سید حسنی
تالیف:
سید مرتضی مجتهدی سیستانی
تعداد صفحات 72 صفحه رقعی
فهرست مطالب کتاب سید حسنی (698)
فهرست مطالب کتاب سید حسنی
فهرست مطالب 5
جهاد قبل از ظهور امام عصر ارواحنا فداه 7
وظیفه افراد پشت جبهه 13
شخصیت جناب سید حسنی 14
آیا شرکت در لشکر جناب سید حسنی واجب است ؟ 16
آیا در زمان غیبت جناب سید حسنی با 17
امام زمان ارواحنا فداه در ارتباط است ؟ 17
هیچگونه دلیلی بر منع شرکت در قیام سید حسنی وجود ندارد؟ 20
مقدّمه ظهور و آغاز رهائی 28
بر چه کسانی شرکت در قیام جناب سید حسنی واجب است ؟ 34
خروج جناب سید حسنی و پایان نیابت عامّه 38
مدّت حکومت 42
قیام آسمانی 49
سید حسنی یا خراسانی 55
آیا سید حسنی یک نفر است یا متعدّد؟ 61
پرچمهای سیاه 63
فهرست الفبایی کتاب سید حسنی (698)
فهرست الفبایی کتاب سید حسنی (698)
امام زمان ارواحنا فداه در ارتباط است ؟ 17 (698)
آیا در زمان غیبت جناب سید حسنی با 17 (698)
آیا سید حسنی یک نفر است یا متعدّد؟ 61 (698)
آیا شرکت در لشکر جناب سید حسنی واجب است ؟ 16 (698)
بر چه کسانی شرکت در قیام جناب سید حسنی واجب است ؟ 34 (698)
پرچمهای سیاه 63 (698)
خروج جناب سید حسنی و پایان نیابت عامّه 38 (698)
جهاد قبل از ظهور امام عصر ارواحنا فداه 7 (698)
سید حسنی یا خراسانی 55 (698)
شخصیت جناب سید حسنی 14 (698)
قیام آسمانی 49 (698)
مدّت حکومت 42 (698)
مقدّمه ظهور و آغاز رهائی 28 (698)
هیچگونه دلیلی بر منع شرکت در قیام سید حسنی وجود ندارد؟ 20 (698)
وظیفه افراد پشت جبهه 13 (698)
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا بقیة الله
وعلی أصحابک وأنصارک سیما سیدنا الحسنی
جهاد قبل از ظهور امام عصر ارواحنا فداه/ص 7/(698)
در روایتی که مرحوم کلینی رضوان الله علیه در روضه کافی از
علی بن ابراهیم از امام صادق 7 ذکر میکند حضرت میفرماید:
إن أتاکم آتٍ منّا فانظروا علی أی شیء تخرجون
ولاتقولوا خرج زیدٌ، فإنّ زیدآ کان عالمآ وکان صدوقآ ولم یدعکم إلی نفسه ، إنّما دعاکم إلی الرضا من آل محمّد : ولو ظهر لوفی بما دعاکم إلیه .[1]
اگر کسی از ما به سوی شما آمد (و شما را به سوی جهاد فرا خواند) ببینید برای چه هدفی قیام
میکنید، و نگوئید که زید قیام کرد زیرا که زید عالم بود و باصداقت (نه اهل حیله و نیرنگ) و شما را به سوی خودش نمیخواند، بلکه شما را دعوت مینمود به سوی آنچه که مورد رضایت آل محمّد : است ، و اگر غالب میشد به آن عمل میکرد.
از این روایت چند نکته استفاده میشود که ذکر میکنیم :
1 ـ علم و آگاهی و صداقت جناب زید.
2 ـ قیام ایشان با رضایت امام صادق 7 بوده است .
3 ـ قیام آن بزرگوار برای جلب مردم به سوی ولایت اهل بیت : و رضایت آنان بوده است نه برای آنکه ادّعا کند که خود دارای ولایت است ، و ولایتی را که اهل بیت : دارا هستند او نیز دارا میباشد.
4 ـ ملاک نهی در روایات از قیام و خروج قبل از ظهور؛ دعوت کردن مردم به سوی خویشتن است ، بنابراین معنای روایاتی که دارد:
کلّ رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت .[2]
هر کسی قبل از ظهور امام زمان 7 قیام کند طاغوت است .
این است که مردم را اگر چه به نام خدا و اهل بیت باشد،
ولی در واقع مدّعی ولایت باشد مردم را به سوی خودش بخواند.
از نکات بسیار مهمّی که با توجّه به آن مشکلی در اذهان باقی نمیماند و حقیقت مطلب به خوبی روشن میشود این است که روایت «کلّ رایة قبل قیام القائم 7» که روایتی صحیح است ، اصلا شامل قیام جناب سید حسنی نمیشود. برای روشن شدن این مطلب به این نکته توجّه کنید :
ما در این کتاب با استفاده از روایات ثابت کردهایم که در میان لشکر جناب سید حسنی ؛ نه تنها گنجهای طالقان که از بزرگان سیصد و سیزده نفر میباشند شرکت میکنند بلکه شخص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نیز به صورت ناشناس برای مردم در میان لشکر ایشان تشریف دارند.
بنابراین ؛ گرچه رهبری قیام به نام جناب سید حسنی است ولی در حقیقت اصل قیام از آن بزرگوار است ولی نه به صورت علنی و آشکارا.
بنابراین ؛ قیام و خروج حضرت بقیة الله ارواحنا فداه اگر چه به صورت عمومی و همگانی از مکه آغاز میشود، ولی با توجّه به این نکته که چون حضرت بقیة الله ارواحنا فداه شخصآ در میان لشکر هستند گر چه نوع مردم آن حضرت را نمیشناسند، اصلا روایت «کلّ رایة قبل قیام القائم 7» شامل قیام سید حسنی نمیشود.
زیرا همانگونه که گفتیم امام زمان ارواحنا فداه نیز جزو افراد قیام کننده هستند ولی نه به صورت رسمی ، پس در واقع قیام جناب سید حسنی به ظاهر و به صورت شناخته شده به نام قیام و خروج سید حسنی است ولی در واقع و به صورت غیر آشکار قیام شخصی حضرت مهدی ارواحنا فداه است .
اینک به چند نکته باید توجّه کامل داشته باشیم :
1 ـ بر فرض کسی در مورد قیام و خروج جناب زید تشکیک کند نمیتواند درباره قیام جناب سید حسنی به خود شک راه دهد.
2 ـ وجود اصحاب خاصّ حضرت و نیز شرکت شخص حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در میان لشکر سید حسنی ؛ دلیل بر رضایت آن بزرگوار از قیام و خروج جناب سید حسنی است .
(یک نکته حیاتی و مهمّ/ص 9/(698)
3 ـ از زمان قیام جناب سید حسنی از آنجا که حضرت امام زمان ارواحنا فداه نیز در لشکر ایشان هستند ولی در واقع ـ نه به ظاهر و به صورت شناخته شده ـ قیام آن حضرت آغاز شده است ، در هر نقطهای از نقاط عالم که شیعیان برای پیوستن به امام عصر ارواحنا فداه قیام کنند، روایت «کلّ رایة قبل قیام القائم 7» شامل حال آنان نمیشود؛ بلکه اگر هدف قیام کنندگان پیوستن به امام عصر ارواحنا فداه باشد مورد رضایت آن حضرت نیز میباشد، همانگونه که در روایات اهل بیت : که درباره آینده سخن گفتهاند و آینده جهان را روشن
ساختهاند، به این حقیقت تصریح فرمودهاند که قیام کنندگانی که همزمان در گوشه و کنار قیام میکنند متعدّد هستند نه یک نفر.
و این حقیقت با مراجعه به روایات و احادیثی که در این زمینه در کتب مربوطه وجود دارد به خوبی روشن میشود.
****
حضرت امیرالمؤمنین 7 در روایتی این حقیقت را صریحآ بیان فرمودهاند که مبدء قیام آن بزرگوار از مشرق است ، آن حضرت میفرمایند :
المهدی أقبل ، جعد بخدّه خال ، یکون مبدؤه من
قبل المشرق و إذا کان ذلک خرج السفیانی ، فیملک قدر حمل امرأة تسعة أشهر، یخرج بالشام فینقاد له أهل الشام إلّا طوائف من المقیمین علی الحقّ ، یعصمهم الله من الخروج معه .[3]
ترجمه : ...
روشن است که قیام عمومی و آشکار امام عصر ارواحنا فداه
از مکه آغاز میشود و آشنایان با کلام اهل بیت میدانند که ائمّه اطهار : هیچگاه از مکه تعبیر به مشرق نمینمودهاند، با توجّه به این نکته که اصلا مکه در طرف مشرق مدینه نیست
و ثالثآ خروج سفیانی همزمان با قیام جناب سید حسنی است همانگونه که در روایات متعدّد به آن تصریح شده است و بارها به خروج جناب سید حسنی از مشرق در روایات تصریح شده ، و در این روایت ، حضرت امیر المؤمنین 7 میفرماید : وقتی این جریان تحقّق یافت سفیانی خروج میکند، و این خود دلیل بر آنستکه مقصود از آن قیام عمومی و علنی حضرت مهدی ارواحنا فداه نیست ، زیرا طبق روایات متعدّد خروج سفیانی قبل از ظهور آن حضرت از مکه میباشد و جزء علائم ظهور آن حضرت است نه آنکه پس از خروج و قیام آن بزرگوار باشد.
با توجّه به این نکات از فرمایش حضرت امیرالمؤمنین 7 مییابیم که مبدء و آغاز قیام امام عصر ارواحنا فداه ولو به صورت غیر علنی از مشرق خواهد بود.
بنابراین ؛ در واقع قیامی که از مشرق زمین آغاز میشود گرچه به نام سید حسنی شناخته شده و به نام آن بزرگوار مشهور میشود و رهبری این قیام بنام آن بزرگوار خواهد بود، ولی در واقع ـ به صورت ناشناخته ـ به فرماندهی و راهنمایی امام عصر ارواحنا فداه خواهد بود، همانگونه که حضرت امیرالمؤمنین 7 مبدء قیام آن بزرگوار را از سوی مشرق معرّفی میفرمایند نه از مکه .
در روایات دیگر نیز گاهی از ایران به عنوان خراسان و مشرق زمین تعبیر شده است که ذکر آنها موجب پر حجم شدن
این نوشته میشود، فقط به عنوان نمونه ؛ قسمتی از روایت مفصّلی را که سیوطی در کتاب «اللئالی المصنوعة» با سندهای مختلف نقل کرده و به نقد آنها پرداخته و در میان آنها روایتی نقل کرده به گمان وی دارای سند صحیح است ، به مناسبت ارتباطی که آن روایت با مطلب ما دارد؛ قسمتی از آن را در اینجا ذکر میکنیم :
وظیفه افراد پشت جبهه/ص 13/(698)
زمان در عصر جناب سید حسنی ویژگیهائی دارد که بر همگان لازم است به خاطر حسّاسیت زمان باید وظائف خاصّ خویش را به صورت کامل انجام دهد، چه آنانکه در جبهههای جنگ شرکت نمودهاند و به پیکار با دشمنان خداوند برخاستهاند و چه مردانی که بر اثر ضعف یا کهنسالی یا موانع دیگر یا زنان و دخترانی که در پشت جبهه قرار دارند.
بنابراین ؛ افرادی که بر اثر موانعی نتوانستهاند خود را در لشکر قدرتمند جناب سید حسنی قرار دهند، نباید گمان کنند که بر اثر عذری که دارند وظیفهای نسبت به قیام پرشکوه آن بزرگوار ندارند بلکه همانگونه که ارتش آن بزرگوار باید مردانه در برابر دشمنان آن جناب به پیکار برخاستهاند، اینان نیز نباید در خانه از پای بنشینند و به پیروزیها و فداکاریهای مردان دلاور در میان جبههها کفایت کنند، بلکه باید بدانند همانگونه که آنان در میان میدانها به جنگ و پیکار مشغولند اینان نیز
وظائفی دارند که با انجام آنها باید پشتیبان نیرو و قدرت لشکر ظفرمند جناب سید حسنی باشند تا به این صورت وظیفه خود را در برابر این پیکار مقدّس انجام داده و در ثواب مردانِ جنگجو شریک باشند.
اینک ما برای روشن شدن مطلب برای کسانی که در جبههها شرکت ندارند نمونههای مهمّی از وظیفههای آنان را میشماریم تا بدانند گرچه در خانه نشستهاند ولی وظیفه دارند، همچون مردان شیر بیشه در میدانهای جنگ ؛ در این پیکار بزرگ شریک باشند :
شخصیت جناب سید حسنی/ص 14/(698)
جناب سید حسنی شخصیتی بسیار پرتوان از نظر
قدرتهای معنوی و روحی است و به این جهت با صلابت و قاطعیت تمام با دشمنان برخورد نموده و با شدّت تمام دشمنان خارجی و داخلی را سرکوب نموده و قدرت و توان آنها را برای مقابله به کلّی نابود میسازد.
صلابت ؛ قدرت و قاطعیت آن بزرگوار؛ و شکست مفتضحانه عدّهای از دشمنان دین از ایشان ؛ باعث میشود که تعداد دیگری از دشمنان از جنگ و مقاومت در برابر ایشان پرهیز نموده و با خفّت و خواری تن به سازش دهند.
اگر شیعه در طول تاریخِ خود، همواره از مردان بزرگ خودساخته ، پرقدرت و صلابت فراوان میداشت ؛ دشمنان
دین چگونه میتوانستند حقّ امامت و خلافت را از اوّل مظلوم عالم حضرت امیرالمؤمنین 7 و امامان طاهرینِ : پس از آن بزرگوار غصب نمایند؟!
این قدرت معنوی ؛ هیبت هاشمی ؛ صلابت حیدری ؛ صلاحیت حسنی و شجاعت حسینی است که جناب سید حسنی را آنچنان نیرو و توان بخشیده که بزرگترین دشمنان را که روزگاری قدرتمندترین نیروی جهان شمرده میشده به صورت خوارترین ؛ بیبهاترین و ذلیلترین افراد بشر درمیآورد.
ای کاش در تاریخ شیعه افرادی اینچنین و اینگونه با صفات و خصوصیاتی از این قبیل ، بیشتر وجود میداشتند تا بتوانند چرخ گردون را به نفع اهل بیت : به چرخش درآورند و تا در گردش روزگار غاصبان مقام امراء هستی مهلت غصب حقوق الهی را نداشته باشند.
آیا شرکت در لشکر جناب سید حسنی واجب است ؟/ص 16/(698)
در پاسخ این سئوال بعضی روایتی را مطرح میکنند که در
آن روایت امام صادق 7 فرمودهاند:
اگر من آن زمان را درک کنم خود را برای حضرت مهدی 7 حفظ میکنم .
آنها این روایت را تطبیق بر لشکر جناب سید حسنی نمودهاند و گفتهاند بنابراین پیوستن به لشکر جناب سید حسنی لازم نیست ؛ بلکه همانگونه که امام صادق 7 فرمودهاند میتوان خود را برای شرکت در لشکر امام زمان ارواحنا فداه حفظ نمود.
قبل از آنکه اشتباه آنان را در تطبیقی که نمودهاند ذکر کنیم میگوئیم : دلائل فراوانی وجود دارد که دلالت بر وجوب شرکت در لشکر جناب سید حسنی و پیوستن به ارتش آن بزرگوار دارد.
ما در اینجا نمونهای از روایاتی که دلالت بر وجوب پیوستن به جناب سید حسنی مینماید ذکر میکنیم و سپس شبهه مذکور را دفع میکنیم :
ائمّه اطهار : در روایات متعدّد تصریح فرموده و امر نمودهاند به لشکر جناب سید حسنی بپیوندیم ، ما در اینجا چند مورد از این روایات را ذکر میکنیم :
آیا در زمان غیبت جناب سید حسنی با امام زمان ارواحنا فداه در ارتباط است ؟/ص 17/(698)
در عصر غیبت گروهی خاصّ از یاوران و اصحاب امام
عصر ارواحنا فداه که توانستهاند وجود خویش را با انوار تابناک ولایت روشن سازند، پردههای ظلمت را در عصر غیبت به یک سو زده و از پرتو درخشان جمال نورانی حضرت بقیة الله
ارواحنا فداه بهرهمند باشند. گاهی در روایات تعداد این گروه را سی نفر شمردهاند، همانگونه که امام باقر 7 به ابی بصیر فرمودند:
وما بثلاثین من وحشة .[4]
یعنی وجود مقدّس امام زمان ارواحنا فداه بر اثر همنشینی و ارتباط با سی نفر در عصر طولانی غیبت احساس وحشت و تنهایی نمیکنند.
با توجّه به این نکته که جناب سید حسنی از افراد برجسته
اصحاب خاصّ امام زمان علیه الصلوة والسلام میباشند چگونه میتوان باور کرد که ایشان در عصر غیبت با آن بزرگوار ارتباط نداشته و به حضور آن حضرت شرفیاب نمیشوند؟!
نکته دیگری که قابل توجّه است این استکه تعدادی از اصحاب خاصّ امام عصر ارواحنا فداه مانند گنجهای طالقان که از اصحاب خاصّ و ممتاز و از گروه سیصد و سیزده نفر یاران خاصّ آن حضرت میباشند در میان لشکر جناب سید حسنی و فرماندهی آن بزگوار میباشند و آنها کسانی هستند که در روایت در مدح آنان وارد شده است که در عمر خود لحظهای درباره خداوند شک و تردید به خود راه ندادهاند، با توجّه به این مطالب که نشانگر شخصیت عظیم الشأن جناب سید حسنی است و بیانگر قرابت و نزدیک بودن آن جناب با امام
عصر 7 است روشن میشود که نه تنها جناب سید حسنی در عصر غیبت محضر مبارک امام عصر ارواحنا فداه شرفیاب میشوند بلکه از مکان و محلّ زندگی آن حضرت نیز مطّلع بوده و آگاه هستند.
اکنون به این روایت توجّه کنید :
عن إسحاق قال : أبو عبدالله 7 یقول : للقائم
غیبتان : احداهما قصیرة ، والاُخری طویلة ، الغیبة الاُولی لایعلم بمکانه (فیها إلّا خاصّة شیعته ، والاُخری لایعلم بمکانه فیها) إلّا خاصّة موالیه فی دینه .[5]
اسحاق بن عمّار میگوید: امام صادق 7 فرمودند :
برای قائم دو غیبت وجود دار: یکی کوتاه و دیگر طولانی ، در غیبت اوّلی کسی از مکان آن حضرت آگاهی ندارد مگر خواصّ شیعیان و در غیبت دوّمی کسی نمیداند مکان ایشان کجاست مگر افراد خصوصی از پیروان دینی ایشان .
با توجّه به این روایت که موالیان خاصّ امام زمان 7 در
عصر غیبت از مکان آن بزرگوار آگاه هستند، چگونه میتوانیم احتمال دهیم که جناب سید حسنی به آن همه عظمت و شخصیتی که در روایات از نظر ائمّه اطهار : نسبت به ایشان
و قیام آن بزرگوار شده است از موالیان خاصّ آن بزرگوار نیستند.
با این بیان روشن میشود که اولیاء خاصّ که افرادی انگشت شمار میباشند در عصر ظلمانی غیبت نه تنها محضر حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را درک میکنند، بلکه از منزل و مکان و محلّ سکونت آن بزرگوار نیز در عصر غیبت آگاه هستند. در زیارت آل یس میخوانیم :
السلام علیک حین تقرء وتبین .
سلام بر شما آنگاه که قرائت میکنید و (معنای آن را) بیان میفرمائید.
چه خوش است صوت قرآن زتو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن
هیچگونه دلیلی بر منع شرکت در قیام سید حسنی وجود ندارد؟/ص 20/(698)
همانگونه که گفتیم هیچگونه دلیلی بر منع شرکت و کمک
به قیام جناب سید حسنی وجود ندارد، بلکه در روایات متعدّد از طریق اهل بیت : دستور صادر شده است که با تحمّل هر گونه مشکلات باید به قیام پیروزمندانه سید حسنی بپیوندیم و با تمام وجود و توانِ خود، با شرکت در ارتش قدرتمند آن بزرگوار، دشمنان دین و اعداء اهل بیت : را به دیار نیستی فرستاده و زمینه حکومت الهی حضرت بقیة الله
ارواحنا فداه را فراهم آوریم .
با همه دلیلی که درباره وجوب و لزوم شرکت در این قیام الهی که تحقّق آن به دستور و کمک خاندان وحی میباشد، متأسّفانه تعدادی از افراد بر اثر اطّلاعات اندک و ناچیز و به خاطر آشنا بودن با روایاتی که از پیامبر اکرم 6 و ائمّه معصومین : صادر شده به روایتی که صریحآ قیام جناب سید حسنی را تأیید میکند تمسّک نموده و بر اثر بیتوجّهی گمان کردهاند که به خاطر این روایت باید از شرکت و کمک به قیام جناب حسنی خودداری نموده ، و همه روایاتی را که فرمان صریح و دستور اجتناب ناپذیر نسبت به شرکت در این پیکار مقدّس دادهاند زیر پا بگذاریم !
برای روشن شدن این حقیقت متن روایت را ذکر میکنیم و آنگاه اشتباهی که بر اثر القائات شیطانی صورت گرفته واضح مینمائیم :
این روایت را مرحوم نعمانی در کتاب غیبت اینگونه نقل کرده است :
... عن أبی خالد الکابلی ، عن أبی جعفر 7 أنّه قال :
کأنّی بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحقّ فلایعطونه ، ثمّ یطلبونه فلا یعطونه ، فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فیعطون ما سألوه فلایقبلونه حتّی یقوموا ولایدفعونها إلّا إلی صاحبکم ، قتلاهم شهداء، أما إنّی لو أدرکت ذلک
لاستبقیت نفسی لصاحب الأمر.[6]
امام باقر 7 فرمودند: گویا گروهی از مشرق خروج نموده و حقّ را طلب میکنند و به آنان داده نمیشود، آنگاه دوباره حق را میطلبند و باز حقّ را به آنان نمیدهند. وقتی که آنان اینچنین دیدند شمشیرهای خود را بر گردن آنها نهاده (و به جنگ میپردازند)، در این هنگام آنچه را که آنان میخواستند به آنان میدهند، ولی آنان نپذیرفته و قیام مینمایند و حکومت را به دست کسی نمیدند مگر به صاحب شما، کسانی که از آنان در این راه کشته میشوند شهید هستند. آگاه باشید اگر من آن زمان را درک کنم جان خود را برای صاحب الأمر نگه میدارم .
فرمایش امام باقر 7 در آخر روایت : «أما إنّی لو أدرکت
ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب الأمر» دستاویز برخی شده و با تمسّک به آن گمان کردهاند نباید در قیام جناب سید حسنی مداخلهای نمود همانگونه که حضرت فرمودهاند: اگر من آن زمان را درک کنم جان خود را برای صاحب الأمر حفظ میکنم ، بنابر این در این حقیقت و حقّانیی وجود ندارد!
برای روشن شدن اشتباه اینگونه افراد از برداشتی که از این روایت نمودهاند نکاتی را متذکر میشویم تا برای همگان به
خوبی واضح و آشکار شود که این روایت نه تنها هیچگونه دلالت بر منع از شرکت و مداخله در قیام جناب سید حسنی ندارد، بلکه به صورت صریح و آشکار حقّانیت این قیام و هدف الهی آن را بیان میفرماید :
1 ـ در این روایت امام 7 میفرمایند: «قتلاهم شهداء» کسانی که در این جنگ جان خود را از دست بدهند شهید هستند.
این کلام به صورت صریح دلالت بر آن دارد که هدف از این قیام ، قدرت طلبی و انگیزههای شیطانی نبوده است ، بلکه برای خداوند تحقّق پذیرفته است به این دلیل کسانی که در این راه جان خود را از دست بدهند شهید هستند.
با این بیان نه تنها منعی از این روایت درباره شرکت در این قیام وجود ندارد، بلکه به عنوان قیامی که کشتهشدگان آن شهید هستند و راه حق را پیمودهاند معرّفی شده است .
2 ـ با رجوع به روایاتی که از اهل بیت عصمت : درباره قیامهای خونینی که در سال قیام حضرت بقیة الله ارواحنا فداه صورت میگیرد وارد شده است ، این نکته روشن میشود که هنگامی که ظهور آن بزرگوار نزدیک میشود قیامهای متعدّدی واقع میشود که برخی از آنها سخت مورد نکوهش واقع شدهاند مانند خروج سفیانی لعنة الله علیه ، و تعداد دیگری از قیامهای که در سال ظهور اتّفاق میافتند مورد تأیید آن بزرگوار هستند مانند:
1 ـ قیام جناب یمانی ، 2 ـ قیام سید حسنی ، 3 ـ قیام سید هاشمی ، 4 ـ قیام شعیب بن صالح که به سید حسنی پیوسته و سپس به لشکر امام زمان 7 ملحق شده و پرچمدار آن بزرگوار
خواهد بود. و همچنین قیامی قومی از مشرق که دارای پرچمهای سیاه کوچک هستند که مقصود از آنان لشکر جناب سید حسنی است ، 5 ـ و همچنین قیام قومی از مشرق که از پاکستان از منطقهای به نام «شیلا» قیام میکنند، و همچنین قیامهای دیگری که تعدّد آنها را در موردی دیگر متذکر شدهایم .
اکنون به روایتی که فضل بن شاذان از امام باقر 7 نقل کرده است توجّه کنید:
کأنّی بقوم قد خرجوا من أقصی بلاد المشرق من بلدة
یقال لها «شیلا» یطلبون حقّهم من أهل الصین فلایعطون ثمّ یطلبونه فلایعطون فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم علی عواتقهم فرضوا باعطاء ما سألوه فلم یقبلوا وقتلوا منهم خلقآ کثیرآ ثمّ یسخرون بلاد الترک والهند کلّها.[7]
گویا گروهی را میبینم که از اقصی نقاط بلاد مشرق از بلدهای به نام «شیلا» خروج نموده و حقّ خود را از مردم چین میطلبند ولی حقّشان داده نمیشود، سپس حقّ خود را میطلبند ولی باز حقّشان به آنان
داده نمیشود. آنگاه که آنان این چنین دیدند شمشیرهای خود را بر شانههاشان گذارده (و قیام میکنند) در این هنگام اهل چین راضی میشوند که خواسته آنان را بدهند ولی آنها نمیپذیرند و جمعیت فراوانی از آنان را میکشند و بلاد ترک و هند بتمامه تسخیر مینمایند.
همانگونه که دیدید این قیام نیز در مشرق زمین واقع
میشود و با توجّه به بزرگی و گستردگی مشرق و وقوع قیامهای متعدّد در این سرزمین پهناور، نمیتوان روایتی را که در آن نامی از قیام در مشرق برده شده بر یکی از آن قیام تطبیق نمائیم مگر آنکه در متن روایت به آن تصریح شده باشد و یا دلیل خارجی دیگر داشته باشیم . و در مورد این روایت نه تنها در متن روایت و یا خارج از روایت ، دلیلی بر تعیین و تطبیق آن به قیام جناب سید حسنی وجود ندارد، بلکه دلایل متعدّد وجود دارد که این روایت درباره خروج جناب سید حسنی نیست .
اکنون با توجّه به قیامهای متعدّدی که در روایات به وقوع آنها تصریح شده است میگوئیم : بر فرض که روایت مذکور دلالت بر منع از شرکت در قیامی که در آن روایت ذکر شده است داشته باشد، ولی ما چه دلیلی داریم که مقصود از آن قیام ، قیام جناب سید حسنی است ، شاید مقصود از آن روایت گروه دیگری باشند که از مشرق زمین از منطقهای به نام شیلا قیام میکنند که اگر مقصود از روایت آنان باشند باز دلیل
بر حقّانیت آنان و شهادت کشته شدگان آنانست .
3 ـ این روایت از دو نکته و دو قید خالی است که در آنها در اکثر قریب به اتّفاق روایاتی که راجع به قیام جناب سید حسنی وارد شده است قید شدهاند :
1 ـ از آنها تعبیر به صاحب رایات سود شده .
2 ـ در روایات امر شده به کمک آنها رفته و آنها در قیام مقدّسی که نمودهاند پشتیبانی نمایند.
ذکر نشدن این دو قید در این روایت قرینه بر آنست که مقصود امام باقر 7 از این روایت قیام جناب سید حسنی نیست .
4 ـ نکته چهارمی که باید مورد توجّه قرار دهیم این است که در چند روایت از روایاتی که درباره قیام جناب سید حسنی وجود دارد تصریح شده است که نه تنها اصحاب خاصّ امام زمان 7 مانند کنوز طالقان در لشکر جناب سید حسنی شرکت دارند بلکه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نیز شخصآ در میان آنان تشریف دارند. اگر مقصود از روایتی که به آن برای منع از شرکت در میان لشکر جناب سید حسنی ذکر کردهاند، این باشد که این قیام چندان خوشایند امام باقر 7 نیست بطوریکه آن حضرت بفرمایند: من جان خود را برای صاحب امر حفظ میکنم ، چگونه میشود که یک قیام مورد خوشایند امام باقر 7 نباشد ولی امام زمان 7 شخصآ در آن قیام شرکت کنند؟!
5 ـ از همه اینها که بگذریم با توجّه به تصریح در این روایت که کشته شدگان آنان شهید هستند متوجّه میشویم که مقصود امام 7 از اینکه جان خود را برای حضرت صاحب الأمر حفظ میکنند نه اینستکه اصل قیام مورد رضایت امام باقر 7 نمیباشد، بلکه همانگونه که روشن است ممکن است کسی در حالیکه شخصآ در لشکری شرکت نمیکند ولی از کمکهای فراوان خود به لشکر اسلام دریغ نورزد.
6 ـ بر فرض که این روایت مربوط به قیام سید حسنی باشد، اگر مقصود امام 7 از فرمایششان : «أما إنّی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب الأمر» این باشد که برنامه شخصی خودشان را بیان میفرمایند بدون آنکه وظیفه شیعیان را در نظر بگیرند، در این صورت این فرمایش دلیل بر کنارهگیری مردم از لشکر جناب سید حسنی نمیباشد، زیرا آن حضرت برنامه شخصی خود را بیان فرمودهاند. و اگر مقصود آن بزرگوار از آن کلام بیان وظیفه افراد دیگر نیز باشد، این روایت خبر واحد است و توان معارضه با روایات متعدّدی که در آنها امر به شرکت در لشکر جناب سید حسنی شده را ندارد.
7 ـ نکته قابل توجّه دیگر آنست که این روایت را مرحوم نعمانی در کتاب «الغیبة» ذکر نموده است و سپس بزرگانی مانند علّامه مجلسی رضوان الله علیه و دیگران از ایشان نقل نمودهاند.
صاحب کتاب «الزام الناصب» نیز این روایت را از کتاب
غیبت نعمانی نقل نموده است[8] ، ولی جمله آخر روایت : «أما
إنّی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب الأمر» در آن وجود ندارد. بنابراین احتمال دارد که بعضی از نسخههای کتاب غیبت نعمانی فاقد این اضافه باشند. و عدم وجود آن در بعضی از نسخ و وجود آن در نسخههای دیگر چون اضافه شدن در اصل روایت میرود، استدلال به آن را ضعیف مینماید.
مقدّمه ظهور و آغاز رهائی/ص 28/(698)
با توجّه به روایات زیادی که درباره ارتش الهی و قیام
خدایی جناب سید حسنی وارد شده است ، روشن میشود که خروج آن بزرگوار آغاز و مقدمّه فرَج و رهایی مظلومین جهان از یوغ ستمگران است ، بلکه نه تنها قیام آن بزرگوار مقدّمه فرَج و رهایی است بلکه قیام آن بزرگوار آغاز فرَج و خود نوعی از گشایش و رهایی است .
اکنون به روایتی که امام باقر از امام سجّاد از حضرت امیرالمؤمنین : نقل نمودهاند توجّه کنید :
سئل امیرالمؤمنین 7 عن قول الله عزّوجلّ
(فَاخْتَلَفَ الاَْحْزابُ مِنْ بَینِهِمْ ) [9] فقال : انتظروا
الفرَج فی ثلث ، فقیل : یا أمیرالمؤمنین وما هی ؟
قال : اختلاف أهل الشام بینهم ، والرایات السود من خراسان ، والفزعة فی شهر رمضان ، فقیل : وما الفزعة ؟
قال : أوما سمعتم قول الله عزّوجلّ فی القرآن (إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیهِمْ مِنَ السَّماءِ آیةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعیüنَ ) [10] هی آیة تخرج الفتاة من خدرها،
وتوقظ النائم وتفزع الیقظان .[11]
از حضرت امیرالمؤمنین 7 درباره آیه شریفه (فَاخْتَلَفَ الاَْحْزابُ مِنْ بَینِهِمْ ) سئوال شد که مقصود از آن چیست ؟
حضرت فرمودند: در سه چیز منتظر فَرَج باشید. از ایشان سئوال شد که آنها کدامند؟ فرمودند :
1 ـ اختلافی که میان اهل شام واقع میشود.
2 ـ پرچمهای سیاهی که از خراسان به حرکت درمیآیند.
3 ـ فزعی که در ماه رمضان واقع میشود.
گفته شد که فزع چیست ؟
حضرت فرمودند: آیا فرمایش خداوند را در قرآن نشنیدهاید که میفرماید: «اگر بخواهیم نشانهای را از آسمان بر آنان نازل میکنیم که گردنهای آنان برای آن به خضوع درآیند». این نشانهای است که
دختران جوان از پوشش خود خارج میشوند و افراد خواب بیدار شده و کسانی که بیدارند به فزع درمیآیند.
این کلام امام 7 را که میفرمایند: «در سه چیز منتظر فَرَج
باشید» ممکن است به دو گونه معنی کنیم :
1 ـ در سه مورد مذکور منتطر فَرَج و ظهور قائم اهل بیت : باشید، چون آنها سه نشانه و علامت برای ظهور آن حضرت میباشند.
2 ـ گذشته از اینکه سه مورد مذکور در واقع نشانه و علامت ظهور و فرا رسیدن فَرَج میباشند، خود آنها نیز نوعی از فَرَج میباشند. مثلا قیام جناب سید حسنی فَرَج و گشایشی است برای شیعیان و نجات آنان از ستم دشمنان اهل بیت :.
بنابر معنای اوّل الف و لام در کلام امام 7 ـ «انتظروا الفرَج» ـ عهد ذهنی است ، یعنی این سه مورد نشانه وقوع آن فَرَجی است که در اذهان است .
و بنابر معنای دوّم الف و لام جنس است یعنی وقوع خود اینها نوعی از جنس فَرَج است . شکی نیست که خروج جناب سید حسنی و وقوع «فزعة» و صیحه آسمانی و خاضع شدن دشمنان اهل بیت : که صدها سال به گردنکشی و آدم کشی خو گرفتهاند فَرَج و گشایش برای شیعیان و همه مظلومین جهان است .
علاوه بر اینکه آنها نشانه قرب ظهور و فرا رسیدن روزگار حکومت آسمانی حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه میباشند که خود نیز فرجهای برای دوستان اهل بیت و باعث سرشار شدن قلوب آنان از فرح و سرور میباشد.
با این بیان این روایت خود اشارهای است به مدح خروج جناب سید حسنی که سبب گشایش ، فَرَج و فرح شیعه است .
مقصود از کلمه «فزعة» در ماه رمضان در روایت ، صیحه آسمانی است ، همانگونه که در روایات دیگر به آن تصریح شده است . این صیحه ابتداءآ آنچنان رعب آور و هراس انگیز است که دختران جوان بر اثر ترس شدید بیاختیار از پوشش خود خارج شده و افراد خواب بیدار شده و افراد بیدار به هراس میافتند.
وقوع صیحه آسمانی گرچه در ابتداء برای همه ترس و وحشت به بار میآورد ولی پس از آرامش برای دوستان و شیعیان باعث فرج ، گشایش و فرح است . ولی زمامداران خودسر که خود را فرمانده و رهبر بیقید و شرط ملّتهای خود میدانند، از آنجا که خود را برابر قدرتی بسیار عظیم ، فراگیر و ناشناخته میبینند به خضوع و سرشکستگی میافتند.
****
در بعضی از روایات شرکت در جنگها و وارد شدن در زیر پرچمهائی که به اهتزاز درآمده است نهی شده است تا زمانیکه ندای نجاتبخش حضرت ولی عصر صلوات الله علیه از کنار خانه
خدا بلند شود و همه جهانیان را به سوی آئین اسلامِ راستین هدایت فرماید؛
امام صادق 7 به بعضی از اصحاب خود فرمودند:
کفّوا ألسنتکم وألزموا بیوتکم ، فإنّه لایصیبکم أمر
تخصّون به أبدآ ویصیب العامّة ولاتزال الزیدیة وقاء لکم أبدآ.[12]
زبان خودتان را نگه دارید و در خانه خود بنشینید، زیرا امری که مخصوص شماست هیچگاه به شما نخواهد رسید و به عامّه میرسد و همیشه زیدیه باعث محفوظ ماندن شما (و کشته شدن خودشان) هستند.
طبق این روایت و برخی از روایات دیگر که نهی از خروج
و قیام قبل از قیام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه فرمودهاند چگونه میتوان به لشکر جناب سید حسنی کمک کرده و در خروج و قیام قبل از ظهور امام زمان صلوات الله علیه شرکت نمود؟
ج : روایاتی از خروج و قیام قبل از ظهور حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه نهی متعدّد است که نمونهای از آنها ذکر شد. اینگونه روایات را به طور کلّی میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
دسته اوّل روایاتی که از خروج و قیام و جنگ مطلقا نهی فرمودهاند و آن را مقید به زمان خاصّی نکردهاند. روایتی که آوردیم نمونهای از آنست .
دسته دوّم روایاتی است که نهی از خروج و قیام نمودهاند ولی آن را مقید نمودهاند به قیام قبل از وقوع بعضی از علائم حتمیه ، یعنی پس از وقوع آنها دیگر نهی از قیام و خروج ندارد، بلکه همانگونه که در متن روایات آمده است تصریح به وجوب و لزوم شرکت و کمک و مداخله در خروج و قیام مینمایند.
بر چه کسانی شرکت در قیام جناب سید حسنی واجب است ؟/ص 34/(698)
پس از آنکه با دلائل متقن ثابت کردیم که قیام جناب سید
حسنی مورد رضایت و خوشنودی امام عصر ارواحنا فداه میباشد و با شرکت دوستان خاصّ آن بزرگوار و شخص آن حضرت انجام میگیرد و روشن شد که کمک و شرکت نمودن در این قیام مقدّس واجب و لازم است همانگونه که این حقیقت را با استناد به روایات متعدّد ثابت کردیم ، اکنون این سئوال پیش میآید که آیا بر چه کسانی واجب است خود را به جبهههای جنگ رسانده و در رکاب جناب سید حسنی به
پیکار با دشمنان اهل بیت : برخیزند؟
در پاسخ به این سئوال میگوئیم : خوشبختانه جواب این پرسش را در روایاتی که امر به شرکت در قیام جناب سید حسنی نمودهاند، بیان کردهاند. اکنون این روایت را در این باره میآوریم و سپس به ترجمه و توضیح آن میپردازیم :
قال علقمة بن عبدالله: بینما نحن عند النبی 6
إذ أقبلت فتیة من بنی هاشم فلمّا رآهم 6 أغرّ ورقّت عیناه وتغیر لونه ، فقالوا یا رسول الله؛ ما نزال نری فی وجهک شیئآ نکرهه .
فقال : إنّا أهل بیت اختار الله لنا الآخرة علی الدنیا وإنّ أهل بیتی سیلقون بعدی بلاء وتشریدآ وتطریدآ حتّی تأتی قوم من قبل المشرق ومعهم رایات سود فیسألون الحقّ فلایعطون فیقاتلون وینصرون فیعطون ما سئلوا فلایقبلون حتّی یدفعوه إلی رجل من أهل بیتی فیملأها قسطآ کما ملأها جورآ، فمن استطاع منکم فلیأتهم ولو حبوآ علی الثلج .[13]
علقمة بن عبدالله میگوید: در حالیکه ما در حضور پیغمبر اکرم 6 بودیم عدّهای از جوانان بنیهاشم وارد شدند، چون پیغمبر اکرم 6 آنها را دیدند؛ غمگین شده و چشمانشان اشک آلود گشته و رنگ آن حضرت تغییر کرد! آنان گفتند: یا
رسول الله؛ همیشه ما در چهره شما حالتی میبینیم که آن حالت (و گرفتگی ) را دوست نداریم .
پیغمبر اکرم 6 فرمودند: ما خاندانی هستیم که خداوند آخرت را بر دنیا برای ما برگزیده است و اهل بیت من پس از من به زودی با بلاء و غربت و کنار زده شدن از اجتماع روبرو خواهند شد و این حالت همچنان ادامه خواهد داشت تا گروهی از سوی شرق بیایند که با آنان پرچمهای سیاه است . پس حق را مطالبه کنند ولی به آنها ندهند پس به جنگ و قتال میپردازند و در این راه کمک میشوند آنگاه آنچه را که خواستهاند به آنها میدهند ولی نمیپذیرند تا آنکه آن (حکومت) را به مردی از اهل بیت میسپارند. آنگاه او جهان را سرشار از عدالت میکند همانگونه که از جور و ستم پر شده است .
(آنگاه پیغمبر اکرم 6 درباره این گروه فرمودند:) هر کس از شما (دوستان ) قدرت و استطاعت داشته باشد باید به سوی آنان برود اگر به روی برف سینه خیز رود.
در این روایت پیغمبر اکرم 6 اسراری را از دوران
غصب خلافت تا پایان دوره ظلمانی غیبت به اشاره بیان فرمودهاند که با تأمّل و دقّت در کلام آن بزرگوار روشن شده و
ادّعاهای دروغین زمامداران خودسر از غاصبین اوّلیه خلافت تا خلفاء بنی امیه و بنی العبّاس و همچنین سردمداران زور و نفاقی که پس از آنها بر مردم حکومت کردند آشکار میشود.
و همچنین امتداد و ادامه حق کشیها و غصب حق و حکومت اهل بیت : را تا گروهی از مشرق قیام میکنند و دارای پرچمهای سیاه (نشانه ارتش جناب سید حسنی ) هستند بیان میفرمایند که با پیکار و قیام آنان و جنگ با دشمنان خاندان وحی حق را از آنان گرفته و آن را به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تقدیم میکنند. و حضرت مهدی 7 همه تاریکیها و تیرگیهائی را که زمامداران دوره طولانی غصب خلافت و عصر غیبت ، در جهان به وجود آوردهاند برطرف نموده و با قدرت ولایت و مقام نورانیت خود سراسر جهان را سرشار از صدق و صفا و عدل و داد مینمایند.
پغمبر اکرم 6 به دلیل زمینه سازی ارتش قوی و قدرتمند جناب سید حسنی ، نسبت به اظهار مقام ولایت و نابود ساختن حکومتهای جبّار و خودکامه به همه کسانی که قدرت و استطاعت دارند امر فرمودهاند که به سوی آنها بروند اگر چه رفتن آنان همراه با سختیهای شدید و ناراحت کننده باشد.
با این بیان روشن شد که بنا به فرمایش پیغمبر اکرم 6 بر همه کسانی که قدرت و استطاعت دارند واجب است در قیام جناب سید حسنی مشارکت نموده و در این امر حیاتی که
زمینه ساز حکومت الهی حضرت مهدی 7 میباشد، شرکت کنند. (اللّهمّ اجعلنا منهم).
خروج جناب سید حسنی و پایان نیابت عامّه/ص 38/(698)
یکی از مسائل بسیار مهمّ که در اندکی قبل از ظهور
حضرت بقیة الله ارواحنا فداه واقع میشود و بسیاری از افراد دچار امتحانی ناگهانی میسازد وقوع صیحه آسمانی و خروج جناب سید حسنی است که همزمان با خروج سفیانی است ، همانگونه که در چند روایت تصریح شده است که خروج جناب سید حسنی و خروج سفیانی در یک سال و یک ماه و یک روز واقع میشود.
نکته مهمّی که باید بدانیم اینستکه با وقوع صیحه آسمانی و خروج جناب سید حسنی زمان ظهور نیابت خاصّه فرا میرسد و با اظهار نیابت خاصّه نوبت نیابت عامّه پایان میپذیرد و موردی برای ادّعای نیابت عامّه باقی نمیماند و کسانی که صادقانه خود را دارای مقام نیابت عامّه میدانند با فرا رسیدن آن زمان باید گوش به فرمان کسی باشند که دارای مقام نیابت خاصّه است .
این مطلب ، مسئله بسیار مهمّ و تازهای است که ممکن است بسیاری از افراد را دچار حیرت و تردید و سرگردانی نماید و ندانند وظیفه آنان رجوع به مقام نیابت عامّه است و یا با فرا رسیدن عصر جدید باید در جستجوی مقامی عالیتر و مهمّتر بود.
برای آنکه روشن شود که ظهور مقام نیابت خاصّه اندکی قبل از ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه واقع میشود توجّه شما را به نکتهای جلب میکنیم که در گفتار امام عصر 7 وجود دارد. آن حضرت در توقیع خود به چهارمین نایب خاصّ خود چنین فرمودند:
وسیأتی إلی شیعتی من یدّعی المشاهدة ، ألا فمن
ادّعی المشاهدة قبل خروج السفیانی و الصیحة فهو کذّاب مفتر، ولا حول ولا قوّة إلّا بالله العلی العظیم .[14]
بزودی کسی که مدّعی مشاهده (به عنوان مقام نیابت خاصّه است ) بسوی شیعه من میآید، آگاه باش کسی قبل از خروج سفیانی و صیحه مدّعی چنین مشاهدهای باشد کذّاب و افترا زننده (بر من) است ولا حول ولا قوّة إلّا بالله العلی العظیم .
همانگونه که در محلّ خود گفتهایم[15] الف و لام در
فرمایش حضرت : «من یدّعی المشاهدة» برای عهد ذهنی است ، نه برای جنس و غیر آن . و بنابر این شامل کسی میشود که مدّعی مشاهده به عنوان نیابت خاصّه باشد.
با توجّه این فرمایش با این نکته حیاتی و مهمّ آشنا میشویم که پس از وقوع صیحه آسمانی و خروج سفیانی ـ که گفتیم طبق چند روایت همزمان با خروج جناب سید حسنی است ـ اگر کسی مدّعی نیابت خاصّه شد کذّاب نیست و بر امام زمان 7 افترا نزده است .
این کلام گواه بر آنست که پس از صیحه آسمانی و خروج جناب سید حسنی کسیکه مدّعی مشاهده به عنوان نیابت خاصّه باشد نباید او را تکذیب نمود بلکه بر اساس ادّعائی که دارد، اگر کلامش همراه با دلیل و گواه باشد، باید از او پذیرفت .
بنابراین ؛ با پذیرش این مطلب جایی برای مقام نیابت عامّه باقی نمیماند، زیرا اصل رجوع به مقام نیابت عامّه از اوّل غیبت کبری ، بر اساس عدم دسترسی به مقام عظمای نیابت خاصّه بوده است ، همانگونه که با ظهور حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه نیز، جایی برای رجوع به نوّاب عامّ آن حضرت باقی نمیماند مگر آنکه در آن زمان مورد تأیید و از اصحاب و یاران آن بزرگوار باشند.
پس با توجّه به معنای توقیع شریفی که آوردیم ، باید بدانیم با فرا رسیدن دو نشانهای که در توقیع وجود دارد پایان مقام
نیابت عامّه برای همگان اعلام شده است ، و در صورتی که یکی از مدّعیان مقام نیابت عامّه به مخالفت با مقام نیابت خاصّه برخیزد همان حکمی را خواهد داشت که شلمغانی و محمّد بن نصیر نمیری و دیگران نسبت به مقام نوّاب اربعه داشتند!
خداوند همه حقیقت جویان و حق گویان را از شرّ نفس امّاره و وسوسه شیطان رجیم محفوظ بدارد.
به این نکته مهمّ دیگر همه مؤمنین و جویندگان راه حق لازم است توجّه نمایند و آن اینستکه اگر در آن زمان شخصی که مدّعی نیابت عامّه است ، به مخالفت با مقام رفیع نیابت خاصّه برخاست و مردم را علیه آن مقام تحریک نمود بر همگان لازم است فریب دسیسههای وی را نخورند و بدانند، اگر شخصی روزگاری را مورد توجّه اهل بیت : بوده است دلیل بر آن نیست که تا پایان عمر و همیشه ، مورد تأیید آن بزرگوار است ، بلکه کسی مورد توجّه آن بزرگواران است که تا آخرین لحظه گوش به فرمان آنان بوده و تابع فرمایشات آنان باشد.
با این بیان روشن شد که قیام جناب سید حسنی نه تنها امتحانی بس سهمگین برای دشمنان حضرت بقیة الله ارواحنا فداه میباشد، بلکه دامنه آن برخی از دوستان اهل بیت : را که قیام آن بزرگوار با مقام و جلال خود ناسازگار میبینند میشود و توجّه آنان به مسئله از دست دادن مقام و عنوان
اجتماعی ، زمینه تسلّط نفس و وسوسه شیطان را برایشان فراهم میکند و آنان را در بوته امتحان خجلت زده و رسوا میسازد.
مدّت حکومت/ص 42/(698)
از آنجا که کیفیت و چگونگی جهاد و پیکار جناب سید
حسنی بسیار چشمگیر و بینظیر است و همراه با امدادهای غیبی و حضور یاوران خاصّ حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه در میان ارتش قدرتمند ایشان میباشد، و بلکه آن حضرت به صورت ناشناس در لشکر جناب سید حسنی حضور دارند که باعث پیروزی ، غلبه و برتری کامل ارتش ایشان بر دشمنانِ زبون میشوند؛ با توجّه به اینگونه امدادهای غیبی و قدرتهای ملکوتی که لشکر آن شخصیتِ بزرگ را احاطه میکند و باعث فروپاشی قدرتهای پوشالی مخالفین ایشان را فراهم میکند، این سئوال در ذهن برخی از افراد به وجود میآید که این همه قدرت و توانایی ، صلابت و درخشندگی یاوران خستگی ناپذیر آن بزرگوار چقدر به طول میانجامد؟ آیا میان خروج ایشان و فرا رسیدن روزگار پرشکوهِ ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه طولانی است ؟
آیا همانگونه که در برخی از روایات وارد شده است ، میان خروج ایشان و ظهور امام زمان ارواحنا فداه نه ماه طول میکشد ـ همانگونه که در بعضی از روایات به ذکر این مدّت تصریح شده
است ـ که بر فرض پذیرش آن باید بپذیریم که از ابتداء خروج جناب سید حسنی تا قیام حضرت مهدی عجّل الله تعالی له الفرج نه ماه فاصله وجود دارد.
آیا واقعآ در طول این مدّت از ظهور امام عصر ارواحنا فداه خبری نیست و امکان ندارد بدون پایان یافتن این مدّت قیام آن حضرت واقع شود؟
برای پاسخ به این سئوال و روشن شدن حقیقت این مسئله اوّل معنای علائم حتمیه و غیر حتمیه را بیان میکنیم تا پاسخ این سئوال به خوبی روشن شود.
معنای علائم حتمیه و غیر حتمیه به دو گونه است و در روایات هر دو معنی تأیید شدهاند :
1 ـ علائم حتمیه علائمی هستند که وقوع آنها حتمی است و در صورت اتّفاق هر گونه شرایطی ، باید سرانجام واقع شوند و گریزی از وقوع آنها وجود ندارد و علائم غیر حتمیه ، علائمی هستند که وقوع آنها در زمینه خاصّی واقع میشود، اگر شرائط و مقتضیات وقوع آنها در خارج واقع شد آنها نیز محقّق میشوند و اگر زمینهای برای وقوع آنها نبود آنها نیز واقع نخواهند شد.
به بیان کوتاه علائم حتمیه علائمی هستند که وقوع آنها در هر شرایط و با وجود هر زمینهای حتمی است و علائم غیر حتمیه علائمی هستند که وقوع آنها غیر حتمی است و در صورت تحقّق شرایط خاصّی واقع میشوند.
در این مورد بحث بسیار مهمّی وجود دارد که آیا علائم حتمیه با اینکه وقوع آنها حتمی است آیا بداء پذیر میباشند و ممکن است در وقوع آنها بداء شود یا نه ؟
عدّهای از بزرگان مانند مرحوم محدّث نوری با استدلال به حدیث و روایت معتقدند چون بداء در تمام مسائل جاری است مگر آنچه را که خداوند به آن وعده داده باشد در وقوع علائم حتمیه نیز احتمال بداء وجود دارد، زیرا اصل قیام حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه را خداوند وعده فرموده است ولا خلف لوعد الله.[16] در وعده خداوند تخلّف وجود ندارد.
ولی آنچه که مورد وعده خداوند نیست ، اگرچه حتمی باشد امکان بداء در آن وجود دارد.
برای اثبات این مطلب به روایتی استدلال نمودهاند که حضرت جواد الأئمّه : در آن روایت به این نکته تصریح فرمودهاند:
عن داود بن أبی القاسم قال : کنّا عند أبی جعفر
محمّد بن علی الرضا 8 فجری ذکر السفیانی وما جاء فی الروایة من أنّ أمره من المحتوم ، فقلت لأبی جعفر 7 هل یبدو لله فی المحتوم ؟ قال : نعم ، قلنا له : فنخاف أن یبدو لله فی القائم . قال : القائم من المیعاد.[17]
داود بن ابی القاسم میگوید: در خدمت امام
جواد 7 بودیم از سفیانی سخن به میان آمد که در روایت شده که خروج او از علائم حتمی است. من به حضرت جواد 7 گفتم : آیا ممکن است برای خداوند در علامت حتمی بداء حاصل شود؟ حضرت فرمود: آری ، به آن حضرت گفتم : ما میترسیم درباره حضرت قائم 7 برای خداوند بداء بوجود آید. حضرت فرمودند: قائم از میعاد است .
2 ـ علائم حتمی و غیر حتمی از جهت وقوع آنها به دو
دسته تقسیم نشدهاند، بلکه از جهت علامت بودن تقسیم بندی شدهاند، یعنی علائمی که اگر واقع شوند ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه حتمی نیست و ممکن است ظهور آن بزرگوار واقع شود و احتمال دارد واقع نشود. این گونه علائم را علائم غیر حتمی میگویند.
دسته دوّم علائم حتمی میباشند و آنها علامتهایی هستند که اگر واقع شوند ظهور امام زمان 7 حتمی است و امکان ندارد با وقوع آن علائم مسئله ظهور واقع نشود.
با این بیان ، علائم از جهت وقوع به دو دسته تقسیم نشدهاند، بلکه از نظر علامت بودن و علامت نبودن آنها برای ظهور به دو دسته تقسیم شدهاند. اگر نشانههای ظهور را این گونه تقسیم بندی کنیم ، وقوع هیچ یک از علائم ظهور حتّی علائم حتمی ، حتمی نیست یعنی لازم نیست حتمآ علائم
حتمیه واقع شوند و سپس حضرت امام زمان 7 ظهور بفرمایند.
نکته مهمّی که باید به آن توجّه کنیم اینستکه بر فرض معنای دوّم را برای علائم حتمی و علائم غیر حتمی نپذیریم ، این حقیقت را باید مورد دقّت قرار دهیم که اگر وقوع علائم حتمی را صد در صد و تخلّف ناپذیر بدانیم ، اصل وقوع آنها را باید حتمی بدانیم نه مدّت آنها را، یعنی اگر در روایات ما خروج سفیانی جزء علائم حتمیه ذکر شده است ، اصل قیام وی جزء علائم حتمیه است نه مدّت خروج و حکومت او. و به همین صورت ، اصل خروج جناب سید حسنی جزو علائم حتمیه است نه مدّت حکومت آن بزرگوار و اگر مدّت حکومت آن بزرگوار نیز جزء علائم حتمیه بود آنقدر در مقدار حکومت آن بزرگوار در روایات اختلاف وجود نمیداشت .
مدّت حکومت ایشان در روایات هفتاد و دو روز، هشت ماه ، نه ماه و هفتاد و دو ماه ذکر شده که نشانی از حتمی نبودن مدّت حکومت آن بزرگوار است .
از بیانات گذشته چنین نتیجه میگیریم : نمیتوانیم قبل از خروج جناب سید حسنی حکم کنیم که حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تا نه ماه دیگر ظهور نخواهد نمود و همچنین پس از خروج جناب سید حسنی نباید معتقد باشیم که امام زمان 7 نه ماه پس از خروج آن جناب ظهور خواهند نمود. زیرا اگر اصل خروج آن بزرگوار حتمی است ، ولی مدّت خروج و
حکومت ایشان جزو علائم حتمیه نیست .
پاسخ به یک سئوال/ص 46/(698)
نکته مهمّی که توجّه به آن لازم است ، اینستکه در حکومتها وجود افراد باتجربه و داشتن پشتوانههای محکم باعث طولانی شدن حکومت آنان میشود، با توجّه به امکانات فراوانی که در اختیار جناب سید حسنی است و داشتن یاران قوی که دارای ارادههای آهنین میباشند و همچنین پشتوانههای مهمّ و محکم مادّی و امدادهای غیبی ، آیا وجود اینگونه شرایط باعث طولانی شدن حکومت ایشان نمیشود؟!
پاسخ : داشتن شرایط و امکانات فراوان برای حکومت ، سبب طولانی شدن مدّت حکومتها میشود ولی این جریان در حکومتهای دوران ظلمانی زمان غیبت وجود دارد، و درباره جناب سید حسنی مصداق پیدا نمیکند، زیرا مقصود آن بزرگوار از قیامی که آغاز نمودهاند به حکومت رسیدن شخص ایشان نیست ، بلکه به منظور آماده ساختن مردم برای عصر ظهور و رفع موانع ظهور و تحویلِ حکومت به امام عصر ارواحنا فداه میباشد.
بنابر این ، امکانات مهمّ غیبی و ظاهری که برای ایشان وجود دارد باعث زودتر رسیدن به هدف اصلی و کوتاه شدن مدّت حکومت ایشان خواهد بود نه طولانی شدن آن .
بنابر این ، بر همه افرادی که در لشکر ایشان شرکت کردهاند
و همچنین زنان و یا مردانی که بر اثر کهولت و یا موانع دیگر نتوانسته در ارتش و در خدمت ایشان باشند لازم است ایشان را در هدفی که دارند که هدف انبیاء و اولیاء خداست و آن هر چه زودتر فرا رسیدن حکومت حضرت بقیة الله ارواحنا فداه است ، کمک و یاری نمایند. و ذهن خود را به این نکته که لازم و حتمی است که نه ماه میان خروج ایشان و ظهور امام عصر 7 فاصله وجود داشته باشد، مشغول نسازند.
قیام آسمانی/ص 49/(698)
همه میدانند! از روزی که سقیفه نشینان حقّ اهل
بیت : را غصب نمودند و صورت حضرت زهرا 3 با سیلی عمر، پلیدترین فرد دوره تاریخ نیلگون گشت تا روزگاری که غیبت صغری آغاز گشت و به غیبت کبری انجامید، ظلم و ستم ؛ خاندان وحی و اهل بیت رسول اکرم 6 را رنجانده است .
پیغمبر گرامی در این باره ، بارها سخن گفتهاند و در پیرامون گرفتاریها و رنجهائی که خاندان حضرتش را گرفتار خواهد نمود به مردم هشدار دادهاند.
آن بزرگوار نه تنها شروع این ظلم و جنایت را پس از رحلت خود، بیان نمودهاند بلکه از طولانی شدن و ادامه رنجها و بلاهائی که به آنان میرسد خبر دادهاند.
نکته بسیار جالب توجّه اینستکه آن حضرت دو زمان را برای پایان یافتن آن همه ظلم و جنایت ذکر نمودهاند:
1 ـ قیام جناب سید حسنی .
2 ـ قیام حضرت بقیة الله ارواحنا فداه.
اکنون برای آگاه شدن از این حقیقت به این روایت توجّه کنید:
إنّ رسول الله صلّی الله علیه (وآله) ذکر بلاءً یلقاه اهل
بیته حتّی یبعث الله رایةً من المشرق سوداء، من نصرها نصره الله، ومن خذلها خذله الله حتّی یأتوا رجلا اسمه اسمی فیولّوه أمرهم ، فیؤیده الله وینصره .[18]
پیغمبر اکرم 6 بلائی را یاد نمودند که به اهل بیت آن حضرت اصابت میکند (و همچنان ادامه دارد) تا خداوند پرچمهای سیاهی را از مشرق برانگیزاند، که هر کس به یاری آن برخیزد خدا او را یاری میکند و هر کس آن را یاری نکند خدا او را کمک نخواهد کرد تا آنکه به سوی مردی روند که اسم او اسم من است پس رهبری و ولایت خود را
به او دهند، پس خداوند او را تأیید نموده و یاری مینماید.
در این روایت نکاتی بسیار مهم وجود دارد که باید در آنها
دقّت نمود:
1 ـ مصائب و گرفتاریهایی که به اهل بیت پیغمبر : میرسد از آن زمان همچنان ادامه دارد و در همه حکومتها باقی است تا دو جریان واقع شود:
1 ـ حتّی یبعث الله رایةً من المشرق سوداء.
2 ـ حتّی یأتوا رجلا اسمه اسمی .
یک جریان زمانی است که پرچمهای سیاه را خداوند برانگیزاند و قیام جناب سید حسنی واقع شود. و دوّمی آنستکه ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه که هم نام پیغمبر اکرم 6 میباشند تحقّق پذیر است .
از تعبیر حضرت رسول اکرم 6 متوجّه میشویم که مصائب اهل بیت : همچنان ادامه دارد تا وقتی که جناب سید حسنی قیام نمایند، آنگاه گرفتاری و بلاهای آنان رو به نابودی میرود تا زمانی که حضرت بقیة الله ارواحنا فداه ظهور نموده و سراسر گیتی را با عدل و عدالت صفا بخشند در آن زمان است که همه بلاها و گرفتاریهای اهل بیت : (و همچنین همه مظلومین) برطرف خواهد شد.
پس شروع این موضوع مهمّ با قیام جناب سید حسنی آغاز میشود، زیرا که تصمیم آن بزرگوار نابود ساختن دشمنان
خاندان وحی و آماده ساختن مردم برای ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه میباشد. بنابراین هیچ حکومتی گرچه مدّعی ولایت باشد، چون کمر همّت به نابودی دشمنان شیعه نبسته است این افتخار نصیب او نخواهد شد.
2 ـ نکته دوّم که بسیار مهمّ میباشد و باید به آن توجّه نمود اینست که : سبب و برانگیزاننده قیام جناب سید حسنی خداوند بزرگ است ، پس بنابراین قیام آن بزرگوار نه تنها مورد رضای خداوند و خاندان وحی میباشد بلکه خروج ایشان با مشیت و خواست خداوند تحقّق میپذیرد. بنابراین هیچ کس حقّ مخالفت با قیام و خروج جناب سید حسنی را ندارد.
3 ـ فرمایش حضرت رسول اکرم 6 که میفرمایند : «حتّی یبعث الله رایةً من المشرق سوداء» دلیل بر آنستکه انگیزه جناب سید حسنی بر قیام ، خدا است ؛ نه آنکه همچون سیاستمداران و ریاست طلبان بر اساس جاهطلبی و حکومت ، قیام نمایند. بلکه نه تنها انگیزه آن بزرگوار بر قیام ، خدا است ؛ بلکه همانگونه که گفتیم : برانگیزاننده ایشان بر قیام ، خدا است ؛ و چون خداوند محرّک ایشان در قیام پرشکوه آن سرور است بر همگان لازم است که از خواسته خداوند پیروی نموده و در قیام آسمانی آن بزرگوار شرکت کنند و از مخالفت و سرپیچی خود را باز دارند.
4 ـ از آنجا که قیام آن بزرگوار بر اساس خواست و مشیت الهی صورت میگیرد و خداوند پشتیبان آنست ، بدیهی است
که امدادهای غیبی و کمکهای الهی همواره ، ارتش آن بزرگوار را همراهی میکند و معجزه آسا مردم پاکطینت به ایشان رو میآورند و دشمنان را به دیار نیستی رهسپار میسازند.
5 ـ چون قیام آن بزرگوار آغاز نابودی دشمنان شیعه و برطرف شدن مصیبتهائی است که به اهل بیت : رسیده است بدون شک مورد خوشنودی حضرت زهرا 3 و همه خاندان وحی میباشد، بنابراین کسی که در این نهضت شرکت کند، باعث خوشنودی حضرت فاطمه زهرا 3 و سایر اهل بیت : میشود.
6 ـ هر کس در این قیام مقدّس شرکت نماید و به نابودی دشمنان اهل بیت : کمر همّت بندد خداوند او را یاری میکند و هر کس کمک به آن را ترک کند خداوند او را کمک نخواهد نمود، زیرا پیغمبر اکرم 6 فرمودند: من نصرها نصره الله، ومن خذلها خذله الله.
از این کلام چنین نتیجه میگیریم : کسانی که نه تنها به یاری شخصیت عظیم الشأن جناب سید حسنی قیام نمیکنند بلکه به مخالفت با ایشان برخاسته و به جنگ آن بزرگوار میروند، در هر لباس و مقامی که باشند مورد غضب خداوند بزرگ هستند، و سرانجامی جز نابودی و هلاکت نخواهند داشت .
بنابراین دوستان خاندان وحی باید کاملا متوجّه باشند که فریب افراد حیلهگر را در هر موقعیتی که هستند نخورند و
نیرنگها، عوامفریبیها و دروغهای آنها، آنان را از راه راست دور نکند. و بدانند مخالفت و جنگ و ستیز با جناب سید حسنی ، مورد غضب خداوند و اهل بیت عصمت : میباشد. این حقیقتی است که در انتخاب صراط مستقیم باید کاملا به آن توجّه نمود.
7 ـ نکته مهمّ دیگری که دیدگان لشکر جناب سید حسنی را که پیروی از آن بزرگوار را همیشه نصب العین خود قرار میدهند، روشن میسازد اینستکه : سرانجام کار آنان پیوستن به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه است ؛ زیرا پیغمبر اکرم 6 در این روایت میفرمایند: «حتّی یأتوا رجلا اسمه اسمی فیولّوه أمرهم» بنابراین فرمایش کسانی که در ارتش جناب سید حسنی هستند و به پیروی از آن بزرگوار ادامه میدهند، سرانجام از یاران و اصحاب قائم آل محمّد : خواهند شد. و این مهمّترین خواسته و آرزوی هر شیعه آگاه است که ظهور آن حضرت را درک نموده و در رکاب آن بزرگوار جانفشانی کنند.
8 ـ نکته بسیار جالب دیگری از این روایت استفاده میشود: ارتش قدرتمند جناب سید حسنی که قسمتهای مهمّ ایران و عراق و ... را تحت تصرّف خود درآورده ، به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه میپیوندند و زمام امر خود را به آن بزگوار میدهند.
نکته جالبی که از این کلام استفاده میکنیم اینستکه حکومتی در ایران و عراق تا عصر ظهور امام زمان ارواحنا فداه
باقی نمیماند تا به مخالفت و یا متابعت آن حضرت اقدام کند. بلکه حکومتها از هم پاشیده و از بین رفتهاند و یا توسّط جناب سید حسنی طومار سیاه آنان برچیده میشود. پس چون در روزهای قبل از ظهور حکومتی در ایران و عراق و ... وجود ندارد و همه شکست خورده و از میان رفتهاند و زمام حکومت و رهبری ایران و عراق و قسمتی از کشورهای عرب در دست جناب سید حسنی است ، هیچ حکومتی نمیتواند ادّعا کند که تا انقلاب حضرت مهدی ارواحنا فداه پایدار خواهد ماند و حکومت خود را به حضرت بقیة الله ارواحنا فداه تقدیم میکند، زیرا تسلیم حکومت ایران و عراق و ... توسّط جناب سید حسنی تحقّق میپذیرد، همانگونه که در روایت دیگر درباره لشکر آن بزرگوار وارد شده است :
«یدفعونه إلی المهدی»
آنها حکومت را به حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) واگذار میکنند.
سید حسنی یا خراسانی/ص 55/(698)
آیا سید حسنی همان خراسانی است ؟ یعنی در روایات
اهل بیت : از یک شخص به دو عنوان نام بردهاند؛ یا هر یک نامی است برای یک شخص ؟
قبل از آنکه مطلبی در این باره بگوئیم ، باید از اهمیت سئوال آگاه باشیم و بدانیم اثبات هر یک از دو مورد این پرسش
دارای آثار فراوانی است ؛ زیرا هر یک از این دو عنوان در روایات بسیار وارد شدهاند و اگر اثبات کنیم که این دو عنوان نام یک نفر میباشد، روایاتی که درباره جناب سید حسنی وارد شده است نه تنها به حدّ تواتر بلکه شاید بالاتر از حدّ تواتر میرسد، که آنها را نه تنها شیعه در کتابهای خود ذکر نمودهاند؛ بلکه مخالفین ما نیز آنها را در کتابهای خود نقل نمودهاند.
نکته دیگر در اهمیت اثبات این مسئله آنست که درباره شخصیت جناب سید حسنی و وجوب پیروی از آن بزرگوار و جنگها و کشورگشائیهایی که آن بزرگوار انجام میدهند، دارای مجموعهای غنیتر از روایات خواهیم بود. به این جهت این سئوال را عنوان کردیم تا با یافتن پاسخ آن بتوانیم حقیقتهای بیشتری را در این کتاب بیاوریم .
به این نکته باید توجّه داشته باشیم که با استفاده از روایات اهل بیت : قیامهایی متعدّد در قرب ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه واقع میشود که نتیجه آنها آمادگی مردم برای حکومت جهانی آن حضرت است ؛ همانگونه که قیامهایی دیگر برای دور ساختن مردم از خاندان وحی واقع خواهد شد. و ما با اثبات این حقیقت که سید حسنی و خراسانی دو عنوان برای یک شخصیت بزرگ است ، در صدد آن نیستم که قیامهای حقّ دیگر مانند قیام جناب یمانی را نفی نموده و نادیده بگیریم و قیام حق را منحصر در قیام جناب سید حسنی
بدانیم .
برای اثبات آنکه عنوان حسنی و خراسانی ، نام یک شخصیت برزگ است ، نیازمند رجوع به فرمایشات اهل بیت : هستیم . با مراجعه به روایاتی که از پیغمبر اکرم 6 و خاندان وحی در این باره وارد شده است ، متوجّه این نکته میشویم :
روایاتی که درباره قیام جناب سید حسنی از خاندان وحی : صادر شده سه دسته است :
1 ـ روایاتی که در آنها صریحآ نام جناب سید حسنی تصریح شده است .
2 ـ روایاتی که در آنها به عنوان خراسانی تعبیر شده است .
3 ـ روایاتی که در آنها «رایات سود» پرچمهای سیاه[19]
عنوان شدهاند.
با مراجعه به این سه دسته روایت و فعّالیتها و کارهائی را که جناب سید حسنی یا خراسانی ، یا پرچمهای سیاه انجام میدهند، متوجّه میشویم که مقصود اهل بیت : از هر سه دسته روایت یک گروه بیشتر نیستند.
به عنوان مثال شکست لشکر سفیانی و فتح کوفه ، در روایات گاهی به پرچمهای سیاه که از مشرق خروج میکنند و گاهی به خراسانی و گاهی به جناب سید حسنی نسبت داده شده است .
ذکر نمودن یک عمل و نسبت دادن آن به عامل آن به عناوین مختلف دلیل بر آنست که گرچه از عامل آن به عنوانهای مختلف یاد شده است ولی در واقع عامل آن یک دسته بیشتر نیستند. زیرا اگر شکست سفیانی و فتح کوفه ، کار سه گروه میبود، حداقلّ در یک روایت به آن تصریح و یا اشاره میشد.
برای روشن شدن مطلب به این روایت توجّه کنید:
حضرت باقر العلوم 7 میفرمایند:
لابدّ أن یملک بنوالعبّاس ، فإذا ملکوا واختلفوا
وتشتّت أمرهم خرج علیهم الخراسانی والسفیانی هذا من المشرق ، و هذا من المغرب یستبقان إلی الکوفة کفرسی رهان ، هذا من ههنا و هذا من ههنا حتی یکون هلاکهم علی أیدیهما، أما أنّهما لایبقون منهم أحدآ أبدآ.[20]
ناگزیر باید بنیالعبّاس به حکومت برسند، آن گاه که حکومت نمودند و اختلاف نموده و کارشان به پراکندگی کشید، خراسانی و سفیانی بر آنها حکومت میکنند، این از طرف مشرق و آن از مغرب ؛ همچون اسبِ مسابقه به سوی کوفه سبقت میگیرند، این از آنجا و آن از جای دیگر تا آنکه نابودی بنیالعبّاس به دست آن دو خواهد بود، آگاه
باشید آنها یک نفر از بنیالعبّاس را باقی نخواهند گذاشت .
در این روایت امام باقر 7 یک عمل را که نابودی و
هلاکت بنیالعبّاس است ، چون کار دو نفر است : 1 ـ خراسانی 2 ـ سفیانی ، آن را به هر دو نفر نسبت دادهاند و فرمودهاند : هلاکت آنها به دست این دو واقع میشود، نه آنکه از یک نفر نام ببرند و از دیگری یاد نکنند.
امور دیگر نیز همین طور است ، اگر شکست سفیانی در کوفه ، کار دو دسته یا سه دسته میبود، حداقلّ در یک مورد از روایات متعدّد در این زمینه ، به آن تصریح یا اشاره میشد که شکست سفیانی به دست خراسانی و حسنی واقع خواهد شد. بنابراین از بعضی از فعّالیتها مثل شکست دادن لشکر سفیانی در کوفه ، گاهی به خراسانی و گاهی به جناب سید حسنی و گاهی به پرچمهای سیاه نسبت داده شدهاند متوجّه میشویم مقصود از خراسانی و حسنی و پرچمهای سیاه یک گروه بیشتر نیستند و آن لشکر پرتوان و قدرتمند جناب سید حسنی میباشد.
جالب توجّه است که در موارد متعدّد در روایات خاندان وحی : از یک نفر به دو عنوان یاد شده است .
این واقعیت یعنی نام بردن از یک نفر به دو عنوان ، در مورد بزرگترین دشمن جناب سید حسنی ، یعنی سفیانی نیز واقع شده است ، زیرا در بسیاری از روایات از او تعبیر به سفیانی
نمودهاند که نمونههایی از آن را در این کتاب آوردهایم و گاهی از او به عنوان شامی تعبیر میکنند چون قیام او از شام آغاز میشود و یا به این جهت است که اهل شام میباشد.
امام صادق 7 میفرمایند:
آن گاه که صاحب این امر ظهور نمود و مردم با او
بیعت نموده و از او پیروی نمودند، «شامی» لشکری را به سوی مدینه میفرستد...[21]
در روایات دیگر همین جریان را ذکر نمودهاند و از عامل
آن به عنوان سفیانی یاد نمودهاند.
بنابراین مقصود از شامی همان سفیانی است و مقصود از خراسانی جناب سید حسنی میباشد و یاد نموده ایشان به عنوان خراسانی از این جهت است که قیام ایشان از خراسان آغاز میشود.
معروف میگوید: هیچگاه بر امام باقر7 وارد نشدم مگر آنکه میفرمودند:
خراسان خراسان ، سیستان سیستان ، کأنّه یبشّرنا
بذلک .[22]
خراسان خراسان ! سیستان سیستان ! گویا ما را به این بشارت میدادند.
آیا سید حسنی یک نفر است یا متعدّد؟/ص 61/(698)
ممکن است با توجّه به بعضی از روایات برخی ندانند که
سید حسنی یک فرد است ، آیا افراد متعدّدی به این نام قیام خواهند نمود؟
در پاسخ به این سئوال میگوئیم :
در روایات عنوان «حسنی» مخصوص یک نفر نیست ، بلکه از بعضی از یاوران و اصحاب خاصّ حضرت بقیة الله ارواحنا فداه به عنوان نام «حسنی» تعبیر شدهاند که غیر از جناب سید حسنی که از خراسان قیام مینمایند، میباشد.
در روایات آمده است که سید حسنی همراه با خواهر بزرگوارش ، پانزده روز قبل از قیام حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در مکه معظّمه شهید میشوند. در روایتی آمده است :
فیبتدره الحسنی إلی الخروج فیثب علیه أهل مکة
فیقتلونه ویبعثون برأسه إلی الشامی...[23]
سید حسنی در خروج بر او مقدّم شده و اهل مکه بر او حمله نموده پس او را میکشند و سرش را برای شامی (سفیانی) میفرستند.
ایشان نیز یکی از شخصیتهای بزرگ از اصحاب خاصّ
حضرت بقیة الله ارواحنا فداه میباشند که به عنوان «حسنی» از ایشان یاد شده است .
بنابراین عنوان : «حسنی» در روایات اختصاص به یک نفر ندارد، ولی شخصیتی که از خراسان قیام نموده و شهرها را یکی پس از دیگر فتح مینماید و سفیانی را شکست میدهد و مردم را آماده برای حکومت عدل الهی حضرت بقیة الله ارواحنا فداه مینماید و در روایات به عنوان «حسنی» از ایشان یاد شده است یک نفر است .
پرچمهای سیاه/ص 63/(698)
همانگونه که کاملا از روایات استفاده میشود یکی از
علائم و نشانههای برجسته ارتش پرتوان جناب سید حسنی پرچمهای سیاهی است که به اهتزاز درمیآورند.
نشانه بودن پرچمهای سیاه برای لشکر ایشان آنچنان روشن است که در روایتهای متعدّد وقتی که سخن از قیام شکوهمند جناب سید حسنی سخن به میان آوردهاند، به نام بردن از پرچمهای سیاه اکتفا نموده و از ایشان به عنوان حسنی یا خراسانی نامی نبردهاند.
روشن بودن این موضوع از روایتهایی استفاده میشود که در آن از قیام شکوهمند آن بزرگوار سخن به میان آورده و هم پرچمهای سیاه را عنوان نمودهاند و هم از ایشان یاد کردهاند.
مخصوصآ در روایاتی تصریح شده است که پرچمهای سیاه از آنِ دو گروه بیش نیست :
1 ـ بنی العبّاس ، که آنان در گذشته خروج نموده و قیامشان به زیان اهل بیت : بوده است .
2 - لشکر جناب سید حسنی که با پرچمهای سیاه قیام نموده و مردم را آماده برای پذیرش دولت کریمه خاندان وحی میسازند.
در روایات غیر از این دو دسته ، هیچ گروه دیگری وجود ندارد که از آنان به عنوان داشتن پرچمهای سیاه نام برده
باشند. به این روایت توجّه کنید:
پغمبر اکرم 6 میفرمایند:
تخرج من المشرق رایات سود لبنی العبّاس ، ثمّ
یمکثون ما شاء الله، ثمّ تخرج رایات سود صغار فقاتل رجلا من ولد أبی سفیان وأصحابه من قِبل المشرق ، ویؤدّون الطاعة للمهدی.[24]
از مشرق پرچمهای سیاهی که از آنِ بنی العبّاس هستند، خارج میشوند و مدّتی که خدا بخواهد باقی میمانند، سپس از سوی مشرق پرچمهای سیاه کوچک خروج میکنند که با مردی از نسل ابی سفیان (سفیانی) و یاران او میجنگند و کار را به تابع شدن برای مهدی میرسانند.
مقصود پیغمبر اکرم 6 از مشرق ، خراسان است که
یک بار بنی العبّاس با پرچمهای سیاه به سرکردگی ابومسلم قیام خود را از آنجا آغاز نمودند.
و دیگر قیام شکوهمند جناب سید حسنی است که از خراسان با پرچمهای سیاه خروج نموده و مردم را آماده برای حکومت عدل حضرت بقیة الله ارواحنا فداه مینمایند.
در این روایت به چند نکته تصریح شده است :
1 ـ خروج گروهی از سوی مشرق (خراسان).
2 ـ همراه داشتن پرچمهای سیاهِ کوچک .
3 ـ جنگ با لشکر یکی از اولاد ابی سفیان (سفیانی).
4 ـ آماده ساختن مردم برای اطاعت و پیروی از حضرت بقیة الله ارواحنا فداه.
نکات دیگری از مضمون این روایت استفاده میشود که قابل توجّه است :
1 ـ پیروزی جناب سید حسنی در جنگها و شکست سفیانی و مخالفان دیگر که سرانجامِ آن آماده ساختن مردم برای دولت کریمه خاندان وحی .
2 ـ آماده نبودن اکثریت مردم برای حکومت عادلانه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه و عدم اقدام و لیاقت سردمداران سیاست و ریاستمدارانی که قبل از قیام جناب سید حسنی بر مردم حکومت میکنند، برای آماده ساختن مرم جهت پذیرش حکومت عادلانه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه.
اکنون که سخن به اینجا رسید، مناسب است که اندکی درباره چگونگی آماده شدن مردم برای حضرت بقیة الله ارواحنا فداه بحث کنیم :
1 ـ مردم باید اندک اندک طبق روال طبیعی به ضرورتِ ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه پی برند و درک کنند که تمام مشکلات روحی و جسمی چه از نظر اعتقادی ، اقتصادی و اجتماعی و چه مسائل دیگر، همه در زمانی حلّ خواهد شد که جهان در سیطره حکومت عدل الهی و دولت کریمه خاندان
وحی باشد. آن گاه که این اعتقاد فکری در عموم مردم فراهم شد و با گذشت زمان طولانی و دارا شدن تجربههای سخت و سنگینِ تحمّل حکومتهای ستمگر جهان ، مردم فهمیدند که در صورتی بشریت میتواند بدون ظلم و خونریزی بسر برد که حکومت عادلانه باید بر آنان حاکم باشد، در این صورت زمینه ظهور امام عصر ارواحنا فداه فراهم میشود، بنابراین سالهای سال باید بگذرد تا چنین حالتی در اجتماع به وجود آید.
2 ـ آمادگی مردم برای پذیرش حکومت عادلانه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در مدّتی کوتاه ایجاد خواهد شد، و برای آن نیازی به تجربههای طولانی تلخ ، و تحمّل حکومتهای ستمگر جهان نیست .
عقیده اوّل که متأسّفانه عقیده بعضی از قلم بدستان! است و از آن ترویج میشود، دارای اشکالات مهمّی است که برخی از آنها را ذکر میکنیم :
1 ـ این عقیده مدرک روائی ندارد و برخاسته از عقیدههای شخصی و تحلیلهای بدون تحقیق است .
2 ـ نه تنها در روایات مدرکی برای آن وجود ندارد، بلکه مخالف با روایات متعدّدی است که در آنها نوید دادهاند آمادگی مردم برای ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در زمانی کوتاه محقّق میشود و آن گونه که بعضی توهّم کردهاند مشروط به گذشت زمانهای طولانی نیست .
بعضی از این روایات را به زودی ذکر میکنیم .
3 ـ این عقیده دارای نتیجهای بسیار زیانبار است که متأسّفانه عدّهای دچار آن شدهاند، زیرا بعضی گمان کردهاند دهها و صدها سال باید بگذرد تا کم کم جامعه ضرورت حکومت عادلانه حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را درک نماید، زیرا با استفاده از روایات نهی توقیت ، همانگونه که انسان نمیتواند زمان معینی را برای ظهور آن حضرت تعیین کند، و بگوید در آن تاریخ آن بزرگوار ظهور مینمایند، همینگونه انسان نمیتواند بگوید تا این تاریخ معین حضرت ظهور نخواهند کرد، زیرا مقید ساختن واقع شدن ظهور به بعد از تاریخ معین ، خود نوعی از توقیت است .
4 ـ نتیجه اعقتاد به این عقیده یأس از درک ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه و از دست دادن حالت امید و انتظار و نتیجههای مهمّ و مؤثّر آنست .
* * *
عقیده دوّم نه تنها امید آفرین است و حالت یأس و ناامیدی را ریشهکن میسازد، دارای پشتوانه روائی است و روایات متعدّدی بر آن دلالت میکند. ما در اینجا به ذکر دو روایت ـ به عنوان نمونه ـ اکتفا میکنیم :
1 ـ حضرت امیرالمؤمنین 7 میفرمایند:
إذا نادی منادٍ من السماء أنّ الحقّ فی آل محمّد،
فعند ذلک یظهر المهدی علی أفواه الناس ،
ویشربون حبّه ، فلا یکون لهم ذکر غیره .[25]
هر گاه منادی از آسمان ندا دهد که حقّ در آل محمّد ( :) است در آن هنگام نام مهدی بر زبان مردم ظاهر میشود و محبّت او را میآشامند پس برای آنها یادی غیر از یاد او باقی نمیماند.
بنابراین روایت با یک امداد غیبی و با یک بانگ آسمانی
که همه مردم جهان آن را میشنوند، خداوند نام حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را بر زبانها جاری میسازد و محبّت و علاقه او را در دلها ایجاد میکند، به طوری که غفلت و فراموشی را کناری نهاده و با یاد آن حضرت ، دلهای مرده را حیات میبخشند و همواره نام آن بزرگوار را بر زبان میآورند.
پس یک امداد غیبی و یک نداء آسمانی راهی را که به گمان بعضی باید قرنها پیمود، در مدّت چند ثانیه میپیماید، و در لحظهای باطن انسانها را بیدار ساخته و به ضمیر ناخودآگاه آنان ، آگاهی داده و با ایجاد حیات معنوی ، آنان را به سوی آبِ حیات روان میسازد.
2 ـ حضرت امیرالمؤمنین 7 میفرمایند:
إذا هزمت الرایات السود خیل السفیانی الّتی فیها
شعیب بن صالح تمنّی الناس المهدی فیطلبونه ، فیخرج من مکة ومعه رایة رسول الله صلّی الله علیه و
آله وسلّم فیصلّی رکعتین بعد أن ییأس الناس من خروجه ، طال علیهم من البلاء، فإذا فرغ من صلاته انصرف ، فقال : أیها الناس الّح البلاء باُمّة محمّد صلّی الله علیه وآله وسلّم وبأهل بیته خاصّة قُهرنا وبغی علینا.[26]
هر گاه که پرچمهای سیاهی که شعیب بن صالح در آنهاست ، لشکر سفیانی را شکست دادند مردم (حضرت) مهدی را آرزو مینمایند، پس آن حضرت از مکه خروج مینماید و این بعد از مأیوس شدن مردم از خروج اوست . در حالی که پرچم رسول الله 6 با ایشان است . پس دو رکعت نماز میخواند و پس از نماز رو به طرف مردم برگردانده و میفرماید: ای مردم ، گرفتاری امّت پیغمبر 6 را به ستوه درآورد و مخصوصآ اهل بیت آن حضرت را، مقهور شدیم (کنار زده شدیم) و به ما ستم شد.
در این روایت تصریح شده است که لشکر جناب سید
حسنی به سرکردگی شخصیت پرتوان قدرتمند و بینظیر جناب شعیب بن صالح ، لشکر سفیانی را شکست داده و بر اثر پیروزی آنها مردم حضرت بقیة الله ارواحنا فداه را آرزو نموده و به جستجوی آن حضرت میپردازند و در نتیجه ، آن بزرگوار از
مکه با پرچم رسول الله 6 قیام مینمایند و جهان را از ظلم و جور پاک میسازند.
بنابراین پیروزی پرچمهای سیاه به سرکردگی جناب شعیب بن صالح ، لشکر دل سیاه سفیانی را شکست میدهند و نه تنها وسیله آمادگی مردم بلکه باعث تلاش آنان برای حکومت جهانی حضرت بقیة الله ارواحنا فداه میشود.
نکته جالب توجّه در روایت اینست که حضرت امیرالمؤمنین 7 میفرمایند: «بعد أن ییأس الناس من خروجه» یعنی خروج آن حضرت زمانی واقع میشود که مردم از آن ناامید شدهاند.
پس پیروزی آنها باعث امیدواری به ظهور و تلاش مردم برای رسیدن به آن میشود نه آمادگی اندک اندک و با مرور زمانهای طولانی و تحمّل تجربههای سخت و سنگین !
(چرا پرچمهای سیاه رنگ ؟/ص 64/(698))
اکنون به اصل مطلب باز میگردیم و در پاسخ این سئوال
که چرا جناب سید حسنی پرچمهای سیاه رنگ را برای لشکر خود انتخاب میکنند؟ میگوئیم :
علاوه بر آن آنکه پرچمهای سیاه نشانه مصیبتها و ظلمهایی است که به اهل بیت : وارد شده و قیام جناب سید حسنی آغاز انتقام و از میان بردن آن ستمها میباشد، پرچم حضرت رسول اکرم 6 که در جنگها همراه آن حضرت بوده ، طبق مدارک موجود سیاه بوده است .
حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نیز همان پرچم سیاه را که «عقاب» نام دارد از ابتداء خروج از مکه معظّمه به اهتزاز درمیآورند.
نکته قابل توجّه دیگر اینستکه غیر از «عقاب» پرچمهای سیاه دیگری نیز در میان لشکر حضرت بقیة الله ارواحنا فداه در اهتزاز است ، بنا به نقلی آن حضرت دارای نه عدد پرچم سیاه میباشند.
بنابراین ، انتخاب پرچمهای سیاه رنگ و به اهتزاز درآوردن آنها در لشکر جناب سید حسنی ، پیروی از رسول الله 6 و حضرت بقیة الله ارواحنا فداه میباشد.
=====================================
این فایل سید حسنی اصلی میباشد
که در تاریخ 24 / 1 / 1404
در حال آماده سازی برای جستجوی 2 المنجی .
تنظیم و جایگزینی ی ک در فایل در تاریخ 4 / 2 / 1404
[1] () روضه كافى : ...
[2] () ...
[3] () الغيبة مرحوم نعمانى : 304.
[4] () بحار الأنوار: 52/153.
[5] () بحار الأنوار: 52/155.
[6] () الغيبة مرحوم نعمانى : 273.
[7] () الزام الناصب : 2/160.
[8] () الزام الناصب : 2/159.
[9] () سوره مريم ، آيه 37.
[10] () سوره شعراء، آيه 4.
[11] () حلية الأبرار: 2/611.
[12] () الغيبة نعمانى : 197.
[13] () حلية الأبرار: 2/704.
[14] () الإحتجاج : 2/297.
[15] () الصحيفة المباركة المهديّة : 261.
[16] () ...
[17] () بحار الأنوار: 52/250.
[18] () الملاحم والفتن : 121 از الفتن ابن حمّاد 1/313/904 و عقد الدرر: 130.
[19] () غير از رواياتى كه درباره پرچمهاى سياه بنىالعبّاس (لع) وارد شده است .
[20] () غيبت نعمانى : 259.
[21] () غيبت نعمانى : 270.
[22] () غيبت نعمانى : 273.
[23] () غيبت نعمانى : 270.
[24] () الملاحم : 123.
[25] () الملاحم سيّد بن طاووس : 129.
[26] () الملاحم سيّد بن طاووس : 136.
=============================
قسمت دوم
کنارهگیری از قیام آسمانی/ص 66/(698)
در روزگاری که حقیقتطلبان اجتماع نموده و به یاری دین پرداختند، کنارهگیری از آنان اشتباه است و راهی است که شیطان آن را برای پیروان خود برمیگزیند. بنابراین وقتی دیدیم که عموم افرادی که اهل شناخت حقیقت میباشند، برای یاری دین اجتماع نموده و به پیکار با دشمنان دین برخاستهاند، جدا شدن از آنان و تفرقه و تنهایی ، وسیله افتادن در دام شیطان است همانند گوسفندی که از چوپان و گلّه گوسفندان جدا میشود و سرانجام بر اثر تنهایی در بیابان به دست گرگ گرفتار میشود.
این حقیقتی است که حضرت امیرالمؤمنین 7 آن را بیان فرمودهاند:
إیاکم والفرقة فإنّ الشاذّ من أهل الحقّ للشیطان کما أنّ الشاذّ من الغنم للذئب .[1]
برحذر باشید از جدایی ! به راستی کسی که از اهل حق کنارهگیری کند نصیب شیطان است همان گونه که ... از گوسفندان نصیب گرگ میگردد.
به طور کلّی کسانی که از قیام آسمانی کنارهگیری میکنند به سه دسته تقسیم میشوند:
1 ـ دسته اوّل شامل کودکان و زنان و همچنین مردانی میشود که بر اثر ناتوانی و یا دور بودن از منطقه جنگی نمیتوانند خود را به لشکریان حق برسانند. این گونه افراد مسئولیتی نخواهند داشت و اگر دارای میل قلبی به کمک و یاری جنگجویان باشند مأجورند.
2 ـ دسته دوّم کسانی که هیچ گونه مانعی برای یاری نمودن و شرکت آنان در جنگ نیست ، ولی چون از نظر عقیدتی منحرف میباشند و در صف مخالفان قرار دارند، به یاری دین نمیپردازند و در قیام آسمانی شرکت نمیکنند.
بدیهی است این گونه کسان ، راه شیطان را پیموده و در لشکر .... قرار دارند.
3 ـ دسته سوّم کسانی هستند که از نظر مبانی اعتقادی راه صحیح را پذیرفته و در آن گام برداشتهاند، و خود اهل حق و حقیقت هستند، ولی بر اثر وسوسه شیطان از شرکت در قیامت آسمانی خودداری نموده و از آن کنارهگیری میکنند. این گونه افراد گرچه قبلا اهل حق و حقیقت بودهاند ولی بر اثر جدا شدن از گروه مؤمنان نصیب شیطان میشوند.
در تعبیر لطیف حضرت امیر مؤمنان 7 دقتّ کنید: آن حضرت میفرمایند:
إنّ الشاذّ عن أهل الحقّ للشیطان .
کسی که از اهل حق .... مال شیطان است .
این گونه افراد بر اثر وسوسههای شیطانی ، از افکار و اندیشهها و یا کشف و شهود شیطانی و نفسانی پیروی مینمانید و بر اثر تلقین و یا مکاشفات باطل نفسانی و یا شیطانی راه باطل را برمیگزینند و از اهل حق و حقیقت کناره میگیرند.
اینگونه افراد دهها نفر از بزرگترین یاوران امام عصر ارواحنا فداه را که به تصریح روایات در قیام آسمانی شرکت میکنند نادیده میگیرند و همچنین شرکت شخص آن حضرت را به صورت ناشناخته در آن قیام ، و همچنین شرکت صدها و هزاران نفر از یاوران آن بزرگوار در ارتش قدرتمند جناب سید حسنی نادیه گرفته و به کنارهگیری از آنان میپردازند.
در واقع آنان پندارهای شخصی خود و افکار بیاساس خویش را ـ که گاهی از مکاشفات و مشاهدات باطل سرچشمه میگیرد ـ سراندیشهها و اعتقاداتِ صحیح صدها نفر از یاوران حضرت بقیة الله الأعظم ارواحنا فداه ، برتر میدانند! آیا این یک نمونه واضحِ اعتماد به نفس نابجا نیست ؟ چرا انسان بر اثر ترس و یا بیعاری و تنبلی خود را در برابر اهل حقیقت قرار دهد؟ چرا انسان بر اثر وحشت از شرکت در قیام آسمانی از ارتش خداوند کنارهگیری نموده و به اعتقادات نفسانی خویش تکیه نموده و اعتماد نماید؟
آیا آنان با این کار خود را در دام شیطان قرار نمیدهند؟
مگر حضرت امیر مؤمنان 7 نمیفرمایند:
إیاک والثقة بنفسک ، فإنّ ذلک من أکبر مصاید الشیطان .[2]
برحذر باش از آن که به نفس خود اعتماد کنی زیرا براستی که این از بزرگترین دامهای شیطان است .
تنها راه برای رهایی یافتن این گونه افراد از دام شیطان این است که از اعتماد به نفس و اتّکا به توجّهات شخصی دست برداشته و به گروه مردمان بافضیلت و طرفداران حقیقت بپوندند.
بسم الله الرحمن الرحیم وبه نستعین
السلام علیک یا مولانا یا صاحب الامر عجل الله تعالی لک الفرج والنصر
(مدّت حکومت جناب سید حسنی/ص 68/(698))
از آنجا که کیفیت و چگونگی جهاد و پیکار جناب سید حسنی بسیار چشمگیر و بی نظیر است و همراه با امدادهای غیبی و حضور یاوران خاص حضرت بقیة الله الاعظم در میان ارتشِ قدرتمند اوست و بلکه آنبزرگوار به صورت ناشناس در لشکر ایشان حضور مییابند که باعث پیروزی، غلبه و برتری کامل با ارتش جناب سید حسنی بر دشمنان زبون میشوند. با توجه به اینگونه امدادهای غیبی و قدرتهای ملکوتی که لشکر آن شخصیت بزرگ را احاطه میکند و باعث فروپاشی قدرتهای پوشالی مخالفین ایشان مینماید، این سئوال در ذهن برخی از افراد به وجود میآید
که:
این همه قدرت و توانایی، و درخشندگی یاوران خستگیناپذیر آن بزرگوار چقدر به طول میانجامد؟ آیا میان خروج ایشان و فرا رسیدن روزگار ظهور حضرت بقیة الله الاعظم ارواحنا فداه طولانی است؟
آیا همانگونه که در برخی از روایات وارد شده است میان خروج ایشان و میان ظهور امام زمان ارواحنا فداه نه ماه طول میکشد همانگونه که در بعضی از روایات به این مدّت از زمان تصرح شده است که بر فرض پذیرش آن باید بپذیریم از ابتداء خروج جناب سید حسنی تا قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی له الفرج نه ماه فاصله وجود دارد، و آیا یقیناً در طول این مدّت از ظهور امام عصر ارواحنا فداه خبری نیست و امکان ندارد که بدون پایان پذیرفتن این مدّت قیام آن حضرت شروع شود؟
از شخصیتهای بزرگ آینده جهان مانند حضرت سید حسنی آگاهی ندارند بلکه از حالات مردان بزرگ گذشته نیز اطلاع درستی ندارند!
برای تجلیل و بزرگداشت آن بزرگواران از نمونهای از آنان یعنی جناب سعد بن معاذ نام میبریم که به فرموده پیغمبر اکرم صلوات الله علیه به خاطر رحلت او عرش خداوند به لرزه درآمد.[3]
اکنون به فرمایش دیگری از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله توجه کنید :
یرحمک الله یا سعد، فلقد کنت شجّاً فی حلوق الکافرین، لو بقیت لکففت العجل الذی یراد نصبه فی بیضة الاسلام کعجل قوم موسی قالوا: یا رسول الله صلی الله علیه وآله او عجل یراد ان یتّخذ فی مدینتک هذه؟
قال: بلی، والله یراد ولوکانلهم سعد حیاً ما استمرّ تدبیرهم، ویستمرّون ببعض تدبیرهم، ثمّ الله یبسطه، قالوا اتخبرنا کیف یکون ذلک؟
قال: دعوا ذلک لما یرید الله ان یدبّره.[4]
اگر تاریخ شیعه افرادی همچون سعد بن معاذ بیشتر میداشت، چگونه دشمنان دین میتوانستند به غصب خلافت بپردازند و اگر شیعه در گذشته افرادی همچون جناب سید حسنی که زمینه حکومت امام عصر ارواحنا فداه و مقدّمات آن را فراهم
مینماید، تعداد بیشتری میداشت چگونه حاکمان ستمگری میتوانستند به غصب خلافت و رهبری ائمه اطهار علیهم السلام ادامه دهند؟
1ـ وجوب متابعته
2ـ لم یرد نهی فی مبایعته
3ـ انه خلیفة مولانا صاحب الزمان
4ـ ینصره کنوز الطالقان
5ـ ینصره بعض أصحاب مولانا صاحب الزمان
6ـ انّه أعظم شأناً من الاوتاد
7ـ انّه یظفر علی الاعداء ویفتح ایران و عراق
8ـ انّ شعیب بن صالح التمیمی الّذی هو صاحب الرایة المهدویة یکون صاحب الرایة الحسنی
9ـ من قتل من جیشه فهو شهید
10ـ ان بعض أصحابه من المخالفین کما انّ فی جیش مولانا صاحب الزمان بعض المعارین والمخالفین
11ـ انه یقاتل مع بنی العباس و یهزمهم
12ـ خروجه من علائم الحتمیة
13ـ تعدّد الحسنی و امتیاز صاحب الخراسان علی غیره
14ـ یلحق عدّة من أصحابه بجیش مولانا صاحب الزمان علیه السلام کشعیب بن صالح و کنوز الطالقان و هم صاحب المشاعر القویة الباطنیة وقد وردت روایات متعددة بمدحهم.
ویژگیهای جناب سید حسنی/ص 70/(698) :
1ـ شرکت امام عصر علیه السلام در میان ارتش او
2ـ شرکت دوستان خاص آنحضرت در لشکر وی
شهرهایی که جناب سید حسنی فتح میکند :
خراسان تا تهران، قم و از آنجا به سوی عراق و شهرهای مسیر آن تا کوفه
حدائق الانس 2/185 شرح تقسیم شتران توسط حضرت امیرالمؤمنین 7 فرق
اعتقاد و انتظار: اعوذ بک ان أکون من الّذین لایرجون ایامک.[5]
تمام روایات انتظار دلیل بر لزوم رجا وامیدواری و امکان وقوع ظهور را دارد زیرا اگر انتظار و امید نباشد و انسان مایوس باشد چگونه روایات انتظار که امر به آن نمودهاند عمل کرده است؟!
انتظار تنهابه معنای آمادگی نیست، بلکه علاوه بر آن، در ذکر آن بودن و امیدوار بودن به آن را نیز میطلبد. بسیاری از افراد ممکن است آمادگی برای پذیرایی از میهمان را داشته باشند ولی در انتظار آمدن میهمان نباشند. بنابراین صرف در خودسازی و پاکسازی بدون توجّه به فرا رسیدن روزگاری که سراسر جهان از وجود ظلم وستم پاکسازی میشود احساس کمبود وجود دارد. و به عبارت روشنتر و بهتر مرحله خودسازی، اصلاح نفس و پاکسازی در صورتی به اوج خود میرسد که انسان در آرزو وانتظار پاکسازی سراسر گیتی باشد و تنها به تهذیب نفس خویش نیندیشد.
یکی از روشهای شوم زمامداری در دوران تاریک غیبت امام عصر ارواحنا فداه پناهنده شدن زمامداران ستگر به کشورهای بزرگ و کمک گرفتن از آنها برای ادامه حیات ننگین و تداوم حکومت ظالمانه آنها میباشد.
صفحات تاریخ نه تنها این حقیقت را نشان میدهد، بلکه با مراجعه به آن به صورت آشکار دیده میشود که ادامه حکومت ظالمانه کشورهای کوچک با کمکهای شیطانی کشورهای بزرگ تحقّق یافته است.
این واقعیتی است که تاریخ سیاه بشریت تاکنون صدها و هزاران بار نمونه آن را نشان میدهد.
سفیانی نیز که وارث ستمگران تاریخ گذشته است، از آنجا که قدرت و توان مقابله با لشکر توانمند و پر قدرت جناب سید حسنی را که امدادهای غیبی آنان را احاطه کرده است، ندارد؛ ناگزیر به کشورهای خون آشام بزرگ پناهنده میشود و آنها پذیرای او شده و چون میدانند به دنبال شکست سفیانی، باید نظاره گر شکست
خود از جنود الله باشند، سفیانی را تقویت نموده و با او پیمان کمک و همکاری میبندد مشروط بر آنکه او به ظاهر نیز از اسلام دست بردارد و مرام خرافی مسیحیت را بپذیرد.
او که در واقع به هیچ دین و آیینی اعتقاد ندارد و از سوی دیگر شکست ارتش شیطانی خود را در برابر لشکر الهی جناب سید حسنی حتمی میداند شرایط شرم آور آنان را میپذیرد و به نشانه قبول مسیحیت صلیب را به گردن خود میآویزد!
امام باقر 7 :
ولیس من الرایات اهدی من رایة الیمانی هی رایة هدی لانّه یدعو الی صاحبکم، فاذا خرج الیمانی حرم بیع السلام علی (الناس و) کلّ سلم واذا خرج الیمانی فانهض الیه فانة رایته رایة هدی، ولا یحلّ لمسلم ان یلتوی علیه، فمنفعل فهو من أهل النار، لانّه یدعو الی الحقّ والی طریق مستقیم.[6]
عن أبی عبدالله 7: قال: خروج الثلاثة الخراسانی والسفیانی والیمانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد، ولیسفیها رایة بأهدی من رایة الیمانی یهدی الی الحقّ.[7]
قال أبوجعفر 7 :
فبیناهم کذلک اذ اقبلت رایات من قبل خراسان، تطوی المنازل طیاً حثیثاً ومعهم نفر من أصحاب القائم، ثمّ یخرج رجل من موالی اهل الکوفة من ضعفاء فیقتله امیر جیش السفیانی بین الحیرة والکوفة، ویبعث السفیانی بعثاً الی المدینة فینفر المهدی منها الی المکة، فیللغ امیر جیش السفیانی إنّ المهدی قد خرج الی مکة، فیبعث جیشاً علی أثره فلا یدرکه حتّی یدخل مکة خائفاً یترقّب علی سنّة موسی بن عمران.[8]
أمیرالمؤمنین 7 :
... فبینماهم علی ذلک اذا اقبلت خیل الیمانی والخراسانی یتقبان کانّهما فرسی رهان شعث غُبر جُرد اصلاب نواطی واقداح، اذا نظرت احدهم برجله باطنه فیقول: لا خیر فی مجلسنا بعد یومنا هذا اللّهمّ فانّا التائبون، وهم الابدال الّذین وصفهم الله من کتابه العزیز «انّ الله یحبّ التوّابین ویحبّ المتطهرین»[9] ونظراؤهم من آل محمد....[10]
عن أبی جعفر 7 فی حدیث طویل قال: یدخل المهدی الکوفة، و بها ثلاث رایات قد اضطربت بینها، فتصفوله فیدخل حتّی یأتی المنبر و یخطبه ولا یدری الناس ما یقولمنالبکاء، و هو قول رسول الله: کانّی بالحسن والحسین، وقد قا لاها؟؟؟ فیسلّمها إلی الحسین فیبایعونه فإذا کانت الجمعة الثانیة....[11]
واسم رایته العقاب، وکانت سوداء من صدف.[12]
یدفعونه إلی المهدی 7
حکومت از دست آنان به حضرت میرسد نه دیگران، دیگران مضمحّل شدهاند یا بوسیله سید حسنی مضمحل میشوند
وقوع صحیح و خروج سید حسنی مصادف با ادعای نیابت خاصه و اتمام نیابت عامه است و پرداخت وجوه به نواب عام در آن زمان باید با اجازه ایشان باشد.
خضوع رقاب؟؟؟ آسمان و همچنین سربلندی دوستان/ص 72/(698)
1ـ یمانی
2ـ شعیب بن صالح
3ـ هادی بودن پرچم سید حسنی
نقش عوامل غیبی در پیروزی جناب سید حسنی/ص 74/(698)
همانگونه که گفتیم عوامل متعددی در پیروزی سریع جناب سید حسنی و شکست دشمنان فرومایه و خائن آن بزرگوار نقش اساسی دارند بطور کلّی اینگونه عوامل را به دو دسته میتوان تقسیم نمود: 1ـ عوامل معنوی و امدادهای غیبی. 2ـ عوامل ظاهری و خارجی.
یکی از عوامل مهم غیبی که در غلبه جناب سید حسنی و همچنین آمادگی جهان برای پذیرفتن حکومت جهانی حضرت بقیة الله ارواحنا فداه نقش بسیار مهم و اساسی دارد، صیحه آسمانی است.
صیحه آسمانی یکی از علائم حتمی ظهور امام زمان 7 است که در بسیاری از روایاتی که در این زمینه از اهل بیت : وارد شده به آن تصریح شده است.
نتیجهگیری بحث و پاسخ به سؤالات/ص 76/(698)
سئوال: در قیام جناب سید حسنی و شرکت در لشکر آن بزرگوار ممکن است با وجود دو مانع برخورد کنیم:
1ـ یک مانع روایتی که به نحو مطلب و به صورت عام میفرماید کل رایة ترفع قبل قیام القائم فصاحبها طاغوت که ممکن است خیال کنیم اطلاق شامل قیام جناب سید حسنی میشود.
2ـ و دیگری روایتی که در آن امام صادق 7 میفرمایند اگر من آنزمان را درک کنم خود را برای کمک به امام زمان 7 حفظ میکنم.
با وجود این دو روایت چگونه میتوان در لشکر آن بزرگوار شرکت نمود، و حال آنکه در آن عصر قیام امام عصر 7 واقع نشده و با احتمال کشته شدن در میان لشکر جناب سید حسنی، چگونه میتوان جان خود را برای کمک به امام عصر 7 حفظ نمود؟
ملاحم و فتن/ص 78/(698)
پیروزیهای سید حسنی از عوامل گرایشِ مردم به ایشان و حضرت مهدی 7
است. 136
لشکر سید حسنی تا (بیت لهیا) واقع در دمشق پیشروی نموده و تصرف میکنند. 122
انتقام سفیانی از مردم مدینه به خاطر پیروزیهای سید حسنی و کشتار مردم مدینه و فرار آنها از مدینه. 126
در واقع از اول ابتداء قیام جناب سید حسنی چون برای آماده ساختن مردم برای عصر ظهور است قیام به سوی آن حضربت است وقیام آنحضرت از همان زمان ابتداء میشود منتهی به سرکردگی جناب سید حسنی.
جریان ولیبایعهم دلیل بر آنست که قیام از آن حضرت صادر شده و به امر آن حضرت است.
تعبیراتی که در روایات وارد شده است: بسوی آنان بشتابید، حضرت در میان آنها هستند، با آنها بیعت کنید.
قیام جناب سید حسنی با توجه به پیشگوئیهای متواتر پیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وائمّه : نسبت به آن که خبر از آینده است، باعث اعتقاد و ایمان و تقویت عقیده بسیاری از افراد است.
از امدادهای غیبی برای پیروزی جناب سید حسنی وقوع صیحه و علائم و جریاناتی که عقیده مردم را نسبت به وقوع سریع ظهور امام عصر ارواحنا فداه و اینگونه عقاید، زیاد میکند.
امام صادق 7 :
... ثمّ یبعث السفیانی جیوشاً الی الاطراف ویسخر کثیراً من البلاد ویبالغ فی القتل والفساد ویذهب الی الروم لدفع الملک الخراسانی، ویرجع منها منتصراً فی عنقه صلیب.....[13]
عن ثوبان، قال: قال رسول الله 6 :
«تجیء الرایات السود من قبل المشرق کانّ قلوبهم زبر الحدید، فمن سمع بهم فلیأتهم فبایعهم ولو حسبواً؟؟؟؟ علی الثلج.[14]
پرچمهای سیاه از سوی مشرق میآید، گویا قلبهای آنان پاره آهن است، پس هر کس قیام آنها را شنید باید به سوی آنها برود اگر چه سینه خیز به روی برف باشد و با آنها بیعت کند.
قال رسول الله 6 :
اذا رأیتم الرایات السود قد اقبلت من خراسان فأثرها؟؟؟ ولو حبواً علی الثلج، فان فیها خلیفة الله المهدی.[15]
هرگاه دیدید که پرچمهای سیاه از خراسان روی آوردهاند به سوی آن بروید اگر چه در حال سینه خیز به روی برف باشد زیرا که جانشین خدا مهدی در آنست.
عن أبی جعفر 7:.... تقبل الرایات السود من خراسان، علی جمیع الناس شاب من بنی هاشم، بکتفه الیمنی خال، سهل الله أمره وطریقه...[16]
لشکر سفیانی از عراق به سوی عربستان میرود زیرا پس از فتح عراق متوجه وجود حضرت در مدینه میشود.[17]
در البرهان ص 117 نیز یخرج الناس من قبل المشرق نیز دلیل بر همانست.[18]
قال رسول الله 6 :
... تطلع الرایات السود من قبل المشرق، فیقاتلونکم قتالاً لم تقتیتله؟؟؟؟ قومٌ .[19]
قال رسول الله 6 : .... ثمّ یقبل الرجل التمیمی شعیب بن صالح - مسقر؟؟؟؟ الله بلاد شعیب ـ بالرایة السوداء المهدیة بنصر الله وکلمته حتّی یبایع المهدی بین الرکن والمقام.[20]
مسیحیت/ص 80/(698)
عن علی 7: قال: بعد الخسف ینادی منادٍ من السماء: انّ الحقّ فی آل محمّد، فی أوّل النّهار، ثمّ ینادی فی آخر النّهار: إنّ الحقّ فی ولد عیسی وذلک نخوة[21] من الشیطان.[22]
درباره شرکت در لشکر جناب سید حسنی و کمک به ارتش آن بزرگوار تعبیراتی از پیغمبر اکرم 6 و خاندان وحی : صادر شده است که باید کاملاً مورد توجّه قرار گیرد تا همگان را با عظمت مقام آن بزرگوار و اهمیت قیام ایشان آشنا سازد.
ما در آینده روایتی را که در مورد شخصیت جناب سید حسنی و عظمت قیام آن بزرگوار است به صورت کامل ذکر مینمائیم، ولی اکنون جملات کوتاهی از فرمایشات خاندان عصمت و طهارت : را که در این زمینه فرمودهاند ذکر میکنیم تا قلب خوانندگان گرامی را با انوار تابناک کلمات گهربار آن بزرگواران نورافشانی شود.
توجه داشته باشید جملاتی که مکرّر در روایات و احادیث اهل بیت : وارد شده است.
پیغمر اکرم 6 :
1ـ من نصرها نصره الله.
کسی که پرچمهای سیاه (رایت جناب سید حسنی) را یاری کند.
جابر از امام باقر 7 روایت نموده که آن حضرت فرمودند:
یخرج شابّ من بنی هاشم بکفّه[23] الیمنی خال، من خراسان برایات سود بین یدیه
شعیب بن صالح یقاتل اصحاب السفیانی فیهزمهم؟؟؟.[24]
1ـ پیروزی بر لشکر سفیانی/ص 81/(698)
2ـ هاشمی و خراسانی و حسنی یکی است زیرا شعیب بن صالح پرچمدار حسنی است .
در روایت دیگر :
جناب یمانی از شخصیتهای بسیار مهمّی است که در روایات توصیف شخصیت ایشان شده و لقب هدایتگر؟؟؟؟؟ به پرچم آن بزرگوار داده شده است، از این دو ممکن است برخی ایشان را افضل از همه کسانی بدانند که قبل از ظهور حضرت بقیة الله ارواحنا فداه قیام مینمایند زیرا در روایت امام7 میفرمایند :
با این بیان عظمت آن شخصیت بزرگ معنوی روشن میشود از این جهت شاید بعضی ایشان را «منصور» که مقصود وزیر و نایب امام عصر 7 است بدانند وشاید یک روایت که در کتب مسطور است این مطلب را تأیید نماید.
با همه اینها دقت در روایتی که در صدر مطلب ذکر نمودیم مطالبی را به ذهن وارد مینماید که این احتمالات را مخدوش میسازد.
دو نکته بسیار مهم/ص 82/(698) :
1ـ جهاد - جنگ و دعا برای ظهور، هرچه بیشتر آماده سازی مردم از نظر روحی برای حکومت جهانی و ظهور امام عصر ارواحنا فداه
2ـ در پشت جبهه دعا برای ظهور ـ وهمچنین دعا برای نابودی دشمنان اهل بیت : از این 2 نکته به هیچ وجه نباید غفلت شود.
امدادهای غیبی: سهل الله أمره، شرکت؟؟؟؟؟؟؟، مشرکین یاورانی که از نیروهای
فوق العاده برخوردارند.
مدّت حکومت: داشتن یاران قوی و پشتوانههای مهم و محکم باعث نمیشود که حکومت آنجناب طولانی شود همچون حکومتهای؟؟؟؟؟؟غیبت، بلکه باعث؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ رسیدن به نتیجه است چون مقصود جناب سید حسنی رساندن مردم به عصر ظهور و تحویل حکومت به حکومت امام عصر ارواحنا فداه است نه آنکه هدف ایشان حکومت خویشتن باشد. بنابراین امکانات مهم مادی و غیبی باعث کوتاهتر شدن حکومت و زودتر رسیدن به هدف اصلی است نه طولانی شدن حکومت.
در روایات وی حکومت ایشان بسیار مختلف؟؟؟ ذکر شده است 1ـ 9 ماه 2ـ 8 ماه 3ـ 72 ماه 4ـ 72 روز ـ بنابراین بر همه افرادی که در لشکر ایشان شرکت کردهاند وهمچنین زنان و نیز مردانکه بر اثر کهولت ویا کسالت نتوانستهاند در جنگ شرکت کنند، این است که هدف آن بزرگوار که هدف همه انبیاء و اولیاء خدا است هر چه زودتر محقق سازند وآن زودتر فرا رسیدن حکومت امام زمان ارواحنا فداه است... پس هیچگاه نباید کسی خود را مقید و ملتزم سازد که 9 ماه باید میان خروج ایشان و ظهور فاصله باشد.
نکته دیگر این است که وقت حکومت وفرماندهی ایشان از علائم مختومه نیست اگر چه اصل قیام ایشان از علائم حتمیه باشد.
مقدمه: گاهی مطالب این نوشته آنچنان وارد و هجوم به ذهن مینمود که بالاجبار رؤس مطالب را یادداشت نموده که آن نکات فراموش نشوند و این ورود و هجوم دلیل بر تأیید و عنایت رحمانی برای نکارش مطالب این نوشته میباشد.
پرچم های سیاه امام عصر ارواحنا فداه/ص 84/(698)
در برخی از روایات وارد شده است که پرچمهای خود حضرت نیز سیاه است: تسع رایات سود.[25]
عن علی 7: قال: إذا هزمت الرایات السود خیل السفیانی التی فیها شعیب بن صالح تمنّی الناس المهدی فیطلبونه، فیخرج من مکه ومعه رایة رسول الله 6 فیصلّی رکعتین بعد ان یبأس الناس من خروجه لما طال علیهم من البلاء، فإذا فرغ من صلاته انصرف، فقال أیها الناس الحّ؟؟؟ البلاء بامّة محمّد 6 وبأهل بیته خاصّة قُهرنا وبغی علینا.[26]
پس از قتل و کشتار مردم مدینه توسط سفیانی گروهی از لشکر جناب سید حسنی به سرکردگی جناب شعیب بن صالح، لشکر سفیانی را شکست میدهند در این هنگام مردمی که از ظهور حضرت ناامید شده بودند امیدوار شده و به جستجوی حضرت میپردازند.
قال رسول الله 6: تخرج من المشرق رایات سود لبنی العباس، ثمة یمکثون ماشاءالله، ثمّ تخرج رایات سود صغار تقاتل رجلاً من ولد أبی سفیان وأصحابه من قبل المشرق، ویؤدّون الطاعة للمهدی.[27]
1ـ جنگ سید حسنی با سفیانی
2ـ خروج از مشرق
3ـ آماده ساختن پیروی از حضرت مهدی 7
از اینگونه روایات استفاده میشود که حکومت هائی که قبل از جناب سید حسنی حکومت میکنند مردم را برای پیروی از حضرت آماده نمیسازند و این نکته بسیار مهم و پر معنی است.
انّ رسول الله 6: ذکر بلاءً یلقاه أهل بیته حتّی یبعث الله رایةً من المشرق سوداء، مَنْ
نصرها نصره الله، ومن خذلها خذله الله حتّی یأتوا رجلاٌ اسمه اسمی فیولّوه أمرهم، فیؤیده الله وینصره.[28]
1ـ پرچمهای سیاه از مشرق
2ـ کسیکه آنان را یاری کند خدا او را یاری میکند و...
3ـ بلائی که بر اهل بیت : وارد میشود، خروج سید حسنی ادامه دارد
4ـ آنان به امام زمان 7 میرسند و سرپرستی آنها را حضرت عهده دار میشود.
عن علی 7 قال: إذا نادی منادٍ من السماء إنّ الحقّ فی آل محمّد، فعند ذلک یظهر المهدی علی افواه الناس، ویشربون حبّه فلا یکون لهم ذکر غیره.[29]
پایان تایپ 6 / 12 / 92
آماده سازی برای برنامه جستجوی 2 المنجی در تاریخ 24 / 1 / 1404
انجام شد
در تاریخ 3 / 2 / 1404 اعمال و جایگزینی «ی» و «ک» انجام شد
[1] () المعجم المفهرس لألفاظ غررالحكم و دررالكلم: 2/1494 پاورقى.
[2] ().........
[3] () بحارالانوار ج 37 ص 53 .
[4] () بحارالانوار ج 21 ص 257.
[5] () مصباح المتهجّد: 786 ، دلائل الامامة 525.
[6] () بحارالانوار: 52/232.
[7] () بحارالانوار: 52/210.
[8] () بحارالانوار: 52/238.
[9] () بقره: 222.
[10] () بحارالانوار: 52/274 .
[11] () بحارالانوار: 52/331.
[12] () بحارالانوار: 16/126.
[13] () گزيده كفاية المهتدى: 262
[14] () بحارالانوار: 51/84 ، البرهان: 148.
[15] () بحارالانوار: 51/82 ، البرهان: 148.
[16] () البرهان: 120.
[17] () البرهان 116 و 118
[18] () البرهان: 118.
[19] () البرهان: 110.
[20] () الملاح: 272.
[21] () النخوه: الكبر والعجب.
[22] () الملاحم: 133 از الفتن ابن حمّاد:1 339/983.
[23] () در روايت ديگر في كتفه اليسرى خال وارد شده است.
[24] () الملاحم والفتن: 120 ، از الفتن ابن حمّاد :1 311/899 .
[25] () الملاحم: 139 از الفتن ابن حماد :1 349/1007.
[26] () الملاحم: 136 از الفتن ابن حماد :1 344/996، كنز العمال :14 590 /39673.؟؟؟؟
[27] () الملاحم: 123. از الفتن ابن حماد :1 313 ـ 314 / 906، عقدالدرر: 126 با تفاوتىاندك.
[28] () الملاحم والفتن: 121، از الفتن ابن حمّاد :1 313 / 904، وعقد الدرر: 130.والبرهان: 149.
[29] () الملاحم: 129 ، از الفتن ابن حمّاد :1 334 / 964.
آماده سازی برای برنامه جستجوی 2 المنجی در تاریخ 24 / 1 / 1404
ی ک جایگزین شد: 4 / 2 / 1404
فهرسنگاری انجام شد : 1 / 11 / 1404
در تاریخ 15 / 06 / 1405 شماره گذاری فهرست های سمت راست انجام شد.