وهابیت
و
راز پیدایش وهابیت
تأليف
سيّد مرتضی مجتهدی سيستانی
وهابیت
و
راز پیدایش وهابیت
تأليف
سيّد مرتضی مجتهدی سيستانی
سرشناسه
عنوان و نام پديدآور
مشخصات نشر
مشخصات ظاهری
شابک
وضعیت فهرست نویسی
یادداشت
یادداشت
موضوع
موضوع
موضوع
موضوع
شناسه افزوده
رده بندی کنگره
رده بندی دیویی
شماره کتابشناسی ملی
عنوان کتاب وهابیت
مؤلف سید مرتضی مجتهدی سیستانی
ناشر نشر الماس
قطع وصفحه (رقعی ورد) 75 صفحه
نوبت چاپ اصیل / اول- پاییز 1404
شمارگان 000 نسخه
قیمت 0000 تومان
شابک: 00-00-999-964
تلفن مرکز پخش: 09386542459 --- 02532613823
فهرست مطالب کتاب وهابیت(696)
فهرست مطالب وهابيت
وهابيت ، شناخت صحيح از وهابيت 11
كشتار در داخل خانهء خدا و... 13
راز پيدايش وهّابيّت 15
نقشههای انگليس 19
خواستههای انگليس از محمّد بن عبدالوهّاب 22
واقعيّت از زبان دشمن! 23
وهّابيّت و يهود 26
چرا وهّابيّت به انكار شفاعت، توسّل و... پرداخت 29
گريه مردم برای خراب كردن خانههای همسران رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم 32
پاسداران وهابيّت برای استيلا بر شهرها، 36
بوسيدن قرآن و... 39
كارنامه سياه وهابيت 41
همفر مي نويسد: 44
انتقاد دختر ملك عبدالله از وهابيت 53
شيخ الازهر: مذهبي به نام وهابيت نداريم 56
30درصد درآمد نفتي عربستان صرف تبليغ وهابيت 57
فهرست الفبایی کتاب وهابیّت(696)
فهرست الفبايی کتاب وهابيت (696)
انتقاد دختر ملك عبدالله از وهابيت 53 (696)
بوسيدن قرآن و... 39 (696)
پاسداران وهابيّت برای استيلا بر شهرها، 36 (696)
چرا وهّابيّت به انكار شفاعت، توسّل و... پرداخت 29 (696)
خواستههای انگليس از محمّد بن عبدالوهّاب 22 (696)
30درصد درآمد نفتي عربستان صرف تبليغ وهابيت 57 (696)
راز پيدايش وهّابيّت 15 (696)
شيخ الازهر: مذهبي به نام وهابيت نداريم 56 (696)
كارنامه سياه وهابيت 41 (696)
كشتار در داخل خانهء خدا و... 13 (696)
گريه مردم برای خراب كردن خانههای همسران رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم 32 (696)
نقشههای انگليس 19 (696)
واقعيّت از زبان دشمن! 23 (696)
وهابيت ، شناخت صحيح از وهابيت 11 (696)
وهّابيّت و يهود 26 (696)
همفر مي نويسد: 44 (696)
بسم الله الرحمن الرحیم
وهابیت/ شناخت صحیح از وهابیت/ص 11/(696)
(1)
دربارهء شناخت این گروه کتاب های فراوانی نوشته شده است و بسیاری از اشتباهات، نقشه ها و حیله های آنان آشکار گشته ، ولی با این همه گمان بسیاری از کسانی که در ردّ آنان قلم به دست گرفته و به نگارش دربارهء گمراهی آنها پرداخته اند ، آنها را فقط دشمن شیعه و مخالف اهل بیت علیهم السلام معرّفی نموده اند. در حالی که با دقّت دربارهء راز پیدایش آنان و در جستجو نوشته های آنان این حقیقت برای ما روشن و آشکار می شود که آنان نه تنها دشمن شیعه نیستند بلکه دشمنان واقعی قرآن و عترت علیهم السلام می باشند ؛ زیرا اگر چه به صورت ظاهر با شیعه و اعتقادات راستین شیعیان مخالفت می کنند، ولی در واقع با قرآن نیز به مخالفت پرداخته و اگر چه به ظاهر با کتاب آسمانی اسلام به مخالفت نمی پردازند، ولی گاهی به ایراد مسائلی می پردازند که با دقّت در گفتار آنها به خوبی روشن و آشکار می شود که آنان با قرآن نیز مخالف هستند. و اگر چه به ظاهر نمی توانند عظمت اهل بیت خاندان وحی علیهم السلام را ببینند ولی در واقع عظمت قرآن را نیز نمی توانند بنگرند و با گوشه و کنایه و به تخریب و ضربه زدن به آن می پردازند.
برای روشن شدن این مطلب ، می توان با دقّت در اشکالاتی که دربارهء عقیدهء شیعه عنوان می کنند، به این حقیقت دست یافت که اگر به ظاهر آنان به مخالفت با عقیده شیعه پرداخته اند ولی چون این عقاید ریشهء قرآنی دارد، در واقع آنان به انکار قرآن پرداخته و به انکار آیات قرآن نیز دست زده اند.
(2)
کشتار در داخل خانهء خدا و.../ص 13/(696)
گاهی بر اثر وسوسه های شیطانی افراد گمراه، کسانی که آشنایی کاملی از مسایل دینی ندارند و آگاهی آنان در حدّی نیست که بتوانند به شبهه ها پاسخ دهند، گرفتار شک و تردید در حقایقی می شوند که جای هیچگونه شبهه ای در آنها وجود ندارد.
آغاز این گونه وسوسه ها بیشتر از افرادی است که از فرقه گمراه وهابیت بوده و از کشورهای استعماری جهان آب و نان می خورند.
همانگونه که می دانیم وهّابی ها در سال ... به کربلا حمله ور شدند و دست به کشتار تعدادی از شیعیان زده و حرمت حرم امام حسین علیه السلام را نگه نداشته و با جسارت و بی ادبی وارد حرم شده و حتّی صندوق داخل ضریح مطهّر را شکستند.
و پس از غارت نمودن به یغما بردن اجناس فراوان، از شهر خارج شدند. و همچنین در زمان ریاست صدّام در ایام انتفاضه وارد صحن و حرم مطهّر امام حسین علیه السلام شده و افراد بسیاری از مردم کربلا را در داخل صحن و حرم مطهّر کشتند.
آثار تیراندازی آنها به دیوارهای حرم وجود دارد.
امام حسین علیه السلام که دارای قدرت ولایت هستند چرا آنان را نابود نکرده و مانع اعمال ظالمانهء آنها نشدند؟
برای برطرف شدن این شبهه باید بدنیم که بسیاری از فرماندهان اصلی اینگونه جنایات به سزای اعمال ظالمانه و ننگین خود رسیدند و با اینهمه باید توجّه داشته باشیم که در عصر غیبت امام عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف .........؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
25/3/99 پرینت شد
راز پيدايش وهّابيّت/ص 15/(696)
* اسم کتاب: کارنامه سياه وهّابيّت
* نگارش: سيّد مرتضى حقيقى
* چاپ: نگين
* تيراژ: 5000
* نوبت چاپ: اوّل
* رايگان
(3)
راز پيدايش وهّابيّت/ص 15/(696)
آئين اسلام با قوانين زندگيساز و حياتبخشى که دارد، سرانجام سراسر گيتى را فرا خواهد گرفت و همه انسانهاى جهان پيرو دينآسمانى اسلام و تابع خاندان وحى خواهند شد. اين حقيقتى استکه نه تنها مسلمانان بلکه دشمنان اسلام نيز به آن پى بردهاند و بهاين جهت به مقابله و مخالفت با مکتب وحى برخاسته و تاتوانستهاند با مکتب اهل بيت عليهم السلام مبارزه نمودهاند.
دشمنان دين نقشههاى گوناگونى براى جلوگيرى از فراگيرشدن اسلام و جهانى شدن مذهب اهل بيت عليهم السلام طرح نمودهاند که «وهّابيّت» يکى از خطرناکترين، شوم ترين و زيان بارترين آنهاست.
فردى به نام محمّد بن عبدالوهّاب که خود را يک نفر روشنفکر مذهبى! جلوه مىداد با کمک يهود و پشتيبانى انگلستان، فرقهاىرا به نام «وهّابيّت» به وجود آورد.
شواهد زيادى وجود دارد که او با استفاده از نام اسلام، به جنگ اسلام و مسلمين بالاخصّ شيعيان برخاست و هدفى جز تباه نمودن عقايد اصيل دين و نابودى آن نداشته است.
او مسلمانان را مشرک معرّفى مىکرد و قتل و کشتار آنان را لازم مىدانست.
تکفيرهاى او چنان عمومى است که حتّى احمد حنبل را نيز کهخود را پيرو مذهب او معرّفى مىنمود، شامل مىشود! زيرا بنا به نقل ابن تيميّه، احمد حنبل جزئى از کتاب خود را درباره زيارت امام حسين عليه السلام در کربلا، و اعمالى که سزاوار است زائرين آن بارگاه انجام دهند، نوشته است؛ ولى از نظر محمّد بن عبدالوهّاب، رفتن به زيارت مشاهد مشرّفه و اماکن متبرّکه و مستحبّ دانستن زيارت آنها شرک است و کشتن زائران و غارت نمودن اموال آنها مباح است.××× (1) الوهّابيّة في صورتها الحقيقيّة ص 25. ×××
همان گونه که گفتيم او با استفاده از نام اسلام به مخالفت وستيز با مسلمانان برخاست و در نتيجه جناياتى که مرتکب شدهمه، او و پيروانش را گمراه و دشمن اسلام دانستند؛ تا آنجا که»محمّد بن يوسف سورتى« که از طرفداران سرسخت وهّابيّتاست در مقدّمه کتابى که محمّد بن عبدالوهّاب به نام توحيد! نگاشته، اعتراف نموده است:
»تا امروز نيز لقب »وهّابى« عموماً به بىدينان و کافران بزرگ مستعمل است!«××× (2) مقدّمه کتاب التوحيد ص 33 چاپ عربستان. ×××
اکنون اين سؤال پيش مىآيد:
چرا محمّد بن عبدالوهّاب مسلمانان را کافر مىدانست وريختن خون آنان را مباح نمود؟
چرا او به امور مورد احترام مردم، توهين کرد و مسائل حقيقى دين را استهزاء نمود؟!
چرا اماکن مقدّس شيعيان را خراب کرد و به قتل و کشتار مردم دست زد؟!
او به پشتيبانى چه کسانى اين جنايات را مرتکب شد؟ و چهافرادى او را تحريک و تقويت نمودند؟!
قبل از پاسخ به اين سؤالات، براى ريشهيابى رفتار وهّابيّت،کلامى از »همفر« جاسوس شناخته شده انگليسى، مىآوريم وسپس راز پيدايش وهّابيّت را در اختيار شما قرار مىدهيم.
(4)
نقشه هاى انگليس/ص 19/(696)
همفر مىنويسد: آنچه را که وزارت مستعمرات انگليس هنگام اعزام به شرق به من توصيه نمود، عبارت بود از:
1- گسترش همه جانبه مراکز درويش پرورى همانند خانقاهها وتکثير و انتشار رسالهها و کتابهايى که مردم عوام را به روىگرداندن از دنيا و مافيها، گوشهگيرى و مردمگريزى، سوق مىدهد. مانند کتاب احياء العلوم غزالى، مثنوى مولوى، و کتابهاىمحىالدين عربى.
2- ترويج تنبلى و تن پرورى و جلوگيرى از تلاش و فعاليّتزندگى، با توصيف دنياى پس از مرگ و تجسّم مناظر و رنگآميزيهاى بهشت در برابر ديدگان مردم، و در نتيجه، دلسردى وعدم تمايل آنان در پرداختن به امور معاش و نشستن به انتظار ملک الموت و رهسپارى به بهشت موعود.
3- نگاه داشتن شرقيان - به ويژه مسلمانان - در جهل وبىخبرى، جلوگيرى از تأسيس و گشايش مراکز آموزش و تربيتىاز هر قبيل، ايجاد مانع در راه چاپ و انتشار و در صورت لزوم،آتش زدن کتابخانههاى عمومى و ... .
4- دامن زدن به اختلافات مذهبى با ايجاد بدگمانى و سوء ظنّدر ميان مسلمانان، نگارش مطالبى اهانت آميز و تهمت انگيز ازسوى هر گروه نسبت به گروه ديگر، انتشار کتابهاى جعلى وضرورت پخش آنها در ميان مسلمانان و غير مسلمانان.
در اجراى برنامه سودمندِ تفرقه و نفاق، از صرف هزينههاىبسيار جلوگيرى نگردد«.××× (1) ترفند پيغمبرسازان از على اصغر مصطفوى ص 43، خاطرات همفر جاسوس انگليسى در ممالک اسلامى ترجمه دکتر محسن مؤيّدى ص 71. ×××
همفر با مأمورين ويژه روانه شرق شد و در جستجوى فردىبود که خواستههاى انگليس را به وسيله او انجام دهد. به اينجهت در اجتماع مسلمانان رفت و آمد مىنمود و به دنبال گمشده خود بود تا سرانجام با محمّد بن عبدالوهّاب برخورد نمود.
همفر به خاطر غرور و هتّاکى فراوانى که در محمّد بن عبدالوهّاب وجود داشت، او را براى انجام اين مأموريّت پسنديد وبا پول و وعدههاى گزاف او را حاضر به خودفروشى و خيانت به مسلمانان نمود. سرانجام محمّد بن عبدالوهّاب پيشنهادهاى همفر را پذيرفت و حاضر شد با ريختن خون مسلمانان و بى حرمتى به عقايد آنان، نقشههاى شوم دشمن را انجام دهد.
(5)
خواسته هاى انگليس از محمّد بن عبدالوهّاب/ص 22/(696)
بعضى از اهداف وزارت انگليس که توسّط همفر از محمّدبن عبدالوهّاب خواستار اجراى آن شدند:
1- تکفير مسلمانان و کشتار آنان و سلب اموال و هتک آبروىآنان و خريد و فروش آنها در بازار به عنوان برده!
2- خراب نمودن خانه خدا، به اين عنوان که کعبه، بت است ومنع نمودن مردم از حجّ××× (1) سعود بن عبدالعزيز چند سال مردم را از زيارت خانه خدا منع نمود. )الفرقةالوهّابيّة في خدمة من؟ ص 20) ×××، لکن محمّد بن عبدالوهّاب بعيدمىدانست که بر اين کار قدرت پيدا نمايد؛ هر چند بر کعبهمستولى شده و به آن دست يابد.
3- تخريب گنبدها، ضريحها و مکانهايى که در نزد مسلمانانمحترم است در مکه و مدينه و بلاد ديگر در صورت امکان، به اينعنوان که آنها بتپرستى و شرک است.××× (1) رجوع کنيد به صفحات من تاريخ الجزيرة العربيّة الحديث ص 63. ×××
(6)
واقعيّت از زبان دشمن!/ص 23/(696)
محمّد بن عبدالوهّاب نه تنها با همفر، بلکه با مأمورين ديگر نيزدر ارتباط بود.
اين واقعيّت را محمّد بن يوسف سورتى در مقدّمه کتابتوحيد! اين گونه بيان کرده است:
»با ورود شيخ به »درعيّه« چند شخص ويژه! با وى ديدار وگفتگو کردند، به تأسّى از شنيدن وعظ و ارشادش به حقيقت توحيد و اتّباع سنّت پى بردند و به حمايت از آن برآمدند. آنها برآن شدند تا با ابن سعود نيز مذاکره نمايند)!(، امّا خوف از آنداشتند که مبادا با وى مخالفت نمايد. بعد از غور و دقّت بيشتر،تصميم گرفتند تا قبلاً با همسرش وارد مذاکره شوند. او زنى بودفرهمند و مدبّر)!(. اين اشخاص نزد همسر ابن سعود رفتند وپيرامون شيخ با او بحث و مذاکره کردند؛ از دعوت و تبليغ وىبرايش حرف زدند. خداوند بخشاينده و مهربان عشق شيخ)!( رادر دل وى افکند. او با دلچسبى زيادى، اين رويداد را به شوهرش محمّد بن سعود بيان داشت و گفت: پرودگار، اين شخص را به سوى تو فرستاده است، او موهبتى است بزرگ که آن را بايدپذيرفت؛ حمايت از او را غنيمت پندار و تا توانى از او عزّت وتوقير نما. ابن سعود سخنان همسرش را پذيرفت«.××× (1) مقدمه کتاب التوحيد: محمّد بن عبدالوهّاب ص 24. ×××
و به اين گونه، افراد ويژه! توانستند ميان دو نفر که از يک ريشهآب مىخوردند، پيوند دهند! و آنان را براى نابودى مسائلاعتقادى و جان و مال مردم بسيج نمايند! انگلستان توانست بهوسيله اين پيوند شوم، اعتقادات دينى را مورد تهاجم قرار دهد و باتعصّب جاهلانه به تخريب اماکن مقدّس بپردازد.
به اين ترتيب وهّابيها نه تنها بارگاه چهار امام بزرگوار شيعه دربقيع، بلکه قبّه ابن عبّاس را در طائف، و بارگاه حضرتعبدالمطّلب و حضرت ابى طالب، و جناب خديجه همسر پيامبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم را، و همچنين قبرهاى اين بزرگواران را تخريب نمودند.
همچنين جايگاه ولادت پيغمبر اکرمصلى الله عليه وآله وسلم و حضرت فاطمه زهرا عليها السلام را خراب نمودند و در جدّه، قبر حضرت حوّاء و قبرهاى ديگرى را نيز خراب کردند.
وهّابيها به تخريب اماکن زيارتى شيعيان اکتفا نکردند؛ بلکه بهخاطر قراردادى که محمّد بن عبدالوهّاب با انگلستان امضاء کردهبود، به تخريب اماکن فرهنگى نيز دست زدند؛ حتّى کتابخانه «مکتبة العربيّة» را که غنىترين کتابخانههاى جهان بود، به آتشکشيدند. در اين کتابخانه حدود چهل هزار کتاب خطّى وجودداشت که در ميان آنها کتابهايى بود که به املاء پيغمبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم وخطّ حضرت اميرالمؤمنينعليه السلام نوشته شده بود. برخى از اين کتابهاروى پوست آهو و استخوانها و لوحهايى چوبى و سفالى نگاشتهشده بود. در اين کتابخانه آثارى از قبل از اسلام نيز وجودداشت.××× (1) صفحات من التاريخ الجزيرة العربيّة الحديث ص 189، تاريخ آل سعود ص180. ×××
به خاطر خدمات مهمّى که محمّد بن عبدالوهّاب در عربستان به انگستان نمود، يهوديها توسّط يک تاجر يهودى در عراق به نام»يا هو کوهين ساسون« مسئله وهّابيّت را تحکيم نمودند.××× (2) تاريخ آل سعود ص 31. ×××
(7)
وهّابيّت و يهود/ص 26/(696)
محمّد بن عبدالوهّاب در کتاب توحيد! و غير آن، با اظهارعقايد خشک و خرافى، اعمال و رفتار همه طوائف مسلمين رامحکوم مىکند و آنان را به بهانه زيارت ، شفاعت ، نذر ، تبرّک ،توسّل که استمداد از نيروهاى غيبى خداوند است، به شرک محکوم نموده و کافر مىداند! و در قبال آن در کتاب توحيد! ازعقيده يهود پشتيبانى مىکند!
روايتى را که او در کتاب توحيد! آورده و صفاتى را که براىخدا شمرده است، موافق با عقيده يهود است که خداى خود»يهوه« را داراى صفات انسانى مىدانند و او را به مخلوقاتشتشبيه مىکنند، و مىگويند: از نظر شکل و حرکت و حتّى حالات وانفعالات روحى، همچون انسان است! اين عقيده مخالف باديدگاه همه مسلمانان است.××× (1) رجوع کنيد به کتاب صفحات من تاريخ الجزيرة العربيّة الحديث ص 72. ×××
بنابراين، وهّابيّت به بهانه توحيد و خداپرستى، به مقدّساتمذهبى، نام شرک و بتپرستى مىگذارد؛ ولى مجسّم بودنخداوند و دارا بودن او صفات انسانى را - چون موافق با عقيدهيهود و اربابان اوست - يکتاپرستى مىداند و در کتاب توحيد خود!آن را عنوان نموده و مى پذيرد.
محمّد بن عبدالوهّاب در کتاب توحيد! - همانند قوم يهود -خداوند را داراى جسمى بسيار بزرگ مىداند که داراى انگشتانىبسيار طويل است.
او مىنويسد: »يکى از دانشمندان يهود به پيغمبر گفت: يامحمّد! ما در کتابهاى خود يافتهايم که خداوند، آسمانها را روىيک انگشت و زمينها را روى انگشت ديگر، و درختان را بر يکانگشت، و آبها را بر يک انگشت، و خاکها را بر انگشت ديگر، وبقيّه مخلوقات را بر انگشت ديگر قرار مىدهد و مىگويد: منملک هستم. پيغمبر اکرمصلى الله عليه وآله وسلم سخنان دانشمند يهودى را شنيدندو از جهت تصديق قول او چنان تبسّم نمودند که دندانهاى آنحضرت آشکار شد«.××× (1) کتاب توحيد: ص 296. چاپ عربستان. ×××
او در همان کتاب تکرار مىکند:
»دانشمند يهودى هنگامى که اين علم عظيم)!( را اظهارداشت، آن حضرت به خاطر تصديق آن، تبسّم فرمود«.××× (2) همان کتاب ص 301. ×××
اين است نمونهاى از مسائل اعتقادى و علمى! که محمّد بنعبدالوهّاب آن را براى حقوق بگيران به ارمغان آورده است! درودبر افراد تحصيل کردهاى که - بدون وابستگى!- اين گونه حقائقعلمى عظيم را مىپذيرند!
(8)
چرا وهّابيّت به انکار شفاعت، توسّل و... پرداخت/ص 29/(696)
شفاعت ، توسّل و ... تقرّب جستن به آبرومندان درگاه خداوندو استمداد از نيروهاى غيبى الهى است. و انسان مىتواند از اينطريق به دربار خداوند بزرگ نزديک شود و با کمک و يارىبرگزيدگان خدا، خود را مقرّب در نزد خداوند قرار دهد. با اينهمه، چرا وهّابيّت به انکار اين گونه امور پرداخته، و کسانى را که ازاين راهها خود را به خداوند نزديک مىکنند، گمراه و کافرمىشمارد و خون آنان را هدر مىداند؟!
راز مخالفت آنها چيست؟ و چرا راههاى تقرّب به خداوند را بهوسيله برگزيدگان خدا به روى مردم مسدود مىکند؟!
به نظر نويسنده اين سطور؛ پاسخ اين سؤال را بايد در پيشينهخانوادگى وهّابيّت جستجو کرد! زيرا اصالت خانوادگى! محمّد بنعبدالوهّاب و آل سعود، آنان را به انتخاب اين راه و پذيرش اينمأموريّت کشانده است!
براى يافتن ريشههاى خانوادگى خاندان محمّد بن عبدالوهّابو آل سعود و راز پيوستن آنان به يکديگر و تکفير همه مسلمانانجهان، بايد به تاريخ رجوع کنيد.
صفحات تاريخ بسيارى از رازها را در دل خود نگه داشته و دراختيار کسانى قرار مىدهد که خواهان دست يافتن به آن اسرارمىباشند.
تاريخ مىگويد: خاندان محمّد بن عبدالوهّاب و آل سعود هردو از بازماندگان بنى اسرائيل هستند و از نظر ريشههاىخانوادگى، از طائفه يهود هستند!××× (1) براى توضيح بيشتر رجوع کنيد به تاريخ آل سعود از ناصر السعيد، وصفحات من تاريخ جزيرة العرب الحديث از دکتر محمّد عوض الخطيب. ×××
با اين بيان، همان گونه که مىدانيد، يهود به خداى خود »يهوه«معتقدند و با خداى جهان آفرين که پروردگار جهانيان است،مخالف هستند. از اين روى به انکار قدرتهاى خداوند مىپردازندو دستهاى قدرت خداوند را بسته مىپندارند!
قرآن مجيد در اين باره مىفرمايد:
»قالَتِ اليَهُودُ يَدُاللَّهِ مَغْلُولِةٌ«××× (1) سوره مائده آيه 64. ×××
يهوديان گفتند دست خدا بسته است
پايه گزاران وهّابيّت براى تخريب بنيادهاى اعتقادى دين مجبور بودند ماسک اسلام را به چهره خود ببندند××× (2) پيغمبر اکرم صلى الله عليه وآله وسلم فرمودند: »اليهود ... أغشّ الخلق للمسلمين«، يهود ...فريب کارترينِ مردم عليه مسلمين مىباشند. بحارالانوار ج 75 ص 284، وج 76ص 334، وج 103 ص 80 . ×××، و چون نمىتوانستند اصل وجود خداوند را انکار کنند، به همين جهت باانکار مسأله شفاعت ، زيارت ، توسّل و ... به انکار قدرتها ونيروهاى غيبى خداوند پرداختند و به اين طريق همچون پيشينيانخود، دستان خدا را بسته پنداشتند!
غافل از آنکه سرانجام، دست قدرت خداوند از آستين بيرون خواهد آمد، و در حکومت الهىِ امام عصرارواحنا فداه، نشانهاى ازآنان و همه گروه هاى طغيانگر جهان، باقى نخواهد ماند.
در حکومت جهانى امام عصر ارواحنا فداه، همه انسانها شاهد خواهند بود نيروهاى الهى - به اذن خداوند - نه تنها زمين؛ بلکه فضا و ستارگان دور دست را در اختيار خواهند گرفت و قدرتخداوند را در زمين و زمان، و عالم مرئى و جهان نهان، آشکارخواهند ساخت. به اميد فرا رسيدن آن روزگار ... .
26/03/99پرینت شد
در تاریخ 23 / 1 / 1404 تا آخر ص 24 در برنامه جستجوی 2 المنجی بارگزاری شد
گريه مردم برای خراب كردن خانههای همسران رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم/ص 32/(696)
واقدی از عبداللَّه بن زيد هُذَلی نقل میكند كه میگفته است: من خانههای همسرانرسول خداصلی الله عليه وآله وسلم را در آن موقع كه به فرمان عمر بن عبدالعزيز ويران كردند ديدم،ديوار حياطها از خشت خام بود و هر حياط دارای حجرههايی بود از چوب و شاخخرما كه ميان آنها را گلاندود كرده بودند، شمردم نه حجره بود كه در فاصله خانهعايشه و در مسجد كه به باب النبی معروف است و تا محلّ خانه اسماء دختر حسن بنعبداللَّه بن عبيداللَّه بن عبّاس قرار داشت.
ضمناً متوجّه شدم كه حياط و حجره امّ سلمه رضي اللَّه عنها از خشت خام است، ازپسرش علّت آن را پرسيدم، گفت: هنگامی كه پيامبرصلی الله عليه وآله وسلم به جنگ دَوْمَة رفته بودند،امّ سلمه حجره خود را با خشت خام بنا كرد و چون رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم برگشتند متوجّهآن شدند و نخست به خانه امّ سلمه آمدند و فرمودند: اين بنا چيست؟
امّ سلمه گفت: ای رسول خدا؛ خواستم از ديد مردم محفوظ باشم.
فرمودند: ای امّ سلمه؛ بدترين چيزی كه اموال مسلمانان در آن راه خرج شود،ساختمان است.
واقدی میگويد: اين حديث را برای معاذ بن محمّد انصاری گفتم، گفت: من ازعطاء خراسانی در حضور عمر بن ابوانس در فاصله ميان قبر و منبر پيامبر صلی الله عليه وآله وسلم شنيدمكه میگفت: حجرههای همسران رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم را ديدم كه از شاخ خرما درستشده و بر درهای آن پردههای مويين سياه بود، و نامه وليد بن عبدالملك رسيد كهدستور داده بود حجرههای همسران رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم ضميمه مسجد شود، و منهرگز به اندازه آن روز گريه كننده نديدهام.
عطاء میگويد: از سعيد بن مسيّب شنيدم كه میگفت: به خدا سوگند؛ سخت دوست میداشتم كه آن حجرهها را به همان حال باقی نگه دارند تا آنكه مردم مدينه وهر كس كه به آن شهر میآيد ببينند كه رسول خدا صلی الله عليه وآله وسلم در زندگی خود به چه مقداركفايت فرموده است و موجب شود كه مردم از مال اندوزی و فخرفروشی دست بردارند و به زهد گرايند.
معاذ میگويد: پس از آنكه عطاء خراسانی سخن خود را تمام كرد، عمر بنابوانس گفت: چهار خانه از آنها با خشت خام ساخته شده بود و حجرههايی ازچوب خرما داشت و پنج خانه فقط با چوب گلاندود بود و حجرهای نداشت و بر درآنها پرده مويين آويخته بود.
گويد: من پرده را اندازه گرفتم سه ذراع طول و يك ذراع و يك وجب بلكه كمتر ازيك وجب عرض، امّا آنچه كه در مورد گريه مردم گفتی من در مجلسی كه گروهی ازپسران اصحاب رسول خداصلی الله عليه وآله وسلم از جمله ابوسَلَمَة بن عبدالرحمن بن عَوْف و ابوامامة بن سهل بن حُنَيف و خارجِة بن زيد بن ثابت بودند حضور داشتم و آنان آن قدر گريستند كه ريشهايشان خيس شد و ابوامامه میگفت: ای كاش؛ اين خانهها را به حالخود میگذاشتند و خراب نمیكردند تا شايد مردم در ساختمان كردن كوتاه میآمدندو میديدند خداوند برای پيامبر خود چه مقدار بهره دنيايی قرار داده است با آنكه كليدهای گنجهای جهان همه در دست آن حضرت بوده است.(1993)
------
1993) طبقات: جلد 1 ص 469 .
پاسداران وهابيّت برای استيلا بر شهرها،/ص 36/(696)
پاسداران وهابيّت برای استيلا بر شهرها، شروع به دعوت خود نمودند و بين قبايل و عشاير، اعلاميهها و نشرياتی منتشر ساختند كه با امضایدينفروشان و آخوندهای درباری و وعّاظ سلاطينی تأييد شده بود و اينگونه با فتاوای صادره مردم را فريفتند و مخالفين را نابود و هر حركت مخالفیرا سركوب كردند و انتشار اين فتاوی تأثير به سزايی در نفوس مردم عامی داشت. با اين ترفند همه جا را قبضه كردند و همه دشمنان خود و دوستانآزادی و دين را كشتند. در يكی از فتاوای صادره چنين آمده است:
»هر كس از قبيله »شمر« يا از مردم »حائل« و يا كسانی كه با »ابن سعود« دشمن هستند، ده نفر را به قتل رساند، بدون هيچ حسابی به بهشتراه خواهد يافت و در بهشت ده حوری به او واگذار میكنند كه سن هر يك از 15 سال بيشتر نيست و پستانهايشان تازه برآمده است، بعلاوه گوشتبريان شده پرندگان كه برای خوردن آن، كافی است دهانش را باز كرده تا گوشت بريان پرنده از استخوان جدا شود و در دهان او قرار گيرد، باضافهنهرهای عسل مصفا و شير كه در اختيار او قرار میگيرد. اينها را در بهت به كسی میدهند كه زير بيرق »آل سعود« قتال كند(170)».
و از اين قبيل فتواهای مسموم و تخدير كننده برای سادهلوحان محروم از نعمتهای دنيا، فراوان صادر كرده و منتشر ساختند و اين افكارزهرآگين را در همه جا و در همه طبقات تودهها پراكندند و لشگريان باديهنشين را با نيرنگ و ترفند فريفتند و به آنان چنين میگفتند كه راههایپيشرفت نزد خداوند به روی كسانی باز است كه با مشركان كه اهل »حائل« و »حجاز« و »عسير« و »تهامه« و »يمن« و »جوف« و »احساء« میباشند وبعضی مردم »نجد« كه كافر هستند بجنگند.
آنان كه تابع »ابن سعود« میباشند، همه اهل بهشت هستند و خدای تعالی به هر يك، كاخی مجلل در بهشت عطا میكند و در آن هر چه آرزوكنند و بخواهند وجود دارد، چه حور بهشتی، چه شيری كه طعمش دگرگون نمیشود و عسل مصفا و اسب و شتر و گوسفند.
اينگونه آتش فتنه و اختلاف را در خانهها برافروختند و در شهر و قبيله و خانواده اختلاف و چند دستگی بوجود آوردند تا آنجا كه برادری،برادر خود را میكشت و يا مردی همسر و فرزند خود را به قتل میرساند، تنها به اين جرم كه تن به گمراهيهای آل سعود نداده است. تمام املاكخود را میفروخت و شتران و گوسفندان خود را ذبح میكرد، به گمان اينكه از تمام عواملی كه راه او را به سوی آخرت سدّ میكند رهايی يابد و بهلذّتهای آخرت دست پيدا كند. اينگونه بر گمراهيهای خود، جامه تدين و اسلام پوشاندند، در حالی كه دين اسلام از آنان بيزار است. وهابيانسعودی اين اختلافات و مشاجرهها و برافروخته شدن آتش فتنه در خانهها را غنيمت شمرده و در جهت استيلا و سيطره بر شهرها حركت كردند.چه بسيار خانهها ويران كردند و انسانها را كشتند و اموال مردم را غارت كردند و نخستين بار به دو قريه »بيضاء نثيل« و »شيعة« حمله كردند.(171)
---------------------
(170) تاریخ آل سعود: 59.
(171) تاریخ مکه: 300.
بوسيدن قرآن و.../ص 39/(696)
در شرح احاديث اربعين محمّد بن مصطفی الكرمانی حنفی آمده است كه برخی ازصحابه، هر صبح قرآن را میبوسيدند و بعضی گفتهاند اين بدعت است.(1702)
در »الدّر المختار« شرح »تنوير الأبصار« حصكفی دمشقی نيز آمده است كه خليفهدوّم هر صبح قرآن را میبوسيد و میگفت: »عهد ربّي ومنشور ربّي عزّوجلّ«.
و عثمان هم قرآن را میبوسيد و بر چهره میماليد.
شمس سفارينی حنفی در »شرح منظومة الآداب« آورده است: بوسيدن قرآنمستحبّ است؛ چرا كه عكرمة بن ابی جهل همين كار را میكرد و گفتهاند: قرآن را برصورتش میگذاشت و میگفت: »كتاب ربّی، كتاب ربّی«.
در مناسك وارد است كه حجر الأسعد )حجر الأسود( دست راست خدا در زميناست و معمولاً به قصد اكرام، دست را میبوسند. پيداست كه قرآن، صفت )كلام( الهیاست و به بوسيدن اولی است. همچنين است بوسيدن دست عالم، ولی، مردان نيك وو نيز قبر صالحان.(1703)
--------------------
1.المنیة: 106.
2.نظام اداری مسلمانان در صدر اسلام: 342.
کارنامه سیاه وهابیت/ص 41/(696)
کارنامه سیاه وهابیت/ از سایت 13 رجب
بسم الله الرحمن الرحیم
محمد بن عبدالوهاب که خود را مسلمان حنبلی، و یک فرد روشنفکر مذهبی معرفی می کرد به کمک یهود و نقشه های انگلستان فرقه ای به نام «وهابیت» به وجود آورد که ان شاء الله به شرح حال کامل بنیانگذاران وهابیت خواهیم پرداخت.
شواهد زیادی وجود دارد که او با استفاده از نام اسلام، به جنگ اسلام و مسلمانان برخاسته و هدفی جز تباه نمودن عقاید مسلمانان و نابودی آنان نداشته است.
او به عنوان یک فرد روشنفکر همه ی گروه های مسلمان را مشرک معرفی می کرد، و قتل و کشتار آنان را لازم می دانست.
تکفیرهای او چنان عمومی و همگانی است که حتی احمد بن حنبل را نیز که خود را پیرو مذهب او معرفی می نمود شامل می شود، زیرا بنا به نقل ابن تیمیه، احمد حنبل جزئی از کتاب خود را درباره ی زیارت امام حسین (ع) در کربلا، و اعمالی که سزاوار است زائرین آن بارگاه انجام دهند نوشته است؛ ولی از نظر محمد بن عبدالوهاب رفتن به مشاهد مشرفه و اماکن متبرکه و مستحب دانستن زیارت آنها شرک است، و کشتن زائران و غارت نمودن اموال آنها مباح است. همان گونه که گفتیم او با استفاده از نام اسلام به مخالفت و ستیز با همه ی مسلمانان برخاست و در نتیجه ی جنایاتی که مرتکب شد همه ی مسلمانان او و پیروانش را گمراه و دشمن اسلام دانستند؛ تا آنجا که «محمد بن یوسف سورتی» که از طرفداران سرسخت وهابیت است در مقدمه ی کتابی که محمد بن عبدالوهاب به نام توحید نگاشته، اعتراف نموده است: «تا امروز نیز لقب وهابی عموماً به بی دینان و کافران بزرگ مستعمل است.»
طرفداران ابن تیمیه که محمد بن عبدالوهاب عقاید خرافی خود را از او گرفته است، وهابیت را گروهی تفرقه انگیز می دانند، زیرا ابن تیمیه با همه ی عناد و تعصب گمراه کننده ای که سراسر وجودش را فرا گرفته بود به خاطر مصلحت اندیشی چنین گفته است:
«هرکس با موافقان من دوست و با مخالفانم دشمن باشد ولی میان گروه مسلمانان تفرقه ایجاد کند، و در مسائل نظری و اجتهادی مخالفین را تکفیر و تفسیق نماید، و کشتن آنها را حلال بداند، خود از افراد تفرقه انگیز و اهل اختلاف است.»
اکنون این سؤال پیش می آید:
چرا محمد بن عبدالوهاب به تفرقه و اختلاف در میان مسلمانان دامن زده است؟!
چرا او همه ی مسلمانان را کافر و ریختن خون آنها را مباح دانست؟!
چرا او به امور مورد احترام مسلمانان توهین کرد و مسائل حقیقی دین را استهزاء نمود؟!
چرا اماکن مقدس مسلمانان را تخریب نمود و به قتل و کشتار مسلمانان دست زد؟!
او با پشتیبانی چه کسانی این جنایات را مرتکب شد؟!
و چه افرادی او را تحریک و تقویت نمودند؟!
قبل از پاسخ به این سؤالات، برای ریشه یابی رفتار وهابیت، کلامی از «همفر» جاسوس شناخته شده ی اتنگلیسی می آوریم، و سپس کارنامه ی سیاه وهابیت را در اختیار شما قرار می دهیم.
همفر می نویسد:/ص 44/(696)
آنچه وزارت مستعمرات انگلیس به هنگام اعزام به شرق به من توصیه نمود عبارت بوده از:
• گسترش همه جانبه مراکز درویش پروری همانند خانقته ها و تکثیر و انتشار رساله ها و کتابهایی که مردم عوام را به روی گرداندن از دنیا و مافیها، گوشه گیری و مردم گریزی سوق می دهد؛ مانند کتاب احیاء العلوم غزالی، مثنوی مولوی، و کتابهای محی الدین عربی.
• ترویج تنبلی و تن پروری و جلوگیری از تلاش و فعالیت زندگی، با توصیف دنیای پس از مرگ و تجسم مناظر و رنگ آمیزی های بهشت در برابر دیدگاه مردم و در نتیجه دلسردی و عدم تمایل آنان در پرداخت به امور معاش و نشستن به انتظار ملک الموت و رهسپاری به بهشت موعود.
• نگاه داشتن شرقیان – به ویژه مسلمانان- در جهل و بی خبری، جلوگیری از تاسیس و گشایش مراکز آموزشی و تربیتی از هر قبیل، ایجاد مانع در چاپ و انتشار و در صورت لزوم آتش زدن کتابخانه های عمومی و ...
• دامن زدن به اختلاف مذهبی با ایجاد بدگمانی و سوءظن در میان مسلمانان، نگارش مطالبی اهانت آمیز و تهمت انگیز از سوی هر گروه نسبت به گروه دیگر و انتشار کتابهای من درآوردی و پخش آنها در میان مسلمانان و غیر مسلمانان ضرورتِ تمام دارد.
• در اجرای این برنامه سودمندِ تفرقه و نفاق، از صرف هزینه های بسیار خودداری نگردد.
همفر با مامورین ویژه روانه ی شرق شد و در جستجوی فردی بود که خواسته های انگلیس را به وسیله ی او انجام دهد. به این جهت در اجتماع مسلمانان رفت و آمد نمود. همفر به خاطر غرور و هتاکی فراوانی که در محمد بن عبدالوهاب وجود داشت، او را برای انجام این ماموریت پسندید و با پول و وعده های گزاف او را حاضر به خود فروشی و خیانت به مسلمانان نمود. سرانجام محمد بن عبدالوهاب پیشنهادهای همفر را پذیرفت و حاضر شد با ریختن خون مسلمانان و بی حرمتی به عقاید آنان، نقشه های شوم دشمن را انجام دهد.
××× خواسته های انگلیس از محمد بن عبدالوهاب ×××
تکفیر تمامی مسلمانان و کشتار آنان و سلب اموال و هتک آبروی آنان و خرید و فروش آنان در بازار به عنوان برده!
خراب نمودن خانه ی خدا به این عناون که خانه ی خدا بُت است و منع نمودن مردم از حج، لکن محمد بن عبدالوهاب بعید می دانست که قدرت بر این کارها را پیدا نماید، هرچند بر کعبه مستولی شده و به آن دست یابد.
تخریب گنبد ها و ضریح ها و مکانهایی که در نزد مسلمانان محترم است در مکه و در مدینه و بلاد دیگر در صورت امکان، به این عنوان که آنها بت پرستی و شرک است.
انتشار قرآن به صورتی دیگر که در برخی از احادیث به عنوان زیاده و نقصان وجود دارد.
محمد بن عبدالوهاب بر انجام این کار نیز جرأت ننمود. وی نه تنها با همفر بلکه با شخصیتهای ویژه دیگر نیز درارتباط بود.
واقعیت از زبان دشمن:
این واقعیت را محمد بن یوسف سورتی در مقدمه ی کتاب –توحید- به این گونه بیان کرده:
با ورود شیخ به «درعیه» چند شخص ویژه با وی دیدار و گفتگو کردند، با تأسّی از شنیدن وعظ و ارشادش به حقیقت توحید و اتباع سنت پی بردند و برای حمایت از آن برآمدند. آنه ا برآن شدند تا با ابن مسعود نیز مذاکره نمایند، اما خوف ار آن داشتند که مبادا با وی مخالفت نمایند، بعد از غور و دقت بیشتر تصمیم گرفتند تا قبلاً با همسرش وارد مذاکره شوند. او زنی بود فرهمند و مدبّر، این اشخاص نزد همسر ابن مسعود رفتند و پیرامون شیخ با او بحث و مذاکره کردند، از دعوت و تبلیغ وی برایش حرف زدند؛ خداوند بخشاینده و مهربان عشق شیخ را در دل وی افکند. او با دلچسبی زیادی این رویدادرا به شوهرش محمد بن مسعود بیان داشت و گفت: پروردگار این شخص را به سوی تو فرستاده است، او موهبتی است بزرگ که آن را باید پذیرفت، همایت از او را غنیمت پندار و تا توانی از او عزت و توقیر نما، ابن مسعود هم سخنان همسر را پذیرفت.
به این گونه؛ افراد ویژه توانستند میان دو نفر که از یک ریشه آب می خورند پیوند دهند و آنان را برای نابودی مسایل اعتقادی و جان و مال مسلمین گسیل دهند. به این ترتیب وهابی ها نه تنها بارگاه چهار امام شیعه در بقیع، بلکه قبّه ابن عباس را در طائف و بارگاه حضرت عبدالمطلب و حضرت ابیطالب و جناب خدیجه همسر پیامبر اکرم (ص) را و همچنین قبر این بزرگواران را تخریب نمودند.
همچنین جاگاه ولادت پیغمبر اسلام و حضرت زهرا(س) را خراب نمودند و در جدّه قبر حضرت حوّاء و قبرهای دیگری را خراب نمودند.
وهابی ها به خریب اماکن مقدس مسلمانان اکتفا نکردند، بلکه به خاطر قراردادی که محمد بن عبدالوهاب با انگلستان امضا کرده بود به تخریب اماکن فرهنگی نیز دست زدند حتی «مکتبة العربیة» را که غنی ترین کتابخانه ی جهان بود به آتش کشیدند، که در میان آنها کتابهایی به خط امیر مؤمنان حضرت علی علیه السلام نوشته شده بود. برخی از این کتابها بروی پوست آهو و استخوان ها و لوح های چوبی و سفالی نگاشته شده بود. در این کتابخانه آثاری از قبل از اسلام نیز وجود داشت.
به خاطر این خدمات ارزنده؛ یهودی ها به کمک یک تاجر یهودی در عراق به نام «یاهو کوهین ساسون» امر وهابیت را تحکیم نمودند.
محمد بن عبدالوهاب در کتاب توحید و غیر از آن با اظهار عقاید خشک و خرافی اعمال و رفتار همه ی طوائف مسلمین را محکوم می کند و هر یک از آنها به بهانه ی زیارت، شفاعت، نذر، تبرک، توسل، که استمداد از نیروی غیبی خداوند است، به شرک محکوم نموده و کافر می داند و در قبال آن در کتاب توحید از عقیده ی یهود پشتیبانی می کند.
وهابیت و یهود:
روایتی را که او در کتاب توحید آورده و صفاتی را که برای خدا شمرده است موافق با عقیده ی یهود است که خدای خود «یهوه» را دارای صفات انسانی می دانند و او را با مخلوقاتش تشبیه می کنند و می گویند: از نظر شکل و حرکت و حتی حالات و انفعالات روحی همچون انسان است. این عقیده مخالف با دیدگاه همه ی مسلمانان است. بنابراین؛ وهابیت به بهانه ی توحید و خداپرستی به مقدسات مذهبی مسلمانان نام شرک و بت پرستی می گذارد، ولی مجسّم بودن خداوند ودارا بودن صفات انسانی را چون موافق با عقیده یهود و اربابان اوست، خداپرستی می داند، و در کتاب توحید خود آن را عنوان نموده و می پذیرد.
محمی بن عبدالوهاب در کتاب توحید همانند قوم یهود خداوند را دارای جسمی بسیار بزرگ می داند که دارای انگشتانی بسیار طویل است.
او می گوید: یکی از دانشمندان یهود به پیغمبر گفت: یا محمد! ما در کتابهای خود یافتیم که خداوند آسمانها را روی یک انگشت و زمینها را روی انگشت دیگر و درختان را بر یک انگشت و آبها را بر یک انگشت و خاکها را بر انگشت دیگر قرار می دهد و می گوید: من ملک هستم. پیغمبر اکرم (ص) سخنان دانشمند یهودی را شنید و از جهت تصدیق قول او چنان تبسم نمودند که دندانهای آن حضرت آشکار شد.
او در همان کتاب تکرار می کند:
دانشمند یهودی هنگامی این علم عظیم را اظهار داشت آن حضرت به خاطر تصدیق آن، تبسم فرمودند.
این است نمونه ای از مسایل اعتقادی و علمی که محمد بن عبدالوهاب آن را برای روشنفکران به ارمغان آورده است و درود بر افراد تحصیل کرده ای که بدون وابستی این گونه حقایق علمی را می پذیرند.
××× چرا وهابیت به انکار شفاعت، توسل و ... پرداخت ×××
شفاعت، توسل و ... تقرب جستن به آبرومندان درگاه خداوند و استمداد از نیروی غیبی الهی است و انسان می تواند از این طیق به دربار خداوند بزرگ نزدی شود و با کمک و یاری برگزیدگان خدا خود را به خدای خویش نزدیک کند. با اینهمه؛ چرا وهابیت به انکاراین گونه امور پرداخته و کسانی را که از این راه ها خود را به خداوند نزدیک می کنند را گمراه و کافر می شمارد و خون آنان را هدر می داند؟!
راز مخالفت آنها چیست؟ و چرا راه های تقرب به خداوند را به وسیله ی برگزیدگان خدا به روی مردم مسدود می کند؟!
به نظر نویسنده ی این سطور؛ پاسخ این سؤال را باید در پیشینه ی خانوادگی وهابیت جستجو کرد زیرا اصالت خانوادگی محمد بن عبدالوهاب و آل سعود آنان را به انتخاب این راه و پذیرش این مأموریت؛ کشانده است!
برای یافتن ریشه های خانوادگی خاندان محمد بن عبدالوهاب و آل سعود و راز پیوستن آنان به یکدیگر و تکفیر همه ی مسلمانان جهان، باید به تاریخ رجوع کرد. صفحات تاریخ بسیاری از رازها را در دل خود نه داشته و آنها را در اختیار کسانی قرار می دهد که خواهان دست یافتن به آن اسرار باشند.
تاریخ می گوید:
خاندان محمد بن عبدالوهاب و آل سعود هر دو از بازماندگان بنی اسرائیل هستند و از نظر ریشه های خانوادگی از طائفه ی یهود هستند.
با این بیان همان گونه که می دانید یهود به خدای خود «یهوه» معتقدند و با خدای جهان آفرین که پروردگار جانیان است مخالف هستند، از این رو به انکار قدرت های خداوند می پردازند و دستهای قدرت خدا را بسته می پندارند.
قرآن مجید در این باره می فرماید: «قالت الیهود یدالله مغلولة»
پایه گذاران وهابیت برای تخریب بنیادهای اعتقادی اسلام مجبور بودند ماسک اسلام را بر چهره ی خود ببندند، از این رو نمی توانستند اصل وجود خداوند را انکار کنند و به همین جهت با انکار مسأله ی شفاعت، زیارت، توسل و ... به انکار قدرتها و نیروهای غیبی خداوند پرداختند و به این طریق همچون پشتیبان خود دستان خدا را بسته پنداشتند! غافل از آنکه سرانجام دست قدرت خداوند از آستین بیرون خواهد آمد و در حکومت الهی امام عصر –ارواحنا فداه- نشانه هایی از آنان و همه ی گروه های طغیانگر جهان باقی نخواهد ماند.
در حکومت جهانی امام عصر (عج) همه ی انسانها شاهد خواهند بود نیروی الهی به اذن خداوند نه تنها زمین بلکه فضا و ستارگان دور دست را دراختیار خواهد گرفت و قدرت خداوند را در زمین و زمان و عالم مرئی و جهان نهان، آشکار خواهد ساخت، به امید فرا رسیدن آن روزگار ...
انتقاد دختر ملک عبدالله از وهابیت/ص 53/(696)
جهان:«عادله»، دختر ارشد ملک عبدالله، پادشاه عربستان در مصاحبه ای با روزنامه فرانسوی لوفیگارو قوانین وهابیت را مورد انتقاد قرار داد.
بنابراین گزارش، دختر پادشاه عربستان که پدرش رئیس یکی از دیکتاتوریترین حکومتهای حال حاضر در سطح جهان است که در آن زنان حق رای، انتخاب همسر و رانندگی ندارند، در حالی که تقریبا از رعایت حجاب صرفنظر کرده و تنها یک روسری به شکلی نامناسب بر سر کرده بود، ضمن انتقاد از نقاب و روبنده گفت: ازدواج دختران زیر ۱۶ سال احمقانه و باعث عقبماندگی آنهاست.
دختر دیکتاتور آلسعود همچنین اختلاط دختران و پسران در مكانهاي عمومي در صورتي كه باعث ناهنجاري نشود را بلامانع دانست و از جدايي دختران و پسران در جامعه عربستان ابراز تعجب كرد. وی منظور خود را از ناهنجاری توضیح نداد اما بدیهی است که اختلاط بین نامحرمان در تمامی مذاهب اسلامی حرام است.
وی در ادامه گفت: ما نبايد اجازه دهيم كه اين وضع در جامعه ما ادامه پيدا كند و بايد در صدد تغيير اين قوانين متحجرانه بر آييم!
هرچند برخی قوانین در عربستان سعودی متحجرانه است، اما عادله، دختر کسی که خود را «خادم الحرمین الشریفین» میخواند، در این سخنان خود حتی برخی احکام اصیل دینی را نیز زیر سوال برده است. شاید اگر این سخنان از کس دیگری شنیده میشد جای تعجب نبود اما وقتی فرزند ملک عبدالله چنین میگوید، سوالات بسیاری را در اذهان جهانیان ایجاد میکند.
مذهب وهابیت از مذاهب جعلی است که ریشه در افکار اصیل اسلامی نداشته و منبعث از افکار شخصی تندرو به نام «محمد بن تیمیه» است. بن تیمیه نظراتی در قبال اسلام دارد که اصولا با نظرات اصیل اهل سنت نیز متفاوت است اما همین نظرات وی منجر به ایجاد دیکتاتوری در سرزمین حجاز و تجاوز به حقوق سایر ملتها از جمله ملل افغانستان، پاکستان، بحرین و ... شده است.
گفته میشود سران رژیم آلسعود هیچ اعتقاد و التزامی به عقاید اسلامی از بیخ و بن ندارند، تا آنجا که ملک عبدالله با جرج بوش به رقص شمشیر پرداخت و حتی برخی منابع از میگساری این دو با یکدیگر خبر دادهاند.
البته در این میان زیرکی لوفیگارو نیز شایان توجه است، چرا که زمانی این مصاحبه را منتشر میکند که ممنوعیت نقاب و روبند در خاک فرانسه دردسرهایی را برای مقامات فرانسوی ایجاد کرده است. افکار عمومی جهان این اقدام را نقض حقوق بشر میدانند.
کد خبر:88965 -
شيخ الازهر: مذهبی به نام وهابیت نداریم/ص 56/(696)
محمد سيد طنطاوي شيخ دانشگاه الازهر مصر با رد وهابيت گفت: مذهبي به نام وهابيت نمي شناسم.
به گزارش پرچم، طنطاوي در سخناني در برابر گروهي از دانشجويان دختر در قاهره در پاسخ به سئوال يكي از دانشجويان كه نظر وي را درباره وهابيت جويا شد، گفت: تنها چهار مذهب داريم و مذهبي به نام وهابيت بين آنها وجود ندارد.
وي افزود: چهار مذهب موجود در پايه و اصول دين اسلام شبيه هم هستند و اختلافات بين آنها تنها در مسائل فرعي دين است.
شيخ طنطاوي خطاب به سئوال كننده گفت: چه كسي به شما گفته است مذهبي به نام وهابيت وجود دارد و اگر از كسي چيزي در اين باره شنيدي اين سخن غلط است.
وي از سوي ديگر گفت: شرعا جايز است كه يك زن رياست حكومت را در دست گيرد زيرا كه شريعت اسلام اين سمت را تنها براي مردان در نظر نگرفته است.
کد خبر:44858 –
30درصد درآمد نفتی عربستان صرف تبلیغ وهابیت/ص 57/(696)
«علی الشعیبی» مشاور ملک فهد پادشاه پیشین عربستان و از وهابیهای تندرویی بود که پس از تحقیقات بسیار به تشیع گروید. او میگوید: 30 درصد از درآمد نفتی کشور عربستان صرف تبلیغ وهابیت میشود!
به گزارش فارس، دکتر علی الشعیبی وهابی تندرو شیعه شده مشاور ملک فهد پادشاه پیشین عربستان در فاصله سالهای 1983 تا 1989 به عنوان رئیس مرکز پژوهشهای ملک فیصل فعالیت داشت و همزمان مشاور وی هم بود.
وی در گفتوگوی تفصیلی با خبرنگار خبرگزاری فارس در سوریه، به تشریح فعالیتهای وهابیت، علل شیعه شدن، نقشه وهابیها برای شیعیان و گروههای مقاومت، تبلیغ فعالیتهای وهابیت در اروپا، نحوه چاپ و توزیع کتب این فرقه در ایران، آفریقا، اروپا و سطح خاورمیانه، نحوه تبلیغات آنها و برگزاری کلاسها افتاء، توضیحی درباره کتاب 100 جلدی خود با عنوان اندیشههای اسلامی با نگاه روز و بسیاری از مسائل دیگر پرداخت که در پی میآید.
`
* ابتدا به طور مختصر خودتان را معرفی کنید.
ـ علی الشعیبی مشاور ملک فهد پادشاه پیشین عربستان در فاصله سالهای 1983 تا 1989 بودم. روزنامه الاحد چاپ عربستان یک ضمیمه فرهنگی به نام ویژهنامه چهارشنبه فرهنگی داشت که من در آن دو صفحه داشتم و مطلب مینویسم.
* شنیدیم که قبلا وهابی بودید چه طور شد که از این تفکر و اندیشه متنفر شدید؟ چه طور شد که 180 درجه تفکرات خود را تغییر دادید؟ چه کارهایی میکردید؟ ما شنیدیم 5 درصد بودجه نفت عربستان صرف وهابیت میشود، آیا صحیح است؟
ـ اگر منظور شما این است که بدانید آیا واقعا در زمینه تبلیغ اندیشه وهابیت چقدر سرمایهگذاری میکنند، باید بگویم که فعالیتهای وهابیت در عربستان صرفا به 5 درصد از بودجه نفتی منحصر نمیشود بلکه 30 درصد از بودجه کل کشور عربستان از بودجه نفتی صرف این فعالیت میشود.
اولا که آنها مراکزی در این زمینه دارند که در طول سال در راستای اهداف آنها به فعالیت میپردازد که در تمام عربستان به ویژه در جنوب این کشور بسیار به چشم میخورد. به استثنای شرق این کشور که شیعیان در آن حضور دارند در اطراف، جیران، نجران، سودا، طائف، حتی در کشورهای دیگر از جمله منطقه آندلس و جنوب اسپانیا که سالانه میلیاردها دلار در این زمینه هزینه میکنند.
من به عنوان مثال به شما عرض میکنم که کتابی در دست دارم که حدود 800 صفحه به تشریح فعالیتهای یکی از این مراکز میپردازد. من از سال 1971 ارتباط خود را با سلفیهای سوریه آغاز کردم که ارتباط تنگاتنگی با وهابیهای عربستان داشتند و آنها در آن زمان از شیخ ناصرالدین آلبانی خواستند که به آنها اجازه تاسیس یک حزب سلفی سیاسی در سوریه بدهند.
در آن زمان ما به مساجد سوریه برای برپایی نماز صبح میرفتیم و پس از آن در خانه یکی از افرادی که به وی "برادر" میگفتیم جمع میشدیم. هر چند شیخ ناصرالدین آلبانی با تاسیس حزب سیاسی سلفی مخالف بود ولی عدهای بودند که بدون آگاهی وی چنین احزابی را تاسیس میکردند و از جمله اقداماتی که وهابیهای عربستان به آن مبادرت میورزند میتوان اهتمام آنان به مجالس سخنرانی اشاره کرد.
آنها ادعا میکنند که از این طریق به پرورش مبلغ میپردازند و در همین راستا در پایان هر هفته از شرکتکنندگان در سخنرانیها امتحان میگیرند، برنامه روزانه آنها بدین شکل است که پس از اقامه نماز صبح به یک تمرین ورزشی سخت میپردازند و پس از صرف صبحانه تا نماز ظهر کلاسهای درس و سخنرانی آنها ادامه دارد. و به همین روش ادامه میدهند و در پایان هر هفته ارزیابی میشوند.
همچنین در پایان هر ماه نیز از آنها امتحان گرفته میشود. گاهی پیش میآید که برخی از دانشجویان وهابی که در اروپا تحصیل میکنند از آنها دعوت میشود تا در کلاسها شرکت کنند. آنها هیئتی دارند به نام هیئت "افتاء، ارشاد و امور علمی".
شاید این سؤال پیش بیاید که منظور از امور علمی چیست، من با ذکر یک مثال به تشریح این مسئله میپردازم. آنها با صدور یک فتوا اعلام کردند که زمین کروی نیست بلکه مسطح است و هر کس که با این اندیشه مخالفت کند، کافر محسوب شده، باید حد بخورد و اموالش نیز به نفع بیتالمال مسلمین مصادره شود! از نکات حائز اهمیت در این میان این است که تمام منشورات وهابیها در میلیونها نسخه چاپ و منتشر میشود و در تمام نقاط دنیا توزیع میگردد و از فرصت حج و عمره در دو شهر مقدس مکه و مدینه برای توزیع بالاترین استفاده را میبرند.
* آیا در کشورهای دیگر هم این کتابها توزیع میشود؟
ـ بله. در جنوب ایران و در ریاض هم چاپ و توزیع میشود و حتی به زبان انگلیسی هم کتابهای خود را توزیع میکنند. حتی به زبانهای دیگری از جمله فارسی هم کتاب خود را توزیع میکنند.
* از دشمنی وهابیها با شیعیان و محور مقاومت و حزبالله بگویید؟
ـ یکی از بزرگترین مشکلاتی که جهان اسلام با آن روبهروست اینکه وهابیت خود مطلقا بر حق میداند و این حقیقت محض است در وهله اول باید بگویم که مشکل وهابیها تنها با شیعیان نیست بلکه آنها تمام مسلمانان از جمله شیعه و سنی را تکفیر میکنند و این مخالفت با مسلمانان را میتوان در 36 مورد یافت. یعنی در 36 مورد با تمام مسلمانان دیدگاه مخالفت دارند، برخی در ظاهر و شکل مسئله است از جمله در ظاهر لباس و پیش، برخی هم در باطن مسئله.
به طور کلی آنها به بهانه تبلیغ سلفی و جهادی در خسارتهای زیادی را بر عموم مسلمانان تحمیل میکنند و یا در قالب هیئت امر به معروف و نهی از منکر به تبلیغ افکار منحرف خود میپردازند که با اساس اسلام هیچ گونه سازگاری ندارند. هیئت امر به معروف و نهی از منکر آنها کتابهای ابن تیمیه را با بهترین و گرانترین کاغذ چاپ میکنند و به صورت رایگان در اختیار مردم قرار میدهند و گاهی نیز در راستای تبلیغ اندیشه وهابیت، کتابخانه کاملی را به عنوان هدیه به اشخاص مختلف میدهند و اینگونه هدایا هزاران بار در سال اتفاق میافتد.
از 20 سال پیش تاکنون به افتتاح مراکز تبلیغ وهابیت در اروپا روی آوردهاند که امروزه در دهها نقطه اروپا از جمله اطراف سوئیس مرکز دارند و در سال میلیاردها دلار هزینه میکنند.یکی از مسائلی که در نزد وهابیت بسیار تعجببرانگیز است نحوه تکفیر آنان است. مثلا آنها هر گونه سوگند به غیر از خدا را تکفیر میکنند.
* عمده فعالیتهای وهابیون در رابطه با شیعهزدایی در منطقه چیست؟
ـ وهابیون در این راستا تلاشهای بسیاری میکنند و همه این تلاشها به منظور کاستن از محبوبیت شیعه است. به عنوان مثال برخی از شخصیتهای شیعی نه چندان آگاه را برای برگزاری مناظره دعوت میکنند پولهای زیادی خرج میکنند.
* آقای شعیبی بالاخره چه شد که از وهابیت جدا شدید و به تشیع روی آوردید؟
ـ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بسیاری از شخصیتهای برجسته اهل سنت درباره شخصیت مرحوم حضرت امام خمینی (ره) سخن گفتهاند. از آن زمان به یاد دارم که از تلویزیون الحوار متعلق به جماعت اسلامی در لندن، بسیاری از شخصیتهای برجسته اهل سنت در دو برنامه کامل در رابطه با شخصیت مرحوم حضرت امام سخن گفتند و من با گوشهای خود شنیدم که یکی از آن علمای بزرگ میگفت که جهان اسلام به مدت 1200 سال است که شخصیتی با این عظمت به خود ندیده است.
همچنین آنها از نقش امام خمینی در راستای وحدت اسلامی و اتحاد میان اهل سنت و شیعه سخن به میان میآورند. فراموش نشود که نقش امام خمینی صرفا یک نقش تئوریک نبود بلکه وی در عمل خدمات شایانی به مسئله وحدت اسلامی تقدیم کردند. و ادامه همان تفکر وحدتگرایانه را امروز آیتالله امام خامنهای دامت برکاته ادامه میدهد از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران، وهابیها فشار زیادی بر شیعیان ساکن در منطقه الشرقیه و اسماعیلیان در جنوب عربستان میآورند.همواره فعالیتهای آنان را زیر ذرهبین دارند.
البته نباید فراموش کرد که بسیاری از مسائل را آمریکا بر وهابیها دیکته میکنند و خود وهابیها نیاز احساس میکنند که این اندیشه برای آنها سنگینی میکند. چنانچه یک شهروند سعودی به شما اطمینان کند و بداند که شما خطری برای آن نخواهید داشت، با شما از دردها، غمها و رنجهایش و همچنین مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم میکند، سخن خواهد گفت. از مصیبتهایی که وهابیهای تکفیری برای آنها ایجاد کردهاند، میگوید.در حال حاضر وهابیت هر گونه که تمایل داشته باشد فتوا صادر میکند زیرا پول، اسلحه، و قدرت در دست آنان است.
* جناب شعیبی جواب واضحی نگرفتیم که چرا از وهابیت جدا شدید؟
ـ بعد از آنکه کتاب ابن تیمیه به من هدیه داده شده آن را خواندم و فتواهای عجیبی را مشاهده کردم. ابن تیمیه مسلمانان را به دو قسمت تقسیم میکند: گروه اول؛ وی و هم مسلکهای او هستند و گروه دوم؛ اهل سنت و شیعیان هستند که ابن تیمیه آنها را تکفیر میکند ولی متاسفانه برادران اهل سنتها نمیدانند که ابن تیمیه آن را تکفیر کرده است!
ابن تیمیه، کسی که فلسفه میخواند، به یادگیری زبانی غیر از عربی میپردازد و پیش از طبخ گوشت آن را میشوید، کافر میداند! اگر من به یک نفر گل بدهم هر دو کافر هستیم!
مدت 3سال روی افکار ابن تیمیه کار کردهام و توانستم ایرادات فقهی آن را خارج کنم. من یک مجموعه کتاب 100 جلدی به نام "اندیشههای اسلامی با نگاه روز" دارم که در فصول 37 و 38 آن به طور کامل به اندیشه سلفی وهابی پرداختهام.
به این مسئله پرداختهام که وهابیت اندیشه است یا تعصب و در 20 هزار نسخه این دو جلد را چاپ و در میان اقشار مسلمانان توزیع کردهام. در این دو جلد افشا کردهام که ابن تیمیه هر کسی که قبر پیامبر (ص) را زیارت کند کافر میداند برخلاف آنچه که بسیاری میپندارند، منشورات و کتب چندانی در پاسخ به این اندیشه وهابیت و یا رسوا کردن این گروه تالیف و منتشر نشده است.
در تاریخ 29 /6/ 2007 ولید جنبلاط جهت انعقاد یک قرارداد در زمینه کنترل (مرزها) به سرزمینهای اشغالی رفت و در آنجا یک توافقنامه میان موساد اسرائیل و جماعت القاعده دست یافت و بعدها این پیمان در پایگاههای الکترونیکی اسرائیل نیز منتشر شده و ارتباط وهابیت و اسرائیل را افشا کرد. وهابیها خوارج عصر حاضر هستند و میبینیم که به یهودیها نه تهمت میزنند نه بیحرمتی میکنند نه آنها را تکفیر میکنند.
ولی چه کسی آمده تاکنون اندیشه این گروه منحرف را افشا کند با 5 یا 10 جلد کتاب نمیتوان ماهیت این تفکر ضاله را افشا کرد؛ این در حالی است که وهابیها با تالیف و انتشار هزاران جلد کتاب، شیعیان و اهل سنت را تکفیر میکنند.
زمانی که ابن تیمیه مُرد، افراد معدودی وی را تشییع کردند وهابیت فکر وی را زنده کرد، وهابیها با یهود، صهیونیست و موساد به نبرد نمیپردازند چرا که با هم یکی هستند.
* الآن که از این فرقه ضاله جدا شدهاید چه احساسی دارید؟
ـ من از سال 1987 این اندیشه را ترک کردهام و کتابهای زیادی در راستای برملا کردن اندیشههای وهابیت نوشتهام. من یک جمله به شما میگویم هر کسی جهت تائید اسلام و اندیشه اسلامی خود به مطالعه و بررسی قرآن و احادیث شریف پیامبر نپردازد، از مسلمانی و اسلام فاصله زیادی دارد.
* چه توصیهای به وهابیها دارید؟
ـ اول اینکه مردم را تکفیر نکنند. زیرا هر کسی که شهادتین را به زبان بیاورد از کفر به دور شده است. همچنین به عموم مسلمانان میگویم که تقدیس برخی از شخصیتهای بارز اسلامی و یا احترام گذاشتن به آنها را شرک به حساب نیاورند.
کد خبر:131119 –
18 / 8 / 1404
×
تا آخر ص 9 پرینت شد 25/03/99
تا آخر ص 24 پرینت شد 26/03/99
در تاریخ 23 / 1 / 1404 تا آخر ص 24 در برنامه جستجوی 2 المنجی بارگزاری شد
در تاریخ 3 / 2 / 1404 اعمال و جایگزینی «ی» و «ک» انجام شد
فهرسنگاری انجام شد : 1 / 11 / 1404
در تاریخ 16 / 06 / 1405 شماره گذاری فهرست های سمت راست انجام شد.