقل شده هنگامی که محمّد بن قولويه در بغداد بود، باخبر شد که حجرالأسود به مکه بازگردانده میشود، بدينسبب همراه با حجر عازم سفر شد تا امام زمان عجّل اللَّه فرجه را ببيند؛ زيرا میدانست که تنها معصوم7 حجرالأسود را در جايش قرار میدهد.
هنگامی که به کوفه رسيد، به شدّت مريض و از ادامه راه عاجز شد. از اين رو، يکی از افراد مورد اطمينان خود را با دارايی بسيار به منظوربرپايی مسجدالحرام و خدمت به آن اعزام کرد و به او گفت: از آنها بخواه تا هنگامی که حجرالأسود را در جايش قرار میدهند به تو اجازه دهندکنار رکن حضور يابی. و همچنين نامه مُهرشدهای را به وسيله او برای امام زمان عجّل اللَّه فرجه فرستاد و به او گفت: اين نامه را به کسی کهحجرالأسود را در محلّش میگذارد بده.
آن شخصِ امين همراه او رفت تا به مکه رسيد و آنچه را که بدان امر شده بود انجام داد و هنگامی که خواستند حجرالأسود را در جايشقرار دهند - و متصدّيان به او اجازه دادند کنار رکن حضور يابد - بزرگان و سران عرب آمده، حجرالأسود را در پارچهای نهادند و همه باهم آنپارچه را بلند کردند تا به برابر جايگاه حجرالأسود رسيد.
ناگهان جوانی خوشچهره، سنگ را از روی پارچه برداشت و در جايش گذاشت، و از ميان مردم و داخل مسجد بيرون رفت.
او میگويد: به دنبال او شتافتم تا اين که به سوی پشت کوههای مکه رفت و صدا زد: ای فلان! نامه محمّد بن قولويه را برايم بياور، او نيزنزد امام عجّل اللَّه فرجه رفت و نامه را به ايشان داد و امام زمان ارواحنا فداه فرمودند: به محمّد بن قولويه بگو، من برايت دعا کردم، خداوند ايندرد جانکاه را شفا میدهد، و تو به بيماری شديدی مبتلا میشوی که هر کس تو را ببيند از بهبوديت مأيوس میشود، و تا سی سال ديگر باتندرستی زندگی میکنی. و در فلان ساعت و فلان شب خداوند، بدون بيماری جانت را میگيرد. آن گاه امام عجّل اللَّه فرجه غايب شد.
آن فرستاده گفت: اکنون فهميدم که او امام زمان عجّل اللَّه فرجه است. وقتی که به بغداد بازگشت، آنچه را که ديده و شنيده بود، برایمولايش نقل کرد.
محمّد بن قولويه پس از آن بيماری سخت، بارها بيمار شد و پزشکان و نزديکانش از بهبودی او نااميد شدند ولی او آنها را دلداری میداد ومیگفت: من به سبب اين بيماری از دنيا نمیروم. زمانی که شب موعود فرا رسيد، بستگان و دوستانش را جمع کرد و به آنان گفت: من امشبدر فلان ساعت از دنيا میروم.
آنها گفتند: تو بارها به بيماريهای سخت مبتلا شدی و ما از بهبودی تو مأيوس شديم، دلداريمان میدادی و امشب که به بيماری و مرضیمبتلا نيستی، چطور چنين سخنی میگويی و از کجا باخبر شدی؟
او ماجرا را برايشان نقل کرد و در ساعت موعود درگذشت.(75)
------------------
75) تاريخ کوفه: 140.
تشابه ديگر، تشبیه به خورشید/ص 42/(772)
بودن ابرهای در آسمان مدّتی دارد و سرانجام که شرايط و مدّت آنها تمام با وزش بادها از هم میپاشند و با تابش خورشيد از ميان میروند، ابرهای تيرهای که عصر غيبت را به وجود آوردهاند نيز، آن گاه که مدّت و مهلتش پايان يابد در زمانی کوتاه از همپاشيده میشوند و نابود میگردند و با از ميان رفتن آنها فروغ تابناک خورشيد جهانتاب بر سراسر هستی میتابد و همه جا را روشن و همگان از انوار درخشان شمس ولايت بهرهمند میشوند. بنابراين همانگونه که ابرهای فشرده شده را بادهای خروشنده از ميان برمیدارند، نيروهای توانمند عصر قيام ابرهای غيبت ساز را از ميان برداشته و به دوران آنها خاتمه میدهند.
در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب/ص 43/(772)
در روايات متعدّد در يک تشبيه بسيار جالب و جذّاب، امام عصر عجّل اللَّه تعالی له الفرج را در زمان غيبت همانند پنهانشدن خورشيد درپشت ابر همانند شده است.
اين تشبيه که در روايات از چند معصوم وارد شده، بيانکننده اهميّت آن است. بنابراين بايد در آن کاملاً دقّت شده تا از جهات گوناگونروشن شود که چرا امام زمان ارواحنا فداه را در عصر غيبت به خورشيدِ پشت ابر تشبيه نمودهاند. چه شباهتهايی ميان اين دو وجود دارد؟ وچرا رسول خدا صلّی الله علیه وآله و امام صادق علیه السلام آن بزرگوار را به خورشيد تشبيه نمودهاند؟
دقّتِ نظر و توجّه کامل به اين روايت، درسهای حياتی و مهمّی را به ما میآموزد که روشنگر بسياری از حقايق است.
رسالهای پيرامون بهرهمند از امام عصر ارواحنا فداه در عصر غيبت/ص 44/(772)
از امام صادق عليه السلام سئوال شد: مردم چگونه میتوانند از امام غايب و پنهان بهرهمند شوند؟
حضرت فرمود: همانگونه که از آفتاب پشت ابر بهرهمند میگردند.(414)
وجوه شباهت امام عصر ارواحنا فداه به خورشيد در زمان غيبت/ص 53/(772)
1 - ابر جدايی میاندازد بين خورشيد و موجوداتی که فاصله آنها زيادتر از ابر به خورشيد است، اما موجوداتی که بالاتر از ابرها هستندهيچگاه ابرها نمیتوانند فاصله شوند بين آنها و خورشيد. بنابراين در زمان غيبت بين امام و مردمی جدائی میافتد که فاصله و سنخيت آنان باحضرت زياد است امّا افرادی مثل »وما بثلاثين من وحشة« و يا عترت آن بزرگوار از نمت حضور در خدمت آن حضرت برخوردارند غيبتنمیتواند فاصله بين آنها و حضرت قرار بگيرد.
2 - در هر زمان که ابرها آسمان را فراگرفته امکان از هم پاشيده شدن ابرها وجود دارد و احتمال ظهور خورشيد وجود دارد به نحو امکان واحتمالی عقلی؛ چه مردم در فکر آن باشند يا نباشند. و در هر زمانی امکان ظهور جمال حضرت وجود دارد کما ورد فی الروايات أنّه يأتي بغتة. وما ورد في الروايات من أنّه يمکن أن يقع الظهور مع البداء في العلائم الحتميّة.
3 - ابرها که آسمان را فرامیگيرند هر چند زياد و درهم فشرده باشند به اين صورت نيست که در تمام نقاط زمين که خورشيد میتابد ابرخورشيد را پوشانده باشد بلکه ممکن است که در بسياری از مناطق زمين هوا ابری باشد و در بعضی از نقاط ديگر ابر وجود نداشته باشدهمينشور ممکن است در بعضی از نقاط اسرارآميز غيبت برای مردم آنجاها وجود نداشته باشد و اشاره به نقاط اسرارآميز.
4 - اين کلمات از نظر امکان و احتمال عقلی مسأله نه وقوع آن و إذا جاء الإحتمال بطل الاستدلال. بنابراين جايی برای انکار امکان و احتمالعقلی وجود ندارد. مگر کسی که خود را محيط به تمام نقاط اسرارآميز و غير اسرارآميز دنيا بداند!
5 - همانطور که ابر بين ما و خورشيد فاصله میشود، بين ما و آنچه بالاتر از ابر قرار دارد نيز فاصله میشود. در زمان غيبت نهتنها بين ما وحضرت جدايی میافتد بلکه بين ما و آنانکه برايشان ظهور هست نيز فاصله میشود و ما از نعمت برخوردار بودن از محضر آن بزرگوار نير محرومهستيم.
يوم النيروز هو اليوم الذی يظهر اللَّه فيه المهدی وولاة أمره... در اولين روز ظهور نهتنها حضرت ظاهر میشوند بلکه واليان امر حضرت نيزظاهر میشوند. روشن است که ظهور پس از غيبت و خفاء است.
طبق اين روايت نمیتوان گفت در اين زمان فقط حضرت غايب هستند و هيچکس ديگر غايب نيست با اينکه از ضروريات مذهب ما وجودحضرت خضر و امثال اوست و او در خدمت آن بزرگوار است و از نظرهای ما مخفی و غايب است کما اينکه در روايت ذکر شده است.
6 - همانطور که سرانجام ابرهای تيره پراکنده خواهند شد و از ميان میروند و خورشيد ظاهر خواهد شد، همينطور سرانجام ابر غيبت ازبين خواهد رفت و جمال نورانی آن بزرگوار طالع خواهد شد.
يدلّ عليه ما يدلّ علی ظهورهعليه السلام ولم لم يبق من الأيّام إلاّ يوم واحد...
7 - همانطور که غرض اصلی از آفرينش خورشيد ظهور و طلوع آن است و وجود ابرها از امور عارضی است غرض اصلی از وجود حضرتولی عصر ارواحنا فداه و سائر اهل بيتعليهم السلام ظهور آن بزرگواران است و غيبت يک مسأله عارضی است که بر اثر گناهان و شرارت افرادشرير جامعه پيدا شده کما في الروايات: إنّما غيبته علی رأس شرار الناس.
8 - همانطور که میتوان در روزهای ابری، ابرها را شکافت و از آنها گذشته و خورشيد را مشاهده کرد ولو برای لحظات معدود و ساعاتاندک در زمان غيبت نيز میتوان به ساحت مقدّس آن بزرگوار شرفياب شده و جمال نورانی آن بزرگوار را مشاهده نمود کما اينکه تاکنون افرادبسياری در طور مدّت غيبت به اين نعمت بزرگ دست يافتهاند. )توسط وسايل مادی يا رفتن بر قلّه کوههای مرتفع میتوان از ابرها گذشت همينطوربا رسيدن بر فراز قلّه معنويت میتوان به محضر آن بزرگوار راه يافت(
9 - همانطور که ابرها از زمين برخواسته و حائل بين زمين و خورشيد میشوند و هيچگونه مانعيّت و زيانی نسبت به کرات ديگر نداردهمينطور غيبت آن حضرت شامل جميع عوالم و همه کرات نمیشود. ما نهتنها دليل بر تعميم مسأله غيبت نسبت به جميع عوالم و مخلوقات کراتديگر نداريم بلکه برخلاف آن دليل وجود دارد.
بنابراين عوالم ديگر از نعمت حضور و ظهور بهرهمند بوده و از عنايات خاصه اهل بيتعليهم السلام برخوردارند.
10 - ابر فقط باعث پنهان شدن و مستور گشتن خورشيد میشود نه نابود شدن و عدم آن، همينطور غيبت باعث مخفی شدن حضرت وناپيدا بودن آن بزرگوار است نه آنکه حضرت در کره زمين وجود نداشته باشند و به کرات و عوالم ديگر رفته باشند به دليل رواياتی که صريحاست: لولا الحجّة لساخت الأرض بأهلها، و همچنين »لولا ما علی الأرض منّا لساخت بأهلها«(415)
11 - همانطور که خورشيد بر ما علوّ و برتری و ارتفاع درجه دارد و از فراز آسمان نورافشانی میکند چه ابرها او را پوشانده باشند يانپوشانده باشند، امام عصرعليه السلام هم بر همه علوّ و برتری دارد و احاطه دارد ولو آنکه ابر غيبت وجود آن حضرت را از نظرها مخفی ساخته باشد.غيبت نمیتواند چيزی از ارتفاع درجه آن بزرگوار بکاهد.
12 - همانطور که وقتی که آسمان را ابر فراگرفته باشد خورشيد ظاهر نيست و وقتی ابرها برطرف میشوند خورشيد ظهور پيدا میکندبرطرف شدن ابرها يک دفعه نيست بلکه در لحظات آخر نوعاً از غلظت ابرها کاسته میشود و خورشيد ظهور خفيفی پيدا میکند تا کمکم ابرهاکاملاً برطرف شده و خورشيد کاملاً آشکار میشود. »ظهوره قبل ظهورهعليه السلام«
13 - همانطور که در روزهای ابری، پوشش ابر در همه جا يکسان نيست، در بعضی از مواقع کاملاً هوا را ابر فراگرفته به طوری که از عينخورشيد هيچ اثری نيست و در بعضی مواقع ابرهايی اندک بر فراز آسمان است که خورشيد بهصورت ضعيفی ديده میشود. همينطور در زمانغيبت گرچه مردم نوعاً از محضر آن بزرگوار دورند و از فيض حضور بهرهمند نيستند امّا در عين حال بعضی از افراد میتوانند با الهامات و مکاشفاترحمانی ارتباطی ولو ضعيف با آن بزرگوار داشته باشند همان طور که گاهی خورشيد از پشت ابرها ولو به صورت ضعيف ديده میشود. )نمونهایاز مکاشفات که در آن تشرف حاصل شده است ذکر شود(
14 - در زمانی که ابر آسمان را فراگرفته ولو آنکه خورشيد ديده نمیشود ولی از منابع آن اين است که با تابشش باعث بارش برف و باران درزمستان میشود و در تابستان نتيجه اين بارش که گل و گياهان سرسبز و انواع ميوهجات است به ثمر میرسد، همينطور مردم در زمان غيبت ولو ازديدار آن بزرگوار محرومند ولی مسأله غيبت بر آنان آثاری ايجاد میکند که نتيجه آن در زمان ظهور آن بزرگوار آشکار میشود. ظلمها، ستمها وطعنههايی که دوستان حضرت ولی عصر ارواحنا فداه از دشمنانشان متحمّل میشوند در زمان ظهور آن بزرگوار نتيجه خواهند گرفت،همانطور که تابش خورشد از پشت ابرها در بهار و زمستان باعث بارش برف و باران شده و که نتيجه آن و ميوه آن در تابستان که فصل نابودیابرهاست آشکار میشود و همينگونه تابش خورشيد ولايت از پشت ابر غيبت آثاری دارد که نتيجه آن در روز ظهور موفور السرور آن بزرگوارظاهر خواهد شد.
مگر نه اينستکه ظهور آن بزرگوار قيامت صغرا است و مگر نه ايناست که نتايج اعمال مردم در قيامت کبری به صورت کامل واضح و آشکارمیشود. در قيامت صغری نيز که نمونهای از قيامت کبری و آخرت است مردم نتايج اعمال خود را که در زمان غيبت انجام دادهاند مشاهده خواهندکرد.
15 - همانطور که در روزهای ابری نمیتوان فهميد خورشيد در کجای آسمان قرار دارد و مکان او برای ما معلوم نيست همينطور در زمانغيبت آن بزرگوار مکان آن وجود مقدّس برای مردم روشن نيست. المخفی المکان المستور عن الأعيان. )جمله دوم صريح است که نهتنها مکان آنحضرت مخفی است و نامعلوم بلکه غير مرئی است. مکان آن حضرت جزو امکنه غير مرئيه است(. همانطور که فرمودند: إنّ له غيبتان لايعلمبمکانه إلاّ خواصّ مواليه.
16 - همانگونه که گاهی بر اثر کم شدن غلظت ابرها مکان خورشيد در آسمان معلوم میشود بر اثر اينکه ابرها رو به زوال و برطرف شدنهستند؛ همينطور در نزديکی ظهور و موقعی که زمان غيبت رو به زوال و اتمام است مکان آن بزرگوار معلوم میشود.
دليل بر آن رواياتی است که دلالت دارد بر آگاه شدن سفيانی از وجود مقدّس آن بزرگوار. »ويفرّ المهدي من مدينة إلی مکة...«
17 - ابرها خورشيد را میپوشانند و او را از نظر مردم ناپديد میسازند تا زمينه از بين رفتن ابرها از قبيل گرم شدن درجه هوا و کم شدنفاصله خورشيد و زمين محقّق شود. در اين بيان ممکن عواملی باعث میشود که ابرها زودتر متفرق شده و از بين بروند مثل وزش بادی شديد کهگاهی ابرها را متفرّق کرده و از هم میپاشند. در صورت ايجاد اينگونه عوارض خورشيد زودتر ظاهر شده و آسمان آفتابی میشود.
همينطور غيبت خورشيد ولايت را نهايتی است که اگر تا آن زمان ظهور فرانرسد در آن موقع واقع خواهد شد.
فرمايش امام صادقصلی الله عليه وآله وسلم: »وإلاّ ينتهي إلی منتهاه« اشاره به اين حقيقت دارد اگر مردم مسلّح شدند به اسحله دعا و صلاح قبل از به نهايترسيدن زمان غيبت، مسأله غيبت تمام شده و ابر غيبت از هم پاشيده میشود و الاّ مسأله غيبت تا نهايتِ زمان خود ادامه خواهد داشت.
وجه تشبيه و کيفيت انتفاع: مردم موظف هستند خود را مسلّح کرده و ابرهای غيبت را از هم بپاشند تا از لقاء آن بزرگوار بهرهمندشده و به نفع اکمل برسند. از دعا برای تعجيل فرج که مؤثّر در فرارسيدن ظهور است غفلت نورزند و به فرمايش آن بزرگوار که فرمودند: »وأکثرواالدعاء بتعجيل الفرج، فإنّ ذلک فرجکم« عمل کنند.
از انجام معصيت و گناه که باعث بداء و تأخير ظهور است بپرهيزند.
18 - همانطور که در ابتداء ايجاد ابرها تا زمانیکه کاملاً درهم فشرده و زياد نشدهاند امکان تفرّق آنها توسّط عوارضی چون وزش بادهایمخالف بيشتر است در ابتداء زمان ظهور نيز که غيبت کامله و کبری واقع نشده و هنوز ارتباط مابين مردم و نوّاب اربعه وجود داشت امکان تمام شدنمسأله غيبت بيشتر بود که متأسّفانه انجام نگرفت.
19 - اين مسأله در انتهای زمان غيبت نيز وجود دارد همانطور که ابرها هرچه زمان از بين رفتن آن نزديکتر شود عوارض مخالف در آنهابيشتر اثر کرده و مقاومت ابرها کمتر میشود مسأله غيبت نيز چنين است. اگر در انتهای زمان غيبت، شيعيان و دوستان دست به دست هم دهندمسأله غيبت نيز زودتر به اتمام میرسد.
20 - همانطور که واضح است انتفاع مردم از خورشيد در زمانی که در پشت ابر غيبت باشد واضح است انتفاع مردم از امام زمان ارواحنافداه زمانی که در پشت ابر غيبت باشد.
-----------------------
414) کمال الدين: 1 / 314.
415) منتخب الأثر: 271.
وجه شبه خورشيد در پشت ابر غيبت/ص 54/(772)
ابرهايی که چهره خورشيد را میپوشانند سرانجام از هم پاشيده شده و با درخشش خورشيد جهانتاب و افزايش گرمی و حرارت آن ، اثری از ابرها باقی نخواهد ماند.
آری ؛ در تابستان کوچکترين اثری از ابرها در آسمان ديده نمیشود. همچنين با حاکم شدن حکومت جهانی حضرت ولی الله الأعظم عجّل الله تعالی فرجه اثری از ستمگران و آنان که مانع توجّه مردم به حضرت میشوند باقی نخواهد ماند و دشمنانی که بر دشمنی خود باقی بمانند هيچ اثری از آنان نمیماند.
آن حضرت منتقم از اعداء الله و دشمنان اهل بيت : و حق و حقيقت میباشند؛ همانگونه که با تابش شديد آفتاب اثری از ابرها باقی نمیماند.
وجه شبه ديگر/ص 55/(772)
همانطور که ابرها مانع تابش کامل نور خورشيد میشوند، و در استفاده مردم از نور خورشيد اثر میگذارند، مانع استفاده کامل مردم و موجودات از انرژی خورشيد ـ غير از نور ـ نيز میشوند، دشمنان هم در عصر غيبت نهتنها مانع تابش نور حضور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه بر مردم میباشند، بلکه مانع برخی از امدادهای آن حضرت نيز میباشند که همانطور که با برطرف شدن ابرهای انرژی خورشيد همانند نور آن بر مردم و موجودات میرسد، در عصر ظهور نيز با برطرف شدن عصر غيبت مردم از نور حضور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه برخوردار میشوند؛ همانگونه که از آثار فراوان حضور آن حضرت بهرهمند میشوند.
وجه شبه ديگر2/ص 56/(772)
همانگونه که ابرها تا حدّی مانع رسيدن نور و نيز انرژی خورشيد به انسانها و ساير موجودات میشوند، ابرهايی که به وجود آورنده عصر غيبت هستند نهتنها مانع حضور و آثار حضور امام عصر عجّل الله تعالی فرجه هستند، بلکه همانگونه که ابرها مانع رسيدن انرژیهای کيهانی ـ غير از انرژی خورشيدی ـ موانع ظهور نيز مانع رسيدن کامل امدادهای ساير ائمّه : هستند. در کوتاه شدن دست مردم در عصر غيبت از رسيدن کمکهای ائمّه : مؤثّر است که با حضور و ظهور امام زمان ارواحنا فداه اين کوتاهیها و کمبودها از ميان میرود و همانگونه که با برطرف شدن ابرها نور و انرژی خورشيدی و انرژیهای کيهانی به مردم و موجودات میرسد، در عصر ظهور مردم از عنايات امام عصر عجّل الله تعالی فرجه و ساير ائمّه : برخوردار میشوند.
وجه شبه ديگر3/ص 56/(772)
همانگونه که در روزهای ابری و غمانگيز پاييزی مردم میدانند سرانجام اين روزها به پايان میرسد و برخی منتظر به پايان رسيدن آن و فرارسيدن روزهای روشن و شفاف هستند، در روزهای تيره غيبت ، گروهی از مردم که با عصر تيرگیها و تاريکیها خو نگرفته و از آن وضع راضی نيستند، در انتظار فرارسيدن عصر شکوهمند ظهور و تابش فروع تابناک حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه میباشند. همانگونه که روزهای دلگرفته ابری برخی را به ياد رسيدن روزهای روشن و زيبای آفتابی میاندازد، در عصر تيره غيبت نيز آنان متوجّه به تيرگیها و تاريکیهای موجود هستند و میدانند بايد روزهای صاف و روشن وجود داشته باشد.
به اين دليل به روزهای دلگرفته ابری خو نمیگيرند و به آن دل نمیبندند، بلکه به فرارسيدن روزهای روشن و نورانی عصر ظهور دل میبندند.
روايت شمسيه آورده شود.......
وجه شبه ديگر4/ص 57/(772)
انرژی خورشيد که در سطح جهان پخش میشود يک ميليارديم آن به کره زمين میرسد و بقيّه آن به فضا و ساير کرات میرسد. بنابراين در عصر غيبت ، کم شدن فيوضات حضرت بقيّة الله الأعظم ارواحنا فداه از کره خاکی همانند کم شدن از يک ميليارديم انرژی خورشيد است که در پشت ابر باشد.
بنابراين گرچه برای زمين و زمينيان غيبت ايجاد شده ، ولی در سيّارات و کرات بیشمار ديگر اثری از اين غيبت وجود ندارد.
راجع به تشبيه به خورشيد، مطالبی در جلد اول «خزينة الجواهر» موجود است .
شمسيه/ص 57/(772)
ابرها در پاييز و زمستان درهم فشرده و پراکندگی آنها به طول میانجامد، امّا در فصل بهار با وزش باد بهاری ناگهان پراکنده میشود، عصر غيبت نيز آنگاه که پايان پذيرد و هنگام طلوع خورشيد ولايت شود و نسيم رحمت الهی وزيدن گيرد، ابر غيبت را ناگهان از ميان برمیدارد و بغتة جهان با نور عالمتاب مهدوی روشن میشود.
ابرها دو گونهاند: خشک و بارانزا. سرزمينهايی که از ابرهای بارانزا سيراب میشوند با برطرف شدن ابرها و درخشش و تابش آمادگی بيشتری برای حاصلخيز شدن دارند، مردمی که در عصر غيبت در انتظار نشستهاند و با صبر و تحمل و ريختن اشک در فراق آن حضرت و با تلاش و کوشش و نشر فرهنگ مهدويت در ميان مردم وظيفه خود را انجام دادهاند همچون زمينهای سيرابی هستند که آماده درخشش و تابش و استفاده از نور خورشيد میباشند به گونهای که زودتر از مردم ديگر از مردم عصر غيبت ، زمينهسازی برای آنها میشود.
مناسب با روايت تشبيه به خورشيد نور اصحاب آن حضرت مثل نور ماه است که از خورشيد مکتسب است . در عصر غيبت نيز اصحاب نور میدهند همانگونه که ماه پشت ابر نور میدهد.
پيامبر اکرم 6:
... يا ابيّ؛ طوبی لمن لقيه ، وطوبی لمن أحبّه ، وطوبی لمن قال به ، ينجّيهم من الهلکة ، وبالإقرار بالله وبرسوله ، وبجميع الأئمّة ، يفتح الله لهم الجنّة ، مثلهم في الأرض کمثل المسک الّذي يسطع ريحه فلايتغيّر ابدآ، ومثلهم في السماء کمثل القمر المنير الّذي لايطفأ نوره أبدآ.
ای ابی ؛ خوشا به حال کسی که او را ملاقات نمايد، و خوشا به حال کسی که او را دوست داشته باشد و خوشا به حال کسی که معتقد به او باشد.(1)
------------------
(1)بحارالانوار: 52 / 310.
««« خورشید »»»
(1)
نور حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه/ص 60/(772)
يکی از عوامل مهمّ تحوّلات در آن عصر فرخنده، تشعشع انوار تابناک حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عجّل اللَّه تعالی فرجه میباشد که سراسر جهان را فرا میگيرد به گونهای که جهان را از روشنايی خورشيد بینياز میسازد.
همان گونه که نور خورشيد در ذرّات جهان دارای اثرات لازم، مهمّ و حياتی است، درخشش نور تابان حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه- که نور اللَّه هستند- در آن زمان شکوهمند، تأثير و تحوّل عظيمی در اعماق عالم هستی میگذارد و جهان خاکی را به عالم پاکی تبديل مینمايد.
______________________________
(1). بحث درباره نور اللَّه و مقام نورانيّت خاندان وحی عليهم السلام از معارف عالی اهل بيت عليهم السلام است که متأسّفانه آگاهی جامعه ما درباره آن بسيار اندک است و لازم است برای شناخت آن بحثهای گسترده و وسيع انجام گيرد.
دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 53
(2)
الفبايی درباره حرم و آداب زيارت/ص 61/(772)
آستان قدس رضوی، آرامش بخش آفريدگانِ آفريدگار، و پناهگاه آشنا و بيگانه است. مردم در همه آفاق، شوق زيارت اين بارگاه را دارند؛ و آرزو دارند از آبِ حيات سقّاخانه حرم، جرعهای بنوشند.
اذن ورود به حرم مطهّر امام رضا عليه السلام، اشک شادی را در ديدگان شيفتگان ارض اقدس جاری میسازد و انس با آن حضرت را در انسان افزايش میدهد.
در اين بارگاه، باران رحمت بر همه کسانی که از برّ و بحر آمدهاند میبارد و بزرگ و کوچک را در بوستان ولايت و باغ ملکوتی خويش پذيرايی میکند.
اين سرزمين، پناهگاه همگان است؛ پارسايانِ پاکدل و نيز پر و بال سوختگان
پريشان حال را پذيرا میشوند و راه پيشرفت و پرواز را به همه میآموزند.
گنبد زيبا و تابناک حرم، انسان را به تماشا وامیدارد و توجّه او را به خود جلب میکند؛ گويی به او میآموزد که قبل از تشرّف به حرم، قدری تأمّل نموده و درس
توبه بياموزد تا بتواند در حضور حضرت امام رضا عليه السلام از تبليس ابليس در امان مانده و راه تقوا را برای هميشه پيشه سازد.
بايد به رأفت و مهربانی حضرت ثامن الحجج عليهم السلام اطمينان داشته باشيم و با ثبات
قدم در اين عقيده به ثنا گويی آن حضرت پرداخته تا بر ثواب و ثمره زيارت خود بيفزاييم و با زيارتی که همراه با معرفت و شناخت است نام ما در زمره بهترين زائران امام هشتم عليه السلام از ثری تا ثريّا، ثبت شود.
در جوار حضرت امام رضا عليه السلام بايد از جاذبه ولايت آن بزرگوار بهرهمند شويم و روح و جان خود را با جلوههای رحمانی جلا داده و جرعه نوش جام ولايت و جان نثار آن حضرت باشيم.
بايد از چشمه سار شفابخش حرم که برتر از چشمه خورشيد است بهرهمند گشته و چنان در چمن زار ولايت جای گيريم که چشم از جهان پوشيده و با چابکی برای چاره جويی و فرار از ظلمت به نور ولايت چهارده معصوم عليهم السلام پناهنده شويم.
در حرم امام هشتم عليه السلام به حمد و ستايش خداوند پرداخته و ظهور حجّت الهی امام عصر ارواحنا فداه را خواستار شويم و برای فرارسيدن «دولت کريمه امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه الشريف» و حکومت آن بزرگوار، دست به نيايش بلنده نموده تا با ظهور و حضور آن حضرت، حجاب غيبت از ميان برداشته شود و مردم از حيرت نجات يابند.
مشهد مقدّس نقطه آمال خلايق است، خادمان حرم دست به سينه ايستادهاند و خوشحالی در سيمای زائران امام هشتم عليه السلام موج میزند، سيل خروشان خلق با حاجتها و خواستههای گوناگون به سوی حرم سلطان خراسان روی میآورند. ای کاش؛ همه خواستار ظهور امام زمان عجّل اللَّه تعالی فرجه میبودند.
پنجره فولاد، درمانگاه درماندگان بیپناه است. مردم با دخيل شدن به آن، به دعا و توسّل میپردازند و هر لحظه منتظر خروش دريای رحمت حضرت امام رضا عليه السلام هستند تا با نگاه و دلجويی آن حضرت، دلِ شکسته آنان شاد شده و با حاجت رواشده از دولت سرای آن بزرگوار بازگردند.
زائرانِ بااخلاص با ذوق تمام به زيارت میپردازند و سعی میکنند ذهاب و رفت و آمد مردم، فکر و ذهن آنان را مشوّش نکند و با توسّل به حضرت امام رضا عليه السلام دل از ذهب و فضّه شسته، به ذکر ذات پاک الهی مشغول شده و ياد خداوند ذوالجلال را ذخيره آخرت خويش قرار میدهند.
رأفت و مهربانی حضرت امام رضا عليه السلام با زائرين، روان انسان را شاد میسازد و جلوههای رحمانی در آن روضه رضوان، آموزنده طريق خلوص و روزنهای برای خودسازی- نه خودستايی- است.
در زيارت حضرت امام رضا عليه السلام زر و زيور زائران نفعی ندارد؛ همانگونه که زهدِ زاهدان رياکار بیارزش است. در حرم امام هشتم عليه السلام زنده دلانی که در زورق ولايت نشسته و با قطرات اشکی که با اخلاص میريزند، امواج عظيم رأفت آن حضرت را به خروش میآورند و کاملًا مورد توجّه قرار میگيرند.
در حرم امام هشتم عليه السلام ژنرالهای لشکر و ژندهپوشان کشور با يک ديد نگاه میشوند. حضرت امام رضا عليه السلام از ژرفای افکار همه آگاهند و به آنانکه ژست و قيافه خود را آراسته و نيز به ژوليدگان زبانبسته با ژرفبينی نگريسته و از اعماق قلب همه خبر دارند، و در اين ميان آنان که قلبی بس روشنتر از ژنراتورهای قوی دارند مورد عنايت و توجّه خاصّ واقع میشوند هرچند ژندهپوش باشند.
برخی از زوّار بهترين سوغات سفر خود را آبی که از سقّاخانه برداشتهاند میدانند، گويا که کوثر و سلسبيل، سرچشمه آنند و يا ... آنان با نوشيدن جرعهای از جام آن، بر حضرت سيّدالشهداء عليه السلام سلام و درود میفرستند و خدا را بر اين نعمت سپاس میگويند.
درب اين بارگاه هميشه به روی همه گشوده است و مردم با گرفتن شفا و ساير حاجتهای خود، شاهد رأفت و مهربانی امام رئوف میشوند و به شکرانه آن، به درود و صلوات میپردازند. و در هر شهر و ديار با هيجان و شادی، جريان شفايابی را حکايت میکنند و به اين شيوه همه را شيفته اين بارگاه مینمايند.
صاحبدلانی که از صحنها گذشته و صادقانه به حرم مطهّر حضرت امام رضا عليه السلام مشرّف میشوند، میدانند که در طول صدها سال هر جايگاه اين بارگاه، قدمگاه حضرت صاحب الزمان عجّل اللَّه تعالی فرجه است و با صدق و صفا، صورت بر اين خاک پاک نهاده و بوسه بر آن میزنند.
هر روز در کنار ضريح ضامن آهو و در هر ضلع و گوشه حرم، هزاران نفر مهمان و ضيفِ امام رضا عليه السلام هستند. نور و ضياء معنوی آن بارگاه، ضمير و باطن آنان را پاک و بهشت را برایشان ضمانت میکند و نامشان در طومار بهشتيان ثبت و ضبط میگردد.
طايران قدسی که بر ايوان طلا مینشينند، میدانند که طاق کسری در برابر آن، مخروبهای بيش نيست. کوه طور با آنهمه جلالت، شکوه و طمطراق شهر طوس را ندارد. کبک و تيهو بلکه هر پرنده و طيفور، آرزوی طوف سقّاخانهاش را میکند.
برخی از ظاهرپرستان نيز میدانند: ظفرمندی ظفرمندانِ معنويّت و صاحبان
ظرفيّت، در ظلّ عنايت صاحب اين بقعه و بارگاه به مرحله ظهور رسيده است و با نگاه آن حضرت، ظرف دل را از ظلمت و تاريکی رها ساختهاند.
صحن عتيق با سقّاخانه زيبايی که دارد ياد علمدار کربلا حضرت ابوالفضل
عليه السلام و شدّت عاطفه آن حضرت را در خاطرهها زنده میسازد، چگونه سقّای دشت کربلا با شدّت عطش از خوردن آب در روز عاشورا امتناع ورزيده و تا جان در بدن داشتند علَم را در دست داشته و با عمّال ابن زياد لعنه اللَّه جنگيدند.
همه از غريبنوازی امام غريب عليه السلام آگاهند و میدانند که آن حضرت غمگسار غريبان
هستند، غبار غم را از قلب آنان میزدايند؛ به گونهای که فرياد و غريو شادی از قلب
غمزدگان برمیخيزد.
فرَج و ظهور حضرت مهدی ارواحنا فداه و فتح و ظفر را در اين بارگاه از خداوند بخواهيد، و فرجام نيک را در اين مکان بدست آوريد تا به دريای فضايل و فيوضات
راه بيابيد و با توسّل به امام رئوف عليه السلام برای نجات از فريب فتنههای فراوان آخر الزمان و دوران تيره غيبت دعا کنيد.
شهر مقدّس مشهد به قداست معروف است، زائرين و مجاورين آن ديار مقدّس بايد قدر و احترام آن را نگه دارند و تلاش کنند که ريشه فساد و گناه در آن شهر قطع
گردد. مبادا زنان و مردان از قانون شرع تجاوز کرده و با قيافههای غير مشروع قد و
قامت خود را در منظر ديد ديگران قرار دهند.
کفشداران پاکدل اين بارگاه- که اظهار ملال نمیکنند- کليد داران گنجينههای قرب هستند. آنان به کاروان جويندگان کمال خوشآمد میگويند و کاميابان کوکب صبح را ارج نهاده و در راه خدمتگزاری به زوّار از هر کوششی دريغ نمیورزند.
گلدستههای حرم، گمشدگان راه را هدايت میکنند و با قد کشيده و استوار خود،
گرفتاران گوشهنشين و کهنسالان قدخميده را درس اميد و ثبات قدم آموخته و به همه میآموزند که گشودهشدن گرههای کور در اين آستان، در گرو ايمان و يقين است، از يأس و سرافکندگی گريزان و همچون ما سربلند باشيد.
لطف و کرم حضرت امام رضا عليه السلام زبانزد خاصّ و عامّ است، همه میتوانند از اين بارگاه، لاله لاهوتی، لؤلؤ لالا يا لعل گهربار بگيرند. کليد دنيا و آخرت در دستان حضرت امام رضا عليه السلام است، هر لحظه اميدوار باشيد و يأس و نااميدی را- که لشکر
نفس و شيطان است- شکست دهيد.
زيارت حضرت امام رضا عليه السلام مشکل گشای همه و مايه اميد مردم هر مرز و بوم است. آنان که با ايمان و يقين به اين بارگاه مشرّف میشوند، به اميد و آرزوی خود رسيده و مدال افتخارِ لطف و عنايت حضرت امام رضا عليه السلام را بر سينه میزنند.
در اين زمان نقّارهخانه حضرت امام رضا عليه السلام، هنگام طلوع و غروب خورشيد را به اطّلاع مردم میرساند؛ ولی روزی فرا میرسد که ناگهان ناکامیها، ناگواریها و ... به پايان میرسد و از آن مکانِ مرتفع ندای «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَريب»، بلند میشود. آن روز، نوبت نيک فرجامانِ جهان است.
با توجّه، وارد حرم مطهّر شويد؛ تا میتوانيد از هنگام ورود تا وقت خروج، حالت حضور در خدمت حضرت امام رضا عليه السلام را رعايت کنيد، از وهم، خيال و وسوسه
بپرهيزيد. از آن بزرگوار بخواهيد شما را برای خدمتگزاری به مقام والای ولايت اهل بيت عليهم السلام موفّق نمايند.
همای رحمت حضرت امام رضا عليه السلام بر سر همگان سايه میافکند و همه زوّار از الطاف بيکران و همايونی آن امام هُمام بهرهمند میگردند؛ به اين جهت در هنگام
زيارت، حواسّ خود را جمع نموده و هشيار باشيد و همواره متوجّه آن حضرت بوده و مواظب باشيد فکر شما به اين سو و آن سو جلب نشود.
هميشه به ياد داشته باشيد: پيامبران الهی و اولياء خدا با پذيرش ولايت اهل بيت عليهم السلام، به کمک دين خدای يکتا و يگانه پرداختهاند. از امام هشتم عليه السلام طلب ياری
کنيد و با يقين از آن حضرت بخواهيد شما را از ياران و ياوران امام عصر ارواحنا فداه قرار دهند تا در صف ياری کنندگان دين خدا باشيد.
صحيفه رضويه، ص: 52
(3)
مظلومترين فرد عالم/ص 70/(772)
پس از آن که ضرورت دعا برای مولایمان امام زمان ارواحنا فداه را ذکر کرديم میگوييم: متأسّفانه در بيشتر مجالس مذهبی از ياد امام زمان ارواحنا فداه و دعا برای تعجيل ظهور آن حضرت غفلت میشود. و اگر بدانيم که تاکنون چقدر از آن حضرت غافل بودهايم، متوجّه میشويم که آن حضرت مظلومترين فرد عالم هستند.
اکنون جرياناتی را درباره مظلوميّت آن بزرگوار ذکر میکنيم:
حجّة الإسلام والمسلمين مرحوم آقای حاج سيّد اسماعيل شرفی نقل نمودند:
به عتبات مقدّسه مشرّف شده بودم و در حرم مطهّر حضرت سيّد الشهداء عليه السلام مشغول زيارت بودم. چون دعای زائرين در قسمت بالایسر امام حسين عليه السلام مستجاب است، در آنجا از خداوند خواستم مرا به محضر مبارک مولايم حضرت مهدی ارواحنا فداه مشرّف گرداند و ديدگانم را به جمال بیمثال آن بزرگوار روشن نمايد.
ناگهان هنگامی که مشغول زيارت بودم خورشيد جهان تاب جمالش ظاهر شد، گرچه در آن هنگام حضرتش را نشناختم؛ ولی شديداً مجذوب آن بزرگوار شدم، پس به او سلام کردم و از ايشان سئوال کردم: آقا؛ شما کيستيد؟
فرمودند: من مظلومترين فرد عالَم هستم
. من مقصود آن حضرت را متوجّه نشدم و با خود گفتم: شايد ايشان از علمای بزرگ نجف هستند و چون مردم به ايشان گرايش پيدا نکردهاند خود را مظلومترين فرد عالَم میداند، در اين هنگام ناگهان متوجّه شدم که کسی در کنارم نيست.
اينجا بود که فهميدم خداوند دعايم را مستجاب فرموده و مرا به لقای حضرتش شرفياب نموده، و او مظلومترين فرد عالم و امام زمان من بود ، و نعمت حضور آن بزرگوار را زود از دست دادم.
صحيفه مهديه (مترجم)، ص: 52
(4)
1- آشنايی با مقام امام زمان ارواحنا فداه/ص 72/(772)
آشنايی با خصوصيّات و اوصاف امام زمان ارواحنا فداه، و توجّه به وجود باعظمت آن بزرگوار، عامل مهمّی برای ايجاد حالتِ انتظار است. زيرا توجّه به اين نکته که اکنون در سراسر گيتی و در تمامی جهان آفرينش، کسی به جز آن بزرگوار شايسته رهبری و اصلاح عالم هستی نيست، انسان را به سوی آن حضرت جذب میکند. آن بزرگوار آخرين ذخيره الهی و تنها بازمانده اميران جهان هستند که حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام درباره آنان میفرمايند:
عِلْمُ الْأَنْبياءِ في عِلْمِهِمْ وَسِرُّ الْأَوْصياءِ في سِرِّهِمْ وَعِزُّ الْأَوْلياءِ في عِزِّهِمْ، کالْقَطْرَةِ فِي الْبَحْرِ وَالذَّرَّةِ فِي الْقَفْرِ.
علم پيامبران، در برابر دانش آنان و سرّ اوصياء، در برابر سرّ آنان و عزّت اولياء، در برابر عزّت آنان، همچون قطرهای در دريا و همانند ذرّهای در ميان بيابان است.
اينک ما که در زمان آخرين نفر از اين خاندان هستيم، وظيفه داريم با توجّه به حضرتش و با پيروی از خواستههای هدايتگر آن بزرگوار، خود را از تباهی و غفلت نجات دهيم و در انتظار فرا رسيدن حکومت آن حضرت که پرچم هدايت و عدالت را بر افلاک میزند، روز شماری کنيم.
اگر کسی در اين روزگار آن حضرت را بشناسد و از امدادهای غيبی امام زمان عجّلاللَّه تعالی فرجه در «زمان غيبت»، آگاهی داشته باشد و با تحولّاتی که آن بزرگوار در «زمان ظهور» در سراسر گيتی در انسان و جهان ايجاد مینمايند آشنا باشد، هميشه به ياد آن بزرگوار خواهد بود و همان گونه که امر فرمودهاند در انتظار طلوع خورشيد ولايت بسر خواهد برد. معرفت، در چنين انسانی، زنگار غفلت را از قلبش میزدايد و صفا و نورانيّت را جايگزين آن مینمايد. اينک به روايت جالبی که نشانگر امدادهای غيبی آن حضرت در زمان غيبت میباشد، توجّه کنيد. جابر جعفی از جابر بن عبداللَّه انصاری از پيغمبراکرم صلی الله عليه و آله و سلم نقل میکند که آن حضرت فرمودند:
... ذاک الَّذي يَفْتَحُ اللَّهُ- تَعالی ذِکرُهُ- عَلی يَدَيْهِ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَها، ذاک الَّذي يَغيبُ عَنْ شيعَتِهِ وَأَوْلِيائِهِ غَيْبَةً لايَثْبُتُ فيها عَلَی الْقَوْلِ بِامامَتِهِ الّا مَنْ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْايمانِ. قالَ: فَقالَ جابِرُ: يا رَسوُلَاللَّهِ فَهَلْ يَنْتَفِعُ الشّيعَةُ بِهِ في غَيْبَتِهِ؟
فَقالَ صلی الله عليه و آله و سلم: اي وَالَّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّةِ أَنَّهُمْ لَيَنْتَفِعوُنَ بِهِ وَيَسْتَضيئوُنَ بِنوُرِ وِلايَتِهِ في غَيْبَتِهِ کانْتِفاعِ النّاسِ بِالشَّمْسِ، وَإِنْ جَلَّلَها السَّحابُ، يا جابِرُ، هذا مَکنوُنُ سِرِّاللَّه وَمخْزوُنُ عِلْمِهِ فَاکتُمْهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِه.
... اوست (حضرت مهدی ارواحنا فداه) که خداوند- که يادش بزرگ باد- با دستان او مشرقها و مغربهای زمين را میگشايد. اوست کسی که از شيعه و اوليائش غايب میشود، بطوری که ثابت قدم نمیماند بر عقيده به امامت او، مگر کسی که خداوند قلب او را برای ايمان امتحان نموده باشد. جابر جعفی میگويد: جابر بن عبداللَّه انصاری به پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم عرض کرد: يا رسول اللَّه صلی الله عليه و آله و سلم آيا شيعيان در زمان غيبت، از او بهرهمند میشوند؟ پيغمبر صلی الله عليه و آله و سلم در جواب فرمودند: آری به خدائی که مرا به رسالت مبعوث نموده، آنان به وسيله او بهرهمند میشوند در زمان غيبت او، و به وسيله نور ولايت او روشنايی میيابند، همان گونه که مردم از خورشيد بهرهمند میشوند، گرچه ابر آن را پوشانده باشد. ای جابر، اين از سرّ مکنون الهی و علم مخزون اوست، پس آن را مخفی دار مگر از اهلش. همان گونه که ملاحظه نموديد، پيغمبر اکرم صلی الله عليه و آله و سلم در اين روايت با تأکيد قسم ياد نمودهاند که شيعيان در زمان غيبت امام عصر ارواحنا فداه از مقام ولايت آن حضرت نور میگيرند.
کيست بیپرده به خورشيد، نظر باز کند
چشم پوشيده ما، علّت پيدائی تست
از لطافت نتوان يافت، کجا میباشی
جای رحم است بر آن کس که تماشايی تست
در زمان غيبت گرچه امام زمان ارواحنا فداه غايب هستند، ولی در حقيقت پرده غيبت بر قلبهای ما است و گرنه امام عليه السلام نور درخشان هستند و برای کسی که قلبش بينا است آشکارند، اگرچه به ظاهر نابينا باشد.
توجّه به اين حقيقت، انسان را به مقام ولايت، علم و قدرت آن بزرگوار راهنمائی میکند و محبّت امام زمان ارواحنا فداه را در قلبها سرشار نموده و انتظار فرا رسيدن حکومت جهانی حضرتش را در دلها ايجاد میکند.
اسرار موفقيت، ج2، ص: 423
(5)
لزوم تحوّل در وجود انسان/ص 76/(772)
حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه در جهانبانی، جهانداری و نظم و سامان بخشيدن به جهان و جهانيان، از قدرتهای فوقالعاده معنوی يعنی از مقام عظيم ولايت خويش استفاده نموده و به اين گونه، برای تغيير جهان و تکامل بخشيدن به جهانيان در مردمانِ عالم تحوّل ايجاد مینمايند.
چگونه انسانها میتوانند پذيرای اسرار عظيم خلقت شده و به مقام عظيم ولايت شناخت پيدا نمايند، در حالی که ابعاد وسيعی از مغز انسانها به کار نيفتاده و فعّال نشده و هنوز انديشهها آلوده و قلبها تيره است؟!
به همين دليل قبل از آن که حضرت بقيّة اللَّه الأعظم عجّل اللَّه تعالی فرجه انديشههای بزرگ و حقايق و معارف الهی را به مردمان ارائه دهند، نياز به تغيير و تحوّل در ساختار وجود انسان و دگرگون ساختن ساختمانِ مغز بشر میباشد.
اين تحوّل، يک نياز واقعی برای آمادهشدن بشر جهت پذيرش انديشههای بزرگ و پيشرفتهای عجيب در مسايل دين و دانش میباشد.
اين تغيير در تار و پود بشر، يک ضرورت است؛ يک ضرورتِ واقعی برای افزايشِ توان و ظرفيّت انسان در درک و فهم علوم و معارفِ عالی اهل بيت عليهم السلام است که در جهانيان بايد ايجاد شود. تحوّل در جهانيان همراه تبديل و دگرگونی در جهان نيز خواهد بود.
اين تبديل در سيستم طبيعی زمين و دگرگونیهای اساسی در جهان و جهانيان، شرط تکامل و اوجِ فرهنگ در آينده جهان است.
همان گونه که برای درک سخنان پدر و مادر و همسخن شدن با آنان، کودکان شيرخوار بايد رشد کنند تا اين آمادگی در آنان ايجاد شود.
و همان گونه که برای کار و کوشش و شرکت در تلاشها و فعّاليّتهای اجتماعی، خردسالان بايد به سنين جوانی برسند.
و همان گونه که تا بعضی از غرايز در انسان به کار نيفتد برخی از امور را درک نمیکند؛ همين گونه، تا قدرتهای عظيم نهفته در مغز و قلب انسان به کار نيفتد، درک امور پيشرفته و فهم معارف عالی برای او امکان ندارد. به اين دليل، بايد برای درک آنها در جهان و جهانيان تحوّل، تغيير و تبديل ايجاد گردد.
آيا با کودکی که هنوز راه رفتن را نياموخته، و از خطر چاه و چاله خبر ندارد، میتوان درباره عظمت و سختی سياهچالهها سخن گفت؟!
آيا برای کودکی که فرقی ميان کوه و کاه نمیگذارد، میتوان درباره وسعت جهان و کوآزرها مطلبی را بيان کرد؟!
______________________________
(1). يوم تبدل الأرض غير الأرض.
(2). سياهچالهeloh kcalB جسمی است در فضا که به سبب فشردگی خارقالعاده جرم آن، جاذبه فوقالعاده شديدی دارد به طوری که هيچ چيز، حتّی نور، نمیتواند از آن بگريزد و به فضا وارد شود. سياهچالههايی که با سرعت زياد به دور خود میچرخند در واقع همچون تونل فضا زمان عمل میکنند و با وارد شدن به آنها، از لحاظ تئوری میتوان در همان لحظه در جايی بسيار دورتر در فضا يا زمانی در آينده يا گذشته وارد شد. (جهان در 500 سال آينده: 601)
(3). بعد از کشف کوآزرها برای دانشمندان نجومی نظريّهای پيدا شد، مشعر بر اين که تمام کهکشانهايی که به چشم نوع بشر میرسد، اجرام برون مرزی جهان است و مرز جهان از کوآزرها که گفتيم بعضی از آنها با زمين 9 هزار ميليون سال نوری فاصله دارند شروع میشود و بنابراين چون راديوتلسکوپهای ما نمیتواند بيش از فاصله 9 هزار ميليون سال نوری را ببيند آنچه در ماورای کوآزرها قرار گرفته به چشم ما نمیرسد.
بر طبق اين نظريّه يکصد هزار ميليون کهکشان هر يک دارای دهها هزار ميليون خورشيد که به چشم تلسکوپهای نوری و راديوتلسکوپهای بشر میرسد دنيای اصلی نيست بلکه اجرام پراکنده و قليلی است واقع در خارج مرز جهان و دنيای اصلی از کوآزرها شروع میشود برای اين که اگر اصلی نبود، هر کوآزر، ده هزار ميليارد برابر خورشيد ما نور نداشت.
در خورشيد ما برای اين که روشنايی که میبينيم توليد بشود در بيست و چهار ساعت چهار صد ميليارد تن هيدروژن تفکيک (يا ادغام) میشود و در يک کوآزر چقدر هيدروژن در هر بيست و چهار ساعت بايد تفکيک شود تا نوری به وجود بيايد برابر با ده هزار ميليارد برابر نور خورشيد (اگر نور کوآزر ناشی از انفجار مادّه و ضدّ مادّه نباشد).
با يک حساب ساده، ما بايد چهارصد ميليارد تن را در ده هزار ميليارد ضرب کنيم تا اين که بدانيم در هر بيست و چهار ساعت در يک کوآزر چقدر هيدروژن تفکيک میشود و بعد از ضرب کردن رقم 4 را به دست میآوريم در حالی که بيست و هفت صفر در طرف راست آن قرار گرفته است و اين عدد آن قدر بزرگ میباشد که ما نمیتوانيم آن را بر زبان بياوريم.
ولی میتوانيم بگوييم که به قاعده هر کوآزر در هر بيست و چهار ساعت ده هزار ميليارد برابر خورشيد سوخت میسوزاند و لذا دنيای اصلی کوآزر است يعنی دنيای اصلی از آن شروع میشود و چون راديوتلسکوپها هنوز قدرت آن را ندارد که ماورای کوآزر را ببيند منجّمين و علمای فيزيک نمیتوانند بفهمند که وسعت دنيای اصلی که از کوآزر شروع میگردد چقدر میباشد و چون از وسعت جهان حتّی به طور تخمين بدون اطلاع هستند نمیتوانند حساب کنند که در جهان چند خورشيد وجود دارد تا چه رسد به اين که به تقليد ارشميدس و ادينگتون درصدد برآيند که اتمهای موجود در جهان را محاسبه نمايند. (مغز متفکر جهان شيعه: 367)
اين کوآزرهايی که بعضی از آنها تا زمين 9 هزار ميليون سال نوری فاصله دارند آيا آغاز جهان هستند يا وسط دنيا يا پايان جهان.
خورشيد ما که در قبال کوآزرها يک چراغ خاموش است با اين که در هر بيست و چهار ساعت ما، چهار صد ميليارد تن هيدروژن را مبدّل به هليوم میکند تا اين که ما و سيّارات ديگر دارای نور و حرارت باشيم تا ده ميليارد سال ديگر خاموش نخواهد شد.
وقتی عمر خورشيد ما اين قدر باشد میتوان از روی حدس و تخمين فکر کرد که عمر يک کوآزر چقدر میباشد.
با يک مقايسه و تخمين ساده، عمر کوآزر از نوع آنهايی که با زمين 9 هزار ميليون سال نوری فاصله دارد از هزار ميليارد سال بيشتر است و چون در اين جهان خورشيدهايی هم مثل خورشيدهای ما وجود دارد که ده ميليارد سال ديگر خاموش خواهد شد ناگزير به حکم عقل و علم بايد تصديق کنيم که ما در يک دنيای واحد زندگی نمیکنيم و دنياهای متعدد جزء هستی است. (مغز متفکر جهان شيعه: 365)
آيا برای خردسالی که از تعداد انگشتان خود خبر ندارد، میتوان درباره وسعت فضا و شماره سحابیها سخنی به ميان آورد؟!
بديهی است کودک برای درک اين گونه مطالب، نياز به رشد دارد تا پس از آمادگی برای درک و پذيرش اين گونه امور، آنها را به او تعليم دهند.
به همين دليل انسانها برای درک و پذيرش مسايل بسيار عظيم و مهمّ، نياز به حيات قلبی و به کار افتادن سلّولهای مغزی دارند تا با حيات قلب و تکامل عقل، توانايی درک امور مهمّ را پيدا نموده و آنها را از جان و دل بپذيرند.
دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 127
(6)
نگاهی به صنعت روز/ص 82/(772)
از مطالبی که پيرامون پيشرفت شگفتانگيز علم و دانش در روزگار درخشان ظهور ذکر نموديم و از نکتههايی که درباره تکامل انديشه و فرهنگ در عصر حکومت جهانی امام زمان ارواحنا فداه ياد نموديم، روشن میشود که بسياری از تکنيکهای صنعتی و وسايلی که اکنون بشر از آن استفاده میکند- به دليل تکامل علم و فرهنگ- از رده خارج شده و همان گونه که اکنون بشر به خاطر داشتن ماشينهای مدرن و تندرو؛ کالسکه، گاری و درشکه را کنار گذارده، در آن زمان نيز با تکاملی که انسانها در زمينه علم و دانش به آن میرسند، بسياری از وسايلی را که امروز آنها را مدرن و پيشرفته میدانند رها نموده و از وسايل پيشرفته عصر جهش و تکامل علمی بهره میبرند.
آيا صحيح است که جهان بشريّت با پيشرفت بیسابقه و شگفتانگيزی که در تمام ابعاد علم و دانش مینمايد، باز هم از وسايل دوران گذشته استفاده کند؟!
آيا استفاده از وسيلههای دوران گذشته با وجود وسايل پيشرفته، عقبگرد به زمان گذشته نيست؟!
بیترديد و با قاطعيّت میتوان گفت: همان گونه که اکنون انسان نخ و سوزن را رها کرده و از چرخهای پيشرفته خياطی استفاده میکند، و همان گونه که از گاری، کالسکه و درشکه دست برداشته و سوار آخرين ماشينهای مدرن میشود؛ پيشرفت زمان و تکامل علم و فرهنگ بيشتر وسايل کنونی را- اگر نه همه آنها را- کنار نهاده و با استفاده از پيشرفت سريع و خارق العاده علم و دانش، به ساختن وسايلی میپردازد که وسيلههای اين زمان در برابر آنها دارای ارزش نيست.
برای روشن شدن مطلب به عنوان مثال میگوييم: اگر کسی که بتواند از انرژی خورشيد بهره گرفته و ماشين و وسايل خود را با آن به حرکت درآورد، آيا صحيح است که از بنزين و گازوئيل استفاده کرده و فضا را آلوده سازد؟!
همان گونه که در گذشته بيان کرديم در آن روزگار پرشکوه نه تنها انسان به بهترين وجه و کاملترين نوع از وسايل موجود مادّی در علم و صنعت بهرهگيری میکند؛ بلکه با پيشرفت در امور معنوی و راهيابی به ملکوت اشياء به قدرتهای بسيار ناشناخته در عصر ما، دست میيابد و با بهرهگيری و استفاده از آنها به وسيلههای بسيار پيشرفته و مدرن دست يافته و در زندگی از آنها بهره میگيرد.
بنابراين میگوييم: وسايل پيشرفته عصر ما- و يا حداقلّ بسياری از آنها- در آن عصر درخشان علم و فرهنگ، کنار نهاده میشوند.
بديهی است اين کار به معنای بازگشت به زمانهای قبل و عقبگرد به دورانهای گذشته نيست؛ بلکه با تکامل دانش و بينش انسانها در عصر فرخنده حکومت الاهی حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه انسانها با جهش به سوی تکامل علم و صنعت، از وسيلههايی استفاده میکنند که بهرهگيری از وسايل پيشرفته کنونی نسبت به آنها همچون استفاده از گاری و درشکه در اين زمان است!
اين يک حقيقت واضح و روشن برای همه کسانی است که روزگار پرشکوه ظهور را عصر تکامل علم و دانش و بينش میدانند.
زيرا میدانند همان گونه که پيشرفت علم نسبت به گذشته در يک قرن اخير تحوّلات زيادی در صنعت به وجود آورد، پيشرفت خارقالعاده دانش در عصر حکومت الاهی امام عصر ارواحنا فداه، تحوّلات بسيار مهمّ و شگفتانگيزی برای جامعه بشريّت به ارمغان خواهد آورد که پيشرفت کنونی در برابر آن اهميّتی ندارد.
خورشيد يک منبع بسيار مهمّ نور و روشنايی، قدرت و انرژی است که بشر هنوز با همه ادّعايی که در زمينه پيشرفت علم و دانش دارد نتوانسته است از انرژی خورشيد استفاده کامل نموده و همان گونه که با بستن سدّ از هدر رفتن آبها جلوگيری میکند، با ذخيره نمودن کامل انرژی خورشيد، از اين قدرت بسيار عظيم استفاده نمايد.
آنچه تاکنون دانش بشر به آن راه يافته و از آن آگاه شده است، شناخت خورشيد به عنوان يک منبع بسيار مهمّ حيات و دارای انرژیهای پرتوان حياتی است؛ ولی اين نکته که راه استفاده از آن چيست و چگونه میتوان به آن راه يافت و به چه وسيله میتوان استفاده از انرژیهای خورشيد را جايگزين استفاده از نفت و گازوئيل و ... نمود، موضوعی است که هنوز در پرده ابهام باقی مانده و تاکنون جز مواردی اندک، از آن بهرهای نبرده است.
گذشته از خورشيد و انرژی آن، ماه يک منبع بسيار مهمّ و پرقدرت است که نيروی آن بر زمين و موجودات آن تأثير بسيار فراوان دارد، ولی متأسّفانه بشر با همه ادّعاهايی که درباره پيشرفت علم و دانش دارد، نتوانسته است انرژی ماه را کنترل و ذخيره نموده و آن را در اختيار خود قرار داده و به گونه صحيح از آن بهرهمند شود.
تأثير نور ماه بر آبهای زمين و جزر و مدّ درياها و همچنين تأثير آن بر جسم و روان انسانها و نيز تأثير شگفت آن بر اشياء ديگر از مطالبی است که دانشِ کنونی به آن پی برده است ولی راه کنترل و يا ذخيره آن و استفاده از آن را در موارد لازم به دست نياورده است. از خورشيد و ماه که بگذريم نور ستارگان و انرژی کهکشانها نيز از قدرتهای بسيار شگفتانگيزی است که هنوز جوامع علمی جهان، رازهای آن را نگشوده و از چگونگی انباشتن و ذخيره آنها چيزی به دست نياورده است.
از کتابهای قديم: گلزار اکبری؛ تأليف: مرحوم آية اللَّه شيخ علی اکبر نهاوندی.
و از کتابهای جديد: فوق طبيعت؛ تأليف: «ليال واتسن»، ترجمه شهريار بحرانی و احمد ارژمند.
تأثيری که خداوند برای طلوع بعضی از ستارگان بر زمين و زمينيان قرار داده، آنچنان شگفتانگيز است که فراتر از باور بسياری از افراد است!
راه خود را بسيار دور کرديم از زمين به ماه و خورشيد رفته و از آنجا به کهکشان سفر نموديم، اکنون به وطن خود- زمين- بازمیگرديم که شگفتیهای مهمّ آن نيز هنوز سربسته باقی مانده، به گونهای که علم و دانش کنونی بسيار ناتوان از درک و فهم اسرار آن است و هنوز رازهای خلقتِ زمين همچنان ناگشوده باقی مانده است.
روزگاری که حکومت مطلقه الاهی حضرت بقيّة اللَّه الأعظم ارواحنا فداه سراسر گيتی را فرا گيرد و کسانی که شاهد خلقتِ زمين و زمان، ماه و خورشيد، کهکشانها و سحابیها بودهاند برای انسانها ظاهر شده و بر آنان حکومت نمايند، سراسر جهان را با نور علم و دانشِ خويش روشن ساخته و ظلمت و تاريکی و جهل را از جامعه دور میسازند.
آری؛ در آن روزگار- همان گونه که خود وعده دادهاند- هيچ گونه دانشی باقی نخواهد ماند و هيچ رازی پنهان نخواهد بود.
ما اکنون با ياد آن روزگارِ ناشناخته! که اسرار جهان فاش میشود و رازی ناگشوده نمیماند، قلب خود را شاد مینماييم و با اميد به هر چه زودتر فرا رسيدن آن روزگار پرشکوه به سر میبريم و نيز با شِکوه از وضع کنونی، آه سرد از دل پردرد میکشيم، شايد که آه دل را اثری باشد.
دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 240
(7)
اشتباه ارسطو، کپرنيک و بطلميوس/ص 88/(772)
اکنون نمونههايی از اشتباهاتی را که در حوزه علم وارد شده نقل میکنيم:
«ارسطو» تصوّر میکرد که خورشيد در يک دايره کامل به دور زمين میگردد.
«کپرنيک» فکر میکرد که زمين در يک دايره کامل به دور خورشيد میگردد.
اين دو يک رقابت واقعی داشتند؛ نمیشد که هر دو حق داشته باشند، بعداً معلوم شد که هر دو اشتباه میکردند، مدار زمين بيضوی است.
بايد اين واقعيّت را دانست که «ارسطو» حکيم مشهور مشّائی و بعد از او «بطلميوس» که پنج قرن پس از وی آمد علم نجوم را مدّت هزار و هشتصد سال از قرن سوّم قبل از ميلاد تا قرن پانزدهم بعد از ميلاد به تأخير انداختند.
«ارسطو» مدّت هيجده قرن نوع بشر را در ظلمت جهل نگاه داشت و نگذاشت که انسان بتواند خود را از آن ظلمتکده نجات بدهد و میتوان به جرئت گفت که ارسطو مدت هيجده قرن پيشرفت علمی بشر را به تأخير انداخت.
میدانيم که علوم چون حلقههای زنجير است و يک حلقه از آن به حلقه ديگر متّصل میشود و يک علم، سبب پيدايش علم ديگر میگردد.
جهل بشر در مورد حرکت زمين و سيّارات ديگر به دور خورشيد که عامل آن ارسطو شد، مدّت هيجده قرن دو بال آدمی را برای پرواز در عرصه علم بست و نفوذ ارسطو، آنچنان زياد بود که هيچ کس نمیتوانست نظريّه او را در مورد ثابت بودن زمين محکوم به بطلان کند.
دو چيز قوّت نظريّه «ارسطو» را در ذهن اقوام جهان افزايش داد: اوّل اين که «بطلميوس» جغرافيادان مشهور مصری که پنج قرن بعد از «ارسطو» آمد، بر نظريّه او صحّه گذاشت و برای حرکات ستارگان نظريّهای ابراز کرد که سيّارات به دور چيزهايی میگردند که متحرّک هستند و آن چيزها به دور زمين گردش میکنند امّا زمين بدون حرکت و ثابت است. بطوری که میبينيم «بطلميوس» گردش سيّارات را اطراف زمين دو درجهای کرد و گفت: آنها گرد چيزهايی میگردند که آنها به نوبه خود اطراف زمينِ ثابت، حرکت میکنند.
عامل دوّم که قوّت نظريّه ارسطو را افزايش داد اين بود که در اروپا، کليسای مسيحی بر نظريّه ارسطو صحّه گذاشت و گفت: بدون ترديد آنچه ارسطو راجع به ثبات زمين و اين که مرکز جهان میباشد گفته حقيقت است.
چون اگر زمين ثابت و مرکز جهان نبود، پسر خدا (يعنی حضرت مسيح) در آن ظهور نمیکرد.
اشتباه پوزيدونيوس
فليسوف رواقی، «پوزيدونيوس» صد سال پيش از ميلاد مسيح، هيأتی را به سوی اسپانيای غربی رهبری کرد تا ببيند آيا هنگامی که در هر غروب، خورشيد در دريای آتلانتيک فرو میرود صدای فيش از آن برمیخيزد يا نه!
دولت کريمه امام زمان «عجل الله تعالی فرجه الشريف»، ص: 259
هویت واقعی خورشید فاش شد/ص 91/(772)
ظاهر ساده خورشید موجب پنهانشدن هویت واقعی آن به عنوان یک توپ آتشین داغ از پلاسما در آشفتگی باثباتش شده است.
به گزارش ایسنا، در واقع، شبکهای پیچیده و نامرئی برای چشم غیرمسلح، دیسک خورشیدی را احاطه کرده است که در آن سلولهای داغتر و پلاسمای خنکتر در یکدیگر ادغام شده و ظرف ساعتها ناپدید میشوند.
مرزهای موجود در بین این سلولهای همیشه متحرک، مکانهای پر آشوبی هستند و جتهای قدرتمند پلاسما اغلب در هر زمانی که الگوی سلولی تغییر میکند، پرتاب میشوند.
این تغییرات ممکن است در نتیجه تغییرات موجود در میدان مغناطیسی موسوم به «اتصال مجدد میدان مغناطیسی» رخ دهد.
دانشمندان به منظور آگاهی بیشتر از این جتها و عامل آنها، خورشید را در طولموجهای مختلف و با استفاده از طیفی از شیوههای مختلف مشاهده میکنند.
تصاویر ارسالی، مجموعهای از مشاهدات علمی را به نمایش میگذارند که توسط رصدخانه خورشیدی «سوهو» و برای درک بهتر ستاره میزبان زمین رصد شدهاند.
یکی از این تصاویر که بیشتر به یک نقاشی انتزاعی شباهت دارد، 60 فریم گرفته شده توسط طیفسنج فرابنفش SUMER در ظرف 10 دقیقه را نشان میدهد؛ این طیفسنج بر روی رصدخانه «سوهو» نصب است.
فریمهای منفرد در هر 10 ثانیه یکبار گرفته شدهاند؛ بنابراین هر ردیف از عکسها با تقریبا 3.5 دقیقه مشاهده متناظر است و هر فریم، طیفی از نور ناشی از یک ناحیه کوچک واقع بر دیسک خورشیدی را نشان میدهد.
اندازه ارتفاع هر فریم 84 هزار کیلومتر است، که این میزان یک شانزدهم قطر خورشید گزارش شده است.
در چند فریم این مجموعهها، شکل ناحیه شفاف مرکزی تقریبا عمودی است که نشاندهنده وجود یک مرز پنهان است.
تصاویر فرابنفش بینهایت که توسط فضاپیمای «سوهو» گرفته شدهاند در رنگهای سیاه و سفید به زمین ارسال میشوند. آنها سپس به طور مداوم برای شناسایی آسان کدبندی میشوند.
در یکی از این تصاویر که در ماه مه 1998 گرفته شده، یک فوران تاج خورشیدی (CME) به سمت زمین حرکت کرده است.
این فوران، انفجاری از باد خورشیدی و میدانهای مغناطیسی است که در بخش فوقانی تاج خورشیدی بلند میشوند یا در فضا ساطع میشوند.
یک فوران تاج خورشیدی عظیم و پیچیده در چهارم ژانویه سال 2002، فیزیکدانان را در بهت و حیرت فرو برد. ناحیه سفیدرنگ در تصویر ثبت شده از آن، بزرگترین تراکم ماده را نشان میدهد.
تصاویر ارائهشده که در طول دو دهه گرفته شدهاند، تغییرات سریع در خورشید را نشان میدهند و به دانشمندان در درک وضعیت آتی این ستاره کمک میکنند.
فوران تاج خورشیدی در 27 فوریه سال 2002
25 / 8 / 1404
این کتاب ((( تشبیه به خورشید))) در برنامه جستجو در تاریخ 25 / 8 / 1404 بارگزاری شد
تا آخر ص 93 در تاریخ 25 / 8 / 1404 پرینت شد.
25 / 8 / 1404
ویرایش
ی = ی
ک = ک تبدیل انجام شد
تا آخر ص 93 در تاریخ 25 / 8 / 1404 پرینت شد.
فهرستنگاری جدید : 22 / 10 / 1404
در تاریخ 7 / 6 / 1405 شماره گذاری فهرست سمت راست انجام شد