خروج
انتهای کتاب
(116) تفسیر اهل البیت علیهم السلام (برازش) جلد 13

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳

سوره:ص

آیه:همه

سوره ص

ثواب قرائت

۱

(ص/ مقدمه)

الباقر (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ ص فِی لَیْلَهًِْ الْجُمُعَهًِْ أُعْطِیَ مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ مَا لَمْ یُعْطَ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ إِلَّا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ أَوْ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّهًَْ وَ کُلَّ مَنْ أَحَبَّ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ حَتَّی خَادِمَهُ الَّذِی یَخْدُمُهُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ فِی حَدِّ عِیَالِهِ وَ لَا فِی حَدِّ مَنْ یَشْفَعُ فِیهِ.

امام باقر (علیه السلام)- هرکس سوره ص را در شب جمعه بخواند، از خیر دنیا و آخرت، آنچه که جز نبی مرسل یا فرشته مقرب به هیچ یک از مردم داده نشده است، به او عطا می­شود و خداوند او را به همراه هر کسی­که از خانواده­اش دوست دارد، اگر چه نه در حد زن و فرزند او باشد و نه در حد کسی­که درباره‌ی او شفاعت می­شود، حتی خدمتکاری که به او خدمت می­کند را وارد بهشت می­کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۹۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ مقدمه)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ ص أُعْطِیَ مِنَ الْأَجْرِ بِوَزْنِ کُلِّ جَبَلٍ سَخَّرَهُ اللَّهُ لِدَاوُدَ حَسَنَاتٍ وَ عَصَمَهُ اللَّهُ أَنْ یُصِرَّ عَلَی ذَنْبٍ صَغِیرٍ أَوْ کَبِیرٍ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره‌ی ص را بخواند، هم‌وزن کوه­هایی که خداوند به فرمان داود (علیه السلام) درآورد، پاداش می‌برد و خداوند او را از پافشاری در انجام گناهان کوچک و بزرگ در امان می‌دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸ نورالثقلین/ البرهان

۳

(ص/ مقدمه)

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ کَتَبَهَا تَحْتَ قَاضٍ أَوْ وَالٍ لَمْ یَقِفِ الْأَمْرُ بِیَدِهِ أَکْثَرَ مِنْ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ وَ ظَهَرَتْ لِلنَّاسِ عُیُوبُهُ وَ تَفَرَّقَ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس آن را بنویسد و به زیر نشیمن‌گاه قاضی یا والی بگذارد، زیاده از سه روز، امر قضاوت در دست او نماند و عیب­هایش [بر مردم] آشکار شود و [مردم از اطراف او پراکنده شوند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸ البرهان

۴

(ص/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَتَبَهَا وَ جَعَلَهَا فِی إِنَاءٍ زُجَاجٍ وَ أَخْرَقَهُ وَ جَعَلَهَا فِی مَوْضِعِ قَاضٍ أَوْ مَوْضِعِ شُرْطَهًٍْ لَمْ یَقُمْ عَلَیْهِ ثَلَاثَهًَُْ أَیَّامٍ إِلَّا وَ قَدْ ظَهَرَتْ عُیُوبُهُ وَ تَنْقُصُ النَّاسُ بِقَدْرِهِ وَ لَا یَنْفُذُ لَهُ أْمُرٌ بَعْدَ ذَلِکَ وَ یَبْقَی فِی ضِیقٍ وَ شِدَّهًٍْ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس آن را بنویسد و در ظرفی شیشه­ای بگذارد و آن را سوراخ کند و در جایگاه قاضی یا شحنه­ای قرار دهد، بیشتر از سه روز نمی‌گذرد که عیب­هایش آشکار می‌شود و مردم از منزلتش می‌کاهند و پس از آن، کاری از پیش نخواهد برد و به اذن خدا در تنگنا و دشواری خواهد ماند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸ البرهان

 

آیه ص، وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ [1]

 

ص، سوگند به قرآنى كه داراى ذكر است [كه اين كتاب، معجزه‌ی الهى است].

سبب نزول

۱

(ص/ ۱)

 

الباقر (علیه السلام)- أَقْبَلَ أَبُوجَهْلِ‌بْنُ‌هِشَامٍ وَ مَعَهُ قَوْمٌ مِنْ قُرَیْشٍ فَدَخَلُوا عَلَی أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالُوا إِنَّ ابْنَ أَخِیکَ قَدْ آذَانَا وَ آذَی آلِهَتَنَا فَادْعُهُ وَ مُرْهُ فَلْیَکُفَّ عَنْ آلِهَتِنَا وَ نَکُفُّ عَنْ إِلَهِهِ قَالَ فَبَعَثَ أَبُوطَالِبٍ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَدَعَاهُ فَلَمَّا دَخَلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لَمْ‌یَرَ فِی الْبَیْتِ إِلَّا مُشْرِکاً فَقَالَ السَّلَامُ عَلَی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَی ثُمَّ جَلَسَ فَخَبَّرَهُ أَبُوطَالِبٍ بِمَا جَاءُوا لَهُ فَقَالَ أَ‌وَ هَلْ لَهُمْ فِی کَلِمَهًٍْ خَیْرٍ لَهُمْ مِنْ هَذَا یَسُودُونَ بِهَا الْعَرَبَ وَ یَطَئُونَ أَعْنَاقَهُمْ فَقَالَ أَبُوجَهْلٍ نَعَمْ وَ مَا هَذِهِ الْکَلِمَهًُْ فَقَالَ تَقُولُونَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ قَالَ فَوَضَعُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ وَ خَرَجُوا هُرَّاباً وَ هُمْ یَقُولُونَ ما سَمِعْنا بِهذا فِی الْمِلَّهًِْ الْآخِرَهًِْ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی فِی قَوْلِهِمْ وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْر.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوجهل‌بن‌هشام با گروهی از قریشیان نزد ابوطالب (رفتند و گفتند: «این برادرزاده­ات ما را و خدایان ما را می­آزارد. او را فرا خوان و به او امر کن که از خدایان ما دست بردارد تا ما هم از خدای او دست برداریم». ابوطالب (کسی را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرستاد و ایشان را فرا خواند. هنگامی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد خانه شد، در خانه به‌جز مشرک کسی ندید، پس فرمود: و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی می‌کند!. (طه/۴۷) سپس نشست و ابوطالب (از آنچه مشرکان گفته بودند، ایشان را آگاه ساخت. حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آیا به‌جای این پیشنهاد، سخنی نمی­خواهند که با آن بر عرب سروری کنند و آنان را به زیر فرمان خود درآورند»؟ ابوجهل عرض کرد: «آری! آن سخن چیست»؟ فرمود: «بگویید: هیچ خدایی جز الله نیست». آنان انگشت‌های خود را در گوش­هایشان نهادند و گریزان از آنجا بیرون رفتند و می‌گفتند: ما هرگز چنین چیزی در آیین دیگری نشنیده‌ایم این تنها یک آئین ساختگی است!. آنگاه خداوند متعال درباره‌ی سخن آن‌ها نازل فرمود: ص وَالْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۰ الکافی، ج۲، ص۶۴۹/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۳۸/ نورالثقلین/ البرهان

صاد

۱ -۱

(ص/ ۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌عَمَّارٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنَ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) کَیْفَ صَارَتِ الصَّلَاهًُْ رَکْعَهًًْ وَ سَجْدَتَیْنِ وَ کَیْفَ إِذَا صَارَتْ سَجْدَتَیْنِ لَمْ تَکُنْ رَکْعَتَیْنِ فَقَالَ إِذَا سَأَلْتَ عَنْ شَیْءٍ فَفَرِّغْ قَلْبَکَ لِتَفْهَم إِنَّ أَوَّلَ صَلَاهًٍْ صَلَّاهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّمَا صَلَّاهَا فِی السَّمَاءِ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُدَّامَ عَرْشِهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ لَمَّا أُسْرِیَ بِهِ وَ صَارَ عِنْدَ عَرْشِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) ادْنُ مِنْ صَادٍ فَاغْسِلْ مَسَاجِدَکَ وَ طَهِّرْهَا وَ صَلِّ لِرَبِّکَ فَدَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی حَیْثُ أَمَرَهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَتَوَضَّأَ فَأَصْبَغَ وُضُوءَهُ ... قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا صَادٌ الَّذِی أُمِرَ أَنْ یَغْتَسِلَ مِنْهُ فَقَالَ عَیْنٌ تَنْفَجِرُ مِنْ رُکْنٍ مِنْ أَرْکَانِ الْعَرْشِ یُقَالُ لَهُ مَاءُ الْحَیَاهًِْ وَ هُوَ مَا قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ إِنَّمَا أَمَرَهُ أَنْ یَتَوَضَّأَ وَ یَقْرَأَ وَ یُصَلِّیَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: «چرا نماز یک رکعت و دو سجده دارد؟ و چگونه است وقتی دو سجده شد دو رکعت نشد»؟ فرمود: «حال که درباره‌ی امری سؤالی کردی، خوب دقّت کن تا جواب را نیک بفهمی. اوّلین نمازی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواند، در آسمان و در محضر خداوند تبارک‌وتعالی و جلوی عرش الهی بود. وقتی خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به معراج برد و وقتی حضرت (صلی الله علیه و آله) به عرش خداوند رسید، خداوند فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به صاد نزدیک شو و مواضع و جوارح سجده‌ی خود را بشوی و پاکیزه گردان و برای پروردگارت نماز بگزار». پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آنجا که خدا امر کرده بود رفت و وضو گرفت، وقتی وضویش کامل شد ...». [اسحاق گوید:] پرسیدم: «فدایتان شوم! صاد چیست که خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد با آن خود را بشوید و وضو بگیرد»؟ فرمود: «صاد چشمه‌ای است که از یکی از ارکان عرش می‌جوشد، به آن آب حیات گفته می‌شود و آن چشمه همان است که خداوند فرمود: ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ و خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) امر کرد که وضو بگیرد و نماز بگزارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۰ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۶۷/ علل الشرایع، ج۲، ص۳۳۴/ نورالثقلین/ البرهان؛ «ان اول الصلاهًْ... وضوءه» محذوف

۱ -۲

(ص/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَال: ثُمَّ أَوْحَی اللَّهُ إِلَیَّ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) ادْنُ مِنْ صَادٍ فَاغْسِلْ مَسَاجِدَکَ وَ طَهِّرْهَا وَ صَلِ لِرَبِّکَ فَدَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ صَادٍ وَ هُوَ مَاءٌ یَسِیلُ مِنْ سَاقِ الْعَرْشِ الْأَیْمَن.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است که فرمود: ... سپس خداوند به من وحی کرد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به صاد نزدیک شو و اعضای سجده‌ی خود را بشوی و مطهّر گردان و برای پروردگارت نماز بگزار». پیامبر (صلی الله علیه و آله) به صاد نزدیک شد، صاد نام آبی است که از طرف راست عرش جاری است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۰ الکافی، ج۳، ص۴۸۵/ البرهان

۱ -۳

(ص/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌أَبِی‌الْعَلَاءِ قَالَ: ... فقال (علیه السلام): ... إِنَّ النَّاسَ یَزْعُمُون أَنَّ أَوَّلَ صَلَاهًٍْ صَلَّاهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی الْأَرْضِ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ بِهَا وَ کَذَبُوا إِنَّ أَوَّلَ صَلَاهًٍْ صَلَّاهَا فِی السَّمَاءِ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مُقَابِلَ عَرْشِهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ أَوْحَی إِلَیْهِ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَدْنُوَ مِنْ صَادٍ فَیَتَوَضَّأَ وَ قَالَ أَسْبِغْ وُضُوءَکَ وَ طَهِّرْ مَسَاجِدَکَ وَ صَلِّ لِرَبِّکَ قُلْتُ لَهُ وَ مَا الصَّادُ قَالَ عَیْنٌ تَحْتَ رُکْنٍ مِنْ أَرْکَانِ الْعَرْشِ أُعِدَّتْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَرَأَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ فَتَوَضَّأَ وَ أَسْبَغَ وُضُوءَهُ ثُمَّ اسْتَقْبَلَ عَرْشَ الرَّحْمَنِ فَقَامَ قَائِماً فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ بِافْتِتَاحِ الصَّلَاهًِْ فَفَعَل.

 

امام صادق (علیه السلام)- حسین‌بن‌ابی‌علاء گوید: ... امام صادق (علیه السلام) فرمود: ... اوّلین نمازی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواند، در آسمان و در محضر خداوند تبارک‌وتعالی و جلوی عرش الهی بود. وقتی خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به معراج برد و وقتی حضرت (صلی الله علیه و آله) به عرش خداوند رسید، خداوند فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به صاد نزدیک شو و مواضع و جوارح سجده‌ی خود را بشوی و پاکیزه گردان و برای پروردگارت نماز بگزار» ... پرسیدم: «فدایتان شوم! صاد چیست که خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد با آن خود را بشوید و وضو بگیرد»؟ فرمود: «صاد چشمه‌ای است که از یکی از ارکان عرش می‌جوشد، به آن آب حیات گفته می‌شود و آن چشمه همان است که خداوند فرمود: ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ و خدا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) امر کرد که وضو بگیرد و نماز بگزارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۲۷۳/ المحاسن، ج۲، ص۳۲۳

۱ -۴

(ص/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا مَعْنَی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ الم وَ المص وَ الر وَ المر وَ کهیعص وَ طه وَ طس وَ طسم وَ یس وَ ص وَ حم وَ حم عسق وَ ق وَ ن قَالَ (علیه السلام) ... أَمَّا ص فَعَیْنٌ تَنْبُعُ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ وَ هِیَ الَّتِی تَوَضَّأَ مِنْهَا النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا عُرِجَ بِهِ وَ یَدْخُلُهَا جَبْرَئِیلُ کُلَّ یَوْمٍ دَخْلَهًًْ فَیَغْتَمِسُ فِیهَا ثُمَّ یَخْرُجُ فَیَنْفُضُ أَجْنِحَتَهُ فَلَیْسَ مِنْ قَطْرَهًٍْ تَقْطُرُ مِنْ أَجْنِحَتِهِ إِلَّا خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مِنْهَا مَلَکاً یُسَبِّحُ اللَّهَ وَ یُقَدِّسُهُ وَ یُکَبِّرُهُ وَ یُحَمِّدُهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سفیان ثوری گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! معنای کلام خداوند عزّوجلّ الم و المص و الر و المر و کهیعص و طه و طس و طسم و یس و ص و حم و حم عسق و ق و ن چیست»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «... ص چشمه­ای است که از زیر عرش سرچشمه گرفته است و همان است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به‌هنگام عروج، از آن وضو گرفت و جبرئیل نیز هر روز واردش می­شود و در آن فرو می­رود و سپس بیرون می­آید و پرهای خود را می­تکاند و خداوند تبارک‌وتعالی از هر قطره­ای که از پرهای او می­چکد، فرشته­ای می­آفریند که تا روز قیامت، خدا را تسبیح می‌گوید و او را پاک و منزّه می‌خواند و بزرگش می­دارد و او را می‌ستاید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۷۳/ معانی الأخبار، ص۲۲/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»

۱ -۵

(ص/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ أَمَّا ص؛ فَرُوِیَ عَنْ الصادق (علیه السلام) أَنَّهُ اسْمُ مِنْ أَسْمَائِهِ تَعَالَی أَقْسَمَ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) در مورد معنای کلمه‌ی ص روایت شده که فرمود: «ص؛ یکی از اسم‌های خداوند تعالی است که [در این سوره] به آن قسم می‌خورد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲ بحارالأنوار، ج۸۸، ص۱۲/ نورالثقلین

۱ -۶

(ص/ ۱)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَن زَینُ‌العَابِدِینَ (علیه السلام) وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ (علیه السلام) فِی یَوْمِ الْفِطْر وَ سَاقَ الدُّعَاءُ إلَی قَولِهِ و قُلْتَ جَلَّ قَوْلُکَ لَهُ حِینَ اخْتَصَصْتَهُ بِمَا سَمَّیْتَهُ مِنَ الْأَسْمَاء: طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی وَ قُلْتَ عَزَّ قَوْلُکَ: یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ وَ قُلْتَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ: ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ وَ قُلْتَ عَظُمَتْ آلَاؤُکَ: ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ فَخَصَصْتَهُ أَنْ جَعَلْتَهُ قَسَمَکَ حِینَ أَسْمَیْتَهُ وَ قَرَنْتَ الْقُرْآنَ مَعَهُ فَمَا فِی کِتَابِکَ مِنْ شَاهِدِ قَسَمٍ وَ الْقُرْآنُ مُرْدَفٌ بِهِ إِلَّا وَ هُوَ اسْمُهُ وَ ذَلِکَ شَرَفٌ شَرَّفْتَهُ بِه.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- دعای امام سجّاد (علیه السلام) در روز عید فطر: ... [خداوندا]! این کلام تو است که او (محمّد (صلی الله علیه و آله)) را به این نام اختصاص دادی و فرمودی: طه* ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی. (طه/۲-۱) و در جای دیگر فرمودی: سوگند به قرآن حکیم. (یس/۲-۱) و تو که اسم‌هایت همه پاک و منزّه است، خود فرمودی: ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ و تو که نعمت‌هایت بزرگ‌اند فرمودی: ق، سوگند به قرآن مجید [که قیامت و رستاخیز حقّ است]!. (ق/۱) و تو محمّد (صلی الله علیه و آله) را به این اسم‌ها مخصوص گردانیدی تا بتوانی به نام او قسم بخوری و همراه با قسم به نام او، به قرآن نیز قسم خوردی هیچ‌کجا در قرآن به چیزی در کنار قسم به قرآن، قسم نخورده‌ای مگر آنکه نام او نیز همراه آن باشد و آن چیز نام او (پیامبر (صلی الله علیه و آله)) است و این شرافتی است که تو به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دادی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲ بحارالأنوار، ج۸۸، ص۸

۱ -۷

(ص/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- هُوَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَی أَقْسَمَ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ص اسمی از اسم‌های خداوند است که به آن قسم می‌خورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲ نورالثقلین

سوگند به قرآنی که دارای ذکر است [که این کتاب، معجزه‌ی الهی است]

۲ -۱

(ص/ ۱)

 

علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ قَالَ هُوَ قَسَمٌ وَ جَوَابُهُ بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ یَعْنِی فِی کُفْرٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ؛ قسم است که جوابش پس از آن آمده است: بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی عِزَّةٍ وَ شِقَاقٍ یعنی در کفر.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴ القمی، ج۲، ص۲۲۸/ البرهان؛ «بتفاوت»

۲ -۲

(ص/ ۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ أَیْ ذِی الشَّرَفِ.

 

ابن‌عبّاس ( وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ یعنی قرآن با شرافت و شریف.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴ الطراز الأول، ج۸، ص۱۷

 

آیه بَلِ الَّذينَ كَفَرُوا في عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ [2]

 

ولى كافران گرفتار غرور و اختلافند.

۱

(ص/ ۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فِی عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ یَعْنِی فِی کُفْر.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( فِی عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ یعنی در کفر.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۲/ القمی، ج۲، ص۲۲۸

 

آیه كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حينَ مَناصٍ [3]

 

چه بسيار اقوامى را كه پيش از آن‌ها هلاك كرديم و به‌هنگام‌‌ نزول عذاب فرياد مى‌زدند‌‌ [و كمك مى‌خواستند‌‌] ولى وقت نجات گذشته بود.

۱

(ص/ ۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لاتَ حِینَ مَناصٍ أَیْ لَیْسَ هُوَ وَقْتَ مَفَرٍّ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ لَاتَ حِینَ مَنَاصٍ یعنی آن زمان، هنگام گریز نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷/ البرهان

۲

(ص/ ۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ مِنْ کِتَابٍ لَهُ (علیه السلام) إِلَی عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌الْعَبَّاس (رحمة الله علیه) ... أُقْسِمُ بِاللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ مَا یَسُرُّنِی أَنَّ مَا أَخَذْتَهُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَلَالٌ لِی أَتْرُکُهُ مِیرَاثاً لِمَنْ بَعْدِی فَضَحِّ رُوَیْداً فَکَأَنَّکَ قَدْ بَلَغْتَ الْمَدَی وَ دُفِنْتَ تَحْتَ الثَّرَی وَ عُرِضَتْ عَلَیْک َأَعْمَالُکَ بِالْمَحَلِّ الَّذِی یُنَادِی الظَّالِمُ فِیهِ بِالْحَسْرَهًِْ وَ یَتَمَنَّی الْمُضَیِّعُ الرَّجْعَهًَْ فِیهِ وَ لاتَ حِینَ مَناصٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- از نامه‌های ایشان به عبدالله‌بن‌عبّاس: ... اگر آنچه که تو از اموال مسلمانان به نا حق بردی، بر من حلال بود، خشنود نبودم که آن را میراث باز ماندگانم قرار دهم، پس دست نگهدار و اندیشه نما، فکر کن که به پایان زندگی رسیده‌ای، و در زیر خاک‌ها پنهان شده، و اعمال تو را بر تو عرضه داشتند، آنجا که ستمکار با حسرت فریاد می‌زند، و تباه کننده عمر و فرصت‌ها، آرزوی بازگشت دارد امّا وقت نجات گذشته بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۴۹۹/ نهج البلاغهًْ، ص۴۱۲

 

آیه وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ [4]

 

آن‌ها تعجّب‌‌ كردند كه [پيامبر] انذار‌كننده‌اى از ميان خودشان به‌سويشان آمده و كافران گفتند: «اين ساحر بسيار دروغگويى است».

سبب نزول

۱

(ص/ ۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ قَالَ نَزَلَتْ بِمَکَّهًَْ لَمَّا أَظْهَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الدَّعْوَهًَْ بِمَکَّهًَْ اجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ إِلَی أَبِی‌طَالِبٍ فَقَالُوا یَا أَبَاطَالِبٍ إِنَّ ابْنَ أَخِیکَ قَدْ سَفِهَ أَحْلَامَنَا وَ سَبَّ آلِهَتَنَا وَ أَفْسَدَ شَبَابَنَا وَ فَرَّقَ جَمَاعَتَنَا فَإِنْ کَانَ الَّذِی یَحْمِلُهُ عَلَی ذَلِکَ الْعَدَمُ جَمَعْنَا لَهُ مَالًا حَتَّی یَکُونَ أَغْنَی رَجُلٍ فِی قُرَیْشٍ وَ نُمَلِّکَهُ عَلَیْنَا فَأَخْبَرَ أَبُوطَالِبٍ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِذَلِکَ فَقَالَ لَوْ وَضَعُوا الشَّمْسَ فِی یَمِینِی وَ الْقَمَرَ فِی یَسَارِی مَا أَرَدْتُهُ وَ لَکِنْ یُعْطُونِی کَلِمَهًًْ یُمَلِّکُونَ بِهَا الْعَرَبَ وَ یَدِینُ لَهُمْ بِهَا الْعَجَمُ وَ یَکُونُونَ مُلُوکاً فِی الْجَنَّهًِْ فَقَالَ لَهُمْ أَبُوطَالِبٍ ذَلِکَ فَقَالُوا نَعَمْ وَ عَشْرَ کَلِمَاتٍ فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَشْهَدُونَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا نَدَعُ ثَلَاثَمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ إِلَهاً وَ نَعْبُدُ إِلَهاً وَاحِداً فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْکافِرُونَ هذا ساحِرٌ کَذَّابٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَعَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ، این آیه وقتی در مکّه نازل شد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دعوت خویش را آشکار کرد و قریشیان نزد ابوطالب (گرد آمدند و گفتند: «ای ابوطالب (! این عموزاده‌ی تو ما را بی­خرد خوانده و خدایان ما را ناسزا گفته و جوانان ما را به تباهی کشانده و جمع ما را پراکنده کرده است. اگر تهیدستی، او را به چنین کاری وا می­دارد، ما چنان ثروتی به او می‌دهیم که بی­نیازترین مرد قریش شود و او را فرمانروای خود می‌کنیم». ابوطالب (رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را از این سخن آگاه ساخت. حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر خورشید را در دست راست من و ماه را در دست چپ من قرار دهند، من آن را نمی­خواهم، بلکه می‌خواهم سخنی به من بدهند [بگویند] که با آن بر عرب فرمانروا می­شوند و عجم به فرمانشان در می‌آید و پادشاهان آخرت خواهند شد». ابوطالب (این سخن به آن‌ها رساند و آن‌ها پذیرفتند و گفتند: «فقط ده کلمه». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها فرمود: گواهی دهید که هیچ خدایی جز الله نیست و من فرستاده‌ی اویم». گفتند: «سیصدوشصت خدا را کنار بگذاریم و یک خدا را بپرستیم»؟! پس خداوند متعال نازل فرمود: وَ عَجِبُوا أن جاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَ قَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کَذَّابٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۸۲/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَمَّا خَرَجَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) اجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ إِلَیْهِ فَقَالُوا إِلَی مَا تَدْعُونَا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِلَی شَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ خَلْعِ الْأَنْدَادِ کُلِّهَا قَالُوا نَدَعُ ثَلَاثَمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ إِلَهاً وَ نَعْبُدُ إِلَهاً وَاحِداً فَنَزَلَ وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ إِلَی قَوْلِهِ عَذاب.

 

ابن‌عبّاس ( زمانی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیرون رفت و بر حجر [در گوشه‌ی شمالی کعبه] ایستاد، [قریش] گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! ما را به چه فرا می­خوانی»؟ فرمود: «به اینکه گواهی دهید هیچ خدایی جز الله نیست و همه‌ی این شریک­ها را کنار بگذارید». گفتند: «سیصدوشصت خدا را کنار بگذاریم و یک خدا را بپرستیم»؟! خداوند سبحان سخن آنان را حکایت کرد و فرمود: «وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ ... عَذَابِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۹۹/ المناقب، ج۱، ص۵۴

آن‌ها تعجّب کردند که [پیامبر] انذاکننده‌ای از میان خودشان به‌سویشان آمده و کافران گفتند: «این ساحر بسیار دروغگویی است»

۱ -۱

(ص/ ۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَمَّا أَتَی عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) زَمَانٌ عِنْدَ ذَلِکَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَامَ عَلَی الْحِجْرِ وَ قَالَ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ یَا مَعْشَرَ الْعَرَبِ أَدْعُوکُمْ إِلَی عِبَادَهًِْ اللَّهِ وَ خَلْعِ الْأَنْدَادِ وَ الْأَصْنَامِ وَ أَدْعُوکُمْ إِلَی شَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَجِیبُونِی تَمْلِکُونَ بِهَا الْعَرَبَ وَ تَدِینُ لَکُمْ بِهَا الْعَجَمُ وَ تَکُونُونَ مُلُوکاً فَاسْتَهْزَءُوا مِنْهُ وَ ضَحِکُوا وَ قَالُوا جُنَّ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ وَ آذَوْهُ بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ کَانَ مَنْ یَسْمَعُ مِنْ خَبَرِهِ مَا سَمِعَ مِنْ أَهْلِ الْکُتُبِ یُسْلِمُونَ فَلَمَّا رَأَتْ قُرَیْشٌ مَنْ یَدْخُلُ فِی الْإِسْلَامِ جَزِعُوا مِنْ ذَلِکَ وَ مَشَوْا إِلَی أَبِی‌طَالِبٍ وَ قَالُوا کُفَّ عَنَّا ابْنَ أَخِیکَ فَإِنَّهُ قَدْ سَفِهَ أَحْلَامَنَا وَ سَبَّ آلِهَتَنَا وَ أَفْسَدَ شَبَابَنَا وَ فَرَّقَ جَمَاعَتَنَا وَ قَالُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِلَی مَا تَدْعُو قَالَ إِلَی شَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ خَلْعِ الْأَنْدَادِ کُلِّهَا قَالُوا نَدَعُ ثَلَاثَمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ إِلَهاً وَ نَعْبُدُ إِلَهاً وَاحِداً وَ حَکَی اللَّهُ تَعَالَی عزّوجلّا قَوْلَهُمْ وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْکافِرُونَ هذا ساحِرٌ کَذَّاب أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَیْءٌ عُجابٌ إِلَی قَوْلِهِ بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذابِ ثُمَّ قَالُوا لِأَبِی‌طَالِبٍ إِنْ کَانَ ابْنُ أَخِیکَ یَحْمِلُهُ عَلَی هَذَا الْعَدَمُ جَمَعْنَا لَهُ مَالًا فَیَکُونُ أَکْثَرَ قُرَیْشٍ مَالًا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا لِی حَاجَهًٌْ فِی الْمَالِ فَأَجِیبُونِی تَکُونُوا مُلُوکاً فِی الدُّنْیَا وَ مُلُوکاً فِی الْآخِرَهًِْ فَتَفَرَّقُوا ثُمَّ جَاءُوا إِلَی أَبِی‌طَالِبٍ فَقَالُوا أَنْتَ سَیِّدٌ مِنْ سَادَاتِنَا وَ ابْنُ أَخِیکَ فَرَّقَ جَمَاعَتَنَا فَهَلُمَّ نَدْفَعُ إِلَیْکَ أَبْهَی فَتًی مِنْ قُرَیْشٍ وَ
أَجْمَلَهُمْ وَ أَشْرَفَهُمْ عُمَارَهًَْ‌بْنَ‌الْوَلِیدِ یَکُونُ لَکَ ابْناً وَ تَدْفَعُ إِلَیْنَا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) لِنَقْتُلَهُ فَقَالَ أَبُوطَالِبٍ مَا أَنْصَفْتُمُونِی تَسْأَلُونِّی أَنْ أَدْفَعَ إِلَیْکُمُ ابْنِی لِتَقْتُلُوهُ وَ تَدْفَعُونَ إِلَیَّ ابْنَکُمْ لِأُرَبِّیَهُ لَکُمْ فَلَمَّا أَیِسُوا مِنْهُ کَفُّوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وقتی پس از آن، سه سال بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذشت، خداوند بر او نازل فرمود: آنچه را مأموریت داری، آشکارا بیان کن! و از مشرکان روی گردان [و به آن‌ها اعتنا نکن]!. (حجر/۹۴) رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیرون رفت و بر حجر [در گوشه‌ی شمالی کعبه] ایستاد و فرمود: «ای جماعت قریش و ای جماعت عرب! شما را به پرستش خداوند و کنارگذاشتن شریک­ها و بت­ها فرا می­خوانم و شما را دعوت می­کنم تا گواهی دهید هیچ خدایی جز الله نیست؛ چرا که من فرستاده‌ی خدا هستم. پس مرا اجابت کنید تا بر عرب فرمانروا شوید و عجم به فرمانتان درآید و پادشاهان بهشت شوید». آن‌ها آن حضرت (صلی الله علیه و آله) را ریشخند کردند و خندیدند و گفتند: «محمّدبن‌عبدالله، دیوانه شده». و او را با زبان‌هایشان آزردند. کسانی‌که خبر ظهور حضرت (صلی الله علیه و آله) را از اهل کتاب شنیده بودند، اسلام آوردند. وقتی قریشیان آنان را دیدند که به اسلام می­گروند، از این امر برآشفتند و نزد ابوطالب (رفتند و گفتند: «برادرزاده­ات را از ما بازدار؛ چرا که او ما را بی­خرد خوانده و خدایان ما را ناسزا گفته و جوانان ما را به تباهی کشانده و جمع ما را پراکنده کرده است». و گفتند: «ای محمّد! ما را به چه فرا می­خوانی»؟ فرمود: «به اینکه گواهی دهید هیچ خدایی جز الله نیست و همه‌ی این شریک­ها را کنار بگذارید». گفتند: «سیصدوشصت خدا را کنار بگذاریم و یک خدا را بپرستیم»؟! خداوند سبحان سخن آنان را حکایت کرد و فرمود: وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَ قَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کَذَّابٌ* أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عُجَابٌ ... أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُمْ فی شَکٍّ مِنْ ذِکْری بَلْ لَمَّا یَذُوقُوا عَذَابِ سپس به ابوطالب (گفتند: «اگر فقر برادرزاده‌ات او را به این کار وا داشته، مالی برای او جمع می‌کنیم تا ثروتمندترین شخص قریش بشود»، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من به این اموال احتیاجی ندارم، آنان دین مرا بپذیرند تا پادشاه دنیا و آخرت گردند». متفرّق شدند و بار دیگر آمدند و گفتند: «یا اباطالب (شما از رؤسا و مشایخ ما هستید [درحالی‌که برادرزاده‌ات] جماعت ما را از هم متفرّق می‌کند ما اکنون حاضریم که زیباترین جوان قریش را که در جمال نظیر ندارد و از نظر حسب و نسب نیز فوق العاده است مانند عمّارهًْ‌بن‌ولید به شما ببخشیم و در مقابل آن برادرزاده‌ات محمّد (صلی الله علیه و آله) را به ما بده تا او را بکشیم». ابوطالب (گفت: «شما در اینجا انصاف نکردید، من پسرم را بدهم تا شما او را بکشید و شما نیز در مقابل او پسرتان را به من بدهید تا او را تربیت کنم»؟! هنگامی‌که قریش این سخن را از ابوطالب (شنیدند نومید برگشتند و از ابوطالب (دست کشیدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۸۵/ إعلام الوری، ص۳۹؛ و «بتفاوت لفظی»/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۳۱۸

۱ -۲

(ص/ ۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَا وَضَعْتُ فِی الصِّغَرِ بِکَلَاکِلِ الْعَرَبِ وَ کَسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِیعَهًَْ وَ مُضَرَ وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْقَرَابَهًِْ الْقَرِیبَهًِْ وَ الْمَنْزِلَهًِْ الْخَصِیصَهًِْ ... وَ لَقَدْ کُنْتُ مَعَهُ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَیْشٍ فَقَالُوا لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ قَدِ ادَّعَیْتَ عَظِیماً لَمْ یَدَّعِهِ آبَاؤُکَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ بَیْتِکَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُکَ أَمْراً إِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنَا إِلَیْهِ وَ أَرَیْتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّکَ نَبِیٌّ وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّکَ سَاحِرٌ کَذَّابٌ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا تَسْأَلُونَ قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَهًَْ حَتَّی تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَیْنَ یَدَیْکَ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ فَإِنْ فَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ ذَلِکَ أَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَإِنِّی سَأُرِیکُمْ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّکُمْ لَا تَفِیئُونَ إِلَی خَیْرٍ وَ إِنَّ فِیکُمْ مَنْ یُطْرَحُ فِی الْقَلِیبِ وَ مَنْ یُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) یَا أَیَّتُهَا الشَّجَرَهًُْ إِنْ کُنْتِ تُؤْمِنِینَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِینَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَانْقَلِعِی بِعُرُوقِکِ حَتَّی تَقِفِی بَیْنَ یَدَیَّ بِإِذْنِ اللَّهِ فَوَالَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَتْ بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِیٌّ شَدِیدٌ وَ قَصْفٌ کَقَصْفِ أَجْنِحَهًِْ الطَّیْرِ حَتَّی وَقَفَتْ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مُرَفْرِفَهًًْ وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَی عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَی مَنْکِبِی وَ کُنْتُ عَنْ یَمِینِهِ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَی ذَلِکَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِکْبَاراً فَمُرْهَا فَلْیَأْتِکَ نِصْفُهَا وَ یَبْقَی نِصْفُهَا فَأَمَرَهَا بِذَلِکَ فَأَقْبَلَ إِلَیْهِ نِصْفُهَا کَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِیّاً فَکَادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا کُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْیَرْجِعْ إِلَی نِصْفِهِ کَمَا کَانَ فَأَمَرَهُ (صلی الله علیه و آله) فَرَجَعَ فَقُلْتُ أَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِنِّی أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَهًَْ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی تَصْدِیقاً بِنُبُوَّتِکَ وَ إِجْلَالًا لِکَلِمَتِکَ فَقَالَ الْقَوْمُ کُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ کَذَّابٌ عَجِیبُ السِّحْرِ خَفِیفٌ فِیهِ وَ هَلْ یُصَدِّقُکَ فِی أَمْرِکَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا یَعْنُونَنِی.

 

امام علی (علیه السلام)- من در خردسالی سرکشان عرب را به زمین رساندم و شاخ قدرت دو قبیله‌ی ربیعه و مضر را شکستم. شما موقعیّت مرا نسبت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خاطر خویشی نزدیک و منزلت مخصوص می‌دانید ... من همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودم که دسته‌ای از بزرگان قریش نزد او آمدند و گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! تو مسأله‌ی عظیمی را ادّعا می‌کنی که پدرانت و احدی از خاندانت آن را ادّعا نکردند، ما کاری از تو می‌خواهیم که اگر آن را بپذیری و به ما بنمایانی، می‌دانیم که تو پیامبر (صلی الله علیه و آله) و فرستاده‌ی خدایی وگرنه به این نتیجه می‌رسیم که جادوگر و دروغگویی»! آن حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چه می‌خواهید»؟ گفتند: «این درخت را به خاطر ما صدا کن که از ریشه درآید و جلو آمده در برابرت بایستد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چرا که خداوند بر هرچیز تواناست. (بقره/۲۰) اگر خداوند این برنامه را برایتان انجام دهد ایمان می‌آورید و به حق شهادت می‌دهید»؟ گفتند: «آری»! فرمود: «آنچه را می‌خواهید به شما نشان می‌دهم، ولی می‌دانم که به خیر و نیکویی باز نمی‌گردید، در میان شما کسی است که به چاه افکنده می‌شود [در جنگ بدر] و نیز کسی است که احزاب را فراهم خواهد آورد». سپس آن حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای درخت! اگر به خدا و قیامت ایمان داری و آگاهی که من فرستاده‌ی خداوندم، با ریشه از جای بیرون آی تا به اذن خدا در برابر من بایستی». قسم به خدایی که او را به راستی برانگیخت! درخت همراه ریشه‌هایش از زمین برآمد و درحالی‌که آوازی شدید و صدایی چون صدای بال پرندگان داشت آمد تا آنکه چون مرغی بال گشاده در برابر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایستاد و شاخه‌های بلند خود را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بعضی از شاخه‌هایش را به روی دوش من گستراند و من در جانب راست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودم. چون قریش این واقعه را دیدند، از باب برتری‌جویی و گردنکشی فریاد زدند: «بگو نصف درخت نزد تو آید و نصف دیگر بر جایش بماند». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمان داد نیمی از آن با حالتی شگفت‌آور و صدای سخت‌تری به حضرت (صلی الله علیه و آله) روی آورد که نزدیک بود به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بپیچد. پس از آن از روی کفر و سرکشی گفتند: «بگو این نصفه درخت پیش نصفه‌ی دیگرش باز گردد». حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) امر فرمود، پس درخت بازگشت. من فریاد زدم: «لا اله الّا اللّه، ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! من اوّلین کسی هستم که به تو ایمان آوردم و نخستین کسی که اعتراف کرد که درخت آنچه را دستور دادی به فرمان خدا انجام داد تا به پیامبری‌ات شهادت دهد و سخنت را بزرگ شمارد». ولی همه‌ی آنان گفتند: «بلکه ساحری است دروغگو و جادوگری است عجیب‌جادو و تردست! آیا رسالتت را جز امثال این تصدیق می‌کند»؟ منظورشان من بودم!.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸ نهج البلاغهًْ، ص۳۰۰/ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۳۲۰

۱ -۳

(ص/ ۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی خُطْبَتِهِ الْقَاصِعَهًِْ: وَ لَقَدْ کُنْتُ مَعَهُ لَمَّا أَتَاهُ الْمَلَأُ مِنْ قُرَیْشٍ فَقَالُوا لَهُ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ قَدِ ادَّعَیْتَ عَظِیماً لَمْ یَدَّعِهِ آبَاؤُکَ وَ لَا أَحَدٌ
مِنْ بَیْتِکَ وَ نَحْنُ نَسْأَلُکَ أَمْراً إِنْ أَجَبْتَنَا إِلَیْهِ وَ أَرَیْتَنَاهُ عَلِمْنَا أَنَّکَ نَبِیٌ وَ رَسُولٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ عَلِمْنَا أَنَّکَ سَاحِرٌ کَذَّابٌ. فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) لَهُمْ: وَ مَا تَسْأَلُونَ؟ قَالُوا: تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَهًَْ حَتَّی تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَیْنَ یَدَیْکَ. فَقَالَ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ فَإِنْ فَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ لَکُمْ أَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ؟ قَالُوا: نَعَمْ. قَالَ: فَإِنِّی سَأُرِیکُمْ مَا تَطْلُبُونَ وَ إِنِّی لَأَعْلَمُ أَنَّکُمْ لَا تَفِیئُونَ إِلَی خَیْرٍ وَ أَنَّ فِیکُمْ مَنْ یُطْرَحُ فِی الْقَلِیبِ وَ مَنْ یُحَزِّبُ الْأَحْزَابَ. ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله): یَا أَیَّتُهَا الشَّجَرَهًُْ إِنْ کُنْتِ تُؤْمِنِینَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِینَ أَنِّی رَسُولُ اللَّهِ فَانْقَلِعِی بِعُرُوقِکِ حَتَّی تَقِفِی بَیْنَ یَدَیَّ بِإِذْنِ اللَّهِ. فَوَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَتْ بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِیٌّ شَدِیدٌ وَ قَصْفٌ کَقَصْفِ أَجْنِحَهًِْ الطَّیْرِ حَتَّی وَقَفَتْ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مُرَفْرِفَهًًْ وَ أَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْأَعْلَی عَلَی رَأْسِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بِبَعْضِ أَغْصَانِهَا عَلَی مَنْکِبِی وَ کُنْتُ عَنْ یَمِینِهِ (صلی الله علیه و آله). فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَی ذَلِکَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِکْبَاراً: فَمُرْهَا فَلْیَأْتِکَ نِصْفُهَا وَ یَبْقَی نِصْفُهَا. فَأَمَرَهَا بِذَلِکَ فَأَقْبَلَ إِلَیْهِ نِصْفُهَا کَأَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ أَشَدِّهِ دَوِیّاً فَکَادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا کُفْراً وَ عُتُوّاً: فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ فَلْیَرْجِعْ إِلَی نِصْفِهِ. کَمَا کَانَ. فَأَمَرَهُ (صلی الله علیه و آله) فَرَجَعَ. فَقُلْتُ أَنَا: لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِنِّی أَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَوَّلُ مَنْ أَقَرَّ بِأَنَّ الشَّجَرَهًَْ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی تَصْدِیقاً لِنُبُوَّتِکَ وَ إِجْلَالًا لِکَلِمَتِکَ. فَقَالَ الْقَوْمُ کُلُّهُمْ: بَلْ سَاحِرٌ کَذَّاب عَجِیبُ السِّحْرِ خَفِیفٌ فِیهِ وَ هَلْ یُصَدِّقُکَ فِی أَمْرِکَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا! یَعْنُونَنِی.

 

امام علی (علیه السلام)- در خطبه‌ی قاصعه‌ی خود فرمود: چون مهتران قریش نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند، من با حضرت بودم. آن‌ها گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! تو ادّعای کاری بزرگ کرده­ای که نه پدرانت ادّعای آن را داشته­اند و نه هیچ‌کس دیگر از خاندانت، ما از تو چیزی می­خواهیم که
اگر پذیرفتی و به ما نمایاندی، خواهیم دانست که تو پیامبری و فرستاده شده­ای وگرنه خواهیم دانست که تو جادوگری و دروغ می­گویی». حضرت (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها فرمود: «چه می­خواهید»؟ گفتند: «برای ما این درخت را فرا خوان تا از ریشه برآید و پیش روی تو درآید». فرمود: «چرا که خداوند بر هرچیز تواناست. (بقره/۲۰) اگر خدا برای شما چنین کرد، ایمان می­آورید و به حق گواهی می‌دهید»؟ گفتند: «آری»! فرمود: «من آنچه را که می­خواهید به شما نشان خواهم داد، امّا می‌دانم که شما به راه خیر باز نمی‌گردید و در میان شما کسی هست که در چاه افکنده شود و کسی هست که گروه­ها را گرد هم می­آورد». سپس فرمود: «ای درخت! اگر به خدا و روز واپسین ایمان داری و می­دانی که من فرستاده‌ی خدایم، به فرمان خدا از جا برآی و پیش روی من درآی». به خدایی که ایشان را بر حق برانگیخت، ریشه‌های درخت از جا برآمد و به راه افتاد، حال آنکه بانگی سخت می­کرد و چون پرنده پر می‌زد، تا اینکه پیش روی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قد برافراشت و شاخه­های فرازین خود را بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یکی از شاخه­هایش را بر دوش من گستراند و من در سوی راست ایشان بودم. چون آن قوم این بدیدند، از روی برتری‌جویی و گردن‌کشی عرض کردند: «به آن فرمان ده تا نیمش نزد تو آید و نیم دیگرش برجای بماند». حضرت (صلی الله علیه و آله) درخت را چنین فرمان داد، ناگاه نیمی از آن، سخت شگفت‌انگیز و به بانگی سخت‌تر، رو به‌سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گذاشت، چنان‌که نزدیک بود به گرد ایشان بپیچد. آن‌ها از روی ناسپاسی و سرکشی گفتند: «این نیم را فرمان ده تا نزد نیم خود بازگردد». حضرت (صلی الله علیه و آله) درخت را چنین فرمان داد و آن بازگشت. آنگاه من گفتم: «هیچ خدایی جز الله نیست، ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! همانا من نخستین کسم که به تو، ایمان آورد و نخستین کسم که ایمان آورد این درخت به فرمان خدا چنین کرد تا پیامبری تو را راست بشمارد و گفته‌ی تو را بزرگ دارد». آن قوم گفتند: «نه! تو جادوگری دروغگویی و شگفت جادو می‌کنی و در این کار سبک دستی. آیا کسی جز این مرد تو را در کارت باور می‌کند»؟ منظورشان من بودم!.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۳۸۹/ البرهان

۱ -۴

(ص/ ۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه (علیه السلام): یَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ عِنْدَنَا سِرّاً مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اللَّهِ لَا یَحْتَمِلُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا مُؤْمِنٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ وَ اللَّهِ مَا کَلَّفَ اللَّهُ أَحَداً ذَلِکَ الْحِمْلَ غَیْرَنَا وَ لَا اسْتَعْبَدَ بِذَلِکَ أَحَداً غَیْرَنَا وَ إِنَّ عِنْدَنَا سِرّاً مِنْ سِرِّ اللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اللَّهِ أَمَرَنَا اللَّهُ بِتَبْلِیغِهِ فَبَلَّغْنَا عَنِ اللَّهِ عزّوجلّ مَا أَمَرَنَا بِتَبْلِیغِهِ مَا نَجِدُ لَهُ مَوْضِعاً وَ لَا أَهْلًا وَ لَا حَمَّالَهًًْ یَحْمِلُونَهُ حَتَّی خَلَقَ اللَّهُ لِذَلِکَ أَقْوَاماً خُلِقُوا مِنْ طِینَهًٍْ خُلِقَ مِنْهَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ ذُرِّیَّتُهُ وَ مِنْ نُورٍ خَلَقَ اللَّهُ مِنْهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ ذُرِّیَّتَهُ وَ صَنَعَهُمْ بِفَضْلِ صُنْعِ رَحْمَتِهِ الَّتِی صَنَعَ مِنْهَا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَبَلَّغْنَاهُمْ عَنِ اللَّهِ عزّوجلّ مَا أَمَرَنَا بِتَبْلِیغِهِ فَقَبِلُوهُ وَ احْتَمَلُوا ذَلِکَ وَ بَلَغَهُمْ ذَلِکَ عَنَّا فَقَبِلُوهُ وَ احْتَمَلُوهُ وَ بَلَغَهُمْ ذِکْرُنَا فَمَالَتْ قُلُوبُهُمْ إِلَی مَعْرِفَتِنَا وَ حَدِیثِنَا فَلَوْ لَا أَنَّهُمْ خُلِقُوا مِنْ هَذَا لَمَا کَانُوا کَذَلِکَ وَ لَا وَ اللَّهِ مَا احْتَمَلُوهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ قَوْماً لِجَهَنَّمَ وَ النَّارِ
 فَأَمَرَنَا أَنْ نُبَلِّغَهُمْ کَمَا بَلَّغْنَاهُمْ فَاشْمَأَزُّوا مِنْ ذَلِکَ وَ نَفَرَتْ قُلُوبُهُمْ وَ رَدُّوهُ عَلَیْنَا وَ لَمْ یَحْتَمِلُوهُ وَ کَذَّبُوا بِهِ وَ قَالُوا ساحِرٌ کَذَّابٌ.

 

امام صادق (علیه السلام) ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای ابامحمّد (علیه السلام)! همانا سرّی از اسرار خدا و علمی از علم خدا نزد ماست که هیچ فرشته‌ی مقرّب و پیغمبر مرسل و مؤمنی که دلش را به ایمان آزموده آن را تحمّل نکند، به خدا سوگند! که خدا آن را به احدی جز ما تکلیف نفرموده و عبادت با آن را از هیچ‌کس جز ما نخواسته [مانند وظایف خاصّی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) برای امیرالمؤمنین (علیه السلام) و حسنین (علیها السلام) با وصیّت تعیین کرد] و نیز نزد ما سرّی است از سرّ خدا و علمی است از علم خدا که ما را به تبلیغش مأمور فرموده و ما آن را از جانب خدای عزّوجلّ تبلیغ کردیم و برایش محلّی و اهلی و پذیرنده‌ای نیافتیم تا آنکه خدا برای پذیرش آن [مردمانی] را از همان طینت و نوری که محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل و ذرّیّه‌ی او را آفرید، خلق کرد و آن‌ها را از فضل و رحمت خود ساخت چنان‌که محمّد (صلی الله علیه و آله) و ذرّیّه‌ی او را ساخت، پس چون ما آنچه را از جانب خدا به تبلیغش مأمور بودیم، تبلیغ کردیم آن‌ها پذیرفتند و تحمّل کردند (تبلیغ ما به آن‌ها رسید، ایشان هم پذیرفتند و تحمّل کردند) و یاد ما به آن‌ها رسید پس دل‌های ایشان به شناسایی و به حدیث ما متوجّه گشت، اگر آن‌ها از آن طینت و نور خلق نمی‌شدند، این‌چنین نبودند، نه، به خدا آن را تحمّل نمی‌کردند. سپس فرمود: «همانا خدا مردمی را برای دوزخ و آتش آفرید (یعنی دانست که سرکشی و نافرمانی کنند و به دوزخ و آتش گرایند) و به ما دستور داد که به آن‌ها تبلیغ کنیم و ما هم تبلیغ کردیم [همچنان‌که به آن‌ها تبلیغ کردیم] ولی آن‌ها چهره درهم کشیدند و دلشان نفرت پیدا کرد و آن را به ما برگردانیدند و تحمّل نکردند و تکذیب نمودند و گفتند: ساحِرٌ کَذَّابٌ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۸۵

۱ -۵

(ص/ ۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ مُجَاهِدِ‌بْنِ‌جَبْرٍ قَالَ: کَانَ مِمَّا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَرَادَ بِهِ الْخَیْرَ أَنَّ قُرَیْشاً أَصَابَتْهُمْ أَزْمَهًٌْ شَدِیدَهًٌْ وَ کَانَ أَبُوطَالِبٍ (رحمة الله علیه) ذَا عِیَالٍ کَثِیرَهًٍْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِلْعَبَّاسِ عَمِّهِ وَ کَانَ مِنْ أَیْسَرِ بَنِی‌هَاشِمٍ: یَا عَبَّاسُ إِنَّ أَخَاکَ أَبَاطَالِبٍ (رحمة الله علیه) کَثِیرُ الْعِیَالِ وَ أَصَابَ النَّاسَ مَا تَرَی مِنْ هَذِهِ الْأَزْمَهًِْ فَانْطَلِقْ حَتَّی نُخَفِّفَ عَنْهُ مِنْ عِیَالِهِ فَانْطَلَقَا إِلَیْهِ وَ قَالا لَهُ فَقَالَ اتْرُکُوا لِی عَقِیلًا وَ خُذُوا مَنْ شِئْتُمْ فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام) فَضَمَّهُ إِلَیْهِ فَلَمْ یَزَلْ عَلِیٌّ (علیه السلام) مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی بَعَثَهُ اللَّهُ نَبِیّاً فَاتَّبَعَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ آمَنَ بِهِ وَ صَدَّقَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مجاهدبن‌جبر گوید: هنگامی‌که قریشیان دچار قحطی سختی شدند، از آنجا که ابوطالب (بسیار عیالمند بود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به عموی خود، عبّاس (که از توانمندترین مردان بنی‌هاشم بود فرمود: «ای عبّاس (! برادرت ابوطالب (بسیار عیالمند است و مردم چنان‌که می­بینی به قحطی سختی دچار شده­اند. پس بیا تا برویم و بار نان‌خوران او را بر دوشش سبک کنیم». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را گرفت و نزد خود برد و همچنان علی (علیه السلام) در کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود تا اینکه خداوند آن حضرت (صلی الله علیه و آله) را به پیامبری برانگیخت و درآن‌هنگام علی (علیه السلام) از وی پیروی کرد و به او ایمان آورد و باورش نمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲ إعلام الوری، ص۳۹/ البرهان

 

آیه أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْ‌ءٌ عُجابٌ [5]

 

آيا او به جاى اين همه خدايان، خداى واحدى قرار داده؟! اين به‌راستى چيز عجيبى است!

آیا او به‌جای این همه خدایان، خدای واحدی قرار داده؟! این براستی چیز عجیبی است»

۱ -۱

(ص/ ۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْجَهْمِ قَالَ حَضَرْتُ مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ وَ عِنْدَهُ الرِّضَا عَلِیُّ‌بْنُ مُوسَی (علیه السلام) فَقَالَ الْمَأْمُونُ یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) فَأَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ لِیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ عِنْدَ مُشْرِکِی أَهْلِ مَکَّهًَْ أَعْظَمَ ذَنْباً مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ثَلَاثَمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ صَنَماً فَلَمَّا جَاءَهُمْ (صلی الله علیه و آله) بِالدَّعْوَهًِْ إِلَی کَلِمَهًِْ الْإِخْلَاصِ کَبُرَ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ وَ عَظُمَ وَ قَالُوا أَ‌جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَیْءٌ عُجابٌ وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلی آلِهَتِکُمْ إِنَّ هذا لَشَیْءٌ یُرادُ ما سَمِعْنا بِهذا فِی الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاق فَلَمَّا فَتَحَ اللَّهُ عزّوجلّ عَلَی نَبِیِّهِ مَکَّهًَْ قَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّا فَتَحْنا لَکَ مَکَّةَ فَتْحاً مُبِیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ عِنْدَ مُشْرِکِی أَهْلِ مَکَّهًَْ بِدُعَائِکَ إِلَی تَوْحِیدِ اللَّهِ فِیمَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ لِأَنَّ مُشْرِکِی مَکَّهًَْ أَسْلَمَ بَعْضُهُمْ وَ خَرَجَ بَعْضُهُمْ عَنْ مَکَّهًَْ وَ مَنْ بَقِیَ مِنْهُمْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی إِنْکَارِ التَّوْحِیدِ عَلَیْهِ إِذَا دَعَا النَّاسَ إِلَیْهِ فَصَارَ ذَنْبُهُ عِنْدَهُمْ فِی ذَلِکَ مَغْفُوراً بِظُهُورِهِ عَلَیْهِم.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌جهم گوید: به مجلس مأمون وارد شدم و امام رضا (علیه السلام) نزد او بود، مأمون به حضرت (علیه السلام) عرض کرد: «ای اباالحسن (علیه السلام)! مرا از معنای کلام خداوند متعال: تا خداوند گناهان گذشته و آینده‌ای را که به تو نسبت می‌دادند ببخشد. (فتح/۲) آگاه ساز». حضرت (علیه السلام) فرمود: «در نظر مشرکان مکّه، هیچ‌کس گناهکارتر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نبود، چرا که آن‌ها به‌جز خداوند، سیصدوشصت بت را می­پرستیدند و چون پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نزدشان آمد و آنان را به سخن لا اله الّا الله دعوت نمود، این سخن بر آن‌ها سنگین و گران آمد و گفتند: أَجَعَلَ الْآلِهَةَ إِلَهًا وَاحِدًا إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ عُجَابٌ ...وَ انطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلَی آلِهَتِکُمْ إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ یُرَادُ* مَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِی الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هَذَا إِلَّا اخْتِلَاقٌ سپس وقتی خداوند عزّوجلّ مکّه را برای پیامبرش فتح نمود، فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم ساختیم!. تا خداوند گناهان گذشته و آینده‌ای را که به تو نسبت می‌دادند ببخشد. (فتح/۲-۱) یعنی در نظر مشرکان مکّه، بدان سبب که آنان را در گذشته به یگانگی خدا دعوت کردی و در آینده نیز خواهی کرد؛ زیرا پس از فتح، برخی از مشرکان، اسلام آوردند و برخی از مکّه بیرون رفتند و غیر از این دو، آنانکه به‌جا ماندند، وقتی مردم آن‌ها را به یگانه‌پرستی فرا می‌خواندند، یارای سر باز زدن از آن را نداشتند، پس این‌گونه گناهی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در نظر آن‌ها داشت، با ورود حضرت (صلی الله علیه و آله) بر ایشان آمرزیده شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۸۳/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۳۰/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۰۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۷/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْ‌ءٌ يُرادُ [6]

 

سركردگان آن‌ها بيرون آمدند و گفتند: «برويد و بر [پرستش] خدايانتان استقامت كنيد، اين چيزى است كه خواسته مى‌شود [تا به‌سبب آن شما را گمراه كنند].

۱

(ص/ ۶)

 

السّجّاد (علیه السلام)- أَنَّهُ اجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ إِلَی أَبِی‌طَالِبٍ وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَهُ فَقَالُوا نَسْأَلُکَ مِنِ ابْنِ أَخِیکَ النَّصَفَ قَالَ وَ مَا النَّصَفُ مِنْهُ قَالُوا یَکُفُّ عَنَّا وَ نَکُفُّ عَنْهُ فَلَا یُکَلِّمُنَا وَ لَا نُکَلِّمُهُ وَ لَا یُقَاتِلُنَا وَ لَا نُقَاتِلُهُ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ الدَّعْوَهًَْ قَدْ بَاعَدَتْ بَیْنَ الْقُلُوبِ وَ زَرَعَتِ الشَّحْنَاءَ وَ أَنْبَتَتِ الْبَغْضَاءَ فَقَالَ یَا ابْنَ أَخِی أَ‌سَمِعْتَ قَالَ یَا عَمِّ لَوْ أَنْصَفَنِی بَنُوعَمِّی لَأَجَابُوا دَعْوَتِی وَ قَبِلُوا نَصِیحَتِی إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَنِی أَنْ أَدْعُوَ إِلَی دِینِهِ الْحَنِیفِیَّهًِْ مِلَّهًِْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَمَنْ أَجَابَنِی فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ الرِّضْوَانُ وَ الْخُلُودُ فِی الْجِنَانِ وَ مَنْ عَصَانِی قَاتَلْتُهُ حَتَّی یَحْکُمَ اللهُ بَیْنَنا وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمِینَ فَقَالُوا قُلْ لَهُ یَکُفَّ عَنْ شَتْمِ آلِهَتِنَا فَلَا یَذْکُرْهَا بِسُوءٍ فَنَزَلَ أَ‌فَغَیْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ قَالُوا إِنْ کَانَ صَادِقاً فَلْیُخْبِرْنَا مَنْ یُؤْمِنُ مِنَّا وَ مَنْ یَکْفُرُ فَإِنْ وَجَدْنَاهُ صَادِقاً آمَنَّا بِهِ فَنَزَلَ ما کانَ اللَّهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالُوا وَ اللَّهِ لَنَشْتُمَنَّکَ وَ إِلَهَکَ فَنَزَلَ وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُم.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- قریشیان اطراف ابوطالب (گرد آمدند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد وی بود. گفتند: «از تو می­خواهیم که در کار برادرزاده­ات قضاوت کنی». ابوطالب (گفت: «چگونه قضاوت کنم»؟ گفتند: «او از ما دست بردارد و ما از او دست بر می­داریم، او با ما سخن نگوید و ما با او سخن نمی­گوییم، او با ما ستیزه نکند و ما با او ستیزه نمی­کنیم؛ بدانکه دعوت او دل‌ها را از هم دور کرده و کینه برانگیخته و دشمنی رویانده است». ابوطالب (عرض کرد: «ای برادرزاده! آیا شنیدی»؟ فرمود: «ای عمو! اگر عموزاده­های من انصاف پیشه کنند، دعوت مرا پاسخ می‌گویند و اندرز مرا می­پذیرند، خداوند متعال به من فرمان داده تا ملّت ابراهیم (علیه السلام) را به حنفیّت دعوت کنم، پس هرکه مرا پاسخ گوید، نزد خداوند خشنودی و جاودانی در بهشت از برای اوست و هرکه از من نافرمانی کند، با او ستیزه می­کنم؛ تا خداوند میان ما داوری کند، که او بهترین داوران است!. (اعراف/۸۷) گفتند: «به او بگو از ناسزاگویی به خدایان ما دست بردارد و به ناپسندی از آن‌ها یاد نکند». پس این آیه نازل شد؛ بگو: «آیا به من دستور می‌دهید که غیر خدا را بپرستم». (زمر/۶۴) گفتند: «اگر راست می‌گوید، به ما بگوید که چه افرادی از ما ایمان می‌آورند و کدام‌یک از ما کافر می‌ماند؛ اگر دیدیم درست می‌گوید ما نیز به او ایمان می‌آوریم». در جواب آن‌ها این آیه نازل شد که می‌فرماید: چنین نبود که خداوند، مؤمنان را به همان‌گونه که شما هستید. (آل عمران/۱۷۹). آن‌ها [عصبانی شدند و] گفتند: «به خدا قسم! تو و خدایت را مورد آزار و اذیّت قرار خواهیم داد، پس این آیه نازل شد: وَ انْطَلَقَ الْملَأُ مِنْهُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۸۷/ المناقب، ج۱، ص۵۹

 

آیه ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلاَّ اخْتِلاقٌ [7]

 

ما هرگز چنين چيزى در آيين ديگرى نشنيده‌ايم؛ اين تنها يك امر ساختگى است.

۱

(ص/ ۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ إِلَّا اخْتِلاقٌ أَیْ تَخْلِیط.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( إِلَّا اخْتِلَاقٌ، یعنی دیوانگی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۲/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالُوا مَا سَمِعْنا بِهذَا الَّذِی یَدْعُونَا إِلَیه مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) مِنَ التَّوْحِیدِ وَ خَلْعِ الْأَنْدَادِ مِنْ دُونِ اللَّهِ فِی الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ یَعْنُونَ فِی النَّصْرَانِیَّهًِْ لِأَنَّهَا آخِرُ الْمِلَلِ.

 

ابن‌عبّاس ( [قریش] گفتند: «این چیزی که محمّد (صلی الله علیه و آله) ما را به سمت آن دعوت می‌کند که خدا را یکتا بدانیم و هرگونه شریکی را برای او قائل نشویم، از زبان آخرین ملّت نشنیده‌ایم و منظورشان از آخرین ملّت، مسیحیان بود زیرا آنان ملّت و قوم آخرین پیامبر آن زمان یعنی مسیح (علیه السلام) بودند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۲

 

آیه أَ أُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنا بَلْ هُمْ في شَكٍّ مِنْ ذِكْري بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذابِ [8]

 

آيا از ميان همه‌ی ما، قرآن تنها بر او (محمّد) نازل شده»؟! آن‌ها در‌حقيقت در اصل وحى من ترديد دارند، بلكه آنان هنوز عذاب الهى را نچشيده‌اند [كه اين‌چنين گستاخانه سخن مى‌گويند].

۱

(ص/ ۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی إِلَی قَوْلِهِ مِنَ الْأَحْزابِ یَعْنِی الَّذِینَ تَحَزَّبُوا عَلَیْهِ یَوْمَ الْخَنْدَقِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( أَ أُنزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِن بَیْنِنَا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِّن ذِکْرِی ... مِّنَ الْأَحْزَابِ؛ یعنی کسانی که روز خندق لشکر کشیدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴ القمی، ج۲، ص۲۲۸/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزيزِ الْوَهَّابِ [9]

 

مگر خزاين رحمت پروردگار توانا و بخشنده‌ات نزد آن‌هاست [تا به هركس ميل دارند بدهند]؟!

 

آیه أَمْ لَهُمْ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما فَلْيَرْتَقُوا فِي الْأَسْبابِ [10]

 

يا اينكه حكومت آسمان‌ها و زمين و آنچه ميان اين دو است از آن آن‌ها است؟! [اگر چنين است] با هر وسيله‌ی ممكن به آسمان‌ها بروند [و از نزول وحى بر پيامبر جلوگيرى كنند]!

۱

(ص/ ۱۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): وَ اللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی تِسْعَهًَْ أَشْیَاءَ لَمْ یُعْطِهَا أَحَداً قَبْلِی خَلَا النَّبِیَ (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ فُتِحَتْ لِیَ السُّبُلُ وَ عُلِّمْتُ الْأَسْبَابَ وَ أُجْرِیَ لِیَ السَّحَابُ وَ عُلِّمْتُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ فَصْلَ الْخِطَاب.

 

امام علی (علیه السلام)- هرآینه خدای تبارک‌وتعالی نه چیز به من داده که به هیچ‌کس پیش از من جز به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نداده؛ راه‌ها برای من باز است، نژادها را می‌دانم، ابر برای من روانه می‌شود مرگ‌ها و گرفتاری‌ها را می‌دانم، فصل الخطاب را می‌دانم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶ الخصال، ج۲، ص۴۱۴

 

آیه جُنْدٌ ما هُنالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزابِ [11]

 

اين‌ها لشكر كوچك شكست خورده‌اى از گروه‌هاى مختلفند!

۱

(ص/ ۱۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- مِنَ الْأَحْزابِ یَعْنِی الَّذِینَ تَحَزَّبُوا عَلَیْکَ یَوْمَ الْخَنْدَقِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( مِنَ الْأَحْزابِ یعنی آن‌ها که هم‌داستان شدند و گروه و احزابی علیه تو در جنگ خندق تشکیل دادند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۲

 

آیه كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتادِ [12]

 

پيش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت [پيامبران ما را] تكذيب كردند!

 

آیه وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ أُولئِكَ الْأَحْزابُ [13]

 

و [نيز] قوم ثمود و لوط و اصحاب أيكه (قوم شعيب)، اين‌ها احزابى بودند [كه به تكذيب پيامبران برخاستند]!

 

آیه إِنْ كُلٌّ إِلاَّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقابِ [14]

 

هريك [از اين گروه‌ها] فرستادگان [ما] را تكذيب كردند و عذاب من درباره‌ی آنان تحقّق يافت!

۱

(ص/ ۱۴)

 

الباقر (علیه السلام)- قَوْلُهُ وَ ما أَضَلَّنا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ یَعْنِی الْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ اقْتَدَوْا بِهِمْ هَؤُلَاءِ فَاتَّبَعُوهُمْ عَلَی شِرْکِهِمْ وَ هُمْ قَوْمُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) لَیْسَ فِیهِمْ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی أَحَدٌ وَ تَصْدِیقُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ. کَذَّبَ أَصْحابُ الْأَیْکَةِ. کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ لَیْسَ فِیهِمُ الْیَهُودُ الَّذِینَ قَالُوا عُزَیْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ لَا النَّصَارَی الَّذِینَ قَالُوا الْمَسِیحُ‌ابْنُ‌اللَّهِ سَیُدْخِلُ اللَّهُ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی النَّارَ وَ یُدْخِلُ کُلَّ قَوْمٍ بِأَعْمَالِهِمْ وَ قَوْلُهُم.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ ما أَضَلَّنا إِلاَّ الْمجْرِمُون، یعنی مشرکان و کسانی که به آن‌ها اقتدا کردند در شرک با آن‌ها همراهی نمودند و آن‌ها قوم محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌باشند در میان این جماعت یک‌نفر یهودی و نصرانی نیست. گفتار خداوند در قرآن بر این گواه است در آنجا که فرمود: کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوح و یا فرمود: اصحاب ایکه [شهری نزدیک مدین] تکذیب کردند. (شعراء/۱۷۶) و یا فرمود: قوم لوط را تکذیب کردند. (شعراء/۱۶۰). [در میان آن‌ها یهودیان که] گفتند: عزیر (علیه السلام) فرزند خداست و نصاری که گفتند: عیسی (علیه السلام) پسر خداست [وجود ندارد] به‌زودی خداوند یهود و نصاری را وارد دوزخ می‌کند و هر قوم و ملّتی را به خاطر اعمال آن‌ها وارد جهنّم می‌گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶ الکافی، ج۲، ص۳۱

۲

(ص/ ۱۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبَانٍ الْأَحْمَرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ لِأَیِّ شَیْءٍ سُمِّیَ ذَا الْأَوْتَادِ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ کَانَ إِذَا عَذَّبَ رَجُلًا بَسَطَهُ عَلَی الْأَرْضِ عَلَی وَجْهِهِ وَ مَدَّ یَدَیْهِ وَ رِجْلَیْهِ فَأَوْتَدَهَا بِأَرْبَعَهًِْ أَوْتَادٍ فِی الْأَرْضِ وَ رُبَّمَا بَسَطَهُ عَلَی خَشَبٍ مُنْبَسِطٍ فَوَتَّدَ رِجْلَیْهِ وَ یَدَیْهِ بِأَرْبَعَهًِْ أَوْتَادٍ ثُمَّ تَرَکَهُ عَلَی حَالِهِ حَتَّی یَمُوتَ فَسَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِرْعَوْنَ ذَا الْأَوْتَادِ لِذَلِک.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابان احمر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند عزّوجلّ: و فرعونی که قدرتمند و شکنجه‌گر بود. (فجر/۱۰) پرسیدم که به چه سبب فرعون، ذوالأوتاد (دارنده‌ی میخ­ها) نامیده شد»؟ ایشان (علیه السلام) فرمود: «از آن‌رو که چون فرعون می‌خواست کسی را شکنجه کند، او را بر چهره، روی زمین می­خواباند و دست­ها و پاهایش را می­کشید و آن‌ها را با چهار میخ بر زمین می‌کوبید. گاهی هم او را بر چوبی پهن می­خواباند و دست­ها و پاهایش را به چهار میخ می­کشید و سپس او را بر حال خود بر جای می­گذارد تا جان دهد. ازاین‌رو خداوند عزّ‌وجلّ، او را ذو الأوتاد نامیده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶ علل الشرایع، ج۱، ص۷۰/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۳۶

۳

(ص/ ۱۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ رُوِیَ عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِی مَرَّتْ بِی رَائِحَهًٌْ طَیِّبَهًٌْ فَقُلْتُ: لِجَبْرَئِیلَ مَا هَذِهِ الرَّائِحَهًُْ؟ قَالَ: هَذِهِ مَاشِطَهًُْ آلِ فِرْعَوْنَ وَ أَوْلَادُهَا کَانَتْ تَمْشُطُهَا فَوَقَعَتِ الْمُشْطَهًُْ مِنْ یَدِهَا فَقَالَتْ: بِسْمِ اللهِ فَقَالَتْ بِنْتُ فِرْعَوْنَ أَبِی فَقَالَتْ لَا بَلْ رَبِّی وَ رَبُّکِ وَ رَبُّ أَبِیکِ فَقَالَتْ لَأُخْبِرَنَّ بِذَلِکِ أَبِی فَقَالَتْ نَعَمْ فَأَخْبَرَتْهُ فَدَعَا بِهَا وَ بِوُلْدِهَا وَ قَالَ مَنْ رَبُّکِ فَقَالَتْ إِنَّ رَبِّی وَ رَبُّکَ اللَّهُ فَأَمَرَ بِتَنُّورٍ مِنْ نُحَاسٍ فَأُحْمِیَ فَدَعَا بِهَا وَ بِوُلْدِهَا فَقَالَتْ إِنَّ لِی إِلَیْکَ حَاجَهًًْ قَالَ وَ مَا هِیَ قَالَتْ تَجْمَعُ عِظَامِی وَ عِظَامَ وُلْدِی فَتَدْفَنُهَا قَالَ ذَاکِ لَکِ لِمَا لَکِ عَلَیْنَا مِنْ حَقٍّ فَأَمَرَ بِأَوْلَادِهَا فَأُلْقُوا وَاحِداً وَاحِداً فِی التَّنُّورِ حَتَّی کَانَ آخِرُ وُلْدِهَا وَ کَانَ صَبِیّاً مُرْضَعاً فَقَالَ اصْبِرِی یَا أُمَّاهْ إِنَّکِ عَلَی الْحَقِّ فَأُلْقِیَتْ فِی التَّنُّورِ مَعَ وُلْدِهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هنگامی‌که مرا شبانه (در شب معراج) سیر دادند بوی خوشی بر من عبور کرد، به جبرئیل گفتم: «این بو چیست»؟ جبرئیل گفت: «این بو از آرایشگر آل فرعون و اولاد اوست، روزی او مشغول آرایش دختر فرعون بود، شانه از دستش افتاد، بلافاصله گفت: «بسم اللَّه»، دختر فرعون گفت: «منظورت پدر من است»؟ او گفت: «خیر! بلکه اللَّه پروردگار من و تو و پدر توست، [دختر فرعون گفت: «قطعاً این موضوع را به پدرم اطّلاع خواهم داد»]، دختر فرعون این خبر را به پدر رساند، فرعون هم او و فرزندانش را فرا خواند. و گفت: «پروردگار شما کیست»؟ او گفت: «پروردگار من و تو، اللَّه است»، آنگاه فرعون دستور داد تنوری از مس گداخته را داغ کنند، سپس او و فرزندانش را بیاورند، وقتی چنین کردند، آن زن به فرعون گفت: «از تو درخواستی دارم و آن اینکه استخوان‌های من و فرزندانم را جمع کرده و آن‌ها را دفن کنی»، فرعون گفت: «باشد، به خاطر حقّی که در برابر خدماتت بر گردن من دارید، چنین می‌کنم»، سپس فرمان داد فرزندان او یکی یکی وارد آتش شدند (در آتش انداخته شدند)، تا نوبت به آخرین فرزند رسید که کودکی شیر خوار بود [و به خواست خدا به سخن در آمد و] گفت: «ای مادر، صبر کن! تو بر حقّ هستی». آنگاه مادر و کودک را با هم در تنور انداختند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۶۴

 

آیه وَ ما يَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلاَّ صَيْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ [15]

 

اين‌ها [با اين اعمالشان] جز يك صيحه‌ی آسمانى را انتظار نمى‌كشند كه هيچ مهلت و بازگشتى براى آن وجود ندارد!

۱

(ص/ ۱۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَا یَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلاَّ صَیْحَهًًْ واحِدَهًًْ مَا لَهَا مِنْ فَواقٍ أَیْ لَا یُفِیقُونَ مِنَ الْعَذَابِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ ما یَنْظُرُ هؤُلاءِ إِلَّا صَیْحَةً واحِدَةً ما لَها مِنْ فَواقٍ یعنی عذاب را پشت سر نمی‌گذارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸ القمی، ج۲، ص۲۲۸

 

آیه وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ [16]

 

آن‌ها [از روى خيره‌سرى و لجاجت] گفتند: «پروردگارا! بهره‌ی ما را [از عذاب] هرچه زودتر قبل از روز حساب به ما بده»!

۱

(ص/ ۱۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسابِ أَیْ نَصِیبَنَا وَ صکنا مِنَ الْعَذَابِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ قَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسَابِ، [یعنی] بهره [و سیلی ما] از عذاب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸ القمی، ج۲، ص۲۲۸

۲

(ص/ ۱۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن الْأَصْبَغِ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ قالُوا رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسابِ قَالَ نَصِیبَهُمْ مِنَ الْعَذَاب.

 

امام علی (علیه السلام)- اصبغ، از امام علی (علیه السلام) روایت کرده است که ایشان درباره‌ی کلام خداوند عزّ‌وجلّ: وَ قَالُوا رَبَّنَا عَجِّل لَّنَا قِطَّنَا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسَابِ، فرمود: «[یعنی] بهره‌ی آن‌ها از عذاب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۸۲/ معانی الأخبار، ص۲۲۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(ص/ ۱۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالُوا یَعْنِی هؤُلَاءِ الْکُفَّارَ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ رَبَّنَا عَجِّلْ لَنَا قِطَّنَا أَیْ قَدِّمْ لَنَا نَصِیبَنَا مِنَ الْعَذَابِ قَبْلَ یَوْمِ الْحِسابِ. قَالُوهُ عَلَی وَجْهِ الِاسْتِهْزَاءِ بِخَبَرِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

ابن‌عبّاس ( قالُوا یعنی آن کافرانی که در آیات قبل آن‌ها را توصیف نمود. می‌گویند: رَبَّنا عَجِّلْ لَنا قِطَّنا؛ یعنی بهره‌ی ما از عذاب را برای ما جلوجلو بفرست. قَبْلَ یَوْمِ الْحِسابِ و این حرف را در مقابل آنکه خداوند به آن‌ها وعده‌ی عذاب داده بود و از سر مسخره‌کردن آن وعده می‌گفتند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۷

 

آیه اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ [17]

 

در برابر آنچه مى‌گويند شكيبا باش و به خاطر بياور بنده‌ی ما داود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبه‌كننده بود.

در برابر آنچه می‌گویند شکیبا باش

۱ -۱

(ص/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- اصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) مِنْ تَکْذِیبِهِمْ إِیَّاکَ فَإِنِّی مُنْتَقِمٌ مِنْهُمْ بِرَجُلٍ مِنْکَ وَ هُوَ قَائِمِی الَّذِی سَلَّطْتُهُ عَلَی دِمَاءِ الظَّلَمَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ؛ یعنی ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! بر تکذیب‌نمودن آن‌ها صبر کن، من به‌وسیله‌ی مردی از نژاد تو، انتقام خواهم گرفت و او همان قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) من است که او را بر خون ستمگران مسلّط نموده‌ام.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۲۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۲

و به خاطر بیاور بنده‌ی ما داود صاحب قدرت را، که او بسیار توبه‌کننده بود

۲ -۱

(ص/ ۱۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ قَوْلُهُ عزّوجلّ یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ فَقَالَ الْیَدُ فِی کَلَامِ الْعَرَبِ الْقُوَّهًُْ وَ النِّعْمَهًُْ قَالَ اللَّهُ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ وَ قَالَ وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ أَیْ بِقُوَّهًٍْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «معنای ید در سخن خدای عزّوجلّ: یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَ چیست»؟ فرمود: «ید در لغت عرب به‌معنای نیرومندی و برکت آمده است، چنانچه فرموده است؛ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ و در آیه‌ی دیگر فرموده: وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ (ذاریات/۴۷). در اینجا نیز یعنی به قدرت و نیرومندی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۴/ التوحید، ص۱۵۳/ معانی الأخبار، ص۱۵/ نورالثقلین/ البرهان؛ «بتفاوت»

۲ -۲

(ص/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌عُثْمَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ قَالَ ذَا الْقُوَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌عثمان از امام صادق (علیه السلام) در مورد کلام خداوند متعال: وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ نقل کرده است که فرمود: [یعنی] دارای قدرت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۵/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۲۰۲

۲ -۳

(ص/ ۱۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ اذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُدَ ذَا الْأَیْدِ أَیْ ذَا الْقُوَّهًِْ عَلَی الْعِبَادَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس ( وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ یعنی بر بندگان‌قدرت و سیطره داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۷

او بسیار توبه‌کننده بود

۳ -۱

(ص/ ۱۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- خَاطَبَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیَّهُ فَقَالَ اصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ أَی دعاء.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند عزّ‌وجلّ پیامبرش را خطاب کرد و فرمود: اصْبِرْ عَلَی مَا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنَا داود ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ؛ یعنی بسیار دعا می‌کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰ القمی، ج۲، ص۲۲۹/ البرهان

 

آیه إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ [18]

 

ما كوه‌ها را مسخّر او ساختيم كه هر شامگاه و صبحگاه با او تسبيح مى‌گفتند.

۱

(ص/ ۱۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْراقِ یَعْنِی إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْرَاقِ یعنی چون خورشید طلوع کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۵/ القمی، ج۲، ص۲۲۹/ البرهان؛ «یسجن» بدل «یسبحن»

 

آیه وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ [19]

 

پرندگان را نيز دسته جمعى مسخّر او كرديم [تا همراه او تسبيح خدا گويند]؛ و همگى بازگشت‌كننده به‌سوى او بودند.

 

آیه وَ شَدَدْنا مُلْكَهُ وَ آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ [20]

 

و حكومت او را استحكام بخشيديم؛ [هم] دانش به او داديم و [هم] داورى عادلانه.

۱

(ص/ ۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ سُلَیْمِ‌بْنِ‌قَیْسٍ الْهِلَالِیِّ قَال سَمِعْتُ سَلْمَانَ الْفَارِسِیَّ (رحمة الله علیه) قَالَ کُنْتُ جَالِساً بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی مَرْضَتِهِ الَّتِی قُبِضَ فِیهَا فَدَخَلَتْ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِأَبِیهَا (صلی الله علیه و آله) مِنَ الضَّعْفِ بَکَتْ حَتَّی جَرَتْ دُمُوعُهَا عَلَی خَدَّیْهَا فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا یُبْکِیکِ یَا فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) ... أَ‌مَا تَعْلَمِینَ یَا بُنَیَّهًُْ أَنَّ مِنْ کَرَامَهًِْ اللَّهِ عزّوجلّ إِیَّاکِ زَوَّجَکِ خَیْرَ أُمَّتِی وَ خَیْرَ أَهْلِ بَیْتِی أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَکْثَرَهُمْ عِلْماً فَاسْتَبْشَرَتْ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) وَ فَرِحَتْ بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ لَهَا یَا بُنَیَّهًُْ إِنَّ لِبَعْلِکِ مَنَاقِبَ إِیمَانَهُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) قَبْلَ کُلِّ أَحَدٍ لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی ذَلِکَ أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِی وَ عِلْمَهُ بِکِتَابِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ سُنَّتِی وَ لَیْسَ أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِی یَعْلَمُ جَمِیعَ عِلْمِی غَیْرُ عَلِیٍّ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ عَلَّمَنِی عِلْماً لَا یَعْلَمُهُ غَیْرِی وَ عَلَّمَ مَلَائِکَتَهُ وَ رُسُلَهُ عِلْماً وَ کُلَّمَا عَلَّمَهُ مَلَائِکَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَأَنَا أَعْلَمُ بِهِ وَ أَمَرَنِیَ اللَّهُ عزّوجلّ أَنْ أُعَلِّمَهُ إِیَّاهُ فَفَعَلْتُ فَلَیْسَ أَحَدٌ مِنْ أُمَّتِی یَعْلَمُ جَمِیعَ عِلْمِی وَ فَهْمِی وَ حِکَمِی غَیْرُهُ وَ إِنَّکِ یَا بُنَیَّهًُْ زَوْجَتُهُ وَ ابْنَاهُ سِبْطَایَ حَسَنٌ وَ حُسَیْنٌ (علیها السلام) وَ هُمَا سِبْطَا أُمَّتِی وَ أَمْرُهُ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهْیُهُ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ آتَاهُ الْحِکْمَهًَْ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سلیم‌بن‌قیس هلالی گوید: از سلمان فارسی (شنیدم که می‌گفت: در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن بیماری که به مرگ حضرت (صلی الله علیه و آله) انجامید نشسته بودم که فاطمه (سلام الله علیها) وارد شد. چون ضعف حال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را دید گریه‌اش گرفت تا آنجا که اشک بر گونه‌هایش جاری شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «[دخترم] ای فاطمه (سلام الله علیها)! چه چیز تو را می‌گریاند؟ ... آیا نمی‌دانی ای دخترک من! از کرامت و لطف خداست نسبت به تو که با بهترین امّت ازدواج کرده‌ای و بهترین اهل بیت من، اوّل کسی که اسلام آورده، دانشمندترین و بردبارترین همه است»؟ سپس فاطمه (سلام الله علیها) شادمان شد به آنچه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود. بعد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای دخترک من! برای شوهر تو منقبت‌هایی است او پیش از همه مردم به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچ‌کس از امّت من در این کار بر او مقدّم نشد، دانش او به کتاب و سنّت من است غیر علی (علیه السلام) کسی در میان امّت من نیست که دارای علم من باشد، همانا خدای عزّ‌وجلّ دانشی به من آموخت که به غیر من نیاموخت فرشتگان و رسولانش را دانش آموخت و هرچه به آنان آموخت به من آموخت و فرمان داد که به علی (علیه السلام) بیاموزم [و من چنین کردم] پس در میان امّت من کسی جز علی (علیه السلام) نیست که علم، فهم، حکمت مرا بداند و تو ای دخترکم! همسر او و فرزندانت دو سبط من حسن و حسین (علیها السلام) هستند، و امر او به امور پسندیده است و نهی‌اش از منکر، همانا که خداوند او را حکمت آموخت و فصل الخطاب قرار داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۵۲/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

۲

(ص/ ۲۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: کَانَ الرِّضَا (علیه السلام) یُکَلِّمُ النَّاسَ بِلُغَاتِهِمْ وَ کَانَ وَ اللَّهِ أَفْصَحَ النَّاسِ وَ أَعْلَمَهُمْ بِکُلِّ لِسَانٍ وَ لُغَهًٍْ. فَقُلْتُ لَهُ یَوْماً: یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی لَأَعْجَبُ مِنْ مَعْرِفَتِکَ بِهَذِهِ اللُّغَاتِ عَلَی اخْتِلَافِهَا. فَقَالَ: یَا أَبَاالصَّلْتِ أَنَا حُجَّهًُْ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ مَا کَانَ لِیَتَّخِذَ حُجَّهًًْ عَلَی قَوْمٍ وَ هُوَ لَا یَعْرِفُ لُغَاتِهِمْ أَ وَ مَا بَلَغَکَ قَوْلُ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أُوتِینَا فَصْلَ الْخِطَابِ فَهَلْ فَصْلُ الْخِطَابِ إِلَّا مَعْرِفَهًُْ اللُّغَات؟

 

امام رضا (علیه السلام)- هروی گوید: امام رضا (علیه السلام) با مردم به زبان خودشان سخن می­گفت و به خدا سوگند! در میان مردم، زبان آورترین و آگاه‌ترین کس به همه‌ی زبان‌ها بود. روزی به ایشان عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! من در شگفتم که شما چگونه همه‌ی این زبان‌ها را با اینکه از هم متفاوتند، می­دانید». فرمود: «ای اباصلت! من حجّت خدا بر آفریدگانش هستم و خداوند کسی را که آشنا به زبان قومی نیست، بر آن‌ها حجّت قرار نمی‌دهد. آیا سخن امیرمؤمنان (علیه السلام) به تو نرسیده که فرمود: «به ما کلام فیصله‌دهنده (فصل الخطاب) عطا شده است» و آیا این کلام چیزی به‌جز دانستن همه‌ی زبان‌ها است»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۹۰/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(ص/ ۲۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ الْبَیِّنَهًَْ عَلَی الْمُدَّعِی وَ الْیَمِینَ عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْه.

 

امام علی (علیه السلام)- بر مدّعی لازم است اقامه‌ی بیّنه کند و بر مدّعی علیه؛ خوردن قسم، واجب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۱۳۰/ نورالثقلین

۴

(ص/ ۲۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَّمَنِی أَلْفَ بَابٍ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ مِمَّا کَانَ وَ مِمَّا کَائِنٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ کُلُّ بَابٍ یَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ حَتَّی عَلِمْتُ عِلْمَ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ الْقَضَایَا وَ فَصْلَ الْخِطاب.

 

امام علی (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هزار باب از حلال و حرام و آنچه بوده و تا روز قیامت می‌باشد به من آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده می‌شود تا برسد به علم منایا (مرگ و میر) و بلایا (گرفتاری‌ها و حوادث) و احکام حق الهی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲ بصایرالدرجات، ج۱، ص۳۵۸/ نورالثقلین

۵

(ص/ ۲۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی تِسْعَهًَْ أَشْیَاءَ لَمْ یُعْطِهَا أَحَداً قَبْلِی خَلَا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ فُتِحَتْ لِیَ السُّبُلُ وَ عُلِّمْتُ الْأَنْسَابَ وَ أُجْرِیَ لِیَ السَّحَابُ وَ عُلِّمْتُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ فَصْلَ الْخِطَاب.

 

امام علی (علیه السلام)- به خدا سوگند! هرآینه خدای تبارک‌وتعالی نه چیز به من داده که به هیچ‌کس پیش از من جز به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نداده؛ راه‌ها برای من باز است، نژادها را می‌دانم، ابر برای من روانه می‌شود مرگ‌ها و گرفتاری‌ها را می‌دانم فَصْلَ الْخِطَاب را می‌دانم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴ بصایرالدرجات، ج۱، ص۲۰۱/ نورالثقلین

۶

(ص/ ۲۰)

 

الجواد (علیه السلام)- فِی الزِّیَارَهًِْ الجَامِعَهًِْ لِجَمِیعِ الاَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) المَنقُولَهًِْ عَنِ الجَوَادِ (علیه السلام): وَ فَصْلُ الْخِطَابِ عِنْدَکُم.

 

امام جواد (علیه السلام)- در زیارت جامعه که زیارت همه‌ی ائمّه (علیهم السلام) است و از امام جواد (علیه السلام) نقل شده است: «فَصْلَ الْخِطَاب [و نهایت هرکاری] نزد شماست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴ نورالثقلین

۷

(ص/ ۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ أَرَادَ الْحِکْمَهًَْ فَلْیُحِبَ أَهْلَ بَیْتِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هر که جویای حکمت باشد، اهل بیتم را دوست بدارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۱۶

 

آیه وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرابَ [21]

 

آيا خبر شاكيان هنگامى‌كه از محراب [داود] بالا رفتند به تو رسيده است؟!

 

آیه إِذْ دَخَلُوا عَلى داوُدَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قالُوا لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ [22]

 

درآن‌هنگام كه [بى‌مقدّمه] بر داود وارد شدند و او از ديدن آن‌ها وحشت كرد؛ گفتند: «نترس! دو نفر شاكى هستيم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده، اكنون در ميان ما به‌حق داورى كن و سخن ناروا مگو و ما رابه راه راست هدايت كن.

۱

(ص/ ۲۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَبُوالصَّلْتِ الْهَرَوِیُّ قَال: لَمَّا جَمَعَ الْمَأْمُونُ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) أَهْلَ الْمَقَالَاتِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ الدِّیَانَاتِ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ سَائِرِ أَهْلِ الْمَقَالَاتِ فَقَامَ إِلَیْهِ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْجَهْم فَقَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّه (صلی الله علیه و آله) أَ تَقُولُ بِعِصْمَهًِْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) قَالَ بَلَی قَالَ فَمَا تَعْمَلُ فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ فِی دَاوُدَ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ ... فَقَالَ مَوْلَانَا الرِّضَا (علیه السلام) وَیْحَکَ یَا عَلِیُّ اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَنْسُبْ إِلَی أَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) اللَّهِ الْفَوَاحِشَ وَ لَا تَتَأَوَّلْ کِتَابَ اللَّهِ بِرَأْیِکَ فَإِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم ... وَأَمَّا دَاوُدُ (علیه السلام) فَمَا یَقُولُ مَنْ قِبَلَکُمْ فِیهِ فَقَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْجَهْمِ یَقُولُونَ إِنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) کَانَ فِی مِحْرَابِهِ یُصَلِّی إِذْ تَصَوَّرَ لَهُ إِبْلِیسُ عَلَی صُورَهًِْ طَیْرٍ أَحْسَنَ مَا یَکُونُ مِنَ الطُّیُورِ فَقَطَعَ صَلَاتَهُ وَ قَامَ لِیَأْخُذَ الطَّیْرَ فَخَرَجَ إِلَی الدَّارِ فَخَرَجَ‌فِی أَثَرِهِ فَطَارَ الطَّیْرُ إِلَی السَّطْحِ فَصَعِدَ فِی طَلَبِهِ فَسَقَطَ الطَّیْرُ فِی دَارِ أُورِیَابْنِ‌حَنَانٍ فَأَطْلَعَ دَاوُدُ فِی أَثَرِ الطَّیْرِ فَإِذَا بِامْرَأَهًِْ أُورِیَا تَغْتَسِلُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهَا هَوَاهَا وَ کَانَ أُورِیَا قَدْ أَخْرَجَهُ فِی بَعْضِ غَزَوَاتِهِ فَکَتَبَ إِلَی صَاحِبِهِ أَنْ قَدِّمْ أُورِیَا أَمَامَ الْحَرْبِ فَقَدَّمَ فَظَفِرَ أُورِیَا بِالْمُشْرِکِینَ فَصَعُبَ ذَلِکَ عَلَی دَاوُدَ فَکَتَبَ الثَّانِیَهًَْ أَنْ قَدِّمْهُ أَمَامَ التَّابُوتِ فَقُتِلَ أُورِیَا رَحِمَهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّجَ دَاوُدُ بِامْرَأَتِهِ فَضَرَبَ الرِّضَا (علیه السلام) بِیَدِهِ عَلَی جَبْهَتِهِ وَ قَالَ إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ لَقَدْ نَسَبْتُمْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ (علیهم السلام) إِلَی التَّهَاوُنِ بِصَلَاتِهِ حَتَّی خَرَجَ فِی أَثَرِ الطَّیْرِ ثُمَّ بِالْفَاحِشَهًِْ ثُمَّ بِالْقَتْلِ فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَا کَانَتْ خَطِیئَتُهُ فَقَالَ وَیْحَکَ إِنَّ دَاوُدَ إِنَّمَا ظَنَّ أَنْ مَا خَلَقَ اللَّهُ عزّوجلّ خَلْقاً هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَبَعَثَ اللَّهُ عزّوجلّ إِلَیْهِ الْمَلَکَیْنِ فَتَسَوَّرَا الْمِحْرَابَ فَقَالَا خَصْمانِ بَغی بَعْضُنا عَلی بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلی سَواءِ الصِّراطِ إِنَّ هذا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَهًًْ وَ لِیَ نَعْجَهًٌْ واحِدَهًٌْ فَقالَ أَکْفِلْنِیها وَ عَزَّنِی فِی الْخِطابِ فَعَجَّلَ دَاوُدُ (علیه السلام)عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْهِ فَقَالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ فَلَمْ یَسْأَلِ الْمُدَّعِیَ الْبَیِّنَهًَْ عَلَی ذَلِکَ وَ لَمْ یُقْبِلْ عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْهِ فَیَقُولَ مَا تَقُولُ فَکَانَ هَذَا خَطِیئَهًَْ حُکْمِهِ لَا مَا ذَهَبْتُمْ إِلَیْهِ أَ لَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عزّوجلّ یَقُولُ یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ...

 

امام رضا (علیه السلام)- اباصلت هروی گوید: مأمون علمای فرقه­های مختلف اسلامی و دانشمندان یهودی و نصرانی (ادیان یهودی و مسیحی) و دیگر فرقه­ها و آیین­ها را نزد امام رضا (علیه السلام) گرد آورد تا با ایشان مناظره کنند. علیّ‌بن‌محمّدبن‌جهم برخاست و عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا می­گویی پیامبران معصومند»؟ فرمود: «آری»! عرض کرد: «پس با این سخن، خداوند متعال درباره‌ی داود (علیه السلام) چه می‌کنی؛ وَ ظَنَّ داود أَنَّمَا فَتَنَّاهُ»؟ امام رضا (علیه السلام) پاسخ داد: «وای بر تو ای علی! از خدا بپرهیز و به انبیاء (علیهم السلام) نسبت گناه مده و کتاب خدا را با نظر خود به تأویل مبر؛ زیرا خداوند متعال می‌فرماید: درحالی‌که تفسیر آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. [آن‌ها که به‌دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه‌ی آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی] می‌گویند: «ما به همه‌ی آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست». و جز صاحبان عقل، متذکّر نمی‌شوند [و این حقیقت را درک نمی‌کنند]. (آل عمران/۷) فرمود: «اطرافیان تو دراین‌باره چه می‌گویند»؟ می‌گویند: «داود (علیه السلام) در محراب خود نماز می‌خواند که شیطان به شکل پرنده­ای زیباتر از هر پرنده‌ی دیگری، نزد او پدید آمد. پس داود (علیه السلام) نماز خود را قطع کرد و برخاست تا او را بگیرد. آن پرنده به‌سوی خانه­ای بیرون رفت و داود (علیه السلام) آن را دنبال کرد و پرنده به بالای بام رفت و داود (علیه السلام) نیز به‌دنبال پرنده بر بام رفت، تا اینکه آن پرنده در خانه‌ی اوریا پسر حنّان افتاد و داود (علیه السلام) درپی پرنده نگریست و ناگاه چشمش به همسر اوریا که درحال حمّام‌کردن بود، افتاد و چون او را دید، به او دل باخت و داود (علیه السلام) که شوی او، اوریا را به جنگ فرستاده بود، به سپهسالار خود نوشت تا اوریا را به جلوی صندوق (خطّ مقدّم) فرستد و او چنین کرد و اوریا پیش رفت و بر مشرکان پیروز شد. داود (علیه السلام) از این امر خشمگین شد [این امر بر داود (علیه السلام) گران آمد] و بار دیگر نوشت تا او را به جلوی صندوق فرستند و او پیش رفت و این‌بار کشته شد و این‌گونه داود (علیه السلام) با همسرش وصلت کرد». درآن‌هنگام امام رضا (علیه السلام) دست بر پیشانی مبارک زد و فرمود: «ما از آنِ خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم!. (بقره/۱۵۶) شما به پیامبری از پیامبران خدا چنین نسبت داده­اید که نماز خود را بی­ارزش دانست و به‌دنبال پرنده رفت و سپس هرزگی کرد و آنگاه کسی را به قتل رساند»؟ عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پس گناه او چه بود»؟ فرمود: «وای بر تو! داود (علیه السلام) تنها گمان کرده بود که خداوند کسی را داناتر از او نیافریده، ازاین‌رو خداوند عزّوجلّ دو فرشته را به‌سوی او فرستاد و آن دو از دیوار محراب بالا رفتند و عرض کردند: خَصْمَانِ بَغَی بَعْضُنَا عَلَی بَعْضٍ فَاحْکُم بَیْنَنَا بِالحَقِّ وَ لَا تُشْطِطْ وَ اهْدِنَا إِلَی سَوَاءِ الصِّرَاطِ، إِنَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِیَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکْفِلْنِیهَا وَ عَزَّنِی فِی الْخِطَابِ، داود (علیه السلام) شتاب‌زده بر متّهم حکم کرد و به دادخواه گفت: «لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ؛ این‌گونه داود (علیه السلام) هیچ دلیلی از دادخواه بر ادّعایش نخواست و به متّهم رو نکرد تا از او بپرسد: تو چه می‌گویی؟ پس خطای داود (علیه السلام) این بود که قانون قضاوت را رعایت نکرد، نه آنچه شما به او نسبت داده­اید، مگر نشنیده­ای که خداوند عزّ‌وجلّ می‌فرماید: یَا داود إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۲/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۹۴/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۲

۲

(ص/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَا أُوتِیَ بِرَجُلٍ یَزْعُمُ أَنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) تَزَوَّجَ امْرَأَهًَْ أُورِیَا إِلَّا جَلَدْتُهُ حَدَّیْنِ حَدّاً لِلنُّبُوَّهًِْ وَ حَدّاً لِلْإِسْلَامِ.

 

امام علی (علیه السلام)- اگر کسی را پیش من بیاورند که [طبق تحریفات یهودیان] معتقد باشد داود (علیه السلام) با زن اوریا (فرمانده‌ی سپاه داود (علیه السلام)) ازدواج [یا زنا] کرده است، او را دوبار حدّ می‌زنم. یک‌بار به خاطر هتک حرمت مقام پیامبر خدا و یک‌بار به خاطر احکام اسلام (در تهمت زنا زدن به مؤمن).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶ نورالثقلین

۳

(ص/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَوْ أَخَذْتُ أَحَداً یَزْعُمُ أَنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) وَضَعَ یَدَهُ عَلَیْهَا لَحَدَدْتُهُ حَدَّیْنِ حَدّاً لِلنُّبُوَّهًِْ وَ حَدّاً لِمَا رَمَاهُ بِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- اگر ثابت شود که کسی درباره‌ی داود (علیه السلام) چنین عقیده‌ای دارد، به او دو حدّ جاری می‌کنم، یک حدّ برای نسبت گناه به پیامبر الهی و یک حدّ برای تهمت‌زدن به او.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۶

۴

(ص/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ رِضَا النَّاسِ لَا یُمْلَکُ وَ أَلْسِنَتَهُمْ لَا تُضْبَطُ أَ لَمَ یَنْسِبُوا دَاوُدَ (علیه السلام) إِلَی أَنَّهُ تَبِعَ الطَّیْرَ حَتَّی نَظَرَ إِلَی امْرَأَهًِْ أُورِیَا فَهَوَاهَا وَ أَنَّهُ قَدَّمَ زَوْجَهَا أَمَامَ التَّابُوتِ حَتَّی قُتِلَ ثُمَّ تَزَوَّجَ بِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- خشنودی مردم به‌دست نمی­آید و زبانشان بازداشته نمی­شود، آیا داود (علیه السلام) را متّهم نکردند که دنبال پرنده‌ای رفت تا زن اوریا را دید و عاشق او شد و شوهرش را جلوی تابوت فرستاد تا کشته شد و آن زن را گرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶ نورالثقلین

۵

(ص/ ۲۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: لَمَّا جَمَعَ الْمَأْمُونُ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) أَهْلَ الْمَقَالاتِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَ الدِّیَانَات ... فَقَامَ إِلَیْهِ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْجَهْمِ ... فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام): وَ أَمَّا دَاوُدُ فَمَا یَقُولُ مَنْ قِبَلَکُمْ فِیهِ فَقَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْجَهْمِ یَقُولُونَ إِنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) کَانَ فِی مِحْرَابِهِ یُصَلِّی إِذْ تَصَوَّرَ لَهُ إِبْلِیسُ عَلَی صُورَهًِْ طَیْرٍ أَحْسَنَ مَا یَکُونُ مِنَ الطُّیُورِ فَقَطَعَ صَلَاتَهُ وَ قَامَ لِیَأْخُذَ الطَّیْرَ فَخَرَجَ إِلَی الدَّارِ فَخَرَجَ فِی أَثَرِهِ فَطَارَ الطَّیْرُ إِلَی السَّطْحِ فَصَعِدَ فِی طَلَبِهِ فَسَقَطَ الطَّیْرُ فِی دَارِ أُورِیَابْنِ‌حَنَانٍ فَأَطْلَعَ دَاوُدُ فِی أَثَرِ الطَّیْرِ فَإِذَا بِامْرَأَهًِْ أُورِیَا تَغْتَسِلُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهَا هَوَاهَا وَ کَانَ أُورِیَا قَدْ أَخْرَجَهُ فِی بَعْضِ غَزَوَاتِهِ فَکَتَبَ إِلَی صَاحِبِهِ أَنْ قَدِّمْ أُورِیَا أَمَامَ الْحَرْبِ فَقَدَّمَ فَظَفِرَ أُورِیَا بِالْمُشْرِکِینَ فَصَعُبَ ذَلِکَ عَلَی دَاوُدَ (علیه السلام) فَکَتَبَ الثَّانِیَهًَْ أَنْ قَدِّمْهُ أَمَامَ التَّابُوتِ فَقُتِلَ أُورِیَا رَحِمَهُ اللَّهُ وَ تَزَوَّجَ دَاوُدُ بِامْرَأَتِهِ فَضَرَبَ الرِّضَا (علیه السلام) بِیَدِهِ عَلَی جَبْهَتِهِ وَ قَالَ إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ لَقَدْ نَسَبْتُمْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ (علیهم السلام) إِلَی التَّهَاوُنِ بِصَلَاتِهِ حَتَّی خَرَجَ فِی أَثَرِ الطَّیْرِ ثُمَّ بِالْفَاحِشَهًِْ ثُمَّ بِالْقَتْلِ فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَا کَانَتْ خَطِیئَتُهُ فَقَالَ وَیْحَکَ إِنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) إِنَّمَا ظَنَّ أَنْ مَا خَلَقَ اللَّهُ عزّوجلّ خَلْقاً هُوَ أَعْلَمُ مِنْهُ فَبَعَثَ اللَّهُ عزّوجلّ إِلَیْهِ الْمَلَکَیْنِ فَتَسَوَّرَا الْمِحْرَابَ فَقَالَا خَصْمانِ بَغی بَعْضُنا عَلی بَعْضٍ فَاحْکُمْ بَیْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلی سَواءِ الصِّراطِ إِنَّ هذا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَهًًْ وَ لِیَ نَعْجَهًٌْ واحِدَهًٌْ فَقالَ أَکْفِلْنِیها وَ عَزَّنِی فِی الْخِطابِ فَعَجَّلَ دَاوُدُ (علیه السلام) عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْهِ فَقَالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ فَلَمْ یَسْأَلِ الْمُدَّعِیَ الْبَیِّنَهًَْ عَلَی ذَلِکَ وَ لَمْ یُقْبِلْ عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْهِ فَیَقُولَ مَا تَقُولُ فَکَانَ هَذَا خَطِیئَهًَْ حُکْمِهِ لَا مَا ذَهَبْتُمْ إِلَیْهِ أَ لَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عزّوجلّ یَقُولُ یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ ... فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَا قِصَّتُهُ مَعَ أُورِیَا فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) إِنَّ الْمَرْأَهًَْ فِی أَیَّامِ دَاوُدَ (علیه السلام) کَانَتْ إِذَا مَاتَ بَعْلُهَا أَوْ قُتِلَ لَا تَتَزَوَّجُ بَعْدَهُ أَبَداً وَ أَوَّلُ مَنْ أَبَاحَ اللَّهُ عزّوجلّ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ بِامْرَأَهًٍْ قُتِلَ بَعْلُهَا دَاوُدُ فَذَلِکَ الَّذِی شَقَّ عَلَی أُورِیَا.

 

امام رضا (علیه السلام)- اباصلت هروی گوید: ... علی‌بن‌محمّدبن‌جهم گفت: می‌گویند: «داود در محراب خود نماز می‌خواند که شیطان به شکل پرنده­ای زیباتر از هر پرنده‌ی دیگری، نزد او پدید آمد. پس داود (علیه السلام) نماز خود را قطع کرد و برخاست تا او را بگیرد. آن پرنده به‌سوی خانه­ای بیرون رفت و داود (علیه السلام) آن را دنبال کرد و پرنده به بالای بام رفت و داود (علیه السلام) نیز به دنبال پرنده بر بام رفت، تا اینکه آن پرنده در خانه‌ی اوریا پسر حنّان افتاد و داود (علیه السلام) در پی پرنده نگریست و ناگاه چشمش به همسر اوریا که درحال حمّام‌کردن بود، افتاد و چون او را دید، به او دل باخت و داود (علیه السلام) که شوی او، اوریا را به جنگ فرستاده بود، به سپهسالار خود نوشت تا اوریا را به جلوی صندوق (خطّ مقدّم) فرستد و او چنین کرد و اوریا پیش رفت و بر مشرکان پیروز شد. داود (علیه السلام) از این امر خشمگین شد [این امر بر داود (علیه السلام) گران آمد] و بار دیگر نوشت تا او را به جلوی صندوق فرستند و او پیش رفت و این‌بار کشته شد و این‌گونه داود (علیه السلام) با همسرش وصلت کرد». درآن‌هنگام امام رضا (علیه السلام) دست بر پیشانی مبارک زد و فرمود: ما از آنِ خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم!. (بقره/۱۵۶) شما به پیامبری از پیامبران خدا چنین نسبت داده­اید که نماز خود را بی‌ارزش دانست و به‌دنبال پرنده رفت و سپس هرزگی کرد و آنگاه کسی را به قتل رساند»؟ عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پس گناه او چه بود»؟ فرمود: «وای بر تو! داود (علیه السلام) تنها گمان کرده بود که خداوند کسی را داناتر از او نیافریده، ازاین‌رو خداوند عزّ‌وجلّ دو فرشته را به‌سوی او فرستاد و آن دو از دیوار محراب بالا رفتند و عرض کردند: خَصْمَانِ بَغَی بَعْضُنَا عَلَی بَعْضٍ فَاحْکُم بَیْنَنَا بِالحَقِّ وَ لَا تُشْطِطْ وَ اهْدِنَا إِلَی سَوَاءِ الصِّرَاطِ، إِنَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِیَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکْفِلْنِیهَا وَ عَزَّنِی فِی الْخِطَابِ داود (علیه السلام) شتاب‌زده بر متّهم حکم کرد و به دادخواه گفت: «لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ این‌گونه داود (علیه السلام) هیچ دلیلی از دادخواه بر ادّعایش نخواست و به متّهم رو نکرد تا از او بپرسد: تو چه می­گویی؟ پس خطای داود (علیه السلام) این بود که قانون قضاوت را رعایت نکرد، نه آنچه شما به او نسبت داده­اید، مگر نشنیده­ای که خداوند عزّ‌وجلّ می‌فرماید: یَا داود إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الهَوی فَیُضِلَّکَ عَنْ سَبیلِ اللهِ إِنَّ الَّذینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبیلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسُوا یَوْمَ الْحِسابِ»؟. من گفتم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پس قصّه‌ی داود (علیه السلام) با اوریا چه بوده است»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «در روزگار داود (علیه السلام) اگر شوی زنی از دنیا می‌رفت یا در جنگ جان می‌باخت، آن زن پس از او هرگز با کس دیگری ازدواج نمی­کرد. نخستین کسی که خداوند به او اجازه داد با زنی که شوهرش کشته شده وصلت کند، داود (علیه السلام) بود؛ [چون اوریا کشته شد و سوگواری همسرش بر او به پایان رسید، داود (علیه السلام) با او ازدواج کرد و آن بود که بر اوریا گران بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۱

۶

(ص/ ۲۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- خَدَّ الدُّمُوعُ فِی وَجْهِ دَاوُدَ (علیه السلام) خَدِیدَ الْمَاءِ فِی الْأَرْض.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اشکها بر صورت داود (علیه السلام) جا انداختند آن­گونه که آب در زمین شکاف و شیار ایجاد می­کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۹

۷

(ص/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا بَکَی أَحَدٌ بُکَاءَ ثَلَاثَهًٍْ آدَمَ وَ یُوسُفَ وَ دَاوُدَ (علیهم السلام). فَقُلْتُ: مَا بَلَغَ مِنْ بُکَائِهِمْ؟ فَقَالَ: أَمَّا آدَمُ (علیه السلام) فَبَکَی حِینَ أُخْرِجَ مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ کَانَ رَأْسُهُ فِی بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ السَّمَاءِ فَبَکَی حَتَّی تَأَذَّی بِهِ أَهْلُ السَّمَاءِ فَشَکَوْا ذَلِکَ إِلَی اللَّهِ فَحَطَّ مِنْ قَامَتِهِ وَ أَمَّا دَاوُدُ (علیه السلام) فَإِنَّهُ بَکَی حَتَّی هَاجَ الْعُشْبُ مِنْ دُمُوعِهِ وَ إِنْ کَانَ لَیَزْفِرُ الزَّفْرَهًَْ فَیُحْرِقُ مَا نَبَتَ مِنْ دُمُوعِهِ وَ أَمَّا یُوسُفُ (علیه السلام) فَإِنَّهُ کَانَ یَبْکِی عَلَی أَبِیهِ یَعْقُوبَ (علیه السلام) وَ هُوَ فِی السِّجْنِ فَتَأَذَّی بِهِ أَهْلُ السِّجْنِ فَصَالَحَهُمْ عَلَی أَنْ یَبْکِیَ یَوْماً وَ یَسْکُتَ یَوْماً.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌سالم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هیچ‌کس چون این سه کس؛ آدم و یوسف و داود (علیهم السلام)، گریه نکرده است. پرسیدم: «گریه‌ی آنان چگونه بود»؟ فرمود: «آدم (علیه السلام) وقتی از بهشت رانده شد، گریست. آدم (علیه السلام) چنان بلند قامت بود که سرش در دری از درهای آسمان بود و آن‌چنان گریست که موجب آزار اهالی آسمان شد، آنان به درگاه خداوند شکایت بردند و خداوند، قامت آدم (علیه السلام) را کوتاه کرد. امّا داود (علیه السلام)، آنقدر گریه کرد که گیاهان از گریه‌ی او به هیجان آمدند. داود (علیه السلام) چون آه می‌کشید و نفسی برمی‌آورد، اشک‌های او گیاهان را می‌سوزاند. امّا یوسف (علیه السلام) وقتی زندان بود بر پدرش یعقوب (علیه السلام) گریه می‌کرد و زندانیان از گریه‌های او به ستوه آمدند و یوسف (علیه السلام) با آنان قرار گذاشت که یک روز گریه کند و روز دیگر ساکت بماند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۱۳/ العیاشی، ج۲، ص۱۷۷

۸

(ص/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَمَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ لُقْمَانَ وَ حِکْمَتِهِ الَّتِی ذَکَرَهَا اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ، فَقَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا أُوتِیَ لُقْمَانُ الْحِکْمَهًَْ بِحَسَبٍ وَ لَا مَالٍ وَ لَا أَهْلٍ وَ لَا بَسْطٍ فِی جِسْمٍ
 وَ لَا جَمَال {وَ ذَکَرَ حَدِیثاً طَوِیلاً ذَکَرنَاهُ بِتَمَامِهِ فِی لُقمَانَ وَ فِیهِ یَقُولُ (علیه السلام)}: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمَرَ طَوَائِفَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ حِینَ انْتَصَفَ النَّهَارُ وَ هَدَأَتِ الْعُیُونُ بِالْقَائِلَهًِْ فَنَادَوْا لُقْمَانَ حَیْثُ یَسْمَعُ وَ لَا یَرَاهُمْ فَقَالُوا: یَا لُقْمَانُ هَلْ لَکَ أَنْ یَجْعَلَکَ اللَّهُ خَلِیفَهًًْ فِی الْأَرْضِ تَحْکُمُ بَیْنَ النَّاسِ؟ فَقَالَ لُقْمَانُ: إِنْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِذَلِکَ فَالسَّمْعَ وَ الطَّاعَهًَْ لِأَنَّهُ إِنْ فَعَلَ بِی ذَلِکَ أَعَانَنِی عَلَیْهِ وَ عَلَّمَنِی وَ عَصَمَنِی وَ إِنْ هُوَ خَیَّرَنِی قَبِلْتُ الْعَافِیَهًَْ. فَقَالَتِ الْمَلَائِکَهًُْ: یَا لُقْمَانُ لِمَ قُلْتَ ذَلِکَ؟ قَالَ: لِأَنَّ الْحُکْمَ بَیْنَ النَّاسِ مِنْ أَشَدِّ الْمَنَازِلِ مِنَ الدِّینِ وَ أَکْثَرُهَا فِتَناً وَ بَلَاءً مَا یُخْذَلُ وَ لَا یُعَانُ وَ یَغْشَاهُ الظُّلَمُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَ صَاحِبُهُ فِیهِ بَیْنَ أَمْرَیْنِ إِنْ أَصَابَ فِیهِ الْحَقَّ فَبِالْحَرِیِّ أَنْ یَسْلَمَ وَ إِنْ أَخْطَأَ أَخْطَأَ طَرِیقَ الْجَنَّهًِْ وَ مَنْ یَکُنْ فِی الدُّنْیَا ذَلِیلًا وَ ضَعِیفاً کَانَ أَهْوَنَ عَلَیْهِ فِی الْمَعَادِ أَنْ یَکُونَ فِیهِ حَکَماً سَرِیّاً شَرِیفاً وَ مَنِ اخْتَارَ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَهًِْ یَخْسَرُهُمَا کِلْتَیْهِمَا تَزُولُ هَذِهِ وَ لَا تُدْرَکُ تِلْکَ، قَالَ فَتَعَجَّبَتِ الْمَلَائِکَهًُْ مِنْ حِکْمَتِهِ وَ اسْتَحْسَنَ الرَّحْمَنُ مَنْطِقَهُ، فَلَمَّا أَمْسَی وَ أَخَذَ مَضْجَعَهُ مِنَ اللَّیْلِ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْحِکْمَهًَْ فَغَشَّاهُ بِهَا مِنْ قَرْنِهِ إِلَی قَدَمِهِ وَ هُوَ نَائِمٌ وَ غَطَّاهُ بِالْحِکْمَهًِْ غِطَاءً فَاسْتَیْقَظَ وَ هُوَ أَحْکَمُ النَّاسِ فِی زَمَانِهِ، وَ خَرَجَ عَلَی النَّاسِ یَنْطِقُ بِالْحِکْمَهًِْ وَ یُثْبِتُهَا فِیهَا. قَالَ: فَلَمَّا أُوتِیَ الْحُکْمَ بِالْخِلَافَهًِْ وَ لَمْ یَقْبَلْهَا أَمَرَ اللَّهُ الْمَلَائِکَهًَْ فَنَادَتْ دَاوُدَ (علیه السلام) بِالْخِلَافَهًِْ فَقَبِلَهَا وَ لَمْ یَشْتَرِطْ فِیهَا بِشَرْطِ لُقْمَانَ فَأَعْطَاهُ اللَّهُ الْخِلَافَهًَْ فِی الْأَرْضِ وَ ابْتُلِیَ فِیهَا غَیْرَ مَرَّهًٍْ وَ کُلَّ ذَلِکَ یَهْوِی فِی الْخَطَإِ یَقْبَلُهُ اللَّهُ وَ یَغْفِرُ لَهُ، وَ کَانَ لُقْمَانُ یُکْثِرُ زِیَارَهًَْ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ یَعِظُهُ بِمَوَاعِظِهِ وَ حِکْمَتِهِ وَ فَضْلِ عِلْمِهِ وَ کَانَ دَاوُدُ (علیه السلام) یَقُولُ لَهُ: طُوبَی لَکَ یَا لُقْمَانُ أُوتِیتَ الْحِکْمَهًَْ وَ صُرِفَتْ عَنْکَ الْبَلِیَّهًُْ وَ أُعْطِیَ دَاوُدُ (علیه السلام) الْخِلَافَهًَْ وَ ابْتُلِیَ بِالْحُکْمِ وَ الْفِتْنَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمّاد گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی لقمان و حکمتش که خداوند از آن یاد کرده است، سؤال کردم. امام (علیه السلام) فرمود: «به خدا سوگند! بدان که به دلیل برتری نژاد، زیادی مال و خاندان، نیروی بدنی و زیبایی به لقمان حکمت داده نشد». [و حدیثی طولانی که ما آن را ذکر کردیم درباره‌ی لقمان بیان نمود، از جمله امام (علیه السلام) در آن حدیث فرمود]: خدای تبارک‌وتعالی به گروه‌های ملائکه فرمان داد تا آنگاه که روز به نیمه رسید و چشم‌ها به خواب قیلوله آرام گرفتند، لقمان را بی‌آنکه آن‌ها را ببیند ولی [صدایشان را] بشنود، صدا کرده و گفتند: «ای لقمان! آیا می‌خواهی خدا تو را خلیفه‌ی خود بر روی زمین قرار دهد تا در آن، میان مردم قضاوت کنی»؟ لقمان گفت: «اگر خدا مرا به این کار فرمان دهد، اطاعت می‌کنم؛ زیرا اگر مرا به این کار وادارد، به یاری من خواهد شتافت و مرا علم داده، عصمت و خویشتن‌داری عنایت می‌فرماید. امّا اگر مرا مختار بگذارد، قطعاً عافیت طلبی را می‌پذیرم». پس فرشتگان گفتند: «ای لقمان! چرا چنین گفتی»؟ گفت: «چون قضاوت‌کردن میان مردم، سخت‌ترین منازل دین است و پُرفتنه و پُربلاترین آن‌ها، قاضی تنها است بی‌آنکه یاوری داشته باشد، ستم از هرسو او را احاطه کرده و پیوسته بر سر دو راهی است؛ اگر به حق قضاوت کند، سزاوار است که راه سلامت بپیماید و اگر به اشتباه قضاوت کند، راه بهشت را گم کرده است و هرکه در دنیا ذلیل و ضعیف باشد، برای وی آسان‌تر خواهد بود که در آن دنیا حکیم و دانا و شریف باشد و هرکه دنیا را بر آخرت برگزیند، هر دو را می‌بازد، این (دنیا) می‌گذرد و به آن یکی هم نمی‌رسد». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «پس فرشتگان از حکمت و دانش او در شگفت شدند و خدای رحمان، منطق او را پسندید. چون شب فرا رسید و در بستر آرمید، حکمت را بر وی نازل فرمود به‌گونه‌ای که او را از سر تا پا در بر گرفت. [درحالی‌که در خواب بود حکمت او را در بر گرفت در بر گرفتنی]، پس چون از خواب بیدار شد، داناترین مردم زمان خود بود و از آن پس در میان مردم به حکمت میان مردم سخن می‌گفت و آن را بین مردم رواج می‌داد». و چون قضاوت (خلافت) بر او عرضه شد و نپذیرفت، خداوند فرشتگان را امر فرمود تا داود (علیه السلام) را به پذیرش خلافت فرا خوانند. او آن را پذیرفت بی‌آنکه شرایط لقمان را مطرح کند، پس خداوند خلافت و حکومت زمین را به وی عطا فرمود و بارها او را آزمود؛ امّا هربار دچار اشتباه می‌شد، امّا خداوند از او در می‌گذشت. لقمان بسیار به دیدار داود (علیه السلام) می‌رفت و با موعظه‌ها و علم خود، وی را پند و اندرز می‌داد و داود (علیه السلام) به وی می‌گفت: «ای لقمان! خوشا به حالت! حکمت را به تو دادند و از بلاها تو را معاف کردند، امّا خلافت به داود (علیه السلام) داده شد و به حکومت و فتنه مبتلا گشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸ القمی، ج۲، ص۱۶۲/ نورالثقلین

۹

(ص/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَال: فِی کِتَابِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّ نَبِیّاً مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) شَکَا إِلَی رَبِّهِ الْقَضَاءَ فَقَالَ: کَیْفَ أَقْضِی بِمَا لَمْ تَرَ عَیْنِی وَ لَمْ تَسْمَعْ أُذُنِی؟ فَقَالَ: اقْضِ بَیْنَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَضِفْهُمْ إِلَی اسْمِی یَحْلِفُونَ بِهِ. وَ قَالَ إِنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) قَالَ: یَا رَبِّ أَرِنِی الْحَقَّ کَمَا هُوَ عِنْدَکَ حَتَّی أَقْضِیَ بِهِ. فَقَالَ: إِنَّکَ لَا تُطِیقُ ذَلِکَ فَأَلَحَّ عَلَی رَبِّهِ حَتَّی فَعَلَ فَجَاءَهُ رَجُلٌ یَسْتَعْدِی عَلَی رَجُلٍ فَقَالَ: إِنَّ هَذَا أَخَذَ مَالِی فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَجَلَّ إِلَی دَاوُدَ (علیه السلام) أَنَّ هَذَا الْمُسْتَعْدِیَ قَتَلَ أَبَا هَذَا وَ أَخَذَ مَالَهُ. فَأَمَرَ دَاوُدُ (علیه السلام) بِالْمُسْتَعْدِی فَقُتِلَ وَ أَخَذَ مَالَهُ فَدَفَعَهُ إِلَی الْمُسْتَعْدَی عَلَیْهِ قَالَ: فَعَجِبَ النَّاسُ وَ
 تَحَدَّثُوا حَتَّی بَلَغَ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ دَخَلَ عَلَیْهِ مِنْ ذَلِکَ مَا کَرِهَ فَدَعَا رَبَّهُ أَنْ یَرْفَعَ ذَلِکَ فَفَعَلَ ثُمَّ أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَیْهِ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ وَ أَضِفْهُمْ إِلَی اسْمِی یَحْلِفُونَ بِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: در کتاب امام علی (علیه السلام) آمده است: یکی از پیامبران درباره‌ی قضاوت‌کردن به خداوند شکایت نموده گفت: «من چگونه درباره‌ی عملی قضاوت کنم که نه چشمم آن را دیده و نه گوشم آن را شنیده است»؟ خطاب آمد که؛ در میان مردم به‌وسیله‌ی گواهان قضاوت کن و آن‌ها را وادار کن که به نام من سوگند بخورند. امام (علیه السلام) فرمود: «داود (علیه السلام) گفت: پروردگارا! حق را آن‌گونه که نزد توست به من نشان ده تا طبق آن حکم کنم». خداوند فرمود: «تو توان آن را نداری». داود (علیه السلام) نزد خدا پافشاری کرد تا خداوند قدرت درک حقیقت را به وی عطا کرد. شخصی آمد و شخصی دیگری را هم همراه خود آورد و گفت: «این شخص مال مرا برده است». خداوند عزّ‌وجلّ به داود (علیه السلام) وحی کرد که؛ این شاکی پدر این فرد را کشته و مالش را گرفته است. داود (علیه السلام) دستور داد تا شاکی کشته و مالش گرفته شود و آن را به کسی داد که از او شکایت شده بود. امام (علیه السلام) فرمود: «مردم شگفت‌زده شدند و با هم گفتگو کردند تا آنکه به حضرت داود (علیه السلام) رسید و از این جهت ناراحت شد؛ لذا از خدا خواست تا این حالت را از او بردارد. خداوند هم‌چنین کرد. سپس خداوند عزّ‌وجل به داود (علیه السلام) وحی کرد که؛ در میان مردم با بیّنه‌ها حکم کن و آنان را با نام من همراه کن که بدان سوگند بخورند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰ الکافی، ج۷، ص۴۱۵/ نورالثقلین

۱۰

(ص/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حَکَمَ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ (علیها السلام) لَا یَسْأَلُ النَّاسَ بَیِّنَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- آن زمان‌که قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، مانند حکم داود (علیه السلام) و سلیمان (علیه السلام) حکم می‌کند و از مردم بیّنه نمی‌طلبد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۲۰/ نورالثقلین

۱۱

(ص/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- حَدِیثٌ طَوِیلٌ عَن أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِین (علیه السلام) یَقُولُ فِیهِ مُجِیباً لِبَعضِ الزَّنَادِقَهًِْ وَ قَد قَالَ: و أَجِدُهُ قَدْ شَهَرَ هَفَوَاتِ أَنْبِیَائِه إلَی قَولِهِ و بِبَعْثِهِ عَلَی دَاوُدَ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ حَیْثُ تَسَوَّرَ الْمِحْرَاب و أَمَّا هَفَوَاتُ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ مَا بَیَّنَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَدَلِّ الدَّلَائِلِ عَلَی حِکْمَهًِْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ الْبَاهِرَهًِْ وَ قُدْرَتِهِ الْقَاهِرَهًِْ وَ عِزَّتِهِ الظَّاهِرَهًِْ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ بَرَاهِینَ الْأَنْبِیَاءِ تَکْبُرُ فِی صُدُورِ أُمَمِهِمْ وَ أَنَّ مِنْهُمْ مَنْ یَتَّخِذُ بَعْضَهُمْ إِلَهاً کَالَّذِی کَانَ مِنَ النَّصَارَی فِی ابْنِ‌مَرْیَم (علیه السلام) فَذِکْرُهَا دَلَالَهًٌْ عَلَی تَخَلُّفِهِمْ عَنِ الْکَمَالِ الَّذِی تَفَرَّدَ بِهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَ لَمْ تَسْمَعْ إِلَی قَوْلِهِ فِی صِفَهًِْ عِیسَی حَیْثُ قَالَ فِیهِ وَ فِی أُمِّهِ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ یَعْنِی أَنَ مَنْ أَکَلَ الطَّعَامَ کَانَ لَهُ ثِقْلٌ وَ مَنْ کَانَ لَهُ ثِقْلٌ فَهُوَ بَعِیدٌ مِمَّا ادَّعَتْهُ النَّصَارَی لِابْنِ مَرْیَم (علیه السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- [در حدیثی طولانی امیرالمؤمنین (علیه السلام) در پاسخ به بعضی زنادقه که گفت]: و یافته­ام که از لغزش­های پیامبرانش پرده برداشته ... و جبرئیل و میکائیل را سوی داود (علیه السلام) فرستاده و آن دو از دیوار نمازخانه او بالا رفته­اند ... امّا لغزش‌های پیامبران (علیهم السلام) و آنچه خداوند در کتابش بیان فرمود ... این از بزرگ‌ترین دلایل حکمت درخشان و قدرت چیره و عزّت آشکار خداوند عزّ‌وجلّ است. او می­دانست که برهان­های پیامبران در سینه­های امّت‌هایشان، بزرگ می‌نشیند و برخی از آنان برخی دگر را به خدایی می‌گیرند. همچون آنچه نصرانی­ها درباره‌ی فرزند مریم (علیه السلام) کردند. ازاین‌رو چنین فرمود تا دلالتی باشد بر اینکه آن‌ها از کمالی که ویژه‌ی خداوند عزّ‌وجلّ است، به دور هستند، مگر نشنیدی خداوند در وصف عیسی (علیه السلام) در آنجا که درباره‌ی او و مادرش (سلام الله علیها) سخن می­گفت، فرمود: هر دو، غذا می‌خوردند. (مائده/۷۵) یعنی هرکه غذا بخورد، زائده (مدفوع) دارد (سنگین می‌شود) و هرکه زائده داشته باشد، از آنچه نصرانیّون درباره‌ی فرزند مریم (علیه السلام) ادّعا می­کنند، به دور است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲ نورالثقلین/ الإحتجاج، ج۱، ص۲۴۵

 

آیه إِنَّ هذا أَخي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنيها وَ عَزَّني فِي الْخِطابِ [23]

 

اين برادر من است، او نودونه ميش دارد و من [تنها] يك ميش دارم؛ امّا او اصرار مى‌كند كه؛ اين را [نيز] به من واگذار و در سخن بر من غلبه كرده است.

۱

(ص/ ۲۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَکْفِلْنِیهَا أَیْ ضُمَّهَا إِلَیَّ وَ اجْعَلْنِی کَافِلَهَا الَّذِی یُلْزِمُ نَفْسَهُ الْقِیَامَ بِهَا وَ حِیَاطَتَهَا وَ الْمَعْنَی أَعْطَیْتَهَا وَ قِیلَ: مَعْنَاهُ انْزِلْ لِی عَنْهَا حَتَّی تَصِیرَ فِی نَصِیبِی.

 

ابن‌عبّاس ( أکْفِلْنیها یعنی او را به من بسپار و مرا به‌عنوان ضامنی که همیشه همراه او است قرار بده تا مراقب رفتار او باشم و معنای آن به او دادم است و همچنین گفته‌اند؛ معنای آن این است که از سهم او برای خاطر من کم کن تا من نیز به بهره‌ی خود برسم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۹

 

آیه قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَليلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ [24]

 

[داود] گفت: «به يقين او با درخواست ميش تو براى افزودن آن به ميش‌هايش، بر تو ستم نموده و بسيارى از شريكان [و دوستان] به يكديگر ستم مى‌كنند، مگر كسانى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند؛ امّا عدّه‌ی آنان كم است». داود دانست كه ما او را [با اين ماجرا] آزموده‌ايم، ازاين‌رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد.

[داود] گفت: «به یقین او با درخواست میش تو برای افزودن آن به میش‌هایش، بر تو ستم نموده و بسیاری از شریکان [و دوستان] به یکدیگر ستم می‌کنند

۱ -۱

(ص/ ۲۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الصَّلْتِ الْهَرَوِی عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) فِی حَدِیثٍ أَنَّ دَاوُدَ (علیه السلام) عَجَّلَ عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْهِ فَقَالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ وَ لَمْ یَسْأَلِ الْمُدَّعِیَ الْبَیِّنَهًَْ عَلَی ذَلِکَ وَ لَمْ یُقْبِلْ عَلَی الْمُدَّعَی عَلَیْهِ فَیَقُولَ لَهُ مَا تَقُولُ فَکَانَ هَذَا خَطِیئَهًَْ رَسْمِ الْحُکْمِ لَا مَا ذَهَبْتُمْ إِلَیْهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- اباصلت هروی در حدیثی از امام رضا (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: قالَ لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ وَ إِنَّ کَثیراً مِنَ الخُلَطاءِ لَیَبْغی بَعْضُهُمْ عَلی بَعْض، داود (علیه السلام) عجله کرد و بر علیه مدّعی‌علیه حکم داده، چنین گفت: لَقَدْ ظَلَمَکَ بِسُؤالِ نَعْجَتِکَ إِلی نِعاجِهِ و از مدّعی، بیّنه‌ای [دلیل و شاهدی] نطلبید [و حال آنکه قاضی باید از شخص مدّعی، دلیل و شاهد بخواهد] و حتّی به مدّعی‌علیه هم نگفت: تو چه می‌گویی؟ این خطا، خطای راه و رسم داوری بود، نه آن خطایی که شما معتقد هستید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۲۱۶

مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند؛ امّا عدّه‌ی آنان کم است

۲ -۱

(ص/ ۲۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِهِ ... و ذَمَّ الْکَثْرَهًَْ فَقَالَ وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ ... ثُمَّ مَدَحَ الْقِلَّهًَْ فَقَالَ وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُورُ وَ قَالَ وَ قَلِیلٌ ما هُمْ وَ قَالَ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم گوید: امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود: ای هشام! همانا خداوند تبارک‌وتعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده ... سپس کثرت را سرزنش نموده و فرموده است: اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند [زیرا] آن‌ها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس [واهی] می‌زنند. (انعام/۱۱۶) سپس قلّت و گروهی که کم هستند ستوده و فرموده است: ولی عدّه‌ی کمی از بندگان من شکرگزارند!. (سبأ/۱۳) و فرموده: وَ قَلِیلٌ ما هُمْ و فرموده است: و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت گفت: «آیا می‌خواهید مردی را بکشید به خاطر اینکه می‌گوید: پروردگار من «الله» است». (غافر/۲۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴ الکافی، ج۱، ص۱۵/ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۳۵ و تحف العقول، ص۳۸۳

داود دانست که ما او را [با این ماجرا] آزموده‌ایم، ازاین‌رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد

۳ -۱

(ص/ ۲۴)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًِْ أَبِی‌الْجَارُود عَنْ أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ ظَنَّ داوُدُ أَیْ عَلِمَ وَ أَنابَ أَیْ تَابَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوجارود آمده است: امام باقر (علیه السلام) فرمود: وَ ظَنَّ داوُدُ به معنای دانست و آیه وَ أَنابَ به معنای توبه کرد، می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۳/ القمی، ج۲، ص۲۳۴/ نورالثقلین/ البرهان؛ «بتفاوت»

 

آیه فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ [25]

 

ما اين عمل را بر او بخشيديم و او نزد ما داراى مقامى والا و سرانجامى نيكو است.

 

آیه يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبيلِ اللهِ إِنَّ الَّذينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبيلِ اللهِ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ [26]

 

اى داود! ما تو را خليفه [و نماينده‌ی خود] در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم به‌ حق داورى كن و از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از راه خدا منحرف سازد؛ كسانى كه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى به خاطر فراموش كردن روز حساب دارند!

ای داود! ما تو را خلیفه [و نماینده‌ی خود] در زمین قرار دادیم

۱ -۱

(ص/ ۲۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ: بَیْنَمَا أَنَا أَمْشِی مَعَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فِی بَعْضِ طُرُقَاتِ الْمَدِینَهًِْ إِذْ لَقِیَنَا شَیْخٌ طُوَالٌ کَثُّ اللِّحْیَهًِْ بَعِیدُ مَا بَیْنَ الْمَنْکِبَیْنِ فَسَلَّمَ عَلَی
 النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ رَحَّبَ بِهِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ وَ قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَابِعَ الْخُلَفَاءِ وَ رَحْمَهًُْ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ أَ‌لَیْسَ کَذَلِکَ هُوَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَلَی ثُمَّ مَضَی فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا هَذَا الَّذِی قَالَ لِی هَذَا الشَّیْخُ وَ تَصْدِیقُکَ لَهُ قَالَ أَنْتَ کَذَلِکَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ قَالَ فِی کِتَابِهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً وَ الْخَلِیفَهًُْ الْمَجْعُولُ فِیهَا آدَمُ وَ قَالَ عزّوجلّ یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ فَهُوَ الثَّانِی وَ قَالَ عزّوجلّ حِکَایَهًًْ عَنْ مُوسَی (علیه السلام) ... فَهُوَ هَارُونُ إِذَا اسْتَخْلَفَهُ مُوسَی (علیه السلام) فِی قَوْمِهِ وَ هُوَ الثَّالِث ... فَکُنْتَ أَنْتَ الْمُبَلِّغَ عَنِ اللَّهِ وَ عَنْ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنْتَ وَصِیِّی وَ وَزِیرِی وَ قَاضِی دَیْنِی وَ الْمُؤَدِّی عَنِّی وَ أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ (صلی الله علیه و آله) بَعْدِی فَأَنْتَ رَابِعُ الْخُلَفَاءِ کَمَا سَلَّمَ عَلَیْکَ الشَّیْخُ أَ وَ لَا تَدْرِی مَنْ هُوَ قُلْتُ لَا قَالَ ذَاکَ أَخُوکَ الْخَضِرُ (علیه السلام) فَاعْلَمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام رضا (علیه السلام) از پدرانش از امام علی (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: درحال راه رفتن با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در یکی از کوچه‌های مدینه بودم که ناگهان پیرمردی بلند قامت را با ریش پُرپشت و شانه‌های پهن دیدیم. او بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) سلام کرد و به او خوش آمد گفت. پس رو به من کرد و گفت: «سلام بر شما، ای چهارمین خلیفه و رحمت و برکات خدا بر تو باشد، آیا چنین نیست، ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وی گفت: «بلی! و سپس رفت». گفتم: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آن چه بود که آن پیرمرد به شما گفت و شما او را باور کردی»؟ فرمود: «تو، شکر خدا! چنین هستی. همانا خدای عزّ‌وجلّ در کتابش چنین می‌فرماید: من در روی زمین، جانشینی [نماینده‌ای] قرار خواهم داد (بقره/۳۰) و [آن که] خلیفه قرار داده شده در زمین، آدم (علیه السلام) بود و او خلیفه‌ی نخست بود. فرمود: یَا داود إنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُم بَیْنَ النَّاسِ بِالحَقِّ، پس او دوّمی بود و خدای عزّ‌وجل از زبان موسی (علیه السلام) فرمود .... موسی (علیه السلام) او را (هارون) در میان قومش خلیفه‌ی (جانشین) خود قرار داد. او سوّمی بود ... پس مؤذّن از جانب خدا و از جانب رسولش تو بودی و تو وصیّ و وزیر و پرداخت‌کننده‌ی وام من و اداکننده‌ی دین از جانب من هستی و تو نزد من به منزله‌ی هارون (علیه السلام) از [نسبت به] موسی (علیه السلام) هستی، فقط پیامبری پس از من نیست، پس تو چهارمین خلیفه هستی، چنان‌که آن شیخ بر تو سلام کرد. آیا می‌دانی (نمی‌دانی) او که بود»؟ عرض کردم: «خیر»! فرمود: «بدان‌که او برادر تو خضر (علیه السلام) بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۱۷/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۹

۱ -۲

(ص/ ۲۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌زَیْدٍ عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ قَال قَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام): مَنْ لَمْ یَقُلْ إِنِّی رَابِعُ الْخُلَفَاءِ الْأَرْبَعَهًِْ فَعَلَیْهِ لَعْنَهًُْ اللَّهِ. قَالَ الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌زَیْدٍ: فَقُلْتُ لِجَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام): قَدْ رَوَیْتُمْ غَیْرَ هَذَا فَإِنَّکُمْ لَا تَکْذِبُونَ. قَالَ: نَعَمْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ: وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً فَکَانَ آدَمُ (علیه السلام) أَوَّلَ خَلِیفَهًِْ اللَّهِ قَوْلُهُ تَعَالَی: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً وَ قَالَ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ فَکَانَ دَاوُدُ (علیه السلام) الثَّانِیَ وَ کَانَ هَارُونُ (علیه السلام) خَلِیفَهًَْ مُوسَی (علیه السلام) قَوْلُه تَعَالَی: اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ هُوَ خَلِیفَهًُْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَمَنْ لَمْ یَقُلْ إِنِّی رَابِعُ الْخُلَفَاءِ فَعَلَیْهِ لَعْنَهًُْ اللَّه.

 

امام علی (علیه السلام)- حسین‌بن‌زید از امام صادق (علیه السلام) از پدرانش نقل کرده است که امام علی (علیه السلام) فرمود: هرکس که نگوید من چهارمین فرد از خلفای چهارگانه‌ام پس لعنت خدا بر او باد. حسین‌بن‌زید می‌گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «شما چیزی غیر از این، روایت کرده‌اید؛ این‌طور نیست»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «بله! خداوند در آیات محکم کتاب خویش می‌فرماید: [به خاطر بیاور] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [نماینده‌ای] قرار خواهم داد». (بقره/۳۰) پس آدم (علیه السلام) اوّلین جانشین خدا بود و نیز ای داود! ما تو را خلیفه [و نماینده‌ی خود] در زمین قرار دادیم و داود (علیه السلام) دوّمی بود و سوّمی، هارون جانشین موسی (علیه السلام) بود که خداوند از قول موسی (علیه السلام) فرمود: جانشین من در میان قومم باش. و [آن‌ها] را اصلاح کن!. (اعراف/۱۴۲) و علی (علیه السلام) جانشین محمّد (صلی الله علیه و آله) است. پس هرکس که نگوید من چهارمین فرد از خلفای چهارگانه‌ام لعنت خدا بر او باد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶ میهًْ منقبهًْ، ص۱۲۵

۱ -۳

(ص/ ۲۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُکَ بِأَمْرِ دَاوُدَ خَلِیفَهًِْ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ وَ کَانَ لِبَاسُهُ الشَّعْرَ وَ طَعَامُهُ الشَّعِیرَ وَ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُکَ بِأَمْرِ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) مَعَ مَا کَانَ فِیهِ مِنَ الْمُلْکِ کَانَ یَأْکُلُ الشَّعِیرَ وَ یُطْعِمُ النَّاسَ الْحُوَّارَی وَ کَانَ لِبَاسُهُ الشَّعْرَ وَ کَانَ إِذَا جَنَّهُ اللَّیْلُ شَدَّ یَدَهُ إِلَی عُنُقِهِ فَلَا یَزَالُ قَائِماً یُصَلِّی حَتَّی یُصْبِح ... یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ کُلُّ هَذَا مِنْهُمْ یُبْغِضُونَ مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَ یُصَغِّرُونَ مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَ یُزْهِدُونَ مَا أَزْهَدَ اللَّهُ وَ قَدْ أَثْنَی اللَّهُ عَلَیْهِمْ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ فَقَالَ لِنُوحٍ إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکُوراً وَ قَالَ لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) اتَّخَذَ اللهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا وَ قَالَ لِدَاوُدَ (علیه السلام) إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! اگر می‌خواهی از داود برایت بگویم که خلیفه‌ی خدا در زمین بود و جامه‌اش از مو و غذایش نان جو بود؛ اگر می‌خواهی از سلیمان حرف بزم که با آن سلطنت که داشت نان جو می‌خورد، امّا به مردم نان سفید گندم می‌داد و در شب دست خود را به گردن می‌بست و تا صبح به مناجات می‌ایستاد ... پسر مسعود! همه این‌ها آنچه را که خدا دشمن داشت دشمن می‌داشتند، آنچه را که خدا کوچک می‌شمرد ناچیز می‌انگاشتند و نسبت به آنچه را که خدا دوست ندارد، زهد و بی‌رغبتی نشان می‌دادند. خداوند آن‌ها را در کتاب خود مدح گفته: درباره نوح گوید: او بنده‌ی شکرگزاری بود. [شما هم مانند او باشید، تا نجات یابید]!. (اسراء/۳) و درباره‌ی ابراهیم (علیه السلام) گوید: و خدا ابراهیم را به دوستیِ خود، انتخاب کرد. (نساء/۱۲۵) و درباره‌ی داود (علیه السلام) گوید: إِنَّا جَعَلْناکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۹۷/ مکارم الأخلاق، ص۴۴۸

پس در میان مردم به حق داوری کن

۲ -۱

(ص/ ۲۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا تَذْهَبُ الدُّنْیَا حَتَّی یَخْرُجَ رَجُلٌ مِنِّی یَحْکُمُ بِحُکُومَهًِْ آلِ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ لَا یَسْأَلُ بَیِّنَهًًْ یُعْطِی کُلَّ نَفْسٍ حَقَّهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- دنیا پایان نیابد تا آنکه مردی از فرزندان من بیرون آید که طبق حکومت آل داود (علیه السلام) حکم کند، گواه نخواهد و حقّ هرکس را به او عطا کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ الکافی، ج۱، ص۳۹۸

۲ -۲

(ص/ ۲۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): بِمَا تَحْکُمُونَ إِذَا حَکَمْتُمْ؟ فَقَالَ: بِحُکْمِ اللَّهِ وَ حُکْمِ دَاوُدَ (علیه السلام) فَإِذَا وَرَدَ عَلَیْنَا شَیْءٌ لَیْسَ عِنْدَنَا تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمّار ساباطی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «هرگاه شما حاکم شوید، چگونه حکم کنید»؟ فرمود: «طبق حکم خدا و حکم داود (علیه السلام) و هرگاه موضوعی برای ما پیش آید که آن را ندانیم. روح القدس آن را به ما القا کند و برساند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ بصایرالدرجات، ج۱، ص۴۵۱

۲ -۳

(ص/ ۲۶)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ جُعَیْدٍ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ: بِأَیِ حُکْمٍ تَحْکُمُونَ؟ قَالَ: حُکْمِ آلِ دَاوُدَ (علیه السلام) فَإِنْ أَعْیَانَا شَیْءٌ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- جُعَید همدانی گوید: از امام سجّاد (علیه السلام) پرسیدم: «شما طبق چه حکمی حکم می‌دهید»؟ فرمود: «طبق حکم آل داود (علیه السلام) و اگر در موضوعی درماندیم، روح القدس به ما القا کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ الکافی، ج۱، ص۳۹۸

۲ -۴

(ص/ ۲۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): مَا مَنْزِلَهًُْ الْأَئِمَّهًِْ؟ قَالَ: کَمَنْزِلَهًِْ ذِی الْقَرْنَیْنِ وَ کَمَنْزِلَهًِْ یُوشَعَ وَ کَمَنْزِلَهًِْ آصَفَ صَاحِبِ سُلَیْمَانَ. قَالَ: فَبِمَا تَحْکُمُونَ؟ قَالَ: بِحُکْمِ اللَّهِ وَ حُکْمِ آلِ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ یَتَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمّار ساباطی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ائمّه (علیهم السلام) چه مقامی دارند»؟ فرمود: «مانند مقام ذوالقرنین و یوشع و آصف همدم سلیمان (علیهم السلام)»، گفتم: «به‌وسیله‌ی چه چیزی حکم می‌کنید»؟ فرمود: «به حکم خدا و حکم آل داود (علیه السلام) و حکم محمّد (صلی الله علیه و آله) و آن را روح القدس به ما القا می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ الکافی، ج۱، ص۳۹۸

و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش‌کردن روز حساب دارند

۳ -۱

(ص/ ۲۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَی أُمَّتِی الْهَوَی وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا الْهَوَی فَإِنَّهُ یَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَهًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بیش از هرچیز بر امّتم از هوای نفس و درازی آرزو می‌هراسم امّا هوای نفس از حق جلوگیری می‌کند و امّا درازای آرزو آخرت را از یاد می‌برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۷۵

۳ -۲

(ص/ ۲۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَلَا إِنَ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمْ خَصْلَتَیْنِ اتِّبَاعُ الْهَوَی وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَی فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ طُولُ الْأَمَلِ یُنْسِی الْآخِرَهًَْ.

 

امام علی (علیه السلام)- بیش از هرچیز بر شما از هوای نفس و درازی آرزو می‌هراسم امّا هوای نفس؛ از حق جلوگیری می‌کند و امّا درازای آرزو؛ آخرت را از یاد می‌برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ الخصال، ج۱، ص۵۱

۳ -۳

(ص/ ۲۶)

 

الباقر (علیه السلام)- ثَلَاثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلَاثٌ کَفَّارَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُنْجِیَاتٌ فَأَمَّا الدَّرَجَاتُ ... أَمَّا الْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَوًی مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِه.

 

امام باقر (علیه السلام)- سه چیز باعث بالارفتن مرتبه و درجه و سه چیز موجب کفّاره‌ی گناه و سه چیز تباه‌کننده و سه چیز نجات‌بخشنده (دهنده) است؛ امّا آنچه باعث بالارفتن مقام است ... امّا آن سه چیز که هلاک‌کننده است؛ بخلی که بر وجود انسانی حاکم و فرمانروا باشد و هوای نفسی که از آن پیروی گردد و خودپسندی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۸۳

 

آیه وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلاً ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النَّارِ [27]

 

ما آسمان و زمين و آنچه را ميان آن‌ها است بيهوده نيافريديم؛ اين گمان كافران است، واى بر كافران از آتش [دوزخ]!

۱

(ص/ ۲۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فی الإحتجاج رُوِیَ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیِّ (علیه السلام) فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَهْلِ الْأَهْوَازِ فِی نَفْیِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ أَنَّهُ قَالَ: رُوِیَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّه سَأَلَهُ رَجُلٌ بَعْدَ انْصِرَافِهِ مِنَ الشَّامِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَخْبِرْنَا عَنْ خُرُوجِنَا إِلَی الشَّامِ أَ بِقَضَاءٍ وَ قَدَرٍ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) نَعَمْ یَا شَیْخُ مَا عَلَوْتُمْ تَلْعَهًًْ وَ لَا هَبَطْتُمْ بَطْنَ وَادٍ إِلَّا بِقَضَاءٍ مِنَ اللَّهِ وَ قَدَرِهِ فَقَالَ الرَّجُلُ عِنْدَ اللَّهِ أَحْتَسِبُ عَنَائِی وَ اللَّهِ مَا أَرَی لِی مِنَ الْأَجْرِ شَیْئاً فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) بَلَی فَقَدْ عَظَّمَ اللَّهُ لَکُمُ الْأَجْرَ فِی مَسِیرِکُمْ وَ أَنْتُمْ ذَاهِبُونَ وَ عَلَی مُنْصَرَفِکُمْ وَ أَنْتُمْ مُنْقَلِبُونَ وَ لَمْ تَکُونُوا فِی شَیْءٍ مِنْ حَالَاتِکُمْ مُکْرَهِینَ فَقَالَ الرَّجُلُ وَ کَیْفَ لَا نَکُونُ مُضْطَرِّینَ وَ الْقَضَاءُ وَ الْقَدْرُ سَاقَانَا وَ عَنْهُمَا کَانَ مَسِیرُنَا فَقَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لَعَلَّکَ أَرَدْتَ قَضَاءً لَازِماً وَ قَدَراً حَتْماً لَوْ کَانَ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَبَطَلَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ وَ سَقَطَ الْوَعْدُ وَ الْوَعِیدُ وَ الْأَمْرُ مِنَ اللَّهِ وَ النَّهْیُ وَ مَا کَانَتْ تَأْتِی مِنَ اللَّهِ لَائِمَهًٌْ لِمُذْنِبٍ وَ لَا مَحْمَدَهًٌْ (صلی الله علیه و آله) لِمُحْسِنٍ وَ لَا کَانَ الْمُحْسِنُ أَوْلَی بِثَوَابِ الْإِحْسَانِ مِنَ الْمُذْنِبِ وَ لَا الْمُذْنِبُ أَوْلَی بِعُقُوبَهًِْ الذَّنْبِ مِنَ الْمُحْسِنِ تِلْکَ مَقَالَهًُْ إِخْوَانِ عَبَدَهًِْ الْأَوْثَانِ وَ جُنُودِ الشَّیْطَانِ وَ خُصَمَاءِ الرَّحْمَنِ وَ شُهَدَاءِ الزُّورِ وَ الْبُهْتَانِ وَ أَهْلِ الْعَمَی وَ الطُّغْیَانِ هُمْ قَدَرِیَّهًُْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ مَجُوسِهَا إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَمَرَ تَخْیِیراً وَ نَهَی تَحْذِیراً وَ کَلَّفَ یَسِیراً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُطَعْ مُکْرِهاً وَ لَمْ یُرْسِلِ الرُّسُلَ هَزْلًا وَ لَمْ یُنْزِلِ الْقُرْآنَ عَبَثاً وَ لَمْ یَخْلُقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما باطِلًا ذلِکَ ظَنُّ الَّذِینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنَ النَّارِ قَالَ ثُمَّ تَلَا عَلَیْهِمْ وَ قَضی رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ قَالَ فَنَهَضَ الرَّجُلُ مَسْرُوراً.

 

امام علی (علیه السلام)- امام هادی (علیه السلام) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت کرده است که مردی پس از بازگشت از جنگ صفّین از آن حضرت (علیه السلام) پرسید: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)! ما را از جریان حرکت و جنگ با اهل شام خبر بده، آیا این روی قضاء و قدر خداوند بود یا نه»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «آری! ای شیخ، شما به هیچ تپّه و کوه و درّه و صحرایی قدم نگذاشتید مگر اینکه مطابق با قضاء و قدر الهی بوده است». آن مرد پرسید: «پس باید تمام این سختی‌ها را به حساب خدا بیاورم، ولی من اجری برای خود نمی‌بینم»! امام (علیه السلام) فرمود: «چگونه مأجور نباشید!؟ درصورتی‌که خداوند متعال برای حرکت شما که به‌سوی دشمن می‌رفتید و برای مراجعت شما که از جنگ برمی‌گشتید، اجر فراوان و ثواب بی‌شماری قائل شده است و شماها در این جریان و حالات، مجبور و مضطرّ نبودید». آن مرد گفت: «چگونه می‌شود که ما در جریان این سفر و رفتن و بازگشتن مختار باشیم درحالی‌که قضاء و قدر الهی ما را به این جریان سوق داده است»؟! امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «شاید منظور تو اشاره به قضای حتمی و قدر قطعی و لازم است؟! و اگر چنین باشد هرآینه ثواب و عقاب و دوزخ و بهشت و امر و نهی باطل گشته و ملامت و مذمّت برای شخص بدکار و تشویقی برای مردم خوش‌رفتار و نیکوکردار گفته نمی‌شد، [و نیکوکار در ثواب احسان نسبت به بدکار شایسته‌تر نیست] و همچنین شخص بدکردار نسبت به عقوبت و سزای اعمال بد خود [سزاوارتر از نیکوکار نیست]. این سخن شبیه به عقیده‌ی بت‌پرستان و پیروان شیطان و مخالفین رحمان و تصدیق‌کنندگان زور و بهتان و دروغ و اهل ضلالت و گمراهی است. این جمعیّت مجوس و قدریّه این امّت محسوب می‌شوند، آنان از این نکته غافلند که خداوند امر کرده درحالی‌که به مردم اختیار داده است که روی اختیار خود اطاعت امر کنند و نهی کرده است درحالی‌که نهی او فقط از نظر ترسانیدن است و تکالیف او سهل و آسان و در حدود قدرت بندگان او می‌باشد و مخالفت و عصیان مردم نه از لحاظ مغلوب‌بودن و ضعف او است و اطاعت و فرمانبرداری اشخاص از راه اجبار و اضطرار نباشد و بعثت انبیاء (علیهم السلام) و ارسال رسولان امر عبث و بیهوده نبوده و نازل‌کردن کتاب آسمانی کار لغو و مهملی نیست و خلق آسمان‌ها و زمین و مخلوقات دیگر را باطل و بی‌فایده نیافرید این سخن اشخاصی است که پروردگار جهان را منکر شده و روی عناد و کفر چنین حرفی می‌زنند و وای بر کافران از آتش دوزخ! ذلِکَ ظَنُّ الَّذینَ کَفَرُوا فَوَیْلٌ لِلَّذینَ کَفَرُوا مِنَ النَّار سپس آیه: و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید!. (اسراء/۲۳) را تلاوت نمود، پس آن مرد در نهایت شادی و سرور برخاست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۹۵/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۴۰/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۳۸/ الفصول المختارهًْ، ص۷۰/ کنزالفواید، ج۱، ص۳۶۳/ متشابه القرآن، ج۱، ص۱۹۷

 

آیه أَمْ نَجْعَلُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ كَالْمُفْسِدينَ فِي الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقينَ كَالْفُجَّارِ [28]

 

آيا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند همچون مفسدان در زمين قرار دهيم، يا پرهيزگاران را همچون فاجران؟!

سبب نزول

۱

(ص/ ۲۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- نَزَلَتِ الْآیَهًُْ فِی ثَلَاثَهًٍْ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَهُمُ الْمُتَّقُونَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَ فِی ثَلَاثَهًٍْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ هُمُ الْمُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَأَمَّا الثَّلَاثَهًُْ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَعَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) وَ عُبَیْدَهًُْ وَ أَمَّا الثَّلَاثَهًُْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ فَعُتْبَهًُْ‌بْنُ‌رَبِیعَهًَْ وَ شَیْبَهًُْ وَ الْوَلِیدُ‌بْنُ‌عُتْبَهًَْ وَ هُمُ الَّذِینَ یُبَارِزُونَ یَوْمَ بَدْرٍ فَقَتَلَ عَلِیٌّ (علیه السلام) الْوَلِیدَ وَ قَتَلَ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) عُتْبَهًَْ‌بْنَ‌رَبِیعَهًَْ وَ قَتَلَ عُبَیْدَهًُْ شَیْبَهًَْ.

 

ابن‌عبّاس ( این آیه درباره‌ی سه‌نفر از مسلمانان که همان پرهیزگارانی بودند که ایمان آورده بودند و عمل صالح انجام داده بودند. و سه نفر از مشرکان که همان مفسدان در زمین بودند، نازل شده است. آن سه نفر از مسلمانان عبارت بودند از؛ علیّ‌بن ابی‌طالب (علیه السلام) و حمزهًْ بن عبدالمطلب و عبیدهًْ‌بن‌حارث‌بن عبدالمطلب و سه نفر مشرک عبارت بودند از؛ عتبهًْ‌بن‌ربیعه و شیبه و ولیدبن‌عتبه و آنان کسانی بودند که در روز بدر مبارزه کردند، علی (علیه السلام)، ولید را و حمزه، عتبهًْ‌بن‌ربیعه را و عبیده، شیبه را کشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰ بحارالأنوار، ج۱۹، ص۲۹۸/ فرات الکوفی، ص۳۵۹/ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۷۹؛ «و هم الذین یبارزون... الی آخر» محذوف/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۷/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۱۷۱/ المناقب، ج۳، ص۱۱۸/ البرهان

آیا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند همچون مفسدان در زمین قرار دهیم، یا پرهیزگاران را همچون فاجران

۱ -۱

(ص/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَاعْرِفُوا مَنْزِلَتَکُمْ فِیمَا بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ أَهْلِ الْبَاطِلِ فَإِنَّهُ لَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْحَقِّ أَنْ یُنْزِلُوا أَنْفُسَهُمْ مَنْزِلَهًَْ أَهْلِ الْبَاطِلِ لِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ أَهْلَ الْحَقِّ عِنْدَهُ بِمَنْزِلَهًِْ أَهْلِ الْبَاطِلِ أَ‌لَمْ یَعْرِفُوا وَجْهَ قَوْلِ اللَّهِ فِی کِتَابِهِ إِذْ یَقُولُ أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ أَکْرِمُوا أَنْفُسَکُمْ عَنْ أَهْلِ الْبَاطِلِ وَ لَا تَجْعَلُوا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَی وَ إِمَامَکُمْ وَ دِینَکُمُ الَّذِی تَدِینُونَ بِهِ عُرْضَهًًْ لِأَهْلِ الْبَاطِلِ فَتُغْضِبُوا اللَّهَ عَلَیْکُمْ فَتَهْلِکُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- موقعیّت خود را با کافران بشناسید، زیرا برای پیروان حق سزاوار نیست که خود را تا جایگاه پیروان باطل پایین آورند، چرا که خداوند پیروان حق را نزد خود در جایگاه پیروان باطل قرار نداده است. آیا مفهوم این کلام خدا را در قرآن در نیافته­اند که می‌فرماید: أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ کَالمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمتَّقِینَ کَالْفُجَّارِ؛ خود را گرامی بدارید [در برابر اهل باطل] و خداوند [تبارک‌وتعالی را که برای اوست توصیف برتر] و فرموده: برای اوست توصیف برتر. (روم/۲۷). امام و دین خود را در معرض فتنه و حیله‌ی تبهکاران قرار ندهید که مشمول خشم خدا می‌شوید و هلاک می‌گردید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲ الکافی، ج۸، ص۱۲/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۲۱/ نورالثقلین و البرهان؛ «أکرموا انفسکم... الی آخر» محذوف

ولایت

۱

(ص/ ۲۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْمُتَّقُونَ عَلِیُ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِب (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- الْمتَّقُونَ یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۵۸

پرهیزکاران

۱

(ص/ ۲۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ الْبَاقِرِ (علیه السلام) قَال: کَانَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ لِأَهْلِ التَّقْوَی عَلَامَاتٍ یُعْرَفُونَ بِهَا: صِدْقَ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَهًِْ وَ الْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ قِلَّهًَْ الْفَخْرِ وَ الْبُخْلِ وَ صِلَهًَْ الْأَرْحَامِ وَ رَحْمَهًَْ الضُّعَفَاءِ وَ قِلَّهًَْ الْمُؤَاتَاهًِْ لِلنِّسَاءِ وَ بَذْلَ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ سَعَهًَْ الْحِلْمِ وَ اتِّبَاعَ الْعِلْمِ فِیمَا یُقَرِّبُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که امام علی (علیه السلام) می‌فرمود: همانا برای پرهیزکاران نشانه‌هایی است که به آن‌ها شناخته می‌شوند، راست‌گفتاری و پرداخت امانت و وفاکردن به عهد و کمی فخرکردن و بخل و رعایت پیوند خویشاوندی و مهربانی بر ناتوانان و کمی معاشرت با زنان (بهره‌گیری جنسی) و بخشش به نیکی و خوش‌خویی و بردباری بسیار و پیروی‌کردن از دانشی که آدمی را به خداوند متعال نزدیک می‌سازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲ الخصال، ج۲، ص۴۸۳/ نورالثقلین؛ فیه: «التجمل» بدل «الفخر»

فاجران

۱

(ص/ ۲۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْفَاجِرُ إِنِ ائْتَمَنْتَهُ خَانَکَ وَ إِنْ صَاحَبْتَهُ شَانَکَ وَ إِنْ وَثِقْتَ بِهِ لَمْ یَنْصَحْکَ.

 

امام علی (علیه السلام)- و امّا فاجر و نابکار؛ اگر امانتی نزد او بگذاری، خیانت می‌کند؛ اگر با او رفاقت کنی، بی‌ارزش می‌شوی و لطمه آبرویی به تو می‌زند؛ و اگر به او اعتماد کنی، خیر تو را نمی‌خواهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۱۶/ نورالثقلین

 

آیه كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ [29]

 

اين كتابى است پُربركت كه بر تو نازل كرده‌ايم تا در آيات آن تدبّر كنند و خردمندان متذكّر شوند.

۱

(ص/ ۲۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ قَالَ قَالَ لِی أَبُوالْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِه ... فذَکَرَ أُولِی الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّکْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْیَهًِْ فَقَالَ یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْراً کَثِیراً وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْباب.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم گوید: امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود: ای هشام! خداوند تبارک‌وتعالی در کتاب خود، عاقلان و اهل فهم را مژده داده ... پس، از اولی الالباب به بهترین شکل یاد می‌کند و بهترین پیرایه‌ها را به آن‌ها می‌پوشاند و می‌فرماید: [خدا] دانش و حکمت را به هرکس بخواهد [و شایسته بداند] می‌دهد و به هرکس دانش داده شود، خیر فراوانی داده شده است. و جز خردمندان، [این حقایق را درک نمی‌کنند، و] متذکّر نمی‌گردند. (بقره/۲۶۹) و می‌فرماید: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْباب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴ الکافی، ج۱، ص۱۵

۲

(ص/ ۲۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ فَهُمْ أَهْلُ الْأَلْبَابِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ یعنی امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و امامان (علیهم السلام)، وَ لِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ یعنی آنان، دارندگان خردهای غالب و برتر می‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۰۷

۳

(ص/ ۲۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ جَعْفَرُ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ قَالَ: یُرَتِّلُونَ آیَاتِهِ وَ یَتَفَقَّهُونَ فِیهِ وَ یَعْمَلُونَ بِأَحْکَامِهِ وَ یَرْجُونَ وَعْدَهُ وَ یَخَافُونَ وَعِیدَهُ وَ یَعْتَبِرُونَ بِقِصَصِهِ وَ یَأْتَمِرُونَ بِأَوَامِرِهِ وَ یَتَنَاهَوْنَ عَنْ نَوَاهِیهِ مَا هُوَ وَ اللَّهِ حِفْظَ آیَاتِهِ وَ دَرْسَ حُرُوفِهِ وَ تِلَاوَهًَْ سُوَرِهِ وَ دَرْسَ أَعْشَارِهِ وَ أَخْمَاسِهِ حَفِظُوا حُرُوفَهُ وَ أَضَاعُوا حُدُودَهُ وَ إِنَّمَا تَدَبُّرُ آیَاتِهِ وَ الْعَمَلُ بِأَحْکَامِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ وَ اعْلَمُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ أَنَّ سَبِیلَ اللَّهِ سَبِیلٌ وَاحِدٌ وَ جِمَاعُهَا الْهُدَی وَ مَصِیرُ الْعَالِمِ الْعَامِلِ بِهَا الْجَنَّهًُْ وَ الْمُخَالِفِ لَهَا النَّارُ وَ إِنَّمَا الْإِیمَانُ لَیْسَ بِالتَّمَنِّی وَ لَکِنْ مَا ثَبَتَ فِی الْقَلْبِ وَ عَمِلَتْ بِهِ الْجَوَارِحُ وَ صَدَّقَتْهُ الْأَعْمَالُ الصَّالِحَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند متعال که می‌فرماید: کسانی که کتاب آسمانی به آن‌ها داده‌ایم [یهود و نصاری] آن را چنان‌که شایسته آن است می‌خوانند. (بقره/۱۲۱) فرمود: «آیاتش را می‌خوانند [آیات آن را صحیح می‌خوانند] و تفقّه در آن آیات می‌کنند (در معانی آن دقّت می‌کنند) و به احکامش عمل می‌کنند و امیدوار وعده‌هایش می‌باشند و از وعیدش می‌ترسند و از داستان‌هایش عبرت و اندرز می‌گیرند و فرمان‌هایش را اطاعت می‌کنند و از نواهی‌اش پرهیز می‌کنند. به خدا سوگند! قرآن برای حفظ‌کردن آیات و درس‌دادن حروفش و تلاوت‌کردن سوره‌هایش و درس‌دادن ده جزء و پنج جزئش نیست. حروفش را حفظ کردند ولی حدودش را ضایع کردند جز این نیست که قرآن برای اندیشیدن در آیاتش و عمل‌کردن به احکامش می‌باشد و خدای تعالی فرموده: کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِهِ. خدا شما را رحمت کند! بدانید که راه خدا یکی است و جمیع آن هدایت است و بازگشت عالمی که به علمش عمل کند بهشت است و مخالف آن در آتش است. همانا ایمان به آرزو نیست لیکن چیزی است که در قلب ثابت باشد و اعضاء و جوارح به آن عمل کند و اعمال صالح آن ایمان قلبی را تصدیق نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴ إرشادالقلوب، ج۱، ص۷۸/ مجموعهًْ ورام، ج۲، ص۲۳۶؛ «و اعملوا رحمکم الله... الی آخر» محذوف

 

آیه وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ [30]

 

ما سليمان را به داود بخشيديم؛ چه بنده‌ی خوبى! زيرا او بسيار توبه‌كننده بود.

 

آیه إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ [31]

 

[به خاطر بياور] هنگامى را كه عصرگاهان اسبان چابك تندرو را بر او عرضه داشتند.

 

آیه فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ [32]

 

گفت: «من اين اسبان را به خاطر پروردگارم دوست دارم [و مى‌خواهم از آن‌ها در جهاد استفاده كنم». او به آن‌ها نگاه مى‌كرد] تا از ديدگانش پنهان شدند.

۱

(ص/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ سُلَیْمَانَ‌بْنَ‌دَاوُدَ (علیه السلام) عُرِضَ عَلَیْهِ ذَاتَ یَوْمٍ بِالْعَشِیِّ الْخَیْلُ فَاشْتَغَلَ بِالنَّظَرِ إِلَیْهَا حَتَّی تَوَارَتِ الشَّمْسُ بِالْحِجَابِ فَقَالَ لِلْمَلَائِکَهًِْ رُدُّوا الشَّمْسَ عَلَیَّ حَتَّی أُصَلِّیَ صَلَاتِی فِی وَقْتِهَا فَرَدُّوهَا فَقَامَ فَمَسَحَ سَاقَیْهِ وَ عُنُقَهُ وَ أَمَرَ أَصْحَابَهُ الَّذِینَ فَاتَتْهُمُ الصَّلَاهًُْ مَعَهُ بِمِثْلِ ذَلِکَ وَ کَانَ ذَلِکَ وُضُوءَهُمْ لِلصَّلَاهًِْ ثُمَّ قَامَ فَصَلَّی فَلَمَّا فَرَغَ غَابَتِ الشَّمْسُ وَ طَلَعَتِ النُّجُومُ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِناتُ الْجِیادُ فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّی تَوارَتْ بِالْحِجابِ رُدُّوها عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- روزی به هنگام عصر سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) مشغول سان و بازدید از اسبان شد و به نظاره‌ی آنان سرگرم گردید تا خورشید رخ در حجاب کشید و فرو رفت، پس آن حضرت (علیه السلام) به فرشتگان دستور داد: «خورشید را بر من باز گردانید تا نمازم را در وقت مقرّرش بجا آورم و آن‌ها خورشید را باز گرداندند، آن حضرت (علیه السلام) برخاست و مشغول وضو شد به‌این‌ترتیب که دو ساق پای خود و گردنش را مسح نمود و به اصحاب خود که نماز ایشان فوت شده بود امر کرد تا به‌همان‌ترتیب عمل کنند وضوی ایشان برای نماز به این نحو بود، سپس سلیمان برخاست و نماز گزارد و هنگامی‌که از نماز فارغ شد خورشید نیز غروب کرد و ستارگان بردمید، این وفق همان فرمایش خداوند عزّ‌وجلّ است که می‌فرماید: «وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سلیمان نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ* إِذْ عُرِضَ عَلَیْهِ بِالْعَشِیِّ الصَّافِناتُ الْجِیادُ* فَقالَ إِنِّی أَحْبَبْتُ حُبَّ الخَیْرِ عَنْ ذِکْرِ رَبِّی حَتَّی تَوارَتْ بِالْحِجابِ* رُدُّوها عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناق.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۲/ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۳۴۱/ نورالثقلین

۲

(ص/ ۳۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) أَنَّهُ قَالَ سَأَلْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) عَنْ هَذِهِ الْآیَهًِْ فَقَالَ مَا بَلَغَکَ فِیهَا یَا ابْنَ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فَقُلْتُ سَمِعْتُ کَعْباً یَقُولُ اشْتَغَلَ سُلَیْمَانُ بِعَرْضِ الْأَفْرَاسِ حَتَّی فَاتَتْهُ الصَّلَاهًُْ فَقَالَ رُدُّوها عَلَیَّ یَعْنِی الْأَفْرَاسَ وَ کَانَتْ أَرْبَعَهًَْ عَشَرَ فَأَمَرَ بِضَرْبِ سُوقِهَا وَ أَعْنَاقِهَا بِالسَّیْفِ فَقَتَلَهَا فَسَلَبَهُ اللَّهُ مُلْکَهُ أَرْبَعَهًَْ عَشَرَ یَوْماً لِأَنَّهُ ظَلَمَ الْخَیْلَ بِقَتْلِهَا فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) کَذَبَ کَعْبٌ لَکِنِ اشْتَغَلَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) بِعَرْضِ الْأَفْرَاسِ ذَاتَ یَوْمٍ لِأَنَّهُ أَرَادَ جِهَادَ الْعَدُوِّ حَتَّی تَوارَتْ الشَّمْسُ بِالْحِجابِ فَقَالَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَهًِْ الْمُوَکَّلِینَ بِالشَّمْسِ رُدُّوها عَلَیَّ فَرُدَّتْ فَصَلَّی الْعَصْرَ فِی وَقْتِهَا وَ إِنَّ أَنْبِیَاءَ اللَّهِ (علیهم السلام) لَا یَظْلِمُونَ وَ لَا یَأْمُرُونَ بِالظُّلْمِ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ابن‌عبّاس (روایت کرده است که: از امام علی (علیه السلام) درباره‌ی این آیه پرسیدم، ایشان فرمود: «ای ابن‌عبّاس (! تو دراین‌باره چه شنیده­ای»؟ عرض کردم: «از کعب شنیدم که می­گفت: سلیمان (علیه السلام) به نمایش اسب­ها سرگرم شد تا اینکه نمازش قضا شد، آنگاه گفت: آن‌ها را (اسب­ها را که چهارده رأس بودند) نزد من بازگردانید، سپس ساق و گردن اسب­ها را زد و آن‌ها را کشت. ازاین‌رو خداوند متعال، چهارده روز او را از فرمانروایی برکنار کرد؛ چرا که او با کشتن اسب­ها، به آن‌ها ستم کرده بود». امام (علیه السلام) فرمود: «سخن کعب دروغ است. روزی سلیمان (علیه السلام) برای جنگ با دشمن، به نمایش اسب­ها سرگرم شد، تا اینکه خورشید غروب کرد، آنگاه او به اذن خداوند به فرشتگان گمارده شده بر خورشید فرمود: آن را برای من بازگردانید. آن‌ها چنین کردند و او نماز عصر را در هنگامش به‌جای آورد. همانا پیامبران خدا (علیهم السلام) نه ستم می‌کنند و نه فرمان به ستمکاری می‌دهند؛ چرا که ایشان معصوم و پاک می‌باشند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۱۰۳/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(ص/ ۳۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ هَذِهِ الْخَیْلَ کَانَتْ شَغَلَتْهُ عَنْ صَلوهًِْ الْعَصْرِ حَتَّی فَاتَ وَقْتُهَا عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فِی رِوَایَهًِْ أَصْحَابِنَا: أَنَّهُ فَاتَهُ أَوَّلُ الْوَقْتِ.

 

امام علی (علیه السلام)- در مجمع البیان از امام علی (علیه السلام) روایت شده است: این اسب آنقدر او را مشغول خود کرد که نماز عصرش قضا شد و یاران ما نقل کرده‌اند که نماز اوّل وقتش فوت شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶ نورالثقلین/ البرهان؛ «بتفاوت»

۴

(ص/ ۳۲)

 

الحسن (علیه السلام)- مَسْرُوقٍ قَالَ دَخَلْتُ یَوْمَ عَرَفَهًَْ عَلَی الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَقْدَاحُ السَّوِیقِ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ بَیْنَ یَدَیْ أَصْحَابِهِ وَ الْمَصَاحِفُ فِی حُجُورِهِمْ وَ هُمْ یَنْتَظِرُونَ الْإِفْطَارَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَهًٍْ فَأَجَابَنِی فَخَرَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَی الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ النَّاسُ یَدْخُلُونَ عَلَی مَوَائِدَ مَوْضُوعَهًٍْ عَلَیْهَا طَعَامٌ عَتِیدٌ فَیَأْکُلُونَ وَ یَحْمِلُونَ فَرَآنِی وَ قَدْ تَغَیَّرْتُ فَقَالَ یَا مَسْرُوقُ لِمَ لَا تَأْکُلُ فَقُلْتُ یَا سَیِّدِی أَنَا صَائِمٌ وَ أَنَا أَذْکُرُ شَیْئاً فَقَالَ اذْکُرْ مَا بَدَا لَکَ فَقُلْتُ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ تَکُونُوا مُخْتَلِفِینَ دَخَلْتُ عَلَی الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَرَأَیْتُهُ یَنْتَظِرُ الْإِفْطَارَ وَ دَخَلْتُ عَلَیْکَ وَ أَنْتَ عَلَی هَذِهِ الصِّفَهًِْ وَ الْحَالِ فَضَمَّنِی إِلَی صَدْرِهِ وَ قَالَ یَا ابْنَ الْأَشْرَسِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی نَدَبَنَا لِسِیَاسَهًِْ الْأُمَّهًِْ وَ لَوِ اجْتَمَعْنَا عَلَی شَیْءٍ مَا وَسِعَکُمْ غَیْرُهُ إِنِّی أَفْطَرْتُ لِمُفْطِرِکُمْ وَ صَامَ أَخِی لِصُوَّامِکُمْ إِلَی أَنْ قَالَ وَ أَهْلُ الْحَقَائِقِ الَّذِینَ نَادَتِ النَّاسُ بِنَادِیهِمْ وَ هُمُ الرُّسُلُ وَ
 الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) کَانُوا عَلَی حَالٍ وَاحِدٍ عَلَی النَّحْوِ الَّذِی أَرَادُوهُ مِنْهُمْ فَکَانَ سُلَیْمَانُ‌بْنُ‌دَاوُدَ (علیه السلام) فِی مُلْکِهِ مَا سَخَّرَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ مُجَاهِداً مُکَابِداً فِی أَمْرِ اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَقَالَ تَعَالَی وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ وَ قَالَ لِأَیُّوبَ (علیه السلام) فِی سُقْمِهِ وَ دُودِهِ وَ جُهْدِهِ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ وَ هَکَذَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْحَقَائِقِ أَنْ یَکُونُوا لِسَیِّدِهِمْ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الشِدَّهًِْ وَ الرَّخَاءِ عَلَی الْحَالِ الَّذِی یَرْضَاهُ مِنْهُمْ.

 

امام حسن (علیه السلام)- مسروق می‌گوید: روز عرفه نزد امام حسین (علیه السلام) رسیدم درحالی‌که سر سفره نشسته بودند و کاسه‌های خمیر جلوی رویشان بود و قرآن برروی دامنشان بود و [قرآن می‌خواندند و] منتظر بودند تا افطار کنند. در مورد مسئله‌ای از ایشان سؤال کردم و ایشان جواب دادند؛ از پیش ایشان رفتم و نزد امام حسن (علیه السلام) رسیدم درحالی‌که مردم به سفره‌هایی که بر روی آن غذاهای مهیّا و آماده گذاشته شده بود وارد می‌شدند و از آن غذا می‌خوردند و با خود می‌بردند [من که این اختلاف حال بین دو برادر را دیدم] حالم تغییر کرد و امام حسن (علیه السلام) مرا دید و فرمود: «ای مسروق! چرا نمی‌خوری»؟ گفتم: «ای سرور من! روزه هستم، آیا می‌توانم چیزی را یادآوری کنم»؟ فرمود: «آنچه برایت اتّفاق افتاده را بگو». گفتم: «پناه می‌برم به خداوند که شما دو برادر با هم فرق داشته باشید. من نزد امام حسین (علیه السلام) رفته بودم و دیدم که منتظر وقت افطار نشسته‌اند، امّا نزد شما آمدم و شما را در این اوضاع و احوال دیدم». امام حسن (علیه السلام) مرا در آغوش گرفت و فرمود: «ای ابن‌اشرس! مگر نمی‌دانی که خداوند ما را برای تدبیر امور امّت تشویق فرموده است؟ و اگر هر دوی ما بر یک حال باشیم، توسعه و آزادی عمل از شما گرفته می‌شود من افطار می‌کنم تا حجّتی برای افطارکنندگان شما باشم و برادرم روزه است تا حجّتی برای روزه‌داران
 شما باشد. اهل حقیقت کسانی هستند که مردم را به سمت منادیان واقعی دعوت کنند و آن‌ها فرستادگان و امامانی هستند که همه در یک حال مشترک هستند به نحوی که شما از آن‌ها می‌خواهید. سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) در حکومتش که خداوند برای او تمام انس و جن و پرندگان را مسخّر او کرده بود، با شدّت و همّت فراوان در راه امر خداوند و اطاعت از او جهاد می‌کرد تا جایی که خداوند فرمود: وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ و به ایّوب (علیه السلام) درحالی‌که مریض بود و کرم به پیکرش افتاده بود و باز در راه خدا تلاش می‌کرد، فرمود: إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ به‌همین‌ترتیب سزاوار است که اهل حقیقت در آشکار و نهان و گشایش و سختی‌هایشان بر همان حالی باشند که سرور و امامشان از آن راضی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۵۲۷

۵

(ص/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَی دَاوُدَ (علیه السلام): أَنَّکَ نِعْمَ الْعَبْدُ لَوْ لَا أَنَّکَ تَأْکُلُ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ وَ لَا تَعْمَلُ بِیَدِکَ شَیْئاً. قَالَ: فَبَکَی دَاوُدُ (علیه السلام) أَرْبَعِینَ صَبَاحاً. فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَی الْحَدِیدِ: أَنْ لِنْ لِعَبْدِی دَاوُدَ (علیه السلام). فَأَلَان اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لَهُ الْحَدِیدَ فَکَانَ یَعْمَلُ کُلَ یَوْمٍ دِرْعاً فَیَبِیعُهَا بِأَلْفِ دِرْهَمٍ فَعَمِلَ ثَلَاثَمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ دِرْعاً فَبَاعَهَا بِثَلَاثِمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ أَلْفاً وَ اسْتَغْنَی عَنْ بَیْتِ الْمَالِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند به داود (علیه السلام) وحی فرستاد: ای داود (علیه السلام)! اگر تو از بیت المال نمی‌خوردی و با دستانت کار می‌کردی، بنده‌ی خوبی بودی! داود (علیه السلام) چهل روز گریست تا خداوند به آهن وحی کرد: برای بنده‌ی من داود (علیه السلام) نرم شو! پس خداوند آهن را برای وی نرم کرد و او در هر روز زره‌ای می‌ساخت و به هزار درهم می‌فروخت. داود (علیه السلام) سیصدوشصت زره ساخت و به سیصدوشصت هزار فروخت و از بیت‌المال بی‌نیاز گشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸ الکافی، ج۵، ص۷۴

۶

(ص/ ۳۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام)کَانَ یُحِبُّ الْخَیْلَ وَ یَسْتَعْرِضُهَا فَعُرِضَتْ عَلَیْهِ یَوْماً إِلَی أَنْ غَابَتِ الشَّمْسُ وَ فَاتَتْهُ صَلَاهًُْ الْعَصْرِ فَاغْتَمَّ مِنْ ذَلِکَ غَمّاً شَدِیداً فَدَعَا اللَّهَ عزّوجلّ أَنْ یَرُدَّ عَلَیْهِ الشَّمْسَ حَتَّی یُصَلِّیَ الْعَصْرَ فَرَدَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ عَلَیْهِ الشَّمْسَ إِلَی وَقْتِ صَلَاهًِْ الْعَصْرِ حَتَّی صَلَّاهَا ثُمَّ دَعَا بِالْخَیْلِ فَأَقْبَلَ یَضْرِبُ أَعْنَاقَهَا وَ سُوقَهَا بِالسَّیْفِ حَتَّی قَتَلَهَا کُلَّهَا وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ اسْمُهُ رُدُّوها عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( حضرت سلیمان (علیه السلام) اسب­ها را بسیار دوست می­داشت و نزد خود می‌طلبید. روزی اسب­ها را نزدش آوردند و او تا غروب خورشید به آن‌ها سرگرم شد و هنگام نماز عصر او گذشت، سلیمان (علیه السلام) از این امر بسیار غمگین شد و دعا کرد که خداوند عزّ‌وجلّ خورشید را برایش بازگرداند تا نماز عصر را بجای آورد. خداوند سبحان خورشید را به‌هنگام عصر بازگرداند و او نمازش را بجای آورد. آنگاه اسب­ها را طلبید و با شمشیر شروع به زدن ساق­ها و گردن­های آن‌ها کرد، تا آنکه همه را کشت و این همان کلام خداوند عزّ‌وجلّ است که فرمود: رُدُّوهَا عَلَیَّ فَطَفِقَ مَسْحًا بِالسُّوقِ وَ الْأَعْنَاقِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۹۸/ القمی، ج۲، ص۲۳۴؛ «و لقد فتنا... أناب» زیادهًْ/ البرهان؛ «والاعناق» محذوف

 

آیه رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ [33]

 

[آن‌ها به‌قدرى جالب بودند كه گفت]: بار ديگر آن‌ها را نزد من بازگردانيد و دست به ساق‌ها و گردن‌هاى آن‌ها كشيد [و آن‌ها را نوازش داد].

۱

(ص/ ۳۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ کِتاباً مَوْقُوتاً قَالَ مُوجَباً إِنَّمَا یَعْنِی بِذَلِکَ وُجُوبَهَا عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ لَوْ کَانَتْ کَمَا یَقُولُونَ لَهَلَکَ سُلَیْمَانُ‌بْنُ‌دَاوُدَ (علیه السلام) حِینَ أَخَّرَ الصَّلَاهًَْ حَتَّی تَوارَتْ بِالْحِجابِ لِأَنَّهُ لَوْ صَلَّاهَا قَبْلَ أَنْ تَغِیبَ کَانَ وَقْتاً وَ لَیْسَ صَلَاهًٌْ أَطْوَلَ وَقْتاً مِنَ الْعَصْرِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره از امام باقر (علیه السلام) نقل می‌کند که درباره‌ی سخن حق تعالی زیرا نماز، وظیفه‌ی ثابت و معیّنی برای مؤمنان است!. (نساء/۱۰۳) فرمود: «یعنی فریضه‌ای واجب. و مقصود وجوب آن بر مؤمنین است و اگر آن‌طور که مخالفین می‌گویند باشد، باید سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) هلاک شده باشد، چه آنکه وی نماز عصرش را تأخیر انداخت تا خورشید پشت حجاب کوه‌ها پنهان و مخفی شد و اگر قبل از غایب‌شدنش نماز را خوانده بود در وقتش اداء کرده بود و هیچ نمازی از نظر وقت طولانی‌تر از نماز عصر نمی‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۳۴۰/ مستدرک الوسایل، ج۳، ص۱۰۸؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین و البرهان؛ «بتفاوت»

ولایت

۱

(ص/ ۳۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- السَّلَامُ عَلَی مَنْ رُدَّتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ حِینَ تَوارَتْ بِالْحِجابِ.

 

امام علی (علیه السلام)- [در زیارت امام علی (علیه السلام) آمده است]: سلام بر آن کسی که وقتی آفتاب در دل تاریکی‌ها رفت، خورشید به خاطر او بازگشت [تا نمازش قضا نشود].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۰۱

 

آیه وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ [34]

 

ما سليمان را آزموديم و بر تخت اوجسدى افكنديم، سپس او [به درگاه خداوند] توبه كرد.

آزمایش

۱

(ص/ ۳۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُمْ وَ فِی قَوْلِهِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ وَ فِی قَوْلِهِ أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ فِی قَوْلِهِ وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ وَ فِی قَوْلِهِ فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ وَ قَوْلِ مُوسَی (علیه السلام) إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ وَ قَوْلِهِ لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ وَ قَوْلِهِ ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ قَوْلِهِ إِنَّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ وَ قَوْلِهِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ قَوْلِهِ وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ وَ قَوْلِهِ وَ لَوْ یَشاءُ اللهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ إِنَّ جَمِیعَهَا جَاءَتْ فِی الْقُرْآنِ بِمَعْنَی الِاخْتِبَار.

 

امام علی (علیه السلام)- امام علی (علیه السلام) با ذکر شواهدی از کتاب خدا قرآن که در پی می‌آید مانند: ما همه‌ی شما را قطعاً می‌آزماییم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند، و اخبار شما را بیازماییم!. (محمّد/۳۱) و آیه: به تدریج از جایی که نمی‌دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. (اعراف/۱۸۲) و آیه: به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!. (عنکبوت/۲) و آیه: وَ لَقَدْ فَتَنَّا سلیمان و [در خطاب به حضرت موسی (علیه السلام) که] ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آن‌ها را گمراه ساخت!. (طه/۸۵) و کلام موسی (علیه السلام) که گفت: این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست. (اعراف/۱۵۵) و آیه: تا شما را به‌وسیله‌ی آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید. (انعام/۱۶۵) و سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت [و پیروزی شما به شکست انجامید] تا شما را آزمایش کند. (آل عمران/۱۵۲) و ما آن‌ها را آزمودیم، همان‌گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم. (قلم/۱۷) و آیه: تا شما را بیازماید که کدام‌یک عملتان بهتر است!. (هود/۷) و آیه: [به خاطر آورید] هنگامی‌که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. (بقره/۱۲۴) و آیه: و اگر خدا می‌خواست خودش آن‌ها را مجازات می‌کرد، امّا می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید. (محمّد/۴)». فرمود: «تمام آن‌ها در قرآن به‌معنای اختبار و آزمون آمده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۴/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۳

۲

(ص/ ۳۴)

 

العسکری (علیه السلام)- فَأَمَّا شَوَاهِدُ الْقُرْآنِ عَلَی الِاخْتِبَارِ وَ الْبَلْوَی بِالاسْتِطَاعَهًِْ الَّتِی تَجْمَعُ الْقَوْلَ بَیْنَ الْقَوْلَیْنِ فَکَثِیرَهًٌْ وَ مِنْ ذَلِکَ قَوْلُهُ: لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُمْ وَ قَالَ: سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ وَ قَالَ: الم. أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ قَالَ: فِی الْفِتَنِ الَّتِی مَعْنَاهَا الِاخْتِبَارُ: وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ الْآیَهًَْ وَ قَالَ فِی قِصَّهًِْ مُوسَی (علیه السلام) فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُ وَ قَوْلُ مُوسَی (علیه السلام) إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ أَیْ اخْتِبَارُکَ فَهَذِهِ الْآیَاتُ یُقَاسُ بَعْضُهَا بِبَعْضٍ وَ یَشْهَدُ بَعْضُهَا لِبَعْضِ وَ أَمَّا آیَاتُ الْبَلْوَی بِمَعْنَی الِاخْتِبَارِ قَوْلُهُ: لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ وَ قَوْلُهُ: ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ قَوْلُهُ: إِنَّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ وَ قَوْلُهُ: خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ قَوْلُهُ: وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ وَ قَوْلُهُ: وَ لَوْ یَشاءُ اللهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ کُلُّ مَا فِی الْقُرْآنِ مِنْ بَلْوَی هَذِهِ الْآیَاتِ الَّتِی شَرَحَ أَوَّلَهَا فَهِیَ اخْتِبَارٌ وَ أَمْثَالُهَا فِی الْقُرْآنِ کَثِیرَهًٌْ فَهِیَ إِثْبَاتُ
 الِاخْتِبَارِ وَ الْبَلْوَی إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ لَمْ یَخْلُقِ الْخَلْقَ عَبَثاً وَ لَا أَهْمَلَهُمْ سُدًی وَ لَا أَظْهَرَ حِکْمَتَهُ لَعِبا.

 

امام عسکری (علیه السلام)- و امّا شواهد قرآنی درباره‌ی امتحان و آزمایش به‌وسیله‌ی توانایی که جامع بین دو عقیده‌ی جبر و تفویض است فراوان است که از جمله‌ی آن‌ها این فرمایش خداست: ما همه‌ی شما را قطعاً می‌آزمائیم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند، و اخبار شما را بیازماییم!. (محمّد/۳۱). و این فرمایش خدا: به تدریج از جایی که نمی‌دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. (اعراف/۱۸۲). و این فرمایش خدا: الم؛ آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!. (عنکبوت/۲). و خداوند متعال درباره‌ی فتنه که به همان معنی امتحان و آزمایش است، فرمود: وَ لَقَدْ فَتَنَّا سلیمان وَ أَلْقَیْنا عَلی کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ و در داستان موسی (علیه السلام) فرمود: ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آن‌ها را گمراه ساخت!. (طه/۸۵). و سخن موسی (علیه السلام): این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست. (اعراف/۱۵۵). یعنی آزمایش تو. این آیات است که با یکدیگر سنجیده شوند و گواه یکدیگر گردند. امّا آیاتی که لفظ بلوی به معنی آزمون در آن‌ها آمده عبارتند از: تا شما را به‌وسیله‌ی آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید. (انعام/۱۶۵) و این آیه: سپس خداوند شما را از آنان منصرف ساخت [و پیروزی شما به شکست انجامید] تا شما را آزمایش کند. (آل عمران/۱۵۲) و این آیه: ما آن‌ها را آزمودیم، همان‌گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم. (قلم/۱۷) و این آیه: مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام‌یک از شما بهتر عمل می‌کنید. (ملک/۲) و همچنین این آیه: [به خاطر آورید] هنگامی‌که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. (بقره/۱۲۴) و نیز این آیه: و اگر خدا می‌خواست خودش آن‌ها را مجازات می‌کرد، امّا می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید. (محمّد/۴) و هرچه در قرآن به لفظ بلوی آمده توضیح آن در آغاز بیان شد که همه به‌معنی آزمایش است و امثال آن‌ها در قرآن بسیار است و همه‌ی این‌ها اثبات آزمایش و امتحان است. حقیقت این است که خدای عزّ‌وجلّ مردم را بیهوده نیافریده و آن‌ها را سر خود رها نساخته و حکمت خود را بازیچه ننموده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰ تحف العقول، ص۴۷۴

ما سلیمان را آزمودیم و بر تخت اوجسدی افکندیم، سپس او [به درگاه خداوند] توبه کرد

۱ -۱

(ص/ ۳۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ وَ أَلْقَیْنا عَلی کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ إِلَی قَوْلِهِ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ وَ هُوَ أَنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) لَمَّا تَزَوَّجَ بِالْیَمَانِیَّهًِْ وُلِدَ مِنْهَا ابْنٌ وَ کَانَ یُحِبُّهُ فَنَزَلَ مَلَکُ الْمَوْتِ عَلَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ کَانَ کَثِیراً مَا یَنْزِلُ عَلَیْهِ فَنَظَرَ إِلَی ابْنِهِ نَظَراً حَدِیداً فَفَزِعَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) مِنْ ذَلِکَ فَقَالَ لِأُمِّهِ إِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ نَظَرَ إِلَی ابْنِی نَظْرَهًًْ أَظُنُّهُ قَدْ أُمِرَ بِقَبْضِ رُوحِهِ فَقَالَ لِلْجِنِّ وَ الشَّیَاطِینِ هَلْ لَکُمْ حِیلَهًٌْ فِی أَنْ تُفِرُّوهُ مِنَ الْمَوْتِ فَقَالَ وَاحِدٌ مِنْهُمْ أَنَا أَضَعُهُ تَحْتَ عَیْنِ الشَّمْسِ فِی الْمَشْرِقِ فَقَالَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) إِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ یُخْرِجُ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَقَالَ وَاحِدٌ مِنْهُمْ أَنَا أَضَعُهُ فِی الْأَرَضِینَ السَّابِعَهًِْ فَقَالَ إِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ یَبْلُغُ ذَلِکَ فَقَالَ آخَرُ أَنَا أَضَعُهُ فِی السَّحَابِ وَ الْهَوَاءِ فَرَفَعَهُ وَ وَضَعَهُ فِی السَّحَابِ فَجَاءَ مَلَکُ الْمَوْتِ فَقَبَضَ رُوحَهُ فِی السَّحَابِ فَوَقَعَ مَیِّتاً عَلَی کُرْسِیِّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) فَعَلِمَ أَنَّهُ قَدْ أَخْطَأَ فَحَکَی اللَّهُ ذَلِکَ فِی قَوْلِهِ وَ أَلْقَیْنا عَلی کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ فَقَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصاب وَ الرُّخَاءُ اللَّیِّنَهًُْ وَ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ أَیْ فِی الْبَحْرِ وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ یَعْنِی مُقَیَّدِینَ قَدْ شُدَّ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ وَ هُمُ الَّذِینَ عَصَوْا سُلَیْمَانَ (علیه السلام) حِینَ سَلَبَهُ اللَّهُ عزّوجلّ مُلْکَه.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ لَقَدْ فَتَنَّا سلیمان وَ أَلْقَیْنا عَلی کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ تا آنجا که فرمود إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ [قضیّه این بود]، چون حضرت سلیمان (علیه السلام) با زنی یمنی وصلت کرد، پسری از آن زن زاده شد که سلیمان (علیه السلام) او را بسیار دوست می­داشت. روزی فرشته‌ی مرگ که بسیار بر سلیمان (علیه السلام) نازل می­شد نزد وی آمد و نگاه تندی به آن پسر انداخت. سلیمان (علیه السلام) از نگاه او در هراس افتاد و به همسرش گفت: «فرشته‌ی مرگ چنان به پسرم نگریست که گمان می­کنم فرمان گرفته تا جان او را بستاند». سپس به جن­ها و شیطان­ها فرمود: «آیا راه چاره­ای در نظر دارید تا این پسر را از مرگ بگریزانید»؟ یکی از آن‌ها عرض کرد: «من او را به زیر چشمه خورشید در شرق می­گذارم». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «فرشته‌ی مرگ هرآنچه را بین شرق و غرب باشد، بیرون می­آورد». دیگری عرض کرد: «من او را در زمین هفتم می­گذارم». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «فرشته‌ی مرگ به آنجا نیز راه می­یابد». دیگری عرض کرد: «من او را در میان ابرها و هوا می­گذارم». سپس او را بالا برد و بر ابرها گذاشت. ناگاه فرشته‌ی مرگ آمد و میان ابرها جان آن پسر را گرفت و پیکر بی­جانش را بر تخت سلیمان (علیه السلام) گذاشت و آنگاه سلیمان (علیه السلام) دانست که خطا کرده است. خداوند این قصّه را حکایت کرد و فرمود: «وَ أَلْقَیْنَا عَلَی کُرْسِیِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ، قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ، فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیْثُ أَصَابَ؛ رخاء یعنی به نرمی، وَ الشَّیَاطِینَ کُلَّ بَنَّاء وَ غَوَّاصٍ؛ یعنی در دریا. وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ و آن‌ها همان شیطان­هایی بودند که وقتی خداوند عزّ‌وجلّ پادشاهی را از سلیمان (علیه السلام) گرفت، از وی نافرمانی کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۹۸/ القمی، ج۲، ص۲۳۴

۱ -۲

(ص/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی تَفْسِیرِ مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): أَنَّهُ لَمَّا وُلِدَ لِسُلَیْمَانَ (علیه السلام) ابْنٌ قَالَ بَعْضُ الْجِنِّ وَ الشَّیَاطِینِ: إِنْ عَاشَ لَهُ وَلَدٌ لَنَلْقَیَنَّ مِنْهُ مَا لَقِینَا مِنْ أَبِیهِ مِنَ الْبَلَاءِ، فَأَشْفَقَ سُلَیْمَانُ مِنْهُمْ عَلَیْهِ فَاسْتَرْضَعَهُ فِی الْمُزْنِ فَلَمْ یُشْعِرْ إِلَّا وَ قَدْ وُضِعَ عَلَی کُرْسِیِّهِ مَیِّتاً تَنْبِیهاً عَلَی أَنَّ الْحَذَرَ لَا یَنْفَعُ عَنِ الْقَدَرِ فَإِنَّمَا عُوتِبَ عَلَی خَوْفِهِ مِنَ الشَّیَاطِین.

 

امام صادق (علیه السلام)- در تفسیر مجمع البیان از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: هنگامی‌که برای سلیمان (علیه السلام) پسری زاده شد، جن­ها و شیطان­ها به یکدیگر گفتند: «اگر پسر او زنده بماند، آزاری که از پدرش دیده­ایم از او نیز خواهیم دید». سلیمان (علیه السلام) ترسید که مبادا آن‌ها آسیبی به فرزندش برسانند، ازاین‌رو او را در میان ابرها گذاشت تا آنجا شیر بخورد. ناگهان دید پسرش جان باخته و بر روی تختش افتاده است. او این‌گونه تنبیه شد تا بداند هوشیاری در دفع تقدیر سودمند نخواهد بود و چون از شیطان­ها ترسید، مجازات شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲ القمی، ج۲، ص۲۳۶/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»

۱ -۳

(ص/ ۳۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) قَالَ یَوْماً فِی مَجْلِسِهِ: لَأَطُوفَنَّ اللَّیْلَهًَْ عَلَی سَبْعِینَ امْرَأَهًًْ تَلِدُ کُلُّ امْرَأَهًٍْ مِنْهُنَّ غُلَاماً یَضْرِبُ بِالسَّیْفِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. وَ لَمْ یَقُلْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَطَافَ عَلَیْهِنَّ فَلَمْ تَحْمِلْ مِنْهُنَّ إِلَّا امْرَأَهًٌْ وَاحِدَهًٌْ جَاءَتْ بِشِقِّ وَلَدٍ وَ الْجَسَدُ الَّذِی أُلْقِیَ عَلَی کُرْسِیِّهِ کَانَ هَذَا، قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَوَالَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِهِ لَوْ قَالَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَجَاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فُرْسَاناً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روزی سلیمان (علیه السلام) در تخت خود نشسته بود و فرمود: «امشب با هفتاد زن گِرد خواهم آمد و هریک از آن‌ها پسری می­زاید که در راه خدا شمشیر به‌دست می‌گیرد». این را گفت، امّا نگفت: «ان‌شاءالله». او با زنان گرد آمد، ولی تنها یکی از آن‌ها باردار شد که او هم پسری ناقص زایید؛ [و جسدی که بر تختش افتاد همین بود] سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «سوگند به آنکه جان محمّد در دست اوست! اگر گفته بود: ان‌شاءالله، آن پسران، سوار بر اسب در راه خدا جهاد می­کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه قالَ رَبِّ اغْفِرْ لي وَ هَبْ لي مُلْكاً لا يَنْبَغي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ [35]

 

گفت: «پروردگارا! مرا ببخش و حكومتى به من عطا كن كه بعد از من سزاوار هيچ‌كس نباشد، كه توبسيار بخشنده‌اى».

۱

(ص/ ۳۵)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَلِیِّ‌بْنِ‌یَقْطِینٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَ‌یَجُوزُ أَنْ یَکُونَ نَبِیُّ اللَّهِ عزّوجلّ بَخِیلًا فَقَالَ لَا فَقُلْتُ لَهُ فَقَوْلُ سُلَیْمَانَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی مَا وَجْهُهُ وَ مَعْنَاهُ فَقَالَ الْمُلْکُ مُلْکَانِ مُلْکٌ مَأْخُوذٌ بِالْغَلَبَهًِْ وَ الْجَوْرِ وَ إِجْبَارِ النَّاسِ وَ مُلْکٌ مَأْخُوذٌ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ کَمُلْکِ آلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ مُلْکِ طَالُوتَ وَ مُلْکِ ذِی الْقَرْنَیْنِ فَقَالَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی أَنْ یَقُولَ إِنَّهُ مَأْخُوذٌ بِالْغَلَبَهًِْ وَ الْجَوْرِ وَ إِجْبَارِ النَّاسِ فَسَخَّرَ اللَّهُ عزّوجلّ لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصابَ وَ جَعَلَ غُدُوَّهَا شَهْراً وَ رَوَاحَهَا شَهْراوَ سَخَّرَ اللَّهُ عزّوجلّ لَهُ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ وَ عُلِّمَ مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ مُکِّنَ فِی الْأَرْضِ فَعَلِمَ النَّاسُ فِی وَقْتِهِ وَ بَعْدَهُ أَنَّ مُلْکَهُ لَا یُشْبِهُ مُلْکَ الْمُلُوکِ الْمُخْتَارِینَ مِنْ قِبَلِ النَّاسِ وَ الْمَالِکِینَ بِالْغَلَبَهًِْ وَ الْجَوْرِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَقَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) رَحِمَ اللَّهُ أَخِی سُلَیْمَانَ‌بْنَ‌دَاوُدَ (علیه السلام) مَا کَانَ أَبْخَلَهُ فَقَالَ لِقَوْلِهِ (علیه السلام) وَجْهَانِ أَحَدُهُمَا مَا کَانَ أَبْخَلَهُ بِعِرْضِهِ وَ سُوءِ الْقَوْلِ فِیهِ وَ الْوَجْهُ الْآخَرُ یَقُولُ مَا کَانَ أَبْخَلَهُ إِنْ کَانَ أَرَادَ مَا یَذْهَبُ إِلَیْهِ الْجُهَّالُ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) قَدْ وَ اللَّهِ أُوتِینَا مَا أُوتِیَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) وَ مَا لَمْ یُؤْتَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) وَ مَا لَمْ یُؤْتَ أَحَدٌ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ فِی قِصَّهًِْ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ قَالَ عزّوجلّ فِی قِصَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- علیّ‌بن‌یقطین گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: آیا جایز است که پیامبر خدای عزّ‌وجلّ بخیل باشد»؟ فرمود: «نه»! عرض کردم: «پس این سخن سلیمان (علیه السلام): رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِی چه وجهه­ای دارد و به چه معناست»؟ فرمود: «فرمانروایی دو نوع است: یکی آنکه با غلبه بر دیگران و ظلم و اجبار بر مردم گرفته شود، و دیگری آنکه از جانب خداوند متعال باشد، مانند فرمانروایی خاندان ابراهیم و طالوت و ذوالقرنین (علیهم السلام)؛ سلیمان (علیه السلام) گفت: هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی یعنی: ملکی به من ارزانی دار که هیچ‌کسی را شایستگی آن نباشد که بگوید ملک او از طریق غلبه و ستم و مجبور ساختن مردم حاصل شده است، پس خداوند عزّ‌وجلّ باد را برای سلیمان (علیه السلام) مسخّر گرداند که به امر او به هر جایی که می­خواست به آرامی جریان می­یافت، و این باد در مسیر رفت مسافتی به اندازه یک ماه و در مسیر برگشت نیز مسافتی به اندازه یک ماه مسافت می­پیمود، و خداوند شیاطین را در کسوت بنّا و غوّاص برای او مسخّر گرداند و به او زبان گفتار پرندگان آموخت، و در زمین قدرت و عزّت یافت، پس مردم در زمان سلیمان (علیه السلام) و بعد از ایشان فهمیدند که فرمانروایی او شبیه فرمانروایی پادشاهان برگزیده شده از جانب مردم که با سلطه و ستم بر مردم حکم می‌رانند نیست». در ادامه از امام (علیه السلام) پرسیدم: «پس معنای این فرموده‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیست: خداوند سلیمان پسر داوود (علیه السلام) را رحمت کند که چقدر بخیل بود»!؟ فرمود: «سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دو جنبه قابل بررسی است؛ یکی اینکه سلیمان (علیه السلام) چقدر نسبت به آبرو و گفته‌ی ناپسند در مورد خود بخیل بود، و دیگری: سلیمان (علیه السلام) چقدر بخیل بود نسبت به این که آنچه را نادانان به آن نظر دارند خواسته باشد». سپس امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «به خدا سوگند! که به ما (اهل بیت) آنچه به سلیمان (علیه السلام) داده شده و آنچه را به او و هیچ‌یک از پیامبران دیگر نیز داده نشده بخشیده شده است، خداوند متعال در داستان سلیمان (علیه السلام) می­فرماید: هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسَابٍ ولی در داستان محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید. (حشر/۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۸۵/ علل الشرایع، ج۱، ص۷۱/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۳۶۶/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۲۱۰؛ «بتفاوت»/ معانی الأخبار، ص۳۵۳؛ «و قال فی قصه محمد... الی آخر» محذوف/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَمِیلَهًْ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ قُلْتُ فَأُعْطِیَ الَّذِی دَعَا بِهِ قَالَ نَعَمْ وَ لَمْ یُعْطَ بَعْدَهُ إِنْسَانٌ مَا أُعْطِیَ نَبِیَّ (صلی الله علیه و آله) اللَّهِ مِنْ غَلَبَهًِْ الشَّیْطَانِ فَخَنَقَهُ إِلَی إِبْطِهِ حَتَّی أَصَابَ لِسَانُهُ یَدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَوْ لَا مَا دَعَا بِهِ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) لَأَرَیْتُکُمُوهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوجمیله گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این سخن سلیمان (علیه السلام): هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ پرسیدم: «آیا آنچه سلیمان (علیه السلام) از خدا خواسته به او بخشیده شده است»؟ فرمود: «بله! و بعد از سلیمان (علیه السلام) قدرت غلبه بر شیطان به هیچ‌کس به اندازه پیامبر (صلی الله علیه و آله) داده نشده است، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) گلوی شیطان را به ستونی فشار داد تا جایی که با زبانش دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) را لمس کرد. آن­گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر آنچه سلیمان (علیه السلام) درخواست کرده اتّفاق نمی­افتاد، او را به شما نشان می­دادم»».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۸۹/ قرب الإسناد، ص۸۱

۳

(ص/ ۳۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) لَمَّا تَزَوَّجَ بِالْیَمَانِیَّهًِْ وُلِدَ مِنْهَا ابْنٌ وَ کَانَ یُحِبُّهُ فَنَزَلَ مَلَکُ الْمَوْتِ عَلَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ کَانَ کَثِیراً مَا یَنْزِلُ عَلَیْهِ فَنَظَرَ إِلَی ابْنِهِ نَظَراً حَدِیداً فَفَزِعَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) مِنْ ذَلِکَ فَقَالَ لِأُمِّهِ إِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ نَظَرَ إِلَی ابْنِی نَظْرَهًًْ أَظُنُّهُ قَدْ أُمِرَ بِقَبْضِ رُوحِهِ فَقَالَ لِلْجِنِّ وَ الشَّیَاطِینِ هَلْ لَکُمْ حِیلَهًٌْ فِی أَنْ تُفِرُّوهُ مِنَ الْمَوْتِ فَقَالَ وَاحِدٌ مِنْهُمْ أَنَا أَضَعُهُ تَحْتَ عَیْنِ الشَّمْسِ فِی الْمَشْرِقِ فَقَالَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) إِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ یُخْرِجُ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَقَالَ وَاحِدٌ مِنْهُمْ أَنَا أَضَعُهُ فِی الْأَرَضِینَ السَّابِعَهًِْ فَقَالَ إِنَّ مَلَکَ الْمَوْتِ یَبْلُغُ ذَلِکَ فَقَالَ آخَرُ أَنَا أَضَعُهُ فِی السَّحَابِ وَ الْهَوَاءِ فَرَفَعَهُ وَ وَضَعَهُ فِی السَّحَابِ فَجَاءَ مَلَکُ الْمَوْتِ فَقَبَضَ رُوحَهُ فِی السَّحَابِ فَوَقَعَ مَیِّتاً عَلَی کُرْسِیِّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) فَعَلِمَ أَنَّهُ قَدْ أَخْطَأَ فَحَکَی اللَّهُ ذَلِکَ فِی قَوْلِهِ وَ أَلْقَیْنا عَلی کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنابَ فَقَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصاب‌وَ الرُّخَاءُ اللَّیِّنَهًُْ وَ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ أَیْ فِی الْبَحْرِ وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ یَعْنِی مُقَیَّدِینَ قَدْ شُدَّ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ وَ هُمُ الَّذِینَ عَصَوْا سُلَیْمَانَ (علیه السلام) حِینَ سَلَبَهُ اللَّهُ عزّوجلّ مُلْکَه وَ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) جَعَلَ اللَّهُ عزّوجلّ مُلْکَ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) فِی خَاتَمِهِ فَکَانَ إِذَا لَبِسَهُ حَضَرَتْهُ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ الشَّیَاطِینُ وَ جَمِیعُ الطَّیْرِ وَ الْوَحْشِ وَ أَطَاعُوهُ فَیَقْعُدُ عَلَی کُرْسِیِّهِ وَ یَبْعَثُ اللَّهُ عزّوجلّ رِیحاً تَحْمِلُ الْکُرْسِیَّ بِجَمِیعِ مَا عَلَیْهِ مِنَ الشَّیَاطِینِ وَ الطَّیْرِ وَ الْإِنْسِ وَ الدَّوَابِّ وَ الْخَیْلِ فَتَمُرُّ بِهَا فِی الْهَوَاءِ إِلَی مَوْضِعٍ یُرِیدُهُ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) وَ کَانَ یُصَلِّی الْغَدَاهًَْ بِالشَّامِ وَ الظُّهْرَ بِفَارِسَ وَ کَانَ یَأْمُرُ الشَّیَاطِینَ أَنْ یَحْمِلُوا الْحِجَارَهًَْ مِنْ فَارِسَ یَبِیعُونَهَا بِالشَّامِ فَلَمَّا مَسَحَ أَعْنَاقَ الْخَیْلِ وَ سُوقَهَا بِالسَّیْفِ سَلَبَهُ اللَّهُ مُلْکَهُ وَ کَانَ إِذَا دَخَلَ الْخَلَاءَ دَفَعَ خَاتَمَهُ إِلَی بَعْضِ مَنْ یَخْدِمُهُ فَجَاءَ شَیْطَانٌ فَخَدَعَ خَادِمَهُ وَ أَخَذَ مِنْ یَدِهِ الْخَاتَمَ وَ لَبِسَهُ فَخَرَّتْ عَلَیْهِ الشَّیَاطِینُ وَ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ الطَّیْرُ وَ الْوَحْشُ
 وَ خَرَجَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) فِی طَلَبِ الْخَاتَمِ فَلَمْ یَجِدْهُ فَهَرَبَ وَ مَرَّ عَلَی سَاحِلِ الْبَحْرِ وَ أَنْکَرَتْ بَنُو إِسْرَائِیلَ الشَّیْطَانَ الَّذِی تَصَوَّرَ فِی صُورَهًِْ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ صَارُوا إِلَی أُمِّهِ فَقَالُوا لَهَا أَ تُنْکِرِینَ مِنْ سُلَیْمَانَ شَیْئاً فَقَالَتْ کَانَ أَبَرَّ النَّاسِ بِی وَ هُوَ الْیَوْمَ یَعْصِینِی وَ صَارُوا إِلَی جَوَارِیهِ وَ نِسَائِهِ وَ قَالُوا أَ تُنْکِرْنَ مِنْ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) شَیْئاً قُلْنَ لَمْ یَکُنْ یَأْتِینَا فِی الْحَیْضِ وَ هُوَ یَأْتِینَا فِی الْحَیْضِ فَلَمَّا خَافَ الشَّیْطَانُ أَنْ یَفْطُنُوا بِهِ أَلْقَی الْخَاتَمَ فِی الْبَحْرِ فَبَعَثَ اللَّهُ سَمَکَهًًْ فَالْتَقَمَتْهُ وَ هَرَبَ الشَّیْطَانُ فَبَقُوا بَنُوإِسْرَائِیلَ یَطْلُبُونَ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ کَانَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) یَمُرُّ عَلَی سَاحِلِ الْبَحْرِ تَائِباً إِلَی اللَّهِ مِمَّا کَانَ مِنْهُ فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ أَرْبَعِینَ یَوْماً مَرَّ بِصَیَّادٍ یَصِیدُ السَّمَکَ فَقَالَ لَهُ أُعِینُکَ عَلَی أَنْ تُعْطِیَنِی مِنِ السَّمَکِ شَیْئاً قَالَ نَعَمْ فَأَعَانَهُ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) فَلَمَّا اصْطَادَ دَفَعَ إِلَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام) سَمَکَهًًْ فَأَخَذَهَا فَشَقَّ بَطْنَهَا وَ ذَهَبَ یَغْسِلُهَا فَوَجَدَ الْخَاتَمَ فِی بَطْنِهَا فَلَبِسَهُ وَ حَوَتْ عَلَیْهِ الشَّیَاطِینُ وَ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ الطَّیْرُ وَ الْوُحُوشُ وَ رَجَعَ إِلَی مَا کَانَ وَ طَلَبَ ذَلِکَ الشَّیْطَانَ وَ جُنُودَهُ الَّذِینَ کَانُوا مَعَهُ فَقَیَّدَهُمْ وَ حَبَسَ بَعْضَهُمْ فِی جَوْفِ الْمَاءِ وَ بَعْضَهُمْ فِی جَوْفِ الصَّخْرِ بِأَسَامِی اللَّهِ فَهُمْ مَحْبُوسُونَ مُعَذَّبُونَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ قَالَ وَ لَمَّا رَجَعَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) إِلَی مُلْکِهِ قَالَ لِآصَفَ‌بْنِ‌بَرْخِیَا وَ کَانَ آصَفُ کَاتِبَ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ هُوَ الَّذِی کَانَ عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ قَدْ عَذَرْتُ النَّاسَ بِجَهَالَتِهِمْ فَکَیْفَ أَعْذِرُکَ فَقَالَ لَا تَعْذِرُنِی فَلَقَدْ عَرَفْتُ الْحُوتَ (الْجِنَ) الَّذِی أَخَذَ خَاتَمَکَ وَ أَبَاهُ وَ أُمَّهُ وَ عَمَّهُ وَ خَالَهُ وَ لَقَدْ قَالَ لِی اکْتُبْ لِی فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ قَلَمِی لَا یَجْرِی بِالْجَوْرِ فَقَالَ اجْلِسْ وَ لَا تَکْتُبْ فَکُنْتُ أَجْلِسُ وَ لَا أَکْتُبُ شَیْئاً وَ لَکِنْ أَخْبِرْنِی عَنْکَ یَا سُلَیْمَانُ (علیه السلام) صِرْتَ تُحِبُّ الْهُدْهُدَ وَ هُوَ أَخَسُّ الطَّیْرِ مُنْتِناً وَ أَخْبَثُهُ رِیحاً قَالَ إِنَّهُ یُبْصِرُ الْمَاءَ مِنْ وَرَاءِ الصَّفَا الْأَصَمِّ فَقَالَ وَ کَیْفَ یُبْصِرُ الْمَاءَ مِنْ وَرَاءِ الصَّفَا وَ إِنَّمَا یُوَارَی عَنْهُ الْفَخُّ بِکَفٍّ مِنْ تُرَابٍ حَتَّی یَأْخُذُ بِعَقِبِهِ فَقَالَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) قِفْ یَا وَقَّافُ إِنَّهُ إِذَا جَاءَ الْقَدَرُ حَالَ دُونَ الْبَصَرِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- هنگامی‌که حضرت سلیمان (علیه السلام) با زنی یمنی وصلت کرد، پسری از آن زن زاده شد که سلیمان (علیه السلام) او را بسیار دوست می­داشت. روزی فرشته‌ی مرگ که بسیار بر سلیمان (علیه السلام) نازل می­شد، نزد وی آمد و نگاه تندی به آن پسر انداخت. سلیمان (علیه السلام) از نگاه او در هراس افتاد و به همسرش گفت: «فرشته‌ی مرگ چنان به پسرم نگریست که گمان می­کنم فرمان گرفته تا جان او را بستاند». سپس به جن­ها و شیطان­ها فرمود: «آیا راه چاره­ای در نظر دارید تا این پسر را از مرگ بگریزانید»؟ یکی از آن‌ها گفت: «من او را به زیر چشمه‌ی خورشید در شرق می­گذارم». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «فرشته‌ی مرگ هرآنچه را بین شرق و غرب باشد، بیرون می­آورد». دیگری گفت: «من او را در زمین هفتم می­گذارم». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «فرشته‌ی مرگ به آنجا نیز راه می­یابد». دیگری گفت: «من او را در میان ابرها و هوا می­گذارم». سپس او را بالا برد و بر ابرها گذاشت. ناگاه فرشته‌ی مرگ آمد و میان ابرها جان آن پسر را گرفت و پیکر بی‌جانش را بر تخت سلیمان (علیه السلام) گذاشت و آنگاه سلیمان (علیه السلام) دانست که خطا کرده است. خداوند این قصّه را حکایت کرد و فرمود: وَ أَلْقَیْنَا عَلَی کُرْسِیِّهِ جَسَدًا ثُمَّ أَنَابَ* قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَّا یَنبَغِی لِأَحَدٍ مِّنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ،* فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیْثُ أَصَابَ. رخاء یعنی به نرمی، وَ الشَّیَاطِینَ کُلَّ بَنَّاء وَ غَوَّاصٍ یعنی در دریا. وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ؛ یعنی با زنجیر به یکدیگر محکم بسته شده­اند و آن‌ها همان شیطان­هایی بودند که وقتی خداوند عزّ‌وجلّ پادشاهی را از سلیمان (علیه السلام) گرفت، از وی نافرمانی کردند». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خداوند عزّ‌وجل‌ّ پادشاهی سلیمان (علیه السلام) را در انگشترش قرار داد، پس هرگاه آن را در دست می‌کرد، تمامی جن­ها و انسان­ها و شیطان­ها و پرنده­ها و درّنده­ها نزد او حاضر می­شدند و از او فرمان می‌بردند. او بر تخت خود می­نشست و خداوند بادی می­فرستاد و آن باد تخت او را بر می‌گرفت و بر فراز همه‌ی شیطان­ها و پرنده­ها و انسان­ها و چهارپایان و اسب­ها در آسمان گذر می‌داد و به هرکجا که سلیمان (علیه السلام) می‌خواست، آن را فرود می­آورد و او نماز صبح را در سرزمین شام بجا می­آورد و نماز ظهر را در سرزمین فارس می‌خواند و به شیطان­ها فرمان می‌داد تا از فارس، سنگ، بار گیرند و در شام به فروش رسانند؛ تا اینکه او با شمشیر گردن و پای اسب­ها را قطع کرد و ازاین‌رو خداوند پادشاهی را از او گرفت. وقتی سلیمان (علیه السلام) می­خواست وارد مستراح شود، انگشتر خود را به برخی از خدمتگزاران می­سپرد. روزی شیطانی آمد و خدمتگزارش را فریب داد و انگشتر را از او گرفت و آن را در دست کرد و این‌گونه شیطان­ها و انسان­ها و جن‌ها و پرنده­ها و درّنده­ها به فرمان او درآمدند. چون سلیمان (علیه السلام) بیرون آمد و انگشترش را طلب کرد آن را نیافت، پس گریخت و رو به‌سوی ساحل دریا گذاشت. بنی‌اسرائیل به آن شیطان که به شکل سلیمان (علیه السلام) درآمده بود، شک کردند و نزد مادر سلیمان (علیه السلام) رفتند و به او گفتند: «آیا در رفتار سلیمان (علیه السلام) چیزی در نظرت نامعمول نیست»؟ گفت: «او در میان مردم، نیکوکارترین کس نسبت به من بود، امّا اکنون به من بدی می­کند»! بنی‌اسرائیل نزد کنیزان و همسران سلیمان (علیه السلام) رفتند و گفتند: «آیا در رفتار سلیمان (علیه السلام) چیزی در نظرتان نامعمول نیست»؟ گفتند: «او در حیض با ما نزدیکی نمی­کرد، امّا اکنون در حیض به نزدیک ما می­آید». شیطان که ترسید او را بشناسند، انگشتر را در دریا انداخت. در آن دم خداوند یکی از ماهیان را فرستاد و آن ماهی انگشتر را بلعید و آن شیطان گریخت. بنی‌اسرائیل چهل روز در جستجوی سلیمان (علیه السلام) برجای ماندند، حال آنکه سلیمان (علیه السلام) در ساحل دریا قدم می­زد و می­گریست و از خدا طلب آمرزش می­کرد و از کردار خود توبه می­نمود. چون آنچه اوّل روز گذشت، سلیمان (علیه السلام) به ماهیگیری برخورد که به کار مشغول بود، نزد او رفت و فرمود: «اگر تو را یاری کنم، مقداری ماهی به من می­دهی»؟ ماهیگیر عرض کرد: «آری! سلیمان (علیه السلام) او را یاری کرد و وقتی ماهیگیر شکار خود کرد، یک ماهی به سلیمان (علیه السلام) داد. او ماهی را گرفت و چون شکمش را شکافت تا آن را بشوید، ناگهان انگشتر را در شکمش یافت. آن را به‌دست کرد و باز شیطان­ها و جن­ها و انسان­ها و پرنده­ها و درّنده­ها به فرمان او درآمدند و این‌چنین به جایگاه پیشین خود بازگشت و درپی آن شیطان و سپاهیان همراهش برآمد و آن‌ها را به زنجیر کشید و با نام­های خداوند، برخی را در میان آب و برخی را در میان سنگ، زندانی کرد و آن‌ها تا روز قیامت در بند و عذاب بر جای ماندند. وقتی سلیمان (علیه السلام) به قلمرو خود بازگشت، به آصف‌بن‌برخیا، [که کاتب سلیمان و کسی بود که علمی از کتاب نزد او بود] فرمود: من مردم را [به خاطر جهالتشان] می­بخشم؛ چرا که نمی­دانستند او شیطان است، امّا تو را که می­دانستی، چگونه ببخشم؟ آصف عرض کرد: مرا نبخش، من شیطانی که انگشتر تو را در دست کرد می‌شناختم، حتّی پدر و مادر و عمو و دایی­اش را نیز می­شناختم، او به من گفت: «برای من کتابت کن». به او گفتم: «قلم من به جَور جاری نمی­شود». گفت: «پس برجای خود بنشین و چیزی ننویس و من چنین کردم». و امّا ای سلیمان (علیه السلام)! مرا خبر ده که چرا تو هدهد را دوست داری، حال آنکه او از همه‌ی پرندگان خسیس­تر و بدبوتر است؟ سلیمان (علیه السلام) فرمود: «چون هدهد آب را از پشت سنگ سخت می­بیند». آصف عرض کرد: «چگونه آب را از پشت سنگ سخت می­بیند، امّا دام را در زیر یک مشت خاک نمی­بیند و به دام می­افتد»؟ سلیمان (علیه السلام) فرمود: «تند نرو ای سست گام! وقتی تقدیر فرا می‌رسد، دیده را کور می­کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۹۸/ القمی، ج۲، ص۲۳۴/ البرهان؛ «بتفاوت»

۴

(ص/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ سُلَیْمَانَ‌بْنَ‌دَاوُدَ (علیه السلام) قَالَ ذَاتَ یَوْمٍ لِأَصْحَابِهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ وَهَبَ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی سَخَّرَ لِیَ الرِّیحَ وَ الْإِنْسَ وَ الْجِنَّ وَ الطَّیْرَ وَ الْوُحُوشَ وَ عَلَّمَنِی مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ آتَانِی مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ مَعَ جَمِیعِ مَا أُوتِیتُ مِنَ الْمُلْکِ مَا تَمَّ لِی سُرُورُ یَوْمٍ إِلَی اللَّیْلِ وَ قَدْ أَحْبَبْتُ أَنْ أَدْخُلَ قَصْرِی فِی غَدٍ فَأَصْعَدَ أَعْلَاهُ وَ أَنْظُرَ إِلَی مَمَالِکِی فَلَا تَأْذَنُوا لِأَحَدٍ عَلَیَّ لِئَلَّا یَرِدَ عَلَیَّ مَا یُنَغِّصُ عَلَیَّ یَوْمِی قَالُوا نَعَمْ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ أَخَذَ عَصَاهُ بِیَدِهِ وَ صَعِدَ إِلَی أَعْلَی مَوْضِعٍ مِنْ قَصْرِهِ وَ وَقَفَ مُتَّکِئاً عَلَی عَصَاهُ یَنْظُرُ إِلَی مَمَالِکِهِ مَسْرُوراً بِمَا أُوتِیَ فَرِحاً بِمَا أُعْطِیَ إِذْ نَظَرَ إِلَی شَابٍّ حَسَنِ الْوَجْهِ وَ اللِّبَاسِ قَدْ خَرَجَ عَلَیْهِ مِنْ بَعْضِ زَوَایَا قَصْرِهِ فَلَمَّا بَصُرَ بِهِ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) قَالَ لَهُ مَنْ أَدْخَلَکَ إِلَی هَذَا الْقَصْرِ وَ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَخْلُوَ فِیهِ الْیَوْمَ فَبِإِذْنِ مَنْ دَخَلْتَ فَقَالَ الشَّابُّ أَدْخَلَنِی هَذَا الْقَصْرَ رَبُّهُ وَ بِإِذْنِهِ دَخَلْتُ فَقَالَ رَبُّهُ أَحَقُّ بِهِ مِنِّی فَمَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا مَلَکُ الْمَوْتِ قَالَ وَ فِیمَا جِئْتَ قَالَ جِئْتُ لِأَقْبِضَ رُوحَکَ قَالَ امْضِ لِمَا أُمِرْتَ بِهِ فَهَذَا یَوْمُ سُرُورِی وَ أَبَی اللَّهُ عزّوجلّ أَنْ یَکُونَ لِی سُرُورٌ دُونَ لِقَائِهِ فَقَبَضَ مَلَکُ الْمَوْتِ رُوحَهُ وَ هُوَ مُتَّکِئٌ عَلَی عَصَاهُ فَبَقِیَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) مُتَّکِئاً عَلَی عَصَاهُ وَ هُوَ مَیِّتٌ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ النَّاسُ یَنْظُرُونَ إِلَیْهِ وَ هُمْ یُقَدِّرُونَ أَنَّهُ حَیٌّ فَافْتَتَنُوا فِیهِ وَ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ قَالَ إِنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) قَدْ بَقِیَ مُتَّکِئاً عَلَی عَصَاهُ هَذِهِ الْأَیَّامَ الْکَثِیرَهًَْ وَ لَمْ یَتْعَبْ وَ لَمْ یَنَمْ وَ لَمْ یَأْکُلْ وَ لَمْ یَشْرَبْ إِنَّهُ لَرَبُّنَا الَّذِی یَجِبُ عَلَیْنَا أَنْ نَعْبُدَهُ وَ قَالَ قَوْمٌ إِنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) سَاحِرٌ وَ إِنَّهُ یُرِینَا أَنَّهُ وَاقِفٌ مُتَّکِئٌ عَلَی عَصَاهُ یَسْحَرُ أَعْیُنَنَا وَ لَیْسَ کَذَلِکَ فَقَالَ الْمُؤْمِنُونَ إِنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ نَبِیُّهُ یُدَبِّرُ اللَّهُ أَمْرَهُ بِمَا شَاءَ فَلَمَّا اخْتَلَفُوا بَعَثَ اللَّهُ عزّوجلّ الْأَرَضَهًَْ فَدَبَّتْ فِی عَصَاهُ فَلَمَّا أَکَلَتْ جَوْفَهَا انْکَسَرَتِ الْعَصَا وَ خَرَّ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) مِنْ قَصْرِهِ عَلَی وَجْهِهِ فَشَکَرَتِ الْجِنُّ لِلْأَرَضَهًِْ صَنِیعَهَا فَلِأَجْلِ ذَلِکَ لَا تُوجَدُ الْأَرَضَهًُْ فِی مَکَانٍ إِلَّا وَ عِنْدَهَا مَاءٌ وَ طِین.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) روزی به یاران خود فرمود: «خداوند تبارک‌وتعالی به من ملکی را ارزانی داشت که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد و خداوند، باد، انس، جن، پرندگان و وحوش را در اختیار من درآورد و زبان پرندگان را به من آموزش داد و از هرچیز به من عطا نمود. با این همه سلطنت و پادشاهی که به من داده شد حتّی یک صبح تا شام نیز شادمانی‌ام به طول نینجامید، چرا که من دوست داشتم پای در قصرم بگذارم و در آنجا شب را به صبح برسانم و به فراز قصر بروم و به سرزمین‌های خویش بنگرم. پس به هیچ‌کسی اجازه ندهید تا نزد من
 آید و بدین‌وسیله روز مرا تلخ سازد». یاران سلیمان (علیه السلام) گفتند: «اطاعت می‌کنیم». چون صبح شد، سلیمان (علیه السلام) عصای خود را در دست گرفت و به فراز قصر خود رفت و با تکیه بر عصای خود ایستاد و به سرزمین‌های خود نگاه می‌کرد و از آنچه به او عطا شده بود، شادمان و از آنچه به او ارزانی شده بود، خوشحال بود تا اینکه نگاهش به جوان خوش سیما و شیک‌پوشی افتاد که از یکی از گوشه‌های قصر سلیمان (علیه السلام) خارج شد و نزد او آمد. چون سلیمان (علیه السلام) او را دید به او فرمود: «چه کسی تو را وارد این قصر گردانیده است، درحالی‌که من می‌خواستم امروز در آن تنها باشم. تو با اجازه‌ی چه کسی وارد شده‌ای»؟ آن جوان پاسخ داد: «خداوندِ این قصر مرا وارد آن گردانیده است و با اذن او وارد شده‌ام». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «خداوند این قصر، مستحق‌تر از من نسبت به آن است، تو کیستی»؟ آن جوان پاسخ داد: «من فرشته‌ی مرگ هستم». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «به چه منظور آمده‌ای»؟ فرشته‌ی مرگ پاسخ داد: «آمده‌ام تا تو را قبض روح کنم». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «مأموریت خود را انجام بده، چرا که امروز روز شادمانی من است و خداوند عزّ‌وجلّ نخواست که شادمانی برای من بدون دیدار او باشد». پس فرشته‌ی مرگ درحالی‌که سلیمان (علیه السلام) بر عصای خود تکیه کرده بود، روح او را ستاند و سلیمان (علیه السلام) تا آن اندازه که خدا خواست، بی‌جان به همان حالت که بر عصای خود تکیه داده بود، باقی ماند و مردم به او نگاه می‌کردند و گمان می‌کردند که او زنده است و در مورد او حرف‌های مختلفی زدند و نظرات متفاوتی ارائه دادند. برخی از آنان گفتند: «سلیمان (علیه السلام) در این روزهای بسیار به همان حال که بر عصای خود تکیه کرده بود، باقیمانده و خسته نشده و نه چیزی خورده و نخوابیده و آبی نیز ننوشیده است. بنابراین او پروردگار ماست که ما باید او را پرستش کنیم». گروه دیگری گفتند: «سلیمان (علیه السلام) جادوگر است و او چنین به ما می‌نمایاند که او بر عصای خود تکیه داده و ایستاده است و چشمان ما را افسون می‌کند، درحالی‌که چنین نیست». مؤمنان نیز گفتند: «سلیمان (علیه السلام)، بنده و پیامبر خداوند است و خداوند امر او را آن‌چنان که خود خواهد، تدبیر می‌کند». چون آنان اختلاف نظر پیدا کردند، خداوند عزّ‌وجلّ موریانه را مبعوث داشت و او در عصای سلیمان (علیه السلام) نفوذ کرد و چون داخل آن عصا را خورد، عصا شکست و سلیمان (علیه السلام) از قصر خود به رو افتاد و اجنّه به خاطر این کار از موریانه سپاسگزاری کردند و به همین خاطر است که موریانه تنها در جایی که در آن آب و گل است یافت می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۱۳۶/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

۵

(ص/ ۳۵)

 

المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- عَنْهُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بِرِوَایَهًٍْ أُخْرَی فَمِنْ ذَلِکَ الدُّعَاءُ الْمَعْرُوفُ بِدُعَاءِ الْعَلَوِیِّ الْمِصْرِی: ... إِلَهِی وَ أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِالِاسْمِ الَّذِی سَأَلَکَ بِهِ عَبْدُکَ وَ نَبِیُّکَ سُلَیْمَانُ‌بْنُ‌دَاوُدَ (علیه السلام) إِذْ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ وَ أَطَعْتَ لَهُ الْخَلْقَ وَ حَمَلْتَهُ عَلَی الرِّیحِ وَ عَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ سَخَّرْتَ لَهُ الشَّیَاطِینَ مِنْ کُلِّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ هَذَا عَطَاؤُکَ لَا عَطَاءُ غَیْرِکَ وَ کُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیب أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد (علیهم السلام).

 

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- در دعای علوی مصری از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است که فرمود: ای خدای من، از تو می‌خواهم بدان نام که بنده‌ی تو و پیغمبر تو سلیمان پسر داود (علیها السلام) تو را بدان خواند هنگامی که گفت: إِذْ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ، پس دعای او را مستجاب کردی و آفریدگان را به فرمان او درآوردی و او را بر باد حاکم ساختی و سخن مرغان را به او آموختی و برای او شیطان‌ها را مسخّر کردی که هر یک از آنها بنا کننده و فرو رونده بودند و جماعت دیگران را از دیوان که بسته شده بودند به یکدیگر در غلهای آهنین، این‌ها بخشش توست و بخشش غیر تو نیست و تو به او نزدیک بودی ای نزدیک، که رحمت فرستی بر محمّد (صلی الله علیه و آله) و بر آل محمّد (علیهم السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۰ بحارالأنوار، ج۹۲، ص۲۷۲

۶

(ص/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَسْعَدَهًَْ‌بْنِ‌صَدَقَهًَْ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) حَدِیثٌ طَوِیلٌ یَقُولُ فِیهِ: فَأَتَاهُ قَوْمٌ مِمَّنْ یُظْهِرُونَ الزُّهْدَ وَ یَدْعُونَ النَّاسَ أَنْ یَکُونُوا مَعَهُمْ عَلَی مِثْلِ الَّذِی هُمْ عَلَیْهِ مِنَ التَّقَشُّف أَخْبِرُونِی أَیْنَ أَنْتُمْ عَنْ سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ (علیه السلام) حَیْثُ سَأَلَ اللَّهَ مُلْکاً لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ فَأَعْطَاهُ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ ذَلِکَ وَ کَانَ یَقُولُ الْحَقَّ وَ یَعْمَلُ بِهِ ثُمَّ لَمْ نَجِدِ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَابَ عَلَیْهِ ذَلِکَ وَ لَا أَحَداً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ دَاوُدَ النَّبِیِّ (علیه السلام) قَبْلَهُ فِی مُلْکِهِ وَ شِدَّهًِْ سُلْطَانِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- مسعدهًْ‌بن‌صدقه در حدیثی طولانی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که: گروهی که به زهد و پارسایی تظاهر داشتند و مردم را به همان روش خود که پوشیدن لباس‌های کثیف و نپرداختن به نظافت و پاکیزگی است دعوت می‌کردند، وارد شدند. فرمود: «به من بگویید: شما کجا و سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) کجا؟ او از خداوند درخواست کرد که به وی حکومت و ملکی عنایت فرماید ملکی که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد پس خداوند متعال همه‌ی آنچه را که او خواست، به وی عطا فرمود. سلیمان (علیه السلام) حق را بیان می‌کرد و به آن عمل می‌نمود و ما سراغ نداریم که خداوند متعال، از سلیمان (علیه السلام) یا احدی از مؤمنان به خاطر امکانات دنیایی که در اختیار او بوده، عیب گرفته و او را سرزنش کرده باشد و داود پیامبر (علیه السلام) نیز پیش از او ملک [و مکنت] و سلطنتی نیرومند داشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۲ الکافی، ج۵، ص۶۵/ نورالثقلین

۷

(ص/ ۳۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ صَلَّی صَلَاهًًْ فَقَالَ إِنَّ الشَّیْطَانَ عَرَضَ لِی لِیُفْسِدَ عَلِیَّ الصَّلَاهًَْ فَأَمْکَنَنِیَ اللَّهُ مِنْهُ فَوَدَعْتُهُ وَ لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أُوثِقَهُ إِلَی سَارِیَهًٍْ حَتَّی تُصْبِحُوا وَ تَنْظُرُوا إِلَیْهِ أَجْمَعِینَ فَذَکَرْتُ قَوْلَ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) رَبِّ هَبْ لِی مُلْکاً لا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی فَرَدَّهُ اللهُ خَاسِئاً خَائِباً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حدیث مرفوعی که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام خواندن نماز روایت شده بر این نظر دلالت دارد، ایشان فرمود: شیطان بر من نمایان شد تا نمازم را باطل کنم آن­گاه خداوند مرا بر او چیره گرداند، او را ترک کردم و سعی نمودم که او را به ستون ببندم تا همه شما صبح­گاهان او را ببینید، ولی به یاد این سخن سلیمان افتادم: «ربّ هب لی ملکاً لا ینبغی لأحدٍ من بعدی»، پس خداوند او را رانده شده و نا امید بازگرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۲ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۸۸/ نورالثقلین

۸

(ص/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ: خَرَجَ سُلَیْمَانُ‌بْنُ‌دَاوُدَ (علیه السلام) مِنْ بَیْتِ‌الْمَقْدِسِ وَ مَعَهُ ثَلَاثُمِائَهًِْ أَلْفِ کُرْسِیٍ عَنْ یَمِینِهِ عَلَیْهَا الْإِنْسُ وَ ثَلَاثُمِائَهًِْ أَلْفِ کُرْسِیٍّ عَنْ یَسَارِهِ عَلَیْهَا الْجِنُّ وَ أَمَرَ الطَّیْرَ فَأَظَلَّتْهُمْ وَ أَمَرَ الرِّیحَ فَحَمَلَتْهُمْ حَتَّی وَرَدَ إِیوَانَ کِسْرَی فِی الْمَدَائِنِ ثُمَّ رَجَعَ فَبَاتَ فَاضْطَجَعَ ثُمَّ غَدَا فَانْتَهَی إِلَی مَدِینَهًِْ ترکاوان {بَرْکَاوَانَ} ثُمَّ أَمَرَ الرِّیحَ فَحَمَلَتْهُمْ حَتَّی کَادَتْ أَقْدَامُهُمْ یُصِیبُهَا الْمَاءُ وَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) عَلَی عَمُودٍ مِنْهَا فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: هَلْ رَأَیْتُمْ مَلِکاً قَطُّ أَعْظَمَ مِنْ هَذَا وَ سَمِعْتُمْ بِهِ؟ فَقَالُوا مَا رَأَیْنَا وَ لَا سَمِعْنَا بِمِثْلِهِ. فَنَادَی مَلَکٌ مِنَ السَّمَاءِ ثَوَابُ تَسْبِیحَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ فِی اللَّهِ أَعْظَمُ مِمَّا رَأَیْتُم.

 

امام علی (علیه السلام)- هنگامی‌که سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) از بیت المقدّس بیرون آمد، بر جانب راست او سیصدهزار تخت بود که آدمیان بر آن‌ها نشسته بودند و بر جانب چپ او سیصدهزار تخت بود که جنّیان بر آن‌ها نشسته بودند و پرندگان به فرمان سلیمان (علیه السلام) بر آن‌ها سایه افکنده بودند و باد به فرمان او آن‌ها را حمل می­نمود، تا اینکه به ایوان کسری در مداین رسیدند و از آنجا رو به‌سوی اصطَخر گذاشتند و بعد راهی شدند تا به شهر بَرکاوان رسیدند، سپس باد به فرمان سلیمان (علیه السلام) آن‌ها را در فضای پایین حرکت داد، آن‌چنان که نزدیک بود پاهایشان به آب برسد. آن‌ها به یکدیگر گفتند: «هیچ شنیده­اید یا دیده­اید که پادشاهی چنین شکوهمند باشد»؟ و باز گفتند: «همانند این پادشاهی را نه دیده­ایم و نه شنیده­ایم». در آن دم فرشته­ای از آسمان ندا سر داد: «پاداش یک سبحان الله از آنچه که می­بینید، شکوهمندتر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۲ القمی، ج۲، ص۲۳۸

۹

(ص/ ۳۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یَبْعَثْ أَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) مُلُوکاً فِی الْأَرْضِ إِلَّا أَرْبَعَهًًْ بَعْدَ نُوحٍ (علیه السلام) ذُو الْقَرْنَیْنِ وَ اسْمُهُ عَیَّاشٌ وَ دَاوُدُ وَ سُلَیْمَانُ وَ یُوسُفُ (علیهم السلام) فَأَمَّا عَیَّاشٌ (علیه السلام) فَمَلَکَ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ أَمَّا دَاوُدُ (علیه السلام) فَمَلَکَ مَا بَیْنَ الشَّامَاتِ إِلَی بِلَادِ إِصْطَخْرَ وَ کَذَلِکَ مُلْکُ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ أَمَّا یُوسُفُ (علیه السلام) فَمَلَکَ مِصْرَ وَ بَرَارِیَهَا لَمْ یُجَاوِزْهَا إِلَی غَیْرِهَا. ابْنُ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ رَفَعَهُ إِلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَلَکَ الْأَرْضَ کُلَّهَا أَرْبَعَهًٌْ مُؤْمِنَانِ وَ کَافِرَانِ فَأَمَّا الْمُؤْمِنَانِ
 فَسُلَیْمَانُ‌بْنُ‌دَاوُدَ وَ ذُو الْقَرْنَیْنِ (علیهم السلام) وَ الْکَافِرَانِ نُمْرُودُ وَ بُخْتُ‌نَصَّرَ وَ اسْمُ ذُوالْقَرْنَیْنِ عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌ضَحَّاکِ‌بْنِ‌مَعَد.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند تنها به چهار پیامبر پادشاهی داد که هر چهار نفر پس از نوح (علیه السلام) مبعوث شدند؛ اوّلین آن‌ها ذوالقرنین بود که نام اصلی­اش عیّاش بود و پس از او داود و سلیمان و یوسف (علیهم السلام) به پادشاهی رسیدند. عیّاش از مشرق تا مغرب زمین را تحت تصرّف داشت. قلمرو داود و سلیمان (علیها السلام) از شام تا اصطخر بود و ملک یوسف (علیه السلام)، مصر و صحراهای اطراف آن بود. از محمّدبن‌خالد حدیثی را که سندش را به امام صادق (علیه السلام) رسانده نقل می‌کند که آن امام (علیه السلام) فرمود: «چهار تن بر تمام زمین حکمرانی کردند. که دو تن آن‌ها اهل ایمان و دو تن دیگر کافر بودند. امّا آن دو تنی که اهل ایمان بودند؛ سلیمان‌بن‌داود و ذوالقرنین (علیها السلام) هستند و آن دو تنی که کافر بودند؛ نمرود و بخت‌نصر هستند. نام ذالقرنین عبدالله‌بن‌ضحّاک‌بن‌معد بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۲ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۱۸۱/ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۶/ نورالثقلین

ولایت

۱

(ص/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: کُنْتُ عِنْدَهُ فَذَکَرُوا سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ مَا أُعْطِیَ مِنَ الْعِلْمِ وَ مَا أُوتِیَ مِنَ الْمُلْکِ. فَقَالَ لِی: وَ مَا أُعْطِیَ سُلَیْمَانُ‌بْنُ‌دَاوُدَ (علیه السلام) إِنَّمَا کَانَ عِنْدَهُ حَرْفٌ وَاحِدٌ مِنَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ وَ صَاحِبُکُمُ الَّذِی قَالَ اللَّهُ: قُلْ کَفی بِاللهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ وَ کَانَ وَ اللَّهِ عِنْدَ عَلِیٍّ (علیه السلام) عِلْمُ الْکِتَاب.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌بکیر گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که از سلیمان (علیه السلام) و آنچه از علم و مُلک به وی داده شد، سخن به میان آمد. پس امام (علیه السلام) به من فرمود: «به سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) چه داده شده است؟ نزد او تنها یک حرف از حروف نام اعظم خداوند بود، امّا دوست شما که خداوند درباره‌ی وی فرموده است: بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب [و آگاهی بر قرآن] نزد اوست، میان من و شما گواه باشند»!. (رعد/۴۳) به خدا سوگند که عِلم کتاب نزد علی (علیه السلام) بود!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۴ نورالثقلین

۲

(ص/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ یَهُودِیّاً مِنْ یَهُودِ الشَّامِ وَ أَحْبَارِهِمْ قَالَ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): فَإِنَّ هَذَا سُلَیْمَانُ (علیه السلام) أُعْطِیَ مُلْکاً لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام): لَقَدْ کَانَ کَذَلِکَ وَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أُعْطِیَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا إِنَّهُ هَبَطَ إِلَیْهِ مَلَکٌ لَمْ یَهْبِطْ إِلَی الْأَرْضِ قَبْلَهُ وَ هُوَ مِیکَائِیلُ فَقَالَ لَهُ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)ِ عِشْ مَلِکاً مُنْعَماً وَ هَذِهِ مَفَاتِیحُ خَزَائِنِ الْأَرْضِ مَعَکَ وَ یَسِیرُ مَعَکَ جِبَالُهَا ذَهَباً وَ فِضَّهًًْ وَ لَا یَنْقُصُ لَکَ فِیمَا ادُّخِرَ لَکَ فِی الْآخِرَهًِْ شَیْءٌ. فَأَومَی إِلَی جَبْرَئِیلَ وَ کَانَ خَلِیلَهُ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ فَأَشَارَ عَلَیْهِ أَنْ تَوَاضَعْ. فَقَالَ لَهُ: بَلْ أَعِیشُ نَبِیّاً عَبْداً آکُلُ یَوْماً وَ لَا آکُلُ یَوْمَیْنِ وَ أَلْحَقُ بِإِخْوَانِی مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیه السلام)، فَزَادَهُ اللَّهُ تَعَالَی الْکَوْثَرَ وَ أَعْطَاهُ الشَّفَاعَهًَْ وَ ذَلِکَ أَعْظَمُ مِنْ مُلْکِ الدُّنْیَا مِنْ أَوَّلِهَا إِلَی آخِرِهَا سَبْعِینَ مَرَّهًًْ وَ وَعَدَهُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَقْعَدَهُ اللَّهُ تَعَالِی عَلَی الْعَرْشِ فَهَذَا أَفْضَلُ مِمَّا أُعْطِیَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- [دانشمند یهودی از اهالی شام به امیرالمؤمنین (علیه السلام)] گفت: «به حضرت سلیمان (علیه السلام) است، ملک و سلطنتی عطا شد که هیچ‌کسی پس از او بدان دست نیافت». امام (علیه السلام) فرمود: «همین‌طور است و حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) بهتر و برتر از آن عطا شده، روزی فرشته‌ای بر آن حضرت (صلی الله علیه و آله) نازل شد که پیش از آن به زمین نیامده بود و او همان میکائیل است». عرض کرد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! اگر خواهی پادشاه و منعم باش و این کلیدهای گنجینه‌های زمین با تو است و تمام کوه‌های آن با تو طلا و نقره خواهد شد و این کار ذرّه‌ای از آنچه در آخرت برایت ذخیره شده کم نخواهد کرد، پس اشاره‌ای به جبرئیل که از میان فرشتگان دوست آن حضرت (صلی الله علیه و آله) بود نمود و او را اشاره به تواضع نمود»، پس فرمود: بلکه من نبوّت و بندگی را اختیار کردم که یک روز بخورم و دو روز گرسنه باشم، تا اینکه به برادرانم از انبیاء (علیهم السلام) ملحق شوم، پس خداوند عزّ‌وجلّ به آن حضرت (صلی الله علیه و آله) کوثر و رتبه‌ی شفاعت را عنایت فرمود و این درجه‌ی رفعت و کرامت هفتاد مرتبه عظیم‌تر از ملک دنیا از اوّل تا آخر آن است و او را وعده‌ی مقام محمود فرمود، پس وقتی روز قیامت فرا رسد خداوند عزّوجلّ او را بر روی عرش می‌نشاند، پس این عطا از آنچه به سلیمان (علیه السلام) داده شده بسی برتر و بهتر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۴ نورالثقلین

 

آیه فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْري بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ [36]

 

پس ما باد را مسخّر او ساختيم تا به فرمانش به نرمى به هرجا او مى‌خواهد برود.

۱

(ص/ ۳۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الرُّخَاءُ اللَّیِّنَهًْ.

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- الرُّخَاءُ یعنی به نرمی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۴ القمی، ج۲، ص۲۳۴

۲

(ص/ ۳۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- رُخَاءً، مُطِیعَهُ تَجْرِی إِلَی حَیْثُ یَشَاءُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- رُخاءً یعنی باد مطیع و فرمانبردار او بود و او را هرکجا که می‌خواست می‌برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۷

۳

(ص/ ۳۶)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- وَ رُوِیَ أَنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) کَانَ یَجْلِسُ عَلَی بِسَاطِهِ وَ یَسِیرُ فِی الْهَوَاءِ فَمَرَّ ذَاتَ یَوْمٍ وَ هُوَ سَائِرٌ فِی أَرْضِ کَرْبَلَاءَ فَأَدَارَتِ الرِّیحُ بِسَاطَهُ ثَلَاثَ دَوْرَاتٍ حَتَّی خَافَ السُّقُوطَ فَسَکَنَتِ الرِّیحُ وَ نَزَلَ الْبِسَاطُ فِی أَرْضِ کَرْبَلَاءَ فَقَالَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) لِلرِّیحِ: لِمَ سَکَنْتِی؟ فَقَالَتْ: إِنَّ هُنَا یُقْتَلُ الْحُسَیْنُ (علیه السلام). فَقَالَ: وَ مَنْ یَکُونُ الْحُسَیْنُ (علیه السلام)؟ فَقَالَتْ: هُوَ سِبْطُ مُحَمَّدٍ الْمُخْتَارِ (صلی الله علیه و آله) وَ ابْنُ عَلِیٍ الْکَرَّارِ (علیه السلام). فَقَالَ: وَ مَنْ قَاتِلُهُ؟ قَالَتْ: لَعِینُ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یَزِیدُ فَرَفَعَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) یَدَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ دَعَا عَلَیْهِ وَ أَمَّنَ عَلَی دُعَائِهِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ فَهَبَّتِ الرِّیحُ وَ سَارَ الْبِسَاط.

 

ائمّه (علیهم السلام)- روایت شده است: سلیمان (علیه السلام) بر فرش خود می­نشست و در هوا سیر می­کرد. روزی از روزها که بر فرش خود در گذر بود و بر فراز زمین کربلا سیر می­کرد، باد فرشش را سه دور چنان چرخاند که سلیمان (علیه السلام) از سقوط در هراس افتاد. سپس باد آرام گرفت و فرش او بر زمین کربلا فرود آمد. سلیمان (علیه السلام) به باد فرمود: «چرا ایستادی»؟ باد عرض کرد: «بر این زمین، حسین (علیه السلام) کشته می‌شود». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «حسین (علیه السلام) کیست»؟ باد عرض کرد: «حسین (علیه السلام) فرزند زاده‌ی محمّد مختار (صلی الله علیه و آله) و فرزند علی (علیه السلام)، حیدر کرّار است». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «قاتل او کیست»؟ باد عرض‌کرد: «قاتل او یزید است که آسمانیان و زمینیان همه او را لعنت می‌کنند و لعنت خدا بر او باد»! آنگاه سلیمان (علیه السلام) دست به‌سوی آسمان گشود و یزید را لعنت و نفرین کرد و تمامی انسان­ها و جن­ها آمین گفتند؛ سپس باد وزیدن گرفت و فرش را به حرکت درآورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۶ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۴۴/ البرهان

 

آیه وَ الشَّياطينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ [37]

 

و هر بنا و غوّاصى از شياطين را مسخّر او كرديم.

۱

(ص/ ۳۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ أَیْ فِی الْبَحْر.

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الشَّیاطِینَ کُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ یعنی در دریا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۹۸/ القمی، ج۲، ص۲۳۴

 

آیه وَ آخَرينَ مُقَرَّنينَ فِي الْأَصْفادِ [38]

 

و گروه ديگرى [از شياطين متمرّد] را در غل و زنجير [تحت سلطه‌ی او] قرار داديم.

۱

(ص/ ۳۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ یَعْنِی مُقَیَّدِینَ قَدْ شُدَّ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ وَ هُمُ الَّذِینَ عَصَوْا سُلَیْمَانَ (علیه السلام) حِینَ سَلَبَهُ اللَّهُ عزّوجلّ مُلْکَهُ.

 

علی‌بن‌ابراهیم ( وَآخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفَادِ یعنی با زنجیر به یکدیگر محکم بسته شده‌اند و آن‌ها همان شیطان­هایی بودند که وقتی خداوند عزّ‌وجلّ پادشاهی را از سلیمان (علیه السلام) گرفت، از وی نافرمانی کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۹۸/ القمی، ج۲، ص۲۳۴

 

آیه هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ [39]

 

[و به او گفتيم]: اين عطاى ماست، به هركس مى‌خواهى [و صلاح مى‌بينى] بى‌حساب ببخش و از هركس مى‌خواهى امساك كن.

عطای ما

۱ -۱

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) عِنْدَهُ اسْمُ اللَّهِ الْأَکْبَرُ الَّذِی إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی وَ إِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ وَ لَوْ کَانَ الْیَوْمَ لَاحْتَاجَ إِلَیْنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان (علیه السلام) که اسم اعظم خدا را می‌دانست همان نامی که اگر از وی چیزی خواسته می‌شد، عطا می‌کرد (اگر به‌وسیله‌ی آن، چیزی درخواست می‌کرد به او عطا می‌شد) و اگر به‌وسیله‌ی آن دعایی می‌شد، اجابت می‌گردید اگر امروز در میان ما بود، به ما محتاج می‌شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۲۰

۱ -۲

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) لَمَّا سُلِبَ مُلْکَهُ خَرَجَ عَلَی وَجْهِهِ فَضَافَ رَجُلًا عَظِیماً فَأَضَافَهُ وَ أَحْسَنَ إِلَیْهِ وَ نَزَلَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) مِنْهُ مَنْزِلًا عَظِیماً لِمَا رَأَی مِنْ صَلَاتِهِ وَ فَضْلِهِ. قَالَ: فَزَوَّجَهُ بِنْتَهُ فَقَالَ لَهُ بِنْتُ الرَّجُلِ حِینَ رَأَتْ مِنْهُ مَا رَأَتْ:
بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی مَا أَطْیَبَ رِیحَکَ وَ أَکْمَلَ خِصَالَکَ لَا أَعْلَمُ فِیکَ خَصْلَهًًْ أَکْرَهُهَا إِلَّا أَنَّکَ فِی مَئُونَهًِْ أَبِی. قَالَک فَخَرَجَ حَتَّی أَتَی السَّاحِلَ فَأَعَانَ صَیَّاداً عَلَی سَاحِلِ الْبَحْرِ فَأَعْطَاهُ السَّمَکَهًَْ الَّتِی وَجَدَ فِی بَطْنِهَا خَاتَمَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌سالم از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: وقتی سلیمان (علیه السلام) از پادشاهی خود برکنار شد، از میان قوم خود رفت و مهمان مرد بزرگی شد و آن مرد، میزبان سلیمان (علیه السلام) شد و بسیار به او نیکی کرد و چون نماز و نیکی او را دید، سلیمان (علیه السلام) در نظرش جایگاهی والا یافت و ازاین‌رو دخترش را به عقد او درآورد. وقتی دختر آن مرد، کردار سلیمان (علیه السلام) را دید به او گفت: «پدر و مادرم به فدایت! چه خُلق نیک و چه منش بی­عیبی داری! من در تو هیچ کردار ناپسندی نمی­بینم، جز آنکه هزینه­ات را پدرم می‌دهد». سلیمان (علیه السلام) بیرون رفت و به ساحل دریا رسید و در آنجا به مردی ماهیگیر کمک کرد و ماهیگیر، همان ماهی‌ای که سلیمان (علیه السلام) انگشترش را در شکمش یافت، به او داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۶۹/ البرهان

۱ -۳

(ص/ ۳۹)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- وَرَدَ عَنْ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) أَنَّ طَعَامَهُ کَانَ فِی کُلِّ یَوْمٍ مِلْحُهُ سَبْعَهًَْ أَکْرَارٍ فَخَرَجَتْ دَابَّهًٌْ مِنْ دَوَابِّ الْبَحْرِ یَوْماً وَ قَالَ: یَا سُلَیْمَانُ (علیه السلام) أَضِفْنِی الْیَوْمَ. فَأَمَرَ أَنْ یُجْمَعَ لَهَا مِقْدَارُ سِمَاطِهِ شَهْراً فَلَمَّا اجْتَمَعَ ذَلِکَ عَلَی سَاحِلِ الْبَحْرِ وَ صَارَ کَالَجَبَلِ الْعَظِیمِ أَخْرَجَتِ الْحُوتُ رَأْسَهَا وَ ابْتَلَعَتْهُ وَ قَالَتْ یَا سُلَیْمَانُ (علیه السلام) أَیْنَ تَمَامُ قُوتِیَ الْیَوْمَ؟ فَإِنَّ هَذَا بَعْضُ طَعَامِی. فَأَعْجَبَتْ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ قَالَ لَهَا: هَلْ فِی الْبَحْرِ دَابَّهًٌْ مِثْلُکِ؟ فَقَالَتْ: أَلْفُ دَابَّهًٍْ. فَقَالَ سُلَیمان (علیه السلام) سُبْحَانَ اللَّهِ الْمَلِکِ الْعَظِیمِ فِی قُدْرَتِهِ یَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ وَ أَمَّا نِعْمَهًُْ اللَّهِ الْوَاسِعَهًُْ: فَقَدْ قَالَ لِدَاوُدَ (علیه السلام): یَا دَاوُدُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَوْ أَنَّ أَهْلَ سَموَاتِی وَ أَرْضِی أَمَّلُونِی فَأَعْطَیْتُ کُلَّ مُؤَمِّلٍ أَمَلَهُ وَ بِقَدْرِ دُنْیَاکُمْ سَبْعِینَ ضِعْفاً، لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ إِلَّا کَمَا یَغْمِسُ أَحَدُکُمْ إِبْرَهًًْ فِی الْبَحْرِ وَ یَرْفَعُهَا فَکَیْفَ یَنْقُصُ شَیْءٌ أَنَا قَیِّمُهُ؟.

 

ائمّه (علیهم السلام)- مقدار غذای سلیمان (علیه السلام) در یک روز، هفت کُر بوده است. روزی حیوانی از حیوانات دریا سر برآورد و عرض‌کرد: «ای سلیمان (علیه السلام)! امروز مرا مهمان کن». سلیمان (علیه السلام) فرمان داد تا به اندازه‌ی خوراک یک ماهش برای آن حیوان غذا فراهم آورند. وقتی آن مقدار غذا همچون کوهی بزرگ بر ساحل دریا جمع آمد، آن ماهی سر برآورد و همه را بلعید و عرض‌کرد: «ای سلیمان (علیه السلام)! آن گوشه­ای از غذای من بود، بقیّه‌ی آن کجاست»؟ سلیمان (علیه السلام) به شگفت آمد و فرمود: «آیا در دریا حیوانی همانند تو وجود دارد»؟ ماهی عرض‌کرد: «هزار گونه حیوان». سلیمان (علیه السلام) فرمود: «به‌راستی‌که خداوند پادشاهِ پرتوان، در قدرت خود پاک و منزّه است و چیزهایی می­آفریند که کسی از آن‌ها خبر ندارد و امّا نعمت فراخ خداوند متعال چنان است که به داود (علیه السلام) فرمود: ای داود! به شکوه و بزرگی­ام سوگند! اگر همه‌ی آسمانیان و زمینیان چیزی را از من آرزو کنند، همچنان‌که یکی از شما سوزنی را به دریا فرو برد و بیرون آورد، آرزوی هر آرزومندی را هفتاد بار بزرگ­تر از دنیای شما به او عطا می­کنم، پس چگونه ممکن است چیزی که من استوارش داشته­ام، رو به کاستی گذارد»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۸ البرهان

علم، تقیه

۱

(ص/ ۳۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّکْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ قُلْتُ فَأَنْتُمُ الْمَسْئُولُونَ وَ نَحْنُ السَّائِلُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَقّاً عَلَیْنَا أَنْ نَسْأَلَکُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَقّاً عَلَیْکُمْ أَنْ تُجِیبُونَا قَالَ لَا ذَاکَ إِلَیْنَا إِنْ شِئْنَا فَعَلْنَا وَ إِنْ شِئْنَا لَمْ نَفْعَلْ أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- وشّاء گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض‌کردم: «فدایت شوم! فَسْئَلُوا اهل الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ، یعنی چه»؟ فرمود: «مائیم اهل ذکر و مائیم پرسش‌شوندگان». عرض‌کردم: «شما پرسش‌شونده و ما پرسش کننده‌ایم»؟ فرمود: «آری»! عرض‌کردم: «بر ماست که از شما بپرسیم»؟ فرمود: «آری»! عرض‌کردم: «بر شماست که به ما پاسخ دهید»؟ فرمود: «نه! اختیار با ماست، اگر خواستیم پاسخ دهیم و اگر نخواستیم پاسخ ندهیم، مگر نشنیدی سخن خدای تبارک‌وتعالی را: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۸ الکافی، ج۱، ص۲۱۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۲۵۹؛ «بتفاوت لفظی»/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۶۴/ نورالثقلین

۲

(ص/ ۳۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ مَنِ الْمُعَنْوَنُ بِذَلِکَ قَالَ نَحْنُ قُلْتُ فَأَنْتُمُ الْمَسْئُولُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ نَحْنُ السَّائِلُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَعَلَیْنَا أَنْ نَسْأَلَکُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ وَ عَلَیْکُمْ أَنْ تُجِیبُونَا قَالَ لَا ذَاکَ إِلَیْنَا وَ إِنْ شِئْنَا فَعَلْنَا وَ إِنْ شِئْنَا تَرَکْنَا ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه: اگر خود نمی‌دانید از اهل کتاب بپرسید (انبیاء/۷)، پرسیدم: «منظور از اهل ذکر که ما باید از آن‌ها بپرسم چه کسانی هستند؟ امام (علیه السلام) فرمود: «ما هستیم». گفتم: «از شما باید سؤال شود»؟ فرمود: «آری»! عرض‌کردم: «سؤال‌کننده ما هستیم»؟ فرمود: «بلی»! گفتم: «پس ما باید از شما سؤال کنیم»؟ جواب داد: «آری»! گفتم: «بر شما واجب است جواب ما را بدهید»؟ فرمود: «نه! این امر برای ما اختیاری است، اگر خواستیم جواب می‌دهیم، درصورتی‌که نخواهیم جواب نمی‌دهیم بعد این آیه را خواند: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۷۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۷۴/ بصایرالدرجات، ص۴۲/ القمی، ج۲، ص۶۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۷۰؛ «عنی» بدل «المعنون»/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۸۱/ نورالثقلین

۳

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامِ فَوَّضَ اللَّهُ إِلَیْهِ کَمَا فَوَّضَ إِلَی سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ (علیه السلام) فَقَالَ نَعَمْ وَ ذَلِکَ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَهُ عَنْ مَسْأَلَهًٍْ فَأَجَابَهُ فِیهَا وَ سَأَلَهُ آخَرُ عَنْ تِلْکَ الْمَسْأَلَهًِْ فَأَجَابَهُ بِغَیْرِ جَوَابِ الْأَوَّلِ ثُمَّ سَأَلَهُ آخَرُ فَأَجَابَهُ بِغَیْرِ جَوَابِ الْأَوَّلَیْنِ ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَعْطِ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ هَکَذَا هِیَ فِی قِرَاءَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَحِینَ أَجَابَهُمْ بِهَذَا الْجَوَابِ یَعْرِفُهُمُ الْإِمَامُ قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ أَ‌مَا تَسْمَعُ اللَّهَ یَقُولُ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ وَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ وَ إِنَّها لَبِسَبِیلٍ مُقِیمٍ لَا یَخْرُجُ مِنْهَا أَبَداً ثُمَّ قَالَ لِی نَعَمْ إِنَّ الْإِمَامَ إِذَا أَبْصَرَ إِلَی الرَّجُلِ عَرَفَهُ وَ عَرَفَ لَوْنَهُ وَ إِنْ سَمِعَ کَلَامَهُ مِنْ خَلْفِ حَائِطٍ عَرَفَهُ وَ عَرَفَ مَا هُوَ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ وَ هُمُ الْعُلَمَاءُ فَلَیْسَ یَسْمَعُ شَیْئاً مِنَ الْأَمْرِ یَنْطِقُ بِهِ إِلَّا عَرَفَهُ نَاجٍ أَوْ هَالِکٌ فَلِذَلِکَ یُجِیبُهُمْ بِالَّذِی یُجِیبُهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله بن سلیمان گوید: از ایشان درباره‌ی امام پرسیدم که: «آیا خداوند آنچه را به سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) تفویض نموده، به امام نیز تفویض نموده است»؟ فرمود: «بلی! و دلیل این امر آن است که مردی از وی (حضرت علی (علیه السلام)) مسئله‌ای پرسید و ایشان آن را پاسخ گفت. سپس دیگری همان سؤال را از وی پرسید و ایشان پاسخ دیگری به سؤال وی داد و آنگاه شخص سوّمی همان سؤال را مطرح نمود و امام (علیه السلام) پاسخی متفاوت با دو پاسخ قبلی به وی داد». و سپس فرمود: «هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَعطِ بِغَیْرِ حِسَابٍ، این آیه با قرائت علی (علیه السلام) به همین شکل است». عرض کردم: «خداوند تو را خیر دهد! آیا امامی که این پاسخ‌ها را می‌فرمود، افراد سؤال کننده را می‌شناخت»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «سبحان الله! نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: در این عبرتهاست برای پژوهندگان (حجر/۷۵) و آن‌ها امامان (علیهم السلام) هستند، و آن شهر اکنون بر سر راه کاروانیان است (حجر/۷۶) که هرگز از آن خارج نمی‌شود». سپس به من فرمود: «آری! اگر نظر امام بر مردی بیفتد، او را می‌شناسد و رنگ او را می­شناسد و اگر سخن وی را از پشت دیواری بشنود، او را و اینکه کیست (نسب او را) می‌شناسد. خداوند متعال می‌فرماید: و از نشانه‌های قدرت اوست آفرینش آسمانها و زمین، و اختلاف زبانها و رنگهایتان. در این عبرتهایی است برای دانایان (روم/۲۲) و آن‌ها علما هستند، زیرا هیچ سخنی نیست که بشنود، امّا آن را نشناسد و نداند که رستگار یا هلاک‌شونده است [مگر اینکه آن را می‌شناسد و می‌داند که رستگار است یا هلاک‌شونده]؛ ازاین‌رو پاسخ آن‌ها را به گونه‌ای می‌دهد که آن‌ها را مجاب کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۰ الکافی، ج۱، ص۴۳۸/ نورالثقلین

۴

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُوسَی‌بْنِ‌أَشْیَمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فَسَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَهًٍْ فَأَجَابَنِی فَبَیْنَا أَنَا جَالِسٌ إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْهَا بِعَیْنِهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِی ثُمَّ جَاءَهُ رَجُلٌ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْهَا بِعَیْنِهَا فَأَجَابَهُ بِخِلَافِ مَا أَجَابَنِی وَ أَجَابَ صَاحِبِی فَفَزِعْتُ مِنْ ذَلِکَ وَ عَظُمَ عَلَیَّ فَلَمَّا خَرَجَ الْقَوْمُ نَظَرَ إِلَیَّ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ کَأَنَّکَ جَزِعْتَ قُلْتُ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ إِنَّمَا جَزِعْتُ مِنْ ثَلَاثِ أَقَاوِیلَ فِی مَسْأَلَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ (علیه السلام) أَمْرَ مُلْکِهِ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَوَّضَ أَمْرَهُ إِلَی الْأَئِمَّهًِْ مِنَّا وَ إِلَیْنَا مَا فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فَلَا تَجْزَعْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- موسی‌بن‌اشیم گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و مسأله‌ای سؤال کردم، جوابش را فرمود همان جا نشسته بودم، مردی آمد همان سؤال را کرد امام (علیه السلام) برخلاف جواب من به او پاسخ داد دراین‌موقع مرد دیگری وارد شد از همان مسأله‌ی به‌خصوص سؤال کرد، امام (علیه السلام) برخلاف جواب من و جوابی که به آن دیگری داده بود به این مرد سوّم پاسخ داد، من سخت ناراحت شدم و بسیار در نظرم گران آمد، وقتی مردم رفتند نگاهی به من نموده، فرمود: «پسر اشیم! مثل اینکه ناراحت شدی»!؟ عرض‌کردم: «فدایت شوم! من ناراحت شدم که در یک مسأله‌ی به‌خصوص سه جواب دادید». فرمود: «پسر اشیم! خداوند امور مملکتش را به سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) سپرد، در این آیه می‌فرماید: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ، به محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز امور دین را تفویض نموده، فرموده است: هرچه پیامبر به شما داد بستانید، و از هرچه شما را منع کرد اجتناب کنید (حشر/۷)، و خداوند به پیشوایان از ما خانواده و به ما واگذاشته آنچه به محمّد (صلی الله علیه و آله) واگذاشته است، ناراحت نباش».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۰ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۴۰/ الاختصاص، ص۳۲۹/ بصایرالدرجات، ص۳۸۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۷۰؛ «و فوض الی محمد... الی آخر» محذوف/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۰۵؛ «بتفاوت لفظی»

۵

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُوسَی‌بْنِ‌أَشْیَمَ قَال: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آیَهًٍْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عزّوجلّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَیْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْکَ الْآیَهًِْ فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَ بِهِ الْأَوَّلَ فَدَخَلَنِی مِنْ ذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّی کَأَنَّ قَلْبِی یُشْرَحُ بِالسَّکَاکِینِ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی تَرَکْتُ أَبَا قَتَادَهًَْ بِالشَّامِ لَا یُخْطِئُ فِی الْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَی هَذَا یُخْطِئُ هَذَا الْخَطَأَ کُلَّهُ فَبَیْنَا أَنَا کَذَلِکَ إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْکَ الْآیَهًِْ فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَنِی وَ أَخْبَرَ صَاحِبَیَّ فَسَکَنَتْ نَفْسِی فَعَلِمْتُ أَنَّ ذَلِکَ مِنْهُ تَقِیَّهًٌْ قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ لِی یَا ابْنَ أَشْیَمَ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ فَوَّضَ إِلَی سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِساب.

 

امام صادق (علیه السلام)- موسی‌بن‌اشیم گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که مردی درباره‌ی آیه‌ای از قرآن پرسید و حضرت (علیه السلام) جوابش را پاسخ داد، سپس مردی وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت (علیه السلام) برخلاف آنچه به اوّلی فرموده بود به او جواب گفت، از اختلاف گویی آن حضرت (علیه السلام) آنچه خدا خواهد در دلم وارد شد، به‌طوری‌که گویا دلم را با کاردها می‌برند. با خود گفتم من ابوقتاده را که در یک «واو» اشتباه نمی‌کرد، در شام رها کردم و نزد این مرد آمدم که چنین اشتباه بزرگی می‌کند، در آن میان که من آن افکار داشتم، مرد دیگری وارد شد و از همان آیه سؤال کرد، حضرت (علیه السلام) برخلاف آنچه به من و [دو] رفیقم گفته بود به او جواب داد، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اختلاف گویی حضرت (علیه السلام) به خاطر تقیّه است. سپس آن حضرت (علیه السلام) به من توجّه کرد و فرمود: «پسر اشیم! خدای عزّ‌وجلّ امر را به سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) واگذار کرد و فرمود: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِساب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۰ الکافی، ج۱، ص۲۶۵/ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۵۰/ الاختصاص، ص۳۳۰؛ «بتفاوت لفظی»/ بصایرالدرجات، ص۳۸۵/ نورالثقلین

۶

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَمَّادِ‌بْنِ‌عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ الْأَحَادِیثَ تَخْتَلِفُ عَنْکُمْ قَالَ فَقَالَ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَحْرُفٍ وَ أَدْنَی مَا لِلْإِمَامِ أَنْ یُفْتِیَ عَلَی سَبْعَهًِْ وُجُوهٍ ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمّاد بن عثمان گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «روایت‌هایی که از شما به ما می‌رسد مختلف است». امام (علیه السلام) فرمود: «قرآن بر هفت حرف نازل شده است و کمترین رخصتی که برای امام هست این است که به هفت صورت فتوی بدهد سپس فرمود: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۲ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۴۹/ العیاشی، ج۱، ص۱۲/ الخصال، ج۲، ص۳۵۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۰۵/ نورالثقلین

ولیمه، إنفاق

۱

(ص/ ۳۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحَکَمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَال أَوْلَمَ أَبُوالْحَسَنِ‌مُوسَی (علیه السلام) وَلِیمَهًًْ عَلَی بَعْضِ وُلْدِهِ فَأَطْعَمَ أَهْلَ الْمَدِینَهًِْ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ الْفَالُوذَجَاتِ فِی الْجِفَانِ فِی الْمَسَاجِدِ وَ الْأَزِقَّهًِْ فَعَابَهُ بِذَلِکَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَدِینَهًِْ فَبَلَغَهُ (علیه السلام) ذَلِکَ فَقَالَ مَا آتَی اللَّهُ عزّوجلّ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِهِ (علیهم السلام) شَیْئاً إِلَّا وَ قَدْ آتَی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) مِثْلَهُ وَ زَادَهُ مَا لَمْ یُؤْتِهِمْ قَالَ لِسُلَیْمَانَ (علیه السلام) هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- از علی‌بن‌حکم نقل شده است: امام کاظم (علیه السلام) در ولیمه‌ی یکی از فرزندان خود سه روز اهل مدینه را غذا داد؛ در دیگ‌های بزرگ در مساجد و بازارها حلوا می‌داد، یکی از اهل مدینه بر این کار امام (علیه السلام) خرده گرفت. ایشان سخن او را شنید، فرمود: «خداوند هرچه به پیامبران پیشین داده به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز مانند آن را عنایت کرده و اضافی نیز داده است، به سلیمان (علیه السلام) فرموده: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ و به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) فرموده است: هرچه پیامبر به شما داد بستانید، و از هرچه شما را منع کرد اجتناب کنید (حشر/۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۲ الکافی، ج۶، ص۲۸۱/ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۱۱۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۳۰۷/ نورالثقلین

۲

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ دَاوُدَ الرَّقِّیَّ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فَقَالَ لِی مَا لِی أَرَی لَوْنَکَ مُتَغَیِّراً قُلْتُ غَیَّرَهُ دَیْنٌ فَاضِحٌ عَظِیمٌ وَ قَدْ هَمَمْتُ بِرُکُوبِ الْبَحْرِ إِلَی السِّنْدِ لِإِتْیَانِ أَخِی فُلَانٍ قَالَ إِذَا شِئْتَ قُلْتُ یُرَوِّعُنِی عَنْهُ أَهْوَالُ الْبَحْرِ وَ زَلَازِلُهُ قَالَ إِنَّ الَّذِی یَحْفَظُ فِی الْبَرِّ هُوَ حَافِظٌ لَکَ فِی الْبَحْرِ یَا دَاوُدُ لَوْ لَا اسْمِی وَ رُوحِی لَمَا اطَّرَدَتِ الْأَنْهَارُ وَ لَا أَیْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ لَا اخْضَرَّتِ الْأَشْجَارُ قَالَ دَاوُدُ فَرَکِبْتُ الْبَحْرَ حَتَّی إِذَا کُنْتُ بِحَیْثُ مَا شَاءَ اللَّهُ مِنْ سَاحِلِ الْبَحْرِ بَعْدَ مَسِیرَهًِْ مِائَهًٍْ وَ عِشْرِینَ یَوْماً خَرَجْتُ قَبْلَ الزَّوَالِ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ فَإِذَا السَّمَاءُ مُتَغَیِّمَهًٌْ وَ إِذَا نُورٌ سَاطِعٌ مِنْ قَرْنِ السَّمَاءِ إِلَی جَدَدِ الْأَرْضِ وَ إِذَا صَوْتٌ خَفِیٌّ یَا دَاوُدُ هَذَا أَوَانُ قَضَاءِ دَیْنِکَ فَارْفَعْ رَأْسَکَ قَدْ سَلِمْتَ قَالَ فَرَفَعْتُ رَأْسِی وَ نُودِیتُ عَلَیْکَ بِمَا وَرَاءَ الْأَکَمَهًِْ الْحَمْرَاءِ فَأَتَیْتُهَا فَإِذَا صَفَائِحُ مِنْ ذَهَبٍ أَحْمَرَ مَمْسُوحٌ أَحَدُ جَانِبَیْهِ وَ فِی الْجَانِبِ الْآخَرِ مَکْتُوبٌ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ فَقَبَضْتُهَا وَ لَهَا قِیمَهًٌْ لَا تُحْصَی فَقُلْتُ لَا أُحْدِثُ فِیهَا حَتَّی آتِیَ الْمَدِینَهًَْ فَقَدِمْتُهَا فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ لِی یَا دَاوُدُ إِنَّمَا عَطَاؤُنَا لَکَ النُّورُ الَّذِی سَطَعَ لَکَ لَا مَا ذَهَبْتَ إِلَیْهِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهًِْ وَ لَکِنْ هُوَ لَکَ هَنِیئاً مَرِیئاً عَطَاءً مِنْ رَبٍّ کَرِیمٍ فَاحْمَدِ اللَّهَ قَالَ دَاوُدُ فَسَأَلْتُ مُعَتِّباً خَادِمَهُ فَقَالَ کَانَ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ یُحَدِّثُ أَصْحَابَهُ مِنْهُمْ خَیْثَمَهًُْ وَ حُمْرَانُ وَ عَبْدُ الْأَعْلَی مُقْبِلًا عَلَیْهِمْ بِوَجْهِهِ یُحَدِّثُهُمْ بِمِثْلِ مَا ذَکَرْتَ فَلَمَّا حَضَرَتِ الصَّلَاهًُْ قَامَ فَصَلَّی بِهِمْ فَسَأَلْتُ هَؤُلَاءِ جَمِیعاً فَحَکَوْا لِیَ الْحِکَایَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داود رقّی گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم، به من فرمود: «چرا رنگت پریده»؟ عرض کردم: «قرض بسیار بزرگی دارم، تصمیم گرفته‌ام با کشتی به‌طرف هند بروم پیش فلان برادرم». فرمود: «هر وقت تصمیم داری، حرکت کن». گفتم: «از سوارشدن کشتی می‌ترسم». فرمود: «کسی که در خشکی حافظ انسان است در دریا نیز حفظ می‌کند، داود! اگر اسم و روح من نبود، رودها جریان نداشت و میوه‌ها نمی‌رسید و درخت‌ها سبز نمی‌شد». داود گفت: «سوار کشتی شدم، بالأخره به جایی [از ساحل دریا که خدا می‌خواست] رسیدم، پس از صدوبیست روز راه در ساحل دریا، روز جمعه‌ای قبل از ظهر بیرون آمدم، هوا ابر بود نوری از فراز آسمان بر زمین می‌تابید، ناگاه صدای آهسته‌ای شنیدم، می‌فرمود: «داود! اکنون هنگام پرداخت قرض تو رسیده سر خود را بلند کن. [قطعاً رهایی یافتی] همین‌که سر بلند کردم صدایی شنیدم که؛ برو پشت آن تپّه‌ی سرخ رنگ. پشت تپّه رفتم، دیدم صفحه‌هایی از طلای قرمز که یک طرف آن صاف ولی بر طرف دیگر نوشته هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ. آن‌ها را برداشتم، بسیار باارزش بود. با خود گفتم دست نمی‌زنم تا به مدینه برسم. خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم». فرمود: «داود! عطای ما همان نوری بود که برای تو درخشید نه آن طلا و نقره، ولی آن هم مال تو است. گوارا باد! لطف خدای کریم است، خدا را سپاس‌گزاری کن». از معتب خادم امام (علیه السلام) پرسیدم، گفت: «در آن موقع مشغول حدیث فتن با خیثمه و حمران و عبدالاعلی بود، روی به‌جانب آن‌ها نموده همین جریان را نقل می‌کرد موقع نماز که شد از جای حرکت کرد و با آن‌ها نماز خواند». از آن‌ها نیز پرسیدم تمام جریان را نقل کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۲ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۱۰۰

انفال

۱

(ص/ ۳۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفالِ قَالَ مَا کَانَ لِلْمُلُوکِ فَهُوَ لِلْإِمَامِ قُلْتُ فَإِنَّهُمْ یُقْطِعُونَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ أَوْلَادَهُمْ وَ نِسَاءَهُمْ وَ ذَوِی قَرَابَتِهِمْ وَ أَشْرَافَهُمْ حَتَّی بَلَغَ ذِکْرٌ مِنَ الْخِصْیَانِ فَجَعَلْتُ لَا أَقُولُ فِی ذَلِکَ شَیْئاً إِلَّا قَالَ وَ ذَلِکَ حَتَّی قَالَ تُعْطَی مِنْهُ الدِّرْهَمَ إِلَی الْمِائَهًِْ و الْأَلْفِ ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این سخن خدای تبارک‌وتعالی: تو را از غنایم جنگی می‌پرسند (انفال/۱) پرسیدم و ایشان فرمود: «هرچه از آن پادشاهان است، برای امام است». عرض کردم: «امّا آنان آنچه را در دست دارند به فرزندان و زنان و خویشاوندان و اشراف خود، به‌صورت اقطاع می‌دهند». تا اینکه از خواجگان نیز یاد شد. هرچه را می­گفتم، می‌فرمود: «و آن نیز از آن ماست». تا اینکه فرمود: «از آن اموال، (مبلغی را) که بین یک درهم تا صد هزار است، عطا می‌کند». سپس فرمود: «هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسَابٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۴ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۲۱۱

مصداق‌ها: پیامبر و ائمّه

۱

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ قَالَ أَعْطَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام) مُلْکاً عَظِیماً ثُمَّ جَرَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَکَانَ لَهُ أَنْ یُعْطِیَ مَا شَاءَ مَنْ شَاءَ وَ یَمْنَعَ مَنْ شَاءَ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ أَفْضَلَ مِمَّا أَعْطَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام) لِقَوْلِهِ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- زید بن شحّام گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند متعال: هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسَابٍ پرسیدم، ایشان فرمود: «آیه درباره‌ی سلیمان (علیه السلام) است که پادشاهی شکوهمندی به او عطا شده بود، سپس این آیه درباره‌ی رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) جاری شد. ایشان چنان مقامی داشت که هرچه می­خواست به هرکس که خود می­خواست عطا می­کرد و از هرکس که خود می­خواست، دریغ می­کرد و این‌گونه خداوند بخششی برتر از آنچه به سلیمان (علیه السلام) داده بود، به ایشان عطا کرد و فرمود: مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۴ الکافی، ج۱، ص۲۶۸/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۳۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- وَ اللَّهِ أُوتِینَا مَا أُوتِیَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) وَ مَا لَمْ یُؤْتَ سُلَیْمَانُ (علیه السلام) وَ مَا لَمْ یُؤْتَ أَحَدٌ مِنَ الْعَالَمِینَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ فِی قِصَّهًِْ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ قَالَ فِی قِصَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- به خدا قسم! آنچه به سلیمان (علیه السلام) داده شده به ما نیز داده شده، به‌علاوه چیزهایی به ما عطا شده که به سلیمان (علیه السلام) و هیچ‌کس دیگر از جهانیان داده نشده است، به دلیل اینکه خداوند در داستان سلیمان (علیه السلام) فرموده: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ و لکن در مورد حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) فرموده است: هرچه پیامبر به شما داد بستانید، و از هرچه شما را منع کرد اجتناب کنید (حشر/۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۵۹

۳

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَا أَعْطَی اللَّهُ نَبِیّاً شَیْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَعْطَاهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) قَالَ لِسُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ (علیه السلام) فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند هرچه به پیامبران پیشین داده به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز آن را عنایت کرده. (خداوند به پیامبری چیزی نداده مگر آنکه آن را به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) داده است) به سلیمان‌بن‌داود (علیه السلام) فرموده: فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ و به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) فرموده است: هرچه پیامبر به شما داد بستانید، و از هرچه شما را منع کرد اجتناب کنید (حشر/۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۴ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۱۱/ بصایرالدرجات، ص۳۸۲

۴

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْمَاعِیلَ‌بْنِ‌عَبْدِ الْعَزِیزِ قَالَ: قَالَ لِی جَعْفَرُ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یُفَوَّضُ إِلَیْه إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَوَّضَ إِلَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام) مُلْکَهُ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) نَبِیِّهِ فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَقَالَ رَجُلٌ إِنَّمَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مُفَوَّضاً إِلَیْهِ فِی الزَّرْعِ وَ الضَّرْعِ فَلَوَی جَعْفَرٌ (علیه السلام) عَنْهُ عُنُقَهُ مُغْضَباً فَقَالَ فِی کُلِّ شَیْءٍ وَ اللَّهِ فِی کُلِّ شَیْءٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از اسماعیل‌بن‌عبدالعزیز روایت شده که وی گفت: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: امر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تفویض می­شد. خداوند تبارک و تعالی مُلک خود را به حضرت سلیمان (علیه السلام) تفویض نمود و فرمود: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ و به پیامبر خود حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) تفویض امر نمود و فرمود: هرچه پیامبر به شما داد بستانید، و از هرچه شما را منع کرد اجتناب کنید (حشر/۷) مردی عرض کرد: به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فقط در کشاورزی و دامداری تفویض امر شده بوده! ناگاه امام (علیه السلام) خشمناک رو از آن مرد گرداند و فرمود: «در همه چیز، به خدا سوگند در همه چیز».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۶ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۹/ بصایرالدرجات، ص۳۸۰

۵

(ص/ ۳۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زَکَرِیَّا الزُّجَاجِیِّ قَال: سَمِعْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَذْکُرُ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) کَانَ فِیمَا وُلِّیَ بِمَنْزِلَهًِْ سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ (علیه السلام) قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زکریّا زجاجی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در مورد اختیاراتی که به او داده شده به منزله‌ی سلیمان‌بن‌داود (علیها السلام) است که خداوند در این آیه می‌فرماید: فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۶ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۳۵/ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۱۴۷/ بصایرالدرجات، ص۳۸۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۳

۶

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عُبَیْدَهًَْ الْحَذَّاءِ قَالَ: ... فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ یَا بَا عُبَیْدَهًَْ إِنَّهُ لَمْ یَمُتْ مِنَّا مَیِّتٌ حَتَّی یُخَلِّفَ مِنْ بَعْدِهِ مَنْ یَعْمَلُ بِمِثْلِ عَمَلِهِ وَ یَسِیرُ بِمِثْلِ سِیرَتِهِ وَ یَدْعُو إِلَی مِثْلِ الَّذِی دَعَا إِلَیْهِ یَا بَا عُبَیْدَهًَْ إِنَّهُ لَمْ یَمْنَعِ اللَّهُ مَا أَعْطَی دَاوُدَ (علیه السلام) أَنْ أَعْطَی سُلَیْمَانَ أَفْضَلَ مِمَّا أَعْطَی دَاوُدَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ قَالَ قُلْتُ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ نَعَمْ یَا بَا عُبَیْدَهًَْ إِنَّهُ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حَکَمَ بِحُکْمِ دَاوُدَ وَ سُلَیْمَانَ (علیها السلام) لَا یَسْأَلُ النَّاسَ بَیِّنَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعبیده حذاء گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یا اباعبیده! از ما یک نفر از دنیا نمی‌رود، مگر اینکه یکی دیگر جانشین او می‌شود که مانند او عمل می کند و به روش او رفتار می نماید و به همان راه دعوت می‌کند. یا ابا عبیده! خداوند مانع نشد که آنچه به داود (علیه السلام) داد، به سلیمان (علیه السلام) بهتر از آن عنایت کند. سپس فرمود: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ». گفتم: «خداوند چه چیزی عطا نموده»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «یا اباعبیده! زمانی که قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند به حکم داود و سلیمان (علیها السلام) حکم می کند و از مردم دلیل و بیّنه نمی‌خواهد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۷۶/ بصایرالدرجات، ص۵۱۰

ارث

۱

(ص/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَدَّبَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا انْتَهَی بِهِ إِلَی مَا أَرَادَ قَالَ لَهُ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ فَفَوَّضَ إِلَیْهِ دِینَهُ فَقَالَ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ فَرَضَ الْفَرَائِضَ وَ لَمْ یَقْسِمْ لِلْجَدِّ شَیْئاً وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَطْعَمَهُ السُّدُسَ فَأَجَازَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ لَهُ ذَلِکَ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای تبارک‌وتعالی پیغمبرش را تربیت نمود و چون به آنجا که خدا می‌خواست رسید، درباره‌ی او فرمود: و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری! (قلم/۴)، سپس امر دینش را به او واگذاشت و فرمود: هرچه پیامبر به شما داد بستانید، و از هرچه شما را منع کرد اجتناب کنید (حشر/۷). خدای عزّ‌وجلّ سهام ارث را معیّن کرد و برای جدّ میّت چیزی قرار نداد، رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) شش یکِ مال میّت را طعمه و بهره‌ی او ساخت. خدای عزّوجلّ هم این را برای او اجازه کرد برای همین است که خدای عزّ‌وجلّ فرماید: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۶ الکافی، ج۱، ص۲۶۷/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۵/ بصایرالدرجات، ص۳۷۹؛ «بتفاوت»/ نورالثقلین

حدود

۱

(ص/ ۳۹)

 

الهادی (علیه السلام)- سَأَلَ یَحْیَی‌بْنُ‌أَکْثَمَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی ... فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ الثَّالِث: ... أَمَّا الرَّجُلُ الَّذِی اعْتَرَفَ بِاللِّوَاطِ فَإِنَّهُ لَمْ تَقُمْ عَلَیْهِ بَیِّنَهًٌْ وَ إِنَّمَا تَطَوَّعَ بِالْإِقْرَارِ مِنْ نَفْسِهِ وَ إِذَا کَانَ لِلْإِمَامِ الَّذِی مَنَّ اللَّهُ أَنْ یُعَاقِبَ عَنِ اللَّهِ کَانَ لَهُ أَنْ یَمُنَّ عَنِ اللَّهِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ هذا عَطاؤُنا الْآیَهًَْ قَدْ أَنْبَأْنَاکَ بِجَمِیعِ مَا سَأَلْتَنَاهُ فَاعْلَمْ ذَلِکَ.

 

امام هادی (علیه السلام)- یحیی‌بن‌اکثم در مورد برخی آیات از امام هادی (علیه السلام) سؤالاتی کرد، امام (علیه السلام) فرمود: ... امّا مردی که به همجنس‌گرایی اعتراف کرده و [بیّنه] و دلیلی بر او اقامه نشده بلکه به طیب خاطر و خودبه‌خود اقرار کرده است و امام که می‌تواند از جانب خدا کیفر دهد نیز می‌تواند از جانب خدا بر او منّت نهد [و عفوش کند] آیا این سخن خداوند را نشنیده‌ای که می‌فرماید: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ، ما به‌درستی تو را از تمام چیزهایی که از ما پرسیدی آگاه کردیم، پس آن را بدان [که حجّت بر تو تمام است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۶ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۹۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۴۱/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۳؛ «بتفاوت»

جنگ

۱

(ص/ ۳۹)

 

الهادی (علیه السلام)- قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الزِّیَادِی ... قَالَ الْمُتَوَکِّلُ لیَحْیَی‌بْنُ‌أَکْثَم سَلِ ابْنَ الرِّضَا (علیه السلام) مَسْأَلَهًًْ عَوْصَاءَ بِحَضْرَتِی فَسَأَلَهُ ... فَأَمْلَأَ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَلَی ابْنِ السِّکِّیتِ جَوَابَهَا وَ أَمَرَهُ أَنْ یَکْتُبَ ... أَمَّا قَوْلُکَ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) قَاتَلَ أَهْلَ صِفِّینَ مُقْبِلِینَ وَ مُدْبِرِینَ وَ أَجْهَزَ عَلَی جَرِیحِهِمْ وَ إِنَّهُ یَوْمَ الْجَمَلِ لَمْ یَتْبَعْ مُوَلِّیاً وَ لَمْ یُجْهِزْ عَلَی جَرِیحِهِمْ وَ کُلُّ مَنْ أَلْقَی سَیْفَهُ وَ سِلَاحَهُ آمَنَهُ فَإِنَّ أَهْلَ الْجَمَلِ قُتِلَ إِمَامُهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ فِئَهًٌْ یَرْجِعُونَ إِلَیْهَا وَ إِنَّمَا رَجَعَ الْقَوْمُ إِلَی مَنَازِلِهِمْ غَیْرَ مُحَارِبِینَ وَ لَا مُحْتَالِینَ وَ لَا مُتَجَسِّسِینَ وَ لَا مُبَارِزِینَ فَقَدْ رَضُوا بِالْکَفِّ عَنْهُمْ فَکَانَ الْحُکْمُ فِیهِ رَفْعَ السَّیْفِ وَ الْکَفَّ عَنْهُمْ إِذْ لَمْ یَطْلُبُوا عَلَیْهِ أَعْوَاناً وَ أَهْلُ صِفِّینَ یَرْجِعُونَ إِلَی فِئَهًٍْ مُسْتَعِدَّهًٍْ وَ إِمَامٍ مُنْتَصِبٍ یَجْمَعُ لَهُمُ السِّلَاحَ مِنَ الرِّمَاحِ وَ الدُّرُوعِ وَ السُّیُوفِ وَ یَسْتَعِدُّ لَهُمْ وَ یُسَنِّی لَهُمُ الْعَطَاءَ وَ یُهَیِّئُ لَهُمُ الْأَمْوَالَ وَ یُعَقِّبُ مَرِیضَهُمْ وَ یَجْبُرُ کَسِیرَهُمْ وَ یُدَاوِی جَرِیحَهُمْ وَ یَحْمِلُ رَاجِلَهُمْ وَ یَکْسُو حَاسِرَهُمْ وَ یَرُدُّهُمْ فَیَرْجِعُونَ إِلَی مُحَارَبَتِهِمْ وَ قِتَالِهِمْ فَإِنَّ الْحُکْمَ فِی أَهْلِ الْبَصْرَهًِْ الْکَفُّ عَنْهُمْ لَمَّا أَلْقَوْا أَسْلِحَتَهُمْ إِذْ لَمْ تَکُنْ لَهُمْ فِئَهًٌْ یَرْجِعُونَ إِلَیْهَا وَ الْحُکْمَ فِی أَهْلِ صِفِّینَ أَنْ یُتْبَعَ مُدْبِرُهُمْ وَ یُجْهَزَ عَلَی جَرِیحِهِمْ فَلَا یُسَاوِی بَیْنَ الْفَرِیقَیْنِ فِی الْحُکْمِ وَ لَوْ لَا أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ حُکْمُهُ فِی أَهْلِ صِفِّینَ وَ الْجَمَلِ لَمَا عُرِفَ الْحُکْمُ فِی عُصَاهًِْ أَهْلِ التَّوْحِیدِ فَمَنْ أَبَی ذَلِکَ عُرِضَ عَلَی السَّیْفِ وَ أَمَّا الرَّجُلُ الَّذِی أَقَرَّ بِاللِّوَاطِ فَإِنَّهُ أَقَرَّ بِذَلِکَ مُتَبَرِّعاً مِنْ نَفْسِهِ وَلَمْ تُقَمْ عَلَیْهِ بَیِّنَهًٌْ وَ لَا أَخَذَهُ سُلْطَانٌ وَ إِذَا کَانَ لِلْإِمَامِ الَّذِی مَنَّ اللَّهُ أَنْ یُعَاقِبَ فِی اللَّهِ فَلَهُ أَنْ یَعْفُوَ فِی اللَّهِ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ یَقُولُ لِسُلَیْمَانَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ فَبَدَأَ بِالْمَنِّ قَبْلَ الْمَنْعِ فَلَمَّا قَرَأَهُ ابْنُ‌أَکْثَمَ قَالَ لِلْمُتَوَکِّلِ مَا نُحِبُّ أَنْ تَسْأَلَ هَذَا الرَّجُلَ عَنْ شَیْءٍ بَعْدَ مَسَائِلِی فَإِنَّهُ لَا یُرَدُّ عَلَیْهِ شَیْءٌ بَعْدَهَا إِلَّا دُونَهَا وَ فِی ظُهُورِ عِلْمِهِ تَقْوِیَهًٌْ لِلرَّافِضَهًِْ.

 

امام هادی (علیه السلام)- ابوعبدالله زیادی گوید: ... متوکّل روزی به یحیی‌بن‌اکثم گفت در جلوی من سؤال‌های مشکلی از ابن‌الرّضا (حضرت هادی (علیه السلام)) بکن. او از حضرت (علیه السلام) سؤالاتی پرسید ... امام هادی (علیه السلام) به ابن‌سکّیت فرمود: «جواب این مسائل را من می‌گویم تو بنویس». فرمود: «بنویس ... امّا اعتراض تو که گفتی علی (علیه السلام) با سپاه صفّین جنگ کرد چه آن‌ها که حمله می‌کردند و چه آن‌ها که فرار می‌نمودند و مجروحین که در میدان افتاده بودند، می‌کشت ولی در جنگ جمل از پی فراری‌ها نرفت و مجروحان را نکشت، هرکس شمشیر و سلاح خود را می‌افکند در امان بود، علّت آن بود که سپاه جمل رئیس و فرمانده‌ی آن‌ها کشته شده بود آن‌ها پناه‌گاهی نداشتند که به‌جانب او روند برگشتند به منزل خود بی‌آنکه دیگر تصمیم جنگ داشته باشند و یا در جستجوی یاور و آمادگی برای مبارزه باشند اگر دست از آن‌ها برمی‌داشتی راضی بودند حکم درباره‌ی آن‌ها همین بود که [شمشیر از آن‌ها برداشته شود] و دست از ایشان بردارند زیرا در پی ادامه‌ی جنگ نبودند (در پی یارگیری علیه حضرت (علیه السلام) نبودند). امّا سپاه صفّین روی می‌آوردند به یک گروه مجهّز و رئیس زنده که پیوسته برای آن‌ها اسلحه از قبیل نیزه و شمشیر و زره تهیّه می‌کرد و [آن‌ها را آماده می‌کرد] و به ایشان جایزه می‌داد و اموالی می‌بخشید و مریض و مجروح را مداوا می‌کرد برای پیاده‌ها وسیله‌ی سواری می‌فرستاد، بی‌زره‌شان را می‌پوشاند و آن‌ها را باز می‌گرداند و دوباره آماده‌ی جنگ می‌شدند. ولی اهل بصره با انداختن سلاح باید از ایشان دست برمی‌داشت زیرا گروه مجهّزی نداشتند [که به‌سوی آن بازگردند] باید از فراری صفّین تعقیب می‌کرد و مجروح آن‌ها را می‌کشت این دو سپاه با هم مساوی نبودند، اگر حکم علی (علیه السلام) درباره‌ی اهل صفّین و جمل نبود کسی نمی‌توانست تشخیص دهد که حکم متمرّدان از مسلمانان چیست و باید با آن‌ها چه کرد هرکه سرپیچی نمود حواله به شمشیر آبدار داده می‌شود. امّا مردی که اقرار به لواط کرد او از جان خود گذشت و کسی شهادت بر عمل او نداده بود و نه حکومت وقت او را در حال عمل گرفتار کرده بود پیشوایی که از جانب خدا حکومت بر مردم می‌کند وقتی کسی را به‌دستور خدا می‌تواند کیفر کند می‌تواند او را نیز ببخشد مگر این آیه را نشنیده‌ای که خداوند درباره‌ی سلیمان (علیه السلام) می‌فرماید: هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ، خداوند در این آیه ابتدا بخشش و عنایت را ذکر می‌کند بعد سخن از منع و جلوگیری به میان می‌آورد. همین‌که یحیی‌بن‌اکثم نامه را خواند به متوکّل گفت: «صحیح نیست بعد از این مسائل دیگر از او چیزی بپرسی دیگر هر سؤالی بکنی از این‌ها مشکل‌تر نخواهد بود هرچه بیشتر دانش او منتشر شود موجب تقویت رافضی‌ها است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۸۸ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۱۷۱/ تحف العقول، ص۴۸۰؛ «بتفاوت»/ المناقب، ج۴، ص۴۰۴

 

آیه وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ [40]

 

و براى او (سليمان) نزد ما مقامى والا و سرانجامى نيكو است.

 

آیه وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ [41]

 

و به خاطر بياور بنده‌ی ما ايّوب را، هنگامى‌كه پروردگارش را خواند [و گفت: پروردگارا! شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است.

۱

(ص/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَال: لَمَّا طَالَ بَلَاءُ أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ رَأَی إِبْلِیسُ صَبْرَهُ أَتَی إِلَی أَصْحَابٍ لَهُ کَانُوا رُهْبَاناً فِی الْجِبَالِ فَقَالَ لَهُمْ مُرُّوا بِنَا إِلَی هَذَا الْعَبْدِ الْمُبْتَلَی نَسْأَلْهُ عَنْ بَلِیَّتِهِ قَالَ فَرَکِبُوا وَ جَاءُوهُ فَلَمَّا قَرُبُوا مِنْهُ نَفَرَتْ بِغَالُهُمْ فَقَرَّبُوهَا بَعْضاً إِلَی بَعْضٍ ثُمَّ مَشَوْا إِلَیْهِ وَ کَانَ فِیهِمْ شَابٌّ حَدَثٌ فَسَلَّمُوا عَلَی أَیُّوبَ وَ قَعَدُوا وَ قَالُوا یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) لَوْ أَخْبَرْتَنَا بِذَنْبِکَ فَلَا نَرَی تُبْتَلَی بِهَذَا الْبَلَاءِ إِلَّا لِأَمْرٍ کُنْتَ تُسِرُّهُ قَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ عِزَّهًِْ رَبِّی إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنِّی مَا أَکَلْتُ طَعَاماً قَطُّ إِلَّا وَ مَعِیَ یَتِیمٌ أَوْ ضَعِیفٌ یَأْکُلُ مَعِی وَ مَا عَرَضَ لِی أَمْرَانِ کِلَاهُمَا طَاعَهًٌْ إِلَّا أَخَذْتُ بِأَشَدِّهِمَا عَلَی بَدَنِی فَقَالَ الشَّابُّ سَوْءَهًًْ لَکُمْ عَمَدْتُمْ إِلَی نَبِیِّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَعَنَّفْتُمُوهُ حَتَّی أَظْهَرَ مِنْ عِبَادَهًِْ رَبِّهِ مَا کَانَ یَسْتُرُهُ فَعِنْدَ ذَلِکَ دَعَا رَبَّهُ وَ قَالَ رَبِّ إِنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ وَ قَالَ قِیلَ لِأَیُّوبَ (علیه السلام) بَعْدَ مَا عَافَاهُ اللَّهُ تَعَالَی أَیُّ شَیْءٍ أَشَدُّ مَا مَرَّ عَلَیْکَ قَالَ شَمَاتَهًُْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌سالم از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: چون بلای ایّوب (علیه السلام) به درازا کشید و شیطان بردباری او را دید، نزد چندی از یاران آن حضرت که در کوه­ها رهبانیّت پیشه کرده بودند، رفت و به ایشان گفت: «بیایید تا به نزد این بنده‌ی بلا دیده برویم و از او بپرسیم که چرا در این بلا افتاده است»!؟ آنگاه سوار بر استران خاکستری به راه افتادند، چون به نزدیک او رسیدند، استرانشان از بوی عفونت او رمیدند، آن‌ها فرود آمدند و استران را به هم بستند و پیاده نزد حضرت رهسپار شدند و یکی از آن‌ها جوان کم سالی بود، [بر ایّوب (علیه السلام) سلام کردند] وقتی نزد او نشستند، عرض‌کردند: «ای ایّوب (علیه السلام)! کاش ما را از گناهت باخبر می‌کردی، گمان نمی­کنیم جز این باشد که تو امری را از ما پنهان کرده­ای و ازآن‌رو، به چنین بلایی دچار گشته­ای». ایّوب (علیه السلام) گفت: «به شُکوه پروردگارم سوگند! او خود می­داند که من هرگاه غذایی خورده­ام، یتیمی یا ناتوانی با من هم غذا بوده و هرگاه برای عبادت خدا، دو امر در نظرم رسیده، آن را برگزیده­ام که بر بدنم دشوارتر بوده است». آن جوان به یارانش گفت: «بدا به حال شما! که نزد پیغمبر خدا آمدید و او را سرزنش کردید تا او بخواهد آنچه را در عبادت خدا از شما پنهان می­کرده، آشکار سازد». پس در این هنگام پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذاب. و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «پس از آنکه خدای متعال ایّوب (علیه السلام) را عافیت داد به او گفته شد در آنچه بر تو گذشت کدام یک سخت‌تر بود»؟ فرمود: «سرزنش و شادی دشمنان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۹۰ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۵۱/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۱۴۰

۲

(ص/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال سَأَلْتُهُ عَنْ بَلِیَّهًِْ أَیُّوبَ (علیه السلام) الَّتِی ابْتُلِیَ بِهَا فِی الدُّنْیَا لِأَیِّ عِلَّهًٍْ کَانَتْ قَالَ لِنِعْمَهًٍْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِهَا فِی الدُّنْیَا وَ أَدَّی شُکْرَهَا وَ کَانَ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ لَا یُحْجَبُ إِبْلِیسُ عَنْ دُونِ الْعَرْشِ فَلَمَّا صَعِدَ وَ رَأَی شُکْرَ نِعْمَهًِْ أَیُّوبَ (علیه السلام) حَسَدَهُ إِبْلِیسُ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنَّ أَیُّوبَ (علیه السلام) لَمْ یُؤَدِّ إِلَیْکَ شُکْرَ هَذِهِ النِّعْمَهًِْ إِلَّا بِمَا أَعْطَیْتَهُ مِنَ الدُّنْیَا وَ لَوْ حَرَمْتَهُ دُنْیَاهُ مَا أَدَّی إِلَیْکَ شُکْرَ نِعْمَهًٍْ أَبَداً فَسَلِّطْنِی عَلَی دُنْیَاهُ حَتَّی تَعْلَمَ أَنَّهُ لَا یُؤَدِّی إِلَیْکَ شُکْرَ نِعْمَهًٍْ أَبَداً فَقِیلَ لَهُ قَدْ سَلَّطْتُکَ عَلَی مَالِهِ وَ وُلْدِهِ قَالَ فَانْحَدَرَ إِبْلِیسُ فَلَمْ یُبْقِ لَهُ مَالًا وَ لَا وَلَداً إِلَّا أَعْطَبَهُ فَازْدَادَ أَیُّوبُ (علیه السلام) لِلَّهِ شُکْراً وَ حَمْداً فَقَالَ فَسَلِّطْنِی عَلَی زَرْعِهِ یَا رَبِّ قَالَ قَدْ فَعَلْتُ‌فَجَاءَ مَعَ شَیَاطِینِهِ فَنَفَخَ فِیهِ فَاحْتَرَقَ فَازْدَادَ أَیُّوبُ (علیه السلام) لِلَّهِ شُکْراً وَ حَمْداً فَقَالَ یَا رَبِّ سَلِّطْنِی عَلَی غَنَمِهِ فَسَلَّطَهُ عَلَی غَنَمِهِ فَأَهْلَکَهَا فَازْدَادَ أَیُّوبُ لِلَّهِ شُکْراً
 وَ حَمْداً فَقَالَ یَا رَبِّ سَلِّطْنِی عَلَی بَدَنِهِ فَسَلَّطَهُ عَلَی بَدَنِهِ مَا خَلَا عَقْلَهُ وَ عَیْنَیْهِ فَنَفَخَ فِیهِ إِبْلِیسُ فَصَارَ قَرْحَهًًْ وَاحِدَهًًْ مِنْ قَرْنِهِ إِلَی قَدَمِهِ فَبَقِیَ فِی ذَلِکَ دَهْراً طَوِیلًا یَحْمَدُ اللَّهَ وَ یَشْکُرُهُ حَتَّی وَقَعَ فِی بَدَنِهِ الدُّودُ وَ کَانَتْ تَخْرُجُ مِنْ بَدَنِهِ فَیَرُدُّهَا وَ یَقُولُ لَهَا ارْجِعِی إِلَی مَوْضِعِکِ الَّذِی خَلَقَکِ اللَّهُ مِنْهُ وَ نَتِنَ حَتَّی أَخْرَجَهُ أَهْلُ الْقَرْیَهًِْ مِنَ الْقَرْیَهًِْ وَ أَلْقَوْهُ عَلَی الْمَزْبَلَهًِْ خَارِجَ الْقَرْیَهًِْ وَ کَانَتِ امْرَأَتُهُ رَحْمَهًَْ بِنْتَ یُوسُفَ‌بْنِ یَعْقُوبَ‌بْنِ إِسْحَاقَ‌بْنِ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ عَلَیْهَا تَتَصَدَّقُ مِنَ النَّاسِ وَ تَأْتِیهِ بِمَا تَجِدُهُ قَالَ فَلَمَّا طَالَ عَلَیْهِ الْبَلَاءُ وَ رَأَی إِبْلِیسُ صَبْرَهُ أَتَی أَصْحَاباً لَهُ کَانُوا رُهْبَاناً فِی الْجِبَالِ وَ قَالَ لَهُمْ مُرُّوا بِنَا إِلَی هَذَا الْعَبْدِ الْمُبْتَلَی فَنَسْأَلَهُ عَنْ بَلِیَّتِهِ فَرَکِبُوا بِغَالًا شُهْباً وَ جَاءُوا فَلَمَّا دَنَوْا مِنْهُ نَفَرَتْ بِغَالُهُمْ مِنْ نَتْنِ رِیحِهِ فَقَرَنُوا بَعْضاً إِلَی بَعْضٍ ثُمَّ مَشَوْاإِلَیْهِ وَ کَانَ فِیهِمْ شَابٌّ حَدَثُ السِّنِّ فَقَعَدُوا إِلَیْهِ فَقَالُوا یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) لَوْ أَخْبَرْتَنَا بِذَنْبِکَ لَعَلَّ اللَّهَ کَانَ یُهْلِکُنَا إِذَا سَأَلْنَاهُ وَ مَا نَرَی ابْتِلَاءَکَ الَّذِی لَمْ یُبْتَلَ بِهِ أَحَدٌ إِلَّا مِنْ أَمْرٍ کُنْتَ تَسْتُرُهُ فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ عِزَّهًِْ رَبِّی إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنِّی مَا أَکَلْتُ طَعَاماً إِلَّا وَ یَتِیمٌ أَوْ ضَعِیفٌ یَأْکُلُ مَعِی وَ مَا عَرَضَ لِی أَمْرَانِ کِلَاهُمَا طَاعَهًٌْ لِلَّهِ إِلَّا أَخَذْتُ بِأَشَدِّهِمَا عَلَی بَدَنِی فَقَالَ الشَّابُّ سَوْأَهًًْ لَکُمْ عَمَدْتُمْ إِلَی نَبِیِّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَعَیَّرْتُمُوهُ حَتَّی أَظْهَرَ مِنْ عِبَادَهًِْ رَبِّهِ مَا کَانَ یَسْتُرُهَا فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام) یَا رَبِّ لَوْ جَلَسْتُ مَجْلِسَ الْحَکَمِ مِنْکَ لَأَدْلَیْتُ بِحُجَّتِی فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ غَمَامَهًًْ فَقَالَ یَا أَیُّوبُ أَدْلِنِی بِحُجَّتِکَ فَقَدْ أَقْعَدْتُکَ مَقْعَدَ الْحَکَمِ وَ هَا أَنَا ذَا قَرِیبٌ وَ لَمْ أَزَلْ فَقَالَ یَا رَبِّ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَعْرِضْ لِی أَمْرَانِ قَطُّ کِلَاهُمَا لَکَ طَاعَهًٌْ إِلَّا أَخَذْتُ بِأَشَدِّهِمَا عَلَی نَفْسِی أَ‌لَمْ أَحْمَدْکَ أَ‌لَمْ أَشْکُرْکَ أَ لَمْ أُسَبِّحْکَ قَالَ فَنُودِیَ مِنَ الْغَمَامَهًِْ بِعَشَرَهًِْ آلَافِ لِسَانٍ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) مَنْ صَیَّرَکَ تَعْبُدُ اللَّهَ وَ النَّاسُ عَنْهُ غَافِلُونَ وَ تَحْمَدُهُ وَ تُسَبِّحَهُ وَ تُکَبِّرَهُ وَ النَّاسُ عَنْهُ غَافِلُونَ أَ تَمُنَّ عَلَی اللَّهِ بِمَا لِلَّهِ الْمَنُّ فِیهِ عَلَیْکَ قَالَ فَأَخَذَ أَیُّوبُ (علیه السلام) التُّرَابَ فَوَضَعَهُ فِی فِیهِ ثُمَّ قَالَ لَکَ الْعُتْبَی یَا رَبِّ أَنْتَ الَّذِی فَعَلْتَ ذَلِکَ بِی قَالَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ مَلَکاً فَرَکَضَ بِرِجْلِهِ فَخَرَجَ الْمَاءُ فَغَسَّلَهُ بِذَلِکَ الْمَاءِ فَعَادَ أَحْسَنَ مَا کَانَ وَ أَطْرَأَ وَ أَنْبَتَ اللَّهُ عَلَیْهِ رَوْضَهًًْ خَضْرَاءَ وَ رَدَّ عَلَیْهِ
 أَهْلَهُ وَ مَالَهُ وَ وُلْدَهُ وَ زَرْعَهُ وَ قَعَدَ مَعَهُ الْمَلَکُ یُحَدِّثُهُ وَ یُؤْنِسُهُ فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ وَ مَعَهَا الْکِسَرُ فَلَمَّا انْتَهَتْ إِلَی الْمَوْضِعِ إِذاً الْمَوْضِعُ مُتَغَیِّرٌ وَ إِذاً رَجُلَانِ جَالِسَانِ فَبَکَتْ وَ صَاحَتْ وَ قَالَتْ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) مَا دَهَاکَ فَنَادَاهَا أَیُّوبُ فَأَقْبَلَتْ فَلَمَّا رَأَتْهُ وَ قَدْ رَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِ بَدَنَهُ وَ نِعْمَتَهُ سَجَدَتْ لِلَّهِ شُکْراً فَرَأَی ذَوَائِبَهَا مَقْطُوعَهًًْ وَ ذَلِکَ أَنَّهَا سَأَلَتْ قَوْماً أَنْ یُعْطُوهَا مَا تَحْمِلُهُ إِلَی أَیُّوبَ مِنَ الطَّعَامِ وَ کَانَتْ حَسَنَهًَْ الذُّؤَابَهًِْ فَقَالُوا لَهَا تَبِیعِینَّا ذُؤَابَتَکِ هَذِهِ حَتَّی نُعْطِیَکِ فَقَطَعَتْهَا وَ دَفَعَتْهَا إِلَیْهِمْ وَ أَخَذَتْ مِنْهُمْ طَعَاماً لِأَیُّوبَ (علیه السلام) فَلَمَّا رَآهَا مَقْطُوعَهًَْ الشَّعْرِ غَضِبَ وَ حَلَفَ عَلَیْهَا أَنْ یَضْرِبَهَا مِائَهًًْ فَأَخْبَرَتْهُ أَنَّهُ کَانَ سَبَبُهُ کَیْتَ وَ کَیْتَ فَاغْتَمَّ أَیُّوبُ (علیه السلام) مِنْ ذَلِکَ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ فَأَخَذَ مِائَهًَْ شِمْرَاخٍ فَضَرَبَهَا ضَرْبَهًًْ وَاحِدَهًًْ فَخَرَجَ مِنْ یَمِینِهِ ثُمَّ قَالَ وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَهًًْ مِنَّا وَ ذِکْری لِأُولِی الْأَلْبابِ قَالَ فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِ أَهْلَهُ الَّذِینَ مَاتُوا قَبْلَ الْبَلِیَّهًِْ وَ رَدَّ عَلَیْهِ أَهْلَهُ الَّذِینَ مَاتُوا بَعْدَ مَا أَصَابَهُمُ الْبَلَاءُ کُلَّهُمْ أَحْیَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَی لَهُ فَعَاشُوا مَعَهُ وَ سُئِلَ أَیُّوبُ (علیه السلام) بَعْدَ مَا عَافَاهُ اللَّهُ أَیُّ شَیْءٍ کَانَ أَشَدَّ عَلَیْکَ مِمَّا مَرَّ عَلَیْکَ قَالَ شَمَاتَهًُْ الْأَعْدَاءِ قَالَ فَأَمْطَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ فِی دَارِهِ فَرَاشَ الذَّهَبِ وَ کَانَ یَجْمَعُهُ فَإِذَا ذَهَبَ الرِّیحُ مِنْهُ بِشَیْءٍ عَدَا خَلْفَهُ فَرَدَّهُ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ مَا تَشْبَعُ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) قَالَ وَ مَنْ یَشْبَعُ مِنْ رِزْقِ رَبِّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: «درباره‌ی بلاهایی که به ایّوب (علیه السلام) رسید از آن حضرت (علیه السلام) سؤال کردم که علّت آن‌ها چه بود»؟ فرمود: «به‌جهت نعمت دنیایی بود که خداوند به او عطا کرد و او موفّق به شکر آن نعمت شد و ابلیس که در آن زمان هنوز از زیر عرش رانده نشده بود (از مادون عرش محجوب نشده بود)، وقتی صعود کرد و شکر بی‌اندازه‌ی ایّوب (علیه السلام) را مشاهده نمود به حسد دچار شد و گفت: «پروردگارا! اگر ایّوب (علیه السلام) تو را سپاس می‌گوید به جهت آن است که تو همواره در دنیا به او نعمت داده‌ای و اگر او را از دنیا و نعماتش محروم کنی او هم ابداً تو را شکر نخواهد گفت، مرا بر دنیایش مسلّط کن تا بدانی او هیچ‌گاه شکر نعمتی را برای تو به‌جا نمی‌آورد». خداوند فرمود: «ای شیطان! تو را بر مال و فرزند او مسلّط کردم»، پس شیطان به‌سرعت دست به کار نابودی مال و فرزندان ایّوب (علیه السلام) شد، بعد از نابودی مال و فرزندانش، ایّوب (علیه السلام) بیشتر به درگاه خدا شکر و سپاس به‌جا آورد، شیطان عرضه داشت: «خدایا مرا بر کشت و زرع او مسلّط ساز»! خطاب رسید: «چنین کردم»، پس شیطان با اعوانش به سراغ کشت و زرع ایّوب (علیه السلام) رفتند و با نفخه‌ی (دمیدن) خود آن را به آتش کشیدند، امّا شکر و سپاس ایّوب (علیه السلام) به درگاه خداوند بیشتر شد. شیطان عرضه داشت: «خدایا! مرا بر چهارپایان و گلّه‌ی او مسلّط ساز»! وقتی به او اجازه داده شد، همه‌ی دام‌های ایّوب (علیه السلام) را هلاک کرد، باز هم ایّوب (علیه السلام) شکر و سپاس بیشتری به‌جا آورد، این‌بار شیطان گفت: «خدایا! مرا بر بدن او مسلّط ساز»، پس خداوند او را بر بدن او به‌جز عقل و چشمانش مسلّط کرد. پس شیطان در بدن او دمید که موجب ایجاد زخمی شد که از فرق سر تا نوک پای او را فرا گرفت و مدّت‌ها آن جراحت باقی بود و ایّوب (علیه السلام) مدّت مدیدی در آن حال باقی ماند و ایّوب (علیه السلام) همواره خدا را شکر و سپاس می‌گفت تا آنجا که بدنش کرم گذاشت و آن‌ها از بدن او بیرون می‌آمدند و آن‌ها را بر می‌گرداند و به آن‌ها می‌گفت: «به همان جایی که خداوند شما را از آن خلق کرده باز گردید»، سپس آن عفونت‌ها بد بوی شد تا آنجا که اهل قریه او را بیرون کردند و وی را به زباله‌دانی بیرون شهر بردند و همسر او رحیمه دختر یوسف‌بن یعقوب‌بن اسحاق‌بن‌ابراهیم خلیل الله (علیهم السلام) بود که از میان مردم صدقه می‌گرفت و برای گذراندن زندگی به نزد ایّوب (علیه السلام) می‌برد. وقتی رنج و بلای ایّوب (علیه السلام) طولانی شد و ابلیس باز هم از او صبر دید، همه‌ی یارانش را که در کوه‌ها راهب بودند فرا خواند و گفت: «بیایید برویم و از این بنده‌ی مبتلا درباره‌ی بلایی که به او رسیده بپرسیم»، پس سوار بر مرکب‌های خود از اسب و استر شدند و وقتی‌که به ایّوب (علیه السلام) نزدیک شدند، حیوانات از بوی تعفّن متأذّی شدند و رم کردند، آن‌ها فرود آمدند و استران را به هم بستند و مجبور شدند پیاده به نزد او بروند، در میان آن‌ها جوانی نورس بود، آن‌ها در کنار ایّوب (علیه السلام) نشستند و عرض‌کردند: «ایّوب (علیه السلام)! کاش ما را از گناهت باخبر می­کردی! امید است این‌چنین وقتی به درگاه خداوند به دعا بنشینیم و از او درخواست تندرستی تو را ­کنیم تا او درخواست ما برآورده سازد، چرا که گمان نمی­کنیم جز این باشد که تو امری را از ما پنهان کرده­ای و ازآن‌رو، خدا تو را به این بلایی که هیچ‌کس را مبتلا نکرده، دچار نموده است». ایّوب (علیه السلام) گفت: «به عزّت پروردگارم سوگند! او خود می‌داند که من هیچ غذایی نخوردم جز آنکه در کنار سفره من یتیم و فقیری بود که همسفره‌ی من بود و هرگز دو امر بر من عرضه نشد که هر دو طاعت الهی باشد مگر اینکه آن را برگزیده­ام که بر بدنم دشوارتر بوده است». آن جوان به یارانش گفت: «بدا به حال شما! که نزد پیغمبر خدا آمدید و او را سرزنش کردید تا او بخواهد آنچه را در عبادت خدا از شما پنهان می­کرده آشکار سازد. ایّوب (علیه السلام) عرض‌کرد: «پروردگارا! اگر در جایگاه دادخواهی از تو بنشینم، هرآینه حجّت خود را بر تو عرضه می­دارم». ناگاه خداوند ابری به‌سوی او فرستاد و فرمود: «ای ایّوب (علیه السلام)! حجّت خود را عرضه دار که اکنون تو را در جایگاه دادخواهی نشانده­ام و این منم که همواره نزدیک تو هستم». ایّوب (علیه السلام) عرض‌کرد: «پروردگارا! تو خود می­دانی که هرگاه برای عبادت تو دو امر در نظرم رسیده، آن را برگزیده­ام که بر نفسم دشوارتر بوده است، آیا حمد تو نگفتم؟ آیا شکر تو به‌جا نیاوردم؟ آیا تو را تسبیح نگفتم»؟ در آنگاه از ابر به ده هزار زبان ندا رسید: «ای ایّوب (علیه السلام)! چه کسی تو را بر آن داشت تا خدا را پرستش کنی، حال آنکه مردم از او غافل بودند؟ و چه کسی تو را بر آن داشت تا خدا را حمد و تسبیح و تکبیر گویی، حال آنکه مردم از او در غفلت بودند؟ آیا به خاطر کاری که در آن خدا بر تو منّت دارد، بر خدا منّت می­گذاری»؟ در آن دم ایّوب (علیه السلام) دست در خاک برد و خاک بر دهان خود ریخت و عرض‌کرد: «پروردگارا! نکوهش من حقّ توست، این تو بودی که با من چنین کردی». پس خداوند فرشته­ای به‌سویش فرستاد و آن فرشته پا بر زمین زد و از جای پایش چشمه­ای سر برآورد و ایّوب (علیه السلام) را در آن آب بشست و اینچنین ایّوب (علیه السلام) از آنچه که پیش‌تر بود، نیک‌تر و شاداب‌تر گشت و خداوند به دورش باغی سبز رویانید و خاندان و مال و فرزند و کاشته­ها را به او بازگرداند و آن فرشته به کنارش نشست و با او همدم و هم‌سخن شد. در همان حال، همسر ایّوب (علیه السلام) تکّه نانی خشک در دست، به راه افتاد و چون به آن جایگاه رسید، همه‌چیز را دگرگون یافت و دو مرد را دید که در کنار هم نشسته­اند، پس گریست و فغان برآورد و گفت: «ایّوب (علیه السلام)! چه بلایی بر سرت آمد»؟ ایّوب (علیه السلام) او را صدا زد و او رو سوی حضرت کرد و وقتی دید خداوند بدن ایّوب (علیه السلام) و دیگر نعمت­های خود را به او بازگردانده، به سجده افتاد و شکر خدا به‌جا آورد. ناگهان ایّوب (علیه السلام) گیسوان همسرش را بریده دید، چرا که او به نزد قومی رفته بود تا از آن‌ها برای ایّوب، اندکی غذا بگیرد و آن قوم گیسوان او را نیک یافته و به او گفته بودند، اگر گیسوان خود را به ما بدهی، ما به تو غذا می‌دهیم. او هم گیسوان خود را چیده و به آن‌ها داده بود و از آن‌ها برای ایّوب (علیه السلام) غذایی گرفته بود. چون حضرت گیسوان او را بریده دید، برافروخت و سوگند یاد کرد که صد تازیانه به او بزند. چون همسرش آن ماجرا را برای او باز گفت، ایّوب (علیه السلام) از سوگند خود اندوهناک شد. آنگاه خداوند عزّ‌وجلّ به او وحی فرمود: وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ، پس ایّوب (علیه السلام) صد شاخه خرما برداشت و یک تازیانه به او زد و این‌گونه سوگند خود را به‌جا آورد، سپس خداوند متعال فرمود: وَوَهَبْنَا لَهُ اهلهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِکْرَی لِأُوْلِی الْأَلْبَابِ و این‌گونه خداوند به فرزندان او که پیش از آن بلا یا پس از آن درگذشته بودند، جان دوباره بخشید و آن‌ها را به او بازگرداند و همگی در کنار آن حضرت (علیه السلام) زیستند. پس از اینکه خداوند متعال ایّوب (علیه السلام) را سلامتی بخشید، از او پرسیدند: «ای ایّوب (علیه السلام)! از این بلاها که بر سرت آمد، کدام یک بر تو دشوارتر بود»؟ فرمود: «نکوهش دشمنان». خداوند متعال بر خانه‌ی ایّوب (علیه السلام) بارانی از پروانه­های طلا نازل فرمود و او آن‌ها را جمع می­کرد و آنچه را از آن پروانه­ها باد می‌برد، به دنبالش می­دوید و آن را باز می‌گرداند. جبرئیل عرض‌کرد: «ای ایّوب (علیه السلام)! سیر نمی­شوی»؟ فرمود: «چه کسی از روزی پروردگارش سیر می­شود»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۹۰ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۴۴/ القمی، ج۲، ص۲۴۱؛ «قال فرد الله... الی آخر» محذوف/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۰۰/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۳

(ص/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ بَلِیَّهًِْ أَیُّوبَ (علیه السلام) الَّتِی ابْتُلِیَ بِهَا فِی الدُّنْیَا لِأَیِّ عِلَّهًٍْ کَانَتْ؟ قَالَ: لِنِعْمَهًٍْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِهَا فِی الدُّنْیَا وَ أَدَّی شُکْرَهَا وَ ذَلِکَ لِأَنَّهُ لَمْ یَکُنْ بَعْدَ یُوسُفَ‌بْنِ‌یَعْقُوبَ بْنِ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) إِلَّا أَیُّوبُ بْنُ مُوصِ‌بْنِ‌رَعْوِیلَ بْنِ الْعِیصِ‌بْنِ‌إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللهِ (علیه السلام) وَ کَانَ أَیُّوبُ (علیه السلام) رَجُلًا عَاقِلًا حَلِیماً نَظِیفاً حَکِیماً وَ کَانَ أَبُوهُ رَجُلًا مُثْرِیاً کَثِیرَ الْمَالِ یَمْلِکُ الْمَاشِیَهًَْ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الْحَمِیرِ وَ الْبِغَالِ وَ الْخَیْلِ وَ لَمْ یَکُنْ فِی أَرْضِ الشَّامِ مَنْ کَانَ فِی غَنَائِهِ فَلَمَّا مَاتَ وَرِثَ ذَلِکَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ کَانَ أَیُّوبُ (علیه السلام) یَوْمَئِذٍ عُمُرُهُ ثَلَاثُونََ سَنَهًًْ. فَأَحَبَّ أَنْ یَتَزَوَّجَ فَوُصِفَتْ لَهُ رَحْمَهًُْ بِنْتُ إِفْرَائِیمَ (إِفْرَاثِیمَ) بْنِ یُوسُفَ (علیه السلام) وَ کَانَتْ رَحْمَهًُْ عِنْدِ أَبِیهَا بِأَرْضِ مِصْرَ وَ کَانَ أَبُوهَا شَدِیدَ الْفَرَحِ بِهَا وَ کَانَ یُحِبُّهَا حُبّاً عَظِیماً لِأَنَّهُ رَأَی فِی الْمَنَامِ أَنَّ جَدَّهَا یُوسُفَ (علیه السلام) نَزَعَ قَمِیصاً کَانَ عَلَیْهِ فَأَلْبَسَهَا إِیَّاهُ وَ قَالَ: یَا رَحْمَهًُْ، هَذَا حُسْنِی وَ جَمَالِی وَ بَهَائِی قَدْ وَهَبْتُهُ لَکِ. وَ کَانَتْ رَحْمَهًُْ أَشْبَهَ الْخَلْقِ بِیُوسُفَ (علیه السلام) وَ کَانَتْ زَاهِدَهًًْ عَابِدَهًًْ. فَلَمَّا سَمِعَ بِهَا أَیُّوبُ (علیه السلام) رَغِبَ فِیهَا، فَخَرَجَ إِلَی بَلَدِهَا وَ مَعَهُ مَالٌ جَزِیلٌ وَ هَدَایَا وَ سَارَ حَتَّی وَصَلَ إِلَی أَبِیهَا فَخَطَبَ مِنْهُ ابْنَتَهُ رَحْمَهًَْ فَزَوَّجَهُ إِیَّاهَا لِزُهْدِهِ وَ مَالِهِ وَ جَهَّزَهَا إِلَیْهِ فَحَمَلَهَا أَیُّوبُ إِلَی بِلَادِهِ فَرَزَقَهُ اللَّهُ مِنْهَا اثْنَیْ عَشَرَ بَطْناً فِی کُلِّ بَطْنٍ ذَکَرٌ وَ أُنْثَی، ثُمَّ بَعَثَهُ اللَّهُ إِلَی قَوْمِهِ رَسُولًا وَ هُمْ أَهْلُ حَوْرَانَ وَ البَثْنَهًِْ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ وَ الرِّفْقِ مَا لَمْ یُعْطَهُ أَحَدٌ وَ لَمْ یُخَالِفْهُ أَحَدٌ وَ لَا یُکَذِّبُهُ أَحَدٌ لِشَرَفِهِ وَ شَرَفِ أَبِیهِ فَشَرَعَ لَهُمُ الشَّرَائِعَ وَ بَنَی لَهُمُ الْمَسَاجِدَ وَ کَانَ لَهُ مَوَائِدُ یَضَعُهَا لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکِینِ وَ الْأَضْیَافِ یُضِیفُهُمْ وَ یُکْرِمُهُمْ وَ کَانَ لِلْیَتِیمِ کَالْأَبِ الرَّحِیمِ وَ لِلْأَرْمَلَهًِْ کَالزَّوْجِ الْعَطُوفِ وَ لِلضَّعِیفِ کَالْأَبِ الْوَدُودِ وَ کَانَ قَدْ أَمَرَ وُکَلَائَهُ وَ أُمَنَائَهُ أَنْ لَا یَمْنَعُوا أَحَداً مِنْ زَرْعِهِ وَ أَثْمَارِهِ وَ کَانَ الطَّیْرُ وَ الْوُحُوشُ وَ جَمِیعُ الْأَنْعَامِ تُرْعَی فِی کَسْبِهِ. وَ بَرَکَهًُْ اللَّهِ تَعَالَی تَزْدَادُ لِأَیُّوبَ صَبَاحاً وَ مَسَاءً وَ کَانَتْ جَمِیعُ مَوَاشِیهِ تَحْمِلُ فِی کُلِّ سَنَهًٍْ تَوْأَمَیْنِ وَ لَمْ یَکُنْ أَیُّوبُ (علیه السلام) یَفْرَحُ بِشَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ، لَکِنَّهُ یَقُولُ: إِلهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ وَ سَنَدِی، هَذِهِ الدُّنْیَا عَلَی هَذِهِ الْحَالَهًِْ فَکَیْفَ بِالْآخِرَهًْ‌ِ وَ الْجَنَّهًِْ الَّتِی خَلَقْتَهَا لِأَهْلِ کَرَامَاتِکَ؟ وَ کَانَ إِذَا جَاءَ اللَّیْلُ یَجْمَعُ مَنْ یَلُوذُ بِهِ فِی مَسْجِدِهِ یُصَلُّونَ بِصَلَاتِهِ وَ یُسَبِّحُونَ بِتَسْبِیحِهِ حَتَّی إِذَا أَصْبَحَ أَمَرَ بِاتِّخَاذِ الطَّعَامِ لَهُمْ وَ لِجَمِیعِ الضُّعَفَاءِ وَ کَانَ یَذْهَبُ لَهُ فِی ذَلِکَ مَالٌ لَا یُحْصَی وَ کَانَ لَهُ مِنَ الْخَیْلِ أَلْفُ فَرَسٍ وَ أَلْفُ رَمَکَهًٍْ وَ أَلْفُ بَغْلَهًٍْ وَ ثَلَاثَهًُْ آلَافِ بَعِیرٍ وَ أَلْفٌ وَ خَمْسُمِائَهًِْ نَاقَهًٍْ وَ أَلْفُ ثَوْرٍ وَ أَلْفُ بَقَرَهًٍْ وَ عَشَرَهًُْ آلَافِ شَاهًٍْ وَخَمْسُمِائَهًِْ فَدَانٍ وَ ثَلَاثُمِائَهًِْ أَتَانٍ وَ خَلَفُ کُلِّ رَمَکَهًٍْ مِنَ الرِّمَاکِ مُهْرَانِ أَوْ ثَلَاثَهًْ‌ٌ وَ کُلِّ نَاقَهًٍْ فَصِیلٌ وَ کَذَلِکَ جَمِیعُ مَوَاشِیهِ وَ عَلَی کُلِّ خَمْسِینَ مِنْ هَذِهِ رَاعٍ مَمْلُوکٌ لِأَیُّوبَ وَ لِکُلِّ عَبْدٍ مِنْهُمْ أَهْلٌ وَ وَلَدٌ وَ کَانَ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ لَا یَمُرُّ عَلَی شَیْءٍ مِنْ مَالِ أَیُّوبَ إِلَّا رَآهُ مَخْتُوماً بِخَاتَمِ الشُّکْرِ مُطَهَّراً بِالزَّکَاهًِْ فَحَسَدَهُ وَ لَمْ یَقْدِرْ لَهُ عَلَی ضَرَرٍ وَ کَانَ إِبْلِیسُ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ یَصْعَدُ إِلَی السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ یُحْجَبُ مِنْ دُونِ الْعَرْشِ وَ یَقِفُ فِی أَیِّ مَکَانٍ مِنْهَا شَاءَ حَتَّی رُفِعَ عِیسَی‌بْنُ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) فَحُجِبَ عَنْ أَرْبَعِ سَمَاوَاتٍ وَ یَصْعَدُ إِلَی ثَلَاثَهًٍْ مِنْهَا حَتَّی بُعِثَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَحُجِبَ إِبْلِیسُ عَنْ جَمِیعِهَا وَ کَانَ یَسْتَرِقُ السَّمْعَ بَعْدَ ذَلِکَ وَ مِنْهُ تَعَجَّبَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ وَ ذَلِکَ مَعْنَی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً وَ أَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً فَصَعِدَ إِبْلِیسُ فِی زَمَانِ أَیُّوبَ (علیه السلام) إِلَی مَا دُونَ الْعَرْشِ کَمَا کَانَ یَصْعَدُ وَ وَقَفَ فِی مَوْضِعِ الَّذِی کَانَ یَقِفُ فِیهِ وَ فِی قَلْبِهِ مِنَ النَّبِیِّ أَیُّوبَ (علیه السلام) مَا فِیهِ وَ اللَّهُ مُطَّلِعٌ عَلَی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَهًِْ فَنُودِیَ: یَا مَلْعُونُ مِنْ أَیْنَ أَقْبَلْتَ؟ فَقَالَ: إِلهِی طُفْتُ الْأَرْضَ لِأَفْتِنَ مَنْ أَطَاعَنِی فَفَتَنْتُهُمْ إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ. فَنُودِیَ: یَا لَعِینُ مَا فِی قَلْبِکَ مِنْ نِعْمَهًِْ أَیُّوبَ (علیه السلام)؟ فَقَالَ إِبْلِیسُ: یَا رَبِّ إِنَّکَ ذَکَرْتَهُ فَصَلَّتْ عَلَیْهِ مَلَائِکَتُکَ. فَنُودِیَ: یَا لَعِینُ هَلْ نِلْتَ مِنْهُ شَیْئاً مَعَ طُولِ عِبَادَتِهِ فَهَلْ تَسْتَطِیعُ أَنْ تُغْوِیَهُ مِنْ عِبَادَتِی؟ فَقَالَ: إِلهِی وَ مَوْلَایَ إِنَّ أَیُّوبَ لَمْ یُؤَدِّ شُکْرَ هَذِهِ النِّعْمَهًِْ وَ نَظَرْتُ فِی أَمْرِهِ وَ إِذَا هُوَ عَبْدٌ عَافَیْتَهُ فَقَبِلَ عَافِیَتَکَ وَ رَزَقْتَهُ فَشَکَرَکَ وَ لَمْ تُجَرِّبْهُ فِی الْبَلَاءِ وَ الْمَصَائِبِ فَلَوِ ابْتَلَیْتَهُ لَوَجَدْتَهُ بِخِلَافِ مَا هُوَ عَلَیْهِ وَ لَوْ سَلَّطْتَنِی یَا رَبِّ عَلَی مَالِهِ لَرَأَیْتَهُ کَیْفَ یَنْسَاکَ؟ فَنُودِیَ: یَا مَلْعُونُ قَدْ سَلَّطْتُکَ عَلَی مَالِهِ لِتَعْلَمَ أَنَّکَ کَاذِبٌ فِیمَا تَعْتَقَدِهُ فِیهِ. قَالَ: فَانْقَضَّ مِنَ السَّماواتِ حَتَّی وَقَفَ عَلَی الصَّخْرَهًِْ الَّتِی رَضَخَ عَلَیْهَا قَابِیلُ رَأْسَ أَخِیهِ هَابِیلَ (علیه السلام) وَ هِیَ صَخْرَهًٌْ سَوْدَاءُ یَنْبُعُ مِنْهَا صَدِیدُ اللَّعْنَهًِْ، فَوَقَفَ إِبْلِیسُ عَلَیْهَا وَ رَنَّ رَنَّهًًْ حَتَّی اجْتَمَعَ عَلَیْهَا الْعَفَارِیتُ الْمُتَمَرِّدُونَ مِنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ قَالُوا: یَا أَبَانَا وَ مَا وَرَاءَکَ وَ مَا دَهَاکَ؟ فَقَالَ: إِنِّی مُکِّنْتُ مِنْ فُرْصَهًٍْ مَا تَمَکَّنْتُ مِنْ مِثْلِهَا مُنْذُ أَخْرَجْتُ آدَمَ (علیه السلام) مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ ذَلِکَ أَنِّی سُلِّطْتُ عَلَی مَالِ أَیُّوبَ (علیه السلام) لِأُفْقِرَهُ وَ أُعْطِبَ مَالَهُ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ: سَلِّطْنِی عَلَی أَشْجَارِهِ، فَإِنِّی أَتَحَوَّلُ نَاراً، وَ لَا أَمُرُّ عَلَی شَیْءٍ إِلَّا أَحْرَقْتُهُ، وَ صَیَّرْتُهُ رَمَاداً. فَقَالَ إِبْلِیسُ: أَنْتَ لِذَلِکَ. وَ قَالَ آخَرُ: سَلِّطْنِی عَلَی مَوَاشِیهِ حَتَّی أَصِیحَ صَیْحَهًًْ تَخْرُجُ أَرْوَاحُهَا. فَقَالَ: أَنْتَ لِذَلِکَ. فَأَقْبَلَ الْأَوَّلُ وَ تَحَوَّلَ نَاراً حَتَّی أَحْرَقَ تِلْکَ الْأَشْجَارَ وَ الْآجَامَ. وَ أَقْبَلَ الْآخَرُ عَلَی الْمَوَاشِی فَصَاحَ بِهَا صَیْحَهًًْ خَرَجَتْ کُلُّهَا مِیتَهًًْ مَعَ رُعَاتِهَا. فَرَأَی أَهْلُ الْقَرْیَهًِْ دُخَاناً عَظِیماً وَ صَیْحَهًًْ عَظِیمَهًًْ فَفَزِعُوا فَزَعاً شَدِیداً. فَأَقْبَلَ اللَّعِینُ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ هُوَ فِی صَلَاتِهِ وَ وَ خُیِّلَ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) أَنَّهُ أَصَابَهُ وَهَجُ ذَلِکَ الْحَرِیقِ وَ قَدِ اسْوَدَّ وَجْهُهُ وَ تَمَعَّطَ شَعْرُهُ وَ هُوَ لَعَنَهُ اللَّهُ یُنَادِی: یَا أَیُّوبُ أَدْرِکْنِی فَإِنِّی أَنَا النَّاجِی مِنْ دُونِ غَیْرِی، فَمَا رَأَیْتُ نَاراً أَقْبَلَتْ مِنَ السَّمَاءِ فِیهَا دُخَانٌ فَأَحْرَقَتْ مَالَکَ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ أَصَابَتْنِی نَفْحَهًٌْ مِنْ نَفَحَاتِهَا وَ سَمِعْتُ مُنَادِیاً مِنَ السَّمَاءِ: هَذَا جَزَاءُ مَنْ کَانَ مُرَائِیاً فِی عِبَادَتِهِ یُرِیدُ بِهَا النَّاسَ دُونَ اللَّهِ تَعَالَی. قَالَ إِبْلِیسُ: وَ سَمِعْتُ النَّارَ تَقُولُ: أَنَا نَارُ الْغَضَبِ، أَنَا نَارُ السَّخَطِ. قَالَ: فَلَمَّا سَمِعَ أَیُّوبُ (علیه السلام) ذَلِکَ أَقْبَلَ عَلَی صَلَاتِهِ وَ لَمْ یَلْتَفِتْ إِلَیْهِ حَتَّی فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ تَامَّهًًْ کَامِلَهًًْ فَقَالَ: یَا هَذَا لَیْسَتْ هِیَ أَمْوَالِی وَ إِنَّمَا هِیَ أَمْوَالُ اللَّهِ تَعَالَی یَفْعَلُ بِهَا مَا شَاءَ. فَقَالَ إِبْلِیسُ صَدَقْتَ. وَ مَاجَ النَّاسُ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: هَذَا مَا قَبْضُهُ قَبْضُ الْعُجْبِ. وَ قَالَ آخَرُونَ: مَا کَانَ أَیُّوبُ (علیه السلام) صَادِقاً فِی تَوْبَتِهِ فَلِهَذَا جَازَاهُ بِهَذَا الْجَزَاءِ. فَشَقَّ ذَلِکَ عَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) مِنْ قَوْلِهِمْ وَ لَمْ یُجِبْهُمْ غَیْرَ أَنَّهُ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی قَضَائِهِ وَ قَدَرِهِ. فَأَقْبَلَ النَّبِیُّ أَیُّوبُ (علیه السلام) عَلَی اللَّعِینِ إِبْلِیسَ وَ قَالَ لَهُ: مَنْ أَنْتَ أَیُّهَا الْعَبْدُ؟ کَأَنَّکَ مِمَّنْ أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ سَلَبَ عَنْهُ نِعْمَتَهُ وَ لَوْ عَلِمَ فِیکَ خَیْراً لَأَخْبَرَنِی بِکَ وَ لَقَبَضَ رُوحَکَ مَعَ أَرْوَاحِ الرُّعَاهًِْ وَ لَکِنَّهُ عَلِمَ فِیکَ شَرّاً فَخَلَّصَکَ مِنْهَا کَمَا یُخَلِّصُ الزُّؤَانَ مِنَ الْقَمْحِ فَسِرْ عَنِّی أَیُّهَا الْعَبْدُ مَذْمُوماً مَدْحُوراً. فَقَالَ إِبْلِیسُ: صَدَقَ مَنْ قَالَ: لَا تَخْدِمُوا الْمُتَکَبِّرِینَ. یَا أَیُّوبُ (علیه السلام)، الْآنَ عَلِمْتُ أَنَّکَ کُنْتَ مُرَائِیاً فِی صَلَاتِکَ، أَ لَمْ أَکُنْ لَکَ عَبْداً شَفِیقاً مِنْ عِبَادِکَ؟ أَ لَمْ أَکُنْ حَرِیصاً عَلَی أَمْوَالِکَ؟ فَمَا جَزَائِی مِنْکَ إِلَّا أَنْ تُعَیِّرَنِی بِمَا نَالَنِی مِنْ وَهَجِ الْحَرِیقِ دُونَ أَنْ تَقُولُ مَا تَقُولُهُ؟ فَلَمْ یُکَلِّمْ إِبْلِیسَ وَ أَقْبَلَ أَیُّوبُ (علیه السلام) عَلَی صَلَاتِهِ. وَ انْصَرَفَ عَنْهُ إِبْلِیسُ خَائِباً ذَلِیلًا وَ صَعِدَ إِلَی السَّمَاءِ کَمَا کَانَ یَصْعَدُ وَ وَقَفَ کَمَا کَانَ یَقِفُ، فَنُودِیَ: یَا مَلْعُونُ کَیْفَ وَجَدْتَ عَبْدِی أَیُّوبَ؟ کَیْفَ صَبَرَ عَلَی ذَهَابِ أَمْوَالِهِ جَمِیعاً مِنَ الْمَوَاشِی وَ الْعَبِیدِ وَ غَیْرِهَا؟ وَ کَیْفَ حَمِدَنِی عَلَی الْبَلِیَّهًِْ؟ فَقَالَ اللَّعِینُ: إِلهِی وَ سَیِّدِی إِنَّکَ مَتَّعْتَهُ بِعَافِیَهًِْ أَوْلَادِهِ وَ زَخَارِفِ دُورِهِ وَ لَوْ سَلَّطْتَنِی عَلَی دُنْیَاهُ حَتَّی تَعْلَمَ أَنَّهُ لَا یُؤَدِّی إِلَیْکَ شُکْرَ نِعْمَهًٍْ أَبَداً. فَنُودِیَ: یَا مَلْعُونُ اذْهَبْ فَقَدْ سَلَّطْتُکَ عَلَی أَوْلَادِهِ. قَالَ: فَانْقَضَّ عَدُوُّ اللَّهِ إِلَی قَصْرِ أَیُّوبَ (علیه السلام) الَّذِی فِیهِ أَوْلَادُهُ، فَأَمَّا الْبَنُونَ فَحِزْقِلُ وَ هُوَ أَکْبَرُهُمْ وَ مُقْبِلٌ وَ رُشْدٌ وَ رُشَیْدٌ وَ بَهَارُونُ وَ بَشِیرٌ وَ أَقرُونُ وَ الْبَاقِی مِنَ الذُّکُورِ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُمْ أَسْمَاءَ فِی الْکُتُبِ وَ الْقَصَصِ وَ أَمَّا الْبَنَاتُ فَنحاهًْ (فمنجاهًْ) وَ عُبَیْدَهًُْ وَ صَالِحَهًُْ وَ عَافِیَهًُْ وَ تَقِیَّهًُْ وَ مُؤْمِنَهًُْ. قَالَ: فَزَلْزَلَ عَلَیْهِمُ الْقَصْرُ بِنَفْسِهِ حَتَّی سَقَطَ بَعْضُهُ عَلَی بَعْضٍ وَ جَعَلَ یَشُدُّ أَفْوَاهَهُمْ بِالْخُشُبِ وَ الْخِرَقِ وَ یَقْذِفُهُمْ بِالْجَنْدَلِ حَتَّی مُثِّلَ بِهِمْ أَقْبَحَ مُثْلَهًٍْ وَ أَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَی الْأَرْضِ أَنِ احْفَظِی أَوْلَادَ بَنِی أَیُّوبَ فَإِنِّی بَالِغٌ مَشِیَّتِی فِیهِمْ وَ لَأَجْزِیَنَّهُمْ بِذَلِکَ الثَّوَابَ. فَأَقْبَلَ إِبْلِیسُ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ قَالَ: یَا أَیُّوبُ لَوْ رَایْتَ قُصُورَکَ وَ أَوْلَادَکَ کَیْفَ صَارُوا وَ لَقَدْ صَارَتْ قُصُورُهُمْ لَهُمْ قُبُوراً وَ طِینُهَا قَدْ صَارَتْ لَهُمْ حَنُوطاً وَ ثِیَابُهُمْ وَ فُرُشُهُمْ صَارَتْ لَهُمْ أَکْفَاناً وَ لَوْ أَبْصَرْتَ کَیْفَ تَغَیَّرَتْ تِلْکَ الْوُجُوهُ الْحُسَانُ بِالدِّمَاءِ وَ التُّرَابِ، وَ الْعِظامَ کَیْفَ تَهَشَّمَتْ وَ اللُّحُومَ کَیْفَ رَضْعَتْ وَ الْجُلُودَ کَیْفَ تَمَزَّقَتْ وَ لَمْ یَزَلْ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ یَعُدُّ عَلَیْهِ مِثْلَ هَذَا بِافْتِجَاعٍ وَ انْکِسَارٍ وَ انْتِحَابٍ حَتَّی بَکَی
 أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ سَاعَدَهُ إِبْلِیسُ عَلَی الْبُکَاءِ فَنَدِمَ أَیُّوبُ (علیه السلام) عَلَی بُکَائِهِ وَ أَخَذَ قَبْضَهًًْ مِنَ التُّرَابِ وَ وَضَعَهَا عَلَی رَأْسِهِ وَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ تَعَالَی وَ خَرَّ سَاجِداً ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی إِبْلِیسَ وَ قَالَ لَهُ: یَا مَلْعُونُ انْصَرِفْ عَنِّی خَائِباً ذَلِیلًا مَدْحُوراً فَإِنَّ أَوْلَادِی کَانُوا عَارِیَهًًْ لِلَّهِ تَعَالَی عِنْدِی وَ لَا بُدَّ مِنَ اللِّحَاقِ بِهِمْ. قَالَ: فَانْصَرَفَ إِبْلِیسُ وَ لَمْ یَنَلْ مِنْهُ وَ صَعِدَ إِلَی السَّمَاءِ کَمَا کَانَ یَصْعَدُ وَ وَقَفَ کَمَا کَانَ یَقِفُ فَأَتَاهُ النِّدَاءُ: یَا مَلْعُونُ کَیْفَ رَأَیَتَ عَبْدِی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ تَوْبَتَهُ وَ اسْتِغْفَارَهُ بَعْدَ بُکَائِهِ؟ فَقَالَ إِبْلِیسُ إِلهِی وَ سَیِّدِی إِنَّکَ مَتَّعْتَهُ بِعَافِیَهًِْ نَفْسِهِ وَ فِیهَا عِوَضٌ عَنِ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ فَلَوْ سَلَّطْتَنِی عَلَی بَدَنِهِ لَرَأَیْتَهُ کَیْفَ یَنْسَی ذِکْرَکَ وَ یَتْرُکُ شُکْرَکَ. فَنُودِیَ: یَا لَعِینُ اذْهَبْ فَقَدْ سَلَّطْتُکَ عَلَی بَدَنِهِ مَا خَلَا عَیْنَیْهِ وَ عَقْلَهُ وَ لِسَانَهُ الَّذِی لَا یَفْتُرُ عَنْ ذِکْرِی وَ أُذُنَیْهِ. قَالَ: فَانْقَضَّ إِبْلِیسُ فَوَجَدَ أَیُّوبَ (علیه السلام) فِی مَسْجِدِهِ مُتَضَرِّعاً إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِأَنْوَاعِ الثَّنَاءِ دَاعِیاً إِلَیْهِ بِأَعْظَمِ الدُّعَاءِ وَ یَشْکُرُ عَلَی جَمِیعِ النَّعْمَاءِ وَ یَحْمُدُهُ عَلَی جَمِیعِ الْبَلَاءِ وَ هُوَ یَقُولُ: وَ عِزَّتِکَ وَ جَلَالِکَ لَا ازْدَدْتُ عَلَی بَلَائِکَ إِلَّا شُکْراً، وَ لَوْ أَلْبَسْتَنِی ثَوْبَ الْبَلَاءِ سَرْمَداً لَا ازْدَدْتُ عَلَی بَلَائِکَ إِلَّا َصَبْراً. قَالَ: فَلَمَّا سَمِعَ إِبْلِیسُ اغْتَاظَ مِنْ قَوْلِهِ وَ عَجَّلَ وَ لَمْ یَتْرُکْهُ حَتَّی یَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السُّجُودِ فَانْحَدَرَ فِی الْأَرْضِ حَتَّی صَارَ تَحْتَ أَنْفِهِ ثُمَّ نَفَخَ فِی فِیهِ وَ مَنْخِرَیْهِ نَارَ اللَّهَبِ فَاسْوَدَّ وَجْهُ أَیُّوبَ (علیه السلام) فِی الْحَالِ فَصَارَ قَرْحَهًًْ وَاحِدَهًًْ مِنْ قَرْنِهِ إِلَی قَدَمِهِ فَتَمَعَّطَ مِنْهَا شَعْرُهُ فَلَمَّا کَانَ الْیَوْمُ الثَّانِی وَرِمَ وَ عَظُمَ وَ فِی الثَّالِثِ اسْوَدَّ وَ فِی الرَّابِعِ امْتَلَأَ مَاءً أَصْفَرَ وَ فِی الْخَامِسِ صَارَ قَیْحاً وَ فِی السَّادِسِ وَقَعَ فِیهِ الدُّودُ وَ سَالَ صَدِیدُهُ وَ وَقَعَ فِیهِ الْحُکَاکُ فَحَکَّ جَسَدَهُ شَهْرَیْنِ حَتَّی سَقَطَتْ أَظَافِیرُهُ ثُمَّ حَکَّ بِالْمُسُوحِ وَ الْخِرَقِ وَ بِالْحِجَارَهًِْ الْخَشِنَهًِْ وَ کَانَ إِذَا رَأَی دُودَهًًْ سَقَطَتْ مِنْ بَدَنِهِ رَدَّهَا بِیَدِهِ إِلَی مَوْضِعِهَا وَ یَقُولُ لَهَا: کُلِی مِنْ لَحْمِی وَ دَمِی حَتَّی یَأْتِیَ اللَّهُ بِالْفَرَجِ. فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: یَا أَیُّوبُ ذَهَبَ الْمَالُ وَ الْوَلَدُ وَ قَدْ بَدَا الضُّرُّ فِی الْجَسَدِ. فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام): یَا رَحْمَهًُْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی ابْتَلَی النَّبِیِّینَ مِنْ قَبْلِی فَصَبَرُوا وَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَعَدَ الصَّابِرِینَ خَیْراً، ثُمَّ خَرَّ أَیُّوبُ (علیه السلام) سَاجِداً وَ جَعَلَ یَقُولُ: إِلَهِی وَ سَیِّدِی لَوْ جَعَلْتَ عَلَیَّ ثَوْبَ الْبَلَاءِ سَرْمَداً وَ حَرَمْتَنِی الْعَافِیَهًَْ وَ مَزَّقَتْنِی الدِّیدَانُ مَا ازْدَدْتُ إِلَّا شُکْراً، إِلَهِی لَا تُشْمِتْ بِی عَدُوِّی إِبْلِیسَ اللَّعِینَ. قَالَ: وَ کَانَتْ رَحْمَهًُْ تَبْکِی مَرَّهًًْ وَ تَصْرُخُ أُخْرَی لِمَا تَرَی مِنْ بَلَاءِ أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ هُوَ یَنْهَاهَا عَنْ ذَلِکَ وَ یَقُولُ لَهَا: أَ لَسْتِ أَنْتِ مِنْ بَنَاتِ الْأَنْبِیَاءِ وَ تَعْلَمِینَ أَنِّی نَبِیُّ اللَّهِ وَ أَنَّ لِی أُسْوَهًًْ بِالنَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ آبَائِکَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ إِسْمَاعِیلَ
 وَ إِسْحَاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ یُوسُفَ (علیه السلام). ثُمَّ سَأَلَ اللَّهَ تَعَالَی لَهَا الصَّبْرَ عَلَی مَا تُشَاهِدُ مِنْهُ، ثُمَّ قَالَ لَهَا
 أَیُّوبُ (علیه السلام): انْطَلِقِی الْتَمِسِی مَوْضِعاً غَیْرَ مَسْجِدِی فَاحْمِلِینِی إِلَیْهِ فَمَضَتْ رَحْمَهًُْ وَ نَظَرَتْ لَهُ مَوْضِعاً ثُمَّ عَادَتْ إِلَیْهِ فَاحْتَمَلَتْهُ إِلَی فَضَاءٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ کَانَ قَدْ قَالَ لَهَا: لَا أُحِبُّ أَنْ یَتَلَوَّثَ الْمَسْجِدُ. ثُمَّ انْطَلَقَتْ إِلَی قَوْمٍ کَانَ یَبِرُّهُمْ أَیُّوبُ وَ یُحْسِنُ إِلَیْهِمْ کَثِیراً، فَلَمَّا الْتَمَسَتْ لَهُ مَوْضِعاً، طَلِبَتْهُمْ أَنْ یُعِینُوهَا عَلَی إِخْرَاجِ أَیُّوبَ (علیه السلام) مِنَ الْمَسْجِدِ، فَقَالُوا لَهَا: إِنَّ أَیُّوبَ (علیه السلام) قَدْ غَضِبَ عَلَیْهِ رَبُّهُ وَ هَتَکَ سِتْرَهُ لِمَا کَانَ فَعَلَهُ مِنَ الرِّیَاءِ فَیَا لَیْتَ کَانَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَإِنَّهُ لَوْ کَانَ فِیهِ خَیْرٌ فِی عِبَادَهًِْ رَبِّهِ مَا ابْتَلاهُ. فَرَجَعَتْ رَحْمَهًُْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ قَالَتْ لَهُ: یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) جَلَّتِ الْمُصِیبَهًُْ خَابَ أَمَلُنَا مِنْ أَهْلِ الْمَعَارِفِ وَ أَهْلِ الِاصْطِنَاعِ. فَقَالَ لَهَا: یَا رَحْمَهًُْ هَکَذَا یَکُونُونَ أَهْلُ الْبَلَاءِ، وَ لَکِنْ تَقَدَّمِی إِلَیَّ وَ قُولِی: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهًَْ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ أَدْخِلِی یَدَکَ الْیُمْنَی تَحْتَ رَأْسِی وَ یَدَکَ الْیُسْرَی تَحْتَ رِجْلِی وَ احْمِلِینِی. فَفَعَلَتْ ذَلِکَ وَ احْتَمَلَتْهُ بِقُوَّهًِْ اللَّهِ تَعَالَی حَتَّی أَخْرَجَتْهُ إِلَی الْفَضَاءِ وَ هُوَ الْمَوْضِعُ الَّذِی یُوضَعُ فِیهِ الْمَوَائِدُ مِنْ أَیُّوبَ (علیه السلام) لِلضُّعَفَاءِ وَ الْمَساکِینِ، فَقَالَ: یَا رَحْمَهًُْ إِنَّ الصَّدَقَهًَْ حَرَامٌ عَلَیْنَا وَ لَا تَحِلُّ لَنَا فَاحْتَالِی فِی الْخِدْمَهًِْ فَأَسْبَلَ دَمْعَتَهُ. فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: مَا یُبْکِیکَ یَا نَبِیَّ اللهِ؟ فَقَالَ لَهَا: یَا رَحْمَهًُْ أَنْتِ مِنْ بَنَاتِ النَّبِیِّینَ وَ مِنْ نَسْلِ الْمُرْسَلِینَ وَ أَنْتِ امْرَأَهًٌْ عَظِیمَهًُْ الْحُسْنِ وَ الْجَمَالِ وَ مَا أُعْطِیَ الْحُسْنَ وَ الْجَمَالَ فِی زَمَانِکَ إِلَّا جَدُّکَ یُوسُفُ (علیه السلام) وَ إِنَّ فِی الْقَرْیَهًِْ فُسَّاقاً کَثِیرَهًًْ وَ أَنْتَ تَخْدِمِینَ وَ أَخْشَی عَلَیْکَ مِنْ مَکَائِدِ إِبْلِیسِ اللَّعِینِ. فَبَکَتْ رَحْمَهًُْ وَ قَالَتْ: یَا نَبِیَّ اللهِ (صلی الله علیه و آله) مَا جَزَائِی مِنْکَ إِلَّا أَنْ تَتَّهِمَنِی وَ تَنْسِبَنِی إِلَی ذَلِکَ وَ أَنَا مِنْ بَنَاتِ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ الطَّاهِرِینَ؟ وَ حَقِّ آبَائِی وَ أَجْدَادِی مَا مِلْتُ بِعَیْنِی إِلَی آدَمِیٍّ بَعْدَکَ. فَعِنْدَ ذَلِکَ أَذِنَ لَهَا أَیُّوبُ بِالْخِدْمَهًِْ وَ کَانَتْ تَخْدُمُ أَهْلَ الْبَثْنَهًِْ فِی سَقْیِ الْمَاءِ وَ کَنْسِ الْبُیُوتِ وَ إِخْرَاجِ الْمَزَابِلِ وَ غَسْلِ الثِّیَابِ وَ الْخِرَقِ یُعْطُونَهَا الْأُجْرَهًَْ وَ تُنْفِقُهُ عَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فِی طَعَامِهِ وَ شَرَابِهِ. فَأَقْبَلَ إِبْلِیسُ فِی صُورَهًْ‌ِ شَیْخٍ کَبِیرٍ حَتَّی وَقَفَ عَلَی أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ فَقَالَ لَهُمْ: کَیْفَ تَطِیبُ أَنْفُسُکُمْ بِامْرَأَهًٍْ تُعَالِجُ مِنْ زَوْجِهَا الْقَیْحَ وَ الصَّدِیدَ وَ نَتْنَ الرَّائِحَهًِْ ثُمَّ تَدْخُلُ بُیُوتَکُمْ وَ تُدْخِلُ أَیْدِیَهَا فِی أَوْعِیَتِکُمْ وَ طَعَامِکُمْ وَ شَرَابِکُمْ؟ قَالَ: فَوَقَعَ ذَلِکَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ لَمْ یَتْرُکُوا رَحْمَهًَْ أَنْ تَدْخُلَ بُیُوتَهُمْ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَکَرِهَتْ رَحْمَهًُْ أَنْ تُخْبِرَ أَیُّوبَ (علیه السلام) بِذَلِکَ حَتَّی لَا یَزْدَادَ حُزْناً عَلَی حُزْنِهِ وَ کَانَ الْقَوْمُ لَا یَسْتَخْدِمُونَهَا وَ کَانُوا یُطْعِمُونَهَا الشَّیْءَ فَتُطْعِمُهُ ذَلِکَ وَ لَا تُخْبِرُهُ بِشَیْءٍ مِنْ أَمْرِهَا. قَالَ: فَاشْتَدَّ بِأَیُّوبَ (علیه السلام) الْبَلَاءُ وَ نَتْنُ رَائِحَتِهِ حَتَّی لَا یَقْدِرَ أَحَدٌ مِنْ
أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ أَنْ یُسْتَقَرَّ فِی بَیْتِهِ لِشِدَّهًِْ نَتْنِ الرَّائِحَهًِْ، وَ لَمْ یَدْرُوا مَا یَصْنَعُونَ؟ فَاجْتَمَعَ رَأْیُهُمْ عَلَی أَنْ
 یُرْسِلُوا عَلَیْهِ کِلَاباً لِتَأْکُلَهُ فَبَلَغَ ذَلِکَ رَحْمَهًَْ فَجَاءَتْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فَأَخْبَرَتْهُ بِذَلِکَ، فَقَالَ لَهَا: یَا رَحْمَهًُْ، لَمْ یَکُنِ اللَّهُ تَعَالَی بَالَّذِی یُسَلِّطُ عَلَیَّ الْکِلَابَ وَ أَنَا نَبِیُّهُ وَ ابْنُ أَنْبِیَائِهِ. قَالَ: فَجَمَعَ أَهْلُ الْقَرْیَهًِْ کِلَابَ الرُّعَاهًِْ فَأَرْسَلُوهَا عَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فَجَاءَتْ تَعْدُو إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فَلَمَّا تَقَارَبَتْ مِنْهُ رَجَعَتْ إِلَی خَلْفِهَا فَهَرَبَتِ الْکِلَابُ عَنِ الْبِلَادِ حَتَّی لَمْ یَکُنْ فِی تِلْکَ الْقَرْیَهًِْ کَلْبٌ وَاحِدٌ وَ کَانَ الْقَوْمُ یَأْتُوَن أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ یَقُولُونَ لَهُ: لَا صَبْرَ لَنَا عَلَی بَلِیَّتِکَ إِمَّا أَنْ تَخْرُجَ عَنَّا وَ إِلَّا رَجَمْنَاکَ بِالْحِجَارَهًِْ حَتَّی تَمُوتَ فَنَسْتَرِیحُ مِنْکَ. فَقَالَ لَهُمْ أَیُّوبُ (علیه السلام): لَا َتَرْجُمُونِی بِالْحِجَارَهًِْ وَ لَکِنْ أَخْرِجُونِی مِنْ قَرْیَتِکُمْ إِلَی بَعْضِ مَزَابِلِکُمْ فَإِنِّی أَرْجُو مِنَ اللَّهِ تَعَالَی أَنْ لَا ُیُضَیِّعَنِی. فَقَالُوا لَهُ: إِنَّا نَسْتَقْذِرُکَ وَ أَنْتَ بَعِیدٌ عَنَّا، فَکَیْفَ نَدْنُوا مِنْکَ وَ نَحْمِلُکَ؟ ثُمَّ انْصَرَفُوا عَنْهُ. فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام) لِرَحْمَهًَْ: أَیَّتُهَا الصِّدِّیقَهًُْ الطَّاهِرَهًُْ الْبَارَّهًُْ، قَدْ عَرَفْتِ أَنَّ هؤُلَاءِ الْقَوْمِ قَدْ بَغَضُونِی وَ مَلُّونِی، فَقِفِی عَلَی مَفْرِقِ الطَّرِیقِ فَلَعَلَّکِ أَنْ تَقِفِی عَلَی أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فَتُخْبِرِینَهُ بِقِصَّتِی، وَ تَسْأَلِیهِ أَنْ یُعِینَکِ عَلَی حَمْلِی مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهًِْ. فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: لَا تَعْجَلْ حَتَّی أَخْرُجَ إِلَی بَلَدِ کَذَا وَ کَذَا وَ أَتَّخِذَ لَکَ هُنَاکَ عَرِیشاً. ثُمَّ وَقَفَتْ عَلَی الطَّرِیقِ تَنْظُرُ مَنْ یَمُرُّ بِهَا وَ إِذَا هِیَ بِرَجُلَیْنِ کَأَنَّهُمَا قَمَرَیْنِ تَفُوحُ مِنْهُمَا رَائِحَهًٌْ طَیِّبَهًٌْ فَتَوَسَّمَتْ فِیهِمَا الْخَیْرَ وَ اسْتَحْیَتْ أَنْ تَسْأَلَهُمَا عَنْ حَاجَتِهَا، فَلَمَّا دَنَوَا مِنْهَا قَالَا لَهَا: وَ أَیْنَ أَیُّوبُ (علیه السلام) خَلِیلُنَا وَ صَدِیقُنَا وَ کَیْفَ هُوَ عَلَی بَلَائِهِ؟ فَأَخْبَرَتْهُمَا بِحَالِهِ وَ ضَجْرِ أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ مِنْهُ وَ کَیْفَ سَوَّتْ لَهُ الْعَرِیشَ عَلَی الْمَزْبَلَهًِْ. ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا: إِنَّ لِی إِلَیْکُمَا حَاجَهًًْ وَ هِیَ دَعْوَهًٌْ مِنْکُمَا لَهُ بِالْعَافِیَهًِْ. فَقَالَا لَهَا: نَعَمْ، وَ لَکِنْ إِذَا رَجَعْتِ إِلَیْهِ فَاقْرَئِیهِ مِنَّا السَّلَامَ. ثُمَّ أَنَّهُمَا مَضَیَا. فَانْصَرَفَتْ رَحْمَهًُْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ أَخْبَرَتْهُ بِحَدِیثِ الرَّجُلَیْنِ وَ مَا کَانَ مِنْهُمَا، فَصَاحَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ قَالَ: وَا شَوْقَاهْ إِلَیْکَ یَا جَبْرَائِیلُ وَا شَوْقَاهْ إِلَیْکَ یَا مِیکَائِیلُ. ثُمَّ قَالَ: یَا رَحْمَهًُْ، وَ مَنْ مِثْلُکِ الْآنَ وَ قَدْ کَلَّمَتْکِ الْمَلَائِکَهًُْ. فَقَالَتْ لَهُ رَحْمَهًُْ: قَدْ هَیَّأْتُ لَکَ الْعَرِیشَ وَ لَکِنِ اصْبِرْ حَتَّی أَقِفَ عَلَی قَارِعَهًِْ الطَّرِیقِ لَعَلَّ أَحَداً یَمُرُّ بِی فَیُسَاعِدَنِی عَلَی حَمْلِکَ. ثُمَّ مَضَتْ وَ وَقَفَتْ عَلَی قَارِعَهًِْ الطَّرِیقِ وَ إِذَا هِیَ بِأَرْبَعَهًِْ نَفَرٍ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ فَسَأَلُوهَا وَ قَالُوا لَهَا: أَیَّتُهَا الْمَرْأَهًُْ أَ لَکِ حَاجَهًٌْ؟ قَالَتْ: نَعَمْ، وَ هِیَ أَنْ تُعِینُونِی عَلَی حَمْلِ نَبِیِّ اللَّهِ أَیُّوبَ (علیه السلام) إِلَی مَزْبَلَهًِْ کَذَا وَ کَذَا. فَأَقْبَلُوا حَتَّی وَقَفُوا عَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ صَبَّرُوهُ عَلَی بَلَائِهِ وَ دَعَوْا لَهُ بِالْعَافِیَهًِْ وَ احْتَمَلُوهُ بِأَطْرَافِ النَّطْعِ وَ وَضَعُوهُ عَلَی بَابِ الْعَرِیشِ فَانْصَرَفُوا عَنْهُ. وَ کَانَتْ رَحْمَهًُْ قَدْ جَمَعَتْ فِی الْعَرِیشِ تُرَاباً کَثِیراً وَ اتَّخَذَتْ مِنَصَّهًًْ مِنْهُ، ثُمَّ قَالَتْ: قُمْ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) إِلَی فِرَاشِکَ التُّرَابِ مِنْ بَعْدِ الْفُرُشِ
 المُمَهَّدَهًِْ وَ وِسَادِکَ الْحِجَارَهًِْ مِنْ بَعْدِ الْوَسَائِدِ الْمُنَضَّدَهًِْ. فَقَالَ لَهَا أَیُّوبُ (علیه السلام): أَ لَمْ أَنْهَکِ عَنْ ذِکْرِ شَیْءٍ مِنْ نَعِیمِ الدُّنْیَا؟ فَزَحَفَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ أَلْقَی بِنَفْسِهِ عَلَی ذَلِکَ الرَّمَادِ وَ هُوَ یُسَبِّحُ اللَّهَ الْعَلِیَّ الْأَعْلَی وَ یَقُولُ: سُبْحَانَ الْعَزِیزِ الْأَدْنَی سُبْحَانَ الرَّفِیعِ الْأَعْلَی سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی. ثُمَّ عَمَدَتْ رَحْمَهًُْ إِلَی کِسَاءٍ کَانَ عِنْدَهَا فَجَعَلَتْهُ غِطَاءً وَ سَتَرَتْ بَابَ الْعَرِیشِ وَ کَانَتْ تُصَدِّعُ بِخِدْمَتِهِ وَ تَأْتِیهِ بِمَا تَجِدُهُ. وَ مَضَتْ تَطْلُبُ لَهُ شَیْئاً مِنَ الطَّعَامِ لِتَأْتِیَهُ بِهِ. فَأَقْبَلَتْ إِلَی دَارٍ فَسَأَلَتْهُمْ فَقَالَتْ لَهَا امْرَأَهًٌْ مِنْ دَاخِلِ الدَّارِ: إِلَیْکِ عَنَّا، فَإِنَّ رَبَّ أَیُّوبَ (علیه السلام) قَدْ سَخِطَ عَلَیْهِ. وَ سَارَتْ إِلَی بَابٍ آخَرَ وَ قَالُوا لَهَا مِثْلَ ذَلِکَ حَتَّی دَارَتِ الْقَرْیَهًَْ وَ لَمْ یُعْطُوهَا شَیْئاً فَرَجَعَتْ بَاکِیَهًًْ إِلَی أَیُّوبَ وَ قَالَتْ لَهُ: إِنَّ الْقَوْمَ طَرَدُونِی وَ أَغْلَقُوا الْأَبْوَابَ (علیه السلام) مِنْ دُونِی. فَقَالَ لَهَا أَیُّوبُ (علیه السلام): لَا َبَأْسَ عَلَیْکِ یَا رَحْمَهًُْ، إِنْ أَغْلَقُوا أَبْوَابَهُمْ دُونَنَا فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُغْلِقُ أَبْوَابَ رَحْمَتِهِ دُونَنَا وَ لَکِنْ یَا رَحْمَهًُْ، لَعَلَّکِ مَلَلْتِنِی وَ لَعَلَّکِ تُرِیدِینَ فِرَاقِی؟ فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِکَ، وَ أَیُّ عُذْرٍ یَکُونُ لِی عِنْدَ اللهِ عَلَی فِرَاقِ نَبِیِّ اللَّهِ؟ حَاشَا وَ کَلَّا وَ لَکِنْ أَحْمِلُکَ مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهًِْ إِلَی قَرْیَهًٍْ أُخْرَی لَعَلَّهُمْ یَکُونُونَ أَرْحَمَ مِنْ هؤُلَاءِ. قَالَ: فَأَخَذَتْهُ رَحْمَهًُْ عَلَی النَّطْعِ فَغُشِیَ عَلَیْهِ مِنَ الْوَجَعِ فَجَاءَتْهُ بِمَاءٍ فَرَشَّتْهُ عَلَیْهِ حَتَّی أَفَاقَ فَغَطَتْهُ بِذَلِکَ الْکِسَاءِ وَ جَسَدُ أَیُّوبَ کَأَنَّمَا انْسَلَخَ سَلْخاً ثُمَّ حَمَلَتْهُ إِلَی قَرْیَهًٍْ أُخْرَی مِنْ حَوْرَانَ ثُمَّ وَضَعَتْهُ إِلَی جَانِبِ الْقَرْیَهًِْ فَرَفَعَتْ یَدَهَا إِلَی اللَّهِ وَ دَعَتِ اللَّهَ أَنْ یَحْفَظَهُ مِنَ السِّبَاعِ وَ غَیْرِهَا، فَدَخَلَتِ الْقَرْیَهًَْ فَقَالَتْ: مَنْ أَرَادَ غَسْلَ ثِیَابٍ أَوْ خِرَقٍ أَوْ کَنْسَ دَارٍ أَوْ حَمْلَ تُرَابٍ إِلَی مَزْبَلَهًٍْ أَوِ اسْتِسْقَاءَ مَاءٍ بِشَیْءٍ مِنَ الطَّعَامِ أَحْمِلُهُ إِلَی نَبِیِّ اللَّهِ أَیُّوبَ؟ فَخَرَجْنَ إِلَیْهَا نِسَاءُ الْقَرْیَهًِْ وَ قَالَتْ وَاحِدَهًٌْ مِنْهُنَّ: هَذِهِ غُولَهًٌْ قَدْ دَخَلَتْ قَرْیَتَنَا. فَقَالَتْ لَهَا رَحْمَهًُْ: لَا تَقُولِی هَذَا الْکَلَامَ وَ أَنَا رَحْمَهًُْ بِنْتُ إِفْرَاثِیمَ نَبِیِّ اللهِ‌بْنِ‌یُوسُفَ صِدِّیقِ اللهِ‌بْنِ‌یَعْقُوبَ إِسْرَائِیلِ اللهِ‌بْنِ‌إِسْحَاقَ صَفِیِّ اللهِ‌بْنِ‌إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) خَلِیلِ اللَّهِ، زَوْجَهًُْ أَیُّوبَ (علیه السلام) الْمُبْتَلَی نَبِیِّ اللَّهِ. فَقُلْنَ لَهَا: وَ أَیْنَ أَیُّوبُ (علیه السلام)؟ قالَتْ: هَا هُوَ عَلَی بَابِ الْقَرْیَهًِْ، إِلَی جَنْبِ کَنَائِسِکُمْ وَ مَزَابِلِکُمْ. فَأَقْبَلْنَ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام)، فَلَمَّا رَأَیْنَ مَا عَلَیْهِ مِنَ الْبَلَاءِ بَکَیْنَ أَشَدَّ الْبُکَاءِ ثُمَّ قُلْنَ: هَذَا أَیُّوبُ النَّبِیُّ صَاحِبُ الْإِمَاءِ وَ الْعَبِیدِ وَ الْمَوَاشِی؟ فَبَکَی أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ رَحْمَهًُْ بُکَاءً شَدِیداً، ثُمَّ قَالَ: أَنَا أَیُّوبُ (علیه السلام) عَبْدُ رَبِّی وَ رَسُولُهُ، أَنَا الْجَائِعُ الَّذِی لَا أَشْبَعُ إِلَّا مِنْ ذِکْرِهِ وَ أَنَا الْعَطْشَانُ الَّذِی لَا أَرْوَی إِلَّا مِنْ تَسْبِیحِهِ. قَالَ: فَبَکَیْنَ وَ بَکَتْ رَحْمَهًُْ مَعَهُنَّ وَ قَالَتْ لَهُنَّ: لِی إِلَیْکُنَّ حَاجَهًٌْ وَ هِیَ أَنْ تُعْطُونِی فَأْساً أَقْطَعُ بِهَا أَشْجَاراً لِأَتَّخِذَ لِأَیُّوبَ عَرِیشاً یَکُنُّهُ مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ، فَأَعْمَلُ لَهُ طَعَاماً. فَأَتَوْهَا بِجَمِیعِ ذَلِکَ فَعَمَدَتْ إِلَی مَطْهَرَهًٍْ مَعَهَا
 مِنْ خَزَفٍ وَ بَلَّتْ ذَلِکَ الْخُبْزَ فِی تِلْکَ الْمَطْهَرَهًِْ ثُمَّ مَرَسَتْهُ بِیَدِهَا فَأَطْعَمَتْهُ ذَلِکَ لِأَنَّ أَسْنَانَهُ تَسَاقَطَتْ، ثُمَّ قَطَعَتْ أَعْوَاداً وَ ظَلَّلَتْ بِهَا عَلَی رَأْسِ أَیُّوبَ مِثْلُ الْعَرِیشِ، ثُمَّ دَخَلَتِ الْقَرْیَهًَْ فَقَرَّبُوهَا وَ أَکْرَمُوهَا فَعَمِلَتْ ذَلِکَ فِی خَمْسَهًِْ بُیُوتٍ وَ اتَّخَذَتْ عَشَرَهًَْ أَقْرَاصٍ. فَلَمَّا رَجَعَتْ أَخْبَرَتْ أَیُّوبَ (علیه السلام) بِذَلِکَ وَ قَالَتْ: أَصَبْتُ الْیَوْمَ طَعَاماً کَثِیراً مِنْ رِزْقِ رَبِّی وَ أَقْعُدُ عِنْدَکَ فَإِنِّی لَا أُفَارِقُکَ حَتََّی یَفْرُغَ هَذَا الطَّعَامُ. فَقَالَ لَهَا أَیُّوبُ (علیه السلام): جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً یَا رَحْمَهًُْ، فَأَنْتِ مِنْ بَنَاتِ النَّبِیِّینَ، فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَنْسَی مَنْ ذَکَرَهُ وَ لَا یَخِیبُ عَبْداً شَکَرَهُ وَ لَا یُضَیِّعُ مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْهِ، لَهُ الْحُکْمُ وَ إِلَیْهِ یَرْجِعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ وَ هُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. قَالَ: فَأَقْبَلَ نِسَاءُ أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ فَقَعَدْنَ ذَاتَ یَوْمٍ بِقُرْبِ عَرِیشِ أَیُّوبَ (علیه السلام) فَشَمَمْنَ رَائِحَتَهُ فَانْصَرَفْنَ مُسْرِعَاتٍ إِلَی بُیُوتِهِنَّ وَ أَغْلَقْنَ الْأَبْوَابَ عَنْ رَحْمَهًَْ وَ قُلْنَ لِرَحْمَهًَْ: لَا تَدْخُلِی بُیُوتَنَا وَ لَکِنْ نُوَاسِیکِ فِی طَعَامِنَا فَرَضِیَتْ رَحْمَهًُْ بِذَلِکَ. قَالَ: فَبَیْنَمَا رَحْمَهًُْ ذَاتَ یَوْمٍ رَاجِعَهًٌْ مِنَ الْقَرْیَهًِْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ إِذَا هِیَ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ قَدْ عَرَضَ لَهَا فِی صُورَهًِْ طَبِیبٍ وَ مَعَهُ آلَهًُْ الطِّبِّ وَ قَالَ لِرَحْمَهًَْ: إِنِّی أَقْبَلْتُ مِنْ فِلِسْطِینَ حِینَ سَمِعْتُ بِخَبَرِ زَوْجِکِ أَیُّوبَ جِئْتُ لِأُدَاوِیَهُ وَ أَنَا سَائِرٌ إِلَیْهِ غَداً، فَأَخْبِرِیهِ بِقِصَّتِی وَ قُولِی لَهُ: یَأْخُذُ عُصْفُوراً فَیَذْبَحُهُ وَ لَا یَذْکُرُ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ وَ یَأْکُلُهُ وَ یَشْرَبُ عَلَیْهِ قَدَحاً مِنَ الْخَمْرِ وَ یَطْلِی نَفْسَهُ بِالدَّمِ وَ فَرْجَهُ مِنْ ذَلِکَ. قَالَ: فَجَاءَتْ رَحْمَهًُْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فَرْحَانَهًًْ فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِکَ، فَبَانَ الْغَضَبُ فِی وَجْهِهِ، فَقَالَ لَهَا: مَتَی رَأَیْتِ أَنِّی آکُلُ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ وَ أَطْلِی نَفْسِی بِشَیْءٍ مِنَ الدَّمِ؟ یَا رَحْمَهًُْ، بِالْأَمْسِ کُنْتِ رَسُولَهًًْ مِنْ جَبْرَائِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ الْیَوْمَ رَسُولَهًًْ مِنْ إِبْلِیسَ اللَّعِینِ؟ فَعَلِمَتْ أَنَّهَا أَخْطَأَتْ فَاعْتَذَرَتْ إِلَیْهِ وَ لَمْ تَزَلْ تَتَلَطَّفُ بِهِ حَتَّی أَنَّهُ رَضِیَ عَنْهَا وَ حَذَّرَهَا أَنْ لَا تَعُودَ إِلَی مِثْلِهَا. قَالَ: فَبَیْنَمَا هِیَ ذَاتَ یَوْمٍ رَاجِعَهًٌْ مِنَ الْقَرْیَهًِْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ مَعَهَا شَیْءٌ مِنَ الطَّعَامِ فَاعْتَرَضَ لَهَا إِبْلِیسُ اللَّعِینُ فِی صُورَهًِْ رَجُلٍ بَهِیِّ الصُّورَهًِْ حَسَنِ الْوَجْهِ وَ هُوَ عَلَی حِمَارٍ أَحْمَرَ. فَقَالَ اللَّعِینُ لَهَا: کَأَنِّی أَعْرِفُکِ، أَ لَسْتِ رَحْمَهًَْ بِنْتَ إِفْرَاثِیمَ نَبِیِّ اللهِ زَوْجَهًَْ الْمُبْتَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) نَبِیِّ اللهِ؟ قَالَتْ: بَلَی. فَقَالَ لَهَا اللَّعِینُ: إِنِّی أَعْرِفُکُمْ وَ أَنْتُمْ أَهْلُ غَنَاءٍ وَ ثَرْوَهًٍْ، فَمَا الَّذِی غَیَّرَ حَالَکُمْ؟ فَقَالَتْ لَهُ: إِنَّا بُلِینَا بِذَهَابِ الْمَالِ جَمِیعِهِ وَ الْوَلَدِ ثُمَّ الْبَلَاءُ الْأَعْظَمُ مَا نَزَلَ بِصَاحِبِی أَیُّوبَ (علیه السلام). فَقَالَ لَهَا الْمَلْعُونُ: لِأَیِّ شَیْءٍ أَصَابَتْکُمْ هَذِهِ الْمَصَائِبُ؟ قَالَتْ: لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَرَادَ أَنْ یُجَرِّبَ صَبْرَنَا عَلَی بَلَائِهِ. قَالَ اللَّعِینُ: بِئْسَمَا قُلْتِ، وَ لَکِنْ إِلهُ السَّمَاءِ هُوَ اللَّهُ وَ إِلهُ الْأَرْضِ أَنَا، فَأَرَدْتُکُمْ لِنَفْسِی فَعَبَدْتُمْ إِلهَ السَّمَاءِ وَ لَمْ تَعْبُدُونِی فَفَعَلْتُ بِکُمْ مَا فَعَلْتُ وَ سَلَبْتُکُمْ أَمْوَالَکُمْ وَ
 أَمَتُّ أَوْلَادَکُمْ وَ عَبِیدَکُمْ وَ مَوَاشِیَکُمْ فَهَا هِیَ کُلُّهَا عِنْدِی. فَإِنْ أَرَدْتِ ذَلِکَ فَاتَّبِعِینِی حَتَّی أُرِیکِ أَوْلَادَکِ وَ عَبِیدَکِ وَ مَوَاشِیَکِ فَإِنَّهُمْ عِنْدِی فِی وَادِی کَذَا وَ کَذَا. قَالَ: فَلَمَّا سَمِعَتْ بِذَلِکَ بَقِیَتْ مُتَعَجِّبَهًًَْ وَ هِیَ مُتَحَیِّرَهًٌْ وَ اتَّبَعَتْهُ غَیْرَ بَعِیدٍ حَتَّی أَوْقَفَهَا عَلَی ذَلِکَ الْوَادِی وَ سَحَرَ عَیْنَیْهَا حَتَّی رَأَتْ جَمِیعَ مَا فَقَدَتْهُ هُنَاکَ. فَقَالَ: هَا أَنَا صَادِقٌ عِنْدَکِ الْآنَ أَمْ کَاذِبٌ؟ فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: لَا أَدْرِی مَا أَقُولُ لَکَ حَتَّی أَرْجِعَ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام). قَالَ: فَرَجَعَتْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فَأَخْبَرَتْهُ بِمَا رَأَتْهُ جَمِیعَهُ. قَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام) إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ، وَیْحَکِ یَا رَحْمَهًُْ أَمَا تَعْلَمِینَ أَنْ لَیْسَ مَعَ اللَّهِ إِلهٌ آخَرُ وَ أَنَّ الَّذِی أَمَاتَهُ اللَّهُ فَلَا یَقْدِرُ أَحَدٌ أَنْ یُحْیِیَهُ؟ قَالَتْ: نَعَمْ. قَالَ أَیُّوبُ ع: فَلَوْ کُنْتِ عَاقِلَهًًْ مَا أَصْغَیْتِ إِلَی کَلَامِهِ حَتَی سَحَرَ عَیْنَیْکِ. فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: یَا نَبِیَّ اللَّهِ، اغْفِرْ لِی هَذِهِ الْخَطِیئَهًَْ فَإِنِّی لَا أَعُودُ إِلَی مِثْلِهَا أَبَداً. فَقَالَ لَهَا أَیُّوبُ (علیه السلام): قَدْ نَهَیْتُکِ عَنْ هَذَا اللَّعِینِ مَرَّهًًْ، وَ هَذِهِ ثَانِیَهًٌْ، فَلِلَّهِ عَلَیَّ نَذْرٌ لَإِنْ عَافَانِیَ اللَّهُ مِمَّا أَنَا فِیهِ لَأَجْلِدَنَّکَ مِائَهًْ‌َ جَلْدَهًٍْ عَلَی مَا کَانَ مِنْ مُکَالَمَتِکِ لِإِبْلِیسَ لَعَنَهُ اللَّهُ . وَ کَانَتْ رَحْمَهًُْ تَقُولُ: لَیْتَهُ قَامَ مِنْ بَلَائِهِ وَ جَلَدَنِی مِائَهًَْ جَلْدَهًٍْ. قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه): فَلَبِثَ فِی بَلَائِهِ ثَمَانِیَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ حَتَّی لَمْ یَبْقَ مِنْهُ إِلَّا عَیْنَاهُ تَدُورَانِ فِی رَأْسِهِ وَ لِسَانُهُ یَنْطِقُ بِهِ وَ قَلْبُهُ عَلَی حَالَتِهِ وَ أُذُنَاهُ فَإِنَّهُ کَانَ یَسْمَعُ بِهِمَا، وَ کَانَتْ تَحْتَ لِسَانِهِ دُودَهًٌْ عَظِیمَهًٌْ سَوْدَاءُ تُؤْلِمُهُ فِی خُرُوجِهَا مِنْ تَحْتِ لِسَانِهِ فَإِذَا رَجَعَتْ إِلَی مَوْضِعِهَا یَتَأَوَّهُ لِذَلِکَ. فَأَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ أَنْ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) قَدْ صَبَرْتَ عَلَی رَخَائِی فَاصْبِرْ الْآنَ عَلَی بَلَائِی. قَالَ: وَ خَرَجَتْ رَحْمَهًُْ ذَاتَ یَوْمٍ فِی طَلَبِ الطَّعَامِ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَی شَیْءٍ فَرَفَعَتْ رَأْسَهَا إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَتْ: إِلهَنَا وَ سَیِّدَنَا، ارْحَمْ غُرْبَتَنَا وَ ضَعْفَنَا. قَالَ: فَسَمِعَ ذَلِکَ بَعْضُ أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ فَقَالَ لَهَا: ادْخُلِی عَلَی نِسَاءِ أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ فَإِنَّهُنَّ أَرَقُّ قُلُوباً فَأَقْبَلَتْ رَحْمَهًُْ وَ قَرَعَتْ بَابَ عَجُوزٍ وَ قَالَتْ: أَنَا رَحْمَهًُْ امْرَأَ‌هًُْ أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ لَقَدْ طُفْتُ یَوْمِی هَذَا فَلَمْ أَجِدْ طَعَاماً وَ لَقَدْ بَلَغَنِی جُوعٌ شَدِیدٌ. فَقَالَتِ الْعَجُوزُ: لِی إِلَیْکِ حَاجَهًٌْ یَا رَحْمَهًُْ، إِنِّی قَدْ زَوَّجْتُ ابْنَهًًْ لِی فَهَلْ لَکِ أَنْ تُعْطِینِی ظَفِیرَتَیْنِ مِنْ ظَفَائِرِکِ أُزَیِّنُ بِهِمَا ابْنَتِی وَ أُعْطِیکِ رَغِیفَیْنِ؟ فَقَالَتْ لَهَا رَحْمَهًُْ: وَ لَا یُرْضِیکَ مِنِّی إِلَّا ذَلِکِ؟ قَالَتْ: نَعَمْ. قَالَتْ رَحْمَهًُْ: احْضُرِی لِیَ الرَّغِیفَیْنِ، فَوَ اللَّهِ لَوْ أَرَدْتِ شَعْرِی کُلَّهُ لَأُعْطِیکِ لِطَعَامِ أَیُّوبَ. قَالَ: فَجَاءَتِ الْعَجُوزُ بِالرَّغِیفَیْنِ وَ الْمِقَصِّ فَقَصَّتْ ظَفِیرَتَیْنِ. وَ جَاءَتْ رَحْمَهًُْ بِالرَّغِیفَیْنِ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فَأَنْکَرَهُمَا وَ قَالَ لَهَا: مِنْ أَیْنَ لَکِ هذَا؟ فَأَخْبَرَتْهُ بِالْقِصَّهًِْ لِمَا اشْتَدَّ عَلَیْهَا طَلَبُ الطَّعَامِ. فَصَاحَ أَیُّوبُ (علیه السلام) صَیْحَهًًْ فَقَالَ: إِلهِی، أَیُّ ذَنْبٍ عَمِلْتُهُ حَتَّی صَرَفْتَ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ عَنِّی؟ إِلهِی، الْمَوْتُ
 أَجْمَلُ لِی مِمَّا أَنَا فِیهِ رَبِّ إِنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ. فَأَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ أَنْ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) لَقَدْ سَمِعْتُ کَلَامَکَ وَ تَمَنِّیَکَ الْمَوْتَ فِی ضُرِّکَ وَ لَوْ مِتَّ بِغَیْرِ هَذَا الْبَلَاءِ لَمْ یَکُنْ لَکَ مِنَ الْأَجْرِ وَ الثَّوَابِ مَا یَکُونَ لَکَ مَعَ الْبَلَاءِ وَ لَأَجْزِیَنَّکَ عَلَی صَبْرِکَ وَ أَمَّا رَحْمَهًُْ فَوَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأَرْضِیَنَّهَا فِی الْجَنَّهًِْ. فَعِنْدَ ذَلِکَ فَرِحَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ تَسَلَّی. فَلَمَّا طَالَ عَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) الْبَلَاءُ وَ رَأَی إِبْلِیسُ اللَّعِینُ صَبْرَهُ أَتَی إِلَیْهِ أَصْحَابٌ لَهُ وَ کَانُوا رُهْبَاناً فِی الْجِبَالِ، أَحَدُهُمُ اسْمُهُ نُفَیْرٌ وَ هُوَ مِنَ الْیَمَنِ وَ الْآخَرُ اسْمُهُ صَوْتِی وَ هُوَ مِنْ فِلِسْطِینَ وَ الثَّالِثُ مَلْهَمُ وَ هُوَ مِنْ حِمْصٍ وَ کَانُوا مِنْ تَلَامِذَتِهِ وَ هُمْ حُکَمَاءُ وَ کَانَ أَیُّوبُ (علیه السلام) هُوَ الَّذِی اصْطَنَعَهُمْ وَ رَفَعَ أَقْدَامَهُمْ وَ کَانُوا یَأْتُونَهُ وَ یَسْأَلُونَهُ عَنْ حَالِهِ. فَرَکِبُوا بِغَالًا شُهْباً وَ جَاءُوا حَتَّی إِذَا دَنَوْا مِنْهُ نَفَرَتْ بِغَالُهُمْ مِنْ نَتْنِ رَائِحَتِهِ فَقَرَّبُوا بَعْضَهَا إِلَی بَعْضٍ ثُمَّ مَشَوْا إِلَیْهِ وَ قَعَدُوا عِنْدَهُ وَ قَالُوا: یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) لَوْ أَخْبَرْتَنَا بِذَنْبِکَ لَعَلَّ اللَّهَ تَعَالَی یَهَبُهُ لَنَا إِذَا سَأَلْنُاهُ وَ دَعَوْنَا إِلَیْهِ وَ مَا نَرَاهُ ابْتَلَاکَ بِهَذَا الْبَلَاءِ الَّذِی لَمْ یُبْتَلَ بِهِ أَحَدٌ إِلَّا مِنْ أَمْرٍ کُنْتَ تُسِرُّهُ وَ لَوْ کُنْتَ صَادِقَ النِّیَّهًِْ فِی عِبَادَتِهِ لَمَا وَقَعَ بِکَ الْبَلَاءُ الْعَظِیمُ. فَوَقَعَ فِی قُلُوبِهِمْ أَنْ یَجْتَمِعُوا إِلَیْهِ وَ یَذْبَحُوهُ. فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام): وَ عَزَّهًِْ رَبِّی إِنَّهُ لَیَعْلَمُ أَنِّی مَا أَکَلْتُ طَعَاماً إِلَّا وَ یَتِیماً أَوْ ضَعِیفاً یَأْکُلُ مَعِی، وَ مَا عَرَضَ لِی أَمْرَانِ کِلَاهُمَا طَاعَهًٌْ لِلَّهِ تَعَالَی إِلَّا أَخَذْتُ بِأَشَدِّهِمَا عَلَی بَدَنِی، أَیُّهَا الْقَوْمُ، أَرَاکُمْ تَعِظُونِی وَ تُوَبِّخُونِی مِنْ غَیْرِ مَعْرِفَهًٍْ وَ مَا کَانَ هَذَا جَزَائِی مِنْکُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَبْتَلِی مَنْ یَشاءُ زِیَادَهًًْ فِی أَجْرِهِ کَمَا ابْتَلَی سَائِرَ النَّبِیِّینَ وَ الصَّالِحِینَ. ثُمَّ رَفَعَ طَرْفَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ: إِلهِی وَ سَیِّدِی، أَذِقْنِی طَعْمَ الْعَافِیَهًِْ وَ لَوْ سَاعَهًًْ مِنَ النَّهَارِ وَ لَا تُشْمِتْ بِیَ الْأَعْدَاءَ وَ لَا تَصْرِفْ وَجْهَکَ الْکَرِیمَ عَنِّی فَإِنِّی قَدْ أَجْهَدَنِیَ الْبَلَاءُ وَ قَدْ تَقَطَّعَتْ أَوْصَالِی وَ وَرِمَتْ شَفَتَایَ حَتَّی غَطَّتِ الْعُلْیَا أَنْفِی وَ السُّفْلَی ذَقَنِی وَ قَدْ سَقَطَ لَحْمِی وَ رَأْسِی وَ مَا تَبَیَّنَ أُذُنِی مِنْ نُفَّاخِ وَجْهِی وَ لَقَدْ غَصَّ مِنَ الْقَیْحِ وَ الصَّدِیدِ جَوْفِی وَ نَخِرَتْ مِنَ الدُّودِ عِظَامِی وَ لَقَدْ مَلَّنِی وَ جَفَانِی مَنْ کَانَ یُکْرِمُنِی. فَبَکَی بُکَاءً شَدِیداً. فَلَمَّا فَرَغُوا مِنْ تَوْبِیخِهِ وَ هَمُّوا أَنْ یَقُومُوا الْتَفَتَ إِلَیْهِمْ شَابٌّ حَدَثُ السِّنِّ کَانَ قَدْ سَمِعَ کَلَامَهُمْ وَ کانَ اللَّهُ قَدْ قَیَّضَهُ إِلَیْهِمْ، فَقَالَ الشَّابُّ: شَوْهٌ لَکُمْ، عَبَرْتُمْ إِلَی نَبِیِّ اللَّهِ فَعَیَّرْتُمُوهُ وَ لَقَدْ تَرَکْتُمُ الرَّأْیَ الصَّائِبَ بِتَوْبِیخِکُمْ لِأَیُّوبَ (علیه السلام) وَ لَقَدْ کَانَ لَهُ عَلَیْکُمْ مِنَ الْحُقُوقِ مَا کَانَ الْوَاجِبُ عَلَیْکُمْ أَنْ تَقْصُرُوا عَمَّا قُلْتُمُوهُ، وَیْلَکُمْ، أَ تَدْرُونَ مَنِ الَّذِی وَبَّخْتُمْ؟ أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّهُ نَبِیُّ اللَّهِ اخْتَارَهُ لِرِسَالَتِهِ وَ ائْتَمَنَهُ عَلَی وَحْیِهِ؟ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمْ یُطْلِعَکُمْ عَلَی أَنَّهُ سَخِطَ عَلَیْهِ وَ أَنَّ هَذَا الْبَلَاءَ الَّذِی نَزَلَ بِهِ قَدْ صَغَّرَهُ عِنْدَکُمْ وَ
 لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَبْتَلِی النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءَ وَ الصَّالِحِینَ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ سَخَطاً وَ لَا هَوَاناً وَ لَوْ کَانَ لَمْ یَکُنْ نَبِیّاً لَکَانَ لَا یَجْمُلُ لِلْأَخِ أَنْ یُعَیِّرَ أَخَاهُ عِنْدَ الْبَلَاءِ وَ لَا یُعَاتِبَهُ عِنْدَ الْمُصِیبَهًِْ وَ لَا یَزِیدَهُ غَمّاً إِلَی غَمِّهِ، اللَّهَ اللَّهَ فِی أَنْفُسِکُمْ وَ لَوْ نَظَرْتُمْ فِیهَا لَوَجَدْتُمْ لَهَا عُیُوباً کَثِیرَهًًْ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ عَزَّاهُ وَ سَکَّنَ مَا بِهِ. وَ أَقْبَلَ أَیُّوبُ (علیه السلام) عَلَی الثَّلَاثَهًِْ وَ قَالَ لَهُمْ: إِنَّکُمْ أَعْجَبَتْکُمْ أَنْفُسُکُمْ، فَلَوْ نَظَرْتُمْ فِیهَا لَوَجَدْتُمْ لَهَا عُیُوباً کَثِیرَهًًْ وَ لَکِنْ أَصْبَحْتُ الْیَوْمَ وَ لَیْسَ لِی رَأْیٌ مَعَکُمْ لِأَنَّ أَهْلِی مَلُّونِی وَ تَنَکَّرَتْ مَعَارِفِی وَ هَرَبُوا عَنِّی أَصْدِقَائِی وَ قَطَعُونِی أَصْحَابِی وَ کَفَرَ بِی أَهْلُ مِلَّتِی وَ إِلَّا لَمْ تَکُونُوا تَقُولُونَ مَا تَقُولُونَ، سُبْحَانَ مَنْ لَوْ یَشاءُ لَفَرَّجَ عَنِّی مَا أَنَا فِیهِ مِنْ هَذَا الْبَلَاءِ الَّذِی لَمْ تَقُمْ بِهِ الْجِبَالُ الرَّوَاسِی. فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام): یَا رَبِّ، لَوْ جَلَسْتُ مَجْلِسَ الْحَکَمِ مِنْکَ لَأَدْلَیْتُ بِحُجَّتِی. فَبَعَثَ إِلَیْهِ غَمَامَهًًْ سَوْدَاءَ مُظْلِمَهًًْ فِیهَا رَعْدٌ وَ بَرْقٌ وَ صَوَاعِقُ مُتَدَارَکَاتٌ، ثُمَّ نُودِیَ مِنْهَا بِأَکْثَرَ مِنْ عَشَرَهًِْ آلَافِ صَوْتٍ: یَا أَیُّوبُ (علیه السلام)، إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ لَکَ: أَدْلِنِی بِحُجَّتِکَ، فَقَدْ أَقْعَدْتُکَ مَقْعَدَ الْحَکَمِ وَ هَا أَنَا قَرِیبٌ مِنْکَ وَ لَمْ أَزَلْ قَرِیباً دَائِماً. فَقَالَ: یَا رَبِّ، إِنَّکَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یَعْرِضْ لِی أَمْرَانِ قَطُّ کِلَاهُمَا لَکَ طَاعَهًٌْ إِلَّا أَخَذْتُ بِأَشَدِّهِمَا عَلَی نَفْسِی، أَ لَمْ أَحْمَدْکَ أَ لَمْ أَشْکُرْکَ أَ لَمْ أُسَبِّحْکَ وَ أَذْکُرْکَ وَ أُکَبِّرْکَ؟ فَنُودِیَ مِنَ الْغَمَامَهًِْ بِعَشَرَهًِْ آلَافِ لِسَانٍ: یَا أَیُّوبُ مَنْ صَیَّرَکَ تَعْبُدُ اللَّهَ وَ النَّاسُ عَنْهُ غافِلُونَ وَ تَحْمَدُهُ وَ تَشْکُرُهُ وَ النَّاسُ عَنْهُ لَاهُونَ؟ تَمُنُّ عَلَی اللهِ فِیهِ؟ بَلِ الْمَنُّ لِلَّهِ تَعَالَی عَلَیْکَ. فَأَخَذَ التُّرَابَ وَ وَضَعَهُ فِی فِیهِ، ثُمَّ قَالَ: لَکَ الْعُتْبَی، یَا رَبِّ أَنْتَ فَعَلْتَ ذَلِکَ. قَالَ: فَانْصَرَفُوا أُولئِکَ الَّذِینَ وَبَّخُوهُ وَ انْصَرَفَ الْفَتَی الَّذِی کَانَ عَنْ یَمِینِهِ. فَلَمَّا کَانَ فِی الْغَدِ وَ هُوَ یَوْمُ الْجُمُعَهًِْ عِنْدَ الزَّوَالِ هَبَطَ الْأَمِینُ جَبْرَائِیلُ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام). فَقَالَ: وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ وَ رُحْمُهًُْ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ، فَمَنْ أَنْتَ یَا عَبْدَ اللَّهِ، فَإِنِّی أَسْمَعُ مِنْکَ نَغْمَهًًْ حَسَنَهًًْ وَ أَجِدُ مِنْکَ رَائِحَهًًْ طَیِّبَهًًْ وَ أَرَی صُورَهًًْ جَمِیلَهًًْ؟ فَقَالَ لَهُ: أَنَا جَبْرَائِیلُ رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ، أُبَشِّرُکَ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) بِرُوحِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ، مِنْهَا شِفَاؤُکَ وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ وَهَبَ لَکَ أَهْلَکَ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ وَ مَالَکَ وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَکُونَ آیَهًًْ لِمَنْ مَضَی وَ عِبْرَهًًْ لَأَهْلِ الْبَلَاءِ. قَالَ: وَ کَانَ أَیُّوبُ (علیه السلام) مِنْ شِدهًِْ الْبَلَاءِ حَصَلَ لَهُ فَرَحٌ عَظِیمٌ بَعْدَ ذَلِکَ. فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ ذُو الْعِزَّهًِْ وَ السُّلْطَانِ وَ الْمِنَّهًِْ وَ الطَّوْلِ، ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ الَّذِی لَمْ یُشْمِتْ بِی إِبْلِیسَ اللَّعِینَ وَ أَعْوَانَهُ. ثُمَّ قَالَ جَبْرَائِیلُ: یَا أَیُّوبُ، قُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی. فَنَهَضَ أَیُّوبُ (علیه السلام) قَائِماً عَلَی قَدَمَیْهِ، فَقَالَ لَهُ جَبْرَائِیلُ: ارْکُضْ بِرِجْلِکَ الْأَرْضَ. فَفَعَلَ أَیُّوبُ (علیه السلام) ذَلِکَ فَإِذَا بِالْعَیْنِ مِنَ
 الْمَاءِ قَدْ نَبَعَتْ مِنْ تَحْتِ قَدَمَیْهِ أَشَدَّ بَیَاضاً مِنَ الثَّلْجِ وَ أَحْلَی مِنَ الْعَسَلِ وَ أَزْکَی رَائِحَهًًْ مِنَ الْکَافُورِ فَشَرِبَ مِنْهُ شَرْبَهًًْ فَلَمْ یَبْقَ فِی بَدَنِهِ دُودَهًٌْ إِلَّا سَقَطَتْ، فَتَعَجَّبَ أَیُّوبُ (علیه السلام) مِنْ کَثْرَهًِْ الدُّودِ. فَأَخْبَرَهُ جَبْرَائِیلُ بِالْغُسْلِ فَاغْتَسَلَ فِی تِلْکَ الْعَیْنِ فَخَرَجَ مِنْهَا وَ وَجْهُهُ کَالْقَمَرِ فِی لَیْلَهًِْ الْبَدْرِ وَ عَادَ إِلَیْهِ حُسْنُهُ وَ جَمَالُهُ وَ صَارَ أَحْسَنَ مِمَّا کَانَ وَ أَطْرَأَ. ثُمَّ نَاوَلَهُ جَبْرَائِیلُ حُلَّتَیْنِ، فَاتَّزَرَ بِوَاحِدَهًٍْ وَ ارْتَدَی بِالْأُخْرَی. وَ نَاوَلَهُ نَعْلَیْنِ مِنْ ذَهَبٍ شِرَاکُهُمَا مِنْ یَاقُوتٍ وَ أَعْطَاهُ سَفَرْجَلَهًًْ مِنَ الْجَنَّهًِْ، فَأَکَلَ بَعْضَهَا وَ تَرَکَ مِنْهَا لِزَوْجَتِهِ رَحْمَهًَْ. فَقَالَ جَبْرَائِیلُ: کُلْهَا یَا أَیُّوبُ (علیه السلام)، فَإِنَّ مَعِی ثَانِیَهًًْ لَهَا. فَأَکَلَ أَیُّوبُ (علیه السلام) بَاقِی السَّفَرْجَلَهًَْ ثُمَّ وَثَبَ وَ صَفَّ قَدَمَیْهِ وَ قَامَ یُصَلِّی. فَأَقْبَلَتْ رَحْمَهًُْ وَ هِیَ مَهْمُومَهًٌْ مَطْرُودَهًٌْ مِنْ جَمِیعِ أَبْوَابِ أَهْلِ الْقَرْیَهًِْ بَاکِیَهًَْ الْعَیْنِ، فَلَمَّا وَصَلَتْ إِلَی الْمَوْضِعِ رَأَتْ نَظَافَهًَْ الْمَکَانِ وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَنْبَتَ رَوْضَهًًْ خَضْرَاءَ وَ رَأَتْ نَظَافَهًَْ الرَّجُلِ الَّذِی یُصَلِّی، فَظَنَّتْ أَنَّهَا قَدْ ضَلَّتْ عَنِ الطَّرِیقِ. ثُمَّ قَالَتْ: أَیُّهَا الْمُصَلِّی أَقْبِلْ عَلَیِّ حَتَّی أُکَلِّمَکَ. فَلَمْ یُکَلِّمْهَا أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ هُوَ سَاکِتٌ. فَصَاحَتْ وَ قَالَتْ: یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) مَا دَهَاکَ؟ فَلَمَّا أَتَمَّ صَلَاتَهُ قَالَ لَهُ جَبْرَائِیلُ: کَلِّمْهَا یَا أَیُّوبُ (علیه السلام). فَقَالَ لَهَا أَیُّوبُ (علیه السلام): مَا حَاجَتُکِ أَیَّتُهَا الْمَرْأَهًُْ؟ قَالَتْ رَحْمَهًُْ: أَ لَکَ عِلْمٌ بِأَیُّوبَ (علیه السلام) الْمُبْتَلَی، فَإِنِّی أَرَی الْمَوْضِعَ مُتَغَیِّراً عَلَیَّ، فَإِنِّی خَلَّفْتُهُ هَاهُنَا وَ لَسْتُ أَرَاهُ؟ فَتَبَسَّمَ أَیُّوبُ (علیه السلام) وَ قَالَ لَهَا: إِنْ رَأَیْتِهِ تَعْرِفِینَهُ؟ فَقَالَتْ رَحْمَهًُْ: إِنَّکَ لَأَشْبَهُ النَّاسِ بِهِ قَبْلَ أَنْ یُصِیبَهُ الْبَلَاءُ. فَضَحِکَ أَیُّوبُ (علیه السلام) فَقَالَ لَهَا: أَنَا أَیُّوبُ (علیه السلام). فَبَادَرَتْ إِلَیْهِ فَاعْتَنَقَتْهُ وَ اعْتَنَقَهَا، فَمَا فَرَغَا مِنْ مُعَانَقَتِهِمَا حَتَّی بَشَّرَهُمَا بِأَوْلَادِهِمَا وَ أَوْلَادِ أَوْلَادِهِمَا وَ إِمَائِهِمَا وَ عَبِیدِهِمَا وَ مَوَاشِیهِمَا وَ مِثْلِهِمْ مَعَهُمْ و أَمْطَرَ اللهُ عَلَیْهِ جَرَاداً مِنَ الذَّهَبِ وَ کَانَ یَلْقُطُهُ بِثَوْبِهِ فَإِذَا ذَهَبَ الرِّیحُ بِشَیْئٍ رَکَضَ خَلْفَهُ فَرَدَّهُ. فَقَالَ لَهُ جَبْرَائِیلُ: أَمَا تَشْبَعُ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام)؟ فَقَالَ: یَا جَبْرَائِیلُ وَ مَنْ یَشْبَعُ مِنْ رِزْقِ اللَّهِ تَعَالَی؟ وَ کَانَ لَهُ بِئْرَانِ عَظِیمَانِ فَأَفْرَغَ فِی أَحَدِهِمَا الْفِضَّهًَْ وَ فِی الْآخَرِ الذَّهَبَ حَتَّی فَاضَ أَحَدُهُمَا عَلَی الْآخَرِ. وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الْإِبِلِ أَرْبَعِینَ أَلْفاً وَ مِنِ النُّوقِ عِشْرِینَ أَلْفاً وَ مِنَ الْبَقَرِ الْإِنَاثِ أَرْبَعِینَ أَلْفاً وَ مِنْ الْبَقَرِ الذُّکُورِ أَرْبَعِینَ أَلْفاً وَ مِنَ الضَّأْنِ أَرْبَعَهًَْ آلَافٍ وَ مِنَ الْمَعْزِ کَذَلِکَ وَ مِنَ الْعَبِیدِ خَمْسَهًَْ آلَافٍ وَ مِثْلَهُمْ مِنْ الْإِمَاءِ وَ کَانَ لَهُ فِی ضِیَاعِهِ أَرْبَعَهًُْ آلَافِ وَکِیلٍ وَ أُجْرَهًُْ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ فِی کُلِّ شَهْرٍ مِائَهًُْ مِثْقَالٍ مِنَ الذَّهَبِ، وَ بَیْنَ یَدَیْهِ اثْنَا عَشَرَ مِنَ الْبَنِینَ وَ اثْنَا عَشَرَ مِنِ الْبَنَاتِ. فَلَمَّا رَأَتْ رَحْمَهًُْ جَمِیعَ ذَلِکَ سَجَدَتْ لِلَّهِ تَعَالَی شُکْراً. وَ مَلَّکَهُ جَمِیعَ
 الشَّامِ وَ أَوْلَادَهُ وَ أَعْطَاهُ مِثْلَ عُمُرِهِ الْمَاضِی. وَ ذَکَرَ مُکَالَمَهًَْ رَحْمَهًَْ لِإِبْلِیسَ زَمَانَ بَلَائِهِ وَ ذَکَرَ نَذْرَهُ، فَاغْتَمَّ أَیُّوبُ (علیه السلام) مِنْ ذَلِکَ. فأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ: وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً أَیْ شِمْرَاخاً مُشْتَمِلًا عَدَدُهُ عَلَی مِائَهًٍْ فَاضْرِبْ بِهِ زَوْجَتَکَ رَحْمَهًَْ وَ لَا تَحْنَثْ فِی النَّذْرِ فَأَخَذَ شِمْرَاخاً وَ ضَرَبَهَا ضَرْبَهًًْ وَاحِدَهًًْ عَنْ یَمِینِهِ. وَ رُوِیَ أَنَّ ضَرْبَهُ لَهَا بِالشَّمَارِیخِ لَمَّا رَأَی ذُؤَابَتَهَا مَقْطُوعَهًًْ غَضِبَ وَ حَلَفَ عَلَیْهَا أَنْ یَضْرِبَهَا مِائَهًَْ جَلْدَهًٍْ فَأَخْبَرَتْهُ أَنَّهُ کَانَ سَبَبُ قَطْعِهَا کَذَا وَ کَذَا، فَاغْتَمَّ أَیُّوبُ بِذَلِکَ فَأَمَرَهُ اللَّهُ بِالضِّغْثِ حَذَراً مِنَ الْحِنْثِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «بلایی که ایّوب (علیه السلام) در دنیا به آن دچار شد، به چه سبب بود»؟ ایشان (علیه السلام) فرمود: «به‌سبب نعمتی بود که خداوند متعال در دنیا به او عطا کرد و او شکر آن نعمت به‌جا آورد. داستان از این قرار بود که پس از یوسف‌بن یعقوب‌بن اسحاق‌بن‌ابراهیم (علیه السلام)، ایّوب‌بن موص‌بن رعویل بن‌عِی‌بن اسحاق‌بن‌ابراهیم خلیل الله (علیه السلام) پیامبر شد، او مردی دانا و بردبار و پاکیزه و خردمند بود و پدرش مردی ثروتمند با مال بسیار بود که چهارپایان بسیاری از شتر و گاو و گوسفند گرفته تا الاغ و استر و اسب داشت و در سرزمین شام کسی به توانگری او نبود. چون او درگذشت همه‌ی آن مال به ایّوب (علیه السلام) ارث رسید. درآن‌هنگام سی‌سال از عمر ایّوب (علیه السلام) می­گذشت و او دوست داشت که ازدواج کند. در همان اوان وصف رَحمه؛ دختر اِفرائیم‌بن‌یوسف (علیه السلام) به گوشش رسید. رحمه با پدرش در سرزمین مصر می­زیست و پدرش از داشتن چنین دختری بسیار شادمان بود و او را بسیار دوست می­داشت، چرا که در خواب دیده بود جدّ دخترش، حضرت یوسف (علیه السلام) پیراهنی را که بر تن داشت درآورد و به رحمه پوشاند و به او فرمود: «ای رحمه! این پیراهن، نیکی و زیبایی و خوب‌رویی من است که آن را به تو بخشیدم». رحمه در میان آفریدگان خدا بیش از هرکس به یوسف (علیه السلام) شبیه بود و دختری پارسا و عابد بود. چون ایّوب (علیه السلام) وصف او را شنید به او مشتاق شد و ازاین‌رو با مال زیاد و هدایای بسیار رو به‌سوی سرزمین او گذاشت و راهی آن دیار شد تا اینکه نزد پدر رحمه رسید و دخترش را از او خواستگاری کرد. افرائیم به خاطر پارسایی ایّوب (علیه السلام) و ثروتی که داشت، دخترش را به همسری او درآورد و جهازش را برای سفر با ایّوب (علیه السلام) فراهم کرد. ایّوب (علیه السلام) او را به سرزمین خود برد و خداوند بهره‌ی ایّوب (علیه السلام) را از رحمه فراخ گرداند و او دوازده بار آبستن شد و هربار یک پسر و یک دختر به دنیا آورد. سپس خداوند متعال ایّوب (علیه السلام) را به پیامبری بر قومش برانگیخت و آنان اهالی حَوران و بَثنَه بودند. خداوند چنان خُلق خوش و دلی مهربان به ایّوب (علیه السلام) ارزانی فرمود که ازاین‌رو هیچ‌کس از او سرپیچی نکرد و به خاطر بزرگواری‌اش هیچ‌کس او را تکذیب نکرد و خداوند او را در آنجا شرافت داد و او بر ایشان قانون گذارد و مسجدها ساخت و برای تهیدستان و بیچارگان و میهمانان، سفره­ها انداخت و آنان را میزبانی می­کرد و گرامی می­داشت و برای یتیمان همچون پدری مهربان و برای بیوگان همچون شوهری دلسوز و برای ناتوانان همچون پدری مهرورز بود. او به گمارده شدگان و امانت‌داران خود فرمود تا کسی را از کاشته­ها و میوه­های او باز ندارند و پرندگان و درّندگان و همه‌ی حیوان­ها از دستاورد او می‌خوردند و برکت خداوند روز و شب برایش فزونی می­یافت و تمامی چهارپایانش هر سال دو بچّه می­آوردند و با این همه، ایّوب (علیه السلام) از هیچ‌یک از داشته­هایش شاد نمی­شد و می­گفت: «ای خدا و ای سرور و ای مهتر و ای تکیه‌گاه من! اگر این دنیا چنین است، پس آخرت و بهشتی که برای سزاواران بخشندگی­ات آفریده­ای چگونه باشد»؟ چون شب فرا می‌رسید، پناهندگان او، در مسجدش گرد می­آمدند و با او نماز می‌گزاردند و با او تسبیح می­گفتند و صبح‌هنگام فرمان می‌داد تا برای ایشان و هرآنکه ناتوان بود، غذا فراهم آورند و در این راه، بی‌شمار مال خود هزینه می­کرد و او هزار رأس اسب و هزار مادیان و هزار استر نرینه و مادینه و سه‌هزار شتر نر و هزاروپانصد شتر ماده و هزار گاو نر و هزار گاو مادّه و ده‌هزار میش و پانصد گاو وحشی و سیصد الاغ داشت و هر مادیان دو یا سه کرّه و هر شتر، بچّه­ای به همراه داشت و تمامی چهارپایان او چنین بودند و بر هر پنجاه رأس از آن‌ها، چوپانی از سوی ایّوب (علیه السلام) بود و هریک از خادمانش زن و فرزند خود داشت. شیطان ملعون بر هرآنچه از مال ایّوب (علیه السلام) می­گذشت، نشان شکر بر آن می­دید و پاک از زکاتش می­یافت. پس به او حسد ورزید، امّا نتوانست گزندی به او برساند. در آن روزگار شیطان به عرش راه نداشت، امّا هنوز تا آسمان هفتم بالا می­رفت و در هرجای آسمان‌ها که می­خواست می­ایستاد، تا اینکه حضرت عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) عروج کرد و او از ورود به چهار آسمان بازداشته شد و تنها توانست تا سه آسمان بالا رود. سپس حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) به پیامبری برانگیخته شد و درآن‌هنگام او از ورود به همه‌ی آسمان‌ها بازداشته شد و از آن پس برای شنیدن صدای آسمان‌ها در کمین نشست و آدمیان و جنّیان از این امر در شگفت ماندند و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: و اینکه ما آسمان را جستجو کردیم و همه را پر از محافظان قویّ و تیرهای شهاب یافتیم! و اینکه ما پیش از این به استراق سمع در آسمان‌ها می‌نشستیم امّا اکنون هرکس بخواهد استراق سمع کند، شهابی را در کمین خود می‌یابد!. (جن/۹-۸) در روزگار ایّوب (علیه السلام)، شیطان که هنوز تا به نزدیکی عرش راه داشت، به آنجا رفت و در جایگاه همیشگی خود ایستاد و حسادت پیامبر خدا ایّوب (علیه السلام) در دلش شعله کشید. خداوند متعال که از آشکار و نهان آگاه است، ندا داد: «ای ملعون! از کجا آمده­ای»؟ عرض کرد: «خداوندا! گرداگرد زمین چرخیدم تا کسانی را که از من پیروی می­کنند، فریب دهم. همه را فریب دادم به‌جز بندگان بی­ریای تو را». ندا رسید: «ای ملعون! از دیدن نعمت­های ایّوب (علیه السلام) چه در دلت افتاده است»؟ عرض کرد: «پروردگارا! تو از او یاد کردی و فرشتگانت بر او درود فرستادند». ندا رسید: «ای ملعون! آیا هیچ توانستی از او با آن همه عبادت چیزی به‌دست آوری؟ آیا می­توانی او را از راه پرستش من گمراه کنی»؟ عرض کرد: «خداوندا و مهترا! ایّوب (علیه السلام) شکر این نعمت به‌جا نیاورده است، من در کارش نظر کرده­ام. او بنده‌ای است که چون سلامتی­اش دادی، آن را از تو پذیرفت و چون روزی­اش دادی، تو را سپاس گفت. حال آنکه هیچ او را به بلا و مصیبت نیازموده­ای. اگر او را به بلایی دچار می­کردی، هرآینه می­دیدی که راهی جز این می‌پیمود و اگر مرا ای پروردگار! بر مال او چیره می­ساختی، هرآینه می­دیدی که چگونه تو را فراموش می­کرد». ندا رسید: «ای ملعون! تو را بر مال او چیره ساختم تا بدانی آنچه درباره‌ی او می­پنداری، دروغی بیش نیست». شیطان به‌سرعتِ تمام از آسمان‌ها فرود آمد و بر تخته سنگی نشست که قابیل سر برادرش هابیل را بر آن کوبیده بود و آن سنگی سیاه بود که چرکابه‌ی نفرین از آن تراوش می­کرد. شیطان بر آن ایستاد و چنان ناله­ای سر داد که دیوان سرکش، همه از شرق و غرب نزد او گرد آمدند و گفتند: «ای پدر! چه در سر داری و چه بر سرت آمده است»؟ گفت: «من به چنان فرصتی دست یافته­ام که پس از بیرون کردن آدم (علیه السلام) از بهشت، دیگر همانند آن را به‌دست نیاورده بودم و آن اینکه بر مال ایّوب چیره گشته­ام تا او به تهیدستی اندازم و دارایی­اش را نابود کنم». یکی از دیوان گفت: «مرا بر درختانش چیره ساز که من به آتش دگرگون می­شوم و آنگاه بر هرچیز گذر کنم، آن را می‌سوزانم و خاکسترش می­کنم». شیطان گفت: «این کار با تو». دیگری گفت: «مرا بر چهارپایانش چیره ساز تا چنان فریادی کشم که روح از بدن تمامی آن‌ها جدا سازد». شیطان گفت: «این کار با تو». اوّلی رفت و به آتش دگرگون شد و آن درختان و بیشه­ها را سراسر به آتش کشید و دیگری رو به‌سوی چهارپایان گذاشت و چنان فریادی بر سرشان کشید که همگی به‌همراه چوپان‌هایشان در دم جان باختند و روستاییان دودی مهیب دیدند و فریادی عجیب شنیدند و سخت در هراس افتادند. شیطان [به شکل خادمان] نزد ایّوب (علیه السلام) رفت و او را در نماز دید. شیطان که گمان می­کرد شعله­های آتش به ایّوب (علیه السلام) رسیده و رخسارش را سیاه کرده و موهایش را سوزانده، او را چنین ندا داد: «ای ایّوب (علیه السلام)! مرا دریاب، این منم که با تو سخن می‌گویم، آیا ندیدی آتشی آمیخته به دود از آسمان فرود آمد و دارایی­ات را سوزاند؟ دمی از شعله­اش به من رسید و درآن‌هنگام شنیدم کسی از آسمان ندا سر داد و می­گفت: این سزای کسی است که در عبادت خود ریا کند و به‌جای خداوند متعال، مردم را در نظر داشته باشد. همچنین از آن آتش شنیدم که ­ می‌گفت: من آتش خشم و ناخشنودی­ام». چون ایّوب (علیه السلام) ندای او را شنید، به نماز خود پرداخت و به او اعتنا نکرد تا اینکه نمازش را تمام و درست به‌جا آورد و سپس فرمود: «ای فلانی! این‌ها دارایی من نیست، بلکه دارایی خداوند متعال است که هرچه خود خواهد، با آن انجام می‌دهد». شیطان گفت: «راست گفتی»! از سوی دیگر، مردم به خروش آمدند و برخی از آن‌ها گفتند: «این به خاطر خودپسندی ایّوب بر سرش آمده است». برخی دیگر گفتند: «ایّوب (علیه السلام) در توبه‌ی خود راستی نکرده و ازاین‌رو به این سزا گرفتار شده است». سخن آن‌ها بر ایّوب (علیه السلام) گران آمد امّا اصلاً پاسخشان را نداد و تنها فرمود: «خدا را برای قضا و قدرش سپاس»! پیامبر خدا ایّوب (علیه السلام)، رو به سوی آن ملعون کرد و فرمود: «ای خادم تو کیستی؟ گویا از کسانی هستی که خداوند آنان را از دایره‌ی رحمت خود بیرون کرده و نعمت خویش از آنان برگرفته است؛ چرا که اگر خیری در تو بود، خداوند مرا از تو آگاه ساخته بود و جانت را به همراه آن چوپان­ها گرفته بود امّا شرّی در تو بوده که بدان سبب خداوند تو را همچون تلخه که از گندم برگیرند، از ایشان جدا کرده است. پس ای خادم! از من دور شو که تو رانده شده­ای و مستحقّ نکوهش گشته­ای». شیطان گفت: «ای ایّوب (علیه السلام)! راست گفت هرکه گفت به خودپسندان خدمت نکنید. اکنون دانستم که تو در نمازت ریاکاری بیش نبوده­ای. آیا من از جمله‌ی خادمان دلسوز تو نبودم؟ آیا من با همه‌ی تلاش، دارایی تو را پاس نداشتم؟ اکنون دستمزد من این است که مرا چون در میان شعله­های آتش جان نداده‌ام، سرزنش کنی و به من چنین سخنانی گویی»؟ ایّوب (علیه السلام) با او سخن نگفت و رو به نماز خود آورد و شیطان ناکام و زبون از پیش او بازگشت و همچون قبل به‌سوی آسمان بالا رفت و در آنجا ایستاد. آنگاه ندا رسید: «ای ملعون! بنده­ام ایّوب را چگونه یافتی؟ دیدی که چون چهارپایان و خادمان و تمامی دارایی­اش از دست رفت، بردباری پیشه کرد و مرا به خاطر آن بلا ستود»؟ شیطان گفت: «خداوندا و سرورا! تو او را از فرزندانی تندرست و کاخ­هایی زیبا برخوردار کرده­ای، اگر مرا بر دنیای او چیره گردانی، خواهی دید که او دیگر به درگاه تو، شکرگزار هیچ نعمتی نخواهد بود». ندا رسید: «ای ملعون، برو! تو را بر فرزندان او چیره ساختم». دشمن خدا باسرعت تمام به‌سوی کاخی فرود آمد که فرزندان ایّوب (علیه السلام) در آن می‌زیستند. نام فرزند بزرگ ایّوب (علیه السلام)، حزقل بود و دیگر پسرانش مقبل و رشد و رشید و بهرون و بشیر و اقرون نام داشتند و چند پسر دیگر نیز داشت که در کتاب­ها و قصّه­ها نامی از آن‌ها نیامده است و دخترانش، نخاه (منجاه) و عبیده و صالحه و عافیه و تقیّه و مؤمنه نام داشتند. شیطان آن کاخ را به لرزه انداخت و آوار کرد و تخته­ها و خشت­هایش را بر دهان‌های آنان کوبید و سنگ­هایش را بر سرهایشان فرو ریخت و به دردناک­ترین گونه، بدن­هایشان را تکّه‌تکّه کرد. در آن دم خداوند به زمین وحی فرمود: «فرزندان پیامبرم ایّوب (علیه السلام) را در آغوش گیر. چون این خواست من است که بر آن‌ها جاری می‌شود و به خاطرش پاداشی نیک، بهره‌ی آن‌ها خواهم ساخت». شیطان نزد ایّوب (علیه السلام) رفت و گفت: «ای ایّوب! دیدی چه بر سر کاخ­ها و فرزندانت آمد و چگونه قصرهایشان گورهایشان شد و آن خشت­ها کافورشان شد و جامه­ها و بسترهایشان کفن‌هایشان شد و گونه‌ی آن چهره‌های زیبا از خاک و خون دگرگون شد و استخوان­هایشان خرد شد و گوشت‌هایشان بین سنگ­ها پاره‌پاره شد و پوست­هایشان تکّه‌تکّه شد». شیطان ملعون همچنان این بلا را با اندوه و افسوس و زاری نزد او باز گفت تا اینکه ایّوب (علیه السلام) شروع به گریستن کرد و شیطان نیز با او گریست. ناگاه ایّوب (علیه السلام) از گریه‌ی خود پشیمان شد و مشتی خاک برگرفت و بر سر ریخت و از خداوند متعال آمرزش خواست و در سجده به خاک افتاد و سپس به شیطان رو کرد و فرمود: «ای ملعون! مرا تنها گذار که تو ناکام و زبون و رانده شده­ای، بدان که فرزندان من امانت­های خداوند نزد من بودند و ناگزیر بایست به او می‌پیوستند». شیطان بدون اینکه به خواست خود رسیده باشد، بازگشت و همچون قبل به‌سوی آسمان بالا رفت و در آنجا ایستاد. آنگاه ندا رسید: «ای ملعون! بنده­ام ایّوب را چگونه یافتی، آنگاه که پس از گریستن توبه کرد و آمرزش خواست»؟ شیطان عرض کرد: «خداوندا و سرورا! تو او را از بدنی سالم برخوردار کرده­ای و در این نعمت، جبران مال و فرزند نهفته است. اگر مرا بر بدن او چیره گردانی، خواهی دید که چگونه تو را از یاد می‌برد و شکر تو را وا می­گذارد». ندا رسید: «ای ملعون، برو! تو را بر بدن او چیره گرداندم به‌جز چشمان و عقل و گوش­ها و زبان او که از یاد من باز نمی­ایستند». آن ملعون به‌سرعت تمام فرود آمد و ایّوب (علیه السلام) را دید که در مسجد خود رو به درگاه خداوند متعال با گونه‌گونه­های ستایش، به زاری نشسته است و باشکوهمندترین دعاها او را می‌خواند و به خاطر همه‌ی نعمت­هایش شکر او می­گزارد و به‌سبب همه‌ی بلاهایش او را حمد می‌گوید و چنین بر زبان می­راند: «به شکوه و بزرگی­ات سوگند! بر بلای تو تنها شکر افزون کردم و اگر تا به ابد جامه‌ی بلا بر من بپوشانی، بر بلای تو تنها بردباری افزون خواهم کرد». چون شیطان این سخن شنید، برافروخت و فرصت نداد ایّوب (علیه السلام) سر از سجده برآرد و شتابان بر زمین سرازیر شد و به زیر بینی او رفت و از آتشی شعله‌ور در دهان و سوراخ­های بینی‌اش دمید. ناگهان چهره‌ی ایّوب (علیه السلام) سیاه شد و از سر تا به پای او پر از تاول شد و از آن تاول­ها موهایش ریخت و چون روز دوّم فرا رسید، بدنش ورم کرد و بزرگ شد و در روز سوّم سراسر سیاه شد و در چهارمین روز از زرداب آکنده شد و در پنجمین روز غرق چرکابه شد و در ششمین روز بدنش کِرم افتاد و از آن خونابه جاری شد و تنش به خارش افتاد و او دو ماه چنان بدنش را خاراند که ناخن­هایش ریخت و از آن پس خود را با ردای زبر و خشت و سنگ­های ناهموار خاراند و چنان بود که هرگاه کرمی از بدنش بیرون می­زد، آن را با دست خود به‌جایش باز می­گرداند و می­فرمود: «آن‌قدر از گوشت و خونم بخور تا خداوند گشایشی برساند». رحمه عرض کرد: «ای ایّوب (علیه السلام)! مال و فرزندت از دست رفته و گزند بر بدنت افتاده است». ایّوب (علیه السلام) فرمود: «ای رحمه! خداوند متعال پیش از من، پیامبران را به بلا دچار کرد و ایشان صبر پیشه کردند، به‌راستی‌که خداوند متعال به صبرپیشگان وعده نیک داده است». سپس ایّوب (علیه السلام) در سجده به خاک افتاد و عرض کرد: «خداوندا و سرورا! اگر تا ابد جامه‌ی بلا بر من بپوشانی و مرا از تندرستی بی­نصیب گردانی و کرم­ها تنم را پاره‌پاره کنند، تنها شکر افزون خواهم کرد. خداوندا! مگذار دشمنم، شیطان ملعون مرا سرزنش کند». رحمه چون بلای ایّوب (علیه السلام) را می‌دید، گاهی می‌گریست و گاهی فریاد می‌کرد و ایّوب (علیه السلام) او را از این کار بازمی­داشت و می‌فرمود: «مگرنه این است که تو زاده‌ی پیامبرانی و خود می­دانی که من پیغمبر خدایم و از پیامبران و فرستاده شدگانی همچون پدران تو ابراهیم و اسماعیل و یعقوب و یوسف (علیهم السلام) سرمشق دارم»؟ سپس ایّوب (علیه السلام) از خداوند متعال خواست تا به رحمه برای دیدن بدن او صبر عطا کند و آنگاه به او رو کرد و فرمود: «برخیز و برای من جایی به جز مسجدم بیاب و مرا به آنجا ببر». رحمه رفت و جایی برای او یافت و بازگشت و او را به گوشه­ای از آن سرزمین برد. او چنین کرد و ایّوب (علیه السلام) به او فرمود: «دوست ندارم مسجد را آلوده کنم». وقتی رحمه آنجا را برای ایّوب (علیه السلام) یافت، نزد آن قوم رفت که ایّوب (علیه السلام) بسیار به آن‌ها نیکی کرده بود و از آن‌ها خواست تا در بیرون‌آوردن ایّوب (علیه السلام) از مسجد او را یاری کنند، امّا آن‌ها گفتند: «پروردگار از ایّوب (علیه السلام) خشمگین شده و پرده از کردار ریاکارانه­اش برگرفته است. پس ای کاش میان ما و او همچون دوری مشرق از مغرب، فاصله می­افتاد! چرا که اگر خیری در عبادت او بود، پروردگارش او را دچار بلا نمی‌کرد». رحمه سوی ایّوب (علیه السلام) بازگشت و عرض کرد: «ای ایّوب (علیه السلام)! اکنون مصیبت بسی دشوار شد و امیدمان از نیکی‌شناسان و قدرشناسان نقش بر آب شد». ایّوب (علیه السلام) فرمود: «ای رحمه! بلادیدگان این‌چنین شوند، حال جلو بیا و بگو هیچ توان و نیرویی نیست جز از سوی خداوند والای بزرگ. سپس دست راستت را به زیر سرم گذار و با دست چپت پاهایم را بگیر و مرا بلند کن». او چنین کرد و به نیروی خداوند متعال او را برگرفت و به جایی برد که ایّوب (علیه السلام) در همان جا برای ناتوانان و بیچارگان سفره می­انداخت. او فرمود: «ای رحمه! صدقه بر ما حرام است و حلال نمی­شود، پس در خدمتکاری مردم چاره­ای بجو». ایّوب (علیه السلام) این را فرمود و اشک از چشمانش جاری شد. رحمه عرض کرد: «ای پیامبر خدا! چرا گریه می‌کنی»؟ فرمود: «ای رحمه! تو دختر پیامبران (علیهم السلام) و از تبار فرستاده‌شدگانی و زنی بسیار زیبا و خوب‌رو هستی و در روزگار تو هیچ‌کس جز جدّت یوسف (علیه السلام)، زیبا و خوب‌رو نبوده است. حال آنکه در این روستا بدکاران بسیاری زندگی می­کنند و از آن می­ترسم که اگر به خدمتکاری مردم مشغول شوی، در مکرهای شیطانِ ملعون گرفتار شوی». در آن دم رحمه به گریه افتاد و گفت: «ای پیامبر خدا! آیا من سزاوار آنم که مرا متّهم کنی و به چنین کاری نسبت دهی، حال آنکه من دختر پیامبران و زاده‌ی درستکاران پاک دامن هستم؟ به حقّ پدران و اجدادم سوگند! که پس از تو چشمم به‌سوی هیچ‌کس نچرخیده است». درآن‌هنگام ایّوب (علیه السلام) به او اجازه داد تا خدمتکاری کند. رحمه خدمتکار اهالی بَثنَه (تنبیه) بود و برایشان آب می­آورد و خانه­هایشان را می‌روبید و زباله­هایشان را بیرون می‌برد و جامه­ها و پارچه‌هایشان را می­شست و آن‌ها دستمزد او را می­پرداختند و به او برای ایّوب (علیه السلام) غذا و نوشیدنی می‌دادند. روزی شیطان به شکل پیرمردی کهنسال پدید آمد و نزد اهالی آن روستا رفت و به آن‌ها گفت: «چگونه بر خود می­پسندید زنی که چرک و خونابه و بوی عفونت شوهرش را درمان می­کند، به خانه­هایتان وارد شود و در ظرف­ها و غذاها و نوشیدنی­هایتان دست برد»؟ سخن شیطان در دل‌های آنان نشست و از آن پس به رحمه اجازه ندادند تا وارد خانه‌هایشان شود. رحمه روا ندید ایّوب (علیه السلام) را از این امر باخبر سازد تا مبادا غمی بر غم­هایش افزوده گردد. آن قوم، دیگر او را به خدمتکاری نپذیرفتند و اندک چیزی به او می‌دادند و او این‌گونه به ایّوب (علیه السلام) غذا­می‌رساند و هیچ از این امر سخنی به او نگفت. بلای ایّوب (علیه السلام) دشوارتر شد و بوی عفونتش چنان فزونی یافت که دیگر هیچ‌یک از اهالی آن روستا نتوانست از بوی بد ایّوب (علیه السلام) در خانه­اش آرام گیرد و آن‌ها نمی­دانستند باید چه کنند. سرانجام هم‌رأی شدند که سگ­هایشان را به‌سوی ایّوب (علیه السلام) بفرستند تا او را بدرند. چون این رأی به گوش رحمه رسید، نزد ایّوب (علیه السلام) رفت و او را از آن باخبر کرد. ایّوب (علیه السلام) به او فرمود: «ای رحمه! خداوند متعال چنان نیست که سگ بر من چیره گرداند، حال آنکه من پیامبر و زاده‌ی پیامبران اویم». آن قوم سگ‌های گلّه­های خود را جمع کردند و به‌سوی ایّوب (علیه السلام) فرستادند. آن سگ­ها به‌سوی او دویدند و چون نزدیکش رسیدند، از او روی گرداندند و همه از آن سرزمین گریختند، چنان‌که دیگر هیچ سگی در آن روستا برجای نماند. آن قوم نزد ایّوب (علیه السلام) آمدند و عرض کردند: «ما بر بلای تو صبر نتوانیم کرد، یا از میان ما می­روی یا تو را سنگسار می­کنیم تا بمیری و ما را آسوده کنی». ایّوب (علیه السلام) به آن‌ها فرمود: «مرا سنگسار نکنید! بیایید و مرا از روستایتان به‌سوی توده­های زباله‌هایتان بیرون برید، زیرا من از خداوند متعال امید دارم که مرا هلاک نکند». آن‌ها عرض کردند: «ما تو را ناپاک می­دانیم و تو از ما دوری، چگونه نزدیک تو آییم و بلندت کنیم»؟ سپس او را ترک کردند. ایّوب (علیه السلام) به رحمه فرمود: «ای زن راستگوی پاکِ نیکوکار! می­بینی که این قوم از من بیزار و دلگیر شده­اند. برو و بر سر راه بایست، به این امید که رهگذری بیابی و او را از قصّه‌ی من باخبر کنی و از او بخواهی تا در بردن من از این روستا تو را یاری کند». رحمه عرض کرد: «شتاب نکن تا به فلان سرزمین روم و در آنجا برایت کلبه­ای فراهم کنم». سپس رفت و بر سر راه در انتظار رهگذری ایستاد. ناگاه دو مرد همچون ماه تابان با عطری خوش از راه رسیدند. آن دو در نظر رحمه نیک آمدند، امّا او شرم کرد نیاز خود با ایشان در میان بگذارد. چون به نزدیک او رسیدند گفتند: «دوست و یاور ما ایّوب (علیه السلام) کجاست و با بلایش چه می­کند»؟ رحمه آن دو را از حال ایّوب (علیه السلام) باخبر کرد و گفت که چگونه اهل روستا از او به ستوه آمده­اند و آشیانه­اش زباله‌دان آن‌ها شده است. سپس به ایشان گفت: «من از شما درخواستی دارم و آن اینکه برای ایّوب (علیه السلام) دعای تندرستی کنید». آن دو گفتند: «ما برایش دعا می­کنیم، هروقت نزدش بازگشتی، سلام ما به او برسان». آنگاه ایشان رفتند و رحمه سوی ایّوب (علیه السلام) بازگشت و داستان آن دو مرد و آنچه را گذشت برای ایّوب (علیه السلام) باز گفت. در آن دم ایّوب (علیه السلام) فریاد برآورد و فرمود: «چه بسیار مشتاق توأم ای جبرئیل و چه بسیار دلتنگ توأم ای میکائیل»! سپس رو به رحمه کرد و فرمود: «ای رحمه! کیست که همتای تو باشد اکنون که با فرشتگان هم‌سخن شده­ای»؟ رحمه عرض کرد: «برایت کلبه­ای فراهم کرده­ام، امّا صبر کن تا در میان راه بایستم شاید رهگذری بیاید و مرا یاری کند تا تو را به آنجا برم». رحمه رفت و در میان راه ایستاد، ناگاه چهار فرشته از راه رسیدند و از او پرسیدند: «ای زن! چیزی نیاز داری»؟ گفت: «آری! می­خواهم مرا یاری کنید تا پیامبر خدا ایّوب (علیه السلام) را به فلان زباله‌دان ببرم». آن‌ها به راه افتادند و نزد ایّوب (علیه السلام) رسیدند و او را بر آن بلا به صبر فراخواندند و برایش دعای تندرستی کردند و او را بر پارچه­ای برگرفتند و به زاغه‌نشینی بردند و بر در آن کلبه گذاشتند و رفتند. رحمه که در آن کلبه توده­ای از خاک گرد آورده بود و از آن بستری ساخته بود، عرض کرد: «ای ایّوب (علیه السلام)! برخیز و پس از بسترهای گسترده اکنون بر بستری از خاک آرام گیر و پس از بالش­های آراسته، اکنون سر بر بالشی از سنگ گذار». ایّوب (علیه السلام) به او فرمود: «مگر نگفته بودم از اسباب آسایش دنیا یاد نکن»؟ سپس خزید و خود را بر آن توده‌ی خاک انداخت، حال آنکه تسبیح خدای والای بلندمرتبه بر زبان می‌راند و می­فرمود: «پاک است آن ارجمندِ نزدیک، و منزّه است آن والامقام بلندمرتبه». درآن‌هنگام رحمه ردای خود درآورد و بر اندام ایّوب (علیه السلام) کشید و درِِ کلبه را پوشاند و کمر به خدمت او بست و آنچه می­یافت برای او می‌برد. روزی رحمه به راه افتاد تا اندکی غذا از برای ایّوب (علیه السلام) بگیرد، پس بر در خانه­ای رفت و از اهالی­اش چیزی خواست، امّا زنی از درون خانه به او گفت: «از اینجا برو! چرا که پروردگار ایّوب (علیه السلام) بر او خشم گرفته است». رحمه بر در خانه‌ی دیگری رفت و باز همان سخن به او گفتند. او سراسر روستا را گشت، امّا چیزی به او ندادند، پس به گریه افتاد و رو سوی ایّوب (علیه السلام) گذاشت و به او عرض کرد: «این قوم مرا از خود راندند و درِ خانه­هایشان را به رویم بستند». ایّوب (علیه السلام) فرمود: «ای رحمه! از اینکه آن‌ها درِ خانه­هایشان را به رویمان می­بندند غمگین مباش! چرا که خداوند درهای رحمتش را به رویمان نمی­بندد و امّا ای رحمه! شاید تو از من به ستوه آمده باشی و بخواهی از من جدا شوی»!؟ رحمه عرض کرد: «پناه بر خدا از چنین اندیشه­ای! چه عذری به درگاه خداوند آورم و از پیامبرش جدا شوم؟ هرگز، هرگز چنین نمی‌کنم! من تو را از این روستا به روستای دیگری می‌برم، امید است آن‌ها دلسوزتر از این قوم باشند». رحمه او را بر پارچه‌ای گذاشت و ایّوب (علیه السلام) از درد بی­هوش شد. رحمه آب آورد و بر چهره­اش زد تا به هوش آمد. آنگاه با آن ردا تنش را که پوستی پاره‌پاره داشت، پوشاند و او را برگرفت و به روستای دیگری در حَوران برد و در گوشه­ای از آن روستا او را نشاند، سپس دست به درگاه خداوند متعال فراز کرد و از او خواست تا ایّوب (علیه السلام) را از درّندگان و دیگر گزندها در امان دارد. این دعا کرد و خود وارد آن روستا شد و گفت: «ای مردم! چه کسی می­خواهد برایش لباس و پارچه بشویم و خانه­اش را بروبم و زباله­هایش را بیرون ببرم و برایش آب بیاورم تا در عوض اندکی غذا برای پیامبر خدا ایّوب (علیه السلام)، به من بدهد»؟ ناگاه زنان آن روستا بیرون آمدند و یکی از آن‌ها گفت: «این زن راهزنی است که به روستای ما آمده است». رحمه به او گفت: «چگونه این سخن بر زبان می­رانی حال آنکه من رحمه دختر افرائیم پیامبر خدایم و اجدادم یوسف (علیه السلام)، مرد راستگوی خدا و یعقوب (علیه السلام)، اسرائیل خدا و اسحاق (علیه السلام)، برگزیده‌ی خدا و ابراهیم (علیه السلام)، دوست خدا می‌باشند و نیز همسر پیغمبر خدا ایّوب (علیه السلام) بلادیده هستم»؟ آن‌ها به او گفتند: «ایّوب (علیه السلام) کجاست»؟ گفت: «او همین‌جا پشت دروازه‌ی روستا در کنار خاک‌روبه­ها و زباله­های شما نشسته است». آن زنان به‌سوی ایّوب (علیه السلام) رفتند و چون او را در چنین بلایی گرفتار دیدند، سخت گریستند و گفتند: «این همان ایّوب پیامبر است که صاحب آن همه کنیز و خادم و رمه بود»؟ در آن دم ایّوب (علیه السلام) و رحمه اشکی جانکاه ریختند و ایّوب (علیه السلام) فرمود: «من ایّوب، بنده‌ی پروردگار و فرستاده‌ی اویم و آن گرسنه­ای هستم که تنها با یاد او سیر می­شود و آن تشنه­ای هستم که تنها با تسبیح
 او سیراب می­شود». آن زنان گریستند و رحمه نیز با آن‌ها گریست و به آن‌ها گفت: «من از شما درخواستی دارم و آن اینکه به من تبری بدهید تا چند درخت قطع کنم و با چوبش برای ایّوب (علیه السلام) کلبه­ای بسازم تا او را از گرما و سرما در امان دارد و غذایی برایش فراهم آورم». آن‌ها برای او هرآنچه نیاز داشت آوردند و او سوی حوض آبی سفالین رفت و نانی را که پخته بود، در آن حوض به آب زد و با دست خود آن را خیساند و به ایّوب (علیه السلام) که دندان­هایش ریخته بود خوراند، آنگاه شاخه‌ی درختان را قطع کرد و از آن شاخه­ها بر سر ایّوب (علیه السلام) سایه‌بانی همچون کلبه ساخت و سپس وارد روستا شد و روستاییان او را نزد خود بردند و گرامی­اش داشتند و او در پنج خانه خدمت کرد و ده قرص نان گرفت. چون نزد ایّوب (علیه السلام) بازگشت، او را از آنچه گذشت باخبر کرد و عرض کرد: «امروز از روزیِ خدا غذای بسیاری به‌دست آوردم، اکنون کنارت می­نشینم و از تو جدا نمی­شوم تا این غذا را به تمام بخوری». ایّوب (علیه السلام) فرمود: «خداوند به نیکی پاداشت دهد، ای رحمه! به‌راستی‌که تو دختر پیامبران (علیهم السلام) هستی». سپس زبان به دعا چنین گشود: «سپاس و ستایش از برای خدایی است که فراموش نمی‌کند کسی را که او را یاد کند و بنده را از شکرش ناامید نمی‌کند، سپاس و ستایش از برای خدایی است که هرکه را بر او توکّل کند، ناکام نمی­گذارد. حکمی نیست جز از برای او و بازگشت همه‌ی امور به‌سوی اوست و هم اوست که بر همه‌چیز تواناست». زنان آن روستا به‌سوی کلبه‌ی ایّوب (علیه السلام) راهی شدند و در آن نزدیکی نشستند، چون بوی ایّوب (علیه السلام) به مشامشان رسید، شتابان به خانه­هایشان بازگشتند و درهای خانه­هایشان را به روی رحمه بستند و به او گفتند: «به خانه­های ما وارد نشو، امّا ما از غذای خود به تو خواهیم داد». رحمه نیز به این کار راضی شد. روزی رحمه از آن روستا به نزد ایّوب (علیه السلام) باز می­گشت، ناگاه شیطان ملعون به شکل طبیبی با ابزار طبابت بر او پدید آمد و گفت: «من از فلسطین می­آیم و چون شنیدم شوهر تو بیمار است، آمدم تا درمانش کنم. من فردا نزد او خواهم آمد. اکنون برو و او را از قصّه‌ی من آگاه کن و به او بگو گنجشکی بگیرد و بدون اینکه بر آن نام خدا را جاری کند، سرش را ببرد و آن را بخورد و سپس کاسه­ای شراب بنوشد و خود را به خون آغشته کند، چرا که گشایش کار او در این کار است». رحمه شادمان نزد ایّوب (علیه السلام) رفت و او را از این امر آگاه ساخت. پس خشم در چهره‌ی ایّوب (علیه السلام) برافروخت و فرمود: «تو کی دیده­ای من شراب بنوشم و غذایی را که نام خداوند متعال بر آن جاری نشده بخورم و خود را به خون آغشته کنم؟ ای رحمه! دیروز از سوی جبرئیل و میکائیل پیام می­آوردی و امروز پیام آور شیطان ملعون شده­ای»؟ رحمه دانست که خطا کرده است، پس از ایّوب (علیه السلام) پوزش خواست و پیوسته به او نیکی کرد تا در آخر ایّوب (علیه السلام) از او راضی شد و به او هشدار داد تا دیگر چنین سخنی نگوید. روزی دگر چون رحمه از آن روستا با غذایی نزد ایّوب (علیه السلام) باز می‌گشت، شیطان ملعون به شکل مردی خوش‌چهره و خوب‌رو سوار بر الاغی سرخ بر او پدید آمد و گفت: «ای زن! گویی من تو را می­شناسم، آیا تو رحمه دختر افرائیم پیامبر خدا و همسر ایّوب پیامبر (علیه السلام) بلادیده‌ی خدا نیستی»؟ گفت: «آری»! آن ملعون گفت: «من شما را می­شناسم، مگر شما ثروتمند و توانگر نبودید، چرا به این روز افتاده­اید»؟ گفت: «ما بلا دیدیم و مال و فرزندانمان همه از دست رفت، سپس بلایی سخت­تر گریبانمان گرفت و شوهرم ایّوب (علیه السلام) خود بیمار شد». آن ملعون گفت: «چرا به چنین مصیبت­هایی گرفتار شدید»؟ گفت: «خداوند متعال خواست تا صبر ما را بر بلا بیازماید». شیطان گفت: «اشتباه کردی! چرا که الله خدای آسمان است و خدای زمین منم. من شما را برای خود خواستم امّا شما خدای آسمان را به پرستش گرفتید و مرا نپرستیدید، پس من هم با شما چنین کردم و دارایی­تان را گرفتم و فرزندان و خادمان و رمه­هایتان را می‌راندم و اکنون همه‌ی آنچه از دست دادید نزد من است. اگر می­خواهی با من بیا تا آن‌ها را به تو نشان دهم چرا که آن‌ها همه در فلان دشت نزد من می­باشند». رحمه چون این سخن شنید، حیران و شگفت‌زده بر جای ماند و سپس اندکی در پی او رفت و شیطان چشمانش را جادو کرد و او را در میان آن دشت ایستاند و او هرآنچه را از دست داده بود، در آنجا دید. شیطان گفت: «حال سخنم را باور کردی یا هنوز دروغگویم می‌پنداری»؟ رحمه گفت: «تا نزد ایّوب (علیه السلام) برنگردم، نمی‌دانم باید به تو چه بگویم». پس نزد ایّوب (علیه السلام) بازگشت و او را از آنچه دیده بود باخبر کرد. ایّوب (علیه السلام) فرمود: «ما از خداییم و به‌سوی او باز می­گردیم. وای بر تو ای رحمه! مگر نمی­دانی جز الله خدای دیگری نیست و آنچه را او می‌میراند، هیچ‌کس نمی‌تواند زنده کند». عرض کرد: «آری»! فرمود: «پس اگر خردمند بودی به سخنش گوش نمی­سپردی و به دنبالش نمی‌رفتی تا چشمانت را جادو کند». رحمه گفت: «ای پیامبر خدا! این خطا را بر من ببخش که دیگر چنین خطایی از من سر نخواهد زد». ایّوب (علیه السلام) فرمود: «یک بار تو را از آن ملعون برحذر داشتم و این‌بار دوّم است. در برابر خدا سوگند یاد می‌کنم که اگر تندرستی­ام را به من بازگرداند، بدان سبب که با شیطان ملعون هم‌سخن شده­ای، صد تازیانه به تو خواهم زد». آنگاه رحمه با خود گفت: «ای کاش از این بلا رهایی یابد و صد تازیانه بر من زند»! ابن‌عبّاس (گوید: «ایّوب (علیه السلام) هجده سال در آن بلا برجای بماند تا اینکه آنچه از او ماند، چشمانی بود که در کاسه می­چرخید و زبانی که با آن سخن می‌گفت و دلی که بر حال خود بود و گوش­هایی که با آن‌ها می­شنید و در آن حال به زیر زبانش کرم­هایی درشت و سیاه افتاده بود که بیرون‌آمدنشان بر او دردناک و به زیر رفتنشان عذاب‌آور بود». خداوند متعال به او وحی فرمود: «ای ایّوب (علیه السلام)! تو در آسایش من صبر پیشه کردی، پس اکنون در بلایم نیز صبر کن». روزی رحمه درپی غذایی بیرون رفت، امّا هیچ نیافت. پس سر به‌سوی آسمان فراز کرد و گفت: «خداوندا و سرورا! بر غریبی و ناتوانی ما رحم فرما». درآن‌هنگام یکی از روستاییان سخنش شنید و گفت: «ای زن! نزد زنان روستا برو که ایشان دل‌هایی مهربان دارند». رحمه به راه افتاد و درِ خانه‌ی پیرزنی را کوبید و گفت: «من رحمه، همسر ایّوب (علیه السلام) هستم و امروز هرچه به‌دنبال غذا گشتم چیزی نیافتم و سخت گرسنه مانده­ام». پیرزن گفت: «ای رحمه! من از تو درخواستی دارم که اگر برآورده کنی، دو قرص نان به تو خواهم بخشید و آن اینکه من ازدواج کرده­ام و دختری دارم، می‌توانی دو طرّه از گیسوانت را به من بدهی تا با آن‌ها دخترم را بیارایم»؟ گفت: «تنها با این کار راضی می­شوی»؟ پیرزن گفت: «آری»! گفت: «دو قرص نان برایم بیاور. به خدا سوگند! اگر تمام گیسوانم را می­خواستی، همه را به تو می بخشیدم تا برای ایّوب (علیه السلام) غذایی فراهم کنم». پیرزن رفت و دو قرص نان به‌همراه قیچی آورد و دو طرّه از گیسوان رحمه را چید. رحمه آن دو قرص نان را گرفت و نزد ایّوب (علیه السلام) رفت، امّا آن نان به چشم او ناپسند آمد، ازاین‌رو فرمود: «این را از کجا آورده­ای»؟ رحمه او را از قصّه باخبر کرد و گفت که یافتن غذا بر او دشوار شد. ناگاه ایّوب (علیه السلام) فریاد برآورد و فرمود: «خدایا! چه گناهی کرده­ام که از من روی بخشنده‌ات گردانده­ای؟ خدایا! مرگ برایم زیباتر از این حادثه است بد حالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربان‌ترین مهربانانی. (انبیاء/۸۳) خداوند متعال به او وحی فرمود: «ای ایّوب (علیه السلام)! سخنت را و آرزوی مرگت را بر آن زیان شنیدم، امّا اگر تو بر سببی جز این بلا جان دهی، مزد و پاداشی که از این بلا تو راست، به‌دست نخواهی آورد. من پاداش صبر تو را خواهم داد و امّا رحمه، پس به شکوه و بزرگی­ام سوگند که او را در بهشت خشنود خواهم ساخت». درآن‌هنگام ایّوب (علیه السلام) شادمان شد و آرام یافت. چون بلای ایّوب (علیه السلام) به درازا کشید و شیطان صبر او دید، یاران او را که در کوه‌ها رهبانیّت در پیش گرفته بودند به نزد وی برد. یکی از آن‌ها نفیر نام داشت و از یمن بود، دیگری صوتَی نام داشت و از فلسطین بود و سوّمی ملهم نام داشت و از حِمص بود و هر سه خردمند و از شاگردان و دست‌پروردگان ایّوب (علیه السلام) بودند و او ایشان را به مقامی رسانده بود و آن‌ها نزدش می­آمدند و جویای حالش می‌شدند. پس بر استرانی خاکستری سوار شدند و راهی شدند. چون نزدیک ایّوب (علیه السلام) رسیدند، استرانشان از بوی بد ایّوب (علیه السلام) رمیدند. آن‌ها استران را به هم بستند و پیاده به راه افتادند و نزد ایّوب (علیه السلام) نشستند و عرض کردند: «ای ایّوب (علیه السلام)! کاش ما را از گناهت باخبر می­کردی امید است این‌چنین وقتی به درگاه خداوند به دعا بنشینیم و از او درخواست [تندرستی تو را] ­کنیم تا او درخواست ما برآورده سازد، چرا که گمان نمی­کنیم جز این باشد که تو امری را از ما پنهان کرده‌ای و ازآن‌رو، به چنین بلایی دچار گشته­ای که هیچ‌کس تاکنون ندیده است. اگر تو در پرستش خداوند نیّتی راست داشتی، او تو را در چنین بلای سختی نمی­انداخت». آنگاه بر این شدند تا بر ایّوب (علیه السلام) گرد آیند و سر از تنش جدا کنند. ایّوب (علیه السلام) فرمود: «به شکوه پروردگارم سوگند! او خود می­داند که من هرگاه غذایی خورده­ام، یتیمی یا ناتوانی با من هم غذا بوده و هرگاه برای عبادت خدا دو امر در نظرم رسیده، آن را برگزیده­ام که بر بدنم دشوارتر بوده است. ای قوم! گویی بر من خشم گرفته­اید و با قدرنشناسی مرا سرزنش می­کنید، آیا دستمزد من این است؟ بدانید خداوند متعال آن کس را که بخواهد پاداشی افزونش دهد، به بلا دچار می­کند، همچنان‌که دیگر پیامبران و نکوکاران را به بلا دچار کرد». آنگاه رو به آسمان آورد و عرض کرد: «خداوندا و سرورا! طعم تندرستی را هرچند در ساعتی از روز، به من بچشان و مگذار دشمنان، مرا سرزنش کنند و روی بخشنده­ات از من مگردان که به زیر این بلا خُرد شده­ام و رشته‌ی انسی با کسی برایم نمانده و لب­هایم چنان ورم کرده که از بالا بینی­ام را و از پایین چانه­ام را پوشانده و پوست سرم بر چهره­ام افتاده و گوش­هایم به زیر ورم چهره­ام پنهان شده و شکمم از چرک و خونابه آکنده گشته و استخوان­هایم از کرم ساییده‌شده و آنان که مرا ارج می‌گذاشتند، از من به ستوه آمده­اند و بر من جفا می­کنند». ایّوب (علیه السلام) این را گفت و سخت گریست. وقتی آنان از سرزنش ایّوب (علیه السلام) دست کشیدند و خواستند برخیزند، جوانی کم سال که سخن آن قوم شنیده بود و
زبان خداوند متعال شده بود، رو به آنان کرد و گفت: «بدا به حالتان! نزد پیامبر خدا (علیه السلام) آمده­اید و او را نکوهش می­کنید و خود را در سرزنش او حق به‌جانب می­بینید، حال آنکه او چنان بر گردنتان حق دارد که بر شماست تا زبان به چنین سخنانی نگشایید. وای بر شما! آیا می­دانید چه کسی را سرزنش می‌کنید؟ آیا نمی­دانید که او پیغمبر خدا و برای پیام آوری، برگزیده‌ی او و امین وحی اوست؟ خداوند متعال هیچ شما را خبر نداده که بر او خشم گرفته باشد و با اینکه خود می­دانید خداوند، پیامبران و راست کرداران و شهیدان و نکوکاران را به بلا میی‌آزماید و این نه از روی خشم و خوار کردن است، امّا بلایی که بر ایّوب (علیه السلام) فرود آمده، او را در نظرتان ناچیز کرده است. حتّی اگر او پیامبر هم نبود، نکو نیست که مرد، برادرش را به‌هنگام بلا سرزنش و به گاه مصیبت ملامت کند و غمی بر غم­های او بیافزاید. خدا را درباره‌ی خود در نظر آورید که اگر به خود بنگرید عیب‌های بسیار خواهید یافت». سپس رو به ایّوب (علیه السلام) کرد و او را دلداری داد و دردش را آرام کرد. آنگاه ایّوب (علیه السلام) خطاب به آن سه فرمود: «شما به خود غرّه گشته­اید حال آنکه اگر به خود بنگرید عیب­های بسیار خواهید یافت. حال من امروز چنان شده که جایی در نظرتان ندارم، چرا که کسان من از من به ستوه آمدند و نیکی­های مرا پاس نداشتند و دوستانم از کنارم گریختند و یارانم از من بریدند و مردمان امّتم به من کفر ورزیدند. اکنون هم اگرچه چنین سخنانی بر زبان می­رانید، باز پاک و منزّه است کسی که اگر بخواهد هرآینه از این بلا که کوه­های پابرجا تاب آن ندارند، برایم گشایشی حاصل می­کند». سپس عرض کرد: «پروردگارا! اگر در جایگاه دادخواهی از تو بنشینم، هرآینه حجّت خود را بر تو عرضه می­دارم». ناگاه خداوند ابری سیاه و تاریک با رعد و برق و صاعقه­های به هم پیوسته به‌سوی او فرستاد و ندایی به ده هزار صدا از آن برآمد که: «ای ایّوب (علیه السلام)! خداوند متعال به تو می‌فرماید: حجّت خود را عرضه دار که اکنون تو را در جایگاه دادخواهی نشانده­ام و این منم که نزدیک توأم و همیشه و همواره نزدیکت خواهم بود». ایّوب (علیه السلام) عرض کرد: «پروردگارا! تو خود می­دانی که هرگاه برای عبادت تو دو امر در نظرم رسیده، آن را برگزیده­ام که بر نفسم دشوارتر بوده است، آیا حمد تو نگفتم؟ آیا شکر تو به‌جا نیاوردم؟ آیا تو را تسبیح نگفتم و از تو یاد نکردم و بزرگت برنشمردم»؟ آنگاه از ابر به ده هزار زبان ندا رسید: «ای ایّوب (علیه السلام)! چه کسی تو را بر آن داشت تا خدا را پرستش کنی، حال آنکه مردم از او غافل بودند و چه کسی تو را بر آن داشت تا حمد او گویی و شکرش به‌جای آوری، حال آنکه مردم او را فراموش کرده بودند؟ آیا در این کار بر خدا منّت می‌گذاری؟ نه! این خدا است که بر تو منّت دارد». در آن دم ایّوب (علیه السلام) دست در خاک برد و خاک بر دهان خود ریخت و عرض کرد: «پروردگارا! نکوهش من حقّ توست، این تو بودی که با من چنین کردی». پس آن سرزنش گران رفتند و آن جوانی که سمت راست ایّوب (علیه السلام) نشسته بود نیز رفت. چون روز بعد که روز جمعه بود فرا رسید، به‌هنگام غروب جبرئیل امین فرود آمد و عرض کرد: «سلام بر تو ای ایّوب (علیه السلام)»! فرمود: «سلام و رحمت و برکت خدا بر تو ای بنده‌ی خدا! تو کیستی که نوایی خوش از تو می­شنوم و بویی خوب از تو به مشامم می­رسد و چهره­ای نیک از تو می­بینم»؟ عرض کرد: «من جبرئیل فرستاده‌ی پروردگار جهانیانم و تو را ای ایّوب (علیه السلام)! مژده‌ی روح و رحمت و شفای الهی می­دهم و بدانکه خداوند متعال کسان تو و همانند ایشان را همراه با ایشان به تو بخشیده است و مالت را با همانند آن به همراهش به تو ارزانی داشته است تا نشانه‌ای باشد برای کسانی که [آمدند و] رفتند و عبرتی باشد برای بلادیدگان». ایّوب (علیه السلام) چنان در سختی بلا گرفتار بود که پس از این سخن، شادی شگفتی در دلش پدید آمد و فرمود: «ستایش از آن خداوندی است که هیچ خدایی جز او نیست و صاحب شکوه و سلطنت و منّت و برتری است و بزرگی و بخشندگی از اوست که سرزنش شیطان و یارانش را بر من روا ندید». سپس جبرئیل عرض کرد: «ای ایّوب (علیه السلام)! به خواست خداوند متعال برخیز». پس ایّوب (علیه السلام) برخاست و بر گام­های خود ایستاد. جبرئیل عرض کرد: «شتابان بر زمین گام بردار». ایّوب (علیه السلام) چنین کرد و ناگاه چشمه‌ی آبی سفیدتر از برف و شیرین‌تر از عسل و تیزبوتر از کافور، از زیر گام‌هایش جوشید و ایّوب (علیه السلام) جرعه‌ای از آن چشید و کِرم‌های بدنش تمام ریخت، آن‌چنان که از زیادی کرم­ها در شگفت افتاد. سپس جبرئیل به او گفت تا در آن آب غسل کند و او چنین کرد و با رخساری چون ماه شب بدر از آب بیرون آمد و زیبایی و خوب‌رویی­اش به او بازگشت و زیباتر از آنچه که بود شد. آنگاه جبرئیل امین دو جامه‌ی دیبا برایش آورد و او یکی را اِزار خود کرد و دیگری را به رویش پوشید و جبرئیل پاافزاری از طلا با بندهایی از یاقوت به او داد و بِِِِهی از بهشت به او عطا کرد و او نیمی از آن را خورد و خواست نیمی دگر را به رحمه دهد که جبرئیل عرض کرد: «ای ایّوب (علیه السلام) آن را خود بخور، چرا که یکی دیگر برای رحمه با خود دارم». سپس ایّوب (علیه السلام) به‌سرعت برخاست و با احترام به نماز ایستاد. در آن دم رحمه غمگین و گریان سوی ایّوب (علیه السلام) رهسپار شد، چرا که روستاییان او را از خانه­هایشان رانده بودند چون به‌جایگاه ایّوب (علیه السلام) رسید، آنجا را پاکیزه یافت و دید خداوند متعال باغی سرسبز در آنجا رویانده و مردی پاکیزه در آنجا به نماز ایستاده است. ازاین‌رو گمان کرد راه را اشتباه آمده است و گفت: «ای نمازگزار! رو به من کن با تو سخنی دارم»، امّا ایّوب (علیه السلام) هیچ با او نگفت و خاموش ماند. رحمه فغان برآورد و گفت: «ای ایّوب (علیه السلام)! چه بر سرت آمد»؟! چون نماز ایّوب (علیه السلام) به پایان رسید، جبرئیل به او عرض کرد: «ای ایّوب (علیه السلام)! با او سخن بگو». ایّوب (علیه السلام) فرمود: «ای زن چیزی نیاز داری»؟ رحمه گفت: «آیا تو از ایّوب (علیه السلام) بلادیده خبری نداری؟ من او را اینجا گذاشتم و رفتم، ولی اکنون این جایگاه را دگرگون شده یافتم و او را نمی‌بینم». ایّوب (علیه السلام) لبخندی زد و فرمود: «اگر او را ببینی می‌شناسی»؟ گفت: «چهره‌ی تو بسیار به چهره‌ی او پیش از آن بلا می­ماند». ایّوب (علیه السلام) خندید و فرمود: «من ایّوب (علیه السلام) هستم». رحمه سوی او دوید و یکدیگر را در آغوش گرفتند و هنوز در آغوش هم بودند که جبرئیل به آن دو از فرزندان و فرزندزادگان و کنیزان و خادمان و رمه­هایشان و از همانندشان به همراه آن‌ها مژده داد و خداوند متعال بارانی از ملخ­های طلایی بر او فرو فرستاد و او با جامه‌ی خود آن‌ها را جمع می‌کرد و آنچه را از آن ملخ­ها باد می‌برد، به‌دنبالش می‌دوید و آن را باز می­گرداند. جبرئیل عرض کرد: «سیر نمی‌شوی، ای ایّوب (علیه السلام)»؟! فرمود: «چه کسی از روزی خداوند متعال سیر می‌شود»؟ ایّوب (علیه السلام) دو چاه بسیار بزرگ داشت، پس یکی را از نقره و دیگری را از طلا پر کرد، آن‌چنان که یکی سر به دیگری باز کرد و خداوند متعال چهل‌هزار شتر نر و بیست‌هزار شتر مادّه و چهل‌هزار گاو مادّه و چهل‌هزار گاو نر و چهارهزار گوسفند و چهارهزار بز و پنج‌هزار خادم و پنج‌هزار کنیز به او عطا فرمود و او بر املاکش چهارهزار کس را گمارده بود و هریک از ایشان را هر ماه یکصد مثقال طلا مزد می‌داد و دوازده پسر و دوازده دختر در کنار خود داشت. چون رحمه این همه را دید خدا را سجده شکر گزارد و خداوند سرتاسر شام را به فرمان ایّوب (علیه السلام) و فرزندانش درآورد و عمر رفته او را نیز به او بازگرداند. درآن‌هنگام ایّوب (علیه السلام) به یاد هم‌سخنیِ رحمه با شیطان در زمان بلای خود افتاد و نذر خود را به یاد آورد و از این نذر بسیار غمگین شد. آنگاه خداوند متعال به او وحی فرمود: وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا؛ یعنی یکصد شاخه‌ی خرما که با آن [همسرت را] بزن. و سوگند خود را مشکن!. پس ایّوب (علیه السلام) دسته شاخه­های خرما را برداشت و با دست راست خود تازیانه­ای به رحمه زد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۹۴ البرهان

۴

(ص/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌الْأَعْلَی مَوْلَی آلِ سَامٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ: یُؤْتَی بِالْمَرْأَهًِْ الْحَسْنَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ الَّتِی قَدِ افْتُتِنَتْ فِی حُسْنِهَا فَتَقُولُ یَا رَبِّ حَسَّنْتَ خَلْقِی حَتَّی لَقِیتُ مَا لَقِیتُ فَیُجَاءُ بِمَرْیَمَ (سلام الله علیها) فَیُقَالُ: أَنْتِ أَحْسَنُ أَوْ هَذِهِ قَدْ حَسَّنَّاهَا فَلَمْ تُفْتَتَنْ؟ وَ یُجَاءُ بِالرَّجُلِ الْحَسَنِ الَّذِی قَدِ افْتُتِنَ فِی حُسْنِهِ فَیَقُولُ: یَا رَبِّ حَسَّنْتَ خَلْقِی حَتَّی لَقِیتُ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَقِیتُ. فَیُجَاءُ بِیُوسُفَ (علیه السلام) فَیُقَالُ: أَنْتَ أَحْسَنُ أَوْ هَذَا قَدْ حَسَّنَّاهُ فَلَمْ یُفْتَتَنْ. وَ یُجَاءُ بِصَاحِبِ الْبَلَاءِ الَّذِی قَدْ أَصَابَهُ الْفِتْنَهًُْ فِی بَلَائِهِ. فَیَقُولُ: یَا رَبِّ شَدَّدْتَ عَلَیَّ الْبَلَاءَ حَتَّی افْتُتِنْتُ. فَیُجَاءُ بِأَیُّوبَ (علیه السلام) فَیُقَالُ: أَ بَلِیَّتُکَ أَشَدُّ أَوْ بَلِیَّهًُْ هَذَا فَقَدِ ابْتُلِیَ فَلَمْ یُفْتَتَنْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالاعلی گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود: روز قیامت که می‌شود زن زیبایی را که به خاطر زیبائیش به فتنه [و گناه] افتاده بیاورند، آن زن گوید: «پروردگارا! تو مرا زیبا آفریدی و به‌همین‌خاطر من گرفتار فتنه شدم، مریم (سلام الله علیها) را برابرش آرند و بدو گویند: «آیا تو زیبایی یا اینکه ما او را زیبا آفریدیم و دچار فتنه نگشت». و هم چنین مرد زیبایی را که به خاطر زیبائیش به فتنه [و گناه] افتاده بیاورند و آن مرد گوید: «بار پروردگارا! تو مرا زیبا خلق کردی و از این رهگذر دچار زنان گشتم و دیدم از آن‌ها آنچه را دیدم». یوسف (علیه السلام) را نزدش آورند و به او گویند: «تو زیباتری یا این؟ ما او را زیبا خلق کردیم و با این حال به فتنه نیفتاد». و همچنین مرد بلا رسیده‌ای را که به خاطر ابتلایش به فتنه [و گناه] افتاده بیاورند، آن شخص گوید: «بار پروردگارا! بلا را بر من سخت کردی تا دچار فتنه شدم»! پس ایّوب (علیه السلام) را بیاورند و بدان شخص گویند: «آیا بلای تو سخت‌تر بود یا بلای این؟ او هم گرفتار بلا شد ولی به فتنه نیفتاد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۸۵/ البرهان

۶

(ص/ ۴۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّ امْرَأَهًَْ أَیُّوبَ (سلام الله علیها) قَالَتْ لَهُ یَوْماً: لَوْ دَعَوْتَ اللَّهَ أَنْ یَشْفِیَکَ. فَقَالَ: وَیْحَکِ کُنَّا فِی النَّعْمَاءِ سَبْعِینَ عَاماً فَهَلُمَ نَصْبِرْ فِی الضَّرَّاءِ. قَالَ: فَلَمْ یَمْکُثْ بَعْدَ ذَلِکَ إِلَّا یَسِیراً حَتَّی عُوفِی.

 

ابن‌عبّاس ( همسر ایّوب (علیه السلام) روزی به او گفت: «کاش دعا می‌کردی خدا شفایت می‌داد». فرمود: «وای بر تو! هفتاد سال در رفاه و نعمت بودیم، پس بگذار تا همان‌قدر در سختی باشیم [در سختی صبر کنیم]». پس از آن چیزی نگذشت که بهبود یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۰ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۴۸/ البرهان

ولایت

۱

(ص/ ۴۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- جَابِرِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ دَخَلَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ... فَقَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): أَ تَدْرِی مَا قِصَّهًُْ أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ سَبَبُ تَغَیُّرِ نِعْمَهًِْ اللَّهِ عَلَیْهِ؟ قَالَ: اللَّهُ أَعْلَمُ وَ أَنْتَ یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام). قَالَ: لَمَّا کَانَ عِنْدَ الِانْبِعَاثِ لِلنُّطْقِ شَکَّ أَیُّوبُ (علیه السلام) فِی مُلْکِی فَقَالَ: هَذَا خَطْبٌ جَلِیلٌ وَ أَمْرٌ جَسِیمٌ. قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) أَ تَشُکُّ فِی صُورَهًٍْ أَقَمْتُهُ أَنَا إِنِّی ابْتَلَیْتُ آدَمَ (علیه السلام) بِالْبَلَاءِ فَوَهَبْتُهُ لَهُ وَ صَفَحْتُ عَنْهُ بِالتَّسْلِیمِ عَلَیْهِ
 بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنْتَ تَقُولُ خَطْبٌ جَلِیلٌ وَ أَمْرٌ جَسِیمٌ؟ فَوَ عِزَّتِی لَأُذِیقَنَّکَ مِنْ عَذَابِی أَوْ تَتُوبَ إِلَیَ بِالطَّاعَهًِْ لِأَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ثُمَّ أَدْرَکَتْهُ السَّعَادَهًُْ بِی یَعْنِی أَنَّهُ تَابَ وَ أَذْعَنَ بِالطَّاعَهًِْ لِأَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ الطَّیِّبِین (علیهم السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- جابربن‌یزید جعفی از مردی از اصحاب امام علی (علیه السلام) نقل کرد که روزی سلمان (خدمت امام علی (علیه السلام) رسید ...، امام (علیه السلام) به او فرمود: «آیا داستان ایّوب (علیه السلام) و سبب دگرگونی نعمت­های خداوند بر او را می­دانی»؟ عرض کرد: «خداوند و تو ای امیرمؤمنان (علیه السلام) بهتر می­دانید». امام (علیه السلام) فرمود: «هنگام آمادگی برای سخن، ایّوب (علیه السلام) در فرمانروایی من مشکوک شد و گفت: این مطلب بزرگ و امری بس سنگین است». خداوند عزّوجلّ فرمود: «ای ایّوب (علیه السلام)! آیا در امری که من برپا داشته­ام شک می­کنی؟ من آدم (علیه السلام) را به بلا دچار کردم و آنگاه او (علی (علیه السلام)) را بر وی عرضه داشتم و چون به امیری او بر مؤمنان گردن نهاد، از او درگذشتم، حال تو می‌گویی این امر بسی سنگین و گران است؟! به شکوه و بزرگی­ام سوگند! که یا عذاب خود را بر تو خواهم چشاند یا با فرمان‌بردن از امیرمؤمنان (علیه السلام) به درگاه من توبه می‌کنی». سپس به خاطر من، نیک‌بختی ایّوب (علیه السلام) را دریافت. یعنی او به درگاه خداوند توبه کرد و به اطاعت نسبت به امیرالمؤمنین و ذریه پاکش اقرار نمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۰ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۹۳/ البرهان

۲

(ص/ ۴۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أَنَسِ‌بنِ‌مَالِک، قَالَ: ... فَقَالَ لِی رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): ... ٍ یَا أَنَسُ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَی آدَمَ (علیه السلام) فِی عِلْمِهِ وَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فِی وَقَارِهِ وَ إِلَی سُلَیْمَانَ (علیه السلام)، فِی قَضَائِهِ وَ إِلَی یَحْیَی (علیه السلام) فِی زُهْدِهِ وَ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فِی صَبْرِهِ وَ إِلَی إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) فِی صِدْقِهِ فَلْیَنْظُرْ إِلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِب (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از انس بن مالک نقل شده است: ... پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: ... ای انس! هرکه می­خواهد به دانش آدم (علیه السلام) و متانت ابراهیم (علیه السلام) و حکمرانی سلیمان و پرهیزکاری یحیی و بردباری ایّوب و راستی اسماعیل‌بن‌حزقیل (علیهم السلام) که خداوند در قرآن از او یاد کرد و فرمود: و در این کتاب (آسمانی) از اسماعیل (نیز) یاد کن. (مریم/۵۴) بنگرد، بایست به علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) بنگرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۲ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۱۲۹/ البرهان

۳

(ص/ ۴۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَوْحَی اللَّهُ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام): هَلْ تَدْرِی مَا ذَنْبُکَ إِلَیَ حِینَ أَصَابَکَ الْبَلَاءُ؟ قَالَ: لَا. قَالَ: إِنَّکَ دَخَلْتَ إِلَی فِرْعَوْنَ فَدَاهَنْتَ فِی کَلِمَتَیْنِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خدا به ایّوب (علیه السلام) وحی کرد: «می‌دانی گاهی که بلایت رسید گناهت نزد من چه بود»؟ گفت: «نه»! فرمود: «رفتی نزد فرعون و در دو کلمه با او مسامحه کردی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۲ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۸۰

۴

(ص/ ۴۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ أَیُّوبَ النَّبِیَّ (علیه السلام) قَالَ: یَا رَبِ مَا سَأَلْتُکَ شَیْئاً مِنَ الدُّنْیَا قَطُّ وَ دَاخَلَهُ شَیْءٌ. فَأَقْبَلَتْ إِلَیْهِ سَحَابَهًٌْ حَتَّی نَادَتْهُ: یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) مَنْ وَفَّقَکَ لِذَلِکَ؟ قَالَ: أَنْتَ یَا رَبِّ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ایّوب (علیه السلام) عرض کرد: «بار خدایا از مال دنیا چیزی از تو نخواستم»، و در این حال در دلش حالتی پدید آمد، دراین‌هنگام ابری ظاهر شد و گفت: «ای ایّوب (علیه السلام)! چه کسی این توفیق را به تو داد»؟ گفت: «پروردگارا! تو به من این توفیق را عطا کردی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۲ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۵۳

۵

(ص/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُثْمَانَ النَّوَّاءِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَبْتَلِی الْمُؤْمِنَ بِکُلِ بَلِیَّهًٍْ وَ یُمِیتُهُ وَ لَا یَبْتَلِیهِ بِذَهَابِ عَقْلِهِ أَ مَا تَرَی أَیُّوبَ (علیه السلام) کَیْفَ سُلِّطَ إِبْلِیسُ عَلَی مَالِهِ وَ عَلَی وُلْدِهِ وَ عَلَی أَهْلِهِ وَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ مِنْهُ وَ لَمْ یُسَلَّطْ عَلَی عَقْلِهِ تُرِکَ لَهُ لِیُوَحِّدَ اللَّهَ بِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- عثمان‌بن‌نواء از کسی که از امام صادق (علیه السلام) حدیث کرده، نقل کرده که امام (علیه السلام) فرمود: «خدای عزّوجلّ مؤمن را به‌هر بلایی مبتلا کند و به هر مرگی بمیراند. ولی به از بین رفتن عقلش مبتلا نمی‌کند، مگر ایّوب (علیه السلام) را نمی‌بینی که خدا چگونه شیطان را بر مال و فرزند و همسر او و هرچه داشت مسلّط کرد، ولی بر عقلش مسلّط نکرد، تا با آن خدا را به یگانگی بپرستد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۲ البرهان

۶

(ص/ ۴۱)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... قَالَ سُئِلَ أَیُّوبُ (علیه السلام) بَعْدَ مَا عَافَاهُ اللَّهُ أَیُّ شَیْءٍ کَانَ أَشَدَّ عَلَیْکَ مِمَّا مَرَّ عَلَیْکَ قَالَ: شَمَاتَهًُْ الْأَعْدَاء.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: پس از آنکه خدای متعال ایّوب (علیه السلام) را عافیت داد به او گفته شد: «در آنچه از بلا بر تو گذشت کدام‌یک سخت‌تر بود»؟ فرمود: «سرزنش و شادی دشمنان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۲ البرهان

[و گفت]: پروردگارا! شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است

۱

(ص/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ: أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ. قِیلَ: إِنَّهُ اشْتَدَّ مَرَضُهُ حَتَّی تَجَنَّبَهُ النَّاسُ فَوَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَی النَّاسِ أَنْ یَسْتَقْذِرُوهُ وَ یُخْرِجُوهُ مِنْ بَیْنِهِمْ وَ لَا یَتْرُکُوا امْرَأَتَهُ الَّتِی تَخْدُمُهُ أَنْ تَدْخُلَ عَلَیْهِمْ. فَکَانَ أَیُّوبُ (علیه السلام) یَتَأَذَّی بِذَلِکَ وَ یَتَأَلَّمُ بِهِ وَ لَمْ یَشْکُ الْأَلَمَ الَّذِی کَانَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در مجمع‌البیان درباره‌ی آیه‌ی أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ گفته شده است؛ آنقدر مرض آن حضرت (علیه السلام) شدّت گرفت که مردم از او دوری گزیدند و شیطان میان مردم وسوسه کرد که او را آلوده پندارند و از میان خود برانند و اجازه ندهند، همسر او که خدمتگزار وی بود به شهر آن‌ها وارد شود و ایّوب (علیه السلام) ازاین‌جهت بسیار آزرده و متألّم گشت، امّا شکایتی نکرد، چون همه‌ی وقایع را ناشی از امر الهی می‌دانست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۲ نورالثقلین

 

آیه ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ [42]

 

[به او گفتيم]: پاى خود را بر زمين بكوب؛ [تا چشمه‌اى ظاهر گردد] اين آبى خنك براى شستشو و نوشيدن است.

۱

(ص/ ۴۲)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- رُوِیَ أَنَّهُ لَمَّا اشْتَدَّ بِهِ الْبَلَاءُ قَالَتْ لَهُ امْرَأَتُهُ یَوْماً: إِنَّ دُعَاءَ الْأَنْبِیَاءِ مُسْتَجَابٌ فَلَوْ سَأَلْتَ اللَّهَ کَشْفَ مَا بِکَ. فَقَالَ لَهَا: یَا هَذِهِ مَتَّعَنَا اللَّهُ بِالنِّعَمِ سَبْعِینَ سَنَهًًْ فَدَعِینَا نَصْبِرْ عَلَی بَلَائِهِ مِثْلَ ذَلِک. وَ رُوِیَ أَنَّهُ لَمَّا جَاءَتِ امْرَأَتُهُ إِلَیْهِ وَ قَدْ بَاعَتْ أَحَدَ ظَفَائِرِهَا بِقُوتِهِ شَقَ عَلَیْهِ ذَلِکَ فَنَصَبَ نَفْسَهُ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَعَالَی ثُمَّ قَالَ: یَا رَبِّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنِی بِفَقْدِ الْأَهْلِ وَ الْأَوْلَادِ فَصَبَرْتُ وَ بِالْمَرَضِ الْفُلَانِیِّ فَصَبَرْتُ ثُمَّ عَدَّدَ أَمْرَاضَهُ فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ أَنْ یَا أَیُّوبُ لِمَنِ الْمِنَّهًُْ عَلَیْکَ فِی صَبْرِکَ؟ فَقَالَ: اللَّهُمَّ لَکَ اللَّهُمَّ لَکَ وَ صَارَ یَحْثُو التُّرَابَ عَلَی رَأْسِهِ وَ یَبْکِی وَ یَقُولُ: اللَّهُمَّ لَکَ اللَّهُمَّ لَکَ فَجَاءَ النِّدَاءُ ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ فَرَکَضَ بِرِجْلِهِ فَنَبَعَتْ عَیْنٌ عَظِیمَهًٌْ فَاغْتَسَلَ مِنْهَا فَخَرَجَ جِسْمُهُ کَاللُّؤْلُؤَهًِْ الْبَیْضَاءِ وَ جَاءَ جَرَادٌ کُلُّهُ ذَهَبٌ فَصَادَهُ هُوَ وَ أَهْلُهُ أوحی {وَ أَحْیَا} اللَّهُ تَعَالَی لَهُ مَنْ مَاتَ مِنْ وُلْدِهِ وَ أَهْلِهِ وَ رَزَقَهُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی تُزُوِّجْنَ أَوْلَاداً کَثِیرَهًْ.

 

 

ائمّه (علیهم السلام)- وقتی بیماری ایّوب (علیه السلام) شدّت یافت، همسرش به او گفت: «دعای پیامبران الهی مستجاب می‌گردد، پس اگر از خدا بخواهی مشکلات رفع می‌شود». فرمود: «ای زن! خداوند هفتاد سال ما را غرق در نعمت خود کرد، حالا باید به همان اندازه بر بلایش شکیبایی ورزیم». همانا همسرش به‌سوی او آمد درحالتی‌که یکی از گیسوانش را برای قوت روزانه‌اش فروخته بود این منظره سخت ایّوب (علیه السلام) را ناراحت کرد پس خود را در پیشگاه خدا قرار داد و عرض کرد: «پروردگارا! مرا به هجران فرزندان و اهل و عیالم گرفتار کردی شکیبایی را پیشه کردم، رنجور و بیمارم کردی صبر کردم، بعد یک‌یک بیماری‌ها و گرفتاری‌هایش را شمرد». پس ناگاه ندایی از طرف خدا رسید: «ای ایّوب (علیه السلام)! بر چه کسی منّت می‌گذاری و صبر را چه کسی به تو داد»؟ عرضه داشت: «خدایا! تو، خدایا! تو». و خاک بر سر و صورت خود می‌ریخت و گریه می‌کرد و می‌گفت: «بار الها! منّت برای تو است، بار الها! منّت برای تو است». پس ندایی آمد: ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَراب. پایش را به زمین کوبید پس چشمه‌ی بزرگی جوشیدن گرفت سپس خود را از آن شستشو داد و از آن چشمه بیرون شد، بدنش مانند لؤلؤ سفید درخشش داشت، ملخ‌های طلا از آسمان بارید ایّوب (علیه السلام) و اهلش ملخ‌ها را گرفتند و خدا تمام فرزندانش را که مرده بودند زنده کرد و زنانی را تزویج کرد و از آن‌ها فرزندان فراوانی به وجود آمد [و از زنانی که تزویج کرد فرزندان زیادی روزی او کرد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۴ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۲۷

۲

(ص/ ۴۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ أَیُّوبَ (علیه السلام) نَبِیَّ اللَّهِ لَبِثَ بِهِ بَلَاؤُهُ ثَمَانِیَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ فَرَفَضَهُ الْقَرِیبُ وَ الْبَعِیدُ إِلَّا رَجُلَیْنِ مِنْ إِخْوَانِهِ وَ کَانَ یَخْرُجُ لِحَاجَتِهِ فَإِذَا قَضَی حَاجَتَهُ أَمْسَکَ امْرَأَتَهُ بِیَدِهِ حَتَّی یَبْلُغَ فَلَمَّا کَانَ ذَاتُ یَوْمٍ أَبْطَأَ عَلَیْهَا وَ أُوحِیَ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) فِی مَکَانِهِ ارْکُضْ بِرِجْلِکَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ایّوب (علیه السلام) پیامبر خدا بود که مدّت هجده سال درگیر مصائب بود و همه‌ی اقوام و آشنایان دور و نزدیک او را طرد کردند، به‌جز دو مرد از پیروانش و همسرش. و او وقتی برای قضای حاجت می‌رفت، همسرش به او کمک می‌کرد و خود ناتوان بود، روزی این امر به طول انجامید و در همان حال به او وحی رسید: ارْکُضْ بِرِجْلِکَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۴ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۰۷

 

آیه وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ [43]

 

و خانواده‌اش را به او بخشيديم و همانند آن‌ها را بر آنان افزوديم، تا رحمتى از سوى ما باشد و تذكّرى براى خردمندان.

۱

(ص/ ۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ‌بْنِ‌سِرْحَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: ذَکَرَ أَیُّوبَ (علیه السلام) فَقَال قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ إِنَّ عَبْدِی أَیُّوبَ (علیه السلام) مَا أُنْعِمُ عَلَیْهِ بِنِعْمَهًٍْ إِلَّا ازْدَادَ شُکْراً فَقَالَ الشَّیْطَانُ لَوْ نَصَبْتَ عَلَیْهِ الْبَلَاءَ فَابْتَلَیْتَهُ کَیْفَ صَبْرُهُ فَسَلَّطَهُ عَلَی إِبِلِهِ وَ رَقِیقِهِ فَلَمْ یَتْرُکْ لَهُ شَیْئاً غَیْرَ غُلَامٍ وَاحِدٍ فَأَتَاهُ الْغُلَامُ فَقَالَ یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) مَا بَقِیَ مِنْ إِبِلَکَ وَ لَا مِنْ رَقِیقِکَ أَحَدٌ إِلَّا وَ قَدْ مَاتَ فَقَالَ أَیُّوب (علیه السلام) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَعْطَاهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ فَقَالَ الشَّیْطَانُ
 إِنَّ خَیْلَهُ أَعْجَبُ إِلَیْهِ فَسَلَّطَ عَلَیْهَا فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا شَیْءٌ إِلَّا هَلَکَ فَقَالَ أَیُّوبُ (علیه السلام) الْحَمْدُ لِلَّهِ
 الَّذِی أَعْطَی وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَخَذَ وَ کَذَلِکَ بِبَقَرِهِ وَ غَنَمِهِ وَ مَزَارِعِهِ وَ أَرْضِهِ وَ أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّی مَرِضَ مَرَضاً شَدِیداً فَأَتَاهُ أَصْحَابٌ لَهُ فَقَالُوا یَا أَیُّوبُ (علیه السلام) مَا کَانَ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ فِی أَنْفُسِنَا وَ لَا خَیْرٌ عَلَانِیَهًًْ خَیْراً عِنْدَنَا مِنْکَ فَلَعَلَّ هَذَا الشَّیْءَ (لَشَیْءٌ) کُنْتَ أَسْرَرْتَهُ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ رَبِّکَ لَمْ تُطْلِعْ عَلَیْهِ أَحَداً فَابْتَلَاکَ اللَّهُ مِنْ أَجْلِهِ فَجَزِعَ جَزَعاً شَدِیداً وَ دَعَا رَبَّهُ فَشَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَی وَ رَدَّ عَلَیْهِ مَا کَانَ لَهُ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ فِی الدُّنْیَا قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً فَقَالَ الَّذِینَ کَانُوا مَاتُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- داودبن‌سرحان می‌گوید: امام صادق (علیه السلام) از ایوب (علیه السلام) یاد کرد و فرمود: خداوند بزرگ فرمود: «هر نعمتی که به بنده‌ام ایوب (علیه السلام) می‌دهم او بیشتر شکر می‌گذارد». شیطان گفت: «اگر او را در معرض بلا قرار دهی و مبتلا سازی چگونه صبر می کند»؟ از این رو خداوند، شیطان را بر شتران و بندگان ایوب (علیه السلام) مسلّط کرد و او تنها یک غلام را برایش باقی گذاشت و همه را نابود کرد. آن غلام نزد ایوب (علیه السلام) آمد و گفت: «ای ایوب (علیه السلام)! همه شتران و بندگانت مرده‌اند». ایوب (علیه السلام) فرمود: «ستایش خدایی راست که آن‌ها را ارزانی داشت و ستایش خدایی راست که آنها را گرفت». شیطان گفت: «او اسبانش را بسیار دوست دارد». از این رو خداوند، شیطان را بر آن اسبان مسلّط کرد و او همه‌شان را نابود ساخت. ایوب (علیه السلام) فرمود: «ستایش خدایی راست که داد و ستایش خدایی راست که گرفت». همچنین شیطان، گاوها، گوسفندان، مزارع، زمین، کسان و فرزندان او را نابود ساخت تا اینکه بسیار بیمار شد و یارانش نزد او آمدند و گفتند: «ای ایوب! هیچ‌یک از مردم و هیچ انسان خوبی آشکارا نزد ما بهتر از تو نبود. بنابراین شاید این چیز را میان خود و پروردگارت پنهان داشته‌ای و هیچ‌کس را از آن آگاه نساخته‌ای، همان چیزی که خداوند، به خاطر آن تو را مبتلا ساخته است»؟ ایوب (علیه السلام) بسیار بی‌تابی کرد و پروردگارش را خواند و خداوند متعال او را شفا داد و هرچه پیشتر در دنیا داشت کم یا زیاد به او بازگرداند». از حضرت درباره تفسیر آیه وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً پرسیدم، حضرت پاسخ داد: «یعنی کسانی که مردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۴ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۵۰/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۱۳۹

۲

(ص/ ۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَحْیَا لَهُ أَهْلَهُ الَّذِینَ کَانُوا مَاتُوا قَبْلَ الْبَلِیَّهًِْ وَ أَحْیَا لَهُ أَهْلَهُ الَّذِینَ مَاتُوا وَ هُوَ فِی الْبَلِیَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای متعال آن دسته از فرزندانش که قبل از آن بلا و گرفتاری مرده بودند، زنده کرد و خانواده‌اش را که در یک بلا مرده بودند، زنده کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۲۳

۳

(ص/ ۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ‌اللهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ آتَیْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ قُلْتُ: وُلْدُهُ کَیْفَ أَعْطَی مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ؟ قَالَ: أَحْیَا لَهُ مِنْ وُلْدِهِ الَّذِینَ مَاتُوا قَبْلَ ذَلِکَ بِآجَالِهِمْ مِثْلَ الَّذِینَ هَلَکُوا یَوْمَئِذٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر روایت می‌کند که از امام صادق (علیه السلام) در مورد تفسیر آیه: خاندانش را به او بازگرداندیم و همانندشان را بر آن‌ها افزودیم. (انبیاء/۸۴) پرسیدم و گفتم: «چگونه خداوند علاوه بر فرزندانش افرادی دیگری همانند آنان را به او برگرداند»؟ ایشان پاسخ دادند: «آن دسته از فرزندانش که قبل از آن بلا و گرفتاری مرده بودند، اینان همانند افرادی بودند که در آن روز هلاک شدند و خداوند آنان را دوباره به دنیا آورد. [آن‌ها را مانند آن‌هایی که آن روز در اثر بلا از بین رفته بودند زنده کرد]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۶ البرهان

۴

(ص/ ۴۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَأَحْیَا اللَّهُ لَهُمَا أَوْلَادَهُمَا وَ أَمْوَالَهُمَا وَ رَدَّ عَلَیْهِ کُلَّ شَیْءٍ لَهُمَا بِعَیْنِهِ وَ أَوْحَی اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ فَأَخَذَ ضِغْثاً مِنْ قُضْبَانٍ دِقَاقٍ مِنْ شَجَرَهًٍْ یُقَالُ لَهَا الثُّمَامُ فَبَرَّ بِهِ یَمِینَهُ وَ ضَرَبَهَا ضَرْبَهًًْ وَاحِدَهًْ.

 

ابن‌عبّاس ( خداوند، فرزندان و اموال و هرچیزی که از ایّوب (علیه السلام) و همسرش گرفته بود را زنده کرد و مثل همان چیزها را به آن‌ها برگرداند، سپس خداوند به او وحی کرد که و خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ و او نیز یک بسته ترکه از شاخه‌های نازک یک درخت برداشت که به آن درخت، درخت ثمام می‌گفتند و با زدن یک ضربه به همسرش به عهد خود وفا کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۶ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۵۲

 

آیه وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ [44]

 

[و به او گفتيم]: بسته‌اى از ساقه [هاى گندم مانند آن] را برگير و با آن [به همسرت] بزن و سوگند خود را مشكن. ما او را شكيبا يافتيم؛ چه بنده‌ی خوبى كه بسيار توبه‌كننده بود!

۱

(ص/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَحْیَی‌بْنِ‌عَبَّادٍ الْمَکِّیِّ قَالَ قَالَ لِی سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ إِنِّی أَرَی لَکَ مِنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَنْزِلَهًًْ فَسَلْهُ عَنْ رَجُلٍ زَنَی وَ هُوَ مَرِیضٌ إِنْ أُقِیمَ عَلَیْهِ الْحَدُّ مَاتَ مَا تَقُولُ فِیهِ فَسَأَلْتُهُ فَقَالَ هَذِهِ الْمَسْأَلَهًُْ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِکَ أَوْ قَالَ لَکَ إِنْسَانٌ أَنْ تَسْأَلَنِی عَنْهَا فَقُلْتُ سُفْیَانُ الثَّوْرِیُّ سَأَلَنِی أَنْ أَسْأَلَکَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُتِیَ بِرَجُلٍ احْتَبَنَ مُسْتَسْقِیَ الْبَطْنِ قَدْ بَدَتْ عُرُوقُ فَخِذَیْهِ وَ قَدْ زَنَی بِامْرَأَهًٍْ مَرِیضَهًٍْ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِعِذْقٍ فِیهِ مِائَهًُْ شِمْرَاخٍ فَضُرِبَ بِهِ الرَّجُلُ ضَرْبَهًًْ وَ ضُرِبَتْ بِهِ الْمَرْأَهًُْ ضَرْبَهًًْ ثُمَّ خَلَّی سَبِیلَهُمَا ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یحیی‌بن‌عبّاد مکّی گفت: سفیان ثوری به من گفت: «تو نزد امام صادق (علیه السلام) جایگاه نیکی داری، از ایشان بپرس که اگر مردی زنا کند و چنان بیمار باشد که در جاری‌کردن حد بر او ترس آن رود که بمیرد باید با او چه کرد»؟ من از امام (علیه السلام) پرسیدم و ایشان فرمود: «این سؤال از جانب توست یا کسی به تو گفته آن را بپرسی»؟ عرض کردم: «سفیان ثوری از من خواست تا آن را از شما بپرسم». امام (علیه السلام) فرمود: «مردی را خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آوردند، آن مرد که تنومند بود و شکمی برآمده داشت و رگ­های ران‌هایش بیرون زده بود با زنی بیمار زنا کرده بود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امر فرمود تا دسته­ای از صد شاخه‌ی خرما برای ایشان بیاورند سپس تازیانه‌ای به آن مرد و تازیانه­ای به آن زن زد و هر دو را آزاد کرد و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: وَ خُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَ لَا تَحْنَثْ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۶ الکافی، ج۷، ص۲۴۳/ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۲۸/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۳۲/ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۴۰/ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۲۰/ فقه القرآن، ج۲، ص۳۹۲؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۴۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کَانَ السَّبَبُ فِی ذَلِکَ أَنَّ إِبْلِیسَ لَقِیَهَا فِی صُورَهًِْ طَبِیبٍ فَدَعَتْهُ إِلَی مُدَاوَاهًِْ أَیُّوبَ (علیه السلام) فَقَالَ: أُدَاوِیهِ عَلَی أَنَّهُ إِذَا بَرِئَ قَالَ: أَنْتَ شَفَیْتَنِی. لَا أُرِیدُ جَزاءً سِوَاهُ. قَالَتْ: نَعَمْ. فَأَشَارَتْ إِلَی أَیُّوبَ (علیه السلام) بِذَلِکَ فَحَلَفَ لَیَضْرِبَنَّهَا.

 

ابن‌عبّاس ( ماجرای زن ایّوب (علیه السلام) این بود که ابلیس در یک صورت زیبا با او ملاقات کرد و به او پیشنهادی برای بهبود وضع جسمانی ایّوب (علیه السلام) داد و گفت: «در ازای این درمانی که به تو می‌دهم تا به همسرت بدهی هیچ چیزی نمی‌خواهم جز اینکه ایّوب (علیه السلام) وقتی شفا یافت بگوید تو (یعنی همسرش) مرا شفا دادی [و خدا را فراموش کند]». زن نیز پذیرفت و همین قضیّه را به ایّوب (علیه السلام) گفت امّا ایشان [ناراحت شد و] قسم خورد که به خاطر این کارش او را بزند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۸ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۲۳

 

آیه وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدي وَ الْأَبْصارِ [45]

 

و به خاطر بياور بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را، صاحبان قدرت و بصيرت.

۱

(ص/ ۴۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ اذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهِیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصارِ یَعْنِی أُولِی الْقُوَّهًِْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ اذْکُرْ عِبادَنا إِبْراهِیمَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصارِ؛ یعنی صاحبان قوّت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۸ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۷/ القمی، ج۲، ص۲۴۲

۲

(ص/ ۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًِْ أَبِی‌الْجَارُود عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصارِ یَعْنِی أُولِی الْقُوَّهًِْ فِی الْعِبَادَهًِْ وَ الْبَصَرِ فِیهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوجارود آمده است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: أُوْلِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارِ یعنی دارندگان قدرت و دارندگان بینایی در عبادت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۸ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۷/ القمی، ج۲، ص۲۴۲/ البرهان/ نورالثقلین

۳

(ص/ ۴۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أُولِی الْأَیْدِی أَیْ ذَوِی الْقُوَّهًِْ عَلَی الْعِبَادَهًِْ. وَ الْأَبْصَارِ: الْفِقْهُ فِی الدِّینِ.

 

ابن‌عبّاس ( أُولِی الْأَیْدی یعنی بر بندگان قدرت و سیطره داشت. وَ الْأَبْصارَ یعنی قدرت و فهم دین داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۸ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۳۲

 

آیه إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ [46]

 

ما آن‌ها را با خلوص ويژه‌اى خالص گردانيم، كه همان يادآورى سراى آخرت بود.

۱

(ص/ ۴۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّارِ الْآیَاتِ نَزَلَتْ فِی أَهْلِ الْبَیْتِ (علیهم السلام).

 

ابن‌عبّاس ( إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِکْرَی الدَّارِ، این آیات درباره‌ی اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۸۸/ المناقب، ج۴، ص۳۳۱

 

آیه وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ [47]

 

و آن‌ها نزد ما از برگزيدگان و نيكان بودند.

۱

(ص/ ۴۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- تفسیر الإمام العسکری (علیه السلام) قَالَ جَعْفَرُ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (علیه السلام) قَوْلُهُ عزّوجلّ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ یَقُولُ أَرْشِدْنَا لِلصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ أَیْ أَرْشِدْنَا لِلُزُومِ الطَّرِیقِ الْمُؤَدِّی إِلَی مَحَبَّتِکَ وَ الْمَانِعِ أَنْ نَتَّبِعَ أَهْوَاءَنَا فَنَعْطَبَ وَ نَأْخُذَ بِآرَائِنَا فَنَهْلِکَ ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) طُوبَی لِلَّذِینَ هُمْ کَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ مِنْ کُلِّ خَلَفٍ عُدُولٌ یَنْفُونَ عَنْهُ تَحْرِیفَ الْغَالِینَ وَ انْتِحَالَ الْمُبْطِلِینَ وَ تَأْوِیلَ الْجَاهِلِینَ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی عَاجِزٌ بِبَدَنِی عَنْ نُصْرَتِکُمْ وَ لَسْتُ أَمْلِکُ إِلَّا الْبَرَاءَهًَْ مِنْ أَعْدَائِکُمْ وَ اللَّعْنَ فَکَیْفَ حَالِی فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ (علیه السلام) حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ قَالَ مَنْ ضَعُفَ عَنْ نُصْرَتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَلَعَنَ فِی خَلَوَاتِهِ أَعْدَاءَنَا بَلَّغَ اللَّهُ صَوْتَهُ جَمِیعَ الْأَمْلَاکِ مِنَ الثَّرَی إِلَی الْعَرْشِ فَکُلَّمَا لَعَنَ هَذَا الرَّجُلُ أَعْدَاءَنَا لَعْناً سَاعَدُوهُ وَ لَعَنُوا مَنْ یَلْعَنُهُ ثُمَّ ثَنَّوْا فَقَالُوا اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَبْدِکَ هَذَا الَّذِی قَدْ بَذَلَ مَا فِی وُسْعِهِ وَ لَوْ قَدَرَ عَلَی أَکْثَرَ مِنْهُ لَفَعَلَ فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عزّوجلّ قَدْ أَجَبْتُ دُعَاءَکُمْ وَ سَمِعْتُ نِدَاءَکُمْ وَ صَلَّیْتُ عَلَی رُوحِهِ فِی الْأَرْوَاحِ وَ جَعَلْتُهُ عِنْدِی مِنَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیارِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده است: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی اهْدِنَا الصِّراطَ المُسْتَقِیمَ فرمود: «یعنی ما را راهنمایی کن به راه راست. یعنی ما را به راهی بدار که ما را به محبّت تو برساند و مانع شود از پیروی هوای نفس که موجب نابودی ما است، و با متکی شدن به آرای خود هلاک می­شویم». آنگاه امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خوشا به حال کسانی که مطابق فرموده پیامبر اکرم هستند. آن جناب فرمود: بار این علم را به دوش می‌گیرند از هر جمعیّتی بازماندگان پاک و عادلی که مانع از تحریف و تغییردادن سرکشان و ادّعای یاوه‌سرایان و تأویل و توجیه نادانان می­شوند». در این لحظه، مردی به آن جناب گفت: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! من عاجزم از اینکه با بدن خود شما را یاری کنم و جز بیزاری از دشمنان شما و لعنت بر آنها کاری از دستم نمی‌آید. حال من چگونه است»؟ امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: «هرکس ناتوان باشد از یاری ما اهل بیت، ولی در خلوتش دشمنان ما را لعنت کند، خداوند صدای او را به تمام ملائکه جهان از زمین تا عرش می­رساند و هر وقت او لعنت کند، با او هم زبان می­شوند و کسی را که او لعنت می­کند، آنها نیز لعنت می­کنند، بعد او را می­ستایند و می­گویند: «خدایا! از جانب خود درود فرست بر این شخصی که به اندازه قدرت خود خدمت کرد و اگر بیشتر می­توانست، انجام می‌داد». ندایی از جانب پروردگار بلند می­شود که: «دعای شما را پذیرفتم و صدایتان را شنیدم! درود بر روح او فرستادم در میان ارواح و او را در نزد خود از برگزیدگان نیک سیرت قرار دادم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۲۸ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۲۲۲/ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۵/ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۳۱۶؛ «بتفاوت»

۲

(ص/ ۴۷)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) مَنْ صَامَ أَوَّلَ یَوْمٍ مِنْ رَجَبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ صَامَ یَوْمَیْنِ مِنْ رَجَبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ صَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ مِنْ رَجَبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ وَ أَرْضَاهُ وَ أَرْضَی عَنْهُ خُصَمَاءَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ صَامَ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ مِنْ رَجَبٍ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ لِرُوحِهِ إِذَا مَاتَ حَتَّی یَصِلَ إِلَی الْمَلَکُوتِ الْأَعْلَی وَ مَنْ صَامَ ثَمَانِیَهًَْ أَیَّامٍ مِنْ رَجَبٍ فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ الْجَنَّهًِْ الثَّمَانِیَهًُْ وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ خَمْسَهًَْ عَشَرَ یَوْماً قَضَی اللَّهُ عزّوجلّ لَهُ کُلَّ حَاجَهًٍْ إِلَّا أَنْ یَسْأَلَهُ فِی مَأْثَمٍ أَوْ فِی قَطِیعَهًِْ رَحِمٍ وَ مَنْ صَامَ شَهْرَ رَجَبٍ کُلَّهُ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ کَیَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ أُعْتِقَ مِنَ النَّارِ وَ دَخَلَ الْجَنَّهًَْ مَعَ الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیار.ِ

 

امام رضا (علیه السلام)- از امام رضا (علیه السلام) روایت شده است: کسی که اوّلین روز ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند در روز ملاقات از او خوشنود خواهد بود و کسی که دو روز از ماه رجب را روزه بگیرد، در روز دیدار، خداوند از او راضی است. کسی که سه روز از رجب را روزه بگیرد، روز ملاقات هم خداوند از او خوشنود می‌شود، هم او را خوشنود می‌کند و هم مخالفانش را از او راضی می‌گرداند. کسی که هفت روز از رجب را روزه بگیرد، چون بمیرد، درهای آسمان‌های هفتگانه به روح او گشوده می‌شود تا اینکه به ملکوت اعلی برسد و کسی که هشت روز از رجب را روزه بگیرد، درهای هشتگانه بهشت به روی او گشوده می‌شود و کسی که پانزده روز از رجب را روزه بدارد، خداوند تمام حاجات او را برآورد، مگر اینکه حاجت او برای گناهی یا قطع رحمی باشد و کسی که تمام رجب را روزه بگیرد، به مانند روزی که از مادر زاده شده از گناهانش به در آید و از آتش دوزخ خلاصی یابد و همراه با الْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیار وارد بهشت گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۰ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۴۲

 

آیه وَ اذْكُرْ إِسْماعيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ [48]

 

و به خاطر بياور اسماعيل و اليسع و ذوالكفل راكه همه از نيكان بودند.

۱

(ص/ ۴۸)

 

الجواد (علیه السلام)- عَن عَبْدِ الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ قَالَ کَتَبْتُ إِلَی أَبِی‌جَعْفَرٍ الثَّانِی (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنْ ذِی الْکِفْلِ مَا اسْمُهُ وَ هَلْ کَانَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ فَکَتَبَ صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلَامُهُ عَلَیْهِ بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَی جَلَّ ذِکْرُهُ مِائَهًَْ أَلْفِ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) وَ أَرْبَعَهًًْ وَ عِشْرِینَ أَلْفَ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) الْمُرْسَلُونَ مِنْهُمْ ثَلَاثُمِائَهًٍْ وَ ثَلَاثَهًَْ عَشَرَ رَجُلًا وَ إِنَّ ذَا الْکِفْلِ مِنْهُمْ (صلی الله علیه و آله) وَ کَانَ بَعْدَ سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌دَاوُدَ (علیه السلام) وَ کَانَ یَقْضِی بَیْنَ النَّاسِ کَمَا کَانَ یَقْضِی دَاوُدُ وَ لَمْ یَغْضَبْ إِلَّا لِلَّهِ عزّوجلّ وَ کَانَ اسْمُهُ عویدیا وَ هُوَ الَّذِی ذَکَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی جَلَّتْ عَظَمَتُهُ فِی کِتَابِهِ حَیْثُ قَالَ وَ اذْکُرْ إِسْماعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ ذَا الْکِفْلِ وَ کُلٌّ مِنَ الْأَخْیار.ِ

 

امام جواد (علیه السلام)- از حضرت عبدالعظیم حسنی (نقل شده: نامه‌ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) نوشتم و از ایشان درباره‌ی نام ذی الکفل و پیامبربودن او سؤال کردم، آن حضرت (علیه السلام) در پاسخ نوشتند: «خداوند تعالی صدوبیست‌وچهار هزار نبی مبعوث کرد که سیصدوسیزده نفر از آن‌ها مرسل بودند و ذی الکفل از جمله‌ی ایشان و بعد از سلیمان (علیه السلام) بود در میان مردم قضاوت می‌کرد، همان‌طور که داود (علیه السلام) قضاوت می‌کرد. و جز برای خدا غضب نمی‌کرد و نام او عویدیا بود و او همان کسی است که خداوند عزّوجلّ در کتابش یاد نموده آنجا که فرمود: وَ اذْکُرْ إِسْماعیلَ وَ الْیَسَعَ وَ ذَا الْکِفْلِ وَ کُلٌّ مِنَ الْأَخْیار».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۴۰۵/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۲۱۳

 

آیه هذا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقينَ لَحُسْنَ مَآبٍ [49]

 

اين يك يادآورى است و به يقين براى پرهيزگاران فرجام نيكويى است.

 

آیه جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ [50]

 

[همان] باغ‌هاى جاويدان بهشتى كه درهايش به روى آنان گشوده است.

۱

(ص/ ۵۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَ لِلْجَنَّهًِْ ثَمَانِیَهًَْ أَبْوَابٍ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَهًُْ أَبْوَابٍ یَدْخُلُ مِنْهَا شِیعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَی الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِیعَتِی وَ مُحِبِّی وَ أَنْصَارِی وَ مَنْ تَوَلَّانِی فِی دَارِ الدُّنْیَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکَ وَ شُفِّعْتَ فِی شِیعَتِکَ وَ یُشَفَّعُ کُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِیعَتِی وَ مَنْ تَوَلَّانِی وَ نَصَرَنِی وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِی بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِی سَبْعِینَ أَلْفَ مِنْ جِیرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِینَ مِمَّنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یَکُنْ فِی قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّهًٍْ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

 

امام علی (علیه السلام)- همانا بهشت هشت در دارد، یکی از درها برای ورود پیامبران و صدّیقان است، از در دیگر شهدا و نیکوکاران وارد می‌شوند، و پنج در برای ورود شیعیان و دوستداران ماست و من همواره بر صراط ایستاده‌ام و دعا می‌کنم و می‌گویم: پروردگارا، شیعیان و دوستداران و یاران مرا و هر آن کس را که در دنیا مرا دوست داشته به سلامت دار. در این هنگام ندایی از میانه‌ی عرش می‌رسد که: «دعایت مستجاب شد و شفاعتت برای شیعیانت پذیرفته شد». و نیز هریک از شیعیان من و کسانی که مرا به دوستی گرفته و یاری کردند و با سخن یا عمل با دشمنان من جنگیدند، برای هفتاد هزار تن از همسایگان و نزدیکان خود شفاعت می‌کنند. و در دیگری نیز برای ورود مسلمانان دیگر است، کسانی که شهادت لااله الالله داده‌اند و در قلبشان ذره‌ای بغض نسبت به ما اهل بیت وجود ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۲ الخصال، ج۲، ص۴۰۸

۲

(ص/ ۵۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ حَلْقَهًَْ بَابِ الْجَنَّهًِْ مِنْ یَاقُوتَهًٍْ حَمْرَاءَ عَلَی صَفَائِحِ الذَّهَبِ فَإِذَا دُقَّتِ الْحَلْقَهًُْ عَلَی الصَّفِیحَهًِْ طَنَّتْ وَ قَالَتْ یَا عَلِی (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حلقه‌ی در بهشت از یاقوت سرخ بوده که روی صفحه‌ی طلایی در نصب گردیده و وقتی حلقه‌ی روی در کوبیده می‌شود صدای یا علی (علیه السلام) بلند می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۲ بحرالعرفان، ج۱۵، ص۲۶۸

 

آیه مُتَّكِئينَ فيها يَدْعُونَ فيها بِفاكِهَةٍ كَثيرَةٍ وَ شَرابٍ [51]

 

درحالى‌كه در آن [بر تخت‌ها] تكيه كرده‌اند و ميوه‌هاى بسيار و نوشيدني‌هاى فراوان در اختيار آنان است.

 

آیه وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ [52]

 

و نزد آنان همسرانى است كه تنها چشم به شوهرانشان دوخته‌اند و هم‌سنّ و سالند.

۱

(ص/ ۵۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ یَعْنِی الْحُورَ الْعِینَ یَقْصُرُ الطُّرَفُ عَنْهَا وَ الْبَصَرُ مِنْ صَفَائِهَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ یعنی پریان سیه‌چشم که چشم از ایشان و دیده از پیراستگی ایشان به ناتوانی می­افتد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۲ علل الشرایع، ج۱، ص۱۶۴/ القمی، ج۲، ص۲۴۲

 

آیه هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ [53]

 

اين همان [پاداشى] است كه براى روز حساب به شما وعده داده مى‌شود [وعده‌اى تخلّف ناپذير].

 

آیه إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ [54]

 

اين روزىِ ماست كه آن را پايانى نيست!

۱

(ص/ ۵۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ أَیْ لَا یَنْفَدُ وَ لَا یَفْنَی.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ یعنی هرگز تمامی ندارد و از بین نمی­رود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۲۵/ القمی، ج۲، ص۲۴۲/ البرهان

 

آیه هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغينَ لَشَرَّ مَآبٍ [55]

 

اين [پاداش پرهيزگاران است] و براى طغيانگران بدترين سرانجام است.

 

آیه جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها فَبِئْسَ الْمِهادُ [56]

 

[همان] دوزخ كه در آن وارد مى‌شوند و چه بد جايگاهى است!

 

آیه هذا فَلْيَذُوقُوهُ حَميمٌ وَ غَسَّاقٌ [57]

 

اين مايع سوزان و مايع بدبویى است كه بايد از آن بچشند!

۱

(ص/ ۵۷)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ فِی جَهَنَّمَ لَوَادٍ یُقَالُ لَهُ غَسَّاقٌ فِیهِ ثَلَاثُونَ وَ ثَلَاثُ مِائَهًِْ قَصْرٍ فِی کُلِّ قَصْرٍ ثَلَاثُونَ وَ ثَلَاثُ مِائَهًِْ بَیْتٍ فِی کُلِّ بَیْتٍ ثَلَاثُونَ وَ ثَلَاثُ مِائَهًِْ عَقْرَبٍ فِی حُمَهًِْ کُلِّ عَقْرَبٍ ثَلَاثُونَ وَ ثَلَاثُ مِائَهًِْ قُلَّهًِْ سَمٍّ لَوْ أَنَّ عَقْرَباً مِنْهَا نَضَحَتْ سَمَّهَا عَلَی أَهْلِ جَهَنَّمَ لَوَسِعَتْهُمْ سَمّاً.

 

امام باقر (علیه السلام)- در دوزخ درّه­ای است که غسّاق نامیده می‌شود. در آن سیصدوسی قصر باشد و در هر قصر سیصدوسی خانه باشد و در هر خانه سیصدوسی عقرب باشد و در جمجمه‌ی هر عقرب سیصدوسی خُمره سَمّ باشد که اگر یکی از آن عقرب­ها سمّ خود را بر دوزخیان بدمد، آن سمّ تمامی آنان را در بر می­گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۴ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۱۴/ القمی؛ «بتفاوت»

 

آیه وَ آخَرُ مِنْ شَكْلِهِ أَزْواجٌ [58]

 

و كيفرهاى ديگرى همانند آن دارند.

 

آیه هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَكُمْ لا مَرْحَباً بِهِمْ إِنَّهُمْ صالُوا النَّارِ [59]

 

[سركردگان گمراه به يكديگر مى‌گويند]: اين گروهى [از پيروان شما] است كه همراه شما وارد دوزخ مى‌شوند، خوشامد بر آن‌ها مباد! همگى در آتش خواهند سوخت!

۱

(ص/ ۵۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ هذَا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَکُمْ الْآیَهًَْ رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَ النَّارَ تَضِیقُ عَلَیْهِمْ کَضِیقِ الزُّجِّ بِالرُّمْحِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در مجمع‌البیان آمده که در ذیل آیه‌ی هذا فَوْجٌ مُقْتَحِمٌ مَعَکُمْ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آتش آنچنان آن‌ها را در درون خود فشار می‌دهد که مثل آهنِ میانی تیر که در دل تیر فرو رفته، می‌شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۴ نورالثقلین

 

آیه قالُوا بَلْ أَنْتُمْ لا مَرْحَباً بِكُمْ أَنْتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنا فَبِئْسَ الْقَرارُ [60]

 

آن‌ها [به رؤساى خود] مى‌گويند: «بلكه خوشامد بر شما مباد كه اين [عذاب] را شما براى ما فراهم ساختيد و چه بد قرارگاهى است»!

 

آیه قالُوا رَبَّنا مَنْ قَدَّمَ لَنا هذا فَزِدْهُ عَذاباً ضِعْفاً فِي النَّارِ [61]

 

[سپس] مى‌گويند: «پروردگارا! هركس اين [عذاب] را براى ما فراهم ساخته، عذابى مضاعف در آتش بر او بيفزا».

 

آیه وَ قالُوا ما لَنا لا نَرى رِجالاً كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ [62]

 

آن‌ها مى‌گويند: «چرا مردانى را كه ما از اشرار مى‌شمرديم [در آتش دوزخ] نمى‌بينيم»؟!

ولایت

۱

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أنَّهُ قَالَ لِأبی بَصیرٍ یَا أَبَامُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ ذَکَرَکُمُ اللَّهُ إِذْ حَکَی عَنْ عَدُوِّکُمْ فِی النَّارِ بِقَوْلِهِ وَ قالُوا ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا
 نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ وَ اللَّهِ مَا عَنَی وَ لَا أَرَادَ بِهَذَا غَیْرَکُمْ صِرْتُمْ عِنْدَ أَهْلِ هَذَا الْعَالَمِ شِرَارَ النَّاسِ وَ أَنْتُمْ وَ اللَّهِ فِی الْجَنَّهًِْ تُحْبَرُونَ وَ فِی النَّارِ تُطْلَبُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌سلیمان از پدرش نقل کرده است: امام صادق (علیه السلام) به ابوبصیر فرمود: «ای ابامحمّد! خداوند متعال از شما یاد کرد و سخن دشمنانتان را در دوزخ حکایت کرد
 و فرمود: وَ قَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ، أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ، به خدا سوگند! خداوند در این آیه کسی جز شما را منظور نداشته است. شما در نظر مردمان این دنیا بدکار آمدید، حال آنکه به خدا سوگند! شما در بهشت در شادی به‌سر می­برید و آن‌ها در دوزخ شما را جستجو می­کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۴ الکافی، ج۸، ص۳۵/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۵۰/ فضایل الشیعهًْ، ص۲۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُیَسِّرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فَقَالَ کَیْفَ أَصْحَابُکَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَنَحْنُ عِنْدَهُمْ أَشَرُّ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوسِ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا قَالَ وَ کَانَ مُتَّکِئاً فَاسْتَوَی جَالِساً ثُمَّ قَالَ کَیْفَ قُلْتَ قُلْتُ وَ اللَّهِ لَنَحْنُ عِنْدَهُمْ أَشَرُّ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوسِ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَا تَدْخُلُ النَّارَ مِنْکُمُ اثْنَانِ لَا وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِدٌ وَ اللَّهِ إِنَّکُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ وَ قالُوا ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ثُمَّ قَالَ طَلَبُوکُمْ وَ اللَّهِ فِی النَّارِ فَمَا وَجَدُوا مِنْکُمْ أَحَداً.

 

امام صادق (علیه السلام)- میسّر گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم حضرت (علیه السلام) فرمود: «حال یاران و هم‌مسلکان تو [یعنی شیعیان] چگونه است»؟ عرض کردم: «فدایت شوم! ما در پیش مردم از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان بدتریم»! امام (علیه السلام) درآن‌وقت [که من این سخن را گفتم] تکیه کرده بود پس برخاست و نشست و فرمود: «چه گفتی»؟ گفتم: «به خدا! ما در نزد مردم از یهود نصاری و مجوس و مشرکان بدتریم»! فرمود: «هان! به خدا سوگند! به دوزخ نرود از شما، دو نفر نه به خدا سوگند! بلکه یک‌نفر هم از شما به دوزخ نرود، به خدا سوگند! شمایید کسانی که خدای عزّوجلّ [درباره‌تان] فرموده: وَ قَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ* أَتخَّذْنَاهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زَاغَتْ عَنهْمُ الْأَبْصَارُ *إِنَّ ذَالِکَ لحَقٌّ تخَاصُمُ اهل النَّار. سپس فرمود: «آنان شما را در دوزخ می‌جویند [به خدا سوگند]! ولی یک تن از شما را در آنجا نیابند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۶ الکافی، ج۸، ص۷۸/ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۵۴/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَمَاعَهًَْ‌بْنِ‌مِهْرَانَ قَالَ قَالَ لِی أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَا حَالُکُمْ عِنْدَ النَّاسِ قَالَ قُلْتُ مَا أَحَدٌ أَسْوَأَ حَالًا مِنَّا عِنْدَهُمْ نَحْنُ عِنْدَهُمْ أَشَرُّ مِنَ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوسِ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا قَالَ لَا وَ اللَّهِ لَا یُرَی فِی النَّارِ مِنْکُمْ اثْنَانِ لَا وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِدٌ وَ إِنَّکُمُ الَّذِینَ نَزَلَتْ فِیهِمْ آیَهًُْ وَ قالُوا ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سماعهًْ‌بن‌مهران گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «حال شما نزد مردم چگونه است»؟ گفتم: «هیچ‌کس بدحال‌تر از ما نزد آن‌ها نیست، ما پیش آن‌ها بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکین هستیم». فرمود: «نه! به خدا دو نفر از شما در آتش دیده نمی‌شود، نه! به خدا یک‌نفر هم دیده نگردد و شمایید آن‌ها که این آیه درباره‌شان نازل شده است: وَ قَالُواْ مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ، أَتخَّذْنَاهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زَاغَتْ عَنهْمُ الْأَبْصَار».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۶۰/ فرات الکوفی، ص۳۶۰/ الدعوات، ص ۲۷۵؛ «بتفاوت»

۴

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ (رحمة الله علیه) عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ أَهْلُ النَّارِ یَقُولُونَ ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ یَعْنُونَکُمْ لَا یَرَوْنَکُمْ فِی النَّارِ لَا یَرَوْنَ وَ اللَّهِ أَحَداً مِنْکُمْ فِی النَّار.

 

امام صادق (علیه السلام)- جابر جعفی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که ایشان فرمود: «دوزخیان می‌گویند: مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ و منظورشان شما هستید، آنان شما را جستجو می­کنند امّا در دوزخ نمی­بینند. به خدا سوگند! آنان هیچ‌یک از شما را در دوزخ نمی‌بینند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۸، ص۲۶۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۶/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَنْبَسَهًَْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا اسْتَقَرَّ أَهْلُ النَّارِ فِی النَّار یَفْقِدُونَکُمْ فَلَا یَرَوْنَ مِنْکُمْ أَحَداً فَیَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ* أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ قَالَ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ یَتَخَاصَمُونَ فِیکُمْ فِیمَا کَانُوا یَقُولُونَ فِی الدُّنْیَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- عنبسه از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: چون دوزخیان در آتش دوزخ جای گیرند، در پی شما برمی­آیند امّا هیچ‌یک از شما را نمی­یابند پس به یکدیگر می‌گویند: مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ، أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ؟ و این همان کلام خداوند عزّوجلّ است که فرمود: إِنَّ ذَلِکَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ اهل النَّارِ آنان درباره‌ی شما و آنچه در دنیا می­گفته­اند با یکدیگر به جدل می­پردازند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۶ الکافی، ج۸، ص۱۴۱/ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۵۴/ نورالثقلین/ البرهان

۶

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: دَخَلَ سَمَاعَهًُْ‌بْنُ‌مِهْرَانَ عَلَی الصَّادِقِ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ یَا سَمَاعَهًُْ مَنْ شَرُّ النَّاسِ قَالَ نَحْنُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ فَغَضِبَ حَتَّی احْمَرَّتْ وَجْنَتَاهُ ثُمَّ اسْتَوَی جَالِساً وَ کَانَ مُتَّکِئاً فَقَال یَا سَمَاعَهًُْ مَنْ شَرُّ النَّاسِ عِنْدَ النَّاسِ فَقُلْتُ وَ اللَّهِ مَا کَذَبْتُکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَحْنُ شَرُّ النَّاسِ عِنْدَ النَّاسِ لِأَنَّهُمْ سَمَّوْنَا کُفَّاراً وَ رَافِضَهًًْ فَنَظَرَ إِلَیَّ ثُمَّ قَالَ کَیْفَ بِکُمْ إِذَا سِیقَ بِکُمْ إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ سِیقَ بِهِمْ إِلَی النَّارِ فَیَنْظُرُونَ إِلَیْکُمْ وَ یَقُولُونَ ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ یَا سَمَاعَهًَْ‌بْنَ‌مِهْرَانَ إِنَّهُ مَنْ أَسَاءَ مِنْکُمْ إِسَاءَهًًْ مَشَیْنَا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ بِأَقْدَامِنَا فَنَشْفَعُ فِیهِ فَنُشَفَّعُ وَ اللَّهِ لَا یَدْخُلُ النَّارَ مِنْکُمْ عَشَرَهًُْ رِجَالٍ وَ اللَّهِ لَا یَدْخُلُ النَّارَ مِنْکُمْ خَمْسَهًُْ رِجَالٍ وَ اللَّهِ لَا یَدْخُلُ النَّارَ مِنْکُمْ ثَلَاثَهًُْ رِجَالٍ وَ اللَّهِ لَا یَدْخُلُ النَّارَ مِنْکُمْ رَجُلٌ وَاحِدٌ فَتَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَاتِ وَ أَکْمِدُوا عَدُوَّکُمْ بِالْوَرَعِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌سلیمان دیلمی از پدرش نقل کرده است: سماعهًْ‌بن‌مهران خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید. امام (علیه السلام) فرمود: «ای سماعه! نزد مردم چه کسانی بدکارترین آن‌ها هستند»؟ من عرض کردم: «به خدا سوگند! دروغ نمی­گویم، ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما نزد مردم بدکارترین آن‌ها هستیم، چرا که آن‌ها ما را کافر و رافضی می­نامند». حضرت (علیه السلام) به من نگریست، سپس فرمود: «در چه حالی خواهید بود درآن‌هنگام که شما راهی بهشت می‌شوید و آنان راهی دوزخ می­شوند و آنگاه چشم درپی شما می­اندازند و می‌گویند: مَا لَنَا لَا نَرَی رِجَالًا کُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَار، ای سماعه! اگر کسی از شما کاری ناپسند انجام دهد، ما در روز قیامت با پای خود نزد خداوند می­آییم و او را شفاعت می­کنیم و شفاعتمان پذیرفته می­شود. به خدا سوگند! شمار کسانی که از شما به دوزخ می­روند، ده مرد نمی‌باشد. به خدا سوگند! شمار کسانی که از شما به دوزخ می­روند، پنج مرد نمی‌باشد. به خدا سوگند! شمار کسانی که از شما به دوزخ می‌روند، سه مرد نمی‌باشد. به خدا سوگند! شمار کسانی که از شما به دوزخ می­روند، یک مرد هم نمی‌باشد، پس برای درجات برتر، از هم پیشی بگیرید و با پارسایی، دشمنان خود را در اندوه بگذارید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۱۷/ الأمالی للطوسی، ص۲۹۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۶/ الصراط المستقیم، ج۳، ص۷۶؛ «یا سماعهًْ... الی آخر» محذوف/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۷۴؛ «بتفاوت»/ نورالثقلین/ البرهان

۷

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ أَعْدَاءُ اللَّهِ قَدْ أَلْجَمَهُمُ الْعَرَقُ وَ قَطَعَهُمُ الْفَرَقُ وَ هُمْ یَنْظُرُونَ إِلَی مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ فَیَقُولُونَ ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ فَیَنْظُرُ إِلَیْهِمْ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ فَیَضْحَکُونَ مِنْهُمْ فَذَلِکَ قَوْلُهُ عزّوجلّ أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ وَ قَوْلُهُ فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفَّارِ یَضْحَکُونَ* عَلَی الْأَرائِکِ یَنْظُرُونَ فَلَا یَبْقَی أَحَدٌ مِمَّنْ أَعَانَ مُؤْمِناً مِنْ أَوْلِیَائِنَا بِکَلِمَهًٍْ إِلَّا أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّهًَْ بِغَیْرِ حِسَابٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دشمنان خدا از شدّت عرق دهانشان بند می‌آید و از ترس بند دلشان می‌برد و [وحشت‌زده] به عذاب‌هایی که خدا برایشان مهیّا کرده می‌نگرند و می‌گویند: ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ، دوستان خدا این منظره را می‌نگرند و به آن‌ها می‌خندند چنان‌که خداوند [از زبان دوزخیان] فرموده است: أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِیًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ [سپس فرماید]: ولی امروز مؤمنان به کفّار می‌خندند، درحالی‌که بر تخت‌های آراسته بهشتی نشسته و [به سرنوشت شوم آن‌ها] می‌نگرند!. (مطففقین/۳۵-۳۴) و هیچ‌کس باقی نماند که مؤمنی از دوستان ما را [و لو] به یک کلمه کمک کرده باشد، جز اینکه خدایش بی‌حساب به بهشت برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۸۵/ تحف العقول، ص۳۰۷

۸

(ص/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- کِتَابُ زَیْدٍ الزَّرَّادِ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) نَخْشَی أَنْ لَا نَکُونَ مُؤْمِنِینَ قَالَ وَ لِمَ ذَاکَ فَقُلْتُ وَ ذَلِکَ أَنَّا لَا نَجِدُ فِینَا مَنْ یَکُونُ أَخُوهُ عِنْدَهُ آثَرَ مِنْ دِرْهَمِهِ وَ دِینَارِهِ وَ نَجِدُ الدِّینَارَ وَ الدِّرْهَمَ آثَرَ عِنْدَنَا مِنْ أَخٍ قَدْ جَمَعَ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ مُوَالَاهًُْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ کَلَّا إِنَّکُمْ مُؤْمِنُونَ وَ لَکِنْ لَا تُکْمِلُونَ إِیمَانَکُمْ حَتَّی یَخْرُجَ قَائِمُنَا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَعِنْدَهَا یَجْمَعُ اللَّهُ أَحْلَامَکُمْ فَتَکُونُونَ مُؤْمِنِینَ کَامِلِینَ وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِی الْأَرْضِ مُؤْمِنُونَ کَامِلُونَ إِذاً لَرَفَعَنَا اللَّهُ إِلَیْهِ وَ أَنْکَرْتُمُ الْأَرْضَ وَ أَنْکَرْتُمُ السَّمَاءَ بَلْ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّ فِی الْأَرْضِ فِی أَطْرَافِهَا مُؤْمِنِینَ مَا قَدْرُ الدُّنْیَا کُلِّهَا عِنْدَهُمْ تَعْدِلُ جَنَاحَ بَعُوضَهًٍْ وَ لَوْ أَنَّ الدُّنْیَا بِجَمِیعِ مَا فِیهَا وَ عَلَیْهَا ذَهَبَهًٌْ حَمْرَاءُ عَلَی عُنُقِ أَحَدِهِمْ ثُمَّ سَقَطَ عَنْ عُنُقِهِ مَا شَعَرَ بِهَا أَیُّ شَیْءٍ کَانَ عَلَی عُنُقِهِ وَ لَا أَیُّ شَیْءٍ سَقَطَ مِنْهَا لِهَوَانِهَا عَلَیْهِمْ ... وَ مَثَلُهُمْ فِی أَهْلِ الْجِنَانِ مَثَلُ الْفِرْدَوْسِ فِی الْجِنَانِ وَ هُمُ الْمَطْلُوبُونَ فِی النَّارِ الْمَحْبُورُونَ فِی الْجِنَانِ فَذَلِکَ قَوْلُ أَهْلِ النَّارِ ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ فَهُمْ أَشْرَارُ الْخَلْقِ عِنْدَهُمْ فَیَرْفَعُ اللَّهُ مَنَازِلَهُمْ حَتَّی یَرَوْنَهُمْ فَیَکُونُ ذَلِکَ حَسْرَهًًْ لَهُمْ فِی النَّارِ فَیَقُولُونَ یا لَیْتَنا نُرَدُّ فَنَکُونَ مِثْلَهُمْ فَلَقَدْ کَانُوا هُمُ الْأَخْیَارَ وَ کُنَّا نَحْنُ الْأَشْرَارَ فَذَلِکَ حَسْرَهًٌْ لِأَهْلِ النَّار.ِ

 

امام صادق (علیه السلام)- از زید زرّاد روایت شده است: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «می‌ترسم ما مؤمن نباشیم»! فرمود: «برای چه»؟ گفتم: «چون میان ما کسی وجود ندارد که برادرش نزد او از پولش عزیزتر باشد، از این رو، درمی­یابم که پول نزد ما عزیزتر است از برادر هم­کیش، که هر دو دوست پیرو امیر مؤمنان (علیه السلام) هستیم». فرمود: «نه! هرگز، شما مؤمن هستید، ولی ایمانتان کامل نیست؛ تا زمانی که قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج کند، آنگاه خدا شما را صاحب یک آرمان می­کند و همه مؤمن کامل خواهید شد. اگر در روی زمین مؤمنین کامل نباشند، در آن صورت خدا ما را به سوی خود بالا می­برد؛ شما، هم زمین را منکر هستید، هم آسمان را. آری، سوگند به آن که جانم به دست او است! در اطراف زمین مؤمنانی وجود دارند که با وجود آن‌ها همه دنیا ارزش بال پشه‌ای را ندارد؛ و اگر دنیا با همه‌ی آنچه در آن است و بر آن است، طلای سرخ باشد و گردن­بند یکی از آن‌ها باشد، و از گردنش بیفتد، او توجّه نمی­کند که چه بر گردن داشته، و چه چیزی از گردنش افتاده، از بس که نزد او خوار است ... و نمونه‌ی آنان در بهشت چون فردوس است در میان بهشت‌ها، آنان کسانی هستند که در دوزخ دنبال آن‌ها می‌گردند و در بهشت شادمانند؛ و این است که اهل دوزخ می‌گویند: ما لَنا لا نَری رِجالاً کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ و خدا از مقام آن‌ها پرده بالا برد تا آنان را بینند، افسوس می‌خورند از آنان در دوزخ و می‌گویند: «ای کاش ما برمی‌گشتیم و مانند آن‌ها بودیم که آنان نیکان بودند و ما بدان، و این است حسرت دوزخیان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۵۰

 

آیه أَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصارُ [63]

 

آيا ما آنان را [بى‌جهت] به مسخره گرفتيم يا چشم‌ها آن‌ها را نمى‌بيند»؟!

 

آیه إِنَّ ذلِكَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ [64]

 

گفتگوهاى خصمانه‌ی دوزخيان، يك واقعيّت است.

۱

(ص/ ۶۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ فِی جَوَابِ مَنِ ادَّعَی التَّنَاقُضَ بَیْنَ آیَاتِ الْقُرْآنِ فَقَالَ وَ أَجِدُ اللَّهَ یَقُولُ یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفًّا لا یَتَکَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً وَ قَالَ وَ اسْتَنْطَقُوا فَقَالُوا وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ وَ قَالَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَکْفُرُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ قَالَ إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ وَ قَالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَیَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَیْکُمْ بِالْوَعِیدِ وَ قَالَ الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ فَمَرَّهًًْ یُخْبِرُ أَنَّهُمْ لا یَتَکَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً وَ مَرَّهًًْ یُخْبِرُ أَنَّ الْخَلْقَ یَنْطِقُونَ وَ یَقُولُ عَنْ مَقَالَتِهِمْ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ وَ مَرَّهًًْ یُخْبِرُ أَنَّهُمْ یَخْتَصِمُونَ فَأَجَابَ (علیه السلام) بِأَنَّ ذَلِکَ فِی مَوَاطِنَ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ مَوَاطِنِ ذَلِکَ الْیَوْمِ الَّذِی کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهًٍْ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در جواب کسی که ادّعای تناقض بین آیات قرآن نموده بود، و می‌گفت: «من می‌بینم خدا می‌فرماید: روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ‌یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گویند، و [آنگاه که می‌گویند] درست می‌گویند!. (نبأ/۳۸) و گفته است: و از ایشان طلب نطق و گفتن شود پس می‌گویند: به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!. (انعام/۲۳) و گفته است که روز قیامت از یکدیگر بیزاری می‌جویید و یکدیگر را لعن می‌کنید. (عنکبوت/۲۵) و گفته است: إِنَّ ذلِکَ لَحَقٌّ تَخاصُمُ أَهْلِ النَّارِ نزد من جدال و مخاصمه نکنید من پیشتر به شما هشدار داده‌ام [و اتمام حجّت کرده‌ام]!. (ق/۲۸) و گفته است که امروز بر دهانشان مُهر می‌نهیم، و دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان کارهایی را که انجام می‌دادند شهادت می‌دهند!. (یس/۶۵) پس یک مرتبه خبر می‌دهد هیچ‌یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گویند، و [آنگاه که می‌گویند] درست می‌گویند!. (نبأ/۳۸) و یک بار خبر می‌دهد که خلق نطق می‌کنند و از قول ایشان می‌گوید که: به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!. (انعام/۲۳) و بار دیگر خبر می‌دهد که ایشان با هم مخاصمه و گفتگو می‌کنند. حضرت به او پاسخ داد: «پس به درستی که این آیات در چند موطن است از موطن‌های آن روز که مقدارش پنجاه هزار سال می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۷/ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۳ و الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۰ و بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲۷؛ «بتفاوت لفظی»/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۷/ التوحید، ص۲۵۴

 

آیه قُلْ إِنَّما أَنَا مُنْذِرٌ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ [65]

 

بگو: «من تنها انذار‌كننده‌ام و هيچ معبودى جز خداوند يگانه و حاكم بر همه‌چيز نيست.

 

آیه رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الْعَزيزُ الْغَفَّارُ [66]

 

پروردگار آسمان‌ها و زمين و آنچه ميان آن دو است، پروردگار توانا و بسيار آمرزنده.

 

آیه قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظيمٌ [67]

 

بگو: «اين خبرى بزرگ است».

۱

(ص/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سَدِیر عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ* أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ قَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ النَّبَأُ الْإِمَامَهًُْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سدیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند تبارک‌وتعالی: ولی این آیات روشنی است که در سینه‌ی دانشوران جای دارد. (عنکبوت/۴۹) و نیز: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ* أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ پرسیدم، ایشان فرمود: «کسانی که به آن‌ها دانش داده شده است، امامان (علیهم السلام) هستند و خبر، امامت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۰۳/ بصایرالدرجات، ص۲۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۳۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(ص/ ۶۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ یَعْنِی أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ یعنی امیرمؤمنان علی (علیه السلام)، أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۰ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱/ القمی، ج۲، ص۲۴۳/ البرهان

۳

(ص/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنِ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ الشِّیعَهًَْ یَسْأَلُونَکَ عَنْ تَفْسِیرِ هَذِهِ الْآیَهًِْ عَمَّ یَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ قَالَ فَقَالَ ذَلِکَ إِلَیَّ إِنْ شِئْتُ أُخْبِرُهُمْ قَالَ فَقَالَ لَکِنِّی أُخْبِرُکَ بِتَفْسِیرِهَا قَالَ فَقُلْتُ عَمَّ یَتَساءَلُونَ قَالَ کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ مَا لِلَّهِ آیَهًٌْ أَکْبَرُ مِنِّی وَ لَا لِلَّهِ مِنْ نَبَإٍ عَظِیمٍ أَعْظَمُ مِنِّی وَ لَقَدْ عُرِضَتْ وَلَایَتِی عَلَی الْأُمَمِ الْمَاضِیَهًِْ فَأَبَتْ أَنْ تَقْبَلَهَا قَالَ قُلْتُ لَهُ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- از ابوحمزه ثمالی روایت شده که گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! شیعیان درباره‌ی تفسیر آیه: آن‌ها از چه چیز از یکدیگر سؤال می‌کنند؟! از خبر بزرگ و پراهمیّت [رستاخیز]!. (نبأ/۲-۱) از شما می­پرسند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «تفسیر آن نزد من است، اگر بخواهم آنان را باخبر می­کنم و اگر بخواهم، آنان را باخبر نمی­کنم. امّا آیا می­خواهی تو را از تفسیر آن خبر دهم»؟ عرض کردم: «آن‌ها از چه چیز از یکدیگر سؤال می‌کنند (نبأ/۲-۱)»؟ فرمود: «این آیه درباره‌ی امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است. ایشان (علیه السلام) می­فرمود: «خداوند عزّوجلّ نشانه‌ای بزرگ‌تر از من و خبری عظیم­تر از من ندارد ولایت من بر تمتم امّت‌های پیشین عرضه شد لیکن از پذیرفتن آن خودداری کردند. عرض کردم در مورد آیات: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیم* أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ فرمود: «به خدا قسم منظور از آن علی (علیه السلام) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱/ البرهان؛ «و لقد عرضت... الی آخر» محذوف

۴

(ص/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَلَی الْمِنْبَرِ أَنَا أَخُو الْمُصْطَفَی خَیْرِ الْبَشَرِ مِنْ هَاشِمٍ سَنَامُهُ الْأَکْبَرُ وَ نَبَأٌ عَظِیمٌ جَرَی بِهِ الْقَدَرُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ مَضَتْ بِهِ الْآیَاتُ وَ السُّوَرُ وَ إِذَا ثَبَتَ أَنَّهُ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ فَیَنْبَغِی کَوْنُهُ أَصْلَحَ مِنْ جَمِیعِهِمْ بِدَلَالَهًِْ العُرْفِ وَ الِاسْتِعْمَالِ کَقَوْلِهِمْ فُلَانٌ عَالِمُ قَوْمِهِ وَ شُجَاعُ قَبِیلَتِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- أمیرالمؤمنین (علیه السلام) بر بالای منبر فرمود: «من برادر مصطفی خیر البَشَر هستم، بزرگ خاندان هاشم و آن خبر عظیمی که دست تقدیر آن را به جریان انداخته و صالح مؤمنانم که آیه­ها و سوره­ها را به خود اختصاص داده است»! و اگر ثابت شود که صالح المؤمنین اوست، أصلح بودنش نسبت به دیگران نیز ثابت است هم به جهت عرف وهم به جهت استعمال لفظ، زیرا وقتی می­گویی فلانی دانای خود قوم است و دلاور قبیله­اش، بدین معناست که در میان آن‌ها از این دو جهت همتا ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲۸

۵

(ص/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- المناقب: وَ رُوِیَ أَنَّه لَمَّا هَرَبَتِ الْجَمَاعَهًُْ یَوْمَ أُحُدٍ کَانَ عَلِیٌّ یَضْرِبُ قُدَّامَهُ وَ جَبْرَئِیلُ عَنْ یَمِینِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ مِیکَائِیلُ عَنْ یُسَارِهِ فَنَزَلَ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ وَ کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ مَا لِلَّهِ آیَهًٌْ أَکْبَرُ مِنِّی.

 

امام علی (علیه السلام)- روایت است که چون روز اُحد آن جماعت پا به فرار گذاشتند، علی (علیه السلام) از روبرو، جبرئیل از سمت راست و میکائیل از سمت چپ از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دفاع می­کردند. در این حال آیه: قُل نبأٌ عظیمٌ* أنتم عَنه مُعرضون نازل شده و هم­زمان علی (علیه السلام) می­فرمود: خدا را آیتی بزرگ­تر از من نیست!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳

۶

(ص/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- نورالثقلین: فِی مِصبَاحِ شَیخِ الطَّائِفَهًِْ خُطبَهًٌْ لِأَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) خَطَبَ بِهَا یَومَ الغَدِیرِ وَ فِیهَا یَقُولُ (علیه السلام): هَذَا یَوْمٌ عَظِیمُ الشَّأْن إلَی قَولِهِ هَذَا یَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَی الَّذِی أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- در کتاب نورالثّقلین به نقل از کتاب مصباح اثر شیخ الطّائفه، خطبه‌ای از امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده که مردم را در روز غدیرخم، خطاب قرار داده و فرمود: «امروز، روز عظیم‌الشّأنی است. امروز روز ملاء اعلی (اجتماع بزرگ) است همان روزی که که شما از آن روی‌گردانید»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۱۶/ نورالثقلین

۷

(ص/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ اللَّهِ لَیَظْهَرَنَّ عَلَیْکُمْ صَاحِبُکُمْ وَ لَیْسَ فِی عُنُقِ أَحَدٍ لَهُ بَیْعَهًٌْ وَ قَالَ فَلَا یَظْهَرُ صَاحِبُکُمْ حَتَّی یَشُکَّ فِیهِ أَهْلُ الْیَقِینِ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- به خدا سوگند! صاحب شما [بر شما] حتماً ظهور خواهد کرد و بیعت هیچ‌کس را در گردن خود نخواهد داشت و فرمود: «صاحب شما ظاهر نمی‌گردد تا آنگاه که اهل یقین درباره‌ی او شکّ کنند و به این آیه تمسّک فرمود: قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۲۲

۸

(ص/ ۶۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ أَیْ عَنْ تَدَبُّرِهِ وَ الْعَمَلِ بِهِ مُعْرِضُونَ.

 

ابن‌عبّاس ( ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! [خبر قیامت] هُوَ نَبَأٌ عَظِیمٌ امّا مردم از تدبیر کارهای خود و انجام اعمال مناسب برای آن روز، روی برگردانند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۳۵

 

آیه أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ [68]

 

كه شما از آن روى گردانيد!

۱

(ص/ ۶۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَه أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه ثمالی گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «مخاطب آیه: أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ کیست»؟ فرمود: «به خدا قسم! امیرالمؤمنین (علیه السلام) منظور است [که مردم از او روی برگرداندند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۴ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱

۲

(ص/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَیِّدُ الْعَابِدِینَ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) قَالَ اتَّفَقَ فِی بَعْضِ سِنِینَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) الْجُمُعَهًُْ وَ الْغَدِیرُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِکَ الْیَوْم فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مِنْ نَهَارِ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ حَمْداً لَمْ یُسْمَعْ بِمِثْلِهِ فَکَانَ مِمَّا حُفِظَ مِنْ ذَلِکَ ... إِنَّ هَذَا یَوْمٌ عَظِیمُ الشَّأْنِ فِیهِ وَقَعَ الْفَرَجُ وَ رُفِعَتِ الدَّرَجُ وَ وَضَحَتِ الْحُجَجُ وَ هُوَ یَوْمُ الْإِیضَاحِ وَ الْإِفْصَاحِ مِنَ عَنِ الْمَقَامِ الصُّرَاحِ وَ یَوْمُ کَمَالِ الدِّینِ وَ یَوْمُ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَ یَوْمُ الشَّاهِدِ وَ الْمَشْهُودِ وَ یَوْمُ تِبْیَانِ الْعُقُودِ عَنِ النِّفَاقِ وَ الْجُحُودِ وَ یَوْمُ الْبَیَانِ عَنْ حَقَائِقِ الْإِیمَانِ وَ یَوْمُ دَحْرِ الشَّیْطَانِ وَ یَوْمُ الْبُرْهَانِ هذا یَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ هَذَا یَوْمُ الْمَلَإِ الْأَعْلَی الَّذِی أَنْتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ هَذَا یَوْمُ الْإِرْشَادِ وَ یَوْمُ مِحْنَهًِْ الْعِبَادِ وَ یَوْمُ الدَّلِیلِ عَلَی الْرُوَّادِ هَذَا یَوْمُ إِبْدَاءِ خَفَایَا الصُّدُورِ وَ مُضْمَرَاتِ الْأُمُورِ هَذَا یَوْمُ النُّصُوصِ عَلَی أَهْلِ الْخُصُوصِ هَذَا یَوْمُ شَیْثٍ هَذَا یَوْمُ إِدْرِیسَ هَذَا یَوْمُ یُوشَعَ هَذَا یَوْمُ شَمْعُونَ هَذَا یَوْمُ الْأَمْنِ وَ الْمَأْمُونِ هَذَا یَوْمُ إِظْهَارِ الْمَصُونِ مِنَ الْمَکْنُونِ هَذَا یَوْمُ بَلْوَی السَّرَائِرِ فَلَمْ یَزَلْ (علیه السلام) یَقُولُ هَذَا یَوْمٌ هَذَا یَوْمٌ فَرَاقِبُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ اسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوهُ وَ احْذَرُوا الْمَکْرَ وَ لَا تُخَادِعُوهُ وَ فَتِّشُوا ضَمَائِرَکُمْ وَ لَا تُوَارِبُوهُ وَ تَقَرَّبُوا إِلَی اللَّهِ بِتَوْحِیدِهِ وَ طَاعَهًِْ مَنْ أَمَرَکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- از حضرت زین العابدین (علیه السلام) [نقل شده است که امام حسین (علیه السلام) فرمود: یکی از سال‌های امامت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، عید غدیر به روز جمعه افتاده بود و حضرت آن روز پنج ساعت از روز بر منبر نشست. سپاس و ستایشی گفت که نه کسی مانند آن سپاس را شنیده بود و نه کسی به مانند آن ستایش روی آورده بود، از جمله فرمایشاتی که از آن سخنرانی حفظ شده این جملات است: ... امروز روزی بزرگ است که گشایش در آن واقع شده و مراتب بالا رفته و حجت‌ها آشکار شده است. امروز روز اظهار و بیان آشکار مقام صریح روشن است و روز اکمال دین و روز قول وعده داده شده و روز شاهد و مشهود است. روز بستن پیمان در برابر نفاق و انکار و روز بیان حقایق ایمان و روز راندن شیطان و روز برهان است. امروز روز داوری است که شما [آن را انکار می‌کردید]. امروز روز ملأ اعلی است که از آن روی‌گردان هستید. امروز روز هدایت و روز امتحان بندگان و روز تأیید پیشگامان است. امروز روز آشکار کردن اسرار نهان در سینه‌ها و پوشیده های امور است. امروز روز آشکار شدن حق بر خواص است. امروز روز شیث و ادریس و یوشع و شمعون (علیهم السلام) است. امروز روز امن و مأمون است. روز ابراز رموز محفوظ در درون و روز آشکار شدن اسرار است. حضرت (علیه السلام) همچنان می‌فرمود که امروز روز فلان و فلان است. پس از خدا بترسید و تقوای او پیشه کنید و او را اجابت کنید و از او فرمان برید و از حیله بر حذر باشید و قصد فریب او را نکنید و اسرار پنهان خویش را آشکار کنید و بر او نیرنگ نکنید و با یکتاپرستی و اطاعت از کسی که خدا امر فرموده، به خداوند نزدیکی جویید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۴ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۱۶

 

آیه ما كانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلى إِذْ يَخْتَصِمُونَ [69]

 

من از ملأ اعلى [و فرشتگانِ عالَم بالا] به‌ هنگامى‌كه [درباره‌ی آفرينش آدم] گفتگو مى‌كردند خبر ندارم.

۱

(ص/ ۶۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: قَالَ لِی رَبِّی أَ تَدْرِی فِیمَ یَخْتَصِمُ الْمَلَأُ الْأَعْلَی فَقُلْتُ لَا قَالَ اخْتَصَمُوا فِی الْکَفَّارَاتِ وَ الدَّرَجَاتِ فَأَمَّا الْکَفَّارَاتُ فَإِسْبَاغُ الْوُضُوءِ فِی السَّبَرَاتِ وَ نَقْلُ الْأَقْدَامِ إِلَی الْجَمَاعَاتِ وَ انْتِظَارُ الصَّلَاهًِْ بَعْدَ الصَّلَاهًِْ وَ أَمَّا الدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ السَّلَامِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ وَ الصَّلَاهًُْ بِاللَّیْلِ وَ النَّاسُ نِیَامٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خدایم به من فرمود: «آیا می‌دانی ملاء اعلی در چه موردی با هم مخاصمه می‌کنند»؟ گفتم: «نه»! فرمود: «در مورد کفّارات و درجات بحث می‌کنند، کفّارات عبارتند از: در هوای سرد وضوگرفتن، آشکارا سلام‌کردن و غذادادن به دیگران و شب هنگام وقتی مردم خوابند، نماز شب خواندن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۴ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۷۵/ نورالثقلین

۲

(ص/ ۶۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِ قَالَ: کُنْتُ فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ قَاعِداً وَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی نَاحِیَهًٍْ فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَنَظَرَ إِلَی السَّمَاءِ مَرَّهًًْ وَ إِلَی الْکَعْبَهًِْ مَرَّهًًْ ثُمَّ قَالَ: سُبْحانَ الَّذِی أَسْری
 بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی وَ کَرَّرَ ذَلِکَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ: أَیَّ شَیْءٍ یَقُولُونَ أَهْلُ الْعِرَاقِ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ یَا عِرَاقِیُّ؟ قُلْتُ: یَقُولُونَ: أَسْرَی بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَی الْبَیْتِ الْمُقَدَّسِ. فَقَالَ: لَا لَیْسَ کَمَا یَقُولُونَ، وَ لَکِنَّهُ أَسْرَی بِهِ مِنْ هَذِهِ إِلَی هَذِهِ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ: مَا بَیْنَهُمَا حَرَمٌ، قَالَ فَلَمَّا انْتَهَی بِهِ إِلَی سِدْرَهًِْ الْمُنْتَهَی تَخَلَّفَ عَنْهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا جَبْرَئِیلُ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ تَخْذُلُنِی فَقَالَ تَقَدَّمْ أَمَامَکَ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ بَلَغْتَ مَبْلَغاً لَمْ یَبْلُغْهُ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ قَبْلَکَ فَرَأَیْتُ مِنْ نُورِ رَبِّی وَ حَالَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُ السَّبَخَهًُْ {التَّسْبِیحَهًُْ}، قُلْتُ: وَ مَا السَّبَخَهًُْ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَوْمَی بِوَجْهِهِ إِلَی الْأَرْضِ وَ أَوْمَی بِیَدِهِ إِلَی السَّمَاءِ وَ هُوَ یَقُولُ: جَلَالُ رَبِّی ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، قَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! قُلْتُ: لَبَّیْکَ یَا رَبِّ. قَالَ: فِیمَ اخْتَصَمَ الْمَلَأُ الْأَعْلَی؟ قَالَ: قُلْتُ: سُبْحَانَکَ لَا عِلْمَ لِی إِلَّا مَا عَلَّمْتَنِی. قَالَ فَوَضَعَ یَدَهُ أَیْ یَدَ الْقُدْرَهًِْ بَیْنَ ثَدْیَیَّ فَوَجَدْتُ بَرْدَهَا بَیْنَ کَتِفِی قَالَ: فَلَمْ یَسْأَلْنِی عَمَّا مَضَی وَ لَا عَمَّا بَقِیَ إِلَّا عَلِمْتُهُ قَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فِیمَ اخْتَصَمَ الْمَلَأُ الْأَعْلَی قَالَ قُلْتُ: یَا رَبِّ فِی الدَّرَجَاتِ وَ الْکَفَّارَاتِ وَ الْحَسَنَاتِ فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) قَدِ انْقَضَتْ نُبُوَّتُکَ وَ انْقَطَعَ أَکْلُکَ فَمَنْ وَصِیُّکَ فَقُلْتُ: یَا رَبِّ قَدْ بَلَوْتُ خَلْقَکَ فَلَمْ أَرَ مِنْ خَلْقِکَ أَحَداً أَطْوَعَ لِی مِنْ عَلِیٍّ (علیه السلام). فَقَالَ: وَ لِی یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله). فَقُلْتُ: یَا رَبِّ إِنِّی قَدْ بَلَوْتُ خَلْقَکَ فَلَمْ أَرَ فِی خَلْقِکَ أَحَداً أَشَدَّ حُبّاً لِی مِنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ: وَ لِی یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَبَشِّرْهُ بِأَنَّهُ رَایَهًُْ الْهُدَی وَ إِمَامُ أَوْلِیَائِی وَ نُورٌ لِمَنْ أَطَاعَنِی وَ الْکَلِمَهًُْ الَّتِی أَلْزَمْتُهَا الْمُتَّقِینَ، مَنْ أَحَبَّهُ فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَهُ فَقَدْ أَبْغَضَنِی، مَعَ مَا أَنِّی أَخُصُّهُ بِمَا لَمْ أُخُصَّ بِهِ أَحَداً، فَقُلْتُ: یَا رَبِّ أَخِی وَ صَاحِبِی وَ وَزِیرِی وَ وَارِثِی. فَقَالَ: إِنَّهُ أَمْرٌ قَدْ سَبَقَ أَنَّهُ مُبْتَلًی وَ مُبْتَلًی بِهِ مَعَ مَا أَنِّی قَدْ نَحَلْتُهُ وَ نَحَلْتُهُ وَ نَحَلْتُهُ وَ نَحَلْتُهُ أَرْبَعَهًُْ أَشْیَاءَ عَقَدَهَا بِیَدِهِ وَ لَا یُفْصِحُ بِهَا عَقْدَهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- اسماعیل جعفی گوید: در مسجدالحرام نشسته بودم و امام باقر (علیه السلام) نیز در گوشه­ای نشسته بود، ایشان سر بلند کرد و نگاهی به آسمان و نگاهی به کعبه کرد و فرمود: پاک و منزّه است خدایی که بنده‌اش را در یک شب، از مسجد الحرام به مسجد الاقصی که گرداگردش را پربرکت ساخته‌ایم برد. (اسراء/۱) و این آیه را سه‌بار تکرار کرد، سپس رو سوی من کرد و فرمود: «ای عراقی! عراقیان درباره‌ی این آیه چه می‌گویند»؟ عرض کردم: «می‌گویند ایشان را شبانگاهی از مسجدالحرام به‌سوی بیت المقدّس سیر داد». حضرت (علیه السلام) فرمود: «چنین که می‌گویند نیست! بلکه ایشان را شبانگاه از اینجا به اینجا سیر داد». و با دست خود به آسمان اشاره کرد، سپس فرمود: «بین این دو جا حرم است. چون ایشان به سدرهًْ المنتهی رسید، جبرئیل از همراهی­اش بازماند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای جبرئیل! آیا در چنین جایی مرا تنها می­گذاری؟ جبرئیل عرض کرد: تو پیش رو که به خدا سوگند! به‌جایی رسیده­ای که هیچ‌کس از آفریدگان خدا، پیش از تو به آن نرسیده است. اینجا بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: نور پروردگارم را دیدم و سبحه بین من و او فاصله انداخته بود». عرض کردم: «فدایت شوم! سُبحه چیست»؟ حضرت با چهره‌ی خود اشاره به زمین و با دست خود اشاره به آسمان کرد و سه‌بار فرمود: «بزرگی پروردگارم! بزرگی پروردگارم»! سپس امام (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خطاب آمد؛ ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! عرض کردم: «پروردگارا! گوش به فرمانم». فرمود: «آسمانیان بر سر چه‌چیز مشاجره می­کنند»؟ عرض کردم: «خداوندا! پاک و منزّهی، من دانشی جز آنچه تو به من آموخته­ای ندارم». پس خداوند متعال دستش یعنی دست قدرت را میان سینه­هایم گذاشت و من خنکی آن را میان شانه­هایم احساس کردم. از آن پس هرآنچه درباره‌ی گذشته و آینده از من پرسید، پاسخش را می­دانستم. فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! آسمانیان بر سر چه‌چیز مشاجره می­کنند»؟ عرض کردم: «پروردگارا! بر سر درجات و کفّارات و حسنات». فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! پیامبری‌ات به پایان رسید و هنگام مرگت فرا رسید، جانشینت کیست»؟ عرض کردم: «پروردگارا! همه‌ی آفریدگانت را آزمودم، در میان آن‌ها هیچ‌کس را ندیدم که بیش از علی (علیه السلام) فرمان‌پذیر من باشد». فرمود: «و نیز فرمان‌پذیر من ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! پس او را نوید ده که او بیرق هدایت و امام دوستداران من است و نوری است از برای آنان که از من فرمان می­برند و کلمه­ای است که پرهیزکاران را به آن ملزم کرده­ام. هرکه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هرکه او را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است. همچنین من ویژگی‌هایی را به او اختصاص داده­ام که به هیچ‌کس دیگر نداده­ام». عرض کردم: «پروردگارا! او برادر و همدم و وزیر و وارث من است». فرمود: «این امری است که از پیش رقم خورده است. او آزموده شده و مردم به‌وسیله‌ی او آزموده می­شوند و همچنین من به او عطا کرده‌ام و عطا کرده­ام و عطا کرده­ام. من چهار چیز به او عطا کرده­ام که گره‌ی آن‌ها به‌دست اوست و او هرگز آن‌ها را فاش نمی­کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۴ القمی، ج۲، ص۲۴۳/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه إِنْ يُوحى إِلَيَّ إِلاَّ أَنَّما أَنَا نَذيرٌ مُبينٌ [70]

 

تنها چيزى كه به من وحى مى‌شود اين است كه من انذاركننده‌ی آشكارى هستم».

 

آیه إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طينٍ [71]

 

[به خاطر بياور] هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گِل مى‌آفرينم».

۱

(ص/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ الْأَصْبَغِ‌بْنِ‌نُبَاتَهًَْ أَنَّ رَجُلًا سَأَلَ عَلِیّاً (علیه السلام) عَنِ الرُّوحِ قَالَ لَیْسَ هُوَ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) جَبْرَئِیلُ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ الرُّوحُ غَیْرُ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) وَ کَانَ الرَّجُلُ شَاکّاً فَکَبُرَ ذَلِکَ عَلَیْهِ فَقَالَ لَقَدْ قُلْتَ عَظِیماً مَا أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ یَزْعُمُ أَنَّ الرُّوحَ غَیْرُ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) قَالَ (علیه السلام) أَنْتَ ضَالٌّ تَرْوِی عَنْ أَهْلِ الضَّلَالِ یَقُولُ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ أَتی أَمْرُ اللهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ یُنَزِّلُ الْمَلائِکَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ فَالرُّوحُ غَیْرُ الْمَلَائِکَةِ وَ قَالَ لَیْلَهًُْ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهًُْ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ وَ قَالَ یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صَفًّا وَ قَالَ لِآدَمَ (علیه السلام) وَ جَبْرَئِیلُ یَوْمَئِذٍ مَعَ الْمَلَائِکَهًِْ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ فَسَجَدَ جَبْرَئِیلُ مَعَ الْمَلَائِکَهًِْ لِلرُّوحِ.

 

امام علی (علیه السلام)- اصبغ‌بن‌نباته گوید: مردی از علی (علیه السلام) پرسید که: «روح چیست؟ آیا جبرئیل نیست»؟ علی (علیه السلام) گفت: «جبرئیل از ملائکه است و روح غیر از جبرئیل است». آن مرد در تردید بود و [این سخن بر او سنگین آمد] گفت: «سخنی شگفت گفتی، [سخن بزرگی را مدّعی شدی] هیچ‌یک از مردم نپندارد که روح غیر از جبرئیل باشد». امام (علیه السلام) فرمود: «تو مردی گمراهی و از گمراهان نقل سخن می‌کنی خدای تعالی به پیامبرش می‌گوید: فرمان خدا [برای مجازات مشرکان و مجرمان]، فرا رسیده است برای آن عجله نکنید! منزّه و برتر است خداوند از آنچه همتای او قرار می‌دهند! فرشتگان را با روح (الهی) بفرمانش بر هرکس از بندگانش بخواهد نازل می‌کند. (نحل/۲-۱). پس روح غیر از ملائکه است و نیز گوید: شب قدر بهتر از هزار ماه است! فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان. (قدر/۴-۳) و گفت: روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند. (نبأ/۳۸). و نیز درباره‌ی آدم (علیه السلام) گفت: من بشری را از گل می‌آفرینم! هنگامی‌که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید!. (ص/۷۲-۷۱) این خطاب به ملائکه بود و جبرئیل نیز از ملائکه بود. پس جبرئیل با ملائکه برای روح سجده کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۸ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۵/ الغارات، ج۱، ص۱۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۴۶۳

۲

(ص/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْکِبْرِیَاءَ وَ اخْتَارَهُمَا لِنَفْسِهِ دُونَ خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمَا حِمًی وَ حَرَماً عَلَی غَیْرِهِ وَ اصْطَفَاهُمَا لِجَلَالِهِ وَ جَعَلَ اللَّعْنَهًَْ عَلَی مَنْ نَازَعَهُ فِیهِمَا مِنْ عِبَادِهِ ثُمَّ اخْتَبَرَ بِذَلِکَ مَلَائِکَتَهُ الْمُقَرَّبِینَ لِیَمِیزَ الْمُتَوَاضِعِینَ مِنْهُمْ مِنَ الْمُسْتَکْبِرِینَ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ الْعَالِمُ بِمُضْمَرَاتِ الْقُلُوبِ وَ مَحْجُوبَاتِ الْغُیُوبِ إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ فَسَجَدَ الْمَلائِکَهًُْ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِیَّهًُْ فَافْتَخَرَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَیْهِ لِأَصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِینَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَکْبِرِینَ الَّذِی وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِیَّهًِْ وَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَ الْجَبْرِیَّهًِْ وَ ادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ وَ خَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ أَ لَا تَرَوْنَ کَیْفَ صَغَّرَهُ اللَّهُ بِتَکَبُّرِهِ وَ وَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَهُ فِی الدُّنْیَا مَدْحُوراً وَ أَعَدَّ لَهُ فِی الْآخِرَهًِْ سَعِیراً.

 

امام علی (علیه السلام)- حمد خدای را که لباس عزّت و بزرگواری شایسته‌ی اوست و این دو صفت را نه برای آفریده‌هایش بلکه به خود اختصاص داد و آن‌ها را قرقگاه و حریم خود نمود و بر دیگران ممنوع کرد و هر دو را محض جلالت و عظمت خویش برگزید و بر هرکس از بندگانش که در این دو صفت با او به ستیز برخاست لعنت مقرّر کرد. آنگاه با این دو وصف فرشتگان مقرّب خود را آزمایش نمود، تا خاکساران آنان را از گردنکشان جدا کند، پس با اینکه به آنچه در دل‌ها مستور است و از غیوب هستی که از نظرها محجوب است داناست، خطاب به فرشتگان فرمود: إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ جز ابلیس تمام فرشتگان سجده کردند که کبر و نخوت به او روی آورد و به آفرینش خویش به آدم (علیه السلام) فخر کرد و به خاطر ریشه‌اش که از آتش بود بر او تعصّب ورزید. این دشمن خداوند پیشوای اهل تعصّب و پیشرو گردنکشان است که بنیاد عصبیّت را بنا کرد و با خداوند در لباس عزّت و کبریایی به ستیز برخاست و آن لباس عزّت را بر خود پوشید و جامه‌ی فروتنی و خاکساری را درآورد. نمی‌بینید خداوند چگونه او را محض تکبّرش به شدّت تحقیر کرد و به‌سبب گردنکشی به چاه سرافکندگی در انداخت؟! پس او را در دنیا طرد از رحمت نمود و برای وی در آخرت آتش فروزان مهیّا ساخت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۸ نهج البلاغهًْ، ص۲۸۶/ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۴۶۵/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۳، ص۱۲۷

 

آیه فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحي فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ [72]

 

هنگامى‌كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد».

۱

(ص/ ۷۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرُّوحِ الَّتِی فِی آدَمَ (علیه السلام) قَوْلِهِ فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ؟ قَالَ: قَالَ هَذِهِ رُوحٌ مَخْلُوقَهًٌْ وَ الرُّوحُ الَّتِی فِی عِیسَی (علیه السلام) مَخْلُوقَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوجعفر احول گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد روحی که در آدم (علیه السلام) طبق آیه: فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فیهِ مِنْ رُوحی فَقَعُوا لَهُ ساجِدینَ دمیده شده، پرسیدم. فرمود: «یک نسیم خلق شده بود مانند روحی که برای عیسی (علیه السلام) خلق شده بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۴۸ البرهان

۲

(ص/ ۷۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحَدٌ وَاحِدٌ، تَفَرَّدَ فِی وَحْدَانِیَّتِهِ، ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ فَصَارَتْ نُوراً، ثُمَّ خَلَقَ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ خَلَقَنِی وَ ذُرِّیَّتِی، ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ فَصَارَتْ رُوحاً فَأَسْکَنَهُ اللَّهُ فِی ذَلِکَ النُّورِ وَ أَسْکَنَهُ فِی أَبْدَانِنَا، فَنَحْنُ رُوحُ اللَّهِ وَ کَلِمَاتُهُ، فَبِنَا احْتَجَّ عَلَی خَلْقِهِ، فَمَا زِلْنَا فِی ظُلَّهًٍْ خَضْرَاءَ.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی، یگانه و یکتا است و در وحدانیّت خود بی‌همتا است. آنگاه با کلمه‌ای سخن گفت. آن کلمه به نور تبدیل شد و سپس از آن نور، محمّد (صلی الله علیه و آله) را و مرا و نسل مرا آفرید. سپس با کلمه‌ای سخن گفت و آن کلمه به روح تبدیل شد و خداوند، آن روح را در داخل آن نور قرار داد و آن را در بدن ما جای داد. پس ما روح خدا و کلمه‌ی او هستیم و ما حجّت خلق او هستیم [و به‌وسیله‌ی ما بر خلقش احتجاج کرد] و همواره در پناه سایه‌ای سبز هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۳۸

 

آیه فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ [73]

 

درآن‌هنگام همه‌ی فرشتگان بدون استثنا سجده كردند.

 

آیه إِلاَّ إِبْليسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ [74]

 

جز ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران بود.

۱

(ص/ ۷۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ سُبْحَانَه إِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِینٍ فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ فَسَجَدَ الْمَلائِکَهًُْ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِیَّهًُْ فَافْتَخَرَ عَلَی آدَمَ (علیه السلام) بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَیْهِ لِأَصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِینَ وَ سَلَفُ الْمُسْتَکْبِرِینَ الَّذِی وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِیَّهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- خدای سبحان فرمود: إِنّی‌ِ خَالِقُ بَشَرًا مِّن طِینٍ* فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ*فَسَجَدَ المَلَئکَةُ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیس، که کبر و نخوت به او روی آورد و به آفرینش خویش به آدم (علیه السلام) فخر کرد و به خاطر ریشه‌اش که از آتش بود بر او تعصّب ورزید. این دشمن خداوند پیشوای اهل تعصّب و پیشرو گردنکشان است، که بنیاد عصبیّت را بنا کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۴۶۵/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۳، ص۱۲۷/ نورالثقلین

۲

(ص/ ۷۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْعَبَّاسِ‌بْنِ‌هِلَالٍ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ ذَکَرَ: أَنَ اسْمَ إِبْلِیسَ الْحَارِثُ وَ إِنَّمَا قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: یَا إِبْلِیس یَا عَاصِی وَ سُمِّیَ إِبْلِیسُ لِأَنَّهُ أُبْلِسَ مِنْ رَحْمَهًِْ اللَّه.

 

امام رضا (علیه السلام)- نام ابلیس، حارث است و خداوند عزّوجلّ فرمود: یَا إِبْلِیسُ، ای نافرمان! و او را ابلیس نام نهاد، چرا که از رحمت خداوند ناامید شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۶۰، ص۲۴۱/ نورالثقلین

 

آیه قالَ يا إِبْليسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالينَ [75]

 

فرمود: «اى ابليس! چه‌چيز مانع تو شد كه بر مخلوقى كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنى؟! آيا تكبّر كردى يا از برترين‌ها بودى؟! [برتر از اينكه فرمان سجود به تو داده شود]»!

کلّیات

۱

(ص/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن أَبِی‌سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ کُنَّا جُلُوساً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذْ أَقْبَلَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ لِإِبْلِیسَ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ مَنْ هُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الَّذِینَ هُمْ أَعْلَی مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ الْمُقَرَّبِینَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَا وَ عَلِیٌّ وَ فَاطِمَهًُْ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام) کُنَّا فِی سُرَادِقِ الْعَرْشِ نُسَبِّحُ اللَّهَ فَسَبَّحَتِ الْمَلَائِکَهًُْ بِتَسْبِیحِنَا قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ اللَّهُ عزّوجلّ آدَمَ (علیه السلام) بِأَلْفَیْ عَامٍ فَلَمَّا خَلَقَ اللَّهُ عزّوجلّ آدَمَ (صلی الله علیه و آله) أَمَرَ الْمَلَائِکَهًَْ أَنْ یَسْجُدُوا وَ لَمْ
 یُؤْمَرُوا بِالسُّجُودِ إِلَّا لِأَجْلِنَا فَسَجَدَتِ الْمَلَائِکَهًُْ کُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَهُ یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ أَیْ مِنْ هَؤُلَاءِ الْخَمْسَهًِْ الْمَکْتُوبَهًِْ أَسْمَاؤُهُمْ فِی سُرَادِقِ الْعَرْشِ فَنَحْنُ بَابُ اللَّهِ الَّذِی یُؤْتَی مِنْهُ وَ بِنَا یَهْتَدِی الْمُهْتَدُونَ فَمَنْ أَحَبَّنَا أَحَبَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَبْغَضَنَا أَبْغَضَهُ اللَّهُ وَ أَسْکَنَهُ نَارَهُ وَ لَا یُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَ مَوْلِدُهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوسعید خدری گوید: ما در خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم دراین‌موقع مردی وارد شده گفت: «از معنی این آیه که خداوند به شیطان می‌فرماید: أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالِینَ، مرا مطّلع فرما! کدام دسته هستند کسانی که از ملائکه [ی مقرّب] برترند»؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آن‌ها من و علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و حسن و حسین (علیها السلام) هستیم، که ما در سرادق عرش خدا را تسبیح می‌کردیم و ملائکه به‌واسطه‌ی تسبیح ما به تسبیح مشغول شدند دوهزار سال قبل از آفرینش آدم (علیه السلام) پس از خلقت آدم (علیه السلام) خداوند به ملائکه دستور داد او را سجده کنند امّا ما را چنین دستوری نداد. همه‌ی ملائکه سجده کردند به جز ابلیس که از سجده امتناع ورزید خداوند فرمود: یا إِبْلیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعالین، کبر ورزیدی یا خود را از آن پنج نفر به حساب آوردی که نامشان در سرادق عرش نوشته شده!؟ ما در به‌سوی خدا هستیم که هرکس بخواهد باید از جانب ما وارد شود به‌واسطه‌ی ما هدایت یافته‌اند هدایت‌شده‌ها هرکه ما را دوست بدارد خدا او را دوست می‌دارد و در بهشت جایش خواهد داد و هرکه با ما کینه ورزد خدا او را دشمن می‌دارد و در جهنّم جایش می‌دهد ما را دوست نخواهند داشت مگر کسانی که ولادت پاکی داشته باشند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۴۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۷/ فضایل الشیعهًْ، ص۸/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۳۴؛ «فنحن باب الله... الی آخر» محذوف/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

با قدرت خود او را آفریدم

۱ -۱

(ص/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- یُونُسَ‌بْنِ‌ظَبْیَانَ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی الصَّادِقِ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی دَخَلْتُ عَلَی مَالِکٍ وَ أَصْحَابِهِ فَسَمِعْتُ بَعْضَهُمْ یَقُولُ إِنَّ لِلَّهِ وَجْهاً کَالْوُجُوهِ وَ بَعْضُهُمْ یَقُولُ لَهُ یَدَانِ وَ احْتَجُّوا لِذَلِکَ بِقَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ وَ بَعْضُهُمْ یَقُولُ هُوَ کَالشَّابِّ مِنْ أَبْنَاءِ ثَلَاثِینَ سَنَهًًْ فَمَا عِنْدَکَ فِی هَذَا یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ وَ کَانَ مُتَّکِئاً فَاسْتَوَی جَالِساً وَ قَالَ اللَّهُمَّ عَفْوَکَ عَفْوَکَ ثُمَّ قَالَ یَا یُونُسُ (علیه السلام) مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً کَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَکَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ جَوَارِحَ کَجَوَارِحِ الْمَخْلُوقِینَ فَهُوَ کَافِرٌ بِاللَّهِ فَلَا تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لَا تَأْکُلُوا ذَبِیحَتَهُ تَعَالَی اللَّهُ عَمَّا یَصِفُهُ الْمُشَبِّهُونَ بِصِفَهًِْ الْمَخْلُوقِینَ فَوَجْهُ اللَّهِ أَنْبِیَاؤُهُ وَ أَوْلِیَاؤُهُ (علیهم السلام) وَ قَوْلُهُ خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ الْیَدُ الْقُدْرَهًُْ کَقَوْلِهِ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فِی شَیْءٍ أَوْ عَلَی شَیْءٍ أَوْ یَحُولُ مِنْ شَیْءٍ إِلَی شَیْءٍ أَوْ یَخْلُو مِنْهُ شَیْءٌ أَوْ یَشْتَغِلُ بِهِ شَیْءٌ فَقَدْ وَصَفَهُ بِصِفَهًِْ الْمَخْلُوقِینَ وَ اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ لَا یُقَاسُ بِالْقِیَاسِ وَ لَا یُشَبَّهُ بِالنَّاسِ لَا یَخْلُو مِنْهُ مَکَانٌ وَ لَا یَشْتَغِلُ بِهِ مَکَانٌ قَرِیبٌ فِی بُعْدِهِ بَعِیدٌ فِی قُرْبِهِ ذَلِکَ اللَّهُ رَبُّنَا لَا إِلَهَ غَیْرُهُ فَمَنْ أَرَادَ اللَّهَ وَ أَحَبَّهُ بِهَذِهِ الصِّفَهًِْ فَهُوَ مِنَ الْمُوَحِّدِینَ وَ مَنْ أَحَبَّهُ بِغَیْرِ هَذِهِ الصِّفَهًِْ فَاللَّهُ مِنْهُ بَرِیءٌ وَ نَحْنُ مِنْهُ بُرَءَاءُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از یونس‌بن‌ظَبیان روایت شده است که گفت: خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! نزد مالک و یارانش رفتم و شنیدم یکی از آنان می‌گفت: خداوند چهره­ای همچون همه‌ی چهره­ها دارد، یکی دیگر از آنان می­گفت: او دو دست دارد. آن‌ها دراین‌باره، کلام خداوند متعال: بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ، را حجّت می­گرفتند. یکی دیگر از آنان می­گفت: او همچون جوانی سی‌ساله است. ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! نظر شما چیست»؟ ایشان تکیه زده بود، ناگاه راست شد و نشست و فرمود: «خدایا! ببخش، ببخش». سپس فرمود: «ای یونس! هرکس بپندارد خداوند چهره­ای همچون همه‌ی چهره­ها دارد، شرک ورزیده است و هرکس بپندارد خداوند اندامی همچون اندام آفریدگان دارد، او به خدا کفر ورزیده است. پس گواهی او را نپذیرید و از حیوانی که او سر بریده نخورید. خداوند از صفات آفریدگانی که تشبیه‌کنندگان او را به آن‌ها وصف می­کنند، منزّه است. چهره‌ی خداوند، پیامبران و دوستداران اویند و در کلام خداوند خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ منظور، دست قدرت است. همچون آنجا که فرمود: و با یاری خود تقویت کرد. (انفال/۲۶). بنابراین هرکس بپندارد خداوند درون چیزی یا روی چیزی است یا از چیزی به چیزی دگرگون می­شود یا از چیزی تهی است یا از چیزی پر شده است، او را به صفت آفریدگان وصف کرده، حال آنکه خداوند همه‌چیز را آفریده و با هیچ مقیاسی اندازه‌گیری نمی­شود و به مردم همانند نمی­شود و هیچ‌جایی از او تهی نیست و هیچ‌جایی از او پر نشده است. در دوری­اش نزدیک است و در نزدیکی­اش دور است. او خداوند و پروردگار ماست که هیچ خدایی جز او نیست، پس هرکس خدا را با این صفت بخواند و بخواهد، او در شمار یکتاپرستان است و هرکس او را به غیر این صفت بخواهد، خداوند از او منزّه است و ما از او به دوریم. [خداوند از او بیزار است و ما هم از او بیزاریم]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۸۷/ کفایهًْ الأثر، ص۲۵۵/ البرهان

۱ -۲

(ص/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیر عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَلْقَ کُلَّهُمْ بِیَدِهِ لَمْ یَحْتَجَّ فِی آدَمَ (علیه السلام) أَنَّهُ خَلَقَهُ بِیَدِهِ فَیَقُولَ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَ‌فَتَرَی اللَّهَ یَبْعَثُ الْأَشْیَاءَ بِیَدِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: اگر خداوند متعال همه‌ی آفریدگان را با دست خود می­آفرید، آفرینش آدم (علیه السلام) را با دست خود، حجّت نمی­گرفت تا بگوید: مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ، آیا می‌پنداری خداوند همه‌چیز را با دست خود برمی­انگیزد؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۲ بحارالأنوار، ج۴، ص۱؛ «قال الله تعالی... الی آخر» محذوف/ القمی، ج۲، ص۲۴۴/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(ص/ ۷۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ قَوْلُهُ عزّوجلّ یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ فَقَالَ الْیَدُ فِی کَلَامِ الْعَرَبِ الْقُوَّهًُْ وَ النِّعْمَهًْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ وَ قَالَ وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ أَیْ بِقُوَّهًٍْ وَ قَالَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ أَیْ قَوَّاهُمْ وَ یُقَالُ لِفُلَانٍ عِنْدِی یَدٌ بَیْضَاءُ أَیْ نِعْمَهًٌْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «معنای یَد در سخن خداوند: یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَ چیست»؟ فرمود: «ید در لغت عرب به‌معنای نیرومندی و برکت آمده است، چنانچه فرموده است: و به خاطر بیاور بنده ما داود صاحب قدرت را. (ص/۱۷). و در آیه‌ی دیگر فرموده: و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم. (ذاریات/۴۷) در اینجا نیز یعنی به قدرت و نیرومندی و در آیه‌ی دیگر فرموده است: با روحی از ناحیه خودش آن‌ها را تقویت فرموده. (مجادله/۲۲). [یعنی آن‌ها را نیرو بخشید] و می‌گویند [و برای فلان کس نزد من دستی سپید است] معنی نعمت و برکت را می‌رساند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۴/ التوحید، ص۱۵۳/ معانی الأخبار، ص۱۵/ نورالثقلین

۱ -۴

(ص/ ۷۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عُبَیْدَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ لِإِبْلِیسَ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَّ قَالَ یَعْنِی بِقُدْرَتِی وَ قُوَّتِی.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌عبیده گوید: از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ خطاب به ابلیس: مَا مَنَعَکَ أَن تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ پرسیدم، ایشان فرمود: «یعنی با قدرت و نیرومندی خود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۰/ التوحید، ص۱۵۳/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۲۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(ص/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ‌بْنِ‌عُمَرَ قَالَ: قَالَ لِی أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی تَوَحَّدَ بِمُلْکِهِ فَعَرَّفَ عِبَادَهُ نَفْسَهُ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِمْ أَمْرَهُ وَ أَبَاحَ لَهُمْ جَنَّتَهُ فَمَنْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قَلْبَهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ عَرَّفَهُ وَلَایَتَنَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَطْمَسَ عَلَی قَلْبِهِ أَمْسَکَ عَنْهُ مَعْرِفَتَنَا. ثُمَّ قَالَ: یَا مُفَضَّلُ وَ اللَّهِ مَا اسْتَوْجَبَ آدَمُ (علیه السلام) أَنْ یَخْلُقَهُ اللَّهُ بِیَدِهِ وَ یَنْفُخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ إِلَّا بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ مَا کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَی (علیه السلام) تَکْلِیماً إِلَّا بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ لَا أَقَامَ اللَّهُ عِیسَی‌بْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) آیَهًًْ لِلْعَالَمِینَ إِلَّا بِالْخُضُوعِ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ: اجْمَلِ الْأَمْرَ مَا اسْتَأْهَلَ خَلْقٌ مِنَ اللَّهِ النَّظَرَ إِلَیْهِ إِلَّا بِالْعُبُودِیَّهًِْ لَنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل‌بن‌عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: خداوند تبارک‌وتعالی در فرمانروایی یکتا است، خود را به بندگان معرّفی نمود سپس امر خود را به آن‌ها واگذار کرد و بهشت را برایشان ارزانی داشت هرکه را بخواهد از جنّ و انس دلِ پاک دهد، او را آشنا به ولایت ما می‌نماید و هرکه را بخواهد کوردل نماید، معرفت ما را از او جلوگیری می‌نماید». سپس فرمود: «مفضّل! به خدا قسم! آدم (علیه السلام) شایسته‌ی آفریده‌شدن به‌دست خدا و دمیدن روح خویش در او نشد مگر به‌واسطه‌ی ولایت علی (علیه السلام)، خدا با موسی (علیه السلام) سخن نگفت مگر به ولایت علی (علیه السلام)، و عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) را آیت برای جهانیان قرار نداد مگر به‌واسطه‌ی خضوع نسبت به علی (علیه السلام)». سپس فرمود: «بالاتر بگویم برای نظرکردن به خدا احدی از جانب او اهلیّت پیدا نکرد مگر به‌واسطه‌ی بندگی و عبودیّت برای ما».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۹۴

 

آیه قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَني مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طينٍ [76]

 

گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گِل».

۱

(ص/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَارِثِ‌بْنِ‌التَّیِّهَانِ قَالَ: قَالَ ابْنُ شُبْرُمَهًَْ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُوحَنِیفَهًَْ عَلَی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَسَلَّمْتُ عَلَیْهِ وَ کُنْتُ لَهُ صَدِیقاً ثُمَّ أَقْبَلْتُ عَلَی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ: أَمْتَعَ اللَّهُ بِکَ هَذَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ لَهُ فِقْهٌ وَ عَقْلٌ فَقَالَ لَهُ جَعْفَرٌ (علیه السلام): لَعَلَّهُ الَّذِی یَقِیسُ الدِّینَ بِرَأْیِهِ ثُمَ أَقْبَلَ عَلَیَ فَقَالَ: هَذَا النُّعْمَانُ‌بْنُ‌ثَابِتٍ؟ فَقَالَ أَبُوحَنِیفَهًَْ: نَعَمْ أَصْلَحَکَ اللَّهُ. فَقَالَ (علیه السلام): اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَقِسِ الدِّینَ بِرَأْیِکَ فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ إِذْ أَمَرَهُ اللَّهُ بِالسُّجُودِ فَقَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حارث‌بن‌تیهان گوید: ابن شبرمه برایم نقل کرد: من و ابو حنیفه که با وی دوست بودم، بر حضرت جعفربن‌محمد (علیه السلام) وارد شدیم و بر او سلام کردیم، من رو به سوی امام صادق (علیه السلام) کرده، عرض کردم: «خدا برایت مردی از عراق را که دارای فقه و آگاهی دینی و عقل هست رساند». امام (علیه السلام) به ابو حنیفه فرمود: «شاید او همان کسی است که دین خدا را به رأی خودش قیاس می‌کند»؟ و سپس رو به من کرد و فرمود: «این نعمان‌بن‌ثابت است»؟ ابوحنیفه گفت: «بلی، خدا حالتان را نیکو گرداند». حضرت فرمود: «از خدا بترس و با رأی خود در دین قیاس مکن ... چون اوّلین کسی که قیاس کرد، ابلیس بود. زمانی‌که خداوند متعال به او امر کرد که [به آدم (علیه السلام) سجده کند]، گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گِل».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۴ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۶۱/ الأمالی للطوسی، ص۶۴۵/ بحارالأنوار، ج۶۰، ص۱۹۸؛ «بتفاوت»/ المحاسن، ج۱، ص۲۱۱؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(ص/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن إِسْحَاقَ‌بْنِ‌جَرِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَیَّ شَیْءٍ یَقُولُ أَصْحَابُکَ فِی قَوْلِ إِبْلِیسَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَدْ قَالَ ذَلِکَ وَ ذَکَرَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ قَالَ کَذَبَ یَا إِسْحَاقُ مَا خَلَقَهُ اللَّهُ إِلَّا مِنْ طِین ثُمَّ قَالَ قَالَ اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ النَّارِ مِنْ تِلْکَ الشَّجَرَهًِْ وَ الشَّجَرَهًُْ أَصْلُهَا مِنْ طِینٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌جریر گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «یاران تو درباره‌ی سخن شیطان: خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ چه می‌گویند»؟ عرض کردم: «فدایت شوم! شیطان این سخن را گفت و خداوند متعال در کتاب خود از آن یاد کرد». امام (علیه السلام) فرمود: «شیطان که لعنت خدا بر او باد! دروغ گفت، ای اسحاق! خداوند او را تنها از گِل آفرید. خداوند متعال فرمود: همان کسی که برای شما از درخت سبز، آتش آفرید و شما به‌وسیله‌ی آن، آتش می‌افروزید!. (یس/۸۰) خداوند او را از آن آتش آفرید و آتش از آن درخت است و اصل درخت از گِل است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۵۴/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(ص/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ إِبْلِیسَ قَاسَ نَفْسَهُ بِآدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ: خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ وَ لَوْ قَاسَ الْجَوْهَرَ الَّذِی خَلَقَ اللَّهُ مِنْهُ آدَمَ (علیه السلام) بِالنَّارِ کَانَ ذَلِکَ أَکْثَرَ نُوراً وَ ضِیَاءً مِنَ النَّارِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شیطان خود را با آدم (علیه السلام) قیاس کرد و [به خداوند متعال] عرض کرد: خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِن طِینٍ، امّا اگر جوهری را که خداوند از آن، آدم (علیه السلام) را آفریده بود با آتش قیاس می­کرد، آن را پرنورتر و درخشنده‌تر از آتش می‌یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۶ الکافی، ج۱، ص۵۸/ المحاسن، ج۱، ص۲۱/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۴

(ص/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ کَانُوا یَحْسَبُونَ أَنَّ إِبْلِیسَ مِنْهُمْ وَ کَانَ فِی عِلْمِ اللَّهِ أَنَّهُ لَیْسَ مِنْهُمْ فَاسْتَخْرَجَ مَا فِی نَفْسِهِ بِالْحَمِیَّهًِْ وَ الْغَضَبِ فَقَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا فرشتگان می‌پنداشتند که ابلیس از آنان است ولی در علم خداوند ابلیس از فرشتگان نبود و او به خاطر غیرت نابجا و خشم، آنچه را که در درون داشت بیرون ریخت و گفت: خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۶ بحارالأنوار، ج۶۰، ص۲۵۹

۵

(ص/ ۷۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: کَانَ مَوْلَانَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ الْبَاقِرُ (علیه السلام) جَالِساً فِی الْحَرَمِ وَ حَوْلَهُ عِصَابَهًٌْ مِنْ أَوْلِیَائِهِ إِذْ أَقْبَلَ طَاوُسٌ الْیَمَانِیُّ فِی جَمَاعَهًٍْ مِنْ أَصْحَابِهِ ثُمَّ قَالَ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) ائْذَنْ لِی بِالسُّؤَالِ قَالَ أَذِنَّا لَکَ فَسَل ... قَالَ فَأَخْبِرْنِی عَنْ أَوَّلِ کَذِبَهًٍْ کُذِبَتْ مَنْ صَاحِبُهَا قَالَ إِبْلِیسُ حِینَ قَالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِین.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: طاووس یمانی به امام باقر (علیه السلام) گفت: [به من بگو]: «اوّلین دروغی که در عالم گفته شد چه کسی گفت»؟ فرمود: «شیطانر [است]، هنگامی که گفت: أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طین».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۶ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۳۵۱

 

آیه قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجيمٌ [77]

 

فرمود: «از آن [مقامات] خارج شو، كه تو [از درگاه من] رانده شده‌اى!

۱

(ص/ ۷۷)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِالْعَظِیمِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ (رحمة الله علیه) قَال سَمِعْتُ أَبَاالْحَسَنِ عَلِیَّ‌بْنَ‌مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیَّ (علیه السلام) یَقُولُ: مَعْنَی الرَّجِیمِ أَنَّهُ مَرْجُومٌ بِاللَّعْنِ مَطْرُودٌ مِنْ مَوَاضِعِ الْخَیْرِ لَا یَذْکُرُهُ مُؤْمِنٌ إِلَّا لَعَنَهُ وَ إِنَّ فِی عِلْمِ اللَّهِ السَّابِقِ أَنَّهُ إِذَا خَرَجَ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لَا یَبْقَی مُؤْمِنٌ فِی زَمَانِهِ إِلَّا رَجَمَهُ بِالْحِجَارَهًِْ کَمَا کَانَ قَبْلَ ذَلِکَ مَرْجُوماً بِاللَّعْنِ.

 

امام هادی (علیه السلام)- عبدالعظیم حسنی (علیه السلام) گوید: از امام هادی (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «معنای الرَّجِیم این است که او با لعنت رانده شد و از جایگاه­های نیکی دور شد و هیچ مؤمنی از او یاد می‌کند جز اینکه او را لعنت گوید. در دانش پیشین خداوند رقم خورده است که چون حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، هیچ مؤمنی در زمان او نخواهد بود جز اینکه شیطان را با سنگ رانده باشد، همان‌گونه که پیش از آن با لعنت رانده شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۶ بحارالأنوار، ج۶۰، ص۲۴۲/ البرهان

۲

(ص/ ۷۷)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- لَمَّا أَسْجَدَ اللَّهُ عزّوجلّ الْمَلَائِکَهًَْ لآِدَمَ (علیه السلام) وَ أَبَی إِبْلِیسُ أَنْ یَسْجُدَ قَالَ لَهُ رَبُّهُ عزّوجلّ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلی یَوْمِ الدِّینِ ثُمَّ قَالَ عزّوجلّ لآِدَمَ (علیه السلام) یَا آدَمُ (علیه السلام) انْطَلِقْ إِلَی هَؤُلَاءِ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ فَقُلْ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَهًُْ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ فَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ فَقَالُوا وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ وَ رَحْمَهًُْ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ فَلَمَّا رَجَعَ إِلَی رَبِّهِ عزّوجلّ قَالَ لَهُ رَبُّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی هَذِهِ تَحِیَّتُکَ وَ تَحِیَّهًُْ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ بَعْدِکَ فِیمَا بَیْنَهُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ.

 

ائمّه (علیهم السلام)- هنگامی‌که خداوند عزّوجلّ تمام فرشتگان را به سجده‌نمودن به حضرت آدم (علیه السلام) وادار نمود و ابلیس از آن سر برتافت و سجده نکرد پروردگار به ابلیس فرمود: فَاخْرُجْ مِنهْا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ* وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتیِ إِلیَ یَوْمِ الدِّین سپس به حضرت آدم (علیه السلام) فرمود: «ای آدم به‌سوی این فوج از فرشتگان برو و بگو: سلام بر تو! و رحمت و برکات خداوند بر تو باد»، آدم (علیه السلام) بر ایشان سلام نمود. فرشتگان جواب داده و گفتند: «و بر تو سلام و رحمت و برکات خداوند بر تو باد». وقتی آدم (علیه السلام) به نزد پروردگار بازگشت حقّ تبارک‌وتعالی به وی فرمود: «این سلام تو و فرزندانت بوده که تا روز قیامت بین ایشان باید با همین عبارت معمول باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۲/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۰۲

۳

(ص/ ۷۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ (علیه السلام) فَبَقِیَ أَرْبَعِینَ سَنَهًًْ مُصَوَّراً وَ کَانَ یَمُرُّ بِهِ إِبْلِیسُ اللَّعِینُ فَیَقُولُ لِأَمْرٍ مَا خُلِقْتَ فَقَالَ الْعَالِمُ فَقَالَ إِبْلِیسُ لَئِنْ أَمَرَنِیَ اللَّهُ بِالسُّجُودِ لِهَذَا لَعَصَیْتُهُ قَالَ ثُمَّ نَفَخَ فِیهِ فَلَمَّا بَلَغَتْ فِیهِ الرُّوحُ إِلَی دِمَاغِهِ عَطَسَ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالَ اللَّهُ لَهُ یَرْحَمُکَ اللَّهُ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) ِ فَسَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ الرَّحْمَهًُْ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَهًِْ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا لَهُ فَأَخْرَجَ إِبْلِیسُ مَا کَانَ فِی قَلْبِهِ مِنَ الْحَسَدِ فَأَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ عزّوجلّ ما مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ {فَ} قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) فَأَوَّلُ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ وَ اسْتَکْبَرَ وَ الِاسْتِکْبَارُ هُوَ أَوَّلُ مَعْصِیَهًٍْ عُصِیَ اللَّهُ بِهَا قَالَ فَقَالَ إِبْلِیسُ یَا رَبِّ أَعْفِنِی مِنَ السُّجُودِ لآِدَمَ (علیه السلام) وَ أَنَا أَعْبُدُکَ عِبَادَهًًْ لَمْ یَعْبُدْکَهَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ (صلی الله علیه و آله) مُرْسَلٌ فَقَالَ اللَّهُ لَا حَاجَهًَْ لِی إِلَی عِبَادَتِکَ إِنَّمَا أُرِیدُ أَنْ أُعْبَدَ مِنْ حَیْثُ أُرِیدُ لَا مِنْ حَیْثُ تُرِیدُ فَأَبَی أَنْ یَسْجُدَ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلی یَوْمِ الدِّینِ قَالَ إِبْلِیسُ یَا رَبِّ فَکَیْفَ وَ أَنْتَ الْعَدْلُ الَّذِی لَا تَجُورُ فَثَوَابُ عَمَلِی بَطَلَ قَالَ لَا وَ لَکِنْ سَلْنِی مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا مَا شِئْتَ ثَوَاباً لِعَمَلِکَ أُعْطِکَ فَأَوَّلُ مَا سَأَلَ الْبَقَاءُ إِلَی یَوْمِ الدِّینِ فَقَالَ اللَّهُ قَدْ أَعْطَیْتُکَ قَالَ سَلِّطْنِی عَلَی وُلْدِ آدَمَ قَالَ سَلَّطْتُکَ قَالَ أَجْرِنِی فِیهِمْ مُجْرَی الدَّمِ فِی الْعُرُوقِ قَالَ قَدْ أَجْرَیْتُکَ قَالَ لَا یُولَدُ لَهُمْ وَاحِدٌ إِلَّا وُلِدَ لِیَ اثْنَانِ وَ أَرَاهُمْ وَ لَا یَرَوْنِی وَ أَتَصَوَّرُ لَهُمْ فِی کُلِّ صُورَهًٍْ شِئْتُ فَقَالَ قَدْ أَعْطَیْتُکَ قَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی قَالَ قَدْ جَعَلْتُ لَکَ وَ لِذُرِّیَّتِکَ صُدُورَهُمْ أَوْطَاناً قَالَ رَبِّ حَسْبِی قَالَ إِبْلِیسُ عِنْدَ ذَلِکَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ* إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ* ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند پیکر آدم (علیه السلام) را آفرید و چهل سال مجسّمه‌ی او ماند و ابلیس لعین از کنار او گذر می‌کرد و می‌گفت: «برای کاری آفریده شدی [کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است و تو از برای کاری آفریده شده‌ای]»!؟ ابلیس گفت: «اگر خداوند مرا فرمان دهد که به این سجده کنم، هرآینه از او سرپیچی کنم». سپس خداوند متعال در جسم آدم (علیه السلام) دمید، چون روح در پیکر او به بینی‌اش رسید او عطسه‌ای کرد و گفت: «الحمد لله». خداوند متعال به او فرمود: «خدا تو را رحمت کند». و این‌گونه بود که رحمت خدا بر او از هرچیز دیگری پیشی گرفت. خداوند تبارک‌وتعالی به فرشتگان فرمود: اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ؛ برای آدم سجده و خضوع کنید!. همگی سجده کردند. (بقره/۳۴) و شیطان رشکی را که در دلش نسبت به آدم (علیه السلام) می‌ورزید، نمایان کرد و از سجده سرباز زد. خداوند عزّوجلّ فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟. (اعراف/۱۲)». شیطان گفت: «أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اوّلین کسی که به قیاس پرداخت و خود را بزرگ برشمرد، شیطان بود و اوّلین گناهی که خداوند به آن نافرمانی شد، همین تکبّر بود». فرمود: «ابلیس گفت: پروردگارا! از سجده بر آدم مرا معاف کن، و من تو را عبادتی خواهم کرد که هیچ فرشته‌ی مقرّب و پیغمبر مرسلی نکرده [باشد]، خداوند تبارک‌وتعالی فرمود: مرا نیازی به پرستش تو نیست. من می‌خواهم آن‌گونه‌ای پرستش شوم که خود می‌خواهم، نه آن‌گونه که تو می‌خواهی و نخواست سجده کند و خدا تبارک‌وتعالی فرمود: فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّکَ رَجِیمٌ وَ إِنَّ عَلَیْکَ لَعْنَتِی إِلَی یَوْمِ الدِّینِ ابلیس گفت: «پروردگارا! چگونه مرا می‌رانی حال که تو دادگری هستی که ستم نمی‌ورزی و بیداد نمی‌کنی؟ پس آیا پاداش عملم باطل شد»؟ خداوند فرمود: «نه! هرچه از امر دنیا به خاطر پاداش عملت می‌خواهی بخواه تا ارزانی‌ات دارم. اوّلین درخواست او پایداری تا روز قیامت بود». خداوند فرمود: «بر تو ارزانی داشتم». گفت: «مرا بر فرزندان آدم چیره ساز». فرمود: «چیره‌ات ساختم». گفت: «مرا در وجودشان همچون خونی که در رگ‌هایشان جاری است روان کن». فرمود: «روانت ساختم». گفت: «هر فرزندی که به دنیا آوردند، دو فرزند برای من به دنیا آید، من آن‌ها را ببینم امّا آن‌ها مرا نبینند و به هر شکلی که خواستم نزدشان پدیدار شوم». فرمود: «ارزانی‌ات داشتم». گفت: «پروردگارا امکان بیشتری در اختیارم بگذار». خداوند فرمود: «سینه‌های آن‌ها را وطن تو و فرزندانت قرار دادم». گفت: «پروردگارا مرا بس است». آنگاه شیطان گفت: «فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ المُخْلَصِینَ. سپس از پیش‌رو و از پشت‌سر، و از طرف راست و از طرف چپ آن‌ها، به‌سراغشان می‌روم و بیشتر آن‌ها را شکرگزار نخواهی یافت!. (اعراف/۱۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۴۱

 

آیه وَ إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتي إِلى يَوْمِ الدِّينِ [78]

 

و به يقين لعنت من بر تو تا روز قيامت خواهد بود.

 

آیه قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْني إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ [79]

 

گفت: «پروردگارا! مرا تا روزى كه انسان‌ها برانگيخته مى‌شوند مهلت ده».

۱

(ص/ ۷۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَهْبِ‌بْنِ‌جُمَیْعٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ إِبْلِیسَ وَ قَوْلِهِ: رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ أَیُّ یَوْمٍ هُوَ؟ قَالَ: یَا وَهْبُ أَ تَحْسَبُ
 أَنَّهُ یَوْمُ یَبْعَثُ اللَّهُ النَّاسَ لَا وَ لَکِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَنْظَرَهُ إِلَی یَوْمِ یَبْعَثُ اللَّهُ قَائِمَنَا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَیَأْخُذُ بِنَاصِیَتِهِ فَیَضْرِبُ عُنُقَهُ فَذَلِکَ الْیَوْمُ هُوَ الْوَقْتُ الْمَعْلُوم.

 

امام صادق (علیه السلام)- وهب‌بن‌جمیع گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی ابلیس و گفته‌ی او: رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ المَعْلُومِ، پرسیدم که این روز کدام روز است؟ فرمود: «ای وهب! می‌پنداری که روز رستاخیز مردم است، نه! ولی خداوند عزّوجلّ او را مهلت داده تا روزی که قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما برانگیخته شود و موی جلو سرش را بگیرد و گردنش را بزند، این است روزی که وقت معلوم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۵۸ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۸

۲

(ص/ ۷۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌یُونُسَ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قَالَ: یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ یَوْمٌ یَذْبَحُهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی الصَّخْرَهًِْ الَّتِی فِی بَیْتِ‌الْمَقْدِسِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌یونس گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی سخن خداوند تبارک‌وتعالی: فَأَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ المَعْلُومِ، فرمود: «روز وقت معلوم روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را بر صخره‌ای که در بیت المقدّس است، سر می‌برد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۰ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۵۴/ القمی، ج۲، ص۲۴۵/ نورالثقلین

 

آیه قالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرينَ [80]

 

فرمود: «تو از مهلت داده شدگانى».

 

آیه إِلى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ [81]

 

[ولى] تا روز و زمان معيّن.

 

آیه قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ [82]

 

گفت: «به عزّتت سوگند! همه‌ی آنان را گمراه خواهم كرد».

 

آیه إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ [83]

 

مگر بندگان خالص شده‌ات، از ميان آن‌ها».

 

آیه قالَ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ [84]

 

فرمود: «به حق سوگند! و حق مى‌گويم».

 

آیه لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعينَ [85]

 

كه جهنّم را از تو و هركدام از آنان كه از تو پيروى كند، پُر خواهم كرد»!

۱

(ص/ ۸۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَقَالَ اللهُ الْحَق أَیْ إِنَّکَ تَفْعَلُ ذَلِکَ وَ الْحَقَّ أَقُولُهُ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند فرمود: فَالحَقُّ وَالحَقَّ أَقُولُ یعنی تو این کار را می­کنی و من حق را می­گویم، که جهنّم را از تو و هر کدام از آنان که از تو پیروی کند، پر خواهم کرد!.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۰ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۱۵۴/ البرهان

۲

(ص/ ۸۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ اتَّخِذِ الشَّیْطَانَ عَدُوّاً فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا وَ یَقُولُ عَنْ إِبْلِیسَ ثُمَّ لَآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَیْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرِینَ وَ یَقُولُ فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ* لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِین یَا ابْنَ مَسْعُودٍ فَانْظُرْ أَنْ لَا تَأْکُلَ الْحَرَامَ وَ لَا تَلْبَسَ الْحَرَامَ وَ لَا تَأْخُذَ مِنَ الْحَرَامِ وَ لَا تَعْصِ اللَّه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! شیطان را دشمن خویش بگیر زیرا که خدای تعالی می‌فرماید: البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید. (فاطر/۶). و از قول ابلیس می‌گوید: سپس از پیش‌رو و از پشت‌سر، و از طرف راست و از طرف چپ آن‌ها، به سراغشان می‌روم و بیشتر آن‌ها را شکرگزار نخواهی یافت!. (اعراف/۱۷). و می‌گوید: قالَ فَالحَقُّ وَ الحَقَّ أَقُولُ لَأَمْلَأَنَّ جهنّم مِنْکَ وَ مِمَّنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ أَجْمَعِینَ. ای پسر مسعود! دقّت کن حرام نخوری، حرام نپوشی، از مال حرام نگیری و نافرمانی خدا را نکنی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۰ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۰۷/ مکارم الأخلاق، ص۴۵۳

 

آیه قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفينَ [86]

 

[اى پيامبر]! بگو: «من در برابر اين دعوت هيچ پاداشى از شما نمى‌طلبم و من از متكلّفان نيستم. [سخنانم روشن و همراه با دليل است]».

۱

(ص/ ۸۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ سَأَلَ الْمَأْمُونُ یَوْماً عَلِیَّ‌بْنَ‌مُوسَی‌الرِّضَا (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا مَعْنَی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّی یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ وَ ما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللهِ فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ‌ْبنِ‌مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیهم السلام) أَنَّ الْمُسْلِمِینَ قَالُوا لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَوْ أَکْرَهْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ قَدَرْتَ عَلَیْهِ مِنَ النَّاسِ عَلَی الْإِسْلَامِ لَکَثُرَ عَدَدُنَا وَ قَوِینَا عَلَی عَدُوِّنَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا کُنْتُ لِأَلْقَی اللَّهَ عزّوجلّ بِبِدْعَهًٍْ لَمْ یُحْدِثْ إِلَیَّ فِیهَا شَیْئاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعاً عَلَی سَبِیلِ الْإِلْجَاءِ وَ الِاضْطِرَارِ فِی الدُّنْیَا کَمَا یُؤْمِنُونَ عِنْدَ الْمُعَایَنَهًِْ وَ رُؤْیَهًِْ الْبَأْسِ فِی الْآخِرَهًِْ وَ لَوْ فَعَلْتُ ذَلِکَ بِهِمْ لَمْ یَسْتَحِقُّوا مِنِّی ثَوَاباً وَ لَا مَدْحاً لَکِنِّی أُرِیدُ مِنْهُمْ أَنْ یُؤْمِنُوا مُخْتَارِینَ غَیْرَ مُضْطَرِّینَ لِیَسْتَحِقُّوا مِنِّیَ الزُّلْفَی وَ الْکَرَامَهًَْ وَ دَوَامَ الْخُلُودِ فِی جَنَّهًِْ الْخُلْدِ أَ فَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّی یَکُونُوا مُؤْمِنِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اباصلت گوید: روزی مأمون از امام رضا (علیه السلام) سؤال نمود و به آن حضرت (علیه السلام) عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! معنی کلام خدای عزّوجلّ: و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به [اجبار] ایمان می‌آوردند آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! [ایمان اجباری چه سودی دارد]؟! [امّا] هیچ کس نمی‌تواند ایمان بیاورد، جز به فرمان خدا. (یونس/۱۰۰-۹۹). چیست»؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود: «پدرم موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) از پدرش جعفربن‌محمّد (علیه السلام) و او از پدرش محمّدبن‌علی (علیه السلام) و او از پدرش علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) و او از پدرش حسین‌بن‌علی (علیه السلام) و او از پدرش علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نقل کرده است که مسلمانان به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عرضه داشتند؛ ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اگر آن کسانی را که بر آن‌ها قدرت داشتی، مجبور می‌کردی مسلمان شوند، تعداد ما زیاد می‌شد و در مقابل دشمنان نیرومند می‌شدیم». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من نمی‌خواهم با بدعتی که خداوند در مورد آن دستوری به من نداده است، خداوند را ملاقات کنم و من کسی نیستم که بخواهم در کاری که به من مربوط نیست دخالت کنم؛ و من از متکلّفان نیستم. [سخنانم روشن و همراه با دلیل است]». سپس خداوند آیه‌ی فوق را نازل فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به [اجبار] ایمان می‌آوردند. (یونس/۱۰۰-۹۹). همان‌طور که در موقع دیدن سختی‌ها در آخرت، ایمان می‌آورند و اگر این کار را با آن‌ها انجام می‌دادم دیگر مستحقّ ثواب و مدح از جانب من نبودند، لکن من می‌خواهم از روی اختیار و بدون اجبار ایمان آورند تا مستحقّ نزدیکی به من و اکرام و جاودانگی در بهشت جاودان باشند، آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟! [ایمان اجباری چه سودی دارد]؟!. (یونس/۹۹)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۴۹/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۴۲/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

۲

(ص/ ۸۶)

 

الباقر (علیه السلام)- جَابِرٍ (رحمة الله علیه) عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ ... قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ یَقُولُ أَجْرُ الْمَوَدَّهًِْ الَّذِی لَمْ أَسْئَلْکُمْ غَیْرَهُ فَهُوَ لَکُمْ تَهْتَدُونَ بِهِ وَ تَنْجُونَ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ قَالَ لَأَعْدَاءُ اللَّهِ أَوْلِیَاءُ الشَّیْطَانِ أَهْلُ التَّکْذِیبِ وَ الْإِنْکَارِ قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ یَقُولُ مُتَکَلِّفٌ أَنْ أَسْئَلَکُمْ مَا لَسْتُمْ بِأَهْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ عِنْدَ ذَلِکَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ أَ‌مَا یَکْفِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَکُونَ قَهَرَنَا عِشْرِینَ سَنَهًًْ حَتَّی یُرِیدُ أَنْ یَحْمِلَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا فَقَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا وَ مَا هُوَ إِلَّا شَیْءٌ یَتَقَوَّلُهُ یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا وَ لَئِنْ قُتِلَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَوْ مَاتَ لَنَنْزِعُهَا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ ثُمَّ لَا نُعِیدُهَا فِیهِمْ أَبَداً وَ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ أَنْ یُعْلِمَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) مَا أَخْفَوْا فِی صُدُورِهِمْ وَ أَسَرُّوا بِهِ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ عزّوجلّ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ یَقُولُ لَوْ شِئْتُ حَبَسْتُ عَنْکَ الْوَحْیَ فَلَمْ تَکَلَّمْ بِفَضْلِ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ لَا بِمَوَدَّتِهِم.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی سخن خداوند عزّوجلّ نقل می‌کند: اجر و پاداشی از شما خواسته‌ام برای خود شماست. (سبأ/۴۷) یعنی مودّتی که چیزی جز آن از شما طلب نمی‌کنم به خود شما برمی‌گردد، به‌وسیله‌ی آن هدایت می‌شوید و از عذاب روز قیامت نجات می‌یابید و از آن‌طرف به دشمنان خدا که دوستان شیطان و اهل تکذیب و انکارند فرمود: قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمتَکَلِّفین. می‌فرماید: یعنی ادّعا کنم و از شما چیزی بخواهم که شما اهل آن نیستید. در اینجا بود که منافقان به یکدیگر گفتند: «آیا محمّد (صلی الله علیه و آله) را بس نیست که بیست سال تمام ما را تحت قدرت خویش کشانده تا اینکه می‌خواهد خاندان خود را بر گردن ما سوار کند [و آن‌ها را نیز حاکم بر ما گرداند]»؟ و ازاین‌رو گفتند: «این مطلب را خداوند نازل نفرموده و این موضوعی است که از پیش خود درآورده و می‌خواهد خاندانش را به گردن ما سوار کند و اگر محمّد (صلی الله علیه و آله) کشته شود و یا بمیرد، ما این منصب را از خاندانش خواهیم گرفت و پس از آن هرگز نخواهیم گذارد دوباره قدرت به‌دست آن‌ها درآید». خدای عزّوجلّ خواست تا آنچه را آن‌ها در سینه‌های خود پنهان کرده و تصمیم بدان گرفته‌اند به پیغمبرش اعلام کند و این مطلب را در کتاب خویش، قرآن بگنجاند و فرمود: آیا می‌گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! درحالی‌که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر می‌نهد. (شوری/۲۴) می‌فرماید: «اگر بخواهم وحی را باز دارم تا به فضیلت و دوستی خاندانت لب نگشایی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۵۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۲/ نورالثقلین و البرهان؛ «بتفاوت»

۳

(ص/ ۸۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) الْمُتَکَلِّفُ مُخْطِئٌ وَ إِنْ أَصَابَ وَ الْمُتَطَوِّعُ مُصِیبٌ وَ إِنْ أَخْطَأَ وَ الْمُتَکَلِّفُ لَا یَسْتَجْلِبُ فِی عَاقِبَهًِْ أَمْرِهِ إِلَّا الْهَوَانَ وَ فِی الْوَقْتِ إِلَّا التَّعَبَ وَ الْعَنَاءَ وَ الشَّقَاءَ وَ الْمُتَکَلِّفُ ظَاهِرُهُ رِئَاءٌ وَ بَاطِنُهُ نِفَاقٌ فَهُمَا جَنَاحَانِ یَطِیرُ بِهِمَا الْمُتَکَلِّفُ وَ لَیْسَ فِی الْجُمْلَهًِْ مِنْ أَخْلَاقِ الصَّالِحِینَ وَ لَا مِنْ شِعَارِ الْمُتَّقِینَ التَّکَلُّفِ فِی أَیِّ بَابٍ کَانَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْأَوْلِیَاءِ بَرَاءٌ مِنَ التَّکَلُّفِ فَاتَّقِ اللَّهَ وَ اسْتَقِمْ نَفْسَکَ یُغْنِکَ عَنِ التَّکَلُّفِ وَ یَطْبَعُکَ بِطِبَاعِ الْإِیمَانِ وَ لَا تَشْتَغِلْ بِطَعَامٍ آخِرُهُ الْخَلَاءُ وَ لِبَاسٍ آخِرُهُ الْبِلَی وَ دَارٍ آخِرُهَا الْخَرَابُ وَ مَالٍ آخِرُهُ الْمِیرَاثُ وَ إِخْوَانٍ آخِرُهُمُ الْفِرَاقُ وَ عِزٍّ آخِرُهُ الذُّلُّ وَ وَقَارٍ آخِرُهُ الْجَفَاءُ وَ عَیْشٍ آخِرُهُ الْحَسْرَهًُْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی که به تکلّف کار می‌کند خطاکار است اگرچه عمل او صحیح باشد و هرکه به قصد اطاعت و امتثال عمل می‌کند اعمال او درست است اگرچه برخلاف واقع باشد و شخصی که روی تکلّف عمل می‌کند در عاقبت امر خود نتیجه‌ای به‌دست نخواهد آورد مگر خواری و ذلّت را و در حال حاضر نیز به‌جز زحمت و مشقّت و ناراحتی، اندوخته‌ای نخواهد داشت و ظاهر امر شخص متکلّف خودنمایی و ریاکاری بوده و باطن امر او به نفاق و با این دو بال [ریا و نفاق] حرکت کرده و در نتیجه باید متوجّه شد که افراد صالح و پرهیزکار هرگز روی تکلّف عمل نکرده و با این صفت متصّف نخواهند شد. [در هر زمینه‌ای که باشد] خداوند متعال به رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) خود می‌فرماید: قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ المُتَکَلِّفِینَ. و فرمود: «ما انبیاء (علیهم السلام) و اولیاء از تکلّف بیزار می‌باشیم، از خدا بترسید و خود را ثابت و مستقیم نگهدارید و دراین‌صورت نیازی به تکلّف نخواهید داشت و به طبیعت ایمان کار خواهید کرد، خود را به طعامی مشغول نکنید که پایان آن در بیت الخلاء باشد و یا لباسی که کهنه گردد و یا خانه‌ای که خراب شود و یا مالی که به وارثان برسد و یا برادرانی که از هم جدا می‌گردند و یا عزّتی که پایان آن خواری و وقاری که آخرین آن جفا و زندگی‌ای که پایان آن حسرت باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۴ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۹۴/ مصباح الشریعهًْ، ص۱۴۰/ نورالثقلین؛ «و قال نحن معاشر الانبیاء... الی آخر» محذوف

۴

(ص/ ۸۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ: قُلْ یَا مُحَمَّدُ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ أَیْ عَلَی مَا أَدْعُوکُمْ إِلَیْهِ مِنْ مَالٍ تُعْطُونِیهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ یُرِیدُ مَا أَتَکَلَّفَ هَذَا مِنْ عِنْدِی إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ یُرِیدُ مَوْعِظَهًًْ لِلْعالَمِینَ یُرِیدُ الْخَلْقَ أَجْمَعِینَ وَ لَتَعْلَمُنَ یَا مَعْشَرَ الْمُشْرِکِینَ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ یُرِیدُ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ بَعْدَ الْمَوْتِ یَوْمَ الْقِیَامَهًْ.

 

ابن‌عبّاس ( ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ یعنی به خاطر آنچه شما را به آن فرا می‌خوانم، نمی‌خواهم مالی به من عطا کنید، وَمَا أَنَا مِنَ الْمتَکَلِّفِینَ یعنی این را از خود در نمی‌آورم، إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ یعنی اندرز، لِّلْعَالَمِینَ یعنی تمامی آفریدگان، وَ لَتَعْلَمُنَّ یعنی ای گروه مشرکان! نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ یعنی هنگام مرگ و پس از مرگ در روز قیامت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۴ القمی، ج۲، ص۲۴۵/ البرهان

۵

(ص/ ۸۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ لِلْمُتَکَلِّفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَتَمَلَّقُ إِذَا حَضَرَ وَ یَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ یَشْمَتُ بِالْمُصِیبَهًْ. فِی کِتَابِ الخِصَالِ عَن اَبِی‌عَبدِ‌اللهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ: یَا بُنَیَ لِکُلِ شَیْءٍ عَلَامَهًٌْ یُعْرَفُ بِهَا وَ یُشْهَدُ عَلَیْهَا ... لِلْمُتَکَلِّفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یُنَازِعُ مَنْ فَوْقَهُ وَ یَقُولُ مَا لَا یَعْلَم ُ وَ یَتَعَاطَی مَا لَا یَنَال. فِی جَوَامِعُ الجَامِعِ وَ عَن النَّبِیّ (صلی الله علیه و آله): لِلْمُتَکَلِّفِ ثَلَاثَ عَلَامَاتٍ یُنَازِعُ مَنْ فَوْقَهُ وَ یَقُولُ مَا لَا یَعْلَمُ وَ یَتَعَاطَی مَا لَا یَنَال.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: متکلّف سه علامت دارد؛ در حضور انسان، او را تملّق می‌کند، پشت سرش از او غیبت می‌کند، در مصیبت شماتت می‌کند. در کتاب خصال، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لقمان (علیه السلام) به فرزندش گفت: فرزند جان! هرچیز را علامتی است که بدان شناخته گردد و گواه آن است ... کسانی که با تکلّف می‌خواهند خود را به‌جایی برسانند نیز سه علامت دارند؛ با مافوق خود به منازعه برمی‌خیزند و آنچه را که نمی‌دانند می‌گویند و به آنچه نخواهند رسید، دست می‌اندازند و مدّعی مقامی می‌شوند که شایستگی آن را ندارند». در جوامع الجامع از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است که فرمود: «دانشمندنما (متکلّف) را سه علامت است؛ با برتر از خود ستیزه کند و به آنچه در دسترس او نیست دستِ طمع دراز کند و ندانسته چیزی گوید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۴ نورالثقلین

۶

(ص/ ۸۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ مِنَ الْعُلَمَاءِ مَنْ یَضَعُ نَفْسَهُ لِلْفُتْیَا وَ یَقُولُ سَلُونِی وَ لَعَلَّهُ لَا یُصِیبُ حَرْفاً وَاحِداً وَ اللَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُتَکَلِّفِینَ فَذَاکَ فِی الدَّرْکِ السَّادِسِ مِنَ النَّار.

 

امام صادق (علیه السلام)- بعضی از دانشمندان خود را در معرض فتوا قرار می‌دهند و می‌گویند: «از من بپرسید، درحالی‌که شاید یک سخن را درک نکنند و خداوند کسانی را که خود را به تکلّف انداخته‌اند دوست ندارد، اینان در طبقه‌ی ششم آتش‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۴ الخصال، ج۲، ص۳۵۳/ نورالثقلین

۷

(ص/ ۸۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِر عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ مَنْ تَوَلَّی الْأَوْصِیَاءَ مِنْ آلِ مُحَمَّد (علیهم السلام) وَ اتَّبَعَ آثَارَهُمْ فَذَاکَ یَزِیدُهُ وَلَایَهًَْ مَنْ مَضَی مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُؤْمِنِینَ الْأَوَّلِینَ حَتَّی تَصِلَ وَلَایَتُهُمْ إِلَی آدَمَ (علیه السلام) وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ یَقُولُ أَجْرُ الْمَوَدَّةِ الَّذِی لَمْ أَسْأَلْکُمْ غَیْرَهُ فَهُوَ لَکُمْ تَهْتَدُونَ بِهِ وَ تَنْجُونَ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ قَالَ لِأَعْدَاءِ اللَّهِ أَوْلِیَاءِ الشَّیْطَانِ أَهْلِ التَّکْذِیبِ وَ الْإِنْکَارِ قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ یَقُولُ مُتَکَلِّفاً أَنْ أَسْأَلَکُمْ مَا لَسْتُمْ بِأَهْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ عِنْدَ ذَلِکَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ أَ مَا یَکْفِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَکُونَ قَهَرَنَا عِشْرِینَ سَنَهًًْ حَتَّی یُرِیدُ أَنْ یُحَمِّلَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا فَقَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا وَ مَا هُوَ إِلَّا شَیْءٌ یَتَقَوَّلُهُ یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا وَ لَئِنْ قُتِلَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَوْ مَاتَ لَنَنْزِعَنَّهَا مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ ثُمَّ لَا نُعِیدُهَا فِیهِمْ أَبَداً وَ أَرَادَ اللَّهُ عزّوجلّ أَنْ یُعْلِمَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) الَّذِی أَخْفَوْا فِی صُدُورِهِمْ وَ أَسَرُّوا بِهِ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ عزّوجلّ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللَّهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللَّهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ یَقُولُ لَوْ شِئْتُ حَبَسْتُ عَنْکَ الْوَحْیَ فَلَمْ تَکَلَّمْ بِفَضْلِ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ لَا بِمَوَدَّتِهِم.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است: در تفسیر گفتار خدای عزّ‌وجلّ: و هرکس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی‌اش می‌افزاییم. (شوری/۲۳) فرمود: «یعنی هرکه اوصیاء آل محمّد (صلی الله علیه و آله) را دوست بدارد و از آثارشان پیروی کند پس این دوستی بیفزاید برای او دوستی گذشتگان از پیمبران (علیهم السلام) و مؤمنان پیشین را تا برسد دوستی آن‌ها به حضرت آدم (علیه السلام) و این است معنای گفتار خدای عزّوجلّ: بگو: «هر اجر و پاداشی از شما خواسته‌ام». (سبأ/۴۷) می‌فرماید: «یعنی مزد همان دوستی که جز آن را از شما نخواستم از آنِِِ خودتان باشد که به‌وسیله‌ی آن رهبری شوید و از عذاب روز رستاخیز نجات یابید و از آن‌طرف به دشمنان خدا که دوستان شیطان و اهل تکذیب و انکارند فرمود: قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ المُتَکَلِّفِینَ می‌فرماید: «یعنی ادّعا کنم و از شما چیزی بخواهم که شما اهل آن نیستید». در اینجا بود که منافقان به یکدیگر گفتند: «آیا محمّد (صلی الله علیه و آله) را بس نیست که بیست سال تمام ما را تحت قدرت خویش کشانده تا اینکه می‌خواهد خاندان خود را بر گردن ما سوار کند [و آن‌ها را نیز حاکم بر ما گرداند] و ازاین‌رو گفتند: این مطلب را خداوند نازل نفرموده و این موضوعی است که از پیش خود درآورده و می‌خواهد خاندانش را به گردن ما سوار کند و اگر محمّد (صلی الله علیه و آله) کشته شود و یا بمیرد ما این منصب را از خاندانش خواهیم گرفت و پس از آن هرگز نخواهیم گذارد دوباره قدرت به‌دست آن‌ها درآید و خدای عزّوجلّ خواست تا آنچه را آن‌ها در سینه‌های خود پنهان کرده و تصمیم بدان گرفته‌اند به پیغمبرش اعلام کند و این مطلب را در کتاب خویش قرآن بگنجاند و فرمود: آیا می‌گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! درحالی‌که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر می‌نهد. (شوری/۲۴) می‌فرماید: «اگر بخواهم وحی را باز دارم تا به فضیلت و دوستی خاندانت لب نگشایی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۶ الکافی، ج۸، ص۳۷۹

۸

(ص/ ۸۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ امْرَأَهًًْ مِنَ الْمُسْلِمَاتِ أَتَتِ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَتْ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ فُلَاناً زَوْجِی قَدْ نَثَرْتُ لَهُ بَطْنِی وَ أَعَنْتُهُ عَلَی دُنْیَاهُ وَ آخِرَتِهِ لَمْ یَرَ مِنِّی مَکْرُوهاً أَشْکُو مِنْهُ إِلَیْکَ. فَقَالَ: فِیمَ تَشْکِینَهُ؟ قَالَتْ: إِنَّهُ قَالَ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ کَظَهْرِ أُمِّی وَ قَدْ أَخْرَجَنِی مِنْ مَنْزِلِی فَانْظُرْ فِی أَمْرِی. فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیَّ کِتَاباً أَقْضِی فِیهِ بَیْنَکِ وَ بَیْنَ زَوْجِکِ وَ أَنَا أَکْرَهُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُتَکَلِّفِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حمران از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: زنی از میان مسلمانان نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و به او گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! فلان شخص همسر من است، فرزندانم از او بسیار است و در امر دنیا و آخرتش او را یاری کرده‌ام. از من هیچ کار ناخوشایندی ندیده است، امّا من از او نزد شما شکایت می‌کنم». فرمود: «از چه امری در مورد او شکایت می‌کنی»؟ گفت: «او امروز به من گفت: تو همچون مادرم بر من حرام هستی و مرا از خانه‌ام بیرون کرد، به مسأله‌ی من رسیدگی کنید». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند بر من آیه‌ای نازل نکرده است که به‌وسیله‌ی آن میان تو و همسرت قضاوت کنم و دوست ندارم جزء کسانی باشم که از پیش خود سخنی می‌گویند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۶ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۷۲

۹

(ص/ ۸۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَیْ عَلَی مَا أَدْعُوکُمْ إِلَیْهِ مِنْ مَالٍ تُعْطُونِیهِ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ یُرِیدُ مَا أَتَکَلَّفُ هَذَا مِنْ عِنْدِی.

 

ابن‌عبّاس ( از ابن‌عبّاس (روایت شده است که وی درباره‌ی این کلام خداوند متعال گفت: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! قُلْ مَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ یعنی به خاطر آنچه شما را به آن فرا می‌خوانم، نمی‌خواهم مالی به من عطا کنید. وَ مَا أَنَا مِنَ الْمتَکَلِّفِینَ یعنی این را از خود در نمی‌آورم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳

۱۰

(ص/ ۸۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَیُّهَا النَّاسُ عَلَیْکُمْ بِالطَّاعَهًِْ وَ الْمَعْرِفَهًِْ بِمَنْ لَا تَعْتَذِرُونَ بِجَهَالَتِهِ فَإِنَّ الْعِلْمَ الَّذِی هَبَطَ بِهِ آدَمُ (علیه السلام) وَ جَمِیعَ مَا فُضِّلَتْ بِهِ النَّبِیُّونَ إِلَی خَاتَمِ النَّبِیِّینَ فِی عِتْرَهًِْ نَبِیِّکُمْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَأَنَّی یُتَاهُ بِکُمْ بَلْ أَیْنَ تَذْهَبُونَ یَا مَنْ نَسَخَ مِنْ أَصْلَابِ السَّفِینَهًِْ هَذِهِ مِثْلُهَا فِیکُمْ فَارْکَبُوهَا فَکَمَا نَجَا فِی هَاتِیکَ مَنْ نَجَا فَکَذَلِکَ یَنْجُو فِی هَذِهِ مَنْ دَخَلَهَا أَنَا رَهِینٌ بِذَلِکَ قَسَماً حَقّاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ وَ الْوَیْلُ لِمَنْ تَخَلَّفَ ثُمَّ الْوَیْلُ لِمَنْ تَخَلَّفَ أَ مَا بَلَغَکُمْ مَا قَالَ فِیکُمْ نَبِیُّکُمْ (صلی الله علیه و آله) حَیْثُ یَقُولُ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا.

 

امام علی (علیه السلام)- نقل است که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: ای مردم! بر شما باد به طاعت و شناخت کسی که به شناختش معذور نیستید، چرا که آن علمی که آدم (علیه السلام) بدان فرود آمد و همه‌ی آنچه پیامبران (علیهم السلام) بدان واسطه برتری جستند تا برسد به پیغمبر شما خاتم النّبیّین (صلی الله علیه و آله)، همگی نزد عترت پیغمبرتان محمّد (صلی الله علیه و آله) است، پس در کجا سرگردان شده و به کجا می‌روید؟ ای کنده‌شده‌گان از صلب‌های اصحاب کشتی [نوح (علیه السلام)] مَثَل عترت در میانتان همچون کشتی نوح (علیه السلام) است، پس بر آن سوار شوید و همچون نجات‌یافتگان در آن کشتی، هرکه بر آن درآید نیز نجات یابد و من به آنچه می‌گویم به سوگند درست گرو این گفتار هستم و سخن زور نمی‌گویم و وای بر آنکه روی برتابد! سپس وای بر آن کس که روی برتابد! آیا این حدیث پیغمبرتان در حجّهًْ الوداع به شما نرسیده که فرمود: «در میان شما دو چیز سنگین و گران‌بها می‌گذارم، اگر بدان چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نشوید؛ قرآن و عترت من اهل بیتم و این دو از هم جدا نشوند تا در کنار حوض بر من درآیند». پس بنگرید چگونه درباره‌ی آن دو رفتار کنید، بدانید که این آب خوشگوار و شیرین است پس بیاشامید و آن دیگر آب شور و تلخ است و از آن بپرهیزید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۸ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۸۵

 

آیه إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِلْعالَمينَ [87]

 

اين [قرآن] فقط تذكّرى براى جهانيان است.

۱

(ص/ ۸۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعالَمِینَ قَالَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ، او، امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۸ الکافی، ج۸، ص۲۸۷/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۱۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۹/ المناقب، ج۳، ص۹۷

۲

(ص/ ۸۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ یُرِیدُ مَوْعِظَهًًْ لِلْعالَمِینَ یُرِیدُ الْخَلْقَ أَجْمَعِین.

 

ابن‌عبّاس ( إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ یعنی اندرز. لِّلْعَالَمِینَ یعنی تمامی آفریدگان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ القمی، ج۲، ص۲۴۵

 

آیه وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حينٍ [88]

 

و به يقين خبر [پيروزى] آن را بعد از مدّتى خواهيد دانست.

۱

(ص/ ۸۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ قَالَ عِنْدَ خُرُوجِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ، [یعنی] هنگام خروج حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۸ الکافی، ج۸، ص۲۸۷/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۱۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۹

۲

(ص/ ۸۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فِی قَولِهِ ... وَ لَتَعْلَمُنَّ یَا مَعْشَرَ الْمُشْرِکِینَ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ یُرِیدُ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ بَعْدَ الْمَوْتِ یَوْمَ الْقِیَامَهًْ.

 

ابن‌عبّاس ( وَ لَتَعْلَمُنَّ یعنی ای گروه مشرکان! نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ یعنی هنگام مرگ و پس از مرگ در روز قیامت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۸ القمی، ج۲، ص۲۴۵/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳

۳

(ص/ ۸۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌سِیرِینَ قَالَ سَمِعْتُ غَیْرَ وَاحِدٍ مِنْ مَشِیخَهًِْ أَهْلِ الْبَصْرَهًِْ یَقُولُون لَمَّا فَرَغَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) مِنْ حَرْبِ الْجَمَلِ عُرِضَ لَهُ مَرَضٌ وَ حَضَرَتِ الْجُمُعَهًُْ فَتَأَخَّرَ عَنْهَا وَ قَالَ لِابْنِهِ الْحَسَنِ انْطَلِقْ یَا بُنَیَّ فَاجْمَعْ بِالنَّاسِ فَأَقْبَلَ الْحَسَنُ (علیه السلام) إِلَی الْمَسْجِدِ فَلَمَّا اسْتَقَلَّ
 عَلَی الْمِنْبَرِ حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ تَشَهَّدَ وَ صَلَّی عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَنَا لِنُبُوَّتِهِ وَ اصْطَفَانَا عَلَی خَلْقِهِ وَ أَنْزَلَ عَلَیْنَا کِتَابَهُ وَ وَحْیَهُ وَ ایْمُ اللَّهِ لَا یَنْتَقِصُنَا أَحَدٌ مِنْ حَقِّنَا شَیْئاً إِلَّا یَنْقُصُهُ اللَّهُ فِی عَاجِلِ دُنْیَاهُ وَ آجِلِ آخِرَتِهِ وَ لَا یَکُونُ عَلَیْنَا دَوْلَهًٌْ إِلَّا کَانَتْ لَنَا الْعَاقِبَهًُْ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ ثُمَّ جَمَعَ بِالنَّاسِ وَ بَلَغَ أَبَاهُ کَلَامُهُ فَلَمَّا انْصَرَفَ إِلَی أَبِیهِ (علیه السلام) نَظَرَ إِلَیْهِ فَمَا مَلَکَ عَبْرَتَهُ أَنْ سَالَتْ عَلَی خَدَّیْهِ ثُمَّ اسْتَدْنَاهُ إِلَیْهِ فَقَبَّلَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ قَالَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِیعٌ عَلِیم.

 

امام علی (علیه السلام)- محمدبن‌سیرین گوید: از شماری مشایخ بصره شنیدم که می­گفتند: «زمانی­که امام علی‌بن‌ابی­طالب (علیه السلام) از جنگ جمل فارغ شد مریضی بر وی عارض گشت. روز جمعه شد امّا به علّت بیماری نتوانست برای نماز جمعه در مسجد حاضر شود لذا به پسر خود حسن (علیه السلام) فرمود: «ای پسرم به مسجد برو و برای مردم نماز جمعه ادا کن. حسن (علیه السلام) به مسجد آمد و پس از استقرار بر منبر، حمد و ثنای الهی را به جای آورد و شهادت به یگانگی خداوند داد و پس از صلوات بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم، خداوند ما را برای نبوت انتخاب نموده و بر مردم برگزیده است و قرآن و وحی خود را بر ما نازل کرده است. به خدا قسم هرکس چیزی از حق ما را غصب کند بدون تردید خداوند آن را در دنیا و آخرت از او بازپس خواهد گرفت. هر دولت و حکومتی علیه ما باشد در نهایت حق و پیروزی از آن ماست. و به یقین خبر [پیروزی] آن را بعد از مدّتی خواهید دانست. سپس برای مردم نماز جمعه را اقامه کرد و سخنانش به پدرش رسید. وقتی حسن (علیه السلام) نزد پدرش رفت، امام علی (علیه السلام) به وی نگاه کرد و اشک بر گونه­اش جاری شد. از او خواست که نزدیک­تر شود لذا بین دو چشمان وی را بوسید و فرمود: «پدر و مادرم به فدایت ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِیعٌ عَلِیم فرزندانی که بعضی از آنان از نسل بعضی دیگرند، و خداوند شنوای داناست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۶۸ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۲۲۸/ الأمالی للطوسی، ج۸۲ و نورالثقلین؛ «ثم جمع بالناس... الی آخر» محذوف/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۴؛ «بتفاوت»/ المناقب، ج۴، ص۱۱؛ «بتفاوت لفظی»

۴

(ص/ ۸۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَا أَهْلَ الْعِرَاقِ فَإِنَّمَا أَنْتُمْ کَالْمَرْأَهًِْ الْحَامِلِ حَمَلَتْ فَلَمَّا أَتَمَّتْ أَمْلَصَتْ وَ مَاتَ قَیِّمُهَا وَ طَالَ تَأَیُّمُهَا وَ وَرِثَهَا أَبْعَدُهَا. أَمَا وَ اللَّهِ مَا أَتَیْتُکُمُ اخْتِیَاراً وَ لَکِنْ جِئْتُ إِلَیْکُمْ سَوْقاً وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّکُمْ تَقُولُونَ عَلِیٌّ یَکْذِبُ قَاتَلَکُمُ اللَّهُ تَعَالَی فَعَلَی مَنْ أَکْذِبُ أَ‌عَلَی اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ أَمْ عَلَی نَبِیِّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ صَدَّقَهُ کَلَّا وَ اللَّهِ لَکِنَّهَا لَهْجَهًٌْ غِبْتُمْ عَنْهَا وَ لَمْ تَکُونُوا مِنْ أَهْلِهَا وَیْلُ أُمِّهِ کَیْلًا بِغَیْرِ ثَمَنٍ لَوْ کَانَ لَهُ وِعَاءٌ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم عراق! همانا شما به زن بارداری می‌مانید که در آخرین روزهای بارداری جنین خود را سقط کند و سرپرستش بمیرد و زمانی طولانی بی‌شوهر ماند و دورترین اشخاص ارثش را ببرد. بدانید، به خدا قسم! آمدنم به‌سوی شما از روی اختیار نبود بلکه به‌طرف دیار شما کشانده شدم، به من خبر دادند که می‌گویید: علی (علیه السلام) دروغ می‌گوید! پس وای بر شما بر چه کسی دروغ بستم آیا بر خدا افترا زدم؟ با آنکه نخستین شخص از مسلمانان من بودم که او را عبادت کرده و به یگانگی شناختم. یا به رسول او دروغ نسبت دادم؟ با آنکه من نخستین کسی بودم که به او ایمان آوردم و نبوّتش را تصدیق کرده و او را یاری نمودم! نه، به خدا هرگز! آنچه گفتم واقعیّتی است که شما از دانستن آن دورید و شایستگی درک آن را ندارید مادرتان در سوگ شما زاری کند و وای، وای، سر دهد. پیمانه‌ی علم را به شما به رایگان بخشیدم اگر ظرفیّت داشته باشید. و به یقین خبر [پیروزی] آن را بعد از مدّتی خواهید دانست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۰ نهج البلاغهًْ، ص۱۰۰/ بحارالأنوار، ج۳۴، ص۱۰۳

۵

(ص/ ۸۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَا أَهْلَ الْکُوفَهًِْ أُخْبِرُکُمْ بِمَا یَکُونُ قَبْلَ أَنْ یَکُونَ، لِتَکُونُوا مِنْهُ عَلَی حَذَرٍ، وَ لِتُنْذِرُوا بِهِ مَنِ اتَّعَظَ وَ اعْتَبَرَ. کَأَنِّی بِکُمْ تَقُولُونَ إِنَّ عَلِیّاً یَکْذِبُ کَمَا قَالَتْ قُرَیْشٌ لِنَبِیِّهَا وَ سَیِّدِهَا نَبِیِّ الرَّحْمَهًِْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَبْدِ‌اللَّهِ حَبِیبِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله). فَیَا وَیْلَکُمْ، فَعَلَی مَنْ أَکْذِبُ أَ‌عَلَی اللَّهِ فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ عَبَدَ اللَّهَ وَ وَحَّدَهُ، أَمْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَنَا أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ صَدَّقَهُ وَ نَصَرَهُ. کَلَّا وَ لَکِنَّهَا لَهْجَهًُْ خُدْعَهًٍْ کُنْتُمْ عَنْهَا أَغْبِیَاءَ. وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهًَْ وَ بَرَأَ النَّسَمَهًَْ، لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهَا بَعْدَ حِینٍ، وَ ذَلِکَ إِذَا صَیَّرَکُمْ إِلَیْهَا جَهْلُکُمْ، وَ لَا یَنْفَعُکُمْ عِنْدَهَا عِلْمُکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم کوفه! من شما را بدانچه خواهد شد، پیش از آنکه بشود آگاه می‌کنم تا از آن برحذر باشید و تا به سبب آن بترسد آن کس که پند و عبرت گیرد، گویا می‌بینم شما را که می‌گویید: علی (علیه السلام) دروغ می‌گوید، چنانچه قریش به پیغمبر خود و بزرگشان پیغمبر رحمت؛ محمّدبن‌عبدالله (صلی الله علیه و آله) دوست خدا می‌گفتند، پس ای وای بر شما! بر که دروغ می‌گویم؟ آیا بر خدا دروغ می‌بندم؟ من که اوّل کسی هستم که او را پرستش کرده و به یگانگی او را شناخته‌ام، یا به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دروغ می‌بندم؟ من که نخستین کس هستم که به او ایمان آورده و تصدیقش نموده یاریش کردم، سوگند به خدا! چنین نیست [که شما می‌گویید] بلکه سخنانی است بازدارنده که شما را بدان نیازی نیست (سخنان من شما را از این کردار ناهنجار باز می‌دارد و البتّه شما بدان نیازی ندارید) سوگند به آن‌که دانه را شکافت و انسان را آفرید که هرآینه راستی گفتار مرا پس از این خواهید دانست و این در آن زمانی است که نادانی‌هایتان شما را بدانجا برد و آن هنگام دانایی شما سودتان ندهد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۰ بحارالأنوار، ج۳۴، ص۱۳۵/ خصایص الأیمهًْ (ص۹۹؛ «و ذلک اذا... الی آخر» محذوف/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۱۹۸؛ «بتفاوت»

۶

(ص/ ۸۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- کَنْزُ الْکَرَاجُکِیِّ، قَالَ: کَانَ أَکْثَمُ‌بْنُ‌صَیْفِیٍّ الْأَسَدِیُّ حَکِیماً مُقَدَّما ... فَکَتَبَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی أَکْثَمَ‌بْنِ‌صَیْفِیٍّ أَحْمَدُ اللَّهَ إِلَیْکَ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أَقُولَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَقُولُهَا وَ آمُرُ النَّاسَ بِهَا الْخَلْقُ خَلْقُ اللَّهِ وَ الْأَمْرُ کُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ یَنْشُرُهُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ أَدَّبْتُکُمْ بِآدَابِ الْمُرْسَلِینَ وَ لَتُسْأَلُنَّ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در کنز الکراجکی آمده: پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اکثم‌بن‌صیفی اسدی نوشت: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ این نامه‌ای است از محمّد پیغمبر خدا، به اکثم‌بن‌صیفی. من ستایش خدا را به تو القا می‌کنم، خداوند به من فرمان داده که بگویم: جز خدای یگانه خدایی نیست. هم خود بگویم و هم مردم را به گفتن آن وادارم. مردم همه بندگان خدایند و هر کاری بسته به نظر اوست. آن‌ها را می‌آفریند و می‌میراند و در روی زمین پراکنده می‌سازد و بازگشت همه به‌سوی اوست. شما را به آداب پیغمبران (علیهم السلام) تربیت می‌نمایم و به زودی از شما امر عظیمی را می‌پرسند و خبر آن را از این پس خواهی دانست، وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۲ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۸۷

۷

(ص/ ۸۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ أَیْ لَتَعْلَمُنَّ یَا کُفَّارَ مَکَّهًَْ صِدْقَهُ بَعْدَ الْمَوْتِ.

 

ابن‌عبّاس ( وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حینٍ یعنی ای کافران مکّه! به صداقت و راستی گفتار و دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بعد از مرگتان علم خواهید یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۳۹

 

صفحه‌اصلی

معرفی

ارتباط با ما

ورود

سوره:زمر

آیه:همه

سوره زمر

ثواب قرائت

۱

(زمر/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الزُّمَرِ اسْتَخَفَّهَا مِنْ لِسَانِهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنْ شَرَفِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ وَ أَعَزَّهُ بِلَا مَالٍ وَ لَا عَشِیرَهًٍْ حَتَّی یَهَابُهُ مَنْ یَرَاهُ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَی النَّارِ وَ یَبْنِی لَهُ فِی الْجَنَّهًِْ أَلْفَ مَدِینَهًٍْ فِی کُلِّ مَدِینَهًٍْ أَلْفُ قَصْرٍ فِی کُلِّ قَصْرٍ مِائَهًُْ حَوْرَاءَ وَ لَهُ مَعَ هَذَا عَیْنانِ تَجْرِیانِ وَ عَیْنانِ نَضَّاخَتانِ وَ عَیْنَانِ مُدْهامَّتانِ وَ حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ وَ ذَواتا أَفْنانٍ وَ مِنْ کُلِّ فاکِهَةٍ زَوْجان.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکه سوره‌ی زمر را قرائت کند و آن را به آسانی بر زبان جاری نماید، (خواندن آن برایش سخت و مشکل نباشد بلکه از سر شوق بخواند) خداوند سربلندی دنیا و آخرت را به او ارزانی می‌دارد و او را بدون هیچ ثروت و یا خویشاوندی عزیز می‌گرداند، به‌گونه‌ای که هرکس او را ببیند، بزرگش می‌دارد، و خداوند بدنش را بر آتش دوزخ حرام می‌کند و در بهشت برایش هزار شهر می‌سازد که در هر شهر هزار قصر و در هر قصر هزار پری می‌باشد و افزون بر این، دو چشمه آب جاری در زیر درختان سرسبز و دو چشمه آب (دو باغ) هر دو خرّم و سرسبزند!. (رحمن/۶۴). و حوریانی که در خیمه‌های بهشتی مستورند!. (رحمن/۷۴). و [آن دو باغ بهشتی] دارای انواع نعمت‌ها و درختان پرطراوت است!. (رحمن/۴۸). و در آن دو، از هر میوه‌ای دو نوع وجود دارد [هریک از دیگری بهتر]!. (رحمن/۵۲)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۴ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۹۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(زمر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ هَذِهِ السُّورَهًَْ لَمْ یَبْقَ نَبِیٌّ وَ لَا صِدِّیقٌ إِلَّا صَلُّوا وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ وَ مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا عَلَیْهِ أَوْ تَرَکَهَا فِی فِرَاشِهِ، کُلُّ مَنْ دَخَلَ عَلَیْهِ وَ خَرَجَ، أَثْنَی عَلَیْهِ بِخَیْرٍ وَ شَکَرَهُ وَ لَا یَزالُونَ عَلَی شُکْرِهِ مُقِیمِینَ أَبَداً تَعَطُّفاً مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکه این سوره را قرائت کند، همه‌ی پیامبران و راستگویان بر او درود فرستند و برایش طلب آمرزش کنند و هرکه آن را بنویسد و به خود بیاویزد و یا در بستر خود بگذارد، کسانی که نزدش رفت‌وآمد می‌کنند، به نیکی او را می‌ستایند و او را سپاس می‌گزارند و به سبب مهری که خداوند عزّوجلّ بر می‌انگیزد، همیشه سپاسگزار او خواهند بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۴ البرهان

۳

(زمر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الزُّمَرِ لَمْ یَقْطَعِ اللَّهُ رَجَاهُ وَ أَعْطَاهُ ثَوَابَ الْخَائِفِینَ الَّذِینَ خَافُوا اللَّهَ تَعَالَی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره زمر را تلاوت کند، خداوند امیدش را ناامید نمی‌کند و اجر ثواب خائفین را که از خدا می‌ترسند، به او خواهد داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۴ نورالثقلین

 

آیه تَنْزيلُ الْكِتابِ مِنَ اللهِ الْعَزيزِ الْحَكيمِ [1]

 

اين كتابى است كه از سوى خداوند توانا و حكيم نازل شده است.

 

آیه إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ [2]

 

ما اين كتاب را به حق بر تو نازل كرديم؛ پس خدا را پرستش كن در‌حالى‌كه دين خود را براى او خالص كرده‌اى.

 

آیه أَلا لِلهِ الدِّينُ الْخالِصُ وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللهِ زُلْفى إِنَّ اللهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ في ما هُمْ فيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ [3]

 

آگاه باشيد كه دين خالص از آن خداست، و آن‌ها كه غير خدا را اولياى خود قرار دادند، [و مى‌گفتند]: اين‌ها را نمى‌پرستيم مگر به خاطر اينكه ما را به خداوند نزديك كنند. خدا [روز قيامت] ميان آنان در آنچه اختلاف داشتند داورى مى‌كند؛ خداوند آن كس را كه دروغگو و ناسپاس است هرگز هدايت نخواهد كرد.

آگاه باشید که دین خالص از آن خداست

۱ -۱

(زمر/ ۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ مِنَّا دَعْوَهًًْ خَالِصَهًًْ یُظْهِرُ اللَّهُ بِهَا حُجَّتَهُ الْبَالِغَهًَْ وَ یُتِمُّ بِهَا نِعَمَهُ السَّابِغَهًَْ وَ یُعْطِی بِهَا الْکَرَامَهًَْ الْفَاضِلَهًَْ مَنِ اسْتَمْسَکَ بِهَا أَخَذَ بِحِکْمَهًٍْ مِنْهَا آتَاکُمُ اللَّهُ رَحْمَتَه..فَلَا یَقْبَلُ اللَّهُ یَوْمَئِذٍ إِلَّا دِینَهُ الْحَقَّ أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ فَیَوْمَئِذٍ تَأْوِیلُ هَذِهِ الْآیَهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- [مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)] آن فراخوان خالص به سوی خدا، از ما است که خداوند به واسطه‌ی او حجّت و دلیل قطعی خود را آشکار خواهد کرد و نعمت واسعه‌ی خود را کامل خواهد کرد لطف و کرامت سرشارش را به او عطا می‌کند؛ هرکس به او چنگ زند [و از آن تبعیّت کند] حکمت خدا را گرفته که خداوند از سر رحمت خود به او بخشیده خداوند در آن روز غیر از دین حق را نمی‌پذیرد و دین خالص، از آن خداست و در آن روز (روز ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) است که این آیه تأویل خواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۸۵

آن‌ها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: «این‌ها را نمی‌پرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»

۲ -۱

(زمر/ ۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَوْلُهُ ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَی اللهِ زُلْفی وَ ذَلِکَ أَنَّ قُرَیْشاً قَالَتْ إِنَّمَا نَعْبُدُ الْأَصْنَامَ لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی فَإِنَّا لَا نَقْدِرُ أَنْ نَعْبُدَ اللَّهَ حَقَّ عِبَادَتِهِ فَحَکَی اللَّهُ قَوْلَهُمْ عَلَی لَفْظِ الْخَبَرِ وَ مَعْنَاهُ حِکَایَهًٌْ عَنْهُم.

 

امام صادق (علیه السلام)- جریان آیه: مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِیُقَرِّبُونا إِلَی اللهِ زُلْفی چنین است که قریش می‌گفتند: «ما این بت‌ها را می‌پرستیم تا ما را به خدا نزدیک کنند، زیرا ما نمی‌توانیم خدا را چنانچه شایسته است عبادت کنیم». خداوند به‌صورت جمله‌ی خبری سخن آن‌ها را نقل می‌کند ولی در اصل، سخن آن‌ها را حکایت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۱۳؛ «بتفاوت»

۲ -۲

(زمر/ ۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَقْسَامٍ کُلٌّ مِنْهَا.. وَ مِنْهُ مَا لَفْظُهُ عَلَی الْخَبَرِ وَ مَعْنَاهُ حِکَایَهًٌْ عَنْ قَوْمٍ آخَر وَ أَمَّا مَا جَاءَ فِی الْقُرْآنِ عَلَی لَفْظِ الْخَبَرِ وَ مَعْنَاهُ الْحِکَایَهًُْ فَمِنْ ذَلِکَ قَوْلُهُ عزّوجلّ ... ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَی اللهِ زُلْفی فَلَفْظُ هَذَا خَبَرٌ وَ مَعْنَاهُ حِکَایَهًٌْ وَ مِثْلُهُ کَثِیر.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی قرآن را بر هفت قسمت نازل کرد ... از جمله‌ی آن، قسمتی است که لفظش به‌صورت خبری است و معنایش حکایتی است از [زبان] قوم دیگری و از جمله‌ی آیاتی که در قرآن، لفظش خبری و معنایش حکایت است، این کلام خداوند عزّوجلّ است: ... ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونا إِلَی اللهِ زُلْفی که لفظ این آیه خبری است و معنایش حکایت است و مثل این آیه، زیاد است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۷

۲ -۳

(زمر/ ۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِین (علیه السلام) ... أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَی مُشْرِکِی الْعَرَبِ فَقَالَ: وَ أَنْتُمْ فَلِمَ عَبَدْتُمُ الْأَصْنَامَ مِنْ دُونِ اللَّهِ؟ فَقَالُوا: نَتَقَرَّبُ بِذَلِکَ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی. فَقَالَ لَهُمْ: أَ وَ هِیَ سَامِعَهًٌْ مُطِیعَهًٌْ لِرَبِّهَا عَابِدَهًٌْ لَهُ حَتَّی تَتَقَرَّبُوا بِتَعْظِیمِهَا إِلَی اللَّهِ؟ قَالُوا: لَا. قَالَ: فَأَنْتُمُ الَّذِینَ نَحَتُّمُوهَا
 بِأَیْدِیکُمْ؟ قَالُوا: نَعَمْ. قَالَ: فَلَأَنْ تَعْبُدَکُمْ هِیَ لَوْ کَانَ یَجُوزُ مِنْهَا الْعِبَادَهًُْ أَحْرَی مِنْ أَنْ تَعْبُدُوهَا إِذَا لَمْ یَکُنْ أَمَرَکُمْ بِتَعْظِیمِهَا مَنْ هُوَ الْعَارِفُ بِمَصَالِحِکُمْ وَ عَوَاقِبِکُمْ وَ الْحَکِیمُ فِیمَا یُکَلِّفُکُم.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام علی (علیه السلام) فرمود: ... پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو به‌جانب مشرکین عرب نمود فرمود: «شما چرا به پرستش بت‌ها در مقابل خدای یکتا اشتغال ورزیده‌اید»؟ گفتند: «ما با پرستش آن‌ها به خدا نزدیک می‌شویم». فرمود: «آیا بت‌ها شنوایند و مطیع پروردگار خود هستند و او را می‌پرستند
 تا با پرستش آن‌ها، مقرّب درگاه خدا شوید»؟ گفتند: «نه». فرمود: «شما با دست خود آن‌ها را تراشیده‌اید! اگر آن بت‌ها می‌توانستند عبادت کنند باید آن‌ها شما را می‌پرستیدند نه شما آن‌ها را بپرستید! درصورتی‌که خدای عالم به مصالح و عواقب امور شما، و حکیم و دانا در امر و نهی به شما دستوری در مورد عبادت آن‌ها نداده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۶ الإحتجاج، ج۱، ص۲۶

۲ -۴

(زمر/ ۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ بِکُلِ شَیْءٍ یُعْبَدُ مِنْ دُونِهِ مِنْ شَمْسٍ أَوْ قَمَرٍ أَوْ غَیْرِ ذَلِکَ ثُمَّ یَسْأَلُ کُلَّ إِنْسَانٍ عَمَّا کَانَ یَعْبُدُ فَیَقُولُ کُلُّ مَنْ عَبَدَ غَیْرَهُ رَبَّنَا إِنَّا کُنَّا نَعْبُدُهَا لِتُقَرِّبَنَا إِلَیْکَ زُلْفَی قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَهًِْ اذْهَبُوا بِهِمْ وَ بِمَا کَانُوا یَعْبُدُونَ إِلَی النَّارِ مَا خَلَا مَنِ اسْتَثْنَیْتُ فَإِنَ أُولئِکَ عَنْها مُبْعَدُون.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند تبارک‌وتعالی در روز قیامت همه‌ی چیزهایی که به‌جای او پرستیده شده است، از جمله خورشید و ماه و دیگر چیزها را می‌آورد؛ سپس از هر انسانی درباره‌ی آنچه که می‌پرستیده سؤال می‌کند، و کسانی که جز او را پرستیده‌اند می‌گویند: «پروردگارا! ما آن را می‌پرستیدیم تا هرچه بیشتر ما را به تو نزدیک گرداند». پس خداوند تبارک‌وتعالی به فرشتگان می‌فرماید: «اینان را به همراه آنچه می‌پرستیده‌اند، به‌سوی دوزخ ببرید، به جز کسانی که من ایشان را استثناء کرده‌ام؛ چرا که آن‌ها از دوزخ به دور خواهند بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۷۸/ نورالثقلین/ البرهان؛ «ادعوهم» بدل «اذهبوا»

۲ -۵

(زمر/ ۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ أَمَرَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) أَنْ یُنْزِلَ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) بِمَکَّهًَْ فَفَعَلَ {فَ} قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ فَلَمْ یَعْبُدْ أَحَدٌ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) صَنَماً قَطُّ وَ لَکِنَّ الْعَرَبَ عَبَدَهًُْ الْأَصْنَامِ وَ قَالَتْ بَنُو إِسْمَاعِیلَ: هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللهِ فَکَفَرَتْ وَ لَمْ تَعْبُدِ الْأَصْنَامَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند به ابراهیم (علیه السلام) فرمان داد تا اسماعیل (علیه السلام) را به مکّه ببرد و او چنین کرد، سپس ابراهیم (علیه السلام) عرض کرد: پروردگارا! این شهر را ایمن گردان و مرا و فرزندانم را از پرستیدن بتان دور دار. (ابراهیم/۳۵) بنابراین هیچ‌یک از فرزندان اسماعیل (علیه السلام) هیچ‌گاه بتی را نپرستیدند، امّا [سایر] عرب‌ها بت‌پرستی کردند. فرزندان اسماعیل (علیه السلام) [هم که بت‌ها را می‌پرستیدند] می‌گفتند: «اینان نزد خدا شفیع ما هستند» و با گفتن این جملات کفر ورزیدند، امّا بت‌پرستی نکردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۸ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۵۲/ البرهان

 

آیه لَوْ أَرادَ اللهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفى مِمَّا يَخْلُقُ ما يَشاءُ سُبْحانَهُ هُوَ اللهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ [4]

 

[به فرض محال] اگر خدا مى‌خواست فرزندى داشته باشد، از ميان مخلوقاتش آنچه را مى‌خواست برمى‌گزيد؛ منزّه است [از اينكه فرزندى داشته باشد]! او خداوند يگانه و حاكم بر همه چيز است.

۱

(زمر/ ۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی نَعْمَائِهِ یَا ابْنَ سَلَامٍ جِئْتَنِی سَائِلًا أَوْ مُتَعَنِّتاً قَالَ بَلْ سَائِلًا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) ... فَأَخْبِرْنِی مَا الْوَاحِدُ وَ مَا الِاثْنَانِ وَ مَا الثَّلَاثَهًُْ وَ مَا الْأَرْبَعَهًُْ وَ مَا الْخَمْسَهًْ. قَالَ نَعَمْ یَا ابْنَ‌سَلَامٍ أَمَّا الْوَاحِدُ فَهُوَ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ لاشَرِیکَ لَهُ وَ لَا صَاحِبَهًَْ لَهُ وَ لَا وَلَدَ لَهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) [خطاب به ابن‌سلام] فرمود: «سپاس مخصوص خداوند است به‌خاطر تمام نعمت‌هایش؛ ای ابن‌سلام! بگو ببینیم آمده‌ای برای فهمیدن سؤال کنی یا [جواب را می‌دانی] و فقط [می‌خواهی] مرا اذیّت کنی»؟ گفت: «نه، می‌خواهم بفهمم ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! ... بگو ببینم یک چیست و دوتا و سه‌تا و چهارتا و پنج‌تا چیست»؟ فرمود: «ای ابن‌سلام! یک، خدای یکتای قهّار است که شریک و همسر و فرزند ندارد، زنده می‌کند و می‌میراند و تمام امور خیر، به دست قدرت اوست. و او بر هرچیز تواناست. (ملک/۱)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۸

۲

(زمر/ ۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ الْمِقْدَامِ‌بْنِ‌شُرَیْحِ بْنِ هَانِئٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: إِنَّ أَعْرَابِیّاً قَامَ یَوْمَ الْجَمَلِ إِلَی أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ: یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَ تَقُولُ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ؟ قَالَ: فَحَمَلَ النَّاسُ عَلَیْهِ وَ قَالُوا: یَا أَعْرَابِیُّ أَ مَا تَرَی مَا فِیهِ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مِنْ تَقَسُّمِ الْقَلْبِ؟ فَقَالَ
 أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): دَعُوهُ فَإِنَّ الَّذِی یُرِیدُهُ الْأَعْرَابِیُّ هُوَ الَّذِی نُرِیدُهُ مِنَ الْقَوْمِ ثُمَّ قَالَ: یَا أَعْرَابِیُّ إِنَّ الْقَوْلَ فِی أَنَ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا یَجُوزَانِ عَلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ وَجْهَانِ یَثْبُتَانِ فِیهِ فَأَمَّا اللَّذَانِ لَا یَجُوزَانِ عَلَیْهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ وَاحِدٌ یَقْصِدُ بِهِ بَابَ الْأَعْدَادِ فَهَذَا مَا لَا یَجُوزُ لِأَنَّ مَا لَا ثَانِیَ لَهُ لَا یَدْخُلُ فِی بَابِ الْأَعْدَادِ أَ مَا تَرَی أَنَّهُ کَفَرَ مَنْ قَالَ إِنَّهُ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ قَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ یُرِیدُ بِهِ النَّوْعَ مِنَ الْجِنْسِ فَهَذَا مَا لَا یَجُوزُ لِأَنَّهُ تَشْبِیهٌ وَ جَلَّ رَبُّنَا وَ تَعَالَی عَنْ ذَلِکَ وَ أَمَّا الْوَجْهَانِ اللَّذَانِ یَثْبُتَانِ فِیهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ لَیْسَ لَهُ فِی الْأَشْیَاءِ شِبْهٌ کَذَلِکَ رَبُّنَا وَ قَوْلُ الْقَائِلِ إِنَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَحَدِیُّ الْمَعْنَی یَعْنِی بِهِ أَنَّهُ لَا یَنْقَسِمُ فِی وُجُودٍ وَ لَا عَقْلٍ وَ لَا وَهْمٍ کَذَلِکَ رَبُّنَا عَزَّ‌وَ‌جَلَّ.

 

امام علی (علیه السلام)- مقدام‌بن‌شریح‌بن‌هانی از پدرش نقل کرده است: در روز جنگ جمل یکی از بادیه‌نشینان به‌سوی امیرالمؤمنین (علیه السلام) رفت و گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! آیا می‌گویی که خدا یکی است»؟ مردم بر او اعتراض نمودند و گفتند: «ای عرب بیابان‌نشین! مگر نمی‌بینی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) [به سبب این جنگ و برای تدبیر امور آن] در چه پریشان دلی و پراکندگی حواس گرفتار است»؟! امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «او را رها کنید [تا سؤالش را بپرسد] زیرا آنچه این عرب بیابان‌نشین می‌پرسد، همان چیزی است که ما از این گروه (دشمن) می‌خواهیم [که به آن ایمان بیاورند]». پس فرمود: «ای اعرابی! این کلام خداوند که می‌فرماید: خدا یکی است بر چهار قسم است؛ دو وجه از آن‌ها بر
خدای عزّوجلّ روا نیست و دو وجه در مورد خدا صادق است امّا آن دو وجه که بر او روا نیست؛ گفتار گوینده‌ای است که می‌گوید، یکی و باب اعداد را قصد می‌کند که این بیان در مورد خداوند روا نیست زیرا آن یکی که دو ندارد در باب اعداد داخل نمی‌شود. آیا نمی‌بینی آنکه گفته یکی از سه، خدا است کافر شده [یعنی گروهی از مسیحیان که خدا و عیسی (علیه السلام) و مریم (سلام الله علیها) را هر سه خدا می‌دانند] معنی دیگر کلمه‌ی یک، کلام آن کسی است که می‌گوید، یک و منظورش یک نفر (نوعی) از بین مردم است و یک نفر نوعی را از بیان جنس مردم قصد کرده و این مورد نیز در مورد خداوند روا نیست زیرا در این تعبیر، تشبیه خدا به بندگانش نهفته است و خداوند ما از این امور بزرگ‌تر است [که به کسی تشبیه شود] و امّا آن دو وجه که در مورد خداوند صادق است یکی کلام آن کسی است که بگوید خداوند یکی است که در میان چیزها، شبیه و مانندی ندارد و پروردگار ما چنین است و وجه دیگر کلام آن کسی است که بگوید خداوند عزّوجلّ در اصل معنا و ذات، یکتا است یعنی خدا نه در وجود ذهنی و خارجی و نه در عقل و نه در وهم و خیال تقسیم و تفکیک نمی‌شود [و در هیچ مورد، غیر یکتا نیست] و پروردگار عزّوجلّ ما چنین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۷۸ الخصال، ج۱، ص۲/ نورالثقلین

 

آیه خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلا هُوَ الْعَزيزُ الْغَفَّارُ [5]

 

آسمان‌ها و زمين را بحق آفريد؛ شب را بر روز مى‌پيچد و روز را بر شب؛ و خورشيد و ماه را مسخّر [فرمان خويش] قرار داد؛ هركدام تا سرآمد معيّنى به حركت [خود] ادامه مى‌دهند؛ آگاه باشيد كه او توانا و آمرزنده است.

۱

(زمر/ ۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ رَدَّ اللَّهُ عَلَی الَّذِینَ قَالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً فَقَالَ اللَّهُ لَوْ أَرادَ اللهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لَاصْطَفی مِمَّا یَخْلُقُ ما یَشاءُ إِلَی قَوْلِهِ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَی النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَی اللَّیْلِ یَعْنِی یُغَطِّی ذَا عَلَی ذَا وَ ذَا عَلَی ذَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند متعال در این آیه به کسانی که گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود برگزیده است». (مریم/۸۸). پاسخ داد و فرمود: لَوْ أَرَادَ اللهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَی مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاء ... یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَی النَّهَارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهَارَ عَلَی اللَّیْلِ یعنی این (شب) را بر آن (روز) و آن را بر این می‌پوشاند [و پیاپی می‌آورد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۰ البرهان

 

آیه خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ يَخْلُقُكُمْ في بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ [6]

 

او [همه‌ی] شما را از يك انسان آفريد، و همسرش را از جنس او خلق كرد و براى شما هشت زوج از چهارپايان آفريد؛ او شما را در شكم مادرانتان در ميان تاريكى‌هاى سه‌گانه [پوسته‌ی شكم، رحم و كيسه‌ی جنين] آفرينشى بعد از آفرينش ديگر مى‌بخشد. اين است خداوند، پروردگار شما كه حكومت [عالم هستى] از آن اوست؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ پس چگونه [از راه حق] منحرف مى‌شويد؟!

ما و شما را از یک نفس آفرید، و همسرش را از [باقیمانده‌ی گِل] او خلق کرد و برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد

۱ -۱

(زمر/ ۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- {فِی اِحتِجَاجِهِ (علیه السلام) مَعَ بَعْضِ الزَّنَادِقَهًْ} وَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عزّوجلّ مَا یَکُونُ تَأْوِیلُهُ عَلَی غَیْرِ تَنْزِیلِهِ وَ لَا یُشْبِهُ تَأْوِیلُهُ کَلَامَ الْبَشَرِ وَ لَا فِعْلَ الْبَشَرِ وَ سَأُنَبِّئُکَ بِمِثَالٍ لِذَلِکَ تَکْتَفِی بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ هُوَ حِکَایَهًُْ اللَّهِ عزّوجلّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) حَیْثُ قَالَ إِنِّی ذاهِبٌ إِلی رَبِّی فَذَهَابُهُ إِلَی رَبِّهِ تَوَجُّهُهُ إِلَیْهِ فِی عِبَادَتِهِ وَ اجْتِهَادِهِ أَ لَا تَرَی أَنَّ تَأْوِیلَهُ غَیْرُ تَنْزِیلِهِ وَ قَالَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ وَ قَالَ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ فَإِنْزَالُهُ ذَلِکَ خَلْقُهُ إِیَّاه.

 

امام علی (علیه السلام)- [در احتجاجات ایشان با برخی زنادقه آمده است:] در کتاب خداوند عزّوجلّ، آیاتی است که تأویلش (وقوعش) برطبق چیزی غیر از نزولش می‌باشد و تأویل آن، شبیه سخن و کار بشر نیست و برای تو از این موارد، یک نمونه را ذکر می‌کنم اگر خدا بخواهد، به آن اکتفا می‌کنی. و آن مورد آیه‌ای است که خداوند از زبان ابراهیم (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: من به‌سوی پروردگارم می‌روم او مرا هدایت خواهد کرد. (صافات/۹۹) منظور از رفتن به‌سوی خدا، توجّه‌کردن به او در عبادت و تلاش است. آیا نمی‌بینی که تأویل (وقوع و واقعیّت) آن (آیه) غیر از نزول آن است؟! و فرمود: و آهن را نازل کردیم که در آن قوّت شدیدی است. (حدید/۲۵) که منظور از نازل‌کردن، همان آفریدن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۰ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(زمر/ ۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- صَنَعَهَا فِی مِائَهًِْ سَنَهًٍْ ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ یَحْمِلَ فِیهَا مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ الْأَزْوَاجَ الثَّمَانِیَهًَْ الَّتِی خَرَجَ بِهَا آدَمُ (علیه السلام) مِنَ الْجَنَّهًِْ لِیَکُونَ مَعِیشَهًًْ لِعَقِبِ نُوحٍ (علیه السلام) فِی الْأَرْضِ کَمَا عَاشَ عَقِبُ آدَمَ (علیه السلام) فَإِنَّ الْأَرْضَ تَغْرَقُ وَ مَا فِیهَا إِلَّا مَا کَانَ مَعَهُ فِی السَّفِینَهًِْ قَالَ فَحَمَلَ نُوحٌ (علیه السلام) فِی السَّفِینَهًِْ الْأَزْوَاجَ الثَّمَانِیَهًَْ الَّتِی قَالَ اللَّهُ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- نوح (علیه السلام) کشتی را در مدّت یکصد سال ساخت، سپس خداوند متعال به او فرمان داد تا از هشت جفت حیوان حلال گوشتی که آدم (علیه السلام) از بهشت بیرون آورده بود، از هر نوع دو جفت سوار بر کشتی کند تا رزق فرزندان نوح (علیه السلام) در زمین از آن‌ها فراهم شود، همان‌گونه که برای فرزندان آدم (علیه السلام) فراهم شده بود؛ چرا که زمین و هرچه بر آن بود، به جز آنچه همراه نوح (علیه السلام) در کشتی بود، غرق می‌شد. پس نوح (علیه السلام) از آن هشت جفتی که خداوند فرمود، سوار بر کشتی کرد. و خداوند فرمود: وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۳۳۵/ العیاشی، ج۲، ص۱۴۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۷۹/ البرهان

او شما را در شکم مادرانتان آفرینشی بعد از آفرینش دیگر، در میان تاریکی‌های سه گانه، می‌بخشد

۲ -۱

(زمر/ ۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ قَالَ الظُّلُمَاتُ الثَّلَاث الْبَطْنُ وَ الرَّحِمُ وَ الْمَشِیمَهًُْ ذلِکُمُ اللهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ، تاریکی‌های سه‌گانه عبارتند از: شکم و رحم و مشیمه (بچّه‌دان). ذلِکُمُ اللهُ رَبُّکُمْ لَهُ المُلْکُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّی تُصْرَفُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۲ القمی، ج۲، ص۴۵/ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۶۶/ البرهان

۲ -۲

(زمر/ ۶)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ظُلْمَهًُْ الْبَطْنِ وَ الرَّحِمِ وَ الْمَشِیمَهًِْ أوْ الصُّلْبِ وَ الرَّحِمِ وَ الْبَطْنِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ یعنی تاریکی شکم و رحم و غلاف مشیمه، یا پشت پدر و رحم مادر و شکم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۲ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۲۴/ النورالثقلین/ البرهان

۲ -۳

(زمر/ ۶)

 

الحسین (علیه السلام)- ابْتَدَأْتَنِی بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ أَنْ أَکُونَ شَیْئاً مَذْکُوراً وَ خَلَقْتَنِی مِنَ التُّرَابِ ثُمَّ أَسْکَنْتَنِی الْأَصْلَابَ أَمْناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَ اخْتِلَافِ الدُّهُورِ فَلَمْ أَزَلْ ظَاعِناً مِنْ صُلْبٍ إِلَی رَحِمٍ فِی تَقَادُمِ الْأَیَّامِ الْمَاضِیَهًِْ وَ الْقُرُونِ الْخَالِیَهًِْ لَمْ تُخْرِجْنِی لِرَأْفَتِکَ بِی وَ لُطْفِکَ لِی وَ إِحْسَانِکَ إِلَیَّ فِی دَوْلَهًِْ أَیَّامِ الْکَفَرَهًِْ الَّذِینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَ کَذَّبُوا رُسُلَکَ لَکِنَّکَ أَخْرَجْتَنِی رَأْفَهًًْ مِنْکَ وَ تَحَنُّناً عَلَیَّ لِلَّذِی سَبَقَ لِی مِنَ الْهُدَی الَّذِی یَسَّرْتَنِی وَ فِیهِ أَنْشَأْتَنِی وَ مِنْ قَبْلِ ذَلِکَ رَؤُفْتَ بِی بِجَمِیلِ صُنْعِکَ وَ سَوَابِغِ نِعْمَتِکَ فَابْتَدَعْتَ خَلْقِی مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی ثُمَّ أَسْکَنْتَنِی فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَ جِلْدٍ وَ دَم.

 

امام حسین (علیه السلام)- [خداوندا!] با لطف و نعمت خود شروع به آفرینش من کردی پیش از اینکه نامی و نشانی داشته باشم، مرا از خاک آفریدی و آسوده از مرگ‌ومیر در پشت پدرها جا دادی و پیوسته در روزگاران گذشته از صلبی به رحمی کوچیدم، از مهر و لطف و احسانت به من، مرا در دولت کافران که عهد تو را شکستند و رسولانت را دروغ شمردند بیرون نیاوردی، و از مهربانی و لطفت نسبت به من، مرا در دوران هدایتی که آماده کردی بدنیا آوردی، و پیش از آن نیز با من خوب کردی و نعمت دادی و مرا از منی ریخته خلق کردی و مرا در تاریکی‌های سه‌گانه میان گوشت و پوست و خون قرار دادی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۲ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۷۲/ نورالثقلین

۲ -۴

(زمر/ ۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَمْ هَذَا الَّذِی أَنْشَأَهُ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْحَامِ وَ شُغُفِ الْأَسْتَارِ نُطْفَهًًْ دِهَاقاً وَ عَلَقَهًًْ مِحَاقاً وَ جَنِیناً وَ رَاضِعاً وَ وَلِیداً وَ یَافِعا.

 

امام علی (علیه السلام)- مگر این [انسان] همان نطفه‌ای نیست که خداوند او را در تاریکی‌های رحم و غلاف‌های تودرتوی [شکم مادر] آفرید، تا به‌صورت جنین درآمد، سپس کودکی شیرخوار شد و [کم‌کم رشد کرد تا] جوانی خوش‌منظر گردید!!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۲ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۴۹/ نورالثقلین

۲ -۵

(زمر/ ۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَبْتَدِئُ یَا مُفَضَّلُ بِذِکْرِ خَلْقِ الْإِنْسَانِ فَاعْتَبِرْ بِهِ فَأَوَّلُ ذَلِکَ مَا یُدَبَّرُ بِهِ الْجَنِینُ فِی الرَّحِمِ وَ هُوَ مَحْجُوبٌ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ظُلْمَهًِْ الْبَطْنِ وَ ظُلْمَهًِْ الرَّحِمِ وَ ظُلْمَهًِْ الْمَشِیمَهًِْ حَیْثُ لَا حِیلَهًَْ عِنْدَهُ فِی طَلَبِ غِذَاءٍ وَ لَا دَفْعِ أَذًی وَ لَا اسْتِجْلَابِ مَنْفَعَهًٍْ وَ لَا دَفْعِ مَضَرَّهًٍْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ای مفضّل! از [سخن در مورد] آفرینش آدمی آغاز می‌کنیم، پس عبرت‌گیر. آغاز تدبیر آفرینش بچّه در رحم است فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ شکم و رحم و مشیمه، آنجا که راهی برای خواستن روزی ندارد و برای رفع آزار و جلب نفع و دفع ضرر راهی ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۴ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۷۷/ نورالثقلین

۲ -۶

(زمر/ ۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَرِیرٍ الْقُمِّیِّ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ (علیه السلام) عَنِ النُّطْفَهًِْ مَا فِیهَا مِنَ الدِّیَهًِْ وَ مَا فِی الْعَلَقَهًِْ وَ مَا فِی الْمُضْغَهًِْ وَ مَا فِی الْمُخَلَّقَهًِْ وَ مَا یُقِرُّ فِی الْأَرْحَامِ فَقَالَ: إِنَّهُ یُخْلَقُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ یَکُونُ نُطْفَهًًْ أَرْبَعِینَ یَوْماً ثُمَّ یَکُونُ عَلَقَهًًْ أَرْبَعِینَ یَوْماً ثُمَّ مُضْغَهًًْ أَرْبَعِینَ یَوْماً فَفِی النُّطْفَهًِْ أَرْبَعُونَ دِینَاراً وَ فِی الْعَلَقَهًِْ سِتُّونَ دِینَاراً وَ فِی الْمُضْغَهًِْ ثَمَانُونَ دِینَاراً فَإِذَا اکْتَسَی الْعِظَامُ لَحْماً فَفِیهِ مِائَهًُْ دِینَارٍ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَ ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ فَإِنْ کَانَ ذَکَراً فَفِیهِ الدِّیَهًُْ وَ إِنْ کَانَتْ أُنْثَی فَفِیهَا دِیَتُهَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ابوجریر قمی گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: «نطفه در رحم اگر سقط شود، چه مقدار دیه دارد و اگر [در مراحل رشد بعدی سقط شود یعنی] درحالتی‌که جنین، خون بسته شده یا پاره‌گوشتی شده یا به‌صورت مخلوقی که در رحم جای گرفته است، شده باشد، دیه‌ی آن چقدر است»؟ فرمود: «در شکم مادرش به‌دنبال هم به‌صورت جدیدی تکامل می‌یابد و آفریده می‌شود؛ چهل روز نطفه است، چهل روز خون بسته، چهل روز پاره‌گوشتی جویده شده؛ آن زمانی که یک نطفه است، دیه‌اش چهل دینار است و دیه‌ی خون بسته شده، شصت دینار، دیه‌ی پاره‌ی گوشت جویده شده، هشتاد دینار و وقتی به استخوان جنین، گوشت رویید دیه‌اش صد دینار است، خدا فرموده: آن را آفرینش تازه‌ای دادیم پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است. (مؤمنون/۱۴) [و پس از آنکه روح در او دمیده شد] اگر مرد است دیه‌ی مرد دارد و اگر زن است دیه زن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۴ وسایل الشیعه، ج۲۹، ص۳۱۷/ نورالثقلین

۲ -۷

(زمر/ ۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سُئِلَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مُشَابِهِ الْخَلْقِ فَقَالَ هُوَ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَوْجُهٍ فَمِنْهُ خَلْقُ الِاخْتِرَاعِ کَقَوْلِهِ سُبْحَانَهُ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهًِْ أَیَّامٍ وَ خَلْقُ الِاسْتِحَالَهًِْ قَوْلُهُ تَعَالَی یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد اموری که شبیه خلق‌کردن است، سؤال شد؛ فرمود: سه مورد است، یکی از آن موارد خلق چیز جدید است مانند اینکه خدا فرموده: آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید. (اعراف/۵۳) و مورد دیگر آفرینش، دگرگونی است، مانند این کلام خداوند که فرمود: یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۴ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۳۳/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶

 

آیه إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ [7]

 

اگر ناسپاسى كنيد، خداوند از شما بى‌نياز است و هرگز ناسپاسى را براى بندگانش نمى‌پسندد؛ و اگر شكر او را به جا آوريد آن را براى شما مى‌پسندد. و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را بردوش نمى‌كشد. سپس بازگشت همه‌ی شما به‌سوى پروردگارتان است، و شما را از آنچه انجام مى‌داديد آگاه مى‌سازد؛ چرا كه او به آنچه درون سينه‌هاست آگاه است.

۱

(زمر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ فُضَیْلِ‌بْنِ‌یَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ: شَاءَ وَ أَرَادَ وَ لَمْ یُحِبَّ وَ لَمْ یَرْضَ شَاءَ أَنْ لَا یَکُونَ شَیْءٌ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَ أَرَادَ مِثْلَ ذَلِکَ وَ لَمْ یُحِبَّ أَنْ یُقَالَ لَهُ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ لَمْ یَرْضَ لِعِبادِهِ الْکُفْرَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فضیل‌بن‌یسار گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود: «خداوند خواسته تا من بر کارهایی که او نمی­خواهد آن­ها را انجام دهم مستطیع باشم». و شنیدم که می­فرمود: «خواست و اراده کرد، درحالی‌که آن را دوست نداشت و به آن راضی نبود، خواست تا در فرمانرواییش جز به علم او چیزی روی ندهد، و همین را نیز اراده کرد، با اینکه دوست نداشت که به او سوّمین آن سه بگویند، و کفر را برای بندگانش نپسندید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۴ الکافی، ص۳۳۹/ نورالثقلین

۲

(زمر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَمِیلِ‌بْنِ‌دَرَّاج قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَصْلَحَکَ اللهُ وَ لا یَرْضی لِعِبادِهِ الْکُفْرَ قَالَ: فَقَالَ النَّاسُ جَمِیعاً لَمْ یَرْضَ لَهُمُ الْکُفْر.

 

امام صادق (علیه السلام)- جمیل‌بن‌درّاج گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «خداوند خیرت دهد! وَ لا یَرْضی لِعِبادِهِ الْکُفْرَ [یعنی چه؟]» فرمود: «همه‌ی مردم با هم می‌گویند [و اعتراف دارند] که خداوند برای هیچ کدام از آن‌ها، کفر را نپسندید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۴ مستدرک الوسایل، ج۱، ص۱۲۰

 

آیه وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَليلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ [8]

 

هنگامى‌كه به انسان زيانى رسد، پروردگار خود را مى‌خواند در‌حالى‌كه به‌سوى او باز مى‌گردد؛ امّا هنگامى‌كه نعمتى از جانب خويش به او عطا كند، آنچه را به خاطر آن قبلاً خدا را مى‌خواند از ياد مى‌برد و براى خداوند همتايانى قرار مى‌دهد تا [مردم را] از راه او گمراه سازد؛ بگو: «چند روزى از كفر و ناسپاسى خود بهره‌گير كه به‌يقين از دوزخيانى»!

۱

(زمر/ ۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ قَالَ نَزَلَتْ فِی أَبِی‌الْفَصِیلِ إِنَّهُ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَهُ سَاحِراً فَکَانَ إِذَا مَسَّهُ الضُّرُّ یَعْنِی السُّقْمَ دَعَا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ یَعْنِی تَائِباً إِلَیْهِ مِنْ قَوْلِهِ فِی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا یَقُولُ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ یَعْنِی الْعَافِیَهًَْ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ یَعْنِی نَسِیَ التَّوْبَهًَْ إِلَی اللَّهِ عزّوجلّ مِمَّا کَانَ یَقُولُ فِی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّهُ سَاحِرٌ وَ لِذَلِکَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلًا إِنَّکَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ یَعْنِی إِمْرَتَکَ عَلَی النَّاسِ بِغَیْرِ حَقٍّ مِنَ اللَّهِ عزّوجلّ وَ مِنْ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله).

 

امام صادق (علیه السلام)- عمّار ساباطی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ إِذَا مَسَّ الْإِنسَانَ ضُرٌّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیبًا إِلَیْهِ، پرسیدم، ایشان فرمود: «این آیه درباره‌ی ابوالفَصیل نازل شد. او رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جادوگر می‌پنداشت، امّا هنگامی‌که به او آسیبی رسید، یعنی بیمار شد پروردگار خود را می‌خواند درحالی‌که به‌سوی او باز می‌گردد یعنی از سخنی که درباره‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفته بود، به‌سوی پروردگار توبه کرد. ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ یعنی [وقتی عافیت و] تندرستی یافت نَسِیَ مَا کَانَ یَدْعُو إِلَیْهِ مِن قَبْلُ یعنی توبه‌ی خود را به درگاه خداوند عزّوجلّ به خاطر آنکه گفته بود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جادوگر است، فراموش کرد، ازاین‌رو خداوند عزّوجلّ فرمود: قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلًا إِنَّکَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ یعنی از امیر بودنت بر مردم، بدون اینکه از جانب خداوند عزّوجلّ و رسولش شایستگی این امر را داشته باشی [بهره ببر که در آن دنیا اهل آتش خواهی بود]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۶ الکافی، ج۸، ص۲۰۴/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۲۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(زمر/ ۸)

 

السّجّاد (علیه السلام)- فَأَعُوذُ بِحِلْمِکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ إِنْ کُنْتَ أَرَدْتَ أَنْ تَبْلُوَنِی فَقَدْ عَرَفْتَ ضَعْفِی وَ قِلَّهًَْ حِیلَتِی إِذْ قُلْتَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْت ... وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْل.

 

امام سجاد (علیه السلام)- [خدایا]! از خشم تو به بردباریت پناه می‌برم. اگر تو قصد کرده‌ای که مرا به بلا دچار سازی، خودت ضعف و بیچارگی مرا می‌شناسی زیرا تو فرمودی: وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ ما کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْل.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۶ بحارالأنوار، ج۹۱، ص۱۳۷/ بحارالأنوار، ج۹۲، ص۴۴۱؛ «برضاک» بدل «بحلمک»/ الدعوات، ص۱۷۵

 

آیه قوله تعالی أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَ قائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ يَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ [9]

 

آيا [چنين كسى با ارزش است يا] كسى كه در ساعات شب درحال سجده و قيام به عبادت مشغول است و از عذاب آخرت مى‌ترسد و به رحمت پروردگارش اميدوار است؟! بگو: «آيا كسانى كه مى‌دانند باكسانى كه نمى‌دانند يكسانند؟! تنها خردمندان متذكّر مى‌شوند».

[آیا چنین کسی با ارزش است] یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و درحال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است

۱ -۱

(زمر/ ۹)

 

الباقر (علیه السلام)- آناءَ اللَّیْلِ أَیْ سَاعَاتِهِ ساجِداً وَ قائِماً أَیْ یَسْجُدُ تَارَهًًْ فِی الصَّلَاهًِْ وَ یَقُومُ أُخْرَی یَحْذَرُ الْآخِرَةَ أَیْ عَذَابَهَا وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ أَیْ یَتَرَدَّدُ بَیْنَ الْخَوْفِ وَ الرَّجَاءِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- آناءَ اللَّیْلِ یعنی ساعت‌های آن (شب)، ساجِداً وَ قائِماً یعنی گاهی در نماز سجده می‌کند و گاهی بلند می‌شود. یَحْذَرُ الْآخِرَةَ یعنی از عذاب آن [می‌ترسد]. وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ یعنی بین بیم و امید مردّد است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۶ بحارالأنوار، ج۸۴، ص۱۲۴

۱ -۲

(زمر/ ۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قَالَ یَعْنِی صَلَاهًَْ اللَّیْلِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره: آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَ قَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ پرسیدم، ایشان فرمود: «یعنی نماز شب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۶ الکافی، ج۳، ص۴۴۴/ بحارالأنوار، ج۸۴، ص۱۴۹/ علل الشرایع، ج۲، ص۳۶۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۴، ص۷۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(زمر/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: ... ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) ثُمَّ عَطَفَ الْقَوْلَ مِنَ اللَّهِ عزّوجلّ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) یُخْبِرُ بِحَالِهِ وَ فَضْلِهِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَقَالَ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ أَنْ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ أَنَّهُ سَاحِرٌ کَذَّابٌ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) هَذَا تَأْوِیلُهُ یَا عَمَّارُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمّار ساباطی گوید: ... سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خدای عزّوجلّ [پس از آیات پیشین] سخن را متوجّه علی (علیه السلام) کرده و از جایگاه و فضیلتی که در پیشگاه خدا دارد چنین سخن به میان می‌آورد: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ آیا کسانی که می‌دانند محمّد (صلی الله علیه و آله) رسول و فرستاده‌ی خداست برابرند با کسانی که نمی‌دانند او رسول خداست و گمان می‌کنند او یک جادوگر دروغگو است. الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ. ای عمّار! تأویل این آیه این است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۸ الکافی، ج۸، ص۲۰۴/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۲۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۰

۱ -۴

(زمر/ ۹)

 

العسکری (علیه السلام)- بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی‌مُحَمَّدٍالْعَسْکَرِیِّ (علیه السلام) أَنَّهُ اتَّصَلَ بِهِ أَنَّ رَجُلًا مِنْ فُقَهَاءِ شِیعَتِهِ کَلَّمَ بَعْضَ النُّصَّابِ فَأَفْحَمَهُ بِحُجَّتِهِ حَتَّی أَبَانَ عَنْ فَضِیحَتِهِ فَدَخَلَ عَلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ فِی صَدْرِ مَجْلِسِهِ دَسْتٌ عَظِیمٌ مَنْصُوبٌ وَ هُوَ قَاعِدٌ خَارِجَ الدَّسْتِ وَ بِحَضْرَتِهِ خَلْقٌ مِنَ الْعَلَوِیِّینَ وَ بَنِی هَاشِمٍ فَمَا زَالَ یَرْفَعُهُ حَتَّی أَجْلَسَهُ فِی ذَلِکَ الدَّسْتِ وَ أَقْبَلَ عَلَیْهِ فَاشْتَدَّ ذَلِکَ عَلَی أُولَئِکَ الْأَشْرَافِ فَأَمَّا الْعَلَوِیَّهًُْ فَأَجَلُّوهُ عَنِ الْعِتَابِ وَ أَمَّا الْهَاشِمِیُّونَ فَقَالَ لَهُ شَیْخُهُمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَکَذَا تُؤْثِرُ عَامِّیّاً عَلَی سَادَاتِ بَنِی هَاشِمٍ مِنَ الطَّالِبِیِّینَ وَ الْعَبَّاسِیِّینَ فَقَالَ (علیه السلام) ... أَوَ لَیْسَ قَالَ اللَّهُ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ فَکَیْفَ تُنْکِرُونَ رَفْعِی لِهَذَا لَمَّا رَفَعَهُ اللَّهُ إِنَّ کَسْرَ هَذَا لِفُلَانٍ النَّاصِبِ بِحُجَجِ اللَّهِ الَّتِی عَلَّمَهُ إِیَّاهَا لَأَفْضَلُ لَهُ مِنْ کُلِّ شَرَفٍ فِی النَّسَبِ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- از امام حسن عسکری (علیه السلام) روایت شده است: «به امام هادی (علیه السلام) خبر دادند که یکی از فقهای شیعه‌ی او، با یکی از ناصبی‌ها (دشمنان اهل بیت (علیهم السلام)) بحث و مناقشه کرده و با برهان خویش، دهان او را بسته و باعث رسوایی او شده است. پس آن فقیه شیعه بر امام هادی (علیه السلام) وارد شد و در صدر مجلسش، اریکه‌ی بزرگی قرار داشت و امام (علیه السلام) بیرون از اریکه نشسته بود و در مقابلش مردمی از علویّون و بنی‌هاشم نشسته بودند. امام (علیه السلام) آنقدر آن فقیه را بالا برد تا او را در صدر مجلس و روی آن اریکه نشانده و خود نیز نزد او رفت و نشست. این امر بر بزرگان حاضر در جلسه گران آمد. علویّون امام (علیه السلام) را سرزش نکردند و امام (علیه السلام) را بزرگ‌تر از آن می‌دانستند که بخواهند او را سرزنش کنند امّا بزرگ هاشمی‌ها به او گفت: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این چنین فردی از عوام را بر سادات بنی‌هاشم یعنی فرزندان ابوطالب (و فرزندان عبّاس [عموهای پیامبر (صلی الله علیه و آله)] ترجیح می‌دهی»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «... آیا خداوند نفرمود: هَل یَسْتَوی الذِینَ یَعْلمُونَ و الّذِینَ لا یَعْلمُونَ پس چگونه هنگامی‌که او را برتری می‌دهم مرا انکار می‌کنید، و حال آنکه او کسی است که خدا او را بالا برده است؟! اقدام این فرد در خاموش‌کردن فلان ناصبی از طریق برهان‌هایی که خدا به او آموخته است، برای او از هر شرافت فامیلی و خانوادگی بالاتر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۸ بحارالأنوار، ج۲، ص ۱۳/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۴/ الامام العسکری، ص۳۵۱/ نورالثقلین

۱ -۵

(زمر/ ۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ نَزَلَتْ فِی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ یَعْنِی أُولِی الْعُقُولِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( کلام خداوند متعال: أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَ قَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ درباره‌ی امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نازل شد، سپس خداوند متعال فرمود: و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! بگو: «آیا کسانی که می‌دانند باکسانی که نمی‌دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر می‌شوند». [و اولوالالباب] یعنی دارندگان عقل.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۷۵/ القمی، ج۲، ص۲۴۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۱؛ «قال یا محمد... العقول» محذوف/ البرهان

۱ -۶

(زمر/ ۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌قَیْسٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: سَمِعَ رَجُلٌ مِنَ التَّابِعِینَ أَنَسَ‌بْنَ‌مَالِکٍ یَقُولُ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قَالَ الرَّجُلُ فَأَتَیْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) لِأَنْظُرَ إِلَی عِبَادَتِهِ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ لَقَدْ أَتَیْتُهُ وَقْتَ الْمَغْرِبِ فَوَجَدْتُهُ یُصَلِّی بِأَصْحَابِهِ الْمَغْرِبَ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْهَا جَلَسَ فِی التَّعْقِیبِ إِلَی أَنْ قَامَ إِلَی عِشَاءِ الْآخِرَهًِْ ثُمَّ دَخَلَ مَنْزِلَهُ فَدَخَلْتُ مَعَهُ فَوَجَدْتُهُ طُولَ اللَّیْلِ یُصَلِّی وَ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ إِلَی أَنْ طَلَعَ الْفَجْرُ ثُمَّ جَدَّدَ وُضُوءَهُ وَ خَرَجَ إِلَی الْمَسْجِدِ وَ صَلَّی بِالنَّاسِ صَلَاهًَْ الْفَجْرِ ثُمَّ جَلَسَ فِی التَّعْقِیبِ
 إِلَی أَنْ طَلَعَتِ الشَّمْسُ ثُمَّ قَصَدَهُ النَّاسُ فَجَعَلَ یَخْتَصِمُ إِلَیْهِ رَجُلَانِ فَإِذَا فَرَغَا قَامَا وَ اخْتَصَمَ آخَرَانِ إِلَی أَنْ قَامَ إِلَی صَلَاهًِْ الظُّهْرِ قَالَ فَجَدَّدَ لِصَلَاهًِْ الظُّهْرِ وُضُوءاً ثُمَّ صَلَّی بِأَصْحَابِهِ الظُّهْرَ ثُمَّ قَعَدَ فِی التَّعْقِیبِ إِلَی أَنْ صَلَّی بِهِمُ الْعَصْرَ ثُمَّ أَتَاهُ النَّاسُ فَجَعَلَ یَقُومُ رَجُلَانِ وَ یَقْعُدُ آخَرَانِ یَقْضِی بَیْنَهُمْ وَ یُفْتِیهِمْ إِلَی أَنْ غَابَتِ الشَّمْسُ فَخَرَجْتُ وَ أَنَا أَقُولُ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّ هَذِهِ الْآیَهًَْ نَزَلَتْ فِیهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌قیس از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: مردی از تابعان [فرزندان مهاجران و انصار و طبقه‌ای که پس از ایشان بوده‌اند] نقل می‌کند که شنید، انس‌بن‌مالک می‌گوید: «این آیه که خداوند می‌فرماید: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ درباره‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نازل شده است». آن مرد می‌گوید: «به حضور علی (علیه السلام) رفتم تا چگونگی عبادت او را ببینم، و خدا را گواه می‌گیرم که به هنگام نماز مغرب پیش او رسیدم و او را درحال گزاردن نماز مغرب با یارانش دیدم و چون نماز تمام شد او همچنان به خواندن تعقیب پرداخت تا آنکه برای نماز عشاء برخاست و پس از آن به خانه‌اش رفت. من هم همراهش رفتم و دیدم تمام شب را نماز می‌گزارد و قرآن می‌خواند، تا سپیده دمید، تجدید وضو کرد و به مسجد آمد و نماز صبح را با مردم گزارد و تا برآمدن آفتاب به خواندن تعقیب پرداخت. سپس مردم برای کارها و مسائل خود به او مراجعه می‌کردند و چون برمی‌خاستند، دو تن دیگر می‌نشستند و این کار ادامه داشت تا آنکه اذان ظهر گفته شد. برخاست تجدید وضو فرمود و نماز ظهر را به همراه یارانش گزارد و تا هنگام نماز عصر را نیز به خواندن تعقیب پرداخت و نماز عصر با ایشان گزارد، و باز مردم برای مسائل خود به حضورش می‌آمدند و چون دو تن برمی‌خاستند، دو تن دیگر می‌نشستند و او همچنان بین آنان قضاوت می‌کرد و حکم می‌داد تا خورشید غروب کرد؛ من بیرون آمدم و گفتم: «به خدا سوگند می‌خورم که این آیه درباره‌ی او نازل شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۸۸ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۱۳/ الأمالی للصدوق، ص۲۸۱/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۱۱۷؛ «جاء» بدل «اختصم»/ مجموعهًْ ورام، ج۲، ص۱۶۶/ المناقب، ج۲، ص۱۲۴ / البرهان؛ «بتفاوت»

۱ -۷

(زمر/ ۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی الإرشَادِ القُلُوبِ: خَرَجَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ذَاتَ لَیْلَهًٍْ مِنْ مَسْجِدِ الْکُوفَهًِْ مُتَوَجِّهاً إِلَی دَارِهِ وَ قَدْ مَضَی رُبْعٌ مِنَ اللَّیْلِ وَ مَعَهُ کُمَیْلُ‌بْنُ‌زِیَادٍ وَ کَانَ مِنْ خِیَارِ شِیعَتِهِ وَ مُحِبِّیهِ فَوَصَلَ فِی الطَّرِیقِ إِلَی بَابِ رَجُلٍ یَتْلُو الْقُرْآنَ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ وَ یَقْرَأُ قَوْلَهُ تَعَالَی أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ بِصَوْتٍ شَجِیٍّ حَزِینٍ فَاسْتَحْسَنَ کُمَیْلٌ ذَلِکَ فِی بَاطِنِهِ وَ أَعْجَبَهُ حَالُ الرَّجُلِ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَقُولَ شَیْئاً فَالْتَفَتَ (علیه السلام) وَ قَالَ یَا کُمَیْلُ لَا تُعْجِبْکَ طَنْطَنَهًُْ الرَّجُلِ إِنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ وَ سَأُنَبِّئُکَ فِیمَا بَعْدُ فَتَحَیَّرَ کُمَیْلٌ لِمُکَاشَفَتِهِ لَهُ عَلَی مَا فِی بَاطِنِهِ وَ لِشَهَادَتِهِ بِدُخُولِ النَّارِ مَعَ کَوْنِهِ فِی هَذَا الْأَمْرِ وَ تِلْکَ الْحَالَهًِْ الْحَسَنَهًِْ وَ مَضَی مُدَّهًٌْ مُتَطَاوِلَهًٌْ إِلَی أَنْ آلَ حَالُ الْخَوَارِجِ إِلَی مَا آلَ وَ قَاتَلَهُمْ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ کَانُوا یَحْفَظُونَ الْقُرْآنَ کَمَا أُنْزِلَ فَالْتَفَتَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِلَی کُمَیْلِ‌بْنِ‌زِیَادٍ وَ هُوَ وَاقِفٌ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ السَّیْفُ فِی یَدِهِ یَقْطُرُ دَماً وَ رُءُوسُ أُولَئِکَ الْکَفَرَهًِْ الْفَجَرَهًِْ مُحَلَّقَهًٌْ عَلَی الْأَرْضِ فَوَضَعَ رَأْسَ السَّیْفِ عَلَی رَأْسٍ مِنْ تِلْکَ الرُّءُوسِ وَ قَالَ یَا کُمَیْلُ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً أَیْ هُوَ ذَلِکَ الشَّخْصُ الَّذِی کَانَ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِی تِلْکَ اللَّیْلَهًِْ فَأَعْجَبَکَ حَالُهُ فَقَبَّلَ کُمَیْلٌ قَدَمَیْهِ وَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ وَ صَلَّی عَلَی مَجْهُولِ الْقَدْرِ.

 

امام علی (علیه السلام)- [در ارشاد القلوب آمده است:] شبی امیرالمؤمنین (علیه السلام) از مسجد کوفه به‌طرف خانه‌اش می‌رفت درحالی‌که یک‌چهارم شب گذشته بود. کمیل‌بن‌زیاد که از بزرگان و نیکان شیعه و از دوستان آن حضرت بود همراه او بود، در راه به در خانه‌ی مردی رسیدند که در آن وقت شب با آوازی غمگین و دلنشین قرآن می‌خواند و کلام خدای تعالی را که در قرآن است می‌خواند؛ أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ، کمیل در دل خود، او را ستایش کرد و از حال خوبش، خوشش آمد امّا چیزی به زبان نیاورد. امام علی (علیه السلام) رو به کمیل کرد و فرمود: «ای کمیل! از صدای وزوز این مرد خوشت نیاید! چون این مرد اهل آتش است و به‌زودی تو را از حال او خبر خواهم داد». کمیل متحیّر و سرگردان شد از اینکه علی (علیه السلام) از باطن او آگاه شد و گواهی داد که آن مرد با وجود اینکه سرگرم عبادت بود و دراین حالت خوب [که راز و نیاز بود] قرار گرفته بود آن هم در این وقت از شب، اهل آتش خواهد بود. کمیل ساکت شد امّا از این ماجرا در حالت شگفت و اندیشه و فکر بود. زمانی طولانی و دراز از آن داستان گذشت تا اینکه روزگار خوارج تغییر کرد و به آن حال افتادند [و منافق و معاند شدند] و امیرالمؤمنین (علیه السلام) با آن‌ها جنگید این درحالی بود که آن جماعت حافظ قرآنی بودند که بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) در صحنه‌ی پیکار رو به کمیل کرد که در پیش‌روی علی (علیه السلام) ایستاده بود و شمشیر در دستش بود و از آن شمشیر، خون می‌چکید و سرهای بریده‌ی آن کافران و فاجران روی زمین را پر کرده بود. علی (علیه السلام) سر شمشیرش را بر روی یکی از آن سرها گذاشت و فرمود: «ای کمیل! أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً؛ ای کمیل! این سر همان کسی است که این آیه را در آن شب با صدایی حزین می‌خواند و تو از حال او خوشت آمده بود». کمیل پاهای امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بوسید و طلب آمرزش از خدا کرد و بر محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) و علی (علیه السلام) که قدرش در اجتماع مجهول و پنهان مانده بود درود فرستاد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۰ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۳۹۹

۱ -۸

(زمر/ ۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ أَیْ هَذَا الَّذِی ذَکَرْنَاهُ خَیْرٌ أَمْ مَنْ هُوَ دَائِمٌ عَلَی الطَّاعَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس ( أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یعنی این کسی که ذکر کردیم بهتر از کسی است که دائماً درحال طاعت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۴۳

بگو: «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر می‌شوند»

۲ -۱

(زمر/ ۹)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ أَبُوجَعْفَر (علیه السلام) إِنَّمَا نَحْنُ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ عَدُوُّنَا وَ شِیعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ کسانی که می‌دانند ما هستیم و آنان‌که نمی‌دانند، دشمنان ما هستند و شیعیان ما، خردمندان می‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۲ الکافی، ج۱، ص۲۱۲/ الکافی، ج۱، ص۲۱۲/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۱۹/ بصایرالدرجات، ص۵۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(زمر/ ۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ ... قَالَ نَحْنُ الَّذِینَ نَعْلَمُ وَ عَدُوُّنَا الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ وَ شِیعَتُنَا أُولُوا الْأَلْبابِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ ما کسانی هستیم که می‌دانیم و دشمنان ما کسانی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما، خردمندان هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۲۰/ أعلام الدین، ص۴۵۲/ بصایرالدرجات، ص۵۵/ المحاسن، ج۱، ص۱۶۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۳

(زمر/ ۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ... فَنَحْنُ أَهْلُ الْبَیْتِ وَ شِیعَتُنَا أُولُو الْأَلْبَابِ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ عَدُوُّنَا وَ شِیعَتُنَا هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ما اهل بیت و شیعیان ما، صاحبان خرد هستیم و کسانی که نمی‌دانند، دشمنان ما هستند. شیعیان ما هدایت‌شدگان هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۲ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۸۵

۲ -۴

(زمر/ ۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ قَالَ: یَعْنِی بِالَّذِینَ یَعْلَمُونَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ أَهْلَ بَیْتِهِ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ، وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ بَنِی أُمَیَّهًَْ. أُولُوا الْأَلْبابِ شِیعَتُهُمْ.

 

ابن‌عبّاس ( هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ؛ منظور از الَّذِینَ یَعْلَمُونَ علی (علیه السلام) و اهل بیت او از بنی‌هاشم هستند و منظور از وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ بنی‌امیّه هستند و أُولُوا الْأَلْبابِ شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۲ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۱۷۵

۲ -۵

(زمر/ ۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَر (علیه السلام): یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِه ... یَا هِشَامُ ثُمَّ ذَکَرَ أُولِی الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّکْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْیَهًِْ فَقَال أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم گوید: امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود: ای هشام! خداوند به اهل عقل و فهم در کتاب خود بشارت داده ... ای هشام! سپس خداوند خردمندان را به بهترین وجه ستوده و آن‌ها را با عالیترین صفت‌ها آراسته و فرموده است: أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۲ البرهان

۲ -۶

(زمر/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ قَال: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ أَبُوبَصِیرٍ وَ قَدْ خَفَرَهُ النَّفَسُ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ لَهُ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَا أَبَامُحَمَّدٍ مَا هَذَا النَّفَسُ الْعَالِی فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَبِرَ سِنِّی وَ دَقَّ عَظْمِی وَ اقْتَرَبَ أَجَلِی مَعَ أَنَّنِی لَسْتُ أَدْرِی مَا أَرِدُ عَلَیْهِ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِی فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّکَ لَتَقُولُ هَذَا قَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ لَا أَقُولُ هَذَا فَقَالَ یَا أَبَامُحَمَّدٍ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُکْرِمُ الشَّبَابَ مِنْکُمْ وَ یَسْتَحْیِی مِنَ الْکُهُولِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَکَیْفَ یُکْرِمُ الشَّبَابَ وَ یَسْتَحْیِی مِنَ الْکُهُولِ فَقَالَ یُکْرِمُ اللَّهُ الشَّبَابَ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی مِنَ الْکُهُولِ أَنْ یُحَاسِبَهُمْ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا لَنَا خَاصَّهًًْ أَمْ لِأَهْلِ التَّوْحِیدِ قَالَ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا لَکُمْ خَاصَّهًًْ دُونَ الْعَالَم ... قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ زِدْنِی فَقَالَ یَا أَبَامُحَمَّدٍ لَقَدْ ذَکَرَنَا اللَّهُ عزّوجلّ وَ شِیعَتَنَا وَ عَدُوَّنَا فِی آیَهًٍْ مِنْ کِتَابِهِ فَقَالَ عزّوجلّ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ فَنَحْنُ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ عَدُوُّنَا الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ وَ شِیعَتُنَا هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ یَا أَبَامُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُک.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌سلیمان از پدرش نقل کرده است: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که ابوبصیر نفس‌زنان بر ایشان وارد شد، و وقتی که در جای خود نشست، امام (علیه السلام) به ایشان فرمود: «ای ابا محمّد! چرا به این تندی نفس می‌زنی»؟ او در پاسخ گفت: «فدایت شوم ای فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله)! پیر شدم و استخوانم پوک شده است و مرگم نزدیک است و نمی‌دانم در آخرت چه وضعی خواهم داشت». امام (علیه السلام) فرمود: «ای ابامحمّد! تو هم از این سخنان می‌گویی»؟ گفت: «فدایت شوم! چرا چنین نگویم»؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: «ای ابامحمّد! نمی‌دانی که خداوند متعال جوانان شما شیعه را گرامی می‌دارد و از سالخورده‌های شما شرم دارد»؟ گفت: «فدایت شوم! چگونه جوانان را گرامی می‌دارد و از سالخورده‌ها شرم دارد»؟ فرمود: «جوانان را با این سخن که عذابشان نمی‌کند، کرامتشان کرده و از اینکه سالخوردگان را مورد حساب و کتاب قرار دهد شرم می‌کند». ابوبصیر گفت، عرض کردم: «فدایت شوم! این کرامت مخصوص به ماست یا همه‌ی اهل توحید»؟ فرمود: «نه به خدا سوگند که مخصوص شماست، نه همه مردم». عرض کردم: «فدایت شوم! باز بفرمایید». فرمود: «ای ابامحمّد! خداوند ما و شیعیان و دشمنان ما را در یک آیه‌ی قرآن یاد نموده و فرموده: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ منظور از اهل علم و دانش، ما و منظور از نادانان، دشمنان ما و شیعیان ما هم خردمندانند؛ آیا [از این خبر] خوشحال شدی»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۲ الکافی، ج۸، ص۳۵/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۵۰/ فرات الکوفی، ص۳۶۴

۲ -۷

(زمر/ ۹)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیٍ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام) وَ ذَکَرَ أَنَّهُ (علیه السلام) زَارَ بِهَا فِی یَوْمِ الْغَدِیر ... أَشْهَدُ أَنَّکَ مَا أَقْدَمْتَ وَ لَا أَحْجَمْتَ وَ لَا نَطَقْتَ وَ لَا أَمْسَکْتَ إِلَّا بِأَمْرٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) قُلْتَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَقَدْ نَظَرَ إِلَیَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَضْرِبُ بِالسَّیْفِ قَدَماً فَقَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ (صلی الله علیه و آله) بَعْدِی وَ أُعَلِّمُکَ أَنَّ مَوْتَکَ وَ حَیَاتَکَ مَعِی وَ عَلَی سُنَّتِی فَوَ اللَّهِ مَا کَذَبْتُ وَ لَا کُذِبْتُ وَ لَا ضَلَلْتُ وَ لَا ضَلَّ بِی وَ لَا نَسِیتُ مَا عَهِدَ إِلَیَّ رَبِّی وَ إِنِّی لَعَلَی بَیِّنَهًٍْ مِنْ رَبِّی بَیَّنَهَا لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَیَّنَهَا النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِی وَ إِنِّی لَعَلَی الطَّرِیقِ الْوَاضِحِ أَلْفِظُهُ لَفْظاً صَدَقْتَ وَ اللَّهِ وَ قُلْتَ الْحَقَّ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ سَاوَاکَ بِمَنْ نَاوَاکَ وَ اللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ یَقُولُ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ عَدَلَ بِکَ مَنْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَایَتَکَ وَ أَنْتَ وَلِیُّ اللَّهِ وَ أَخُو رَسُولِهِ وَ الذَّابُّ عَنْ دِینِهِ وَ الَّذِی نَطَقَ الْقُرْآنُ بِتَفْضِیلِه[1].

 

امام هادی (علیه السلام)- امام عسکری (علیه السلام) ذکر کرده است که امام هادی (علیه السلام) در روز عید غدیر با این دعا [امیرالمؤمنین (علیه السلام)] را زیارت کرد ... شهادت می‌دهم که تو هر اقدام و خودداری و سخن و سکوتی که کردی، به خاطر فرمانی از جانب خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله) بود [ای علی (علیه السلام)!] تو خود گفتی: «سوگند به کسی که جانم در دست اوست! رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در یکی از جنگ‌ها درحالی‌که پیش‌روی او شمشیر می‌زدم، به من نگاه کرد و فرمود: «ای علی (علیه السلام)! جایگاه تو نزد من، مانند جایگاه هارون (علیه السلام) در نزد موسی (علیه السلام) است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و تو را [از این موضوع] آگاه می‌سازم که مرگ و زندگی تو با من و برطبق روش و سیره‌ی من است. به خدا سوگند! دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشد و گمراه نشدم و به‌وسیله‌ی من کسی گمراه نشد و آن عهدی را که پروردگارم با من بست، فراموش نکردم» و [ای علی (علیه السلام)! فرمودی:] من نشانه‌ی آشکاری از جانب پروردگارم دارم که آن [نشانه] را برای پیامبرش (صلی الله علیه و آله) بیان کرد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز آن را به من بیان کرد و من بر راه روشنی هستم». [ای علی (علیه السلام)!] با زبان خودم اعتراف می‌کنم که به خدا سوگند! راست گفتی و حقیقت را گفتی. خدا کسی را که تو را با دشمنت، همتا و مساوی قرار داد لعنت کند و خداوند می‌فرماید: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ خداوند آن کس را که تو را با کسی که خداوند ولایت تو را بر او واجب کرده بود، همتا قرار داد لعنت کند. تو ولیّ خدا و برادر رسول او و دفاع‌کننده از دینش و کسی هستی که قرآن، فضائل او را بیان می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۴ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۶۳

۲ -۸

(زمر/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله)أَنَّ سَائِلاً سَأَلَهُ ... (قَالَ (علیه السلام)) إِنَّ الْإِمَامَهًَْ بِجَمِیعِ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهًُْ مِنْ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ الْعِلْمِ بِکِتَابِ اللَّهِ خَاصِّهِ وَ عَامِّهِ وَ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ وَ مُحْکَمِهِ وَ مُتَشَابِهِهِ وَ نَاسِخِهِ وَ مَنْسُوخِهِ وَ دَقَائِقِ عِلْمِهِ وَ غَرَائِبِ تَأْوِیلِهِ. قَالَ السَّائِلُ: وَ مَا الْحُجَّهًُْ فِی أَنَّ الْإِمَامَ لَا یَکُونُ إِلَّا عَالِماً بِهَذِهِ الْأَشْیَاءِ الَّتِی ذَکَرْتَ؟ قَالَ: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِیمَنْ أَذِنَ لَهُمْ بِالْحُکُومَهًِْ وَ جَعَلَهُمْ أَهْلَهَا إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ فَالرَّبَّانِیُّونَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ دُونَ الْأَنْبِیَاءِ الَّذِینَ یُرَبُّونَ النَّاسَ بِعِلْمِهِمْ وَ الْأَحْبَارُ دُونَهُمْ وَ هُمْ دُعَاتُهُمْ ثُمَّ أَخْبَرَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَقَالَ: بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ
 شُهَداءَ وَ لَمْ یَقُلْ بِمَا جَهِلُوا ثُمَّ قَالَ: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ ... فَهَذِهِ الْحُجَّهًُْ بِأَنَّ الْأَئِمَّهًَْ لَا یَکُونُونَ إِلَّا عُلَمَاء.

 

امام صادق (علیه السلام)- شخصی از امام صادق (علیه السلام) [در مورد امامت] سؤال کرد. [امام فرمود]: «امامت به تمام آن چیزهایی است که امّت از حلال و حرامش به آن نیاز دارد و به علم به کتاب خدا، خاصّ و عامّ و ظاهر و باطن و محکم و متشابه و ناسخ و منسوخ آن و ظرافت‌های علم آن و [علم به] تأویل‌های نادر آن است». سؤال‌کننده گفت: «دلیل اینکه امام باید حتماً به این چیزهایی که ذکر کردی، علم داشته باشد، چیست»؟ فرمود: «[دلیلش] این کلام خداوند عزّوجلّ است که درباره‌ی کسانی می‌باشد که به آن‌ها اذن داده که حکومت کنند و آن‌ها را شایسته‌ی آن قرار داده است: ما تورات را نازل کردیم که در آن هدایت و نور بود و پیامبران که تسلیم فرمان خدا بودند، با آن، بر یهودیان حکم می کردند و [همچنین] علما و دانشمندان. (مائده/۴۴) علماء (ربانیّون) همان امامانی هستند که پس از پیامبران هستند و مردم را با علمشان تربیت می‌کنند و دانشمندان (احبار) غیر از آن‌ها (علماء) هستند که همان دعوت‌کنندگان مردم هستند. آنگاه خداوند عزّوجلّ خبر داد و فرمود: مردم را هدایت می‌کنند] به این کتاب الهی که به آن‌ها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند. (مائده/۴۴) و نفرمود: با آنچه که نمی‌دانند [هدایت می‌کنند]. آنگاه فرمود: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب پس این همان دلیلی است بر اینکه امامان باید حتّما عالم باشند. [و جاهل نمی‌تواند امام شود].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۴ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۵

۲ -۹

(زمر/ ۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- اعْلَمُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ إِنَّمَا هَلَکَتْ هَذِهِ الْأُمَّهًُْ وَ ارْتَدَّتْ عَلَی أَعْقَابِهَا بَعْدَ نَبِیِّهَا بِرُکُوبِهَا طَرِیقَ مَنْ خَلَا مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَهًِْ وَ الْقُرُونِ السَّالِفَهًِْ الَّذِینَ آثَرُوا عِبَادَهًَْ الْأَوْثَانِ عَلَی طَاعَهًِْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ تَقْدِیمِهِمْ مَنْ یَجْهَلُ عَلَی مَنْ یَعْلَمُ فَعَقَّبَهَا اللَّهُ تَعَالَی بِقَوْلِهِ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند شما را رحمت کند! این امّت بعد از پیامبر خود هلاک شدند و به عقب برگشتند، آن‌ها از امّت‌های گذشته که عبادت بت‌ها را بر عبادت خداوند اختیار کردند پیروی کردند و دنبال آن‌ها را گرفتند. آن‌ها نادانان را بر دانایان مقدّم داشتند درصورتی‌که خداوند می‌فرماید: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۰

۲ -۱۰

(زمر/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ عَدُوُّنَا الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ وَ شِیعَتُنَا أُولُوا الْأَلْبابِ. قُلْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لَهُمْ یَا عِبادِیَ الَّذِینَ آمَنُوا أَیْ صَدَّقُوا بِتَوْحِیدِ اللَّهِ اتَّقُوا رَبَّکُمْ أَیْ عِقَابَ رَبِّکُمْ بِاجْتِنَابِ مَعَاصِیهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما همان‌هایی هستیم که می‌دانند و دشمنان ما همان‌هایی هستند که نمی‌دانند و شیعیان ما همان صاحبان خرد هستند. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آن‌ها بگو یا عِبادِیَ الَّذینَ آمَنُوا یعنی [ای بندگانی که] یگانگی خدا را تصدیق کردید اتَّقُوا رَبَّکُم، یعنی از عقاب پروردگارتان، به سبب دوری از نافرمانی‌هایش [بپرهیزید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۴۳

تنها خردمندان متذکّر می‌شوند

۳ -۱

(زمر/ ۹)

 

الحسن (علیه السلام)- إِذَا طَلَبْتُمُ الْحَوَائِجَ فَاطْلُبُوهَا مِنْ‌أَهْلِهَا قِیلَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ أَهْلُهَا قَالَ الَّذِینَ قَصَّ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ ذَکَرَهُمْ فَقَالَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ قَالَ هُمْ أُولُو الْعُقُول.

 

امام حسن (علیه السلام)- وقتی نیازمندی‌های خود را درخواست می‌کنید از اهلش بخواهید عرض کردند: «اهل آن کیست»؟ فرمود: «کسانی که خداوند در قرآن کریم آن‌ها را معرفی نموده و فرموده است: إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ و آن‌ها عاقلان هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۶ الکافی، ج۱، ص۲۰/ نورالثقلین

۳ -۲

(زمر/ ۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) خَتَمَ مِائَهًَْ أَلْفِ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) وَ أَرْبَعَهًًْ وَ عِشْرِینَ أَلْفَ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) وَ خَتَمْتُ أَنَا مِائَهًَْ أَلْفِ وَصِیٍّ وَ أَرْبَعَهًًْ وَ عِشْرِینَ أَلْفَ وَصِیٍّ وَ کُلِّفْتُ مَا تُکُلِّفَ الْأَوْصِیَاءُ قَبْلِی وَ اللَّهُ الْمُسْتَعَانُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فِی مَرَضِهِ لَسْتُ أَخَافُ عَلَیْکَ أَنْ تَضِلَّ بَعْدَ الْهُدَی وَ لَکِنْ أَخَافُ عَلَیْکَ فُسَّاقَ قُرَیْشٍ وَ عَادِیَتَهُمْ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ عَلَی أَنَّ ثُلُثَیِ الْقُرْآنِ فِینَا وَ فِی شِیعَتِنَا فَمَا کَانَ مِنْ خَیْرٍ فَلَنَا وَ لِشِیعَتِنَا وَ ثُلُثَ الْبَاقِی أَشْرَکْنَا فِیهِ النَّاسَ فَمَا کَانَ مِنْ شَرٍّ فَلِعَدُوِّنَا ثُمَّ قَالَ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ... فَنَحْنُ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ شِیعَتُنَا أُولُوا الْأَلْبابِ وَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ عَدُوُّنَا وَ شِیعَتُنَا هُمُ الْمُهْتَدُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا خاتم صدوبیست‌وچهار هزار پیامبر بود و من خاتم صدوبیست‌وچهار هزار وصیّ بودم و آنچه به‌عهده‌ی اوصیاء پیش از من بود به عهده‌ی من نیز واگذار شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن بیماری‌اش [که موجب وفات او شد] فرمود: «من بر تو از این نمی‌ترسم که بعد از هدایت‌شدن، گمراه شوی [چون در مورد تو، چنین نخواهد شد]؛ بلکه بر تو از فاسقان قریش و دشمنی ایشان می‌ترسم. خدا ما را کافی است و او بهترین حامی ماست. (آل عمران/۱۷۳) دو سوّم قرآن درباره‌ی ما و درباره‌ی شیعیان ماست. پس هر خیری هست برای ما و شیعیان ماست و در یک‌سوّم باقی‌مانده [از قرآن]، ما با مردم شریک هستیم در نتیجه هر شرّی هست برای دشمنان ماست. آنگاه گفت: هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ... ما اهل بیت هستیم و شیعیانمان همان أُولُوا الْأَلْبابِ هستند و الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ دشمنان ما هستند و شیعیان ما همان هُمُ المُهْتَدُونَ هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۶ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۳۴۲/ بصایرالدرجات، ص۱۲۱

۳ -۳

(زمر/ ۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَا قَسَمَ اللَّهُ لِلْعِبَادِ شَیْئاً أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ فَنَوْمُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجَاهِلِ وَ إِفْطَارُ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ صَوْمِ الْجَاهِلِ وَ إِقَامَهًُْ الْعَاقِلِ أَفْضَلُ مِنْ شُخُوصِ الْجَاهِلِ وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ رَسُولًا وَ لَا نَبِیّاً حَتَّی یَسْتَکْمِلَ الْعَقْلَ وَ یَکُونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِیعِ أُمَّتِهِ وَ مَا یُضْمِرُ النَّبِیُّ فِی نَفْسِهِ أَفْضَلُ مِنِ اجْتِهَادِ الْمُجْتَهِدِینَ وَ مَا أَدَّی الْعَاقِلُ فَرَائِضَ اللَّهِ حَتَّی عَقَلَ مِنْهُ وَ لَا بَلَغَ جَمِیعُ الْعَابِدِینَ فِی فَضْلِ عِبَادَتِهِمْ مَا بَلَغَ الْعَاقِلُ إِنَّ الْعُقَلَاءَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند چیزی برتر از عقل، قسمت بندگان خود نساخته است. خواب دانا از شب زنده‌داری نادان، و روزه [مستحبّی] نگرفتن شخص دانا را از روزه‌گرفتن شخص نادان، و در منزل‌ماندن دانا از رهسپارشدن نادان [حتی به قصد حج و جهاد] برتر است؛ خداوند هیچ پیامبر و رسولی را برنیانگیخت، مگر وقتی که عقلش به کمال رسیده باشد، به‌گونه‌ای که عقل او برتر از عقل‌های تمامی امّتش شده باشد. آنچه پیامبر، درون خود پنهان دارد، از اجتهاد تمام مجتهدان برتر است و هیچ عاقلی نمی‌تواند واجبات الهی را بجا آورد، جز آنکه در آن اندیشیده باشد لذا تمامی عبادت‌کنندگان در فضیلت عبادتشان به مرتبه‌ی شخص دانا نمی‌رسند و دانایان همان خردمندانند که خداوند متعال درباره‌ی آنان فرمود: وَ مَا یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۶ بحارالأنوار، ج۱، ص۹۲/ المحاسن، ج۱، ص۱۹۳/ البرهان؛ بتفاوت/ نورالثقلین

۳ -۴

(زمر/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌عُقْبَهًَْ‌بْنِ‌خَالِدٍ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ مُعَلَّی‌بْنُ‌خُنَیْسٍ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فَأَذِنَ لَنَا وَ لَیْسَ هُوَ فِی مَجْلِسِهِ فَخَرَجَ عَلَیْنَا مِنْ جَانِبِ الْبَیْتِ مِنْ عِنْدِ نِسَائِهِ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ جِلْبَابٌ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْنَا رَحَّبَ فَقَالَ: مَرْحَباً بِکُمَا وَ أَهْلًا ثُمَّ جَلَسَ وَ قَالَ: أَنْتُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ فِی کِتَابِ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.

 

 

امام صادق (علیه السلام)- علیّ‌بن‌عقبهًْ‌بن‌خالد گوید: «با معلّی‌بن‌خُنَیس به خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدیم و به ما اجازه‌ی ورود داده شد، ایشان در جایگاه خود حضور نداشت، ناگاه از آن سوی خانه از کنار زنان خود، درحالی‌که بالاپوش [و لباس رسمی] بر تن نداشت، نزد ما آمد و چون ما را دید، به ما خوش آمد گفت و فرمود: «خوش آمدید». سپس نشست و فرمود: «شما همان خردمندان در کتاب خدا هستید. خداوند تبارک‌وتعالی فرمود: إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۸ المحاسن، ج۱، ص۱۶۹/ نورالثقلین/ البرهان؛ «فأذن لنا» محذوف

۳ -۵

(زمر/ ۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌أُمَامَهًَْ الْبَاهِلِیِّ قَالَ: کُنَّا ذَاتَ یَوْمٍ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جُلُوساً فَجَاءَنَا أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ اتَّفَقَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قِیَامٌ فَلَمَّا رَأَی عَلِیّاً (علیه السلام) جَلَسَ فَقَالَ: یَابْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَ تَعْلَمُ لِمَ جَلَسْتُ؟ قَالَ: اللَّهُمَّ لَا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) خَتَمْتُ أَنَا النَّبِیِّینَ وَ خَتَمْتَ أَنْتَ الْوَصِیِّینَ فَحَقٌّ لِلَّهِ أَنْ لَایَقِفَ مُوسَی‌بْنُ‌عِمْرَانَ (علیه السلام) مَوْقِفاً إِلَّا وَقَفَ مَعَهُ یُوشَعُ‌بْنُ‌نُونٍ (علیه السلام) وَ إِنِّی أَقِفُ وَ تُوقَفُ وَ أُسْأَلُ وَ تُسْأَلُ فَأَعِدَّ الْجَوَابَ یَا ابْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ فَإِنَّمَا أَنْتَ عُضْوٌ مِنْ أَعْضَائِی تَزُولُ أَیْنَمَا زُلْتُ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام): یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَا الَّذِی تُسْأَلُ حَتَّی أَهْتَدِیَ فَقَالَ: یَا عَلِیُّ (علیه السلام) مَنْ یَهْدِ اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ یُضْلِلْهُ فَلا هادِیَ لَهُ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقِی وَ مِیثَاقَکَ وَ أَهْلَ مَوَدَّتِکَ وَ شِیعَتَکَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فِیکُمْ شَفَاعَتِی ثُمَّ قَرَأَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ هُمْ شِیعَتُکَ یَا عَلِی (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوامامه باهلی گوید: روزی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم، پس از مدّتی، پیامبر (صلی الله علیه و آله) بلند شد [که برود] ناگهان امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام) نزد ما آمد وقتی‌که علی (علیه السلام) را دید، نشست. فرمود: «ای پسر ابیطالب (علیه السلام)! آیا می‌دانی که چرا نشستم»؟ گفت: «نه». فرمود: «من خاتم پیامبران هستم و تو خاتم اوصیاء هستی. خداوند اینگونه مقرّر کرده است که موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) در توقّف‌گاهی توقّف نکند مگر اینکه یوشع‌بن‌نون (وصیّ موسی (علیه السلام)) به همراه او، توقّف کند و من [هرکجا] توقّف می‌کنم، تو توقّف می‌کنی و من [هرچه] می‌پرسم، تو می‌پرسی. ای پسر ابیطالب، تو همان جواب من را می‌دهی. که تو عضوی از اعضای من هستی و در هر جایگاهی باشم تو نیز خواهی بود [به جز نبوت]». علی (علیه السلام) عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! چه چیزی بپرسم تا اینکه هدایت یابم»؟ فرمود: «ای علی (علیه السلام)! هرکس را خدا هدایت کند، هیچ گمراه‌کننده‌ای نخواهد داشت و هرکس را خدا گمراه کند، هدایت‌کننده‌ای نخواهد داشت. خداوند پیمان محکمِ من و پیمان محکم تو و دوست‌دارندگان تو و شیعیانت را تا روز قیامت، گرفت. شفاعت من در میان شما پذیرفته است». آنگاه این آیه را قرائت کرد: إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ ای علی (علیه السلام)! آن‌ها [صاحبان خرد] شیعیان تو هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۱۹۸ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۳۱۷/ فرات الکوفی، ص۲۴۵

 

آیه قوله تعالی قُلْ يا عِبادِ الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذينَ أَحْسَنُوا في هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللهِ واسِعَةٌ إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ [10]

 

بگو: «اى بندگان من كه ايمان آورده‌ايد! از [مخالفت] پروردگارتان بپرهيزيد. براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كرده‌اند پاداش نيكى است. و زمين خدا گسترده است، [اگر تحت فشار سران كفر بوديد مهاجرت كنيد] كه صابران اجر و پاداش خود را بى‌حساب دريافت مى‌دارند.

بگو: «ای بندگان من که ایمان آورده‌اید! از [مخالفت] پروردگارتان بپرهیزید! برای کسانی که در این دنیا نیکی کرده‌اند پاداش نیکی است! و زمین خدا وسیع است»

۱ -۱

(زمر/ ۱۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ یَزِیدَ‌بْنِ‌سَلَّامٍ أَنَّهُ سَأَلَ رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله)قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنِ الدُّنْیَا لِمَ سُمِّیَتِ الدُّنْیَا؟ قَالَ: لِأَنَّ الدُّنْیَا دَنِیئَهًٌْ خُلِقَتْ مِنْ دُونِ الْآخِرَهًِْ وَ لَوْ خُلِقَتْ مَعَ الْآخِرَهًِْ لَمْ یَفْنَ أَهْلُهَا کَمَا لَا یَفْنَی أَهْلُ الْآخِرَهًِْ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی عَنِ الْقِیَامَهًِْ لِمَ سُمِّیَتِ الْقِیَامَهًَْ؟ قَالَ: لِأَنَ فِیهَا قِیَامَ الْخَلْقِ لِلْحِسَابِ. قَالَ: فَأَخْبِرْنِی لِمَ سُمِّیَتِ الْآخِرَهًُْ آخِرَهًًْ؟ قَالَ: لِأَنَّهَا مُتَأَخِّرَهًٌْ تَجِیءُ مِنْ بَعْدِ الدُّنْیَا لَا تُوصَفُ سِنِینُهَا وَ لَا تُحْصَی أَیَّامُهَا وَ لَا یَمُوتُ سُکَّانُهَا قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از یزیدبن‌سلّام نقل شده است که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: «مرا از دنیا خبر دِه که چرا دنیا نام گرفته است»؟ ایشان فرمود: «دنیا، دنیّ و پَست است و پست‌تر از آخرت آفریده شده است؛ چرا که اگر هم‌پای آخرت آفریده شده بود، اهالی آن از بین نمی‌رفتند، همچنان که اهالی آخرت از بین نمی‌روند». گفت: «مرا از قیامت خبر ده، چرا قیامت نام گرفته»؟ فرمود: «از آن رو که در آن آفریدگان برای حساب پس‌دادن قیام می‌کنند». گفت: «مرا خبر ده که آخرت از چه رو آخرت نام گرفته»؟ فرمود: «از آن رو که آن در آخر اتفاق می‌افتد و پس از دنیا می‌آید، سال‌هایش وصف نمی‌شود و روزهایش شمرده نمی‌شود و ساکنانش نمی‌میرند». عرض کرد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! راست گفتی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۰۵/ البرهان

۱ -۲

(زمر/ ۱۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْعَمَلِ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا مَثُوبَهًٌْ حَسَنَةٌ فِی الاخِرَهًِْ وَ هُوَ الْخُلُودِ فِی الجَنَّهًِْ وَ أَرْضُ اللهِ واسِعَةٌ هَذَا حَثٌّ لَهُمْ عَلَی الهِجرَهًِْ مِنْ مکّه.

 

ابن‌عبّاس ( لِلَّذینَ أَحْسَنُوا برای کسانی که در این دنیا کار نیکی کرده‌اند، فی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَة پاداشی در دنیا و حسنه‌ای در آخرت است که همان خلود (حضور جاودانه و همیشگی) در بهشت است. و جمله‌ی: وَ أَرْضُ اللهِ واسِعَةٌ تشویقی است برای آن‌ها (مسلمانان صدر اسلام) بر اینکه از مکّه هجرت کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۴۳

که صابران اجر و پاداش خود را بی‌حساب دریافت می‌دارند

۲ -۱

(زمر/ ۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ یَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَیَأْتُونَ بَابَ الْجَنَّهًِْ فَیَضْرِبُونَهُ فَیُقَالُ لَهُمْ مَنْ أَنْتُمْ فَیَقُولُونَ نَحْنُ أَهْلُ الصَّبْرِ فَیُقَالُ لَهُمْ عَلَی مَا صَبَرْتُمْ فَیَقُولُونَ کُنَّا نَصْبِرُ عَلَی طَاعَهًِْ اللَّهِ وَ نَصْبِرُ عَنْ مَعَاصِی اللَّهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عزّوجلّ صَدَقُوا أَدْخِلُوهُمُ الْجَنَّهًَْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی روز قیامت فرا رسد، گروهی از مردم بر در بهشت می‌آیند و در می‌زنند، به آنان می‌گویند: «شما کیستید»؟ می‌گویند: «ما اهل صبر هستیم». به آنان گویند: «بر چه چیزی صبر کردید»؟ می‌گویند: «ما بر عبادت خدا و دوری از گناهان صبر کردیم». آنگاه خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «راست می‌گویند، آنان را به بهشت ببرید»، و این همان کلام خداوند عزّوجلّ است که فرمود: إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۰ الکافی، ج۲، ص۷۵/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۱۰۱/ مشکاهًْ الأنوار، ص۱۱۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۳۶؛ «فیضر بونه» و «لهم» محذوف/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(زمر/ ۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ جَعْفَرَبْنَ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) کَتَبَ إِلَی عَبْدِاللَّهِ‌بْنِ‌الْحَسَنِ (علیه السلام) حِینَ حُمِلَ هُوَ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ یُعَزِّیهِ عَمَّا صَارَ إِلَیْهِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِلَی الْخَلَفِ الصَّالِحِ وَ الذُّرِّیَّهًِْ الطَّیِّبَهًِْ مِنْ وُلْدِ أَخِیهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ أَمَّا بَعْدُ فَلَئِنْ کُنْتَ قَدْ تَفَرَّدْتَ أَنْتَ وَ أَهْلُ بَیْتِکَ مِمَّنْ حُمِلَ مَعَکَ بِمَا أَصَابَکُمْ مَا انْفَرَدْتَ بِالْحُزْنِ وَ الْغَیْظِ وَ الْکَآبَهًِْ وَ أَلِیمِ وَجَعِ الْقَلْبِ دُونِی وَ لَقَدْ نَالَنِی مِنْ ذَلِکَ مِنَ الْجَزَعِ وَ الْقَلَقِ وَ حَرِّ الْمُصِیبَهًِْ مِثْلُ مَا نَالَکَ وَ لَکِنْ رَجَعْتُ إِلَی مَا أَمَرَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ بِهِ الْمُتَّقِینَ مِنَ الصَّبْرِ وَ حُسْنِ الْعَزَاءِ حِینَ یَقُول ...إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی عبداللَّه‌بن‌حسن را به زندان بردند و خانواده‌اش به‌خاطر این مصیبت، عزادار شدند، امام صادق (علیه السلام) نامه‌ای برای عبدالله‌بن‌حسن و خانواده‌اش نوشت: به‌نام خداوند بخشنده‌ی مهربان، این نامه‌ایست برای بازمانده‌ی صالح و اولاد پاک از طرف پسر برادر و پسر عمویش جعفربن‌محمّد! اگر تو و خانواده‌ات مبتلا به این گرفتاری شده‌اید، بدان‌که این حزن و اندوه و افسردگی و ناراحتی تنها برای تو نبوده به همان مقدار که تو ناراحت و اندوهگین شده‌ای من نیز همان مقدار در جزع و ناراحتی و مصیبت‌های شدید هستم [و فرقی با تو ندارم] جز اینکه به دستور خدا درباره‌ی پرهیزکاران نسبت به صبر و تسلیت‌یافتن توجّه دارم که می‌فرماید: إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۰ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۹۸/ إقبال الأعمال، ص۵۷۸/ مسکن الفؤاد، ص۱۲۶/ مستدرک الوسایل، ج۲، ص۴۱۵

۲ -۳

(زمر/ ۱۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ فِی الْجَنَّهًِْ شَجَرَهًًْ یُقَالُ لَهَا شَجَرَهًُْ الْبَلْوَی یُؤْتَی بِأَهْلِ الْبَلَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَلَا یُرْفَعُ لَهُمْ دِیوَانٌ وَ لَا یُنْصَبُ لَهُمْ مِیزَانٌ یُصَبُّ عَلَیْهِمُ الْأَجْرُ صَبّاً وَ قَرَأَ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در بهشت درختی است که آن را درخت بلوی (آزمایش و بلا) می‌گویند. روز قیامت، کسانی را که در دنیا بلا کشیده‌اند و تحمّل مصیبت نموده‌اند، می‌آورند درحالی‌که میزانی و محکمه‌ای جهت بررسی اعمال آن‌ها تشکیل نمی‌گردد. از دریای بیکران خداوند رحمت و پاداش خدا بر آن‌ها فرو می‌ریزد سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِساب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۲ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۳۷/ مسکن الفؤاد، ص۴۳/ مستدرک الوسایل، ج۲، ص۴۲۵؛ «بتفاوت»

۲ -۴

(زمر/ ۱۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا نُشِرَتِ الدَّوَاوِینُ وَ نُصِبَتِ الْمَوَازِینُ لَمْ یُنْصَبْ لِأَهْلِ الْبَلَاءِ مِیزَانٌ وَ لَمْ یُنْشَرْ لَهُمْ دِیوَانٌ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روزی که نامه‌های عمل باز می‌شود و میزان‌ها برپا می‌شود، برای اهل بلا نه میزانی برپا می‌شود و نه نامه‌ی عملی باز می‌شود؛ سپس حضرت (صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت فرمود: إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۲ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۴۵/ مشکاهًْ الأنوار، ص۳۰۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۵

(زمر/ ۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌مَسْعُودٍ قَالَ دَخَلْتُ أَنَا وَ خَمْسَهًُْ رَهْطٍ مِنْ أَصْحَابِنَا یَوْماً عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَدْ أَصَابَتْنَا مَجَاعَهًٌْ شَدِیدَهًٌْ وَ لَمْ یَکُنْ ذُقْنَا مُنْذُ أَرْبَعَهًِْ أَشْهُرٍ إِلَّا الْمَاءَ وَ اللَّبَنَ وَ وَرَقَ الشَّجَرِ قُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی مَتَی نَحْنُ عَلَی هَذِهِ الْمَجَاعَهًِْ الشَّدِیدَهًِْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَا تَزَالُونَ فِیهَا مَا عِشْتُمْ فَأَحْدِثُوا لِلَّهِ شُکْراً فَإِنِّی قَرَأْتُ کِتَابَ اللَّهِ الَّذِی أُنْزِلَ عَلَیَّ وَ عَلَی مَنْ کَانَ قَبْلِی فَمَا وَجَدْتُ مَنْ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ إِلَّا الصَّابِرُونَ یَا ابْنَ مَسْعُودٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ ... قُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَنِ الصَّابِرُونَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) الَّذِینَ یَصْبِرُونَ عَلَی طَاعَهًِْ اللَّهِ وَ عَنْ مَعْصِیَتِهِ الَّذِینَ کَسَبُوا طَیِّباً وَ أَنْفَقُوا قَصْداً وَ قَدَّمُوا فَضْلًا فَأَفْلَحُوا وَ أَنْجَحُوا یَا ابْنَ مَسْعُودٍ عَلَیْهِمُ الْخُشُوعُ وَ الْوَقَارُ وَ السَّکِینَهًُْ وَ التَّفَکُّرُ وَ اللِّینُ وَ الْعَدْلُ وَ التَّعْلِیمُ وَ الِاعْتِبَارُ وَ التَّدْبِیرُ وَ التَّقْوَی وَ الْإِحْسَانُ وَ التَّحَرُّجُ وَ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَهًِْ وَ الْعَدْلُ فِی الْحُکْمِ وَ إِقَامَهًُْ الشَّهَادَهًِْ وَ مُعَاوَنَهًُْ أَهْلِ الْحَقِّ وَ الْبَغِیَّهًُْ عَلَی الْمُسِیءِ وَ الْعَفْوُ لِمَنْ ظَلَمَ یَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِذَا ابْتُلُوا صَبَرُوا وَ إِذَا أُعْطُوا شَکَرُوا وَ إِذَا حَکَمُوا عَدَلُوا وَ إِذَا قَالُوا صَدَقُوا وَ إِذَا عَاهَدُوا وَفَوْا وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا وَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبداللَّه‌بن‌مسعود گوید: من و پنج دسته از یارانمان روزی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسیدیم درحالی‌که قحطی سختی به ما رسیده بود که چهار ماه تمام جز آب و شیر و برگ درختان چیزی نچشیده بودیم، عرض کردم: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! تا کی ما در این قحطی بسر بریم»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «همیشه در این قحطی خواهید بود؛ سپاسگزاری خدا را کنید زیرا که من قرآن و کتب آسمانی که بر پیامبران پیش از من فرود آمده خواندم امّا نیافتم که کسی غیر از اهل صبر، وارد بهشت شده باشد؛ ای ابن‌مسعود! خداوند متعال می‌فرماید: إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ ...» پرسیدم: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! صابران چه کسانی هستند»؟ فرمود: «آنان که بر فرمان برداری خدا صبر کنند و از گناه خودداری نمایند. آنان که کسب پاک دارند و به‌صورت متعادل انفاق می‌کنند و زیادی مال را در انفاق مقدّم دارند، آنان رستگار و پیروز شوند. ای پسر مسعود! خشوع، سنگینی و وقار، اندیشیدن، آرامش، دادگری، آموختن، اندرزگرفتن. دوراندیشی، پرهیزکاری، بخشش، دوری از گناه، دوستی در راه خدا، دشمن‌داشتن برای خدا، پس‌دادن امانت، دادگری در حکم، بپاداشتن شهادت و گواهی‌دادن، همکاری اهل حق، تجاوزکردن از بدی و گذشت از کسی که ستم کرد از اعمال و وظایف آنان است. ای پسر مسعود! اینان هرگاه گرفتار شوند، صبر می‌کنند، هرگاه چیزی به آنان داده شود، سپاسگزاری می‌کنند، هر وقت حکم کنند، دادگری می‌نمایند، هرگاه سخن گویند، سخن راست می‌گویند، هرگاه پیمان بندند، وفا می‌کنند، هرگاه بدی کنند، طلب آمرزش می‌نمایند و هرگاه نیکی کنند، شادمان می‌شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۲ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۹۴/ مکارم الأخلاق، ص۴۴۶؛ «اصلحوا» بدل «انجحوا» و «عمن» بدل «لمن»/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۲۶۱؛ «قال دخلت... الا الصابرون» محذوف

۲ -۶

(زمر/ ۱۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَنْ عَمِلَ لِلَّهِ أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ وَ کَفَاهُ الْمُهِمَّ فِیهِمَا وَ قَدْ قَالَ تَعَالَی یا عِبادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللهِ
 واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ فَمَا أَعْطَاهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا لَمْ یُحَاسِبْهُمْ بِهِ فِی الْآخِرَهًِْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنی وَ زِیادَةٌ وَ الْحُسْنَی هِیَ الْجَنَّهًُْ وَ الزِّیَادَهًُْ هِیَ الدُّنْیَا.

 

امام علی (علیه السلام)- کسی که برای خدا کار کند، خداوند پاداش او را در دنیا و آخرت عطا می‌نماید و مشکلش را در دنیا و آخرت حل می‌کند و خداوند متعال فرموده است: یا عِبادِ الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّکُمْ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا حَسَنَةٌ وَ أَرْضُ اللهِ واسِعَةٌ إِنَّما یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ؛ آنچه که خدا به ایشان در دنیا ببخشد، در آخرت محاسبه و بازخواست نمی‌کند و خداوند متعال فرموده است: کسانی که نیکی کردند، پاداش نیک و افزون بر آن دارند. (یونس/۲۶)، که منظور از حسنی بهشت و منظور از زیادة، دنیا [و نعمت‌های آن] است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۶۰/ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۸۷/ الأمالی للطوسی، ص۲۴/ الأمالی للمفید، ص۲۶۰/ الغارات، ج۱، ص۱۴۶/ نورالثقلین و البرهان؛ «من عمل... فیهما» و «قال الله تعال للذین... هی الدنیا» محذوف

 

آیه قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ [11]

 

بگو: «من مأمورم كه خدا را پرستش كنم در‌حالى‌كه دينم را براى او خالص كرده باشم.

 

آیه وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمينَ [12]

 

و مأمورم كه نخستين مسلمان باشم.

 

آیه قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ [13]

 

بگو: «من اگر نافرمانى پروردگارم كنم، از عذاب روز بزرگ [قيامت] مى‌ترسم».

 

آیه قُلِ اللهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ ديني [14]

 

بگو: «من تنها خدا را مى‌پرستم در‌حالى‌كه دينم را براى او خالص مى‌كنم».

 

آیه فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ [15]

 

پس شما هرچه را جز او مى‌خواهيد بپرستيد [كه زيانكاريد]. بگو: «زيانكاران واقعى كسانى هستند كه سرمايه‌ی وجود خويش و بستگانشان را در روز قيامت از دست داده‌اند. آگاه باشيد زيان آشكار همين است».

۱

(زمر/ ۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- قُلْ إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ یَعْنِی غَبَنُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ یعنی خودشان را فریب دادند و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ القمی، ج۲، ص۲۴۸ و نورالثقلین و البرهان؛ «یقول» بدل «یعنی»

۲

(زمر/ ۱۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ لِکُلِّ إِنْسَانٍ فِی الْجَنَّهًِْ مَنْزِلًا وَ أَهْلًا، فَمَنْ عَمِلَ بِطَاعَتِهِ کَانَ لَهُ ذَلِکَ وَ مَنْ عَصَاهُ فَصَارَ إِلَی النَّارِ وَ دُفِعَ مَنْزِلُهُ وَ أَهْلُهُ إِلَی مَنْ أَطَاعَ.

 

ابن‌عبّاس ( خداوند متعال برای هر انسانی در بهشت خانه و خانواده‌ای قرار داده و هرکس به طاعت او (خدا) عمل کند آن [خانه و خانواده] برای اوست و هرکس از او سرپیچی کند، به آتش می‌رود و آن (خانه خانواده‌اش) به کسی که اطاعت کرده است داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۸، ص۲۶۰

۳

(زمر/ ۱۵)

 

الزّهراء (سلام الله علیها)- قَالَ سُوَیْدُ‌بْنُ‌غَفَلَهًْ: لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) الْمَرْضَهًَْ الَّتِی تُوُفِّیَتْ فِیهَا اجْتَمَعَ إِلَیْهَا نِسَاءُ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ یَعُدْنَهَا فَقُلْنَ لَهَا کَیْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِکِ یَا ابْنَهًَْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَحَمِدَتِ اللَّهَ وَ صَلَّتْ عَلَی أَبِیهَا (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَتْ أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَهًًْ لِدُنْیَاکُنَّ قَالِیَهًًْ لِرِجَالِکُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ فَقُبْحاً لِفُلُولِ الْحَدِّ وَ اللَّعِبِ بَعْدَ الْجِدِّ وَ قَرْعِ الصَّفَاهًِْ وَ صَدْعِ الْقَنَاهًِْ وَ خَطَلِ الْآرَاءِ وَ زَلَلِ الْأَهْوَاءِ وَ بِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ لَا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَهَا وَ حَمَّلْتُهُمْ أَوْقَتَهَا وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ
 غَارَهَا فَجَدْعاً وَ عَقْراً وَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَیْحَهُمْ أَنَّی زَعْزَعُوهَا عَنْ رَوَاسِی الرِّسَالَهًِْ وَ قَوَاعِدِ النُّبُوَّهًِْ وَ الدَّلَالَهًِْ وَ مَهْبِطِ الرُّوحِ الْأَمِینِ وَ الطَّبِینِ بِأُمُورِ الدُّنْیَا وَ الدِّینِ أَلا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ.

 

حضرت زهراء (سلام الله علیها)- سویدبن‌غفله گوید: وقتی فاطمه (سلام الله علیها) به همان بیماری که موجب رحلت آن حضرت گردید بیمار شد، به هنگام شدّت‌یافتن بیماریش گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادتش جمع شدند و بر آن حضرت سلام کرده گفتند: «ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! وضع بیماریت چگونه است و با آن چه می‌کنی»؟ آن حضرت خداوند سبحان را ستایش کرد و بر پدرش درود فرستاد، و سپس گفت: «حالم به‌گونه‌ای است که از دنیای شما بسی بیزار و مردانتان را دشمن می‌دارم! حال و قالشان را آزمودم و از آنچه کردند، بسی ناخشنودم و آنان را به کناری نهادم. چه زشت است کندی شمشیرها پس از تیزی آن‌ها و بازی‌کردن با دین، پس از پذیرفتن از روی [میل و رغبت] جدّیّت، چه زشت است سر بر سنگ خارا کوفتن و دونیم شدن نیزه به واسطه‌ی آراء باطل و لغزش از سر هوا و هوس! چه بد ذخیره‌ای از پیش برای خود فرستادند. خشم خداوند را به جان خریدند و در آتش و نیران پاینده‌اند. از سر ناچاری [و به‌خاطر تظاهر به اسلام] ریسمان امور و وظایف [دینی] را به گردن انداخته‌اند، سنگینی و مسئولیت کار را بدانها واگذاردم و ننگ عدالت کشی را بر آن‌ها بار کردم. نفرین ابد بر این مکّاران، دور باشند از رحمت حق این ستمکاران، وای بر آنان! ازچه رو خلافت را از جای محکم و ثابت خود جابه‌جا کردند! چطور پایه‌های نبوّت و نشانه‌های دین را جابه‌جا کردند! چطور خانه‌ای را که محل نزول جبرئیل و محل آمد و شد نیکان که مطّلع به صلاح دنیا و آخرت بودند را جابه‌جا کردند! آگاه باشید که زیانی بس بزرگ است»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۹/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۸؛ «بتفاوت یسیر»/ الأمالی للطوسی، ج۳۷۴؛ «بتفاوت»

 

آیه قوله تعالی لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذلِكَ يُخَوِّفُ اللهُ بِهِ عِبادَهُ يا عِبادِ فَاتَّقُونِ [16]

 

براى آنان از بالاى سرشان سايبان‌هايى از آتش، و در زير پايشان نيز طبقاتى [از آتش] است؛ اين چيزى است كه خداوند با آن بندگانش را مى‌ترساند. اى بندگان من! از [نافرمانى] من بپرهيزيد.

۱

(زمر/ ۱۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ یَعْنِی تُظَلِّلُ عَلَیْهِمُ النَّارُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( کلام خداوند متعال لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَ مِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ، یعنی طبق‌های آتش از بالا و پایینشان آنان را در بر می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۶ البرهان

 

آیه صلی الله علیه و آله) قوله تعالي: وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُواْ الطَّغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَ أَنَابُواْ إِلىَ اللَّهِ لهَُمُ الْبُشْرَى‌ فَبَشِّرْ عِبَاد [217]

 

و كسانى كه از عبادت طاغوت دورى كردند و به‌سوى خداوند بازگشتند، بشارت از آنِ آن‌هاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده.

 

آیه الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ [18]

 

همان كسانى كه سخنان را مى‌شنوند و از نيكوترين آن‌ها پيروى مى‌كنند؛ آنان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده، و آن‌ها خردمندانند.

و کسانی که از عبادت طاغوت دوری کردند و به‌سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آنِ آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده

۱ -۱

(زمر/ ۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- کُلُ رَایَهًٍْ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هر پرچمی که پیش از قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برافراشته شود، صاحبش طاغوتی است که به‌جای خداوند عزّوجلّ پرستیده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۶ الکافی، ج۸، ص۲۹۵/ البرهان

بشارت ده! همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آن‌ها پیروی می‌کنند آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آن‌ها خردمندانند

۲ -۱

(زمر/ ۱۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَر (علیه السلام) یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم گوید: امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود: ای هشام! خداوند به اهل عقل و فهم در کتاب خود بشارت داده و فرموده است: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۶ الکافی، ج۱، ص۱۳/ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۳۲/ تحف العقول، ص۳۸۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۰۶/ نورالثقلین

۲ -۲

(زمر/ ۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْقَاسِمِ‌بْنِ‌بُرَیْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَمْرٍو الزُّبَیْرِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَه ... إِنَّ الْإِیمَانَ لَیَتِمُّ وَ یَنْقُصُ وَ یَزِیدُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَوَارِحِ ابْنِ آدَمَ (علیه السلام) وَ قَسَّمَهُ عَلَیْهَا وَ فَرَّقَهُ فِیهَا فَلَیْسَ مِنْ جَوَارِحِهِ جَارِحَهًٌْ إِلَّا وَ قَدْ وُکِّلَتْ مِنَ الْإِیمَانِ بِغَیْرِ مَا وُکِّلَتْ بِهِ أُخْتُهَا فَمِنْهَا قَلْبُهُ الَّذِی بِهِ یَعْقِلُ وَ یَفْقَهُ وَ یَفْهَمُ وَ هُوَ أَمِیرُ بَدَنِهِ الَّذِی لَا تَرِدُ الْجَوَارِحُ وَ لَا تَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْیِهِ وَ أَمْرِهِ وَ مِنْهَا عَیْنَاهُ اللَّتَانِ یُبْصِرُ بِهِمَا وَ أُذُنَاهُ اللَّتَانِ یَسْمَعُ بِهِمَا ... وَ فَرَضَ عَلَی السَّمْعِ أَنْ یَتَنَزَّهَ عَنِ الِاسْتِمَاعِ إِلَی مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ أَنْ یُعْرِضَ عَمَّا لَا یَحِلُّ لَهُ مِمَّا نَهَی اللَّهُ عزّوجلّ عَنْهُ وَ الْإِصْغَاءِ إِلَی مَا أَسْخَطَ اللَّهَ عزّوجلّ فَقَالَ فِی ذَلِکَ وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ثُمَّ اسْتَثْنَی اللَّهُ عزّوجلّ مَوْضِعَ النِّسْیَانِ فَقَالَ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَ قَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب ... فَهَذَا مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَی السَّمْعِ مِنَ الْإِیمَانِ أَنْ لَا یُصْغِیَ إِلَی مَا لَا یَحِلُّ لَهُ وَ هُوَ عَمَلُهُ وَ هُوَ مِنَ الْإِیمَانِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعمرو زبیری نقل کرده است: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ایمان می‌تواند در حدّ کمال باشد و هم نقصان‌پذیر باشد و هم درحال افزایش»؟ فرمود: «آری! چنین است» گفتم: «چطور»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «خداوند متعال ایمان را بر جوارح فرزندان آدم (علیه السلام) واجب گردانید و ایمان را بین اعضاء تقسیم فرمود و برای هریک سهمی معیّن کرد. بخشی از ایمان را به یکی از جوارح اختصاص داده، و هر عضوی تکلیف مخصوصی دارد که عضو دیگر به آن مکلّف نیست، یکی از آن جوارح قلب است که به‌وسیله‌ی آن می‌فهمد و درک می‌کند، بدی‌ها و نیک‌ها را از هم تمیز می‌دهد و خیر و شرّش را در می‌یابد. قلب امیر و فرمانده جوارح و اعضاء او می‌باشد، هرچه قلب امر کند اعضاء بدنش اطاعت می‌کنند و از فرمان او سرپیچی ندارند، یکی از آن اعضاء، دیدگان او هستند که به‌وسیله‌ی آن‌ها اشیاء را نگاه می‌کند و گوش‌هایی دارد که به‌وسیله‌ی آن‌ها می‌شنود ... خداوند بر گوش نیز چیزهایی واجب کرده است، و آن این است که نخست گوش‌های خود را از آنچه پروردگار حرام کرده است باز دارد، و از منهیّات دوری کند، و به سخنانی که مورد خشم خداوند می‌گردد گوش فرا ندهد [و از لهویّات و شنیدن سخنان بی‌فایده خودداری نماید]. خداوند در قرآن فرمود: و خداوند [این حکم را] در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند، با آن‌ها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند!. (نساء/۱۴۰) امّا خداوند، آن موردی را که به واسطه‌ی فراموشی، اشتباه کند را استثناء کرده و فرمود: و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن با این جمعیّت ستمگر منشین!. (انعام/۶۸) و فرمود: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب. این بود آنچه خداوند بر گوش واجب کرده که باید، از گوش فرا دادن به آنچه که شنیدنش حلال نیست اجتناب کند و این‌ها عمل گوش می‌باشد. [و ایمان گوش محسوب می‌شود] و آن جزئی از ایمان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۶ الکافی، ج۲، ص۳۵/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۵/ العیاشی، ج۱، ص۲۸۲؛ «ان الایمان... کیف ذلک» و «قلبه... یبصر بهما» محذوف/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۶ «یعرض عما» محذوف/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۶۴؛ «ان الایمان... کیف ذلک» محذوف

۲ -۳

(زمر/ ۱۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الْإِیمَانُ وَ الْکُفْرُ وَ الشِّرْکُ وَ زِیَادَتُهُ وَ نُقْصَانُهُ فَالْإِیمَانُ بِاللَّهِ تَعَالَی هُوَ أَعْلَی الْأَعْمَالِ دَرَجَهًًْ وَ أَشْرَفُهَا مَنْزِلَهًًْ وَ أَسْنَاهَا حَظّاً فَقِیلَ لَهُ الْإِیمَانُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ فَقَالَ الْإِیمَانُ تَصْدِیقٌ بِالْجَنَانِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ وَ هُوَ عَمَلٌ کُلُّهُ وَ مِنْهُ التَّامُّ وَ مِنْهُ الْکَامِلُ تَمَامُهُ وَ مِنْهُ النَّاقِصُ الْبَیِّنُ نُقْصَانُهُ وَ مِنْهُ الزَّائِدُ الْبَیِّنُ زِیَادَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی مَا فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَارِحَهًٍْ مِنْ جَوَارِحِ الْإِنْسَانِ إِلَّا وَ قَدْ وُکِلَتْ بِغَیْرِ مَا وُکِلَتْ بِهِ الْأُخْرَی فَمِنْهَا قَلْبُهُ الَّذِی یَعْقِلُ بِهِ وَ یَفْقَهُ وَ یَفْهَمُ وَ یَحِلُّ وَ یَعْقِدُ وَ یُرِیدُ وَ هُوَ أَمِیرُ الْبَدَنِ وَ إِمَامُ الْجَسَدِ الَّذِی لَا تُورَدُ الْجَوَارِحُ وَ لَا تَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْیِهِ وَ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ وَ مِنْهَا لِسَانُهُ الَّذِی یَنْطِقُ بِهِ وَ مِنْهَا أُذُنَاهُ اللَّتَانِ یَسْمَعُ بِهِمَا ... وَ أَمَّا مَا فَرَضَهُ عَلَی الْأُذُنَیْنِ فَالِاسْتِمَاعُ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ الْإِنْصَاتُ إِلَی مَا یُتْلَی مِنْ کِتَابِهِ وَ تَرْکُ الْإِصْغَاءِ إِلَی مَا یُسْخِطُهُ فَقَالَ سُبْحَانَه ... فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب.

 

امام علی (علیه السلام)- ایمان و کفر و شرک و کم و زیادی آن‌ها از این قرار است، ایمان به خداوند از لحاظ مرتبه و درجه، بالاترین اعمال می‌باشد و در مرتبه‌ی عالی و بالا قرار دارد، [و گرامی‌تر از آن مقامی نیست] و بهره‌اش از همه افزون‌تر است. گفته شد: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! ایمان، گفتار و کردار باهم است و یا تنها گفتار می‌باشد»؟ فرمود: «ایمان گواهی به قلب، و اعتراف در زبان و عمل به اعضاء و جوارح می‌باشد، ایمان همه‌اش عمل است، ایمان گاهی کامل و گاهی نیمه‌ی کامل و زمانی ناقص و گاهی هم زائد است، به‌طوری که این نقصان و زیادت به وضوح دیده می‌شود. خداوند متعال برای هریک از اعضاء و جوارح انسانی وظیفه‌ای از ایمان را معیّن کرده است که این وظیفه به عضوی دیگر ارتباط ندارد، یکی از آن‌ها قلب آدمی است که به‌وسیله‌ی آن مسائل را درک می‌کند و فهم و شعور می‌کند، و مشکلات را حل می‌نماید و تصمیم می‌گیرد. قلب امیر و فرمانده بدن است، و هر کاری که سایر اعضاء و جوارح انجام می‌دهند به دستور قلب انجام می‌گردد و امر و نهی در بدن به‌وسیله‌ی قلب انجام می‌شود و اعضاء مطیع قلب هستند و دستورات او را به کار می‌گیرند. یکی از آن جوارح، زبان است که با آن سخن می‌گوید، و دیگر گوش است که با آن می‌شنود ... واجبات گوش شنیدن یاد خداوند و گوش‌دادن به تلاوت آیات قرآن، و خودداری از شنیدن آنچه خداوند را به خشم می‌آورد است، که خداوند می‌فرماید: ... فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۸ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۳/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۵۱/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۴۶؛ «اما الایمان... فرض الایمان علی» محذوف

۲ -۴

(زمر/ ۱۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی وَصِیَّتِهِ لِابْنِهِ مُحَمَّدِبْنِ‌الْحَنَفِیَّهًِْ (رحمة الله علیه) یَا بُنَیَّ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ کُلَّ مَا تَعْلَمُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ عَلَی جَوَارِحِکَ کُلِّهَا فَرَائِضَ یَحْتَجُّ بِهَا عَلَیْکَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ یَسْأَلُکَ عَنْهَا وَ ذَکَّرَهَا وَ وَعَظَهَا وَ حَذَّرَهَا وَ أَدَّبَهَا وَ لَمْ یَتْرُکْهَا سُدًی ... ثُمَّ خَصَّ کُلَّ جَارِحَهًٍْ مِنْ جَوَارِحِکَ بِفَرْضٍ وَ نَصَّ عَلَیْهَا فَفَرَضَ عَلَی السَّمْعِ أَنْ لَا تُصْغِیَ بِهِ إِلَی الْمَعَاصِی فَقَالَ عزّوجلّ فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب.. فَهَذَا مَا فَرَضَ اللَّهُ عزّوجلّ عَلَی السَّمْعِ وَ هُوَ عَمَلُه.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) در وصیّتش به فرزندش محمّدبن‌حنفیّه (فرمود: «فرزند عزیزم آنچه را نمی‌دانی مگوی، بلکه همگی آنچه را که می‌دانی نیز مگوی، زیرا خدای تعالی بر کلّیه‌ی اعضاء تو وظایف و واجباتی را مقرّر و مفروض داشته است که در روز قیامت به‌وسیله‌ی آن‌ها بر تو احتجاج می‌کند، و از آن‌ها سؤال می‌نماید. و آن اعضاء را تذکّر داده، موعظه کرده، برحذر داشته، تأدیب نموده و آن‌ها را بیهوده رها نکرده است ... خداوند هر عضو از اعضای تو را موظّف به انجام کار خاصّی کرده و در آیات قرآن بر آن تاکید کرده؛ بر گوش واجب کرده که به آنچه معصیت خداوند است گوش ندهد و فرموده: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب ... این، همان چیزی است که خداوند برگوش واجب فرموده و این کار، از وظایف و اعمال گوش است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۰۸ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۶۸

۲ -۵

(زمر/ ۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ... قَالَ هُمُ الْمُسَلِّمُونَ لآِلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) الَّذِینَ إِذَا سَمِعُوا الْحَدِیثَ لَمْ یَزِیدُوا فِیهِ وَ لَمْ یَنْقُصُوا مِنْهُ جَاءُوا بِهِ کَمَا سَمِعُوهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب پرسیدم، ایشان فرمود: «آنان کسانی هستند که به امر خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله) گردن نهادند و چون حرف‌های آنان (ائمّه (علیهم السلام)) را شنیدند، چیزی بر آن نیافزودند و چیزی از آن نکاستند و آن را همان‌طور که شنیدند، نقل کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۰ الکافی، ج۱، ص۳۹۱/ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۵۸ و مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۹۹ و الاختصاص، ص۵؛ «بتفاوت یسیر»/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۲ / وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۸۲/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۶

(زمر/ ۱۸)

 

الهادی (علیه السلام)- مِمَّا أَجَابَ بِهِ أَبُوالْحَسَنِ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍالْعَسْکَرِیُّ (علیه السلام) فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَهْلِ الْأَهْوَازِ حِینَ سَأَلُوهُ عَنِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیض ... قَالَ (علیه السلام) فَإِنْ قَالُوا مَا الْحُجَّهًُْ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ قُلْنَا فَعَلَی مَجَازِ هَذِهِ الْآیَهًِْ یَقْتَضِی مَعْنَیَیْنِ أَحَدُهُمَا أَنَّهُ إِخْبَارٌ عَنْ کَوْنِهِ تَعَالَی قَادِراً عَلَی هِدَایَهًِْ مَنْ یَشَاءُ وَ ضَلَالَهًِْ مَنْ یَشَاءُ وَ لَوْ أَجْبَرَهُمْ عَلَی أَحَدِهِمَا لَمْ یَجِبْ لَهُمْ ثَوَابٌ وَ لَا عَلَیْهِمْ عِقَابٌ عَلَی مَا شَرَحْنَاهُ وَ الْمَعْنَی الْآخَرُ أَنَّ الْهِدَایَهًَْ مِنْهُ التَّعْرِیفُ کَقَوْلِهِ تَعَالَی وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی وَ لَیْسَ کُلُّ آیَهًٍْ مُشْتَبِهَهًًْ فِی الْقُرْآنِ کَانَتِ الْآیَهًُْ حُجَّهًًْ عَلَی حُکْمِ الْآیَاتِ اللَّاتِی أُمِرَ بِالْأَخْذِ بِهَا وَ تَقْلِیدِهَا وَ هِیَ قَوْلُهُ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّالْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِیلِهِ ... وَ قَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ.

 

امام هادی (علیه السلام)- از جمله جواب‌هایی که امام عسکری (علیه السلام) در نامه‌اش به اهل اهواز در آن زمان که از او درباره‌ی جبر و تفویض پرسیده بودند داد [این بود که فرمود] ... «اگر بگویید: دلیل در این کلام خداوند تعالی: ولی خدا هرکس را بخواهد [و شایسته بداند] گمراه، و هرکس را بخواهد [و لایق بداند] هدایت می‌کند! [به گروهی توفیق هدایت داده، و از گروهی سلب می‌کند]!. (نحل/۹۳) و آیاتی که شبیه آن است، چیست»؟ می‌گوییم: «بر طبق مجاز (معنای غیر حقیقی) این آیه، دو معنا را اقتضا می‌کند که یکی از آن‌ها خبر می‌دهد از اینکه خدا بر هدایت‌کردن هرکس که بخواهد و گمراه‌کردن هرکس که بخواهد، تواناست ولی اگر آن‌ها را بر یکی از آن دو [هدایت و گمراهی] مجبور سازد براساس آنچه که شرح دادیم نه ثوابی برای آن‌ها می‌باشد و نه عذابی بر آن‌ها. و معنای دیگر [معنای دوّم] این است که هدایت از جانب خدا، همان تعریف [شناساندن راه] است مثل این کلام خداوند متعال: امّا ثمود را هدایت کردیم، ولی آن‌ها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند. (فصلت/۱۷) و هیچ آیه‌ی متشابه‌ای در قرآن نیست که دلیل باشد بر حکم آیاتی که به اجرای دستورات آن‌ها و تقلید از اوامر آن‌ها دستور داده شده است (آیه متشابه نمی‌تواند دلیل بر حکم آیه‌ی محکم باشد بلکه برعکس است یعنی آیه محکم، تبیین‌کننده‌ی آیه متشابه است) و این همان کلام خداوند است: او کسی است که این کتاب [آسمانی] را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [صریح و روشن] است که اساس این کتاب می‌باشد [و هرگونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به این‌ها، برطرف می‌گردد]. و قسمتی از آن، «متشابه» است [آیاتی که به خاطر بالابودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اوّل، احتمالات مختلفی در آن می‌رود ولی با توجّه به آیات محکم، تفسیر آن‌ها آشکار می‌گردد]. امّا آن‌ها که در قلوبشان انحراف است، به‌دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند [و مردم را گمراه سازند] و تفسیر [نادرستی] برای آن می‌طلبند درحالی‌که تفسیر آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. [آن‌ها که به‌دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه‌ی آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی] می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست». و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند [و این حقیقت را درک نمی‌کنند]. (آل عمران/۷) و فرمود: فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۴/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۳/ تحف العقول، ص۴۷۴؛ «بتفاوت یسیر»/ البرهان

۲ -۷

(زمر/ ۱۸)

 

الصّادقین (علیها السلام)- أَنْتُمْ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ مَنْ أَطَاعَ جَبَّاراً فَقَدْ عَبَدَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- شما (شیعیان) هستید که از پرستش طاغوت اجتناب ورزیدید؛ هرکس ستمگری را اطاعت کند او را پرستیده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۲ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۲/ نورالثقلین/ البرهان؛ «من اطاع فقد عبده» محذوف

۲ -۸

(زمر/ ۱۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- اللَّهُمَّ إِنَّکَ بَشَّرْتَنِی عَلَی لِسَانِ نَبِیِّکَ (صلی الله علیه و آله) فَقُلْتَ فَبَشِّرْ‌عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ وَ قُلْتَ وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ اللَّهُمَّ وَ إِنِّی بِکَ مُؤْمِنٌ وَ بِجَمِیعِ أَنْبِیَائِکَ (علیهم السلام) فَلَا تَقِفْنِی بَعْدَ مَعْرِفَتِهِمْ مَوْقِفاً تَفْضَحُنِی بِهِ عَلَی رُءُوسِ الْخَلَائِقِ بَلْ قِفْنِی مَعَهُمْ وَ تَوَفَّنِی عَلَی التَّصْدِیقِ بِهِمْ فَإِنَّهُمْ عَبِیدُکَ وَ أَنْتَ خَصَصْتَهُمْ بِکَرَامَتِکَ وَ أَمَرْتَنِی بِاتِّبَاعِهِم.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوندا! تو با زبان رسولت [توسط قرآن] مرا بشارت داده‌ای و فرمودی: و به کسانی که ایمان آورده‌اند بشارت ده که برای آنها، سابقه نیک (و پاداشهای مسلّم) نزد پروردگارشان است (یونس/۲) خداوندا! من به تو و به جمیع پیغمبران تو ایمان دارم، پس چنان مکن که بعد از معرفت ایشان مرا در جایگاهی قرار دهی که نزد خلایق رسوا گردم. بلکه مرا با پیغمبرانت محشور کن و مرا درحالی‌که آن‌ها را تأیید و تصدیق می‌کنم از دنیا ببر که آن‌ها بنده‌ی تو هستند و تو با کرم خود، آن‌ها را مخصوص گرداندی و مرا امر کردی که از آن‌ها تبعیت کنم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۲ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۸۷

۲ -۹

(زمر/ ۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَوْلَ اللَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ قَالَ هُوَ الرَّجُلُ یَسْمَعُ الْحَدِیثَ فَیُحَدِّثُ بِهِ کَمَا سَمِعَهُ لَا یَزِیدُ فِیهِ وَ لَا یَنْقُصُ مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ پرسیدم. حضرت فرمود: «منظور مردیست که حدیثی [از ما] را بشنود سپس آن را چنان‌که شنیده بی‌کم و زیاد باز گوید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۲ الکافی، ج۱، ص۵۱/ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۶۴/ منیهًْ المرید، ص۳۷۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۷۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۱۰

(زمر/ ۱۸)

 

الباقر (علیه السلام)- {تُحَفُ العُقُول} وَ حَضَرَهُ ذَاتَ یَوْمٍ جَمَاعَهًٌْ مِنَ الشِّیعَهًِْ فَوَعَظَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ هُمْ سَاهُونَ لَاهُونَ فَأَغَاظَهُ ذَلِکَ فَأَطْرَقَ مَلِیّاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَیْهِمْ فَقَالَ إِنَّ کَلَامِی لَوْ وَقَعَ طَرَفٌ مِنْهُ فِی قَلْبِ أَحَدِکُمْ لَصَارَ مَیِّتاً أَلَا یَا أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ وَ ذُبَاباً بِلَا مِصْبَاحٍ کَأَنَّکُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَهًٌْ وَ أَصْنَامٌ مَرِیدَهًٌْ أَ لَا تَأْخُذُونَ الذَّهَبَ مِنَ الْحَجَرِ أَ لَا تَقْتَبِسُونَ الضِّیَاءَ مِنَ النُّورِ الْأَزْهَرِ أَ لَا تَأْخُذُونَ اللُّؤْلُؤَ مِنَ الْبَحْرِ خُذُوا الْکَلِمَهًَْ الطَّیِّبَهًَْ مِمَّنْ قَالَهَا وَ إِنْ لَمْ یَعْمَلْ بِهَا فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- [در تحف العقول آمده است:] روزی گروهی از شیعیان خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدند. امام آن‌ها را پند و اندرز داد و از خدا ترسانید؛ ولی ایشان سرگرم خود بودند و سخنان امام (علیه السلام) را به بازیچه می‌گرفتند. امام باقر (علیه السلام) خشمگین شد. مدّتی سر به زیر افکند سپس سر برداشته فرمود: «اگر مقداری از سخنان من در یکی از شما اثر واقعی خود را بگذارد از ناراحتی می‌میرد، ای مجسّمه‌های بدون روح و ای مگس‌های بدون چراغ، شما همانند چوب‌های تراشیده شده هستید که بر دیوار تکیه داده شده و همچون بت‌های تراشیده شده هستید. مگر طلا را از سنگ استخراج نمی‌کنید؟ مگر روشنایی را از نور درخشان نمی‌گیرید؟ مگر مروارید را از دریا خارج نمی‌کنید؟ سخن پاک را از هرکه می‌گوید بگیرید گرچه خود او عمل به آن نکند خداوند در این آیه می‌فرماید: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللهُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۷۰/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۷۰/ تحف العقول، ص۲۹۱

 

آیه أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ [19]

 

آيا تو مى‌توانى كسى را كه فرمان عذاب درباره‌ی او قطعى شده رهايى بخشى؟! آيا تو مى‌توانى كسى را كه در درون آتش است برگيرى و نجات دهى؟!

۱

(زمر/ ۱۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیْهِ (إبنِ مجلم لعنهًْ الله علیه) الْحَسَنُ (علیه السلام) قَالَ لَهُ یَا وَیْلَکَ یَا لَعِینُ یَا عَدُوَّ اللَّهِ أَنْتَ قَاتِلُ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ مُثْکِلُنَا إِمَامَ الْمُسْلِمِینَ هَذَا جَزَاؤُهُ مِنْکَ حَیْثُ آوَاکَ وَ قَرَّبَکَ وَ أَدْنَاکَ وَ آثَرَکَ عَلَی غَیْرِکَ وَ هَلْ کَانَ بِئْسَ الْإِمَامُ لَکَ حَتَّی جَازَیْتَهُ هَذَا الْجَزَاءَ یَا شَقِیُّ قَالَ فَلَمْ یَتَکَلَّمْ بَلْ دَمَعَتْ عَیْنَاهُ فَانْکَبَّ الْحَسَنُ (علیه السلام) عَلَی أَبِیهِ یُقَبِّلُهُ وَ قَالَ لَهُ هَذَا قَاتِلُکَ یَا أَبَاهُ قَدْ أَمْکَنَ اللَّهُ مِنْهُ فَلَمْ یُجِبْهُ وَ کَانَ نَائِماً فَکَرِهَ أَنْ یُوقِظَهُ مِنْ نَوْمِهِ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی ابْنِ مُلْجَمٍ وَ قَالَ لَهُ یَا عَدُوَّ اللَّهِ هَذَا کَانَ جَزَاؤُهُ مِنْکَ بَوَّأَکَ وَ أَدْنَاکَ وَ قَرَّبَکَ وَ حَبَاکَ وَ فَضَّلَکَ عَلَی غَیْرِکَ هَلْ کَانَ بِئْسَ الْإِمَامُ لَکَ حَتَّی جَازَیْتَهُ بِهَذَا الْجَزَاءِ یَا شَقِیَّ الْأَشْقِیَاءِ فَقَالَ لَهُ الْمَلْعُونُ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَ‌فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِی النَّار ... ثُمَّ انْکَبَّ الْحَسَنُ (علیه السلام) عَلَی أَبِیهِ یُقَبِّلُهُ وَ قَالَ لَهُ یَا أَبَاهْ هَذَا عَدُوُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّکَ قَدْ أَمْکَنَ اللَّهُ مِنْهُ فَلَمْ یُجِبْهُ وَ کَانَ نَائِماً فَکَرِهَ أَنْ یُوقِظَهُ مِنْ نَوْمِهِ فَرَقَدَ سَاعَهًًْ ثُمَّ فَتَحَ (علیه السلام) عَیْنَیْهِ وَ هُوَ یَقُولُ ارْفُقُوا بِی یَا مَلَائِکَهًَْ رَبِّی فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ (علیه السلام) هَذَا عَدُوُّ اللَّهِ وَ عَدُوُّکَ ابْنُ مُلْجَمٍ قَدْ أَمْکَنَ اللَّهُ مِنْهُ وَ قَدْ حَضَرَ بَیْنَ یَدَیْکَ قَالَ فَفَتَحَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَیْنَیْهِ وَ نَظَرَ إِلَیْهِ وَ هُوَ مَکْتُوفٌ وَ سَیْفُهُ مُعَلَّقٌ فِی عُنُقِهِ فَقَالَ لَهُ بِضَعْفٍ وَ انْکِسَارِ صَوْتٍ وَ رَأْفَهًٍْ وَ رَحْمَهًٍْ یَا هَذَا لَقَدْ‌جِئْتَ عَظِیماً وَ ارْتَکَبْتَ أَمْراً عَظِیماً وَ خَطْباً جَسِیماً أَ‌بِئْسَ الْإِمَامُ کُنْتُ لَکَ حَتَّی جَازَیْتَنِی بِهَذَا الْجَزَاءِ أَ‌لَمْ أَکُنْ شَفِیقاً عَلَیْکَ وَ آثَرْتُکَ عَلَی غَیْرِکَ وَ أَحْسَنْتُ إِلَیْکَ وَ زِدْتُ فِی إِعْطَائِکَ أَ‌لَمْ یَکُنْ یُقَالُ لِی فِیکَ کَذَا وَ کَذَا فَخَلَّیْتُ لَکَ السَّبِیلَ وَ مَنَحْتُکَ عَطَائِی وَ قَدْ کُنْتُ أَعْلَمُ أَنَّکَ قَاتِلِی لَا مَحَالَهًَْ وَ لَکِنْ رَجَوْتُ بِذَلِکَ الِاسْتِظْهَارَ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی عَلَیْکَ یَا لُکَعُ وَ عَلَّ أَنْ تَرْجِعَ عَنْ غَیِّکَ فَغَلَبَتْ عَلَیْکَ الشَّقَاوَهًُْ فَقَتَلْتَنِی یَا شَقِیَّ الْأَشْقِیَاءِ قَالَ فَدَمَعَتْ عَیْنَا ابْنِ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَی وَ قَالَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَ‌فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِی النَّارِ قَالَ لَهُ صَدَقْت.

 

امام علی (علیه السلام)- هنگامی‌که امام حسن (علیه السلام) به ابن‌ملجم که لعنت خدا بر او باد نگاه کرد، به او فرمود: «وای بر تو ای لعنت شده! ای دشمن خدا! تو قاتل امیرالمؤمنین (علیه السلام) هستی و ما را به عزای امام مسلمانان نشاندی، آیا پاداش او این بود؟ او تو را پناه داد و به خودش نزدیک کرد و تو را بر دیگران برتری‌هایی داد آیا او برای تو بد امامی بود که او را با این پاداش، مجازات کردی، ای بدبخت»! [ابن ملجم] هیچ سخنی نگفت بلکه چشمانش گریان شد. امام حسن (علیه السلام) خود را روی (جسم نیمه جان) پدرش انداخت و درحالی‌که او را می‌بوسید به او عرض کرد: «ای پدر جان! این شخص قاتل توست که خداوند ما را بر او قادر ساخته است». ولی علی (علیه السلام) خواب بود و جواب او را نداد و [امام حسن (علیه السلام)] دوست نداشت او را از خوابش بیدار کند. به سمت ابن‌ملجم برگشت و به او فرمود: «ای دشمن خدا! آیا این بود پاداش او از جانب تو؛ او تو را پناه داد و به خودش نزدیک کرد و تو را بر دیگران [در نزد خودش] برتری داد. آیا بد امامی بود که او را با این پاداش مجازات کردی ای بدبخت‌ترینِ بدبختان»!؟ آن ملعون به او گفت: «ای ابا محمّد (علیه السلام)! آیا تو می‌توانی کسی را که درون آتش است برگیری و بیرون آوری»؟ .... آنگاه امام حسن (علیه السلام) خود را روی پدرش انداخت و درحالی‌که او را می‌بوسید به او عرض کرد: «ای پدر جان! این شخص دشمن خدا و دشمن توست که خداوند امکان [برای قصاص او] امکان داده است». ولی [علی (علیه السلام)] خواب بود و جواب نداد. [امام حسن (علیه السلام)] دوست نداشت او را از خوابش بیدار کند. [علی (علیه السلام)] ساعتی را خوابید. سپس چشمانش را باز کرد درحالی‌که می‌فرمود: «ای فرشتگان مرا نزد پروردگارم ببرید». امام حسن (علیه السلام) به او عرض کرد: «این شخص دشمن خدا و دشمن تو، ابن ملجم، است که خداوند ما را بر او قادر ساخته است و اکنون نزد شماست». امیرالمؤمنین (علیه السلام) چشمانش را باز کرد و به او (ابن ملجم) نگاه کرد درحالی‌که کتف‌هایش بسته و شمشیرش در گردنش آویزان بود. با حالت ضعف و صدای شکسته (ضعیف) و حالت رأفت و رحمت، به او فرمود: «فلانی! کار بزرگ و خطای بسیار زشتی مرتکب شدی. آیا بد امامی بودم برای تو که مرا به این جزا مجازات کردی؟ آیا من نسبت به تو دلسوز نبودم و تو را بر دیگران برتری ندادم؟ به تو نیکی کردم و فراوان به تو عطا کردم. آیا به من درباره‌ی تو چنین‌وچنان گفته نشد ولی من راه را برای تو باز کردم و به تو عطا کردم و حال آنکه می‌دانستم قاتل من ناگزیر تو هستی ولی با آن کار، امید داشتم که از طرف خداوند تعالی بر تو غلبه شود، شاید که از گمراهیت برگردی، ای پست! ولی شقاوت و بدبختی بر تو چیره شد و مرا کُشتی ای بدبخت‌ترینِ بدبخت‌ها»! اشک‌های ابن ملجم که خداوند تعالی او را لعنت کند جاری شد و گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! أَ‌فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِی النَّار. [علی (علیه السلام)] به او فرمود: «راست گفتی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۲ بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۸۴

 

آیه لكِنِ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَعْدَ اللهِ لا يُخْلِفُ اللهُ الْميعادَ [20]

 

ولى براى آن‌ها كه تقواى الهى پيشه كردند، غرفه‌هايى در بهشت است كه بر فراز آن غرفه‌هاى ديگرى بنا شده و از زير آن نهرها جارى است. اين وعده‌ی الهى است، و خداوند در وعده‌ی خود تخلّف نمى‌كند.

۱

(زمر/ ۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِیَّهًٌْ بِمَا ذَا بُنِیَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) تِلْکَ غُرَفٌ بَنَاهَا اللَّهُ عزّوجلّ لِأَوْلِیَائِهِ بِالدُّرِّ وَ الْیَاقُوتِ وَ الزَّبَرْجَدِ سُقُوفُهَا الذَّهَبُ مَحْبُوکَهًٌْ بِالْفِضَّهًِْ لِکُلِّ غُرْفَهًٍْ مِنْهَا أَلْفُ بَابٍ مِنْ ذَهَبٍ عَلَی کُلِّ بَابٍ مِنْهَا مَلَکٌ مُوَکَّلٌ بِهِ فِیهَا فُرُشٌ مَرْفُوعَهًٌْ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ مِنَ الْحَرِیرِ وَ الدِّیبَاجِ بِأَلْوَانٍ مُخْتَلِفَهًٍْ وَ حَشْوُهَا الْمِسْکُ وَ الْکَافُورُ وَ الْعَنْبَر.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام علی (علیه السلام) عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما را از کلام خداوند عزّوجلّ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِیَّةٌ آگاه ساز. ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آن غرفه‌ها با چه چیز ساخته شده است»؟ ایشان فرمود: «ای علی (علیه السلام)! خداوند آن غرفه‌ها را برای دوستان خود با دُرّ و یاقوت و زبرجد ساخته، سقف آن‌ها از طلاست و با نقره استوار شده، هریک هزار در از طلا دارد و بر هر در فرشته‌ای گمارده شده، در آن‌ها فرش‌هایی رنگارنگ از حریر و دیبا بر روی هم انداخته شده و همه از مشک و کافور و عنبر پر شده».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۴ الکافی، ج۸، ص۹۷/ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۲۸؛ «قال علی (... غرف مبنیهًْ» محذوف/ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۵۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۷۲۱/ القمی، ج۲، ص۲۴۶/ البرهان/ نورالثقلین؛ «قال علی (... غرف مبنیهًْ» محذوف

۲

(زمر/ ۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَرْبَعَهًُْ أَنْهَارٍ مِنَ الْجَنَّهًِْ الْفُرَاتُ وَ النِّیلُ وَ سَیْحَانُ وَ جَیْحَانُ فَالْفُرَاتُ الْمَاءُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ وَ النِّیلُ الْعَسَلُ وَ سَیْحَانُ الْخَمْرُ وَ جَیْحَانُ اللَّبَنُ. {جامع الاخبار} سُئِلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أَنْهَارِ الْجَنَّهًِْ کَمْ عَرْضُ کُلِّ نَهَرٍ مِنْهَا فَقَالَ (صلی الله علیه و آله): عَرْضُ کُلِّ نَهَرٍ مَسِیرَهًُْ خَمْسِینَ مِائَهًَْ عَامٍ یَدُورُ تَحْتَ الْقُصُورِ وَ الْحُجُبِ تَتَغَنَّی أَمْوَاجُهُ وَ تُسَبِّحُ وَ تَطْرَبُ فِی الْجَنَّهًِْ کَمَا یَطْرَبُ النَّاسُ فِی الدُّنْیَا. وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) أَکْثَرُ أَنْهَارِ الْجَنَّهًِْ الْکَوْثَرُ تَنْبُتُ الْکَوَاعِبُ الْأَتْرَابُ عَلَیْهِ یَزُورُهُ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) خَطِیبُ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ أَنَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) رَسُولُ اللَّهِ. عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: لِلرَّجُلِ الْوَاحِدِ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ سَبْعُمِائَهًِْ ضِعْفِ مِثْلِ الدُّنْیَا وَ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ قُبَّهًٍْ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ قَصْرٍ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ حَجَلَهًٍْ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ إِکْلِیلٍ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ حُلَّهًٍْ وَ سَبْعُونَ أَلْفَ حَوْرَاءَ عَیْنَاء.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «[سرچشمه‌ی] چهار نهر از بهشت است: فرات و نیل و سیحان و جیحان. فرات در دنیا و آخرت، پر از آب است و [در آخرت] نیل نهر عسل است و سیحان نهر شراب است و جیحان نهر شیر». در کتاب جامع‌الاخبار آمده است که از پیامبر (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: «عرض رودخانه‌ها و نهرهای بهشت چه‌قدر است»؟ فرمود: «عرض هر رود آنجا معادل یک مسیر پانصد ساله راه است. که در زیر قصرها و خیمه‌ها می‌گردد و موج‌های آن، مثل آوازخوانی مردم در دنیا، آوازخانی و صدا می‌کند و تسبیح خدا می‌کند» و در جای دیگر فرمود: «اکثر رودهای بهشت، کوثر هستند که دخترانی با بدن‌های جذاب اطراف آن هستند و روز قیامت، دوستان خدا به ملاقات آن رودها خواهند رفت» و درجای دیگر فرمود: «من محمد (صلی الله علیه و آله)، رسول خدا و سخنران اهل بهشت هستم» و در روایتی دیگر فرمود: «به هر فرد، در روز قیامت، هفتصد برابر آنچه در دنیا نعمت داده می‌شود، عطا می‌گردد، همچنین هفتادهزار گنبد و بارگاه که هرکدام هفتادهزار قصر در خود دارد و هفتادهزار لباس زیبا و هفتاد هزار گنبد و هفتادهزار جامه‌ی زیبا و هفتادهزار حوری».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۶ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۳۰/ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۴۷

۳

(زمر/ ۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌سَلَّامٍ الْعَبْدِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فَقُلْتُ: لَهُ مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ یُؤَخِّرُ الْعَصْرَ مُتَعَمِّداً؟ قَالَ: یَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مَوْتُوراً أَهْلَهُ وَ مَالَهُ. قَالَ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ؟ قَالَ: وَ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ. قَالَ قُلْتُ: فَمَا مَنْزِلُهُ فِی الْجَنَّهًِْ؟ قَالَ: مَوْتُورٌ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ یَتَضَیَّفُ أَهْلَهَا لَیْسَ لَهُ فِیهَا مَنْزِلٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوسلّام عبدی گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) رفته و عرض کردم: «درباره‌ی مردی که نماز عصر را به عمد به تأخیر انداخته است چه می‌فرمایید»؟ فرمود: «در روز رستاخیز بی‌زن و فرزند و بی‌مال [و تنها] محشور شود». عرض کردم: «فدایت شوم! هرچند از بهشتیان باشد»؟! فرمود: «هرچند از بهشتیان باشد». عرض کردم: «در بهشت چه جایگاهی خواهد داشت»؟ فرمود: «بی‌زن و فرزند و بی‌مال باشد و چون خانه‌ای ندارد مهمان بهشتیان است و خود خانه‌ای ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۶ وسایل الشیعه، ج۴، ص۱۵۴/ نورالثقلین

۴

(زمر/ ۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ: الْمَوْتُورُ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ مَنْ ضَیَّعَ صَلَاهًَْ الْعَصْرِ. قِیلَ: وَ مَا الْمَوْتُورُ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ؟ قَالَ: لَا یَکُونُ لَهُ أَهْلٌ وَ لَا مَالٌ فِی الْجَنَّهًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس نماز را ضایع کند [و در وقت خود به‌جا نیاورد] در قیامت بدون اموال و خانواده‌اش محشور می‌گردد. از آن حضرت پرسیدند: «بدون خانواده و مال محشور می‌شود یعنی چه»؟ فرمود: «کسی است که در بهشت تنها است و خانواده و مالی ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۶ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۱۸/ نورالثقلین

 

آیه أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ في ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ [21]

 

آيا نديدى كه خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد و آن را به‌صورت چشمه‌هايى در زمين وارد نمود، سپس با آن زراعتى را مى‌روياند كه رنگ‌هاى مختلف دارد؛ بعد آن گياه خشك مى‌شود به‌گونه‌اى كه آن را زرد و بى‌روح مى‌بينى؛ سپس آن را درهم مى‌شكند و خرد مى‌كند؟! در اين مثال تذكّرى است براى خردمندان [از ناپايدارى دنيا].

۱

(زمر/ ۲۱)

 

الباقر (علیه السلام)- أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَکَهُ یَنابِیعَ فِی الْأَرْضِ وَ الْیَنَابِیعُ هِیَ الْعُیُونُ وَ الرکایا مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ فَأَسْکَنَهُ فِی الْأَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ بِذَلِکَ حَتَّی یَصْفَرَّ ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطاماً وَ الْحُطَامُ إِذَا یَبِسَتْ وَ تَفَتَّتَتْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاءً فَسَلَکَهُ یَنَابِیعَ فِی الْأَرْضِ؛ ینابیع، چشمه‌ها و چاه‌هایی است که از آنچه که خداوند از آسمان نازل فرموده و در زمین جای داده پرآب است، ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ ثُمَّ یَهِیجُ آن کشته‌ها و گیاهان را می‌رویاند [و رنگارنگند] تا اینکه در نهایت زرد می‌شوند، ثُمَّ یَجْعَلُهُ حُطَامًا و هنگامی‌که خشک و متلاشی می‌گردند، همچون کاهی درهم کوبیده می‌شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۶ البرهان

 

آیه أَ فَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللهِ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ [22]

 

آيا كسى كه خدا سينه‌اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز [مركبى از] نور الهى قرار گرفته [همچون كوردلان گمراه است]؟! واى بر آنان كه قلب‌هايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آن‌ها در گمراهى آشكارى هستند.

۱

(زمر/ ۲۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یا ابْنَ مَسْعُودٍ فَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَإِنَّ النُّورَ إِذَا وَقَعَ فِی الْقَلْبِ انْشَرَحَ وَ انْفَسَحَ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَهَلْ لِذَلِکَ مِنْ عَلَامَهًٍْ قَالَ نَعَمْ التَّجَافِی عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَهًُْ إِلَی دَارِ الْخُلُودِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِ الْفَوْتِ فَمَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا قَصُرَ أَمَلُهُ فِیهَا وَ تَرَکَهَا لِأَهْلِهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز [مرکبی از] نور الهی قرار گرفته [همچون کوردلان گمراه است]؟! زیرا که نور هرگاه در دل پیدا شود دل باز می‌شود. گفته شد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا برای این نور نشانه‌ای هست»؟ فرمود: «آری! دوری از سرای فریبنده و برگشت به‌سوی خانه‌ی جاویدان و مهیّاشدن برای مردن پیش از آنکه از دست رود، پس هرکس در دنیا پارسا شود آرزویش کوتاه می‌شود و دنیا را برای دنیاطلبان وامی‌گذارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۸ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۹۴/ روضهًْ الواعظین، ج۲، ص۴۴۸؛ و «الفوت... لأهلها» محذوف

۲

(زمر/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْقَسْوَهًُْ وَ الرِّقَّهًُْ مِنَ الْقَلْبِ وَ هُوَ قَوْلُهُ فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- قساوت و رقّت از قلب ناشی می‌شود، همچنان‌که خدای تعالی فرمود فَوَیْلٌ لِلْقاسِیَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِکْرِ اللهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۱۴۱/ القمی، ج۲، ص۲۳۸/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۳۸۵/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۳۹/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(زمر/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ إِلَی مُوسَی (علیه السلام) یَا مُوسَی (علیه السلام) لَا تَفْرَحْ بِکَثْرَهًِْ الْمَالِ وَ لَا تَدَعْ ذِکْرِی عَلَی کُلِّ حَالٍ فَإِنَّ کَثْرَهًَْ الْمَالِ تُنْسِی الذُّنُوبَ وَ إِنَّ تَرْکَ ذِکْرِی یُقْسِی الْقُلُوب.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ به حضرت موسی (علیه السلام) وحی فرمود: «ای موسی (علیه السلام)! از زیادی مال خوشحال نشو و در هیچ حالی یاد مرا وا مگذار؛ چرا که زیادی مال سبب فراموشی گناهان می‌شود و واگذاشتن یاد من سبب سخت‌شدن دل‌ها می‌گردد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۸ الکافی، ج۲، ص۴۹۷/ البرهان

ولایت

۱

(زمر/ ۲۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَ فَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ قَالَ: نَزَلَتْ فِی أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

علی‌بن‌ابراهیم ( أَفَمَن شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِّن رَّبِّهِ این آیه درباره‌ی امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۰۵/ القمی، ج۲، ص۲۴۸/ المناقب، ج۳، ص۸۰/ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۳۳/ الصراط المستقیم، ج۲، ص۷۴/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه اللهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللهِ ذلِكَ هُدَى اللهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ [23]

 

خداوند بهترين سخن را نازل كرده، كتابى كه آياتش [در لطف و زيبايى و عمق و محتوا] همانند يكديگر است؛ آياتى مكرّر دارد [با تكرارى شوق‌انگيز] كه از شنيدن آياتش لرزه بر اندام كسانى كه از پروردگارشان مى‌ترسند مى‌افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجّه ذكر خدا مى‌شود؛ اين هدايت الهى است كه هركس را بخواهد با آن راهنمايى مى‌كند؛ و هركس را خداوند گمراه سازد، هيچ راهنمايى براى او نخواهد بود.

۱

(زمر/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ مُسْتَصْعَبٌ ذَکْوَانُ أَجْرَدُ لَا یَحْتَمِلُهُ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا عَبْدٌ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِیمَانِ أَمَّا الصَّعْبُ فَهُوَ الَّذِی لَمْ یُرْکَبْ بَعْدُ وَ أَمَّا الْمُسْتَصْعَبُ فَهُوَ الَّذِی یَهْرُبُ مِنْهُ إِذَا رَأَی وَ أَمَّا الذَّکْوَانُ فَهُوَ ذَکَاءُ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَمَّا الْأَجْرَدُ فَهُوَ الَّذِی لَا یَتَعَلَّقُ بِهِ شَیْءٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ اللهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِیثِ فَأَحْسَنُ الْحَدِیثِ حَدِیثُنَا لَا یَحْتَمِلُ أَحَدٌ مِنَ الْخَلَائِقِ أَمْرَهُ بِکَمَالِهِ حَتَّی یَحُدَّهُ لِأَنَّ مَنْ حَدَّ شَیْئاً فَهُوَ أَکْبَرُ مِنْهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- [فهم] سخن ما مشکل و دشوار است و کلام ما شیوا و پاکیزه و باطراوت است که حتّی هیچ فرشته‌ی مقرّب و پیامبر فرستاده‌شده و مؤمنی که خداوند قلبش را از لحاظ قدرت ایمانش سنجیده باشد، تحمّل پذیرش و فهم آن را ندارد. معنای «صعب» (مشکل) آن است که فراتر از آن چیزی نباشد و «مستعصب» (دشوار) آن است که آنقدر شگفت‌آور است که با دیدن آن، از آن بگریزند، «ذکوان» (شیوا) اشاره به هوش و ذکاوت مؤمن دارد [که کلام ما زیرکانه است] و «اجرد» (باطراوت) اشاره به چیزی دارد که مستقل است و به قبل و بعد خود وابسته نیست که اشاره به همان کلام الهی است که فرمود: اللهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الحَدِیثِ که [منظور از] بهترین سخن، سخن ما است که احدی از مخلوقات، آن را به‌صورت تمام و کمال نمی‌تواند تحمّل کند (به دوش بکشد) مگر اینکه آن را حدّ بزند [و بخشی از آن را بشناسد] و اگر کسی بتواند به چیزی حدّ بزند، معنایش آن است که آن چیز بزرگتر از آن حدّ نیز بوده [و او نتوانسته آن را درک کند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۱۸ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۹۴/ بصایرالدرجات، ص۲۴

۲

(زمر/ ۲۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ اللَّهَ اسْتَبْطَأَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ فَعَاتَبَهُمْ عَلَی رَأْسِ ثَلَاثَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ مِنْ نُزُولِ الْقُرْآنِ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس ( خداوند دل‌های مؤمنین را کاهل و اهل کوتاهی [در طی مراحل عالیه‌ی ایمان] شمرد لذا پس از سیزده سال از نزول قرآن آن‌ها را با این آیه سرزنش کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۶۱

به لرزه افتادن

۱

(زمر/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا اقْشَعَرَّ جِلْدُ الْعَبْدِ مِنْ خَشْیَهًِْ اللَّهِ تَحَاتَّتْ عَنْهُ ذُنُوبُهُ کَمَا تَتَحَاتُّ عَنِ الشَّجَرَهًِْ الْیَابِسَهًِْ وَرَقُهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که بنده‌ای از خوف خدا لرزه بر اندامش افتد تمام گناهانش همانند ریزش برگ‌های یک درخت خشکیده فرو می‌ریزد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۰ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۴۶/ نورالثقلین

۲

(زمر/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلْت: إِنَ قَوْماً إِذَا ذَکَرُوا شَیْئاً مِنَ الْقُرْآنِ أَوْ حَدَّ ثَوَابِهِ صَعِقَ أَحَدُهُمْ حَتَّی یَرَی أَنَّ أَحَدَهُمْ لَوْ قُطِعَتْ یَدَاهُ وَ رِجْلَاهُ لَمْ یَشْعُرْ بِذَلِکَ، فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ ذَاکَ مِنَ الشَّیْطَانِ، مَا بِهَذَا نُعِتُوا، إِنَّمَا هُوَ اللِّینُ وَ الرِّقَّهًُْ وَ الدَّمْعَهًُْ وَ الْوَجَل.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «گروهی از مردم هرگاه اندکی از قرآن را به یاد آورند یا برایشان از آن سخنی گفته شود، چنان مدهوش می‌شود که پندارند اگر دست و پایش قطع شود، هیچ آن را احساس نمی‌کند». ایشان فرمود: «پاک و منزّه است خدا! این کار از جانب شیطان است، آنان [مؤمنان در قرآن] چنین وصف نشده‌اند، بلکه به نرم دلی و دلسوزی و اشک و بیم وصف شده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۰ هدایه الأمه، ج۳، ص۷۵/ البرهان

 

آیه أَ فَمَنْ يَتَّقي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قيلَ لِلظَّالِمينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ [24]

 

آيا كسى كه [ناچار است] با صورت خود عذاب دردناك [الهى] را در روز قيامت دور سازد [همانند كسى است كه آتش دوزخ هرگز به او نمى‌رسد]؟! و به ستمكاران گفته مى‌شود: «بچشيد [نتيجه] آنچه را انجام مى‌داديد»!

 

آیه كَذَّبَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُون [25]

 

كسانى كه قبل از آن‌ها بودند نيز [آيات ما را] تكذيب نمودند، و عذاب [الهى] از جايى كه فكر نمى‌كردند به‌سراغشان آمد.

 

آیه فَأَذاقَهُمُ اللهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ [26]

 

پس خداوند خوارى را در زندگى اين دنيا به آن‌ها چشانيد، و عذاب آخرت شديدتر است اگر مى‌دانستند.

 

آیه وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ في هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ [27]

 

ما براى مردم در اين قرآن از هرچيز نمونه‌اى آورديم [و همه‌ی معارف در آن جمع است]، شايد متذكّر شوند.

 

آیه قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [28]

 

قرآنى است فصيح و خالى از هرگونه كجى و نادرستى، شايد آنان پرهيزگارى پيشه كنند.

۱

(زمر/ ۲۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنْزَلَ اللهُ إِلَیْهِ الْکِتَابَ فِیهِ الْبَیَانُ وَ التِّبْیَانُ قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ قَدْ بَیَّنَهُ لِلنَّاسِ وَ نَهَجَهُ بِعِلْمٍ قَدْ فَصَّلَهُ وَ دِینٍ قَدْ أَوْضَحَهُ وَ فَرَائِضَ قَدْ أَوْجَبَهَا وَ حُدُودٍ حَدَّهَا لِلنَّاسِ وَ بَیَّنَهَا وَ أُمُورٍ قَدْ کَشَفَهَا لِخَلْقِهِ وَ أَعْلَنَهَا فِیهَا دَلَالَهًٌْ إِلَی النَّجَاهًِْ وَ مَعَالِمُ تَدْعُو إِلَی هُدَاه.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) کتابی نازل فرمود که آشکار و آشکارکننده‌ی همه‌ی امور است؛ قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ و آن را برای مردم بیان کرد و توضیح داد، با دانشی که تفصیلش داد و دینی که آشکارش ساخت و واجباتی که آن‌ها را لازم نمود و حدودی که برای مردم وضع کرد و بیان نمود و اموری که آن‌ها را برای مخلوقش کشف کرد و آگاهشان ساخت. در آن امور راهنمایی به‌سوی نجات است و نشانه‌هایی که به هدایت دعوت کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۲ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۶۹

۲

(زمر/ ۲۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنْزَلَ عَلَیْهِ کِتَاباً عَزِیزاً لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ. قُرْآناً عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِین.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) کتابی محکم و استوار نازل کرده که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌آید چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است! (فصلت/۴۲) قرآنی است فصیح و خالی از هرگونه کجی و نادرستی. تا افرادی را که زنده‌اند بیم دهد (و بر کافران اتمام حجّت شود) و فرمان عذاب بر آنان مسلّم گردد! (یس/۷۰).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۲ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۷۰

 

آیه ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً رَجُلاً فيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ [29]

 

خداوند مثالى زده است: مردى را كه مملوك شريكانى است كه درباره‌ی او پيوسته با هم نزاع دارند، و مردى كه تنها تسليم يك نفر است؛ آيا اين دو يكسانند؟! حمد و ستايش مخصوص خداست، ولى بيشتر آنان نمى‌دانند.

۱

(زمر/ ۲۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا رَجُلًا فِیهِ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ وَ رَجُلًا سَلَماً هُوَ عَلِیٌّ (علیه السلام) لِرَجُلٍ هُوَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ شُرَکاءُ مُتَشاکِسُونَ أَیْ مُخْتَلِفُونَ وَ أَصْحَابُ عَلِیٍ (علیه السلام) مُجْتَمِعُونَ عَلَی وَلَایَتِه.

 

امام باقر (علیه السلام)- در کلام خداوند عزّوجلّ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا رَّجُلًا فِیهِ شُرَکَاء مُتَشَاکِسُونَ وَرَجُلًا سَلَمًا منظور از «رجل» اوّل علی (علیه السلام) است «رجل» دوم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است [یعنی علی (علیه السلام) تسلیم یک نفر شده که همان پیامبر (صلی الله علیه و آله) است] و شُرَکَاء مُتَشَاکِسُونَ یعنی کسانی که اختلاف دارند، حال آنکه یاران علی (علیه السلام) [و شیعیان] بر ولایت او هم‌رأی می‌باشند [پس منظور از متشاکسون غیر از آنان هستند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۲ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۵؛ «بتفاوت»/ البرهان

 

آیه إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ [30]

 

به يقين تو مى‌ميرى و آن‌ها نيز خواهند مُرد.

۱

(زمر/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْمَغْرَاءِ قَالَ حَدَّثَنِی یَعْقُوبُ الْأَحْمَرُ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَی أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) نُعَزِّیهِ بِإِسْمَاعِیلَ فَتَرَحَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ نَعَی إِلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) نَفْسَهُ فَقَالَ إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ وَ قَالَ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ أَنْشَأَ یُحَدِّثُ فَقَالَ إِنَّهُ یَمُوتُ أَهْلُ الْأَرْضِ حَتَّی لَا یَبْقَی أَحَدٌ ثُمَّ یَمُوتُ أَهْلُ السَّمَاءِ حَتَّی لَا یَبْقَی أَحَدٌ إِلَّا مَلَکُ الْمَوْتِ وَ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ (علیهم السلام) قَالَ فَیَجِیءُ مَلَکُ الْمَوْتِ (علیه السلام) حَتَّی یَقُومَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عزّوجلّ فَیُقَالُ لَهُ مَنْ بَقِیَ وَ هُوَ أَعْلَمُ فَیَقُولُ یَا رَبِّ لَمْ یَبْقَ إِلَّا مَلَکُ الْمَوْتِ وَ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ (علیه السلام) فَیُقَالُ لَهُ قُلْ لِجَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ (علیها السلام) فَلْیَمُوتَا فَتَقُولُ الْمَلَائِکَهًُْ عِنْدَ ذَلِکَ یَا رَبِّ رَسُولَیْکَ وَ
أَمِینَیْکَ فَیَقُولُ إِنِّی قَدْ قَضَیْتُ عَلَی کُلِّ نَفْسٍ فِیهَا الرُّوحُ الْمَوْتَ ثُمَّ یَجِیءُ مَلَکُ الْمَوْتِ حَتَّی یَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عزّوجلّ فَیُقَالُ لَهُ مَنْ بَقِیَ وَ هُوَ أَعْلَمُ فَیَقُولُ یَا رَبِّ لَمْ یَبْقَ إِلَّا مَلَکُ الْمَوْتِ وَ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ فَیَقُولُ قُلْ لِحَمَلَهًِْ الْعَرْشِ فَلْیَمُوتُوا قَالَ ثُمَّ یَجِیءُ کَئِیباً حَزِیناً لَا یَرْفَعُ طَرْفَهُ فَیُقَالُ مَنْ بَقِیَ فَیَقُولُ یَا رَبِّ لَمْ یَبْقَ إِلَّا مَلَکُ الْمَوْتِ فَیُقَالُ لَهُ مُتْ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ فَیَمُوتُ ثُمَّ یَأْخُذُ الْأَرْضَ بِیَمِینِهِ وَ السَّمَاوَاتِ بِیَمِینِهِ وَ یَقُولُ أَیْنَ الَّذِینَ کَانُوا یَدْعُونَ مَعِی شَرِیکاً أَیْنَ الَّذِینَ کَانُوا یَجْعَلُونَ مَعِی إِلَهاً آخَرَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یعقوب احمر نقل کرده است: خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدیم تا به ایشان به خاطر درگذشت اسماعیل تسلیت بگوییم. ایشان برای او از خداوند رحمت طلبید و سپس فرمود: «خداوند عزّوجلّ، خود به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) خبر از مرگ داد و فرمود: إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم مَّیِّتُونَ و نیز فرمود: هرکسی مرگ را می‌چشد. (آل عمران/۱۸۵)، سپس امام (علیه السلام) شروع به بیان حدیثی کرد و فرمود: «زمینیان همه می‌میرند تا جایی که هیچ‌کس به جا نمی‌ماند؛ سپس آسمانیان همه می‌میرند تا جایی که هیچ‌کس به‌جا نمی‌ماند به جز فرشته‌ی مرگ و حاملان عرش و جبرئیل و میکائیل. آنگاه فرشته‌ی مرگ می‌آید و در برابر خداوند عزّوجلّ می‌ایستد. خداوند به او می‌فرماید: «چه کسی زنده ماند»؟ حال آنکه خود بهتر می‌داند او عرض می‌کند: «پروردگارا! هیچ‌کس به‌جا نماند جز فرشته‌ی مرگ و حاملان عرش و جبرئیل و میکائیل». خداوند می‌فرماید: «به جبرئیل و میکائیل بگو: بمیرید». در آن هنگام فرشتگان عرض می‌کنند: «پروردگارا! آن دو، رسول و امین تو هستند»! خداوند می‌فرماید: «من بر هر نفسی که روح در آن است، حکم مرگ داده‌ام». سپس فرشته‌ی مرگ می‌آید و در برابر خداوند عزّوجلّ می‌ایستد، خداوند به او می‌فرماید: «چه کسی زنده ماند»؟ حال آنکه خود بهتر می‌داند او عرض می‌کند: «پروردگارا! هیچ‌کس به جا نماند جز فرشته‌ی مرگ و حاملان عرش». خداوند می‌فرماید: «به حاملان عرش بگو: بمیرید». سپس فرشته‌ی مرگ، افسرده و غمگین و سر به زیر می‌آید، خداوند به او می‌فرماید: «چه کسی زنده ماند»؟ او عرض می‌کند: «پرودگارا! هیچ‌کس به جا نماند جز فرشته‌ی مرگ». خداوند می‌فرماید: «بمیر، ای فرشته‌ی مرگ»! پس او می‌میرد، آنگاه خداوند زمین را با دست راست خود و آسمان را با دست راست خود می‌گیرد و می‌فرماید: «کجایند آنان که ادّعا می‌کردند با من شریکند؟ کجایند آنان که با من دیگری را به خدایی می‌گرفتند»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۲ الکافی، ج۳، ص۲۵۶/ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۲۹/ الزهد، ص۸۰؛ بتفاوت لفظی/ البرهان

۲

(زمر/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّه (صلی الله علیه و آله): لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ قُلْتُ یَا رَبِّ أَ‌یَمُوتُ الْخَلَائِقُ وَ یَبْقَی الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) فَنَزَلَتْ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَیْنا تُرْجَعُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام رضا (علیه السلام) از پدرانش از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است که فرمود: «هنگامی‌که این آیه نازل شد: إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُم مَّیِّتُونَ، عرض کردم: «پروردگارا! آیا تمامی آفریدگان می‌میرند و پیامبران به جا می‌مانند»؟ آنگاه نازل شد: هرکسی مرگ را می‌چشد. (آل عمران/۱۸۵)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۴ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۲۸/ صحیفهًْ الرضا (ص۶۲/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۳۲/ نورالثقلین و البرهان

۳

(زمر/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ صَالِحِ‌بْنِ‌سَعِیدٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ فِی قِصَّهًِْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) ... إِنِّی سَقِیمٌ قَالَ مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) سَقِیماً وَ مَا کَذَبَ إِنَّمَا عَنَی سَقِیماً فِی دِینِهِ مُرْتَاداً وَ قَدْ رُوِیَ أَنَّهُ عَنَی بِقَوْلِهِ إِنِّی سَقِیمٌ أَیْ سَأَسْقُمُ وَ کُلُّ مَیِّتٍ سَقِیمٌ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ مَیِّتٌ أَیْ سَتَمُوت.

 

امام صادق (علیه السلام)- صالح‌بن‌سعید نقل کرده است: مردی از صحابه گفت: از امام صادق (علیه السلام) در مورد داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) [و این آیه که از زبان ابراهیم (علیه السلام) بیان می‌کند که مریض هستم] سؤال کردم، فرمود: ... مقصودش از من بیمارم [و با شما به مراسم جشن نمی‌آیم]. (صافات/۸۹) این نبود که مریض است چون او مریض نبود امّا دروغ هم نگفت زیرا مقصودش این بود که دینش دچار نقص و مرض شده. و همچنین روایت شده که منظور از إِنِّی سَقِیمٌ یعنی در آینده بیمار خواهم شد [و خواهم مرد] و هر میّتی بیمار است، و خداوند عزّوجلّ به پیغمبر خود (صلی الله علیه و آله) فرموده است: إِنَّکَ مَیِّتٌ یعنی خواهی مرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۶/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۳؛ «سألته عن قول الله عزّوجلّ... انه عنی بقوله» محذوف

۴

(زمر/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا نَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَی إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَیْتَنِی أَعْلَمُ مَتَی یَکُونُ ذَلِکَ فَنَزَلَ سُورَهًُْ النَّصْرِ فَکَانَ یَسْکُتُ بَیْنَ التَّکْبِیرِ وَ الْقِرَاءَهًِْ بَعْدَ نُزُولِهَا فَیَقُولُ سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ فَقِیلَ لَهُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ أَمَا إِنَّ نَفْسِی نُعِیَتْ إِلَیَّ ثُمَّ بَکَی بُکَاءً شَدِیداً فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَوَ تَبْکِی مِنَ الْمَوْتِ وَ قَدْ غَفَرَ اللهُ لَکَ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ قَالَ فَأَیْنَ هَوْلُ الْمُطَّلَعِ وَ أَیْنَ ضَیْقَهًُْ الْقَبْرِ وَ ظُلْمَهًُْ اللَّحْدِ وَ أَیْنَ الْقِیَامَهًُْ وَ الْأَهْوَالُ فَعَاشَ بَعْدَ نُزُولِ هَذِهِ السُّورَهًِْ عَاماً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که این کلام خداوند متعال: إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای کاش می‌دانستم که آن (مردن) کی خواهد بود»؟ که سوره‌ی نصر نازل شد. [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] بعد از نزول این سوره، همواره بین تکبیرهًْ الاحرام و قرائت (سوره‌ی حمد) سکوت می‌کرد و می‌گفت: «تسبیح و حمد خدای را! از خداوند آمرزش می‌طلبم و به‌سوی او توبه می‌کنم». از او درباره‌ی [علّت] آن کار سؤال شد فرمود: «نفسم از مرگم باخبر شده است». آنگاه گریه‌ی بسیار شدیدی کرد. گفته شد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا از [ترس] مرگ گریه می‌کنی درحالی‌که خداوند تمام گناهان تو را بخشید. خداوند گناهان گذشته و آینده‌ای را که به تو نسبت می‌دادند ببخشد. (فتح/۲) فرمود: «ترس آینده [ناشی از دیدن احوال پس از مرگ] کجاست؟ تنگی قبر کجاست؟ تاریکی قبر کجاست؟ قیامت و ترس‌های آن کجاست»؟ [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] بعد از نزول این سوره، یک سال عمر کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۷۱/ المناقب، ج۱، ص۲۳۴

۵

(زمر/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ: لَمَّا مَرِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عِنْدَهُ أَصْحَابُهُ قَامَ إِلَیْهِ عَمَّارُ بْنُ‌یَاسِرٍ فَقَالَ لَهُ فِدَاکَ أَبِی وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ یُغَسِّلُکَ مِنَّا إِذَا کَانَ ذَلِکَ مِنْکَ قَالَ ذَاکَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام)... فَنَزَلَ مَلَکُ الْمَوْتِ (علیه السلام) وَ قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ لِی إِلَیْکَ حَاجَهًٌْ قَالَ وَ مَا حَاجَتُکَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ حَاجَتِی أَنْ لَا تَقْبِضَ رُوحِی حَتَّی یَجِیئَنِی جَبْرَئِیلُ فَیُسَلِّمَ عَلَیَّ وَ أُسَلِّمَ عَلَیْهِ فَخَرَجَ مَلَکُ الْمَوْتِ وَ هُوَ یَقُولُ یَا مُحَمَّدَاهْ (صلی الله علیه و آله) فَاسْتَقْبَلَهُ جَبْرَئِیلُ فِی الْهَوَاءِ فَقَالَ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ (علیه السلام) قَبَضْتَ رُوحَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لَا یَا جَبْرَئِیلُ سَأَلَنِی أَنْ لَا أَقْبِضَهُ حَتَّی یَلْقَاکَ فَتُسَلِّمَ عَلَیْهِ وَ یُسَلِّمَ عَلَیْکَ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ أَ‌مَا تَرَی أَبْوَابَ السَّمَاءِ مُفَتَّحَهًًْ لِرُوحِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَمَا تَرَی الْحُورَ الْعِیْنَ قَدْ تَزَیَّنَ لِرُوحِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَاالْقَاسِمِ فَقَالَ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ یَا جَبْرَئِیلُ ادْنُ مِنِّی حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ فَدَنَا مِنْهُ فَنَزَلَ مَلَکُ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ احْفَظْ وَصِیَّهًَْ اللَّهِ فِی رُوحِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ عَنْ یَمِینِهِ وَ مِیکَائِیلُ عَنْ یَسَارِهِ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ آخِذٌ بِرُوحِهِ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا کَشَفَ الثَّوْبَ عَنْ وَجْهِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَظَرَ إِلَی جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ عِنْدَ الشَّدَائِدِ تَخْذُلُنِی فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (گوید: وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیمار شد عدّه‌ای از اصحابش نزد او بودند و عمّاربن‌یاسر از میان آن‌ها برخاست و به او گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پدر و مادرم فدایت! اگر این پیشامد به وجود آمد کدام‌یک از ما شما را غسل دهد»؟ فرمود: «آن وظیفه‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است ... ملک‌الموت نازل شد و گفت: «درود بر تو ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»! فرمود: «سلام بر تو ای فرشته‌ی مرگ! من به تو حاجتی دارم». عرض کرد: «چه حاجتی ای نبی خدا (صلی الله علیه و آله)»؟ فرمود: «حاجتم این است که جان مرا نگیری تا دوستم جبرئیل بیاید و بر من سلام دهد و من هم بر او سلام دهم» ملک‌الموت با فریاد وا محمّدا بیرون رفت و در هوا به جبرئیل رسید جبرئیل به او گفت: «ای ملک‌الموت جان محمّد (صلی الله علیه و آله) را گرفتی»؟ گفت: «نه، ای جبرئیل! از من خواست که نگیرم تا تو را دیدار کند و بر او سلام دهی و به تو سلام دهد». جبرئیل گفت: «مگر نمی‌بینی که درهای آسمان‌ها برای [استقبال از] روح محمّد (صلی الله علیه و آله)، گشوده است نمی‌بینی که حوریان بهشت خود را برای محمّد (صلی الله علیه و آله) آرایش کردند»، جبرئیل نازل شد و گفت: «سلام بر تو ای ابالقاسم (صلی الله علیه و آله)»! فرمود: «سلام بر تو ای جبرئیل! ای دوست من نزدیکم بیا». نزدیک او رفت و ملک‌الموت آمد. جبرئیل گفت: «وصیّت خدا را درباره‌ی روح محمّد (صلی الله علیه و آله) انجام بده». جبرئیل سمت راست و میکائیل سمت چپ او بود و ملک الموت جان او را گرفت، چون روی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را باز کرد آن حضرت به جبرئیل نگاه کرد و به او گفت: «در این سختی دست از من برداشتی». عرض کرد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْموْتِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۵۰۹

۶

(زمر/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَوْ رَأَی الْعَبْدُ أَجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ إِلَیْهِ لَأَبْغَضَ الْأَمَلَ وَ تَرَکَ طَلَبَ الدُّنْیَا.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «اگر بنده‌ای مرگ را که به سرعت به طرف او حرکت می‌کند مشاهده نماید، با آرزوهای خود مخالفت می‌کند و از طلب دنیا دست می‌کشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۶ نورالثقلین

 

آیه ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ [31]

 

سپس شما روز قيامت نزد پروردگارتان مخاصمه مى‌كنيد.

۱

(زمر/ ۳۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ. ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ یَعْنِی أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ مِنْ غَصَبَهُ حَقِّهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( إِنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ، ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عِندَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ؛ یعنی امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) و کسانی که حقّش را غصب کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۶ بحارالأنوار، ج۴۱۵، ص۳۵/ القمی، ج۲، ص۲۴۸/ البرهان

۲

(زمر/ ۳۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ثُمَ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ عِنْدَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ یَعْنِی الْمُحِقَّ وَ الْمُبْطِلَ وَ الظَّالِمَ وَ الْمَظْلُومَ.

 

ابن‌عبّاس ( ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ عِندَ رَبِّکُمْ تَخْتَصِمُونَ؛ یعنی کسی که بر حق است و کسی که بر باطل است و ظالم و مظلوم [همگی نزد پروردگارتان مخاصمه می‌کنید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۵۱

۳

(زمر/ ۳۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- الِاخْتِصَامُ یَکُونُ بَیْنَ الْمُهْتَدِینَ وَ الضَّالِّینَ وَ الصَّادِقِینَ وَ الْکاذِبِینَ.

 

ابن‌عبّاس ( مخاصمه، [و درگیری در قیامت] میان هدایت‌یافتگان و گمراهان و راستگویان و دروغ‌گویان می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۵۱

 

آیه قوله تعالی فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ أَ لَيْسَ في جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرينَ [32]

 

چه كسى ستمكارتر است از آن كسى كه بر خدا دروغ ببندد و سخن راست [و وحى الهى] را هنگامى‌كه به‌سراغ او آمده تكذيب كند؟! آيا در جهنّم جايگاهى براى كافران نيست؟!

۱

(زمر/ ۳۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ قَالَ الصِّدْقُ وَلَایَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

 

امام علی (علیه السلام)- فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَی اللهِ وَکَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ؛ سخن راست، ولایت ما اهل بیت (علیهم السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۷/ الأمالی للطوسی، ص۳۶۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۵/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۹۹/ البرهان

۲

(زمر/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ عَنْ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام) قَالَ هُوَ مَنْ رَدَّ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی عَلِی (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- امام کاظم (علیه السلام) از پدرش روایت کرد که در مورد آیه: فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ فرمود: «آن ستمکار کسی است که دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را در مورد پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) ردّ کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۱۴/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۱۷/ کشف الیقین، ص۳۷۵/ البرهان؛ «بتفاوت»

۳

(زمر/ ۳۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ یَعْنِی لَمَّا جَاءَ بِهِ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْحَقِّ وَ ولایهًْ أمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام).

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن کَذَبَ عَلَیَ اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جَاءهُ یعنی حقیقتی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی ولایت امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) آورد، تکذیب کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۱۵/ القمی، ج۲، ص۲۴۸/ نورالثقلین

۴

(زمر/ ۳۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالَ ابْنُ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جاءَ بِالصِّدْقِ وَ عَلِیٌ (علیه السلام) صَدَّقَ بِهِ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ قَالَ: الصِّدْقُ وَلَایَهًُْ أَهْلِ الْبَیْت.

 

ابن‌عبّاس ( رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کلام راست وصدق، [قرآن] را [از جانب خدا] آورد و علی (علیه السلام) امیرالمؤمنین، آن را تصدیق کرد. فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللهِ وَ کَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ و در جای دیگری گفت: منظور از «صدق»، ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ المناقب، ج۳، ص۹۲

 

آیه وَ الَّذي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [33]

 

امّا كسى كه سخن راست بياورد و كسى كه آن را تصديق كند، آنان پرهيزگارانند.

۱

(زمر/ ۳۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ شَفَاعَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ منظور شفاعت علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۸، ص۴۳/ المناقب، ج۲، ص۱۶۵

۲

(زمر/ ۳۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ هُوَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ صَدَّقَ بِهِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- منظور از وَ الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و منظور از وَ صَدَّقَ بِهِ امیرالمؤمنین، علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ الإفصاح، ص۱۶۶/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۲۴/ کشف الیقین، ص۱۲۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۶/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۰۷/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۸۱/ المناقب، ج۳، ص۹۲/ نورالثقلین

۳

(زمر/ ۳۳)

 

الباقر (علیه السلام)- مِنَّا الَّذِی أُحِلَّ لَهُ الْخُمُسُ وَ مِنَّا الَّذِی جاءَ بِالصِّدْقِ وَ مِنَّا الَّذِی صَدَّقَ بِهِ وَ لَنَا الْمَوَدَّهًُْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) الْوَالِدَانِ وَ أَمَرَ اللَّهُ ذُرِّیَّتَهُمَا بِالشُّکْرِ لَهُمَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- آنکه طبق آیه‌ی خمس، مصرف خمس برایش حلال شده است ما اهل بیت هستیم، آنکه قرآن در مورد او فرمود: جاءَ بِالصِّدْقِ از ما است و آنکه در مورد او فرمود صَدَّقَ بِهِ از ماست. و آیه‌ی مودّت در قرآن در مورد ما است و منظور از والدان، پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) است و [در سوره‌ی لقمان] به فرزندان این دو پدر، دستور داده که از پدران خود تشکّر کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۲

 

آیه لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنينَ [34]

 

آنچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آنان موجود است؛ و اين است جزاى نيكوكاران.

 

آیه لِيُكَفِّرَ اللهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذي عَمِلُوا وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ [35]

 

تا خداوند [حتّى] بدترين اعمالى را كه انجام داده‌اند [در سايه‌ی ايمان و صداقت آن‌‌ها] بيامرزد، و آن‌ها را مطابق بهترين اعمالى كه انجام مى‌دادند پاداش دهد.

 

آیه أَ لَيْسَ اللهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ [36]

 

آيا خداوند براى [نجات و دفاع از] بنده‌اش كافى نيست؟! ولى آن‌ها تو را از غير او مى‌ترسانند. [آن‌ها گمراهند] و هر‌كس را خداوند گمراه كند، هيچ راهنمايى براى او نخواهد بود!

۱

(زمر/ ۳۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌إبراهیم (رحمة الله علیه) یَعْنِی یَقُولُونَ لَکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) اعفنا مِنْ علی (علیه السلام) وَ یُخَوِّفُونَکَ بِأَنَّهُمْ یَلْحَقُونَ بِالْکُفَّارِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( أَلَیْسَ اللهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ وَ یُخَوِّفُونَکَ بِالَّذِینَ مِن دُونِهِ؛ یعنی [منافقان] به تو می‌گویند: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! از ما درباره‌ی پذیرش امر ولایت علی (علیه السلام) درگذر و تو را از اینکه در صورت اصرار بر پذیرش ولایت علی (علیه السلام) ممکن است به کفّار ملحق شده و اسلام را رها کنند، می‌ترسانند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۰ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۲۰/ القمی، ج۲، ص۲۴۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(زمر/ ۳۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَوَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ الْأَرَضِینَ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یَهْدُوا عَبْداً یُرِیدُ اللَّهُ ضَلَالَتَهُ مَا اسْتَطَاعُوا عَلَی أَنْ یَهْدُوهُ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلَ الْأَرَضِینَ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یُضِلُّوا عَبْداً یُرِیدُ اللَّهُ هِدَایَتَهُ مَا اسْتَطَاعُوا أَنْ یُضِلُّوهُ کُفُّوا عَنِ النَّاسِ وَ لَا یَقُولُ أَحَدٌ عَمِّی وَ أَخِی وَ ابْنُ عَمِّی وَ جَارِی فَإِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً طَیَّبَ رُوحَهُ فَلَا یَسْمَعُ مَعْرُوفاً إِلَّا عَرَفَهُ وَ لَا مُنْکَراً إِلَّا أَنْکَرَهُ ثُمَّ یَقْذِفُ اللَّهُ فِی قَلْبِهِ کَلِمَهًًْ یَجْمَعُ بِهَا أَمْرَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- به خداوند سوگند! اگر اهل آسمان‌ها و زمین اجتماع کنند تا بنده‌ای را که خداوند خواسته او را گمراه نماید، هدایت کنند، توانایی پیدا نخواهند کرد و اگر اهل آسمان‌ها و زمین اجتماع کنند تا بنده‌ای را که خداوند خواسته تا هدایت کند گمراه کنند، نخواهند توانست از مردم دست باز دارید و نگویید این برادرم و یا پسر عمویم و یا همسایه‌ام می‌باشد، خداوند هرگاه اراده کند به بنده‌ای خیری برساند روحش را پاک می‌کند، او دراین‌هنگام هر کار نیکی را می‌شناسد و از هر منکری دست باز می‌دارد، و بعد کلمه‌ای به او القاء می‌کند که همه‌ی امور را تدبیر می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۰ الکافی، ج۱، ص۱۶۵/ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۳/ نورالثقلین

 

آیه وَ مَنْ يَهْدِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَ لَيْسَ اللهُ بِعَزيزٍ ذِي انْتِقامٍ [37]

 

و هر‌كس را خدا راهنمايى كند، هيچ گمراه كننده‌اى نخواهد داشت. آيا خداوند توانا و داراى مجازات نيست؟!

 

آیه وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللهُ قُلْ أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ إِنْ أَرادَنِيَ اللهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ كاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَني بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ [38]

 

و اگر از آن‌ها بپرسى: «چه كسى آسمان‌ها و زمين را آفريده»؟ به يقين مى‌گويند: «خدا»! بگو: «آيا هيچ درباره‌ی معبودانى كه غير از خدا مى‌خوانيد انديشه مى‌كنيد كه اگر خدا زيانى براى من بخواهد، آيا آن‌ها مى‌توانند زيان او را برطرف سازند؟! و يا اگر رحمتى براى من بخواهد، آيا آن‌ها مى‌توانند مانع رحمت او شوند»؟! بگو: «خدا مرا كافى است؛ و همه‌ی توكّل‌كنندگان تنها بر او توكّل مى‌كنند».

۱

(زمر/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَاتِ السِّتَّ فِی کُلِّ غَدَاهًٍْ کَفَاهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنْ کُلِّ سُوءٍ وَ لَوْ أَلْقَی نَفْسَهُ إِلَی التَّهْلُکَهًِْ وَ هِیَ قُلْ لَنْ یُصِیبَنا إِلَّا ما کَتَبَ اللهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَی اللهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. وَ ما مِنْ دَابَّةِ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فِی کِتابٍ مُبِین. ٍ وَ کَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللهُ یَرْزُقُها وَ إِیَّاکُمْ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. ما یَفْتَحِ اللهُ لِلنَّاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلا مُمْسِکَ لَها وَ ما یُمْسِکْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. قُلْ أَ فَرَأَیْتُمْ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ إِنْ أَرادَنِیَ اللهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کاشِفاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرادَنِی بِرَحْمَةٍ
 هَلْ هُنَّ مُمْسِکاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ. حَسْبِیَ اللهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ وَ أَمْتَنِعُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ مِنْ حَوْلِهِمْ وَ قُوَّتِهِمْ وَ أَسْتَشْفِعُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَ أَعُوذُ بِمَا شَاءَ اللهُ لَا قُوَّهًَْ إِلَّا بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ.

 

امام علی (علیه السلام)- کسی که این شش آیه را در هر صبح قرائت کند خداوند متعال او را از هر بدی کفایت می‌کند حتی اگر خودش را به هلاکت بیندازد و این آیات [این است]: بگو: «هیچ حادثه‌ای برای ما رخ نمی‌دهد، مگر آنچه خداوند برای ما نوشته و مقرّر داشته است او مولا (و سرپرست) ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکّل کنند»!. (توبه/۵۱). و اگر خداوند، [برای امتحان یا کیفر گناه] زیانی به تو رساند، هیچ‌کس جز او آن را برطرف نمی‌سازد و اگر اراده‌ی خیری برای تو کند، هیچ‌کس مانع فضل او نخواهد شد! آن را به هرکس از بندگانش بخواهد می‌رساند و او غفور و رحیم است!. (یونس/۱۰۷) و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست! او قرارگاه و محلّ نقل و انتقالش را می‌داند همه‌ی این‌ها در کتاب آشکاری ثبت است! [در لوح محفوظ، در کتاب علم خدا]. (هود/۶) و چه بسا جنبنده‌ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد، خداوند او و شما را روزی می‌دهد و او شنوا و داناست. (عنکبوت/۶۰). هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد و هرچه را امساک کند، کسی غیر از او قادر به فرستادن آن نیست و او عزیز و حکیم است!. (فاطر/۲). خداوند مرا کفایت می‌کند هیچ معبودی جز او نیست بر او توکّل کردم و او صاحب عرش بزرگ است. (توبه/۱۲۹) و به حول و قوّه‌ی او از حول و قوّه‌ی دیگران، امتناع (جلوگیری) می‌کنم و از پروردگار سپیده دم، برای [دفع] شرّ تمام آنچه آفریده است، کمک می‌طلبم و پناه می‌برم به آنچه خدا می‌خواهد. هیچ نیرویی جز از سوی خداوند بلند مرتبه و بزرگ نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۰ بحارالأنوار، ج۸۳، ص۳۳۷

۲

(زمر/ ۳۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ حُنَفاءَ لِلهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ قَالَ الْحَنِیفِیَّهًُْ: مِنَ الْفِطْرَهًِْ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ. قَالَ: فَطَرَهُمْ عَلَی الْمَعْرِفَهًِْ بِهِ. فَقَالَ زُرَارَهًُْ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی قَالَ: أَخْرَجَ مِنْ ظَهْرِ آدَمَ (علیه السلام) ذُرِّیَّتَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَخَرَجُوا کَالذَّرِّ فَعَرَّفَهُمْ وَ أَرَاهُمْ نَفْسَهُ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّهُ وَ قَالَ (علیه السلام) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): کُلُّ مَوْلُودٍ یُولَدُ عَلَی الْفِطْرَهًِْ یَعْنِی عَلَی الْمَعْرِفَهًِْ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ خَالِقُهُ وَ کَذَلِکَ قَوْلُهُ: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: «معنی آیه: [برنامه و مناسک حج را انجام دهید] درحالی‌که همگی خالص برای خدا باشد! هیچ‌گونه همتایی برای او قائل نشوید!. (حج/۳۱) چیست»؟ فرمود: «مقصود در اینجا همان خلقت نخستین است که آن‌ها را به معرفت و شناخت خود خلق کرد و در آن تغییری داده نمی‌شود زیرا آن‌ها با معرفت و خداشناسی آفریده شده‌اند». زراره گوید: «از آن حضرت معنی آیه: و [به خاطر بیاور] زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذرّیّه‌ی آن‌ها را برگرفت و آن‌ها را گواه بر خویشتن ساخت. (اعراف/۱۷۲) را سؤال کردم فرمود: «از پشت آدم (علیه السلام) فرزندان او را تا روز قیامت بیرون آورد و مانند ذرّات خارج شدند، خداوند خود را به آن‌ها معرّفی کرد، و اگر چنین نبود هیچ‌کس خداوند را نمی‌شناخت». امام (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر مولودی با معرفت و خداشناسی به جهان پا می‌گذارد و عقیده دارد که خداوند خالق او می‌باشد و این است معنی آیه: وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللهُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۲ البرهان

 

آیه قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ [39]

 

بگو: «اى قوم من! شما هرچه در توان داريد انجام دهيد، من نيز به وظيفه‌ی خود عمل مى‌كنم؛ امّا به‌زودى خواهيد دانست».

 

آیه مَنْ يَأْتيهِ عَذابٌ يُخْزيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقيمٌ [40]

 

چه كسى عذاب خواركننده‌اى [در دنيا] به‌سراغش مى‌آيد، و [سپس] عذابى جاويدان [در آخرت] بر او وارد مى‌گردد»!

 

آیه إِنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدى فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما يَضِلُّ عَلَيْها وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ [41]

 

ما اين كتاب [آسمانى] را براى مردم بحق بر تو نازل كرديم؛ هركس [در پرتو آن] هدايت شود به نفع خود اوست؛ و هركس گمراهى را برگزيند، تنها به زيان خود گمراه مى‌گردد؛ و تو مأمور اجبارشان [به هدايت] نيستى.

۱

(زمر/ ۴۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّکُمْ أَکْثَرُ مِنْ أَنْ تُصَافِقُونِی بِکَفٍّ وَاحِدَهًٍْ فِی وَقْتٍ وَاحِدٍ وَ أَمَرَنِیَ اللَّهُ عزّوجلّ أَنْ آخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِکُمُ الْإِقْرَارَ بِمَا عَقَدْتُ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ إِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ جَاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّهًِْ مِنِّی وَ مِنْهُ عَلَی مَا أَعْلَمْتُکُمْ أَنَّ ذُرِّیَّتِی مِنْ صُلْبِهِ فَقُولُوا بِأَجْمَعِکُمْ إِنَّا سَامِعُونَ مُطِیعُونَ رَاضُونَ مُنْقَادُونَ لِمَا بَلَّغْتَ عَنْ رَبِّنَا وَ رَبِّکَ فِی أَمْرِ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَمْرِ وُلْدِهِ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) نُبَایِعُکَ عَلَی ذَلِکَ بِقُلُوبِنَا وَ أَنْفُسِنَا وَ أَلْسِنَتِنَا
 وَ أَیْدِینَا عَلَی ذَلِکَ نَحْیَا وَ نَمُوتُ وَ نُبْعَثُ لَا نُغَیِّرُ وَ لَا نُبَدِّلُ وَ لَا نَشُکُّ وَ لَا نَرْتَابُ وَ لَا نَرْجِعُ عَنْ عَهْدٍ وَ لَا نَنْقُضُ الْمِیثَاقَ وَ نُطِیعُ اللَّهَ وَ عَلِیّاً أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ وُلْدَهُ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) الَّذِینَ ذَکَرْتَهُمْ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ صُلْبِهِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ (علیها السلام) الَّذِینَ قَدْ عَرَّفْتُکُمْ مَکَانَهُمَا مِنِّی وَ مَحَلَّهُمَا عِنْدِی وَ مَنْزِلَتَهُمَا مِنْ رَبِّی فَقَدْ أَدَّیْتُ ذَلِکَ إِلَیْکُمْ فَإِنَّهُمَا سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ وَ إِنَّهُمَا الْإِمَامَانِ بَعْدَ أَبِیهِمَا عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنَا أَبُوهُمَا قَبْلَهُ فَقُولُوا أَطَعْنَا اللَّهَ بِذَلِکَ وَ إِیَّاکَ وَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) الَّذِینَ ذَکَرْتَ عَهْداً وَ مِیثَاقاً مَأْخُوذاً لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مِنْ قُلُوبِنَا وَ أَنْفُسِنَا وَ أَلْسِنَتِنَا وَ مُصَافَقَهًِْ أَیْدِینَا مَنْ أَدْرَکَهُمَا بِیَدِهِ وَ أَقَرَّ بِهِمَا بِلِسَانِهِ لَا نَبْتَغِی بِذَلِکَ بَدَلًا وَ لَا نَرَی مِنْ أَنْفُسِنَا عَنْهُ حِوَلًا أَبَداً نَحْنُ نُؤَدِّی ذَلِکَ عَنْکَ الدَّانِیَ وَ الْقَاصِیَ مِنْ أَوْلَادِنَا وَ أَهَالِینَا أَشْهَدْنَا اللَّهَ وَ کَفی بِاللَّهِ شَهِیداً وَ أَنْتَ عَلَیْنَا بِهِ شَهِیدٌ وَ کُلُّ مَنْ أَطَاعَ مِمَّنْ ظَهَرَ وَ اسْتَتَرَ وَ مَلَائِکَهًُْ اللَّهِ وَ جُنُودُهُ وَ عَبِیدُهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ مِنْ کُلِّ شَهِیدٍ مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا تَقُولُونَ فَإِنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ کُلَّ صَوْتٍ وَ خَافِیَهًَْ کُلِّ نَفْسٍ فَمَنِ اهْتَدی فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَإِنَّما یَضِلُّ عَلَیْها وَ مَنْ بَایَعَ فَإِنَّمَا یُبَایِعُ اللَّه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- [در خطبه‌ی غدیر فرمود:] ای مردم! تعداد شما بیش از آن است که در یک جلسه بتوانید با من دست دهید و بیعت کنید و خدای عزّوجلّ فرمان داده است که نخست از شما اقرار زبانی بگیرم که در مورد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و رهبر بودن او و امامانی که پس از او می‌آیند و از نسل من و اویند اقرار کنید و به شما گفتم و اعلام کردم که ذرّیّه‌ی من از صلب اویند. اکنون همگان بگویید: ما شنوا و فرمانبردار و پذیرا و خشنود به آن چیزی هستیم که از سوی پروردگارمان که پروردگار تو نیز هست در مورد علی (علیه السلام) و فرزندانش ابلاغ کردی و در این مورد با دل و جان و دست و زبان بیعت می‌کنیم و بر این بیعت زندگی می‌کنیم و می‌میریم و برانگیخته می‌شویم. آن را تغییر و تبدیل نمی‌کنیم و در آن شکّ و تردید روا نمی‌داریم و از این عهد بر نمی‌گردیم و پیمان نمی‌شکنیم و از خداوند و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و فرزندانش حسن و حسین (علیها السلام) که امامند و از صلب علی (علیه السلام) و ذرّیّه‌ی تو می‌باشند، اطاعت می‌کنیم. و من منزلت و مقام حسن و حسین (علیها السلام) را در پیشگاه خدایم و خودم به شما اعلام کردم و رساندم و آن دو سرور جوانان بهشتند و آن دو پس از پدرشان امامند و پیش از آنکه علی (علیه السلام) پدر آن دو باشد، من پدر ایشانم. اکنون بگویید: از خدای فرمانبرداریم و در این مورد با تو و علی و حسن و حسین و دیگر امامان (علیهم السلام) که گفتی عهد و پیمان می‌بندیم و این پیمان که برای علی (علیه السلام) می‌گیری از دل و جان و دست و زبان رضایت می‌دهیم و اگر بتوانیم دست بیعت هم می‌دهیم (دست در دست او می‌گذاریم)، وگرنه با زبان اقرار می‌کنیم و هرگز به فکر تغییر آن نخواهیم بود و در دل خود خیال بازگشت از آن را نخواهیم داشت و ما این عهد را به فرزندان خود و فرزندان دور خود [یعنی نوه‌ها و نتیجه‌ها و خانواده‌ی خود می‌رسانیم] و خدا را دراین‌باره گواه می‌گیریم و خداوند بهترین گواه است و تو و همه‌ی کسانی را که باید از ایشان اطاعت کرد، چه آشکار باشند و چه نهان و فرشتگان و لشکرهای خدا را گواه می‌گیریم و خداوند از هر گواهی بزرگتر است. ای مردم! چه می‌گویید؟ خداوند داننده‌ی هر سخن و اندیشه نهانی همگان است. هرکس رهنمون شده است به سود خویش رهنمون شده و هر آن کس گمراه شود به زیان خود گمراه شده است و هرکس بیعت کند با خدا بیعت کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۲ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۵

 

آیه اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ [42]

 

خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى‌كند، و روح كسانى را كه نمرده‌اند نيز به هنگام خواب مى‌گيرد؛ سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگشان را صادر كرده نگه مى‌دارد و ارواح ديگرى را [كه بايد زنده بمانند] باز مى‌گرداند تا سر‌آمدى معيّن؛ در اين امر نشانه‌هاى روشنى است براى كسانى كه مى‌انديشند.

۱

(زمر/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ وَ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ عَنْ قَوْلِهِ عزّوجلّ وَ لَوْ تَری إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَةُ وَ قَدْ یَمُوتُ فِی السَّاعَهًِْ الْوَاحِدَهًِْ فِی جَمِیعِ مَا لَا یُحْصِیهِ إِلَّا اللَّهُ عزّوجلّ فَکَیْفَ هَذَا فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ أَعْوَاناً مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ یَقْبِضُونَ الْأَرْوَاحَ بِمَنْزِلَهًِْ صَاحِبِ الشُّرْطَهًِْ لَهُ أَعْوَانٌ مِنَ الْإِنْسِ یَبْعَثُهُمْ فِی حَوَائِجِهِ فَتَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ وَ یَتَوَفَّاهُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ مَعَ مَا یَقْبِضُ هُوَ وَ یَتَوَفَّاهَا اللَّهُ عزّوجلّ مِنْ مَلَکِ الْمَوْتِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) در مورد این فرمایش خداوند عزّوجلّ: اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها می‌فرماید: بگو: «فرشته‌ی مرگ که بر شما مأمور شده، [روح] شما را می‌گیرد سپس شما را به‌سوی پروردگارتان بازمی‌گردانند». (سجده/۱۱). و آنجا که می‌فرماید: آنان که فرشتگان جانشان را می‌ستانند درحالی‌که طیّب و پاکیزه‌اند از همه بدی‌ها و زشتی‌ها. (نحل/۳۲)، و آنجا که می‌فرماید: آنان که فرشتگان جانشان را می‌گیرند درحالی‌که بر خویشتن ستم‌کنندگانند. (نحل/۲۸). و آنجا که در جای دیگر می‌فرماید: رسولان و فرستادگان ما او را قبض روح می‌کنند. (انعام/۶۱). و آنجا که در جای دیگر می‌فرماید: و اگر ببینی که فرشتگان چگونه کسانی را که کافرند قبض روح می‌کنند حتّما تعجّب خواهی کرد. (انفال/۵۲) سؤال پرسیده شد. و پرسیدند: «با توجّه به اینکه در یک زمان آنقدر نفوس در اطراف جهان از دنیا می‌روند که شمارش آن‌ها را جز خدا نمی‌داند، اگر تنها ملک‌الموت قبض روح می‌کند با توجّه به مضمون آیات یاد شده چگونه چنین چیزی ممکن است»؟ آن حضرت پاسخ فرمود: «خداوند تبارک‌وتعالی برای ملک‌الموت، دستیاران و کمک‌کارانی از فرشتگان قرار داده است که آن‌ها جان‌ها را می‌ستانند. مثل رئیس نظمیّه (پلیس) که دارای مددکاران و دستیارانی از میان انسانهاست و برای انجام کارها و نیازهای خود به ایشان مأموریت می‌دهد و آنان را به نقاط مختلف گسیل می‌دارد، ملائکه نیز به همین ترتیب از طرف ملک‌الموت اعزام می‌شوند و قبض روح انسان‌ها می‌کنند و ملک‌الموت نیز جان‌های قبض شده را از فرشتگان می‌ستاند علاوه بر آنچه که خود قبض کرده است و همه را خداوند عزّوجلّ از ملک‌الموت می‌ستاند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۴ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۳۶/ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۴۴

۲

(زمر/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی خَبَرِ الزِّنْدِیقِ الْمُدَّعِی لِلتَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآنِ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ قَوْلِهِ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ وَ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ وَ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ فَهُوَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتَوَلَّی ذَلِکَ بِنَفْسِهِ وَ فِعْلُ رُسُلِهِ. وَ مَلَائِکَتِهِ فِعْلُهُ لِأَنَّهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ فَاصْطَفَی جَلَّ ذِکْرُهُ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ رُسُلًا وَ سَفَرَهًًْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ اللهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ فَمَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الطَّاعَهًِْ تَوَلَّتْ قَبْضَ رُوحِهِ مَلَائِکَهًُْ الرَّحْمَهًِْ وَ مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْمَعْصِیَهًِْ تَوَلَّی قَبْضَ رُوحِهِ مَلَائِکَهًُْ النَّقِمَهًِْ وَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ أَعْوَانٌ مِنْ مَلَائِکَهًِْ الرَّحْمَهًِْ وَ النَّقِمَهًِْ یَصْدُرُونَ عَنْ أَمْرِهِ وَ فِعْلُهُمْ فِعْلُهُ وَ کُلُّ مَا یَأْتُونَهُ مَنْسُوبٌ إِلَیْهِ وَ إِذَا کَانَ فِعْلُهُمْ فِعْلَ مَلَکِ الْمَوْتِ وَ فِعْلُ مَلَکِ الْمَوْتِ فِعْلُ اللَّهِ لِأَنَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ عَلَی یَدِ مَنْ یَشَاءُ وَ یُعْطِی وَ یَمْنَعُ وَ یُثِیبُ وَ یُعَاقِبُ عَلَی یَدِ مَنْ یَشَاءُ وَ إِنَّ فِعْلَ أُمَنَائِهِ فِعْلُهُ کَمَا قَالَ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- در داستان آن فرد بی‌دین که ادّعای یافتن تناقضاتی در قرآن داشت، امیرالمومین (علیه السلام) فرمود: اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها، و آیه: بگو: «فرشته‌ی مرگ که بر شما مأمور شده، [روح] شما را می‌گیرد». (سجده/۱۱). و آیه: رسولان و فرستادگان ما او را قبض روح می‌کنند. (انعام/۶۱)». و آیه: آنان که فرشتگان جانشان را می‌ستانند درحالی‌که طیّب و پاکیزه‌اند از همه بدی‌ها و زشتی‌ها. (نحل/۳۲). آنان که فرشتگان جانشان را می‌گیرند درحالی‌که بر خویشتن ستم‌کنندگانند. (نحل/۲۸). خداوند تبارک‌وتعالی اجلّ و اعظم از آن است که خود متولّی این امور شود، و کار رسولان و ملائکه او همان کار خداوند است، زیرا اینان براساس امر او عمل می‌کنند، بنابراین خداوند جلیل، گروهی از ملائکه را به‌عنوان رسول و سفیر میان خود و خلق برگزیده است، و ایشان همان کسانی هستند که می‌فرماید: خداوند از فرشتگان رسولانی برمی‌گزیند، و همچنین از مردم. (حج/۷۵) بنابراین تولّی قبض روح اهل طاعت را ملائکه‌ی رحمت به عهده دارند، و قبض روح اهل معصیت را ملائکه‌ی عذاب انجام می‌دهند، و ملک‌الموت؛ یارانی از فرشتگان رحمت و عذاب دارد، که تحت فرمان او بوده و کار ایشان همان کار اوست، و سراغ هرکه می‌روند کارشان منسوب به ملک‌الموت است، دراین‌صورت کار ملک‌الموت نیز همان کار خداوند است، زیرا پروردگار، قبض روح را بر دست هرکه خواهد جاری می‌سازد و عطا می‌کند و منع می‌فرماید و پاداش و عقوبت را در دست هرکه خواهد روان می‌کند، چرا که کار افراد امین، همان کار خداوند است، و شما هیچ‌چیز را نمی‌خواهید مگر اینکه خدا بخواهد. (انسان/۳۰)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۴۰/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۴

۳

(زمر/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی خَبَرِ مَنْ أَتَی أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مُدَّعِیاً لِلتَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآنِ قَالَ (علیه السلام) أَمَّا قَوْلُهُ قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ وَ قَوْلُهُ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ قَوْلُهُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا یُفَرِّطُونَ وَ قَوْلُهُ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ وَ قَوْلُهُ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُدَبِّرُ الْأُمُورَ کَیْفَ یَشَاءُ وَ یُوَکِّلُ مِنْ خَلْقِهِ مَنْ یَشَاءُ بِمَا یَشَاءُ أَمَّا مَلَکُ الْمَوْتِ فَإِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یُوَکِّلُهُ بِخَاصَّتِهِ (بِخَاصَّهًِْ) مَنْ یَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ وَ یُوَکِّلُ رُسُلَهُ (علیهم السلام) مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ خَاصَّهًًْ بِمَنْ یَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ الْمَلَائِکَهًُْ الَّذِینَ سَمَّاهُمُ اللَّهُ عزّوجلّ وَکَّلَهُمْ بِخَاصَّهًِْ مَنْ یَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ إِنَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُدَبِّرُ الْأُمُورَ کَیْفَ یَشَاءُ وَ لَیْسَ کُلُّ الْعِلْمِ یَسْتَطِیعُ صَاحِبُ الْعِلْمِ أَنْ یُفَسِّرَهُ لِکُلِّ النَّاسِ لِأَنَّ مِنْهُمُ الْقَوِیَّ وَ الضَّعِیفَ وَ لِأَنَّ مِنْهُ مَا یُطَاقُ حَمْلُهُ وَ مِنْهُ مَا لَا یُطَاقُ حَمْلُهُ إِلَّا مَنْ یُسَهِّلُ اللَّهُ لَهُ حَمْلَهُ وَ أَعَانَهُ عَلَیْهِ مِنْ
 خَاصَّهًِْ أَوْلِیَائِهِ وَ إِنَّمَا یَکْفِیکَ أَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ وَ أَنَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ عَلَی یَدَیْ مَنْ یَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ مِنْ مَلَائِکَتِهِ وَ غَیْرِهِمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- در داستان فردی که نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و ادّعای وجود تناقض در قرآن می‌کرد آمده که حضرت فرمود: در مورد آیات: بگو: «فرشته مرگ که بر شما مأمور شده، [روح] شما را می‌گیرد». (سجده/۱۱). و آیه: فرستادگان ما جان او را می‌گیرند و آن‌ها [در نگاهداری حساب عمر و اعمال بندگان]، کوتاهی نمی‌کنند. (انعام/۶۳). و آیه: کسانی که فرشتگان [قبض ارواح]، روح آن‌ها را گرفتند درحالی‌که به خویشتن ستم کرده بودند. (نساء/۹۷) و آیه: همان‌ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند درحالی‌که پاک و پاکیزه‌اند به آن‌ها می‌گویند: «سلام بر شما»!. (نحل/۳۲). خدای تبارک‌وتعالی کارها را به هر وضعی که بخواهد تدبیر می‌کند و از خلق خویش هرکه را بخواهد به هرکاری که بخواهد می‌گمارد. و ملک‌الموت و خداوند امور را به هر وضع که بخواهد تدبیر می‌کند. هر عملی قابلیّت آن را ندارد که صاحب علم بتواند آن را برای همه‌ی مردم تفسیر و بیان کند. زیرا بعضی از افراد مردم [از نظر فهم معانی دقیق] قوی و بعضی از ایشان ضعیف‌اند و همچنین به این دلیل که بعضی از این علوم جزء علومی است که تاب و طاقت فهم و به دوش‌کشیدن بار آن وجود دارد و بعضی دیگر آن قابلیّت فهم و حمل آن وجود ندارد مگر آنکه خدا حمل آن را برای دوستان خاصّ خود آسان گرداند و ایشان را بر فهم آن یاری کند برای تو، فهم همین مقدار کافی است که بدانی خدا زنده‌کننده‌ایست میراننده و جان افراد را به واسطه و به دست هریک از فرشتگانی که خلق کرده و هریک از غیر فرشتگانی که بخواهد، می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۴۲/ التوحید، ص۲۵۹/ نورالثقلین

۴

(زمر/ ۴۲)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ الْمَرْءَ إِذَا نَامَ فَإِنَّ رُوحَ الْحَیَوَانِ بَاقِیَهًٌْ فِی الْبَدَنِ وَ الَّذِی یَخْرُجُ مِنْهُ رُوحُ الْعَقْلِ فَقَالَ عَبْدُ الْغَفَّارِ الْأَسْلَمِیُّ یَقُولُ اللَّهُ عزّوجلّ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها إِلَی قَوْلِهِ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی أَفَلَیْسَ تُرَی الْأَرْوَاحُ کُلُّهَا تَصِیرُ إِلَیْهِ عِنْدَ مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ مَا یَشَاءُ وَ یُرْسِلُ مَا یَشَاءُ فَقَالَ لَهُ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَّمَا یَصِیرُ إِلَیْهِ أَرْوَاحُ الْعُقُولِ فَأَمَّا أَرْوَاحُ الْحَیَاهًِْ فَإِنَّهَا فِی الْأَبْدَانِ لَا یَخْرُجُ إِلَّا بِالْمَوْتِ وَ لَکِنَّهُ إِذَا قَضَی عَلَی نَفْسٍ الْمَوْتَ قَبَضَ الرُّوحَ الَّذِی فِیهِ الْعَقْلُ وَ لَوْ کَانَتْ رُوحُ الْحَیَاهًِْ خَارِجَهًًْ لَکَانَ بَدَناً مُلْقًی لَا یَتَحَرَّکُ وَ لَقَدْ ضَرَبَ اللَّهُ لِهَذَا مَثَلًا فِی کِتَابِهِ فِی أَصْحَابِ الْکَهْفِ حَیْثُ قَالَ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْیَمِینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ أَفَلَا تَرَی أَنَّ أَرْوَاحَهُمْ فِیهِمْ بِالْحَرَکَاتِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- وقتی کسی می‌خوابد، روح حیوانی در تنش می‌ماند و آنچه خارج می‌شود، روح خرد است، عبدالغفّار اسلمی گفت: «خدای عزّوجلّ می‌فرماید: اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی آیا به نظر شما چنین نیست که تمام روح‌ها در هنگام خواب به سوی خداوند می‌روند و خداوند هرکدام را که بخواهد نگه می‌دارد و هرکدام را که بخواهد باز پس می‌فرستد»؟ امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «روح خرد به سوی خدا می‌رود امّا روح حیات، تا زمان مرگ، در بدن می‌ماند و تنها با مرگ از بدن خارج می‌شود. امّا وقتی زمان مرگ کسی برسد، این روح خرد است که، قبض می‌شود و اگر روح حیات [طبق نظر تو، در هنگام خواب] خارج از بدن می‌بود، بدن باید به صورت یک جسم بی‌حرکت روی زمین می‌افتاد. امّا خداوند در همین مورد مثالی در مورد اصحاب کهف در قرآن زده است و فرموده: وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْیَمینِ وَ ذاتَ الشِّمالِ، آیا از این آیه برداشت نمی‌کنی که به دلیل وجود حرکات بدن آن‌ها روح‌هایی در بدن‌های آنان بوده»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۸ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۴۳/ جامع الأخبار، ص۱۷۱

۵

(زمر/ ۴۲)

 

السّجّاد (علیه السلام)- ثُمَّ الْتَفَتَ ابْنُ‌زِیَادٍ إِلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَقَالَ مَنْ هَذَا فَقِیلَ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَقَالَ أَ‌لَیْسَ قَدْ قَتَلَ اللَّهُ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) قَدْ کَانَ لِی أَخٌ یُسَمَّی عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَتَلَهُ النَّاسُ فَقَالَ بَلِ اللَّهُ قَتَلَهُ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَقَالَ ابْنُ زِیَادٍ وَ لَکَ جُرْأَهًٌْ عَلَی جَوَابِی اذْهَبُوا بِهِ فَاضْرِبُوا عُنُقَهُ فَسَمِعَتْ عَمَّتُهُ زَیْنَبُ فَقَالَتْ یَا ابْنَ زِیَادٍ إِنَّکَ لَمْ تُبْقِ مِنَّا أَحَداً فَإِنْ عَزَمْتَ عَلَی قَتْلِهِ فَاقْتُلْنِی مَعَهُ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- پس ابن‌زیاد رو به امام سجّاد (علیه السلام) کرده و گفت: «این کیست»؟ گفته شد: «علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) است». گفت: «مگر علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) را خدا نکشت»؟ حضرت فرمود: «برادری داشتم که نامش علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) بود و مردم او را کشتند». گفت: «خدا او را کشت». فرمود: «اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها». ابن‌زیاد گفت: «هنوز جرأت پاسخ‌گویی به من داری؟ این را ببرید و گردنش را بزنید». عمّه‌اش زینب (سلام الله علیها) این دستور را شنید و فرمود: «ای پسر زیاد! تو که کسی برای من باقی نگذاشتی اگر تصمیم کشتن این یکی را هم گرفته‌ای مرا نیز با او بکش».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۸ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۱۱۷/ الإرشاد، ج۲، ص۱۱۶ / إعلام الوری، ص۲۵۱ /کشف الغمهًْ، ج۲، ص۶۶/ نورالثقلین

۶

(زمر/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا مِنْ أَحَدٍ یَنَامُ إِلَّا عَرَجَتْ نَفْسُهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ بَقِیَتْ رُوحُهُ فِی بَدَنِهِ وَ صَارَ بَیْنَهُمَا سَبَبٌ کَشُعَاعِ الشَّمْسِ فَإِذَا أَذِنَ اللَّهُ فِی قَبْضِ الْأَرْوَاحِ أَجَابَتِ الرُّوحُ وَ النَّفْسُ وَ إِنْ أَذِنَ اللَّهُ فِی رَدِّ الرُّوحِ أَجَابَتِ النَّفْسُ وَ الرُّوحُ وَ هُوَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَمَهْمَا رَأَتْ فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ فَهُوَ مِمَّا لَهُ تَأْوِیلٌ وَ مَا رَأَتْ فِیمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ فَهُوَ مِمَّا یُخَیِّلُهُ الشَّیْطَانُ وَ لَا تَأْوِیلَ لَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هرکسی که می‌خوابد نفسش به آسمان می‌رود و روحش در تن می‌ماند. امّا میان آن دو (نفس و روح) یک رابطه‌ای مثل پرتو خورشید وجود دارد، و اگر خدا به قبض روح فرمان دهد، نفس و روح می‌پذیرند و اگر به برگشت روح فرمان دهد، نفس و روح می‌پذیرند و این همان فرموده خدا است: اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها و آنچه در خواب در ملکوت آسمان‌ها ببیند تعبیر دارد، و آنچه میان آسمان و زمین ببیند، خیال شیطانی است و تعبیر ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۸ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۲۷/ نورالثقلین؛ «فهو مما... السماء والارض» محذوف/ البرهان؛ «و التی لم تمت فی منامها» محذوف

۷

(زمر/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اللَّهِ مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ شِیعَتِنَا یَنَامُ إِلَّا أَصْعَدَ اللَّهُ رُوحَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَیُبَارِکُ عَلَیْهَا فَإِنْ کَانَ قَدْ أَتَی عَلَیْهَا أَجَلُهَا جَعَلَهَا فِی کُنُوزِ رَحْمَتِهِ وَ فِی رِیَاضِ جَنَّتِهِ وَ فِی ظِلِّ عَرْشِهِ وَ إِنْ کَانَ أَجَلُهَا مُتَأَخِّراً بَعَثَ بِهَا مَعَ أَمَنَتِهِ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ لِیَرُدَّهَا إِلَی الْجَسَدِ الَّذِی خَرَجَتْ مِنْهُ لِتَسْکُنَ فِیهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- به خدا قسم! هیچ‌کس از شیعیان ما نمی‌خوابد مگر اینکه خدا روحش را به آسمان بالا می‌برد و او را مبارک می‌گرداند و اگر مرگ او رسیده باشد، او را در گنجینه رحمت خود در باغ بهشت و سایه‌ی عرشش قرار می‌دهد، و اگر مرگش هنوز فرا نرسیده او را به همراه فرشته‌های امین خود می‌فرستد تا به تنش که از آن بیرون شده برگردانند و در آن قرار دهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۳۸ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۵۴/ نورالثقلین

۸

(زمر/ ۴۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ ... قَالَ نَفْسٌ وَ رُوحٌ بَیْنَهُمَا مِثْلُ شُعَاعِ الشَّمْسِ فَیَتَوَفَّی اللَّهُ النَّفْسَ فِی مَنَامِهِ وَ یَدَعُ الرُّوحَ فِی جَوْفِهِ یَتَقَلَّبُ وَ یَعِیشُ فَإِنْ بَدَا لِلَّهِ أَنْ یَقْبِضَهُ قَبَضَ الرُّوحَ فَمَاتَ وَ إِنْ أَخَّرَ أَجَلَهُ رَدَّ النَّفْسَ إِلَی مَکَانِهَا مِنْ جَوْفِهِ.

 

ابن‌عبّاس ( اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها؛.. یک روح است و یک نفس و رابطه‌ی نفس و روح چون پرتو خورشید است و خدا درحال خواب، نفس را می‌گیرد و روح را درون تن می‌گذارد تا بدن را تکان دهد و زنده باشد، و اگر خدا بخواهد روح را می‌گیرد و تن می‌میرد، و اگر مرگش فرا رسیده، نفسش را به محلّ خودش برمی‌گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۶۲

۹

(زمر/ ۴۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ ... قَالَ کُلُّ نَفْسٍ لَهَا سَبَبٌ تَجْرِی فِیهِ فَإِذَا قَضَی عَلَیْهَا الْمَوْتُ نَامَتْ حَتَّی یَنْقَطِعَ السَّبَبُ وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ تُتْرَکُ.

 

ابن‌عبّاس ( اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها؛ هرنفسی یک رابطی [به نام روح] در بدن دارد که به واسطه‌ی او در بدن جریان پیدا می‌کند و وقتی زمان مرگش رسیده باشد، می‌خوابد [و روح از او جدا می‌شود] و این رابطه از بین می‌رود و می‌میرد امّا اگر وقت مرگش نرسیده، نفس به حال خود [در بدن] رها می‌شود [و نمی‌میرد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۶۲

۱۰

(زمر/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سُئِلَ علیٌ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ فَقَالَ تُوُفِّیَ الْبَارِحَهًَْ فَلَمَّا رَأَی جَزَعَ السَّائِلِ قَرَأَ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها.

 

امام علی (علیه السلام)- از علی (علیه السلام) در مورد فردی سؤال کردند، فرمود: «دیشب مرد» [و آن فرد سؤال‌کننده از شنیدن این خبر متأثر شد]. هنگامی‌که [علی (علیه السلام)] بی‌تابی سؤال‌کننده را دید، این آیه را قرائت کرد: اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۵۲/ المناقب، ج۳، ص۱۹۶

دعا هنگام خواب

۱

(زمر/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَوَی أَحَدُکُمْ إِلَی فِرَاشِهِ فَلْیَقُلِ اللَّهُمَ إِنِّی احْتَبَسْتُ نَفْسِی عِنْدَکَ فَاحْتَبِسْهَا فِی مَحَلِّ رِضْوَانِکَ وَ مَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ رَدَدْتَهَا إِلَی بَدَنِی فَارْدُدْهَا مُؤْمِنَهًًْ عَارِفَهًًْ بِحَقِّ أَوْلِیَائِکَ حَتَّی تَتَوَفَّاهَا عَلَی ذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی یکی از شماها به بستر خود می‌رود چنین بگوید: ِ خداوندا! من نفس خودم را به تو سپردم، پس او را در جایگاه رضا و غفران خود جای ده و اگر قصد داری که آن را به بدنم بازگردانی، درحالی‌که به حق اولیاء و دوستان تو مؤمن و معترف است به بدنم بازگردان تا زمانی که بر همین عقیده بمیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ الکافی، ج۲، ص۵۳۶/ نورالثقلین

۲

(زمر/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا قُمْتَ بِاللَّیْلِ مِنْ مَنَامِکَ فَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی رَدَّ عَلَیَ رُوحِی لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَه.

 

امام باقر (علیه السلام)- وقتی شب از خواب بیدار شدی بگو: «سپاس از آن خدا است که جانم را به من باز گردانید تا او را سپاس گویم و بپرستم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ الکافی، ج۲، ص۵۳۸/ نورالثقلین

۳

(زمر/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) لَا یَنَامُ الرَّجُلُ وَ هُوَ جُنُبٌ وَ لَا یَنَامُ إِلَّا عَلَی طَهُورٍ فَإِنْ لَمْ یَجِدِ الْمَاءَ فَلْیَتَیَمَّمْ بِالصَّعِیدِ فَإِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ تُرْفَعُ إِلَی اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَیَقْبَلُهَا وَ یُبَارِکُ عَلَیْهَا فَإِنْ کَانَ أَجَلُهَا قَدْ حَضَرَ جَعَلَهَا فِی کُنُوزِ رَحْمَتِهِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ أَجَلُهَا قَدْ حَضَرَ بَعَثَ بِهَا مَعَ أُمَنَائِهِ مِنْ مَلَائِکَتِهِ فَیَرُدُّونَهَا فِی جَسَدِهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- [بهتر است] مسلمان جنب نخوابد و جز با طهارت نخوابد، و اگر آب نیابد با خاک تیمّم کند. زیرا روح مؤمن به درگاه خداوند تبارک‌وتعالی بالا می‌رود و آن را می‌پذیرد و برکت می‌دهد، و اگر عمرش سر آمده در گنجینه‌ی رحمت خودش جای می‌دهد وگرنه آن را با فرشته‌های امینش به تن او برمی‌گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۳۱/ نورالثقلین

۴

(زمر/ ۴۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا أَوَی أَحَدُکُمْ إِلَی فِرَاشِهِ فَلْیَمْسَحْهُ بِطَرَفِ إِزَارِهِ فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی مَا یَحْدُثُ عَلَیْهِ ثُمَّ لْیَقُلِ اللَّهُمَّ إِنْ أَمْسَکْتَ نَفْسِی فِی مَنَامِی فَاغْفِرْ لَهَا وَ إِنْ أَرْسَلْتَهَا فَاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَکَ الصَّالِحِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وقتی یکی از شما به بسترش می‌رود، گوشه‌ی جامه‌اش را روی آن بکشد، زیرا نمی‌داند چه بر آن پدید شده [تا اگر تیغ و خار یا عقرب و حیوان موذی در آن است، کنار برود و به او دستش آسیب نزند] سپس گوید: «خدایا! اگر جانم را در خوابم گرفتی و نگه داشتی [و مُردم] آن را بیامرز و اگر رها کردی [و زنده ماندم] آن را با هرچه بنده‌های خوبت را حفظ کنی، حفظ کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۰ علل الشرایع، ج۲، ص۵۸۹/ نورالثقلین

۵

(زمر/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ یُوَاقِعُ أَهْلَهُ أَ یَنَامُ عَلَی ذَلِکَ؟ قَالَ: قَالَ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها فَلَا یَدْرِی مَا یَطْرُقُهُ مِنَ الْبَلِیَّهًِْ إِذَا فَرَغَ فَلْیَغْتَسِل.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی شخصی که با همسرش نزدیکی کرد، سؤال شد: «آیا می‌تواند با این حال (حال جنابت) [قبل از اینکه غسل کند] بخوابد»؟ امام فرمود: «خداوند فرمود: اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ الَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنامِها آن شخص چه می‌داند که [در خواب] چه بلایی به سرش می‌آید [و شاید در خواب از دنیا رفت] پس هرگاه از کارش فارغ شد باید غسل کند [و بعد از آن بخوابد]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۲ فقه القرآن، ج۲، ص۱۴۴/ نورالثقلین؛ «حین موتها و التی تمت فی منامها» محذوف

 

آیه أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ شُفَعاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ كانُوا لا يَمْلِكُونَ شَيْئاً وَ لا يَعْقِلُونَ [43]

 

آيا آنان غير از خدا شفيعانى گرفته‌اند؟! به آنان بگو: «آيا [از آن‌ها شفاعت مى‌طلبيد] هرچند مالك چيزى نباشند و درك و شعورى براى آن‌ها نباشد»؟!

 

آیه قُلْ لِلهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ [44]

 

بگو: «تمام شفاعت تنها از آنِ خداست، [زيرا] حاكميّت آسمان‌ها و زمين از آنِ اوست، سپس همه شما به‌سوى او باز‌گردانده مى‌شويد».

۱

(زمر/ ۴۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- لَا یَشْفَعُ أَحَدٌ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( احدی بدون اجازه‌ی خدا حقّ شفاعت ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۲ القمی، ج۲، ص۲۵۰

۲

(زمر/ ۴۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قِیلَ لِأَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) صِفْ لَنَا الْمَوْتَ؟ فَقَالَ: عَلَی الْخَبِیرِ سَقَطْتُمْ هُوَ أَحَدُ ثَلَاثَهًِْ أُمُورٍ یَرِدُ عَلَیْهِ إِمَّا بِشَارَهًٌْ بِنَعِیمِ الْأَبَدِ وَ إِمَّا بِشَارَهًٌْ بِعَذَابِ الْأَبَدِ وَ إِمَّا تَحْزِینٌ وَ تَهْوِیلٌ وَ أَمْرُهُ مُبْهَمٌ لَا یَدْرِی مِنْ أَیِّ الْفِرَقِ هُوَ فَأَمَّا وَلِیُّنَا الْمُطِیعُ لِأَمْرِنَا فَهُوَ الْمُبَشَّرُ بِنَعِیمِ الْأَبَدِ وَ أَمَّا عَدُوُّنَا الْمُخَالِفُ عَلَیْنَا فَهُوَ الْمُبَشَّرُ بِعَذَابِ الْأَبَدِ وَ أَمَّا الْمُبْهَمُ أَمْرُهُ الَّذِی لَا یُدْرَی مَا حَالُهُ فَهُوَ الْمُؤْمِنُ الْمُسْرِفُ عَلَی نَفْسِهِ لَا یَدْرِی مَا یَئُولُ إِلَیْهِ حَالُهُ یَأْتِیهِ الْخَبَرُ مُبْهَماً مَخُوفاً ثُمَّ لَنْ یُسَوِّیَهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِأَعْدَائِنَا لَکِنْ یُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ بِشَفَاعَتِنَا فَاعْمَلُوا وَ أَطِیعُوا لَا تَتَّکِلُوا وَ لَا تَسْتَصْغِرُوا عُقُوبَهًَْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَإِنَّ مِنَ الْمُسْرِفِینَ مَنْ لَا تَلْحَقُهُ شَفَاعَتُنَا إِلَّا بَعْدَ عَذَابِ ثَلَاثِمِائَهًِْ أَلْفِ سَنَهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- شخصی به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: «مرگ را برایم وصف کن». حضرت فرمود: «با مرد آگاهی رو برو شده‌اید. مرگ یکی از سه امری است که بر آدمی وارد می‌شود؛ یا نوید به نعمتهای جاودان است و یا خبری است به عذاب همیشگی؛ و یا اندوهگین‌نمودن و ترسانیدن است، و کار شخص «محتضر» مبهم می‌باشد، زیرا نمی‌داند جزو کدامیک از این سه گروه خواهد بود؛ امّا انسانی که دوستدار و مطیع ما باشد، به نعمت‌های جاودان نوید داده شده، و دشمنانی که با ما سر ستیز دارند، عذاب ابدی در پیش خواهند داشت و آن کس که وضعش معلوم نیست و نمی‌داند سرانجامش چه خواهد شد، مؤمنی است که به زیان خود زیاده‌روی نموده و مشخص نیست سرانجامش به کجا خواهد کشید، خبر مبهم و ترسناکی به او می‌رسد، ولی خداوند هرگز او را با دشمنان ما برابر نخواهد کرد، و به شفاعت ما او را از جهنّم و پس از تحمّل عذاب بیرون می‌آورد، پس کار نیک انجام دهید و از خدا اطاعت کنید. مطمئن نباشید و سزای گناه را از طرف خدا ناچیز مشمارید! زیرا شفاعت شامل حال «مسرفین» نخواهد شد، مگر بعد از سیصدهزار سال تحمّل عذاب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۲ معانی الأخبار، ص۲۸۸

 

آیه وَ إِذا ذُكِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذا ذُكِرَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ [45]

 

هنگامى‌كه خداوند به يگانگى ياد مى‌شود، دل‌هاى كسانى كه به آخرت ايمان ندارند مشمئز [و متنفّر] مى‌گردد؛ امّا هنگامى‌كه از معبودهايى غير از او ياد مى‌شود، آنان خوشحال مى‌شوند.

۱

(زمر/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُوالْخَطَّابِ فِی أَحْسَنِ مَا یَکُونُ حَالًا قَال: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ إِذا ذُکِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فَقَالَ وَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ بِطَاعَهًِْ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِهِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ إِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ لَمْ یَأْمُرِ اللهُ بِطَاعَتِهِمْ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره گوید: وقتی ابوالخطّاب هنوز مرتد نشده بود، برایم نقل کرد
که از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ إِذَا ذُکِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ پرسیدم، ایشان فرمود: «یعنی وقتی خدا به تنهایی یاد شود به اطاعت‌کردن از کسی که امر به اطاعت او نموده از آل محمّد (علیهم السلام)، دل‌های کسانی که ایمان به آخرت نمی­آورند متنفّر می‌شود و وقتی یاد شوند کسانی که خداوند به اطاعت آنها امر نکرده، خوشحال می‌شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۲ الکافی، ج۸، ص۳۰۴/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۸/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۷/ نورالثقلین/ البرهان؛ «فقال و اذا ذکر الله... بالآخرهًْ» محذوف

۲

(زمر/ ۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حَنَانِ‌بْنِ‌سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَمِعْتُ صَامِتاً بَیَّاعَ الْهَرَوِیِّ و قَد سَأَلَ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْمُرْجِئَهًِْ فَقَالَ صَلِّ مَعَهُمْ وَ اشْهَدْ جَنَائِزَهُمْ وَ عُدْ مَرْضَاهُمْ وَ إِذَا مَاتُوا فَلَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّا إِذَا ذُکِرْنَا عِنْدَهُمْ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا ذُکِرَ الَّذِینَ مِنْ دُونِنَا إِذا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حنان‌بن‌سدیر از پدرش نقل کرد که گفت: از صامت بیاع هروی شنیدم که از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی مرجئه پرسید. ایشان فرمود: «با آنان نماز بخوان و جنازه‌هایشان را تشییع کن و به عیادت بیمارانشان برو، امّا برایشان طلب آمرزش نکن؛ چرا که وقتی نزد آن‌ها از ما یاد می‌شود، دل‌هایشان منزجر می‌گردد و وقتی از آنان که غیر ما هستند یاد می‌شود، به ناگاه شادمانی می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۲/ البرهان

۳

(زمر/ ۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- قَالَ إِنَّ حَدِیثَکُمْ هَذَا لَتَشْمَئِزُّ مِنْهُ قُلُوبُ الرِّجَالِ فَمَنْ أَقَرَّ بِهِ فَزِیدُوهُ وَ مَنْ أَنْکَرَهُ فَذَرُوه.

 

امام باقر (علیه السلام)- گفتار شما [شیعیان و نقل احادیث ما] برای دل‌های مردم [نااهل]، خوش نمی‌آید. احادیثی را برای آن‌ها نقل کنید، اگر پذیرا بودند. بیشتر بگویید، امّا اگر همان احادیث اندک را نیز انکار کردند، رهایشان کنید [و بیشتر نگویید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۴ مرآهًْ العقول، ج۴، ص۱۸۵/ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۱۵۵

۴

(زمر/ ۴۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا بَالُ أَقْوَامٍ إِذَا ذَکَرُوا آلَ إِبْرَاهِیمَ وَ آلَ عِمْرَانَ اسْتَبْشَرُوا وَ إِذَا ذَکَرُوا آلَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُمْ وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِهِ لَوْ أَنَّ أَحَدَهُمْ وَافَی بِعَمَلِ سَبْعِینَ نَبِیّاً یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ حَتَّی یُوَافِیَ بِوَلَایَتِی وَ وَلَایَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِب (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- چه می‌شود که گروهی وقتی از آل ابراهیم و آل عمران (علیها السلام) یاد می‌کنند شادند، امّا وقتی از آل محمّد (علیهم السلام) یاد می‌کنند متنفّر می‌شوند. قسم به آن کسی که جان محمّد (صلی الله علیه و آله) در دست او است! اگر یکی از آن‌ها در روز قیامت به مقدار عمل هفتاد پیغمبر کار نیک کرده باشد، خدا از او نمی‌پذیرد مگر اینکه ولایت من و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را به آن‌ها ضمیمه کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۲۱

۵

(زمر/ ۴۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّهُ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ هُوَ یَوَدُّنَا دَخَلَ الْجَنَّهًَْ بِشَفَاعَتِنَا وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَا یَنْفَعُ عَبْداً عَمَلُهُ إِلَّا بِمَعْرِفَهًِْ حَقِّنَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- محبّت ما اهل بیت را [در دل] داشته باشید. هرکس با ما دوست باشد روز قیامت با شفاعت ما وارد بهشت می‌گردد، به خداوند سوگند! بنده‌ای از اعمال خود سود نمی‌برد و مگر اینکه حقّ ما را بشناسد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۴ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۷۰

۶

(زمر/ ۴۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ إِذَا ذُکِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ أَیِ انْقَبَضَتْ.

 

ابن‌عبّاس ( إِذا ذُکِرَ اللهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ یعنی دل‌هایشان می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۵۴

 

آیه قُلِ اللهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ في ما كانُوا فيهِ يَخْتَلِفُونَ [46]

 

بگو: «خداوندا! اى آفريننده‌ی آسمان‌ها و زمين، و آگاه از اسرار نهان و آشكار، تو در ميان بندگانت در آنچه درباره‌ی آن اختلاف داشته‌اند داورى خواهى كرد».

۱

(زمر/ ۴۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ مُخْتَبِرُکَ فِی ثَلَاثٍ لِیَنْظُرَ کَیْفَ صَبْرُکَ قَالَ أُسْلِمُ لِأَمْرِکَ یَا رَبِّ وَ لَا قُوَّهًَْ لِی عَلَی الصَّبْرِ إِلَّا بِکَ فَمَا هُنَّ قِیل.. وَ أَمَّا الثَّالِثَهًُْ فَمَا یَلْقَی أَهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْلِ ... أَمَّا ابْنَتُکَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَی حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ قَالَ إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ قَبِلْتُ یَا رَبِّ وَ سَلَّمْتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الصَّبْرُ فَقِیلَ ارْفَعْ رَأْسَکَ فَنَظَرْتُ إِلَی رَجُلٍ مِنْ أَحْسَنِ النَّاسِ صُورَهًًْ ... فَقُلْتُ یَا رَبِّ مَنْ هَذَا وَ لِمَنْ أَعْدَدْتَ هَؤُلَاءِ وَ قَدْ وَعَدْتَنِی النَّصْرَ فِیهِمْ فَأَنَا أَنْتَظِرُهُ مِنْکَ فَهَؤُلَاءِ أَهْلِی وَ أَهْلُ بَیْتِی وَ قَدْ أَخْبَرْتَنِی بِمَا یَلْقَوْنَ مِنْ بَعْدِی وَ لَوْ شِئْتَ لَأَعْطَیْتَنِی النَّصْرَ فِیهِمْ عَلَی مَنْ بَغَی عَلَیْهِمْ وَ قَدْ سَلَّمْتُ وَ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الرِّضَا (علیه السلام) وَ الْعَوْنُ عَلَی الصَّبْرِ فَقِیلَ لِی ... أَمَّا ابْنَتُکَ فَجَزَاؤُها عِنْدِی فَإِنِّی أُوْقِفُهَا عِنْدَ عَرْشِی فَیُقَالُ لَهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَکَّمَکِ فِی خَلْقِهِ فَمَنْ ظَلَمَکِ وَ ظَلَمَ وُلْدَکِ فَاحْکُمِی فِیهِ بِمَا أَحْبَبْتِ فَإِنِّی أُجِیزُ حُکُومَتَکِ فِیهِمْ فَتَشْهَدُ الْعَرْصَهًَْ فَإِذَا أُوقِفَ مَنْ ظَلَمَهَا أَمَرَتْ بِهِ إِلَی النَّارِ فَیَقُولُ الظَّالِمُ وَا حَسْرَتَاهْ عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ یَتَمَنَّی الْکَرَّهًَْ وَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا یا وَیْلَتی لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلًا وَ قَالَ حَتَّی إِذا جاءَنا قالَ یا لَیْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ وَ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْیَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِی الْعَذابِ مُشْتَرِکُونَ فَیَقُولُ الظَّالِمُ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِی ما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ أَوِ الْحُکْمُ لِغَیْرِکَ فَیُقَالُ لهما (لَهُمْ) أَلا لَعْنَةُ اللهِ عَلَی الظَّالِمِینَ الَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ وَ یَبْغُونَها عِوَجاً وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُون.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شب معراج به آسمان‌ها رفت، خطاب آمد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)، خداوند تو را در سه چیز امتحان خواهد کرد تا ببیند صبر تو چگونه است»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوندا! من تسلیم امر تو هستم. ولی ای خدای من، تو باید در صبرکردن به من نیرو بدهی، آن سه چیز کدامند»؟ خطاب آمد: «... امّا سوّمی، کشتار و قتلی است که بعد از تو نسبت به اهل بیتت انجام می‌شود ... دخترت بعد از تو مظلوم و محروم واقع می‌شود، حقّ او را غصب می‌کنند (یعنی باغ فدک را از او می‌گیرند) و درحال بارداری او را مورد ضرب قرار می‌دهند و بدون اجازه به خانه‌ی او داخل می‌شوند و بعد هم به وی اهانت می‌کنند و بد می‌گویند، بعد هم آنچه را که در شکمش بوده سقط می‌کند و عاقبت هم از همین ضرب می‌میرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ؛ خداوندا! این را هم قبول کردم و تسلیم شدم و از تو توفیق صبر می‌طلبم» ندایی به من گفت: «سرت را بالا بیاور. من سرم را بالا آوردم و به مردی خوش سیما نگاه کردم ... عرض کردم: «پروردگارا! این شخص کیست و این گروه فرشتگان را برای چه شخصی آماده کرده‌ای؟ تو به من وعده‌ی نصرت در خاندانم را داده‌ای پس انتظار آن را از تو دارم، ایشان خانواده و اهل بیت من هستند، تو خودت از ایذاء و آزادی که بعد از من به ایشان می‌رسد به من خبر دادی و اگر بخواهی حتماً می‌توانی به‌واسطه‌ی ایشان آنان را که ظلم و ستم به اهل بیت من کرده‌اند منکوب و ذلیل کرده و بدین وسیله من را نصرت نمایی و من تسلیم تو بوده و پذیرفته و راضی بوده و از تو می‌خواهم که به من توفیق و رضا و خشنودی را اعطاء کرده و بر صبرنمودن کمکم نمایی» .... به من گفته شد: «در مورد دخترت، او را نزد عرش قرار می‌دهم، پس به او (حضرت زهرا (سلام الله علیها)) گفته می‌شود: خداوند تو را در میان خلقش حاکم قرار داد، پس کسی که به تو و به فرزندانت ظلم نموده در مورد او هر حکمی می‌خواهی بکن و من حکم تو را بر ایشان اجراء خواهم نمود، آن حضرت در عرصه‌ی قیامت حاضر شده و وقتی اشخاصی که به او ظلم و ستم کرده‌اند. در آنجا ایستادند امر می‌کنم که ایشان را در آتش بیاندازند». پس ظالم می‌گوید: فریاد وا حسرتا بر آورده و گوید: ای وای بر من که جانب خدا را فروگذارده و در حق خود ظلم و تفریط کردم. (زمر/۵۶) و به‌دنبال آن آرزوی بازگشت به دنیا را می‌کند؛ ای کاش من در دنیا با رسول حقّ راه دوستی و طاعت پیش می‌گرفتم. وای بر من کاش فلان کافر و فلان فاسق را دوست خود قرار نمی‌دادم. (فرقان/۲۸۲۷). نیز می‌گوید: تا زمانی‌که [در قیامت] نزد ما حاضر شود می‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله‌ی مشرق و مغرب بود چه بد همنشینی بودی!. (زخرف/۳۸). و نیز می‌گوید: [ولی به آن‌ها می‌گوییم]: هرگز این گفتگوها امروز به حال شما سودی ندارد، چرا که ظلم کردید و همه در عذاب مشترکید!. (زخرف/۳۹) و نیز می‌گوید: أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِی ما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ یعنی خدایا تو حکم می‌کنی یا کس دیگری حاکم است؟ پس به ایشان گفته می‌شود: آگاه باشید! لعنت خدا بر ستمکاران باد آنان که بندگان خدا را از راه خدا باز می‌دارند و راه کج را می‌طلبند و به عالم آخرت اعتقاد ندارند. (هود/۱۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۴ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۶۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۴۰؛ بتفاوت لفظی

۲

(زمر/ ۴۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا عَزَمْتَ عَلَی السَّفَرِ أَوْ حَاجَهًٍْ مُهِمَّهًٍْ فَأَکْثِرِ الدُّعَاءَ وَ الِاسْتِخَارَهًَْ فَإِنَّ أَبِی حَدَّثَنِی عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یُعَلِّمُ أَصْحَابَهُ الِاسْتِخَارَهًَْ کَمَا یُعَلِّمُهُمُ السُّورَهًَْ مِنَ الْقُرْآنِ وَ إِنَّا لَنَعْمَلُ ذَلِکَ مَتَی هَمَمْنَا بِأَمْرٍ وَ نَتَّخِذُ رِقَاعاً لِلِاسْتِخَارَهًِْ فَمَا خَرَجَ لَنَا عَمِلْنَا عَلَیْهِ أَحْبَبْنَا ذَلِکَ أَمْ کَرِهْنَا فَقَالَ الرَّجُلُ یَا مَوْلَایَ فَعَلِّمْنِی کَیْفَ أَعْمَلُ فَقَالَ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِکَ فَأَسْبِغِ الْوُضُوءَ وَ صَلِّ رَکْعَتَیْن ... فَإِذَا سَلَّمْتَ فَارْفَعْ یَدَیْکَ بِالدُّعَاء ... وَ یَکُونُ مَعَکَ ثَلَاثُ رِقَاعٍ قَدِ اتَّخَذْتَهَا فِی قَدْرٍ وَاحِدٍ وَ هَیْئَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ وَ اکْتُبْ فِی رُقْعَتَیْنِ مِنْهَا اللهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِی ما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرگاه تصمیم به سفر یا کار مهمّی گرفتی، زیاد دعا و استخاره کن. چرا که پدرم از پدرش از جدّش نقل کرد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به یارانش استخاره را می‌آموخت همان‌گونه که سوره‌ی قرآن را به آن‌ها می‌آموخت. و ما آن کار (استخاره) را در زمانی‌که عزم کاری کنیم، انجام می‌دهیم. و کاغذهایی را برای استخاره می‌گیریم پس هر آنچه [از میان آن کاغذها] برای ما بیرون آمد، برطبق آن عمل می‌کنیم چه آن[کار] را دوست داشته باشیم چه دوست نداشته باشیم. آن مرد گفت: «ای مولای من! به من بیاموز که چگونه عمل کنم»! فرمود: «هرگاه خواستی استخاره کنی، وضوی کاملی بگیر و دو رکعت نماز بخوان ... وقتی سلام نماز را دادی، دستانت را به دعا بالا ببر ... و سه تکّه کاغذ که هرسه به یک اندازه و یک شکل باشند، همراه تو باشد. در دو تای آن‌ها بنویس: اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ عالِمَ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عِبادِکَ فِی ما کانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۶ بحارالأنوار، ج۸۸، ص۲۳۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲، ص۷۰/ بحارالأنوار، ج۸۸، ص۲۳۴؛ «اذا عزمت... رقعتین» محذوف

 

آیه وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذينَ ظَلَمُوا ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ [47]

 

اگر ستمكاران تمام آنچه را روى زمين است مالك باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا كنند تا از عذاب شديد روز قيامت رهايى يابند؛ و از سوى خدا براى آن‌ها امورى ظاهر مى‌شود كه هرگز گمان نمى‌كردند.

 

آیه وَ بَدا لَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ [48]

 

[در آن روز] اعمال بدى را كه انجام داده‌اند براى آن‌ها آشكار مى‌شود، و آنچه را [از عذاب‌الهى] استهزا مى‌كردند بر آن‌ها واقع مى‌گردد.

 

آیه فَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعانا ثُمَّ إِذا خَوَّلْناهُ نِعْمَةً مِنَّا قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ بَلْ هِيَ فِتْنَةٌ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ [49]

 

هنگامى‌كه انسان را زيانى رسد، ما را [براى حلّ مشكلش] مى‌خواند؛ سپس هنگامى‌كه از جانب خود به او نعمتى دهيم، مى‌گويد: «اين نعمت به خاطر كاردانى خودم به من داده شده؛ [چنين نيست] بلكه اين وسيله‌ی آزمايش [آن‌ها] است، هرچند بيشترشان نمى‌دانند.

 

آیه قَدْ قالَهَا الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ [50]

 

اين سخن را كسانى كه قبل از آن‌ها بودند نيز گفتند، ولى آنچه را به دست مى‌آوردند براى آن‌ها سودى نداشت.

 

آیه فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَيُصيبُهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزينَ [51]

 

سپس بدي‌هاى اعمالشان به آن‌ها رسيد؛ و ستمكاران اين گروه (بت‌پرستان اهل مكّه) نيز به‌زودى گرفتار بدي‌هاى اعمالى كه انجام داده‌اند خواهند شد، و هرگز نمى‌توانند از عذاب الهى بگريزند.

۱

(زمر/ ۵۱)

 

الزّهراء (سلام الله علیها)- قَالَ سُوَیْدُ‌بْنُ‌غَفَلَهًْ لَمَّا مَرِضَتْ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) الْمَرْضَهًَْ الَّتِی تُوُفِّیَتْ فِیهَا اجْتَمَعَ إِلَیْهَا نِسَاءُ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ یَعُدْنَهَا فَقُلْنَ لَهَا کَیْفَ أَصْبَحْتِ مِنْ عِلَّتِکِ یَا ابْنَهًَْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَحَمِدَتِ اللَّهَ وَ صَلَّتْ عَلَی أَبِیهَا (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَتْ أَصْبَحْتُ وَ اللَّهِ عَائِفَهًًْ لِدُنْیَاکُنَّ قَالِیَهًًْ لِرِجَالِکُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ عَجَمْتُهُمْ وَ شَنَأْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُم ... مَا الَّذِی نَقَمُوا مِنْ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) نَقَمُوا مِنْهُ وَ اللَّهِ نَکِیرَ سَیْفِهِ وَ قِلَّهًَْ مُبَالَاتِهِ بِحَتْفِهِ وَ شِدَّهًَْ وَطْأَتِهِ وَ نَکَالَ وَقْعَتِهِ وَ تَنَمُّرَهُ فِی ذَاتِ اللَّهِ وَ تَاللَّهِ لَوْ مَالُوا عَنِ الْمَحَجَّهًِْ اللَّائِحَهًِْ وَ زَالُوا عَنْ قَبُولِ الْحُجَّهًِْ الْوَاضِحَهًِْ لَرَدَّهُمْ إِلَیْهَا وَ حَمَلَهُمْ عَلَیْهَا وَ لَسَارَ بِهِمْ سَیْراً سُجُحاً لَا یَکْلُمُ خِشَاشُهُ وَ لَا یَکِلُّ سَائِرُهُ وَ لَا یُمَلُّ رَاکِبُهُ وَ لَأَوْرَدَهُمْ مَنْهَلًا نَمِیراً صَافِیاً رَوِیّاً تَطْفَحُ ضَفَّتَاهُ وَ لَا یَتَرَنَّقُ جَانِبَاهُ وَ لَأَصْدَرَهُمْ بِطَاناً وَ نَصَحَ لَهُمْ سِرّاً وَ إِعْلَاناً وَ لَمْ یَکُنْ یُحَلَّی مِنَ الْغِنَی بِطَائِلٍ وَ لَا یَحْظَی مِنَ الدُّنْیَا بِنَائِلٍ غَیْرَ رَیِّ النَّاهِلِ وَ شُبْعَهًِْ الْکَلِّ وَ لَبَانَ لَهُمُ الزَّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصَّادِقُ مِنَ الْکَاذِبِ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزِینَ أَلَا هَلُمَّ فَاسْتَمِعْ وَ مَا عِشْتَ أَرَاکَ الدَّهْرَ عَجَباً وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ لَیْتَ شَعْرِی إِلَی أَیِّ سِنَادٍ اسْتَنَدُوا وَ عَلَی أَیِّ عِمَادٍ اعْتَمَدُوا وَ بِأَیَّهًِْ عُرْوَهًٍْ تَمَسَّکُوا وَ عَلَی أَیَّهًِْ ذُرِّیَّةٍ أَقْدَمُوا وَ احْتَنَکُوا.

 

حضرت زهراء (سلام الله علیها)- سویدبن‌غفله گوید: چون فاطمه (سلام الله علیها) بیمار شد به آن بیماری که موجب رحلت آن حضرت گردید به هنگام شدّت‌یافتن بیماریش گروهی از زنان مهاجر و انصار به عیادتش جمع شدند و بر آن حضرت سلام کرده گفتند: «ای دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! وضع بیماریت چگونه است و با آن چه می‌کنی»؟ آن حضرت ستایش خداوند سبحان کرده بر پدرش درود فرستاد، و سپس گفت: «حالم به‌گونه‌ای است که از دنیای شما بسی بیزار و مردانتان را دشمن می‌دارم! حال و قالشان را آزمودم و از آنچه کردند، بسی ناخشنودم و آنان را به کناری نهادم ... چه چیزی سبب گردید تا از علی (علیه السلام) عیبجویی کنند؟ عیب او گفتند؛ زیرا شمشیرش، خویش و بیگانه، شجاع و ترسو نمی‌شناخت. دریافتند که او به مرگ توجّهی ندارد. دیدند که او چگونه بر آن‌ها می‌تازد و آنان را به وادی فنا می‌افکند. و برخی را برای عقوبت و سرمشق دیگران باقی می‌گذارد. به کتاب خدا مسلّط و دانا، و خشم او در راه خوشنودی خداوند بود. به خداوند سوگند اگر از طریق آشکار و نمایان حق منحرف شده از قبول دلایل و حجّت‌های روشن و مبیّن، امتناع می‌نمودند، آنان را به راه مستقیم، هادی و رهنمون می‌شد و از انحراف و اعوجاج آنان جلوگیری می‌نمود. به خداوند سوگند، اگر مردانتان در خارج‌نشدن زمام امور، از دستان علی (علیه السلام) پای می‌فشردند و تدبیر کار را آنچنان که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بدو سپرده بود، تحویل او می‌دادند علی (علیه السلام) آن را به سهولت راه می‌برد و این شتر را به سلامت به مقصد می‌رساند، آن‌گونه که حرکت این شتر رنج‌آور نمی‌شد. علی (علیه السلام) آنان را به آبشخوری صاف و مملو و وسیع هدایت می‌کرد که آب از اطرافش سرازیر می‌شد و هرگز رنگ کدورت به خود نمی‌گرفت. او آنان را از این آبشخور سیراب به در می‌آورد. علی (علیه السلام) خیر و نیکی را در نهان و آشکار برای آنان خوش می‌دارد. او اگر بر مسند می‌نشست هرگز بهره‌ای فراوان از بیت المال را به خود اختصاص نمی‌داد و از فزونی و ثروت دنیا جز به مقدار نیاز برداشت نمی‌کرد، به مقدار آبی که تشنگی را فرو نشاند و خوراکی که گرسنگی را برطرف نماید. [در آن هنگام] مرد پارسا، از تشنه حطام دنیا باز شناخته می‌شد و راستگو از دروغگو متمایز می‌گشت، دراین‌صورت ابواب برکات آسمانی و زمین بر آنان گشوده می‌شد. و خداوند به‌زودی آنان را به سبب اعمال و کردارشان مؤاخذه خواهد کرد. و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم ولی [آن‌ها حق را] تکذیب کردند ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم. (اعراف/۹۶). وَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَیُصِیبُهُمْ سَیِّئاتُ ما کَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزِینَ بیایید! و بشنوید! روزگار چه طرفه معجونی در نهان دارد و اگر [از چیزی] تعجّب می‌کنی، عجیب گفتار آن‌هاست. (رعد/۵). چه بازیچه‌ها یکی از پس دیگری آشکار می‌سازد. ای کاش می‌دانستم به چه پناهگاهی تکیه داده‌اند؟ و کدامین ستون را پشتیبان گرفته‌اند؟ و به کدامین ریسمان تمسّک جسته‌اند؟ و بر چه خاندانی پیشقدم شده، استیلا جسته‌اند؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۴۸ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۹

 

آیه أَ وَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ [52]

 

آيا آن‌ها ندانستند كه خداوند روزى را براى هر‌كس بخواهد گسترده يا تنگ مى‌سازد؟! در اين، نشانه‌هايى است براى گروهى كه ايمان مى‌آورند.

 

آیه قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ [53]

 

بگو: «اى بندگان من كه برخود اسراف و ستم كرده‌ايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه‌ی گناهان را مى‌آمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.

بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید»

۱ -۱

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قِیلَ لِأَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) صِفْ لَنَا الْمَوْتَ؟ فَقَالَ: عَلَی الْخَبِیرِ سَقَطْتُمْ هُوَ أَحَدُ ثَلَاثَهًِْ أُمُورٍ یَرِدُ عَلَیْهِ إِمَّا بِشَارَهًٌْ بِنَعِیمِ الْأَبَدِ وَ إِمَّا بِشَارَهًٌْ بِعَذَابِ الْأَبَدِ وَ إِمَّا تَحْزِینٌ وَ تَهْوِیلٌ وَ أَمْرُهُ مُبْهَمٌ لَا یَدْرِی مِنْ أَیِّ الْفِرَقِ هُوَ فَأَمَّا وَلِیُّنَا الْمُطِیعُ لِأَمْرِنَا فَهُوَ الْمُبَشَّرُ بِنَعِیمِ الْأَبَدِ وَ أَمَّا عَدُوُّنَا الْمُخَالِفُ عَلَیْنَا فَهُوَ الْمُبَشَّرُ بِعَذَابِ الْأَبَدِ وَ أَمَّا الْمُبْهَمُ أَمْرُهُ الَّذِی لَا یُدْرَی مَا حَالُهُ فَهُوَ الْمُؤْمِنُ الْمُسْرِفُ عَلَی نَفْسِهِ لَا یَدْرِی مَا یَئُولُ إِلَیْهِ حَالُهُ یَأْتِیهِ الْخَبَرُ مُبْهَماً مَخُوفاً ثُمَّ لَنْ یُسَوِّیَهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِأَعْدَائِنَا لَکِنْ یُخْرِجُهُ مِنَ النَّارِ بِشَفَاعَتِنَا فَاعْمَلُوا وَ أَطِیعُوا لَا تَتَّکِلُوا وَ لَا تَسْتَصْغِرُوا عُقُوبَهًَْ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَإِنَّ مِنَ الْمُسْرِفِینَ مَنْ لَا تَلْحَقُهُ شَفَاعَتُنَا إِلَّا بَعْدَ عَذَابِ ثَلَاثِمِائَهًِْ أَلْفِ سَنَهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- شخصی به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کرد: «مرگ را برایم وصف کن». حضرت فرمود: «با مرد آگاهی روبرو شده‌اید. مرگ یکی از سه امری است که بر آدمی وارد می‌شود: یا نوید به نعمت‌های جاودان است و یا خبری است به عذاب همیشگی؛ و یا اندوهگین نمودن و ترسانیدن است، و کار شخص «محتضر» مبهم می‌باشد، زیرا نمی‌داند جزء کدامیک از این سه گروه خواهد بود؛ امّا انسانی که دوستدار و مطیع ما باشد، به نعمت‌های جاودان نوید داده شده، و دشمنانی که با ما سر ستیز دارند، عذاب ابدی در پیش خواهند داشت و امّا آن کس که وضعش معلوم نیست و نمی‌داند سرانجامش چه خواهد شد، مؤمنی است که به زیان خود زیاده روی نموده و مشخص نیست سرانجامش به کجا خواهد کشید، خبر مبهم و ترسناکی به او می‌رسد، ولی خداوند هرگز او را با دشمنان ما برابر نخواهد کرد، و به شفاعت ما او را از جهنّم بیرون می‌آورد، پس کار نیک انجام دهید و از خدا اطاعت کنید. مطمئن نباشید و سزای گناه را از طرف خدا ناچیز مشمارید! زیرا شفاعت شامل حال «مسرفین» نخواهد شد، مگر بعد از سیصدهزار سال.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۰ معانی الأخبار، ص۲۸۸

از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه‌ی گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است

۲ -۱

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- {فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ وَ} عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: مَا فِی الْقُرْآنِ آیَهًٌْ أَوْسَعُ مِنْ یَا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا الْآیَهًَْ. وَ قِیلَ: إِنَّ هَذِهِ الْآیَهًُْ نَزَلَتْ فِی وَحْشِیٍّ قَاتِلِ حَمْزَهًَْ
 حِینَ أَرَادَ أَنْ یُسْلِمَ وَ خَافَ أَنْ لَا یُقْبَلَ تَوْبَتُهُ فَلَمَّا نَزَلَتِ الْآیَهًُْ أَسْلَمَ، فَقِیلَ: یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ لَهُ خَاصَّهًًْ أَمْ لِلْمُسْلِمِینَ عَامَّهًًْ؟ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله): بَلْ لِلْمُسْلِمِینَ عَامَّهًًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- [در مجمع البیان آمده است:] از امام علی (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «هیچ آیه‌ای در قرآن وسیع‌تر از این آیه: یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیم نیست». و گفته شده: «این آیه درباره‌ی وحشی قاتل حمزه (نازل شد در آن هنگام که خواست مسلمان شود و می‌ترسید که توبه‌اش پذیرفته نشود. وقتی‌که این آیه نازل شد، [وحشی] مسلمان شد». گفته شد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این آیه مخصوص او (وحشی) است یا شامل همه‌ی مسلمانان می‌شود»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بلکه شامل همه مسلمانان می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۰ نورالثقلین

۲ -۲

(زمر/ ۵۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ‌بْن‌مُحَمَّدِ‌بْنِ‌أَبِی‌نَصْرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی قَدْ سَأَلْتُ اللَّهَ حَاجَهًًْ مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا سَنَهًًْ وَ قَدْ دَخَلَ قَلْبِی مِنْ إِبْطَائِهَا شَیْءٌ فَقَالَ یَا أَحْمَدُ إِیَّاکَ وَ الشَّیْطَانَ أَنْ یَکُونَ لَهُ عَلَیْکَ سَبِیلٌ حَتَّی یُقَنِّطَکَ إِنَّ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) کَانَ یَقُولُ إِنَّ الْمُؤْمِنَ یَسْأَلُ اللَّهَ عزّوجلّ حَاجَهًًْ فَیُؤَخِّرُ عَنْهُ تَعْجِیلَ إِجَابَتِهِ حُبّاً لِصَوْتِهِ وَ اسْتِمَاعِ نَحِیبِهِ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ مَا أَخَّرَ اللَّهُ عزّوجلّ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ مَا یَطْلُبُونَ مِنْ هَذِهِ الدُّنْیَا خَیْرٌ لَهُمْ مِمَّا عَجَّلَ لَهُمْ فِیهَا وَ أَیُّ شَیْءٍ الدُّنْیَا إِنَّ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) کَانَ یَقُولُ یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَکُونَ دُعَاؤُهُ فِی الرَّخَاءِ نَحْواً مِنْ دُعَائِهِ فِی الشِّدَّهًِْ لَیْسَ إِذَا أُعْطِیَ فَتَرَ فَلَا تَمَلَّ الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ مِنَ اللَّهِ عزّوجلّ بِمَکَانٍ وَ عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ صِلَهًِْ الرَّحِمِ وَ إِیَّاکَ وَ مُکَاشَفَهًَْ النَّاسِ فَإِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَی مَنْ أَسَاءَ إِلَیْنَا فَنَرَی وَ اللَّهِ فِی ذَلِکَ الْعَاقِبَهًَْ الْحَسَنَهًَْ إِنَّ صَاحِبَ النِّعْمَهًِْ فِی الدُّنْیَا إِذَا سَأَلَ فَأُعْطِیَ طَلَبَ غَیْرَ الَّذِی سَأَلَ وَ صَغُرَتِ النِّعْمَهًُْ فِی عَیْنِهِ فَلَا یَشْبَعُ مِنْ شَیْءٍ وَ إِذَا کَثُرَتِ النِّعَمُ کَانَ الْمُسْلِمُ مِنْ ذَلِکَ عَلَی خَطَرٍ لِلْحُقُوقِ الَّتِی تَجِبُ عَلَیْهِ وَ مَا یُخَافُ مِنَ الْفِتْنَهًِْ فِیهَا أَخْبِرْنِی عَنْکَ لَوْ أَنِّی قُلْتُ لَکَ قَوْلًا أَ کُنْتَ تَثِقُ بِهِ مِنِّی فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِذَا لَمْ أَثِقْ بِقَوْلِکَ فَبِمَنْ أَثِقُ وَ أَنْتَ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ قَالَ فَکُنْ بِاللَّهِ أَوْثَقَ فَإِنَّکَ عَلَی مَوْعِدٍ مِنَ اللَّهِ أَلَیْسَ اللَّهُ عزّوجلّ یَقُولُ وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ وَ قَالَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ وَ قَالَ وَ اللهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا فَکُنْ بِاللهِ عزّوجلّ أَوْثَقَ مِنْکَ بِغَیْرِهِ وَ لَا تَجْعَلُوا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا خَیْراً فَإِنَّهُ مَغْفُورٌ لَکُمْ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- احمدبن‌محمّدبن‌ابی‌نصر گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! من چند سال است که از خدا حاجتی درخواست کرده‌ام و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانی پدید آمده است»؟ فرمود: «ای احمد! مبادا شیطان بر [دل] تو راهی باز کند، تا تو را نا امید کند! امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود: «گاهی مؤمن حاجتی از خدا می‌خواهد و خداوند اجابت آن را پس می‌اندازد و دلیل آن محبوبیّت آوازش [نزد خداوند] و محبوبیّت شنیدن صدای گریه‌اش است [و خداوند دوست دارد صدای آن بنده‌اش را بشنود]». سپس فرمود: «به خدا سوگند آنچه خدای عزّوجلّ برای آخرت مؤمنین می‌فرستد و در دنیا عطا نمی‌کند، از آنچه در دنیا به آن‌ها می‌دهد، برایشان بهتر است و دنیا چیست؟ امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود: «سزاوار است برای مؤمن که دعایش درحال آسایش همانند دعای او در حال سختی باشد، و چون [آنچه درخواست کرده از دعا] به او داده شد سست نشود. پس تو از دعا خسته مشو زیرا که دعا نزد خدای عزّوجلّ منزلتی دارد [بس بزرگ] و بر تو باد به شکیبایی، و دنبال روزی حلال رفتن، و صله رحم کردن و مبادا با مردم اظهار دشمنی کنی، زیرا که ما خاندانی هستیم که با هرکه از ما ببرد پیوند می‌کنیم، و به هرکه به ما بدی کند نیکی می‌کنیم، پس به خدا سوگند! در این کار سرانجام نیکویی ببینیم [چه در دنیا و چه در آخرت]، کسی که در این دنیا دارای نعمت است اگر هرگاه درخواست [چیزی از خدا] کند و به او داده شود [حرصش زیاد گردد] و جز آن را نیز بخواهد، و [در نتیجه] نعمت خدا در چشم او کوچک و خوار گردد، و از هیچ‌چیز سیر نشود، و چون نعمت فراوان شود مسلمان از این راه به خطر افتد [و این خطر] به خاطر آن حقوقی [است] که بر او واجب شود، و به خاطر آن چیزی است که بیم آن رود به‌واسطه‌ی این حقوق در فتنه و آزمایش افتد [و در اداء آن‌ها کوتاهی کند]، بگو بدانم که اگر من به تو چیزی گفتم بدان وثوق و اعتماد داری»؟ عرض کردم: «فدایت شوم اگر من به گفته‌ی شما اعتماد نکنم پس به گفتار چه کسی اعتماد کنم با اینکه شما حجّت خداوند بر خلق او هستی»؟ فرمود: «پس تو به خدا [و وعده‌ها و گفتارهای او] اعتمادت بیشتر باشد، زیرا خداوند به تو وعده‌ی اجابت داده است [یا اینکه اجابت دعای تو به موعدی واگذار شده] آیا خدای عزّوجلّ نفرمود: و هرگاه پرسندت بندگان من از من، پس همانا من نزدیکم و اجابت کنم دعای آنکه مرا خواند. (بقره/۱۸۶). و فرموده است: نومید نباشید از رحمت خدا. (زمر/۵۳). و نیز فرموده است: و خدا نویدتان دهد به آمرزش و فضل. (بقره/۲۸۶). پس تو به خدای عزّوجلّ اعتمادت بیشتر باشد از دیگران، و در دل خود جز خوبی راه ندهید، که شما آمرزیده‌اید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۲ الکافی، ج۲، ص۴۸۸/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۶۷ و قرب الإسناد، ص۱۷۱؛ بتفاوت/ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۵۶

۲ -۳

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَحَدَهُمَا (علیها السلام) یَقُولُ: إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) أَقْبَلَ عَلَی النَّاسِ فَقَالَ أَیَّهًُْ آیَهًٍْ فِی کِتَابِ اللَّهِ أَرْجَی عِنْدَکُمْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّ اللهَ
لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ قَالَ حَسَنَهًٌْ وَ لَیْسَتْ إِیَّاهَا وَ قَالَ بَعْضُهُمْ وَ
 مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ... قَالَ حَسَنَهًٌْ وَ لَیْسَتْ إِیَّاهَا فَقَالَ بَعْضُهُمْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ قَالَ حَسَنَهًٌْ وَ لَیْسَتْ إِیَّاهَا وَ قَالَ بَعْضُهُمْ وَ الَّذِینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ قَالَ حَسَنَهًٌْ وَ لَیْسَتْ إِیَّاهَا قَالَ ثُمَّ أَحْجَمَ النَّاسُ فَقَالَ مَا لَکُمْ یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ قَالُوا لَا وَ اللَّهِ مَا عِنْدَنَا شَیْءٌ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ أَرْجَی آیَهًٍْ فِی کِتَابِ اللَّهِ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَیِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّیْلِ وَ قَرَأَ الْآیَهًَْ کُلَّهَا.

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) شنیدم: علی (علیه السلام) رو به مردم کرد و فرمود: «کدام آیه در کتاب خدا، در نزد شما امیدبخش‌تر است»؟ بعضی از مردم گفتند: خداوند [هرگز] شرک را نمی‌بخشد و پایین‌تر از آن را برای هرکس بخواهد و [شایسته بداند] می‌بخشد. (نساء/۴۸) [علی (علیه السلام)] فرمود: «این آیه خوب است ولی [آنچه که منظور من است] این آیه نیست». بعضی از آن‌ها گفتند: کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند، سپس از خداوند
طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت. (نساء/۱۱۰) فرمود: «خوب است ولی این آیه [منظورِ من] نیست». بعضی از آن‌ها گفتند: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ». فرمود: «خوب است ولی این آیه [منظورِ من] نیست». بعضی از آن‌ها گفتند: و آن‌ها که وقتی مرتکب عمل زشتی شوند یا به خود ستم کنند به یاد خدا می‌افتند و برای گناهان خود طلب آمرزش می‌کنند. (آل عمران/۱۳۵) فرمود: «خوب است ولی این آیه [منظور من] نیست». مردم [ناامید شدند و] برگشتند. حضرت فرمود: «ای مسلمانان! شما را چه شده است»؟ گفتند: «نه؛ به خدا سوگند! چیزی نزد ما نیست (آیه دیگری سراغ نداریم)». فرمود: «از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدیم که می‌فرمود: امیدبخش‌ترین آیه در کتاب خدا این آیه است در دو طرف روز، و اوایل شب، نماز را برپا دار چرا که حسنات، سیئات [و آثار آنها را] از بین می‌برند این تذکّری است برای کسانی که اهل تذکّرند (هود/۱۱۴) و حضرت تمام آیه را قرائت کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۲ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۲۲۰/ بحارالأنوار، ج۸، ص۵۷ و فرات الکوفی، ص۵۷۰ و شواهدالتنزیل، ج۲، ص۴۴۶؛ «بتفاوت»/ العیاشی، ج۲، ص۱۶۱

۲ -۴

(زمر/ ۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَا أُحِبُ أَنَ لِیَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا بِهَذِهِ الآیَهًِْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- دوست ندارم که به‌جای این آیه (یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ) تمام دنیا و هرچه در آن است به من داده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۴ ریاض السالکین، ج۷، ص۳۰۷

۲ -۵

(زمر/ ۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ مُعَمَّرٍ عَنْ رَجُلٍ: أَنَّهُ دَخَلَ عُمَرُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ ذَکَرَ مَا یَقْرُبُ مِنْهُ وَ فِیه أَنَّهُ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بَعْدَ مَا دَعَا الشَّابُّ أَنْ یُحْرِقَهُ اللَّهُ بِنَارِ الدُّنْیَا نَاشِراً أَجْنِحَتَهُ أَحَدَهَا فِی الْمَشْرِقِ وَ الْآخَرَ فِی الْمَغْرِبِ وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ أَ أَنْتَ خَلَقْتَ الْخَلْقَ أَمْ أَنَا فَقَالَ اللَّهُمَّ لَا بَلْ أَنْتَ خَلَقْتَنِی وَ إِیَّاهُمْ قَالَ وَ یَقُولُ أَنْتَ تَرْزُقُهُمْ أَمْ أَنَا قَالَ لَا أَنْتَ تَرْزُقُنِی وَ إِیَّاهُمْ قَالَ وَ یَقُولُ أَنْتَ تَقْبَلُ تَوْبَتَهُمْ أَمْ أَنَا قَالَ لَا بَلْ أَنْتَ تَقْبَلُ مِنْهُمْ قَالَ فَلِمَ آیَسْتَ عَبْدِی ادْعُهُ وَ اقْبَلْ تَوْبَتَهُ وَ قُلْ لَهُ إِنِّی قَبِلْتُ تَوْبَتَهُ وَ رَحِمْتُ عَلَیْهِ وَ نَزَلَ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِلَی قَوْلِهِ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ... بعد از اینکه آن جوان دعا کرد که خداوند او را به آتش دنیا بسوزاند، جبرئیل درحالی‌که بال‌هایش را باز کرده بود که یکی از آن‌ها در مشرق و دیگری در مغرب قرار داشت فرود آمد و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: «آیا تو مخلوقات را آفریده‌ای یا من»؟ حضرت گفت: «خدایا! نه؛ بلکه من و آن‌ها را تو آفریدی». [جبرئیل] گفت: «و می‌فرماید: آیا تو به آن‌ها روزی می‌دهی یا من»؟ حضرت گفت: «نه؛ بلکه تو هستی که مرا و آن‌ها را روزی می‌دهی». جبرئیل گفت: «و می‌فرماید: آیا تو توبه‌ی آن‌ها را می‌پذیری یا من»؟ [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] گفت: «نه؛ بلکه تو از آن‌ها می‌پذیری». [خدا] فرمود: «پس چرا بنده‌ی مرا نا امید کردی؟ او را صدا بزن! و توبه‌اش را قبول کن و به او بگو: من توبه‌اش را پذیرفتم و او رحم کردم و با این آیه فرود آمد: یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۴ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۱۳۶

۲ -۶

(زمر/ ۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا جَعَلَ مُطْعِمُ بْنُ عَدِیِّ‌بْنِ‌نَوْفَلٍ لِغُلَامِهِ وَحْشِیٍّ إِنْ هُوَ قَتَلَ حَمْزَهًَْ أَنْ یُعْتِقَهُ فَلَمَّا قَتَلَهُ وَ قَدَّمُوا أَمَلَهُ فَلَمْ یُعْتِقَهُ فَبَعَثَ وَحْشِیٌّ جَمَاعَهًًْ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ مَا یَمْنَعُنَا مِنْ دِینِکَ إِلَّا أَنَّنَا سَمِعْنَاکَ تَقْرَأُ فِی کِتَابِکَ أَنَّ مَنْ یَدْعُو مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ یَقْتُلُ النَّفْسَ وَ یَزْنِی یَلْقَ أَثاماً وَ یُخَلَّدْ فِی الْعَذابِ وَ نَحْنُ قَدْ فَعَلْنَا هَذَا کُلَّهُ. فَبَعَثَ إِلَیْهِمْ بِقَوْلِهِ تَعَالَی: إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَقَالُوا: نَخَافُ لَا نَعْمَلُ صالِحاً. فَبَعَثَ إِلَیْهِمْ: إِنَّ اللهَ لَا یَغْفِرُ
 أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ. فَقَالُوا: نَخَافُ أَلَّا نَدْخُلَ فِی الْمَشِیَّهًِْ. فَبَعَثَ إِلَیْهِمْ: یَا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً. فَجَاءُوا وَ أَسْلَمُوا. فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِوَحْشِیٍّ قَاتَلِ حَمْزَهًَْ: غَیِّبْ وَجْهَکَ عَنِّی فَإِنَّنِی لَا أَسْتَطِیعُ النَّظَرَ إِلَیْکَ فَحَلَقَ فَمَاتَ فِی الْخَمْرِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مطعم‌بن‌نوفل به غلامش وحشی وعده داد که اگر حمزه (را بکشد او را آزاد خواهد کرد ولی وقتی وحشی، حمزه (را کشت او را آزاد نکرد. وحشی جماعتی را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاد [با این پیام که] چیزی ما را از [پذیرش] دین تو منع نمی‌کند جز اینکه ما از تو شنیدیم که در کتابت اینگونه می‌خوانی: کسانی که معبود دیگری را با خدا می‌خوانند و انسانی را می‌کشند و زنا می‌کنند، مجازاتش را خواهند دید و در عذاب دوزخ جاودانه خواهند بود و ما همه‌ی این کارها را انجام داده‌ایم. [پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده‌ای را] به همراه این کلام خداوند تعالی مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد. (مریم/۶۰). به‌سوی آن‌ها فرستاد». آن‌ها گفتند: «می‌ترسیم که عمل صالح انجام ندهیم». پیامبر (صلی الله علیه و آله) این آیه را به‌سوی آن‌ها فرستاد: خداوند [هرگز] شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هرکس بخواهد [و شایسته بداند] می‌بخشد!. (نساء/۴۸)». آن‌ها گفتند: «می‌ترسیم که در مشیّت و خواست [خدا] وارد نشویم [و خدا نخواهد که ما را ببخشد]». پیامبر (صلی الله علیه و آله) این آیه را سوی آن‌ها فرستاد: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً آن‌ها [با شنیدن این آیه] آمدند و اسلام آوردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به وحشی قاتل حمزه (فرمود: «رویت را از من بپوشان [جلوی چشم من نباش] زیرا من نمی‌توانم به تو نگاه کنم». ازاین‌رو وحشی سرش را تراشید [و به جای دور رفت] و درحالی‌که شراب می‌نوشید، مرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۴ سعدالسعود، ص۲۱۱/ نورالثقلین؛ «لما جعل... فلم یعتقه» محذوف و «بالبشام» زیادهًْ

۲ -۷

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَجِبْتُ لِمَنْ یَقْنَطُ وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَار.

 

امام علی (علیه السلام)- در شگفتم از کسی که توانایی استغفار دارد، امّا ناامید است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۶۷/ نورالثقلین

۲ -۸

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْفَقِیهُ کُلُ الْفَقِیهِ مَنْ لَمْ یُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَهًِْ اللَّه.

 

امام علی (علیه السلام)- فقیه کامل کسی است که مردم را از آمرزش خدا مأیوس نسازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ بحارالأنوار، ج۲، ص۵۶/ نورالثقلین

۲ -۹

(زمر/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَ بَعَثَ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِهِ إِلَی قَوْمِهِ وَ أَوْحَی إِلَیْهِ أَنْ قُلْ لِقَوْمِکَ إِنَّ رَحْمَتِی سَبَقَتْ غَضَبِی فَلَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَتِی فَإِنَّهُ لَا یَتَعَاظَمُ عِنْدِی ذَنْبُ عَبْدٍ أَغْفِرُه.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند یکی از پیامبران خود را به‌طرف قومش فرستاد و به او گفت: «به قومت بگو، رحمت من بر غضبم سبقت گرفته، پس از رحمت من مأیوس و نومید نشوید، زیرا هیچ گناهی بر من بزرگ و دشوار نیست لذا آن را می‌آمرزم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۴۵۸

۲ -۱۰

(زمر/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَ الْمُؤْمِنَ لَیُهَوَّلُ عَلَیْهِ فِی نَوْمِهِ فَیُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ إِنَّهُ لَیُمْتَهَنُ فِی بَدَنِهِ فَیُغْفَرُ لَهُ ذُنُوبُه.

 

امام صادق (علیه السلام)- گاهی مؤمن خواب هولناک می‌بیند و [به‌واسطه‌ی همان ترسی که او را گرفته] گناهش آمرزیده می‌شود، و گاهی تنش رنج کار می‌بیند و به ازای آن، گناهش آمرزیده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ الکافی، ج۲، ص۴۴۵/ نورالثقلین

۲ -۱۱

(زمر/ ۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) حَاکِیاً عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ یَا ابْنَ آدَمَ بِمَشِیَّتِی کُنْتَ أَنْتَ الَّذِی تَشَاءُ إِلَی قَوْلِهِ وَ بِسُوءِ ظَنِّکَ قَنَطْتَ مِنْ رَحْمَتِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) از خدای جلّ جلاله حکایت کرد که فرمود: «ای فرزند آدم! آنچه تو می‌خواهی، به خواست من است .... و با بدگمانی خودت است که از رحمت من مأیوس شوی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ نورالثقلین

۲ -۱۲

(زمر/ ۵۳)

 

العسکری (علیه السلام)- قَالَ أَبُو هَاشِمٍ سَمِعْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ (علیه السلام) یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ لَیَعْفُو یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَفْواً یُحِیطُ عَلَی الْعِبَادِ حَتَّی یَقُولَ أَهْلُ الشِّرْکِ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ فَذَکَرْتُ فِی نَفْسِی حَدِیثاً حَدَّثَنِی بِهِ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَرَأَ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ فَقَالَ الرَّجُلُ وَ مَنْ أَشْرَکَ فَأَنْکَرْتُ ذَلِکَ وَ تَنَمَّرْتُ لِلرَّجُلِ فَأَنَا أَقُولُ فِی نَفْسِی إِذْ أَقْبَلَ عَلَیَّ (علیه السلام) فَقَالَ إِنَّ اللهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ بِئْسَمَا قَالَ هَذَا وَ بِئْسَمَا رَوَی.

 

امام عسکری (علیه السلام)- ابوهاشم گوید: شنیدم امام عسکری (علیه السلام) فرمود: خداوند در روز قیامت، چنان مردم را عفو می‌کند و از گناهان آن‌ها می‌گذرد که بر قلب هیچ‌کس خطور نکرده است تا اینکه اهل شرک می‌گویند: به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!. (انعام/۲۳)». در این هنگام، حدیثی به یادم آمد که مردی شیعه از اهل مکّه گفته بود که؛ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آیه: إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً را تلاوت کرد، شخصی گفت: «هرکس که شرک بورزد [هم بخشیده می‌شود]». از آن سخن ناخشنود شدم و نسبت به آن مرد ابراز ناخشنودی کردم و درحالی‌که پیش خود چنان می‌گفتم، امام (علیه السلام) رو به من کرد و فرمود: خداوند [هرگز] شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هرکس [بخواهد و شایسته بداند] می‌بخشد. (نساء/۴۸). خداوند شرک را نمی آمرزد و جز آن را برای هرکه بخواهد می‌آمرزد. او بد سخن گفت و بد چیزی روایت کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۶/ الخرایج والجرایح، ج۲، ص۶۸۶؛ «لایخطر» بدل «یحیط»

دعا

۱

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِلَیْکَ رُفِعَتِ الْأَصْوَاتُ وَ دُعِیَتِ الدَّعَوَاتُ وَ لَکَ عَنَتِ الْوُجُوهُ وَ لَکَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ وَ إِلَیْکَ التَّحَاکُمُ فِی الْأَعْمَالِ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ وَ یَا خَیْرَ مَنْ أَعْطَی یَا صَادِقُ یَا بَارِئُ یَا مَنْ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ یَا مَنْ أَمَرَ بِالدُّعَاءِ وَ وَعَدَ بِالْإِجَابَهًِْ یَا مَنْ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ یَا مَنْ قَالَ وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ وَ یَا مَنْ قَالَ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ الْمُسْرِفُ وَ أَنْتَ الْقَائِلُ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوندا! صداها به‌سوی تو بلند است و صورت‌ها بر آستان تو بر خاک است و گردن‌ها برای تو خاضع است و محاکمه‌ی اعمال با توست، ای بهترین مسئول و بهترین عطا کننده! ای راستگو و ای خالق و ای کسی که خلف وعده نمی‌کنی، ای کسی که دستور دعا دادی و اجابت را ضامن شدی و فرمودی: مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم!. (غافر/۶۰). و فرمودی: و هنگامی‌که بندگان من، از تو درباره‌ی من سؤال کنند، [بگو]: من نزدیکم! دعای دعاکننده را، به هنگامی‌که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند [و به مقصد برسند]!. (بقره/۱۸۶). و فرمودی: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. آری! می‌پذیرم! من همان اسراف‌کننده [بر نفس خویش] هستم، و تو فرموده‌ای: لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۶ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۶/ دلایل الإمامهًْ، ص۲۹۸/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۷۰؛ «تکفل» بدل «وعد»

۲

(زمر/ ۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ صَلَّی هَذِهِ الصَّلَاهًَْ وَ قَالَ هَذَا الْقَوْلَ رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ شَرَّ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ شَرَّ الشَّیْطَانِ وَ شَرَّ کُلِّ سُلْطَانٍ جَائِر ٍو ... أَنْتَ أَحْصَی لِذُنُوبِی مِنِّی فَاغْفِرْهَا لِی یَا إِلَهِی إِنَّ ذُنُوبِی کَثِیرَهًٌْ وَ أَفْعَالِی سَیِّئَهًٌْ وَ جَرَائِرِی وَ إِجْرَامِی عَظِیمَهًٌْ وَ إِقْدَامِی وَ اجْتِرَائِی أَکْثَرُ مِنْ أَنْ یُحْصَی أَوْ یُعَدُّ أَوْ یُذْکَرُ أَوْ یُنْشَرُ وَ اعْتِمَادِی یَا سَیِّدِی عَلَی عَفْوِکَ وَ عَلَی مَا وَعَدْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِکَ فَإِنَّکَ یَا سَیِّدِی قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ فَاغْفِرْ لِی مَا قَدَّمْتُ وَ مَا أَخَّرْتُ وَ مَا أَسْرَرْتُ وَ مَا أَعْلَنْتُ وَ أَخْطَأْتُ وَ تَعَمَّدْتُ وَ حَفِظْتُ وَ نَسِیتُ وَ عَلِمْتُ وَ شَهِدْتُ وَ رَحْمَتُکَ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ وَأَنَا شَیْءٌ فَلْتَسَعْنِی رَحْمَتُکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.

 

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس این نماز را بجا آورد و این دعا را بگوید، خداوند شرّ اهل آسمان و اهل زمین و شرّ شیطان و شرّ پادشاه ستمگر را از او رفع می‌کند ... [دعا این است: خداوندا!] تو گناهان مرا بهتر از خودم [می‌دانی و] شمارش می‌کنی. پس آن‌ها را به من ببخش؛ ای خدای من! گناهان من بسیار و کارهایم زشت و جسارت و جُرم‌هایم بزرگ و اقدام من [به گناه] و جرأت و جسارت من بیشتر از آن است که احصا شود (همه‌اش شمارش شود) یا شمرده شود یا ذکر شود یا منتشر شود. ای آقای من! اعتماد من بر عفو تو و بر فضل توست که به آن وعده دادی. چرا که ای آقای من! تو که سخنت حق است اینگونه فرمودی: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ پس گناهانی را که قبلاً انجام داده‌ام و آنچه که بعداً انجام می‌دهم و آنچه که پنهان کردم و آنچه آشکار ساختم و خطا کردم و عمداً [گناه] انجام داده‌ام و در یاد و خاطرم هست یا فراموش کردم و گواهی دادم، ببخش. رحمت تو هر شیء (چیزی) را فرا گرفته است و من هم یک شیء (چیز) هستم پس باید رحمت تو مرا هم فرا بگیرد ای مهربان‌ترین مهربانان!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۸ بحارالأنوار، ج۸۶، ص۳۷۶/ جمال الأسبوع، ص۳۰۷؛ «من صلی هذه... سلطان جایر» و «فاغفر... یا ارحم الراحمین» محذوف/ بحارالأنوار، ج۹۲، ص۴۳۳؛ «بتفاوت»

۳

(زمر/ ۵۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِلَهِی إِنَّ ذُنُوبِی وَ کَثْرَتَهَا قَدْ غَبَّرَتْ وَجْهِی عِنْدَکَ وَ حَجَبَتْنِی عَنِ اسْتِئْهَالِ (اسْتِیهَالِ) رَحْمَتِکَ وَ بَاعَدَتْنِی عَنِ اسْتِنْجَازِ مَغْفِرَتِکَ وَ لَوْ لَا تَعَلُّقِی بِآلَائِکَ وَ تَمَسُّکِی بِالرَّجَاءِ لَمَا وَعَدْتَ أَمْثَالِی مِنَ الْمُسْرِفِینَ وَ أَشْبَاهِی مِنَ الْخَاطِئِینَ بِقَوْلِکَ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم.

 

امام کاظم (علیه السلام)- خداوندا! گناهان من و بسیاری آن‌ها روی مرا در پیشگاه تو به غبار خود پوشانده، و مرا از اهلیّت رحمتت در پوشانده، و از طلب عملی‌شدن آمرزش تو دور ساخته است، و دلیل اینکه به نعمت‌های تو آویخته‌ام، و به امیدواری به تو چنگ زده‌ام به این خاطر است که به امثال من از اسرافکاران و خطاکاران، با این فرمایش خود وعده [بخشش] فرموده‌ای: یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۸ بحارالأنوار، ج۹۱، ص۱۸۲/ المصباح للکفعمی، ص۲۷۸؛ «أخلقت» بدل «عبرت»

۴

(زمر/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- اللَّهُمَّ وَ إِنِّی أَقْصِدُکَ بِطَلِبَتِی وَ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِمَسْأَلَتِی وَ أُحْضِرُکَ رَغْبَتِی وَ أَجْعَلُ بِکَ اسْتِغَاثَتِی وَ بِدُعَائِکَ تَحَرُّمِی مِنْ غَیْرِ اسْتِحْقَاقٍ مِنِّی لِاسْتِمَاعِکَ لَا اسْتِیجَابٍ لِإِجَابَتِکَ عَنْ بَسْطِ یَدٍ إِلَی طَاعَتِکَ أَوْ قَبْضِ یَدٍ مِنْ مَعَاصِیکَ وَ لَا اتَّعَاظٍ مِنِّی لِزَجْرِکَ وَ لَا إِحْجَامٍ عَنْ نَهْیِکَ إِلَّا لَجْأً إِلَی تَوْحِیدِکَ وَ مَعْرِفَتِکَ بِمَعْرِفَتِی أَنْ لَا رَبَّ لِی غَیْرُکَ وَ لَا قُوَّهًَْ وَ لَا اسْتِعَانَهًَْ إِلَّا بِکَ إِذْ تَقُولُ یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ لِمُسْرِفِی عِبَادِکَ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدایا! من با خواسته‌ام تو را قصد کرده و با در خواستم به تو رو می‌کنم و میل و رغبتم را نزد تو می‌آورم و از تو یاری می‌طلبم و به دعای تو پناه آوردم [و به این وسیله با تو هم‌صحبت شدم] بدون اینکه شایستگی این را داشته باشم که [به دعای من] گوش دهی، بدون اینکه شایسته اجابت تو باشم. و نتیجه پذیرش دستور تو در انجام طاعات و عبادات و دست‌کشیدن از گناهان باشد و بدون اینکه از منع‌کردن‌های تو، پند بگیرم و از نهی‌های تو دست بکشم [و انجام ندهم.] بلکه دلیل این درخواست چیزی نیست جز اینکه به یگانگی تو و به شناخت تو پناهنده شده‌ام، به معرفت من به اینکه پروردگاری جز تو ندارم و نیرو و کمکی جز از سوی تو وجود ندارد، زیرا ای خدای من و آقای من و مولای من! تو به بندگانت که بر خود اسراف و ستم کرده‌اند اینگونه می‌گویی: لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۵۸ إقبال الأعمال، ص۴۳۶/ بحارالأنوار، ج۸۸، ص۷۱

ولایت

۱

(زمر/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ أَبُوبَصِیرٍ وَ قَدْ خَفَرَهُ النَّفَسُ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ لَهُ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَا أَبَامُحَمَّدٍ مَا هَذَا النَّفَسُ الْعَالِی فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) کَبِرَ سِنِّی وَ دَقَّ عَظْمِی وَ اقْتَرَبَ أَجَلِی مَعَ أَنَّنِی لَسْتُ أَدْرِی مَا أَرِدُ عَلَیْهِ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِی فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَا أَبَا مُحَمَّدٍ أ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُکْرِمُ الشَّبَابَ مِنْکُم وَ یَسْتَحْیِی مِنَ الْکُهُولِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَکَیْفَ یُکْرِمُ الشَّبَابَ وَ یَسْتَحْیِی مِنَ الْکُهُولِ فَقَالَ یُکْرِمُ اللَّهُ الشَّبَابَ أَنْ یُعَذِّبَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی مِنَ الْکُهُولِ أَنْ یُحَاسِبَهُمْ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا لَنَا خَاصَّهًًْ أَمْ لِأَهْلِ التَّوْحِیدِ قَالَ فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا لَکُمْ خَاصَّهًًْ دُونَ الْعَالَمِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاک زِدْنِی ... فقَالَ یَا أَبَا مُحَمَّدٍ لَقَدْ ذَکَرَکُمُ اللَّهُ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ إِذْ یَقُولُ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ اللَّهِ مَا أَرَادَ بِهَذَا غَیْرَکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌سلیمان از پدرش نقل کرده است: نزد امام صادق (علیه السلام) بودیم که ابوبصیر نفس زنان وارد شد چون نشست امام (علیه السلام) فرمود: «این چه حالی است»؟ عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سنّ من فزونی گرفته و مغز استخوانم آب شده و اجلم نزدیک گشته درحالی‌که نمی‌دانم در آخرت بر من چه خواهد گذشت». فرمود: «یا ابا محمّد! آیا نمی‌دانی خداوند متعال جوانان شما را اکراه کرده از اینکه عذاب کند و پیروان شما را لطف کرده از اینکه به معرض حساب کشد». عرض کرد: «فدایت شوم! آیا این موهبت ویژه‌ی ما است یا برای تمام اهل توحید است». فرمود: «نه این فقط برای شما است نه برای دیگران». امام صادق (علیه السلام) به ابوبصیر فرمود: «خداوند در قرآن کریم شما را یادآوری کرده زیرا می‌فرماید یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ. به خدا قسم جز شما را اراده نکرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۰ الکافی، ج۸، ص۳۵/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۶۰؛ «کنت عند... فداک زدنی» محذوف/ أعلام الدین، ص۴۵۲/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۷۶/ نورالثقلین

۲

(زمر/ ۵۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ ... قَالَ نَزَلَتْ فِی شِیعَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) خَاصَّهًًْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ ... این آیه تنها درباره‌ی پیروان امیرالمؤمنین (علیه السلام) نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۰ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۴/ القمی، ج۲، ص۲۵۰

۳

(زمر/ ۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- سُئِلَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ أخاص أم عام قال خاص هو لشیعتنا.

 

امام باقر (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند عزّوجلّ قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ پرسیده شد که: «آیا این آیه خاص است (مخصوص فرد خاصّی است) یا عام (فراگیر) است»؟ فرمود: «این [بخشش] فقط مخصوص شیعیان ماست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۰ دعایم الإسلام، ج۱، ص۷۵

۴

(زمر/ ۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- لَا یُعْذِرُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَحَداً یَقُولُ یَا رَبِّ لَمْ أَعْلَمْ أَنَّ وُلْدَ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) هُمُ الْوُلَاهًُْ عَلَی النَّاسِ کَافَّهًًْ وَ فِی شِیعَهًِْ وُلْدِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) أَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآیَهًَْ خَاصَّهًًْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ ...

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند در روز قیامت چنین عذر و بهانه‌ای را از کسی نمی‌پذیرد که بگوید: «پروردگارا! نمی‌دانستم که فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) بر تمامی مردم والی و حاکم هستند». و خداوند مخصوص شیعیان فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) این آیه را نازل فرمود: یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللهِ [و در مورد دیگران صدق نمی‌کند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۸۰/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۵۸/ القمی، ج۲، ص۲۵۰/ معانی الأخبار، ص۱۰۷؛ «لایقدر» بدل «لایعذر» و «علی الناس... فی شیعهًْ» محذوف/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۷/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(زمر/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- یا عِبادِ مَا عَلَیَّ مِلَّهًِْ ابراهیم (علیه السلام) أَحَدُ غَیْرُکُمْ وَ مَا یَقْبَلُ اللَّهُ الَّا مِنْکُمْ وَ لَا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ الَّا لَکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ای عباد! جز شما (شیعیان) کسی بر دین و آیین ابراهیم (علیه السلام) نیست، و خداوند فقط از شما [اعمالتان را] قبول می‌کند و [فقط] گناهان شما را می‌آمرزد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۲ نورالثقلین

گناهان

۱

(زمر/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الذُّنُوبُ ثَلَاثَهًٌْ فَذَنْبٌ مَغْفُورٌ وَ ذَنْبٌ غَیْرُ مَغْفُورٍ وَ ذَنْبٌ نَرْجُو لِصَاحِبِهِ وَ نَخَافُ عَلَیْهِ قَالَ {لَهُ حَبَّهًُْ الْعُرَنِی} یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَبَیِّنْهَا لَنَا. قَالَ: نَعَمْ أَمَّا الذَّنْبُ الْمَغْفُورُ فَعَبْدٌ عَاقَبَهُ اللَّهُ عَلَی ذَنْبِهِ فِی الدُّنْیَا فَاللَّهُ أَحْلَمُ وَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُعَاقِبَ عَبْدَهُ مَرَّتَیْنِ وَ أَمَّا الذَّنْبُ الَّذِی لَا یُغْفَرُ فَمَظَالِمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِذَا بَرَزَ لِخَلْقِهِ أَقْسَمَ قَسَماً عَلَی نَفْسِهِ فَقَالَ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا یَجُوزُنِی ظُلْمُ ظَالِمٍ وَ لَوْ کَفٌّ بِکَفٍّ وَ لَوْ مَسْحَهًٌْ بِکَفٍّ وَ لَوْ نَطْحَهًٌْ مَا بَیْنَ الْقَرْنَاءِ إِلَی الْجَمَّاءِ فَیَقْتَصُّ لِلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ حَتَّی لَا تَبْقَی لِأَحَدٍ عَلَی أَحَدٍ مَظْلِمَهًٌْ ثُمَّ یَبْعَثُهُمْ لِلْحِسَابِ وَ أَمَّا الذَّنْبُ الثَّالِثُ فَذَنْبٌ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ رَزَقَهُ التَّوْبَهًَْ مِنْهُ فَأَصْبَحَ خَائِفاً مِنْ ذَنْبِهِ رَاجِیاً لِرَبِّهِ فَنَحْنُ لَهُ کَمَا هُوَ لِنَفْسِهِ نَرْجُو لَهُ الرَّحْمَهًَْ وَ نَخَافُ عَلَیْهِ الْعَذَابَ.

 

امام علی (علیه السلام)- گناهان سه‌گونه‌اند: گناه آمرزیدنی و گناه نیامرزیدنی و گناهی که، گناهکار امید دارد که بخشیده شود و می‌ترسید که نبخشند. [حبّه عرنی] گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! آن‌ها را برای ما روشن کن (توضیح بده)». فرمود: «آری، گناه آمرزیدنی آن است که خدا گنهکار را در دنیا کیفر داده و خدا حکیم‌تر و کریم‌تر است از اینکه بنده خود را دو بار کیفر دهد [و بخواهد در آخرت نیز کیفر دهد لذا او را می‌بخشد]، و امّا گناهی که آمرزیده نشود ظلم بنده‌ها به یکدیگر است. چون خدا به خلقش توجّه کرده و به نام خودش قسم مؤکّدی خورد و فرمود: «به عزّت و جلال خود قسم می‌خورم که از ظلم یک ظالم به کس دیگر نگذرم، حتّی اگر به اندازه‌ی یک کف دست ظلم کرده باشد و یا حتّی اگر به اندازه‌ی لمس‌کردن، ظلم کرده باشد و مثل گوسفند شاخ‌دار به گوسفند بی‌شاخ، شاخ زده باشد. خداوند ظلم مردم به یکدیگر را آنقدر قصاص می‌کند، تا دیگر، ظلمی بی‌جواب نماند و پس از آن است که آن‌ها را برای محاسبه‌ی اعمالشان حاضر می‌کند؛ خدا قصاص کند برای بندگان در ظلم به هم تا مظلمه‌ای بر کسی نماند، و آنگاه آن‌ها را پای حساب کشاند امّا گناه سوّم آن است که خدا آن را بر بنده‌اش پنهان داشته و توبه از آن را روزی او کرده و او از گناهش ترسان شده و او را امیدوار به پروردگارش کرده، و ما هم به‌اندازه‌ی خودش از او طرفداری می‌کنیم و برایش امید رحمت داریم و از اینکه [بخشیده نشود و] کیفر ببیند هراسانیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۲ الکافی، ج۲، ص۴۴۳/ نورالثقلین

 

آیه قوله تعالی وَ أَنيبُوا إِلى رَبِّكُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ [54]

 

و به درگاه پروردگارتان بازگرديد و در برابر او تسليم شويد، پيش از آنكه عذاب به‌سراغ شما آيد، سپس [از سوى هيچ‌كس] يارى نشويد.

۱

(زمر/ ۵۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُمْ أی تُوبُوا وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذابُ ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( کلام خداوند متعال: وَ أَنِیبُوا إِلَیَ رَبِّکُمْ، یعنی توبه کنید. وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَکُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنصَرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۲ الکافی، ج۱، ص۴۲۹/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۵۳؛ «من قبل... لاتنصرون» محذوف/ القمی، ج۲، ص۲۵۰

 

آیه وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذابُ بَغْتَةً وَ أَنْتُمْ لا تَشْعُرُونَ [55]

 

و از بهترين دستورهايى كه از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده پيروى كنيد پيش از آنكه عذاب [الهى] ناگهان به‌سراغ شما آيد در‌حالى‌كه از آن آگاه نيستند!

۱

(زمر/ ۵۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَمَّا فَسَّرَ الصَّادِقُ (علیه السلام) جَنْبَ اللَّهِ بِالْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) دَلَّ ذَلِکَ عَلَی أَنَّ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِمُتَابَعَتِهِ فِی الْآیَهًِْ السَّابِقَهًِْ شَامِلٌ لِلْوَلَایَهًِْ فَتَدَبَّرْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وقتی امام صادق (علیه السلام) [عبارت]: اطاعت فرمان خدا. (زمر/۵۶)، را به ائمه (علیهم السلام) تفسیر نموده می‌توان فهمید که آنچه خداوند [در این آیه و] آیه قبل دستور داده از آن پیروی نمایند، همان تبعیّت از ولایت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۴

 

آیه أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ في جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرينَ [56]

 

[اين دستورها براى آن است كه] مبادا كسى روز قيامت بگويد: «افسوس بر من از كوتاهى‌هايى كه در اطاعت فرمان خدا كردم و از مسخره‌كنندگان [آيات او] بودم»!

۱

(زمر/ ۵۶)

 

الباقر (علیه السلام)- أَشَدُّ النَّاسِ حَسْرَهًًْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ الَّذِینَ وَصَفُوا الْعَدْلَ ثُمَّ خَالَفُوهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- شدیدترین حسرت را در روز قیامت، کسانی دارند که عدل (عدالت) را توصیف کردند [و فهمیدند] و سپس خودشان با آن مخالفت کردند. و این همان کلام خداوند عزّوجلّ است که فرمود: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۴ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۰/ المحاسن، ج۱، ص۱۲۰

۲

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَأَصْبَحَ الْمَرْءُ بَعْدَ صِحَّتِهِ مَرِیضاً وَ بَعْدَ سَلَامَتِهِ نَقِیصاً یُعَالِجُ کَرْباً وَ یُقَاسِی تَعَباً فِی حَشْرَجَهًِْ السِّبَاقِ وَ تَتَابُعِ الْفُوَاقِ وَ تَرَدُّدِ الْأَنِینِ وَ الذُّهُولِ عَنِ الْبَنَاتِ وَ الْبَنِینَ وَ الْمَرْءُ قَدِ اشْتَمَلَ عَلَیْهِ شُغُلُ شَاغِلٍ وَ هُوَ هَائِلٌ قَدِ اعْتُقِلَ مِنْهُ اللِّسَانُ وَ تَرَدَّدَ مِنْهُ الْبَنَانُ فَأَصَابَ مَکْرُوهاً وَ فَارَقَ الدُّنْیَا مَسْلُوباً لَا یَمْلِکُونَ لَهُ نَفْعاً وَ لَا لِمَا حَلَّ بِهِ دَفْعاً یَقُولُ اللَّهُ عزّوجلّ فِی کِتَابِهِ فَلَوْ لا إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ تَرْجِعُونَها إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ ثُمَّ مِنْ دُونِ ذَلِکَ أَهْوَالُ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ یَوْمِ الْحَسْرَهًِْ وَ النَّدَامَهًِْ یَوْمَ تُنْصَبُ الْمَوَازِینُ وَ تُنْشَرُ الدَّوَاوِینُ بِإِحْصَاءِ کُلِّ صَغِیرَهًٍْ وَ إِعْلَانِ کُلِّ کَبِیرَهًٍْ یَقُولُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ الْآنَ الْآنَ مِنْ قَبْلِ النَّدَمِ وَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللهَ هَدانِی لَکُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِینَ* أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَی الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً فَأَکُونَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ فَیَرُدُّ الْجَلِیلُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ بَلی قَدْ جاءَتْکَ آیاتِی فَکَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَکْبَرْتَ وَ کُنْتَ مِنَ الْکافِرِینَ فَوَ اللَّهِ مَا سَأَلَ الرُّجُوعَ إِلَّا لِیَعْمَلَ صَالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ الْآنَ الْآنَ مَا دَامَ الْوَثَاقُ مُطْلَقاً وَ السِّرَاجُ مُنِیراً وَ بَابُ التَّوْبَهًِْ مَفْتُوحاً وَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَجِفَّ الْقَلَمُ وَ تُطْوَی الصَّحِیفَهًُْ فَلَا رِزْقَ یَنْزِلُ وَ لَا عَمَلَ یَصْعَدُ الْمِضْمَارُ الْیَوْمَ وَ السِّبَاقُ غَداً فَإِنَّکُمْ لَا تَدْرُونَ إِلَی جَنَّهًٍْ أَوْ إِلَی نَارٍ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَ لَکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- انسان در هنگام مرگ، به ناگاه از صحّت و سلامت، به مریضی گرفتار می‌شود و از سلامتی و کمال به نقص و سستی می‌رسد، به فکر درمان درد و محاسبه رنج و گرفتاریش می‌افتد، نفس به شماره می‌افتد [و به احتضار می‌افتد] و ناله‌اش بلند می‌شود؛ به دختران و پسرانش خیره شده و حیران می‌ماند، گرفتار یک حادثه‌ای شده که او را با بیم و هول فراوان به خود مشغول کرده، زبانش را می‌چرخاند و مشتش را گره می‌کند و ناگهان بلا او را در بر می‌گیرد و همه چیز را در دنیا باقی می‌گذارد و دنیا را ترک می‌کند و هیچ کس [از بستگانش] نه می‌تواند به او کمکی کند و نه می‌تواند جلوی آنچه بر او می‌رود را بگیرد. خدای عزّوجلّ در کتابش می‌فرماید: اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید!. (واقعه/۸۷-۸۶) بعد از این گرفتاری‌ها، بیم‌های روز قیامت آغاز می‌شود؛ و روز افسوس و پشیمانی، روزی که ترازوی محاسبه‌ی اعمال آورده می‌شود نامه‌های اعمال برای شمردن هر گناه کوچکی و آشکارنمودن هر گناه بزرگ گشوده می‌شود، خدای تعالی در کتابش می‌فرماید: و [این درحالی است که] همه‌ی اعمال خود را حاضر می‌بینند و پروردگارت به هیچ‌کس ستم نمی‌کند. (کهف/۴۹) ای مردم! هم اکنون [به فکر باشید] پیش از پشیمان‌شدن، اینکه نفس بگوید: یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ و می‌گوید اگر خدا مرا هدایت می‌کرد از پرهیزکاران بودم یا می‌گوید وقتی که عذاب را می‌بیند، کاش بازگشتی برایم بود پس از نیکوکاران بودم. و خدای جلیل پاسخ داده و می‌فرماید: آری، آیات من به‌سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! به خدا قسم، درخواست بازگشت به دنیا نمی‌کنند مگر برای اینکه کار خوب انجام دهند. و هیچ‌کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند! (کهف/۱۱۰) ای مردم! هم اکنون، هم اکنون که اعتماد آزاد است، چراغ روشن است و در توبه باز است [به فکر قیامت خود باشید] پیش از اینکه قلم بخشکد و نامه [اعمالتان] پیچیده شود، و پیش از آنکه رزق و روزیتان قطع شود و دیگر اعمالتان بالا نرود [و ثبت نشود] امروز زمان عمر است و فردا روز پیشی‌گرفتن است، و شما نمی‌دانید بهشتی هستید یا دوزخی و من از خدا طلب آمرزش برای خود و شما می‌کنم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۴ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۷۵/ الأمالی للطوسی، ص۶۸۴/ مجموعهًْ ورام، ج۲، ص۸۹؛ «فاجاب» بدل «فأصاب» و «او تقول لو ان... استغفرالله لی ولکم» محذوف

۳

(زمر/ ۵۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- یَا حَسْرَتَی عَلَی مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ أَیْ یَا نَدَامَتِی عَلَی مَا ضَیَّعْتُ مِنْ ثَوَابِ اللَّهِ.

 

ابن‌عبّاس ( یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یعنی پشیمانم از آنچه که از ثواب خداوند، [با انجام‌ندادن اعمال صالح] تباه ساختم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۵۹

۴

(زمر/ ۵۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ قَالَ جَنْبُ اللَّهِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ کَذَلِکَ مَا کَانَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَوْصِیَاءِ بِالْمَکَانِ الرَّفِیعِ إِلَی أَنْ یَنْتَهِیَ الْأَمْرُ إِلَی آخِرِهِمْ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- از امام کاظم (علیه السلام) روایت شده که ایشان درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ فرمود: «جَنب خدا، امیرمؤمنان (علیه السلام) و پس از او اوصیاء او در جایگاه والایشان هستند تا اینکه به آخرین نفر از ایشان پایان یابد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۶ الکافی، ج۱، ص۱۴۵/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۲/ بصایرالدرجات، ص۶۴/ بصایرالدرجات، ص۶۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۹؛ «الأخیر» بدل «آخرهم»/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(زمر/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا أَبَاذَرٍّ (رحمة الله علیه) یُؤْتَی بِجَاحِدِ حَقِّ عَلِیٍّ وَ وَلَایَتِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَصَمَّ وَ أَبْکَمَ وَ أَعْمَی یَتَکَبْکَبُ فِی ظُلُمَاتِ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ یُنَادِی یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ یُلْقَی فِی عُنُقِهِ طَوْقٌ مِنَ النَّارِ وَ لِذَلِکَ الطَّوْقِ ثَلَاثُمِائَهًِْ شُعْبَهًٍْ عَلَی کُلِّ شُعْبَهًٍْ شَیْطَانٌ یَتْفُلُ فِی وَجْهِهِ وَ یَکْلَحُ مِنْ جَوْفِ قَبْرِهِ إِلَی النَّار.[1]ِ

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای ابوذر (! انکارکننده‌ی حقّ علی (علیه السلام) و ولایت او در روز قیامت به صورت کر و لال و کور آورده می‌شود، در تاریکی روز قیامت، روی زمین کشیده می‌شود درحالی‌که ندا سر می‌دهد: یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ گردن‌بندی از آتش در گردنش انداخته می‌شود و آن گردن‌بند سیصد شعبه (شاخه) دارد که بر روی هر شاخه‌ی آن شیطانی است که آب دهان روی صورتش می‌اندازد و او را از درون قبرش به آتش می‌اندازند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۱۱/ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۵۵/ فرات الکوفی، ص۳۷۲/ الصراط المستقیم، ج۳، ص۵۸؛ «بتفاوت یسیر»

۶

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- نَحْنُ الْخُزَّانُ لِدِینِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَصَابِیحُ الْعِلْمِ إِذَا مَضَی مِنَّا عَلَمٌ بَدَا عَلَمٌ لَا یَضِلُّ مَنِ اتَّبَعَنَا وَ لَا یَهْتَدِی مَنْ أَنْکَرَنَا وَ لَا یَنْجُو مَنْ أَعَانَ عَلَیْنَا عَدُوَّنَا وَ لَا یُعَانُ مَنْ أَسْلَمَنَا فَلَا تَتَخَلَّفُوا عَنَّا لِطَمَعِ دُنْیَا وَ حُطَامٍ زَائِلٍ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ تَزُولُونَ عَنْهُ فَإِنَّ مَنْ آثَرَ الدُّنْیَا عَلَی الْآخِرَهًِْ وَ اخْتَارَهَا عَلَیْنَا عَظُمَتْ حَسْرَتُهُ غَداً وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ما گنج‌داران علم خدا و چراغ‌های علم او هستیم، هرگاه یکی از ما برود دیگری از ما جایش را می‌گیرد، و کسی که از ما تبعیّت کند، گمراه نمی‌شود و کسی که ما را انکار کند، هدایت نخواهد شد وکسی که به دشمنان ما کمک کند، نجات نخواهد یافت و به کسی که ما را رها کند، هیچ کمکی نخواهد شد. به طمع دنیا و آرایش ظاهر آن با ما مخالفت نکنید که هم آن‌ها از بین رفتنی هستند و هم شما از دنیا خواهید رفت. هرکه دنیا را بر آخرت گزیند و بر ما ترجیح دهد، فردا بسیار حسرت خواهد خورد و این همان کلام خداوند است که فرمود: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۱/ تحف العقول، ص۱۲۰؛ «لایخلو» بدل «لاتتخلفوا» و «بطمع فی حطام الدنیا» بدل «لطمع دنیا و خطام» و «الزایلهًْ» بدل «زایل» و «عنکم... فان من» محذوف و «اختارها» محذوف/ الخصال، ج۲، ص۶۳۰/ نورالثقلین

۷

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی خُطْبَتِهِ أَنَا الْهَادِی أَنَا الْمُهْتَدِی وَ أَنَا أَبُو الْیَتَامَی وَ الْمَسَاکِینِ وَ زَوْجُ الْأَرَامِلِ وَ أَنَا مَلْجَأُ کُلِّ ضَعِیفٍ وَ مَأْمَنُ کُلِّ خَائِفٍ وَ أَنَا قَائِدُ الْمُؤْمِنِینَ إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ أَنَا حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَ أَنَا عُرْوَهًُْ اللَّهِ الْوُثْقَی وَ کَلِمَهًُْ التَّقْوَی وَ أَنَا عَیْنُ اللَّهِ وَ لِسَانُهُ الصَّادِقُ (علیه السلام) وَ یَدُهُ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ الَّذِی یَقُولُ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ أَنَا یَدُ اللَّهِ الْمَبْسُوطَهًُْ عَلَی عِبَادِهِ بِالرَّحْمَهًِْ وَ الْمَغْفِرَهًِْ وَ أَنَا بَابُ حِطَّهًٍْ مَنْ عَرَفَنِی وَ عَرَفَ حَقِّی فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ لِأَنِّی وَصِیُّ نَبِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ حُجَّتُهُ عَلَی خَلْقِهِ لَا یُنْکِرُ هَذَا إِلَّا رَادٌّ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله).

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) در یکی از سخنرانی‌هایش چنین فرمود: «منم راهنمای مردم، من کسی هستم که راه [حقّ] را یافته‌ام، منم پدر یتیمان و تهیدستان، سرپرست بیوه‌زنان، پناهگاه درماندگان و دژ نفوذناپذیر هراس‌داران، منم کاروان‌سالار مؤمنانی که به‌سوی بهشت در حرکتند، رشته استوار خدایم، و محکم‌ترین دستاویز [توسّل] به خدا، و کلمه‌ی تقوی و چشم بیدار خداوند و زبان راست و حقّ و دست اویم، منم معنای جنب خدا که در این آیه می‌فرماید: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ. من دست گشوده‌ی مهربان خدا بر سر بندگان می‌باشم، منم باب «حطّه» [کلمه‌ی استغفار بنی‌اسرائیل بود یعنی گناهان مرا از من بریز و مرا بیامرز]. هرکه مرا شناخت و حقّ مرا دانست، به حقیقت، پروردگار خود را شناخته است، زیرا من در زمین قائم مقام پیغمبر (صلی الله علیه و آله) او، و برهان خدا بر مخلوقش هستم، این ادّعا را کسی ردّ نمی‌نماید مگر آنکه خدا و پیغمبرش (صلی الله علیه و آله) را نپذیرفته باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۳۳۹/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۵۸/ التوحید، ص۱۶۴/ معانی الأخبار، ص۱۷/ نورالثقلین

۸

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا حَسْرَهًُْ النَّاسِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

امام علی (علیه السلام)- أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ، من جنب خدایم و من مایه‌ی افسوس مردمان در روز قیامتم [که چرا ولایت مرا نپذیرفتند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۵۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۹/ نورالثقلین؛ «و انا حسرهًْ الناس یوم القیامهًْ» محذوف/ البرهان

۹

(زمر/ ۵۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِی قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ أَنَا شَجَرَهًٌْ مِنْ جَنْبِ اللَّهِ فَمَنْ وَصَلَنَا وَصَلَهُ اللَّهُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مالک جهنی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «ما درختی [برآمده] از جَنب خدا می­باشیم، هرکه به ما بپیوندد، خداوند به او می­پیوند». سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ وَ إِن کُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۴/ بصایرالدرجات، ص۶۲/ نورالثقلین/ البرهان

۱۰

(زمر/ ۵۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) نَحْنُ وَ اللَّهِ خُلِقْنَا مِنْ نُورِ جَنْبِ اللَّهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ الْکَافِرِ إِذِ اسْتَقَرَّتْ بِهِ الدَّارُ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یَعْنِی وَلَایَهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- به خدا سوگند! ما از نور جنب خدای متعال آفریده شدیم و سخن شخص کافر در قیامت این است که می‌گوید: یَا حَسْرَتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ یعنی [از کوتاهی‌اش] در [پذیرش] ولایت محمّد (صلی الله علیه و آله) و خاندان او (علیهم السلام) [حسرت می‌خورد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۲/تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۹/ البرهان

۱۱

(زمر/ ۵۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- خَلَقَنَا اللَّهُ جُزْءاً مِنْ جَنْبِ اللَّهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عزّوجلّ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یَعْنِی فِی وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند ما را جزئی از جنب خود آفرید و این کلام خداوند عزّوجلّ است که فرمود: یَا حَسْرَتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللهِ یعنی در ولایت علی (علیه السلام) [و حسرت از عدم پذیرش آن].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۰۸/ البرهان

۱۲

(زمر/ ۵۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی جَنْبِ اللهِ قَالَ فِی وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام رضا (علیه السلام)- فِی جَنبِ اللهِ یعنی در ولایت علی (علیه السلام) [و حسرت از عدم پذیرش آن].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۱/ المناقب، ج۳، ص۲۷۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱۳

(زمر/ ۵۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَلِیٌّ (علیه السلام) جَنْبُ اللهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام علی (علیه السلام) جنب خداست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۵/ بصایرالدرجات، ص۶۲/ المناقب، ج۳، ص۲۷۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱۴

(زمر/ ۵۶)

 

الباقر (علیه السلام)- نَحْنُ جَنْبُ اللهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جنب اللَّه، ما هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۱/ المناقب، ج۴، ص۱۷۹/ نورالثقلین/ البرهان

۱۵

(زمر/ ۵۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مِنَ الْقُرْآنِ وَ وَلَایَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ قَالَ فِی الْإِمَامِ لِقَوْلِ الصَّادِقِ (علیه السلام) نَحْنُ جَنْبُ اللهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ اتَّبِعُوا أَحْسَنَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ عبارت است از قرآن و ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه (علیهم السلام). دلیل بر این مطلب این آیه است: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یعنی [حسرت در مورد عدم پذیرش ولایت] امام، به دلیل فرموده‌ی امام صادق (علیه السلام) که فرمود: ما جنب اللَّه هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۹۴/ نورالثقلین؛ «و اتبعوا... فی جنب الله قال فی الامام» محذوف

۱۶

(زمر/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَقِّنُوا مَوْتَاکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَإِنَّهَا أَنِیسٌ لِلْمُؤْمِنِ حِینَ یَمْرُقُ مِنْ قَبْرِهِ قَالَ لِی جَبْرَئِیلُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لَوْ تَرَی لَهُمْ حِینَ یَمْرُقُونَ مِنْ قُبُورِهِمْ یَنْفُضُونَ التُّرَابَ عَنْ رُءُوسِهِمْ وَ هَذَا یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ مُبْیَضٌّ وَجْهُهُ وَ هَذَا یَقُولُ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یَعْنِی فِی وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ مُسْوَدٌّ وَجْهُهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- به مردگانتان لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ را تلقین کنید چراکه آن (لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ) در آن هنگام که مؤمن در قبرش فرو می‌رود، مونس اوست. جبرئیل به من گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! اگر آن‌ها را ببینی در آن وقت که از قبرهایشان خارج می‌شوند [خواهی دید که] خاک را از سرهایشان می‌گیرند. و [در این هنگام] این (شخص مؤمن) صورتش درخشان است و می‌گوید: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ الحَمْدُ لِلهِ خدایی جز الله نیست و سپاس از آن اوست و کافر صورتش سیاه است و می‌گوید: یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِِ یعنی [حسرت از کوتاهی‌هایی که] در ولایت علی (علیه السلام) [کردم]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۰۰/ فرات الکوفی، ص۳۶۹

۱۷

(زمر/ ۵۶)

 

السّجّاد (علیه السلام)- جَنْبُ اللَّهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ هُوَ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أَمَرَ اللَّهُ خُزَّانَ جَهَنَّمَ أَنْ یَدْفَعَ مَفَاتِیحَ جَهَنَّمَ إِلَی عَلِیٍّ فَیُدْخِلَ مَنْ یُرِیدُ وَ یُنْجِیَ مَنْ یُرِیدُ وَ ذَلِکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ مَنْ أَحَبَّکَ فَقَدْ أَحَبَّنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَنْتَ أَخِی وَ أَنَا أَخُوکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) إِنَّ لِوَاءَ الْحَمْدِ مَعَکَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ تُقَدِّمُ بِهِ قُدَّامَ أُمَّتِی وَ الْمُؤَذِّنُونَ عَنْ یَمِینِکَ وَ عَنْ شِمَالِک.

 

امام سجاد (علیه السلام)- جَنْبِ اللهِِ علی (علیه السلام) است و او در روز قیامت حجّت خدا بر مخلوقات است. وقتی روز قیامت فرا رسد، خداوند به نگهبانان دوزخ دستور می‌دهد که کلیدهای دوزخ را به علی (علیه السلام) بدهند تا او هرکه را می‌خواهد وارد آن کند و هرکه را می‌خواهد، نجات بدهد. و آن [فضیلت] همان است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکس تو را دوست بدارد، مرا دوست دارد و هرکس تو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است. ای علی (علیه السلام)! تو برادر من هستی و من برادر تو. ای علی (علیه السلام)! پرچم حمد در روز قیامت به همراه توست که با آن پرچم در جلوی بزرگان و مؤمنان امت من حرکت می‌کنی و عدّه‌ای از دوطرف تو، [مؤمنان را برای پیوستن به این کاروان] صدا می‌زنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۰ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۲۳۲/ فرات الکوفی، ص۳۶۶

۱۸

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَهْلُ الْجَنَّهًِْ یَنْظُرُونَ إِلَی مَنَازِلِ شِیعَتِنَا کَمَا یُرَی الْکَوْکَبُ الدُّرِّیُّ فِی السَّمَاءِ لَا یَضِلُّ مَنِ اتَّبَعَنَا وَ لَا یَهْتَدِی مَنْ أَنْکَرَنَا وَ لَا یَنْجُو مَنْ أَعَانَ عَلَیْنَا عَدُوَّنَا وَ لَا یُعَانُ مَنْ أَسْلَمَنَا فَلَا تَخَلَّفُوا عَنَّا لِطَمَعِ دُنْیَا بِحُطَامٍ زَائِلٍ عَنْکُمْ وَ أَنْتُمْ تَزُولُونَ عَنْهُ فَإِنَّهُ مَنْ آثَرَ الدُّنْیَا عَلَیْنَا عَظُمَتْ حَسْرَتُهُ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- بهشتیان به خانه‌های شیعیان ما چنان نگاه می‌کنند که ستاره‌ی درخشان را در آسمان می‌بینند. هرکس از ما پیروی کند گمراه نشود، و هرکه منکر ما شود هدایت نگردد، کسی که دشمنان ما را بر علیه ما کمک کند، نجات نخواهد یافت و کسی که ما را رها کند، کمک نخواهد شد. [تبعیّت از] ما را به خاطر طمع به مال دنیا، رها نکنید که هم دنیا از بین رفتنی است و هم شما از دنیا خواهید رفت هرکس [تبعیّت] دنیا را به تبعیّت از ما ترجیح دهد، فردا بسیار حسرت خواهد خورد که خداوند فرمود: یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۰ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۶۱/ فرات الکوفی، ص۳۶۶؛ «عدونا» محذوف

۱۹

(زمر/ ۵۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنِ الْبَاقِر (علیه السلام) فِی تَفْسِیرِ هَذَا الْکَلَامِ أَنَّهُ قَالَ مَعْنَاهُ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ أَقْرَبَ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی مِنْ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَا أَقْرَبَ إِلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ وَصِیِّهِ فَهُوَ فِی الْقُرْبِ کَالْجَنْبِ وَ قَدْ بَیَّنَ اللَّهُ تَعَالَی ذَلِکَ فِی قَوْلِهِ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یَعْنِی فِی وَلَایَهًِْ أَوْلِیَائِه.

 

امام باقر (علیه السلام)- در تفسیر این آیه، فرمود: معنای آن این است که چیزی به خدا نزدیک‌تر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست و چیزی به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزدیک‌تر از وصیّش نیست پس او در قرب و نزدیکی مانند جنب [و پهلو] است؛ خداوند در این آیه بیان می‌کند: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ یعنی در ولایت اولیای خدا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۰۲

۲۰

(زمر/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا أُسْرِیَ بِالنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قِیلَ لَهُ إِنَّ اللَّهَ مُخْتَبِرُکَ فِی ثَلَاثٍ لِیَنْظُرَ کَیْفَ صَبْرُکَ قَالَ أُسْلِمُ لِأَمْرِکَ یَا رَبِّ وَ لَا قُوَّهًَْ لِی عَلَی الصَّبْرِ إِلَّا بِکَ فَمَا هُنَّ قِیل ... أَمَّا الثَّالِثَهًُْ فَمَا یَلْقَی أَهْلُ بَیْتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مِنَ الْقَتْل ... أَمَّا ابْنَتُکَ فَتُظْلَمُ وَ تُحْرَمُ وَ یُؤْخَذُ حَقُّهَا غَصْباً الَّذِی تَجْعَلُهُ لَهَا وَ تُضْرَبُ وَ هِیَ حَامِلٌ وَ یُدْخَلُ عَلَی حَرِیمِهَا وَ مَنْزِلِهَا بِغَیْرِ إِذْنٍ ثُمَّ یَمَسُّهَا هَوَانٌ وَ ذُلٌّ ثُمَّ لَا تَجِدُ مَانِعاً وَ تَطْرَحُ مَا فِی بَطْنِهَا مِنَ الضَّرْبِ وَ تَمُوتُ مِنْ ذَلِکَ الضَّرْبِ قَالَ ... فَقُلْتُ یَا رَبِّ قَدْ وَعَدْتَنِی النَّصْرَ فِیهِمْ فَأَنَا أَنْتَظِرُهُ مِنْکَ فَهَؤُلَاءِ أَهْلِی وَ أَهْلُ بَیْتِی وَ قَدْ أَخْبَرْتَنِی بِمَا یَلْقَوْنَ مِنْ بَعْدِی وَ لَوْ شِئْتَ لَأَعْطَیْتَنِی النَّصْرَ فِیهِمْ عَلَی مَنْ بَغَی عَلَیْهِمْ وَ قَدْ سَلَّمْتُ وَ قَبِلْتُ وَ رَضِیتُ وَ مِنْکَ التَّوْفِیقُ وَ الرِّضَا وَ الْعَوْنُ عَلَی الصَّبْرِ فَقِیلَ لِی ... أَمَّا ابْنَتُکَ فَجَزَاؤُها عِنْدِی فَإِنِّی أُوْقِفُهَا عِنْدَ عَرْشِی فَیُقَالُ لَهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَکَّمَکِ فِی خَلْقِهِ فَمَنْ ظَلَمَکِ وَ ظَلَمَ وُلْدَکِ فَاحْکُمِی فِیهِ بِمَا أَحْبَبْتِ فَإِنِّی أُجِیزُ حُکُومَتَکِ فِیهِمْ فَتَشْهَدُ الْعَرْصَهًَْ فَإِذَا أُوقِفَ مَنْ ظَلَمَهَا أَمَرَتْ بِهِ إِلَی النَّارِ فَیَقُولُ الظَّالِمُ وَا حَسْرَتَاهْ عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ یَتَمَنَّی الْکَرَّهًَْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در شب معراج به آسمان‌ها رفت، خطاب آمد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)، خداوند تو را در سه چیز امتحان خواهد کرد تا ببیند صبر تو چگونه است»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوندا، من تسلیم امر تو هستم. ولی ای خدای من، تو باید در صبرکردن به من نیرو بدهی، آن سه چیز کدامند»؟ باز خطاب آمد: «... امّا سوّمی، کشتار و قتلی است که بعد از تو نسبت به اهل بیتت انجام می‌شود ... امّا دخترت؛ مورد ستم قرار گرفته، حقّش را غصب می‌کنند، او را می‌زنند درحالی‌که باردار است به حریم و منزلش بدون اذن وی داخل شده و افراد پست و فرومایه او را رنجور می‌نمایند و وی مانع و دافعی نیافته و به‌دنبال ضرب و کتکی که می‌خورد حملش سقط شده و از ناحیه‌ی آن فوت و رحلت می‌کند ... فرمود: «درحالی‌که خودت درباره‌ی اهل بیتم به من وعده‌ی نصرت دادی و من هم از تو انتظار نصرت دارم. پس این‌ها اهل بیت من هستند و تو همه‌ی بلاها و مصیبت‌های آن‌ها را برایم خبر دادی و اگر تو بخواهی می‌توانی آن‌ها را نسبت به دشمنانشان یاری دهی و من تسلیم شدم و همه‌ی این‌ها را قبول کردم و از تو توفیق صبر و تحمّل درخواست می‌کنم» ... پس به من گفته شد: «و امّا دخترت؛ او را نزد عرش نگه داشته، پس به او گفته می‌شود: خداوند تو را در میان خلقش حاکم قرار داد، پس کسی که به تو و به فرزندانت ظلم نموده در او حکم نما به آنچه خواهی و من حکم تو را بر ایشان اجرا خواهم نمود، آن حضرت در عرصه‌ی قیامت حاضر شده و وقتی اشخاصی که به او ظلم و ستم کرده‌اند. در آنجا ایستادند امر می‌کنم که ایشان را در آتش بیاندازند. پس ظالم می‌گوید یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ و به‌دنبال آن آرزوی بازگشت به دنیا را می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۰ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۶۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۳۷

۲۱

(زمر/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ فَضِّلُوا عَلِیّاً (علیه السلام) فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدِی مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثَی بِنَا أَنْزَلَ اللَّهُ الرِّزْقَ وَ بَقِیَ الْخَلْقُ مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ قَوْلِی هَذَا وَ لَمْ یُوَافِقْهُ إِلَّا أَنَّ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) خَبَّرَنِی عَنِ اللَّهِ تَعَالَی بِذَلِکَ وَ یَقُولُ مَنْ عَادَی عَلِیّاً (علیه السلام) وَ لَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتِی وَ غَضَبِی فَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللهَ أَنْ تُخَالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُ جَنْبُ اللَّهِ الَّذِی نَزَلَ فِی کِتَابِهِ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ مَعَاشِرَ النَّاسِ تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیَاتِهِ وَ انْظُرُوا إِلَی مُحْکَمَاتِه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای مردم! علی (علیه السلام) را برتری دهید که او پس از من از هر مرد و زنی افضل است. خداوند به‌خاطر ما برای مردم روزی می‌فرستد و خلق را باقی می‌دارد هرکس که این گفتار مرا رد کند. نفرین شده و مورد خشم و غضب خداوند است، جبرئیل به نقل از خداوند این خبر را به من داده و گفت: «هرکس با علی (علیه السلام) دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد، لعنت و غضب من به او خواهد رسید». و هرکس باید بنگرد که برای فردایش چه فرستاده است. از خدا بترسید (حشر/۱۸) [مبادا با او] مخالفت کنید که با اینکار، پس از آنکه به واسطه‌ی ایمان، ثابت‌قدم شدید، منحرف شده و خواهید لرزید، خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است. ای مردم! در مورد قرآن تدبّر کنید و آیات محکم آن را نیکو بفهمید و آیات محکم آن را ملاک عمل قرار دهید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۲ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۰۸/ الاحتجاج، ج۱، ص۶۰؛ «ان تقول نفس» زیادهًْ و «انظروا الی محکماته» محذوف/ الیقین، ص۳۵۱؛ «بتفاوت یسیر»

۲۲

(زمر/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَفَدَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَهْلُ الْیَمَنِ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ وَصِیُّکَ قَالَ هُوَ الَّذِی أَمَرَکُمْ بِالِاعْتِصَامِ بِهِ فَقَالَ عزّوجلّ وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَیِّنْ لَنَا مَا هَذَا الْحَبْلُ فَقَالَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ فَالْحَبْلُ مِنَ اللَّهِ کِتَابُهُ وَ الْحَبْلُ مِنَ النَّاسِ وَصِیِّی فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ وَصِیُّکَ فَقَالَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ اللَّهُ فِیهِ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا جَنْبُ اللَّهِ هَذَا فَقَالَ هُوَ الَّذِی یَقُولُ اللَّهُ فِیهِ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلی یَدَیْهِ یَقُولُ یا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا فَوَصِیِّی السَّبِیلُ إِلَیَّ مِنْ بَعْدِی فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالَّذِی بَعَثَکَ أَرِنَاهُ فَقَدِ اشْتَقْنَا إِلَیْهِ فَقَالَ هُوَ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ آیَهًًْ لِلْمُتَوَسِّمِینَ فَإِنْ نَظَرْتُمْ إِلَیْهِ نَظَرَ مَنْ کانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ عَرَفْتُمْ أَنَّهُ وَصِیِّی کَمَا عَرَفْتُمْ أَنِّی نَبِیُّکُمْ فَتَخَلَّلُوا الصُّفُوفَ وَ تَصَفَّحُوا الْوُجُوهَ فَمَنْ هَوَتْ إِلَیْهِ قُلُوبُکُمْ فَإِنَّهُ هُوَ لِأَنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ فَاجْعَلْ أَفْئِدَهًًْ مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ إِلَیْهِ وَ إِلَی ذُرِّیَّتِهِ فَقَامُوا جَمِیعاً وَ تَخَلَّلُوا الصُّفُوفَ وَ أَخَذُوا بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هیئتی از یمن به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند. عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وصیّ شما کیست»؟ فرمود: «همان کسی که خداوند به شما دستور داده است که دست از او بر ندارید و فرموده است: و همگی به ریسمان خدا [قرآن و اسلام، و هرگونه وسیله‌ی وحدت]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید!. (آل عمران/۱۰۳)». عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای ما بیان فرمایید که این ریسمان چیست»؟ فرمود: «همان است که خدا فرموده: مگر به ریسمانی از خدا و ریسمانی از مردم. (آل عمران/۱۱۲) ریسمانی که از طرف خداست کتاب اوست و ریسمانی که از طرف مردم است وصیّ من است». عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وصیّ شما کیست»؟ فرمود: «همان کسی که خدا درباره‌ی او این آیه را فرستاده است: أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ». عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مقصود از جنب خدا چیست»؟ فرمود: «همان است که خداوند درباره‌اش می‌فرماید: روزی که ستمگر دست‌های خویش را به دندان می‌گزد و می‌گوید ای کاش راهی با رسول خدا بدست گرفته بودم. (فرقان/۲۷) او وصیّ من است که پس از من راه به‌سوی من، اوست». عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به خدایی که به‌راستی شما را مبعوث کرده است، وصیّ خود را به ما معرّفی کن که بسیار مشتاق دیدار او شدیم». فرمود: «او همان است که خداوند او را نشانه‌ای برای مؤمنان انسان‌شناس که اگر طبق این قید که خداوند می‌فرماید: مثل صاحبدلان یا آنان که با حضور گوش فرا می‌دارند (ق/۳۷) به او نگاه کنید، خواهید فهمید که او وصیّ من است همچنان‌که شناخته‌اید که من پیغمبر شما هستم، اکنون به میان صف‌ها بروید و به چهره‌ها نگاه کنید و هرکسی که دل‌هایتان به او مایل می‌شود، او همان وصیّ من است، چون خداوند فرموده: فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوی إِلَیْهِمْ و بر همین اساس محبّت به او و فرزندان او در دل مردم خواهد افتاد». پس حاضران جملگی در میان جمع به جستجو پرداخته و دست علی (علیه السلام) را گرفتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۷/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۳۹؛ «جمیعا... بید علی (» محذوف

۲۳

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَا مَنْ عَفَا عَنِّی وَ عَنْ مَا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ یَا مَنْ رَحِمَنِی بِأَنْ سَتَرَ ذَلِکَ عَلَیَّ وَ لَمْ یَفْضَحْنِی بِهِ یَا مَنْ سَوَّی خَلْقِی وَ لَهُ عَلَی مَا أَعْمَلُ شَاهِدٌ مِنِّی یَا مَنْ یُنْطِقُ لِسَانِی وَ تَنْطِقُ لَهُ أَرْکَانِی یَا مَنْ قَلَّ حَیَائِی مِنْهُ حَتَّی قَدْ خَشِیتُ أَنْ یَمْقُتَنِی یَا مَنْ لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مِنِّی بَعْضَ عِلْمِهِ بِی لَعَاجَلُونِی یَا مَنْ سَتَرَ عَوْرَتِی وَ لَمْ یُبْدِ لِخَلْقِهِ سَوْأَتِی یَا مَنْ أَمْهَلَنِی عِنْدَ خَلْوَتِی فِی مَعَاصِیهِ بِلَذَّتِی أَعُوذُ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ أَنْ أَکُونَ مِمَّنْ یُنَادِی یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- [در زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده است: خدایا!] ای کسی که از من و از گناهانی که در خلوت انجام دادم درگذشتی، ای کسی که به من رحم کردی اینگونه که آن [گناهان] را برمن پوشاندی و با آن‌ها مرا رسوا نساختی. ای کسی که آفرینش مرا خوب و یکسان قرار داد و برای او بر آنچه انجام می‌دهم، شاهدی از جانب خودش هست! ای کسی که زبانم را به سخن می‌آوری و ستون‌های [بدن] من برای او سخن می‌گوید! ای کسی که شرمِ من به قدری از او کم است که ترسیدم بر من خشم بگیرد! ای کسی که اگر مردم، بخشی از آگاهی او را نسبت به من داشتند، [در عقاب‌کردن من] عجله می‌کردند! ای کسی که زشتی مرا پوشاند و برای مخلوقاتش زشتی مرا آشکار نکرد! ای کسی که وقتی در خلوتم نافرمانی‌اش می‌کردم، به من مهلت لذّت‌بردن داد! به بزرگواریت پناه می‌برم از اینکه از کسانی باشم که ندا می‌دهند: یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۴ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۲۹۶

۲۴

(زمر/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- نَجِدُ ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا وَ صِدْقاً وَ نُنَادِی هَلْ وَجَدْتُمْ مَا سَوَّلَ لَکُمُ الشَّیْطَانُ حَقّاً تُکْثِرُ الْحِیرَهًُْ وَ الْفَظَاظَهًُْ وَ الْعَثْرَهًُْ وَ الْحَمِیقَهًُْ وَ یُقَالُ یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ شَقِیَ مَنْ عَدَلَ عَنْ قَصْدِکَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ هَوَی مَنِ اعْتَصَمَ بِغَیْرِکَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِین (علیه السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- آنچه را که پروردگارمان به ما وعده داده بود، حق و راست یافتیم، و ندا می‌دهیم: «آیا شما آنچه را که شیطان برایتان زینت داد، حق یافتید»؟ سرگردانی و بداخلاقی و لغزش و نادانی آن‌ها زیاد می‌شود و می‌گویند: یا حَسْرَتی عَلی ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ إِنْ کُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِینَ ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! کسی که از راه میانه‌ی تو منحرف شد، بدبخت شد. ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! کسی که به غیر تو چنگ زد، سقوط کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۴ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۵۱

 

آیه أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللهَ هَداني لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقينَ [57]

 

يا بگويد: «اگر خداوند مرا هدايت مى‌كرد، از پرهيزگاران بودم».

 

آیه أَوْ تَقُولَ حينَ تَرَى الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنينَ [58]

 

يا هنگامى‌كه عذاب را مى‌بيند بگويد:«اى كاش بار ديگر [به دنيا] بازمى‌گشتم و از نيكوكاران بودم»!

۱

(زمر/ ۵۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا حُمِلَ عَدُوُّ اللَّهِ إِلَی قَبْرِهِ نَادَی حَمَلَتَهُ أَ لَا تَسْمَعُونَ یَا إِخْوَتَاهْ أَنِّی أَشْکُو إِلَیْکُمْ مَا وَقَعَ فِیهِ أَخُوکُمُ الشَّقِیُّ أَنَّ عَدُوَّ اللَّهِ خَدَعَنِی فَأَوْرَدَنِی ثُمَّ لَمْ یُصْدِرْنِی وَ أَقْسَمَ لِی أَنَّهُ نَاصِحٌ لِی فَغَشَّنِی وَ أَشْکُو إِلَیْکُمْ دُنْیَا غَرَّتْنِی حَتَّی إِذَا اطْمَأْنَنْتُ إِلَیْهَا صَرَعَتْنِی وَ أَشْکُو إِلَیْکُمْ أَخِلَّاءَ الْهَوَی مَنَّوْنِی ثُمَّ تَبَرَّءُوا مِنِّی وَ خَذَلُونِی وَ أَشْکُو إِلَیْکُمْ أَوْلَاداً حَمَیْتُ عَنْهُمْ وَ آثَرْتُهُمْ عَلَی نَفْسِی فَأَکَلُوا مَالِی وَ أَسْلَمُونِی وَ أَشْکُو إِلَیْکُمْ مَالًا مَنَعْتُ فِیهِ حَقَّ اللَّهِ فَکَانَ وَبَالُهُ عَلَیَّ وَ کَانَ نَفْعُهُ لِغَیْرِی وَ أَشْکُو إِلَیْکُمْ دَاراً أَنْفَقْتُ عَلَیْهَا حَرِیبَتِی وَ صَارَ سُکَّانُهَا غَیْرِی وَ أَشْکُو إِلَیْکُمْ طُولَ الثَّوَی (الثَّوَاءِ) فِی قَبْرِی یُنَادِی أَنَا بَیْتُ الدُّودِ أَنَا بَیْتُ. الظُّلْمَهًِْ وَ الْوَحْشَهًِْ وَ الضَّیْقِ یَا إِخْوَتَاهْ فَاحْبِسُونِی مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ احْذَرُوا مِثْلَ مَا
 لَقِیتُ فَإِنِّی قَدْ بُشِّرْتُ بِالنَّارِ وَ الذُّلِّ وَ الصَّغَارِ وَ غَضَبِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ وَا حَسْرَتَاهْ عَلَی مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ وَ یَا طُولَ عَوْلَتَاهْ فَمَا لِی مِنْ شَفِیعٍ یُطاعُ وَ لَا صَدِیقٍ یَرْحَمُنِی فَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً فَأَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که دشمن خدا را به‌سوی قبرش می‌برند، به تشییع کنندگانش می‌گوید: «ای برادران من! آیا نمی‌شنوید که من از آنچه که برادر بدبختتان دچار آن شده است، به شما شکایت می‌کنم. دشمن خدا (شیطان) مرا فریب داد و مرا به کار زشت وارد کرد امّا الآن، خودش جلو نمی‌ایستد [و کنار رفته است] و برای من سوگند خورد که خیرخواه من است امّا مرا فریب داد. به شما از دنیایی شکایت می‌کنم که مرا فریب داد تا اینکه وقتی به او اطمینان کردم، مرا به زمین زد. و به شما از دوستان هوا و هوس شکایت می‌کنم که قصد مرا کردند سپس از من بیزاری جستند و مرا خوار کردند. به شما از فرزندانی شکایت می‌کنم که از آن‌ها حمایت کردم و آن‌ها را بر خودم ترجیح دادم امّا مال مرا خوردند و حالا مرا رها کردند. و به شما از مالی شکایت می‌کنم که حقّ خدا را در آن منع کردم [از آن مال خمس و زکات و صدقه ندادم] وبالِ آن بر من ماند و سودش برای دیگری شد. و به شما از خانه‌ای شکایت می‌کنم که برای به دست آوردن آن کل سرمایه‌ام را از دست دادم امّا ساکنان آن، افراد دیگری غیر از من شدند و به شما از طولانی‌بودنِ اقامتم در قبرم، شکایت می‌کنم که [آن قبر] ندا می‌دهد: «من خانه‌ی کرم‌ها و خانه‌ی تاریکی و وحشت و تنگ هستم». ای برادر من! تا آنجا که می‌توانید مرا نگه دارید [و در قبر نگذارید] و از مثل این چیزی که من با آن برخورد کردم، حذر کنید. چرا که من به آتش دوزخ و خواری و کوچکی و خشم خداوند عزیز و جبّار، بشارت داده شده‌ام. وَا حَسْرَتَاهْ عَلَی مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللهِ. آه و واویلا از این همه ناله و فریاد! هیچ شفاعت‌کننده‌ای که شفاعتش پذیرفته شود و هیچ دوستی که به من رحم کند، ندارم. ای کاش بار دیگر [به دنیا] بازمی‌گشتم و از مؤمنین می‌شدم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۴ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۵۸

۲

(زمر/ ۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا مَاتَ الْکَافِرُ شَیَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفاً مِنَ الزَّبَانِیَهًِْ إِلَی قَبْرِهِ وَ إِنَّهُ لَیُنَاشِدُ حَامِلِیهِ بِصَوْتٍ یَسْمَعُهُ کُلُّ شَیْءٍ إِلَّا الثَّقَلَانِ وَ یَقُولُ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً فَأَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِین.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی فرد کافر بمیرد، هفتاد هزار تن از فرشتگان عذاب او را تا کنار گورش تشییع می‌کنند و او با صدایی که آن را همه چیز غیر از آدم و جن می‌شنوند می‌گوید: ای کاش بار دیگر [به دنیا] بازمی‌گشتم و از مؤمنین می‌شدم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۲

 

آیه بَلى قَدْ جاءَتْكَ آياتي فَكَذَّبْتَ بِها وَ اسْتَكْبَرْتَ وَ كُنْتَ مِنَ الْكافِرينَ [59]

 

آرى، آيات من به‌سراغ تو آمد، امّا آن را تكذيب كردى و تكبّر نمودى و از كافران بودى.

۱

(زمر/ ۵۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَی الْعَذابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً ... فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَقَالَ بَلی قَدْ جاءَتْکَ آیاتِی فَکَذَّبْتَ بِها یَعْنِی بِالْآیَاتِ الْأَئِمَهًَْ (علیه السلام) وَ اسْتَکْبَرْتَ وَ کُنْتَ مِنَ الْکافِرِینَ یَعْنِی بِاللَّهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( [منافقان و کفّار، هنگام مرگ می‌گویند]: أَوْ تَقُولَ حِینَ تَرَیَ الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً خداوند به آنان پاسخ داد و فرمود: بَلَی قَدْ جَاءتْکَ آیَاتِی فَکَذَّبْتَ بِهَا یعنی به نشانه‌ها و معجزات امامان (علیهم السلام) ایمان نیاوردید. وَاسْتَکْبَرْتَ وَ کُنتَ مِنَ الْکَافِرِینَ؛ یعنی کافر به خداوند شدید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۶ القمی، ج۲، ص۲۵۱/ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۱۸۷/ نورالثقلین

 

آیه وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذينَ كَذَبُوا عَلَى اللهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ في جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرينَ [60]

 

و روز قيامت كسانى را كه بر خدا دروغ بستند [و تكبّر ورزيدند] مى‌بينى كه صورت‌هايشان سياه است؛ آيا در جهنّم جايگاهى براى متكبّران نيست؟!

و روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند می‌بینی که صورت‌هایشان سیاه است

۱ -۱

(زمر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ سَوْرَهًَْ‌بْنِ‌کُلَیْب عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اللهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ قَالَ مَنْ قَالَ إِنِّی إِمَامٌ وَ لَیْسَ بِإِمَامٍ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ عَلَوِیّاً قَالَ وَ إِنْ کَانَ عَلَوِیّاً قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ عَلِیِّ‌ابْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ وَ إِنْ کَانَ.

 

امام علی (علیه السلام)- سورهًْ‌بن‌کلیب گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تَرَیَ الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَی اللهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ». ایشان فرمود: «[یعنی] آن کس که بگوید من امام هستم، حال آنکه امام نیست». عرض کردم: «حتّی اگر علوی باشد»؟ فرمود: «حتّی اگر علوی باشد». عرض کردم: «حتّی اگر از فرزندان علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) باشد»؟ فرمود: «حتّی اگر چنین باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۶ الکافی، ج۱، ص۳۷۲/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۱۳ و الغیبهًْ للنعمانی، ص۱۱۴/ البرهان

۱ -۲

(زمر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْمِعْزَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال مَنِ ادَّعَی أَنَّهُ إِمَامٌ وَ لَیْسَ بِإِمَامٍ قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ عَلَوِیّاً فَاطِمِیّاً قَالَ وَ إِنْ کَانَ عَلَوِیّاً فَاطِمِیّا.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابومعزّی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: هرکه بگوید من امام هستم، حال آنکه امام نیست مصداق این آیه است. عرض کردم: «حتّی اگر علوی و فاطمی باشد»؟ فرمود: «حتّی اگر علوی و فاطمی باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۷۶/ البرهان

۱ -۳

(زمر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌الْمُخْتَارِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اللهِ قَالَ کُلُّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ إِمَامٌ وَ لَیْسَ بِإِمَامٍ قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ فَاطِمِیّاً عَلَوِیّاً قَالَ وَ إِنْ کَانَ فَاطِمِیّاً عَلَوِیّاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- حسین‌بن‌مختار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! خداوند عزّوجلّ فرمود: وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَیَ اللهِ». ایشان فرمود: «[یعنی] هرکه گمان کند او امام است، حال آنکه امام نیست». عرض کردم: «حتّی اگر علوی و فاطمی باشد»؟ فرمود: «حتّی اگر علوی و فاطمی باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۶ الکافی، ج۱، ص۳۷۲/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۱۳؛ «بتفاوت»/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۰ / المناقب، ج۱، ص۲۵۹ و جامع الأخبار، ص۱۴۳؛ «قلت لأبی عبدالله جعلت فداک» محذوف/ ثواب الأعمال، ص۲۱۴

۱ -۴

(زمر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ خَیْثَمَهًَْ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُول: مَنْ حَدَّثَ عَنَّا بِحَدِیثٍ فَنَحْنُ مُسَائِلُوهُ عَنْهُ یَوْماً فَإِنْ صَدَقَ عَلَیْنَا فَإِنَّمَا یَصْدُقُ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِنْ کَذَبَ عَلَیْنَا فَإِنَّمَا یَکْذِبُ عَلَی اللَّهِ وَ عَلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) لِأَنَّا إِذَا حَدَّثْنَا لَا نَقُولُ قَالَ فُلَانٌ وَ قَالَ فُلَانٌ إِنَّمَا نَقُولُ قَالَ اللَّهُ وَ قَالَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اللهِ ... ثُمَّ أَشَارَ خَیْثَمَهًُْ إِلَی أُذُنَیْهِ فَقَالَ صَمَّتَا إِنْ لَمْ أَکُنْ سَمِعْتُهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خیثمه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «هرکه از ما حدیثی روایت کند، روزی درباره‌ی آن حدیث او را بازخواست خواهیم کرد، اگر به‌راستی از ما گفته باشد، به‌راستی از خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفته است و اگر به ما دروغ بسته باشد، به خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دروغ بسته است؛ چرا که ما وقتی سخن می­گوییم، نمی­گوییم: فلان کس و فلان کس گفت، بلکه می­گوییم: خداوند فرمود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود. سپس آن حضرت (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود: وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ تَرَیَ الَّذِینَ کَذَبُواْ عَلَیَ اللهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ». خیثمه به گوش­های خود اشاره کرد و گفت: «کر شوند اگر سخن حضرت را نشنیده باشم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۵۹/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۰؛ «سایلوه» بدل «مسایلوه»/ البرهان؛ «سایلوه» بدل «مسایلوه»

۱ -۵

(زمر/ ۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اللهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ یَعْنِی إِنْکَارَهُمْ وَلَایَهًَْ أَمِیرالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ تَرَی الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَی اللهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ یعنی انکار کردنشان را نسبت به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) [می‌بینی].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۸ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۴/ المناقب، ج۳، ص۲۱۲

آیا در جهنّم جایگاهی برای متکبّران نیست

۲ -۱

(زمر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌مَسْعُودٍ، قَالَ: نَعَی إِلَیْنَا حَبِیبُنَا وَ نَبِیُّنَا (صلی الله علیه و آله) نَفْسَهُ فَأَبِی وَ أُمِّی وَ نَفْسِی لَهُ الْفِدَاءُ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ فَلَمَّا دَنَا الْفِرَاقُ جَمَعَنَا فِی بَیْتٍ فَنَظَرَ إِلَیْنَا فَدَمَعَتْ عَیْنَاهُ ثُمَّ قَال ... أَنْ لَا تَعْلُوا عَلَی اللَّهِ فِی عِبَادِهِ وَ بِلَادِهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَالَ لِی وَ لَکُمْ تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْمُتَکَبِّرِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن مسعود گوید: حبیب ما و پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) که پدر و مادر و جانم فدای او باد یک ماه قبل از وفاتش، خبر وفاتش را به ما داد. هنگامی‌که [زمان] جدایی نزدیک شد، ما را در خانه‌ای جمع کرد و به ما نگاه کرد و اشک چشمانش جاری شد. آنگاه فرمود: «... و در میان بندگان خدا و در شهرهایش، نسبت به خدا تکبّر نورزید که خداوند تعالی به من و شما فرمود: [آری] این سرای آخرت را [تنها] برای کسانی قرار می‌دهیم که اراده‌ی برتری‌جویی در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است. (قصص/۸۳). و خداوند فرمود: أَ لَیْسَ فِی جَهَنَّمَ مَثْویً لِلْمُتَکَبِّرِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۸ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۵۵/ الأمالی للطوسی، ص۲۰۶

۲ -۲

(زمر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ فِی جَهَنَّمَ لَوَادِیاً لِلْمُتَکَبِّرِینَ یُقَالُ لَهُ سَقَرُ شَکَا إِلَی اللَّهِ شِدَّهًَْ حَرِّهِ سَأَلَهُ أَنْ یَتَنَفَّسَ فَأَذِنَ لَهُ فَتَنَفَّسَ فَأَحْرَقَ جَهَنَّم.

 

امام صادق (علیه السلام)- در جهنّم درّه­ای برای سرکشان است که سَقَر نام دارد. سَقَر از شدّت حرارت خود به خداوند شکایت کرد و از او خواست تا نفسی بکشد. خداوند این اجازه را به او داد و او نفس کشید و [بر اثر آن] دوزخ به آتش کشیده شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۸ القمی، ج۲، ص۲۵۱/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ يُنَجِّي اللهُ الَّذينَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ [61]

 

و خداوند كسانى را كه تقوا پيشه كردند رهايى مى‌بخشد و رستگار مى‌كند؛ هيچ بدى به آنان نمى‌رسد و هرگز اندوهگين نخواهند شد.

۱

(زمر/ ۶۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ خَیْثَمَهًَْ الْجُعْفِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) ... فَقَالَ: ... فَیَجْلِسُ عَلَی الْعَرْشِ رَبُّنَا وَ یُؤْتَی بِالْکُتُبِ فَنَرْجِعُ فَنَشْهَدُ عَلَی عَدُوِّنَا وَ نَشْفَعُ لِمَنْ کَانَ مِنْ شِیعَتِنَا مُرَهَّقاً قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا الْمُرَهَّقُ قَالَ الْمُذْنِبُ فَأَمَّا الَّذِینَ اتَّقَوْا مِنْ شِیعَتِنَا فَقَدْ نَجَاهُمُ اللهُ بِمَفازَتِهِمْ لا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- خیثمه جعفی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ... پروردگار ما روی عرش می‌نشیند و کتاب‌ها [و نامه‌های اعمال بندگان] آورده می‌شوند. ما بر می‌گردیم و برضدّ دشمنان گواهی می‌دهیم و شیعیانِ مرهّقِ خود را شفاعت می‌کنیم. گفتم: «فدایت شوم! مرهّق چیست»؟ فرمود: «گناهکار. امّا آن دسته از شیعیان ما که تقوا پیشه کردند را خداوند با رستگاری رهایی بخشیده است؛ بِمَفازَتِهِمْ لا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۷۸ بحارالأنوار، ج۸، ص۴۷

۲

(زمر/ ۶۱)

 

الحسن (علیه السلام)- اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَیْسَ بِتَارِکِکُمْ سُدًی کَتَبَ آجَالَکُمْ وَ قَسَمَ بَیْنَکُمْ مَعَایِشَکُمْ لِیَعْرِفَ کُلُّ ذِی لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ وَ أَنَّ مَا قُدِّرَ لَهُ أَصَابَهُ وَ مَا صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یُصِیبَهُ قَدْ کَفَاکُمْ مَئُونَهًَْ الدُّنْیَا وَ فَرَغَکُمْ لِعِبَادَتِهِ وَ حَثَّکُمْ عَلَی الشُّکْرِ وَ افْتَرَضَ عَلَیْکُمُ الذِّکْرَ وَ أَوْصَاکُمْ بِالتَّقْوَی وَ جَعَلَ التَّقْوَی مُنْتَهَی رِضَاهُ وَ التَّقْوَی بَابُ کُلِّ تَوْبَهًٍْ وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَهًٍْ وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَلٍ بِالتَّقْوَی فَازَ مَنْ فَازَ مِنَ الْمُتَّقِینَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفازاً وَ قَالَ وَ یُنَجِّی اللهُ الَّذِینَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ فَاتَّقُوا اللهَ عِبَادَ اللهِ.

 

امام حسن (علیه السلام)- بدانید که خداوند شما را بیهود و عبث نیافریده، و به حال خود رهایتان نساخته، سرآمد عمرتان را ثبت کرده، و قوت و روزی شما را در میانتان پخش کرده، برای آنکه هر صاحب خردی جایگاه خود را بشناسد، و بداند که آنچه در تقدیر اوست به او خواهد رسید؛ و آنچه از او دریغ داشته شده هرگز به او نمی‌رسد، شما را از روزی دنیا کفایت فرموده، و برای عبادت و پرستش خود خاطرتان را آسوده ساخته، و بر سپاسگزاری تشویق نموده، و یادآوری و ذکر خود را بر شما مقرّر داشته، و به پرهیزگاری که نهایت خشنودی اوست سفارش کرده. تقوا راه ورود هر توبه و بازگشت؛ و در افق اعلای هر خرد و دانایی، و مرتبه‌ی عالی هر کرداری است. پرهیزگاران در پرتو رعایت تقوا رستگار شدند. خداوند تبارک‌وتعالی فرماید: همانا رستگاری از آن افراد پرهیزگار است. (نبأ/۳۱). و نیز فرماید: وَ یُنَجِّی اللهُ الَّذِینَ اتَّقَوْا بِمَفازَتِهِمْ لا یَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» پس ای بندگان خدا، از خدا پروا کنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۰ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۱۰/ تحف العقول، ص۲۳۲

 

آیه اللهُ خالِقُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَكيلٌ [62]

 

خداوند آفريدگار همه چيز است و حافظ و نگهبان بر همه‌ی اشياء است.

۱

(زمر/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ هَذِهِ شَرَائِعُ الدِّینِ لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهَا وَ أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَی هُدَاه ... أَفْعَالُ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهًٌْ خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِینٍ وَ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- این مسائل، برای کسی که مایل است تمسّک به آن بجوید شرایع و آداب دینی است، خداوند هم او را هدایت خواهد کرد. افعال بندگان مخلوق به خلق تقدیری است نه به خلق تکوینی [یعنی طبق اراده‌ی خود مخلوقات است نه از روی جبر]؛ خداوند آفریدگار همه چیز است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۰ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۶

۲

(زمر/ ۶۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- سَأَلَ الْمَأْمُونُ الرِّضَا (علیه السلام) أَنْ یَکْتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ عَلَی إِیجَازٍ وَ اخْتِصَارٍ فَکَتَبَ (علیه السلام) إِنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَهًُْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ إِلَهاً وَاحِداً أَحَداً صَمَداً قَیُّوماً سَمِیعاً بَصِیراً قَدِیراً قَدِیماً بَاقِیاً عَالِماً لَا یَجْهَلُ قَادِراً لَا یَعْجِزُ غَنِیّاً لَا یَحْتَاجُ عَدْلًا لَا یَجُورُ وَ أَنَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْء ... وَ أَنَّ أَفْعَالَ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهًٌْ لِلَّهِ تَعَالَی خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِینٍ وَ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مأمون از حضرت رضا (علیه السلام) درخواست کرد خلاصه‌ای از اسلام واقعی را به اختصار برایش بنویسد». امام (علیه السلام) این مطالب را نوشت. اسلام واقعی این شهادت است: خدایی جز الله نیست، خدایی یکتا و یگانه است، بی‌نیاز و پابرجا و شنوا و بینا و قادر و همیشگی و ماندگار است. عالمی است که جهل در او راه ندارد و قادری است که ناتوانی در او نیست، بی‌نیازی است که هرگز نیازمند نمی‌شود. عادلی است که ستم روا نمی‌دارد. او آفریننده‌ی هر چیزی است ... کارهای بندگان خدا، آفریده‌ی خداست، یعنی اندازه‌گیریش با خداست نه پیدایش آن، [یعنی طبق اراده‌ی خود مخلوقات است نه از روی جبر] خداوند آفریدگار همه چیز است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۰ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۱

۳

(زمر/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ فِی شَیْءٍ أَوْ عَلَی شَیْءٍ أَوْ یُحَوَّلُ مِنْ شَیْءٍ إِلَی شَیْءٍ أَوْ یَخْلُو مِنْهُ شَیْءٌ أَوْ یَشْغَلُ بِهِ شَیْءٌ فَقَدْ وَصَفَهُ بِصِفَهًِْ الْمَخْلُوقِینَ وَ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ لَا یُقَاسُ بِالْقِیَاسِ وَ لَا یُشَبَّهُ بِالنَّاسِ لَا یَخْلُو مِنْهُ مَکَانٌ وَ لَا یَشْغَلُ بِهِ مَکَانٌ قَرِیبٌ فِی بُعْدِهِ بَعِیدٌ فِی قُرْبِهِ ذَلِکَ اللَّهُ رَبُّنَا لَا إِلَهَ غَیْرُه.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی که گمان می‌کند که خداوند داخل چیزی است یا روی چیزی است یا از چیزی به چیز دیگر تبدیل می‌شود یا اینکه چیزی از او [قدرت او] خالی می‌شود یا چیزی به او مشغول می‌شود [از او پُر می‌شود]، [در واقع] خدا را به ویژگی‌های مخلوقات توصیف کرده است و حال آنکه خداوند آفریدگار همه چیز است و قابل مقایسه [با آن‌ها] نیست و شبیه مردم نیست، هیچ جایی از او خالی نیست و هیچ جایی به او مشغول نیست [از او پُرنیست]، در عین دور بودنش، نزدیک است و در عین نزدیک بودنش دور است. این همان پروردگار ماست که خدایی جز او نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۰ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۰۳

۴

(زمر/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خِلْوٌ مِنْ خَلْقِهِ وَ خَلْقُهُ خِلْوٌ مِنْهُ وَ کُلُّ مَا وَقَعَ عَلَیْهِ اسْمُ شَیْءٍ مَا خَلَا اللَّهَ عزّوجلّ فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ تَبَارَکَ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ[1].

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای تبارک‌وتعالی از خلق خود خالی [و غیر مندرج درهم] است و خلقش از او خالی‌اند و هرچه نام چیز بر آن واقع شود و در مورد کیفیّت آن بتوان پرسید، غیر از خدای عزّوجلّ، مخلوق است. خداوند آفریدگار همه چیز است. خدایی که هیچ چیز شبیه او نیست بزرگ و تبارک است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۳

۵

(زمر/ ۶۲)

 

الحسن (علیه السلام)- قَالَ أَبُوهَاشِمٍ خَطَرَ بِبَالِی أَنَّ الْقُرْآنَ مَخْلُوقٌ أَمْ غَیْرُ مَخْلُوقٍ فَقَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ (علیه السلام) یَا أَبَا هَاشِمٍ اللهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ مَا سِوَاهُ مَخْلُوقٌ.

 

امام حسن (علیه السلام)- ابوهاشم گوید: «به ذهنم خطور کرد که قرآن است یا غیر مخلوق»؟ امام حسن عسکری (علیه السلام) به من فرمود: «ای ابوهاشم! خداوند آفریدگار همه چیز است و هر چیزی غیر از او [حتّی قرآن]، مخلوق (آفریده شده) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۵۸

۶

(زمر/ ۶۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِی التَّفْوِیضِ؟ فَقَالَ: إِنَ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَوَّضَ إِلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ: ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَأَمَّا الْخَلْقَ وَ الرِّزْقَ فَلَا. ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ یَقُولُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَفْعَلُ مِنْ ذلِکُمْ مِنْ شَیْءٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- یاسر خادم گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «درباره‌ی تفویض چه می‌فرمایید»؟ ایشان فرمود: «خداوند متعال امر دین خود را به پیامبرش تفویض کرد و فرمود: و آنچه را فرستاده‌ی [او] به شما داد آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید. (حشر/۷). امّا آفرینش و روزی را به کسی تفویض نکرده». سپس حضرت (علیه السلام) فرمود: «خداوند متعال می­فرماید: خداوند آفریدگار همه چیز است و نیز می­فرماید: خدا همان کسی است که شما را آفرید، سپس به شما روزی بخشید، آنگاه شما را می‌میراند و پس از آن زنده می‌گرداند. آیا در میان شریکان شما کسی هست که کاری از این [قبیل] کند؟ منزّه است او و برتر است از آنچه [با وی] شریک می‌گردانند. (روم/۴۰)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۷/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۲۰۲/ البرهان

 

آیه لَهُ مَقاليدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ [63]

 

كليدهاى آسمان‌ها و زمين از آن اوست؛ و كسانى كه به آيات خداوند كافر شدند زيانكاران [واقعى] هستند.

۱

(زمر/ ۶۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- لَهُ مَقالِیدُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ یَعْنِی مَفَاتِیحَ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( لَهُ مَقَالِیدُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ یعنی کلیدهای آسمان­ها و زمین [در دست خداست].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۶۲/ البرهان

۲

(زمر/ ۶۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مِقْلِیدٌ وَ مِقْلَادٌ یُرِیدُ مَفَاتِیحَ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ بِالرِّزْقِ وَ الرَّحْمَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس ( منظور از مقلید و مقلاد، کلیدهای روزی و رحمتِ آسمان‌ها و زمین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۶۱

 

آیه قُلْ أَ فَغَيْرَ اللهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ [64]

 

بگو: «آيا به من دستور مى‌دهيد كه غير خدا را بپرستم اى جاهلان»؟!

۱

(زمر/ ۶۴)

 

السّجّاد (علیه السلام)- أَنَّهُ اجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ إِلَی أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَه ... فَقَالُوا قُلْ لَهُ یَکُفَّ عَنْ شَتْمِ آلِهَتِنَا فَلَا یَذْکُرْهَا بِسُوءٍ فَنَزَلَ أَ فَغَیْرَ اللهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- عدّه‌ای از قریش [در اوائل نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)] جمع شدند و درحالی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، پیش ابوطالب (بود، نزد ابوطالب (رفتند ... گفتند: «به او بگو از ناسزاگویی به خدایان ما دست بردارد و به ناپسندی از آن‌ها یاد نکند». پس این آیه نازل شد: قُلْ أَفَغَیْرَ اللهِ تَأْمُرُونِّی أَعْبُدُ أَیُّهَا الجَاهِلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۸۷/ المناقب، ج۱، ص۵۹/ البرهان

 

آیه وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ [65]

 

به تو و همه‌ی پيامبران پيشين وحى شده كه اگر مشرك شوى، تمام اعمالت تباه مى‌شود و از زيانكاران خواهى بود.

۱

(زمر/ ۶۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ إِلَی قَوْلِهِ مِنَ الْخاسِرِینَ فَهَذِهِ مُخَاطَبَهًٌْ لِلنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمَعْنَی لِأُمَّتِهِ وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُهُ بَلِ اللهَ فَاعْبُدْ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) یَعْبُدُهُ وَ یَشْکُرُهُ وَ لَکِنِ اسْتَعْبَدَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) بِالدُّعَاءِ إِلَیْهِ تَأْدِیباً لِأُمَّتِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ این آیه، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را خطاب قرار داده است ولی منظور امّت اوست و دلیلش این کلام اوست: بَلِ اللهَ فَاعْبُدْ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ و خدا می‌دانست که پیامبرش او را عبادت می‌کند و شکرگزار اوست [و به او شرک نمی‌ورزد] ولی پیامبرش را با این خطاب، به عبد بودن دستور می‌دهد تا به این وسیله به امّتش هشدار بدهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۴ بحارالأنوار، ج۸۳، ص۱۷/ القمی، ج۲، ص۲۵۱؛ «والدلیل علی ذلک... لامته» محذوف/ النورالثقلین؛ «بتفاوت یسیر»

۲

(زمر/ ۶۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- فَقَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّه (علیه السلام) ... فَأَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ عَفَا اللهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) هَذَا مِمَّا نَزَلَ بِإِیَّاکِ أَعْنِی وَ اسْمَعِی یَا جَارَهًِْ خَاطَبَ اللَّهُ عزّوجلّ بِذَلِکَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) وَ أَرَادَ بِهِ أُمَّتَهُ فَکَذَلِکَ قَوْلُهُ عزّوجلّ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مأمون به ایشان عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ... مرا درباره‌ی کلام خداوند متعال: خداوند تو را بخشید چرا به آن‌ها اجازه دادی؟!. (توبه/۴۳). آگاه ساز». حضرت فرمود: «این از جمله آیاتی است که خداوند نازل فرمود و به کسی گفت تا دیگری بشنود. خداوند با این سخن پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را مورد خطاب قرار داد امّا امّت او را منظور داشت، هم چنین است کلام خداوند عزّوجلّ که فرمود: لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الخَاسِرِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۸۳/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۳۱/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۰۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۸/ النورالثقلین/ البرهان

۳

(زمر/ ۶۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هَذَا أَدَبٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی لِنَبِیِّهِ وَ تَهْدِیدُهُ لِغَیْرِهِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ عَصَمَهُ مِنَ الشِّرْکِ وَ مُدَاهَنَهًِْ الْکُفَّارِ وَ لَیْسَ فِی هَذَا.

 

ابن‌عبّاس ( این آیه در خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مقام تأدیب و در خطاب به دیگران در مقام تهدید است، زیرا خداوند متعال او (پیامبر (صلی الله علیه و آله)) را از شرک و صلح با کافران، حفظ کرده و در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین احتمالی [که شرک ورزد] نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۶۲

۴

(زمر/ ۶۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِیَّاکِ أَعْنِی وَ اسْمَعِی یَا جَارَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- [بعضی از آیات قرآن مثل این آیه از] قرآن مانند این ضرب‌المثل عربی نازل شده [که گویند]: «ایاک اعنی و اسمعی یا جاره؛ یعنی به تو می‌گویم ولی ای همسایه تو گوش کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۴ الکافی، ج۲، ص۶۳۱/ البرهان

۵

(زمر/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمَرَ بِقَطْعِ لِصٍّ فَقَالَ اللِّصُّ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدَّمْتُهُ فِی الْإِسْلَامِ وَ تَأْمُرُهُ بِالْقَطْعِ فَقَالَ لَوْ کَانَتِ ابْنَتِی فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) فَسَمِعَتْ فَاطِمَهًُْ فَحَزِنَتْ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِقَوْلِهِ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ فَحَزِنَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَنَزَلَ لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتا فَتَعَجَّبَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ ذَلِکَ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ وَ قَالَ کَانَتْ حَزِنَتْ مِنْ قَوْلِکَ فَهَذِهِ الْآیَاتُ لِمُوَافَقَتِهَا لِتَرْضَی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمان داد تا دست دزدی را قطع کنند، دزد گفت: «این دست را در اسلام تقدیم کرده‌ام ولی اکنون فرمان به قطع آن می‌دهی»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر دخترم فاطمه (سلام الله علیها) نیز چنین کاری را انجام داده بود دست او را نیز قطع می‌کردم. هنگامی‌که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) این سخن را شنید اندوهگین گردید پس جبرئیل فرود آمد و این آیه را برای او تلاوت نمود: لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ، و پس از نزول این آیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) محزون گردید، بنابراین آیه‌ی ذیل نازل گردید: اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگری بود، فاسد می‌شدند. (انبیاء/۲۲). با نزول این آیه، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) متعجّب گردید و لذا جبرئیل فرود آمده و گفت: «چون حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از آن سخن تو دلگیر شد لذا این آیات برای جلب رضایت او نازل گردید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۴ المناقب، ج۳، ص۳۲۴/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۴۳/ النورالثقلین

۶

(زمر/ ۶۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) یُصَلِّی وَ ابْنُ الْکَوَّاءِ خَلْفَهُ وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقْرَأُ فَقَالَ ابْنُ الْکَوَّاءِ وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ فَسَکَتَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)حَتَّی سَکَتَ ابْنُ‌الْکَوَّاءِ ثُمَّ عَادَ فِی قِرَاءَتِهِ حَتَّی فَعَلَهُ ابْنُ الْکَوَّاءِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَلَمَّا کَانَ فِی الثَّالِثَهًِْ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَ لا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لا یُوقِنُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نماز می‌خواند و ابن‌کواء پشت‌سرش بود و امیرالمؤمنین (علیه السلام) درحال قرائت بود که ابن‌کواء گفت: «وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ». امیرالمؤمنین (علیه السلام) سکوت کرد تا اینکه ابن‌کواء ساکت شد [آیه را تمام کرد]. آنگاه قرائتش را ادامه داد تا اینکه ابن‌کواء این کار را سه بار انجام داد. در مرتبه‌ی سوّم امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفت: اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده‌ی خدا حق است و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند [و از راه خود منحرف نکنند]!. (روم/۶۰)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۴ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۴۲۹/ بحارالأنوار، ج۴۲، ص۱۶۲/ القمی، ج۲، ص۱۶۰/ الجعفریات، ص۵۲؛ «بتفاوت یسیر»/ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۷۵

شرک

۱

(زمر/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ یُحَاسِبُ کُلَّ خَلْقٍ إِلَّا مَنْ أَشْرَکَ بِاللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَإِنَّهُ لَا یُحَاسَبُ وَ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَی النَّارِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند از هر آفریده‌ای حسابرسی می‌کند مگر از کسی که به خداوند شرک ورزیده که از او حسابرسی نکرده و او را به‌سوی آتش فرمان می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۶۰/ النورالثقلین

ولایت

۱

(زمر/ ۶۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَعْنِی إِنْ أَشْرَکْتَ فِی الْوَلَایَهًِْ غَیْرَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یعنی اگر کسی جز او را در ولایت شریک دانستی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۶ الکافی، ج۱، ص۴۲۷/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۸۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۱؛ «لین» بدل «ان» و «غیر» بدل «غیره»/ النورالثقلین/ البرهان؛ «ان» محذوف

۲

(زمر/ ۶۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ لِنَبِیِّهِ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ قَالَ: تَفْسِیرُهَا لَئِنْ أَمَرْتَ بِوَلَایَهًِْ أَحَدٍ مَعَ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِکَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ به پیامبرش (صلی الله علیه و آله): لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الخَاسِرِینَ پرسیدم، ایشان فرمود: «تفسیرش این است که اگر پس از خود به ولایت کس دیگری به همراه ولایت علی (علیه السلام) فرمان دهی، تمام اعمالت تباه می‌شود و از زیانکاران خواهی بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۶ القمی، ج۲، ص۲۵۱/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۸۴/ فرات الکوفی، ص۳۷۰؛ «سألته عن قول الله لنبیه» محذوف و «لتکونن من الخاسرین» و «ها... من الخاسرین» محذوف/ النورالثقلین/ البرهان

۳

(زمر/ ۶۵)

 

الصّادقین (علیها السلام)- وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ ... وَ ذَلِکَ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُقِیمَ عَلِیّاً (علیه السلام) أَنْ لَا یُشْرِکَ مَعَ عَلِیٍّ (علیه السلام) شَرِیکاً.

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- وَ لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ ... نزول این آیات مربوط به هنگامی بود که خداوند متعال به رسول خود (صلی الله علیه و آله) فرمان داد تا علی (علیه السلام) [به عنوان امام] را منصوب کند و هیچ‌کس را با علی (علیه السلام) شریک نکند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۶ المناقب، ج۱، ص۲۵۲/ البرهان

۴

(زمر/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَجُلٌ مِنْ بَنِی عَدِیٍّ اجْتَمَعَتْ إِلَیَّ قُرَیْشٌ فَأَتَیْنَا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله) إِنَّا تَرَکْنَا عِبَادَهًَْ الْأَوْثَانِ وَ اتَّبَعْنَاکَ فَأَشْرِکْنَا فِی وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَنَکُونَ شُرَکَاءَ فَهَبَطَ جَبْرَئِیلُ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ ... قَالَ الرَّجُلُ فَضَاقَ صَدْرِی فَخَرَجْتُ هَارِباً لِمَا أَصَابَنِی مِنَ الْجَهْدِ فَإِذَا أَنَا بِفَارِسٍ قَدْ تَلْقَانِی عَلَی فَرَسٍ أَشْقَرَ عَلَیْهِ عِمَامَهًٌْ صَفْرَاءُ یَفُوحُ مِنْهُ رَائِحَهًُْ الْمِسْکِ فَقَالَ یَا رَجُلُ لَقَدْ عَقَدَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) عُقْدَهًًْ لَا یَحُلُّهَا إِلَّا کَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ قَالَ فَأَتَیْتُ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ هَلْ عَرَفْتَ الْفَارِسَ ذَلِکَ جَبْرَئِیلُ عَرَضَ عَلَیْکُمْ وَلَایَهًًْ إِنْ حَلَلْتُمُ الْعَقْدَ أَوْ شَکَکْتُمْ کُنْتُ خَصْمَکُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مردی از قبیله‌ی بنی‌عدیّ گوید: «قبیله‌ی قریش نزد من آمدند و همگی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدیم». آن‌ها گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما عبادت بت‌ها را رها کردیم و از تو پیروی نمودیم پس ما را در ولایت علی (علیه السلام) شریک کن تا ما هم سهمی [در ولایت] داشته باشیم». جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرود آمد و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ». آن مرد گوید: «به‌خاطر سختی این اتّفاقی که برایم افتاده بود [برای پذیرش ولایت علی (علیه السلام)]، سینه‌ام تنگ شده بود به سرعت بیرون رفتم که با سواری برخورد کردم که روی اسبی نشسته بود و عمامه‌ی زرد رنگی روی سرش چشم را خیره می‌کرد و از او بوی مشک به مشام می‌رسید و گفت: «ای مرد! محمّد (صلی الله علیه و آله) گره‌ای را محکم کرده است [ولایت علی (علیه السلام)] که آن را به جز کافر و منافق، نمی‌گشاید». آن مرد گوید: «نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدم و به او این خبر را دادم». فرمود: «آیا آن سوار را شناختی؟ او جبرئیل (علیه السلام) بود که بر شما ولایتی را عرضه کرد که اگر آن گره [ولایت] را بگشایید یا در آن شک کنید، من در روز قیامت، دشمن شما خواهم بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۱/ المناقب، ج۳، ص۳۸

۵

(زمر/ ۶۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا نَصَّ عَلَی أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِالْإِمَامَهًِْ فِی ابْتِدَاءِ الْأَمْرِ جَاءَهُ قَوْمٌ مِنْ قُرَیْشٍ قَالُوا لَهُ یَا رَسُولُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ النَّاسَ قَرِیبُو عَهْدٍ بِالْإِسْلَامِ وَ لَا یَرْضَوْا أَنْ تَکُونَ النُّبُوَّهًُْ فِیکَ وَ الْإِمَامَهًُْ فِی ابْنِ عَمِّکَ فَلَوْ عَدَلْتَ بِهَا إِلَی حِینٍ لَکَانَ أَوْلَی فَقَالَ لَهُمُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله): مَا فَعَلْتُ ذَلِکَ بِرَأْیِی فَأَتَخَیَّرُ فِیهِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِی بِهِ وَ فَرَضَهُ عَلَیَّ. فَقَالُوا لَهُ: فَإِذَا لَمْ تَفْعَلْ ذَلِکَ مَخَافَهًَْ الْخِلَافِ عَلَی رَبِّکَ فَأَشْرِکْ مَعَهُ فِی الْخِلَافَهًِْ رَجُلًا مِنْ قُرَیْشٍ یَسْکُنْ إِلَیْهِ النَّاسُ لِیَتِمَّ لَکَ الْأَمْرُ وَ لَا تُخَالِفِ النَّاسَ عَلَیْکَ فَنَزَل لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هنگامی‌که [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] در ابتدای کار [اوّل نبوّت]، به امامت علی (علیه السلام) تصریح کرد [و بی‌پرده امامت او را اعلام کرد]، گروهی از قبیله‌ی قریش نزد او آمدند و گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مردم تازه مسلمانند و نمی‌پسندند که پیامبری در تو باشد و امامت در پسر عمویت علی (علیه السلام)». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من از جانب خودم این کار را نکردم که در آن اختیار داشته باشم [و بتوانم امامت را از او بردارم]، بلکه خداوند مرا به آن دستور داد و [اعلام آن را] بر من واجب کرد». آن‌ها گفتند: «پس مردی از قریش را با او [در امامت] شریک کن تا اینکه مردم با تو مخالفت نکنند». که در اثر این سخنان این آیه نازل شد: لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۶ مناقب آل أبیطالب، ج۳، ص۳۸/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۳۱۳

۶

(زمر/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا نَصَّ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی أَوَّلِ الْأَمْرِ، جَاءَ قَوْمٌ مِنْ قُرَیْشٍ فَقَالُوا: یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی أَنْ قَالُوا: یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَشْرِکْ مَعَهُ فِی الْخِلَافَهًِْ رَجُلًا مِنْ قُرَیْشٍ لِیَسْکُنَ إِلَیْهِ النَّاسُ لِیُتِمَّ لَکَ الْأَمْرَ فَنَزَلَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در اوّل کار بر [امامت] امیرالمؤمنین (علیه السلام) تصریح کرد، گروهی از مردم قریش آمدند و گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»! ... مردی از قریش را در خلافت با او شریک کن تا اینکه مردم به او آرام بگیرند و امر برای تو کامل شود». که این آیه نازل شد: لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۸ بحرالعرفان، ج۱۰، ص۷۵

 

آیه بَلِ اللهَ فَاعْبُدْ وَ كُنْ مِنَ الشَّاكِرينَ [66]

 

بلكه تنها خداوند را عبادت كن و از شكرگزاران باش.

۱

(زمر/ ۶۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَعْنِی بَلِ اللهَ فَاعْبُدْ بِالطَّاعَهًِْ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ أَنْ عَضَدْتُکَ بِأَخِیکَ وَ ابْنِ عَمِّکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- بَلِ اللهَ فَاعْبُدْ یعنی بلکه خدا را به‌واسطه‌ی اطاعت، عبادت کن و کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ از شکرگزاران باش، که برادر و پسر عمّت را یاور تو ساختم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۸ الکافی، ج۱، ص۴۲۷/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۸۰

 

آیه وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَميعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ [67]

 

آن‌ها خدا را آن‌گونه كه بايد بشناسند، نشناختند، در‌حالى‌كه تمام زمين در روز قيامت در قبضه‌ی [قدرت] اوست و آسمان‌ها پيچيده در دست او؛ خداوند منزّه و برتر است از آنچه همتاى او قرار مى‌دهند.

سبب نزول

۱

(زمر/ ۶۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ قَالَ: نَزَلَتْ فِی الْخَوَارِجِ.

 

علیّبن‌ابراهیم ( آیه‌ی وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ درباره‌ی خوارج نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۸ القمی، ج۲، ص۲۵۱

آن‌ها خدا را آن‌گونه که شایسته است نشناختند، درحالی‌که تمام زمین در روز قیامت در قبضه‌ی اوست و آسمان‌ها پیچیده در دست او خداوند منزّه و بلند مقام است از شریک‌هایی که برای او می‌پندارند

۱ -۱

(زمر/ ۶۷)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنِ الْیَقْطِینِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاالْحَسَنِ عَلِیَّ‌بْنَ‌مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیَّ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ فَقَالَ ذَلِکَ تَعْیِیرُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِمَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ قَالَ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ مَعْنَاهُ إِذْ قَالُوا إِنَّ الْأَرْضَ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ کَمَا قَالَ عزّوجلّ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ ثُمَّ نَزَّهَ عزّوجلّ نَفْسَهُ عَنِ الْقَبْضَهًِْ وَ الْیَمِینِ فَقَالَ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ.

 

امام هادی (علیه السلام)- یقطین گوید: از امام هادی (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سؤال کردم. فرمود: «خدای تبارک‌وتعالی با این تعبیر کسانی را که او را به مخلوقاتش تشبیه کردند سرزنش کرده؛ مگر نمی‌بینی که در ابتدای همین آیه فرموده است: وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ و اینکه فرموده است وَ الْأَرْضُ جَمیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ مانند آن موردی است که در جای دیگر فرموده است: آن‌ها خدا را درست نشناختند که گفتند: «خدا، هیچ‌چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است!. (انعام/۹۱). و در پایان آیه خدای بزرگ خود را از آلایش به این نسبت‌های ناروای [چنگ‌زدن و دست‌داشتن]، پاک و منزّه دانسته و فرموده است: سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ». [و این دوجمله را باید چنین معنا کرد که، خدا را به شایستگی نشناخته‌اند و گفته‌اند آسمان در قبضه‌ی اوست یا اینکه گفته‌اند خدا نازل نکرده است، خداوند از این موارد که آن‌ها می‌گویند، پاک و منزّه و مبرّی است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۸۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۱/ التوحید، ص۱۶۰/ معانی الأخبار، ص۱۴

۱ -۲

(زمر/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَقَالَ یَعْنِی مِلْکَهُ لَا یَمْلِکُهَا مَعَهُ أَحَدٌ ... قُلْتُ فَقَوْلُهُ عزّوجلّ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ قَالَ الْیَمِینُ الْیَدُ وَ الْیَدُ الْقُدْرَهًُْ وَ الْقُوَّهًُْ یَقُولُ عزّوجلّ وَ السَّمَوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِقُدْرَتِهِ وَ قُوَّتِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌مهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد کلام خداوند عزّوجلّ: وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ سؤال کردم. فرمود: «یعنی پادشاهی و مملکت او که هیچ کس در آن با او شریک نیست» .... عرض کردم: «پس اینکه فرموده: وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ یعنی چه»؟ فرمود: «یمین، کنایه از دست است و دست، کنایه از قدرت و قوّت و توانایی است. خدای عزّوجلّ می‌فرماید که وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ یعنی به‌واسطه‌ی قدرت و توانایی او، آسمان‌ها پیچیده می‌شوند. خداوند منزّه و برتر است از آنچه همتای او قرار می‌دهند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۲/ التوحید، ص۱۶۱

۱ -۳

(زمر/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- انَ عزّوجلّ الْمَوْجُودَ بِنَفْسِهِ لَا بِأَدَاتِهِ انْتَفَی أَنْ یَکُونَ قَدَرُوهُ حَقَّ قَدْرِهِ فَقَالَ تَنْزِیهاً لِنَفْسِهِ عَنْ مُشَارَکَهًِْ الْأَنْدَادِ وَ ارْتِفَاعاً عَنْ قِیَاسِ الْمُقَدِّرِینَ لَهُ بِالْحُدُودِ مِنْ کَفَرَهًِْ الْعِبَادِ وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ فَمَا دَلَّکَ الْقُرْآنُ عَلَیْهِ مِنْ صِفَتِهِ فَاتَّبِعْهُ لِیُوصِلَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ مَعْرِفَتِهِ وَ ائْتَمَّ بِهِ وَ اسْتَضِئْ بِنُورِ هِدَایَتِهِ فَإِنَّهَا نِعْمَهًٌْ وَ حِکْمَهًٌْ أُوتِیتَهُمَا فَخُذْ مَا أُوتِیتَ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ، موجودی مستقل و قائم به نفس خود است و برای وجود خود نیازی به ابزار و وسیله و واسطه ندارد. البتّه خود می‌فرماید که کسی نمی‌تواند آن طور که شایسته‌ی اوست، او را بشناسد و برای اینکه خود را از گفتار و پندار بندگان کافرش که برای او شریکانی قائل شده‌اند و از پندار افرادی که به حساب خود، خداوند را با قیاس با دیگر موجودات، محدود به حد و اندازه دانسته‌اند منزّه و بری کند، فرموده است: وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ برای رسیدن به شناخت بیشتر بین تو و خداوند، هرصفتی را که قرآن از خداوند به تو می‌گوید را قبول و پیروی کن و از نور هدایت قرآن استفاده کن که قرآن هم نعمت است هم حکمت که هردوی آن‌ها به تو داده شده است. پس هرچه به تو می‌دهد [و هرچه قرآن می‌گوید] را بپذیر و از جمله شکرکنندگان باش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۷۶/ التوحید، ص۵۳؛ «و انتم... من الشاکرین» محذوف

۱ -۴

(زمر/ ۶۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ أی بقوته.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( در آیه: وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ منظور از یمین، قدرت و توان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۰ القمی، ج۲، ص۲۵۱

۱ -۵

(زمر/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَیْحَکَ یَا إِنْسَانُ جِدّاً جِدّاً وَ قُرِّبُوا لِلْحِسَابِ فَرْداً فَرْداً وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا یَسْأَلُهُمْ عَمَّا عَمِلُوا حَرْفاً حَرْفاً وَ جِیءَ بِهِمْ عُرَاهًَْ الْأَبْدَانِ خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ أَمَامَهُمُ الْحِسَابُ وَ مِنْ وَرائِهِمْ جَهَنَّمُ یَسْمَعُونَ زَفِیرَهَا وَ یَرَوْنَ سَعِیرَهَا فَلَمْ یَجِدُوا نَاصِراً وَ لَا وَلِیّاً یُجِیرُهُمْ مِنَ الذُّلِّ فَهُمْ یَعْدُونَ سِرَاعاً إِلَی مَوَاقِفِ الْحَشْرِ یُسَاقُونَ سَوْقاً فَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُب.

 

امام علی (علیه السلام)- حقیقتاً وای بر تو ای انسان! قطعاً تک‌تک شما به زمان حساب و کتاب [اعمالتان] نزدیک می‌شوید؛ و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف در صف حاضر شوند، (فجر/۲۲) و از تمام اعمالشان، حرف به حرف سؤال پرسیده خواهد شد، به‌صورت برهنه [و بی‌پناه به محشر] آورده می‌شوند درحالی‌که دیدگانشان به زیر افکنده، پیش‌رویشان حساب و از پشت‌سرشان شعله‌ی جهنّمی که صدایش را می‌شنوند و زبانه‌ی او را می‌بینند قرار دارد. (و در آنجا) یاوری و دوستی پیدا نمی‌کنند که از این ذلّت آنان را پناه دهد. به سرعت به سوی ایستگاه‌های محشر می‌دوند و به این سو و آن سو روان می‌شوند؛ در آن روز که آسمان را چون طوماری در هم می‌پیچیم، [سپس] همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم، آن را بازمی‌گردانیم این وعده‌ای است بر ما، و قطعاً آن را انجام خواهیم داد. (انبیاء/۱۰۴)

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۹۸

۱ -۶

(زمر/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَمَنْ سَاوَی رَبَّنَا بِشَیْءٍ فَقَدْ عَدَلَ بِهِ وَ الْعَادِلُ بِهِ کَافِرٌ بِمَا نَزَلَتْ بِهِ مُحْکَمَاتُ آیَاتِهِ وَ نَطَقَتْ بِهِ شَوَاهِدُ حُجَجِ بَیِّنَاتِهِ لِأَنَّهُ اللَّهُ الَّذِی لَمْ یَتَنَاهَ فِی الْعُقُولِ فَیَکُونَ فِی مَهَبِّ فِکْرِهَا مُکَیَّفاً وَ فِی حَوَاصِلِ رَوِیَّاتِ هِمَمِ النُّفُوسِ مَحْدُوداً مُصَرَّفاً الْمُنْشِئُ أَصْنَافَ الْأَشْیَاءِ بِلَا رَوِیَّهًٍْ احْتَاجَ إِلَیْهَا وَ لَا قَرِیحَهًِْ غَرِیزَهًٍْ أَضْمَرَ عَلَیْهَا وَ لَا تَجْرِبَهًٍْ أَفَادَهَا مِنْ مَرِّ حَوَادِثِ الدُّهُورِ وَ لَا شَرِیکٍ أَعَانَهُ عَلَی ابْتِدَاعِ عَجَائِبِ الْأُمُورِ الَّذِی لَمَّا شَبَّهَهُ الْعَادِلُونَ بِالْخَلْقِ الْمُبَعَّضِ الْمَحْدُودِ فِی صِفَاتِهِ ذِی الْأَقْطَارِ وَ النَّوَاحِی الْمُخْتَلِفَهًِْ فِی طَبَقَاتِهِ وَ کَانَ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَوْجُودَ بِنَفْسِهِ لَا بِأَدَاتِهِ انْتَفَی أَنْ یَکُونَ قَدَرُوهُ حَقَّ قَدْرِهِ فَقَالَ تَنْزِیهاً لِنَفْسِهِ عَنْ مُشَارَکَهًِْ الْأَنْدَادِ وَ ارْتِفَاعاً عَنْ قِیَاسِ الْمُقَدِّرِینَ لَهُ بِالْحُدُودِ مِنْ کَفَرَهًِْ الْعِبَادِ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ فَمَا دَلَّکَ الْقُرْآنُ عَلَیْهِ مِنْ صِفَتِهِ فَاتَّبِعْهُ لِیُوصِلَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ مَعْرِفَتِهِ وَ ائْتَمَّ بِهِ وَ اسْتَضِئْ بِنُورِ هِدَایَتِهِ فَإِنَّهَا نِعْمَهًٌْ وَ حِکْمَهًٌْ أُوتِیتَهُمَا فَخُذْ مَا أُوتِیتَ وَ کُنْ مِنَ الشَّاکِرِینَ وَ مَا دَلَّکَ الشَّیْطَانُ عَلَیْهِ مِمَّا لَیْسَ فِی الْقُرْآنِ عَلَیْکَ فَرْضُهُ وَ لَا فِی سُنَّهًِْ الرَّسُولِ وَ أَئِمَّهًِْ الْهُدَی أَثَرُهُ فَکِلْ عِلْمَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَإِنَّ ذَلِکَ مُنْتَهَی حَقِّ اللَّهِ عَلَیْک.

 

امام علی (علیه السلام)- هرکه پروردگار ما را با چیزی برابر کند، نظیر و شریکی برایش قرار داده و آنکه عدیل و نظیر برایش قرار دهد، کافر است و دلیل این امر، آیات محکم قرآن است که نازل شده و حجّت‌های آشکار الهی به آن دلالت می‌کند. چراکه او خدائی است که عقول به آنجا نمی‌رسد و همّت‌های نفس‌ها محدود است و زود از راه خود بازمی‌گردند. همان کسی که اقسام چیزها را ایجاد می‌فرماید بدون اینکه به آن محتاج باشد و نه قریحه‌ی طبیعی که دل بر آن بسته باشد و خاطری که در آن نهان داشته باشد و نه تجربه و آزمایشی که آن را از مرور حوادث روزگار، فرا گرفته و کسب نموده باشد و نه شریکی که او را بر ایجاد امور عجیب یاری داده باشد. همان کسی که وقتی افراد از حق بازگشته، او را به مخلوقاتی که احوال و صفاتشان محدود و متفاوت است و در اطوار و طبقات خود حد و حدود و اطراف و نواحی دارند، تشبیه کردند، او مستقل به ذات خود موجود بود نه اینکه به ادلّه‌ی آیات و به واسطه‌ی وجود نشانه‌ها موجود باشد و برای آن جناب، تنزیه و دورداشتن خویش از فرض مشارکت همتایان و بلندشدن از قیاس و اندازه‌کردن بندگان کافری که او را به اندازها اندازه کردند، فرمود: وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ پس به صفاتی از خداوند که آیات قرآن، تو را به آن‌ها راهنمایی می‌کند، اقتدا کن تا به حقیقت خداوند واصل آیی، به آن اقتدا نما و به نور هدایتش روشنی بجو! چراکه آن نعمت و حکمتی است که آن‌ها را به تو داده‌اند پس آنچه را که به تو داده‌اند بگیر و از جمله شکرکنندگان باش و آن مواردی را که شیطان به تو القا می‌کند و برای آن‌ها در قرآن هیچ دستوری نمی‌یابی و در سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه هدی (علیهم السلام) اثری از آن نمی‌بینی، به خداوند بزرگ واگذار کن که این کار انجام تمام حقّی است که خداوند برگردن تو دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۲ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۷۷

۱ -۷

(زمر/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِ (رحمة الله علیه) فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ یَذْکُرُ فِیهِ قُدُومَ الْجَاثَلِیقِ الْمَدِینَهًَْ مَعَ مِائَهًٍْ مِنَ النَّصَارَی بَعْدَ وَفَاهًِْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ سُؤَالَهُ أَبَا بَکْرٍ عَنْ مَسَائِلَ لَمْ یُجِبْهُ عَنْهَا ثُمَ أُرْشِدَ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَسَأَلَهُ عَنْهَا فَأَجَابَهُ فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ أَنْ قَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ، فَإِذَا طُوِیَتِ السَّمَاوَاتُ وَ قُبِضَتِ الْأَرْضُ، فَأَیْنَ تَکُونُ الْجَنَّهًُْ وَ النَّارُ وَ هُمَا فِیهِمَا. قَالَ فَدَعَا بِدَوَاهًٍْ وَ قِرْطَاسٍ ثُمَّ کَتَبَ فِیهِ الْجَنَّهًَْ وَ النَّارَ، ثُمَّ دَرَجَ الْقِرْطَاسَ وَ دَفَعَهُ إِلَی النَّصْرَانِیِّ، وَ قَالَ لَهُ أَ لَیْسَ قَدْ طَوَیْتُ هَذَا الْقِرْطَاسَ قَالَ نَعَمْ. قَالَ فَافْتَحْهُ.. فَفَتَحْتُهُ {فَفَتَحَهُ} قَالَ هَلْ تَرَی آیَهًَْ النَّارِ وَ آیَهًَْ الْجَنَّهًِْ أَ مَحَاهُمَا الْقِرْطَاسُ. قَالَ لَا. قَالَ فَهَکَذَا فِی قُدْرَهًِْ اللَّهِ تَعَالَی إِذَا طُوِیَتِ السَّمَاوَاتُ وَ قُبِضَتِ الْأَرْضُ لَمْ تَبْطُلِ الْجَنَّهًُْ وَ النَّارُ کَمَا لَمْ تُبْطِلْ طَیُّ هَذَا الْکِتَابِ آیَهًَْ الْجَنَّهًِْ وَ آیَهًَْ النَّار.

 

امام علی (علیه السلام)- سلمان فارسی (در حدیث طولانی‌ای که در آن ورود جاثلیق (عالم مسیحی) را به همراه صد نفر از مسیسحیان به مدینه ذکر می‌کند که جاثلیق از ابوبکر سؤالاتی پرسید و ابوبکر نتوانست جواب دهد و بعد از آن جاثلیق به‌سوی امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) ارشاد و رهنمایی شد و از آن حضرت چند سؤال نمود و حضرت جواب داده [در آن حدیث چنین آمده:] از جمله سؤالاتی که جاثلیق پرسید این بود که گفت: «مرا از منظور این آیه: وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ باخبر ساز؛ که اگر آسمان‌ها در هم پیچیده می‌شود و زمین گرفته می‌شود [که دیگر نه آسمانی خواهد بود و نه زمینی] بهشت و جهنّم که جایی در آسمان و زمین است کجاست؟ [و طبق ادّعای این آیه، با برچیده‌شدن آسمان و زمین، بهشت و جهنّم نیز از بین می‌رود]. حضرت یک کاغذ و قلم خواست و در آن کاغذ نام بهشت و جهنّم را نوشت بعد کاغذ را پیچید و به دست نصرانی داد بعد فرمود: «آیا این کاغذ را درهم نپیچیدم»؟ عرض کرد: «بلی». سپس فرمود: «کاغذ را باز کن نصرانی کاغذ را باز کرد حضرت فرمود: «آیا اثری از کلمه‌ی جهنّم و بهشت در آن می‌بینی یا اینکه کاغذ [و پیچیده شدن آن] آن‌ها را محو کرده است»؟ نصرانی عرض کرد: «نه». حضرت فرمود: «پس هم چنین در قدرت و نیروی خدا، زمانی‌که آسمان‌ها پیچیده شود و زمین گرفته شود، بهشت و جهنّم باطل نمی‌شوند آنچنان‌که پیچیدن این کاغذ نوشته‌های بهشت و جهنّم را نابود نکرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۲ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۷۲

۱ -۸

(زمر/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ یَهُودِیّاً جَاءَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَسْأَلُکَ فَتُخْبِرُنِی ... أَ رَأَیْتَ قَوْلَهُ عزّوجلّ یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ أَیْنَ النَّاسُ یَوْمَئِذٍ فَقَالَ فِی الظُّلْمَهًِْ دُونَ الْمَحْشَر.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مردی یهودی خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) سؤال می‌کنم به من جواب بده ... این آیه را توجّه کن: در آن روز که این زمین به زمین دیگر، مبدّل می‌شود. (ابراهیم/۴۸). وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ مردم در آن وقت کجا هستند»؟ فرمود: «در تاریکی‌ای غیر از محشر هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۹۲

۱ -۹

(زمر/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَ اللَّهَ لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ وَ قَدْ قَالَ فِی کِتَابِهِ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ فَلَا یُوصَفُ بِقَدَرٍ إِلَّا کَانَ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِکَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ذات خداوند قابل توصیف نیست و چگونه به وصف آید با آنکه خود در قرآنش گوید: وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِه ذات خدا با هیچ حد و تعریفی مقایسه نمی‌شود مگر آنکه خدا والاتر و بزرگتر از آن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۴ الکافی، ج۱، ص۱۰۳

 

آیه وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللهُ ثُمَّ نُفِخَ فيهِ أُخْرى فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ [68]

 

و [در آستانه‌ی قيامت] در «صور» دميده مى‌شود، و در‌پى آن همه‌ی كسانى كه در آسمان‌ها و زمينند مى‌ميرند، مگر كسانى كه خدا بخواهد؛ سپس بار ديگر در «صور» دميده مى‌شود، ناگهان همگى به پا مى‌خيزند و در انتظار [حساب و جزا] هستند.

و در «صور» دمیده می‌شود، پس همه‌ی کسانی که در آسمان‌ها و زمینند می‌میرند

۱ -۱

(زمر/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ مَا بَعْدَ الْقَبْرِ أَشَدُّ مِنَ الْقَبْرِ یَوْمَ یَشِیبُ فِیهِ الصَّغِیرُ وَ یَسْکُرُ فِیهِ الْکَبِیرُ وَ یَسْقُطُ فِیهِ الْجَنِینُ وَ تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهًٍْ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ احْذَرُوا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً أَمَا إِنَّ شَرَّ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَ فَزَعَهُ اسْتَطَارَ حَتَّی فَزِعَتْ مِنْهُ الْمَلَائِکَهًُْ الَّذِینَ لَیْسَتْ لَهُمْ ذُنُوبٌ وَ السَّبْعُ الشِّدَادُ وَ الْجِبَالُ الْأَوْتَادُ وَ الْأَرَضُونَ الْمِهَادُ وَ انْشَقَّتِ السَّمَاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وَاهِیَهًٌْ وَ تَتَغَیَّرُ فَکانَتْ وَرْدَهًًْ کَالدِّهانِ وَ تَکُونُ الْجِبَالُ سَرَاباً مَهِیلًا بَعْدَ مَا کَانَتْ صُمّاً صِلَاباً یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ فَکَیْفَ مَنْ یَعْصِیهِ بِالسَّمْعِ وَ الْبَصَرِ وَ اللِّسَانِ وَ الْیَدِ وَ الرِّجْلِ وَ الْفَرْجِ وَ الْبَطْنِ إِنْ لَمْ یَغْفِرِ اللَّهُ وَ یَرْحَمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای بندگان خدا! بدانید که اتّفاقاتِ بعد از قبر، سخت‌تر از خود قبر است روزی خواهد بود که در آن، کودک پیر می‌شود و شخص بزرگسال [از شدّت حیرت]، مست و مدهوش می‌شود و جنین‌ها سقط می‌شوند [آن‌چنان وحشت سرا پای همه را فرا می‌گیرد که] هر مادر شیر دهی، کودک شیر خوارش را فراموش می‌کند. (حج/۲). و بترسید از روزی که [قرآن می‌فرماید]: از روزی که عبوس و سخت است. (انسان/۱۰). و شر و عذابش گسترده است. (انسان/۷). بدانید که شرّ و بی‌تابی آن روز، فراگیر است تا آنجا که فرشتگان که گناهی ندارند و درّندگان وحشی و کوه‌های استوار و زمین‌هایی که محلّ آرامشند، [همگی] از [سختی] آن روز، بی‌تابی می‌کنند و آسمان از هم می‌شکافد و سست می‌گردد و فرو می‌ریزد. (الحاقه/۱۶). و تغییر می‌کند و همچون روغن مذاب گلگون گردد. (رحمن/۳۷). و کوه‌ها بعد از محکم‌بودن و استواری، سرابی می‌شوند و به شکل توده‌هایی از شن نرم در می‌آیند، خداوند سبحان می‌فرماید: وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ حالِ کسی که با گوش و چشم و زبان و دست و پا و شرمگاه و شکم خود، نافرمانی او (خدا) را می‌کند، اگر خدا [او را] نبخشد و رحم نکند، چگونه خواهد بود»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۴ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۵۴۵/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۶، ص۶۹؛ «الرجل» محذوف/ الغارات، ج۱، ص۱۵۱

۱ -۲

(زمر/ ۶۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سال عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌سَلَامٍ عن النبی (صلی الله علیه و آله) فقال ... فَأَخْبِرْنِی کَیْفَ یَحْشُرُ اللَّهُ الْخَلَائِقَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ بَعْدَ مَوْتِهِمْ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) یَا ابْنَ سَلَامٍ یُحْیِی اللَّهُ إِسْرَافِیلَ وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ یُحْیِیهِ مِنْ خَدَمِهِ وَ هُوَ صَاحِبُ الصُّورِ أَوَّلًا فَیَأْمُرُهُ اللَّهُ عزّوجلّ أَنْ یَنْفُخَ فِی الصُّورِ قَالَ فَأَخْبِرْنِی مَا یَقُولُ إِسْرَافِیلُ فِی الصُّورِ قَالَ یَا ابْنَ سَلَامٍ یَقُولُ أَیَّتُهَا الْعِظَامُ الْبَالِیَهًُْ وَ الْأَعْضَاءُ الْمُتَفَرِّقَهًُْ وَ الشُّعُورُ الْمُنْفَصِلَهًُْ هَلُمُّوا إِلَی الْعَرْضِ عَلَی اللَّهِ تَعَالَی الْمَلِکِ الْجَبَّارِ خَالِقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ یَنْفُخُ فِی الصُّورِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ قَالَ فَکَمْ طُولُ کُلِّ نَفْخَهًٍْ قَالَ مَسِیرَهًُْ أَرْبَعِینَ أَلْفَ سَنَهًٍْ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَکَمْ کَلِمَهًًْ یَتَکَلَّمُ فِیهِ إِسْرَافِیلُ قَالَ سِتَّ کَلِمَاتٍ قَالَ وَ مَا تِلْکَ الْکَلِمَاتُ قَالَ الْکَلِمَهًُْ الْأُوْلَی یَکُونُ النَّاسُ طِیناً وَ الثَّانِیَهًُْ یَکُونُونَ صُوَراً وَ الْکَلِمَهًُْ الثَّالِثَهًُْ تَسْتَوِی الْأَبْدَانُ وَ الْکَلِمَهًُْ الرَّابِعَهًُْ یَجْرِی الدَّمُ فِی الْعُرُوقِ وَ الْکَلِمَهًُْ الْخَامِسَهًُْ یَنْبُتُ الشَّعْرُ وَ الْکَلِمَهًُْ السَّادِسَهًُْ قُومُوا فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عبداللَّه‌بن‌سلام به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفت: «به من بگو، خدا مخلوقات را پس از مرگشان در قیامت چگونه محشور کند»؟ فرمود: «ای ابن‌سلام! نخست خدا اسرافیل را زنده می‌کند و او اوّلین خدمتگزار خداوند است که زنده شده و صور در دست اوست و خدای عزّوجلّ به او می‌فرماید
 تا در صور بدمد». گفت: «بگو اسرافیل در صور چه می‌گوید»؟ فرمود: «ای ابن‌سلام! می‌گوید: «ای استخوان‌های پوسیده، اندام پراکنده، موی‌های ریخته، بشتابید برای قرارگرفتن در برابر خداوندکه پادشاه جبّار آفریننده‌ی آسمان‌ها و زمین است». و سپس برای بار دوّم در صور می‌دمد که این‌بار ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار [حساب و جزا] هستند. فرمود: «معادل مدّت یک مسافت چهل‌هزار ساله». گفت: «راست گفتی ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! اسرافیل چند بار در صور می‌دمد [تا مردم بلند شوند و محشر آغاز شود]»؟ فرمود: «شش بار». گفت: «آن مراحل چیست»؟ فرمود: «در مرحله یکم مردم [مردگان] گل هستند و در مرحله دوّم صورتگری می‌شوند، و در مرحله سوّم بدن آن‌ها درست می‌شود، و در مرحله چهارم خون در رگ‌های آن‌ها روان می‌شود، و در مرحله پنجم مو برمی‌آورند و در مرحله ششم برمی‌خیزند؛ فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ». گفت: «راست گفتی ای محمّد (صلی الله علیه و آله)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۴ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۵۸

۱ -۳

(زمر/ ۶۸)

 

السّجّاد (علیه السلام)- أَنَ الصُّورَ قَرْنٌ عَظِیمٌ لَهُ رَأْسٌ وَاحِدٌ وَ طَرَفَانِ وَ بَیْنَ الطَّرَفِ الْأَسْفَلِ الَّذِی یَلِی الْأَرْضَ إِلَی الطَّرَفِ الْأَعْلَی الَّذِی یَلِی السَّمَاءَ مِثْلُ مَا بَیْنَ تُخُومِ الْأَرَضِینَ السَّابِعَهًِْ إِلَی فَوْقِ السَّمَاءِ السَّابِعَهًِْ فِیهِ أَثْقَابٌ بِعَدَدِ أَرْوَاحِ الْخَلَائِقِ وَسِعَ فَمُهُ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ لَهُ فِی الصُّورِ ثَلَاثُ نَفَخَاتٍ نَفْخَهًُْ الْفَزَعِ وَ نَفْخَهًُْ الْمَوْتِ ... یَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَی إِسْرَافِیلَ أَنْ یَنْفُخَ فِی الصُّورِ نَفْخَهًَْ الصَّعْقِ فَیَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی الْأَرْضَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ إِنْسٌ وَ لَا جِنٌّ وَ لَا شَیْطَانٌ وَ لَا غَیْرُهُمْ مِمَّنْ لَهُ رُوحٌ إِلَّا صَعِقَ وَ مَاتَ وَ یَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی السَّمَاءَ فَلَا یَبْقَی فِی السَّمَاوَاتِ ذُو رُوحٍ إِلَّا مَاتَ ... فَإِذَا لَمْ یَبْقَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ فِی السَّمَاءِ وَ الْأَرْض ... یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لَنُحْیِی جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ إِسْرَافِیلَ وَ عِزْرَائِیلَ وَ حَمَلَهًَْ الْعَرْشِ فَیُحْیَوْنَ بِإِذْنِ اللَّهِ فَیَأْمُرُ اللَّهُ إِسْرَافِیلَ أَنْ یَأْخُذَ الصُّورَ بِیَدِهِ ثُمَّ یَأْمُرُ اللَّهُ أَرْوَاحَ الْخَلَائِقِ فَتَأْتِی فَتَدْخُلُ فِی الصُّورِ ثُمَّ یَأْمُرُ اللَّهُ إِسْرَافِیلَ أَنْ یَنْفُخَ فِی الصُّوَرِ لِلْحَیَاهًِْ وَ بَیْنَ النَّفْخَتَیْنِ أَرْبَعِینَ سَنَهًًْ قَالَ فَتَخْرُجُ الْأَرْوَاحُ مِنْ أَثْقَابِ الصُّورِ کَأَنَّهَا الْجَرَادُ الْمُنْتَشِرُ فَتَمْلَأُ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ فَتَدْخُلُ الْأَرْوَاحُ فِی الْأَرْضِ إِلَی الْأَجْسَادِ وَ هُمْ نِیَامٌ فِی الْقُبُورِ کَالْمَوْتَی فَتَدْخُلُ کُلُّ رُوحٍ فِی جَسَدِهَا فَتَدْخُلُ فِی خَیَاشِیمِهِمْ فَیُحْیَوْنَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی فَتَنْشَی الْأَرْضُ عَنْهُمْ کَمَا قَالَ یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً کَأَنَّهُمْ إِلی نُصُبٍ یُوفِضُونَ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ و قال تعالی ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُون.

 

امام سجاد (علیه السلام)- صور [اسرافیل] شاخی بزرگ است که یک سر و دو طرف دارد. و ما بین طرف پایین آن که به جانب زمین است تا طرف بالا که به جانب آسمان است فاصله‌ای مثل فاصله‌ی بین ته زمین هفتم است تا بالای آسمان هفتم. در آن سوراخ‌هایی به تعداد ارواح همه‌ی مخلوقات است. وسعت دهنه‌ی آن به قدر ما بین آسمان و زمین است و حضرت اسرافیل، سه مرتبه در صور می‌دمد: یکی نفخه‌ی فزع، دیگری نفخه‌ی مرگ و سوّم نفخه‌ی زنده‌شدن ... [پس وقتی روزهای دنیا تمام شد] خدا به اسرافیل می‌فرماید که نفخه‌ی فزع را در صور بدمد، صدا از طرفی که به جانب زمین است خارج می‌شود و در زمین نه آدمی و نه جنّی و نه شیطان و نه غیر این‌ها از کسانی که صاحب روح هستند باقی نمی‌ماند مگر اینکه می‌افتد و می‌میرد و صدا از طرفی که به جانب آسمان است خارج می‌شود و در آسمان صاحب روحی نمی‌ماند مگر اینکه بمیرد ... پس وقتی که از خلق خدا احدی در آسمان و زمین باقی نماند ... خدای متعال می‌گوید: باید جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حاملان عرش زنده شوند! پس به اذن خدا زنده می‌شوند. سپس خداوند به اسرافیل (علیه السلام) امری کند که صور را در دست بگیرد سپس امر می‌کند تا ارواح مؤمنان داخل صور قرار گیرند و آن‌ها آمده و در صور قرار می‌گیرند. سپس خداوند به اسرافیل دستور می‌دهد که برای زنده شدن در صور بدمد و فاصله بین این دو نفخه چهل سال است. و به واسطه‌ی آن، ارواح از سوراخ‌های صور مثل دسته‌ای از ملخ‌ها که پراکنده می‌شوند، خارج می‌شوند و ما بین زمین و آسمان از ارواح پر می‌شود. ارواح داخل زمین می‌شوند و به‌سوی اجساد می‌روند درحالی‌که آن‌ها در قبرها مانند مرده‌ها خوابیده‌اند، پس هر روحی از راه بینی داخل در جسد خودش می‌شود. پس به اذن خدا زنده می‌شوند. زمین از روی آن بدن‌ها شکافته می‌شود، چنانچه خدا می‌فرماید: روزی که خارج می‌شوند از قبرها درحال سرعت گویا آن‌ها به‌سوی پرچم نصب شده سرازیر می‌شوند، چشم‌های آن‌ها خاشع است و ذلّت آن‌ها را پوشیده و فرا گرفته این است آن روزی که وعده داده شده بودند. (معارج/۴۴-۴۳). و خداوند می‌فرماید: ثُمَّ نُفِخَ فِیهِ أُخْری فَإِذا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۶ إرشادالقلوب، ج۱، ص۵۳

۱ -۴

(زمر/ ۶۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا عَادَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ تَبُوکَ إِلَی الْمَدِینَهًِْ قَدِمَ إِلَیْهِ عَمْرُوبْنُ‌مَعْدِی کَرِبَ فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) أَسْلِمْ یَا عَمْرُو یُؤْمِنُکَ اللَّهُ مِنَ الْفَزَعِ الْأَکْبَرِ. قَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا الْفَزَعُ الْأَکْبَرُ؟ فَإِنِّی لَا أَفْزَعُ. فَقَالَ: یَا عَمْرُو إِنَّهُ لَیْسَ کَمَا تَظُنُّ وَ تَحْسَبُ إِنَ النَّاسَ یُصَاحُ بِهِمْ صَیْحَهًًْ وَاحِدَهًًْ فَلَا یَبْقَی مَیِّتٌ إِلَّا نُشِرَ وَ لَا حَیٌّ إِلَّا مَاتَ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ یُصَاحُ بِهِمْ صَیْحَهًًْ أُخْرَی فَیُنْشَرُ مَنْ مَاتَ وَ یَصُفُّونَ جَمِیعاً وَ تَنْشَقُّ السَّمَاءُ وَ تُهَدُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً وَ تَرْمِی النَّارَ بِمِثْلِ الْجِبَالِ شَرَراً فَلَا یَبْقَی ذُو رُوحٍ إِلَّا انْخَلَعَ قَلْبُهُ وَ ذَکَرَ دِینَهُ وَ شُغِلَ بِنَفْسِهِ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ فَأَیْنَ أَنْتَ یَا عَمْرُو مِنْ هَذَا؟ قَالَ: أَلَا إِنِّی أَسْمَعُ أَمْراً عَظِیماً فَآمَنَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ آمَنَ مَعَهُ مِنْ قَوْمِهِ نَاسٌ وَ رَجَعُوا إِلَی قَوْمِهِم.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از [جنگ] تبوک به مدینه باز گشت، عمروبن‌معدی کرب‌زبیدی [از بزرگان عرب و دلاوران و شعرای ایشان بود] نزد آن حضرت آمده و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «ای عمرو! اسلام اختیار کن تا خدا تو را از بیم و هراس بزرگ ایمن گرداند»، عرض کرد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) بیم و هراس بزرگ کدام است؟ من که از چیزی نمی‌ترسم». فرمود: «ای عمرو! این‌گونه نیست که تو می‌پنداری و گمان می‌کنی، یک فریاد و بانگی بر مردم زده شود که هیچ مرده‌ای به جای نمی‌ماند جز اینکه زنده شود و هیچ زنده‌ای نمی‌ماند جز اینکه بمیرد، مگر آن کس که خدا بخواهد، سپس بانگ دیگری بر ایشان زده می‌شود که هرکه مرده است زنده شود، و همگی [در عرصه‌ی محشر] صف می‌کشند، آسمان شکافته می‌شود، و زمین از هم می‌پاشد، کوه‌ها در هم فرو می‌ریزند، آتش به‌اندازه‌ی کوه‌ها شراره می‌زند، در آن هنگام جانداری به جای نمی‌ماند جز اینکه دلش از جا کنده شود، و به یاد گناه خویش می‌افتد، و به خود سرگرم شود، مگر آن کس که خدا خواهد، ای عمرو! تو در برابر این هراس بزرگ چه خواهی کرد؟ کجا [معنای این هراس بزرگ را] می‌دانی»؟ عمرو گفت: «من داستان بزرگی می‌شنوم». و [با همین سخنان] مسلمان شده به خدا و رسولش ایمان آورد و گروهی از قبیله‌ی او نیز با او ایمان آوردند و به‌سوی قوم خویش بازگشتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۰

۱ -۵

(زمر/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَبْعَثَ الْخَلْقَ أَمْطَرَ السَّمَاءَ عَلَی الْأَرْضِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً فَاجْتَمَعَتِ الْأَوْصَالُ وَ نَبَتَتِ اللُّحُومُ وَ قَالَ: أَتَی جَبْرَئِیلُ رَسُولَ اللَّهِ (علیه السلام) فَأَخَذَ بِیَدِهِ وَ أَخْرَجَهُ إِلَی الْبَقِیعِ فَانْتَهَی بِهِ إِلَی قَبْرٍ فَصَوَّتَ بِصَاحِبِهِ فَقَالَ: قُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ فَخَرَجَ مِنْهُ رَجُلٌ أَبْیَضُ الرَّأْسِ وَ اللِّحْیَهًِْ، یَمْسَحُ التُّرَابَ عَنْ وَجْهِهِ وَ هُوَ یَقُولُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ، فَقَالَ جَبْرَئِیلُ: عُدْ بِإِذْنِ اللَّهِ ثُمَّ انْتَهَی بِهِ إِلَی قَبْرٍ آخَرَ فَقَالَ: قُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ فَخَرَجَ مِنْهُ رَجُلٌ مُسْوَدُّ الْوَجْهِ، وَ هُوَ یَقُولُ: یَا حَسْرَتَاهْ یَا ثُبُورَاهْ. ثُمَّ قَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ: عُدْ إِلَی مَا کُنْتَ فِیهِ بِإِذْنِ اللَّهِ، فَقَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! هَکَذَا یُحْشَرُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَالْمُؤْمِنُونَ یَقُولُونَ هَذَا الْقَوْلَ وَ هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ مَا تَرَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند اراده می­فرماید تا آفریدگان را برانگیزد، آسمان چهل بامداد بر زمین می­بارد و آنگاه اندام­ها به هم می­پیوندد و گوشت­ها بر بدن­ها می­روید. جبرئیل خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و دست ایشان را گرفت و به‌سوی بقیع بیرون برد. جبرئیل ایشان را بر سر گوری برد و صاحبش را صدا زد و گفت: «به فرمان خدا برخیز». ناگاه مردی با مو و ریش سفید از گور سر برآورد و خاک از چهره‌ی خود تکاند و گفت: «ستایش برای خداوند است و خداوند بزرگتر است». آنگاه جبرئیل به او گفت: «به فرمان خدا به جایت برگرد». سپس جبرئیل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بر سر گور دیگری برد و گفت: «به فرمان خدا برخیز». ناگاه مردی روسیاه از گور سر برآورد و گفت: «ای دریغ و ای افسوس»! جبرئیل به او گفت: «به فرمان خدا به همان‌جا که بودی برگرد». سپس عرض کرد: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! مردگان در روز قیامت همین‌گونه محشور می‌شوند و مؤمنان آن سخن را می­گویند و اینان چیزی را که دیدی می­گویند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۸ القمی، ج۲، ص۲۵۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۶

(زمر/ ۶۸)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ النَّفْخَتَیْنِ کَمْ بَیْنَهُمَا قَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ فَقِیلَ لَهُ فَأَخْبِرْنِی یَا ابْنَ‌رَسُولِ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَیْفَ یُنْفَخُ فِیهِ؟ فَقَالَ: أَمَّا النَّفْخَهًُْ الْأُولَی فَإِنَ اللَّهَ یَأْمُرُ إِسْرَافِیلَ فَیَهْبِطُ إِلَی الدُّنْیَا وَ مَعَهُ صُورٌ وَ لِلصُّورِ رَأْسٌ وَاحِدٌ وَ طَرَفَانِ وَ بَیْنَ طَرَفِ کُلِّ رَأْسٍ مِنْهُمَا مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ قَالَ فَإِذَا رَأَتِ الْمَلَائِکَهًُْ إِسْرَافِیلَ وَ قَدْ هَبَطَ إِلَی الدُّنْیَا وَ مَعَهُ الصُّورُ قَالُوا قَدْ أَذِنَ اللَّهُ فِی مَوْتِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ فِی مَوْتِ أَهْلِ السَّمَاءِ قَالَ فَیَهْبِطُ إِسْرَافِیلُ بِحَظِیرَهًِْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ یَسْتَقْبِلُ الْکَعْبَهًَْ فَإِذَا رَأَوْا أَهْلُ الْأَرْضِ
 قَالُوا: أَذِنَ اللَّهُ فِی مَوْتِ أَهْلِ الْأَرْضِ. قَالَ: فَیَنْفُخُ فِیهِ نَفْخَهًًْ فَیَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی الْأَرْضَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ ذُو رُوحٍ إِلَّا صَعِقَ وَ مَاتَ وَ یَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی السَّمَاوَاتِ فَلَا یَبْقَی فِی السَّمَاوَاتِ ذُو رُوحٍ إِلَّا صَعِقَ وَ مَاتَ إِلَّا إِسْرَافِیلَ. قَالَ: فَیَقُولُ اللَّهُ لِإِسْرَافِیلَ: یَا إِسْرَافِیلُ مُتْ فَیَمُوتُ إِسْرَافِیلُ فَیَمْکُثُونَ فِی ذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ یَأْمُرُ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ فَتَمُورُ وَ یَأْمُرُ الْجِبَالَ فَتَسِیرُ وَ هُوَ قَوْلُهُ یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً وَ تَسِیرُ الْجِبالُ سَیْراً یَعْنِی تَبْسُطُ وَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ یَعْنِی بِأَرْضٍ لَمْ یُکْتَسَبْ عَلَیْهَا الذُّنُوبُ بَارِزَهًًْ لَیْسَ عَلَیْهَا الْجِبَالُ وَ لَا نَبَاتٌ کَمَا دَحَاهَا أَوَّلَ مَرَّهًٍْ وَ یُعِیدُ عَرْشَهُ عَلَی الْمَاءِ کَمَا کَانَ أَوَّلَ مَرَّهًٍْ مُسْتَقِلًّا بِعَظَمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ. قَالَ: فَعِنْدَ ذَلِکَ یُنَادِی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ بِصَوْتٍ جَهْوَرِیٍّ یَسْمَعُ أَقْطَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ لِمَنِ الْمُلْک الْیَوْمَ فَلَا یُجِیبُهُ مُجِیبٌ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُنَادِی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ مُجِیباً لِنَفْسِهِ لِلهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ وَ أَنَا قَهَرْتُ الْخَلَائِقَ کُلَّهُمْ وَ أَمَتُّهُمْ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِی لَا شَرِیکَ لِی وَ لَا وَزِیرَ وَ أَنَا خَلَقْتُ خَلْقِی بِیَدِی وَ أَنَا أَمَتُّهُمْ بِمَشِیَّتِی وَ أَنَا أُحْیِیهِمْ بِقُدْرَتِی. قَالَ: فَنَفَخَ الْجَبَّارُ نَفْخَهًًْ فِی الصُّورِ یَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنْ أَحَدِ الطَّرَفَیْنِ الَّذِی یَلِی السَّمَاوَاتِ فَلَا یَبْقَی فِی السَّمَاوَاتِ أَحَدٌ إِلَّا حَیَّ وَ قَامَ کَمَا کَانَ وَ یَعُودُ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ یُحْضَرُ الْجَنَّهًُْ وَ النَّارُ وَ یُحْشَرُ الْخَلَائِقُ لِلْحِسَاب.

 

امام سجاد (علیه السلام)- از ایشان پرسیدند: «فاصله‌ی بین دو دَمی که در صور دمیده می­شود چه قدر است»؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: «هرچه خدا بخواهد». عرض کردند: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما را خبر ده که چگونه در آن دمیده می­شود»؟ فرمود: «در هنگام دَم اوّل، خداوند متعال به اسرافیل فرمان می­دهد و او با صور به زمین فرود می­آید، صور از یک‌سو، یک‌سر و از سوی دیگر، دو سر دارد که بین هریک از این دو، همه آنچه در آسمان و زمین است، جای دارد. وقتی فرشتگان اسرافیل را می­بینند که با صور به زمین فرود آمده، می­گویند: «خداوند فرمان مرگ زمینیان و مرگ آسمانیان را داده است». اسرافیل بر زمین بیت المقدس فرود می­آید و رو به‌سوی کعبه می‌کند. وقتی زمینیان او را می­بینند، می­گویند: «خداوند فرمان مرگ زمینیان را داده است». آنگاه اسرافیل در صور می‌دمد و صدای آن از طرفی که به سمت اهل زمین است درمی‌آید و هیچ جانداری در زمین نمی‌ماند مگر آنکه از هوش رفته و می‌میرد، آنگاه اسرافیل در صور می­دمد و صدای صور از طرفی که رو به آسمان است، در می­آید و هیچ جانداری در آسمان­ها نمی­ماند، مگر آنکه از هوش می­رود و همه می­میرند، جز اسرافیل. سپس خداوند به اسرافیل می­فرماید: «ای اسرافیل! بمیر». اسرافیل می­میرد و در آن میان هرآنچه خدا بخواهد بر جای می­ماند؛ سپس آسمان­ها به فرمان خدا در تب‌وتاب می­افتند و کوه­ها به فرمان او به حرکت در می­آیند و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: روزی که آسمان سخت در تب‌وتاب افتد، و کوه‌ها [جمله] به حرکت درآیند. (طور/۱۰-۹). یعنی گشاده می‌شوند و زمین به غیر این زمین مبدّل گردد. (ابراهیم/۴۸). یعنی به زمینی که هیچ گناهی در آن نمی­شود و برهوتی که هیچ کوه و گیاهی در آن نیست، همان‌گونه که اوّلین‌بار آن را گستراند و عرش خود را همچنان که اوّلین بار بود، بر آب برمی‌گرداند و با شکوه و توانمندی خود پی می­افکند. در آن هنگام خداوند جبّار به آوایی بلند که در جای جای آسمان­ها و زمین­ها شنیده می­شود، ندا سر می­دهد: «امروز فرمانروایی برای کیست»؟ هیچ‌کس پاسخی نمی‌دهد. خداوند جبّار خود پاسخ خود می­دهد و می­فرماید: «برای خداوند یگانه چیره، منم که بر تمامی آفریدگان و امّت­هایشان چیره گشتم و منم الله که هیچ خدایی به جز من که یگانه­ام نیست، نه شریکی دارم و نه وزیری. من آفریدگانم را به دست خود آفریدم و من به خواست خود آن‌ها را می­میرانم و من با توانمندی خود، آن‌ها را زنده می­کنم». آنگاه خداوند جبّار دَمی در صور می­دمد و صدای صور از سویی که رو به آسمان­ها دارد، در می­آید و هیچ‌کس در آسمان­ها به جا نمی‌ماند، مگر آنکه جان می­یابد و همچنان‌که بود، برپا می­شود و حاملان عرش باز می‌گردند و بهشت و دوزخ هویدا می­شوند و آفریدگان برای روز حساب، محشور می‌شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۲۹۸ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۲۴

۱ -۷

(زمر/ ۶۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله): یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ فَإِذَا غَضِبَ اللَّهُ عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ أَمَرَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی إِسْرَافِیلَ یَنْفُخُ نَفْخَهًَْ الصَّعْقِ، فَنَفَخَ عَلَی غَفْلَهًٍْ مِنَ النَّاسِ، فَمِنَ النَّاسِ مَنْ هُوَ فِی وَطَنِهِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ هُوَ فِی سَفَرِهِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ یَأْکُلُ فَلَا یَرْفَعُ لُقْمَهًًْ إِلَی فِیهِ حَتَّی یَخْمُدَ وَ یَصْعَقَ، وَ مِنْهُمْ مَنْ یُحَدِّثُ صَاحِبَهُ فَلَا یُتِمُّ الْکَلِمَهًَْ حَتَّی یَمُوتُ، فَتَمُوتُ الْخَلَائِقُ کُلُّهُمْ عَنْ آخِرِهِمْ، وَ إِسْرَافِیلُ لَا یَقْطَعُ صَیْحَتَهُ حَتَّی تَغُورَ عُیُونُ الْأَرْضِ وَ أَنْهَارُهَا وَ بِنَاءُهَا وَ أَشْجَارُهَا وَ جِبَالُهَا وَ بِحَارُهَا وَ یَدْخُلَ الْکُلُّ بَعْضُهُمْ فِی بَعْضٍ فِی بَطْنِ الْأَرْضِ وَ النَّاسُ خَمُودٌ وَ صَرْعَی فَمِنْهُمْ مَنْ هُوَ صَرِیعٌ عَلَی ظَهْرِهِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ هُوَ صَرِیعٌ عَلَی جَنْبِهِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ هُوَ صَرِیعٌ عَلَی خَدِّهِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ تَکُونُ اللُّقْمَهًُْ فِی فِیهِ فَیَمُوتُ فَمَا أَدْرَکَ بِهِ أَنْ یَبْتَلِعَهَا
 وَ تَنْقَطِعَ السَّلَاسِلُ الَّتِی فِیهَا قَنَادِیلُ النُّجُومِ فَتَسْتَوِی بِالْأَرْضِ مِنْ شِدَّهًِْ الزَّلْزَلَهًِْ وَ تَمُوتَ مَلَائِکَهًَْ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْحُجُبِ وَ السُّرَادِقَاتِ وَ الصَّافُّونَ وَ الْمُسَبِّحُونَ وَ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ أَهْلُ سُرَادِقَاتِ الْمَجْدِ وَ الْکَرُوبِیُّونَ وَ بَقِیَ جَبْرَائِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ، فَیَقُولُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: یَا مَلَکَ الْمَوْتِ، وَ مَنْ بَقِیَ وَ هُوَ أَعْلَمُ؟ فَیَقُولُ مَلَکُ الْمَوْتِ: سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ، بَقِیَ إِسْرَافِیلُ وَ بَقِیَ جَبْرَائِیلُ وَ بَقِیَ مِیکَائِیلُ وَ بَقِیَ عَبْدُکَ الضَّعِیفُ مَلَکُ الْمَوْتِ وَ هُوَ خَاضِعٌ خَاشِعٌ ذَلِیلٌ قَدْ ذَهَبَتْ نَفْسُهُ لِعِظَمِ مَا عَایَنَ مِنَ الْأَهْوَالِ فَیَقُولُ الْجَبَّارُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: انْطَلِقْ إِلَی جَبْرَائِیلَ فَاقْبِضْ رُوحَهُ. فَیَنْطَلِقُ مَلَکُ الْمَوْتِ إِلَی جَبْرَائِیلَ فَیَجِدُهُ سَاجِداً وَ رَاکِعاً، فَیَقُولُ لَهُ: مَا أَغْفَلَکَ عَمَّا یُرَادُ بِکَ یَا مِسْکِینُ؛ قَدْ مَاتَ بَنُو آدَمَ وَ أَهْلُ الدُّنْیَا وَ الْأَرْضِ وَ الطُّیُورُ وَ السِّبَاعُ وَ الْهَوَامُّ وَ سُکَّانُ السَّماواتِ وَ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ السُّرَادِقَاتِ وَ سُکَّانُ سِدْرَهًِْ الْمُنْتَهَی وَ قَدْ أَمَرَنِیَ الْمَوْلَی بِقَبْضِ رُوحِکَ؟ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَبْکِی جَبْرَائِیلُ وَ یَقُولُ مُتَضَرِّعاً إِلَی اللَّهِ تَعَالَی: یَا اللَّهُ، هَوِّنْ عَلَیَّ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ. فَیَضُمُّهُ مَلَکُ الْمَوْتِ ضَمَّهًًْ یَقْبِضُ فِیهَا رُوحَهُ، فَیَخِرُّ جَبْرَائِیلُ مِنْهَا مَیِّتاً صَرِیعاً. فَیَقُولُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: مَنْ بَقِیَ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ وَ هُوَ أَعْلَمُ ؟ فَیَقُولُ: یَا سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ، أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَنْ بَقِیَ؛ بَقِیَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ عَبْدُکَ الضَّعِیفُ مَلَکُ الْمَوْتِ. فَیَقُولُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: انْطَلِقْ إِلَی مِیکَائِیلَ فَاقْبِضْ رُوحَهُ. فَیَنْطَلِقُ مَلَکُ الْمَوْتِ إِلَی مِیکَائِیلَ کَمَا أَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی، فَیَجِدُهُ یَنْظُرُ إِلَی الْمَاءِ یَکِیلُهُ عَلَی السَّحَابِ. فَیَقُولَ لَهُ: مَا أَغْفَلَکَ یَا مِسْکِینُ عَمَّا یُرَادُ بِکَ؛ مَا بَقِیَ لِبَنِی آدَمَ رِزْقٌ وَ لَا لِلْأَنْعَامِ وَ لَا لِلْوُحُوشِ وَ لَا لِلْهَوَامِّ، قَدْ مَاتَ أَهْلُ السَّمَاوَاتِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ أَهْلُ الْحُجُبِ وَ السُّرَادِقَاتِ وَ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ الْکُرْسِیِّ وَ سُرَادِقَاتِ الْمَجْدِ وَ الْکَرُوبِیُّونَ وَ الصَّافُّونَ وَ الْمُسَبِّحُونَ وَ قَدْ أَمَرَنِی رَبِّی بِقَبْضِ رُوحِکَ؟ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَبْکِی مِیکَائِیلُ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی وَ یَسْأَلُهُ أَنْ یُهَوِّنَ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ فَیَحْتَضِنُهُ مَلَکُ الْمَوْتِ وَ یَضُمُّهُ ضَمَّهًًْ یَقْبِضُ فِیهَا رُوحَهُ، فَیَخِرُّ صَرِیعاً مَیِّتاً لَا رُوحَ فِیهِ. فَیَقُولُ الْجَبَّارُ عَزَّوَجَلَّ: مَنْ بَقِیَ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ وَ هُوَ أَعْلَمُ ؟ فَیَقُولُ: مَوْلَایَ وَ سَیِّدِی، أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَنْ بَقِیَ؛ بَقِیَ إِسْرَافِیلُ وَ عَبْدُکَ الضَّعِیفُ مَلَکُ الْمَوْتِ. فَیَقُولُ الْجَبَّارُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: انْطَلِقْ إِلَی إِسْرَافِیلَ فَاقْبِضْ رُوحَهُ. فَیَنْطَلِقُ مَلَکُ الْمَوْتِ إِلَی إِسْرَافِیلَ کَمَا أَمَرَهُ الْجَبَّارُ، فَیَقُولَ لَهُ: مَا أَغْفَلَکَ یَا مِسْکِینُ عَمَّا یُرَادُ بِکَ؛ قَدْ مَاتَ الْخَلَائِقُ کُلُّهُمْ وَ قَدْ أَمَرَنِی رَبِّی وَ مَوْلَایَ أَنْ أَقْبِضَ
 رُوحَکَ؟ فَیَقُولُ إِسْرَافِیلُ: سُبْحَانَ مَنْ قَهَرَ الْعِبَادَ بِالْمَوْتِ، سُبْحَانَ مَنْ تَفَرَّدَ بِالْبَقَاءِ، ثُمَّ یَقُولُ: مَوْلَایَ، هَوِّنْ عَلَیَّ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ؛ مَوْلَایَ، هَوِّنْ عَلَیَّ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ؛ مَوْلَایَ، هَوِّنْ عَلَیَّ مَرَارَهًَْ الْمَوْتِ. فَیَضُمُّهُ مَلَکُ الْمَوْتِ ضَمَّهًًْ یَقْبِضُ فِیهَا رُوحَهُ، فَیَخِرُّ مَیِّتاً صَرِیعاً. فَیَقُولُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: مَنْ بَقِیَ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ وَ هُوَ أَعْلَمُ؟ فَیَقُولُ: أَنْتَ أَعْلَمُ یَا سَیِّدِی وَ مَوْلَایَ بِمَنْ بَقِیَ؛ بَقِیَ عَبْدُکَ الضَّعِیفُ مَلَکُ الْمَوْتِ. فَیَقُولُ الْجَبَّارُ: وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی، لَأُذِیقَنَّکَ مِثْلَ مَا أَذَقْتَ عِبَادِی؛ انْطَلِقْ بَیْنَ الْجَنَّهًِْ وَ النَّارِ وَ مُتْ. وَ یَنْطَلِقُ بَیْنَ الْجَنَّهًِْ وَ النَّارِ فَیَصِیحُ صَیْحَهًًْ، فَلَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمَاتَ الْخَلَائِقَ لَمَاتُوا عَنْ آخِرِهِمْ مِنْ شِدَّهًِْ صَیْحَهًِْ مَلَکِ الْمَوْتِ فَیَمُوتُ. فَتَبْقَی السَّمَاوَاتُ خَالِیَهًًْ مِنْ أَمْلَاکِهَا سَاکِنَهًًْ أَفْلَاکُهَا وَ تَبْقَی الْأَرْضُ خَالِیَهًًْ مِنْ إِنْسِهَا وَ جِنِّهَا وَ طَیْرِهَا وَ هَوَامِّهَا وَ سِبَاعِهَا وَ أَنْعَامِهَا وَ یَبْقَی الْمُلْکُ لِلهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ، فَلَا یُرَی أَنِیسٌ وَ لَا یُحَسُّ حَسِیسٌ قَدْ سَکَنَتِ الْحَرَکَاتُ وَ خَمَدَتِ الْأَصْوَاتُ وَ خَلَتْ مِنْ سُکَّانِهَا الْأَرْضُ وَ السَّمَاوَاتُ. ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلدُّنْیَا: یَا دُنْیَا، أَیْنَ أَنْهَارُکِ وَ أَیْنَ أَشْجَارُکِ وَ أَیْنَ سُکَّانُکِ وَ أَیْنَ عُمَّارُکِ وَ أَیْنَ الْمُلُوکُ وَ أَیْنَ أَبْنَاءُ الْمُلُوکِ أَیْنَ الْجَبَابِرَهًُْ وَ أَبْنَاءُ الْجَبَابِرَهًُْ، أَیْنَ الَّذِینَ أَکَلُوا رِزْقِی وَ تَقَلَّبُوا فِی نِعْمَتِی وَ عَبَدُوا غَیْرِی، لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ؟ فَلَا یُجِیبُهُ أَحَدٌ. فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی: لِلهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ. فَتَبْقَی الْأَرَضُونَ وَ السَّمَاوَاتُ لَیْسَ فِیهِنَّ مَنْ یَنْطِقُ وَ لَا مَنْ یَتَنَفَّسُ مَا شَاءَ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ. وَ قَدْ قِیلَ: تَبْقَی أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ هُوَ مِقْدَارُ مَا بَیْنَ النَّفْخَتَیْنِ. ثُمَّ بَعْدَ ذَلِکَ یُنْزِلُ اللَّهُ تَعَالَی مِنَ السَّمَاءِ السَّابِعَهًِْ بَحْراً یُقَالُ لَهُ: بَحْرُ الْحَیَوَانِ، مَاؤُهُ یُشْبِهُ مَنِیَّ الرِّجَالِ یُنْزِلُهُ رَبُّنَا أَرْبَعِینَ عَاماً فَیَشُقُّ ذَلِکَ الْمَاءُ الْأَرْضَ شَقّاً فَیَدْخُلُ تَحْتَ الْأَرْضِ إِلَی الْعِظَامِ الْبَالِیَهًِْ فَتَنْبُتُ بِذَلِکَ الْمَاءِ کَمَا یَنْبُتُ الزَّرْعُ بِالْمَطَرِ. قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی کَذلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتَی الْآیَهًَْ أَیْ کَمَا أَخْرَجَ النَّبَاتَ بِالْمَطَرِ کَذَلِکَ یُخْرِجُ بِمَاءِ الْحَیَوَانِ وَ تَجْتَمِعُ الْعِظَامُ وَ الْعُرُوقُ وَ اللُّحُومُ وَ الشُّعُورُ، فَیَرْجِعُ کُلُّ عُضْوٍ إِلَی مَکَانِهِ الَّذِی کَانَ فِیهِ فِی الدُّنْیَا، فَتَرْجِعُ کُلُّ شَعْرَهًٍْ إِلَی هَیْئَتِهَا الَّتِی کَانَتْ فِی دَارِ الدُّنْیَا فَتَلْتَئِمُ الْأَجْسَادُ بِقُدْرَهًِْ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَبْقَی بِلَا أَرْوَاحٍ ثُمَّ یَقُولُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: لْیَبْعَثْ إِسْرَافِیلُ. فَیَقُومُ إِسْرَافِیلُ حَیّاً بِقُدْرَهًِْ اللَّهِ تَعَالَی فَیَقُولُ الْجَبَّارُ لِإِسْرَافِیلَ: الْتَقِمِ الصُّورَ. وَ الصُّورُ قَرْنٌ مِنْ نُورٍ فِیهِ أَنْقَابٌ عَلَی عَدَدِ أَرْوَاحِ الْعِبَادِ، فَتَجْتَمِعُ الْأَرْوَاحُ کُلُّهَا فَتُجْعَلُ فِی الصُّورِ وَ یَأْمُرُ الْجَبَّارُ إِسْرَافِیلَ أَنْ یَقُومَ عَلَی صَخْرَهًِْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ یُنَادِیَ فِی الصُّورِ وَ هُوَ فِی فَمِهِ قَدِ الْتَقَمَهُ، وَ الصَّخْرَهًُْ أَقْرَبُ مَا فِی الْأَرْضِ
 إِلَی السَّمَاءِ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنَادِی الْمُنادِ مِنْ مَکانٍ قَرِیبٍ وَ یَقُولُ إِسْرَافِیلُ فِی أَوَّلِ نِدَائِهِ: أَیَّتُهَا الْعِظَامُ الْبَالِیَهًُْ وَ اللُّحُومُ الْمُنْقَطِعَهًُْ وَ الشُّعُورُ الْمُتَبَدِّدَهًُْ وَ الشُّعُورُ الْمُلْتَزِقَهًُْ لِیَقُمْنَ إِلَی الْعَرْضِ عَلَی الْمَلِکِ الدَّیَّانِ لِیُجَازِیَکُمْ بِأَعْمَالِکُمْ. فَإِذَا نَادَی إِسْرَافِیلُ فِی الصُّورِ خَرَجَتِ الْأَرْوَاحُ مِنْ أَنْقَابِ الصُّورِ فَتُنْشَرُ بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ کَأَنَّهَا النَّحْلُ یَخْرُجُ مِنْ کُلِّ ثَقْبٍ وَ لَا یَخْرُجُ مِنْ ذَلِکَ الثَّقْبِ غَیْرُهُ فَأَرْوُاحُ الْمُؤْمِنِینَ تَخْرُجُ مِنْ أَثْقَابِهَا نَائِرَهًًْ بِنُورِ الْإِیمَانِ وَ بِنُورِ أَعْمَالِهَا الصَّالِحَهًِْ وَ أَرْوَاحُ الْکُفَّارِ تَخْرُجُ مُظْلِمَهًًْ بِظُلْمَهًِْ الْکُفْرِ. وَ إِسْرَافِیلُ یُدِیمُ الصَّوْتَ وَ الْأَرْوَاحُ قَدْ انْتَشَرَتْ مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ تَدْخُلُ الْأَرْوَاحُ إِلَی الْأَجْسَادِ وَ تَدْخُلُ کُلُّ رُوحٍ إِلَی جَسَدِهَا الَّذِی فَارَقَتْهُ فِی دَارِ الدُّنْیَا فَتَدِبُّ الْأَرْوَاحُ فِی الْأَجْسَادِ کَمَا یَدِبُّ السَّمُّ فِی الْمَلْسُوعِ حَتَّی تَرْجِعَ إِلَی أَجْسَادِهَا کَمَا کَانَتْ فِی دَارِ الدُّنْیَا، ثُمَّ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ مِنْ قِبَلِ رُؤُوسِهِمْ فَإِذَا هُمْ قِیامٌ یَنْظُرُونَ إِلَی أَهْوَالِ الْقِیَامَهًِْ وَ طَوَامِّهَا وَ إِسْرَافِیلُ یُنَادِی بِهَذَا النِّدَاءِ لَا یَقْطَعُ الصَّوْتَ وَ یَمُدُّهُ مَدّاً، وَ الْخَلَائِقُ یَتَّبِعُونَ صَوْتَهُ وَ النِّیرَانُ تَسُوقُ الْخَلَائِقَ إِلَی أَرْضِ الْمَحْشَرِ. فَإِذَا خَرَجُوا مِنْ قُبُورِهِمْ خَرَجَ مَعَ کُلِّ إِنْسَانٍ عَمَلُهُ الَّذِی کَانَ فِی دَارِ الدُّنْیَا لِأَنَّ عَمَلَ کُلِّ إِنْسَانٍ یَصْحَبُهُ فِی قَبْرِهِ، فَإِذَا کَانَ الْعَبْدُ مُطِیعاً لِرَبِّهِ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً کَانَ أَنِیسَهُ فِی الدُّنْیَا، وَ کَانَ أَنِیسَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ یَوْمَ حَشْرِهِ، یُؤْنِسُهُ مِنَ الْأَهْوَالِ وَ مِنْ هُمُومِ الْقِیَامَهًِْ فَإِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ یَقُولُ لَهُ عَمَلُهُ: یَا حَبِیبِی، مَا عَلَیْکَ مِنْ هَذَا شَیْئٌ، لَیْسَ یُرَادُ بِهِ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فَإِنَّمَا {لَا} یُرَادُ بِهِ إِلَّا مَنْ عَصَی اللَّهَ وَ خَالَفَ مَوْلَاهُ، ثُمَّ کَذَّبَ آیَاتِهِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ، وَ أَنْتَ کُنْتَ عَبْداً مُطِیعاً لِمَوْلَاکَ مُتَّبِعاً لِنَبِیِّکَ تَارِکاً لِهَوَاکَ فَمَا عَلَیْکَ الْیَوْمَ مِنْ هَمٍّ وَ خَوْفٍ حَتَّی تَدْخُلَ الْجَنَّهًَْ. وَ إِذَا کَانَ الْعَبْدُ خَاطِئاً وَ عَاصِیاً لِذِی الْجَلَالِ وَ مَاتَ عَلَی غَیْرِ تَوْبَهًٍْ وَ انْتِقَالٍ فَإِذَا خَرَجَ الْمَغْرُورُ الْمِسْکِینُ مِنْ قَبْرِهِ وَ مَعَهُ عَمَلُهُ السُوءُ الَّذِی عَمِلَهُ فِی دَارِ الدُّنْیَا وَ کَانَ قَدْ صَحِبَهُ فِی قَبْرِهِ فَإِذَا نَظَرَ إِلَیْهِ الْعَبْدُ الْمُغْتَرُّ یَرَاهُ أَسْوَدَ فَظِیعاً فَلَا یَمُرُّ عَلَی هَوْلٍ وَ لَا نَارٍ وَ لَا بِشَیْءٍ مِنْ هُمُومِ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ إِلَّا قَالَ لَهُ عَمَلُهُ السُّوءُ: یَا عَدُوَّ اللَّهِ، هَذَا کُلُّهُ لَکَ وَ أَنْتَ الْمُرَادُ بِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در آخر الزّمان فتنه­هایی چون پاره­های شب تیره پدید آید، وقتی خداوند متعال بر زمینیان خشم می­گیرد، به اسرافیل فرمان می­دهد تا در صور، دَمِ مرگ را بدمد و او غافلگیرانه بر مردم می­دمد، در آن دم برخی از آنان در وطن و برخی در سفر هستند و کسی درحال خوردن است، امّا هنوز لقمه را به‌سوی دهانش بالا نبرده، در جا می­خشکد و از هوش می‌رود و کسی درحال گفتگو با دیگریست، امّا هنوز سخنش به پایان نرسیده، جان می­دهد و تمامی آفریدگان یکی پس از دیگری می­میرند و اسرافیل دَم خود را قطع نمی­کند تا اینکه چشمه­های زمین و رودها و خانه­ها و درخت­ها و کوه­ها و دریاها همه می­خشکند و همه درهم می­ریزند و به زمین فرو می­روند؛ عدّه‌ای از مردم بر جای خود می­خشکند و عدّه­ای بر زمین می‌افتند، چنان‌که برخی از رو و برخی دگر از پشت و برخی بر پهلو و برخی دیگر بر گونه به خاک می­افتند و کسانی با لقمه­ای در دهان جان می­دهند و فرصت نمی­یابند تا آن را فرو برند و زنجیرهایی که ستارگان به آن‌ها آویخته­اند، از هم می­گسلند و از سختی زلزله همه با زمین یکسان می­شوند و فرشتگان هفت آسمان و پرده‌نشینان و سراپرده نشینان و صف‌کشیدگان و تسبیح‌گویان و حاملان عرش و کرسی و اهل سراپرده­های شکوهمندی و کرّوبیان همه جان می­دهند و تنها جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و فرشته‌ی مرگ بر جای می­مانند. آنگاه خداوند جبّار می­فرماید: «ای فرشته‌ی مرگ! چه کسی بر جای ماند»؟ حال آنکه خود بهتر می­داند. فرشته‌ی مرگ عرض­ می‌کند: «سرورا و مهترا! اسرافیل بر جای ماند و جبرئیل بر جای ماند و میکائیل بر جای ماند و این بنده‌ی ناتوان و فروتن و خاکسار و ذلیل تو، فرشته‌ی مرگ، بر جای مانده که از ترس آنچه مشاهده کرده، جانش به لب رسیده است». خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: «نزد جبرئیل برو و جانش را بگیر». فرشته‌ی مرگ نزد جبرئیل می­رود و او را در حال سجده و رکوع می­یابد و به او می­گوید: «ای بیچاره! چه غافلی از آنچه باید بدهی، آدمیان و اهل دنیا و زمین و پرندگان و درّندگان و خزندگان و آسمانیان و حاملان عرش و کرسی و سراپرده‌نشینان و ساکنان سدرهًْ المنتهی، همه مرده­اند و خداوند به من فرمان داده تا جان تو را بگیرم». در آن هنگام جبرئیل می‌گرید و زاری‌کنان به خداوند متعال عرض می­کند: «خداوندا! جان‌دادن را بر من آسان فرما». سپس فرشته‌ی مرگ او را در بر می‌گیرد و روحش را می­ستاند و جبرئیل جان می­دهد و از پا می­افتد. آنگاه خداوند متعال می‌فرماید: «­ای فرشته‌ی مرگ! چه کسی بر جای مانده»؟ حال آنکه خود بهتر می­داند. او عرض می­کند: «سرورا و مهترا! تو خود بهتر می‌دانی چه کسی بر جای مانده. میکائیل و اسرافیل و این بنده‌ی ناتوانت فرشته‌ی مرگ باقی مانده‌اند». خداوند به او می­فرماید: «نزد میکائیل برو و جانش را بگیر». فرشته‌ی مرگ چنان‌که خداوند متعال به او فرمان داد، نزد میکائیل می­رود و او را می­بیند که منتظر باریدن باران است تا براساس حساب و مقدار آن‌ها را بین ابرها تقسیم کند پس به او می­گوید: «ای بیچاره! چه غافلی از آنچه که باید بدهی! نه برای آدمیان رزقی بر جا مانده و نه برای چهارپایان و درّندگان و خزندگان. آسمانیان و زمینیان و پرده‌نشینان و سراپرده نشینان و حاملان عرش و کرسی و سراپرده نشینان شکوهمندی و کرّوبیان و صف‌کشیدگان و تسبیح‌گویان همه مرده­اند و خداوند به من فرمان داده تا جان تو را بگیرم». در آن هنگام میکائیل می­گرید و به درگاه خداوند متعال زاری می­کند و از خدا می­خواهد تا جان‌دادن را بر او آسان کند. سپس فرشته‌ی مرگ او را در آغوش می­کشد و در برش می­گیرد و روحش را می‌ستاند و میکائیل جان می­دهد و از پا می‌افتد. آنگاه خداوند متعال می‌فرماید: «ای فرشته‌ی مرگ! چه کسی برجای مانده»؟ حال آنکه خود بهتر می­داند او عرض می‌کند: «سرورا و مهترا! تو خود بهتر می‌دانی که چه کسی به‌جای مانده، اسرافیل و این بنده‌ی ضعیف تو، فرشته‌ی مرگ باقی مانده است»، خداوند تبارک‌وتعالی به او می‌فرماید: «نزد اسرافیل برو و جانش را بگیر» فرشته‌ی مرگ همان‌طور که خداوند فرموده بود نزد اسرافیل می‌رود و می‌گوید «ای بیچاره! چه غافلی از آنچه که باید انجام بدهی! همه‌ی مخلوقات مرده‌اند و خداوند، به من فرمان داده تا روح تو را بگیرم»؟ اسرافیل می‌گوید: «خداوندی که به واسطه‌ی مرگ، بر تمام بندگانش قاهر آمد، منزّه و پاک است، خداوندی که به تنهایی باقی خواهد ماند، پاک و منزّه است»، سپس افزود: «خداوندا! سختی مرگ را برای من آسان کن، خداوندا! سختی مرگ را برای من آسان کن، خداوندا! گرفتاری مرگ را برای من آسان کن»! فرشته‌ی مرگ او را در
 آغوش می‌گیرد و روح از بدن او خارج می‌شود و بی‌جان بر زمین می‌افتد. خداوند می‌پرسد: «ای فرشته‌ی مرگ چه کسی باقی مانده است»؟ حال آنکه خود بهتر می‌داند. او عرض می­کند: «سرورا و مهترا! تو خود بهتر می­دانی چه کسی برجای مانده، این بنده ناتوانت فرشته‌ی مرگ بر جای مانده است». خداوند جبّار می­فرماید: «به شکوه و بزرگی­ام سوگند، آنچه را به بندگانم چشاندی به تو خواهم چشاند. به میان بهشت و دوزخ برو و بمیر». او به میان بهشت و دوزخ می­رود و چنان فریادی می­کشد که اگر خداوند تبارک‌وتعالی آفریدگان را نمیرانده بود، یکی پس از دیگری از شدّت فریادش جان می‌دادند. آنگاه فرشته مرگ می­میرد و آسمان­ها خالی از ساکنان خود و افلاک بی هیچ جنبشی بر جای می­مانند و زمین، خالی از انسان و جنّ و پرنده و خزنده و درّنده و چهارپایان خود، بر جای می­ماند و فرمانروایی برای خداوند یگانه چیره که شب و روز را آفرید، بر جای می­ماند. آنگاه هیچ همدمی نمی­بیند و هیچ زمزمه­ای احساس نمی­کند، جنبش­ها آرام گرفته­اند و نواها خاموش گشته­اند و زمین و آسمان­ها از ساکنان خود خالی شده­اند؛ سپس خداوند تبارک‌وتعالی به دنیا می­فرماید: «ای دنیا! رودهایت کجایند و درختانت کجایند و ساکنانت کجایند و آبادکنندگانت کجایند و پادشاهانت کجایند و شاهزادگانت کجایند و گردن‌کشان و فرزندان گردن‌کشانت کجایند و کجایند آنان که رزق مرا خوردند و در نعمت من غوطه‌ور شدند و دیگری را پرستیدند و امروز فرمانروایی برای کیست»؟ هیچ‌کس پاسخی نمی‌دهد. خداوند متعال می­فرماید: «برای خدای یگانه چیره، این چنین زمین­ها و آسمان­ها بر جای می­مانند و نه کسی در آن‌هاست که سخن بگوید و نه کسی در آن‌هاست که نفس بکشد و ما شاء الله از آن روز». گفته شده: چهل روز این چنین می‌ماند و این فاصله‌ی بین دو دَم صور است، سپس خداوند متعال از آسمان هفتم دریایی فرود می­فرستد که به آن دریای زندگی گویند و آبش همانند منی مردان است. پروردگارمان آن دریا را چهل سال فرود می­فرستد و آن آب، زمین را می‌شکافد و به زیر زمین به‌سوی استخوان­های پوسیده راه می­یابد و همچون کِشته که از باران می‌روید، استخوان­ها از آن آب می­رویند. خداوند متعال فرمود: و اوست که پیشاپیش رحمت خود بادها را به بشارت می‌فرستد. چون بادها ابرهای گرانبار را بردارند، ما آن را به سرزمینهای مرده روان سازیم و از آن باران می‌فرستیم و به باران هر گونه ثمره‌ای را می‌رویانیم. مردگان را نیز اینچنین زنده می‌گردانیم شاید پند گیرید. (اعراف/۵۷). یعنی همان‌گونه که گیاهان را با باران بیرون آورد، آنان را با آب زندگی بیرون می­آورد. این‌گونه استخوان­ها و رگ­ها و گوشت­ها و موها گرد می­آیند و هر عضوی به جایی که در دنیا داشته باز می­گردد و هر تار مویی به شکلی که در سرای دنیا داشته بر می­گردد و بدن­ها به نیروی خداوند والامقام انسجام می­یابند و بی روح بر جای می‌مانند. سپس خداوند جبّار می­فرماید: «باید اسرافیل برانگیخته شود». پس اسرافیل به نیروی خداوند متعال زنده و برپا می‌شود، خداوند جبّار به او می­فرماید: «صور را ببلع [و در دهانت فرو ببر]. و صور شاخی از نور است که بر آن به شمار روح‌های بندگان سوراخ وجود دارد. در آن دم تمامی روح­ها گرد می­آیند و در صور قرار داده می‌شوند و خداوند جبّار به اسرافیل فرمان می­دهد که بر صخره‌ی بیت‌المقدس بایستد و او چنین می­کند و در صور که آن را بلعیده و در دهان دارد، ندا سرمی­دهد و آن صخره نزدیک‌ترین چیز در زمین به آسمان است و این کلام خداوند متعال است که فرمود: و روزی که منادی از جایی نزدیک ندا درمی‌دهد، به گوش باش. (ق/۴۱) اسرافیل در نخستین ندای خود می­گوید: «ای استخوان­های پوسیده و گوشت­های از هم گسسته و موهای پراکنده و موهای به هم چسبیده، باید به درگاه پادشاه حاکم حاضر شوید تا او سزای کردارتان را بدهد»، پس چون اسرافیل در صور می­دمد، ناگاه روح­ها از سوراخ‌های صور بیرون می­آیند و همچون زنبورهایی که هریک از سوراخی بیرون آیند، بین آسمان و زمین پخش می­شوند؛ روح­های مؤمنان، تابناک از نور ایمان و نور کردار نیکشان، و روح­های کافران، تیره از تاریکی کفر، از سوراخ­ها بیرون می­آیند و اسرافیل همچنان آوا سر می­دهد و روح­ها که در میان آسمان و زمین پخش شده­اند، به درون بدن­ها می‌روند و هر روحی به بدنی که در سرای دنیا از آن جدا شده، باز می­گردد و همچنان‌که سم در بدن نیش خورده می­خزد، روح­ها در بدن­ها پیش می­روند تا اینکه همانند سرای دنیا، به بدن­های خود باز می­گردند؛ سپس زمین (قبر) از سوی سرهایشان شکاف می­خورد و چون آن‌ها برپا شوند، هراسناکی و دشواری­های قیامت پیش چشم ایشان درمی‌آید و اسرافیل همچنان ندا می­دهد و آوای خود را بند نمی­آورد و به اوج می­رساند و آفریدگان آوای او را پی می­گیرند و نورها آنان را به‌سوی زمین محشر به پیش می­برند. پس هنگامی‌که آنان از گورهایشان بیرون آیند، به همراه هر انسانی عملی که در سرای دنیا انجام داده، بیرون می­آید؛ چرا که عمل هر انسانی در گورش همراه اوست. پس اگر بنده­ای فرمانبردار پروردگارش باشد و عملی نیک داشته باشد، عملش در دنیا و نیز در روز قیامت به هنگامی‌که از گورش سر بر می­آورد، همدم اوست و در میان هراسناکی و اندوه­های قیامت، به او آرامش می­بخشد و هنگامی‌که از گور بیرون می­آید، عملش به او می­گوید: «ای دوست من! از این سختی­ها چیزی دامن گیر تو نیست، این‌ها برای کسانی که از خدا فرمان برده­اند، برپا نشده، بلکه برای کسانی برپا شده که از خدا نافرمانی و از مولای خود سرپیچی کرده­اند و نشانه­های او را دروغ پنداشته­اند و از خواسته‌ی نفس خود پیروی کرده‌اند، حال آنکه تو بنده‌ای بوده­ای که از مولایت فرمان برده­ای و از پیامبرت پیروی کرده­ای و خواسته‌ی نفست را رها کرده‌ای، پس امروز هیچ ترس و اندوهی دامنگیر تو نیست تا اینکه به بهشت درآیی». امّا اگر بنده­ای خطاکار باشد و نافرمانی خداوند بلندمرتبه را کرده باشد و بدون توبه و تحوّل جان داده باشد، چنین انسان فریب خورده بیچاره­ای از گور بیرون می­آید و عمل ناپسندی که در دنیا انجام داده و در گور به همراه داشته، با او سر بر می­آورد. در آن هنگام این بنده‌ی گمراه به عملش می­نگرد و آن را سیاه و نفرت انگیز می­یابد و بر هر وادی ترس و آتش و اندوهی که در روز قیامت پا می­گذارد، عمل ناپسندش به او می­گوید: «ای دشمن خدا! این‌ها همگی از برای توست و برای تو برپا شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰۰ البرهان

۱ -۸

(زمر/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَخَتَمَ بِهِ الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) فَلَا نَبِیَّ بَعْدَهُ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ کِتَاباً فَخَتَمَ بِهِ الْکُتُبَ فَلَا کِتَابَ بَعْدَهُ أَحَلَّ فِیهِ حَلَالًا وَ حَرَّمَ حَرَاماً فَحَلَالُهُ حَلَالٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فِیهِ شَرْعُکُمْ وَ خَبَرُ مَنْ قَبْلَکُمْ وَ بَعْدَکُمْ ... وَ لَقَدْ سَأَلَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) شِیعَتَهُ عَنْ مِثْلِ هَذَا فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَقْسَام ... وَ مِنْهُ مَا لَفْظُهُ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبِل ... أَمَّا مَا لَفْظُهُ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبَلٌ فَمِنْهُ ذِکْرُهُ عزّوجلّ أَخْبَارَ الْقِیَامَهًِْ وَ الْبَعْثِ وَ النُّشُورِ وَ الْحِسَابِ فَلَفْظُ الْخَبَرِ مَا قَدْ کَانَ وَ مَعْنَاهُ أَنَّهُ سَیَکُونُ قَوْلُهُ وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ إِلَی قَوْلِهِ وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَراً فَلَفْظُهُ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبَلٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی محمّد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد و سلسله‌ی پیامبران (علیهم السلام) را با او پایان برد، ازاین‌رو هیچ پیامبری بعد از او وجود ندارند و کتابی بر او نازل کرد و همه‌ی کتاب‌ها [ی آسمانی] را با آن پایان داد و بعد از آن کتابی نخواهد آمد. در قرآن حلال و حرام را اعلام کرد و حلال قرآن، تا روز قیامت حلال است و حرام آن تا روز قیامت حرام خواهد بود. در آن (قرآن) دین شما و خبر کسانی که پیش از شما بودند و کسانی که بعد از شما می‌آیند، موجود می‌باشد ... امیرالمؤمنین (علیه السلام) از شیعیانش درباره‌ی مواردی مثل این مورد سؤال کرد و فرمود: «خداوند تبارک‌وتعالی قرآن را در هفت بخش نازل کرد ... و بخشی از آن، آیاتی است که لفظش ماضی (زمان گذشته) و معنایش مستقبل (زمان آینده) است ... امّا از جمله‌ی آنچه که لفظش ماضی و معنایش مستقبل است، ذکر اخبار قیامت و برانگیخته‌شدن و پراکنده‌شدن و حساب و کتاب، از سوی خداوند است که لفظ خبردادن، لفظ ماضی است و معنایش بعداً رخ خواهد داد. مثل این آیه: وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ ... وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الجَنَّةِ زُمَراً که لفظش ماضی است [نُفِخَ و صعق و سیق، همگی فعل ماضی هستند] و معنایش مستقبل است [و بعداً رخ می‌دهد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۵

مگر کسانی که خدا بخواهد

۲ -۱

(زمر/ ۶۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَنَسِ‌بْنِ‌مَالِکٍ قَال: تَلَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ اسْتَثْنَی اللَّهُ قَالَ (صلی الله علیه و آله) جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ (علیهم السلام) فَإِذَا قَبَضَ اللَّهُ أَرْوَاحَ الْخَلَائِقِ قَالَ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِیَ قَالَ یَقُولُ سُبْحَانَکَ رَبِّی تَبَارَکْتَ رَبِّی وَ تَعَالَیْتَ رَبِّی ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ بَقِیَ جَبْرَائِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ (علیهم السلام) قَالَ فَیَقُولُ خُذْ نَفْسَ إِسْرَافِیلَ فَیَأْخُذُ نَفْسَ إِسْرَافِیلَ قَالَ فَیَقُولُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِیَ قَالَ فَیَقُولُ سُبْحَانَکَ رَبِّی تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ رَبِّی ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ بَقِیَ جَبْرَائِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ قَالَ فَیَقُولُ خُذْ نَفْسَ مِیکَائِیلَ قَالَ فَیَأْخُذُ نَفْسَ مِیکَائِیلَ فَیَقَعُ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ فَیَقُولُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِیَ فَیَقُولُ تَبَارَکْتَ رَبِّی وَ تَعَالَیْتَ بَقِیَ جَبْرَئِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ قَالَ فَیَقُولُ مُتْ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ فَیَمُوتُ قَالَ فَیَقُولُ یَا جَبْرَئِیلُ مَنْ بَقِیَ فَیَقُولُ تَبَارَکْتَ رَبِّی وَ تَعَالَیْتَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ وَجْهُکَ الْبَاقِی الدَّائِمُ وَ جَبْرَئِیلُ الْمَیِّتُ الْفَانِی قَالَ یَا جَبْرَئِیلُ لَا بُدَّ مِنَ الْمَوْتِ فَیَخِرُّ سَاجِداً فَیَخْفِقُ بِجَنَاحَیْهِ فَیَقُولُ سُبْحَانَکَ رَبِّی تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَعِنْدَ ذَلِکَ یَمُوتُ جَبْرَئِیلُ وَ هُوَ آخِرُ مَنْ یَمُوتُ مِنْ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- انس‌بن‌مالک گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را تلاوت کرد: وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ مردم گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این افرادی که خداوند متعال آن‌ها را استثنا کرده، چه کسانی هستند»؟ فرمود: «جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و فرشته‌ی مرگ (عزرائیل). هنگامی‌که خداوند روح‌های همه‌ی مخلوقات را قبض کرد می‌فرماید: «ای فرشته‌ی مرگ! چه کسی باقی مانده است»؟ او می‌گوید: «منزّه هستی تو ای پروردگار من، ای خداوند تبارک و تعالی! ای پروردگار من که صاحب بزرگی و اکرام هستی! جبرئیل و مکائیل و اسرافیل و فرشته‌ی مرگ باقی مانده‌اند». خدا می‌فرماید: «جان اسرافیل را بگیر». او (فرشته‌ی مرگ) جان اسرافیل را می‌گیرد». خداوند می‌فرماید: «ای فرشته‌ی مرگ! چه کسی باقی مانده است»؟ [فرشته‌ی مرگ] می‌گوید: «منزّه هستی تو ای پروردگار من، ای خداوند تبارک و تعالی ای پروردگار من که صاحب جلال و بزرگواری هستی! جبرئیل و میکائیل و فرشته‌ی مرگ باقی مانده‌اند». خداوند می‌فرماید: «جان میکائیل را بگیر». جان میکائیل را می‌گیرد که [میکائیل] مانند کوه عظیمی روی زمین می‌افتد. خداوند می‌فرماید: «ای فرشته‌ی مرگ! چه کسی باقی‌مانده است»؟ می‌گوید: «ای پروردگار من پر برکت و بلند مرتبه هستی! جبرئیل و فرشته‌ی مرگ باقی‌مانده‌اند». خدا می‌فرماید: «ای فرشته‌ی مرگ، بمیر»! او می‌میرد. خدا می‌فرماید: «ای جبرئیل (علیه السلام)! چه کسی باقی‌مانده است»؟ می‌گوید: «ای پروردگار من! تو پر برکت و بلند مرتبه هستی ای صاحب جلال و اکرام! وجهِ باقی و همیشگی تو و جبرئیلِ مرده‌ی نابود شونده [باقی‌مانده است]». خداوند می‌فرماید: «ای جبرئیل! از مرگ چاره‌ای نیست». به سجده می‌افتد و بال‌های خود را حرکت می‌دهد و می‌گوید: «منزّه هستی تو ای پروردگار من! ای خداوند تبارک و تعالی ای صاحب جلال و اکرام»! در آن هنگام است که جبرئیل (علیه السلام) می‌میرد و او آخرین نفر از مخلوقات آسمان‌ها و زمین است که می‌میرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۰۸ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۸۴/ أعلام الدین، ص۳۵۳/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱، ص۹۵؛ «بتفاوت یسیر»

سپس بار دیگر در «صور» دمیده می‌شود، ناگهان همگی به پا می‌خیزند و در انتظار [حساب و جزا] هستند

۳ -۱

(زمر/ ۶۸)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ ثُوَیْرِ‌بْنِ‌أَبِی فَاخِتَهًَْ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ النَّفْخَتَیْنِ کَمْ بَیْنَهُمَا قَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ فَقِیلَ لَهُ فَأَخْبِرْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَیْفَ یُنْفَخُ فِیهِ فَقَالَ أَمَّا النَّفْخَهًُْ الْأُولَی فَإِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ إِسْرَافِیلَ فَیَهْبِطُ إِلَی الدُّنْیَا وَ مَعَهُ صُورٌ وَ لِلصُّورِ رَأْسٌ وَاحِدٌ وَ طَرَفَانِ وَ بَیْنَ طَرَفِ کُلِّ رَأْسٍ مِنْهُمَا مَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ قَالَ فَإِذَا رَأَتِ الْمَلَائِکَهًُْ إِسْرَافِیلَ وَ قَدْ هَبَطَ إِلَی الدُّنْیَا وَ مَعَهُ الصُّورُ قَالُوا قَدْ أَذِنَ اللَّهُ فِی مَوْتِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ فِی مَوْتِ أَهْلِ السَّمَاءِ قَالَ فَیَهْبِطُ إِسْرَافِیلُ بِحَظِیرَهًِْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ وَ یَسْتَقْبِلُ الْکَعْبَهًَْ فَإِذَا رَأَوْا أَهْلُ الْأَرْضِ قَالُوا أَذِنَ اللَّهُ فِی مَوْتِ أَهْلِ الْأَرْضِ قَالَ فَیَنْفُخُ فِیهِ نَفْخَهًًْ فَیَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی الْأَرْضَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ ذُو رُوحٍ إِلَّا صَعِقَ وَ مَاتَ وَ یَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی السَّمَاوَاتِ فَلَا یَبْقَی فِی السَّمَاوَاتِ ذُو رُوحٍ إِلَّا صَعِقَ وَ مَاتَ إِلَّا إِسْرَافِیلَ قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ لِإِسْرَافِیلَ یَا إِسْرَافِیلُ مُتْ فَیَمُوتُ إِسْرَافِیلُ فَیَمْکُثُونَ فِی ذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ یَأْمُرُ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ فَتَمُورُ وَ یَأْمُرُ الْجِبَالَ فَتَسِیرُ ... قَالَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُنَادِی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ بِصَوْتٍ جَهُورِیٍّ یَسْمَعُ أَقْطَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ فَلَا یُجِیبُهُ مُجِیبٌ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُنَادِی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ مُجِیباً لِنَفْسِهِ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ وَ أَنَا قَهَرْتُ الْخَلَائِقَ کُلَّهُمْ وَ أَمَتُّهُمْ إِنِّی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِی لَا شَرِیکَ لِی وَ لَا وَزِیرَ وَ أَنَا خَلَقْتُ خَلْقِی بِیَدِی وَ أَنَا أَمَتُّهُمْ بِمَشِیَّتِی وَ أَنَا أُحْیِیهِمْ بِقُدْرَتِی قَالَ فَنَفَخَ الْجَبَّارُ نَفْخَهًًْ فِی الصُّورِ یَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنْ أَحَدِ الطَّرَفَیْنِ الَّذِی یَلِی السَّمَاوَاتِ فَلَا یَبْقَی فِی السَّمَاوَاتِ أَحَدٌ إِلَّا حَیَّ وَ قَامَ کَمَا کَانَ وَ یَعُودُ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ وَ یُحْضَرُ الْجَنَّهًُْ وَ النَّارُ وَ یُحْشَرُ الْخَلَائِقُ لِلْحِسَابِ قَالَ فَرَأَیْتُ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَبْکِی عِنْدَ ذَلِکَ بُکَاءً شَدِیداً.

 

امام سجاد (علیه السلام)- ثویربن‌ابی‌فاخته گوید: از امام سجّاد (علیه السلام) پرسیده شد: «فاصله‌ی بین دو دَمی که در صور دمیده می‌شود چه قدر است»؟ حضرت فرمود: «هرچه خدا بخواهد». عرض کردند: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما را خبر ده که چگونه در آن دمیده می­شود»؟ فرمود: «امّا دَم اوّل، خداوند متعال به اسرافیل فرمان می­دهد و او با صور به زمین فرود می­آید، صور از یک‌سو، یک‌سر و از سوی دیگر، دو سر دارد که بین هریک از این دو، همه آنچه در آسمان و زمین است، جای دارد. چون فرشتگان اسرافیل را می­بینند که با صور به زمین فرود آمده، می­گویند: خداوند فرمان مرگ زمینیان و مرگ آسمانیان را داده است. اسرافیل بر زمین بیت‌المقدس فرود می­آید و رو به‌سوی کعبه می­کند. وقتی زمینیان او را می­بینند، می‌گویند: «خداوند فرمان مرگ زمینیان را داده است». آنگاه اسرافیل در صور می­دمد و صدای صور از طرفی که رو به آسمان است، در می­آید و هیچ جانداری در آسمان­ها نمی­ماند، مگر آنکه از هوش می­رود و همه می­میرند، جز اسرافیل. خداوند به اسرافیل می­فرماید: «ای اسرافیل! بمیر». اسرافیل می­میرد و در آن میان هرآنچه خدا بخواهد بر جای می­ماند؛ سپس آسمان­ها به فرمان خدا در تب‌وتاب می­افتند و کوه­ها به فرمان او به حرکت در می­آیند و این کلام خداوند متعال است که فرمود: [این عذاب الهی] در آن روزی است که آسمان به شدّت به حرکت درمی‌آید، و کوه‌ها از جا کنده و متحرّک می‌شوند!. (طور/۱۰-۹). و زمین به غیر این زمین مبدّل گردد. (ابراهیم/۴۸) یعنی به زمینی که هیچ گناهی در آن نمی­شود و برهوتی که هیچ کوه و گیاهی در آن نیست، همان‌گونه که بار نخست آن را گستراند و عرش خود را همچنان که اوّل بار بود، بر آب برمی­گرداند و با شکوه و توانمندی خود پی می­افکند. در آن هنگام خداوند جبّار به آوایی بلند که در جای جای آسمان­ها و زمین­ها شنیده می­شود، ندا سر می­دهد: «امروز فرمانروایی برای کیست؟ هیچ‌کس پاسخی نمی­دهد». خداوند جبّار خود پاسخ خود می­دهد و می­فرماید: «برای خداوند یگانه چیره، منم که بر تمامی آفریدگان و امّت­هایشان چیره گشتم و منم الله که هیچ خدایی به جز من که یگانه­ام نیست، نه شریکی مرا هست و نه وزیری. من آفریدگانم را به دست خود آفریدم و من به خواست خود آن‌ها را می­میرانم و من با توانمندی خود آن‌ها را زنده می­کنم. آنگاه خداوند جبّار دَمی در صور می­دمد و صدای صور از سویی که رو به آسمان­ها دارد، در می­آید و هیچ‌کس در آسمان­ها به جا نمی­ماند، مگر آنکه جان می‌یابد و همچنان‌که بود، برپا می­شود و حاملان عرش باز می‌گردند و بهشت و دوزخ هویدا می‌شوند و آفریدگان برای حساب به هم می­پیوندند». ثُوَیربن‌ابی فاخته گفت: در آن لحظه امام سجاد (علیه السلام) را دیدم که سخت می­گریست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۲۴/ القمی، ج۲، ص۲۵۲/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(زمر/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ فِی خَبَرِ الزِّنْدِیقِ الَّذِی سَأَلَ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنْ مَسَائِلَ إِلَی أَنْ قَالَ: أَ یَتَلَاشَی الرُّوحُ بَعْدَ خُرُوجِهِ عَنْ قَالَبِهِ أَمْ هُوَ بَاقٍ؟ قَالَ: بَلْ هُوَ بَاقٍ إِلَی وَقْتٍ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَبْطُلُ الْأَشْیَاءُ وَ تَفْنَی فَلَا حِسَّ وَ لَا مَحْسُوسَ ثُمَّ أُعِیدَتِ
 الْأَشْیَاءُ کَمَا بَدَأَهَا مُدَبِّرُهَا وَ ذَلِکَ أَرْبَعُمِائَهًِْ سَنَهًٍْ تَسْبُتُ فِیهَا الْخَلْقُ وَ ذَلِکَ بَیْنَ النَّفْخَتَیْن.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم گوید: فردی زندیق در ضمن سؤالاتی پرسید: «روح بعد از بیرون‌رفتن از تن پاشیده می‌شود یا باقی می‌ماند»؟ فرمود: «تا وقتی که در صور دمیده نشود باقی خواهد ماند و بعد از آن همه چیز نابود می‌گردد و از میان می‌رود، نه حسّی می‌ماند و و نه محسوسی، سپس همه چیز برمی‌گردد همان‌طورکه خدا آن‌ها را آغاز کرده بود، و فاصله‌ی بین این دو زمان چهارصد سال است که آفرینش باقی خواهد ماند و این فاصله، زمانی میان دو نفخه باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۳۰/ نورالثقلین

 

آیه وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ [69]

 

و زمين [در آن روز] به نور پروردگارش روشن مى‌شود، و نامه‌هاى اعمال را پيش مى‌نهند و پيامبران و گواهان را حاضر مى‌سازند، و ميان آن‌ها بحق داورى مى‌شود و به آنان ستم نخواهد شد.

و زمین [در آن روز] به نور پروردگارش روشن می‌شود، و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند

۱ -۱

(زمر/ ۶۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمُفَضَّلِ‌بْنِ‌عُمَرَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها قَالَ رَبُّ الْأَرْضِ إِمَامُ الْأَرْضِ قُلْتُ فَإِذَا خَرَجَ یَکُونُ مَا ذَا قَالَ إِذاً یَسْتَغْنِی النَّاسُ عَنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ نُورِ الْقَمَرِ وَ یَجْتَزِءُونَ بِنُورِ الْإِمَامِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل‌بن‌عمر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که درباره‌ی کلام خداوند متعال: وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا فرمود: «پروردگار زمین یعنی امام زمین». عرض کردم: «وقتی امام بیرون آید چه می­شود»؟ فرمود: «آنگاه مردم از تابش خورشید و نور ماه بی‌نیاز می­شوند و به نور امام ره می­نوردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۲۶/ القمی، ج۲، ص۲۵۳/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۲

(زمر/ ۶۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ أَخِی وَ آخِرُهُمْ وَلَدِی وَ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ أَخُوکَ قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قِیلَ فَمَنْ وَلَدُکَ قَالَ الْمَهْدِیُّ یَمْلَأُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا یَوْمٌ وَاحِدٌ لَأَطَالَ اللَّهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یَخْرُجَ فِیهِ وَلَدِی الْمَهْدِیُّ فَیَنْزِلَ رُوحُ اللَّهِ عِیسَی‌ابْنُ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) فَیُصَلِّیَ خَلْفَهُ وَ تُشْرِقَ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ یَبْلُغَ سُلْطَانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جانشینان و اوصیاء من که پس از من در میان مردم حجّت‌های پروردگار هستند دوازده نفر می‌باشند، اوّل آن‌ها برادرم هست و آخرین آنان هم پسرم خواهد بود، عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برادرت کیست»؟ فرمود: «علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)». عرض کردند: «فرزندت کدام است»؟ فرمود: «فرزندم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که خداوند به‌وسیله‌ی او دنیا را پر از عدل و داد می‌کند پس از اینکه از ظلم و ستم پر شده باشد. به خداوندی که مرا به‌راستی برانگیخت اگر از دنیا فقط یک روز مانده باشد خداوند آن روز را چنان بلند گرداند تا فرزندم مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن روز خروج کند، و عیسی روح اللَّه (علیه السلام) از آسمان فرود خواهد آمد و در پشت سر او نماز می‌خواند و روی زمین از نور خداوند روشن می‌گردد، و سلطنت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر شرق و غرب عالم تسلّط پیدا می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۲ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۷۱

۱ -۳

(زمر/ ۶۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ مَنِ الْقَائِمُ مِنْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ قَالَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِی ابْنُ سَیِّدَهًِْ الْإِمَاءِ یُطَهِّرُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ مِنْ کُلِّ جَوْرٍ وَ یُقَدِّسُهَا مِنْ کُلِّ ظُلْمٍ وَ هُوَ الَّذِی یَشُکُّ النَّاسُ فِی وِلَادَتِهِ وَ هُوَ صَاحِبُ الْغَیْبَهًِْ قَبْلَ خُرُوجِهِ فَإِذَا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ مِیزَانَ الْعَدْلِ بَیْنَ النَّاسِ فَلَا یَظْلِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ هُوَ الَّذِی تُطْوَی لَهُ الْأَرْضُ وَ لَا یَکُونُ لَهُ ظِلٌّ وَ هُوَ الَّذِی یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ یَسْمَعُهُ جَمِیعُ أَهْلِ الْأَرْضِ بِالدُّعَاءِ إِلَیْهِ یَقُولُ أَلَا إِنَّ حُجَّهًَْ اللَّهِ قَدْ ظَهَرَ عِنْدَ بَیْتِ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ فَإِنَّ الْحَقَّ مَعَهُ وَ فِیه.

 

امام رضا (علیه السلام)- خدمت حضرت رضا (علیه السلام) عرض شد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! قائم از اهل بیت شما کدام است»؟ فرمود: «چهارمین نفر از فرزندان من که از سرور کنیزان [و یکی از بهترین زنان عالم] متولّد خواهد شد و پروردگار به‌وسیله‌ی او، زمین را از هر ظلم و جنایتی پاک می‌کند، و قائم همان کس است که مردم در اصل ولادتش شک می‌کنند و قبل از ظهور و خروجش مدّتی در غیبت خواهد ماند، هنگامی‌که از پشت پرده‌ی غیبت بیرون می‌آید، زمین به نور الهی روشن می‌شود و بساط عدل‌وداد را در میان مردم خواهد افکند، قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان است که زمین برای او در هم می‌پیچد و سایه هم ندارد، او همان است که در موقع خروجش از آسمان فریاد می‌زنند و وی را به جهانیان معرفی می‌کنند و همه‌ی مردم صدایی را که به سمت او دعوت می‌کند را می‌شنوند که می‌گوید: حجّت خدا نزد بیت‌الله‌الحرام [و کعبه] ظهور کرده است، پس از او تبعیت کنید که حق همراه اوست و حق در او [و در وجود او] است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۲ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۲۱

۱ -۴

(زمر/ ۶۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ قَائِمَنَا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) إِذَا قَامَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ اسْتَغْنَی الْعِبَادُ مِنْ ضَوْءِ الشَّمْسِ وَ یُعَمَّرُ الرَّجُلُ فِی مُلْکِهِ حَتَّی یُولَدَ لَهُ أَلْفُ ذَکَرٍ لَا یُولَدُ فِیهِمْ أُنْثَی وَ یَبْنِی فِی ظَهْرِ الْکُوفَهًِْ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ وَ یَتَّصِلُ بُیُوتُ الْکُوفَهًِْ بِنَهَرِ کَرْبَلَاءَ بِالْحِیرَهًِْ حَتَّی یَخْرُجَ الرَّجُلُ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ عَلَی بَغْلَهًٍْ سَفْوَاءَ یُرِیدُ الْجُمُعَهًَْ فَلَا یُدْرِکُهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند، زمین با نور خداوند روشن گردد و مردم از نور خورشید بی‌نیاز گردند و هر مردی در ایّام دولت او دارای هزار پسر خواهد شد و یک دختر در میان آن‌ها برای او متولّد نمی‌شود. مسجدی در بیرون کوفه می‌سازد که هزار در داشته باشد، و خانه‌های کوفه به نهر کربلا و حیره متّصل می‌شود. به‌طوری‌که مردی در روز جمعه سوار استر تندرو می‌شود تا خود را به نماز برساند ولی به نماز نمی‌رسد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۴ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۳۰/ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۳۷؛ «و یعمر... یدرکها» محذوف/ نورالثقلین؛ «و یعمر... یدرکها» محذوف

پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند

۲ -۱

(زمر/ ۶۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ قَالَ الشُّهَدَاءُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُهُ فِی سُورَهًِْ الْحَجِّ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ تَکُونُوا أَنْتُمْ یَا مَعْشَرَ الْأَئِمَّهًَْ شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ منظور از شهداء در این آیه، ائمه (علیهم السلام) است. و دلیل این حرف، سخن خداوند است که در سوره‌ی حج آمده که می‌فرماید: تا پیامبر گواه بر شما باشد، و ای گروه ائمه (علیهم السلام) شما گواهان بر مردم! باشید. (حج/۷۸).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۴۱/ القمی، ج۲، ص۲۵۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۱؛ «بتفاوت یسیر»

۲ -۲

(زمر/ ۶۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ قَالَ الشُّهَدَاءُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ {مِنهُ} یَقُولُ: الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلی رَبِّهِمْ یَعْنِی بِالْأَشْهَادِ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) أَلا لَعْنَهًُْ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) حَقَّهُم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ منظور از شهداء در آیه، ائمه (علیهم السلام) است. مانند آنجا که می‌فرماید: این‌ها همان‌ها هستند که به پروردگارشان دروغ بستند. که منظور از شهدا، امامان (علیهم السلام) هستند. ای لعنت خدا بر ظالمان باد! (هود/۱۸). لعنت خدا بر ستمگران به حقّ آل محمّد (علیهم السلام) باد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۴۱

۲ -۳

(زمر/ ۶۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی إِیَّانَا عَنَی بِقَوْلِهِ شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ فَرَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) شَاهِدٌ عَلَیْنَا وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِهِ وَ نَحْنُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ یُقَالُ إِنَّهُ الْمَعْنِیُّ بِقَوْلِهِ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ.

 

امام علی (علیه السلام)- منظور خداوند در این آیه: شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ ما هستیم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گواه بر ما است و ما گواه بر مردمیم و حجّت خدا در زمین. ما کسانی هستیم که خداوند درباره‌ی آن‌ها فرموده: همان‌گونه [که قبله شما، یک قبله‌ی میانه است] شما را نیز، امّت میانه‌ای قرار دادیم [در حدّ اعتدال، میان افراط و تفریط] تا بر مردم گواه باشید. (بقره/۱۴۳).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۴ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۸۹

۲ -۴

(زمر/ ۶۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَ اللَّهَ طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِی أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ جَعَلَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا یُفَارِقُنَا.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند ما را پاکیزه و معصوم و گواه بر خلق و حجّت در روی زمین قرار داده و ما را با قرآن و قرآن را با ما قرار داده نه ما از او و نه او از ما جدا نمی‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۴۳

۲ -۵

(زمر/ ۶۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُکَ بِأَمْرِ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ عَاشَ أَلْفَ سَنَهًٍْ إِلَّا خَمْسِینَ عَاماً یَدْعُو إِلَی اللَّهِ فَکَانَ إِذَا أَصْبَحَ قَالَ لَا أُمْسِی وَ إِذَا أَمْسَی قَالَ لَا أُصْبِحُ فَکَانَ لِبَاسُهُ الشَّعْرَ وَ طَعَامُهُ الشَّعِیرَ وَ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُکَ بِأَمْرِ دَاوُدَ (علیه السلام) خَلِیفَهًِْ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ وَ کَانَ لِبَاسُهُ الشَّعْرَ وَ طَعَامُهُ الشَّعِیرَ وَ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُکَ بِأَمْرِ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) مَعَ مَا کَانَ فِیهِ مِنَ الْمُلْکِ کَانَ
 یَأْکُلُ الشَّعِیرَ وَ یُطْعِمُ النَّاسَ الْحُوَّارَی وَ کَانَ لِبَاسُهُ الشَّعْرَ وَ کَانَ إِذَا جَنَّهُ اللَّیْلُ شَدَّ یَدَهُ إِلَی عُنُقِهِ فَلَا یَزَالُ قَائِماً یُصَلِّی حَتَّی یُصْبِح..یَا ابْنَ مَسْعُودٍ کُلُّ ذَلِکَ لِمَا خَوَّفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ مِنْ قَوْلِهِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! اگر بخواهی تو را از رفتار نوح (علیه السلام) آگاه می‌کنم، نوح (علیه السلام) نهصدوپنجاه سال زندگی کرد و مردم را به سوی خدا دعوت می‌کرد و از شدّت فشار مردم بر نوح (علیه السلام)، وضعیت چنان بوده که نوح (علیه السلام) صبح که می‌شد می‌گفت به شام نمی‌رسم و هرگاه شام می‌کرد می‌گفت تا صبح زنده نیستم، لباسش از جنس مو بود، غذایش نان جو بود، و اگر بخواهی تو را از رفتار داود (علیه السلام) که خلیفه‌ی خدا در زمین بود آگاه می‌کنم که لباسش مو و خوراکش نان جو بود و اگر بخواهی تو را از سلیمان (علیه السلام) باخبر کنم که با آنکه ملک و سلطنت داشت نان جو می‌خورد و مردم را آرد سفید می‌خوراند و لباسش موئین بود و چنین بود که هرگاه تاریکی شب او را فرا می‌رسید دستش را به گردنش محکم می‌کرد [کنایه از عبادت شدید] و تا صبح نماز می‌خواند ... ای پسر مسعود! دلیل این رفتار انبیاء (علیهم السلام) به‌خاطر مواردی است که خداوند در قرآن به آن بیم داده است و فرموده: و دوزخ، میعادگاه همه‌ی آن‌هاست! هفت در دارد و برای هر دری، گروه معیّنی از آن‌ها تقسیم شده‌اند!. (حجر/۴۴-۴۳). و فرموده: وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۴ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۹۷/ مکارم الأخلاق، ص۴۴۸

۲ -۶

(زمر/ ۶۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ الشُّهَدَاءُ هُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ لِلْأَنْبِیَاءِ عَلَی الْأُمَمِ بِأَنَّهُمْ قَدْ بَلَّغُوا وَ أَنَّ الْأُمَمَ قَدْ کَذَّبُوا.

 

ابن‌عبّاس ( الشُّهَداء همان کسانی هستند که به نفع پیامبران و برضدّ امّت‌ها گواهی می‌دهند. [گواهی] به اینکه آن‌ها (پیامبران) [پیام الهی] را رساندند و امّت‌ها تکذیب کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۶۳

و میان آن‌ها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد

۳ -۱

(زمر/ ۶۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سَأَلَ عُثْمَانُ‌بْنُ‌عَفَّانَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا تَفْسِیرُ أَبْجَدْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَعَلَّمُوا تَفْسِیرَ أَبْجَدْ فَإِنَّ فِیهِ الْأَعَاجِیبَ کُلَّهَا وَیْلٌ لِعَالِمٍ جَهِلَ تَفْسِیرَهُ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا تَفْسِیرُ أَبْجَدْ قَال ... وَ أَمَّا قَرَشَتْ یَعْنِی قَرَشَهُمْ فَحَشَرَهُمْ وَ نَشَرَهُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عثمان‌بن‌عفان از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: «تفسیر (حروف) ابجد چیست»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «تفسیر ابجد را بیاموزید که همه‌ی عجائب در آن است، وای بر عالِمی که تفسیر ابجد را نداند». عرض شد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تفسیر ابجد چیست»؟ فرمود: «... قرشت [یکی از دسته‌های حروف ابجد] یعنی روز قیامت آن‌ها را دریابد و محشورشان و منتشرشان سازد؛ و میان آن‌ها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۶ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۱۷

۳ -۲

(زمر/ ۶۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سُئِلَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مَشِیَّهًِْ اللَّهِ وَ إِرَادَتِهِ فَقَالَ (علیه السلام) إِنَّ لِلَّهِ مَشِیَّتَیْنِ مَشِیَّهًَْ حَتْمٍ وَ مَشِیَّهًَْ عَزْمٍ وَ کَذَلِکَ إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ إِرَادَهًَْ حَتْمٍ وَ إِرَادَهًَْ عَزْمٍ إِرَادَهًُْ حَتْمٍ لَا تُخْطِئُ وَ إِرَادَهًُْ عَزْمٍ تُخْطِئُ وَ تُصِیبُ وَ لَهُ مَشِیَّتَانِ مَشِیَّهًٌْ یَشَاءُ وَ مَشِیَّهًٌْ لَا یَشَاءُ یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ مَعْنَاهُ أَرَادَ مِنَ الْعِبَادِ وَ شَاءَ وَ لَمْ یُرِدِ الْمَعْصِیَهًَْ وَ شَاءَ وَ کُلُّ شَیْءٍ بِقَضَائِهِ وَ قَدَرِهِ وَ الْأُمُورُ تَجْرِی مَا بَیْنَهُمَا فَإِذَا أَخْطَأَ الْقَضَاءُ لَمْ یُخْطِئِ الْقَدَرُ وَ إِذَا لَمْ یَخُطَّ الْقَدَرُ لَمْ یَخُطَّ الْقَضَاءُ وَ إِنَّمَا الْخَلْقُ مِنَ الْقَضَاءِ إِلَی الْقَدَرِ وَ إِذَا یُخْطِئُ وَ مِنَ الْقَدَرِ إِلَی الْقَضَاءِ وَ الْقَضَاءُ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَوْجُهٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ النَّاطِقِ عَلَی لِسَانِ سَفِیرِهِ الصَّادِقِ مِنْهَا قَضَاءُ الْخَلْقِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ مَعْنَاهُ خَلَقَهُنَّ وَ الثَّانِی قَضَاءُ الْحُکْمِ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ مَعْنَاهُ حُکِم.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره‌ی خواست خدا و اراده‌اش پرسیده شد: حضرت فرمود: «خداوند دو مشیّت (خواست) دارد؛ مشیّت حتم (قطعی)، مشیّت عزم، و همچنین خداوند دو اراده دارد: اراده‌ی حتم و اراده‌ی عزم. اراده‌ی حتم خطا نمی‌کند و اراده‌ی عزم خطا می‌کند [و قابل تغییر است] و درست انجام می‌دهد [گاهی خطا و گاهی درست]. و خداوند دو مشیّت دارد؛ مشیّتی که می‌خواهد و مشیّتی که نمی‌خواهد گاهی نهی می‌کند درحالی‌که می‌خواهد، و امر می‌کند درحالی‌که نمی‌خواهد. معنایش این است که از بندگان [طاعت را] اراده کرد و خواسته (مشیّت کرده)، و معصیت را اراده نکرده و خواسته است. و هرچیزی طبق قضا (حکم) و قدر (اندازه‌ی) اوست و کارها در بین این دو (قضا و قدر) جریان دارد. هرگاه قضا خطا کند، قدر خطا نمی‌کند و وقتی قدر خطا نکند، قضا خطا نمی‌کند و مخلوقات از قضا به‌سوی قدر می‌روند و هرگاه قدر خطا کند، [مخلوقات] از قدر به‌سوی قضا حرکت می‌کنند. و قضا در کتاب خداوند عزّوجل که بر زبان فرستاده‌ی راستگویش جاری شده است بر چهار وجه است که از جمله‌ی آن‌ها قضاء خلق (آفریدن) است که همان کلام خداوند تعالی است: دراین هنگام آن‌ها را به‌صورت هفت آسمان در دو روز آفرید. (فصلت/۱۲). که معنایش این است که آن‌ها را آفرید [منظور از قضاهنّ، خلقهن می‌باشد] و مورد دوّم، قضاء حکم است که همان کلام خداست وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالحَقِّ و معنایش این است که حکم شد [منظور از قضی، حکم است]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۶ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۲۴

۳ -۳

(زمر/ ۶۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- شَیَّعَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) جَنَازَهًًْ فَلَمَّا وُضِعَتْ فِی لَحْدِهَا عَجَّ أَهْلُهَا وَ بَکَوْا فَقَالَ مَا تَبْکُونَ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَایَنُوا مَا عَایَنَ مَیِّتُهُمْ لَأَذْهَلَهُمْ ذَلِکَ عَنِ الْبُکَاءِ عَلَیْهِ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّ لَهُ إِلَیْهِمْ لَعَوْدَهًًْ ثُمَّ عَوْدَهًًْ حَتَّی لَا یَبْقَی مِنْهُمْ أَحَداً ثُمَّ قَامَ فِیهِمْ فَقَال ... فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْآیَاتِ وَ الْأَثَرِ وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ وَ انْتَفِعُوا بِالْمَوَاعِظِ فَکَانَ قَدْ عَلِقَتْکُمْ مَخَالِبُ الْمَنِیَّهًِْ وَ أَحَاطَتْ بِکُمُ الْبَلِیَّهًُْ وَ ضَمَّکُمْ بَیْتُ التُّرَابِ وَ دَهِمَتْکُمْ مُفْظِعَاتُ الْأُمُورِ بِنَفْخَهًِْ الصُّورِ وَ بِعَثْرَهًِْ الْقُبُورِ وَ سِیَاقَهًِْ الْمَحْشَرِ وَ مَوْقِفِ الْحِسَابِ فِی الْمَنْشَرِ وَ بَرَزَ الْخَلَائِقُ حُفَاهًًْ عُرَاهًًْ وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ وَ نُوقِشَ النَّاسُ عَلَی الْقَلِیلِ وَ الْکَثِیرِ وَ الْفَتِیلِ وَ النَّقِیرِ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ فَارْتَجَّتْ لِذَلِکَ الْیَوْمِ الْبِلَادُ وَ خَشَعَ الْعِبَاد.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) جنازه‌ای را تشییع کرد همین که میّت را درون قبر گذاشتند بستگان او صدا به گریه بلند کردند، علی (علیه السلام) فرمود: «چرا گریه می‌کنید؟ به خدا قسم اگر آنچه میّت شما می‌بیند، شما مشاهده کنید، گریه را فراموش خواهید کرد. به خدا قسم مرگ برای مردم برگشت خواهد داشت [و به سراغ مردم و افراد زنده خواهد آمد]. باز برای مرتبه‌ی سوّم برمی‌گردد آنقدر خواهد آمد تا یک‌نفر را باقی نگذارد». بعد آن جناب از جای حرکت کرد در میان مردم ایستاد و فرمود: «... بندگان خدا، از عبرت‌ها، و از آیات و آثار، درس عبرت بیاموزید، از بیم‌ها بهراسید. و از مواعظ بهره ببرید. گویا چنگال مرگ گریبانتان را گرفته. بلا شما را محاصره کرده و خانه‌ی خاکی (قبر) شما را دربرگرفته و امور وحشت انگیز در هنگام دمیدن در صور و افتادن در قبر و حرکت در محشر و هنگام حساب‌کشیدن در قیامت. شما را مضطرب نمود. مخلوقات بدون لباس و پابرهنه در قیامت خواهند آمد. همراه هرفرد کسی [فرشته‌ای] است که او را پیش می‌برد و برای او گواهی می‌دهد. از آن‌ها در مورد کم و زیاد اعمال و حتّی به اندازه‌ی نخ باریک و نقطه‌ای که بر روی دانه‌ی خرما است بازخواست می‌شود وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْکِتابُ وَ جِیءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ شهرها در این روز باضطراب درمی‌آید و مردم به خشوع می‌افتند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۸ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۶۵

۳ -۴

(زمر/ ۶۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ ثُوَیْرِ‌بْنِ‌أَبِی فَاخِتَهًَْ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یُحَدِّثُ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) یُحَدِّثُ النَّاسَ قَال: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی النَّاسَ مِنْ حُفَرِهِمْ عُزْلًا بُهْماً جُرْداً مُرْداً فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ یَسُوقُهُمُ النُّورُ وَ تَجْمَعُهُمُ الظُّلْمَهًُْ حَتَّی یَقِفُوا عَلَی عَقَبَهًِْ الْمَحْشَرِ فَیَرْکَبُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ یَزْدَحِمُونَ دُونَهَا فَیُمْنَعُونَ مِنَ الْمُضِیِّ فَتَشْتَدُّ أَنْفَاسُهُمْ وَ یَکْثُرُ عَرَقُهُمْ وَ تَضِیقُ بِهِمْ أُمُورُهُمْ وَ یَشْتَدُّ ضَجِیجُهُمْ وَ تَرْتَفِعُ أَصْوَاتُهُمْ قَالَ وَ هُوَ أَوَّلُ هَوْلٍ مِنْ أَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ قَالَ‌فَیُشْرِفُ الْجَبَّارُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیْهِمْ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ فِی ظِلَالٍ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ فَیَأْمُرُ مَلَکاً مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ فَیُنَادِی فِیهِمْ: یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ أَنْصِتُوا وَ اسْتَمِعُوا مُنَادِیَ الْجَبَّارِ. قَالَک فَیَسْمَعُ آخِرُهُمْ کَمَا یَسْمَعُ أَوَّلُهُمْ. قَالَ: فَتَنْکَسِرُ أَصْوَاتُهُمْ عِنْدَ ذَلِکَ وَ تَخْشَعُ أَبْصَارُهُمْ وَ تَضْطَرِبُ فَرَائِصُهُمْ وَ تَفْزَعُ قُلُوبُهُمْ وَ یَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ إِلَی نَاحِیَهًِْ الصَّوْتِ مُهْطِعِینَ إِلَی الدَّاعِ قَالَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یَقُولُ الْکَافِرُ: هذا یَوْمٌ عَسِر قَالَ: فَیُشْرِفُ الْجَبَّارُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ الْحَکَمُ الْعَدْلُ عَلَیْهِمْ فَیَقُولُ: أَنَا اللهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا الْحَکَمُ الْعَدْلُ الَّذِی لَا یَجُورُ الْیَوْمَ أَحْکُمُ بَیْنَکُمْ بِعَدْلِی وَ قِسْطِی لَا یُظْلَمُ الْیَوْمَ عِنْدِی أَحَدٌ الْیَوْمَ آخُذُ لِلضَّعِیفِ مِنَ الْقَوِیِّ بِحَقِّهِ وَ لِصَاحِبِ الْمَظْلِمَهًِْ بِالْمَظْلِمَهًِْ بِالْقِصَاصِ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ السَّیِّئَاتِ وَ أُثِیبُ عَلَی الْهِبَاتِ وَ لَا یَجُوزُ هَذِهِ الْعَقَبَهًَْ الْیَوْمَ عِنْدِی ظَالِمٌ وَ لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مَظْلِمَهًٌْ إِلَّا مَظْلِمَهًًْ یَهَبُهَا صَاحِبُهَا وَ أُثِیبُهُ
 عَلَیْهَا وَ آخُذُ لَهُ بِهَا عِنْدَ الْحِسَابِ فَتَلَازَمُوا أَیُّهَا الْخَلَائِقُ وَ اطْلُبُوا مَظَالِمَکُمْ عِنْدَ مَنْ ظَلَمَکُمْ بِهَا فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا شَاهِدٌ لَکُمْ عَلَیْهِمْ وَ کَفَی بِی شَهِیداً. قَالَ: فَیَتَعَارَفُونَ وَ یَتَلَازَمُونَ فَلَا یَبْقَی أَحَدٌ لَهُ عِنْدَ أَحَدٍ مَظْلِمَهًٌْ أَوْ حَقٌّ إِلَّا لَزِمَهُ بِهَا. قَالَک فَیَمْکُثُونَ مَا شَاءَ اللَّهُ فَیَشْتَدُّ حَالُهُمْ وَ یَکْثُرُ عَرَقُهُمْ وَ یَشْتَدُّ غَمُّهُمْ وَ تَرْتَفِعُ أَصْوَاتُهُمْ بِضَجِیجٍ شَدِیدٍ فَیَتَمَنَّوْنَ الْمَخْلَصَ مِنْهُ بِتَرْکِ مَظَالِمِهِمْ لِأَهْلِهَا قَالَ وَ یَطَّلِعُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَلَی جَهْدِهِمْ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَسْمَعُ آخِرُهُمْ کَمَا یَسْمَعُ أَوَّلُهُمْ یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ أَنْصِتُوا لِدَاعِی اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ اسْمَعُوا إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ {لَکُمْ} أَنَا الْوَهَّابُ إِنْ أَحْبَبْتُمْ أَنْ تَوَاهَبُوا فَتَوَاهَبُوا وَ إِنْ لَمْ تَوَاهَبُوا أَخَذْتُ لَکُمْ بِمَظَالِمِکُمْ. قَالَ: فَیَفْرَحُونَ بِذَلِکَ لِشِدَّهًِْ جَهْدِهِمْ وَ ضِیقِ مَسْلَکِهِمْ وَ تَزَاحُمِهِمْ. قَالَ: فَیَهَبُ بَعْضُهُمْ مَظَالِمَهُمْ رَجَاءَ أَنْ یَتَخَلَّصُوا مِمَّا هُمْ فِیهِ وَ یَبْقَی بَعْضُهُمْ فَیَقُولُ یَا رَبِّ مَظَالِمُنَا أَعْظَمُ مِنْ أَنْ نَهَبَهَا. قَالَ: فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ تِلْقَاءِ الْعَرْشِ: أَیْنَ رِضْوَانُ خَازِنُ الْجِنَانِ جِنَانِ الْفِرْدَوْسِ. قَالَ: فَیَأْمُرُهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَنْ یُطْلِعَ مِنَ الْفِرْدَوْسِ قَصْراً مِنْ فِضَّهًٍْ بِمَا فِیهِ مِنَ الْأَبْنِیَهًِْ وَ الْخَدَمِ قَالَ فَیُطْلِعُهُ عَلَیْهِمْ فِی حِفَافَهًِْ الْقَصْرِ الْوَصَائِفُ وَ الْخَدَمُ قَالَ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی: یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ ارْفَعُوا رُءُوسَکُمْ فَانْظُرُوا إِلَی هَذَا الْقَصْرِ. قَالَ: فَیَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ فَکُلُّهُمْ یَتَمَنَّاهُ. قَالَ: فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَی: یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ هَذَا لِکُلِّ مَنْ عَفَا عَنْ مُؤْمِنٍ. قَالَ: فَیَعْفُونَ کُلُّهُمْ إِلَّا الْقَلِیلَ. قَالَ: فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: لَا یَجُوزُ إِلَی جَنَّتِیَ الْیَوْمَ ظَالِمٌ وَ لَا یَجُوزُ إِلَی نَارِیَ الْیَوْمَ ظَالِمٌ وَ لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عِنْدَهُ مَظْلِمَهًٌْ حَتَّی یَأْخُذَهَا مِنْهُ عِنْدَ الْحِسَابِ أَیُّهَا الْخَلَائِقُ اسْتَعِدُّوا لِلْحِسَابِ. قَالَ: ثُمَّ یُخَلَّی سَبِیلُهُمْ فَیَنْطَلِقُونَ إِلَی الْعَقَبَهًِْ یَکْرُدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً حَتَّی یَنْتَهُوا إِلَی الْعَرْصَهًِْ وَ الْجَبَّارُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الْعَرْشِ قَدْ نُشِرَتِ الدَّوَاوِینُ وَ نُصِبَتِ الْمَوَازِینُ وَ أُحْضِرَ النَّبِیُّونَ وَ الشُّهَدَاءُ وَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ یَشْهَدُ کُلُّ إِمَامٍ عَلَی أَهْلِ عَالَمِهِ بِأَنَّهُ قَدْ قَامَ فِیهِمْ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ دَعَاهُمْ إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ. قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ قُرَیْشٍ یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) إِذَا کَانَ لِلرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ عِنْدَ الرَّجُلِ الْکَافِرِ مَظْلِمَهًٌْ أَیَّ شَیْءٍ یَأْخُذُ مِنَ الْکَافِرِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ؟ قَالَ: فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یُطْرَحُ عَنِ الْمُسْلِمِ مِنْ سَیِّئَاتِهِ بِقَدْرِ مَا لَهُ عَلَی الْکَافِرِ فَیُعَذَّبُ الْکَافِرُ بِهَا مَعَ عَذَابِهِ بِکُفْرِهِ عَذَاباً بِقَدْرِ مَا لِلْمُسْلِمِ قِبَلَهُ مِنْ مَظْلِمَهًٍْ. قَالَ: فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِیُّ: فَإِذَا کَانَتِ الْمَظْلِمَهًُْ لِلْمُسْلِمِ عِنْدَ مُسْلِمٍ کَیْفَ تُؤْخَذُ مَظْلِمَتُهُ
 مِنَ الْمُسْلِمِ؟ قَالَ: یُؤْخَذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ مِنْ حَسَنَاتِهِ بِقَدْرِ حَقِّ الْمَظْلُومِ فَتُزَادُ عَلَی حَسَنَاتِ الْمَظْلُومِ. قَالَ: فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِیُّ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ؟ قَالَ: إِنْ لَمْ یَکُنْ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ فَإِنَّ لِلْمَظْلُومِ سَیِّئَاتٍ یُؤْخَذُ مِنْ سَیِّئَاتِ الْمَظْلُومِ فَتُزَادُ عَلَی سَیِّئَاتِ الظَّالِمِ.

 

امام علی (علیه السلام)- ثویربن‌ابی‌فاخته گوید: شنیدم امام سجّاد (علیه السلام) در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: پدرم از پدرش از امام علی (علیه السلام) نقل کرده است که به مردم فرمود: چون روز قیامت فرا رسد، خداوند تبارک‌وتعالی مردم را بی‌دفاع و بی‌مو و بی‌ریش، همه را بی‌هیچ تفاوتی از گورهاشان بر می­انگیزد و روشنی، آنان را به پیش می­برد و تاریکی گردشان می­آورد؛ تا اینکه بر ورطه‌ی محشر می­ایستند و از شدّت ازدحام بر یکدیگر سوار و به همدیگر فشرده می­گردند و از راه رفتن بازداشته می­شوند، نفس‌کشیدنشان سخت و عرق بر تنشان بسیار و کار بر آنان دشوار می­شود و آه و ناله‌شان بالا می­رود و فریادشان بر می‌آید و این نخستین هراس از هراس­های روز قیامت است. آنگاه خداوند جبّار تبارک‌وتعالی، از فراز عرش خود و در سایه‌ی انبوه فرشتگان بر آنان مشرف می­شود و فرشته­ای از فرشتگان را فرمان می­دهد تا در میان آنان ندا سر دهد: «ای جماعت آفریدگان! ساکت شوید و به منادی خداوند جبّار گوش فرا دهید». در آن دم همه سراسر گوش می­شوند و آوایشان به خاموشی و قلب‌هایشان به خاکساری و تن­هایشان به لرزه و دل­هایشان به هراس می­افتد و سر به‌سوی ندا بر می­آورند و گردن به‌سوی فراخواننده می­چرخانند. در آن هنگام کافر می­گوید: «به‌راستی این روز، روز سختی است». خداوند جبّار داور دادگر، مشرف بر آنان می‌فرماید: «منم الله که هیچ خدایی جز من نیست و من آن داور دادگرم که هیچ ستم نمی­ورزد و امروز با عدل و داد خود، میانتان حکم می­کنم و امروز هیچ‌کس نزد من ستم نمی­بیند و امروز حقّ ناتوان را از توانمند می­گیرم و داد ستمدیده را به تاوانی از کردار نیک و کردار ناپسند از ستمگر می­ستانم و پاداش بخشش‌ها را می‌دهم و امروز هیچ ستمگری نزد من این گردنه‌ی محشر را پشت سر نمی­گذارد و آن کس که حقّ دیگری نزد اوست، بیرون نمی­رود، جز آنکه حقدار از حقّ خود بگذرد و من بر این کار، پاداشش دهم و آن را به هنگام حساب برایش به شمار درآورم؛ پس ای آفریدگان! گرد هم آیید و داد خود را از آن کس که در دنیا بر شما بیداد کرده، بخواهید و من بر آن گواهتان هستم و گواهی من بس است». پس اهل محشر با یکدیگر روبرو می­شوند و گرد هم می­آیند و هیچ داد و هیچ حقّی از برای کسی نزد دیگری بر جای نمی­ماند، جز آنکه به او بر می­گردد. آنان هر آن قدر که خدا بخواهد بر جای می‌مانند و حالشان بد و عرق بر تنشان بسیار و اندوهشان سخت می­شود و صدای آه و ناله دردناکشان بلند می­شود و آرزو می‌کنند حقّی را که از دیگری می­خواهند، رها کنند تا از آن گردنه رهایی یابند، چون خداوند عزّوجلّ بر رنج آنان نظر می­افکند، ندادهنده­ای از جانب خداوند تبارک‌وتعالی ندا سر می­دهد و همه‌ی سراسر گوش می­شوند: «ای جماعت آفریدگان! ساکت شوید و به فراخواننده­ای از سوی خداوند تبارک‌وتعالی گوش فرا دهید، خداوند تبارک‌وتعالی به شما می­فرماید: من بسی بخشنده­ام، اگر دوست می­دارید، یکدیگر را ببخشید وگرنه داد شما را خواهم گرفت». آنگاه اهل محشر به سبب رنج سخت و راه تنگ و انبوهی شمار خود، از این خبر شادمان می­شوند و برخی به امید رهایی از آن گردنه، از حقّ خود می‌گذرند و برخی دگر بر جای می­مانند و عرض می­کنند: «پروردگارا! حقّ ما بزرگتر از آن است که از آن بگذریم». در آن دم ندادهنده­ای از سوی عرش ندا سر می­دهد: «کجاست رضوان، نگاهبان باغ‌های بهشت»؟ پس خداوند عزّوجلّ به او فرمان می­دهد تا از بهشت، قصری از نقره با بناها و خادمان بسیارش به نمایش گذارد. آنگاه رضوان، قصری آکنده از خادمان و کنیزان را به آنان می­نمایاند و ندادهنده­ای از سوی خداوند تبارک‌وتعالی ندا سر می­دهد: «ای جماعت آفریدگان! سر بلند کنید و به این قصر بنگرید». آنان سر بر می­آورند و همه آرزوی آن قصر می‌کنند. سپس ندادهنده­ای از سوی خداوند تبارک‌وتعالی ندا سر می­دهد: «ای جماعت آفریدگان! این برای کسی است که از مؤمنی بگذرد». این چنین تمامی آنان عفو پیشه می­کنند، جز شمار اندکی. در آن هنگام خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «امروز هیچ ستمگری به بهشت من راه نمی­یابد و امروز هیچ ستمگری و نیز هیچ مسلمانی اگر حقّ کسی نزدش باشد، به دوزخ من نمی­رود تا اینکه آن حق را به هنگام حساب از او بگیرم، پس ای آفریدگان! برای حساب آماده شوید. در آن دم راه پیش پایشان باز می­شود و رو به‌سوی گردنه‌ی محشر می­گذارند و یکدیگر را کنار می­زنند تا به آن جایگاه می­رسند، حال آنکه خداوند جبّار تبارک‌وتعالی بر عرش استقرار یافته و نامه­های عمل باز شده و میزان­ها برپا شده و پیامبران (علیهم السلام) و گواهان حاضر گشته­اند؛ و شهداء که همان امامان هستند به عنوان گواه حاضر می‌شوند و هریک بر اهالی دنیای [روزگار] خود گواهی می­دهند که در میان آنان فرمان خداوند عزّوجلّ را برپا داشته­اند و به راه خدا دعوتشان کرده­اند. چون سخن به اینجا رسید، مردی از قریش برخاست و عرض کرد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اگر حقّی از مؤمن نزد کافر باشد، چه چیزی از کافر گرفته می­شود، درحالی‌که او در دوزخ است»؟ امام سجاّد (علیه السلام) به او فرمود: «از گناهان آن مسلمان به‌اندازه‌ی حقّی که نزد آن کافر داشته، برداشته می­شود و آن کافر افزون بر عذاب کفرش، عذاب گناهان آن مسلمان را به‌اندازه‌ی حقّی که از او برعهده داشته، می­کشد». آن قریشی عرض کرد: «حال اگر حقّ مسلمانی نزد مسلمان دیگری باشد، چگونه آن حق از او گرفته می­شود»؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: «از نیکی­های ستمگر به‌اندازه‌ی حقّ ستمدیده برای او برداشته می­شود و این‌گونه نیکی­های آن ستمدیده افزون می­شود». آن قریشی عرض کرد: «حال اگر آن ستمگر کار نیکی نداشت چه»؟ حضرت (علیه السلام) فرمود: «اگر ستمگر کار نیکی نداشته باشد، ستمدیده گناهانی دارد، بنابراین از گناهان ستمدیده برداشته و بر گناهان ستمگر افزوده می­شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۱۸ الکافی، ج۸، ص۱۰۴/ البرهان

 

آیه وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ [70]

 

و به هركس آنچه انجام داده است بى‌كم و كاست داده مى‌شود؛ و او نسبت به آنچه انجام مى‌دادند از همه آگاهتر است.

 

آیه سيقَ الَّذينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَتْلُونَ عَلَيْكُمْ آياتِ رَبِّكُمْ وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا بَلى وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَى الْكافِرينَ [71]

 

و كسانى كه كافر شدند گروه‌گروه به‌سوى جهنّم رانده مى‌شوند؛ هنگامى‌كه به دوزخ مى‌رسند، درهاى آن گشوده مى‌شود و نگهبانان دوزخ به آن‌ها مى‌گويند: «آيا پيامبرانى از ميان شما به‌سويتان نيامدند كه آيات پروردگارتان را براى شما بخوانند و نسبت به ملاقات اين روز شما را انذار كنند»؟! مى‌گويند: «آرى، [پيامبران آمدند] ولى [ما مخالفت كرديم و]» فرمان عذاب الهى بر كافران مسلّم شده است.

و کسانی که کافر شدند گروه‌گروه به‌سوی جهنّم رانده می‌شوند وقتی به دوزخ می‌رسند، درهای آن گشوده می‌شود و نگهبانان دوزخ به آن‌ها می‌گویند

۱ -۱

(زمر/ ۷۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْفُضَیْلِ الرِّزْقِیِّ عَنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّه قَالَ: إِنَّ لِلنَّارِ سَبْعَهًَْ أَبْوَابٍ: بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ فِرْعَوْنُ وَ هَامَانُ وَ قَارُونُ، وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ الْمُشْرِکُونَ وَ الْکُفَّارُ مِمَّنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ طَرْفَهًَْ عَیْنٍ، وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ بَنُو أُمَیَّهًَْ هُوَ لَهُمْ خَاصَّهًًْ لَا یُزَاحِمُهُمْ فِیهِ أَحَدٌ، وَ هُوَ بَابُ لَظَی، وَ هُوَ بَابُ سَقَرَ، وَ هُوَ بَابُ الْهَاوِیَهًِْ تَهْوِی بِهِمْ سَبْعِینَ خَرِیفاً، فَکُلَّمَا هَوَی بِهِمْ سَبْعِینَ خَرِیفاً فَصَارَ بِهِمْ فَوْرَهًٌْ قُذِفَ بِهِمْ فِی أَعْلَاهَا سَبْعِینَ خَرِیفاً، ثُمَّ هَوَی بِهِمْ کَذَلِکَ سَبْعِینَ خَرِیفاً، فَلَا یَزَالُونَ هَکَذَا أَبَداً خَالِدِینَ مُخَلَّدِینَ، وَ بَابٌ یَدْخُلُ فِیهِ مُبْغِضُونَا وَ مُحَارِبُونَا وَ خَاذِلُونَا، وَ إِنَّهُ لَأَعْظَمُ الْأَبْوَابِ وَ أَشَدُّهَا حَرّا قَالَ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌الْفُضَیْلِ الزُّرَقِیُ: فَقُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ عَلَیْهِ (علیه السلام): الْبَاب الَّذِی ذَکَرْتَ عَنْ أَبِیکَ عَنْ جَدِّکَ أَنَّهُ یَدْخُلُ مِنْهُ بَنُو أُمَیَّهًَْ، یَدْخُلُهُ مَنْ مَاتَ مِنْهُمْ عَلَی الشِّرْکِ أَوْ مِمَّنْ أَدْرَکَ مِنْهُمُ الْإِسْلَامَ. فَقَالَ: لَا أُمَّ لَکَ! أَ لَمْ تَسْمَعْهُ یَقُولُ: وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ الْمُشْرِکُونَ وَ الْکُفَّارُ، فَهَذَا الْبَابُ یَدْخُلُ فِیهِ کُلُّ مُشْرِکٍ وَ کُلُّ کَافِرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ، وَ هَذَا الْبَابُ الْآخَرُ
 الَّذِی یَدْخُلُ مِنْهُ بَنُو أُمَیَّهًَْ إِنَّهُ هُوَ لِأَبِی سُفْیَانَ وَ مُعَاوِیَهًَْ وَ آلِ مَرْوَانَ خَاصَّهًًْ یَدْخُلُونَ مِنْ ذَلِکَ الْبَابِ فَتَحْطِمُهُمُ النَّارُ حَطْماً لَا تُسْمَعُ لَهُمْ فِیهَا وَاعِیَهًٌْ وَ لَا یَحْیَوْنَ فِیهَا وَ لَا یَمُوتُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌فضیل رزقی از امام صادق (علیه السلام) از پدرش از جدّ بزگوارش نقل کرده است: آتش جهنّم، هفت در دارد: دری که فرعون و هامان و قارون از آن داخل می‌شوند و دری که مشرکان و کافرانی که به‌اندازه‌ی چشم‌به‌هم‌زدنی به خدا ایمان نیاوردند، از آن داخل می‌شوند و دری که بنی‌امیّه از آن داخل می‌شود که این در، مخصوص آن‌هاست که همان در لظی (برافروخته‌شدن) و در سَقر و در هاویه است که هفتاد سال در آن پایین می‌روند. و وقتی هفتاد سال پایین رفتند، گرمای سختی بر آن‌ها شعله می‌کشد که آن‌ها را به‌اندازه‌ی هفتاد سال به بالای خودش پرتاب می‌کند سپس آن‌ها مجدداً هفتاد سال پایین می‌روند و آن‌ها برای همیشه و جاودانه و دائما اینگونه‌اند (دراین‌حال به سر می‌برند). و دری که دشمنان ما و محاربان ما و افرادی که ما را ضعیف کردند از آن وارد می‌شوند که آن [در] بزرگ‌ترینِ درها و پر حرارت‌ترینِ آن‌هاست». محمّدبن‌فضیل رزقی گوید: «به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «آن دری که از پدرت و جدّت، ذکر کردی که بنی‌امیه از آن داخل می‌شود، آیا افرادی از آن‌ها که بر شرک مرده‌اند از آن در داخل می‌شوند یا از کسانی که اسلام را درک کرده‌اند [نیز از آن در وارد می‌شوند]»؟ فرمود: «وای برتو! مگر از ایشان نشنیدی که می‌فرمود: «دری که مشرکان و کافران از آن داخل می‌شوند که این [در کفّار و مشرکین] دری است که هر مشرکی و کافری که به روز حساب ایمان ندارند، از آن وارد می‌شود ولی این [در، مخصوص بنی‌امیّه] در دیگری است که بنی‌امیّه [کسانی که به ظاهر اسلام آوردند] از آن داخلِ [آتش] می‌شوند. زیرا آن [در] مخصوص ابوسفیان و معاویه و آل مروان است که فقط آن‌ها [با اینکه اسلام را درک کرده‌اند] از آن در وارد می‌شوند و آتش در آن در به شدّت آن‌ها را به زیر می‌گیرد به‌گونه‌ای که هیچ شنوایی [صدای] آن‌ها را نمی‌شنود و در آن زنده نمی‌مانند و نمی‌میرند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۱۹/ نورالثقلین

۱ -۲

(زمر/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَ جَهَنَّمَ لَها سَبْعَهًُْ أَبْوابٍ أَطْبَاقٍ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ وَ وَضَعَ إِحْدَی یَدَیْهِ عَلَی الْأُخْرَی فَقَالَ هَکَذَا وَ أَنَّ اللَّهَ وَضَعَ الْجِنَانَ عَلَی الْعَرْضِ وَ وَضَعَ النِّیرَانَ بَعْضَهَا فَوْقَ بَعْضٍ فَأَسْفَلُهَا جَهَنَّمُ وَ فَوْقَهَا لَظَی وَ فَوْقَهَا الْحُطَمَهًُْ وَ فَوْقَهَا سَقَرُ وَ فَوْقَهَا الْجَحِیمُ وَ فَوْقَهَا السَّعِیرُ وَ فَوْقَهَا الْهَاوِیَهًْ وَ فِی روایهًْ الْکَلْبِیِّ أَسْفَلِهَا الهاویه واعلاها جَهَنَّمَ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام علی (علیه السلام) روایت شده است: جهنّم هفت در دارد که طبقه‌طبقه و روی هم است. و یکی دست‌هایش را روی دیگری گذاشت [حالت طبقه‌طبقه را نشان داد] و فرمود: «اینگونه، امّا خداوند بهشت‌ها را به‌صورت عرضی قرار داد. و آتش‌ها را روی یکدیگر [طبقه‌ای] قرار داد که پایین‌ترینِ آن [آتش‌ها] جهنّم است و بالای جهنّم، لظی می‌باشد و بالای لظی، حطمه است و بالای حطمه، سقر است و بالای سقر، جحیم است و بالای جحیم، سعیر است و بالای سعیر هاویه است. امّا در روایت کلبی اینگونه آمده که پایین‌ترینِ آن‌ها (آتش‌ها) هاویه است. و بالاترینِ آن‌ها، جهنّم است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۴ بحارالأنوار، ج۸، ص۲۴۵/ نورالثقلین

۱ -۳

(زمر/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ: قَدِمَ یَهُودِیَّانِ فَسَأَلَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالا ... فَمَا السَّبْعَهًُْ؟ قَالَ: سَبْعَهًُْ أَبْوَابِ النَّارِ مُتَطَابِقَاتٍ. قَالَ: فَمَا الثَّمَانِیَهًُْ؟ قَالَ: ثَمَانِیَهًُْ أَبْوَابِ الْجَنَّهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- شخصی یهودی از امام (علیه السلام) پرسید: «عدد هفت، اشاره به چیست»؟ فرمود: «هفت در دوزخ است که به صورت طبقه‌طبقه است». پرسید: «عدد هشت اشاره به چیست»؟ فرمود: «هشت در بهشت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۴ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۲۸/ نورالثقلین

۱ -۴

(زمر/ ۷۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- کَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُحِبُّنِی وَ یُبْغِضُ عَلِیّاً (علیه السلام)، لَا یَجْتَمِعُ حُبِّی وَ حُبُّهُ إِلَّا فِی قَلْبِ مُؤْمِنٍ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ جَعَلَ أَهْلَ حُبِّی وَ حُبِّکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فِی أَوَّلِ زُمْرَهًِْ السَّابِقِینَ إِلَی الْجَنَّهًِْ، وَ جَعَلَ أَهْلَ بُغْضِی وَ بُغْضِکَ فِی أَوَّلِ زُمْرَهًِْ الضَّالِّینَ مِنْ أُمَّتِی إِلَی النَّار.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- کسی که گمان می‌کند مرا دوست دارد امّا علی (علیه السلام) را دوست نمی‌دارد، دروغ می‌گوید [و مرا نیز دوست ندارد]، اصلاً دوستی من و علی (علیه السلام) فقط در دل مؤمن است که با یکدیگر جمع می‌شود. ای علی (علیه السلام)! خداوند عزّوجلّ، دوستار من و تو را جزء اوّلین افرادی قرار می‌دهد که به سمت بهشت می‌شتابند و دشمن من و تو را جزء اوّلین افرادی قرار می‌دهد که از امّت من به جهنّم می‌روند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۴ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۴۴۰/ نورالثقلین

۱ -۵

(زمر/ ۷۱)

 

السّجّاد (علیه السلام)- اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَ أَهْلَ الشِّرْکِ لَا تُنْصَبُ لَهُمُ الْمَوَازِینُ وَ لَا تُنْشَرُ لَهُمُ الدَّوَاوِینُ وَ إِنَّمَا یُحْشَرُونَ إِلَی جَهَنَّمَ زُمَراً وَ إِنَّمَا نَصْبُ الْمَوَازِینِ وَ نَشْرُ الدَّوَاوِینِ لِأَهْلِ الْإِسْلَام.

 

امام سجاد (علیه السلام)- ای بندگان خدا! در قیامت برای محاسبه اعمال مشرکان ترازوی اعمال قرار داده نمی‌شود و کتاب اعمال گشوده نمی‌شود بلکه به‌صورت گروهی به سوی جهنّم می‌روند. قراردادن ترازوی عدالت و گشودن نامه‌ی اعمال برای رسیدگی به اعمال مسلمانان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۵۰/ نورالثقلین

«آیا رسولانی از میان شما به‌سویتان نیامدند که آیات پروردگارتان را برای شما بخوانند و از ملاقات این روز شما را بر حذر دارند»؟! می‌گویند: «آری»

۲ -۱

(زمر/ ۷۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَتَی شَبَاباً مِنَ الْأَنْصَارِ فَقَالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَقْرَأَ عَلَیْکُمْ فَمَنْ بَکَی فَلَهُ الْجَنَّهًُْ فَقَرَأَ آخِرَ الزُّمَرِ وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً إِلَی آخِرِ السُّورَهًِْ فَبَکَی الْقَوْمُ جَمِیعاً إِلَّا شَابٌّ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ تَبَاکَیْتُ فَمَا قَطَرَتْ عَیْنِی قَالَ إِنِّی مُعِیدٌ عَلَیْکُمْ فَمَنْ تَبَاکَی فَلَهُ الْجَنَّهًُْ قَالَ فَأَعَادَ عَلَیْهِمْ فَبَکَی الْقَوْمُ وَ تَبَاکَی الْفَتَی فَدَخَلُوا الْجَنَّهًَْ جَمِیعاً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد جوانانی از انصار آمد و فرمود: «برای شما قرآن می‌خوانم و هرکه گریست بهشتی است». و آیات آخر سوره‌ی زمر را تلاوت کرد: وَ سِیقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّی إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَتْلُونَ عَلَیْکُمْ آیاتِ رَبِّکُمْ وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذا قالُوا بَلی وَ لکِنْ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَی الْکافِرین. و تا آخر سوره را قرائت فرمود. همه گریستند جز یکی که عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) من خود را به گریه زدم و قطره‌ای از دیده‌ام نریخت». فرمود: «من باز می‌خوانم و هرکه خود را به گریه زد بهشتی است و این آیات را مجدداً قرائت فرمود و همه گریستند و آن جوان هم خود را به گریه زد و همه بهشتی شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۲۸/ الأمالی للصدوق، ص۵۴۵/ ثواب الأعمال، ص۱۶۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۶، ص۲۱۹

ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلّم شده است

۳ -۱

(زمر/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- نَحْنُ عِبَادُ اللَّهِ الْمُکْرَمُونَ الَّذِینَ لایَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ وَ جَعَلَنَا مَعْصُومِینَ مُطَهَّرِینَ وَ فَضَّلَنَا عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِینَ فَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللهُ وَ حَقَّتْ کَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَی الْکافِرِینَ أَعْنِی الْجَاحِدِینَ بِکُلِّ مَا أَعْطَانَا اللَّهُ مِنَ الْفَضْلِ وَ الْإِحْسَانِ.

 

امام علی (علیه السلام)- ما بندگان گرامی خدا هستیم که اظهارنظر در مقابل او نداریم و به دستورش عمل می‌کنیم (انبیاء/۲۷). ما را معصوم و پاک قرار داده و بر بسیاری از بندگان مؤمنش برتری بخشیده ما می‌گوییم: ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این [همه نعمت‌ها] رهنمون شد و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما [به این‌ها] راه نمی‌یافتیم!. (اعراف/۴۳). ولی فرمان عذاب الهی بر کافران مسلّم شده است، که منظور از کافران، منکران تمام لطف‌ها و احسان‌های خداوند است که به آن‌ها عطا شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۷

۳ -۲

(زمر/ ۷۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَمَا إِنَّهُ یَا عَلِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَا تَرَکَ قِتَالِی مَنْ قَاتَلَکَ وَ لَا سَلِمَ لِی مَنْ نَصَبَ لَکَ وَ إِنَّکَ لَصَاحِبُ الْأَکْوَابِ وَ صَاحِبُ الْمَوَاقِفِ الْمَحْمُودَهًِْ فِی ظِلِّ الْعَرْشِ أَیْنَمَا أُوقَفُ فَتُدْعَی إِذَا دُعِیتُ وَ تُحَیَّا إِذَا حُیِّیتُ وَ تُکْسَی إِذَا کُسِیتُ حَقَّتْ کَلِمَهًُْ الْعَذابِ عَلَی مَنْ لَمْ یُصَدِّقْ قَوْلِی فِیک.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای علی (علیه السلام)! کسی که با تو ستیز کند، ستیزکردن با مرا رها نکرده است و هرکس که با تو دشمنی کند، با من دوستی نکرده است. تو صاحب ظرف‌ها [ی حوض کوثر] هستی و صاحب جایگاه‌های پسندیده در سایه‌ی عرش در جایی که مرا ایستانده‌اند، هستی. ازاین‌رو هرگاه من فرا خوانده شوم، تو [نیز] فرا خوانده می‌شوی و هرگاه به من درود و تحیّت فرستاده شود به تو [نیز] تحیّت فرستاده می‌شود، و هرگاه به من لباسی پوشانده شود به تو [نیز] پوشانده می‌شود. فرمان عذاب الهی برای کسی که سخن من درباره‌ی تو را تصدیق نکند، مسلّم شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۶ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۳۹

 

آیه وَ قيلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ [72]

 

به آنان گفته مى‌شود: «از درهاى جهنّم وارد شويد، جاودانه در آن بمانيد؛ چه بد جايگاهى است جايگاه متكبّران»!

۱

(زمر/ ۷۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَصْبَحَ عَدُوُّنَا عَلَی شَفَا حُفْرَهًٍْ مِنَ النَّارِ وَ کَانَ شَفَا حُفْرَتِهِ قَدِ انْهَارَتْ بِهِ فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتَعْساً لِأَهْلِ النَّارِ مَثْوَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ وَ مَا مِنْ أَحَدٍ یَقْصُرُ عَنْ حُبِّنَا بِخَیْرٍ جَعَلَهُ اللَّهُ عِنْدَهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- دشمن ما بر لب حفره‌ای از آتش است (آل عمران/۱۰۳) که این لبه‌ی حفره‌ی او، ناگهان در آتش دوزخ فرو می‌ریزد. وای بر جایگاه اهل آتش! زیرا خداوند عزّوجلّ می‌فرماید فَبِئْسَ مَثْوَی الْمتَکَبِّرِینَ هیچ‌کس از خیر محبّت ما کوتاهی نکرده که به چیزی که خیر باشد و خدا به او داده باشد، برسد [خیری بهتر از محبّت ما نیست].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۶ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۲۳۶/ ثواب الأعمال، ص۲۱۱؛ «تهاوت» بدل «انهارت»/ المحاسن، ج۱، ص۹۰

۲

(زمر/ ۷۲)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- لَیْسَ الشَّهِیدُ بِالصَّرْعَهًِْ إِنَّمَا الشَّهِیدُ الَّذِی یَمْلِکُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ فَإِنَّ الْغَضَبَ مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ وَ قَدْ ذَمَّ اللَّهُ تَعَالَی الْکِبْرَ فِی مَوَاضِعَ مِنْ کِتَابِهِ وَ ذَمَّ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ ... وَقَالَ فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ.

 

ائمه (علیهم السلام)- کسی که مردم را به زمین بزند قهرمان نیست شجاع و قهرمان کسی است که هنگام خشم بتواند خود را نگهدارد زیرا که خشم کلید هر بدی است و خدای تعالی کبر و خودپسندی را در چند جای از کتابش نکوهش فرموده و ستمگران با عناد را نکوهش کرده ... و فرمود: فَبِئْسَ مَثْوَی الْمتَکَبِّرِین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۶ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۸۹

۳

(زمر/ ۷۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ سَیَکُونُ بَعْدِی أَئِمَّهًٌْ یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیامَهًِْ لا یُنْصَرُونَ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَ أَنَا بَرِیئَانِ مِنْهُمْ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّهُمْ وَ أَشْیَاعَهُمْ وَ أَنْصَارَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُم فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ و فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای مردم! به‌زودی پس از من پیشوایان و امامانی خواهند آمد که مردم را به آتش فرا می‌خوانند و روز رستاخیز یاری نخواهند شد. ای مردم! خداوند و من از آنان بیزاریم عاقبت آنان و یاران و شیعیان و پیروان ایشان در پست‌ترین طبقه‌ی دوزخند و بسیار بد جایگاهی است برای متکبّران.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۶ التحصین لابن طاوس، ص۵۸۵

۴

(زمر/ ۷۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْجَارُودِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَخْبِرْنِی بِأَوَّلِ مَنْ یَدْخُلُ النَّارَ. قَالَ: إِبْلِیسُ وَ رَجُلٌ عَنْ یَمِینِهِ وَ رَجُلٌ عَنْ یَسَارِه.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوجارود گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «نخستین کسی که به جهنّم می‌رود چه کسی است»؟ فرمود: «ابلیس و دو مرد که در سمت راست و چپ او هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۸ ثواب الأعمال، ص۲۱۵/ نورالثقلین

 

آیه وَ سيقَ الَّذينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدينَ [73]

 

و كسانى كه تقواى الهى پيشه كردند گروه‌گروه به‌سوى بهشت برده مى‌شوند؛ هنگامى‌كه به آن مى‌رسند درهاى بهشت گشوده مى‌شود و نگهبانان به آنان مى‌گويند: «سلام بر شما! گوارايتان باد! داخل بهشت شويد و جاودانه بمانيد»!

و کسانی که تقوای الهی پیشه کردند گروه‌گروه به‌سوی بهشت برده می‌شوند هنگامی‌که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود

۱ -۱

(زمر/ ۷۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَراً أَیْ جَمَاعَهًًْ حَتَّی إِذا جاؤُها وَ فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ أَیْ طَابَ مَوَالِیدُکُمْ لِأَنَّهُ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّهًَْ إِلَّا طَیِّبُ الْمَوْلِدِ فَادْخُلُوها خالِدِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( درباره‌ی کلام خداوند متعال: وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الجَنَّةِ زُمَرًا [گوید]: زمراً یعنی گروه‌گروه. حَتَّی إِذَا جَاؤُوهَا وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ یعنی حلال‌زاده هستید؛ چرا که تنها حلال‌زادگان به بهشت راه می­یابند. داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۱۸۶/ القمی، ج۲، ص۲۵۳

۱ -۲

(زمر/ ۷۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَراً قَدْ أُمِنَ الْعَذَابُ وَ انْقَطَعَ الْعِتَابُ وَ زُحْزِحُوا عَنِ النَّارِ وَ اطْمَأَنَّتْ بِهِمُ الدَّارُ وَ رَضُوا الْمَثْوَی وَ الْقَرَارَ الَّذِینَ کَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فِی الدُّنْیَا زَاکِیَهًًْ وَ أَعْیُنُهُمْ بَاکِیَهًًْ وَ کَانَ لَیْلُهُمْ فِی دُنْیَاهُمْ نَهَاراً تَخَشُّعاً وَ اسْتِغْفَارًا وَ کَانَ نَهَارُهُمْ لَیْلًا تَوَحُّشاً وَ انْقِطَاعاً فَجَعَلَ اللَّهُ لَهُمُ الْجَنَّهًَْ مَآباً وَ الْجَزَاءَ ثَوَاباً وَ کانُوا أَحَقَّ بِها وَ أَهْلَها فِی مُلْکٍ دَائِمٍ وَ نَعِیمٍ قَائِم.

 

امام علی (علیه السلام)- وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الجَنَّةِ زُمَراً آنان از کیفر و عذاب در امانند، و از سرزنش‌ها آسوده، و از آتش دورند، در خانه‌های امن الهی، از جایگاه خود خشنودند، آنان در دنیا رفتارشان پاک، دیدگانشان گریان، شب‌هایشان با خشوع و استغفار، مثل روز است [و بیدارند]، و روزشان از ترس گناه چونان شب می‌ماند. پس خداوند بهشت را منزلگاه نهایی آنان قرار داد، و پاداش ایشان را نیکو پرداخت، که سزاوار آن نعمت‌ها بودند، و لایق ملکی جاودانه و نعمت‌هایی پایدار شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۸ نهج البلاغهًْ، ص۲۸۱/ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۰۷/ نورالثقلین

۱ -۳

(زمر/ ۷۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَلَا وَ إِنَّ التَّقْوَی مَطَایَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَیْهَا أَهْلُهَا فَسَارَتْ بِهِمْ تَأَوُّداً حَتَّی إِذَا جَاءُوا ظِلًّا ظَلِیلًا فُتِحَتْ أَبْوابُها وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- بدانید! تقوا مرکب راهواری است که اهل آن بر آن‌ها سوار شده‌اند و آن [مرکب‌ها]، ایشان را خرامان حرکت می‌دهد تا اینکه به سایه‌های گسترده [ی بهشت] برسند و درهای بهشت گشوده شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۱۴

۱ -۴

(زمر/ ۷۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَقْسَام ... وَ مِنْهُ مَا لَفْظُهُ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبِل ... أَمَّا مَا لَفْظُهُ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبَلٌ فَمِنْهُ ذِکْرُهُ عزّوجلّ أَخْبَارَ الْقِیَامَهًِْ وَ الْبَعْثِ وَ النُّشُورِ وَ الْحِسَابِ فَلَفْظُ الْخَبَرِ مَا قَدْ کَانَ وَ مَعْنَاهُ أَنَّهُ سَیَکُونُ قَوْلُهُ وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ إِلَی قَوْلِهِ وَ سِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَراً فَلَفْظُهُ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبَل.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی قرآن را بر هفت بخش نازل کرد ... و بخشی از آن، آیاتی است که لفظش ماضی و معنایش مستقبل است ... امّا از جمله‌ی آنچه که لفظش ماضی و معنایش مستقبل است، ذکر اخبار قیامت و برانگیخته‌شدن و پراکنده‌شدن و حساب و کتاب، از سوی خداوند است که لفظ خبردادن، لفظ ماضی است و معنایش بعداً رخ خواهد داد. مثل این آیه: وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلّا مَنْ شاءَ اللهُ ... وَ سیقَ الَّذینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَی الْجَنَّةِ زُمَراً که لفظش ماضی است (نُفِخَ و صعق و سیق، همگی فعل ماضی هستند) و معنایش مستقبل است [بعداً رخ می‌دهد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۵

نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمت‌ها! داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید»

۲ -۱

(زمر/ ۷۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- السَّلَامُ مَعْنَاهُ تَحِیَّهًٌْ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ یَحْکِی عَنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ فَقَالَ دَعْواهُمْ فِیها سُبْحانَکَ اللهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فِیها سَلامٌ وَ الْوَجْهُ الثَّانِی مَعْنَاهُ أَمَانٌ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ أَنَّهُ أَمَانٌ قَوْلُهُ هُوَ اللهُ الَّذِی لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ فَمَعْنَی الْمُؤْمِنِ أَنَّهُ یُؤْمِنُ أَوْلِیَاءَهُ مِنْ عَذَابِه.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( سلام، معنایش تحیّت است و آن، همان کلام خداوند عزّوجلّ است که به نقل از بهشتیان حکایت می‌کند و فرمود: گفتار [و دعای] آن‌ها در بهشت این است که: «خداوندا، منزّهی تو»! و تحیّت آن‌ها در آنجا: سلام. (یونس/۱۰). و وجه دوّم معنایش امان است و این همان کلام اوست: وَ قالَ لَهُمْ خَزَنَتُها سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ و دلیلش به خاطر این کلام خداوند: اوست خدای یگانه که هیچ خدای دیگری جز او نیست، فرمانروا است، پاک است، عاری از هر عیب است، ایمنی‌بخش است، نگهبان است. (حشر/۲۳) است. معنای مؤمن‌بودن خدا این است که او دوستانش را از عذابش، ایمن می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۰ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۳۰۹/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۲۵

۲ -۲

(زمر/ ۷۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی خَبَرِ الزِّنْدِیقِ الَّذِی سَأَلَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَمَّا تَوَهَّمَهُ مِنَ التَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآنِ قَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ تَعَالَی وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلی رَبِّها ناظِرَةٌ ذَلِکَ فِی مَوْضِعٍ یَنْتَهِی فِیهِ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ عزّوجلّ بَعْدَ مَا یَفْرُغُ مِنَ الْحِسَابِ إِلَی نَهَرٍ یُسَمَّی الْحَیَوَانَ فَیَغْتَسِلُونَ فِیهِ وَ یَشْرَبُونَ مِنْ آخَرَ فَتَبْیَضُّ وُجُوهُهُمْ فَیَذْهَبُ عَنْهُمْ کُلُّ قَذًی وَ وَعْثٍ ثُمَّ یُؤْمَرُونَ بِدُخُولِ الْجَنَّهًِْ فَمِنْ هَذَا الْمَقَامِ یَنْظُرُونَ إِلَی رَبِّهِمْ کَیْفَ یُثِیبُهُمْ وَ مِنْهُ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهًَْ فَذَلِکَ قَوْلُهُ عزّوجلّ فِی تَسْلِیمِ الْمَلَائِکَهًِْ عَلَیْهِمْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ فَعِنْدَ ذَلِکَ أُثِیبُوا بِدُخُولِ الْجَنَّهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- در ماجرای آن فرد بی‌دینی که از امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد توهّمی که برایش در مورد وجود تناقض در آیات قرآن پیش آمده بود، سؤال می‌کرد، آمده ... فرمود: «کلام خدای عزّوجلّ: [آری] در آن روز صورت‌هایی شاداب و مسرور است، و به پروردگارش می‌نگرد!. (قیامت/۲۳-۲۲). مربوط به آن جایگاهی است که اولیاء خدا پس از حساب‌رسی در روز قیامت، گرد هم می‌آیند، که در آنجا رودی است که رود حیوان (رود حیات و زندگی) نامیده می‌شود، در آن غسل می‌کنند و از آن آب می‌نوشند و در اثر آن چهره‌هایشان سفید می‌گردد و هر پلیدی و عیب از آن‌ها دور خواهد شد، پس از آن به آن‌ها دستور وارد شدن به بهشت داده می‌شود و آن‌ها از آن جایگاه به پروردگارشان می‌نگرند که چگونه به آن‌ها ثواب می‌دهد و از همانجا وارد بهشت می‌شوند و در همینجا است که کلام خداوند در زمینه‌ی سلام‌کردن ملائکه واقع می‌شود که می‌فرماید: سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ و پس از آن، با داخل‌شدن آنان به بهشت، ثوابشان عطا می‌گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۲/ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۹/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۳/ التوحید، ص۲۶۱/ نورالثقلین

۲ -۳

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَکُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهًٌْ (علیهم السلام) یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ ثُمَّ قَرَأَ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ إِلَی آخِرِهَا وَ قَالَ فِیَّ نَزَلَتْ وَ فِیهِمْ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ إِیَّاهُمْ خَصَّتْ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ الْغَالِبُونَ أَلَا إِنَّ أَعْدَاءَ عَلِیٍّ هُمْ أَهْلُ الشِّقَاقِ الْعَادُونَ وَ إِخْوَانُ الشَّیَاطِین ... أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ الَّذِینَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهًَْ آمِنِینَ وَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ بِالتَّسْلِیمِ أَنْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای مردم! من راه مستقیم خدا هستم، همان راهی که شما را به پیروی از آن فرمان داده است. پس از من علی (علیه السلام) و سپس فرزندانم که از صلب وی هستند [صراط مستقیم خدایند]، امامانی هستند که [مردم را] به‌سوی حق هدایت می‌کنند و به حقّ عدالت می‌ورزند. آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ را تا آخر تلاوت کرد ... و فرمود: «این سوره در شأن من و این امامان پس از من نازل شده و به آن‌ها اختصاص دارد، این‌ها اولیاء خدا هستند که در راه خدا ترس و اندوهی بر آنان نیست، آنان حزب اللَّه‌اند که رستگار و پیروز خواهند بود (مجادله/۲۲)، بدانید که دشمنان علی (علیه السلام)، اهل اختلاف و دشمنی هستند، و برادران شیاطین می‌باشند ... دوستداران ائمه (علیهم السلام)، در کمال امان وارد بهشت می‌شوند و فرشتگان به آنان سلام می‌دهند و می‌گویند: پاک شدید، جاودانه وارد بهشت شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۳/ التحصین لابن طاوس، ص۲۹، ص۵۸۶ و الیقین، ص۱۲۷، ص۳۵۴؛ «بتفاوت یسیر»/ نورالثقلین

۲ -۴

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سَالَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ ... فَهَلْ فِی الْجَنَّهًِْ رِیحٌ قَالَ نَعَمْ یَا ابْنَ سَلَامٍ فِیهَا رِیحٌ وَاحِدَهًٌْ خُلِقَتْ مِنْ نُورٍ مَکْتُوبٌ عَلَیْهَا الْحَیَاهًُْ وَ اللَّذَّاتُ یُقَالُ لَهَا الْبَهَاءُ فَإِذَا اشْتَاقَ أَهْلُ الْجَنَّهًِْ أَنْ یَزُورُوا رَبَّهُمْ هَبَّتْ تِلْکَ الرِّیحُ عَلَیْهِمُ الَّتِی لَمْ تُخْلَقْ مِنْ حَرٍّ وَ لَا مِنْ بَرْدٍ بَلْ خُلِقَتْ مِنْ نُورِ الْعَرْشِ تَنْفُخُ فِی وُجُوهِهِمْ فَتُبْهِی وُجُوهُهُمْ وَ تَطَیَّبُ قُلُوبُهُمْ وَ یَزْدَادُوا نُوراً عَلَی نُورِهِمْ وَ تَضْرِبُ أَبْوَابَ الْجِنَانِ وَ تُجْرِی الْأَنْهَارُ وَ تُسَبِّحُ الْأَشْجَارُ وَ تُغَرِّدُ الْأَطْیَارُ فَلَوْ أَنَّ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ قِیَامٌ یَسْمَعُونَ مَا فِی الْجَنَّهًِْ مِنْ سُرُورٍ وَ طَرَبٍ لَمَاتَ الْخَلَائِقُ شَوْقاً إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ الْمَلَائِکَهًُْ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ فَیَقُولُونَ کَمَا قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ الْعَزِیزِ سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌سلام از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: «در بهشت باد هست»؟ فرمود: «آری ای ابن‌سلام! بادی که از نور آفریده شده است و زندگی و لذّت‌ها بر آن نوشته است و بهاء نام دارد و وقتی مردم بهشت شوق زیارت پروردگار خود را دارند، می‌ورزد. منبع آن باد از گرما و سرما نیست بلکه، از نور عرش خدا ایجاد شده است. آن باد به صورتشان می‌خورد و چهرشان خرّم می‌شود و دلهایشان پاک خواهد شد و نوری به نورشان افزوده خواهد شد. آن باد به درهای بهشت می‌خورد و نهرها روان گردند و درخت‌ها تسبیح خوان، پرنده‌ها نغمه‌ساز کنند و اگر هرکه در آسمان‌ها و زمین است برپا باشند آوای شادی و خوشی را که در بهشت است بشنوند، از شوق آن، همه جان دهند و فرشته‌ها بر آن‌ها درآیند و چنانچه خدا عزّوجلّ در کتاب مستحکم خود فرموده گویند: سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِینَ. [و به آنان می‌گویند]: سلام بر شما به خاطر صبر و استقامتتان! چه نیکوست سرانجام آن سرا [ی جاویدان]!. (رعد/۲۴)». گفت: «راست گفتی، ای محمّد (صلی الله علیه و آله)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۵۵

۲ -۵

(زمر/ ۷۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ لِلْجَنَّهًِْ ثَمَانِیَهًَْ أَبْوَابٍ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَهًُْ أَبْوَابٍ یَدْخُلُ مِنْهَا شِیعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَی الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِیعَتِی وَ مُحِبِّی وَ أَنْصَارِی وَ مَنْ تَوَالانِی فِی دَارِ الدُّنْیَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکَ وَ شُفِّعْتَ فِی شِیعَتِکَ وَ یَشْفَعُ کُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِیعَتِی وَ مَنْ تَوَلَّانِی وَ نَصَرَنِی وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِی بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِی سَبْعِینَ أَلْفاً مِنْ جِیرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِینَ مِمَّنْ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یَکُنْ فِی قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّهًٍْ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْت.

 

امام علی (علیه السلام)- بهشت هشت در دارد که از یک درش پیغمبران و صدیقان داخل شوند و از یک در شهیدان و افراد شایسته داخل شوند و از پنج درش شیعیان و دوستان ما داخل شوند و من مدام بر پل صراط ایستاده‌ام و درخواست می‌کنم و می‌گویم: «پروردگارا شیعه‌ی من و دوست من و یاران من و هرکه را که در دار دنیا مرا به ولایت پذیرفته است سالم بدار»، که ناگاه آوازی از مرکز عرش می‌رسد که درخواست تو به اجابت رسید و شفاعت تو درباره‌ی شیعه‌ات پذیرفته شد. هریک از شیعیان من که مرا به ولایت شناخته و یاری من نموده و با زبان یا عمل با دشمنان جنگجوی من جنگیده درباره‌ی هفتاد هزار نفر از همسایگان و خویشاوندان خود شفاعت می‌کند و از یک در دیگر، سایر مسلمانان که شهادت بر یگانگی خدای یکتا بدهند و در دلشان ذرّه از دشمنی ما خاندان نباشد داخل می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۹/ نورالثقلین

۲ -۶

(زمر/ ۷۳)

 

الباقر (علیه السلام)- أَحْسِنُوا الظَّنَ بِاللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَ لِلْجَنَّهًِْ ثَمَانِیَهًَْ أَبْوَابٍ عَرْضُ کُلِّ بَابٍ مِنْهَا مَسِیرَهًُْ أَربَعمِأَهًْ سَنَهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- به خداوند خوشبین باشید و بدانید که بهشت هشت در دارد که پهنای هر در، چهارصد سال راه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۳۱/ نورالثقلین

۲ -۷

(زمر/ ۷۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ مَنْ صَلَّی ثُلُثَ لَیْلِهِ لَمْ یَبْقَ مَلَکٌ إِلَّا غَبَطَهُ بِمَنْزِلَتِهِ مِنَ اللَّهِ وَ قِیلَ لَهُ ادْخُلْ مِنْ أَیِّ أَبْوَابِ الْجَنَّهًِْ الثَّمَانِیَهًِْ شِئْت.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکسی که یک‌سوّم شب را نماز بخواند، فرشته‌ای نباشد جز آنکه بر مقام او نزد خدای عزّوجلّ غبطه برد و به او گویند از هرکدام از هشت در بهشت که می‌خواهی وارد شو.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۲ وسایل الشیعه، ج۶، ص۱۳۹/ نورالثقلین

۲ -۸

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لِلْجَنَّهًِْ بَابٌ یُقَالُ لَهُ بَابُ الْمُجَاهِدِینَ یَمْضُونَ إِلَیْهِ فَإِذَا هُوَ مَفْتُوحٌ وَ هُمْ مُتَقَلِّدُونَ بِسُیُوفِهِمْ وَ الْجَمْعُ فِی الْمَوْقِفِ وَ الْمَلَائِکَهًُْ تَزْجُرُ فَمَنْ تَرَکَ الْجِهَادَ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ذُلًّا وَ فَقْراً فِی مَعِیشَتِهِ وَ مَحْقاً فِی دِینِهِ إِنَّ اللَّهَ أَعَزَّ أُمَّتِی بِسَنَابِکِ خَیْلِهَا وَ مَرَاکِزِ رِمَاحِهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بهشت دری دارد به نام باب المجاهدین که وقتی مجاهدان با شمشیرهایی که به کمر بسته‌اند به‌سوی آن می‌روند، باز می‌شود، درحالی‌که هنوز مردم در موقف محشر معطّل هستند، فرشتگان به مجاهدان خوش آمد می‌گویند، هرکه ترک جهاد کند خوار می‌شود و روزی‌اش تنگ می‌شود و دینش از بین می‌رود، خداوند امّت مرا با سمّ اسب‌ها و محلّ فرود نیزه‌ها [و با قدرت نظامی که به آن‌ها عطا کرد] عزیز و غیرقابل نفوذ کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۲ ملاذالأخیار، ج۹، ص۳۲۳/ نورالثقلین

۲ -۹

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لِلْجَنَّهًِْ ثَمَانِیَهًُْ أَبْوَابٍ وَ لِلنَّارِ سَبْعَهًُْ أَبْوَاب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بهشت هشت در و دوزخ هفت در دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۴ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۷۰/ نورالثقلین

۲ -۱۰

(زمر/ ۷۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- تَنَافَسُوا فِی الْمَعْرُوفِ لِإِخْوَانِکُمْ وَ کُونُوا مِنْ أَهْلِهِ فَإِنَّ لِلْجَنَّهًِْ بَاباً یُقَالُ لَهُ الْمَعْرُوفُ لَا یَدْخُلُهُ إِلَّا مَنِ اصْطَنَعَ الْمَعْرُوفَ فِی الْحَیَاهًِْ الدُّنْیَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- در کار نیک برای برادرانتان با یکدیگر رقابت کنید، و اهل نیکی [و خیر رسانی] باشید، که بهشت را دری است به نام «معروف» (نیکی)، که به آن در وارد نمی‌شود مگر کسانی که در زندگی دنیا اهل نیکی‌کردن باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۴ الکافی، ج۲، ص۱۹۵/ نورالثقلین

۲ -۱۱

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إنَّ فِی الْجَنَّهًِْ ثَمَانِیَهًَْ أبْوابٍ مِنْها بَابٌ یُسَمَّی الرَّیّانَ لا یَدْخُلُهَا اِلّا الصَّائِمونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در بهشت هشت در وجود دارد که یکی از آن‌ها دربی است که ریّان نام دارد و از آن درب، فقط روزه‌داران داخل می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۴ نورالثقلین

۲ -۱۲

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ قَالَ: {قَالَ بَلَالُ مُؤَذِّنُ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُول:} بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ أَمَّا بَابُ الصَّبْرِ فَبَابٌ صَغِیرٌ مِصْرَاعٌ وَاحِدٌ مِنْ یَاقُوتَهًٍْ حَمْرَاءَ لَا حَلَقَ لَهُ وَ أَمَّا بَابُ الشُّکْرِ فَإِنَّهُ مِنْ یَاقُوتَهًٍْ بَیْضَاءَ لَهَا مِصْرَاعَانِ مَسِیرَهًُْ مَا بَیْنَهُمَا خَمْسُمِائَهًِْ عَامٍ لَهُ ضَجِیجٌ وَ حَنِینٌ یَقُولُ اللَّهُمَّ جِئْنِی بِأَهْلِی. قُلْتُ هَلْ یَتَکَلَّمُ الْبَابُ؟ قَالَ: نَعَمْ یُنْطِقُهُ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ وَ أَمَّا بَابُ الْبَلَاءِ قُلْتُ أَ لَیْسَ بَابُ الْبَلَاءِ هُوَ بَابَ الصَّبْرِ قَالَ لَا قُلْتُ فَمَا الْبَلَاءُ قَالَ الْمَصَائِبُ وَ الْأَسْقَامُ وَ الْأَمْرَاضُ وَ الْجُذَامُ وَ هُوَ بَابٌ مِنْ یَاقُوتَهًٍْ صَفْرَاءَ مِصْرَاعٌ وَاحِدٌ مَا أَقَلَّ مَنْ یَدْخُلُ مِنْهُ قُلْتُ رَحِمَکَ اللَّهُ زِدْنِی وَ تَفَضَّلْ عَلَیَّ فَإِنِّی فَقِیرٌ قَالَ یَا غُلَامُ لَقَدْ کَلَّفْتَنِی شَطَطاً أَمَّا الْبَابُ الْأَعْظَمُ فَیَدْخُلُ مِنْهُ الْعِبَادُ الصَّالِحُونَ وَ هُمْ أَهْلُ الزُّهْدِ وَ الْوَرَعِ وَ الرَّاغِبُونَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْمُسْتَأْنِسُونَ بِه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عبدالله‌بن‌علی گوید: بلال گفت: شنیدم پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بنویس بسم اللهِ الرّحمن الرّحیم در صبر، دری کوچک است. یک لنگه‌ای و از یاقوت سرخ رنگ است، [کوچک‌بودن در صبر نشان می‌دهد که افراد کمتری استحقاق واردشدن از آن در را پیدا می‌کنند، یعنی کسانی که بتوانند بر بلایا صبر کنند و از صابرین به حساب آیند بسیار اندک‌اند]. و در شکر، از یاقوت سفید و دارای دو لنگه است، فاصله میان دو لنگه آن در هنگام باز بودن به‌اندازه‌ی پانصد ساله راه است، و پیوسته فغان و ناله و آه بر می‌دارد و می‌گوید: «پروردگارا آنان را که شایسته و اهل من هستند به من برسان». گفتم: «مگر در هم سخن می‌گوید»؟ فرمود: «آری، خداوند ذوالجلال و و الاکرام آن را به سخن می‌آورد. و در بلاء». من گفتم: «مگر در بلاء، همان در صبر نیست»؟ فرمود: «نه»، گفتم: «پس بلاء کدام است»؟ فرمود: «مصیبت‌ها و ناخوشی‌ها و بیماری‌ها و جذام [که مؤمنانی که به این بلاها گرفتار شده‌اند از این در وارد می‌شوند]، و آن در از یاقوت زرد است و یک لنگه‌ای است، آه که چقدر اندک‌اند کسانی که از این در وارد بهشت می‌شوند و در بزرگتر، دری است که بندگان صالح و نیکوکاران از آن وارد می‌شوند، و ایشان گروهی هستند که دنیا و محبّت آن را ترک گفته‌اند، و اهل پارسایی و پرهیزکاری‌اند و نسبت به خداوند عزّوجلّ، میل و رغبت فراوان دارند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۴ بحارالأنوار، ج۸۱، ص۱۲۳

۲ -۱۳

(زمر/ ۷۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَهْلَ حُبِّی وَ حُبِّکَ یَا عَلِیُ (علیه السلام) فِی أَوَّلِ زُمْرَهًِْ السَّابِقِینَ إِلَی الْجَنَّهًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای علی (علیه السلام)! دوستداران من و تو جزء نخستین گروه پیشتازان به‌سوی بهشت هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۴ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۴۴۰

 

آیه وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلهِ الَّذي صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلينَ [74]

 

آن‌ها مى‌گويند: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه به وعده‌ی خويش درباره‌ی ما وفا كرد و اين سرزمين را ميراث ما قرار داد كه هر‌ جاى بهشت را بخواهيم منزلگاه خود قرار دهيم؛ و چه نيكوست پاداش عمل‌كنندگان»!

آن‌ها می‌گویند: «حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده‌ی خویش درباره‌ی ما وفا کرد و زمین [بهشت] را میراث ما قرار داد که هرجا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم»

۱ -۱

(زمر/ ۷۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَیْسَ عَلَی أَصْحَابِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْشَهًٌْ فِی قُبُورِهِمْ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَنْفُضُونَ رُءُوسَهُمْ وَ یَقُولُونَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اصل لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ [مؤمنانی که به وحدانیّت خدا ایمان داشته و مرده‌اند] هیچ وحشتی در قبرهایشان ندارند، گویا آن‌ها را می‌بینم که سرهایشان را حرکت می‌دهند و می‌گویند: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۴ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۲۱۵

۱ -۲

(زمر/ ۷۴)

 

الباقر (علیه السلام)- أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ یَعْنِی أَرْضَ الْجَنَّهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ یعنی زمین بهشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۶ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۲۵/ القمی، ج۲، ص۲۵۴ و نورالثقلین / البرهان

۱ -۳

(زمر/ ۷۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کُنْتُ أَخْشَی الْعَذَابَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ حَتَّی جَاءَنِی جَبْرَئِیلُ بَسُورَهًِْ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَعَلِمْتُ أَنَّ اللَّهَ لَا یُعَذِّبُ أُمَّتِی بَعْدَ نُزُولِهَا فَإِنَّهَا نِسْبَهًُْ اللَّهِ عزّوجلّ فَمَنْ تَعَاهَدَ قِرَاءَتَهَا بَعْدَ کُلِّ صَلَاهًٍْ تَنَاثَرَ الْبِرُّ مِنَ السَّمَاءِ عَلَی مَفْرَقِ رَأْسِه ... فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ قَالَتِ الْمَلَائِکَهًُْ یَا رَبَّنَا عَبْدُکَ هَذَا یُحِبُّ نِسْبَتَکَ فَیَقُولُ لَا یَبْقَیَنَّ مِنْکُمْ مَلَکٌ إِلَّا شَیَّعَهُ إِلَی الْجَنَّهًِْ فَیَزُفُّونَهُ إِلَیْهَا کَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی بَیْتِ زَوْجِهَا فَإِذَا دَخَلَ الْجَنَّهًَْ وَ نَظَرَتِ الْمَلَائِکَهًُْ إِلَی دَرَجَاتِهِ وَ قُصُورِهِ یَقُولُونَ مَا هَذَا أَرْفَعَ مَنْزِلًا مِنَ الَّذِینَ کَانُوا مَعَهُ فَیَقُولُ اللَّهُ عزّوجلّ أَرْسَلْتُ أَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) وَ أَنْزَلْتُ مَعَهُمْ کُتُبِی وَ بَیَّنْتُ لَهُمْ مَا أَنَا صَانِعٌ لِمَنْ آمَنَ بِی مِنَ الْکَرَامَهًِْ وَ أَنَا مُعَذِّبُ مَنْ کَذَّبَنِی وَ کُلُّ مَنْ أَطَاعَنِی یَصِلُ إِلَی جَنَّتِی وَ لَیْسَ کُلُّ مَنْ دَخَلَ إِلَی جَنَّتِی یَصِلُ إِلَی هَذِهِ الْکَرَامَهًِْ أَنَا أُجَازِی کُلًّا عَلَی قَدْرِ عَمَلِهِ مِنَ الثَّوَابِ إِلَّا أَصْحَابَ سُورَهًِْ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّهُمْ کَانُوا یُحِبُّونَ قِرَاءَتَهَا آنَاءَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَلِذَلِکَ فَضَّلْتُهُمْ عَلَی سَائِرِ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ فَمَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّهَا یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی مَنْ یَقْدِرُ عَلَی أَنْ یُجَازِیَ عَبْدِی أَنَا الْمَلِیءُ أَنَا أُجَازِیهِ فَیَقُولُ عَبْدِی ادْخُلْ جَنَّتِی فَإِذَا دَخَلَهَا یَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ طُوبَی لِمَنْ أَحَبَّ قِرَاءَتَهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عباس (گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «من پیوسته در شبانه روز از عذاب الهی می‌ترسیدم تا اینکه جبرئیل سوره‌ی قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ را نزد من آورد. و دانستم خداوند امّت مرا بعد از نزول این سوره، عذاب نمی‌کند زیرا این سوره، نسبت (شناسنامه‌ی) خداوند عزّوجلّ است پس هرکس خواندن آن را بعد از هر نمازی به عهده بگیرد [بر خود واجب کند]، نیکی از آسمان بر فرق سرش می‌بارد ... هنگامی‌که روز قیامت فرا رسد، فرشتگان می‌گویند: «پروردگارا! این بنده‌ات، نسبت تو سوره‌ی توحید را دوست می‌دارد». خداوند می‌فرماید: «هیچ فرشته‌ای از شما نماند جز اینکه او را تا بهشت مشایعت (همراهی) کند. [همه‌ی فرشتگان باید او را تا بهشت مشایعت کنند]». آن‌ها او را به‌سمت بهشت می‌برند همان‌گونه‌که عروس به خانه‌ی شوهرش برده می‌شود. هنگامی‌که وارد بهشت می‌شود، فرشتگان به رتبه‌ها و قصرهای او نگاه می‌کنند درحالی‌که می‌گویند: «این شخص چقدر جایگاهش بلندتر از کسانی است که همراه او بودند [و به بهشت وارد شده‌اند]»! که خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «پیامبران را فرستادم و کتاب‌هایم را همراه آن‌ها نازل کردم و به آن‌ها آن کرامتی را که به کسانی که به من ایمان آورده‌اند انجام می‌دهم، بیان کردم و [بیان کردم که] من کسانی را که مرا تکذیب کنند، عذاب می‌کنم و هرکس که مرا اطاعت کند به بهشت می‌رسد و اینگونه نیست که هرکس که به بهشت من وارد شود، به این کرامت برسد. من به هرکس به‌اندازه‌ی عملش ثواب می‌دهم. به جز اصحاب سوره‌ی اخلاص (کسانی که در دنیا با سوره‌ی قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ مأنوس بودند) [که به ایشان بیش از میزان عملشان ثواب می‌دهم]؛ چرا که ایشان خواندن این سوره را در ساعات شبانه روز، دوست داشتند و به خاطر همین، آن‌ها را بر سایر بهشتیان برتری دادم». در نتیجه هرکس با محبّتِ این سوره بمیرد خداوند تعالی می‌فرماید: «چه کسی قدرت این را دارد که به این بنده‌ام پاداش [شایسته] بدهد. من سرشار [از دارایی] هستم. من پاداش او را می‌دهم». ازاین‌رو می‌فرماید: «ای بنده‌ی من! داخل بهشت من شو». هنگامی‌که داخل می‌شود می‌گوید: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ خوشا به حال کسی که قرائت این سوره را دوست می‌دارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۶ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۶۲

۱ -۴

(زمر/ ۷۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- مَنْ زَارَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ لِلَّهِ لَا لِغَیْرِهِ یَطْلُبُ بِهِ ثَوَابَ اللَّهِ وَ تَنَجُّزَ مَا وَعَدَهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَکَّلَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِهِ سَبْعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ مِنْ حِینِ یَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ حَتَّی یَعُودَ إِلَیْهِ یُنَادُونَهُ أَلَا طِبْتَ وَ طَابَتْ لَکَ الْجَنَّهًُْ تَبَوَّأْتَ مِنَ الْجَنَّهًِْ مَنْزِلًا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هرکس به‌خاطر خود خداوند و برای انجام وعده‌ی او و به نیّت دریافت ثواب خداوند، به دیدار برادر مؤمن خود برود، خداوند هفتاد هزار فرشته را موکل او می‌کند که از زمانی که از خانه خارج می‌شود تا به خانه برگردد، همراه او باشند و به او می‌گویند آفرین و احسنت برتو و بهشت برتو گوارا باد، از هر کجای بهشت که می‌خواهی، مکان زندگی انتخاب کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۶ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۳۵۰/ نورالثقلین

ولایت

۱

(زمر/ ۷۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ یُقْبِلُ قَوْمٌ عَلَی نَجَائِبَ مِنْ نُورٍ یُنَادُونَ بِأَعْلَی أَصْوَاتِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا أَرْضَهُ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّهًِْ حَیْثُ نَشاءُ قَالَ فَتَقُولُ الْخَلَائِقُ هَذِهِ زُمْرَهًُْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عزّوجلّ هَؤُلَاءِ شِیعَهًُْ
 عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَهُمْ صَفْوَتِی مِنْ عِبَادِی وَ خِیَرَتِی مِنْ بَرِیَّتِی فَتَقُولُ الْخَلَائِقُ إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا بِمَا نَالُوا هَذِهِ الدَّرَجَهًَْ فَإِذَا النِّدَاءُ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی بِتَخَتُّمِهِمْ فِی الْیَمِینِ وَ صَلَاتِهِمْ إِحْدَی وَ خَمْسِینَ وَ إِطْعَامِهِمُ الْمِسْکِینَ وَ تَعْفِیرِهِمُ الْجَبِینَ وَ جَهْرِهِمْ بِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- روز قیامت، گروهی از مردم، همراه با نور خیره‌کننده‌ای پیش می‌آیند و با بالاترین صدایشان ندا می‌دهند: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا أَرْضَهُ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ مخلوقات می‌گویند: «این‌ها گروه پیامبران هستند». که ناگاه ندایی از جانب خداوند عزّوجلّ می‌آید: «این‌ها شیعیان علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) هستند، ایشان برگزیدگان من از میان بندگانم هستند و برگزیدگان من، از میان خوبانم می‌باشند». مخلوقات می‌گویند: «ای خدای ما و آقای ما! به چه سبب آن‌ها به این رتبه رسیده‌اند». ندایی از سوی خداوند تعالی می‌آید: «به سبب اینکه انگشتر در دست راست می‌انداختند و پنجاه‌ویک رکعت [درطول شبانه روز] نماز می‌خواندند و مسکین را غذا می‌دادند و پیشانی‌شان را به خاک می‌گذاشتند (بر خاک سجده می‌کردند) و بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ را [در نماز] بلند می‌خواندند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۶ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۶۹/ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۸۱؛ بتفاوت لفظی/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۳

۲

(زمر/ ۷۴)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ سَهْلِ‌بْنِ‌زِیَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: لَمَّا حَضَرَ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) الْوَفَاهًُْ أُغْمِیَ عَلَیْهِ فَبَقِیَ سَاعَهًًْ ثُمَ رَفَعَ عَنْهُ الثَّوْبَ ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَوْرَثَنَا الْجَنَّهًَْ نَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ ثُمَّ قَالَ احْفِرُوا لِی وَ ابْلُغُوا إِلَی الرسخ {الرَّشْحِ} قَالَ ثُمَّ مَدَّ الثَّوْبَ عَلَیْهِ فَمَات.

 

امام سجاد (علیه السلام)- سهل‌بن‌زیاد گوید: وقتی هنگام وفات امام سجاد (علیه السلام) رسید، بیهوش شد و پس از مدّتی به هوش آمد و پارچه را از روی او برداشتند و فرمود: «سپاس مخصوص خداوندی است که بهشت را میراث ما قرار داد تا هرکجای آن را که بخواهیم انتخاب کنیم، چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان»! پس فرمود: «برایم قبری بکنید و قبر را عمیق بکنید تا به آب برسد» و سپس پارچه را بروی ایشان کشیدند و از دنیا رفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۵۳/ نورالثقلین

۳

(زمر/ ۷۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ إِسْمَاعِیلَ‌بْنِ‌هَمَّامٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا حَضَرَ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) الْوَفَاهًُْ أُغْمِیَ عَلَیْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَقَالَ فِی الْمَرَّهًِْ الْأَخِیرَهًِْ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ ثُمَّ مَاتَ (علیه السلام).

 

امام کاظم (علیه السلام)- اسماعیل‌بن‌همام از امام کاظم (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: وقتی زمان وفات امام سجّاد (علیه السلام) فرا رسید، ایشان سه‌بار از هوش رفت و در بار آخر فرمود: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ و سپس جان سپرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۴۷/ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۵۲/ نورالثقلین/ البرهان

۴

(زمر/ ۷۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عُرِجَ بِی إِلَی السَّمَاءِ السَّابِعَهًِْ فَسَمِعْتُ الْمَلَائِکَهًَْ یَقُولُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ فَقُلْتُ بِمَا ذَا وَعَدَکُمْ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا خَلَقَکُمْ أَشْبَاحَ نُورٍ فِی نُورٍ مِنْ نُورِ اللَّهِ تَعَالَی عُرِضَتْ عَلَیْنَا وَلَایَتُکُمْ فَقَبِلْنَاهَا وَ شَکَوْنَا مَحَبَّتَکُمْ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی فَأَمَّا أَنْتَ فَوَعَدَنَا بِأَنْ یُرِیَنَاکَ مَعَنَا فِی السَّمَاءِ وَ قَدْ فَعَلَ وَ أَمَّا عَلِیٌّ (علیه السلام) فَشَکَوْنَا مَحَبَّتَهُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی فَخَلَقَ لَنَا فِی صُورَتِهِ مَلَکاً وَ أَقْعَدَهُ عَنْ یَمِینِ عَرْشِهِ عَلَی سَرِیرٍ مِنْ ذَهَبٍ مُرَصَّعٍ بِالدُّرِّ وَ الْجَوْهَرِ عَلَیْهِ قُبَّهًٌْ مِنْ لُؤْلُؤَهًٍْ بَیْضَاءَ یُرَی بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا بِلَا دِعَامَهًٍْ مِنْ تَحْتِهَا وَ لَا عِلَاقَهًٍْ مِنْ فَوْقِهَا قَالَ لَهَا صَاحِبُ الْعَرْشِ قُوْمِی بِقُدْرَتِی فَقَامَتْ فَکُلَّمَا اشْتَقْنَا إِلَی رُؤْیَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) نَظَرْنَا إِلَی ذَلِکَ الْمَلَکِ فِی السَّمَاءِ فَأَقْرِئْ عَلِیّاً مِنَّا السَّلَامَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- [در معراج] به آسمان هفتم برده شدم. از فرشتگان شنیدم [که می‌گفتند]: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ گفتم: «چه چیزی را به شما وعده داده بود»؟ گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آنگاه که خداوند شما را به صورت شبح‌های نور از نور خداوند تعالی، آفرید، ولایت شما، بر ما عرضه شد. ما قبول کردیم و از [شدّت] محبّت شما به خداوند تعالی شکوِه کردیم [به‌قدری شما را دوست داشتیم که نمی‌خواستیم از شما دور شویم]. که خداوند وعده داد که تو را به همراه ما، در آسمان به ما نشان دهد و این کار را کرد. و ما از محبّت علی (علیه السلام) به‌سوی خدا شکوه کردیم ازاین‌رو خداوند برای ما فرشته‌ای به شکل او آفرید و آن (فرشته) را در سمت راست عرش خود، بر روی تختی از طلا نشاند که [آن تخت] با مروارید و گوهر تزئین شده بود، و بر روی آن (تخت) گنبدی از مروارید سفید قرار دارد که داخل آن از بیرونش و بیرون آن از داخلش معلوم بود، بدون اینکه هیچ پایه‌ای در زیرش و بدون اینکه هیچ نگهدارنده‌ای از بالایش، داشته باشد [در هوا آویزان بود]. صاحب عرش (خدا) به او فرمود: «به قدرت من، بلند شو»! بلند شد و ایستاد. و ما هرگاه مشتاق علی (علیه السلام) می‌شویم به آن فرشته در آسمان، نگاه می‌کنیم. سلام ما را به علی (علیه السلام) برسان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۵۷/ فرات الکوفی، ص۳۷۴؛ «بتفاوت»

۵

(زمر/ ۷۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَمِنْ أَیْنَ یَظْهَرُ وَ کَیْفَ یَظْهَرُ (الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِیِّ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) فقال (علیه السلام) یَا مُفَضَّلُ یَظْهَرُ وَحْدَهُ وَ یَأْتِی الْبَیْتَ وَحْدَهُ وَ یَلِجُ الْکَعْبَهًَْ وَحْدَهُ وَ یَجُنُّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ وَحْدَهُ فَإِذَا نَامَتِ الْعُیُونُ وَ غَسَقَ اللَّیْلُ نَزَلَ إِلَیْهِ جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ (علیها السلام) وَ الْمَلَائِکَهًُْ صُفُوفاً فَیَقُولُ لَهُ جَبْرَئِیلُ یَا سَیِّدِی قَوْلُکَ مَقْبُولٌ وَ أَمْرُکَ جَائِزٌ فَیَمْسَحُ (علیه السلام) یَدَهُ عَلَی وَجْهِهِ وَ یَقُولُ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ وَ یَقِفُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ فَیَصْرُخُ صَرْخَهًًْ فَیَقُولُ یَا مَعَاشِرَ نُقَبَائِی وَ أَهْلَ خَاصَّتِی وَ مَنْ ذَخَرَهُمُ اللَّهُ لِنُصْرَتِی قَبْلَ ظُهُورِی عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ ائْتُونِی طَائِعِینَ.[1]

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضل عرض کرد: «[مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)] از کجا ظاهر می‌شود و چگونه آشکار می‌گردد»؟ فرمود: «ای مفضّل! او به تنهایی آشکار می‌گردد و تنها به‌طرف خانه‌ی خدا می‌آید و تنها داخل کعبه می‌شود و چون شب فرا رسد همچنان تنهاست، وقتی چشم‌ها به خواب رفت و شب کاملاً تاریک شد جبرئیل و میکائیل و دسته‌دسته فرشتگان بر وی فرود می‌آیند و در آن میان جبرئیل به وی می‌گوید: «ای آقای من هرچه بفرمایی پذیرفته است و فرمانت رواست». او (قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)) هم دست بر رخسارش می‌کشد و می‌گوید: «الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ آنگاه در بین رکن و مقام می‌ایستد و با صدای رسا می‌گوید: «ای نقبا و مردمی که به من نزدیک هستید، و ای کسانی که خداوند شما را پیش از ظهور من در روی زمین برای یاری من ذخیره کرده است با اختیار خود و برای اطاعت از من به‌سوی من بیایید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۷

۶

(زمر/ ۷۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ‌بْنِ‌عُمَرَ قَال ... یَا مَوْلَایَ ثُمَّ مَا ذَا یَصْنَعُ الْمَهْدِیُّ قَالَ یَثُورُ سَرَایَا عَلَی السُّفْیَانِیِّ إِلَی دِمَشْقَ فَیَأْخُذُونَهُ وَ یَذْبَحُونَهُ عَلَی الصَّخْرَهًِْ ثُمَّ یَظْهَرُ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) فِی اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ صِدِّیقٍ وَ اثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ رَجُلًا أَصْحَابِهِ یَوْمَ کَرْبَلَاءَ فَیَا لَکَ عِنْدَهَا مِنْ کَرَّهًٍْ زَهْرَاءَ بَیْضَاءَ ... ثُمَّ لَکَأَنِّی أَنْظُرُ یَا مُفَضَّلُ إِلَیْنَا مَعَاشِرَ الْأَئِمَّهًِْ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَشْکُو إِلَیْهِ مَا نَزَلَ بِنَا مِنَ الْأُمَّهًِْ بَعْدَهُ وَ مَا نَالَنَا مِنَ التَّکْذِیبِ وَ الرَّدِّ عَلَیْنَا وَ سَبْیِنَا وَ لَعْنِنَا وَ تَخْوِیفِنَا بِالْقَتْلِ وَ قَصْدِ طَوَاغِیَتِهِمُ الْوُلَاهًِْ لِأُمُورِهِمْ مِنْ دُونِ الْأُمَّهًِْ بِتَرْحِیلِنَا عَنِ الْحُرْمَهًِْ إِلَی دَارِ مُلْکِهِمْ وَ قَتْلِهِمْ إِیَّانَا بِالسَّمِّ وَ الْحَبْسِ فَیَبْکِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ یَقُولُ یَا بَنِیَّ مَا نَزَلَ بِکُمْ إِلَّا مَا نَزَلَ بِجِدِّکُمْ قَبْلَکُمْ ثُمَّ تَبْتَدِئُ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) وَ تَشْکُو مَا نَالَهَا ... ثُمَّ یَقُومُ الْمَهْدِیُّ سَمِیُّ جَدِّی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلَیْهِ قَمِیصُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مُضَرَّجاً بِدَمِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَوْمَ شُجَّ جَبِینُهُ وَ کُسِرَتْ رَبَاعِیَتُهُ وَ الْمَلَائِکَهًُْ تَحُفُّهُ حَتَّی یَقِفُ بَیْنَ یَدَیْ جَدِّهِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَیَقُولُ یَا جَدَّاهْ وَصَفْتَنِی وَ دَلَلْتَ عَلَیَّ وَ نَسَبْتَنِی وَ سَمَّیْتَنِی وَ کَنَیْتَنِی فَجَحَدَتْنِی الْأُمَّهًُْ وَ تَمَرَّدَتْ وَ قَالَتْ مَا وُلِدَ وَ لَا کَانَ وَ أَیْنَ هُوَ وَ مَتَی کَانَ وَ أَیْنَ یَکُونُ وَ قَدْ مَاتَ وَ لَمْ یُعْقِبْ وَ لَوْ کَانَ صَحِیحاً مَا أَخَّرَهُ اللَّهُ تَعَالَی إِلَی هَذَا الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ فَصَبَرْتُ مُحْتَسِباً وَ قَدْ أَذِنَ اللَّهُ لِی فِیهَا بِإِذْنِهِ یَا جَدَّاهْ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل عرض کرد: «آقا! بعد از آن مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه می‌کند»؟ فرمود: «لشکری برای دستگیری سفیانی به دمشق می‌فرستد؛ او را گرفته و روی سنگی سر می‌برند. آنگاه حسین (علیه السلام) با دوازده هزار دوست و هفتادودو نفری که در کربلا از یاران او بودند و با وی شهید شدند، آشکار می‌شود. ای خوش آن رجعت نوری ... ای مفضّل! گویا می‌بینم که ما ائمه (علیهم السلام) آن موقع جلو پیغمبر (صلی الله علیه و آله) جمع شده و به آن حضرت شکایت می‌کنیم که امّت بعد از وی چه به روز ما آوردند، و می‌گوییم امّت ما را تکذیب کردند و بی‌اعتنایی و نفرین و لعنت و تهدید به قتل نمودند، والیان ستمگر آن‌ها ما را از وطن بیرون آورده به پایتخت خود بردند و جمعی از ما را با سم و حبس کشتند. در این وقت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) سخت گریه می‌کند و می‌فرماید: «ای فرزندان من! هرچه به شما رسید بیشتر به جدّ شما رسید». آنگاه فاطمه زهراء (سلام الله علیها) می‌آید و از ظلمی که به او رفته گوید ... آنگاه مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همنام جدّم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درحالی‌که پیراهن آن حضرت را که آغشته به خون پیشانی و دندان پاکش می‌باشد پوشیده، و فرشتگان اطراف او را گرفته‌اند، آمده و جلو پیغمبر (صلی الله علیه و آله) می‌ایستد، و می‌گوید: «ای جدّ بزرگوار، شما مرا به اوصافی معرفی فرمودی که مردم مرا از روی آن اوصاف بشناسند. و نام و نسب و کنیه‌ام را ذکر فرمودی. با این حال، این امّت منکر وجود من شدند و متمرّد گشتند». و گفتند: «مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) متولّد نشده و اصلاً نبوده. اگر هست کجاست و کی می‌آید»؟ پدرش مرده و اولاد نداشته است و اگر او موجود و سالم می‌بود خدا آمدن او را تا این موقع به تأخیر نمی‌انداخت، ای جدمن! من کار را به خدا سپردم و تاکنون صبر کردم و اینک به فرمان الهی ظاهر گشته‌ام. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۰ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۳۰

۷

(زمر/ ۷۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَا وَ شِیعَتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَلَی مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ فَیَمُرُّ عَلَیْنَا الْمَلَائِکَهًُْ وَ یُسَلِّمُ عَلَیْنَا قَالَ فَیَقُولُونَ مَنْ هَذَا الرَّجُلُ وَ مَنْ هَؤُلَاءِ فَیُقَالُ لَهُمْ هَذَا عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) ابْنُ عَمِّ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَیُقَالُ مَنْ هَؤُلَاءِ قَالَ فَیُقَالُ لَهُمْ هَؤُلَاءِ شِیعَتُهُ قَالَ فَیَقُولُونَ أَیْنَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) الْعَرَبِیُّ وَ ابْنُ عَمِّهِ فَیَقُولُونَ هُمَا عِنْدَ الْعَرْشِ قَالَ فَیُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ عِنْدَ رَبِّ الْعِزَّهًِْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) ادْخُلِ الْجَنَّهًَْ أَنْتَ وَ شِیعَتُکَ لَا حِسَابَ عَلَیْکَ وَ لَا عَلَیْهِمْ فَیَدْخُلُونَ الْجَنَّهًَْ وَ یَتَنَعَّمُونَ فِیهَا مِنْ فَوَاکِهِهَا وَ یَلْبَسُونَ السُّنْدُسَ وَ الْإِسْتَبْرَقَ وَ مَا لَمْ تَرَ عَیْنٌ فَیَقُولُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ
 شَکُورٌ الَّذِی مَنَّ عَلَیْنَا بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ بِوَصِیِّهِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی مَنَّ عَلَیْنَا بِهِمَا مِنْ فَضْلِهِ وَ أَدْخَلَنَا الْجَنَّةَ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- من و شیعیانم در روز قیامت، بر روی منبرهایی از نور هستیم. فرشتگان بر ما عبور می‌کنند و سلام می‌کنند. [فرشتگان] می‌گویند: «این مرد کیست و این‌ها چه کسانی هستند»؟ به آن‌ها گفته می‌شود: «این شخص علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام)، پسر عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) است». گفته می‌شود: «این‌ها [کسانی که همراه او بر منبرهای نور سوار هستند] چه کسانی هستند»؟ به آن‌ها گفته می‌شود: «این‌ها شیعیان علی (علیه السلام) هستند». به فرشتگان می‌گویند: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) عربی و پسر عمویش کجایند»؟ می‌گویند: «آن دو، در نزد عرش هستند». فرمود: «ندا کننده‌ای از آسمان از نزد پروردگار عزّت، ندا می‌دهد: «ای علی (علیه السلام)! تو و شیعیانت داخل بهشت شوید که نه تو حساب و کتاب داری و نه آن‌ها حساب و کتاب دارند». آن‌ها داخل بهشت می‌شوند و در آنجا از میوه‌های آن بهره‌مند شده و حریر نازک و ضخیم در بر می‌کنند و چیزهایی که هیچ چشمی ندیده است. آن‌ها می‌گویند: «سپاس مخصوص خداوندی است که ناراحتی را از دل‌های ما برد، حقیقتاً که خداوند ما بخشنده است و به شکرگزاران جزا می‌دهد» (فاطر۳۴)، همان خدایی که به سبب پیامبرش محمّد (صلی الله علیه و آله) و به‌واسطه‌ی وصیّ او، علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام) بر ما منّت نهاد. و ستایش مخصوص خداوندی است که از فضلش به واسطه‌ی آن دو نفر بر ما منّت نهاد و ما را وارد بهشت کرد فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۹۸

چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان

۲ -۱

(زمر/ ۷۴)

 

السّجّاد (علیه السلام)- إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ یُنَادِی مُنَادٍ أَیْنَ الصَّابِرُونَ لِیَدْخُلُوا الْجَنَّةَ جَمِیعاً بِغَیْرِ حِسَابٍ قَالَ فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ فَیَقُولُونَ إِلَی أَیْنَ یَا بَنِی آدَمَ فَیَقُولُونَ إِلَی الْجَنَّهًِْ فَیَقُولُونَ وَ قَبْلَ الْحِسَابِ فَقَالُوا نَعَمْ قَالُوا وَ مَنْ أَنْتُمْ قَالُوا الصَّابِرُونَ قَالُوا وَ مَا کَانَ صَبْرُکُمْ قَالُوا صَبَرْنَا عَلَی طَاعَهًِْ اللَّهِ وَ صَبَرْنَا عَنْ مَعْصِیَهًِْ اللَّهِ حَتَّی تَوَفَّانَا اللَّهُ عزّوجلّ قَالُوا أَنْتُمْ کَمَا قُلْتُمْ ادْخُلُوا الْجَنَّهًَْ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- از امام سجّاد (علیه السلام) روایت شده است: روز قیامت که اوّلین و آخرین مخلوقات در آن جمع می‌شوند، منادی از طرف خدای تعالی ندا می‌دهد: صابرین کجایند؟ تا بدون حساب داخل بهشت شوند». قومی و جمعیّتی از جا برمی‌خیزند، و ملائکه ایشان را ملاقات می‌کنند و از ایشان سؤال می‌کنند: «به کجا می‌روید»؟ گویند: «به‌سوی بهشت». ملائکه سؤال می‌کنند. «پیش از حساب»؟ گویند: «آری»! از ایشان می‌پرسند: «شما کیستید که بدون حساب داخل بهشت می‌شوید»؟ گویند: «ما صابران هستیم». گویند: «صبرتان چه بود»؟ در جواب گویند: «صبر بر طاعت خدا و بر معصیت او نمودیم، تا مرگ ما فرا رسید، خداوند ما را به این جهان انتقال داد». ملائکه گویند: «راست گفتید، داخل بهشت شوید. فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۲ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۳۸

۲ -۲

(زمر/ ۷۴)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ قَامَ مُنَادٍ فَنَادَی یُسْمِعُ النَّاسَ فَیَقُولُ أَیْنَ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ؟ قَالَ: فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ. فَیُقَالُ لَهُمُک اذْهَبُوا إِلَی الْجَنَّهًِْ بِغَیْرِ حِسَابٍ. قَالَ: فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ فَیَقُولُونَ إِلَی أَیْنَ؟ فَیَقُولُونَ: إِلَی الْجَنَّهًِْ بِغَیْرِ حِسَابٍ. قَالَ: وَ یَقُولُونَ: وَ أَیُّ ضَرْبٍ أَنْتُمْ مِنَ النَّاسِ؟ فَیَقُولُونَ: نَحْنُ الْمُتَحَابُّونَ فِی اللَّهِ. قَالَ: فَیَقُولُونَ: أَیَّ شَیْءٍ کَانَتْ أَعْمَالُکُمْ؟ قَالُوا: کُنَّا نُحِبُّ فِی اللَّهِ وَ نُبْغِضُ فِی اللَّهِ. قَالَ: فَیَقُولُونَ: نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِین.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- وقتی خداوند، اوّلین و آخرین مخلوقات را [روز قیامت در عرصه محشر] جمع فرماید، نداکننده‌ای بپا می‌خیزد و ندا می‌دهد؛ به‌طوری‌که همه‌ی مردم بشنوند؛ می‌گوید: «کجایند دوستی‌کنندگان با یکدیگر در راه خداوند»؟ حضرت فرمود: «گروهی از مردم بپا می‌خیزند». به آن‌ها گفته می‌شود: «بدون حساب به‌طرف بهشت بروید»، حضرت فرمود: فرشتگان (دیگری) آنان را ملاقات می‌کنند و می‌گویند: «به کجا می‌روید»؟ می‌گویند: «بدون حساب به‌طرف بهشت می‌رویم». فرشتگان می‌گویند: «شما از کدام طایفه از مردمید»؟ می‌گویند: «ما دوستی‌کنندگان در راه خداییم». فرشتگان می‌گویند: «عمل و کار شما [در دنیا که موجب این‌گونه محبوبیّت نزد خداوند گشته] چه بوده»؟ می‌گویند: «در راه خدا دوست می‌داشتیم و در راه خدا دشمن می‌داشتیم». فرشتگان گویند: «نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۲ وسایل الشیعه، ج۱۶، ص۱۶۷/ نورالثقلین

 

آیه وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قيلَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ [75]

 

[در آن روز] فرشتگان را مى‌بينى كه بر گرد عرش حلقه زده‌اند و پروردگارشان را حمد و تسبيح مى‌گويند؛ و در ميان آنان (بندگان) بحق داورى مى‌شود؛ و [سرانجام] گفته خواهد شد: «حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است».

[در آن روز] فرشتگان را می‌بینی که بر گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند

۱ -۱

(زمر/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ وَ لَهُ الْحَمْدُ افْتَتَحَ الْکِتَابَ بِالْحَمْدِ لِنَفْسِهِ وَ خَتَمَ أَمْرَ الدُّنْیَا وَ مَجِیءَ الْآخِرَهًِْ بِالْحَمْدِ لِنَفْسِهِ فَقَالَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ الْحَمْدُ لِلَّهِ اللَّابِسِ الْکِبْرِیَاءِ بِلَا تَجَسُّدٍ.

 

خدایی که حمد و سپاس مخصوص اوست، قرآن خود را با حمد و ستایش خود آغاز کرد و سرانجام کار دنیا و آغاز آخرت را نیز با حمد خود آغاز خواهد کرد همان‌طور که فرمود: وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قیلَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمینَ؛ حمد و ستایش مخصوص خدایی است که ردای کبریایی را بر خود پوشانده بدون آنکه جسم و بدنی داشته باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۲ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۶۴/ التوحید، ص۳۱/ نورالثقلین؛ «اللا بس الکبریاء بلا تجسد» محذوف

۱ -۲

(زمر/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سَأَلَ ابْنُ‌سَلَامٍ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَکَانَ فِیمَا سَأَلَهُ مَا السِّتَّهًَْ عَشَرَ وَ مَا الثَّمَانِیَهًَْ عَشَرَ قَالَ سِتَّهًَْ عَشَرَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْش.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌سلام از پیامبر (صلی الله علیه و آله) سؤالاتی پرسید، در پاسخ به سؤال او که از حقیقت شانزده و هجده سؤال کرد، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمود: «منظور از عدد شانزده، شانزده صف از فرشتگان است که گرد عرش حلقه زده­اند و این همان کلام خداوند متعال است که فرمود: حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۴ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۵/ الاختصاص، ص۴۷؛ «فکان فیما سأله» و «و ما الثمانیهًْ» محذوف/ البرهان؛ «ما الستهًْ... ستهًْ» محذوف

۱ -۳

(زمر/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ أَخَوَیْنِ یَهُودِیَّیْنِ سَأَلَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ وَاحِدٍ لَا ثَانِیَ لَهُ وَ عَنْ ثَانٍ لَا ثَالِثَ لَهُ إِلَی مِائَهًٍْ مُتَّصِلهًًْ نَجِدُهَا فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ هِیَ فِی الْقُرْآنِ تَتْلُونَهُ فَتَبَسَّمَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَال ... وَ أَمَّا السِّتَّهًَْ عَشَرَ فَسِتَّهًَْ عَشَرَ صَفّاً مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْش.

 

امام علی (علیه السلام)- دو برادر یهودی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدند: «یکتایی که دو ندارد چیست و دو تایی که سه ندارد تا صد تا که متّصل است و در تورات و انجیل می‌یابیم و در قرآن شما می‌خوانید چیست»؟ حضرت لبخندی زد و فرمود: «... و امّا شانزده منظور شانزده صف از ملائکه است که اطراف عرش صف کشیده‌اند حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْش».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۴ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۸۶

۱ -۴

(زمر/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا کَانَتْ لَیْلَهًُْ الْمِعْرَاجِ نَظَرْتُ تَحْتَ الْعَرْشِ أَمَامِی فَإِذَا أَنَا بِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَائِماً أَمَامِی تَحْتَ الْعَرْشِ یُسَبِّحُ اللَّهَ وَ یُقَدِّسُهُ قُلْتُ یَا جَبْرَائِیلُ (علیه السلام) سَبَقَنِی عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ لَکِنِّی أُخْبِرُکَ اعْلَمْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یُکْثِرُ مِنَ الثَّنَاءِ وَ الصَّلَاهًِْ عَلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَوْقَ عَرْشِهِ فَاشْتَاقَ الْعَرْشُ إِلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَخَلَقَ اللَّهُ تَعَالَی هَذَا الْمَلَکَ عَلَی صُورَهًِْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) تَحْتَ عَرْشِهِ لِیَنْظُرَ إِلَیْهِ الْعَرْشُ فَیَسْکُنَ شَوْقُهُ وَ جَعَلَ تَسْبِیحَ هَذَا الْمَلَکِ وَ تَقْدِیسَهُ وَ تَمْجِیدَهُ ثَوَاباً لِشِیعَهًِْ أَهْلِ بَیْتِکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در شب معراج، و در زیر عرش، پیش رویم را نگریستم، ناگاه علی (علیه السلام) را دیدم که پیش‌روی من، زیر عرش ایستاده و خدا را تسبیح می­گوید و او را به بزرگی می­خواند». گفتم: «ای جبرئیل! آیا علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) بر من پیشی‌گرفته است»؟ عرض کرد: «نه، امّا تو را از آن باخبر می­کنم؛ خداوند عزّوجلّ بر فراز عرش خود، بسیار علی (علیه السلام) را می­ستاید و بر او درود می‌فرستد، ازاین‌رو عرش به دیدار علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) مشتاق شد، پس خداوند متعال این فرشته را به زیر عرش، به شکل علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) آفرید تا عرش او را ببیند و شوقش آرام گیرد و ای محمّد (صلی الله علیه و آله) خداوند، تسبیح و تقدیس و تحمید او را پاداشی از برای شیعیان اهل بیت تو قرار داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۴ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۹۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۳ / المناقب، ج۲، ص۲۳۳/ البرهان؛ بتفاوت لفظی

۱ -۵

(زمر/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) یَا أَبَامُحَمَّدٍ تَفَرَّقَ النَّاسُ شُعَباً وَ رَجَعْتُمْ أَنْتُمْ إِلَی أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ فَأَرَدْتُمْ مَا أَرَادَ اللَّهُ وَ أَحْبَبْتُمْ مَنْ أَحَبَّ اللَّهُ وَ اخْتَرْتُمْ مَنِ اخْتَارَهُ اللَّهُ فَأَبْشِرُوا وَ اسْتَبْشِرُوا فَأَنْتُمْ وَ اللَّهِ الْمَرْحُومُونَ الْمُتَقَبَّلُ مِنْکُمْ حَسَنَاتُکُمْ الْمُتَجَاوَزُ عَنْ سَیِّئَاتِکُمْ فَهَلْ سَرَرْتُکَ فَقُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ یَا بَا مُحَمَّدٍ إِنَّ الذُّنُوبَ تَسَاقَطُ عَنْ ظُهُورِ شِیعَتِنَا کَمَا تُسْقِطُ الرِّیحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ تَرَی الْمَلائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ اللَّهِ یَا بَا مُحَمَّدٍ مَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا غَیْرَکُمْ فَهَلْ سَرَرْتُکَ قُلْتُ نَعَم

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای ابامحمّد! مردم گروه‌گروه شدند و شما به‌سوی اهل بیت پیامبرتان (صلی الله علیه و آله) باز گشتید. شما چیزی را اراده کردید که خدا اراده کرده است و کسانی را دوست گرفتید که خداوند دوست دارد، و کسانی را برگزیدید، که خداوند آن‌ها را برگزیده است. پس بشارت باد شما را، و شادمان باشید که به خدا سوگند! شما مورد رحمت واقع شدید و اعمال نیکتان از شما پذیرفته شده و از گناهانتان چشم‌پوشی شده است. آیا خوشحالت کردم»؟ گفتم: «آری» فرمود: «ای ابامحمّد! گناهان از پشت شیعیان ما می‌افتند همان‌گونه که برگ از درختان می‌افتد. و این همان کلام خداوند تعالی است: وَ تَرَی الْملائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا. به خدا سوگند ای ابامحمّد! خداوند از این افراد [کسانی که ایمان آورده‌اند] فقط شما را اراده کرده است [منظورش فقط شما هستید] آیا خوشحالت کردم»؟ گفتم: «آری».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۴ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۲۳

۱ -۶

(زمر/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) وَ إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ لَتَعْرِفُنَا قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ کَیْفَ لَا یَعْرِفُونَکُمْ وَ قَدْ وُکِّلُوا بِالدُّعَاءِ لَکُمْ وَ الْمَلَائِکَهًُْ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا مَا اسْتِغْفَارُهُمْ إِلَّا لَکُمْ دُونَ هَذَا الْعَالَمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- [معنعنا به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد:] «فدایت شوم ای اباعبدالله (علیه السلام)! آیا فرشتگان، ما را می‌شناسند»؟ حضرت با تعجّب فرمود: «چگونه شما را نشناسند درحالی‌که مأمور هستند که برای شما دعا کنند؟! حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا و استغفار آن‌ها فقط برای شماست نه همه‌ی عالم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۴ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۱۴۱

و در میان بندگان بحق داوری می‌شود و [سرانجام] گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانیان است»

۲ -۱

(زمر/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سُئِلَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مَشِیَّهًِْ اللَّهِ وَ إِرَادَتِهِ فَقَالَ (علیه السلام) إِنَ لِلَّهِ مَشِیَّتَیْنِ مَشِیَّهًَْ حَتْمٍ وَ مَشِیَّهًَْ عَزْمٍ وَ کَذَلِکَ إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ إِرَادَهًَْ حَتْمٍ وَ إِرَادَهًَْ عَزْمٍ إِرَادَهًُْ حَتْمٍ لَا تُخْطِئُ وَ إِرَادَهًُْ عَزْمٍ تُخْطِئُ وَ تُصِیبُ وَ لَهُ مَشِیَّتَانِ مَشِیَّهًٌْ یَشَاءُ وَ مَشِیَّهًٌْ لَا یَشَاءُ یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ مَعْنَاهُ أَرَادَ مِنَ الْعِبَادِ وَ شَاءَ وَ لَمْ یُرِدِ الْمَعْصِیَهًَْ وَ شَاءَ وَ کُلُّ شَیْءٍ بِقَضَائِهِ وَ قَدَرِهِ وَ الْأُمُورُ تَجْرِی مَا بَیْنَهُمَا فَإِذَا أَخْطَأَ الْقَضَاءُ لَمْ یُخْطِئِ الْقَدَرُ وَ إِذَا لَمْ یَخُطَّ الْقَدَرُ لَمْ یَخُطَّ الْقَضَاءُ وَ إِنَّمَا الْخَلْقُ مِنَ الْقَضَاءِ إِلَی الْقَدَرِ وَ إِذَا یُخْطِئُ وَ مِنَ الْقَدَرِ إِلَی الْقَضَاءِ وَ الْقَضَاءُ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَوْجُهٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ النَّاطِقِ عَلَی لِسَانِ سَفِیرِهِ الصَّادِقِ (صلی الله علیه و آله) مِنْهَا قَضَاءُ الْخَلْقِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ الثَّانِی قَضَاءُ الْحُکْمِ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِ مَعْنَاهُ حُکِم.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره‌ی خواست خدا و اراده‌اش پرسیده شد: حضرت فرمود: «خداوند دو مشیّت (خواست) دارد: مشیّت حتم (قطعی) و مشیّت عزم و همچنین خداوند دو اراده دارد: اراده‌ی حتم و اراده‌ی عزم. اراده‌ی حتم خطا نمی‌کند و اراده‌ی عزم که گاهی خطا می‌کند و گاهی درست انجام می‌دهد [گاهی خطا و گاهی درست]. و خداوند دو مشیّت دارد. مشیّتی که می‌خواهد و مشیّتی که نمی‌خواهد. نهی می‌کند درحالی‌که می‌خواهد، و امر می‌کند درحالی‌که نمی‌خواهد. معنایش این است که از بندگان [طاعت را] اراده کرد و خواست، و معصیت را اراده نکرد و خواست. و هرچیزی بسته به قضا (حکم) و قدر (اندازه) اوست و کارها در بین این دو (قضا و قدر) جریان دارد. هرگاه قضا خطا کند، قدر خطا نمی‌کند و وقتی قدر خطا نکند قضا خطا نمی‌کند و مخلوقات از قضا به‌سوی قدر می‌روند. هرگاه قدر خطا کند، قضا خطا نمی‌کند و وقتی‌که قضا خطا نکند قدر هم خطا نمی‌کند و [مخلوقات] از قدر به‌سوی قضا حرکت می‌کنند. و قضا در کتاب خداوند عزّوجلّ که بر زبان فرستاده‌ی راستگویش جاری شده است بر چهار وجه است که از جمله‌ی آن‌ها قضاء خلق (آفریدن) است که همان قول خداوند تعالی است دراین‌هنگام آن‌ها را به‌صورت هفت آسمان در دو روز آفرید. (فصلت/۱۲) که معنایش این است که آن‌ها را آفرید [منظور از قَضاهُنَّ، خَلَقَهُن می‌باشد] و مورد دوّم، قضاء حکم است که همان قول خداست وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالحَقِّ و معنایش این است که حکم شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۶ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۲۴/ فقه الرضا (ص۴۱۰

۲ -۲

(زمر/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلُوهُ (علیاً (علیه السلام)) عَنِ الْمُتَشَابِهِ فِی الْقَضَاءِ فَقَالَ هُوَ عَشَرَهًُْ أَوْجَهٍ مُخْتَلِفَهًُْ الْمَعْنَی فَمِنْهُ قَضَاءُ فَرَاغٍ وَ قَضَاءُ عَهْدٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ إِعْلَامٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ فِعْلٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ إِیجَابٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ کِتَابٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ إِتْمَامٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ حُکْمٍ وَ فَصْلٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ خَلْقٍ وَ مِنْهُ قَضَاءُ نُزُولِ الْمَوْت ... أَمَّا قَضَاءُ الْحُکْمِ فَقَوْلُهُ تَعَالَی قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ أَیْ حُکِمَ بَیْنَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از علی (علیه السلام) درباره‌ی [آیات] متشابه در [مورد معنای] قضا (حکم) پرسیدند. فرمود: «معانی قضا ده‌گونه است که معنایشان مختلف است. از جمله آن [متشابه در قضا]، قضاء فراغ (پایان‌یافتن) و قضای عهد است و از جمله‌ی آن قضاء اعلام است و از جمله آن قضاء فعل است و از جمله‌ی آن قضاء ایجاب و از جمله‌ی آن قضاء کتاب و از جمله آن قضاء اتمام و از جمله آن قضاء حکم و فصل (جدایی) و از جمله آن قضاء خلق (آفرینش) و از جمله‌ی آن قضاء نزول موت (فرودآمدن مرگ) است ... امّا قضاء حکم این کلام خداوند است: قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالحَقِّ وَ قِیلَ الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ یعنی میان آن‌ها داوری می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۹

 

صفحه‌اصلی

معرفی

ارتباط با ما

ورود

سوره:غافر

آیه:همه

سوره غافر

ثواب قرائت

۱

(غافر/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْحَوَامِیمُ رَیْحَانُ الْقُرْآنِ فَإِذَا قَرَأْتُمُوهَا فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ اشْکُرُوهُ کَثِیراً بِحِفْظِهَا وَ تِلَاوَتِهَا إِنَّ الْعَبْدَ لَیَقُومُ یَقْرَأُ الْحَوَامِیمَ فَیَخْرُجُ مِنْ فِیهِ أَطْیَبُ مِنَ الْمِسْکِ الْأَذْفَرِ وَ الْعَنْبَرِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیَرْحَمُ تَالِیَهَا وَ قَارِئَهَا وَ یَرْحَمُ جِیرَانَهُ وَ أَصْدِقَاءَهُ وَ مَعَارِفَهُ وَ کُلَّ حَمِیمٍ أَوْ قَرِیبٍ لَهُ وَ إِنَّهُ فِی الْقِیَامَهًِْ لَیَسْتَغْفِرُ لَهُ الْعَرْشُ وَ الْکُرْسِیُّ وَ مَلَائِکَهًُْ اللَّهِ الْمُقَرَّبُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند گل خوشبوی قرآنند؛ پس خدا را به خاطر حفظ آن‌ها و خواندنشان ستایش کنید و او را شکرگزاری کنید؛ زیرا بنده هنگامی‌که بر می‌خیزد و این سوره‌ها را قرائت می‌کند، بویی از دهانش بر می‌خیزد که از مشک ناب و عنبر خوشبوتر است، و خداوند بر خواننده و تلاوت‌کننده‌ی آن رحمت می‌آورد، و همسایگان، دوستان، آشنایان او و همه‌ی کسانی را که با او صمیمی یا نزدیکند مورد رحمت قرار می‌دهد، و عرش، کرسی و فرشتگان مقرّب خدا در قیامت برای او آمرزش می‌طلبند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۸ وسایل الشیعه، ج۶، ص۱۴۶

۲

(غافر/ مقدمه)

 

الباقر (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الْمُؤْمِنِ فِی کُلِّ لَیْلَهًٍْ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ أَلْزَمَهُ کَلِمَهًَْ التَّقْوَی وَ جَعَلَ الْآخِرَهًَْ خَیْراً لَهُ مِنَ الدُّنْیَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- هرکس سوره‌ی مؤمن را هر شب بخواند، خداوند گناهان پیشین و پسین او را خواهد آمرزید و او را از پرهیزگاران قرار خواهد داد و آخرت را برایش بهتر از دنیا قرار خواهد داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۸ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۹۸/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(غافر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ حم الْمُؤْمِنِ لَمْ یَبْقَ رُوحُ نَبِیٍ وَ لَا صِدِّیقٍ وَ لَا مُؤْمِنٍ إِلَّا صَلَّوْا عَلَیْهِ وَ اسْتَغْفَرُوا لَه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره‌ی «حم مؤمن» (سوره‌ی غافر) را بخواند، روح هیچ پیامبری، صدّیقی و مؤمنی باقی نمی‌ماند مگر اینکه بر او درود می‌فرستد و برای او طلب آمرزش می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۸ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۳۴۷/ نورالثقلین

۴

(غافر/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی الْحَوَامِیمِ فَضْلٌ کَثِیرٌ یَطُولُ الشَّرْحُ فِیهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- درباره‌ی حوامیم (سوره‌هایی که با حم آغاز می‌شوند) فضیلت بسیاری ذکر کرده است که شرح و بیان آن به طول می‌انجامد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۸ البرهان

۵

(غافر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ هَذِهِ السُّورَهًَْ لَمْ یَقْطَعِ اللَّهُ رَجَاءَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ یُعْطَی مَا یُعْطَی الْخَائِفُونَ الَّذِینَ خَافُوا اللَّهَ فِی الدُّنْیَا؛ وَ مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا فِی حَائِطِ بُسْتَانٍ اخْضَرَّ وَ نَمَا وَ إِنْ کُتِبَتْ وَ تُرِکَتْ فِی خَانَاتٍ أَوْ دُکَّانٍ کَثُرَ الْخَیْرُ فِیهِ وَ کَثُرَ الْبَیْعُ وَ الشِّرَاءُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس این سوره را بخواند، در روز قیامت ناامید نخواهد شد و به او همان چیزی اعطا خواهد شد که به افرادی که در دنیا از خداوند تبارک‌وتعالی بیم داشتند و پرهیزگار بودند، داده می‌شود. هرکس آن را بنویسد و بر دیوار باغی آویزان کند، آن باغ، سرسبز خواهد شد و رشد خواهد کرد و چنان‌چه در خانه‌ها و مغازه‌ها نوشته شود، خیر و برکت و خرید و فروش در آن‌ها فراوان خواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۴۸ البرهان

۶

(غافر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَرْتَعَ فِی رِیَاضِ الْجَنَّهًِْ فَلْیَقْرَأِ الْحَوَامِیمَ فِی صَلَاهًِْ اللَّیْلِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس دوست دارد در باغ‌های بهشت بگردد و لذّت ببرد، پس باید سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند در نماز شب بخواند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۰ نورالثقلین

۷

(غافر/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَنْصُورِ‌بْنِ‌حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِاللهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ قَرَأَ الْحَوَامِیمَ فِی لَیْلَهًٍْ قَبْلَ أَنْ یَنَامَ کَانَ فِی دَرَجَهًِْ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ آلِ إِبْرَاهِیمَ (علیهم السلام)، وَ کُلِّ قَرِیبٍ لَهُ أَوْ بِسَبِیلٍ إِلَیْهِ، ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللهِ (علیه السلام): الْحَوَامِیمُ تَأْتِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَثْنَی مِنْ أَحْسَنِ النَّاسِ وَجْهاً وَ أَطْیَبِهِ، مَعَهَا أَلْفُ أَلْفِ مَلَکٍ مَعَ کُلِّ مَلَکٍ أَلْفُ أَلْفِ مَلَکٍ حَتَّی تَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَیَقُولُ لَهَا الرَّبُّ: مَنْ ذَا الَّذِی یَقْرَأُکَ فَیَقْضِی قِرَاءَتَکَ؟ فَیَقُومُ طَائِفَهًٌْ مِنَ النَّاسِ لَا یُحْصِیهِمْ إِلَّا اللَّهُ، فَیَقُولُ لَهُمْ: لَعَمْرِی لَقَدْ أَحْسَنْتُمْ تِلَاوَهًَْ الْحَوَامِیمِ فَمُتُّمْ بِهَا فِی حَیَاتِکُمُ الدُّنْیَا، وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا تَسْأَلُونِی الْیَوْمَ شَیْئاً کَائِناً مَا کَانَ إِلَّا أَعْطَیْتُکُمْ وَ لَوْ سَأَلْتُمُونِی جَمِیعَ جَنَّاتِی أَوْ جَمِیعَ مَا أَعْطَیْتُهُ عِبَادِیَ الصَّالِحِینَ وَ أَعْدَدْتُهُ لَهُمْ، فَیَسْأَلُونَهُ جَمِیعَ مَا أَرَادُوا وَ تَمَنُّوا، ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَی مَنَازِلِهِمْ فِی الْجَنَّهًِْ وَ قَدْ أَعَدَّ لَهُمْ فِیهَا مَا لَمْ یَخْطُرْ عَلَی بَالٍ مِمَّا لَا عَیْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- منصوربن‌حازم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرکس سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند در شبی قبل از اینکه بخوابد، تلاوت کند، در درجه‌ی محمّد و آل محمّد (علیهم السلام)، ابراهیم و آل ابراهیم (علیهم السلام) و هر نزدیک به ابراهیم (علیه السلام) یا پیرو راهش و در مرتبه‌ی آن‌ها باشد. سپس اباعبدالله امام صادق (علیه السلام) فرمود: «سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند، در روز قیامت می‌آیند درحالی‌که از زیباترین و پاکیزه‌ترین مردم نیکوترند. همراه آن‌ها هزارهزار فرشته هستند و با هر فرشته‌ای هزارهزار فرشته است. [این سوره‌ها می‌آیند] تا در محضر خدای عزّوجلّ بایستند. سپس پروردگار به آن‌ها می‌فرماید: «چه کسی شما را می‌خواند و قرائت شما را تمام می‌کرد»؛ پس گروهی از مردم برمی‌خیزند که جز خدا نمی‌تواند آن‌ها را بشمارد. به آن‌ها می‌فرماید: «سوگند به جانم، سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند نیکو تلاوت کردید و در زندگی دنیا با آن‌ها مردید. به عزّت و جلالم سوگند امروز چیزی هرچه می‌خواهد باشد از من درخواست نمی‌کنید مگر اینکه به شما عطا می‌کنم اگرچه همه‌ی بهشت‌هایم یا همه‌ی آنچه به بندگان صالحم عطا کرده‌ام و برای آن‌ها آماده کرده‌ام از من درخواست کنید». سپس هرآنچه می‌خواهند و آرزو می‌کنند از او درخواست می‌کنند. سپس دستور داده می‌شود که آن‌ها را به منزل‌هایشان در بهشت ببرند و برای آن‌ها در آن چیزهایی آماده کرده است که به فکر کسی خطور نکرده است از چیزهایی که نه چشمی دیده است و نه گوشی شنیده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۰ نورالثقلین

۸

(غافر/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَتَبَهَا لَیْلًا وَ جَعَلَهَا فِی حَائِطٍ أَوْ بُسْتَانٍ کَثُرَتْ بَرَکَتُهُ وَ اخْضَرَّ وَ أَزْهَرَ وَ صَارَ حَسَناً فِی وَقْتِهِ وَ إِنْ تُرِکَتْ فِی حَائِطٍ أَوْ دُکَّانٍ کَثُرَ فِیهِ الْبَیْعُ وَ الشِّرَاءُ؛ وَ إِنْ کُتِبَتْ لِإِنْسَانٍ فِیهِ الْأُدْرَهًُْ زَالَ عَنْهُ ذَلِکَ وَ بَرِئَ. وَ قِیلَ: الْأُدْرَهًُْ طَرَفٌ مِنَ السَّوْدَاءِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ. وَ إِنْ کُتِبَتْ وَ عُلِّقَتْ عَلَی مَنْ بِهِ دَمَامِلُ زَالَ عَنْهُ ذَلِکَ وَ کَذَلِکَ لِلْمَفْرُوقِ یَزُولَ عَنْهُ الْفَرَقُ، وَ إِذَا عُجِنَ بِمَائِهَا دَقِیقٌ ثُمَّ یَبِسَ حَتَّی یَصِیرَ بِمَنْزِلَهًِْ الْکَعْکِ ثُمَّ یُدَقَّ دَقّاً نَاعِماً وَ یُجْعَلُ فِی إِنَاءٍ ضَیِّقٍ مُغَطًّی فَمَنِ احْتَاجَ إِلَیْهِ لِوَجَعٍ فِی فُؤَادِهِ أَوْ لِمُغْمَی عَلَیْهِ أَوْ لِمَغْشِیِّ عَلَیْهِ أَوْ وَجَعِ الْکَبِدِ وَ الطِّحَالِ، یَسْتَفَّ مِنْهُ، بَرِئَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس شب هنگام آن را بنویسد و بر دیواری یا باغی آویزان کند، بر برکت آن افزوده و آن باغ، سرسبز خواهد شد و درختانش شکوفه خواهند داد و [وضعیت آن] در همان زمان بسیار خوب خواهد شد؛ و چنان‌چه بر دیوار مغازه‌ای آویزان شود، خرید و فروش در آن فراوان خواهد شد و اگر برای فردی که به بیماری ادره یا ورم خصیه‌ی (باد فتق) مبتلا شده است نوشته شود، بیماری‌اش برطرف خواهد شد و شفا خواهد یافت. گویند بیماری ادره از سودا ناشی می‌شود و خداوند داناتر است. اگر برای کسی که بدنش آبله و دمل زده است نوشته شود، بیماری‌اش بهبود خواهد یافت و برای فرد وحشت‌زده، مفید است و باعث از بین رفتن ترس و وحشت او می‌گردد. همچنین باید بر روی آبی خوانده شود و با آن آب، آرد را خمیر کنند و بگذارند تا خشک شود. آنگاه به نرمی کوبیده شود و در ظرف کوچک دارای درپوش ریخته شود. اگر کسی که مبتلا به دل درد است یا بیهوش شده و یا غش کرده است یا در کبد یا طحالش احساس درد می­کند، مقداری از این پودر تناول کند، به اذن خداوند شفا خواهد یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۰ البرهان

فضیلت

۱

(غافر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْحَوَامِیمُ تَاجُ الْقُرْآن.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند تاج قرآن هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۰ نورالثقلین

۲

(غافر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْحَوَامِیمُ دِیبَاجُ الْقُرْآن.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند زینت قرآن هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۰۲

۳

(غافر/ مقدمه)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لِکُلِ شَیْءٍ لُبَابٌ وَ لُبَابُ الْقُرْآنِ الْحَوَامِیم.

 

ابن‌عبّاس ( برای هر چیزی مغزی است و مغز قرآن حوامیم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۰ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۱۷

۴

(غافر/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أَنْزَلَ عَلَیْهِ حم تَنْزِیلُ الْکِتابِ قَامَ إِلَی الْمَسْجِدِ وَ الْوَلِیدُ‌بْنُ الْمُغَیْرَهًِْ قَرِیبٌ مِنْهُ یَسْمَعُ قِرَاءَتَهُ فَلَمَّا فَطَنَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِاسْتِمَاعِهِ لِقِرَاءَتِهِ أَعَادَ قِرَاءَهًَْ الْآیَهًِْ فَانْطَلَقَ الْوَلِیدُ حَتَّی أَتَی مَجْلِسَ قَوْمِهِ بَنِی مَخْزُومٍ، فَقَالَ: وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُ مِنْ مَحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) آنِفاً کَلَاماً مَا هُوَ مِنْ کَلَامِ الْإِنْسِ وَ لَا مِنْ کَلَامِ الْجِنِّ وَ إِنَّ لَهُ لَحَلَاوَهًًْ وَ إِنَّ عَلَیْهِ لَطَلَاوَهًًْ وَ إِنَّ أَعْلَاهُ لَمُثْمِرٌ وَ إِنَّ أَسْفَلَهُ لَمُعْذِقٌ وَ إِنَّهُ لَیَعْلُو وَ مَا یَعْلَی ثُمَّ انْصَرَفَ إِلَی مَنْزِلِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روایت شده که وقتی خداوند سوره «حم تَنْزِیلُ الْکِتابِ» را بر پیامبرش نازل فرمود، آن حضرت برخاست و به مسجد الحرام آمد و ولیدبن‌مغیره نزدیک آن حضرت بود و قرائت ایشان را می­شنید و وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوجّه گوش‌دادن ولید به قرائتش شد قرائت آیات را تکرار فرمود. پس ولید به راه افتاد تا به مجلس خویشانش بنی‌مخزوم رسید و گفت: «سوگند به خدا! اندکی پیش از محمّد کلامی شنیدم که نه کلام آدمی و نه کلام جنّیان نیست و برای آن حلاوت و شیرینی مخصوصی و بر آن لذّت است، و اینکه بالای آن باثمر و پائین آن گوارا، و آن برتری می­کند و چیزی برتر و بالاتر آن نیست». سپس به منزل خودش رفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۶۷

 

آیه حم [1]

 

حم

۱

(غافر/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا مَعْنَی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حم ... وَ أَمَّا حم فَمَعْنَاهُ الْحَمِیدُ الْمَجِید.

 

امام صادق (علیه السلام)- سفیان ثوری گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مرا از حم خبر ده»! آن حضرت فرمود: «حم به‌معنای حمید و مجید است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۷۳/ معانی الأخبار، ص۲۲/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه تَنْزيلُ الْكِتابِ مِنَ اللهِ الْعَزيزِ الْعَليمِ [2]

 

اين كتابى است كه از سوى خداوند توانا و دانا نازل شده است.

۱

(غافر/ ۲)

 

السّجّاد (علیه السلام)- قُلْتَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ فِی غَایَهًِْ {عَامَّهًِْ} ابْتِدَائِهِ الر کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ وَ الر کِتابٌ أَنْزَلْناهُ وَ الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ وَ الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ وَ فِی أَمْثَالِهَا مِنْ سُوَرِ الطَّوَاسِینِ وَ الْحَوَامِیمِ فِی کُلِّ ذَلِکَ بَیَّنْتَ بِالْکِتَابِ مَعَ الْقَسَمِ الَّذِی هُوَ اسْمُ مَنِ اخْتَصَصْتَهُ لِوَحْیِکَ وَ اسْتَوْدَعْتَهُ سِرَّ غَیْبِکَ وَ أَوْضَحَ لَنَا مِنْهُ شُرُوطَ فَرَائِضِکَ وَ أَبَانَ عَنْ وَاضِحِ سُنَّتِکَ وَ أَفْصَحَ لَنَا عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ أَنَارَ لَنَا مُدْلَهِمَّاتِ الظَّلَامِ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- [ای خدایی که] پربرکت و بلند مرتبه‌ای! در ابتدای عموم آن [مواردی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را با حروف مقطعه نامگذاری کردی] فرمودی: الر، این کتابی است که آیاتش استحکام یافته. (هود/۱). و الر، [این] کتابی است که بر تو نازل کردیم. (ابراهیم/۱). و الر، آن آیات کتاب آشکار است!. (یوسف/۱). و الم، آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد. (بقره/۲-۱). و در امثال آن‌ها از سوره‌های طواسین (سوره‌های سه‌گانه که با «طس» شروع می‌شوند) و سوره‌هایی که با «حم» آغاز می‌شوند، در همه‌ی آن‌ها کتاب [قرآن] را به همراه بخشی آوردی که [مقصود از] آن، اسم کسی است که او را به وحیت اختصاص دادی و اسرار غیبت را به او سپردی و او از آن [اسرار غیب]، شرایط واجباتت را برای ما آشکار کرد و درباره‌ی روش واضحت توضیح داد و حلال و حرام را برای ما بیان کرد و تاریکی شدید را برای ما روشن فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۲ المصباح للکفعمی، ص۷۰

 

آیه غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَديدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ [3]

 

خداوندى كه آمرزنده‌ی گناه، پذيرنده‌ی توبه، داراى مجازات سخت، و صاحب نعمت فراوان است؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ و بازگشت [همه‌ی شما] به‌سوى اوست.

۱

(غافر/ ۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- حم تَنْزیلُ الْکِتابِ مِنَ اللهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ وَ ذَلِکَ خَاصَّهًٌْ لِشِیعَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ذِی الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( حم تَنْزیلُ الْکِتابِ مِنَ اللهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ این ویژگی خداوند فقط مخصوص شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. ذِی الطَّول لا إِلهَ إِلا هُو إِلیْهِ المَصِیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۲ القمی، ج۲، ص۲۵۴/ البرهان؛ «حم تنزیل الکتاب من الله العزیز... التوب» محذوف

۲

(غافر/ ۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذِی الطَّوْلِ أَیْ ذِی النِّعَمِ عَلَی عِبَادِهِ.

 

ابن‌عبّاس ( ذِی الطَّوْلِ یعنی صاحب نعمت‌ها بر بندگانش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۷۰

 

آیه ما يُجادِلُ في آياتِ اللهِ إِلاَّ الَّذينَ كَفَرُوا فَلا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلادِ [4]

 

تنها كسانى در آيات ما مجادله مى‌كنند كه [از روى عناد] كافر شده‌اند؛ پس مبادا رفت‌و‌آمد آنان در شهرها [و قدرت نماييشان] تو را فريب دهد!

۱

(غافر/ ۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَعَنَ اللَّهُ الْمُجَادِلِینَ فِی دِینِ اللَّهِ عَلَی لِسَانِ سَبْعِینَ نَبِیّاً وَ مَنْ جَادَلَ فِی آیَاتِ اللَّهِ فَقَدْ کَفَرَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ ما یُجادِلُ فِی آیاتِ اللهِ إِلَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَلا یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِی الْبِلاد.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- آنان‌که در دین خدا ستیزه و جدال کنند به زبان هفتاد پیغمبر لعن شده‌اند هرکس در آیات خدا جدال کند، کافر است. خدای عزّوجلّ می‌فرماید: یُجادِلُ فِی آیاتِ اللهِ إِلَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَلا یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِی الْبِلاد.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۴ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲۲۷/ التحصین لابن طاوس، ص۶۲۵/ القمی، ج۲، ص۲۵۴؛ «لعن الله المجاهدین فی دین الله... فقد کفر» محذوف/ کمال الدین، ج۱، ص۲۵۶/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَعَنَ اللَّهُ الْمُجَادِلِینَ فِی دِینِ اللَّهِ عَلَی لِسَانِ سَبْعِینَ نَبِیّاً (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ جَادَلَ فِی آیَاتِ اللَّهِ کَفَرَ قَالَ اللَّهُ ما یُجادِلُ فِی آیاتِ اللهِ إِلَّا الَّذِینَ کَفَرُوا وَ مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَقَدِ افْتَرَی عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَی النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ لَعَنَتْهُ مَلَائِکَهًُْ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کُلُّ بِدْعَهًٍْ ضَلَالَهًٌْ وَ کُلُّ ضَلَالَهًٍْ سَبِیلُهَا إِلَی النَّار.[1]ِ

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- آنان که در دین خدا ستیزه و جدال می‌کنند به زبان هفتاد پیغمبر لعن شده‌اند؛ هرکس در آیات خدا جدال کند کافر است. خدای عزّوجلّ فرموده است: ما یُجادِلُ فِی آیاتِ اللهِ إِلَّا الَّذِینَ کَفَرُوا؛ هرکس قرآن را به رأی خود تفسیر کند دروغ بر خدا بسته و هرکس ندانسته به مردم فتوا دهد، ملائکه آسمان و زمین او را لعن می‌کنند، هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۹۰

۳

(غافر/ ۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ما یُجادِلُ فِی آیاتِ اللهِ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام).

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( آیه: ما یُجادِلُ فِی آیاتِ اللهِ؛ منظور، ائمه (علیهم السلام) هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳

 

آیه كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كانَ عِقابِ [5]

 

پيش از آن‌ها قوم نوح و گروه‌هايى كه بعد از آن‌ها بودند [پيامبرانشان را] تكذيب كردند؛ و هر امّتى در‌پى آن بودند كه پيامبرشان را بگيرند [و آزار دهند]، و براى محو حق به مجادله باطل دست زدند؛ امّا من آن‌ها را مجازات كردم؛ ديدى كه مجازات من چگونه بود!

۱

(غافر/ ۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ هُمْ أَصْحَابُ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) الَّذِینَ تَحَزَّبُوا وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ یَعْنِی یَقْتُلُوهُ وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ أَیْ خَاصَمُوا لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ أَیْ یُبْطِلُوهُ وَ یَدْفَعُوهُ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( آیه: وَ الْأَحْزابُ مِنْ بَعْدِهِمْ آن‌ها اصحاب انبیاء (علیهم السلام) هستند که تشکل یافته‌اند. وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ یعنی تا او را بکشند. وَ جادَلُوا بِالْباطِلِ یعنی دشمنی ورزیدند. لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ یعنی تا حقّ او را از میان برند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷/ القمی، ج۲، ص۲۵۴

۲

(غافر/ ۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لِیَأْخُذُوهُ أَیْ لِیَقْتُلُوهُ وَ یُهْلِکُوهُ.

 

ابن‌عبّاس ( لِیَأْخُذُوهُ یعنی تا پیامبرشان را بکشند و او نابود کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۷۰

 

آیه وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ [6]

 

و اين‌گونه فرمان پروردگارت درباره‌ی كسانى كه كافر شدند مسلّم شده كه آن‌ها همه اهل آتشند.

۱

(غافر/ ۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ یَعْنِی بَنِی‌أُمَیَّهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ کَذلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ؛ منظور بنی‌امیّه هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۱۰/ القمی، ج۲، ص۲۵۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۷/ نورالثقلین

 

آیه الَّذينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحيمِ [7]

 

فرشتگانى كه حاملان عرشند و آن‌ها كه گرداگرد آن [طواف مى‌كنند] تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‌گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان آمرزش مى‌طلبند [و مى‌گويند]: پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‌كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار.

کسانی که

۱ -۱

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ قَالَ یَعْنِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ نُوحاً وَ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَی وَ عِیسَی (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- الذِینَ یَحْمِلونَ العَرْشَ و مَنْ حَولهُ؛ منظور از آن، پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین، حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسی و حضرت عیسی (علیهم السلام) هستند». [یعنی این شخصیّت‌های بزرگوار در اطراف عرش پروردگار هستند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۶۹۱/ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۵/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۹۰/ فرات الکوفی، ص۳۷۵

۱ -۲

(غافر/ ۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلَ الْجَاثَلِیقُ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنِ اللَّهِ عزّوجلّ یَحْمِلُ الْعَرْشَ أَوِ الْعَرْشُ یَحْمِلُهُ فَقَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) اللَّهُ عزّوجلّ حَامِلُ الْعَرْشِ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِیهِمَا وَ مَا بَیْنَهُمَا ... وَ هُوَ قَوْلُه ... {فَ} الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ هُمُ الْعُلَمَاءُ الَّذِینَ حَمَّلَهُمُ اللهُ عِلْمَه.

 

امام علی (علیه السلام)- جاثلیق از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسید: «به من بگو خدا عزّوجلّ عرش را برمی‌دارد؟ یا عرش او را برمی‌دارد»؟ فرمود: «خدا عزّوجلّ حامل عرش و آسمان‌ها و زمین است و آنچه در آن‌ها است و میان آن‌ها است ... آیه: الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ همان دانشمندانند که خدا دانشش را به آن‌ها داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۹/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۱ -۳

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ یَعْنِی الرَّسُولَ (صلی الله علیه و آله) وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِهِ (علیهم السلام) یَحْمِلُونَ عِلْمَ اللَّه.

 

امام باقر (علیه السلام)- الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ منظور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اوصیای بعد از اویند که حامل علم خدایند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۳

۱ -۴

(غافر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ حَمَلَهًَْ الْعَرْشِ ثَمَانِیَهًٌْ لِکُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ ثَمَانِیَهًُْ أَعْیُنٍ کُلُ عَیْنٍ طِبَاقُ الدُّنْیَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- حاملان عرش هشت ملک از ملائکه‌اند که هریک هشت چشم دارند که هر چشمی مطابق کل دنیا است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ الخصال، ج۲، ص۴۰۷

۱ -۵

(غافر/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ جَابِرٍ (رحمة الله علیه) أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: أُذِنَ لِی أَنْ أُحَدِّثَ عَنْ مَلَکٍ مِنْ مَلَائِکَهًِْ اللَّهِ مِنْ حَمَلَهًِْ الْعَرْشِ مَا بَیْنَ شَحْمَهًِْ أُذُنِهِ إِلَی عَاتِقِهِ مَسِیرَهًُْ سَبْعِمِائَهًِْ عَام.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر (گوید: پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به من اجازه دادند که با یک فرشته از حاملان عرش سخن گویم که میان پره‌ّی گوشش تا شانه‌اش هفتصدسال راه بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۱۸

۱ -۶

(غافر/ ۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ مَا بَیْنَ کَعْبِ أَحَدِهِمْ إِلَی أَسْفَلِ قَدَمَیْهِ مَسِیرَهًُْ خَمْسِمِائَهًِْ عَام.

 

ابن‌عبّاس ( از حاملان عرش تا پایین گامش پانصدسال راه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۲۰

۱ -۷

(غافر/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی تَفْسِیرِ الْإِمَامِ الْعَسْکَرِیِّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ لَمَّا خَلَقَ الْعَرْشَ خَلَقَ لَهُ ثَلَاثَمِائَهًٍْ وَ سِتِّینَ أَلْفَ رُکْنٍ وَ خَلَقَ عِنْدَ کُلِّ رُکْنٍ ثَلَاثَمِائَهًِْ أَلْفٍ وَ سِتِّینَ أَلْفَ مَلَکٍ لَوْ أَذِنَ اللَّهُ تَعَالَی لِأَصْغَرِهِمْ فَالْتَقَمَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعَ وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعَ مَا کَانَ ذَلِکَ بَیْنَ لَهَوَاتِهِ إِلَّا کَالرَّمْلَهًِْ فِی الْمَفَازَهًِْ الْفَضْفَاضَهًِْ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ یَا عِبَادِی احْتَمِلُوا عَرْشِی هَذَا فَتَعَاطَوْهُ فَلَمْ یُطِیقُوا حَمْلَهُ وَ لَا تَحْرِیکَهُ فَخَلَقَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ مَعَ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ وَاحِداً فَلَمْ یَقْدِرُوا أَنْ یُزَعْزِعُوهُ فَخَلَقَ اللَّهُ مَعَ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ عَشَرَهًًْ فَلَمْ یَقْدِرُوا أَنْ یُحَرِّکُوهُ فَخَلَقَ اللَّهُ بِعَدَدِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مِثْلَ جَمَاعَتِهِمْ فَلَمْ یَقْدِرُوا أَنْ یُحَرِّکُوهُ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لِجَمِیعِهِمْ خَلُّوهُ عَلَیَّ أُمْسِکْهُ بِقُدْرَتِی فَخَلَّوْهُ فَأَمْسَکَهُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِقُدْرَتِهِ ثُمَّ قَالَ لِثَمَانِیَهًٍْ مِنْهُمْ احْمِلُوهُ أَنْتُمْ فَقَالُوا: یَا رَبَّنَا لَمْ نُطِقْهُ نَحْنُ وَ هَذَا الْخَلْقُ الْکَثِیرُ وَ الْجَمُّ الْغَفِیرُ فَکَیْفَ نُطِیقُهُ الْآنَ دُونَهُمْ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لِأَنِّی أَنَا اللَّهُ الْمُقَرِّبُ لِلْبَعِیدِ وَ الْمُذَلِّلُ لِلْعَبِیدِ وَ الْمُخَفِّفُ لِلشَّدِیدِ وَ الْمُسَهِّلُ لِلْعَسِیرِ أَفْعَلُ مَا أَشَاءُ وَ أَحْکُمُ مَا أُرِیدُ أُعَلِّمُکُمْ کَلِمَاتٍ تَقُولُونَهَا یَخِفُّ بِهَا عَلَیْکُمْ قَالُوا وَ مَا هِیَ یَا رَبَّنَا قَالَ تَقُولُونَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهًَْ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ فَقَالُوهَا فَحَمَلُوهُ وَ خَفَّ عَلَی کَوَاهِلِهِمْ کَشَعْرَهًٍْ نَابِتَهًٍْ عَلَی کَاهِلِ رَجُلٍ جَلْدٍ قَوِیٍّ فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لِسَائِرِ تِلْکَ الْأَمْلَاکِ خَلُّوا عَلَی هَؤُلَاءِ الثَّمَانِیَهًِْ عَرْشِی لِیَحْمِلُوهُ وَ طُوفُوا أَنْتُمْ حَوْلَهُ وَ سَبِّحُونِی وَ مَجِّدُونِی وَ قَدِّسُونِی فَإِنِّی أَنَا اللَّهُ الْقَادِرُ عَلَی مَا رَأَیْتُمْ وَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چون خدا عرش را آفرید سیصدوشصت هزار رکن برایش آفرید، و در هر رکنی سیصدوشصت هزار فرشته آفرید. هرگاه خدا به کوچک‌ترین آن‌ها دستور دهد تا هفت آسمان و هفت زمین را میان دو آرواره‌اش به کام کشد. چون ریگی باشد در بیابانی پهناور، و خدا به آن‌ها فرمود: «ای بنده‌هایم عرشم را بردارید» و بر آن همدست شدند نتوانستند بردارند و حتی آن را بجنبانند، و خدا با هرکدام یکی دیگر آفرید، و نتوانستند او را از جا برکنند، و خدا با هریک ده تا آفرید و نتوانستند آن را بجنبانند، و خدا به شماره‌ی هریک مانند همه را آفرید، و نتوانستند آن را بجنبانند، خدای عزّوجلّ به همه فرمود: «آن را به من وانهید تا به نیروی خودم نگهش دارم». و خدای عزّوجلّ به نیروی خود آن را نگهداشت و به هشت تن آن‌ها فرمود: «آن را بردارید»، گفتند: «بار پروردگارا ما همه نتوانستیم آن را برداریم و چگونه ما هشت تن تابش را داریم»؟ خدای عزّوجلّ فرمود: «چون منم خدای نزدیک کن دور، زبون کن بنده‌ها، آسان کن سخت، سهل کن دشوار، انجام دهم هرچه خواهم و حکم کنم هرچه اراده کنم، به شما چند کلمه بیاموزم، آن‌ها را بگویید تا بر شما سبک شود». گفتند: «آن‌ها چیستند»؟ فرمود: «بگویید: به‌نام خدای بخشاینده‌ی مهربان، نیست جنبش و نه توانی جز به کمک خدای والای بزرگ و خداوند بر محمّد (صلی الله علیه و آله) و خاندان پاکش (علیهم السلام)، رحمت فرستد». آن را گفتند و عرش را برداشتند و به‌اندازه‌ای که یک مو بر شانه مردمی چالاک و نیرومند برآید بر آن‌ها سبک شد، و خدای عزّوجلّ به فرشته‌های دیگر فرمود: «عرشم را برای همین هشت تن وانهید تا آن را بردارند، و شماها همه گردطواف کنید و مرا تسبیح و تمجید و تقدیس کنید، که بر هر چیزی قادر هستم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۶ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۹۷

۱ -۸

(غافر/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ مَلَکاً مِنْ حَمَلَهًِْ الْعَرْشِ یُقَالُ لَهُ إِسْرَافِیلُ زَاوِیَهًٌْ مِنْ زَوَایَا الْعَرْشِ عَلَی کَاهِلِهِ قَدَمَاهُ فِی الْأَرْضِ السَّابِعَهًِْ السُّفْلَی وَ رَأْسُهُ فِی السَّمَاءِ السَّابِعَهًِْ الْعُلْیَا فِی مِثْلِهِ مِنْ خَلِیقَهًِْ رَبِّکُمْ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- یکی از حمله‌ی عرش به نام «اسرافیل» یک گوشه عرش را بر دوش دارد و دو پایش در زمین هفتم است، و سرش در آسمان هفتم است. این یک نمونه از آفریده‌های پروردگار شما تبارک و تعالی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۸ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۲۰

عرش

۲ -۱

(غافر/ ۷)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْعَرْشُ لَیْسَ هُوَ اللَّهَ وَ الْعَرْشُ اسْمُ عِلْمٍ وَ قُدْرَهًٍْ وَ عَرْشٍ فِیهِ کُلُّ شَیْءٍ ثُمَّ أَضَافَ الْحَمْلَ إِلَی غَیْرِهِ خَلْقٍ مِنْ خَلْقِهِ لِأَنَّهُ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِحَمْلِ عَرْشِهِ وَ هُمْ حَمَلَهًُْ عِلْمِهِ وَ خَلْقاً یُسَبِّحُونَ حَوْلَ عَرْشِهِ وَ هُمْ یَعْمَلُونَ بِعِلْمِهِ وَ مَلَائِکَهًًْ یَکْتُبُونَ أَعْمَالَ عِبَادِهِ وَ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ الْأَرْضِ بِالطَّوَافِ حَوْلَ بَیْتِهِ وَ اللَّهُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوَی کَمَا قَالَ وَ الْعَرْشُ وَ مَنْ یَحْمِلُهُ وَ مَنْ حَوْلَ الْعَرْشِ وَ اللَّهُ الْحَامِلُ لَهُمُ الْحَافِظُ لَهُمُ الْمُمْسِکُ الْقَائِمُ عَلَی کُلِّ نَفْسٍ وَ فَوْقَ کُلِّ شَیْءٍ وَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ وَ لَا یُقَالُ مَحْمُولٌ وَ لَا أَسْفَلُ قَوْلًا مُفْرَداً لَا یُوصَلُ بِشَیْءٍ فَیَفْسُدُ اللَّفْظُ وَ الْمَعْنَی.

 

امام رضا (علیه السلام)- امام رضا (علیه السلام) فرمود: «عرش، خداوند نیست. عرش، اسم دانش و قدرت است و در عرش، همه چیز وجود دارد. همچنین حمل آن را به کسانی غیر از خویش نسبت داده که گروهی از آفریده‌های او هستند. زیرا آفریده‌هایش را با حمل عرش خود به بندگی درآورده است. آن‌ها حمل‌کنندگان علم او هستند. و خلقی پیرامون عرش او تسبیح‌گوی هستند و براساس علم او عمل می‌کنند و فرشتگانی نیز هستند که اعمال بندگان او را می‌نگارند. همچنین اثبات عبادت و بندگی اهل زمین را از طریق طواف پیرامون خانه‌اش قرار داده است و خداوند، همچنان‌که خودش فرموده است بر عرش مسلّط است. (طه/۵)». خداوند، عرش، و حاملان آن و همه‌ی کسانی را که پیرامون آن هستند حمل و حفظ می‌نماید. او نگهدارنده و اداره‌کننده‌ی همه‌ی جان‌هاست. او برتر و بالاتر از هرچیزی است. صفت محمول یا پایین‌تر و فروتر به تنهایی و بدون نسبت‌دادن به چیزی به کار برده نمی‌شود، چون در آن صورت، لفظ و معنی تباه خواهند شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۵۸ الکافی، ج۱، ص۱۳۰/ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۱۴؛ «و الله علی العرش استوی... اللفظ و المعنی» محذوف/ البرهان

۲ -۲

(غافر/ ۷)

 

السّجّاد (علیه السلام)- أَمَّا مَا سَأَلَ عَنْهُ مِنَ الْعَرْشِ مِمَّ خَلَقَهُ اللَّهُ فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَهُ أَرْبَاعاً لَمْ یَخْلُقْ قَبْلَهُ إِلَّا ثَلَاثَهًَْ أَشْیَاءَ الْهَوَاءَ وَ الْقَلَمَ وَ النُّورَ ثُمَ خَلَقَهُ مِنْ أَلْوَانِ أَنْوَارٍ مُخْتَلِفَهًٍْ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ نُورٌ أَخْضَرُ مِنْهُ اخْضَرَّتِ الْخُضْرَهًُْ وَ نُورٌ أَصْفَرُ مِنْهُ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَهًُْ وَ نُورٌ أَحْمَرُ مِنْهُ احْمَرَّتِ الْحُمْرَهًُْ وَ نُورٌ أَبْیَضُ وَ هُوَ نُورُ الْأَنْوَارِ وَ مِنْهُ ضَوْءُ النَّهَارِ ثُمَّ جَعَلَهُ سَبْعِینَ أَلْفَ طَبَقٍ غِلَظُ کُلِّ طَبَقٍ کَأَوَّلِ الْعَرْشِ إِلَی أَسْفَلِ السَّافِلِینَ لَیْسَ مِنْ ذَلِکَ طَبَقٌ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِ رَبِّهِ وَ یُقَدِّسُهُ بِأَصْوَاتٍ مُخْتَلِفَهًٍْ وَ أَلسِنَهًٍْ غَیْرِ مُشْتَبِهَهًٍْ لَوْ أُذِنَ لِلِسَانٍ وَاحِدٍ فَأَسْمَعَ شَیْئاً مِمَّا تَحْتَهُ لَهَدَمَ الْجِبَالَ وَ الْمَدَائِن وَ الْحُصُونُ وَ کَشْفُ الْبِحَارِ وَ لَهَلَکَ مَا دُونَهُ، لَهُ ثَمَانِیَهًُْ أَرْکَانٍ یَحْمِلُ کُلَّ رُکْنٍ مِنْهَا مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ مَا لَا یُحْصِی عَدَدَهُمْ إِلَّا اللَّهُ یُسَبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ لا یَفْتُرُونَ وَ لَوْ أَحَسَّ حِسٌّ {وَ لَوْ أَحْسَرَ} شَیْءٌ مِمَّا فَوْقَهُ مَا قَامَ لِذَلِکَ طَرْفَهًَْ عَیْنٍ، بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْإِحْسَاسِ الْجَبَرُوتُ وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْعَظَمَهًُْ وَ الْقُدُسُ وَ الرَّحْمَهًُْ وَ الْعِلْمُ وَ لَیْسَ وَرَاءَ هَذَا مَقَالٌ لَقَدْ طَمَعَ الْحَائِرُ فِی غَیْرِ مَطْمَع.

 

امام سجاد (علیه السلام)- و امّا پرسش او که خدا عرش را از چه آفریده، راستش خدا عرش را چهارگانه آفریده، پیش از آن جز سه نیافریده، هوا، قلم و نور سپس آن را از چند رنگ گوناگون از آن نور آفریده، نوری سبز که سبزی از آن است، و نوری زرد که زردی از آن است، و نوری سرخ که سرخی از آن است، و نوری سپید که نور الانوار است و درخشانی روز از آن است، سپس آن را هفتاد هزار طبقه نمود که کلفتی هر طبقه از آغاز عرش است تا هرچه فروتر، و هیچ طبقه‌ای از آن نیست جز تسبیح‌گو به سپاس پروردگارش، و او را به چند آواز و چند زبان جدا از هم تقدیس کنند. اگر اجازه به یک زبان دهند که به گوش آنچه فروتر از او است برسد کوه‌ها و شهرها و دژها همه ویران شوند، و دریاها بخشکند و آنچه فروتر است نابود گردد. عرش را هشت پایه است و هرکدام را فرشته‌هایی که شمارشان را جز خدا نداند آن را برمی‌دارند، شبانه روز تسبیح گویند و سستی ندارند، اگر حسی آنچه بالاتر از او است دریابد یک چشم‌بهم‌زدن تاب نیاورد، میان او و احساس پرده‌های جبروت کبریاء و عظمت و قدس و رحمت و دانش است [قلم است نسخه بدل] در پس آن جای گفتگو نیست، البتّه آنکه طمع آن دارد بی‌جا طمع کرده.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۷۵/ القمی، ج۲، ص۲۴

رحمت

۱

(غافر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی ظُهُورِ القَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فِی بَعثِ العَسکَرِ إلَی مَکَّهًَْ قَالَ (علیه السلام): فَلَوْ لَا أَنَّ رَحْمَهًَْ رَبِّکُمْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ وَ أَنَا تِلْکَ الرَّحْمَهًُْ لَرَجَعْتُ إِلَیْهِمْ مَعَکُم.

 

امام صادق (علیه السلام)- درباره‌ی ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و فرستادن لشکر به مکّه فرمود: «اگر به ملاحظه‌ی رحمت پروردگار نبود که همه‌ی اشیاء را گرفته و مظهر رحمتش نیز من می‌باشم، خودم با شما به‌سوی آن‌ها باز می‌گشتم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۰ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۱

فرشتگانی که حاملان عرشند و آن‌ها که گرداگرد آن [طواف می‌کنند] تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار می‌کنند [و می‌گویند]: پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است پس کسانی را که توبه کرده و راه تو را پیروی می‌کنند بیامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار

۳ -۱

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرِ‌بْنِ‌یَزِیدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ قَالَ یَعْنِی الْمَلَائِکَةَ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی شِیعَهًَْ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا مِنْ وَلَایَهًِْ الطَّوَاغِیتِ الثَّلَاثَهًِْ وَ مِنْ بَنِی‌أُمَیَّهًَْ وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ یَعْنِی وَلَایَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ هُوَ السَّبِیل.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابربن‌زید گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: الذِینَ یَحْمِلونَ العَرْشَ و مَنْ حَولهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و یُؤْمِنُونَ بِهِ و یَسْتَغْفِرُونَ للذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وسِعْتَ کُل شَیْءٍ رَّحْمَةً و عِلمًا فَاغْفِرْ للذِینَ تَابُوا و اتَّبَعُوا سَبِیلکَ و قِهِمْ عَذَابَ الجَحِیمِ * رَبَّنَا و أَدْخِلهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ التِی وعَدتَّهُم و مَن صَلحَ مِنْ آبَائِهِمْ و أَزْواجِهِمْ و ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ * و قِهِمُ السَّیِّئَاتِ و مَن تَقِ السَّیِّئَاتِ یَومَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ و ذَلکَ هُو الفَوزُ العَظِیمُ * إِنَّ الذِینَ کَفَرُوا یُنَادَونَ لمَقْتُ اللهِ أَکْبَرُ مِن مَّقْتِکُمْ أَنفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَونَ إِلی الإِیمَانِ فَتَکْفُرُونَ؛ سؤال کردم. ایشان فرمود: «منظور از حمل‌کنندگان عرش و کسانی که پیرامون آن هستند، فرشتگان هستند. منظور از توبه‌کنندگان، کسانی هستند که از پذیرش ولایت طاغوت‌های سه‌گانه و بنی‌امیّه توبه کرده‌اند. مقصود از راه خداوند، ولایت علی (علیه السلام) است که راه آن حضرت، راه خداوند بود. سیئات و بدی‌ها، همان طاغوت‌های سه‌گانه هستند که براساس آیه، هرکس از آن‌ها دوری کند، خداوند او را مورد رحمت خویش قرار خواهد داد. مقصود از کسانی که کفر ورزیدند، بنی‌امیّه و منظور از ایمان، ولایت علی (علیه السلام) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۰۸/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۷/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۳ -۲

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ یَعْنِی الرَّسُولَ (صلی الله علیه و آله) وَ الْأَوْصِیَاءَ مِنْ بَعْدِهِ (علیه السلام) یَحْمِلُونَ عِلْمَ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یَعْنِی الْمَلَائِکَهًَْ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ هُمْ شِیعَهًُْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُونَ رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا مِنْ وَلَایَهًِْ هَؤُلَاءِ وَ بَنِی أُمَیَّهًَْ وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ هُوَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیم.

 

امام باقر (علیه السلام)- الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ منظور پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اوصیای بعد از او هستند که حامل علم خدایند. سپس می‌فرماید: وَ مَنْ حَوْلَهُ یعنی ملائکه یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا تسبیح خدا می‌کنند و استغفار می‌کنند برای کسانی که ایمان آورده‌اند که آن‌ها شیعه آل محمّدند. رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا می‌گویند پروردگارا تو که دانای همه چیز هستی و رحمتت همه‌جا را فرا گرفته کسانی را که از ولایت بنی‌امیّه برگشتند بیامرز. وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ و پیرو راه امیرالمؤمنین (علیه السلام) شده‌اند. وَ قِهِمْ عَذابَ الجَحِیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۷؛ «و قهم عذاب الجحیم» محذوف/ البرهان

۳ -۳

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا مِنْ وَلَایَهًِْ جَمَاعَهًِْ بَنِی‌أُمَیَّهًَْ وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ آمَنُوا بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ عَلِیٌّ هُوَ السَّبِیلُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- منظور از للذِینَ تَابُوا در آیه فوق کسانی هستند که از قبول ولایت جماعت و بنی‌امیّه توبه کردند و اتَّبَعُوا سَبِیلکَ مقصود از پیروی از راه خداوند، ایمان آوردن به ولایت امام علی (علیه السلام) است و راه آن حضرت، همان راه خداست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۴/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۴؛ «بتفاوت»/ المناقب، ج۳، ص۷۲/ البرهان

۳ -۴

(غافر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ لِلَّهِ عزّوجلّ مَلَائِکَهًًْ یُسْقِطُونَ الذُّنُوبَ عَنْ ظُهُورِ شِیعَتِنَا کَمَا یُسْقِطُ الرِّیحُ الْوَرَقَ فِی أَوَانِ سُقُوطِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عزّوجلّ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا اسْتِغْفَارُهُمْ وَ اللَّهِ لَکُمْ دُونَ هَذَا الْخَلْقِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای ابامحمّد! خداوند عزّوجلّ فرشتگانی دارد که بار گناهان را از شانه‌های شیعیان ما برمی‌دارند و آن را به پایین می‌ریزند؛ همچنان که باد برگ‌ها را در فصل برگ‌ریزان فرو می‌ریزد. این همان سخن پروردگار است که می‌فرماید: الذِینَ یَحْمِلونَ العَرْشَ و مَنْ حَولهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و یُؤْمِنُونَ بِهِ و یَسْتَغْفِرُونَ للذِینَ آمَنُوا به خدا قسم! استغفار و طلب آمرزش آن‌ها برای شماست نه این مردم!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۲ الکافی، ج۸، ص۳۳/ الکافی، ج۸، ص۳۰۴ و نورالثقلین بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۰۹؛ «بتفاوت لفظی»/ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۲۳/ بحارالأنوار، ج۵۶، ص۱۹۶/ فرات الکوفی، ص۳۶۴؛ «بتفاوت لفظی»

۳ -۵

(غافر/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَقَدْ صَلَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ عَلَیَّ وَ عَلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) سَبْعَ سِنِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ لَمْ یُؤْمِنْ بِی ذَکَرٌ قَبْلَهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- فرشتگان هفت سال بر من و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) درود می‌فرستادند؛ درحالی‌که هیچ مردی در آن زمان به من ایمان نیاورده بود. این همان فرموده خداوند است الذِینَ یَحْمِلونَ العَرْشَ و مَنْ حَولهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و یُؤْمِنُونَ بِهِ. و یَسْتَغْفِرُونَ لمَن فِی الأَرْضِ (شوری/۵).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۰۴/ البرهان/ المناقب، ج۲، ص۱۶ البرهان؛ «بتفاوت»

۳ -۶

(غافر/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّه (صلی الله علیه و آله): مَا خَلَقَ اللَّهُ عزّوجلّ خَلْقاً أَفْضَلَ مِنِّی وَ لَا أَکْرَمَ عَلَیْهِ مِنِّی قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله) فَأَنْتَ أَفْضَلُ أَوْ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) یَا عَلِیُّ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَضَّلَ أَنْبِیَاءَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ الْفَضْلُ بَعْدِی لَکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) وَ لِلْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِکَ وَ إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ لَخُدَّامُنَا وَ خُدَّامُ مُحِبِّینَا یَا عَلِیُّ (علیه السلام) الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِوَلَایَتِنَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام رضا (علیه السلام) از پدرانش از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است که فرمود: خدا خلقی را بهتر از من نیافریده و گرامی‌تر از من نزد او نیست. علی (علیه السلام) گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شما برترید یا جبرئیل»؟ فرمود: «یا علی (علیه السلام) خداوند انبیاء مرسل (علیهم السلام) را بر ملائکه مقرّب برتری بخشیده و مرا بر تمام انبیاء مرسل (علیهم السلام) برتری بخشیده است و فضیلت بعد از من مال تو است ملائکه خدمتکاران ما و خدمتکاران محبّین ما هستند. یا علی (علیه السلام) کسانی که حامل عرش و کسانی که اطراف آن هستند به حمد پروردگارشان تسبیح می‌کنند و برای کسانی که ایمان به ولایت ما آورده‌اند، استغفار می‌نمایند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۴۵/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۳۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۳۵/ نورالثقلین؛ «ما خلق الله عزوجل خلقا... من بعدی» محذوف/ البرهان؛ «ما خلق الله عزوجل خلقا... خدام محبینا» محذوف

۳ -۷

(غافر/ ۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُنْزِلَ عَلَیْهِ فَضْلِی مِنَ السَّمَاءِ وَ هِیَ هَذِهِ الْآیَهًُْ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا وَ مَا فِی الْأَرْضِ یَوْمَئِذٍ مُؤْمِنٌ غَیْرُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنَا.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده که فرمود: «بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از آسمان فضل من نازل شد و آن این آیه است: الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا آن زمان در روی زمین کسی جز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و من ایمان نداشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۰۸/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۵/ البرهان

۳ -۸

(غافر/ ۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَقَدْ مَکَثَتِ الْمَلَائِکَهًُْ سَبْعَ سِنِینَ وَ أَشْهُراً لَا یَسْتَغْفِرُونَ إِلَّا لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لِی وَ فِینَا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَاتُ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیم.

 

امام علی (علیه السلام)- ملائکه مدّت هفت سال فقط برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و من استغفار می‌کردند و درباره‌ی ما این آیات نازل شده است: الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ تا رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۰۹/ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۰۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۵/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۱۸۲؛ «یسبحون بحمد ربهم... ذریاتهم» محذوف/ البرهان/ المناقب، ج۲، ص۱۶؛ «بتفاوت»

۳ -۹

(غافر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ مُعَنْعَناً عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ: ... قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا الَّذِی کَانَ مِنْ حَدِیثِهِمْ إِذَا اجْتَمَعُوا قَالَ ذِکْرُ اللَّهِ (ذَکَرُوا اللَّهَ) تَعَالَی فَلَمْ تَبْلُغْ عَظَمَتَهُ ثُمَّ ذَکَرُوا فَضْلَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنْ عِلْمِهِ وَ قَلَّدَهُ مِنْ رِسَالَتِهِ ثُمَّ ذَکَرُوا أَمْرَ شِیعَتِنَا وَ الدُّعَاءَ لَهُمْ وَ خَتَمَهُمْ بِالْحَمْدِ وَ الثَّنَاءِ عَلَی اللَّهِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَا أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ وَ إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ لَتَعْرِفُنَا قَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ کَیْفَ لَا یَعْرِفُونَکُمْ وَ قَدْ وُکِّلُوا بِالدُّعَاءِ لَکُمْ وَ الْمَلَائِکَهًُْ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا مَا اسْتِغْفَارُهُمْ إِلَّا لَکُمْ دُونَ هَذَا الْعَالَمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علی‌بن‌حسین به ترتیب از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: ... به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «قربانت گردم، وقتی آن سه نفر (پیامبر و علی (علیها السلام) و جبرئیل) با هم نشستند سخنان آن‌ها چه بود»؟ فرمود: «ذکر خدای متعال امّا به عظمتش نمی­رسید، سپس درباره‌ی فضیلت محمّد (صلی الله علیه و آله) و اینکه خداوند تا چه میزان از علم خود را به وی عطا فرموده و تا چه حدّ رسالت خود را به وی واگذار نموده است، سپس درباره‌ی شیعیان ما سخن گفته و در حقّ ایشان دعا کردند و ختم مجلسشان حمد و ثنای خدا بود». عرض کردم: «فدایت شوم! ای اباعبدالله (علیه السلام)، آیا فرشتگان ما را می­شناسند»؟ فرمود: «سبحان الله، چگونه شما را نمی­شناسند درحالی‌که موکَّل شده­اند در حقّ شما دعا کنند و بر گرد عرش خدا حلقه زده‌اند و با ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند. (زمر/۷۵) وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا مَا اسْتِغْفَارُهُمْ آن‌ها در این عالم منحصراً برای شما هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۴ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۱۴۱/ فرات الکوفی، ص۳۷۷

۳ -۱۰

(غافر/ ۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَقَدْ مَکَثَتِ الْمَلَائِکَهًُْ سِنِینَ لَا تَسْتَغْفِرُ إِلَّا لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لِی وَ فِینَا نَزَلَتْ وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا إِلَی قَوْلِهِ الْحَکِیمُ.

 

امام علی (علیه السلام)- علی (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی فوق فرمود: «ملائکه و فرشتگان آسمانی مدّت چند سال و چند ماه فقط برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و من استغفار می‌کردند، و درباره‌ی ما دو نفر این آیه: الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ. رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. نازل شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۴ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۰۴/ المناقب، ج۲، ص۱۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۵؛ «بتفاوت لفظی»

۳ -۱۱

(غافر/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ الْمَلَائِکَهًُْ أَکْثَرُ أَمْ بَنُوآدَمَ (علیه السلام) فَقَالَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَمَلَائِکَهًُْ اللَّهِ فِی السَّمَاوَاتِ أَکْثَرُ مِنْ عَدَدِ التُّرَابِ فِی الْأَرْضِ وَ مَا فِی السَّمَاءِ مَوْضِعُ قَدَمٍ إِلَّا وَ فِیهِ مَلَکٌ یُسَبِّحُهُ وَ یُقَدِّسُهُ وَ لَا فِی الْأَرْضِ شَجَرَهًٌْ وَ لَا مَدَرٌ إِلَّا وَ فِیهَا مَلَکٌ مُوَکَّلٌ بِهَا یَأْتِی اللَّهَ کُلَّ یَوْمٍ بِعَمَلِهَا وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِهَا وَ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ إِلَّا وَ یَتَقَرَّبُ کُلَّ یَوْمٍ إِلَی اللَّهِ بِوَلَایَتِنَا
 أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یَسْتَغْفِرُ لِمُحِبِّینَا وَ یَلْعَنُ أَعْدَاءَنَا وَ یَسْأَلُ اللَّهَ عزّوجلّ أَنْ یُرْسِلَ عَلَیْهِمُ الْعَذَابَ إِرْسَالًا وَ قَوْلُه ... وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ إِلَی قَوْلِهِ الْحَکِیمُ یَعْنِی مَنْ تَوَلَّی عَلِیّاً (علیه السلام) فَذَلِکَ صَلَاحُهُم.

 

امام صادق (علیه السلام)- در پاسخ این پرسش: «فرشته‌ها فزون‌ترند یا آدمی‌زاده‌ها»؟ فرمود: «بدان‌که جانم به دست او است؛ البتّه فرشته‌ها در آسمان از شمار خاک در زمین بیشترند، در آسمان جای پایی نیست جز اینکه فرشته‌ای تسبیح و تقدیس کند، و در زمین درخت و کلوخی نیست جز اینکه فرشته‌ای بر آن گماشته و خدا هر روز کار او را بیاورد و خدا به او داناتر است، هیچ‌کدام نیستند جز اینکه هر روز به ولایت خاندان من به خدا تقرّب جویند، و برای دوستان ما آمرزش خواهند، و به دشمنانمان لعن کنند، و از خدا عذاب آن‌ها را خواهند». و آیه: وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ تا الْحَکِیمُ شامل حال کسانی است که ولایت امام علی (علیه السلام) را پذیرفته‌اند. این امر یعنی پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، همان صلاح و رستگاری آن‌هاست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۴ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۷۸/ القمی، ج۲، ص۲۵۵ و بحارالأنوار، ج۲۴، ص۸۹ و بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۱۰؛ «بتفاوت لفظی»

توبه

۱

(غافر/ ۷)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ أَعْطَی التَّائِبِینَ ثَلَاث خِصَالٍ لَوْ أَعْطَی خَصْلَهًًْ مِنْهَا جَمِیعَ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ لَنَجَوْا بِهَا قَوْلُهُ عزّوجلّ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ فَمَنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ لَمْ یُعَذِّبْهُ وَ قَوْلُهُ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ ... وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیم.

 

امام صادق (علیه السلام)- راستی خدا عزّوجلّ به تائبان سه خصلت داده که اگر یک خصلت از آن‌ها به همه اهل آسمان‌ها و زمین بدهد نجات یابند؛ بدان: خداوند، توبه‌کنندگان را دوست دارد، و پاکان را [نیز] دوست دارد. (بقره/۲۲۲). هرکه خدا را دوست دارد هرگز او را عذاب نکند. و نیز سخن او: الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ، وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الجَحِیمِ* رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الحَکِیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۶ الکافی، ج۲، ص۴۳۲ و بحارالأنوار، ج۶، ص۳۹؛ «ربنا و ادخلهم جنات... العزیز الحکیم» محذوف/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۷۳؛ «بتفاوت لفظی»/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۶ و مشکاهًْ الأنوار، ص۱۰۹؛ «بتفاوت»/ البرهان/ نورالثقلین

دعا

۱

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا صَلَّیْتَ عَلَی الْمُؤْمِنِ فَادْعُ لَهُ وَ اجْتَهِدْ لَهُ فِی الدُّعَاءِ وَ إِنْ کَانَ وَاقِفاً مُسْتَضْعَفاً فَکَبِّرْ وَ قُلِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- اگر خواستی که بر جنازه‌ی مؤمن نماز بخوانی، برای آمرزش و بخشایش او دعا کن بلکه زاری و تضرّع کن باشد که خدایش بیامرزد. و اگر خواستی بر جنازه‌ی کسی نماز بخوانی که از نظر شناخت مذهب متوقّف باشد و یا در تشخیص مذهب حق، قاصر و ناتوان باشد، پس تکبیر گفته و بگو: «بار خدایا بر آن مؤمنان که از راه خطا بازگشتند و راه تو را دنبال کردند، ببخشای و از عذاب دوزخ نگهبانشان باش».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۶ الکافی، ج۳، ص۱۸۷/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- الصَّلَاهًُْ عَلَی الْمُسْتَضْعَفِ وَ الَّذِی لَا یُعْرَفُ الصَّلَاهًُْ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ الدُّعَاءُ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ تَقُولُ رَبَّنَا اغْفِرْ لِلَّذِینَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِیمِ إِلَی آخِرِ الْآیَتَیْنِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- به سند صحیح از زراره منقول است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: نماز بر مستضعف و بر کسی که مذهب او را ندانند صلوات بر نبیّ (صلی الله علیه و آله) و آل او (علیهم السلام) است و برای مردان مؤمن و زنان مؤمن دعا می‌کند و بعد از آن می‌گوید در نماز مستضعف یا هر دو که: خداوندا بیامرز کسانی را که از مذهب باطل و از بدیها توبه کرده باشند و راه تو را متابعت کرده باشند که آن مذهب حق است و اعمال صالحه و ایشان را از عذاب جهنّم نگاهدار.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۶ وسایل الشیعهًْ، ج۳، ص۶۷/ نورالثقلین

 

آیه رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ [8]

 

پروردگارا! آن‌ها را در باغ‌هاى جاويدان بهشتى كه به آن‌ها وعده فرموده‌اى وارد كن و، [همچنين] از پدران و همسران و فرزندانشان هر‌كدام كه صالح بودند، به يقين تو توانا و حكيمى.

۱

(غافر/ ۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ سَأَلُوا اللَّهَ ذَلِکَ لَهُمْ فَأٌجِیبُوا إِلَی مَسْأَلَتِهِمْ وَ ذلِکَ قَوْلُهُمْ رَبَّنَا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ قِیلَ: إِنَّهُمْ سَأَلُوا اللَّهَ تَعَالَی فِی الدُّنْیَا الْجَنَّهًَْ بِالدُّعَاءِ فَأَجَابَهُمُ فِی الْآخِرَهًِْ إِلَی مَا سَأَلُوا.

 

ابن‌عبّاس ( گفته شده است که فرشتگان از خداوند این را برای خود خواستند و خداوند به آنان پاسخ مثبت داد و این سخن فرشتگان است: رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ و گفته شده است آن­ها از خداوند متعال در دنیا با دعا بهشت را خواستند و خداوند حاجت آنان را در آخرت برآورده کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۶ الکافی، ج۲، ص۴۳۲/ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۹

 

آیه وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ [9]

 

و آنان را از بدي‌ها نگاه دار، و هر‌كس را در آن روز از بدي‌ها نگاه دارى، مشمول رحمتت ساخته‌اى؛ و اين همان رستگارى بزرگ!

۱

(غافر/ ۹)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ وَ السَّیِّئَاتُ بَنُو أُمَیَّهًَْ وَ غَیْرُهُمْ وَ شِیعَتُهُم.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ قِهِمُ السَّیِّئاتِ منظور از سیئات بنی‌امیّه و سایر پیروان ایشان هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۸ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۷/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۳

 

آیه إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمانِ فَتَكْفُرُونَ [10]

 

روز قيامت كسانى را كه كافر شدند صدا مى‌زنند كه عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بيشتر است، چرا كه به‌سوى ايمان دعوت مى‌شديد، ولى انكار مى‌كرديد.

۱

(غافر/ ۱۰)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَعْنِی بَنُوأُمَیَّهًَْ یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمانِ فَتَکْفُرُون.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا منظور بنی‌امیّه است. یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُمْ أَنْفُسَکُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَی الْإِیمانِ فَتَکْفُرُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۳/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۴/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۸۹/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۷/ القمی، ج۲، ص۲۵۵/ نورالثقلین؛ «فتفکرون» محذوف

۲

(غافر/ ۱۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ الوَاقِدِی: خَطَبَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) المُسلِمِینَ یَومَئِذٍ فَحَمِدَ اللهَ وَ أَثنَی عَلَیهِ ثُمَّ قَالَ ... فِیکُمْ نَبِیُّ اللَّهِ یُحَذِّرُکُمْ وَ یَأْمُرُکُمْ فَاسْتَحْیُوا الْیَوْمَ أَنْ یَطَّلِعَ اللَّهُ عَلَی شَیْءٍ مِنْ أَمْرِکُمْ یُمْقِتُکُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّهُ تَعَالَی یَقُولُ لَمَقْتُ اللهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُم أَنْفُسَکُمْ انْظُرُوا إِلَی الَّذِی أَمَرَکُمْ بِهِ مِنْ کِتَابِهِ وَ أَرَاکُمْ مِنْ آیَاتِهِ وَ مَا أَعَزَّکُمْ بِهِ بَعْدَ الذِّلَّهًِْ فَاسْتَمْسِکُوا بِهِ لَهُ یَرْضَ رَبُّکُمْ عَنْکُمْ وَ أَبْلُوا رَبَّکُمْ فِی هَذِهِ الْمَوَاطِنِ أَمْراً تَسْتَوْجِبُوا بِهِ الَّذِی وَعَدَکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ مَغْفِرَتِهِ فَإِنَّ وَعْدَهُ حَقٌّ وَ قَوْلَهُ صِدْقٌ وَ عِقَابَهُ شَدِید.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- واقدی گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را خطاب قرار داد: در آن هنگام خدا را حمد و ثناء گفت و فرمود: «ای مردم پیامبر خدا در میان شما است به شما فرمان می‌دهد و شما را از آنچه مورد خشم پروردگار است برحذر می‌دارد، حیاء کنید از اینکه خداوند از بعضی از کارهای امروز شما که وی را به خشم می‌آورد مطّلع گردد، لَمَقْتُ اللهِ أَکْبَرُ مِنْ مَقْتِکُم أَنْفُسَکُمْ، ای مردم چشمتان به کسی باشد که از روی کتاب خدا به شما فرمان می‌دهد و آیات الهی را به شما می‌نمایاند و وسائل عزّت شما را بعد از ذلّت و خواری فراهم می‌کند، و به دامن وی چنگ زنید تا پروردگار از شما راضی شود، آفریدگار شما در پیش آمدها شما را امتحان می‌کند تا استحقاق آنچه را که از رحمت و آمرزش به شما وعده داده پیدا کنید. وعده‌ی الهی حق و گفتارش راست و عذابش شدید و سخت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۸ بحارالأنوار، ج۱۹، ص۳۳۳/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۴، ص۱۲۰

 

آیه قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبيلٍ [11]

 

آن‌ها مى‌گويند: «پروردگارا! ما را دوبار ميراندى و دوبار زنده كردى؛ اكنون به گناهان خود معترفيم؛ آيا راهى براى خارج‌شدن [از دوزخ] وجود دارد»؟

۱

(غافر/ ۱۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا احْتُضِرَ الْکَافِرُ حَضَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ (صلی الله علیه و آله) وَ جَبْرَئِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ فَیَدْنُو إِلَیْهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَیَقُولُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ هَذَا کَانَ یُبْغِضُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَأَبْغِضْهُ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا جَبْرَئِیلُ إِنَّ هَذَا کَانَ یُبْغِضُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) وَ أَهْلَ بَیْتِ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَبْغِضْهُ فَیَقُولُ جَبْرَئِیلُ لِمَلَکِ الْمَوْتِ إِنَّ هَذَا کَانَ یُبْغِضُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) وَ أَهْلَ بَیْتِهِ فَأَبْغِضْهُ وَ أَعْنِفْ بِهِ فَیَدْنُو مِنْهُ مَلَکُ الْمَوْتِ فَیَقُولُ یَا عَبْدَ اللَّهِ أَخَذْتَ فَکَاکَ رَقَبَتِکَ أَخَذْتَ أَمَانَ بَرَاءَتِکَ تَمَسَّکْتَ بِالْعِصْمَهًِْ الْکُبْرَی فِی دَارِ الْحَیَاهًِْ الدُّنْیَا فَیَقُولُ وَ مَا هِیَ فَیَقُولُ وَلَایَهًُْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَیَقُولُ مَا أَعْرِفُهَا وَ لَا أَعْتَقِدُ بِهَا فَیَقُولُ لَهُ جَبْرَئِیلُ یَا عَدُوَّ اللَّهِ وَ مَا کُنْتَ تَعْتَقِدُ فَیَقُولُ لَهُ جَبْرَئِیلُ أَبْشِرْ یَا عَدُوَّ اللَّهِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَ عَذَابِهِ فِی النَّارِ أَمَّا مَا کُنْتَ تَرْجُو فَقَدْ فَاتَکَ وَ أَمَّا الَّذِی کُنْتَ تَخَافُ فَقَدْ نَزَلَ بِکَ ثُمَّ یَسُلُّ نَفْسَهُ سَلًّا عَنِیفاً ثُمَّ یُوَکِّلُ بِرُوحِهِ مِائَهًَْ شَیْطَانٍ کُلُّهُمْ یَبْصُقُ فِی وَجْهِهِ وَ یَتَأَذَّی بِرِیحِهِ فَإِذَا وُضِعَ فِی قَبْرِهِ فُتِحَ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ النَّارِ یَدْخُلُ إِلَیْهِ مِنْ فَوْحِ رِیحِهَا وَ لَهَبِهَا ثُمَّ إِنَّهُ یُؤْتَی بِرُوحِهِ إِلَی جِبَالِ بَرَهُوتَ ثُمَّ إِنَّهُ یَصِیرُ فِی الْمُرَکَّبَاتِ بَعْدَ أَنْ یَجْرِیَ فِی کُلِّ سِنْخٍ مَسْخُوطٍ عَلَیْهِ حَتَّی یَقُومَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَیَبْعَثُهُ اللَّهُ فَیَضْرِبُ عُنُقَهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- موقعی که وقت جان‌دادن شخص کافر می‌رسد پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) و علی مرتضی (علیه السلام) و جبرئیل و ملک‌الموت نزد او می‌آیند. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نزدیک وی می‌رود و می‌گوید: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این شخص بغض ما اهل بیت را دارد، تو نیز بغض او را داشته باش». پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به جبرئیل می‌فرماید: «این شخص بغض خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت وی را دارد، تو نیز بغض وی را داشته باش و با او به خشونت رفتار کن». ملک‌الموت نزدیک او می‌رود و می‌گوید: «ای بنده‌ی خدا! آیا برائت آزادی خود را از آتش جهنّم گرفته‌ای؟ آیا امان نامه‌ی برائت خود را از دوزخ گرفته‌ای؟ آیا در دنیا به عصمت کبری [یعنی ولایت و محبّت محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل محمّد (علیهم السلام)]
چنگ زده‌ای»؟ می‌گوید: «کدام عصمت کبری»؟ می‌گوید: «ولایت و دوستی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)». آن شخص کافر می‌گوید: «من آن را نمی‌شناسم و به آن معتقد نیستم». جبرئیل می‌گوید: «ای دشمن خدا! تو معتقد به آن نیستی!؟ ای دشمن خدا مژده باد تو را به سخط و عذاب دوزخ خدا، آنچه را که به آن توجّه داشتی فوت شد. و آنچه که از آن خائف بودی دچار تو شد». سپس او را با خشونت و سختی قبض روح می‌کند و تعداد صد شیطان را بروج وی موکّل می‌نماید تا آب دهان به صورتش بیندازند و از بوی بد او متأذی و ناراحت شود. وقتی او را در قبر می‌گذارند یکی از درهای جهنّم به رویش باز می‌شود و از شعله‌ی جهنّم داخل قبر او خواهد شد. سپس روح او را به‌سوی کوه‌های برهوت می‌برند. و در آنجا از سنخ غضب‌شدگان خواهد بود تا قائم ما اهل بیت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام نماید. بعداً خدا او را مبعوث می‌کند و گردنش را می‌زند. همین است معنای این آیه‌ی شریفه که می‌فرماید: رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلی خُرُوجٍ مِنْ سَبِیلٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۶۸ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۳۱۲/ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۱۱۰؛ «مسخ» بدل «سنخ»

۲

(غافر/ ۱۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ إِلَی قَوْلِهِ مِنْ سَبِیلٍ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) ذَلِکَ فِی الرَّجْعَهًْ.[1]ِ

 

امام صادق (علیه السلام)- قَالوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَل إِلی خُرُوجٍ مِّن سَبِیل این امر در رجعت اتّفاق می‌افتد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۰ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶/ القمی، ج۲، ص۲۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(غافر/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- سُئِلَ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ تَفْسِیرِ أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ ... قَالَ وَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الْآیَهًُْ إِلَّا فِی الْکَرَّهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی آیه: أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وأَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَل إِلی خُرُوجٍ مِّن سَبِیل پرسیده شد، فرمود: «به خدا قسم این آیه تنها در مورد رجعت تحقّق خواهد یافت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۰ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۴۴

۴

(غافر/ ۱۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زَیْدِ‌بْنِ‌الْحَسَنِ قَال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَقَالَ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلُ الْوَلَایَهًِْ کَفَرْتُمْ بِأَنَّهُ کَانَتْ لَهُمْ وَلَایَهًٌْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ مَنْ لَیْسَتْ لَهُ وَلَایَهًٌْ تُؤْمِنُوا وَ إِن {بِأَنّ} لَهُ وَلَایَهًًْ فَالْحُکْمُ لِلهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زیدبن‌حسن گوید: «از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ پرسیدم. فرمود: «خدا به آن‌ها پاسخ داد: این به خاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد. و اهل ولایت، انکار می‌کردید. به اینکه ولایت داشتند، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند کسی را که ولایت ندارد، ایمان می‌آوردید. و اینکه او ولایت دارد، اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است [و شما را مطابق عدل خود کیفر می‌دهد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۸/ البرهان

۵

(غافر/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ الْإِمَاتَهًَْ الْأُولَی حَالَ کَوْنِهِمْ نُطَفاً فَأَحْیَاهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیَا ثُمَّ أَمَاتَهُمُ الْمَوْتَهًَْ الثَّانِیَهًَْ ثُمَّ أَحْیاهُمْ لِلْبَعْثِ فَهَاتَانِ حَیَاتَانِ وَ مَوْتَتَانِ وَ نَظِیرُهُ قَوْلُهُ کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً.

 

ابن‌عبّاس ( اینکه مرگ اوّل زمانی است که نطفه بودند و خداوند آن‌ها را در دنیا زندگی بخشید، و سپس در مرگ دوّم دوباره جان آن‌ها را گرفت، و پس از آن آنان را برای محاسبه قیامت زنده کرد. این دو مرگ و دو زنده‌شدن است و نظیر آن، این قول خداوند متعال است: چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! درحالی‌که شما مردگان [و اجسام بی‌روحی] بودید؟ (بقره/۲۸).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۷۴

 

آیه ذلِكُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِيَ اللهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَ إِنْ يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلهِ الْعَلِيِّ الْكَبيرِ [12]

 

[گفته مى‌شود] اين به سبب آن است كه وقتى خداوند به يگانگى خوانده مى‌شد انكار مى‌كرديد، و اگر براى او همتايى مى‌پنداشتند ايمان مى‌آورديد؛ اكنون داورى مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است [و شما را مطابق عدل خود كيفر مى‌دهد].

۱

(غافر/ ۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زَیْدِ‌بْنِ‌الْحَسَنِ قَال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام)عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ فَقَالَ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ وَ أَهْلُ الْوَلَایَهًِْ کَفَرْتُمْ بِأَنَّهُ کَانَتْ لَهُمْ وَلَایَهًٌْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ مَنْ لَیْسَتْ لَهُ وَلَایَهًٌْ تُؤْمِنُوا وَ إِن (بِأَنّ) لَهُ وَلَایَهًًْ فَالْحُکْمُ لِلهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زیدبن‌حسن گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: قَالوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَیْنِ و أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَیْنِ سؤال کردم. فرمود: «خداوند در پاسخ آنان فرموده است: هرگاه از خداوند و کسانی که ولایت خداوندی دارند به تنهایی یاد شود، شما به ولایت داشتن به آن ولی خدا کفر می‌ورزید؛ امّا چنان‌چه در ولایت او فردی که فاقد ولایت الهی است به‌عنوان شریک قرار داده شود، به ولایت او ایمان می‌آورید. اراده‌ی مطلق امور و قضاوت و حکومت در اختیار خداوند بزرگ و بلند مرتبه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۴؛ «بتفاوت لفظی»/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۸/ البرهان؛ «قالو ربنا امتنا اثنین... الله تعالی» محذوف

۲

(غافر/ ۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُکْمُ لِلهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ یَقُولُ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ بِوَلَایَهًِْ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ بِوَلَایَتِهِ کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ مَنْ لَیْسَتْ لَهُ وَلَایَهًٌْ تُؤْمِنُوا بِأَنَّ لَهُ وَلَایَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالحُکْمُ لِلهِ الْعَلِیِّ الْکَبِیرِ؛ وقتی خدا به تنهایی یاد شود با ولایت کسی که امر به ولایت او کرده کافر می‌شوید و اگر شریک او قرار دهد کسی را که ولایت ندارد ایمان می‌آورید که او دارای ولایت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۵۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۷؛ «و اهل الولایهًْ» محذوف/ القمی، ج۲، ص۲۵۶/ البرهان و نورالثقلین؛ «و ان یشرک به تؤمنوا... له ولایه» محذوف

۳

(غافر/ ۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن حَبِیبٍ الْخَثْعَمِیِّ قَالَ ذَکَرْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَا یَقُولُ أَبُوالْخَطَّابِ فَقَالَ اذْکُرْ لِی بَعْضَ مَا یَقُول ... وَأَخْبَرْتُهُ بِالْآیَهًِْ الَّتِی فِی حم ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ ثُمَّ قَالَ قُلْتُ یَعْنِی بِذَلِکَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَنْ قَالَ هَذَا فَهُوَ مُشْرِکٌ ثَلَاثاً أَنَا إِلَی اللَّهِ مِنْهُ بَرِیءٌ ثَلَاثاً بَلْ عَنَی بِذَلِکَ نَفْسَهُ بَلْ عَنَی بِذَلِکَ نَفْسَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حبیب خثعمی گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ابوالخطاب چه می‌گوید»؟ فرمود: «بعضی از گفتار او را نقل کن». «ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ را گوش زد کردم که می‌گوید منظور امیرالمؤمنین (علیه السلام) است». فرمود: «هرکس چنین حرفی بزند مشرک است» و سه مرتبه تکرار کرد. و سه مرتبه تکرار کرد: «من از او بیزارم. خداوند خود را در این آیه منظور نموده، منظورش خود خداست نه دیگری».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۰۲/ بصایرالدرجات، ص۵۳۶

۴

(غافر/ ۱۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ذلِکُمْ بِأَنَّهُ إِذا دُعِیَ اللهُ وَحْدَهُ کَفَرْتُمْ أی جَحَدتُمْ وَ إِنْ یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْکُفْرِ هَاهُنَا الجُحُودُ قَالَ إذَا وَحَّدَ اللهُ کَفَرْتُمْ وَ إنْ جَعَلَ لِلَّهِ شَرِیکاً تُؤْمِنُوا.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( ذَلکُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِیَ اللهُ وحْدَهُ کَفَرْتُمْ وإِن یُشْرَکْ بِهِ تُؤْمِنُوا کفر در اینجا به‌معنای جحود و انکار است؛ یعنی هرگاه از خداوند به یگانگی یاد شود کفر می‌ورزید و چنان‌چه برایش شریکی قرار داده شود، بدان ایمان می‌آورید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۲ القمی، ج۲، ص۲۵۶/ البرهان؛ «ای مجدتم» محذوف

 

آیه هُوَ الَّذي يُريكُمْ آياتِهِ وَ يُنَزِّلُ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ رِزْقاً وَ ما يَتَذَكَّرُ إِلاَّ مَنْ يُنيبُ [13]

 

او كسى است كه آيات خود را به شما نشان مى‌دهد و از آسمان براى شما روزى با ارزشى مى‌فرستد؛ تنها كسانى متذكّر اين حقايق مى‌شوند كه [به‌سوى خدا] بازمى‌گردند [و پيوسته به ياد او هستند].

۱

(غافر/ ۱۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ هُوَ الَّذِی یُرِیکُمْ آیاتِهِ: یَعْنِی الْأَئِمَّهًَْ الَّذِینَ أَخْبَرَهُمُ اللَّهُ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) بِهِم.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( منظور از کلام خدا هُو الذِی یُرِیکُمْ آیَاتِهِ ائمّه هستند (علیهم السلام) که خداوند و پیامبرش درباره‌ی آن‌ها سخن گفته‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۲ القمی، ج۲، ص۲۵۶/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه فَادْعُوا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ [14]

 

[تنها] خدا را بخوانيد و دين خود را براى او خالص كنيد، هرچند كافران ناخشنود باشند.

 

آیه رَفيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ لِيُنْذِرَ يَوْمَ التَّلاقِ [15]

 

او درجات [بندگان صالح] را بالا مى‌برد، او صاحب عرش است، روح (وحى الهى) را به فرمانش بر هر‌كس از بندگانش كه بخواهد القاء مى‌كند تا [مردم را] از روز لقاى پروردگار بيم دهد.

او درجات [بندگان صالح] را بالا می‌برد، او صاحب عرش است، روح [مقدّس] را به فرمانش بر هرکس از بندگانش که بخواهد القاء می‌کند

۱ -۱

(غافر/ ۱۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ قَالَ رُوحُ الْقُدُسِ وَ هُوَ خَاصٌّ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام).

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ منظور از روح در آیه‌ی فوق، همان روح القدس است که این امر، خاص پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمّه (علیهم السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۷/ القمی، ج۲، ص۲۵۶/ البرهان؛ «بتفاوت»

۱ -۲

(غافر/ ۱۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- صَارَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) نَبِیّاً مُرْسَلًا وَ صِرْتُ أَنَا صَاحِبَ أَمْرِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ رُوحُ اللَّهِ لَا یُعْطِیهِ وَ لَا یُلْقِی هَذَا الرُّوحَ إِلَّا عَلَی مَلَکٍ مُقَرَّبٍ أَوْ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) مُرْسَلٍ أَوْ وَصِیٍّ مُنْتَجَبٍ فَمَنْ أَعْطَاهُ اللَّهُ هَذَا الرُّوحَ فَقَدْ أَبَانَهُ مِنَ النَّاسِ وَ فَوَّضَ إِلَیْهِ الْقُدْرَهًَْ وَ أَحْیَا الْمَوْتَی وَ عَلِمَ بِمَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ وَ سَارَ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ وَ مِنَ الْمَغْرِبِ إِلَی الْمَشْرِقِ فِی لَحْظَهًِْ عَیْنٍ وَ عَلِمَ مَا فِی الضَّمَائِرِ وَ الْقُلُوبِ وَ عَلِمَ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض.

 

امام علی (علیه السلام)- محمّد (صلی الله علیه و آله) پیامبر مرسل و من صاحب امر پیامبرم. خداوند می‌فرماید: یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلی مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ. او روح اللَّه است که عطا نمی‌کند و آن روح را مگر بر ملک مقرّب یا پیامبر مرسل یا وصیّ برگزیده القا نمی‌نماید. به هرکس این روح را عنایت کند او را از مردم جدا نموده و به او قدرت تفویض کرده و مرده زنده می‌کند. اطّلاع از گذشته و آینده دارد از مشرق به مغرب و از مغرب به مشرق در یک چشم‌به‌هم‌زدن می‌رود از دل‌ها و قلب‌ها خبر دارد و آنچه در آسمان‌ها و زمین است می‌داند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۵

۱ -۳

(غافر/ ۱۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحَدٌ وَاحِدٌ تَفَرَّدَ فِی وَحْدَانِیَّتِهِ ثُمَ تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ فَصَارَتْ نُوراً ثُمَّ خَلَقَ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ خَلَقَنِی وَ ذُرِّیَّتِی ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ فَصَارَتْ رُوحاً فَأَسْکَنَهُ اللَّهُ فِی ذَلِکَ النُّورِ وَ أَسْکَنَهُ فِی أَبْدَانِنَا فَنَحْنُ رُوحُ اللَّهِ وَ کَلِمَاتُهُ وَ بِنَا احْتَجَبَ عَنْ خَلْقِهِ فَمَا زِلْنَا فِی ظُلَّهًٍْ خَضْرَاء.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی یکتا و بی‌همتا است و در وحدانیّت خود بی‌نظیر است سپس تکلّم به کلمه‌ای کرد. آن کلمه نور محمّد (صلی الله علیه و آله) را آفرید و من و ذرّیّه‌ام را آفرید. سپس تکلّم به کلمه‌ای کرد؛ آن کلمه روح شد. روح را خداوند در آن نور سکونت داد و در بدن‌های ما قرار داد. پس ما روح اللَّه و کلمات خداییم. به‌وسیله‌ی ما پنهان از خلق خود شد (یعنی ما را حجاب بین خود و خلق قرار داد ما وسیله و واسطه بین مخلوق و خداییم همان‌طور که پرده‌ی واسطه بین محجوب و کسی که پشت پرده است می‌باشد) و پیوسته ما در زیر سایبانی سبز قرار داشتیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۵

تا [مردم را] از روز ملاقات [روز رستاخیز] بیم دهد

۲ -۱

(غافر/ ۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَوْمَ التَّلاقِ یَوْمَ یَلْتَقِی أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ الْأَرْض.

 

امام صادق (علیه السلام)- یَوْمَ التَّلاقِ روز ملاقات اهل آسمان‌ها و زمین با یکدیگر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۵۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(غافر/ ۱۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- یَلْتَقَی الْخَلْقُ وَ الْخَالِقُ.

 

ابن‌عبّاس ( گفته شده: خلق و خالق با هم دیدار می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۷۷

۲ -۳

(غافر/ ۱۵)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ کَانَ عَلَی عَرْشِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ أَرْبَعَهًٌْ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ أَرْبَعَهًٌْ مِنَ الْآخِرِینَ فَأَمَّا الْأَوَّلُونَ فَنُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَی وَ عِیسَی (علیهم السلام) وَ أَمَّا الْأَرْبَعَهًُْ الْآخِرُونَ فَمُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام).

 

امام کاظم (علیه السلام)- هنگامی‌که روز قیامت شود؛ بر عرش خدای عزّوجلّ چهار کس از اوّلین و چهار از آخرین باشند؛ اوّلین آن‌ها نوح و ابراهیم و موسی و عیسی (علیهم السلام) و آخرین آن‌ها محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی و حسن و حسین (علیهم السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۹۲

 

آیه يَوْمَ هُمْ بارِزُونَ لا يَخْفى عَلَى اللهِ مِنْهُمْ شَيْ‌ءٌ لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ [16]

 

روزى كه همه‌ی آنان آشكار مى‌شوند و چيزى از آن‌ها بر خدا پنهان نخواهد ماند؛ [و گفته مى‌شود]: حكومت امروز براى كيست؟ براى خداوند يكتاى حاكم بر همه چيز است.

۱

(غافر/ ۱۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَالْمِیمُ مُلْکُ اللَّهِ یَوْمَ لَا مَالِکَ غَیْرُهُ وَ یَقُولُ عزّوجلّ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ثُمَّ یُنْطِقُ أَرْوَاحَ أَنْبِیَائِهِ وَ رُسُلِهِ (علیهم السلام) وَ حُجَجِهِ فَیَقُولُونَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار

 

امام علی (علیه السلام)- میم، ملک و پادشاهی خداوند در روز قیامت است که جز او در آن هیچ مالکی وجود ندارد. خداوند می‌فرماید: امروز پادشاهی از آن کیست؟ دراین‌هنگام ارواح پیامبران (علیهم السلام)، فرستادگان و حجّت‌هایش به سخن درمی‌آیند و می‌گویند: برای خداوند یگانه قهّار.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۶ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۱۸/ التوحید، ص۲۳۲/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۲۹/ معانی الأخبار، ص۴۳/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۱۶)

 

السّجّاد (علیه السلام)- ثُوَیْرِ‌بْنِ‌أَبِی‌فَاخِتَهًَْ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ سُئِلَ عَنِ النَّفْخَتَیْنِ کَمْ بَیْنَهُمَا قَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ فَقِیلَ لَهُ فَأَخْبِرْنِی یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَیْفَ یُنْفَخُ فِیهِ فَقَالَ أ وَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ یَعْنِی بِأَرْضٍ لَمْ یُکْتَسَبْ عَلَیْهَا الذُّنُوبُ بَارِزَهًًْ لَیْسَ عَلَیْهَا الْجِبَالُ وَ لَا نَبَاتٌ کَمَا دَحَاهَا أَوَّلَ مَرَّهًٍْ وَ یُعِیدُ عَرْشَهُ عَلَی الْمَاءِ کَمَا کَانَ أَوَّلَ مَرَّهًٍْ مُسْتَقِلًّا بِعَظَمَتِهِ وَ قُدْرَتِهِ قَالَ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُنَادِی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ بِصَوْتٍ جَهُورِیٍّ یَسْمَعُ أَقْطَارُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ فَلَا یُجِیبُهُ مُجِیبٌ فَعِنْدَ ذَلِکَ یُنَادِی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ مُجِیباً لِنَفْسِهِ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ وَ أَنَا قَهَرْتُ الْخَلَائِقَ کُلَّهُمْ وَ أَمَتُّهُم.

 

امام سجاد (علیه السلام)- ثویربن‌ابی فاخته از امام سجّاد (علیه السلام) روایت کرده که شخصی از آن جناب از فاصله‌ی بین دو نفخه پرسید که چقدر است؟ فرمود: «هرقدر که خدا بخواهد». به حضرت (علیه السلام) عرض شد: «مرا از آن باخبر سازید». فرمود: «حق تعالی به اسرافیل فرمان هبوط به دنیا می‌دهد و به همراه او شیپوری است. شیپور یک سر و دو طرف دارد. فاصله‌ی میان هریک از دو طرف آن به‌اندازه‌ی فاصله‌ی آسمان تا زمین است. پس هنگامی‌که ملائکه اسرافیل را می‌بینند که به دنیا آمده و با او صور است، می‌گویند خداوند اذن داده است در مرگ اهل و آسمان، پس اسرافیل در بیت المقدس فرود آمده رو به کعبه می نماید، وقتی اهل زمین او را می‌بینند می‌گویند خداوند به او اذن داده است برای مرگ اهل زمین، پس در صور، نفخه موت را می‌دمد. پس صدا از طرفی که به جانب زمین است خارج می‌شود پس باقی نماند در زمین کسانی که صاحب روح هستند مگر اینکه بمیرند. صدا از طرفی که به‌جانب آسمان است خارج می‌شود پس باقی نماند در آسمان صاحب روحی مگر اینکه بمیرد. خدا می‌فرماید: «ملک‌الموت بمیر به اذن من»! پس ملک‌الموت می‌میرد. و این زمان تا هرچقدر خدا بخواهد طول می‌کشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۲۴/ القمی، ج۲، ص۲۵۲/ نورالثقلین؛ «فلم یحبد» بدل «فلا یجیبه»

۳

(غافر/ ۱۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَمَاتَ اللَّهُ أَهْلَ الْأَرْضِ لَبِثَ کَمِثْلِ مَا خَلَقَ الْخَلْقَ وَ مِثْلِ مَا أَمَاتَهُمْ وَ أَضْعَافَ ذَلِکَ ثُمَّ أَمَاتَ أَهْلَ السَّمَاءِ الدُّنْیَا ثُم أ أَمَاتَ مَلَکَ الْمَوْتِ ثُمَّ لَبِثَ مِثْلَ مَا خَلَقَ الْخَلْقَ وَ مِثْلَ ذَلِکَ کُلِّهِ وَ أَضْعَافَ ذَلِکَ ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ عزّوجلّ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ فَیَرُدُّ عَلَی نَفْسِهِ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ أَیْنَ الْجَبَّارُونَ أَیْنَ الَّذِینَ ادَّعَوْا مَعِی إِلَهاً أَیْنَ الْمُتَکَبِّرُونَ وَ نَحْوَهُمَا ثُمَّ یَبْعَثُ الْخَلْق.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرگاه خداوند جان‌های اهل زمین را بگیرد، سپس به‌اندازه‌ی زمان خلق آفریدگان و همه‌ی زمان سپری شده تا آن لحظه و بلکه چند برابر آن درنگ می‌نماید. آنگاه جان فرشته‌ی مرگ را نیز می‌گیرد و به‌اندازه‌ی زمان آفرینش آفریده‌ها و همه‌ی زمان سپری شده تا آن لحظه بلکه چندین برابر آن درنگ خواهد نمود. آنگاه می‌فرماید: «حکومت امروز برای کیست»؟ خداوند به خودش پاسخ خواهد داد: «پادشاهی از آن یگانه قهّار است؛ پس گردنکشان کجا هستند؟ کسانی که همراه من خدای دیگری را می‌خواندند، کجا هستند؟ متکبّران و امثال ایشان کجا هستند»؟ سپس آفریده‌ها را دوباره زنده می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۲۶/ القمی، ج۲، ص۲۵۶/ نورالثقلین/ البرهان

۴

(غافر/ ۱۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- {قال ابن‌سلام} یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی مَا یَصْنَعُ اللَّهُ بِالسَّمَاوَاتِ إِذَا مَاتَ سُکَّانُهَا قَالَ یَطْوِیهَا بِیَمِینِهِ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ وَ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ لَا مَعْبُودَ سِوَاهُ أَیْنَ الْمُلُوکُ وَ أَبْنَاءُ الْمُلُوکِ أَیْنَ الْجَبَابِرَهًُْ وَ أَبْنَاءُ الْجَبَابِرَهًِْ فَلَا یُجِیبُهُ أَحَدٌ ثُمَّ یَقُولُ لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ فَلَا یُجِیبُهُ أَحَدٌ فَیَرُدُّ عَلَی نَفْسِهِ الْمُلْکُ لِلهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ الْیَوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ إِنَّ اللهَ سَرِیعُ الْحِساب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- [ابن‌سلام گفت:] «به من بگو! خدا با آسمان‌هایی که ساکنانش مردند چه می‌کند»؟ فرمود: «مانند کاغذ سند آن‌ها را به هم می‌پیچد، و می‌فرماید: «کجایند شاهان، کجایند شاهزادگان، کجایند زورگویان و زورگوزادگان، کسی پاسخ نمی‌دهد، فرماید: «حکومت امروز برای کیست»؟ کسی پاسخ نمی‌دهد و خود به خود گوید: «پادشاهی از آن یگانه قهّار است، امروز هرکسی به سزای خود رسد، امروز ستم نیست، چون که خدا زود به حساب رسد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۶ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۲۵۸

۵

(غافر/ ۱۶)

 

السّجّاد (علیه السلام)- ثُمَ یَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَی إِسْرَافِیلَ أَنْ یَنْفُخَ فِی الصُّورِ نَفْخَهًَْ الصَّعْقِ فَیَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی الْأَرْضَ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ إِنْسٌ وَ لَا جِنٌّ وَ لَا شَیْطَانٌ وَ لَا غَیْرُهُمْ مِمَّنْ لَهُ رُوحٌ إِلَّا صَعِقَ وَ مَاتَ وَ یَخْرُجُ الصَّوْتُ مِنَ الطَّرَفِ الَّذِی یَلِی السَّمَاءَ فَلَا یَبْقَی فِی السَّمَاوَاتِ ذُو رُوحٍ إِلَّا مَاتَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: إِلَّا مَنْ شاءَ اللهُ وَ هُوَ جَبْرَائِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ عِزْرَائِیلُ فَأُولَئِکَ الَّذِینَ شَاءَ اللَّهُ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی: یَا مَلَکَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِیَ مِنْ خَلْقِی؟ فَقَالَ: یَا رَبِّ أَنْتَ الْحَیُ الَّذِی لا یَمُوتُ بَقِیَ جَبْرَائِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ وَ بَقِیتُ أَنَا. فَیَأْمُرُ اللَّهُ بِقَبْضِ أَرْوَاحِهِمْ فَیَقْبِضُهَا ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ: یَا مَلَکَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِیَ؟ فَیَقُولُ مَلَکُ الْمَوْتِ: بَقِیَ عَبْدُکَ الضَّعِیفُ الْمِسْکِینُ مَلَکُ الْمَوْتِ. فَیَقُولُ اللَّهُ: مُتْ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ بِإِذْنِی. فَیَمُوتُ مَلَکُ الْمَوْتِ وَ یَصِیحُ عِنْدَ خُرُوجِ رُوحِهِ صَیْحَهًًْ عَظِیمَهًًْ لَوْ سَمِعَهَا بَنُو آدَمَ (علیه السلام) قَبْلَ مَوْتِهِمْ لَهَلَکُوا وَ یَقُولُ مَلَکُ الْمَوْتِ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ أَنَّ فِی نَزْعِ أَرْوَاحِ بَنِی آدَمَ (علیه السلام) هَذِهِ الْمَرَارَهًَْ وَ الشِدَّهًَْ وَ الْغُصَصَ لَکُنْتُ عَلَی قَبْضِ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِینَ شَفِیقاً. فَإِذَا لَمْ یَبْقَ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ فِی السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ نَادَی الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: یَا دُنْیَا أَیْنَ الْمُلُوکُ وَ أَبْنَاءُ الْمُلُوکِ أَیْنَ الْجَبَابِرَهًُْ وَ أَبْنَاؤُهُمْ وَ أَیْنَ مَنْ مَلَکَ الدُّنْیَا بِأَقْطَارِهَا أَیْنَ الَّذِینَ کَانُوا یَأْکُلُونَ رِزْقِی وَ لَا یُخْرِجُونَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَقِّی؟ ثُمَّ یَقُولُ: لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ؟ فَلَا یُجِیبُهُ أَحَدٌ فَیُجِیبُ هُوَ عَنْ نَفْسَهُ فَیَقُولُ: لِلهِ الْواحِدِ الْقَهَّار.[1]ِ

 

امام سجّاد (علیه السلام)- پس خدای متعال به اسرافیل امر می‌نماید که در صور نفخه‌ی موت را بدمد. پس صدا از طرفی که به جانب زمین است خارج می‌شود؛ در زمین آدمی و نه جنّی و نه شیطان و نه غیر این‌ها از کسانی که صاحب روح هستند باقی نماند مگر اینکه بمیرند. صدا از طرفی که به جانب آسمان است خارج می‌شود. در آسمان صاحب روحی باقی نماند مگر اینکه بمیرد. و اینجا خدا استثناء می‌فرماید و می‌گوید: «مگر آن‌کس که خدا بخواهد» که عبارتند از: جبرئیل میکائیل، اسرافیل و عزرائیل. این‌ها کسانی هستند که به خواست خدا زنده مانده‌اند. خدای متعال می‌فرماید: «ای ملک الموت چه کسی از مخلوقاتم باقی مانده»؟ عرض می‌کند: «خدایا تویی آن زنده که نمی‌میرد چهار ملک که من هم یکی از آن‌ها هستم باقی مانده است». خدا او را به قبض روح آن سه امر می‌فرماید؛ و او قبض می‌کند. خدا می‌فرماید: «ای ملک‌الموت چه کسی باقی مانده»؟ عرض می‌کند: «بنده‌ی ضعیف و مسکین تو ملک‌الموت». خدا می‌فرماید: «ملک‌الموت بمیر به اذن من»! ملک الموت می‌میرد. و در هنگام خروج روحش چنان صیحه می‌زند که هرگاه آدمیان زنده بودند و صیحه‌ی او را می‌شنیدند همه هلاک می‌شدند. ملک‌الموت می‌گوید: «اگر می‌دانستم که در نزع روح بنی‌آدم این‌قدر تلخی هست و شدّت و غصّه آن تا این حدّ است هرآینه در قبض روح مؤمنین شفقت و مهربانی به کار می‌بردم. هنگامی که از خلق خدا احدی در آسمان و زمین باقی نماند، خدای جبّار جلّ جلاله ندا می‌فرماید: «ای دنیا کجایند شاهان و فرزندان آن‌ها؟ کجایند جبّاران و ظالمان و اولاد آن‌ها؟ و چه شدند آن‌ها که دنیا را به کل مالک شدند؟ کجا رفتند آن‌ها که روزی مرا می‌خوردند و حقّ مرا از اموال خود خارج نمی‌کردند»؟ می‌فرماید: «حکومت امروز برای کیست»؟ احدی نیست که جواب دهد. پس ذات مقدّس حق تعالی خود جواب خود را می‌فرماید و می‌گوید: برای خدای یکتای قهّار است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۸ إرشادالقلوب، ج۱، ص۵۴

۶

(غافر/ ۱۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ إِنَّهُ سُبْحَانَهُ یَعُودُ بَعْدَ فَنَاءِ الدُّنْیَا وَحْدَهُ لَا شَیْءَ مَعَهُ کَمَا کَانَ قَبْلَ ابْتِدَائِهَا کَذَلِکَ یَکُونُ بَعْدَ فَنَائِهَا بِلَا وَقْتٍ وَ لَا مَکَانٍ وَ لَا حِینٍ وَ لَا زَمَانٍ عُدِمَتْ عِنْدَ ذَلِکَ الْآجَالُ وَ الْأَوْقَاتُ وَ زَالَتِ السِّنُونَ وَ السَّاعَاتُ فَلَا شَیْءَ إِلَّا الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ الَّذِی إِلَیْهِ مَصِیرُ جَمِیعِ الْأُمُورِ بِلَا قُدْرَهًٍْ مِنْهَا کَانَ ابْتِدَاءُ خَلْقِهَا وَ بِغَیْرِ امْتِنَاعٍ مِنْهَا کَانَ فَنَاؤُهَا وَ لَوْ قَدَرَتْ عَلَی الِامْتِنَاعِ لَدَامَ بَقَاؤُهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- تنها خداوند سبحان است که بعد از فنای جهان باقی خواهد ماند و چیز دیگری با او نخواهد بود همان‌گونه که پیش از آفرینش جهان بوده؛ بعد از فنای آن نیز خواهد ماند. و به هنگامی‌که جهان فانی شود؛ وقت، مکان، لحظه و زمان مفهومی نخواهد داشت، اوقات، سرآمدها، ساعات و سال‌ها از بین رفته و معدوم شده‌اند. چیزی جز خداوند یکتای قهّار نیست همان خدایی که همه امور به‌سوی او بازگشت می‌کند، کائنات همان‌گونه که در آغاز آفرینش از خود قدرتی نداشت به هنگام فنا و نابودی نیز نیروی امتناع نخواهد داشت، چه اینکه اگر قدرت امتناع داشت بقاء و دوام آن‌ها ادامه می‌یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۷۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۰/ نورالثقلین

 

آیه الْيَوْمَ تُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللهَ سَريعُ الْحِسابِ [17]

 

امروز هركس در برابر آنچه انجام داده است جزا داده مى‌شود؛ امروز هيچ ظلمى نيست؛ خداوند سريع الحساب است.

۱

(غافر/ ۱۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَکَیْفَ بِکُمْ لَوْ قَدْ تَنَاهَتِ الْأُمُورُ وَ بُعْثِرَتِ الْقُبُورُ وَ حُصِّلَ مَا فِی الصُّدُورِ وَ وَقَفْتُمْ لِلتَّحْصِیلِ بَیْنَ یَدَیْ مَلَکٍ جَلِیلٍ فَطَارَتِ الْقُلُوبُ لِإِشْفَاقِهَا مِنْ سَالِفِ الذُّنُوبِ وَ هَتَکَتْ عَنْکُمُ الْحُجُبُ وَ الْأَسْتَارُ وَ ظَهَرَتْ مِنْکُمُ الْعُیُوبُ وَ الْأَسْرَارُ هُنَالِکَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَت.

 

امام علی (علیه السلام)- هنگامی‌که کارها پایان یابد و قبرها از هم شکافته گردند و آنچه در سینه‌ها می‌باشد؛ بیرون شود. شما در آن هنگام مقابل خداوند بزرگ قرار خواهید گرفت، دل‌ها از ترس گناهان خائف و پریشان می‌باشند و می‌دانند چه کرده‌اند، پرده‌ها بالا می‌روند و فاش می‌شوند و عیب‌ها آشکار می‌گردند و رازها بر ملا می‌شوند در آن روز هرکس کاری در دنیا انجام داده خواهد یافت و عواقب اعمال خود را خواهد دید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۰ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۱۱۷/ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۴۳۹

۲

(غافر/ ۱۷)

 

الباقر (علیه السلام)- یَرْجِعُ کُلُّ شَیْءٍ إِلَی أَصْلِهِ وَ جَوْهَرِهِ وَ عُنْصُرِهِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ یَنْزِعُ اللَّهُ تَعَالَی مِنَ الْعَدُوِّ النَّاصِبِ سِنْخَ الْمُؤْمِنِ وَ مِزَاجَهُ وَ طِینَتَهُ وَ جَوْهَرَهُ وَ عُنْصُرَهُ مَعَ جَمِیعِ أَعْمَالِهِ الصَّالِحَهًِْ وَ یَرُدُّهُ إِلَی الْمُؤْمِنِ وَ یَنْزِعُ اللَّهُ مِنَ الْمُؤْمِنِ سِنْخَ النَّاصِبِ وَ مِزَاجَهُ وَ طِینَتَهُ وَ جَوْهَرَهُ وَ عُنْصُرَهُ مَعَ جَمِیعِ أَعْمَالِهِ السَّیِّئَهًِْ الرَّدِیَّهًِْ وَ یَرُدُّهُ إِلَی النَّاصِبِ عَدْلًا مِنْهُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ وَ یَقُولُ لِلنَّاصِبِ لَا ظُلْمَ عَلَیْکَ هَذِهِ الْأَعْمَالُ الْخَبِیثَهًُْ مِنْ طِینَتِکَ وَ مِزَاجِکَ وَ أَنْتَ أَوْلَی بِهَا وَ هَذِهِ الْأَعْمَالُ الصَّالِحَهًُْ مِنْ طِینَهًِْ الْمُؤْمِنِ وَ مِزَاجِهِ وَ هُوَ أَوْلَی بِهَا الْیَوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ إِنَّ اللهَ سَرِیعُ الْحِساب.

 

امام باقر (علیه السلام)- هرچیز به اصل و جوهر و مایه‌ی خود برمی‌گردد، و چون رستاخیز شود خدا، از دشمن ناصبی، منش مؤمن و مزاج و سرشت و جوهر و مایه‌ی او را با همه‌ی کارهای خوب از او می‌ستاند و آن را به مؤمن برمی‌گرداند و از مؤمن نیز، منش و مزاج و سرشت و جوهر و مایه‌ی او را با هر کار بدی کرده باشد، از او می‌ستاند و از روی عدالت به ناصبی برمی‌گرداند. و به ناصبی می‌فرماید: «بر تو ستم نشده، این کارهای بد از سرشت و مزاج توست و تو بدان‌ها سزاواری و این کارهای خوب از سرشت و مزاج مؤمن است و او بدان‌ها سزاوار است؛ الْیَوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ إِنَّ اللهَ سَرِیعُ الْحِساب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۰ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۱۰۶

۳

(غافر/ ۱۷)

 

الهادی (علیه السلام)- رِسَالَتُهُ (علیه السلام) فِی الرَّدِّ عَلَی أَهْلِ الجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ وَ إِثبَاتِ العَدْلِ وَ المَنْزِلَهًِْ بَیْنَ المَنْزِلَتَیْنِ: ... إِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَازَی الْعِبَادَ عَلَی أَعْمَالِهِمْ وَ یُعَاقِبُهُمْ عَلَی أَفْعَالِهِمْ بِالاسْتِطَاعَهًِْ الَّتِی مَلَّکَهُمْ إِیَّاهَا فَأَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ بِذَلِکَ وَ نَطَقَ کِتَابُهُ ... و قال الْیَوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ فَهَذِهِ آیَاتٌ مُحْکَمَاتٌ تَنْفِی الْجَبْرَ وَ مَنْ دَانَ بِه.

 

امام هادی (علیه السلام)- نامه‌ی آن حضرت (علیه السلام) در إنکار و ردّ مذهب جبر و تفویض و إثبات «عدل» و معنی جایگاه و مرتبه میان جبر و تفویض ... خداوند عزّوجلّ بندگان را بر پایه‌ی کردار خودشان کیفر می‌دهد و آن‌ها را به سبب کارها [ی بد] شان به علّت توانایی [و اختیاری] که به آن‌ها داده و به آن‌ها امر و نهی فرموده، باز خواست می‌کند ... و فرماید: الْیَوْمَ تُجْزی کُلُّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ لا ظُلْمَ الْیَوْمَ. این‌ها همه آیات محکمی است که جبر و معتقدان به جبر را رد می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۰ تحف العقول، ص۴۶۲

 

آیه وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمينَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ [18]

 

و آن‌ها را از روز نزديك (روز قيامت) بترسان، هنگامى‌كه [از شدّت وحشت] دل‌ها به گلوگاه مى‌رسد در‌حالى‌كه تمامى وجود آن‌ها مملوّ از اندوه است؛ براى ستمكاران نه دوستى وجود دارد، و نه شفاعت‌كننده‌اى كه شفاعتش پذيرفته شود.

۱

(غافر/ ۱۸)

 

السّجّاد (علیه السلام)- یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ یَجْمَعُ اللَّهُ عزّوجلّ فِیهِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ ذَلِکَ یَوْمٌ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ وَ تُبَعْثَرُ فِیهِ الْقُبُورُ وَ ذَلِکَ یَوْمُ الْآزِفَهًِْ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمِینَ وَ ذَلِکَ یَوْمٌ لَا تُقَالُ فِیهِ عَثْرَهًٌْ وَ لَا یُؤْخَذُ مِنْ أَحَدٍ فِدْیَهًٌْ وَ لَا تُقْبَلُ مِنْ أَحَدٍ مَعْذِرَهًٌْ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- آن روز که مردم جملگی گرد آیند و آن روز که [همه چیز] آشکار است [و مردم تمام کردارهای خود و جزای آن را عیان بینند]. خدا در آن روز پیشینیان و پسینیان را گرد می‌آورد، روزی که در صور بدمند و گورها زیر و زبر شود [و هرکه درون آن‌هاست برآید]. این است روز رستاخیز، آنگاه که دل‌ها در گلوگاه‌ها به خفقان بتپد و جان‌ها به لب برسد و دم فرو خورد. آن روز است که در آن از لغزشی [هم] در نمی‌گذرند و از کسی به‌جای مجازات، تاوان نمی‌پذیرند و از احدی معذرت نمی‌شنوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۰ الکافی، ج۸، ص۷۲/ بحارالأنوار، ج۷، ص۶۰؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی» و «یوم القیامه ذلک یوم... فیه القبور» محذوف و «و ذلک یوم الاقتال... احد معذرهًْ» محذوف

۲

(غافر/ ۱۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ یَعْنِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کَاظِمِینَ قَالَ: مَغْمُومِینَ مَکْرُوبِینَ ثُمَّ قَالَ: مَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ یَعْنِی مَا یَنْظُرُ إِلَی مَا یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَقْبَلَ شَفَاعَتَهُ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( منظور از وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ روز قیامت است إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الحَناجِرِ کاظِمِینَ به‌معنای اندوهگین و غم زده است. ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ به این معناست که ظالمان در انتظار کسی نخواهند بود که شفاعتش پذیرفته باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۲ القمی، ج۲، ص۲۵۷/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۳

(غافر/ ۱۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَا یَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ إِلَّا أَمَاتُوا فِیهِ سُنَّهًًْ وَ أَحْیَوْا فِیهِ بِدْعَهًًْ حَتَّی تَمُوتَ السُّنَنُ وَ تَحْیَا الْبِدَعُ وَ بَعْدُ فَوَ اللَّهِ مَا أَهْلَکَ النَّاسَ وَ أَزَالَهُمْ عَنِ الْحُجَّهًِْ قَدِیماً وَ حَدِیثاً إِلَّا عُلَمَاءُ السَّوْءِ قَعَدُوا عَلَی طَرِیقِ الْآخِرَهًِْ فَمَنَعُوا النَّاسَ سُلُوکَهَا وَ الْوُصُولَ إِلَیْهَا وَ شَکَّکُوهُمْ فِیهَا مَثَلُ ذَلِکَ مَثَلُ رَجُلٍ کَانَ عَطْشَاناً فَرَأَی جَرَّهًًْ مَمْلُوءَهًًْ مَاءً فَأَرَادَ أَنْ یَشْرَبَ مِنْهَا فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ لَا تُدْخِلْ یَدَکَ فِیهَا فَإِنَّ فِیهَا أَفْعَی تَلْسَعُکَ وَ قَدْ مَلَأَتْهَا سَمّاً فَامْتَنَعَ الرَّجُلُ مِنْ ذَلِکَ ثُمَّ إِنَّ الْمُخْبِرَ عَنْ ذَلِکَ أَخَذَ یُدْخِلُ یَدَهُ فِیهَا قَالَ الْعَطْشَانُ لَوْ کَانَ فِیهَا سَمّاً لَمَا أَدْخَلَ یَدَهُ وَ کَذَلِکَ حَالُ النَّاسِ مَعَ عُلَمَاءِ السَّوْءِ زَهَّدُوا النَّاسَ فِی الدُّنْیَا وَ رَغَّبُوهُمْ فِیهَا وَ مَنَعُوا النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ إِلَی الْوُلَاهًِْ وَ التَّعْظِیمِ لَهُمْ وَ دَخَلُوا هُمْ إِلَیْهِمْ وَ عَظَّمُوهُمْ وَ مَدَحُوهُمْ وَ حَسَّنُوا إِلَیْهِمْ أَفْعَالَهُمْ وَ وَعَدُوهُمْ بِالسَّلَامَهًِْ لَا بَلْ قَالُوا لَهُمْ قَدْ رَأَیْنَا لَکُمُ الْمَنَامَاتِ بِعَظِیمِ الْمَنَازِلِ وَ الْقَبُولِ فَفَتَنُوهُمْ وَ غَرُّوهُمْ وَ نَسُوا قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ و قَولَهُ تَعَالَی ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ.

 

ابن‌عبّاس ( زمانی بر مردم می‌گذرد که در آن زمان سنّت را می‌کشند و بدعت را زنده می‌کنند به‌طوری که سنّت‌ها بمیرد و بدعت‌ها زنده گردد، و بعد از آن به خدا سوگند که مردم را هلاک نکرد و دستشان را از دامن حجّت‌هایشان کوتاه نکرد مگر دانشمندان که سر راه آخرت می‌نشینند و مردم را منع می‌کنند که از آن راه بروند و آنان را مردود می‌کنند. مثال این مطلب مانند مرد تشنه است که کوزه‌ای پر از آب می‌بیند اراده می‌کند که از آن آب بخورد پس مردی به او می‌گوید که دست میان این خمره‌ی آب مبر که در میانش افعی است؛ دستت را می‌گزد و آن خمره‌ی آب را پر از زهر کرده سپس مرد را از خوردن آب مانع می‌شود. بعد همین مردی که این خبر افعی را داده دست خود را داخل خمره‌ی آب می‌کند. مرد تشنه می‌گوید اگر در این ظرف آب زهر است چرا خودش دستش را داخل ظرف آب می‌کند. و همین‌طور است حال مردم با علماء و دانشمندان بد که مردم را به پارسایی دنیا وادار می‌کنند. ولی خودشان میل در آن دنیا می‌کنند و مردم را مانع می‌شوند که به دربار زمامداران بروند و آنان را تعظیم کنند ولی خودشان به دربار زمامداران می‌روند و کوچکی می‌کنند و آنان را نیز ستایش و ثناخوانی می‌کنند و کردارشان را تحسین و وعده‌ی سلامتی به آن‌ها می‌دهند بالاتر از این می‌گویند ما برای شما خواب‌های بزرگ دیده‌ایم که شما در کاخ‌های سر به فلک کشیده به سر می‌برید مقام‌های بلند دارید کردارتان مورد توجّه و قبول خداست آن‌ها را به این حرف‌ها فریب می‌دهند. ولی سخن خدای متعال را فراموش کرده‌اند که می‌فرماید: به یقین نیکان در نعمتی فراوانند. و بدکاران در دوزخند. (انفطار/۱۴-۱۳)! و فرموده است: ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۲ إرشادالقلوب، ج۱، ص۶۹

۴

(غافر/ ۱۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْقُرْآنُ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ فَتَفَکَّرُوا وَ انْزَجِرُوا بِقَوْلِهِ تَعَالَی وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الْحَناجِرِ کاظِمِینَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ.

 

امام علی (علیه السلام)- قرآن ظاهرش شگفت‌انگیز و باطنش دریایی ژرف و بی‌پایان از حقایق است شگفتی‌های قرآن نابودشدنی نیست و مشکلات و اسرارش به پایان نمی‌رسد تاریکی‌ها جز به‌واسطه‌ی قرآن برطرف نمی‌شود؛ پس اندیشه کنید و از بدی‌ها به سبب فرمان خدای متعال که می‌فرماید: وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَی الحَناجِرِ کاظِمِینَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ. بپرهیزید

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۲ إرشادالقلوب، ج۱، ص۸

شفاعت

۱

(غافر/ ۱۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ أَبِی‌عُمَیْرٍ قَالَ قُلْتُ لِمُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام): یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَکَیْفَ تَکُونُ الشَّفَاعَهًُْ لِأَهْلِ الْکَبَائِرِ وَ اللَّهُ تَعَالَی یَقُولُ وَ لا یَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ وَ مَنْ یَرْکَبُ الْکَبَائِرَ لَا یَکُونُ مُرْتَضًی فَقَالَ یَا أَبَاأَحْمَدَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یَرْتَکِبُ ذَنْباً إِلَّا سَاءَهُ ذَلِکَ وَ نَدِمَ عَلَیْهِ وَ قَدْ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) کَفَی بِالنَّدَمِ تَوْبَهًًْ وَ قَالَ مَنْ سَرَّتْهُ حَسَنَهًٌْ وَ سَاءَتْهُ سَیِّئَهًٌْ فَهُوَ مُؤْمِنٌ فَمَنْ لَمْ یَنْدَمْ عَلَی ذَنْبٍ یَرْتَکِبُهُ فَلَیْسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لَمْ تَجِبْ لَهُ الشَّفَاعَهًُْ وَ کَانَ ظَالِماً وَ اللَّهُ تَعَالَی یَقُولُ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاع.

 

امام کاظم (علیه السلام)- محمّدبن‌ابی‌عمیر گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چگونه شفاعت برای صاحبان گناهان کبیره می‌باشد، درحالی‌که خدای متعال می‌فرماید: آن‌ها جز برای کسی که خدا راضی [به شفاعت برای او] است شفاعت نمی‌کنند و از ترس او بیمناکند. (انبیاء/۲۸). و هرکه گناهان کبیره را مرتکب شود پسندیده نباشد». حضرت فرمود: «ای ابواحمد! هیچ مؤمنی نیست که گناهی را مرتکب شود مگر آنکه از این امر بدش آید و بر آن پشیمان شود. و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کافیست که پشیمانی توبه باشد». و آن حضرت (علیه السلام) فرمود: «که هرکه خوبی او را شاد کند و از بدی، بدش آید، مؤمن است و هرکه بر گناهی که آن را مرتکب می‌شود، پشیمان نشود مؤمن نیست و شفاعت برایش واجب نمی‌باشد و ستمکار خواهد بود و خدای متعال می‌فرماید: ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ وَ لا شَفِیعٍ یُطاع».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۵۱/ التوحید، ص۴۰۷/ مشکاهًْ الأنوار، ص۳۲۸/ نورالثقلین؛ «یابن رسول الله فکیف... الکبایر لایکون» محذوف

۲

(غافر/ ۱۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ حَمِیمٍ یُرِیدُ مَا لِلْمُشْرِکِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ مِنْ قَرِیبٍ یَنْفَعُهُمْ وَ لا شَفِیعٍ یُطاعُ فِیهِمْ فَتَقَبَّلْ شَفَاعَتِهِ.

 

ابن‌عبّاس ( ما لِلظَّالِمینَ مِنْ حَمیمٍ یعنی مشرکان و منافقان آشنایی ندارند که نفعی به حالشان داشته باشد. وَ لا شَفیعٍ یُطاعُ و شفیعی ندارند که اطاعت شود و شفاعتش در مورد آنان مورد قبول افتد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۷۸

 

آیه يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ [19]

 

او چشم‌هايى را كه به خيانت مى‌گردد و آنچه را سينه‌ها پنهان مى‌دارند، مى‌داند.

او چشم‌هایی را که به خیانت می‌گردد و آنچه را سینه‌ها پنهان می‌دارند، می‌داند

۱ -۱

(غافر/ ۱۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِیَّاکَ أَنْ تُظْهِرَ مِنْ نَفْسِکَ الْخُشُوعَ وَ التَّوَاضُعَ لِلْآدَمِیِّینَ وَ أَنْتَ فِیمَا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ رَبِّکَ مُصِرٌّ عَلَی الْمَعَاصِی وَ الذُّنُوبِ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! زینهار مبادا از خود، فروتنی و بیم برای آدمیان آشکار نمایی و حال اینکه تو بین خود و خدا اصرار به نافرمانی و گناه داری. خدای تعالی می‌فرماید: یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُور.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۱۱/ مکارم الأخلاق، ص۴۵۷

۱ -۲

(غافر/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَبدِ الرَّحمنِ بنِ سَلَمَهًْ الجَرِیرِی، قال: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ عزّوجلّ یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ فَقَالَ أَ‌لَمْ تَرَ إِلَی الرَّجُلِ یَنْظُرُ إِلَی الشَّیْءِ وَ کَأَنَّهُ لَا یَنْظُرُ إِلَیْهِ فَذَلِکَ خَائِنَهًُْ الْأَعْیُنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالرحمن‌بن‌سلمه گوید: از امام صادق (علیه السلام) معنی خائِنَةَ الْأَعْیُنِ را سؤال کردم. حضرت در جواب فرمود: «آیا ندیده‌ای که گاهی آدمی چیزی را به‌طوری نگاه می‌کند که گویی آن را نگاه نمی‌کند. این خائِنَةَ الْأَعْیُنِ است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۸۰/ معانی الأخبار، ص۱۴۷/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۳

(غافر/ ۱۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَسَمَ أَرْزَاقَهُمْ وَ أَحْصَی آثَارَهُمْ وَ أَعْمَالَهُمْ وَ عَدَدَ أَنْفَاسِهِمْ وَ خَائِنَهًَْ أَعْیُنِهِمْ وَ مَا تُخْفِی صُدُورُهُمْ مِنَ الضَّمِیر.

 

امام علی (علیه السلام)- خدا، روزی مخلوقات را تقسیم کرد، و از نفس‌ها که می‌زنند، نگاه‌های دزدیده که دارند و رازهایی که در سینه‌ها پنهان کردند، کردار و رفتارشان را بر شمرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۱۰/ نورالثقلین

۱ -۴

(غافر/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَوْلُهُ خَائِنَةَ الْأَعْیُنِ أَیْ خِیَانَتَهَا وَ هِیَ مُسَارَقَهًُْ النَّظَرِ إِلَی مَا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خائِنَةَ الْأَعْیُنِ یعنی خیانت آن، یعنی به چیزهایی پنهانی نگاه می‌کند که نباید بکند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ بحارالأنوار، ج۹۸، ص۳۰۲

۱ -۵

(غافر/ ۱۹)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- إِنَّ النَّظْرَهًَْ الْأُولَی لَکَ وَ الثَّانِیَهًَْ عَلَیْکَ، فَعَلَی هَذَا یَکُونُ الثَّانِیَهًُْ مَحَرَّمَهًًْ فَهِیَ الْمُرَادُ بِخَائِنَهًِْ الْأَعْیُنِ.

 

ائمه (علیهم السلام)- نگاه اوّل برای تو و نگاه دوّم به ضرر توست؛ بنابراین، نگاه دوّم حرام می‌باشد و منظور از خائِنَةَ الْأَعْیُنِ، همان [نگاه دوّم] است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ نورالثقلین

۱ -۶

(غافر/ ۱۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَا یَکُونُ لَهُمْ خَائِنَهًُْ أَعْیُنٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبران خائِنَةَ الْأَعْیُنِ ندارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۸۹/ نورالثقلین

 

آیه وَ اللهُ يَقْضي بِالْحَقِّ وَ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْ‌ءٍ إِنَّ اللهَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ [20]

 

خداوند بحق داورى مى‌كند، و معبودهايى را كه غير از او مى‌خوانند [قدرت بر] هيچ‌گونه داورى ندارند؛ خداوند شنوا و بيناست.

۱

(غافر/ ۲۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا قَضَاءُ الْحُکْمِ فَقَوْلُهُ تَعَالَی قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ قِیلَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ أَیْ حُکِمَ بَیْنَهُمْ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ اللهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا یَقْضُونَ بِشَیْءٍ إِنَّ اللهَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ وَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ وَ اللهُ یَقْضِی بِالْحَقِّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفَاصِلِینَ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی فِی سُورَهًِْ یُونُسَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُم بِالْقِسْط.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا قضاء در معنای حکم‌کردن مانند این آیه است: در میان بندگان بحق داوری می‌شود و [سرانجام] گفته خواهد شد: «حمد مخصوص خدا پروردگار جهانیان است»!. (زمر/۷۵). یعنی بین ایشان حکم می‌کند. و همچنین این آیه: وَ اللهُ یَقْضِی بِالحَقِّ وَ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لاَ یَقْضُونَ بِشَیْءٍ إِنَّ اللهَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۹

 

آیه أَ وَ لَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللهِ مِنْ واقٍ [21]

 

آيا آن‌ها روى زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بود؟! آن‌ها در قدرت و ايجاد آثار مهمّ در زمين از اين‌ها برتر بودند؛ ولى خداوند آنان را به گناهانشان گرفت، و در برابر [عذاب] او مدافعى نداشتند.

۱

(غافر/ ۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ قَالَ: مَعْنَاهُ أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی الْقُرْآن.

 

امام صادق (علیه السلام)- أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ؛ مقصود این است که: آیا در قرآن نمی‌نگرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۴۰

۲

(غافر/ ۲۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ آثاراً فِی الْأَرْضِ یَقُولُ أَعْمَالًا فِی الْأَرْضِ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( همچنین و آثَارًا فِی الأَرْضِ به‌معنای اعمال و کارهاست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷

۳

(غافر/ ۲۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ مِنْ واقٍ أَیْ مِنْ دَافِعٍ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( منظور از واقٍ در آیه فوق، مدافع است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۴۵۶/ القمی، ج۲، ص۲۵۷/ البرهان

 

آیه ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَديدُ الْعِقابِ [22]

 

اين براى آن بود كه پيامبرانشان پيوسته با دلايل روشن به‌سراغشان مى‌آمدند، ولى آن‌ها انكار مى‌كردند؛ بدين‌سبب خداوند آنان را گرفت [و كيفر داد] كه او توانا و مجازاتش شديد است.

 

آیه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ [23]

 

ما موسى را با معجزات خود و دليل روشنى فرستاديم.

 

آیه إِلى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ كَذَّابٌ [24]

 

به‌سوى فرعون و هامان و قارون؛ ولى آن‌ها گفتند: «او ساحرى بسيار دروغگو است».

 

آیه فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ وَ ما كَيْدُ الْكافِرينَ إِلاَّ في ضَلالٍ [25]

 

و هنگامى‌كه حق را از سوى ما براى آن‌ها آورد، گفتند: «پسران كسانى را كه با موسى ايمان آورده‌اند بكشيد و زنانشان را [براى خدمت] زنده بگذاريد». امّا نقشه كافران راه به جايى نمى‌برد [و نقش بر آب مى‌شود].

 

آیه وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُوني أَقْتُلْ مُوسى وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ [26]

 

و فرعون گفت: «بگذاريد موسى را بكُشم، و او پروردگارش را بخواند [تا نجاتش دهد]! زيرا من مى‌ترسم كه آيين شما را دگرگون سازد، و يا در اين سرزمين فساد برپا كند»!

۱

(غافر/ ۲۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ فِرْعَوْنَ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسی مَنْ کَانَ یَمْنَعُهُ قَالَ مَنَعَتْهُ رِشْدَتُهُ وَ لَا یَقْتُلُ الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) وَ أَوْلَادَ الْأَنْبِیَاءِ إِلَّا أَوْلَادُ الزِّنا و البغایا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مردی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «چه کسی مانع شد که فرعون حضرت موسی را نکشت، با اینکه گفت: ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسی»؟ فرمود: «پاکی ذات و فطرت و صحّت نسبش [که اولاد زنا نبود] مانعش شد. زیرا پیغمبران و اولاد پیغمبران را جز زنازاده نمی‌کشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۸ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۳۲/ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۲۳۹/ علل الشرایع، ج۱، ص۵۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۴۰/ نورالثقلین/ البرهان/ کامل الزیارات، ص۷۸/ مستطرفات السرایر، ص۶۴۴؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(غافر/ ۲۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یُونُسَ‌بْنِ‌ظَبْیَانَ قَالَ قَالَ: إِنَّ مُوسَی وَ هَارُونَ (علیها السلام) حِینَ دَخَلَا عَلَی فِرْعَوْنَ لَمْ یَکُنْ فِی جُلَسَائِهِ یَوْمَئِذٍ وَلَدُ سِفَاحٍ کَانُوا وُلْدَ نِکَاحٍ کُلَّهُمْ وَ لَوْ کَانَ فِیهِمْ وَلَدُ سِفَاحٍ لَأَمَرَ بِقَتْلِهِمَا {فَ} قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ وَ أَمَرُوهُ بِالتَّأَنِّی وَ النَّظَرِ ثُمَّ وَضَعَ (علیه السلام) یَدَهُ عَلَی صَدْرِهِ قَالَ: وَ کَذَلِکَ نَحْنُ لَا یَنْزِعُ إِلَیْنَا إِلَّا کُلُّ خَبِیثِ الْوِلَادَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس‌بن‌ظبیان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: زمانی‌که موسی و هارون (علیها السلام) بر فرعون وارد شدند، در آن روز در میان هم‌نشینان فرعون هیچ فرد حرام‌زاده‌ای نبود. بلکه همگی از نکاح به دنیا آمده بودند. و چنان‌چه در آن جمع، فرد حرام‌زاده‌ای می‌بود، قطعاً دستور کشتن آن دو را صادر می‌کرد. حاضران در آن مجلس گفتند: او و برادرش را مهلت ده. (شعراء/۳۶) و به ایشان رحم کن. آن‌ها فرعون را به بردباری و تأمّل فراخواندند. سپس دستش را روی سینه‌اش قرار داد و فرمود: «ما نیز این‌گونه هستیم و جز افراد حرام‌زاده کسی به‌سوی ما دست دراز نخواهد کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۸ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۳۷/ البرهان

 

آیه وَ قالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ [27]

 

موسى گفت: «من به پروردگارم و پروردگار شما پناه مى‌برم از هر متكبّرى كه به روز حساب ايمان نمى‌آورد».

۱

(غافر/ ۲۷)

 

الحسین (علیه السلام)- قَالَ الضَّحَّاکُ‌بْنُ‌عَبْدِ اللَّهِ: وَ مَرَّ بِنَا خَیْلٌ لِابْنِ سَعْدٍ یَحْرُسُنَا وَ إِنَّ حُسَیْنا (علیه السلام) لَقَالَ: فَإِنْ کُنْتُمْ فِی شَکٍّ مِنْ هَذَا أَ‌فَتَشُکُّونَ أَنِّی ابْنُ بِنْتِ نَبِیِّکُمْ فَوَ اللَّهِ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ابْنُ‌بِنْتِ نَبِیٍّ (صلی الله علیه و آله) غَیْرِی فِیکُمْ وَ لَا فِی غَیْرِکُمْ وَیْحَکُمْ أَ تَطْلُبُونِی بِقَتِیلٍ مِنْکُمْ قَتَلْتُهُ أَوْ مَالٍ لَکُمُ اسْتَهْلَکْتُهُ أَوْ بِقِصَاصٍ مِنْ جِرَاحَهًٍْ فَأَخَذُوا لَا یُکَلِّمُونَهُ فَنَادَی یَا شَبَثَ‌بْنَ‌رِبْعِیٍّ یَا حَجَّارَ‌بْنَ‌أَبْجَرَ یَا قَیْسَ‌بْنَ‌الْأَشْعَثِ یَا یَزِیدَ‌بْنَ‌الْحَارِثِ أَ‌لَمْ تَکْتُبُوا إِلَیَّ أَنْ قَدْ أَیْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ اخْضَرَّ الْجَنَابُ وَ إِنَّمَا تَقْدَمُ عَلَی جُنْدٍ لَکَ مُجَنَّدٍ فَقَالَ لَهُ قَیْسُ‌بْنُ‌الْأَشْعَثِ مَا نَدْرِی مَا تَقُولُ وَ لَکِنِ انْزِلْ عَلَی حُکْمِ بَنِی عَمِّکَ فَإِنَّهُمْ لَنْ یُرُوکَ إِلَّا مَا تُحِبُّ فَقَالَ لَهُمُ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) لَا وَ اللَّهِ لَا أُعْطِیکُمْ بِیَدِی إِعْطَاءَ الذَّلِیلِ وَ لَا أُقِرُّ لَکُمْ إِقْرَارَ الْعَبِیدِ. ثُمَّ نَادَی یَا عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ وَ أَعُوذُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ.

 

امام حسین (علیه السلام)- ضحّاک‌بن‌عبدالله گوید: ... امام حسین (علیه السلام) فرمود: «...اگر در شکّ هستید و گمان ندارید که من بر حق باشم؛ لیکن اینکه فرزند دختر پیغمبرم که قابل شکّ و انکار نیست. زیرا سوگند به خدا! در شرق و غرب عالم فرزند دختر پیغمبری به غیر از من در میان شما و سایرین نمی‌باشد. وای بر شما! مگر کسی از شما را کشته یا مال شما را نابود کرده‌ام یا آهنگ قصاص دارید که این‌گونه آماده قتل من شده‌اید». هیچ‌کس پاسخ نداد. آنگاه حسین (علیه السلام) شبث‌بن‌ربعی و حجاربن‌ابجر و قیس‌بن‌اشعث و یزیدبن‌حارث را مخاطب ساخته فرمود: «مگر شما نامه ننوشتید که باغ‌های ما سبز و خرّم شده و میوه‌ها رسیده با یاران خود به سوی ما عزیمت کن»؟ قیس پاسخ داد: «ما از این حرف‌ها اطّلاعی نداریم و همین‌قدر می‌دانیم باید زیر بار حکم پسر عمّ خود درآیی و او حتماً با تو به نحوی که دوست می‌داری رفتار می‌کند». حسین (علیه السلام) فرمود: «به خدا سوگند من دست خواری به شما نمی‌دهم و مانند بندگان فرار نمی‌کنم». آنگاه اضافه کرد: «ای بندگان خدا! به خدای خود و شما پناهنده‌ام کاری نکنید از دربار فیض خدا رانده شوید من به پروردگارم و پروردگار شما پناه می‌برم از هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد» (دخان/۱۲۰).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۸۸ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۱۹۱؛ «بتفاوت لفظی»/ إعلام الوری، ص۲۴۲؛ «فان کنتم فی شک... اقرار للعبید» محذوف

۲

(غافر/ ۲۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ فِی النَّارِ لَنَاراً تَتَعَوَّذُ مِنْهَا أَهْلُ النَّارِ مَا خُلِقَتْ إِلَّا لِکُلِّ مُتَکَبِّرٍ. جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ لِکُلِّ شَیْطانٍ مَرِیدٍ وَ لِکُلِّ مُتَکَبِّرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ وَ کُلِّ نَاصِبٍ لآِلِ مُحَمَّد (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- در دوزخ آتشی است که دوزخیان از آن فرار می‌کنند؛ و برای هر متکبّر و هر ستمگر دشمن حق (هود/۵۹) و برای هر شیطان سرکشی (حج/۳) و هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد! و همه‌ی دشمنان اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، آفریده شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۰ بحارالأنوار، ج۸، ص۲۹۵

 

آیه وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ [28]

 

و مرد مؤمنى از فرعونيان كه ايمان خود را پنهان مى‌داشت گفت: «آيا مى‌خواهيد مردى را به قتل برسانيد به خاطر اينكه مى‌گويد: پروردگار من «اللّه» است، در‌حالى‌كه دلايل روشنى از سوى پروردگارتان براى شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، [لااقل] بعضى از عذاب‌هايى را كه وعده مى‌دهد به شما خواهد رسيد؛ خداوند كسى را كه اسرافكار و بسيار دروغگوست هدايت نمى‌كند.

۱

(غافر/ ۲۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الصِّدِّیقُونَ ثَلَاثَهًٌْ حَبِیبٌ النَّجَّارُ مُؤْمِنُ آلِ یس الَّذِی قَالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ وَ حِزْقِیلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ الَّذِی قَالَ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ وَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ هُوَ أَفْضَلُهُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- صدّیقان سه نفرند: حبیب نجّار، مؤمن آل یس که می‌گفت: یَا قَومِ اتَّبِعُوا المُرْسَلینَ و حِزْقِیلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ الَّذِی قَالَ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) که برترین ایشان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۹۶/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۳۰۶/ العمدهًْ، ص۲۲۱ و کشف الغمهًْ، ج۱، ص۸۹؛ «حزبیل» بدل «حزقیل»/ کشف الیقین، ص۱۶۸/ نورالثقلین؛ «الذی قال أتقولون... ربی الله» محذوف/ فرات الکوفی، ص۳۵۴/ البرهان

۲

(غافر/ ۲۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- (علیه السلام) یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِه ... ثُمَّ مَدَحَ اللهُ القِلَّهًَْ وَ قَالَ: وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- امام موسی کاظم (علیه السلام) در وصیّتی برای هشام‌بن‌حکم، عقل را چنین توصیف نمود: «ای هشام! خدای متعال اهل عقل و فهم را در قرآن بشارت داده ... سپس خداوند عدّه‌ی کمی را مدح کرده و فرموده است: وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۰ الکافی، ج۱، ص۱۳/ نورالثقلین

۳

(غافر/ ۲۸)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ کَانَ خَازِنُ فِرْعَوْنَ مُؤْمِناً بِمُوسَی (علیه السلام) قَدْ کَتَمَ إِیمَانَهُ سِتَّمِائَهًِْ سَنَهًٍْ وَ هُوَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ وَ بَلَغَ فِرْعَوْنَ خَبَرُ قَتْلِ مُوسَی (علیه السلام) الرَّجُلَ فَطَلَبَهُ لِیَقْتُلَهُ فَبَعَثَ الْمُؤْمِنُ إِلَی مُوسَی (علیه السلام) إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النَّاصِحِینَ فَخَرَجَ مِنْها.

 

امام باقر (علیه السلام)- از سویی خزانه‌دار فرعون مردی مؤمن بود که ایمان خود به موسی را کتمان می‌داشت: وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهِ هنگامی‌که خبر کشته‌شدن مرد قبطی به فرعون رسید تصمیم گرفت تا موسی (علیه السلام) را مجازات نماید امّا مؤمن آل فرعون قاصدی را نزد موسی (علیه السلام) فرستاد تا او را از توطئه فرعون باخبر ساخته و وی را تشویق نماید تا از آن شهر خارج شود؛ این جمعیّت برای کشتن تو به مشورت نشسته‌اند فوراً از شهر خارج شو، که من از خیرخواهان توام!. (قصص/۲۰)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۸/ القمی، ج۲، ص۱۳۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۲۱/ نورالثقلین و البرهان؛ «و بلغ فرعون خبر... فخرج منها» محذوف

۴

(غافر/ ۲۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ قَالَ کَتَمَ إِیمَانَهُ سِتَّمِائَهًِْ سَنَهًٍْ قَالَ وَ کَانَ مَجْذُوماً مُکَنَّعاً وَ هُوَ الَّذِی قَدْ وَقَعَتْ أَصَابِعُهُ وَ کَانَ یُشِیرُ إِلَی قَوْمِهِ بِیَدَیْهِ الْمَکْنُوعَتَیْنِ وَ یَقُولُ یا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ قَوْلُهُ فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا یَعْنِی مُؤْمِنَ آلِ فِرْعَوْنَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَقَدْ قَطَعُوهُ إِرْباً إِرْباً وَ لَکِنْ وَقَاهُ اللَّهُ أَنْ یَفْتِنُوهُ فِی دِینِهِ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ؛ او حزقیل بود که ششصد سال ایمان خود را مخفی نگاه داشت و مبتلا به جذام شده و انگشتان دستش قطع شده بود و با دو دست بدون انگشت خود به قومش اشاره می‌کرد و می‌گفت: ای قوم من! از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت کنم. (غافر/۳۸). و خداوند او را از نقشه‌های سوء آن‌ها نگه داشت. (غافر/۴۵). امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «قوم فرعون او را تکّه‌تکّه کردند امّا خداوند او را از اینکه ایمانش را از او بگیرند، حفظ کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۰ القمی/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۲۲۳ و القمی، ج۲، ص۲۵۷ و البرهان و قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۶۰؛ «قوله فوقاه الله سییات... فی دینه» محذوف

۵

(غافر/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یُونُسَ‌بْنِ‌عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا الَّذِی ظَهَرَ بِوَجْهِی یَزْعُمُ النَّاسُ أَنَ اللَّهَ لَمْ یَبْتَلِ بِهِ عَبْداً لَهُ فِیهِ حَاجَهًٌْ. فَقَالَ: لَا، قَدْ کَانَ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْن مُکَتَّعَ الْأَصَابِعِ فَکَانَ یَقُولُ هَکَذَا وَ یَمُدُّ یَدَهُ وَ یَقُولُ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ. قَالَ ثُمَّ قَالَ لِی: إِذَا کَانَ الثُّلُثُ الْأَخِیرُ مِنَ اللَّیْلِ فِی أَوَّلِهِ فَتَوَضَّأْ ثُمَّ قُمْ إِلَی صَلَاتِکَ الَّتِی تُصَلِّیهَا فَإِذَا کُنْتَ فِی السَّجْدَهًِْ الْأَخِیرَهًِْ مِنَ الرَّکْعَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ فَقُلْ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ: یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا سَامِعَ الدَّعَوَاتِ یَا مُعْطِیَ الْخَیْرَاتِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِی مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ اصْرِفْ عَنِّی مِنْ شَرِّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ مَا أَنَا أَهْلُهُ وَ أَذْهِبْ عَنِّی هَذَا الْوَجَعَ وَ تُسَمِّیهِ فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِی وَ أَحْزَنَنِی وَ أَلِحَّ فِی الدُّعَاءِ قَالَ فَفَعَلْتُ فَمَا وَصَلْتُ إِلَی الْکُوفَهًِْ حَتَّی أَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّی کُلَّه.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس‌بن‌عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! با این بیماری که در چهره‌ام ظاهر شده مردم خیال می‌کنند خداوند به هر بنده‌ای که نیاز ندارد او را به این درد مبتلا می‌کند». امام (علیه السلام) فرمود: «مؤمن آل فرعون هم دستش معیوب بود ولی با همه‌ی آن‌ها تبلیغ دین می‌کرد». بعد فرمود: «هرگاه ثلث آخر شب شد برخیز و وضو بگیر و خود را برای نماز آماده کن، و هنگامی‌که به سجده آخر در رکعت اوّلی رسیدی در سجده بگو: یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا سَامِعَ الدَّعَوَاتِ یَا مُعْطِیَ الخَیْرَاتِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِی مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ اصْرِفْ عَنِّی مِنْ شَرِّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ أَذْهِبْ عَنِّی هَذَا الْوَجَعَ وَ تُسَمِّیهِ فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِی وَ أَحْزَنَنِی. در خواسته‌ی خود از خداوند کوشش کن»، یونس گوید: «من این دعا را خواندم و هنوز به کوفه نرسیده بودم که بیماری من برطرف شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۲ الکافی، ج۳، ص۳۲۶/ البرهان

۶

(غافر/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللهِ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ السَّائِلُ أَعْطِنِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ حُجَّهًًْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ أَسْتَدِلُ بِهَا عَلَی أَنَ آلَ مُحَمَّدٍ هُمْ أَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّهًًْ دُونَ غَیْرِهِمْ قَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِین ... إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ َ ثُمَ بَیَّنَ مَنْ أُولَئِکَ الَّذِینَ اصْطَفَاهُمْ فَقَال ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ وَ لَا تَکُونُ ذُرِّیَّهًُْ الْقَوْمِ إِلَّا نَسْلَهُمْ وَ قَالَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً و قال قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ ُوَ إِنَّمَا کَانَ ابْنُ‌عَمِّ فِرْعَوْنَ وَ قَدْ نَسَبَ اللَّهُ هَذَا الْمُؤْمِنَ إِلَی فِرْعَوْنَ لِقَرَابَتِهِ فِی النَّسَبِ وَ هُوَ مُخَالِفٌ لِفِرْعَوْنَ فِی الِاتِّبَاعِ وَ الدِّینِ وَ لَوْ کَانَ کُلُّ مَنْ آمَنَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) الَّذِینَ عَنَاهُمُ اللَّهُ فِی الْقُرْآنِ لَمَا نَسَبَ مُؤْمِنَ آلِ فِرْعَوْنَ إِلَی فِرْعَوْنَ وَ هُوَ مُخَالِفٌ لِفِرْعَوْنَ فِی دِینِهِ فَفِی هَذَا دَلِیلٌ عَلَی أَنَّ آلَ الرَّجُلِ هُمْ أَهْلُ بَیْتِهِ وَ مَنِ اتَّبَعَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فَهُوَ مِنْهُم.

 

امام صادق (علیه السلام)- سؤال‌کننده‌ای از امام صادق (علیه السلام) پرسید و گفت: «فدایت شوم! از کتاب خدا دلیلی برایم عطا کن که با آن استدلال کنم بر اینکه آل محمّد (علیهم السلام) فقط اهل بیت او هستند نه غیر آن‌ها». فرمود: «بله. خدای عزّ‌وجلّ که او راستگوترین گویندگان است فرمود: خداوند، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برتری داد. (آل عمران/۳۳) سپس از میان آن‌ها کسانی را که برتری داد بیان کرد و فرمود: آن‌ها فرزندان و [دودمانی] بودند که [از نظر پاکی و تقوا و فضیلت]، بعضی از بعض دیگر گرفته شده بودند و خداوند، شنوا و داناست [و از کوشش‌های آن‌ها در مسیر رسالت خود، آگاه می‌باشد]. (آل عمران/۳۴). و فرزندان قوم جز نسل آن‌ها نمی‌باشد. و خدای عزّوجلّ فرمود: ای آل داوود! شکر [این همه نعمت را] بجا آورید. (سبأ/۱۳) و فرمود: قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ، و [این مرد مؤمن] پسر عموی فرعون بود و خداوند این مؤمن را به خاطر خویشاوندی در نسب به فرعون نسبت داده است و او در پیروی و دین مخالف فرعون است، و اگر هرکسی که به محمّد (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده از آل محمّد (علیهم السلام) بود که خداوند آن‌ها را در قرآن قصد کرده، «مؤمن آل فرعون» را به فرعون نسبت نمی‌داد درحالی‌که او در دینش مخالف فرعون است؛ پس در این مطلب دلیلی است بر اینکه «آل مرد» همان اهل بیت او است و هرکس از آل محمّد (علیهم السلام) تبعیّت کند، او از آن‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۲ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۰

کتمان ایمان

۱

(غافر/ ۲۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ یَحْیَی‌بْنِ‌الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَجُلٌ وَ أَنَا عِنْدَهُ إِنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَّ یَرْوِی أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ مَنْ کَتَمَ عِلْماً جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مُلْجَماً بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ قَالَ کَذَبَ وَیْحَهُ فَأَیْنَ قَوْلُ اللَّهِ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللَّهُ ثُمَّ مَدَّ بِهَا أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) صَوْتَهُ فَقَالَ لِیَذْهَبُوا حَیْثُ شَاءُوا أَمَا وَ اللَّهِ لَا یَجِدُونَ الْعِلْمَ إِلَّا هَاهُنَا ثُمَّ سَکَتَ سَاعَهًًْ ثُمَّ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام)عِنْدَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- یحیی‌بن‌حلبی از پدرش از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که من نزد امام (علیه السلام) حاضر بودم که مردی گفت: «حسن بصری از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت می‌کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکه علم را کتمان کند، روز قیامت لگام زده به لگام آتشین در صحرای محشر خواهد آمد». فرمود: «او دروغ گفته، وای بر او! پس کجاست قول خدای متعال که فرمود: وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیم-انَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ پس امام باقر (علیه السلام) آن آیة را با آواز بلند خواند و فرمود: «هرجا می‌خواهند بروند؛ قسم به خدا، دانش را جز در اینجا نمی‌یابند». پس لحظه‌ای سکوت کرد. و سپس فرمود: «علم نزد آل محمّد (علیهم السلام) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۲ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۷۴/ بحارالأنوار، ج۲، ص۷۰/ بصایرالدرجات، ص۱۰/ نورالثقلین/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(غافر/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- التَّقِیَّهًُْ مِنْ دِینِی وَ دِینِ آبَائِی وَ لَا دِینَ لِمَنْ لَا تَقِیَّهًَْ لَهُ وَ التَّقِیَّهًُْ تُرْسُ اللَّهِ فِی الْأَرْضِ لِأَنَّ مُؤْمِنَ آلِ فِرْعَوْنَ لَوْ أَظْهَرَ الْإِسْلَامَ لَقُتِلَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- تقیّه جزئی از دین من و دین پدران من است و کسی که تقیّه ندارد دین ندارد و تقیّه سپر خداوند در زمین است، چون انسان مؤمن آل فرعون اگر دینش را آشکار می‌کرد کشته می‌شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۴ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۵۸/ نورالثقلین

ولایت

۱

(غافر/ ۲۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَتِ الْعُلَمَاءُ فَأَخْبِرْنَا هَلْ فَسَّرَ اللَّهُ تَعَالَی الِاصْطِفَاءَ فِی الْکِتَاب ... فقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) فَسَّرَ الِاصْطِفَاءَ فِی الظَّاهِرِ سِوَی الْبَاطِنِ فِی اثْنَیْ عَشَرَ مَوْطِناً وَ مَوْضِع ... وَ أَمَّا الْحَادِیَ عَشَرَ فَقَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ فِی سُورَهًِْ الْمُؤْمِنِ حِکَایَهًًْ عَنْ رَجُلٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ وَ قَدْ جاءَکُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّکُمْ ... فَکَانَ ابْنَ خَالِ فِرْعَوْنَ فَنَسَبَهُ إِلَی فِرْعَوْنَ بِنَسَبِهِ وَ لَمْ یُضِفْهُ إِلَیْهِ بِدِینِهِ وَ کَذَلِکَ خُصِّصْنَا نَحْنُ إِذْ کُنَّا مِنْ آلِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِوِلَادَتِنَا مِنْهُ وَ عَمَّمَنَا النَّاسُ بِالدِّینِ فَهَذَا فَرْقُ مَا بَیْنَ الْآلِ وَ الْأُمَّهًِْ فَهَذِهِ الْحَادِیَ عَشَر.

 

امام رضا (علیه السلام)- علماء [از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند و] گفتند: «آیا خداوند در قرآن اصطفاء و برگزیدن را تفسیر نموده»؟ ... امام رضا (علیه السلام) فرمود: «خداوند اصطفاء را در دوازده مورد از قرآن آشکارا تفسیر نموده غیر از آنچه در باطن قرآن است ... یازدهم؛ سخن خداوند متعال در سوره‌ی مؤمن حکایت از گفتار: رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللهُ وَ قَدْ جاءَکُمْ بِالْبَیِّناتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللهَ لا یَهْدی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّاب است. و آن مرد خاله‌زاده‌ی فرعون بود او را به نژاد فرعون متّصف کرد نه به دینش. و همچنان ما به نژاد و ولادت به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مخصوصیم و با عموم مردم در دیانت واردیم و این است فرق میان آل و امّت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۳۳/ الأمالی للصدوق، ص۵۳۳/ بشارهًْ المصطفی، ص۲۳۴/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۳۹/ نورالثقلین/ تحف العقول، ص۴۳۶/ البرهان؛ «وکذلک خصصنا نحن... الحادی العشر» محذوف

۲

(غافر/ ۲۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَ فَلَا أَدُلُّکُمْ عَلَی خَیْرٍ مِنْ ذَلِکُمْ وَ أَقْرَبَ رُشْداً تَتْرُکُونَهُ بِمَنْزِلَهًِْ مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ إِنْ یَکُ کاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- آیا می‌خواهید شما را به امری بهتر و هدایت یافته‌تر از آن رهنمون گردم؟ او (ابوذر () را به حال مؤمن آل فرعون رها کنید: إِنْ یَکُ کاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذَّابٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۴ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۲۷۵

۳

(غافر/ ۲۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ عَلِی (علیه السلام) مَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ وَ لَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ أَصْدَقَ لَهْجَهًًْ مِنْ أَبِی‌ذَرٍّ (رحمة الله علیه) أَنْزَلَهُ بِمَنْزِلَهًِْ مُؤْمِنِ آلِ فِرْعَوْنَ إِنْ یَکُ کاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام علی (علیه السلام) فرمود: من از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که در حقّ او می فرمود: «آسمان سبز سایه نیافکنده و زمین گردآلود بر خود حمل نکرده است سخنگویی را که راستگوتر از ابوذر (باشد». او را به‌منزله‌ی مؤمن آل فرعون قرار بده؛ إِنْ یَکُ کاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۰۴/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۴۴۹

 

آیه يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللهِ إِنْ جاءَنا قالَ فِرْعَوْنُ ما أُريكُمْ إِلاَّ ما أَرى وَ ما أَهْديكُمْ إِلاَّ سَبيلَ الرَّشادِ [29]

 

اى قوم من! امروز حكومت از آن شماست و در اين سرزمين پيروزيد؛ اگر عذاب خدا به سراغ ما آيد، چه كسى ما را يارى خواهد كرد»؟! فرعون گفت:«من جز آنچه را مصلحت مى‌بينيم به شما ارائه نمى‌دهم، و شما را جز به راه صحيح راهنمايى نمى‌كنم. [دستور، همان قتل موسى است].»

 

آیه وَ قالَ الَّذي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ [30]

 

كسى كه ايمان آورده بود گفت: «اى قوم من! من بر شما از روزى همانند روز [عذاب] اقوام پيشين بيمناكم!

 

آیه مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللهُ يُريدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ [31]

 

و از روشى همچون روش قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه بعد از آنان بودند [و راه كفر و طغيان پيمودند بر شما مى‌ترسم]؛ و خداوند براى بندگانش ستمى نمى‌خواهد.

۱

(غافر/ ۳۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- صَاعٌ بِصَاعٍ وَ فَصٌّ بِفَصٍّ یَعْنِی الْجَزَاءَ بِالْجَزَاءِ وَ کَمَا تَدِینُ تُدَانُ إِنَّ اللَّهَ لَا یُرِیدُ ظُلْماً لِلْعِباد.[1]ِ

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- صاعی در برابر صاعی است و فصّ و سر سینه در مقابل فصّ؛ یعنی جزا در عوض جزا و به‌قدر آن است. و چنانکه می‌کنی جزا داده می‌شوی. به‌درستی که خدا ستمی را بر بندگان اراده ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۱۷

 

آیه وَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ [32]

 

اى قوم من! من از روزى كه مردم يكديگر را صدا مى‌زنند [و از هم يارى مى‌طلبند] بر شما بيمناكم!

۱

(غافر/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَوْمَ التَّنادِ یَوْمَ یُنَادِی أَهْلُ النَّارِ أَهْلَ الْجَنَّهًِْ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یَوْمَ التَّنادِ روزی است که دوزخیان، اهل بهشت را مورد ندا قرار می‌دهند. ِأَنْ أَفیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَو؛ و مقداری آب، یا از آنچه خدا به شما روزی داده، به ما ببخشید!. (اعراف/۵۰).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۳۹/ العیاشی، ج۲، ص۱۹/ البرهان

۲

(غافر/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَوْمَ التَّلاقِ یَوْمَ یَلْتَقِی أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ یَوْمَ التَّنادِ یَوْمَ یُنَادِی أَهْلُ النَّارِ أَهْلَ الْجَنَّهًِْ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یَوْمَ التَّلاقِ؛ روز ملاقات اهل آسمان‌ها و زمین با یکدیگر است. و یَوْمَ التَّنادِ روزی است که دوزخیان، اهل بهشت را مورد ندا قرار می‌دهند: مقداری آب، یا از آنچه خدا به شما روزی داده، به ما ببخشید!. (اعراف/۵۰).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۵۹/ نورالثقلین؛ «یوم التلاق یوم... و اهل الارض» محذوف

۳

(غافر/ ۳۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فَاعْمَلُوا لِیَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ أَعِدُّوا الزَّادَ لِیَوْمِ الْجَمْعِ یَوْمَ التَّناد.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پس برای روز قیامت کار کنید و برای روز اجتماع و یکدیگر را صدا زدن زاد و توشه مهیّا کنید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۵

 

آیه يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرينَ ما لَكُمْ مِنَ اللهِ مِنْ عاصِمٍ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ [33]

 

همان روزى كه روى مى‌گردانيد و فرار مى‌كنيد؛ امّا هيچ وسيله‌ی نجاتى براى شما در برابر [عذاب] خداوند نيست؛ و هركس را خداوند [به خاطر اعمالش] گمراه سازد، هدايت‌كننده‌اى براى او نيست!

 

آیه وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ في شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولاً كَذلِكَ يُضِلُّ اللهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ [34]

 

پيش از اين يوسف با دلايل روشن به سراغ شما آمد، ولى شما پيوسته در آنچه او براى شما آورده بود ترديد داشتيد؛ تا زمانى‌كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او پيامبرى مبعوث نخواهد كرد! اين‌گونه خداوند هر اسرافكار ترديد‌كننده‌اى را گمراه مى‌سازد.

۱

(غافر/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدٍ‌بنِ‌مُسلِم عَن اَبِی‌جَعفَر (علیه السلام) قَالَ فَکَانَ یُوسُفُ (علیه السلام) بَعْدَ یَعْقُوبَ (علیه السلام) الْحُجَّهًَْ قُلْتُ فَکَانَ یُوسُفُ (علیه السلام) رَسُولًا نَبِیّاً قَالَ نَعَمْ أَ‌مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَی وَ لَقَدْ جاءَکُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّناتِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: یوسف (علیه السلام) پس از یعقوب (علیه السلام) حجّت شد. پرسیدم: «بنابراین یوسف (علیه السلام) هم رسول و هم نبیّ بود»؟ حضرت پاسخ داد: «آری! آیا نشنیدی که خداوند متعال فرمود: وَ لَقَدْ جاءَکُمْ یُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَیِّناتِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۹۵/ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۹۵/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۱۳۵/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- انَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالی عَهَدَ إلَی آدَمَ (علیه السلام) إلَی أن قَالَ (علیه السلام): وَ کَانَ بَیْنَ موسی وَ یُوسُفَ (علیها السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- خدای تبارک‌وتعالی از آدم پیمان گرفت ... و بین موسی و یوسف (علیها السلام) پیامبرانی بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۶ نورالثقلین

۳

(غافر/ ۳۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا حَضَرَتْ یُوسُفَ (علیه السلام) الْوَفَاهًُْ جَمَعَ شِیعَتَهُ وَ أَهْلَ بَیْتِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ حَدَّثَهُمْ بِشِدَّهًٍْ تَنَالُهُمْ یُقْتَلُ فِیهَا الرِّجَالُ وَ تُشَقُ بُطُونُ الْحَبَالَی وَ تُذْبَحُ الْأَطْفَالُ حَتَّی یُظْهِرَ اللَّهُ الْحَقَّ فِی الْقَائِمِ مِنْ وُلْدِ لَاوَی‌بْنِ‌یَعْقُوبَ وَ هُوَ رَجُلٌ أَسْمَرُ طَوِیلٌ وَ وَصَفَهُ لَهُمْ بِنَعْتِهِ فَتَمَسَّکُوا بِذَلِکَ وَ وَقَعَتِ الْغَیْبَهًُْ وَ الشِّدَّهًُْ بِبَنِی إِسْرَائِیلَ وَ هُمْ یَنْتَظِرُونَ قِیَامَ الْقَائِمِ أَرْبَعَمِائَهًِْ سَنَهًٍْ حَتَّی إِذَا بُشِّرُوا بِوِلَادَتِهِ وَ رَأَوْا عَلَامَاتِ ظُهُورِهِ اشْتَدَّتِ الْبَلْوَی عَلَیْهِمْ وَ حُمِلَ عَلَیْهِمْ بِالْخَشَبِ وَ الْحِجَارَهًِْ وَ طُلِبَ الْفَقِیهُ الَّذِی کَانُوا یَسْتَرِیحُونَ إِلَی أَحَادِیثِهِ فَاسْتَتَرَ وَ تَرَاسَلُوهُ وَ قَالُوا کُنَّا مَعَ الشِّدَّهًِْ نَسْتَرِیحُ إِلَی حَدِیثِکَ فَخَرَجَ بِهِمْ إِلَی بَعْضِ الصَّحَارِی وَ جَلَسَ یُحَدِّثُهُمْ حَدِیثَ الْقَائِمِ وَ نَعْتَهُ وَ قُرْبَ الْأَمْرِ وَ کَانَتْ لَیْلَهًٌْ قَمْرَاءُ فَبَیْنَمَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ طَلَعَ عَلَیْهِمْ مُوسَی (علیه السلام) وَ کَانَ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ حَدِیثَ السِّنِّ وَ قَدْ خَرَجَ مِنْ دَارِ فِرْعَوْنَ یُظْهِرُ النُّزْهَهًَْ فَعَدَلَ عَنْ مَوْکِبِهِ وَ أَقْبَلَ إِلَیْهِمْ وَ تَحْتَهُ بَغْلَهًٌْ وَ عَلَیْهِ طَیْلَسَانُ خَزٍّ فَلَمَّا رَآهُ الْفَقِیهُ عَرَفَهُ بِالنَّعْتِ فَقَامَ إِلَیْهِ وَ انْکَبَّ عَلَی قَدَمَیْهِ فَقَبَّلَهُمَا ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُمِتْنِی حَتَّی أَرَانِیَکَ فَلَمَّا رَأَی الشِّیعَهًُْ ذَلِکَ عَلِمُوا أَنَّهُ صَاحِبُهُمْ فَأَکَبُّوا عَلَی الْأَرْضِ شُکْراً لِلَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَلَمْ یَزِدْهُمْ عَلَی أَنْ قَالَ أَرْجُو أَنْ یُعَجِّلَ اللَّهُ فَرَجَکُمْ ثُمَّ غَابَ بَعْدَ ذَلِکَ وَ خَرَجَ إِلَی مَدِینَهًِْ مَدْیَنَ فَأَقَامَ عِنْدَ شُعَیْبٍ (علیه السلام) مَا أَقَامَ فَکَانَتِ الْغَیْبَهًُْ الثَّانِیَهًُْ أَشَدَّ عَلَیْهِم مِنَ الْأُولَی وَ کَانَتْ نَیِّفاً وَ خَمْسِینَ سَنَهًًْ وَ اشْتَدَّتِ الْبَلْوَی عَلَیْهِمْ وَ اسْتَتَرَ الْفَقِیهُ فَبَعَثُوا إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا صَبْرَ لَنَا عَلَی اسْتِتَارِکَ عَنَّا فَخَرَجَ إِلَی بَعْضِ الصَّحَارِی وَ اسْتَدْعَاهُمْ وَ طَیَّبَ قُلُوبَهُمْ وَ أَعْلَمَهُمْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَوْحَی إِلَیْهِ أَنَّهُ مُفَرِّجٌ عَنْهُمْ بَعْدَ أَرْبَعِینَ سَنَهًًْ فَقَالُوا بِأَجْمَعِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: قُلْ لَهُمْ قَدْ جَعَلْتُهَا ثَلَاثِینَ سَنَهًًْ لِقَوْلِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَقَالُوا کُلُّ نِعْمَهًٍْ مِنَ اللَّهِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ: قُلْ لَهُمْ قَدْ جَعَلْتُهَا عِشْرِینَ سَنَهًًْ. فَقَالُوا: لَا یَأْتِی بِالْخَیْرِ إِلَّا اللَّهُ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ قُلْ لَهُمْ قَدْ جَعَلْتُهَا عَشْراً. فَقَالُوا: لَا یَصْرِفُ الشَّرَّ إِلَّا اللَّهُ. فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ: قُلْ لَهُمْ لَا تَبْرَحُوا فَقَدْ آذَنْتُ فِی فَرَجِکُمْ فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ طَلَعَ مُوسَی (علیه السلام) رَاکِباً حِمَاراً فَأَرَادَ الْفَقِیهُ أَنْ یُعَرِّفَ الشِّیعَهًَْ مَا یَسْتَبْصِرُونَ بِهِ فِیهِ وَ جَاءَ مُوسَی (علیه السلام) حَتَّی وَقَفَ عَلَیْهِمْ فَسَلَّمَ عَلَیْهِمْ. فَقَالَ لَهُ الْفَقِیهُ: مَا اسْمُکَ؟ فَقَالَ مُوسَی (علیه السلام): قَالَ ابْنُ مَنْ؟ قَالَ ابْنُ‌عِمْرَانَ. قَالَ: ابْنُ مَنْ؟ قَالَ: ابْنُ‌وَهْبِ‌بْنِ‌لَاوَی‌بْنِ‌یَعْقُوبَ. قَالَ: بِمَا ذَا جِئْتَ؟ قَالَ: بِالرِّسَالَهًِْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ. فَقَامَ إِلَیْهِ فَقَبَّلَ یَدَهُ ثُمَّ جَلَسَ بَیْنَهُمْ وَ طَیَّبَ نُفُوسَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ أَمْرَهُ ثُمَّ فَرَّقَهُمْ فَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ الْوَقْتِ وَ بَیْنَ فَرَجِهِمْ بِغَرْقِ فِرْعَوْنَ أَرْبَعُونَ سَنَهًًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- زمانی‌که حضرت یوسف (علیه السلام) به حالت احتضار افتاد، یاران و خاندانش را جمع کرد و خداوند را سپاس و ستایش گفت و به آن‌ها درباره‌ی مصیبتی که بدان گرفتار خواهند شد خبر داد که در آن مردان، کشته می‌شوند و شکم زنان باردار شکافته و سر کودکان از تن جدا می‌شود تا اینکه خداوند حق را به‌وسیله‌ی قیام‌کننده‌ای از نسل لاوی‌بن‌یعقوب آشکار می‌کند که مردی گندمگون و بلند قامت است. آنگاه صفاتش را برایشان ذکر کرد. آن‌ها بدان تمسّک جستند [و اعتقاد پیدا کردند] و در میان بنی‌اسرائیل، دوران غیبت و دشواری به وجود آمد. آن‌ها مدّت چهارصد سال در انتظار قائم به سر بردند تا اینکه به آن‌ها مژده ولادت او داده شد و علامت‌های ظهورش را دیدند. بدین‌ترتیب دچار مصیبت‌های بیشتری شدند و ضربات چوب و سنگ بر آنان فرو بارید. آن‌ها درپی یافتن فقیهی بودند که به سخنانش اعتماد داشتند. امّا او خود را مخفی کرده و با آن‌ها مکاتبه می‌کرد. آن‌ها برایش نوشتند: «ما در دوران دشواری و مصیبت به سخنان تو اعتماد داریم. او آن‌ها را به بیابانی برد و در یک شب مهتابی برایشان درباره قائم، صفاتش و نزدیکی زمان قیامش سخن گفت. در چنین حالتی حضرت موسی (علیه السلام) با هیأت و ظاهر دوران جوانی‌اش بر آن‌ها ظهور کرد. او از قصر فرعون خارج شده و در بیرون از آنجا به گردش می‌پرداخت. موسی (علیه السلام) از کاروانش جدا شد و درحالی‌که سوار بر قاطری بود به‌سوی آن‌ها آمد. او در آن حالت، ردایی ابریشمی بر تن داشت. زمانی‌که آن فقیه او را دید، از روی صفاتش او را شناخت. به‌همین خاطر از جایش برخاست و به‌سوی او رفت و به پاهایش افتاد و بر آن‌ها بوسه زد. سپس گفت: «سپاس خدایی را که قبل از رسیدن به محضرت جان مرا نگرفت». زمانی‌که یارانش دیدند او چنین کرد، دریافتند که او ولیّ امرشان است. به همین دلیل به پاهایش افتادند و برایش تعظیم کردند. او در پاسخ فقط گفت: «از خداوند می‌خواهم که در فرج شما تعجیل فرماید». پس از آن دوباره غایب شد و به‌سوی شهر مدین رفت و مدّتی را نزد حضرت شعیب (علیه السلام) ماند. غیبت دوّمش برای او از اوّلی دشوارتر بود و مدّت پنجاه‌وچند سال به طول انجامید و بلا و مصیبت بر آن‌ها شدّت یافت و فقیه از نظرها غایب شد. آن‌ها برایش پیغام دادند که ما توان تحمّل غیبت تو را نداریم. او به بیابانی رفت و آن‌ها را فرا خواند و به آنان آرامش خاطر داد و برایشان بیان کرد که خداوند بر او وحی کرده است که پس از چهل سال در کار آن‌ها گشایشی به وجود خواهد آورد. آن‌ها همگی گفتند: الحمدلله. خداوند به او وحی کرد که به ایشان بگو: به علّت شکرگزاری‌شان و گفتن الحمدلله، آن را پس از سی‌سال بعد قرار خواهم داد. آن‌ها در پاسخ گفتند: «همه‌ی نعمت‌ها از سوی خداوند است». خداوند به او وحی کرد به ایشان بگو: «فرج و گشایش پس از بیست سال برایشان حاصل خواهد شد». آن‌ها گفتند: «خیر و نیکی فقط از سوی پروردگار است». خداوند به او وحی کرد: «به آن‌ها بگو: پس از ده سال در کارشان گشایش و فرج به وجود خواهد آمد». آن‌ها همگی گفتند: «فقط خداوند بلا و مصیبت را برطرف می‌کند». خداوند به او وحی فرمود: «به آن‌ها بگو: از جایتان تکان نخورید که من دستور به وجودآمدن فرج و گشایش برایتان را صادر کرده‌ام». درحالی‌که آن‌ها در چنین وضعیتی بودند، حضرت موسی (علیه السلام) سوار بر الاغی در برابر ایشان پیدا شد. آن فقیه خواست به یارانش آنچه را می‌بینند، بشناساند. موسی (علیه السلام) به‌سویشان آمد تا اینکه در کنار آن‌ها ایستاد و به آن‌ها سلام کرد. فقیه به او گفت: «اسمت چیست»؟ او پاسخ داد: «موسی (علیه السلام)»! فقیه سؤال کرد: «نام پدرت چیست»؟ موسی (علیه السلام) پاسخ داد: «عمران»! فقیه پرسید: «نام جدّت چیست»؟ موسی (علیه السلام) پاسخ داد: «فاهث‌بن‌لاوی‌بن‌یعقوب». فقیه سؤال کرد: «با خودت چه چیزی آورده‌ای»؟ پاسخ داد: «از سوی خداوند رسالت آورده‌ام». آن فقیه از جایش برخاست و دست حضرت موسی (علیه السلام) را بوسید. آن حضرت میان آن‌ها نشست و به آنان آرامش خاطر داد و به آن‌ها دستوراتی داد. سپس آن‌ها را به چند گروه تقسیم کرد. از آن زمان تا فرج آن‌ها یعنی غرق‌شدن فرعون، چهل سال فاصله بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۳۹۸ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۳۶/ البرهان

۴

(غافر/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ یُوسُفَ‌بْنَ‌یَعْقُوبَ (علیه السلام) حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاهًُْ جَمَعَ آلَ یَعْقُوبَ (علیه السلام) وَ هُمْ ثَمَانُونَ رَجُلًا فَقَالَ إِنَّ هَؤُلَاءِ الْقِبْطَ سَیَظْهَرُونَ عَلَیْکُمْ وَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ وَ إِنَّمَا یُنَجِّیکُمُ اللَّهُ مِنْ أَیْدِیهِمْ بِرَجُلٍ مِنْ وُلْدِ لَاوَی‌بْنِ‌یَعْقُوبَ اسْمُهُ مُوسَی‌بْنُ‌عِمْرَانَ غُلَامٌ طَوِیلٌ جَعْدٌ آدَمُ فَجَعَلَ الرَّجُلُ مِنْ بَنِی‌إِسْرَائِیلَ یُسَمِّی ابْنَهُ عِمْرَانَ وَ یُسَمِّی عِمْرَانُ (علیه السلام) ابْنَهُ مُوسَی (علیه السلام) فَذَکَرَ أَبَانُ‌بْنُ‌عُثْمَانَ عَنْ أَبِی‌الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: مَا خَرَجَ مُوسَی (علیه السلام) حَتَّی خَرَجَ قَبْلَهُ خَمْسُونَ کَذَّاباً مِنْ بَنِی‌إِسْرَائِیلَ کُلُّهُمْ یَدَّعِی أَنَّهُ مُوسَی‌بْنُ‌عِمْرَانَ فَبَلَغَ فِرْعَوْنَ أَنَّهُمْ یُرْجِفُونَ بِهِ وَ یَطْلُبُونَ هَذَا الْغُلَامَ وَ قَالَ لَهُ کَهَنَتُهُ وَ سَحَرَتُهُ إِنَّ هَلَاکَ دِینِکَ وَ قَوْمِکَ عَلَی یَدَیْ هَذَا الْغُلَامِ الَّذِی یُولَدُ الْعَامَ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ فَوَضَعَ الْقَوَابِلَ عَلَی النِّسَاءِ وَ قَالَ لَا یُولَدُ الْعَامَ وَلَدٌ إِلَّا ذُبِحَ وَ وَضَعَ عَلَی أُمِّ مُوسَی (علیه السلام) قَابِلَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زمانی‌که حضرت یوسف (علیه السلام) به حالت احتضار افتاد خاندان حضرت یعقوب (علیه السلام) را که هشتاد مرد بودند جمع کرد و فرمود: «این قبطی‌ها بر شما چیره خواهند شد و شما را دچار شدیدترین شکنجه‌ها خواهند کرد. خداوند شما را به‌وسیله‌ی مردی از فرزندان لاوی‌بن‌یعقوب از چنگال آن‌ها رهایی خواهد داد که نامش موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) است. او جوانی بلندقامت، دارای موهای مجعد و گندمگون است. به‌همین‌دلیل بنی‌اسرائیل پسرانشان را عمران می‌نامیدند و عمران‌ها نیز نام موسی (علیه السلام) را بر پسرانشان می‌گذاشتند». ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام) روایت می‌کند که فرمود: «پیش از خروج و قیام حضرت موسی (علیه السلام) پنجاه دروغگو از بنی‌اسرائیل قیام کردند که نام همه‌ی آن‌ها موسی‌بن‌عمران بود». به اطّلاع فرعون رسید که بنی‌اسرائیل به‌وسیله‌ی او حکومتش را دچار لرزه خواهند کرد و فرمانبردار و مطیع او خواهند بود. کاهنان و جادوگران به فرعون گفتند: «هلاک دین و قوم تو به‌وسیله‌ی کودکی خواهد بود که امسال در میان بنی‌اسرائیل به دنیا خوامد آمد». به‌همین‌دلیل، قابله‌ها را بر زنان گماشت و دستور داد همه‌ی کودکانی را که در آن سال به دنیا می‌آمدند بکشند. همچنین برای مادر موسی (علیه السلام) نیز قابله‌ای تعیین کرد. آنگاه حدیث را به‌طور کامل بیان فرمود که ذکر آن در ابتدای سوره‌ی قصص گذشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۳۸/ البرهان

۵

(غافر/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ: إِنَّ الْحُرَّ حُرٌّ عَلَی جَمِیعِ أَحْوَالِهِ إِنْ نَابَتْهُ نَائِبَهًٌْ صَبَرَ لَهَا وَ إِنْ تَدَاکَّتْ عَلَیْهِ الْمَصَائِبُ لَمْ تَکْسِرْهُ وَ إِنْ أُسِرَ وَ قُهِرَ وَ اسْتُبْدِلَ بِالْیُسْرِ عُسْراً کَمَا کَانَ یُوسُفُ الصِّدِّیقُ الْأَمِینُ (علیه السلام) لَمْ یَضْرُرْ حُرِّیَّتَهُ أَنِ اسْتُعْبِدَ وَ قُهِرَ وَ أُسِرَ وَ لَمْ تَضْرُرْهُ ظُلْمَهًُْ الْجُبِّ وَ وَحْشَتُهُ وَ مَا نَالَهُ أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِ فَجَعَلَ الْجَبَّارَ الْعَاتِیَ لَهُ عَبْداً بَعْدَ إِذْ کَانَ لَهُ مَالِکاً فَأَرْسَلَهُ وَ رَحِمَ بِهِ أُمَّهًًْ وَ کَذَلِکَ الصَّبْرُ یُعْقِبُ خَیْراً فَاصْبِرُوا وَ وَطِّنُوا أَنْفُسَکُمْ عَلَی الصَّبْرِ تُوجَرُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: انسان آزاده در همه‌ی حالت‌ها آزاده است. چنان‌چه دچار مصیبتی شود، در مقابل آن شکیبایی خواهد کرد و چنان‌چه مشکلات فراوان او را احاطه کند و به اسارت در آید، با او به خشونت رفتار شود و آسایش زندگی‌اش به دشواری تبدیل شود همچنان‌که یوسف (علیه السلام) بدان گرفتار شد زیر بار مشکلات شکسته نخواهد شد و تغییر وضعیّت، به آزاده‌بودن او هیچ گزندی نخواهد رساند؛ خواه به بردگی و اسارت در آید، مورد قهر و ستم واقع شود، به تاریکی چاه و تنهایی در آن مبتلا گردد یا خداوند بر او منّت گذارد و حاکم ستمگر و جبّار را به غلام او تبدیل کند و او را به مکانی بفرستد و به‌وسیله‌ی او به مردمانی رحم و عنایت کند. بردباری نیز بدین‌ترتیب خیر و نیکی را درپی خواهد داشت. پس صبور باشید و جان‌هایتان را به بردباری عادت دهید تا پاداش بگیرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۰ بحارالأنوار، ج۲، ص۸۹/ البرهان

۶

(غافر/ ۳۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَمَا زِلْتُمْ فِی شَکٍّ مِمَّا جَاءَکُمْ بِهِ أَیْ مِنْ عِبَادَهًِْ اللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ.

 

ابن‌عبّاس ( فَما زِلْتُمْ فی شَکٍّ مِمَّا جاءَکُمْ بِه یعنی در عبادت خداوندی که یگانه است و شریکی برای او نیست [تردید داشتید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۸۱

 

آیه الَّذينَ يُجادِلُونَ في آياتِ اللهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ وَ عِنْدَ الَّذينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ [35]

 

همان كسانى كه در آيات خدا بى آنكه دليلى برايشان آمده باشد به مجادله مى‌پردازند؛ [اين كارشان] خشم عظيمى نزد خداوند و نزد آنان‌كه ايمان آورده‌اند به بار مى‌آورد؛ اين‌گونه خداوند بر دل هر متكبّر گردنكشى مُهر مى‌نهد».

۱

(غافر/ ۳۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَبْدِ الْعَزِیزِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ کُنَّا مَعَ الرِّضَا (علیه السلام) بِمَرْوَ فَاجْتَمَعْنَا فِی الْجَامِعِ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ فِی بَدْءِ مَقْدَمِنَا فَأَدَارُواأَمْرَ الْإِمَامَهًِْ وَ ذَکَرُوا کَثْرَهًَْ اخْتِلَافِ النَّاسِ فِیهَا فَدَخَلْتُ عَلَی سَیِّدِی (علیه السلام) فَأَعْلَمْتُهُ خَوْضَ النَّاسِ فِیهِ فَتَبَسَّمَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ یَا عَبْدَ الْعَزِیز ... وَ قَالَ عزّوجلّ فِی الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) مِنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّهِ وَ عِتْرَتِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ (صلی الله علیه و آله) أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً* فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ کَفی بِجَهَنَّمَ سَعِیراً وَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ عزّوجلّ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ لِذَلِکَ وَ أَوْدَعَ قَلْبَهُ یَنَابِیعَ الْحِکْمَهًِْ وَ أَلْهَمَهُ الْعِلْمَ إِلْهَاماً فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَا یُحَیَّرُ فِیهِ عَنِ الصَّوَابِ‌فَهُوَ مَعْصُومٌ مُؤَیَّدٌ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ قَدْ أَمِنَ مِنَ الْخَطَایَا وَ الزَّلَلِ وَ الْعِثَارِ یَخُصُّهُ اللَّهُ بِذَلِکَ لِیَکُونَ حُجَّتَهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ شَاهِدَهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ ذلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظِیمِ فَهَلْ یَقْدِرُونَ عَلَی مِثْلِ هَذَا فَیَخْتَارُونَهُ أَوْ یَکُونُ مُخْتَارُهُمْ بِهَذِهِ الصِّفَهًِْ فَیُقَدِّمُونَهُ تَعَدَّوْا وَ بَیْتِ اللَّهِ الْحَقَّ ... وَ قَالَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّار.

 

امام رضا (علیه السلام)- عبدالعزیزبن‌مسلم گوید: ما در زمان امام رضا (علیه السلام) در مرو بودیم، در آغاز ورود خود، روز جمعه در مسجد جامع گرد آمدیم و در موضوع امر امامت که مورد اختلاف فراوان مردم بود گفتگو کردیم و من شرفیاب حضور آقای خود امام رضا (علیه السلام) شدم و بررسی‌های مردم را در امر امامت به عرض او رساندم، تبسّمی کرد و فرمود: «ای عبدالعزیز ... خداوند درباره‌ی امامان از اهل بیت و عترت و ذرّیّه‌ی پیامبرش (علیهم السلام) می‌فرماید: یا اینکه نسبت به مردم [پیامبر و خاندانش]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ ما به آل ابراهیم، [که یهود از خاندان او هستند نیز،] کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آنها [پیامبران بنی اسرائیل] قرار دادیم. ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند و جمعی راه [مردم را] بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ، برای آنها کافی است. (نساء/۵۵-۵۴) و چون خداوند بنده‌ای را برای امور بندگانش برگزیند. به‌همین‌منظور سینه‌اش را گشاده می‌سازد و سرچشمه‌های حکمت به دل او می‌سپارد و بر دلش الهام می‌کند آنچنان الهامی که پس از آن در هیچ پاسخگویی به رنج و زحمت نیفتد و در جوابگویی از طریق حقّ و حقیقت منحرف نشود پس همواره او دارای عصمت و مورد پشتیبانی و برخوردار از توفیق و درست‌کردار و از خطاها و لغزش‌ها و سقوط‌ها در امان باشد و این ویژگی را خداوند به او عنایت فرموده تا بر بندگانش حجّت و بر خلقش گواه باشد؛ این فضل خداوند است که به هرکس بخواهد می‌دهد و خداوند صاحب فضل عظیم است!. (حدید/۲۱). پس آیا آنان را بر [تشخیص] چنین کسی توانایی هست تا او [امام] را برگزینند؟ یا [چنانچه خود برگزینند] برگزیده‌ی آنان بدین صفات است تا او را پیشوا قرار دهند؟ قسم به خانه‌ی خدا که از حقّ در گذشته ... فرمود: کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ وَ عِنْدَ الَّذِینَ آمَنُوا کَذلِکَ یَطْبَعُ اللهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۲ الکافی، ج۱، ص۲۰۳/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۲۷/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۳۶ و الأمالی للصدوق، ص۶۸۰؛ «ام یحسدون ناس... و بیت الله الحق» محذوف/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۲۰ و کمال الدین، ج۲، ص۶۸۱

۲

(غافر/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ فِی النَّارِ لَنَاراً تَتَعَوَّذُ مِنْهَا أَهْلُ النَّارِ مَا خُلِقَتْ إِلَّا لِکُلِّ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ لِکُلِّ شَیْطانٍ مَرِیدٍ وَ لِ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسابِ وَ کُلِّ نَاصِبٍ لآِلِ مُحَمَّد.

 

امام صادق (علیه السلام)- در دوزخ آتشی است که دوزخیان از آن فرار می‌کنند برای هر متکبّری و هر گردنکش منحرفی و برای هر شیطان سرکشی. (حج/۳). و برای هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد. همه‌ی دشمنان اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، آفریده شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۲۹۵/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»

۳

(غافر/ ۳۵)

 

الحسین (علیه السلام)- وَ قَدْ ذَمَ اللَّهُ تَعَالَی الْکِبْرَ فِی مَوَاضِعَ مِنْ کِتَابِهِ وَ ذَمَّ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ ... وَ قَالَ کَذلِکَ یَطْبَعُ اللهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ.

 

امام حسین (علیه السلام)- خدای تعالی کبر و خودپسندی را در چند جای از کتابش نکوهش فرموده و هر ستمگر با عناد را نکوهش کرده ... و فرموده است: کَذلِکَ یَطْبَعُ اللهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۲ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۸۹

۴

(غافر/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْمُتَکَبِّرِینَ یُجْعَلُونَ فِی صُوَرِ الذَّرِّ یَتَوَطَّأُهُمُ النَّاسُ حَتَّی یَفْرُغَ اللَّهُ مِنَ الْحِسَابِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- متکبّرین [روز قیامت] به‌صورت مور در آیند، و مردم آن‌ها را پایمال کنند تا خدا از حساب آن‌ها فارغ شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۲ الکافی، ج۲، ص۳۱۱

۵

(غافر/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَ فِی النَّارِ لَنَاراً یَتَعَوَّذُ مِنْهَا أَهْلُ النَّارِ مَا خُلِقَتْ إِلَّا لِکُلِّ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ عَنِیدٍ وَ لِکُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ وَ لِ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لا یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِساب.

 

امام صادق (علیه السلام)- در دوزخ آتشی است که دوزخیان از آن فرار می‌کنند که برای انسان‌های مغرور متکبّر، سرکش و دارای عناد و شیطان‌های نافرمان و بدسرشت، هر متکبّری که به روز حساب ایمان نمی‌آورد، است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۴ القمی، ج۲، ص۲۵۷/ البرهان

۶

(غافر/ ۳۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یَعْنِی بِغَیْرِ حُجَّهًٍْ یُخَاصِمُونَ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( یعنی آن‌ها بدون داشتن حجّتی اقدام به مجادله می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۴ البرهان

 

آیه وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ [36]

 

فرعون گفت: «اى هامان! براى من برج بلندى بساز، شايد به وسايلى دست يابم.

 

آیه أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبيلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلاَّ في تَبابٍ [37]

 

وسايل [دست يافتن به] آسمان‌ها تا از خداى موسى آگاه شوم؛ هرچند گمان مى‌كنم او دروغگو باشد». اينچنين اعمال بد فرعون در نظرش آراسته جلوه كرد و از راه حق باز داشته شد؛ و توطئه فرعون [و امثال او] جز به نابودى نمى‌انجامد.

۱

(غافر/ ۳۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَسْبابَ السَّمَوَاتِ وَ الْمَعْنَی مَنَازِلُ السَّمَوَاتِ.

 

ابن‌عبّاس ( أَسْبابَ السَّماواتِ، مقصود منزل‌های آسمان‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۸۲

۲

(غافر/ ۳۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عِنْدِی عِلْمُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ الْوَصَایَا وَ الْأَنْسَابِ وَ الْأَسْبَاب.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما خانواده‌ای هستیم دارای علم منایا و بلایا و انساب؛ پس پند بگیرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۴۸

۳

(غافر/ ۳۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَلَی مِنْبَرِ الْکُوفَهًِْ وَ اللَّهِ إِنِّی لَدَیَّانُ النَّاسِ یَوْمَ الدِّینِ وَ قَسِیمُ اللَّهِ بَیْنَ الْجَنَّهًِْ وَ النَّار ... وَ لَقَدْ أُعْطِیتُ السَّبْعَ الَّتِی لَمْ یَسْبِقْ إِلَیْهَا أَحَدٌ قَبْلِی بَصُرْتُ سُبُلَ الْکِتَابِ وَ فُتِحَتْ لِیَ الْأَسْبَاب.

 

امام علی (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرالمؤمنین (علیه السلام) روی منبر کوفه فرمود: «به خدا قسم من جزادهنده‌ی مردم روز قیامت و قسمت‌کننده‌ی خدا بین بهشت و جهنّم هستم ... به من عطا شده آن هفت چیزی که به احدی قبل از من نداده‌اند. آشنا به راه کتاب بودم و برایم درها گشوده شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۵۳

 

آیه وَ قالَ الَّذي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبيلَ الرَّشادِ [38]

 

كسى كه [از قوم فرعون] ايمان آورده بود گفت: «اى قوم من! از من پيروى كنيد تا شما را به راه صواب، راهنمايى كنم».

۱

(غافر/ ۳۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ قَالَ کَتَمَ إِیمَانَهُ سِتَّمِائَهًِْ سَنَهًٍْ قَالَ وَ کَانَ مَجْذُوماً مُکَنَّعاً وَ هُوَ الَّذِی قَدْ وَقَعَتْ أَصَابِعُهُ وَ کَانَ یُشِیرُ إِلَی قَوْمِهِ بِیَدَیْهِ الْمَکْنُوعَتَیْنِ وَ یَقُولُ یا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ قَوْلُهُ فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا یَعْنِی مُؤْمِنَ آلِ فِرْعَوْنَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَقَدْ قَطَعُوهُ إِرْباً إِرْباً وَ لَکِنْ وَقَاهُ اللَّهُ أَنْ یَفْتِنُوهُ فِی دِینِهِ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( قَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمانَهُ؛ او حزقیل بود که ششصد سال ایمان خود را مخفی نگاه داشت و مبتلا به جذام شده و انگشتان دستش قطع شده بود و با دو دست بدون انگشت خود به قومش اشاره می‌کرد و می‌گفت: قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ و فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «قوم فرعون او را تکّه‌تکّه کردند امّا خداوند او را از اینکه ایمانش را از او بگیرند حفظ کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۴ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۶۲/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۶۰؛ «قوله فوقاه الله سییات... فی دینه» محذوف/ القمی، ج۲، ص۲۵۷

۲

(غافر/ ۳۸)

 

العسکری (علیه السلام)- عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ: کَانَ حِزْقِیلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ یَدْعُو قَوْمَ فِرْعَوْنَ إِلَی تَوْحِیدِ اللَّهِ وَ نُبُوَّهًِْ مُوسَی (علیه السلام) وَ تَفْضِیلِ مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله) عَلَی جَمِیعِ رُسُلِ اللَّهِ وَ خَلْقِهِ وَ تَفْضِیلِ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ الْخِیَارِ مِنَ الْأَئِمَّهًِْ عَلَی سَائِرِ أَوْصِیَاءِ النَّبِیِّینَ وَ إِلَی الْبَرَاءَهًِْ مِنْ رُبُوبِیَّهًِْ فِرْعَوْنَ فَوَشَی بِهِ وَاشُونَ إِلَی فِرْعَوْنَ وَ قَالُوا: إِنَّ حِزْقِیلَ یَدْعُو إِلَی مُخَالَفَتِکَ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) آمده است: حزقیل مؤمن آل فرعون قوم خود را به‌سوی توحید الهی و نبوّت موسی (علیه السلام) و برتری محمّد (صلی الله علیه و آله) بر جمیع انبیاء الهی (علیهم السلام) و همه‌ی مخلوقات و نیز برتری علیّ‌بن‌ابی‌طالب و اولاد اطهرش (علیهم السلام) بر سایر اوصیاء انبیاء (علیهم السلام) فرا می‌خواند و آن‌ها را از ربوبیّت فرعون منع می‌کرد و خود اعلام برائت از وی می‌نمود. امر دعوت او در میان مردم پیچید و خبر به فرعون رسید و گفتند: «حزقیل مردم را به مخالفت با تو ترغیب می‌کند و دشمنان تو را در مخالفت با تو مدد می‌رساند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۶ النورالمبین، ص۲۵۸

۳

(غافر/ ۳۸)

 

الحسین (علیه السلام)- إِنِّی أَدْعُوکُمْ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فَإِنَّ السُّنَّهًَْ قَدْ أُمِیتَتْ فَإِنْ تُجِیبُوا دَعْوَتِی وَ تُطِیعُوا أَمْرِی أَهْدِکُمْ سَبِیلَ الرَّشادِ.

 

امام حسین (علیه السلام)- من شما را به‌سوی خدا و رسول دعوت می‌نمایم، زیرا سنّت پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) از بین رفته، اگر شما دعوت مرا بپذیرید و امر مرا اطاعت کنید من شما را به راه هدایت راهنمایی می‌کنم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۶ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۳۹

 

آیه يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ [39]

 

اى قوم من! اين زندگى دنيا، تنها متاع زودگذرى است؛ و فقط آخرت سراى پايدار است.

 

آیه مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ [40]

 

هركس بدى كند، جز به‌مانند آن كيفر داده نمى‌شود؛ ولى هركس كار شايسته‌اى انجام دهد خواه مرد يا زن در‌حالى‌كه مؤمن باشد چنين كسانى وارد بهشت مى‌شوند و در آن روزى بى‌حسابى به آن‌ها داده خواهد شد.

کلّیات

۱

(غافر/ ۴۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قِیلَ لَهُ إِنَّ أَبَاالْخَطَّابِ یَذْکُرُ عَنْکَ أَنَّکَ قُلْتَ لَهُ إِذَا عَرَفْتَ الْحَقَّ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ فَقَالَ لَعَنَ اللَّهُ أَبَا الْخَطَّابِ وَ اللَّهِ مَا قُلْتُ لَهُ هَکَذَا وَ لَکِنِّی قُلْتُ لَهُ إِذَا عَرَفْتَ الْحَقَّ فَاعْمَلْ مَا شِئْتَ مِنْ خَیْرٍ یُقْبَلُ مِنْکَ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ وَ یَقُولُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهًًْ طَیِّبَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌ابی‌عمیر از برخی شیعیان نقل کرده است: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض شد: «ابوخطاب ادّعا می‌کند که شما به او فرموده‌اید: هرگاه حقیقت را شناختی، پس هرطور که خواستی عمل کن». آن حضرت فرمود: «خداوند ابوخطاب را لعنت کند. به خدا قسم من به او چنین نگفته‌ام. بلکه گفته‌ام: هرگاه حقیقت را شناختی، هرکار نیکی را که خواستی انجام بده تا از تو پذیرفته شود». زیرا خداوند می‌فرماید: مَنْ عَمِل سَیِّئَةً فَلا یُجْزَی إِلا مِثْلهَا ومَنْ عَمِل صَالحًا مِّن ذَکَرٍ أَو أُنثَی وهُو مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ. همچنین می‌فرماید: هرکس کار شایسته‌ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، درحالی‌که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می‌داریم. (نحل/۹۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۶ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۷۳/ نورالثقلین؛ «فاولیک یدخلون الجنهًْ... و هومؤمن» محذوف/ معانی الأخبار، ص۳۸۸؛ «و یقول تبارک و تعالی... حیاهًْ طیبه» محذوف/ البرهان

ولایت

۱

(غافر/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَکُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهًٌْ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ ثُمَّ قَرَأَ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ إِلَی آخِرِهَا وَ قَالَ فِیَّ نَزَلَتْ وَ فِیهِمْ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ إِیَّاهُمْ خَصَّتْ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللهِ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ الْغَالِبُون ... أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ.. بِغَیْرِ حِساب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای گروه مردم! من همان صراط مستقیم و راه راستی هستم که خداوند به شما امر فرموده از آن پیروی کنید. و بعد از من علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، سپس فرزندان من از صلب او صراط مستقیم‌اند. همان پیشوایانی که مردم را به راه حقّ هدایت می‌نمایند، و بدان‌وسیله دادگری می‌کنند. سپس آیات مبارکه‌ی سوره‌ی حمد را تلاوت نمود: سپاس و ستایش خدای راست. پروردگار جهانیان. آن بخشاینده‌ی مهربان. خداوند و فرمانروای روز پاداش. تو را می‌پرستیم و بس، و از تو یاری می‌خواهیم و بس. ما را به راه راست راه بنمای. راه کسانی که به آنان نعمت دادی نیکویی کردی نه راه خشم گرفتگان بر آن‌ها و نه راه گمراهان. (فاتحه/۷-۱). و اشاره فرمود به اینکه این آیات شریفه در حقّ من و درباره‌ی آنان نازل شده است: آگاه باشید [دوستان و] اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند!. (یونس/۶۲). بدانید «حزب اللَّه» پیروزان و رستگارانند. (مجادله/۲۲). و نیز اولیای ربّ العزیز جمعی باشند که حضرت ملک وهّاب در حقّ ایشان فرماید: یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۳/ الاحتجاج، ج۱، ص۶۳/ التحصین لابن طاوس، ص۵۸۶؛ «فی نزلت و فیهم... المفلحون الغالبون» محذوف / روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۹۵؛ «معاشر الناس انا صراط الله المستقیم... الی آخرها» محذوف

۲

(غافر/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ أَرَادَ دُخُولَ الْجَنَّهًِْ بِغَیْرِ حِسَابٍ فَلْیُحِبَ أَهْلَ بَیْتِی فَوَ اللَّهِ مَا أَحَبَّهُمْ أَحَدٌ إِلَّا رَبِحَ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عمر گفت: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «... هرکه مایل است بدون حساب داخل بهشت شود، اهل بیت مرا دوست داشته باشد. به خدا قسم دوست ندارد آن‌ها را کسی، مگر اینکه در دنیا و آخرت سود برده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۸ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۱۶

۳

(غافر/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ الْأُمَّهًَْ سَتَفَرَّقُ عَلَی ثَلَاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِرْقَهًًْ فِی النَّارِ وَ فِرْقَهًٌْ فِی الْجَنَّهًِْ وَ ثَلَاثَ عَشْرَهًَْ فِرْقَهًًْ مِنَ الثَّلَاثِ وَ سَبْعِینَ تَنْتَحِلُ مَحَبَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتَ وَاحِدَهًٌْ مِنْهَا فِی الْجَنَّهًِْ وَ اثْنَتَا عَشْرَهًَْ فِی النَّارِ وَ أَمَّا الْفِرْقَهًُْ النَّاجِیَهًُْ الْمَهْدِیَّهًُْ الْمُؤْمِنَهًُْ الْمُسْلِمَهًُْ الْمُوَفَّقَهًُْ الْمُرْشَدَهًُْ فَهِیَ الْمُؤْتَمَّهًُْ بِی الْمُسْلِمَهًُْ لِأَمْرِی الْمُطِیعَهًُْ لِی الْمُتَبَرِّئَهًُْ مِنْ عَدُوِّی الْمُحِبَّهًُْ لِی الْمُبْغِضَهًُْ لِعَدُوِّی الَّتِی قَدْ عَرَفَتْ حَقِّی وَ إِمَامَتِی وَ فَرْضَ طَاعَتِی مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّهًِْ نَبِیِّهِ فَلَمْ تَرْتَدَّ وَ لَمْ تَشُکَّ لِمَا قَدْ نَوَّرَ اللَّهُ فِی قَلْبِهَا مِنْ مَعْرِفَهًِْ حَقِّنَا وَ عَرَّفَهَا مِنْ فَضْلِنَا وَ أَلْهَمَهَا وَ أَخَذَ بِنَوَاصِیهَا فَأَدْخَلَهَا فِی شِیعَتِنَا حَتَّی اطْمَأَنَّتْ قُلُوبُهَا وَ اسْتَیْقَنَتْ یَقِیناً لَا یُخَالِطُهُ شَکٌّ أَنِّی أَنَا وَ أَوْصِیَائِی بَعْدِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ هُدَاهًٌْ مُهْتَدُونَ الَّذِینَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ نَبِیِّهِ فِی آیٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ کَثِیرَهًٍْ وَ طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَی خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِی أَرْضِهِ وَ خُزَّانَهُ عَلَی عِلْمِهِ وَ مَعَادِنَ حُکْمِهِ وَ تَرَاجِمَهًَْ وَحْیِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنَ مَعَنَا لَا نُفَارِقُهُ وَ لَا یُفَارِقُنَا حَتَّی نَرِدَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَوْضَهُ کَمَا قَالَ وَ تِلْکَ الْفِرْقَهًُْ الْوَاحِدَهًُْ مِنَ الثَّلَاثِ وَ السَّبْعِینَ فِرْقَهًًْ هِیَ النَّاجِیَهًُْ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ جَمِیعِ الْفِتَنِ وَ الضَّلَالَاتِ وَ الشُّبُهَاتِ هُمْ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ حَقّاً هُمْ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِساب.

 

امام علی (علیه السلام)- به‌زودی امّت به هفتادوسه گروه متفرّق خواهند شد، که هفتادودو گروه در آتش و یک گروه در بهشت خواهند بود. سیزده گروه از هفتاد و سه گروه محبّت ما اهل بیت را ادّعا می‌کنند، ولی یکی از آن‌ها در بهشت و دوازده گروه در آتش‌اند. گروه نجات یافته هدایت شده که آرزوی [بهشت دارند] و مؤمن و تسلیم و موافق و هدایت‌کننده‌اند، آنان کسانی‌اند که به من ایمان آورده و در مقابل امر من تسلیم و مطیع من هستند. از دشمن من بیزاری جسته و مرا دوست می‌دارند و دشمنم را مبغوض می‌دارند. آنان‌که به حقّ من و امامتم و واجب‌بودن اطاعتم از روی کتاب خدا و سنّت پیامبرش معرفت دارند. در نتیجه [از عقیده‌ی خود] بر نمی‌گردند و شک نمی‌کنند، به خاطر آنکه خداوند قلبشان را از معرفت حقّ ما نورانی کرده و فضیلتشان را به آنان فهمانده است، و به آنان الهام کرده و ناصیه‌ی آنان را گرفته و در شیعیان ما داخل نموده است، به‌طوری که قلب‌هایشان اطمینان یافته و یقینی پیدا کرده که شکّی با آن مخلوط نمی‌شود. من و جانشینانم بعد از من تا روز قیامت هدایت‌کننده هدایت یافته‌ایم. کسانی که خداوند آنان را در آیه‌های بسیاری از قرآن در کنار خود و پیامبرش قرار داده، و ما را پاک نموده و از گناهان معصوم داشته و ما را شاهدین بر خلقش و حجّت در زمینش و خزانه‌داران علمش و معادن حکمتش و تفسیرکنندگان وحی خود قرار داده است. ما را با قرآن و قران را با ما قرار داده، که نه ما از آن جدا می‌شویم و نه آن از ما جدا می‌شود تا در حوض کوثر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد شویم. در بین هفتاد و سه فرقه فقط آن یک گروهند که از آتش و از همه‌ی فتنه‌ها و گمراهی‌ها و شبهه‌ها نجات یافته هستند و آن‌ها بحق اهل بهشتند. آنان هفتاد هزارند؛ یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۸ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۴

۴

(غافر/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قِیلَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَ رَأَیْتَ مَنْ قَدْ وَقَفَ فَلَمْ یَأْتَمَّ بِکُمْ وَ لَمْ یُضَادَّکُمْ وَ لَمْ یَنْصِبْ لَکُمْ وَ لَمْ یَتَوَلَّکُمْ وَ لَمْ یَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّکُمْ قَالَ ... فَأَمَّا مَنْ وَحَّدَ اللَّهَ وَ آمَنَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَمْ یَعْرِفْ وَلَایَتَنَا وَ لَا ضَلَالَهًَْ عَدُوِّنَا وَ لَمْ یَنْصِبْ شَیْئاً وَ لَمْ یُحِلَّ وَ لَمْ یُحَرِّمْ وَ أَخَذَ بِجَمِیعِ مَا لَیْسَ بَیْنَ الْمُخْتَلِفِینَ مِنَ الْأُمَّهًِْ خِلَافٌ فِی أَنَّ اللَّهَ عزّوجلّ أَمَرَ بِهِ أَوْ نَهَی عَنْهُ وَ کَفَّ عَمَّا بَیْنَ الْمُخْتَلِفِینَ مِنَ الْأُمَّهًِْ خِلَافٌ فِی أَنَّ اللَّهَ أَمَرَ بِهِ أَوْ نَهَی عَنْهُ فَلَمْ یَنْصِبْ شَیْئاً وَ لَمْ یُحَلِّلْ وَ لَمْ یُحَرِّمْ وَ لَا یَعْلَمُ وَ رَدَّ عِلْمَ مَا أَشْکَلَ عَلَیْهِ إِلَی اللَّهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ هَذِهِ الطَّبَقَهًُْ بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ بَیْنَ الْمُشْرِکِینَ هُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ وَ جُلُّهُمْ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْحِسَابِ وَ الْمَوَازِینِ وَ الْأَعْرَافِ وَ الْجَهَنَّمِیُّونَ الَّذِینَ یَشْفَعُ لَهُمُ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) وَ الْمَلَائِکَهًُْ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ یُخْرَجُونَ مِنَ النَّارِ فَیُسَمَّوْنَ الْجَهَنَّمِیِّینَ فَأَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَیُنْجَوْنَ وَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِسابٍ وَ إِنَّمَا الْحِسَابُ عَلَی أَهْلِ هَذِهِ الصِّفَاتِ بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُؤَلَّفَهًِْ قُلُوبُهُمْ وَ الْمُقْتَرِفَهًِْ وَ الَّذِینَ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَیِّئاً وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ الَّذِینَ لا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهًًْ وَ لا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا لَا یَسْتَطِیعُونَ حِیلَهًَْ الْکُفْرِ وَ الشِّرْکِ وَ لَا یُحْسِنُونَ أَنْ یَنْصِبُوا وَ لَا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا إِلَی أَنْ یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ عَارِفِینَ فَهُمْ أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ وَ هَؤُلَاءِ کُلُّهُمْ لِلَّهِ فِیهِمُ الْمَشِیَّهًُْ إِنْ أَدْخَلَ أَحَدَهُمُ النَّارَ فَبِذَنْبِهِ وَ إِنْ تَجَاوَزَ عَنْهُ فَبِرَحْمَتِه.

 

امام علی (علیه السلام)- عرض شد: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)، درباره‌ی کسی که توقّف کرده است. نه به شما اقتدا کرده و نه شما را دشمن داشته است، چه می‌فرمایید؟ دشمنی شما را عقیده‌ی خود قرار نداده و تعصّب هم ندارد. ولایت شما را ندارد و از دشمن شما هم بیزاری نمی‌جوید». ایشان فرمود: «... امّا کسی که خدا را به یگانگی قبول دارد و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده ولی نسبت به ولایت ما و گمراهی دشمن ما شناخت ندارد و عداوتی هم در دل ندارد، و چیزی را حلال یا حرام نکرده است، و قبول کرده همه‌ی آنچه در بین اختلاف‌کنندگان امّت اختلافی نیست که خداوند به آن‌ها امر کرده، و خودداری نموده از آنچه بین اختلاف‌کنندگان امّت در آن اختلافی نیست که خدا به آن امر کرده یا از آن نهی نموده است. در نتیجه نه عداوتی در دل دارد، و نه چیزی را حرام کرده یا حلال نموده است. او نمی‌داند و علم آنچه بر او مشکل شده به خدا واگذار نموده است، چنین شخصی نجات یافته است. اهل بهشت و اهل جهنّم و اصحاب اعراف این طبقه بین مؤمنین و مشرکین قرار دارند و قسمت اعظم مردم و اکثریّت آن‌ها هستند. این‌ها اصحاب حساب و میزان و اعراف هستند و جهنّمی‌هایی هستند که انبیاء (علیهم السلام) و ملائکه و مؤمنین آن‌ها را شفاعت می‌کنند. اینان از آتش بیرون آورده می‌شوند و «جهنّمیّون» نامیده می‌شوند. امّا مؤمنین، اینان نجات می‌یابند و بدون حساب وارد بهشت می‌شوند. یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب. حساب برای اهل این صفات است که بین مؤمنین و مشرکین هستند، و برای آنان که قلبشان با اسلام انس داده شده و گناهکارند، و برای آنان‌که کار خوب و بد را به هم آمیختند. (توبه/۱۰۲). و مستضعفینی که نه قدرت بر درک مفاهیم کفر و شرک دارند و نه می‌توانند دشمنی کنند؛ و وَ لَا یَهْتَدُونَ سَبِیلًا و ناگزیر از کفر و شرک بوده­اند و نمی­توانسته­اند عبادت کنند و به راهی هدایت نشده­اند که مؤمن و اهل معرفت شوند. اینان اصحاب اعراف‌اند، که خداوند درباره‌ی اینان مشیّت دارد: اگر خداوند یکی از اینان را وارد آتش کند به خاطر گناه اوست، و اگر از او درگذرد به رحمت خویش رفتار کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۰۸ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۹۸

۵

(غافر/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ جَارِیَهًًْ یُقَالُ لَهَا زَائِدَهًُْ کَانَتْ تَأْتِی رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَثِیراً فَأَتَتْهُ لَیْلَهًًْ وَ قَالَتْ عَجَنْتُ عَجِیناً لِأَهْلِی فَخَرَجْتُ أَحْتَطِبُ فَرَأَیْتُ فَارِساً لَمْ أَرَ أَحْسَنَ مِنْهُ فَقَالَ لِی کَیْفَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) قُلْتُ بِخَیْرٍ یُنْذِرُ النَّاسَ بِأَیَّامِ اللَّهِ فَقَالَ إِذَا أَتَیْتِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَأَقْرِئِیهِ السَّلَامَ وَ قُولِی لَهُ رِضْوَانُ خَازِنُ الْجَنَّهًِْ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ قَسَمَ الْجَنَّهًَْ لِأُمَّتِکَ أَثْلَاثاً فَثُلُثٌ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِسابٍ وَ ثُلُثٌ یُحَاسَبُونَ حِساباً یَسِیراً وَ ثُلُثٌ تَشْفَعُ لَهُمْ فَتُشَفَّعُ فِیهِمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عمر کنیزی داشت به نام «زائده» زیاد حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌رسید و خدمتش می‌کرد. شبی خدمت آن حضرت رسید و گفت: «خمیری درست کردم و آتش افروختم که آن را بپزم، سواره‌ای را دیدم که کسی را زیباتر از او ندیده بودم، او به من گفت: «حال محمّد (صلی الله علیه و آله) چگونه است»؟ گفتم: «خوب است، مردم را به‌سوی خدا دعوت می‌کند». گفت: «زمانی‌که خدمت محمّد (صلی الله علیه و آله) رسیدی سلام مرا به او برسان و بگو: خازن بهشت می‌گوید: خدا برای امّت تو بهشت را سه قسمت کرده است: یک قسم، یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب. و قسم دوّم با حساب آسان وارد بهشت می‌شوند. و قسم سوّم با شفاعت تو».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۰ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۹۸

۶

(غافر/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا خَدِیجَهًُْ (سلام الله علیها) إِنَّ اللَّهَ أَعْطَانِی فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) ثَلَاثَهًًْ لِدُنْیَایَ وَ ثَلَاثَهًًْ لآِخِرَتِی ... وَ أَعْطَانِی فِی عَلِیٍّ لِآخِرَتِی ... أَنِّی أُعْطَی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَرْبَعَهًَْ أَلْوِیَهًٍْ فَلِوَاءُ الْحَمْدِ بِیَدِی أَرْفَعُ لِوَاءَ التَّهْلِیلِ لِعَلِیٍّ وَ أُوَجِّهُهُ فِی أَوَّلِ فَوْجٍ وَ هُمُ الَّذِینَ یُحَاسَبُونَ حِساباً یَسِیراً وَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهًَْ ... بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) خطاب به خدیجه (سلام الله علیها) فرمود: خداوند متعال درباره‌ی علی (علیه السلام) سه چیز را برای دنیایم و سه چیز را برای آخرتم بخشیده است ... امّا آنچه درباره‌ی علی (علیه السلام) برای آخرتم به من داد ... اینکه در روز قیامت چهار پرچم به من داده می­شود؛ پس پرچم حمد الحمد لله به دست خودم خواهد بود، پرچم تهلیل لا اله الا الله را برای علی (علیه السلام) بلند خواهم کرد و او را پیشاپیش گروهی قرار خواهم داد، و حساب و کتاب این گروه آسان خواهد بود؛ و یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۰ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۶۴

۷

(غافر/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِلْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ صُلْبِکَ یُقَالُ لَهُ زَیْدٌ یَتَخَطَّی هُوَ وَ أَصْحَابُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ رِقَابَ النَّاسِ غُرّاً مُحَجَّلِینَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر (از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به امام حسین (علیه السلام) فرمود: «از نژاد تو فرزندی به وجود خواهد آمد به نام زید او و یارانش در روز قیامت از روی شانه‌های مردم با چهره‌ی سفید و درخشان از اثر وضو و عبادت می‌گذرند؛ یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۰ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۲۰۹

۸

(غافر/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن هَرْثَمَهًَْ‌بْنِ‌أَبِی مُسْلِمٍ قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) صِفِّینَ فَلَمَّا انْصَرَفْنَا نَزَلَ بِکَرْبَلَاءَ فَصَلَّی بِهَا الْغَدَاهًَْ ثُمَّ رَفَعَ إِلَیْهِ مِنْ تُرْبَتِهَا فَشَمَّهَا ثُمَّ قَالَ وَاهاً لَکَ أَیَّتُهَا التُّرْبَهًُْ لَیَحْشُرَنَّ مِنْکَ أَقْوَامٌ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- هرثمهًْ‌بن‌ابی‌سلم گوید: وقتی ما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از جنگ صفین بازگشتیم و وارد کربلا شدیم، آن بزرگوار نماز صبح را خواند، آنگاه مقداری از تربت آن زمین را برداشت و بویید و فرمود: «عجب خاکی هستی که گروه‌هایی از تو وارد بهشت می‌شوند و در آن روزی بی‌حسابی به آنها داده خواهد شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۲ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۵۵

۹

(غافر/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ جُوَیْرِیَهًَْ‌بْنِ‌مُسْهِرٍ الْعَبْدِیِّ قَال لَمَّا تَوَجَّهْنَا مَعَ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِلَی صِفِّینَ فَبَلَغْنَا طُفُوفَ کَرْبَلَاءَ وَقَفَ نَاحِیَهًًْ مِنَ الْمُعَسْکَرِ ثُمَّ نَظَرَ یَمِیناً وَ شِمَالًا وَ اسْتَعْبَرَ ثُمَّ قَالَ هَذَا وَ اللَّهِ مُنَاخُ رِکَابِهِمْ وَ مَوْضِعُ مَنِیَّتِهِمْ فَقِیلَ لَهُ یَا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مَا هَذَا الْمَوْضِعُ فَقَالَ هَذَا کَرْبَلَاءُ یُقْتَلُ فِیهِ قَوْمٌ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهًَْ ... بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- جویرهًْ‌بن‌مسهر عبدی گوید: هنگامی‌که در رکاب علی (علیه السلام) به عزیمت صفّین حرکت می‌نمودیم به کربلا که رسیدیم علی (علیه السلام) در طرفی از لشکرگاه خود رفته به‌طرف راست و چپ توجّه کرده آهی کشید و فرمود: «سوگند به خدا اینجا جای خوابانیدن مرکب‌هایشان و محلّ ریختن خون و هلاکت آن‌هاست». کسی پرسید: «اینجا کجاست»؟ فرمود: «اینجا کربلاست یعنی همان محلّی است که عدّه‌ایی در اینجا کشته می‌شوند: و یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فیها بِغَیْرِ حِساب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۲ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۲۸۶

بدون حسابٍ

۱ -۱

(غافر/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی حَدِیثِ مَنْ سَأَلَ عَنِ الْآیَاتِ الَّتِی زَعَمَ أَنَّهَا مُتَنَاقِضَهًٌْ قَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً فَهُوَ مِیزَانُ الْعَدْلِ یُؤْخَذُ بِهِ الْخَلَائِقُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ یَدِینُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الْخَلْقَ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْضٍ بِالْمَوَازِینِ وَ فِی غَیْرِ هَذَا الْحَدِیثِ الْمَوَازِینُ هُمُ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ (علیه السلام) وَ قَوْلُهُ عزّوجلّ فَلا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً فَإِنَّ ذَلِکَ خَاصَّهًٌْ وَ أَمَّا قَوْلُهُ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ لَقَدْ حَقَّتْ کَرَامَتِی أَوْ قَالَ مَوَدَّتِی لِمَنْ یُرَاقِبُنِی وَ یَتَحَابُّ بِحَلَالِی إِنَّ وُجُوهَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مِنْ نُورٍ عَلَی مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ عَلَیْهِمْ ثِیَابٌ خُضْرٌ قِیلَ مَنْ هُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ قَوْمٌ لَیْسُوا بِأَنْبِیَاءَ وَ لَا شُهَدَاءَ وَ لَکِنَّهُمْ تَحَابُّوا بِحَلَالِ اللَّهِ وَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسَابٍ نَسْأَلُ اللَّهَ أَنْ یَجْعَلَنَا بِرَحْمَتِهِ وَ أَمَّا قَوْلُهُ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ وَ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَإِنَّمَا یَعْنِی الْحِسَابَ تُوزَنُ الْحَسَنَاتُ وَ السَّیِّئَاتُ فَالْحَسَنَاتُ ثِقْلُ الْمِیزَانِ وَ السَّیِّئَاتُ خِفَّهًُْ الْمِیزَانِ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حدیث کسی که درباره آیاتی پرسیده بود که می‌پنداشت آن آیات متناقض هستند، فرمود: «و امّا قول آن جناب ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‌کنیم پس به هیچ‌کس کمترین ستمی نمی‌شود. (انبیاء/۴۷) پس آن ترازوی عدالت است که خلائق در روز قیامت به آن گرفته می‌شوند و خدای تبارک و تعالی خلق را جزاء می‌دهد بعضی از ایشان را از بعضی به ترازوها و در غیر این حدیث ترازوها پیغمبران و اوصیای ایشانند و قول آن جناب: روز قیامت، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد (کهف/۱۰۵) این قول و آیه خاصه و مخصوص جماعتی است. و امّا قول آن جناب: فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ پس به درستی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدای عزّوجلّ فرموده که نوازش من یا فرمود دوستی من واجب شد برای کسی که از من بترسد و با دوستان من دوستی کند. و آن این ست که ایشان را تاجی از نور بر سر گذارم در حالی که بر منبرهای از نور باشند و جامهای سبز برایشان باشد. کسی عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ایشان چه کسانی هستند»؟ فرمود: «گروهی هستند که نه پیغمبرند و نه شهیدان. و لیکن ایشان با دوستان خدای تعالی دوستی کرده‌اند و بی حساب داخل بهشت می‌شوند و از خدا می خواهیم که به رحمت خویش ما را از جمله ایشان گرداند. و امّا قول آن جناب: و کسانی که وزنه اعمالشان سنگین است. (مؤمنون/۱۰۲). و کسی که ترازوهایش سبک است. (قارعه/۸). که معنی آن این است که پس هرکه ترازوهایش گران باشد و هرکه ترازوهایش سبک باشد و حضرت فرمود جز این نیست که حساب را قصد دارد و خوبیها و بدیها سنجیده می‌شود و خوبیها گرانی ترازو و بدیها سبکی ترازو است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۵۰/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۴۰/ التوحید، ص۲۶۷ و بحارالأنوار، ج۷۱، ص۳۹۶ و نورالثقلین؛ «و اما قوله فمن ثقلت... خفهًْ المیزان» محذوف

۱ -۲

(غافر/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ نَادَی مُنَادٍ مَنْ کَانَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ فَلْیَدْخُلِ الْجَنَّهًَْ فَیُقَالُ مَنْ ذَا الَّذِی أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ فَیُقَالُ الْعَافُونَ عَنِ النَّاسِ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ ... بِغَیْرِ حِسابٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) روایت شده است: روز رستاخیز جارچی جار کشد هرکه مزدش با خدا است به بهشت برود، گویند: «کیست که مزدش با خدا است»؟ پاسخ دهند: «گذشت‌کننده‌های از مردم؛ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِسابٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۲ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۲۶۶

۱ -۳

(غافر/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَقْسَامٍ کُلٌّ مِنْهَا شَافٍ کَافٍ وَ هِیَ أَمْرٌ وَ زَجْرٌ وَ تَرْغِیبٌ وَ تَرْهِیبٌ وَ جَدَلٌ وَ مَثَلٌ وَ قِصَصٌ و ... وَ أَمَّا تَرْغِیبُ الْعِبَادِ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهًًْ لَکَ عَسی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً وَ قَوْلِهِ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیها بِغَیْرِ حِساب.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند متعال قرآن را بر هفت قسم نازل فرمود که هرکدام آن‌ها شافی و کفایت‌کننده‌اند که عبارتند از: آیات امر، نهی، ترغیب، ترساندن، جدل و مثل و قصص ... برخی آیات قرآن نیز در ترغیب و تشویق بندگان بر برخی اعمال آمده است، مانند این آیه: و پاسی از شب را [از خواب برخیز، و] قرآن [و نماز] بخوان! این یک وظیفه‌ی اضافی برای توست امید است پروردگارت تو را به مقامی در خور ستایش برانگیزد!. (اسراء/۷۹). و این آیه: مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۵

 

آیه وَ يا قَوْمِ ما لي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَني إِلَى النَّارِ [41]

 

اى قوم من! چرا من شما را به‌سوى نجات دعوت مى‌كنم، امّا شما مرا به‌سوى آتش فرا مى‌خوانيد؟!

 

آیه تَدْعُونَني لِأَكْفُرَ بِاللهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لي بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزيزِ الْغَفَّارِ [42]

 

مرا دعوت مى‌كنيدكه به خداوند يگانه كافر شوم و همتايى كه به آن علم ندارم براى او قرار دهم، در‌حالى‌كه من شما را به‌سوى خداوند توانا و آمرزنده دعوت مى‌كنم!

 

آیه لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَني إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ [43]

 

به يقين آنچه مرا به‌سوى آن مى‌خوانيد، نه دعوت [و حاكميّتى] در دنيا دارد و نه درآخرت؛ و به يقين بازگشت ما در قيامت به‌سوى خداست؛ و اسرافكاران اهل آتشند.

 

آیه فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللهِ إِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ [44]

 

و به‌زودى آنچه را به شما مى‌گويم به خاطر خواهيد آورد [و پشيمان خواهيد شد]! من كار خود را به خدا وامى‌گذارم كه خداوند نسبت به بندگانش بيناست».

۱

(غافر/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمُفَوِّضُ أَمْرَهُ إِلَی اللَّهِ فِی رَاحَهًِْ الْأَبَدِ وَ الْعَیْشِ الدَّائِمِ الرَّغَدِ وَ الْمُفَوِّضُ حَقّاً هُوَ الْعَالِی عَنْ کُلِّ هِمَّهًٍْ دُونَ اللَّه ... وَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ فِی الْمُؤْمِنِ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ وَ التَّفْوِیضُ خَمْسَهًُْ أَحْرُفٍ لِکُلِّ حَرْفٍ مِنْهَا حُکْمٌ فَمَنْ أَتَی بِأَحْکَامِهِ فَقَدْ أَتَی بِهِ التَّاءُ مِنْ تَرْکِ التَّدْبِیرِ وَ الدُّنْیَا وَ الْفَاءُ مِنْ فَنَاءِ کُلِّ هِمَّهًٍْ غَیْرِ اللَّهِ وَ الْوَاوُ مِنْ وَفَاءِ الْعَهْدِ وَ تَصْدِیقِ الْوَعْدِ وَ الْیَاءُ مِنَ الْیَأْسِ مِنْ نَفْسِکَ وَ الْیَقِینِ بِرَبِّکَ وَ الضَّادُ مِنَ الضَّمِیرِ الصَّافِی لِلَّهِ وَ الضَّرُورَهًِْ إِلَیْهِ وَ الْمُفَوِّضُ لَا یُصْبِحُ إِلَّا سَالِماً مِنْ جَمِیعِ الْآفَاتِ وَ لَا یُمْسِی إِلَّا مُعَافًی بِدِینِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی که کارش را به خداوند واگذارد در آسایش همیشگی قرار خواهد گرفت، و همواره در زندگی لذّت‌بخشی به سر خواهد بود، کسی که کارها را از روی حقیقت تفویض می‌کند همّتش بسیار عالی می‌باشد ... خداوند متعال در قرآن مجید درباره‌ی مؤمن آل فرعون فرمود: وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ، فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ؛ تفویض پنج حرف دارد و هر حرفی نشانه حکمی است، هرکس به حرفی از آن عمل کند آن حکم را به‌جای آورده است، تاء نشانه‌ی ترک تدبیر امور دنیا می‌باشد، فاء فانی‌شدن هر همّتی است جز همّتی که انسان را به خدا برساند. و او نشانه‌ی وفاء به عهد و تصدیق وعده‌ها می‌باشد، و یا نشانه‌ی یأس از خویشتن و یقین به خدا است، و ضاد نشانه‌ی ضمیر پاک و ضرورت نیاز به خداوند می‌باشد، مفوّض کسی را گویند که صبح می‌کند و از آفات به دور است، و شب‌ها با عافیت از دین به سر می‌برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۴ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۴۹/ مصباح الشریعهًْ، ص۱۷۵/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- مُحَمَّدُ‌بْنُ‌حُمْرَانَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ: عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَی أَرْبَع ... وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُکِرَ بِهِ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- من در شگفتم از کسی که از چهار چیز ناراحت است، چگونه خود را در پناه چهار چیز دیگر قرار نمی‌دهد و تعجّب دارم از کسی که درباره او مکر و حیله می‌شود، چرا خود را در پناه این آیه قرار نمی‌دهد وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ با اینکه دنبال این جمله فرموده است: فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۶ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۹۲/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۳۹۹/ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۲۱/ الأمالی للصدوق، ص۶/ نورالثقلین و تحف العقول، ص۴۴۵؛ «بتفاوت لفظی»/ الخصال، ج۱، ص۲۱۸/ روضهًْ الواعظین، ج۲، ص۴۵۰

۳

(غافر/ ۴۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْإِیمَانُ أَرْبَعَهًُْ أَرْکَانٍ التَّوَکُّلُ عَلَی اللَّهِ عزّوجلّ وَ الرِّضَا بِقَضَائِهِ وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ التَّفْوِیضُ إِلَی اللَّهِ قَالَ عَبْدٌ صَالِحٌ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ ... فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

 

امام رضا (علیه السلام)- ایمان چهار رکن دارد، توکّل بر خداوند، رضایت به خواسته‌های او و تسلیم در برابر اوامر او، و واگذاری امور به او، یکی از بندگان شایسته گفت: أُفَوِّضُ أَمْری إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصیرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۶ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۳۵/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۳۸/ قرب الإسناد، ص۱۵۵

 

آیه فَوَقاهُ اللهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ [45]

 

خداوند او را از توطئه‌هاى شوم آن‌ها نگه داشت، و عذاب شديدى فرعونيان را فراگرفت.

۱

(غافر/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا فَقَالَ أَمَا لَقَدْ بَسَطُوا عَلَیْهِ وَ قَتَلُوهُ وَ لَکِنْ أَ تَدْرُونَ مَا وَقَاهُ وَقَاهُ أَنْ یَفْتِنُوهُ فِی دِینِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: فَوقَاهُ اللهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا فرمود: «بدانید که آن‌ها بر او چیره شدند و او را کشتند. امّا آیا می‌دانید خداوند او را از چه چیزی حفظ کرد؟ از این که او را در دینش دچار انحراف و فتنه گردانند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۶ الکافی، ج۲، ص۲۱۵/ مستدرک الوسایل، ج۲، ص۴۰۸/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۶۳/ مشکاهًْ الأنوار، ص۱۰۷/ القمی، ج۲، ص۲۵۸؛ «بتفاوت لفظی»/ المحاسن، ج۱، ص۲۱۹/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ الْمُسْلِمَ لَا یَقْضِی اللَّهُ عزّوجلّ لَهُ قَضَاءً إِلَّا کَانَ خَیْراً لَهُ وَ إِنْ مَلَکَ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا کَانَ خَیْراً لَهُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا ثُمَّ قَالَ أَمْ وَ اللَّهِ لَقَدْ سُلِّطُوا عَلَیْهِ وَ قَتَلُوهُ فَأَمَّا مَا وَقَاهُ اللَّهُ فَوَقَاهُ أَنْ یَفْتِنُوهُ فِی دِینِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مسلمان هرچه خداوند برایش اراده کند خیر می‌باشد و اگر مشرق و مغرب را در اختیار گیرد برایش خیر است. بعد این آیه‌ی شریفه را تلاوت کردند: فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا به خدا سوگند آن‌ها بر او مسلّط شدند و او را کشتند، امّا نتوانستند در دین او رخنه ایجاد کنند و او را بفریبند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۶ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۶۰/ المؤمن، ص۱۵

۳

(غافر/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَی أَرْبَع ... وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُکِرَ بِهِ کَیْفَ لَا یَفْزَعُ إِلَی قَوْلِهِ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّی سَمِعْتُ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- من در شگفتم از کسی که از چهار چیز ناراحت است؛ چگونه خود را در پناه چهار چیز دیگر قرار نمی‌دهد و تعجّب دارم از کسی که درباره او مکر و حیله می‌شود، چرا خود را در پناه این آیه قرار نمی‌دهد؛ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِی إِلَی اللهِ إِنَّ اللهَ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ با اینکه دنبال این جمله فرموده: فَوَقاهُ اللهُ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۹۰/ الأمالی للصدوق، ص۶/ الخصال، ج۱، ص۲۱۸/ روضهًْ الواعظین، ج۲، ص۴۵۰/ مشکاهًْ الأنوار، ص۱۱۹/ المصباح للکفعمی، ص۱۹۵/ نورالثقلین

۴

(غافر/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ قَالَ بَعْضُ الْمُخَالِفِینَ بِحَضْرَهًِْ الصَّادِقِ (علیه السلام) لِرَجُلٍ مِنَ الشِّیعَهًِْ مَا تَقُولُ فِی الْعَشَرَهًِْ مِنَ الصَّحَابَهًِْ قَالَ أَقُولُ فِیهِمُ الْخَیْرَ الْجَمِیلَ الَّذِی یَحُطُّ اللَّهُ بِهِ سَیِّئَاتِی وَ یَرْفَعُ بِهِ دَرَجَاتِی ... فَقَالَ بَعْضُ أَصْحَابِ الصَّادِقِ (علیه السلام)یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا عَقَلْنَا مِنْ کَلَامِ هَذَا إِلَّا مُوَافَقَهًَْ صَاحِبِنَا لِهَذَا الْمُتَعَنِّتِ النَّاصِبِ فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) ... وَ لَقَدْ کَانَ لِحِزْقِیلَ الْمُؤْمِنِ مَعَ
 قَوْمِ فِرْعَوْنَ الَّذِینَ وَشَوْا بِهِ إِلَی فِرْعَوْنَ مِثْلُ هَذِهِ التَّوْرِیَهًْ ... فَوَشَی بِهِ الْوَاشُونَ إِلَی فِرْعَوْنَ وَ قَالُوا إِنَّ حِزْقِیلَ یَدْعُو إِلَی مُخَالَفَتِکَ وَ یُعِینُ أَعْدَاءَکَ إِلَی مُضَادَّتِکَ فَقَالَ لَهُمْ فِرْعَوْنُ هُوَ ابْنُ عَمِّی وَ خَلِیفَتِی عَلَی مُلْکِی وَ وَلِیُّ عَهْدِی إِنْ فَعَلَ مَا قُلْتُمْ فَقَدِ اسْتَحَقَّ أَشَدَّ الْعَذَابِ عَلَی کُفْرِهِ لِنِعْمَتِی وَ إِنْ کُنْتُمْ عَلَیْهِ کَاذِبِینَ فَقَدِ اسْتَحْقَقْتُمْ أَشَدَّ الْعَذَاب ... فَجَاءَ بِحِزْقِیلَ وَ جَاءَ بِهِمْ وَ کَاشَفوُهُ وَ قَالُوا أَنْتَ تَجْحَدُ رُبُوبِیَّهًَْ فِرْعَوْنَ الْمَلِکِ وَ تَکْفُرُ نَعْمَاءَهُ فَقَالَ حِزْقِیلُ أَیُّهَا الْمَلِکُ هَلْ جَرَّبْتَ عَلَیَّ کَذِباً قَطُّ قَالَ لَا قَالَ فَسَلْهُمْ مَنْ رَبُّهُمْ قَالُوا فِرْعَوْنُ هَذَا قَالَ لَهُمْ وَ مَنْ خَالِقُکُمْ قَالُوا فِرْعَوْنُ هَذَا قَالَ وَ مَنْ رَازِقُکُمُ الْکَافِلُ لِمَعَایِشِکُمْ وَ الدَّافِعُ عَنْکُمْ مَکَارِهَکُمْ قَالُوا فِرْعَوْنُ هَذَا قَالَ حِزْقِیلُ أَیُّهَا الْمَلِکُ فَأُشْهِدُکَ وَ مَنْ حَضَرَکَ أَنَّ رَبَّهُمْ هُوَ رَبِّی وَ أَنَّ خَالِقَهُمْ هُوَ خَالِقِی وَ رَازِقَهُمْ هُوَ رَازِقِی وَ مُصْلِحَ مَعَایِشِهِمْ هُوَ مُصْلِحُ مَعَایِشِی لَا رَبَّ لِی وَ لَا خَالِقَ وَ لَا رَازِقَ غَیْرُ رَبِّهِمْ وَ خَالِقِهِمْ وَ رَازِقِهِمْ وَ أُشْهِدُکَ وَ مَنْ حَضَرَکَ أَنَّ کُلَّ رَبٍّ وَ خَالِقٍ وَ رَازِقٍ سِوَی رَبِّهِمْ وَ خَالِقِهِمْ وَ رَازِقِهِمْ فَأَنَا بَرِیءٌ مِنْهُ وَ مِنْ رُبُوبِیَّتِهِ وَ کَافِرٌ بِإِلَهِیَّتِهِ وَ قَالَ حِزْقِیلُ هَذَا وَ هُوَ یَعْنِی أَنَّ رَبَّهُمْ هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَ هُوَ لَمْ یَقُلْ إِنَّ الَّذِی قَالُوا هُمْ إِنَّهُ هُوَ رَبُّهُمْ هُوَ رَبِّی وَ خَفِیَ هَذَا الْمَعْنَی عَلَی فِرْعَوْنَ وَ مَنْ حَضَرَهُ وَ تَوَهَّمُوا أَنَّهُ یَقُولُ فِرْعَوْنُ رَبِّی وَ خَالِقِی وَ رَازِقِی فَقَالَ لَهُمْ یَا رِجَالَ السَّوْءِ وَ یَا طُلَّابَ الْفَسَادِ فِی مُلْکِی وَ مُرِیدِی الْفِتْنَهًِْ بَیْنِی وَ بَیْنَ ابْنِ عَمِّی وَ عَضُدِی أَنْتُمُ الْمُسْتَحِقُّونَ لِعَذَابِی لِإِرَادَتِکُمْ فَسَادَ أَمْرِی وَ إِهْلَاکَ ابْنِ عَمِّی وَ الْفَتَّ فِی عَضُدِی ثُمَّ أَمَرَ بِالْأَوْتَادِ فَجُعِلَ فِی سَاقِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ وَتِدٌ وَ فِی صَدْرِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ وَتِدٌ وَ أَمَرَ أَصْحَابَ أَمْشَاطِ الْحَدِیدِ فَشَقُّوا بِهَا لُحُومَهُمْ مِنْ أَبْدَانِهِمْ فَلِذَلِکَ قَالَ اللَّهُ فَوَقاهُ اللهُ یَعْنِی حِزْقِیلَ سَیِّئاتِ ما مَکَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمُ الَّذِینَ وَشَوْا إِلَی فِرْعَوْنَ لِیُهْلِکُوهُ وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ وَ هُمُ الَّذِینَ وَشَوْا بِحِزْقِیلَ إِلَیْهِ لَمَّا أَوْتَدَ فِیهِمْ مِنَ الْأَوْتَادِ وَ مَشَطَ عَنْ أَبْدَانِهِمْ لُحُومَهُمْ بِالْأَمْشَاطِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام حسن عسکری (علیه السلام) نقل است که فرمود: «روزی فردی از مخالفین ما در حضور امام صادق (علیه السلام) به یکی از شیعیان گفت: «درباره‌ی آن ده نفر از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چه می‌گویی»؟! شیعه گفت: «سخن خیر و نیکویی که خداوند به‌واسطه‌ی آن گناهانم را بریزاند و درجاتم را رفعت بخشد». یکی از یاران امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما از این سخنان، جز موافقت آن مرد شیعه با آن فرد مخالف اهل بیت (علیهم السلام)، چیزی نفهمیدیم». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «افراد سخن‌چینی نزد فرعون از او بدگویی کردند و گفتند: «حزقیل، مردم را به مخالفت با تو فرا می‌خواند و به دشمنانت علیه تو کمک می‌کند. فرعون به آن‌ها گفت: «او پسرعمو و جانشین من در پادشاهی و ولیعهد من است. اگر آن‌گونه که می‌گویید عمل کرده باشد، به علّت ناسپاسی نسبت به لطف و نعمت‌های من سزاوار شکنجه است. امّا اگر دروغ گفته باشید، به علّت بدگویی از او، شایسته‌ی شدیدترین شکنجه‌ها هستید ...». او حزقیل را فراخواند و با آن‌ها رودررو کرد. آن‌ها گفتند: «تو خدایی فرعون را انکار می‌کنی و نسبت به نعمت‌هایش کفر می‌ورزی». حزقیل گفت: «ای پادشاه! آیا هرگز دیده‌ای که من دروغ بگویم»؟ فرعون پاسخ داد: «خیر»! حزقیل گفت: «از آن‌ها بپرس پروردگارشان کیست»؟ آن‌ها پاسخ دادند: «فرعون! پرسید: آفریدگارتان کیست»؟ پاسخ دادند: «فرعون»! پرسید: «روزی‌دهنده‌تان که دادن رزق و روزی به شما و دورکردن دشواری‌ها از شما را به عهده دارد، کیست»؟ پاسخ دادند: «فرعون»! حزقیل گفت: «ای پادشاه! من در برابر تو و همه‌ی کسانی که در محضر تو حضور دارند شهادت می‌دهم که پروردگارشان پروردگار من، آفریدگارشان، آفریدگار من، روزی‌دهنده‌شان، رازق من و اصلاح‌کننده‌ی زندگی آن‌ها، همان اصلاح‌کننده‌ی زندگی من است. جز پروردگار، آفریننده و روزی‌دهنده‌ی آن‌ها، پروردگار، آفریدگار و روزی‌دهنده‌ای ندارم و من شما و همه‌ی حاضران در محضرت را به‌عنوان شاهد قرار می‌دهم که از باورداشتن و اعتقاد به هر پروردگار، آفریننده و روزی‌دهنده‌ای جز پروردگار، آفریننده و روزی‌دهنده آن‌ها برائت می‌جویم و به خدایی‌اش هیچ اعتقادی ندارم». منظور حزقیل این بود که خدای آن‌ها الله است که پروردگار من است و نگفت کسی که آن‌ها ادّعا می‌کنند خدایشان است، خدای من نیز هست. این امر از دید فرعون و افراد حاضر در محضرش پنهان ماند و گمان کردند که او می‌گوید: «فرعون، پروردگار، آفریننده و روزی‌دهنده من است». فرعون به آن‌ها گفت: «ای مردان بدسرشت! ای کسانی که می‌خواهید پادشاهی مرا به تباهی بکشید و میان من و پسر عمو و پشتیبانم اختلاف و فتنه ایجاد کنید! فقط شما سزاوار شکنجه من هستید. زیرا شما می‌خواستید پادشاهی مرا تباه کنید و پسرعمویم را به کشتن دهید و مرا از داشتن حامی و پشتیبان محروم کنید. سپس دستور داد تا میخ بیاورند و در پا و سینه هریک از آن‌ها میخی فرو کردند. سپس مأموران دیگرش را که شانه‌های آهنین در دست داشتند فراخواند تا آن‌ها به‌وسیله‌ی آن شانه‌ها گوشت بدنشان را بشکافند. این معنی آیه‌ی فَوقَاهُ اللهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا وحَاقَ بِآل فِرْعَونَ سُوءُ العَذَابِ است. یعنی خداوند حزقیل را از نتایج بد سخن‌چینی و بدگویی بدخواهان نزد فرعون که می‌خواستند او را به هلاکت برسانند حفظ کرد و یاران فرعون را که از حزقیل بدگویی کرده بودند، به بدترین عذاب گرفتار کرد و به بدن‌هایشان میخ‌ها زده شد و گوشت بدنشان به وسیله‌ی شانه از بدن جدا گردید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۱۶ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۶۲/ الإمام العسکری، ص۳۵۸/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۷۰/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۵۸؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ [46]

 

[عذاب آن‌ها] آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه مى‌شوند؛ و روزى كه قيامت برپا شود [مى‌فرمايد]: «فرعونيان را در سخت‌ترين عذاب‌ها وارد كنيد».

آتش هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شود و روزی که رستاخیز برپا شود

۱ -۱

(غافر/ ۴۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- جَاءَ جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ إِسْرَافِیلُ (علیهم السلام) بِالْبُرَاقِ ... فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ مَضَیْتُ فَإِذَا أَنَا بِأَقْوَامٍ یُرِیدُ أَحَدُهُمْ أَنْ یَقُومَ فَلَا یَقْدِرُ مِنْ عِظَمِ بَطْنِهِ فَقُلْتُ مَنْ هَؤُلَاءِ یَا جَبْرَئِیلُ قَالَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ وَ إِذَا هُمْ بِسَبِیلِ آلِ فِرْعَوْنَ یُعْرَضُونَ عَلَی النَّارِ غُدُوًّا وَ عَشِیًّا یَقُولُونَ رَبَّنَا مَتَی تَقُومُ السَّاعَة.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل با براق [نام اسبی است] آمدند ... سپس به راهم ادامه دادم تا اینکه به گروهی رسیدم که هرگاه یکی از آنان می‌خواست از جایش برخیزد، به علّت بزرگی شکمش قادر به این کار نبود. من پرسیدم: «ای جبرئیل! این‌ها کیستند»؟ پاسخ داد: «این‌ها همان کسانی هستند که ربا می‌خوردند و در روز قیامت مانند کسی که شیطان او را به زمین زده و دچار جنون کرده باشد از قبر برمی‌خیزند. یُعْرَضُونَ عَلَی النَّارِ غُدُوًّا وَ عَشِیًّا یَقُولُونَ رَبَّنَا مَتَی تَقُومُ السَّاعَة».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۲۳/ بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۱۱۶/ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳۹/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(غافر/ ۴۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الرَّدُّ عَلَی مَنْ أَنْکَرَ الثَّوَابَ وَ الْعِقَابَ فِی الدُّنْیَا بَعْدَ الْمَوْتِ قَبْلَ الْقِیَامَهًِْ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَوْمَ یَأْتِ لا تَکَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِیٌّ وَ سَعِیدٌ فَأَمَّا الَّذِینَ شَقُوا فَفِی النَّارِ لَهُمْ فِیها زَفِیرٌ وَ شَهِیقٌ خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ ... وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا فَفِی الْجَنَّةِ خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّکَ یَعْنِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ قَبْلَ الْقِیَامَهًِْ فَإِذَا کَانَتِ الْقِیَامَهًُْ بُدِّلَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ وَ هُوَ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ وَ هُوَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ بَیْنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ وَ مِثْلُهُ قَوْلُهُ تَعَالَی النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ وَ الْغُدُوُّ وَ الْعَشِیُّ لَا یَکُونَانِ فِی الْقِیَامَهًِْ الَّتِی هِیَ دَارُ الْخُلُودِ وَ إِنَّمَا یَکُونَانِ فِی الدُّنْیَا.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: برای ردّ منکرین ثواب و عقاب پس از مرگ و قبل از قیامت، این کلام حقّ تعالی کافی است: آن روز که [قیامت و زمان مجازات] فرا رسد، هیچ کس جز به اجازه او سخن نمی‌گوید گروهی بدبختند و گروهی خوشبخت! امّا آن‌ها که بدبخت شدند، در آتشند و برای آنان در آنجا، «زفیر» و «شهیق» [ناله‌های طولانی دم و بازدم] است ... جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمان‌ها و زمین برپاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هرچه را بخواهد انجام می‌دهد! امّا آنها که خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست. (هود/۱۰۸-۱۰۵) یعنی آسمان‌ها و زمین قبل از روز قیامت، به آسمان و زمین دیگری تبدیل می‌شود، و نیز خداوند می‌فرماید: پشت سر آنان برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند! (مؤمنون/۱۰۰) و آن امری بین دو امر است، پاداش و کیفر بین دنیا و آخرت. خدای متعال می‌فرماید: النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا صبح و شام در قیامت که خانه‌ی ابدی است، وجود ندارد، بلکه این امر تنها در در دنیا صدق می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۴۵/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۸۳

۱ -۳

(غافر/ ۴۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا قَالَ ذَلِکَ فِی الدُّنْیَا قَبْلَ الْقِیَامَهًِْ وَ ذَلِکَ أَنَّ فِی الْقِیَامَهًِْ لَا یَکُونُ غُدُوّاً وَ لَا عَشِیّاً لِأَنَّ الْغُدُوَّ وَ الْعِشَاءَ إِنَّمَا یَکُونُ فِی الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ لَیْسَ فِی جِنَانِ الْخُلْدِ وَ نِیرَانِهَا شَمْسٌ وَ لَا قَمَرٌ قَالَ وَ قَالَ رَجُلٌ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَا یَقُولُ النَّاسُ فِیهَا فَقَالَ یَقُولُونَ إِنَّهَا فِی نَارِ الْخُلْدِ وَ هُمْ لَا یُعَذَّبُونَ فِیمَا بَیْنَ ذَلِکَ فَقَالَ (علیه السلام) فَهُمْ مِنَ السُّعَدَاءِ فَقِیلَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَکَیْفَ هَذَا فَقَالَ إِنَّمَا هَذَا فِی الدُّنْیَا فَأَمَّا فِی نَارِ الْخُلْدِ فَهُوَ قَوْلُهُ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا گفت: این در دنیا و پیش از قیامت است، و به این دلیل است که در قیامت صبح و شام وجود ندارد زیرا صبح و شام تنها در مورد ماه و خورشید صدق می‌کند و در بهشت جاودان و جهنّم، ماه و خورشیدی وجود ندارد. مردی خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «نظر شما درباره‌ی آیه شریفه النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا چیست»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اهل سنّت درمورد آیه چه می‌گویند»؟ جواب داد: «آن‌ها معتقدند مقصود آتش جهنّم است و ارواح در عالم برزخ عذاب نمی‌شوند». حضرت فرمود: «ارواحی که در عالم برزخ عذاب نمی‌شوند، ارواح اهل سعادت هستند». به حضرت عرض شد: «پس معنای آیه چیست»؟ حضرت فرمود: «عرضه‌کردن آتش به آن‌ها هنگام شب و صبح مربوط به دنیا [و پس از مرگ] است، امّا در مورد آتش جهنّم خداوند در ذیل همین آیه فرموده است: روزی که قیامت برپا شود [می‌فرماید:] «آل فرعون را در سخت‌ترین عذاب‌ها وارد کنید!».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۸۵/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۶۰/ القمی، ج۲، ص۲۵۸ و نورالثقلین؛ «النار یعرضون علیها غدوا... شمس و لاقمر» محذوف/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۵۸

۱ -۴

(غافر/ ۴۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- ذَلِکَ فِی الدُّنْیَا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ لِأَنَّ نَارَ الْقِیَامَهًِْ لَا تَکُونُ غُدُوّاً وَ عَشِیّاً ثُمَّ قَالَ إِنْ کَانُوا إِنَّمَا یُعَذَّبُونَ غُدُوّاً وَ عَشِیّاً فَفِیمَا بَیْنَ ذَلِکَ هُمْ مِنَ السُّعَدَاءِ وَ لَکِنْ هَذَا فِی نَارِ الْبَرْزَخِ قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ أَ لَمْ تَسْمَعْ قَوْلَهُ عزّوجلّ وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهًُْ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- این سزای آن‌ها در دنیا می‌باشد امّا آتش جهنّم منحصر به صبح و شام نخواهد بود. هم اینک آن‌ها در عذاب برزخی به سر می‌برند و فاصله‌ی میان دو نوبت عذاب را در آرامش می‌گذرانند. وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذاب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۸۴/ البرهان

۱ -۵

(غافر/ ۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ أَحَدَکُمْ إِذَا مَاتَ عُرِضَ عَلَیْهِ مَقْعَدُهُ بِالْغَدَاهًِْ وَ الْعَشِیِّ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ إِنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ فَمِنَ النَّارِ یُقَالُ هَذَا مَقْعَدُکَ حَتَّی یَبْعَثَکَ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرگاه یکی از شما از دنیا برود، جایگاهش صبح و شب به او نشان داده می‌شود. چنان‌چه بهشتی باشد، جایگاهش در بهشت و چنان‌چه دوزخی باشد جایگاهش در جهنّم به او نشان داده و گفته می‌شود: این جایگاه توست تا زمانی‌که خداوند در روز قیامت تو را دوباره زنده کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۸۴/ البرهان؛ «الجنه» محذوف و «فمن النار یقال هذا... یوم القیامه» محذوف/ نورالثقلین

۱ -۶

(غافر/ ۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَرْوَاحِ الْمُشْرِکِینَ فَقَالَ: فِی النَّارِ یُعَذَّبُونَ یَقُولُونَ رَبَّنَا لَا تُقِمْ لَنَا السَّاعَهًَْ وَ لَا تُنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا وَ لَا تُلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی ارواح مشرکین سؤال کردم فرمود: «در آتش معذّبند و می‌گویند: پروردگارا قیامت را برپا ننما، وعده‌ای از عذابت به ما داده‌ای قطعی و منجز نساز و باز پسین ما را به پیشینیانمان ملحق نفرما».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۲ الکافی، ج۳، ص۲۴۵/ نورالثقلین؛ «جهنم یعرضون علیها» بدل «بعذبون»

۱ -۷

(غافر/ ۴۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- شَرُّ بِئْرٍ فِی النَّارِ بَرَهُوتُ الَّذِی فِیهِ أَرْوَاحُ الْکُفَّار.

 

امام علی (علیه السلام)- بدترین چاه دوزخ، برهوت است که ارواح کفّار در آن جای دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۲ الکافی، ج۳، ص۲۴۶/ نورالثقلین

۱ -۸

(غافر/ ۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا احْتُضِرَ الْکَافِرُ حَضَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ جَبْرَئِیلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ فَیَدْنُو مِنْهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَیَقُولُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ هَذَا کَانَ یُبْغِضُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَأَبْغِضْهُ وَ یَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): یَا جَبْرَئِیلُ إِنَّ هَذَا کَانَ یُبْغِضُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَیْتِ رَسُولِهِ فَأَبْغِضْهُ فَیَقُولُ جَبْرَئِیلُ یَا مَلَکَ الْمَوْتِ إِنَّ هَذَا کَانَ یُبْغِضُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَیْتِ رَسُولِهِ فَأَبْغِضْهُ وَ اعْنُفْ عَلَیْهِ فَیَدْنُو مِنْهُ مَلَکُ الْمَوْتِ فَیَقُولُ یَا عَبْدَ‌اللَّهِ أَخَذْتَ فَکَاکَ رِهَانِکَ أَخَذْتَ أَمَانَ بَرَاءَتِکَ تَمَسَّکْتَ بِالْعِصْمَهًِْ الْکُبْرَی فِی الْحَیَاهًِْ الدُّنْیَا فَیَقُولُ لَا فَیَقُولُ أَبْشِرْ یَا عَدُوَّ اللَّهِ بِسَخَطِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ عَذَابِهِ وَ النَّارِ أَمَّا الَّذِی کُنْتَ تَحْذَرُهُ فَقَدْ نَزَلَ بِکَ ثُمَّ یَسُلُّ نَفْسَهُ سَلًّا عَنِیفاً ثُمَّ یُوَکِّلُ بِرُوحِهِ ثَلَاثَمِائَهًِْ شَیْطَانٍ کُلُّهُمْ یَبْزُقُ فِی وَجْهِهِ وَ یَتَأَذَّی بِرُوحِهِ فَإِذَا وُضِعَ فِی قَبْرِهِ فُتِحَ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ النَّارِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِ مِنْ قَیْحِهَا وَ لَهَبِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- موقعی که وقت جان‌دادن شخص کافر می‌رسد پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) مرتضی و جبرئیل و ملک‌الموت نزد او می‌آیند. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نزدیک وی می‌رود و می‌گوید: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این شخص بغض ما اهل بیت را دارد، تو نیز بغض او را داشته باش». پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به جبرئیل می‌فرماید: «این شخص بغض خدا و رسول او (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت وی را دارد، تو نیز بغض وی را داشته باش و با او به خشونت رفتار کن». ملک‌الموت نزدیک او می‌رود و می‌گوید: «ای بنده‌ی خدا! آیا برات آزادی خود را از آتش جهنّم گرفته‌ای؟ آیا امان نامه‌ی برائت خود را از دوزخ گرفته‌ای؟ آیا در دنیا به عصمت کبری (یعنی ولایت و محبّت محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل محمّد (علیهم السلام)) چنگ زده‌ای»؟ می‌گوید: «کدام عصمت کبری»؟ می‌گوید: «ولایت و دوستی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)». آن شخص کافر می‌گوید: «من آن را نمی‌شناسم و به آن معتقد نیستم». جبرئیل می‌گوید: «ای دشمن خدا! تو معتقد به آن نیستی!؟ ای دشمن خدا مژده باد تو را به سخط و عذاب دوزخ خدا، آنچه را که به آن توجّه داشتی فوت شد. و آنچه که از آن خائف بودی دچار تو شد». سپس او را با خشونت و سختی قبض روح می‌کند و تعداد صد شیطان را بروج وی موکّل می‌نماید تا آب دهان به صورتش بیندازند و از بوی بد او متأذی و ناراحت شود. وقتی او را در قبر می‌گذارند یکی از درهای جهنّم به رویش باز می‌شود و از شعله‌ی جهنّم داخل قبر او خواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۲ الکافی، ج۳، ص۱۳۲/ نورالثقلین

۱ -۹

(غافر/ ۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَجِیءُ الْمَلَکَانِ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ إِلَی الْمَیِّتِ حِینَ یُدْفَن وَ إِذَا کَانَ الرَّجُلُ کَافِراً دَخَلَا عَلَیْهِ وَ أُقِیمَ الشَّیْطَانُ بَیْنَ یَدَیْهِ عَیْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ فَیَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّکَ وَ مَا دِینُکَ وَ مَا تَقُولُ فِی هَذَا الرَّجُلِ الَّذِی قَدْ خَرَجَ مِنْ بَیْنَ ظَهْرَانَیْکُمْ فَیَقُولُ لَا أَدْرِی فَیُخَلِّیَانِ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الشَّیْطَانِ فَیُسَلِّطُ عَلَیْهِ فِی قَبْرِهِ تِسْعَهًًْ وَ تِسْعِینَ تِنِّیناً لَوْ أَنَّ تِنِّیناً وَاحِداً مِنْهَا نَفَخَ فِی الْأَرْضِ مَا أَنْبَتَتْ شَجَراً أَبَداً وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَی النَّارِ وَ یَرَی مَقْعَدَهُ فِیهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: دو فرشته منکر و نکیر نزد میّت در هنگامی که دفن می‌شود، می‌آیند؛.. اگر او کافر باشد، بر او وارد می‌شوند؛ درحالی‌که شیطان چونان دودی در کنار دیدگان او نشسته است. از او می‌پرسند: «پرودگار تو کیست و دین تو چیست؟ درباره این شخص که در میان شما بیرون آمده [و ادّعای نبوت دارد] چه می‌گویی»؟ می‌گوید: «نمی‌دانم»! [در این هنگام] بین او و شیطان را خالی می‌کنند، و بر او در قبر نودونُه مار بزرگ را مسلّط می‌سازند، که اگر یکی از این مارها در زمین نفس بکشد، هرگز درختی نخواهد رویید. و دیدگان او را به سوی آتش می‌گشایند و او جایگاه خود را در آن می‌بیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۲ الکافی، ج۳، ص۲۳۷/ نورالثقلین

۱ -۱۰

(غافر/ ۴۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَصْلَحَکَ اللَّهُ مَنِ الْمَسْئُولُونَ فِی قُبُورِهِمْ؟ قَالَ: مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ وَ مَنْ مَحَضَ الْکُفْرَ. قَالَ: قُلْتُ: فَبَقِیَّهًُْ هَذَا الْخَلْقِ؟ قَالَ: یُلْهَی وَ اللَّهِ عَنْهُمْ مَا یُعْبَأُ بِهِمْ. قَالَ: قُلْتُ: وَ عَمَّ یُسْأَلُونَ؟ قَالَ: عَنِ الْحُجَّهًِْ الْقَائِمَهًِْ بَیْنَ أَظْهُرِکُمْ، فَیُقَالُ لِلْمُؤْمِنِ: مَا تَقُولُ فِی فُلَانِ‌بْنِ‌فُلَانٍ؟ فَیَقُولُ: ذَاکَ إِمَامِی. فَیُقَالُ: نَمْ أَنَامَ اللَّهُ عَیْنَکَ. وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ الْجَنَّهًِْ فَمَا یَزَالُ یُتْحِفُهُ مِنْ رَوْحِهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ. وَ یُقَالُ لِلْکَافِرِ: مَا تَقُولُ فِی فُلَانِ‌بْنِ‌فُلَانٍ؟ قَالَ: فَیَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ بِهِ وَ مَا أَدْرِی مَا هُوَ؟ فَیُقَالُ لَهُ: لَا دَرَیْتَ. قَالَ: وَ یُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ النَّارِ فَلَا یَزَالُ یُتْحِفُهُ مِنْ حَرِّهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبکر حضرمی گوید: خدمت امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «خداوند شما را اصلاح کند، در قبر از چه کسانی سؤال می‌شود»؟ فرمود: «سؤال نمی‌شود مگر از کسانی که ایمان محض داشته و یا کافر محض بودند». عرض کردم: «پس وضع دیگران چگونه است»؟ فرمود: «به خدا قسم به حال خود واگذار می‌شوند و به آنان توجّهی نمی‌شود». گفتم: «از چه چیز دیگری پرسش می‌شوند»؟ فرمود: «از حجّت خدا که در میان آن‌هاست. پس به مؤمن گفته می‌شود: درباره‌ی آن شخص (امام عصرت) چه می‌گویی»؟ مؤمن می‌گوید: «او امام من است». پس به او گفته می‌شود: «بخواب، خدا خواب را بر تو گوارا گرداند»، و دری از بهشت به روی او باز می‌شود و پیوسته تا قیامت نسیمی از آن بر او ارزانی داشته می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۴ الکافی، ج۳، ص۲۳۷/ نورالثقلین

۱ -۱۱

(غافر/ ۴۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- یُقَالُ لِلْمُؤْمِنِ فِی قَبْرِهِ: مَنْ رَبُّکَ؟ ... وَ یُقَالُ لِلْکَافِرِ: مَنْ رَبُّکَ؟ فَیَقُولُ: اللَّهُ. فَیُقَالُ: مَنْ نَبِیُّکَ؟ فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله). فَیُقَالُ: مَا دِینُکَ؟ فَیَقُولُ: الْإِسْلَامُ. فَیُقَالُ: مِنْ أَیْنَ عَلِمْتَ ذَلِکَ؟ فَیَقُولُ: سَمِعْتُ النَّاسَ یَقُولُونَ فَقُلْتُ. فَیَضْرِبَانِهِ بِمِرْزَبَهًٍْ لَوِ اجْتَمَعَ عَلَیْهَا الثَّقَلَانِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ لَمْ یُطِیقُوهَا. قَالَ: فَیَذُوبُ کَمَا یَذُوبُ الرَّصَاصُ ثُمَّ یُعِیدَانِ فِیهِ الرُّوحَ فَیُوضَعُ قَلْبُهُ بَیْنَ لَوْحَیْنِ مِنْ نَارٍ فَیَقُولُ: یَا رَبِّ أَخِّرْ قِیَامَ السَّاعَهًْ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- به مؤمن در قبرش می‌گوید: «پروردگارت کیست»؟ ... و به شخص کافر [در قبر] گفته می‌شود: «کیست پروردگار تو»؟ می‌گوید: «خدا»، پس گفته می‌شود: «کیست پیغمبر تو»؟ می‌گوید: «محمّد (صلی الله علیه و آله)». پس گفته می‌شود: «چیست دین تو»؟ می‌گوید: «اسلام»، پس به او گفته می‌شود: «این امور را [که در جواب سؤال و پرسش‌های ما گفتی] از کجا دانستی»؟ می‌گوید: «از مردم شنیدم که چنین می‌گفتند پس من هم آن را گفتم [و کافر چون به خدا و به سایر اصول عقاید اعتقاد ندارد و آنچه که اظهار می‌کند یا دروغ و یا از روی نفاق است] پس دو فرشته‌ی سؤال او را با عمودی چنان می‌زنند که اگر جنّ و انس برای تحمّل آن جمع شوند طاقت و توانایی بر آن نیاورند». حضرت فرمود: «پس آب می‌شود آنچنان که قلع و ارزیز [به‌واسطه‌ی حرارت آتش] آب می‌شود، سپس روح او را به بدنش برمی‌گردانند و قلب او را میان دو لوح از آتش می‌گذارند پس می‌گوید: «پروردگارا قیامت را به تأخیر انداز. [چون عذاب قبر او نسبت به عذاب روز قیامت اندک و ناچیز است از خداوند می‌خواهد که روز قیامت به تأخیر افتد]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۴ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۶۳/ نورالثقلین

۱ -۱۲

(غافر/ ۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَنَانِ‌بْنِ‌سَدِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ... ثُمَّ قَالَ عَلَی أَبِی‌الْخَطَّابِ لَعْنَهًُْ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهًِْ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ فَأَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنَّهُ کَافِرٌ فَاسِقٌ مُشْرِکٌ وَ أَنَّهُ یُحْشَرُ مَعَ فِرْعَوْنَ فِی أَشَدِّ الْعَذَابِ غُدُوًّا وَ عَشِیًّا ثُمَّ قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَنْفَسُ عَلَی أَجْسَادٍ أُصْلِیَتْ مَعَهُ النَّارَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حنان‌بن‌سدیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر ابوالخطاب باشد من گواهی می‌دهم که او فاسق و کافر است و با فرعون محشور می‌شود و شب و روز دچار عذابی سخت است. به خدا من افسوس می‌خورم بر پیکرهایی که با او در آتش خواهند افتاد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۸۰

آل

۲ -۱

(غافر/ ۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ مَنِ الْآلُ قَالَ ذُرِّیَّهًُْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ قُلْتُ فَمَنِ الْأَهْلُ قَالَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) فَقُلْتُ قَوْلُهُ عزّوجلّ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ قَالَ وَ اللَّهِ مَا عَنَی إِلَّا ابْنَتَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌سلیمان دیلمی از پدرش نقل کرده است: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم مصادیق آل چه کسانی هستند»؟ حضرت پاسخ داد: «نسل پیامبر (صلی الله علیه و آله)». آنگاه پرسیدم: «پس «اهل» کیستند»؟ حضرت فرمود: «ائمه (علیهم السلام)». باز هم سؤال کردم: «پس منظور از آل در آیه‌ی أَدْخِلوا آل فِرْعَونَ أَشَدَّ العَذَابِ چیست»؟ ایشان فرمود: «به خدا قسم! منظور فقط دختر فرعون بوده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۶ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۱۶/ معانی الأخبار، ص۹۴/ البرهان/ متشابه القرآن، ج۲، ص۶۰

 

آیه وَ إِذْ يَتَحاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصيباً مِنَ النَّارِ [47]

 

[به خاطر بياور] هنگامى را كه در آتش دوزخ با هم به گفتگو و ستيزه مى‌پردازند؛ ضعيفان به مستكبران مى‌گويند: «ما پيرو شما بوديم، آيا شما [امروز] سهمى از آتش را به‌جاى ما پذيرا مى‌شويد»؟!

۱

(غافر/ ۴۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ قَالَ تَعَالَی وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذابِ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ قالُوا لَوْ هَدانَا اللَّهُ لَهَدَیْناکُمْ أَ فَتَدْرُونَ الِاسْتِکْبَارَ مَا هُوَ هُوَ تَرْکُ الطَّاعَهًِْ لِمَنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ التَّرَفُّعُ عَلَی مَنْ نُدِبُوا إِلَی مُتَابَعَتِهِ وَ الْقُرْآنُ یَنْطِقُ مِنْ هَذَا عَنْ کَثِیرٍ إِنْ تَدَبَّرَهُ مُتَدَبِّرٌ زَجَرَهُ وَ وَعَظَه.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند متعال فرماید: وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لَکُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا. مستکبرین جواب دهند: «اگر خدا ما را هدایت می‌کرد ما هم شما را هدایت می‌نمودیم» سپس فرمود: «آیا می‌دانید استکبار چیست و معنی آن کدام است؟ استکبار یعنی ترک‌نمودن و پیروی‌نکردن از کسی که خدا امر به پیروی او نموده و سرپیچی‌کردن از فرمان کسی که خدا امر به متابعت او کرده و قرآن کریم در بسیاری از موارد گویای این مطلب است اگر تدبیرکننده در قرآن تدبیر کند و دقّت نماید قرآن او را آگاه نموده و نصیحت فرماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۶ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۱۶/ إقبال الأعمال، ص۴۶۳/ المصباح للکفعمی، ص۶۹۸/ مصباح المتهجد، ص۷۵۶/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۴۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ ذَکَرَ قَوْلَ أَهْلِ النَّارِ فَقَالَ وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِلَی قَوْلِهِ مِنَ النَّارِ فَرَدُّوا عَلَیْهِمْ فَقَالُوا إِنَّا کُلٌّ فِیها إِنَّ اللهَ قَدْ حَکَمَ بَیْنَ الْعِبادِ وَ قَوْلُهُ وَ مَا دُعاءُ الْکَافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ أَیْ بُطْلَانٍ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( سپس به ذکر اهل آتش می‌پردازد و می‌فرماید: و إِذْ یَتَحَاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُول الضُّعَفَاء للذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنَّا کُنَّا لکُمْ تَبَعًا فَهَل أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِیبًا مِّنَ النَّارِ آن‌ها پاسخ می‌دهند و می‌گویند: «إِنَّا کُل فِیهَا إِنَّ اللهَ قَدْ حَکَمَ بَیْنَ العِبَادِ همچنین منظور از ضَلال در عبارت و مَا دُعَاء الکَافِرِینَ إِلا فِی ضَلال؛ بطلان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۶ البرهان

 

آیه قالَ الَّذينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فيها إِنَّ اللهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبادِ [48]

 

مستكبران مى‌گويند: «ما همگى در آن هستيم، زيرا خداوند در ميان بندگانش [به عدالت] حكم كرده است».

 

آیه وَ قالَ الَّذينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْماً مِنَ الْعَذابِ [49]

 

و آن‌ها كه در آتشند به مأموران دوزخ مى‌گويند: «از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد».

 

آیه قالُوا أَ وَ لَمْ تَكُ تَأْتيكُمْ رُسُلُكُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا بَلى قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْكافِرينَ إِلاَّ في ضَلالٍ [50]

 

آن‌ها مى‌گويند: «آيا پيامبران شما با دلايل روشن به سراغتان نيامدند»؟! مى‌گويند: «آرى [آمدند ولى ما نپذيرفتيم]» آن‌ها مى‌گويند: «پس هر‌چه مى‌خواهيد [خدا را] بخوانيد؛ ولى دعاى كافران [به اجابت نمى‌رسد و] جز در گمراهى نيست».

۱

(غافر/ ۵۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- جَابِرِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَال ... فَأَتَیْنَا عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ یَسْأَلُونَهُ الْإِقَالَهًَْ قَالَ فَتَبَسَّمَ (علیه السلام) ثُمَّ تَلَا أَ‌وَ لَمْ تَکُ تَأْتِیکُمْ رُسُلُکُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا بَلی قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَةَ وَ کَلَّمَهُمُ الْمَوْتی وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلًا ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللهُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ فَقُلْتُ سَیِّدِی الْعَجْبُ أَنَّهُمْ لَا یَدْرُونَ مِنْ أَیْنَ أُتُوا قَالَ أَجَلْ ثُمَّ تَلَا فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ وَ هِیَ وَ اللَّهِ آیَاتُنَا وَ هَذِهِ أَحَدُهَا وَ هِیَ وَ اللَّهِ وَلَایَتُنَا یَا جَابِرُ مَا تَقُولُ فِی قَوْمٍ أَمَاتُوا سُنَّتَنَا وَ تَوَالَوْا أَعْدَاءَنَا وَ انْتَهَکُوا حُرْمَتَنَا فَظَلَمُونَا وَ غَصَبُونَا وَ أَحْیَوْا سُنَنَ الظَّالِمِینَ وَ سَارُوا بِسِیرَهًِْ الْفَاسِقِینَ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- جابربن‌یزید جعفی گوید: «امام سجّاد (علیه السلام) تبسّمی نموده این آیه را خواند: و اگر ما فرشتگان را به‌سوی آنان نازل می‌کردیم و مردگان با آنان سخن می‌گفتند و همه چیز را [به گواهی صدق و اعجاز] دسته‌دسته در برابرشان گرد می‌آوردیم باز هم ایمان نمی‌آوردند، مگر آنکه خداوند بخواهد [به اجبار ایمان آورند]، ولی بیشترشان نادانی می‌کنند. (انعام/۱۱۱) گفتم: «آقا تعجّب در این است که نمی‌دانند از کجا دچار چنین بلا شده‌اند». فرمود: «آری بعد این آیه را خواند: پس همان‌گونه که آنان دیدار این روزشان را فراموش کرده و آیات ما را انکار می‌کردند، [ما نیز] امروز آنان را به فراموشی می‌سپاریم. (اعراف/۵۱). به خدا قسم این آیات ما است و این یکی از آن‌ها است این است به خدا، ولایت ما جابر! چه می‌گویی درباره‌ی مردمی که سنّت ما را از بین برده‌اند و با دشمنان ما دوست شده‌اند و احترام ما را نگه نداشته به ما ستم کردند و حقّ ما را غصب کردند و راه و روش ستمکاران را در پیش گرفتند و سیرت فاسقان را عمل می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۲/ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۲۷۸؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(غافر/ ۵۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَشْتَدُّ بِأَهْلِ النَّارِ الْجُوعُ عَلَی مَا هُمْ فِیهِ مِنَ الْعَذَابِ فَیَسْتَغِیثُونَ بِالطَّعَامِ فَیُغَاثُونَ بِطَعَامٍ ذِی غُصَّهًٍْ وَ عَذَابٍ أَلِیمٍ وَ شَرَابٍ مِنْ حَمِیمٍ فَیَقْطَعُ أَمْعَاءَهُمْ فَیَقُولُون لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّکُمْ یُخَفِّفْ عَنَّا یَوْماً مِنَ الْعَذابِ فَیُقَالُ لَهُم أَوَ لَمْ تَکُ تَأْتِیکُمْ رُسُلُکُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا بَلی قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اهل جهنّم در شدّت گرسنگی واقع می‌شوند با آن عذاب‌ها که برای آن‌هاست، طلب طعام می‌کنند. و در مقابل خواسته‌ی آن‌ها طعامی به آن‌ها داده می‌شود که آن را ذی غصّه می‌نامند به جهت اینکه در گلوی آن‌ها می‌ماند و فروبردنش برای آن‌ها سخت است و عذابی دردناک است، و آبی به آن‌ها می‌دهند که از گرمی و داغی احشاء و امعاء آن‌ها را قطعه‌قطعه می‌کند. لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّکُمْ یُخَفِّفْ عَنَّا یَوْماً مِنَ الْعَذابِ فَیُقَالُ لَهُم أَوَ لَمْ تَکُ تَأْتِیکُمْ رُسُلُکُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا بَلی قالُوا فَادْعُوا وَ ما دُعاءُ الْکافِرِینَ إِلَّا فِی ضَلالٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۸ إرشادالقلوب، ج۱، ص۳۶

 

آیه إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهادُ [51]

 

ما به يقين پيامبران خود و كسانى را كه ايمان آورده‌اند، در زندگى دنيا و [در آخرت] روزى كه گواهان به پا مى‌خيزند يارى مى‌دهيم.

۱

(غافر/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- ذَاکَ وَ اللَّهِ فِی الرَّجْعَهًِْ أَ‌مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَنْبِیَاءَ کَثِیرَهًًْ لَمْ یُنْصَرُوا فِی الدُّنْیَا وَ قُتِلُوا وَ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِهِمْ قُتِلُوا وَ لَمْ یُنْصَرُوا فِی الدُّنْیَا وَ ذَلِکَ فِی الرَّجْعَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- به خدا سوگند! آن [نصرت و یاری] در رجعت است. آیا نمی‌دانی که پیامبران بسیاری در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و امامان پس از آنان هم کشته شدند؟ آن [نصرت الهی] در رجعت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷/ القمی، ج۲، ص۲۵۸؛ «و قال علی بن ابراهیم الاشهاده الایمه» محذوف/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴/ نورالثقلین/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۸ و القمی، ج۲، ص۲۵۹؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۲

(غافر/ ۵۱)

 

الباقر (علیه السلام)- نَحْنُ الْأَشْهَاد.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ یَقُولُ الأَشْهَادُ؛ ما گواهان هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۵۱

۳

(غافر/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ قَالَ الرَّاجِفَهًُْ الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ الرَّادِفَهًُْ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَوَّلُ مَنْ یَنْفُضُ عَنْ رَأْسِهِ التُّرَابَ الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) فِی خَمْسَهًٍْ وَ سَبْعِینَ أَلْفاً وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ.

 

 

امام صادق (علیه السلام)- آن روز که زلزله‌های وحشتناک همه چیز را به لرزه درمی‌آورد، و به‌دنبال آن، حادثه دوّمین [صیحه‌ی عظیم محشر] رخ می‌دهد. (نازعات/۷-۶) الرَّاجِفَةُ حسین‌بن‌علی (علیه السلام). و الرَّادِفَةُ علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است. نخستین کسی که در رجعت از قبر بیرون می‌آید و خاک از سر و روی خود می‌تکاند حسین‌بن‌علی (علیه السلام) است که با هفتادوپنج هزار نفر برانگیخته می‌شوند. إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۸ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۰۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۷۳۷/ الفضایل، ص۱۳۹/ فرات الکوفی، ص۵۳۷؛ «تسعین» بدل «سبعین»/ البرهان

۴

(غافر/ ۵۱)

 

الباقر (علیه السلام)- الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْهُمْ وَ لَمْ یُنْصَرْ بَعْدُ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ قُتِلَ قَتَلَهًُْ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ لَمْ یُطْلَبْ بِدَمِهِ بَعْدُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) آیه: إِنَّا لنَنصُرُ رُسُلنَا و الذِینَ آمَنُوا فِی الحَیَاةِ الدُّنْیَا و یَومَ یَقُومُ الأَشْهَادُ را تلاوت کرد و فرمود: «امام حسین (علیه السلام) یکی از آن‌ها بود که کشته شد و او تاکنون یاری نشده است. به خدا قسم! اگرچه قاتلان امام حسین (علیه السلام) کشته شده‌اند، امّا هنوز خونخواهی آن حضرت صورت نگرفته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۲۸ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۲۹۸/ کامل الزیارات، ص۶۳/ البرهان

۵

(غافر/ ۵۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا قَالَ مِنْهُمْ عَلِی‌بن‌أبی‌طالب (علیه السلام).

 

امام رضا (علیه السلام)- در کلام خدای تعالی لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا از آن جمله علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۰ المناقب، ج۲، ص۶۷/ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۶۱

۶

(غافر/ ۵۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمِ‌بْنِ‌قَیْسٍ قَال: صَعِدَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ وَ قَال ... أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُ تَبْلِیغَ الرِّسَالَاتِ، وَ تَنْجِیزَ الْعِدَاتِ، وَ تَمَامَ الْکَلِمَاتِ، وَ فُتِحَتْ لِیَ الْأَسْبَابُ، وَ أُجْرِیَ لِیَ السَّحَابُ، وَ نَظَرْتُ فِی الْمَلَکُوتِ، لَمْ یَعْزُبْ عَنِّی شَیْءٌ فَاتَ وَ لَمْ یَفُتْنِی مَا سَبَقَنِی، وَ لَمْ یَشْرَکْنِی أَحَدٌ فِیمَا أَشْهَدَنِی رَبِّی، أَقُومُ بِهِ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ، وَ بِی یُتِمُّ اللَّهُ مَوْعِدَهُ وَ یُکَمِّلُ کَلِمَاتِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- سلیم‌بن‌قیس گوید: امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر منبر رفت و حمد و ثنای الهی به‌جا آورد و فرمود: «بدانید به خدا قسم، که رساندن رسالت‌ها و انجام وعده‌ها و کامل‌بودن کلمات را دانسته و اسباب برایم گشوده شد و انساب را دانستم و ابر برایم جاری گشت و در ملکوت نظر کردم و چیزی بر من پوشیده نماند که از نظرم مخفی بماند و آنچه پیش از من بوده از نظرم مخفی نماند، و هیچ‌کس در آنچه پروردگارم در روزی که شاهدان به پا می‌خیزند درباره‌ی آن از من گواهی گرفته شریک من نیست. خداوند به‌وسیله‌ی من وعده‌ی خود را تمام می‌کند و کلماتش را به کمال می‌رساند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۰ بحارالأنوار، ج۳۴، ص۲۶۳

 

آیه يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظَّالِمينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ [52]

 

روزى كه عذرخواهى ستمكاران سودى به حالشان نمى‌بخشد؛ و لعنت [و دورى از رحمت الهى] و جايگاه بد براى آنان است.

۱

(غافر/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ أَوَّلُ مَنْ یَنْفُضُ عَنْ رَأْسِهِ التُّرَابَ الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) فِی خَمْسَهًٍْ وَ سَبْعِینَ أَلْفاً وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار.[1]ِ

 

امام صادق (علیه السلام)- نخستین کسی که در رجعت از قبر بیرون می‌آید و خاک از سر و روی خود می‌تکاند حسین‌بن‌علی (علیه السلام) است که با هفتادوپنج هزار نفر برانگیخته می‌شوند. چنان‌که خداوند می‌فرماید: إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهادُ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ یعنی: ما پیغمبران خود و مردم با ایمان را در زندگی دنیا و در روزی که شهیدان برمی‌خیزند یاری می‌کنیم روزی که عذر ستمگران سودی به حال آن‌ها ندارد، لعنت خدا و عاقبت بد؛ برای آن‌هاست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۰ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۰۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۷۳۷/ فرات الکوفی، ص۵۳۷/ الفضایل، ص۱۳۹

۲

(غافر/ ۵۲)

 

السّجّاد (علیه السلام)- یَوْمَ تَبْرُزُ الْأَخْبَارُ وَ تَعْظُمُ الْأَخْطَارُ وَ تُبْلَی الْأَسْرَارُ وَ تُهْتَکُ الْأَسْتَارُ وَ تَشْخَصُ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصَارُ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار.[1]ِ

 

امام سجّاد (علیه السلام)- در روزی که همه‌ی خبرها آشکار شده و خطرات هولناک پدید آید و نهان‌ها بر ملا شود و پرده‌ها فرو افتد و قلب‌ها و چشم‌ها از شدّت ترس از حرکت باز ایستد. یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۰ بحارالأنوار، ج۹۱، ص۱۵۷

 

آیه وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْهُدى وَ أَوْرَثْنا بَني إِسْرائيلَ الْكِتابَ [53]

 

و ما به موسى هدايت بخشيديم، و بنى‌اسرائيل را وارثان كتاب [تورات] قرار داريم.

 

آیه هُدىً وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ [54]

 

كتابى كه مايه‌ی هدايت و تذكّر براى خردمندان بود.

۱

(غافر/ ۵۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- یَا هِشَامُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَشَّرَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ الْفَهْمِ فِی کِتَابِهِ فَقَال ... یَا هِشَامُ ثُمَّ ذَکَرَ أُولِی الْأَلْبَابِ بِأَحْسَنِ الذِّکْرِ وَ حَلَّاهُمْ بِأَحْسَنِ الْحِلْیَهًْ ... وَ قَالَ وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْهُدی وَ أَوْرَثْنا بَنِی إِسْرائِیلَ الْکِتابَ هُدیً وَ ذِکْری لِأُولِی الْأَلْباب.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ای هشام! خدای متعال اهل عقل و فهم را در قرآن بشارت داده و فرموده ... ای هشام، سپس خداوند خردمندان را به بهترین وجه ستوده و آن‌ها را با عالیترین صفت‌ها آراسته‌است ... و فرمود: وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الهُدی وَ أَوْرَثْنا بَنِی إِسْرائِیلَ الْکِتابَ هُدیً* وَ ذِکْری لِأُولِی الْأَلْباب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۰ الکافی، ج۱، ص۱۵

 

آیه فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ [55]

 

پس [اى پيامبر]! صبر و شكيبايى پيشه كن كه وعده‌ی خدا حق است، و براى گناه [ترك اولى] خود استغفار كن، و هر صبح و شام تسبيح و حمد پروردگارت را به‌جا آور.

۱

(غافر/ ۵۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِبْکارِ ... وَ قَالَ ابْنُ‌عَبَّاسُ (رحمة الله علیه) الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ.

 

ابن‌عبّاس ( وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِبْکار؛ منظور نمازهای پنج‌گانه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۲ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۳۲۶

۲

(غافر/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قال الله جل جلاله: یَا ابْنَ آدَمَ (علیه السلام) اذْکُرْنِی بَعْدَ الْغَدَاهًِْ سَاعَهًًْ وَ بَعْدَ الْعَصْرِ سَاعَهًًْ أَکْفِکَ مَا أَهَمَّک.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خدای جلّ جلاله فرماید: «ای پسر آدم (علیه السلام)! یک ساعت در صبح مرا یاد کن و یک ساعت پس از عصر تا آنچه مهّم داری کفایت کنم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۲ بحارالأنوار، ج۸۰، ص۹۹

 

آیه إِنَّ الَّذينَ يُجادِلُونَ في آياتِ اللهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ في صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ [56]

 

كسانى كه در آيات خداوند بدون دليلى كه براى آن‌ها آمده باشد ستيزه‌جويى مى‌كنند، در سينه‌هايشان فقط تكبّر [و غرور] است، و هرگز به خواسته‌ی خود نخواهند رسيد، پس به خدا پناه بر كه او شنوا و بيناست.

۱

(غافر/ ۵۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلاَّ کِبْرٌ مَا هُمْ بِبالِغِیهِ فَقَالَ: عَظَمَهًْ‌ٌ لَا یَبْلُغُوهَا، ثُمَّ هَذِهِ الْعِزَّهًُْ تَقْتَضِی أَعْمَالًا فِی الظَّاهِرِ وَ الْبَاطِنِ وَ هِیَ ثَمَرَاتُهُ وَ یُسَمَّی ذَلِکَ تَکَبُّراً فَإِنَّهُ مَهْمَا عَظُمَ عِنْدَهُ قَدْرُ نَفْسِهِ بِالْإِضَافَهًِْ إِلَی غَیْرِهِ حَقَّرَ مَنْ دُونَهُ وَ ازْدَرَاهُ وَ أَقْصَاهُ مِنْ نَفْسِهِ وَ أَبْعَدَهُ وَ تَرْفَعُ عَنْ مُجَالَسَتِهِ وَ مُؤَاکَلَتِهِ وَ رَأَی أَنَّ حَقَّهُ أَنْ یَقُومَ مَاثِلًا بَیْنَ یَدَیْهِ إِنِ اشْتَدَّ کِبْرُهُ.

 

ابن‌عبّاس ( إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلَّا کِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِیهِ مراد، عظمتی است که بدان نرسند. سپس این عزّت، مقتضی اعمالی در ظاهر و باطن است که همان ثمرات آن است و تکبّر نامیده می‌شود؛ چرا که هرچه منزلت نفسش نسبت به غیر، پیش او بزرگ شود، پایین دست خود را تحقیر و خوار می‌کند و او را از نفس خود دور نموده و عقب می‌راند و از نشستن و با او غذاخوردن، خود را بالاتر می‌بیند. و اگر کبرش شدّت پیدا بکند، به این نظر می‌رسد که حق اوست که شخص مادون او مقابل او به صورت مستخدم حاضر بایستد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۲ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۱۹۳

 

آیه خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ [57]

 

آفرينش آسمان‌ها و زمين از آفرينش انسان‌ها عظيم‌تر است، ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.

 

آیه وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ لاَ الْمُسي‌ءُ قَليلاً ما تَتَذَكَّرُونَ [58]

 

هرگز نابينا و بينا يكسان نيستند؛ و [همچنين] كسانى كه ايمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‌اند با بدكاران؛ هرچند شما كمتر متذكّر مى‌شويد.

 

آیه إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لا رَيْبَ فيها وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ [59]

 

روز رستاخيز به يقين آمدنى است، و شكّى در آن نيست؛ ولى اكثر مردم ايمان نمى‌آورند.

 

آیه وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ [60]

 

پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را اجابت كنم. به يقين كسانى كه از عبادت من تكبّر مى‌ورزند به‌زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‌شوند».

۱

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَهًِْ أَقْسَامٍ کُلٌّ مِنْهَا شَافٍ کَافٍ وَ هِیَ أَمْرٌ وَ زَجْرٌ وَ تَرْغِیبٌ وَ تَرْهِیبٌ وَ جَدَل ... أَمَّا التَّرْهِیبُ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَقَوْلُهُ سُبْحَانَه ... إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند متعال قرآن را بر هفت قسم نازل فرمود که هر کدام آن‌ها شافی و کفایت کننده‌اند که عبارتند از: آیات امر، نهی، ترغیب، ترساندن، جدل ... برخی آیات نیز در ترساندن و تحذیر مردم آمده است، مانند این آیه ... إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۵

فضیلت دعا

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ مَسْعُودٍ لَا تَخْتَرْ عَلَی ذِکْرِ اللَّهِ شَیْئاً فَإِنَ اللَّهَ یَقُولُ ... ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! هیچ‌چیز را بر ذکر خدا بر نگزین که خداوند می‌فرماید:ِ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ مکارم الأخلاق، ص۴۵۶/ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۰۹؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ لَمْ یَکِلْنَا إِلَی أَنْفُسِنَا وَ لَوْ وَکَلَنَا إِلَی أَنْفُسِنَا لَکُنَّا کَبَعْضِ النَّاسِ وَ لَکِنْ نَحْنُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند ما را به خودمان وانگذاشته اگر ما را به خود وا می‌گذاشت مانند سایر مردم بودیم ولی ما کسانی هستیم که خداوند درباره‌ی آن‌ها فرموده: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۱۰/ بصایرالدرجات، ص۴۶۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۹/ البرهان/ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۹۶؛ «بتفاوت لفظی»

دعا همان عبادت است، دعا بافضیلت‌ترین عبادت است

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- ادْعُ وَ لَا تَقُلْ قَدْ فُرِغَ مِنَ الْأَمْرِ فَإِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَهًُْ إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ وَ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دعا کن و نگو کارها تمام شده است، زیرا دعا، همان عبادت است، خدای عزّوجلّ می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ و هم فرموده است: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ الکافی، ج۲، ص۴۶۷/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عِبادَتِی ... فِی هَذِهِ الآیَهًِْ قَالَ هُوَ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهًِْ الدُّعَاء.

 

امام باقر (علیه السلام)- مراد دعا است و بهترین عبادت؛ دعا کردن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۱۸۹

۳

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ... فَأَفْضَلُ الْعِبَادَهًِْ الدُّعَاءُ وَ إِیَّاهُ عَنَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند می‌فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ پس بهترین عبادت، دعاست؛ مخصوصاً اگر از طرف من باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۱۶۹/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۱۷۰؛ «ان الله یقول ادعونی استجب کلم الایه» محذوف

۴

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَفْضَلُ عِبَادَهًِْ أُمَّتِی بَعْدَ قِرَاءَهًِْ الْقُرْآنِ الدُّعَاءُ ثُمَّ قَرَأَ (صلی الله علیه و آله) ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ أَ لَا تَرَی أَنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَهًُْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- افضل عبادت امّت من بعد از قرائت قرآن، دعاکردن است؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ آیا نمی‌بینی که دعا همان عبادت است؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۰۰/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۱۵۹/ الدعوات، ص۱۹

۵

(غافر/ ۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ قَالَ هُوَ الدُّعَاءُ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَهًِْ الدُّعَاءُ قُلْتُ إِنَّ إِبْراهِیمَ (علیه السلام) لَأَوَّاهٌ حَلِیمٌ قَالَ الْأَوَّاهُ هُوَ الدَّعَّاءُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ؛ عبادت و پرستش یعنی دعا و نیایش. نیایش بالاترین جلوه پرستش است. من کلام خدا را مطرح کردم که می‌گوید: «همانا که ابراهیم غمگساری شکیبا بود». ابو جعفر گفت: یعنی از کیفر مردم متأسّف و غمناک می‌شد و برای آنان با تضرع و زاری دعا می‌کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۴ الکافی، ج۲، ص۴۶۶/ عدهًْ الداعی، ص۳۹/ البرهان

۶

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُبَیْدِ‌بْنِ‌زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِیهِ عَنْ رَجُلٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) الدُّعَاءُ هُوَ الْعِبَادَهًُْ الَّتِی قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی ... ادْعُ اللَّهَ عزّوجلّ وَ لَا تَقُلْ إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ قَالَ زُرَارَهًُْ إِنَّمَا یَعْنِی لَا یَمْنَعْکَ إِیمَانُکَ بِالْقَضَاءِ وَ الْقَدَرِ أَنْ تُبَالِغَ بِالدُّعَاءِ وَ تَجْتَهِدَ فِیهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبیدبن‌زراره، از پدرش از فرد دیگری روایت می‌کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود: دعا همان عبادتی است که خداوند درباره آن می‌فرماید: إِنَّ الذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ به درگاه خداوند دعا کن و نگو: دیگر کار تمام شده است. زراره می‌گوید: «منظور آن حضرت این بود که نباید ایمان به قضا و قدر مانع شود که بسیار دعا کنی و جدّ و جهد در دعا داشته باشی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۶ الکافی، ج۲، ص۴۶۷/ البرهان/ نورالثقلین

۷

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ عَنْ جَعْفَرِبْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ قَالَ الدُّعَاءُ بَعْدَ الْفَرِیضَهًِْ إِیَّاکَ أَنْ تَدَعَهُ فَإِنَّ فَضْلَهُ بَعْدَ الْفَرِیضَهًِْ کَفَضْلِ الْفَرِیضَهًِْ عَلَی النَّافِلَهًِْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ فَأَفْضَلُ الْعِبَادَهًِْ الدُّعَاءُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که در مورد آیه­ فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ* وَ إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ فرمود: [منظور از آن،] دعا بعد از نماز واجب است؛ مراقب باش آن را ترک نکنی؛ زیرا فضیلت دعا بعد از نماز واجب، مانند فضیلت نماز واجب نسبت به نماز مستحب است. سپس فرمود: «خداوند فرموده است: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ پس بهترین عبادت، دعاست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۶ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۳۰/ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۳۲۵/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۱۶۶/ نورالثقلین/ البرهان

۸

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مُعَاوِیَهًَْ‌بْنِ‌عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) رَجُلَیْنِ افْتَتَحَا الصَّلَاهًَْ فِی سَاعَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ فَتَلَا هَذَا الْقُرْآنَ فَکَانَتْ تِلَاوَتُهُ أَکْثَرَ مِنْ دُعَائِهِ وَ دَعَا هَذَا أَکْثَرَ فَکَانَ دُعَاؤُهُ أَکْثَرَ مِنْ تِلَاوَتِهِ ثُمَّ انْصَرَفَا فِی سَاعَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ أَیُّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ کُلٌّ فِیهِ فَضْلٌ کُلٌّ حَسَنٌ قُلْتُ إِنِّی قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ کُلًّا حَسَنٌ وَ أَنَّ کُلًّا فِیهِ فَضْلٌ فَقَالَ الدُّعَاءُ أَفْضَلُ أَ‌مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عزّوجلّ وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ هِیَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَهًُْ هِیَ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ هِیَ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ أَ لَیْسَتْ هِیَ الْعِبَادَهًَْ هِیَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَهًُْ هِیَ وَ اللَّهِ الْعِبَادَهًُْ أَ لَیْسَتْ هِیَ أَشَدَّهُنَّ هِیَ وَ اللَّهِ أَشَدُّهُنَّ هِیَ وَ اللَّهِ أَشَدُّهُنَّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معاویهًْ‌بن‌عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «دو مرد در یک لحظه نماز را شروع کردند، و یکی از آن دو از قرآن تلاوت کرد و تلاوتش بیش­تر از دعایش بود، و دیگری دعا کرد و دعایش بیش­تر از تلاوتش بود، سپس در یک لحظه از نماز فارغ شدند، کدام یک از آن دو بهتر است»؟ فرمود: «در هر یک از آن فضلیتی و هر یک از آن دو نیکو است»، گفتم: «می‌دانستم که هر یک از آن‌ها نیک و در هر یک از آن ها فضلیتی است»، پس فرمود: «دعا بهتر است، آیا این سخن خداوند را نشنیدی: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ به خدا سوگند آن عبادت است، به خدا سوگند آن عبادت است، آیا عبادت همان نماز نیست، آن به خدا سوگند عبادت است، آن به خدا سوگند عبادت است، آیا نماز سخت­ترین عبادت نیست، آن به خدا سوگند سخت­ترین عبادت است، آن به خدا سوگند سخت‌ترین عبادت است و آن به خدا سوگند سخت­ترین عبادت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۶ تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۰۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۶، ص۴۳۸/ بحارالأنوار، ج۸۱، ص۲۲۳/ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۳۲۶/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۳۲/ فلاح السایل، ص۳۰/ مستطرفات السرایر، ص۵۵۱/ البرهان/ عدهًْ الداعی، ص۴۱

۹

(غافر/ ۶۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- و قلت ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ فَسَمَّیْتَ دُعَاءَکَ عِبَادَهًًْ، وَ تَرْکَهُ اسْتِکْبَاراً، وَ تَوَعَّدْتَ عَلَی تَرْکِهِ دُخُولَ جَهَنَّمَ دَاخِرِین.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- پس دعایت را عبادت نامیدی و ترک آن را استکبار خواندی و بر ترک عبادتت وعده کردی که با خواری داخل جهنّم شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۶ المزارالکبیر، ص۶۲۲/ إقبال الأعمال، ص۲۴۸/ نورالثقلین

۱۰

(غافر/ ۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حَنَانِ‌بْنِ‌سَدِیرٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام): أَیُّ الْعِبَادَهًِْ أَفْضَلُ؟ فَقَالَ: مَا مِنْ شَیْءٍ أَفْضَلَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ مِنْ أَنْ یُسْئَلَ وَ یُطْلَبَ مِمَّا عِنْدَهُ وَ مَا أَحَدٌ أَبْغَضَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ مِمَّنْ یَسْتَکْبِرُ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لَا یَسْأَلُ مَا عِنْدَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- از حنان‌بن‌سدیر از پدرش روایت شده که به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «چه عبادتی از همه عبادت‌ها بالاتر است»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «هیچ چیز نزد خداوند تبارک‌وتعالی از آن محبوب‌تر نیست که دعا کنی و از او حاجت بخواهی و هیچ کس نزد خداوند مبغوض‌تر از آن نمی‌باشد که در عبادت او [یعنی دعاکردن و حاجت‌خواستن از او تکبّرورزی و از نعمت‌هایش چیزی نخواهی].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۶ الکافی، ج۲، ص۴۶۶/ نورالثقلین

جهت دعا

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُثْمَانَ‌بْنِ‌عِیسَی عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ آیَتَانِ فِی کِتَابِ اللَّهِ عزّوجلّ أَطْلُبُهُمَا فَلَا أَجِدُهُمَا قَالَ وَ مَا هُمَا قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عزّوجلّ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ فَنَدْعُوهُ وَ لَا نَرَی إِجَابَهًًْ قَالَ أَ فَتَرَی اللَّهَ عزّوجلّ أَخْلَفَ وَعْدَهُ قُلْتُ لَا قَالَ فَمِمَّ ذَلِکَ قُلْتُ لَا أَدْرِی قَالَ لَکِنِّی أُخْبِرُکَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ عزّوجلّ فِیمَا أَمَرَهُ ثُمَّ دَعَاهُ مِنْ جِهَهًِْ الدُّعَاءِ أَجَابَهُ قُلْتُ وَ مَا جِهَهًِْ الدُّعَاءِ قَالَ تَبْدَأُ فَتَحْمَدُ اللَّهَ وَ تَذْکُرُ نِعَمَهُ عِنْدَکَ ثُمَّ تَشْکُرُهُ ثُمَّ تُصَلِّی عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ تَذْکُرُ ذُنُوبَکَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِیذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَهًُْ الدُّعَاء.

 

امام صادق (علیه السلام)- عثمان‌بن‌عیسی از کسی که برای او از امام صادق (علیه السلام) حدیث گفته، نقل کرده است: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «دو آیه در کتاب خدا (قرآن) است که آن دو را می‌جویم و نمی‌یابم». فرمود: «کدام است آن دو آیه»؟ عرض کردم: «گفتار خدای عزّوجلّ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ و ما او را می‌خوانیم و اجابتی نمی‌بینیم»؟ فرمود: «آیا تو می‌پنداری که خداوند خلاف وعده‌ی خود کرده»؟ عرض کردم: «نه»، فرمود: «پس این [به اجابت نرسیدن دعاها] از چیست»؟ عرض کردم: «نمی‌دانم»، فرمود: «ولی من تو را آگاه کنم؛ هرکه خدای عزّوجلّ را در آنچه به او فرمان داده اطاعت کند، سپس او را از جهت دعا بخواند او را اجابت کند». عرض کردم: «جهت دعا چیست»؟ فرمود: «شروع می‌کنی پس خدا را حمد و ستایش می‌کنی، و نعمت‌هایی که به تو داده است به زبان می‌آوری، و سپس او را شکر می‌کنی، سپس بر محمّد (صلی الله علیه و آله) صلوات می‌فرستی، و سپس گناهان خود را یاد آور می‌شوی و بدان‌ها اعتراف می‌کنی و از آن‌ها به خدا پناه می‌بری، این است جهت [و راه] دعا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۸ الکافی، ج۲، ص۴۸۶/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۲۱۲؛ «بتفاوت لفظی»/ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۸۱؛ «تستغفر» بدل «تستعیذ»/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۳/ البرهان؛ «فتعترف» بدل «فتقر»/ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۵۲/ عدهًْ الداعی، ص۲۱/ نورالثقلین/ مکارم الأخلاق، ص۲۷۶

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا طَلَبَ أَحَدُکُمُ الْحَاجَهًَْ فَلْیُثْنِ عَلَی رَبِّهِ وَ لْیَمْدَحْهُ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا طَلَبَ الْحَاجَهًَْ مِنَ السُّلْطَانِ هَیَّأَ لَهُ مِنَ الْکَلَامِ أَحْسَنَ مَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَإِذَا طَلَبْتُمُ الْحَاجَهًَْ فَمَجِّدُوا اللَّهَ الْعَزِیزَ الْجَبَّارَ وَ امْدَحُوهُ وَ أَثْنُوا عَلَیْهِ تَقُولُ یَا أَجْوَدَ مَنْ أَعْطَی وَ یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ یَا أَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهًًْ وَ لَا وَلَداً یَا مَنْ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ وَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ وَ یَقْضِی مَا أَحَبَّ یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَی یَا مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ یَا سَمِیعُ یَا بَصِیرُ وَ أَکْثِرْ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَإِنَّ أَسْمَاءَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ کَثِیرَهًٌْ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ قُلِ اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَیَّ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلَالِ مَا أَکُفُّ بِهِ وَجْهِی وَ أُؤَدِّی بِهِ عَنِّی أَمَانَتِی وَ أَصِلُ بِهِ رَحِمِی وَ یَکُونُ عَوْناً لِی فِی الْحَجِّ وَ الْعُمْرَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرگاه یکی از شماها حاجتی خواهد، باید پروردگارش را ستایش کند و مدح گوید، زیرا چون مردی حاجتی از سلطان جوید، برای او سخنی آماده سازد که بهتر از آن نتواند، پس هرگاه حاجت خواستید، خدای عزیز جبّار را تمجید کنید و مدح نمائید و بر او ستایش کنید، می‌گوئی: «ای بخشنده‌ترین هرکه عطا کرده و بهترین کسی که از او خواهش شده، ای مهربان‌تر کسی که از او مهر خواهند، ای یگانه، ای بی‌نیاز، ای کسی که نزاده‌ای و زائیده نشدی و نمی‌باشد برای او همتای، ای کسی که نگرفته است همسری و نه فرزندی، ای کسی که هر چه می‌خواهد، می‌کند، و هرچه اراده سازد، بدان حکم می‌دهد و هرچه را دوست دارد، اجرا می‌نماید، ای کسی که میان مرد و دلش حائل می‌شود، ای کسی که در منظره‌ی اعلا است، ای کسی که مانندش چیزی نیست، ای شنوا ای بینا. و از نام‌های خدای عزّوجلّ بسیار بیاور، زیرا نام‌های خدا بسیار است. و صلوات فرست بر محمّد (صلی الله علیه و آله) و آلش و بگو: «بار خدایا از روزی حلالت بر من وسعت بده و به اندازه‌ای که آبروی خود را نگهدارم و آنچه بر من سپرده است بپردازم به وسیله آن، و رحم خود را پیوست دارم و کمک کنم و برایم در حج و عمره کمک باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۸ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۸۰/ نورالثقلین

۳

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عِیصِ‌بْنِ‌الْقَاسِمِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) إِنَّ رَجُلًا دَخَلَ الْمَسْجِدَ فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ سَأَلَ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): عَجَّلَ الْعَبْدُ رَبَّهُ وَ جَاءَ آخَرُ فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ أَثْنَی عَلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ صَلَّی عَلَی النَّبِیِّ وَ آلِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَلْ تُعْطَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی به مسجد وارد شد، و دو رکعت نماز خواند و از خداوند حاجت خواست. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «این بنده عجله کرد»، دیگری آمد و نماز گزارد و خدا را مدح گفت و صلوات فرستاد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «حاجتت را بخواه که برآورده خواهد شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۸ الکافی، ج۲، ص۴۸۵/ نورالثقلین

۴

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُثْمَانَ‌بْنِ‌عِیسَی عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ آیَتَانِ فِی کِتَابِ اللَّهِ لَا أَدْرِی مَا تَأْوِیلُهُمَا؟ فَقَالَ: وَ مَا هُمَا؟ قَالَ: قُلْتُ: قَوْلُهُ تَعَالَی: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ثُمَّ أَدْعُو فَلَا أَرَی الْإِجَابَهًَْ. قَالَ: فَقَالَ لِی: أَ فَتَرَی اللَّهَ تَعَالَی أَخْلَفَ وَعْدَهُ؟ قَالَ: قُلْتُ: لَا ... قَالَ لَکِنِّی أُخْبِرُکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی أَمَا إِنَّکُمْ لَوْ أَطَعْتُمُوهُ فِیمَا أَمَرَکُمْ بِهِ ثُمَّ دَعَوْتُمُوهُ لَأَجَابَکُمْ وَ لَکِنْ تُخَالِفُونَهُ وَ تَعْصُونَهُ فَلَا یُجِیبُکُمْ ... وَ لَوْ دَعَوْتُمُوهُ مِنْ جِهَهًِْ الدُّعَاءِ لَأَجَابَکُمْ وَ إِنْ کُنْتُمْ عَاصِینَ. قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا جِهَهًُْ الدُّعَاءِ؟ قَالَ: إِذَا أَدَّیْتَ الْفَرِیضَهًَْ مَجَّدْتَ اللَّهَ وَ عَظَّمْتَهُ وَ تَمْدَحُهُ بِکُلِّ مَا تَقْدِرُ عَلَیْهِ وَ تُصَلِّی عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ تَجْتَهِدُ فِی الصَّلَاهًِْ عَلَیْهِ وَ تَشْهَدُ لَهُ بِتَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ وَ تُصَلِّی عَلَی أَئِمَّهًِْ الْهُدَی (علیهم السلام) ثُمَّ تَذْکُرُ بَعْدَ التَّحْمِیدِ لِلَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ وَ الصَّلَاهًِْ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مَا أَبْلَاکَ وَ أَوْلَاکَ وَ تَذْکُرُ نِعَمَهُ عِنْدَکَ وَ عَلَیْکَ وَ مَا صَنَعَ بِکَ فَتَحْمَدُهُ وَ تَشْکُرُهُ عَلَی ذَلِکَ ثُمَّ تَعْتَرِفُ بِذُنُوبِکَ ذَنْبٍ ذَنْبٍ وَ تُقِرُّ بِهَا أَوْ بِمَا ذَکَرْتَ مِنْهَا وَ تُجْمِلُ مَا خَفِیَ عَلَیْکَ مِنْهَا فَتَتُوبُ إِلَی اللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَعَاصِیکَ وَ أَنْتَ تَنْوِی أَلَّا تَعُودَ وَ تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِنْهَا بِنَدَامَهًٍْ وَ صِدْقِ نِیَّهًٍْ وَ خَوْفٍ وَ رَجَاءٍ وَ یَکُونُ مِنْ قَوْلِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعْتَذِرُ إِلَیْکَ مِنْ ذُنُوبِی وَ أَسْتَغْفِرُکَ وَ أَتُوبُ إِلَیْکَ فَأَعِنِّی عَلَی طَاعَتِکَ وَ وَفِّقْنِی لِمَا أَوْجَبْتَ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ مَا یُرْضِیکَ فَإِنِّی لَمْ أَرَ أَحَداً بَلَغَ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِکَ إِلَّا بِنِعْمَتِکَ عَلَیْهِ قَبْلَ طَاعَتِکَ فَأَنْعِمْ عَلَیَّ بِنِعْمَهًٍْ أَنَالُ بِهَا رِضْوَانَکَ وَ الْجَنَّهًَْ ثُمَّ تَسْأَلُ بَعْدَ ذَلِکَ حَاجَتَکَ فَإِنِّی أَرْجُو أَنْ لَا یُخَیِّبَکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- عثمان‌بن‌عیسی از برخی شیعیان از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: دو آیه در قرآن است که من تأویل آن را نمی‌دانم! حضرت پرسیدند: «کدام دو آیه»؟ عرض کردم: آیه «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ که من دعا می‌کنم ولی اجابت نمی‌بینم». حضرت فرمود: «آیا به نظر تو خداوند خلف وعده می‌کند»؟ گفتم: «نه» ... فرمود: «امّا من ان شاء الله تو را آگاه می‌کنم؛ آگاه باشید که اگر شما خدا را در آنچه به شما امر فرموده اطاعت کنید، سپس او را بخوانید، شما را اجابت خواهد کرد؛ ولی شما با او مخالفت کرده و نافرمانی او را می‌کنید و او نیز شما را اجابت نمی‌کند ... اگر او را به جهت دعا بخوانید، ولو معصیت کار هم باشید، شما را اجابت می‌کند». عرض کردم: «جهت دعا چیست»؟ فرمود: «وقتی فریضه را ادا کردی، خدا را تمجید می‌کنی و بزرگ می‌داری و او را به تمام مقداری که توان داری مدح می‌کنی و بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) صلوات می‌فرستی و در صلوات بر او مبالغه می‌کنی و گواهی می‌دهی که آن حضرت تبلیغ رسالت فرمود و بر ائمه هدی (علیهم السلام) نیز درود می‌فرستی و بعد از حمد و ثنای الهی و صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله)، آنچه را خدا با آن تو را امتحان نموده و از نظر تو شایسته‌تر است را ذکر می‌کنی و نعمت‌های او را که نزد تو و بر توست و آنچه با تو کرده یاد نموده و او را بر آن نعمت، حمد و شکر می‌کنی و سپس به گناهانت یکی یکی اعتراف می‌کنی و به آن اقرار می‌کنی یا به آن مقدار از گناهانت که یادت آمد؛ و به گناهانی که مرتکب شده ای و بر تو پنهان گشته اجمالاً اعتراف می‌کنی و از تمام معاصی خود، به سوی خدا توبه می‌کنی و قصد می‌کنی که دیگر آن گناهان را تکرار مکنی و با پشیمانی و صدق نیّت و خوف و رجا، نسبت به گناهانت از خداوند طلب مغفرت می‌کنی و این جملات را نیز باید بگویی که «خداوندا! من برای گناهانم از تو عذرخواهی می‌کنم و از تو طلب مغفرت نموده و به سوی تو باز می‌گردم؛ پس مرا بر طاعت خود یاری فرما و مرا بر هر چیزی که تو را خشنود می‌سازد، توفیق ده؛ زیرا من کسی را ندیده‌ام که موفّق به طاعتی از طاعات تو بشود، مگر به سبب نعمتی که تو قبل از طاعت او به وی ارزانی داشتی؛ پس بر من نیز نعمتی ارزانی دار که با آن به رضوان تو و بهشت برسم» سپس بعد از آن حاجت خود را می‌طلبی که من امیدوارم خداوند تو را نومید نفرماید، ان شاء الله تعالی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۳۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۲۰/ فلاح السایل، ص۳۸

۵

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ فِی کِتَابِ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِنَّ الْمِدْحَهًَْ قَبْلَ الْمَسْأَلَهًِْ فَإِذَا دَعَوْتَ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَمَجِّدْهُ. قُلْتُ: کَیْفَ أُمَجِّدُهُ قَالَ تَقُولُ: یَا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ یَا فَعَّالًا لِما یُرِیدُ، یَا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ یَا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلَی یَا مَنْ هُوَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: در کتاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده: مدح خداوند باید پیش از درخواست او باشد؛ پس وقتی خدای عزّ‌وجلّ را خواندی پس او را تمجید کن». گفتم: «چگونه او را تمجید کنم»؟ فرمود: «می‌گویی: ای کسی که از رگ گردن به من نزدیک‌تری و ای کسی که بین مرد و قلب او حائل می‌شوی؛ ای کسی که در نظرگاه بلندتر قرار داری؛ ای کسی که مثل او چیزی نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۰ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۸۰/ نورالثقلین

۶

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ فَمَجِّدِ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ احْمَدْهُ وَ سَبِّحْهُ وَ هَلِّلْهُ وَ أَثْنِ عَلَیْهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ وَ آلِهِ ثُمَّ سَلْ تُعْطَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هنگامی‌که می‌خواهی دعا کنی، خداوند عزّوجلّ را تمجید کن، و حمد گو و تسبیح نما، و تهلیل بگو و او را ثنا نما و بر نبیّ اکرم (صلی الله علیه و آله) درود فرست و سپس دعا کن که خواسته‌ات برآورده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۰ الکافی، ج۲، ص۴۸۵/ نورالثقلین

مدّت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ خَطَبَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی الْجُمُعَهًِْ فَقَال ... أَلَا إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَهُ اللَّهُ لَکُمْ عِیداً وَ هُوَ سَیِّدُ أَیَّامِکُمْ وَ أَفْضَلُ أَعْیَادِکُمْ وَ قَدْ أَمَرَکُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ بِالسَّعْیِ فِیهِ إِلَی ذِکْرِهِ فَلْتَعْظُمْ رَغْبَتُکُمْ فِیهِ وَ لْتَخْلُصْ نِیَّتُکُمْ فِیهِ وَ أَکْثِرُوا فِیهِ التَّضَرُّعَ وَ الدُّعَاءَ وَ مَسْأَلَهًَْ الرَّحْمَهًِْ وَ الْغُفْرَانِ فَإِنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَسْتَجِیبُ لِکُلِّ مَنْ دَعَاهُ وَ یُورِدُ النَّارَ مَنْ عَصَاهُ وَ کُلَّ مُسْتَکْبِرٍ عَنْ عِبَادَتِهِ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین.

 

امام علی (علیه السلام)- [خطبه‌ی ایشان در روز جمعه]: همانا امروز روزی است که خدا آن را برای شما عید قرار داده است. و آن، سرور روزهای شما و برترین اعیاد شما است. و خدا در این روز شما را به شتافتن به‌سوی ذکر خود فرمان داده است، پس به خاطر همین باید علاقه‌ی قلبی شما به این روز عظمت یابد، و نیّت شما در این روز خالص گردد. و در این روز بر تضرّع و دعای خود، و بر تقاضای رحمت و مغفرت بیفزایید. زیرا خداوند عزّوجلّ هرکس را که دست دعا به‌سویش بردارد اجابت می‌کند، و هرکه را به معصیت او اقدام کند و از عبادتش کبر ورزد، به دوزخ داخل می‌سازد. خداوند عزّوجلّ فرموده است: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۲ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۴۲۷/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۴۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۳۷۹/ مستدرک الوسایل، ج۶، ص۳۲/ نورالثقلین/ الدعوات، ص۳۶/ مصباح المتهجد، ص۳۸۰

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): لَمَّا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ کَفَاکُمُ اللَّهُ عَدُوَّکُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ وَعَدَکُمُ الْإِجَابَهًْ أَلَا وَ قَدْ وَکَّلَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ سَبْعَهًًْ مِنْ مَلَائِکَتِهِ فَلَیْسَ بِمَحْلُولٍ حَتَّی یَنْقَضِیَ شَهْرُکُمْ هَذَا أَلَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ مُفَتَّحَهًٌْ مِنْ أَوَّلِ لَیْلَهًٍْ مِنْهُ أَلَا وَ الدُّعَاءُ فِیهِ مَقْبُولٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- علی (علیه السلام) فرمود: وقتی ماه رمضان فرا رسید، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم! خداوند شرّ دشمن جنّی شما (شیطان رجیم) را از سر شما کوتاه ساخت و فرمود: مرا بخوانید تا خواسته شما را اجابت کنم، و وعده اجابت را به شما داد؛ آگاه باشید که خداوند بر هر شیطانی، هفت فرشته را گمارده است و تا هنگامی که این ماه به پایان نرسد همچنان در بند خواهد بود؛ آگاه باشید که درهای آسمان از شب اوّل این ماه باز می‌شوند؛ آگاه باشید که دعا در این ماه مورد قبول قرار می‌گیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۲ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۹۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۳۰۴/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۵۵۹/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۸۶؛ «و وعدکم الاجابهًْ» محذوف/ إقبال الأعمال، ص۲۱؛ «وعدکم الاجابه» محذوف

مکان دعا

۱

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ مِائَهًَْ آیَهًٍْ مِنَ الْقُرْآنِ مِنْ أَیِ الْقُرْآنِ شَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا اللَّهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ فَلَوْ دَعَا عَلَی الصَّخْرَهًِْ لَقَلَعَهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- هرکس صد آیه از قرآن از هر کجای آن باشد بخواند، سپس هفت مرتبه یا اللَّه بگوید، اگر بخواهد صخره‌ای را از جای برکند، به خواست خدا آن را از جای برخواهد کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۱۰ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَرْبَعَهًٌْ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَهًٌْ إِمَامٌ عَادِلٌ وَ وَالِدٌ لِوَلَدِهِ وَ الرَّجُلُ یَدْعُو لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ وَ الْمَظْلُومُ یَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأَنْتَصِرَنَّ لَکَ وَ لَوْ بَعْدَ حِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای علی (علیه السلام) چهار نفر است که دعایشان رد نمی‌شود: رهبر دادگر، دعای پدر برای فرزندش، دعاکردن مرد برای برادر دینی‌اش پشت سر او، دعای ستمدیده. خدای عزّوجلّ می‌فرماید: «سوگند به عزّت و بزرگیم همانا تو را یاری می‌کنم گرچه پس از مدّتی باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۲ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۴۷/ نورالثقلین

استجابت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِیِّ قَالَ: قَدِمَ سُلَیْمَانُ الْمَرْوَزِی ... قَالَ سُلَیْمَانُ لِأَنَّهُ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَیْسَ یَزِیدُ فِیهِ شَیْئاً قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) هَذَا قَوْلُ الْیَهُودِ فَکَیْفَ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ قَالَ سُلَیْمَانُ إِنَّمَا عَنَی بِذَلِکَ أَنَّهُ قَادِرٌ عَلَیْهِ قَالَ أَ فَیَعِدُ مَا لَا یَفِی بِهِ فَکَیْفَ قَالَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ وَ قَالَ عزّوجلّ یَمْحُوا اللهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ وَ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَمْ یُحِرْ جَوَابا.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌محمّد نوفلی گوید: سلیمان مروزی نزد مأمون آمد ... سلیمان [به امام رضا (علیه السلام) در خصوص علم و اراده‌ی خداوند متعال] گفت: «چون کار را تمام کرده و فارغ شده و چیزی اضافه نخواهد کرد». امام رضا (علیه السلام) فرمود: «این عقیده‌ی یهودیان است. اگر چنین عقیده‌ای صحیح باشد چگونه در قرآن می‌فرماید ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ». سلیمان گفت: «منظورش این است که قادر به این کار است». فرمود: «پس وعده می‌دهد ولی وفا نمی‌کند. پس چگونه می‌فرماید: او هرچه بخواهد در آفرینش می‌افزاید. (فاطر/۱). و می‌فرماید: خداوند هرچه را بخواهد محو، و هرچه را بخواهد اثبات می‌کند و «امّ الکتاب» [لوح محفوظ] نزد اوست!. (رعد/۳۹). با اینکه کار را تمام کرده باشد این آیات دیگر معنی ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۲ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۳۶/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۸۹/ التوحید، ص۴۵۱/ نورالثقلین

حتمی بودن اجابت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ أُعْطِیَ ثَلَاثاً لَمْ یُمْنَعْ ثَلَاثاً مَنْ أُعْطِیَ الدُّعَاءَ أُعْطِیَ الْإِجَابَهًَْ ... وَ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فرمود: «هرکس سه چیز عطا شود از سه چیز محروم نمی‌گردد، هرکس موفّق به دعا شد از اجابت محروم نمی‌شود. فرموده: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۴ الکافی، ج۲، ص۶۵/ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۴۳/ الخصال، ج۱، ص۱۰۱؛ «یحرم» بدل «یمنع»/ نورالثقلین؛ «من اعطی ثلاثا لم یمنع ثلاثا» محذوف/ روضهًْ الواعظین، ج۲، ص۳۲۵؛ «یحرم» بدل «یمنع»/ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۲۹/ المحاسن، ج۱، ص۳

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مِمَّا أَعْطَی اللَّهُ بِهِ أُمَّتِی وَ فَضَّلَهُمْ بِهِ عَلَی سَائِرِ الْأُمَمِ أَعْطَاهُمْ ثَلَاثَ خِصَالٍ لَمْ یُعْطَهَا إِلَّا نَبِیٌّ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ... وَ کَانَ إِذَا بَعَثَ نَبِیّاً قَالَ لَهُ إِذَا أَحْزَنَکَ أَمْرٌ تَکْرَهُهُ فَادْعُنِی أَسْتَجِبْ لَکَ وَ إِنَّ اللَّهَ أَعْطَی أُمَّتِی ذَلِکَ حَیْثُ یَقُولُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام صادق (علیه السلام) از پدرش نقل می‌کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «از جمله چیزهایی که خدا به امّت من داده و به وسیله‌ی آن، آن‌ها را بر دیگر امّت‌ها برتری داده، آن است که سه خصلت به آن‌ها داده که جز به انبیا نداده است و آن به این صورت است ... وقتی پیامبری برمی‌انگیخت، به او می‌فرمود: هرگاه چیزی تو را غمگین ساخت که ناخوش می‌داری، پس مرا بخوان تا تو را اجابت کنم. و خدای متعال آن را به امّت من داده، آنجا که می‌فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۹۰/ نورالثقلین/ قرب الإسناد، ص۴۱/ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۴۴۳/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۴۰

۳

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادقین (علیها السلام)- إِلَهِی مَا دَعَاکَ مَنْ لَمْ تُجِبْهُ لِأَنَّکَ قُلْتَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ أَنْتَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَا إِلَهِی وَ اسْتَجِبْ دُعَائِی.

 

امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)- معبودا، آن کس که تو دعای او را اجابت نکردی، تو را نخواند، زیرا خود فرمودی: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ و تو خلف وعده نمی‌کنی، پس ای معبود من، بر محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل محمّد (علیهم السلام) درود فرست و دعای مرا مستجاب کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۴ تهذیب الأحکام، ج۳، ص۹۲

۴

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌نُعَیْمٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌أَحْمَدَ الْأَنْصَارِیِّ عَنِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ قَال کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ بَعْدَ صَلَاهًِْ الْفَرِیضَهًِْ ... یَا مَنْ لَا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ یَا مَنْ أَمَرَ بِالدُّعَاءِ وَ تَکَفَّلَ بِالْإِجَابَهًِْ یَا مَنْ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ یَا مَنْ قَالَ وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون.

 

امام علی (علیه السلام)- ابونعیم محمد پسر احمد انصاری از حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقل کرده که فرمود: امیر المؤمنین (علیه السلام) بعد از نماز واجب می­گفت: «ای آنکه خلف وعده نمی­کند؛ ای کسی که دستور به دعا کردن نموده و اجابت آن را بر عهده گرفته؛ ای کسی که فرموده است: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ ای کسی که فرموده است: وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۴ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۷۰

۵

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَا کَانَ اللَّهُ لِیَفْتَحَ عَلَی الْعَبْدِ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یُغْلِق عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَهًِْ وَ هُوَ یَقُولُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند هیچ گاه باب اجابت دعا را بر روی بنده نمی‌بندد، چون خودش باب دعا را بر روی او گشوده و فرموده: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۴ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۴۸

اقسام اجابت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ أَ لَسْتَ تَقُولُ یَقُولُ اللَّهُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ قَدْ نَرَی الْمُضْطَرَّ یَدْعُوهُ فَلَا یُسْتَجَابُ لَهُ وَ الْمَظْلُومَ یَسْتَنْصِرُهُ عَلَی عَدُوِّهِ فَلَا یَنْصُرُهُ قَالَ (علیه السلام) وَیْحَکَ مَا یَدْعُوهُ أَحَدٌ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُ أَمَّا الظَّالِمُ فَدُعَاؤُهُ مَرْدُودٌ إِلَی أَنْ یَتُوبَ إِلَیْهِ وَ أَمَّا الْمُحِقُّ فَإِنَّهُ إِذَا دَعَاهُ اسْتَجَابَ لَهُ وَ صَرَفَ عَنْهُ الْبَلَاءَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُهُ وَ ادَّخَرَ لَهُ ثَوَاباً جَزِیلًا لِیَوْمِ حَاجَتِهِ إِلَیْهِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنِ الْأَمْرُ الَّذِی سَأَلَ الْعَبْدُ خِیَرَهًًْ لَهُ إِنْ أَعْطَاهُ أَمْسَکَ عَنْهُ وَ الْمُؤْمِنُ الْعَارِفُ بِاللَّهِ رُبَّمَا عَزَّ عَلَیْهِ أَنْ یَدْعُوهُ فِیمَا لَا یَدْرِی أَ صَوَابٌ ذَلِکَ أَمْ خَطَأٌ وَ قَدْ یَسْأَلُ الْعَبْدُ رَبَّهُ إِهْلَاکَ مَنْ لَمْ یَنْقَطِعْ مُدَّتُهُ وَ یَسْأَلُ الْمَطَرَ وَقْتاً وَ لَعَلَّهُ أَوَانُ لَا یَصْلُحُ فِیهِ الْمَطَرُ لِأَنَّهُ أَعْرَفُ بِتَدْبِیرِ مَا خَلَقَ مِنْ خَلْقِهِ وَ أَشْبَاهُ ذَلِکَ کَثِیرَهًٌْ فَافْهَمْ هَذَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- و از جمله پرسش‌های زیادی که فرد زندیق از امام صادق (علیه السلام) نمود، یکی این بود که پرسید: «مگر شما معتقد نیستید که خداوند فرموده: ادْعُونی أَسْتَجِبْ لَکُم؟ بارها فرد گرفتار را دیده‌ایم که دعا می‌کند ولی اجابت نمی‌شود، و ستمدیده کمک می‌خواهد و او را یاری نمی‌کند». فرمود: «وای بر تو! هرکه دعا کند اجابت شود. امّا فرد ظالم تا وقتی که به درگاه خدا توبه نکند، دعایش مردود خواهد شد. و امّا فرد محقّ هر وقت دعا کند، مستجاب شود و بلا از آنجا که خبر ندارد، از او دفع می‌گردد. و در صورت عدم استجابت، همان دعا موجب ذخیره ثواب بسیاری برای او شده که روز نیاز به دادش می‌رسد. و اگر دعای بنده به خیر او نباشد نیز مستجاب نشود. و بر مؤمن عارف، دعا در مواردی که نمی‌داند صحیح است یا خطا، بسی گران است. گاهی بنده خواستار نابودی کسی شده که هنوز زمانش به پایان نرسیده، و خواستار بارانی شده که هنوز وقت بارش آن نرسیده، زیرا خداوند از همه به تدبیر آنچه خود آفریده آگاه‌تر است. و مانند این بسیار است، پس خوب در این‌باره اندیشه و تأمّل کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۴ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۷۴/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۴۳/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَیَمُنُّ عَلَی عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَیَأْمُرُهُ الله أَنْ یَدْنُوَ مِنْهُ یَعْنِی مِنْ رَحْمَتِهِ فَیَدْنُو حَتَّی یَضَعَ کَفَّهُ عَلَیْهِ ثُمَ یُعَرِّفُهُ مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْهِ یَقُولُ لَهُ: أَ وَ لَمْ تَدْعُنِی یَوْمَ کَذَا وَ کَذَا بِکَذَا وَ کَذَا فَأَجَبْتُ دَعْوَتَکَ أَ لَمْ تَسْأَلْنِی یَوْمَ کَذَا وَ کَذَا فَأَعْطَیْتُکَ مَسْأَلَتَکَ أَ لَمْ تَسْتَغِثْ بِی یَوْمَ کَذَا وَ کَذَا فَأَغَثْتُکَ أَ لَمْ تَسْأَلْ ضُرّاً کَذَا وَ کَذَا فَکَشَفْتُ عَنْکَ ضُرَّکَ وَ رَحِمْتُ صَوْتَکَ أَ لَمْ تَسْأَلْنِی مَالًا فَمَلَّکْتُکَ أَ لَمْ تَسْتَخْدِمْنِی فَأَخْدَمْتُکَ أَ لَمْ تَسْأَلْنِی أَنْ أُزَوِّجَکَ فُلَانَهًَْ وَ هِیَ مَنِیعَهًٌْ عِنْدَ أَهْلِهَا فَزَوَّجْنَاکَهَا؟ قَالَ: فَیَقُولُ الْعَبْدُ: بَلَی یَا رَبِّ قَدْ أَعْطَیْتَنِی کُلَّ مَا سَأَلْتُکَ وَ کُنْتُ أَسْأَلُکَ الْجَنَّهًَْ. فَیَقُولُ اللَّهُ لَهُ: فَإِنِّی مُنْعِمٌ لَکَ مَا سَأَلْتَنِیهِ الْجَنَّهًُْ لَکَ مباحا {مُبَاحَهًٌْ} أَرْضَیْتُکَ. فَیَقُولُ الْمُؤْمِنُ: نَعَمْ یَا رَبِّ أَرْضَیْتَنِی وَ قَدْ رَضِیتُ. فَیَقُولُ اللَّهُ لَهُ: عَبْدِی إِنِّی کُنْتُ أَرْضَی أَعْمَالَکَ وَ إِنَّمَا أَرْضَی لَکَ أَحْسَنَ الْجَزَاءِ فَإِنَّ أَفْضَلَ جَزَائِی عِنْدِی أَنْ أُسْکِنَکَ الْجَنَّهًَْ وَ هُوَ قَوْلُهُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ الْآیَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن عینیه روایت می‌کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود: بی‌گمان خداوند در روز قیامت بر بنده مؤمنش منّت می‌گذارد و به او دستور می‌دهد تا به رحمت او نزدیک شود. او نزدیک می‌شود تا اینکه دستش را بر روی آن قرار می‌دهد. سپس پروردگار، نعمت‌هایی را که به او ارزانی داشته بود به او نشان می‌دهد و به او می‌گوید: «آیا تو نبودی که در فلان روز و فلان روز به درگاهم دعا می‌کردی و من دعوتت را اجابت کردم؟ مگر تو نبودی که از من فلان روز درخواست چیزی کردی و من خواسته‌ات را برطرف کردم؟ مگر تو نبودی که در فلان روزها از من طلب کمک و یاری کردی و من به تو یاری کردم؟ یادت هست که تو از من درخواست رفع فلان مشکلات را کردی و من آن‌ها را برطرف کردم و به تو رحم کردم؟ از من ثروت خواستی و من تو را ثروتمند کردم؟ از من طلب خدمتکار کردی و من آن را در اختیارت گذاشتم؟ آیا از من نخواستی فلان زن را که نزد خانواده‌اش جایگاه والایی داشت به همسری تو درآورم و این کار را کردم»؟ در این هنگام بنده پاسخ می‌دهد: «آری! پروردگار من! من از تو همه آنچه را که می‌خواستم طلب می‌کردم و همچنین بهشت را از تو می‌خواستم». خداوند می‌فرماید: «من آنچه را که از من خواستی به تو می‌دهم. رفتن به بهشت حق توست. آیا راضی شدی»؟ در این هنگام فرد مؤمن جواب می‌دهد: «پروردگارا! مرا راضی کردی و من راضی شدم». سپس خداوند می‌فرماید: «ای بنده من! از اعمالت راضی بودم. دوست دارم بهترین پاداش را به تو بدهم. بهترین پاداش نزد من این است که تو را در بهشت سکونت دهم». این همان فرموده خداوند است که در آن آمده است: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۶ القمی، ج۲، ص۲۵۹/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّهُ لَیَدْعُونِی فِی الْأَمْرِ فَأَسْتَجِیبُ لَهُ بِمَا هُوَ خَیْرٌ لَه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اگر برای امری به درگاهم دعا کند، او را به امر دیگری که برایش بهتر است اجابت می‌کنم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۶ الکافی، ج۲، ص۳۵۴/ نورالثقلین

۴

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِی حَاجَتِهِ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَخِّرُوا إِجَابَتَهُ شَوْقاً إِلَی صَوْتِهِ وَ دُعَائِهِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ عَبْدِی دَعَوْتَنِی فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَکَ وَ ثَوَابُکَ کَذَا وَ کَذَا وَ دَعَوْتَنِی فِی کَذَا وَ کَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَکَ وَ ثَوَابُکَ کَذَا وَ کَذَا قَالَ: فَیَتَمَنَّی الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَهًٌْ فِی الدُّنْیَا مِمَّا یَرَی مِنْ حُسْنِ الثَّوَابِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: مؤمن خدا را در حاجتی که دارد می‌خواند؛ پس خدای عزّ‌وجلّ می‌فرماید: «از سر شوقی که به صدا و دعای او دارم، اجابت دعای او را به تأخیر بیندازید»؛ وقتی که قیامت می‌شود خداوند می‌فرماید: «بنده‌ی من! مرا خواندی و من اجابت دعایت را به تأخیر انداختم و ثواب تو فلان و فلان مقدار است و از من فلان و فلان چیز را خواستی و من اجابت دعای تو را به تأخیر انداختم و ثواب تو فلان قدر است». امام (علیه السلام) فرمود: «پس مؤمن با دیدن حسن ثوابش آرزو می‌کند که ای کاش هیچ دعایی از او در دنیا مستجاب نشده بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۶ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۶۲/ نورالثقلین

پنهانی اجابت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَخْفَی أَرْبَعَهًًْ فِی أَرْبَعَهًٍْ ... أَخْفَی إِجَابَتَهُ فِی دَعْوَتِهِ فَلَا تَسْتَصْغِرَنَ شَیْئاً مِنْ دُعَائِهِ فَرُبَّمَا وَافَقَ إِجَابَتَهُ وَ أَنْتَ لَا تَعْلَمُ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود: خداوند تبارک‌وتعالی چهار چیز را در چهار چیز دیگر پنهان کرد: ... و اجابتش را در دعا، پس هیچ دعایی را کوچک نشمرید شاید موجب اجابتش گردد و تو نمی‌دانی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۶۳/ نورالثقلین

تأخیر اجابت

۱۱

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌الْمُغِیرَهًِْ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) إِنَّ الْعَبْدَ الْوَلِیَّ لِلَّهِ یَدْعُو اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ، فَیَقُولُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ: اقْضِ لِعَبْدِی حَاجَتَهُ وَ لَاتُعَجِّلْهَا، فَإِنِّی أَشْتَهِی أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَهُ؛ وَ إِنَّ الْعَبْدَ الْعَدُوَّ لِلَّهِ لَیَدْعُو اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فِی الْأَمْرِ یَنُوبُهُ، فَیُقَالُ لِلْمَلَکِ الْمُوَکَّلِ بِهِ: اقْضِ حَاجَتَهُ وَ عَجِّلْهَا، فَإِنِّی أَکْرَهُ أَنْ أَسْمَعَ نِدَاءَهُ وَ صَوْتَهُ. قَالَ: فَیَقُولُ النَّاسُ: مَا أُعْطِیَ هذَا إِلَّا لِکَرَامَتِهِ، وَ لَامُنِعَ هذَا إِلَّا لِهَوَانِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌مغیره از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: بنده‌ای که دوست خداست، از خداوند امری را که به او رسیده می‌خواهد؛ خداوند به فرشته موکّل به او می‌فرماید: «حاجت بنده‌ام را بده امّا عجله مکن؛ من دوست دارم ندا و صدای او را بشنوم». و بنده‌ای که دشمن خداست، از خداوند امری را که به او رسیده می‌خواهد؛ خداوند به فرشته موکّل به او می‌فرماید: «حاجت بنده‌ام را بده و عجله کن؛ من دوست ندارم ندا و صدای او را بشنوم». حضرت فرمود: ولی مردم می‌گویند: این بنده بد به خاطر کرامتی که پیش خدا دارد حاجت روا شد و این بنده خوب به خاطر خواری پیش خدا حاجت روا نگشت!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۸ الکافی، ج۴، ص۳۴۶/ نورالثقلین

شروط استجابت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- رُوِیَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّهُ خَطَبَ فِی یَوْمِ جُمُعَهًٍْ خُطْبَهًًْ بَلِیغَهًْ فَقَامَ إلَیهِ رَجُلٌ فَقَالَ ... نَسْأَلُکَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ فَمَا بَالُنَا نَدْعُو فَلَا نُجَابُ؟ قَالَ لِأَنَ قُلُوبَکُمْ خَانَتْ بِثَمَانِ خِصَالٍ أَوَّلُهَا أَنَّکُمْ عَرَفْتُمُ اللَّهَ فَلَمْ تُؤَدُّوا حَقَّهُ کَمَا أَوْجَبَ عَلَیْکُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْکُمْ مَعْرِفَتُکُمْ شَیْئاً وَ الثَّانِیَهًُْ أَنَّکُمْ آمَنْتُمْ بِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ خَالَفْتُمْ سُنَّتَهُ وَ أَمَتُّمْ شَرِیعَتَهُ فَأَیْنَ ثَمَرَهًُْ إِیمَانِکُمْ وَ الثَّالِثَهًُْ أَنَّکُمْ قَرَأْتُمْ کِتَابَهُ الْمُنْزَلَ عَلَیْکُمْ فَلَمْ تَعْمَلُوا بِهِ وَ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا ثُمَّ خَالَفْتُمْ وَ الرَّابِعَهًُْ أَنَّکُمْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ تَخَافُونَ مِنَ النَّارِ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ وَقْتٍ تُقَدِّمُونَ أَجْسَامَکُمْ إِلَیْهَا بِمَعَاصِیکُمْ فَأَیْنَ خَوْفُکُمْ وَ الْخَامِسَهًُْ أَنَّکُمْ قُلْتُمْ إِنَّکُمْ تَرْغَبُونَ فِی الْجَنَّهًِْ وَ أَنْتُمْ فِی کُلِّ وَقْتٍ تَفْعَلُونَ مَا یُبَاعِدُکُمْ مِنْهَا فَأَیْنَ رَغْبَتُکُمْ فِیهَا وَ السَّادِسَهًُْ أَنَّکُمْ أَکَلْتُمْ نِعْمَهًَْ الْمَوْلَی وَ لَمْ تَشْکُرُوا عَلَیْهَا وَ السَّابِعَهًُْ أَنَّ اللَّهَ أَمَرَکُمْ بِعَدَاوَهًِْ الشَّیْطَانِ وَ قَالَ: إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا فَعَادَیْتُمُوهُ بِلَا قَوْلٍ وَ وَالَیْتُمُوهُ بِلَا مُخَالَفَهًٍْ وَ الثَّامِنَهًُْ أَنَّکُمْ جَعَلْتُمْ عُیُوبَ النَّاسِ نُصْبَ أَعْیُنِکُمْ وَ عُیُوبَکُمْ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ تَلُومُونَ مَنْ أَنْتُمْ أَحَقُّ باللَّوْمِ مِنْهُ فَأَیُّ دُعَاءٍ یُسْتَجَابُ لَکُمْ مَعَ هَذَا وَ قَدْ سَدَدْتُمْ أَبْوَابَهُ وَ طُرُقَهُ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا أَعْمَالَکُمْ وَ أَخْلِصُوا سَرَائِرَکُمْ وَ أْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَیَسْتَجِیبُ اللَّهُ لَکُمْ دُعَاءَکُم.

 

امام علی (علیه السلام)- روایت شده که امام علی (علیه السلام) در روز جمعه خطبه‌ای بلیغ خواند ... مردی به سوی حضرت برخاست ... «از شما درباره آیه ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ می‌پرسیم؛ ما را چه می‌شود که دعا می‌کنیم و مستجاب نمی‌شود»؟ حضرت امیر (علیه السلام) فرمود: «همانا قلوب شما به هشت خصلت خیانت می‌کند: اوّل آنکه شما خدا را شناختید، امّا حق او را همان‌گونه که بر شما واجب کرد، ادا ننمودید؛ پس در نتیجه معرفتتان شما را از چیزی بی نیاز نکرد؛ دوّم آنکه شما به رسول خدا ایمان آوردید و سپس با سنّت او مخالفت کردید و شریعت او را میراندید؛ پس ثمره ایمان شما کجاست؟ سوّم آنکه شما کتاب نازل‌شده به سویتان را خواندید و به آن عمل نکردید و گفتید: «شنیدیم و اطاعت کردیم». و سپس مخالفت ورزیدید؛ چهارم اینکه شما گفتید که از دوزخ بیمناک هستید درحالی‌که هر زمانی با معصیت‌های خود به سوی آن می‌روید؛ پس خوف شما کجاست؟ پنجم آنکه گفتید: به بهشت علاقه‌مندید درحالی‌که هر زمانی کارهایی می‌کنید که شما را از بهشت دور می‌کند؛ پس رغبت شما به بهشت کجاست؟ ششم آنکه شما نعمت مولا را خوردید و او را بر آن شکر نکردید؛ هفتم آن که خداوند شما را به دشمنی با شیطان امر کرد و فرمود: إِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ولی شما بدون عقیده با او دشمنی کردید و بدون مخالفت با او دوستی نمودید؛ هشتم آن که شما عیوب مردم را نصب العین خود قرار دادید و عیوب خود را پشت گوش انداختید و کسانی را که خود شما به ملامت از آنان سزاوارترید، ملامت کردید؛ پس با این اوصاف چه دعایی برای شما مستجاب شود درحالی‌که درها و راه‌های استجابت را بسته‌اید؟ پس از خدا بترسید و اعمال خود را درست کنید و باطن‌های خود را خالص کنید و امر به معروف کنید و نهی از منکر نمایید تا خداوند دعایتان را مستجاب کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۴۸ أعلام الدین، ص۲۶۹/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۷۶/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۲۶۸

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ قَال قُلْتُ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا بَالُ الْمُؤْمِنِ إِذَا دَعَا رُبَّمَا لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ فَقَالَ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَعَا اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِنِیَّهًٍْ صَادِقَهًٍْ وَ قَلْبٍ مُخْلِصٍ اسْتُجِیبَ لَهُ بَعْدَ وَفَائِهِ بِعَهْدِ اللَّهِ عزّوجلّ وَ إِذَا دَعَا اللَّهَ بِغَیْرِ نِیَّهًٍْ وَ إِخْلَاصٍ لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُ أَ لَیْسَ اللَّهُ یَقُولُ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِکُمْ فَمَنْ وَفَی وُفِیَ لَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌سالم می‌گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ای پسر رسول خدا! چرا مؤمن وقتی دعا می‌کند، بسیار می‌شود که دعای او مستجاب می‌شود و بسیار هم اتّفاق می‌افتد که دعای او مستجاب نمی‌شود درحالی‌که خداوند فرموده: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ» حضرت فرمود: «وقتی بنده‌ای خدای تبارک‌وتعالی را با نیّتی صادق و قلبی مخلص می‌خواند، بعد از آن که به پیمان خدای عزّ‌وجلّ وفا کرد، دعایش مستجاب می‌شود و وقتی خدا را بدون نیّت و اخلاص خواند، دعای او مستجاب نمی‌شود؛ آیا خداوند نفرمود: و به پیمانی که با من بسته‌اید وفا کنید، تا من نیز به پیمان شما وفا کنم. (بقره/۴۰) پس کسی که وفا کند، خدا نیز به او وفا می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۰ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۱۸۹/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۷۹/ الاختصاص، ص۲۴۲/ القمی، ج۱، ص۴۶ و نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۶۸

۳

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْوَلِیدِ‌بْنِ‌صَبِیحٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: کُنْتُ عِنْدَهُ وَ عِنْدَهُ جَفْنَهًٌْ مِنْ رُطَبٍ فَجَاءَ سَائِلٌ فَأَعْطَاهُ ثُمَ جَاءَ سَائِلٌ آخَرُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ: وَسَّعَ اللَّهُ عَلَیْکَ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَجُلًا لَوْ کَانَ لَهُ مَالٌ یَبْلُغُ ثَلَاثِینَ أَوْ أَرْبَعِینَ أَلْفاً ثُمَّ شَاءَ أَنْ لَا یَبْقَی مِنْهُ شَیْءٌ إِلَّا قَسَمَهُ فِی حَقٍّ فَعَلَ فَیَبْقَی لَا مَالَ لَهُ فَیَکُونُ مِنَ الثَّلَاثَهًِْ الَّذِینَ یُرَدُّ دُعَاؤُهُمْ عَلَیْهِمْ قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَنْ هُمْ؟ قَالَ: رَجُلٌ رَزَقَهُ اللَّهُ مَالًا فَأَنْفَقَهُ فِی وُجُوهِهِ. ثُمَّ قَالَ: یَا رَبِّ ارْزُقْنِی. وَ رَجُلٌ دَعَا عَلَی امْرَأَتِهِ وَ هُوَ ظَالِمٌ لَهَا فَیُقَالُ لَهُ: أَ لَمْ أَجْعَلْ أَمْرَهَا بِیَدِکَ وَ رَجُلٌ جَلَسَ فِی بَیْتِهِ وَ تَرَکَ الطَّلَبَ ثُمَّ یَقُولُ: یَا رَبِّ ارْزُقْنِی فَیَقُولُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: أَ لَمْ أَجْعَلْ لَکَ السَّبِیلَ إِلَی الطَّلَبِ لِلرِّزْقِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ولیدبن‌صبیح گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم و یک طبق خرما نزد آن حضرت بود. گدایی آمد و امام (علیه السلام) به او خرما داد. سپس گدای دیگر آمد به او هم داد، سپس گدای دیگر آمد، فرمود: «خدا به تو وسعت رزق دهد» و بعد فرمود: «اگر کسی سی‌هزار، چهل‌هزار هم داشته باشد و بخواهد همه را در راه حق بخشش کند می‌تواند، ولی بی‌چیز می‌شود و از آن‌ها می‌باشد که دعایشان به خودشان برمی‌گردد». عرض کردم: «فدایت شوم! آن‌ها چه کسانی هستند»؟ فرمود: «مردی که خدای عزّوجلّ مالی روزی‌اش کرده و همه آن را در راه حق بخشش نموده و می‌گوید: خدایا! روزی بده! و مردی که بر زنش ستم می‌کند و نفرینش می‌کند در جوابش می‌گوید مگر اختیارش را به دست تو نگذاشتم، کسی که در خانه نشسته و دری را به روی خود بسته و می‌گوید خدایا! روزی مرا بده، خدای عزّوجلّ می‌فرماید: مگر برای تو راه تحصیل روزی قرار نداده‌ام»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۰ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۵۴/ نورالثقلین

۴

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- حَدَّثَنِی جَبْرَئِیلُ عَنْ رَبِّ الْعِزَّهًِْ جَلَّ جَلَالُهُ أَنَّهُ قَالَ مَنْ عَلِمَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِی وَ أَنَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدِی وَ رَسُولِی وَ أَنَّ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالبٍ (علیه السلام) خَلِیفَتِی وَ أَنَّ الْأَئِمَّهًَْ مِنْ وُلْدِهِ حُجَجِی أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّهًَْ بِرَحْمَتِی وَ نَجَّیْتُهُ مِنَ النَّارِ بِعَفْوِی وَ أَبَحْتُ لَهُ جِوَارِی وَ أَوْجَبْتُ لَهُ کَرَامَتِی وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْهِ نِعْمَتِی وَ جَعَلْتُهُ مِنْ خَاصَّتِی وَ خَالِصَتِی إِنْ نَادَانِی لَبَّیْتُهُ وَ إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیْتُهُ وَ إِنْ سَکَتَ ابْتَدَأْتُهُ وَ إِنْ أَسَاءَ رَحِمْتُهُ وَ إِنْ فَرَّ مِنِّی دَعْوَتُهُ وَ إِنْ رَجَعَ إِلَیَّ قَبِلْتُهُ وَ إِنْ قَرَعَ بَابِی فَتَحْتُهُ وَ مَنْ لَمْ یَشْهَدْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا وَحْدِی أَوْ شَهِدَ وَ لَمْ یَشْهَدْ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدِی وَ رَسُولِی أَوْ شَهِدَ بِذَلِکَ وَ لَمْ یَشْهَدْ أَنَّ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) خَلِیفَتِی أَوْ شَهِدَ بِذَلِکَ وَ لَمْ یَشْهَدْ أَنَّ الْأَئِمَّهًَْ مِنْ وُلْدِهِ حُجَجِی فَقَدْ جَحَدَ نِعْمَتِی وَ صَغَّرَ عَظَمَتِی وَ کَفَّرَ بِآیَاتِی وَ کُتُبِی إِنْ قَصَدَنِی حَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی حَرَمْتُهُ وَ إِنْ نَادَانِی لَمْ أَسْمَعْ نِدَاءَهُ وَ إِنْ دَعَانِی لَمْ أَسْمَعْ دُعَاءَهُ وَ إِنْ رَجَانِی خَیَّبْتُهُ وَ ذَلِکَ جَزَاؤُهُ مِنِّی وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِید.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام صادق (علیه السلام)، از پدران گرامیش نقل می‌کند که فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «جبرئیل مرا از جانب پروردگار عزیز خبر داد که فرمود: «هرکس بداند خدایی جز من نیست و محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر من و علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) خلیفه‌ی من و ائمه (علیهم السلام) از فرزندان او حجّت‌های من هستند؛ او را به رحمت خود داخل بهشت می­کنم و با عفوم از آتش نجات می­دهم، همسایگی خود را به او می­بخشم و مستوجب لطف خویش می­گردانم، نعمتم را بر او تکمیل می‌کنم و او را از برجسته‌ها و شخصیّت­های مخصوص خود می‌گردانم. اگر مرا بخواند جوابش را می­دهم و اگر درخواستی بکند، به او عنایت می‌نمایم. اگر ساکت باشد، پیش از سؤال به او می‌دهم و اگر خطا کند، می‌بخشم و اگر از من فرار نماید، صدایش می­زنم. اگر برگردد، او را می‌پذیرم. اگر در خانه مرا بکوبد، برایش می‌گشایم. و هرکه گواهی به یکتایی من ندهد یا گواهی بدهد و گواهی به بندگی و رسالت پیامبرم ندهد یا این را قبول داشته باشد، امّا گواهی به خلافت علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) ندهد یا این گواهی را بدهد و گواهی به اینکه ائمه (علیهم السلام) از فرزندان او حجّت من هستند، ندهد، نعمت مرا منکر و عظمت مرا تحقیر و به آیات و کتاب‌ها و پیامبران من کافر شده. اگر به جانب من آید راهش نمی‌دهم؛ اگر تقاضا کند، تقاضایش را بر نمی‌آورم؛ اگر مرا بخواند، به حرفش گوش نمی‌دهم؛ اگر دعا کند، دعایش را مستجاب نمی­کنم؛ اگر به من امیدی داشته باشد، ناامیدش می­کنم. این است کیفر او از جانب من؛ من هرگز به بندگان ستم روا نمی‌دارم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۰ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۱۹/ نورالثقلین

۵

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَانَتْ لَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ حَاجَهًٌْ فَلْیَبْدَأْ بِالصَّلَاهًِْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یَسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یَخْتِمُ بِالصَّلَاهًِْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یَقْبَلَ الطَّرَفَیْنِ وَ یَدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کَانَتِ الصَّلَاهًُْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَا تُحْجَبُ عَنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس حاجتی داشته باشد، اوّل صلوات بفرستد، بعد از خدا حاجت بخواهد، و دعا را نیز به صلوات ختم کند، که خداوند متعال کریم‌تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط آن را فراموش نماید که صلوات هرگز بی‌استجابت نخواهد ماند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ الکافی، ج۲، ص۴۹۴/ نورالثقلین

۶

(غافر/ ۶۰)

 

الزّهراء (سلام الله علیها)- قَالَتْ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) ... ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ لِلْمُخْلِصِین.

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)- [خدای رئوف دعای ده نفر را مستجاب کرده است بدین شرح:] ... در این آیه درباره مخلصین می فرماید: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۳۲

۷

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُکْشَفَ عَنْهُ الْبَلَاءُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ یَنْبَغِی لِلْعَبْدِ أَنْ یَدْعُوَ بِهَمٍّ مَجْمُوعٍ وَ قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ سَرِیرَهًٍْ خَالِصَهًٍْ وَ بَدَنٍ خَاضِعٍ وَ جَوَارِحَ مُتَذَلِّلَهًٍْ وَ یَقِینٍ وَاثِقٍ بِالْإِجَابَهًِْ لِیَصْدُقَ قَوْلُهُ تَعَالَی ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ لَا یَکُونَ قَلْبُهُ مُتَشَاغِلًا بِغَیْرِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

امام علی (علیه السلام)- هرکس بخواهد، بلا از او دفع گردد باید بسیار دعا کند. سزاوار است که بنده در هنگام دعا با تمام وجود و دلی فروتن و بدنی خاشع و نیّتی پاک و ظاهر متذلّل و یقینی استوار نسبت به اجابت آن، به درگاه خدا روی بیاورد، تا کلام خدا که فرموده: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ تحقّق پیدا کند، و نباید دلش را در حین دعا به غیر حق مشغول بدارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۴۹

۸

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ لَا یَسْأَلَ رَبَّهُ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ فَلْیَیْأَسْ مِنَ النَّاسِ کُلِّهِمْ وَ لَا یَکُونُ لَهُ رَجَاءٌ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ فَإِذَا عَلِمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِکَ مِنْ قَلْبِهِ لَمْ یَسْأَلْهُ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاه.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرگاه یکی از شما بخواهد هر حاجتش پیش خدا برآورده شود، امیدش را از همه مردم ببرد و جز به خدا امید نبندد، و چون خدا از دلش چنین داند، هر خواهش او را برآورده می سازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۱۴/ نورالثقلین

موانع اجابت

۱

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ قَوْمٌ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) نَدْعُو فَلَا یُسْتَجَابُ لَنَا. قَالَ: لِأَنَّکُمْ تَدْعُونَ مَنْ لَا تَعْرِفُونَه.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام کاظم (علیه السلام) فرمود: گروهی به امام صادق (علیه السلام) عرض کردند: «ما دعا می‌کنیم امّا دعایمان اجابت نمی‌شود»! حضرت فرمود: «زیرا شما کسی را می‌خوانید که او را نمی‌شناسید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۶۸/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۶۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- الذُّنُوبُ الَّتِی تَرُدُّ الدُّعَاءَ سُوءُ النِّیَّهًِْ وَ خُبْثُ السَّرِیرَهًِْ وَ النِّفَاقُ مَعَ الْإِخْوَانِ وَ تَرْکُ التَّصْدِیقِ بِالْإِجَابَهًِْ وَ تَأْخِیرُ الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَاتِ حَتَّی تَذْهَبَ أَوْقَاتُهَا وَ تَرْکُ التَّقَرُّبِ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالْبِرِّ وَ الصَّدَقَهًِْ وَ اسْتِعْمَالُ الْبَذَاءِ وَ الْفُحْشُ فِی الْقَوْل.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- ... گناهانی که دعا را بازمی‌گرداند: نیّت بد داشتن، و پلیدی باطن، و دورویی با برادران دینی، و ترک تصدیق به اجابت دعا و تأخیر نمازهای واجب تا وقت بگذرد، و ترک تقرّب‌جستن به خدا به وسیله‌ی نیکی و خیرات، و بددهنی و گفتن سخن زشت، هستند ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۷۶/ نورالثقلین

۳

(غافر/ ۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- خَمْسَهًٌْ لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ رَجُلٌ جَعَلَ اللَّهُ بِیَدِهِ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ فَهِیَ تُؤْذِیهِ وَ عِنْدَهُ مَا یُعْطِیهَا وَ لَمْ یُخَلِّ سَبِیلَهَا وَ رَجُلٌ أَبَقَ مَمْلُوکُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ لَمْ یَبِعْهُ وَ رَجُلٌ مَرَّ بِحَائِطٍ مَائِلٍ وَ هُوَ یُقْبِلُ إِلَیْهِ وَ لَمْ یُسْرِعِ الْمَشْیَ حَتَّی سَقَطَ عَلَیْهِ وَ رَجُلٌ أَقْرَضَ رَجُلًا مَالًا فَلَمْ یُشْهِدْ عَلَیْهِ وَ رَجُلٌ جَلَسَ فِی بَیْتِهِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی وَ لَمْ یَطْلُب.

 

پیامبر (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «دعای پنج کس مستجاب نمی‌شود: مردی که خداوند اختیار طلاق زنش را به او داده ولی او را اذیّت می‌کند درحالی‌که مالی دارد که به او بدهد و او را رها کند، و مردی که برده‌ی او سه بار از او فرار کند و او را نفروشد، و مردی که از کنار دیوار کجی عبور کند و دیوار در حال فروریختن به روی اوست ولی شتاب نکند و دیوار بر او فرو ریزد، و مردی که به مردی قرض بدهد و بر آن شاهد نگیرد، و مردی که در خانه‌اش بنشیند و بگوید: خدایا! به من روزی برسان و خود طلب روزی نکند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۵۶/ نورالثقلین

۴

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا یَزَالُ الدُّعَاءُ مَحْجُوباً حَتَّی یُصَلَّی عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّد (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- همواره دعا از خدا محجوب خواهد بود تا آنگاه که دعاکننده صلوات بفرستد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۴ الکافی، ج۲، ص۴۹۱/ نورالثقلین

۵

(غافر/ ۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ بِخَیْرٍ وَ رَجَاءٍ رَحْمَهًًْ مِنَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ مَا لَمْ یَسْتَعْجِلْ فَیَقْنَطَ وَ یَتْرُکَ الدُّعَاءَ قُلْتُ لَهُ کَیْفَ یَسْتَعْجِلُ قَالَ یَقُولُ قَدْ دَعَوْتُ مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا وَ مَا أَرَی الْإِجَابَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مؤمن همیشه در مسیر خیر و امید به حق و رحمت الهی است تا وقتی که عجله به خرج ندهد که در اثر آن ناامید می‌شود و دعا را ترک می‌نماید». عرض کردم: «چگونه عجله به خرج می‌دهد»؟ فرمود: «اینکه می‌گوید: مدّتی است خدا را می‌خوانم ولی حاجتم برآورده نمی‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۴ الکافی، ج۲، ص۴۹۰/ نورالثقلین

۶

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ نَوْفٍ عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی حَدِیثٍ قَالَ: یَا نَوْفُ إِیَّاکَ أَنْ تَکُونَ عَشَّاراً أَوْ شَاعِراً أَوْ شُرْطِیّاً أَوْ عَرِیفاً أَوْ صَاحِبَ عَرْطَبَهًٍْ وَ هِیَ الطُّنْبُورُ أَوْ صَاحِبَ کُوبَهًٍْ وَ هُوَ الطَّبْلُ فَإِنَّ نَبِیَّ اللَّهِ خَرَجَ ذَاتَ لَیْلَهًٍْ فَنَظَرَ إِلَی السَّمَاءِ فَقَالَ أَمَا إِنَّهَا السَّاعَهًُْ الَّتِی لَا تُرَدُّ فِیهَا دَعْوَهًٌْ إِلَّا دَعْوَهًُْ عَرِیفٍ أَوْ دَعْوَهًُْ شَاعِرٍ أَوْ دَعْوَهًُْ عَاشِرٍ أَوْ شُرْطِیٍّ أَوْ صَاحِبِ عَرْطَبَهًٍْ أَوْ صَاحِبِ کُوبَهًٍْ.

 

امام علی (علیه السلام)- نوف گفت: امام علی (علیه السلام) فرمود: «ای نوف! مبادا گمرک‌چی، یا شاعر، یا پاسبان، یا کدخدا، یا طنبورزن باشی، یا طبل زن شوی؛ زیرا پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) شبی بیرون شد و نگاهی به آسمان کرد و فرمود: «این ساعتی است که در آن دعایی رد نمی شود، جز دعای کدخدا، یا شاعر، یا پاسبان، یا طنبورزن، یا طبل زن»».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۴ وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۳۱۵/ نورالثقلین

استکبار

۱

(غافر/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَ فَتَدْرُونَ الِاسْتِکْبَارَ مَا هُوَ هُوَ تَرْکُ الطَّاعَهًِْ لِمَنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ التَّرَفُّعُ عَلَی مَنْ نُدِبُوا إِلَی مُتَابَعَتِه.

 

امام علی (علیه السلام)- در خطبه غدیر امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که حضرت بعد از تلاوت این آیه فرمود: «آیا می‌دانید استکبار چیست؟ استکبار ترک طاعت کسی است که به اطاعت او مأمور شدند و سرکشی بر کسی است که به پیروی از او دعوت شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۴ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۱۶

۲

(غافر/ ۶۰)

 

الحسن (علیه السلام)- عَنْ زُبَیْرِ‌بْنِ‌بَکَّارٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَال قَالَ رَجُلٌ لِلْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَ فِیکَ کِبْراً. فَقَالَ: کَلَّا الْکِبْرُ لِلَّهِ وَحْدَهُ وَ لَکِنْ فِیَّ عِزَّهًٌْ. قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: وَ لِلهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ.

 

امام حسن (علیه السلام)- زبیربن‌بکّار از یکی از اصحاب نقل نمود که مردی به امام حسن (علیه السلام) گفت: «در شما مقداری کبر وجود دارد». فرمود: «هرگز! کبر اختصاص به خدای یکتا دارد ولی در من عزّت نفس است که خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ لِلهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۲۵

 

آیه أَللهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النّاسِ لايَشْكُرُونَ [61]

 

خداوند كسى است كه شب را براى شما آفريد تا در آن بياساييد، و روز را روشنى بخش قرار داد؛ خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و كَرَم است؛ ولى بيشتر مردم شكرگزارى نمى‌كنند.

 

آیه ذلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ خالِقُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ [62]

 

اين است خداوند، پروردگار شما كه آفريننده‌ی همه چيز است؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ با اين حال چگونه [از راه حق] منحرف مى‌شويد؟!

 

آیه كَذلِكَ يُؤْفَكُ الَّذينَ كانُوا بِآياتِ اللهِ يَجْحَدُونَ [63]

 

اين‌گونه، آن‌هايى كه آيات خدا را انكار مى‌كردند [از راه راست] منحرف مى‌شوند.

 

آیه اللهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ رَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ذلِكُمُ اللهُ رَبُّكُمْ فَتَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعالَمينَ [64]

 

خداوند كسى است كه زمين را براى شما جايگاه امن و آرامش قرار داد و آسمان را همچون سقفى [بر فرازتان]؛ و شما را [در عالم جنين] صورتگرى كرد، و تصويرتان را نيكو آفريد؛ و از نعمت‌هاى پاكيزه به شما روزى داد؛ اين است خداوند پروردگار شما؛ زوال‌ناپذير و پربركت است خداوندى كه پروردگار جهانيان است.

۱

(غافر/ ۶۴)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْن (علیه السلام) ... فَقَالَ: یَا أَبَا حَمْزَهًَْ لَا تَنَامَنَّ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنِّی أَکْرَهُهَا لَکَ إِنَّ اللَّهَ یُقَسِّمُ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ أَرْزَاقَ الْعِبَادِ وَ عَلَی أَیْدِینَا یُجْرِیهَا.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- ابوحمزه می‌گوید: من نزد امام سجّاد (علیه السلام) بودم ... حضرت فرمود: «ای اباحمزه! قبل از طلوع خورشید نخواب که من آن را برای تو نمی‌پسندم؛ زیرا خداوند در این موقع روزی را بین بندگان تقسیم می کند و به دست ما جاری می نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۲۴

 

آیه هُوَ الْحَيُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ [65]

 

زنده [واقعى] اوست؛ معبودى جز او نيست؛ پس او را بخوانيد در‌حالى‌كه دين خود را براى او خالص كرده‌ايد. ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است.

۱

(غافر/ ۶۵)

 

السّجّاد (علیه السلام)- إِذَا قَالَ أَحَدُکُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلْیَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- زمانی که یکی از شما گفت: لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، پس به دنبالش بگوید: الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ، چرا که خداوند عزّوجلّ می‌فرمایند: لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۰۰/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۰۸/ القمی، ج۲، ص۲۵۹/ الدعوات، ص۱۶۴/ نورالثقلین/ البرهان

ولایت

۱

(غافر/ ۶۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: یَا أَبَانُ إِذَا قَدِمْتَ الْکُوفَهًَْ فَارْوِ هَذَا الْحَدِیثَ مَنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهًُْ. قَالَ: قُلْتُ: لَهُ إِنَّهُ یَأْتِینِی کُلُّ صِنْفٍ مِنَ الْأَصْنَافِ فَأَرْوِی لَهُمْ هَذَا الْحَدِیثَ. قَالَ: نَعَمْ یَا أَبَانُ إِنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ وَ جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ فَیُسْلَبُ مِنْهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِلَّا مَنْ کَانَ عَلَی هَذَا الْأَمْرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) خطاب به ابان‌بن‌تغلب فرمود: «ای ابان! وقتی وارد کوفه شدی این حدیث را روایت کن که هرکس با اخلاص به لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ شهادت دهد بهشت بر او واجب می شود». ابان گوید: عرض کردم: «برای هر صنف و مذهبی از مردم که نزد من می‌آیند این را روایت کنم»؟! امام (علیه السلام) فرمود: «بله ای ابان! وقتی روز قیامت شود و خداوند اوّلین و آخرین را جمع کند از همۀ آن‌ها لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ را می‌گیرد مگر کسانی که به این امر (تشیع) معتقد باشند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۳، ص۱۲/ البرهان

۲

(غافر/ ۶۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ‌بْنِ‌عَبْدِ الصَّمَدِ عَنْ خَالِهِ أَبِی‌الصَّلْتِ الْهَرَوِیِّ قَالَ: کُنْتُ مَعَ الرِّضَا (علیه السلام) لَمَّا دَخَلَ نَیْسَابُور ... عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ الرُّوحُ الْأَمِینُ عَنِ اللَّهِ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُه ... عِبَادِی فَاعْبُدُونِی وَ لْیَعْلَمْ مَنْ لَقِیَنِی مِنْکُمْ بِشَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُخْلِصاً بِهَا أَنَّهُ قَدْ دَخَلَ حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ عَذَابِی قَالُوا یَا ابْنَ‌رَسُولِ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا إِخْلَاصُ الشَّهَادَهًِْ لِلَّهِ قَالَ طَاعَهًُْ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ وَلَایَهًُْ أَهْلِ بَیْتِه (علیهم السلام).

 

امام رضا (علیه السلام)- اباصلت گوید با امام رضا (علیه السلام) در نیشابور بودم ... امام رضا (علیه السلام) از پدرانش از پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل از خداوند متعال نقل کرد که فرمود:] ... «پس ای بندگانم مرا بپرستید و کسی که با اخلاص شهادت؛ لا إله إلا الله را می‌گوید و با آن مرا دیدار می‌کند، باید بداند که وارد دژ من شده و هرکس که وارد دژ من شود، از عذابم در امان می‌ماند». از امام رضا (علیه السلام) پرسیدند: «اخلاص در مورد شهادت لا إله إلا الله چیست»؟ حضرت پاسخ داد: «منظور، پیروی از خداوند، رسول او (صلی الله علیه و آله) و ولایت اهل بیتش (علیهم السلام) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۳، ص۱۵/ البرهان

 

آیه قُلْ إِنِّي نُهيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ لَمَّا جاءَنِي الْبَيِّناتُ مِنْ رَبِّي وَ أُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمينَ [66]

 

بگو: «من از پرستش معبودهايى كه شما غير از خدا مى‌خوانيد نهى شده‌ام، چون دلايل روشن از جانب پروردگارم براى من آمده است؛ و مأمورم كه تنها در برابر پروردگار جهانيان تسليم باشم».

 

آیه هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخاً وَ مِنْكُمْ مَنْ يُتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُسَمًّى وَ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ [67]

 

او كسى است كه شما را از خاكى آفريد، سپس از نطفه‌اى، سپس از علقه [و خون بسته شده]اى، سپس شما را به‌صورت طفلى [از شكم مادر] بيرون مى‌آورد، بعد [رشد مى‌كنيد تا] به مرحله‌ی كمال قوّت خود مى‌رسيد، و بعد از آن پير مى‌شويد؛ و [در اين ميان] گروهى از شما پيش از رسيدن به اين مرحله مى‌ميرند و [در نهايت] به اجل حتمى خود مى‌رسيد؛ شايد [در اين مراحل] بينديشيد.

کلّیات

۱

(غافر/ ۶۷)

 

الکاظم (علیه السلام)- یَا هِشَامُ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ دَلِیلًا عَلَی مَعْرِفَتِهِ بِأَنَّ لَهُمْ مُدَبِّراً فَقَالَ ... هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون.

 

امام کاظم (علیه السلام)- [در سفارشات امام کاظم (علیه السلام) به هشام، و تعریف ایشان از «عقل» آمده است] ... ای هشام، خداوند این‌ها را دلیلی بر شناسایی خود قرار داده که بی‌شکّ آن‌ها را مدبّری است، و فرموده: ... هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ثُمَّ لِتَکُونُوا شُیُوخاً وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفَّی مِنْ قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّی وَ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۸ الکافی، ج۱، ص۱۳

۲

(غافر/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سُئِلَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مُشَابِهِ الْخَلْقِ فَقَالَ هُوَ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَوْجُهٍ فَمِنْه.. خَلْقُ الِاسْتِحَالَهًِْ قَوْلُهُ تَعَالَی.. هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ...

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره نمونه‌های آفرینش پرسش شد. فرمود: «بر سه روش باشند ... و آفرینش دگرگونی چون قول خدای تعالی که فرمود: ... هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۸ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۳۳

کهنسالی

۱

(غافر/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- یُؤْتَی بِشَیْخٍ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَیُدْفَعُ إِلَیْهِ کِتَابُهُ ظَاهِرُهُ مِمَّا یَلِی النَّاسَ لَا یَرَی إِلَّا مَسَاوِئَ فَیَطُولُ ذَلِکَ عَلَیْهِ فَیَقُولُ: یَا رَبِّ أَ تَأْمُرُ بِی إِلَی النَّارِ؟ فَیَقُولُ الْجَبَّارُ جَلَّ جَلَالُهُ: یَا شَیْخُ أَنَا أَسْتَحْیِی أَنْ أُعَذِّبَکَ وَ قَدْ کُنْتَ تُصَلِّی لِی فِی دَارِ الدُّنْیَا اذْهَبُوا بِعَبْدِی إِلَی الْجَنَّهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- روز رستاخیز پیرمردی را می‌آورند و نامه‌ی اعمالش را به دستش می‌دهند. طرف پشت نامه به سوی مردم است و او در آن جز بدی و گناه نمی‌بیند، بر او سخت گران می‌آید. می‌گوید: «ای پروردگار من! آیا دستور می‌فرمایی که به سوی آتش بروم»؟ خداوند جبّار فرماید: «ای پیرمرد! من شرم دارم که تو را عذاب کنم، با اینکه تو در دنیا همواره نماز می‌خواندی. بنده مرا به سوی بهشت ببرید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۵۸ وسایل الشیعه، ج۴، ص۴۰/ نورالثقلین

 

آیه هُوَ الَّذي يُحْيي وَ يُميتُ فَإِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ [68]

 

او كسى است كه زنده مى‌كند و مى‌ميراند؛ و هنگامى‌كه وجود چيزى را مقرّر كند، تنها به آن مى‌گويد: «موجود باش»! بى‌درنگ موجود مى‌شود.

 

آیه أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ يُجادِلُونَ في آياتِ اللهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ [69]

 

آيا نديدى كسانى را كه در آيات خدا مجادله مى‌كنند، چگونه [از راه حق] منحرف مى‌شوند؟!

 

آیه الَّذينَ كَذَّبُوا بِالْكِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ [70]

 

همان كسانى كه كتاب آسمانى و آنچه را به‌وسيله‌ی پيامبرانمان فرستاده‌ايم تكذيب كردند؛ امّا به‌زودى [از نتيجه‌ی كار خود] آگاه مى‌شوند!

۱

(غافر/ ۷۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبِی‌الْجَارُودِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِالْکِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا إِلَی قَوْلِهِ کَذلِکَ یُضِلُّ اللهُ الْکافِرِینَ فَقَدْ سَمَّاهُمُ اللَّهُ کَافِرِینَ مُشْرِکِینَ بِأَنْ کَذَّبُوا بِالْکِتَابِ وَ قَدْ أَرْسَلَ اللَّهُ رُسُلَهُ (صلی الله علیه و آله) بِالْکِتَابِ وَ بِتَأْوِیلِهِ فَمَنْ کَذَّبَ بِالْکِتَابِ أَوْ کَذَّبَ بِمَا أَرْسَلَ بِهِ رُسُلَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْکِتَابِ فَهُوَ مُشْرِکٌ کَافِرٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوجارود آمده که امام باقر (علیه السلام) در مورد کلام خداوند متعال: الَّذِینَ کَذَّبُوا بِالْکِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا تا کَذلِکَ یُضِلُّ اللهُ الْکافِرِینَ فرمود: «خداوند آنان را کافر و مشرک نامید چرا که آنان کتاب خدا را انکار کردند. حال آنکه خداوند پیامبر خود را همراه با کتاب و تفسیر آن به سوی مردم فرستاد و کسی که کتاب خدا و تفسیر آن را که توسّط پیامبران به آگاهی مردم می رسد انکار کند، مشرک و کافر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۹/ القمی، ج۲، ص۲۶۰/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه إِذِ الْأَغْلالُ في أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ [71]

 

در آن هنگام كه غل و زنجيرها برگردن آنان قرار گرفته و آن‌ها را مى‌كشند.

۱

(غافر/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلَ مُعَاوِیَهًُْ عَقِیلًا عَنْ قِصَّهًِْ الْحَدِیدَهًِْ الْمُحْمَاهًِْ الْمَذْکُورَهًِْ، فَبَکَی . . قَالَ: نَعَمْ أَقْوَیْتُ وَ أَصَابَتْنِی مَخْمَصَهًٌْ شَدِیدَهًٌْ فَسَأَلْتُهُ فَلَمْ تَنْدُ صِفَاتُهُ فَجَمَعْتُ صِبْیَانِی وَ جِئْتُهُ بِهِمْ وَ الْبُؤْسُ وَ الضُّرُّ ظَاهِرَانِ عَلَیْهِمْ. فَقَالَ: ائْتِنِی عَشِیَّهًًْ لِأَدْفَعَ إِلَیْکَ شَیْئاً، فَجِئْتُهُ یَقُودُنِی أَحَدُ وُلْدِی فَأَمَرَهُ بِالتَّنَحِّی. ثُمَّ قَالَ: أَلَا فَدُونَکَ. فَأَهْوَیْتُ حَرِیصاً قَدْ غَلَبَنِی الْجَشَعُ أَظُنُّهَا صُرَّهًًْ فَوَضَعْتُ یَدِی عَلَی حَدِیدَهًٍْ تَلْتَهِبُ ناراً. فَلَمَّا قَبَضْتُهَا نَبَذْتُهَا وَ خُرْتُ کَمَا یَخُورُ الثَّوْرُ تَحْتَ یَدِ جَازِرِهِ، فَقَالَ لِی: ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ، هَذَا مِنْ حَدِیدَهًٍْ أَوْقَدْتُ لَهَا نَارَ الدُّنْیَا فَکَیْفَ بِکَ وَ بِیَ غَداً إِنْ سَلَکْنَا فِی سَلَاسِلِ جَهَنَّمَ. ثُمَّ قَرَأَ إِذِ الْأَغْلالُ فِی أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ یُسْحَبُونَ. ثُمَّ قَالَ: لَیْسَ لَکَ عِنْدِی فَوْقَ حَقِّکَ الَّذِی فَرَضَهُ اللَّهُ لَکَ إِلاَّ مَا تَرَی فَانْصَرِفْ إِلَی أَهْلِکَ.

 

امام علی (علیه السلام)- معاویه از عقیل درباره‌ی داستان آهن گداخته سؤال کرد، عقیل گریه کرد ... گفت: «من فقیر شدم و گرسنگی شدیدی بر من عارض گشت، من از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درخواست کردم ولی او از دادن بیت‌المال خودداری کرد. آنگاه من بچّه‌هایم را جمع کرده و نزد او بردم درحالی‌که بینوایی و فقر از آن‌ها پیدا بود و حضرت فرمود: «شبانگاه نزد من بیا تا چیزی به تو بدهم». یکی از فرزندانم مرا نزد او برد. حضرت به او دستور داد تا برگردد آنگاه فرمود: «هان این جلوی توست. درحالی‌که طمع و آز بر من غلبه کرده بود خود را به روی حصیر انداختم و فکر کردم کیسه‌ی پول است. پس دستم را روی آهنی که مانند آتش داغ بود گذاشتم، وقتی آن را گرفتم به یک باره انداختم و مانند گاوی که زیر جازره‌اش نعره می‌زند، فریاد زدم. آنگاه به من فرمود: «مادرت به عزایت بنشیند این از آهنی است که آتش دنیا را بر آن روشن ساخته‌ام پس من و تو در قیامت چگونه در روی زنجیرهای جهنّم قدم برداریم»؟ آنگاه این آیه را خواند: إِذِ الْأَغْلالُ فِی أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ یُسْحَبُونَ سپس فرمود: «تو نزد من بیش از حقّی که خداوند بر تو قرار داده است نداری جز آنچه را که می‌بینی پس به سوی خانواده‌ات برگرد»».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۰ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۱، ص۲۵۳

 

آیه فِي الْحَميمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ [72]

 

و در آب‌ سوزان وارد مى‌كنند؛ سپس در آتش دوزخ مى‌سوزند!

 

آیه ثُمَّ قيلَ لَهُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ تُشْرِكُونَ [73]

 

سپس به آن‌ها گفته مى‌شود: «كجايند آنچه را همتاى خدا قرار مى‌داديد».

۱

(غافر/ ۷۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ ضُرَیْسٍ الْکُنَاسِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) ... فقُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ مَا حَالُ الْمُوَحِّدِینَ الْمُقِرِّینَ بِنُبُوَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْمُسْلِمِینَ الْمُذْنِبِینَ الَّذِینَ یَمُوتُونَ وَ لَیْسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لَا یَعْرِفُونَ وَلَایَتَکُمْ فَقَال َ ... فَأَمَّا النُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهًِْ فَإِنَّهُمْ یُخَدُّ لَهُمْ خَدٌّ إِلَی النَّارِ الَّتِی خَلَقَهَا اللَّهُ فِی الْمَشْرِقِ فَیَدْخُلُ عَلَیْهِمْ مِنْهَا اللَّهَبُ وَ الشَّرَرُ وَ الدُّخَانُ وَ فَوْرَهًُْ الْحَمِیمِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ ثُمَّ مَصِیرُهُمْ إِلَی الْحَمِیمِ ثُمَّ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ ثُمَّ قِیلَ لَهُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ أَیْنَ إِمَامُکُمُ الَّذِی اتَّخَذْتُمُوهُ دُونَ الْإِمَامِ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً.

 

امام باقر (علیه السلام)- ضریس کناسی گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! افرادی هستند که به وحدانیّت خداوند عزّوجلّ اقرار و اعتراف نموده‌اند و به نبوّت محمّد (صلی الله علیه و آله) اقرار کرده‌اند ولی با ولایت شما آشنا نشده‌اند، و از گناهکارانی هستند که می‌میرند و امامی ندارند؛ حال آن‌ها چگونه است»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «... امّا ناصبیان (دشمنان اهل بیت) که اهل قبله هستند، برای آن‌ها هم خطّی از قبر [جایگاه برزخی او] به طرف دوزخ کشیده می‌شود. این دوزخ را خداوند در مشرق خلق کرده است، و از آن دوزخ شعله‌های آتش و دود و گرمی به قبرش وارد می‌گردد و او را معذّب می‌کند، و بعد از این هم راه آن‌ها به جهنّم (جهنّم اخروی) ختم می‌شود، و در آن جا نگهداری می‌گردند و به آن‌ها می‌گویند: کجایند معبودهایی که غیر از خدا می‌خواندید؟ (اعراف/۳۷)، کجاست آن امامی که خود اختیار کردید و امام منصوب از طرف خدا را رها نمودید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۸۹/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۵۸/ القمی، ج۲، ص۲۶۰/ نورالثقلین

۲

(غافر/ ۷۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَمْرِوبْنِ‌ثَابِتٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام): إِنَّ أَهْلَ النَّارِ یَتَعَاوَوْنَ فِیهَا کَمَا یَتَعَاوَی الْکِلَابُ وَ الذِّئَابُ مِمَّا یَلْقَوْنَ مِنْ أَلِیمِ الْعَذَابِ فَمَا ظَنُّکَ یَا عَمْرُو بِقَوْمٍ لا یُقْضی عَلَیْهِمْ فَیَمُوتُوا وَ لا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ مِنْ عَذابِها عِطَاشٍ فِیهَا جِیَاعٍ کَلِیلَهًٍْ أَبْصَارُهُمْ صُمٍّ بُکْمٍ عُمْیٍ مُسْوَدَّهًٍْ وُجُوهُهُمْ خَاسِئِینَ فِیهَا نَادِمِینَ مَغْضُوبٍ عَلَیْهِمْ فَلَا یُرْحَمُونَ مِنَ الْعَذَابِ وَ لَا یُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَ فِی النَّارِ یُسْجَرُونَ وَ مِنَ الْحَمِیمِ یَشْرَبُونَ وَ مِنَ الزَّقُّومِ یَأْکُلُونَ وَ بِکَلَالِیبِ النَّارِ یُحْطَمُونَ وَ بِالْمَقَامِعِ یُضْرَبُونَ وَ الْمَلَائِکَهًُْ الْغِلَاظُ الشِّدَادُ لَا یَرْحَمُونَ فَهُمْ فِی النَّارِ یُسْحَبُونَ عَلَی وُجُوهِهِمْ مَعَ الشَّیَاطِینِ یُقَرَّنُونَ وَ فِی الْأَنْکَالِ وَ الْأَغْلَالِ یُصَفَّدُونَ إِنْ دَعَوْا لَمْ یُسْتَجَبْ لَهُمْ وَ إِنْ سَأَلُوا حَاجَهًًْ لَمْ تُقْضَ لَهُمْ هَذِهِ حَالُ مَنْ دَخَلَ النَّارَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- عمرو بن ثابت از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: دوزخیان از سختی عذاب چون سگ مویه کنند؛ ای عمرو! چه گمانی بری به مردمی که: هرگز فرمان مرگشان صادر نمی‌شود تا بمیرند، و نه چیزی از عذابش از آنان تخفیف داده می‌شود (فاطر/۳۶) و تشنه و گرسنه و معیوب چشم، کر و کور و سیه‌روی و رانده در دوزخ و پشیمان و مغضوب از عذاب بر آن‌ها ترحّم نشود و تخفیف ندارند و می‌سوزند و از حمیم می‌نوشند و از زقّوم می‌خورند و با قلّاب آتشین فرو کشیده شوند و با گرز کوبیده شوند و فرشتگان غلاظ و شداد بر آن‌ها رحم نکنند و در دوزخ به روی خود آن‌ها را بکشند و با شیاطین قرینند و در سختی‌ها و بندهایی گردانند اگر فریاد کشند اجابت نشوند و اگر درخواستی کنند برآورده نشود این است حال آن‌ها که به دوزخ در آیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۲۸۱

 

آیه مِنْ دُونِ اللهِ قالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَلْ لَمْ نَكُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَيْئاً كَذلِكَ يُضِلُّ اللهُ الْكافِرينَ [74]

 

همان معبودهايى را كه جز خدا پرستش مى‌كرديد»؟! آن‌ها مى‌گويند: «همه از نظر ما پنهان و گم شدند؛ بلكه ما اصلاً پيش از اين چيزى را پرستش نمى‌كرديم»! اين‌گونه خداوند كافران را گمراه مى‌سازد.

۱

(غافر/ ۷۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن أَبِی‌الجَارُود عَنْ أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِالْکِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا ... إِلَی قَوْلِه کَذلِکَ یُضِلُّ اللهُ الْکافِرِینَ فَقَدْ سَمَّاهُمُ اللَّهُ کَافِرِینَ مُشْرِکِینَ بِأَنْ کَذَّبُوا بِالْکِتَابِ وَ قَدْ أَرْسَلَ اللَّهُ رُسُلَهُ (صلی الله علیه و آله) بِالْکِتَابِ وَ بِتَأْوِیلِهِ فَمَنْ کَذَّبَ بِالْکِتَابِ أَوْ کَذَّبَ بِمَا أَرْسَلَ بِهِ رُسُلَهُ (صلی الله علیه و آله) مِنْ تَأْوِیلِ الْکِتَابِ فَهُوَ مُشْرِکٌ کَافِرٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابو جارود آمده که امام باقر (علیه السلام) درباره این آیه: الَّذِینَ کَذَّبُوا بِالْکِتابِ وَ بِما أَرْسَلْنا بِهِ رُسُلَنا ... کَذلِکَ یُضِلُّ اللهُ الْکافِرِینَ فرمود: «خداوند آنان را کافر و مشرک نامید چرا که آنان کتاب خدا را انکار کردند حال آنکه خداوند پیامبر خود را همراه با کتاب و تفسیر آن به سوی مردم فرستاد و کسی که کتاب خدا و تفسیر آن را که توسّط پیامبران به آگاهی مردم می‌رسد، انکار کند مشرک و کافر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۹/ القمی، ج۲، ص۲۶۰؛ «سمی الله» بدل «سماهم»

 

آیه ذلِكُمْ بِما كُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ بِما كُنْتُمْ تَمْرَحُونَ [75]

 

اين [عذاب] به خاطر آن است كه به ناحق در زمين شادى مى‌كرديد و از روى غرور و مستى به خوشحالى مى‌پرداختيد.

۱

(غافر/ ۷۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ بِما کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ یَعْنِی مِنَ الْفَرَحِ الظَّاهِرِ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( وَ بِما کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ؛ یعنی شادیتان ظاهری بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۲ القمی، ج۲، ص۲۶۰

۲

(غافر/ ۷۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الْفَرَحَ وَ الْمَرَحَ وَ الْخُیَلَاءَ کُلُ ذَلِکَ فِی الشِّرْکِ وَ الْعَمَلِ فِی الْأَرْضِ بِالْمَعْصِیَهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابو جارود آمده است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: شادی، غرور و تکبر، جزء شرک و انجام گناه در زمین به شمار می‌آیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۲ القمی، ج۲، ص۲۶۱/ نورالثقلین

۳

(غافر/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ شُعَبُ الطَّمَعِ أَرْبَعٌ الْفَرَحُ وَ الْمَرَحُ وَ اللَّجَاجَهًُْ وَ التَّکَاثُرُ وَ الْفَرَحُ مَکْرُوهٌ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ الْمَرَحُ خُیَلَاءُ.

 

امام علی (علیه السلام)- طمع چهار شعبه است: خوشحالی و شادی بیش از حد و لجاجت و روی هم انباشتن و زیاده‌خواهی. خوشحالی و شادمان‌شدن [به دنیا] نزد خداوند پسندیده نیست، شادی بیش از حد عجب و خودپسندی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۲ نورالثقلین؛ فیه: «التکبر» بدل «التکاثر»

 

آیه ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرينَ [76]

 

از درهاى جهنّم وارد شويد و جاودانه در آن بمانيد؛ و چه بد است جايگاه متكبّران!

 

آیه فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ [77]

 

پس [اى پيامبر] صبر كن كه وعده‌ی خدا حق است؛ و هرگاه قسمتى از مجازات‌هايى را كه به آن‌ها وعده داده‌ايم در‌حال حياتت به تو نشان دهيم، يا تو را [پيش از آن] از دنيا ببريم [مهم نيست]؛ چرا كه آنان را فقط به‌سوى ما باز مى‌گردانند.

۱

(غافر/ ۷۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ مِنَ الْعَذَابَ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنَا یُرْجَعُونَ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( در این آیه، فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذِی نَعِدُهُمْ منظور خداوند از آنچه به کفّار وعده داده است، عذاب الهی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۴ البرهان

 

آیه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ [78]

 

ما پيش از تو پيامبرانى فرستاديم؛ سرگذشت گروهى از آنان را براى تو باز گفته، و سرگذشت گروهى را براى تو بازگو نكرده‌ايم؛ و هيچ پيامبرى حق نداشت معجزه‌اى جز به فرمان خدا بياورد. و هنگامى‌كه فرمان خداوند [براى مجازات كافران] صادر شود، بحق داورى خواهد شد؛ و آنجا اهل باطل زيان خواهند كرد.

ما پیش از تو رسولانی فرستادیم سرگذشت گروهی از آنان را برای تو بازگفته، و گروهی را برای تو بازگو نکرده‌ایم

۱ -۱

(غافر/ ۷۸)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ کَانَ مَنْ بَیْنَ آدَمَ (علیه السلام) وَ نُوحٍ (علیه السلام) مِنَ الْأَنْبِیَاءِ مُسْتَخْفِینَ، وَ لِذلِکَ خَفِیَ ذِکْرُهُمْ فِی الْقُرْآنِ، فَلَمْ یُسَمَّوْا کَمَا سُمِّیَ مَنِ اسْتَعْلَنَ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْک.

 

امام باقر (علیه السلام)- بین آدم (علیه السلام) و زمان نوح (علیه السلام) برخی از پیامبران بودند که به طور پنهانی به رسالت مشغول بودند لذا نام آنان در قرآن نیامده و مانند دیگر پیامبرانی که به طور علنی به رسالت مشغول بوده‌اند برای آنان نامی ذکر نشده است. این مطلب در آیه وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَیْکَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَیْک آمده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۴ الکافی، ج۱۵، ص۲۸۱/ البرهان

۱ -۲

(غافر/ ۷۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً أَسْوَدَ لَمْ یَقُصَّ عَلَیْنَا قِصَّتَه.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند پیامبری سیاه پوست مبعوث گردانیده که قصّه وی را برای ما در قرآن حکایت نکرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۴ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۷۲

۱ -۳

(غافر/ ۷۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) {لِابنِ‌سَلَام} فَسَلْ عَمَّا تَشَاءُ قَالَ أَنْصَفْتَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی عَنْکَ أَ نَبِیٌّ أَنْتَ أَمْ رَسُولٌ؟ قَالَ أَنَا نَبِیٌّ وَ رَسُولٌ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی فِی الْقُرْآنِ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ قَالَ صَدَقْتَ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) [خطاب به ابن‌سلام] فرمود: «اینک هرچه مایلی بپرس». گفت: «انصاف دادی ای محمّد! بفرمایید شما نبیّ هستید یا رسول»؟ فرمود: «من نبیّ و رسولم و این آیه قرآن نشان آن است: مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ». گفت: «راست می‌گویی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۷/ الاختصاص، ص۴۲

و هیچ پیامبری حق نداشت معجزه‌ای جز بفرمان خدا بیاورد و هنگامی‌که فرمان خداوند [برای مجازات آن‌ها] صادر شود، بحق داوری خواهد شد و آنجا اهل باطل زیان خواهند کرد

۲ -۱

(غافر/ ۷۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- رُوِیَ أَنَّ شُرَیْحَ‌بْنَ‌الْحَارِثِ قَاضِیَ أَمِیرالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) اشْتَرَی دَاراً عَلَی عَهْدِهِ بِثَمَانِینَ دِینَاراً فَبَلَغَهُ ذَلِکَ وَ اسْتَدْعَاهُ وَ قَالَ لَهُ بَلَغَنِی أَنَّکَ ابْتَعْتَ دَاراً بِثَمَانِینَ دِینَاراً وَ کَتَبْتَ کِتَاباً وَ أَشْهَدْتَ شُهُوداً فَقَالَ لَهُ شُرَیْحٌ قَدْ کَانَ ذَلِکَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ فَنَظَرَ إِلَیْهِ نَظَرَ مُغْضَبٍ ثُمَّ قَالَ یَا شُرَیْحُ ... هَذِهِ الدَّارَ بِالْخُرُوجِ مِنْ عِزِّ الْقَنَاعَهًِْ وَ الدُّخُولِ فِی ذُلِّ الطَّلَبِ وَ الضَّرَاعَهًِْ فَمَا أَدْرَکَ هَذَا الْمُشْتَرِی فِیمَا اشْتَرَی مِنْ دَرَکٍ فَعَلَی مُبَلْبِلِ أَجْسَامِ الْمُلُوکِ وَ سَالِبِ نُفُوسِ الْجَبَابِرَهًِْ وَ مُزِیلِ مُلْکِ الْفَرَاعِنَهًِْ مِثْلِ کِسْرَی وَ قَیْصَرَ وَ تُبَّعٍ وَ حِمْیَرَ وَ مَنْ جَمَعَ الْمَالَ عَلَی الْمَالِ فَأَکْثَرَ وَ مَنْ بَنَی وَ شَیَّدَ وَ زَخْرَفَ وَ نَجَّدَ وَ ادَّخَرَ وَ اعْتَقَدَ وَ نَظَرَ بِزَعْمِهِ لِلْوَلَدِ إِشْخَاصُهُمْ جَمِیعاً إِلَی مَوْقِفِ الْعَرْضِ وَ الْحِسَابِ وَ مَوْضِعِ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ إِذَا وَقَعَ الْأَمْرُ بِفَصْلِ الْقَضَاءِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ شَهِدَ عَلَی ذَلِکَ الْعَقْلُ إِذَا خَرَجَ مِنْ أَسْرِ الْهَوَی وَ سَلِمَ مِنْ عَلَائِقِ الدُّنْیَا.

 

امام علی (علیه السلام)- به امام (علیه السلام) خبر دادند که شریح بن الحارث، قاضی امام خانه‌ای به هشتاد دینار خرید، او را احضار کرده و فرمود: «به من خبر دادند که خانه‌ای با هشتاد دینار خریده‌ای، و سندی برای آن نوشته‌ای، و گواهانی آن را امضا کرده‌اند. شریح گفت: «آری، ای امیر مؤمنان»! امام (علیه السلام) نگاه خشم آلودی به او کرد و فرمود: «ای شریح ... این خانه را فریب خورده آزمند، از کسی که خود به زودی از جهان رخت برمی‌بندد، به مبلغی که او را از عزّت و قناعت خارج و به خواری و دنیاپرستی کشانده، خریداری کرده است. هرگونه نقصی در این معامله باشد، بر عهده پروردگاری است که اجساد پادشاهان را پوسانده، و جان جبّاران را گرفته، و سلطنت فرعون‌ها چون کسری و قیصر و تبّع و حمیر را نابود کرده است. آنان که مال فراوان گرد آورده بر آن افزودند، و آنان که قصرها ساخته، و محکم‌کاری کردند، طلاکاری کرده، و زینت دادند، فراوان اندوختند، و نگهداری کردند، و به گمان خود برای فرزندان خود باقی گذاشتند همگی آنان به پای حسابرسی الهی، و جایگاه پاداش و کیفر رانده می‌شوند، آنگاه که فرمان داوری و قضاوت نهایی صادر شود وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ. به این واقعیّت‌ها عقل گواهی می‌دهد هر گاه که از اسارت هوای نفس نجات یافته، و از دنیا­پرستی به سلامت بگذرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۴۸۵

۲ -۲

(غافر/ ۷۸)

 

الزّهراء (سلام الله علیها)- مَعَاشِرَ النَّاسِ ... کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَی قُلُوبِکُمْ، مَا أَسَأْتُمْ مِنْ أَعْمَالِکُمْ، فَأَخَذَبِسَمْعِکُمْ وَ أَبْصَارِکُمْ، وَ لَبِئْسَ مَا تَأَوَّلْتُمْ، وَ سَاءَ مَا بِهِ أَشَرْتُمْ، وَ شَرَّ مَا مِنْهُ اعْتَضَتُّمْ لَتَجِدُنَّ وَ اللَّهِ مَحْمِلَهُ ثَقِیلًا، وَ غِبَّهُ وَبِیلًا، إِذَا کُشِفَ لَکُمُ الْغِطَاءُ، وَ بَانَ مَا وَرَاءَهُ الضَّرَّاءُ، وَ بَدَا لَکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَحْتَسِبُوُنَ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُون.

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)- ای جماعت مسلمین ... نه این طور نیست! بلکه بدی کردار و اعمالتان بر دل‌های شما غالب گردید و توان شنیدن و دیدن را از گوش و چشم شما گرفت، و چه بد تأویل نمودید و چه راه زشتی را پیش گرفتید و بدتر از همه، آن وجهی است که به سبب آن حقّ دیگران را غصب کردید. سوگند به خداوند! که چون پرده از برابر دیدگان شما برداشته شود، منظره بسیار هولناکی را خواهید دید، و از جانب خداوند چیزی که فکرش را نمی­کردید، به شما رسید؛ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۳۳/ المناقب، ج۲، ص۲۰۶

۲ -۳

(غافر/ ۷۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ بِالْمَدِینَهًِْ رَجُلٌ بَطَّالٌ یَضْحَکُ النَّاسُ مِنْهُ فَقَالَ: قَدْ أَعْیَانِی هَذَا الرَّجُلُ أَنْ أُضْحِکَهُ یَعْنِی عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ فَمَرَّ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ خَلْفَهُ مَوْلَیَانِ لَهُ قَالَ فَجَاءَ الرَّجُلُ حَتَّی انْتَزَعَ رِدَاءَهُ مِنْ رَقَبَتِهِ ثُمَّ مَضَی فَلَمْ یَلْتَفِتْ إِلَیْهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَاتَّبَعُوهُ وَ أَخَذُوا الرِّدَاءَ مِنْهُ فَجَاءُوا بِهِ فَطَرَحُوهُ عَلَیْهِ فَقَالَ لَهُمْ: مَنْ هَذَا فَقَالُوا هَذَا رَجُلٌ بَطَّالٌ یُضْحِکُ أَهْلَ الْمَدِینَهًِْ فَقَالَ قُولُوا لَهُ إِنَ لِلَّهِ یَوْماً یَخْسَرُ فِیهِ الْمُبْطِلُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: در مدینه مرد دلقکی بود که مردم را می خنداند! گفت: «این مرد مرا خسته کرد و من نتوانستم او را بخندانم»! و منظورش علی‌بن‌الحسین (علیه السلام) بود. یک روز امام سجّاد (علیه السلام) رد می‌شد و دو غلامش پشت سرش می‌آمدند. آن مرد پیش آمد و ردا از دوش مبارکش گرفته فرار کرد. امام سجّاد (علیه السلام) به او توجّه نکرد. غلام‌ها از پی او رفتند و ردا را گرفتند و بر دوش امام (علیه السلام) نهادند؛ فرمود: «این شخص کیست»؟ عرض کردند: «مردی دلقک است که مردم مدینه را می‌خنداند»! فرمود: «به او بگویید: خدا روزی خواهد داشت که در آن روز بیهوده‌گران زیان می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۶۸

 

آیه اللهُ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعامَ لِتَرْكَبُوا مِنْها وَ مِنْها تَأْكُلُونَ [79]

 

خداوند كسى است كه چهارپايان را براى شما آفريد تا بعضى را سوار شويد و از بعضى تغذيه كنيد.

 

آیه وَ لَكُمْ فِيها مَنافِعُ وَ لِتَبْلُغُوا عَلَيْها حاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَ عَلَيْها وَ عَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ [80]

 

و براى شما در آن‌ها منافع بسيارى [جز اين‌ها] است، تا به‌وسيله‌ی آن‌ها به مقصدى كه در دل داريد برسيد؛ و بر آن‌ها و بر كشتي‌ها سوار مى‌شويد.

 

آیه وَ يُريكُمْ آياتِهِ فَأَيَّ آياتِ اللهِ تُنْكِرُونَ [81]

 

او آياتش را همواره به شما نشان مى‌دهد؛ پس كدام‌يك از آيات خدا را انكار مى‌كنيد؟!

۱

(غافر/ ۸۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ یَعْنِی أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام)فِی الرَّجْعَهًِْ فَإِذَا رَأَوْهُمْ قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ أَیْ جَحَدْنَا بِمَا أَشْرَکْنَاهُمْ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ مقصود این است که خداوند، امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمه معصومین (علیهم السلام) را در رجعت به دشمنان آن‌ها نشان می دهد؛ فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ، یعنی بدانچه با او شریک می‌گردانیدیم، کافریم، فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶/ القمی، ج۲، ص۲۶۱/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

 

آیه أَ فَلَمْ يَسيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ [82]

 

آيا روى زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه پيش از آن‌ها بودند چگونه بود؟! همان كسانى كه نفراتشان از اين‌ها بيشتر، و نيرو و آثارشان در زمين فزون‌تر و پايدارتر بود؛ امّا هرگز آنچه را به دست مى‌آوردند نتوانست آن‌ها را بى‌نياز سازد [و از عذاب الهى رهايى بخشد].

۱

(غافر/ ۸۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ آثاراً فِی الْأَرْضِ یَقُولُ: أَعْمَالًا فِی الْأَرْض.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( وَ آثاراً فِی الْأَرْضِ؛ یعنی کار­ها و اعمالی در زمین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷/ القمی، ج۲، ص۲۶۱

۲

(غافر/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ قَالَ: مَعْنَاهُ أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی الْقُرْآن.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) در مورد کلام خداوند متعال: أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ پرسیده شد، فرمود: «یعنی آیا در قرآن نگاه نمی‌کنید»؟.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۴۰

 

آیه فَلَمَّا جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ [83]

 

هنگامى‌كه پيامبرانشان با دلايل روشن به سراغ آنان آمدند، به دانشى كه خود داشتند دلخوش شدند [و غيرآن را هيچ شمردند]؛ ولى آنچه را [از عذاب] به تمسخر مى‌گرفتند آنان را فرا گرفت.

 

آیه فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكينَ [84]

 

هنگامى‌كه عذاب ما را ديدند گفتند: «هم‌اكنون به خداوند يگانه ايمان آورديم و به معبودهايى كه همتاى او مى‌شمرديم كافر شديم».

۱

(غافر/ ۸۴)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ إِذَا فَجَرَ نَصْرَانِیٌّ بِامْرَأَهًٍْ مُسْلِمَهًٍْ فَلَمَّا أُخِذَ لِیُقَامَ عَلَیْهِ الْحَدُّ أَسْلَمَ فَإِنَّ الْحُکْمَ فِیهِ أَنْ یُضْرَبَ حَتَّی یَمُوتَ لِأَنَّ اللَّهَ عزّوجلّ یَقُولُ فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زمانی که مردی مسیحی با زن مسلمانی زنا کرد و چون او را گرفتند تا بر وی حدّ جاری شود، مسلمان شد. دستور در چنین موردی این است که زده شود تا بمیرد؛ چرا که خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْمُبْطِلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۶۸ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۳۶

۲

(غافر/ ۸۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- أُتِیَ الْمَأْمُونُ بِنَصْرَانِیٍ قَدْ فَجَرَ بِهَاشِمِیَّهًٍْ فَلَمَّا رَآهُ أَسْلَمَ فَغَاظَهُ ذَلِکَ وَ سَأَلَ الْفُقَهَاءَ فَقَالُوا هَدَرَ الْإِسْلَامُ مَا قَبْلَهُ فَسَأَلَ الرِّضَا (علیه السلام) فَقَالَ: اقْتُلْهُ لِأَنَّهُ أَسْلَمَ حِینَ رَأَی الْبَأْسَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ ...

 

امام رضا (علیه السلام)- روزی مردی نصرانی را آوردند که با زنی هاشمی زنا کرده بود. همین که چشمش به مأمون افتاد مسلمان شد! مأمون عصبانی شد و از فقها پرسید: «این شخص را چه باید کرد»؟ گفتند: «اسلام‌آوردن گناهان قبل او را از بین می‌برد»! از امام رضا (علیه السلام) پرسید، فرمود: «او را بکش، زیرا او موقعی که شکنجه و کیفر را مشاهده کرد، اسلام آورد. خداوند می فرماید: فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۷۲/ کشف الغمهًْ، ج۲، ص۳۰۶/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۵۱

۳

(غافر/ ۸۴)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌رِزْقِ اللَّهِ قَالَ: قُدِّمَ إِلَی الْمُتَوَکِّلِ رَجُلٌ نَصْرَانِیٌّ فَجَرَ بِامْرَأَهًٍْ مُسْلِمَهًٍْ فَأَرَادَ أَنْ یُقِیمَ عَلَیْهِ الْحَدَّ فَأَسْلَمَ ... فَأَمَرَ الْمُتَوَکِّلُ بِالْکِتَابِ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الثَّالِثِ (علیه السلام) وَ سُؤَالِهِ عَنْ ذَلِکَ فَلَمَّا قَرَأَ الْکِتَابَ کَتَبَ یُضْرَبُ حَتَّی یَمُوتَ ... فَکَتَبَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ* فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِکَ الْکافِرُون.

 

امام هادی (علیه السلام)- جعفربن‌رزق اللَّه می‌گوید: «مردی نصرانی را که با زنی مسلمان همبستر شده بود، پیش متوکّل آوردند. خلیفه تصمیم گرفت بر او حدّ جاری کند. در همین موقع مسلمان شد ... متوکّل جریان را برای امام هادی (علیه السلام) نوشت و حکم آن را جویا شد. امام (علیه السلام) در جواب نامه نوشت: «باید او را بزنند تا بمیرد ...» حضرت در جواب او این آیه را قرائت فرمود: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۰ الکافی، ج۷، ص۲۳۸/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۳۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۱۴۱/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۹۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۴/ البرهان

۴

(غافر/ ۸۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ أَیْ جَحَدْنَا بِمَا أَشْرَکْنَاهُم.

 

علیّ‌ّبن‌ابراهیم ( کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ؛ آنچه را که به آن شرک می‌ورزیدیم، انکار کردیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۵۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۱۹؛ «ای جحدنا بما اشرکناهم» محذوف/ القمی، ج۲، ص۲۶۱

۵

(غافر/ ۸۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ الْهَمَدَانِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) لِأَیِّ عِلَّهًٍْ أَغْرَقَ اللَّهُ فِرْعَوْنَ وَ قَدْ آمَنَ بِهِ وَ أَقَرَّ بِتَوْحِیدِهِ قَالَ لِأَنَّهُ آمَنَ عِنْدَ رُؤْیَهًِْ الْبَأْسِ وَ الْإِیمَانُ عِنْدَ رُؤْیَهًِْ الْبَأْسِ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ ذَلِکَ حُکْمُ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِی السَّلَفِ وَ الْخَلَفِ قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا ... وَ قَالَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً وَ هَکَذَا فِرْعَوْنُ لَمَّا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَقِیلَ لَهُ آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِین ... وَ قَدْ کَانَ فِرْعَوْنُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَی قَدَمِهِ فِی الْحَدِیدِ قَدْ لَبِسَهُ عَلَی بَدَنِهِ فَلَمَّا غَرِقَ أَلْقَاهُ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی نَجْوَهًٍْ مِنَ الْأَرْضِ بِبَدَنِهِ لِیَکُونَ لِمَنْ بَعْدَهُ عَلَامَهًًْ فَیَرَوْنَهُ مَعَ تَثَقُّلِهِ بِالْحَدِیدِ عَلَی مُرْتَفِعٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ سَبِیلُ الثَّقِیلِ أَنْ یَرْسُبَ وَ لَایَرْتَفِعَ فَکَانَ ذَلِکَ آیَهًًْ وَ عَلَامَهًًْ وَ لِعِلَّهًٍْ أُخْرَی أَغْرَقَهُ اللَّهُ عزّوجلّ وَ هِیَ أَنَّهُ اسْتَغَاثَ بِمُوسَی (علیه السلام) لَمَّا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ وَ لَمْ یَسْتَغِثْ بِاللَّهِ فَأَوْحَی اللَّهُ عزّوجلّ إِلَیْهِ یَا مُوسَی (علیه السلام) لَمْ تُغِثْ فِرْعَوْنَ لِأَنَّکَ لَمْ تَخْلُقْهُ وَ لَوِ اسْتَغَاثَ بِی لَأَغَثْتُهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- از محمد همدانی روایت شده که به امام رضا (علیه السلام) گفتم: «چرا خدا فرعون را غرق کرد درحالی‌که به او ایمان آورد و به وحدانیّت خداوند اقرار کرد»؟ فرمود: «زیرا او در هنگام رؤیت قدرت و شدّت خدا ایمان آورد و ایمان در این شرایط پذیرفته نیست. این حکم خداوند متعال است که در میان اخلاف و اسلاف آمده است. خداوند متعال فرمود: فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَکَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ* فَلَمْ یَکُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا ... و خداوند عزّوجلّ فرمود: آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‌آوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت. (انعام/۱۵۸) و به این صورت هنگامی که فرعون غرق شد گفت: ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، وجود ندارد و من از مسلمین هستم! سپس به او گفته شد: [امّا به او خطاب شد:] الآن؟!! درحالی‌که قبلًا عصیان کردی، و از مفسدان بودی! (یونس/۹۱-۹۰) ... فرعون درحالی‌که از سر تا پایش از آهن و فولاد پوشیده بود هنگامی که غرق شد خدای متعال بدن او را به مکان مرتفعی انداخت تا عبرتی برای همه شود و همه او را به روی مکان مرتفعی می‌دیدند درحالی‌که بدن او به خاطر آهن و فولادی که به تن داشت سنگین شده بود. و طبیعت جسم سنگین این است که به جای اینکه بالا برود باید پایین بیاید و این خود نشانه و علامت قدرت خداوند متعال می‌باشد. علّت دیگر این است که هنگامی که خداوند متعال فرعون را غرق کرد از موسی درخواست کمک کرد و به درگاه خداوند پناه نبرد. در نتیجه خدای متعال به موسی (علیه السلام) وحی کرد: «ای موسی! فرعون را کمک نکردی زیرا تو او را خلق نکرده‌ای و اگر از من کمک می­خواست او را نجات می‌دادم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۲۳/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۴۷

 

آیه فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا سُنَّتَ اللهِ الَّتي قَدْ خَلَتْ في عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ [85]

 

امّا هنگامى‌كه عذاب ما را مشاهده كردند، ايمانشان براى آن‌ها سودى نداشت. اين سنّت خداوند است كه همواره در ميان بندگانش جارى شده، و در آنجا كافران زيانكار شدند.

۱

(غافر/ ۸۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی خَبَرِ الزِّنْدِیقِ الَّذِی سَأَلَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَمَّا زَعَمَ مِنَ التَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآنِ فَقَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُه ... فَمَنْ لَمْ یَهْتَدِ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ إِلَی سَبِیلِ النَّجَاهًِْ لَمْ یُغْنِ عَنْهُ إِیمَانُهُ بِاللهِ مَعَ دَفْعِهِ حَقَّ أَوْلِیَائِهِ وَ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهًِْ مِنَ الْخاسِرِینَ وَ کَذَلِکَ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا.

 

امام علی (علیه السلام)- در خبر زندیق آمده است که از امام علی (علیه السلام) در مورد تناقضاتی که در قرآن گمان می‌کرد، پرسید: پس هرکه از اهل ایمان سوی راه نجات، هدایت نیابد، ایمان او به خداوند تبارک‌وتعالی همراه با پایمال‌کردن حقّ اولیای خدا، هیچ بهره­ای به او نمی­رساند و عملش به هیچ می­انجامد و در آخرت از جمله زیانکاران خواهد بود. همچنین خداوند سبحان فرمود: فلمْ یَکُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۲ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۴/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۰/ الاحتجاج، ج، ص۲۴۸

۲

(غافر/ ۸۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ بِالْمَدِینَهًِْ رَجُلٌ بَطَّالٌ یَضْحَکُ النَّاسُ مِنْهُ فَقَالَ: قَدْ أَعْیَانِی هَذَا الرَّجُلُ أَنْ أُضْحِکَهُ یَعْنِی عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ فَمَرَّ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ خَلْفَهُ مَوْلَیَانِ لَهُ قَالَ فَجَاءَ الرَّجُلُ حَتَّی انْتَزَعَ رِدَاءَهُ مِنْ رَقَبَتِهِ ثُمَّ مَضَی فَلَمْ یَلْتَفِتْ إِلَیْهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَاتَّبَعُوهُ وَ أَخَذُوا الرِّدَاءَ مِنْهُ فَجَاءُوا بِهِ فَطَرَحُوهُ عَلَیْهِ فَقَالَ لَهُمْ: مَنْ هَذَا؟ فَقَالُوا: هَذَا رَجُلٌ بَطَّالٌ یُضْحِکُ أَهْلَ الْمَدِینَهًِْ. فَقَالَ: قُولُوا لَهُ إِنَّ لِلَّهِ یَوْماً یَخْسَرُ فِیهِ الْمُبْطِلُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: در مدینه مرد دلقکی بود که مردم را می خنداند! گفت: «این مرد مرا خسته کرد و من نتوانستم او را بخندانم»! و منظورش علی بن الحسین (علیه السلام) بود. یک روز امام سجاد (علیه السلام) رد می‌شد و دو غلامش پشت سرش می‌آمدند. آن مرد پیش آمد و ردا از دوش مبارکش گرفته فرار کرد. امام سجاد (علیه السلام) به او توجّه نکرد. غلام‌ها از پی او رفتند و ردا را گرفتند و بر دوش امام (علیه السلام) نهادند؛ فرمود: «این شخص کیست»؟ عرض کردند: «مردی دلقک است که مردم مدینه را می‌خنداند»! فرمود: «به او بگویید: خدا روزی خواهد داشت که در آن روز بیهوده‌گران زیان می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۲ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۶۸/ نورالثقلین

 

صفحه‌اصلی

معرفی

ارتباط با ما

ورود

سوره:فصلت

آیه:همه

سوره فصلت

ثواب قرائت

۱

(فصلت/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ حم السَّجْدَهًَْ کَانَتْ لَهُ نُوراً یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مَدَّ بَصَرِهِ وَ سُرُوراً وَ عَاشَ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا مَحْمُوداً مَغْبُوطاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس سوره‌ی حم سجده را بخواند تا جایی که چشم او کار می‌کند، در روز قیامت دارای نور و سرور خواهد بود و در طول زندگی‌اش در دنیا مورد ستایش و غبطه دیگران خواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۹۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(فصلت/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ هَذِهِ السُّورَهًَْ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِعَدَدِ حُرُوفِهَا عَشْرَ حَسَنَاتٍ وَ مَنْ کَتَبَهَا فِی إِنَاءٍ وَ غَسَلَهُ وَ عَجَنَ بِهِ عَجِیناً ثُمَّ سَحَقَهُ وَ أَسَفَّهُ کُلَّ مَنْ بِهِ وَجَعُ الْفُؤَادِ زَالَ عَنْهُ وَ بَرِئَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی. وَ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام): مَنْ کَتَبَهَا فِی إِنَاءٍ وَ مَحَاهَا بِمَاءِ الْمَطَرِ وَ سَحَقَ بِذَلِکَ الْمَاءِ کُحْلًا وَ تَکَحَّلَ بِهِ مَنْ فِی عَیْنِهِ بَیَاضٌ أَوْ رَمَدٌ زَالَ عَنْهُ ذَلِکَ الْوَجَعُ وَ لَمْ یَرْمَدْ بِهَا أَبَداً وَ إِنْ تَعَذَّرَ الْکُحْلُ فَلْیَغْسِلْ عَیْنَیْهِ بِذَلِکَ الْمَاءِ یَزُولُ عَنْهُ الرَّمَدُ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- [برهان در خوّاص سوره فصّلت آورده است:] از پیامبر (صلی الله علیه و آله) روایت شده است: «هرکس این سوره را بخواند، خداوند در مقابل هر حرف آن به او ده برابر نیکی عطا خواهد کرد. اگر فردی آن را در داخل ظرفی بنویسد و آن را بشوید و در داخل آن خمیری درست کند سپس آن را پودر کند و آن را بخورد، اگر بیماری قلبی داشته باشد بیماری‌اش برطرف می‌شود و بهبود خواهد یافت». امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «هرکس این سوره را در داخل ظرفی بنویسد و با آب معطّر آن را پاک نماید و سپس با آن آب، سرمه را پودر کند، اگر فردی که مبتلا به سپیدی در چشم یا چشم درد باشد و چشمانش را به‌وسیله‌ی آن سرمه بکشد، بیماری‌اش برطرف خواهد شد و هرگز دچار چشم درد نخواهد شد و اگر سرمه در دسترس نبود با همان آب، چشمش را بشوید. چرا که به اراده‌ی خداوند چشم درد او برطرف خواهد شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۴ البرهان/ نورالثقلین؛ «و من کتبها فی اناء... الی آخر» محذوف

 

آیه حم [1]

 

حم

۱

(فصلت/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- شِعَارُنَا ... یَوْمِ الْأَحْزَابِ حم لَا یُنْصَرُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شعار و ندای ما [مسلمانان] روز جنگ احزاب چنین بود: «حم، دشمنان یاری نخواهند شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۱۹، ص۱۶۳

۲

(فصلت/ ۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لِعَمِّهِ عَبَّاسٍ یَوْمَ حُنیْنٍ نَاوِلْنِی مِنَ الْبَطْحَاءِ فَأَفْقَهَ اللَّهُ الْبَغْلَهًَْ کَلَامَهُ فَانْخَفَضَتْ بِهِ حَتَّی کَادَ بَطْنُهَا یَمَسُّ الْأَرْضَ فَتَنَاوَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْحَصْبَاءِ فَنَفَخَ فِی وُجُوهِهِمْ وَ قَالَ شَاهَتِ الْوُجُوهُ حم، لَا یُنْصَرُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در روز حنین به عمویش عبّاس (فرمود: «از خاک به من بده»، و خدا سخن ایشان را به استر فهماند و آن حیوان پایین آمد تا نزدیک شد شکمش به زمین رسد، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مشتی ریگ برگرفت و به چهره‌ی آن‌ها پاشید و فرمود: «زشت باد این چهره‌ها حم یاری نخواهند شد»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۶ بحارالأنوار، ج۶۱، ص۱۹۲

۳

(فصلت/ ۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- احْمِلُوا بِأَجْمَعِکُمْ عَلَیْهِمْ بِسْمِ اللَّهُ حم لَا یُنْصَرُونَ وَ حَمَلَ هُوَ بِنَفْسِهِ وَ الْحَسَنَانِ (علیها السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- امام (علیه السلام) فرمان حمله را صادر کرد و فرمود: «با نام خداوند «حم» همگی بر آنان حمله برید که آن‌ها یاری نخواهند شد! [شکست می‌خورند]». خود حضرت (علیه السلام) درحالی‌که فرزندانش، حسن و حسین (علیها السلام) ایشان را همراهی می­کردند حمله­ور شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۶ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۱۲

۴

(فصلت/ ۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ أَمَّا حم فَمَعْنَاهُ الْحَمِیدُ الْمَجِید.

 

امام صادق (علیه السلام)- «حم» حمید یعنی ستوده‌شده و پسندیده و مجید یعنی شریف و بزرگوار.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۶ معانی الأخبار، ص۲۲/ نورالثقلین

۵

(فصلت/ ۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ السَّجَّادِ زَیْنِ‌العَابِدِینَ (علیه السلام) فِی دُعَاءِ یَوْمِ الفِطْرِ فِی وَصْفِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ قُلْتَ جَلَّ قَوْلُکَ لَهُ حِینَ اخْتَصَصْتَهُ بِمَا سَمَّیْتَهُ مِنَ الْأَسْمَاءِ طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی وَ قُلْتَ عَزَّ قَوْلُکَ یس وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ وَ قُلْتَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُکَ ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ وَ قُلْتَ عَظُمَتْ آلَاؤُکَ ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ فَخَصَصْتَهُ أَنْ جَعَلْتَهُ قَسَمَکَ حِینَ أَسْمَیْتَهُ وَ قَرَنْتَ الْقُرْآنَ بِهِ فَمَا فِی کِتَابِکَ مِنْ شَاهِدِ قَسَمٍ وَ الْقُرْآنُ مُرْدَفٌ بِهِ إِلَّا وَ هُوَ اسْمُهُ وَ ذَلِکَ شَرَفٌ شَرَّفْتَهُ بِهِ وَ فَضْلٌ بَعَثْتَهُ إِلَیْهِ تَعْجِزُ الْأَلْسُنُ وَ الْأَفْهَامُ عَنْ عِلْمِ وَصْفِ مُرَادِکَ بِهِ وَ تَکِلُّ عَنْ عِلْمِ شَأْنِکَ عَلَیْهِ فَقُلْتَ عَزَّ جَلَالُکَ فِی تَأْکِیدِ الْکِتَابِ وَ قَبُولِ مَا جَاءَ بِهِ هذا کِتابُنا یَنْطِقُ عَلَیْکُمْ بِالْحَقِ وَ قُلْتَ عَزَّیْتَ و جَلَّیْتَ {عَزَزْتَ وَ جَلَلْتَ} ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ قُلْتَ تَبَارَکْتَ وَ تَعَالَیْتَ فِی عَامَّهًِْ ابْتِدَائِهِ الر کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ وَ الر کِتابٌ أَنْزَلْناهُ وَ الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ وَ الم ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ وَ فِی أَمْثَالِهَا مِنْ سُوَرِ الطَّوَاسِینِ وَ الْحَوَامِیمِ فِی کُلِّ ذَلِکَ بَیَّنْتَ فِی الْکِتَابِ مَعَ الْقَسَمِ الَّذِی هُوَ اسْمُ مَنِ اخْتَصَصْتَهُ لِوَحْیِکَ وَ اسْتَوْدَعْتَهُ سِرَّ غَیْبِک.

 

امام باقر (علیه السلام)- از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده که در دعای روز عید فطر در بیان ویژگی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین فرمود: خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) هنگامی‌که او را برگزیدی برای نام‌هایی که بر وی نهادی، چنین فرمودی: طه! ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را سخت به زحمت بیفکنی!. (طه/۲-۱). و تو که کلامت با شکوه است فرمودی: یس! سوگند به قرآن حکیم [و استوار]. (یس/۲-۱). و تو که نام‌هایت مقدّس است فرمودی: ص! سوگند به قرآنی که دارای ذکر است. (ص/۱) و تو که نعمت‌هایت بزرگ است فرمودی: ق! سوگند به قرآن مجید. (ق/۱) پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به این ویژگی امتیاز دادی که او را سوگند خویش قرار دادی [به او سوگند خوردی] در آن هنگام که وی را برتری داده و میان قرآن و [نامِ] او جمع نمودی. پس در کتابت، هر گواهِ بر سوگندی که [نامِ] قرآن در ادامه‌اش آمده نام پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌عنوان گواه بر آن سوگند آمده است [همچون آیاتی که در بالا به آن‌ها اشاره شد]؛ و این شرافتی است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به آن شرافت بخشیدی و کمالی است که او را به‌سویش برانگیختی، زبان‌ها و تصوّرها از توصیف مراد تو از دادن این ویژگی [به پیامبر] ناتوانند و از درکِ ستایش تو نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) عاجزند. و تو که دارای جلالتِ عظیمی هستی، برای محکم [و استوار] نمودن قرآن و پذیرفتن آنچه آورده، فرمودی: این کتاب ما است که بحق علیه شما سخن می‌گوید [و اعمال شما را بازگو می‌کند]. (جاثیه/۲۹). و تو که با عزّت و شکوهی، فرمودی: ما هیچ‌چیز را در این کتاب، فروگذار نکردیم. (انعام/۳۸). و تو که خجسته و برتری، در ابتدای برخی از سوره‌ها فرمودی: الر، این کتابی است که آیاتش استحکام یافته است. (هود/۱). و [این] کتابی است که بر تو نازل کردیم. (ابراهیم/۱). و الر، این آیات کتاب مبین و روشنگر است. (یوسف/۱). و الم* آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد. (بقره/۲-۱). و [همچنین] سوره‌هایی مانند این‌ها از سوره‌های طواسین (سوره‌های شعراء، نمل و قصص که با طس شروع می‌شوند) و حوامیم (سوره‌های غافر، فصلت، شوری، زخرف، دخان، جاثیه و احقاف که با حم شروع می‌شوند)؛ در تمامی این موارد، قرآن را با سوگندی همراه نمودی که آن سوگند، [به] نام کسی است که او را مخصوص وحی خویش کرده و سرّ نهانِ خود را نزد او به امانت گذاردی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۶ بحارالأنوار، ج۸۸، ص۸/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

 

آیه تَنْزيلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ [2]

 

اين كتابى است كه از سوى خداوند بخشنده‌ی مهربان نازل شده است.

۱

(فصلت/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ... ثُمَّ قَالَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِأَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) ثُمَّ قَرَأَ (علیه السلام) حم تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: ... جبرئیل بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت امام بعد از او، علی (علیه السلام) است. سپس امام صادق (علیه السلام) سوره: حم، تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را خواند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۹۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۰/ فرات الکوفی، ص۳۸۱

۲

(فصلت/ ۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَتْ سُورَهًُْ الشُّعَرَاءِ فِی آخِرِهَا آیَهًُْ الْإِنْذَارِ وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ أَمَرَنِی رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) وَ قَالَ: یَا عَلِیُّ (علیه السلام) اطْبُخْ وَ لَوْ کُرَاعَ شَاهًٍْ وَ لَوْ صَاعاً مِنْ طَعَامٍ و قَعْباً مِنْ لَبَنٍ وَ اعْمِدْ إِلَی قُرَیْشٍ. قَالَ: فَدَعَوْتُهُمْ وَ اجْتَمَعُوا أَرْبَعِینَ بَطَلًا بِزِیَادَهًٍْ وَ کَانَ فِیهِمْ أَبُوطَالِبٍ (رحمة الله علیه) وَ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) وَ الْعَبَّاسُ؛ فَحَضَرْتُ مَا أَمَرَنِی بِهِ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) مَعْمُولًا، فَوَضَعْتُهُ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ فَضَحِکُوا اسْتِهْزَاءً. فَأَدْخَلَ إِصْبَعَهُ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) بِأَرْبَعَهًِْ جَوَانِبِ الْجَفْنَهًِْ فَقَالَ کُلُوا وَ قُولُوا بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. فَقَالَ أَبُوجَهْلٍ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) مَا نَاکُلُ وَ أَحَدُنَا یَأْکُلُ الشَّاهًَْ مَعَ أَرْبَعَهًِْ أَصْوُعٍ مِنَ الطَّعَامِ؟ فَقَالَ: کُلْ وَ أَرِنِی أَکْلَکَ. فَأَکَلُوا حَتَّی تَمْلَؤُوا، وَ أَیْمُ اللَّهِ مَا یُرَی أَثَرُ أَکْلِ أَحَدِهِمْ وَ لَا نَقَصَ الزَّادُ. فَصَاحَ بِهِمْ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) کُلُوا. فَقَالُوا: وَ مَنْ یَقْدِرُ عَلَی أَکْثَرَ مِنْ هَذَا؟ فَقَالَ: ارْفَعْهُ یَا عَلِیُّ (علیه السلام). فَرَفَعْتُهُ فَدَنَا مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ قَالَ: یَا قَوْمِ، اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ. فَصَاحَ أَبُولَهَبٍ، وَ قَالَ: قُومُوا إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) سَحَرَکُمْ. فَقَامُوا وَ مَضَوْا فَاسْتَعْقَبَهُمْ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَرَادَ أَنْ یَبْطِشَ بِهِمْ، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): لَا یَا عَلِیُّ (علیه السلام) ادْنُ مِنِّی. فَتَرَکَهُمْ وَ دَنَا مِنْهُ. فَقَالَ لَهُ: أُمِرْنَا بِالْإِنْذَارِ لَا بِذَاتِ الْفِقَارِ، لِأَنَّ لَهُ وَقْتاً، وَ لَکِنِ اعْمَلْ لَنَا مِنَ الطَّعَامِ مِثْلَ مَا عَمِلْتَ وَ ادْعُ لِی مَنْ دَعَیْتَ {دَعَوْتَ}. فَلَمَّا أَتَی غَدٌ فَعَلْتُ مَا بِالْأَمْسِ فَعَلْتُ. فَلَمَّا اجْتَمَعُوا وَ أَکَلُوا کَمَا أَکَلُوا، فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله): مَا أَعْلَمُ شَابّاً مِنَ الْعَرَبِ جَاءَ قَوْمَهُ بِأَفْضَلِ مَا جِئْتُکُمْ بِهِ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ. قیِلَ: فَقَالَ أَبُوجَهْلٍ: قَدْ شَغَلَنَا أَمْرُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَلَوْ قَابَلْتُمُوهُ بِرَجُلٍ مِثْلِهِ یَعْرِفُ السِّحْرَ وَ الْکِهَانَهًَْ لَکُنَّا اسْتَرَحْنَا؛ فَقَطَعَ کَلَامَهُ عُتْبَهًُْ‌بْنُ‌رَبِیعَهًَْ وَ قَالَ: وَ اللَّهِ إِنِّی لَبَصِیرٌ بِمَا ذَکَرْتَهُ. فَقَالَ: لِمَ لَا تُبَاحِثْهُ؟ قَالَ: حَاشَا أَنْ کَانَ بِهِ مَا ذَکَرْتَ. فَقَالَ لَهُ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)! أَنْتَ خَیْرٌ أَمْ هَاشِمٌ؟ أَنْتَ خَیْرٌ أَمْ عَبْدُالْمُطَّلِبِ؟ أَنْتَ خَیْرٌ أَمْ عَبْدُاللهِ؟ أَنْتَ خَیْرٌ أَمْ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) دَامِغُ {دافِعُ} الْجَبَابِرَهًِْ قَاصِمُ أَصْلَابِ أَکْبَرِهِمْ؟ فَلِمَ تُضِلُّ آبَائَنَا وَ تَشْتِمُ آلِهَتَنَا؟ فَإِنْ کُنْتَ تُرِیدُ الرِّئَاسَهًَْ عَقَدْنَا لَکَ أَوْلَوِیَّتَهَا وَ کُنْ رَئِیساً لَنَا مَا بَقِیتَ، وَ إِنْ کَانَ بِکَ الْبَاهُ زَوَّجْنَاکَ عَشَرَهًَْ نِسْوَهًٍْ مِنْ أَکْبَرِنَا، وَ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ الْمَالَ جَمَعْنَا لَکَ مِنْ أَمْوَالِنَا مَا یُغْنِیکَ أَنْتَ وَ عَقِبَکَ مِنْ بَعْدِکَ، فَمَا تَقُولُ؟ فَقَال (صلی الله علیه و آله) بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ حم* تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا ... فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ فَأَمْسَکَ عُتْبَهًُْ عَلَی فِیهِ، وَ رَجَعَ فَنَاشَدَهُ بِاللَّهِ اسْکُتْ، فَسَکَتَ، وَ قَامَ وَ مَضَی، فَقَامَ مَنْ کَانَ حَاضِراً خَلْفَهُ فَلَمْ یَلْحَقُوهُ، فَدَخَلَ وَ لَمْ یَخْرُجْ أَبَداً، فَغَدَوْهُ قُرَیْشٌ. فَقَالَ أَبُوجَهْلٍ: قُومُوا بِنَا إِلَیْهِ. فَدَخَلُوا وَ جَلَسُوا، فَقَالَ أَبُوجَهْلٍ: یَا عُتْبُهًُْ، مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) سَحَرَکَ. فَقَامَ قَائِماً عَلَی قَدَمَیْهِ وَ قَالَ: یَا لُکَعَ الرِّجَالِ، وَ اللَّهِ لَوْ لَمْ تَکُنْ بِبَیْتِی لَقَتَلْتُکَ شَرَّ قِتْلَهًٍْ، یَا وَیْلَکَ، قُلْتَ: مُحَمَّدٌ سَاحِرٌ کَاهِنٌ شاعِرٌ، سِرْنَا إِلَیْهِ سَمِعْنَاهُ تَکَلَّمَ بِکَلَامٍ مِنْ رَبِّ السَّمَاءِ فَحَلَّفْتُهُ وَ أَمْسَکَ، وَ قَدْ سَمَّیْتُمُوهُ الصَّادِقَ الْأَمِینَ، هَلْ رَأَیْتُمْ مِنْهُ کَذِبَهًًْ؟ وَ لَکِنِّی لَوْ تَرَکْتُهُ یُتَمِّمُ مَا قَرَأَ، لَحَلَّ بِکُمْ الْعَذَابُ وَ الذَّهَابُ.

 

امام علی (علیه السلام)- زمانی‌که سوره‌ی شعراء که در آخر آن آیه: و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن!. (شعراء/۲۱۴)، آمده است نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من دستور داد و فرمود: «ای علی (علیه السلام)! غذایی تهیّه کن حتّی اگر کلّه پاچه‌ی چهارپایان یا مشتی حبوبات و کاسه‌ای شیر باشد و به‌سوی قریشیان برو و آن‌ها را دعوت کن. من نیز آن‌ها را دعوت نمودم. آن‌ها که بیش از چهل مرد بودند، جمع شدند. در میان آنان ابوطالب (حمزه (و عبّاس (نیز حضور داشتند. غذایی را که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور پخت آن را داده بود آماده کردم و آن را جلویشان گذاشتم. آن‌ها به نشانه‌ی تمسخر و استهزاء خندیدند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انگشتش را در چهار گوشه‌ی کاسه فرو برد و فرمود: «به‌نام خداوند بخشنده بخشایشگر بگویید و بخورید». ابوجهل گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! چه چیزی بخوریم؛ حال آنکه هرکدام از ما یک گوسفند را به همراه چهار کاسه غذا می‌خورد»!؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پاسخ داد: «بخور و غذاخوردنت را به من نشان بده». آن‌ها غذا خوردند تا اینکه خسته شدند. ولی به خدا قسم! اثر غذاخوردن هیچ‌کدام از آن‌ها در کاسه مشخص نبود و غذا هم اصلاً کم نشد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها تعارف کرد: «بخورید»! آن‌ها پاسخ دادند: «چه کسی بیش از این می‌تواند غذا بخورد»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) به من دستور داد آن را بردارم. من نیز آن را برداشتم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها نزدیک شد و فرمود: «ای قوم من! بدانید که الله خدای من و شما است». ابولهب فریاد زد: «برخیزید که محمّد شما را جادو کرده است». آن‌ها برخاستند و رفتند. من آن‌ها را دنبال کردم و خواستم به آن‌ها حمله کنم. امّا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من فرمود: «ای علی (علیه السلام)! این کار را نکن. به من نزدیک شو». من آن‌ها را به حال خودشان رها کرده و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزدیک شدم. آن حضرت به من فرمود: «به ما دستور داده شده است آن‌ها را از عذاب الهی بترسانیم نه اینکه با آن‌ها بجنگیم. زیرا آن کار نیز وقت و زمان خاصّی دارد. به‌جای این کار، برای ما غذای دیگری شبیه همین غذا تهیّه و افرادی را که به مهمانی دعوت کرده بودی، مجدّداً دعوت کن. فردای آن روز نیز مانند روز اوّل عمل کردم. زمانی‌که مهمانان گرد هم آمدند و غذا خوردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها فرمود: «من هیچ جوان عربی را نمی‌شناسم که برای قوم خود چیزی آورده باشد که از آنچه که من در زمینه‌ی دنیا و آخرت برایتان آورده‌ام، بهتر باشد». ابوجهل گفت: «مسأله‌ی محمّد (صلی الله علیه و آله)، ما را به خود مشغول کرده است. اگر با او به‌وسیله‌ی فردی که مانند او سحر و کهانت بلد باشد برخورد کنید، از دست او راحت می‌شویم». عقبه‌بن‌ربیعه سخن او را قطع کرد و گفت: «به خدا قسم! من از آنچه گفتی اطّلاع دارم». ابوجهل گفت: «پس چرا با او بحث نمی‌کنی»؟ عتبه گفت: «من گمان نمی‌کنم او ساحر یا کاهن باشد». ابوجهل خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! آیا تو بهتری یا هاشم؟ تو بهتری یا عبدالمطلب؟ تو بهتری یا عبدالله؟ تو بهتری یا علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، درهم کوبنده‌ی گردنکشان و شکننده‌ی کمر بزرگ‌ترین‌شان؟ پس چرا پدران ما را گمراه می‌دانی و به خدایانمان دشنام می‌دهی؟ اگر درپی رسیدن به ریاست و سروری هستی، آن را در اختیار تو قرار می‌دهیم و تا پایان عمر سرور ما باش. اگر زن می‌خواهی، ده تن از با اصل و نسب‌ترین زنان را به همسری تو درمی‌آوریم. اگر ثروت می‌خواهی، برایت ثروتی گرد هم می‌آوریم که تو و فرزندانت را بی‌نیاز کند. حال چه می‌گویی»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پاسخ داد: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم* حم* تَنزِیل مِّنَ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ* کِتَابٌ فُصِّلتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا ... فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُل أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِّثْل صَاعِقَةِ عَادٍ و ثَمُودَ؛ در این هنگام عتبه جلوی دهان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را گرفت و او را به خدا قسم داد که دیگر ادامه ندهد و سکوت کند. آنگاه برخاست و رفت. پس از او همه حاضران برخاستند. امّا به او نپیوستند. او به خانه‌اش رفت و از آنجا خارج نشد. صبح هنگام قریشیان نزد او رفتند. ابوجهل گفت: «برخیزید نزد او برویم». آن‌ها بر او وارد شده و نشستند. ابوجهل گفت: «ای عتبه! محمّد (صلی الله علیه و آله) تو را جادو کرده است»! عتبه از جایش برخاست و گفت: «ای پست فطرت! به خدا قسم! اگر در خانه‌ی من نبودی، تو را به بدترین شیوه می‌کشتم! وای بر تو! گفتی محمّد (صلی الله علیه و آله) ساحر، کاهن و شاعر است. از تو اطاعت کردیم. شنیدیم که او با کلامی از سوی پروردگار آسمان با ما سخن گفت. من او را قسم دادم که دیگر ادامه ندهد. او هم سکوت کرد. این درحالی است که شما خودتان او را راستگوی امانتدار نامیده‌اید. آیا هرگز دروغی از او دیده‌اید؟ ولی اگر من اجازه می‌دادم که آنچه را می‌خواند به پایان ببرد، قطعاً عذاب و نابودی شما را در برمی‌گرفت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۷۸ البرهان

 

آیه كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ [3]

 

كتابى كه آياتش هر مطلبى را در جاى خود بازگو كرده، و قرآنى است فصيح و گوياست براى جمعيّتى كه آگاهند.

۱

(فصلت/ ۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ فُصِّلَتْ آیاتُهُ أَیْ بُیِّنَ حَلَالُهَا وَ حَرَامُهَا وَ أَحْکَامُهَا وَ سُنَنُهَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( کِتَابٌ فُصِّلتْ آیَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لقَومٍ یَعْلمُونَ بدین معناست که حلال و حرام و سنّت‌های آن مشخص شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ القمی، ج۲، ص۲۶۱/ البرهان

 

آیه بَشيراً وَ نَذيراً فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ [4]

 

بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده است؛ ولى بيشتر آنان روى‌گردان شدند؛ از‌اين‌رو [حقايق را] نمى‌شنوند.

۱

(فصلت/ ۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِأَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) ثُمَّ قَرَأَ (علیه السلام) حم تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُون حَتَّی بَلَغَ فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ عَنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَهُمْ لایَسْمَعُونَ حَتَّی عامِلُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد و گفت امام بعد از او علی (علیه السلام) است؛ سپس سوره: حم* تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ خواند تا رسید به فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ. بیشتر آن‌ها از ولایت علی (علیه السلام) اعراض کردند آن‌ها [حقایق را] نمی‌شنوند آن‌ها گفتند: «قلبهای ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می‌کنی در پوشش‌هایی قرار گرفته و در گوش‌های ما سنگینی است، و میان ما و تو حجابی وجود دارد پس تو به دنبال عمل خود باش، ما هم برای خود عمل می‌کنیم!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۰ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۴۴/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۹۶؛ «بان الامام... یعلمون» محذوف و «حتی عاملون» محذوف/ البرهان؛ «حتی عاملون» محذوف

۲

(فصلت/ ۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- بَشِیراً وَ نَذِیراً أَیْ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ یُنْذِرُ الظَّالِمِینَ فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ یَعْنِی عَنِ الْقُرْآنِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( بَشِیرًا یعنی به مؤمنان مژده می‌دهد، و نَذِیرًا به‌معنای این است که تهدیدکننده‌ی ظالمان است. فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ امّا بیشتر آن‌ها از قرآن دوری کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ البرهان

 

آیه وَ قالُوا قُلُوبُنا في أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ في آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ [5]

 

آن‌ها گفتند: «دل‌هاى ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت مى‌كنى در پوشش‌هايى قرار گرفته و در گوش‌هاى ما سنگينى است، و ميان ما و تو [گويا] حجابى وجود دارد؛ پس تو كار خود را انجام بده و ما هم كار خود را انجام مى‌دهيم».

۱

(فصلت/ ۵)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًِْ أَبِی‌الْجَارُودِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها یَقُولُ: طَبَعَ اللَّهُ عَلَیْهَا فَلَا تَعْقِلُ وَ لَهُمْ أَعْیُنٌ عَلَیْهَا غِطَاءٌ عَنِ الْهُدَی لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها جَعَلَ فِی آذَانِهِمْ وَقْراً فَلَمْ یَسْمَعُوا الْهُدَی.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوالجارود آمده است: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: آن‌ها دل‌ها (عقل‌ها) یی دارند که با آن [اندیشه نمی‌کنند، و] نمی‌فهمند. (اعراف/۱۷۹)، فرمود: یعنی خداوند بر دل‌هایشان مهر نهاده به‌همین‌جهت اندیشه‌ای نمی‌کند؛ و چشمانی دارند. (اعراف/۱۷۹)، که بر روی آن‌ها پرده‌ای در مقابل [دیدنِِ] هدایت قرار داده شده که با آن نمی‌بینند؛ و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند. (اعراف/۱۷۹). خداوند در گوش‌های ایشان سنگینی قرار داده به همین جهت [ندایِ] هدایت را نمی‌شنوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۹۷/ نورالثقلین

۲

(فصلت/ ۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا قُلُوبُنا فِی أَکِنَّةٍ أَیْ فِی غِشَاوَهًٍْ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَیْهِ وَ فِی آذَانِنَا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنَا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عَامِلُونَ أَیْ تَدْعُونَا إِلَی مَا لَا نَفْهَمُهُ وَ لَا نَعْقِلُهُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( أَکِنَّةٍ به‌معنای پوشش است. فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ* وقَالوا قُلوبُنَا فِی أَکِنَّةٍ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلیْهِ و فِی آذَانِنَا وقْرٌ ومِن بَیْنِنَا و بَیْنِکَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ یعنی شما ما را به چیزی دعوت می‌کنید که آن را نمی‌فهمیم و درک نمی‌کنیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۲ القمی، ج۲، ص۲۶۱/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳؛ «أی فی غشاوهًْ» محذوف و «و فی آذاننا... عاملون» محذوف

۳

(فصلت/ ۵)

 

العسکری (علیه السلام)- یُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ یَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ، فَإِذَا کَذَّبُوا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فِی سَائِرِ مَا یَقُولُ، فَقَدْ صَارَ مَا کَذَّبُوا بِهِ أَکْثَرَ، وَ مَا صَدَّقُوا بِهِ أَقَلَّ. وَ إِذَا قُرِئَ غُلْفٌ فَإِنَّهُمْ قَالُوا: قُلُوبُنَا {غُلْفٌ} فِی غِطَاءٍ، فَلَا نَفْهَمُ کَلَامَکَ وَ حَدِیثَکَ. نَحْوَ مَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: وَ قالُوا قُلُوبُنا فِی أَکِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَیْهِ وَ فِی آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ وَ کِلَا الْقِرَاءَتَیْنِ حَقٌّ، وَ قَدْ قَالُوا بِهَذَا وَ بِهَذَا جَمِیعا.

 

امام عسکری (علیه السلام)- ایمان به بعضی از آنچه خدا فرستاده دارند و برخ دیگر را کافرند وقتی حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) را در مورد سایر گفتارش تکذیب نمایند تکذیب ایشان از تصدیقشان بیشتر می‌شود؛ امّا اگر قرائت شود غُلْفٌ منظورشان این است که دل‌های ما در پس پرده‌ایست و گفتار و حدیث تو را نمی‌فهمیم. شبیه این آیه است که خداوند می‌فرماید: وَ قالُوا قُلُوبُنا فِی أَکِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَیْهِ وَ فِی آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَیْنِنا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ و هر دو قرائت درست است آن‌ها مدّعی هر دو جهت شده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۲ العسکری، ص۳۹۰/ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۲۰ و بحارالأنوار، ج۶۷، ص۱۷۰؛ «یومنون ببعض... نحو ما قال الله» محذوف

 

آیه قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقيمُوا إِلَيْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَيْلٌ لِلْمُشْرِكينَ [6]

 

بگو: «من فقط انسانى مثل شما هستم؛ [ولى] بر من وحى مى‌شود كه معبود شما معبودى يگانه است؛ پس تمام توجّه خود را به‌طور كامل به‌‌سوى او كنيد و از وى آمرزش بخواهيد؛ واى بر مشركان!

 

آیه الَّذينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ [7]

 

همان كسانى كه زكات نمى‌پردازند، و آخرت را منكرند.

پس تمام توجّه خویش را به او کنید

۱ -۱

(فصلت/ ۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ أَیْ أَجِیبُوهُ قَوْلُهُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ هُمُ الَّذِینَ أَقَرُّوا بِالْإِسْلَامِ وَ أَشْرَکُوا بِالْأَعْمَالِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ یعنی او را اجابت کنید. آیه: وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ؛ آن‌ها کسانی هستند که اقرار به اسلام و شرک در اعمال دارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ القمی، ج۲، ص۲۶۱

۱ -۲

(فصلت/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَیُّهَا النَّاسُ اسْتَقِیمُوا إِلَی رَبِّکُمْ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا أَیُّهَا النَّاسُ وَ لا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ یَکُنْ مُسْتَقِیماً فِی صِفَتِهِ لَمْ یَرْتَقِ مِنْ مَقَامٍ إِلَی غَیْرِهِ وَ لَمْ یَتَبَیَّنْ سُلُوکَهُ عَلَی صِحَّهًٍْ وَ لَمْ تَخْرُجُوا
 مِنْ عِزِّ التَّقْوَی إِلَی ذُلِّ الْمَعْصِیَهًِْ وَ لَا مِنْ أُنْسِ الطَّاعَهًِْ إِلَی وَحْشَهًِْ الْخَطِیئَهًِْ وَ لَا تُسِرُّوا لِإِخْوَانِکُمْ غِشّاً فَإِنَّ مَنْ أَسَرَّ لِأَخِیهِ غِشّاً أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَی صَفَحَاتِ وَجْهِهِ وَ فَلَتَاتِ لِسَانِهِ فَأَوْرَثَهُ بِهِ الذُّلَّ فِی الدُّنْیَا وَ الْخِزْیَ وَ الْعَذَابَ وَ النَّدَامَهًَْ فِی الْآخِرَهًِْ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ أَعْمَالا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم بشتابید به‌سوی پروردگارتان همان‌طوری که خدای متعال فرموده است: فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ و فرموده است: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا؛ ای مردم همانند آن زن [سبک مغز] نباشید که پشمهای تابیده خود را، پس از استحکام، وامی‌تابید! درحالی‌که [سوگند و پیمان] خود را وسیله‌ی خیانت و فساد قرار می‌دهید. (نحل/۹۲). بدانید هرکس در آن صفتی که دارد پابرجا نباشد اصلاح نمی‌شود و روش درستی نخواهد داشت و از عزّت پرهیزکاری به‌سوی ذلّت گناه می‌رود و هم از انس طاعت به‌سوی وحشت گناه می‌رود و با برادران دینی خود نیرنگ نکنید ظاهر و باطنتان یکسان باشد. و هرکس چنین باشد آثار نیرنگ بر چهره‌اش ظاهر و آشکار است و از لغزش‌های زبان مطلب روشن می‌شود پس به‌واسطه‌ی نیرنگ بازی ذلیل و پست می‌شود در دنیا و عذاب پشیمانی برایش در آخرت است پس شب را به صبح می‌رساند درصورتی‌که از نظر کردار و عمل از زیان‌کاران می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۲ إرشادالقلوب، ج۱، ص۸۴

وای بر مشرکان! همان‌ها که زکات را نمی‌پردازند، و آخرت را منکرند

۲ -۱

(فصلت/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّه (علیه السلام): یَا أَبَانُ إِنَّ اللَّهَ لَایَطْلُبُ مِنَ الْمُشْرِکِینَ زَکَاهًَْ أَمْوَالِهِمْ وَ هُمْ یُشْرِکُونَ بِهِ حَیْثُ یَقُولُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ قُلْتُ لَهُ کَیْفَ ذَاکَ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَسِّرْهُ لِی فَقَالَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا بِالْإِمَامِ الْأَوَّلِ وَ هُمْ بِالْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) الْآخِرِینَ کَافِرُونَ یَا أَبَانُ إِنَّمَا دَعَا اللَّهُ الْعِبَادَ إِلَی الْإِیمَانِ بِهِ فَإِذَا آمَنُوا بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) افْتَرَضَ عَلَیْهِمُ الْفَرَائِضُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «ای ابان! خداوند از مشرکین زکات مالشان را درحالی‌که مشرک باشند نخواسته است. چنانچه در این آیه می‌فرماید: وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ* الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ». عرض کردم: «فدایت شوم! این مطلب را برایم توضیح بدهید». فرمود: «وای بر مشرکین که در مورد امام اوّل شرک آوردند و آن‌ها در مورد ائمه (علیهم السلام) دیگر هم کافرند. ابان! خداوند مردم را دعوت به ایمان به خود کرده وقتی ایمان به خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آوردند واجبات بر آن‌ها لازم می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۸۳/ القمی، ج۲، ص۲۶۲ و بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳؛ «أتری ان الله طلب» بدل «ان الله لایطلب»/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۱؛ «أتری ان الله طلب» بدل «ان الله لایطلب» و «یا ابان انما... الی آخر» محذوف/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۱/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۲

(فصلت/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ رَجُلًا سَأَلَهُ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ قَالَ لَا یُعَاتِبُ اللَّهُ الْمُشْرِکِینَ أَ‌مَا سَمِعْتَ قَوْلَهُ فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ الَّذِینَ هُمْ یُراؤُنَ وَ یَمْنَعُونَ الْماعُونَ أَلَا إِنَّ الْمَاعُونَ الزَّکَاهًُْ ثُمَّ قَالَ وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِهِ مَا خَانَ اللَّهَ أَحَدٌ شَیْئاً مِنْ زَکَاهًِْ مَالِهِ إِلَّا مُشْرِکٌ بِاللَّهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مردی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسید: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مراد خداوند از وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ چیست»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند، مشرکان را ملامت و سرزنش نمی‌کند [بلکه مراد از مشرکان در این آیه، مسلمانانی هستند که زکات نمی‌دهند]، آیا نشنیده‌ای که خداوند فرموده: پس وای بر نمازگزاران* همان کسانی که در نمازِ خود سهل‌انگاری می‌کنند* همان کسانی که ریا می‌کنند* و از دادن وسایل ضروری زندگی [به دیگران] خودداری می‌کنند. (ماعون/۷-۴) مراد از ماعون (وسایل ضروری زندگی) زکات است». آنگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «سوگند به خدایی که جان محمّد (صلی الله علیه و آله) در دستان اوست جز مشرک به خدا، کسی دیگر در پرداخت زکات مال خود خیانت نمی‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۲۹/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۴/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۴۷؛ «الذین هم عن صلاتهم ساهون الذین هم یراؤن» محذوف و «بالله» محذوف

۲ -۳

(فصلت/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ أَشْرَکَ مَعَ إِمَامٍ إِمَامَتُهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مَنْ لَیْسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ کَانَ مُشْرِکاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکه شخصی را که از جانب خدا به امامت منصوب نشده با امامی که از جانب خدا تعیین شده است شریک قرار دهد، مشرک خواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۴ بحرالعرفان، ج۱۳، ص۱۸

۲ -۴

(فصلت/ ۷)

 

الهادی (علیه السلام)- فِی زِیَارَهًِْ الجَامِعَهًِْ: مَنْ جَحَدَکُمْ کَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَکُمْ مُشْرِ.

 

امام هادی (علیه السلام)- در زیارت جامعه آمده است: «و هرکه شما را انکار کرد کافر است، و هرکه با شما به جنگ برخاست مشرک است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۹۹، ص۱۲۹

۲ -۵

(فصلت/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: قَالَ أَبِی رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَیْهِ یَوْماً لِجَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ: یَا جَابِرُ، هَلْ فَرَضَ اللَّهُ الزَّکَاهًَْ عَلَی مُشْرِکٍ؟ قَالَ: لَا إِنَّمَا فَرَضَهَا عَلَی الْمُسْلِمِینَ. قُلْتُ أَنَا لَهُ: فَأَیْنَ أَنْتَ مِنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لَا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ؟ قَالَ جَابِرٌ: کَأَنِّی وَ اللَّه ِ مَا قَرَأْتُهَا وَ إِنَّهَا لَفِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فَنَزَلَتْ فِیمَنْ أَشْرَکَ بِوَلَایَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَعْطَی زَکَاتَهُ مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ دُونَه.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزی پدرم امام باقر (علیه السلام) به جابربن‌عبدالله انصاری فرمود: «ای جابر! آیا خداوند زکات را بر انسان مشرک واجب نموده است»؟ جابر پاسخ داد: «خیر، خداوند زکات را بر مسلمانان واجب ساخته است». من به جابر گفتم: «پس نظرت درباره‌ی این کلام خداوند که فرموده وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ چیست»؟! جابر پاسخ داد: «سوگند به خدا! با اینکه این آیه در کتاب خداوند عزّوجلّ است ولی گویا تاکنون آن را نخوانده بودم»! امام صادق (علیه السلام) فرمود: «این آیه در مورد کسانی نازل شده که در ولایت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شرک ورزیده و زکاتشان را به کسی پرداخت نموده‌اند که خود را [غاصبانه] به‌جای حضرت گماشته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۴ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳

۲ -۶

(فصلت/ ۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- الَّذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ یَعْنِی مَنْ لَمْ یَدْفَعِ الزَّکَاهًَْ فَهُوَ کَافِرٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند فرموده است: الذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ و هُم بِالآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ یعنی هرکس زکات را نپردازد، کافر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ القمی، ج۲، ص۲۶۱

۲ -۷

(فصلت/ ۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ الصَّلَاهًُْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ نَحْنُ الزَّکَاهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در کتاب الهی (قرآن)، ما نماز و زکات هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۰۳

 

آیه إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ [8]

 

امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادند، پاداشى دائمى دارند.

۱

(فصلت/ ۸)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِب (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ؛ [منظور] امام علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۴۱/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۴۱

۲

(فصلت/ ۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ أَیْ بِلََا مَنٍّ مِنَ اللَّهِ عَلَیْهِمْ بِمَا یَأْجُرُهُمْ بِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( إِنَّ الذِینَ آمَنُوا و عَمِلوا الصَّالحَاتِ لهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ؛ یعنی بدون اینکه از سوی خداوند در مقابل پاداششان بر آن‌ها منّت گذاشته شود، به ایشان جزا داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ القمی، ج۲، ص۲۶۲/ البرهان؛ «یأمرهم» بدل «یأجرهم»

 

آیه قُلْ أَ إِنَّكُمْ لَتَكْفُرُونَ بِالَّذي خَلَقَ الْأَرْضَ في يَوْمَيْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْداداً ذلِكَ رَبُّ الْعالَمينَ [9]

 

بگو: «آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز (در دوران) آفريد كافر مى‌شويد و براى او همانندهايى قرار مى‌دهيد؟! او پروردگار جهانيان است.

۱

(فصلت/ ۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَعْنَی یَوْمَیْنِ أَیْ وَقْتَیْنِ ابْتِدَاءُ الْخَلْقِ وَ انْقِضَاؤُه.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( یعنی در دو وقت؛ آغاز آفرینش و پایانش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۶۰/ القمی، ج۲، ص۲۶۲؛ «وانقضاؤه» محذوف

۲

(فصلت/ ۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَمَّا أَخَذَ فِی رِزْقِ خَلْقِهِ خَلَقَ السَّمَاءَ وَ جَنَّاتِهَا وَ الْمَلَائِکَهًَْ یَوْمَ الْخَمِیسِ وَ خَلَقَ الْأَرْضَ یَوْمَ الْأَحَدِ وَ خَلَقَ دَوَابَّ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ هُمَا الْیَوْمَانِ اللَّذَانِ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوجَلَّ أَ‌إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْن.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( زمانی‌که آفرینش روزی مخلوقاتش را شروع کرد، آسمان و بهشت و فرشته‌ها را روز پنج شنبه آفرید، و زمین را یک شنبه، و جانوران بیابان و دریا را روز دوشنبه و آن دو روزی است که خدای عزّوجلّ فرماید: أَ‌إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۲

۳

(فصلت/ ۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ خَلَقَ الْجِبَالَ فِیهَا وَ أَقْوَاتَ أَهْلِهَا وَ شَجَرَهَا وَ مَا یَنْبَغِی لَهَا فِی یَوْمَیْنِ فِی یَوْمِ الثَّلَاثَاءِ وَ یَوْمِ الْأَرْبِعَاءِ کَمَا قَالَ تَعَالَی أَ‌إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ إِلَی قَوْلِهِ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَکَانَ ذَلِکَ الدُّخَانُ مِنْ نَفْسِ الْمَاءِ حِینَ تَنَفَّسَ فَجَعَلَهَا سَمَاءً
 وَاحِدَهًًْ ثُمَّ فَتَقَهَا وَ جَعَلَهَا سَبْعاً فِی یَوْمَیْنِ فِی یَوْمِ الْخَمِیسِ وَ یَوْمِ الْجُمُعَهًِْ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ بِالْجُمُعَهًِْ لِأَنَّهُ جُمِعَ فِیهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ قَالَ تَعَالَی وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها أَیْ وَ جَعَلَ فِی کُلِّ سَمَاءٍ خَلْقَهَا مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ الْبِحَارِ وَ جِبَالِ الْبَرَدِ.

 

ابن‌عبّاس ( کوه‌ها و درخت‌ها و آنچه شایسته‌ی آن‌ها بود را در روز سه‌شنبه و چهارشنبه، آفرید؛ چنانچه خدا فرموده: أَ‌إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ ... ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ؛ این دود از دم‌زدن آب بر آمد و خدا آن را یک آسمان نمود
 و سپس آن را در دو روز پنجشنبه و جمعه از هم گشود و هفت آسمان نمود، و آن روز جمعه نامیده شد، برای اینکه آفرینش آسمان‌ها و زمین در آن جمع شد. سپس خداوند متعال فرمود: وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها؛ یعنی در هر آسمانی آفریده‌هایی از فرشته‌ها و دریاها و کوه‌های سرد ساخت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۱۲/ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۰۴؛ «الی قوله ثم استوی... الی آخر» محذوف

۴

(فصلت/ ۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- خَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ مِنْ دُخَانٍ ثُمَّ ابْتَدَأَ خَلْقَ الْأَرْضِ یَوْمَ الْأَحَدِ وَ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ أَ‌إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ ثُمَّ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی یَوْمِ الثَّلَاثَاءِ وَ یَوْمِ‌الْأَرْبِعَاءِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی‌أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءًلِلسَّائِلِینَ.

 

ابن‌عبّاس ( سپس خلق زمین را در روز یک شنبه و روز دوشنبه آغاز کرد و این است کلام او: أَ‌إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ سپس قوت‌هایش را در روز سه‌شنبه و چهارشنبه مقرّر کرد، و این است کلام او: وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها فِی‌أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءًلِلسَّائِلِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۰

۵

(فصلت/ ۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّ الْیَهُودَ أَتَتِ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَسَأَلَتْهُ عَنْ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَقَالَ خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْضَ یَوْمَ الْأَحَدِ وَ الْإِثْنَیْنِ وَ خَلَقَ الْجِبَالَ وَ مَا فِیهِنَّ مِنْ مَنَافِعَ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ وَ خَلَقَ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ الشَّجَرَ وَ الْمَاءَ وَ الْمَدَائِنَ وَ الْعُمْرَانَ وَ الْخَرَابَ فَهَذِهِ أَرْبَعَهًٌْ فَقَالَ تَعَالَی قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ إِلَی قَوْلِهِ فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِین.

 

ابن‌عبّاس ( یهودیان نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و از خلق آسمان‌ها و زمین پرسیدند، فرمود: «خداوند متعال زمین را روز یک‌شنبه و دوشنبه آفرید، و کوه‌ها و منافع آن‌ها را روز سه‌شنبه، و در چهارشنبه درخت و آب و شهرها و آبادانی و ویرانی را آفرید، و این شد چهار روز و خدای متعال فرمود: قُلْ أَ ئنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فیِ یَوْمَینْ‌ِ وَ تجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَالِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ* وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسیِ‌َ مِن فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتهَا فیِ أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِّلسَّائلِین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۰۹/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

۶

(فصلت/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْخَیْرَ یَوْمَ الْأَحَدِ وَ مَا کَانَ لِیَخْلُقَ الشَّرَّ قَبْلَ الْخَیْرِ وَ فِی یَوْمِ الْأَحَدِ وَ الْإِثْنَیْنِ خَلَقَ الْأَرَضِینَ وَ خَلَقَ أَقْوَاتَهَا فِی یَوْمِ الثَّلَاثَاءِ وَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَ یَوْمَ الْخَمِیسِ وَ خَلَقَ أَقْوَاتَهَا یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّةِ أَیَّام.

 

امام صادق (علیه السلام)- به‌راستی‌که خداوند متعال خیر را روز یک‌شنبه آفرید و نمی‌شد که شرّ را پیش از خیر بیافریند و در روز یک‌شنبه و دوشنبه زمین‌ها را آفرید و خوراک آن‌ها را روز سه‌شنبه آفرید و آسمان‌ها را روز چهارشنبه و پنجشنبه، قوت‌هایشان را روز جمعه و این است فرموده‌ی خدا عزّوجلّ: آفرید آسمان‌ها و زمین را و آنچه میان آن‌هاست در شش روز. (فرقان/۴).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۸ الکافی، ج۸، ص۱۴۵/ نورالثقلین/ البرهان

۷

(فصلت/ ۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّ رَجُلًا قَالَ لَهُ آیَتَانِ فِی کِتَابِ اللَّهِ تُخَالِفُ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَی فَقَالَ إِنَّمَا أَتَیْتُ مِنْ قِبَلِ رَأْیِکَ اقْرَأْ قَالَ قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ حَتَّی بَلَغَ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ قَوْلُهُ وَ الْأَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها قَالَ خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْضَ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ السَّمَاءَ ثُمَّ خَلَقَ السَّمَاءَ ثُمَّ دَحَا الْأَرْضَ بَعْدَ مَا خَلَقَ السَّمَاءَ وَ إِنَّمَا قَوْلُهُ دَحاها بَسَطَهَا.

 

ابن‌عبّاس ( مردی به ابن‌عبّاس (گفت: «دو آیه در قرآن مخالف یکدیگرند». گفت: «[اگر] در نظر تو با هم مخالفند، بخوان»! گفت: «قُل أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ ... ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ و این سخن خداوند متعال: و زمین را بعد از آن کشید. (نازعات/۳۰) ابن‌عبّاس (گفت: «خدا زمین را پیش از آسمان آفرید و سپس آسمان را آفرید، پس از آن زمین را کشید، و همانا دَحاها به‌معنی پهن‌کردن آن است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۲

۸

(فصلت/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ خَرَجَ هِشَامُ‌بْنُ‌عَبْدِ الْمَلِکِ حَاجّاً وَ مَعَهُ الْأَبْرَشُ الْکَلْبِیُّ فَلَقِیَا أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَقَالَ هِشَامٌ لِلْأَبْرَشِ: تَعْرِفُ هَذَا؟ قَالَ: لَا. قَالَ: هَذَا الَّذِی تَزْعُمُ الشِّیعَهًُْ أَنَّهُ نَبِیٌّ مِنْ کَثْرَهًِْ عِلْمِهِ. فَقَالَ الْأَبْرَشُ: لَأَسْأَلَنَّهُ عَنْ مَسْأَلَهًٍْ لَا
 یُجِیبُنِی فِیهَا إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِیٍّ. فَقَالَ هِشَامٌ لِلْأَبْرَشِ: وَدِدْتُ أَنَّکَ فَعَلْتَ ذَلِکَ. فَلَقِیَ الْأَبْرَشُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فَقَالَ: یَا أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما؛ فَمَا کَانَ رَتْقُهُمَا وَ مَا کَانَ فَتْقُهُمَا؟ فَقَالَ: أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) یَا أَبْرَشُ هُوَ کَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ وَ الْمَاءُ عَلَی الْهَوَاءِ وَ الْهَوَاءُ لَا یُحَدُّ وَ لَمْ یَکُنْ یَوْمَئِذٍ خَلْقٌ غَیْرُهُمَا وَ الْمَاءُ یَوْمَئِذٍ عَذْبٌ فُرَاتٌ فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ الْأَرْضَ أَمَرَ الرِّیَاحَ فَضَرَبَتِ الْمَاءَ حَتَّی صَارَ مَوْجاً ثُمَّ أَزْبَدَ فَصَارَ زَبَداً وَاحِداً فَجَمَعَهُ فِی مَوْضِعِ الْبَیْتِ ثُمَّ جَعَلَهُ جَبَلًا مِنْ زَبَدٍ ثُمَّ دَحَی الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی: إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً ثُمَّ مَکَثَ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَا شَاءَ فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ السَّمَاءَ أَمَرَ الرِّیَاحَ فَضَرَبَتِ الْبُحُورَ حَتَّی أَزْبَدَتْهَا فَخَرَجَ مِنْ ذَلِکَ الْمَوْجُ وَ الزَّبَدُ مِنْ وَسَطِهِ دُخَانٌ سَاطِعٌ مِنْ غَیْرِ نَارٍ فَخَلَقَ مِنْهُ السَّمَاءَ فَجَعَلَ فِیهَا الْبُرُوجَ وَ النُّجُومَ وَ مَنَازِلَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ أَجْرَاهَا فِی الْفَلَکِ وَ کَانَتِ السَّمَاءُ خَضْرَاءَ عَلَی لَوْنِ الْمَاءِ الْعَذْبِ الْأَخْضَرِ وَ کَانَتِ الْأَرْضُ خَضْرَاءَ عَلَی لَوْنِ الْمَاءِ وَ کَانَتَا مَرْتُوقَتَیْنِ لَیْسَ لَهُمَا أَبْوَابٌ وَ لَمْ یَکُنْ لِلْأَرْضِ أَبْوَابٌ وَ هُوَ النَّبْتُ وَ لَمْ تُمْطِرِ السَّمَاءُ عَلَیْهَا فَتُنْبِتَ فَفَتَقَ السَّمَاءَ بِالْمَطَرِ وَ فَتَقَ الْأَرْضَ بِالنَّبَاتِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ کانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما. فَقَالَ الْأَبْرَشُ: وَ اللَّهِ مَا حَدَّثَنِی بِمِثْلِ هَذَا الْحَدِیثِ أَحَدٌ قَطُّ أَعِدْ عَلَیَّ فَأَعَادَ عَلَیْهِ وَ کَانَ الْأَبْرَشُ مُلْحِداً فَقَالَ وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنَّکَ ابْنُ نَبِیٍّ ثَلَاثَ مَرَّات.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبکر حضرمی از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است: هشام‌بن‌عبدالملک همراه ابرش کلبی به حج رفت و هر دو به امام صادق (علیه السلام) در مسجدالحرام برخوردند، هشام به ابرش گفت: «این را می‌شناسی»؟ گفت: «نه»! گفت: «همین است که شیعه از فزونی علمش او را پیامبر می‌پندارند». ابرش گفت: «البتّه از او مسأله‌ای خواهم پرسید که پاسخش را جز پیغمبر یا وصیّ پیغمبر نمی‌تواند جواب بدهد». هشام به ابرش گفت: «دوست دارم این کار را بکنی»، و ابرش نزد امام صادق (علیه السلام) رفت به او گفت: «یا اباعبداللّه (علیه السلام)! مرا از این کلام خدا عزّوجلّ آگاه کن: آیا کافران ندیدند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آن‌ها را از یکدیگر باز کردیم. (انبیاء/۳۰). بسته بودنشان چه بود و گشودنشان چه بود»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای ابرش آن همچنان است که خدا خود را توصیف کرده: عرش او بر آب بود. (هود/۷)، و آب بر هوا بود، و هوا حدّ و مرزی نداشت، و آن روز غیر آن دو نبود، و آب آن روز شیرین و گوارا بود، و چون خدا خواست زمین را بیافریند به باد فرمود تا بر آب زد و موج برآورد و کف نمود و به هم پیوست و یکی شد و آن را در مکان خانه‌ی کعبه گرد آورد و کوهی از کف ساخت و زمین را از زیر آن گستراند، و این است که خدا فرمود: راستی اوّل خانه که برای مردم نهاده شد همانست که در مکّه است و با برکت است. (آل‌عمران/۹۶). سپس خدای متعال درنگ کرد تا [زمانی‌که] می‌خواست، و چون خواست آسمان را بیافریند باد را فرمود تا بر دریا وزید و آن‌ها را کف آلود کرد، و از آن میان آن موج و کف، دودی برآورد پراکنده شده و از غیر آتش و آسمان را از آن آفرید و در آن برج‌ها و اختران و منازل خورشید و ماه ساخت و آن‌ها را در فلک روان کرد و آسمان سبز بود به رنگ آب‌شیرین سبز و زمین هم سبز بود و به رنگ آب، و هر دو بسته بودند و درهایی نداشتند و زمین بسته بود و درها که گیاه باشند نداشت و آسمان بر آن نمی‌بارید تا گیاه روید و خدا آسمان را به باران گشود، و زمین را به گیاه و این است معنی کلام خدای عزّوجلّ: آیا کافران ندیدند که آسمان‌ها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آن‌ها را از یکدیگر باز کردیم. (انبیاء/۳۰) ابرش گفت: «به خدا هیچ‌کس هرگز چنین حدیثی به من باز نگفته دوباره برایم بگو»، و دوباره تکرار کرد. و ابرش ملحد بود و سه‌بار گفت: من شهادت می‌دهم که تو زاده‌ی پیغمبری».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۷۳/ نورالثقلین

 

آیه وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَكَ فيها وَ قَدَّرَ فيها أَقْواتَها في أَرْبَعَةِ أَيَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلينَ [10]

 

او برفراز زمين كوه‌هاى استوارى قرار داد و بركاتى در آن نهاد و مواد غذايى آن را مقدّر فرمود، اين‌ها همه در چهار روز (چهار دوران ) بود درست به‌اندازه‌ی نياز تقاضا‌كنندگان.

او در زمین کوه‌های استواری قرار داد

۱ -۱

(فصلت/ ۱۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ هِیَ الصَّخْرَهًُْ الَّتِی ذَکَرَهَا لُقْمَانُ لَیْسَتْ فِی السَّمَاءِ وَ لَا فِی الْأَرْضِ فَتَحَرَّکَ الْحُوتُ وَ اضْطَرَبَتْ وَ تَزَلْزَلَتِ الْأَرْضُ فَأَرْسَی عَلَیْهَا الْجِبَالَ فَقَرَّتْ وَ الْجِبَالُ تَفْخَرُ عَلَی الْأَرْضِ فَذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ.

 

ابن‌عبّاس ( همان صخره است که لقمان ذکر کرده نه در آسمان است و نه در زمین. ماهی جنبید و پریشان شد و زمین لرزید، و کوه‌ها را بر آن لنگر نمود و آرام شد و کوه‌ها بر زمین بالیدند و این است فرموده خدای متعال: وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۰ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۱۵

و برکاتی در آن آفرید و موادّ غذایی آن را مقدّر فرمود، این‌ها همه در چهار روز بود درست به‌اندازه‌ی نیاز تقاضاکنندگان

۲ -۱

(فصلت/ ۱۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنْبَتَ فِیهَا شَجَرَهَا وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها وَ أَهْلَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ یَقُولُ مَنْ سَأَلَ فَهَکَذَا الْأَمْر.

 

ابن‌عبّاس ( درخت را در آن رویاند، و موادّ غذایی آن را مقدّر فرمود و اهلش را تقدیر کرد این‌ها همه در چهار روز بود؛ درست به‌اندازه‌ی نیاز تقاضاکنندگان. هرکه بپرسد کار اینچنین بوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۰۴

۲ -۲

(فصلت/ ۱۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها قَالَ شَقَّ الْأَنْهَارَ وَ غَرَسَ الْأَشْجَارَ وَ وَضَعَ الْجِبَالَ وَ أَجْرَی الْبِحَارَ وَ جَعَلَ فِی هَذِهِ مَا لَیْسَ فِی هَذِهِ وَ فِی هَذِهِ مَا لَیْسَ فِی هَذِهِ.

 

ابن‌عبّاس ( وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها جوی‌ها را شکافت، درخت‌ها را کشت، کوه‌ها را نهاد و دریاها را روان کرد، و در هرکدام فایده‌ای نهاد که در دیگری نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۰

۲ -۳

(فصلت/ ۱۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلُوهُ (علیه السلام) عَنْ لَفْظِ الْوَحْیِ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ مِنْهُ وَحْیُ النُّبُوَّهًِْ وَ مِنْهُ وَحْیُ الْإِلْهَامِ وَ مِنْهُ وَحْیُ الْإِشَارَهًِْ وَ مِنْهُ وَحْیُ أَمْرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ کَذِبٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ تَقْدِیرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ خَبَرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ الرِّسَالَهًِْ ... وَ أَمَّا وَحْیُ التَّقْدِیرِ فَقَوْلُهُ تَعَالَی وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام علی (علیه السلام) پیرامون [کاربردِ] لفظ وحی در قرآن سؤال پرسیدند؛ حضرت در پاسخ فرمود: «یک قسم از آن وحی نبوّت، قسم دیگر وحی الهام، قسم دیگر وحی اشاره، قسم دیگر وحی فرمان، قسم دیگر وحی دروغین، قسم دیگر وحی تقدیر، قسم دیگر وحی خبر و قسمی وحی رسالت است؛.. امّا تفسیر وحی تقدیر، این کلام خداوند است [که فرمود:] وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶

و برکاتی در آن آفرید و موادّ غذایی آن را مقدّر فرمود، این‌ها همه در چهار روز بود درست به‌اندازه‌ی نیاز تقاضاکنندگان

۳ -۱

(فصلت/ ۱۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ جَعَلَ فِیها رَواسِیَ مِنْ فَوْقِها وَ بارَکَ فِیها وَ قَدَّرَ فِیها أَقْواتَها أَیْ لَا تَزُولُ وَ تَبْقَی فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ یَعْنِی فِی أَرْبَعَهًِْ أَوْقَاتٍ وَ هِیَ الَّتِی یُخْرِجُ اللَّهُ فِیهَا أَقْوَاتَ الْعَالَمِ مِنَ النَّاسِ وَ الْبَهَائِمِ وَ الطَّیْرِ وَ حَشَرَاتِ الْأَرْضِ وَ مَا فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ مِنَ الْخَلْقِ وَ الثِّمَارِ وَ النَّبَاتِ وَ الشَّجَرِ وَ مَا یَکُونُ فِیهِ مَعَایِشُ الْحَیَوَانِ کُلِّهِ وَ هُوَ الرَّبِیعُ وَ الصَّیْفُ وَ الْخَرِیفُ وَ الشِّتَاءُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( سپس می‌فرماید: وجَعَل فِیهَا رَواسِیَ مِن فَوقِهَا وبَارَکَ فِیهَا وقَدَّرَ فِیهَا أَقْواتَهَا. یعنی نابود نمی‌شود و فناپذیر است. فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواء للسَّائِلینَ یعنی در چهار وقت که خداوند در آن قوت‌های جهان اعمّ از مردم، چهارپایان، پرندگان، حشرات زمین و هر انسان، میوه، گیاه، درخت و مواد مورد نیاز جانداران را در آن چهار وقت آفرید که همان چهار فصل سال یعنی بهار، تابستان، پاییز و زمستان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۶۰/ القمی، ج۲، ص۲۶۲؛ «والطیرو الحشرات... الی آخر» محذوف/ البرهان

۳ -۲

(فصلت/ ۱۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ ابْنِ عَبَّاس (رحمة الله علیه) أَنَّ الْیَهُودَ أَتَتِ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَسَأَلَتْهُ عَنْ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَقَالَ خَلَقَ اللَّهُ الْأَرْضَ یَوْمَ الْأَحَدِ وَ الْإِثْنَیْنِ وَ خَلَقَ الْجِبَالَ وَ مَا فِیهِنَّ مِنْ مَنَافِعَ یَوْمَ الثَّلَاثَاءِ وَ خَلَقَ یَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ الشَّجَرَ وَ الْمَاءَ وَ الْمَدَائِنَ وَ الْعُمْرَانَ وَ الْخَرَابَ فَهَذِهِ أَرْبَعَهًٌْ فَقَالَ تَعَالَی قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ إِلَی قَوْلِهِ فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَواءً لِلسَّائِلِینَ وَ خَلَقَ یَوْمَ الْخَمِیسِ السَّمَاءَ وَ خَلَقَ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ النُّجُومَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ الْمَلَائِکَهًَْ إِلَی ثَلَاثِ سَاعَاتٍ بَقِینَ مِنْهُ فَخَلَقَ فِی أَوَّلِ سَاعَهًٍْ مِنْ هَذِهِ الثَّلَاثِ الْآجَالَ حِینَ یَمُوتُ مَنْ مَاتَ وَ فِی الثَّانِیَهًِْ أَلْقَی الْآفَهًَْ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ مِمَّا یُنْتَفَعُ بِهِ وَ فِی الثَّالِثَهًِْ خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) وَ أَسْکَنَهُ الْجَنَّهًَْ وَ أَمَرَ إِبْلِیسَ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ أَخْرَجَهُ مِنْهَا فِی آخِرِ سَاعَهًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (گوید: یهود نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و از خلق آسمان‌ها و زمین پرسیدند، فرمود: «خدا زمین را روز یک‌شنبه و دوشنبه آفرید، و کوه‌ها و منافع آن‌ها را روز سه‌شنبه، و در چهارشنبه درخت و آب و شهرها و آبادانی و ویرانی را آفرید، و این شد چهار روز و خدای تعالی فرمود: قُلْ أَ ئنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فیِ یَوْمَینْ‌ِ وَ تجَعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَالِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ* وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسیِ‌َ مِن فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتهَا فیِ أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِّلسَّائلِین. روز پنجشنبه آسمان را آفرید، و روز جمعه اختران و خورشید و ماه و فرشته‌ها تا سه ساعت به غروب که در اوّل ساعت آن برگ‌ها را آفرید، هنگامی‌که می‌میرد هرکه مرده و در دوّم آفت برای هر سودمند آفرید، و در سوّم آدم را آفرید و در بهشت جای داد و ابلیس را فرمود بر او سجده کند، و در ساعت آخر او را برآورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۰۹

 

آیه ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ [11]

 

سپس به آفرينش آسمان پرداخت، در‌حالى‌كه به‌صورت دود بود؛ به آن و به زمين دستور داد: «به وجود آييد، [و شكل گيريد] خواه از روى اطاعت و خواه اكراه»! آن‌ها گفتند: «ما از روى طاعت آمديم».

سپس به آفرینش آسمان پرداخت، درحالی‌که به‌صورت دود بود

۱ -۱

(فصلت/ ۱۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ أَیْ دَبَّرَ وَ خَلَقَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( ثُمَّ اسْتَوی إِلی السَّمَاء یعنی آسمان را آفرید و تدبیر کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۴ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۶۰/ القمی، ج۲، ص۲۶۳ و نورالثقلین و البرهان؛ «بتفاوت»

۱ -۲

(فصلت/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ أَصْلُ الِاسْتِوَاءِ الِاسْتِقَامَهًُْ وَ الْقَصْدُ التَّدْبِیرُ الْمُسْتَقِیمُ تَسْوِیَهًًْ لَهُ.

 

ابن‌عبّاس ( استواء در اصل به‌معنای استقامت و پایداری است و آهنگِ تدبیرِ استوارکردن، همان استواء در تدبیر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۰۲

۱ -۳

(فصلت/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ صَفْوَانَ‌بْنِ‌یَحْیَی قَالَ ... فَقَالَ أَبُوقُرَّهًَْ فَأَیْنَ اللَّهُ فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) الْأَیْنُ مَکَانٌ وَ هَذِهِ مَسْأَلَهًُْ شَاهِدٍ عَنْ غَائِبٍ وَ اللَّهُ تَعَالَی لَیْسَ بِغَائِبٍ وَ لَا یَقْدَمُهُ قَادِمٌ وَ هُوَ بِکُلِّ مَکَانٍ مَوْجُودٌ مُدَبِّرٌ صَانِعٌ حَافِظٌ مُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَقَالَ أَبُوقُرَّهًَْ أَ‌لَیْسَ هُوَ فَوْقَ السَّمَاءِ دُونَ مَا سِوَاهَا فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) هُوَ اللَّهُ فِی السَّماواتِ وَ فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ هُوَ الَّذِی اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخان.

 

امام رضا (علیه السلام)- صفوان‌بن‌یحیی گوید: ...ابو قرّه گفت: «خدا کجا است»؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود: «کجا مکان است و این را کسی سؤال می‌کند که اینجا هست. درباره‌ی کسی که اینجا نیست [می‌گوید فلانی کجا است]. خدا غایب نیست و کسی پیش او نمی‌رود. او در هر مکانی است. موجود و مدبّر و صانع و حافظ است و نگهدار آسمان‌ها و زمین است». ابوقرّه گفت: «مگر خدا بالای آسمان‌ها و زمین نیست بالاتر از هرچه که هست». فرمود: «او خدای آسمان‌ها و زمین است. او کسی است که در آسمان خدا است و در زمین خدا است. او به شما در رحم مادر به هر صورتی که بخواهد شکل می‌دهد. او با شما است هرکجا باشید و اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخان اوست که تسلّط بر آسمان دارد، با اینکه به صورت گاز است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۴ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۴۵

۱ -۴

(فصلت/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَسَمَکَهَا وَ زَیَّنَهَا بِالنُّجُومِ وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ أَجْرَاهُمَا فِی فَلَکِهِمَا.

 

ابن‌عبّاس ( سپس به آفرینش آسمان پرداخت، درحالی‌که به صورت دود بود، و آن را برافراشت و به ستارگان و خورشید و ماه آراست و در فلک آن‌ها را گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۴ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۰

۱ -۵

(فصلت/ ۱۱)

 

الباقر (علیه السلام)- خَلَقَ الشَّیْءَ الَّذِی جَمِیعُ الْأَشْیَاءِ مِنْهُ وَ هُوَ الْمَاءُ الَّذِی خَلَقَ الْأَشْیَاءَ مِنْهُ فَجَعَلَ نَسَبَ کُلِّ شَیْءٍ إِلَی الْمَاءِ وَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْمَاءِ نَسَباً یُضَافُ إِلَیْهِ وَ خَلَقَ الرِّیحَ مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ سَلَّطَ الرِّیحَ عَلَی الْمَاءِ فَشَقَّقَتِ الرِّیحُ مَتْنَ الْمَاءِ حَتَّی ثَارَ مِنَ الْمَاءِ زَبَدٌ عَلَی قَدْرِ مَا شَاءَ أَنْ یَثُورَ فَخَلَقَ مِنْ ذَلِکَ الزَّبَدِ أَرْضاً بَیْضَاءَ نَقِیَّهًًْ لَیْسَ فِیهَا صَدْعٌ وَ لَا ثَقْبٌ وَ لَا صُعُودٌ وَ لَا هُبُوطٌ وَ لَا شَجَرَهًٌْ ثُمَّ طَوَاهَا فَوَضَعَهَا فَوْقَ الْمَاءِ ثُمَّ خَلَقَ اللَّهُ النَّارَ مِنَ الْمَاءِ فَشَقَّقَتِ النَّارُ مَتْنَ الْمَاءِ حَتَّی ثَارَ مِنَ الْمَاءِ دُخَانٌ عَلَی قَدْرِ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَثُورَ فَخَلَقَ مِنْ ذَلِکَ الدُّخَانِ سَمَاءً صَافِیَهًًْ نَقِیَّهًًْ لَیْسَ فِیهَا صَدْعٌ وَ لَا ثَقْبٌ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ: السَّماءُ بَناها* رَفَعَ سَمْکَها فَسَوَّاها* وَ أَغْطَشَ لَیْلَها وَ أَخْرَجَ ضُحاها.

 

امام باقر (علیه السلام)- نخست آن چیزی را آفرید که همه‌ی چیزها از آن است، و آن آب است که همه‌ی چیزها را از آن آفرید، و هرچیز را به آب منسوب ساخت ولی آب را به چیزی نسبت نداد که بدان منسوب گردد، و باد را نیز از آب آفرید سپس باد را بر آب مسلّط کرد و باد شکم آب را شکافت تا اینکه از آب کفی پدید آمد بدان اندازه‌ای که می‌خواست. پدید آید، پس از آن کف زمینی سفید و پاک آفرید که در آن شکاف و سوراخ و بلندی و پستی و درختی نبود، پس از آن، آن را بر هم پیچید و بر زیر آب نهاد، سپس خداوند آتش را از آب آفرید؛ آتش دل آب را شکافت تا از آب دودی برخاست. بدان اندازه که خدا می‌خواست، و خدا از آن دود آسمانی صاف و پاکیزه خلق فرمود که نه در آن شکافی بود و نه سوراخی و این است گفتار او که می‌فرماید: و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و همواره آن را وسعت می‌بخشیم!. (ذاریات/۴۷).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۴ الکافی، ج۸، ص۹۴/ نورالثقلین

۱ -۶

(فصلت/ ۱۱)

 

الباقر (علیه السلام)- کَانَ کُلُّ شَیْءٍ مَاءً وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَاءِ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ الْمَاءَ فَاضْطَرَمَ نَاراً ثُمَّ أَمَرَ النَّارَ فَخَمَدَتْ فَارْتَفَعَ مِنْ خُمُودِهَا دُخَانٌ فَخَلَقَ اللَّهُ السَّمَاوَاتِ مِنْ ذَلِکَ الدُّخَانِ وَ خَلَقَ الْأَرْضَ مِنَ الرَّمَاد.

 

امام باقر (علیه السلام)- همه چیز آب بود، و عرش خدا بر آب بود، و خدا عزّوجلّ به آب فرمان داد تا بر افروخت و آتش گرفت، سپس به آتش فرمود تا خاموش شد و از خاموشی آن دودی برخاست و خدا آسمان‌ها و زمین را از آن دود آفرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۶ الکافی، ج۸، ص۹۵/ نورالثقلین

۱ -۷

(فصلت/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَمِنْ شَوَاهِدِ خَلْقِهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ مُوَطَّدَاتٍ بِلَا عَمَدٍ قَائِمَاتٍ بِلَا سَنَدٍ دَعَاهُنَّ فَأَجَبْنَ طَائِعَاتٍ مُذْعِنَاتٍ غَیْرَ مُتَلَکِّئَاتٍ وَ لَا مُبْطِئَاتٍ وَ لَوْ لَا إِقْرَارُهُنَّ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهًِْ وَ إِذْعَانُهُنَّ بِالطَّوَاعِیَهًِْ لَمَا جَعَلَهُنَّ مَوْضِعاً لِعَرْشِهِ وَ لَا مَسْکَناً لِمَلَائِکَتِهِ وَ لَا مَصْعَداً لِلْکَلِمِ الطَّیِّبِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ مِنْ خَلْقِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از نشانه‌های آفرینش خداوند، خلقت آسمان‌هاست که بدون ستون برجا و بدون تکیه‌گاه برپاست، خداوند آن‌ها را به اطاعت خویش دعوت فرمود و آن‌ها مطیع و با اقرار، بدون درنگ و تأخیر پاسخ دادند، و اگر اقرار آسمان‌ها به ربوبیّت و اعترافشان به فرمانبرداری از او نبود آن‌ها را محلّ عرش خویش، و جایگاه فرشتگان، و محلّ بالارفتن گفتار نیکو و کردار شایسته‌ی بندگانش قرار نمی‌داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۶ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۱۳/ نورالثقلین؛ «فمن شواهد خلقه... من خلقه و فیه» محذوف و «اشراجها» بدل «اشراحها»

۱ -۸

(فصلت/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کَانَتْ بُخَارَ الْأَرْضِ.

 

ابن‌عبّاس ( [منظور از دُخَان] بخار زمین بوده.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۱۵

۱ -۹

(فصلت/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَقَالَ کَعْبٌ یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نَعَمْ کَانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَاءِ حِینَ لَا أَرْضٌ مَدْحِیَّهًٌْ وَ لَا سَمَاءٌ مَبْنِیَّهًٌْ وَ لَا صَوْتٌ یُسْمَعُ وَ لَا عَیْنٌ تَنْبُعُ وَ لَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ وَ لَا نَجْمٌ یَسْرِی وَ لَا قَمَرٌ یَجْرِی وَ لَا شَمْسٌ تُضِیءُ وَ عَرْشُهُ عَلَی الْمَاءِ غَیْرُ مُسْتَوْحِشٍ إِلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ یُمَجِّدُ نَفْسَهُ وَ یُقَدِّسُهَا کَمَا شَاءَ أَنْ یَکُونَ کَانَ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ یَخْلُقَ الْخَلْقَ فَضَرَبَ بِأَمْوَاجِ الْبُحُورِ فَثَارَ مِنْهَا مِثْلُ الدُّخَانِ کَأَعْظَمِ مَا یَکُونُ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ فَبَنَی بِهَا سَمَاءً رَتْقاً ثُمَّ دَحَا الْأَرْضَ مِنْ مَوْضِعِ الْکَعْبَهًِْ وَ هِیَ وَسَطُ الْأَرْضِ فَطَبَقَتْ إِلَی الْبِحَارِ ثُمَّ فَتَقَهَا بِالْبُنْیَانِ وَ جَعَلَهَا سَبْعاً بَعْدَ إِذْ کَانَتْ وَاحِدَهًًْ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ مِنْ ذَلِکَ الْمَاءِ الَّذِی أَنْشَأَهُ مِنْ تِلْکَ الْبُحُورِ فَجَعَلَهَا سَبْعاً طِبَاقاً بِکَلِمَتِهِ الَّتِی لَا یَعْلَمُهَا غَیْرُهُ وَ جَعَلَ فِی کُلِّ سَمَاءٍ سَاکِناً مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ خَلَقَهُمْ مَعْصُومِینَ مِنْ نُورٍ مِنْ بُحُورٍ عَذَبَهًٍْ وَ هُوَ بَحْرُ الرَّحْمَهًِْ وَ جَعَلَ طَعَامَهُمُ التَّسْبِیحَ وَ التَّهْلِیلَ وَ التَّقْدِیسَ.

 

امام علی (علیه السلام)- کعب گفت: «ای ابالحسن! مرا از کلام خدای متعال در کتابش خبر ده: و عرش او بر روی آب بود. تا بیازماید کدام یک از شما به عمل نیکوتر است. (هود/۷) امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «آری، عرش او بر آب بود آنگاه که نه زمین گسترده شده بود، و نه آسمان ساخته شده، نه آوازی شنیده می‌شد، نه چشمه‌ای می‌جوشید، و نه فرشته‌ی مقرّبی بود، نه پیغمبر مرسلی، و نه ستاره‌ای در حرکت بود، و نه ماهی در گردش، و نه خورشیدی در تابش، عرش او بر آب بود، و برای هیچ آفریده‌ای نگران نبود، خود را چنانچه می‌خواست بزرگ می‌داشت و تقدیس می‌نمود، سپس به آفریدن مخلوقات آغاز کرد، موج دریاها را برانگیخت، و از آن‌ها دودی چون بزرگترین آفریده‌ی خدا برخاست، و آسمانی بسته از آن ساخت، و سپس زمین را از زیر محلّ کعبه کشید و پهن کرد، و آن وسط و میانه‌ی زمین است و با دریاها پیوست، سپس آن را از بنیان گشود و هفت طبقه‌اش نمود، بعد از آنکه یکی بود. سپس به آسمان توجّه کرد که دودی بود و بخاری برخاسته از آبی که در آن دریاها بود، و آن را با کلمه‌ای که جز خودش نمی‌داند هفت طبقه ساخت، و در هر آسمانی فرشته‌هایی را جای داد و آن‌ها را معصوم از گناه آفرید از نوری برگرفته از دریاهای خوشگوار، و آن دریای رحمت است، و خوراکشان را تسبیح و تهلیل و تقدیس قرار داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۹۰

۱ -۱۰

(فصلت/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوجَلَّ الْمَاءُ فَکَانَ عَرْشُهُ عَلَیْهِ فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ السَّمَاءَ أَخْرَجَ مِنَ الْمَاءِ دُخَاناً فَارْتَفَعَ فَوْقَ الْمَاءِ فَسُمِّیَ السَّمَاءَ ثُمَّ أَیْبَسَ الْمَاءَ فَجَعَلَهُ أَرْضاً وَاحِدَهًًْ ثُمَّ فَتَقَهَا فَجَعَلَهَا سَبْعَ أَرَضِینَ فِی یَوْمَیْنِ فِی الْأَحَدِ وَ الْإِثْنَیْنِ وَ خَلَقَ الْأَرْضَ عَلَی حُوتٍ وَ الْحُوتُ هُوَ الَّذِی ذَکَرَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ وَ الْحُوتُ وَ الْمَاءُ عَلَی الصَّفَا وَ الصَّفَا عَلَی ظَهْرِ مَلَکٍ وَ الْمَلَکُ عَلَی صَخْرَهًٍْ وَ الصَّخْرَهًُْ عَلَی الرِّیحِ وَ هِیَ الصَّخْرَهًُْ الَّتِی فِی الْقُرْآنِ فَتَکُنْ فِی صَخْرَهًٍْ فَاضْطَرَبَ الْحُوتُ فَتَزَلْزَلَتِ الْأَرْضُ فَأَرْسَی اللَّهُ عَلَیْهَا الْجِبَالَ فَقَرَّتْ کَمَا قَالَ تَعَالَی أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَ خَلَقَ الْجِبَالَ فِیهَا وَ خَلَقَ أَقْوَاتَ أَهْلِهَا وَ شَجَرَهَا وَ مَا یَنْبَغِی لَهَا فِی یَوْمَیْنِ فِی یَوْمِ الثَّلَاثَاءِ وَ یَوْمِ الْأَرْبِعَاءِ کَمَا قَالَ تَعَالَی أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ إِلَی قَوْلِهِ ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَکَانَ ذَلِکَ الدُّخَانُ مِنْ نَفْسِ الْمَاءِ حِینَ تَنَفَّسَ فَجَعَلَهَا سَمَاءً وَاحِدَهًًْ ثُمَّ فَتَقَهَا وَ جَعَلَهَا سَبْعاً فِی یَوْمَیْنِ فِی یَوْمِ الْخَمِیسِ وَ یَوْمِ الْجُمُعَهًِْ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ بِالْجُمُعَهًِْ لِأَنَّهُ جُمِعَ فِیهِ خَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض.

 

ابن‌عبّاس ( نخستین آفریده‌ی خدای عزّوجلّ آب است و عرش او بر روی آب بوده، و چون خواست آسمان را بیافریند، از آب دودی برآورد و بالای آب بلند شد و آسمان نامیده شده، سپس آب را خشک کرد و آن را یک زمین ساخت، سپس آن را گشود و هفت زمین نمود در دو روز یک‌شنبه و دوشنبه زمین را بر پشت ماهی نهاد، و همان ماهی است که خدا در کتاب خود یاد کرده و فرموده: ن و قلم و آنچه می‌نگارند. (قلم/۱). ماهی و آب بر روی سنگ هستند، و سنگ بر دوش فرشته، و فرشته بر روی صخره و همان است که خدا در قرآن یاد کرده و فرموده: و در دل سنگی. (لقمان/۱۶) ماهی لرزید و زمین هم لرزید. و خدا کوه‌ها را لنگر آن کرد و آرام شد چنانچه خدای تعالی فرموده: تا شما را نلرزاند. (لقمان/۱۰). و کوه‌ها و درخت‌ها و آنچه شایسته آن‌ها بود را در روز سه‌شنبه و چهارشنبه آفرید؛ چنانچه فرموده: قُلْ أَ ئنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فی یَوْمَینْ‌ِ وَ تَجعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَالِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ* وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسی‌َ مِن فَوْقِهَا وَ بَارَکَ فِیهَا وَ قَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتهَا فی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاءً لِّلسَّائلِینَ* ثُمَّ اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ، این دود از دم‌زدن آب بر آمد و خدا آن را یک آسمان نمود و سپس آن را در دو روز از هم گشود و هفت آسمان نمود در روز پنجشنبه و جمعه، و آن روز جمعه نامیده شد برای اینکه آفرینش آسمان‌ها و زمین در آن فراهم شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۱۲

به آن و به زمین دستور داد: «به وجود آیید [و شکل گیرید]، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه»! آن‌ها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم [و شکل می‌گیریم]»

۲ -۱

(فصلت/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ قَدْ سُئِلَ أَبُوالْحَسَنِ‌الرِّضَا (علیه السلام) عَمَّنْ کَلَّمَ اللَّهَ لَا مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْإِنْسِ فَقَالَ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فِی قَوْلِهِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی مخلوقاتی غیر از انسان‌ها و جنیّان که خدا با آن‌ها سخن گفته است، سؤال شد. امام (علیه السلام) فرمود: «آسمان‌ها و زمین! خداوند می‌فرماید: اِئْتِیَا طَوعًا أَو کَرْهًا قَالتَا أَتَیْنَا طَائِعِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۶۰/ القمی، ج۲، ص۲۶۲؛ «بتفاوت»/ القمی، ج۲، ص۲۶۳/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(فصلت/ ۱۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) لِمَ سُمِّیَتْ یَوْمُ الْجُمُعَهًِْ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ قَالَ قُلْتُ تُخْبِرُنِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ قَالَ أَ‌فَلَا أُخْبِرُکَ بِتَأْوِیلِهِ الْأَعْظَمِ قَالَ قُلْتُ بَلَی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ فَقَالَ یَا جَابِرُ سَمَّی اللَّهُ الْجُمُعَهًَْ جُمُعَهًًْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوجَلَّ جَمَعَ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ وَ جَمِیعَ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَ رَبُّنَا وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ وَ الْبِحَارَ وَ الْجَنَّهًَْ وَ النَّارَ وَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَ اللَّهُ فِی الْمِیثَاقِ فَأَخَذَ الْمِیثَاقَ مِنْهُمْ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهًِْ وَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِالنُّبُوَّهًِْ وَ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) بِالْوَلَایَهًِْ وَ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ قَالَ اللَّهُ لِلسَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر جعفی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «چرا جمعه را به این نام نامیده‌اند». گفتم: «فدایت شوم! مرا از آن آگاه فرمایید». فرمود: «برایت تأویل و تفسیر اعظم آن را نگویم»؟! عرض کردم: «چرا ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! بفرمایید». فرمود: «جابر! این روز را جمعه نامیده‌اند چون در این روز خدا تمام جهانیان را از اوّلین و آخرین جمع کرد و هرچه از جنّ و انس و تمام مخلوقات آسمان‌ها و زمین و دریاها و بهشت و جهنّم آفریده و هرچه به وجود آورده در میثاق (محلّ پیمان‌نامه) از تمام آن‌ها به ربوبیّت و برای محمّد (صلی الله علیه و آله) به نبوّت و برای علی (علیه السلام) به ولایت پیمان گرفت و در همین روز خداوند به آسمان‌ها و زمین فرمود: ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً* قالَتا أَتَیْنا طائِعِین».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۹۹/ الاختصاص، ص۱۲۸/ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۶۰؛ «بتفاوت»

۲ -۳

(فصلت/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَتَتِ السَّماءُ بِمَا فِیهَا مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ النُّجُومِ وَ أَتَتِ الْأَرْضُ بِمَا فِیهَا مِنَ الْأَنْهَارِ وَ الأَشْجَارِ وَ الثِّمَارِ وَ لَیْسَ هُنَاکَ أَمْرٌ بِالْقَوْلِ عَلَی الْحَقِیقَهًِْ وَ لَا جَوَابٌ لِذَلِکَ الْقَوْلِ بَلْ أَخْبَرَ اللهُ سُبْحَانَهُ مِنِ اخْتِرَاعِهِ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ إِنْشَائِهِ لَهُمَا مِنْ غَیْرِ تَعَذُّرٍ وَ لَا کُلْفَهًٍْ وَ لَا مَشَقَّهًٍْ بِمَنْزِلَهًِْ مَا یُقَالُ لِلْمَأْمُورِ: افْعَلْ، فَیَفْعَلُ مِنْ غَیْرِ تَلَبُّثٍ وَ لَا تَوَقُّفٍ فَعَبَّرَ عَنْ ذَلِکَ بِالْأَمْرِ وَ الطَّاعَهًِْ وَ هُوَ‌کَقَوْلِهِ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ.

 

ابن‌عبّاس ( آسمان، خورشید و ماه و ستارگانش را آورد و زمین، جوی‌ها و درختان و میوه‌هایش را و سخنی در میان نبوده و پاسخی به زبان نیامده و خداوند قدرت و سرعت آفرینش خود را بدین تعبیر آسان نموده که توقّف و درنگی نداشته باشند و چون فرمان و پذیرشی انجام گرفته است. و این کلام خداوند متعال است: چون بخواهد چیزی را بیافریند، فرمانش این است که می‌گوید: موجود شو، پس موجود می‌شود. (یس/۸۲)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۴۹۸ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۱۸

۲ -۴

(فصلت/ ۱۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قَالَ قَالَ لِلسَّمَاءِ أَخْرِجِی شَمْسَکِ وَ قَمَرَکِ وَ نُجُومَکِ وَ لِلْأَرْضِ شَقِّقِی أَنْهَارَکِ وَ أَخْرِجِی ثِمَارَکِ فَقَالَتَا أَتَیْنَا طَائِعَیْنِ.

 

ابن‌عبّاس ( فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً؛ به آسمان فرمود خورشید و ماه و ستارگانت را برآور، و به زمین فرمود نهرهایت را بشکاف و میوهایت را برآور. آن‌ها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم [و شکل می‌گیریم]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۰ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۲

۲ -۵

(فصلت/ ۱۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَالَ لِلدُّخَانِ اجْمُدْ فَجَمَدَ ثُمَّ قَالَ لَهُ ازْفِرْ فَزَفَرَ فَنَادَاهَا وَ الْأَرْضَ جَمِیعاً ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( به دود فرمود: خشک باش و خشک شد، و به او فرمود: سوت بزن و سوت زد، به او و زمین یعنی به هر دو ندا داد که: وَ الْأَرْضَ جَمِیعاً ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ و آن‌ها را در دو روز هفت آسمان ساخت و زمین را هم مانند آن‌ها ساخت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۰ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۱۲

 

آیه فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ في يَوْمَيْنِ وَ أَوْحى في كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابيحَ وَ حِفْظاً ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ [12]

 

آنگاه آن‌ها را به‌صورت هفت آسمان در دو روز (دو دوران) آفريد، و در هر آسمانى امر [و برنامه] آن [آسمان] را وحى [و مقرّر] فرمود، و آسمان پايين را با چراغ‌هايى(ستارگان) زينت بخشيديم، و [با شهاب‌ها از رخنه شياطين] حفظ كرديم؛ اين است تقدير خداوند توانا و دانا.

۱

(فصلت/ ۱۲)

 

فقه الرّضا (علیه السلام)- سُئِلَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مَشِیَّهًِْ اللَّهِ وَ إِرَادَتِهِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ لِلَّهِ مَشِیَّتَیْنِ مَشِیَّهًَْ حَتْمٍ وَ مَشِیَّهًَْ عَزْمٍ وَ کَذَلِکَ إِنَّ لِلَّهِ إِرَادَتَیْنِ إِرَادَهًَْ حَتْمٍ وَ إِرَادَهًَْ عَزْمٍ إِرَادَهًُْ حَتْمٍ لَا تُخْطِئُ وَ إِرَادَهًُْ عَزْمٍ تُخْطِئُ وَ تُصِیبُ وَ لَهُ مَشِیَّتَانِ مَشِیَّهًٌْ یَشَاءُ وَ مَشِیَّهًٌْ لَا یَشَاءُ یَنْهَی وَ هُوَ یَشَاءُ وَ یَأْمُرُ وَ هُوَ لَا یَشَاءُ مَعْنَاهُ أَرَادَ الْعِبَادَهًَْ وَ شَاءَ وَ لَمْ یُرِدِ الْمَعْصِیَهًَْ وَ شَاءَ وَ کُلُّ شَیْءٍ بِقَضَائِهِ وَ قَدَرِهِ وَ الْأُمُورُ تَجْرِی مَا بَیْنَهُمَا فَإِذَا أَخْطَأَ الْقَضَاءُ لَمْ یُخْطِئِ الْقَدَرُ وَ إِذَا لَمْ یُخْطِئ الْقَدَرُ لَمْ یُخْطِئ الْقَضَاءُ وَ إِنَّمَا الْخَلْقُ مِنَ الْقَضَاءِ إِلَی الْقَدَرِ وَ إِذَا أَخْطَأَ الْقَدَرَ لَمْ یُخْطِئِ الْقَضَاءَ وَ إِذَا لَمْ یُخْطِئِ الْقَضَاءَ لَمْ یُخْطِئِ الْقَدَرَ وَ إِنَّمَا الْخَلْقُ مِنَ الْقَدَرِ إِلَی الْقَضَاء وَ الْقَضَاءُ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَوْجُهٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ النَّاطِقِ عَلَی لِسَانِ سَفِیرِهِ الصَّادِقِ (علیه السلام) مِنْهَا قَضَاءُ الْخَلْقِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ مَعْنَاهُ خَلَقَهُن.

 

فقه الرّضا (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره مشیّت و اراده خداوند سؤال شد؛ فرمود: «خداوند دو مشیّت دارد: مشیّت حتم و مشیّت عزم؛ همچنین خداوند دو اراده دارد؛ اراده‌ی حتم و اراده‌ی عزم؛ اراده‌ی حتمی تخلف­پذیر نیست، [ولی] اراده‌ی عزمی گاهی واقع نمی­شود و گاهی واقع می­شود. هم­چنین خداوند دو مشیّت دارد که یکی از آن­ها مشیّت خواستن و آن دیگری مشیّت نخواستن است؛ در حالی که می­خواهد، نهی می­کند و در حالی که نمی­خواهد، امر کند، معنایش این است که از بندگان اراده می­کند و می­خواهد، [ولی] معصیت را اراده نمی­کند و می­خواهد هر چیزی به قضا و قَدَر­ اوست و همه امور بین این دو جاری می­شود. اگر قضا روی ندهد، قدر به انجام می­رسد و تا هنگامی که قَدَر نوشته نشده باشد، قضا نوشته نمی­شود. خلایق از قضای او به سوی قدرش هستند و هر گاه که روی ندهد، و از قدر او به سوی قضای اویند. و قضا در کتاب خداوند عزّ و جلّ که بر زبان فرستاده­ صادق او صلی الله علیه و آله به سخن درآمده بر چهار معناست: یکی از آن­ها قضای به معنای خلقت است؛ مانند این سخن خداوند متعال: فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۲۴/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۹؛ «بتفاوت»/ فقه الرضا (ص۴۱۰؛ «بتفاوت»

۲

(فصلت/ ۱۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- فَقَضاهُنَّ أَیْ خَلَقَهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ یَعْنِی فِی وَقْتَیْنِ ابْتِدَاءً وَ انْقِضَاءً وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها فَهَذَا وَحْیُ تَقْدِیرٍ وَ تَدْبِیرٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- فَقَضاهُنَّ یعنی آن‌ها آفرید. سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ؛ یعنی در دو وقت که آغاز و انجام بودند. و در هر آسمانی فرمانش را وحی کرد، این وحی تقدیر و تدبیر بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۰ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۶۰/ القمی، ج۲، ص۲۶۳؛ «أی» محذوف

۳

(فصلت/ ۱۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ فَلَمَّا أَخَذَ فِی رِزْقِ خَلْقِهِ خَلَقَ السَّمَاءَ وَ جَنَّاتِهَا وَ الْمَلَائِکَهًَْ یَوْمَ الْخَمِیس.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ، و هنگامی‌که به آفرینش روزی خلقش مشغول شد، آسمان و بهشت و فرشته‌ها را روز پنج شنبه آفرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۰ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۷۰

۴

(فصلت/ ۱۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ثُمَّ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها قَالَ خَلَقَ فِی کُلِّ سَمَاءٍ خَلْقَهَا مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ الْخَلْقِ الَّذِی فِیهَا مِنَ الْبِحَارِ وَ الْجِبَالِ الْبَرَدِ مَا لَا یُعْلَمُ ثُمَّ زَیَّنَ السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِالْکَوَاکِبِ فَجَعَلَهَا زِینَهًًْ وَ حِفْظاً مِنَ الشَّیَاطِین.

 

ابن‌عبّاس ( ثُمَّ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها گفت: «در هر آسمانی فرشته‌هایش را آفرید و دریاها و کوه‌های برف و آنچه هیچ‌کس نداند، سپس آسمان دنیا را به زیور اختران آراست، و از دیوان نگهداشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۲۰۴/ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۱۲؛ «أی وجعل» بدل «قال خلق» و «ما لایعلم... الا آخر» محذوف

حافظان

۱

(فصلت/ ۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ فُضَیْلٍ الرَّسَّانِ قَالَ کَتَبَ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ إِلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): أَخْبِرْنَا مَا فَضْلُکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ؟ فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام): أَنَّ الْکَوَاکِبَ جُعِلَتْ فِی السَّمَاءِ أَمَاناً لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتْ نُجُومُ السَّمَاءِ جَاءَ أَهْلَ السَّمَاءِ مَا کَانُوا یُوعَدُونَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جُعِلَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَاناً لِأُمَّتِی فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَیْتِی جَاءَ أُمَّتِی مَا کَانُوا یُوعَدُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فضیل رسّان گوید: محمّدبن‌ابراهیم به امام صادق (علیه السلام) نوشت: «ما را از فضائل اهل بیت (علیهم السلام) آگاه بفرما». امام صادق (علیه السلام) برای او مرقوم فرمود: «ستارگان در آسمان امان اهل آسمانند و گاهی که ستارگان آسمان بروند اهل آسمان به وعده‌ی نهایی می‌رسند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اهل بیت من امان امّت من قرار داده شده‌اند چون اهل بیت من بروند به امّت من آنچه وعده شده‌اند، برسد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۳۰۹/ نورالثقلین

۲

(فصلت/ ۱۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَإِذَا ذَهَبَتِ النُّجُومُ ذَهَبَ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ فَإِذَا ذَهَبَ أَهْلُ بَیْتِی ذَهَبَ أَهْلُ الْأَرْضِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ستارگان امان اهل آسمانند، پس آنگاه که ستارگان بروند اهل آسمان هم فانی می‌شوند و اهل بیت من، امان برای اهل زمینند، پس آنگاه که اهل بیت من نباشند، اهل زمین هم نخواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۳۰۹/ نورالثقلین

۳

(فصلت/ ۱۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأُمَّتِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ستارگان امان اهل آسمان زمین می‌باشند و اهل بیت من امان امّت من می‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۳۰۸/ نورالثقلین

 

آیه فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ [13]

 

اگر آن‌ها روى‌گردان شوند، بگو: «من شما را از صاعقه‌اى همانند صاعقه عاد و ثمود بيم مى‌دهم»!

۱

(فصلت/ ۱۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَاجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ إِلَی الْوَلِیدِ‌بْنِ‌الْمُغِیرَهًِْ ... فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَنْشِدْنِی مِنْ شِعْرِکَ ... واتْلُ عَلَیَّ مِنْهُ شَیْئاً فَقَرَأَ عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حم السَّجْدَةَ فَلَمَّا بَلَغَ قَوْلَهُ فَإِنْ أَعْرَضُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) قُرَیْشٌ فَقُلْ لَهُمْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ قَالَ فَاقْشَعَرَّ الْوَلِید.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( قریش پیش ولیدبن‌مغیره آمدند ... [ولید خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله)] گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) از اشعار خود برای من بخوان ... برایم مقداری از آن بخوان». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سوره‌ی حم السَّجْدَةَ را خواند همین‌که رسید به آیه: فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ، موی بر تن ولید سیخ شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۴۴/ القمی، ج۲، ص۳۹۳؛ «فاجتمعت... منه شییا» محذوف

۲

(فصلت/ ۱۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ فَإِنْ أَعْرَضُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ هُمْ قُرَیْشٌ وَ هُوَ مَعْطُوفٌ عَلَی قَوْلِهِ فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُل أَنذَرْتُکُمْ صَاعِقَةً مِّثْل صَاعِقَةِ عَادٍ و ثَمُودَ؛ یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) قریش را از گرفتارشدن به چنین عذابی بیم داد. این آیه معطوف به آیه‌ی دیگری است که در آن خداوند می‌فرماید: فَأَعْرَضَ أَکْثَرُهُمْ فَهُمْ لا یَسْمَعُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۲ القمی، ج۲، ص۲۶۳/ القمی، ج۲، ص۲۹۶؛ «بتفاوت»/ البرهان

 

آیه إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللهَ قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِكَةً فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ [14]

 

در آن هنگام كه پيامبران از پيش‌رو و پشت‌سر [و از هر سو] به‌سراغشان آمدند [و آنان را دعوت كردند] كه جز خدا را نپرستيد. آن‌ها گفتند: «اگر پروردگار ما مى‌خواست به‌يقين فرشتگانى نازل مى‌كرد؛ از اين‌رو ما به آنچه شما به آن فرستاده شده‌ايد كافريم».

۱

(فصلت/ ۱۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ قَالَ قَالَ لِی أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَوْلُهُ إِذْ جاءَتْهُمُ الرُّسُلُ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ یَعْنِی نُوحاً وَ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَی وَ عِیسَی وَ النَّبِیُّونَ (علیهم السلام) وَ مِنْ خَلْفِهِمْ أَنْتَ فَ قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِکَةً لَمْ یَبْعَثْ بَشَراً مِثْلَنَا فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب گوید: منظور از إِذْ جَاءتْهُمُ الرُّسُل مِن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ حضرت نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و پیامبران (علیهم السلام) دیگر است. و مِنْ خَلفِهِمْ یعنی پس از آن‌ها تو را فرستادیم. قالُوا لَوْ شاءَ رَبُّنا لَأَنْزَلَ مَلائِکَةً لَمْ یَبْعَثْ بَشَراً مِثْلَنَا فَإِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۴ بحارالأنوار، ج۹، ص و نورالثقلین ۲۳۳؛ «بتفاوت»/ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۳۵۴/ القمی، ج۲، ص۲۶۳

 

آیه فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللهَ الَّذي خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ [15]

 

امّا قوم عاد به ناحق در زمين تكبّر ورزيدند و گفتند: «چه كسى از ما نيرومندتر است»؟! آيا نمى‌دانستند خداوندى كه آنان را آفريده از آن‌ها قوي‌تر است؟! و [به خاطر اين پندار] پيوسته آيات ما را انكار مى‌كردند.

۱

(فصلت/ ۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ قَالَ وَ الآیَاتُ الائِمَّهًُْ (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- کَانُوا بِآیاتِنَا یجْحَدُونَ؛ آیات، ائمه (علیهم السلام) هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۰۱

۲

(فصلت/ ۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَی هُوداً أَسْلَمَ لَهُ الْعَقِبُ مِنْ وُلْدِ سَامٍ وَ أَمَّا الْآخَرُونَ فَقَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً فَأُهْلِکُوا بِالرِّیحِ الْعَقِیمِ وَ أَوْصَاهُمْ هُودٌ وَ بَشَّرَهُمْ بِصَالِحٍ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- چون خدای متعال هود (علیه السلام) را مبعوث فرمود؛ بازماندگان اولاد سام به او ایمان آوردند، امّا دیگران گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است؟ و با باد عقیم هلاک شدند و هود (علیه السلام) به آن‌ها وصیّت کرد و به ظهور صالح (علیه السلام) مژده داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۳۵۹/ نورالثقلین

۳

(فصلت/ ۱۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اتَّعِظُوا فِیهَا بِالَّذِینَ قَالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً حُمِلُوا إِلَی قُبُورِهِمْ فَلَا یُدْعَوْنَ رُکْبَاناً وَ أُنْزِلُوا الْأَجْدَاثَ فَلَا یُدْعَوْنَ ضِیفَاناً وَ جُعِلَ لَهُمْ مِنَ الصَّفِیحِ أَجْنَانٌ وَ مِنَ التُّرَابِ أَکْفَانٌ وَ مِنَ الرُّفَاتِ جِیرَانٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- در دنیا از سرنوشت کسانی که گفتند: مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً پند گیرید. زیرا همه‌ی آن‌ها به سوی گورشان برده شدند ولی ایشان را سواران نمی‌خوانند، در قبرهایشان فرود آمدند ولی آنان را مهمان نمی‌خوانند. روی زمین قبر آنان، خاک، کفن آنان و استخوان‌های پوسیده مردگان، همسایه‌ی آن‌هاست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۴ شرح نهج البلاغهًْ، ج۷، ص۲۲۶/ نورالثقلین

 

آیه فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَراً في أَيَّامٍ نَحِساتٍ لِنُذيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى وَ هُمْ لا يُنْصَرُونَ [16]

 

سرانجام تند‌بادى هول‌انگيز و سرد در روزهايى شوم و پر غبار بر آن‌ها فرستاديم تا عذاب خواركننده را در زندگى دنيا به آن‌ها بچشانيم؛ و به‌يقين عذاب آخرت خواركننده‌تر است، و [از هيچ‌سو] يارى نمى‌شوند.

۱

(فصلت/ ۱۶)

 

الباقر (علیه السلام)- الصَّرْصَرُ الرِّیحُ الْبَارِدَهًُْ فِی أَیَّامٍ نَحِساتٍ أَیَّامٍ مَشَائِیمَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- صَرْصَراً یعنی باد سرد و أَیَّامٍ نَحِساتٍ به‌معنای روزهای شوم و نحس است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۳۵۴/ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۹ و القمی، ج۲، ص۲۶۳ و نورالثقلین/ البرهان

۲

(فصلت/ ۱۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً أَیْ عَاصِفاً شَدِیدَ الصَّوْتِ مِنَ الصَّرَّهًِْ وَ هِیَ الصَّیْحَهًُْ وَ قِیلَ: هِیَ الْبَارِدَهًُْ مِنَ الصِّرِّ وَ هُوَ الْبَرْدُ.

 

ابن‌عبّاس ( فَأَرْسَلْنا عَلَیْهِمْ ریحاً صَرْصَراً؛ یعنی تندبادی [بر آن‌ها فرستادیم] که دارای صدای شدیدی بود؛ [طبق این معنا، صَرْصَرْ] از صَرّة به‌معنای آواز بلند گرفته شده است. برخی [یعنی ابن‌عبّاس (و قتاده] نیز گفته‌اند: «یعنی بادی سرد و سوزان [بر آن‌ها فرستادیم]؛ (طبق این معنا، صَرْصَرْ) از صِرّ به‌معنای سردی و سرما گرفته شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۰۴

۳

(فصلت/ ۱۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَال قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَوْلُهُ عَزَّوجَلَّ عَذابَ الْخِزْیِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهًِْ مَا هُوَ عَذَابُ خِزْیِ الدُّنْیَا قَالَ وَ أَیُّ خِزْیٍ یَا أَبَابَصِیرٍ أَشَدُّ مِنْ أَنْ یَکُونَ الرَّجُلُ فِی بَیْتِهِ وَ حِجَالِهِ وَ عَلَی إِخْوَانِهِ وَسْطَ عِیَالِهِ إِذْ شَقَّ أَهْلُهُ الْجُیُوبَ عَلَیْهِ وَ صَرَخُوا فَیَقُولُ النَّاسُ مَا هَذَا فَیُقَالُ مُسِخَ فُلَانٌ السَّاعَهًَْ فَقُلْتُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) أَوْ بَعْدَهُ قَالَ لَا بَلْ قَبْلَه.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «مقصود از عذاب خواری دنیا در آیه: عَذابَ الْخِزْیِ فِی الحَیاةِ الدُّنْیا و فی الآخرة چیست»؟ فرمود: «ای ابوبصیر! خواری از این بدتر می‌شود که مرد با زن و فرزند و برادرانش در خانه نشسته باشند ناگاه کسان او یقه‌ی خود را پاره کنند و ناله را سر دهند مردم بپرسند این سر و صدا چیست؟ جواب دهند که فلانی الساعه مسخ شد و از صورت آدمی برگشت». من عرض کردم: «این مطلب پیش از آمدن قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است یا بعد از آن»؟ فرمود: «قبل از آن است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۶ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۴۱/ البرهان؛ «حجلته» بدل «حجاله» و «إن شق» بدل «إذشق» و «قیام» محذوف

۴

(فصلت/ ۱۶)

 

الحسن (علیه السلام)- ... وَ أَمَّا أَنْتَ یَا مُغِیرَهًَْ‌بْنَ‌شُعْبَهًَْ فَإِنَّکَ لِلَّهِ عَدُوٌّ وَ لِکِتَابِهِ نَابِذٌ وَ لِنَبِیِّهِ مُکَذِّبٌ وَ أَنْتَ الزَّانِی وَ قَدْ وَجَبَ عَلَیْکَ الرَّجْمُ وَ شَهِدَ عَلَیْکَ الْعُدُولُ الْبَرَرَهًُْ الْأَتْقِیَاءُ فَأُخِّرَ رَجْمُکَ وَ دُفِعَ الْحَقُّ بِالْبَاطِلِ وَ الصِّدْقُ بِالْأَغَالِیطِ وَ ذَلِکَ لِمَا أَعَدَّ اللَّهُ لَکَ مِنَ الْعَذَابِ الْأَلِیمِ وَ الْخِزْیِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزی.

 

امام حسن (علیه السلام)- [امام حسن (علیه السلام) خطاب به مغیره فرمود:] امّا تو ای مغیرهًْ‌بن‌شعبه! حقّا که تو دشمن خدایی، تویی که تکذیب‌کننده‌ی قرآنی، تویی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تکذیب می‌کنی، تویی که زناکاری، واجب است که حدّ خدا بر تو جاری شود، زیرا شهود نیکوکاری بر زناکاری تو شهادت داده‌اند، ولی سنگباران‌نمودن تو به تأخیر افتاده و حق به‌وسیله‌ی باطل و صداقت به‌واسطه‌ی غلط‌اندازی پایمال شد، این‌گونه حقوق بدین لحاظ از دست رفت که خدای توانا عذاب دردناک و رسوایی دنیا را برای تو مهیّا نماید، درصورتی‌که رسوایی عذاب آخرت بیشتر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۶ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۸۱

 

آیه وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ [17]

 

امّا ثمود را هدايت كرديم، ولى آن‌ها نابينايى [و گمراهى] را بر هدايت ترجيح دادند؛ به‌ همين جهت صاعقه عذاب خواركننده به خاطر اعمالى كه انجام مى‌دادند آن‌ها را فرو گرفت.

۱

(فصلت/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عزّوجلّ أوَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی قَالَ عَرَّفْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَی عَلَی الْهُدَی وَ هُمْ یَعْرِفُونَ وَ فِی رِوَایَهًٍْ بَیَّنَّا لَهُم.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند در آیه‌ی دیگری فرموده است: و أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا العَمَی عَلی الهُدَی یعنی ما راه راست را به آن‌ها نشان دادیم. امّا آن‌ها از روی اطّلاع و آگاهی گمراهی را بر هدایت ترجیح دادند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۶ الکافی، ج۱، ص۱۶۳/ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۹۶؛ «عرفناهم... علی الهدی» محذوف/ التوحید، ص۴۱۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(فصلت/ ۱۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الضَّلَالَهًُْ عَلَی وُجُوهٍ فَمِنْهُ مَحْمُودٌ وَ مِنْهُ مَذْمُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْمُودٍ وَ لَا مَذْمُومٍ وَ مِنْهُ ضَلَالُ النِّسْیَانِ فَأَمَّا الضَّلَالُ الْمَحْمُودُ وَ هُوَ الْمَنْسُوبُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی‌کَقَوْلِهِ یُضِلُّ اللهُ مَنْ یَشاءُ هُوَ ضَلَالُهُمْ عَنْ طَرِیقِ الْجَنَّةِ بِفِعْلِهِم ... وَ أَمَّا الضَّلَالُ الْمَنْسُوبُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی الَّذِی هُوَ ضِدُّ الْهُدَی وَ الْهُدَی هُوَ الْبَیَانُ وَ هُوَ مَعْنَی قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ أَوَ لَمْ یَهْدِ لَهُمْ مَعْنَاهُ أَیْ أَ‌لَمْ أُبَیِّنْ لَهُمْ مِثْلَ قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی أَیْ بَیَّنَّا لَهُمْ وَ هُوَ قَوْلُهُ
 تَعَالَی وَ ما کانَ اللهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ ما یَتَّقُونَ وَ أَمَّا مَعْنَی الْهُدَی فَقَوْلُهُ

 عَزَّوجَلَّ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ وَ مَعْنَی الْهَادِی هَاهُنَا الْمُبَیِّنُ لِمَا جَاءَ بِهِ الْمُنْذِرُ مِنْ عِنْدِ‌اللَّهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- گمراهی بر چند گونه است؛ گونه‌ای از آن، پسندیده و گونه‌ای دیگر، نکوهیده و گونه‌ای از آن، نه پسندیده است و نه نکوهیده و گونه‌ی دیگرش گمراهیِ فراموشی است؛ امّا گمراهی پسندیده که به خداوند نسبت داده می‌شود مانند آیه: خداوند هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد. (مدثر/۳۱) که مراد، گمراه‌کردن ایشان از راه بهشت، به خاطر کردار خودشان است ... امّا آن گمراهی که به خداوند متعال نسبت داده می‌شود همان گمراهی است که در مقابل هدایت می‌باشد و مراد از هدایت، بیان کردن است که معنای این کلام خداوند سبحان است [که فرمود]: آیا برای هدایت آن‌ها همین کافی نیست. (سجده/۲۶) یعنی آیا من برای مشرکان [داستان ملّت‌های گذشته را] بیان نکردم؛ همچون این کلام خداوند سبحان [که فرمود]: فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الهُدی یعنی برای قوم ثمود بیان کردیم؛ و همین معنا، مفاد این کلام خداوند متعال است [که فرمود: ممکن نیست خداوند قومی را، پس از آنکه آن‌ها را هدایت کرد [و ایمان آوردند] گمراه [و مجازات] کند؛ مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید [و آن‌ها مخالفت کنند]. (توبه/۱۱۵) و امّا معنای هدایت، این کلام خداوند عزّوجلّ است [که فرمود]: تو فقط بیم دهنده‌ای! و برای هر گروهی هدایت‌کننده‌ای است [و این‌ها همه بهانه است، نه برای جستجوی حقیقت]!. (رعد/۷) و معنای هدایت‌کننده در این آیه، همان کسی است که آنچه بیم‌دهنده [یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله)] از طرف خداوند آورده است را [برای مردم] بیان می‌کند [که همان امام معصوم (علیه السلام) باشد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲/ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۸؛ «الذی هو ضد الهدی... ابین لهم مثل» محذوف/ القمی، ج۱، ص۳۵۹؛ «بتفاوت»

۳

(فصلت/ ۱۷)

 

الهادی (علیه السلام)- مِمَّا أَجَابَ بِهِ أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیُّ (علیه السلام) فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَهْلِ الْأَهْوَازِ حِینَ سَأَلُوهُ عَنِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ ... فَإِنْ قَالُوا مَا الْحُجَّهًُْ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یُضِلُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ قُلْنَا فَعَلَی مَجَازِ هَذِهِ الْآیَهًِْ یَقْتَضِی مَعْنَیَیْنِ أَحَدُهَمَا عَنْ کَوْنِهِ تَعَالَی قَادِراً عَلَی هِدَایَهًِْ مَنْ یَشَاءُ وَ ضَلَالَهًِْ مَنْ یَشَاءُ وَ لَوْ أَجْبَرَهُمْ عَلَی أَحَدِهِمَا لَمْ یَجِبْ لَهُمْ ثَوَابٌ وَ لَا عَلَیْهِمْ عِقَابٌ عَلَی مَا شَرَحْنَاهُ وَ الْمَعْنَی الْآخَرُ أَنَّ الْهِدَایَهًَْ مِنْهُ التَّعْرِیفُ کَقَوْلِهِ تَعَالَی وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی.

 

امام هادی (علیه السلام)- از جمله فرمایشاتی که امام هادی (علیه السلام) در ضمن نامه­اشان در جواب به مردم اهواز که از ایشان در مورد جبر و تفویض سؤال نموده بودند، این بیانات است: ... اگر بپرسند: «حجّت و دلیل بر این کلام خداوند که فرمود: خدا هرکس را بخواهد [و شایسته باشد] گمراه، و هرکس را بخواهد [و لایق باشد] هدایت می‌کند. (نحل/۹۳)، و مانند آن، چیست»؟ [در پاسخ] می‌گوییم: «بنابر مَجازی بودن [معنای گمراهی و هدایت در] این آیه، دو معنا برای این آیه می‌توان در نظر گرفت: یکی اینکه خداوند متعال بر هدایت و گمراهی هرکس که بخواهد قادر و تواناست، و اگر انسان‌ها را [با قدرت خویش] بر یکی از هدایت یا گمراهی وادار نماید آن‌ها نه سزاوار پاداش خواهند بود و نه عذاب، به همان ترتیبی که قبلاً بیان کردیم. معنای دیگر آیه این است که هدایت از جانب خداوند، همان شناساندن [راه هدایت از گمراهی] باشد مانند این کلام خداوند [که فرمود]: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الهُدی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۸ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۳/ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۴؛ «فان قالوا ماالحجهًْ... ماشرحناه» محذوف

۴

(فصلت/ ۱۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- رُوِیَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین (علیه السلام) ... إِنَّهُ قَادِرٌ عَلَی هِدَایَهًِْ مَنْ یَشَاءُ وَ ضَلَالِ مَنْ یَشَاءُ وَ إِذَا أَجْبَرَهُمْ بِقُدْرَتِهِ عَلَی أَحَدِهِمَا لَمْ یَجِبْ لَهُمْ ثَوَابٌ وَ لَا عَلَیْهِمْ عِقَابٌ عَلَی نَحْوِ مَا شَرَحْنَا فِی الْکِتَابِ وَ الْمَعْنَی الْآخَرُ أَنَّ الْهِدَایَهًَْ مِنْهُ تَعْرِیفُهُ کَقَوْلِهِ وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ أَیْ عَرَّفْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی فَلَوْ أَجْبَرَهُمْ عَلَی الْهُدَی لَمْ یَقْدِرُوا أَنْ یَضِلُّوا.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام علی (علیه السلام) روایت شده است: ... به‌راستی، او بر هدایت هرکه بخواهد و گمراه‌کردن هرکه بخواهد تواناست و هرگاه به قدرت خود مردم را به یکی از این دو راه مجبور سازد، چنانکه در این نامه شرح دادیم، پاداش کیفری برایشان واجب نیاید، و معنی دیگر اینکه مقصود از هدایت آشناساختن [به راه حقّ] است، همانند سخنش [که فرمود]: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ یعنی [راه حق را] به آن‌ها نشان دادیم فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الهُدی و اگر آن‌ها را بر رهیابی مجبور کرده بودیم نمی‌توانستند گمراه شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۸ تحف العقول، ص۴۷۴/ البرهان؛ «بتفاوت»

۵

(فصلت/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ ... وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الْهُدی قَالَ نَهَاهُمْ عَنْ فِعْلِهِمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَی عَلَی الْهُدَی وَ هُمْ یَعْرِفُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که پیرامون این کلام خداوند: وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمی عَلَی الهُدی فرمود: «خداوند قوم ثمود را از کردار باطلشان نهی فرمود ولی ایشان کوردلی را بر هدایت ترجیح دادند درحالی‌که [راهِ] هدایت را می‌شناختند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۸ بحارالأنوار، ج۵، ص۳۰۱/ المحاسن، ج۱، ص۲۷۶/ نورالثقلین

۶

(فصلت/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ فَهُوَ السَّیْفُ إِذَا قَامَ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 

امام صادق (علیه السلام)- فَأَخَذَتْهُمْ صَاعِقَةُ العَذَابِ که منظور از صاعقه عذاب، شمشیر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۷۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۷۷۶/ البرهان

۷

(فصلت/ ۱۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَیْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمَی عَلَی الْهُدَی وَ لَمْ یَقُلِ: اسْتَحَبَّ اللَّهُ کَما زَعَمَتِ الْمُجَبَّرَهًِْ أَنَّ الْأَفْعَالَ أَحْدَثَهَا اللَّهُ لَنَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( خداوند در آیه: و أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَینَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا العَمَی عَلی الهُدَی نفرموده است استحب الله؛ برخلاف تصوّر جبرگرایان که معتقدند خداوند اعمال را برای ما پدید آورده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۰۸ القمی، ج۲، ص۲۶۳/ البرهان

 

آیه وَ نَجَّيْنَا الَّذينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ [18]

 

و كسانى را كه ايمان آوردند و پرهيزگار بودند نجات بخشيديم.

 

آیه وَ يَوْمَ يُحْشَرُ أَعْداءُ اللهِ إِلَى النَّارِ فَهُمْ يُوزَعُونَ [19]

 

و [ياد كن] روزى را كه دشمنان خدا به‌سوى دوزخ گردآورى مى‌شوند، و آنان نگه داشته مى‌شوند تا به يكديگر محلق شوند.

۱

(فصلت/ ۱۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْداءُ اللهِ إِلَی النَّارِ فَهُمْ یُوزَعُونَ أَیْ یَجِیئُونَ مِنْ کُلِّ نَاحِیَهًٍْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( همچنین در آیه: و یومَ یحْشَرُ أَعْدَاء اللهِ إِلی النَّارِ فَهُمْ یوزَعُونَ کلمه‌ی یوزَعُونَ به‌معنای این است که دشمنان خداوند از هر طرف به‌سوی آتش می‌آیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۰ القمی، ج۲، ص۲۶۳

 

آیه حَتَّى إِذا ما جاؤُها شَهِدَ عَلَيْهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ [20]

 

وقتى به آن مى‌رسند، گوش‌ها و چشم‌ها و پوست‌هاى تنشان به آنچه انجام مى‌دادند گواهى مى‌دهند.

۱

(فصلت/ ۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَوَارِحِ ابْنِ‌آدَمَ (علیه السلام) وَ قَسَّمَهُ عَلَیْهَا ... ثُمَّ نَظَمَ مَا فَرَضَ عَلَی الْقَلْبِ وَ اللِّسَانِ وَ السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ فِی آیَهًٍْ أُخْرَی فَقَالَ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ یَعْنِی بِالْجُلُودِ الْفُرُوجَ وَ الْأَفْخَاذَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند متعال ایمان را بر جوارح فرزندان آدم (علیه السلام) واجب گردانید و آن را بر اعضاء تقسیم فرمود و برای هریک سهمی معیّن کرد. بعد از این در آیه‌ای از قرآن واجبات قلب، زبان و گوش را بیان کرده و فرموده: وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُم؛ شما قبل از این خود را حفظ نمی‌کردید و گوش و دیده و پوست خود را از مردم مخفی نمی‌داشتید، مقصود از جلود در اینجا دامن‌ها و ران‌ها می‌باشند که باید مستور گردند و از انظار پوشیده بمانند.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۰ الکافی، ج۲، ص۳۳/ نورالثقلین

۲

(فصلت/ ۲۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ یَعْرِضُ عَلَیْهِمْ أَعْمَالُهُمْ فَیُنْکِرُونَهَا فَیَقُولُونَ مَا عَمِلْنَا مِنْهَا شَیْئاً فَیَشْهَدُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهًُْ الَّذِینَ کَتَبُوا عَلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) فَیَقُولُونَ لِلَّهِ یَا رَبِّ هَؤُلَاءِ مَلَائِکَتُکَ یَشْهَدُونَ لَکَ ثُمَّ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا فَعَلُوا مِنْ ذَلِکَ شَیْئاً وَ هُوَ قَولُ اللهِ ِیَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللهُ جَمِیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَما یَحْلِفُونَ لَکُ وَ هُمُ الَّذِینَ غَصَبُوا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَعِنْدَ ذَلِکَ یَخْتِمُ اللَّهُ عَلَی أَلْسِنَتِهِم وَ یَنْطِقُ جَوَارِحُهُمْ فَیَشْهَدُ السَّمْعُ بِمَا سَمِعَ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یَشْهَدُ الْبَصَرُ بِمَا نَظَرَ بِهِ إِلَی مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ تَشْهَدُ الْیَدَانِ بِمَا أَخَذَتَا وَ تَشْهَدُ الرِّجْلَانِ بِمَا سَعَتَا مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ وَ تَشْهَدُ الْفَرْجُ بِمَا ارْتَکَبَتْ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ ثُمَّ أَنْطَقَ اللَّهُ أَلْسِنَتَهُمْ فَیَقُولُونَ هُمْ لِجُلُودِهِم لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا فَیَقُولُونَ أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( این آیه در مورد کسانی نازل‌شده که روز قیامت، کارهایشان [که در دنیا انجام داده‌اند] به ایشان نمایانده می‌شود و آن‌ها [در مقام انکار] خواهند گفت: «ما هیچ‌یک از این کارها را انجام نداده‌ایم! فرشتگانی که اعمال آن‌ها را ثبت و ضبط می‌کرده‌اند برضدّ آن‌ها گواهی می‌دهند». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در این هنگام، آن‌ها به خداوند عرض می‌کنند: پروردگارا! اینان فرشتگان تو هستند که به نفع تو [و بر ضدّ ما] گواهی می‌دهند، آنگاه به خدا سوگند یاد می‌کنند که هیچ‌یک از آن کارها را انجام نداده‌اند؛ چنانکه خداوند [در بیان آن روز] می‌فرماید: [به خاطر بیاورید] روزی را که خداوند همه‌ی آن‌ها را برمی‌انگیزد، آن‌ها برای خدا نیز سوگند [دروغ] یاد می‌کنند همان‌گونه که [امروز] برای شما سوگند یاد می‌کنند. (مجادله/۱۸) و ایشان کسانی هستند که حقّ امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را غصب نمودند. دراین‌هنگام خداوند بر زبان‌هایشان مُهر نهاده و اعضای بدنشان را به سخن در خواهد آورد؛ در نتیجه، گوش به آنچه از حرام شنیده، چشم به آنچه از حرام دیده، دو دست به آنچه از حرام گرفته‌اند و دو پا به کارهای حرامی که به‌سویشان گام نهاده‌اند، و شرمگاه به کارهای حرامی که مرتکب شده گواهی خواهند داد؛ آنگاه خداوند زبان‌هایشان را به سخن در خواهد آورد و مجرمان خطاب به پوست‌های تنشان می‌گویند: چرا بر ضدّ ما گواهی دادید؟!. آن‌ها در پاسخ می‌گویند: همان خدایی که هر موجودی را به سخن درآورده ما را گویا ساخته [تا حقایق را بازگو کنیم]؛ و او شما را نخستین‌بار آفرید، و به‌سوی او بازگردانده می‌شوید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۲/ نورالثقلین/ القمی، ج۲، ص۲۶۴؛ «بتفاوت»

۳

(فصلت/ ۲۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ اَمِیرِ‌المُؤْمِنِینَ (علیه السلام) حَدِیثٌ طَوِیلٌ یَقُولُ فِیهِ (علیه السلام) حَاکِیاً حَالَ اَهْلِ الْمَحْشَرِ: ... ثُمَّ یَجْتَمِعُونَ فِی مَوْطِنٍ آخَرَ فَیَسْتَنْطِقُونَ فِیهِ فَیَقُولُونَ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ فَیَخْتِمُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی أَفْوَاهِهِمْ وَ یَسْتَنْطِقُ الْأَیْدِی وَ الْأَرْجُلَ وَ الْجُلُودَ فَتَشْهَدُ بِکُلِّ مَعْصِیَهًٍْ کَانَتْ مِنْهُمْ ثُمَّ یَرْفَعُ عَنْ أَلْسِنَتِهِمُ الْخَتْمَ فَیَقُولُونَ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حدیثی طولانی احوال محشریان را اینگونه توصیف می‌کند ... بعد از آن در موطن دیگر اجتماع کنند و در آن از ایشان درخواست می‌شود که سخن گویند؛ پس می‌گویند: به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!. (انعام/۲۳) بعد از آن خدای تبارک‌وتعالی مهر بر دهن‌های ایشان می‌گذارد. و از دست‌ها و پای‌ها و پوست‌ها می‌خواهد که سخن بگویند و زبان آن‌ها را گویا می‌گرداند و آن‌ها به هر گناهی که از ایشان سر زده شهادت می‌دهند. بعد از آن مهر را از دهان‌های ایشان برمی‌دارد و آن‌ها به پوست‌های خود می‌گویند: چرا بر ما شهادت دادید؟ گویند: «همان خدایی که هر موجودی را به سخن درآورده ما را گویا ساخته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۷/ نورالثقلین

۴

(فصلت/ ۲۰)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ لَیْسَتْ تَشْهَدُ الْجَوَارِحُ عَلَی مُؤْمِنٍ إِنَّمَا تَشْهَدُ عَلَی مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ کَلِمَهًُْ الْعَذَابِ فَأَمَّا الْمُؤْمِنُ فَیُعْطَی کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلا.

 

امام باقر (علیه السلام)- جوارح بر ضدّ مؤمن گواهی نمی‌دهند بلکه برای آن گروهی که مستحقّ عذاب هستند گواهی می‌دهند و مؤمن نامه‌ی عملش به دست راستش داده می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که نامه‌ی عملشان به دست راستشان داده شود، آن را [با شادی و سرور] می‌خوانند و به قدر رشته‌ی شکاف هسته‌ی خرمایی به آنان ستم نمی‌شود!. (اسراء/۷۱).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۲ الکافی، ج۲، ص۳۲/ نورالثقلین

 

آیه وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ [21]

 

آن‌ها به پوست‌هاى خود مى‌گويند: «چرا بر‌ضدّ ما گواهى داديد»؟! جواب مى‌دهند: «همان خدايى كه هر‌موجودى را به سخن در آورده ما را گويا ساخته [تا حقايق را بازگو كنيم]؛ و او شما را نخستين‌بار آفريد، و به‌سوى او بازگردانده مى‌شويد».

۱

(فصلت/ ۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَإِنَّهَا نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ یَعْرِضُ عَلَیْهِمْ أَعْمَالُهُمْ فَیُنْکِرُونَهَا فَیَقُولُونَ مَا عَمِلْنَا مِنْهَا شَیْئاً فَیَشْهَدُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهًُْ الَّذِینَ کَتَبُوا عَلَیْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فَقَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) فَیَقُولُونَ لِلَّهِ یَا رَبِّ هَؤُلَاءِ مَلَائِکَتُکَ یَشْهَدُونَ لَکَ ثُمَّ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا فَعَلُوا مِنْ ذَلِکَ شَیْئاً منها و هو قول الله یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللهُ جَمیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَما یَحْلِفُونَ لَکُم وَ هُمُ الَّذِینَ غَصَبُوا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَعِنْدَ ذَلِکَ یَخْتِمُ اللَّهُ عَلَی أَلْسِنَتِهِم و یَنْطِقُ جَوَارِحُهُمْ فَیَشْهَدُ السَّمْعُ بِمَا سَمِعَ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یَشْهَدُ الْبَصَرُ بِمَا نَظَرَ بِهِ إِلَی مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ تَشْهَدُ الْیَدَانِ بِمَا أَخَذَتَا وَ تَشْهَدُ الرِّجْلَانِ بِمَا سَعَتَا مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ وَ تَشْهَدُ الْفَرْجُ بِمَا ارْتَکَبَتْ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ ثُمَّ أَنْطَقَ اللَّهُ أَلْسِنَتَهُمْ فَیَقُولُونَ هُمْ لِجُلُودِهِم لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا فَیَقُولُونَ أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- این آیه درباره‌ی قومی نازل شده است که اعمالشان بر آن‌ها عرضه می‌شد امّا آن‌ها را انکار می‌کردند و می‌گفتند: «ما چنین اعمالی را انجام نداده‌ایم». در نتیجه فرشتگانی که اعمالشان را تثبیت می‌کردند علیه آن‌ها شهادت می‌دهند. امّا آن افراد در پیشگاه خداوند عرض می‌کنند: «پروردگارا! این‌ها فرشتگان تو هستند و به نفع تو شهادت می‌دهند». سپس به خداوند قسم یاد می‌کنند که مرتکب چنین اعمالی نشده‌اند. این همان فرموده پروردگار است که در آن درباره‌ی چنین افرادی، چنین بیان فرموده است: [به خاطر بیاورید] روزی را که خداوند همه‌ی آن‌ها را برمی‌انگیزد، آن‌ها برای خدا نیز سوگند [دروغ] یاد می‌کنند. (مجادله/۱۸) آن‌ها همان کسانی هستند که حقّ امیرالمؤمنین (علیه السلام) را غصب کرده‌اند. دراین‌هنگام خداوند بر دهان‌هایشان مهر سکوت می‌زند و اعضای بدنشان شروع به سخن‌گفتن می‌کند. گوش به امور حرامی که شنیده است گواهی می‌دهد. چشم به دیدن اشیایی که خداوند آن‌ها را حرام اعلام کرده بود، اعتراف می‌کند. دست‌ها به آنچه گرفته بودند؛ پاها به تلاش برای رفتن به مکان‌هایی که خداوند بر فرد حرام کرده بود و عورت فرد به اعمال حرامی که مرتکب شده بود، اذعان می‌کنند. دراین‌هنگام خداوند مهر سکوت را از روی زبان‌هایشان بر می‌دارد. در نتیجه آن‌ها خطاب به پوست‌هایشان می‌گویند: «لمَ شَهِدتُّمْ عَلینَا قَالوا أَنطَقَنَا اللهُ الذِی أَنطَقَ کُل شَیءٍ و هُو خَلقَکُمْ أَول مَرَّةٍ و إِلیهِ تُرْجَعُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۲/ القمی، ج۲، ص۲۶۴؛ «فانها نزلت... غصبوا امیرالمومنین» زیادهًْ/ البرهان

۲

(فصلت/ ۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَوَارِحِ ابْنِ‌آدَمَ (علیه السلام) وَ قَسَّمَهُ عَلَیْهَا ... ثُمَّ نَظَمَ مَا فَرَضَ عَلَی الْقَلْبِ وَ اللِّسَانِ وَ السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ فِی آیَهًٍْ أُخْرَی فَقَالَ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ یَعْنِی بِالْجُلُودِ الْفُرُوجَ وَ الْأَفْخَاذَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ایمان را بر جوارح فرزندان آدم (علیه السلام) واجب گردانید و آن را بر اعضاء تقسیم فرمود. سپس خداوند آنچه بر قلب و چشم و زبان واجب است، در یک آیه به نظم در آورده و فرموده: وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ که منظور از پوست‌ها، عورت‌ها و ران‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۲ الکافی، ج۲، ص۳۳

۳

(فصلت/ ۲۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قالُوا یَعْنِی الْکُفَّارِ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا أَی یُعَاتَبُونَ أعضَاءَهُم فَیَقُولُونَ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَی فَتَقُولُ جُلُودُهُمْ فِی جوابِهِم أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ أَیْ مِمَّا یَنْطِقَ وَ الْمَعْنَی أَعْطَانَا اللَّهُ آلهًْ النُّطْقِ وَ القُدرَهًَْ عَلَیْهِ وَ تَمَّ الْکَلَامَ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ فِی الْآخِرَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس ( قالُوا یعنی کافران خواهند گفت؛ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا یعنی کافران، اعضای بدن خویش را مورد سرزنش قرار داده و گویند: چرا بر ضدّ ما گواهی دادید؟! قالُوا یعنی پوست‌های تنشان در پاسخ آن‌ها می‌گویند، أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ یعنی [همان خدایی که] هر موجودِ دارای توانِ سخن‌گفتن [را به سخن در آورده ما را نیز گویا ساخته است]، و معنایش این است که خداوند، وسیله‌ی سخن گفتن و توانایی بر آن را به ما عنایت کرده است. در اینجا سخنِ اعضای بدن تمام می‌شود؛ آنگاه خداوند سبحان می‌فرماید: وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ [بازگشتتان] در روز قیامت [به‌سوی اوست].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۰

۴

(فصلت/ ۲۱)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ لَیْسَتِ الْجَوَارِحُ تَشْهَدُ عَلی مُؤْمِنٍ، إِنَّمَا تَشْهَدُ عَلی مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ کَلِمَهًُْ الْعَذَابِ، فَأَمَّا الْمُؤْمِنُ فَیُعْطَی کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ؛ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلًا.

 

امام باقر (علیه السلام)- جوارح برضدّ مؤمن گواهی نمی‌دهند بلکه برای آن گروهی که مستحقّ عذاب هستند گواهی می‌دهند و مؤمن نامه‌ی عملش به دست راستش داده می‌شود. خداوند متعال می‌فرماید: کسانی که نامه‌ی عملشان به دست راستشان داده شود، آن را [با شادی و سرور] می‌خوانند و به قدر رشته‌ی شکاف هسته‌ی خرمایی به آنان ستم نمی‌شود!. (اسراء/۷۱).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۰۷

۵

(فصلت/ ۲۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- خُتِمَ عَلَی الْأَفْوَاهِ فَلَا تَکَلَّمُ وَ قَدْ تَکَلَّمَتِ الْأَیْدِی وَ شَهِدَتِ الْأَرْجُلُ وَ نَطَقَتِ الْجُلُودُ بِمَا عَمِلُوا {فَ} لا یَکْتُمُونَ اللهَ حَدِیثا.

 

امام علی (علیه السلام)- [روز قیامت] بر دهان‌ها مُهر نهاده می‌شود در نتیجه، سخنی نمی‌گویند و دست‌ها به سخن در می‌آیند و پاها گواهی می‌دهند و پوست‌ها در مورد آنچه صاحبانشان انجام داده‌اند، به زبان می‌آیند، هیچ سخنی را از خدا پنهان نتوانند کرد. (نساء/۴۲)

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۳

۶

(فصلت/ ۲۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَمَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ کَمَا أَمَرَکُمْ أَنْ تَحْتَاطُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَ أَدْیَانِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ بِاسْتِشْهَادِ الشُّهُودِ الْعُدُولِ عَلَیْکُمْ فَکَذَلِکَ قَدِ احْتَاطَ عَلَی عِبَادِهِ وَ لَکُمْ فِی اسْتِشْهَادِ الشُّهُودِ عَلَیْهِمْ فَلِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی کُلِّ عَبْدٍ رُقَبَاءُ مِنْ کُلِّ خَلْقِهِ وَ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ یَحْفَظُونَ عَلَیْهِ مَا یَکُونُ مِنْهُ مِنْ أَعْمَالِهِ وَ أَقْوَالِهِ وَ أَلْفَاظِهِ وَ أَلْحَاظِهِ وَ الْبِقَاعُ الَّتِی تَشْتَمِلُ عَلَیْهِ شُهُودُ رَبِّهِ لَهُ أَوْ عَلَیْهِ وَ اللَّیَالِی وَ الْأَیَّامُ وَ الشُّهُورُ شُهُودُهُ عَلَیْهِ أَوْ لَهُ وَ سَائِرُ عِبَادِ اللَّهِ الْمُؤْمِنِینَ شُهُودُهُ عَلَیْهِ أَوْ لَهُ وَ حَفَظَتُهُ الْکَاتِبُونَ أَعْمَالَهُ شُهُودٌ لَهُ أَوْ عَلَیْهِ فَکَمْ یَکُونُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مِنْ سَعِیدٍ بِشَهَادَتِهَا لَهُ وَ کَمْ یَکُونُوا یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مِنْ شَقِیٍّ بِشَهَادَتِهَا عَلَیْهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَبْعَثُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عِبَادَهُ أَجْمَعِینَ وَ إِمَاءَهُ فَیَجْمَعُهُمْ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ یَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ وَ یُسْمِعُهُمُ الدَّاعِی وَ یُحْشَرُ اللَّیَالِی وَ الْأَیَّامُ وَ یُسْتَشْهَدُ الْبِقَاعُ وَ الشُّهُورُ عَلَی أَعْمَالِ الْعِبَادِ فَمَنْ عَمِلَ صَالِحاً شَهِدَتْ لَهُ جَوَارِحُهُ وَ بِقَاعُهُ وَ شُهُورُهُ وَ أَعْوَامُهُ وَ سَاعَاتُهُ وَ أَیَّامُهُ وَ لَیَالِی الْجَمْعِ وَ سَاعَاتُهَا وَ أَیَّامُهَا فَیَسْعَدُ بِذَلِکَ سَعَادَهًَْ الْأَبَدِ وَ مَنْ عَمِلَ سُوءاً شَهِدَتْ عَلَیْهِ جَوَارِحُهُ وَ بِقَاعُهُ وَ شُهُورُهُ و أَعْوَامُهُ وَ سَاعَاتُهُ وَ لَیَالِی الْجَمْعِ وَ سَاعَاتُهَا وَ أَیَّامُهَا فَیَشْقَی بِذَلِکَ شَقَاءَ الْأَبَدِ فَاعْمَلُوا لِیَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ أَعِدُّوا الزَّادَ لِیَوْمِ الْجَمْعِ یَوْمَ التَّنادِ وَ تَجَنَّبُوا الْمَعَاصِیَ فَبِتَقْوَی اللَّهِ یُرْجَی الْخَلَاص.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- همان‌گونه که خداوند عزّوجلّ به شما فرمان داد تا با گرفتن گواهانی دادگر، برای [حفظِ] جان، دین و دارایی‌هایتان دور اندیشی نمایید، همان‌سان خود نیز به‌عنوان دوراندیشی، [هم] برضدّ بندگان و [هم] به نفع آنان گواهانی بر ایشان گرفته است؛ پس خداوند عزّوجلّ بر هر بنده‌ای، نگاهبانانی از آفریدگانش گمارده است و [برای انسان] مأمورانی است که پی‌درپی، از پیش‌رو، و از پشت‌سر او را از فرمان خدا [حوادث غیر حتمی] حفظ می‌کنند. (رعد/۱۱) و مراقب رفتار، گفتار، آنچه بر زبان می‌آورد و [حتّی] نگاه‌های مخفی‌اش هستند. و آن قسمت‌هایی از زمین که آن بنده را در برگرفته گواهانِ پروردگارش هستند که به نفع یا بر ضدّ او گواهی می‌دهند؛ و [همچنین شب‌ها، روزها و ماه‌ها گواهانِ خداوند برضدّ او یا به نفعش هستند؛ و [همچنین] دیگر بندگان مؤمن خدا و نیز نگاهبانانی که بر او گماشته شده‌اند تا اعمالش را بنگارند [همگی] به نفع او یا برضدّش گواه خواهند بود. پس چه بسیارند کسانی که روز قیامت سعادتمند خواهند شد به خاطر اینکه آن گواهان به نفعشان گواهی خواهند داد؛ و چه فراوانند کسانی که روز قیامت تیره‌بخت خواهند شد به خاطر اینکه آن گواهان به ضررشان گواهی خواهند داد. خداوند عزّوجلّ روز قیامت تمام بندگانش از مرد و زن را برانگیخته و در یک‌جا گرد می‌آورد، [در آن حال] چشمِ بیننده‌ی خدا آن‌ها را می‌نگرد و ندادهنده، ندای خویش را به گوش آن‌ها می‌رساند و شب‌ها و روزها گردآوری شده و از زمین‌ها و ماه‌ها بر اعمال بندگان گواهی خواسته خواهد شد؛ پس هرکس کار نیکی انجام داده باشد اعضای بدنش، مکان‌هایی که بر آن‌ها گام نهاده، ماه‌ها، سال‌ها، ساعت‌ها، روزها، شب‌های جمعه و ساعت‌ها و روزهای جمعه‌ی عمرش به نفع او گواهی خواهند داد و با این گواهی‌ها، او به نیک‌بختی ابدی خواهد رسید. و هرکس کار بدی انجام داده باشد اعضای بدنش، مکان‌هایی که بر آن‌ها گام نهاده، ماه‌ها، سال‌ها، ساعت‌ها، شب‌های جمعه و ساعت‌ها و روزهای جمعه‌ی عمرش بر ضدّ او گواهی خواهند داد و با این گواهی‌ها، او به بدبختی ابدی گرفتار خواهد شد. پس [ای مردم] برای روز قیامت تلاش نمایید و برای روزی که همه‌ی خلایق در آن روز جمع می‌شوند، روزی که مردم یکدیگر را [برای نجات خود از عذاب] ندا می‌دهند [ولی صدایشان به جایی نمی‌رسد] توشه برگیرید و از نافرمانی‌ها دوری گزینید که تنها با تقوای الهی است که امید رهایی می‌رود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۶

 

آیه وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا يَعْلَمُ كَثيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ [22]

 

شما اگر گناهانتان را مخفى مى‌كرديد نه به خاطر اين بود كه از شهادت گوش‌ها و چشم‌ها و پوست‌هاى تنتان بيم داشتيد [زيرا باور نمى‌داشتيد آن‌ها به سخن درآيند]، بلكه شما گمان مى‌كرديد كه خداوند بسيارى از اعمالى را كه [پنهانى] انجام مى‌دهيد نمى‌داند.

۱

(فصلت/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ عَلَی جَوَارِحِکَ کُلِّهَا فَرَائِضَ یَحْتَجُّ بِهَا عَلَیْکَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ یَسْأَلُکَ عَنْهَا وَ ذَکَّرَهَا وَ وَعَظَهَا وَ حَذَّرَهَا وَ أَدَّبَهَا ... قَالَ عَزَّوجَلَّ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ یَعْنِی بِالْجُلُودِ الْفُرُوجَ.

 

امام علی (علیه السلام)- خدای متعال بر کلّیه‌ی اعضاء تو وظایف و واجباتی را مقرّر و مفروض داشته است که در روز قیامت به‌وسیله‌ی آن‌ها بر تو احتجاج می‌کند، و از آن‌ها سؤال می‌نماید. و آن اعضاء را تذکّر داده و موعظه کرده و برحذر داشته و تأدیب نمود. خدای عزّوجلّ فرموده است: وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ و مقصود از جلود (پوست‌ها) در اینجا فروج و عورت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۶ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲، ص۱۶۸

۲

(فصلت/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الْإِیمَانُ وَ الْکُفْرُ وَ الشِّرْکُ وَ زِیَادَتُهُ وَ نُقْصَانُهُ فَالْإِیمَانُ بِاللَّهِ تَعَالَی هُوَ أَعْلَی الْأَعْمَالِ دَرَجَهًًْ وَ أَشْرَفُهَا مَنْزِلَهًًْ وَ أَسْنَاهَا حَظّاً أفَقَالَ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا یَعْلَمُ کَثِیراً مِمَّا تَعْمَلُونَ یَعْنِی بِالْجُلُودِ هُنَا الْفُرُوجَ وَ الْأَفْخَاذَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ایمان و کفر و شرک و کم و زیادی آن‌ها از این قرار است، ایمان به خداوند بالاترین اعمال می‌باشد و در مرتبه‌ی عالی قرار دارد، و گرامی‌تر از آن مقامی نیست و بهره‌اش از همه افزون‌تر است. و فرموده است: وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا یَعْلَمُ کَثِیراً مِمَّا تَعْمَلُونَ مقصود از جلود در این آیه‌ی شریفه عورت‌ها و ران‌ها می‌باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۶ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۶۶

۳

(فصلت/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی مَا فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَارِحَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ وَ مَا مِنْ جَارِحَهًٍْ مِنْ جَوَارِحِ الْإِنْسَانِ إِلَّا وَ قَدْ وُکِلَتْ بِغَیْرِ مَا وُکِلَتْ بِهِ الْأُخْرَی ... فنَظَمَ تَعَالَی مَا فَرَضَ عَلَی السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ وَ الْفَرْجِ فِی آیَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ فَقَالَ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا یَعْلَمُ کَثِیراً مِمَّا تَعْمَلُونَ یَعْنِی بِالْجُلُودِ هُنَا الْفُرُوج.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند متعال برای هریک از اعضاء و جوارح انسانی وظیفه‌ای را معیّن کرده است که این وظیفه به عضوی دیگر ارتباط ندارد. بعد از این آنچه را که بر گوش و چشم و عورت واجب کرده همه را در یک آیه ذکر کرده و گفته: وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا یَعْلَمُ کَثِیراً مِمَّا تَعْمَلُونَ، مقصود از جلود در این آیه‌ی شریفه عورت‌ها می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۶ مستدرک الوسایل، ج۲، ص۱۴۶/ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۸؛ «ان الله تعالی ما فرض... به الاخری» محذوف/ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۹۰/ الکافی، ج۲، ص۳۶؛ «ان الله تعالی ما فرض... به الاخری» محذوف/ البرهان

۴

(فصلت/ ۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ سَائِلًا سَأَلَهُ عَنْ، أَیُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ ... قَالَ الإیمَانُ بِاللهِ ... ثُمَّ نَظَمَ مَا فَرَضَ عَلَی الْقَلْبِ وَ اللِّسَانِ وَ السَّمْعِ وَ الْبَصَرِ فِی آیَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ فَقَالَ وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ یَعْنِی بِالْجُلُودِ الْفُرُوجَ وَ الْأَفْخَاذ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «کدامین کردار نزد خداوند عزّوجلّ برتر است»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «ایمان‌آوردن به خداوند .... آنگاه خداوند آنچه بر دل، زبان، گوش و چشم واجب ساخته را در یک آیه جمع‌آوری نموده و فرمود: از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن؛ چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. (اسراء/۳۶). و فرمود: وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ که مراد از پوست‌ها در این آیه [که روز قیامت، گواهی می‌دهند] شرمگاه‌ها و ران‌ها می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۶ دعایم الإسلام، ج۱، ص۶/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۶۶؛ «بتفاوت»

۵

(فصلت/ ۲۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- هُمُ الَّذِینَ غَصَبُوا أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَعِنْدَ ذَلِکَ یَخْتِمُ اللَّهُ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ وَ یُنْطِقُ جَوَارِحَهُمْ فَیَشْهَدُ السَّمْعُ بِمَا سَمِعَ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یَشْهَدُ الْبَصَرُ بِمَا نَظَرَ بِهِ إِلَی مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ تَشْهَدُ الْیَدَانِ بِمَا أَخَذَتَا وَ تَشْهَدُ الرِّجْلَانِ بِمَا سَعَتَا فِیمَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ یَشْهَدُ الْفَرْجُ بِمَا ارْتَکَبَ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ ثُمَّ أَنْطَقَ اللَّهُ أَلْسِنَتَهُمْ وَ قالُوا هُمْ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ
 الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَیْ مِنَ اللَّهِ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ وَ الْجُلُودُ الْفُرُوجُ وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا یَعْلَمُ کَثِیراً مِمَّا تَعْمَلُونَ وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِین.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( ایشان [یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللهُ جَمیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَما یَحْلِفُونَ لَکُمْ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلی شَیْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْکاذِبُون روزی که خدا همه آنها را زنده می‌کند، هم چنان که برای شما قسم می‌خوردند برای او هم قسم خواهند خورد. و می‌پندارند که سودی خواهند برد. آگاه باشید که دروغگویانند. (مجادله/۱۸)] کسانی هستند که حقّ امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را غصب نمودند. در این هنگام خداوند بر زبان‌هایشان مُهر نهاده و اعضای بدنشان را به سخن در خواهد آورد؛ در نتیجه، گوش به آنچه از حرام شنیده، چشم به آنچه از حرام دیده، دو دست به آنچه از حرام گرفته‌اند و دو پا به کارهای حرامی که به‌سویشان گام نهاده‌اند، و شرمگاه به کارهای حرامی که مرتکب شده گواهی خواهند داد؛ آنگاه خداوند زبان‌هایشان را به سخن در خواهد آورد و مجرمان خطاب به پوست‌های تنشان می‌گویند: ِلمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَ هُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ* وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ یعنی [اگر گناهانتان را] از خداوند [مخفی می‌کردید] أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْکُمْ سَمْعُکُمْ وَ لا أَبْصارُکُمْ وَ لا جُلُودُکُمْ مراد از پوست‌ها در اینجا، شرمگاه‌ها است. وَ لکِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللهَ لا یَعْلَمُ کَثِیراً مِمَّا تَعْمَلُونَ وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۶ القمی، ج۲، ص۲۶۴/ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۲؛ «بتفاوت»

گمان

۱

(فصلت/ ۲۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ الْکُفَّارَ کَانُوا یَقُولُونَ: إِنَّ اللَّهَ لَا یَعْلَمُ مَا فِی أَنْفُسِنَا وَ لَکِنَّهُ یَعْلَمُ مَا نُظْهِرُ.

 

ابن‌عبّاس ( کافران می‌گفتند: «خداوند از آنچه درون خویش نهان می‌داریم آگاهی ندارد بلکه فقط از آنچه آشکار می‌کنیم، آگاه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۸ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۰۶

 

آیه وَ ذلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذي ظَنَنْتُمْ بِرَبِّكُمْ أَرْداكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرينَ [23]

 

آرى اين گمانى [ناروا] بود كه درباره‌ی پروردگارتان داشتيد و همان موجب هلاكت شما شد، و سرانجام از زيانكاران شديد.

۱

(فصلت/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- یُؤْتَی بِعَبْدٍ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ فَیَقُولُ اللَّهُ لَهُ أَ لَمْ آمُرْکَ بِطَاعَتِی أَ لَمْ أَنْهَکَ عَنْ مَعْصِیَتِی فَیَقُولُ بَلَی یَا رَبِّ وَ لَکِنْ غَلَبَتْ عَلَیَّ شَهْوَتِی فَإِنْ تُعَذِّبْنِی فَبِذَنْبِی لَمْ تَظْلِمْنِی فَیَأْمُرُ اللَّهُ بِهِ إِلَی النَّارِ فَیَقُولُ مَا کَانَ هَذَا ظَنِّی بِکَ فَیَقُولُ مَا کَانَ ظَنُّکَ بِی قَالَ کَانَ ظَنِّی بِکَ أَحْسَنَ الظَّنِّ فَیَأْمُرُ اللَّهُ بِهِ إِلَی الْجَنَّهًِْ فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَقَدْ نَفَعَکَ حُسْنُ ظَنِّکَ بِیَ السَّاعَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- روز قیامت بنده‌ای که به خود [در اثر گناه] ستم کرده آورده می‌شود، خداوند می‌گوید: «آیا تو را به فرمانبریم امر نکرده بودم، و از معصیتم باز نداشته بودم»؟! گوید: «بلی، پروردگارم ولی شهوتم بر من غلبه کرد، پس اگر عذابم کنی به‌واسطه‌ی گناهم می‌باشد و به من ستم روا نداشته‌ای». خداوند فرمان می‌دهد او به‌سوی آتش ببرند، گوید: «خدایا! گمانم به تو این نبود [که به آتش مرا ببری]»، خداوند گوید: «گمانت درباره‌ی من چه بود»؟ گوید: «من بهترین گمان را به تو داشتم»! دراین‌هنگام خداوند گوید: «او را به بهشت ببرید»، سپس خداوند گوید: «ای بنده‌ام دراین‌هنگام گمان خوبت نسبت به من تو را نفع و سود بخشید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۸۸

۲

(فصلت/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَخَافَ اللَّهَ خَوْفاً کَأَنَّهُ یُشْرِفُ عَلَی النَّارِ وَ یَرْجُوَهُ رَجَاءً کَأَنَّهُ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ ... ثُمَّ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِهِ بِهِ إِنْ خَیْراً فَخَیْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- برای مؤمن سزاوار است که از خدا بترسد آن‌گونه که گویا به آتش وارد می‌شود و امیدوار به خدا باشد آن‌گونه که خود را از اهل بهشت بداند، سپس فرمود: ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ. خداوند متعال در نزد گمان بنده‌ی خود است [طبق آن پاداش می‌دهد] اگر خوب شد خوب باشد و اگر بد شد بد باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۳۱۱/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(فصلت/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ‌بْنِ‌الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ آخِرَ عَبْدٍ یُؤْمَرُ بِهِ إِلَی النَّارِ فَیَلْتَفِتُ فَیَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ أَعْجِلُوهُ فَإِذَا أُتِیَ بِهِ قَالَ لَهُ عَبْدِی لِمَ الْتَفَتَّ فَیَقُولُ یَا رَبِّ مَا کَانَ ظَنِّی بِکَ هَذَا فَیَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ عَبْدِی مَا کَانَ ظَنُّکَ بِی فَیَقُولُ یَا رَبِّ کَانَ ظَنِّی بِکَ أَنْ تَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی وَ تُدْخِلَنِی جَنَّتَکَ قَالَ فَیَقُولُ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ مَلَائِکَتِی وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی وَ آلَائِی وَ ارْتِفَاعِ مَکَانِی مَا ظَنَّ بِی هَذَا سَاعَهًًْ مِنْ حَیَاتِهِ خَیْراً
 قَطُّ وَ لَوْ ظَنَّ بِی سَاعَهًًْ مِنْ حَیَاتِهِ خَیْراً مَا رَوَّعْتُهُ بِالنَّارِ أَجِیزُوا لَهُ کَذِبَهُ وَ أَدْخِلُوهُ الْجَنَّهًَْ ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) مَا ظَنَّ عَبْدٌ بِاللَّهِ خَیْراً إِلَّا کَانَ لَهُ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَا ظَنَّ بِهِ سُوءاً إِلَّا کَانَ اللَّهُ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالرحمان‌بن‌حجّاج از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: آخرین بنده‌ای که امر شود او را به دوزخ ببرند، بازگشته و نگاهی می‌کند. خدای گرامی و بزرگ می‌فرماید: «او را باز گردانید»، پس هنگامی‌که او را نزد خدا می‌برند خداوند می‌فرماید: «ای بنده‌ی من! چرا روی برگرداندی و نگاه کردی»؟ بنده عرض کند: «پروردگارا! گمان من به تو این‌گونه نبود». خداوند فرماید: «ای بنده‌ی من! درباره‌ی من چه گمانی داشتی»؟ بنده عرض می‌کند: «پروردگارا! گمان می‌کردم که گناهم را می‌بخشی و مرا در بهشت خویش جای می‌دهی». خداوند فرماید: «ای فرشتگان من به عزّت و بزرگی و نعمت‌ها و بلاها و بلند مرتبتی خویش سوگند که هرگز در طول عمرش این گمان نیک را به من نداشت و اگر ساعتی در عمرش به من نیک گمان بود او را به آتش دوزخ نمی‌ترساندم. دروغ او را بپذیرید و به بهشت وارد کنید». سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هیچ بنده‌ای به خداوند نیک گمان نباشد جز آنکه خداوند نیز با او همان‌طور رفتار کند و هیچ بنده‌ای به او بدگمان نباشد جز آنکه خدا نیز با او همان‌طور رفتار نماید و این سخن همان فرموده خدای گرامی و بزرگ است: وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۱۸ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۳۱/ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۸۷/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۸۴/ القمی، ج۲، ص۲۶۴ و جامع الأخبار، ص۹۹ و الزهد، ص۹۷؛ «تفاوت لفظی»/ ثواب الأعمال، ص۱۷۳/ نورالثقلین/ البرهان

۴

(فصلت/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَیْسَ مِنْ عَبْدٍ یَظُنُّ بِاللَّهِ خَیْراً الَّا کَانَ عِنْدَ ظَنِّهِ بِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ اردیکم فاصبحتم مِنَ الْخاسِرِینَ* فَانٍ یَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْویً لَهُمْ یُعْنَی یخسروا وَ یخسئوا وَ انَّ یَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِینَ أَی لَا یُجَابُوا الَی ذَلِکَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هیچ بنده‌ای گمان نیک به خدا نمی‌برد مگر اینکه خداوند طبق گمانش با او رفتار می‌کند؛ این است که خداوند فرموده: وَ ذلِکُمْ ظَنُّکُمُ الَّذِی ظَنَنْتُمْ بِرَبِّکُمْ أَرْداکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ* فَإِنْ یَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْویً لَهُمْ؛ یعنی زیانکار خواهند بود و به دوزخ رانده می‌شوند و إِنْ یَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ المُعْتَبین؛ یعنی عذرشان پذیرفته نخواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۰۷

۵

(فصلت/ ۲۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُوقِفَ الْمُؤْمِنُ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ تَعَالَی فَیَکُونُ هُوَ الَّذِی یَلِی حِسَابَهُ فَیَعْرِضُ عَلَیْهِ عَمَلَهُ فَیَنْظُرُ فِی صَحِیفَتِهِ فَأَوَّلُ مَا یَرَی سَیِّئَاتُهُ فَیَتَغَیَّرُ لِذَلِکَ لَوْنُهُ وَ تَرْعَشُ فَرَائِصُهُ وَ تَفْزَعُ نَفْسُهُ ثُمَّ یَرَی حَسَنَاتِهِ فَتَقَرُّ عَیْنُهُ وَ تُسَرُّ نَفْسُهُ وَ یَفْرَحُ ثُمَّ یَنْظُرُ إِلَی مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنَ الثَّوَابِ فَیَشْتَدُّ فَرَحُهُ ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لِلْمَلَائِکَهًِْ احْمِلُوا الصُّحُفَ الَّتِی فِیهَا الْأَعْمَالُ الَّتِی لَمْ یَعْمَلُوهَا قَالَ فَیَقْرَءُونَهَا فَیَقُولُونَ وَ عِزَّتِکَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ أَنَّا لَمْ نَعْمَلْ مِنْهَا شَیْئاً فَیَقُولُ صَدَقْتُمْ وَ لَکِنَّکُمْ نَوَیْتُمُوهَا فَکَتَبْنَاهَا لَکُمْ ثُمَّ یُثَابُونَ عَلَیْهَا.

 

امام رضا (علیه السلام)- هنگامی‌که روز قیامت فرا رسد مؤمن را در مقابل خداوند قرار می‌دهند، و او خود به حساب و کتاب او می‌رسد، نامه‌ی عمل او را به دستش می‌دهند و او در آن می‌نگرد. هنگامی‌که متوجّه گناهانش می‌گردد، چهره‌اش تغییر می‌کند و بدنش می‌لرزد و جانش درهم می‌ریزد، بعد از آن متوجّه کارهای نیکش می‌شود، در اینجا خوشحال می‌شود، و خوشحال می‌گردد و روحش شادمان می‌شود. بعد از آن متوجّه پاداش‌هایی می‌گردد که خداوند برای او مهیّا کرده است، در اینجا بسیار خوشحال می‌شود، سپس خداوند به فرشتگان امر می‌کند بروید صحیفه‌ی اعمالی که آن‌ها را مورد عمل قرار نداده‌اند بیاورید. هنگامی‌که فرشتگان آن نامه‌ها را به نظر آن‌ها می‌رسانند می‌گویند: «بار خدایا! خود می‌دانید که ما این اعمال را انجام نداده‌ایم»، خداوند می‌فرماید: «شما راست می‌گویید ولی چون شما نیّت کردید آن کارها را بکنید ما هم آن اعمال را در نامه‌ی اعمال شما نوشتیم و اینک ثواب آن‌ها را به شما می‌دهیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۸۹

 

آیه فَإِنْ يَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ وَ إِنْ يَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبينَ [24]

 

دوزخ جايگاه آن‌هاست؛ خواه صبر كنند [يا نكنند] و اگر تقاضاى عفو كنند، مورد عفو قرار نمى‌گيرند.

۱

(فصلت/ ۲۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَوْلُهُ فَإِنْ یَصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْویً لَهُمْ یَعْنِی یَخْسَرُوا وَ یَخْسَئُوا، وَ إِنْ یَسْتَعْتِبُوا فَما هُمْ مِنَ الْمُعْتَبِینَ أَیْ لَا یُجَابُوا إِلَی ذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- منظور از فَإِن یصْبِرُوا فَالنَّارُ مَثْوی لهُمْ آن است که آنان دچار زیان شده و در روز قیامت مبعوث می‌شوند. وإِن یسْتَعْتِبُوا فَمَا هُم مِّنَ المُعْتَبِینَ یعنی به این درخواست آنان پاسخ داده نمی‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۰ القمی، ج۲، ص۲۶۵/ البرهان

 

آیه وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ [25]

 

ما براى آن‌ها همنشينانى [زشت سيرت] قرار داديم كه زشتي‌ها را از پيش‌رو و پشت‌سر آن‌ها در نظرشان جلوه دادند؛ و فرمان الهى درباره‌ی آنان تحقّق يافت و به سرنوشت اقوام گمراهى از جنّ و انس كه قبل از آن‌ها بودند گرفتار شدند؛ به‌يقين آن‌ها زيانكار بودند.

۱

(فصلت/ ۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ‌اللهِ (علیه السلام) قَوْلُهُ وَ قَیَّضْنَا لَهُمْ قُرَناءَ یَعْنِی الشَّیَاطِینَ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ الْأَرْدِیَاءَ فَزَیَّنُوا لَهُمْ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ أَیْ مَا کَانُوا یَفْعَلُونَ وَ مَا خَلْفَهُمْ أَیْ مَا یُقَالُ لَهُمْ: إِنَّهُ یَکُونُ خَلْفَکُمْ کُلَّهُ بَاطِلٌ وَ کَذِبٌ وَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ وَ الْعَذَابُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقَیَّضْنَا لهُمْ قُرَنَاء به این معناست که برای آن‌ها از میان شیاطین پست، اعمّ از انسان و جنّ، همنشینانی قرار داده‌ایم. فَزَیَّنُوا لهُم مَّا بَینَ أَیدِیهِمْ یعنی اعمالشان، و مَا خَلفَهُمْ یعنی آنچه بدیشان گفته می‌شد مبنی‌براینکه مطالب گفته شده درباره‌ی حوادثی که در آینده روی می‌دهد همگی باطل و دروغ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۲ القمی، ج۲، ص۲۶۵

 

آیه وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ [26]

 

كافران گفتند: «به اين قرآن گوش فرا ندهيد؛ و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد، شايد پيروز شويد».

۱

(فصلت/ ۲۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَوْلُهُ وَ الْغَوْا فِیهِ أَیْ صَیِّرُوهُ سُخْرِیَّهًًْ وَ لَغْواً.

 

امام صادق (علیه السلام)- و کلام خداوند وَ الْغَوْا فِیهِ یعنی آن را مسخره و بیهوده جلوه بدهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ القمی، ج۲

۲

(فصلت/ ۲۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مَعْنَاهُ ارْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ فِی وَجْهِهِ بِالشِّعْرِ وَ الرَّجَزِ.

 

ابن‌عبّاس ( یعنی صدایتان را با شعر و رجز بلند کنید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۰۹

 

آیه فَلَنُذيقَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا عَذاباً شَديداً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذي كانُوا يَعْمَلُونَ [27]

 

به يقين به كافران عذاب شديدى مى‌چشانيم، و آن‌ها را به بدترين اعمالى كه انجام مى‌دادند كيفر مى‌دهيم.

۱

(فصلت/ ۲۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِتَرْکِهِمْ وَلَایَهًَْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَذاباً شَدِیداً فِی الدُّنْیَا وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَسْوَأَ الَّذِی کانُوا یَعْمَلُونَ فِی الْآخِرَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند می‌فرماید: فَلَنُذِیقَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِتَرْکِهِمْ ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) کَفَرُوا نَذَابًا شَدِیدًا؛ یعنی ما در دنیا به کسانی که به‌وسیله‌ی ترک ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) ورزیدند، عذاب و شکنجه‌ی شدیدی را می‌چشانیم. و لنَجْزِینَّهُمْ أَسْوأَ الذِی کَانُوا یعْمَلونَ یعنی در آخرت به آن‌ها براساس بدترین اعمالشان به آن‌ها پاداش می‌دهیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۲ الکافی، ج۱، ص۴۲۱/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۷۸؛ «فی الاخرهًْ» محذوف/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۲/ البرهان

 

آیه ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ اللهِ النَّارُ لَهُمْ فيها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ [28]

 

اين آتش كيفر دشمنان خداست، سراى جاويدشان در آن خواهد بود، كيفرى است به خاطر اين كه آيات ما را انكار مى‌كردند.

۱

(فصلت/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- ذلِکَ جَزاءُ أَعْداءِ اللهِ النَّارُ لَهُمْ فِیها دارُ الْخُلْدِ جَزاءً بِما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ وَ الْآیَاتُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- ذلِکَ جَزاءُ أَعْداءِ اللهِ النَّارُ لَهُمْ فِیها دارُ الخُلْدِ جَزاءً بِما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ آیات در این قسمت ائمّه (علیهم السلام) هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۲

 

آیه وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ أَضَلاَّنا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِيَكُونا مِنَ الْأَسْفَلينَ [29]

 

كافران گفتند: «پروردگارا! كسانى از جنّ و انس كه ما را گمراه كردند به ما نشان ده تا زير پاى خود نهيم [و لگدمالشان كنيم] تا از پست‌ترين مردم باشند».

۱

(فصلت/ ۲۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ تَبَرَّءُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ مِنَ النَّفْسِ الضَّالِّ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خِلالٌ فَیَقُولُوا رَبَّنا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِیَکُونا مِنَ الْأَسْفَلِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- و تبرّی بجویید از نفس گمراه شده قبل از آنکه فرا رسد روزی که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی­ای. می‌گویند: پروردگارا! کسانی از جنّ و انس که ما را گمراه کردند به ما نشان ده تا زیر پای خود نهیم [و لگدمالشان کنیم] تا از پست‌ترین مردم باشند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۲ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۵۶۵

۲

(فصلت/ ۲۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ حِکَایَهًًْ عَنْ أَهْلِ النَّارِ رَبَّنا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِیَکُونا مِنَ الْأَسْفَلِینَ قَالَ إِبْلِیسُ وَ ابْنُ آدَمَ (علیه السلام) الَّذِی قَتَلَ أَخَاهُ لِأَنَّ هَذَا أَوَّلُ مَنْ عَصَی مِنَ الْجِنِّ وَ هَذَا أَوَّلُ مَنْ عَصَی مِنَ الْإِنْسِ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مورد این کلام خداوند که به نقل از دوزخیان بیان داشته: رَبَّنا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلَّانا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا لِیَکُونا مِنَ الْأَسْفَلِینَ فرمود: «مراد از آن دو نفر، ابلیس و فرزند آدم (علیه السلام) که برادرش را کشت [یعنی قابیل] می‌باشد چرا که ابلیس اوّلین نفر از جنّیان و قابیل اوّلین نفر از انسان‌ها هستند که مرتکب نافرمانی شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۴ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۰۶/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۴۰۳/ نورالثقلین و البرهان؛ «بتفاوت»

 

آیه إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ [30]

 

به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است». سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‌شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است»!

۱

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) اسْتَقَامُوا عَلَی الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّ الذِینَ قَالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا» سؤال کردم. آن حضرت فرمود: «یعنی در اعتقاد به تک‌تک ائمّه (علیهم السلام)، که یکی پس از دیگری استقامت کردند. تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْملائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُون».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۴ الکافی، ج۱، ص۲۲۰/ الکافی، ج۱، ص۴۲۰/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۴؛ «تتنزل... الی آخر» محذوف/ المناقب، ج۴، ص۳۳۰؛ «الا تخافوا... الی آخر» محذوف/ البرهان/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(فصلت/ ۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ عَزَّوجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا یَقُولُ اسْتَکْمَلُوا طَاعَهًَْ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ وَلَایَهًَْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) ثُمَّ اسْتَقَامُوا عَلَیْهَا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ فَأُولَئِکَ هُمُ الَّذِینَ إِذَا فَزِعُوا یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ حِینَ یُبْعَثُونَ تَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ وَ یَقُولُونَ لَهُمْ لَا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا نَحْنُ الَّذِینَ کُنَّا مَعَکُمْ فِی الْحَیَاهًِْ الدُّنْیَا لَا نُفَارِقُکُمْ حَتَّی تَدْخُلُوا الْجَنَّهًَْ وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) این آیه را چنین تفسیر کرد: إِنَّ الذِینَ قَالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّل عَلیهِمُ المَلائِکَةُ أَلا تَخَافُوا ولا تَحْزَنُوا وأَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ التِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ یعنی کسانی که به‌طور کامل از خداوند و پیامبرش اطاعت کردند و ولایت اهل بیت (علیهم السلام) را به‌طور کامل پذیرفته و ادا نمودند، سپس بر آن استقامت کردند، تَتَنَزَّل عَلیهِمُ المَلائِکَةُ در روز قیامت فرشتگان بر آن‌ها نازل می‌شوند. یعنی هرگاه درهنگام رستاخیز در روز قیامت، دچار هول و هراس شدند فرشتگان به دیدار آن‌ها می‌آیند و به ایشان می‌گویند: نترسید و اندوهگین نباشید. ما در دنیا همراه شما بودیم و تا زمانی‌که وارد بهشت می‌شوید از شما دور نخواهیم شد. وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ پس مژده باد بر شما که به بهشتی وارد می‌شوید که به شما وعده داده شده بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۴/ البرهان

۳

(فصلت/ ۳۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا أَیْ عَلَی وَلَایَهًِْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَهًُْ قَالَ عِنْدَ الْمَوْتِ أَلَّا تَخافُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی‌کُنْتُمْ تُوعَدُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( إِنَّ الذِینَ قَالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّل عَلیهِمُ المَلائِکَةُ که منظور از آن، افرادی است که در ایمان به ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) استقامت کردند که در زمان مرگشان فرشتگان بر آن‌ها فرود می‌آیند و می‌گویند: أَلا تَخَافُوا و لا تَحْزَنُوا و أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ التِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۴ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۶۶/ القمی، ج۲، ص۲۶۵؛ «نحن اولیاؤکم فی الحیاهًْ الدنیا» زیادهًْ/ البرهان

۴

(فصلت/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أنَس: قَرَأَ عَلَیْنَا رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الایه، ثُمَّ قَالَ: قَدْ قالَهَا نَاسٌ ثُمَّ کَفَرَ أَکْثَرُهُمْ فَمَنْ قَالَهَا حَتَّی یَمُوتَ فَهُوَ مِمَّنْ اسْتَقَامَ عَلَیْهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- انس گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را بر ما خواند و آنگاه فرمود: «عدّه‌ای از مردم این جمله‌ی [پروردگار ما خداست] را بر زبان جاری ساختند و بعد از مدّتی بیشتر آن‌ها کافر گشتند؛ هرکس این عقیده را تا دم مرگ داشته باشد از زمره‌ی کسانی است که بر آن، استقامت ورزیده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۴ نورالثقلین

۵

(فصلت/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْعَمَلَ الْعَمَلَ ثُمَّ النِّهَایَهًَْ النِّهَایَهًَْ وَ الِاسْتِقَامَهًَْ الِاسْتِقَامَهًَْ ثُمَّ الصَّبْرَ الصَّبْرَ وَ الْوَرَعَ الْوَرَعَ إِنَّ لَکُمْ نِهَایَهًًْ فَانْتَهُوا إِلَی نِهَایَتِکُمْ وَ إِنَّ لَکُمْ عَلَماً فَاهْتَدُوا بِعَلَمِکُمْ وَ إِنَّ لِلْإِسْلَامِ غَایَهًًْ فَانْتَهُوا إِلَی غَایَتِهِ وَ اخْرُجُوا إِلَی اللَّهِ مِمَّا افْتَرَضَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَقِّهِ وَ بَیَّنَ لَکُمْ مِنْ وَظَائِفِهِ أَنَا شَاهِدٌ لَکُمْ وَ حَجِیجٌ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَنْکُمْ أَلَا وَ إِنَّ الْقَدَرَ السَّابِقَ قَدْ وَقَعَ وَ الْقَضَاءَ الْمَاضِیَ قَدْ تَوَرَّدَ وَ إِنِّی مُتَکَلِّمٌ بِعُدَّهًِْ اللَّهِ وَ حُجَّتِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ وَ قَدْ قُلْتُمْ رَبُّنَا اللَّهُ فَاسْتَقِیمُوا عَلَی کِتَابِهِ وَ عَلَی مِنْهَاجِ أَمْرِهِ وَ عَلَی الطَّرِیقَهًِْ الصَّالِحَهًِْ مِنْ عِبَادَتِهِ ثُمَّ لَا تَمْرُقُوا مِنْهَا وَ لَا تَبْتَدِعُوا فِیهَا وَ لَا تُخَالِفُوا عَنْهَا فَإِنَّ أَهْلَ الْمُرُوقِ مُنْقَطَعٌ بِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

امام علی (علیه السلام)- عمل را فراموش نکنید و تا می‌توانید کار کنید، و از کارهای زشت دست بردارید و خود را به گناه آلوده نکنید، و راه راست را در پیش گیرید و استقامت داشته باشید صبر و شکیبایی را پیشه کنید و پرهیزکاری را از دست ندهید، شما پایانی دارید و به پایان خود توجّه داشته باشید. دنبال علم هدایت بروید و راه خود را گم نکنید، اسلام نتیجه‌ای دارد و شما از نتیجه آن بهره‌مند گردید، به‌طرف خداوند توجّه کنید و حقوق واجبه‌ی او را انجام دهید، خداوند حقّ خود را بر شما واجب کرد و وظایف شما را معیّن فرموده است، من گواه اعمال شما هستم و روز قیامت با شما احتجاج خواهم کرد. متوجّه باشید که قضا و قدر خداوند بر شما جاری می‌گردد و هرچه مقدّر شده خواهد رسید من با برهان خداوند با شما سخن می‌گویم و از وعده‌های پروردگار برای شما بازگویی می‌کنم، خداوند متعال در قرآن فرمود: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ المَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ. اینک که خداوند را قبول دارید به کتاب او عمل کنید، و فرمان او را بکار گیرید و راه او را ادامه دهید و فرمان او را مورد عمل قرار دهید. ای مردم راه بندگان شایسته‌ی خدا را در پیش گیرید، و از آن اعراض نکنید و منحرف نشوید، در احکام خداوند و دین او بدعت پدید نیاورید، و با قوانین خداوند مخالفت نداشته باشید و بدانید هرکس از خدا و احکام او منحرف شد روز قیامت ارتباط او با خداوند قطع خواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۶ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۹۰/ نهج البلاغهًْ، ص۲۵۳؛ «العمل... قد تورد» محذوف/ شرح نهج البلاغهًْ، ص۱۰، ص۲۴؛ «العمل... من وظایفه» محذوف/ أعلام الدین، ص۱۰۵ و نورالثقلین؛ «العمل... وحجته قال الله» محذوف

۶

(فصلت/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): أَیُّهَا النَّاسُ اسْتَقِیمُوا إِلَی رَبِّکُمْ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا أَیُّهَا النَّاسُ وَ لا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ لَمْ یَکُنْ مُسْتَقِیماً فِی صِفَتِهِ لَمْ یَرْتَقِ مِنْ مَقَامٍ إِلَی غَیْرِهِ وَ لَمْ یَتَبَیَّنْ سُلُوکَهُ عَلَی صِحَّهًٍْ وَ لَمْ تَخْرُجُوا مِنْ عِزِّ التَّقْوَی إِلَی ذُلِّ الْمَعْصِیَهًِْ وَ لَا مِنْ أُنْسِ الطَّاعَهًِْ إِلَی وَحْشَهًِْ الْخَطِیئَهًِْ وَ لَا تُسِرُّوا لِإِخْوَانِکُمْ غِشّاً فَإِنَّ مَنْ أَسَرَّ لِأَخِیهِ غِشّاً أَظْهَرَهُ اللَّهُ عَلَی صَفَحَاتِ وَجْهِهِ وَ فَلَتَاتِ لِسَانِهِ فَأَوْرَثَهُ بِهِ الذُّلَّ فِی الدُّنْیَا وَ الْخِزْیَ وَ الْعَذَابَ وَ النَّدَامَهًَْ فِی الْآخِرَهًِْ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ أَعْمَالا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم بشتابید به‌سوی پروردگارتان همان‌طوری که خدای تعالی فرموده: فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ؛ و فرموده است: همانند آن زن [سبک مغز] نباشید که پشم‌های تابیده خود را، پس از استحکام، وامی‌تابید! درحالی‌که [سوگند و پیمان] خود را وسیله‌ی خیانت و فساد قرار می‌دهید. (نحل/۹۲) بدانید هرکس در آن صفتی که دارد پا برجا نباشد، اصلاح نمی‌شود و روش درستی نخواهد داشت و از عزّت پرهیزکاری به‌سوی ذلّت گناه می‌رود و هم از انس طاعت به‌سوی وحشت گناه می‌رود. و با برادران دینی خود نیرنگ و خدعه نکنید ظاهر و باطنتان یکسان باشد. و هرکس چنین باشد آثار نیرنگ بر چهره‌اش ظاهر و آشکار است. و از لغزش‌های زبان مطلب روشن می‌شود؛ پس به‌واسطه‌ی نیرنگ بازی در دنیا ذلیل و پست می‌شود و برایش عذاب پشیمانی در آخرت است پس شب را درصورتی‌که از زیان‌کاران از نظر کردار و عمل باشد، به صبح می‌رساند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۶ إرشادالقلوب، ج۱، ص۸۴

۷

(فصلت/ ۳۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ثُمَّ اسْتَقامُوا عَلَی طَاعَتِهِ وَ أَدَاءِ فَرَائِضِهِ.

 

ابن‌عبّاس ( یعنی بر عبادت پروردگار و انجام واجبات او، استقامت ورزیدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۴۸

ولایت

۱

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْملائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ پرسیدم. فرمود: «ایشان، ائمّه (علیهم السلام) آل محمّدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۵۵/ بصایرالدرجات، ص۹۳

۲

(فصلت/ ۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً قُلْتُ مَتَی تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهًُْ بِ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاهًِْ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهًِْ فَقَالَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّ الذِینَ قَالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا سؤال کردم. آن حضرت فرمود: «به خدا قسم! منظور همان ولایتی است که شما بدان اعتقاد دارید که خداوند در آیه‌ی دیگری می‌فرماید: و اینکه اگر آن‌ها [جنّ و انس] در راه [ایمان] استقامت ورزند، با آب فراوان سیرابشان می‌کنیم!. (جن/۱۶)». عرض کردم: «چه زمانی فرشتگان بر آن‌ها نازل می‌شوند و به آن‌ها می‌گویند: أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ و ما در دنیا و آخرت ولیّ و سرپرست شما هستیم»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «در زمان مرگ و در روز قیامت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۶/ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۵۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۴/ فرات الکوفی، ص۵۰۹؛ «قال کنا... العذب» بدل «قلت متی... یوم القیامهًْ»/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»/ البرهان

۳

(فصلت/ ۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- دَخَلَ حُمْرَانُ‌بْنُ‌أَعْیَنَ عَلَی أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ قَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَبْلُغُنَا أَنَّ الْمَلَائِکَهًَْ تَنَزَّلُ عَلَیْکُمْ فَقَالَ إِنَّ الْمَلَائِکَهًَْ وَ اللَّهِ لَتَنَزَّلُ عَلَیْنَا وَ تَطَأُ فُرُشَنَا أَ‌مَا تَقْرَأُ کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران‌بن‌اعین بر امام باقر (علیه السلام) وارد شد و عرض کرد: «فدایت شوم! به ما خبر رسیده است که فرشتگان بر شما نازل می‌شوند»! امام باقر (علیه السلام) فرمود: «آری! به خدا قسم! بر ما فرود می‌آیند و بر بساط‌های ما قدم می‌گذارند. مگر در قرآن نخوانده‌ای که پروردگار می‌فرماید: إِنَّ الذِینَ قَالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّل عَلیهِمُ المَلائِکَةُ أَلا تَخَافُوا ولا تَحْزَنُوا وأَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ التِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۵۲/ بصایرالدرجات، ص۹۱/ البرهان؛ «ان الملایکه» محذوف و «بسطنا» بدل «فرشنا»/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۶۴

۴

(فصلت/ ۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ بَیْنَا أَبِی جَالِسٌ وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ إِذَا اسْتَضْحَکَ حَتَّی اغْرَوْرَقَتْ عَیْنَاهُ دُمُوعاً ثُمَّ قَالَ هَلْ تَدْرُونَ مَا أَضْحَکَنِی قَالَ فَقَالُوا لَا قَالَ زَعَمَ ابْنُ‌عَبَّاسٍ أَنَّهُ مِنَ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: «در آن میان که پدرم نشسته بود و افرادی هم نزد او بودند، ناگهان او را خنده‌ای گرفت که دو چشمش پر از اشک شد». سپس فرمود: «می‌دانید چه چیزی مرا به خنده واداشت»؟ گفتند: «نه»، فرمود: «بنی‌عبّاس معتقد است که از جمله کسانی است که گفتند: «پروردگار ما خداوند یگانه است». سپس استقامت کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۸ الکافی، ج۱، ص۲۴۷/ بحارالأنوار، ج۴۲، ص۱۵۸/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۷۸/ نورالثقلین

۵

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا قَالَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ یَجْرِی فِیمَنِ اسْتَقَامَ مِنْ شِیعَتِنَا وَ سَلَّمَ لِأَمْرِنَا وَ کَتَمَ حَدِیثَنَا عِنْدَ عَدُوِّنَا تَسْتَقْبِلُهُ الْمَلَائِکَهًُْ بِالْبُشْرَی مِنَ اللَّهِ بِالْجَنَّهًِْ وَ قَدْ وَ اللَّهِ مَضَی أَقْوَامٌ کَانُوا عَلَی مِثْلِ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ مِنَ الدِّینِ اسْتَقَامُوا وَ سَلَّمُوا لِأَمْرِنَا وَ کَتَمُوا حَدِیثَنَا وَ لَمْ یُذِیعُوهُ عِنْدَ عَدُوِّنَا وَ لَمْ یَشُکُّوا فِیهِ کَمَا شَکَکْتُمْ فَاسْتَقْبَلَتْهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ بِالْبُشْرَی مِنَ اللَّهِ بِالْجَنَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی شریفه: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ المَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا فرمود: «آن‌ها ائمّه (علیهم السلام) هستند و در مورد شیعیان ما آن‌ها که استوارند و تسلیم فرمان مایند و حدیث ما را از دشمنان مکتوم می‌دارند جاری است. ملائکه با مژده‌ی بهشت به استقبال آن‌ها از جانب خدا می‌آیند. به خدا قسم! گروهی بودند که درگذشتند و مثل شما بودند در دین استقامت ورزیدند و تسلیم امر ما شدند و حدیث ما را کتمان کردند و در نزد دشمنان افشا ننمودند و شکّ نکردند مثل شما که شکّ کردید ملائکه با مژده بهشت از جانب خدا به استقبال آن‌ها می‌آیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۶۵/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۰۲/ بصایرالدرجات، ص۵۲۴/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۵۷ و بصایرالدرجات، ص۹۴؛ «بتفاوت»

۶

(فصلت/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَهًِْ لَا یَتَیَقَّنُ الْوُصُولَ إِلَی رِضْوَانِ اللَّهِ حَتَّی یَکُونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَکِ الْمَوْتِ لَهُ ... فَیَقُولُ لَهُ مَلَکُ الْمَوْتِ تِلْکَ
 مَنَازِلُکَ وَ نِعَمُکَ وَ أَمْوَالُکَ وَ أَهْلُکَ وَ عِیَالُکَ وَ مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِکَ هَاهُنَا وَ ذُرِّیَّتُکَ صَالِحاً فَهُمْ هُنَاکَ مَعَکَ أَ فَتَرْضَی بِهِ بَدَلًا مِمَّا هَاهُنَا فَیَقُولُ بَلَی وَ اللَّهِ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ انْظُرْ فَیَنْظُرُ فَیَرَی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ آلِهِمَا فِی أَعْلَی عِلِّیِّینَ فَیَقُولُ لَهُ أَ‌وَ لَا تَرَاهُمْ هَؤُلَاءِ سَادَاتُکَ وَ أَئِمَّتُکَ هُمْ هُنَاکَ جُلَّاسُکَ وَ آنَاسُکَ أَ‌فَمَا تَرْضَی بِهِمْ بَدَلًا مِمَّا تُفَارِقُ هَاهُنَا فَیَقُولُ بَلَی وَ رَبِّی فَذَلِکَ مَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا فَمَا أَمَامَکُمْ مِنَ الْأَهْوَالِ فَقَدْ کُفِیتُمُوهَا وَ لا تَحْزَنُوا عَلَی مَا تُخَلِّفُونَهُ مِنَ الذَّرَارِیِّ وَ الْعِیَالِ وَ الْأَمْوَالِ فَهَذَا الَّذِی شَاهَدْتُمُوهُ فِی الْجِنَانِ بَدَلًا مِنْهُمْ وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ هَذِهِ مَنَازِلِکُمْ وَ هَؤُلَاءِ سَادَاتُکُمْ آنَاسُکُمْ وَ جُلَّاسُکُمْ نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- انسان مؤمن همواره از عاقبت ناخوشایند نگران است و تا زمان مرگ و ظاهرشدن فرشته‌ی مرگ در برابر او، از دستیابی به رضایت پروردگار و بهشت موعود اطمینان نخواهد داشت. چرا که زمانی‌که بیماری فرد مؤمن شدّت می‌یابد و به علّت برجای گذاردن اموال و نزدیکان و افکاری که به خاطر اطرافیان و خانواده‌اش به او هجوم می‌آورد در سینه‌اش به شدّت احساس تنگی می‌کند و درحالی‌که هنوز زخم زندگی را بر دل دارد و امیدش قطع شده و به آرزوهایش نرسیده است، فرشته‌ی مرگ بر او فرود می‌آید و به او می‌گوید: «تو را چه شده که چنین غصه می‌خوری». پاسخ می‌دهد: «علّت آن، اضطراب احوال و دست‌نیافتن به آرزوهاست». فرشته‌ی مرگ خطاب به او می‌گوید: «آیا انسان عاقل به علّت از دست‌دادن یک درهم جعلی بی‌تابی می‌کند، حال آنکه در مقابل، هزاران برابر اموال دنیا به او داده شده باشد»؟ او در پاسخ می‌گوید: «خیر»! فرشته‌ی مرگ به او می‌گوید: «به بالای سرت نگاهی بینداز». دراین‌هنگام فرد درجات بهشت و قصرهایی را که در آرزوها هم دست‌نیافتنی هستند، مشاهده می‌کند. فرشته‌ی مرگ به او می‌گوید: «این‌ها منازل، نعمت‌ها، اموال و خانواده‌ی تو هستند و در آنجا فرزندان و نوادگان نیکوکارت نیز همراه تو خواهند بود. آیا در مقابل به دست‌آوردن آن‌ها حاضری آنچه را در این دنیا داری از دست بدهی»؟ او پاسخ می‌دهد: «آری»! سپس فرشته‌ی مرگ می‌گوید: «نگاه کن». دراین‌هنگام فرد، پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امام علی (علیه السلام) و ائمّه اهل بیت (علیهم السلام) را در بالاترین درجه علّیین مشاهده می‌کند. فرشته‌ی مرگ به او می‌گوید: «این‌ها سروران و ائمّه‌ی تو هستند که در اینجا همنشینان و نزدیکان تو خواهند بود. آیا راضی نیستی در مقابل از دست‌دادن نزدیکانت در دنیا هم‌نشینی آن‌ها را به دست آوری»؟ فرد مؤمن پاسخ خواهد داد: «آری به خدا قسم! این مصداق آیه‌ی زیر است که پروردگار فرموده است إِنَّ الذِینَ قَالوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّل عَلیهِمُ المَلائِکَةُ أَلا تَخَافُوا ولا تَحْزَنُوا یعنی هر دشواری و مشکلی را که پیش‌روی شما قرار داشت از سر راهتان برداشتیم. پس در مقابل برجای گذاشتن فرزندان، همسران و اموالتان اندوهگین نباشید. آنچه در بهشت مشاهده کردید، در مقابل چیزهایی که در دنیا از دست می‌دهید به شما داده می‌شود. و أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ التِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ یعنی این‌ها منازل و نزدیکان و هم‌نشینان شما هستند. نَحْنُ أَولیاؤُکُمْ فِی الحَیاةِ الدُّنْیا و فِی الآخِرَةِ و لکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ و لکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ* نُزُلا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۶/ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۷۶؛ «نحن اولیاؤکم... الی آخر» محذوف/ البرهان و الإمام العسکری، ص۲۳۹؛ «بتفاوت لفظی»/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۴؛ «نحن اولیاؤکم... الی آخر» محذوف

فرشتگان بر آنان نازل می‌شوند

۲ -۱

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ لَرُبَّمَا وَسَّدْنَاهُمُ الْوَسَائِدَ فِی مَنَازِلِنَا قِیلَ الْمَلَائِکَهًُْ تَظْهَرُ لَکُمْ فَقَالَ هُمْ أَلْطَفُ بِصِبْیَانِنَا مِنَّا بِهِمْ وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَی مَسَاوِرَ فِی الْبَیْتِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَطَالَ مَا اتَّکَأَتْ عَلَیْهِ الْمَلَائِکَهًُْ وَ رُبَّمَا الْتَقَطْنَا مِنْ زَغَبِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌خالد از امام صادق (علیه السلام) در کلام خدای تعالی: إِنَّ الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ المَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا نقل کرده است که فرمود: «آگاه باشید، به خدا قسم که بسا شده ما در خانه‌ی خود برای آن‌ها پشتی نهادیم». گفته شد: «فرشته‌ها بر شما نمایان می‌شوند»؟ فرمود: «آن‌ها به کودکان ما از خود ما مهربان‌ترند» و دست به چند پشتی زد که در خانه بود و فرمود: «به خدا بسیار شده که فرشته‌ها بر آن‌ها پشت داده‌اند، و بسا از ریزه‌ی پرهایشان بر گرفته‌ایم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۰ بحارالأنوار، ج۵۶، ص۱۸۶/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۵۳؛ «قیل الملایکه... الی آخر» محذوف/ نورالثقلین/ الخرایج والجرایح، ص۲، ص۸۵۰/ بصایرالدرجات، ص۹۱ و کشف الغمهًْ، ج۲، ص۱۸۷؛ «بتفاوت»/ بصایرالدرجات، ص۹۳

۲ -۲

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَإِطْعَامُ مُؤْمِنٍ أَحَبُ إِلَی اللَّهِ مِنْ عِتْقِ عَشْرِ رِقَابٍ وَ عَشْرِ حِجَجٍ وَ مَنْ کَسَاهُ ثَوْباً کِسْوَهًَْ شِتَاءٍ أَوْ صَیْفٍ کَانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یَکْسُوَهُ مِنْ ثِیَابِ الْجَنَّهًِْ وَ أَنْ یُهَوِّنَ عَلَیْهِ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَیْهِ فِی قَبْرِهِ وَ أَنْ تَتَلَقَّاهُ الْمَلَائِکَهًُْ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ بِالْبُشْرَی کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا غذا دادن به مؤمن در پیشگاه خدا از آزادکردن ده بنده در راه خدا و ده سفر حج بهتر است و هرکس جامه‌ای به آن مؤمن بپوشد چه آن لباس تابستانی و چه زمستانی باشد بر خداست او را از لباس‌های بهشتی بپوشاند و سختی جان‌کندن را بر او آسان کند گورش را گشاد و وسیع نماید، هرگاه از قبر بیرون بیاید فرشتگان به استقبالش می‌آیند و مژده‌ی بهشت را به او می‌دهند چنانکه خدای متعال می‌فرماید: تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْملائِکَةُ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۰ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۴۷

۲ -۳

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَسَا أَخَاهُ کِسْوَهًَْ {شِتَاءٍ} أَوْ صیفه {صَیْفٍ} کَانَ حَقّاً عَلَی اللَّهِ أَنْ یَکْسُوَهُ مِنْ ثِیَابِ الْجَنَّهًِْ وَ أَنْ یُهَوِّنَ عَلَیْهِ مِنْ سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ أَنْ یُوَسِّعَ عَلَیْهِ فِی قَبْرِهِ وَ أَنْ یَلْقَی الْمَلَائِکَهًَْ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ بِالْبُشْرَی وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ تَلْقَاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ وَ مَنْ أَکْرَمَ أَخَاهُ یُرِیدُ بِذَلِکَ الْأَخْلَاقَ الْحَسَنَهًَْ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنْ کِسْوَهًِْ الْجَنَّهًِْ عَدَدَ مَا فِی الدُّنْیَا مِنْ أَوَّلِهَا إِلَی آخِرِهَا وَ لَمْ یُشْبِهْ مِنْ أَهْلِ الرِّئَاءِ وَ أَشْبَهَ مِنْ أَهْلِ الْکَرَمِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ أَشَارَ عَلَی أَخِیهِ الْمُسْلِمِ لَعَنَتْهُ الْمَلَائِکَهًُْ حَتَّی یَشَمَّهُ عَنْهُ یَعْنِی یُکْمِدَه.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی که به برادر خود پوشاک زمستانی یا تابستانی بپوشاند بر خداوند است که از جامه‌های بهشتی بر او بپوشاند و سختی‌های مرگ را بر او آسان کند و گور وی را گشاده سازد و فرشتگان را وادارد هنگام بیرون‌آمدن از گور به سوی او بروند و مژده دهند چنانکه خداوند فرمود: أَلَّا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ فرشتگان به آنان می‌رسند و می‌گویند نترسید و اندوهگین نباشید و به همان بهشتی که به شما نوید داده‌اند، بهره‌مند شوید. هرکه از روی خوشخویی برادر خویش را گرامی دارد خداوند آنچه که در آغاز تا انجام در این جهان است از پوشش‌های بهشتی برای وی خواهد نوشت و به ریاکاران شبیه نبوده بلکه به کریمان می‌ماند. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکه به برادر مسلمان خویش به بدی اشاره کند فرشتگان بر او لعنت می‌کنند تا اینکه غمگینش سازند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۰ مصادقهًْ الإخوان، ص۷۸

بشارت باد

۳ -۱

(فصلت/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌سِنَانٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا یَمُوتُ مُوَالٍ لَنَا مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِنَا إِلَّا وَ یَحْضُرُهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَن وَ الْحُسَیْنُ (علیهم السلام) فَیَرَوْنَهُ وَ یُبَشِّرُونَهُ وَ إِنْ کَانَ غَیْرَ مُوَالٍ لَنَا یَرَاهُمْ بِحَیْثُ یَسُوؤُهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن‌سنان از امام صادق (علیه السلام) روایت می‌کند که آن حضرت فرمود: «هرگاه یکی از دوستداران ما و مخالف دشمنان ما از دنیا می‌رود، پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امیرالمؤمنین (علیه السلام)، امام حسن و امام حسین (علیها السلام) بر بالین او حضور می‌یابند و او را خوشحال نموده و به او مژده می‌دهند. چنانکه فرد دوستدار ما نباشد، درهنگام مرگ آن بزرگواران را به‌گونه‌ای خواهد دید که برای او زیانبار خواهد بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۸۰/ البرهان

 

آیه نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ [31]

 

ما [فرشتگان] ياران و مددكاران شما در زندگى دنيا و آخرت هستيم؛ و براى شما هرچه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هرچه طلب كنيد به شما داده مى‌شود.

ما یاران و مددکاران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم

۱ -۱

(فصلت/ ۳۱)

 

علیّ‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا قَالَ کُنَّا نَحْرُسُکُمْ مِنَ الشَّیَاطِینِ وَ فِی الْآخِرَةِ أَیْ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ یَعْنِی فِی الْجَنَّهًِْ نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( نَحْنُ أَولیاؤُکُمْ فِی الحَیاةِ الدُّنْیا یعنی ما در دنیا شما را در مقابل شیاطین حفظ می‌کردیم. و فِی الآخِرَةِ یعنی در هنگام مرگ نیز حافظ شما بودیم. آنگاه درباره‌ی بهشت می‌فرماید: و لکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنفُسُکُمْ و لکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ* نُزُلا مِّنْ غَفُورٍ رَّحِیمٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۶۶/ القمی، ج۲، ص۲۶۵/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

۱ -۲

(فصلت/ ۳۱)

 

الباقر (علیه السلام)- نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ أَیْ نَحْنُ مَعَاشِرَ الْمَلَائِکَهًِْ أَنْصَارُکُمْ وَ أَحِبَّاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا نَتَوَلَّی إِیصَالَ الْخَیْرَاتِ إِلَیْکُمْ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ فِی الْآخِرَةِ نَتَوَلَّاکُمْ بِأَنْوَاعِ الْإِکْرَامِ وَ الْمَثُوبَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ یعنی یاران شما در زندگی هستیم. و خیرات را از جانب خدا به شما می‌رسانیم. و در آخرت با شما به انواع احترام و ثواب دوستی می‌کنیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۲ بحارالأنوار، ج۵۶، ص۱۶۲

۱ -۳

(فصلت/ ۳۱)

 

الباقر (علیه السلام)- نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ أَیْ أَنْصَارُکُمْ وَ أَحِبَّاؤُکُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا نَتَوَلَّی إِیصَالَ الْخَیْرَاتِ إِلَیْکُمْ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ تَعَالَی، وَ فِی الْآخِرَةِ فَلَا نُفَارِِقُکُمْ حَتَّی نُدْخِلَکُمُ الْجَنَّهًَْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ یعنی ما یاران و دوستان شما در زندگی دنیا هستیم. که عهده‌دار رساندن لطف و عنایات پروردگار به شماییم. و در آخرت از شما جدا نمی‌شویم تا داخل بهشت شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۸/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۶۳

۱ -۴

(فصلت/ ۳۱)

 

العسکری (علیه السلام)- لَا یَزَالُ الْمُؤْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَهًِْ ... حَتَّی یَکُونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَکِ الْمَوْتِ لَهُ ... هَذِهِ مَنَازِلِکُمْ وَ هَؤُلَاءِ سَادَاتُکُمْ آنَاسُکُمْ وَ جُلَّاسُکُمْ نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- مؤمن پیوسته از بدعاقبتی بیمناک است ... تا هنگام مرگ و آمدن ملک‌الموت ... این است قصرهای بهشتی و اینها هستند که همنشین و مأنوس با شما خواهند بود (ائمّه گرامی (علیهم السلام) گویند:) نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ، نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۶

و برای شما هرچه دلتان بخواهد در بهشت فراهم است، و هرچه طلب کنید به شما داده می‌شود

۲ -۱

(فصلت/ ۳۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ* نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ ثُمَّ قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّا لَنُتْکِئُهُمْ عَلَی وَسَائِدِنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ لَکُمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَ لَکُمْ فِیها ما تَدَّعُونَ* نُزُلًا مِنْ غَفُورٍ رَحِیمٍ به خدا سوگند ما اهل بیت، این افراد را [در بهشت] بر بالش‌های مخصوصِ خویش، پُشت خواهیم داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۳۵۷/ بصایرالدرجات، ص۹۴

۲ -۲

(فصلت/ ۳۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَیْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ فِی الْجَنَّهًِْ إِلَّا وَ لَهُ جِنَانٌ کَثِیرَهًٌْ مَعْرُوشَاتٌ وَ غَیْرُ مَعْرُوشَاتٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ وَ أَنْهَارٌ مِنْ مَاءٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ فَإِذَا دَعَا وَلِیُّ اللَّهِ بِغِذَائِهِ أُتِیَ بِمَا تَشْتَهِی نَفْسُهُ عِنْدَ طَلَبِهِ الْغِذَاءَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسَمِّیَ شَهْوَتَه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هیچ مؤمنی در بهشت نباشد جز آنکه بستان‌های بسیار دارد که درختان افراشته و نیفراشته دارند و جوی‌هایی از می و جوی‌هایی از آب و جوی‌هایی از شیر و جوی‌هایی از عسل در آن‌ها است و هرگاه دوست خدا خوراکی طلب کند آنچه را در دلش می‌خواهد برایش می‌آورند بی‌آنکه دلخواهش را به زبان آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۴ الکافی، ج۸، ص۹۹/ نورالثقلین

۲ -۳

(فصلت/ ۳۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَاصِمِ‌بْنِ‌حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ شَیْءٍ أَسْتَحْیِی مِنْهُ. قَالَ: سَلْ. قُلْتُ: هَلْ فِی الْجَنَّهًِْ غِنَاءٌ؟ قَالَ: إِنَّ فِی الْجَنَّهًِْ شَجَراً یَأْمُرُ اللَّهُ رِیَاحَهَا فَتَهُبُّ فَتَضْرِبُ تِلْکَ الشَّجَرَهًُْ بِأَصْوَاتٍ لَمْ یَسْمَعِ الْخَلَائِقُ بِمِثْلِهَا حُسْناً ثُمَّ قَالَ: هَذَا عِوَضٌ لِمَنْ تَرَکَ السَّمَاعَ فِی الدُّنْیَا مِنْ مَخَافَهًِْ اللَّه.

 

امام صادق (علیه السلام)- عاصم‌بن‌حمید گوید: عرض کردم: «فدایت شوم! می‌خواهم سؤالی از شما بپرسم که از پرسیدنش خجالت می‌کشم». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بپرس». عرض کردم: «آیا در بهشت آهنگِ طرَب‌انگیز وجود دارد»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «در بهشت درختی است که خداوند به بادهای بهشتی فرمان می‌دهد و بادها وزیدن می‌گیرند و [شاخ و برگ‌های آن درخت به حرکت درآمده و] صداهایی ایجاد می‌کند که هیچ‌کس قبل از آن، صدایی به آن زیبایی نشنیده است». آنگاه فرمود: «این نعمت، پاداش کسی است که در دنیا از ترس خداوند، از شنیدن آهنگِ طرَب انگیز دوری کرده باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۲۷/ نورالثقلین

 

آیه نُزُلاً مِنْ غَفُورٍ رَحيمٍ [32]

 

در‌حالى‌كه اين‌ها وسيله‌ی پذيرايى از سوى خداوند آمرزنده و مهربان است.

 

آیه وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعا إِلَى اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّني مِنَ الْمُسْلِمينَ [33]

 

چه كسى خوش گفتارتر است از آن كس كه دعوت به‌سوى خدا مى‌كند و عمل صالح انجام مى‌دهد و مى‌گويد: «من از مسلمانانم»؟!

۱

(فصلت/ ۳۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ لَوْ کَانَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی الْمُؤَذِّنِینَ کَمَا فَسَّرَهَا الْمُفَسِّرُونَ لَفَازَ الْقَدَرِیَّهًُْ وَ أَهْلُ الْبِدَعِ مَعَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِی مِنَ الْمسْلِمِینَ؛ اگر این آیه درباره‌ی مرزداران و نگهبانان سرحدّ باشد قدریّه و بدعت‌گذاران از مخالفین نیز رستگار شده‌اند؛ چنانچه مفسّرین تفسیر کرده‌اند [زیرا نگهبانان سرحدّ که رابط بین مشرکین و مسلمانان هستند می‌توانند قدریّه و بدعت‌گذاران در دین باشند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۱۶/ العیاشی، ج۱، ص۲۱۲

۲

(فصلت/ ۳۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) بَابُ الْهُدَی بَعْدِی وَ الدَّاعِی إِلَی رَبِّی وَ هُوَ صالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً ...

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- همانا پس از من علی (علیه السلام) دروازه هدایت و فراخواننده به‌سوی خدای من است و او صالح مؤمنان است چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به‌سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۲۸/ البرهان

۳

(فصلت/ ۳۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) بَابُ الْهُدَی بَعْدِی وَ الدَّاعِی إِلَی رَبِّی وَ هُوَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللهِ وَ عَمِلَ صالِحاً وَ قالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- علی (علیه السلام) باب هدایت است پس از من و داعی به پروردگار من است و اوست صالح مؤمنان، چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به‌سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۹۳

 

آیه وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ [34]

 

هرگز نيكى و بدى يكسان نيست؛ بدى را با نيكى دفع كن، ناگاه [خواهى ديد] همان كس كه ميان تو و او دشمنى است، گويى دوستى گرم و صميمى است.

۱

(فصلت/ ۳۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الحسنهًُْ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ السَّیِّئَهًُْ عَدَاوَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

 

امام علی (علیه السلام)- حسنه‌ای که در این آیه آمده ولایت ما اهل بیت است و سیّئه عداوت و دشمنی با ما اهل بیت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۱

۲

(فصلت/ ۳۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌فُضَیْلٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ فَقَالَ نَحْنُ الْحَسَنَهًُْ وَ بَنُو أُمَیَّهًَْ السَّیِّئَهًُْ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- محمّدبن‌فضیل گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد آیه: وَ لا تَسْتَوِی الحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ پرسیدم. فرمود: «حسنه ما خانواده‌ایم و سیّئه بنی‌امیّه هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۶/ البرهان

۳

(فصلت/ ۳۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِذَا لَقِیتُمْ إِخْوَانَکُمْ فَتَصَافَحُوا وَ أَظْهِرُوا لَهُمُ الْبَشَاشَهًَْ وَ الْبِشْرَ تَفَرَّقُوا وَ مَا عَلَیْکُمْ مِنَ الْأَوْزَارِ قَدْ ذَهَبَ وَ قَالَ (علیه السلام) صَافِحْ عَدُوَّکَ وَ إِنْ کَرِهَ فَإِنَّهُ مِمَّا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوجَلَّ بِهِ عِبَادَهُ یَقُولُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- هنگامی‌که برادر [دینی] خود را دیدید و با هم دست دادید و خوشرویی کردید و بعد جدا می‌شوید، هر گناهی دارید رفته است و فرمود: «با دشمن خود هم دست بده؛ گرچه بد است. که خدا عزّوجلّ بدان امر کرده و می‌فرماید: ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۷۳، ص۲۰/ نورالثقلین و البرهان؛ «اذا لقیتم... قد ذهب و قال» محذوف

۴

(فصلت/ ۳۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَفَدَ الْعَلَاءُ‌بْنُ‌الْحَضْرَمِیِّ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ لِی أَهْلَ بَیْتٍ أُحْسِنُ إِلَیْهِمْ فَیُسِیئُونَ وَ أَصِلُهُمْ فَیَقْطَعُونَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- علاءبن‌حضرمی بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) وارد شد و عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) من خاندانی دارم که به آن‌ها احسان می‌کنم و در عوض به من بدی می‌کنند با آن‌ها صله می‌کنم و از من می‌برند»، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ* وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۴۱۵/ نورالثقلین؛ «الا الذین... حظ عظیم» محذوف

۵

(فصلت/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ لَا کَافَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِسَیِّئَهًٍْ قَطُّ قَالَ اللَّهُ لَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهًَْ فَفَعَل.

 

امام صادق (علیه السلام)- و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هیچ‌گاه بدی را با بدی پاسخ نداد، خداوند متعال به او فرمود: ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز چنین کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ مجموعهًْ ورام، ص۲، ص۱۴۸/ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۱۳۰

۶

(فصلت/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَا حَفْصُ إِنَّ مَنْ صَبَرَ صَبَرَ قَلِیلًا وَ إِنَّ مَنْ جَزِعَ جَزِعَ قَلِیلًا ثُمَّ قَالَ عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ فِی جَمِیعِ أُمُورِکَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوجَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ فَقَالَ وَ اصْبِرْ عَلی ما یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلًا وَ ذَرْنِی وَ الْمُکَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَةِ وَ قَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهًَْ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیم.

 

امام صادق (علیه السلام)- ای حفص! هر که صبر کند، اندکی صبر کرده، و هر کس بی‌تابی کند اندکی بی‌تابی نموده. سپس فرمود: حتما در تمام کارهایت صبر را پیشه خود ساز، زیرا خداوند محمّد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث نمود و او را به صبر و مدارا امر کرد، و فرمود: و در
برابر آنچه [دشمنان] می‌گویند شکیبا باش، و به طرزی شایسته از آنان دوری زین! و مرا با
 تکذیب‌کنندگان صاحب نعمت واگذار، و آن‌ها را کمی مهلت ده! (مزمل/۱۰) و خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۶ الکافی، ج۲، ص۸۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۶۱/ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۶۰/ القمی، ج۱، ص۱۹۶/ مشکاهًْ الأنوار، ص۲۱/ نورالثقلین/ مشکاهًْ الأنوار، ص۲۵

۷

(فصلت/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ قَالَ الْحَسَنَهًُْ التَّقِیَّهًُْ وَ السَّیِّئَهًُْ الْإِذَاعَهًُْ وَ قَوْلُهُ عَزَّوجَلَّ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ قَالَ الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ التَّقِیَّهًُْ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) در تفسیر قول خدا و برابر نبودن خوبی و بدی فرمود: «خوبی تقیّه است و بدی فاش‌کردن، و درباره‌ی کلام خدا عزّوجلّ: ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَةَ فرمود: آنچه بهتر است، تقیّه می‌باشد. چون کسی که میان تو و او دشمنی است چون دوست مهربان تو می‌گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۸ الکافی، ج۲، ص۲۱۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۰۶/ المحاسن، ج۱، ص۲۵۷/ نورالثقلین/ البرهان/ الاختصاص، ص۲۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۶

۸

(فصلت/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُعَاوِیَهًَْ‌بْنِ‌عَمَّارٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ؟ قَالَ: الْحَسَنَهًُْ التَّقِیَّهًُْ وَ السَّیِّئَهًُْ الْإِذَاعَهًُْ. قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ؟ قَالَ: الصَّمْتُ. ثُمَّ قَالَ: فَأَنْشَدْتُکَ بِاللَّهِ هَلْ تَعْرِفُ ذَلِکَ فِی نَفْسِکَ أَنَّکَ تَکُونُ مَعَ قَوْمٍ لَا یَعْرِفُونَ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ مِنْ دِینِکَ وَ لَا تَکُونُ لَهُمْ وُدّاً وَ صَدِیقاً فَإِذَا عَرَفُوکَ وَ شَعَرُوکَ أَبْغَضُوکَ. قُلْتُ: صَدَقْتَ. قَالَ: فَقَالَ لِی: فَذَا مِنْ ذَاک.

 

امام صادق (علیه السلام)- معاویهًْ‌بن‌عمّار گوید: عرض کردم: «فدایت شوم! منظور از لا تَسْتَوِی الحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ چیست»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «[مراد از] نیکی، تقیّه (خودداری از اظهار عقیده و مذهب) و [مراد از] بدی، فاش‌کردن [عقیده] است». عرض کردم: «فدایت شوم! منظور از ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ چیست»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «منظور خاموش‌بودن [در مقابل دیگران] است». آنگاه فرمود: «تو را به خداوند سوگند می‌دهم! آیا تاکنون برایت پیش آمده همنشین افرادی شده باشی که از اعتقادات تو باخبر نیستند و با آن‌ها دوستی و رفاقتی نداری، هنگامی‌که تو را شناخته و به اعتقاداتت پی‌برند با تو دشمنی کنند»؟ عرض کردم: «آری! درست می‌فرمایی». امام (علیه السلام) به من فرمود: «این از همان موارد است [که آیه دستور به خاموش‌بودن می‌دهد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۸ فرات الکوفی، ص۳۸۵

۹

(فصلت/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُفْیَانَ‌بْنِ‌سَعِیدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ‌بْنَ‌مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ (علیه السلام) وَ کَانَ وَ اللَّهِ صَادِقاً کَمَا سُمِّیَ یَقُولُ: عَلَیْکَ بِالتَّقِیَّهًِْ فَإِنَّهَا سُنَّهًُْ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ (علیه السلام) إِلَی أَنْ قَالَ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ إِذَا أَرَادَ سَفَراً دَارَی بَعِیرَهُ وَ قَالَ (علیه السلام) أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاهًِْ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِإِقَامَهًِْ الْفَرَائِضِ وَ لَقَدْ أَدَّبَهُ اللَّهُ عَزَّوجَلَّ بِالتَّقِیَّهًِْ فَقَالَ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا ... یَا سُفْیَانُ مَنِ اسْتَعْمَلَ التَّقِیَّهًَْ فِی دِینِ اللَّهِ فَقَدْ تَسَنَّمَ الذِّرْوَهًَْ الْعُلْیَا مِنَ الْقُرْآنِ وَ إِنَّ عِزَّ الْمُؤْمِنِ فِی حِفْظِ لِسَانِهِ وَ مَنْ لَمْ یَمْلِکْ لِسَانَهُ نَدِمَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سفیان‌بن‌سعید گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) به خدا همان‌طور که نامیده شده، صادق است می‌فرمود: «ای سفیان! بر تو باد به تقیّه که روش ابراهیم خلیل (علیه السلام) است تا اینکه فرمود: رسول خدا فرمود: پروردگارم به من به مدارا و سازش با مردم فرمان داده چنانچه به انجام واجبات فرمان داده است. و البته که خدای عزّوجلّ او را به تقیّه پرورش داده است. و فرمود: ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ* وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا. ای سفیان! هرکه تقیّه را در دین خدا به کار ببندد به کنگره‌ی بلندتر عزّت نشسته است، و به‌راستی عزّت مؤمن در حفظ زبان اوست، و هرکه اختیار زبانش را ندارد پشیمان می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۸ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۰۸/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۳۵ و بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۹۶؛ «بتفاوت»/ معانی الأخبار، ص۳۸۵؛ «و ما یلقاها... لسانه ندم» محذوف

۱۰

(فصلت/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُمِرْتُ بِالتَّقِیَّهًِْ فَسَارَّ بِهَا عَشْراً حَتَّی أُمِرَ أَنْ یَصْدَعَ بِمَا أُمِرَ وَ أُمِرَ بِهَا عَلِیٌّ (علیه السلام) فَسَارَّ بِهَا حَتَّی أُمِرَ أَنْ یَصْدَعَ بِهَا ثُمَّ أَمَرَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَسَارُّوا بِهَا فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا سَقَطَتِ التَّقِیَّهًُْ وَ جَرَّدَ السَّیْفَ وَ لَمْ یَأْخُذْ مِنَ النَّاسِ وَ لَمْ یُعْطِهِمْ إِلَّا بِالسَّیْفِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زمانی‌که آیه: ادْفَعْ بِالتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الذِی بَینَکَ و بَینَهُ عَدَاوةٌ کَأَنَّهُ ولی حَمِیمٌ نازل شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به من دستور داده شده است، تقیّه در پیش گیرم». آن حضرت مدّت ده سال به دعوت پنهانی ادامه داد تا اینکه به او دستور داده شد که دعوتش را علنی کند. به حضرت علی (علیه السلام) نیز چنین دستوری داده شده بود. او نیز تا زمانی‌که فرمان علنی‌شدن دعوت داده نشده بود، به‌صورت پنهانی به دعوت می‌پرداخت. اهل بیت (علیهم السلام) همدیگر را به تقیّه سفارش می‌کردند در نتیجه آن‌ها دعوتشان را به‌صورت پنهانی ادامه می‌دادند. امّا زمانی‌که قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کند، تقیّه کنار گذاشته و شمشیرها برافراشته خواهد شد و فقط با زبان شمشیر با مردمان سخن گفته خواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۳۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۶/ البرهان؛ «ادفع بالتی» محذوف و «فساد» بدل «فسار»

۱۱

(فصلت/ ۳۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ أَدَّبَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ وَ لَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ قَالَ: ادْفَعْ سَیِّئَهًَْ مَنْ أَسَاءَ إِلَیْکَ بِحَسَنَتِکَ حَتَّی یَکُونَ الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ ثُمَّ قَالَ وَ ما یُلَقَّاها إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَ ما یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( سپس خداوند، پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را تربیت نموده و خطاب به او می‌فرماید: ولا تَسْتَوی الحَسَنَةُ ولا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالتِی هِی أَحْسَنُ یعنی بدی کسی را که به تو بدی کرده است، به‌وسیله‌ی نیکی کردنت از خودت دور کن تا کسی که بین تو و او دشمنی وجود دارد، به دوست صمیمی تو تبدیل شود. خداوند در ادامه می‌فرماید: و مَا یلقَّاهَا إِلا الذِینَ صَبَرُوا و مَا یلقَّاهَا إِلا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۰ القمی، ج۲، ص۲۶۶/ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ الَّذينَ صَبَرُوا وَ ما يُلَقَّاها إِلاَّ ذُو حَظٍّ عَظيمٍ [35]

 

امّا جز كسانى كه داراى صبر و استقامتند به اين مقام نمى‌رسند، و جز كسانى كه بهره‌ی عظيمى [از ايمان و تقوا] دارند به آن نايل نمى‌گردند.

۱

(فصلت/ ۳۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا فِی الدُّنْیَا عَلَی الْأَذَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا مگر کسانی که در دنیا بر اذیّت و آزارها صبر نموده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۰ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۱۳

 

آیه وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ [36]

 

و هرگاه وسوسه‌اى از شيطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه كه او شنونده و داناست.

۱

(فصلت/ ۳۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ أَیْ إِنْ عَرَضَ بِقَلْبِکَ نَزْغٌ مِنَ الشَّیْطَانِ فَاسْتَعِذْ بِاللهِ وَ الْمُخَاطَبَهًُْ لِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمَعْنَی لِلنَّاسِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( آیه: وَ إِمَّا ینزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیطَانِ نَزْغٌ به این معناست که چنانکه وسوسه شیطانی به قلبت خطور کرد به خداوند پناه ببر. در اینجا مخاطب، پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و معنای آن متوجّه سایر مردم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۰ القمی، ج۲، ص۲۶۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(فصلت/ ۳۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِذَا وَسْوَسَ الشَّیْطَانُ إِلَی أَحَدِکُمْ فَلْیَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ وَ لْیَقُلْ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ مُخْلِصاً لَهُ الدِّین.

 

امام علی (علیه السلام)- هرگاه شیطان در دل تو وسوسه کرد به خدا پناه ببر و بگو: «به خدا و رسولش ایمان آوردم درحالی‌که دین خود را برای او خالص گرداندم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۰ بحارالأنوار، ج۹۲، ص۱۳۶

 

آیه وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلهِ الَّذي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ [37]

 

و از نشانه‌هاى او، شب و روز و خورشيد و ماه است؛ [ولى] براى خورشيد و ماه سجده نكنيد، [بلكه] براى خدايى كه آفريننده‌ی آن‌هاست سجده كنيد اگر تنها او را مى‌پرستيد.

۱

(فصلت/ ۳۷)

 

الأئمّهًْ (علیهم السلام)- عَنْ أَئِمَّتِنَا (علیهم السلام) أَنَّ السُّجُودَ فِی سُورَهًِْ فُصِّلَتْ عِنْدَ قَوْلِهِ إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ.

 

ائمه (علیهم السلام)- از امامان ما (علیهم السلام) نقل شده که محلّ سجده‌ی واجب در سوره‌ی فصّلت، انتهای آیه: إِنْ کُنْتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۰ وسایل الشیعهًْ، ج۶، ص۲۴۱/ نورالثقلین

۲

(فصلت/ ۳۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا قَرَأَ أَحَدُکُمُ السَّجْدَهًَْ مِنَ الْعَزَائِمِ، فَلْیَقُلْ فِی سُجُودِهِ: سَجَدْتُ لَکَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، لَامُسْتَکْبِراً عَنْ عِبَادَتِکَ وَ لَامُسْتَنْکِفاً وَ لَا مُتَعَظِّماً، بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِیلٌ، خَائِفٌ مُسْتَجِیر.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس آیه‌ی سجده را تلاوت کند، باید در سجده بگوید: «خدایا، از راه بندگی به خاک درت افتادم. من از طاعت و عبادت تو سر بر نمی‌تابم، ابا نمی‌ورزم و بزرگی نمی‌فروشم. من بنده‌ای خوار و بی‌مقدارم. ترسانم. پناهنده‌ی آن درگاهم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۰ الکافی، ج۶، ص۹۰

۳

(فصلت/ ۳۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا نَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ سَجَدَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ فِی سُجُودِهِ: أَعُوذُ بِرِضَاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ بِمُعَافَاتِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْکَ لَا أُحْصِی ثَنَاءً عَلَیْکَ أَنْتَ کَمَا أَثْنَیْتَ عَلَی نَفْسِک.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که آیه: و سجده نما و به قرب [خداوند] درآی!. (علق/۱۹). نازل شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) سجده کرده و در سجده‌ی خویش [چنین] گفت: «[خدایا] از خشمت به خشنودیت و از مجازاتت به گذشتت پناه می‌برم و از تو به خودت پناهنده‌ام، من هرگز نمی‌توانم به مدح و ثنای تو برسم؛ تو آن‌گونه‌ای که خود، مدح و ثنای خویش گفته‌ای».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۲ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۳۲۱

۴

(فصلت/ ۳۷)

 

الباقر (علیه السلام)- {أبی‌جَعفَرٍ (علیه السلام)} الْعَزَائِمُ أَرْبَعٌ الم تَنْزِیلُ وَ حم السَّجْدَهًُْ وَ النَّجْمُ وَ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ وَ کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یُعْجِبُهُ أَنْ یَسْجُدَ فِی کُلِّ سُورَهًٍْ فِیهَا سَجْدَهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- [امام باقر (علیه السلام) فرمود:] سوره‌هایی که سجده‌ی واجب دارند چهار سوره هستند: الم تَنْزِیلُ و حم السَّجْدَةُ وَ النَّجْم و اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّک. و امام سجاد (علیه السلام) همواره چنین بود که دوست می‌داشت درهنگام خواندن هر سوره‌ای که در آن، ذکری از سجده آمده سجده نماید [هرچند سجده‌ی واجب نباشد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۱۷۰

۵

(فصلت/ ۳۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ أُتِیَ بِالشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ فِی صُورَهًِْ ثَوْرَیْنِ عَقِیرَیْنِ فَیُقْذَفَانِ بِهِمَا وَ بِمَنْ یَعْبُدُهُمَا فِی النَّارِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُمَا عُبِدَا فَرَضِیَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- در روز قیامت خورشید و ماه را مانند دو گاو پی شده می‌آورند و با هرکه آن‌ها را پرستیده است در دوزخ می‌افکنند، برای آنکه آنان را پرستیدند و بدان خشنود شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۷۷

 

آیه فَإِنِ اسْتَكْبَرُوا فَالَّذينَ عِنْدَ رَبِّكَ يُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا يَسْأَمُونَ [38]

 

و اگر [از عبادت پروردگار] تكبّر كنند، كسانى (فرشتگانى) كه نزد پروردگارتو هستند شب و روز براى او تسبيح مى‌گويند و خسته نمى‌شوند.

 

آیه وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى إِنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَديرٌ [39]

 

و از آيات او اين است كه زمين را خشك [و بى‌جان] مى‌بينى، امّا هنگامى‌كه آب [باران] بر آن مى‌فرستيم به جنبش در مى‌آيد و رشد مى‌كند؛ همان كس كه آن را زنده كرد، مردگان را نيز زنده مى‌كند؛ به يقين او بر هرچيز تواناست.

۱

(فصلت/ ۳۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ احْتَجَّ عَلَی الدَّهْرِیَّهًِْ فَقَالَ وَ مِنْ آیاتِهِ أَنَّکَ تَرَی الْأَرْضَ خاشِعَةً أَیْ سَاکِنَهًًْ هَامِدَهًًْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( سپس خداوند به احتجاج علیه دهریّه می‌پردازد و می‌فرماید: و مِنْ آیاتِهِ أَنَّکَ تَرَی الأَرْضَ خَاشِعَةً یعنی از جمله نشانه‌های خداوند آن است که زمین را آرام و سرد می‌بینی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۲ القمی، ج۲، ص۲۶۶

۲

(فصلت/ ۳۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- ثُمَّ ضَرَبَ لِلْبَعْثِ وَ النُّشُورِ مَثَلًا فَقَالَ تَعَالَی وَ تَرَی الْأَرْضَ هامِدَةً. فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاها لَمُحْیِ الْمَوْتی.

 

امام علی (علیه السلام)- آنگاه خداوند برای برانگیختن و زنده‌کردن مردگان مثالی زده و فرمود: و همچنین زمین را [در فصل زمستان] خشک و مرده می‌بینی. (حج/۵) فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَیْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیاها لَمُحْیِ الْموْتی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۷

 

آیه إنَّ الَّذينَ يُلْحِدُونَ في آياتِنا لا يَخْفَوْنَ عَلَيْنا أَ فَمَنْ يُلْقى فِي النَّارِ خَيْرٌ أَمْ مَنْ يَأْتي آمِناً يَوْمَ الْقِيامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ [40]

 

كسانى كه آيات ما را تحريف مى‌كنند بر ما پوشيده نخواهند بود. آيا كسى كه در آتش افكنده مى‌شود بهتر است يا كسى كه در روز قيامت با امنيّت به عرصه‌ی محشر مى‌آيد؟! هر كارى مى‌خواهيد بكنيد، او به آنچه انجام مى‌دهيد بيناست.

کسانی که آیات ما را تحریف می‌کنند بر ما پوشیده نخواهند بود

۱ -۱

(فصلت/ ۴۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ مَعْنَی الْإِلْحَادِ فِی آیَاتِ اللَّهِ ... هُوَ تَبْدِیلُهُمْ ذَلِکَ وَ وَضْعُهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ.

 

ابن‌عبّاس ( معنای در پیش‌گرفتنِ راه باطل در آیات خداوند ... این است که گمراهان، آیات قرآن را دگرگون کرده و آن‌ها را [با تفسیر و تأویل‌های نادرست] در جایگاهی غیر از جایگاه اصلی‌شان به کار برند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۱۶

۱ -۲

(فصلت/ ۴۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَفَمَنْ یُلْقی فِی النَّارِ‌خَیْرٌ یَعْنِی الْوَلِیدَ‌بْنَ‌الْمُغِیرَهًِْ أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِناً مِنْ غَضَبِ اللَّهِ وَ هُوَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ثُمَّ أَوْعَدَ أَعْدَاءَهُ فَقَالَ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ...

 

ابن‌عبّاس ( أَ فَمَنْ یُلْقی فِی النَّارِ خَیْرٌ؛ او ولیدبن‌مغیره است، أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِناً یَوْمَ الْقِیامَةِ یعنی از عذاب خدا و غضب او در امان است و او علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است. اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۴ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۸۶/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۱۸۸/ المناقب، ج۳، ص۲۷۰

۱ -۳

(فصلت/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لَمْ‌یَرَ شَیْئاً أَبْلَغَ فِی تَمَامِ کَیْدِهِ مِنْ تَنْفِیرِهِمْ مِنْ مُوَالَاهًِْ وَصِیِّهِ وَ إِیحَاشِهِمْ مِنْهُ وَ صَدِّهِمْ عَنْهُ وَ إِغْرَائِهِمْ بِعَدَاوَتِهِ وَ الْقَصْدِ لِتَغْیِیرِ الْکِتَابِ الَّذِی جَاءَ بِهِ وَ إِسْقَاطِ مَا فِیهِ مِنْ فَضْلِ ذَوِی‌الْفَضْلِ وَ کُفْرِ ذَوِی‌الْکُفْرِ مِنْهُ وَ مِمَّنْ وَافَقَهُ عَلَی ظُلْمِهِ وَ بَغْیِهِ وَ شِرْکِهِ وَ لَقَدْ عَلِمَ اللَّهُ ذَلِکَ مِنْهُمْ فَقَالَ إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیاتِنا لایَخْفَوْنَ عَلَیْنا وَ قَالَ یُرِیدُونَ أَنْ یُبَدِّلُوا کَلامَ اللَّهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- دشمنانِ پیامبر (صلی الله علیه و آله) چیزی را در به کار بستن تمام مکر و حیله‌شان، کارسازتر از این ندیدند که مسلمانان را از پیروی‌کردنِ جانشین [حقیقیِ] او دور ساخته و آن‌ها را از وی به وحشت انداخته و آن‌ها را از او باز بدارند و به دشمنی با او تحریک نمایند؛ و [توطئه‌ی دیگرشان این بود]: آهنگِ تغییردادن قرآنی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) آورده بود را کرده و خواستند آیاتی را که دلالت بر برتریِ فضیلت‌داران و کفرِ کافران و آن‌هایی که با ستم، گردنکشی و کفرِ آن‌ها همراهی نمودند، می‌کند از قرآن حذف نمایند؛ درصورتی‌که خداوند به نیّت آن‌ها آگاه بوده و فرمود: إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیاتِنا لا یَخْفَوْنَ عَلَیْنا؛ و فرمود: آن‌ها می‌خواهند کلام خدا را دگرگون سازند. (فتح/۱۵).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۷؛ «و لقد اخضروا الکتاب کملا» محذوف

۱ -۴

(فصلت/ ۴۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی آیاتِنا یَعْنِی یُنْکَرُونَ لا یَخْفَوْنَ عَلَیْنا ثُمَّ اسْتَفْهَمَ عَزَّوَجَلَّ عَلَی الْمَجَازِ فَقَالَ أَ‌فَمَنْ یُلْقی فِی النَّارِ خَیْرٌ أَمْ مَنْ یَأْتِی آمِناً یَوْمَ الْقِیامَةِ اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. وَ قَوْلُهُ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ یَعْنِی بِالْقُرْآنِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( می‌گوید: إِنَّ الذِینَ یلحِدُونَ فِی آیاتِنَا لا یخْفَونَ عَلینَا؛ یعنی کسانی که آیات و نشانه‌های ما را انکار می‌کنند، از دید ما پنهان نمی‌مانند. سپس خداوند بنا به اسلوب مجاز سؤال می‌کند و می‌فرماید: أَفَمَن یلقَی فِی النَّارِ خَیرٌ أَم مَّن یأْتِی آمِنًا یومَ القِیامَةِ اعْمَلوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلونَ بَصِیرٌ همچنین در ادامه می‌فرماید: إِنَّ الذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لمَّا جَاءهُمْ و إِنَّهُ لکِتَابٌ عَزِیزٌ؛ منظور از «ذکر» قرآن کریم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۴ القمی، ج۲، ص۲۶۶

آیا کسی که در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه‌ی محشر می‌آید؟! هر کاری می‌خواهید بکنید، او به آنچه انجام می‌دهید بیناست

۲ -۱

(فصلت/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّمَا هِیَ نَفْسِی أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَی لِتَأْتِیَ آمِنَهًًْ یَوْمَ الْخَوْفِ الْأَکْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَی جَوَانِبِ الْمَزْلَق.

 

امام علی (علیه السلام)- من نفس خود را با پرهیزکاری می‌پرورانم، تا در روز قیامت که هراسناک‌ترین روزهاست در امان، و در لغزشگاه‌های آن ثابت قدم باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۴ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۳۷۴/ نورالثقلین

۲ -۲

(فصلت/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَا أَجْمَعُ عَلَی عَبْدِی خَوْفَیْنِ وَ لَا أَجْمَعُ لَهُ أَمْنَیْنِ فَإِذَا أَمِنَنِی فِی الدُّنْیَا أَخَفْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ إِذَا خَافَنِی فِی الدُّنْیَا آمَنْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند متعال می‌فرماید: «سوگند به عزّت و جلالم برای بنده‌ام دو خوف و دو آسایش را با هم جمع نمی‌کنم، هرگاه در دنیا برای او آرامش باشد در آخرت او را خواهم ترسانید، و اگر در دنیا از من ترسید او را در قیامت آرامش خواهم داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۴ الخصال، ج۱، ص۷۹/ نورالثقلین

۲ -۳

(فصلت/ ۴۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَسْعَدَهًَْ‌بْنِ‌صَدَقَهًَْ قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) لِبَعْضِ جُلَسَائِهِ: أَلَا أُخْبِرُکَ بِشَیْءٍ یُقَرِّبُ مِنَ اللَّهِ وَ یُقَرِّبُ مِنَ الْجَنَّهًِْ، وَ یُبَاعِدُ مِنَ النَّارِ؟ فَقَالَ: بَلَی، جُعِلْتُ فِدَاکَ. فَقَالَ لَهُ: عَلَیْکَ بِالسَّخَاءِ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ خَلْقاً لِرَحْمَتِهِ، فَجَعَلَهُمْ لِلْمَعْرُوفِ أَهْلًا، وَ لِلْخَیْرِ مَوْضِعاً، وَ لِلنَّاسِ وَجْهاً، یَسْعَی إِلَیْهِمْ لِکَیْ یَحْیَوْنَ بِهِمْ کَمَا یُحْیِی الْمَطَرُ الْأَرْضَ الْجَدْبَهًَْ، أُولَئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ الْآمِنُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مسعدهًْ‌بن‌صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) به یکی از همنشینان خود فرمود: «آیا تو را از چیزی که [انسان را] به خداوند و بهشت نزدیک ساخته و از دوزخ دور می‌نماید، باخبر نسازم»؟ عرض کرد: «آری»! امام (علیه السلام) فرمود: «پیوسته اهل جود و بخشش باش، چرا که خداوند با رحمت خویش، عدّه‌ای را آفرید تا رحمت [ویژه‌ی] خود را صرف آن‌ها نماید؛ پس ایشان
 را شایسته‌ی کار پسندیده، و جایگاه کار نیک و آبرومند نزد مردم قرار داد که مردم به‌سویشان می‌شتابند تا آن‌ها به مردم حیات بخشند آنچنان‌که باران به زمین خشک، حیات می‌بخشد؛ ایشان کسانی هستند که روز قیامت، مؤمنان حقیقی و آسوده خاطرند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۴ قرب الإسناد، ص۷۲/ نورالثقلین

 

آیه إِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزيزٌ [41]

 

كسانى كه به اين ذكر (قرآن) هنگامى‌كه به‌سراغشان آمد كافر شدند [نيز بر ما مخفى نخواهند ماند]! و اين كتابى است قطعاً شكست‌ناپذير.

۱

(فصلت/ ۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لَمَّا جاءَهُمْ یَعْنِی الْقُرْآن.

 

امام باقر (علیه السلام)- ِإِنَّ الذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ لمَّا جَاءهُمْ؛ منظور از «ذکر» قرآن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ القمی، ج۲، ص۲۶۶؛ «لما جاءهم» محذوف/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(فصلت/ ۴۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَزِیز أیْ کَرِیمٌ عَلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ.

 

ابن‌عبّاس ( عزیز یعنی قرآن، در پیشگاه خداوند عزّوجلّ کتاب ارجمندی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۶ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۱۶

 

آیه لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزيلٌ مِنْ حَكيمٍ حَميدٍ [42]

 

كه هيچ‌گونه باطلى، نه از پيش‌رو و نه از پشت‌سر، به‌سراغ آن نمى‌آيد؛ چرا كه از سوى خداوند حكيم و شايسته‌ی ستايش نازل شده است.

۱

(فصلت/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ ... قَالَ لَا یَأْتِیهِ مِنْ قِبَلِ التَّوْرَاهًِْ وَ لَا مِنْ قِبَلِ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ أَمَّا مِنْ خَلْفِهِ لَا یَأْتِیهِ مِنْ بَعْدِهِ کِتَابٌ یُبْطِلُهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ یعنی از جانب تورات و انجیل و زبور چیزی که موجب ابطال آن شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۹/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۳/ القمی، ج۲، ص۲۶۶

۲

(فصلت/ ۴۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- ذَکَرَ الرِّضَا (علیه السلام) یَوْماً الْقُرْآنَ فَعَظَّمَ الْحُجَّهًَْ فِیهِ وَ الْآیَهًَْ الْمُعْجِزَهًَْ فِی نَظْمِهِ فَقَالَ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَی وَ طَرِیقَتُهُ الْمُثْلَی الْمُؤَدِّی إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ الْمُنْجِی مِنَ النَّارِ لَا یَخْلُقُ مِنَ الْأَزْمِنَهًِْ وَ لَا یَغِثُّ عَلَی الْأَلْسِنَهًِْ لِأَنَّهُ لَمْ یُجْعَلْ لِزَمَانٍ دُونَ زَمَانٍ بَلْ جُعِلَ دَلِیلَ الْبُرْهَانِ وَ حُجَّهًًْ عَلَی کُلِّ إِنْسَانٍ لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- روزی امام رضا (علیه السلام) قرآن را ذکر فرمود و حجّت در آن و علامت و معجزه در نظم آن را بزرگ قرار داد و فرمود: «قرآن ریسمان محکم خداست و قرآن چنگ‌آویز مستحکم خداست و قرآن راه برگزیده‌ی خداست که بنده را به بهشت می‌کشاند و او را از آتش که به مرور زمان‌ها کهنه نمی‌شود و با اختلاف سال‌ها فاسد نمی‌شود، نجات می‌دهد. چرا که قرآن برای زمانی بدون زمانی قرار داده نشده است بلکه دلیل، برهان و حجّت بر هر انسانی قرار داده شده است که هیچ‌گونه باطلی، نه از پیش‌رو و نه از پشت‌سر، به‌سراغ آن نمی‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته‌ی ستایش نازل شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۶ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۱۰/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۴

۳

(فصلت/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ یَخْضَعْ لِلَّهِ وَ لَمْ یَرِقَّ قَلْبُهُ وَ لَا یَکْتَسِی حُزْناً وَ وَجَلًا فِی سَرِّهِ فَقَدِ اسْتَهَانَ بِعِظَمِ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَی وَ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِینا ... فَانْظُرْ کَیْفَ تَقْرَأُ کِتَابَ رَبِّکَ وَ مَنْشُورَ وَلَایَتِکَ وَ کَیْفَ تُجِیبُ أَوَامِرَهُ وَ نَوَاهِیَهُ وَ کَیْفَ تَمْتَثِلُ حُدُودَهُ فَإِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ لایَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ فَرَتِّلْهُ تَرْتِیلًا فَقِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِیدِهِ وَ تَفَکَّرْ فِی أَمْثَالِهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِکَ حُرُوفَهُ فِی إِضَاعَهًِْ حُدُود.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکه قرآن را تلاوت کند و تلاوت او مقارن خضوع و خشوع نباشد و از تلاوت قرآن او را رقّتی حاصل نشود و ترس الهی در دل او به هم نرسد، پس به‌تحقیق که این قاری، مرتبه و منزلت قرآن را سهل گرفته است، و مرتبه صاحب قرآن را حقیر شمرده است، چنین قاری هرآینه زیانکار و نقصان روزگار است، زیانی بیّن و واضح ... پس بنگر که چگونه کتاب خدا و منشور ولایت خود را می‌خوانی، و چگونه اوامر و نواهی او را اجابت می‌کنی، و از حدود او فرمان می‌بری ... در آنجا که با وعد و وعید او روبه‌رو می‌شوی درنگ کن، و در مَثَل‌ها و پندهای آن بیندیش، و از آن بپرهیز که در عین خوب اداکردن حروف آن، سبب تباه‌شدن حدود آن شوی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۶ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۴۰/ مصباح الشریعهًْ، ص۲۸؛ «من قرأ القرآن... خسرانا مبینا» محذوف

۴

(فصلت/ ۴۲)

 

الصّادقین (علیها السلام)- لَا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ مَعْنَاهُ أَنَّهُ لَیْسَ فِی أَخْبَارِهِ عَمَّا مَضَی بَاطِلٌ وَ لَا فِی أَخْبَارِهِ عَمَّا یَکُونُ فِی الْمُسْتَقْبَلِ بَاطِلٌ بَلْ أَخْبَارُهُ کُلُّهَا مُوَافَقَهًٌْ لِمُخْبَرَاتِهَا.

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- لا یأْتِیهِ البَاطِل؛ این آیه بدین معناست که در میان اخباری که درباره‌ی گذشته یا آینده در آن آمده است، باطل بدان راه ندارد. بلکه اخبار آن کاملاً با رویدادها مطابقت کامل دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۸ نورالثقلین/ البرهان

۵

(فصلت/ ۴۲)

 

العسکری (علیه السلام)- هُوَ ذلِکَ الْکِتابُ الَّذِی أَخْبَرْتُ بِهِ مُوسَی (علیه السلام) وَ مَنْ بَعْدَهُ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ أَخْبَرُوا بَنِی‌إِسْرَائِیلَ أَنِّی سَأُنْزِلُهُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) کِتَاباً عَرَبِیّاً عَزِیزاً لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ لا رَیْبَ فِیهِ لَا شَکَّ فِیهِ لِظُهُورِهِ عِنْدَهُمْ کَمَا أَخْبَرَهُمْ أَنْبِیَاؤُهُمْ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) یُنْزَلُ عَلَیْهِ الْکِتَابُ لَا یَمْحُوهُ الْمَاءُ یَقْرَؤُهُ هُوَ وَ أُمَّتُهُ عَلَی سَائِرِ أَحْوَالِهِمْ هُدیً بَیَانٌ مِنَ الضَّلَالَهًِْ لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ یَتَّقُونَ الْمُوبِقَاتِ وَ یَتَّقُونَ تَسْلِیطَ السَّفَهِ عَلَی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی إِذَا عَلِمُوا مَا یَجِبُ عَلَیْهِمْ عِلْمُهُ عَمِلُوا بِمَا یُوجِبُ لَهُمْ رِضَا رَبِّهِمْ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- این کتابی است که موسی و انبیاء (علیهم السلام) بعد از او به آن خبر داده‌اند و به بنی‌اسرائیل اخبار نموده‌اند که من (خدا) به‌زودی آن را بر تو نازل خواهم ساخت. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)، شکی در آن راه ندارد. چون کاملاً حقانیّت قرآن نزد آن‌ها روشن است شکّ و تردیدی در آن راه ندارد. و مایه‌ی هدایت است. بیان روشن و نگهدارنده از گمراهی برای پرهیزکاران است. (بقره/۲) برای کسانی که از موجبات شقاوت پرهیز دارند و جهل و سفاهت را از خود برطرف می‌سازند که درصورت علم و اطلاع بر واجبات و تکالیف شرعی اعمال خود را برای جلب رضای حق انجام می‌دهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۸ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۱۷/ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۷۳؛ «هو ذلک... عربیا عزیزا» محذوف و «هدی بیان... رضا ربهم» محذوف

۶

(فصلت/ ۴۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ: قِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ أُمَّتَکَ سَیَفْتَتِنُ فَسُئِلَ مَا الْمَخْرَجُ مِنْ ذَلِکَ فَقَالَ کِتَابُ اللَّهِ الْعَزِیزُ الَّذِی لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ مَنِ ابْتَغَی الْعِلْمَ فِی غَیْرِهِ أَضَلَّهُ اللَّهُ وَ مَنْ وَلِیَ هَذَا الْأَمْرَ مِنْ جَبَّارٍ فَعَمِلَ بِغَیْرِهِ قَصَمَهُ اللَّهُ وَ هُوَ الذِّکْرُ الْحَکِیمُ وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ فِیهِ خَبَرُ مَا قَبْلَکُمْ وَ نَبَأُ مَا بَعْدَکُمْ وَ حُکْمُ مَا بَیْنَکُمْ وَ هُوَ الْفَصْلُ لَیْسَ بِالْهَزْلِ وَ هُوَ الَّذِی سَمِعَتْهُ الْجِنُّ فَلَمْ تناها (تَنَاهَی) أَنْ قَالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ لَا یَخْلُقُ عَلَی طُولِ الرَّدِّ وَ لَا یَنْقَضِی عِبَرُهُ وَ لَا تَفْنَی عَجَائِبُهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام حسن (علیه السلام) فرمود: «محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض شد: «به‌زودی امّت شما دچار فتنه و آزمایش خواهد شد، راه خروج و نجات از آن چیست»؟ فرمود: «کتاب خداوند که که هیچ‌گونه باطلی، نه از پیش‌رو و نه از پشت‌سر، به‌سراغ آن نمی‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته‌ی ستایش نازل شده است. هرکس علم و دانش را در غیر آن جستجو نماید خداوند او را گمراه سازد و هرکه سرپرستی انسانی سرکش و زورگو را پذیرفته [و از وی پیروی کند] و به غیر [دستوراتِ] قرآن عمل نماید خداوند او را در هم خواهد شکست؛ و یادآوری حکیمانه است. (آل عمران/۵۸). نور آشکار. (نساء/۱۷۴) و راه راست. (فاتحه/۷) است؛ سرگذشت پیشینیان و خبر آیندگان شما و داوریِ اختلافات شما در آن است؛ قرآن، جداکننده‌ی حقّ از باطل است و هرگز شوخی نیست و کتابی است که جنّیان آن را شنیده و یکدیگر را از گفتن این جمله بازنداشتند که ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم* که به راه راست هدایت می‌کند، پس ما به آن ایمان آورده‌ایم. (جن/۲-۱). [و] کتابی است که با تکرار فراوان، کهنه نمی‌شود و عبرت‌های آن پایان نمی‌پذیرد و شگفتی‌هایش تمام‌شدنی نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۴۸ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۷/ العیاشی، ج۲، ص۳؛ «بتفاوت»

 

آیه ما يُقالُ لَكَ إِلاَّ ما قَدْ قيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَليمٍ [43]

 

آنچه به ناروا درباره‌ی تو مى‌گويند همان است كه درباره‌ی پيامبران قبل از تو نيز گفته شده؛ پروردگار تو [هم] داراى آمرزش و [هم] داراى كيفر دردناكى است!

 

آیه وَ لَوْ جَعَلْناهُ قُرْآناً أَعْجَمِيًّا لَقالُوا لَوْ لا فُصِّلَتْ آياتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَ عَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ في آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعيدٍ [44]

 

اگر آن را قرآنى عجمى قرار مى‌داديم به يقين مى‌گفتند: «چرا آياتش به روشنى بيان نشده؟! قرآن عجمى از پيغمبرى عربى»؟! بگو: «اين [كتاب] براى كسانى كه ايمان آورده‌اند هدايت و شفاست؛ ولى كسانى كه ايمان نمى‌آورند، در گوش‌هايشان سنگينى است و از مشاهده‌ی آن نابينا هستند؛ آن‌ها [همچون كسانى هستند كه گويى] از راه دور صدا زده مى‌شوند».

۱

(فصلت/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِه ... لَوْ‌لا فُصِّلَتْ آیاتُهُءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ قَالَ لَوْ کَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَعْجَمِیّاً لَقَالُوا کَیْفَ نَتَعَلَّمُهُ وَ لِسَانُنَا عَرَبِیٌّ وَ أَتَیْتَنَا بِقُرآنٍ أَعْجَمِیٍّ فَأَحَبَّ اللَّهُ أَنْ یُنَزَّلَ بِلِسَانِهِمْ وَ فِیهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوجَلَّ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- لَوْ لا فُصِّلَتْ آیاتُهُ ءَ أَعْجَمِیٌّ وَ عَرَبِیٌّ؛ یعنی اگر این قرآن به زبان غیر عرب بود می‌گفتند: «چگونه آن را بیاموزیم زبان ما که عربی است تو برای ما قرآنی به زبان عجمی آورده‌ای»! خداوند به زبان خودشان فرستاد: ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش، نفرستادیم. (ابراهیم/۴).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۳/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۹/ القمی، ج۲، ص۲۶۶؛ «و فیه قال الله... الی آخر» محذوف

۲

(فصلت/ ۴۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- لَوْ کَانَ هذَا الْقُرْآنُ أَعْجَمِیًّا لَقَالُوا لَوْ لَا أُنْزِلَ بِالْعَرَبِیَّهًِْ فَقَالَ اللَّهُ قُلْ هُوَ لِلَّذِینَ آمَنُوا هُدیً وَ شِفاءٌ أَیْ تِبْیَانٌ وَ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وَقْرٌ أَیْ صَمَمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( یعنی اگر این قرآن غیر عربی می‌بود می‌گفتند: «ای کاش به زبان عربی نازل می‌شد». خداوند می‌فرماید: بگو این قرآن برای مؤمنان هدایت‌گر و بیان‌کننده است. الذِینَ لا یؤْمِنُونَ فِی آذَانِهِمْ وقْرٌ یعنی کفّار، کر و ناشنوا هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۰ القمی، ج۲، ص۲۶۶

 

آیه وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ فَاخْتُلِفَ فيهِ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَفي شَكٍّ مِنْهُ مُريبٍ [45]

 

ما به موسى كتاب آسمانى داديم؛ سپس در آن اختلاف شد؛ و اگر فرمانى از ناحيه‌ی پروردگارت در‌اين‌باره صادر نشده بود، [كه بايد به آنان مهلت داد تا اتمام حجّت شود] در ميان آن‌ها داورى مى‌شد [و به كيفر مى‌رسيدند]؛ ولى آن‌ها هنوز درباره‌ی آن شكّى توأم با بدگمانى دارند.

۱

(فصلت/ ۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ لَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ قَالَ: اخْتَلَفُوا کَمَا اخْتَلَفَ هَذِهِ الْأُمَّهًُْ فِی الْکِتَابِ وَ سَیَخْتَلِفُونَ فِی الْکِتَابِ الَّذِی مَعَ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لَمَّا یَأْتِیهِمْ بِهِ حَتَّی یُنْکِرَهُ نَاسٌ کَثِیرٌ فَیُقَدِّمُهُمْ فَیَضْرِبُ أَعْنَاقَهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه از امام باقر (علیه السلام) روایت می‌کند که آن حضرت درباره‌ی آیه: و لقَدْ آتَینَا مُوسَی الکِتَابَ فَاخْتُلفَ فِیهِ و لولا کَلمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ لقُضِی بَینَهُمْ فرمود: «اختلاف آن‌ها همانند این است که امّت درباره‌ی کتاب دچار اختلاف شدند. آن‌ها درباره‌ی کتابی که نزد قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و زمانی آن را به میانشان خواهد آورد دچار اختلاف می‌شوند. به‌طوری که بسیاری از مردم آن را انکار می‌کنند. امام آنان را پیش می‌آورد و گردن‌هایشان را می‌زند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۰ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۷/ البرهان؛ «بتفاوت»

 

آیه مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيدِ [46]

 

كسى كه عمل صالحى انجام دهد، سودش براى خود اوست؛ و هركس بدى كند، به خويشتن بدى كرده است؛ و پروردگارت هرگز به بندگان ستم نمى‌كند.

۱

(فصلت/ ۴۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ عَمَلِنَا وَ سِیرَتِنَا بِالْعَدْلِ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوجَلَّ یَقُولُ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ، وَ أَمَّا {أَنَا} مِنْ أَنْ أَکُونَ مُقَصِّراً فِیمَا ذَکَرْتَ أَخْوَف.

 

امام علی (علیه السلام)- امام علی (علیه السلام) [به مالک اشتر] فرمود: «امّا آنچه در مورد کردار و روش ما در عمل به عدالت [و رعایت تساوی میان مسلمانان] بیان داشتی [و گفتی این‌کار باعث پراکنده‌شدن عدّه‌ای از اطراف من و پیوستن آن‌ها به معاویه شده] این فرمان خداوند عزّوجلّ است که می‌فرماید: مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ؛ [علاوه‌براینکه] من از این جهت بیمناکم که در عمل به عدالت، [ناخواسته] کوتاهی کرده باشم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۰ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۴۹۳/ بحارالأنوار، ج۳۴، ص۱۶۳/ الغارات، ج۱، ص۴۶/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۲، ص۱۹۷

۲

(فصلت/ ۴۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌أَبِی مَحْمُودٍ قَال سَأَلْتُ أَبَاالْحَسَنِ‌الرِّضَا (علیه السلام) ... هَلْ یُجْبِرُ عِبَادَهُ عَلَی الْمَعَاصِی فَقَالَ بَلْ یُخَیِّرُهُمْ وَ یُمْهِلُهُمْ حَتَّی یَتُوبُوا قُلْتُ فَهَلْ یُکَلِّفُ عِبَادَهُ مَا لَا یُطِیقُونَ فَقَالَ کَیْفَ یَفْعَلُ ذَلِکَ وَ هُوَ یَقُولُ وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌ابی‌محمود گوید: از امام رضا (علیه السلام) سؤال کردم: «... آیا خداوند بندگانش را وادار به گناه‌کردن می‌کند»؟ امام پاسخ داد: «خیر! بلکه آن‌ها را آزاد و مختار قرار داده و به آن‌ها مهلت می‌دهد تا توبه کنند». گفتم: «آیا بندگانش را مجبور به انجام کاری که قادر به انجام آن نیستند می‌کند»؟ امام فرمود: «چگونه ممکن است چنین کاری بکند حال آنکه خودش می‌فرماید: و مَا رَبُّکَ بِظَلامٍ للعَبِیدِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۱/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۱۳/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۱۲۳/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(فصلت/ ۴۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَا أَحْسَنْتَ إِلَی أَحَدٍ وَ لَا أَسَأْتَ إِلَیْهِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- من به هیچ‌کس نیکی نکرده و بدی ننموده‌ام چرا که خداوند متعال می‌فرماید: مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۲ متشابه القرآن، ج۱، ص۱۱۸

 

آیه إِلَيْهِ يُرَدُّ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ ما تَخْرُجُ مِنْ ثَمَراتٍ مِنْ أَكْمامِها وَ ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَ يَوْمَ يُناديهِمْ أَيْنَ شُرَكائي قالُوا آذَنَّاكَ ما مِنَّا مِنْ شَهيدٍ [47]

 

علم به قيامت [و لحظه‌ی وقوع آن] تنها به خدا باز مى‌گردد؛ هيچ ميوه‌اى از غلاف خود خارج نمى‌شود، و هيچ مادّه‌اى باردار نمى‌گردد و وضع حمل نمى‌كند مگر به علم او؛ و آن روز كه آن‌ها را ندا مى‌دهد كجايند همتايانى كه براى من مى‌پنداشتيد؟! مى‌گويند: «[پروردگارا]! ما اعلام داشتيم كه هيچ گواهى [بر گفته‌ی خود] نداريم».

۱

(فصلت/ ۴۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ یَوْمَ یُنادِیهِمْ أَیْنَ شُرَکائِی یَعْنِی مَا کَانُوا یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالُوا آذَنَّاکَ أَیْ أَعْلَمْنَاکَ ما مِنَّا مِنْ شَهِیدٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( و یومَ ینَادِیهِمْ أَینَ شُرَکَائِی یعنی خداوند آن‌ها را مورد ندا قرار داده و می‌فرماید: «کجایند آن معبودهایی که به‌جای من یا همراه من آن‌ها را می‌پرستیدید؟ قَالوا آذَنَّاکَ یعنی به تو اطّلاع داده بودیم که هیچ گواهی [بر گفته‌ی خود] نداریم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۲ القمی، ج۲، ص۲۶۶/ البرهان؛ «بتفاوت»

 

آیه وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَدْعُونَ مِنْ قَبْلُ وَ ظَنُّوا ما لَهُمْ مِنْ مَحيصٍ [48]

 

و همه‌ی معبودانى را كه قبلاً مى‌خواندند از نظر آن‌ها گم و پنهان مى‌شوند؛ و مى‌دانند هيچ گريزگاهى ندارند.

۱

(فصلت/ ۴۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ظَنُّوا مَا لَهُمْ مِنْ مَحِیصٍ أَیْ عَلِمُوا أَنَّهُ لَا مَحِیصَ لَهُمْ وَ لَا مَلْجَأَ وَ لَا مَفَرَّ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وظَنُّوا مَا لهُم مِّن مَّحِیصٍ یعنی آن‌ها فهمیدند که هیچ پناهگاه، راه فرار و مأوایی ندارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۲ القمی، ج۲، ص۲۶۶

 

آیه لا يَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَيْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَيَؤُسٌ قَنُوطٌ [49]

 

انسان هرگز از درخواست نيكى [و نعمت] خسته نمى‌شود؛ و اگر شرّ و بدى به او رسد، بسيار مأيوس و نوميد مى‌گردد.

۱

(فصلت/ ۴۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم ( لَا یَسْأَمُ الْإِنْسانُ مِنْ دُعاءِ الْخَیْرِ أَیْ لَا یَمَلُّ وَ لَا یَعْیَی أَنْ یَدْعُوَ لِنَفْسِهِ بِالْخَیْرِ وَ إِنْ مَسَّهُ الشَّرُّ فَیَؤُسٌ قَنُوطٌ أَیْ یَائِسٌ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ وَ فَرَجِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( لا یسْأَمُ الإِنسَانُ مِن دُعَاء الخَیرِ یعنی انسان از دعای نیک‌کردن برای خودش خسته نمی‌شود. و إِن مَّسَّهُ الشَّرُّ فَیؤُوسٌ قَنُوطٌ چنانکه به او گزندی یا بدی برسد، از رحمت و گشایش خداوند ناامید می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۲ القمی، ج۲، ص۲۶۶/ نورالثقلین

 

آیه وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَ لَنُذيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَليظٍ [50]

 

و هرگاه بعد از ناراحتى كه به او رسيده رحمتى از سوى خود به او بچشانيم مى‌گويد: «اين به خاطر شايستگى و استحقاق من بوده، و گمان نمى‌كنم قيامت برپا شود؛ و [به فرض كه قيامتى باشد]، هرگاه به‌سوى پروردگارم بازگردانده شوم، براى من نزد او بهترين پاداش است. ما كافران را از اعمالى كه انجام داده‌اند [به‌زودى] آگاه خواهيم كرد و از عذاب شديد به آن‌ها مى‌چشانيم.

۱

(فصلت/ ۵۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِما عَمِلُوا أَیُّ لَنَقِفَنَّهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَلَی مَسَاوِی أَعْمالِهِمْ.

 

ابن‌عبّاس ( فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا بِما عَمِلُوا یعنی روز قیامت، کافران را بر اعمال زشتشان آگاه خواهیم نمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۲۰

 

آیه وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَى الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأى بِجانِبِهِ وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعاءٍ عَريضٍ [51]

 

و هرگاه به انسان [غافل و بى‌خبر] نعمت دهيم، روى مى‌گرداند و با حال تكبّر [از حق] دور مى‌شود؛ ولى هرگاه بدى [و مختصر ناراحتى] به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمر [براى برطرف‌شدن آن] دارد.

۱

(فصلت/ ۵۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذا أَنْعَمْنا عَلَی الْإِنْسانِ أَعْرَضَ وَ نَأی بِجانِبِهِ أَیْ یَتَبَخْتَرُ وَ یَتَعَظَّمُ وَ یَسْتَحْقِرُ مَنْ هُوَ دُونَهُ، وَ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ أَیِ الْفَقْرُ وَ الْمَرَضُ وَ الشِّدَّهًُْ فَذُو دُعاءٍ عَرِیضٍ أَیْ یُکْثِرُ الدُّعَاءَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وإِذَا أَنْعَمْنَا عَلی الإِنسَانِ أَعْرَضَ و نَأی بِجَانِبِهِ یعنی هرگاه به انسان نعمت ببخشیم دچار غرور و تکبّر شده و افراد کوچک‌تر از خودش را خوار و کوچک می‌پندارد. و إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاء عَرِیضٍ و هرگاه به فقر، بیماری و مصیبت دچار شود، بسیار دعا می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۴ القمی، ج۲، ص۲۶۶

 

آیه قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ في شِقاقٍ بَعيدٍ [52]

 

بگو: «به من خبر دهيد اگر اين قرآن از سوى خداوند باشد و شما به آن كافر شويد، چه كسى گمراهتر خواهد بود از كسى كه در مخالفت شديدى [با آن] قرار دارد؟!

 

آیه سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ شَهيدٌ [53]

 

به‌زودى نشانه‌هاى خود را در اطراف عالم و در درون جانشان به آن‌ها نشان مى‌دهيم تا براى آنان آشكار گردد كه او حق است؛ آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز شاهد و گواه است؟!

۱

(فصلت/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ الْآیَاتُ وَ نَحْنُ الْبَیِّنَاتُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما امامان نشانه‌های الهی و دلایل آشکار هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۲۳

۲

(فصلت/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الطَّیَّار عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ قَالَ خَسْفٌ وَ مَسْخٌ وَ قَذْفٌ قَالَ قُلْتُ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ قَالَ دَعْ ذَا ذَاکَ قِیَامُ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 

امام صادق (علیه السلام)- طیّار گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی شریفه: سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهیدٌ؛ فرمود: «مقصود به زمین فرو شدن و مسخ‌شدن و پرتاب‌شدن است». عرض کردم: «تا برای آن‌ها آشکار شود»؟ فرمود: «این سخن را رها کن، مقصود قیام امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۴ الکافی، ج۸، ص۱۶۶/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۶۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۷؛ «بتفاوت»/ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۰۳/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(فصلت/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ قَالَ یُرِیهِمْ فِی أَنْفُسِهِمُ الْمَسْخَ وَ یُرِیهِمْ فِی الْآفَاقِ انْتِقَاضَ الْآفَاقِ عَلَیْهِمْ فَیَرَوْنَ قُدْرَهًَْ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ فِی الْآفَاقِ قُلْتُ لَهُ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ قَالَ خُرُوجُ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّوجَلَّ یَرَاهُ الْخَلْقُ لَا بُدَّ مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: درباره‌ی تفسیر آیه: سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الآفَاقِ و فِی أَنفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لهُمْ أَنَّهُ الحَقُّ سؤال کردم. آن حضرت فرمود: «خداوند در وجودشان مسخ‌شدن و در جهان، تنگ‌شدن عرصه‌ی هستی بر آنان را به ایشان نشان می‌دهد. در نتیجه آنان به قدرت خداوند در وجودشان و جهان هستی پی می‌برند. همچنین حَتَّی یتَبَینَ لهُمْ أَنَّهُ الحَقُّ به معنای خروج قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که حقیقتی از سوی پروردگار است که بی‌تردید مردم او را خواهند دید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۴ الکافی، ج۸، ص۳۸۱/ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۶۲/ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۴۱/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۲۶۹؛ «انتقاض» بدل «انتقاض»/ البرهان/ نورالثقلین

۴

(فصلت/ ۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌بَکْرٍ الْأَرَّجَانِیِّ قَالَ صَحِبْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی طَرِیقِ مَکَّهًَْ مِنَ الْمَدِینَهًْ ... قَالَ یَا ابْنَ‌بَکْرٍ فَکَیْفَ یَکُونُ حُجَّهًًْ عَلَی مَا بَیْنَ قُطْرَیْهَا وَ هُوَ لَا یَرَاهُمْ وَ لَا یَحْکُمُ فِیهِمْ وَ کَیْفَ تَکُونُ حُجَّهًًْ عَلَی قَوْمٍ غُیَّبٍ لَا یَقْدِرُ عَلَیْهِمْ ... وَ اللَّهُ یَقُولُ وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلَّا کَافَّةً لِلنَّاسِ یَعْنِی بِهِ مَنْ عَلَی الْأَرْضِ وَ الْحُجَّهًُْ مِنْ بَعْدِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) یَقُومُ مَقَامَهُ وَ هُوَ الدَّلِیلُ عَلَی مَا تَشَاجَرَتْ فِیهِ الْأُمَّهًُْ وَ الْآخِذُ بِحُقُوقِ النَّاسِ وَ الْقِیَامُ (الْقَائِمُ) بِأَمْرِ اللَّهِ وَ الْمُنْصِفُ لِبَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ فَإِذَا لَمْ یَکُنْ مَعَهُمْ مَنْ یَنْفُذُ قَوْلُهُ وَ هُوَ یَقُولُ سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ فَأَیُّ آیَهًٍْ فِی الْآفَاقِ غَیْرُنَا أَرَاهَا اللَّهُ أَهْلَ الْآفَاق و قال وَ ما نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلَّا هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِها قال أی آیهًْ أکبر منا.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبداللّه‌بن‌بکر ارجانی گفت: «در سفری از مدینه به مکّه در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم ... فرمود: «ابن‌بکر! پس چگونه می‌تواند حجّت و امام برای مشرق و مغرب باشد با اینکه آن‌ها را نمی‌بیند و در میان ایشان حکم نمی‌کند و چگونه حجّت خواهد بود بر مردمی که از دیده‌ی او پنهانند نه او بر آن‌ها قدرت دارد و نه آن‌ها بر او؟ ... و خداوند می‌فرماید: و ما تو را جز برای همه‌ی مردم نفرستادیم. (سبأ/۲۸). منظور تمام مردم زمین هستند و حجّت پس
 از پیامبر (صلی الله علیه و آله) جانشین او خواهد بود با اینکه او راهنمای اختلافات بین مردم است و مدافع حقوق آن‌ها است و قیام به امر خدا می‌کند و داد یکی را از دیگری می‌گیرد درصورتی‌که در میان آن‌ها کسی که امر خدا را میان آن‌ها اجرا کند نباشد با اینکه می‌فرماید: سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ پس کدام نشانه‌ای در آفاق جز ما هست که خدا به اهل زمین نشان داده و فرموده است: ما هیچ آیه [و معجزه‌ای] به آنان نشان نمی‌دادیم مگر اینکه از دیگری بزرگتر [و مهمتر] بود. (زخرف/۴۸). کدام آیه بزرگتر از ماست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۷۵/ کامل الزیارات، ص۳۲۸ و البرهان؛ «و قال و ما نریهم... الی آخر» محذوف/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۴۳؛ «ابن بکیر» بدل «ابن بکر» و «و کیف تکون... لایقدر علیهم» محذوف

۵

(فصلت/ ۵۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ‌مُوسَی (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ عَزَّوجَلَّ سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ قَالَ الْفِتَنَ فِی آفَاقِ الْأَرْضِ وَ الْمَسْخَ فِی أَعْدَاءِ الْحَقِّ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- امام کاظم (علیه السلام) در تأویل این آیه‌ی شریفه: سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ فرمود: «آیات آفاقی فتنه‌هایی است که در اطراف زمین پدید می‌آید و آیات انفسی مسخی است که در دشمنان حقّ به وقوع می‌پیوندد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۶ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۲۱/ الإرشاد، ج۲، ص۳۷۳/ إعلام الوری، ص۴۵۷/ کشف الغمهًْ، ج۲، ص۴۵۹/ نورالثقلین

۶

(فصلت/ ۵۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَمَعْنَی فِی الْآفاقِ الْکُسُوفُ وَ الزَّلَازِلُ وَ مَا یَعْرِضُ فِی السَّمَاءِ مِنَ الْآیَاتِ، وَ أَمَّا فِی أَنْفُسِهِمْ فَمَرَّهًًْ بِالْجُوعِ وَ مَرَّهًًْ بِالْعَطَشِ وَ مَرَّهًًْ یَشْبَعُ وَ مَرَّهًًْ یَرْوَی وَ مَرَّهًًْ یَمْرَضُ وَ مَرَّهًًْ یَصِحٌّ وَ مَرَّهًًْ یَسْتَغْنِی وَ مَرَّهًًْ یَفْتَقِرُ وَ مَرَّهًًْ یَرْضَی وَ مَرَّهًًْ یَغْضَبُ وَ مَرَّهًًْ یَخَافُ وَ مَرَّهًًْ یَأْمَنُ، فَهَذَا مِنْ عَظِیمِ دَلَالَهًِْ اللَّهِ عَلَی التَّوْحِیدِ ثُمَّ أَرْهَبَ عِبَادَهُ بِلَطِیفِ عَظَمَتِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( منظور از فِی الآفَاقِ؛ کسوف، زلزله و نشانه‌های خداوندی در آسمان هستند. امّا فِی أَنفُسِهِمْ به‌معنای نشانه‌هایی مانند گرسنگی، تشنگی و احساس سیری و سیراب‌شدن، بیماری، سلامتی، فقر، نیازمندی، رضایت، خشم، ترس و امنیّت است. این یکی از راهنمایی‌های بزرگ خداوند بر یگانگی خودش است. در همه چیز برای او نشانه‌ای وجود دارد که بر یگانگی او دلالت می‌کند. خداوند در ادامه‌ی بندگانش را به‌وسیله‌ی عظمت مرحمت‌آمیز خویش بیم داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۶ القمی، ج۲، ص۲۶۶/ البرهان

۷

(فصلت/ ۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن الحُسَینِ بنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ: إنَّ یَهُودِیّاً مِن یَهُودِ الشَّامِ وَ أحبَارِهِم قَالَ لِعَلِیٍّ (علیه السلام): فَإِنَّ هَذَا مُوسَی‌بْنُ‌عِمْرَانَ (علیه السلام) قَدْ أَرْسَلَهُ اللَّهُ إِلَی فِرْعَوْنَ وَ أَرَاهُ الْآیَهًَْ الْکُبْری قَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام): لَقَدْ کَانَ کَذَلِکَ وَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَرْسَلَهُ إِلَی فَرَاعِنَهًٍْ شَتَّی مِثْلَ أَبِی‌جَهْلِ‌بْنِ‌هِشَامٍ وَ عُتْبَهًَْ‌بْنِ‌رَبِیعَهًَْ وَ شَیْبَهًَْ وَ أَبِی‌الْبَخْتَرِیِّ وَ النَّضْرِ‌بْنِ‌الْحَارِثِ وَ أُبَیِّ‌بْنِ‌خَلَفٍ وَ مُنَبِّهٍ وَ نُبَیْهٍ‌ابْنَیِ‌الْحَجَّاجِ وَ إِلَی الْخَمْسَهًِْ الْمُسْتَهْزِءِینَ الْوَلِیدِ‌بْنِ‌الْمُغِیرَهًِْ الْمَخْزُومِیِّ وَ الْعَاصِ‌بْنِ‌وَائِلٍ السَّهْمِیِّ وَ الْأَسْوَدِ‌بْنِ‌عَبْدِ یَغُوثَ الزُّهْرِیِّ وَ الْأَسْوَدِ‌بْنِ‌الْمُطَّلِبِ وَ الْحَارِثِ‌بْنِ‌الطَّلَاطِلَهًِْ فَأَرَاهُمُ الْآیَاتِ فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی تَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام حسین (علیه السلام) فرمود: یهودی از اهالی شام به امام علی (علیه السلام) گفت: «خداوند موسی (علیه السلام) را پیش فرعون فرستاد و به او آیت کبری را نشان داد». امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «همین‌طور است محمّد (صلی الله علیه و آله) را به‌سوی چندین فرعون فرستاد مانند ابوجهل و عتبهًْ‌بن‌ربیعه و شیبه و ابوالبختری و نضربن‌حارث و ابی‌بن‌خلف و منبه و نبیه دو فرزند حجّاج و پنج نفر از استهزاکنندگان ولیدبن‌مغیره مخزومی و عاص‌بن‌وائل سهمی و اسود عبد یغوث زهری و اسودبن‌المطلب و حارث‌بن‌الطلاطله به آن‌ها معجزاتی در آفاق و انفس خودشان نشان داد تا واقعیّت برای آن‌ها آشکار گردید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۶ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۵/ نورالثقلین

 

آیه أَلا إِنَّهُمْ في مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ مُحيطٌ [54]

 

آگاه باشيد كه آن‌ها از لقاى پروردگارشان در شكّ و ترديدند؛ و آگاه باشيد كه او بر همه چيز احاطه دارد.

۱

(فصلت/ ۵۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَلا إِنَّهُمْ فِی مِرْیَةٍ أی فِی شَکٍّ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ کِنَایَهًٌْ عَن اللهِ بِکُلِّ شَیْءٍ مُحِیطٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( أَلا إِنَّهُمْ فِی مِرْیةٍ مِّن لقَاء رَبِّهِمْ یعنی آن‌ها در این مسأله که به دیدار پروردگارشان می‌شتابند، تردید دارند. أَلا إِنَّهُ بِکُل شَیءٍ مُّحِیطٌ یعنی هان بدان که خداوند به همه چیز احاطه‌ی کامل دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۶ القمی، ج۲، ص۲۶۷

 

صفحه‌اصلی

معرفی

ارتباط با ما

ورود

سوره:شوری

آیه:همه

سوره شوری

ثواب قرائت

۱

(شوری/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قَرَأَ حم عسق بَعَثَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ وَجْهُهُ کَالثَّلْجِ أَوْ کَالشَّمْسِ حَتَّی یَقِفَ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ، فَیَقُولُ: عَبْدِی أَدْمَنْتَ قَرَاءَهًَْ حم عسق وَ لَمْ تَدْرِ مَا ثَوَابُهَا؟ أَمَا لَوْ دَرَیْتَ مَا هِیَ وَ مَا ثَوَابُهَا لَمَا مَلِلْتَ قِرَاءَتَهَا وَ لَکِنْ سَأُجْزِیکَ جَزَاءَکَ أَدْخِلُوهُ الْجَنَّهًَْ فَإِنَّ لَهُ فِیهَا قَصْراً مِنْ یَاقُوتَهًٍْ حَمْرَاءَ أَبْوَابُهَا وَ شُرَفُهَا وَ دَرَجُهَا مِنْهَا یُرَی ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا وَ أَلْفُ غُلَامٍ مِنَ الْوِلْدَانِ الْمُخَلَّدِینَ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس سوره‌ی حم عسق را بخواند، خداوند در روز قیامت او را درحالی برمی‌انگیزد که تا زمان حضور در محضر پروردگار، چهره‌اش مانند برف یا خورشید، سفید و نورانی خواهد بود. خداوند خطاب به او می‌فرماید: «ای بنده‌ی من! تو سوره‌ی حم عسق را به‌طور مداوم می‌خواندی، امّا از میزان ثواب آن اطّلاع نداشتی. امّا اگر جایگاه این سوره و ثواب به دست آمده از خواندن آن را می‌دانستی، هرگز از خواندن آن خسته نمی‌شدی. امّا من به تو پاداشت را می‌دهم، او را وارد بهشت کنید». در آنجا به او قصری از یاقوت قرمز که درها، ایوان‌ها و پلّه‌هایش از جنس یاقوت قرمز است می‌دهم که درون آن از بیرون و بیرون آن از داخلش مشخّص است و قابل رؤیت است. او از میان حورالعین، برای خود حوریانی و هزار کنیز و هزار غلام همیشه نوجوان که خداوند در قرآن کریم آن‌ها را توصیف کرده است، خواهد داشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۸ نورالثقلین/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(شوری/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَهَا کَانَ مِمَّنْ تُصَلِّی عَلَیْهِ الْمَلَائِکَهًُْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ یَسْتَرْحِمُونَ عَلَیْه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره‌ی شوری را بخواند از کسانی می‌شود که فرشتگان بر او درود می‌فرستند و برایش طلب آمرزش و رحمت می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۸ المصباح للکفعمی، ص۴۴۴/ نورالثقلین

۳

(شوری/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَ هَذِهِ السُورَهًَْ صَلَّتْ عَلَیْهِ الْمَلَائِکَهًُْ وَ تَرَحَّمُوا عَلَیْهِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ مَنْ کَتَبَهَا بِمَاءِ الْمَطَرِ وَ سَحَقَ بِذَلِکَ الْمَاءِ کُحْلًا وَ اکْتَحَلَ بِهِ مَنْ بِعَیْنِهِ بَیَاضٌ قَلَعَهُ وَ زَالَ عَنْهُ کُلُّ مَا کَانَ عارِضاً فِی عَیْنِهِ مِنَ الْآلَامِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس این سوره را بخواند، فرشتگان بر او درود خواهند فرستاد و پس از مرگش برای او طلب رحمت خواهند کرد. هرکس آن را با آب باران بنویسد و به‌وسیله‌ی آن آب، سرمه‌ای را پودر کند و آن سرمه را بر چشم کسی که مبتلا به سفیدی چشم است بکشد، بیماری‌اش برطرف خواهد شد و هر بیماری و دردی که در چشمش به وجود آمده بود به اذن خداوند شفا خواهد یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۸ البرهان

۴

(شوری/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ کَتَبَهَا بِعَجِینٍ مَکِّیٍّ وَ مَاءِ الْمَطَرِ وَ سَحَقَ بِهِ کُحْلًا وَ یَکْحُلُ مِنْهُ فَإِنْ کَانَ فِی عَیْنِهِ بَیَاضٌ زَالَ عَنْهُ وَ کُلُّ أَلَمٍ فِی الْعَیْنِ یَزُولُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس آن را به‌وسیله‌ی خمیر مکّی و آب باران بنویسد و به‌وسیله‌ی آن سرمه‌ای را پودر کند و از آن سرمه بر چشمش بکشد، چنانچه مبتلا به سپیدی چشم باشد، آن بیماری و هر درد دیگری که در چشم او باشد برطرف خواهد شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۵۸ البرهان

۵

(شوری/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَتَبَهَا وَ عَلَّقَهَا عَلَیْهِ أَمِنَ مِنَ النَّاسِ وَ مَنْ شَرِبَهَا فِی سَفَرٍ أَمِنَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس آن را بنویسد و بر خود آویزان کند، از شرّ مردم در امان خواهد بود و هرکس آن را بر روی آبی بخواند و آن آب را در سفر بنوشد، در امان خواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ البرهان

 

آیه حم [1]

 

حم

 

آیه عسق [2]

 

عسق

۱

(شوری/ ۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- حم اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عسق عِلْمُ عَلِیٍّ (علیه السلام) بِفِسْقِ کُلِّ جَمَاعَهًٍْ وَ نِفَاقِ کُلِّ فِرْقَهًٍْ.

 

ابن‌عبّاس ( حم یکی از نام‌های خداوند است و عسق علم امام علی (علیه السلام) نسبت به فسق هر گروه و نفاق هر فرقه‌ای است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۷۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۸/ البرهان

۲

(شوری/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- حم حَتْمٌ وَ عَیْنٌ عَذَابٌ وَ سِینٌ سِنُونَ کَسِنِی یُوسُفَ وَ قَافٌ قَذْفٌ وَ خَسْفٌ وَ مَسْخٌ یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ بِالسُّفْیَانِیِّ وَ أَصْحَابِهِ وَ نَاسٌ مِنْ کَلْبٍ ثَلَاثُونَ أَلْفَ أَلْفٍ یَخْرُجُونَ مَعَهُ وَ ذَلِکَ حِینَ یَخْرُجُ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بِمَکَّهًَْ وَ هُوَ مَهْدِیُّ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هَذِهِ الْأُمَّهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حم؛ یعنی حتمی است. عین؛ عذاب است و سین؛ یعنی سال‌ها مانند سنین در جریان سرگذشت حضرت یوسف (علیه السلام) و قاف؛ قذف، خسف و مسخ است که در آخرالزّمان، سفیانی و یارانش به‌همراه سی هزار سگ، از قبرها برمی‌خیزند. این امر در زمان خروج مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. ظهور حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در مکّه روی خواهد داد و او مهدیّ این امّت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۷۳/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۸/ البرهان

۳

(شوری/ ۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- حم اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عسق عِلْمُ عَلِیٍّ (علیه السلام) سَبَقَ کُلَّ جَمَاعَهًٍْ وَ تَعَالَی کُلَّ فِرْقَهًٍْ.

 

ابن‌عبّاس ( حم یکی از اسماء خدا است. عسق علم و دانش علی (علیه السلام) نسبت به فسق و فجور هر گروه و نفاق هر دسته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۱۴۵/ المناقب، ج۲، ص۲۸

۴

(شوری/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عن یَحْیَی‌بْنِ‌مسیرهًْ {مَیْسَرَهًَْ} الْخَثْعَمِیِّ قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُول حم عسق عِدَادُ سِنِی الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وَ ق جَبَلٌ مُحِیطٌ بِالدُّنْیَا مِنْ زُمُرُّدٍ أَخْضَرَ فَخُضْرَهًُْ السَّمَاءِ مِنْ ذَلِکَ الْجَبَلِ وَ عِلْمُ کُلِّ شَیْءٍ فِی عسق.

 

امام باقر (علیه السلام)- یحیی‌بن‌میسره خثعمی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «حم عسق تعداد سال‌های سنّ امام زمان (علیه السلام) است. همچنین قاف کوهی است که همه‌ی دنیا را در برگرفته و از زمرّد سبز است و رنگ سبز آسمان از آن کوه است. همچنین علم همه‌چیز در عسق نهفته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۷۹/ القمی، ج۲، ص۲۶۸/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(شوری/ ۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- حم عسق هُوَ حُرُوفٌ مِنِ اسْمِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ الْمَقْطُوعِ یُؤَلِّفُهُ الرَّسُولُ (صلی الله علیه و آله) أَوِ الْإِمَامُ (علیه السلام) فَیَکُونُ الِاسْمُ الْأَعْظَمُ الَّذِی إِذَا دُعِیَ اللَّهُ بِهِ أَجَابَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( این حروف مقطّعه، تعدادی از حروف اسم اعظم مقطوع خداوند هستند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام (علیه السلام) آن را می‌دانند. درنتیجه همان اسم اعظمی خواهند بود که هرگاه خداوند به‌وسیله‌ی آن خوانده شود، دعا را اجابت خواهد کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۷۶/ القمی، ج۲، ص۲۶۷/ نورالثقلین/ البرهان

۶

(شوری/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُفْیَانَ الثَّوْرِیِّ قَال قُلْتُ یَا ابْنَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) مَا مَعْنَی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل حم عسق قَالَ وَ أَمَّا حم عسق فَمَعْنَاهُ الْحَلِیمُ الْمُثِیبُ الْعَالِمُ السَّمِیعُ الْقَادِرُ الْقَوِیُّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سفیان ثوری گوید، به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! معنای سخن خداوند: حم عسق چیست»؟ [ایشان در پاسخ فرمود]: «حم عسق؛ حاء، میم، عین، سین، قاف یعنی بردبار، دهنده‌ی دانش، دانا، شنوا، قدرتمند و برومند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۷۳/ نورالثقلین؛ فیه: «المثبت» بدل «المثیب»

 

آیه كَذلِكَ يُوحي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكَ اللهُ الْعَزيزُ الْحَكيمُ [3]

 

اين‌گونه ‌خداوند توانا و حكيم به تو و پيامبرانى كه پيش از تو بودند وحى مي‌كند‌.

۱

(شوری/ ۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ مَا مِنْ نَبِیٍّ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْکِتَابَ إِلَّا أَنْزَلَ عَلَیْهِ مَعَانِیَ هَذِهِ السُّورَهًِْ بِلُغَاتِهِمْ.

 

ابن‌عبّاس ( هر پیامبری که خدا بر او کتاب نازل کرد، معانِی این سوره را به زبان‌های خودشان بر آن‌ها نازل کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۲۴

 

آیه لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ [4]

 

آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است از آن اوست و او بلندمرتبه و بزرگ است.

 

آیه تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَلا إِنَّ اللهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ [5]

 

نزديك است آسمان‌ها [به خاطر نسبت‌هاى نارواى مشركان] از فرازشان متلاشى شود و فرشتگان پيوسته تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‌گويند و براى كسانى كه در زمين هستند آمرزش مى‌طلبند، آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است.

نزدیک است آسمان‌ها [به خاطر نسبت‌های ناروای مشرکان] از فرازشان متلاشی شود

۱ -۱

(شوری/ ۵)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَ أَیْ یَتَصَدَّعْن.

 

امام باقر (علیه السلام)- یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ به‌معنای یتصدّعن است. یعنی نزدیک است که آسمان‌ها شکاف بردارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۲ القمی، ج۲، ص۲۶۸/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(شوری/ ۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- تَکادُ السَّمَوَاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ أَیْ تَکَادُ کُلُّ وَاحِدَهًٍْ مِنَ السَّمَوَاتِ تَنْشَقُّ مِنْ فَوْقِ الَّتِی تَلِیهَا مِنْ قَوْلِ الْمُشْرِکِینَ: اتَّخَذَ اللهُ وَلَداً، اسْتِعْظَاماً لِذَلِکَ.

 

ابن‌عبّاس ( تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ یعنی به خاطر [تهمت بزرگ و سنگینی] سخن مشرکین که [می‌گویند] خداوند فرزندی اختیار کرده است، نزدیک است هریک از آسمان‌ها، از بالای آن [آسمانی] که به آن چسبیده، شکافت بردارد و این به خاطر این است که این حرف بسیار سنگین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۲۴

ولایت

۱

(شوری/ ۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُسْقِطُونَ الذُّنُوبَ مِنْ ظُهُورِ شِیعَتِنَا کَمَا تُسْقِطُ الرِّیحُ الْوَرَقَ عَنِ الشَّجَرِ فِی أَوَانِ سُقُوطِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ فَاسْتِغْفَارُهُمْ وَ اللَّهِ لَکُمْ دُونَ هَذَا الْعَالَمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدا و ملائکه از پشت شیعیان ما گناهانشان را فرو می‌ریزند، چنانچه باد خزان برگ‌ها را از درخت می‌ریزد و این همان معنای آیه: وَ المَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ است. به خدا قسم! طلب آمرزش آن‌ها اختصاص به شما دارد نه مردم جهان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۲ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۳۹۰/ الاختصاص، ص۱۰۴؛ فیه: «یسقط» بدل «تسقط»/ فضایل الشیعهًْ، ص۲۱؛ فیه: «الخلق» بدل «العالم»

۲

(شوری/ ۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌أَیُّوبَ الْأَنْصَارِیِّ قَال سَمِعْتُ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ لَقَدْ صَلَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ عَلَیَّ وَ علی علِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) سَبْعَ سِنِینَ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ لَمْ یُؤْمِنْ بِی ذَکَرٌ قَبْلَهُ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوایوب انصاری گوید: شنیدم پیامبر (صلی الله علیه و آله) می­فرمود: فرشتگان هفت سال بر من و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) صلوات می‌فرستادند و این به خاطر این بود که جز او هیچ مردی به من ایمان نیاورده بود، و کلام خداوند متعال: فرشتگانی که حاملان عرشند و آن‌ها که گرداگرد آن [طواف می‌کنند] تسبیح و حمد پروردگارشان را می‌گویند. (غافر/۷). وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ درباره‌ی همین مسأله است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۲ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۱۳۴/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۴۶

۳

(شوری/ ۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ تَکادُ السَّماواتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ قَالَ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنَ الشِّیعَهًِْ التَّوَّابِینَ خَاصَّهًًْ وَ لَفْظُ الآیَهًِْ عَامَّهًٌْ وَ مَعْنَاهُ خَاصٌّ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( تَکَادُ السَّمَاواتُ یتَفَطَّرْنَ مِن فَوقِهِنَّ و المَلائِکَةُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ و یسْتَغْفِرُونَ لمَن فِی الأَرْضِ. فرشتگان برای شیعیان مؤمن، به‌ویژه توبه‌کنندگان آنان طلب آمرزش می‌کنند، لفظ آیه عامّ و معنای آن خاصّ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۴

۴

(شوری/ ۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ برای مؤمنین استغفار می‌نمایند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۴

 

آیه وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللهُ حَفيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ [6]

 

كسانى كه غير او را ولىّ خود انتخاب كردند، خداوند حساب اعمالشان را نگه مى‌دارد و تو مأمور اجبار آن‌ها [بر قبول حق] نيستى.

 

آیه وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فيهِ فَريقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَريقٌ فِي السَّعيرِ [7]

 

و اين‌گونه قرآنى فصيح و گويا را بر تو وحى كرديم تا امّ القرى و كسانى را كه گرد آن هستيد [ساكنان مكّه و همه‌ی جهانيان را] انذار كنى و آن‌ها را از روزى كه همگان در آن روز جمع مى‌شوند و هيچ شك و ترديدى در آن نيست بيم دهى، [در آن روز] گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان!

و این‌گونه قرآنی فصیح و گویا را بر تو وحی کردیم

۱ -۱

(شوری/ ۷)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کِتَاباً وَ لَا وَحْیاً إِلَّا بِالْعَرَبِیَّهًِْ فَکَانَ یَقَعُ فِی مَسَامِعِ الْأَنْبِیَاءِ بِأَلْسِنَهًِْ قَوْمِهِمْ وَ کَانَ یَقَعُ فِی مَسَامِعِ نَبِیِّنَا (صلی الله علیه و آله) بِالْعَرَبِیَّهًِْ فَإِذَا کَلَّمَ بِهِ قَوْمَهُمْ کَلَّمَهُمْ بِالْعَرَبِیَّهًِْ فَیَقَعُ فِی مَسَامِعِهِمْ بِلِسَانِهِمْ وَ کَانَ أَحَدٌ لَا یُخَاطِبُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِأَیِّ لِسَانٍ خَاطَبَهُ إِلَّا وَقَعَ فِی مَسَامِعِهِ بِالْعَرَبِیَّهًِْ کُلَّ ذَلِکَ یُتَرْجِمُ جَبْرَئِیلُ لَهُ وَ عَنْهُ تَشْرِیفاً مِنَ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لَه.1

 

امام کاظم (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) از پدرش (علیه السلام) روایت کرده است: خداوند تبارک و تعالی هیچ کتاب یا وحیی را جز به زبان عربی نازل نکرده، امّا این­ها به زبان قوم پیامبران بر گوش ایشان می­نشسته و به گوش پیامبر ما به همان عربی نشسته است. این­گونه وقتی حضرت با قوم خود سخن می­گفته به زبان عربی سخن می­گفته و سخنان ایشان به زبان خودشان بر گوش­هایشان می­نشسته است. هرکس با هر زبانی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم­سخن می­شده آن سخن به زبان عربی به گوش حضرت می­نشسته است. جبرئیل همه این سخنان را برای حضرت و از ایشان ترجمه می‌کرده و این منزلتی از سوی خداوند متعال بوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۴ القمی، ج۲، ص۲۶۸/ البرهان

تا امّ القری و کسانی را که گرد آن هستید [ساکنان مکّه و همه‌ی جهانیان را] انذار کنی

۲ -۱

(شوری/ ۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فی قوله وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها قَالَ: أُمُّ الْقُرَی مَکَّهًُْ سُمِّیَتْ أُمَ الْقُرَی لِأَنَّهَا أَوَّلُ بُقْعَهًٍْ خَلَقَهَا اللَّهُ مِنَ الْأَرْضِ.2

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ قُرْآناً عَرَبِیًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها مکّه را امّ القری نامیدند چون نخستین بقعه زمین بود که خدا آفرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۴ القمی، ج۲، ص۲۶۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(شوری/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قَوْلُهُ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری مَکَّهًَْ وَ مَنْ حَوْلَها سَائِرَ الْأَرْض.

 

امام باقر (علیه السلام)- منظور از أُمَّ الْقُری، شهر مکّه و منظور از وَ مَنْ حَوْلَها، باقی سرزمین‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۴ القمی، ج۲، ص۲۶۸/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۳

(شوری/ ۷)

 

الجواد (علیه السلام)- إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَ لِأَنَّهُ کَانَ مِنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ مَکَّهًُْ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَی وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها.

 

امام جواد (علیه السلام)- و جز این نیست که سبب نامیده‌شدن ایشان به امّی این است که از اهل مکّه بود که نام‌های متعدّدی دارد و یک نام آن امّ القری است. چنانکه خدای عزّوجلّ می‌فرماید: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۴ علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۵/ نورالثقلین

۲ -۴

(شوری/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَلِیِّ‌بْنِ‌أَسْبَاطٍ وَ غَیْرِهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ ... فَلِمَ سُمِّیَ النَّبِیُّ الْأُمِّیَّ؟ قَالَ: نُسِبَ إِلَی مَکَّهًَْ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها فَأُمُ الْقُرَی مَکَّهًُْ فَقِیلَ أُمِّیٌ لِذَلِک.

 

امام باقر (علیه السلام)- علیّ‌بن‌اسباط و دیگران از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده‌اند، گفتم: «... چرا پیامبر (صلی الله علیه و آله) امّی نامیده شد»؟ امام باقر (علیه السلام) فرمود: «چون منسوب به مکّه است و همین معنا مراد از فرموده‌ی حق تعالی است که می‌فرماید: لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها پس امّ القری مکّه است لذا به حضرت (صلی الله علیه و آله) که منسوب به آن است گفته شده امّی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۶ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۱۳۳/ نورالثقلین/ البرهان

و آن‌ها را از روزی که همگان در آن روز جمع می‌شوند و هیچ شک و تردیدی در آن نیست بیم دهی، [در آن روز] گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان

۳ -۱

(شوری/ ۷)

 

الحسن (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام)، عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: کَانَ فِیمَا سَأَلَ مَلِکُ الرُّومِ الْحَسَنَ‌بْنَ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنْ سَأَلَهُ عَنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِینَ أَیْنَ یَکُونُونَ إِذَا مَاتُوا قَالَ تَجْتَمِعُ عِنْدَ صَخْرَهًِْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ فِی لَیْلَهًِْ الْجُمُعَهًِْ وَ هُوَ عَرْشُ اللَّهِ الْأَدْنَی مِنْهَا یَبْسُطُ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ إِلَیْهَا یَطْوِیهَا وَ إِلَیْهَا الْمَحْشَرُ وَ مِنْهَا اسْتَوَی رَبُّنَا إِلَی السَّمَاءِ وَ الْمَلَائِکَهًُْ ثُمَّ سَأَلَهُ عَنْ أَرْوَاحِ الْکُفَّارِ أَیْنَ تَجْتَمِعُ قَالَ تَجْتَمِعُ فِی وَادِی حَضْرَمَوْتَ وَرَاءَ مَدِینَهًِْ الْیَمَنِ ثُمَّ یَبْعَثُ اللَّهُ نَاراً مِنَ الْمَشْرِقِ وَ نَاراً مِنَ الْمَغْرِبِ وَ یَتْبَعُهُمَا بِرِیحَیْنِ شَدِیدَتَیْنِ فَیَحْشُرُ النَّاسَ عِنْدَ صَخْرَهًِْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ فَیَحْشُرُ أَهْلَ الْجَنَّهًِْ عَنْ یَمِینِ الصَّخْرَهًِْ وَ یُزْلِفُ الْمُتَّقِینَ وَ یَصِیرُ جَهَنَّمَ عَنْ یَسَارِ الصَّخْرَهًِْ فِی تُخُومِ الْأَرَضِینَ السَّابِعَهًِْ وَ فِیهَا الْفَلَقُ وَ السِّجِّینُ فَیُعْرَفُ الْخَلَائِقُ مِنْ عِنْدِ الصَّخْرَهًِْ فَمَنْ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهًُْ دَخَلَهَا وَ مَنْ وَجَبَتْ لَهُ النَّارُ دَخَلَهَا وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ.

 

امام حسن (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) از پدرانش نقل کرده است: پادشاه روم درباره‌ی محلّ ارواح مؤمنان پس از مرگشان سؤال کرد. حضرت (علیه السلام) فرمود: «هرشب جمعه در کنار صخره بیت المقدّس که عرش زمینی خداوند است گرد هم می‌آیند. خداوند از آنجا زمین را گستراند و از همان‌جا آن را در هم می‌پیچد. محشر نیز از همان‌جا آغاز می‌شود و از آنجا خداوند بر آسمان و فرشتگان استیلا یافت». پادشاه علاوه بر این، از امام حسن (علیه السلام) درباره‌ی محلّ گرد هم آمدن ارواح کفّار پس از مرگشان سؤال کرد. آن حضرت (علیه السلام) پاسخ داد: «در وادی حضر موت، پشت شهر یمن گرد هم می‌آیند. سپس خداوند آتشی از مغرب و آتشی از مشرق را برمی‌انگیزد و دو باد شدید را نیز درپی آن دو روان می‌سازد. آنگاه مردم را در نزدیکی صخره‌ی بیت‌المقدّس زنده می‌کند و مردم را در سمت راست صخره گرد هم می‌آورد و پرهیزگاران را به خود نزدیک می‌کند. دوزخ در سمت چپ صخره، در میان طبقه‌ی هفتم زمین خواهد بود که در آنجا حفره‌ی آتش و سجّین نیز وجود خواهد داشت. مردم در کنار صخره تقسیم خواهند شد. هرکس سزاوار ورود به بهشت باشد، وارد آن خواهد شد. این مسئله، مصداق آیه‌ی فَرِیقٌ فِی الجَنَّةِ و فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۶ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۶/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۳۵/ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۲۳۷؛ فیه: «تصیر» بدل «یصیر»/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۳ -۲

(شوری/ ۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) النَّاسَ ثُمَ رَفَعَ یَدَهُ الْیُمْنَی قَابِضاً عَلَی کَفِّهِ ثُمَ قَالَ: أَ تَدْرُونَ أَیُّهَا النَّاسُ مَا فِی کَفِّی؟ قَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. فَقَالَ: فِیهَا أَسْمَاءُ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ وَ أَسْمَاءُ آبَائِهِمْ وَ قَبَائِلِهِمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ. ثُمَّ رَفَعَ یَدَهُ الشِّمَالَ فَقَالَ: أَیُّهَا النَّاسُ أَ تَدْرُونَ مَا فِی کَفِّی؟ قَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ. فَقَالَ أَسْمَاءُ أَهْلِ النَّارِ وَ أَسْمَاءُ آبَائِهِمْ وَ قَبَائِلِهِمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ ثُمَّ قَالَ حَکَمَ اللَّهُ وَ عَدَلَ حَکَمَ اللَّهُ وَ عَدَلَ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای مردم خطبه خواند و سپس دست راست خود را مشت بسته بلند کرد و فرمود: «ای مردم! می‌دانید در مشت من چیست»؟ گفتند: «خدا و پیغمبرش داناترند»! فرمود: «در آن نام‌های اهل بهشت و نام‌های پدران و قبایل آن‌ها تا روز قیامت است». سپس دست چپش را بلند کرد و فرمود: «ای مردم! می‌دانید در این مشتم چیست»؟ گفتند: «خدا و پیغمبرش داناترند»! فرمود: «نام‌های دوزخیان و نام‌های پدران و قبایل آن‌هاست تا روز قیامت [یعنی مشخّصات بهشتیان و دوزخیان برایم چنان روشن است که گویا در کف دستم موجود است]». سپس فرمود: «خدا حکم فرموده و عدالت نموده، خدا حکم فرموده و عدالت نموده، که گروهی در بهشتند و گروهی در آتش سوزان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۶ الکافی، ج۱، ص۴۴۴/ نورالثقلین

۳ -۳

(شوری/ ۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الصَّبَّاح الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ (علیه السلام) قَالَ: خَرَجَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ فِی یَدِهِ الْیُمْنَی کِتَابٌ وَ فِی یَدِهِ الْیُسْرَی کِتَابٌ فَنَشَرَ الْکِتَابَ الَّذِی فِی یَدِهِ الْیُمْنَی فَقَرَأَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ کِتَابٌ لِأَهْلِ الْجَنَّهًِْ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ لَا یُزَادُ فِیهِمْ وَاحِدٌ وَ لَا
 یُنْقَصُ مِنْهُمْ وَاحِدٌ. قَالَ: ثُمَّ نَشَرَ الَّذِی بِیَدِهِ الْیُسْرَی فَقَرَأَ: کِتَابٌ مِنَ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ لِأَهْلِ النَّارِ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ قَبَائِلِهِمْ لَا یُزَادُ فِیهِمْ وَاحِدٌ وَ لَا یُنْقَصُ مِنْهُمْ وَاحِد.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوالصّباح کنانی از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «پدرم به من از کسی که او را ذکر کرد، گفت: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بیرون آمد در دست راستش کتابی و در
دست چپش کتابی بود. کتابی که در دست راست داشت، گشود و خواند: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم نوشته‌ای برای اهل بهشت با اسم خودشان و پدرانشان است یک‌نفر کم و زیاد نمی‌شود. بعد کتاب دست چپ خود را گشود و خواند: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم نوشته‌ای است با اسم جهنّمیان و اسم پدر و قبیله‌ی آن‌ها که یکی کم و زیاد نمی‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۶ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۱۴۷/ نورالثقلین

ولایت

۱

(شوری/ ۷)

 

الحسین (علیه السلام)- بِشْرُ‌بْنُ‌غَالِب قَالَ: یَا ابْنَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ قَالَ إِمَامٌ دَعَا إِلَی هُدًی فَأَجَابُوهُ إِلَیْهِ وَ إِمَامٌ دَعَا إِلَی ضَلَالَهًٍْ فَأَجَابُوهُ إِلَیْهَا هَؤُلَاءِ فِی الْجَنَّهًِْ وَ هَؤُلَاءِ فِی النَّارِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ.

 

امام حسین (علیه السلام)- بشربن‌غالب به امام حسین (علیه السلام) گفت: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مرا از سخن خدای سبحان که می‌فرماید: [به یاد آورید] روزی را که هر گروهی را با پیشوایشان می‌خوانیم!. (اسراء/۷۱)، آگاه کن». فرمود: «یک امام آن است که مردم را به راه هدایت دعوت می‌کند و مردم می‌پذیرند و یک امام آن است که بشر را به راه گمراهی دعوت می‌کند و آنان اجابت می‌کنند. گروه اوّل اهل بهشت و گروه دوّم اهل جهنّم خواهند بود و این است معنای کلام خدا که می‌فرماید: فَرِیقٌ فِی الجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۸ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۳۱۳/ الأمالی للصدوق، ص۱۵۳/ نورالثقلین

 

آیه وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ في رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ [8]

 

و اگر خدا مى‌خواست همه‌ی آن‌ها را [به اجبار] امّت واحدى قرار مى‌داد، [ولى هدايت اجبارى سودى ندارد]، امّا خداوند هركس را بخواهد در رحمتش وارد مى‌كند و براى ستمكاران، سرپرست و ياورى نيست.

۱

(شوری/ ۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- الرَّحْمَهًُْ وَلَایَهًُْ علِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- رحمت، همان ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. و برای ستمکاران، سرپرست و یاوری نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۶۶/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۲۵؛ «بتفاوت لفظی»/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۲۶؛ «بتفاوت لفظی»/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۹/ المناقب، ج۳، ص۹۹؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۲

(شوری/ ۸)

 

العسکری (علیه السلام)- وَ لکِنْ یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ (لِآل محمد (علیهم السلام) حَقَّهُمْ) ما لَهُمْ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- ولکِن یدْخِل مَن یشَاءُ فِی رَحْمَتِهِ و الظَّالمُونَ مَا لهُم مِّن ولی ولا نَصِیرٍ؛ یعنی کسانی که درباره‌ی حقّ آل محمّد (علیهم السلام)، مرتکب ظلم می‌شوند، ما لَهُمْ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصِیرٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۸ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۹/ القمی، ج۲، ص۲۷۳/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(شوری/ ۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْفُضَیْلِ قُلْتُ: یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فِی رَحْمَتِهِ قَالَ {الکاظم (علیه السلام)} فِی وَلَایَتِنَا (علیهم السلام).

 

امام کاظم (علیه السلام)- محمّدبن‌فضیل گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: یُدْخِلُ مَنْ یَشاءُ فِی رَحْمَتِهِ، [یعنی چه]»؟ فرمود: «یعنی در ولایت ما».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۳۹

 

آیه أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَديرٌ [9]

 

آيا آن‌ها غير از او را ولىّ خود برگزيدند؟! درحالى‌كه ولىّ فقط خداوند است و اوست كه مردگان را زنده مى‌كند و اوست كه بر هر چيزى تواناست.

۱

(شوری/ ۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ جَمَاعَهًًْ مِنَ الْیَمَنِ أَتَوُا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا نَحْنُ مِنْ بَقَایَا الْمِلَلِ الْمُتَقَدِّمَهًِْ مِنْ آلِ نُوحٍ (علیه السلام) وَ کَانَ لِنَبِیِّنَا (صلی الله علیه و آله) وَصِیٌّ اسْمُهُ سَامٌ وَ أَخْبَرَ فِی کِتَابِهِ أَنَّ لِکُلِّ نَبِیٍّ مُعْجِزاً وَ لَهُ وَصِیٌّ یَقُومُ مَقَامَهُ فَمَنْ وَصِیُّکَ فَأَشَارَ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِهِ نَحْوَ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالُوا یا محمد (صلی الله علیه و آله) إِنْ سَأَلْنَاهُ أَنْ یُرِیَنَا سَامَ‌بْنَ‌نُوحٍ (علیه السلام) فَیَفْعَلُ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) نَعَمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ قَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) قُمْ مَعَهُمْ إِلَی دَاخِلِ الْمَسْجِدِ وَ
 اضْرِبْ بِرِجْلِکَ الْأَرْضَ عِنْدَ الْمِحْرَابِ فَذَهَبَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ بِأَیْدِیهِمْ صُحُفٌ إِلَی أَنْ دَخَلَ إِلَی مِحْرَابِ رسول الله (صلی الله علیه و آله) دَاخِلِ الْمَسْجِدِ فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ قَامَ وَ ضَرَبَ بِرِجْلِهِ الْأَرْضَ فَانْشَقَّتِ الْأَرْضُ وَ ظَهَرَ لَحْدٌ وَ تَابُوتٌ فَقَامَ مِنَ التَّابُوتِ شَیْخٌ یَتَلَأْلَأُ وَجْهُهُ مِثْلُ الْقَمَرِ لَیْلَهًَْ الْبَدْرِ وَ یَنْفُضُ التُّرَابَ مِنْ رَأْسِهِ وَ لَهُ لِحْیَهًٌْ إِلَی سُرَّتِهِ وَ صَلَّی علی علِیٍّ (علیه السلام) وَ قَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رسول الله (صلی الله علیه و آله) سَیِّدُ الْمُرْسَلِینَ وَ أَنَّکَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَصِیُّ مُحَمَّدٍ سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنَا سَامُ‌بْنُ‌نُوحٍ (علیه السلام) فَنَشَرُوا أُولَئِکَ صُحُفَهُمْ فَوَجَدُوهُ کَمَا وَصَفُوهُ فِی الصُّحُفِ ثُمَّ قَالُوا نُرِیدُ أَنْ تَقْرَأَ مِنْ صُحُفِهِ سُورَهًًْ فَأَخَذَ فِی قِرَاءَتِهِ حَتَّی تَمَّمَ السُّورَهًَْ ثُمَّ سَلَّمَ علی علِیٍّ (علیه السلام) وَ نَامَ کَمَا کَانَ فَانْضَمَّتِ الْأَرْضُ وَ قَالُوا بِأَسْرِهِمْ إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الْإِسْلامُ وَ آمَنُوا وَ أَنْزَلَ اللهُ أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ فَاللهُ هُوَ الْوَلِیُّ وَ هُوَ یُحْیِ الْمَوْتی إِلَی قَوْلِهِ أُنِیبُ.

 

امام علی (علیه السلام)- گروهی از یمن خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسیدند و گفتند: «ما بقایای نسل پادشاهی از نوادگان حضرت نوح (علیه السلام) هستیم. پیامبرمان وصیّ و جانشینی به نام سام داشت، در کتابش آمده بود که هر پیامبری معجزه و جانشینی دارد که جای او را خواهد گرفت. وصیّ و جانشین تو کیست»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) با دستش به‌سوی امام علی (علیه السلام) اشاره کرد. آن‌ها گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! اگر از او بخواهیم که سام‌بن‌نوح را به ما نشان بدهد، آیا می‌تواند این کار را بکند»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) پاسخ داد: «آری، به اذن خدا»! و فرمود: «ای علی (علیه السلام)! همراه با آنان به داخل مسجد برو و دو رکعت نماز بخوان و در کنار محراب با پایت به زمین بزن». علی (علیه السلام) رفت و آن‌ها را درحالی‌که با خود صحفی در دست داشتند به مسجد برد تا اینکه به محراب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در داخل مسجد رسید. دو رکعت نماز خواند. سپس برخاست و با پایش به زمین زد. ناگهان زمین شکافته و لحد و تابوتی ظاهر شد و از داخل تابوت پیرمردی که چهره‌اش مانند ماه شب چهارده می‌درخشید، خارج شد و گرد و خاک را از سرش می‌زدود. ریش او تا نافش رسیده بود، او بر علی (علیه السلام) درود فرستاد و گفت: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهِ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ، سَیِّدِ المُرْسَلِین و انّک علی وصیّ محمّد سید الوصیین، من سام؛ پسر نوح (علیه السلام) هستم». آن‌ها آن صحف را گشودند و او را چنان یافتند که در صحف توصیف شده بود. سپس گفتند: «می‌خواهیم که از صحفش سوره‌ای بخواند». او شروع به خوانده سوره کرد تا اینکه آن را به پایان برد. سپس بر علی (علیه السلام) درود فرستاد و مانند گذشته به خواب رفت. آن‌ها همگی گفتند: هر آینه دین در نزد خدا دین اسلام است. (آل عمران/۱۹) و همه با هم ایمان آوردند. در نتیجه خداوند این آیه را نازل کرد: أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَولیاء فَاللهُ هُو الولی و هُو یحْیی المَوتَی و هُو عَلی کُل شَیءٍ قَدِیرٌ* و مَا اخْتَلفْتُمْ فِیهِ مِن شَیءٍ فَحُکْمُهُ إِلی اللهِ ذَلکُمُ اللهُ رَبِّی عَلیهِ تَوکَّلتُ و إِلیهِ أُنِیبُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۶۸ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۲۱۲/ المناقب، ج۲، ص۳۳۹/ البرهان

 

آیه وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فيهِ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللهِ ذلِكُمُ اللهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنيبُ [10]

 

در هرچيز اختلاف كنيد، [بگو] داوريش با خداست، اين است خداوند، پروردگار من، بر او توكّل كرده‌ام و به‌سوى او باز مى‌گردم!

۱

(شوری/ ۱۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَولُهُ وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ مِنِ الْمَذَاهِبِ وَ اخْتَرْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ مِنِ الْأَدْیَانِ فَحَکَمَ ذَلِکَ کُلِّهِ إِلَی اللَّهِ یَوْمَ القیامه.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( و مَا اخْتَلفْتُمْ فِیهِ مِن شَیءٍ فَحُکْمُهُ إِلی اللهِ یعنی هرگاه درباره‌ی هر امری پیرامون مذاهب دچار اختلاف شدید و برای خودتان از میان آن‌ها دینی انتخاب کردید، خداوند در روز قیامت درباره‌ی همه‌ی آن مذاهب حکم خواهد کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۰ القمی، ج۲، ص۲۷۳/ البرهان

۲

(شوری/ ۱۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ أَرَادَ التَّوَکُّلَ عَلَی اللَّهِ فَلْیُحِبَ أَهْلَ بَیْتِی (علیهم السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکسی می‌خواهد توکّل بر خدا کند، باید اهل بیت مرا دوست داشته باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۰ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۱۶

 

آیه فاطِرُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً يَذْرَؤُكُمْ فيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ [11]

 

او آفريننده‌ی آسمان‌ها و زمين است و همسرانى از جنس خودتان براى شما قرار داد و نيز جفت‌هايى از چهارپايان آفريد و شما را به اين وسيله [از طريق زوجيّت] زياد مى‌كند، هيچ‌چيز همانند او نيست و او شنوا و بيناست.

همسرانی از جنس خودتان برای شما قرار داد و نیز جفت‌هایی از چهارپایان آفرید و شما را به این وسیله [از طریق زوجیّت] زیاد می‌کند

۱ -۱

(شوری/ ۱۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً یَعْنِی النِّسَاءَ، وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً یَعْنِی ذَکَراً وَ أُنْثَی، یَذْرَؤُکُمْ فِیهِ یَعْنِی النَّسْلَ الَّذِی یَکُونُ مِنِ الذُّکُورِ وَ الْإِنَاثِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( جَعَل لکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْواجًا، یعنی برای شما از نوع خودتان زنانی را آفریده است. و مِنَ الأَنْعَامِ أَزْواجًا، یعنی در میان چهارپایان، نر و مادّه قرار داده است. یذْرَؤُکُمْ فِیهِ، یعنی بر نسل شما که از نر و مادّه تشکیل شده است می‌افزاید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۰ القمی، ج۲، ص۲۷۳

هیچ‌چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست

۲ -۱

(شوری/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بنِ‌عَبِیدٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی الرِّضَا (علیه السلام) فَقَالَ لِی قُلْ لِلْعَبَّاسِیِّ یَکُفَّ عَنِ الْکَلَامِ فِی التَّوْحِیدِ وَ غَیْرِهِ وَ یُکَلِّمِ النَّاسَ بِمَا یَعْرِفُونَ وَ یَکُفَّ عَمَّا یُنْکِرُونَ وَ إِذَا سَأَلُوکَ عَنِ التَّوْحِیدِ فَقُلْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ اللهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ وَ إِذَا سَأَلُوکَ عَنِ الْکَیْفِیَّهًِْ فَقُلْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌عبید گوید، نزد امام رضا (علیه السلام) رفتم، حضرت (علیه السلام) به من فرمود: «به عبّاسی بگو تا از سخن‌گفتن در توحید و غیر آن بازایستد و با مردم به آنچه می‌شناسند سخن گوید و از آنچه انکار می‌نمایند و نمی‌دانند بازایستد و چون از تو در مورد توحید سؤال کنند بگو؛ چنان‌که خدای عزّوجلّ فرموده: بگو: خداوند، یکتا و یگانه است. خداوندی است که همه نیازمندان قصد او می‌کنند. [هرگز] نزاد، و زاده نشد، و برای او هیچگاه شبیه و مانندی نبوده است!. (اخلاص/۴-۱) و چون تو را از کیفیّت و چگونگی سؤال کنند بگو؛ چنان‌که خدای عزّوجلّ فرموده: لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۲، ص۶۹/ التوحید، ص۹۵؛ فیه: «و اذا سألوک... کفوا احد» محذوف

۲ -۲

(شوری/ ۱۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بنِ‌مُسلِمٍ ... یَا مُحَمَّدُ إِنَّ النَّاسَ لَا یَزَالُ لَهُمُ الْمَنْطِقُ حَتَّی یَتَکَلَّمُوا فِی اللَّهِ فَإِذَا سَمِعْتُمْ ذَلِکَ فَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید، امام باقر (علیه السلام) فرمود: «ای محمد! مردم همیشه و از هر دری سخن می‌گویند تا آنجا که درباره‌ی خدا هم سخن می‌گویند چون شما آن را شنیدید، بگوئید: خدایی جز خدای یکتایی که چیزی شبیه او نمی‌باشد، نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۴

۲ -۳

(شوری/ ۱۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ رَدَّ اللَّهُ عَلَی مَنْ وَصَفَ اللَّهَ فَقَالَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( سپس خداوند به ردّ سخن کسانی که او را توصیف می‌کنند پرداخته و می‌فرماید: «لیسَ کَمِثْلهِ شَیءٌ و هُو السَّمِیعُ البَصِیرُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ القمی، ج۲، ص۲۷۳

۲ -۴

(شوری/ ۱۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ طَاهِرِ‌بْنِ‌حَاتِمِ‌بْنِ‌مَاهَوَیْه قال کَتَبْتُ إِلَی الطَّیِّبِ یَعْنِی ابا الحسن (علیه السلام) مَا الَّذِی لَا یُجْتَزَأُ فِی مَعْرِفَهًِْ الْخَالِقِ جَلَّ جَلَالُهُ بِدُونِهِ فَکَتَبَ (علیه السلام) لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ لَمْ یَزَلْ سَمِیعاً وَ عَلِیماً وَ بَصِیراً وَ هُوَ الْفَعَّالُ لِمَا یُرِیدُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- طاهربن‌حاتم‌بن‌ماهویه گوید: به خدمت طیّب یعنی امام کاظم (علیه السلام) نوشتم که: «چیست آنچه در معرفت آفریدگار به کمتر از آن اکتفاء نمی‌شود»؟ حضرت (علیه السلام) در جواب نوشت: «اعتقاد به اینکه هیچ‌چیز همانند او نیست و همیشه شنوا و دانا و بینا بوده و می‌باشد و اوست که آنچه را خواهد به فعل می‌آورد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۹/ نورالثقلین

۲ -۵

(شوری/ ۱۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ بِشْرِ‌بْنِ‌بَشَّارٍ النَّیْسَابُورِیِّ قَال کَتَبْتُ إِلَی الرَّجُلِ (علیه السلام) أَنَّ مَنْ قِبَلَنَا قَدِ اخْتَلَفُوا فِی التَّوْحِیدِ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ هُوَ جِسْمٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ هُوَ صُورَهًٌْ فَکَتَبَ إِلَیَّ: سُبْحَانَ مَنْ لَا یُحَدُّ وَ لَا یُوصَفُ وَ لَا یُشْبِهُهُ شَیْءٌ وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- بشربن‌بشّار نیشابوری گوید، به امام کاظم (علیه السلام) نوشتم: «کسانی که در نزد ما هستند در توحید اختلاف کرده‌اند در میان ایشان کسی است که می‌گوید: خدا جسم است و باز کسی است که می‌گوید صورت است». حضرت (علیه السلام) نوشت: «پاک و منزّه است آنکه او را اندازه نمی‌توان کرد و وصف نمی‌توان نمود؛ و لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ الکافی، ج۱، ص۱۰۲/ نورالثقلین

۲ -۶

(شوری/ ۱۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ حَمْزَهًَْ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ قَال کَتَبْتُ إِلَی أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنِ الْجِسْمِ وَ الصُّورَهًِْ فَکَتَبَ (علیه السلام) سُبْحَانَ مَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ لَا جِسْمٌ وَ لَا صُورَهًٌْ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- حمزهًْ‌بن‌محمّد گوید: به امام کاظم (علیه السلام) نوشتم و درباره‌ی جسم و صورت از او پرسیدم، حضرت (علیه السلام) نوشت؛ منزّه باد آنکه هیچ‌چیز همانند او نیست نه جسم است و نه صورت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۰۱

۲ -۷

(شوری/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْفَتْحِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُرْجَانِی قال: سَأَلْتُهُ عَنْ أَدْنَی الْمَعْرِفَهًِْ فَقَالَ الْإِقْرَارُ بِأَنَّهُ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا نَظِیرَ لَهُ وَ أَنَّهُ قَدِیمٌ مُثْبَتٌ مَوْجُودٌ غَیْرُ فَقِیدٍ وَ أَنَّهُ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- فتح‌بن‌یزید گرگانی گوید: از امام کاظم (علیه السلام) سؤال کردم: فتح‌بن‌یزید گرگانی گوید: «از امام رضا (علیه السلام) سؤال کردم: کمترین معرفت و شناخت چیست»؟ حضرت فرمود: «اقرار به اینکه معبودی جز خدا نیست، شبیه و نظیری ندارد، ثابت است، قدیم است، موجود است، گم نگشته هیچ چیز مثل او نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۷

۲ -۸

(شوری/ ۱۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- حَدُّ الْمَعْرِفَهًِْ أَنْ یَعْرِفَ أَنَّهُ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ لَا شَبِیهَ لَهُ وَ لَا نَظِیرَ وَ أَنْ یَعْرِفَ أَنَّهُ قَدِیمٌ مُثْبَتٌ مَوْجُودٌ غَیْرُ فَقِیدٍ مَوْصُوفٌ مِنْ غَیْرِ شَبِیهٍ وَ لَا مُبْطِلٍ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیر.

 

امام صادق (علیه السلام)- حدّ معرفت این است که اقرار کند که معبودی جز او نیست و شبیه و مانندی برای او نیست و بداند که او قدیم و ثابت و موجود است و به چیزی مقیّد نیست، توان او را توصیف کرد ولی نه از روی شبیه و مانند و بداند که او باطل نیست؛ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیر.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۵۴

۲ -۹

(شوری/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ لِأَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) هَلْ یُقَالُ لِلَّهِ إِنَّهُ شَیْءٌ فَقَالَ نَعَمْ وَ قَدْ سَمَّی نَفْسَهُ بِذَلِکَ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ فَهُوَ شَیْءٌ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- زندیقی از امام رضا (علیه السلام) سؤال کرد: «آیا می‌توان درباره‌ی خدا گفت: او «شیء» است»؟ حضرت فرمود: «آری، او خود را در قرآن «شیء» نامیده است آنجا که می‌فرماید: بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» [و خودت پاسخ بده و] بگو: «خداوند، گواه است». (انعام/۱۹) او «شیء» ای است که هیچ چیز مثل او نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۵۹

۲ -۱۰

(شوری/ ۱۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عن الْحَسَنُ‌بْنُ‌عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْحِمَّانِیُ قَال: قُلْتُ لِأَبِی‌إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) إِنَّ هِشَامَ‌بْنَ‌الْحَکَمِ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی جِسْمٌ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ عَالِمٌ سَمِیعٌ بَصِیرٌ قَادِرٌ مُتَکَلِّمٌ نَاطِقٌ وَ الْکَلَامُ وَ الْقُدْرَهًُْ وَ الْعِلْمُ یَجْرِی مَجْرَی وَاحِدٍ لَیْسَ شَیْءٌ مِنْهَا مَخْلُوقاً فَقَالَ قَاتَلَهُ اللَّهُ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ الْجِسْمَ مَحْدُودٌ وَ الْکَلَامَ غَیْرُ الْمُتَکَلِّمِ مَعَاذَ اللَّهِ وَ أَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ مِنْ هَذَا الْقَوْلِ لَا جِسْمٌ وَ لَا صُورَهًٌْ وَ لَا تَحْدِیدٌ وَ کُلُّ شَیْءٍ سِوَاهُ مَخْلُوقٌ وَ إِنَّمَا تَکُونُ تُکَوَّنُ الْأَشْیَاءُ بِإِرَادَتِهِ وَ مَشِیئَتِهِ مِنْ غَیْرِ کَلَامٍ وَ لَا تَرَدُّدٍ فِی نَفَسٍ وَ لَا نُطْقٍ بِلِسَانٍ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- حسن‌بن‌عبد الرّحمن حمّانی گوید: «به امام موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) گفتم: «هشام‌بن‌حکم عقیده دارد که خدا جسمی است که چیزی مانند او نیست، و او دانا، شنوا، بینا، توانا، متکلّم و ناطق است، و کلام و قدرت و علم یک گونه می‌باشند هیچ کدام از آنها مخلوق نیست». امام (علیه السلام) فرمود: «گوینده این کلام از رحمت خدا دور باد! مگر نمی‌داند که جسم محدود است و کلام، غیر متکلّم است، پناه بر خدا و از این سخن به درگاه خدا بیزاری جویم. خدا نه جسم است و نه صورت، و نه دارای حد، و هر چیز جز او مخلوق است که به محض اراده و مشیّت او موجود می‌شود، بدون کلام و حرکت خاطر و سخن زبانی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۹۵

۲ -۱۱

(شوری/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَإِذَا کَانَتْ هَذِهِ النَّارُ الْمَخْلُوقَهًُْ الْمُدَبَّرَهًُْ فِی ضَعْفِهَا وَ سُرْعَهًِْ زَوَالِهَا لَا تَجِدُ لَهَا وَجْهاً فَکَیْفَ مَنْ خَلَقَ هَذِهِ النَّارَ وَ جَمِیعُ مَا فِی مَلَکُوتِهِ مِنْ شَیْءٍ أَجَابَهُ کَیْفَ یُوصَفُ بِوَجْهٍ أَوْ یُحَدُّ بِحَدٍّ أَوْ یُدْرَکُ بِبَصَرٍ أَوْ یُحِیطُ بِهِ عَقْلٌ أَوْ یَضْبِطُهُ وَهْمٌ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

 

امام علی (علیه السلام)- ... پس وقتی که برای این آتش آماده شده و ضعیف باسرعت زوالی که دارد، صورتی نمی‌یابی پس چطور کسی که این آتش و همه‌ی چیزهایی را که در ملک اوست، خلق کرده برایش صورت، تصوّر می‌کنی؟ و یا او را به حدّی محدود می‌سازی؟ و یا با چشمی دیده می‌شود؟ و یا عقلی او را احاطه می‌کند؟ و یا گمانی او را در خود ضبط می‌نماید؟ درحالی‌که خدا می‌فرماید: و لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۷۴

۲ -۱۲

(شوری/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لَا لَهُ مِثْلٌ فَیُعْرَفَ بِمِثْلِه.

 

امام علی (علیه السلام)- او را مانند و نظیری نیست تا بمانند خویش شناخته شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۶۶

۲ -۱۳

(شوری/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ عَن أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ (علیه السلام) حَدَّ الْأَشْیَاءَ کُلَّهَا عِنْدَ خَلْقِهِ إِیَّاهَا إِبَانَهًًْ لَهَا مِنْ شَبَهِهِ وَ إِبَانَهًًْ لَهُ مِنْ شَبَهِهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- همه‌چیز را در آن هنگام که آفرید جداجدا آفرید تا بر ایشان ظاهر سازد که به او شباهتی ندارند و آن جناب به ایشان شباهتی ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۶۹

۲ -۱۴

(شوری/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَا یَخْطُرُ بِبَالِ أُولِی الرَّوِیَّاتِ خَاطِرَهًٌْ مِنْ تَقْدِیرِ جَلَالِ عِزَّتِهِ لِبُعْدِهِ مِنْ أَنْ یَکُونَ فِی قُوَی الْمَحْدُودِینَ لِأَنَّهُ خِلَافُ خَلْقِهِ فَلَا شِبْهَ لَهُ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ وَ إِنَّمَا یُشَبَّهُ الشَّیْءُ بِعَدِیلِهِ فَأَمَّا مَا لَا عَدِیلَ لَهُ فَکَیْفَ یُشَبَّهُ بِغَیْرِ مِثَالِه.

 

امام علی (علیه السلام)- اندیشه از اندازه‌ی جلال عزّتش در دل صاحبان اندیشه‌ها به‌جهت دوری‌اش از آنکه در قوّه‌های اندازه‌شدگان باشد، خطور نکند. چراکه آن جناب خلاف آفریدگان خویش است پس او را در میان آفریدگان مانندی نیست و جز این نیست که هر چیزی به عدیل و نظیر خود تشبیه می‌شود و امّا آنچه برایش عدیل و نظیری نیست چگونه به غیر مثال خود تشبیه می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۴ التوحید، ص۵۲

۲ -۱۵

(شوری/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ إِذْ کَانَ الشَّیْءُ مِنْ مَشِیَّتِهِ فَکَانَ لَا یُشْبِهُهُ مُکَوَّنُه.

 

امام علی (علیه السلام)- و لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ زیرا هرچیز به مشیّت و خواست او خلق می‌شود و آفریده شده شبیه آفریده‌گارش نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ مصباح المتجهد، ج۲، ص۷۵۳

۲ -۱۶

(شوری/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَارَقَ الْأَشْیَاءَ لَا عَلَی اخْتِلَافِ الْأَمَاکِنِ وَ یَکُونُ فِیهَا لَا عَلَی وَجْهِ الْمُمُازَجَهًِْ وَ عَلِمَهَا لَا بِأَدَاهًٍْ لَا یَکُونُ الْعِلْمُ إِلَّا بِهَا وَ لَیْسَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَیْرِهِ بِهِ کَانَ عَالِماً بِمَعْلُومِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از هرچیزی جداست نه به‌وسیله‌ی مسافت [یعنی برای او مکانی تصوّر نمی‌شود] و در همه‌چیز وجود دارد نه بر وجه آمیزش و ممازجت [بلکه به همه‌ی اشیاء احاطه دارد یک نوع احاطه که تصوّری نیست] دانایی او به ابزار و آلات نیست، علمش به‌خود ذات است و میان او و معلوم او علمی که جز او باشد و به‌وسیله‌ی آن دانا به معلوم باشد وجود ندارد [چون علمش عین ذات است تصوّری و توهّمی نباشد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ نورالثقلین

۲ -۱۷

(شوری/ ۱۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) عَن أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ مَا عَرَفَنِی مَنْ شَبَّهَنِی بِخَلْقِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام رضا (علیه السلام) از پدرش (علیه السلام) از پدرانش از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت کرد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدا بلند مرتبه فرمود: و کسی که مرا به خلق و آفریده‌ام تشبیه و همانند بسازد، مرا نشناخته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ نورالثقلین

۲ -۱۸

(شوری/ ۱۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ‌بْنِ‌أَبِی نَجْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ التَّوْحِیدِ فَقُلْتُ: أَتَوَهَّمُ شَیْئاً فَقَالَ: نَعَمْ غَیْرَ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُودٍ فَمَا وَقَعَ وَهْمُکَ عَلَیْهِ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ خِلَافُهُ لَا یُشْبِهُهُ شَیْءٌ وَ لَا تُدْرِکُهُ الْأَوْهَامُ کَیْفَ تُدْرِکُهُ الْأَوْهَامُ وَ هُوَ خِلَافُ مَا یُعْقَلُ وَ خِلَافُ مَا یُتَصَوَّرُ فِی الْأَوْهَامِ إِنَّمَا یُتَوَهَّمُ شَیْءٌ غَیْرُ مَعْقُولٍ وَ لَا مَحْدُود.

 

امام باقر (علیه السلام)- عبدالرّحمن‌بن‌ابی‌نجران گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی توحید سؤال کردم و گفتم: «می‌توانم خدا را چیزی تصوّر کنم»؟ فرمود: «آری! ولی چیزی که حقیقتش درک نمی‌شود و حدّی ندارد زیرا هرچیزی که به خاطرت می‌آید خدا غیر او می‌باشد، چیزی مانند او نیست و خاطرها او را درک نمی‌کنند، چگونه خاطرها درکش کنند در صورتی که او بر خلاف آنچه تعقّل می‌شود و در خاطر نقش می‌بندد، می‌باشد، درباره‌ی خدا تنها همین اندازه به خاطر می‌گذرد؛ چیزی که حقیقتش درک نمی‌شود و حدّی ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ الکافی، ج۱، ص۸۲/ نورالثقلین

۲ -۱۹

(شوری/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- لِلنَّاسِ فِی التَّوْحِیدِ ثَلَاثَهًُْ مَذَاهِبَ نَفْیٌ وَ تَشْبِیهٌ وَ إِثْبَاتٌ بِغَیْرِ تَشْبِیهٍ فَمَذْهَبُ النَّفْیِ لَا یَجُوزُ وَ مَذْهَبُ التَّشْبِیهِ لَا یَجُوزُ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُشْبِهُهُ شَیْءٌ وَ السَّبِیلُ فِی الطَّرِیقَهًِْ الثَّالِثَهًِْ إِثْبَاتٌ بِلَا تَشْبِیهٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- برای مردم در توحید سه مذهب وجود دارد؛ یکی نفی و دیگری تشبیه و سوّم اثبات بدون تشبیه. پس مذهب نفی جایز نیست و مذهب تشبیه روا نباشد زیرا که خدای تبارک وتعالی چیزی به او شباهت ندارد و راه درست در طریقه‌ی سوّم باشد که اثبات بدون تشبیه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۳/ نورالثقلین

۲ -۲۰

(شوری/ ۱۱)

 

الجواد (علیه السلام)- عَنِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌سَعِیدٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُوجَعْفَرٍ الثَّانِی (علیه السلام) یَجُوزُ أَنْ یُقَالَ لِلَّهِ إِنَّهُ شَیْءٌ؟ قَالَ: نَعَمْ، یُخْرِجُهُ مِنَ الْحَدَّیْنِ، حَدِّ التَّشْبِیهِ وَ حَدِّ التَّعْطِیلِ.

 

امام جواد (علیه السلام)- حسین‌بن‌سعید گوید: از امام جواد (علیه السلام) سؤال شد: «جایز است که نسبت به خدا گفته شود که آن جناب شیء است»؟ فرمود: «آری! او را از دو حدّ بیرون می‌برد؛ یکی حدّ تعطیل و دیگری حدّ تشبیه».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ نورالثقلین

۲ -۲۱

(شوری/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- قُلْنَا إِنَّهُ سَمِیعٌ لَا یَخْفَی عَلَیْهِ أَصْوَاتُ خَلْقِهِ مَا بَیْنَ الْعَرْشِ إِلَی الثَّرَی مِنَ الذَّرَّهًِْ إِلَی أَکْبَرَ مِنْهَا فِی بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا وَ لَا تَشْتَبِهُ عَلَیْهِ لُغَاتُهَا فَقُلْنَا عِنْدَ ذَلِکَ إِنَّهُ سَمِیعٌ لَا بِأُذُنٍ وَ قُلْنَا إِنَّهُ بَصِیرٌ لَا بِبَصَرٍ لِأَنَّهُ یَرَی أَثَرَ الذَّرَّهًِْ السَّحْمَاءِ فِی اللَّیْلَهًِْ الظَّلْمَاءِ عَلَی الصَّخْرَهًِْ السَّوْدَاءِ وَ یَرَی دَبِیبَ النَّمْلِ فِی اللَّیْلَهًِْ الدَّجِیَّهًِْ وَ یَرَی مَضَارَّهَا وَ مَنَافِعَهَا وَ أَثَرَ سِفَادِهَا وَ فَرَاخِهَا وَ نَسْلِهَا فَقُلْنَا عِنْدَ ذَلِکَ إِنَّهُ بَصِیرٌ لَا کَبَصَرِ خَلْقِه.

 

امام رضا (علیه السلام)- [در جواب فرد زندیق] او شنوایی است که صدای تمام خلائق از عرش تا فرش از مورچه‌های ریز گرفته تا بزرگتر از آن، در دریا و خشکی بر او پوشیده نیست و زبان آنها را با هم اشتباه نمی‌کند و در این موقع گفتیم: او شنواست ولی بدون گوش. و گفتیم او بیناست ولی نه با چشم، زیرا او اثر دانه بسیار ریز و سیاه خردل را در شب ظلمانی بر روی سنگ سیاه می‌بیند و نیز حرکت مورچه را در شب تاریک می‌بیند و از نفع و ضرر آن مطّلع است و آمیزش و بچه‌ها و نسل آن را می‌بیند، و در نتیجه گفتیم: او بیناست امّا نه مانند بینا بودن مخلوقات.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۶ التوحید، ص۲۵۲/ نورالثقلین

۲ -۲۲

(شوری/ ۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- فَإِنْ قَالَ فَلِمَ وَجَبَ عَلَیْهِمُ الْإِقْرَارُ لِلَّهِ بِأَنَّهُ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ قِیلَ لِعِلَلٍ مِنْهَا أَنْ یَکُونُوا قَاصِدِینَ نَحْوَهُ بِالْعِبَادَهًِْ وَ الطَّاعَهًِْ دُونَ غَیْرِهِ غَیْرَ مُشْتَبِهٍ عَلَیْهِمْ أَمْرُ رَبِّهِمْ وَ صَانِعِهِمْ وَ رَازِقِهِمْ وَ مِنْهَا أَنَّهُمْ لَوْ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ لَمْ یَدْرُوا لَعَلَّ رَبَّهُمْ وَ صَانِعَهُمْ هَذِهِ الْأَصْنَامُ الَّتِی نَصَبَتْهَا لَهُمْ آبَاؤُهُمْ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النِّیرَانُ إِذَا کَانَ جَائِزاً أَنْ یَکُونَ عَلَیْهِمْ مُشَبَّهَهًًْ وَ کَانَ یَکُونُ فِی ذَلِکَ الْفَسَادُ وَ تَرْکُ طَاعَاتِهِ کُلِّهَا وَ ارْتِکَابُ مَعَاصِیهِ کُلِّهَا عَلَی قَدْرِ مَا یَتَنَاهَی إِلَیْهِمْ مِنْ أَخْبَارِ هَذِهِ الْأَرْبَابِ وَ أَمْرِهَا وَ نَهْیِهَا وَ مِنْهَا أَنَّهُ لَوْ لَمْ یَجِبْ عَلَیْهِمْ أَنْ یَعْرِفُوا أَنْ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ لَجَازَ عِنْدَهُمْ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْهِ مَا یَجْرِی عَلَی الْمَخْلُوقِینَ مِنَ الْعَجْزِ وَ الْجَهْلِ وَ التَّغْیِیرِ وَ الزَّوَالِ وَ الْفَنَاءِ وَ الْکَذِبِ وَ الِاعْتِدَاءِ وَ مَنْ جَازَتْ عَلَیْهِ هَذِهِ الْأَشْیَاءُ لَمْ یُؤْمَنْ فَنَاؤُهُ وَ لَمْ یُوثَقْ بِعَدْلِهِ وَ لَمْ یُحَقَّقْ قَوْلُهُ وَ أَمْرُهُ وَ نَهْیُهُ وَ وَعْدُهُ وَ وَعِیدُهُ وَ ثَوَابُهُ وَ عِقَابُهُ وَ فِی ذَلِکَ فَسَادُ الْخَلْقِ وَ إِبْطَالُ الرُّبُوبِیَّهًِْ فِی کِتَابِ التُّوحِیدِ خُطبَهًٌْ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) یَقُولُ فِیهَا: وَ لَا لَهُ مِثْلٌ فَیُعْرَفَ بِمِثْلِه وَ خُطبَهًٌْ اُخرَی یَقُولُ (علیه السلام) فِیهَا: حَدَّ الْأَشْیَاءَ کُلَّهَا عِنْدَ خَلْقِهِ إِیَّاهَا إِبَانَهًًْ لَهَا مِنْ شِبْهِهِ وَ إِبَانَهًًْ لَهُ مِنْ شِبْهِهَا.

 

امام رضا (علیه السلام)- [سؤال می‌شود:] «چرا بر خلایق واجب است اقرار کنند مثل خدا موجودی نمی‌باشد»؟ در جواب گفته می‌شود: «چند علّت دارد، از جمله آنکه؛ مردم فقط او را قصد کنند و او را عبادت و اطاعت کنند نه دیگری را؛ درحالی‌که پروردگار و صانع و رازقشان به هیچ موجودی شباهت ندارد. از جمله آنکه، اگر ندانند موجودی شبیه او نیست شاید پروردگار و صانعشان بت‌هایی بوده که پدرانشان نصب کرده‌اند یا خورشید و ماه و آتش‌های افروخته باشد و بدیهی است این معنا مستلزم فساد و ترک تمام طاعات و ارتکاب جمیع معاصی می‌باشد. از جمله آنکه اگر بر خلایق اقرار به اینکه هیچ موجودی شبیه او نیست واجب نباشد، باید جایز باشد که آنچه بر مخلوقین جاری می‌گردد بر او نیز جاری شود؛ از قبیل عجز، جهل، تغییر، زوال، فناء، دروغ و دشمنی و کسی که اتّصافش به این صفات جایز باشد، از فناء و زوالش در امان نبوده و به عدلش وثوق و اطمینانی نیست و قول و امر و نهی و وعده و وعید و ثواب و عقابش محقّّق نخواهد بود. در نتیجه بین خلائق فساد روی داده و ربوبیّت بدین‌ترتیب باطل می‌گردد. علی (علیه السلام) در خطبه‌اش فرمود: «تا بمانند خویش شناخته شود» و ایشان در خطبه‌ی دیگرش فرمود: «هنگام آفرینش اشیاء آن‌ها را محدود کرد تا آشکار کند که خود شبیه آن‌ها نیست و آن‌ها شبیه او نیستند [زیرا خالق غیر مخلوق و صانع غیر مصنوع و موجد غیر موجود و واجب غیر ممکن است]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۸ نورالثقلین، بحارالأنوار، ج۶، ص۶۳؛ فیه: «فی کتاب التوحید... إلی لَهُ مِنْ شِبْهِهَا» محذوفٌ

 

آیه لَهُ مَقاليدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَليمٌ [12]

 

كليدهاى آسمان‌ها و زمين از آن اوست، روزى را براى هركس بخواهد گسترده مى‌سازد يا تنگ مى‌گيرد، او به همه چيز داناست.

 

آیه شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسى أَنْ أَقيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللهُ يَجْتَبي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ [13]

 

آيينى را براى شما مقرّر ‌‌نمود كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه همان دين [خالص] را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد و آنچه مشركان را به آن دعوت مى‌كنيد [توحيد] بر آن‌ها گران است. خداوند هركس را بخواهد برمى‌گزيند و كسى را كه توبه كند به‌سوى هدايت مى‌نمايد.

کلّیات

۱

(شوری/ ۱۳)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بَعَثَ نُوحاً (علیه السلام) إِلَی قَوْمِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ ثُمَّ دَعَاهُمْ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَحْدَهُ وَ أَنْ یَعْبُدُوهُ وَ لَا یُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً ثُمَ بَعَثَ الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) عَلَی ذَلِکَ إِلَی أَنْ بَلَغُوا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَدَعَاهُمْ إِلَی أَنْ یَعْبُدُوا اللَّهَ وَ لَا یُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ قَالَ شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا
 الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ فَبَعَثَ الْأَنْبِیَاءَ إِلَی قَوْمِهِمْ بِشَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْإِقْرَارِ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَمَنْ آمَنَ مُخْلِصاً وَ مَاتَ عَلَی ذَلِکَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ الْجَنَّهًَْ بِذَلِکَ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُنْ یُعَذِّبُ عَبْداً حَتَّی یُغَلِّظَ عَلَیْهِ فِی الْقَتْلِ وَ الْمَعَاصِی الَّتِی أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِهَا النَّارَ لِمَنْ عَمِلَ بِهَا فَلَمَّا اسْتَجَابَ لِکُلِّ نَبِیٍّ مَنِ اسْتَجَابَ لَهُ مِنْ قَوْمِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ جَعَلَ لِکُلِّ نَبِیٍّ مِنْهُمْ شِرْعَهًًْ وَ مِنْهَاجاً وَ الشِّرْعَهًُْ وَ الْمِنْهَاجُ سَبِیلٌ وَ سُنَّهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند متعال نوح (علیه السلام) را برای نبوّت برانگیخت که به مردم [بگوید]: که خدا را پرستش کنید و از مخالفت او بپرهیزید و مرا اطاعت نمایید!. (نوح/۳). بعد از آن نوح (علیه السلام) آن‌ها را به‌طرف خداوند دعوت کردند تا او را پرستش کنند و شریکی برای او قائل نگردند. بعد از آن پیامبران را مبعوث فرمود تا همین سخنان را به مردم ابلاغ کنند، تا آنگاه که نوبت به محمّد (صلی الله علیه و آله) رسید، او هم مردم را دعوت کرد تا خداوند را پرستش کنند و برای او شریک و همتایی معتقد نگردند. در قرآن مجید فرمود: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهیمَ وَ مُوسی وَ عیسی أَنْ أَقیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فیهِ کَبُرَ عَلَی المُشْرِکینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللهُ یَجْتَبی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدی إِلَیْهِ مَنْ یُنیبُ مشرکان از دعوت شما ناراحت شده‌اند و گفتار شما در این مورد برای آن‌ها بزرگ و سنگین است، این خداوند است که هرکس را بخواهد برمی‌گزیند و هرکس به‌طرف او متوجّه گردد او را هدایت می‌کند، خداوند پیامبران را به‌طرف قومشان فرستاد تا بر وحدانیّت خداوند گواهی دهند و به آنچه خداوند فرموده اقرار کنند. هرکس از روی اخلاص ایمان بیاورد و با همین اخلاص از دنیا برود خداوند او را وارد بهشت می‌کند و خداوند هرگز به بندگان ظلم نمی‌کند!. (انفال/۵۱). مگر اینکه خود را در معصیت گرفتار سازد و یا مرتکب قتل شود که دراین‌صورت جهنّم را بر او واجب می‌گرداند. امّا هرگاه قوم یک پیامبری او را اجابت کنند و دعوت او را قبول نمایند آن‌ها راهی به‌طرف پیغمبر خود خواهند داشت و از آن راه با او ارتباط برقرار خواهند کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۷۸ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۵/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۱۳)

 

الباقر (علیه السلام)- کَانَتْ شَرِیعَهًُْ نُوحٍ (علیه السلام) أَنْ یُعْبَدَ اللَّهُ بِالتَّوْحِیدِ وَ الْإِخْلَاصِ وَ خَلْعِ الْأَنْدَادِ وَ هُوَ الْفِطْرَهًُْ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها وَ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُ عَلَی نُوحٍ (علیه السلام) عَلَی النَّبِیِّینَ (علیهم السلام) أَنْ یَعْبُدُوا اللَّهَ تَعَالَی وَ لَا یُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ أَمَرَهُ بِالصَّلَاهًِْ وَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ لَمْ یَفْرِضْ عَلَیْهِ أَحْکَامَ حُدُودٍ وَ لَا فَرَائِضَ مَوَارِیثَ فَهَذِهِ شَرِیعَتُهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- شریعت و دین نوح (علیه السلام) چنین بود که باید خدا را از سر توحید و اخلاص پرستید و از پرستش مانندها و امثالی که برای او ساخته‌اند دست شست و این همان سرشتی است که مردم بر آن سرشته شده‌اند و خداوند از نوح (علیه السلام) و دیگر پیامبران (علیهم السلام) پیمان گرفته است که او را بپرستند و انبازی برایش نگیرند و به نماز و امر به معروف و نهی از منکر و در نظر داشتن حلال و حرام، امر کرده است، ولی بر او احکام حدود و مواریث واجب نساخت و این‌چنین بود آیین نوح (علیه السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۰ نورالثقلین

۳

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَعْطَی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) شَرَائِعَ نُوحٍ وَ إِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَی وَ عِیسَی (علیهم السلام)، التَّوْحِیدَ وَ الْإِخْلَاصَ وَ خَلْعَ الْأَنْدَادِ وَ الْفِطْرَهًَْ الْحَنِیفِیَّهًَْ السَّمْحَهًَْ لَا رَهْبَانِیَّهًَْ وَ لَا سِیَاحَهًَْ، أَحَلَّ فِیهَا الطَّیِّبَاتِ وَ حَرَّمَ فِیهَا الْخَبَائِثَ وَ وَضَعَ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ، ثُمَّ افْتَرَضَ عَلَیْهِ فِیهَا الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصِّیَام وَ الْحَجَ وَ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ و الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْمَوَارِیثَ وَ الْحُدُودَ وَ الْفَرَائِضَ وَ الْجِهَادَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ زَادَهُ الْوُضُوءَ وَ فَضَّلَهُ بِفَاتِحَهًِْ الْکِتَابِ وَ بِخَوَاتِیمِ سُورَهًِْ الْبَقَرَهًِْ وَ الْمُفَصَّلِ وَ أَحَلَّ لَهُ الْمَغْنَمَ وَ الْفَیْءَ وَ نَصَرَهُ بِالرُّعْبِ وَ جَعَلَ لَهُ الْأَرْضَ مَسْجِداً وَ طَهُوراً وَ أَرْسَلَهُ کَافَّهًًْ إِلَی الْأَبْیَضِ وَ الْأَسْوَدِ وَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ أَعْطَاهُ الْجِزْیَهًَْ وَ أَسْرَ الْمُشْرِکِینَ وَ فِدَاهُمْ ثُمَ کُلِّفَ مَا لَمْ یُکَلَّفْ أَحَدٌ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ أَنْزَلَ عَلَیْهِ سَیْفاً مِنَ السَّمَاءِ فِی غَیْرِ غِمْدٍ وَ قِیلَ لَهُ فَقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللهِ لا تُکَلَّفُ إِلَّا نَفْسَک.

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا خدای تبارک‌وتعالی شریعت‌های نوح و ابراهیم و موسی و عیسی (علیهم السلام) را به محمّد (صلی الله علیه و آله) عطا فرمود و آن شرایع یکتاپرستی است و اخلاص و ترک بت‌پرستی و فطرت حنیفیّه آسان [که همان طریقه و روش اسلام است] و اینکه گوشه‌گیری و صحراگردی (کناره‌گیری از جماعت مسلمین) نیست، چیزهای پاکیزه را در این شرایع حلال کرد و پلیدی‌ها را حرام نمود و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آن‌ها بود، [از دوش و گردنشان] بر می‌دارد. (اعراف/۱۵۷)، آنگاه در آن شرایع مقرّر فرمود؛ نماز و زکات و روزه و حج و امر به معروف و نهی از منکر و حلال و حرام و میراث‌ها و حدود و فرایض و جهاد در راه خدا را، به اضافه وضو [و وضو را برای محمّد (صلی الله علیه و آله) اضافه فرمود] و آن حضرت (صلی الله علیه و آله) را فضیلت بخشید به‌سبب سوره‌ی فاتحهًْ الکتاب و آیات آخر سوره‌ی بقره و سوره‌های مفصّل [از سوره‌ی ق یا محمّد یا فتح تا آخر قرآن] و غنیمت و فیء را برای او حلال فرمود و او را با رعب [و ترسی که در دل دشمنانش می‌افکند] نصرت بخشید و زمین را برایش سجده‌گاه و پاک‌کننده [در تیمّم] قرار داد و او را به‌سوی همگان از سفید و سیاه و جنّ و انس ارسال فرمود و گرفتن جزیه و اسیرکردن مشرکین و فدیه‌گرفتن را به او عطا فرمود، سپس تکلیفی به او متوجّه شد که به هیچ‌یک از پیغمبران (علیهم السلام) آن تکلیف متوجّه نشده بود و از آسمان شمشیری بی‌غلاف بر او نازل شد و به او گفته شد؛ در راه خدا پیکار کن! تنها مسئول وظیفه خود هستی!. (نساء/۸۴)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۰ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۳۱/ نورالثقلین

۴

(شوری/ ۱۳)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌الْعَظِیمِ الْحَسَنِیِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی سَیِّدِی عَلِیِّ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَلَمَّا بَصُرَ بِی قَالَ لِی: مَرْحَباً بِکَ یَا أَبَاالْقَاسِمِ أَنْتَ وَلِیُّنَا حَقّاً. فَقُلْتُ لَهُ: یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أَعْرِضَ عَلَیْکَ دِینِی فَإِنْ کَانَ مَرْضِیّاً ثَبَتُ عَلَیْهِ حَتَّی أَلْقَی اللَّهَ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَقَالَ: هَاتِ یَا أَبَاالْقَاسِمِ. فَقُلْتُ: إِنِّی أَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَاحِدٌ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ خَارِجٌ مِنَ الْحَدَّیْنِ حَدِّ الْإِبْطَالِ وَ حَدِّ التَّشْبِیهِ وَ إِنَّهُ لَیْسَ بِجِسْمٍ وَ لَا صُورَهًٍْ وَ لَا عَرَضٍ وَ لَا جَوْهَرٍ بَلْ هُوَ مُجَسِّمُ الْأَجْسَامِ وَ مُصَوِّرُ الصُّوَرِ وَ خَالِقُ الْأَعْرَاضِ وَ الْجَوَاهِرِ وَ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ وَ مَالِکُهُ وَ جَاعِلُهُ وَ مُحْدِثُهُ وَ إِنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ خَاتَمُ النَّبِیِّینَ لَا نَبِیَّ بَعْدَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ إِنَّ شَرِیعَتَهُ خَاتِمَهًُْ الشَّرَائِعِ وَ لَا شَرِیعَهًَْ بَعْدَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ أَقُولُ إِنَّ الْإِمَامَ وَ الْخَلِیفَهًَْ وَ وَلِیَّ الْأَمْرِ بَعْدَهُ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) ثُمَّ الْحَسَنُ (علیه السلام) ثُمَّ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) ثُمَّ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) ثُمَّ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) ثُمَّ جَعْفَرُ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) ثُمَّ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) ثُمَّ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُوسَی (علیه السلام) ثُمَّ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) ثُمَّ أَنْتَ یَا مَوْلَایَ. فَقَالَ (علیه السلام): وَ مِنْ بَعْدِیَ الْحَسَنُ (علیه السلام) ابْنِی فَکَیْفَ لِلنَّاسِ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ. قَالَ فَقُلْتُ: وَ کَیْفَ ذَلِکَ یَا مَوْلَایَ؟ قَالَ: لِأَنَّهُ لَا یُرَی شَخْصُهُ وَ لَا یَحِلُّ ذِکْرُهُ بِاسْمِهِ حَتَّی یَخْرُجَ فَیَمْلَأَ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً. قَالَ فَقُلْتُ: أَقْرَرْتُ وَ أَقُولُ إِنَّ وَلِیَّهُمْ وَلِیُّ اللَّهِ وَ عَدُوَّهُمْ عَدُوُّ اللَّهِ وَ طَاعَتَهُمْ طَاعَهًُْ اللَّهِ وَ مَعْصِیَتَهُمْ مَعْصِیَهًُْ اللَّهِ وَ أَقُولُ إِنَّ الْمِعْرَاجَ حَقٌّ وَ الْمُسَاءَلَهًَْ فِی الْقَبْرِ حَقٌّ وَ إِنَّ الْجَنَّهًَْ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ وَ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَ الْمِیزَانَ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ وَ أَقُولُ إِنَّ الْفَرَائِضَ الْوَاجِبَهًَْ بَعْدَ الْوَلَایَهًِْ الصَّلَاهًُْ وَ الزَّکَاهًُْ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْجِهَادُ وَ الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیُ عَنِ الْمُنْکَرِ فَقَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام): یَا أَبَا الْقَاسِمِ هَذَا وَ اللَّهِ دِینُ اللَّهِ الَّذِی ارْتَضَاهُ لِعِبَادِهِ فَاثْبُتْ عَلَیْهِ ثَبَّتَکَ اللَّهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاهًِْ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَهًِْ.

 

امام هادی (علیه السلام)- در کتاب توحید به نقل از عبدالعظیم حسنی آمده است: خدمت آقای خود امام هادی (علیه السلام) رسیدم، هنگامی‌که دیدگانش بر من افتاد گفت: «ای ابوالقاسم، خوش آمدی! تو حقیقتاً دوست ما هستی». گفتم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! می‌خواهم دین خود را بر شما عرضه بدارم، اگر مورد پسند شما هست بر آن ثابت باشم تا در محضر خداوند حاضر گردم». امام (علیه السلام) فرمود: «عقاید خود را اظهار بکن». عبدالعظیم عرض کرد: «من اعتقاد دارم که خداوند یکی است و شریکی ندارد و او از ابطال و تشبیه بیرون است، خداوند دارای همه صفات می‌باشد و از صفات مخلوقات منزّه است، خداوند نه جسم است و نه صورت و نه عرض و جوهر، خداوند همه‌ی اجسام را پدید آورد و صورت‌ها را تصویر فرمود و جوهر و اعراض را خلق کرد، او پروردگار همه‌ی اشیاء و مالک و آفریننده‌ی آن‌ها می‌باشد، محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و رسول و خاتم پیامبران است و پیغمبری بعد از او نخواهد آمد تا آنگاه که قیامت برپا گردد. شریعت او آخرین شرایع بوده و تا روز قیامت شریعتی دیگر نخواهد آمد، من عقیده دارم که امام و جانشین و ولیّ امر بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) می‌باشد و بعد از او حسن و بعد حسین (علیها السلام) و بعد علیّ‌ّبن‌الحسین (علیه السلام) هستند. بعد از آن‌ها محمّدبن‌علی (علیه السلام) و بعد جعفربن‌محمّد، سپس موسی‌بن‌جعفر و بعد علیّ‌بن‌موسی الرّضا و بعد محمّدبن‌علی (علیهم السلام) و بعد شما هستید». امام (علیه السلام) فرمود: «بعد از من فرزندم حسن (علیه السلام) امام است، مردم درباره‌ی امام بعد از او چه می‌کنند». عبدالعظیم گوید: «چرا مردم درباره‌ی او مردّد باشند». فرمود: «برای اینکه مردم او را مشاهده نمی‌کنند و روا نیست که نامش هم بر زبان‌ها جاری گردد، تا آنگاه که زمین پس از ظلم و جور پر از عدالت شود». گفت: «من به این هم اقرار کردم و به امامت آن‌ها هم اعتراف نمودم». بعد از این عبدالعظیم گفت: «دوست آن‌ها دوست خداوند است و دشمن آن‌ها دشمن خدا می‌باشد، اطاعت از آن‌ها اطاعت از خداوند می‌باشد و نافرمانی آن‌ها، نافرمانی از خدا به حساب می‌آید و عقیده دارم معراج حق است، و اینکه رستاخیز آمدنی است، و شکّی در آن نیست و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده می‌کند. (حج/۷). من عقیده دارم واجبات بعد از ولایت عبارتند از؛ نماز، زکات و روزه، حج، جهاد و امر به معروف و نهی از منکر». امام هادی (علیه السلام) فرمود: «به خداوند سوگند! این دینی است که خداوند قبول می‌کند، بر آن ثابت باش که خداوند در این گفتار تو را ثابت بدارد و در دنیا و آخرت بر همین طریق باشی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۱۲/ نورالثقلین

۵

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمْرِوبْنِ‌حُرَیْثٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) وَ هُوَ فِی مَنْزِلِ أَخِیهِ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا حَوَّلَکَ إِلَی هَذَا الْمَنْزِلِ؟ قَالَ: طَلَبُ النُّزْهَهًِْ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ لَا أَقُصُّ عَلَیْکَ دِینِی؟ فَقَالَ: بَلَی. قُلْتُ: أَدِینُ اللَّهَ بِشَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِیَةٌ لا رَیْبَ فِیها وَ أَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ وَ إِقَامِ الصَّلَاهًِْ وَ إِیتَاءِ الزَّکَاهًِْ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حِجِ الْبَیْتِ وَ الْوَلَایَهًِْ
 لِعَلِیٍّ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْوَلَایَهًِْ لِلْحَسَنِ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ الْوَلَایَهًِْ
 لِعَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ الْوَلَایَهًِْ لِمُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ لَکَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنَّکُمْ أَئِمَّتِی عَلَیْهِ أَحْیَا وَ عَلَیْهِ أَمُوتُ وَ أَدِینُ اللَّهَ بِهِ فَقَالَ: یَا عَمْرُو هَذَا وَ اللَّهِ دِینُ اللَّهِ وَ دِینُ آبَائِیَ الَّذِی أَدِینُ اللَّهَ بِهِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَهًِْ فَاتَّقِ اللَّهَ وَ کُفَّ لِسَانَکَ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ وَ لَا تَقُلْ إِنِّی هَدَیْتُ نَفْسِی بَلِ اللَّهُ هَدَاکَ فَأَدِّ شُکْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ بِهِ عَلَیْکَ وَ لَا تَکُنْ مِمَّنْ إِذَا أَقْبَلَ طُعِنَ فِی عَیْنِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَ طُعِنَ فِی قَفَاهُ وَ لَا تَحْمِلِ النَّاسَ عَلَی کَاهِلِکَ فَإِنَّکَ أَوْشَکَ إِنْ حَمَلْتَ النَّاسَ عَلَی کَاهِلِکَ أَنْ یُصَدِّعُوا شَعَبَ کَاهِلِک.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمروبن‌حریث گوید، خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم و آن حضرت (علیه السلام) در منزل برادرش عبداللّه‌بن‌محمّد بود. عرض کردم: «فدایت شوم! چرا به این منزل منتقل شدی»؟ فرمود: «برای تفریح». عرض کردم: «فدایت شوم! دینم را برای شما عرضه نکنم»؟! فرمود: «چرا»! عرض کردم: «من خدا را دینداری می‌کنم با شهادت‌دادن به اینکه شایسته پرستشی جز خدای یگانه بی‌شریک نیست و اینکه محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده‌ی اوست و اینکه رستاخیز آمدنی است، و شکّی در آن نیست و خداوند تمام کسانی را که در قبرها هستند زنده می‌کند. (حج/۷). و گزاردن نماز و دادن زکات و روزه ماه رمضان و حجّ خانه‌ی کعبه و ولایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بعد از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولایت حسن
 و حسین (علیها السلام) و ولایت علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) و ولایت محمّدبن‌علی (علیه السلام) و شما پس از او و اینکه شما امامان من هستید. بر این روش زندگی کنم و بر این روش بمیرم و خدا را با آن دینداری کنم. فرمود: «ای عمرو! این، به خدا دین من است و دین پدرانم که خدا را در پنهان و آشکار دینداری می‌کنم پس از خدا پروا کن و زبانت را جز از سخن خیر نگهدار و نگو من از جانب خود هدایت یافتم، بلکه خدا تو را هدایت فرموده، پس شکر نعمت‌هایی را که خدای عزّوجلّ به تو داده بگزار و از کسانی مباش که چون رو آورد و حاضر باشد، روبرو سرزنش شود و چون پشت کند و غایب شود، غیبتش کنند [بلکه تقیّه را از دست مده و با همه‌ی مردم خوش‌رفتاری کن] و مردم را بر دوش خود سوار مکن [مردم را بر خود مسلّط مکن و خود را مدیون آن‌ها مساز، به اینکه از آن‌ها ضمانت کنی یا وعده‌ای بدهی که نتوانی وفا کنی یا سستی و مداهنه از خود نشان دهی] زیرا اگر مردم را بر دوش خود سوار کنی، استخوان شانه‌ات به شکستن نزدیک شود. زیر بار می‌مانی و درمانده می‌شوی و شاید از هستی ساقط گردی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۲ الکافی، ج۲، ص۲۳/ نورالثقلین

۶

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُبَیْدِ‌بْنِ‌زُرَارَهًَْ قَالَ حَدَّثَنِی حَمْزَهًُْ‌بْنُ‌حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الِاسْتِطَاعَهًِْ، فَلَمْ یُجِبْنِی فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ دَخْلَهًًْ أُخْرَی فَقُلْتُ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنَّهُ قَدْ وَقَعَ فِی قَلْبِی مِنْهَا شَیْءٌ لَا یُخْرِجُهُ إِلَّا شَیْءٌ أَسْمَعُهُ مِنْکَ. قَالَ: فَإِنَّهُ لَا یَضُرُّکَ مَا کَانَ فِی قَلْبِکَ. قُلْتُ: أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنِّی أَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یُکَلِّفِ الْعِبَادَ مَا لَا یَسْتَطِیعُونَ وَ لَمْ یُکَلِّفْهُمْ إِلَّا مَا یُطِیقُونَ وَ أَنَّهُمْ لَا یَصْنَعُونَ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ إِلَّا بِإِرَادَهًِْ اللَّهِ وَ مَشِیئَتِهِ وَ قَضَائِهِ وَ قَدَرِهِ. قَالَ: فَقَالَ: هَذَا دِینُ اللَّهِ الَّذِی أَنَا عَلَیْهِ وَ آبَائِی (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- حمزهًْ‌بن‌حمران گوید، از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم از استطاعت. و آن حضرت (علیه السلام) جواب من را داد. بعد از آن در نوبت دیگر بر آن حضرت (علیه السلام) داخل شدم و عرض کردم: «خدا تو را به اصلاح آورد به‌درستی‌که در دلم از استطاعت چیزی واقع شده که آن را از دلم بیرون نمی‌کند مگر چیزی که آن را از تو بشنوم». حضرت (علیه السلام) فرمود: «آنچه در دل تو است تو را ضرر نمی‌رساند». عرض کردم: «خدا تو را به اصلاح آورد من می‌گویم که خدای تبارک‌وتعالی بندگان را تکلیف نفرموده مگر آنچه استطاعت دارند و مگر آنچه طاقت دارند چه ایشان چیزی از آن را نمی‌کنند مگر به اراده و خواست و قضاء و قدر خدا». حضرت (علیه السلام) فرمود: «این دین خدا است که من و پدرانم برآنیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۴ الکافی، ج۱، ص۱۶۲/ نورالثقلین

۷

(شوری/ ۱۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ قَال: دَخَلَ رَجُلٌ عَلی أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ مَعَهُ صَحِیفَهًٌْ، فَقَالَ لَهُ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام): هذِهِ صَحِیفَهًُْ مُخَاصِمٍ یَسْأَلُ عَنِ الدِّینِ الَّذِی یُقْبَلُ فِیهِ الْعَمَلُ. فَقَالَ: رَحِمَکَ اللَّهُ، هذَا الَّذِی أُرِیدُ، فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام): شَهَادَهًُْ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ تُقِرَّ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ، وَ الْوَلَایَهًُْ لَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ، وَ الْبَرَاءَهًُْ مِنْ عَدُوِّنَا، وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِنَا، وَ الْوَرَعُ، وَ التَّوَاضُعُ، وَ انْتِظَارُ قَائِمِنَا (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ فَإِنَّ لَنَا دَوْلَهًًْ إِذَا شَاءَ اللَّهُ جَاءَ بِهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- اسماعیل جعفی گوید، مردی خدمت امام باقر (علیه السلام) رسید و نوشته‌ای همراه داشت، حضرت (علیه السلام) فرمود: «این نوشته مخاصم است که پرستش می‌کند از دینی که عمل در آن پذیرفته می‌شود». عرض کرد: «خدایت رحمت کند! همین را می‌خواستم». امام باقر (علیه السلام) فرمود: «گواهی‌دادن به اینکه شایسته‌ی پرستشی جز خدای یکتای بی‌شریک نیست و اینکه محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده‌ی اوست و اقرارنمودن به آنچه از جانب خدا آمده و ولایت ما خانواده و بیزاری از دشمن ما و گردن‌نهادن به امر ما و پرهیزگاری و فروتنی و انتظار قائم ما (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، زیرا برای او دولتی است که هر زمان خدا بخواهد با آن دولت می‌آید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۴ الکافی، ج۲، ص۲۳/ نورالثقلین

۸

(شوری/ ۱۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): التَّوْحِیدُ نِصْفُ الدِّین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- توحید نیمی از دین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۴ التوحید، ص۶۸/ نورالثقلین

۹

(شوری/ ۱۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): ... أَفْضَلُ دِینِکُمُ الْوَرَع.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بهترین دین شما پرهیزکاری است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۴ الخصال، ج۱، ص۴/ نورالثقلین

۱۰

(شوری/ ۱۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَفْضَلُ الدِّینِ الْوَرَع.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بهترین دین ورع می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۶ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۶۷/ نورالثقلین

۱۱

(شوری/ ۱۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مُخَاطَبَهًًْ لِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) مَا وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لَا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( شَرَعَ لکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وصَّی بِهِ نُوحًا و الذِی أَوحَینَا إِلیکَ و مَا وصَّینَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ و مُوسَی و عِیسَی، یعنی ای خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند شریعتی را که تبلیغ آن را به حضرت نوح (علیه السلام) توصیه کرده بود و همچنین آنچه بر تو ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! نازل شده و آنچه تبلیغش را بر ابراهیم، موسی و عیسی (علیهم السلام) واجب کرده بود، برای شما اهل بیت (علیهم السلام)، پایه‌گذاری کرده است. أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ و لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلی المُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلیهِ، یعنی کسانی که افراد دیگری را در ولایت علی (علیه السلام) شریک قرار می‌دهند، دعوت کردنشان به ترک ولایت دیگران و پذیرش ولایت علی (علیه السلام) به تنهایی بر ایشان دشوار و گران خواهد بود. اللهُ یجْتَبِی إِلیهِ مَن یشَاءُ یهْدِی إِلیهِ مَن ینِیبُ، یعنی خداوند کسانی را که به دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مبنی بر پذیرش ولایت علی (علیه السلام) به تنهایی پاسخ مثبت می‌دهند، به‌سوی خودش هدایت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۶ البرهان

ولایت

۱

(شوری/ ۱۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- نَحْنُ الَّذِینَ شَرَعَ اللَّهُ لَنَا دِینَهُ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ شَرَعَ لَکُمْ یَا آل محمد (علیهم السلام) مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً (علیه السلام) قَدْ وَصَّانَا بِمَا وَصَّی بِهِ نُوحاً (علیه السلام) وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ (علیه السلام) وَ مُوسی (علیه السلام) وَ عِیسی (علیه السلام) فَقَدْ عَلَّمَنَا وَ بَلَّغَنَا عِلْمَ مَا عَلِمْنَا وَ اسْتَوْدَعَنَا عِلْمَهُمْ نَحْنُ وَرَثَهًُْ أُولِی الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ یَا آل محمد (علیهم السلام) وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ وَ کُونُوا عَلَی جَمَاعَهًٍْ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ مَنْ أَشْرَکَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ مَنْ یُجِیبُکَ إِلَی وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام رضا (علیه السلام)- شَرَعَ لکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وصَّی بِهِ نُوحًا و الذِی أَوحَینَا إِلیکَ و مَا وصَّینَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ و مُوسَی و عِیسَی، یعنی ای خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند برایتان دینی را پایه‌گذاری کرد که تبلیغ آن را به حضرت نوح (علیه السلام)، توصیه کرده بود. همچنین آنچه بر تو ای محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل شده و آنچه ابلاغش را بر ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب، موسی و عیسی (علیهم السلام) واجب گرداندیم، برای شما اهل بیت (علیهم السلام) پایه‌گذاری کرده است. ما اهل بیت این علم را فرا گرفتیم و ابلاغ کردیم و علمشان را از خود برجای گذاشتیم. ما وارثان انبیاء و پیامبران اولوالعزم (علیهم السلام) هستیم. أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ و لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ، یعنی ای خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله)! دین را برپای دارید و در آن دچار تفرقه نشوید و همواره متّحد باشید. کَبُرَ عَلی المُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلیهِ، برای مشرکان دشوار و گران است که آن‌ها را به پذیرش ولایت علی (علیه السلام) دعوت می‌کنی. اللهُ یجْتَبِی إِلیهِ مَن یشَاءُ یهْدِی إِلیهِ مَن ینِیبُ، ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند کسی را که به دعوت تو در پذیرش ولایت علی (علیه السلام) پاسخ مثبت می‌دهد به‌سوی خودش هدایت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۶ الکافی، ج۱، ص۲۲۴/ القمی، ج۲، ص۱۰۵؛ «من یجیبک الی ولایهًْ علی (» محذوف/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۱۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۲۹/ فرات الکوفی، ص۲۸۴؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۱۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ یا محمد (صلی الله علیه و آله) مِنْ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) هَکَذَا فِی الْکِتَابِ مَخْطُوطَهًٌْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- کَبُرَ عَلی المُشْرِکِینَ به ولایت علی (علیه السلام) مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ یَا مُحَمَّدُ مِنْ وَلَایَةِ عَلِی یعنی ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! برای کسانی که در ولایت حضرت علی (علیه السلام) شریک قرار می‌دهند، دعوت‌شدن به پذیرش ولایت او [به تنهایی] دشوار و گران می‌آید. این‌گونه در کتاب محفوظ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۶ الکافی، ج۱، ص۴۱۸/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۷۴/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّمَا یَعْنِی الْوَلَایَهًَْ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ یَعْنِی کَبُرَ عَلَی قَوْمِکَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ تَوْلِیَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- یعنی ولایت کَبُرَ عَلَی المُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ یعنی بر قوم تو گران است که آن‌ها را دعوت به ولایت علی (علیه السلام) می‌کنی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۸۴/ بصایرالدرجات، ص۵۱۴/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۴

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) هَلْ کَانَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) یَعْرِفُ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) قَالَ کَانَ نُوحٌ (علیه السلام) یَعْرِفُهُمْ الشَّاهِدُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی قَالَ شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ یَا مَعْشَرَ الشِّیعَهًِْ مَا وَصَّی بِهِ نُوحاً (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- زید شحّام گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ائمّه (علیهم السلام) را می‌شناخت»؟ فرمود: «نوح (علیه السلام) آن‌ها را می‌شناخت. شاهد این مطلب این آیه است: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی. یعنی از دین برای شما تشریع نمود، ای گروه شیعیان! آنچه را به نوح (علیه السلام) سفارش نموده بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۹۱/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۱۱۳/ البرهان

۵

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْصُورُ‌بْنُ‌حَازِم قَالَ لِلصَّادِقِ (علیه السلام) أَ کَانَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) یَعْرِفُ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) فَقَالَ نَعَمْ وَ نُوحٌ (علیه السلام) ثُمَّ تَلَا شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً الْآیَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- منصوربن‌حازم به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: «آیا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امامان را می‌شناخت»؟ فرمود: «بلی! و نوح (علیه السلام) نیز می‌دانست. سپس این آیه را تلاوت فرمود: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۴۵/ المناقب، ج۱، ص۳۰۱

۶

(شوری/ ۱۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌ذَرٍّ الْغِفَارِیِّ (رحمة الله علیه) قَال {قال النبی (صلی الله علیه و آله)} لَوْ لَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَا بَانَ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا مُؤْمِنٌ مِنَ الْکَافِرِ وَ لَا عُبِدَ اللَّهُ لِأَنَّهُ ضَرَبَ رُءُوسَ الْمُشْرِکِینَ حَتَّی أَسْلَمُوا وَ عَبَدُوا اللَّهَ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمْ یَکُنْ ثَوَابٌ وَ لَا عِقَابٌ وَ لَا یَسْتُرُهُ مِنَ اللَّهِ سِتْرٌ وَ لَا یَحْجُبُهُ مِنَ اللَّهِ حِجَابٌ وَ هُوَ الْحِجَابُ وَ السِّتْرُ ثُمَّ قَرَأَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوذر غفاری (گوید: [پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود]: اگر علی (علیه السلام) نبود حق از باطل و مؤمن از کافر تشخیص داده نمی­شد و خدا هم عبادت نمی­گردید چرا که او سرهای مشرکین را از بدن جدا ­کرد تا زمانی‌که اسلام آوردند و خداوند را پرستش کردند. و اگر این چنین نبود نه ثوابی وجود داشت و نه عقابی. هیچ پرده­ای از سوی خدا او را مستور نمی­داشت و هیچ حجابی از سوی خدا او را محجوب نمی­کرد، بلکه او خود حجاب و ستر است. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را خواند: شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی المُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ اللهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۵۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۸۳۱؛ فیه: «لاتحجبه» بدل «لایحجبه»/ فرات الکوفی، ص۳۷۰

۷

(شوری/ ۱۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن عَلِیِّ‌بْنِ‌مَهْزِیَارَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ قَالَ الْإِمَامُ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ کِنَایَهًٌْ عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ أَمْرِ وَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ کِنَایَهًٌْ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ ثُمَّ قَالَ فَلِذلِکَ فَادْعُ یَعْنِی إِلَی وَلَایَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ فِیهِ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللهُ مِنْ کِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ إِلَی قَوْلِهِ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علیّ‌بن‌مهزیار از یکی از یاران ما از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که آن حضرت (علیه السلام) درباره‌ی آیه: أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ فرمود: «و لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ، یعنی درباره‌ی امیرالمؤمنین (علیه السلام) دچار تفرقه نشوید. کَبُرَ عَلی المُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلیهِ یعنی برای مشرکان، دعوت‌کردنشان به پذیرش ولایت حضرت علی (علیه السلام) گران و دشوار خواهد بود. اللهُ یجْتَبِی إِلیهِ مَن یشَاءُ؛ منظور آن است که خداوند امیرالمؤمنین (علیه السلام) را برگزیده است. فَلذَلکَ فَادْعُ یعنی مردم را به ولایت حضرت علی (علیه السلام) فرا بخوان، و لا تَتَّبِعْ أَهْواءهُمْ و دراین‌باره از رأی و خواسته‌های آن‌ها پیروی مکن. و قُل آمَنتُ بِمَا أَنزَل اللهُ مِن کِتَابٍ و أُمِرْتُ لأَعْدِل بَینَکُمُ اللهُ رَبُّنَا و رَبُّکُمْ لنَا أَعْمَالنَا و لکُمْ أَعْمَالکُمْ لا حُجَّةَ بَینَنَا و بَینَکُمُ اللهُ یجْمَعُ بَینَنَا و إِلیهِ المَصِیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۲۸/ القمی، ج۲، ص۲۷۴؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین؛ فیه: «ثم قال فلذلک... الیه المصیر» محذوف/ البرهان؛ فیه: «و لاتتبع اهواءهم... الیه المصیر» محذوف

۸

(شوری/ ۱۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ مُخَاطَبَهًًْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی أَوْحَیْنا إِلَیْکَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) وَ ما وَصَّیْنا بِهِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ أَیْ تَعَلَّمُوا الدِّینَ یَعْنِی التَّوْحِیدَ وَ إِقَامَ الصَّلَاهًِْ وَ إِیتَاءَ الزَّکَاهًِْ وَ صَوْمَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حِجَّ الْبَیْتِ وَ السُّنَنَ وَ الْأَحْکَامَ الَّتِی فِی الْکُتُبِ وَ الْإِقْرَارَ بِوَلَایَهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ أَیْ لَا تَخْتَلِفُوا فِیهِ کَبُرَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ مِنْ ذِکْرِ هَذِهِ الشَّرَائِعِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ یَجْتَبِی إِلَیْهِ مَنْ یَشاءُ أَیْ یَخْتَارُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ یُنِیبُ وَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) الَّذِینَ اجْتَبَاهُمُ اللَّهُ وَ اخْتَارَهُم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( در عبارت شَرَعَ لکُم مِّنَ الدِّینِ، مخاطب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و ضمیر مخاطب در أَوحَینَا إِلیکَ نیز به آن حضرت (علیه السلام) برمی‌گردد. و مَا وصَّینَا بِهِ إِبْرَاهِیمَ و مُوسَی و عِیسَی أَنْ أَقِیمُوا الدِّینَ، اقامه‌ی دین به معنای یادگرفتن آن یعنی توحید، نمازخواندن، زکات‌دادن، گرفتن روزه‌ی ماه رمضان، حجّ خانه‌ی خدا و سُنن و احکامی است که در کتب آمده و همچنین پذیرش ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. و لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ یعنی درباره‌ی دین دچار اختلاف نشوید. کَبُرَ عَلی المُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلیهِ، برای مشرکان، دعوت کردنشان به ذکر این آیین‌ها دشوار و غیرقابل تحمّل است. اللهُ یجْتَبِی إِلیهِ مَن یشَاءُ؛ خداوند کسانی را که بخواهد انتخاب می‌کند و به‌سوی خودش باز می‌گرداند. یهْدِی إِلیهِ مَن ینِیبُ؛ منظور از کسانی که به‌سوی خداوند باز می‌گردند، ائمّه (علیهم السلام) هستند که خداوند آن‌ها را برگزیده و انتخاب کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۸۳/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷؛ فیه: «کبر علی المشرکین... و اختارهم» محذوف/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۴؛ فیه: «شرع لکم... و عیسی» محذوف/ البرهان

 

آیه وَ ما تَفَرَّقُوا إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الَّذينَ أُورِثُوا الْكِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفي شَكٍّ مِنْهُ مُريبٍ [14]

 

آنان پراكنده نشدند مگر بعد از آنكه علم و آگاهى به‌سراغشان آمد و اين [تفرقه جويى] به‌ خاطر انحراف از حق بود و اگر فرمانى از سوى پروردگارت صادر نشده بود كه تا سرآمد معيّنى [زنده و آزاد] باشند، در ميان آن‌ها داورى مى‌شد [و به كيفر خود مى‌رسيدند] و كسانى كه بعد از آن‌ها وارثان كتاب شدند نسبت به آن در شكّى توأم با بدگمانى‌اند!

۱

(شوری/ ۱۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ تَعَالَی وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ قَالَ لَمْ یَتَفَرَّقُوا بِجَهْلٍ وَ لَکِنَّهُمْ تَفَرَّقُوا لَمَّا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ وَ عَرَفُوهُ فَحَسَدَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ بَغَی بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ لَمَّا رَأَوْا مِنْ تَفَاضُلِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِأَمْرِ اللَّهِ فَتَفَرَّقُوا فِی الْمَذَاهِبِ وَ أَخَذُوا بِالْآرَاءِ وَ الْأَهْوَاءِ ثُمَّ قَالَ عزَّوَجَلَّ وَ لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ قَالَ لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ قَدْ قَدَّرَ ذَلِکَ أَنْ یَکُونَ فِی التَّقْدِیرِ الْأَوَّلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ إِذَا اخْتَلَفُوا وَ أَهْلَکَهُمْ وَ لَمْ یُنْظِرْهُمْ وَ لَکِنْ أَخَّرَهُمْ إِلَی أَجَلٍ مُسَمًّی الْمَقْدُورِ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ کِنَایَهًٌْ عَنِ الَّذِینَ نَقَضُوا أَمْرَ رسول الله (صلی الله علیه و آله).

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ ما تَفَرَّقُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ از روی نادانی متفرّق نشدند، بلکه بعد از دانستن و آگاهی، برخی بر برخی دیگر حسد ورزیده و پاره‌ای ستم کردند، چون برتری امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به امر خدا دیدند متفرّق شدند و هرکدام رأی و نظری را پیش گرفتند، سپس خداوند می‌فرماید: لَوْ لا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ البتّه میان مردم [ستمکار] حکم [به هلاک] می‌شد. اگر نه این بود که خدا در نخست چنین تقدیر کرده هرآینه آن‌ها را پس از این اختلاف، نابود می‌ساخت و مهلت نمی‌داد، ولی آنان را تا سررسید نامبرده مهلت داد؛ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ کنایه است از آن‌هایی که فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نقض کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۴

 

آیه فَلِذلِكَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللهُ مِنْ كِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ اللهُ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ لا حُجَّةَ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ اللهُ يَجْمَعُ بَيْنَنا وَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ [15]

 

پس به همين خاطر تو [نيز آنان را به‌سوى اين آيين توحيدى] دعوت كن و آن‌چنان كه مأمور شده‌اى استقامت نما و از هوى و هوس‌هاى آنان پيروى مكن و بگو: «به تمام كتاب‌هايى كه خدا نازل كرده ايمان آورده‌ام و مأمورم در ميان شما عدالت را اجرا كنم، خداوند پروردگار ما و شماست، [نتيجه] اعمال ما از آن ماست و [نتيجه] اعمال شما از آن شما، خصومت شخصى در ميان ما و شما نيست و خداوند ما و شما را [در قيامت] جمع مى‌كند و بازگشت [همه] به‌سوى اوست».

۱

(شوری/ ۱۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ یَعْنِی لِهَذِهِ الْأُمُورِ وَ الدِّینِ الَّذِی تَقَدَّمَ ذِکْرُهُ وَ مُوَالَاهًِْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ؛ برای این دین و موالات امیرالمؤمنین (علیه السلام) به‌سوی این آیین توحیدی] دعوت کن آن‌چنان که مأمور شده‌ای استقامت نما.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۵/ القمی، ج۲، ص۲۷۳

۲

(شوری/ ۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن عَلِیِّ‌بْنِ‌مَهْزِیَارَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ثم قال فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ یَعْنِی إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ فِیهِ وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللهُ مِنْ کِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ إِلَی قَوْلِهِ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علیّ‌بن‌مهزیار از بعضی از اصحاب ما از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که ...، سپس فرمود: «فَلِذلِکَ فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ یعنی به‌سوی ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ فِیهِ درباره‌ی او وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللهُ مِنْ کِتابٍ وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ اللهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ لا حُجَّةَ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ اللهُ یَجْمَعُ بَیْنَنا وَ إِلَیْهِ المَصیر».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۰ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۸۴/ القمی، ج۲، ص۲۷۴/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

 

آیه وَ الَّذينَ يُحَاجُّونَ فِي اللهِ مِنْ بَعْدِ ما اسْتُجيبَ لَهُ حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَيْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ [16]

 

كسانى كه درباره‌ی خدا بعد از پذيرفته‌شدن دعوت الهى [از سوى مردم منصف]، جدال و ستيزه‌جويى مى‌كنند، دليلشان نزد پروردگارشان باطل و بى‌پايه است و غضب [الهى] بر آن‌هاست و عذابى شديد دارند.

۱

(شوری/ ۱۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَلِیِّ‌بْنِ‌مَهْزِیَارَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ثم قال عز وجل الَّذِینَ یُحَاجُّونَ فِی اللهِ أَیْ یَحْتَجُّونَ عَلَی اللَّهِ بَعْدَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْهِمُ الرُّسُلَ فَبَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِمُ الرُّسُلَ وَ الْکُتُبَ فَغَیَّرُوا وَ بَدَّلُوا ثُمَّ یَحْتَجُّونَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَلَی اللَّهِ {فَ} حُجَّتُهُمْ داحِضَةٌ أَیْ بَاطِلَةٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ عَلَیْهِمْ غَضَبٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ شَدِیدٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علیّ‌بن‌مهزیار از یکی از یاران ما از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: «... سپس خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: «و الذِینَ یحَاجُّونَ فِی اللهِ مِن بَعْدِ مَا اسْتُجِیبَ لهُ حُجَّتُهُمْ دَاحِضَةٌ عِندَ رَبِّهِمْ، یعنی کسانی که پس از آنکه خداوند اراده کرد تا پیامبران و کتاب‌های آسمانی را به‌سوی آن‌ها بفرستد و آن‌ها را فرستاد، با او به بحث و مجادله می‌پردازند و کتاب‌های آسمانی را تحریف کردند و تغییر دادند، چنین افرادی که درباره‌ی قیامت نیز به خداوند اعتراض و با او مجادله می‌کنند، حجّتشان نزد خداوند باطل است. و غضب [الهی] بر آن‌هاست و عذابی شدید دارند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۸۴/ القمی، ج۲، ص۲۷۴/ البرهان

 

آیه اللهُ الَّذي أَنْزَلَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْميزانَ وَ ما يُدْريكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَريبٌ [17]

 

خداوند كسى است كه كتاب را بحق نازل كرد و ميزان [سنجش حق از باطل و همچنين خبر قيامت] را؛ تو چه مى‌دانى شايد روز رستاخيز نزديك باشد!

۱

(شوری/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- اللهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ وَ الْمِیزانَ قَالَ الْمِیزَانُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُهُ فِی سُورَهًِْ الرَّحْمَنِ وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِیزانَ قَالَ یَعْنِی الْإِمَامَ

 

امام صادق (علیه السلام)- اللهُ الذِی أَنزَل الکِتَابَ بِالحَقِّ و المِیزَانَ؛ منظور از میزان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. دلیل این امر آیه‌ی زیر از سوره‌ی الرَّحْمَنُ است که پروردگار می‌فرماید: و آسمان را برافراشت، و میزان و قانون [در آن] گذاشت. (الرحمن/۷). یعنی خداوند آسمان را برافراشت و امام را تعیین کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۸۴/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۷۳/ القمی، ج۲، ص۲۷۴/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۱۷)

 

عن ألصّادق (علیه السلام) {فِی اَحوَالِ القَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف)} قَالَ: لِأَنَّهُ هُوَ السَّاعَهًُْ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَة أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی ... وَ هُوَ السَّاعَهًُْ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها ... وَ قَالَ اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ وَ قَالَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیباً إلَی قَولِهِ إِنَّ الَّذِینَ یُمارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلالٍ بَعِید.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) در احوال قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمود؛.. زیرا وقت ظهور او همان ساعتی است که خداوند می فرماید: درباره‌ی قیامت از تو سؤال می‌کنند. (نازعات/۴۲). و نیز این همان ساعتی است که خدا فرموده: درباره‌ی قیامت از تو سؤال می‌کنند، کی فرامی‌رسد؟!. (نازعات/۴۲). و فرمود: قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت!. (قمر/۱). و فرمود: وَ ما یُدْریکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَریب تا اینجا که فرمود: یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذینَ یُمارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفی ضَلالٍ بَعید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱

۳

(شوری/ ۱۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- زِیَارَهًُْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ لِأَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)ثُمَّ تَحَوَّلْ إلَی عِنْدِ الرَّجُلَیْنِ وَ قُلْ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا الْأَئِمَّهًِْ (علیه السلام) إلَی قَولِهِ: السَّلَامُ عَلَی مِیزَانِ الْأَعْمَالِ وَ مُقَلِّبِ الْأَحْوَالِ وَ سَیْفِ ذِی‌الجَلَالِ ... السَّلَامُ عَلَی شَجَرَهًِْ التَّقْوَی وَ سَامِعِ السِّرِّ وَ النَّجْوَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- صفوان از امام صادق (علیه السلام) در زیارت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: ... سپس به سمت موضع پاها برو و بگو: سلام و رحمت و برکات الهی بر پدر امامان ... سلام بر ترازوی اعمال، زیروروکننده‌ی احوال، شمشیر صاحب جلال ... سلام بر درخت تقوا و شنونده حرف­های پنهانی و رازها».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۳۰

۴

(شوری/ ۱۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- اللهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْکِتابَ أَیِ الْقُرْآنَ بِالْحَقِّ أَیْ بِالصِّدْقِ فِیمَا أَخْبَرَ بِهِ مِنْ مَاضٍ وَ مُسْتَقْبَلٍ. وَ قِیلَ: بِالْحَقِّ أَیْ بِالْأَمْرِ وَ النَّهْیِ وَ الْفَرَائِضِ وَ الْأَحْکَامِ وَ کُلُّهُ حَقٌّ مِنَ اللَّهِ. وَ الْمِیزَانَ أَیْ فَأَنْزَلَ الْعَدْلَ وَ الْمِیزَانَ عِبَارَهًُْ مِنَ الْعَدْلِ کَنَی بِهِ عَنْهُ.

 

ابن‌عبّاس ( اللهُ الَّذی أَنْزَلَ الْکِتاب یعنی قرآن را بالحق یعنی به راستی [و درستی گفتار] در مورد اخباری که از گذشته و آینده خبر داده، [نازل کرد] و گفته شده: «بِالحَقِّ یعنی قرآن را که شامل با امر و نهی و واجبات و احکام است، [نازل کرد] و همه‌ی این‌ها حقّی از جانب خدا بر مردم است. وَ الْمیزان یعنی عدل و میزان را نازل کرد. و معمولاً عبارت میزان [که به‌وسیله‌ی اندازه‌گیری بر اساس عدل است] کنایه‌ای از عدل است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۲ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۳۴

 

آیه يَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذينَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ يَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفي ضَلالٍ بَعيدٍ [18]

 

كسانى كه به قيامت ايمان ندارند درباره‌ی آن شتاب مى‌كنند، ولى آن‌ها كه ايمان آورده‌اند پيوسته از آن هراسانند و مى‌دانند آن حق است؛ آگاه باشيد كسانى كه در قيامت القاى ترديد مى‌كنند، در گمراهى عميقى هستند.

۱

(شوری/ ۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ‌بْنِ‌عُمَرَ قَال سَأَلْتُ سَیِّدِیَ ألصّادق (علیه السلام) هَلْ لِلْمَأْمُورِ الْمُنْتَظَرِ الْمَهْدِیِّ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنْ وَقْتٍ مُوَقَّتٍ یَعْلَمُهُ النَّاسُ فَقَالَ حَاشَ لِلَّهِ أَنْ یُوَقِّتَ ظُهُورَهُ بِوَقْتٍ یَعْلَمُهُ شِیعَتُنَا قُلْتُ یَا سَیِّدِی وَ لِمَ ذَاکَ قَالَ لِأَنَّهُ هُوَ السَّاعَهًُْ الَّتِی قَالَ اللَّهُ تَعَالَیَ ما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَکُونُ قَرِیبا یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ یَعْلَمُونَ أَنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِینَ یُمارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلالٍ بَعِیدٍ قُلْتُ فَمَا مَعْنَی یُمَارُونَ قَالَ یَقُولُونَ مَتَی وُلِدَ وَ مَنْ رَأَی وَ أَیْنَ یَکُونُ وَ مَتَی یَظْهَرُ وَ کُلُّ ذَلِکَ اسْتِعْجَالًا لِأَمْرِ اللَّهِ وَ شَکّاً فِی قَضَائِهِ وَ دُخُولًا فِی قُدْرَتِهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا الدُّنْیَا وَ إِنَّ لِلْکَافِرِینَ لَشَرَّ مَآبٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل‌بن‌عمر گوید: از آقایم امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «آیا مأموریّت مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وقت معیّنی دارد که باید مردم بدانند کی خواهد بود»؟ فرمود: «حاشا که خداوند وقت ظهور او را طوری معیّن کند که شیعیان ما آن را بدانند». عرض کردم: «آقا برای چه»؟ فرمود: «زیرا وقت ظهور او همان ساعتی است که خداوند می‌فرماید: ما یُدْرِیکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِیبٌ یَسْتَعْجِلُ بِهَا الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِها وَ الَّذِینَ آمَنُوا مُشْفِقُونَ مِنْها وَ یَعْلَمُونَ أنَّهَا الْحَقُّ أَلا إِنَّ الَّذِینَ یُمارُونَ فِی السَّاعَةِ لَفِی ضَلالٍ بَعِیدٍ». عرض کردم: «معنی یُمارُونَ چیست»؟ فرمود: «یعنی مردم می‌گویند قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه زمانی متولّد شده و چه کسی او را دیده و حالا کجاست و چه وقت آشکار می‌شود؟ این‌ها همه عجله در امر خدا و شک در قضای الهی و دخالت در قدرت اوست أُولَئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا الدُّنْیَا وَ إِنَّ لِلْکَافِرِینَ لَشَرَّ مَآبٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱/ الصراطالمستقیم، ج۲، ص۲۵۷؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(شوری/ ۱۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یُمارُونَ فِی السَّاعَةِ یُخَاصِمُون.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( کسانی که درباره‌ی قیامت به بحث و جدال می‌پردازند، در گمراهی شدیدی به سر می‌برند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۷، ص۴۴/ القمی، ج۲، ص۲۷۴

 

آیه اللهُ لَطيفٌ بِعِبادِهِ يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزيزُ [19]

 

خداوند نسبت به بندگانش لطف دارد، هركس را بخواهد روزى مى‌دهد و او توانا و شكست ناپذير است.

۱

(شوری/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن ابی‌بصیر قلت اللهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشاءُ قَالَ وَلَایَهًُْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید، به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «اللهُ لطِیفٌ بِعِبَادِهِ یرْزُقُ مَن یشَاءُ [یعنی چه]»؟ فرمود: «آن ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است [خداوند به هرکس که اراده کند ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را عطا می‌کند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۴ الکافی، ج۱، ص۴۳۶/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۴۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۱۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌خَالِدٍ عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ قَال {فِی مَعنَی بَعضِ اَسمَاءِ اللهِ تَعَالَی قَالَ (علیه السلام):} وَ أَمَّا اللَّطِیفُ فَلَیْسَ عَلَی قِلَّهًٍْ وَ قَضَافَهًٍْ وَ صِغَرٍ وَ لَکِنْ ذَلِکَ عَلَی النَّفَاذِ فِی الْأَشْیَاءِ وَ الِامْتِنَاعِ مِنْ أَنْ یُدْرَکَ کَقَوْلِکَ لَطُفَ عَنِّی هَذَا الْأَمْرُ وَ لَطُفَ فُلَانٌ فِی مَذْهَبِهِ وَ قَوْلِهِ یُخْبِرُکَ أَنَّهُ غَمَضَ فَبَهَرَ الْعَقْلَ وَ فَاتَ الطَّلَبُ وَ عَادَ مُتَعَمِّقاً مُتَلَطِّفاً لَا یُدْرِکُهُ الْوَهْمُ فَهَکَذَا لَطُفَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَنْ أَنْ یُدْرَکَ بِحَدٍّ أَوْ یُحَدَّ بِوَصْفٍ وَ اللَّطَافَهًُْ مِنَّا الصِّغَرُ وَ الْقِلَّهًُْ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسین‌بن‌خالد از امام رضا (علیه السلام) روایت می‌کند که آن حضرت (علیه السلام) درباره‌ی معنی برخی از نام‌های خداوند فرمود: «لطیف به‌معنای اندک‌بودن و کاستی و کوچکی نیست، بلکه به‌معنای رخنه و نفوذ در اشیاء است بدون آنکه این امر قابل درک باشد. همچنان‌که خطاب به فردی بگویی؛ این امر بر من پوشیده ماند و لَطَف فِلانٌ فِی مَذْهَبِه، یعنی مذهب فلانی آرام و متعادل شد. این بدان معناست که او اندکی چشم‌پوشی کرد و عقلش شکوفا شد و امکان جستجوی آن از بین رفت و ژرف و لطیف گونه شد، به‌طوری که در گستره‌ی خیال نمی‌گنجد. خداوند نیز ظریف‌تر از آن است که به‌وسیله‌ی حدّی که قابل توصیف باشد، او را درک کرد. لطافت [در قاموس ما انسان‌ها] به‌معنای کوچک و اندک‌بودن است از این روی اسم، یکی است، امّا معنای آن متفاوت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۴ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۷۸

۳

(شوری/ ۱۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ أَیْ حَفِیٌّ بَارٌّ بِهِمْ رَفِیقٌ.

 

ابن‌عبّاس ( اللهُ لَطِیفٌ بِعِبادِهِ، یعنی بسیار بخشنده و نیکوکار و مدارا کننده با بندگان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۳۵

 

آیه مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيبٍ [20]

 

كسى كه زراعت آخرت را بخواهد، به كشت او فزونى مى‌بخشيم [و بر محصولش مى‌افزاييم] و كسى كه فقط كشت دنيا را بطلبد، بهره‌اى از آن به او مى‌دهيم امّا در آخرت هيچ بهره‌اى ندارد.

۱

(شوری/ ۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن ابی بصیر قلت مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ قَالَ مَعْرِفَهًُْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ قَالَ نَزِیدُهُ مِنْهَا قَالَ یَسْتَوْفِی نَصِیبَهُ مِنْ دَوْلَتِهِمْ وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ قَالَ لَیْسَ لَهُ فِی دَوْلَهًِْ الْحَقِّ مَعَ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نَصِیبٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ [به چه معناست]»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اندوخته‌ی آخرت یعنی شناسایی امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ائمّه‌ی طاهرین (علیهم السلام) که خداوند از برکت دولت آن‌ها، دوستان آنان را نیز بهره‌مند گرداند، ولی آن کس که چشم به اندوخته‌ی دنیوی دوخته، در دولت حق و ظهور قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بهره‌ای نخواهد داشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ الکافی، ج۱، ص۴۳۵/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۴۸/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۲۵

۲

(شوری/ ۲۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ یَعْنِی ثَوَابَ الْآخِرَهًِْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ یعنی پاداش آخرت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۶۳/ نورالثقلین/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۳

(شوری/ ۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمَالُ وَ الْبَنُونَ حَرْثُ الدُّنْیَا وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ حَرْثُ الْآخِرَةِ وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللَّهُ لِأَقْوَامٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ٍمال و فرزندان، حَرث دنیا می‌باشند و عمل حَرْثُ الْآخِرَةِ آخرت است و گاهی خداوند آن دو را برای مردمانی فراهم می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۶۳ / البرهان/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

۴

(شوری/ ۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ أَرَادَ الْحَدِیثَ لِمَنْفَعَهًِْ الدُّنْیَا لَمْ یَکُنْ لَهُ فِی الْآخِرَهًِْ نَصِیبٌ وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ خَیْرَ الْآخِرَهًِْ أَعْطَاهُ اللَّهُ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) رسیده که فرمود: «کسی که [حفظ و نگهداری یا نقل و بیان‌کردن] حدیث را برای منفعت و سود دنیا بخواهد در آخرت و سرای دیگر برای او نصیب و بهره‌ای نیست و کسی که آن را برای خیر و نیکی آخرت بخواهد خدا خیر و نیکی دنیا و آخرت را به او عطاء نموده و می‌بخشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ الکافی، ج۱، ص۴۶/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۱۸؛ «و من اراد به... و الاخره» محذوف

۵

(شوری/ ۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ کَانَتْ نِیَّتُهُ الدُّنْیَا فَرَّقَ اللَّهُ عَلَیْهِ أَمْرَهُ وَ جَعَلَ الْفَقْرَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ لَمْ یَأْتِهِ مِنَ الدُّنْیَا إِلَّا مَا کُتِبَ لَهُ وَ مَنْ کَانَتْ نِیَّتُهُ الْآخِرَهًَْ جَمَعَ اللَّهُ شَمْلَهُ وَ جَعَلَ غِنَاهُ فِی قَلْبِهِ وَ أَتَتْهُ الدُّنْیَا وَ هِیَ رَاغِمَهًٌْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هر که در نیّت خود امور دنیوی را در نظر داشته باشد، خداوند کارهای او را پریشان و مشتّت نموده و همیشه فقر و تهیدستی را در نظرش مجسّم داشته، از تنگدستی می‌ترسد و از مزایای دنیا جز همان مقدار به او نخواهد رسید. ولی آن کس که در اعمال و فعالیت خود متوجّه امر اخروی باشد، خداوند امور او را مرتّب و منظّم داشته، طبع و حالت بی‌نیازی در روحش قرار می‌دهد و دنیا هم با کمال سهولت و تسلیم به او رو می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲۲۵/ نورالثقلین

۶

(شوری/ ۲۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- و قوله مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ یَعْنِی ثَوَابَ الْآخِرَهًِْ وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ یعنی پاداش آخرت. وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیب.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۶۳/ القمی، ج۲، ص۲۷۴

۷

(شوری/ ۲۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام): کُنْتُ کُلَّمَا أَرَدْتُ أَنْ أُقَلِّبَ مِنْهُ عُضْواً قُلِّبَ لِی، فَلَمَّا فَرَغْتُ مِنْهُ خَرَجَتُ عَنْهُ کَمَا أُمِرْتُ، فَصَلَّتِ الْمَلَائِکَهًُْ عَلَیْهِ فَلَمَّا وَارَیْتُهُ فِی قَبْرِهِ سَمِعْتُ صَارِخاً مِنْ خَلْفِی یَا آلَ تَیْمٍ یَا آلَ عَدِیِّ یَا آلَ أُمَیَّهًَْ وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا یُنْصَرُونَ اصْبِرُوا آلَ
 مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) تُؤْجَرُوا مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- [هنگامی‌که جنازه‌ی پیامبر را غسل می‌دادم] هرگاه اراده می‌کردم که عضوی از بدن او (پیامبر (صلی الله علیه و آله)) را بگردانم [تا پشت آن را بشویم]، آن [عضو] خود به خود می‌گردید. وقتی غسل پیامبر را همانگونه که به من دستور داده شده بود، به اتمام رساندم، [از اتاقی که جنازه‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن بود] خارج شدم و ملائکه [آمدند و] بر جنازه‌ی ایشان نماز خواندند. هنگامی‌که او را در قبرش سرازیر کردم، شنیدم که فریاد زننده‌ای از پشت سرم، [فریاد می‌زد]:
ای آل تیم! ای آل عدی! ای آل امیّه! و آنان [فرعونیان] را پیشوایانی قرار دادیم که به آتش (دوزخ) دعوت می‌کنند و روز رستاخیز یاری نخواهند شد! (قصص/۴۱). ای آل محمّد (صلی الله علیه و آله)! شکیبا باشید تا پاداش داده شوید. مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِی حَرْثِهِ وَ مَنْ کانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ نَصِیبٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۶ الصراط المستقیم، ج۲، ص۹۵

 

آیه أَمْ لَهُمْ شُرَكاءُ شَرَعُوا لَهُمْ مِنَ الدِّينِ ما لَمْ يَأْذَنْ بِهِ اللهُ وَ لَوْ لا كَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ [21]

 

آيا معبودانى دارند كه بى‌اذن خداوند آيينى براى آن‌ها ساخته‌اند؟! اگر وعده‌ی قطعى [الهى و اجل معيّنى] براى آن‌ها نبود، در ميانشان داورى مى‌شد [و دستور عذاب صادر مى‌گشت] و به يقين براى ستمكاران عذاب دردناكى است!

۱

(شوری/ ۲۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ أمَّا قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ قَالَ لَوْ لَا مَا تَقَدَّمَ فِیهِمْ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَا أَبْقَی الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنْهُمْ وَاحِدا.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه از امام باقر (علیه السلام) نقل کرد که درباره‌ی این کلام خدای متعال: وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ، فرمود: «اگر تصمیمی که خداوند درباره‌ی آن‌ها گرفته، نبود حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) یک نفر باقی نمی‌گذاشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۸ الکافی، ج۸، ص۲۸۷/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۱۳/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۲۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ قَالَ الْکَلِمَهًُْ الْإِمَامُ وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ یَعْنِی الْإِمَامَهًَْ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ الظَّالِمِینَ یَعْنِی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَذِهِ الْکَلِمَهًَْ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ، گوید: کلمه در آیه امام است و دلیل بر این مطلب این آیه: او کلمه‌ی توحید را کلمه پاینده‌ای در نسل‌های بعد از خود قرار داد، شاید به‌سوی خدا باز گردند! (زخرف/۲۸) است. یعنی امامت را در فرزندان او قرار داد». سپس می‌فرماید: إِنَّ الظَّالِمِینَ یعنی کسانی که ستم بر این کلمه روا داشتند، لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ آن‌ها را عذابی دردناک است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۴/ القمی، ج۲، ص۲۷۴/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(شوری/ ۲۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ أَیْ بَلْ لِهَؤُلَاءِ الْکُفَّارِ شُرَکاءُ فِیمَا کَانُوا یَفْعَلُونَهُ شَرَعُوا لَهُمْ أَیْ بَیَّنُوا لَهُمْ وَ نَهَجُوا مِنَ الدِّینِ مَا لَمْ یَأْذَنْ بِهِ اللهُ أَیْ مَا لَمْ یَأْمُرْ بِهِ اللَّهُ وَ لَا إِذْنَ فِیهِ أَیْ شَرَعُوا لَهُمْ دِیناً غَیْرَ دِینِ الْإِسْلَامِ.

 

ابن‌عبّاس ( أَمْ لَهُمْ شُرَکاءُ یعنی بلکه این کفّار در آنچه انجام می‌دهند شریک‌هایی دارند. شَرَعُوا لَهُمْ یعنی برای آن‌ها [شریعت و آئینی جدید] بیان کرده‌اند و از دین آن راهی را پیمودند که خدا اذن نداده است یعنی راهی که خدا دستور نداده است و اذنی در آن نداشتند. یعنی برای آن‌ها، دینی غیر از دین اسلام، تشریع کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۸ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۳۵

 

آیه تَرَى الظَّالِمينَ مُشْفِقينَ مِمَّا كَسَبُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ في رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبيرُ [22]

 

[در آن روز] ستمكاران را مى‌بينى كه از اعمالى كه انجام داده‌اند سخت بيمناكند، درحالى‌كه [نتيجه‌ی] اعمالشان آن‌ها را فرا گرفته امّا كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند در باغ‌هاى سرسبز بهشتند و هرچه بخواهند نزد پروردگارشان براى آن‌ها فراهم است، اين است فضل [و بخشش] بزرگ!

۱

(شوری/ ۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ تَرَی الظَّالِمِینَ یَعْنِی الَّذِینَ ظَلَمُوا آل محمد (علیهم السلام) حَقَّهُمْ مُشْفِقِینَ مِمَّا کَسَبُوا أَیْ خَائِفُونَ مِمَّا ارْتَکَبُوا وَ عَمِلُوا وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ مَا یَخَافُونَهُ ثُمَّ ذَکَرَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْکَلِمَهًِْ وَ اتَّبَعَوُهَا فَقَالَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ.

 

امام علی (علیه السلام)- تَرَی الظَّالِمِینَ یعنی می‌بینی ستمگران حق آل محمّد (علیهم السلام) را. مُشْفِقِینَ مِمَّا کَسَبُوا؛ از کاری که کرده‌اند بیمناکند. وَ هُوَ واقِعٌ بِهِمْ؛ آن ناراحتی ایشان را فرا خواهد گرفت، سپس خداوند ذکر می‌کند کسانی را که ایمان به کلمه آورده و پیرو آن‌ها شده‌اند می‌فرماید، وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الجَنَّات.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۵۹۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۴/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۸۰/ القمی، ج۲، ص۲۷۴

۲

(شوری/ ۲۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ هَذِهِ الْآیَهًَْ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَهَذِهِ الْمَوَدَّهًُْ لَا یَأْتِی بِهَا أَحَدٌ مُؤْمِناً مُخْلِصاً إِلَّا اسْتَوْجَبَ الْجَنَّهًَْ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الْجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی مُفَسَّراً وَ مُبَیَّناً.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند این آیه را بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَکُور کسی این مودّت را با حال اخلاص و ایمان ارائه نمی‌کند مگر اینکه مستوجب بهشت خواهد بود، زیرا خداوند در این آیه چنین می‌فرماید: وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فِی رَوْضاتِ الجَنَّاتِ لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ، «ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ [این آیه صدر و ذیل آن مفسّر و مبیّن یکدیگرند.]

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲۷/ الأمالی للصدوق، ص۵۲۹؛ فیه: «لایأتی...» محذوف/ بشارهًْ المصطفی، ص۲۳۲/ عیون أخبارالرضا (ج۱، ص۲۳۵

 

آیه ذلِكَ الَّذي يُبَشِّرُ اللهُ عِبادَهُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَكُورٌ [23]

 

اين همان چيزى است كه خداوند بندگانش را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند به آن نويد مى‌دهد. بگو: «من هيچ‌گونه اجر و پاداشى از شما بر اين دعوت درخواست نمى‌كنم جز دوست‌داشتن نزديكانم (اهل بيتم) و هركس كار نيكى انجام دهد، بر نيكى‌اش مى‌افزاييم؛ چرا كه خداوند آمرزنده و قدردان است».

این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند به آن نوید می‌دهد

۱ -۱

(شوری/ ۲۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ قَالَ الْکَلِمَهًُْ الْإِمَام و قَوْلِهِ ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِهَذِهِ الْکَلِمَةِ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِمَّا أُمِرُوا بِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ لَوْ لا کَلِمَةُ الْفَصْلِ لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ، کَلِمَةُ در آیه امام است، ذلِکَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللهُ عِبادَهُ الَّذِینَ آمَنُوا، این بشارتی است که خدا می‌دهد به کسانی که ایمان به کلمه آورده‌اند. وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ، و آنچه دستور دادند عمل کرده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۴/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۹

بگو: «من هیچ‌گونه اجر و پاداشی از شما بر این دعوت درخواست نمی‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم اهل بیتم)»

۲ -۱

(شوری/ ۲۳)

 

الحسن (علیه السلام)- أَنَا مِنْ أَهْلِ بَیْتٍ افْتَرَضَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ حَیْثُ یَقُولُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً فَاقْتِرَافُ الْحَسَنَهًِْ مَوَدَّتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

 

امام حسن (علیه السلام)- ما از همان خانواده‌ای هستیم که محبّت و مودّت آن‌ها بر هر مسلمانی به صریح این آیه واجب شده: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً. اقتراف حسنهًْ؛ مودّت ما اهل بیت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۵۱/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۳۶۲/ الإرشاد، ج۲، ص۷/ المناقب، ج۴، ص۳/ نورالثقلین

۲ -۲

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَال مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً (صلی الله علیه و آله) قَطُّ إِلَّا قَالَ لِقَوْمِهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ ثُمَّ قَالَ أَ مَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ یَوَدُّ الرَّجُلَ ثُمَّ لَا یَوَدُّ قَرَابَتَهُ فَیَکُونُ فِی نَفْسِهِ عَلَیْهِ شَیْءٌ فَأَحَبَّ اللَّهُ أَنْ لَا یَکُونَ فِی نَفْسِ رسول الله (صلی الله علیه و آله) شَیْءٌ عَلَی أُمَّتِهِ فَإِنْ أَخَذُوهُ أَخَذُوهُ مَفْرُوضاً وَ إِنْ تَرَکُوهُ تَرَکُوهُ مَفْرُوضاً قَالَ قُلْتُ قَوْلُهُ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ هُوَ التَّسْلِیمُ لَنَا وَ الصِّدْقُ فِینَا وَ أَنْ لَا یَکْذِبَ عَلَیْنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل کرد که فرمود: «خداوند هرگز هیچ پیامبری را مبعوث نکرد، مگر اینکه به قومش گفت: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی». سپس فرمود: «آیا ندیده­ای شخص را که مردی دوست دارد، ولی خویشاوندانش را دوست ندارد و در دلش بر ضد او چیزی است. خداوند دوست داشت که در دل پیامبر چیزی ضد امّتش نباشد، اگر انجام دادند که واجبی را انجام دادند و اگر ترک کردند، واجبی را ترک کردند». درباره‌ی آیه: وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً پرسیدم. فرمود: «آن تسلیم در برابر ما و راستگویی درباره‌ی ما است و اینکه بر ما دروغ نبندد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۸/ فرات الکوفی، ص۳۹۷؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۳

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن إبن‌عبّاس (رحمة الله علیه) لَمَّا (سلام الله علیها) نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً الْآیَهًَْ قَالُوا یَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أُمِرْنَا بِمَوَدَّتِهِمْ قَالَ علِیٌّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) وَ وُلْدُهُمَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (گوید: وقتی آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً نازل شد، گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این خویشاوندان چه کسانی هستند که ما مأمور به محبّت آن‌ها هستیم». فرمود: «علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و فرزندانش (علیهم السلام)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۲۹/ فرات الکوفی، ص۳۸۹

۲ -۴

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ خویشاوندان ائمّه (علیهم السلام) هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۲ الکافی، ج۱، ص۴۱۳/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۰/ المحاسن، ج۱، ص۱۴۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۵

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ‌بْنِ‌أَبِی‌الدَّیْلَمِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَال و قال إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَهْلَ بَیْتِی عِتْرَتِی أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکُمْ سَتَرِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَیْنِ وَ الثَّقَلَانِ کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَهْلُ بَیْتِی (علیهم السلام) فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِکُوا وَ لَا تُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُمْ فَوَقَعَتِ الْحُجَّهًُْ بِقَوْلِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ بِالْکِتَابِ الَّذِی یَقْرَأُهُ النَّاسُ فَلَمْ یَزَلْ یُلْقِی فَضْلَ أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام) بِالْکَلَامِ وَ یُبَیِّنُ لَهُمْ بِالْقُرْآنِ إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً وَ قَالَ عزَّ ذِکْرُهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی ثُمَّ قَالَ وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ فَکَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ کَانَ حَقُّهُ الْوَصِیَّهًَْ الَّتِی جُعِلَتْ لَهُ وَ الِاسْمَ الْأَکْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّهًِْ فَقَالَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی ثُمَّ قَالَ وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ یَقُولُ أَسْأَلُکُمْ عَنِ الْمَوَدَّهًِْ الَّتِی أَنْزَلْتُ عَلَیْکُمْ فَضْلَهَا مَوَدَّهًِْ الْقُرْبَی بِأَیِّ ذَنْبٍ قَتَلْتُمُوهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالحمیدبن‌ابی‌دیلم از امام صادق (علیه السلام) نقل کرد که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «همانا من دو امر در میان شما می‌گذارم، اگر آن‌ها را بپذیرید، هرگز گمراه نشوید؛ ۱ کتاب خدای عزّوجلّ (قرآن) ۲ اهل بیت و عترت من. ای مردم! گوش کنید که من ابلاغ کردم، شما در قیامت سر حوض بر من وارد می‌شوید و من از آنچه نسبت به ثقلین انجام داده‌اید از شما بازخواست می‌کنم. و ثقلین؛ کتاب خدا و اهل بیت من هستند، بر ایشان پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید و به ایشان چیزی نیاموزید که آن‌ها از شما داناترند». بنابراین حجّت [خدا برای مردم] با قول پیغمبر (صلی الله علیه و آله) و قرآنی که خود مردم آن را می‌خوانند ثابت شد، زیرا پیغمبر (صلی الله علیه و آله) همواره فضیلت اهل بیتش را به‌وسیله‌ی بیان القا می‌فرمود و به‌وسیله‌ی قرآن برای مردم روشن می‌ساخت. آیاتی که متضمّن فضیلت اهل بیت است از این قرار است: خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد. (احزاب/۳۳). خداوند متعال فرمود: بدانید هرگونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی القربی. (انفال/۴۱). و سپس فرمود: حقّ خویشاوندان را بده. (اسراء/۲۶). مقصود از خویشاوندان علی (علیه السلام) است و حقّ او وصیّتی است که برای او قرار داده و اسم اکبر و میراث علم و آثار علم نبوّت است و فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی سپس فرمود: و در آن هنگام‌که از دختران زنده به گور شده سؤال شود: به کدامین گناه کشته شدند؟!. (تکویر/۹-۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۲ الکافی، ج۱، ص۲۹۴

۲ -۶

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌مَسْرُوقٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ إِنَّا نُکَلِّمُ النَّاسَ فَنَحْتَجُّ عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَیَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی أُمَرَاءِ السَّرَایَا فَنَحْتَجُّ عَلَیْهِمْ بِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ فَیَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْتَجُّ عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَیَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی قُرْبَی الْمُسْلِمِینَ قَالَ فَلَمْ أَدَعْ شَیْئاً مِمَّا حَضَرَنِی ذِکْرُهُ مِنْ هَذِهِ وَ شِبْهِهِ إِلَّا ذَکَرْتُهُ فَقَالَ لِی إِذَا کَانَ ذَلِکَ فَادْعُهُمْ إِلَی الْمُبَاهَلَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابومسروق گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ما با مردم صحبت می‌کنیم و در هنگام بحث و مجادله به آیه: اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیای پیامبر] را!. (نساء/۵۹)، استناد می‌کنیم. آن‌ها می‌گویند: «این آیه درباره‌ی فرماندهان سریه‌ها [جنگ‌هایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن‌ها حضور نداشت] نازل شده است. ما در مقابل آن‌ها به آیه: سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او. (مائده/۵۵). استناد می‌کنیم. امّا آن‌ها ادّعا می‌کنند که درباره‌ی عموم مؤمنین نازل شده است. ما در مجادله به آیه: قُل لا أَسْأَلکُمْ عَلیهِ أَجْرًا إِلا المَودَّةَ فِی القُرْبَی، استناد می‌کنیم. آن‌ها می‌گویند: «این آیه درباره‌ی خویشاوندان مسلمانان نازل شده است». ابومسروق می‌گوید، «امثال چنین مطالبی را که محلّ بحث و مجادله بود، به‌طور کامل برای ایشان ذکر کردم». آن حضرت (علیه السلام) به من فرمود: «حال که چنین است، پس آن‌ها را به مباهله دعوت کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۲ الکافی، ج۲، ص۵۱۳/ بحارالأنوار، ج۹۲، ص۳۴۹/ عدهًْ الداعی، ص۲۱۴؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۲ -۷

(شوری/ ۲۳)

 

الحسین (علیه السلام)- إِنَّ الْقَرَابَهًَْ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ بِصِلَتِهَا وَ عَظَّمَ حَقَّهَا وَ جَعَلَ الْخَیْرَ فِیهَا قَرَابَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام) الَّذِینَ أَوْجَبَ حَقَّنَا عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ.

 

امام حسین (علیه السلام)- آن خویشاوندانی که خداوند دستور داده است تا نسبت به آن‌ها صله‌ی رحم شود و حقّ آن‌ها را بزرگ داشته و خیر و نیکی را در آن قرار داده است، خویشاوندی ما اهل بیت است که خداوند حقّ ما را بر هر مسلمانی واجب گردانده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۵۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۱/ البرهان

۲ -۸

(شوری/ ۲۳)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ حَکِیمِ‌بْنِ‌جُبَیْرٍ أَنَّهُ قَال: سَأَلْتُ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ عَن هَذِهِ الْآیَهًِْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ هِیَ قَرَابَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ مِنْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

 

امام سجاد (علیه السلام)- حکیم‌بن‌جبیر گفت: از امام زین العابدین (علیه السلام) درباره آیه قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی پرسیدم. فرمود: «آن خویشاوندانی ما اهل بیت نسبت به محمّد (صلی الله علیه و آله) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۷/ فرات الکوفی، ص۳۹۱

۲ -۹

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبَّادِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌حَکِیمٍ قَال کُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ نَزْعُمُ أَنَّهَا قَرَابَهًُْ مَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُ وَ تَزْعُمُ قُرَیْشٌ أَنَّهَا قَرَابَهًُْ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَهُمْ وَ کَیْفَ یَکُونُ هَذَا وَ قَدْ أَنْبَأَ اللَّهُ أَنَّهُ مَعْصُومٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبّادبن‌عبدالله‌بن‌حکیم گوید، خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم، مردی از این آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی سؤال کرد. فرمود: «ما عقیده داریم که همان خویشاوندی بین ما و آن‌ها است و قریش مدّعی هستند که خویشاوندی آن‌ها با پیغمبر (صلی الله علیه و آله) است؛ مگر حرف قریش می‌تواند صحیح باشد با اینکه خداوند وعده داده به او که تو را از شرّ قریش نگه می‌دارم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۱/ فرات الکوفی، ص۳۹۱

۲ -۱۰

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن إسماعیل ابن‌عبدالخالق مَا یَقُولُ أَهْلُ الْبَصْرَهًِْ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّهَا لِأَقَارِبِ رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ کَذَبُوا إِنَّمَا نَزَلَتْ فِینَا خَاصَّهًًْ فِی أَهْلِ الْبَیْتِ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) وَ الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) أَصْحَابِ الْکِسَاءِ (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- اسماعیل‌بن‌عبدالخالق گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اهل بصره درباره‌ی آیه: قُل لا أَسْأَلکُمْ عَلیهِ أَجْرًا إِلا المَودَّةَ فِی القُرْبَی، چه می‌گویند»؟ گفتم: «فدایت شوم! آن‌ها می‌گویند: این آیه درباره‌ی خویشاوندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «دروغ می‌گویند. این آیه فقط درباره‌ی اهل بیت یعنی اصحاب کساء امام علی (علیه السلام)، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، امام حسن و امام حسین (علیها السلام) نازل شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۴ الکافی، ج۸، ص۹۳/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۷/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۱۱

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- الرّسول (صلی الله علیه و آله) عَنِ ابْنِ صَدَقَهًَْ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرٌ عَنْ آبَائِه (علیهم السلام) لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ عَلَی رسول الله (صلی الله علیه و آله) قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَامَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ لِی عَلَیْکُمْ فَرْضاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُؤَدُّوهُ قَالَ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ مِنْهُمْ فَانْصَرَفَ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ قَامَ فِیهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِکَ ثُمَّ قَامَ فِیهِمْ فَقَالَ مِثْلَ ذَلِکَ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ فَلَمْ یَتَکَلَّمْ أَحَدٌ فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لَا فِضَّهًٍْ وَ لَا مَطْعَمٍ وَ لَا مَشْرَبٍ قَالُوا فَأَلْقِهِ إِذَنْ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْزَلَ عَلَیَّ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالُوا أَمَّا هَذِهِ فَنَعَمْ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ فَوَ اللَّهِ مَا وَفَی بِهَا إِلَّا سَبْعَهًُْ نَفَرٍ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) وَ أَبُوذَرٍّ (رحمة الله علیه) وَ عَمَّارٌ (رحمة الله علیه) وَ الْمِقْدَادُ‌بْنُ‌الْأَسْوَدِ الْکِنْدِیُّ (رحمة الله علیه) وَ جَابِرُ‌بْنُ‌عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ (رحمة الله علیه) وَ مَوْلًی لِرسول الله (صلی الله علیه و آله) یُقَالُ لَهُ الثُّبَیْتُ وَ زَیْدُ‌بْنُ‌أَرْقَمَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن‌صدقه گوید، امام صادق (علیه السلام) از پدرانش بر ما حدیث کرد؛ زمانی‌که آیه: قُل لا أَسْأَلکُمْ عَلیهِ أَجْرًا إِلا المَودَّةَ فِی القُرْبَی، بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد، در میان مردم برخاست و فرمود: «ای مردم! خداوند برای من بر شما حقّی را واجب گردانده است. آیا بدان عمل می‌کنید»؟ احدی به ایشان پاسخ مثبت نداد. آن حضرت (صلی الله علیه و آله) از میان ایشان رفت. فردای همان‌روز آن حضرت (صلی الله علیه و آله) دوباره در میان آن‌ها برخاست و سؤال خویش را تکرار کرد. هیچ‌کس به ایشان پاسخی نداد. روز سوّم نیز درخواست خویش را تکرار نمود. امّا احدی سخنی نگفت. آن حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم! این امر، پرداخت طلا، نقره، غذا یا نوشیدنی نیست». آن‌ها گفتند: «حال که چنین است بگو». رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند آیه: قُل لا أَسْأَلکُمْ عَلیهِ أَجْرًا إِلا المَودَّةَ فِی القُرْبَی را بر من نازل کرده است». آن‌ها گفتند: «آری! بدان عمل می‌کنیم». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «به خدا قسم! از میان آن‌ها جز هفت نفر کسی بدان عمل نکرد. آن هفت نفر عبارت بودند از؛ سلمان فارسی، ابوذر، عمّار، مقدادبن‌اسود کندی، جابربن‌عبدالله انصاری (یکی از غلامان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به نام ثبیت و زیدبن‌ارقم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۲۱/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۱۲

(شوری/ ۲۳)

 

الحسن (علیه السلام)- فَلَمَّا مَنَّ اللَّهُ عَلَیْکُمْ بِإِقَامَهًِْ الْأَوْلِیَاءِ بَعْدَ نَبِیِّکُمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ لِأَوْلِیَائِهِ حُقُوقاً أَمَرَکُمْ بِأَدَائِهَا لِیَحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ مَأْکَلِکُمْ وَ مَشْرَبِکُمْ وَ یُعَرِّفَکُمْ بِذَلِکَ الْبَرَکَهًَْ وَ النَّمَاءَ وَ الثَّرْوَهًَْ وَ لِیَعْلَمَ مَنْ یُطِیعُهُ مِنْکُمْ بِالْغَیْبِ وَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَاعْلَمُوا أَنَّ مَنْ بَخِلَ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ إِنَّ اللهَ هُوَ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَیْهِ.

 

امام حسن (علیه السلام)- وقتی خداوند منّت نهاد بر شما به تعیین ائمّه (علیهم السلام) فرمود: امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم. (مائده/۳) برای امامان حقوقی بر شما لازم نموده و دستور داده است که آن حقوق را ادا کنید؛ تا زناشویی و اموال و خوردن و آشامیدن شما حلال باشد و وعده‌ی برکت و افزایش و ثروت به شما داده تا ببیند چه کسی در پنهانی مطیع اوست، در قرآن فرموده است: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی. توجّه داشته باشید هرکس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است و خداوند بی‌نیاز است و شما همه نیازمندید. (محمّد/۳۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۹۹/ الأمالی للطوسی، ص۶۵۴ و۶۵۵/ نورالثقلین

۲ -۱۳

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن أَبِی‌أُمَامَهًَْ الْبَاهِلِیِّ قَالَ قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی خَلَقَ الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) مِنْ أَشْجَارٍ شَتَّی وَ خُلِقْتُ أَنَا وَ عَلِیٌّ مِنْ شَجَرَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ فَأَنَا (صلی الله علیه و آله) أَصْلُهَا وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَرْعُهَا وَ الْحَسَنُ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) ثِمَارُهَا وَ أَشْیَاعُنَا أَوْرَاقُنَا فَمَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا نَجَا وَ مَنْ زَاغَ هَوَی وَ لَوْ أَنَّ عَبْداً عَبَدَ اللَّهَ بَیْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَهًِْ أَلْفَ عَامٍ ثُمَّ أَلْفَ عَامٍ ثُمَّ أَلْفَ عَامٍ حَتَّی یَصِیرَ کَالشَّنِّ الْبَالِی ثُمَّ لَمْ یُدْرِکْ مَحَبَّتَنَا أَکَبَّهُ اللَّهُ عَلَی مَنْخِرَیْهِ فِی النَّارِ ثُمَّ تَلَا قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوامامه باهلی گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند انبیاء (علیهم السلام) را از درخت‌های مختلف آفرید، من و علی (علیه السلام) را از یک درخت آفرید من ریشه‌ی آن درخت و علی (علیه السلام) شاخه‌ی آن است و حسن و حسین (علیها السلام) میوه‌ی آن و پیروان ما برگ‌های درختند هرکه چنگ به یک شاخه از آن درخت بزند نجات می‌یابد و هرکه توجّه ننماید گمراه است اگر بنده‌ای خدا را بین صفا و مروه سه هزار سال پرستش کند به‌طور کلّی همچون مشکی خالی شود امّا درک محبّت ما را ننماید خداوند او را به‌صورت در آتش می‌اندازد. بعد این آیه را تلاوت کرد: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۰/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۳؛ فیه: «الله علی منخریه فی النار» محذوف/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۵۵۳ و۵۵۴؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین

۲ -۱۴

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَال: سَمِعْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام) قَالَ جَاءَتِ الْأَنْصَارُ إِلَی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا إِنَّا قَدْ آوَیْنَا وَ نَصَرْنَا فَخُذْ طَائِفَهًًْ مِنْ أَمْوَالِنَا فَاسْتَعِنْ بِهَا عَلَی مَا نَابَکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی عَلَی النُّبُوَّهًِْ إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که درباره‌ی آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی می‌فرمود: «یعنی درباره‌ی اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و آله)». فرمود: «انصار خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیده گفتند: «ما که خانه‌ی خود را پناه شما قرار دادیم و شما را یاری نمودیم، اینک مقداری از اموال ما را در راه احتیاج و هدف خود صرف کن». خداوند این آیه را نازل نمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی منظور اهل بیت آن سرور است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۷ و۲۳۸/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۵/ القمی، ج۲، ص۲۷۵

۲ -۱۵

(شوری/ ۲۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ لَهُمْ یا محمد (صلی الله علیه و آله) لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی عَلَی النُّبُوَّهًِْ إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً، بگو ای محمّد (صلی الله علیه و آله) از شما تقاضای پاداشی ندارم در مقابل نبوّت، جز دوست داشتن نزدیکانم (اهل بیتم)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۳۴/ القمی، ج۲، ص۲۷۵

۲ -۱۶

(شوری/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عن ابْنِ نُبَاتَهًَْ قَالَ کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فِی مَسْجِدِ الْکُوفَهًِْ فَأَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ بَجِیلَهًَْ یُکَنَّی أَبَا خَدِیجَهًَْ وَ مَعَهُ سِتُّونَ رَجُلًا مِنْ بَجِیلَهًَْ فَسَلَّمَ وَ سَلَّمُوا ثُمَّ جَلَسَ وَ جَلَسُوا ثُمَّ إِنَّ أَبَا خَدِیجَهًَْ قَالَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَ عِنْدَکَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) تُحَدِّثُنَا بِهِ قَالَ نَعَمْ یَا قَنْبَرُ ائْتِنِی بِالْکِتَابَهًِْ فَفَضَّهَا فَإِذَا هِیَ أَسْفَلُهَا سُلَیْفَهًٌْ مِثْلُ ذَنَبِ الْفَأْرَهًِْ مَکْتُوبَهًٌْ فِیهَا بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِنَّ لَعْنَهًَْ اللَّهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنِ انْتَمَی إِلَی غَیْرِ مَوَالِیهِ وَ لَعْنَهًُْ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهًِْ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنْ أَحْدَثَ فِی الْإِسْلَامِ حَدَثاً أَوْ آوَی مُحْدِثاً وَ لَعْنَهًُْ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهًِْ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ عَلَی مَنْ ظَلَمَ أَجِیراً وَ لَعْنَهًُْ اللَّهِ عَلَی مَنْ سَرَقَ شِبْراً مِنَ الْأَرْضِ وَ حُدُودِهَا یُکَلَّفُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَنْ یَجِیءَ بِذَلِکَ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی النَّاسِ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَوْ کُلِّفَتْ هَذَا دَوَابُّ الْأَرْضِ مَا أَطَاقَتْهُ فَقَالَ لَهُ یَا أَبَا خَدِیجَهًَْ إِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام) مَوَالِی کُلِّ مُسْلِمٍ فَمَنْ تَوَلَّی غَیْرَنَا فَعَلَیْهِ مِثْلُ ذَلِکَ وَ الْأَجِیرُ لَیْسَ بِالدِّینَارِ وَ لَا بِالدِّینَارَیْنِ وَ لَا بِالدِّرْهَمِ وَ لَا بِالدِّرْهَمَیْنِ بَلْ مَنْ ظَلَمَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) أَجْرَهُ فِی قَرَابَتِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَمَنْ ظَلَمَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) أَجْرَهُ فِی قَرَابَتِهِ فَعَلَیْهِ لَعْنَهًُْ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهًِْ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ابن‌نباته گوید: در مسجد کوفه خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) نشسته بودم مردی از بجیله به‌نام ابوخدیجه وارد شد عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)! آیا سرّی از اسرار پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خدمت شما است که ما را به شنیدن آن مفتخر فرمایی»؟ فرمود: «آری»! حضرت (علیه السلام) رو به قنبر نموده فرمود: «آن نوشته را بیاور». نوشته را گشود در پایین آن پوست نازک نوشته بود: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم بر کسی که خود را به‌غیر موالیان خویش نسبت دهد و بر کسی که در اسلام از خود چیزی بیافزاید و یا افزاینده و بدعت‌گذار را پناه دهد و هرکسی که بر مزدور ستم روا دارد و لعنت خدا بر کسی که یک وجب زمین را بدزدد و از حدود زمین خود تجاوز کند در قیامت وادارش می‌کنند که آن را از هفت آسمان و هفت زمین بیاورد. به خدا قسم! اگر این تکلیف را بر چهار پایان زمین بکنند طاقت آن را نخواهند داشت». آنگاه فرمود: «ای اباخدیجه! ما اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، موالی هر مسلمانیم؛ هرکه غیر ما را دوست بدارد بر او لعنت خدا باد، منظور از مزدور کسی نیست که به یک یا دو دینار یا درهم اجیر باشد بلکه منظور کسی است که ظلم کند به پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد اجر رسالتش راجع به خویشاوندانش خداوند فرموده است: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ هرکس ستم به پیامبر (صلی الله علیه و آله) روا دارد در اجر رسالت، بر او باد لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۴

۲ -۱۷

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن فاطمهًْ بنت ألحسین (علیه السلام): قَالَتْ أَخْبَرَنِی أَبِی أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) کَانَ نَازِلًا بِالْمَدِینَهًِْ وَ أَنَّ مَنْ أَتَاهُ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ کَانُوا یَنْزِلُونَ عَلَیْهِ فَأَرَادَتِ الْأَنْصَارُ أَنْ یَفْرِضُوا لِرسول الله (صلی الله علیه و آله) فَرِیضَهًًْ یَسْتَعِینُ بِهَا عَلَی مَنْ أَتَاهُ فَأَتَوْا رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ قَالُوا قَدْ رَأَیْنَا مَا یَنُوبُکَ مِنَ النَّوَائِبِ وَ إِنَّا أَتَیْنَاکَ لِنَفْرِضَ لَکَ مِنْ أَمْوَالِنَا فَرِیضَهًًْ تَسْتَعِینُ بِهَا عَلَی مَنْ أَتَاکَ قَالَ فَأَطْرَقَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) طَوِیلًا ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ إِنِّی لَمْ أُؤْمَرْ أَنْ آخُذَ مِنْکُمْ عَلَی مَا جِئْتُمْ بِهِ شَیْئاً فَانْطَلِقُوا وَ إِنْ أُمِرْتُ بِهِ أَعْلَمْتُکُمْ قَالَ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) إِنَّ رَبَّکَ قَدْ سَمِعَ مَقَالَهًَْ قَوْمِکَ وَ مَا عَرَضُوا عَلَیْکَ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَرِیضَهًًْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَخَرَجُوا وَ هُمْ یَقُولُونَ مَا أَرَادَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) إِلَّا أَنْ یَذِلَّ لَهُ النَّاسُ وَ تَخْضَعَ لَهُ الرِّقَابُ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ لِبَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ قَالَ فَبَعَثَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) إِلَی علِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَنِ اصْعَدِ الْمِنْبَرَ وَ ادْعُ النَّاسَ إِلَیْکَ ثُمَّ قُلْ یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَنِ انْتَقَصَ أَجِیراً أَجْرَهُ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ وَ مَنِ انْتَمَی إِلَی غَیْرِ مَوَالِیهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ فَمَنِ انْتَفَی مِنْ وَالِدَیْهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ قَالَ فَقَامَ رَجُلٌ وَ قَالَ یَا ابا الحسن (علیه السلام) مَا لَهُنَّ مِنْ تَأْوِیلٍ فَقَالَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) أَعْلَمُ ثُمَّ أَتَی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرَهُ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَیْلٌ لِقُرَیْشٍ مِنْ تَأْوِیلِهِنَّ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) انْطَلِقْ فَأَخْبِرْهُمْ أَنِّی أَنَا الْأَجِیرُ الَّذِی أَثْبَتَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُ مِنَ السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ أَنَا وَ أَنْتَ مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَنَا وَ أَنْتَ أَبَوَا
 الْمُؤْمِنِین ثم خرج رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ وَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ فَلَمَّا اجْتَمَعُوا قَالَ: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَ عَلِیّاً (علیه السلام) أَوَّلُکُمْ إِیمَاناً بِاللَّهِ وَ أَقْوَمُکُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ أَوْفَاکُمْ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَعْلَمُکُمْ بِالْقَضِیَّهًِْ وَ أَقْسَمُکُمْ بِالسَّوِیَّهًِْ وَ أَرْحَمُکُمْ بِالرَّعِیَّهًِْ وَ أَفْضَلُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ مَزِیَّهًًْ ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ مَثَّلَ لِی أُمَّتِی فِی الطِّینِ وَ عَلَّمَنِی أَسْمَاءَهُمْ کَمَا عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَیَّ فَمُرَّ بِی أَصْحَابُ الرَّایَاتِ فَاسْتَغْفَرْتُ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) وَ شِیعَتِهِ وَ سَأَلْتُ رَبِّی أَنْ تَسْتَقِیمَ أُمَّتِی عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِی فَأَبَی إِلَّا أَنْ یُضِلَّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِیَ مَنْ یَشَاءُ ثُمَّ ابْتَدَأَنِی رَبِّی فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِسَبْعِ خِصَالٍ أَمَّا أَوَّلُهُنَّ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ مَعِی وَ لَا فَخْرَ وَ أَمَّا الثَّانِیَهًُْ فَإِنَّهُ یَذُودُ أَعْدَاءَهُ عَنْ حَوْضِی کَمَا تَذُودُ الرُّعَاهًُْ غَرِیبَهًَْ الْإِبِلِ وَ أَمَّا الثَّالِثَهًُْ فَإِنَّ مِنْ فُقَرَاءِ شِیعَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) لَیُشَفَّعُ فِی مِثْلِ رَبِیعَهًَْ وَ مُضَرَ وَ أَمَّا الرَّابِعَهًُْ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ یَقْرَعُ بَابَ الْجَنَّهًِْ مَعِی وَ لَا فَخْرَ وَ أَمَّا الْخَامِسَهًُْ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ یُزَوَّجُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ مَعِی وَ لَا فَخْرَ وَ أَمَّا السَّادِسَهًُْ فَإِنَّهُ أَوَّلُ مَنْ یُسْقَی مِنَ الرَّحِیقِ الْمَخْتُومِ خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُون.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- فاطمه دختر حسین (علیه السلام) گوید، پدرم به من خبر داد که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه زندگی می‌کرد هریک از مهاجرین که به مدینه مهاجرت می‌کردند بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله) وارد می‌شدند. انصار تصمیم گرفتند برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از اموال خود مقداری اختصاص دهند تا برای احتیاجات مالی خود صرف نماید برای پرداخت مخارج واردین خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیده گفتند: «ما آمده‌ایم که از اموال خود مقداری را برای مخارج شما اختصاص دهیم». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سر به زیر انداخت سپس سر برداشته فرمود: «من دستور ندارم در مقابل نبوّت از شما چیزی بگیرم، حرکت کنید بروید». اگر چنان دستوری رسید به شما اطّلاع خواهم داد. جبرئیل نازل شده، گفت: «یا محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند سخن قوم تو را شنید که چه پیشنهادی کردند. برای آن‌ها چیزی واجب نموده: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی». از خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خارج شده گفتند: «پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) منظورش این است که مردم در مقابل فرزندان عبدالمطلّب خوار و ذلیل باشند و کوچکی نسبت به آن‌ها نمایند، تا دامنه‌ی قیامت». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از پی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) فرستاد، وقتی آمد فرمود: «برو منبر و مردم را جمع کن و به آن‌ها بگو: «مردم! هرکس اجرت اجیر و مزدور خود را کم بدهد در آتش خواهد سوخت و هرکه خود را نسبت به‌غیر موالی خویش دهد اهل آتش است و هرکه خویش را از پدر و مادر خود نفی نماید و جدا گرداند در آتش خواهد سوخت». امیرالمؤمنین (علیه السلام) مأموریت را انجام داد. مردی از جای حرکت کرده گفت: «یا اباالحسن (علیه السلام)! تأویل و تفسیر این جملات چیست»؟ فرمود: «خدا و پیامبرش داناترند». آنگاه خدمت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) رسید و جریان را عرض کرد. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سه مرتبه فرمود: «وای بر قریش از تأویل جملات»! فرمود: «یا علی (علیه السلام)! برو به آن‌ها بگو من همان اجیر و مزدورم که خداوند مودّت او را از آسمان واجب نموده». سپس فرمود: «من و تو مولای مؤمنین هستیم من و تو پدر مؤمنانیم». نگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خارج شده فرمود: «گروه مهاجر و انصار، جمع شوید»! وقتی اجتماع کردند، فرمود: «ای مردم! علی (علیه السلام) اوّلین کسی بود که ایمان به خدا آورد و نسبت به دستورات خدا پایدارترین شما است و وفادارترین شما در مورد پیمان خدا است و داناترین شما در مورد حکومت و از همه بهتر مساوات را در تقسیم برقرار کرد و مهربان‌ترین شما به مردم و از همه مزیّتش در نزد خدا بیشتر است». آنگاه فرمود: «خداوند تمثال امّت مرا در سرشت گِل نشانم داد و اسماء آن‌ها را به من تعلیم نمود همان‌طور که به آدم (علیه السلام) تعلیم نمود. بعد آن‌ها را بر من عرضه نمود صاحبان پرچم‌ها از جلو من گذشتند برای علی (علیه السلام) و شیعیانش استغفار نمودم و از خدا درخواست کردم پس از من امّتم را در راه پیشوایی علی (علیه السلام) استوار بدارد. خدا قبول نکرد جز اینکه هرکه را خواست گمراه کند و هرکه را خواست هدایت فرماید آنگاه خداوند قبل از اینکه سخنی بگویم هفت امتیاز برای علی (علیه السلام) اعلام کرد؛ او اوّلین کسی است که با من از درون زمین برانگیخته می‌شود، فخر نمی‌کنم. دشمنان خود را از حوض کوثر دور می‌کند چنانچه شتربان شتر ناآشنا را دور می‌نماید. شیعیان فقیر و تنگدست علی (علیه السلام) در روز قیامت گروهی را که تعداد ایشان به‌اندازه‌ی قبیله‌ی ربیعه و مضر است شفاعت نمایند. اوّلین کسی است که در بهشت را با من می‌کوبد فخر نمی‌کنم. اوّلین کسی است که همسری با حوریّه را آغاز می‌کند با من و فخر نمی‌کنم. اوّلین کسی است که از رحیق مختوم می‌نوشد که؛ خِتامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذلِکَ فَلْیَتَنافَسِ الْمتَنافِسُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۰۸ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۳۸/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۲؛ «بتفاوت لفظی»/ فرات الکوفی، ص۳۹۲؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۱۸

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ سَلَّامِ‌بْنِ‌الْمُسْتَنِیرِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَن قَوْلِ اللَّهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ هِیَ وَ اللَّهِ فَرِیضَهًٌْ مِنَ اللَّهِ عَلَی الْعِبَادِ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فِی أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- سلام‌بن‌مستنیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی پرسیدم. فرمود: «به خدا قسم! واجب بر بندگان از جانب خدا این مودّت و محبّت نسبت به اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۹/ المحاسن، ج۱، ص۱۴۴/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۶۸/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۱۹

(شوری/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ زَاذَانَ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَال إنَّهُ لا یَحْفَظُ مَوَدَّتَنَا إلّا کُلُّ مُؤْمِنٍ ثُمَّ قَرَأَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- زاذان از علی (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: «دوستی ما را حفظ نمی‌کند مگر هرکسی که مؤمن باشد، آنگاه این آیه را قرائت کرد: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۰ بناءالمقالهًْ الفاطمیهًْ، ص۳۹۱/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۰۵/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۲۰

(شوری/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أُوصِیکُمْ بِالنَّصِیحَهًِْ لِلرَّسُولِ الْهَادِی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ مِنَ النَّصِیحَهًِْ لَهُ أَنْ تُؤَدُّوا إِلَیْهِ أَجْرَهُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ وَفَی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَجْرَهُ بِمَوَدَّهًِْ قَرَابَتِهِ فَقَدْ أَدَّی الْأَمَانَهًَْ وَ مَنْ لَمْ یُؤَدِّهَا کَانَ خَصْمَهُ وَ مَنْ کَانَ خَصْمَهُ خَصَمَهُ وَ مَنْ خَصَمَهُ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیر.

 

امام علی (علیه السلام)- شما را به پندهایی که پیامبر هدایتگر شما، محمّد (صلی الله علیه و آله) فرمود، توصیه می‌کنم؛ از جمله نصیحت‌های او ادای اجر رسالت او است که خداوند فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، و هرکس اجر رسالت محمّد (صلی الله علیه و آله) را که همان دوستی با اهل‌بیت (علیهم السلام) او است ادا کند، به حقیقت این امانت را ادا کرده است. امّا کسی که این امانت را ادا نکند، گویا با پیامبر (صلی الله علیه و آله) دشمنی کرده و کسی که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) دشمنی کند، غضب الهی گریبانگیر او می‌شود؛ [چنین کسی] به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جایگاه او جهنّم، و چه بد جایگاهی است!. (انفال/۱۶)

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۰ دعایم الإسلام، ج۲، ص۳۴۸

۲ -۲۱

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ: وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ قَالَ: مَنْ قُتِلَ فِی مَوَدَّتِنَا وَ الدَّلِیلُ عَلَی ذَلِکَ قَوْلُهُ لِرَسُولِهِ: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این سخن خدا: و درآن هنگام که از دختران زنده به گورشده سؤال شد که به کدامین گناه کشته شدند؟. (تکویر/۹-۸)». نقل می‌کند که فرمود: «کسی که در راه موّدت ما کشته شده است. و دلیل این حرف این قول خدا به رسولش (صلی الله علیه و آله) می‌باشد: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۲ القمی، ج۲، ص۴۰۷

۲ -۲۲

(شوری/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَلَیْکُمْ بِحُبِ آلِ نَبِیِّکُمْ فَإِنَّهُ حَقُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ الْمُوجِبُ عَلَی اللَّهِ حَقَّکُمْ أَلَا تَرَوْنَ إِلَی قَوْلِ اللَّهِ: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

امام علی (علیه السلام)- بر شما باد به دوستی آل پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، پس به‌درستی‌که این حقّ خدا بر شما است. و این حق را بر شما واجب نموده است. آیا نمی‌بینید که خدای متعال فرموده است: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۲ غررالحکم، ص۱۱۷

۲ -۲۳

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ نحن الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ لَنَا بالمودهًْ فماذا بَعْدَ الْحَقِّ الَّا الضَّلَالِ فانی تُصْرَفُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند درباره‌ی ما دستور مودّت و دوستی داده: بعد از حقیقت جز گمراهی چیست؟ پس به کجا روی می‌آورید؟ (یونس/۳۲).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۲ نورالثقلین

۲ -۲۴

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن حَبِیبِ‌بْنِ‌أَبِی‌ثَابِتٍ أَنَّهُ أَتَی مَسْجِدَ قُبَاءَ فَإِذَا فِیهِ مَشِیخَهًٌْ مِنَ الْأَنْصَارِ فَحَدَّثُوهُ أَنَّ عَلِیَّ‌بْنَ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) أَتَاهُمْ یُصَلِّی فِی مَسْجِدِ قُبَاءَ فَسَلَّمُوا عَلَیْهِ ثُمَّ قَالُوا إِنَّ مَشِیخَتَنَا حَدَّثُونَا أَنَّهُمْ أَتَوْا نَبِیَّ اللَّهِ فِی مَرَضِهِ الَّذِی مَاتَ فِیهِ فَقَالُوا یَا نَبِیَّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ أَکْرَمَنَا اللَّهُ وَ هَدَانَا بِکَ وَ آمَنَّا (آمَنَنَا) وَ فَضَّلَنَا بِکَ فَاقْسِمْ فِی أَمْوَالِنَا مَا أَحْبَبْتَ فَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّ اللَّهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَأَمَرَنَا بِمَوَدَّتِکُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حبیب‌بن‌ابی ثابت به مسجد قبا وارد شد، دید گروهی از انصار نشسته‌اند. حضرت علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) برای نماز آمده بود، سلام کردند. سپس گفتند: «پدران ما گفته‌اند ما خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتیم در آن بیماری که از دنیا رفت، عرض کردیم: «خداوند ما را گرامی داشت و به‌واسطه‌ی شما هدایت نمود و ایمان آوردیم و شخصیّت یافتیم. اینک هرچه مایلی در اموال ما تصرّف فرما». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، ما را به محبّت شما خانواده دستور داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۷/ فرات الکوفی، ص۳۹۲

۲ -۲۵

(شوری/ ۲۳)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الدَّیْلَمِ قَالَ لَمَّا جِیءَ بِعَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَأُقِیمَ عَلَی دَرَجِ مَسْجِدِ دِمَشْقَ قَامَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی قَتَلَکُمْ وَ اسْتَأْصَلَکُمْ وَ قَطَعَ قَرْنَ الْفِتْنَهًِْ فَقَالَ لَهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) أَ قَرَأْتَ الْقُرْآنَ قَالَ نَعَمْ قَالَ قَرَأْتَ الحم (آلَ حم) قَالَ قَرَأْتُ الْقُرْآنَ وَ لَمْ أَقْرَأْ الحم (آلَ حم) قَالَ قَرَأْتَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ أَنْتُمْ هُمْ قَالَ نَعَم.

 

امام سجاد (علیه السلام)- وقتی زین العابدین (علیه السلام) آورده شد و بر راه مسجد دمشق نگه داشته شد، مردی از شامیان ایستاد و گفت: «خدا را حمد که شما را کشت و بیچاره کرد و فتنه را خوابانید». علی‌بن‌الحسین (علیه السلام) به او فرمود: «قرآن خوانده‌ای»؟ گفت: «آری». پرسید: «الحم را قرائت کرده‌ای»؟ گفت: «قرآن خوانده‌ام، اما الحم را نخوانده‌ام». فرمود: «این آیه را خوانده‌ای: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»؟ گفت: «مگر شما آن خانواده هستید»؟ فرمود: «آری».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۵۲/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۰۶؛ «بتفاوت لفظی»/ الأمالی للصدوق، ص۱۶۵/ العمدهًْ، ص۵۱/ اللهوف، ص۱۷۶؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۲ -۲۶

(شوری/ ۲۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَوْرَثَ أَهْلَ بَیْتِهِ مَوَارِیثَ النُّبُوَّهًِْ وَ اسْتَوْدَعَهُمُ الْعِلْمَ وَ الْحِکْمَهًَْ وَ جَعَلَهُمْ مَعْدِنَ الْإِمَامَهًِْ وَ الْخِلَافَهًِْ وَ أَوْجَبَ وَلَایَتَهُمْ وَ شَرَّفَ مَنْزِلَتَهُمْ فَأَمَرَ رَسُولَهُ بِمَسْأَلَهًِْ أُمَّتِهِ مَوَدَّتَهُمْ إِذْ یَقُولُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

امام رضا (علیه السلام)- باز سپاس خداوندی را که اهل بیت رسولش را مواریث نبوّت عطا فرمود (یعنی رهبری را ویژه‌ی آنان کرد) و علم و حکمت را نزد ایشان به ودیعت نهاد و آنان را کانون امامت و رهبری و امارت بر مردم کرد و دوستی ایشان را بر همه واجب ساخت و محلّ و مقام آنان را بالا و والا قرار داد و پیامبرش را امر کرد که از امّت مودّت و دوستی آنان را بخواهد؛ چنان‌که گفت: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۲ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۵۷/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۱۵۴/ نورالثقلین

۲ -۲۷

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَال سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ إِنَّ الرَّجُلَ رُبَّمَا یُحِبُّ الرَّجُلَ وَ یُبْغِضُ وُلْدَهُ فَأَبَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَّا أَنْ یَجْعَلَ حُبَّنَا مُفْتَرَضاً أَخَذَهُ مَنْ أَخَذَهُ وَ تَرَکَهُ مَنْ تَرَکَهُ وَاجِباً فَقَالَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «گاهی شخص کسی را دوست دارد امّا اولاد او را دوست نمی‌دارد، خداوند محبّت اولاد پیامبر (صلی الله علیه و آله) را واجب نمود تا هرکه به این وظیفه اقدام کند واجبی را انجام داده و در ترکش واجبی را ترک نموده باشد و این آیه را نازل نموده: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۹/ المحاسن، ج۱، ص۱۴۴/ نورالثقلین

۲ -۲۸

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ جَبْرَئِیلُ یا محمد (صلی الله علیه و آله) إِنَّ لِکُلِّ دِینٍ أَصْلًا وَ دِعَامَهًًْ وَ فَرْعاً وَ بُنْیَاناً وَ إِنَّ أَصْلَ الدِّینِ وَ دِعَامَتَهُ قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ إِنَّ فَرْعَهُ وَ بُنْیَانَهُ مَحَبَّتُکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مُوَالَاتُکُمْ فِیمَا وَافَقَ الْحَقَّ وَ دَعَا إِلَیْهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وقتی آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی، نازل شد جبرئیل گفت: یا محمّد (صلی الله علیه و آله)! هر دینی ریشه و پایه و تنه و بنیانی دارد ریشه و پایه‌ی دین، گفتن لا إِلهَ إِلَّا اللهُ و پیکره و بنیان دین محبّت شما خانواده است و موالات شما در راه حق و راهنمایی به‌سوی آن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۷/ فرات الکوفی، ص۳۹۷

۲ -۲۹

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُول ... وَ قَالَ أَیْضاً قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ: أَجْرُ النُّبُوَّهًِْ أَنْ لَا تُؤْذُوهُمْ وَ لَا تَقْطَعُوهُمْ وَ لَا تُغْضِبُوهُمْ وَ تَصِلُوهُمْ وَ لَا تَنْقُضُوا الْعَهْدَ فِیهِمْ لِقَوْلِهِ: وَ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ قَالَ جَاءَ الْأَنْصَارُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا إِنَّا قَدْ نَصَرْنَا وَ فَعَلْنَا فَخُذْ مِنْ أَمْوَالِنَا مَا شِئْتَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِه (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ پاداش و اجر رسالت این است که بستگان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نیازارند و با ایشان قطع رابطه ننمایند و خشم نگیرند و به ایشان دل ببندند و پیمان خویش را درباره‌ی آن‌ها محترم شمارند». بنابر تصریح این آیه: و آن‌ها که پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده، برقرار می‌دارند. (رعد/۲۱). انصار خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آمده گفتند: «ما در یاری شما فروگذاری نکردیم و وظیفه‌ی خویش را انجام دادیم هرچه مایلی از اموال ما برگیر». خداوند این آیه را نازل نمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یعنی محبّت نسبت به اهل بیتش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۸/ القمی، ج۲، ص۲۷۵/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۱۹۹

۲ -۳۰

(شوری/ ۲۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ إبن‌عبّاس (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی قَالَ إبن‌عبّاس (رحمة الله علیه) رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ إِنَّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ فَکَانَتْ تَنُوبُهُ فِیهَا نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ فِی یَدَیْهِ سَعَهًٌْ لِذَلِکَ فَقَالَتِ الْأَنْصَارُ إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ قَدْ هَدَانَا اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ وَ هُوَ ابْنُ أُخْتِکُمْ تَنُوبُهُ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ فِی یَدَیْهِ لِذَلِکَ سَعَهًٌْ فَاجْمَعُوا لَهُ مِنْ أَمْوَالِکُمْ مَا لَا یَضُرُّکُمْ فَتَأْتُونَهُ بِهِ فَیَسْتَعِینَ بِهِ عَلَی مَا یَنُوبُهُ فَفَعَلُوا ثُمَّ أَتَوْهُ فَقَالُوا یَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ ابْنُ أُخْتِنَا وَ قَدْ هَدَانَا اللَّهُ عَلَی یَدَیْکَ وَ تَنُوبُکَ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ عِنْدَکَ لَهَا سَعَهًٌْ فَرَأَیْنَا أَنْ نَجْتَمِعَ مِنْ أَمْوَالِنَا فَنَأْتِیَکَ بِهِ فَتَسْتَعِینَ بِهِ عَلَی مَنْ یَنُوبُکَ وَ هُوَ ذَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآیَهًَْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَقُولُ إِلَّا أَنْ تَوَدُّونِی فِی قَرَابَتِی.

 

ابن‌عبّاس ( قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وارد مدینه شد، در مدینه گرفتاری­ها و حقوقی برایش پیش آمد و برای حل آن‌ها چیزی نداشت. انصار گفتند: این مرد کسی است که خدا به دست او ما را هدایت کرد و خواهرزاده شماست که گرفتاری­ها و حقوقی برایش پیش آمده است و برای حل آن چیزی ندارد. از اموالتان به مقداری که به شما ضرر نزند برایش جمع کنید و برای او بیاورید تا از آن برای گرفتاری­هایش کمک بگیرد. این کار را کردند و نزد پیامبر آمدند. پس گفتند: یا رسول الله (صلی الله علیه و آله)! تو خواهرزاده ما هستی و خدا به دست تو ما را هدایت نمود و گرفتاری­ها و حقوقی برایت پیش آمده و چیزی نداری برای رفع این گرفتاری­ها. ما بر این شدیم که چیزی از اموالمان را جمع کنیم و برایت بیاوریم که کمک بگیری در آنچه تو را گرفتار کرده و این است. پس خداوند آیه قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، را نازل کرد. می­فرماید: مگر اینکه مرا دوست بدارید درباره خویشاوندانم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۷/ فرات الکوفی، ص۳۹۱؛ «نجمع» بدل «نجتمع»/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۳۱

(شوری/ ۲۳)

 

العسکری (علیه السلام)- وَ لَوْ لَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ الْأَوْصِیَاءُ مِنْ بَعْدِهِ لَکُنْتُمْ حَیَارَی کَالْبَهَائِمِ لَا تَعْرِفُونَ فَرْضاً مِنَ الْفَرَائِضِ وَ هَلْ یُدْخَلُ قَرْیَهًٌْ إِلَّا مِنْ بَابِهَا فَلَمَّا مَنَّ عَلَیْکُمْ بِإِقَامَهًِْ الْأَوْلِیَاءِ بَعْدَ
 نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً و فَرَضَ عَلَیْکُمْ لِأَوْلِیَائِهِ حُقُوقاً أَمَرَکُمْ بِأَدَائِهَا إِلَیْهِمْ لِیَحِلَّ لَکُمْ مَا وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ مَأْکَلِکُمْ وَ مَشْرَبِکُمْ وَ یُعَرِّفَکُمْ بِذَلِکَ النَّمَاءَ وَ الْبَرَکَهًَْ وَ الثَّرْوَهًَْ وَ لِیَعْلَمَ مَنْ یُطِیعُهُ مِنْکُمْ بِالْغَیْبِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَلَی نَفْسِهِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراء.

 

امام عسکری (علیه السلام)- اگر محمّد (صلی الله علیه و آله) و آل او نبودند شما چون چارپایان سرگردان بودید و هرگز دستور فرمان خدا را تشخیص نمی‌دادید، آیا می‌توان وارد جایی از غیر در آن شد؟ وقتی خداوند پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر شما به اولیاء و جانشینانش منّت نهاد در قرآن کریم خطاب ن
موده، می‌فرماید: امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم. (مائده/۳) حقوقی را که خداوند برای اولیاء خود بر شما واجب نموده و شما را مکلّف به پرداخت آن نموده تا بدین‌وسیله آنچه در اختیار دارید از همسران و اموال و خوردنی و نوشیدنی بر شما حلال شود و با انجام این دستور برکت و افزایش و ثروت را برایتان تضمین نموده تا معلوم شود چه کسی در پنهانی مطیع او است. خداوند در قرآن می‌فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی، بدانید هرکس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است و خداوند بی‌نیاز است و شما همه نیازمندید. (محمّد/۳۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۴ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۳۲۰/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۷۴/ تحف العقول، ص۴۸۴؛ «تدخل» بدل «یدخل» و «و یعرفکم... بالغیب» محذوف/ رجال الکشی، ص۵۷۵

۲ -۳۲

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- نَحْنُ شَجَرَهًٌْ أَصْلُهَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ فَرْعُهَا عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَغْصَانُهَا فَاطِمَهًُْ بِنْتُ النَّبِیِّ (سلام الله علیها) وَ ثَمَرَتُهَا الْحَسَنُ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) وَ التَّحِیَّهًُْ وَ الْإِکْرَام بَعَثَ اللَّهُ رَسُولَهُ وَ عَلَیْهِمْ هَبَطَتْ مَلَائِکَتُهُ وَ بَیْنَهُمْ نَزَلَتْ سَکِینَتُهُ وَ إِلَیْهِمْ بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِینُ مَنّاً مِنَ اللَّهِ عَلَیْهِمْ فَضَّلَهُمْ بِهِ وَ خَصَّهُمْ بِذَلِکَ وَ آتاهُمْ تَقْواهُمْ وَ بِالْحِکْمَهًِْ قَوَّاهُمْ هُمْ فُرُوغٌ طَیِّبَهًٌْ وَ أُصُولٌ مُبَارَکَهًٌْ خُزَّانُ الْعِلْمِ وَ وَرَثَهًُْ الْحِلْمِ وَ أُولُو الْتُّقَی وَ النُّهَی وَ النُّورِ وَ الضِّیَاءِ وَ وَرَثَهًُْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ بَقِیَّهًُْ الْأَوْصِیَاءِ مِنْهُمُ الطَّیِّبُ ذِکْرُهُ الْمُبَارَکُ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) الْمُصْطَفَی وَ الْمُرْتَضَی (صلی الله علیه و آله) وَ رَسُولُهُ الْأُمِّیُّ وَ مِنْهُمُ الْمَلِکُ الْأَزْهَرُ وَ الْأَسَدُ الْبَاسِلُ حَمْزَهًُْ‌بْنُ‌عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ مِنْهُمُ الْمُسْتَسْقَی بِهِ یَوْمَ الرَّمَادَهًِْ الْعَبَّاسُ‌بْنُ‌عَبْدِ الْمُطَّلِبِ عَمُّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ صِنْوُ أَبِیهِ وَ جَعْفَرٌ ذُو الْجَنَاحَیْنِ وَ الْقِبْلَتَیْنِ وَ الْهِجْرَتَیْنِ وَ الْبَیْعَتَیْنِ مِنَ الشَّجَرَهًِْ الْمُبَارَکَهًِْ صَحِیحُ الْأَدِیمِ وَضَّاحُ الْبُرْهَانِ وَ مِنْهُمْ حَبِیبُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ أَخُوهُ وَ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ مِنْ بَعْدِهِ الْبُرْهَانَ وَ التَّأْوِیلَ وَ مُحْکَمَ التَّفْسِیرِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ وَلِیُّ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَصِیُّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ علَیْهِ مِنَ اللَّهِ الصَّلَوَاتُ الزَّکِیَّهًُْ وَ الْبَرَکَاتُ السَّنِیَّهًُْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ افْتَرَضَ اللَّهُ مَوَدَّتَهُمْ وَ وَلَایَتَهُمْ عَلَی کُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَهًٍْ فَقَالَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَکُورٌ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) اقْتِرَافُ الْحَسَنَهًِْ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- ما درختی هستیم که ریشه‌ی آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و تنه‌اش علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) و شاخه‌هایش فاطمه (سلام الله علیها) دختر پیامبر و میوه‌اش حسن و حسین (علیها السلام)، ما ... خداوند پیامبرش را در میان ایشان برانگیخت و فرشتگان خدا بر آن‌ها وارد می‌شوند و آرامش و سکینه‌ی پروردگار بر آن‌ها نازل می‌گردد و روح الامین بر آن‌ها نزول می‌کند به‌جهت لطف و عنایتی که خدا بر آن‌ها دارد این امتیاز را به ایشان بخشیده و به تقوی ایشان را آراسته و به حکمت تقویت نموده، شاخه‌های پاک و ریشه‌های مبارک‌اند. گنجینه‌ی علم و وارث حلم و صاحب تقوی و فرمان و نور و روشنایی‌اند، وارث انبیاء (علیهم السلام) و آخرین اوصیاء از آن خانواده است، پاک نهادِ خوش نام محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله) پیامبر درس نخوانده و ممتاز از جمله‌ی آن‌ها است. فرمانروای ازهر و شیر ژیان حمزهًْ‌بن‌عبدالمطلّب و از آن‌ها است ناران‌خواه در روز قحط. عبّاس‌بن‌عبدالمطلّب عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و همدوش پدرش و جعفربن‌ابی‌طالب ذوالجناحین کسی که به دو قبله نماز خواند و دو هجرت کرد و دو بیعت نمود، پاک نژادِ روشن روان و از این خانواده است برادر و دوست حضرت محمّد و جانشین بعد از او صاحب برهان و تأویل و تفسیر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و ولیّ مؤمنین و وصیّ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام). اینهایند کسانی که خداوند مودّت و ولایت آن‌ها را بر هر مرد و زن مسلمان لازم نموده و در قرآن کریم فرموده است: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً إِنَّ اللهَ غَفُورٌ شَکُورٌ، امام باقر (علیه السلام) فرمود: «یَقْتَرِفْ حَسَنَةً؛ محبّت ما خانواده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۴

۲ -۳۳

(شوری/ ۲۳)

 

ألرّسول (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ (رحمة الله علیه) قَال کُنَّا مَعَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) فِی حَائِطٍ مِنْ حِیطَانِ بَنِی حَارِثَهًَْ إِذْ جَاءَ جَمَلٌ أَجْرَبُ أَعْجَفُ حَتَّی سَجَدَ لِلنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قُلْنَا لِجَابِرٍ أَنْتَ رَأَیْتَهُ قَالَ نَعَمْ رَأَیْتُهُ وَاضِعٌ جَبْهَتَهُ بَیْنَ یَدَیْ رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا عُمَرُ إِنَّ هَذَا الْجَمَلَ قَدْ سَجَدَ لِی وَ اسْتَجَارَ بِی فَاذْهَبْ فَاشْتَرِهِ وَ أَعْتِقْهُ وَ لَا تَجْعَلْ لِأَحَدٍ عَلَیْهِ سَبِیلًا قَالَ فَذَهَبَ عُمَرُ فَاشْتَرَاهُ وَ خَلَّی سَبِیلَهُ ثُمَّ جَاءَ إِلَی
 النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) هَذَا بَهِیمَهًٌْ یَسْجُدُ لَکَ فَنَحْنُ أَحَقُّ أَنْ نَسْجُدَ لَکَ سَلْنَا عَلَی مَا جِئْتَنَا بِهِ مِنَ الْهُدَی أَجْراً سَلْنَا عَلَیْهِ عَمَلًا فَقَالَ جَابِرٌ فَوَ اللَّهِ مَا خَرَجْتُ حَتَّی نَزَلَتِ الْآیَهًُْ الْکَرِیمَهًُْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر گوید: ما در خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در یکی از باغ‌های بنی‌حارثه بودیم شتری آمد گَر و لاغر، مقابل پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) سر به سجده نهاد، ما به جابر گفتیم: «تو این جریان را دیدی»؟ گفت: «آری! دیدم که در مقابل پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیشانی بر زمین نهاده بود». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رو به عمر نموده، فرمود: «عمر! این شتر برای من سجده نمود و به من پناهنده شد، برو او را خریداری کن و آزادش نما و کسی را با او کاری نباشد». عمر شتر را خرید و رهایش کرد. سپس خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیده عرض کرد: «این یک حیوان است برای شما سجده کرد ما
به سجده نمودن سزاوارتریم در مقابل هدایت و راهنمایی که ما را کرده‌اید، هرچه مایلید بخواهید؛ یک پاداشِ عملی از ما بخواه». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر بنا بود دستور سجده برای احدی بدهم دستور می‌دادم زن برای شوهر خود سجده کند». جابر گفت: «به خدا قسم! خارج نشدیم از آن باغ مگر اینکه این آیه نازل شد: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۰/ فرات الکوفی، ص۳۸۸

۲ -۳۴

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَجَّاجٍ الْخَشَّابِ قَال سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ لِأَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) الْأَحْوَل مَا یَقُولُ مَنْ عِنْدَکُمْ فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ کَانَ الْحَسَنُ الْبَصْرِیُّ یَقُولُ فِی أَقْرِبَائِی مِنَ الْعَرَبِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لَکِنِّی أَقُولُ لِقُرَیْشٍ الَّذِینَ عِنْدَنَا هَاهُنَا خَاصَّهًًْ فَیَقُولُونَ هِیَ لَنَا وَ لَکُمْ عَامَّهًًْ فَأَقُولُ خَبِّرُونِی عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) إِذَا نَزَلَتْ بِهِ شَدِیدَهًٌْ مَنْ خَصَّ بِهَا أَ لَیْسَ إِیَّانَا خَصَّ بِهَا حِینَ أَرَادَ أَنْ یُلَاعِنَ أَهْلَ نَجْرَانَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ (علیه السلام) وَ الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ یَوْمَ بَدْرٍ قَالَ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) وَ حَمْزَهًَْ وَ عُبَیْدَهًَْ‌بْنِ‌الْحَارِثِ قَالَ فَأَبَوْا یُقِرُّونَ لِی أَ فَلَکُمُ الْحُلْوُ وَ لَنَا الْمُرُّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حجّاج خشّاب گوید، از امام صادق (علیه السلام) شنیدم، که به ابوجعفر احول درباره‌ی آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، می‌فرمود: «اهل محلّ شما چه می‌گویند». جواب داد: «حسن بصری مدّعی بود که معنی آیه درمورد مودّت و محبّت با خویشاوندان من از نژاد عرب است». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ولی من به قریش می‌گویم این آیه اختصاص به ما دارد». آن‌ها می‌گویند: «هم مال ما است و هم شما»، من در جواب ایشان می‌گویم: «وقتی برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیش آمدی اتفاق می‌افتاد، چه کسی را انتخاب می‌نمود؟ مگر ما را انتخاب نمی‌نمود مگر در جریان نفرین بر یهود نجران ما را نَبُرد؟ دست علی (علیه السلام) و فاطمه (سلام الله علیها) و حسن و حسین (علیها السلام) را گرفت و برد و در جنگ بدر علی (علیه السلام) و حمزه (و عبیدهًْ‌بن‌حارث را پیش فرستاد ولی آن‌ها این را نمی‌پذیرند آیا صحیح است که خوشی مال آن‌ها باشد ولی تلخی و گرفتاری برای ما باشد»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۴۰/ المحاسن، ج۱، ص۱۴۴/ نورالثقلین

۲ -۳۵

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌الرَّحْمَنِ‌بْنِ‌کَثِیرٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) {فِی} قَوْلِهِ {تَعَالَی}: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی ثُمَّ إِنَّ جَبْرَئِیلَ أَتَاهُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ قَدْ قَضَیْتَ نَوْبَتَکَ {نُبُوَّتَکَ} وَ أَسْلَبَتْکَ أَیَّامُکَ فَاجْعَلِ الِاسْمَ الْأَکْبَرَ وَ مِیرَاثَ الْعِلْمِ وَ آثَارَ عِلْمِ النُّبُوَّهًِْ عِنْدَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ إِنِّی لَا أَتْرُکُ الْأَرْضَ إِلَّا وَ فِیهَا عَالِمٌ یُعْرَفُ بِهِ طَاعَتِی وَ یُعْرَفُ بِهِ وَلَایَتِی وَ یَکُونُ حُجَّهًًْ لِمَنْ وُلِدَ فِیمَا یَتَرَبَّصُ النَّبِیَّ إِلَی خُرُوجِ النَّبِیِّ الْآخَرِ فَأَوْصَی إِلَیْهِ بِالاسْمِ {الْأَکْبَرِ} وَ {هُوَ} مِیرَاثُ الْعِلْمِ وَ آثَارُ عِلْمِ النُّبُوَّهًِْ وَ أَوْصَی إِلَیْهِ بِأَلْفِ بَابٍ یُفْتَحُ لِکُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ وَ کُلِّ کَلِمَهًٍْ أَلْفُ کَلِمَهًٍْ وَ مَرِضَ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ {وَ قَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) لَا تَخْرُجْ} ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ حَتَّی تُؤَلِّفَ {یؤلف} کِتَابَ اللَّهِ کَیْ لَا یَزِیدَ فِیهِ الشَّیْطَانُ شَیْئاً وَ لَا یَنْقُصَ مِنْهُ شَیْئاً فَإِنَّکَ فِی ضِدِّ سُنَّهًِْ وَصِیِّ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) فَلَمْ یَضَعْ عَلِیٌّ رِدَاءَهُ عَلَی ظَهْرِهِ حَتَّی {جَمَعَ الْقُرْآنَ} فَلَمْ یَزِدْ فِیهِ الشَّیْطَانُ شَیْئاً وَ لَمْ یَنْقُصْ مِنْهُ شَیْئا.

 

امام باقر (علیه السلام)- عبدالرّحمن‌بن‌کثیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «این آیه بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، جبرئیل بر آن جناب نازل گردیده گفت: یا محمّد (صلی الله علیه و آله)! مأموریّت خود را به پایان رساندی و مدّت پیامبریت پایان یافته، اینک اسم اکبر و میراث علم و آثار دانش پیامبری را به علی (علیه السلام) بسپار من زمین را خالی از عالمی که راهنمای به فرمان من باشد و آن‌ها را آشنا به دین نماید و حجّت بین مردم در فاصله‌ی فوت پیامبر تا بعثت پیامبری دیگر باشد نمی‌گذارم». پیامبر (صلی الله علیه و آله)، علی (علیه السلام) را وصی قرار داد و میراث علم و آثار دانش پیامبری را به او سپرد و هزار در از علم بر او گشود که از هر در هزار در دیگر گشوده می‌گشت و هر جمله، هزار جمله بود و در روز دوشنبه از دنیا رفت. فرمود: «یا علی (علیه السلام)! سه روز نباید از خانه خارج شوی تا قرآن را جمع آوری کنی، مبادا شیطان بر او بیفزاید یا کم کند! تو باید برخلاف روش وصیّ سلیمان (علیه السلام) رفتار کنی [نقل شده که شیطان کتاب سحر را زیر تابوت سلیمان (علیه السلام) گذاشت و این امر مردم را به اشتباه انداخت]». علی (علیه السلام) رداء نپوشید برای خارج‌شدن از خانه تا قرآن را جمع نمود، در نتیجه شیطان در آن کم و زیاد نکرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۸ فرات الکوفی، ص۳۹۸/ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۳۸؛ «استکملت» بدل «أسلبتک»

۲ -۳۶

(شوری/ ۲۳)

 

الحسن (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا إِنَّمَا یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّهِ قَالُوهَا حَسَداً وَ بُغْضاً لِأَهْلِ بَیْتِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِک.

 

امام حسن (علیه السلام)- وقتی این آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی نازل شد بعضی از افراد گفتند: «این آیه را خدا نازل نکرده است، بلکه او (پیامبر) می‌خواهد که موقعیّت پسرعمویش (علی (علیه السلام)) را بالا ببرد» و این را از روی حسادت و دشمنی با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند و خدای تعالی این آیه را نازل کرد «أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِک.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۱۸ بشارهًْ المصطفی، ج۲، ص۱۹۶/ نورالثقلین؛ «فانزل الله تعالی ام یقولون... علی قلبک» محذوف

۲ -۳۷

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ لَمْ یُحِبَ عِتْرَتِی فَهُوَ لِإِحْدَی ثَلَاثٍ إِمَّا مُنَافِقٌ وَ إِمَّا لِزَنْیَهًٍْ وَ إِمَّا امْرُؤٌ حَمَلَتْ بِهِ أُمُّهُ فِی غَیْرِ طُهْرٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- فرمود: «آنکه خاندان مرا دوست ندارد سرشتش یکی از سه چیز است؛ یا منافق است یا زنازاده و یا کسی است که مادرش درحال ناپاکی به او آبستن شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۰ الخصال، ج۱، ص۱۱۰/ نورالثقلین

۲ -۳۸

(شوری/ ۲۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ: کُنَّا جُلُوساً مَعَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) إِذْ هَبَطَ عَلَیْهِ الْأَمِینُ جَبْرَئِیلُ وَ مَعَهُ جَامٌ مِنَ الْبِلَّوْرِ الْأَحْمَرِ مَمْلُوءاً مِسْکاً وَ عَنْبَراً وَ کَانَ إِلَی جَنْبِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ وَلَدَاهُ الْحَسَنُ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) ... فَلَمَّا صَارَتْ فِی کَفِّ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَتْ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

ابن‌عبّاس ( ابن‌عباس (گوید: در محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم که جبرئیل امین درحالی‌که جامی از بلور سرخ پر از مُشک و عنبر در دست داشت، بر ایشان نازل گردید و در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله) علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) و دو فرزندش حسن و حسین (علیها السلام) نشسته بودند تا اینجا که گوید: «هنگامی‌که آن ظرف در دست حسین (علیه السلام) قرار گرفت، [ظرف] گفت: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۰۰/ نورالثقلین

۲ -۳۹

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- قَالَ لَأَعْدَاءُ اللَّهِ أَوْلِیَاءُ الشَّیْطَانِ أَهْلُ التَّکْذِیبِ وَ الْإِنْکَارِ قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ یَقُولُ مُتَکَلِّفاً أَنْ أَسْئَلَکُمْ مَا لَسْتُمْ بِأَهْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ عِنْدَ ذَلِکَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ أَ مَا یَکْفِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَکُونَ قَهَرَنَا عِشْرِینَ سَنَهًًْ حَتَّی یُرِیدُ أَنْ یَحْمِلَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا فَقَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا وَ مَا هُوَ إِلَّا شَیْءٌ یَتَقَوَّلُهُ یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ أَهْلَ بَیْتِهِ عَلَی رِقَابِنَا وَ لَئِنْ قُتِلَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَوْ مَاتَ لَنَنْزِعُهَا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ ثُمَّ لَا نُعِیدُهَا فِیهِمْ أَبَداً وَ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ ذِکْرُهُ أَنْ یُعْلِمَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) مَا أَخْفَوْا فِی صُدُورِهِمْ وَ أَسَرُّوا بِهِ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ. یَقُولُ: لَوْ شِئْتُ حَبَسْتُ عَنْکَ الْوَحْیَ فَلَمْ تَکَلَّمْ بِفَضْلِ أَهْلِ بَیْتِکَ وَ لَا بِمَوَدَّتِهِمْ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَ: وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ یَقُولُ الْحَقُّ لِأَهْلِ بَیْتِکَ الْوَلَایَهًُْ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ یَقُولُ بِمَا أَلْقَوْهُ فِی صُدُورِهِمْ مِنَ الْعَدَاوَهًِْ لِأَهْلِ بَیْتِکَ وَ الظُّلْمِ بَعْدَک.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) فرمود: «امّا درباره‌ی دشمنان خدا و پیروان شیطان که منکر نبوّت بودند و تکذیب می‌کردند این آیه را فرمود: [ای پیامبر]! بگو: «من برای دعوت نبوّت هیچ پاداشی از شما نمی‌طلبم، و من از متکلّفین نیستم! [سخنانم روشن و همراه با دلیل است]!». (ص/۸۶) این یک ناراحتی است برای آن‌ها که چیزی از ایشان درخواست کند که شایسته‌ی آن نیستند. دراین‌موقع منافقین به یکدیگر گفتند: «محمّد (صلی الله علیه و آله) را کافی نبود که بیست سال ما را تحت فرمان خود در آورد حالا می‌خواهد خانواده‌اش را بر دوش ما تحمیل کند. این آیه را خدا نازل نکرده این را از خودش ساخته می‌خواهد خانواده‌اش را بر ما آقایی بخشد، اگر محمّد (صلی الله علیه و آله) کشته شود یا بمیرد این مقام را از خانواده‌ی او می‌گیریم و هرگز به آن‌ها رد نخواهیم کرد». خداوند پیامبرش را از تصمیم آن‌ها آگاه نمود و از سخنان سرّی ایشان مطّلع کرد. در این آیه: آیا می‌گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! درحالی‌که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر می‌نهد. (شوری/۲۴) می‌گویند بر خدا دروغ بسته اگر خداوند بخواهد وحی را از تو قطع می‌کند که درباره‌ی فضیلت خانواده‌ی خود و مودّت آن‌ها سخن نگویی و فرموده است در این آیه: خدا باطل را محو می‌کند و حقّ را بفرمانش پابرجا می‌سازد. (شوری/۲۴) حقّی که اختصاص به خانواده‌ات دارد ولایت است. چرا که او از آنچه درون سینه‌هاست آگاه است. (شوری/۲۴) که چه تصمیمی در مورد خاندان تو گرفته‌اند که بعد از تو به آن‌ها ستم روا دارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۵۳/ نورالثقلین

۲ -۴۰

(شوری/ ۲۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- تَقُولُ فِی یَومِ المُبَاهِلَهًِْ: الْحَمْدُ لِلهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ، الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَرَّفَنِی مَا کُنْتُ بِهِ جَاهِلًا وَ لَوْ لَا تَعْرِیفُهُ إِیَّایَ لَکُنْتُ هَالِکاً إِذْ قَالَ وَ قَوْلُهُ الْحَقُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَبَیَّنَ لِیَ الْقَرَابَهًَْ فَقَالَ سُبْحَانَهُ إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً فَبَیَّنَ لِی أَهْلَ الْبَیْتِ بَعْدَ الْقَرَابَهًِْ وَ قَالَ تَعَالَی مُبَیِّناً عَنِ الصَّادِقِینَ الَّذِینَ أَمَرَنَا بِالْکَوْنِ مَعَهُمْ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِمْ بِقَوْلِهِ سُبْحَانَهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ فَأَوْضَحَ عَنْهُمْ وَ أَبَانَ عَنْ صِفَتِهِمْ بِقَوْلِهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْکاذِبِینَ فَلَکَ الشُّکْرُ یَا رَبِّ وَ لَکَ الْمَنُّ حَیْثُ هَدَیْتَنِی وَ أَرْشَدْتَنِی حَتَّی لَمْ یَخْفَ عَلَیَّ الْأَهْلُ وَ الْبَیْتُ وَ الْقَرَابَهًُْ فَعَرَّفْتَنِی نِسَاءَهُمْ وَ أَوْلَادَهُمْ وَ رِجَالَهُم.

 

امام کاظم (علیه السلام)- در روز مباهله [روز ۲۴ ذی الحجّه چنین دعایی را] می‌گویی: ستایش مخصوص خداوندی است آفریننده‌ی آسمان‌ها و زمین. (فاطر/۱) حمد [و ستایش] مخصوص خداوندی است که تمام آنچه در آسمان‌ها و زمین است. (سبأ/۱) ستایش برای خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید، و ظلمت‌ها و نور را پدید آورد. (انعام/۱) ستایش مخصوص خداوندی است که هرآنچه نمی‌دانستم به من شناساند و اگر او به من نمی‌شناساند هلاک شده بودم، زیرا او که سخنش حق است فرمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، و خویشاوندی [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] را برای من بیان کرد و فرمود: خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملًا شما را پاک سازد. (احزاب/۳۳) و بعد از خویشاوندی، اهل بیت را [نیز] برای من بیان کرد و خداوند
تعالی درحالی‌که صادقین را همان‌ها که ما را دستور داد به اینکه همراه آن‌ها باشیم و به‌سوی آن‌ها برگردیم آشکارا بیان کرد، فرمود: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید و با صادقان باشید. (توبه/۱۱۹) و فرمود: بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را و شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. (آل عمران/۶۱) و با این کلام، آن‌ها را آشکارا مشخّص کرد و ویژگی ایشان را آشکار کرد. ای پروردگار من تو را شکر، که مرا هدایت و ارشاد کردی تا اینکه اهل بیت و خویشاوندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) از نظر من مخفی نماندند و آن‌ها را شناختم. و به من زنان آن‌ها و فرزندانشان و مردانشان را شناساندی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۰ البلدالأمین، ص۲۶۵

۲ -۴۱

(شوری/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَمَا کَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِرَسُولِهِ وَ مَا کَانَ لِرَسُولِهِ فَهُوَ لِذِی الْقُرْبَی وَ نَحْنُ (علیهم السلام) ذُو الْقُرْبَی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

امام علی (علیه السلام)- پس آنچه برای خداست، از آن رسولش است، و آنچه برای رسولش است، برای خویشاوندانش است، و ما خویشاوندانیم. خداوند متعال می­فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۲ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۹۰

۲ -۴۲

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَسَمَ الْخُمُسَ عَلَی خَمْسَهًِْ أَقْسَامٍ فَقَالَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَهًًْ بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ فَمَا لِلَّهِ فَهُوَ لِرَسُولِهِ وَ مَا لِرسول الله (صلی الله علیه و آله) فَهُوَ لِذِی الْقُرْبَی وَ نَحْنُ (علیهم السلام) ذُو الْقُرْبَی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

 

امام صادق (علیه السلام)- [خداوند] خمس را به پنج قسمت تقسیم کرد و فرمود: آنچه را خداوند از اهل این آبادی‌ها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا [این اموال عظیم] در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد!. (حشر/۷)». پس آنچه برای خداست، از آن رسولش (صلی الله علیه و آله) است، و آنچه برای رسولش (صلی الله علیه و آله) است، برای خویشاوندانش است، و ما خویشاوندانیم. خداوند تعالی می­فرماید: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۲ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۱۹۴

۲ -۴۳

(شوری/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَیُّهَا النَّاس أَمْ هَلْ فِیکُمْ مَنْ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِمَوَدَّتِهِ فِی الْقُرْآنِ حَیْثُ یَقُولُ (قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی) هَلْ قَالَ مِنْ قَبْلُ لِأَحَدٍ غَیْرِی.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم! آیا در میان شما هست کسی که خدای عزّوجلّ در قرآن امر به مودّت او کرده باشد؟ زمانی‌که می‌گوید: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی آیا درباره‌ی غیر من گفته شده؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۳۶۰

۲ -۴۴

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا قَالَ لِقَوْمِهِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی. قَالَ: ثُمَّ قَالَ: أَ مَا رَأَیْتَ الرَّجُلَ یَوَدُّ الرَّجُلَ ثُمَ لَا یَوَدُّ قَرَابَتَهُ فَیَکُونُ فِی نَفْسِهِ عَلَیْهِ شَیْءٌ؟ فَأَحَبَّ اللَّهُ أَنْ لَا یَکُونَ فِی نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) شَیْءٌ عَلَی أُمَّتِهِ فَإِنْ أَخَذُوهُ أَخَذُوهُ مَفْرُوضاً وَ إِنْ تَرَکُوهُ تَرَکُوهُ مَفْرُوضاً. قَالَ: قُلْتُ: قَوْلُهُ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً؟ قَالَ: هُوَ التَّسْلِیمُ لَنَا وَ الصِّدْقُ فِینَا وَ أَنْ لَا یَکْذِبَ عَلَیْنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است: خداوند هرگز هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه به قومش گفت: لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی. سپس فرمود: «آیا ندیدی شخص را که مردی دوست دارد، ولی خویشاوندانش را دوست ندارد و در دلش برضدّ او چیزی است. خداوند دوست داشت که در دل پیامبر چیزی ضدّ امّتش نباشد، اگر انجام دادند که واجبی را انجام دادند و اگر ترک کردند، واجبی را ترک کردند. درباره‌ی آیه‌ی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْنا پرسیدم». فرمود: «آن تسلیم در برابر ما و راستگویی درباره ما است و اینکه بر ما دروغ نبندد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۲ کنزالدقایق، ج۱۱، ص۵۱۸

۲ -۴۵

(شوری/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أُمِّ سَلَمَهًَْ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ قَالَ لِفَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) ایتِنِی بِزَوْجِکِ وَ ابْنَیْکِ فَأَتَتْ بِهِمْ فَأَلْقَی عَلَیْهِمْ کِسَاءً ثُمَّ رَفَعَ یَدَیْهِ عَلَیْهِمْ فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَاجْعَلْ صَلَوَاتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَإِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِید.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امّ سلمه گفت: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: «شوهر و دو فرزندت را بیاور»! آن‌ها را آورد، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بر روی آن‌ها کسایی انداخت و دست خویش را بلند نموده گفت: «اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ آلُ مُحَمَّدٍ فَاجْعَلْ صَلَوَاتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۲ الطرایف، ج۱، ص۱۱۳/ البرهان

۲ -۴۶

(شوری/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّهَا نَزَلَتْ فِینَا أَهْلَ الْبَیْتِ أَصْحَابَ الْکِسَاء.

 

امام صادق (علیه السلام)- این آیه درباره‌ی ما اهل بیت و اصحاب کساء نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۲

و هرکس کار نیکی انجام دهد، بر نیکی اش می‌افزاییم

۳ -۱

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبی جعفر (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ الِاقْتِرَافُ التَّسْلِیمُ لَنَا وَ الصِّدْقُ عَلَیْنَا وَ أَلَّا یَکْذِبَ عَلَیْنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- و مَن یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لهُ فِیهَا حُسْنًا؛ اقتراف به‌معنای تسلیم‌شدن برای ما، راستگویی درباره‌ی ما و نسبت دروغ ندادن به ماست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۴ الکافی، ج۱، ص۳۹۱/ بحارالأنوار، ج۲، ص۱۶۰/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۰۰/ بصایرالدرجات، ص۵۲۱/ بصایرالدرجات، ص۵۲۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۲/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(شوری/ ۲۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ: الْمَوَدَّهًُْ لِآلِ مُحَمَّد (علیهم السلام).

 

ابن‌عبّاس ( وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً؛ مودّت با آل محمّد (صلی الله علیه و آله) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۷/ العمدهًْ، ص۵۵/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۵/ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۲۵۶/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۱۲/ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۱۳

۳ -۳

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبی‌جعفر (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ مَنْ تَوَلَّی الْأَوْصِیَاءَ مِنْ آل محمد (علیهم السلام) وَ اتَّبَعَ آثَارَهُمْ فَذَاکَ یَزِیدُهُ وَلَایَهًَْ مَنْ مَضَی مِنَ النَّبِیِّینَ (علیهم السلام) وَ الْمُؤْمِنِینَ الْأَوَّلِینَ حَتَّی تَصِلَ وَلَایَتُهُمْ إِلَی آدَمَ (علیه السلام) وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها یُدْخِلُهُ الْجَنَّهًَْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ یَقُولُ أَجْرُ الْمَوَدَّهًِْ الَّذِی لَمْ أَسْأَلْکُمْ غَیْرَهُ فَهُوَ لَکُمْ تَهْتَدُونَ بِهِ وَ تَنْجُونَ مِنْ عَذَابِ یَوْمِ الْقِیَامَهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- و مَن یقْتَرِفْ حَسَنَةً نَّزِدْ لهُ فِیهَا حُسْنًا؛ هرکس ولایت اوصیای خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بپذیرد و از راه و روش و راهنمایی‌هایشان پیروی کند، این امر بر ولایت‌پذیری او می‌افزاید، به‌گونه‌ای که گویی ولایت پیامبران پیشین و اوّلین مؤمنان را از زمان خودش تا حضرت آدم (علیه السلام) پذیرفته است. این مصداق آیه‌ی زیر است که پروردگار می‌فرماید: کسانی که کار نیکی انجام دهند پاداشی بهتر از آن خواهند داشت. (نمل/۸۹). همچنین می‌فرماید: هر مزدی که از شما خواستم برای شما باشد. (سبأ/۴۷)، یعنی تنها پاداشی نیز که از شما خواسته‌ام برای خودتان است. شما به‌وسیله‌ی آن هدایت می‌شوید و در روز قیامت از عذاب رهایی می‌یابید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۴ الکافی، ج۸، ص۳۷۹/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۵۲؛ «و هو قول الله زوجل من جاء... یوم القیامه» محذوف/ نورالثقلین؛ «و هو قول الله... یوم القیامه» محذوف/ البرهان

۳ -۴

(شوری/ ۲۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) حِینَ قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ وَ اسْتَحْکَمَ الْإِسْلَامَ قَالَتِ الْأَنْصَارُ فِیمَا بَیْنَهُمْ یَأْتِی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَنَقُولُ لَهُ تَعْرُوکَ أُمُورٌ فَهَذِهِ أَمْوَالُنَا فَاحْکُمْ فِیهَا غَیْرَ حَرِجٍ وَ لَا مَحْظُورٍ عَلَیْکَ فَأَتَوْهُ فِی ذَلِکَ فَنَزَلَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَرَأَهَا عَلَیْهِمْ فَقَالَ تَوَدُّونَ قَرَابَتِی مِنْ بَعْدِی فَخَرَجُوا مِنْ عِنْدِهِ مُسَلِّمِینَ لِقَوْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّ هَذَا لَشَیْءٌ افْتَرَاهُ فِی مَجْلِسِهِ أَرَادَ بِذَلِکَ أَنْ یُذَلِّلَنَا لِقَرَابَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَنَزَلَتْ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَأَرْسَلَ إِلَیْهِمْ فَتَلَاهَا عَلَیْهِمْ فَبَکَوْا وَ اشْتَدَّ عَلَیْهِمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَهًَْ عَنْ عِبادِهِ الْآیَهًَْ فَأَرْسَلَ فِی أَثَرِهِمْ فَبَشَّرَهُمْ قَالَ وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هُمُ الَّذِینَ سَلَّمُوا لِقَوْلِهِ ثُمَّ قَالَ تَعَالَی وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً أَیْ مَنْ فَعَلَ طَاعَهًًْ نَزِدْ لَهُ فِی تِلْکَ الطَّاعَهًِْ حُسْناً بِأَنْ نُوجِبَ لَهُ الثَّوَابَ.

 

ابن‌عبّاس ( وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به مدینه آمد و اسلام نیرو گرفت انصار با یکدیگر گفتند وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وارد شد به ایشان عرض می‌کنیم: «اینک تمام اموال ما در اختیار تو است اگر پیش آمدی کرد هرچه می‌خواهی بدون مانع و مزاحمتی استفاده کن». این مطلب را عرض کردند، آیه: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی نازل شد، آیه را برای آن‌ها خواند و فرمود: «خویشاوندان مرا پس از من دوست خواهید داشت»؟ انصار با تسلیم نسبت به فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) خارج شدند. منافقین گفتند: «این مطلب را از خود ساخت تا ما را نسبت به خویشاوندان خود خوار و کوچک کند». این آیه نازل شد: «أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً از پی آن‌ها فرستاد و برایشان خواند، شروع به گریه نموده خیلی ناراحت شدند، بعد این آیه نازل شد: هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ؛ از پی ایشان فرستاد و بشارت قبولی توبه را به آن‌ها داد. فرمود: «وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا؛ پذیرفتند مؤمنین همان کسانی که تسلیم فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) شدند. سپس خداوند فرمود: وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۱/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۱؛ «فانزل الله و هو الذی یقبل... له الثواب» محذوف/ البرهان؛ «بتفاوت لفظی»/ نورالثقلین

۳ -۵

(شوری/ ۲۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ مَحَبَّهًُْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) ثُمَّ قَال وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً وَ هِیَ إِقْرَارُ الْإِمَامَهًِْ لَهُمْ وَ الْإِحْسَانُ إِلَیْهِمْ وَ بِرُّهُمْ وَ صِلَتُهُمْ نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً أَیْ نُکَافِئْ عَلَی ذَلِکَ بِالْإِحْسَان.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( این همان محبّت آل محمّد (صلی الله علیه و آله) است. سپس فرموده است: وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً، منظور از این حسنه اقرار به امامت و نیکی به ایشان و محبّت و دلبستگی به آن‌ها است. نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً، یعنی جزا و پاداش او را به احسان عنایت خواهم کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۸/ القمی، ج۲، ص۲۷۶

۳ -۶

(شوری/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- الحسنةُ وَلَایَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ حُبُّهُ وَ السَّیِّئَةُ عَدَاوَتُهُ وَ بُغْضُهُ وَ لَا یُرْفَعُ مَعَهَا عَمَلٌ وَ قَالَ (علیه السلام) وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً قَالَ الْمَوَدَّهًُْ لِعلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- الحَسَنَةُ ولایت علی (علیه السلام) و محبّت اوست و السَّیِّئَةُ دشمنی با او و نفرت از وی است و خداوند با این دو صفت هیچ عملی از انسان را نمی­پذیرد. و در مفهوم آیه: وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیها حُسْناً، مقصود محبّت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۶ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۰۲/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۱/ المناقب، ج۳، ص۱۰۱

 

آیه أَمْ يَقُولُونَ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً فَإِنْ يَشَإِ اللهُ يَخْتِمْ عَلى قَلْبِكَ وَ يَمْحُ اللهُ الْباطِلَ وَ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ [24]

 

آيا مى‌گويند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! درحالى‌كه اگر خدا بخواهد [و تو را دروغگو بداند] بر قلب تو مهر مى‌نهد و باطل را محو مى‌كند و حق را به فرمانش پابرجا مى‌سازد، به يقين او از آنچه درون سينه‌هاست آگاه است.

۱

(شوری/ ۲۴)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قَالَ لِأَعْدَاءِ اللَّهِ أَوْلِیَاءِ الشَّیْطَانِ أَهْلِ التَّکْذِیبِ وَ الْإِنْکَارِ قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ یَقُولُ مُتَکَلِّفاً أَنْ أَسْأَلَکُمْ مَا لَسْتُمْ بِأَهْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ عِنْدَ ذَلِکَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ أَ مَا یَکْفِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَکُونَ قَهَرَنَا عِشْرِینَ سَنَهًًْ حَتَّی یُرِیدُ أَنْ یُحَمِّلَ أَهْلَ بَیْتِهِ (علیهم السلام) عَلَی رِقَابِنَا فَقَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا وَ مَا هُوَ إِلَّا شَیْءٌ یَتَقَوَّلُهُ یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ أَهْلَ بَیْتِهِ (علیهم السلام) عَلَی رِقَابِنَا وَ لَئِنْ قُتِلَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) أَوْ مَاتَ لَنَنْزِعَنَّهَا مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام) ثُمَّ لَا نُعِیدُهَا فِیهِمْ أَبَداً وَ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یُعْلِمَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) الَّذِی أَخْفَوْا فِی صُدُورِهِمْ وَ أَسَرُّوا بِهِ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ عَزَّوَجَلَّ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ یَقُولُ لَوْ شِئْتُ حَبَسْتُ عَنْکَ الْوَحْیَ فَلَمْ تَکَلَّمْ بِفَضْلِ أَهْلِ بَیْتِکَ (علیهم السلام) وَ لَا بِمَوَدَّتِهِمْ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ یَقُولُ الْحَقُّ لِأَهْلِ بَیْتِکَ (علیهم السلام) الْوَلَایَهًُْ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ وَ یَقُولُ بِمَا أَلْقَوْهُ فِی صُدُورِهِمْ مِنَ الْعَدَاوَهًِْ لِأَهْلِ بَیْتِکَ (علیهم السلام) وَ الظُّلْمِ بَعْدَکَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أَسَرُّوا النَّجْوَی الَّذِینَ ظَلَمُوا هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُون.

 

امام باقر (علیه السلام)- امّا به کسانی که دشمن خدا و پیرو شیطان، اهل تکذیب و انکار هستند می‌فرماید: [ای پیامبر]! بگو: «من برای دعوت نبوّت هیچ پاداشی از شما نمی‌طلبم، و من از متکلّفین نیستم! [سخنانم روشن و همراه با دلیل است]»!. (ص/۸۶) یعنی هرگز چیزی را که شایسته‌ی آن نیستید از شما با مشقّت تقاضا نمی‌کنم در مورد پاداش رسالت. گروهی از منافقین به یکدیگر گفتند: «بس نبود محمّد (صلی الله علیه و آله) را که بیست سال بر دوش ما سوار شد، حالا تصمیم دارد که بستگان خود را بر ما تحمیل کند چنین دستوری را خدا به او نداده از خودش می‌سازد می‌خواهند خویشاوندان خود را بر ما مزیّت دهد اگر کشته شود یا بمیرد این فرمانروایی را از خاندان او خواهیم گرفت دیگر نخواهم گذاشت بر ما حکومت کنند». خداوند خواست به پیامبر خود اطّلاع دهد که آن‌ها چه گفته‌اند و چه تصمیمی دارند در این آیه فرمود: أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَأ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ می‌فرماید: «اگر بخواهم وحی را از تو قطع می‌کنم تا در مورد فضائل خاندان خود سخن نگویی و مردم را به محبّت آن‌ها وادار نکنی؛ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ، ولی خداوند واقعیّت را می‌گوید که ولایت اختصاص به اهل بیت تو دارد، إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ، او دانا است نسبت به همه چیز و آن کینه‌هایی که در دل از اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) پنهان کرده‌اند این آیه اشاره به همان است: و ستمگران پنهانی نجوا کردند [و گفتند]: «آیا جز این است که او بشری همانند شماست؟! آیا به سراغ سحر می‌روید، با اینکه [چشم دارید و] می‌بینید؟!. (انبیاء/۳).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۶ الکافی، ج۸، ص۳۷۹/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۵؛ «و هو قول الله... و انتم تبصرون» محذوف/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۲؛ «و یقول بما... و انتم تبصرون» محذوف

۲

(شوری/ ۲۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ وَ اسْتَحْکَمَ الْإِسْلَامَ قَالَتِ الْأَنْصَارُ فِیمَا بَیْنَهَا نَأْتِی رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَنَقُولُ لَهُ إِنَّهُ تَعْرُکُ أُمُورٌ فَهَذِهِ أَمْوَالُنَا تَحْکُمُ فِیهَا مِنْ غَیْرِ حَرَجٍ وَ لَا مَحْظُورٍ فَأَتَوْهُ فِی ذَلِکَ فَنَزَلَتْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَأَقْرَأَهَا عَلَیْهِمْ وَ قَالَ تُوْذُونَ قَرَابَتِی مِنْ بَعْدِی فَخَرَجُوا مِنْ عِنْدِهِ مُسَلِّمِینَ لِقَوْلِهِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّ هَذِهِ الشَّیْءَ افْتَرَاهُ فِی مَجْلِسِهِ أَرَادَ أَنْ یُذَلِّلَنَا لِقَرَابَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ فَنَزَلَ قَوْلُهُ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً.

 

ابن‌عبّاس ( وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مدینه آمد و اسلام نیرو گرفت انصار با یکدیگر گفتند وقتی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وارد شد به ایشان عرض می‌کنیم؛ اینک تمام اموال ما در اختیار تو است اگر پیشامدی کرد هرچه می‌خواهی بدون مانع و مزاحمتی استفاده کن. این مطلب را عرض کردند، آیه‌ی: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی نازل شد. آیه را برای آن‌ها خواند و فرمود: «خویشاوندان مرا پس از من دوست خواهید داشت»؟ انصار با تسلیم نسبت به فرمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) خارج شدند. منافقین گفتند: «این مطلب را از خود ساخت تا ما را نسبت به خویشاوندان خود خوار و کوچک کند». این آیه نازل شد: أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِبا!.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۶ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۱/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۱؛ «بتفاوت»

۳

(شوری/ ۲۴)

 

الباقر (علیه السلام)- فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ قَالَ لَوِ افْتَرَیْتَ وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ یَعْنِی یُبْطِلُهُ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ یَعْنِی بِالْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) وَ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنْ آل محمد (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند می‌فرماید: فَإِنْ یَشَأ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ، اگر دروغ بگویی. وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ، باطل را نابود می‌کند. وَ یُحِقُّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ، حق را به‌وسیله‌ی ائمّه (علیهم السلام) و قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ثابت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۶/ القمی، ج۲، ص۲۷۵

۴

(شوری/ ۲۴)

 

الباقر (علیه السلام)- ٍ عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) جَاءَتِ الْأَنْصَارُ إِلَی رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا إِنَّا قَدْ آوَیْنَا وَ نَصَرْنَا فَخُذْ طَائِفَهًًْ مِنْ أَمْوَالِنَا فَاسْتَعِنْ بِهَا عَلَی مَا نَابَکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی عَلَی النُّبُوَّهًِْ إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی فِی أَهْلِ بَیْتِه (علیهم السلام) قَالَ فَانْصَرَفُوا مِنْ عِنْدِهِ وَ بَعْضُهُمْ یَقُولُ عَرَضْنَا عَلَیْهِ أَمْوَالَنَا فَقَالَ قَاتِلُوا عَنْ أَهْلِ بَیْتِی (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِی‌وَ قَالَتْ طَائِفَهًٌْ مَا قَالَ هَذَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ جَحَدُوهُ وَ قَالُوا کَمَا حَکَی اللَّهُ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ قَالَ لَوِ افْتَرَیْتُ وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ یَعْنِی یُبْطِلُهُ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ یَعْنِی بِالْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) وَ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنْ آل محمد (علیهم السلام) إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید، از امام باقر (علیه السلام) شنیدم؛ انصار خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسیدند و گفتند: «ما پناه دادیم و یاری نمودیم، پس مقداری از اموال ما را بگیر و در راه آنچه که برای تو گرفتاری ایجاده کرده، یاری بگیر». خداوند این آیه را نازل نمود: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یعنی بر نبوّت، إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی یعنی درباره‌ی اهل بیتش ... از خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مرخص شدند. بعضی می‌گفتند: «ما اموال خود را به ایشان تقدیم کردیم امّا پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «در پشتیبانی از اهل بیتم (علیهم السلام) پس از من به جنگ پردازید». گروه دیگری گفتند: «این حرف را پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نفرمود» و انکار کردند، همان حرفی را که خداوند از ایشان حکایت کرده، گفتند: أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً. خداوند تعالی فرمود: فَإِنْ یَشَأ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ گفت: اگر افترا ببندی؛ وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ یعنی آن را باطل می‌کند. وَ یُحِقُّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ یعنی به وسیله ائمه (علیهم السلام) و قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۷

۵

(شوری/ ۲۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ الرُّوحَ الْأَمِینَ فَقَالَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی أَنْ تَوَدُّوا قَرَابَتِی مِنْ بَعْدِی فَخَرَجُوا فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ مَا حَمَلَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) عَلَی تَرْکِ مَا عَرَضْنَا عَلَیْهِ إِلَّا لِیَحُثَّنَا عَلَی قَرَابَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ إِنْ هُوَ إِلَّا شَیْءٌ افْتَرَاهُ فِی مَجْلِسِهِ وَ کَانَ ذَلِکَ مِنْ قَوْلِهِمْ عَظِیماً فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ هَذِهِ الْآیَهًَْ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً الْآیَهًْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند جبرئیل را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل نمود و این آیه را آورد: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی؛ منظور این است که خویشاوندانم را پس از من دوست بدارید. آن‌ها خارج شدند. منافقین گفتند: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) آنچه ما تقدیم نمودیم قبول نکرد مگر به‌جهت تحمیل‌کردن خویشاوندانش». پس از خود بر ما این مطلب افترایی که در مجلس خود بست این سخن آن‌ها خیلی بزرگ بود خداوند این آیه را نازل کرد: أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۲۸

۶

(شوری/ ۲۴)

 

الحسن (علیه السلام)- عَنِ الشَّعْبِیِّ قَال: قِیلَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِیمَن نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ؟ فَنَکَتَ الْأَرْضَ سَاعَهًًْ ثُمَ رَفَعَ بَصَرَهُ ثُمَ نَکَسَ رَأْسَهُ ثُمَّ رَفَعَ فَقَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا إِنَّمَا یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّهِ قَالُوهَا حَسَداً وَ بُغْضاً لِأَهْلِ بَیْتِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ وَ لَا تَعْتَدَّ هَذِهِ الْمَقَالَ وَ لَا یَشُقَّ عَلَیْکَ مَا قَالُوا قَبْلُ مِنْ فَإِنَّ اللَّهَ یَمْحُو الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ.

 

امام حسن (علیه السلام)- شعبی گوید: ...[به امام حسن (علیه السلام)] گفته شد: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این آیه درباره‌ی چه کسی نازل شد»؟ [امام (علیه السلام)] ساعتی را با حالت تفکّّر به زمین نگاه کرد، سپس سرش را بالا آورد، مجدّداً سرش را پایین اندخت و سپس بالا آورد و فرمود: «وقتی آیه‌ی: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْموَدَّةَ فِی الْقُرْبی نازل شد بعضی از افراد گفتند: «خداوند این را نازل نکرده است [بلکه] او (پیامبر (صلی الله علیه و آله)) می‌خواهد که موقعیّت پسر عمویش را بالا ببرد». و این را از روی حسادت و دشمنی با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند. خداوند تعالی این آیه را نازل کرد؛ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَأ اللهُُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ و [ای رسول (صلی الله علیه و آله)]! به این گفته توجّه نکن و نباید آنچه آنان در مورد کسی می‌گویند، بر تو سخت بیاید. چرا که وَ یَمْحُ اللهُ الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الحَقَّ بِکَلِماتِهِ إِنَّهُ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدُور.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۲۸ بشارهًْ المصطفی، ج۲ ص۱۹۶

۷

(شوری/ ۲۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ وَ لَیْسَ بِیَدِهِ شَیْءٌ، وَ کَانَتْ تَنُوبُهُ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ، فَکَانَ یَتَکَلَّفُهَا وَ لَیْسَ بِیَدِهِ سَعَهًٌْ، فَقَالَتِ الْأَنْصَارُ فِیمَا بَیْنَهَا: هَذَا رَجُلٌ قَدْ هَدَاکُمُ اللَّهُ عَلَی یَدَیْهِ وَ هُوَ ابْنُ أُخْتِکُمْ تَنُوبُهُ نَوَائِبُ وَ حُقُوقٌ وَ لَیْسَ فِی یَدِهِ سَعَهًٌْ، فَاجْمَعُوا لَهُ طَائِفَهًًْ مِنْ أَمْوَالِکُمْ ثُمَّ ائْتُوهُ بِهَا یَسْتَعِنْ بِهَا عَلَی مَا یَنُوبُهُ، فَفَعَلُوا ثُمَّ أَتَوْهُ بِهَا فَنَزَلَ: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی عَلَی الْإِیمَانِ وَ الْقُرْآنِ ثَمَناً، یَقُولُ: رِزْقاً وَ لَا جُعْلًا إِلَّا أَنْ تَوَدُّوا قَرَابَتِی مِنْ بَعْدِی فَوَقَعَ فِی قُلُوبِ الْقَوْمِ شَیْءٌ مِنْهَا، فَقَالُوا: اسْتَغْنَی عَمَّا فِی أَیْدِینَا أَرَادَ أَنْ یَحُثَّنَا عَلَی ذَوِی قَرَابَتِهِ مِنْ بَعْدِهِ، ثُمَّ خَرَجُوا فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَأَخْبَرَهُ أَنَّ الْقَوْمَ قَدِ اتَّهَمُوکَ فِیمَا قُلْتَ لَهُمْ، فَأَرْسَلَ إِلَیْهِمْ فَأَتَوْهُ فَقَالَ لَهُمْ: أَنْشُدُکُمْ بِاللَّهِ وَ مَا هَدَاکُمْ لِدِینِهِ اتَّهَمْتُمُونِی فِیمَا حَدَّثْتُکُمْ بِهِ عَلَی ذَوِی قَرَابَتِی قَالُوا: لَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکَ عِنْدَنَا صَادِقٌ بَارٌّ، وَ نَزَلَ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً الْآیَهًْ.

 

ابن‌عبّاس ( پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مدینه آمد درحالی‌که چیزی در دست نداشت و حوادثی برای او پیش می‌آمد و او را به زحمت می‌انداخت چون وسعت مالی نداشت، انصار میان خود گفتند: «این مردی است که خداوند به‌وسیله‌ی او شما را هدایت کرده و او پسر خواهر شماست حوادثی برای او پیش می‌آید و وسعت مالی ندارد، از اموال خودتان مقداری جمع‌آوری کنید و به او بدهید تا در این‌گونه موارد از آن کمک بگیرد، آن‌ها این کار را کردند و آن مال را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آوردند، پس این آیه نازل شد: قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا المَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی، یعنی برای ایمان و قرآن قیمتی نمی‌خواهم، یعنی روزی و مالی نمی‌خواهم مگر اینکه پس از من حقّ خویشان مرا ادا کنید. از این سخن چیزی در دل‌های آن قوم واقع شد و گفتند: «از آنچه در دست ما بود اظهار بی‌نیازی کرد، می‌خواهد ما را به دوستی خویشان خود پس از خود وادار کند»، سپس بیرون رفتند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبر داد که این قوم تو را در آنچه به آنان گفتی متّهم کردند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد آنان کس فرستاد و آنان آمدند و به آنان گفت: «شما را به خدا و آنچه شما را به دین خود هدایت کرد، سوگند می‌دهم آیا شما مرا در آنچه راجع به خویشانم گفتم، متّهم می‌کنید»؟ گفتند: «نه یا رسول اللَّه (صلی الله علیه و آله)!، تو نزد ما راستگو و نیک هستی». و این آیه نازل شد؛ أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۰ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۰۰

۸

(شوری/ ۲۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَنَزَلَ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی لَا أَطْلُبُ مِنْکُمْ عَلَی الْإِیمَانِ وَ الْقُرْآنِ جُعْلًا وَ لَا رِزْقاً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی یَعْنِی إِلَّا أَنْ تُحِبَّونِی وَ تُحِبُّوا أَهْلَ بَیْتِی وَ قَرَابَتِی، وَ قَالَ ابْنُ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه): فَوَقَعَ فِی قُلُوبِ الْمُنَافِقِینَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهًِْ شَیْءٌ فَقَالُوا: مَا یُرِیدُ مِنَّا إِلَّا أَنْ نُحِبَّ أَهْلَ بَیْتِهِ وَ نَکُونَ تَبَعاً لَهُمْ مِنْ بَعْدِهِ، ثُمَّ خَرَجُوا فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرَهُ بِمَا قَالُوا، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی: أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً یَعْنِی اخْتَلَقَ الْآیَهًْ.

 

ابن‌عبّاس ( آیه‌ی قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً نازل شد؛ یعنی در عوض ایمان و قرآن [که برای شما آوردم]، پاداش و رزقی نمی‌خواهم، جز دوست‌داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]. یعنی جز اینکه مرا و اهل بیت و خویشاوندی مرا دوست بدارید. ابن‌عبّاس (گوید: [در اثر این آیه] در دل‌های منافقان مدینه چیزی افتاد (کینه به دل گرفتند) و گفتند: «قصدش از اینکه می‌گوید اهل‌بیتش را دوست داشته باشیم، این است که بعد از او از آن‌ها پیروی کنیم». آنگاه خارج شدند. جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد و او را از گفته‌ی آنان باخبر ساخت و خداوند تعالی این آیه را نازل کرد أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً؛ یعنی دروغ بسته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۰ شواهدالتنزیل، ج۲، ص۲۰۲

 

آیه وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ وَ يَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ [25]

 

او كسى است كه توبه را از بندگانش مى‌پذيرد و بدي‌ها را مى‌بخشد و آنچه را انجام مى‌دهيد مى‌داند.

۱

(شوری/ ۲۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أبی‌جعفر (علیه السلام) قَالَ کُلَّمَا عَادَ الْمُؤْمِنُ بِالِاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَهًِْ عَادَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَغْفِرَهًِْ وَ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ یَقْبَلُ التَّوْبَهًَْ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ فَإِیَّاکَ أَنْ تُقَنِّطَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ رَحْمَهًِْ اللَّهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل کرد که حضرت (علیه السلام) فرمود: «هرچه بنده طلب آمرزش کند خدا برایش می‌آمرزد همانا خدا آمرزنده و مهربان است. (مائده/۹۸)، و توبه را می‌پذیرد و یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ مبادا اینکه مؤمنان را ناامید از رحمت خدای متعال کنی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۰ بحارالأنوار، ج۶، ص۴۰

۲

(شوری/ ۲۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَا کَانَ اللَّهُ لِیَفْتَحَ عَلَی الْعَبْدِ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یُغْلِق عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَهًِْ وَ هُوَ یَقُولُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیَفْتَحَ بَابَ التَّوْبَهًِْ وَ یُغْلِقَ بَابَ الْمَغْفِرَهًِْ لِأَنَّهُ تَعَالَی یَقُولُ وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند هیچ‌گاه باب اجابت دعا را بر روی بنده نمی‌بندد، چون خودش باب دعا را بر روی او گشوده و فرموده: ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ؛ مرا بخوانید تا [دعای] شما را بپذیرم! (غافر/۶۰). و نیز باب توبه را باز نکرده که باب مغفرت را ببندد، زیرا می‌فرماید: وَ هُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۰ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۴۸

 

آیه وَ يَسْتَجيبُ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ يَزيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْكافِرُونَ لَهُمْ عَذابٌ شَديدٌ [26]

 

و درخواست كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام داده‌اند مى‌پذيرد و از فضل خود بر آن‌ها مى‌افزايد، امّا براى كافران عذاب شديدى است!

۱

(شوری/ ۲۶)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ قَالَ هُوَ الْمُؤْمِنُ یَدْعُو لِأَخِیهِ بِظَهْرِ الْغَیْبِ فَیَقُولُ لَهُ الْمَلَکُ آمِینَ وَ یَقُولُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ وَ لَکَ مِثْلَ مَا سَأَلْتَ وَ قَدْ أُعْطِیتَ مَا سَأَلْتَ بِحُبِّکَ إِیَّاهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ؛ مقصود مؤمنی است که برای برادر [دینی] خود در پشت سر او دعا کند، پس فرشته برای دعای او آمین گوید و خدای عزیز جبّار می‌فرماید: برای توست دو برابر آنچه [برای برادرت] درخواست کردی و آنچه [نیز برای او] درخواست کردی، به خاطر اینکه او را دوست داشتی به تو داده شد [و دعایت در حقّ او مستجاب شد]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۲ الکافی، ج۲، ص۵۰۷/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۸۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۱۱۱/ مستدرک الوسایل، ج۵، ص۲۴۲/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۲۶)

 

الباقر (علیه السلام)- قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ یَعْنِی الَّذِینَ قَالُوا الْقَوْلُ مَا قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله).

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ؛ یعنی کسانی که گفتند حرف فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۳۷/ القمی، ج۲، ص۲۷۵

۳

(شوری/ ۲۶)

 

الرّسول (علیه السلام)- وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ الشَّفَاعَهًَْ لِمَنْ وَجَبَتْ لَهُ النَّارُ مِمَّنْ أَحْسَنَ إِلَیْهِمْ فِی الدُّنْیَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ؛ همان شفاعت برای دوزخیانی است که به آن‌ها در دنیا نیکی کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۲ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۴۹/ نورالثقلین

 

آیه وَ لَوْ بَسَطَ اللهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ وَ لكِنْ يُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما يَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبيرٌ بَصيرٌ [27]

 

اگر خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمين طغيان و ستم مى‌كنند؛ ولى به مقدارى كه مى‌خواهد [و مصلحت مى‌داند] نازل مى‌كند، چرا كه او نسبت به بندگانش آگاه و بيناست.

۱

(شوری/ ۲۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَوْ فَعَلَ لَفَعَلُوا وَ لَکِنْ جَعَلَهُمْ مُحْتَاجِینَ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ وَ اسْتَعْبَدَهُمْ بِذَلِکَ وَ لَوْ جَعَلَهُمْ کُلَّهُمْ أَغْنِیَاءَ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ مِمَّا یَعْلَمُ أَنَّهُ یُصْلِحُهُمْ فِی دِینِهِمْ وَ دُنْیَاهُمْ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اگر خداوند چنین کند، بندگان مرتکب سرکشی و طغیان خواهند شد. امّا آن‌ها را نیازمند به یکدیگر آفریده و بدین‌وسیله آن‌ها را به بندگی درآورده است. اگر خداوند همه بندگان را ثروتمند می‌آفرید، در زمین به طغیان و سرکشی می‌پرداختند. ولکِن ینَزِّل بِقَدَرٍ مَّا یشَاءُ، یعنی او به‌اندازه‌ای که خودش اراده کند و بداند که آن مقدار برای دین و دنیای آن‌ها مفید است بر آن‌ها نازل می‌کند؛ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۲ القمی، ج۲، ص۲۷۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۲۷)

 

الحسن (علیه السلام)- فَقَالَ الْحَسَنُ (علیه السلام): أَرْزَاقُ الْخَلَائِقِ فِی السَّمَاءِ الرَّابِعَهًِْ تَنْزِلُ بِقَدَرٍ وَ تُبْسَطُ بِقَدَر.

 

امام حسن (علیه السلام)- روزی مخلوق در آسمان چهارم است که به اندازه نازل می‌شود و با مقدار معیّنی بسط و گسترش می‌یابد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۲ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۱۳۵/ نورالثقلین

۳

(شوری/ ۲۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَنَسٍ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ قَالَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْفَقْرِ وَ لَوْ أَغْنَیْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالْغِنَاءِ وَ لَوْ أَفْقَرْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالسُّقْمِ وَ لَوْ صَحَّحْتُ جِسْمَهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِیَ
 الْمُؤْمِنِینَ لَمَنْ لَا یَصْلُحُ إِیمَانُهُ إِلَّا بِالصِّحَّهًِْ وَ لَوْ أَسْقَمْتُهُ لَأَفْسَدَهُ ذَلِکَ إِنِّی أُدَبِّرُ عِبَادِی لِعِلْمِی بِقُلُوبِهِمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- [انس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل از خداوند عزّوجلّ روایت کرده است که:] در میان بندگان من کسانی هستند که چیزی جز مریضی آن‌ها را اصلاح نمی‌کند [و حالت مریضی، آن‌ها را به من نزدیکتر می‌کند] و اگر به آن‌ها سلامتی می‌دادم، خراب می‌شدند [و دست از عبادت من بر می‌داشتند] و در میان بندگان من کسانی هستند که چیزی جز سلامتی، آن‌ها را اصلاح نمی‌کند و اگر مریضشان می‌کردم، خراب می‌شدند [و دست از عبادت من بر می‌داشتند] و از بندگان من کسانی هستند که چیزی جز بی‌نیازی (ثروت) آن‌ها را اصلاح نمی‌کند و اگر آن‌ها
 را فقیر می‌کردم، خراب می‌شدند [و دست از عبادت من بر می‌داشتند] و از بندگان من کسانی هستند که چیزی جز فقر و بی‌چیزی آن‌ها را اصلاح نمی‌کند و اگر آن‌ها را بی نیاز می‌کردم، خراب می‌شدند [و دست از عبادت من بر می‌داشتند]، به همین دلیل است که من با اطّلاعی که از دل بندگان خود دارم به تدبیر امور آنان می‌پردازم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۲ التوحید، ص۴۰۰

۴

(شوری/ ۲۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَخْوَفُ مَا أَخَافُ عَلَی أُمَّتِی زَهْرَهًُْ الدُّنْیَا وَ کَثْرَتُهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بدترین چیزی که از خطر آن بر امّتم می‌ترسم، مستی خوشی‌ها و سرور دنیا و زیادی آن است. [که این دنیازدگی آن‌ها را از خدا دور کند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ نورالثقلین

۵

(شوری/ ۲۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- بَغْیُهُمْ فِی الْأَرْضِ طَلَبُهُمُ مَنْزِلَهًًْ بَعْدَ مَنْزِلَهًٍْ وَ دَابَّهًًْ بَعْدَ دَابَّهًٍْ وَ مَلْبَساً بَعْدَ مَلْبَسٍ.

 

ابن‌عبّاس ( طغیان و ستم آن‌ها در زمین [این است که] با به‌دست آوردن یک خانه، حرص خانه‌ای دیگر را بزنند و با به‌دست آوردن یک حیوان، طلب حیوان دیگری را بکنند. و وقتی لباسی را به‌دست می‌آورند، به دنبال کسب لباس دیگری بروند. [و از دنیا سیر نشوند و دنیا را برای دنیا بخواهند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ ریاض السالکین، ج۴، ص۳۵۴

۶

(شوری/ ۲۷)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْخَبِیرُ فَهُوَ الَّذِی لَا یَعْزُبُ عَنْهُ شَیْءُ وَ لَا یَفُوتُهُ شَیْءُ لَیْسَ لِلتَّجْرِبَهًِْ وَ لَا لِلِاعْتِبَارِ بِالْأَشْیَاءِ فَعِنْدَ التَّجْرِبَهًِْ وَ الِاعْتِبَارِ عِلْمَانِ وَ لَوْلَاهُمَا مَا عَلِمَ لِأَنَّ کُلَّ مَنْ کَانَ کَذَلِکَ کَانَ جَاهِلًا وَ اللَّهُ لَمْ یَزَلْ خَبِیراً بِمَا یَخْلُقُ وَ الْخَبِیرُ مِنَ النَّاسِ: الْمُسْتَخْبِرُ عَنْ جَهْلٍ، الْمُتَعَلِّمُ، وَ قَدْ جَمَعْنَا الِاسْمَ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی. وَ الْبَصِیرُ لَا بِخَرْتٍ کَمَا أَنَّنَا نُبْصِرُ بِخَرْتٍ مِنَّا لَا نَنْتَفِعُ بِهِ فِی غَیْرِهِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ بَصِیرٌ لَا یَحْتَمِلُ شَخْصاً مَنْظُوراً إِلَیْهِ فَقَدْ جَمَعْنَا الِاسْمَ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی.

 

امام رضا (علیه السلام)- خَبیرٌ [در باب خدا] به‌معنی آن است که چیزی از او پوشیده نباشد و از او فوت نشود نه به‌جهت تجربه و اعتبار که به اندیشه و فکر درپی آنکه رفته باشد، زیرا که در نزد تجربه و اعتبار دو علم است یکی تجربی که ضروری و بدیهی است و دیگری اعتباری که به فکر احتیاج دارد و اگر چنان‌که تجربه و اعتبار نمی‌بودند چیزی را نمی‌دانست زیرا که هرکه چنین باشد جاهل خواهد بود و خدای تبارک‌وتعالی همیشه به آنچه آفریده خیبر و آگاه بوده و می‌باشد و خیبر از مردمان آن است که بعد از جهل خبیر و آگاه شده باشد و متعلّم است که از تعلیم و تجربه و امتحان چیزی می‌آموزد و این اسم ما را جمع نموده و معنی مختلف است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ البرهان

 

آیه وَ هُوَ الَّذي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا وَ يَنْشُرُ رَحْمَتَهُ وَ هُوَ الْوَلِيُّ الْحَميدُ [28]

 

او كسى است كه باران سودمند را پس از آنكه مأيوس شدند نازل مى‌كند و رحمت خويش را مى‌گستراند و او ولىّ [و سرپرستِ] شايسته‌ی ستايش است.

۱

(شوری/ ۲۸)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- بَعْدِ ما قَنَطُوا أَیْ یَئِسُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( بَعْدِ ما قَنَطُوا، یعنی [بعد از اینکه] مأیوس شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ القمی، ج۲، ص۲۷۶/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۲۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ سُئِلَ عَنِ السَّحَابِ أَیْنَ یَکُونُ قَالَ: یَکُونُ عَلَی شَجَرٍ کَثِیفٍ عَلَی سَاحِلِ الْبَحْرِ یَأْوِی إِلَیْهِ فَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُرْسِلَ أَرْسَلَ رِیحاً فَأَثَارَهُ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَائِکَهًًْ یَضْرِبُونَهُ بِالْمَخَارِیقِ وَ هُوَ الْبَرْقُ فَیَرْتَفِعُ.

 

امام علی (علیه السلام)- حارث اعور گوید، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال شد: «ابرها کجا هستند»؟ آن حضرت (علیه السلام) فرمود: «در بالای درخت انبوهی در ساحل دریا که بدان‌جا پناه می‌برند. هرگاه خداوند اراده کند که ابر را به جایی بفرستد، بادی را برمی‌انگیزد، آن باد، ابر را به حرکت درمی‌آورد و فرشتگانی را مأمور آن‌ها می‌نماید که به‌وسیله‌ی شکاف‌دهنده‌هایی ابر را می‌زنند که منظور از آن همان آذرخش است، در نتیجه ابر اوج می‌گیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ القمی، ج۲، ص۲۷۶/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(شوری/ ۲۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ بِنَا یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَنْشُرُ الرَّحْمَة.

 

امام رضا (علیه السلام)- به وسیله‌ی ما باران را نازل می‌کند و به‌وسیله‌ی ما خدا رحمت خود را منتشر می‌نماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۵/ نورالثقلین

۴

(شوری/ ۲۸)

 

العسکری (علیه السلام)- وَ بِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَی الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ بِکُمْ یُنَفِّسُ الْهَمَّ وَ یَکْشِفُ الضُّر.

 

امام عسکری (علیه السلام)- به یمن وجود شما باران را نازل می‌کند و آسمان را از سقوط به زمین بدون اذنش باز می‌دارد و به‌وسیله‌ی الطاف شما غبار اندوه را از دل‌ها می‌زداید و سختی زندگی و بدی حال را برطرف می‌سازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۴ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۱۵/ نورالثقلین؛ «بتفاوت»

 

آیه وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَديرٌ [29]

 

و از آيات اوست آفرينش آسمان‌ها و زمين و آنچه از جنبندگان در آن‌ها منتشر نموده و او هرگاه بخواهد بر گردآورى آن‌ها تواناست.

 

آیه وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ [30]

 

هر مصيبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده‌ايد و بسيارى را نيز عفو مى‌كند.

۱

(شوری/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ عِرْقٍ یَضْرِبُ وَ لَا نَکْبَهًٍْ وَ لَا صُدَاعٍ وَ لَا مَرَضٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کِتَابِهِ وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ مَا یَعْفُو اللهُ أَکْثَرُ مِمَّا یُؤَاخِذُ بِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌سالم از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «هر رگی که قطع می‌شود، هر مصیبتی که به وجود می‌آید و هر سردرد یا بیماری که فرد بدان دچار می‌شود به سبب ارتکاب گناهان است. زیرا خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: و مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ و یعْفُو عَن کَثِیرٍ. [هشام] گوید، آنگاه امام (علیه السلام) فرمود: «آنچه خداوند عفو و گذشت می‌فرماید، بیشتر است از آنچه مؤاخذه و عقوبت می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۶ الکافی، ج۲، ص۲۶۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۹۹/ مکارم الأخلاق، ص۳۵۷/ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۱۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَیْسَ مِنِ الْتِوَاءِ عِرْقٍ وَ لَا نَکْبَهًِْ حَجَرٍ وَ لَا عَثْرَهًِْ قَدَمٍ وَ لَا خَدْشِ عُودٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ لَمَا یَعْفُو اللَّهُ أَکْثَرُ فَمَنْ عَجَّلَ اللَّهُ عُقُوبَهًَْ ذَنْبِهِ فِی الدُّنْیَا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَجَلُّ وَ أَکْرَمُ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَعُودَ فِی عُقُوبَتِهِ فِی الْآخِرَهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- هر رگی که پیچ می‌خورد، هر سنگی که بر فردی فرود می‌آید، هر پایی که می‌لغزد و هر زخمی که در اثر ضربه‌ی چوبی بر تن انسانی وارد می‌شود، هرکدام به خاطر ارتکاب گناهی است. تعداد گناهانی که خداوند آن‌ها را می‌آمرزد بیش از آن تعدادی است که به خاطر آن‌ها بندگان را مجازات می‌کند و خداوند برخی را به خاطر گناهشان در دنیا مجازات می‌کند؛ [بسیاری از گناهان به جهان آخرت کشیده نمی‌شود و در آنجا مؤاخذه قرار نمی‌گردد] زیرا خداوند، بزرگ‌تر و با عظمت‌تر از آن است که در آخرت او را دوباره مورد مجازات قرار دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۶ الکافی، ج۲، ص۴۴۵/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۳۲۵/ البرهان/ نورالثقلین

۳

(شوری/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- {فِی کِتَابِ الْخِصَالِ فِیمَا عَلَّمَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَصْحَابَهُ مِنَ الْأَرْبَعِمِأَهًٍْ، بَابُ} مِمَّا یُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِی دِینِهِ وَ دُنْیَاهُ: تَوَقُّوا الذُّنُوبَ فَمَا مِنْ نَکْبَهًٍْ وَ لَا نَقْصِ رِزْقٍ إِلَّا بِذَنْبٍ حَتَّی الْخَدْشِ وَ الْکَبْوَهًِْ وَ الْمُصِیبَهًِْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ مَا أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِذا عاهَدْتُمْ فَمَا زَالَتْ نِعْمَهًٌْ وَ لَا نَضَارَهًُْ عَیْشٍ إِلَّا بِذُنُوبٍ اجْتَرَحُوا إِنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ لَوْ أَنَّهُمُ اسْتَقْبَلُوا ذَلِکَ بِالدُّعَاءِ وَ الْإِنَابَهًِْ لَمَا نَزَلَتْ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذَا نَزَلَتْ بِهِمُ النِّقَمُ وَ زَالَتْ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِصِدْقٍ مِنْ نِیَّاتِهِمْ وَ لَمْ یَهِنُوا وَ لَمْ یُسْرِفُوا لَأَصْلَحَ لَهُمْ کُلَّ فَاسِدٍ وَ لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَّ صَالِحٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- از آن چیزهایی که برای مسلمان در دین و دنیایش به صلاح اوست (او را اصلاح می‌کند) پرهیز از گناهان است. هر بلا و کم‌شدن روزی، حتّی خراش و زمین‌خوردن و مصیبت، به خاطر انجام گناه است. خداوند تعالی فرمود: وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثیرٍ. و هنگامی‌که با خدا عهد بستید، به عهد او وفا کنید!. (نحل/۹۱). هیچ نعمت و رونق زندگی از بین نرفت مگر به خاطرگناهی که مرتکب شدند. خداوند هرگز به بندگانش ستم نمی‌کند. (آل عمران/۱۸۲). اگر آن‌ها با دعا و توبه به استقبال آن‌ها (بلاها و مصیبت‌ها) می‌رفتند، [بلا و مصیبت] بر آن‌ها نازل نمی‌شد و اگر آن‌ها هنگامی‌که بلاها بر آن‌ها نازل شد و نعمت‌ها از دستشان رفت، با نیّت راست و درست به‌جانب خدا زاری و بی‌تابی می‌کردند و سستی و اسراف نمی‌کردند، [خدا] هر بدی و فساد را برای آن‌ها اصلاح می‌کرد و هر خوبی و مصلحتی را به آن‌ها برمی‌گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۶ نورالثقلین

۴

(شوری/ ۳۰)

 

الحسین (علیه السلام)- لَوْ لَا التَّقِیَّهًُْ مَا عُرِفَ وَلِیُّنَا مِنْ عَدُوِّنَا وَ لَوْ لَا مَعْرِفَهًُْ حُقُوقِ الْإِخْوَانِ مَا عُرِفَ مِنَ السَّیِّئَاتِ شَیْءٌ إِلَّا عُوقِبَ عَلَی جَمِیعِهَا لَکِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ.

 

امام حسین (علیه السلام)- اگر تقیّه نبود دوست ما از دشمن ما شناخته نمی‌شد و اگر حق‌شناسی از برادران نبود یک گناه شناخته نمی‌شد جز آنکه بر همه کیفر می‌شد ولی خدای عزّوجلّ می‌فرماید: وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۶ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۴۱۵/ الإمام العسکری، ص۳۲۱/ جامع الأخبار، ص۹۵

۵

(شوری/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌رِئَابٍ قَال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ عَن قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ أَ رَأَیْتَ مَا أَصَابَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ أَهْلَ بَیْتِهِ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِهِ هُوَ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ هُمْ أَهْلُ بَیْتِ طَهَارَهًٍْ (علیهم السلام) مَعْصُومُونَ فَقَالَ إِنَّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) کَانَ یَتُوبُ إِلَی اللَّهِ وَ یَسْتَغْفِرُهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهًٍْ مِائَهًَْ مَرَّهًٍْ مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ إِنَّ اللَّهَ یَخُصُّ أَوْلِیَاءَهُ بِالْمَصَائِبِ لِیَأْجُرَهُمْ عَلَیْهَا مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علیّ‌بن‌رعاب گوید، از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: و مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ و یعْفُو عَن کَثِیرٍ، سؤال کردم: «نظر شما درباره‌ی مصیبت‌هایی که بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) و اهل بیتش که سلام و درود خدا بر آنان باد، آمده است چیست؟ آیا علّت این مصیبت‌ها هم اعمال آن‌ها بوده است؛ حال آنکه آن‌ها معصوم بوده‌اند»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بدون اینکه مرتکب گناهی شده باشد، هر شبانه‌روز یک‌صدبار به درگاه خداوند توبه و از او طلب آمرزش می‌کرد. خداوند به‌طور ویژه اولیای خود را بدون اینکه مرتکب گناهی شده باشند دچار مصیبت می‌کند و در مقابل به آن‌ها پاداش دهد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۸ نورالثقلین/ البرهان/ الکافی، ج۲، ص۴۵۰/ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۷۶/ القمی، ج۲، ص۲۷۷

۶

(شوری/ ۳۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَلِیُّ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ رَفَعَهُ قَال ... قَالَ یَزِیدُ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ فَقَالَ علِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) لَیْسَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِینَا إِنَّ فِینَا قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ما أَصابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِکَ عَلَی اللهِ یَسِیر.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- علی‌بن‌ابراهیم (به صورت مرفوع روایت کرده است: یزید لعنه اللَّه گفت: «وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ». علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) در پاسخش فرمود: «این آیه درباره‌ی ماها نیست، درباره‌ی ما این سخن خدای عزّوجلّ است: هیچ مصیبتی [ناخواسته] در زمین و نه در وجود شما روی نمی‌دهد مگر اینکه همه‌ی آن‌ها قبل از آنکه زمین را بیافرینیم در لوح محفوظ ثبت است و این امر برای خدا آسان است!. (حدید/۲۲)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۸ الکافی، ج۲، ص۴۵۰/ نورالثقلین؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۱۳۵

۷

(شوری/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عن ألصّادق (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) {لِعبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌یَحْیَی}: یَا عَبْدَ اللَّهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ تَمْحِیصَ ذُنُوبِ شِیعَتِنَا فِی الدُّنْیَا بِمِحَنِهِمْ لِتَسْلَمَ لَهُمْ طَاعَاتُهُمْ وَ یَسْتَحِقُّوا عَلَیْهَا ثَوَابَهَا فَقَالَ عبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌یَحْیَی یَا أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ إِنَّا لَا نُجَازَی بِذُنُوبِنَا إِلَّا فِی الدُّنْیَا قَالَ نَعَمْ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) الدُّنْیَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّهًُْ الْکَافِرِ إِنَّ اللَّهَ یُطَهِّرُ شِیعَتَنَا مِنْ ذُنُوبِهِمْ فِی الدُّنْیَا بِمَا تُبْلِیهِمْ بِهِ مِنَ الْمِحَنِ وَ بِمَا یَغْفِرُهُ لَهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: آنگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) [خطاب به عبدالله‌بن‌یحیی] فرمود: «ای عبدالله! سپاس و ستایش مخصوص خداوندی است که شیعیان ما را در دنیا با گرفتاری و محنت از گناهان پاک ساخت تا عبادت و اطاعت آن‌ها سلامت بماند و مستحق ثواب و پاداش خود باشند». عبداللَّه‌بن‌یحیی گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! ما در دنیا فقط مجازات گناهان خود را خواهیم دید». علی (علیه السلام) فرمود: «آری! مگر نشنیدی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: دنیا برای مؤمن زندان و برای کافر بهشت است، خداوند متعال شیعیان ما را در دنیا از گناهان پاک می‌کند و آن‌ها را به گرفتاری‌ها و محنت‌ها دچار می‌سازد و مورد رحمت و آمرزش قرار می‌دهد و آنان را بدون گناه از جهان می‌برد. خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیر».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۸ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۴۰/ الإمام العسکری، ص۲۲/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۲۳۲؛ «و انا لانجازی... قال نعم» محذوف

۸

(شوری/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ الْأَصْبَغُ‌بْنُ‌نُبَاتَهًَْ سَمِعْتُ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یَقُولُ أُحَدِّثُکُمْ بِحَدِیث یَنْبَغِی لِکُلِّ مُسْلِمٍ أَنْ یَعِیَهُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیْنَا فَقَالَ (علیه السلام) مَا عَاقَبَ اللَّهُ عَبْداً مُؤْمِناً فِی هَذِهِ الدُّنْیَا إِلَّا کَانَ أَجْوَدَ وَ أَمْجَدَ مِنْ أَنْ یَعُودَ فِی عِقَابِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ لَا سَتَرَ اللَّهُ علی عبْدٍ مُؤْمِنٍ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا وَ عَفَا عَنْهُ إِلَّا کَانَ أَمْجَدَ وَ أَجْوَدَ وَ أَکْرَمَ مِنْ أَنْ یَعُودَ فِی عَفْوِهِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) وَ قَدْ یَبْتَلِی اللَّهُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلِیَّهًِْ فِی بَدَنِهِ أَوْ مَالِهِ أَوْ وُلْدِهِ أَوْ أَهْلِهِ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ وَ ضَمَّ یَدَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ یَقُولُ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- اصبغ‌بن‌نباته گوید، از امیرالمؤمنین (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «من برای شما سخنی می‌گویم که باید هر فرد مسلمانی آن را بداند». سپس به ما رو کرد و فرمود: «خداوند بزرگ‌تر، بزرگوارتر و بخشنده‌تر از آن است که بنده‌ی مؤمنی را در این دنیا مجازات کند. سپس او را در قیامت هم عذاب دهد. همچنین خداوند بزرگوارتر، بخشنده‌تر و بزرگ‌تر از آن است که گناه بنده‌ای را در این دنیا بپوشاند و او را بیامرزد. سپس در روز قیامت او را مجازات نماید». سپس فرمود: «گاهی خداوند، فرد مؤمن را به‌وسیله‌ی فرستادن بلا و مصیبتی برای او در بدن، اموال یا خانواده‌اش دچار آزمایش می‌کند». آنگاه این آیه را خواند؛ و مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ و یعْفُو عَن کَثِیرٍ، و سه‌بار با دستش را [به نشانه‌ی نشان‌دادن عفو خداوند] تکان داد وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۳۸ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۵۲/ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۷۹/ القمی، ج۲، ص۲۷۶/ تحف العقول، ص۲۱۳/ نورالثقلین/ البرهان

۹

(شوری/ ۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِأَفْضَلِ آیَهًٍْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَدَّثَنَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ ما أَصابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِما کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یُثَنِّیَ عَلَیْهِ الْعُقُوبَهًَْ فِی الْآخِرَهًِْ وَ مَا عُفِیَ عَنْهُ فِی الدُّنْیَا فَاللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحْلَمُ مِنْ أَنْ یَعُودَ فِی عَفْوِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- آیا شما را از پرفضیلت­ترین آیه در کتاب خداوند عزّ‌وجلّ آگاه سازم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای ما نقل کرد آیه: و مَا أَصَابَکُم مِّن مُّصِیبَةٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیدِیکُمْ [می‌باشد] و خداوند متعال بزرگوارتر از آن است که در آخرت شخص مصیبت­زده را دوباره مجازات کند، و خداوند متعال باگذشت­تر از آن است که گناهی را که در دنیا از آن چشم پوشی کرده است [در آخرت] از عفوش بر گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۷۸، ص۱۸۸/ الدعوات، ص۱۶۷

۱۰

(شوری/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- خَیْرُ آیَهًٍْ فِی کِتَابِ اللَّهِ هَذِهِ الْآیَهًُْ یَا عَلِیُ (علیه السلام) مَا مِنْ خَدْشِ عُودٍ وَ لَا نَکْبَهًِْ قَدَمٍ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا عَفَا اللَّهُ عَنْهُ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ أَکْرَمُ مِنْ أَنْ یَعُودَ فِیهِ وَ مَا عَاقَبَ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا فَهُوَ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ یُثَنِّیَ عَلَی عَبْدِه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از علی (علیه السلام) روایت شده که فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بهترین آیه در کتاب خداوند این آیه است. ای علی (علیه السلام)! هیچ خراش چوبی و لغزش قدمی نیست مگر به‌واسطه‌ی گناه. و خداوند کریم‌تر از آن است که نسبت به آنچه در دنیا از آن گذشت کرده، بازگشت به عقاب نماید و عادل‌تر از آن است که نسبت به آنچه در دنیا بر آن عقوبت کرده، عقوبت را بر بنده‌اش تکرار نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۱۶/ نورالثقلین

۱۱

(شوری/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌أُسَامَهًَْ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ یَقُولُ: تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ سَطَوَاتِ اللَّهِ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ. قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَ مَا سَطَوَاتُ اللَّهِ؟ قَالَ: الْأَخْذُ عَلَی الْمَعَاصِی.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابواسامه گوید، از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «از سطوت و غضب خدا به خدا پناه ببرید». [ابواسامه] گوید، عرض کردم: «سطوت خداوند چیست»؟ فرمود: «مردم را به گناهان خودشان گرفتن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ الکافی، ج۲، ص۲۶۹/ نورالثقلین

۱۲

(شوری/ ۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَ الْعَبْدَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیُزْوَی عَنْهُ الرِّزْق.

 

امام باقر (علیه السلام)- مردی گناهی می‌کند و موجب می‌شود روزی از او گرفته شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ الکافی، ج۲، ص۲۷۰/ نورالثقلین

۱۳

(شوری/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- تَجَنَّبُوا الْبَوَائِقَ یُمَدَّ لَکُمْ فِی الْأَعْمَار.

 

امام صادق (علیه السلام)- از گناهان دوری کنید تا بر طول عمر شما افزوده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۹/ نورالثقلین

۱۴

(شوری/ ۳۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَ الذَّنْبَ یَحْرِمُ الْعَبْدَ الرِّزْق.

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا ارتکاب گناه، آدمی را از روزی مقدّر محروم می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ الکافی، ج۲، ص۲۷۱/ نورالثقلین

۱۵

(شوری/ ۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَ الْعَبْدَ یَسْأَلُ اللَّهَ الْحَاجَهًَْ فَیَکُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضَاؤُهَا إِلَی أَجَلٍ قَرِیبٍ أَوْ إِلَی وَقْتٍ بَطِیءٍ فَیُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَیَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِلْمَلَکِ لَا تَقْضِ حَاجَتَهُ وَ احْرِمْهُ إِیَّاهَا فَإِنَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطِی وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرْمَانَ مِنِّی.

 

امام باقر (علیه السلام)- بنده‌ای از خداوند حاجت می‌خواهد و آن حاجت هم قابل رواشدن می‌باشد ولی صاحب حاجت گناهی مرتکب می‌گردد و خداوند به فرشته امر می‌کند حاجت او را نده، زیرا او مرتکب گناه شده و از آن خواسته محروم شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ الکافی، ج۲، ص۲۷۱/ نورالثقلین

۱۶

(شوری/ ۳۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا عَلِیُّ (علیه السلام) مِنْ کَرَامَهًِْ الْمُؤْمِنِ عَلَی اللَّهِ أَنَّهُ لَمْ یَجْعَلْ لِأَجَلِهِ وَقْتاً حَتَّی یَهُمَّ بِبَائِقَهًٍْ فَإِذَا هَمَّ بِبَائِقَهًٍْ قَبَضَهُ إِلَیْهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- یا علی (علیه السلام)! از عنایات خداوند نسبت به مؤمن این است که برای اجل و مرگ او وقت معیّنی قرار نداده تا وقتی تصمیم کار خلاف و عمل زشتی را بگیرد، همین که مؤمن تصمیم گرفت عمل خلافی را انجام دهد خدا او را به‌سوی خود می‌برد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۹/ نورالثقلین

۱۷

(شوری/ ۳۰)

 

الکاظم (علیه السلام)- حَقٌ عَلَی اللَّهِ أَنْ لَا یُعْصَی فِی دَارٍ إِلَّا أَضْحَاهَا لِلشَّمْسِ حَتَّی تُطَهِّرَهَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- در خانه‌ای گناه نشود مگر آنکه بر خدا سزاوار است که آن را خراب کند تا خورشید بر آن بتابد و آن را پاک گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۰ الکافی، ج۲، ص۲۷۲/ نورالثقلین

 

آیه وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ [31]

 

و شما هرگز نمى‌توانيد در زمين از قدرت خداوند فرار كنيد و غير از خدا هيچ سرپرست و ياورى براى شما نيست.

 

آیه وَ مِنْ آياتِهِ الْجَوارِ فِي الْبَحْرِ كَالْأَعْلامِ [32]

 

از نشانه‌هاى او كشتى‌هاى كوه پيكرى است كه در دريا [به كمك بادها] حركت مى‌كنند.

 

آیه إِنْ يَشَأْ يُسْكِنِ الرِّيحَ فَيَظْلَلْنَ رَواكِدَ عَلى ظَهْرِهِ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُور [33]

 

اگر او اراده كند، باد را ساكن مى‌سازد تا آن‌ها بر روى دريا بى‌حركت بمانند؛ در اين نشانه‌هايى است براى هر صبور شكرگزار.

۱

(شوری/ ۳۳)

 

الباقر (علیه السلام)- صَبَّارٌ عَلَی مَا نَزَلَ بِهِ مِنْ شِدَّهًٍْ أَوْ رَخَاءٍ صَبُورٌ عَلَی الْأَذَی فِینَا شَکُورٌ لِلَّهِ عَلَی وَلَایَتِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- صَبَّارٌ بر ناراحتی‌ها و گرفتاری‌ها یا نعمت و آسایش، صبر می‌کند بر آزاری که در راه ما می‌بیند و خدا را بر ولایت ما اهل بیت شکرگزار است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۲۰

 

آیه أَوْ يُوبِقْهُنَّ بِما كَسَبُوا وَ يَعْفُ عَنْ كَثير [34]

 

يا اگر بخواهد آن‌ها را به‌ خاطر اعمالى كه سرنشينانش انجام داده‌اند نابود مى‌سازد و بسيارى را مى‌بخشد.

 

آیه وَ يَعْلَمَ الَّذينَ يُجادِلُونَ في آياتِنا ما لَهُمْ مِنْ مَحيصٍ [35]

 

تا كسانى كه در آيات ما مجادله مى‌كنند بدانند هيچ گريزگاهى ندارند.

 

آیه فَما أُوتيتُمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ ما عِنْدَ اللهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى لِلَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ [36]

 

آنچه به شما عطا شده متاع [زودگذر] زندگى دنياست و آنچه نزد خداست براى كسانى كه ايمان آورده و بر پروردگارشان توكّل مى‌كنند بهتر و پايدارتر است.

۱

(شوری/ ۳۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ أَحَبَ أَنْ یَعْلَمَ مَا لَهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْیَعْلَمْ مَا لِلَّهِ عِنْدَه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- کسی که دوست دارد بداند که نزد خداوند چه مقام و رتبه‌ای دارد پس باید بداند [و به خود توجّه نماید] که خداوند نزد او چه اندازه قدر و منزلت دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۲ وسایل الشیعه، ج۵، ص۴۷۶/ نورالثقلین

 

آیه وَ الَّذينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ [37]

 

همان كسانى كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب مى‌ورزند و هنگامى‌كه خشمگين شوند عفو مى‌كنند.

همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می‌ورزند

۱ -۱

(شوری/ ۳۷)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْعَظِیمِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ (رحمة الله علیه) قَالَ حَدَّثَنِی أَبُوجَعْفَرٍ الثَّانِی (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی‌مُوسَی‌بْنَ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُول دَخَلَ عَمْرُوبْنُ‌عُبَیْدٍ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ ثُمَّ أَمْسَکَ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا أَسْکَتَکَ قَالَ أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْکَبَائِرَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ نَعَمْ یَا عَمْرُو أَکْبَرُ الْکَبَائِرِ الْإِشْرَاکُ بِاللَّهِ یَقُولُ اللَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِ الْجَنَّهًَْ وَ بَعْدَهُ الْإِیَاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ
 ثُمَّ الْأَمْنُ مِنْ مَکْرِ اللَّهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ وَ مِنْهَا عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ الْعَاقَّ جَبَّاراً شَقِیّاً وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَهًِْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ لُعِنُوا فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ إِنَّما یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفاً لِقِتالٍ أَوْ مُتَحَیِّزاً إِلی فِئَةٍ فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللهِ وَ مَأْواهُ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ وَ أَکْلُ الرِّبَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلَّا کَما یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ وَ السِّحْرُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ الزِّنَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهاناً وَ الْیَمِینُ الْغَمُوسُ الْفَاجِرَةُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللهِ وَ أَیْمانِهِمْ ثَمَناً قَلِیلًا أُولئِکَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهًِْ وَ الْغُلُولُ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ مَنْعُ الزَّکَاهًِْ الْمَفْرُوضَهًِْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فَتُکْوی بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ وَ شَهَادَةُ الزُّورِ وَ کِتْمَانُ الشَّهَادَةِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ مَنْ یَکْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَ شُرْبُ الْخَمْرِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ نَهَی عَنْهَا کَمَا نَهَی عَنْ عِبَادَهًِْ الْأَوْثَانِ وَ تَرْکُ الصَّلَاهًِْ مُتَعَمِّداً أَوْ شَیْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِأَنَّ رسول الله (صلی الله علیه و آله) قَالَ مَنْ تَرَکَ الصَّلَاهًَْ مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَ مِنْ ذِمَّهًِْ اللَّهِ وَ ذِمَّهًِْ رَسُولِهِ وَ نَقْضُ الْعَهْدِ وَ قَطِیعَهًُْ الرَّحِمِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ قَالَ فَخَرَجَ عَمْرٌو وَ لَهُ صُرَاخٌ مِنْ بُکَائِهِ وَ هُوَ یَقُولُ هَلَکَ مَنْ قَالَ بِرَأْیِهِ وَ نَازَعَکُمْ فِی الْفَضْلِ وَ الْعِلْمِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- عبدالعظیم‌بن‌عبدالله حسنی گوید، امام جواد (علیه السلام) به من حدیث کرد و فرمود: از پدرم شنیدم که می‌فرمود: شنیدم از پدرم موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) فرمود: عمروبن‌عبید [که یکی از علمای بزرگ اهل سنّت در آن زمان بود] به خدمت امام صادق (علیه السلام) داخل شد، سلام کرد و نشست، سپس این آیه را خواند وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ و سکوت کرد. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «چرا سکوت کردی»؟ عمروبن‌عبید گفت: «دوست دارم گناهان کبیره را از آیات قرآن برای من بازگو کنی». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای عمرو! بزرگ‌تر از گناهان بزرگ شرک به خداوند است، خدا می‌گوید: زیرا هرکس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام کرده است. (مائده/ ۷۲). و سپس ناامیدی از رحمت خدا است، زیرا خدا می‌گوید: تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‌شوند!. (یوسف/ ۸۷). سپس ایمن‌بودن از مکر خدا است، زیرا خدا می‌گوید: درحالی‌که جز زیانکاران، خود را از مکر [و مجازات] خدا ایمن نمی‌دانند!. (اعراف/۹۹). سپس عاق‌شدن بر پدر و مادر است، زیرا خدا عاقّ پدر و مادر را ستمگر و شقی قرار داده است. سپس کسی را و یا مؤمنی را به ناحق کشتن است، زیرا خدا می‌گوید: مجازاتِ او دوزخ است درحالی‌که جاودانه در آن می‌ماند و خداوند بر او غضب می‌کند و او را از رحمتش دور می‌سازد و عذاب عظیمی برای او آماده ساخته است. (نساء/ ۹۶). و متّهم‌کردن زن پاکدامن است زیرا خدا می‌گوید: کسانی که زنان پاکدامن بی‌خبر مؤمن را [به زنا] متّهم می‌کنند در دنیا و آخرت لعنت‌شده و برایشان عذاب عظیمی است. (نور/ ۲۳). و خوردن مال یتیم است، زیرا خدا می‌گوید: تنها آتش می‌خورند و به‌زودی در شعله‌های آتش (دوزخ) می‌سوزند. (نساء/۱۰). و فرار از جنگ در راه خدا است، زیرا خدا می‌فرماید: و هرکس در آن هنگام به آن‌ها پشت کند مگر آنکه هدفش کناره‌گیری از میدان برای حمله‌ی مجدّد، و یا به قصد پیوستن به گروهی [از مجاهدان] بوده باشد [چنین کسی] به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جایگاه او جهنّم، و چه بد جایگاهی است!. (انفال/ ۱۶). و خوردن ربا است، زیرا خدا می‌فرماید: کسانی که ربا می‌خورند، [در قیامت] برنمی‌خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده [و نمی‌تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می‌خورد، گاهی بپا می‌خیزد]. (بقره/ ۲۷۵). و مسلّما می‌دانستند هرکسی خریدار این‌گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود. (بقره/۱۰۲). و زناکردن است، زیرا خدا می‌فرماید: و هرکه انجام دهد آن را [زنا کند] به عقوبت می‌رسد و روز قیامت عذابش چند برابر می‌شود و با خواری برای همیشه در عذاب می‌ماند. (فرقان/۶۸۶۹). و سوگند دروغ و نادرست خوردن است، زیرا خدا می‌فرماید: پیمان الهی و سوگندهای خود [به نام مقدس او] را به بهای ناچیزی می‌فروشند. (آل‌عمران/ ۷۷). و خیانت [و تقلّب] است زیرا خدا می‌فرماید: و هرکه خیانت کند روز قیامت به آنچه خیانت کرده می‌آید. (آل عمران/۱۶۱). و نپرداختن زکات واجب است زیرا خدا می‌فرماید: و با آن صورت‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان را داغ می‌کنند. (توبه/ ۳۵). و به دروغ گواهی و شهادت‌دادن است، زیرا خدا می‌فرماید: و هرکه بپوشاند شهادت را [و یا به دروغ شهادت دهد] همانا قلبش گناهکار باشد. (بقره/ ۲۸۳). و خوردن خمر و شراب است و در ردیف عبادت بت‌ها قرار داده شده است و از روی عمد نماز را و یا یکی از چیزهای فریضه و واجب را ترک کردن است، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکه از روی عمد نماز را ترک کند از ذمّه‌ی خدا و از ذمّه‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بری و بیزار می‌شود و پیمان‌شکستن و قطع رحم کردن است، زیرا خدا می‌فرماید: کسانی که نقض عهد و قطع رحم می‌کنند] برایشان لعنت است و برایشان خانه‌ی بدی است. (رعد/ ۲۶). [امام کاظم (علیه السلام)] فرمود: «درآن‌هنگام عمروبن‌عبید از خدمت امام صادق (علیه السلام) بیرون آمد و صدایش به گریه بلند شده بود و می‌گفت: هلاک شد آنکه از رأی خود سخن گفت و هلاک شود آن که با شما اهل بیت در فضل و علم به نزاع برخیزد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۲ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۳۱۸/ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۷۶؛ «بتفاوت لفظی»/ علل الشرایع، ج۲، ص۳۹۱؛ «بتفاوت لفظی»

ولایت

۱

(شوری/ ۳۷)

 

الصّادقین (علیها السلام)- أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیها السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ نَزَلَتْ فِی آلِ مُحَمَّد (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- کلام خدای متعال: الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ درباره‌ی آل محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۰۱

و هنگامی‌که خشمگین شوند عفو می‌کنند

۲ -۱

(شوری/ ۳۷)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ قَالَ أَبُوجَعْفَر (علیه السلام) مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَی إِمْضَائِهِ حَشَا اللَّهُ قَلْبَهُ أَمْناً وَ إِیمَاناً یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ قَالَ وَ مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إِذَا رَغِبَ وَ إِذَا رَهِبَ وَ إِذَا غَضِبَ حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَی النَّارِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ یَغْفِرُونَ فرمود: «هرکس قدرتی برایش پیدا شد ولی از انتقام خودداری کرد و گذشت نمود خداوند روز قیامت دل او را آرامش می‌دهد و هرکس در هنگام خشم از انتقام خودداری کرد پروردگار بدن او را بر آتش حرام می‌نماید».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۴۱۷/ القمی، ج۲، ص۲۷۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(شوری/ ۳۷)

 

الباقر (علیه السلام)- النَّدَامَهًُْ عَلَی الْعَفْوِ أَفْضَلُ وَ أَیْسَرُ مِنَ النَّدَامَهًِْ عَلَی الْعُقُوبَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- پشیمانی در عفو و گذشت بهتر است از پشیمانی درباره‌ی عقوبت و انتقام.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ الکافی، ج۲، ص۱۰۸/ نورالثقلین

۲ -۳

(شوری/ ۳۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مِنْ أَحَبِّ السَّبِیلِ إِلَی اللَّهِ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ جُرْعَتَانِ جُرْعَهًُْ غَیْظٍ تَرُدُّهَا بِحِلْمٍ وَ جُرْعَهًُْ مُصِیبَهًٍْ تَرُدُّهَا بِصَبْرٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از محبوب‌ترین راه به‌سوی خدای با عزّت و جلال دو جرعه است؛ جرعه‌ی خشمی که به سبب حلم آن را رد کنی [و فرو نشانی] و جرعه‌ی مصیبتی که آن را به شکیبایی برطرف سازی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ الکافی، ج۲، ص۱۱۰/ نورالثقلین

۲ -۴

(شوری/ ۳۷)

 

السّجّاد (علیه السلام)- إِنَّهُ لَیُعْجِبُنِی الرَّجُلُ أَنْ یُدْرِکَهُ حِلْمُهُ عِنْدَ غَضَبِهِ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- من از آن مردی خوشم می‌آید که در هنگام غضب بردبار باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ الکافی، ج۲، ص۱۱۲/ نورالثقلین

۲ -۵

(شوری/ ۳۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی خُطْبَهًٍْ أَ لَا أُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلَائِقِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ الْعَفْوِ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ أَنْ تَصِلَ مَنْ قَطَعَکَ وَ الْإِحْسَانِ إِلَی مَنْ أَسَاءَ إِلَیْکَ وَ إِعْطَاءِ مَنْ حَرَمَک.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اینک شما را از بهترین ملکات و صفات دنیا و آخرت مطّلع سازم و آن‌ها عبارتند از؛ عفو و گذشت در برابر کسی که به شما ظلم می‌کند و رفت‌وآمد با کسی که با شما قطع رابطه کرده و احسان به کسی که به شما بدی نموده و بخشش به کسی که شما را محروم ساخته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۳۹۷/ نورالثقلین

۲ -۶

(شوری/ ۳۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- ثَلَاثُ خِصَالٍ مَنْ کُنَّ فِیهِ اسْتَکْمَلَ خِصَالَ الْإِیمَانِ مَنْ صَبَرَ عَلَی الظُّلْمِ وَ کَظَمَ غَیْظَهُ وَ احْتَسَبَ وَ عَفَا وَ غَفَرَ کَانَ مِمَّنْ یُدْخِلُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْجَنَّهًَْ بِغَیْرِ حِسَابٍ وَ یُشَفِّعُهُ فِی مِثْلِ رَبِیعَهًَْ وَ مُضَرَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس سه خصلت در او باشد ایمانش کامل می‌باشد؛ هرکس بر ظلم صبر کند و خشمش را فرو برد و از وی درگذرد و او را به خدا واگذارد داخل بهشت می‌شود و برای گروهی مانند ربیعه و مضر شفاعت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۶۴

 

آیه وَ الَّذينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ [38]

 

و كسانى كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده و نماز را برپا مى‌دارند و امورشان با مشورت در ميان آن‌ها انجام مى‌گيرد و از آنچه به آن‌ها روزى داده‌ايم انفاق مى‌كنند.

۱

(شوری/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ أَیْ مُتَشَاوِرُونَ فِیهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در امور اجتماعی و پیشامدهای خارجی با مسلمین مشاورت کن و باز می‌فرماید: وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۳۴۴/ مصباح الشریعهًْ، ص۱۵۲

۲

(شوری/ ۳۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ قَالَ فِی إقَامَهًِْ الإمَامِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ أیْ یَقْبَلُونَ مَا أمِروا بِهِ وَ یُشاوِرونَ الإمَام فی مَا یَحْتَاجُونَ إلَیْهِ مِنْ أمْرِ دینِهِمْ.

 

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ الَّذِینَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ؛ یعنی کسانی که در برپایی امامت و اطاعت از امام، فرمان خدای خویش را اجابت می‌کنند. وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَمْرُهُمْ شُوری بَیْنَهُمْ یعنی آنچه را که به آن‌ها دستور داده می‌شود، می‌پذیرند و با امامشان درباره‌ی آنچه در امور دین‌شان بدان نیاز پیدا می‌کنند مشورت می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۶ القمی، ج۲، ص۲۷۷/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(شوری/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ لُقْمَانُ (علیه السلام) لِابْنِهِ إِذَا سَافَرْتَ مَعَ قَوْمٍ فَأَکْثِرِ اسْتِشَارَتَهُمْ فِی أَمْرِکَ وَ أُمُورِهِم إلَی قَولِهِ و اجْهَدْ رَأْیَکَ لَهُمْ إِذَا اسْتَشَارُوکَ ثُمَّ لَا تَعْزِمْ حَتَّی تَثَبَّتَ وَ تَنْظُرَ وَ لَا تُجِبْ فِی مَشُورَهًٍْ حَتَّی تَقُومَ فِیهَا وَ تَقْعُدَ وَ تَنَامَ وَ تَأْکُلَ وَ تُصَلِّیَ وَ أَنْتَ مُسْتَعْمِلٌ فِکْرَتَکَ وَ حِکْمَتَکَ فِی مَشُورَتِکَ فَإِنَّ مَنْ لَمْ یَمْحَضِ النَّصِیحَهًَْ لِمَنِ اسْتَشَارَهُ سَلَبَهُ اللَّهُ رَأْیَهُ وَ نَزَعَ مِنْهُ الْأَمَانَهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- لقمان به فرزندش گفت: «چون با جمعی به سفر می‌روی در کار خود و آن‌ها با ایشان زیاد مشورت کن، چون از تو مشورت کنند فکرت را به‌کار بر و تا فکر نکرده‌ای و بر یک رأی ثابت قدم نشده‌ای تصمیم نگیر و اقدام نکن و جواب مشورت را نگو تا برخیزی و بنشینی و بخوری و بخوابی و نماز بگزاری و دراین‌مدّت درباره‌ی امر مورد مشورت فکر و دانش خود را به‌کار بری، که هرکس درباره‌ی مشورت‌کننده‌ی خود خیرخواهی کامل و خالص نکند، خداوند رأی و عقلش را سلب کند و امانت‌داری را از او بگیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۸ مکارم الأخلاق، ص۲۵۲/ نورالثقلین

۴

(شوری/ ۳۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَا مِنْ رَجُلٍ یُشَاوِرُ أَحَداً إِلَّا هُدِیَ إِلَی الرُّشْدِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس [در کارهایش] با کسی مشورت کند، به رشد و صلاح هدایت می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۸ نورالثقلین

 

آیه وَ الَّذينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ [39]

 

و كسانى كه هرگاه ستمى به آن‌ها رسد [تسليم ظلم نمى‌شوند و] يارى مى‌طلبند.

۱

(شوری/ ۳۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ الَّذِینَ إِذَا أَصابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ یَعْنِی إِذَا بُغِیَ عَلَیْهِمْ یَنْتَصِرُونَ وَ هِیَ الرُّخْصَهًُْ الَّتِی صَاحِبُهَا فِیهَا بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ فَعَلَ وَ إِنْ شَاءَ تَرَکَ ثُمَّ جَزَی ذَلِکَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ الَّذِینَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْیُ هُمْ یَنْتَصِرُونَ؛ یعنی هرگاه به آن‌ها ظلم و تجاوز می‌شود، به آن‌ها یاری می‌رسد. این امری است که صاحبش در آن دارای اختیار است که اگر بخواهد، می‌تواند همان‌طور که به او ظلم شده، به‌طرف مقابل ظلم کند و اگر بخواهد می‌تواند از مقابله به مثل چشم‌پوشی کند که دراین‌صورت، خداوند به او پاداش می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۸ القمی، ج۲، ص۲۷۷

 

آیه وَ جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللهِ إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ [40]

 

كيفر بدى، مجازاتى است همانند آن ولى هركس عفو و اصلاح كند، پاداش او با خداست، به يقين او ستمكاران را دوست ندارد.

۱

(شوری/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الرُّخْصَهًُْ الَّتِی صَاحِبُهَا فِیهَا بِالْخِیَارِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی رَخَّصَ أَنْ یُعَاقَبَ الْعَبْدُ عَلَی ظُلْمِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللهِ وَ هَذَا هُوَ فِیهِ بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ عَفَا وَ إِنْ شَاءَ عَاقَبَ.

 

امام علی (علیه السلام)- یکی از جاهایی که بندگان اجازه دارند که انجام بدهند عقوبت ظالم می‌باشد مظلوم می‌تواند ظالم را مجازات کند و یا از وی درگذرد. خداوند متعال در قرآن مجید می‌فرماید: جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللهِ؛ پاداش هر گناهی مانند خودش می‌باشد، ولی اگر کسی عفو کرد و اصلاح نمود؛ اجرش با خداوند است و مظلوم در اینجا مختار می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۸ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۴۲۵/ القمی، ج۱، ص۱۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۷۳/ القمی، ج۲، ص۲۷۷؛ «بتفاوت لفظی»

۲

(شوری/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ أَنْ یُؤْخَذَ بِرُخَصِهِ کَمَا یُحِبُّ أَنْ یُؤْخَذَ بِعَزَائِمِهِ وَ أَمَّا الرُّخْصَهًُْ الَّتِی صَاحِبُهَا فِیهَا بِالْخِیَارِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی رَخَّصَ أَنْ یُعَاقَبَ الْعَبْدُ عَلَی ظُلْمِهِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَی جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللهِ وَ هَذَا هُوَ فِیهِ بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ عَفَا وَ إِنْ شَاءَ عَاقَب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند دوست دارد امور مباح او نیز انجام شود، همان‌طور که دوست دارد امور الزامی او انجام گیرد. و امّا آن رخصت و اجازه‌ای که صاحبش اختیار دارد، این است که خداوند متعال اجازه و اذن داده است که انسان در مقابل ظلم انتقام گرفته و ظالم را کیفر کند، که فرموده است: جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللهِ که این موردی است که انسان اختیار دارد، اگر خواست عفو می‌کند و اگر هم خواست کیفر می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۹

۳

(شوری/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَلَیْکُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَ الْعَفْوَ لَا یَزِیدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا یُعِزَّکُمُ اللَّه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- گذشت و عفو را فراموش نکنید، زیرا که گذشت به بندگان عزّت می‌دهد، اینک عفو داشته باشید تا خداوند به شما عزّت و آبرو عطا فرماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۴۸ الکافی، ج۲، ص۱۰۸/ نورالثقلین

۴

(شوری/ ۴۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ یُنَادِی مُنَادٍ مَنْ کَانَ لَهُ عَلَی اللَّهِ أَجْرٌ فَلْیَقُمْ فَیَقُومُ عِنْدَ ذَلِکَ أَهْلُ الْعَفْوِ فَیَدْخُلُونَ الْجَنَّهًَْ بِغَیْرِ حِسَابٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روز رستاخیز نداکننده‌ای فریاد می‌زند: «هان! هرکس که او را بر خدا اجر و پاداشی است برخیزد»، پس آن کس که عفو نموده است برخیزد و بدون حساب و کتاب، وارد بهشت می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۰ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۷/ نورالثقلین

۵

(شوری/ ۴۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ: إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ جَمَعَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِین‌فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ ثُمَ یُنَادِی مُنَادٍ أَیْنَ أَهْلُ الْفَضْلِ؟ قَالَ: فَیَقُومُ عُنُقٌ مِنَ النَّاسِ فَتَلَقَّاهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ فَیَقُولُونَ: وَ مَا کَانَ فَضْلُکُمْ؟ فَیَقُولُونَ: کُنَّا نَصِلُ مَنْ قَطَعَنَا وَ نُعْطِی مَنْ حَرَمَنَا وَ نَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَنَا قَالَ فَیُقَالُ لَهُمْ صَدَقْتُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّهًْ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- ابوحمزه‌ی ثمالی گوید: از امام سجّاد (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «هنگامی‌که روز قیامت فرارسد، خداوند متعال همه‌ی گذشتگان و آیندگان را در یک سرزمین وسیع و همواری جمع می‌کند و بعد از آن فرمان می‌دهد منادی در میان آن‌ها فریاد می‌زند، اهل فضیلت و نیکی کجا هستند». [امام (علیه السلام) در ادامه] فرمود: «دراین‌هنگام گروهی سر بلند می‌کنند فرشتگان به‌طرف آن‌ها می‌روند و می‌گویند: «شما چه فضیلتی داشتید»، آن‌ها می‌گویند: «ما با کسانی که با ما قطع رابطه می‌کردند ارتباط برقرار می‌کردیم و هرکس ما را محروم می‌کرد ما او را محروم نمی‌کردیم و هرکس به ما ظلم می‌کرد ما او را عفو می‌کردیم» فرشتگان به آن‌ها می‌گویند: «شما راست می‌گویید اکنون وارد بهشت گردید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۰ الکافی، ج۲، ص۱۰۷/ نورالثقلین

۶

(شوری/ ۴۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌سَالِمٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: یُحْشَرُ النَّاسُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مُتَلَازِمِینَ فَیُنَادِی مُنَادٍ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ قَدْ عَفَا فَاعْفُوا قَالَ فَیَعْفُو قَوْمٌ وَ یَبْقَی قَوْمٌ مُتَلَازِمِینَ قَالَ فَتُرْفَعُ لَهُمْ قُصُورٌ بِیضٌ فَیُقَالُ هَذَا لِمَنْ عَفَا فَیَتَعَافَی النَّاس.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «مردم در روز قیامت همراه با هم محشور می‌شوند؛ پس منادی ندا می‌دهد: «ای مردم! خدا عفو کرده پس عفو کنید»؛ پس قومی عفو می‌کنند و قومی هنوز یکدیگر را رها ننموده‌اند؛ قصرهای سفیدی برایشان برافراشته می‌شود و گفته می‌شود: «این برای کسانی است که عفو کنند»! سپس مردم یکدیگر را عفو می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۲۱

۷

(شوری/ ۴۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- الالْحَسَنَاتُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی وَجْهَیْنِ وَ کَذَا السَّیِّئَاتُ عَلَی وَجْهَیْنِ فَمِنَ السَّیِّئَاتِ الْخَوْفُ وَ الْجُوعُ وَ الشِدَّهًُْ وَ هُوَ مَا ذَکَرْنَاهُ فِی قَوْلِهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهًٌْ یَطَّیَّرُوا بِمُوسی (علیه السلام) وَ مَنْ مَعَهُ وَ عُقُوبَاتِ الذُّنُوبِ قَدْ سَمَّاهَا اللَّهُ السَّیِّئَاتِ کَقَوْلِهِ تَعَالَی جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها وَ الْوَجْهُ الثَّانِی مِنَ السَّیِّئَاتِ یَعْنِی بِهَا أَفْعَالَ الْعِبَادِ الَّذِینَ یُعَاقَبُونَ عَلَیْهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- در تفسیر قمی از امام صادق روایت شده است: حسنات در کتاب خداوند به دو معنا می­باشند ... همچنین سیّئات نیز به دو معنا آمده است: ترس و گرسنگی و سختی از جمله معانی سیّئه هستند که گفتیم در این سخن خداوند: وولی موقعی که بدی [و بلا] به آن‌ها می‌رسید، می‌گفتند: «از شومی موسی و کسان اوست»!. (اعراف/۱۳۱)، به همین معنا می­باشد. خداوند از کیفر گناهان نیز با نام سیّئات نام برده است؛ مانند این سخن خداوند متعال: جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها، معنای دوّم سیئات نیز همان افعال بندگان است که بر آن کیفر می­شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۱

 

آیه وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِكَ ما عَلَيْهِمْ مِنْ سَبيلٍ [41]

 

و كسى كه چون ستمى بر او واقع شود [از خود دفاع كند و] يارى طلبد، هيچ ايرادى بر او نيست.

۱

(شوری/ ۴۱)

 

السّجّاد (علیه السلام)- وَ حَقُّ مَنْ أَسَاءَکَ أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ وَ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّ الْعَفْوَ یَضُرُّ انْتَصَرْتَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- حقّ کسی که با تو بد می‌کند، این است که؛ او را عفو کنی و اگر بدانی که این عفو تو ضرر دارد، از دیگران [در برابر بدرفتاری او] کمک بخواهی، که خدای تبارک‌وتعالی فرمود: وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ، فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیل.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۰ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۷۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۶۸/ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۹/ مکارم الأخلاق، ص۴۲۳/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ یَعْنِی الْقَائِمَ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وَ أَصْحَابَهُ فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ وَ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) إِذَا قَامَ انْتَصَرَ مِنْ بَنِی أُمَیَّهًَْ وَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ وَ النُّصَّابِ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ، ابوحمزه ثمالی از امام باقر (علیه السلام) روایت می‌کند که فرمود: «آن کس که انتقام می‌گیرد بعد از آنکه به وی ظلم شده؛ قائم آل محمّد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یاران او هستند. فَأُولئِکَ ما عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ؛ و کسی را بر ایشان راهی نیست». و فرمود: «چون قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام کند خود و یارانش از بنی‌امیّه و دروغگویان و دشمنان اهل بیت انتقام می‌گیرند، إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الحَقِّ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۰ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۴۸/ القمی، ج۲، ص۲۷۸/ فرات الکوفی، ص۳۹۹/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیهم: «هو و اصحابه... عذاب الیم» محذوف

 

آیه إِنَّمَا السَّبيلُ عَلَى الَّذينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ [42]

 

ايراد و مجازات بر كسانى است كه به مردم ستم مى‌كنند و در زمين به ناحق ظلم روا مى‌دارند، براى آنان عذاب دردناكى است!

۱

(شوری/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ لَا تَخَافُوا فِی اللهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ فَإِنِ اتَّعَظُوا وَ إِلَی الْحَقِّ رَجَعُوا فَلَا سَبِیلَ عَلَیْهِمْ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ هُنَالِکَ فَجَاهِدُوهُمْ بِأَبْدَانِکُمْ وَ أَبْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِکُمْ غَیْرَ طَالِبِینَ سُلْطَاناً وَ لَا بَاغِینَ مَالًا وَ لَا مُرِیدِینَ بِظُلْمٍ ظَفَراً حَتَّی یَفِیئُوا إِلَی أَمْرِ اللَّهِ وَ یَمْضُوا عَلَی طَاعَتِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در راه خدا، از سرزنش سرزنش‌کنندگان نهراسید، [و آن‌ها را به راه حق دعوت کنید]، اگر نصیحت را پذیرفتند و به حق بازگشتند، ایراد و مجازاتی بر آن‌ها نیست؛ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ به‌غیر الحَقِّ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ، امّا در این صورت، با بدن‌هایتان به پیکار با آن‌ها برخیزید و درد دل‌هایتان با آن‌ها دشمنی کنید امّا به‌دنبال سلطنت و مال نباشید و درصورت پیروزی، اراده‌ی ظلم نکنید تا اینکه به امر خدا برگردند و بر طاعت او گردن نهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۲ الکافی، ج۵، ص۵۵/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۱۸۰/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۱۸۸

 

آیه وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ [43]

 

و هركس شكيبايى نموده و عفو كند، اين كار از امور پرارزش است.

۱

(شوری/ ۴۳)

 

السّجّاد (علیه السلام)- مَا أُصِیبَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِمُصِیبَهًٍْ إِلَّا صَلَّی فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ أَلْفَ رَکْعَهًٍْ وَ تَصَدَّقَ عَلَی سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ صَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ وَ قَالَ لِأَوْلَادِهِ إِذَا أُصِبْتُمْ بِمُصِیبَهًٍْ فَافْعَلُوا بِمِثْلِ مَا أَفْعَلُ فَإِنِّی رَأَیْتُ رسول الله (صلی الله علیه و آله) هَکَذَا یَفْعَلُ فَاتَّبِعُوا أَثَرَ نَبِیِّکُمْ وَ لَا تُخَالِفُوهُ فَیُخَالِفَ اللَّهُ بِکُمْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ثُمَّ قَالَ زَیْنُ الْعَابِدِینَ (علیه السلام) فَمَا زِلْتُ أَعْمَلُ بِعَمَلِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام سجّاد (علیه السلام)- هر وقت مصیبتی به امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد می‌شد، در همان روز هزار رکعت نماز می‌خواند و بر شصت مسکین صدقه می‌داد و سه روز، روزه می‌گرفت و به فرزندان خود می‌فرمود: «هنگامی‌که دچار مصیبتی شدید همان‌طور که من عمل کردم، شما نیز عمل کنید، زیرا دیدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چنین می‌کرد». بعد علی (علیه السلام) فرمود: «از پیامبر (صلی الله علیه و آله) خود پیروی کنید و با وی مخالفت ننمایید که خدا با شما مخالفت می‌کند، همانا خدای متعال می‌فرماید: وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ. بعد امام سجّاد (علیه السلام) فرمود: «پیوسته عمل امیرالمؤمنین (علیه السلام) را انجام داده‌ام».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۲ مستدرک الوسایل، ج۲، ص۴۸۱/ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۱۳۳/ الدعوات، ص۲۸۷

۲

(شوری/ ۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ صُبَّرٌ وَ شِیعَتُنَا أَصْبَرُ مِنَّا وَ ذَلِکَ أَنَّا صَبَرْنَا عَلَی مَا نَعْلَمُ وَ صَبَرُوا هُمْ عَلَی مَا لَا یَعْلَمُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما (ائمّه (علیهم السلام)) صابران و شکیبایان هستیم و شیعیان ما صابرتر از ما هستند و این از آن‌جهت است که ما صبر کرده‌ایم هرچیزی که می‌دانیم و آنان بر چیزی که نمی‌دانند صبر کرده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۲ بحرالعرفان، ج۱۵، ص۲۸

 

آیه وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِيٍّ مِنْ بَعْدِهِ وَ تَرَى الظَّالِمينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ يَقُولُونَ هَلْ إِلى مَرَدٍّ مِنْ سَبيلٍ [44]

 

كسى را كه خدا گمراه كند، هيچ سرپرست و ياورى جز او نخواهد داشت و [روز قيامت] ستمكاران را در آن هنگام كه عذاب الهى را مشاهده مى‌كنند مى‌بينى كه مى‌گويند: «آيا راهى به‌سوى بازگشت [و جبران] وجود دارد»؟!

و [روز قیامت] ستمکاران را در آن هنگام که عذاب الهی را مشاهده می‌کنند می‌بینی که می‌گویند: «آیا راهی به‌سوی بازگشت [و جبران] وجود دارد»

۱ -۱

(شوری/ ۴۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ وَ تَرَی الظَّالِمِینَ آلُ مُحَمَّد (علیهم السلام) حَقَّهُمْ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ یَقُولُونَ هَلْ إِلی مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ أیْ إلَی الدُّنْیا وَ قَوْلِهِ تَرَی الظَّالِمِینَ آلُ مُحَمَّد (علیهم السلام)حَقَّهُمْ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ عَلیٌّ (علیه السلام) هُوَ الْعَذابُ فِی هَذَا الْوَجْهِ یَقُولُونَ هَلْ إِلی مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ فَنُوالی عَلِیّاً (علیه السلام).

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( و ستمگران به حقّ محمّد (صلی الله علیه و آله) و خاندانش (علیهم السلام) را می‌بینی که زمانی که عذاب را ببینند، و بر اساس این نگاه، علی (علیه السلام) همان عذاب ایشان است، می‌گویند: «آیا هیچ راه بازگشتی هست، تا با علی (علیه السلام) راه ولایت‌پذیری پوییم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۲ القمی، ج۲، ص۲۷۸/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۸۰؛ «یقولون هل الی مرد من سبیل... رأوا العذاب» محذوف/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۹؛ «یقولون هل الی مرد من سبیل... رأوا العذاب» محذوف/ المناقب، ج۳، ص۲۱۵/ البرهان

۲ -۱

(شوری/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَرَأَ وَ تَرَی ظَالِمِی آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) حَقَّهُمْ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) هُوَ الْعَذَابُ یَقُولُونَ هَلْ إِلی مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ یَعْنِی أَنَّهُ هُوَ سَبَبُ الْعَذَابِ لِأَنَّهُ قَسِیمُ الْجَنَّهًِْ وَ النَّارِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه از امام باقر (علیه السلام) نقل کرده است که او این آیه را این‌گونه قرائت کرد؛ کسانی را که به اهل بیت ظلم کردند و حق آن‌ها را ادا نکردند مشاهده می‌کنی که هرگاه امام علی (علیه السلام) که همان عذاب الهی برای آن‌هاست را مشاهده می‌کنند، یَقُولُونَ هَلْ إِلی مَرَدٍّ مِنْ سَبِیلٍ علّت اینکه امام علی (علیه السلام) همان عذاب الهی است این است که آن حضرت (علیه السلام)، سبب عذاب است. زیرا او تقسیم‌کننده‌ی بهشت و جهنّم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۴ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۵/ البرهان

 

آیه وَ تَراهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْها خاشِعينَ مِنَ الذُّلِّ يَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِيٍّ وَ قالَ الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ الْخاسِرينَ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْليهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمينَ في عَذابٍ مُقيمٍ [45]

 

و آن‌ها را مى‌بينى كه بر آتش عرضه مى‌شوند درحالى‌كه از شدّت ذلّت سرافكنده‌اند و زير چشمى [به آن] نگاه مى‌كنند وكسانى كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: «زيانكاران واقعى آنانند كه سرمايه‌ی وجود خود و خانواده‌ی خويش را در روز قيامت از دست داده‌اند؛ آگاه باشيد كه ستمكاران [آن روز] در عذاب دائم هستند»!

 

آیه وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِياءَ يَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ سَبيلٍ [46]

 

آن‌ها جز خدا سرپرست و ياورى ندارند كه ياريشان كنند و هركس را خدا گمراه سازد، هيچ راه نجاتى براى او نيست.

۱

(شوری/ ۴۶)

 

الباقر (علیه السلام)- خاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ یَنْظُرُونَ مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ یَعْنِی إِلَی الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 

امام باقر (علیه السلام)- خَاشِعِینَ مِنَ الذُّل ینظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِی، حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۲۹/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۵/ البرهان

۲

(شوری/ ۴۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ قِیلَ: خَفِیٍّ ذَلِیلٌ.

 

ابن‌عبّاس ( خفیّ به معنای ذلیل است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۴ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۵۱

۳

(شوری/ ۴۶)

 

الباقر (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ وَ تَراهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْها یَعْنِی أَرْوَاحَهُمْ تُعْرَضُ عَلَی النَّارِ خاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ یَنْظُرُونَ إِلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ {فَ} قالَ الَّذِینَ آمَنُوا بِآل محمد (علیهم السلام) إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمِینَ لِآل محمد (علیهم السلام) حَقَّهُمْ فِی عَذابٍ أَلِیمٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند می‌فرماید: وَ تَراهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْها؛ یعنی روحشان به سوی دوزخ برده می‌شود، خاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ یَنْظُرُونَ؛ یعنی به علی (علیه السلام) می‌نگرند. مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ؛ زیرچشمی. کسانی که ایمان آورده‌اند، گویند یعنی به آل محمد (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده‌اند گویند: إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمِینَ در حق خاندان محمد (علیهم السلام) در عذابی دردناک هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۴/ المناقب، ج۳، ص۲۱۵

۴

(شوری/ ۴۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ تَراهُمْ یُعْرَضُونَ عَلَیْها خاشِعِینَ مِنَ الذُّلِّ أَیْ لِعَلِیّ یَنْظُرُونَ إِلَی عَلِیّ مِنْ طَرْفٍ خَفِیٍّ وَ قالَ الَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی آل محمد (علیهم السلام) وَ شِیعَتَهُمْ إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ أَلا إِنَّ الظَّالِمِینَ آل محمد (علیهم السلام) حَقَّهُمْ فِی عَذابٍ مُقِیمٍ قَالَ وَ اللَّهِ یَعْنِی النُّصَّابَ الَّذِینَ نَصَبُوا الْعَدَاوَهًَْ لِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ ذُرِّیَّتِهِ وَ الْمُکَذِّبِینَ وَ ما کانَ لَهُمْ مِنْ أَوْلِیاءَ یَنْصُرُونَهُمْ مِنْ دُونِ اللهِ وَ مَنْ یُضْلِلِ اللهُ فَما لَهُ مِنْ سَبِیلٍ.

 

علی‌بن‌إبراهیم ( و ستمگران به حق محمّد و خاندانش را می‌بینی که زمانی که عذاب را ببینند، و بر اساس این نگاه، علی (علیه السلام) همان عذاب ایشان است، می‌گویند آیا هیچ راه بازگشتی هست، تا با علی (علیه السلام) ره ولایت پذیری پوییم ... و ایشان را می‌بینی که بر آتش دوزخ عرضه می‌گردند و از ذلّت و خواری سر فرو افکنده‌اند، در برابر علی و نگاه می کنند، یعنی به علی با چشمی فروافتاده و کسانی که ایمان آورده اند، یعنی به خاندان محمّد و شیعیان ایشان گویند: در حقیقت زیانکاران کسانی‌اند که روز قیامت‌خودشان و کسانشان را دچار زیان کرده‌اند؛ آری ستمکاران یعنی به حق آل محمّد در عذابی همیشگی خواهند بود. گوید به خدا که منظور ناصبیانی است که با خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) دشمنی ورزیدند و حق امیرالمومنین (علیه السلام) و فرزندانش را ضایع کرده و به آنان ظلم نمودند و این افراد همان دروغ گویانند؛ و مَا کَانَ لهُم مِّنْ أَولیاء ینصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللهِ و مَن یضْلل اللهُ فَمَا لهُ مِن سَبِیل.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۸۰/ القمی، ج۲، ص۲۷۸

۵

(شوری/ ۴۶)

 

الباقر (علیه السلام)- قُلْ إِنَّ الْخاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَقُولُ: غَبَنُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِیهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَلَا ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِینُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلیهِمْ خود و خانواده‌ی خویش را دچار زیان کرده‌اند. و سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت فریب دادند! آگاه باشید زیان آشکار همین است! (زمر/۱۵).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۶ نورالثقلین

 

آیه اسْتَجيبُوا لِرَبِّكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللهِ ما لَكُمْ مِنْ مَلْجَإٍ يَوْمَئِذٍ وَ ما لَكُمْ مِنْ نَكيرٍ [47]

 

اجابت كنيد دعوت پروردگار خود را پيش از آنكه روزى فرا رسد كه هيچ‌چيز مانع آن در برابر اراده‌ی خدا نيست و در آن روز، نه پناهگاهى داريد و نه مدافعى.

 

آیه فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ [48]

 

و اگر [از آيين تو] روى‌گردان شوند [غمگين مباش]، ما تو را حافظ آنان [و مأمور اجبارشان] قرار نداده‌ايم؛ وظيفه‌ی تو تنها ابلاغ است و هنگامى‌كه ما رحمتى از سوى خود به انسان بچشانيم به آن دلخوش مى‌شود و اگر بلايى به خاطر اعمالى كه انجام داده‌اند به آن‌ها رسد [به ناسپاسى مى‌پردازند، چرا كه] انسان بسيار ناسپاس است.

 

آیه لِلهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ [49]

 

مالكيّت و حاكميّت آسمان‌ها و زمين از آن خداست؛ هرچه را بخواهد مى‌آفريند؛ به هركس اراده كند دختر مى‌بخشد و به هركس بخواهد پسر.

۱

(شوری/ ۴۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَال أَتَی النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) رَجُلٌ فَقَالَ یَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) إِنَّ أَبِی‌عَمَدَ إِلَی مَمْلُوکٍ لِی فَأَعْتَقَهُ کَهَیْئَهًِْ الْمَضَرَّهًِْ لِی فَقَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) أَنْتَ وَ مَالُکَ مِنْ هِبَهًِْ اللَّهِ لِأَبِیکَ أَنْتَ سَهْمٌ مِنْ کِنَانَتِهِ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقِیماً جَازَتْ عَتَاقَهًُْ أَبِیکَ یَتَنَاوَلُ وَالِدُکَ مِنْ مَالِکَ وَ بَدَنِکَ وَ لَیْسَ لَکَ أَنْ تَتَنَاوَلَ مِنْ مَالِهِ وَ لَا مِنْ بَدَنِهِ شَیْئاً إِلَّا بِإِذْنِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام علی (علیه السلام) فرمود: مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پدرم شخصی را که مملوک من بود [غلام مرا] قصد کرد و او را آزاد کرد به‌گونه‌ای که به من ضرر [مالی] رسید». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «تو و هرآنچه از بخشش خدا داری برای پدرت است [در اختیار پدرت می‌باشد] تو سهمی از دارایی او هستی؛ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ ً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشاءُ عَقیم. پدرت می‌تواند [غلام تو را] آزاد کند و از مال و بدن تو به نفع خودش استفاده کند امّا تو حق نداری چیزی از مال و بدن او استفاده کنی مگر به اذن (اجازه‌ی) او».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۶ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۳۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۳، ص۱۰۴/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۴۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ عِلَّهًُْ تَحْلِیلِ مَالِ الْوَلَدِ لِوَالِدِهِ بِغَیْرِ إِذْنِهِ وَ لَیْسَ ذَلِکَ لِلْوَلَدِ لِأَنَّ الْوَلَدَ مَوْهُوبٌ لِلْوَالِدِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ مَعَ أَنَّهُ الْمَأْخُوذُ بِمَئُونَتِهِ صَغِیراً وَ کَبِیراً وَ الْمَنْسُوبُ إِلَیْهِ وَ الْمَدْعُوُّ لَه.

 

امام رضا (علیه السلام)- علّت حلال‌بودن مال فرزند برای پدرش بدون اذن و اجازه‌ی او و حلال نبودن مال پدر برای فرزند مگر با اجازه‌ی او این است که فرزند خود بخشیده شده به پدر است، خداوند در کتابش می‌فرماید: یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ و اینکه فرزند مئونه‌اش با پدر است چه صغیر و چه کبیر و نسبتش به پدر است و منسوب به اوست و به نام او خوانده و شناخته می‌شود. [می‌گویند: «فلان پسر فلان»].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۶ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۰۰/ عیون أخبارالرضا (ج۲، ص۹۶/ بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۷۳ و علل الشرایع، ج۲، ص۵۲۴ و المناقب، ج۴، ص۳۵۷ و وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۲۶۶؛ فیهم: «مع انه المأخوذ... المدعوله» محذوف/ نورالثقلین

۳

(شوری/ ۴۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبی جعفر (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً یَعْنِی لَیْسَ مَعَهُنَّ ذَکَرٌ وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ یَعْنِی لَیْسَ مَعَهُمْ أُنْثَی.

 

امام باقر (علیه السلام)- یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً یعنی پسر با آن‌ها نباشد وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ یعنی دختر با آن‌ها نباشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۶ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۷۰/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۱۳۵/ القمی، ج۲، ص۲۷۸/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقيماً إِنَّهُ عَليمٌ قَديرٌ [50]

 

يا [اگر بخواهد] پسر و دختر هر دو را به آنان مى‌دهد، و هركس را بخواهد عقيم مى‌گذارد؛ زيرا كه او دانا و تواناست.

۱

(شوری/ ۵۰)

 

الهادی (علیه السلام)- عن مُحَمَّدِ‌بن‌سَعید أَنَّ یَحْیَی‌بْنَ‌أَکْثَمَ سَأَلَ مُوسَی‌بْنَ‌مُحَمَّدٍ عَن مَسَائِلَ وَ فِیهَا أَخْبِرْنَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً فَهَلْ یُزَوِّجُ اللَّهُ عِبَادَهُ الذُّکْرَانَ وَ قَدْ عَاقَبَ قَوْماً فَعَلُوا ذَلِکَ فَسَأَلَ مُوسَی (علیه السلام) أَخَاهُ ابا الحسن الْعَسْکَرِیَّ (علیه السلام) وَ کَانَ مِنْ جَوَابِ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) أَمَّا قَوْلُهُمْ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یُزَوِّجُ ذُکْرَانَ الْمُطِیعِینَ إِنَاثاً مِنَ الْحُورِ الْعِینِ وَ إِنَاثَ الْمُطِیعَاتِ مِنَ الْإِنْسِ ذُکْرَانَ الْمُطِیعِینَ وَ مَعَاذَ اللَّهِ أَنْ یَکُونَ الْجَلِیلُ عَنَی مَا لَبَّسْتَ عَلَی نَفْسِکَ تَطْلُبُ الرُّخْصَهًَْ لِارْتِکَابِ الْمَأْثَمِ فَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً* یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهاناً إِنْ لَمْ یَتُبْ.

 

امام هادی (علیه السلام)- محمّدبن‌سعید گوید: یحیی‌بن‌اکثم از موسی‌بن‌محمّد [برادر امام هادی (علیه السلام)] سؤالاتی کرد و در ضمن آن‌ها گفت: «به من بگو درباره‌ی این کلام خدا: أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً؛ آیا خدا بنده‌های نرش را با هم تزویج می‌کند، با اینکه قوم لوط را به خاطر آن کیفر داد»؟ و موسی از برادرش امام هادی (علیه السلام) پرسید و امام در جوابش درباره‌ی کلام خداوند: أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً فرمود: «خداوند به مردهای فرمانبر ماده‌هایی از حور العین تزویج می‌کند و زنان فرمانبر را به مردان فرمانبر تزویج می‌کند. و معاذ اللَّه که خداوند قصد کند آنچه را تو از روی اشتباه برای رخصت جستن در این کار زشت در خاطر گرفتی. هرکس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید! عذاب او در قیامت مضاعف می‌گردد، و همیشه با خواری در آن خواهد ماند! (فرقان/۶۹-۶۸) [البته] اگر توبه نکند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۶۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(شوری/ ۵۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أبی جعفر (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً یَعْنِی لَیْسَ مَعَهُنَّ ذَکَرٌ وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ یَعْنِی لَیْسَ مَعَهُمْ أُنْثَی أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً أَیْ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ ذُکْرَاناً وَ إِنَاثاً جَمِیعاً یَجْمَعُ لَهُ الْبَنِینَ وَ الْبَنَاتِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ إِناثاً یعنی پسر با آن‌ها نباشد. و وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشاءُ الذُّکُورَ که دختر با آن‌ها نباشد. أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْراناً وَ إِناثاً یعنی به هرکه بخواهد پسران و دختران را با هم می‌بخشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۷۰/ القمی، ج۲، ص۲۷۸؛ «بتفاوت لفظی»

۳

(شوری/ ۵۰)

 

الرّسول (علیه السلام)- قَالَ أبُومُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْعَسْکَرِیُّ (علیه السلام) سَالَ عَبْدُاللهِ‌بْنِ‌صُورِیَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: أَخْبِرْنِی عَمَّنْ لَا یُولَدُ لَهُ وَ مَنْ یُولَدُ لَهُ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله): إِذَا اصْفَرَّتِ النُّطْفَهًُْ لَمْ یُولَدْ أَیْ إِذَا احْمَرَّتْ وَ کَدَرَتْ، فَإِذَا کَانَتْ صَافِیَهًًْ وُلِدَ لَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امام عسکری فرمود: عبدالله‌بن‌صوریا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفت: «بگو ببینم چگونه می‌شود که بعضی فرزند ندارند و بچّه‌دار نمی‌شوند و بعضی دارای بچّه‌اند». فرمود: «اگر نطفه تیره رنگ و سرخ شود، فرزندی به وجود نمی‌آید؛ و اگر ناب باشد، به وجود می‌آید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۸ نورالثقلین/ بحرالعرفان، ج۱۴، ص۱۵۲

 

آیه وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكيمٌ [51]

 

و امكان ندارد خدا با هيچ انسانى سخن بگويد، مگر از راه وحى يا از پشت حجابى [همچون ايجاد صوت]، يا رسولى (فرشته‌اى) مى‌فرستد و به فرمان خود آنچه را بخواهد وحى مى‌كند؛ چرا كه او بلند مقام و حكيم است.

۱

(شوری/ ۵۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- جَاءَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَالَ لَوْ لَا مَا فِی الْقُرْآنِ مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّنَاقُضِ لَدَخَلْتُ فِی دِینِکُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ مَا هُوَ قَالَ قَوْلُهُ تَعَالَی ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیا قَالَ علِیٌّ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ تَعَالَی ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ کَذَلِکَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قَدْ کَانَ الرَّسُولُ یُوحِی إِلَیْهِ
 رُسُلُ السَّمَاءِ فَتَبْلُغُ رُسُلُ السَّمَاءِ إِلَی رُسُلِ الْأَرْضِ وَ قَدْ کَانَ الْکَلَامُ بَیْنَ رُسُلِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ بَیْنَهُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُرْسِلَ بِالْکَلَامِ مَعَ رُسُلِ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ قَدْ قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ جبرئیل إِنَّ رَبِّی عَزَّوَجَلَّ لَا یُرَی فَقَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) مِنْ أَیْنَ تَأْخُذُ الْوَحْیَ قَالَ آخُذُهُ مِنْ إِسْرَافِیلَ قَالَ وَ مِنْ أَیْنَ یَأْخُذُهُ إِسْرَافِیلُ قَالَ یَأْخُذُهُ مِنْ مَلَکٍ مِنْ فَوْقِهِ مِنَ الرُّوحَانِیِّینَ قَالَ فَمِنْ أَیْنَ یَأْخُذُهُ ذَلِکَ الْمَلَکُ قَالَ یُقْذَفُ فِی قَلْبِهِ قَذْفاً فَهَذَا وَحْیٌ وَ هُوَ کَلَامُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ کَلَامُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لَیْسَ بِنَحْوٍ وَاحِدٍ مِنْهُ مَا کَلَّمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ الرُّسُلَ وَ مِنْهُ مَا قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ مِنْهُ رُؤْیَا یَرَاهَا الرُّسُلُ وَ مِنْهُ وَحْیٌ وَ تَنْزِیلٌ یُتْلَی وَ یُقْرَأُ فَهُوَ کَلَامُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.

 

امام علی (علیه السلام)- یکی از زندیقان نزد امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) رفت و گفت: «اگر در قرآن اختلاف و تناقض نبود، هر آینه به دینتان می­گرویدم». حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود: «از چه سخن می­گویی»؟ ... گفت: «این آیه: و مَا کَانَ لبَشَرٍ أَن یکَلمَهُ اللهُ إِلا وحْیا أَو مِن ورَاء حِجَابٍ یعنی برای هیچ انسانی ممکن نیست که خداوند با او جز از طریق وحی و یا از پشت حجاب و پرده سخن بگوید». امام علی (علیه السلام) به او فرمود: «و مَا کَانَ لبَشَرٍ أَن یکَلمَهُ اللهُ إِلا وحْیا أَو مِن ورَاء حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ و آری! خداوند بلندمرتبه و بزرگ چنین فرموده است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وحی را از فرستادگان آسمانی دریافت می‌کرد. بنابراین فرستادگان آسمانی به فرستاده‌های زمین وحی می‌کردند. او با فرستادگان زمین سخن می‌گفت نه با فرستادگان آسمانی». یک‌بار پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل پرسید: «ای جبرئیل! آیا تو خدایت را دیده‌ای»؟ جبرئیل گفت: «خدایم دیده نمی‌شود». پیامبر (صلی الله علیه و آله) سؤال کرد: «تو وحی را از کجا دریافت می‌کنی»؟ او پاسخ داد: «از اسرافیل»! پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: «اسرافیل آن را از کجا دریافت می‌کند»؟ جبرئیل گفت: «از فرشته‌ای در میان عالم ملکوت اعلی که جایگاهش از او برتر است». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجدّداً پرسید: «آن فرشته، وحی را از چه کسی دریافت می‌کند»؟ جبرئیل فرمود: «وحی به قلب او فرود می‌آید، گویی چیزی به درون آن پرتاب شده است. این وحی است که همان کلام پروردگار است. کلام خداوند به یک شکل نیست. یک نوع از وحی، آن است که خداوند با آن با پیامبران سخن گفته و گاهی مستقیماً آن را به قلبشان القا کرده است. نوعی از آن به صورت رویایی است که پیامبران آن را می‌بینند. از جمله‌ی انواع دیگر آن، وحی و تنزیل است که خوانده و تلاوت می‌شود که همان کلام خداوند است. به آنچه از کلام خدا که برایت توصیف کردم اکتفا کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۹۸/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۰/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۵۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- ٍ عَنْ أَبِی‌مَعْمَرٍ السَّعْدَانِی أَنَّ رَجُلًا أَتَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ علِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ یَا أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِنِّی قَدْ شَکَکْتُ فِی کِتَابِ اللَّهِ الْمُنْزَلِ قَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ تَعَالَی ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ وَ قَوْلُهُ وَ کَلَّمَ اللهُ مُوسی تَکْلِیماً وَ قَوْلُهُ وَ ناداهُما رَبُّهُما وَ قَوْلُهُ یا آدَمُ اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّةَ فَأَمَّا قَوْلُهُ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ مَا یَنْبَغِی لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً وَ لَیْسَ بِکَائِنٍ إِلَّا مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ کَذَلِکَ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عُلُوّاً کَبِیراً قَدْ کَانَ الرَّسُولُ یُوحِی إِلَیْهِ مِنْ رُسُلِ السَّمَاءِ فَتَبْلُغُ رُسُلُ السَّمَاءِ رُسُلَ الْأَرْضِ وَ قَدْ کَانَ الْکَلَامُ بَیْنَ رُسُلِ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ بَیْنَهُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُرْسِلَ بِالْکَلَامِ مَعَ رُسُلِ أَهْلِ السَّمَاءِ وَ قَدْ قَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) یَا جَبْرَئِیلُ هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ فَقَالَ جبرئیل إِنَّ رَبِّی لَا یُرَی فَقَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) فَمِنْ أَیْنَ تَأْخُذُ الْوَحْیَ فَقَالَ آخُذُهُ مِنْ إِسْرَافِیلَ فَقَالَ وَ مِنْ أَیْنَ یَأْخُذُهُ إِسْرَافِیلُ قَالَ یَأْخُذُهُ مِنْ مَلَکٍ فَوْقَهُ مِنَ الرُّوحَانِیِّینَ قَالَ فَمِنْ أَیْنَ یَأْخُذُهُ ذَلِکَ الْمَلَکُ قَالَ یُقْذَفُ فِی قَلْبِهِ قَذْفاً فَهَذَا وَحْیٌ وَ هُوَ کَلَامُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ کَلَامُ اللَّهِ لَیْسَ بِنَحْوٍ وَاحِدٍ مِنْهُ مَا کَلَّمَ اللَّهُ بِهِ الرُّسُلَ وَ مِنْهُ مَا قَذَفَهُ فِی قُلُوبِهِمْ وَ مِنْهُ رُؤْیَا یُرِیهَا الرُّسُلَ وَ مِنْهُ وَحْیٌ وَ تَنْزِیلٌ یُتْلَی وَ یُقْرَأُ فَهُوَ کَلَامُ اللَّهِ فَاکْتَفِ بِمَا وَصَفْتُ لَکَ مِنْ کَلَامِ اللَّهِ فَإِنَّ مَعْنَی کَلَامِ اللَّهِ لَیْسَ بِنَحْوٍ وَاحِدٍ فَإِنَّهُ مِنْهُ مَا تُبَلِّغُ مِنْهُ رُسُلُ السَّمَاءِ رُسُلَ الْأَرْضِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از ابومعمّر سعدانی نقل شده است که: مردی به خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) آمد و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) من در کتاب مُنزل خدا شکّ کرده‌ام» .... امام علی (علیه السلام) به او فرمود: «امّا کلام خدای متعال: وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ و این کلام خدای متعال: و خداوند با موسی سخن گفت. (نساء/۶۴) و این کلام خدای متعال: و پروردگارشان آن‌ها را ندا داد. (اعراف/۲۲). و این کلام خدای متعال: ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کن. (بقره/۳۵). و این کلام: وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ یعنی برای هیچ انسانی ممکن نیست که خداوند با او جز از طریق وحی و یا از پشت حجاب و پرده سخن بگوید یا اینکه فرستاده‌ای را بفرستد و به اجازه‌ی خداوند آنچه را که اراده فرموده است به او وحی نماید. آری! خداوند بلند مرتبه و بزرگ چنین فرموده است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وحی را از فرستادگان آسمانی دریافت می‌کرد. بنابراین فرستادگان آسمانی به فرستاده‌های زمین وحی می‌کردند. او با فرستادگان زمین سخن می‌گفت نه با فرستادگان آسمانی. یک بار پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جبرئیل پرسید: «ای جبرئیل! آیا تو خدایت را دیده‌ای»؟ جبرئیل گفت: «خدایم دیده نمی‌شود». پیامبر (صلی الله علیه و آله) سئوال کرد: «تو وحی را از کجا دریافت می‌کنی»؟ او پاسخ داد: «از اسرافیل»! پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: «اسرافیل آن را از کجا دریافت می‌کند»؟ جبرئیل گفت: «از فرشته‌ای در میان عالم ملکوت اعلی که جایگاهش از او برتر است». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجدداً پرسید: «آن فرشته وحی را از چه کسی دریافت می‌کند»؟ جبرئیل فرمود: «وحی به قلب او فرود می‌آید گویی چیزی به درون آن پرتاب شده است». این وحی است که همان کلام پروردگار است. کلام خداوند به یک شکل نیست. یک نوع از وحی، آن است که خداوند با آن با پیامبران سخن گفته و گاهی مستقیماً آن را به قلبشان القا کرده است. نوعی از آن به صورت رؤیایی است که پیامبران آن را می‌بینند. از جمله انواع دیگر آن، وحی و تنزیل است که خوانده و تلاوت می‌شود که همان کلام خداوند است. به آن چه از کلام خدا که برایت توصیف کردم اکتفا کن. زیرا کلام خدا فقط یک نوع نیست. بلکه یکی از انواع آن، همان چیزی است که فرستادگان آسمان به فرستادگان زمین منتقل می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۰ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲۷/ التوحید، ص۲۵۴؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۳

(شوری/ ۵۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً قَالَ وَحْیَ مُشَافَهَهًٍْ وَ وَحْیَ إِلْهَامٍ وَ هُوَ الَّذِی یَقَعُ فِی الْقَلْبِ أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ کَمَا کَلَّمَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) وَ کَمَا کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَی (علیه السلام) مِنَ النَّارِ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ قَالَ وَحْیَ مُشَافَهَهًٍْ یَعْنِی إِلَی النَّاسِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً منظور از وحی، گفت‌وگوی شفاهی و الهام است که در قلب یا از پشت پرده انجام می‌گیرد؛ همچنان‌که خداوند با پیامبر (صلی الله علیه و آله) سخن گفت و همچنین با حضرت موسی (علیه السلام) از داخل آتش گفتگو کرد. یا اینکه فرستاده‌ای را می‌فرستد و به اراده‌ی خودش، آنچه را که اراده فرماید به او القا می‌کند. وحی مشافهه به‌معنای وحی [یا گفتگو با] مردم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۷/ القمی، ج۲، ص۲۷۹/ نورالثقلین

۴

(شوری/ ۵۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ أَسْرَی بِی رَبِّی عَزَّ‌وَ‌جَلَّ فَأَوْحَی إِلَیَ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ مَا أَوْحَی، وَ کَلَّمَنِی بِمَا کَلَّمَنِی فَکَانَ مِمَّا کَلَّمَنِی بِهِ أَنْ قَالَ: یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا ... الْخالِقُ الْبارِئُ الْمُصَوِّرُ، لِیَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَی، یُسَبِّحُ لِی مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، وَ أَنَا الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ. یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله): إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا الْأَوَّلُ فَلَا شَیْءَ قَبْلِی، وَ أَنَا الْآخِرُ فَلَا شَیْءَ بَعْدِی، وَ أَنَا الظَّاهِرُ فَلَا شَیْءَ فَوْقِی، ... وَ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ. یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله): عَلِیٌّ (علیه السلام) أَوَّلُ مَنْ آخُذُ مِیثَاقَهُ مِنَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام). یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله): عَلِیٌّ (علیه السلام) آخِرُ مَنْ أَقْبِضُ رُوحَهُ مِنَ الْأَئِمَّهًِْ، وَ هُوَ الدَّابَّهًُْ الَّتِی تُکَلِّمُهُمْ. یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله): عَلِیٌّ (علیه السلام) أُظْهِرُهُ عَلَی جَمِیعِ مَا أُوحِیهِ إِلَیْکَ، لَیْسَ لَکَ أَنْ تَکْتُمَ مِنْهُ شَیْئاً. یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله): عَلِیٌّ (علیه السلام) أُبْطِنُهُ سِرِّیَ الَّذِی أَسْرَرْتُهُ إِلَیْکَ، فَلَیْسَ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَکَ سِرٌّ دُونَهُ. یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله): عَلِیٌّ (علیه السلام) عَلَی مَا خَلَقْتُ مِنْ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ عَلِیٌّ عَلِیمٌ بِه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حدیثی فرمود: خداوند مرا به معراج برد و از پشت حجاب به من وحی کرد و با من سخن گفت و فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! من الله هستم که جز من خدایی نیست. من آگاه مطلق به عالم غیب و عالم شهادت و مهربان و بخشنده هستم. من الله هستم که جز من هیچ خدایی وجود ندارد. من پادشاهی قدّوس، سلام، مؤمن، مهیمن، عزیز، جبّار و متکبّر هستم. خداوند از آنچه آنان شرک می‌ورزند، پاک و منزّه است. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! همانا من الله هستم که هیچ خدایی جز من نیست. من خالق، آفریننده و مصوّر هستم. اسماء حسنی از آن من است. هرچه در آسمان و زمین است، تسبیح‌گوی من است و من، عزیز حکیم هستم. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! من الله هستم که جز من خدایی نیست. من اوّل هستم و قبل از من هیچ‌چیز وجود نداشته است. من آخر هستم و پس از من هیچ‌چیز وجود نخواهد داشت. من ظاهر هستم. یعنی هیچ‌چیز برتر از من وجود ندارد. من باطن هستم و جز من چیزی وجود نخواهد داشت. من الله هستم و جز من هیچ خدایی نیست. من از همه‌چیز کاملاً آگاه هستم. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! علی (علیه السلام) اوّلین کسی است که از میان ائمّه (علیهم السلام) از او عهد و پیمان می‌گیرم. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! از میان ائمّه (علیهم السلام)، علی (علیه السلام) آخرین کسی است که روح او را می‌گیرم. او همان جنبنده‌ای است که با مردم سخن می‌گوید. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! علی (علیه السلام) را بر همه‌ی آنچه به تو وحی گردیده است غلبه می‌دهم. تو نباید هیچ‌چیزی را از او پنهان کنی. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! آن رازهایی را که به تو گفتم، مخفیانه به او بگو. من و تو رازی نداریم که آن را از او پنهان کنیم. ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! علی (علیه السلام) به همه حلال و حرام‌هایی که آفریده‌ام آگاه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۲ مختصر البصایر، ص۲۰۱/ البرهان

۵

(شوری/ ۵۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی حَدِیثِ مَسَائِلِ عَبدِاللهِ‌بنِ‌سَلَامٍ لِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی کَلَّمَکَ اللَّهُ قَبْلًا. قَالَ: مَا لِعَبْدٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَاب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در حدیثی که در آن پرسش‌های عبدالله‌بن‌سلام از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌باشد، این‌گونه آمده است: [ابن‌سلام] به ایشان گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به من بگو! آیا خداوند با تو به‌طور مستقیم سخن گفته است»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند با هیچ بنده‌ای جز به صورت وحی یا از پشت پرده صحبت نمی‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۳۷/ البرهان

حجاب

۱

(شوری/ ۵۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی التَّوحِیدِ عَن الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ الرَّجُلُ: فَلِمَ احْتَجَبَ؟ فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام): إِنَّ الْحِجَابَ عَلَی الْخَلْقِ لِکَثْرَهًِْ ذُنُوبِهِمْ فَأَمَّا هُوَ فَلَا تَخْفَی عَلَیْهِ خَافِیَهًٌْ فِی آنَاءِ اللَّیْلِ وَ النَّهَار.

 

امام رضا (علیه السلام)- در کتاب توحید از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که آن مرد عرض کرد: «پس چرا [خدا] محتجب شده و در پرده رفته که کسی او را نمی‌بیند». امام رضا (علیه السلام) فرمود: «حجاب و پرده بر خلق به‌جهت بسیاری گناهان ایشان است و امّا آن جناب به هیچ وجه پنهان و پنهان‌شده در ساعت‌های شب و روز بر او پوشیده و پنهان نمی‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۷/ نورالثقلین

۲

(شوری/ ۵۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- لَا تَشْمُلُهُ الْمَشَاعِرُ وَ لَا یَحْجُبُهُ الْحِجَابُ فَالْحِجَابُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ لِامْتِنَاعِهِ مِمَّا یُمْکِنُ فِی ذَوَاتِهِمْ وَ لِإِمْکَانِ ذَوَاتِهِمْ مِمَّا یَمْتَنِعُ مِنْهُ ذَاتُهُ وَ لِافْتِرَاقِ الصَّانِعِ وَ الْمَصْنُوعِ وَ الرَّبِّ وَ الْمَرْبُوبِ وَ الْحَادِّ وَ الْمَحْدُودِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مشاعر و حواسّ او را فرو نمی‌گیرد و پرده‌های جسمانی او را نمی‌پوشاند و پرده‌ی میان او و آفریدگانش که مانع دیدن است آن است که ایشان را آفریده؛ چرا که آن جناب از آنچه در ذات‌های ایشان ممکن است امتناع فرموده و برای آنکه ذات‌های ایشان از آنچه ذاتش از اتّصاف به آن اباء دارد امکان دارند و سرباز نمی‌زنند و نیز به‌جهت آنکه صانع و مصنوع و ربّ و مربوب و حادّ و محدود از یکدیگر جدا می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۴ نورالثقلین

۳

(شوری/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَإِنْ قَالُوا وَ لِمَ اسْتَتَرَ قِیلَ لَهُمْ لَمْ یَسْتَتِرْ بِحِیلَهًْ یَسْتَتِرْ بِحِیلَهًٍْ یَخْلُصُ إِلَیْهَا کَمَنْ یَحْتَجِبُ عَنِ النَّاسِ بِالْأَبْوَابِ وَ السُّتُورِ وَ إِنَّمَا مَعْنَی قَوْلِنَا اسْتَتَرَ أَنَّهُ لَطُفَ عَنْ مَدَی مَا تَبْلُغُهُ الْأَوْهَامُ کَمَا لَطُفَتِ النَّفْسُ وَ هِیَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِهِ وَ ارْتَفَعَتْ عَنْ إِدْرَاکِهَا بِالنَّظَر.

 

امام صادق (علیه السلام)- [به مفضّل فرمود:] اگر کسی گوید که: «خداوند چرا از خلق پنهان شده است»؟ پاسخ گوییم که: «مستتر و پنهان‌شدن ذات مقدّس نه به آن معنی است که به اراده خود را مستور گردانیده، چنانچه پادشاهان یا دیگران به‌وسیله‌ی درها و پرده‌ها و دیوار از رعیّت خود پنهان می‌شوند، بلکه معنیش آن است که ذات مقدّس لطیف‌تر و رفیع‌تر از آن است که عقل بتواند درک کند، چنانچه «نفس ناطقه» که یکی از مخلوقات اوست ادراک آن به فکر و نظر میسّر نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۴ بحارالأنوار، ج۳، ص۱۴۸/ نورالثقلین

 

آیه وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ [52]

 

همان‌گونه [كه بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم] بر تو نيز حقايقى را به فرمان خود وحى كرديم؛ تو پيش از اين نمى‌دانستى كتاب و ايمان چيست؛ [و از محتواى قرآن آگاه نبودى] ولى ما آن را نورى قرار داديم كه به‌وسيله‌ی آن هركس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى‌كنيم و به يقين تو به‌سوى راه راست هدايت مى‌كنى.

همان‌گونه [که بر پیامبران پیشین وحی فرستادیم] بر تو نیز حقایقی را به فرمان خود وحی کردیم

۱ -۱

(شوری/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن اَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ قَالَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) یُخْبِرُهُ وَ یُسَدِّدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّهًِْ مِنْ بَعْدِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: و کَذَلکَ أَوحَینَا إِلیکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الکِتَابُ و لا الإِیمَانُ، سؤال کردم. امام (علیه السلام) فرمود: «یکی از مخلوقات خداوند بود که دارای جایگاهی برتر از جبرئیل و میکائیل است و همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود و امور را به او اطّلاع می‌داد و از او حمایت می‌کرد و پس از ایشان، همراه با ائمّه (علیهم السلام) خواهد بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۴ الکافی، ج۱، ص۲۷۳/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۶۶/بصایرالدرجات، ص۴۵۹/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(شوری/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ قَالَ رُوحُ الْقُدُسِ هِیَ الَّتِی قَالَ ألصّادق (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی قَالَ هُوَ مَلَکٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) ثُمَّ کَنَی عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ النُّورَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَوْلُهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ الْآیَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علی‌بن‌ابراهیم (گوید: وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ؛ منظور روح­القدس است، همان که امام صادق (علیه السلام) درباره آیه: و از تو درباره‌ی «روح» سؤال می‌کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است». (اسراء/۸۵)». فرمود: «او فرشته‌ای است بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل که با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود و با ائمه (علیهم السلام) نیز هست. سپس از امیرالمؤمنین (علیه السلام) یاد کرد و در مورد ایشان فرمود: وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا دلیل بر اینکه نور در این آیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و دلیل آن، این آیه است: و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند. (اعراف/۱۵۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۷/ القمی، ج۲، ص۲۷۹؛ «ثم کن عن امیرالمؤمنین (فقال... معه الایه» محذوف

۱ -۳

(شوری/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الرُّوحُ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ کَانَ مَعَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) یُخْبِرُهُ وَ یُسَدِّدُهُ وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) یُخْبِرُهُمْ وَ یُسَدِّدُهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- روح مخلوقی است بزرگ‌تر از جبرئیل و میکائیل که پیوسته با پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بود. [به ایشان] اطّلاع می‌داد و محافظ آن جناب بود. او در خدمت ائمّه (علیهم السلام) نیز هست اطّلاع می‌دهد و محافظ آن‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۱۸/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۵۹/ بصایرالدرجات، ص۴۵۵/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۶۰/ بصایرالدرجات، ص۴۵۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۵/ البرهان

۱ -۴

(شوری/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن أبی‌حمزهًْ الثّمالی قال سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْعِلْمِ أَ هُوَ عِلْمٌ یَتَعَلَّمُهُ الْعَالِمُ مِنْ أَفْوَاهِ الرِّجَالِ أَمْ فِی الْکِتَابِ عِنْدَکُمْ تَقْرَءُونَهُ فَتَعْلَمُونَ مِنْهُ قَالَ الْأَمْرُ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِکَ وَ أَوْجَبُ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ ثُمَّ قَالَ أَیَّ شَیْءٍ یَقُولُ أَصْحَابُکُمْ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ أَ یُقِرُّونَ أَنَّهُ کَانَ فِی حَالٍ لَا یَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَ لَا الْإِیمَانُ فَقُلْتُ لَا أَدْرِی جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا یَقُولُونَ فَقَالَ لِی بَلَی قَدْ کَانَ فِی حَالٍ لَا یَدْرِی مَا الْکِتَابُ وَ لَا الْإِیمَانُ حَتَّی بَعَثَ اللَّهُ تَعَالَی الرُّوحَ الَّتِی ذُکِرَ فِی الْکِتَابِ فَلَمَّا أَوْحَاهَا إِلَیْهِ عَلَّمَ بِهَا الْعِلْمَ وَ الْفَهْمَ وَ هِیَ الرُّوحُ الَّتِی یُعْطِیهَا اللَّهُ تَعَالَی مَنْ شَاءَ فَإِذَا أَعْطَاهَا عَبْداً عَلَّمَهُ الْفَهْمَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوحمزه ثمالی گوید: «از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی علم سؤال کردم که آیا علم چیزی است که فرد آن را از دیگران یاد می‌گیرد یا در کتابی نزد شما است که شما آن را می‌خوانید و از آن یاد می‌گیرید»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «مسأله، بزرگ‌تر و واجب‌تر از این است. مگر این فرموده‌ی خدای عزّوجلّ: و کَذَلکَ أَوحَینَا إِلیکَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِی مَا الکِتَابُ و لا الإِیمَانُ را نشنیده‌ای»؟ سپس فرمود: «دوستانت درباره‌ی این آیه چگونه می‌گویند و آن را چه تفسیر می‌کنند؟ آیا به این امر اعتراف می‌کنند که این امر زمانی بوده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کتاب آسمانی و ایمان اطّلاع نداشته است»؟ پاسخ دادم: «فدایت شوم! نمی‌دانم چه می‌گویند». امام فرمود: «آری! زمانی بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نمی‌دانست کتاب آسمانی و ایمان چیست. تا اینکه خداوند روح را که در قرآن از آن نام برده است به‌سوی او فرستاد. زمانی‌که آن روح را بر او فرستاد، به‌وسیله‌ی آن علم و فهم را شناخت. این همان روحی است که خداوند آن را به هرکسی که بخواهد می‌دهد. چنانچه آن را به بنده‌ای عطا کند، فهم را به او یاد خواهد داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۶ الکافی، ج۱، ص۲۷۳/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۶۶/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۵۹/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۶۲/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۶۳؛ «بتفاوت لفظی»/ بصایرالدرجات، ص۴۵۹/ بصایرالدرجات، ص۴۶۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- مُنْذُ أَنْزَلَ اللَّهُ ذَلِکَ الرُّوحَ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا صَعِدَ إِلَی السَّمَاءِ وَ إِنَّهُ لَفِینَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- از زمانی که خدای عزّوجلّ آن روح را بر محمّد (صلی الله علیه و آله) فرو فرستاده، به آسمان بالا نرفته است و آن روح در ما هست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۶۱/ بصایرالدرجات، ص۴۵۷/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۶۲/ بصایرالدرجات، ص۴۵۸/ الکافی، ج۱، ص۲۷۳/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۶۵/ بصایرالدرجات، ص۴۵۶/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۶

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَال قُلْت یَا ابْنَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) محمدبن‌علی الباقر (علیه السلام) وَ مَنِ الْمُقَصِّرُ قَالَ الَّذِینَ قَصَّرُوا فِی مَعْرِفَهًِْ الْأَئِمَّهًِْ وَ عَنْ مَعْرِفَهًِْ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ أَمْرِهِ وَ رُوحِهِ قُلْتُ یَا سَیِّدِی وَ مَا مَعْرِفَهًُْ رُوحِهِ قَالَ (علیه السلام) أَنْ یُعْرَفَ کُلُّ مَنْ خَصَّهُ اللَّهُ تَعَالَی بِالرُّوحِ فَقَدْ فَوَّضَ إِلَیْهِ أَمْرَهُ یَخْلُقُ بِإِذْنِهِ وَ یُحْیِی بِإِذْنِهِ وَ یَعْلَمُ الْغَیْرَ مَا فِی الضَّمَائِرِ وَ یَعْلَمُ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ ذَلِکَ أَنَّ هَذَا الرُّوحَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی فَمَنْ خَصَّهُ اللَّهُ تَعَالَی بِهَذَا الرُّوحِ فَهَذَا کَامِلٌ غَیْرُ نَاقِصٍ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ بِإِذْنِ اللَّهِ یَسِیرُ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَی الْمَغْرِبِ فِی لَحْظَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ یَعْرُجُ بِهِ إِلَی السَّمَاءِ وَ یَنْزِلُ بِهِ إِلَی الْأَرْضِ وَ یَفْعَلُ مَا شَاءَ وَ أَرَادَ قُلْتُ یَا سَیِّدِی أَوْجِدْنِی بَیَانَ هَذَا الرُّوحِ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ إِنَّهُ مِنْ أَمْرٍ خَصَّهُ اللَّهُ تَعَالَی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ نَعَمِ اقْرَأْ هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا قَوْلُهُ تَعَالَی أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ قُلْتُ فَرَّجَ اللهُ عَنْکَ کَمَا فَرَّجْتَ عَنِّی وَ وَفَّقْتَنِی عَلَی مَعْرِفَةِ الرُّوحِ وَ الْأَمْرِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابربن‌یزید جعفی گوید، به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مقصّر کیست»؟ فرمود: «کسانی که در معرفت امام کوتاهی دارند و همچنین در معرفت آنچه خدا بر آن‌ها از امر و روح خود واجب نموده». عرض کردم: «معرفت روح خدا چیست»؟ فرمود: «اینکه بداند به هرکسی خداوند این روح را بخشیده؛ امر خود را نیز به او تفویض نموده و به اجازه‌ی خدا می‌آفریند و زنده می‌کند و به دیگری علم غیب می‌آموزد و از گذشته و آینده تا روز قیامت اطّلاع دارد؛ چون آن روح از امر اللّه است هرکه ممتاز به این روح شد کامل است و نقصانی ندارد هرچه بخواهد با اجازه‌ی خدا انجام می‌دهد از مشرق به مغرب در یک لحظه می‌رود و به آسمان بالا می‌رود و به زمین فرود می‌آید هرچه اراده کند و بخواهد انجام می‌دهد». عرض کردم: «آقا دلیلی از این روح در قرآن برایم بیاور که خداوند آن را به محمّد (صلی الله علیه و آله) بخشیده فرمود: بسیار خوب این آیه را بخوان: وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا و این آیه: أُولئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ، گفتم: «خدا گشایش به تو عنایت کند که عقده‌ی دل مرا گشودی و مرا بر شناخت روح و امر کمک کردی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۴

تو پیش از این نمی‌دانستی کتاب و ایمان چیست؛ [و از محتوای قرآن آگاه نبودی] ولی ما آن را نوری قرار دادیم که به‌وسیله‌ی آن هرکس از بندگان خویش را بخواهیم هدایت می‌کنیم

۲ -۱

(شوری/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- زَکَرِیَّابْنِ‌إِبْرَاهِیمَ قَالَ کُنْتُ نَصْرَانِیّاً فَأَسْلَمْتُ وَ حَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَقُلْتُ إِنِّی کُنْتُ عَلَی النَّصْرَانِیَّهًِْ وَ إِنِّی أَسْلَمْتُ فَقَالَ وَ أَیَّ شَیْءٍ رَأَیْتَ فِی الْإِسْلَامِ قُلْتُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ فَقَالَ لَقَدْ هَدَاکَ اللَّه.

 

امام صادق (علیه السلام)- زکریّابن‌ابراهیم گوید، من نصرانی بودم مسلمان شدم و به حج رفتم خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم. گفتم: «من نصرانی بودم اسلام آوردم». فرمود: «در اسلام چه دیدی»؟ گفتم: «این آیه سبب هدایت من شد: ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ». امام (علیه السلام) فرمود: «واقعاً خدا تو را هدایت نموده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۸ الکافی، ج۲، ص۱۶۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۱۰/ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۳۷۴/ مشکاهًْ الأنوار، ص۱۵۹/ نورالثقلین

۲ -۲

(شوری/ ۵۲)

 

ألرّسول (علیه السلام)- قال امیرالمومنین (علیه السلام) لَقَدْ بَعَثَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) جَیْشاً ذَاتَ یَوْمٍ إِلَی قَوْمٍ مِنْ أَشِدَّاءِ الْکُفَّارِ فَأَبْطَأَ عَلَیْهِمْ خَبَرُهُمْ وَ تَعَلَّقَ قَلْبُهُ بِهِمْ وَ قَالَ لَیْتَ لَنَا مَنْ یَتَعَرَّفُ أَخْبَارَهُمْ وَ یَأْتِینَا بِأَنْبَائِهِمْ بَیْنَا هُوَ قَائِلٌ إِذْ جَاءَهُ الْبَشِیرُ بِأَنَّهُمْ قَدْ ظَفِرُوا بِأَعْدَائِهِمْ وَ اسْتَوْلَوْا وَ صَیَّرُوهُمْ بَیْنَ قَتِیلٍ وَ جَرِیحٍ وَ أَسِیرٍ وَ انْتَهَبُوا أَمْوَالَهُمْ وَ سَبَوْا ذَرَارِیَّهُمْ وَ عِیَالَهُمْ فَلَمَّا قَرُبَ الْقَوْمُ مِنَ الْمَدِینَهًِْ خَرَجَ إِلَیْهِمْ رسول الله (صلی الله علیه و آله) بِأَصْحَابِهِ یَتَلَقَّاهُمْ فَلَمَّا لَقِیَهُمْ وَ رَئِیسُهُمْ زَیْدُ‌بْنُ‌حَارِثَهًَْ وَ کَانَ قَدْ أَمَّرَهُ عَلَیْهِمْ فَلَمَّا رَأَی زَیْدٌ رسول الله (صلی الله علیه و آله) نَزَلَ عَنْ نَاقَتِهِ وَ جَاءَ إِلَی رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ قَبَّلَ رِجْلَهُ ثُمَّ قَبَّلَ یَدَهُ فَأَخَذَهُ رسول الله (صلی الله علیه و آله) وَ قَبَّلَ رَأْسَهُ ثُمَّ نَزَلَ إِلَی رسول الله (صلی الله علیه و آله) عَبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌رَوَاحَهًَْ فَقَبَّلَ رِجْلَهُ وَ یَدَهُ وَ ضَمَّهُ رسول الله (صلی الله علیه و آله) إِلَیْهِ ثُمَّ نَزَلَ إِلَیْهِ سَائِرُ الْجَیْشِ وَ وَقَفُوا یُصَلُّونَ عَلَیْهِ وَ رَدَّ عَلَیْهِمْ رسول الله (صلی الله علیه و آله) خَیْراً ثُمَّ قَالَ لَهُمْ حَدِّثُونِی خَبَرَکُمْ وَ حَالَکُمْ مَعَ أَعْدَائِکُمْ وَ کَانَ مَعَهُمْ مِنْ أُسَرَاءِ الْقَوْمِ وَ ذَرَارِیِّهِمْ وَ عِیَالَاتِهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهًِْ وَ صُنُوفِ الْأَمْتِعَهًِْ شَیْءٌ عَظِیمٌ فَقَالُوا یَا رسول الله (صلی الله علیه و آله) لَوْ عَلِمْتَ کَیْفَ حَالُنَا لَعَظُمَ تَعَجُّبُکَ فَقَالَ رسول الله (صلی الله علیه و آله) لَمْ أَکُنْ أَعْلَمُ ذَلِکَ حَتَّی عَرَّفَنِیهِ الْآنَ جبرئیل وَ مَا کُنْتُ أَعْلَمُ شَیْئاً مِنْ کِتَابِهِ وَ دِینِهِ أَیْضاً حَتَّی عَلَّمَنِیهِ رَبِّی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ إِلَی قَوْلِهِ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍٍ وَ لَکِنْ حَدِّثُوا بِذَلِکَ إِخْوَانَکُمْ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِینَ لِأُصَدِّقَکُمْ فَقَدْ أَخْبَرَنِی جبرئیل.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) لشکری را به سوی گروهی از قوی­ترین و نیرومندترین کفّار فرستاد. آن‌ها در آمدن تأخیر کردند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگران آنان شد، فرمود: «کاش کسی می‌رفت و از آن‌ها خبری برای ما می‌آورد». درآن‌هنگام ناگهان قاصد از راه رسید و خبر داد که لشکر پیروز گشته و بر دشمنان غلبه یافته‌اند و عدّه‌ای را کشته‌اند و عدّه‌ای را مجروح ساخته‌اند و برخی را اسیر کرده‌اند و مال‌های لشکر دشمن را به غنیمت برده‌اند و فرزندان و زنان آن‌ها را به اسارت گرفته‌اند. وقتی که لشکر نزدیک مدینه رسید حضرت با اصحاب خود به استقبال آن‌ها رفتند. امیر آن لشکر زیدبن‌حارثه بود و خود حضرت فرماندهی آن‌ها را به عهده‌ی او گذاشته بود. چون چشمش به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) افتاد از روی شتر پایین آمد و به طرف حضرت شتافت و پا و دست ایشان را بوسید. حضرت نیز او را در آغوش گرفت و سرش را بوسید. پس عبدالله‌بن‌رواحه نیز فرود آمد و پا و دست حضرت را بوسید و حضرت او را نیز در آغوش خود گرفت. سپس تمام لشکر از اسب‌های خود فرود آمدند و در مقابل حضرت ایستادند و بر ایشان درود و صلوات فرستادند و حضرت نیز دعای خیر می‌کرد. سپس به آن‌ها فرمود: «مرا آگاه کنید از حوادث و جریاناتی که بین شما و دشمنانتان پیش آمد» و لشکر نیز اسیران، فرزندان، زنان، طلا و نقره و انواع کالاهای قیمتی دشمن را همراه خود داشت. افراد لشکر گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اگر تو حال ما را می‌دانستی بدون شک تعجّب می‌کردی». حضرت فرمود: «من نیز آگاه نبودم تا اینکه جبرئیل مرا باخبر کرد و همچنین من از کتاب و دین خدا چیزی نمی‌دانستم تا اینکه خداوند بلند مرتبه مرا آگاه نمود و خدا فرمود: وَ کَذلِکَ أَوْحَیْنا إِلَیْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما کُنْتَ تَدْری مَا الْکِتابُ وَ لاَ الْإیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّکَ لَتَهْدی إِلی صِراطٍ مُسْتَقیم. ولی شما برادران مؤمن خود را از جریانات اتّفاق افتاده آگاه نمایید تا شما را تصدیق کنم. جبرئیل (علیه السلام) مرا از حوادث این جنگ آگاه ساخته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۶۸ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۷۹/ الإمام العسکری، ص۶۳۷؛ «بتفاوت لفظی»

۲ -۳

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أبی جعفر (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا قَالَ ذَلِکَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- ولکِن جَعَلنَاهُ نُورًا نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا؛ منظور این آیه، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۰ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۶/ البرهان

۲ -۴

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام) وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) هُوَ النُّورُ فَقَالَ نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام) بِهِ هَدَی مَنْ هَدَی مِنْ خَلْقِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ولکِن جَعَلنَاهُ نُورًا منظور از این عبارت، امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که او همان نور است. نَّهْدِی بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا؛ منظور از آن شخص، علی (علیه السلام) است که مردم به‌وسیله‌ی او هدایت شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۷/ القمی، ج۲، ص۲۸۰؛ «و لکن جعلناه نورا... هو النور» محذوف/ القمی، ج۲، ص۲۷۹؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان

۲ -۵

(شوری/ ۵۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- کَنَی عَنْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ: وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَ النُّورَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَوْلُهُ: وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ الْآیَهًَْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( [این آیه] به کنایه از امیرالمؤمنین (علیه السلام) یاد کرده؛ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا، دلیل بر اینکه نور در این آیه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است این آیه است: و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند. (اعراف/۱۵۷)

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۸/ القمی، ج۲، ص۲۷۹/ نورالثقلین

و به یقین تو به‌سوی راه راست هدایت می‌کنی

۳ -۱

(شوری/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَمْرٍو الزُّبَیْرِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنِ الدُّعَاءِ إِلَی اللَّهِ وَ الْجِهَادِ فِی سَبِیلِهِ قَالَ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَخْبَرَ (نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله)) فِی کِتَابِهِ الدُّعَاءَ إِلَیْهِ وَ وَصَفَ الدُّعَاهًَْ إِلَیْهِ فَجَعَلَ ذَلِکَ لَهُمْ دَرَجَاتٍ یُعَرِّفُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ یُسْتَدَلُّ بِبَعْضِهَا عَلَی بَعْضٍ فَأَخْبَرَ أَنَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَوَّلُ مَنْ دَعَا إِلَی نَفْسِهِ وَ دَعَا إِلَی طَاعَتِهِ وَ اتِّبَاعِ أَمْرِهِ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ فَقَالَ وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلی دارِ السَّلامِ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ ثُمَّ ثَنَّی بِرَسُولِهِ فَقَالَ ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ یَعْنِی بِالْقُرْآنِ وَ لَمْ یَکُنْ دَاعِیاً إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ خَالَفَ أَمْرَ اللَّهِ وَ یَدْعُو إِلَیْهِ بِغَیْرِ مَا أُمِرَ (بِهِ) فِی کِتَابِهِ وَ الَّذِی أَمَرَ أَنْ لَا یُدْعَی إِلَّا بِهِ وَ قَالَ فِی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ یَقُولُ تَدْعُو.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعمرو زبیری گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «درباره‌ی دعوت به‌سوی خدا و جهاد در راه او به من بگویید» ... فرمود: «خدای عزّ‌وجلّ در کتاب خویش به پیامبرش دستور داده است که مردم را به‌سوی خدا دعوت کند و دعوت‌کنندگان به‌سوی او را توصیف کرده و برای دعوت‌کنندگان، مراتبی قرار داده است که این مراتب، معرّف یکدیگر هستند و بر یکدیگر دلالت دارند. و نیز خداوند خبر داد که خدای تبارک‌وتعالی نخستین کسی بود که به خویش دعوت کرد و [مردم را] به اطاعت و پیروی از دستورات خود فرا خواند. پس از خودش شروع کرد و فرمود: و خداوند به سرای صلح و سلامت دعوت می‌کند و هرکس را بخواهد [و شایسته و لایق ببیند]، به راه راست هدایت می‌نماید. (یونس/۲۵). سپس در مرتبه‌ی دوّم، رسولش (صلی الله علیه و آله) را ذکر کرد و فرمود: با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن!. (نحل/۱۲۵). یعنی به‌وسیله‌ی قرآن؛ و کسی که مخالف دستور خداست و به غیر از آنچه خدا در کتابش دستور داده است، به‌سوی خدا دعوت می­کند، دعوتگر به شمار نیامده است. منظور همان چیزی است که خدا دستور داده است که فقط به‌وسیله‌ی آن دعوت شود و درباره‌ی پیامبرش (صلی الله علیه و آله)، چنین فرمود: وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ یعنی دعوت می‌کنی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۰ الکافی، ج۵، ص۱۳/ تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۲۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۳۴

۳ -۲

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ قَالَ إِلَی وَلَایَهًِْ علِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ تو به ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) هدایت می‌کنی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۳۶؛ «بتفاوت لفظی»/ البرهان/ القمی، ج۲، ص۲۸۰؛ «بتفاوت لفظی/ فرات الکوفی، ص۴۰۰

۳ -۳

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قَالَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ یَعْنِی أَنَّکَ لَتَأْمُرُ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ تَدْعُو إِلَیْهَا وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) هُوَ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ صِراطِ اللَّهِ یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام) الَّذِی لَهُ ما فِی
السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام) أَنَّهُ جَعَلَهُ خَازِنَهُ عَلَی مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَیْءٍ وَ ائْتَمَنَهُ عَلَیْهِ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند به پیامبرش فرمود: و إِنَّکَ لتَهْدِی إِلی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ یعنی تو به مردم دستور می‌دهی ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بپذیرند و مردم را بدان می‌خوانی و علی (علیه السلام) همان راه راست است. مصداق صِرَاطِ الله؛ امیرالمؤمنین (علیه السلام)است. منظور از الذِی لهُ مَا فِی السَّمَاواتِ ومَا فِی الأَرْضِ حضرت علی (علیه السلام) است که خداوند او را به‌عنوان خزانه‌دار و امانت‌دار آنچه در آسمان‌ها و زمین است قرار داده است. آگاه باشید که همه‌ی کارها تنها به‌سوی خدا بازمی‌گردد!.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۷/ القمی، ج۲، ص۲۸۰/ القمی، ج۲، ص۲۷۹؛ «بتفاوت»/ البرهان

۳ -۴

(شوری/ ۵۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ أَیْ تَدْعُو إِلَی الْإِمَامَهًِْ الْمُسْتَوِیَهًِْ ثُمَّ قَالَ صِراطِ اللَّهِ أَیْ حُجَّهًِْ اللَّهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم ( و إِنَّکَ لتَهْدِی إِلی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ یعنی تو مردم را به امامت صحیح فرا می‌خوانی. صِرَاطِ الله به‌معنای حجّت خداوند است، الذِی لهُ مَا فِی السَّمَاواتِ و مَا فِی الأَرْضِ أَلا إِلی اللهِ تَصِیرُ الأمُورُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۹/ القمی، ج۲، ص۲۸۰/ البرهان

۳ -۵

(شوری/ ۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّکَ لَتَهْدِی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ إِنَّکَ لَتَأْمُرُ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ تَدْعُو إِلَیْهَا وَ هُوَ عَلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیم.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّکَ لتَهْدِی إِلی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ؛ [یعنی] تو به مردم درباره‌ی پذیرفتن ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) دستور می‌دهی و آن‌ها را بدان فرا می‌خوانی، زیر او راه راست است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۹/ بصایرالدرجات، ص۷۷/ البرهان

۳ -۶

(شوری/ ۵۲)

 

السّجّاد (علیه السلام)- لَیْسَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنَ حُجَّتِهِ حِجَابٌ فَلَا لِلَّهِ دُونَ حُجَّتِهِ سِتْرٌ نَحْنُ أَبْوَابُ اللَّهِ وَ نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ وَ نَحْنُ عَیْبَهًُْ عِلْمِهِ وَ نَحْنُ تَرَاجِمَهًُْ وَحْیِهِ وَ نَحْنُ أَرْکَانُ تَوْحِیدِهِ وَ نَحْنُ مَوْضِعُ سِرِّه.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- میان خدا و حجّت او که امام هر زمان است حجاب و مانعی وجود ندارد، پس خداوند پیش روی حجّت خود پوششی نیفکنده است. مائیم درهای علم خدا، راه مستقیم و کانون علم او، و مائیم بازگوکننده و شرح دهنده وحی خدا و استوانه‌های اصلی کاخ توحید او، و مائیم جایگاه راز نهانی او.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۲

 

آیه صِراطِ اللهِ الَّذي لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ أَلا إِلَى اللهِ تَصيرُ الْأُمُورُ [53]

 

راه خداوندى كه آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است از آنِ اوست؛ آگاه باشيد كه همه‌ی امور تنها به‌سوى خدا باز مى‌گردد.

راه خداوندی که آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ اوست

۱ -۱

(شوری/ ۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عن ابی حمزه الثمالی عَنْ أبی‌جعفر (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی صِراطِ اللهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام) أَنَّهُ جَعَلَ علیا (علیه السلام) خَازِنَهُ عَلَی مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَیْءٍ وَ ائْتَمَنَهُ عَلَیْهِ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه ثمالی گوید: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این سخن خداوند متعال: صِراطِ اللهِ الَّذِی لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ فرمود: «منظور از صراط خدا، علی (علیه السلام) است، علی (علیه السلام) را خزانه‌دار آنچه در آسمان‌ها و زمین است قرار داده و او را امین خویش نموده است؛ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۰۸/ بصایرالدرجات، ص۱۰۶

آگاه باشید که همه‌ی امور تنها به‌سوی خدا باز می‌گردد

۲ -۱

(شوری/ ۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَقَعَ مُصْحَفٌ فِی الْبَحْرِ فَوَجَدُوهُ وَ قَدْ ذَهَبَ مَا فِیهِ إِلَّا هَذِهِ الْآیَهًَْ أَلا إِلَی اللهِ تَصِیرُ الْأُمُورُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- قرآنی به دریا افتاده بود. مردم با گشودن آن دیدند که همه‌ی آیات آن به جز آیه‌ی أَلا إِلی اللهِ تَصِیرُ الأمُورُ محو شده بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱۳، ص۶۷۲ الکافی، ج۲، ص۶۳۲/ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۲۱/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۳۵/ عدهًْ الداعی، ص۲۹۷/ نورالثقلین/ البرهان

 

پایان جلد 13