معرفت
اهلبیت علیهم السلام
تألیف
سید مرتضی مجتهدی سیستانی
عنوان کتاب معرفت اهلبیت علیهم السلام
مؤلف سید مرتضی مجتهدی سیستانی
ناشر نشر الماس
قطع وصفحه (رقعی) 50. صفحه
نوبت چاپ اصیل/ اول- بهار ...1399
شمارگان 000 نسخه
قیمت 0000 تومان
شابک: 00-00-999-964
تلفن مرکز پخش: 09199850085
بسم الله الرحمن الرحیم
فهرست مطالب کتاب معرفت اهلبیت علیهم السلام
معفرت به اهلبیت علیهم السلام
معجزه جضرت
بسم الله الرحمن الرحیم
معرفت به اهلبیت علیهم السلام
(1)
معجزه حضرت
در بعضی از کتابهای شیعه حدیثی طولانی از جابر بن یزید جعفینقل گردیده که ما مختصری از آن را که مناسب این باب است ذکر میکنیم:
جابر به امام باقر علیه السلام عرض کرد: سپاس و ستایش سزاوار خداوندی است که به معرفت شما بر من منّت گذاشته و فضیلت شما را به من الهام فرمود، و به فرمانبرداری از دستورات شماتوفیقم داد، و دوستی دوستان شما و دشمنی با دشمنان شما را نصیبم ساخت.
امام علیه السلام فرمود:
یا جابر؛ أتدری ما المعرفة؟ المعرفة إثبات التوحید أوّلاً، ثمّ معرفةالمعانی ثانیاً، ثمّ معرفة الأبواب ثالثاً، ثمّ معرفة الأنام رابعاً، ثمّ معرفةالأرکان خامساً، ثمّ معرفة النقباء سادساً، ثمّ معرفة النجباء سابعاً.
ای جابر؛ آیا میدانی معرفت چیست؟ معرفت هفت مرحله دارد:
1- اثبات توحید، 2- شناخت معانی، 3 - شناخت ابواب )آنها که باب امامعلیه السلامهستند، حکم درِ ورودی را دارند و از طریق آنها میشود به امامعلیه السلام راه پیدا کرد(، 4- شناخت مردمان، 5 - شناخت ارکان )آنها که نقش عمدهای در آفرینش دارند و درحکم پایه و ستون خیمهاند(، 6 - شناخت نقباء که سروران و مهتران و رؤساء قومهستند، 7 - شناخت نجباء که مردمان پاک طینت و با اصل و نسب میباشند.
و خداوند تبارک و تعالی فرموده است:
»قُلْ لَوْ کانَ البَحْرُ مِداداً لِکلماتِ رَبّی لَنَفِدَ البَحْر قَبْل أنْ تَنْفَدکلماتِ رَبّی وَلَوْ جِئْنا بِمِثْلِه مَدداً«.××× 1 سوره کهف، آیه 109. ×××
»بگو اگر دریا مرکب شود برای نوشتن کلمات پروردگارم، هر آینه قبل از آنکهکلمات پروردگارم تمام شود دریا به پایان میرسد، گرچه دریای دیگری او را یاریکند«.
و در جای دیگر فرموده است:
»وَلَوْ أنَّ ما فِی الأرْض مِنْ شَجَرَةٍ أقْلامٌ وَالبَحْرُ یمُدُّه مِن بَعْدِهسَبْعَةُ أبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کلِماتُ اللَّه إنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ«.××× 2 سوره لقمان، آیه 27. ×××
»اگر درختان روی زمین همگی قلم شوند و آب دریا مرکب گردد و هفت دریایدیگر هم آن را کمک کند تا کلمات خداوندی نوشته شود، باز کلمات پروردگار ناتمام میماند، همانا خدا مقتدر و باحکمت است«.
بعد فرمود: ای جابر؛ اثبات توحید؛ شناختن خداوند ازلی و بیابتدای پنهانی استکه دیدگان او را نمیبیند و او دیدگان را میبیند، و او خالق اشیاء لطیف و بر همهچیز آگاه است. و او ناپیدای پنهان است همانطور که او خود را اینگونه وصفکرده است.
امّا معانی: بدان که ما معانی و مظاهر توحید در میان شما هستیم، خداوند ما را ازنور ذاتش آفرید، و امور بندگانش را به ما واگذار کرد، ما با اجازه و فرمان او آنچهمیخواهیم انجام میدهیم، و آنچه میخواهیم همان است که او میخواهد، واراده ما همان اراده پروردگار است، و او چنین مقام و مرتبه و موقعیتی به ما مرحمت فرموده و ما را از میان بندگانش برگزیده و حجّت خود در مملکتش قرارداده است.
فمن أنکر شیئاً وردّه فقد ردّ علی اللَّه جلّ اسمه وکفر بآیاتهوأنبیائه ورسله.
اگر کسی فضایل ما و یا گفتار ما را انکار کند و نپذیرد، در حقیقت خدا را ردّ کرده وبه آیات پروردگار و پیغمبران و رسولان الهی کافر گشته است.
ای جابر؛ هر کس خداوند را با این اوصاف شناخت؛ توحید را اثبات کرده است،زیرا این اوصاف مطابق و موافق آنچه در قرآن ذکر شده میباشد، و آن فرمایشخداوند تبارک و تعالی است که میفرماید:
»لاتُدْرِکه الأبْصارُ وَهُوَ یدْرِک الأبْصار«××× 1 سوره انعام، آیه 103. ×××.
»از دیدن او دیدگان عاجز )بلکه تفکر و اندیشه و وهم از درک و فهم او عاجز است(و او دیدگان را میبیند«.
و فرموده است: »لَیسَ کمِثْلِه شَیءٌ وَهُوَ السمیعُ البَصیر«××× 2 سوره شوری، آیه 11. ×××.
»هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بینا است«.
و فرموده است: »لایسْئلُ عَمّا یفْعَلُ وَهُمْ یسْئَلُون«××× 3 سوره انبیاء، آیه 23. ×××.
»از آنچه او انجام میدهد سئوال نمیشود و مردم هستند که از افعال آنها سئوالمیشود و مورد بازخواست قرار میگیرند«.
جابر گفت: ای سرور من؛ چقدر اصحاب من و آنها که با من هم فکر و همعقیدهاند اندک هستند.
فرمود: هیهات، هیهات، آیا میدانی چقدر بر روی این زمین پهناور یاور داری؟
عرض کرد: ای فرزند رسول خدا؛ گمان میکنم در هر شهری بین صد تا دویستنفر، و در هر ناحیهای بین هزار تا دو هزار نفر باشند و در تمام اطراف و نواحیگمان میکنم بیش از صد هزار نفر باشند.
امامعلیه السلام فرمودند: ای جابر؛ با گمانی که داری مخالفت کن و نظرت را نارسابدان، آن طور که تو گمان کردهای نیست بلکه آنهائی را که فکر میکنی همگیمقصّرند و از نظر فکر و عقیده خود را به کمال نرسانده و ناقص ماندهاند و آنهااصحاب و همراهان تو نیستند.
جابر گوید: عرض کردم: ای فرزند رسول خدا؛ چه کسی مقصّر است؟فرمود: الّذین قصّروا فی معرفة الأئمّة، وعن معرفة ما فرض اللَّهعلیهم من أمره وروحه.
کسانی که در معرفت و شناخت امامان، و شناخت امر و روح که خدا بر آنها واجبکرده است کوتاهی کردهاند.
عرض کردم: ای سرور من؛ شناخت روح چیست؟
امامعلیه السلام فرمود: درک کند و بشناسد که هر که خداوند روح را مخصوص اوگردانیده در حقیقت امر خود را به او واگذار نموده است، به اذن او خلق میکند وزنده میکند، و آنچه در نیتها و اندیشهها است میداند و به آنچه انجام شده و تاروز قیامت انجام میشود دانا است، و این بدان جهت است که روح از امر خداوندتبارک و تعالی است، پس هر که را خداوند به این روح مخصوص گرداند او کاملاست و هیچگونه نقص و کمبودی ندارد، آنچه بخواهد به اذن پروردگار انجاممیدهد، مشرق تا مغرب را در یک لحظه میپیماید، به آسمان بالا میرود و ازآسمان فرود میآید، و آنچه بخواهد و اراده کند انجام میدهد.
عرض کردم: ای سرور من؛ دوست دارم بیان این روح را از کتاب پروردگار واینکه این از اموری است که خداوند پیغمبرش محمّدصلی الله علیه وآله وسلم را به آن اختصاصداده دریابم و بفهمم.
فرمود: این آیه را بخوان:
»وَکذلک أوْحَینا إلَیک رُوحاً مِنْ أمْرِنا ما کنْتَ تَدْری مَا الکتابُولا الإیمانُ ولکنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدی بِه مَن نَشاءُ مِنْ عِبادِنا«××× 1 سوره شوری، آیه 52. ×××.
»و همچنین ما روح را که از امر ما است به سوی تو وحی فرستادیم، قبل از آننمیدانستی کتاب چیست و ایمان کدام است، ولی ما آن را نور قرار دادیم و به سببآن هر کدام از بندگان خود را که بخواهیم هدایت میکنیم«.
و فرموده است:
»اُولئک کتَبَ فی قُلُوبِهِمُ الإیمانَ وأیدَهُمْ برُوح مِنْه«××× 2 سوره مجادله، آیه 22. ×××.
»در دلهای ایشان ایمان را ثبت نموده و آنها را به روح که از ناحیه او است تأیید کردهاست.«
عرض کردم: خدا در کار شما گشایش دهد همانطور که در کار من گشایش دادیدو مشکلم را برطرف کردید و مرا بر شناختن روح و امر موفّق نمودید.
سپس عرض کردم: ای سرور من؛ درود خداوند بر شما باد، بنابراین بیشترشیعیان مقصّر هستند و من یکی از رفقای خود را به این صفت نمیشناسم.
فرمود: ای جابر؛ اگر تو از میان آنها کسی را اینگونه نمیشناسی، ولی من عدّهکمی را میشناسم که نزد من میآیند سلام میکنند و از من اسرار و علوم نهانیکه دیگران از آن مطّلع نیستند میآموزند.
عرض کردم: فلانی و رفقای او ان شاء اللَّه اهل این صفتند، یعنی آشنا به اسرارشما میباشند، زیرا از آنها اسرار شما و علوم پنهانی شما را شنیدهام و گمانمیکنم که آنها کامل گشتهاند و به حدّ کمال رسیدهاند.
فرمود: ای جابر؛ فردا آنها را دعوت کن و همراه خود بیاور.
جابر گوید: فردا ایشان را به محضر آن حضرت حاضر کردم، چون خدمتامامعلیه السلام رسیدند بر او سلام کردند و احترام نمودند و آن بزرگوار را بزرگ و گرامیداشتند.
فرمود: ای جابر؛ اینها برادران تو هستند، ولی هنوز مقداری مانده است تا کاملشوند.
بعد رو به آنها کرد و فرمود: آیا شما اعتراف میکنید که خداوند تبارک و تعالیآنچه را بخواهد انجام میدهد، و آنچه را اراده فرماید حکم میکند، و هیچکسقادر نیست حکم او را نقض کند و رأی او را ردّ کند، و از آنچه انجام میدهدسئوال نمیشود، و مردمان هستند که مورد سئوال و بازجوئی قرار میگیرند.
عرض کردند: بله، همان طور است که فرمودید، خداوند آنچه را بخواهد انجاممیدهد، و آنچه را اراده کند فرمان میدهد.
من گفتم: خدا را سپاس، اینها همگی آگاهند و معرفت دارند و کاملند.
فرمود: ای جابر؛ آنچه را نمیدانی شتابزده دربارهاش قضاوت مکن. من متحیر وسرگردان شدم.
فرمود: از آنها بپرس آیا علی بن الحسین علیهما السلام میتواند به صورت فرزندش محمّد علیه السلام تغییر کند؟
جابر گوید: از آنها پرسش نمودم و ایشان از جواب دادن خودداری کردند و ساکتماندند.
فرمود: ای جابر؛ از آنها سئوال کن آیا محمّد میتواند به صورت علی بن الحسیندرآید و تغییر کند؟
جابر گوید: از ایشان سئوال کردم، و آنها باز هم از جواب دادن خودداری کردند وساکت ماندند.
آنگاه امام علیه السلام به من نگاهی کرد و فرمود: این است آنچه به تو خبر دادم که اینهاهنوز کامل نشدهاند.
من به آنها گفتم: چه شده است، چرا به امام خود جواب نمیدهید؟ باز هم ساکت ماندند و در شک فرو رفتند.
امام علیه السلام دوباره به جابر فرمود: این همان است که گفتم اینها باید مراحل دیگری را طی کنند تا کامل شوند.
و آنگاه امام علیه السلام فرمود: چه شده چرا صحبت نمیکنید؟ آنها به هم نگاه کردند وگفتگو نمودند سپس عرض کردند: ای فرزند رسول خدا؛ ما نمی دانیم به مابیاموز.
سرور عبادت پیشهگان حضرت علی بن الحسین علیهما السلام به فرزندش امام باقر علیه السلام نگاه کرد و به آنها فرمود: این شخص کیست؟ عرض کردند: فرزند شما است.
فرمود: من کیستم؟ عرض کردند: علی بن الحسینعلیهما السلام پدر او هستید.
جابر گوید: بعد از این پرسشها امامعلیه السلام کلماتی فرمود که ما نفهمیدیم ناگهان دیدیم محمّد به صورت پدرش علی بن الحسین علیهما السلام و امام سجّادعلیه السلام به صورتفرزندش محمّد علیه السلام گردید، آنها با مشاهده این دگرگونی از روی تعجّب گفتند: »لاإله الّا اللَّه«.
امامعلیه السلام فرمود: لاتعجبوا من قدرة اللَّه، أنا محمّد و محمّد أنا، وقالمحمّدعلیه السلام: یا قوم لاتعجبوا من أمر اللَّه، أنا علی و علی أنا، وکلّنا واحدمن نور واحد وروحنا من أمر اللَّه، أوّلنا محمّد وأوسطنا محمّد و آخرنامحمّد وکلّنا محمّد.
از قدرت پروردگار تعجّب نکنید، من محمّد هستم و محمّد من است، و محمّد بن علی علیهما السلام فرمود: ای گروه؛ از کار خدا تعجّب نکنید، من علی هستم، و علی مناست و همه ما یکی هستیم و از یک نور آفریده شدهایم، و روح ما از امر خدا و ازعالم امر است، اوّل ما محمّد است وسط ما محمّد است و آخر ما محمّد است و همه ما محمّد هستیم.
جابر گوید: وقتی این کلمات را از امام علیه السلام شنیدند همگی با صورت به روی زمینافتاده و سجده کردند و گفتند: ما به ولایت شما و مقامات پنهان شما ایمان آوردیم و به ویژگیهای شما اقرار کردیم.
امام سجّاد علیه السلام فرمود: یا قوم؛ ارفعوا رؤوسکم فأنتم الآن العارفون الفائزون المستبصرون، وأنتم الکاملون البالغون، اللَّه اللَّه لاتطّلعوا أحداًمن المقصّرین المستضعفین علی ما رأیتم منّی ومن محمّد فیشنعواعلیکم ویکذّبوکم.
ای گروه؛ سر از سجده بردارید، اکنون شما عارف، رستگار و آگاه شدید، و الآن کامل گردید و به حدّ کمال رسیدید، شما را به خدا آنچه از من و فرزندم محمّد علیه السلامدیدید به هیچ یک از آشنایان خود که به این مرتبه نرسیده اند بلکه کوتاهی کردهاند وآنها را به ضعف کشیدهاند خبر ندهید که شما را سرزنش و تکذیب میکنند.
عرض کردند: گفتارتان را شنیدیم و اطاعت میکنیم.
فرمود: شما که به حدّ رشد و کمال رسیدهاید اکنون برگردید، و آنها برگشتند.
جابر گوید: عرض کردم: ای سرور من؛ هر کس این امر را به وجهی که بیان کردید نشناسد ولی شما را دوست داشته باشد و از دشمنان شما بیزار باشد و بهبرتری شما قائل باشد حالش چگونه است؟
فرمود: او در مسیر سعادت و خیر و خوبی است تا آنکه به آن پایه از معرفت برسد....(1)
مؤلّف رحمه الله گوید: این حدیث صدر و ذیل طولانی دارد و ما بهخاطر مناسبت نداشتن آن با این کتاب ذکر نکردیم، و آن را شیخحسین بن عبدالوهّاب در کتاب »عیون المعجزات« با مختصر تفاوتی در باب معجزات امام باقر علیه السلام نقل کرده است.(2).(3)
---------------------------
(1) بحار الأنوار: 13/26 ضمن ح2.
(2) عیون المعجزات: 2.78
(3) قطرهای از دریای فضائل اهلبیت علیهم السلام ج 1 ص 513 ح 355.
در زرنگار پرینت شد. ورد پرینت نشده هنوز: 02 / 09/ 1399
در تاریخ 23 / 1 / 1404 تا آخر ص 18 در برنامه جستجوی 2 المنجی بارگزاری شد
تا آخر ص 15 در تاریخ 1 / 04 /1399 پرینت شد
در تاریخ 23 / 1 / 1404 تا آخر ص 18 در برنامه جستجوی 2 المنجی بارگزاری شد
در تاریخ 3 / 2 / 1404 اعمال و جایگزینی «ی» و «ک» انجام شد
فهرسنگاری انجام شد: 1 / 11 / 1404