خروج
انتهای کتاب
(107) تفسیر اهل البیت علیهم السلام (برازش) جلد 4

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج4، ص 8

جلد چهارم:

 

آیه فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرينَ [30]

 

نفس سركش، به تدريج او را به كشتن برادرش ترغيب ‌كرد؛ و [سرانجام] او را كشت؛ و از زيانكاران ‌شد.

 

آیه فَبَعَثَ اللهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُواري سَوْأَةَ أَخيهِ قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمينَ [31]

 

سپس خداوند زاغى را فرستاد كه در زمين، جستجو [ و كند و كاو ] مى‌كرد؛ تا به او نشان‌ دهد چگونه جسد برادر خود را دفن‌ كند. او گفت: «واى بر من! آيا من ناتوان تر از آن هستم كه مانند اين زاغ باشم و جسد برادرم را دفن كنم»؟! و سرانجام [ از ترس رسوايى، و بر اثر فشار وجدان] از نادمان شد.

۱

(مائده/ ۳۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سال عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌سَلَامٍ عن النبی (صلی الله علیه و آله) فقال ... یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبِرْنِی عَنْ رَسُولٍ لَا مِنَ الْإِنْسِ وَ لَا مِنَ الْجِنِّ وَ لَا مِنَ الْوَحْشِ قَالَ فَبَعَثَ اللهُ غُراباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ قَالَ صَدَقْت.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عبدالله‌بن‌سلام از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید و گفت: ... «ای محمّد! به من از رسولی خبر بده که نه از انسان‌هاست و نه از جنّ و نه از حیوانات وحشی». فرمود: «فَبَعَثَ الله غُراباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ». گفت: «راست گفتی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۳۴۲/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۵۸/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۲۸

۲

(مائده/ ۳۱)

 

السّجاد (علیه السلام)- وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُورِثُ النَّدَمَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِی قِصَّهًِْ قَابِیلَ حِینَ قَتَلَ أَخَاهُ هَابِیلَ فَعَجَزَ عَنْ دَفْنِهِ فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ وتَرْکُ صِلَهًِْ الْقَرَابَهًِْ حَتَّی یَسْتَغْنُوا وَ تَرْکُ الصَّلَاهًِْ حَتَّی یَخْرُجَ وَقْتُهَا وَ تَرْکُ الْوَصِیَّهًِْ وَ رَدُّ الْمَظَالِمِ وَ مَنْعُ الزَّکَاهًِْ حَتَّی یَحْضُرَ الْمَوْتُ وَ یَنْغَلِقَ اللِّسَانُ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- و آن گناهانی که موجب پشیمانی می‌گردد، کشتن فردی است که خداوند منع کرده و فرموده است: وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ الله؛ و خداوند در داستان قابیل فرمود: وی چون هابیل را کشت و از دفن او عاجز شد، نفس سرکش او قتل برادرش را در نظرش خوب جلوه داد: و سرانجام پشیمان شد. و [از دیگر گناهان] ترک پیوند خویشاوندی آنقدر که از او چشم بپوشند [مثل آنکه چنین خویشاوندی نداشته‌اند]، و ترک نماز تا وقت آن بگذرد، و ترک وصیّت و ندادن ردّ مظالم، و منع زکات تا هنگامی که مرگ فرا رسد و زبان از گفتار بازماند». (به‌همین جهت، بر بنی‌اسرائیل مقرّرداشتیم که هرکس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه‌ی انسان‌ها را کشته؛ و هرکس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی به همه‌ی مردم حیات

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۳۷۵/ معانی الأخبار، ص۲۷۰/ عدهًْ الداعی، ص۲۱۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۸۱/ نورالثقلین

 

آیه مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَني إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ [32]

 

بخشيده ‌است. و پيامبران ما، دلايل روشن براى آنان (بنى‌اسرائيل) آوردند، امّا بسيارى از آن‌ها، پس از آن در روى زمين، تعدّى و زياده‌روى كردند.

به‌همین جهت، بر بنی‌اسرائیل مقرّر داشتیم که هرکس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه‌ی انسان‌ها را کشته است

۱ -۱

(مائده/ ۳۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا مَا لَفْظُهُ خُصُوصٌ وَ مَعْنَاهُ عُمُومٌ فَقَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ: مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنِی‌إِسْرائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً فَنَزَلَ لَفْظُ الْآیَهًِْ خُصُوصاً فِی بَنِی‌إِسْرَائِیلَ وَ هُوَ جَارٍ عَلَی جَمِیعِ الْخَلْقِ عَامّاً لِکُلِّ الْعِبَادِ مِنْ بَنِی‌إِسْرَائِیلَ وَ غَیْرِهِمْ مِنَ الْأُمَمِ وَ مِثْلُ هَذَا کَثِیرٌ فِی کِتَابِ اللَّه.

 

امام علی (علیه السلام)- و امّا آنچه لفظش خاص ولی معنایش عام است، فرموده‌ی خداوند عزّوجلّ است: مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنی إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا؛ لفظ آیه ویژه‌ی بنی‌اسرائیل نازل شده ولی بر همه‌ی خلق جاری است و شامل همه‌ی بندگان می‌شود چه بنی‌اسرائیل و چه دیگر امّت‌ها و مشابه این نمونه در کتاب خدا فراوان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۱۶/ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۳۱

۱ -۲

(مائده/ ۳۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن حُمرانَ قال قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) مَا مَعْنَی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ قُلْتُ وَ کَیْفَ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً فَإِنَّمَا قَتَلَ وَاحِداً فَقَالَ یُوضَعُ فِی مَوْضِعٍ مِنْ جَهَنَّمَ إِلَیْهِ یَنْتَهِی شِدَّهًُْ عَذَابِ أَهْلِهَا لَوْ قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً إِنَّمَا کَانَ یَدْخُلُ ذَلِکَ الْمَکَانَ قُلْتُ فَإِنَّهُ قَتَلَ آخَرَ قَالَ یُضَاعَفُ عَلَیْهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی معنای آیه: مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا علَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعا پرسیدم و گفتم: «چگونه این آیه: فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً اتفاق می‌افتد درصورتی‌که فقط یک تن را کشته است»؟ فرمود: «آن شخص در جایی از دوزخ نهاده می‌شود که شدّت عذاب اهل آن به آنجا منتهی می‌گردد و اگر کسی تمام انسان‌ها را بکشد، باز در همان جا عذاب می‌گردد». گفتم: «اگر نفر دیگری را هم بکشد»؟ فرمود: «عذاب بر او دو چندان می‌گردد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰ الکافی، ج۷، ص۲۷۱

۱ -۳

(مائده/ ۳۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ ... فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ لَهُ فِی النَّارِ مَقْعَدٌ لَوْ قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً لَمْ یَرِدْ إِلَّا إِلَی ذَلِکَ الْمَقْعَدِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی سخن خداوند عزّوجلّ: مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعا پرسیدم. فرمود: «او در آتش جهنّم جایگاهی دارد که اگر تمام مردمان را هم بکشد به‌جایی جز همان جایگاه فرستاده نمی‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰ الکافی، ج۷، ص۲۷۲/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۸۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۱۶/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۰۷/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۴

(مائده/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن حَنَانِ‌بْنِ‌سَدِیر عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ هُوَ وَادٍ فِی جَهَنَّمَ لَوْ قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً کَانَ فِیهِ وَ لَوْ قَتَلَ نَفْساً وَاحِدَهًًْ کَانَ فِیهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حنان‌بن‌سدیر از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: ومَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعا پرسید. فرمود: «در دوزخ بیابانی است که اگر کسی همه‌ی انسان‌ها را بکشد، به آنجا فرستاده می‌شود و اگر یک نفر را نیز بکشد به همان جا فرستاده می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۹۴/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۸۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۱۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۰۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۳۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أُمَیَّهًَْ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْقُرَشِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ أَحْدَثَ حَدَثاً أَوْ آوَی مُحْدِثاً فَعَلَیْهِ لَعْنَهًُْ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَهًِْ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ وَ لَا یُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَ لَا عَدْلٌ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا الْحَدَثُ قَالَ: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ مَثَّلَ مُثْلَهًًْ بِغَیْرِ قَوَدٍ أَوِ ابْتَدَعَ بِدْعَهًًْ بِغَیْرِ سُنَّهًٍْ أَوِ انْتَهَبَ نُهْبَهًًْ ذَاتَ شَرَفٍ قَالَ فَقِیلَ مَا الْعَدْلُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ الْفِدْیَهًُْ قَالَ فَقِیلَ فَمَا الصَّرْفُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ التَّوْبَهًُْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امیّهًْ‌بن‌یزید قرشی گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرکس چیزی جدید، ایجاد کند (بدعت‌گذارد) یا بدعت‌گذاری را پناه دهد، لعنت خدا و فرشتگان و تمامی مردم بر او باد، و روز قیامت بازگشت و انصرافی از او پذیرفته نگردد، عرض شد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) «حدث» چیست»؟ فرمود: «اینکه کسی بدون آنکه حقّ قصاص داشته باشد، انسانی را بکشد، و یا بدون داشتن حقّ قصاص، بدن کسی را قطعه قطعه کند. یا بدعتی پدید آورد بدون آنکه دلیلی از سنّت داشته باشد، یا آبروی مرد شرافتمندی را ببرد». عرض شد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پس عدل چیست»؟ فرمود: «فدیه (تاوان)». شخص دیگری پرسید: «ای رسول خدا! «صرف» چیست»؟ فرمود: «توبه».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۶۶

و هرکس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی به همه‌ی مردم حیات بخشیده است

۲ -۱

(مائده/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن سَماعَۀِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَی هُدًی فَکَأَنَّمَا أَحْیَاهَا وَ مَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ هُدًی إِلَی ضَلَالٍ فَقَدْ قَتَلَهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- سماعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعا پرسیدم. فرمود: هر کس نفسی را از گمگشتگی به رهیافتگی آورد، گویا آن را زنده کرده و هر کس نفسی را از رهیافتگی به گمگشتگی بکشاند، به حقّ آن را کشته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲ الکافی، ج۲، ص۲۱۰/ الأمالی للطوسی، ص۲۲۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۳/ المحاسن، ج۱، ص۲۳۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۸۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۳۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(مائده/ ۳۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ فُضَیْلِ‌بْنِ‌یَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کِتَابِهِ: وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ قُلْتُ فَمَنْ أَخْرَجَهَا مِنْ ضَلَالٍ إِلَی هُدًی قَالَ ذَاکَ تَأْوِیلُهَا الْأَعْظَمُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- فضیل‌بن‌یسار گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعا سؤال کردم. ایشان فرمود: «از آتش‌سوزی یا غرق‌شدن»؟ گفتم: «و آن که از گمگشتگی به رهیافتگی هدایت نماید چه»؟ فرمود: «این بزرگ‌ترین تأویل آیه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲ الکافی، ج۲، ص۲۱۰/ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۴۰۳/ المحاسن، ج۱، ص۲۳۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۸۶/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۳

(مائده/ ۳۲)

 

الباقر (علیه السلام)- مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِم عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ لَمْ یَقْتُلْهَا أَوْ أَنْجَاهَا مِنْ غَرَقٍ أَوْ حَرَقٍ أَوْ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ یُخْرِجُهَا مِنْ ضَلَالَهًٍْ إِلَی هُدًی.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعا؛ فرمود: «یعنی آن‌ها را نکشد یا از غرق‌شدن یا آتش‌سوزی نجات دهد و بزرگ‌تر از همه‌ی این تفاسیر آنکه او را از گمراهی به هدایت بیاورد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۳۹/ البرهان

۲ -۴

(مائده/ ۳۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنَا عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً فَلَفْظُ الْآیَهًِْ خَاصٌّ فِی بَنِی‌إِسْرَائِیلَ وَ مَعْنَاهُ جَارٍ فِی النَّاسِ کُلِّهِمْ، وَ قَوْلُهُ وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ: مَنْ أَنْقَذَهَا مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ أَوْ هَدَمٍ أَوْ سَبُعٍ أَوْ کُلْفََهًٍْ حَتَّی یَسْتَغْنِیَ أَوْ أَخْرَجَهُ مِنْ فَقْرٍ إِلَی غِنًی، وَ أَفْضَلُ مِنْ ذَلِکَ أَنْ أَخْرَجَهُ مِنْ ضَلَالٍ إِلَی هُدًی، وَ قَوْلُهُ فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً، قَالَ: یَکُونُ مَکَانَهُ کَمَنْ أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنی إِسْرائیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعا؛ لفظ آیه ویژه‌ی بنی‌اسرائیل نازل شده ولی بر همه‌ی خلق جاری است. و کلام خداوند: وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا؛ یعنی اینکه او را از سوختن یا غرق‌شدن یا زیر آوارماندن یا حیوانی درنده برهاند و یا اینکه او را ضمانت کرده تا بی‌نیاز شود یا اینکه او را از فقر به غنا و بی‌نیازی برساند و بهتر از همه‌ی این‌ها آن است که او را از گمراهی به رستگاری رهنمون شود». و در کلام خداوند: فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعا؛ جایگاه او مانند کسی است که همه‌ی مردم را زنده کرده باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲ القمی، ج۱، ص۱۶۷/ نورالثقلین

۲ -۵

(مائده/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- حُمرانَ قال قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ... أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ مِنْ حَرَقٍ أَوْ غَرَقٍ ثُمَّ سَکَتَ ثُمَّ قَالَ تَأْوِیلُهَا الْأَعْظَمُ أَنْ دَعَاهَا فَاسْتَجَابَتْ لَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمران گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «درباره‌ی سخن خداوند متعال: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعا آگاهم ساز». فرمود: «منظور، [نجات] از آتش یا غرق‌شدن است». آنگاه سکوت نمود و بعد فرمود: «تأویل اعظم این آیه این است که آن نفس را فرا خواند و نفس وی را استجابت نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲ الکافی، ج۲، ص۲۱۱/ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۴۰۳/ المحاسن، ج۱، ص۲۳۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۸۶/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۶

(مائده/ ۳۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عن أبی بصیر عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی: وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً قَالَ مَنِ اسْتَخْرَجَهَا مِنَ الْکُفْرِ إِلَی الْإِیمَانِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی سخن خداوند متعال: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعا سؤال کردم. فرمود: «یعنی آنکه آن‌ها را از کفر به ایمان بکشاند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۳۹/ البرهان

۲ -۷

(مائده/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ سَقَی الْمَاءَ فِی مَوْضِعٍ یُوجَدُ فِیهِ الْمَاءُ کَانَ کَمَنْ أَعْتَقَ رَقَبَهًًْ وَ مَنْ سَقَی الْمَاءَ فِی مَوْضِعٍ لَا یُوجَدُ فِیهِ الْمَاءُ کَانَ کَمَنْ أَحْیَا نَفْساً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی که در مکانی که آب هست، به مردم آب دهد، همچون کسی است که اسیری را آزاد کرده و کسی که مردم را در مکانی که آب نیست، آب نوشاند، همچون کسی است که نفسی را زنده کرده است: وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴ مکارم الأخلاق، ص۱۳۵/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۱۷۰/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۸

(مائده/ ۳۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فی إحتجاج: جَاءَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ إِلَی امیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ قَالَ لَوْ لَا مَا فِی الْقُرْآنِ مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّنَاقُضِ لَدَخَلْتُ فِی دِینِکُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ مَا هُوَ قَالَ ... وَ أَجِد الله یَقُولُ إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولًا فَمَا هَذِهِ الْأَمَانَهًُْ وَ مَنْ هَذَا الْإِنْسَانُ وَ لَیْسَ مِنْ صِفَهًِْ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ التَّلْبِیسُ عَلَی عِبَادِه ... فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ أَمَّا الْأَمَانَهًُْ الَّتِی ذَکَرْتُهَا فَهِیَ الْأَمَانَهًُْ الَّتِی لَا تَجِبُ وَ لَا یَجُوزُ أَنْ تَکُونَ إِلَّا فِی الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ أَوْصِیَائِهِمْ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ائْتَمَنَهُمْ عَلَی خَلْقِهِ وَ جَعَلَهُمْ حُجَجاً فِی أَرْضِهِ فَبِالسَّامِرِیِّ وَ مَنِ اجْتَمَعَ مَعَهُ وَ أَعَانَهُ مِنَ الْکُفَّارِ عَلَی عِبَادَهًِْ الْعِجْلِ عِنْدَ غَیْبَهًِْ مُوسَی (علیه السلام) مَا تَمَّ انْتِحَالُ مَحَلِّ مُوسَی (علیه السلام) مِنَ الطَّغَامِ وَ الِاحْتِمَالُ لِتِلْکَ الْأَمَانَهًِْ الَّتِی لَا یَنْبَغِی إِلَّا لِطَاهِرٍ مِنَ الرِّجْسِ فَاحْتَمَلَ وِزْرَهَا وَ وِزْرَ مَنْ سَلَکَ فِی سَبِیلِهِ مِنَ الظَّالِمِینَ وَ أَعْوَانِهِمْ وَ لِذَلِکَ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَنِ اسْتَنَّ سُنَّهًَْ حَقٍّ کَانَ لَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ مَنِ اسْتَنَّ سُنَّهًَْ بَاطِلٍ کَانَ عَلَیْهِ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ لِهَذَا الْقَوْلِ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) شَاهِدٌ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی قِصَّهًِْ قَابِیلَ قَاتِلِ أَخِیهِ مِنْ أَجْلِ ذلِکَ کَتَبْنا عَلی بَنِی إِسْرائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً وَ لِلْإِحْیَاءِ فِی هَذَا الْمَوْضِعِ تَأْوِیلٌ فِی الْبَاطِنِ لَیْسَ کَظَاهِرِهِ وَ هُوَ مَنْ هَدَاهَا لِأَنَّ الْهِدَایَهًَْ هِیَ حَیَاهًُْ الْأَبَدِ وَ مَنْ سَمَّاهُ اللَّهُ حَیّاً لَمْ یَمُتْ أَبَداً إِنَّمَا یَنْقُلُهُ مِنْ دَارِ مِحْنَهًٍْ إِلَی دَارِ رَاحَهًٍْ وَ مِنْحَهًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- یکی از زندیقان نزد امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) رفت و گفت: «اگر در قرآن اختلاف و تناقض نبود، هرآینه به دینتان می­گرویدم». حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود: «از چه سخن می­گویی (در کجای قرآن اختلاف و تناقض هست)»؟ گفت... «و یافته­ام که می­گوید: ما امانت (تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه) را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، آن‌ها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند امّا انسان آن را بر دوش کشید او بسیار ظالم و جاهل بود، [چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد]! (احزاب/۷۲)؛ این امانت چیست؟ و این انسان چه کسی می‌باشد؟ و خداوند عزیز و علیم منزّه از تلبیس بر بندگان است». فرمود: ... و امّا امانتی که از آن یاد کردی؛ آن، امانتی است که نبایست و روا نیست که جز در پیامبران و اوصیای ایشان (علیهم السلام) باشد؛ چرا که خداوند تبارک‌وتعالی آنان را امنای خود بر آفریدگانش و حجّت­های خود در زمینش قرار داده است. در نتیجه برای «سامری» و کسانی که اطراف او جمع شدند و کافرانی که او را بر پرستش گوساله هنگام غیبت موسی (علیه السلام) یاری نمودند برای این افراد پست انتساب به جایگاه موسی (علیه السلام) و تحمّل آن امانت که جز برای افراد پاکیزه از هرگونه آلودگی شایسته نیست تمام نبود [و لیاقت چنین جایگاهی را نداشتند]؛ بنابراین، سامری بار گناه پرستش گوساله و بار گناه ظالمان و یارانشان را که در راه او گام نهادند بر دوش کشید. از این رو پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکس سنّت حقّی را در پیش‌گیرد، پاداش آن سنّت و پاداش کسانی که بدان عمل می­کنند، تا روز قیامت برای اوست و هر کس سنّت باطلی را در پیش‌گیرد، سنگینی بار آن سنّت و سنگینی بار کسانی که به آن عمل می‌کنند، تا روز قیامت بر دوش اوست». برای این سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) گواهی از کتاب خداوند هست و آن کلام حقّ تعالی در قصّه‌ی قابیل، قاتل برادرش است: مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً زنده‌کردن در اینجا تأویلی دارد که باطنش متفاوت از ظاهرش است و آن تأویل عبارت است از کسی که دیگری را هدایت کند؛ چرا که هدایت همان زندگی ابدی است و هرکه را خداوند زنده بنامد، او تا ابد نخواهد مرد، بلکه تنها خداوند او را از سرای سختی به سرای راحتی و نعمت منتقل می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۶/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۱/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۳۰/ نورالثقلین

۲ -۹

(مائده/ ۳۲)

 

الحسین (علیه السلام)- قَالَ الْحُسَیْنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) لِرَجُلٍ أَیُّهُمَا أَحَبُّ إِلَیْکَ رَجُلٌ یَرُومُ قَتْلَ مِسْکِینٍ قَدْ ضَعُفَ أَ تُنْقِذُهُ مِنْ یَدِهِ أَوْ نَاصِبٌ یُرِیدُ إِضْلَالَ مِسْکِینٍ مِنْ ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا تَفْتَحُ عَلَیْهِ مَا یَمْتَنِعُ بِهِ وَ
 یُفْحِمُهُ وَ یَکْسِرُهُ بِحُجَجِ اللَّهِ تَعَالَی قَالَ بَلْ إِنْقَاذُ هَذَا الْمِسْکِینِ الْمُؤْمِنِ مِنْ یَدِ هَذَا النَّاصِبِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ: مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً أَیْ وَ مَنْ أَحْیَاهَا وَ أَرْشَدَهَا مِنْ کُفْرٍ إِلَی إِیمَانٍ فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً مِنْ قِبَلِ {قَبْلِ} أَنْ یَقْتُلَهُمْ بِسُیُوفِ الْحَدِیدِ.

 

امام حسین (علیه السلام)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده است: امام حسین (علیه السلام) به مردی فرمود: «کدام یک نزد شما محبوب‌تر است؟ مردی قصد کشتن مسکینی را می‌کند که بیچاره شده، این بیچاره را از دست قاتل نجات دهی، یا دشمن اهل بیت (علیه السلام) که می‌خواهد بیچارگان شیعیان مرا گمراه کند، لال کنی و و آن ناصبی را به حجّت خدای متعال بشکنی و مشکل [این بیچاره شیعه] را بگشایی»؟ سائل گفت: «نجات دادن این مؤمن بیچاره از دست این ناصبی و شکستن حجّت آن، چون در قرآن فرمود: مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً؛ کسی که مردمان را از گمراهی هدایت کند و از کفر به سوی ایمان ارشادشان کند، گویا همه مردمان را پس از کشتن آن‌ها با شمشیرهای آهنین زنده کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴ بحارالأنوار، ج۲، ص۹/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۳۴۸

۲ -۱۰

(مائده/ ۳۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ نَصْرِ بْنِ قَابُوسَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَإِطْعَامُ مُؤْمِنٍ أَحَبُ إِلَیَ مِنْ عِتْقِ عَشْرِ رِقَابٍ وَ عَشْرِ حِجَجٍ قَالَ قُلْتُ عَشْرِ رِقَابٍ وَ عَشْرِ حِجَجٍ قَالَ فَقَالَ یَا نَصْرُ إِنْ لَمْ تُطْعِمُوهُ مَاتَ أَوْ تَدُلُّونَهُ فَیَجِیءُ إِلَی نَاصِبٍ فَیَسْأَلُهُ وَ الْمَوْتُ خَیْرٌ لَهُ مِنْ مَسْأَلَهًِْ نَاصِبٍ یَا نَصْرُ مَنْ أَحْیَا مُؤْمِناً فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً فَإِنْ لَمْ تُطْعِمُوهُ فَقَدْ أَمَتُّمُوهُ وَ إِنْ أَطْعَمْتُمُوهُ فَقَدْ أَحْیَیْتُمُوهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- نصربن‌قابوس نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: اطعام‌دادن به یک مؤمن نزد من محبوبتر از آزادکردن ده بنده و انجام دادن ده حج است. عرض کردم: «ده بنده و ده حج»؟ فرمود: «ای نصر اگر شما طعامش ندهید می‌میرد یا زبونش می‌سازید، زیرا او [از فشار گرسنگی] نزد ناصبی می‌رود و از او می‌خواهد، و مردن برایش از خواستن از ناصبی بهتر است، ای نصر هرکه مؤمنی را زنده کند، چنان است که همه‌ی مردم را زنده کرده، و اگر به او اطعام نکنید، او را کشته‌اید و اگر اطعامش کنید او را زنده کرده‌اید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶ الکافی، ج۲، ص۲۰۴/ نورالثقلین

۲ -۱۱

(مائده/ ۳۲)

 

الحسن (علیه السلام)- عَن أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: أُتِیَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) بِرَجُلٍ وُجِدَ فِی خَرِبَهًٍْ وَ بِیَدِهِ سِکِّینٌ مُلَطَّخٌ بِالدَّمِ وَ إِذَا رَجُلٌ مَذْبُوحٌ یَتَشَحَّطُ فِی دَمِهِ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) مَا تَقُولُ قَالَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) أَنَا قَتَلْتُهُ قَالَ اذْهَبُوا بِهِ فَاقْتُلُوهُ بِهِ فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ لِیَقْتُلُوهُ بِهِ أَقْبَلَ رَجُلٌ مُسْرِعاً فَقَالَ لَا تَعْجَلُوا وَ رُدُّوهُ إِلَی أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَرَدُّوهُ فَقَالَ وَ اللَّهِ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) مَا هَذَا صَاحِبَهُ أَنَا قَتَلْتُهُ فَقَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) لِلْأَوَّلِ مَا حَمَلَکَ عَلَی إِقْرَارِکَ عَلَی نَفْسِکَ وَ لَمْ تَفْعَلْ فَقَالَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ مَا کُنْتُ أَسْتَطِیعُ أَنْ أَقُولَ وَ قَدْ شَهِدَ عَلَیَّ أَمْثَالُ هَؤُلَاءِ الرِّجَالِ وَ أَخَذُونِی وَ بِیَدِی سِکِّینٌ مُلَطَّخٌ بِالدَّمِ وَ الرَّجُلُ یَتَشَحَّطُ فِی دَمِهِ وَ أَنَا قَائِمٌ عَلَیْهِ وَ خِفْتُ الضَّرْبَ فَأَقْرَرْتُ وَ أَنَا رَجُلٌ کُنْتُ ذَبَحْتُ بِجَنْبِ هَذِهِ الْخَرِبَهًِْ شَاهًًْ وَ أَخَذَنِی الْبَوْلُ فَدَخَلْتُ الْخَرِبَهًَْ فَرَأَیْتُ الرَّجُلَ یَتَشَحَّطُ فِی دَمِهِ فَقُمْتُ مُتَعَجِّباً فَدَخَلَ عَلَیَّ هَؤُلَاءِ فَأَخَذُونِی فَقَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) خُذُوا هَذَیْنِ فَاذْهَبُوا بِهِمَا إِلَی الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ قُصُّوا عَلَیْهِ قِصَّتَهُمَا وَ قُولُوا لَهُ مَا الْحُکْمُ فِیهِمَا فَذَهَبُوا إِلَی الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ قَصُّوا عَلَیْهِ قِصَّتَهُمَا فَقَالَ الْحَسَنُ (علیه السلام) قُولُوا لِأَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) إِنَّ هَذَا إِنْ کَانَ ذَبَحَ ذَاکَ فَقَدْ أَحْیَا هَذَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعاً یُخَلَّی عَنْهُمَا وَ تُخْرَجُ دِیَهًُْ الْمَذْبُوحِ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ.

 

امام حسن (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: مردی را که در خرابه‌ای پیدا شد و در دستش یک چاقوی خونین بود و مردی هم کشته شده بود و در خون خود می‌غلتید، نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آوردند. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود: «چه می‌گویی»؟ گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! من او را کشته‌ام». حضرت فرمود: «او را ببرید و در برابر آن مرد بکشید». چون او را بردند که بکشند، مردی با شتاب آمد و گفت: «شتاب نکنید و او را نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) برگردانید». او را برگرداندند. آن مرد گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)، به خدا سوگند! این مرد آن شخص را نکشته است، من کشته‌ام»! امیرالمؤمنین (علیه السلام) به نفر اوّل فرمود: «چه چیزی تو را وادار به اقرار اوّلت کرد با اینکه تو انجام نداده بودی»؟ او گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! چه می‌توانستم بگویم؟ درحالی‌که کسانی چون این مردان مرا دیدند و گرفتند و چاقوی خونین در دستم بود و مردی در خونش می‌غلتید و من بالای سر او بودم و از کتک خوردن می‌ترسیدم؟ لذا اقرار کردم؛ با اینکه من گوسفندی را در کنار این خرابه ذبح کرده بودم و نیاز به دستشویی پیدا کردم. داخل خرابه شدم. دیدم مردی در خون خود می‌غلتد. با تعجّب ایستادم! پس از آن، این گروه بر من وارد شدند و مرا دستگیر کردند». امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «این دو نفر را بگیرید و هر دو را نزد امام حسن (علیه السلام) ببرید و جریان این دو را برای او بازگو کنید و به او بگویید که حکم درباره‌ی این دو چیست»؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آنان نزد امام حسن (علیه السلام) رفتند و جریان این دو را برای حضرت گفتند». آنگاه امام حسن (علیه السلام) فرمود: «به امیرالمؤمنین (علیه السلام) بگویید که این شخص [قاتل] اگر چه آن فرد را کشته است ولی این فرد [دیگر] را زنده کرده است و خداوند عزّوجلّ فرمود: مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النَّاسَ جَمیعاً هر دو آزاد می‌شوند و دیه‌ی کشته شده از بیت‌المال پرداخت می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶ الکافی، ج۷، ص۲۸۹/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۷۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۱۴۲/ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۳۱۵/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۵۹۶/ نورالثقلین

۲ -۱۲

(مائده/ ۳۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مناقب آل أبی طالب عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أَنَّهُ أُتِیَ عُمَرُ بِرَجُلٍ وُجِدَ عَلَی رَأْسِ قَتِیلٍ وَ فِی یَدِهِ سِکِّینٌ مَمْلُوءَهًًْ دَماً فَقَالَ الرَّجُلُ لَا وَ اللَّهِ مَا قَتَلْتُهُ وَ لَا أَعْرِفُهُ وَ إِنَّمَا دَخَلْتُ بِهَذِهِ السِّکِّینِ أَطْلُبُ شَاهًًْ لِی عُدِمَتْ مِنْ بَیْنِ یَدَیَّ فَوَجَدْتُ هَذَا الْقَتِیلَ فَأَمَرَ عُمَرُ بِقَتْلِهِ فَقَالَ الرَّجُلُ الْقَاتِلُ إِنَّا لِلهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ قَدْ قَتَلْتُ رَجُلًا وَ هَذَا رَجُلٌ آخَرُ یُقْتَلُ بِسَبَبِی فَشَهِدَ عَلَی نَفْسِهِ بِالْقَتْلِ فَأَدْرَکَهُمْ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَالَ لَا یَجِبُ عَلَیْهِ الْقَوَدُ إِنْ کَانَ قَتَلَ نَفْساً فَقَدْ أَحْیَا نَفْساً وَ مَنْ أَحْیَا نَفْساً فَلَا یَجِبُ عَلَیْهِ قَوَدٌ فَقَالَ عُمَرُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ أَقْضَاکُمْ عَلِیٌّ وَ أَعْطَی دِیَتَهُ مِنْ بَیْتِ الْمَالِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام رضا (علیه السلام) روایت است که فرمود: «مردی را نزد عمر آوردند که بالای سر کشته‌ای پیدا شد و در دستش چاقوی آغشته به خون بود». آن مرد گفت: «نه به خدا سوگند من او را نکشتم و نه او را می‌شناسم. من فقط با این چاقو وارد شدم و دنبال گوسفندم که گم کرده بودم می‌گشتم که این کشته را پیدا کردم». عمر دستور داد او را بکشند. مرد قاتل [پیش خود] گفت: «ما از آنِ خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم!. (بقره/۱۵۶)». مردی را کشتم و این مرد دیگری است که به سبب من کشته می‌شود»؛ در نتیجه علیه خود شهادت داد و به قتل اعتراف کرد. امیرمؤمنان (علیه السلام) نزد آن‌ها حاضر شد و فرمود: «قصاص‌کردن او واجب نیست. اگر انسانی را کشته بود، انسانی را زنده کرد و هرکس انسانی را زنده گرداند، قصاص‌کردن او واجب نیست». عمر گفت: «از رسول خدا شنیدم که می‌فرماید: «بهترین قضاوت‌کننده‌ی شما علی (علیه السلام) است» و دیه او را از بیت‌المال داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶ المناقب، ج۴، ص۱۱

امّا بسیاری از آن‌ها، پس از آن در روی زمین، تعدّی و زیاده‌روی کردند

۳ -۱

(مائده/ ۳۲)

 

الباقر (علیه السلام)- الْمُسْرِفُونَ هُمُ الَّذِینَ یَسْتَحِلُّونَ الْمَحَارِمَ وَ یَسْفِکُونَ الدِّمَاءَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- اسرافکاران؛ یعنی همان کسانی که محارم خدا را حلال کرده و خون مردمان را می‌ریزند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ [33]

 

كيفر آن‌ها كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمى‌خيزند، و براى فساد در روى زمين تلاش ‌مى‌كنند، [و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مى‌برند]، فقط اين است كه اعدام شوند؛ يا به دار آويخته‌ گردند؛ يا دست و پاى آنها، به عكس يكديگر [چهار انگشت از دست راست و چهار انگشت از پاى چپ]، بريده‌ شود؛ و يا از سرزمين خود تبعيد ‌گردند. اين رسوايى آن‌ها در دنياست؛ و در آخرت، مجازات بزرگى دارند.

 

آیه إِلَّا الَّذِينَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ عَلَيهِمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللهَ غَفُورٌ رَّحِيم [34]

 

مگر كسانى كه پيش از دست يافتن شما بر آنان، توبه كنند; پس بدانيد [خدا توبه آن‌ها را مى پذيرد;] خداوند آمرزنده و مهربان است.

کیفر آن‌ها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند

۱ -۱

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن سَوْرَهًَْ‌بْنِ‌کُلَیْبٍ قَال: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) رَجُلٌ یَخْرُجُ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ الْمَسْجِدَ أَوْ یُرِیدُ الْحَاجَهًَْ فَیَلْقَاهُ رَجُلٌ أَوْ یَسْتَقْفِیهِ فَیَضْرِبُهُ وَ یَأْخُذُ ثَوْبَهُ قَالَ أَیَّ شَیْءٍ یَقُولُ فِیهِ مَنْ قِبَلَکُمْ قُلْتُ یَقُولُونَ هَذِهِ دَغَارَهًٌْ مُعْلَنَهًٌْ وَ إِنَّمَا الْمُحَارِبُ فِی قُرًی مُشْرِکِیَّهًٍْ فَقَالَ أَیُّهُمَا أَعْظَمُ حُرْمَهًًْ دَارُ الْإِسْلَامِ أَوْ دَارُ الشِّرْکِ قَالَ فَقُلْتُ دَارُ الْإِسْلَامِ فَقَالَ هَؤُلَاءِ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآیَهًِْ إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ ...

 

امام صادق (علیه السلام)- سورهًْ‌بن‌کلیب گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: مردی از خانه به سمت مسجد یا حاجتی دیگر بیرون می‌رود کسی از پشت او را غافلگیر می‌کند و کتک می‌زند و لباسش را به زور از وی می‌ستاند. فرمود: «افراد نزد شما درباره‌ی این چه می‌گویند»؟ گفتم می‌گویند: «این زورگیری آشکار است و محارب تنها به کسی گویند که در سرزمین‌های شرک باشد». آنگاه فرمود: «کدامیک حرمتش بیشتر است، سرزمین اسلام یا سرزمین شرک»؟ گفتم: «سرزمین اسلام». فرمود: «اینان از اهل این آیه‌اند که می­فرماید: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸ الکافی، ج۷، ص۲۴۵/ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۶۸/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۴/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۲۰۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۴/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۸/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۲

(مائده/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن أَبِِی بَصِیرٍ عَنهُ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی: أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ قَالَ ذَلِکَ إِلَی الْإِمَامِ أَیَّهَا شَاءَ فَعَلَ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ النَّفْیِ قَالَ یُنْفَی مِنْ أَرْضِ الْإِسْلَامِ کُلِّهَا فَإِنْ وُجِدَ فِی شَیْءٍ مِنْ أَرْضِ الْإِسْلَامِ قُتِلَ وَ لَا أَمَانَ لَهُ حَتَّی یَلْحَقَ بِأَرْضِ الشِّرْک.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند متعال: أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ پرسیدم. فرمود: «آن در اختیار امام (علیه السلام) است، هرکدام را خواست انجام می‌دهد». و از او درباره‌ی تبعید پرسیدم. فرمود: «از همه‌ی سرزمین اسلام تبعید می‌شود و اگر در بخشی از سرزمین اسلام پیدا شود، کشته می‌شود و امانی برای او نیست تا به سرزمین شرک ملحق شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۵۵/ النوادرللأشعری، ص۱۴۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۹

۱ -۳

(مائده/ ۳۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عن عُبَیْدِ اللَّهِ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا ... فَمَا الَّذِی إِذَا فَعَلَهُ اسْتَوْجَبَ وَاحِدَهًًْ مِنْ هَذِهِ الْأَرْبَعِ فَقَالَ إِذَا حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) وَ سَعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً فَقَتَلَ قُتِلَ بِهِ وَ إِنْ قَتَلَ وَ أَخَذَ الْمَالَ قُتِلَ وَ صُلِبَ وَ إِنْ أَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ قُطِعَتْ یَدُهُ وَ رِجْلُهُ مِنْ خِلَافٍ وَ إِنْ شَهَرَ السَّیْفَ فَحَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) وَ سَعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً وَ لَمْ یَقْتُلْ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ یُنْفَی مِنَ الْأَرْضِ قُلْتُ کَیْفَ یُنْفَی وَ مَا حَدُّ نَفْیِهِ قَالَ یُنْفَی مِنَ الْمِصْرِ الَّذِی فَعَلَ فِیهِ مَا فَعَلَ إِلَی مِصْرٍ غَیْرِهِ وَ یُکْتَبُ إِلَی أَهْلِ ذَلِکَ الْمِصْرِ أَنَّهُ مَنْفِیٌّ فَلَا تُجَالِسُوهُ وَ لَا تُبَایِعُوهُ وَ لَا تُنَاکِحُوهُ وَ لَا تُؤَاکِلُوهُ وَ لَا تُشَارِبُوهُ فَیُفْعَلُ ذَلِکَ بِهِ سَنَهًًْ فَإِنْ خَرَجَ مِنْ ذَلِکَ الْمِصْرِ إِلَی غَیْرِهِ کُتِبَ إِلَیْهِمْ بِمِثْلِ ذَلِکَ حَتَّی تَتِمَّ السَّنَهًُْ قُلْتُ فَإِنْ تَوَجَّهَ إِلَی أَرْضِ الشِّرْکِ لِیَدْخُلَهَا قَالَ إِنْ تَوَجَّهَ إِلَی أَرْضِ الشِّرْکِ لِیَدْخُلَهَا قُوتِلَ أَهْلُهَا.

 

امام رضا (علیه السلام)- عبید مدائنی گوید: از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ پرسیدند: «چه کاری را انجام دهد، مستوجب یکی از این چهار کیفر خواهد شد»؟ فرمود: «اگر با خدا و رسول خدا ستیز نماید و در زمین فساد به پا کند و کشتار نماید، در ازای آن کشته می‌شود و اگر بکشد و اموال مردمان را بگیرد، کشته می‌شود و دار زده می‌شود، و اگر مال کسی را بگیرد و کسی را نکشد، دست و پایش از خلاف قطع می‌شود و اگر شمشیرش را تیز کند و با خدا و رسول خدا به ستیز برخیزد و در زمین فساد انگیزد و کسی را نکشد و مالی از کسی نستاند، از آن سرزمین تبعید می‌گردد». گفتم: «چگونه از سرزمین تبعید می‌گردد و حدّ تبعید وی چیست»؟ فرمود: «از سرزمینی که در آن جنایت نموده به سرزمینی دیگر تبعید می‌شود و به اهل آن شهر دوّم می‌نویسند که وی تبعیدی است؛ پس با او نشست و برخاست، خرید و فروش، و ازدواج نکنید و با او غذا نخورید و ننوشید و این کار را به مدّت یک سال ادامه می‌دهند و اگر از آن سرزمین به جای دیگری رفت، به اهل آن سرزمین نیز همانند این را می‌نویسند تا یکسال به پایان رسد». گفتم: «و اگر به‌سوی سرزمین شرک رفت تا بدان پای نهد»؟ فرمود: «و اگر به سمت سرزمین شرک رود تا بدان وارد شود، اهل آن به جنگ گرفته شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰ الکافی، ج۷، ص۲۴۶/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۰۹/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۴

(مائده/ ۳۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عن أَبِی‌إِسْحَاقَ الْمَدَائِنِیِّ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ إِلَی أَوْ یُنْفَوْا فَقَالَ هَکَذَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَیُّ شَیْءٍ الَّذِی إِذَا فَعَلَهُ اسْتَحَقَّ وَاحِدَهًًْ مِنْ هَذِهِ الْأَرْبَعِ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) أَرْبَعٌ فَخُذْ أَرْبَعاً بِأَرْبَعٍ إِذَا حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ سَعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً فَقَتَلَ قُتِلَ وَ إِنْ قَتَلَ وَ أَخَذَ الْمَالَ قُتِلَ وَ صُلِبَ وَ إِنْ أَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ قُطِعَتْ یَدُهُ وَ رِجْلُهُ مِنْ خِلَافٍ وَ إِنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ سَعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً وَ لَمْ یَقْتُلْ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ نُفِیَ مِنَ الْأَرْضِ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا حَدُّ نَفْیِهِ قَالَ یُنْفَی مِنَ الْمِصْرِ الَّذِی فَعَلَ فِیهِ مَا فَعَلَ إِلَی غَیْرِهِ ثُمَّ یُکْتَبُ إِلَی أَهْلِ ذَلِکَ الْمِصْرِ أَنْ یُنَادَی عَلَیْهِ بِأَنَّهُ مَنْفِیٌّ فَلَا تُؤَاکِلُوهُ وَ لَا تُشَارِبُوهُ وَ لَا تُنَاکِحُوهُ فَإِذَا خَرَجَ مِنْ ذَلِکَ الْمِصْرِ إِلَی غَیْرِهِ کُتِبَ إِلَیْهِمْ بِمِثْلِ ذَلِکَ فَیُفْعَلُ بِهِ ذَلِکَ سَنَهًًْ فَإِنَّهُ سَیَتُوبُ مِنَ السَّنَهًِْ وَ هُوَ صَاغِرٌ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَإِنْ أَتَی أَرْضَ الشِّرْکِ فَدَخَلَهَا قَالَ یُضْرَبُ عُنُقُهُ إِنْ أَرَادَ الدُّخُولَ فِی أَرْضِ الشِّرْکِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابواسحاق مدائنی گوید: نزد امام رضا (علیه السلام) بودم که مردی وارد شد و گفت: «فدایت شوم، خداوند می‌فرماید: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ. فرمود: «آری، خداوند چنین فرموده است». گفت: «فدایت شوم، مرتکب چه کاری شوند به یکی از این چهار کیفر مستحق می‌گردند»؟ پس ابوالحسن (علیه السلام) به وی فرمود: «چهار چیز است؛ پس چهار چیز را در برابر چهار چیز بدان: اگر با خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بستیزد و در زمین فساد برانگیزد و بکشد، کشته می‌شود؛ و اگر بکشد و مال کسی را گیرد، کشته می‌شود و به دار آویخته می‌شود؛ و اگر مال کسی را گرفت و خون نریخت، دست و پایش از خلاف قطع می‌شود؛ و اگر با خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ستیزه کند و در زمین فساد انگیزد و کسی را نکشد و مالی هم سلب نکند، از آن سرزمین تبعید می‌شود». آن مرد گفت: «فدایت شوم، حد تبعید وی چیست»؟ فرمود: «یک سال از سرزمینی که در آن جنایت نموده، به سرزمین دیگر تبعید می‌شود و به اهالی آن سرزمین نوشته می‌شود تا جارچی فریاد برآورد که وی تبعیدی است؛ پس با او غذا نخورید و نیاشامید و با وی ازدواج نکنید تا آنکه به سرزمین دیگر رود و به اهالی آن سرزمین نیز چنان نامه‌ای نویسند و این حال تا یک سال ادامه می‌یابد و اگر این کار، یک سال انجام پذیرد، وی سرشکسته، توبه خواهد نمود». مرد گفت: «فدایت شوم، اگر خواست به سرزمین شرک وارد شود»؟ فرمود: «اگر خواست وارد سرزمین شرک شود، گردن وی زده می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۲۰۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۷

۱ -۵

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن عُبَیْدِ اللَّهِ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ قَالَ فَعَقَدَ بِیَدِهِ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ خُذْهَا أَرْبَعاً بِأَرْبَعٍ ثُمَّ قَالَ إِذَا حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ سَعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً فَقَتَلَ قُتِلَ وَ إِنْ قَتَلَ وَ أَخَذَ الْمَالَ قُتِلَ وَ صُلِبَ وَ إِنْ أَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ قُطِعَتْ یَدُهُ وَ رِجْلُهُ مِنْ خِلَافٍ وَ إِنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ سَعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً وَ لَمْ یَقْتُلْ وَ لَمْ یَأْخُذْ مِنَ الْمَالِ نُفِیَ فِی الْأَرْضِ قَالَ قُلْتُ وَ مَا حَدُّ نَفْیِهِ قَالَ سَنَهًٌْ یُنْفَی مِنَ الْأَرْضِ الَّتِی فَعَلَ فِیهَا إِلَی غَیْرِهَا ثُمَّ یُکْتَبُ إِلَی ذَلِکَ الْمِصْرِ بِأَنَّهُ مَنْفِیٌّ فَلَا تُؤَاکِلُوهُ وَ لَا تُشَارِبُوهُ وَ لَا تُنَاکِحُوهُ حَتَّی یَخْرُجَ إِلَی غَیْرِهِ فَیُکْتَبُ إِلَیْهِمْ أَیْضاً بِمِثْلِ ذَلِکَ فَلَا یَزَالُ هَذِهِ حَالُهُ سَنَهًًْ فَإِذَا فُعِلَ بِهِ ذَلِکَ تَابَ وَ هُوَ صَاغِرٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبیدالله مدائنی گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «فدایت شوم، مرا درباره‌ی آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ آگاه نما». پس ایشان دست خود را گره کرد و فرمود: «ای عبدالله! این را، چهار در برابر چهار بدان». و فرمود: «اگر با خدا و رسول خدا ستیز نماید و در زمین فساد به پا کند و کشتار نماید، در ازای آن کشته می‌شود و اگر بکشد و اموال مردمان را بگیرد، کشته می‌شود و بر دار کشیده می‌شود، و اگر مال کسی را بگیرد و کسی را نکشد، دست و پایش از خلاف قطع می‌شود و اگر شمشیر، آخته کند و با خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ستیز برخیزد و در زمین فساد انگیزد و کسی را نکشد و مالی از کسی نستاند، از آن سرزمین تبعید می‌گردد». گفتم: «حد تبعید وی چیست»؟ فرمود: «یک سال از سرزمینی که در آن جنایت نموده به سرزمین دیگر تبعید می‌شود و به اهالی آن سرزمین نوشته می‌شود که وی تبعیدی است و با او غذا نخورید و نیاشامید و با وی ازدواج نکنید تا آنکه به سرزمین دیگر رود و به اهالی آن سرزمین نیز چنان نامه‌ای نویسند و این‌حال تا یک سال ادامه می‌یابد و اگر این کار یک سال انجام پذیرد، وی سرشکسته، توبه خواهد نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۱/ الإستبصار، ج۴، ص۲۵۶/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۵۷۴/ البرهان

۱ -۶

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ فَقَالَ إِذَا قَتَلَ وَ لَمْ یُحَارِبْ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ قُتِلَ وَ إِذَا حَارَبَ وَ قَتَلَ قُتِلَ وَ صُلِبَ وَ إِذَا حَارَبَ وَ أَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ قُطِعَتْ یَدُهُ وَ رِجْلُهُ وَ إِذَا حَارَبَ وَ لَمْ یَقْتُلْ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ نُفِیَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ سؤال کردند که فرمود: إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ الله وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْض؛ آن حضرت در پاسخ اینچنین فرمود: «اگر بکشد و نجنگد و مال کسی را نبرد او را می‌کشند، و هرگاه بجنگد و بکشد او را می‌کشند و به دار می‌آویزند، و هرگاه بجنگد و مال بستاند و کسی را نکشد، دست راست او و پای چپش را قطع می‌کنند، و اگر بجنگد و کسی را نکشد و مالی را نبرد او را نفی بلد و تبعید می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲ من لایحضره الفقیه، ج، ص۶۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۲

۱ -۷

(مائده/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- مَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ أَخَذَ الْمَالَ وَ قَتَلَ کَانَ عَلَیْهِ أَنْ یُقْتَلَ أَوْ یُصْلَبَ وَ مَنْ حَارَبَ فَقَتَلَ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ کَانَ عَلَیْهِ أَنْ یُقْتَلَ وَ لَا یُصْلَبُ وَ مَنْ حَارَبَ فَأَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ کَانَ عَلَیْهِ أَنْ یُقْطَعَ یَدُهُ وَ رِجْلُهُ مِنْ خِلَافٍ وَ مَنْ حَارَبَ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ کَانَ عَلَیْهِ أَنْ یُنْفَی ثُمَّ اسْتَثْنَی عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ: إِلَّا الَّذِینَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ یَعْنِی یَتُوبُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْخُذَهُ الْإِمَامُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- کسی که با خدا بستیزد و مال مردمان را بگیرد و کشتار نماید، باید کشته شود و دار زده شود. و آن که بستیزد و بکشد و مالی نستاند، باید کشته شود و دارش نمی‌زنند، و آن که بستیزد و مال کسی را بگیرد و جان نستاند، باید دست و پایش از خلاف بریده شود و آن که بستیزد و مالی نستاند و خونی نریزد، باید تبعید گردد. و آنگاه خداوند استثنا کرده و می‌فرماید: «إِلاَّ الَّذِینَ تَابُواْ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُواْ علَیْهِمْ؛ یعنی پیش از آنکه امام درباره‌ی ایشان حکم نماید، توبه کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۴/ القمی، ج۱، ص۱۶۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۸

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْْ دَاوُدَ الطَّائِیِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُحَارِبِ وَ قُلْتُ لَهُ إِنَّ أَصْحَابَنَا یَقُولُونَ إِنَّ الْإِمَامَ مُخَیَّرٌ فِیهِ إِنْ شَاءَ قَطَعَ وَ إِنْ شَاءَ صَلَبَ وَ إِنْ شَاءَ قَتَلَ فَقَالَ لَا إِنَّ هَذِهِ أَشْیَاءُ مَحْدُودَهًٌْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَإِذَا مَا هُوَ قَتَلَ وَ أَخَذَ قُتِلَ وَ
 صُلِبَ وَ إِذَا قَتَلَ وَ لَمْ یَأْخُذْ قُتِلَ وَ إِذَا أَخَذَ وَ لَمْ یَقْتُلْ قُطِعَ وَ إِنْ هُوَ فَرَّ وَ لَمْ یُقْدَرْ عَلَیْهِ ثُمَّ أُخِذَ قُطِعَ إِلَّا أَنْ یَتُوبَ فَإِنْ تَابَ لَمْ یُقْطَعْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داود طائی از یکی از شیعیان نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی محارب پرسیدم و گفتم: «اصحاب ما می‌گویند که امام در مجازات وی صاحب اختیار است؛ اگر بخواهد، دست و پایش را قطع می‌نماید و اگر بخواهد، دار می‌زند و اگر بخواهد، می‌کشد»؟ فرمود: «نه، این امور در کتاب خداوند عزّوجلّ مشخّص شده است و اگر بکشد و بگیرد، کشته شده و به دار آویخته می‌شود و اگر بکشد و مالی نگیرد، کشته می‌شود و اگر بگیرد و نکشد، دست و پایش قطع می‌شود و اگر گریخت و نتوانستند او را بگیرند و بعدها او را بگیرند، دست و پایش قطع می‌شود، مگر آنکه توبه کند و اگر توبه کند، دست و پایش قطع نمی‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۹

(مائده/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَال: مَنْ شَهَرَ السِّلَاحَ فِی مِصْرٍ مِنَ الْأَمْصَارِ فَعَقَرَ اقْتُصَّ مِنْهُ وَ نُفِیَ مِنْ تِلْکَ الْبَلْدَهًِْ وَ مَنْ شَهَرَ السِّلَاحَ فِی غَیْرِ الْأَمْصَارِ فَضَرَبَ وَ عَقَرَ وَ أَخَذَ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ فَهُوَ مُحَارِبٌ جَزَاؤُهُ جَزَاءُ الْمُحَارِبِ وَ أَمْرُهُ إِلَی الْإِمَامِ إِنْ شَاءَ قَتَلَهُ وَ صَلَبَهُ وَ إِنْ شَاءَ قَطَعَ یَدَهُ وَ رِجْلَهُ قَالَ وَ إِنْ حَارَبَ وَ قَتَلَ وَ أَخَذَ الْمَالَ فَعَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْطَعَ یَدَهُ الْیَمِینَ بِالسَّرِقَهًِْ ثُمَّ یَدْفَعَهُ إِلَی أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ فَیَتْبَعُونَهُ بِالْمَالِ ثُمَّ یَقْتُلُونَهُ فَقَالَ لَهُ أَبُوعُبَیْدَهًَْ أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ‌رَأَیْتَ إِنْ عَفَا عَنْهُ أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنْ عَفَوْا عَنْهُ فَعَلَی الْإِمَامِ أَنْ یَقْتُلَهُ لِأَنَّهُ قَدْ حَارَبَ وَ قَتَلَ وَ سَرَقَ فَقَالَ لَهُ أَبُوعُبَیْدَهًَْ فَإِنْ أَرَادَ أَوْلِیَاءُ الْمَقْتُولِ أَنْ یَأْخُذُوا مِنْهُ الدِّیَهًَْ وَ یَدَعُونَهُ أَ‌لَهُمْ ذَلِکَ قَالَ لَا عَلَیْهِ الْقَتْلُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: هرکس در شهری از شهرها سلاح آخت و کسی را مجروح کرد قصاص می‌شود و او را به شهری دیگر تبعید میِ‌کنند. و کسی که خارج از شهرها سلاح آخته کند و ضربه زند و مجروح کند و مال کسی را بستاند ولی خون کسی را نریزد، محارب است و جزای او جزای محارب است و سرنوشت وی با امام است؛ اگر بخواهد می‌کشد و دار می‌زند و اگر بخواهد دست و پایش را از خلاف می‌برد و اگر بجنگد و بکشد و مالی را بستاند، امام بایستی دست راستش را به خاطر دزدی قطع کند، آنگاه وی را به اولیای دم بسپارد تا او را به گرفتن مال جریمه کنند و آنگاه او را بکشند». ابوعبیده به حضرت گفت: «خداوند حفظت نماید، آیا اولیای دم می‌توانند از جنایت وی بگذرند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «اگر چنین کردند امام بایستی وی را بکشد زیرا که جنگیده و کشته و سرقت نموده است». ابوعبیده گفت: «و اگر اولیای دم بخواهند از وی دیه بگیرند و رهایش کنند چنین چیزی ممکن است»؟ فرمود: «خیر باید کشته شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۴/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۱۰

(مائده/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- مَنْ حَمَلَ السِّلَاحَ بِاللَّیْلِ فَهُوَ مُحَارِبٌ إِلَّا أَنْ یَکُونَ رَجُلًا لَیْسَ مِنْ أَهْلِ الرِّیبَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هرکس به‌هنگام شب با اسلحه بگردد محارب محسوب می‌شود مگر آنکه از اهل ریبه نباشد (یعنی هویّتش روشن باشد یا پاسبان و شبگرد که سر و کارشان با اسلحه است).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۸

و برای فساد در روی زمین تلاش می‌کنند

۲ -۱

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا زَنَی الرَّجُلُ یُجْلَدُ وَ یَنْبَغِی لِلْإِمَامِ أَنْ یَنْفِیَهُ مِنَ الْأَرْضِ الَّتِی جُلِدَ بِهَا إِلَی غَیْرِهَا سَنَهًًْ وَ کَذَلِکَ یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ إِذَا سَرَقَ وَ قُطِعَتْ یَدُهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اگر مردی زنا نماید تازیانه زده می‌شود و شایسته است که امام او را از سرزمینی که در آن تازیانه خورده تا یک سال تبعید نماید و همچنین است اگر مردی سرقت نمود و دستش قطع گردید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۲۸۴/ البرهان

۲ -۲

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عُبَیْدَهًَْ بْنِ بَشِیرٍ الْخَثْعَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَاطِعِ الطَّرِیقِ وَ قُلْتُ إِنَ النَّاسَ یَقُولُونَ الْإِمَامُ فِیهِ مُخَیَّرٌ أَیَ شَیْءٍ شَاءَ صَنَعَ قَالَ لَیْسَ أَیَّ شَیْءٍ شَاءَ صَنَعَ وَ لَکِنْ یَصْنَعُ بِهِمْ عَلَی قَدْرِ جِنَایَاتِهِمْ فَقَالَ مَنْ قَطَعَ الطَّرِیقَ فَقَتَلَ وَ أَخَذَ الْمَالَ قُطِعَتْ یَدُهُ وَ رِجْلُهُ وَ صُلِبَ وَ مَنْ قَطَعَ الطَّرِیقَ وَ قَتَلَ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ قُتِلَ وَ مَنْ قَطَعَ الطَّرِیقَ وَ لَمْ یَأْخُذِ الْمَالَ وَ لَمْ یَقْتُلْ نُفِیَ مِنَ الْأَرْضِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعبیدهًْ‌بن‌بشیر خثعمی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی راهزن پرسیدم و گفتم: «مردم می‌گویند: «امام درباره‌ی وی مخیّر است تا هرچه خواهد انجام دهد»؟ فرمود: «این‌گونه نیست که هرچه بخواهد، می‌کند، بلکه به اندازه‌ی جنایتشان ایشان را مجازات می‌کند: هرکس راهزنی کرد و کشت و اموال مردم را سلب نمود، دست و پایش قطع می‌شود و به دار آویخته می‌شود و هر کس راهزنی کرد و کشت و مال کسی را نستاند، کشته می‌شود و هرکس راهزنی کرد و مال مردم را گرفت و کسی را نکشت، دست و پایش به‌صورت مخالف هم قطع می‌شود و هرکس راهزنی کرد و مال کسی را نگرفت و کسی را نکشت، به سرزمینی دیگر تبعید می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴ الإستبصار، ج۴، ص۲۵۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۳

(مائده/ ۳۴)

 

الجواد (علیه السلام)- أَحْمَدَ‌بْنِ‌الْفَضْلِ الْخَاقَانِیِّ مِنْ آلِ رَزِینٍ قَالَ: قُطِعَ الطَّرِیقُ بِجَلُولَاءَ عَلَی السَّابِلَهًِْ مِنَ الْحَاجِّ وَ غَیْرِهِمْ وَ أَفْلَتَ الْقُطَّاعُ إِلَی أَنْ قَالَ وَ طَلَبَهُمُ الْعَامِلُ حَتَّی ظَفِرَ بِهِمْ ثُمَّ کَتَبَ بِذَلِکَ إِلَی الْمُعْتَصِمِ فَجَمَعَ الْفُقَهَاءَ وَ ابْنَ أَبِی‌دَاوُدَ ثُمَّ سَأَلَ الْآخَرِینَ عَنِ الْحُکْمِ فِیهِمْ وَ أَبُوجَعْفَرٍ مُحَمَّدُ‌بْنُ عَلِیٍّ الرِّضَا (علیه السلام) حَاضِرٌ فَقَالُوا قَدْ سَبَقَ حُکْمُ اللَّهِ فِیهِمْ فِی قَوْلِهِ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ وَ لِامیرالمؤمنین (علیه السلام) أَنْ یَحْکُمَ بِأَیِّ ذَلِکَ شَاءَ مِنْهُمْ قَالَ فَالْتَفَتَ إِلَی أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ قَالَ أَخْبِرْنِی بِمَا عِنْدَکَ قَالَ إِنَّهُمْ قَدْ أَضَلُّوا فِیمَا أَفْتَوْا بِهِ وَ الَّذِی یَجِبُ فِی ذَلِکَ أَنْ یَنْظُرَ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ فِی هَؤُلَاءِ الَّذِینَ قَطَعُوا الطَّرِیقَ فَإِنْ کَانُوا أَخَافُوا السَّبِیلَ فَقَطْ وَ لَمْ یَقْتُلُوا أَحَداً وَ لَمْ یَأْخُذُوا مَالًا أَمَرَ بِإِیدَاعِهِمُ الْحَبْسَ فَإِنَّ ذَلِکَ مَعْنَی نَفْیِهِمْ مِنَ الْأَرْضِ بِإِخَافَتِهِمُ السَّبِیلَ وَ إِنْ کَانُوا أَخَافُوا السَّبِیلَ وَ قَتَلُوا النَّفْسَ أَمَرَ بِقَتْلِهِمْ وَ إِنْ کَانُوا أَخَافُوا السَّبِیلَ وَ قَتَلُوا النَّفْسَ وَ أَخَذُوا الْمَالَ أَمَرَ بِقَطْعِ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلِهِمْ مِنْ خِلَافٍ وَ صَلْبِهِمْ بَعْدَ ذَلِکَ فَکَتَبَ إِلَی الْعَامِلِ بِأَنْ یَمْتَثِلَ ذَلِکَ فِیهِمْ.

 

امام جواد (علیه السلام)- احمدبن‌فضل خاقانی گوید: در جلولاء و بر جاده کاروان رو از حجّاج و غیر حجّاج، راهزنان به رهگذران زدند و گریختند ... پس عامل در پی آن‌ها آمد و بر آنان دست یافت و همگی را در سیطره‌ی خود گرفت و آنگاه به معتصم نامه‌ای نوشت و او فقها و ابن ابی‌داوود را گرد آورد. وی رای ابن‌ابی‌دؤاد را جاری دانست و آنگاه نظر دیگران درباره‌ی حکم مربوط به ایشان را جویا شد، حال آنکه ابوجعفر محمّدبن‌علی الرّضا (علیه السلام) نیز حضور داشت». گفتند: «حکم خداوند درباره‌ی ایشان پیش از این در آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ آمده است و امیرمؤمنان (علیه السلام) می‌تواند به هر یک از این احکام حکم نماید. وی رو به امام جواد (علیه السلام) نمود». و گفت: «نظر شما چیست»؟ فرمود: «ایشان در آنچه فتوا نمودند، راه نادرست رفتند، و آنچه که در این امر واجب است آن است که امیرمؤمنان به حال این راهزنان بنگرد و اگر ایشان رهگذران را تنها ترسانده باشند و کسی را نکشته یا مالی را سلب نکرده‌اند، ایشان را حبس نماید و این معنی تبعید آن‌ها از سرزمین پس از ترساندن رهگذران می‌باشد، و اگر رهگذران را ترسانده و کسی را کشته‌اند، به قتل آن‌ها دستور بدهد و اگر رهگذران را ترسانده و کسی را کشته باشند و مالی را دزدیده باشند»، امیر دستور دهد دست و پای آن‌ها را از خلاف قطع کرده و پس از آن به دارشان آویزند». وی به عامل خود نوشت که این حکم را در حقّ آن‌ها اجرا نماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۴/ البرهان/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۱

۲ -۴

(مائده/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام) قَال إِذَا دَخَلَ عَلَیْکَ رَجُلٌ یُرِیدُ أَهْلَکَ وَ مَا تَمْلِکُ فَابْدُرْهُ بِالضَّرْبَهًِْ إِنِ اسْتَطَعْتَ فَإِنَّ اللِّصَّ مُحَارِبٌ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) فَاقْتُلْهُ فَمَا تَبِعَکَ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ عَلَیَّ.

 

امام باقر (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است که پدر بزرگوارش فرمود: اگر کسی بر تو وارد شد و خواست به اهل تو و اموال تو دست درازی کند اگر توانستی او را بزن، دزد در جنگ با خدا و رسول خداست، او را بکش پس اگر چیزی در آن بر تو باشد بر گردن من است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۴

۲ -۵

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ وَ لَا یَحِلُّ قَتْلُ أَحَدٍ مِنَ الْکُفَّارِ وَ النُّصَّابِ فِی دَارِ التَّقِیَّهًِْ إِلَّا قَاتِلٍ‌أَوْ سَاعٍ فِی فَسَادٍ وَ ذَلِکَ إِذَا لَمْ تَخَفْ عَلَی نَفْسِکَ وَ لَا عَلَی أَصْحَابِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس که در راه دفاع از مال خودش کشته شود شهید است و درکشوری که بایستی تقیّه نمود کشتن هیچ یک از کفّار و ناصبی‌ها حلال نیست مگر کسی که قاتل باشد یا در راه فساد [در روی زمین] قدم بردارد و این درصورتی است که نسبت به جان خودت و جان یارانت ترسی نداشته باشی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۴

[و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند]، فقط این است که اعدام شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا دست و پای آن‌ها، بعکس یکدیگر [چهار انگشت از دست راست و چهار انگشت از پای چپ]، بریده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند

۳ -۱

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن طَلْحَهًَْ‌بْنِ‌زَیْدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ کَانَ أَبِی (علیه السلام) یَقُولُ إِنَّ لِلْحَرْبِ حُکْمَیْنِ إِذَا کَانَتِ الْحَرْبُ قَائِمَهًًْ لَمْ تَضَعْ أَوْزَارَهَا وَ لَمْ یُثْخَنْ أَهْلُهَا فَکُلُّ أَسِیرٍ أُخِذَ فِی تِلْکَ الْحَالِ فَإِنَّ الْإِمَامَ فِیهِ بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ ضَرَبَ عُنُقَهُ وَ إِنْ شَاءَ قَطَعَ یَدَهُ وَ رِجْلَهُ مِنْ خِلَافٍ بِغَیْرِ حَسْمٍ وَ تَرَکَهُ یَتَشَحَّطُ فِی دَمِهِ حَتَّی یَمُوتَ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ أَ لَا تَرَی أَنَّ الْمُخَیَّرَ الَّذِی خَیَّرَ اللَّهُ الْإِمَامَ عَلَی شَیْءٍ وَاحِدٍ وَ هُوَ الْکُفْرُ وَ لَیْسَ هُوَ عَلَی أَشْیَاءَ مُخْتَلِفَهًٍْ فَقُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ قَالَ ذَلِکَ الطَّلَبُ أَنْ تَطْلُبَهُ الْخَیْلُ حَتَّی یَهْرُبَ فَإِنْ أَخَذَتْهُ الْخَیْلُ حُکِمَ عَلَیْهِ بِبَعْضِ الْأَحْکَامِ الَّتِی وَصَفْتُ لَکَ وَ الْحُکْمُ الْآخَرُ إِذَا وَضَعَتِ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا وَ أُثْخِنَ أَهْلُهَا فَکُلُّ أَسِیرٍ أُخِذَ فِی تِلْکَ الْحَالِ فَکَانَ فِی أَیْدِیهِمْ فَالْإِمَامُ فِیهِ بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ مَنَّ عَلَیْهِمْ فَأَرْسَلَهُمْ وَ إِنْ شَاءَ فَادَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ وَ إِنْ شَاءَ اسْتَعْبَدَهُمْ فَصَارُوا عَبِیداً.

 

امام باقر (علیه السلام)- طلحهًْ‌بن‌زید گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: پدرم می‌فرمود: جنگ دو حکم دارد: اگر هنوز بر پا بود و شدّت آن فرو نخوابیده بود و جنگجویان هنوز به ستوه نیامده‌اند، هر اسیری که در این حال گرفته شود، امام درباره‌ی وی حق تصمیم‌گیری دارد، اگر بخواهد، گردنش را بزند و اگر بخواهد، دست و پایش را از خلاف و بدون تعین، بزند و بگذارد وی در خون خود دست و پا بزند تا جان بسپارد و این قول حق تعالی است که می‌فرماید: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ آیا نمی‌بینی مخیّر نمودنی و حقّ انتخابی‌که خداوند امام را در آن صاحب اختیار کرده است، بر یک چیز است و آن کل [این چهار مورد] است، و تخییر بر امور مختلف نیست». به جعفربن‌محمّد (علیه السلام) عرض کردم: «درباره‌ی سخن الهی: أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ توضیح دهید». فرمود: این برای تعقیب است. به این شکل که سواران وی را تعقیب کنند و او بگریزد و چون سواران وی را گرفتند، براساس یکی از احکامی که آن را وصف نمودم، بر وی حکم گردد. و امّا حکم دیگر، آن زمانی است که شدّت جنگ به پایان رسیده و جنگجویان بسیاری کشته شده‌اند و هر اسیری‌که در این حال گرفته شود در دست ایشان می‌باشد و امام حقّ گزینش دارد؛ اگر بخواهد، بر آنان منّت می‌نهد [و رهایشان می‌سازد] و اگر بخواهد، در برابر جانشان از ایشان فدیه می‌گیرد و اگر بخواهد ایشان را به بردگی می‌گیرد و آنان برده می‌گردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶ الکافی، ج۵، ص۳۲/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۱۴۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۷۱/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(مائده/ ۳۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَدِمَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَوْمٌ مِنْ بَنِی ضَبَّهًَْ مَرْضَی فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَقِیمُوا عِنْدِی فَإِذَا بَرَأْتُمْ بَعَثْتُکُمْ فِی سَرِیَّهًٍْ فَقَالُوا أَخْرِجْنَا مِنَ الْمَدِینَهًِْ فَبَعَثَ بِهِمْ إِلَی إِبِلِ الصَّدَقَهًِْ یَشْرَبُونَ مِنْ أَبْوَالِهَا وَ یَأْکُلُونَ مِنْ أَلْبَانِهَا فَلَمَّا بَرَءُوا وَ اشْتَدُّوا قَتَلُوا ثَلَاثَهًًْ مِمَّنْ کَانُوا فِی الْإِبِلِ فَبَلَغَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَبَعَثَ إِلَیْهِمْ عَلِیّاً (علیه السلام) فَهُمْ فِی وَادٍ قَدْ تَحَیَّرُوا لَیْسَ یَقْدِرُونَ أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهُ قَرِیباً مِنْ أَرْضِ الْیَمَنِ فَأَسَرَهُمْ وَ جَاءَ بِهِمْ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ عَلَیْهِ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ فَاخْتَارَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْقَطْعَ فَقَطَعَ أَیْدِیَهُمْ وَ أَرْجُلَهُمْ مِنْ خِلَافٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: قومی بیمار از بنی‌ضبّه نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به ایشان گفت: «نزد من بمانید و چون بهبود یافتید، شما را به سریه‌ای می‌فرستم». گفتند: «ما را از مدینه بیرون فرست و پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایشان را به محل نگهداری شتران صدقه فرستاد و از ادرار آن‌ها می‌نوشیدند و از شیر آن‌ها می‌خوردند و چون حالشان بهبود یافت و توانمند شدند، سه تن از چوپانان شتران را کشتند و چون این خبر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید، علی (علیه السلام) را فرستاد و آن گروه، ناگهان خود را در درّه‌ای نزدیک به خاک یمن یافتند و متحیّر مانده، راه گریزی به بیرون آن نداشتند و علی (علیه السلام) ایشان را اسیرکرده و نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آورد و این آیه نازل شد إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قطع‌کردن دست‌ها و پاهایشان از خلاف را انتخاب کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸ الکافی، ج۷، ص۲۴۵/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۴/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۷/ دعایم الاسلام، ج۲، ص۴۷۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۳

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن جَمِیلِ‌بن‌دَراج قال: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ ... فَقُلْتُ أَیُّ شَیْءٍ عَلَیْهِمْ مِنْ هَذِهِ الْحُدُودِ الَّتِی سَمَّی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قَالَ ذَلِکَ إِلَی الْإِمَامِ إِنْ شَاءَ قَطَعَ وَ إِنْ شَاءَ صَلَبَ وَ إِنْ شَاءَ نَفَی وَ إِنْ شَاءَ قَتَلَ قُلْتُ النَّفْیُ إِلَی أَیْنَ قَالَ یُنْفَی مِنْ مِصْرٍ إِلَی مِصْرٍ آخَرَ وَ قَالَ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) نَفَی رَجُلَیْنِ مِنَ الْکُوفَهًِْ إِلَی الْبَصْرَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- جمیل‌بن‌درّاج گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ پرسیدم و گفتم: «کدام یک از این حدود که خداوند نام برده بر ایشان است»؟ فرمود: «این به عهده‌ی امام است، اگر بخواهد، قطع می‌کند و اگر بخواهد، دار می‌زند و اگر بخواهد، تبعید می‌نماید و اگر بخواهد، می‌کشد». گفتم: «به کجا تبعید می‌شود»؟ فرمود: «از شهری به شهری دیگر تبعید می‌شود و امیرالمؤمنین (علیه السلام) دو مرد را از کوفه به بصره تبعید نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸ الکافی، ج۷، ص۲۴۵/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۳/ الإستبصار، ج۴، ص۲۵۶/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۶/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۵۷۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۰۸/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۴

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن بُرَیْدِ‌بْنِ‌مُعَاوِیَهًَْ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ قَالَ ذَلِکَ إِلَی الْإِمَامِ یَفْعَلُ بِهِ مَا یَشَاءُ قُلْتُ فَمُفَوَّضٌ ذَلِکَ إِلَیْهِ قَالَ لَا وَ لَکِنْ نَحْوَ الْجِنَایَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- بریدبن‌معاویه گوید: مردی از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ پرسید». و ایشان فرمود: «این با امام است که با او هرچه بخواهد، می‌کند». گفتم: «پس تصمیم به او واگذار شده است»؟ فرمود: «خیر، بلکه به اندازه‌ی جنایت شخص است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰ الکافی، ج۷، ص۲۴۶/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۰۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۶/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۵

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن سَمَاعَهًَْ‌بْنِ‌مِهْرَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ قَالَ الْإِمَامُ فِی الْحُکْمِ فِیهِمْ بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ قَتَلَ وَ إِنْ شَاءَ صَلَبَ وَ إِنْ شَاءَ قَطَعَ وَ إِنْ شَاءَ نَفَی مِنَ الْأَرْضِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سماعهًْ‌بن‌مهران نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ فرمود: «امام در حکم بر ایشان دارای اختیار است؛ اگر بخواهد، می‌کشد و اگر بخواهد، دار می‌زند و اگر بخواهد، قطع می‌نماید و اگر بخواهد، از سرزمین تبعید می‌نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۵۶/ البرهان

۳ -۶

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- کُلُّ شَیْءٍ فِی الْقُرْآنِ أَوْ فَصَاحِبُهُ بِالْخِیَارِ یَخْتَارُ مَا شَاءَ ... فُوِّضَ إِلَی إِمَامٍ فِی المُحَارِبِ أَن یَصنَعَ مَا شَاءَ وَ قَالَ کُلُّ شَیْءٍ فِی الْقُرْآنِ أَوْ فَصَاحِبُهُ بِالْخِیَارِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هر حکمی که در قرآن؛ کلمه «أو» است پس صاحب و پیرو آن مختار است اختیار نموده و برگزیند هرکدام را بخواهد... خداوند حکم محارب را در اختیار امام قرار داده که هرکاری می‌خواهد انجام دهد و فرمود: «هر چیز که در قرآن با لفظ «أو» آمده، شخص می‌تواند انتخاب کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰ نورالثقلین

و یا از سرزمین خود تبعید گردند

۴ -۱

(مائده/ ۳۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عن أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: کَانَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) إِذَا نَفَی أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ نَفَاهُ إِلَی أَقْرَبِ بَلَدٍ مِنْ أَهْلِ الشِّرْکِ إِلَی الْإِسْلَامِ فَنَظَرَ فِی ذَلِکَ فَکَانَتِ الدَّیْلَمُ أَقْرَبَ أَهْلِ الشِّرْکِ إِلَی الْإِسْلَام.

 

امام علی (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیوسته امیرالمؤمنین (علیه السلام) اگر فردی را تبعید می‌کرد، او را به شهری از اهل شرک که به اسلام نزدیک‌تر بودند، تبعید می‌کرد. امام در این ارتباط نظرشان این بود که دیلم از همه‌ی [شهرهای] مشرکان به اسلام نزدیک‌تر بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۸

۴ -۲

(مائده/ ۳۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عن أَبِی‌بَصِیرٍ قَال سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِنْفَاءِ مِنَ الْأَرْضِ کَیْفَ هُوَ؟ قَالَ یُنْفَی مِنْ بِلَادِ الْإِسْلَامِ کُلِّهَا فَإِنْ قُدِرَ عَلَیْهِ فِی شَیْءٍ مِنْ أَرْضِ الْإِسْلَامِ قُتِلَ وَ لَا أَمَانَ لَهُ حَتَّی یَلْحَقَ بِأَرْضِ الشِّرْکِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام (علیه السلام) درباره‌ی تبعید از سرزمین پرسیدم که آن چگونه است؟ فرمود: «از همه‌ی سرزمین اسلام تبعید می‌شود و اگر در بخشی از سرزمین اسلام تسلّط بر او پیدا شد، کشته می‌شود و امانی برای او نیست تا به سرزمین شرک ملحق شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۸

۴ -۳

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌طَلْحَهًْ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یُقَتَّلُوا ... هَذَا نَفْیُ الْمُحَارَبَهًِْ غَیْرُ هَذَا النَّفْیِ قَالَ یَحْکُمُ عَلَیْهِ الْحَاکِمُ بِقَدْرِ مَا عَمِلَ وَ یُنْفَی وَ یُحْمَلُ فِی الْبَحْرِ ثُمَّ یُقْذَفُ بِهِ لَوْ کَانَ النَّفْیُ مِنْ بَلَدٍ إِلَی بَلَدٍ کَأَنْ یَکُونَ إِخْرَاجُهُ مِنْ بَلَدٍ إِلَی بَلَدٍ آخَرَ عِدْلَ الْقَتْلِ وَ الصَّلْبِ وَ الْقَطْعِ وَ لَکِنْ یَکُونُ حَدّاً یُوَافِقُ الْقَطْعَ وَ الصَّلْبَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌طلحه گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ وَیَسْعوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّع أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ پرسیدم که آیا تبعید محاربین با این تبعید متفاوت است»؟ فرمود: «حاکم به اندازه‌ی عمل ایشان بر آنان حکم می‌نماید، تبعید می‌کند و بر دریایش سوار می‌کنند و اگر تبعید از سرزمینی به سرزمین دیگر باشد، وی را از کشتی [به ساحل آن سرزمین] می‌اندازند به‌گونه‌ای که اخراج وی از سرزمینی به سرزمین دیگر همتای قتل و دار زدن و قطع دست و پا باشد، ولی حدّی است که بایستی در اندازه‌ی بریدن دست و پا و به دار کشیدن باشد».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰ الکافی، ج۷، ص۲۴۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۷/ نورالثقلین/ البرهان

۴ -۴

(مائده/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِنَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ ... قَالَ: لَا یُبَایَعُ وَ لَا یُؤْوَی وَ لَا یُطْعَمُ وَ لَا یُتَصَدَّقُ عَلَیْهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ...؛ با وی خرید و فروش نمی‌شود، پناه داده نمی‌شود، به او غذا داده نمی‌شود و به او صدقه داده نمی‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ الکافی، ج۷، ص۲۴۶/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۳۴/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۹۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۱۸/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [35]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد؛ و وسيله‌اى براى تقرّب به او بجوييد؛ و در راه او جهاد‌ كنيد، باشد كه رستگار شويد.

۱

(مائده/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عن سَلْمَانَ الْفَارِسِی عَنْ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی: قُلْ کَفی بِاللهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ فَقَالَ أَنَا هُوَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ وَ قَدْ صَدَّقَهُ اللَّهُ وَ أَعْطَاهُ الْوَسِیلَهًَْ فِی الْوَصِیَّهًِْ وَ لَا یُخَلِّی أُمَّتَهُ (صلی الله علیه و آله) مِنْ وَسِیلَتِهِ إِلَیْهِ وَ إِلَی اللَّهِ فَقَالَ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ.

 

امام علی (علیه السلام)- سلمان (رحمة الله علیه) نقل می‌کند: امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره‌ی آیه: بگو: خدا و هر کس که از کتاب آگاهی داشته باشد، به شهادت میان من و شما کافی است. (رعد/۴۳)؛ فرمود: «منم آن که ام الکتاب نزد اوست. و خداوند او را تصدیق نمود و او را در وصیّت وسیله‌ی بخشش نمود و هیچ امّتی را از دستاویزی به وی و به خداوند، بی‌نیازی نیست که خداوند می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ الله وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۳۲/ بصایرالدرجات، ص۲۱۶/ المناقب، ج۳، ص۷۵/ البرهان

۲

(مائده/ ۳۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُمُ الْعُرْوَهًُْ الْوُثْقَی وَ هُمُ الْوَسِیلَهًُْ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَل.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- امامان و پیشوایان [پس از من] همگی از فرزندان حسین می‌باشند، و هرکس از ایشان فرمان برد، خدا را اطاعت کرده، و هرکس نافرمانی آنان کند خدا را معصیت کرده است، و ایشان چنگاویز محکم و دستگیره استوار هستند، و اینان راهنما به سوی خداوند عزّوجلّ هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۵۸/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۳۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ فَقَالَ: تَقَرَّبُوا إِلَیْهِ بِالْإِمَامِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ؛ به‌واسطه‌ی امام به خداوند نزدیکی جویید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ القمی، ج۱، ص۱۶۸/ نورالثقلین/ البرهان

۴

(مائده/ ۳۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سَلُوا اللَّهَ لِیَ الْوَسِیلَهًَْ فَإِنَّهَا دَرَجَهًٌْ فِی الْجَنَّهًِْ لَا یَنَالُهَا إِلَّا عَبْدٌ وَاحِدٌ وَ أَرْجُو أَنْ أَکُونَ أَنَا هُوَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از خدا برای من وسیله را بخواهید که آن جایگاه و مرتبه‌ای در بهشت است که تنها یک بنده به آن دسترسی دارد و امید آن دارم که آن بنده من باشم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ البرهان

۵

(مائده/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی الْجَنَّهًِْ لُؤْلُؤَتَانِ إِلَی بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِحْدَاهُمَا بَیْضَاءُ وَ الْأُخْرَی صَفْرَاءُ فِی کُلِّ وَاحِدَهًٍْ مِنْهَا سَبْعُونَ أَلْفَ غُرْفَهًٍْ أَبْوَابُهَا وَ أَکْوَابُهَا مِنْ عِرْقٍ وَاحِدٍ فَالْبَیْضَاءُ الْوَسِیلَهًُْ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام) وَ الصَّفْرَاءُ لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- در بهشت دو مروارید در میانه‌ی عرش هست؛ یکی سپید و دیگری زرد است و در هر یک از آن‌ها هفتاد هزار اتاق است که درها و جام‌های آن از یک جنس می‌باشند و سفید: وسیله‌ی محمّد (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) اوست و زرد: از آن ابراهیم (علیه السلام) و خاندان وی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ المناقب، ج۴، ص۳۹۹/ نورالثقلین/ البرهان

۶

(مائده/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- خُطبَهًٌْ لِأَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ هِیَ خُطبَهًَُْ الوَسِیلَهًِْ قَالَ (علیه السلام) فِیهَا: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَعَدَ نَبِیَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) الْوَسِیلَهًَْ وَ وَعْدُهُ الْحَقُ وَ لَنْ یُخْلِفَ اللهُ وَعْدَهُ أَلَا وَ إِنَّ الْوَسِیلَهًَْ عَلَی دَرَجِ الْجَنَّهًِْ وَ ذِرْوَهًِْ ذَوَائِبِ الزُّلْفَهًِْ وَ نِهَایَهًِْ غَایَهًِْ الْأُمْنِیَّهًِْ لَهَا أَلْفُ مِرْقَاهًٍْ مَا بَیْنَ الْمِرْقَاهًِْ إِلَی الْمِرْقَاهًِْ حُضْرُ الْفَرَسِ الْجَوَادِ مِائَهًَْ عَامٍ وَ هُوَ مَا بَیْنَ مِرْقَاهًِْ دُرَّهًْ إِلَی مِرْقَاهًِْ جَوْهَرَهًٍْ إِلَی مِرْقَاهًِْ زَبَرْجَدَهًٍْ إِلَی مِرْقَاهًِْ لُؤْلُؤَهًٍْ إِلَی مِرْقَاهًِْ یَاقُوتَهًٍْ إِلَی مِرْقَاهًِْ زُمُرُّدَهًٍْ إِلَی مِرْقَاهًِْ مَرْجَانَهًٍْ إِلَی مِرْقَاهًِْ کَافُورٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ عَنْبَرٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ یَلَنْجُوجٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ ذَهَبٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ غَمَامٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ هَوَاءٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ نُورٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَی کُلِّ الْجِنَانِ وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَوْمَئِذٍ قَاعِدٌ عَلَیْهَا مُرْتَدٍ بِرَیْطَتَیْنِ رَیْطَهًٍْ مِنْ رَحْمَهًِْ اللَّهِ وَ رَیْطَهًٍْ مِنْ نُورِ اللَّهِ عَلَیْهِ تَاجُ النُّبُوَّهًِْ وَ إِکْلِیلُ الرِّسَالَهًِْ قَدْ أَشْرَقَ بِنُورِهِ الْمَوْقِفُ وَ أَنَا یَوْمَئِذٍ عَلَی الدَّرَجَهًِْ الرَّفِیعَهًِْ وَ هِیَ دُونَ دَرَجَتِهِ وَ عَلَیَّ رَیْطَتَانِ رَیْطَهًٌْ مِنْ أُرْجُوَانِ النُّورِ وَ رَیْطَهًٌْ مِنْ کَافُورٍ وَ الرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) قَدْ وَقَفُوا عَلَی الْمَرَاقِی وَ أَعْلَامُ الْأَزْمِنَهًِْ وَ حُجَجُ الدُّهُورِ عَنْ أَیْمَانِنَا وَ قَدْ تَجَلَّلَهُمْ حُلَلُ النُّورِ وَ الْکَرَامَهًِْ لَا یَرَانَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ إِلَّا بُهِتَ بِأَنْوَارِنَا وَ عَجِبَ مِنْ ضِیَائِنَا وَ جَلَالَتِنَا وَ عَنْ یَمِینِ الْوَسِیلَهًِْ عَنْ یَمِینِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) غَمَامَهًٌْ بَسْطَهًَْ الْبَصَرِ یَأْتِی مِنْهَا النِّدَاءُ یَا أَهْلَ الْمَوْقِفِ طُوبَی لِمَنْ أَحَبَّ الْوَصِیَّ وَ آمَنَ بِالنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) الْأُمِّیِّ الْعَرَبِیِّ وَ مَنْ کَفَرَ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ وَ عَنْ یَسَارِ الْوَسِیلَهًِْ عَنْ یَسَارِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) ظُلَّهًٌْ یَأْتِی مِنْهَا النِّدَاءُ یَا أَهْلَ الْمَوْقِفِ طُوبَی لِمَنْ أَحَبَّ الْوَصِیَّ وَ آمَنَ بِالنَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ الَّذِی لَهُ الْمُلْکُ الْأَعْلَی لَا فَازَ أَحَدٌ وَ لَا نَالَ الرَّوْحَ وَ الْجَنَّهًَْ إِلَّا مَنْ لَقِیَ خَالِقَهُ بِالْإِخْلَاصِ لَهُمَا وَ الِاقْتِدَارِ بِنُجُومِهِمَا فَأَیْقِنُوا یَا أَهْلَ وَلَایَهًِْ اللَّهِ بِبَیَاضِ وُجُوهِکُمْ وَ شَرَفِ مَقْعَدِکُمْ وَ کَرَمِ مَآبِکُمْ وَ بِفَوْزِکُمُ الْیَوْمَ عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ وَ یَا أَهْلَ الِانْحِرَافِ وَ الصُّدُودِ عَنِ اللَّهِ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ رَسُولِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ أَعْلَامِ الْأَزْمِنَهًِْ أَیْقِنُوا بِسَوَادِ وُجُوهِکُمْ وَ غَضَبِ رَبِّکُمْ جَزَاءً بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم! همانا خداوند عزّوجلّ فرستاده‌اش محمّد (صلی الله علیه و آله) را وعده‌ی وسیله داده است و وعده‌اش حق است و خداوند خلف وعده نمی‌کند. هان! آگاه باشید که وسیله، بالاترین درجه‌ی بهشت است و در اوج بلندی‌ها قرار دارد و انتهای آرزوست و هزار نردبان دارد و فاصله‌ی بین هر نردبان و دیگری هزار سال دویدن یک اسب نجیب است و نردبان‌های آن از مروارید، گوهر، زبرجد، لؤلؤ، یاقوت، زمرّد، مرجان، کافور، عنبر، بخار، عود، بخور، طلا، نقره و ابر و هوا و نور می‌باشد و این وسیله بر بالای همه‌ی باغ‌های بهشت قرار دارد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن روز بر روی آن نشسته است و دو جامه‌ی لطیف به تن‌کرده است: یک لباسش از جنس رحمت خدا و دیگری از نور اوست و بر سر آن حضرت تاج نبّوت و اکلیل رسالت است، و این درحالی است که آن مکان را با نورش نورانی کرده است و من در آن روز بر مقامی رفیع قرار دارم که پایین‌تر از مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و من نیز دو لباس لطیف به تن دارم، یکی از شکوفه ارجوان است و دیگری از جنس کافور، و فرستادگان و پیامبران بر روی نردبان‌ها ایستاده‌اند و بزرگان و حجّت‌های همه‌ی ادوار در سمت راست ما قرار دارند، درحالی‌که حلّه‌هایی از نور و کرامت آنان را پوشانده است. و هر فرشته‌ی مقرّب و نبی و فرستاده‌ای که ما را می‌بیند از نور ما مبهوت می‌گردد و از درخشش و شکوه ما شگفت‌زده می‌شود. و در سمت راست وسیله و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ابری است که وسعتش به گستره‌ی نگاه است و ندایی از آن به گوش می‌رسد: ای صاحبان این جایگاه! خوشا به حال کسی که وصی را دوست بدارد و به پیامبر عربی امّی ایمان بیاورد و هرکس کفر ورزد، آتش میعادگاه اوست. در سمت چپ وسیله و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سایه‌ایست که ندایی از آن می‌آید: «ای صاحبان این جایگاه! خوشا به حال کسی که وصی را دوست بدارد و به پیامبر عربی امّی (صلی الله علیه و آله) ایمان بیاورد و قسم به خدایی که پادشاهی برتر از آن اوست، هیچ‌کس رستگار نگردد و به رحمت و بهشت نمی‌رسد، مگر اینکه با اخلاص نسبت به این دو و دنباله‌روی مسیر این دو به دیدار پروردگارش بیاید. پس ای طرفداران ولایت خدا! به روسفیدی و شرافت مقتدایتان (جایگاهتان) و بازگشت کریمانه‌تان و رستگاریتان در این روز درحالی‌که بر روی تخت‌هایی در برابر هم قرار دارید، یقین داشته باشید. و شما ای طرفداران انحراف و منع‌کنندگان از ذکر خداوند و رسول و راهش، و ای بزرگان ادوار، به سیاه‌رویی خویش و خشم پروردگارتان در مقابل اعمالی که کردید، ایمان داشته باشید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲ الکافی، ج۸، ص۲۴/ نورالثقلین

۷

(مائده/ ۳۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا سَأَلْتُمُ اللَّهَ لِی فَسَلُوهُ الْوَسِیلَهًَْ فَسَأَلْنَا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) عَنِ الْوَسِیلَهًِْ فَقَالَ هِیَ دَرَجَتِی فِی الْجَنَّهًِْ وَ هِیَ أَلْفُ مِرْقَاهًٍْ مَا بَیْنَ الْمِرْقَاهًِْ إِلَی الْمِرْقَاهًِْ حُضْرُ الْفَرَسِ الْجَوَادِ شَهْراً وَ هِیَ مَا بَیْنَ مِرْقَاهًِْ جَوْهَرٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ زَبَرْجَدٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ یَاقُوتٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ ذَهَبٍ إِلَی مِرْقَاهًِْ فِضَّهًٍْ فَیُؤْتَی بِهَا یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ حَتَّی تُنْصَبَ مَعَ دَرَجَهًِْ النَّبِیِّینَ فَهِیَ فِی دَرَجَهًِْ النَّبِیِّینَ کَالْقَمَرِ بَیْنَ الْکَوَاکِبِ فَلَا یَبْقَی یَوْمَئِذٍ نَبِیٌّ وَ لَا صِدِّیقٌ وَ لَا شَهِیدٌ إِلَّا قَالَ طُوبَی لِمَنْ کَانَتْ هَذِهِ الدَّرَجَهًُْ دَرَجَتَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوسعید خدری گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر از خدا چیزی برای من خواستید، پس از وی وسیله (دستاویز) را بخواهید». از ایشان پرسیدیم: «وسیله چیست»؟ فرمود: «آن جایگاه من در بهشت است، و آن هزار پلکان نردبان است و بین هرپلکان تا پلکان دیگر نردبانی به اندازه‌ی یک ماه دویدن اسب تیزرو است، و آن بین نردبان گوهر تا نردبان زبرجد، تا نردبان یاقوت، تا نردبان زر، تا نردبان نقره است و در روز قیامت آن را می‌آورند تا در کنار جایگاه پیامبران بنهند، و آن در میان جایگاه‌ها و تخت‌های پیامبران همچون ماه در میان ستارگان است، و هیچ نبی و صدّیق و شهیدی در آن روز نیست، مگر آنکه می‌گوید: خوشا آن را که این جایگاه از آن اوست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴ معانی الأخبار، ص۱۱۶/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا في الْأَرْضِ جَمِيعًا وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لهَمْ عَذَابٌ أَلِيم [36]

 

به يقين كسانى‌ كه كافر‌ شدند، اگر تمام آنچه در زمين است و همانندش، از آن آن‌ها باشد و همه‌ی آن را براى نجات از كيفر روز قيامت بدهند، از آنان پذيرفته‌ نخواهد شد؛ و مجازات دردناكى خواهند ‌داشت.

 

آیه يُريدُونَ أَنْ يَخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجينَ مِنْها وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقيمٌ [37]

 

پيوسته مى‌خواهند از دوزخ خارج‌ شوند، ولى آن‌ها نمى‌توانند از آن خارج‌ گردند؛ و براى آن‌ها مجازاتى پايدار است.

۱

(مائده/ ۳۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ أَعْدَاءُ عَلِیٍّ (علیه السلام) هُمُ الْمُخَلَّدُونَ فِی النَّارِ قَالَ اللَّهُ: وَما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: شنیدم امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید: دشمنان علی (علیه السلام) هستند که در آتش دوزخ جاودانند و خداوند می‌فرماید: وَ مَا هُم بِخَارِجِینَ مِنْهَا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶ العیاشی، ج۱، ص۳۱۷/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۳۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۳۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنَ النَّارِ قَالَ أَعْدَاءُ عَلِیٍ هُمُ الْمُخَلَّدُونَ فِی النَّارِ أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- منصوربن‌حازم گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: وَ مَا هُم بِخَارِجِینَ مِنْهَا پرسیدم. فرمود: «دشمنان علی هستند که تا ابد و تا همیشه‌ی روزگار در آتش دوزخ جاودانند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶ العیاشی، ج۱، ص۳۱۷/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۳۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۳۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جعفر (علیه السلام)عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها قَالَ کَأَنَّکَ تُرِیدُ الْآدَمِیِّینَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ کَانُوا حُوسِبُوا وَ عُذِّبُوا وَ أَنْتُمُ الْمُخَلَّدُونَ فِی الْجَنَّهًِْ قَالَ اللَّهُ إِنَ أَعْدَاءَ عَلِیٍٍّ (علیه السلام) هُمُ الْمُخَلَّدُونَ فِی النَّارِ أَبَدَ الْآبِدِینَ وَ دَهْرَ الدَّاهِرِینَ هَکَذَا تَنْزِیلُهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمران گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند متعال: وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها پرسیدم. فرمود: «گویا مقصود تو انسان‌ها است»؟ عرض کردم: «بله». فرمود: «آن‌ها مورد حساب قرار گرفته و عذاب می‌شوند و شما در بهشت جاودانه هستید». خداوند فرمود: «دشمنان علی (علیه السلام) تا ابد و برای همیشه در آتش جاودانه‌اند». نزولش این‌گونه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶ فرات الکوفی، ص۱۲۲

۴

(مائده/ ۳۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالَ نَافِعُ بْنُ الْأَزْرَقِ لِابْنِ عَبَّاس (رحمة الله علیه):کَیْفَ یَخْرُجُ أَهْلُ النَّارِ وَ هُوَ یَقُولُ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها؟ فَقَالَ: هَذَا فِی الْکُفَّارِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- نافع‌بن‌ازرق به ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گفت: «اهل آتش چگونه بیرون می‌آیند درحالی‌که خداوند می‌فرماید: وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها»؟ گفت: «این آیه درباره‌ی کافران است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶ متشابه القرآن، ج۲، ص۸۸

 

آیه وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالاً مِنَ اللهِ وَ اللهُ عَزيزٌ حَكيمٌ [38]

 

دست مرد دزد و زن دزد را، به كيفر عملى كه انجام داده‌اند، بعنوان يك مجازات الهى، [به مقدار چهار انگشت] قطع ‌كنيد. و خداوند توانا و حكيم است.

۱

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- حَمَّادِ‌بْنِ‌عِیسَی عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ التَّیَمُّمِ فَتَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما وَ قَالَ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرافِقِ قَالَ فَامْسَحْ عَلَی کَفَّیْکَ مِنْ حَیْثُ مَوْضِعِ الْقَطْعِ وَ قَالَ وَ ما کانَ رَبُّکَ نَسِیًّا.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمّادبن‌عیسی از یکی از شیعیان نقل می‌کند که از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی تیمم پرسیدند و ایشان این آیه را تلاوت کرد: وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعواْ أَیْدِیَهُمَا و فرمود: فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرَافِقِ؛ و فرمود: بر دو دستت از موضع قطع، مسح بکش. و فرمود: و پروردگار تو فراموشکار نیست. (مریم/۶۴)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶ الکافی، ج۳، ص۶۲/ تهذیب الأحکام، ج۱، ص۲۰۷/ الإستبصار، ج۱، ص۱۷۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۳، ص۳۶۵/ مستدرک الوسایل، ج۲، ص۵۴۰/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۸۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۱۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- تفسیرالعیاشی أَنَّهُ کَانَ إِذَا قَطَعَ السَّارِقَ تَرَکَ الْإِبْهَامَ وَ الرَّاحَهًَْ فَقِیلَ لَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) تَرَکْتَ عَامَّهًَْ یَدِهِ قَالَ فَقَالَ لَهُمْ فَإِنْ تَابَ فَبِأَیِ شَیْءٍ یَتَوَضَّأُ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ: وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما جَزاءً بِما کَسَبا نَکالًا مِنَ اللهِ...* فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللهَ ... غَفُورٌ رَحِیمٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- چون دست سارق را قطع کنند، انگشت شست و کف دست برای او باقی گذاشته می‌شود و به حضرت گفتند: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! بخش بیشتر دستش را باقی گذاشته‌ای»؟ ایشان فرمود: «اگر توبه نماید، آنگاه با چه وضو می‌سازد؟ چرا که خدای تعالی می‌فرماید: وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعواْ أَیْدِیَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ الله وَالله عزِیزٌ حَکِیمٌ * فَمَن تَابَ مِن بَعدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ الله یَتُوبُ علَیْهِ إِنَّ الله غَفُورٌ رَّحِیمٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶ العیاشی، ج۱، ص۳۱۸/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۸۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۲۵۳/ البرهان

۳

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْن‌ِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی کَمْ یُقْطَعُ السَّارِقُ؟ فَقَالَ فِی رُبُعِ دِینَارٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ فِی دِرْهَمَیْنِ؟ فَقَالَ فِی رُبُعِ دِینَارٍ بَلَغَ الدِّینَارُ مَا بَلَغَ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ مَنْ سَرَقَ أَقَلَّ مِنْ رُبُعِ دِینَارٍ هَلْ یَقَعُ عَلَیْهِ حِینَ سَرَقَ اسْمُ السَّارِقِ وَ هَلْ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ سَارِقٌ فِی تِلْکَ الْحَالِ فَقَالَ کُلُّ مَنْ سَرَقَ مِنْ مُسْلِمٍ شَیْئاً قَدْ حَوَاهُ وَ أَحْرَزَهُ فَهُوَ یَقَعُ عَلَیْهِ اسْمُ السَّارِقِ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ سَارِقٌ وَ لَکِنْ لَا یُقْطَعُ إِلَّا فِی رُبُعِ دِینَارٍ أَوْ أَکْثَرَ وَ لَوْ قُطِعَتْ أَیْدِی السُّرَّاقِ فِیمَا هُوَ أَقَلُّ مِنْ رُبُعِ دِینَارٍ لَأَلْفَیْتَ عَامَّهًَْ النَّاسِ مُقَطَّعِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «به‌خاطر چقدر دزدی، دست سارق قطع می‌شود»؟ فرمود: «به‌خاطر یک چهارم دینار». گفتم: «یعنی به‌خاطر دو درهم»؟ فرمود: «به‌خاطر ربع دینار، حال ارزش دینار هرقدر که بود». پس گفتم: «آیا کسی که کمتر از یک چهارم دینار برباید، هنگام این کار او را سارق می‌نامند و آیا او نزد خداوند دزد محسوب می‌شود»؟ فرمود: «هرکس از مسلمانی چیزی را که صاحب آن است و به دست آورده برباید، نام سارق بر وی است و نزد خداوند سارق به شمار می‌آید، ولی قطع دست، تنها با ربع دینار و بیش از آن انجام می‌شود و اگر دست در کمتر از ربع دینار بریده شود، تمام مردمان را دست بریده خواهی یافت»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸ الکافی، ج۷، ص۲۲۱/ بحرالعرفان، ج۶، ص۸۸

۴

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- جَرَتْ فِی صَفْوَانَ بْنِ أُمَیَّهًَْ الْجُمَحِیِّ ثَلَاثٌ مِنَ السُّنَنِ إِلَی أَن قَالَ (علیه السلام) وَ کَانَ رَاقِداً فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ تَحْتَ رَأْسِهِ رِدَاؤُهُ فَخَرَجَ یَبُولُ فَجَاءَ وَ قَدْ سُرِقَ رِدَاؤُهُ فَقَالَ مَنْ ذَهَبَ بِرِدَائِی؟ وَ خَرَجَ فِی طَلَبِهِ فَوَجَدَهُ فِی یَدِ رَجُلٍ فَرَفَعَهُ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله)فَقَالَ اقْطَعُوا یَدَهُ فَقَالَ أَ تَقْطَعُ یَدَهُ مِنْ أَجْلِ رِدَائِی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)؟ فَأَنَا أَهَبُهُ لَهُ فَقَالَ أَ لَا کَانَ هَذَا قَبْلَ أَنْ تَأْتِیَنِی بِهِ فَقُطِعَتْ یَدُهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- درباره‌ی صفوان‌بن‌امیه جمحی سه قانون اجراءشد تا اینکه حضرت فرمود: «صفوان در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خواب بود و عبای خود را به زیر سرنهاده بود از مسجد بیرون شد تا ادرار کند چون بازگشت عبایش دزدیده شده بود فریاد زد عبای مرا چه کسی برد»؟ و در جستجوی آن از مسجد بیرون شد عبا را در دست مردی یافت. دزد را به نزد پیغمبر کشاند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود دستش را ببرید». صفوان گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای عبای من دست این مرد بریده شود؟ من عبا را به او بخشیدم». فرمود: «چرا پیش از آنکه به نزد من آورند نبخشیدی، پس دست دزد بریده شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸ الخصال، ج۱، ص۱۹۳/ نورالثقلین

۵

(مائده/ ۳۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ حُرْمَهًُْ السَّرِقَهًِْ لِمَا فِیهِ مِنْ فَسَادِ الْأَمْوَالِ وَ قَتْلِ الْأَنْفُسِ لَوْ کَانَتْ مُبَاحَهًًْ وَ لِمَا یَأْتِی فِی التَّغَاصُبِ مِنَ الْقَتْلِ وَ التَّنَازُعِ وَ التَّحَاسُدِ وَ مَا یَدْعُو إِلَی تَرْکِ التِّجَارَاتِ وَ الصِّنَاعَاتِ فِی الْمَکَاسِبِ وَ اقْتِنَاءِ الْأَمْوَالِ إِذَا کَانَ الشَّیْءُ الْمُقْتَنَی لَا یَکُونُ أَحَدٌ أَحَقَّ بِهِ مِنْ أَحَدٍ وَ عِلَّهًُْ قَطْعِ الْیَمِینِ مِنَ السَّارِقِ لِأَنَّهُ یُبَاشِرُ الْأَشْیَاءَ بِیَمِینِهِ وَ هِیَ أَفْضَلُ أَعْضَائِهِ وَ أَنْفَعُهَا لَهُ فَجُعِلَ قَطْعُهَا نَکَالًا وَ عِبْرَهًًْ لِلْخَلْقِ لِئَلَّا یَبْتَغُوا أَخْذَ الْأَمْوَالِ مِنْ غَیْرِ حِلِّهَا وَ لِأَنَّهُ أَکْثَرُ مَا یُبَاشِرُ السَّرِقَهًَْ بِیَمِینِهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند سرقت را حرام کرد به این دلیل است که اگر سرقت مجاز باشد، اموال از بین می‌رود و کشتار انسان‌ها شکل می‌گیرد و اگر بنا باشد مردم مال یکدیگر را به زور بگیرند، کشتار، درگیری، حسد ورزی نسبت به یکدیگر و چیزهای دیگری پدید می‌آید که سبب می‌شود مردم تجارت‌ها، صنعت‌ها و جمع‌آوری اموال را رها کنند؛ اگر بنا باشد آنچه فراهم آورده‌اند، کسی نسبت به آن از دیگری سزاوارتر نباشد. قطع دست راست سارق به این دلیل است که او با دست راستش به اشیا نزدیک می‌شود و دست راست بهترین عضوها و سودمندترین آن‌ها برای وی است؛ لذا خداوند قطع دست را کیفر و عبرت برای مردم قرار داده است، تا به‌دنبال گرفتن اموال از غیر راه حلال نباشند و باز به این دلیل است که بیشتر موارد سرقت با دست راست است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸ عیون أخبار، ج۲، ص۹۶/ نورالثقلین

۶

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنِ السَّارِقِ لِمَ تُقْطَعُ یَدُهُ الْیُمْنَی وَ رِجْلُهُ الْیُسْرَی وَ لَا تُقْطَعُ یَدُهُ الْیُمْنَی وَ رِجْلُهُ الْیُمْنَی فَقَالَ (علیه السلام) مَا أَحْسَنَ مَا سَأَلْتَ إِذَا قُطِعَتْ یَدُهُ الْیُمْنَی وَ رِجْلُهُ الْیُمْنَی سَقَطَ عَلَی جَانِبِهِ الْأَیْسَرِ وَ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی الْقِیَامِ فَإِذَا قُطِعَتْ یَدُهُ الْیُمْنَی وَ رِجْلُهُ الْیُسْرَی اعْتَدَلَ وَ اسْتَوَی قَائِماً قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ یَقُومُ وَ قَدْ قُطِعَتْ رِجْلُهُ قَالَ إِنَّ الْقَطْعَ لَیْسَ مِنْ حَیْثُ رَأَیْتَ یُقْطَعُ إِنَّمَا یُقْطَعُ الرِّجْلُ مِنَ الْکَعْبِ وَ یُتْرَکُ مِنْ قَدَمِهِ مَا یَقُومُ عَلَیْهِ یُصَلِّی وَ یَعْبُدُ اللَّهَ قُلْتُ لَهُ مِنْ أَیْنَ تُقْطَعُ الْیَدُ قَالَ تُقْطَعُ الْأَرْبَعُ أَصَابِعَ وَ تُتْرَکُ الْإِبْهَامُ یَعْتَمِدُ عَلَیْهَا فِی الصَّلَاهًِْ وَ یَغْسِلُ بِهَا وَجْهَهُ لِلصَّلَاهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌هلالی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «برای من توضیح دهید چرا انگشتان دست راست، و پای چپ دزد را قطع می‌کنند، و انگشتان دست راست و پای راست را نمی‌برند»؟ فرمود: «چه سؤال خوبی کردی، پاسخش این ست که اگر دست راست و پای راست او را ببرند موازنه و تعادل پیکرش به هم می‌خورد و ناچار از سوی چپ بر زمین ساقط می‌شود و نمی‌تواند به‌پا خیزد، و چنانچه دست راست و پای چپش را قطع کنند تعادلش را از دست نمی‌دهد و می‌تواند راست بایستد»، پرسیدم: «فدایت شوم! چگونه می‌تواند برپا خیزد و حال آنکه پایش بریده‌شده است». فرمود: «از اینجا که دیده‌ای اینان قطع می‌کنند نباید قطع کرد، بلکه از برآمدگی روی پا قطع می‌کنند و آن را کعب گویند، و قدم و پاشنه پا باقی می‌ماند که با آن بتواند برخیزد و روی پا بایستد، و نماز بگزارد و خدا را عبادت کند»، عرض کردم: «دست را از کجا جدا می‌کنند»؟ فرمود: «چهار انگشت را می‌برند و شست را می‌گذارند که به آن در نماز تکیه کند و برخیزد و با آن وضو بسازد و روی خود را بشوید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸ الکافی، ج۷، ص۲۲۵/ نورالثقلین

۷

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ تَقْطَعُ الْیَدَ الْیُمْنَی مِنَ السَّارِقِ وَ قَالَ قَرَأَ عَلِیٌّ (علیه السلام) السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَإِنْ کَانَ أَشَلَّ الْیُمْنَی أَوِ الْیُسْرَی قُطِعَتْ یُمْنَی عَلَی أَیِّ حَالٍ کَانَت.

 

امام صادق (علیه السلام)- دست راست سارق قطع می‌شود. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌خواند: السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُما. اگر دست راست یا چپ فلج باشد، دست راست در هر صورت که باشد، قطع می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ دعایم الإسلام، ج۲، ص۴۶۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۲۳

۸

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ مِنْ أَیْنَ یَجِبُ الْقَطْعُ فَبَسَطَ أَصَابِعَهُ وَ قَالَ مِنْ هَاهُنَا یَعْنِی مِنْ مَفْصِلِ الْکَفِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم که: «از کجا باید [دست را] برید»؟ حضرت انگشتانش را باز کرد و فرمود: «از اینجا؛ منظور حضرت از مفصل کف بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ الکافی، ج۷، ص۲۲۲/ نورالثقلین

۹

(مائده/ ۳۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- الْقَطْعُ مِنْ وَسَطِ الْکَفِ وَ لَا یُقْطَعُ الْإِبْهَامُ وَ إِذَا قُطِعَتِ الرِّجْلُ تُرِکَ الْعَقِبُ لَمْ یُقْطَعْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- بریدن دست از وسط کف دست است و انگشت ابهام بریده نمی‌شود و آن زمان که پا قطع می‌شود به پاشنه پا کاری ندارند و آن بریده نمی‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ الکافی، ج۷، ص۲۲۲/ نورالثقلین

۱۰

(مائده/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ وَ قَالَ أَصْحَابُنَا: إِنَّهُ (عَلیّا (علیه السلام)) یَقْطَعُ مِنْ أُصُولِ الْأَصَابِعِ وَ یَتْرُکُ الْإِبْهَامَ وَ الْکَفَّ وَ فِی الْمَرَّهًِْ الثَّانِیَهًِْ یَقْطَعُ رِجْلَهُ الْیُسْرَی مِنْ أَصْلِ السَّاقِ وَ یَتْرُکُ عَقِبَهُ یَعْتَمِدُ عَلَیْهَا فِی الصَّلَاهًِْ فَإِنْ سَرَقَ بَعْدَ ذَلِکَ خُلِّدَ فِی السِّجْنِ وَ هُوَ الْمَشْهُورُ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَجْمَعَتِ الطَّائِفَهًُْ عَلَیْهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- [در بار اوّل دزدی، دست دزد] از بن انگشتان قطع می‌شود و انگشت ابهام و کف دست رها می‌شود و در بار دوّم پای چپش از بن ساق قطع می‌شود و پشت پا رها می‌شود تا در نماز بر آن تکیه کند. اگر بعد از آن دزدی کرد، حبس ابد می‌شود. این مطلب از علی (علیه السلام) مشهور است و طائفه [امامیّه] بر آن اجماع دارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ نورالثقلین

۱۱

(مائده/ ۳۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- تُقْطَعُ یَدُ السَّارِقِ وَ یُتْرَکُ إِبْهَامُهُ وَ صَدْرُ رَاحَتِهِ وَ تُقْطَعُ رِجْلُهُ وَ یُتْرَکُ عَقِبُهُ یَمْشِی عَلَیْهَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- دست سارق قطع می‌شود به‌گونه‌ای که شست و کف دستش باقی ماند و پای وی قطع می‌شود به‌گونه‌ای که پاشنه او را باقی گذارند تا به روی آن راه برود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۰۲/ البرهان

۱۲

(مائده/ ۳۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- لَا یَزَالُ الْعَبْدُ یَسْرِقُ حَتَّی إِذَا اسْتَوْفَی ثَمَنَ یَدِهِ أَظْهَرَ اللَّهُ عَلَیْهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- بنده همچنان دزدی می‌کند تا آنکه وقتی هزینه دستش را به کمال برگرفت، خداوند دستش را رو می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ کشف الغمهًْ، ج۲، ص۲۹۴/ نورالثقلین/ البرهان

۱۳

(مائده/ ۳۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ سَرَقَ فَقُطِعَتْ یَدُهُ الْیُمْنَی ثُمَ سَرَقَ فَقُطِعَتْ رِجْلُهُ الْیُسْرَی ثُمَ سَرَقَ الثَّالِثَهًَْ؟ قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) یُخَلِّدُهُ فِی السِّجْنِ وَ یَقُولُ إِنِّی لَأَسْتَحِی مِنْ رَبِّی أَنْ أَدَعَهُ بِلَا یَدٍ یَسْتَنْظِفُ بِهَا وَ لَا رِجْلٍ یَمْشِی بِهَا إِلَی حَاجَتِهِ قَالَ وَ کَانَ إِذَا قَطَعَ الْیَدَ قَطَعَهَا دُونَ الْمَفْصِلِ وَ إِذَا قَطَعَ الرِّجْلَ قَطَعَهَا دُونَ الْکَعْبَیْنِ قَالَ وَ کَانَ لَا یُرَی أَنْ یَعْقِلَ عَنْ شَیْءٍ مِنَ الْحُدُودِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره از امام باقر (علیه السلام) سؤال کرد: «مردی سرقت‌کرده و دست راستش قطع می‌شود، آنگاه دوباره سرقت می‌کند و پای چپش هم قطع می‌شود و برای بار سوّم هم سرقت می‌کند»؟ فرمود: «امیرالمؤمنین (علیه السلام) این فرد را در زندان نگاه می‌داشت و می‌فرمود: «به‌راستی‌که حیا می‌کنم از خدایم که او را بی‌دستی بگذارم که با آن خود را طهارت می‌کند و بدون پایی که با آن به‌دنبال نیازهایش می‌رود». و فرمود: «و او چون دست سارقی را قطع می‌کرد، بدون آنکه به مفصل برسد قطع می‌کرد و چون پای سارقی را قطع می‌کرد، بدون قطع قوزک‌ها آن را قطع می‌کرد و بر این باور بود که نباید ذره‌ای از حدود فراموش گردد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰ بحار الأنوار، ج۷۶، ص۱۸۹/ البرهان

۱۴

(مائده/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أُخِذَ السَّارِقُ فَقُطِعَ وَسَطُ الْکَفِ فَإِنْ عَادَ قُطِعَتْ رِجْلُهُ مِنْ وَسَطِ الْقَدَمِ فَإِنْ عَادَ اسْتُودِعَ السِّجْنَ فَإِنْ سَرَقَ فِی السِّجْنِ قُتِلَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اگر سارق را بگیرند، کف دست او را از وسط قطع می‌کنند و اگر تکرار کند، پایش از وسط قطع می‌گردد و اگر باز هم تکرار نمود، به زندان افکنده می‌شود و اگر در زندان هم دزدی کرد، کشته می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۲۴/ البرهان

۱۵

(مائده/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ أُتِیَ بِسَارِقٍ فَقَطَعَ یَدَهُ ثُمَ أُتِیَ بِهِ مَرَّهًًْ أُخْرَی فَقَطَعَ رِجْلَهُ الْیُسْرَی ثُمَّ أُتِیَ بِهِ ثَالِثَهًًْ فَقَالَ إِنِّی أَسْتَحْیِی مِنْ رَبِّی أَنْ لَا أَدَعَ لَهُ یَداً یَأْکُلُ بِهَا وَ یَشْرَبُ بِهَا وَ یَسْتَنْجِی بِهَا وَ لَا رِجْلًا یَمْشِی عَلَیْهَا فَجَلَدَهُ وَ اسْتَوْدَعَهُ السِّجْنَ وَ أَنْفَقَ عَلَیْهِ مِنْ بَیْتِ الْمَالِِ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) از پدرش از امام علی (علیه السلام) روایت می‌کند: سارقی را نزد حضرت آوردند و دست وی را قطع نمود، وآنگاه بار دیگر او را آوردند و پای چپ او را قطع نمود، آنگاه برای بار سوّم او را آوردند و حضرت فرمود: «به‌راستی‌که شرمم می‌آید از آنکه او را بی‌دستی گذارم که با آن می‌خورد و می‌نوشد و خود را طهارت می‌کند و بی‌پایی گذارم که با آن راه می‌رود. پس او را تازیانه زد و به زندان افکند و از بیت‌المال روزی او را داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۲۵۹/ البرهان

۱۶

(مائده/ ۳۸)

 

الباقر (علیه السلام)- لَا یُقْطَعُ السَّارِقُ حَتَّی یُقِرَّ بِالسَّرِقَهًِْ مَرَّتَیْنِ فَإِنْ رَجَعَ ضَمِنَ السَّرِقَهًَْ وَ لَمْ یُقْطَعْ إِذَا لَمْ یَکُنْ لَهُ شُهُودٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- دست یا پای سارق قطع نمی‌شود، مگر آنکه دو بار به سرقت اعتراف نماید و اگر از اعتراف بازگشت نماید، سرقت به عهده‌ی وی هست و اگر شاهدانی بر وی نباشد، دستش قطع نمی‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۶۱/ البرهان

۱۷

(مائده/ ۳۸)

 

الجواد (علیه السلام)- الْعَیَّاشِیُّ، عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی (علیه السلام) أَنَّهُ سَأَلَهُ الْمُعْتَصِمُ عَنِ السَّارِقِ مِنْ أَیِّ مَوْضِعٍ یَجِبُ أَنْ یُقْطَعَ؟ فَقَالَ (علیه السلام) إِنَ الْقَطْعَ یَجِبُ أَنْ یَکُونَ مِنْ مَفْصِلِ أُصُولِ الْأَصَابِعِ فَیُتْرَکُ الْکَفُ قَالَ وَ مَا الْحُجَّهًُْ فِی ذَلِکَ؟ قَالَ قَوْلُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) السُّجُودُ عَلَی سَبْعَهًِْ أَعْضَاءٍ الْوَجْهِ وَ الْیَدَیْنِ وَ الرُّکْبَتَیْنِ وَ الرِّجْلَیْنِ فَإِذَا قُطِعَتْ یَدُهُ مِنَ الْکُرْسُوعِ وَ الْمِرْفَقِ لَمْ یَبْقَ لَهُ یَدٌ یَسْجُدُ عَلَیْهَا وَ قَالَ اللَّهُ وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلهِ یَعْنِی بِهِ هَذِهِ الْأَعْضَاءَ السَّبْعَهًَْ الَّتِی یَسْجُدُ عَلَیْهَا فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً وَ مَا کَانَ لِلَّهِ فَلَا یُقْطَعُ.

 

امام جواد (علیه السلام)- معتصم از امام جواد (علیه السلام) سؤال کرد: «دست سارق باید از کجا قطع شود»؟ فرمود: «باید از آخر انگشت قطع نمود و کف دست باقی بماند». سؤال کرد: «دلیل این مطلب چیست»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «دلیل این مطلب سخن حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) است که فرمود: «سجده بر اعضای هفتگانه است: صورت، دو دست، دو زانو و دو پا». بنابراین اگر دستش از مچ دست یا آرنج قطع شود، جایی باقی نمی­ماند که بر آن سجده کند و همچنین خداوند می­فرماید: و اینکه مساجد از آن خداست. (جن/۱۸) یعنی این اعضای هفتگانه‌ای که بر آن‌ها سجده می­کند و روی زمین قرار می­گیرند برای خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید!. (جن/۱۸) و آنچه برای خداست قطع نمی­شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲ بحار الأنوار، ج۸۲، ص۱۲۸/ نورالثقلین/ البرهان

۱۸

(مائده/ ۳۸)

 

الباقر (علیه السلام)- لَا یُقْطَعُ إِلَّا مَنْ نَقَبَ بَیْتاً أَوْ کَسَرَ قُفْلًا.

 

امام باقر (علیه السلام)- دست‌وپای کسی قطع نمی‌شود، مگر آنکه به خانه‌ای نقب زند یا قفلی را بشکند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۰۹/ البرهان

 

آیه فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحيمٌ [39]

 

و هر كس ‌كه پس از ستم‌كردن، توبه و جبران نمايد، خداوند توبه او را مى‌پذيرد؛ [و از اين مجازات، معاف مى‌شود]؛ زيرا خداوند، آمرزنده‌ و مهربان است.

۱

(مائده/ ۳۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- روی أَنَّ امْرَأَهًًْ سَرَقَتْ حُلِیّاً فَأُتِیَ بِهَا النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَلْ لِی مِنْ تَوْبَهًٍْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللهَ یَتُوبُ عَلَیْهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- زنی زیورآلاتی را سرقت کرد. او را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آوردند. او گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آیا برای من توبه‌ای هست»؟ پس از آن خداوند فرو فرستاد: فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ الله یَتُوبُ عَلَیْه.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۴۷/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۵۶۵

۲

(مائده/ ۳۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَنَهًٍْ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ السَّنَهًَْ لَکَثِیرَهًٌْ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الشَّهْرَ لَکَثِیرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِجُمْعَهًٍْ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْجُمْعَهًَْ لَکَثِیرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِیَوْمٍ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ ثُمَّ قَالَ إِنَّ یَوْماً لَکَثِیرٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ أَنْ یُعَایِنَ قَبِلَ اللَّهُ تَوْبَتَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس یک سال پیش از آنکه بمیرد توبه کند خداوند توبه‌ی او را می‌پذیرد، سپس فرمود: «یک سال زیاد است، هرکس یک ماه قبل از فوتش توبه کند خداوند توبه او را قبول می‌کند». بعد اضافه فرمود: «یک ماه هم زیاد است هرکس یک هفته پیش از مرگش توبه کند توبه‌اش در بارگاه خدا مقبول است». باز فرمود: «یک هفته هم بسیار است، هرکس یک روز قبل از وفاتش توبه کند خداوند توبه او را می‌پذیرد». باز فرمود: «یک روز هم زیاد است هرکه پیش از دیدار مرگ توبه کند خدا توبه‌اش را می‌پذیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴ الکافی، ج۲، ص۴۴۰

۳

(مائده/ ۳۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَهًِْ.

 

امام علی (علیه السلام)- شفیعی موفّق‌تر از توبه نمی‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۷۴

۴

(مائده/ ۳۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَلْزَمُ الْحَقُ لِأُمَّتِی فِی أَرْبَعٍ یُحِبُّونَ التَّائِبَ وَ یَرْحَمُونَ الضَّعِیفَ وَ یُعِینُونَ الْمُحْسِنَ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلْمُذْنِبِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بر امّت من در چهار مورد حقّی ثابت و لازم است: توبه کار را دوست می‌دارند. بر ناتوان دلسوزی می‌کنند، مددکار نیکوکار می‌باشند، و برای گنهکار آمرزش می‌طلبند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴ الخصال، ج۱، ص۲۳۹

۵

(مائده/ ۳۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ أُعْطِیَ أَرْبَعاً لَمْ یُحْرَمْ أَرْبَعاً مَنْ أُعْطِیَ الدُّعَاءَ لَمْ یُحْرَمِ الْإِجَابَهًَْ وَ مَنْ أُعْطِیَ الِاسْتِغْفَارَ لَمْ یُحْرَمِ التَّوْبَهًَْ وَ مَنْ أُعْطِیَ الشُّکْرَ لَمْ یُحْرَمِ الزِّیَادَهًَْ وَ مَنْ أُعْطِیَ الصَّبْرَ لَمْ یُحْرَمِ الْأَجْرَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شخصی که چهار چیز به او بخشیده شده از چهار چیز محروم نیست: به آن‌کس که سعادت خواندن دعا داده شده، از پذیرش آن ناامید نمی‌گردد، و به آن‌کس که توفیق آمرزش خواهی‌داده شده از بازگشت به‌سوی خدا بی‌نصیب نمی‌باشد، و به آن‌کس که توفیق سپاسگزاری از نعمت داده شده، افزون‌گشتن نعمت از او جلوگیری نشده، و به آن‌کس که شکیبائی عطا شده، از مزد آن بی‌نصیب نمی‌گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴ الخصال، ج۱، ص۲۰۲

۶

(مائده/ ۳۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- توبه‌کننده از گناهان مانند کسی است که گناه ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴ الکافی، ج۲، ص۴۳۵

۷

(مائده/ ۳۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- تَعَطَّرُوا بِالاسْتِغْفَارِ لَا تَفْضَحْکُمْ رَوَائِحُ الذُّنُوبِ.

 

امام علی (علیه السلام)- خودتان را با استغفار خوشبو کنید تا بوی گناهان رسوایتان نکند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴ الأمالی للطوسی، ص۳۷۲

 

آیه أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللهَ‌ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُ وَ يَغْفِرُ لِمَن يَشَاءُ وَ اللهُ عَلىَ‌ كُلّ‌ِ شَي‌ْءٍ قَدِير [40]

 

آيا نمى‌دانى كه حكومت و مالكيت آسمان‌ها و زمين تنها از آن خداست؟! هر‌كس را بخواهد [و سزاوار باشد]، كيفر مى‌كند؛ و هر‌كس را بخواهد [و شايسته ببيند] مى‌بخشد؛ و خداوند بر هر‌چيزى توانا است. (۴۰( ( اى پيامبر! كسانى ‌كه در مسير كفر شتاب مى‌كنند و با زبان مى‌گويند: «ايمان آورده‌ايم» و قلب آن‌ها ايمان نياورده، تو را اندوهگين نسازند! و نيز گروهى از يهود كه بادقّت [به سخنان تو] گوش مى‌دهند، تا دستاويزى براى تكذيب تو بيابند؛ آن‌ها جاسوسان گروه ديگرى هستند كه خودشان نزد تو نيامده‌اند؛ آن‌ها سخنان را از مفهوم اصليش تحريف مى‌كنند، و [به يكديگر] مى‌گويند: «اگر اين [كه ما مى‌خواهيم] به شما داده‌ شد [و محمّد بر طبق خواسته‌ی شما داورى ‌كرد] بپذيريد؛ وگرنه [از او] دورى‌كنيد». [ولى] كسى را كه خدا [براثر گناهان پى‌در‌پى او] بخواهد مجازات ‌كند، نمى‌توانى در برابر خداوند از او دفاع‌ كنى؛ آن‌ها كسانى هستند كه خدا نخواسته

 

آیه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذينَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ يُرِدِ اللهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللهِ شَيْئاً
 أُولئِكَ الَّذينَ لَمْ يُرِدِ اللهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ (41( (‌ النُّزُولُ [41]

 

دل‌هايشان را پاك كند؛ در دنيا رسوايى، و در آخرت مجازات بزرگى نصيبشان خواهد ‌شد. (۴۱( ( سبب نزول

۱

(مائده/ ۴۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ فَإِنَّهُ کَانَ سَبَبُ نُزُولِهَا أَنَّهُ کَانَ بِالْمَدِینَهًِْ بُطْنَانٌ مِنَ الْیَهُودِ مِنْ بَنِی هَارُونَ وَ هُمُ النَّضِیرُ وَ قُرَیْظَهًُْ وَ کَانَتْ قُرَیْظَهًُْ سَبْعَمِائَهًٍْ وَ النَّضِیرُ أَلْفاً وَ کَانَتِ النَّضِیرُ أَکْثَرَ مَالًا وَ أَحْسَنَ حَالًا مِنْ قُرَیْظَهًَْ وَ کَانُوا حُلَفَاءَ لِعَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ‌فَکَانَ إِذَا وَقَعَ بَیْنَ قُرَیْظَهًَْ وَ النَّضِیرِ قَتِیلٌ وَ کَانَ الْقَتِیلُ مِنْ بَنِی‌النَّضِیرِ قَالُوا لِبَنِی‌قُرَیْظَهًَْ لَا نَرْضَی أَنْ یَکُونَ قَتِیلٌ مِنَّا بِقَتِیلٍ مِنْکُمْ فَجَرَی بَیْنَهُمْ فِی ذَلِکَ مُخَاطَبَاتٌ کَثِیرَهًٌْ حَتَّی کَادُوا أَنْ یَقْتَتِلُوا حَتَّی رَضِیَتْ قُرَیْظَهًُْ وَ کَتَبُوا بَیْنَهُمْ کِتَاباً عَلَی أَنَّهُ أَیُّ رَجُلٍ مِنَ الْیَهُودِ مِنَ النَّضِیرِ قَتَلَ رَجُلًا مِنْ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ أَنْ یُجَنِّیَهُ وَ یُحَمِّمَ وَ التَّجْنِیَهًُْ أَنْ یُقْعَدَ عَلَی جَمَلٍ وَ یُوَلَّی وَجْهُهُ إِلَی ذَنَبِ الْجَمَلِ وَ یُلَطَّخَ وَجْهُهُ بِالْحَمْأَهًِْ وَ یَدْفَعَ نِصْفَ الدِّیَهًِْ وَ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ قَتَلَ رَجُلًا مِنَ النَّضِیرِ أَنْ یَدْفَعَ إِلَیْهِ الدِّیَهًَْ کَامِلَهًًْ وَ یُقْتَلَ بِهِ فَلَمَّا هَاجَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی الْمَدِینَهًِْ وَ دَخَلَ الْأَوْسُ وَ الْخَزْرَجُ فِی الْإِسْلَامِ ضَعُفَ أَمْرُ الْیَهُودِ فَقَتَلَ رَجُلٌ مِنْ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ رَجُلًا مِنْ بَنِی النَّضِیرِ فَبَعَثُوا إِلَیْهِمْ بَنُوالنَّضِیرِ ابْعَثُوا إِلَیْنَا بِدِیَهًِْ الْمَقْتُولِ وَ بِالْقَاتِلِ حَتَّی نَقْتُلَهُ فَقَالَتْ قُرَیْظَهًُْ لَیْسَ هَذَا حُکْمَ التَّوْرَاهًِْ وَ إِنَّمَا هُوَ شَیْءٌ غَلَبْتُمُونَا عَلَیْهِ فَإِمَّا الدِّیَهًُْ وَ إِمَّا الْقَتْلُ وَ إِلَّا فَهَذَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ فَهَلُمُّوا نَتَحَاکَمْ إِلَیْهِ فَمَشَتْ بَنُو النَّضِیرِ إِلَی عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ وَ قَالُوا سَلْ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ لَا یَنْقُضَ شَرْطَنَا فِی هَذَا الْحُکْمِ الَّذِی بَیْنَنَا وَ بَیْنَ قُرَیْظَهًَْ فِی الْقَتْلِ فَقَالَ عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌أُبَیٍّ ابْعَثُوا رَجُلًا یَسْمَعْ کَلَامِی وَ کَلَامَهُ فَإِنْ حَکَمَ لَکُمْ بِمَا تُرِیدُونَ وَ إِلَّا فَلَا تَرْضَوْا بِهِ فَبَعَثُوا مَعَهُ رَجُلًا فَجَاءَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ قُرَیْظَهًَْ وَ النَّضِیرَ قَدْ کَتَبُوا بَیْنَهُمْ کِتَاباً وَ عَهْداً وَثِیقاً تَرَاضَوْا بِهِ وَ الْآنَ فِی قُدُومِکَ یُرِیدُونَ نَقْضَهُ وَ قَدْ رَضُوا بِحُکْمِکَ فِیهِمْ فَلَا تَنْقُضْ عَلَیْهِمْ کِتَابَهُمْ وَ شَرْطَهُمْ فَإِنَّ بَنِی النَّضِیرِ لَهُمُ الْقُوَّهًُْ وَ السِّلَاحُ وَ الْکُرَاعُ وَ نَحْنُ نَخَافُ الدَّوَائِرَ فَاغْتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ ذَلِکَ وَ لَمْ یُجِبْهُ بِشَیْءٍ فَنَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَاتِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذِینَ هادُوا یَعْنِی الْیَهُودَ سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَعْنِی عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌أُبَیٍّ وَ بَنِی‌النَّضِیرِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا یَعْنِی عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌أُبَیٍّ حَیْثُ قَالَ لِبَنِی‌النَّضِیرِ إِنْ لَمْ یَحْکُمْ لَکُمْ بِمَا تُرِیدُونَهُ فَلَا تَقْبَلُوا وَ مَنْ یُرِدِ اللهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللهِ شَیْئاً أُولئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ* سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ* إِلَی قَوْلِهِ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ قَوْلُهُ: نَخْشی أَنْ تُصِیبَنا دائِرَةٌ هُوَ قَوْلُ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَا تَنْقُضْ حُکْمَ بَنِی‌النَّضِیرِ فَإِنَّا نَخَافُ الدَّوَائِرَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لایَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ شأن نزول این آیه این بود که در مدینه دو تیره از یهودیان بنی‌هارون به نام‌های بنی‌نضیر و بنی‌قریظه بودند و بنی‌قریظه، هفتصد تن و بنی‌نضیر، هزار تن بودند و نضیر، ثروتمندتر و خوش احوال‌تر از قریظه بودند و هم پیمان عبدالله‌بن‌ابی بودند و چون بین بنی‌قریظه و بنی‌نضیر قتلی رخ می‌داد و قاتل از بنی‌نضیر بود، به بنی‌قریظه می‌گفتند: تن نمی‌دهیم به آنکه یک کشته ما در برابر یک کشته شما قرارگیرد و در این ماجرا بین ایشان خطاب‌های بسیار زیادی جریان یافت و نزدیک بود که با هم بجنگند تا آنکه قریظه راضی شد و بین خود عهدنامه‌ای نوشتند مبنی بر اینکه هرگاه مردی از بنی‌نضیر، مردی از بنی‌قریظه را کشت، تجبیه و تحمیم گردد. تجبیه آن است که روی شتر نشانده شود و صورتش به سمت دم شتر گردانده شود و صورتش تحمیم شود یعنی با گل سیاه گندیده پوشانده شود و در عین حال، نیمی از دیه را بپردازد، و هر مردی از بنی‌قریظه، مردی از بنی‌نضیر را کشت، دیه کامل را بدهد و خود نیز کشته شود. وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از مدینه هجرت کرد و دو قبیله‌ی اوس و خزرج نیز به اسلام گراییدند، یهودیان حامیان خود را از دست دادند و مردی از بنی‌قریظه مردی از بنی‌نضیر را کشت و بنی‌نضیر به بنی‌قریظه نوشتند که دیه را بپردازید و قاتل را نیز بدهید تا بکشیم. بنی‌قریظه گفتند: این حکم تورات نیست و فقط چیزی است که شما به زور، ما را بدان واداشته بودید، پس یا قتل و یا دیه و گرنه محمّد بین ما و شما حکم کند، بیایید تا او را به حکمیّت بگیریم. بنی‌نضیر نزد عبدالله‌بن‌ابی رفتند و گفتند: از محمّد بخواه که شرط ما را در حکم بین ما و بنی‌قریظه درباره‌ی قتل، نقض نکند. عبدالله‌بن‌ابی گفت که مردی را همراه من بفرستید که سخنان من و محمّد را بشنود، پس اگر وی به آنچه شما خواهید حکم نمود، که هیچ، وگرنه به حکمیّت تن ندهید. آن‌ها مردی را با وی فرستادند و او نزد پیامبر آمد و گفت: ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این دو قوم قریظه و نضیر، بین خود پیمانی و کتابی و میثاقی نوشته و بر آن توافق کرده‌اند و اکنون در محضر شما قصد آن دارند تا آن را نقض نمایند و به حکم شما درباره‌ی خود رضایت داده‌اند، پس این شرط و پیمان ایشان را بر آنان نقض نکن و [نگاه دار] چرا که بنی‌نضیر صاحب توان و سلاح و نیروی جنگی هستند و ما از پیشامدهای ناگوار و درگیری‌های شدید نگران هستیم. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از شنیدن این سخن، غمگین شد و پاسخی نداد و جبرئیل این آیات را نازل نمود: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاَ یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَارِعونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِینَ هِادُواْ یعنی یهودیان سَمَّاعونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِن بَعدِ مَوَاضِعهِ یعنی عبدالله‌بن‌ابی و بنی‌نضیر یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ منظور، عبدالله‌بن‌ابی است، آنگاه که به بنی‌نضیر گفت: اگر طبق خواست شما حکم نکرد، حکمیّت را نپذیرید. وَمَن یُرِدِ الله فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِکَ لَهُ مِنَ الله شَیْئًا أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ الله أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیَا خِزْیٌ وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عذَابٌ عظِیمٌ * سَمَّاعونَ لِلْکَذِبِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوکَ فَاحْکُم بَیْنَهُم أَوْ أَعرِضْ عنْهُمْ وَإِن تُعرِضْ عنْهُمْ فَلَن یَضُرُّوکَ شَیْئًا وَإِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُم بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ الله یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ * وَکَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَعندَهُمُ التَّوْرَاةُ فِیهَا حُکْمُ الله ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِن بَعدِ ذَلِکَ وَمَا أُوْلَئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ * إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًی وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ الله وَکَانُواْ علَیْهِ شُهَدَاء فَلاَ تَخْشَوُاْ النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآیَاتِی ثَمَنًا قَلِیلاً وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ الله فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ کلام خداوند که یَقُولُونَ نَخْشَی أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ؛ این سخن عبدالله‌بن‌ابی به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله): حکم بنی‌نضیر را نقض مکن، ما از مصیبت‌ها می‌ترسیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۱۶۶/ القمی، ج۱، ص۱۶۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَ امْرَأَهًًْ مِنْ خَیْبَرَ ذَاتَ شَرَفٍ بَیْنَهُمْ زَنَتْ مَعَ رَجُلٍ مِنْ أَشْرَافِهِمْ وَ هُمَا مُحْصَنَانِ فَکَرِهُوا رَجْمَهُمَا فَأَرْسَلُوا إِلَی یَهُودِ الْمَدِینَهًِْ وَ کَتَبُوا لَهُمْ أَنْ یَسْأَلُوا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ ذَلِکَ طَمَعاً فِی أَنْ یَأْتِیَ لَهُمْ بِرُخْصَهًٍْ فَانْطَلَقَ قَوْمٌ مِنْهُمْ کَعْبُ بْنُ الْأَشْرَفِ وَ کَعْبُ بْنُ أُسَیْدٍ وَ شُعْبَهًُْ بْنُ عَمْرٍو وَ مَالِکُ بْنُ الضَّیْفِ وَ کِنَانَهًُْ بْنُ أَبِی الْحُقَیْقِ وَ غَیْرُهُمْ فَقَالُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْنَا عَنِ الزَّانِیَهًِْ وَ الزَّانِی إِذَا أُحْصِنَا مَا حَدُّهُمَا فَقَالَ وَ هَلْ تَرْضَوْنَ بِقَضَائِی فِی ذَلِکَ قَالُوا نَعَمْ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِالرَّجْمِ فَأَخْبَرَهُمْ بِذَلِکَ فَأَبَوْا أَنْ یَأْخُذُوا بِهِ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ اجْعَلْ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ ابْنَ صُورِیَا وَ وَصَفَهُ لَهُ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) هَلْ تَعْرِفُونَ شَابّاً أَمْرَدَ أَبْیَضَ أَعْوَرَ سَکَنَ فَدَکَ یُقَالُ لَهُ ابْنُ صُورِیَا؟ قَالُوا نَعَمْ قَالَ فَأَیُّ رَجُلٍ هُوَ فِیکُمْ قَالُوا أَعْلَمُ یَهُودِیٍّ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی مُوسَی (علیه السلام). قَالَ فَأَرْسِلُوا إِلَیْهِ فَفَعَلُوا فَأَتَاهُمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ صُورِیَا فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی أَنْشُدُکَ اللَّهَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ التَّوْرَاهًَْ عَلَی مُوسَی (علیه السلام) وَ فَلَقَ لَکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَاکُمْ وَ أَغْرَقَ آلَ فِرْعَوْنَ وَ ظَلَّلَ عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوَی هَلْ تَجِدُونَ فِی کِتَابِکُمُ الرَّجْمَ عَلَی مَنْ أُحْصِنَ قَالَ ابْنُ صُورِیَا نَعَمْ وَ الَّذِی ذَکَّرْتَنِی بِهِ لَوْ لَا خَشْیَهًُْ أَنْ یُحْرِقَنِی رَبُّ التَّوْرَاهًِْ إِنْ کَذَبْتُ أَوْ غَیَّرْتُ مَا اعْتَرَفْتُ لَکَ وَ لَکِنْ أَخْبِرْنِی کَیْفَ هِیَ فِی کِتَابِکَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ إِذَا شَهِدَ أَرْبَعَهًُْ رَهْطٍ عُدُولٍ أَنَّهُ قَدْ أَدْخَلَهُ فِیهَا کَمَا یَدْخُلُ الْمِیلُ فِی الْمُکْحُلَهًِْ وَجَبَ عَلَیْهِ الرَّجْمُ فَقَالَ ابْنُ صُورِیَا هَکَذَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِی التَّوْرَاهًِْ عَلَی مُوسَی (علیه السلام). فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَمَا ذَا کَانَ أَوَّلَ مَا تَرَخَّصْتُمْ بِهِ أَمْرَ اللَّهِ قَالَ کُنَّا إِذَا زَنَی الشَّرِیفُ تَرَکْنَاهُ وَ إِذَا زَنَی الضَّعِیفُ أَقَمْنَا عَلَیْهِ الْحَدَّ فَکَثُرَ الزِّنَی فِی أَشْرَافِنَا حَتَّی زَنَی ابْنُ عَمِّ مَلِکٍ لَنَا فَلَمْ نَرْجُمْهُ ثُمَّ زَنَی رَجُلٌ آخَرُ فَأَرَادَ رَجْمَهُ فَقَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا حَتَّی تَرْجُمَ فُلَاناً یَعْنُونَ ابْنَ عَمِّهِ فَقُلْنَا تَعَالَوْا نَجْتَمِعْ فَلْنَضَعْ شَیْئاً دُونَ الرَّجْمِ یَکُونُ عَلَی الشَّرِیفِ وَ الْوَضِیعِ فَوَضَعْنَا الْجَلْدَ وَ التَّحْمِیمَ وَ هُوَ أَنْ یُجْلَدَا أَرْبَعِینَ جَلْدَهًًْ ثُمَّ یُسَوَّدُ وُجُوهُهُمَا ثُمَّ یُحْمَلَانِ عَلَی حِمَارَیْنِ وَ یُجْعَلُ وُجُوهُهُمَا مِنْ قِبَلِ دُبُرِ الْحِمَارِ وَ یُطَافُ بِهِمَا فَجَعَلُوا هَذَا مَکَانَ الرَّجْمِ فَقَالَتِ الْیَهُودُ لِابْنِ صُورِیَا مَا أَسْرَعَ مَا أَخْبَرْتَهُ بِهِ وَ مَا کُنْتَ لِمَا أَثْنَیْنَا عَلَیْکَ بِأَهْلٍ وَ لَکِنَّکَ کُنْتَ غَائِباً فَکَرِهْنَا أَنْ نَغْتَابَکَ فَقَالَ إِنَّهُ أَنْشَدَنِی بِالتَّوْرَاهًِْ وَ لَوْ لَا ذَلِکَ لَمَا أَخْبَرْتُهُ بِهِ فَأَمَرَ بِهِمَا النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَرُجِمَا عِنْدَ بَابِ مَسْجِدِهِ وَ قَالَ أَنَا أَوَّلُ مَنْ أَحْیَا أَمْرَکَ إِذَا أَمَاتُوهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فِیهِ یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ فَقَامَ ابْنُ صُورِیَا فَوَضَعَ یَدَیْهِ عَلَی رُکْبَتَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِاللَّهِ وَ بِکَ أَنْ تَذْکُرَ لَنَا الْکَثِیرَ الَّذِی أُمِرْتَ أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ فَأَعْرَضَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ ذَلِکَ ثُمَّ سَأَلَهُ ابْنُ صُورِیَا عَنْ نَوْمِهِ فَقَالَ تَنَامُ عَیْنَایَ وَ لَا یَنَامُ قَلْبِی فَقَالَ صَدَقْتَ فَأَخْبِرْنِی عَنْ شَبَهِ الْوَلَدِ بِأَبِیهِ لَیْسَ فِیهِ مِنْ شَبَهِ أُمِّهِ شَیْءٌ أَوْ بِأُمِّهِ لَیْسَ فِیهِ مِنْ شَبَهِ أَبِیهِ شَیْءٌ فَقَالَ أَیُّهُمَا عَلَا وَ سَبَقَ مَاؤُهُ مَاءَ صَاحِبِهِ کَانَ الشَّبَهُ لَهُ قَالَ صَدَقْتَ فَأَخْبِرْنِی مَا لِلرَّجُلِ مِنَ الْوَلَدِ وَ مَا لِلْمَرْأَهًِْ مِنْهُ قَالَ فَأُغْمِیَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) طَوِیلًا ثُمَّ خُلِّیَ عَنْهُ مُحْمَرّاً وَجْهُهُ یُفِیضُ عَرَقاً فَقَالَ اللَّحْمُ وَ الدَّمُ وَ الظُّفُرُ وَ الشَّعْرُ لِلْمَرْأَهًِْ وَ الْعَظْمُ وَ الْعَصَبُ وَ الْعُرُوقُ لِلرَّجُلِ قَالَ لَهُ صَدَقْتَ أَمْرُکَ أَمْرُ نَبِیٍّ فَأَسْلَمَ ابْنُ صُورِیَا عِنْدَ ذَلِکَ وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) مَنْ یَأْتِیکَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ قَالَ جَبْرَئِیلُ قَالَ صِفْهُ لِی فَوَصَفَهُ لَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ أَشْهَدُ أَنَّهُ فِی التَّوْرَاهًِْ کَمَا قُلْتَ وَ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ حَقّاً فَلَمَّا أَسْلَمَ ابْنُ صُورِیَا وَقَعَتْ فِیهِ الْیَهُودُ وَ شَتَمُوهُ فَلَمَّا أَرَادُوا أَنْ یَنْهَضُوا تَعَلَّقَتْ بَنُو قُرَیْظَهًَْ بِبَنِی النَّضِیرِ فَقَالُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِخْوَانُنَا بَنُو النَّضِیرِ أَبُونَا وَاحِدٌ وَ دِینُنَا وَاحِدٌ وَ نَبِیُّنَا وَاحِدٌ إِذَا قَتَلُوا مِنَّا قَتِیلًا لَمْ یَفْدُونَا وَ أَعْطَوْنَا دِیَتَهُ سَبْعِینَ وَسْقاً مِنْ تَمْرٍ وَ إِذَا قَتَلْنَا مِنْهُمْ قَتِیلًا قَتَلُوا الْقَاتِلَ وَ أَخَذُوا مِنَّا الضِّعْفَ مِائَهًًْ وَ أَرْبَعِینَ وَسْقاً مِنْ تَمْرٍ وَ إِنْ کَانَ الْقَتِیلُ امْرَأَهًًْ قَتَلُوا بِهَا الرَّجُلَ مِنَّا وَ بِالرَّجُلِ مِنْهُمُ الرَّجُلَیْنِ مِنَّا وَ بِالْعَبْدِ الْحُرَّ مِنَّا وَ جِرَاحَاتُنَا عَلَی النِّصْفِ مِنْ جِرَاحَاتِهِمْ فَاقْضِ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِی الرَّجْمِ وَ الْقِصَاصِ الْآیَاتِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زنی از خیبر که در بین آن‌ها صاحب نسب بود با مردی از اشراف زادگانشان مرتکب عمل زنا شد و هر دو محصن بودند. آنان دوست نداشتند که آن دو سنگسار شوند. پس آن‌ها کسی را پیش یهودیان مدینه فرستادند و برای آن‌ها نوشتند که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد حکم زنای آن‌ها بپرسند به طمع اینکه برای آن‌ها مجوزی صادر شود. پس گروهی از آن‌ها از جمله کعب‌بن‌اشرف و کعب‌بن‌اسید و شعبهًْ‌بن‌عمر و مالک‌بن‌ضیف و کنانهًْ‌بن‌ابی الحقیق و افرادی دیگر به راه افتادند و نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتند و گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! ما را از مجازات زن و مرد محصن زناکار آگاه کن». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «آیا به قضاوت من در آن مورد راضی می‌شوید»؟ گفتند: «بله»، جبرئیل (علیه السلام) با حکم سنگسار فرود آمد و آن‌ها را از آن آگاه کرد. بعد از آن از پذیرفتن حکم خودداری کردند. جبرئیل گفت: «بین خودت و آن‌ها ابن صوریا را واسطه قرار بده». جبرئیل خصوصیّات او را برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) توضیح داد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به یهودیان فرمود: «آیا شما جوانی که نوخاسته و بی ریش و چپ چشم است و در فدک اقامت دارد، با نام ابن صوریا می‌شناسید»؟ گفتند: «آری»، ایشان فرمود: «در بین شما چگونه فردی است»؟ گفتند: «عالم ترین یهودی نسبت به کتاب تورات که بر روی زمین مانده است». ایشان فرمود: «کسی را بفرستید و او را حاضر کنید». آنها چنین کردند و عبدالله‌بن‌صوریا به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یهودیان رسید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «من تو را قسم می دهم به خدای یگانه همان کسی که تورات را بر موسی (علیه السلام) نازل کرد و دریا را برای شما شکافت تا شما را نجات دهد و آل فرعون را در آب غرق کرد و بر شما توده‌های ابر را سایه افکند و برای شما گزانگبین و بلدرچین را فرستاد. آیا در کتاب شما حکم سنگسار زن و مرد محصن زناکار مشخص شده است»؟ ابن صوریا گفت: «قسم به توراتی که خداوند مرا به آن پند داد، آری، اگر ترس از این نبود که اگر تورات را تکذیب کنم و یا تغییر بدهم خدای تورات مرا می‌سوزاند، برای تو نمی‌گفتم». ای محمد (صلی الله علیه و آله)! تو به من بگو که حکم سنگسار در کتاب تو چگونه است؟ ایشان فرمود: «چنانکه از مردم چهار نفر عادل گواهی دهند که مرد محصن آلت خود را فرو برده همان گونه که میل را وارد سرمه‌دان کنند سنگسار واجب است». ابن صوریا گفت: «در تورات موسی نیز حکم بدین گونه است». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چه چیز به شما اجازه می‌داد که حکم سنگسار را آسان بگیرید»؟ ابن صوریا گفت: «ما هرگاه انسان شریفی مرتکب چنین عملی می‌شد او را وا می‌گذاشتیم و اگر انسان ضعیف و بیچاره‌ای زنا می‌کرد حکم سنگسار را برای او اجرا می‌کردیم. در نتیجه زنا در میان اشراف زادگان ما زیاد گشت تا اینکه پسر عموی پادشاه مرتکب زنا شد و او را سنگسار نکردیم ولی مرد دیگری که زنا کرد پادشاه خواست حد سنگسار را بر او جاری سازد. مردم به پادشاه گفتند: نه، اوّل پسر عمویت را سنگسار کن. ما گفتیم بیایید جلسه تشکیل دهیم تا قانونی کمتر از سنگسار را وضع نماییم که برای فقیر و ثروتمند یکسان باشد، ما هم شلاق زدن و سیاه کردن صورت را وضع نمودیم. بدین مفهوم که چهل تازیانه زده شود سپس صورتشان سیاه گردد، سپس مرد و زن زناکار را برعکس سوار بر الاغ می‌کنند و الاغ دور می‌زند». یهودیان این روش را به جای سنگسار قرار دادند. یهودیان به ابن صوریا گفتند: «چقدر سریع پیامبر (صلی الله علیه و آله) را آگاه کردی و ما وقتی تو را تمجید کردیم شایسته‌ی ستایش نبودی. امّا تو غایب بودی و ما نمی‌خواستیم که از تو بدگویی کنیم». گفت: «پیامبر (صلی الله علیه و آله) مرا به تورات قسم داد اگر چنین نمی‌کرد او را آگاه نمی‌ساختم». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد مرد و زن زناکار را رو به روی مسجد سنگسار کنند و فرمود: «بعد از اینکه قوم یهود حکم را نادیده گرفتند من احیا کننده این حکم هستم». بعد از این واقعه خداوند سبحان این آیه را نازل کرد: یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَن کَثِیرٍ؛ ابن صوریا برخاست و دو دستش را روی زانوهای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نهاد. سپس گفت: «این موقعیّت پناه برنده به خدا و توست. پس مواردی را که در آن به گذشت دستور داده شده‌ای برای ما بیان کن». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از پاسخ به سؤال خودداری کرد. سپس ابن صوریا در مورد خواب ایشان سؤال کرد. ایشان فرمود: «چشمانم به خواب می‌روند درحالی‌که قلبم بیدار است». ابن صوریا گفت: «شما صحیح می فرمایید. مرا آگاه کن از جریان شباهت فرزند به پدرش و عدم شباهت به مادرش یا برعکس شباهت داشتن به مادرش و اینکه هیچگونه شباهتی به پدرش ندارد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرکدام که آبش بر آب دیگری برتری و سبقت گرفته باشد [فرزند به او شبیه‌تر است]. گفت: به من بگو که از پدر و مادر چه به فرزند می‌رسد»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مدّت طولانی بیهوش شد سپس با چهره‌ای بر افروخته و عرق ریزان از این حالت بیرون آمد و فرمود: «گوشت، خون، ناخن و مو از زن است و استخوان، رگ و پی از مرد است». ابن صوریا گفت: «درست می‌فرمایید. امر تو امر یک پیامبر است.» در همان لحظه اسلام آورد و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) کدام فرشته بر تو نازل می‌شود»؟ ایشان فرمود: «جبرئیل». گفت: «او را توصیف کن». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شرح حال جبرئیل پرداخت. سپس ابن صوریا گفت: «گواهی می‌دهم اوصاف جبرئیل در تورات نیز مثل توصیف شماست. تو به راستی فرستاده‌ی به حق خداوند هستی». وقتی ابن صوریا اسلام آورد، قوم یهود به او اهانت کردند و او را دشنام دادند. وقتی خواستند برخیزند قوم بنی­قریظه به بنی نضیر پیوستند. گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! برادران ما بنی نضیر هستند که پدر، پیامبر و دین ما یکی است، هرگاه بنی نضیر یکی از ما را بکشند و از پرداخت فدیه ناتوان باشند و به جای دیه هفتاد بار شتر خرما پرداخت می‌کنند و هرگاه یکی از بنی نضیر به دست افراد ما کشته شوند، قاتل را می‌کشند و از ما دو برابر آن یعنی یکصد و چهل بار شتر خرما دریافت می‌کنند. و اگر مقتول زن باشد در عوض آن یک مرد ما کشته می‌شود و اگر یک مرد از آن‌ها کشته شود دو مرد ما عوض آن کشته می‌شود. یک مرد شریف و آزاده از ما در عوض کشته شدن برده‌ای از بنی نضیر، کشته می‌شود. درحالی‌که دیه مجروحین ما را نصف دیه مجروحین بنی نضیر حساب می‌کنند پس تو بین ما و بنی نضیر قضاوت کن. همین جا بود که خداوند در مورد سنگسار و قصاص این آیات را نازل کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۲۵/ نورالثقلین/ البرهان/ فقه القرآن، ج۲، ص۴۱۳

۳

(مائده/ ۴۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا هَاجَرَ إِلَی الْمَدِینَهًِْ کَانَ بِهَا ثَلَاثُ بُطُونٍ مِنَ الْیَهُودِ مِنْ بَنِی‌هَارُونَ مِنْهُمْ بَنُوقُرَیْظَهًَْ وَ بَنُوالنَّضِیرِ وَ بَنُوالْقَیْنُقَاعِ فَلَمَّا دَخَلَتِ الْأَوْسُ وَ الْخَزْرَجُ فِی الْإِسْلَامِ جَاءَتِ الْیَهُودُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) قَدْ أَحْبَبْنَا أَنْ نُهَادِنَکَ إِلَی أَنْ نَرَی مَا یَصِیرُ إِلَیْهِ أَمْرُکَ فَأَجَابَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَکَرُّماً وَ کَتَبَ لَهُمْ کِتَاباً أَنَّهُ قَدْ هَادَنَهُمْ وَ أَقَرَّهُمْ عَلَی دِینِهِمْ لَا یُتَعَرَّضُ لَهُمْ وَ أَصْحَابِهِمْ بِأَذِیَّهًٍْ وَ ضَمِنُوهُمْ عَنْ نُفُوسِهِمْ أَنَّهُمْ لَا یَکِیدُونَهُ بِوَجْهٍ مِنَ الْوُجُوهِ وَ لَا لِأَحَدٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ کَانَتِ الْأَوْسُ حُلَفَاءَ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ وَ الْخَزْرَجُ حُلَفَاءَ بَنِی‌النَّضِیرِ وَ بَنُوالنَّضِیرِ أَکْثَرُ عَدَداً مِنْ بَنِی‌الْقُرَیْظَهًِْ وَ أَکْثَرُ أَمْوَالًا وَ کَانَتْ عِدَّتُهُمْ أَلْفَ مُقَاتِلٍ وَ کَانَتْ عَدَدُ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ مِائَهًَْ مُقَاتِلٍ وَ کَانَ إِذَا وَقَعَ بَیْنَهُمْ قَتْلٌ لَمْ یَرْضَ بَنُوالنَّضِیرِ أَنْ یَکُونَ قَتْلٌ بِقَتِیلٍ بَلْ یَقُولُونَ نَحْنُ أَشْرَفُ وَ أَکْثَرُ وَ أَقْوَی وَ أَعَزُّ ثُمَّ اتَّفَقُوا بَعْدَ ذَلِکَ أَنْ یَکْتُبُوا بَیْنَهُمْ کِتَاباً شَرَطُوا فِیهِ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ بَنِی‌النَّضِیرِ قَتَلَ رَجُلًا مِنْ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ دَفَعَ نِصْفَ الدِّیَهًِْ وَ حُمِّمَ وَجْهُهُ وَ مَعْنَی حُمِّمَ وَجْهُهُ سُخِمَ وَجْهُهُ بِالسَّوَادِ وَ مَعْنَاهُ حُمِّمَ بِالْفَحْمِ وَ یُقْعَدُ عَلَی حِمَارٍ وَ یُحَوَّلُ وَجْهُهُ إِلَی ذَنَبِ الْحِمَارِ وَ نُودِیَ عَلَیْهِ فِی الْحَیِّ وَ أَیُّمَا رَجُلٍ مِنْ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ قَتَلَ رَجُلًا مِنْ بَنِی‌النَّضِیرِ‌کَانَ عَلَیْهِ الدِّیَهًُْ الْکَامِلَهًُْ وَ قُتِلَ الْقَاتِلُ مَعَ رَفْعِ الدِّیَهًِْ فَلَمَّا هَاجَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی الْمَدِینَهًِْ وَ دَخَلَ الْأَوْسُ وَ الْخَزْرَجُ فِی دِینِ الْإِسْلَامِ وَثَبَ رَجُلٌ مِنْ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ عَلَی رَجُلٍ مِنْ بَنِی‌النَّضِیرِ فَبَعَثَ بَنُوالنَّضِیرِ إِلَی بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ ابْعَثُوا لَنَا بِقَاتِلِ صَاحِبِنَا لِنَقْتُلَهُ وَ ابْعَثُوا إِلَیْنَا بِالدِّیَهًِْ فَامْتَنَعُوا مِنْ ذَلِکَ وَ قَالُوا لَیْسَ هَذَا حُکْمَ اللَّهِ فِی التَّوْرَاهًِْ وَ إِنَّمَا هَذَا حُکْمٌ ابْتَدَعْتُمُوهُ وَ لَیْسَ لَکُمْ عَلَیْنَا إِلَّا الدِّیَهًُْ أَوْ الْقَتْلُ فَإِنْ رَضِیتُمْ بِذَلِکَ وَ إِلَّا بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ مُحَمَّدٌ نَتَحَاکَمُ إِلَیْهِ جَمِیعاً قَالَ فَبَعَثَ بَنُوالنَّضِیرِ إِلَی عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیِّ‌بْنِ‌سَلُولٍ وَ کَانَ رَأْسَ الْمُنَافِقِینَ فَقَالُوا قَدْ عَلِمْتَ مَا بَیْنَنَا مِنَ الْحَلْفِ وَ الْمُوَادَعَهًِْ وَ قَدْ کُنَّا لَکُمْ یَا مَعَاشِرَ الْأَنْصَارِ مِنَ الْخَزْرَجِ أَنْصَاراً عَلَی مَنْ آذَاکُمْ وَ قَدِ امْتَنَعَتْ عَلَیْنَا بَنُوقُرَیْظَهًَْ بِمَا شَرَطْنَاهُ عَلَیْهِمْ وَ دعوناه {دَعَوْنَا} إِلَی حُکْمِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ قَدْ رَضِینَا بِهِ فَاسْأَلْهُ أَنْ لَا یَنْقُضَ شَرْطَنَا فَقَالَ لَهُمْ عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌أُبَیِّ‌بْنِ‌سَلُولٍ ابْعَثُوا إِلَیَّ رَجُلًا مِنْکُمْ لِیَحْضُرَ کَلَامِی وَ کَلَامَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَإِنْ عَلِمْتُمْ أَنَّهُ یَحْکُمُ لَکُمْ وَ یُقِرُّکُمْ عَلَی مَا کُنْتُمْ عَلَیْهِ فَارْضُوا بِهِ وَ إِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَلَا تَرْضَوْهُ لِحُکْمِهِ وَ جَاءَ عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌أُبَیِّ‌بْنِ‌سَلُولٍ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَعَهُ رَجُلٌ مِنَ الْیَهُودِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ هَؤُلَاءِ الْیَهُودَ لَهُمُ الْعَدَدُ وَ الْعِدَّهًُْ وَ الْمَنَعَهًُْ وَ قَدْ کَانُوا کُتِبَ بَیْنَهُمْ کِتَابُ شَرْطٍ اتَّفَقُوا عَلَیْهِ فِیمَا بَیْنَهُمْ وَ رَضُوا جَمِیعاً بِهِ وَ هُمْ صَائِرُونَ إِلَیْکَ فَلَا تَنْقُضْ عَلَیْهِمْ شَرْطَهُمْ فَاغْتَمَّ مِنْ کَلَامِهِ وَ لَمْ یُجِبْهُ وَ
 دَخَلَ ص مَنْزِلَهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ یَعْنِی تَعَالَی عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌أُبَیِّ‌بْنِ‌سَلُولٍ ثُمَّ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ مِنَ الَّذِینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ یَعْنِی بِهِ الرَّجُلَ الْیَهُودِیَّ الَّذِی وَافَی مَعَ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیِّ‌بْنِ‌سَلُولٍ لِیَسْمَعَ مَا یَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْجَوَابِ لِعَبْدِ اللَّهِ وَ قَالَ لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ اللهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ اللهِ شَیْئاً أُولئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً وَ جَعَلَ سُبْحَانَهُ الْأَمْرَ إِلَی رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) إِنْ شَاءَ أَنْ یَحْکُمَ حَکَمَ بَیْنَهُمْ وَ إِنْ شَاءَ أَعْرَضَ عَنْهُمْ ثُمَّ قَالَ تَعَالَی وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ*وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِیها حُکْمُ اللهِ ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ* إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ* وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ* وَ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِعِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیل.[1]

 

امام علی (علیه السلام)- امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مدینه هجرت کرد، در آن سه قبیله از یهود از فرزندان هارون بودند که عبارتند از: بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و «بنی‌قینقاع». هنگامی که اوس و خزرج مسلمان شدند، یهود نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! دوست داریم با تو صلح کنیم تا ببینیم امر تو چه می‌شود». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از روی احترام پاسخ مثبت داد و نوشته‌ای برای آن‌ها نوشت که با آن‌ها صلح کرد و آن‌ها را در دینشان آزاد گذاشت که خودشان و یارانشان مورد تعرّض و اذیّت قرار نمی‌گیرند و جان‌هایشان را ضمانت کردند که [در عوض] آن‌ها به هیچ وجه برای او و هیچ یک از اصحابش مکر و حیله به کار نبرند. و اوس هم پیمانان بنی‌قریظه و خزرج هم پیمانان بن نضیر بودند و تعداد بنی‌نضیر بیشتر از بنی‌قریظه بود و اموالشان بیشتر بود و تعداد جنگجویانشان هزار نفر بود و تعداد جنگجویان بنی‌قریظه صد نفر بود و هنگامی که بین آن‌ها قتل واقع می‌شد، بنی‌نضیر راضی نمی‌شد که کشته‌ای در مقابل کشته‌ای باشد؛ بلکه می‌گفتند: «ما با شرافت‌تر و تعدادمان بیشتر و قوی‌تر و با عزّتر هستیم». سپس با هم اتّفاق‌نظر پیدا کردند که نوشته‌ای میانشان بنویسند و در آن شرط کردندکه هر مردی از بنی‌نضیر، مردی از بنی‌قریظه را بکشد، نصف دیه را می‌پردازد و حُمِّمَ وَجْهُهُ و معنای حُمِّمَ وَجْهُهُ، «صورتش سیاه می‌شود» است؛ یعنی با زغال سیاه می‌شود و بر روی الاغ می‌نشیند و صورتش به‌طرف دم الاغ برگردانده می‌شود و در محله علیه او ندا داده می‌شود. و هر مردی از بنی‌قریظه، مردی از بنی‌نضیر را بکشد، باید دیه کامل بپردازد و قاتل همراه پرداخت دیه کشته می‌شود. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مدینه هجرت کرد و اوس و خزرج مسلمان شدند، مردی از بنی‌قریظه بر مردی از بنی‌نضیر حمله کرد [و او را کشت]. سپس بنی‌نضیر فردی را به‌سوی بنی‌قریظه فرستاد که قاتلِ رفیق ما را برای ما بفرستید تا او را بکشیم و دیه را به‌سوی ما بفرستید. بنی‌قریظه از آن امتناع کردند و گفتند: «این حکم خدا در تورات نیست. این تنها حکمی است که شما آن را ساخته‌اید و شما حقّی جز دیه یا کشتن بر ما ندارید؛ پس اگر به آن راضی شدید [چه بهتر] و الّا محمّد (صلی الله علیه و آله) بین ما و بین شما است، همگی برای داوری نزد او می‌رویم». فرمود: «بنی‌نضیر فردی را به‌سوی عبدالله‌بن‌ابیّ‌بن‌سلول که سرکرده منافقان بود فرستادند و گفتند: «از پیمان و سازشی‌که میان ما است آگاه هستی و ای گروه انصار از قبیله خزرج! ما یاور شما و بر ضدّ کسی بودیم که شما را بیازارد و بنی‌قریظه از آنچه بر آن‌ها شرط کردیم امتناع کرد و ما را به حکم محمّد (صلی الله علیه و آله) دعوت کردند و ما به آن راضی شدیم؛ پس، از او بخواه که شرط ما را نقض نکند». عبدالله‌بن‌ابیّ‌بن‌سلول به آن‌ها گفت: «مردی از خودتان را به‌سوی من بفرستید تا در سخنان من و سخنان محمّد (صلی الله علیه و آله) حاضر شود؛ پس اگر دیدید که او به نفع شما حکم می‌کند و شما را به همان حالتی‌که [قبلا] بودید باقی می‌گذارد، به آن راضی باشید و اگر این‌گونه انجام نداد، به حکم او رضایت ندهید». عبدالله‌بن‌ابی‌بن‌سلول به همراه مردی از یهود نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این یهودیان دارای تعداد و گروه، و عزّت و نیرو هستند و شرطی بینشان نوشته شده بود که میان خود بر آن توافق‌کرده بودند و همگی بر آن راضی شده بودند و آن‌ها نزد تو می‌آیند؛ پس شرطشان را نقض نکن». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از سخنان او ناراحت شد و به او پاسخ نداد و داخل منزلش شد و خداوند بر او نازل کرد: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ؛ مقصود خدای تعالی عبدالله‌بن‌ابی‌بن‌سلول است. سپس خداوند سبحان فرمود: وَ مِنَ الَّذِینَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْکَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِینَ، منظور از آن، مرد یهودی است که با عبدالله‌بن‌ابی‌بن‌سلول آمد تا آنچه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در جواب عبدالله‌بن‌ابی‌بن‌سلول می‌گوید بشنود و [در ادامه آیات] فرمود: لَمْ یَأْتُوکَ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ یُرِدِ الله فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ الله شَیْئاً أُولئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ الله أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ... فَلَنْ یَضُرُّوکَ شَیْئاً؛ و خداوند سبحان اختیار را به دست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قرار داد؛ اگر خواست که حکم کند، میانشان حکم می‌کند و اگر خواست، از آن‌ها روی برمی‌گرداند. سپس خدای تعالی فرمود: وَ إِنْ حَکَمْتَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ الله یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ وَ کَیْفَ یُحَکِّمُونَکَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِیها حُکْمُ الله ثُمَّ یَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ وَ ما أُولئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ الله وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآیاتِی ثَمَناً قَلِیلًا وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ وَ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ التَّوْراةِ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجِیل».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۹

ای پیامبر! کسانی که در مسیر کفر شتاب می‌کنند و با زبان می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم» و قلب آن‌ها ایمان نیاورده

۱ -۱

(مائده/ ۴۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَا بُنَیَّ لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ کُلَّ مَا تَعْلَمُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ عَلَی جَوَارِحِکَ کُلِّهَا فَرَائِضَ یَحْتَجُّ بِهَا عَلَیْکَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ یَسْأَلُکَ عَنْهَا وَ ذَکَّرَهَا وَ وَعَظَهَا وَ حَذَّرَهَا وَ أَدَّبَهَا وَ لَمْ یَتْرُکْهَا سُدًی ... وَ فَرَضَ اللَّه تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی الْقَلْبِ وَ هُوَ أَمِیرُ الْجَوَارِحِ الَّذِی بِهِ تَعْقِلُ وَ تَفْهَمُ وَ تَصْدُرُ عَنْ أَمْرِهِ وَ رَأْیِهِ فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ: إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ ... وَ قَالَ تَعَالَی حِینَ أَخْبَرَ عَنْ قَوْمٍ أُعْطُوا الْإِیمَانَ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ
 فَقَالَ تَعَالَی: الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ: أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ: وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللهُ فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ.

 

امام علی (علیه السلام)- فرزند عزیزم آنچه را نمی‌دانی نگو، بلکه همگی آنچه را که می‌دانی نگو، زیرا خدای تعالی بر کلّیه‌ی اعضاء تو وظایف و واجباتی را مقرّر و مفروض داشته است که در روز قیامت به‌وسیله‌ی آن‌ها بر تو احتجاج می‌کند، و از آن‌ها سؤال می‌نماید. و آن اعضاء را تذکّرداده، و موعظه کرده، و برحذر داشته، و تأدیب نموده، و آن‌ها را بیهوده رها نکرده است... و بر قلب، که فرمانده‌ی اعضاء است که به‌وسیله‌ی آن تعقّل می‌کنی و می‌فهمی، و فرمان و رأی او را بکار می‌بندی، فرض کرده، و خدای عزّوجلّ فرمود: نه آنکه او را به‌زور واداشته‌اند تا اظهار کفر کند و حال آنکه دلش به ایمان خویش مطمئن است. (نحل/۱۰۶) و خدای تعالی درباره‌ی قومی که به زبان اظهار ایمان کرده‌اند، و دل‌هاشان ایمان نیاورده فرموده است: الَّذینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُم؛ و فرموده است: که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد. (رعد/۲۸) و فرموده است: آنچه را که در دل دارید خواه آشکارش سازید یا پوشیده‌اش دارید، خدا شما را بدان بازخواست خواهد کرد. پس هر که را که بخواهد می‌آمرزد و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. (بقره/۲۸۴)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۶۸

۱ -۲

(مائده/ ۴۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الْإِیمَانُ وَ الْکُفْرُ وَ الشِّرْکُ وَ زِیَادَتُهُ وَ نُقْصَانُهُ فَالْإِیمَانُ بِاللَّهِ تَعَالَی هُوَ أَعْلَی الْأَعْمَالِ دَرَجَهًًْ وَ أَشْرَفُهَا مَنْزِلَهًًْ وَ أَسْنَاهَا حَظّاً فَقِیلَ لَهُ الْإِیمَانُ قَوْلٌ وَ عَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ فَقَالَ الْإِیمَانُ تَصْدِیقٌ بِالْجَنَانِ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْکَانِ وَ هُوَ عَمَلٌ کُلُّهُ وَ مِنْهُ التَّامُّ وَ مِنْهُ الْکَامِلُ تَمَامُهُ وَ مِنْهُ النَّاقِصُ الْبَیِّنُ نُقْصَانُهُ وَ مِنْهُ الزَّائِدُ الْبَیِّنُ زِیَادَتُهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی مَا فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَارِحَهًٍْ مِنْ جَوَارِحِ الْإِنْسَانِ إِلَّا وَ قَدْ وُکِلَتْ بِغَیْرِ مَا وُکِلَتْ بِهِ الْأُخْرَی ... فَأَمَّا مَا فَرَضَ عَلَی الْقَلْبِ مِنَ الْإِیمَانِ فَالْإِقْرَارُ وَ الْمَعْرِفَهًُْ وَ الْعَقْدُ عَلَیْهِ وَ الرِّضَا بِمَا فَرَضَهُ عَلَیْهِ وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِهِ وَ الذِّکْرُ وَ التَّفَکُّرُ وَ الِانْقِیَادُ إِلَی کُلِّ مَا جَاءَ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کِتَابِهِ مَعَ حُصُولِ الْمُعْجِزِ فَیَجِبُ عَلَیْهِ اعْتِقَادُهُ وَ أَنْ یُظْهِرَ مِثْلَ مَا أَبْطَنَ إِلَّا لِلضَّرُورَهًِْ کَقَوْلِهِ سُبْحَانَهُ: إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ وَ قَوْلِهِ تَعَالَی: لا یُؤاخِذُکُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما کَسَبَتْ قُلُوبُکُمْ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ: الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ قَوْلِهِ تَعَالَی: أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ: وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا وَ قَوْلِهِ تَعَالَی: أَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ: فَإِنَّها لا تَعْمَی الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَی الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ وَ مِثْلُ هَذَا کَثِیرٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ هُوَ رَأْسُ الْإِیمَان.

 

امام علی (علیه السلام)- ایمان و کفر و شرک و کم و زیادی آن‌ها از این قرار است، ایمان به خداوند بالاترین اعمال می‌باشد و در مرتبه‌ی عالی قرار دارد، و گرامی‌تر از آن مقامی نیست و بهره‌اش از همه افزون‌تر است. گفته شد: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) ایمان گفتار و کردار است و یا تنها گفتار می‌باشد»؟ فرمود: «ایمان گواهی به قلب، و اعتراف در زبان و عمل به اعضاء و جوارح می‌باشد، ایمان همه‌اش عمل است، ایمان گاهی کامل و گاهی نیمه کامل و زمانی ناقص و گاهی هم زائد است، به‌طوری‌که این نقصان و زیادت به وضوح دیده می‌شود. خداوند متعال برای هر یک از اعضاء و جوارح انسانی وظیفه‌ای را معیّن کرده است که این وظیفه به عضوی دیگر ارتباط ندارد... امّا آنچه بر قلب واجب کرده و آن ایمان و اقرار و شناخت و اعتقاد و خوشنودی از آنچه واجب کرده است و تسلیم در برابر امر خداوند و اندیشه و تفکر و یاد خدا و اطاعت از آنچه نازل کرده و در قرآن آن را بیان نموده است و باید تا حد توانایی آن دستورات را بکار گیرند. واجب است که همه‌ی مسایل و موضوعات دینی را در قلب خود معتقد باشد و آن‌ها را با عمل و کردار خود نشان دهد مگر آنهایی که برای اظهار آن ضرورتی نباشد، خداوند هم در قرآن فرموده: نه آنکه او را به زور واداشته‌اند تا اظهار کفر کند و حال آنکه دلش به ایمان خویش مطمئن است. (نحل/۱۰۶) خداوند در یکی از آیات قرآن می‌فرماید: خدا شما را به سبب سوگندهای لغوتان بازخواست نمی‌کند، بلکه به‌خاطر نیّتی که در دل نهان می‌دارید بازخواست می‌کند. (بقره/۲۲۵) در جای دیگر فرمود: الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ در جای دیگر فرمود: آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد. (رعد/۲۸) در آیه‌ای از قرآن می‌فرماید: و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند: ای پروردگار ما، این جهان را به بیهوده نیافریده‌ای. (آل عمران/۱۹۱) در جای دیگر گفته: آیا در قرآن نمی‌اندیشند یا بر دل‌هایشان قفل‌هاست؟. (محمّد/۲۴) در جای دیگر گفت: زیرا چشم‌ها نیستند که کور می‌شوند، بلکه دل‌هایی که در سینه‌ها جای دارند کور باشند. (حج/۴۶) و مانند این آیات در قرآن زیاد می‌باشد، و قلب اساس ایمان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۳/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۴۹

۱ -۳

(مائده/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن أَبِی‌عَمْرٍو الزُّبَیْرِیِّ، عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ أَیُّهَا الْعَالِمُ ... أَلَا تُخْبِرُنِی عَنِ الْإِیمَانِ أَ قَوْلٌ هُوَ وَ عَمَلٌ أَمْ قَوْلٌ بِلَا عَمَلٍ فَقَالَ الْإِیمَانُ عَمَلٌ کُلُّهُ وَ الْقَوْلُ بَعْضُ ذَلِکَ الْعَمَلِ بِفَرْضٍ مِنَ اللَّهِ بَیَّنَ فِی کِتَابِهِ وَاضِحٌ نُورُهُ ثَابِتَهًٌْ حُجَّتُهُ یَشْهَدُ لَهُ بِهِ الْکِتَابُ وَ یَدْعُوهُ إِلَیْهِ قَالَ قُلْتُ صِفْهُ لِی جُعِلْتُ فِدَاکَ حَتَّی أَفْهَمَهُ قَالَ الْإِیمَانُ حَالَاتٌ وَ دَرَجَاتٌ وَ طَبَقَاتٌ وَ مَنَازِلُ فَمِنْهُ التَّامُّ الْمُنْتَهَی تَمَامُهُ وَ مِنْهُ النَّاقِصُ الْبَیِّنُ نُقْصَانُهُ وَ مِنْهُ الرَّاجِحُ الزَّائِدُ رُجْحَانُهُ قُلْتُ إِنَّ الْإِیمَانَ لَیَتِمُّ
 وَ یَنْقُصُ وَ یَزِیدُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ کَیْفَ ذَلِکَ قَالَ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَوَارِحِ ابْنِ آدَمَ وَ قَسَمَهُ عَلَیْهَا وَ فَرَّقَهُ‌فِیهَا فَلَیْسَ مِنْ جَوَارِحِهِ جَارِحَهًٌْ إِلَّا وَ قَدْ وُکِلَتْ مِنَ الْإِیمَانِ بِغَیْرِ مَا وُکِلَتْ بِهِ أُخْتُهَا ... فَأَمَّا مَا فَرَضَ عَلَی الْقَلْبِ مِنَ الْإِیمَانِ فَالْإِقْرَارُ وَ الْمَعْرِفَهًُْ وَ الْعَقْدُ وَ الرِّضَا وَ التَّسْلِیمُ بِأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ إِلَهاً وَاحِداً لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَهًًْ وَ لَا وَلَداً وَ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) وَ الْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ‌اللَّهِ مِنْ نَبِیٍّ أَوْ کِتَابٍ فَذَلِکَ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَی الْقَلْبِ مِنَ الْإِقْرَارِ وَ الْمَعْرِفَهًِْ وَ هُوَ عَمَلُهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: إِلَّا مَنْ أُکْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمانِ وَلکِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْکُفْرِ صَدْراً وَ قَالَ أَلا بِذِکْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ وَ قَالَ الَّذِینَ آمَنُوا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ قَالَ إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللهُ فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ فَذَلِکَ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی الْقَلْبِ مِنَ الْإِقْرَارِ وَ الْمَعْرِفَهًِْ وَ هُوَ عَمَلُهُ وَ هُوَ رَأْسُ الْإِیمَانِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعمرو زبیری گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ای عالم به من خبرده ... گفتم: «بفرمایید ایمان تنها گفتار است، و یا گفتار و کردار با هم». امام (علیه السلام) فرمود: «ایمان همه‌اش عمل است، و اظهار زبانی جزیی از ایمان می‌باشد که خداوند آن را در کتاب خود بیان کرده است، نورش روشن، و برهانش ثابت می‌باشد، کتاب به آن ایمان گواهی می‌دهد و او را به طرف خود می‌کشاند». عرض کردم ایمان را برای من تعریف کنید تا خوب آن را دریابم، فرمود: «ایمان حالات و درجات مختلفی دارد و با هم در یک حال نیستند، آن‌ها از نظر مقام و مرتبه متفاوت می‌باشند، بعضی از ایمان‌ها تمام و در حدّ کمال هستند، و پاره‌ای در عین نقصان می‌باشند، و بعضی هم متوسّط هستند». عرض کردم: «ایمان هم در حدّ کمال است و هم نقصان پذیر می‌باشد و هم در حال تزاید»؟ فرمود: «آری». گفتم: «چگونه است»، امام (علیه السلام) فرمود: «خداوند متعال ایمان را بر جوارح فرزندان آدم واجب گردانید و آن را بر اعضاء تقسیم فرمود: و برای هر یک سهمی معین کرد. هر یک از وظایف آدمیان را به یکی از جوارح اختصاص داده، و هر عضوی تکلیف مخصوصی دارد که عضو دیگرش به آن مکلف نیست... امّا آنچه بر قلب واجب کرده آن ایمان و شناخت و اقرار و اعتقاد و خوشنودی و تسلیم است گواهی دهد که خداوند یکی است و شریک و همتایی ندارد، فرزندی و زنی برای او نیست، و گواهی دهد محمّد (صلی الله علیه و آله) رسول و فرستاده خداوند می‌باشد. هرچه خداوند نازل فرموده از کتاب و پیامبر به آن اقرار کند و اعتراف نماید، این‌ها بود آنچه خداوند بر قلب واجب گردانیده و باید قلب نسبت به آن‌ها اقرار کند و شناخت داشته باشد، و همین است معنی آیه‌ی شریفه‌ی که فرمود: نه آنکه او را به زور واداشته‌اند تا اظهار کفر کند و حال آنکه دلش به ایمان خویش مطمئن است بل آنان که درِ دل را به روی کفر می‌گشایند. (نحل/۱۰۶) در جای دیگر فرمود: آگاه باشید که دل‌ها به یاد خدا آرامش می‌یابد. (رعد/۲۸) و نیز فرمود: الَّذِینَ آمَنُوا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ در جای دیگر فرمود: «آنچه را که در دل دارید خواه آشکارش سازید یا پوشیده‌اش دارید، خدا شما را بدان بازخواست خواهد کرد. پس هر که را که بخواهد می‌آمرزد. (بقره/۲۸۴)». این‌ها بود آنچه خداوند بر دل واجب و لازم گردانیده و باید قلب به آن‌ها اقرار کند، و شناخت داشته باشد، عمل قلب انجام این‌گونه کارها می‌باشد، و اساس و هستی ایمان هم در قلب است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۳/ العیاشی، ج۱، ص۱۵۷/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۶۴/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۴۹/ نورالثقلین

۱ -۴

(مائده/ ۴۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی الاحتجاج: فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ یَذْکُرُ فِیهِ إِتْیَانَ رَجُلٍ مِنَ الزَّنَادِقَهًِْ امیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ سُؤَالَهُ عَمَّا اشْتَبَهَ عَلَیْهِ مِنْ آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ ظَنَّ التَّنَاقُضَ فِیهَا فَأَجَابَهُ (علیه السلام) وَ أَسْلَمَ فَکَانَ مِمَّا سَأَلَهُ قَوْلُهُ فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا کُفْرانَ لِسَعْیِهِ وَ قَوْلُهُ وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ ... فَقَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا کُفْرانَ لِسَعْیِهِ وَ قَوْلُهُ وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی فَإِنَّ ذَلِکَ کُلَّهُ لَا یُغْنِی إِلَّا مَعَ الِاهْتِدَاءِ وَ لَیْسَ کُلُّ مَنْ وَقَعَ عَلَیْهِ اسْمُ الْإِیمَانِ کَانَ حَقِیقاً بِالنَّجَاهًِْ مِمَّا هَلَکَ بِهِ الْغُوَاهًُْ وَ لَوْ کَانَ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَنَجَتِ الْیَهُودُ مَعَ اعْتِرَافِهَا بِالتَّوْحِیدِ وَ إِقْرَارِهَا بِاللَّهِ وَ نَجَا سَائِرُ الْمُقِرِّینَ بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ مِنْ إِبْلِیسَ فَمَنْ دُونَهُ فِی الْکُفْرِ وَ قَدْ بَیَّنَ اللَّهُ ذَلِکَ بِقَوْلِهِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ وَ بِقَوْلِهِ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ لِلْإِیمَانِ حَالَاتٌ وَ مَنَازِلُ یَطُولُ شَرْحُهَا وَ مِنْ ذَلِکَ أَنَّ الْإِیمَانَ قَدْ یَکُونُ عَلَی وَجْهَیْنِ إِیمَانٍ بِالْقَلْبِ وَ إِیمَانٍ بِاللِّسَانِ کَمَا کَانَ إِیمَانُ الْمُنَافِقِینَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا قَهَرَهُمُ السَّیْفُ وَ شَمَلَهُمُ الْخَوْفُ فَإِنَّهُمْ آمَنُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ فَالْإِیمَانُ بِالْقَلْبِ هُوَ التَّسْلِیمُ لِلرَّبِّ وَ مَنْ سَلَّمَ الْأُمُورَ لِمَالِکِهَا لَمْ
 یَسْتَکْبِرْ عَنْ أَمْرِهِ کَمَا اسْتَکْبَرَ إِبْلِیسُ عَنِ السُّجُودِ لآِدَمَ وَ اسْتَکْبَرَ أَکْثَرُ الْأُمَمِ عَنْ طَاعَهًِْ أَنْبِیَائِهِمْ (علیهم السلام) فَلَمْ یَنْفَعْهُمُ التَّوْحِیدُ کَمَا لَمْ یَنْفَعْ إِبْلِیسَ ذَلِکَ السُّجُودُ الطَّوِیلُ فَإِنَّهُ سَجَدَ سَجْدَهًًْ وَاحِدَهًًْ أَرْبَعَهًَْ آلَافِ عَامٍ لَمْ یُرِدْ بِهَا غَیْرَ زُخْرُفِ الدُّنْیَا وَ التَّمْکِینِ مِنَ النَّظِرَهًِْ فَلِذَلِکَ لَا تَنْفَعُ الصَّلَاهًُْ وَ الصَّدَقَهًُْ إِلَّا مَعَ الِاهْتِدَاءِ إِلَی سَبِیلِ النَّجَاهًِْ وَ طَرِیقِ الْحَق.[1] (الوِلایَةُ

 

امام علی (علیه السلام)- در کتاب الاحتجاج در یک روایت مفصل ذکر شده: مردی از کفّار خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید و سؤال‌هایی از آیات قرآن که برایش مشکل بود نمود و خیال می‌کرد این آیات تناقض دارد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جوابش را می‌داد تا بالأخره مسلمان شد از جمله سؤال‌هایی‌که کرد این بود که گفت در قرآن هست: هر کس که کاری شایسته کند و ایمان آورده باشد، کوشش او را ناسپاسی نیست. (انبیاء/۹۴) و هر کس که توبه کند و ایمان آورد. (طه/۸۲) و امّا کلام حقّ تعالی: هر کس که کاری شایسته کند و ایمان آورده باشد، کوشش او را ناسپاسی نیست. (انبیاء/۹۴). و هرکس که توبه کند و ایمان آورد و کار شایسته کند و به راه هدایت بیفتد، او را می‌آمرزم. (طه/۸۲). تمامی این‌ها بدون هدایت‌شدن، نیازی را برآورده نمی­سازد و این‌گونه نیست که هرکس نام ایمان بر خود داشته باشد، سزاوار آن باشد که از مهلکه‌های‌گمراهان نجات یابد. اگر چنین بود، یهودیان با اعتراف خود به توحید و اقرار به‌وجود خداوند، نجات می­یافتند و دیگر کسانی که به یگانگی خداوند اقرار می­کنند نیز، از ابلیس گرفته تا پیروان او در کفرورزی، همه نجات می­یافتند، حال آنکه خداوند این امر را با کلام خویش روشن‌کرده است: کسانی که ایمان آورده‌اند و ایمان خود را به شرک نمی‌آلایند، ایمنی از آن ایشان است و ایشان هدایت یافتگانند. (انعام/۸۲) و الَّذِینَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ و ایمان را حالات و منازلی است که شرح آن‌ها به درازا می­کشد و از آن جمله اینکه ایمان گاه بر دو وجه است: ایمان با دل و ایمان با زبان؛ همچون ایمانی که منافقان در روزگار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشتند، وقتی حضرت (صلی الله علیه و آله) با شمشیر، آنان را در هم شکست و ترس در دلشان افتاد، با زبان‌هایشان ایمان آوردند، حال آنکه با دل­هایشان ایمان نیاورده بودند. ایمان با دل، تسلیم پروردگارشدن است و هر که امور را به صاحبش تسلیم کند، در برابر او تکبّر نورزیده است؛ آن چنان‌که ابلیس در سجده به آدم (علیه السلام) بزرگی فروخت و بیشتر امّت­ها در برابر فرمانبری از پیامبران تکبّر پیشه کردند و این‌گونه توحید سودی به آنان نرساند؛ هم چنان‌که آن سجده طولانی برای ابلیس سودمند نیفتاد. هموکه در یک سجده، چهار هزار سال به خاک افتاده بود و از این سجده، جز گنجینه­های دنیا و تأخیر در انجام وظیفه را اراده نکرده است. از این رو تنها با هدایت‌یافتن به راه نجات و طریق حقّ است که نماز و صدقه سود می­رساند. (ولایت

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۷/ نورالثقلین

۱

(مائده/ ۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عن جابِر قَالَ رَجُلٌ عِنْدَ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهًًْ وَ باطِنَهًًْ قَالَ أَمَّا النِّعْمَهًُْ الظَّاهِرَهًُْ فَهُوَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا جَاءَ بِهِ مِنْ مَعْرِفَهًِْ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ تَوْحِیدِهِ وَ أَمَّا النِّعْمَهًُْ الْبَاطِنَهًُْ فَوَلَایَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ عَقْدُ مَوَدَّتِنَا فَاعْتَقَدَ وَاللَّهِ قَوْمٌ هَذِهِ النِّعْمَهًَْ الظَّاهِرَهًَْ وَ الْبَاطِنَهًَْ وَ اعْتَقَدَهَا قَوْمٌ ظَاهِرَهًًْ وَ لَمْ یَعْتَقِدُوهَا بَاطِنَهًًْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ فَفَرِحَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَ نُزُولِهَا إِذْ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِیمَانَهُمْ إِلَّا بِعَقْدِ وَلَایَتِنَا وَ مَحَبَّتِنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر گوید: مردی آیه: و نعمت‌های خود را چه آشکار و چه پنهان به تمامی بر شما ارزانی داشته؟ (لقمان/۲۰) را در حضور امام باقر (علیه السلام) تلاوت نمود. امام فرمود: «نعمت ظاهری، پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و آنچه از معرفهًْ الله و توحید آورده است. و امّا نعمت باطنی، ولایت ما اهل بیت (علیهم السلام) و پیمان مودّت ماست. به خدا سوگند! قومی این نعمت ظاهر و باطن را پذیرفتند و قومی دیگر فقط ظاهر آن را پذیرفتند. از این رو خداوند فرمود: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ لاَ یَحْزُنکَ الَّذِینَ یُسَارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هنگام نزول آن خوشحال‌گردید؛ زیرا خداوند ایمان آن‌ها را نمی‌پذیرد، مگر با ولایت و محبّت ما.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۵۲/ القمی، ج۲، ص۱۶۵

و نیز گروهی از یهود که بادقّت [به سخنان تو] گوش می‌دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند؛ آن‌ها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده‌اند؛ آن‌ها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می‌کنند، و [به یکدیگر] می‌گویند: «اگر این [که ما می‌خواهیم] به شما داده شد [و محمّد بر طبق خواسته‌ی شما داوری کرد] بپذیرید؛ وگرنه [از او] دوری کنید»

۲ -۱

(مائده/ ۴۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَولُهُ تَعَالَی: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ إلَی قَولِهِ یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا ... أَیْ أَرْسَلُوا بِهِمْ فِی قصهًْ زَانٍ مُحْصَنٍ فَقَالُوا لَهُمْ إِنَّ أفتاکم مُحَمَّدِ (صلی الله علیه و آله) بِالْجِلْدِ فَخُذُوهُ وَ إِنْ أفتاکم بِالرَّجْمِ فَلَاتَقبَلُوهُ لِأَنَّهُمْ کَانُوا قَدصَرَفُوا حُکْمِ الْحَدِّ الَّذِی فِی التَّورَاهًِْ إِلَی جُلِدَ أَرْبَعِینَ وَ تَسوِیدِ الْوَجْهِ وَ الإشهَارِ عَلَی حِمَارُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ... یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ یَقُولُونَ إِنْ أُوتِیتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا، یعنی در جریان زنای محصنه آن‌ها را فرستادند و به آن‌ها گفتند: «اگر محمّد (صلی الله علیه و آله) به شلّاق زدن فتوا داد، آن را بپذیرید و اگر به سنگسارکردن فتوا داد آن را قبول نکنید». چون آن‌ها حکم حدّی که در تورات بود به چهل ضربه شلّاق، سیاه‌کردن صورت و گرداندن بر روی الاغ تغییر داده بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰ فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۴

[ولی] کسی را که خدا [براثر گناهان پی‌درپی او] بخواهد مجازات کند، نمی‌توانی در برابر خداوند از او دفاع کنی؛ آن‌ها کسانی هستند که خدا نخواسته دل‌هایشان را پاک کند؛ در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد

۳ -۱

(مائده/ ۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ قَدْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهًًْ بَیْضَاءَ وَ فَتَحَ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَکاً یُسَدِّدُهُ وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ سُوءاً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهًًْ سَوْدَاءَ وَ شَدَّ عَلَیْهِ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ شَیْطَاناً یُضِلُّهُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ: فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً ... وَ قَالَ: إِنَّ الَّذِینَ حَقَّتْ عَلَیْهِمْ کَلِمَتُ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ وَ قَالَ: أُولئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌خالد گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: وَ مَنْ یُرِدِ الله فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِکَ لَهُ مِنَ الله شَیْئاً أُولئِکَ الَّذینَ لَمْ یُرِدِ الله أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ؛ هرگاه خداوند، خیر و خوبی را برای بنده‌ای بخواهد، نکته سفیدی به قلبش الهام می‌کند و گوش قلبش را شنوا می‌سازد و فرشته‌ای را مأمور می‌کند تا او را از خطا باز دارد، و هرگاه خداوند، شرّ و بدی را برای بنده‌ای بخواهد، نکته‌ای سیاه و تاریک را به قلبش الهام می‌کند و گوش قلبش را ناشنوا می‌سازد و شیطان را مأمور می‌کند تا او را گمراه نماید؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود: آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای [پذیرش] اسلام، گشاده می سازد و آن کس را که به‌خاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آن چنان تنگ می‌کند. (انعام/۱۲۵) و بعد این آیه: کسانی که سخن پروردگار تو درباره‌ی آنان تحقّق یافته، ایمان نمی‌آورند. (یونس/۹۶) و بعد این آیه را تلاوت فرمود: أُوْلَئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ الله أَن یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ بحار الأنوار، ج۶۷، ص۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۱/ البرهان

 

آیه سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جاؤُكَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ إِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يَضُرُّوكَ شَيْئاً وَ إِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين َ [42]

 

آنها بادقّت [به سخنان تو] گوش ‌مى‌دهند تا [دستاويزى پيدا كنند و آن را] تكذيب نمايند؛ و بسيار مال حرام مى‌خورند؛ ولى اگر نزد تو آمدند، در ميان آنان داورى‌ كن، يا [اگر صلاح دانستى] از آنان صرف‌نظر‌كن. و اگر از آنان صرف نظر‌ كنى، به تو هيچ زيانى نمى‌رسانند؛ واگر داورى‌ كنى، با عدالت در ميان آن‌ها داورى‌ كن، كه خدا عدالت پيشگان را دوست دارد.

و بسیار مال حرام می‌خورند

۱ -۱

(مائده/ ۴۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ قَالَ هُوَ الرَّجُلُ یَقْضِی لِأَخِیهِ الْحَاجَهًَْ ثُمَّ یَقْبَلُ هَدِیَّتَهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ مراد شخصی است که حاجتی از برادر مؤمنش برآورد و آنگاه هدیّه او را بپذیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۷۳/ جامع الأخبار، ص۱۵۶/ صحیفهًْ الرضا (ص۸۲/ عیون أخبار الرضا (ج۲، ص۲۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۹۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۴۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ قَالَ أُجْرَهًُْ الْمُعَلِّمِینَ الَّذِینَ یُشَارِطُونَ فِی تَعْلِیمِ الْقُرْآن.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- [مقصود] اجرت آموزگارانی است که برای آموزش قرآن قرارداد می‌بندند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ فقه الرضا (ص۲۵۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۳، ص۱۱۶

۱ -۳

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- السُّحْتُ ثَمَنُ الْمَیْتَهًِْ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ مَهْرُ الْبَغِیِ وَ الرِّشْوَهًُْ فِی الْحُکْمِ وَ أَجْرُ الْکَاهِنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سُحت، بهایی است که برای مردار می‌پردازند و همچنین بهای سگ، بهای شراب، مهریه زن فاحشه، رشوه در قضاوت و دستمزد پیشگو نیز سُحت به حساب می‌آید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ الکافی، ج۵، ص۱۲۶/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۴

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْوَلِیدِ الْعَمَّارِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ ثَمَنِ الْکَلْبِ الَّذِی لَا یَصِیدُ فَقَالَ سُحْتٌ فَأَمَّا الصَّیُودُ فَلَا بَأْسَ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- قاسم‌بن‌ولید عمّاری گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی بهای سگی که شکاری نیست، پرسیدم، پاسخ داد: «این سُحْت است؛ امّا در بهای سگ­های شکاری اشکالی وارد نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۸۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- السُّحْتُ أَنْوَاعٌ کَثِیرَهًٌْ مِنْهَا کَسْبُ الْحَجَّامِ إِذَا شَارَطَ وَ أَجْرُ الزَّانِیَهًِْ وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ فَأَمَّا الرِّشَا فِی الْحُکْمِ فَهُوَ الْکُفْرُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سُحت انواع زیادی دارد، از جمله: دستمزد حجامت‌گر اگر قرار داد ببندد و دستمزد زنان فاحشه و بهای شراب و رشوه در قضاوت که آن کفر به خداوند بزرگ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ الکافی، ج۵، ص۱۲۷/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۶

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ السُّحْتَ أَنْوَاعٌ کَثِیرَهًٌْ فَأَمَّا الرِّشَا فِی الْحُکْمِ فَهُوَ الْکُفْرُ بِاللَّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا مال نامشروع انواع زیادی دارد؛ ولی رشوه در داوری، کفرورزی به خداوند است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲ عوالی اللیالی، ج۲، ص۱۰۹

۱ -۷

(مائده/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْغُلُولِ قَالَ کُلُ شَیْءٍ غُلَ مِنَ الْإِمَامِ فَهُوَ سُحْتٌ وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ وَ شِبْهُهُ سُحْتٌ وَ السُّحْتُ أَنْوَاعٌ کَثِیرَهًٌْ مِنْهَا أُجُورُ الْفَوَاجِرِ وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ النَّبِیذِ الْمُسْکِرِ وَ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَهًِْ فَأَمَّا الرِّشَا فِی الْحُکْمِ فَإِنَّ ذَلِکَ الْکُفْرُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ بِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله).

 

امام باقر (علیه السلام)- عمّاربن‌مروان گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی غلول (خیانت و دزدی) پرسیدم. ایشان فرمود: «هرچه که به امام در آن خیانت شود و یا از او دزدیده شود، سُحت است و خوردن مال یتیم و مانند آن نیز سُحتْ می‌باشد و سُحت انواع زیادی دارد، از جمله آن: دستمزد فاحشه‌ها، پولی که از فروش شراب یا نبیذ مست‌کننده به دست آید و ربا بعد از بینه (پس از اینکه حکم آشکار، آن را حرام دانست) و پذیرفتن رشوه در قضاوت که این مورد آخر، کفر به خداوند بزرگ و پیامبرش می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ الکافی، ج۵، ص۱۲۶/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۸

(مائده/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- السُّحتُ هُوَ الرِّشْوَهًُْ فِی الْحُکْمِ وَ مَهْرُ الْبَغِیِ وَ کَسْبُ الْحَجَّامِ وَ عَسِیبُ الْفَحْلِ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ حُلْوَانُ الْکَاهِنِ وَ الِاسْتِعْمَالُ فِی الْمَعْصِیَهًِْ.

 

امام علی (علیه السلام)- سُحت، آن رشوه‌ی در داوری، مهریه‌ی زن زناکار، درآمد حجامتگر و نطفه حیوان نر و قیمت سگ و ثمن شراب و بهای مردار و انعام پیشگو است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ عوالی اللیالی، ج۲، ص۱۰۹

۱ -۹

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الصُّنَّاعُ إِذَا سَهِرُوا اللَّیْلَ کُلَّهُ فَهُوَ سُحْتٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- پیشه‌وران، اگر همه شب را بیدار بمانند و کارکنند، این سحت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ الکافی، ج۵، ص۱۲۷/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۱۰

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَاضٍ بَیْنَ قَرْیَتَیْنِ یَأْخُذُ مِنَ السُّلْطَانِ عَلَی الْقَضَاءِ الرِّزْقَ فَقَالَ ذَاکَ سُحْتٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی یک قاضی سؤال شد که بین دو روستا قضاوت می‌کرد و روزیِ خود را در ازای قضاوتش از سلطان می‌گرفت، امام (علیه السلام) پاسخ داد: «این سُحت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۶/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۱۱

(مائده/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام) أَنَّهُ کَانَ یَنْهَی عَنِ الْجَوْزِ الَّذِی یَجِیءُ بِهِ الصِّبْیَانُ مِنَ الْقِمَارِ أَنْ یُؤْکَلَ وَ قَالَ هُوَ سُحْتٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) از پدرش روایت نمود: «ایشان خوردن گردویی را که بچّه‌ها از قمار به دست آورده بودند، نهی می‌کرد». و می‌فرمود: «این سُحت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۱/ البرهان

۱ -۱۲

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یَزِیدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السُّحْتِ فَقَالَ: الرِّشَا فِی الْحُکْمِِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یزیدبن‌فرقد نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی سُحْت پرسیدم». فرمود: «یعنی رشوه در قضاوت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۱۳

(مائده/ ۴۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فی فقه القرآن: رُوِیَ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ قَالَ السُّحْتُ الرِّشْوَهًُْ فِی الْحُکْمِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) روایت است که درباره‌ی این کلام خداوند متعال: أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ فرمود: سحت رشوه در حکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ فقه القرآن، ج۲، ص۲۶

۱ -۱۴

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- ثَمَنُ الْکَلْبِ الَّذِی لَا یَصِیدُ سُحْتٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- بهای سگ غیرشکاری، سُحت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۵۶/ البرهان

۱ -۱۵

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- السُّحْتُ أَنْوَاعٌ کَثِیرَهًٌْ مِنْهَا مَا أُصِیبَ مِنْ أَعْمَالِ الْوُلَاهًِْ الظَّلَمَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سُحت انواع بسیاری است که از آن جمله است: آنچه از کارهای کارگزاران ستمگر به دست می‌آید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ الخصال، ج۱، ص۳۲۹/ نورالثقلین

۱ -۱۶

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی فِقْهِ الْقُرْآنِ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ أَنَّهُ قَالَ: ثَمَنُ الْعَذِرَهًِْ مِنَ السُّحْتِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند: أَکَّالُونَ لِلسُّحْتِ روایت است که فرمود: «بهای مدفوعات از مال نامشروع است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ فقه القرآن، ج۲، ص۲۷

۱ -۱۷

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّهًَْ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ إِنَ کَسْبَ الْمُعَلِّمِ سُحْتٌ فَقَالَ کَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ إِنَّمَا أَرَادُوا أَنْ لَا یُعَلِّمُوا الْقُرْآنَ وَ لَوْ أَنَّ الْمُعَلِّمَ أَعْطَاهُ رَجُلٌ دِیَهًَْ وَلَدِهِ لَکَانَ لِلْمُعَلِّمِ مُبَاحاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- فضل‌بن‌ابی‌قرّه گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آن‌ها می‌گویند: «درآمد معلّم، سُحت است! امام (علیه السلام) پاسخ داد: «آنان دشمنان خدایند و دروغ می‌گویند، آن‌ها فقط می‌خواهند که قرآن را آموزش ندهند و اگر فردی دیه فرزندش را به معلّم پرداخت، برای معلّم حلال می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴ الکافی، ج۵، ص۱۲۱/ البرهان

۱ -۱۸

(مائده/ ۴۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ شِرَاءِ الْمُغَنِّیَهًِْ فَقَالَ قَدْ تَکُونُ لِلرَّجُلِ الْجَارِیَهًُْ تُلْهِیهِ وَ مَا ثَمَنُهَا إِلَّا ثَمَنُ کَلْبٍ وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ سُحْتٌ وَ السُّحْتُ فِی النَّارِِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌علی وشّاء گوید: از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی خرید زن آوازه‌خوان پرسیدند، امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: «زن آوازه خوان برای سرگرم کردن مردم می‌باشد و بهای آن عین بهای سگ است و بهای سگ، سُحت است و سُحت در آتش می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶ البرهان

۱ -۱۹

(مائده/ ۴۲)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی الْبِلَادِ قَالَ: أَوْصَی إِسْحَاقُ بْنُ عُمَرَ عِنْدَ وَفَاتِهِ بِجَوَارٍ لَهُ مُغَنِّیَاتٍ أَنْ نَبِیعَهُنَ وَ نَحْمِلَ ثَمَنَهُنَ إِلَی أَبِی الْحَسَنِِ (علیه السلام). قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَبِعْتُ الْجَوَارِیَ بِثَلَاثِمِائَهًِْ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ حَمَلْتُ الثَّمَنَ إِلَیْهِ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ مَوْلًی لَکَ یُقَالُ لَهُ إِسْحَاقُ بْنُ عُمَرَ قَدْ أَوْصَی عِنْدَ مَوْتِهِ بِبَیْعِ جَوَارٍ لَهُ مُغَنِّیَاتٍ وَ حَمْلِ الثَّمَنِ إِلَیْکَ وَ قَدْ بِعْتُهُنَّ وَ هَذَا الثَّمَنُ ثَلَاثُمِائَهًِْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فَقَالَ لَا حَاجَهًَْ لِی فِیهِ إِنَّ هَذَا سُحْتٌ وَ تَعْلِیمَهُنَّ کُفْرٌ وَ الِاسْتِمَاعَ مِنْهُنَّ نِفَاقٌ وَ ثَمَنَهُنَّ سُحْتٌ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌ابی بلاد گوید: اسحاق‌بن‌عمَر، هنگام وفاتش وصیّت کرد کنیزان آوازه خوانش را بفروشیم و بهای حاصل از فروش آن‌ها را به امام کاظم (علیه السلام) بپردازیم. ابراهیم نقل می‌کند: «من آن کنیزان را به سیصد هزار درهم فروختم و بهای آن را نزد امام (علیه السلام) بردم». و به او گفتم: «دوست شما به نام اسحاق‌بن‌عمر به‌هنگام وفاتش وصیّت کرد که کنیزان آوازه خوانش را بفروشیم و بهای آن را نزد شما آوریم و من آن‌ها را فروختم و این بهای آن‌ها است، سیصد هزار درهم». امام (علیه السلام) فرمود: «من به این پول احتیاجی ندارم، این پول، سُحْت است. آموزش‌دادن به آن کنیزان، کفر و گوش‌سپردن به آن‌ها نفاق و بهای آن‌ها سُحْت می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶ الکافی، ج۵، ص۱۲۰/ البرهان

ولی اگر نزد تو آمدند، در میان آنان داوری کن، یا [اگر صلاح دانستی] از آنان صرف‌نظر کن. و اگر از آنان صرف‌نظر کنی، به تو هیچ زیانی نمی‌رسانند

۲ -۱

(مائده/ ۴۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَ اللَّهَ خَیَّرَ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) بِقَوْلِهِ تَعَالَی: فَإِنْ جاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- خداوند با این سخنش: فَإِنْ جاؤُکَ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ، پیامبرش را مخیّر ساخت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶ فقه القرآن، ج۲، ص۱۹

واگر داوری کنی، با عدالت در میان آن‌ها داوری کن، که خدا عدالت پیشگان را دوست دارد

۳ -۱

(مائده/ ۴۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الْحَاکِمَ إِذَا أَتَاهُ أَهْلُ التَّوْرَاهًِْ وَ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ یَتَحَاکَمُونَ إِلَیْهِ کَانَ ذَلِکَ إِلَیْهِ إِنْ شَاءَ حَکَمَ بَیْنَهُمْ وَ إِنْ شَاءَ تَرَکَهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: زمانی که اهل تورات و اهل انجیل نزد حاکم آیند و نزاعشان را پیش او آورند، این در اختیار حاکم است. اگر خواست، میانشان حکم می‌کند و اگر خواست به آنان کاری نخواهد داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۰۰/ نورالثقلین

۳ -۲

(مائده/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا یَکُونُ بَیْنَهُمَا مُنَازَعَهًٌْ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ فَتَحَاکَمَا إِلَی السُّلْطَانِ أَوْ إِلَی الْقُضَاهًِْ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ فَقَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَی الطَّاغُوتِ فَحَکَمَ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقُّهُ ثَابِتاً لِأَنَّهُ أَخَذَ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ قُلْتُ کَیْفَ یَصْنَعَانِ؟ قَالَ انْظُرُوا إِلَی مَنْ کَانَ مِنْکُمْ قَدْ رَوَی حَدِیثَنَا وَ نَظَرَ فِی حَلَالِنَا وَ حَرَامِنَا وَ عَرَفَ أَحْکَامَنَا فَارْضَوْا بِهِ حَکَماً فَإِنِّی قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَیْکُمْ
 حَاکِماً فَإِذَا حَکَمَ بِحُکْمِنَا فَلَمْ یَقْبَلْهُ مِنْهُ فَإِنَّمَا بِحُکْمِ اللَّهِ قَدِ اسْتَخَفَّ وَ عَلَیْنَا رَدَّ وَ الرَّادُّ عَلَیْنَا الرَّادُّ عَلَی اللَّهِ وَ هُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْکِ بِاللَّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمربن‌حنظله گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد دو نفر از دوستانمان پرسیدم که بینشان نزاعی درباره‌ی دَین یا میراث پیش‌آمده بود و قضاوت را نزد سلطان یا قضات برده بودند، پرسیدیم: «آیا این مشکل حل می‌شود»؟ امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: «هرکس قضاوت را نزد طاغوت ببرد و طاغوت برای او قضاوت کند، هر چند حقّ با او باشد، به‌خاطر اینکه حکم طاغوت را معیار قرار داده و این درحالی است که خداوند، دستور به کفر به طاغوت فرموده است، او فقط سحت دریافت می‌کند». گفتم: «آن دو باید چه کار کنند»؟ فرمود: «به سراغ کسی بروید که از خود شما بوده است و حدیث ما را روایت کرده است و در حلال و حرام ما نگاه کرده است و احکام ما را شناخته است، پس به قضاوت او رضایت دهید. من او را قاضی بین شما قرار دادم و اگر براساس حکم ما قضاوت کرد و از او نپذیرفت، حکم خدا را کوچک شمرده است و حرف ما را رد کرده و کسی که حکم ما را رد کند، حکم خدا را رد کرده است و این در حدّ شرک به خداوند است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶ الکافی، ج۷، ص۴۱۲/ البرهان

 

آیه وَ كَيْفَ يحُكِّمُونَكَ وَ عِندَهُمُ التَّوْرَئةُ فِيهَا حُكْمُ اللهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِن بَعْدِ ذَالِكَ وَ مَا أُوْلَئكَ بِالْمُؤْمِنِينَ [43]

 

چگونه تو را به داورى‌ مى‌طلبند؟! در‌حالى‌كه تورات نزد ايشان است؛ و در آن، حكم خدا آمده‌ است. [وانگهى] چرا پس از داورى،[از حكم تو] روى‌ مى‌گردانند؟! آن‌ها مؤمن نيستند.

 

آیه إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فيها هُدىً وَ نُورٌ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذينَ أَسْلَمُوا لِلَّذينَ هادُوا وَ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتابِ اللهِ وَ كانُوا عَلَيْهِ شُهَداءَ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ لا تَشْتَرُوا بِآياتي ثَمَناً قَليلاً وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ [44]

 

ما تورات را نازل‌ كرديم در‌حالى‌كه در آن، هدايت و نورى بود؛ و پيامبران [بنى‌اسرائيل]، كه در برابر فرمان خدا تسليم‌ بودند، با آن براى يهود حكم مى‌كردند؛ و [همچنين] علما و دانشمندان [الهى] بر اساس كتاب خداوند كه به آن‌ها سپرده ‌شده و بر آن گواه بودند، داورى ‌مى‌نمودند. بنابراين، [بخاطر داورى بر طبق آيات الهى،] از مردم نترسيد، و از [نافرمانى] من بترسيد؛ و آيات مرا به بهاى ناچيزى نفروشيد. و آن‌ها كه به آنچه خدا نازل ‌كرده حكم نمى‌كنند، كافرند.

ما تورات را نازل کردیم درحالی‌که در آن، هدایت و نوری بود؛ و پیامبران [بنی‌اسرائیل]، که در برابر فرمان خدا تسلیم بودند، با آن برای یهود حکم می‌کردند؛ و [همچنین] علما و دانشمندان [الهی] بر اساس کتاب خداوند که به آن‌ها سپرده شده و بر آن گواه بودند

۱ -۱

(مائده/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ إِلَی قَوْلِهِ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللهِ قَالَ فِینَا نَزَلَتْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ تا این قسمت آیه بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ الله فرمود این آیه درباره‌ی ما نازل شده. امام باقر (علیه السلام) آیه: إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًی وَنُورٌ را تا بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ الله قرائت کرد و فرمود: این آیه درباره‌ی ما نازل‌شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۲/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن أَبِِی‌عَمْرٍوٍ الزُّبَیْرِیِّ عَن أَبِی عَبدِاللهِ (علیه السلام) أَنَّ مِمَّا اسْتُحِقَّتْ بِهِ الْإِمَامَهًُْ التَّطْهِیرَ وَ الطَّهَارَهًَْ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعَاصِی الْمُوبِقَهًِْ الَّتِی تُوجِبُ النَّارَ ثُمَّ الْعِلْمَ الْمُنَوِّرَ بِجَمِیعِ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهًُْ مِنْ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ الْعِلْمَ بِکِتَابِهَا خَاصِّهِ وَ عَامِّهِ وَ الْمُحْکَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ وَ دَقَائِقِ عِلْمِهِ وَ غَرَائِبِ تَأْوِیلِهِ وَ نَاسِخِهِ وَ مَنْسُوخِهِ قُلْتُ وَ مَا الْحُجَّهًُْ بِأَنَّ الْإِمَامَ لَا یَکُونُ إِلَّا عَالِماً بِهَذِهِ الْأَشْیَاءِ الَّذِی ذَکَرْتَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ فِیمَنْ أَذِنَ اللَّهُ لَهُمْ فِی الْحُکُومَهًِْ وَ جَعَلَهُمْ أَهْلَهَا إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ فَهَذِهِ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) دُونَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) الَّذِینَ یُرَبُّونَ النَّاسَ بِعِلْمِهِمْ وَ أَمَّا الْأَحْبَارُ فَهُمُ الْعُلَمَاءُ دُونَ الرَّبَّانِیِّینَ ثُمَّ أَخْبَرَ فَقَالَ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ وَ لَمْ یَقُلْ بِمَا حُمِّلُوا مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعمرو زبیری نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: طهارت و پاک‌بودن، لازمه مقام امامت است و طهارت به معنی پاکی از گناهان و معصیّت‌های مهلکی است که آتش جهنّم را واجب می‌سازد. همچنین از دیگر لازمه‌های امامت، علم نورانی و دقیق به همه‌ی آنچه امّت به آن نیازدارند، از جمله حلال و حرام امور است و نیز مقام امامت باید عالم به کتاب قرآن باشد، چه مسائل عام قرآن چه مسائل خاص قرآن، و محکم و متشابه آن را تشخیص دهد و علوم دقیق و تأویلات غریب و ناسخ و منسوخ آن را بشناسد. پرسیدم: «علّت چیست که لازمه امامت، فقط این اموری است که شما بر شمردید»؟ امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود: «خداوند درباره‌ی کسانی که به آن‌ها اجازه‌ی حکومت داده و آن‌ها را اهل حکومت قرار داده، می‌فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًی وَنُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُواْ لِلَّذِینَ هَادُواْ وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ پس این امامان غیر از پیامبرانی هستند که مردم را با علمشان تربیت می‌کنند و منظور از احبار همان دانشمندان است نه ربّانیون و سپس خداوند خبر داد: بِمَا اسْتُحْفِظُواْ مِن کِتَابِ الله وَکَانُواْ علَیْهِ شُهَدَاء و نگفته است به آنچه از قرآن که حمل کنند [از بَر کنند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۴۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۲

۱ -۳

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَقَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْإِمَامَهًَْ إِلَی وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) کَمَا نَقَلَ النُّبُوَّهًَْ مِنْ وُلْدِ إِسْحَاقَ (علیه السلام) إِلَی وُلْدِ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) وَ عَلَیْهِمْ إِجْمَاعُ الْأُمَّهًِْ بِالشَّهَادَهًِْ لَهُمْ وَ أَنَّهَا جَارِیَهًٌْ فِیهِمْ وَ لَمْ یُجْمِعُوا بِمِثْلِ هَذِهِ الشَّهَادَهًِْ لِأَحَدٍ سِوَاهُمْ فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ وَ مَا الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ نَقَلَ الْإِمَامَهًَْ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ (علیه السلام) إِلَی وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قُلْنَا لَهُ نَقَلَهَا الْکِتَابُ فَإِنْ قَالَ کَیْفَ ذَلِکَ إِنَّمَا تَکُونُ بِالسَّبْقِ وَ الطَّهَارَهًِْ مِنَ الذُّنُوبِ الْمُوبِقَهًِْ الَّتِی تُوجِبُ النَّارَ ثُمَّ الْعِلْمِ الْمُبْرَزِ قِیلَ لَهُ إِنَّ الْإِمَامَهًَْ بِجَمِیعِ مَا تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهًُْ مِنْ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ الْعِلْمِ بِکِتَابِ اللَّهِ خَاصِّهِ وَ عَامِّهِ وَ ظَاهِرِهِ وَ بَاطِنِهِ وَ مُحْکَمِهِ وَ مُتَشَابِهِهِ وَ نَاسِخِهِ وَ مَنْسُوخِهِ وَ دَقَائِقِ عِلْمِهِ وَ غَرَائِبِ تَأْوِیلِهِ قَالَ السَّائِلُ وَ مَا الْحُجَّهًُْ فِی أَنَّ الْإِمَامَ لَا یَکُونُ إِلَّا عَالِماً بِهَذِهِ الْأَشْیَاءِ الَّتِی ذَکَرْتَ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِیمَنْ أَذِنَ لَهُمْ بِالْحُکُومَهًِْ وَ جَعَلَهُمْ أَهْلَهَا إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ فَالرَّبَّانِیُّونَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) دُونَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) الَّذِینَ یُرَبُّونَ النَّاسَ بِعِلْمِهِمْ وَ الْأَحْبَارُ دُونَهُمْ وَ هُمْ دُعَاتُهُمْ ثُمَّ أَخْبَرَ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللهِ وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ وَ لَمْ یَقُلْ بِمَا جَهِلُوا ثُمَّ قَالَ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبابِ وَ قَالَ بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فِی صُدُورِ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ قَالَ وَ ما یَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ ثُمَّ قَالَ إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ وَ قَالَ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهِدِّی إِلَّا أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ فَهَذِهِ الْحُجَّهًُْ بِأَنَّ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) لَا یَکُونُونَ إِلَّا عُلَمَاءَ لِیَحْتَاجَ النَّاسُ إِلَیْهِمْ وَ لَا یَحْتَاجُونَ إِلَی أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فِی شَیْءٍ مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ امامت را به فرزندان حسین (علیه السلام) انتقال داد همانگونه‌که نبّوت را از فرزندان اسحاق به فرزندان اسماعیل (علیه السلام) انتقال داد و امّت بر فرزندان حسین (علیه السلام) اتّفاق‌نظر دارند و به آن‌ها و جاری‌بودن امامت در میان آن‌ها گواهی می‌دهند و برای کسی غیر از آن‌ها چنین اتّفاق نظری پیدا نکرده‌اند؛ پس اگر گوینده‌ای بگوید: «دلیل اینکه خدای عزّوجلّ امامت را از فرزندان حسن (علیه السلام) به فرزندان حسین (علیه السلام) انتقال داد چیست»؟ به او می‌گوییم: «کتاب خدا امامت را انتقال داده است»؛ پس اگر گفت: «آن چگونه است؟ امامت تنها با پیشگامی [در ایمان] و پاکی از گناهان هلاک‌کننده‌ای که آتش را واجب می‌کند و سپس با علم آشکار می‌باشد». به او گفته شود: «[انتقال] امامت با همه‌ی چیزهایی است که امّت به آن نیاز دارند که عبارتند از: حلال‌ها، حرام‌ها و علم به کتاب خداوند، [شامل] خاص و عامش، ظاهر و باطنش، محکم و متشابهش، ناسخ و منسوخش و دقایق علمش و غرائب تأویلش». سؤال‌کننده پرسید: «دلیل بر اینکه امام جز عالم به این چیزهایی‌که گفتی نمی‌باشد چیست»؟ فرمود: «کلام خداوند عزّوجلّ درباره‌ی کسانی که به آن‌ها اجازه‌ی حکومت داد و آن‌ها را شایسته‌ی آن قرار داد [و فرمود:] إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِیها هُدیً وَ نُورٌ یَحْکُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ؛ پس «ربّانیّون» امامان هستند که پایین‌تر از پیامبران، مردم را با علمشان تربیت می‌کنند و «احبار» پایین‌تر از آن‌ها هستند و آن‌ها دعوت‌کننده‌هایی از طرف امامان هستند. سپس خدای عزّوجلّ خبر داد و فرمود: بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ الله وَ کانُوا عَلَیْهِ شُهَداءَ و نفرمود: «بر اساس جهالتشان». سپس فرمود: آیا کسانی که می‌دانند باکسانی که نمی‌دانند یکسانند؛ تنها خردمندان متذکّر می‌شوند؟! (زمر/۹) و فرمود: ولی این آیات روشنی است که در سینه کسانی‌که دانش به آن‌ها داده شده جای دارد. (عنکبوت/۴۹) و فرمود: و جز اهل دانش آن را درک نمی‌کنند. (عنکبوت/۴۳). سپس فرمود: و تنها از میان بندگان او، دانشمندان خدا ترسند. (فاطر/۲۸) و فرمود: آیا کسی که هدایت به‌سوی حقّ می‌کند برای پیروی شایسته‌تر است، یا آن کس که خود هدایت نمی‌شود مگر هدایتش کنند؟ شما را چه می‌شود، چگونه داوری می‌کنید؟! (یونس/۳۵) پس این آیات دلیل است بر اینکه جز عالمان، امام نیستند، تا مردم به امامان نیازمند باشند و آن‌ها به هیچ یک از مردم در چیزی از حلال و حرام نیاز نداشته باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۰ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۶

۱ -۴

(مائده/ ۴۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَی الْأَحْبَارِ إِذْ یَقُولُ: لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ قَالَ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی‌إِسْرائِیلَ إِلَی قَوْلِهِ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ وَ إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهًِْ الَّذِینَ بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِکَ رَغْبَهًًْ فِیمَا کَانُوا یَنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَهًًْ مِمَّا یَحْذَرُونَ وَ اللَّهُ یَقُولُ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْن.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم! از آنچه خدا دوستداران خود را بدان پندداده پندگیرید مانند بدگویی او از دانشمندان یهود، آنجا که فرماید: لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْم و فرماید: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی‌إِسْرائِیلَ... لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ. همانا، خداوند آنان را مورد نکوهش قرار داده به‌خاطر اینکه در میان ستمکاران بودند و اعمال زشت و فاسد آنان را مشاهده می‌کردند ولی به‌طمع آنچه که داشتند و از بیم اینکه در محذور واقع شوند آنان را از آن اعمال نهی نمی‌کردند، با اینکه خدا می‌فرماید: فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۰ تحف العقول، ص۲۳۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۳۰

[به خاطر داوری بر طبق آیات الهی،] از مردم نترسید، و از [نافرمانی] من بترسید

۲ -۱

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عن صَالِحِ‌بْنِ‌حَمْزَهًَْ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ مِنَ الْعِبَادَهًِْ شِدَّهًَْ الْخَوْفِ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ اللَّهُ إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ وَ قَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ وَ قَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً قَالَ وَ قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ حُبَّ الشَّرَفِ وَ الذِّکْرِ لَا یَکُونَانِ فِی قَلْبِ الْخَائِفِ الرَّاهِب.

 

امام صادق (علیه السلام)- صالح‌بن‌حمزه در حدیث مرفوعی از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند: همانا قسمتی از عبادت ترس از خدای عزّوجلّ است، خدا می‌فرماید: إِنَّما یَخْشَی الله مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ و نیز می‌فرماید: فَلا تَخْشَوُا النَّاسَ وَ اخْشَوْنِ و باز می‌فرماید: و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند. (طلاق/۲) و امام صادق (علیه السلام) فرمود: حبّ جاه و شهرت در دل ترسان و بیمناک نباشد [پس کسی که از خدا ترسد، حبّ ریاست و شهرت ندارد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۲ الکافی، ج۲، ص۶۹/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۵۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۲۰/ نورالثقلین

و آن‌ها که به آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند

۳ -۱

(مائده/ ۴۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ حَکَمَ فِی دِرْهَمَیْنِ بِحُکْمِ جَوْرٍ ثُمَّ جَبَرَ عَلَیْهِ کَانَ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآیَهًِْ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ فَقُلْتُ وَ کَیْفَ یَجْبُرُ عَلَیْهِ فَقَالَ یَکُونُ لَهُ سَوْطٌ وَ سِجْنٌ فَیَحْکُمُ عَلَیْهِ فَإِذَا رَضِیَ بِحُکُومَتِهِ وَ إِلَّا ضَرَبَهُ بِسَوْطِهِ وَ حَبَسَهُ فِی سِجْنِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس در قضاوتش بر سر دو درهم، ظالمانه حکم کند و سپس اجرای آن حکم را اجبار کند، اهل این آیه می‌باشد: وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ الله فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ. پرسیدم: «چگونه می‌تواند به اجرای حکمش اجبار کند»؟ فرمود: «او تازیانه و زندان دارد و حکم می‌کند و اگر محکوم، حکم را پذیرفت که هیچ، وگرنه حاکم با تازیانه‌اش او را می‌زند و وی را در زندان، حبس می‌نماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۲ الکافی، ج۷، ص۴۰۸/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۲۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۳۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۵۰/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۶۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۳/ فقه القرآن، ج۲، ص۷/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(مائده/ ۴۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ امْرَأَهًًْ دَخَلَتْ عَلَی زَوْجِهَا فَوَلَدَتْ لِسِتَّهًِْ‌أَشْهُرٍ فَرُفِعَ ذَلِکَ إِلَی عُثْمَانَ فَأَمَرَ بِرَجْمِهَا، فَدَخَلَ عَلَیْهِ عَلِیٌّ (علیه السلام)، فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: وَحَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً، وَ قَالَ تَعَالَی: وَ فِصالُهُ فِی عامَیْنِ فَلَمْ یَصِلْ رَسُولُهُ إِلَیْهِمْ إِلَّا بَعْدَ الْفَرَاغِ مِنْ رَجْمِهَا، فَقَتَلَ الْمَرْأَهًَْ لِجَهْلِهِ بِحُکْمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- زنی نزد شوهرش رفت و شش ماه بعد، بچه به دنیا آورد و او را نزد عثمان بردند و او دستور داد آن زن را سنگسار کنند. سپس علی (علیه السلام) نزد او آمد و فرمود: «خدای عزّوجلّ می‌فرماید: و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی ماه است. (احقاف/۱۵). و [در آیه‌ی دیگری] خدای تعالی فرمود: و دوران شیرخوارگی او در دوسال پایان می‌یابد. [بنابراین دوران بارداری زن ممکن است شش ماه باشد و این زن نباید سنگسار شود]». ولی پیکش به آن‌ها نرسید مگر بعد از آنکه از سنگسارکردن آن زن فارغ شدند و به‌خاطر جهلش به حکم خدای عزّوجلّ آن زن را کشت و خدای عزّوجلّ فرموده است: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۲۴۶

۳ -۳

(مائده/ ۴۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن أَبِی‌عَبدِاللهِ قَالَ قَضَی أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) دِیَهًُْ الْأَنْفِ إِذَا اسْتُؤْصِلَ مِائَهًٌْ مِنَ الْإِبِلِ ثَلَاثُونَ حِقَّهًًْ وَ ثَلَاثُونَ بِنْتَ لَبُونٍ وَ عِشْرُونَ بِنْتَ مَخَاضٍ وَ عِشْرُونَ‌ابْنَ لَبُونٍ ذکر {ذَکَراً} وَ دِیَهًُْ الْعَیْنِ إِذَا فُقِئَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ وَ دِیَهًُْ ذَکَرِ الرَّجُلِ إِذَا قُطِعَ مِنَ الْحَشَفَهًِْ مِائَهًٌْ مِنَ الْإِبِلِ عَلَی أَسْبَابِ الْخَطَإِ دُونَ الْعَمْدِ وَ کَذَلِکَ دِیَهًُْ الرِّجْلِ وَ کَذَلِکَ دِیَهًُْ الْیَدِ إِذَا قُطِعَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ وَ کَذَلِکَ دِیَهًُْ الْأُذُنِ إِذَا قُطِعَتْ فَجُذِعَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ قَالَ وَ مَا کَانَ مِنْ ذَلِکَ مِنْ جُرُوحٍ أَوْ تَنْکِیلٍ فَیَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ یَعْنِی بِهِ الْإِمَامَ قَالَ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره‌ی دیه‌ی بینی اگر از بن‌کنده شود به صد شتر حکم داد: سی ماده شتر چهارساله، سی ماده شتر دو ساله، بیست ماده شتر باردار و بیست شتر دو ساله نر». دیه چشم اگر از جایش بیرون آورده شود، پنجاه شتر می‌باشد؛ دیه‌ی آلت مرد، اگر از طریق خطای غیرعمدی از قسمت فوقانی قطع شود، یکصد شتر می‌باشد؛ همچنین دیه‌ی پا و دیه دست، اگر قطع شود پنجاه شتر می‌باشد. همچنین دیه‌ی گوش، اگر قطع شود و بُریده گردد، پنجاه شتر می‌باشد. امّا زخم­ها و جروح اعضا، باید دو فرد عادل از میان شما در مورد آن حکم کنند، منظور ایشان امام است و فرمود: وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ الله فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۴۲۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۲۸۸/ البرهان

۳ -۴

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- دِیَهًُْ الْأَنْفِ إِذَا اسْتُؤْصِلَ مِائَهًٌْ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْعَیْنُ إِذَا فُقِئَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ وَ الْیَدُ إِذَا قُطِعَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ وَ فِی الذَّکَرِ إِذَا قُطِعَ مِائَهًٌْ مِنَ الْإِبِلِ وَ فِی الْأُذُنِ إِذَا جُذِعَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ وَ مَا کَانَ مِنْ ذَلِکَ جُرُوحاً دُونَ الْمَثُلَاتِ وَ الْإِصْبَعُ وَ شِبْهُهُ یَحْکُمُ بِهِ ذُو عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دیه‌ی بینی، اگر از جای کنده‌شود، یکصد شتر می‌باشد. دیه چشم، اگر از جایش بیرون‌آورده شود، پنجاه شتر می‌باشد، و دیه دست، اگر قطع شود، پنجاه شتر می‌باشد و دیه‌ی آلت مرد، اگر قطع شود، یکصد شتر می‌باشد و دیه‌ی گوش، اگر قطع شود، پنجاه شتر می‌باشد امّا زخم­های کمتر از یک سوّم و در مورد دیه انگشت و مانند آن، دو عادل از بین شما قضاوت کند؛ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أَنزَلَ الله فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۴۲۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۴/ البرهان

۳ -۵

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- دِیَهًُْ الْیَدِ إِذَا قُطِعَتْ خَمْسُونَ مِنَ الْإِبِلِ فَمَا کَانَ جُرُوحاً دُونَ الِاصْطِلَامِ فَیَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دیه‌ی دست اگر قطع شود، پنجاه شتر است و آنچه جراحت باشد و کمتر از قطع‌شدن، دو عادل از شما برای سنجیدن مقدار جراحت حکم می‌کند: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ وسایل الشیعهًْ، ج۱۱، ص۳۰۲

۳ -۶

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: مِنْ أَکْلِ السُّحْتِ الرِّشْوَهًُْ فِی الْحُکْمِ قِیلَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ إِنْ حَکَمَ بِالْحَقِّ قَالَ وَ إِنْ حَکَمَ بِالْحَقِّ قَالَ فَأَمَّا الْحُکْمُ بِالْبَاطِلِ فَهُوَ کُفْرٌ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- رشوه در حکم، مصداق مال نامشروع است. سؤال شد: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، گرچه به حق حکم دهد»؟ حضرت فرمود: «ولو به حق حکم دهد و امّا حکم به باطل که همان کفر است. خداوند عزّوجلّ فرموده است: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۵۳/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۳۲

۳ -۷

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: مَنْ حَکَمَ بَیْنَ اثْنَیْنِ فَأَخْطَأَ فِی دِرْهَمَیْنِ کَفَرَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ فَقَالَ {لَهُ} رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّهُ رُبَّمَا کَانَ بَیْنَ الرَّجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا الْمُنَازَعَهًُْ فِی الشَّیْءِ فَیَتَرَاضَیَانِ بِرَجُلٍ مِنَّا قَالَ هَذَا لَیْسَ مِنْ ذَاکَ إِنَّمَا ذَاکَ الَّذِی یُجْبِرُ النَّاسَ عَلَی حُکْمِهِ بِالسَّیْفِ وَ السَّوْطِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس میان دو نفر حکم و در خصوص دو درهم خطا کند، کفر ورزیده است. خداوند عزّوجلّ فرموده است: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ». یکی از اصحاب حضرت گفت: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، چه بسا بین دو نفر از اصحاب ما درباره‌ی چیزی نزاع می‌شود و هر دو به یک نفر از خودمان رضایت می‌دهند»! حضرت فرمود: «این از آن باب نیست. آن، همان است که مردم را با شمشیر و تازیانه بر حکم خویش مجبور می‌سازد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۱۲/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۲۹/ البرهان/ نورالثقلین

۳ -۸

(مائده/ ۴۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَنْ قَضَی فِی دِرْهَمَیْنِ بِغَیْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَقَدْ کَفَرَ.

 

امام علی (علیه السلام)- هرکس بر سر دو درهم به غیر از آنچه خداوند نازل فرموده قضاوت کند، کافر شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ بحار الأنوار، ج۱۰۱، ص۲۶۶/ البرهان/ نورالثقلین

۳ -۹

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ وَ ... الظَّالِمُونَ وَ ... الْفاسِقُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- و کسانی که به آنچه خدا نازل کرده، حکم نکنند، آنان خود کافر و ظالم و فاسقند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۰۰

۳ -۱۰

(مائده/ ۴۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ قال هم کفرهًْ و لیسوا کمن کفر بالله و الیوم الآخر.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ؛ آن‌ها کافرند ولی نه مانند کسی که به خدا و روز جزا کافر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۲۴۵

۳ -۱۱

(مائده/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ مَسْرُوقٌ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْجَوْرِ فِی الْحُکْمِ قَالَ ذَلِکَ الْکُفْرُ وَ عَنِ السُّحْتِ فَقَالَ الرَّجُلُ یَقْضِی لِغَیْرِهِ الْحَاجَهًَْ فَیُهْدِی لَهُ الْهَدِیَّهًَْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ هَذَا إِذَا کَانَ مُسْتَحِلًّا لِذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مسروق گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی ظلم در حکم پرسیدم. فرمود: «آن کفر است». و از سحت پرسیدم. فرمود: «مرد، حاجت دیگری را [از راه حرام] برآورده می‌کند؛ در نتیجه هدیه‌ای به او اهداء می‌کند. خدای تعالی فرمود: وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ؛ این زمانی است که آن را حلال بداند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۴ فقه القرآن، ج۲، ص۲۶

 

آیه وَكَتَبْنا عَلَيْهِمْ فيها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ [45]

 

و بر آن‌ها (بنى‌اسرائيل ) در آن (تورات)، مقرّر داشتيم كه جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بينى در برابر بينى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان، قصاص مى‌شود؛ و جراحات نيز، قصاص دارد؛ و اگر كسى از قصاص، در‌گذرد، كفّاره [گناهان] او محسوب مى‌شود؛ و هر‌كس به آنچه خدا نازل‌ كرده حكم نكند، ستمكار است.

و بر آن‌ها بنی‌اسرائیل) در آن تورات)، مقرّر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینی در برابر بینی، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان، قصاص می‌شود؛ و جراحات نیز، قصاص دارد

۱ -۱

(مائده/ ۴۵)

 

الصّادقین ( عَنْ أَحَدِهِمَا (فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ ... قَالَ هِیَ مُحْکَمَهًٌْ.

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- از یکی از ایشان (در مورد آیه: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعیْنَ بِالْعیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ روایت شده است که این آیه محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۶ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۸۳/ وسایل الشیعهًْ جج: ۲۹، ص۸۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۴۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَکَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها یَعْنِی فِی التَّوْرَاهًِْ أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ فَهُوَ مَنْسُوخٌ بِقَوْلِهِ تَعَالَی: کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثی بِالْأُنْثی وَ قَوْلُهُ: وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ لَمْ تُنْسَخْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَکَتَبْنا عَلَیْهِمْ فیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ. این آیه با این سخن خداوند: حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما نوشته‌شده است: آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده، زن در برابر زن. (بقره/۱۷۸) نسخ شده است. ولی فرموده‌ی خداوند: وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ، نسخ نشده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۶ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۴۰

۱ -۳

(مائده/ ۴۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَمِنْ ذَلِکَ الناسخ مَا کَانَ مُثْبَتاً فِی التَّوْرَاهًِْ مِنَ الْفَرَائِضِ فِی الْقِصَاصِ وَ هُوَ قَوْلُهُ: وَ کَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ ... فَکَانَ الذَّکَرُ وَ الْأُنْثَی وَ الْحُرُّ وَ الْعَبْدُ شِرْعاً سَوَاءً فَنَسَخَ اللَّهُ تَعَالَی مَا فِی التَّوْرَاهًِْ بِقَوْلِهِ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثی بِالْأُنْثی فَنَسَخَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ وَکَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ.

 

امام علی (علیه السلام)- یک نمونه ناسخ، همان است که در تورات فرایضی در باب قصاص ثبت شده و آن همان فرموده‌ی خداوند متعال است: وَکَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ... در نتیجه مرد و زن، آزاد و برده یکسان هستند. پس از آن، خداوند آنچه در تورات بود با فرموده‌اش: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، درباره‌ی کشتگان بر شما قصاص مقرّر شد: آزاد در برابر آزاد و بنده در برابر بنده و زن در برابر زن. (بقره/۱۷۸) نسخ کرد؛ بنابراین این آیه: وَکَتَبْنا عَلَیْهِمْ فِیها أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ نسخ شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۸۶

۱ -۴

(مائده/ ۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) بِخَمْسَهًِْ أَسْیَافٍ ثَلَاثَهًٌْ مِنْهَا شَاهِرَهًٌْ ... وَأَمَّا السَّیْفُ الْمَغْمُودُ فَالسَّیْفُ الَّذِی یَقُومُ بِهِ الْقِصَاصُ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ فَسَلُّهُ إِلَی أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ وَ حُکْمُهُ إِلَیْنَا فَهَذِهِ السُّیُوفُ الَّتِی بَعَثَ اللَّهُ بِهَا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَمَنْ جَحَدَهَا أَوْ جَحَدَ وَاحِداً مِنْهَا أَوْ شَیْئاً مِنْ سِیَرِهَا وَ أَحْکَامِهَا فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله) را برانگیخت با پنج شمشیر؛ که سه شمشیر از آن‌ها آخته است... و امّا شمشیری‌که در نیام است شمشیری است که با آن حکم قصاص اجرا می‌شود؛ خدای عزّوجلّ فرموده است: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَ الْعَیْنَ بِالْعَیْنِ اختیارکشیدن این شمشیر به دست اولیاء مقتول است ولی صدور حکمش به دست ماست. این بود شمشیرهایی که خدای عزّوجلّ پیغمبرش را با آن‌ها برانگیخت کسی که یکی از آن‌ها را انکار کند و یا چیزی از روش و احکام آن‌ها را انکار کند همانا بر قرآنی که خدا بر محمّد (صلی الله علیه و آله) فرو فرستاده کافر شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۶ الکافی، ج۵، ص۱۰/ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۱۴/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۸۹/ القمی، ج۲، ص۳۲۰/ الخصال، ج۱، ص۲۷۴/ تحف العقول، ص۲۸۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۴۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن عَبْدِ الرَّحْمَنِ‌بْنِ‌عُبَیْدٍ أَبِی‌الْکَنُودِ قَالَ: قَدِمَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) عَنِ الْبَصْرَهًِْ إِلَی الْکُوفَهًِْ لِاثْنَتَیْ عَشْرَهًَْ لَیْلَهًًْ خَلَتْ مِنْ رَجَبٍ فَأَقْبَلَ حَتَّی صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَمَّا بَعْدُ فَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی نَصَرَ وَلِیَّهُ وَ خَذَلَ عَدُوَّهُ وَ أَعَزَّ الصَّادِقَ الْمُحِقَّ وَ أَذَلَّ الْکَاذِبَ الْمُبْطِلَ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ هَذَا الْمِصْرِ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ طَاعَهًِْ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکُمْ (صلی الله علیه و آله) الَّذِینَ هُمْ أَوْلَی بِطَاعَتِکُمْ فِیمَا أَطَاعُوا اللَّهَ فِیهِ مِنَ الْمُنْتَحِلِینَ الْمُدَّعِینَ الْغَالِینَ الَّذِینَ یَتَفَضَّلُونَ بِفَضْلِنَا وَ یُجَاحِدُونَّاهُ وَ یُنَازِعُونَّا حَقَّنَا وَ یَدْفَعُونَّا عَنْهُ وَ قَدْ ذَاقُوا وَبَالَ مَا اجْتَرَمُوا فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا إِنَّهُ قَدْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِی رِجَالٌ مِنْکُمْ فَأَنَا عَلَیْهِمْ عَاتِبٌ زَارٍ فَاهْجُرُوهُمْ وَ أَسْمِعُوهُمْ مَا یَکْرَهُونَ حَتَّی یُعْتِبُوا أَوْ نَرَی مِنْهُمْ مَا نَرْضَی قَالَ فَقَامَ إِلَیْهِ مَالِکُ‌بْنُ‌حَبِیبٍ التَّمِیمِیُّ ثُمَّ الْیَرْبُوعِیُّ وَ کَانَ صَاحِبَ شُرْطَتِهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَرَی الْهَجْرَ وَ إِسْمَاعَ الْمَکْرُوهِ لَهُمْ قَلِیلًا وَ اللَّهِ لَئِنْ أَمَرْتَنَا لَنَقْتُلَنَّهُمْ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) یَا مَالِ جُزْتَ الْمَدَی وَ عَدَوْتَ الْحَقَّ وَ أَغْرَقْتَ فِی‌النَّزْعِ فَقَالَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) لَبَعْضُ الْغَشْمِ أَبْلَغُ فِی أُمُورٍ تَنُوبُکَ مِنْ مُهَادَنَهًِْ الْأَعَادِی فَقَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) لَیْسَ هَکَذَا قَضَاءَ اللَّهِ یَا مَالِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی النَّفْسَ بِالنَّفْسِ فَمَا بَالُ بَعْضِ الْغَشْمِ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ: وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُورا.

 

امام علی (علیه السلام)- عبدالرحمان‌بن‌عبید گوید: دوازده شب از ماه رجب سپری شده بود که امیرالمؤمنین (علیه السلام) از بصره وارد کوفه شدند. حضرت پیش‌آمد تا بر فراز منبر شد، حمد و ثنای الهی به‌جای آورد سپس فرمود: امّا بعد، سپاس خدایی راست که دوست خود را یاری داد، و دشمن خویش را خوار و رها ساخت، و راستگوی حقّ به‌جانب را عزّت بخشید، و دروغگوی باطل‌گرا را ذلیل نمود. ای ساکنان این شهر تقوای الهی پیشه کنید، و از طاعت آن گروه از اهل بیت پیامبرتان (صلی الله علیه و آله) که خودشان خدا را اطاعت نموده‌اند جدا نشوید، آنان‌که در فرمانبری از ایشان در آنچه که خودشان نیز خدا را فرمان برده‌اند سزاوارترند از آن گروه افرادی که خود را به حقّ می‌بندند و مدّعی آن هستند و غلو می‌کنند. با فضل و داراییهای ما خود را صاحب فضل جلوه می‌دهند و همان فضل را درباره‌ی ما انکار می‌کنند، و در حقّ خودمان با ما می‌ستیزند و ما را از آن کنار می‌زنند، و البتّه وبال و گرفتاری اعمال زشت خود را چشیدند و به‌زودی به کیفر این تبهکاری [در آخرت] خواهند رسید. همانا مردانی چند از شما دست از یاری من برداشتند که من این کار زشت را بر آنان خرده می‌گیرم و آنان را مورد ملامت و سرزنش قرار می‌دهم، شما نیز بآنان بدگویید، و سخنان زننده‌ای به گوششان برسانید تا به جلب رضایت ما تن در دهند یا کاری که مورد خشنودی ماست از آنان مشاهده کنیم. مالک‌بن‌حبیب تمیمی یربوعی که یکی از افراد انتظامی بود گفت: «به خدا سوگند من خود بدگفتن و سخن ناپسند و زننده‌گفتن به آنان را اندک می‌دانم، به خدا قسم اگر فرمان دهی همه‌ی آنان را بکشیم». امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «ای مالک از اندازه گذشتی و پا از حقّ فراتر نهادی، و کمان کین را تا آخر کشیدی»! عرض کرد: «ای امیرمؤمنان (علیه السلام) اندکی ستم در پاره‌ای از امور که به شما رسیده از کوتاه‌آمدن و مصالحت با دشمنان کارسازتر است». امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «ای مالک خداوند چنین فرمانی نداده و فرمان او چنین نیست، خدای متعال فرموده: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ، با این فرمان دیگر چه جای اندکی ستم؟ و خدای سبحان فرمود: هر کس که به ستم کشته شود، به طلب‌کننده خون او قدرتی داده‌ایم. ولی در انتقام از حد نگذرد، که او پیروزمند است. (اسراء/۳۳)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۸ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۳۵۲/ الأمالی للمفید، ص۱۲۸/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۳، ص۱۰۲

۱ -۶

(مائده/ ۴۵)

 

الکاظم (علیه السلام)- فَمَنْ أَهْرَقَ دَماً مِنْ غَیْرِ حَقٍّ وَجَبَ إِهْرَاقُ دَمِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی النَّفْسَ بِالنَّفْسِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هرکس خون کسی را به نا حقّ بریزد باید کشته شود؛ خداوند می‌فرماید: النَّفْسَ بِالنَّفْسِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۸ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۱۴۱/ المناقب، ج۴، ص۳۱۲

۱ -۷

(مائده/ ۴۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- {عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ} عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَضَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِیمَا کَانَ مِنْ جِرَاحَاتِ الْجَسَدِ أَنَ فِیهَا الْقِصَاصَ أَوْ یَقْبَلَ الْمَجْرُوحُ دِیَهًَْ الْجِرَاحَهًِْ فَیُعْطَاهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: امیرالمؤمنین (علیه السلام) درمورد هر جراحتی در بدن حکم به قصاص می‌کرد مگر اینکه مجروح، دیه‌ی جراحت را بپذیرد و دیه به او داده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۸ الکافی، ج۷، ص۳۲۰/ نورالثقلین

۱ -۸

(مائده/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: فِی رَجُلٍ یَقْتُلُ الْمَرْأَهًَْ مُتَعَمِّداً فَأَرَادَ أَهْلُ الْمَرْأَهًِْ أَنْ یَقْتُلُوهُ قَالَ ذَلِکَ لَهُمْ إِذَا أَدَّوْا إِلَی أَهْلِهِ نِصْفَ الدِّیَهًِْ وَ إِنْ قَبِلُوا الدِّیَهًَْ فَلَهُمْ نِصْفُ دِیَهًِْ الرَّجُلِ وَ إِنْ قَتَلَتِ الْمَرْأَهًُْ الرَّجُلَ قُتِلَتْ بِهِ وَ لَیْسَ لَهُمْ إِلَّا نَفْسُهَا وَ قَالَ جِرَاحَاتُ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ سَوَاءٌ سِنُّ الْمَرْأَهًِْ بِسِنِّ الرَّجُلِ وَ مُوضِحَهًُْ الْمَرْأَهًِْ بِمُوضِحَهًِْ الرَّجُلِ وَ إِصْبَعُ الْمَرْأَهًِْ بِإِصْبَعِ
 الرَّجُلِ حَتَّی تَبْلُغَ الْجِرَاحَهًُْ ثُلُثَ الدِّیَهًِْ فَإِذَا بَلَغَتْ ثُلُثَ الدِّیَهًِْ أُضْعِفَتْ دِیَهًُْ الرَّجُلِ عَلَی دِیَهًِْ الْمَرْأَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد مردی که زنی را عمداً کشته بود و اولیای زن، خواستار قتل آن مرد بودند، فرمود: «این امر به آن‌ها بستگی‌دارد، اگر آن‌ها نصف دیه را به اولیای مقتول دادند و آن‌ها پذیرفتند، نصف دیه‌ی مرد از آن آنهاست و اگر زن، مرد را کشته بود، می‌بایست به دلیل قتل، کشته می‌شد و قصاص به نفس تنها راه برای آن‌ها بود». و فرمود: «دیه‌ی جراحات مردان و زنان یکسان است؛ دندان زن با دندان مرد، زخم موضحه زن با زخم موضحه مرد، انگشت زن با انگشت مرد قصاص می‌شود و این در صورتی است که جراحت، کمتر از ثلث دیه باشد، و اگر از ثلث دیه بیشتر شد، دیه مرد، دو برابر دیه زن می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۷۸ الکافی، ج۷، ص۲۹۸/ البرهان

۱ -۹

(مائده/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ جِرَاحَاتِ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِی الدِّیَاتِ وَ الْقِصَاصِ فَقَالَ الرِّجَالُ وَ النِّسَاءُ فِی الْقِصَاصِ سَوَاءٌ السِّنُّ بِالسِّنِّ وَ الشَّجَّهًُْ بِالشَّجَّهًِْ وَ الْإِصْبَعُ بِالْإِصْبَعِ سَوَاءً حَتَّی تَبْلُغَ الْجِرَاحَاتُ ثُلُثَ الدِّیَهًِْ فَإِذَا جَاوَزَتِ الثُّلُثَ صُیِّرَتْ دِیَهًُْ الرَّجُلِ فِی الْجِرَاحَاتِ ثُلُثَیِ الدِّیَهًِْ وَ دِیَهًُْ النِّسَاءِ ثُلُثَ الدِّیَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی گوید: «از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی جراحت‌های مردان و زنان در مورد دیات و قصاص سؤال شد». حضرت فرمود: «مردان و زنان در قصاص مساوی‌اند؛ دندان در برابر دندان و جراحت در برابر جراحت و انگشت در برابر انگشت، برابر و مساوی است. تا آنکه جراحت‌ها به یک سوّم دیه برسد و چون از یک سوّم دیه فراتر رود، دیه مرد در جراحت‌ها دو سوّم دیه و دیه زنان یک سوّم دیه می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۰ الکافی، ج۷، ص۳۰۰/ البرهان

و اگر کسی از قصاص، درگذرد، کفّاره [گناهان] او محسوب می‌شود

۲ -۱

(مائده/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أبی بَصیر قال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَکَفَّارَةٌ لَهُ قَالَ یُکَفَّرُ عَنْهُ مِنْ ذُنُوبِهِ بِقَدْرِ مَا عَفَا مِنْ جِرَاحٍ أَوْ غَیْرِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ پرسیدم، فرمود: «کسی که به دیه راضی شود و جراحات یا غیر آن را عفو کند، به همان اندازه از گناهانش بخشیده می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۰ الکافی، ج۷، ص۳۵۸/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۱۷۹/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۸۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۱۱۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۲۵۰/ البرهان/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۴۱۳

۲ -۲

(مائده/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن مُعَلًّی أَبِی‌عُثْمَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ قَالَ یُکَفَّرُ عَنْهُ مِنْ ذُنُوبِهِ عَلَی قَدْرِ مَا عَفَا عَنِ الْعَمْدِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معلّی‌بن‌ابی‌عثمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَهُ پرسیدم. حضرت فرمود: «به مقداری که در مورد عمد عفو کند، خداوند گناهانش را می‌بخشاید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۰ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۰۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۹، ص۱۲۰/ نورالثقلین

 

آیه وَ قَفَّيْنَا عَلىَ اثَارِهِم بِعِيسىَ ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‌َ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ ءَاتَيْنَاهُ الْانجِيلَ فِيهِ هُدًى وَ نُورٌ وَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَينْ‌َ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَئةِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِين [46]

 

و در پى آن‌ها (پيامبران پيشين)، عيسى‌بن‌مريم را فرستاديم در‌حالى‌كه تورات را كه پيش از او فرستاده‌ شده ‌بود تصديق داشت؛ وانجيل را به او داديم كه در آن، هدايت و نورى بود؛ و تورات را، كه قبل از آن بود، تصديق مى‌كرد؛ و هدايت و موعظه‌اى براى پرهيزگاران بود.

 

آیه وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجيلِ بِما أَنْزَلَ اللهُ فيهِ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ [47]

 

اهل انجيل [و پيروان مسيح] نيز بايد مطابق آنچه خداوند در آن نازل‌ كرده حكم‌ كنند. و كسانى‌ كه بر طبق آنچه خدا نازل‌ كرده حكم نمى‌كنند، فاسقند. (۴۷( ( و اين كتاب (قرآن) را به حقّ بر تو نازل‌ كرديم، در‌حالى‌كه كتب پيشين را تصديق ‌مى‌كند و با آن‌ها هماهنگ است، و نگاهبان و حاكم بر آنهاست؛ پس بر طبق آنچه خدا نازل‌ كرده، در ميان آن‌ها حكم ‌كن و از هوا و هوس‌هاى آنان پيروى نكن؛ و از احكام الهى، روى مگردان. ما براى هر كدام از شما [امّت‌ها]، آيين و طريقه روشنى قرار‌ داديم؛ و اگرخدا مى‌خواست، همه‌ی شما را امّت واحدى قرار مى‌داد؛ ولى خدا مى‌خواهد شما را در آنچه به شما ارزانى داشته‌ بيازمايد؛ [و استعدادهاى مختلف شما را پرورش

 

آیه وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ [48]

 

دهد] پس در نيكي‌ها بر يكديگر سبقت ‌جوييد. بازگشت همه شما، به‌سوى خداست؛ و از آنچه در آن اختلاف مى‌كرديد؛ [در قيامت] به شما خبر خواهد ‌داد.

و این کتاب قرآن) را به حقّ بر تو نازل کردیم، درحالی‌که کتب پیشین را تصدیق می‌کند و با آن‌ها هماهنگ است، و نگاهبان و حاکم بر آنهاست

۱ -۱

(مائده/ ۴۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُعْطِیتُ السُّوَرَ الطِّوَالَ مَکَانَ التَّوْرَاهًِْ وَ أُعْطِیتُ الْمِئِینَ مَکَانَ الْإِنْجِیلِ وَ أُعْطِیتُ الْمَثَانِیَ مَکَانَ الزَّبُورِ وَ فُضِّلْتُ بِالْمُفَصَّلِ ثَمَانٌ وَ سِتُّونَ سُورَهًًْ وَ هُوَ مُهَیْمِنٌ عَلَی سَائِرِ الْکُتُبِ وَ التَّوْرَاهًُْ لِمُوسَی وَ الْإِنْجِیلُ لِعِیسَی وَ الزَّبُورُ لِدَاوُدَ (علیهم السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: به من سوره‌های طولانی به‌جای تورات، و سوره‌های صد آیه‌ای به‌جای انجیل، و سوره‌های همانند به‌جای زبور داده شده و سوره‌های مفصل (یعنی آیه‌ی کوتاه) که شصت و هشت سوره است بیشتر به من عطا شده و این قرآن غالب و شاهد برکتب دیگر است، و تورات از آن موسی (علیه السلام) و انجیل از آن عیسی (علیه السلام) و زبور از آن داود (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ الکافی، ج۲، ص۶۰۱/ نورالثقلین

۱ -۲

(مائده/ ۴۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ کِتَابِیَ الْمُهَیْمِنَ عَلَی کُتُبِهِم النَّاسِخَ لَهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند عزیز کتاب مرا حاکم و ناسخ بر کتب آن‌ها قرار داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ الإحتجاج، ج۱، ص۵۰/ نورالثقلین

در میان آن‌ها حکم کن و از هوا و هوس‌های آنان پیروی نکن؛ و از احکام الهی، روی مگردان

۲ -۱

(مائده/ ۴۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا یُحْلَفُ الْیَهُودِیُّ وَ لَا النَّصْرَانِیُّ وَ لَا الْمَجُوسِیُّ بِغَیْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- نه یهودی و نه نصرانی و نه مجوسی؛ [هیچکدام] به غیر خدا قسم داده نمی‌شوند، خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: فَاحْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ الله.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ الکافی، ج۷، ص۴۵۱/ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۷۸/ الإستبصار، ج۴، ص۳۹/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۸۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۵/ البرهان

۲ -۲

(مائده/ ۴۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا تَرَافَعَ إِلَی الْقَاضِی أَهْلُ الْکِتَابِ قَضَی بَیْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اگر اهل کتاب؛ منازعه خویش را نزد قاضی ببرند، قاضی میانشان بر طبق آنچه خداوند نازل کرده، قضاوت می‌کند؛ آن‌گونه که خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ الله.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۴۰

۲ -۳

(مائده/ ۴۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فی الإحتجاج عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی‌حَنِیفَهًَْ فِی احْتِجَاجِهِ عَلَیْهِ ... زَعَمْتَ أَنَّکَ صَاحِبُ رَأْیٍ وَ کَانَ الرَّأْیُ مِنَ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) صَوَاباً وَ مِنْ غَیْرِهِ خَطَأً لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَالَ: فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ لَمْ یَقُلْ ذَلِکَ لِغَیْرِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که در استدلال بر ابوحنیفه فرمود: ... خیال کردی‌که تو [در احکام دینی] صاحب نظر هستی. رأی و نظر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درست و از غیر او خطا است؛ چون خدای تعالی فرمود: فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ الله و این سخن را برای غیر او نفرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۴۸

ما برای هر کدام از شما [امّت‌ها]، آیین و طریقه روشنی قرار دادیم

۳ -۱

(مائده/ ۴۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً قَالَ لِکُلِّ نَبِیٍّ شَرِیعَهًٌْ وَ طَرِیقٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لِکُلٍّ جَعلْنَا مِنکُمْ شِرْعةً وَمِنْهَاجًا؛ هر پیامبری شریعت و روشی دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۶۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(مائده/ ۴۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِأَیِ عِلَّهًٍْ لَمْ یَسَعْنَا إِلَّا أَنْ نَعْرِفَ کُلَ إِمَامٍ بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ یَسَعُنَا أَنْ لَا نَعْرِفَ کُلَّ إِمَامٍ قَبْلَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله)؟ قَالَ لِاخْتِلَافِ الشَّرَائِع.

 

امام صادق (علیه السلام)- حنان‌بن‌سدیر گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «به چه دلیل باید حتماً امام‌های بعد از پیغمبر را بشناسم ولی امام‌های قبل از پیامبر را الزامی نیست». فرمود: «به‌واسطه‌ی اختلاف شرایع».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۲ علل الشرایع، ج۱، ص۲۱۰/ نورالثقلین

۳ -۳

(مائده/ ۴۸)

 

الباقر (علیه السلام)- فَلَمَّا اسْتَجَابَ لِکُلِّ نَبِیٍّ مَنِ اسْتَجَابَ لَهُ مِنْ قَوْمِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ جَعَلَ لِکُلِّ نَبِیٍّ مِنْهُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ الشِّرْعَهًُْ وَ الْمِنْهَاجُ سَبِیلٌ وَ سُنَّهًٌْ وَ قَالَ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) إِنَّا أَوْحَیْنا إِلَیْکَ کَما أَوْحَیْنا إِلی نُوحٍ وَ النَّبِیِّینَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَمَرَ کُلَ نَبِیٍ بِالْأَخْذِ بِالسَّبِیلِ وَ السُّنَّهًِْ وَ کَانَ مِنَ السُّنَّهًِْ وَ السَّبِیلِ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا مُوسَی (علیه السلام) أَنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ السَّبْتَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امّا هرگاه قوم یک پیامبری او را اجابت کنند و دعوت او را قبول نمایند آن‌ها راهی به‌طرف پیغمبر خود خواهند داشت و از آن راه با او ارتباط برقرار خواهند کرد، خداوند به محمّد (صلی الله علیه و آله) فرمود: ما به تو وحی کردیم هم چنان که به نوح و پیامبران بعد از او وحی کرده‌ایم. (نساء/۱۶۳) خداوند به هر پیامبری امرکرد که سنّت و راه پیامبر گذشته را پیروی کند، و از سنّت حضرت موسی (علیه السلام) که خداوند برای او لازم کرده بود روز شنبه بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۴ الکافی، ج۲، ص۲۸/ نورالثقلین

و اگرخدا می‌خواست، همه‌ی شما را امّت واحدی قرار می‌داد؛ ولی خدا می‌خواهد شما را در آنچه به شما ارزانی داشته بیازماید

۴ -۱

(مائده/ ۴۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ أَیْ یَخْتَبِرَکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَلَکِن لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم یعنی شما را آزمایش کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۶۵/ نورالثقلین/ البرهان

۴ -۲

(مائده/ ۴۸)

 

الهادی (علیه السلام)- مِمَّا أَجَابَ بِهِ أَبُوالْحَسَنِ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیُّ (علیه السلام) فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَهْلِ الْأَهْوَازِ حِینَ سَأَلُوهُ عَنِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ ... قَال (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ حَتَّی نَعْلَمَ الْمُجاهِدِینَ مِنْکُمْ وَ الصَّابِرِینَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَکُمْ وَ فِی قَوْلِهِ: سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ وَ فِی قَوْلِهِ: أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ فِی قَوْلِهِ: وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَیْمانَ وَ فِی قَوْلِهِ: فَإِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَکَ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ وَ قَوْلِ مُوسَی إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ وَ قَوْلِهِ: لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ وَ قَوْلِهِ: ثُمَّ صَرَفَکُمْ عَنْهُمْ لِیَبْتَلِیَکُمْ وَ قَوْلِهِ: إِنَّا بَلَوْناهُمْ کَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ وَ قَوْلِهِ: لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ قَوْلِهِ: وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ وَ قَوْلِهِ: وَ لَوْ یَشاءُ اللهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ إِنَّ جَمِیعَهَا جَاءَتْ فِی الْقُرْآنِ بِمَعْنَی الِاخْتِبَار.

 

امام هادی (علیه السلام)- امام هادی (علیه السلام) در نامه‌اش به مردم اهواز وقتی که از او درباره‌ی جبر و تفویض سؤال شد، فرمود: ... سپس در خصوص کلام خداوند: ما همه‌ی شما را قطعاً می‌آزماییم تا معلوم شود مجاهدان واقعی و صابران از میان شما کیانند، و اخبار شما را بیازماییم. (محمّد/۳۱) و آیه: به تدریج از جایی که نمی‌دانند، گرفتار مجازاتشان خواهیم کرد. (اعراف/۱۸۲) و آیه: چون بگویند: ایمان آوردیم، رها شوند و دیگر آزمایش نشوند؟ (عنکبوت/۲) و آیه: ما سلیمان را آزمودیم. (ص/۳۴) و آیه: ما قوم تو را پس از تو آزمایش کردیم و سامری گمراهشان ساخت. (طه/۸۵) و سخن موسی (علیه السلام) که می‌فرماید: این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست. (اعراف/۱۵۵) و آیه: لِّیَبْلُوَکُمْ فِی مَآ آتَاکُم و آیه: سپس تا شما را به بلایی مبتلا کند به هزیمت واداشت. (آل عمران/۱۵۲) و آیه: ما آن‌ها را آزمودیم، چنان که صاحبان آن بستان‌ها را آزمودیم. (قلم/۱۷) و آیه: تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است. (ملک/۲) آیه: و پروردگار ابراهیم او را به کاری چند بیازمود. (بقره/۱۲۴) و آیه: اگر خدا می‌خواست خودش آن‌ها را مجازات می‌کرد، امّا می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید. (محمّد/۴)؛ تمامی این آیات در قرآن در معنای امتحان و آزمایش آمده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۴ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۴/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۳/ تحف العقول، ص۴۷۴

 

آیه وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُريدُ اللهُ أَنْ يُصيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ [49]

 

و در ميان آن‌ها (اهل كتاب)، طبق آنچه خداوند نازل‌ كرده، داورى‌كن؛ و از هوس‌هاى آنان پيروى‌ مكن؛ و از آن‌ها برحذر باش، مبادا تو را نسبت به بخشى از آنچه خداوند بر تو نازل‌كرده، منحرف ‌سازند؛ و اگر آن‌ها [از حكم و داورى تو]، روى‌ گردانند، بدان كه خداوند مى‌خواهد آنان را به‌خاطر پاره‌اى از گناهانشان مجازات‌ كند؛ و بسيارى از مردم فاسقند.

۱

(مائده/ ۴۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَوْ جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ أَنْ یَحْکُمَ بِرَأْیِهِ لَجَعَلَ ذَلِکَ لِرَسُولِ اللهِ قَالَ اللَّهُ لَهُ وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللهُ وَ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَرَاکَ اللهُ. وَ لَمْ یَقُلْ بِمَا رَأَیْتَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- اگر بنا بود خداوند چنین وضع کند که کسی به رأی خود فتوی دهد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همه شایسته‌تر بود. خداوند به پیامبرش فرمود: وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ الله و فرمود: إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ الله و نفرموده: به آنچه خود مصلحت می‌بینی، حکم کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۴ الطرایف، ج۲، ص۵۲۵/ نهج الحق، ص۴۰۴/ متشابه القرآن، ج۲، ص۱۵۶/ الصراط المستقیم، ج۳، ص۲۰۸

 

آیه أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ [50]

 

آيا آن‌ها حكم جاهليّت را [از تو] مى‌خواهند؟! و چه كسى بهتر از خدا، براى قومى‌كه اهل ايمان و يقين هستند، حكم مى‌كند؟!

۱

(مائده/ ۵۰)

 

الباقر (علیه السلام)- الْحُکْمُ حُکْمَانِ حُکْمُ اللَّهِ وَ حُکْمُ الْجَاهِلِیَّهًِْ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ وَ اشْهَدُوا عَلَی زَیْدِ‌بْنِ‌ثَابِتٍ لَقَدْ حَکَمَ فِی الْفَرَائِضِ بِحُکْمِ الْجَاهِلِیَّهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حکم‌کردن دو نوع است: حکم خداوند و حکم جاهلیّت، و خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله حُکْمًا لِّقَوْمٍ یُوقِنُونَ، و گواه باشید که زیدبن‌ثابت در واجبات، به حکم جاهلیّت قضاوت کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۶ الکافی، ج۷، ص۴۰۷/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۱۷/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۶۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۵/ فقه القرآن، ج۲، ص۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۲۳/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۵۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْقُضَاهًُْ أَرْبَعَهًٌْ ثَلَاثَهًٌْ فِی النَّارِ وَ وَاحِدٌ فِی الْجَنَّهًِْ رَجُلٌ قَضَی بِجَوْرٍ وَ هُوَ یَعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَی بِجَوْرٍ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَی بِالْحَقِّ وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ فَهُوَ فِی النَّارِ وَ رَجُلٌ قَضَی بِالْحَقِّ وَ هُوَ یَعْلَمُ فَهُوَ فِی الْجَنَّهًِْ وَ قَالَ (علیه السلام) الْحُکْمُ حُکْمَانِ حُکْمُ اللَّهِ وَ حُکْمُ الْجَاهِلِیَّهًِْ فَمَنْ أَخْطَأَ حُکْمَ اللَّهِ حَکَمَ بِحُکْمِ الْجَاهِلِیَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- قُضات چهار دسته‌اند: «سه دسته آن‌ها در آتش­اند و یک دسته در بهشت؛ مردی که آگاهانه به ستم حکم کند، در آتش است. مردی که ناآگاهانه به ستم حکم کند، او نیز در آتش است، مردی که ناآگاهانه به حقّ حکم کند، او هم در آتش است، امّا مردی که آگاهانه به حقّ حکم کند، جایگاهش در بهشت است». و امام (علیه السلام) فرمود: «حکم‌کردن دو نوع است: حکم خداوند و حکم جاهلیّت؛ هرکس حکم خدا را کنار بگذارد، به حکم جاهلیت قضاوت کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۶ الکافی، ج۷، ص۴۰۷/ البرهان

۳

(مائده/ ۵۰)

 

الزّهراء (سلام الله علیها)- رَوَی عَبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌الْحَسَنِ‌بِإِسْنَادِهِ عَنْ آبَائِهِ (علیه السلام) أَنَّهُ لَمَّا أَجْمَعَ أَبُوبَکْرٍ عَلَی مَنْعِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) فَدَکَ، وَ بَلَغَهَا ذَلِکَ لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَی رَأْسِهَا وَ اشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا وَ أَقْبَلَتْ فِی لُمَهًٍْ مِنْ حَفَدَتِهَا وَ نِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُیُولَهَا، مَا تَخْرِمُ مِشْیَتُهَا مِشْیَهًَْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی دَخَلَتْ عَلَی أَبِی‌بَکْرٍ وَ هُوَ فِی حَشَدٍ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ غَیْرِهِمْ فَنِیطَتْ دُونَهَا مُلَاءَهًٌْ، فَجَلَسَتْ ثُمَّ أَنَّتْ أَنَّهًًْ أَجْهَشَ الْقَوْمُ لَهَا بِالْبُکَاءِ، فَارْتَجَّ الْمَجْلِسُ، ثُمَّ أَمْهَلَتْ هُنَیْئَهًًْ حَتَّی إِذَا سَکَنَ نَشِیجُ الْقَوْمِ وَ هَدَأَتْ فَوْرَتُهُمْ، افْتَتَحَتِ الْکَلَامَ بِحَمْدِ اللَّهِ وَ الثَّنَاءِ عَلَیْهِ وَ الصَّلَاهًِْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، ثم قَالَتْ (سلام الله علیها) ... أَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَلَّا إِرْثَ لَنَا أَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّهًِْ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللهِ حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ أَفَلَا تَعْلَمُونَ بَلَی، تَجَلَّی لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَهًِْ أَنِّی ابْنَتُهُ أَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ، أَ أُغْلَبُ عَلَی إِرْثِی.

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)- عبدالله‌بن‌حسن با سندش از پدرانش روایت می‌کند: چون ابوبکر بر آن شد که فاطمه (سلام الله علیها) را از فدک محروم سازد و این خبر به آن حضرت رسید پارچه‌ای (مقنعه) را به سر و صورت و گردن خود پیچید و لباسی‌که از فرق تا قدم او را می‌پوشانید (چادر) بر بدن خود قرار داد و همراه با گروهی از خدمتکاران و زنان خویشاوند خود به‌طرف مسجد حرکت کرد [تا در میان زنان مشخص نباشد] و آن چنان عبا به سرافکنده بود که دامن آن روی زمین کشیده می‌شد و به زیر قدمش می‌آمد راه رفتن او همانند راه رفتن پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود تا بر ابو بکر وارد شد، درحالی‌که ابوبکر در میان جماعت مهاجران و انصار و دیگران بود، و در میان زنان مهاجر و انصار در پشت پرده نشست ناله‌ای جانسوز کشید و این ناله همگان را به خروش آورده و صدای شیون از مردم بلند شد به‌گونه‌ای که مسجد را به لرزه انداخت، قدری مکث کرد تا مردم آرام شدند [صدای مردم فرو نشست و هیجانشان آرام گرفت] پس سخن را با حمد و ثنای خداوند و درود بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آغاز نمود آنگاه فرمود... شما چنین می‌پندارید که خداوند ارثی برای ما قرار نداده و ما از پیامبر (صلی الله علیه و آله) ارث نمی‌بریم؛ أَ فَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ یَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ الله حُکْماً لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ؛ مگر فهم ندارید؟ آری حقیقت آن بر شما چون روز روشن است که من دخت پیامبرم. ای مسلمانان، آیا شایسته است که من از ارث خود محروم باشم؟

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۶ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۲۶/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۶، ص۲۱۲/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۴۸۷

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ [51]

 

اى كسانى ‌كه ايمان آورده‌ايد! يهود و نصارى را دوست و تكيه‌گاه خود، انتخاب‌نكنيد. آن‌ها اولياى يكديگرند؛ و كسانى ‌كه از شما با آنان دوستى‌كنند،از آن‌ها هستند؛ خداوند، گروه ستمكاران را هدايت نمى‌كند.

۱

(مائده/ ۵۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ السُّدِّیُّ لَمَّا أُصِیبَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِأُحُدٍ قَالَ عُثْمَانُ لَأَلْحَقَنَّ بِالشَّامِ فَإِنَّ لِی بِهِ صَدِیقاً مِنَ الْیَهُودِ فَلَآخُذَنَّ مِنْهُ أَمَاناً فَإِنِّی أَخَافُ أَنْ یُدَالَ عَلَیْنَا الْیَهُودُ وَ قَالَ طَلْحَهًُْ بْنُ عُبَیْدِ اللَّهِ لَأَخْرُجَنَّ إِلَی الشَّامِ فَإِنَّ لِی بِهِ صَدِیقاً مِنَ النَّصَارَی فَلَآخُذَنَّ مِنْهُ أَمَاناً فَإِنِّی أَخَافُ أَنْ یُدَالَ عَلَیْنَا النَّصَارَی قَالَ السُّدِّیُّ فَأَرَادَ أَحَدُهُمَا أَنْ یَتَهَوَّدَ وَ الْآخَرُ أَنْ یَتَنَصَّرَ قَالَ فَأَقْبَلَ طَلْحَهًُْ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ عِنْدَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَاسْتَأْذَنَهُ طَلْحَهًُْ فِی الْمَصِیرِ إِلَی الشَّامِ وَ قَالَ إِنَّ لِی بِهَا مَالًا آخُذُهُ ثُمَّ انْصَرَفَ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْ مِثْلِهَا مِنْ حَالٍ تَخْذُلُنَا وَ تَخْرُجُ وَ تَدَعُنَا فَأَکْثَرَ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الِاسْتِئْذَانِ فَغَضِبَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ائْذَنْ لِابْنِ الْحَضْرَمِیَّهًِْ فَوَ اللَّهِ لَا عَزَّ مَنْ نَصَرَهُ وَ لَا ذَلَّ مَنْ خَذَلَهُ فَکَفَ طَلْحَهًُْ عَنِ الِاسْتِئْذَانِ عِنْدَ ذَلِکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی فِیهِمْ: وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُم.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سدّی گوید: چون ماجرای احد پیش آمد عثمان گفت: «من حتماً به شام خواهم رفت که مرا در آن سرزمین دوستی یهودی است. از او امان خواهم گرفت که می‌ترسم یهود بر ما چیرگی یابند». طلحهًْ‌بن‌عبیداللَّه نیز گفت: «من هم به شام نزد دوست مسیحی خود خواهم رفت و از او امان می‌خواهم که از غلبه‌ی مسیحیان هراسانم». سدّی می‌گوید: بدین‌سان یکی به یهودیان گروید و دیگری به مسیحیان. طلحه به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و درحالی‌که علی (علیه السلام) در محضر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود برای رفتن به شام اجازه خواست و گفت: «من طلبی در آنجا دارم که می‌ستانم و باز می‌آیم». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «در چنین حالی ما را رها می‌کنی و خوار می‌داری»؟ طلحه در خواسته خود پافشاری بسیار کرد. علی به خشم آمد و گفت: «ای پیامبر خدا به فرزند حضرمیه جواز رفتن ده که به خدا سوگند! هرکه طلحه یاریش دهد عزیز نخواهد بود و آنکه او وانهدش ذلیل نخواهد شد». در این هنگام طلحه از اصرار باز ایستاد و خداوند نازل فرمود: وَ یَقُولُ الَّذینَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذینَ أَقْسَمُوا بِالله جَهْدَ أَیْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۸ الطرایف، ج۲، ص۴۹۲/ الصراط المستقیم، ج۳، ص۳۷/ نهج الحق، ص۳۰۵/ عین العبرهًْ، ص۲۸

۲

(مائده/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ تَوَلَّی آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ قَدَّمَهُمْ عَلَی جَمِیعِ النَّاسِ بِمَا قَدَّمَهُمْ مِنْ قَرَابَهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَهُوَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) لِمَنْزِلَتِهِ عِنْدَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) لَا أَنَّهُ مِنَ الْقَوْمِ بِأَعْیَانِهِمْ وَ إِنَّمَا هُوَ مِنْهُمْ بِتَوَلِّیهِ إِلَیْهِمْ وَ اتِّبَاعِهِ إِیَّاهُمْ وَ کَذَلِکَ حُکْمُ اللَّهِ فِی کِتَابِهِ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ وَ قَوْلُ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس آل محمّد (علیهم السلام) را دوست بدارد و آن‌ها را به‌خاطر قرابت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر مردم مقدّم بدارد او به‌خاطر مقامی که نزد آل محمّد (علیهم السلام) دارد از آنان محسوب می‌گردد. نه به‌خاطر اینکه او از اعیان آن‌ها محسوب گردد؛ بلکه به‌جهت دوستی با آن‌ها و متابعت از اقوال و افعال آنان از آل محمّد (علیهم السلام) به حساب می‌آید و خداوند هم در قرآن فرموده هرکدام از شما که آن‌ها را دوست بدارد از آنان محسوب می‌شود: وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ، و ابراهیم فرمود: هر کس از من پیروی کند از من است و هر کس نافرمانی من کند، تو بخشنده‌ی و مهربانی! (ابراهیم/۳۶)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۸ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۳۵/ العیاشی، ج۲، ص۲۳۱/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّ سَائِلًا سَأَلَهُ فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) أَخْبِرْنِی عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) مَنْ هُمْ قَالَ هُمْ أَهْلُ بَیْتِهِ (علیهم السلام) خَاصَّهًًْ قَالَ فَإِنَ الْعَامَّهًَْ یَزْعُمُونَ أَنَ الْمُسْلِمِینَ کُلَّهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فَتَبَسَّمَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ کَذَبُوا وَ صَدَقُوا قَالَ السَّائِلُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا مَعْنَی قَوْلِکَ کَذَبُوا وَ صَدَقُوا قَالَ کَذَبُوا بِمَعْنًی وَ صَدَقُوا بِمَعْنًی کَذَبُوا فِی قَوْلِهِمْ الْمُسْلِمُونَ هُمْ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) الَّذِینَ یُوَحِّدُونَ اللَّهَ وَ یُقِرُّونَ بِالنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) عَلَی مَا هُمْ فِیهِ مِنَ النَّقْصِ فِی دِینِهِمْ وَ التَّفْرِیطِ فِیهِ وَ صَدَقُوا فِی أَنَّ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُمْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ إِنْ لَمْ یُنَاسِبُوهُ وَ ذَلِکَ لِقِیَامِهِمْ بِشَرَائِطِ الْقُرْآنِ لَا عَلَی أَنَّهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) الَّذِینَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِیراً فَمَنْ قَامَ بِشَرَائِطِ الْقُرْآنِ وَ کَانَ مُتَّبِعاً لآِلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فَهُوَ مِنْ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) عَلَی التَّوَلِّی لَهُمْ وَ إِنْ بَعُدَتْ نِسْبَتُهُ مِنْ نِسْبَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ السَّائِلُ أَخْبِرْنِی مَا تِلْکَ الشَّرَائِطُ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ الَّتِی مَنْ حَفِظَهَا وَ قَامَ بِهَا کَانَ بِذَلِکَ الْمَعْنَی مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فَقَالَ الْقِیَامُ بِشَرَائِطِ الْقُرْآنِ وَ الِاتِّبَاعُ لِآِلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)فَمَنْ تَوَلَّاهُمْ وَ قَدَّمَهُمْ عَلَی جَمِیعِ الْخَلْقِ کَمَا قَدَّمَهُمْ اللَّهُ مِنْ قَرَابَهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَهُوَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) عَلَی هَذَا الْمَعْنَی وَ کَذَلِکَ حُکْمُ اللَّهِ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ وَ قَالَ یَحْکِی قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی وَ مَنْ عَصانِی فَإِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیم.

 

امام صادق (علیه السلام)- شخصی از امام صادق (علیه السلام) این سؤال را پرسید: «ای فرزند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)! به من بگو آل محمّد (علیهم السلام) چه کسانی هستند»؟ فرمود: «آل محمّد (علیهم السلام) تنها اهل بیت او هستند». گفت: «عامه (اهل سنت) می‌گویند همه‌ی مسلمانان، آل محمّد (علیهم السلام) به حساب می‌آیند». امام صادق (علیه السلام) تبسّمی کرد و فرمود: «هم درست گفته و هم درست نگفته‌اند». آن شخص می‌پرسد: «ای فرزند پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)! این سخن تو، هم درست گفته‌اند و هم درست نگفته‌اند، به چه معنی است»؟ فرمود: «درست نگفته‌اند به یک معنا است و درست گفته‌اند هم به یک معنا؛ درست نگفته‌اند که مسلمانان، آل محمّد (علیهم السلام) هستند و خدا را یگانه می‌دانند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول‌دارند، درحالی‌که در تدیّن آن‌ها نقص وجود دارد و در آن سهل‌انگار هستند. و درست گفته‌اند، چرا که در بین مسلمانان کسانی از آل محمّد (علیهم السلام) وجود دارند، هرچند با پیامبر (صلی الله علیه و آله) خویشاوند نیستند، و این به‌خاطر عمل به فرامین قرآن از جانب آنهاست، نه اینکه آن‌ها آل محمّدی هستند که خداوند پلیدی را از آن‌ها دور کرد و آن‌ها را پاک و منزّه گردانید. پس هرکس به فرامین قرآن عمل کند و از آل محمّد (علیهم السلام) تبعیّت نماید به‌خاطر دوستی با آل محمّد (علیهم السلام) از آنهاست، هر چند نسبش از نسب محمّد (صلی الله علیه و آله) دور باشد». آن شخص پرسید: «جانم فدای شما، آن فرامین قرآن چیست که هرکس از آن نگهبانی کند و به آن عمل کند، در آن صورت از آل محمّد (علیهم السلام) به حساب می‌آید»؟ فرمود: «عمل به فرامین قرآن و پیروی از آل محمّد (علیهم السلام)؛ پس هرکس آن‌ها را دوست بدارد و همان‌گونه که خداوند آن‌ها را از نظر نزدیکی به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) بر همه‌ی مردم مقدمّ دانسته، مقدّم بدارد. بنابراین معنی از آل محمّد (علیهم السلام) به حساب می‌آید و خداوندِ در کتابش این‌گونه حکم کرده و فرموده است: وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ و نیز سخن ابراهیم (علیه السلام) را که می‌گوید: پس هر کس که از من پیروی کند از من است و هر کس فرمان من نبرد، تو آمرزنده‌ی و مهربانی. (ابراهیم/۳۶)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۸۸ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۹

۴

(مائده/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنِ اتَّقَی مِنْکُمْ وَ أَصْلَحَ فَهُوَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ قِیلَ لَهُ مِنْکُمْ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ نَعَمْ مِنَّا أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ وَ قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَمَنْ تَبِعَنِی فَإِنَّهُ مِنِّی.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی از بین شما که تقوا پیشه کند و عمل صالح انجام دهد، از ما اهل بیت است. به ایشان گفته شد: «از شماست ای فرزند پیامبر (صلی الله علیه و آله)»!؟ فرمود: «آری، از ماست. آیا کلام خداوند عزّوجلّ را نشنیدی: وَمَن یَتَوَلَّهُم مِّنکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ و نیز سخن ابراهیم (علیه السلام) را که می‌گوید: هر کس که از من پیروی کند از من است. (ابراهیم/۳۶)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۰ دعایم الإسلام، ج۱، ص۶۲

۵

(مائده/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا یَتَوَارَثُ أَهْلُ مِلَّتَیْنِ نَحْنُ نَرِثُهُمْ وَ لَا یَرِثُونَّا.

 

امام صادق (علیه السلام)- اهل دو دین از یکدیگر ارث نمی‌برند. ما از ایشان ارث می‌بریم، و ایشان از ما ارث نمی‌برند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۰ من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۳۵/ نورالثقلین

 

آیه فَتَرَى الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا في أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ [52]

 

[ولى] كسانى را كه در دل‌هايشان بيمارى است مى‌بينى كه در [دوستى با] آنان، بر يكديگر پيشى‌مى‌گيرند، و مى‌گويند: «مى‌ترسيم حادثه‌اى براى ما پيش آيد [و نياز به كمك آن‌ها داشته‌ باشيم]». چه بسا خداوند پيروزى يا حادثه‌اى از سوى خود [به نفع مسلمانان] پيش ‌آورد؛ و اين گروه، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشيمان‌ گردند.

۱

(مائده/ ۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن دَاوُدَ الْبَرْقِیِّ قَالَ: سَأَلَ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ فَعَسَی اللهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلی ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ فَقَالَ أَذِنَ فِی هَلَاکِ بَنِی‌أُمَیَّهًَْ بَعْدَ إِحْرَاقِ زَیْدٍ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داود برقی گوید: مردی در حضور من از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: فَعسَی الله أَن یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عندِهِ فَیُصْبِحُواْ علَی مَا أَسَرُّواْ فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ سؤال کرد. امام (علیه السلام) فرمود: «هفت روز پس از سوزاندن زید، [خداوند] اجازه هلاکت بنی‌امیه را صادر کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۰ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۵۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ: نَخْشی أَنْ تُصِیبَنا دائِرَةٌ هُوَ قَوْلُ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَا تَنْقُضْ حُکْمَ بَنِی‌النَّضِیرِ فَإِنَّا نَخَافُ الدَّوَائِرَ فقال الله تعالی: فَعَسَی اللهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلی ما أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نادِمِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کلام خداوند: یَقُولُونَ نَخْشَی أَن تُصِیبَنَا دَآئِرَةٌ این سخن عبدالله‌بن‌ابی به پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) است: «حکم بنی‌نضیر را نقض نکن، ما از مصیبت‌ها می‌ترسیم». پس خدای تعالی فرمود: فَعَسَی الله أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلی ما أَسَرُّوا فی أَنْفُسِهِمْ نادِمین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۰ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۱۶۶/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ البرهان

 

آیه وَ يَقُولُ الَّذينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذينَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرينَ [53]

 

كسانى‌ كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: «آيا اين‌ها (منافقان) همان كسانى هستند كه با نهايت تاكيد به خدا سوگند ياد‌ كردند كه با شما هستند؟! [ولى] اعمالشان نابود گشت، و زيانكار شدند.

۱

(مائده/ ۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ إِنَّ الْحَکَمَ‌بْنَ‌عُتَیْبَهًَْ وَ سَلَمَهًَْ وَ کَثِیرَ النَّوَّاءِ وَ أَبَاالْمِقْدَامِ وَ التَّمَّارَ یَعْنِی سَالِماً أَضَلُّوا کَثِیراً مِمَّنْ ضَلَّ مِنْ هَؤُلَاءِ النَّاسِ وَ إِنَّهُمْ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنَّا بِاللهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِینَ وَ إِنَّهُمْ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ یَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابو بصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود: حکم‌بن‌عتیبه و کثیر النواء و ابومقدام و سالم تمّار گروهی از این مردم را گمراه کردند آن‌ها از کسانی هستند که خداوند در این آیه می‌فرماید: گروهی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم». درحالی‌که ایمان ندارند. (بقره/۸). و از افراد این آیه نیز هستند: أَقْسَمُواْ بِالله جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ؛ به خدا قسم می‌خورند: إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۰ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۳۴۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۶/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدُونَ في سَبيلِ اللهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَليمٌ [54]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! هر‌كس از شما، از آيين خود بازگردد، [به خدا زيانى نمى‌رساند]؛ خداوند گروهى را مى‌آورد كه آن‌ها را دوست دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند؛ در راه خدا جهاد مى‌كنند، و از سرزنش هيچ ملامتگرى هراسى ندارند. اين، فضل خداست كه آن را به هر‌كس بخواهد [و شايسته ببيند] مى‌دهد؛ و فضل و احسان خداوند، گسترده و [او به همه چيز] داناست.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدا زیانی نمی‌رساند] خداوند گروهی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند؛ در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند

۱ -۱

(مائده/ ۵۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام)یَوْمَ الْبَصْرَهًِْ وَ اللَّهِ مَا قُوتِلَ أَهْلُ هَذِهِ الْآیَهًِْ حَتَّی الْیَوْمَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلِیمٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- از علی (علیه السلام) روایت شده است که او در جنگ بصره فرمود: به خدا قسم، با اهل این آیه تا امروز جنگ نشده است، و این آیه را تلاوت‌کرد. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ الله وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ الله یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ الله واسِعٌ عَلیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۲ الإفصاح، ص۱۲۵/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۲

(مائده/ ۵۴)

 

الصّادقین ( أَنَّهَا نَزَلَتْ فِی أَهْلِ الْبَصْرَهًِْ وَ مَنْ قَاتَلَ عَلِیّاً (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- این آیه در مورد اهل بصره و کسانی که با علی (علیه السلام) جنگیدند، نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۲ فقه القرآن، ج۱، ص۳۶۹

۱ -۳

(مائده/ ۵۴)

 

الصّادقین ( هُمْ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَصْحَابُهُ حِینَ قَاتَلَ مَنْ قَاتَلَهُ مِنَ النَّاکِثِینَ وَ الْقَاسِطِینَ وَ الْمَارِقِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام)- آن‌ها امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و یارانش هستند، زمانی که با گروه‌های ناکثین، قاسطین و مارقین جنگید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۲ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۳۵۱/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۴

(مائده/ ۵۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن رجل عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآیَهًِْ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ قَالَ الْمَوَالِی.

 

امام صادق (علیه السلام)- شخصی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده، که از او درباره‌ی این آیه: فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرین پرسیدم. فرمود: یعنی «موالی» (یاران و حامیان).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۲ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۱۸۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۷/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۵۴)

 

الباقر (علیه السلام)- یَا جَابِرُ إِنَّمَا شِیعَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام) مَنْ لَا یَعْدُو صَوْتُهُ سَمْعَهُ وَ لَا شَحْنَاؤُهُ بَدَنَهُ لَا یَمْدَحُ لَنَا قَالِیاً وَ لَایُوَاصِلُ لَنَا مُبْغِضاً وَ لَایُجَالِسُ لَنَا عَائِباً شِیعَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام) مَنْ لَایَهِرُّ هَرِیرَ الْکَلْبِ وَ لَایَطْمَعُ طَمَعَ الْغُرَابِ وَلَا یَسْأَلُ النَّاسَ وَ إِنْ مَاتَ جُوعاً أُولَئِکَ الْخَفِیضَهًُْ عَیْشُهُمُ الْمُنْتَقِلَهًُْ دِیَارُهُمْ إِنْ شَهِدُوا لَمْ یُعْرَفُوا وَ إِنْ غَابُوا لَمْ یُفْتَقَدُوا وَ إِنْ مَرِضُوا لَمْ یُعَادُوا وَ إِنْ مَاتُوا لَمْ یُشْهَدُوا فِی
 قُبُورِهِمْ یَتَزَاوَرُونَ قُلْتُ وَ أَیْنَ أَطْلُبُ هَؤُلَاءِ قَالَ فِی أَطْرَافِ الْأَرْضِ بَیْنَ الْأَسْوَاقِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- همانا شیعه علی (علیه السلام) کسی است که صدایش از گوشش، و کینه و عداوتش از بدنش تجاوز نکند، دشمن ما را نستاید، و به او نپیوندد، و با عیبگوی ما ننشیند، شیعه‌ی علی (علیه السلام) کسی است که همچون سگ زوزه نکشد و همچون کلاغ طمع نداشته باشد، گدایی نکند گرچه از گرسنگی بمیرد، آن‌ها زندگی متوسّط و در سطح پایین دارند، خانه و مسکن معیّنی ندارند، اگر در بزم باشند شناخته نشوند، و اگر غایب باشند جستجو نگردند، و اگر مریض شوند عیادت نگردند و اگر بمیرند کسی بر جنازه‌شان حاضر نشود، در قبرها به دیدار یکدیگر می‌روند، عرض کردم: «این افراد را با این خصوصیاتی‌که فرمودید در کجا بجویم»؟ فرمود: «در گوشه و کنار زمین در بازارها [و خیابان‌ها] و این همان فرمایش خداوند متعال است: أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۲ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۱۶۸/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۴۰۱/ صفات الشیعهًْ، ص۱۳

۱ -۶

(مائده/ ۵۴)

 

الحسین (علیه السلام)- کِتَابٌ عَنِ الحُسَینِ (علیه السلام) إِلَی مُعَاوِیَهًَْ فِیهِ: أَ لَسْتَ الْقَاتِلَ حُجْراً أَخَا کِنْدَهًَْ وَ الْمُصَلِّینَ الْعَابِدِینَ الَّذِینَ کَانُوا یُنْکِرُونَ الظُّلْمَ وَ یَسْتَعْظِمُونَ الْبِدَعَ وَ لا یَخافُونَ فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لائِمٍ‌ٍ.

 

امام حسین (علیه السلام)- در نامه‌ی امام حسین (علیه السلام) به معاویه آمده است: «آیا تو همان معاویه‌ای نیستی‌که حجربن‌عدی را با آن افرادی که اهل نماز و عبادت و با ظلم و بدعت مخالف بودند و در راه خدا از هیچ‌گونه ملامتی باک نداشتند شهید نمودی»!؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۴ بحار الأنوار، ج۴۴، ص۲۱۲/ نورالثقلین

۱ -۷

(مائده/ ۵۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ ابْنِ بُرَیْدَهًَْ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَمَرَنِی بِحُبِّ أَرْبَعَهًٍْ فَقُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ هُمْ سَمِّهِمْ لَنَا فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) مِنْهُمْ وَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) وَ أَبُو ذَرٍّ (رحمة الله علیه) وَ الْمِقْدَادُ وَ أَمَرَنِی بِحُبِّهِمْ وَ أَخْبَرَنِی أَنَّهُ یُحِبُّهُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بریده نقل می‌کند: رسول خدا (علیه السلام) فرمود: «خدای عزّوجلّ به من دستور دوست‌داشتن چهار نفر را داده است». عرض کردیم: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چه کسانی هستند، نام آن‌ها را بگو». فرمود: «علی (علیه السلام)، سلمان (رحمة الله علیه)، ابوذر (رحمة الله علیه)، مقداد (رحمة الله علیه). خداوند به من فرمود: «آن‌ها را دوست بدارم و خبر داده که او هم دوستشان می‌دارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۴ الخصال، ج۱، ص۲۵۳/ نورالثقلین

۱ -۸

(مائده/ ۵۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ ابْنِ بُرَیْدَهًَْ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَمَرَنِی بِحُبِ أَرْبَعَهًٍْ مِنْ أَصْحَابِی وَ أَخْبَرَنِی أَنَّهُ یُحِبُّهُمْ قُلْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَنْ هُمْ فَکُلُّنَا نُحِبُّ أَنْ نَکُونَ مِنْهُمْ فَقَالَ أَلَا إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) مِنْهُمْ ثُمَّ سَکَتَ ثُمَّ قَالَ أَلَا إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) مِنْهُمْ وَ أَبُوذَرٍّ (رحمة الله علیه) وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ (رحمة الله علیه) وَ الْمِقْدَادُ بْنُ الْأَسْوَدِ الْکِنْدِیُّ.[1] (الوِلَایَةُ

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بریده نقل می‌کند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «که خدای عزّوجلّ مرا به دوستی چهار نفر از یارانم امر فرموده و مرا خبرداده که خداوند نیز آنان را دوست می‌دارد». عرض کردیم: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آنان چه کسانی هستند که همه‌ی ما علاقه‌مندیم جزء آن چهار نفر باشیم». فرمود: «علی (علیه السلام) یکی از آنان است سپس سکوت کرد». و پس از اندکی فرمود: «علی (علیه السلام) یکی از آنان است و ابوذر (رحمة الله علیه) و سلمان‌فارسی (رحمة الله علیه) و مقدادبن‌الاسود کندی (رحمة الله علیه)». (ولایت

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۴ الخصال، ج۱، ص۲۵۴/ نورالثقلین

۱

(مائده/ ۵۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ مَحْفُوظٌ لَهُ فَلَا تَذْهَبَنَّ یَمِیناً وَ لَا شِمَالًا فَإِنَّ الْأَمْرَ وَ اللَّهِ وَاضِحٌ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یُحَوِّلُوا هَذَا الْأَمْرَ مِنْ مَوْضِعِهِ الَّذِی وَضَعَهُ اللَّهُ فِیهِ مَا اسْتَطَاعُوا وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ کَفَرُوا جَمِیعاً حَتَّی لَا یَبْقَی أَحَدٌ لَجَاءَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ بِأَهْلٍ یَکُونُونَ مِنْ أَهْلِهِ ثُمَّ قَالَ أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ یَقُولُ: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ حَتَّی فَرَغَ مِنَ الْآیَهًِْ وَ قَالَ فِی آیَهًٍْ أُخْرَی فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَهْلَ هَذِهِ الْآیَهًِْ هُمْ أَهْلُ تِلْکَ الْآیَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- این امر برای صاحبش محفوظ است، پس هرگز به چپ و راست منحرف نشوید، این امر، به خدا قسم، واضح است. به خدا قسم، اگر اهل آسمان و زمین جمع شوند تا این امر را که خداوند جایگاهش را تعیین‌کرده از جایگاهش تغییردهند، نمی‌توانند این کار را بکنند، هر چند همه‌ی مردم به این امر کافر شوند به‌طوری‌که یک نفر هم باقی نماند، خداوند برای این امر، گروهی را می‌آورد که از او باشند. سپس فرمود: «آیا کلام خداوند را شنیده‌اید که فرمود: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ علَی الْمُؤْمِنِینَ أَعزَّةٍ علَی الْکَافِرِینَ تا اینکه آیه را به پایان برد و در آیه‌ای دیگر فرمود: اگر این قوم بدان ایمان نیاورند قوم دیگری را بر آن گمارده‌ایم که انکارش نمی‌کنند. (انعام/۸۹)». سپس فرمود: «اهل این آیه، همان اهل آن آیه هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۴ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۴۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۶/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۵۴)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَّهُ نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ ...

 

امام باقر (علیه السلام)- این آیه در مورد علی (علیه السلام) نازل‌شده است. یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۶ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۲۸۳/ العمدهًْ، ص۲۸۸/ فرات الکوفی، ص۱۲۳/ المناقب، ج۳، ص۱۴۸/ نهج الحق، ص۱۸۶/ البرهان

۳

(مائده/ ۵۴)

 

العسکری (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌مُحَمَّدٍ‌الْحَسَنِ‌بْنِ عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام) وَ ذَکَرَ أَنَّهُ (علیه السلام) زَارَ بِهَا فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ فَإِذَا أَرَدْتَ ذَلِکَ فَقِفْ عَلَی بَابِ الْقُبَّهًِْ ٌوَ قُل ... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) ... أَشْهَدُ أَنَّکَ الْمَخْصُوصُ بِمِدْحَهًِْ اللَّهِ الْمُخْلِصُ لِطَاعَهًِْ اللَّهِ لَمْ تَبْغِ بِالْهُدَی بَدَلًا وَ لَمْ تُشْرِکْ بِعِبَادَهًِْ رَبِّکَ أَحَداً وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی اسْتَجَابَ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فِیکَ دَعْوَتَهُ ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِظْهَارِ مَا أَوْلَاکَ لِأُمَّتِهِ ... وَ لَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی فِیکَ مِنْ قَبْلُ وَ هُمْ کَارِهُونَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللهُ واسِعٌ عَلِیمٌ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- از امام عسکری (علیه السلام) [روایت شده] از پدرش [نقل کرد] و بیان فرمود که امام هادی (علیه السلام) با این زیارت در روز غدیر زیارت کرد: پس هنگامی که خواستی زیارت کنی، بر در گنبد بایست و بگو:... سلام بر تو ای امیرمؤمنان (علیه السلام)... گواهی می‌دهم که تو به مدح خداوند اختصاص یافته‌ای و در اطاعت خدا اخلاص داری و برای هدایت جایگزینی نخواستی و هیچ کس را در عبادت پروردگارت شریک نکردی و [گواهی می‌دهم] که خدای تعالی دعای پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را در مورد تو مستجاب کرد. سپس به او دستور داد برتری و ولایت تو را برای امّتش آشکار کند ... خداوند پیش از این، درحالی‌که منافقان کراهت داشتند در مورد تو نازل فرمود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ الله وَ لا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ الله یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ الله واسِعٌ عَلِیمٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۶ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۶۳

۴

(مائده/ ۵۴)

 

الباقر (علیه السلام)- قَوْلِهِ تَعَالَی: ذلِکَ فَضْلُ اللهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ فِی قَوْلِهِ: وَ لاتَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلی بَعْضٍ إِنَّهُمَا نَزَلَتَا فِیهِمْ عَلَیْهِمْ الصَّلَاهًُْ وَ السَّلَامُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- کلام خداوند: ذلِکَ فَضْلُ الله یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ و آیه: برتری‌هایی را که خداوند برای بعضی از شما بر بعضی دیگر قرار داده آرزو نکنید!. (نساء/۳۲) این دو آیه درباره‌ی ائمّه (علیهم السلام) نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۶۲/ المناقب، ج۳، ص۹۹

۵

(مائده/ ۵۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ قَالَ هُوَ مُخَاطَبَهًٌْ لِأَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الَّذِینَ غَصَبُوا آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) حَقَّهُمْ وَ ارْتَدُّوا عَنْ دِینِ اللَّهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ نَزَلَ فِی الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وَ أَصْحَابِهِ الَّذِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَلا یَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ یُجاهِدُونَ فی سَبیلِ الله؛ این آیه خطاب به آن عدّه از اصحاب پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) است که حقّ آل محمّد (علیهم السلام) را غصب کردند و از دین خدا برگشتند. فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ در مورد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و یاران او نازل شده است کسانی که آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۶ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۷۷/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ نورالثقلین/ البرهان

۶

(مائده/ ۵۴)

 

السّجاد (علیه السلام)- قِیلَ لِزَیْنِ‌الْعَابِدِینَ (علیه السلام) إِنَّ جَدَّکَ کَانَ یَقُولُ إِخْوَانُنَا بَغَوْا عَلَیْنَا. فَقَالَ أَ‌مَا تَقْرَأُ کِتَابَ اللَّهِ وَ إِلی عادٍ أَخاهُمْ هُوداً فَهُمْ مِثْلُهُمْ أَنْجَاهُ اللَّهُ وَ الَّذِینَ مَعَهُ وَ أَهْلَکَ عَاداً بِالرِّیحِ الْعَقِیمِ، وَ قَدْ ثَبَتَ أَنَّهُ نَزَلَ فِیهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ ...

 

امام سجّاد (علیه السلام)- به امام زین‌العابدین گفته شد: «جدّ تو می‌فرمود: برادرانمان به ما ستم کردند». فرمود: «مگر این آیه را نخوانده‌ای که فرمود: و به‌سوی قوم عاد، برادرشان (هود) را [فرستادیم]. (اعراف/۶۵) داستان او هم مانند آنان است. خداوند، او و همراهانش را نجات داد و قوم عاد را با آن بادِ عقیم نابود گرداند. ثابت‌شده است [آیه] یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ... درباره‌ی امام علی (علیه السلام) نازل‌شده است. آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۶ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۴۵۴

۷

(مائده/ ۵۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ قَد ذَکَرَ عَلِیّاً (علیه السلام): فَهُوَ الَّذِی یَهْدِی إِلَی الْحَقِ وَ یَعْمَلُ بِهِ وَ یُزْهِقُ الْبَاطِلَ وَ یَنْهَی عَنْهُ وَ لَا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهًُْ لَائِمٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روایت است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را یاد می‌کرد و می‌فرمود: اوست که به حق هدایت و به حق عمل می‌کند و از باطل نهی می‌کند و آن را از میان می‌برد و در راه خدا سرزنش سرزنش‌کننده او را باز نمی‌دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۶ الإحتجاج، ج۱، ص۶۰/ نورالثقلین

در برابر مؤمنان فروتنند

۲ -۱

(مائده/ ۵۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- التَّوَاضُعُ أَصْلُ کُلِّ شَرَفٍ وَ خَیْرٍ وَ نَفِیسٍ وَ مَرْتَبَهًٍْ رَفِیعَهًٍْ وَ لَوْ کَانَ لِلتَّوَاضُعِ لُغَهًٌْ یَفْهَمُهَا الْخَلْقُ لَنَطَقَ عَنْ حَقَائِقِ مَا فِی مَخْفِیَّاتِ الْعَوَاقِبِ وَ التَّوَاضُعُ مَا یَکُونُ لِلَّهِ وَ فِی اللَّهِ وَ مَا سِوَاهُ مَکْرٌ وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ وَ لِأَهْلِ التَّوَاضُعِ سِیمَاءُ یَعْرِفُهَا أَهْلُ السَّمَاوَاتِ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ مِنَ الْعَارِفِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَ عَلَی الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ وَ قَالَ أَیْضاً مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ ...

 

امام صادق (علیه السلام)- تواضع و فروتنی، اصل و اساس هر شرف و خیر و دارایی فراوان و مرتبه‌ای بسیار بلند است و اگر برای تواضع زبان و لغتی بود که خلق آن را می‌فهمیدند هرآینه خبر می‌داد ما را از حقایق پوشیده و اسرار نهان و نتایجی را که برای آن هست. و تواضع چیزی است که برای خدا و در راه خدا باشد، و اگر نه، آن مکر است اگر چه به‌صورت تواضع باشد و چون تواضع برای خدا شد؛ خداوند متعال او را عزّت و بزرگی و شرافت بر بسیاری از بندگان خود داده، و در نزد مردم عزیز و بزرگ می‌شود. و برای اشخاص متواضع چهره‌های مخصوصی است که ملائکه آسمان و اهل معرفت از اهل زمین آنان را می‌شناسند. خداوند متعال می‌فرماید: و بر اعراف مردانی هستند که همه را به نشانیشان می‌شناسند. (اعراف/۴۶) و باز فرموده است: مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی الله بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۸ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۲۹۸/ مصباح الشریعهًْ، ص۷۲

 

آیه إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ [55]

 

سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و كسانى ‌كه ايمان آورده‌اند؛ همان‌ها كه نماز را بر پا مى‌دارند، و در‌حال ركوع، زكات مى‌دهند.

۱

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا نَزَلَتْ فِی عَلِیِ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا درباره‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نازل‌شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۸/ فرات الکوفی، ص۱۲۵/ العمدهًْ، ص۱۲۲/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۵۵)

 

السّجاد (علیه السلام)- عَنِ الْمِنْهَالِ قَالَ: سَأَلْتُ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا قَالَا فِی عَلِیِ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام).

 

امام سجّاد (علیه السلام)- از علیّ‌بن‌حسین و عبدالله‌بن‌محمّد درباره‌ی این کلام خداوند متعال: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا پرسیدم. گفتند: «درباره‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نازل‌شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۸/ فرات الکوفی، ص۱۲۵

۳

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ إِلَی قَوْلِهِ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ علیبنابیطالب (علیه السلام) أَقَامَ الصَّلَاهًَْ وَ آتَی الزَّکَاهًَْ وَ هُوَ رَاکِعٌ یُرِیدُ وَجْهَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی کُلِّ حَالٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- همانا که خداوند تبارک‌وتعالی در کتابش چنین نازل فرمود: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله... وَ هُمْ راکِعُونَ و علیّ‌بن‌أبی‌طالب (علیه السلام) است که نماز به پای داشته و در حالت رکوع زکات پرداخته، و اوست که پیوسته و در همه حال متوجّه خداوند بوده و در تمام امور او را درنظر می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۸ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۴۷۸

۴

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا قَالَ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ آن‌ها امامان (علیهم السلام) هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۸۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۸/ البرهان

۵

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یُصَلِّی ذَاتَ یَوْمٍ فِی مَسْجِدِهِ فَمَرَّ بِهِ فَقِیرٌ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَلْ تُصُدِّقَ عَلَیْکَ بِشَیْءٍ قَالَ نَعَمْ مَرَرْتُ بِرَجُلٍ رَاکِعٍ فَأَعْطَانِی خَاتَمَهُ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ فَإِذَا هُوَ بِعلیبنابیطالب (علیه السلام) فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هُوَ وَلِیُّکُمْ مِنْ بَعْدِی.

 

امام باقر (علیه السلام)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) از آن شخص پرسید: «آیا کسی چیزی به تو عطا کرد»؟ گفت: «آری از پیش مردی عبور کردم که در حال رکوع بود او انگشترش را به من داد». پس بِه علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) اشاره کرد. و این آیه نازل شد: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «او ولیّ شما بعد از من است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۹۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۸/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۰۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۵۸/ فرات الکوفی، ص۱۲۸/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۱۷/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۵۹/ العمدهًْ، ص۱۱۹

۶

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ: بَیْنَمَا النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِمَکَّهًَْ أَیَّامَ الْمَوْسِمِ إِذِ الْتَفَتَ إِلَی عَلِیٍ (علیه السلام) فَقَالَ: هَنِیئاً لَکَ یَا أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَنْزَلَ عَلَیَّ آیَهًًْ مُحْکَمَهًًْ غَیْرَ مُتَشَابِهَهًٍْ ذِکْرِی وَ إِیَّاکَ فِیهَا سَوَاءٌ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ ... .

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: هنگامی که ما در ایام حج در مکّه بودیم، پیامبر (صلی الله علیه و آله) رو به علی (علیه السلام) کرد و گفت: «گوارا باد بر تو ای ابوالحسن (علیه السلام)، همانا خداوند برای من آیه‌ی محکم و غیر متشابهی نازل‌کرده که من و تو در آن به‌طور مساوی ذکر شده‌ایم: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۰ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۰۸

۷

(مائده/ ۵۵)

 

السّجاد (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ: یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ اجْتَمَعَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی مَسْجِدِ الْمَدِینَهًِْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ مَا تَقُولُونَ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ إِنْ کَفَرْنَا بِهَذِهِ... نَکْفُرُ بِسَائِرِهَا وَ إِنْ آمَنَّا فَإِنَّ هَذَا ذُلٌّ حِینَ یُسَلِّطُ عَلَیْنَا ابْنَ أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالُوا قَدْ عَلِمْنَا أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) صَادِقٌ فِیمَا یَقُولُ وَ لَکِنَّا نَتَوَلَّاهُ وَ لَا نُطِیعُ عَلِیّاً فِیمَا أَمَرَنَا قَالَ فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ یَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللهِ ثُمَّ یُنْکِرُونَها یَعْرِفُونَ یَعْنِی وَلَایَهًَْ علیبنابیطالب (علیه السلام) وَ أَکْثَرُهُمُ الْکَافِرُونَ ... .

 

امام سجّاد (علیه السلام)- هنگامی که این آیه نازل شد: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعونَ عدّه‌ای از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مسجد مدینه جمع شدند و به یکدیگر می‌گفتند: «در مورد این آیه چه می‌گویید»؟ بعضی از آن‌ها گفتند: «اگر به این آیه کافر شویم، به سایر آن‌ها نیز کافر شده‌ایم و اگر به آن ایمان داشته باشیم، زمانی که فرزند ابوطالب بر ما مسلّط شود، این ذلّت است». گفتند: «ما می‌دانیم که محمّد (صلی الله علیه و آله) در آنچه می‌گوید صادق است، امّا ما او را ولیّ خود قرار می‌دهیم و آنچه را که علی (علیه السلام) ما را به آن امرکند، اطاعت نخواهیم کرد». فرمود: «پس این آیه نازل شد: نعمت‌های خدا را می‌شناسند، باز هم منکر آن می‌شوند. (نحل/۸۳) یعنی ولایت علی (علیه السلام) را می‌دانند، امّا اکثر آن‌ها به ولایت، ایمان ندارند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۰ الکافی، ج۱، ص۴۲۷/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۶۳/ المناقب، ج۳، ص۴/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۶۱/ نورالثقلین/ البرهان

۸

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن عَمَّارَ‌بْنَ‌یَاسِرٍ یَقُول وَقَفَ لِعَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) سَائِلٌ وَ هُوَ رَاکِعٌ فِی صَلَاهًِْ تَطَوُّعٍ فَنَزَعَ خَاتَمَهُ فَأَعْطَاهُ السَّائِلَ فَأَتَی رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَعْلَمَهُ بِذَلِکَ فَنَزَلَ عَلَی النَّبِیِّ هَذِهِ الْآیَهًُْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ... فَقَرَأَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَیْنَا ثُمَّ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عمّاربن‌یاسر نقل می‌کند: سائلی نزد علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) توقّف کرد و او درحال رکوع در نماز مستحبی بود، انگشتر خود را در آورد و به آن سائل داد؛ پس پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و جریان را به او گفت و این آیه نازل شد: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ...، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را بر ما قرائت کرد». سپس فرمود: «هرکس من مولای او هستم پس علی (علیه السلام) مولای اوست، پروردگارا! هرکس او را دوست بدارد، دوست بدار و هرکس او را دشمن بدارد، دشمن بدار».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۸۷/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۰۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۷

۹

(مائده/ ۵۵)

 

الهادی (علیه السلام)- مِمَّا أَجَابَ بِهِ أَبُوالْحَسَنِ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِیُّ (علیه السلام) فِی رِسَالَتِهِ إِلَی أَهْلِ الْأَهْوَازِ حِینَ سَأَلُوهُ عَنِ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ ... قَال وَ أَصَحُّ خَبَرٍ مَا عُرِفَ تَحْقِیقُهُ مِنَ الْکِتَابِ مِثْلُ الْخَبَرِ الْمُجْمَعِ عَلَیْهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَیْثُ قَالَ إِنِّی مُسْتَخْلِفٌ فِیکُمْ خَلِیفَتَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ وَ اللَّفْظَهًُْ الْأُخْرَی عَنْهُ فِی هَذَا الْمَعْنَی بِعَیْنِهِ قَوْلُهُ (صلی الله علیه و آله) إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ‌کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَمْ تَضِلُّوا فَلَمَّا وَجَدْنَا شَوَاهِدَ هَذَا الْحَدِیثِ نَصّاً فِی کِتَابِ اللَّهِ مِثْلَ قَوْلِهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ ثُمَّ اتَّفَقَتْ رِوَایَاتُ الْعُلَمَاءِ فِی ذَلِکَ لِأَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّهُ تَصَدَّقَ بِخَاتَمِهِ وَ هُوَ رَاکِعٌ فَشَکَرَ اللَّهُ ذَلِکَ لَهُ وَ أَنْزَلَ الْآیَهًَْ فِیهِ ثُمَّ وَجَدْنَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ أَبَانَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ بِهَذِهِ اللَّفْظَهًِْ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ قَوْلِهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِیٌّ یَقْضِی دَیْنِی وَ یُنْجِزُ مَوْعِدِی وَ هُوَ خَلِیفَتِی عَلَیْکُمْ بَعْدِی.

 

امام هادی (علیه السلام)- امام هادی (علیه السلام) در نامه‌اش به مردم اهواز وقتی که از او درباره‌ی جبر و تفویض سؤال شد، گفت... صحیح‌ترین خبر، آن چیزی است که روشنی و محقّق‌بودن آن با قرآن شناخته شود، مثل آن روایتی که همگی اجماع آورده‌اند که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است، آنگاه که فرمود: «من پس از خود، دو جانشین را در میان شما بر جا می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم. تا زمانی که به آن دو تمسّک می‌جویید، گمراه نخواهید شد و آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در کنار حوض بهشت، به من ملحق شوند». و عبارت دیگری از او باهمین مفهوم وجود دارد که فرمود: «من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی می‌گذارم: کتاب خدا و ا هل بیتم و آن‌ها از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا اینکه در کنار حوض بهشت، به من ملحق شوند. تا زمانی که به آن دو تمسّک می‌جویید، گمراه نخواهید شد. وقتی که شواهد این حدیث را به‌صورت نص صریح در کتاب خدا یافتیم، مانند این آیه: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعونَ و سپس روایات علما نیز آن را تأیید کرد که در مورد امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است که او درحال رکوع، انگشتر خود را صدقه داده و خداوند به خاطر آن از وی تشکر کرده و این آیه را در شأن او نازل کرده است و دیدیم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با بیان آشکار و با این لفظ به اصحابش فرمود: «هر آن کس که من مولای اویم، از این پس، علی (علیه السلام) مولایش خواهد بود، خدایا دوستی کن با هر آنکه با او دوستی آورد و دشمنی کن با هر آنکه با او دشمنی ورزد»، و نیز فرموده است: «علی (علیه السلام) دین مرا ادا می‌کند و وعده‌ی مرا جامه عمل می‌پوشاند و او پس از من خلیفه‌ی شما خواهد بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۰ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۲۵/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۰/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۵۴/ البرهان

۱۰

(مائده/ ۵۵)

 

الهادی (علیه السلام)- فَأَوَّلُ خَبَرٍ یُعْرَفُ تَحْقِیقُهُ مِنَ الْکِتَابِ وَ تَصْدِیقُهُ وَ الْتِمَاسُ شَهَادَتِهِ عَلَیْهِ خَبَرٌ وَرَدَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ وُجِدَ بِمُوَافَقَهًِْ الْکِتَابِ وَ تَصْدِیقِهِ بِحَیْثُ لَا تُخَالِفُهُ أَقَاوِیلُهُمْ حَیْثُ قَالَ إِنِّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی لَنْ تَضِلُّوا مَا تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ فَلَمَّا وَجَدْنَا شَوَاهِدَ هَذَا الْحَدِیثِ فِی کِتَابِ اللَّهِ نَصّاً مِثْلَ قَوْلِهِ جَلَّ وَ عَزَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ* وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

 

امام هادی (علیه السلام)- نخستین خبری که مورد تصدیق و اعتراف قرآن است و می‌توانیم قرآن را بر صحّتش گواه گیریم، حدیثی است که بر طبق کتاب از پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده و اختلاف کلمه‌ای در آن نیست که فرمود: «من در میان شما دو چیز ارجمند و نفیس می‌گذارم: کتاب خدا و عترتم، یعنی اهل‌بیتم که تا از آن‌ها دست نکشید گمراه نشوید، این دو هیچ‌گاه از هم جدا نشوند تا کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند. شواهد صدق این حدیث به‌صراحت در قرآن یافت می‌شود، مثل آیه: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون * وَ مَن یَتَوَلَّ الله وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغَلِبُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۲ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۲۵/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۵۰/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۵۴/ البرهان

۱۱

(مائده/ ۵۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ أَمِیرُالمُومِنِینَ (علیه السلام) لَقَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفِظُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِیِّ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ لَیْسَ فِیهِمْ رَجُلٌ لَهُ مَنْقَبَهًٌْ إِلَّا وَ قَدْ شَرِکْتُهُ فِیهَا وَ فَضَلْتُهُ، وَ لِی سَبْعُونَ مَنْقَبَهًًْ لَمْ یَشْرَکْنِی فِیهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ. قُلْتُ یَا امیرالمؤمنین (علیه السلام) فَأَخْبِرْنِی بِهِنَّ. فَقَالَ (علیه السلام) إِنَّ أَوَّلَ مَنْقَبَهًٍْ لِی أَنِّی لَمْ أُشْرِکْ بِاللَّهِ طَرْفَهًَْ عَیْنٍ، وَ لَمْ أَعْبُدِ اللَّاتَ وَ الْعُزَّی ... وَ أَمَّا الْخَامِسَهًُْ وَ السِّتُّونَ فَإِنِّی کُنْتُ أُصَلِّی فِی الْمَسْجِدِ فَجَاءَ سَائِلٌ فَسَأَلَ وَ أَنَا رَاکِعٌ، فَنَاوَلْتُهُ خَاتَمِی مِنْ إِصْبَعِی، فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیَّ: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- مستحفظان (حافظان اسم اکبر خداوند) یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌دانند که در میان آنان احدی نیست که منقبتی داشته باشد، مگر اینکه من نیز آن فضیلت را دارم. من هفتاد صفت نیکو دارم که احدی از آنان، آن را دارا نیست. گفتم: «امیرالمؤمنین (علیه السلام)، آنان را بگو»؟ فرمود: «اوّلین منقبت من این است که یک چشم به هم‌زدن مشرک به خدا نبودم و لات و عزی را نپرستیدم... امّا شصت و پنجم اینکه من در مسجد نماز می‌خواندم که گدایی آمد و چیزی خواست و من در رکوع بودم انگشتر خود را از انگشتم در دست دسترس او قرار دادم. خدای تبارک‌وتعالی این آیه را درباره‌ی من فرستاد: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۴۴۵/ الخصال، ج۲، ص۵۸۰/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۵۶/ نورالثقلین

۱۲

(مائده/ ۵۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- نَشَدْتُکُمْ بِاللَّهِ هَلْ فِیکُمْ أَحَدٌ نَزَلَتْ فِیهِ هَذِهِ الْآیَهًُْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ، غَیْرِی. قَالُوا لَا.

 

امام علی (علیه السلام)- شما را به خدا سوگند! آیا جز من کسی در میان شما هست که آیه: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ درباره‌ی او نازل‌شده باشد؟ گفتند: «نه».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۳۳۶/ الاحتجاج، ج۱، ص۱۳۹/ إرشادالقلوب، ج۲، ص۲۶۰/ الأمالی للطوسی، ص۵۴۹

۱۳

(مائده/ ۵۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَأَنْشُدُکُمْ بِاللَّهِ، أَتَعْلَمُونَ حَیْثُ نَزَلَتْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ، وَ حَیْثُ نَزَلَتْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ، وَ حَیْثُ نَزَلْتَ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً قَالَ النَّاسُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخَاصَّهًٌْ فِی بَعْضِ الْمُؤْمِنِینَ أَمْ عَامَّهًٌْ بِجَمِیعِهِمْ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُعْلِمَهُمْ وُلَاهًَْ أَمْرِهِمْ وَ أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ مِنَ الْوَلَایَهًِْ مَا فَسَّرَ لَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَکَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ حَجِّهِمْ، فَنَصَبَنِی لِلنَّاسِ بِغَدِیرِخُمٍّ.

 

امام علی (علیه السلام)- شما را به خدا سوگند، آیا تصدیق می‌کنید آنجا که آیات: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹) و إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ. و جز خدا و پیامبرش و مؤمنان را به همرازی نمی‌گزینند، معلوم دارد؟. (توبه/۱۶)؛ نازل شد مردم پرسیدند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آیا این آیات فقط مخصوص برخی از مؤمنان است یا تعلّق به همه‌ی مردم دارد»؟ خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مأمور فرمود تا ولایت امر آنان را معیّن فرماید و همان‌گونه که نماز و زکات و روزه و حج را برای آنان گفته است ولایت را نیز بر ایشان تفسیر نماید، و آن حضرت در روز غدیر خم مرا نصب فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۲ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۴۱۰/ الاحتجاج، ج۱، ص۱۴۷/ کتاب سلیم بن قیس، ص۶۴۳/ التحصین لابن طاوس، ص۶۳۲/ کمال الدین، ج۱، ص۲۷۵/ نورالثقلین

۱۴

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- تَفْسِیرِ الثَّعْلَبِیِّ فِی رِوَایَهًِْ أَبِی ذَرٍّ (رحمة الله علیه) أَنَّ السَّائِلَ قَالَ اللَّهُمَ اشْهَدْ أَنِّی سَأَلْتُ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَمْ یُعْطِنِی أَحَدٌ شَیْئاً وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) رَاکِعاً فَأَوْمَی بِخِنْصِرِهِ الْیُمْنَی فَأَقْبَلَ السَّائِلُ حَتَّی أَخَذَهُ مِنْ خِنْصِرِهِ وَ ذَلِکَ بِعَیْنِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا فَرَغَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ صَلَاتِهِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِی مُوسَی (علیه السلام) سَأَلَکَ فَقَالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی إِلَی قَوْلِهِ أَمْرِی فَأَنْزَلَ عَلَیْهِ قُرْآناً سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُما سُلْطاناً فَلا یَصِلُونَ إِلَیْکُما اللَّهُمَّ وَ أَنَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ وَ صَفِیُّکَ اللَّهُمَ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی .. وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی عَلِیّاً (علیه السلام) اشْدُدْ بِهِ ظَهْرِی قَالَ أَبُوذَرٍّ (رحمة الله علیه) فَوَ اللَّهِ مَا اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْکَلِمَهًَْ حَتَّی نَزَلَ جَبْرَئِیلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) اقْرَأْ قَالَ وَ مَا أَقْرَأُ قَالَ اقْرَأْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ ...

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در روایتی از ابوذر (رحمة الله علیه) آمده است که سائل گفت: «خدایا گواه باش که در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) خدا سؤال کردم و کسی چیزی به من نداد. در این هنگام علی (علیه السلام) درحال رکوع بود و به انگشت کوچک دست راست خود که انگشتری در آن بود، اشاره کرد، پس سائل جلو آمد و انگشتر را از انگشت او در آورد و این کار مقابل چشمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود و چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز فارغ شد سر خود را به‌سوی آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا برادرم موسی (علیه السلام) از تو تقاضایی کرد و گفت: [موسی] گفت: «پروردگارا! سینه‌ام را گشاده کن و کار مرا آسان ساز، و گره از زبان من بگشای، تا گفتار مرا بفهمند، و یاوری از خاندان من برای من قرار ده، پشت مرا بدو محکم کن، و در کار من شریکش گردان. (طه/۳۲۲۵)» پس تو به او قرآن نازل‌کردی [و گفتی]: فرمود: «به‌زودی بازوان تو را به‌وسیله‌ی برادرت محکم [و نیرومند] می‌کنیم، و برای شما سلطه و برتری قرار می‌دهیم و به برکت آیات ما، بر شما دست نمی‌یابند. (قصص/۳۵) خدایا من محمّد پیامبر تو و برگزیده‌ی تو هستم، خدایا سینه مرا گشاد کن و کار مرا آسان نما و برای من از خاندانم وزیری قرار بده علی (علیه السلام) را، به‌وسیله‌ی او پشت مرا محکم کن. ابوذر (رحمة الله علیه) می‌گوید: به خدا سوگند هنوز سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) تمام نشده بود که جبرئیل از جانب خدا بر او نازل شد و گفت: ای محمّد (صلی الله علیه و آله) بخوان، پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: چه بخوانم، گفت بخوان: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۴ المناقب، ج۳، ص۳/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۶۰

۱۵

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- فَقَالَ أَبُومَرْیَمَ کُنْتُ مَعَ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) جَالِساً إِذْ مَرَّ ابْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْن‌سَلَّامٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا ابْنُ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ قَالَ لَا وَ لَکِنَّهُ صَاحِبُکُمْ عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) الَّذِی نَزَلَتْ فِیهِ آیَاتٌ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ أَ‌فَمَنْ کانَ عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ... . إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابومریم گفت: «نزد امام باقر (علیه السلام) نشسته بودم که ابن‌عبدالله‌بن‌سلام بر ما گذر کرد. من گفتم: «فدایتان گردم! آیا این پسر همان کسی است که «علم الکتاب» نزد اوست»؟ فرمود: «نه، امّا آن که «علم الکتاب» نزد اوست، سرورتان علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است که در شأن او آیاتی از کتاب خداوند متعال نازل‌شده است. مانند: میان من و شما کافی است. (رعد/۴۳) و آیا آن کس که دلیل آشکاری از پروردگار خویش دارد، و به‌دنبال آن، شاهدی از سوی او می‌باشد. (هود/۱۷) و إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۴ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۹/ العمدهًْ، ص۱۲۳/ فرات الکوفی، ص۱۲۳

۱۶

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن حُذیفه: وَ قَدْ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بَعَثَ عَلِیّاً (علیه السلام) إِلَی الْیَمَنِ فَوَافَی مَکَّهًَْ وَ نَحْنُ مَعَ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ تَوَجَّهَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَوْماً نَحْوَ الْکَعْبَهًِْ یُصَلِّی فَلَمَّا رَکَعَ أَتَاهُ سَائِلٌ فَتَصَدَّقَ عَلَیْهِ بِحَلْقَهًِْ خَاتَمِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ فَکَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَرَأَهُ عَلَیْنَا ثُمَّ قَالَ قُومُوا نَطْلُبْ هَذِهِ الصِّفَهًَْ الَّتِی وَصَفَ اللَّهُ بِهَا فَلَمَّا دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْمَسْجِدَ اسْتَقْبَلَهُ سَائِلٌ فَقَالَ مِنْ أَیْنَ جِئْتَ فَقَالَ مِنْ عِنْدِ هَذَا الْمُصَلِّی تَصَدَّقَ عَلَیَّ بِهَذِهِ الْحَلْقَهًِْ وَ هُوَ رَاکِعٌ فَکَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَضَی نَحْوَ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) مَا أَحْدَثْتَ الْیَوْمَ مِنْ خَیْرٍ فَأَخْبَرَهُ بِمَا کَانَ مِنْهُ إِلَی السَّائِلِ فَکَبَّرَ ثَالِثَهًًْ فَنَظَرَ الْمُنَافِقُونَ بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ وَ قَالُوا إِنَّ أَفْئِدَتَنَا لَا تَقْوَی عَلَی ذَلِکَ أَبَداً مَعَ الطَّاعَهًِْ لَهُ فَنَسْأَلُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُبَدِّلَهُ لَنَا فَأَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرُوهُ بِذَلِکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی قُرْآناً وَ هُوَ قُلْ ما یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی الْآیَهًَْ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَتِمَّهُ فَقَالَ حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ قَدْ سَمِعْتَ مَا تَآمَرُوا بِهِ فَانْصَرَفَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْأَمِینُ جَبْرَئِیلُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از حذیفه روایت است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را به یمن فرستاده بود. سپس به مکّه آمد و ما با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مکّه بودیم. سپس علی (علیه السلام) روزی به‌طرف کعبه رفت تا نماز بخواند، وقتی که به رکوع رفت، گدایی نزد او آمد و انگشترش را به گدا صدقه داد و خدای تعالی نازل فرمود: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت و آن را بر ما خواند سپس فرمود: «برخیزید این صفت را که خداوند به آن توصیف فرموده جستجو کنیم». هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد مسجد شد، گدایی مقابل او آمد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسید: «از کجا می‌آیی»؟ گفت: «از نزد این نمازگزار که این حلقه را در حالت رکوع به من صدقه داد». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت و به‌طرف علی (علیه السلام) رفت و گفت: «ای علی (علیه السلام)! امروز چه کار خیری انجام دادی»؟ علی (علیه السلام) کار خیری که نسبت به گدا انجام داده بود به پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبر داد؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تکبیر سوّم را گفت. منافقان بعضی به بعض دیگر نگاه کردند و گفتند: «با اینکه از او اطاعت می‌کنیم ولی قلب‌های ما توانایی آن را ندارد؛ پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درخواست می‌کنیم که آن را برای ما تغییر دهد». سپس نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و آن مطلب را به او خبر دادند؛ در نتیجه خدای تعالی آیه‌ای از قرآن نازل فرمود که این آیه است بگو: «بگو: «من حق ندارم که از پیش خود آن را تغییر دهم؛ فقط از چیزی که بر من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم! ... (یونس/۱۵) جبرئیل گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آن را کامل کن». سپس حبیبم جبرئیل گفت: «آنچه با هم مشورت کردند شنیدی». سپس جبرئیل امین از نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۲۸/ إقبال الأعمال، ص۴۵۴

۱۷

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أَبِی جَعفَرٍالبَاقِرِ (علیه السلام) لَمَّا أَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ جَاءَ حَتَّی نَزَلَ بِغَدِیرِ خُمٍّ قَبْلَ الْجُحْفَهًِْ بِثَلَاثَهًِْ أَمْیَالٍ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ‌فَأَمَرَهُ أَنْ یَرُدَّ مَنْ تَقَدَّمَ مِنْهُمْ وَ یَحْبِسَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهُمْ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ لِیُقِیمَ عَلِیّاً عَلَماً لِلنَّاسِ وَ یُبَلِّغَهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) ... فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُقَمَّ مَا تَحْتَهُنَّ وَ یُنْصَبَ لَهُ أَحْجَارٌ کَهَیْئَهًِْ الْمِنْبَرِ لِیُشْرِفَ عَلَی النَّاسِ فَتَرَاجَعَ النَّاسُ وَ احْتُبِسَ أَوَاخِرُهُمْ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ لَا یَزَالُونَ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَوْقَ تِلْکَ الْأَحْجَارِ ثُمَّ حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ فَقَالَ ... إِنَّ جَبْرَئِیلَ هَبَطَ إِلَیَّ مِرَاراً ثَلَاثاً یَأْمُرُنِی عَنِ السَّلَامِ رَبِّی وَ هُوَ السَّلَامُ أَنْ أَقُومَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَ أَسْوَدَ أَنَّ علیبنأبیطالب (علیه السلام) أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی الَّذِی مَحَلُّهُ مِنِّی مَحَلُّ هَارُونَ مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَ هُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیَّ بِذَلِکَ آیَهًًْ مِنْ کِتَابِهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ علیبنابیطالب (علیه السلام) أَقَامَ الصَّلَاهًَْ وَ آتَی الزَّکَاهًَْ وَ هُوَ رَاکِعٌ یُرِیدُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فِی کُلِّ حَال.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: هنگامی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از حجهًْ‌الوداع باز می‌گشت آمد تا اینکه به غدیرخم که سه میل قبل از جحفه است رسید جبرئیل نزد او آمد و دستور داد آنان را که جلو رفته بودند به این مکان برگردانند و کسانی را هم که از دنبال می‌رسیدند همه را آنجا نگهداشتند تا پیامبر (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را به امامت منصوب فرماید و آنچه را که خداوند در این مورد نازل فرموده است به آنان ابلاغ کند... رسول­خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد زیر آن‌ها تمیز و خشک شود و برای وی سنگ‌هایی را به‌مانند منبر بنهند تا بر مردم اشراف داشته باشد. مردم بازگشتند و عقب‌تر مانده‌ها در مکان اجتماع، توقّف کردند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فراز آن سنگ‌ها رفت و حمد و ثنای خدا را به جا آورد سپس فرمود... بدانید که جبرئیل سه بار به حضور من آمد و از سوی پروردگار من که اصل و مایه سلام است به من امرکرد که در چنین اجتماعی بپا خیزم و به همه‌ی افراد، سیاه و سپید، اعلام کنم که علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) برادر و جانشین و وصی و امام بعد از من است. یعنی کسی که منزلت و محل او نسبت به من، منزلت و محل هارون نسبت به موسی (علیه السلام) است، جز اینکه پس از من پیامبری نیست. و همانا پس از خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) علی ولی شماست و همانا که خداوند تبارک‌وتعالی در این مورد آیه‌یی از قرآن را بر من نازل فرمود که در آن می‌فرماید: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نماز را برپا می‌داد و درحالی‌که در رکوع بوده صدقه پرداخته است و در همه حال فقط خدای عزّوجلّ را اراده کرده است و می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۰۶/ الاحتجاج، ج۱، ص۵۹/ التحصین لابن طاوس، ص۵۸۰/ التحصین لابن طاوس، ص۵۸۰/ العدد القویهًْ، ص۱۷۱/ الیقین، ص۳۴۷

۱۸

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی جَمِیلَهًَْ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا (قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ أَوْحَی إِلَیَّ أَنْ أُحِبَّ أَرْبَعَهًًْ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ أَبَاذَرٍّ (رحمة الله علیه) وَ سَلْمَانَ (رحمة الله علیه) وَ الْمِقْدَادَ فَقُلْتُ أَلَا فَمَا کَانَ مِنْ کَثْرَهًِْ النَّاسِ أَمَا کَانَ أَحَدٌ یَعْرِفُ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ بَلَی ثَلَاثَهًٌْ قُلْتُ هَذِهِ الْآیَاتُ الَّتِی أُنْزِلَتْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ قَوْلُهُ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ أَمَا کَانَ أَحَدٌ یَسْأَلُ فِیمَ نَزَلَتْ فَقَالَ مِنْ ثَمَّ أَتَاهُمْ لَمْ یَکُونُوا یَسْأَلُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوجمیله از یکی از شیعیان که از امام باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام) حدیث کرده، نقل می‌کند: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند به من وحی کرده است که چهار تن را دوست داشته باشم: علی (علیه السلام)، ابوذر (رحمة الله علیه)، سلمان (رحمة الله علیه) و مقداد (رحمة الله علیه)». گفتم: «آیا در بین این همه مردم کسی بود که امر ولایت را بشناسد»؟ فرمود: «آری، سه نفر». گفتم: «این آیاتی‌که نازل شده است: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُواْ و آیه: أَطِیعواْ الله وَأَطِیعواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ؛ آیا کسی در مورد شأن نزول آیه نپرسیده است که این آیه در مورد کیست»؟ گفت: «از وقتی که این آیات، برایشان آمده است، نپرسیده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۶ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۳۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۸/ البرهان

۱۹

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادقین ( لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا شَقَّ ذَلِکَ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ خَشِیَ أَنْ یُکَذِّبَهُ قُرَیْشٌ فَأَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ... فَقَامَ بِذَلِکَ یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی که این آیه نازل شد: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ این آیه بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) گران آمد و ترسید که قریش، او را تکذیب کنند، پس خداوند این آیه را نازل فرمود: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ و پیامبر (صلی الله علیه و آله) این کار را در روز غدیر خم انجام داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۸۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۸/ البرهان/ المناقب، ج۳، ص۲۴

۲۰

(مائده/ ۵۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلُوهُ (امیرالمؤمنین (علیه السلام)) عَنِ الْخَاصِّ وَ الْعَامِّ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ إِنَّ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی آیَاتٍ لَفْظُهَا الْخُصُوصُ وَ الْعُمُومُ وَ مِنْهُ آیَاتٌ لَفْظُهَا لَفْظُ الْخَاصِّ وَ مَعْنَاهُ عَامُّ وَ مِنْ ذَلِکَ لَفْظٌ عَامٌّ یُرِیدُ بِهِ اللَّهُ تَعَالَی الْعُمُومَ وَ کَذَلِکَ الْخَاصُّ أَیْضاً فَأَمَّا مَا ظَاهِرُهُ الْعُمُومُ وَ مَعْنَاهُ الْخُصُوصُ ... مِثْلُ قَوْلُهُ تَعَالَی إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون.

 

امام علی (علیه السلام)- همانا از کتاب خدای تعالی آیاتی است که لفظ و معنای آن‌ها هم خصوصی و هم عمومی است. بعضی آیات لفظشان خاص است و معنایشان عام است و از آن جمله لفظ و معنایشان عام است که خدای تعالی به‌وسیله‌ی آن‌ها عموم افراد را اراده می‌کند و همچنین لفظ خاص هم به همان‌گونه. و از جمله آیاتی‌که ظاهرش افاده‌ی عموم می‌کند امّا معنای آن خاص است... مانند این کلام خداوند متعال: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُون است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۵

۲۱

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سُلَیْمٌ: قَالَ: قُلْتُ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ وَ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ إِلَی جَنْبِهِ: شَهِدْتَ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَ مَوْتِهِ قَالَ نَعَمْ، لَمَّا ثَقُلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جَمَعَ کُلَّ مُحْتَلِمٍ مِنْ بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ امْرَأَهًٍْ وَ صَبِیٍّ قَدْ عَقَلَ، فَجَمَعَهُمْ جَمِیعاً فَلَمْ یَدْخُلْ مَعَهُمْ غَیْرُهُمْ إِلَّا الزُّبَیْرُ فَإِنَّمَا أَدْخَلَهُ لِمَکَانِ صَفِیَّهًَْ، وَ عُمَرَ بْنِ أَبِی سَلَمَهًَْ وَ أُسَامَهًَْ بْنِ زَیْدٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِعَلِیٍّ (علیه السلام): «یَا أَخِی، أَقْعِدْنِی»، فَأَقْعَدَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ أَسْنَدَهُ إِلَی نَحْرِهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ: یَا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْبُدُوهُ، وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ لَا تَخْتَلِفُوا. إِنَّ الْإِسْلَامَ بُنِیَ عَلَی خَمْسَهًٍْ: عَلَی الْوَلَایَهًِْ وَ الصَّلَاهًِْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْحَجِّ. فَأَمَّا الْوَلَایَهًُْ فَلِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ. وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ:(رحمة الله علیه) وَ جَاءَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ (رحمة الله علیه)، فَأَذِنَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَعَ بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ. فَقَالَ سَلْمَانُ:(رحمة الله علیه) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، لِلْمُؤْمِنِینَ عَامَّهًًْ أَوْ خَاصَّهًًْ لِبَعْضِهِمْ قَالَ: بَلْ خَاصَّهًًْ لِبَعْضِهِمْ، الَّذِینَ قَرَنَهُمُ اللَّهُ بِنَفْسِهِ وَ نَبِیِّهِ فِی غَیْرِ آیَهًٍْ مِنَ الْقُرْآنِ. قَالَ: مَنْ هُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: أَوَّلُهُمْ وَ أَفْضَلُهُمْ وَ خَیْرُهُمْ أَخِی هَذَا عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رَأْسِ عَلِیٍّ (علیه السلام) ثُمَّ ابْنِی هَذَا مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رَأْسِ الْحَسَنِ (علیه السلام) ثُمَّ ابْنِی هَذَا وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رَأْسِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِهِ، وَ الْأَوْصِیَاءُ تِسْعَهًٌْ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ، حَبْلُ اللَّهِ الْمَتِینُ وَ عُرْوَتُهُ الْوُثْقَی. هُمْ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ شُهَدَاؤُهُ فِی أَرْضِهِ، مَنْ أَطَاعَهُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ وَ أَطَاعَنِی، وَ مَنْ عَصَاهُمْ فَقَدْ عَصَی اللَّهَ وَ عَصَانِی، هُمْ مَعَ الْکِتَابِ وَ الْکِتَابُ مَعَهُمْ، لَا یُفَارِقُهُمْ وَ لَا یُفَارِقُونَهُ حَتَّی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سلیم نقل می‌کند: به ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) درحالی‌که جابربن‌عبداللَّه انصاری کنارش بود گفتم: «آیا هنگام وفات پیامبر (صلی الله علیه و آله) حاضر بودی»؟ گفت: «آری، وقتی بیماری حضرت شدّت یافت هر جوان بالغ و زن و بچه‌ای که عقلشان می‌رسید از فرزندان عبدالمطلب را جمع کرد. آن حضرت فقط آنان را جمع نمود و غیر آنان همراهشان وارد نشدند به‌جز زبیر که به‌خاطر صفیّه او را داخل کرد، و نیز عمربن‌ابی‌سلمه و اسامهًْ‌بن‌زید، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: «برادرم، مرا بنشان». امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن حضرت را نشانید و به سینه تا گلویش تکیه داد. سپس آن حضرت حمد و ثنای الهی بجا آورد و فرمود: «ای بنی عبدالمطلب، تقوای الهی پیشه کنید و خدا را بپرستید. همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرّق نشوید و اختلاف نکنید. اسلام بر پنج پایه بنا شده است: ولایت و نماز و زکات و روزه ماه رمضان و حج. ولایت برای خدا و رسولش و برای مؤمنین است. وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ؛ ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گفت: در اینجا سلمان و مقداد و ابوذر هم آمدند، و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همراه بنی‌عبدالمطلب به آنان هم اجازه داد. سلمان (رحمة الله علیه) عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آیا این آیات شامل همه‌ی مؤمنین است یا مخصوص بعضی از ایشان است»؟ فرمود: «مخصوص بعضی از آنان است که خداوند آنان را در بیش از یک آیه قرآن با خود و پیامبرش قرین نموده است سلمان (رحمة الله علیه) پرسید: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، آنان چه کسانی هستند»؟ فرمود: «اوّل آنان و افضلشان و بهترینشان این برادرم علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است و در این حال دست مبارک بر سر امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار داد سپس این پسرم بعد از او و دست مبارک را بر سر امام حسن (علیه السلام) قرار داد سپس این پسرم بعد از او و دست مبارک بر سر امام حسین (علیه السلام) قرار داد و اوصیاء نه نفر از فرزندان حسین (علیه السلام) یکی پس از دیگری خواهند بود. آنان ریسمان‌های محکم خداوند و دستاویزهای مورد اعتماد اویند. آنان حجّت خدا بر خلقش و شاهدان او در زمین‌اند. هرکس از آنان اطاعت کند، خداوند را و مرا اطاعت کرده است، و هرکس از آنان سرپیچی‌کند از خداوند و از من سرپیچی‌کرده است. آنان با قرآن و قرآن با آنان است. قرآن از آنان جدا نمی‌شود و آنان از قرآن جدا نمی‌شوند تا بر سر حوض کوثر نزد من وارد شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۰۸ کتاب سلیم بن قیس، ص۹۰۵

۲۲

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْخَاتَمَ الَّذِی تَصَدَّقَ بِهِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَزْنُ أَرْبَعَهًِْ مَثَاقِیلَ حَلْقَتُهُ مِنْ فِضَّهًٍْ وَ فَصُّهُ خَمْسَهًُْ مَثَاقِیلَ وَ هُوَ مِنْ یَاقُوتَهًٍْ حَمْرَاءَ وَ ثَمَنُهُ خَرَاجُ الشَّامِ وَ خَرَاجُ الشَّامِ ثَلَاثُمِائَهًِْ حِمْلٍ مِنْ فِضَّهًٍْ وَ أَرْبَعَهًُْ أَحْمَالٍ مِنْ ذَهَبٍ وَ کَانَ الْخَاتَمُ لِمَرْوَانَ بْنِ طَوْقٍ قَتَلَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَخَذَ الْخَاتَمَ مِنْ إِصْبَعِهِ وَ أَتَی بِهِ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ جُمْلَهًِْ الْغَنَائِمِ وَ أَمَرَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَأْخُذَ الْخَاتَمَ فَأَخَذَ الْخَاتَمَ وَ أَقْبَلَ وَ هُوَ فِی إِصْبَعِهِ وَ تَصَدَّقَ بِهِ عَلَی السَّائِلِ فِی أَثْنَاءِ صَلَاتِهِ خَلْفَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله).

 

امام صادق (علیه السلام)- انگشتری که امیرالمؤمنین (علیه السلام) آن را صدقه داد، چهار مثقال بود. حلقه‌ی آن از نقره بود و نگین آن پنج مثقال و جنس آن یاقوت قرمز بود و به اندازه‌ی خراج شام، ارزش داشت. خراج شام، سیصد بار شتر از نقره بود و چهار بار شتر از طلا. این انگشتر از مروان‌بن‌طوق بود. امیرالمؤمنین (علیه السلام) او را کشت و انگشترش را از انگشتش بیرون آورد و آن را به همراه همه‌ی غنائم، به پیامبر (صلی الله علیه و آله) داد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او دستور داد که انگشتر را نگه دارد. پس چون انگشتر را در انگشت داشت، پیش آمد و آن را در حین رکوع نمازش، آنگاه که پشت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز ایستاده بود، صدقه داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۰ البرهان

۲۳

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن الْحُسَیْنِ‌بْنِ‌أَبِی‌الْعَلَاءِ قَال ذَکَرْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَوْلَنَا فِی الْأَوْصِیَاءِ إِنَّ طَاعَتَهُمْ مُفْتَرَضَهًٌْ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- حسین‌بن‌ابی‌علاء گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این گفته‌ی خودمان که معتقدیم اطاعت از فرمان اوصیا واجب است، پرسیدم؟ فرمود: «آری، آن‌ها کسانی هستند که خداوند متعال فرمود: از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹) و آن‌ها کسانی هستند که خداوند عزّوجلّ درباره‌ی آن‌ها فرمود: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۰ الکافی، ج۱، ص۱۸۷/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۰۰/ الاختصاص، ص۲۷۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲۴

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنِ الْفَضْلِ بْنِ یَحْیَی قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَکَانَ جَوَابَهُ أَنْ قَالَ ... إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ قَالَ إِیَّانَا عَنَی.

 

امام باقر (علیه السلام)- فضل‌بن‌یحیی گوید: از امام باقر (علیه السلام) از این کلام خداوند سؤال شد: از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹) در جواب فرمود... إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ منظور ما هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۰ بشارهًْ المصطفی، ص۱۹۳/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۰

۲۵

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا قَالَ إِنَّمَا یَعْنِی أَوْلَی بِکُمْ أَیْ أَحَقُّ بِکُمْ وَ بِأُمُورِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی عَلِیّاً (علیه السلام) وَ أَوْلَادَهُ الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی صَلَاهًِْ الظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّی رَکْعَتَیْنِ وَ هُوَ رَاکِعٌ وَ عَلَیْهِ حُلَّهًٌْ قِیمَتُهَا أَلْفُ دِینَارٍ وَ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) کَسَاهُ إِیَّاهَا وَ کَانَ النَّجَاشِیُّ أَهْدَاهَا لَهُ فَجَاءَ سَائِلٌ فَقَالَ السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ وَ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ تَصَدَّقْ عَلَی مِسْکِینٍ فَطَرَحَ الْحُلَّهًَْ إِلَیْهِ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَیْهِ أَنِ احْمِلْهَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِیهِ هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ صَیَّرَ نِعْمَهًَْ أَوْلَادِهِ بِنِعْمَتِهِ فَکُلُّ مَنْ بَلَغَ مِنْ أَوْلَادِهِ مَبْلَغَ الْإِمَامَهًِْ یَکُونُ بِهَذِهِ الصِّفَهًِْ مِثْلَهُ
 فَیَتَصَدَّقُونَ وَ هُمْ رَاکِعُونَ وَ السَّائِلُ الَّذِی سَأَلَ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ وَ الَّذِینَ یَسْأَلُونَ الْأَئِمَّهًَْ مِنْ أَوْلَادِهِ یَکُونُونَ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- احمدبن‌عیسی از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ روایت کرده است که امام (علیه السلام) فرمود: «یعنی فقط آن‌ها مقدّم بر شما هستند، یعنی شایسته‌تر به شما، به امورتان و به جان‌هایتان و به اموالتان می­باشند. الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ یعنی علی (علیه السلام) و اولادی از او که امام هستند تا روز قیامت. سپس خداوند عزّوجلّ آن‌ها را وصف نموده و فرموده است: الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعونَ؛ و امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نماز ظهر بود و دو رکعت خوانده و در رکوع بود». آن حضرت، عبایی پوشیده بود که قیمتش هزار دینار بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن عبا را بر تن او کرده بود و نجّاشی آن را به پیامبر (صلی الله علیه و آله) هدیه داده بود. در این‌هنگام، فقیری آمد و گفت: «سلام بر تو ای ولی خدا و ای مقدّم به جان­های مؤمنان نسبت به خودشان، مسکینی را صدقه بده». پس حضرت، آن عبا را از دوش خود انداخت و با دستش به آن اشاره کرد که آن را بردارد. پس خداوند عزّوجلّ در این مورد، این آیه را نازل فرمود و نعمتی را که به او داده بود، به اولاد او نیز عطا فرمود. هر یک از فرزندانش که به ظرفیّت امامت رسیدند، در این نعمت، همپایه و همسنگ او هستند؛ یعنی آن‌ها صدقه می‌دهند درحالی‌که در رکوع هستند. آن مسکینی که از امیرالمؤمنین (علیه السلام) طلب صدقه کرد، از ملائکه بود و کسانی که از اولاد علی (علیه السلام) که از ائمّه (علیهم السلام) هستند، طلب صدقه می‌کنند نیز از ملائکه هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۰ الکافی، ج۱، ص۲۸۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۴۷۷/ نورالثقلین/ البرهان/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۵۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۵، ص۱۸

۲۶

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ زَیْنُ الْعَابِدِینَ (علیه السلام) لَمَّا آمَنَ عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌سَلَامٍ بَعْدَ مَسَائِلِهِ الَّتِی سَأَلَهَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ جَوَابِهِ إِیَّاهُ عَنْهَا ... نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی وَجهْهِ فَرَآهُ مُتَغَیِّراً وَ إِلَی عَیْنَیْهِ دَامِعَتَیْنِ فَقَالَ مَا لَکَ یَا عَبْدَ‌اللَّهِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَصَدَتْنِی الْیَهُودُ وَ أَسَاءَتْ جَوَارِی وَ کُلُّ مَاعُونٍ لِی اسْتَعَارُوهُ مِنِّی وَ کَسَرُوهُ وَ أَتْلَفُوهُ وَ مَا اسْتَعَرْتُ مِنْهُمْ مَنَعُونِیهِ ثُمَّ زَادَ أَمْرُهُمْ بَعْدَ هَذَا فَقَدِ اجْتَمَعُوا وَ تَوَاطَئُوا وَ تَحَالَفُوا عَلَی أَنْ لَا یُجَالِسَنِی مِنْهُمْ أَحَدٌ وَ لَا یُبَایِعَنِی وَ لَا یُشَارِیَنِی وَ لَا یُکَلِّمَنِی وَ لَا یُخَالِطَنِی وَ قَدْ تَقَدَّمُوا بِذَلِکَ إِلَی مَنْ فِی مَنْزِلِی فَلَیْسَ یُکَلِّمُنِی أَهْلِی وَ کُلُّ جِیرَانِنَا یَهُودٌ وَ قَدِ اسْتَوْحَشْتُ مِنْهُمْ فَلَیْسَ لِی أُنْسٌ بِهِمْ وَ الْمَسَافَهًُْ مَا بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَسْجِدِکَ هَذَا وَ مَنْزِلِکَ بَعِیدَهًٌْ فَلَیْسَ یُمْکِنُنِی فِی کُلِّ وَقْتٍ یَلْحَقُنِی ضِیقُ صَدْرٍ مِنْهُمْ أَنْ أَقْصِدَ مَسْجِدَکَ أَوْ مَنْزِلَکَ فَلَمَّا سَمِعَ ذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) غَشِیَهُ مَا کَانَ یَغْشَاهُ عِنْدَ نُزُولِ الْوَحْیِ عَلَیْهِ مِنْ تَعْظِیمِ أَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ثُمَّ سَرَی عَنْهُ وَ قَدْ أُنْزِلَ عَلَیْهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ* وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ قَالَ یَا عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌سَلَامٍ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ نَاصِرُکُمُ اللَّهُ عَلَی الْیَهُودِ الْقَاصِدِینَ بِالسُّوءِ لَکَ وَ رَسُولُهُ إِنَّمَا وَلِیُّکَ وَ نَاصِرُکَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ صِفَتُهُمْ أَنَّهُمْ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ أَیْ وَ هُمْ فِی رُکُوعِهِمْ ثُمَّ قَالَ یَا عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌سَلَامٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ تَوَلَّاهُمْ وَ وَالَی أَوْلِیَاءَهُمْ وَ عَادَی أَعْدَاءَهُمْ وَ لَجَأَ عِنْدَ الْمُهِمَّاتِ إِلَی اللَّهِ ثُمَّ إِلَیْهِمْ فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ جُنْدَهُ هُمُ الْغالِبُونَ لِلْیَهُودِ وَ سَائِرِ الْکَافِرِینَ أَیْ فَلَا یَهُمَّنَّکَ یَا ابْنَ‌سَلَامٍ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَ هَؤُلَاءِ أَنْصَارُکَ وَ هُوَ کَافِیکَ شُرُورَ أَعْدَائِکَ وَ ذَائِدٌ عَنْکَ مَکَایِدَهُمْ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌سَلَامٍ أَبْشِرْ فَقَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَکَ أَوْلِیَاءَ خَیْراً مِنْهُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ فَقَالَ عَبْدُ‌اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ آمَنُوا فَنَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی سَائِلٍ فَقَالَ هَلْ أَعْطَاکَ أَحَدٌ شَیْئاً الْآنَ قَالَ نَعَمْ ذَلِکَ الْمُصَلِّی أَشَارَ إِلَیَّ بِإِصْبَعِهِ أَنْ
 خُذِ الْخَاتَمَ فَأَخَذْتُهُ فَنَظَرَ إِلَیْهِ وَ إِلَی الْخَاتَمِ فَإِذَا هُوَ خَاتَمُ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُ أَکْبَرُ هَذَا وَلِیُّکُمْ بَعْدِی وَ أَوْلَی النَّاسِ بَعْدِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام سجّاد (علیه السلام) روایت است: وقتی عبدالله‌بن‌سلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ایمان آورد پس از سؤال‌هایی‌که نمود و جوابهایی که دریافت کرد... تا چشم پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) به او افتاد دید رنگش تغییرکرده و از دو چشمش اشک می‌بارد، فرمود: «چه شده عبدالله»؟ گفت: «یا رسول الله، یهودیان به من حمله کردند و هرچه در منزل داشتم از من به امانت گرفته و شکستند و هرچه از آنها به امانت خواستم ندادند بعد با هم قرار گذاشتند که با من مجالست و معامله و مشورت نکنند و حتی سخن نگویند و هرگز رفت و آمدی نکنند. آن‌ها با خانواده من نیز چنین قراردادی کردند و دیگر اهل منزلم نیز با من صحبت نمی‌کنند و تمام همسایگان یهودم همین طورند. از آن‌ها بیزار شده‌ام و دیگر با آنها انس و الفتی ندارم؛ امّا فاصله بین من و مسجد و خانه شما زیاد است و امکان ندارد هر وقت ناراحت شدم در مسجد یا منزلتان خدمت شما برسم. پس از شنیدن سخنان عبد الله، پیامبر اکرم را حالتی مانند حالت وحی دست داد و بعد از لحظه‌ای آن حالت مرتفع شد و این آیه نازل گردید: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ الله وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ. فرمود یا عبدالله‌بن‌سلام، ولی شما خداست و یاور شما بر یهودیانی که علیه شما توطئه می‌کنند اوست و رسول خدا نیز یاور شما و کسانی است که نماز به پا می­دارند و در حال رکوع زکات می‌دهند». سپس فرمود: «یا عبد الله هرکه خدا و پیامبر و مؤمنین را دوست داشته باشد و دوستان آن‌ها را دوست بدارد و با دشمنان آن‌ها دشمن باشد و در گرفتاری‌ها به خدا و آن‌ها پناه ببرد، همانا حزب خدا بر یهودیان و سایر کافران پیروزند. مبادا ناراحت باشی، خدا و این گروه یاور تو هستند و او مدافع تو از شر دشمنانت است و جلوی مکر و حیله آن‌ها را می­گیرد». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا عبدالله‌بن‌سلام، به تو مژده می­دهم که خداوند دوستانی بهتر از آن‌ها به تو عنایت کرده که آن دوستان عبارتند از: «خدا و پیامبرش و کسانی که ایمان دارند و نماز می‌خوانند و در حال رکوع زکات می‌دهند». عبد الله گفت: «آن شخصی که این امتیاز را دارد کیست»؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رو به جانب سائلی نموده فرمود: «هم اکنون کسی به تو چیزی داد»؟ گفت: «آری، آن نمازگزار دست خود را به جانب من دراز کرد و اشاره نمود که این انگشتر را از او بگیرم، من از دست او گرفتم». پیامبر (صلی الله علیه و آله) نگاهی به انگشتر و آن سمت نمود و دید انگشتر علی (علیه السلام) است. آنگاه فرمود: «الله اکبر، این شخص ولیّ شما بعد از من و برترین مردم پس از من است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۲۸/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۴۶۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۸/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۱۰۲/ الیقین، ص۲۲۳/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۳۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲۷

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أَبِی رَافِعٍ قَالَ: فَاسْتَیْقَظَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ یَقْرَأُ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا حَتَّی أَتَی عَلَی آخِرِ الْآیَهًِْ ثُمَّ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَتَمَّ لِعَلِیٍّ نِعْمَتَهُ وَ هَنِیئاً لَهُ بِفَضْلِ اللَّهِ الَّذِی آتَاهُ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا رَافِعٍ کَیْفَ أَنْتَ وَ قَوْمٌ یُقَاتِلُونَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ هُوَ عَلَی الْحَقِّ وَ هُمْ عَلَی الْبَاطِلِ جِهَادُهُمْ حَقٌّ لِلَّهِ عَزَّ اسْمُهُ فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَبِقَلْبِهِ لَیْسَ وَرَاءَهُ شَیْءٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابورافع گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیدار شد، درحالی‌که این آیه را می‌خواند؛ إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ تا اینکه آیه را تا آخر قرائت کرد. سپس فرمود: «حمد و سپاس برای خدایی است که نعمتش را بر علی (علیه السلام) تمام کرد و این فضلی که از جانب خداوند برای او آمد، گوارای او باد». سپس فرمود: «ای ابورافع! تو درباره‌ی قومی که با علی (علیه السلام) پیکار می‌کنند، چه خواهی کرد؟ درحالی‌که او بر حق است و آن‌ها بر باطل. و جهاد با آنان حق است و برای خداوند تعالی! پس هرکس نتوانست در این جهاد حضور یابد، پس حداقل با قلبش جهاد کند و دیگر چیزی فراتر از این وجود ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۴ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۱۰۳/ بحارالأنوار، ج۳۲، ص۳۰۵

۲۸

(مائده/ ۵۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن جَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ، قَالَ: کُنَّا جُلُوساً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذْ وَرَدَ عَلَیْنَا أَعْرَابِیٌّ أَشْعَثُ الْحَالِ عَلَیْهِ أَثْوَابٌ رِثَّهًٌْ وَ الْفَقْرُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ فَلَمَّا دَخَلَ وَ سَلَّمَ قَالَ شِعْراً أَتَیْتُکَ وَ الْعَذْرَاءُ تَبْکِی بِرَنَّهًٍْ وَ قَدْ ذَهِلَتْ أُمُّ الصَّبِیِّ عَنِ الطِّفْل وَ أُخْتٌ وَ بِنْتَانِ وَ أُمٌّ کَبِیرَهًٌْ وَ قَدْ کِدْتُ مِنْ فَقْرِی أُخَالِطُ فِی عَقْلِی وَ قَدْ مَسَّنِی فَقْرٌ وَ ذُلٌّ وَ فَاقَهًٌْ وَ لَیْسَ لَنَا شَیْءٌ یُمِرُّ وَ لَا یُحْلِی وَ مَا الْمُنْتَهَی إِلَّا إِلَیْکَ مَفَرُّنَا وَ أَیْنَ مَفَرُّ الْخَلْقِ إِلَّا إِلَی الرُّسُلِ قَالَ فَلَمَّا سَمِعَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ بَکَی بُکَاءً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی سَبَقَ إِلَیْکُمْ جَزَاءً وَ الْجَزَاءُ مِنَ اللَّهِ غُرَفٌ فِی الْجَنَّهًِْ تُضَاهِی غُرَفَ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ (علیه السلام) فَمَنْ کَانَ مِنْکُمْ یُوَاسِی هَذَا الْفَقِیرَ فَقَالَ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ وَ کَانَ فِی نَاحِیَهًِْ الْمَسْجِدِ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) یُصَلِّی رَکَعَاتِ التَّطَوُّعِ کَانَتْ لَهُ دَائِماً فَأَوْمَأَ إِلَی الْأَعْرَابِیِّ بِیَدِهِ فَدَنَا مِنْهُ فَرَفَعَ إِلَیْهِ الْخَاتَمَ مِنْ یَدِهِ وَ هُوَ فِی صَلَاتِهِ فَأَخَذَهُ الْأَعْرَابِیُّ وَ انْصَرَفَ وَ هُوَ یَقُولُ بَعْدَ الصَّلَاهًِْ عَلَی الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) أَنْتَ مَوْلًی یُرْتَجَی بِهِ مِنَ اللَّهِ فِی الدُّنْیَا إِقَامَهًُْ الدِّینِ خَمْسَهًٌْ فِی الْأَنَامِ کُلُّهُمْ وَ أَنْتُمُ فِی الْوَرَی مَیَامِینُ ثُمَّ إِنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ وَ نَادَی السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) رَبُّکَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اقْرَأْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ* وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ فَعِنْدَ ذَلِکَ قَامَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) قَائِماً عَلَی قَدَمَیْهِ وَ قَالَ مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ أَیُّکُمُ الْیَوْمَ عَمِلَ خَیْراً حَتَّی جَعَلَهُ اللَّهُ وَلِیَّ کُلِّ مَنْ آمَنَ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا فِینَا مَنْ عَمِلَ خَیْراً سِوَی ابْنِ عَمِّکَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَإِنَّهُ تَصَدَّقَ عَلَی الْأَعْرَابِیِّ بِخَاتَمِهِ وَ هُوَ یُصَلِّی قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَجَبَتِ الْغُرَفُ لِابْنِ‌عَمِّی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَرَأَ عَلَیْهِمُ الْآیَهًَْ قَالَ فَتَصَدَّقَ النَّاسُ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَی ذَلِکَ الْأَعْرَابِیِّ فَوَلَّی وَ هُوَ یَقُولُ. أَنَا مَوْلًی لِخَمْسَهًٍْ أُنْزِلَتْ فِیهِمُ السُّوَرُ أَهْلِ طَهَ وَ هَلْ أَتَی فَاقْرَءُوا یُعْرَفُ الْخَبَرُ وَ الطَّوَاسِینَ بَعْدَهَا وَ الْحَوَامِیمَ وَ الزُّمَرَ أَنَا مَوْلًی لِهَؤُلَاءِ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ کَفَر.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر (رحمة الله علیه) گوید: نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم که بادیه‌نشین ژولیده‌ای نزد ما آمد و لباسی کهنه پوشیده بود و فقر از پیشانی‌اش نمایان بود. هنگامی که وارد شد و سلام کرد، شعری سرود و گفت: نزد تو آمدم درحالی که دوشیزه، با صدای بلند گریه می‌کند و مادر کودک، طفلش را فراموش‌کرده است. و خواهری و دو دختر و مادر بزرگ [گریه می‌کنند] و نزدیک است در اثر فقر عقلم مختل شود. فقر و خواری و تنگدستی به من رسیده است و ما چیز تلخ و شیرینی [برای خوردن] نداریم. پایان امر و فرار ما [در مشکلات] جز به‌سوی تو نیست و کجا فرار خلق جز به‌سوی پیامبران است»؟ هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را شنید، به شدّت گریه کرد. سپس به اصحابش فرمود: «ای گروه مسلمانان! خدای تعالی پاداشی به‌سوی شما پیش فرستاده و پاداش از طرف خداوند غرفه‌هایی در بهشت است که شبیه غرفه‌های ابراهیم‌خلیل است؛ پس‌کدام یک از شما به این فقیر کمک می‌کند»؟ هیچ کس به پیامبر (صلی الله علیه و آله) پاسخ نداد و علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در یک طرف مسجد نماز مستحبّی می‌خواند و دائما آن را انجام می‌داد. به مرد بادیه‌نشین اشاره کرد؛ پس به او نزدیک شد و درحال نماز انگشتر را از دستش درآورد و به او داد. بادیه‌نشین رفت درحالی‌که بعد از صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌گفت: تو مولایی هستی که امید می‌رود خداوند به‌وسیله‌ی او در دنیا دین را به پا دارد. همه‌ی پنج نفر، در میان مخلوقات [برگزیده هستند] و شما در میان جهانیان با برکت هستید. سپس جبرئیل نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و صدا زد: «سلام بر تو ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! پروردگارت به تو سلام می‌رساند و می‌فرماید: بخوان: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ الله وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ. در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر روی پاهای خود ایستاد و فرمود: «ای گروه مسلمانان! امروز کدام یک از شما کار خیری انجام داده تا اینکه خداوند او را سرپرست همه‌ی مؤمنان قرار داده است»؟ گفتند: «ای رسول خدا! کسی که کار خیری انجام داده در میان ما وجود ندارد جز پسر عمویت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) که او درحالی‌که نماز می‌خواند انگشترش را به بادیه‌نشین صدقه داد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «غرفه‌های بهشتی برای پسر عمویم علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) واجب شد». سپس همین آیه را برای آن‌ها خواند. مردم در آن روز به آن بادیه‌نشین صدقه دادند و او برگشت درحالی‌که می‌گفت: من دوستدار پنج نفرم که سوره‌ها در مورد آن‌ها نازل‌شده است: اهل [سوره‌های] طه و هَل أتَی [هستند] [آن سوره‌ها را] بخوانید که خبر [آن‌ها برای شما] معلوم می‌شود. و [سوره‌های] طواسین که بعد از آن‌ها حوامیم و زمر است. من این‌ها را دوست دارم و با کسی که [نسبت به این‌ها] کافر شود دشمن هستم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۴ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۳/ الفضایل، ص۱۴۹/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۵۸

۲۹

(مائده/ ۵۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- جَاءَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ إِلَی امیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ قَالَ لَوْلَا مَا فِی الْقُرْآنِ مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّنَاقُضِ لَدَخَلْتُ فِی دِینِکُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ مَا هُوَ قَال ... وَأَجِدُهُ یَقُولُ قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ فَمَا هَذِهِ الْوَاحِدَهًُْ ... فقال (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ أَنْزَلَ عَزَائِمَ الشَّرَائِعِ وَ آیَاتِ الْفَرَائِضِ فِی أَوْقَاتٍ مُخْتَلِفَهًٍْ کَمَا خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّهًِْ أَیَّامٍ وَ لَوْ شَاءَ أَنْ یَخْلُقَهَا فِی أَقَلَّ مِنْ لَمْحِ الْبَصَرِ لَخَلَقَ وَ لَکِنَّهُ جَعَلَ الْأَنَاهًَْ وَ الْمُدَارَاهًَْ مِثَالًا لِأُمَنَائِهِ وَ إِیجَاباً لِلْحُجَّهًِْ عَلَی خَلْقِهِ‌فَکَانَ أَوَّلُ مَا قَیَّدَهُمْ بِهِ الْإِقْرَارَ بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ وَ الرُّبُوبِیَّهًِْ وَ الشَّهَادَهًَْ بِأَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ فَلَمَّا أَقَرُّوا بِذَلِکَ تَلَاهُ بِالْإِقْرَارِ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالنُّبُوَّهًِْ وَ الشَّهَادَهًِْ لَهُ بِالرِّسَالَهًِْ فَلَمَّا انْقَادُوا لِذَلِکَ فَرَضَ عَلَیْهِمُ الصَّلَاهًَْ ثُمَّ الصَّوْمَ ثُمَّ الْحَجَّ ثُمَّ الْجِهَادَ ثُمَّ الزَّکَاهًَْ ثُمَّ الصَّدَقَاتِ وَ مَا یَجْرِی مَجْرَاهَا مِنْ مَالِ الْفَیْءِ فَقَالَ الْمُنَافِقُونَ هَلْ بَقِیَ لِرَبِّکَ عَلَیْنَا بَعْدَ الَّذِی فَرَضْتَهُ عَلَیْنَا شَیْءٌ آخَرُ یَفْتَرِضُهُ فَتَذْکُرُهُ لِتَسْکُنَ أَنْفُسُنَا أَنَّهُ لَمْ یَبْقَ غَیْرُهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ یَعْنِی الْوَلَایَهًَْ فَأَنْزَلَ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ لَیْسَ بَیْنَ الْأُمَّهًِْ خِلَافٌ أَنَّهُ لَمْ یُؤْتِ الزَّکَاهًَْ یَوْمَئِذٍ أَحَدٌ وَ هُوَ رَاکِعٌ غَیْرُ رَجُلٍ وَاحِدٍ لَوْ ذُکِرَ اسْمُهُ فِی الْکِتَابِ لَأَسْقَطَ مَعَ مَا أَسْقَطَ مِنْ ذِکْرِهِ وَ هَذَا وَ مَا أَشْبَهَهُ مِنَ الرُّمُوزِ الَّتِی ذَکَرْتُ لَکَ ثُبُوتَهَا فِی الْکِتَابِ لِیَجْهَلَ مَعْنَاهُ الْمُحَرِّفُونَ فَیَبْلُغَ إِلَیْکَ وَ إِلَی أَمْثَالِکَ وَ عِنْدَ ذَلِکَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِینا.

 

امام علی (علیه السلام)- یکی از زندیقان نزد امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) رفت و عرض کرد: اگر در قرآن اختلاف و تناقض نبود، هر آینه به دینتان می­گرویدم. حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود: از چه سخن می‌گویی [در کجای قرآن اختلاف و تناقض هست]؟... و یافته­ام که می­گوید: شما را به یک چیز اندرز می‌دهم. (سبأ/۴۶). پس این واحده چیست؟... حضرت فرمود: و امّا کلام حق تعالی: شما را به یک چیز اندرز می‌دهم. (سبأ/۴۶). خداوند تبارک‌وتعالی، احکام شریعت­ها و نشانه­های واجبات را در زمان­های گوناگونی نازل فرمود، همان‌گونه که آسمان­ها و زمین را در شش روز آفرید و اگر خواسته بود آنان را در کمتر از چشم بر هم زدنی بیافریند، هرآینه آفریده بود. امّا او بردباری و حوصله را مثالی برای امنای خود و حجّتی برای آفریدگانش قرار داد. پس نخستین چیزی که بر آنان واجب کرد، اقرار به یگانگی و ربوبیّت و گواهی به این بود که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست. چون آنان به این اقرار کردند، اقرار به پیامبری پیامبرش و گواهی به رسالت او را در پی اقرار نخست آورد. چون آنان به این امر گردن نهادند، نماز و سپس روزه و سپس حج و سپس جهاد و سپس زکات و سپس صدقه و همانند آن یعنی فیء را بر آنان واجب ساخت. منافقان گفتند: اگر پس از آنچه پروردگارت بر ما واجب ساخت، چیز دیگری نیز باقی مانده که از واجبات او باشد، آن را برایمان بازگو تا مطمئن شویم چیز دیگری باقی نمانده است. آنگاه خداوند در این باره نازل فرمود: شما را به یک چیز اندرز می‌دهم. (سبأ/۴۶). یعنی ولایت. و نازل فرمود: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ میان این امّت هیچ اختلافی نیست که در آن روز، تنها یک مرد درحالی‌که رکوع می­گذاشت، زکات داد. اگر نام او در کتاب ذکر می‌شد، بی‌شک به همراه آنچه که درباره‌ی او بود و آنان آن را حذف کردند، از میان می­رفت. این آیه و رموز همانند آنکه برایت ذکر کردم، از آن رو استوار شد که تحریف‌کنندگان معنایش را در نیابند و به تو و همانند تو برسد. در آن هنگام خداوند عزّوجلّ فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲۱/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۴/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۲۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳۰

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن ابْنِ أَبِی‌یَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَعْرِضُ عَلَیْکَ دِینِیَ الَّذِی أَدِینُ اللَّهَ بِهِ قَالَ هَاتِهِ قُلْتُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أُقِرُّ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ قَالَ ثُمَّ وَصَفْتُ لَهُ الْأَئِمَّهًَْ حَتَّی انْتَهَیْتُ إِلَی أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) قُلْتُ وَ أَقُولُ فِیکَ مَا أَقُولُ فِیهِمْ فَقَالَ أَنْهَاکَ أَنْ تَذْهَبَ بِاسْمِی فِی النَّاسِ قَالَ أَبَانٌ قَالَ ابْنُ‌أَبِی‌یَعْفُورٍ قُلْتُ لَهُ مَعَ الْکَلَامِ الْأَوَّلِ وَ أَزْعُمُ أَنَّهُمْ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِی الْقُرْآنِ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) وَ الْآیَهًَْ الْأُخْرَی فَاقْرَأْ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَیَّ آیَهًٍْ قَالَ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن‌ابی‌یعفور گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فهم خودم از دینی که خداوند به من داده را به تو عرضه کنم»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «عرضه کن». عرض کردم: «شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست و شهادت می‌دهم که محمّد (صلی الله علیه و آله) رسول خداست و آنچه را که او از جانب خداوند آورده، قبول دارم». سپس اوصاف ائمّه (علیهم السلام) را برای او شمردم تا به امام باقر (علیه السلام) رسیدم و گفتم: در مورد شما نیز آنچه در مورد آن‌ها گفتم، می‌گویم». سپس فرمود: «تو را از این که اسمم را در میان مردم ببری، نهی می‌کنم». ابان به نقل از ابن ابویعفور روایت کرده است: «این را به همراه سخن نخست، به امام صادق (علیه السلام) گفتم: گمان می‌کنم اینان کسانی هستند که خداوند در قرآن می‌فرماید: از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹). امام صادق (علیه السلام) فرمود: «آیه‌ی دیگر را بخوان». عرض کردم: «فدایت شوم، کدام آیه»؟ فرمود: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۸۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۷/ البرهان

۳۱

(مائده/ ۵۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- زَیْدُ‌بْنُ‌حَمْزَهًَْ بْنِ‌مُحَمَّدِ‌بْنِ عَلِیِّ‌بْنِ‌زِیَادٍ الْقَصَّارُ مُعَنْعَناً عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَنَّهُ کَانَ یَقُول مَنْ أَحَبَّ اللَّهَ أَحَبَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ أَحَبَّ النَّبِیَّ أَحَبَّنَا وَ مَنْ أَحَبَّنَا أَحَبَّ شِیعَتَنَا فَإِنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) وَ نَحْنُ وَ شِیعَتُنَا مِنْ طِینَهًٍْ وَاحِدَهًٍْ وَ نَحْنُ فِی الْجَنَّهًِْ لَا نُبْغِضُ مَنْ یُحِبُّنَا وَ لَا نُحِبُّ مَنْ أَبْغَضَنَا اقْرَءُوا إِنْ شِئْتُمْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا.. قَالَ الْحَارِثُ صَدَقَ اللَّهُ مَا نَزَلَتْ إِلَّا فِیهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از زیدبن‌بن‌حمزه روایت است: امام علی (علیه السلام) فرمود: هرکس خدا را دوست داشته باشد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را دوست می‌دارد و هرکس پیامبر (صلی الله علیه و آله) دوست داشته باشد، ما را دوست می‌دارد و هرکس ما را دوست داشته باشد، شیعیان ما را دوست می‌دارد؛ چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ما و شیعیان ما از یک طبیعت هستیم و ما در بهشت دوستدارمان را دشمن نمی‌داریم و دشمنمان را دوست نمی‌داریم. اگر خواستید بخوانید: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا... حارث گفت: خداوند راست گفت. جز درباره‌ی علی (علیه السلام) نازل نشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۸ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۸/ فرات الکوفی، ص۱۲۸

۳۲

(مائده/ ۵۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌أَبِی‌الْهُذَیْل قال: سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامَهًِْ فِیمَنْ تَجِبُ وَ مَا عَلَامَهًُْ مَنْ تَجِبُ لَهُ الْإِمَامَهًُْ فَقَالَ إِنَّ الدَّلِیلَ عَلَی ذَلِکَ وَ الْحُجَّهًَْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْقَائِمَ بِأُمُورِ‌الْمُسْلِمِینَ وَ النَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِالْأَحْکَامِ أَخُو نَبِیِّ اللَّهِ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَی أُمَّتِهِ وَ وَصِیُّهُ عَلَیْهِمُ وَ وَلِیُّهُ الَّذِی‌کَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ مِنْ مُوسَی (علیه السلام) الْمَفْرُوضُ الطَّاعَهًِْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ الْمَوْصُوفُ بِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ الْمَدْعُوُّ إِلَیْهِ بِالْوَلَایَهًِْ الْمُثْبَتُ لَهُ الْإِمَامَهًُْ یَوْمَ
 غَدِیرِخُمٍّ بِقَوْلِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَلَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْکُمْ بِأَنْفُسِکُمْ قَالُوا بَلَی قَالَ فَمَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَعِنْ مَنْ أَعَانَه.

 

امام رضا (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌ابی‌هذیل گوید: از او درباره‌ی امامت پرسیدم: «و اینکه امامت در چه کسی است و علامت کسی که مقام امامت را دارد چیست»؟ گفت: «راهنمای این امر و حجّت بر مؤمنان و قائم به امور مسلمانان و ناطق به قرآن و عالم به احکام، همان برادر پیامبر خدا و جانشین او بر امتش و وصیّ او بر آنان و ولیّ اوست که نسبت به او به‌منزله‌ی هارون از موسی (علیه السلام) بود و کسی که پیروی از او به کلام خداوند: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹) واجب است. و اوست که به این سخن خدا توصیف شده: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ و اوست که ولایت با اوست و در روز غدیرخم امامت او اثبات شد. با سخن پیامبر که از جانب خدا بود: «آیا من به شما از خودتان اولی‌تر نیستم»؟ گفتند: «آری»، فرمود: «هر کس را که من مولای او هستم علی (علیه السلام) نیز مولای اوست، خداوندا، هرکس را که علی را دوست بدارد دوست بدار، و هرکس را که علی را دشمن بدارد دشمن بدار، و هرکس را که علی را یاری کند، یاری کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۱۸ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۳۹۶/ عیون أخبار الرضا (ج۱، ص۵۴/ الصراط المستقیم، ج۲، ص۱۵۸/ کمال الدین، ج۲، ص۳۳۶/ الخصال، ج۲، ص۴۷۸

۳۳

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن زُرارۀ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَعْظَمُ وَ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ وَ أَمْنَعُ مِنْ أَنْ یُظْلَمَ وَ لَکِنَّهُ خَلَطَنَا بِنَفْسِهِ فَجَعَلَ ظُلْمَنَا ظُلْمَهُ وَ وَلَایَتَنَا وَلَایَتَهُ حَیْثُ یَقُولُ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) مِنَّا ثُمَّ قَالَ فِی مَوْضِعٍ آخَرَ وَ ما ظَلَمُونا وَ لکِنْ کانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه: و آنان بر ما ستم نکردند، بلکه بر خود ستم می‌کردند. (بقره/۵۷) پرسیدم، فرمود: «خداوند متعال بزرگتر، باشکوه‌تر، عزیزتر و دست نیافتنی‌تر از آن است که مورد ظلم واقع گردد، امّا او خودش را کنار ما قرار داده و ما را با خود ممزوج ساخته، و این‌گونه ظلم به ما را ظلم به خودش دانسته و ولایت ما را ولایت خودش قرار داده، آنجا که می‌گوید: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ یعنی ائمه (علیهم السلام) از میان ما. سپس درجایی دیگر می‌فرماید: و آنان بر ما ستم نکردند، بلکه بر خود ستم می‌کردند. (بقره/۵۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۰ الکافی، ج۱، ص۱۴۶/ نورالثقلین/ البرهان

۳۴

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ وَ الْفُضَیْلِ‌بْنِ‌یَسَارٍ وَ بُکَیْرِ‌بْنِ‌أَعْیَنَ وَ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدِ‌بْنِ‌مُعَاوِیَهًَْ وَ أَبِی‌الْجَارُودِ جَمِیعاً عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَسُولَهُ (صلی الله علیه و آله) بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ فَرَضَ وَلَایَهًَْ أُولِی الْأَمْرِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَأَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمُ الْوَلَایَهًَْ کَمَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ ضَاقَ بِذَلِکَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ تَخَوَّفَ أَنْ یَرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِمْ وَ أَنْ یُکَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فَقَامَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ فَنَادَی الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ وَ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره و دیگران نقل می‌کنند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: خداوند عزّوجلّ، پیامبرش را به ولایت علی (علیه السلام) امر کرد و این آیه را بر او نازل فرمود: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ و ولایت اولوالأمر را واجب گردانید، و آن‌ها نمی‌دانستند که آن چیست»؟ خداوند، محمّد (صلی الله علیه و آله) را امر کرد که ولایت را برای آن‌ها تفسیر کند، آن چنان که نماز، زکات، روزه و حج را برایشان تفسیر کرده بود. پس زمانی که این حکم از جانب خداوند برای او آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌خاطر این حکم، دلگیر شد و ترسید که آن‌ها از دینشان بازگردند و او را تکذیب کنند. او دلگیر شد و به‌سوی پرودگار عزّوجلّ بازگشت [یعنی در این زمینه اقدامی نکرد]. پس خداوند عزیز و بلند مرتبه، این آیه را به او وحی کرد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاس پس به امر خداوند گردن نهاد. او در روز غدیرخم، ولایت را به علی (علیه السلام) داد، سپس ندا داد: «نماز به جماعت است»، و به مردم امرکرد که شاهدان، این موضوع را به غایبان برسانند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۰ الکافی، ج۱، ص۲۸۹/ نورالثقلین/ البرهان

۳۵

(مائده/ ۵۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌مَسْرُوقٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ إِنَّا نُکَلِّمُ النَّاسَ فَنَحْتَجُّ عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَیَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی أُمَرَاءِ السَّرَایَا فَنَحْتَجُّ عَلَیْهِمْ بِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ ... فَیَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی الْمُؤْمِنِینَ وَ نَحْتَجُّ عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَیَقُولُونَ نَزَلَتْ فِی قُرْبَی
 الْمُسْلِمِینَ قَالَ فَلَمْ أَدَعْ شَیْئاً مِمَّا حَضَرَنِی ذِکْرُهُ مِنْ هَذِهِ وَ شِبْهِهِ إِلَّا ذَکَرْتُهُ فَقَالَ لِی إِذَا کَانَ ذَلِکَ فَادْعُهُمْ إِلَی الْمُبَاهَلَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابومسروق گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ما با مردم سخن می‌گوییم و آیه: از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹) را به عنوان دلیل، ارائه می‌دهیم». آن‌ها در جواب می‌گویند: «این آیه در حقّ فرماندهان گروه‌های جنگی نازل شده است». آیه: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ و تا آخر آیه را به‌عنوان حجّت ارائه می‌کنیم، می‌گویند: «در حقّ مؤمنان نازل‌شده است». آیه: بگو: بر این رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خویشاوندان، نمی‌خواهم. (شوری/۲۳)». را پیش‌می‌آوریم، پاسخ می‌دهند: «مراد، خویشاوندان مسلمانان هستند». هر آنچه از این دست مطلب و شبیه آن را به یاد داشتم، مطرح کردم. فرمود: «اگر این چنین است که می‌گویی، پس آن‌ها را به مباهله دعوت کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۰ الکافی، ج۲، ص۵۱۳

۳۶

(مائده/ ۵۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن الرَّیَّانِ قَالَ: احْتَجَّ الرِّضَا (علیه السلام) عَلَی عُلَمَاءِ الْعَامَّهًِْ فِی فَضْلِ الْعِتْرَهًِْ الطَّاهِرَهًِْ بِحَضْرَهًِْ الْمَأْمُونِ فَقَالَ (علیه السلام) ... وَ کَذَلِکَ فِی الطَّاعَهًِْ قَالَ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِمِنْکُمْ فَبَدَأَ بِنَفْسِهِ ثُمَّ بِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ بِأَهْلِ بَیْتِهِ وَ کَذَلِکَ آیَهًُْ الْوَلَایَهًِْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَجَعَلَ وَلَایَتَهُمْ مَعَ طَاعَهًِْ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) مَقْرُونَهًًْ بِطَاعَتِهِ کَمَا جَعَلَ سَهْمَهُمْ مَعَ سَهْمِ الرَّسُولِ مَقْرُوناً بِسَهْمِهِ فِی الْغَنِیمَهًِْ وَ الْفَیْءِ فَتَبَارَکَ اللَّهُ وَ تَعَالَی مَا أَعْظَمَ نِعْمَتَهُ عَلَی أَهْلِ هَذَا الْبَیْت.

 

امام رضا (علیه السلام)- ریّان نقل می‌کند: امام رضا (علیه السلام) با علمای اهل سنّت درباره‌ی فضل و مقام عترت پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حضور مأمون استدلال نمود، پس فرمود... و همچنانکه در وجوب اطاعت فرموده است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا اطاعت کنید و از رسول و اولو الامر خویش فرمان برید. (نساء/۵۹) پس در این آیه ابتدا نفس خود را فرموده و پس از آن رسول خود و بعد از آن اهل بیت پیامبر را ذکر کرده است و همچنین در آیه ولایت، خداوند فرموده است: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا؛ پس طاعت و ولایت ایشان، و اطاعت و ولایت رسول را به طاعت و ولایت خود مقترن ساخته چنانچه در آیه فیء و آیه غنیمت، سهم ایشان و سهم رسول را به سهم خود مقترن داشته است. تبارک الله! چقدر بزرگ است نعمت او بر این اهل بیت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۲ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۱۹۶/ الأمالی للصدوق، ص۵۳۱/ بشارهًْ المصطفی، ص۲۳۴/ تحف العقول، ص۴۳۴/ عیون أخبار الرضا (ج۱، ص۲۳۷/ نورالثقلین

۳۷

(مائده/ ۵۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا قَالَ: هُمُ الْمُؤْمِنُونَ. قُلْتُ: فَإِنَ نَاساً یَقُولُونَ هُوَ عَلِیُ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام). قَالَ: فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا.

 

امام باقر (علیه السلام)- عبدالملک گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه: إِنَّما وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ پرسیدم: «آنان چه کسانی هستند»؟ آن حضرت فرمود: «مؤمنان هستند». گفتم: «مردم می‌گویند، علی (علیه السلام) است». فرمود: «علی (علیه السلام) هم از آنان است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۲ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۲۱/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۲۰

 

آیه وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ [56]

 

و كسانى ‌كه ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند، [پيروزند]؛ زيرا حزب خدا (گروه خداپرستان) پيروزند.

و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند

۱ -۱

(مائده/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی‌خَبَرِ‌الزِّنْدِیقِ الَّذِی سَأَلَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) عَمَّا زَعَمَ مِنَ التَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآن ... قَالَ (علیه السلام) لِلْإِیمَانِ حَالَاتٌ وَ مَنَازِلُ یَطُولُ شَرْحُهَا وَ مِنْ ذَلِکَ أَنَّ الْإِیمَانَ قَدْ یَکُونُ عَلَی وَجْهَیْنِ إِیمَانٍ بِالْقَلْبِ وَ إِیمَانٍ بِاللِّسَانِ کَمَا کَانَ إِیمَانُ الْمُنَافِقِینَ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا قَهَرَهُمُ السَّیْفُ وَ شَمَلَهُمُ الْخَوْفُ فَإِنَّهُمْ آمَنُوا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ فَالْإِیمَانُ بِالْقَلْبِ هُوَ التَّسْلِیمُ لِلرَّبِّ وَ مَنْ سَلَّمَ الْأُمُورَ لِمَالِکِهَا لَمْ یَسْتَکْبِرْ عَنْ أَمْرِهِ کَمَا اسْتَکْبَرَ إِبْلِیسُ عَنِ السُّجُودِ لآِدَمَ وَ اسْتَکْبَرَ أَکْثَرُ الْأُمَمِ عَنْ طَاعَهًِْ أَنْبِیَائِهِمْ فَلَمْ یَنْفَعْهُمُ التَّوْحِیدُ کَمَا لَمْ یَنْفَعْ إِبْلِیسَ ذَلِکَ السُّجُودُ
 الطَّوِیلُ ... وَ قَدْ قَطَعَ اللَّهُ عُذْرَ عِبَادِهِ بِتَبْیِینِ آیَاتِهِ وَ إِرْسَالِ رُسُلِهِ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللَّهِ حُجَّهًٌْ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ لَمْ یُخْلِ أَرْضَهُ مِنْ عَالِمٍ بِمَا یَحْتَاجُ الْخَلِیقَهًُْ إِلَیْهِ وَ مُتَعَلِّمٍ عَلَی سَبِیلِ نَجَاهًٍْ أُولَئِکَ هُمُ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ قَدْ بَیَّنَ اللَّهُ ذَلِکَ فِی أُمَمِ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ جَعَلَهُمْ مَثَلًا لِمَنْ تَأَخَّرَ مِثْلَ قَوْلِهِ فِی قَوْمِ نُوحٍ (علیه السلام) وَ ما آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیلٌ ... وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِلْعِلْمِ أَهْلًا وَ فَرَضَ عَلَی الْعِبَادِ طَاعَتَهُمْ بِقَوْلِهِ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ وَ بِقَوْلِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ بِقَوْلِهِ اتَّقُوا اللهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ وَ بِقَوْلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ وَ بِقَوْلِهِ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ الْبُیُوتُ هِیَ بُیُوتُ الْعِلْمِ الَّذِی اسْتَوْدَعَهُ الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) وَ أَبْوَابُهَا أَوْصِیَاؤُهُمْ فَکُلُّ عَمَلٍ مِنْ أَعْمَالِ الْخَیْرِ یَجْرِی عَلَی غَیْرِ أَیْدِی أَهْلِ الِاصْطِفَاءِ وَعُهُودِهِمْ وَ حُدُودِهِمْ وَ شَرَائِعِهِمْ وَ سُنَّتِهِمْ وَ مَعَالِمِ دِینِهِمْ مَرْدُودٌ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ أَهْلُهُ بِمَحَلِّ کُفْرٍ وَ إِنْ شَمِلَتْهُمْ صِفَهًُْ الْإِیمَانِ أَ لَمْ تَسْمَعْ إِلَی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ ما مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللهِ وَ بِرَسُولِهِ. وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ. فَمَنْ لَمْ یَهْتَدِ مِنْ أَهْلِ الْإِیمَانِ إِلَی سَبِیلِ النَّجَاهًِْ لَمْ یُغْنِ عَنْهُ إِیمَانُهُ بِاللَّهِ مَعَ دَفْعِهِ حَقَّ أَوْلِیَائِهِ وَ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ وَ کَذَلِکَ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا وَ هَذَا کَثِیرٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْهِدَایَهًُْ فِی الْوَلَایَهًِْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَمَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُون وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی هَذَا الْمَوْضِعِ هُمُ الْمُؤْتَمَنُونَ عَلَی الْخَلَائِقِ مِنَ الْحُجَجِ وَ الْأَوْصِیَاءِ فِی عَصْرٍ بَعْدَ عَصْرٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- در یک روایت که ذکر می‌کند مردی از کفار خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید و سؤال‌هایی از آیات قرآن‌که خیال می‌کرد این آیات تناقض دارد پرسید... و ایمان را حالات و منازلی است که شرح آن‌ها به درازا می­کشد و از آن جمله اینکه ایمان گاه بر دو وجه است: ایمان با دل و ایمان با زبان؛ همچون ایمانی که منافقان در روزگار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) داشتند، وقتی حضرت (صلی الله علیه و آله) با شمشیر، آنان را در هم شکست و ترس در دلشان افتاد، با زبان­هایشان ایمان آوردند، حال آنکه با دل­هایشان ایمان نیاورده بودند. ایمان با دل، تسلیم پروردگارشدن است و هرکه امور را به صاحبش تسلیم کند، در برابر او تکبّر نورزیده است؛ آن‌چنان که ابلیس در سجده به آدم بزرگی فروخت و بیشتر امّت­ها در برابر فرمانبری از پیامبران تکبّر پیشه کردند و این‌گونه توحید سودی به آنان نرساند؛ هم‌چنان که آن سجده طولانی برای ابلیس سودمند نیفتاد... خداوند با تبیین و روشنگری آیات و فرستادن رسولان خود، راه هرعذری را بر بندگانش بسته است تا پس از فرستادگان، مردم هیچ حجّتی بر خداوند نداشته باشند و زمینش از کسی که دانای نیاز بندگان است و رهنمای راه نجات است، تهی نمی­شود و ایشان شمارشان بسی اندک است. خداوند این امر را درباره‌ی امّت­های پیامبران بیان کرده و آنان را مثالی برای پسینیان قرار داده است، همچون کلامش درباره‌ی قوم نوح (علیه السلام) که فرمود: اما جز عدّه‌ی کمی همراه او ایمان نیاوردند!. (هود/۴۰) خداوند برای علم، اهلی قرار داد و بر بندگان، فرمانبرداری از ایشان را واجب کرد و فرمود: اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیای پیامبر] را!. (نساء/۵۹). و حال آن که اگر در آن به پیامبر و اولو الامرشان رجوع می‌کردند، حقیقت امر را از آنان درمی‌یافتند. (نساء/۸۳) و از خدا بترسید و با راستگویان باشید. (توبه/۱۱۹) و درحالی‌که تأویل آن را جز خدای نمی‌داند. و آنانکه قدم در دانش استوار کرده‌اند. (آل عمران/۷) و از درها به خانه‌ها درآیید. (بقره/۱۸۹) و منظور از خانه­ها، خانه­های علم است که نزد پیامبران به امانت است و درهای این خانه­ها اوصیا (علیهم السلام) هستند. پس هر عمل نیکی که بر دستی به جز دست اهل برگزیده و بر اساسی جز پیمان­ها و حدود و قانون­ها و سنت­ها و نشانه­های دین ایشان جاری شود، مردود است و پذیرفته نمی­شود و اهل چنین عملی، گرچه مشمول صفت ایمان باشند، در جایگاه کفر هستند؛ مگر نشنیده­ای که خداوند متعال فرمود: هیچ چیز مانع قبول انفاق‌هایشان نشده مگر آنکه به خدا و پیامبرش ایمان نیاورده‌اند. (توبه/۵۹) و مردند درحالی‌که کافر بودند. (توبه/۱۲۵) پس هر که از اهل ایمان به‌سوی راه نجات، هدایت نیابد، ایمان او به خداوند تبارک‌وتعالی همراه با پایمال‌کردن حقّ اولیای خدا، هیچ بهره‌ای به او نمی­رساند و عملش به هیچ می­انجامد و در آخرت از جمله زیانکاران خواهد بود. همچنین خداوند سبحان فرمود: امّا بدان هنگام که عذاب ما را دیدند دیگر ایمانشان برایشان سودی نبخشید. (غافر/۸۵) و از این دست آیه، در کتاب خداوند عزّوجلّ بسیار است و هدایت همان ولایت است، چنانچه خداوند عزّوجلّ فرمود: وَمَن یَتَوَلَّ الله وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغَالِبُونَ و کسانی که در این جایگاه ایمان آورده‌اند، همان کسانی هستند که از جانب حجّت­ها و اوصیا (علیهم السلام) و در هر عصری بر آفریدگان گمارده شده­اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۲ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۸/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۱۳/ نورالثقلین

۱ -۲

(مائده/ ۵۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ یَتَوَلَ اللهَ یَعْنِی یُحِبُ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَعْنِی مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ الَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی وَ یُحِبُّ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (صلی الله علیه و آله) فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ یَعْنِی شِیعَهًَْ اللَّهِ وَ شِیعَهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ شِیعَهًَْ عَلِیٍّ (صلی الله علیه و آله) هُمُ الْغَالِبُونَ یَعْنِی الْعَالُونَ عَلَی جَمِیعِ الْعِبَادِ الظَّاهِرُونَ عَلَی الْمُخَالِفِینَ لَهُمْ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: فَبَدَأَ اللَّهُ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ بِنَفْسِهِ ثُمَّ ثَنَّی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)، ثُمَّ ثَلَّثَ بِعَلِیٍّ (صلی الله علیه و آله) {ثُمَّ قَالَ}: فَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): رَحِمَ اللَّهُ عَلِیّاً (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیْثُ دَارَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ یَتَوَلَّ الله یعنی خدا را دوست بدارد وَ رَسُولَهُ یعنی محمّد (صلی الله علیه و آله) را. وَ الَّذِینَ آمَنُوا یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را دوست داشته باشد. فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ یعنی شیعه‌ی خدا و شیعه‌ی محمّد (صلی الله علیه و آله) و شیعه‌ی علی (علیه السلام) آنان هستند که پیروزند، یعنی بر تمام بندگان برتر و بر مخالفانشان چیره‌اند. خداوند در این آیه از خودش شروع کرد، در مرحله‌ی دوّم محمّد (صلی الله علیه و آله) و در مرحله‌ی سوّم علی (علیه السلام) را گفت، وقتی این آیه نازل شد، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدا رحمت کند علی (علیه السلام) را، خدایا حق را با او بگردان هرکجا که بگردد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۴ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۴۶/ البرهان

۱ -۳

(مائده/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أبی جَعفَر (علیه السلام) قال: إِنَ رَهْطاً مِنَ الْیَهُودِ أَسْلَمُوا مِنْهُمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سَلَامٍ وَ أُسَیْدٌ وَ ثَعْلَبَهًُْ وَ بِنْیَامِینُ وَ سَلَامٌ وَ ابْنُ صُورِیَا فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ مُوسَی (علیه السلام) أَوْصَی إِلَی یُوشَعَ بْنِ نُونٍ فَمَنْ وَصِیُّکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ وَلَّیْتَ بَعْدَکَ فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قُومُوا فَقَامُوا فَأَتَوُا الْمَسْجِدَ فَإِذَا السَّائِلُ خَارِجٌ فَقَالَ یَا سَائِلُ مَا أَعْطَاکَ أَحَدٌ شَیْئاً قَالَ نَعَمْ هَذَا الْخَاتَمَ قَالَ مَنْ أَعْطَاکَهُ قَالَ أَعْطَانِیهِ ذَلِکَ الرَّجُلُ الَّذِی یُصَلِّی قَالَ عَلَی أَیِّ حَالٍ أَعْطَاکَ قَالَ رَاکِعاً فَکَبَّرَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ کَبَّرَ أَهْلُ الْمَسْجِدِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) وَلِیُّکُمْ بَعْدِی فَقَالُوا رَضِینَا بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِالْإِسْلَامِ دِیناً وَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) نَبِیّاً وَ بِعَلِیٍّ (علیه السلام) وَلِیّاً فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ ...

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در روایتی از امام باقر (علیه السلام) آمده است: جمعی از یهودیان مسلمان شدند مانند عبداللَّه‌بن‌سلام و اسید و ثعلبه و بنیامین و سلام و ابن‌صوریا و نزد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند: «ای پیامبر خدا! موسی (علیه السلام) یوشع‌بن‌نون را وصی خود کرد وصی شما کیست؟ چه کسی پس از شما سرپرست ما است»؟ این آیه نازل شد: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ هُمْ رَاکِعُون، سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «برخیزید»! برخاستند و به مسجد آمدند ناگاه سائلی بیرون می‌شد فرمود: «ای سائل کسی چیزی به تو نداد»؟ گفت: «چرا این خاتم را داد». و فرمود: «چه کسی به تو داد»؟ گفت: «این مردی که نماز می‌خواند». فرمود: «در چه حالی به تو داد»؟ گفت: «درحال رکوع». پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفت و اهل مسجد هم تکبیر گفتند، فرمود: «علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) پس از من ولی شما است». گفتند: «به پروردگاری خدا خشنودیم و به دین اسلام و به پیغمبری محمّد (صلی الله علیه و آله) و به ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب». و خدا این آیه را نازل کرد: وَ مَنْ یَتَوَلَّ الله وَ رَسُولَهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۴ المناقب، ج۳، ص۳

زیرا حزب خدا گروه خداپرستان) پیروزند

۲ -۱

(مائده/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَنْتَ أَخِی وَ أَنَا أَخُوکَ أَنَا الْمُصْطَفَی لِلنُّبُوَّهًِْ وَ أَنْتَ الْمُجْتَبَی لِلْإِمَامَهًْ ... یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَنْتَ أَمِینُ أُمَّتِی وَ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَلَیْهَا بَعْدِی قَوْلُکَ قَوْلِی وَ أَمْرُکَ أَمْرِی وَ طَاعَتُکَ طَاعَتِی وَ زَجْرُکَ زَجْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی وَ مَعْصِیَتُکَ مَعْصِیَتِی وَ حِزْبُکَ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- تو برادر منی و من برادر توأم، من برای نبوّت برگزیده شده­ام و تو برای امامت انتخاب شده­ای ... ای علی، تو امین اُمّت منی و بعد از من حجّت خدا بر آن­هایی، سخن تو سخن من است و فرمان تو فرمان من است و اطاعت از تو اطاعت من، بازداشتن تو بازداشتن من است و نهی تو نهیِ من، نافرمانی تو نافرمانی من است و حزب تو حزب من و حزب من حزب خداست؛ مَنْ یَتَوَلَّ الله وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۶ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۹۳/ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۵۳/ بشارهًْ المصطفی، ص۵۵

۲ -۲

(مائده/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَکُمُ اللَّهُ أَنْ تَسْلُکُوا الْهُدَی إِلَیْهِ ثُمَّ عَلِیٌّ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهًُْ الْهُدَی یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ ثُمَّ قَرَأَ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدَ وَ قَالَ فِیمَنْ ذُکِرَتْ ذُکِرَتْ فِیهِمْ وَ اللَّهِ فِیهِمْ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ وَ اللَّهِ شَمِلَتْ وَ آبَاءَهُمْ خَصَّتْ وَ عَمَّتْ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لاخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ وحِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُون.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- «ای مردم! من راه مستقیم خدا هستم که خداوند به شما دستور داده که مسیر هدایت را به‌سوی آن بپیمایید. سپس علی (علیه السلام) بعد از من و سپس فرزندانم از نسل او امامان هدایت هستند که به‌سوی حقّ هدایت می‌کنند؛ و با آن، عدالت را اجرا می‌کنند». سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) سوره‌ی حمد را خواند و فرمود: «درباره‌ی چه کسانی بیان شده است»؟ درباره‌ی آن‌ها بیان شده است. به خدا سوگند درباره‌ی آن‌ها نازل شده است و به خدا سوگند شامل آن‌ها است و به پدرانشان اختصاص دارد و شامل آن‌ها است. آن‌ها اولیای خدا هستند که نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند!. (بقره/۶۲) و حزب خدا (گروه خداپرستان) پیروزند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۶ التحصین لابن طاوس، ص۲۹، ص۵۸۷/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۹۵

۲ -۳

(مائده/ ۵۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَنَحْنُ وَ شِیعَتُنَا حِزْبُ اللَّهِ وَحِزْبُ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- پس ما و شیعیانمان حزب خداییم؛ و حزب خدا (گروه خداپرستان) پیروزند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۶ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۵/ نورالثقلین

۲ -۴

(مائده/ ۵۶)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّهَا نَزَلَت فِی عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- این آیه در شأن علی (علیه السلام) نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۶ البرهان/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۷/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۸/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹۸/ فرات الکوفی، ص۱۲۹/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۳۹

۲ -۵

(مائده/ ۵۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أبی عَبدالله أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) ... یَا عَلِیُّ (علیه السلام) لَکَ فِی الْجَنَّهًِْ کَنْزٌ وَ أَنْتَ ذُو قَرْنَیْهَا وَ شِیعَتُکَ حِزْبُ اللَّهِ وَ حِزْبُ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ... یا علی (علیه السلام) تو در بهشت صاحب گنجی هستی و تو صاحب دو کران آن هستی و پیروان تو حزب خدا هستند؛ و حِزْبَ الله هُمُ الْغالِبُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۶ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۴۰

۲ -۶

(مائده/ ۵۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَقَدْ حَضَرَ الْغَدِیرَ اثْنَا عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ یَشْهَدُونَ لِعَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَمَا قَدَرَ عَلَی أَخْذِ حَقِّهِ وَ إِنَ أَحَدَکُمْ یَکُونُ لَهُ الْمَالُ وَ لَهُ شَاهِدَانِ فَیَأْخُذُ حَقَّهُ فَإِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْغالِبُونَ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- دوازده هزار نفر در غدیر حاضر و شاهد این ماجرا بودند، ولی علی (علیه السلام) نتوانست حقّش را بگیرد. این درحالی است که هرکس از شما که مالی داشته باشد و دو شاهد داشته باشد، می‌تواند حقّش را ثابت کند: فإنَّ حزبَ اللهِ همُ الْغالِبُون و این در حقّ علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۸ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۱۳۹/ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ [57]

 

اى كسانى ‌كه ايمان آورده‌ايد! افرادى كه آيين شما را به باد استهزا و بازى مى‌گيرند از اهل كتاب و مشركان را ولىّ خود انتخاب ‌نكنيد؛ و از [نافرمانى] خدا بپرهيزيد اگر ايمان داريد.

۱

(مائده/ ۵۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کَانَ رِفَاعَهًُْ بْنُ زَیْدٍ التَّابُوتِ وَ سُوَیْدُ بْنُ الْحَرْثِ قَدْ أَظْهُرَ‌ا الْإِسْلَامَ ثُمَّ نَافَقَا وَ کانَ رِجالٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ یُوَادُّونَهَا فَنَزَلَتِ الْآیَهًُْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- رفاعه‌بن‌زیدتابوت و سویدبن‌حرث اظهار اسلام کرده بودند سپس منافق شدند و بعضی از مسلمانان آن‌ها را دوست می‌داشتند که این آیه نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۸ البرهان

 

آیه وَ إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً ذالِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ [58]

 

هنگامى‌ كه [مردم را] به نماز فرا مى‌خوانيد، آن را به مسخره و بازى مى‌گيرند؛ اين به‌خاطر آن است كه آن‌ها گروهى نابخردند.

 

آیه قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّا إِلّا أَنْ آمَنّا بِاللهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ [59]

 

بگو: «اى اهل كتاب! آيا بر ما خرده مى‌گيريد؟! مگر جز اين است كه ما به خداوند يگانه، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه پيش از اين نازل گرديده، ايمان آورده‌ايم، در‌حالى‌كه بيشتر شما، از راه حق، خارج شده‌ايد».

 

آیه قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللهِ مَنْ لَعَنَهُ اللهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ (60( ( کُلّیّاتُها [60]

 

بگو: «آيا شما را از جايگاه و كيفرى كه نزد خدا بدتر از اين است،با خبر كنم؟ كسانى ‌كه خداوند آن‌ها را از رحمت خود دور‌ساخته، و مورد خشم قرار ‌داده، و بعضى از آن‌ها را به‌صورت ميمون‌ها و خوك‌ها قرار‌ داده؛ و دربندگى طاغوت در آمده‌اند؛ موقعيّت و جايگاه آن‌ها، بدتر است؛ و از راه راست، گمراه‌ترند». (۶۰( ( کلّیّات

۱

(مائده/ ۶۰)

 

العسکری (علیه السلام)- غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ قَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عِبَادَهُ أَنْ یَسْأَلُوهُ طَرِیقَ الْمُنْعَمِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ أَنْ یَسْتَعِیذُوا مِنْ طَرِیقِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ الْیَهُودُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ هَلْ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِکَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللهِ مَنْ لَعَنَهُ اللهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده: امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: خداوند، به بندگانش فرمان داده که راه نعمت‌داده شدگان را از او بخواهند و آن‌ها پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحین هستند؛ و از راه مغضوب‌شدگان به خدا پناه ببرند و آن‌ها یهودیان بودند که خدای تعالی درباره‌شان امی‌فرماید: قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَةً عندَ الله مَن لَّعنَهُ الله وَغَضِبَ علَیْهِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۲۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۷۳/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۵۰/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۳۲/ البرهان

۲

(مائده/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا قَوْلُهُ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ فَأُولَئِکَ الْیَهُودُ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللهِ‌کُفْراً. فَغَضِبَ عَلَیْهِمْ فَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِیرَ فَنَسْأَلُ اللَّهَ تَعَالَی أَنْ لَایَغْضَبَ عَلَیْنَا کَمَا غَضِبَ عَلَیْهِم.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا کلام خداوند: غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ؛ یهودیان هستند که نعمت خدا را به کفر تبدیل نمودند؛ خداوند بر آن‌ها خشم گرفت که به‌صورت میمون و خوک درآمدند. ما از خدا می‌خواهیم که چنانچه بر آن‌ها خشم گرفت، بر ما خشم نگیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۰ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۶۱/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۶۰

میمون‌ها و خوک‌ها

۱ -۱

(مائده/ ۶۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّ الْمُمْسَخِینَ مِنْ أَصْحَابِ السَّبْتِ إِنَّ شُبَّانَهُمْ مُسِخُوا قِرَدَهًًْ وَ شُیُوخَهُمْ مُسِخُوا خَنَازِیرَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مسخ‌شده‌ها از اصحاب سبت (گروهی از تبهکاران بنی‌اسرائیل) هستند؛ چون جوان‌هایشان مسخ شدند و به‌صورت میمون درآمدند و پیرانشان مسخ شدند و به‌صورت خوک در آمدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۰ مجمع البحرین، ج۳، ص ۱۲۷

۱ -۲

(مائده/ ۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیه السلام) قَال: لَمَّا بَلَغَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) أَمْرُ مُعَاوِیَهًَْ وَ أَنَّهُ فِی مِائَهًِْ أَلْفٍ قَالَ مِنْ أَیِّ الْقَوْمِ قَالُوا مِنْ أَهْلِ الشَّامِ قَالَ (علیه السلام) لَا تَقُولُوا مِنْ أَهْلِ الشَّامِ وَ لَکِنْ قُولُوا مِنْ أَهْلِ الشُّومِ وَ هُمْ مِنْ أَبْنَاءِ مِصْرَ لُعِنُوا عَلی لِسانِ داوُدَ فَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِیرَ.

 

امام علی (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) در روایتی از پدرانش نقل فرموده است: زمانی که مسأله‌ی [عدم بیعت] معاویه به اطّلاع امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید و اینکه او صدهزار نفر دارد، امام پرسید: «افرادش از کدام قوم هستند»؟ پاسخ دادند: «از اهالی شام». حضرت فرمود: «نگویید از اهالی شام. بلکه بگویید از اهل شوم. آن‌ها فرزندان و نوادگان مضر (مصر) هستند که داود (علیه السلام) آن‌ها را لعن و نفرین کرد و خداوند آن‌ها را به میمون و خوک تبدیل نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۰ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۲۳۳

 

آیه وَ إِذا جاؤُكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَ اللهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُونَ [61]

 

هنگامى‌ كه نزد شما مى‌آيند، مى‌گويند: «ايمان آورده‌ايم». [امّا] با كفر وارد ‌شده‌اند، و با كفر خارج شده‌اند؛ و خداوند، از آنچه كتمان مى‌كردند، آگاه‌تر است.

۱

(مائده/ ۶۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذا جاؤُکُمْ قالُوا آمَنَّا قَالَ نَزَلَتْ فِی عَبْدِ‌اللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ لِمَا أَظْهَرَ الْإِسْلَامَ وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْکُفْرِ قَالَ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ مِنَ الْإِیمَان.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذا جاؤُکُمْ قالُوا آمَنَّا وَ قَدْ دَخَلُوا بِالْکُفْرِ وَ هُمْ قَدْ خَرَجُوا بِهِ وَ الله أَعْلَمُ بِما کانُوا یَکْتُمُونَ؛ این آیه درباره‌ی عبدالله‌بن‌ابی، هنگامی که اظهار اسلام کرد، نازل شد. وقَدْ دَخَلُوا بالکفر؛ و با آن از ایمان خارج شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۰ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۶۵/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ تَرى كَثيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ [62]

 

بسيارى از آنان را مى‌بينى كه در گناه و تعدّى، و خوردن مال حرام، شتاب‌ مى‌كنند. چه بد و ناپسند است كارى كه انجام مى‌دادند.

۱

(مائده/ ۶۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ قَالَ السُّحْتُ هُوَ بَیْنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ هُوَ أَنْ یُؤَاجِرَ الرَّجُلُ نَفْسَهُ عَلَی حَمْلِ الْمُسْکِرِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ اتِّخَاذِ الْمَلَاهِی فَإِجَارَتُهُ نَفْسَهُ حَلَالٌ وَ مِنْ جِهَهًِْ مَا یَحْمِلُ وَ یَعْمَلُ هُوَ سُحْت.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ؛ سحت، ما بین حلال و حرام است و آن، این است که مردی خود را برای حمل مسکرات و یا گوشت خوک و یا وسایل لهو و لعب اجاره دهد. دراین‌صورت، اجاره حلال است، ولی از این جهت که بار او حرام است، سحت نامیده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۰ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۲۵۰/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ البرهان

۲

(مائده/ ۶۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مِنَ السُّحْتِ ثَمَنُ الْمَیْتَهًِْ، وَ ثَمَنُ الْکَلْبِ، وَ مَهْرُ الْبَغِیِ، وَ الرِّشْوَهًُْ فِی الْحُکْمِ، وَ أَجْرُ الْکَاهِن.

 

امام علی (علیه السلام)- سحت، شامل قیمت مردار، قیمت سگ و مهریه‌ی فاحشه و رشوه در قضاوت و اجرت پیشگو می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۰ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۳۶/ البرهان

 

آیه لَوْلا يَنْهاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ما كانُوا يَصْنَعُونَ [63]

 

چرا دانشمندان و علما [ى يهود و نصارا]، آن‌ها را از سخنان گناه آميز و خوردن مال حرام، نهى نمى‌كنند؟! چه بد و ناپسند است عملى كه انجام مى‌دادند!

۱

(مائده/ ۶۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ عَمْرِوبْنِ‌رِیَاحٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَقُولُ مَنْ طَلَّقَ لِغَیْرِ السُّنَّهًِْ أَنَّکَ لَا تَرَی طَلَاقَهُ شَیْئاً فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) مَا أَقُولُهُ بَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُهُ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ کُنَّا نُفْتِیکُمْ بِالْجَوْرِ لَکُنَّا شَرّاً مِنْکُمْ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ لَوْلا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ ...

 

امام باقر (علیه السلام)- عمربن‌ریاح گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: به من خبر رسیده که گفته‌ای: هرکسی که به غیر سنّت، طلاق بدهد، طلاق او ارزشی ندارد»؟ ابوجعفر (علیه السلام) فرمود: «من این را نگفته‌ام، بلکه خداوند این را می‌گوید. آگاه باشید که به خدا اگر از روی جور و ظلم، برای شما فتوا می­دادیم، از شما شرورتر بودیم؛ چرا که خدا می‌فرماید: لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ عن قَوْلِهِمُ الإِثْمَ وَأَکْلِهِمُ السُّحْتَ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۲ الکافی، ج۶، ص۵۷/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۲۶۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۱۵/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۸۴/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۶۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ عُمَرَ‌بْنَ‌رَبَاحٍ زَعَمَ أَنَّکَ قُلْتَ لَاطَلَاقَ إِلَّا بِبَیِّنَهًٍْ قَالَ فَقَالَ مَا أَنَا قُلْتُهُ بَلِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُهُ إِنَّا وَ اللَّهِ لَوْ کُنَّا نُفْتِیکُمْ بِالْجَوْرِ لَکُنَّا أَشَدَّ مِنْکُمْ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «عمربن‌ریاح ادّعا کرده است که شما فرموده‌ای: «طلاقی نیست مگر به دلیلی روشن»؟ فرمود: «من این را نگفته‌ام، بلکه خداوند متعال می‌گوید، به خدا سوگند! اگر ما از روی ظلم به شما فتوا بدهیم، ما از شما بدتریم؛ خداوند می‌فرماید: لَوْلاَ یَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَالأَحْبَارُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۱۴۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ البرهان

۳

(مائده/ ۶۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَی الْأَحْبَارِ إِذْ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ قَالَ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی‌إِسْرائِیلَ إِلَی قَوْلِهِ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ وَ إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهًِْ الَّذِینَ بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِکَ رَغْبَهًًْ فِیمَا کَانُوا یُنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَهًًْ مِمَّا یُحْذَرُون.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم! از پند و اندرزی‌که خداوند دوستان خود را به خاطر سخن ملامت‌باری که بر دانشمندان یهود فرموده؛ عبرت گیرید، آنجا که [در قرآن] فرماید: لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ، و [در آیه‌ای دیگر] می‌فرماید: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی‌إِسْرائِیلَ؛.. لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ؛ و تنها دلیل انتقاد و بدگویی خداوند از ایشان این بود که آن افراد با اینکه اعمال منکر و ناپسند ستمکاران را مشاهده می‌کردند، ولی به‌جهت بهره‌ای که از آنان می‌بردند و هراسی که از آن برحذر بودند، در منع و بازداشتن ایشان هیچ قدمی برنمی‌داشتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۲ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۷۹/ تحف العقول، ص۲۳۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۳۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۳۱۵

۴

(مائده/ ۶۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَإِنَّهُ إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ حَیْثُ مَا عَمِلُوا مِنَ الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِکَ وَ إِنَّهُمْ لَمَّا تَمَادَوْا فِی الْمَعَاصِی وَ لَمْ یَنْهَهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ ذَلِکَ نَزَلَتْ بِهِمُ الْعُقُوبَاتُ فَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ.

 

امام علی (علیه السلام)- کسانی که قبل از شما بودند هلاک شدند آنجا که به گناهان عمل کردند و علما و دانشمندان، آن‌ها را از آن نهی نکردند و هنگامی که آن‌ها در گناهان ثابت ماندند و علما و دانشمندان، آن‌ها را از آن نهی نکردند، عذاب‌ها بر آن‌ها نازل شد؛ پس امر به معروف و نهی از منکر کنید. (و یهود گفتند: «دست خدا بسته است». دست‌هایشان بسته باد! و به‌خاطر آنچه گفتند، از رحمت [الهی] دور شوند! بلکه هر دو دست [قدرت] او، گشاده است؛ هرگونه بخواهد، می‌بخشد. ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۲ الکافی، ج۵، ص۵۷/ نورالثقلین

 

آیه وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ [64]

 

كفر بسيارى از آن‌ها مى‌افزايد. وما در ميان آن‌ها تا روز قيامت عداوت ودشمنى افكنديم. هر زمان آتش جنگى [در برابر شما] افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت؛ و براى فساد در زمين، تلاش مى‌كنند؛ و خداوند، مفسدان را دوست ندارد.

دست خدا

۱ -۱

(مائده/ ۶۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا إِبْلِیسُ ما مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِیَدَیَ فَقَالَ الْیَدُ فِی کَلَامِ الْعَرَبِ الْقُوَّهًُْ وَ النِّعْمَهًُْ قَالَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ وَ قَالَ وَ السَّماءَ بَنَیْناها بِأَیْدٍ أَیْ بِقُوَّهًٍْ وَ قَالَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ أَیْ قَوَّاهُمْ وَ یُقَالُ لِفُلَانٍ عِنْدِی یَدٌ بَیْضَاءُ أَیْ نِعْمَهًْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: «آیه: ای ابلیس! چه چیز تو را مانع شد که برای چیزی که به دستان قدرت خویش خلق‌کردم، سجده آوری؟. (ص/۷۵) یعنی چه»؟ فرمود: «دست در زبان عرب به‌معنای قدرت و نعمت است، خداوند فرمود: و داود، بنده‌ی ما را که دارای امکانات [متعدد] بود به یادآور. (ص/۱۷). و نیز فرمود: و آسمان را به قدرت خویش برافراشتیم. (ذاریات/۴۷). یعنی با نیرو. و بی‌گمان، ما [آسمان] گستریم. (ذاریات/۴۷). و فرمود: با روحی از ناحیه‌ی خودش آن‌ها را تقویت فرموده. (مجادله/۲۲). یعنی به آن‌ها توان و نیرو داد. و در اصطلاح گفته می‌شود: فلانی در نزد من ید بیضاء دارد، یعنی نعمت دارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۴ معانی الأخبار، ص۱۶/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن حَنَانِ‌بْنِ‌سَدِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْعَرْشِ وَ الْکُرْسِیِّ فَقَالَ إِنَّ لِلْعَرْشِ صِفَاتٍ کَثِیرَهًًْ مُخْتَلِفَهًًْ لَهُ فِی‌کُلِّ سَبَبٍ ... فَمِنِ اخْتِلَافِ صِفَاتِ الْعَرْشِ أَنَّهُ قَالَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی رَبِّ الْعَرْشِ رَبِّ الْوَحْدَانِیَّهًِْ عَمَّا یَصِفُونَ وَ قَوْمٌ وَصَفُوهُ بِیَدَیْنِ فَقَالُوا یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ وَ قَوْمٌ وَصَفُوهُ بِالرِّجْلَیْنَ فَقَالُوا وَضَعَ رِجْلَهُ عَلَی صَخْرَهًِْ بَیْتِ الْمَقْدِسِ فَمِنْهَا ارْتَقَی إِلَی السَّمَاءِ وَ وَصَفُوهُ بِالْأَنَامِلِ فَقَالُوا إِنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِنِّی وَجَدْتُ بَرْدَ أَنَامِلِهِ عَلَی قَلْبِی فَلِمِثْلِ هَذِهِ الصِّفَاتِ قَالَ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- حنان‌بن‌سدیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی «عرش» و «کرسی» پرسیدم. فرمود: «عرش دارای صفات بسیار و متفاوتی است... از جمله ویژگی‌های مختلف عرش آن است که خداوند فرمود: رَبِّ العَرْشِ عَمَّا یصِفُونَ؛ یعنی پروردگار یگانگی. عدّه‌ای خداوند را دارای دو دست می‌دانستند و می‌گفتند: یَدُ الله مَغْلُولَةٌ گروهی نیز برای خداوند، دو پا قایل‌شده و گفتند: خداوند پایش را بر روی صخره بیت‌المقدس گذاشت و از آنجا به آسمان عروج کرد و معتقد بودند که خداوند انگشت دارد و مدّعی شدند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده است: سرمای انگشتان خداوند را بر روی قلبم احساس کردم. خداوند در ردّ چنین ادعاهایی فرموده است: رَبِّ العَرْشِ عَمَّا یصِفُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۴ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۳۰/ التوحید، ص۳۲۱/ نورالثقلین

۱ -۳

(مائده/ ۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا فَأَحْسَنَ خَلْقَنَا وَ صَوَّرَنَا فَأَحْسَنَ صُوَرَنَا وَ جَعَلَنَا عَیْنَهُ فِی عِبَادِهِ وَ لِسَانَهُ النَّاطِقَ فِی خَلْقِهِ وَ یَدَهُ الْمَبْسُوطَهًَْ عَلَی عِبَادِهِ بِالرَّأْفَهًِْ وَ الرَّحْمَهًِْ.[1] (الوِلَایَةُ

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ ما را آفرید و آفرینش ما را نیکو گردانید و ما را انگاشت و صورت‌های ما را نیکو ساخت و ما را در میان بندگانش چشم خود گردانید و زبان گویای خود در میان آفریدگانش و دست خود که بر بندگانش به رأفت و رحمت گشوده است. (ولایت

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۴ الکافی، ج۱، ص۱۴۴/ نورالثقلین

۱

(مائده/ ۶۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَا یَدُ اللَّهِ الْمَبْسُوطَهًُْ عَلَی عِبَادِهِ بِالرَّحْمَهًِْ وَ الْمَغْفِرَهًِْ.[1] (قُولُ الیَهُودِ

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: منم دست گشوده‌ی خدا بر بندگانش از نظر مهربانی و آمرزش. (سخن یهود

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۴ التوحید، ص۱۶۴/ نورالثقلین

۱

(مائده/ ۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن یَعْقُوبَ‌بْنِ‌شُعَیْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ قَالَ فَقَالَ لَیْسَ کَذَا وَ قَالَ بِیَدِهِ إِلَی عُنُقِهِ وَلَکِنَّهُ قَالَ قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَشْیَاءِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یعقوب‌بن‌شعیب گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ الله مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدیهِمْ سؤال کردم. حضرت فرمود: «این‌طور است». و با دست گردنشان را گرفتند. «ولی منظور ایشان این است که از کار جهان، فارغ شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۷/ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ الأمالی للطوسی، ص۶۶۱/ البرهان

۲

(مائده/ ۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ یَعْنُونَ قَدْ فَرَغَ مِمَّا هُوَ کَائِنٌ لُعِنُوا بِما قالُوا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یَدُ الله مَغْلُولَةٌ؛ یعنی از کاری که انجام شده، فارغ شده است، لُعِنُوا بِما قالُوا به‌خاطر آنچه که گفتند، مورد لعن قرار گرفتند، خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن إِسْحَاقَ‌بْنِ‌عَمَّارٍ عَمَّنْ سَمِعَه عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ لَمْ یَعْنُوا أَنَّهُ هَکَذَا وَ لَکِنَّهُمْ قَالُوا قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَا یَزِیدُ وَ لَا یَنْقُصُ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ تَکْذِیباً لِقَوْلِهِمْ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ أَ لَمْ تَسْمَعِ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ یَمْحُوا اللهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار از کسی که این روایت را از امام صادق (علیه السلام) شنیده، نقل می‌کند: امام (علیه السلام) درباره‌ی آیه: وَ قَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ الله مَغْلُولَةٌ فرمود: «منظورشان این نبود که واقعاً دست خدا بسته است، بلکه گفتند: از کار جهان، فارغ شده و کم و زیاد نمی‌کند و امور را تدبیر نمی­نماید. بنابراین خداوند متعال در تکذیب این سخن ایشان فرمود: غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء یا اینکه نشنیده‌ای که خدای عزّوجلّ می‌فرماید: خدا آنچه را بخواهد، محو یا اثبات می‌کند و اصل کتاب نزد اوست. (رعد/۳۹)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۰۴/ معانی الأخبار، ص۱۸/ التوحید، ص۱۶۷/ البرهان/ نورالثقلین

۴

(مائده/ ۶۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن الْحَسَنَ‌بْنَ‌مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِیَّ یَقُول ... . فَوَجَّهَ الْمَأْمُونُ إِلَی الرِّضَا (علیه السلام) فَقَالَ ... یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِیمَا تَشَاجَرَا فِیهِ (مِنَ الْبَدَاءِ) قَالَ (علیه السلام) وَ مَا أَنْکَرْتَ مِنَ الْبَدَاءِ یَا سُلَیْمَانُ وَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ أَوَ لا یَذْکُرُ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَکُ شَیْئاً... قَالَ سُلَیْمَانُ هَلْ رُوِّیتَ فِیهِ عَنْ آبَائِکَ شَیْئاً قَالَ نَعَمْ رُوِّیتُ عَنْ أَبِی‌عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ عِلْمَیْنِ عِلْماً مَخْزُوناً مَکْنُوناً لَا یَعْلَمُهُ إِلَّا هُوَ مِنْ ذَلِکَ یَکُونُ الْبَدَاءُ وَ عِلْماً عَلَّمَهُ مَلَائِکَتَهُ وَ رُسُلَهُ فَالْعُلَمَاءُ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ نَبِیِّکَ یَعْلَمُونَه ... ثُمَّ قَالَ أَحْسَبُکَ ضَاهَیْتَ الْیَهُودَ فِی هَذَا الْبَابِ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِکَ وَ مَا قَالَتِ الْیَهُودُ قَالَ قَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ یَعْنُونَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ فَرَغَ مِنَ الْأَمْرِ فَلَیْسَ یُحْدِثُ شَیْئاً فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌محمّد نوفلی گوید: ... مأمون به‌سوی امام رضا (علیه السلام) فرستاد و گفت: «یا ابا الحسن (علیه السلام)! درباره‌ی آنچه اینان در آن بحث و مشاجره می‌کنند (بداء) چه نظری دارید»؟ حضرت فرمود: «ای سلیمان! چطور «بداء» را قبول نداری؟ و حال آنکه خداوند می‌فرماید: و آدمی به یاد ندارد که او را پیش از این آفریده‌ایم و او خود چیزی نبوده است. (مریم/۶۷). سلیمان گفت: «آیا دراین باره، از پدران خود، روایت به شما رسیده است»؟ فرمود: «بله، از امام صادق (علیه السلام) این روایت برایم نقل شده است که ایشان فرمود: «خداوند دو علم دارد، علمی مخزون و علمی مکنون و پنهان، که کسی جز خودش از آن علم آگاهی ندارد، و بداء از آن علم نشأت می‌گیرد، و علمی که به ملائکه و پیامبرانش (علیهم السلام) تعلیم فرموده است و علمای اهل بیت پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) نیز از آن آگاهند»... آنگاه حضرت رو به سلیمان نموده، فرمود: «گمان می‌کنم در این موضوع، همانند یهودیان فکر میکنی»!؟ سلیمان گفت: «از چنین چیزی به خدا پناه می‌برم، مگر یهودیان چه می‌گویند»؟ حضرت فرمود: «یهودیان می‌گویند: یَدُ الله مَغْلُولَةٌ منظورشان این است که خداوند از کار خود فارغ شده و دست کشیده است و دیگر چیزی ایجاد نمی‌کند، خداوند هم در جواب می‌فرماید: غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۳۰/ بحارالأنوار، ج۴، ص۹۵/ التوحید، ص۴۴۴/ عیون أخبار الرضا (ج۱، ص۱۸۲/ نورالثقلین

۵

(مائده/ ۶۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن بَکْرِ‌بْنِ‌صَالِحٍ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا (علیه السلام) یَقُولُ مَا تَقُولُ النَّاسُ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَیَّ آیَهًٍْ قَالَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ قُلْتُ اخْتَلَفُوا فِیهَا قَالَ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) وَ لَکِنِّی أَقُولُ نَزَلَتْ فِی الْوَاقِفَهًِْ إِنَّهُمْ قَالُوا لَا إِمَامَ بَعْدَ مُوسَی (علیه السلام) فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ وَ الْیَدُ هُوَ الْإِمَامُ فِی بَاطِنِ الْکِتَابِ وَ إِنَّمَا عَنَی بِقَوْلِهِمْ لَا إِمَامَ بَعْدَ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام).

 

امام رضا (علیه السلام)- بکربن‌صالح گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم می‌فرمود: «مردم درباره‌ی این آیه چه می‌گویند». عرض کردم: «فدایت شوم کدام آیه»؟ فرمود: این آیه: وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ الله مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ. گفتم: «در تفسیر آن اختلاف دارند». فرمود: «من می‌گویم این آیه درباره‌ی واقفی‌ها نازل شده آن‌ها می‌گویند بعد از موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) امامی نیست؛ خداوند آن‌ها را رد می‌کند و می‌فرماید: دست‌های خدا گشاده است. دست در باطن قرآن، امام است، منظور اشاره به این اعتقاد آن‌ها است که می‌گویند: «پس از موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) امام نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۶ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۲۶۴/ رجال الکشی، ص۴۵۶/ بحرالعرفان، ج۱۵، ص۳۲۳

۶

(مائده/ ۶۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمَا قالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتانِ قَالَ: قَالُوا قَدْ فَرَغَ اللَّهُ مِنَ الْأَمْرِ لَا یُحْدِثُ اللَّهُ غَیْرَ مَا قَدَّرَهُ فِی التَّقْدِیرِ الْأَوَّلِ فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَقَالَ بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشاءُ أَیْ یُقَدِّمُ وَ یُؤَخِّرُ وَ یَزِیدُ وَ یَنْقُصُ وَ لَهُ الْبَدَاءُ وَ الْمَشِیَّهًُْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ الله مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ یَداهُ مَبْسُوطَتانِ؛ گفته‌اند: خداوند از این کار فارغ شده جز آنچه که در تقدیر اوّل، مقدّر فرموده، ایجاد نمی‌کند؛ پس خداوند به آن‌ها پاسخ‌داد و فرمود: بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء یعنی تقدیم و تأخیر می‌کند و می‌افزاید و می‌کاهد، برای او بداء حاصل می‌شود و مشیّت از آن اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۹۸/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ نورالثقلین/ البرهان

۷

(مائده/ ۶۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ فِی قَوْلِهِ قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ أیْ مُمْسِکهًٌْ عَنِ الرِّزْقِ فَنَسَبُوهُ إلَی الْبُخْلِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قالَتِ الْیَهُودُ یَدُ الله مَغْلُولَةٌ؛ یعنی دست‌های خدا بسته است و از دادن روزی امتناع دارد و نسبت به خدا، بخل نشان داده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۷۹

۸

(مائده/ ۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّهُ لَنْ یَغْضَبَ اللَّهُ لِشَیْءٍ کَغَضَبِ الطَّلْحِ وَ السِّدْرِ إِنَّ الطَّلْحَ کَانَتْ کَالْأُتْرُجِّ وَ السِّدْرَ کَالْبِطِّیخِ فَلَمَّا قَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللهِ مَغْلُولَةٌ نُقِصَتَا حَمْلَهُمَا فَصَغِرَ فَصَارَ لَهُ عَجَمٌ وَ اشْتَدَّ الْعَجَمُ فَلَمَّا أَنْ قَالَتِ النَّصَارَی الْمَسِیحُ ابْنُ اللَّهِ زَعِرَتَا فَخَرَجَ لَهُمَا هَذَا الشَّوْکُ وَ نُقِصَتَا حَمْلَهُمَا وَ صَارَ السِّدْرُ إِلَی هَذَا الْحَمْلِ وَ ذَهَبَ حَمْلُ الطَّلْحِ فَلَا یَحْمِلُ حَتَّی یَقُومَ قَائِمُنَا وَ قَالَ مَنْ سَقَی طَلْحَهًًْ أَوْ سِدْرَهًًْ فَکَأَنَّمَا سَقَی مُؤْمِناً مِنْ ظَمَإ. ٍ

 

امام صادق (علیه السلام)- برای خدا چیزی مانند درخت طلح و سدر خشم نگرفته. طلح به اندازه ترنج بود و سدر مانند خربزه، وقتی یهودیان گفتند: یَدُ الله مَغْلُولَةٌ میوه آنها کوچک شد و دارای دانه شدند، دانه‌ای سخت. وقتی مسیحیان گفتند: الْمَسِیحُ ابْنُ الله این دو درخت کم برگ شدند و خاردار و میوه آنها کوچک شد، سدر به این کوچکی شد و میوه طلح از بین رفت و دیگر میوه نخواهد داد تا قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و فرمود: «هرکس درخت طلح و سدر را آب دهد، مثل این است که مؤمنی را از تشنگی سیراب نموده».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۱۲

هرگونه بخواهد، می‌بخشد. ولی این آیات، که از طرف پروردگارت بر تو نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آن‌ها می‌افزاید

۲ -۱

(مائده/ ۶۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً قَالَ هِیَ وَلَایَهًُْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه: یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً فرمود: «آن ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۸ بصایر الدرجات، ج۱، ص۷۴

هر زمان آتش جنگی [در برابر شما] افروختند، خداوند آن را خاموش ساخت

۳ -۱

(مائده/ ۶۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن جابِر عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللهُ کُلَّمَا أَرَادَ جَبَّارٌ مِنَ الْجَبَابِرَهًِْ هَلَکَهًَْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) قَصَمَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که درباره‌ی آیه: کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا الله فرمود: «هرگاه ستمگری از ستمگران خواست، آل محمّد (علیهم السلام) را به هلاکت برساند، خداوند، او را درهم شکست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(مائده/ ۶۴)

 

الزّهراء (سلام الله علیها)- أَیُّهَا النَّاسُ ... أَنْقَذَکُمُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتِی، وَ بَعْدَ أَنْ مُنِیَ بِبُهَمِ الرِّجَالِ، وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ، وَ مَرَدَهًِْ أَهْلِ الْکِتَابِ کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللهُ، أَوْ نَجَمَ قَرْنٌ لِلشَّیْطَانِ، وَ فَغَرَتْ فَاغِرَهًٌْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ، قَذَفَ أَخَاهُ فِی لَهَوَاتِهَا، فَلَا یَنْکَفِئُ حَتَّی یَطَأَ صِمَاخَهَا بِأَخْمَصِهِ، وَ یُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَیْفِهِ.

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)- ای مردم... خداوند تبارک‌وتعالی شما را به برکت محمّد (صلی الله علیه و آله) بعد از آن همه ذلّت و خواری و ناتوانی نجات بخشید، او با شجاعان درگیر شد و با گرگ‌های عرب و سرکشان یهود و نصاری پنجه در افکند، ولی هر زمان آتش جنگ را برافروختند خدا آن را خاموش کرد. کُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا الله و هرگاه شاخ شیطان نمایان می‌گشت و فتنه‌های مشرکان دهان می‌گشود، پدرم برادرش علی (علیه السلام) را در کام آن‌ها می‌افکند و آن‌ها را به‌وسیله‌ی او سرکوب می‌نمود و او هرگز از این مأموریت‌های خطرناک باز نمی‌گشت، مگر زمانی که سرهای دشمنان را پایمال می‌کرد و بینی آن را به خاک می‌مالید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۳۸ بحارالأنوار، ج۲۹، ص۲۲۳

 

آیه وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَكَفَّرْنا عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْناهُمْ جَنَّاتِ النَّعيمِ [65]

 

و اگر اهل كتاب ايمان مى‌آوردند و تقوا پيشه ‌مى‌كردند، گناهان آن‌ها را مى‌بخشيديم؛ و آن‌ها را در باغ‌هاى پرنعمت بهشت، وارد مى‌ساختيم.

۱

(مائده/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أَنَسِ‌بْنِ‌مَالِکٍ قَال: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ تَفَرَّقَتْ أُمَّهًُْ مُوسَی (علیه السلام) عَلَی إِحْدَی وَ سَبْعِینَ مِلَّهًًْ سَبْعُونَ مِنْهَا فِی النَّارِ وَ وَاحِدَهًٌْ فِی الْجَنَّهًِْ وَ تَفَرَّقَتْ أُمَّهًُْ عِیسَی (علیه السلام) عَلَی اثْنَتَیْنِ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ إِحْدَی وَ سَبْعُونَ فِرْقَهًًْ فِی النَّارِ وَ وَاحِدَهًٌْ فِی الْجَنَّهًِْ وَ تَعْلُو أُمَّتِی عَلَی الْفِرْقَتَیْنِ جَمِیعاً بِمِلَّهًٍْ وَاحِدَهًٌْ فِی الْجَنَّهًِْ وَ ثِنْتَانِ وَ سَبْعُونَ فِی النَّارِ قَالُوا مَنْ هُمْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ الْجَمَاعَاتُ الْجَمَاعَاتُ قَالَ یَعْقُوبُ‌بْنُ‌زَیْدٍ کَانَ عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) إِذَا حَدَّثَ هَذَا الْحَدِیثَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَلَا فِیهِ قُرْآناً وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنا عَنْهُمْ سَیِّئاتِهِمْ إِلَی قَوْلِهِ ساءَ ما یَعْمَلُونَ وَ تَلَا أَیْضاً وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ یَعْنِی أُمَّهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- انس‌بن‌مالک گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود: «امّت موسی (علیه السلام) به هفتاد و یک فرقه تقسیم شد؛ هفتاد تای آن‌ها در جهنّم و یکی در بهشت است. امّت عیسی (علیه السلام) نیز به هفتاد و دو فرقه تقسیم گشت که هفتاد و یکی از آن‌ها در آتش و یکی در بهشت است. امّت من از آن دو گروه، یک ملّت بیشتر دارد؛ یک ملّت در بهشت و هفتاد و دو گروه در آتش هستند». گفتند: «آن‌ها چه کسانی هستند ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»!؟ فرمود: «جماعت‌ها، جماعت‌ها. یعقوب‌بن‌زید گفت: علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) زمانی که این روایت را از پیامبر نقل می‌کرد، این آیه را تلاوت کرد: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ آمَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَکَفَّرْنَا عنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ تا سَاء مَا یَعمَلُونَ و همچنین این آیه را تلاوت کرد: از آفریدگان ما گروهی هستند که به‌حق راه می‌نمایند و به عدالت رفتار می‌کنند. (اعراف/۱۸۱). یعنی امّت محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۰ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۱

 

آیه وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِم لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ [66]

 

و اگر آنان، تورات و انجيل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آن‌ها نازل‌ شده [قرآن] برپا مى‌داشتند، از آسمان و زمين، روزى مى‌خوردند؛ جمعى از آنها، معتدل و ميانه‌رو هستند؛ ولى بيشتر آن‌ها اعمالشان بد است.

۱

(مائده/ ۶۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ قَالَ الْوَلَایَهًُْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ، [منظور] ولایت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۰ الکافی، ج۱، ص۴۱۳/ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۸/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۷/ بصایرالدرجات، ص۷۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۶۶)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ یَعْنِی الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ قَالَ مِنْ فَوْقِهِمُ الْمَطَرُ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ النَّبَاتُ قَوْلُهُ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ قَالَ قَوْمٌ مِنَ الْیَهُودِ دَخَلُوا فِی الْإِسْلَامِ فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ مُقْتَصِدَهًًْ.

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ؛ یعنی یهود و نصاری. لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ از بالای سر باران و از زیر پاهایشان نباتات. مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ؛ گروهی از یهود بودند که داخل اسلام شدند، آنها را خداوند امت مقتصده نامید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ البرهان

۳

(مائده/ ۶۶)

 

أمیرألمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ أَمِیرَ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ یَا طَلْحَهًُْ إِنَّ کُلَّ آیَهًٍْ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) عِنْدِی بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ خَطِّی بِیَدِی وَ تَأْوِیلَ کُلِّ آیَهًٍْ أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ کُلَّ حَلَالٍ وَ حَرَامٍ أَوْ حَدٍّ أَوْ حُکْمٍ تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهًُْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ عِنْدِی مَکْتُوبٌ بِإِمْلَاءِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ خَطِّی بِیَدِی حَتَّی أَرْشَ الْخَدْشِ قَالَ طَلْحَهًُْ کُلُّ شَیْءٍ مِنْ صَغِیرٍ أَوْ کَبِیرٍ أَوْ خَاصٍّ أَوْ عَامٍ أَوْ کَانَ أَوْ یَکُونُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَهُوَ مَکْتُوبٌ عِنْدَکَ قَالَ نَعَمْ وَ سِوَی ذَلِکَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَسَرَّ إِلَیَّ فِی مَرَضِهِ مِفْتَاحَ أَلْفِ بَابٍ فِی الْعِلْمِ یَفْتَحُ کُلُّ بَابٍ أَلْفَ بَابٍ وَ لَوْ أَنَّ الْأُمَّهًَْ بَعْدَ قَبْضِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اتَّبَعُونِی وَ أَطَاعُونِی لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- در کتاب سلیم‌بن‌قیس در حدیثی طولانی آمده است: امیرالمؤمنین (علیه السلام) به طلحه فرمود: «هر آیه‌ای که خداوند بر محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل کرد، به املای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خط خودم در نزد من هست و تأویل هر آیه‌ای که بر محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل شده و هر حلال و حرامی یا حدّ یا حکمی که تا روز قیامت مورد احتیاج امت باشد، نوشته آن نزد من است؛ به املای پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خط خودم، حتّی جریمه خدشه». طلحه پرسید: «هر خبر از کوچک و بزرگ و خاص و عام آنچه بوده و آنچه خواهد بود تا روز قیامت، نوشته آن در نزد توست»؟ فرمود: «آری، غیر از این نیز پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در بیماری خود، پنهانی کلید هزار باب از دانش را در اختیارم گذاشت که از هر بابی، هزار باب گشوده می‌شود. اگر امت پس از درگذشت پیامبر (صلی الله علیه و آله) از من پیروی و اطاعت می‌کردند، از آسمان و زمین، روزی می‌خوردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۰ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۶۵

۴

(مائده/ ۶۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَا ابْنَ جُنْدَبٍ لَوْ أَنَّ شِیعَتَنَا اسْتَقَامُوا لَصَافَحَتْهُمُ الْمَلَائِکَهًُْ وَ لَأَظَلَّهُمُ الْغَمَامُ وَ لَأَشْرَقُوا نَهَاراً وَ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَمَا سَأَلُوا اللَّهَ شَیْئاً إِلَّا أَعْطَاهُم.

 

امام صادق (علیه السلام)- در وصیت‌های امام صادق (علیه السلام) به عبداللَّه‌بن‌جندب آمده است: پسر جندب! اگر شیعیان ما پایداری کنند؛ فرشتگان با آنان دست دهند، و ابر بر سرشان سایه افکند، و همچون [روشنایی] روز بدرخشند، و از آسمان و زمین قوت و روزیشان برسد، و هیچ چیزی از خدا نخواهند جز آنکه عطایشان فرماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۷۹

۵

(مائده/ ۶۶)

 

أمیرألمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الصَّهْبَاءِ الْبَکْرِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ دَعَا رَأْسَ الْجَالُوتِ وَ أُسْقُفَّ النَّصَارَی فَقَالَ إِنِّی سَائِلُکُمَا عَنْ أَمْرٍ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِهِ مِنْکُمَا فَلَا تَکْتُمَانِی ثُمَّ دَعَا أُسْقُفَّ النَّصَارَی فَقَالَ أُنْشِدُکَ بِاللَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ الْإِنْجِیلَ عَلَی عِیسَی (علیه السلام) وَ جَعَلَ عَلَی رِجْلِهِ الْبَرَکَهًَْ وَ کَانَ یُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أَبْرَأَ أَکْمَهَ الْعَیْنِ وَ أَحْیَا الْمَیِّتَ وَ صَنَعَ لَکُمْ مِنَ الطِّینِ طُیُوراً وَ أَنْبَأَکُمْ بِمَا تَأْکُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فَقَالَ دُونَ هَذَا أَصْدُقُ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) بِکَمِ افْتَرَقَتْ بَنُو إِسْرَائِیلَ بَعْدَ عِیسَی (علیه السلام) فَقَالَ لَا وَ اللَّهِ إِلَّا فِرْقَهًًْ وَاحِدَهًًْ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) کَذَبْتَ وَ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَقَدِ افْتَرَقَتْ عَلَی اثْنَتَیْنِ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ کُلُّهَا فِی النَّارِ إِلَّا فِرْقَهًًْ وَاحِدَهًًْ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ فَهَذِهِ الَّتِی تَنْجُو.

 

امام علی (علیه السلام)- ابی‌صهباء بکری نقل می‌کند که از علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) شنیدم، رأس الجالوت و اسقف نصاری را خواست و فرمود: «من از شما چیزی را می‌پرسم که خودم بهتر از شما می‌دانم، مبادا کتمان کنید». به اسقف نصاری فرمود: «تو را قسم می‌دهم به خدایی که انجیل را بر عیسی (علیه السلام) نازل کرد و برکت را در پای او نهاد که عیسی (علیه السلام) کور و برص و نابینا و میت را زنده می‌کرد و برای شما از گل پرنده‌ها ساخت و به شما از آنچه می‌خورید و ذخیره نموده‌اید اطّلاع داد». اسقف گفت: «بدون این حرف‌ها [و سوگندها] راست می‌گویم». علی (علیه السلام) فرمود: «مسیحیان بعد از عیسی (علیه السلام) چند فرقه شدند»؟ گفت: «به خدا قسم فقط یک فرقه». علی (علیه السلام) فرمود: «قسم به خدایی که جز او خدایی نیست دروغ گفتی؛ به هفتادودو فرقه تقسیم شدند، همه اهل آتشند مگر یک فرقه. خداوند می‌فرماید: مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ فقط همین یک فرقه نجات می‌یابند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۰/ البرهان

 

آیه يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ(67( ( ‌النُّزُولُ [67]

 

اى پيامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل‌ شده ‌است، به‌طور كامل [به مردم] ابلاغ‌ كن؛ و اگر چنين نكنى، رسالت او را انجام نداده‌اى. خداوند تو را از [خطرات احتمالى] مردم، حفظ مى‌كند؛ و خداوند، گروه كافران [لجوج] را هدايت نمى‌كند. (۶۷ ( سبب نزول

۱

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أبی جَعفَر (علیه السلام) قال: لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ قَالَ فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ نَبِیٌّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مِمَّنْ کَانَ قَبْلُ إِلَّا وَ قَدْ عُمِّرَ ثُمَّ دَعَاهُ اللَّهُ فَأَجَابَهُ وَ أَوْشَکَ أَنْ أُدْعَی فَأُجِیبَ وَ أَنَا مَسْئُولٌ وَ أَنْتُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ قَالُوا نَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ أَدَّیْتَ مَا عَلَیْکَ فَجَزَاکَ اللَّهُ أَفْضَلَ مَا جَزَی الْمُرْسَلِینَ فَقَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ أُوصِی مَنْ آمَنَ بِی وَ صَدَّقَنِی بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) إِلَّا أَنَّ وَلَایَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَلَایَتِی وَ وَلَایَتِی وَلَایَهًُْ رَبِّی عَهْداً عَهِدَهُ إِلَیَّ رَبِّی وَ أَمَرَنِی أَنْ أُبَلِّغَکُمُوهُ ثُمَّ قَالَ هَلْ سَمِعْتُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ یَقُولُهَا فَقَالَ قَائِلٌ قَدْ سَمِعْنَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: زمانی که خداوند بر پیامبرش این آیه را نازل کرد: «یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ الله لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را گرفت و فرمود: «ای مردم! همه‌ی پیامبران پیش از من، عمری طولانی داشته‌اند. سپس خداوند، آنان را به‌سوی خود فرا خواند و آنان نیز اجابت کردند. من نیز نزدیک است که فرا خوانده شوم و دعوت حق را پاسخ گویم، درحالی‌که من مسئولم و شما نیز مسئولید. شما درباره‌ی این سؤال به پروردگار خود چه جواب خواهید داد»؟ گفتند: «شهادت می‌دهیم که پیام خویش را رساندی و پند دادی و آنچه را که بر تو بود، به‌جای آوردی؛ بادا که خداوند به برتر از آنچه که دیگر پیامبرانش را پاداش داده، به تو پاداش رساند». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوندا گواه باش»، سپس فرمود: «ای جماعت مسلمین! شاهدان، غایبان را باخبر سازند، هر آن کس را که به من ایمان آورده و مرا راست پنداشته، به ولایت علی (علیه السلام) وصیّت می‌کنم. بدانید که ولایت علی (علیه السلام)، ولایت من است و ولایت من، ولایت پروردگار من است. پیمانی است که خداوند برای انجامش از من پیمان گرفته است و مرا به رساندن آن برای شما فرمان داده است». سپس فرمود: «آیا شنیدید»؟ و آن را سه‌بار تکرار کرد. پس کسی گفت: «شنیدیم ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۲ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۴

۲

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أبی جَعفَر (علیه السلام) فَرَضَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی الْعِبَادِ خَمْساً أَخَذُوا أَرْبَعاً وَ تَرَکُوا وَاحِداً ... ثُمَّ نَزَلَتِ الْوَلَایَهًُْ وَ إِنَّمَا أَتَاهُ ذَلِکَ فِی یَوْمِ الْجُمُعَهًِْ بِعَرَفَهًَْ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ کَانَ کَمَالُ الدِّینِ بِوَلَایَهًِْ عَلِیِّ بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ عِنْدَ ذَلِکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أُمَّتِی حَدِیثُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ وَ مَتَی أَخْبَرْتُهُمْ بِهَذَا فِی ابْنِ‌عَمِّی یَقُولُ قَائِلٌ وَ یَقُولُ قَائِلٌ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْطِقَ بِهِ لِسَانِی فَأَتَتْنِی عَزِیمَهًٌْ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بَتْلَهًًْ أَوْعَدَنِی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ أَنْ یُعَذِّبَنِی فَنَزَلَتْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ نَبِیٌّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مِمَّنْ کَانَ قَبْلِی إِلَّا وَ قَدْ عَمَّرَهُ اللَّهُ ثُمَّ دَعَاهُ فَأَجَابَهُ فَأَوْشَکَ أَنْ أُدْعَی فَأُجِیبَ وَ أَنَا مَسْئُولٌ وَ أَنْتُمْ مَسْئُولُونَ فَمَا ذَا أَنْتُمْ قَائِلُونَ فَقَالُوا نَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ بَلَّغْتَ وَ نَصَحْتَ وَ أَدَّیْتَ مَا عَلَیْکَ فَجَزَاکَ اللَّهُ أَفْضَلَ جَزَاءِ الْمُرْسَلِینَ فَقَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ هَذَا وَلِیُّکُمْ مِنْ بَعْدِی فَلْیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنْکُمُ الْغَائِب.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند متعال پنج چیز را بر بندگان واجب کرده، که چهار چیز را عمل کرده و یکی را رها کرده‌اند... سپس ولایت را نازل کرد و روز جمعه در عرفه بر او وحی شد؛ خداوند فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ علَیْکُمْ نِعمَتِی؛ و کمال دین با ولایت علی (علیه السلام) بود و در آن زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: امّت من هنوز فاصله‌ی زیادی با جاهلیّت ندارند و اگر این مسأله را که در مورد پسرعمویم است، به آن‌ها خبر دهم، هریک از آن‌ها چیزی خواهد گفت. بدون اینکه زبانم بر کلامی گشوده شود، این سخن را با خود گفتم. پس از جانب خدای متعال، اراده‌ای قاطع و دستوری روشن رسید و مرا تهدید کرد که اگر آن را ابلاغ نکنم، مرا عذاب کند؛ این آیه نازل شد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ الله لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را گرفت و گفت: «ای مردم! خداوند، به همه‌ی پیامبران الهی پیش از من، عمری طولانی داد و سپس آنان را به‌سوی خود فرا خواند و آنان هم اجابت کردند. نزدیک است که من نیز فراخوانده شوم و اجابت کنم. من مسئول هستم و شما نیز مسئول هستید؛ حال شما چه می‌گویید»؟ گفتند: «شهادت می‌دهیم که تو ابلاغ کردی و نصیحت کردی و آنچه بر دوش تو بود، ادا نمودی. خداوند، تو را بیش از همه‌ی انبیاء (علیهم السلام) پاداش دهد». سپس سه بار فرمود: «خدایا شاهد باش». سپس فرمود: «ای جماعت مسلمانان! این شخص، پس از من، ولی و صاحب امر شماست و می‌بایست هرکه در این جمع حضور داشته، غایبان را مطلع سازد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۴ الکافی، ج۱، ص۲۹۰/ البرهان/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَسُولَهُ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ فَرَضَ وَلَایَهًَْ أُولِی الْأَمْرِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَأَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمُ الْوَلَایَهًَْ کَمَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ ضَاقَ بِذَلِکَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ تَخَوَّفَ أَنْ یَرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِمْ وَ أَنْ یُکَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ
إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فَقَامَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ فَنَادَی الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ وَ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِب.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند عزّ‌ّّوجلّ، پیامبرش را به ولایت علی (علیه السلام) امر کرد و این آیه را بر او نازل فرمود: إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ و ولایت اولوالأمر را واجب گردانید، و آن‌ها نمی‌دانستند که آن چیست؟ خداوند، محمد (صلی الله علیه و آله) را امر کرد که ولایت را برای آن‌ها تفسیر کند، آن چنانکه نماز، زکات، روزه و حج را برایشان تفسیر کرده بود. پس زمانی که که این حکم از جانب خداوند برای او آمد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر این حکم، دلگیر شد و ترسید که آن‌ها از دینشان بازگردند و او را تکذیب کنند. او دلگیر شد و به سوی پرودگار عزّ‌وجلّ بازگشت (یعنی در این زمینه اقدامی نکرد). پس خداوند عزیز و بلند مرتبه، این آیه را به او وحی کرد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعصِمُکَ مِنَ النَّاس؛ پس به امر خداوند گردن نهاد. او در روز غدیر خم، ولایت را به علی (علیه السلام) داد، سپس ندا داد: «نماز به جماعت است»، و به مردم امر کرد که شاهدان، این موضوع را به غایبان برسانند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۴ الکافی، ج۱، ص۲۸۹/ نورالثقلین

۴

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی مَکَّهًَْ فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ فَلَمَّا انْصَرَفَ مِنْهَا وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ وَ قَدْ شَیَّعَهُ مِنْ مَکَّهًَْ اثْنَاعَشَرَ‌أَلْفَ رَجُلٍ مِنَ الْیَمَنِ وَ خَمْسَهًُْ أَلْفِ رَجُلٍ مِنَ الْمَدِینَهًِْ جَاءَهُ جَبْرَئِیلُ فِی الطَّرِیقِ فَقَالَ لَهُ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَاجَبْرَئِیلُ إِنَّ النَّاسَ حَدِیثُو عَهْدٍ بِالْإِسْلَامِ فَأَخْشَی أَنْ یَضْطَرِبُوا وَ لَا یُطِیعُوا فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ إِلَی مَکَانِهِ وَ نَزَلَ عَلَیْهِ فِی یَوْمِ الثَّانِی وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَازِلًا بِغَدِیرٍ فَقَالَ لَهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ فَقَالَ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ أَخْشَی مِنْ أَصْحَابِی أَنْ یُخَالِفُونِی فَعَرَجَ جَبْرَئِیلُ وَ نَزَلَ عَلَیْهِ فِی الْیَوْمِ الثَّالِثِ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِمَوْضِعٍ یُقَالُ لَهُ غَدِیرُ‌خُمٍّ وَ قَالَ لَهُ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذِهِ الْمَقَالَهًَْ قَالَ لِلنَّاسِ أَنِیخُوا نَاقَتِی فَوَ‌اللَّهِ مَا أَبْرَحُ مِنْ هَذَا الْمَکَانِ حَتَّی أُبَلِّغَ رِسَالَهًَْ رَبِّی وَ أَمَرَ أَنْ یُنْصَبَ لَهُ مِنْبَرٌ مِنْ أَقْتَابِ الْإِبِلِ وَ صَعِدَهَا وَ أَخْرَجَ مَعَهُ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ قَامَ قَائِماً وَ خَطَبَ خُطْبَهًًْ بَلِیغَهًًْ وَعَظَ فِیهَا وَ زَجَرَ ثُمَّ قَالَ فِی آخِرِ کَلَامِهِ یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَ لَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْکُمْ فَقَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ قُمْ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فَقَامَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَهُ بِیَدِهِ فَرَفَعَهَا حَتَّی رُئِیَ بَیَاضُ إِبْطَیْهِمَا ثُمَّ قَالَ أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ثُمَّ نَزَلَ مِنَ الْمِنْبَرِ وَ جَاءَ أَصْحَابُهُ إِلَی امیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ هَنَّئُوهُ بِالْوَلَایَهًِْ وَ أَوَّلُ مَنْ قَالَ لَهُ عُمَرُ‌بْنُ‌الْخَطَّابِ فَقَالَ لَهُ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَی‌کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ وَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حجۀالوداع عزم مکه کرد و پس از انجام مناسک از آن خارج گشت و در روایتی دیگر و دوازده هزار نفر یمنی و پنج هزار مرد از مدینه وی را مشایعت کردند جبرئیل در میان راه نزد وی آمده پس به وی گفت: یا رسول الله، خداوند متعال سلامت می­رساند و سپس این آیه را خواند: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یا جبرئیل، مردم نو مسلمانند، بیم آن دارم که پریشان فکر شوند و سرپیچی کنند». پس جبرئیل به جایگاه خود بازگشت و روز بعد بر وی نازل گردید که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در غدیرخُمّ بود، سپس به وی فرمود: «یا محمّد (صلی الله علیه و آله): بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ». پس به وی فرمود: «ای جبرئیل؛ بیم آن دارم که صحابه­ام با من مخالفت کنند». پس جبرئیل به آسمان رفت و روز سوم نزد آن حضرت بازگشت که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مکانی بود که آن را به نام غدیرخِمّ می‌گفتند، پس به آن حضرت گفت: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ» چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این آیه را شنید، به مردم فرمود: «شتر مرا بخوابانید که به خدا سوگند تا پیام و رسالت پروردگارم را ابلاغ نکنم، این مکان را ترک نخواهم کرد». آن­گاه امر فرمود منبری از جهاز شتران برای وی درست کنند. سپس از آن بالا رفته و علی (علیه السلام) را نیز با خود بالا برد و برپای ایستاده و خطبه­ای بلیغ ایراد فرمود و در آن هم موعظه فرمود و هم از بدی منع نمود و سپس در پایان سخنش فرمود: «ای مردم، آیا من سزاوارتر از شما به خودتان نیستم»؟ گفتند: «بلی یا رسول الله»! سپس فرمود: «برخیز یا علی»! پس علی (علیه السلام) برخاست، آن­گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست وی را گرفته و بالا برد تا جایی که سفیدی زیربغل هر دو نمایان شد، سپس فرمود: «بدانید و آگاه باشید که هرکس من مولای او بودم، اینک علی مولای اوست، خداوندا، دوست بدار دوستدارش را و دشمن بدار هرکه با وی دشمنی کند و یاری رسان آنکه یاریش نماید و خوار و ذلیل کن آنکه او را واگذارد! سپس از منبر پایین آمده و صحابه وی نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمده و به او به خاطر ولایت تبریک گفتند. و اولین شخصی که به وی تبریک گفت، عمربن‌خطاب بود، که گفت: «ای علی، اینک مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی». سپس جبرئیل این آیه را نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۵/ جامع الأخبار، ص۱۰

۵

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) بِکُرَاعِ الْغَمِیمِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فِی عَلِیٍّ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَذَکَرَ قِیَامَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِالْوَلَایَهًِْ بِغَدِیرِ‌خُمٍّ قَالَ وَ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً بِعَلِیٍّ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام)فِی هَذَا الْیَوْمِ أَکْمَلَ لَکُمْ مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ دِینَکُمْ وَ أَتَمَّ عَلَیْکُمْ نِعْمَتَهُ وَ رَضِیَ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا تَفُوزُوا وَ تَغْنَمُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ در کراع الغمیم (محلّی بین مکّه و مدینه) بر پیامبرش (صلی الله علیه و آله) نازل فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ در مورد علی وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ. سپس امام (علیه السلام) بیان فرمود که [چگونه] رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ولایت را در غدیرخم به پا داشت و فرمود: جبرئیل این کلام خداوند عزّوجلّ را نازل کرد: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً؛ ای گروه مهاجران و انصار! خداوند به‌وسیله‌ی علی امیرمؤمنان (علیه السلام) در این روز دینتان را برای شما کامل کرد و نعمتش را بر شما تمام نمود و اسلام را به‌عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفت؛ پس سخنان او را بشنوید و اطاعت کنید که رستگار می‌شوید و سود می‌برید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۷/ الیقین، ص۲۱۲

۶

(مائده/ ۶۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ قَالَ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ قَالَ نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی مُنْصَرَفِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ وَ حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَجَّهًَْ الْوَدَاعِ لِتَمَامِ عَشْرِ حِجَجٍ مِنْ مُقَدَّمَهًِْ الْمَدِینَهًْ ... فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ مَکَّهًَْ یُرِیدُ الْمَدِینَهًَْ حَتَّی نَزَلَ مَنْزِلًا یُقَالُ لَهُ غَدِیرُ‌خُمٍّ وَ قَدْ عَلَّمَ النَّاسَ مَنَاسِکَهُمْ وَ أَوْعَزَ إِلَیْهِمْ وَصِیَّتَهُ إِذاً نَزَلَ عَلَیْهِ هَذِهِ الْآیَهًُْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ تَهْدِیدٌ وَ وَعِیدٌ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ هَلْ تَعْلَمُونَ مَنْ وَلِیُّکُمْ قَالُوا نَعَمْ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ قَالَ أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَی بِکُمْ مِنْکُمْ بِأَنْفُسِکُمْ قَالُوا بَلَی قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ فَأَعَادَ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ ثَلَاثاً فِی کُلِّ ذَلِکَ یَقُولُ مِثْلَ قَوْلِهِ الْأَوَّلِ وَ یَقُولُ النَّاسُ کَذَلِکَ وَ یَقُولُ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ أَخَذَ بِیَدِ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَرَفَعَهَا حَتَّی بَدَا لِلنَّاسِ بِیَاضُ إِبْطَیْهِمَا ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ عَلَیْهِمْ وَ أَنَا مِنَ الشَّاهِدِینِ فَاسْتَفْهَمَهُ عُمَرُ مِنْ بَیْنِ أَصْحَابِهِ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَذَا مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَعَمْ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ إِنَّهُ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ إِمَامُ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ یُقْعِدُهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَلَی الصِّرَاطِ فَیُدْخِلُ أَوْلِیَاءَهُ الْجَنَّهًَْ وَ أَعْدَاءَهُ النَّار.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ؛ این آیه درباره‌ی علی (علیه السلام) نازل‌شد. وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ، این آیه هنگام برگشت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از حجّهًْ‌الوداع نازل شد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حجّهًْ‌الوداع را برای کامل‌شدن ده حجّ از [زمان] آمدنش به مدینه بجا آورد... رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به قصد مدینه از مکّه بیرون رفت تا اینکه در محلّی که به آن «غدیرخم» گفته می‌شود فرود آمد درحالی‌که مناسک [حجّ] را [در مکّه] به مردم یاد داد و توصیه‌هایش را به آن‌ها سفارش فرمود. هنگامی که این آیه بر او نازل شد: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برخاست و فرمود: «تهدید و وعده‌ی عذاب است»؛ پس خداوند را ستود و بر او ثنا گفت. سپس فرمود: «ای مردم! آیا می‌دانید ولیّ و سرپرست شما کیست»؟ گفتند: «بله. خدا و رسولش (صلی الله علیه و آله)». فرمود: «آیا نمی‌دانید که من از خود شما نسبت به شما سزاوارترم»؟ گفتند: «چرا می‌دانیم». عرضه داشت: «خدایا شاهد باش»! و سه‌بار آن را بر آن‌ها تکرار کرد؛ در هر بار مثل سخن اوّلش می‌فرمود و همین‌طور مردم [مثل بار اوّل] جواب می‌دادند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌گفت: «خدایا شاهد باش»! سپس دست امیرمؤمنان (علیه السلام) را گرفت و آن را بالابرد تا اینکه سفیدی زیر بغلشان برای مردم ظاهرشد. سپس فرمود: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار اوست. خداوندا! دوست بدار کسی را که با او دوستی کند و دشمن باش با کسی که با او دشمنی کند و یاری کن کسی را که او را یاری کند و خوار بگردان کسی را که او را یاری نکند و آن کس را که او دوست دارد، دوست داشته باش». سپس عرضه داشت: «خداوندا! بر آنان گواه‌باش و من از گواهان هستم». عمر از میان اصحابش از او سؤال کرد و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! این از طرف خدا است یا از طرف رسول او»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «بله از طرف خدا و از طرف رسول او است. او امیرمؤمنان (علیه السلام)، امام پرهیزکاران و رهبر سفیدرویان است. خداوند در روز قیامت او را بر [پل] صراط می‌نشاند؛ در نتیجه دوستانش را در بهشت و دشمنانش را در آتش وارد می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۸ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۱۳/ القمی، ج۱، ص۱۷۳/ نورالثقلین

۷

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- لَمَّا أُنْزِلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ أَخَذَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی که این آیه نازل شد: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را گرفت و فرمود: «هرکس که من مولای اویم علی (علیه السلام) مولای اوست، خدایا هرکس را که او را دوست بدارد دوست دار و هرکس را که او را دشمن بدارد دشمن دار».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۸ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۱۱۶/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۱۲

۸

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن زَیْدِ‌بْنِ‌أَرْقَمَ قَال: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی وَلَایَهًِْ عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ قَالَ فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَدَ عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) ثُمَّ رَفَعَهَا وَ
 قَالَ اللَّهُمَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- زیدبن‌بن‌ارقم گوید: زمانی که این آیه: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ درباره‌ی ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب نازل شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) دست علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را گرفت و آن را بالابرد و عرض کرد: «خدایا! هرکس که من مولای او هستم، پس این علی (علیه السلام) مولای اوست، خدایا! هرکس که او را دوست بدارد، دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش. به هرکه به او یاری رساند یاری رسان و هرکه او را تنها بگذارد، او را تنها بگذار».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۴۸ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۰/ فرات الکوفی، ص۱۲۹/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۲/ الطرایف، ج۱، ص۱۴۹/ البرهان

۹

(مائده/ ۶۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ فِی عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام).[1] (الوِلَایَةُ

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- آیه: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ در روز غدیرخم درباره‌ی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نازل شده است. (ولایت

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۵۵/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۹۰/ بشارهًْ المصطفی، ص۲۴۳/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۱/ الطرایف، ج۱، ص۱۵۲/ العمدهًْ، ص۱۰۰/ المناقب، ج۳، ص۲۱/ البرهان

۱

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن الفُضَیل عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراهًَْ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ قَالَ هِیَ الْوَلَایَهًُْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ قَالَ هِیَ الْوَلَایَهًُْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- فضیل نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ؛ فرمود یعنی ولایت آل محمّد (علیهم السلام) و این آیه همان را معین می‌کند: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ؛ این دستور همان ولایت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۶/ بصایرالدرجات، ص۵۱۵/ کشف الیقین، ص۳۷۶/ البرهان

۲

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- مَعْنَاهُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فِی فَضْلِ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِب (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- معنای آن چنین است: آنچه را که از طرف پروردگارت بر تو در مورد فضل علی (علیه السلام) نازل شده، ابلاغ کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۰ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۵۹/ الطرایف، ج۱، ص۱۵۱/ العمدهًْ، ص۹۹/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۸۸/ البرهان

۳

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) ... وَ لَقَدْ أَمَرَنِی رَبِّی تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْ أَفْتَرِضَ مِنْ حَقِّکَ مَا أَفْتَرَضَ مِنْ حَقِّی وَ إِنَّ حَقَّکَ لَمَفْرُوضٌ عَلَی مَنْ آمَنَ بِی وَ لَوْلَاکَ لَمْ یُعْرَفْ عَدُوُّ اللَّهِ وَ مَنْ لَمْ یَلْقَهُ بِوَلَایَتِکَ لَمْ یَلْقَهُ بِشَیْءٍ وَ لَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیَّ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ یَعْنِی فِی وَلَایَتِکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ لَوْ لَمْ أُبَلِّغْ مَا أُمِرْتُ بِهِ مِنْ وَلَایَتِکَ لَحَبِطَ عَمَلِی وَ مَنْ لَقِیَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بِغَیْرِ وَلَایَتِکَ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ غَدَا سُحْقاً لَهُ وَ مَا أَقُولُ إِلَّا قَوْلَ رَبِّی تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ إِنَّ الَّذِی أَقُولُ لَمِنَ اللَّهِ أَنْزَلَهُ فِیکَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای علی (علیه السلام)... پروردگار تبارک‌وتعالی به من دستور داده، آنچه که در حقّ خودم واجب می‌دانم، در حقّ تو نیز واجب بدانم. حقّ تو برگردن هر آن کس که به من ایمان بیاورد، واجب است. اگر تو نبودی، دشمن خدا شناخته نمی‌شد و اگر کسی با ولایت تو، خدا را ملاقات نکند، چیزی برای دیدار با خداوند ندارد. خداوند متعال بر من این‌گونه نازل کرده است: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ یعنی در ولایت تو ای علی (علیه السلام)! وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ یعنی اگر این ولایت تو را به مردم ابلاغ نکرده بودم، عمل من، همه از بین رفته بود. هرکه خدا را ملاقات کند درحالی‌که به ولایت تو سرنسپرد، عمل وی بیهوده است. و عملش موجب دوری او از خدا می‌شود؛ من آنچه می‌گویم از جانب خدا است و آنچه می‌گویم خدا درباره‌ی تو نازل کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۶۴/ الأمالی للصدوق، ص۴۹۴/ بشارهًْ المصطفی، ص۱۷۸/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۲۲۲/ فرات الکوفی، ص۱۸۰/ البرهان

۴

(مائده/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ جَاءَتْ جَمَاعَهًٌْ مِنْ قُرَیْشٍ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) انْصِبْ لَنَا عَلَماً یَکُونُ لَنَا مِنْ بَعْدِکَ لِنَهْتَدِیَ وَ لَا نَضِلَّ کَمَا ضَلَّتْ بَنُوإِسْرَائِیلَ بَعْدَ مُوسَی‌بْنِ ِمْرَانَ (علیه السلام) فَقَدْ قَالَ رَبُّکَ سُبْحَانَهُ إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ وَ لَسْنَا لِنَطْمَعَ أَنْ تُعَمَّرَ فِینَا مَا عُمِّرَ نُوحٌ (علیه السلام) فِی قَوْمِهِ وَ قَدْ عَرَفْتَ مُنْتَهَی أَجَلِکَ وَ نُرِیدُ أَنْ نَهْتَدِیَ وَ لَا نَضِلَّ قَالَ إِنَّکُمْ قَرِیبُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ وَ فِی قُلُوبِ أَقْوَامٍ أَضْغَانٌ وَ عَسَیْتَ إِنْ فَعَلْتَ أَنْ لَا تَقْبَلُوا وَ لَکِنْ مَنْ کَانَ فِی مَنْزِلِهِ اللَّیْلَهًَْ آیَهًٌْ مِنْ غَیْرِ ضَیْرٍ فَهُوَ صَاحِبُ الْحَقِّ قَالَ فَلَمَّا صَلَّی النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) الْعِشَاءَ وَ انْصَرَفَ إِلَی مَنْزِلِهِ سَقَطَ فِی مَنْزِلِی نَجْمٌ أَضَاءَتْ لَهُ الْمَدِینَهًُْ وَ مَا حَوْلَهَا وَ انْفَلَقَ بِأَرْبَعِ فِلَقٍ وَ انْشَعَبَ فِی کُلِّ شِعْبٍ فِلْقَهًٌْ مِنْ غَیْرِ ضَیْرٍ قَالَ نَوْفٌ قَالَ لِی جَابِرُ‌بْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ إِنَّ الْقَوْمَ أَصَرُّوا عَلَی ذَلِکَ وَ أَمْسَکُوا فَلَمَّا أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیِّهِ أَنْ ارْفَعْ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّکَ قَالَ یَا جَبْرَئِیلُ أَخَافُ مِنْ تَشَتُّتِ قُلُوبِ الْقَوْمِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَأَمَرَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِلَالًا أَنْ یُنَادِیَ بِالصَّلَاهًِْ جَامِعَهًًْ فَاجْتَمَعَ الْمُهَاجِرُونَ وَ الْأَنْصَارُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ تَعَالَی وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْعَرَبِ لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ قَالَ یَا مَعْشَرَ الْمَوَالِی لَکُمُ الْیَوْمَ الشَّرَفُ صُفُّوا صُفُوفَکُمْ ثُمَّ دَعَا بِدَوَاهًٍْ وَ طِرْسٍ فَأَمَرَ وَ کُتِبَ فِیهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ شَهِدْتُمْ قَالُوا نَعَمْ قَالَ أَفَتَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاکُمْ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ أَفَتَعْلَمُونَ أَنَّنِی مَوْلَاکُمْ قَالُوا اللَّهُمَّ نَعَمْ قَالَ فَقَبَضَ عَلَی ضَبْعِ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِب (علیه السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- فرمود: جماعتی از قریش نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! برای ما نشانه‌ی هدایتی برای بعد از خودت نصب کن تا هدایت شویم و گمراه نشویم همانگونه که بنی‌اسرائیل بعد از موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) گمراه شدند». پروردگارت فرمود: «به یقین تو می‌میری و آن‌ها نیز خواهند مُرد. و امید نداریم در میان ما آنقدر که نوح (علیه السلام) در میان قومش عمر کرد زنده بمانی و پایان عمرت را می‌دانی و ما می‌خواهیم هدایت شویم و گمراه نشویم». فرمود: «شما به دوران جاهلیّت نزدیک هستید و در قلب‌های گروه‌هایی کینه و دشمنی است و می‌ترسم اگر انجام دادم، قبول نکنید ولکن هرکس امشب در منزلش نشانه‌ی [و معجزه‌ای] بدون ضرر باشد، او صاحب حق است». امام علی (علیه السلام) فرمود: هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز عشار را خواند و به منزلش رفت، ستاره‌ای در منزل من افتاد که مدینه و آنچه در اطرافش بود از آن روشن شد و به چهار قسمت تقسیم شد و در هر تکّه‌ای قسمتی از آن بدون ضرر جدا شد». نوف گفت: «جابربن‌عبدالله به من گفت: قوم بر آن [نفاقشان] اصرار ورزیدند و [از قبول برتری امیرمؤمنان (علیه السلام)] خودداری کردند». هنگامی که خداوند به پیامبرش وحی فرمود که دست پسر عمویت را بالا ببر، گفت: «ای جبرائیل! از پراکندگی قلب‌های قوم می‌ترسم»؛ پس خداوند به او وحی‌کرد: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به بلال دستور داد که برای نماز جماعت فرا خواند؛ در نتیجه مهاجران و انصار جمع شدند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) بالای منبر رفت و خداوند را ستود و بر او ثنا گفت. سپس فرمود: «ای گروه قریش! امروز بزرگی و شرافت برای شما است. صف‌هایتان را منظّم کنید. سپس فرمود: ای گروه عرب! امروز بزرگی و شرافت برای شما است. صف‌هایتان را منظّم کنید. ای گروه موالی [و دوستداران]! امروز بزرگی و شرافت برای شما است. صف‌هایتان را منظّم کنید». سپس دوات و کاغذی خواست و دستور داد و در آن نوشته شد: «به‌نام خداوند بخشنده‌ی مهربان. معبودی جز الله نیست. محمّد فرستاده‌ی خداست». فرمود: «گواهی دادید»؟ گفتند: «بله». فرمود: «آیا می‌دانید که خداوند سرپرست شماست»؟ گفتند: «آری به خدا سوگند». گفت: «سپس دست علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را گرفت [و بالا برد...].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۲۸۱/ فرات الکوفی، ص۴۵۰

۵

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَنْصِبَ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) لِلنَّاسِ فِی قَوْلِهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِغَدِیرِ‌خُمٍّ فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ فَجَاءَتِ الْأَبَالِسَهًُْ إِلَی إِبْلِیسَ الْأَکْبَرِ وَ حَثَوُا التُّرَابَ عَلَی رُءُوسِهِمْ فَقَالَ لَهُمْ إِبْلِیسُ مَا لَکُمْ فَقَالُوا إِنَّ هَذَا الرَّجُلَ قَدْ عَقَدَ الْیَوْمَ عُقْدَهًًْ لَا یَحُلُّهَا شَیْءٌ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَقَالَ لَهُمْ إِبْلِیسُ کَلَّا إِنَّ الَّذِینَ حَوْلَهُ قَدْ وَعَدُونِی فِیهِ عِدَهًًْ لَنْ یُخْلِفُونِی فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- چون خداوند درباره‌ی آیه: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ که در شأن حضرت علی (علیه السلام) در روز غدیر نازل شده، به پیامبر (صلی الله علیه و آله) امر فرمود که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را جانشین خود بر مردم گردانَد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مردم فرمود: «هرکس که من مولای او هستم، علی (علیه السلام) مولای اوست. پس ابلیس­ها نزد ابلیس بزرگ آمده و خاک بر چهره‌ی خود پاشیدند». ابلیس به آنان گفت: «به شما چه شده است»؟ آنان پاسخ دادند: «این مرد (رسول خدا) امروز با دستان خود بیعتی را بسته است که تا روز قیامت، هیچ چیزی نمی‌تواند آن را بگشاید». ابلیس به آنان گفت: «هرگز این‌گونه نخواهد شد، چرا که کسانی که دور او بودند، در مورد او به من وعده‌ای داده‌اند که هرگز خلف وعده نمی‌کنند. این‌گونه بود که خداوند آیه: شیطان گمان خود را درباره‌ی آن‌ها درست یافت. (سبأ/۲۰) را نازل کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۲ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۱۹/ القمی، ج۲، ص۲۰۱/ نورالثقلین

۶

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَال: دَخَلَ قَتَادَهًُْ‌بْنُ‌دِعَامَهًَْ عَلَی أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ سَأَلَهُ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ أَنْ یَنْصِبَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) لِلنَّاسِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فِی عَلِیٍّ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) بِغَدِیرِ‌خُمٍّ وَ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ حَثَتِ الْأَبَالِسَهًُْ التُّرَابَ عَلَی رُءُوسِهَا فَقَالَ لَهُمْ إِبْلِیسُ الْأَکْبَرُ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا لَکُمْ قَالُوا قَدْ عَقَدَ هَذَا الرَّجُلُ عُقْدَهًًْ لَا یَحُلُّهَا إِنْسِیٌّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَقَالَ لَهُمْ إِبْلِیسُ کَلَّا الَّذِینَ حَوْلَهُ قَدْ
 وَعَدُونِی فِیهِ عِدَهًًْ وَ لَنْ یُخْلِفُونِی فِیهَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یَعْنِی بِامیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ عَلَی ذُرِّیَّتِهِ الطَّیِّبِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زید شحّام گوید: قتادهًْ‌بن‌دعامه نزد امام باقر (علیه السلام) آمد و از حضرت تفسیر آیه‌ی [آری] به یقین، ابلیس گمان خود را درباره‌ی آن‌ها محقّق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان!. (سبأ/۲۰) را پرسید و حضرت پاسخ داد: «چون خداوند به‌موجب آیه: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ که در شأن علی (علیه السلام) است، به پیامبر خود امر فرمود که امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به‌عنوان خلیفه‌ی خود در میان مردم بگمارد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دست علی (علیه السلام) را در روز غدیرخُم در دستان خود گرفت و فرمود: «هرکس که من مولای او هستم، علی (علیه السلام) مولای او است. ابلیس‌ها بر سر خود خاک پاشیدند و ابلیس بزرگ به آنان گفت: «به شما چه شده»؟ آنان پاسخ دادند: «این مرد (رسول خدا) با دستان خود گرهی بسته است که تا روز قیامت هیچ انسانی نمی‌تواند آن را بگشاید». ابلیس به آنان گفت: «هرگز این چنین نخواهد شد؛ چرا که کسانی که اطراف او (رسول خدا (صلی الله علیه و آله)) بودند به من وعده‌ای در مورد او داده‌اند که هرگز خلف وعده نمی‌کنند. این‌گونه بود که خداوند آیه: [آری] به یقین، ابلیس گمان خود را درباره‌ی آن‌ها محقّق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان!. (سبأ/۲۰) را نازل کرد که منظور از گروه مؤمن، امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۲ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۶۹/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۶۳

۷

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌عَطَاءٍ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی مَسْجِدِ الرَّسُولِ وَ عَبْدُ‌اللَّهِ‌بْنُ‌سَلَامٍ جَالِسٌ فِی صَحْنِ الْمَسْجِدِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتَابِ قَالَ لَا وَ لَکِنَّهُ صَاحِبُکُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِب (علیه السلام)نَزَلَ فِیهِ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ نَزَلَ فِیهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... فَأَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِب (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ وَ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- عبدالله‌بن‌عطاء گوید: در مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) نزد امام باقر (علیه السلام) نشسته بودم و عبدالله‌بن‌سلام در صحن مسجد نشسته بود. عرض کردم: «فدایت شوم این کسی است که علم کتاب [و آگاهی بر قرآن] نزد اوست»؟ فرمود: «نه و لکن او صاحب شما علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است که درباره‌ی او نازل شد: سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانی‌که ایمان‌آورده‌اند... و درباره‌ی او نازل شد: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ... پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیرخم دست علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را گرفت و فرمود: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار اوست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۱/ فرات الکوفی، ص۱۳۰

۸

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عُمَرَ‌بْنِ‌یَزِیدَ قَالَ: قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ابْتِدَاءً مِنْهُ الْعَجَبُ یَا أَبَا حَفْصٍ لِمَا لَقِیَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِب (علیه السلام) إِنَّهُ کَانَ لَهُ عَشَرَهًُْ آلَافِ شَاهِدٍ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی أَخْذِ حَقِّهِ وَ الرَّجُلُ یَأْخُذُ حَقَّهُ بِشَاهِدَیْنِ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) خَرَجَ مِنَ الْمَدِینَهًِْ حَاجّاً وَ تَبِعَهُ خَمْسَهًُْ‌آلَافٍ وَ رَجَعَ مِنْ مَکَّهًَْ وَ قَدْ شَیَّعَهُ خَمْسَهًُْ‌آلَافٍ مِنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ فَلَمَّا انْتَهَی إِلَی الْجُحْفَهًِْ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ قَدْ کَانَتْ نَزَلَتْ وَلَایَتُهُ بِمِنًی وَ امْتَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْقِیَامِ بِهَا لِمَکَانِ النَّاسِ فَقَالَ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ مِمَّا کَرِهْتَ بِمِنًی فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقُمَّتِ السَّمُرَاتُ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ النَّاسِ أَمَا وَ اللَّهِ لَیَأْتِیَنَّکُمْ بِدَاهِیَهًٍْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمربن‌یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) بدون مقدّمه فرمود: «ای اباحفص! شگفت این که علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) که با داشتن ده‌هزار شاهد، نتوانست حقّ خویش را بستاند، و حال اینکه انسان می‌تواند با دو شاهد، حقّ خودش را بگیرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به قصد حج از مکّه خارج شد و پانزده هزار نفر به‌دنبال او به راه افتادند. ایشان از مکّه بازگشت درحالی‌که پنج هزارنفر از اهل مکّه، او را همراهی می‌کردند و زمانی که به جحفه رسید، جبرئیل، ولایت علی (علیه السلام) را نازل کرد. ولایت او در مِنی نازل شده بود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به‌خاطر نگرانی از مردم، از اجرای این امر سرباز زد؛ پس خداوند فرمود: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ الله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ یعنی از آنچه که در مِنی کراهت داشتی. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد زمین زیر درخت که پر از خار و سنگ بود، جارو شود. مردی از میان جمع گفت: «به خداوند سوگند که برای شما مصیبتی آورده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۲/ البرهان

۹

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن جَابِرِ‌بْنِ‌أَرْقَمَ قَالَ: بَیْنَا نَحْنُ فِی مَجْلِسٍ لَنَا وَ أَخِی زَیْدُ‌بْنُ‌أَرْقَمَ یُحَدِّثُنَا إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ عَلَی فَرَسِهِ عَلَیْهِ زِیُّ السَّفَرِ فَسَلَّمَ عَلَیْنَا ثُمَّ وَقَفَ فَقَالَ أَ‌فِیکُمْ زَیْدُ‌بْنُ‌أَرْقَمَ فَقَالَ زَیْدٌ أَنَا زَیْدُ‌بْنُ‌أَرْقَمَ فَمَا تُرِیدُ فَقَالَ الرَّجُلُ أَ‌تَدْرِی مِنْ أَیْنَ جِئْتُ قَالَ لَا قَالَ مِنْ فُسْطَاطِ مِصْرَ لِأَسْأَلَکَ عَنْ حَدِیثٍ بَلَغَنِی عَنْکَ تَذْکُرُهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ زَیْدٌ وَ مَا هُوَ قَالَ حَدِیثُ غَدِیرِ‌خُمٍّ فِی وَلَایَهًِْ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِب (علیه السلام) فَقَالَ یَا ابْنَ‌أَخِی إِنَّ قَبْلَ غَدِیرِ‌خُمٍّ مَا أُحَدِّثُکَ بِهِ إِنَّ جَبْرَئِیلَ الرُّوحَ الْأَمِینَ (علیه السلام) نَزَلَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِوَلَایَهًِْ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِب (علیه السلام) فَدَعَا قَوْماً أَنَا فِیهِمْ فَاسْتَشَارَهُمْ فِی ذَلِکَ لِیَقُومَ بِهِ فِی الْمَوْسِمِ فَلَمْ نَدْرِ مَا نَقُولُ لَهُ وَ بَکَی (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ مَا لَکَ یَا
 مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَجَزِعْتَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ فَقَالَ کَلَّا یَا جَبْرَئِیلُ وَ لَکِنْ قَدْ عَلِمَ رَبِّی مَا لَقِیتُ مِنْ قُرَیْشٍ إِذْ لَمْ یُقِرُّوا لِی بِالرِّسَالَهًِْ حَتَّی أَمَرَنِی بِجِهَادِی وَ أَهْبَطَ إِلَیَّ جُنُوداً مِنَ السَّمَاءِفَنَصَرُونِی فَکَیْفَ یُقِرُّونَ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِی فَانْصَرَفَ عَنْهُ جَبْرَئِیلُ ثُمَّ نَزَلَ عَلَیْهِ فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحی إِلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ فَلَمَّا نَزَلْنَا الْجُحْفَهًَْ رَاجِعِینَ وَ ضَرَبْنَا أَخْبِیَتَنَا نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَبَیْنَا نَحْنُ کَذَلِکَ إِذْ سَمِعْنَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ یُنَادِی أَیُّهَا النَّاسُ أَجِیبُوا دَاعِیَ اللَّهِ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَتَیْنَاهُ مُسْرِعِینَ فِی شِدَّهًِْ الْحَرِّ فَإِذَا هُوَ وَاضِعٌ بَعْضَ ثَوْبِهِ عَلَی رَأْسِهِ وَ بَعْضَهُ عَلَی قَدَمِهِ مِنَ الْحَرِّ وَ أَمَرَ بِقَمِّ مَا تَحْتَ الدَّوْحِ فَقُمَّ مَا کَانَ ثَمَّهًَْ مِنَ الشَّوْکِ وَ الْحِجَارَهًِْ فَقَالَ رَجُلٌ مَا دَعَاهُ إِلَی قَمِّ هَذَا الْمَکَانِ وَ هُوَ یُرِیدُ أَنْ یَرْحَلَ مِنْ سَاعَتِهِ إِلَّا لِیَأْتِیَنَّکُمُ الْیَوْمَ بِدَاهِیَهًٍْ فَلَمَّا فَرَغُوا مِنَ الْقَمِّ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُؤْتَی بِأَحْلَاسِ دَوَابِّنَا وَ أَقْتَابِ إِبِلِنَا وَ حَقَائِبِنَا فَوَضَعْنَا بَعْضَهَا عَلَی بَعْضٍ ثُمَّ أَلْقَیْنَا عَلَیْهَا ثَوْباً ثُمَّ صَعِدَ عَلَیْهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ نَزَلَ عَلَیَّ عَشِیَّهًَْ عَرَفَهًَْ أَمْرٌ ضِقْتُ بِهِ ذَرْعاً مَخَافَهًَْ تَکْذِیبِ أَهْلِ الْإِفْکِ حَتَّی جَاءَنِی فِی هَذَا الْمَوْضِعِ وَعِیدٌ مِنْ رَبِّی إِنْ لَمْ أَفْعَلْ أَلَا وَ إِنِّی غَیْرُ هَائِبٍ لِقَوْمٍ وَ لَا مُحَابٍ لِقَرَابَتِی أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ أَوْلَی بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ قَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) قَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَ أَنْتَ یَا جَبْرَئِیلُ فَاشْهَدْ حَتَّی قَالَهَا ثَلَاثاً ثُمَّ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیِ بْنِ أَبِی طَالِب (علیه السلام) فَرَفَعَهُ إِلَیْهِ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ قَالَهَا ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ هَلْ سَمِعْتُمْ فَقَالُوا اللَّهُمَّ بَلَی قَالَ فَأَقْرَرْتُمْ قَالُوا بَلَی ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَ أَنْتَ یَا جَبْرَئِیلُ فَاشْهَدْ ثُمَّ نَزَلَ فَانْصَرَفْنَا إِلَی رِحَالِنَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابربن‌ارقم گوید: در مجلسی بودیم و برادرم زیدبن‌ارقم برای ما حدیث نقل می‌کرد، مردی سوار بر مادیان به‌سوی ما آمد و آثار سفر بر وی نمایان بود. بر ما سلام کرد و سپس ایستاد و گفت: «آیا زیدبن‌ارقم در میان شما است»؟ زید گفت: «من زیدبن‌ارقم هستم، چه می‌خواهی»؟ آن مرد گفت: «آیا می‌دانی از کجا آمده‌ام»؟ گفت: «خیر». گفت: از فُسْطاط مصر، تا از شما درباره‌ی حدیثی که به من گفته‌شده که تو از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که سلام و درود خدا بر او و اهل بیت او باد، نقل کردی، سؤال کنم. زید به او گفت: «کدام حدیث»؟ گفت: «حدیث غدیرخم در ولایت علیّ‌بن‌ابوطالب (علیه السلام)». گفت: «ای برادر زاده‌ام! حدیثی برایت نقل می­کنم که پیش از غدیرخم است. همانا روح‌الامین، جبرییل (علیه السلام) بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که سلام و درود خدا بر او و اهل بیت او باد، با ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نازل شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گروهی را که من در میانشان بودم، فرا خواند و در مورد آن امر با آنان مشورت کرد تا در موسم [حج] آن را ابلاغ کند. من نمی‌دانستم چه باید بگویم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) گریه کرد. جبرئیل به او گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به تو چه شده است؟ آیا از امر خدا به تنگ آمده‌ای»! ایشان فرمود: «خیر، پروردگارم می‌داند چه آزارهایی را از قریش متحمّل شدم. آنان به رسالت من اقرار نکردند، تا اینکه خداوند مرا به جهاد دستور داد و سربازانی از آسمان برایم نازل کرد و مرا یاری کردند. چگونه پس از من علی (علیه السلام) را قبول کنند! جبرئیل او را ترک کرد و سپس این آیه بر او نازل شد: شاید [ابلاغ] بعض آیاتی را که به تو وحی می‌شود، [به‌خاطر عدم پذیرش آن‌ها] ترک کنی [و به تأخیر اندازی] و سینه‌ات از این جهت تنگ [و ناراحت] شود. (هود/۱۲) هنگامی که در راه بازگشت در جُحفه فرود آمدیم و خیمه‌های خود را برپا کردیم، جبرئیل (علیه السلام) با این آیه نازل شد: یَا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا انزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَان لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ما در آن حالت [برپا کردن خیمه­ها] بودیم که صدای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را شنیدم که با صدای بلند می‌فرمود: «ای مردم! دعوت خدا را اجابت کنید. من رسول خدا هستم. پس با شتاب نزد او آمدیم. درحالی‌که اوج گرما بود و او از شدّت گرما قسمتی از لباسش را روی سرش و قسمتی را روی پاهایش انداخته بود، دستور داد زمین زیر درخت که پر از خار و سنگ بود، جارو شود». مردی گفت: «چه چیزی باعث شده است که این جا را جارو کند درحالی‌که می‌خواهد الان از این جا برود؟! بی‌گمان، امروز مصیبتی بر سر شما فرود خواهد آمد. هنگامی که از جارو زدن فارغ شدند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد بار مرکب‌های ما و جهاز شتران و بارهای ما آورده شود. سپس آن‌ها را روی یکدیگر گذاشتیم و پارچه­ای را روی آن‌ها انداختیم. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن‌ها بالا رفت. آنگاه خدا را حمد و سپاس گفته و فرمود: «ای مردم! همانا شامگاه عرفه، امری بر من نازل شد که از ترس تکذیب اهل دروغ از آن به تنگ آمدم و [از اعلام آن خودداری کردم] تا اینکه در این موضع [که در آن قرار داریم] پروردگارم مرا تهدید کرد که حتماً این مأموریّت را انجام دهم. من از مردم نمی‌ترسم و از خویشاوندانم نیز طرفداری و پشتیبانی نمی‌کنم. ای مردم! چه کسی از خودتان بر خودتان شایسته‌تر است»؟ گفتند: «خدا و رسولش». فرمود: «خدایا! تو گواه‌باش، و تو ای جبرییل! شاهد باش». این عبارت را سه بار تکرار فرمود. سپس دست علیّ‌ّّّّّّبن‌ابوطالب (علیه السلام) را گرفته و به‌سوی خود بالابرد. سپس فرمود: «خدایا! هرکه من مولای او هستم، علی (علیه السلام) مولای او است. خدایا کسی را که او را یاری می‌کند یاری کن و با کسی که با او دشمنی می‌کند، دشمنی کن و یاری کن آن که او را یاری می‌رساند و تنها بگذار کسی را که او را تنها می‌گذارد. ایشان این سخن را سه بار تکرار کرده و سپس فرمود: «آیا شنیدید»؟ گفتند: «خدایا بلی». فرمود: «آیا اقرار کرده‌اید»؟ گفتند: «خدایا! بلی». سپس فرمود: «خدایا گواه باش و تو ای جبرییل! شاهد باش سپس پایین آمد و ما به‌طرف بارهایمان رفتیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۵۱/ العیاشی، ج۲، ص۹۷

۱۰

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌الْحَسَنِ اللَّیْثِی عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لِمَنْ حَضَرَهُ مِنْ مَوَالِیهِ وَ شِیعَتِهِ أَ‌تَعْرِفُونَ یَوْماً شَیَّدَ اللَّهُ بِهِ الْإِسْلَامَ وَ أَظْهَرَ بِهِ مَنَارَ الدِّینِ وَ جَعَلَهُ عِیداً لَنَا وَ لِمَوَالِینَا وَ شِیعَتِنَا فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ أَ یَوْمُ الْفِطْرِ هُوَ یَا سَیِّدَنَا قَالَ لَا قَالُوا أَ‌فَیَوْمُ الْأَضْحَی هُوَ قَالَ لَا وَ هَذَانِ یَوْمَانِ جَلِیلَانِ شَرِیفَانِ وَ یَوْمُ مَنَارِ الدِّینِ أَشْرَفُ مِنْهُمَا وَ هُوَ الْیَوْمُ الثَّامِنَ عَشَرَ مِنْ ذِی‌الْحِجَّهًِْ وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا انْصَرَفَ مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ وَ صَارَ بِغَدِیرِ‌خُمٍّ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَهْبِطَ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَقْتَ قِیَامِ الظُّهْرِ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَ أَمَرَهُ أَنْ یَقُومَ بِوَلَایَهًِْ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَنْ یَنْصِبَهُ عَلَماً لِلنَّاسِ بَعْدَهُ وَ أَنْ یَسْتَخْلِفَهُ فِی أُمَّتِهِ فَهَبَطَ إِلَیْهِ وَ قَالَ لَهُ حَبِیبِی مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ قُمْ فِی هَذَا الْیَوْمِ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) لِیَکُونَ عَلَماً لِأُمَّتِکَ بَعْدَکَ یَرْجِعُونَ إِلَیْهِ وَ یَکُونُ لَهُمْ کَأَنْتَ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) حَبِیبِی جَبْرَئِیلُ إِنِّی أَخَافُ تَغَیُّرَ أَصْحَابِی لِمَا قَدْ وَتَرُوهُ وَ أَنْ یَبْدُوا مَا یُضْمِرُونَ فِیهِ فَعَرَجَ وَ مَا لَبِثَ أَنْ هَبَطَ بِأَمْرِ اللَّهِ فَقَالَ لَهُ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَعِراً {ذُعْراً} مَرْعُوباً خَائِفاً مِنْ شِدَّهًِْ الرَّمْضَاءِ وَ قَدَمَاهُ تُشْوَیَانِ وَ أَمَرَ بِأَنْ یُنَظَّفَ الْمَوْضِعُ وَ یُقَمَّ مَا تَحْتَ الدَّوْحِ مِنَ الشَّوْکِ وَ غَیْرِهِ فَفُعِلَ ذَلِکَ ثُمَّ نَادَی بِالصَّلَاهًِْ جَامِعَهًًْ فَاجْتَمَعَ الْمُسْلِمُونَ وَ فِیمَنِ اجْتَمَعَ أَبُوبَکْرٍ وَ عُمَرُ وَ عُثْمَانُ وَ سَائِرُ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ ثُمَّ قَامَ خَطِیباً وَ ذَکَرَ بَعْدَهُ الْوَلَایَهًَْ فَأَلْزَمَهَا لِلنَّاسِ جَمِیعاً فَأَعْلَمَهُمْ أَمْرَ اللَّهِ بِذَلِکَ فَقَالَ قَوْمٌ مَا قَالُوا وَ تَنَاجَوْا بِمَا أَسَرُّوا.

 

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوحسن لیثی از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که ایشان به کسانی که از دوستان و شیعیانش در محضرش بودند فرمود: «آیا روزی را می‌شناسید که خداوند به‌وسیله‌ی آن اسلام را محکم ساخت و به‌وسیله‌ی آن، علامت‌ها و نشانه‌های دین را آشکار کرد و آن روز را برای ما و دوستان ما و شیعیان ما عید قرار داد»؟ گفتند: «خدا و رسولش و فرزند رسولش داناترند. آیا آن، روز فطر است ای سرور ما»؟ فرمود: «نه». گفتند: «آیا آن، روز عید قربان است»؟ فرمود: «نه و این دو روز، بزرگ و شریف هستند و روز علامت‌ها و نشانه‌های دین، شریف‌تر از آن دو است و آن روز هجدهم ذی‌الحجّه است. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از حجّهًْ الوداع برگشت و به غدیر خم آمد، خدای عزّوجلّ به جبرئیل دستور داد که هنگام اقامه‌ی نماز ظهر آن روز نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرود آید و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد که ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را به‌پا دارد [و استوار گرداند] و او را بعد از خودش نشانه‌ی [هدایت] برای مردم نصب کند و او را در میان امّتش خلیفه قرار دهد؛ پس جبرئیل به‌سوی او فرود آمد و به او عرض کرد: «دوست من، محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند به تو سلام می‌رساند و به تو می‌فرماید: در این روز ولایت علی (علیه السلام) را به پا دار تا برای امّت تو بعد از تو نشانه‌ی هدایتی باشد که به‌سوی او برمی‌گردند و برایشان مانند تو می‌باشد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «دوست من جبرئیل! من از تغییر [عقیده‌ی] اصحابم می‌ترسم؛ به‌خاطر ستمی که به او کردند و از آشکارشدن آنچه [منافقانه] درباره‌ی او مخفی می‌کنند [می‌ترسم]». جبرئیل بالا رفت و چیزی نگذشت که امر خداوند را فرود آورد و به پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ در نتیجه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به‌خاطر شدّت گرما نگران، وحشت‌زده و ترسان برخاست درحالی‌که پاهایش می‌سوخت و دستور داد که آن مکان تمیز گردد و خارها و غیر آن از زیر درخت بزرگ جارو شود؛ پس این کار انجام داده شد. سپس به نماز جماعت فرا خواند و مسلمانان جمع شدند و در میان کسانی که جمع شدند، ابوبکر، عمر، عثمان و بقیّه‌ی مهاجران و انصار بودند. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) برخاست و خطبه‌ای خواند و بعد از آن ولایت را بیان فرمود و آن را برای همه‌ی مردم الزامی کرد و دستور خداوند را در مورد آن به آن‌ها اعلام کرد. سپس گروهی گفتند آنچه گفتند [و با دستور خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) مخالفت کردند] و برنامه‌های سرّی خودشان را مخفیانه به یکدیگر گفتند و با هم نجوا کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۶ بحارالأنوار، ج۹۵، ص۳۰۰/ إقبال الأعمال، ص۴۷۴/ الیقین، ص۳۷۲

۱۱

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْمَدِینَهًِْ ... وَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ خَرَجَ مَعَهُ النَّاسُ وَ أَصْغَوْا إِلَیْهِ لِیَنْظُرُوا مَا یَصْنَعُ فَیَصْنَعُوا مِثْلَهُ فَحَجَّ بِهِمْ فَبَلَّغَ مَنْ حَجَّ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهًِْ وَ الْأَطْرَافِ وَ الْأَعْرَابِ سَبْعِینَ أَلْفَ إِنْسَانٍ أَوْ یَزِیدُونَ عَلَی نَحْوِ عَدَدِ أَصْحَابِ مُوسَی (علیه السلام) السَّبْعِینَ الْأَلْفَ الَّذِینَ أَخَذَ عَلَیْهِمْ بَیْعَهًَْ هَارُونَ (علیه السلام) فَاتَّصَلَتِ التَّلْبِیَهًُْ مَا بَیْنَ مَکَّهًَْ وَ الْمَدِینَهًِْ فَلَمَّا وَقَفَ الْمَوْقِفَ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ إِنَّهُ قَدْ دَنَا أَجَلُکَ وَ مُدَّتُکَ وَ إِنِّی أَسْتَقْدِمُکَ عَلَی مَا لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا مَحِیصَ عَنْهُ فَاعْهَدْ عَهْدَکَ وَ تَقَدَّمْ وَصِیَّتَکَ وَ اعْمِدْ إِلَی مَا عِنْدَکَ مِنَ الْعِلْمِ وَ مِیرَاثِ عُلُومِ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مِنْ قَبْلِکَ وَ السِّلَاحِ وَ التَّابُوتِ وَ جَمِیعِ مَا عِنْدَکَ مِنْ آیَاتِ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) فَسَلِّمْهَا إِلَی وَصِیِّکَ وَ خَلِیفَتِکَ مِنْ بَعْدِکَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَهًِْ عَلَی خَلْقِی عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَأَقِمْهُ لِلنَّاسِ وَ خُذْ عَهْدَهُ وَ مِیثَاقَهُ وَ بَیْعَتَهُ وَ ذَکِّرْهُمْ مَا أَخَذْتَ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْعَتِی وَ مِیثَاقِیَ الَّذِی وَاثَقْتَهُمْ بِهِ وَ عَهْدِیَ الَّذِی عَهِدْتَ إِلَیْهِمْ مِنْ وَلَایَهًِْ وَلِیِّی وَ مَوْلَاهُمْ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَإِنِّی لَمْ أَقْبِضْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِی (علیهم السلام) إِلَّا بَعْدَ إِکْمَالِ دِینِی وَ إِتْمَامِ نِعْمَتِی بِوَلَایَهًِْ أَوْلِیَائِی وَ مُعَادَاهًِْ أَعْدَائِی وَ ذَلِکَ تَمَامُ کَمَالِ تَوْحِیدِی وَ دِینِی وَ إِتْمَامُ نِعْمَتِی عَلَی خَلْقِی بِاتِّبَاعِ وَلِیِّی وَ طَاعَتِهِ وَ إِنِّی لَا أَتْرُکُ أَرْضِی بِغَیْرِ قَیِّمٍ لِیَکُونَ حُجَّهًًْ عَلَی خَلْقِی فَ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً عَلِیٌّ (علیه السلام) وَلِیِّی وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ عَلِیٌّ عَبْدِی وَ وَصِیُّ نَبِیِّی (صلی الله علیه و آله) وَ الْخَلِیفَهًُْ مِنْ بَعْدِهِ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَهًُْ عَلَی خَلْقِی مَقْرُونٌ طَاعَتُهُ مَعَ طَاعَهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) نَبِیِّی وَ مَقْرُونٌ طَاعَهًُْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِطَاعَتِی مَنْ أَطَاعَهُ فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی جَعَلْتُهُ عَلَماً بَیْنِی وَ بَیْنَ خَلْقِی فَمَنْ عَرَفَهُ کَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ أَنْکَرَهُ کَانَ کَافِراً وَ مَنْ أَشْرَکَ بِبَیْعَتِهِ کَانَ مُشْرِکاً وَ مَنْ لَقِیَنِی بِوَلَایَتِهِ دَخَلَ الْجَنَّهًَْ وَ مَنْ لَقِیَنِی بِعَدَاوَتِهِ دَخَلَ النَّارَ فَأَقِمْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام) عَلَماً وَ خُذْ عَلَیْهِمُ الْبَیْعَهًَْ وَ خُذْ عَهْدِی وَ مِیثَاقِی بِالَّذِی وَاثَقْتَهُمْ عَلَیْهِ فَإِنِّی قَابِضُکَ إِلَیَّ وَ مُسْتَقْدِمُکَ فَخَشِیَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَوْمَهُ وَ أَهْلَ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ أَنْ یَتَفَرَّقُوا وَ یَرْجِعُوا جَاهِلِیَّهًًْ لِمَا عَرَفَ مِنْ عَدَاوَتِهِمْ وَ مَا یُبَطِّنُوَن عَلَیْهِ أَنْفُسَهُمْ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) مِنَ الْبَغْضَاءِ وَ سَأَلَ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَسْأَلَ رَبَّهُ الْعِصْمَهًَْ مِنَ النَّاسِ وَ انْتَظَرَ أَنْ یَأْتِیَهُ جَبْرَئِیلُ بِالْعِصْمَهًِْ مِنَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأُخِّرَ ذَلِکَ إِلَی أَنْ بَلَغَ مَسْجِدَ الْخَیْفِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فِی مَسْجِدِ الْخَیْفِ فَأَمَرَهُ أَنْ یَعْهَدَ عَهْدَهُ وَ یُقِیمَ عَلِیّاً (علیه السلام) لِلنَّاسِ وَ لَمْ یَأْتِهِ الْعِصْمَهًُْ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی بِالَّذِی أَرَادَ حَتَّی أَتَی کُرَاعَ الْغَمِیمِ بَیْنَ مَکَّهًَْ وَ الْمَدِینَهًِْ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ وَ أَمَرَهُ بِالَّذِی أَمَرَ بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ یَأْتِهِ بِالْعِصْمَهًِْ فَقَالَ یَا جَبْرَئِیلُ إِنِّی لَأَخْشَی قَوْمِی أَنْ یُکَذِّبُونِی وَ لَا یَقْبَلُوا قَوْلِی فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) فَرَحَلَ فَلَمَّا بَلَغَ غَدِیرَ خُمٍّ قَبْلَ الْجُحْفَهًِْ بِثَلَاثَهًِْ أَمْیَالٍ أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع عَلَی خَمْسِ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنَ النَّهَارِ بِالزَّجْرِ وَ الِانْتِهَار وَ الْعِصْمَهًِْ مِنَ النَّاسِ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُقْرِئُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فِی عَلِیٍ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَکَانَ أَوَّلُهُمْ بَلَغَ قُرْبَ الْجُحْفَهًِْ فَأَمَرَهُ أَنْ یَرُدَّ مَنْ تَقَدَّمَ مِنْهُمْ وَ حَبَسَ مَنْ تَأَخَّرَ مِنْهُمْ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ لِیُقِیمَ عَلِیّاً (علیه السلام) لِلنَّاسِ وَ یُبَلِّغَهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَخْبَرَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَدْ عَصَمَهُ مِنَ النَّاسِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عِنْدَ مَا جَاءَتْهُ الْعِصْمَهًُْ مُنَادِیاً فَنَادَی فِی النَّاسِ بِالصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ وَ تَنَحَّی عَنْ یَمِینِ الطَّرِیقِ إِلَی جَنْبِ مَسْجِدِ الْغَدِیرِ أَمَرَهُ بِذَلِکَ جَبْرَئِیلُ عَنِ اللَّهِ تَعَالَی وَ فِی الْمَوْضِعِ سَلَمَاتٌ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُقَمَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ یُنْصَبَ لَهُ أَحْجَارٌ کَهَیْئَهًِْ الْمِنْبَرِ لِیُشْرِفَ عَلَی النَّاسِ فَتَرَاجَعَ النَّاسُ وَ احْتُبِسَ أَوَاخِرُهُمْ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ لَا یَزَالُونَ وَ قَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَوْقَ تِلْکَ الْأَحْجَارِ وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلَا بِتَوْحِیدِهِ وَ دَنَا فِی تَفْرِیدِهِ وَ جَلَّ فِی سُلْطَانِهِ وَ عَظُمَ فِی أَرْکَانِهِ ... أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّهًِْ وَ أُؤَدِّی مَا أَوْحَی إِلَیَّ بِهِ خَوْفاً وَ حَذَراً مِنْ أَنْ تَحِلَّ بِی قَارِعَهًٌْ لَا یَدْفَعُهَا عَنِّی أَحَدٌ وَ إِنْ عَظُمَتْ
 مِنَّتُهُ وَ صَفَتْ خَلَّتُهُ لِأَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ قَدْ أَعْلَمَنِی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ مَا أَنْزَلَ إِلَیَ فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ فَقَدْ تَضَمَّنَ لِیَ الْعِصْمَهًَْ وَ هُوَ اللَّهُ الْکَافِی الْکَرِیمُ وَ أَوْحَی إِلَیَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ. یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... مَعَاشِرَ النَّاسِ مَا قَصَّرْتُ عَنْ تَبْلِیغِ مَا أَنْزَلَهُ وَ أَنَا مُبَیِّنٌ سَبَبَ هَذِهِ الْآیَهًِْ إِنَّ جَبْرَئِیلَ هَبَطَ إِلَیَّ مِرَاراً ثَلَاثاً یَأْمُرُنِی عَنِ السَّلَامِ رَبِّی وَ هُوَ السَّلَامُ أَنْ أَقُومَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ وَ أُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَ أَحْمَرَ وَ أَسْوَدَ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی الَّذِی مَحَلُّهُ مِنِّی مَحَلُّ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَیّ بِذَلِکَ آیَهًَْ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ وَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) الَّذِی أَقَامَ الصَّلَاهًَْ وَ آتَی الزَّکَاهًَْ وَ هُوَ رَاکِعٌ یُرِیدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کُلِّ حَالٍ وَ سَأَلْتُ جَبْرَئِیلَ أَنْ یَسْتَعْفِیَ لِی مِنْ تَبْلِیغِ ذَلِکَ إِلَیْکُمْ أَیُّهَا النَّاسُ لِعِلْمِی بِقِلَّهًِْ الْمُتَّقِینَ وَ کَثْرَهًِْ الْمُنَافِقِینَ وَ إِدْغَالِ الْآثِمِینَ وَ خَتَلِ الْمُسْتَهْزِءِینَ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ یَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللهِ عَظِیمٌ لِکَثْرَهًِْ أَذَاهُمْ غَیْرَ مَرَّهًٍْ حَتَّی سَمَّوْنِی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنَّهُ لِکَثْرَهًِْ مُلَازَمَتِهِ إِیَّایَ وَ إِقْبَالِی عَلَیْهِ حَتَّی أَنْزَلَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ فَقَالَ قُلْ أُذُنُ الْأُذُنُ مَنْ یُصَدِّقُ بِکُلِّ مَا یَسْمَعُ عَلَی الَّذِی تَزْعُمُونَ إِنَّهُ أُذُنُ خَیْرٍ لَکُمْ ... وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّیَ الْقَائِلِینَ بِأَسْمَائِهِمْ لَسَمَّیْتُ وَ أَوْمَأْتُ إِلَیْهِمْ بِأَعْیَانِهِمْ وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمْ لَدَلَلْتُ وَ لَکِنِّی فِی أَمْرِهِمْ قَدْ تَکَرَّمْتُ وَ کُلَّ ذَلِکَ لَا یَرْضَی اللَّهُ مِنِّی إِلَّا أَنْ أُبَلِّغَ مَا أَنْزَلَ إِلَیَّ فَقَالَ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فی علی وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ... فَاعْلَمُوا مَعَاشِرَ النَّاسِ وَ افْهَمُوهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَکُمْ وَلِیّاً وَ إِمَاماً مُفْتَرَضَهًًْ طَاعَتُهُ عَلَی الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ وَ عَلَی التَّابِعِینَ بِإِحْسَانٍ وَ عَلَی الْبَادِئِ وَ الْحَاضِرِ وَ الْأَعْجَمِیِّ وَ الْعَرَبِیِّ وَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوکِ وَ الصَّغِیرِ وَ الْکَبِیرِ وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَ الْأَسْوَدِ وَ عَلَی کُلِّ مُوَحِّدٍ مَاضٍ حُکْمُهُ جَائِزٌ قَوْلُهُ نَافِذٌ أَمْرُهُ مَلْعُونٌ مَنْ خَالَفَهُ مَرْحُومٌ مَنْ صَدَّقَهُ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لِمَنْ سَمِعَ لَهُ وَ أَطَاعَ لَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از مدینه حج گزارد... رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روانه گشت و مردمان نیز درپی وی، روان گشتند و به وی گوش سپردند تا ببینند چه می‌کند تا همچون وی عمل کنند و نبی ایشان را به حج برد و شمار کسانی که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مدینه و اطراف آن و بادیه‌نشینان به حج آمدند، هفتاد هزار تن یا بیشتر بودند، مانند شمار اصحاب موسی (علیه السلام) که ایشان را با هارون بیعت داد، و در واقع تلبیه‌گفتن و احرام بستن در تمام فاصله‌ی مدینه تا مکّه پیوسته بود و آنگاه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در توقفگاه موعود ایستاد، جبرئیل بر وی نازل گشت و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند عزّوجلّ به تو درود می‌فرستد و می‌فرماید: که همانا اجل تو و مدّت حیاتت سر رسیده است و من تو را به امری فرا می‌خوانم که از آن چاره‌ای نیست و لاجرم باید انجام گردد، پس اندرز و زنهارت را بازگو و سفارش‌هایت را بر زبان‌آر و هر آنچه از دانش و میراث علوم انبیای پیشین (علیهم السلام) و سلاح و صندوق و هر آنچه از نشانه‌های انبیای گذشته داری را به وصی و جانشین پس از خود، حجّت بالغه من بر خلقم علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) تسلیم نما و او را برای مردمان برپای دار و برایش عهد و پیمان و ولایت بگیر و ایشان را به بیعت و پیمانی که از ایشان گرفتی برای من و من بدان پای‌گیرشان کردم، و عهدی که درباره‌ی ولایت ولیّ خود و مولای ایشان و مولای همه‌ی زنان و مردان مؤمن علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) با ایشان بستم، یادآور شو چرا که من هیچ یک از انبیاء (علیهم السلام) را قبض روح نکرده‌ام، مگر پس از کامل‌کردن حجّتم و دینم و به نهایت‌رساندن نعمتم با ولایت اولیایم و دشمنی دشمنانم که این کمال توحید من و دین من و نهایت نعمت من بر بندگانم با پیروی و اطاعت از ولیّ‌ام می‌باشد و این از آن‌جهت که من زمین را بدون سرپرست که حجّت بر خلق باشد، رها نمی‌کنم و الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً؛ علی (علیه السلام) ولیّ من و مولای هر مرد و زن مؤمن است، علی (علیه السلام) بنده‌ی من و وصی نبیّ من و جانشین پس از وی و حجّت بالغه من بر مردم است و اطاعت از وی همچون اطاعت از محمّد (صلی الله علیه و آله) نبی من است و اطاعت از محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز هم­پایه اطاعت از من است و هرکه او را فرمان پذیرد، به حق که فرمان مرا به جان خریده و هرکه بر وی سرکشی نماید، به حق بر من نافرمانی‌کرده است. وی را علَمی بین خود و خلقم نهادم و هرکه او را [به ولایت] بشناسد، مؤمن است و هرکه او را انکار نماید، کافر است و هرکه بر بیعت وی شرک ورزد، مشرک خواهد بود و هرکس با داشتن ولایت وی به دیدار من آید، به بهشت درآید و هرکه بر دشمنی وی به محضر من آید، به آتش افکنده شود. پس ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! علی (علیه السلام) را به عنوان پیشوا و نشانه‌ی راه، فراز آور و بر مردمان بیعت گیر و عهد و پیمان مرا که بدان پای‌گیرشان کردم، از آنان بگیر که من تو را نزد خود خواهم آورد و به‌زودی فراخوانده می‌شوی. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر قوم خود بیمناک گشت و به‌خاطر آشنایی با عنادورزی دائمی ایشان و نیز بغضی که نسبت به علی (علیه السلام) داشتند، ترسید که اهل نفاق و جدایی‌طلبان از امّت، پراکنده شده و به جاهلیّتی که داشتند، بازگردند و از جبرئیل خواست که از خداوند، آسودگی از شر مردم برای وی طلب کند و درنگ نمود تا جبرئیل از نزد خداوند، پناه از شر مردم را برایش آورد و ابلاغ پیام حق را تا رسیدن به مسجد خیف، تأخیر انداخت و جبرئیل آمد و گفت که پیامبر اندرزهایش را به مردم بگوید و حجّت حق، علی (علیه السلام) را بر مردم اقامه نماید و تا زمانی که به کراع الغمیم (میان مکّه و مدینه) رسیدند، از جانب خداوند برای پیامبر (صلی الله علیه و آله)، پناه از مردم نیاورد و بار دیگر، جبرئیل ظاهر گشت و وی را به همان امری که پیش از آن گفته بود، فرمان داد. ولی همچنان موضوع در امان بودن از مردم را بیان نکرد .پیامبر فرمود: «ای جبرئیل! می‌ترسم که مردم مرا تکذیب نمایند و سخنم درباره‌ی علی (علیه السلام) را نپذیرند». پیامبر بار دیگر به راه افتاد و چون به غدیرخم و سه میلی جحفه رسیدند، جبرئیل درحالی‌که پنج ساعت از روز طی‌شده بود، با پیام جلوگیری و نکوهش و پناه‌دادن از شرّ مردم، آمد و گفت: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند به تو درود می‌فرستد و می‌فرماید: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت در مورد علی (علیه السلام) بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای! خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می‌دارد؛ و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمی‌کند. اوّلین نفرات کاروان به جحفه رسیده بودند و پیامبر دستور داد که بازگردانده شوند و کسانی که عقب‌تر مانده‌اند، در همین مکان باز ایستند تا علی (علیه السلام) را بر مردم اقامه نماید و ایشان را از آنچه خداوند درباره‌ی علی (علیه السلام) نازل فرموده، آگاه سازد و خبر داد که خداوند متعال وی را از شر مردمان در امان خواهد داشت. آنگاه که پیامبر از امر حفظ و امان الهی اطمینان یافت، فرمود تا منادی صدا زند و منادی، فریاد نماز جماعت سر داد و از سمت راست مسیر، به‌سمت مسجد غدیر دور شد و این دستوری بود که جبرئیل از طرف خدا آورده بود. در مکان اجتماع، سلمه‌هایی بود که رسول­خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد زیر آن‌ها تمیز و خشک شود و برای وی سنگ‌هایی را مانند منبر بنهند تا بر مردم اشراف داشته باشد. مردم بازگشتند و عقب مانده‌ها در مکان اجتماع، توقّف کردند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فراز آن سنگ‌ها رفت و فرمود: «سپاس خدایی راست که به توحید خود در اوج است و در یگانگی‌اش در دسترس خلق است و در سلطنتش شکوهمند و در ارکان قلمروی خود، عظیم است و اکنون بر بندگی خویش در محضر وی اقرار می‌کنم و به پروردگاری او گواهی می‌دهم و وظیفه‌ی خود را در آنچه به من وحی‌شده، انجام می‌دهم؛ مبادا که با اطاعت نکردنم، از سوی او عذابی کوبنده فرود آید که احدی را یارای پس راندن آن از من نمی‌باشد، هرچند کاردانی­اش بسیار و دوستی‌اش خالص می‌باشد. چرا که معبودی جز او نیست، اوست که مرا آگاهی داد که اگر آنچه بر من نازل کرده، به مردم نرسانم، وظیفه‌ی رسالتش را انجام نداده‌ام، و خداوند تبارک‌وتعالی ایمنی از آزار مردم را برایم تضمین‌کرده و البتّه که او بسنده و بخشنده است. پس آنگاه، چنین به من وحی فرستاد: بسم الله الرحمن الرحیم یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ ... هان ای مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن کوتاهی نکرده‌ام و اکنون سبب نزول آیه را بر شما بیان می‌کنم: همانا جبرئیل، سه‌مرتبه بر من فرود آمد و مرا از سوی سلام، پروردگارم که تنها اوست سلام، فرمانی آورد که در این مکان به پای ایستم و به هر سفید و سرخ و سیاهی اعلام کنم که علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من است که جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی (علیه السلام) است، لیکن پیامبری پس از من نخواهد بود اختیارتان است. پروردگارم در این باره، آیه‌ای از کتاب خویش بر من نازل فرموده که: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ الله وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ راکعون و هرآینه علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است که نماز به پاداشته و در رکوع، زکات پرداخته و پیوسته جویای خدای عزّوجلّ است. و من از جبرئیل درخواست کردم که معاف‌نمودن من از رساندن این پیام به شما را درخواست نماید. زیرا کمی پرهیزکاران و فزونی منافقان و مداخله گناه‌پیشگان و فریبکاری مسخره‌کنندگان اسلام را می‌دانم؛ همانان که خداوند در کتاب خود در وصفشان فرموده: به زبان آن را می‌گویند که در دل‌هایشان نیست. (فتح/۱۱) و آن را اندک و آسان می‌شمارند؛ حال آنکه نزد خداوند، بس بزرگ است، و نیز از آن روی که منافقان، بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا که مرا اُذُن (سخن شنو و زودباور) نامیده‌اند، به‌خاطر همراهی بسیار علی (علیه السلام) با من و روی‌نمودن من به وی، تا بدانجا که خداوند در این باره آیه‌ای فرونازل کرد: و از آنانند کسانی که پیامبر خدا را می‌آزارند و او را سخن شنو و زودباور می‌نامند. (توبه/۶۱)». بگو: آری سخن شنو است. بر علیه آنانکه گمان می‌کنند او تنها سخن می‌شنود؛ این برای شما بهتر است... و اگر می‌خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا مستقیما با دستم به آنان اشاره کنم و یا مردمان را به‌سویشان هدایت کنم، به‌راحتی، این کار را می‌کردم، لیکن سوگند به خدا که در کارشان کرامت نموده، لب فرو بستم. با این‌حال، خداوند از من خشنود نخواهد گشت، مگر اینکه آنچه در حقّ علی (علیه السلام) نازل کرده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین خواند: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ در حقّ علی (علیه السلام) وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ هان ای مردمان! بدانید که خداوند، او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده و پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان که به نیکی از ایشان پیروی می‌کنند و بر بادیه‌نشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر کوچک و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یکتاپرست، واجب شمرده است. فرمان او جاری، گفتار او بسنده و امرش نافذ است. ناسازگارش نفرین شده، و پیرو و باورکننده‌اش در مهر و رحمت است. هرآینه خداوند، شنوایان سخن او و فرمان بران وی را آمرزیده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۵۸ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۸۹/ الیقین، ص۳۴۷

۱۲

(مائده/ ۶۷)

 

الهادی (علیه السلام)- وَ ذَکَرَ أَنَّهُ (علیه السلام) زَارَ بِهَا فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ ... السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) ... أَشْهَدُ أَنَّکَ الْمَخْصُوصُ بِمِدْحَهًِْ اللَّهِ الْمُخْلِصُ لِطَاعَهًِْ اللَّهِ لَمْ تَبْغِ بِالْهُدَی بَدَلًا وَ لَمْ تُشْرِکْ بِعِبَادَهًِْ رَبِّکَ أَحَداً وَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی اسْتَجَابَ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فِیکَ دَعْوَتَهُ ثُمَّ أَمَرَهُ بِإِظْهَارِ مَا أَوْلَاکَ لِأُمَّتِهِ إِعْلَاءً لِشَأْنِکَ وَ إِعْلَاناً لِبُرْهَانِکَ وَ دَحْضاً لِلْأَبَاطِیلِ وَ قَطْعاً لِلْمَعَاذِیرِ فَلَمَّا أَشْفَقَ مِنْ فِتْنَهًِْ الْفَاسِقِینَ وَ اتَّقَی فِیکَ الْمُنَافِقِینَ أَوْحَی إِلَیْهِ رَبُّ الْعَالَمِینَ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَوَضَعَ عَلَی نَفْسِهِ أَوْزَارَ الْمَسِیرِ وَ نَهَضَ فِی رَمْضَاءِ الْهَجِیرِ فَخَطَبَ فَأَسْمَعَ وَ نَادَی فَأَبْلَغَ ثُمَّ سَأَلَهُمْ أَجْمَعَ فَقَالَ هَلْ بَلَّغْتُ فَقَالُوا اللَّهُمَّ بَلَی فَقَالَ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قَالَ أَلَسْتُ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا بَلَی فَأَخَذَ بِیَدِکَ وَ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَمَا آمَنَ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فِیکَ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَّا قَلِیلٌ وَ لَا زَادَ أَکْثَرُهُمْ غَیْرَ تَخْسِیر.

 

امام هادی (علیه السلام)- امام هادی (علیه السلام) با این زیارت در روز غدیر امام علی (علیه السلام) را زیارت می‌کرد:... سلام بر تو ای مولا و سرپرست من، ای امیرمؤمنان (علیه السلام)!... گواهی می‌دهم که تو به مدح خداوند اختصاص یافته‌ای و در اطاعت خدا اخلاص داری و برای هدایت جایگزینی نخواستی و هیچ کس را در عبادت پروردگارت شریک نکردی و [گواهی می‌دهم] که خدای تعالی دعای پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را در مورد تو مستجاب کرد. سپس به او دستور داد برتری و ولایت تو را برای امّتش آشکار کند تا شأن و منزلت تو را بالا ببرد و دلیل روشن تو را آشکار گرداند و باطل‌ها را از بین ببرد و عذرخواهی‌ها را قطع کند. هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از فتنه‌ی فاسقان نگران شد و در مورد تو از منافقان برحذر شد، پروردگار عالمیان به او وحی فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ پس بارهای سنگین این مسیر را بر دوش کشید و در گرمای وسط روز برخاست و خطبه خواند و به گوششان رساند و فریاد زد و ابلاغ فرمود. سپس از همه‌ی آن‌ها پرسید و فرمود: «آیا ابلاغ کردم»؟ گفتند: «به خدا سوگند بله». عرض کرد: «خدایا شاهد باش». سپس فرمود: «آیا نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم»؟ گفتند: «بله سزاوارتری». سپس دست تو را گرفت و فرمود: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، این علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار او است. خداوندا! دوست بدار کسی را که با او دوستی کند و دشمن باش با کسی که با او دشمنی کند و یاری کن کسی را که او را یاری کند و خوار بگردان کسی را که او را یاری نکند». سپس به آنچه خداوند در مورد تو بر پیامبرش نازل فرمود جز اندکی ایمان نیاوردند و اکثرشان جز زیانکاری نیفزودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۴ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۹۷

۱۳

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام) أَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ تَفْسِیرُهَا أَتَخْشَی النَّاسَ فَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَرَفَعَهَا فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: کلام نازل شده‌ی خداوند: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ تفسیرش این چنین است: «آیا از مردمان بیم‌داری؟ خداوند تو را از گزند آنان در امان می‌دارد». پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برخاست و دست علی (علیه السلام) را گرفت و بالا آورد و فرمود: «هرکسی که من مولای اویم، از این پس، علی (علیه السلام) مولای او خواهد بود. خدایا! دوست آن کسی باش که با او دوستی می‌کند و دشمن آن کسی باش که با آن که با او دشمنی می‌آورد و یاری کن کسی را که او را یاوری می‌کند و ترک‌کن آن که رهایش کرده است. دوست بدار کسی را که دوستش می‌دارد و کینه داشته باش با آن که با او به کین برخاسته است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۴۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۳/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۳/ البرهان

۱۴

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- رُوِّینَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّ رَجُلًا قَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ الْحَسَنَ الْبَصْرِیَّ حَدَّثَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِنَ اللَّهَ أَرْسَلَنِی بِرِسَالَهًٍْ فَضَاقَ بِهَا صَدْرِی وَ خَشِیتُ أَنْ یُکَذِّبَنِی النَّاسُ فَتَوَاعَدَنِی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْهَا أَنْ یُعَذِّبَنِی قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَهَلْ حَدَّثَکُمْ بِالرِّسَالَهًِْ قَالَ لَا قَالَ أَمَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَیَعْلَمُ مَا هِیَ وَ لَکِنَّهُ کَتَمَهَا مُتَعَمِّداً قَالَ الرَّجُلُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ وَ مَا هِیَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَمَرَ الْمُؤْمِنِینَ بِالصَّلَاهًِْ فِی کِتَابِهِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا الصَّلَاهًُْ وَ لَا کَیْفَ یُصَلُّونَ فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مُحَمَّداً نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُبَیِّنَ لَهُمْ کَیْفَ یُصَلُّونَ فَأَخْبَرَهُمْ بِکُلِّ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ الصَّلَاهًِْ مُفَسَّراً وَ فَرَضَ الصَّلَاهًَْ فِی الْقُرْآنِ جُمْلَهًًْ فَفَسَّرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی سُنَّتِهِ وَ أَعْلَمَهُمْ بِالَّذِی أَمَرَهُمْ بِهِ مِنَ الصَّلَاهًِْ الَّتِی فَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ أَمَرَ بِالزَّکَاهًِْ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَفَسَّرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَعْلَمَهُمْ بِمَا یُؤْخَذُ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّهًِْ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الزَّرْعِ وَ لَمْ یَدَعْ شَیْئاً مِمَّا فَرَضَ اللَّهُ مِنَ الزَّکَاهًِْ إِلَّا فَسَّرَهُ لِأُمَّتِهِ وَ بَیَّنَهُ لَهُمْ وَ فَرَضَ عَلَیْهِمُ الصَّوْمَ فَلَمْ یَدْرُوا مَا الصَّوْمُ وَ لَا کَیْفَ یَصُومُونَ فَفَسَّرَهُ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَیَّنَ لَهُمْ مَا یَتَّقُونَ فِی الصَّوْمِ وَ کَیْفَ یَصُومُونَ وَ أَمَرَ بِالْحَجِ فَأَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ کَیْفَ یَحُجُّونَ حَتَّی أَوْضَحَ لَهُمْ ذَلِکَ فِی سُنَّتِهِ وَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِالْوَلَایَهًِْ فَقَالَ إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ فَفَرَضَ اللَّهُ وَلَایَهًَْ وُلَاهًِْ الْأَمْرِ فَلَمْ یَدْرُوا مَا هِیَ فَأَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُفَسِّرَ لَهُمْ مَا الْوَلَایَهًُْ مِثْلَ مَا فَسَّرَ لَهُمُ الصَّلَاهًَْ وَ الزَّکَاهًَْ وَ الصَّوْمَ وَ الْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ضَاقَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَرْعاً وَ تَخَوَّفَ أَنْ یَرْتَدُّوا عَنْ دِینِهِ وَ أَنْ یُکَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ فَأَوْحَی إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ قَامَ بِوَلَایَهًِْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ وَ نَادَی لِذَلِکَ الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ وَ أَمَرَ أَنْ یُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ وَ کَانَتِ الْفَرَائِضُ یَنْزِلُ مِنْهَا شَیْءٌ بَعْدَ شَیْءٍ تَنْزِلُ الْفَرِیضَهًُْ ثُمَّ تَنْزِلُ الْفَرِیضَهًُْ الْأُخْرَی وَ کَانَتِ الْوَلَایَهًُْ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَیْکُمْ بَعْدَ هَذِهِ الْفَرِیضَهًِْ فَرِیضَهًًْ قَدْ أَکْمَلْتُ لَکُمْ هَذِهِ الْفَرَائِضَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایات است که مردی به امام باقر (علیه السلام) عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! حسن بصری برای ما حدیث نقل کرد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند مرا به رسالتی مبعوث فرمود و به‌خاطر آن سینه‌ام تنگ شد و ترسیدم که مردم مرا تکذیب کنند؛ پس خداوند به من وعده داد که اگر ابلاغ نکنم مرا عذاب کند». اباجعفر (علیه السلام) به او فرمود: «آیا رسالت [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] را به شما گفت [که چه بود]»؟ گفت: «نه». فرمود: «به خدا سوگند او می‌داند آن [رسالت] چیست ولی عمداً آن را مخفی کرده است». آن مرد عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! فدایت شوم. آن [رسالت] چیست»؟ فرمود: «خدای تبارک‌وتعالی در کتابش به مؤمنین دستور داد که نماز بخوانند و آن‌ها ندانستند که نماز چیست و چگونه نماز بخوانند؛ پس خدای عزّوجلّ به پیامبرش محمّد (صلی الله علیه و آله) دستور داد برای آن‌ها بیان کند که چگونه نماز بخوانند؛ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همه‌ی چیزهایی‌که خداوند درباره‌ی نماز بر آن‌ها واجب کرد خبر داد و تفسیر کرد. خداوند همه‌ی نمازها را در قرآن واجب فرمود و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سنّت و روش خود آن را تفسیر کرد و آن‌ها را از نمازی که خداوند بر آن‌ها واجب کرد و به آن دستور داد آگاه ساخت. و خداوند دستور داد زکات بدهند و ندانستند زکات چیست؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را تفسیر فرمود و آن‌ها را به آنچه از طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند و کشت [به‌عنوان زکات] گرفته می‌شود آگاه ساخت و همه‌ی چیزهایی که خداوند از زکات واجب کرده بود برای امّتش تفسیر کرد و برای آن‌ها بیان فرمود. و خداوند روزه را بر آن‌ها واجب کرد و ندانستند روزه چیست و چگونه روزه بگیرند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای آن‌ها تفسیر فرمود و بیان فرمود که در روزه از چه چیزی پرهیز کنند و چگونه روزه بگیرند. و خداوند دستورداد حج انجام دهند و به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) دستور داد برای آن‌ها تفسیر کند که چگونه حجّ بجا بیاورند تا اینکه آن را در سنّتش برای آن‌ها آشکار کرد. و خدای عزّوجلّ به ولایت دستور داد و فرمود: سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان‌ها که نماز را بر پا می‌دارند، و درحال رکوع، زکات می‌دهند. پس خداوند ولایت اولوا الأمر را واجب فرمود و آن‌ها ندانستند آن چیست. سپس خداوند به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) دستور داد برای آن‌ها تفسیر کند که ولایت چیست همانگونه که نماز، زکات، روزه و حج را برای آن‌ها تفسیر کرد. وقتی که آن [رسالت] از طرف خدای عزّوجلّ برایش آمد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قلبش پریشان گشت و ترسید که از دینش برگردند و او را تکذیب کنند؛ پس سینه‌اش تنگ شد و به پروردگارش مراجعه کرد؛ پس خداوند به او وحی کرد: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ پس دستور خدا را آشکارا بیان کرد و ولایت امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را در روز غدیرخم به پا داشت و به‌خاطر آن به نماز جماعت فرا خواند و دستور داد حاضران به غایبان برسانند و واجبات یکی بعد از دیگری نازل می‌شد؛ [ابتدا] واجبی نازل می‌شد سپس واجب دیگری نازل می‌شد و ولایت آخرین واجبات بود؛ پس خدای عزّوجلّ نازل فرمود: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً؛ امام باقر (علیه السلام) فرمود: خدای عزّوجلّ می‌فرماید: «بعد از این واجب، واجبی بر شما نازل نمی‌کنم. این واجبات را برای شما کامل کردم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۴ دعایم الإسلام، ج۱، ص۱۴

۱۵

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن أَحْمَدَ‌بْنِ‌یُوسُفَ مُعَنْعَنا عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ أَتَتْهُ عَزْمَهًٌْ مِنَ اللَّهِ فِی یَوْمٍ شَدِیدِ الْحَرِّ فَنُودِیَ فِی النَّاسِ فَاجْتَمَعُوا وَ أَمَرَ بِشَجَرَاتٍ فَقُمَّ مَا تَحْتَهُنَّ مِنَ الشَّوْکِ ثُمَّ قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ وَلِیُّکُمْ أَوْلَی بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ قَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- احمدبن‌یوسف از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند تعالی: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ... نقل می‌کند، امام (علیه السلام) فرمود: چون این آیه نازل شد و تصمیم خداوند در روزی بسیار گرم به پیامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ گشت، آن حضرت بیرون آمده و ندا داده شد، سپس مردم اجتماع کردند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور فرمود زیر چند درخت را جارو کردند و خار و خاشاک آن را کنار زدند، سپس فرمود: «ای مردم، چه کسی ولیّ شما و از شما به خودتان سزاوارتر است»؟ عرض کردند: «خدا و رسول او». پس فرمود: «هرکه من مولای او بودم، اینک علی (علیه السلام) مولای اوست، خداوندا، دوستدار وی را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار و یاری دهنده­اش را نصرت فرما و خوار کننده­اش را خوار و ذلیل گردان»! و سه بار آن را تکرار فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۱/ فرات الکوفی، ص۱۳۰/ القمی، ج۱، ص۱۷۰/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۸۰/ الطرایف، ج۱، ص۱۲۱/ إقبال الأعمال، ص۴۵۵/ إقبال الأعمال، ص۴۵۶/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۳۵۵/ البرهان

۱۶

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ بِإِعْلَانِ أَمْرِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... قَالَ فَمَکَثَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) ثَلَاثاً حَتَّی أَتَی الْجُحْفَهًَْ فَلَمْ یَأْخُذْ بِیَدِهِ فَرَقاً مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا نَزَلَ الْجُحْفَهًَْ یَوْمَ الْغَدِیرِ فِی مَکَانٍ یُقَالُ لَهُ مَهْیَعَهًُْ فَنَادَی الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ فَاجْتَمَعَ النَّاسُ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَنْ أَوْلَی بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ قَالَ فَجَهَرُوا فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ لَهُمْ الثَّانِیَهًَْ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ لَهُمْ الثَّالِثَهًَْ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَإِنَّهُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ مِنِّی بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ مِنْ بَعْدِی.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی که جبرئیل در حجّۀ الوداع با اعلان امر علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل گردید و یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ...، را ابلاغ نمود، رسول خدا سه روز درنگ فرمود تا اینکه به جحفه رسید و دست علی (علیه السلام) را از بیم واکنش مردم بالا نبرد، و چون در روز غدیر در جحفه و در مکانی به نام مَهیَعۀ فرود آمد، ندای الصّلاۀ جامعه سر داد، پس مردم گرد آمدند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «چه کسی اولی­تر از خودتان به شماست»؟ سپس مردم با صدای بلند گفتند: «خدا و رسول او». سپس برای بار دوم سؤال خود را تکرار فرمود که باز هم گفتند: «خدا و رسول او». بار سوم نیز همین سؤال را پرسید و آنها گفتند: «خدا و رسول او». سپس دست علی (علیه السلام) را بلند کرده و فرمود: «هر کس من مولای اویم، اینک علی (علیه السلام) مولای اوست، خداوندا، دوست بدار دوستدارش را و دشمن باش با آنکه با وی دشمنی کند. و یاری کن هر کس را که یاری­اش کند و خوار و ذلیل کن آنکه او را واگذارد، زیرا او از من است و من از او و او برای من منزلت هارون (علیه السلام) از موسی (علیه السلام) را دارد، با این تفاوت که پس از من پیامبری نخواهد بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۸ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۲/ البرهان

۱۷

(مائده/ ۶۷)

 

الحسن (علیه السلام)- عَنِ الشَّعْبِیِ قَالَ: سُئِلَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍٍِ (علیه السلام) عَنْ هَذِهِ الْآیَهًِْ اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ... فَقَالَ (علیه السلام) ِفَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ عَلِیّاً مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ فَوَقَعَ فِی قُلُوبِهِمْ مَا وَقَعَ تَکَلَّمُوا فِیمَا بَیْنَهُمْ سِرّاً حَتَّی قَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ مَنْ یَلِی بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ یَلِی بَعْدَکَ هَذَا الْأَمْرَ لَا نَجْعَلُهَا فِی أَهْلِ الْبَیْتِ أَبَداً فَنَزَلَ وَمَنْ یُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُ فَإِنَّ اللهَ شَدِیدُ الْعِقابِ ثُمَّ نَزَلَتْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ* وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا إلی قوله وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ.

 

امام حسن (علیه السلام)- شعبی گوید: از امام حسن‌بن‌علی (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: آن‌گونه که حقّ تقوا و پرهیزگاری است، از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید؛ و جز بر آیین اسلام از دنیا نروید... (آل عمران/۱۰۲) سؤال شد، فرمود: «هنگامی که این آیه: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ، نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیرخم فرمود: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار اوست. خداوندا! دوست بدار کسی را که با او دوستی کند و دشمن باش با کسی که با او دشمنی کند»! پس در قلب آن‌ها (منافقان) واقع شد آنچه واقع شد [و نسبت به او کینه و حسادت ورزیدند] و مخفیانه در میان خودشان سخن گفتند تا اینکه یکی از آن‌ها به رفیقش گفت: «چه کسی پس از پیامبر و چه کسی پس از تو عهده‌دار این امر می‌شود؟ هرگز آن را در اهل بیت قرار نمی‌دهیم»؛ پس [این آیه] نازل شد: و کسی که نعمت خدا را، پس از آنکه به سراغش آمد، تبدیل کند [و در مسیر خلاف به کار گیرد، گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد] که خداوند شدید العقاب است. (بقره/۲۱۱) سپس این آیه نازل شد: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن‌گونه که حقّ تقوا و پرهیزگاری است، از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید؛ و جز بر آیین اسلام از دنیا نروید و همگی به ریسمان خدا (قرآن، و هرگونه وسیله‌ی وحدت الهی)، چنگ زنید، و پراکنده نشوید... و آن‌ها عذاب عظیمی دارند. (آل عمران/۱۰۳۱۰۲)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۸ بشارهًْ المصطفی، ص۱۹۶

۱۸

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أبی‌عَبدالله (علیه السلام) قال: فَلَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ نَزَلَ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ فَنَادَی النَّاسَ فَاجْتَمَعُوا وَ أَمَرَ بِسَمُرَاتٍ فَقُمَّ شَوْکُهُنَّ ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) یَا أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ وَلِیُّکُمْ وَ أَوْلَی بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَوَقَعَتْ حَسَکَهًُْ النِّفَاقِ فِی قُلُوبِ الْقَوْمِ وَ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ هَذَا عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَطُّ وَ مَا یُرِیدُ إِلَّا أَنْ یَرْفَعَ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: و چون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از حجهًْ‌الوداع بازگشت، جبرئیل بر او نازل شد و گفت: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ الله لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فریاد زد، تا مردم گرد آمدند و دستور داد تا بوته‌های خار را تراشیدند [تا بتوان روی آن‌ها نشست و ایستاد]. سپس آن حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم ولی شما و سزاوارتر از خود شما به شما کیست»؟ گفتند: «خدا و رسولش». پس فرمود: «هرکه من مولای او هستم علی (علیه السلام) مولای اوست، خدایا دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن تا سه بار. پس خار نفاق در دل آن مردم افتاد». و گفتند: خدا چنین امری را بر محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل نکرده بلکه او می‌خواهد دست پسر عمویش را بلند کند و [او را بر ما رئیس کند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۶۸ الکافی، ج۱، ص۲۹۵/ نورالثقلین

۱۹

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الْقَاسِمِ الشَّیْبَانِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ عَبْدَ اللهِ بْنَ الْعَبَّاسِ یَقُولُ: لَمَّا أَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله)ِ بأَنْ یَقُومَ بِغَدِیرِ‌خُمٍّ فَیَقُولَ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) مَا قَالَ، قَالَ: أَیْ رَبِّ إِنَّ قُرَیْشاً حَدِیثُو عَهْدٍ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ وَ مَتَی أَفْعَلْ هَذَا یَقُولُوا: فَعَلَ بِابْنِ‌عَمِّهِ کَذَا کَذَا. فَلَمَّا قَضَی حَجَّهُ رَجَعَ إِلَیْهِ جَبْرَائِیلُ فَقَالَ: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ فَقَامَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَخَذَ بِیَدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَقَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- قاسم شیبانی گوید: شنیدم ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) می‌گوید: هنگامی که خداوند به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) دستور داد که در غدیرخم بایستد و آنچه در مورد علی (علیه السلام) فرموده بگوید، عرض کرد: «پروردگارا! قریش به جاهلیّت نزدیکند و هر وقت این کار را انجام دهم، می‌گویند: «در مورد پسر عمویش چنین و چنان کرد» و هنگامی که حجّش را به پایان برد، جبرئیل به‌سوی او نازل شد و گفت: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برخاست و دست علی (علیه السلام) را گرفت و گفت: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار اوست. خداوندا! دوست بدار کسی را که با او دوستی کند و دشمن باش با کسی که با او دشمنی کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۰ سعدالسعود، ص۷۰/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۱۸/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۷

۲۰

(مائده/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن عَبدِ اللّهِ‌بنِ‌عَطَاء، قال: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ أُوحِیَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قُلْ لِلنَّاسِ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ فَلَمْ یُبَلِّغْ ذَلِکَ وَ خَافَ النَّاسَ فَأَوْحَی إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) یَوْمَ غَدِیرٍ وَ قَالَ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌عطاء گوید: نزد امام باقر (علیه السلام) نشسته بودم که فرمود: به پیامبر (صلی الله علیه و آله) وحی شد: به مردم بگو: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار اوست»؛ پس آن را ابلاغ نفرمود و از مردم ترسید؛ در نتیجه خداوند به او وحی فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ پس دست علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را در روز غدیر گرفت و فرمود: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار اوست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۷۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۸

۲۱

(مائده/ ۶۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَمَرَ اللَّهُ مُحَمَّداً أَنْ یَنْصِبَ عَلِیّاً (علیه السلام) لِلنَّاسِ لِیُخْبِرَهُمْ بِوَلَایَتِهِ فَتَخَوَّفَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَقُولُوا جَاءَ بِابْنِ‌عَمِّهِ وَ أَنْ یَطْغَوْا فِی ذَلِکَ عَلَیْهِ فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِوَلَایَتِهِ یَوْمَ غَدِیرِ‌خُمٍّ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- خداوند متعال به پیامبرش دستور داد تا علی (علیه السلام) را همچون بیرقی برای مردم قرار دهد که آن‌ها را از ولایتش آگاه سازد. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هراسناک بود که مردم بگویند جانب پسر عموی خویش را گرفته و در این مورد به او اشکال وارد کنند. پس خداوند به او این‌گونه وحی کرد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ولایت او را در روز غدیرخم اعلام کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۳۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۱/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۵/ البرهان

۲۲

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی الدُّعَاءِ بَعدَ صَلَاهًِْ الغَدِیرِ المُسنَدِ إِلَی الصَّادِقِ (علیه السلام): رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا بِالنِّدَاءِ وَ صَدَّقْنَا الْمُنَادِیَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا نَادَی بِنِدَاءٍ عَنْکَ بِالَّذِی أَمَرْتَهُ بِهِ أَنْ یُبَلِّغَ مَا أَنْزَلْتَ إِلَیْهِ مِنْ وَلَایَهًِْ وَلِیِ أَمْرِکَ فَحَذَّرْتَهُ وَ أَنْذَرْتَهُ إِنْ لَمْ یُبَلِّغْ أَنْ تَسْخَطَ عَلَیْهِ وَ أَنَّهُ إِنْ بَلَّغَ رِسَالاتِکَ عَصَمْتَهُ مِنَ النَّاسِ فَنَادَی مُبَلِّغاً وَحْیَکَ وَ رِسَالاتِکَ أَلَا مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ وَ مَنْ کُنْتُ وَلِیَّهُ فَعَلِیٌّ وَلِیُّهُ وَ مَنْ کُنْتُ نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) أَمِیرُهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در دعای بعد از نماز [روز] غدیر که سندش به امام صادق (علیه السلام) می‌رسد [آمده است]: پروردگارا ما [فریاد] منادی را شنیدیم و منادی، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را تصدیق کردیم [همان منادی] که از سوی تو ندا داد با ندایی که به او دستور دادی که در مورد ولایت ولی امر تو که بر او نازل کردی ابلاغ کند و او را برحذر داشتی و انذار فرمودی که اگر ابلاغ نکرد، بر او غضب می‌کنی و اگر رسالت تو را ابلاغ کرد، او را از مردم حفظ می‌کنی؛ از این رو برای ابلاغ وحی تو و رسالت تو ندا داد: «هرکس من سرپرست و صاحب اختیار او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و صاحب اختیار او است و هرکس من سرپرست و ولیّ او هستم، علی (علیه السلام) سرپرست و ولیّ اوست و هرکس من پیامبر او هستم، علی (علیه السلام) امیر او است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۰ نورالثقلین

ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده است، به‌طور کامل [به مردم] ابلاغ کن؛ و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای

۱ -۱

(مائده/ ۶۷)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن سَهْلِ‌بْنِ‌الْقَاسِمِ النُّوشْجَانِیِّ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِلرِّضَا (علیه السلام) یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّهُ یُرْوَی عَنْ عُرْوَهًَْ‌بْنِ‌زُبَیْرٍ أَنَّهُ قَالَ تُوُفِّیَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ فِی تَقِیَّهًٍْ فَقَالَ أَمَّا بَعْدَ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یا
 أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَإِنَّهُ أَزَالَ کُلَّ تَقِیَّهًٍْ بِضَمَانِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لَهُ وَ بَیَّنَ أَمْرَ اللَّهِ وَ لَکِنَّ قُرَیْشاً فَعَلَتْ مَا اشْتَهَتْ بَعْدَهُ وَ أَمَّا قَبْلَ نُزُولِ هَذِهِ الْآیَهًِْ فَلَعَلَّهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مردی خدمت امام رضا (علیه السلام) عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، از عروۀبن‌زبیر روایت کرده­اند که گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حال تقیّه رحلت کرد»! فرمود: «پس از نزول آیه: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ پیامبر (صلی الله علیه و آله) هرگونه تقیّه را با ضمانتی که خداوند عزّوجل از وی به عمل آورده بود، کنار گذاشت و فرمان خدای متعال را روشن ساخت، لیکن پس از وی، قریش هرچه خواست کرد، امّا پیش از نزول این آیه، شاید آن حضرت تقیّه کرده باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۰ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۲۲۱/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۱۳۰/ نورالثقلین

۱ -۲

(مائده/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- بَیَّنَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ فِی کَثِیرٍ مِنْ آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعِبَادِ عُذْراً فِی مُخَالَفَهًِْ أَمْرِهِ بَعْدَ الْبَیِّنَاتِ وَ الْبُرْهَانِ وَ لَمْ یَتْرُکْهُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ لَقَدْ رَکِبَ الْقَوْمُ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْکُفْرِ فِی اخْتِلَافِهِمْ بَعْدَ نَبِیِّهِمْ وَ تَفْرِیقِهِمُ الْأُمَّهًَْ وَ تَشْتِیتِ أَمْرِ الْمُسْلِمِینَ وَ اعْتِدَائِهِمْ عَلَی أَوْصِیَاءِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَعْدَ أَنْ تَبَیَّنَ لَهُمْ مِنَ الثَّوَابِ عَلَی الطَّاعَهًِْ وَ الْعِقَابِ عَلَی الْمَعْصِیَهًِْ بِالْمُخَالَفَهًِْ فَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَ تَرَکُوا مَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ وَ رَسُولُهُ ... أَوَ لَمْ یَأْمُرِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) بِتَبْلِیغِ مَا عَهِدَهُ إِلَیْهِ فِی وَصِیِّهِ وَ إِظْهَارِ إِمَامَتِهِ وَ وَلَایَتِهِ بِقَوْلِهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ فَبَلَّغَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا قَدْ سَمِعَ وَ عَلِمَ أَنَّ الشَّیَاطِینَ اجْتَمَعُوا إِلَی إِبْلِیسَ فَقَالُوا لَهُ أَ لَمْ تَکُنْ أَخْبَرْتَنَا أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) إِذَا مَضَی نَکَثَتْ أُمَّتُهُ عَهْدَهُ وَ نَقَضَتْ سُنَّتَهُ وَ أَنَّ الْکِتَابَ الَّذِی جَاءَ بِهِ یَشْهَدُ بِذَلِکَ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ فَکَیْفَ یَتِمُّ هَذَا وَ قَدْ نَصَبَ لِأُمَّتِهِ عَلَماً وَ أَقَامَ لَهُمْ إِمَاماً فَقَالَ لَهُمْ إِبْلِیسُ لَا تَجْزَعُوا مِنْ هَذَا فَإِنَّ أُمَّتَهُ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُ وَ یَغْدِرُونَ بِوَصِیِّهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ یَظْلِمُونَ أَهْلَ بَیْتِهِ وَ یُهْمِلُونَ ذَلِکَ لِغَلَبَهًِْ حُبِّ الدُّنْیَا عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ تَمَکُّنِ الْحَمِیَّهًِْ وَ الضَّغَائِنِ فِی نُفُوسِهِمْ وَ اسْتِکْبَارِهِمْ وَ عِزِّهِمْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِیقاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند بین حق و باطل را در بسیاری از آیات قرآن روشن کرده و بعد از برهان و روشن‌کردن موضوعات برای بندگان در مخالفت‌کردن با فرمانش عذری نگذاشته است. و مردم را در اشتباه قرار نداده است؛ امّت اسلامی پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تاریکی و کفر قرار گرفتند، و با هم اختلاف کردند و از هم جدا شدند. مسلمانان از هم پراکنده شدند و نسبت به اوصیاء پیامبر تجاوز و تعدّی‌کردند، و این بعد از آن بود که خداوند برای اطاعت‌کنندگان پاداش و برای معصیت‌کنندگان عقاب معیّن فرمود، امّا آن‌ها از هوای نفس خود پیروی کردند و اوامر خدا و رسولش را فراموش نمودند... آیا خداوند عزّوجلّ پیامبرش را امر نکرد تا وصیّ خود را به مردم معرّفی کند و امامت و ولایت او را آشکار نماید. در قرآن مجید فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امر خداوند را به مردم ابلاغ کرد. و دانست که شیاطین نزد ابلیس جمع شدند و گفتند: «شما به ما گفتید بعد از اینکه محمّد (صلی الله علیه و آله) درگذشت امّت او پیمانش را نقض می‌کنند و سنّتش درهم خواهد شکست». و کتاب او هم به این موضوع اشاره می‌کند و می‌گوید: محمّد، فقط فرستاده‌ی خداست و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمی‌گردید؟ [و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود]؟. (آل عمران/۱۴۴) اکنون چگونه پیامبری او تمام خواهد شد و یا امّتش پراکنده می‌گردند درحالی‌که برای خود جانشین معین‌کرده و امامی نصب کرده است. شیطان گفت: «شما ترسی نداشته باشید امّت او فرمان او را نقض خواهند کرد و با وصیّ او مکر خواهند نمود و به اهل بیت او ظلم خواهند کرد. حبّ دنیا بر آن‌ها چیره خواهد شد و آن‌ها وصیّت محمّد را بی‌اثر خواهند نمود، تعصّب‌ها و کینه‌ها در دل آن‌ها پیدا خواهد شد و از روی نخوت و تکبّر حق را از حق‌دار خواهند گرفت در این هنگام خداوند این آیه را نازل کرد: [آری] به‌یقین، ابلیس گمان خود را درباره‌ی آن‌ها محقّق یافت که همگی از او پیروی کردند جز گروه اندکی از مؤمنان!. (سبأ/۲۰)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۲ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۸۲/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۵۹

۱ -۳

(مائده/ ۶۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ قَالَ: قَالَ أبُوعَبدِالله (علیه السلام) مَنْ عَرَفَ دِینَهُ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ زَالَتِ الْجِبَالُ قَبْلَ أَنْ یَزُولَ وَ مَنْ دَخَلَ فِی أَمْرٍ بِجَهْلٍ خَرَجَ مِنْهُ بِجَهْلٍ قُلْتُ وَ مَا هُوَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ... یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّد حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرکس دین خود را از کتاب خداوند بگیرد از کوه‌های استوار پابرجاتر است و هرکه با نادانی در کاری وارد شود به نادانی خارج می‌شود. گفتم: «این مطلب در کدام آیه قرآن است»؟ فرمود: «این آیه... یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۰۲/ بشارهًْ المصطفی، ص۱۲۹

۱ -۴

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌عَبَّاسٍ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أُسْرِیَ بِهِ إِلَی السَّمَاءِ ... فَعَبَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی انْتَهَی إِلَی الْحُجُبِ ... ثُمَّ قَالََ اللَّهُ تَقَدَّمْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَتَقَدَّمَ حَتَّی سَمِعَ مَا قَالَ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) شَقَقْتُ اسْمَکَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ وَصَلَکَ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَکَ بَتَکْتُهُ انْزِلْ إِلَی عِبَادِی فَأَخْبِرْهُمْ بِکَرَامَتِی إِیَّاکَ وَ أَنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَزِیراً وَ أَنَّکَ رَسُولِی وَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) وَزِیرُکَ فَهَبَطَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَکَرِهَ أَنْ یُحَدِّثَ النَّاسَ بِشَیْءٍ کَرَاهِیَهًَْ أَنْ یَتَّهِمُوهُ لِأَنَّهُمْ کَانُوا حَدِیثِی الْعَهْدِ بِالْجَاهِلِیَّهًِْ حَتَّی مَضَی لِذَلِکَ سِتَّهًُْ أَیَّامٍ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحی إِلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُکَ فَاحْتَمَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ حَتَّی کَانَ یَوْمُ الثَّامِنِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَهْدِیدٌ بَعْدَ وَعِیدٍ لَأُمِضیَنَّ أَمْرَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَإِنْ یَتَّهِمُونِی وَ یُکَذِّبُونِی فَهُوَ أَهْوَنُ عَلَیَّ مِنْ أَنْ یُعَاقِبَنِی الْعُقُوبَهًَْ الْمُوجِعَهًَْ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ وَ قَالَ وَ سَلَّمَ جَبْرَئِیلُ عَلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَسْمَعُ الْکَلَامَ وَ لَا أَحُسُّ الرُّؤْیَهًَْ فَقَالَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) هَذَا جَبْرَئِیلُ أَتَانِی مِنْ قِبَلِ رَبِّی بِتَصْدِیقِ مَا وَعَدَنِی ثُمَّ أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) رَجُلًا فَرَجُلًا مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّی سَلَّمُوا عَلَیْهِ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ ثُمَّ قَالَ یَا بِلَالُ نَادِ فِی النَّاسِ أَنْ لَا یَبْقَی غَداً أَحَدٌ إِلَّا عَلِیلٌ إِلَّا خَرَجَ إِلَی غَدِیرِ خُمٍّ فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِجَمَاعَهًِْ أَصْحَابِهِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَرْسَلَنِی إِلَیْکُمْ بِرِسَالَهًٍْ وَ إِنِّی ضِقْتُ بِهَا ذَرْعاً مَخَافَهًَْ أَنْ تَتَّهِمُونِی وَ تُکَذِّبُونِی حَتَّی أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیَّ وَعِیداً بَعْدَ وَعِیدٍ فَکَانَ تَکْذِیبُکُمْ إِیَّایَ أَیْسَرَ عَلَیَّ مِنْ عُقُوبَهًِْ اللَّهِ إِیَّایَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَسْرَی بِی وَ أَسْمَعَنِی وَ قَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَنَا الْمَحْمُودُ وَ أَنْتَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) شَقَقْتُ اسْمَکَ مِنِ اسْمِی فَمَنْ وَصَلَکَ وَصَلْتُهُ وَ مَنْ قَطَعَکَ بَتَکْتُهُ انْزِلْ إِلَی عِبَادِی فَأَخْبِرْهُمْ بِکَرَامَتِی إِیَّاکَ وَ أَنِّی لَمْ أَبْعَثْ نَبِیّاً إِلَّا جَعَلْتُ لَهُ وَزِیراً وَ إِنَّکَ رَسُولِی وَ أَنَّ عَلِیّاً وَزِیرُکَ ثُمَّ أَخَذَ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَرَفَعَهَا حَتَّی نَظَرَ النَّاسُ إِلَی بَیَاضِ إِبْطَیْهِمَا وَ لَمْ یُرَ قَبْلَ ذَلِکَ ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَوْلَایَ وَ أَنَا مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ فَمَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ
 اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَقَالَ الشُّکَّاکُ وَ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ زَیْغٌ نَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ مِنْ مَقَالَهًٍْ لَیْسَ بِحَتْمٍ وَ لَا نَرْضَی أَنْ یَکُونَ عَلِیّاً وَزِیرُهُ هَذِهِ مِنْهُ عَصَبِیَّهًٌْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شبانه به آسمان برده شد... رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عبور کرد تا اینکه به حجاب­ها رسید... خداوند فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به پیش! پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تا جایی‌که خدا می‌خواست پیش رفت تا اینکه آنچه را که پروردگار تبارک‌وتعالی فرمود، شنید. فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! من محمودم و تو محمّد هستی. اسم تو را از نام خود برگرفته‌ام، هرکسی که رابطه‌اش را با تو وصل کند، من نیز رابطه‌ام را با او وصل خواهم ساخت و هرکه رابطه‌اش را با تو قطع کند، من نیز رابطه‌ی خویش را با او قطع خواهم نمود. بر بندگان من نازل شو و با آنان در مورد این کرامتی که من به تو ارزانی داشتم، خبر ده و من پیامبری را نفرستاده‌ام، مگر اینکه برای وی یاوری (وزیری) قرار داده‌ام و تو رسول منی و علی (علیه السلام) وزیر [و یاور] توست. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرود آمد، درحالی‌که کراهت داشت از اینکه چیزی را به مردم بگوید، زیرا واهمه داشت که مردمانی که تازه دوره‌ی جاهلیّت را پشت سر گذاشته بودند، او را متهّم [به دروغ] سازند تا اینکه شش روز سپری شد. شاید [ابلاغ] بعض آیاتی را که به تو وحی می‌شود، [به‌خاطر عدم پذیرش آن‌ها] ترک کنی [و به تأخیر اندازی] و سینه‌ات از این‌جهت تنگ [و ناراحت] شود. (هود/۱۲) حضرت پیامبر تا روز هشتم صبر و درنگ کرد و سپس خداوند تبارک‌وتعالی این آیه را نازل کرد: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَالله یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ این آیه تهدید پس از وعید بود. قطعاً فرمان خدای عزّوجلّ را ابلاغ خواهم نمود، زیرا چنانچه مرا متّهم یا تکذیب کنند، برای من قابل تحمّل­تر از آن خواهد بود که خداوند در دنیا و آخرت مرا پیگردی دردناک نماید. ابن‌عبّاس گوید: جبرئیل به عنوان امیرالمؤمنین به علی (علیه السلام) سلام داد، پس علی (علیه السلام) فرمود: «یا رسول الله، کلامی را می­شنوم لیکن او را نمی­بینم»! فرمود: «یا علی، این جبرئیل است که از جانب پروردگارم آمده تا آنچه را که خدا به من وعده فرموده، تصدیق کند». سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به تک تک صحابه دستور داد به عنوان امیرالمؤمنین به علی (علیه السلام) سلام دهند. سپس فرمود: «ای بلال، به مردم ابلاغ کن که همگی جز کسانی که علیل و ناتوان هستند، در غدیر خُم حاضر شوند». و چون فردا رسید، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به همراه جمعی از صحابه به آنجا رفته و حمد و ثنای خدا را به جای آورده، سپس فرمود: «ای مردم، همانا خدای تبارک و تعالی مرا با رسالتی نزد شما فرستاد که قادر به انجام آن نبودم، مبادا که مرا تهمت زنید یا تکذیب نمایید، تا اینکه آیه­های وعید را یکی پس از دیگری نازل فرمود؛ از این رو تکذیب من از جانب شما را آسان­تر از پیگرد و مجازات از جانب خدای متعال یافتم. همانا خدای تبارک و تعالی مرا به معراج برد و آن­گونه که بشنوم فرمود: ای محمّد، محمود من هستم و محمّد تو، نام تو را از نام خودم مشتق گردانیدم، پس هر کس با تو پیوند برقرار کند، با وی پیوند برقرار می­کنم و هر که از تو ببرد، از وی می­گسلم؛ به سوی بندگانم فرود آی و آنان را خبر ده از کرامتی که برای تو قایل هستم و اینکه من پیامبری بر نیانگیختم مگر اینکه برایش وزیری قرار دادم و تو فرستاده من هستی و وزیر تو علی (علیه السلام) است». سپس آن حضرت دست علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را گرفته و آن را چنان بالا برد که مردم به وضوح سپیدی زیر بغل آن دو را که پیش از آن ندیده بودند، دیدند؛ سپس آن حضرت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم، همانا خداوند تبارک و تعالی مولای من است و من مولای مؤمنان، پس هر کس من مولای اویم، اینک علی (علیه السلام) مولای اوست، خداوندا دوستدارش را دوست بدار و با دشمن وی دشمن باش، و یاری کن آنکه او را یاری کند و خوار و ذلیل بدار آنکه خوارش کند». پس شکّاکان و منافقان که دل­هایشان بیمار و منحرف بود، گفتند: «پناه می­بریم به خداوند از سخنی که مشکوک به نظر می­رسد و ما خرسند نیستیم که وزیر او علی باشد، این کار او (پیامبر) نشانه عصبیت است»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۴ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۰۹/ الأمالی للصدوق، ص۳۵۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۲/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۶

خداوند تو را از [خطرات احتمالی] مردم، حفظ می‌کند؛ و خداوند، گروه کافران [لجوج] را هدایت نمی‌کند

۲ -۱

(مائده/ ۶۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌کَعْبٍ الْقُرَظِیِّ قَالَ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَتَحَارَسُهُ أَصْحَابُهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی إِلَیْهِ یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... قَالَ فَتَرَکَ الْحَرَسَ حِینَ أَخْبَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی أَنَّهُ یَعْصِمُهُ مِنَ النَّاسِ بِقَوْلِهِ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از محمدبن‌کعب قُرَظی روایت شده که وی گفت: اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از ایشان محافظت می­کردند. خداوند متعال بر حضرت نازل فرمود: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ... آن­گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) محافظان را واگذاشت زیرا خداوند متعال به حضرت خبر داد که وی را از گزند مردم نگاه می­دارد و فرمود: وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۲۵۷/ فرات الکوفی، ص۱۳۰/ نورالثقلین

 

آیه قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْ‌ءٍ حَتَّى تُقيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ [68]

 

بگو:«اى اهل كتاب! شما هيچ جايگاهى [ نزد خداوند] نداريد، مگر اينكه تورات و انجيل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل ‌شده ‌است، برپا داريد». ولى به‌يقين آنچه بر تو از سوى پروردگارت نازل ‌شده [نه تنها مايه بيدارى آن‌ها نمى‌گردد، بلكه] بر طغيان و كفر بسيارى از آن‌ها مى‌افزايد. بنابراين، از اين [مخالفت و انحراف] گروه كافران غمگين مباش.

۱

(مائده/ ۶۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن حُمْرَانَ‌بْنِ‌أَعْیَن عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی یا أَهْلَ الْکِتابِ لَسْتُمْ عَلی شَیْءٍ حَتَّی تُقِیمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیاناً وَ کُفْراً قَالَ هُوَ وَلَایَهًُْ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لَسْتُمْ علَی شَیْءٍ حَتَّیَ تُقِیمُواْ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَیْکُم مِّن رَّبِّکُمْ وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا نقل می‌کند که فرمود: «آن ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۸/ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۹۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۴/ بصایرالدرجات، ص۷۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ قَدْ شَقَّ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مَا یَئُولُ إِلَیْهِ عَاقِبَهًُْ أَمْرِهِمْ (المنافقین) وَاطِّلَاعُ اللَّهِ إِیَّاهُ عَلَی بَوَارِهِمْ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ فَلا تَذْهَبْ نَفْسُکَ عَلَیْهِمْ حَسَراتٍ وَ فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- از همین رو خبری که از عاقبت کار و تباهی آنان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید، آن حضرت (صلی الله علیه و آله) را اندوهگین کرد. آنگاه خداوند عزّوجلّ به ایشان وحی فرمود: پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود. (فاطر/۸) و فَلا تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۷/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۷

۳

(مائده/ ۶۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- جَاءَ جَمَاعَهًٌْ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا لَهُ: أَ لَسْتَ تُقِرُّ أَنَّ التَّوْرَاهًَْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ؟ قَالَ: بَلَی. قَالُوا: فَإِنَّا نُؤْمِنُ بِهَا وَ لَا نُؤْمِنُ بِمَا عَدَاهَا فَنَزَلَتْ الْآیَهًُْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- گروهی از یهود نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و به او گفتند: «آیا اقرار نمی‌کنی که تورات از نزد خداست»؟ فرمود: «بله». گفتند: «ما به آن ایمان می‌آوریم و به غیر آن ایمان نمی‌آوریم». در نتیجه این آیه نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۶ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۲۹/ نورالثقلین

 

آیه إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ الَّذينَ هادُوا وَ الصّابِئُونَ وَ النَّصارى مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ [69]

 

كسانى ‌كه [به پيامبر اسلام] ايمان آوردند، و كسانى ‌كه به آيين يهود گرويدند و صابئان (پيروان يحيى) و نصارى، هر‌كدام كه به خداوند يگانه و روز بازپسين، ايمان بياورند، و كارهاى شايسته انجام ‌دهند، نه ترسى بر آن‌هاست، و نه اندوهگين مى‌شوند.

 

آیه لَقَدْ أَخَذْنا ميثاقَ بَني إِسْرائيلَ وَ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلاً كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوي أَنْفُسُهُمْ فَريقاً كَذَّبُوا وَ فَريقاً يَقْتُلُونَ [70]

 

ما از بنى‌اسرائيل پيمان گرفتيم؛ و پيامبرانى به‌سوى آن‌ها فرستاديم؛ [ولى] هر‌زمان پيامبرى چيزى بر خلاف هواى نفس آن‌ها مى‌آورد، عدّه‌اى را تكذيب مى‌كردند؛ و عدّه‌اى را مى‌كشتند.

۱

(مائده/ ۷۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ أَوَّلُ نَبِیٍ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ مُوسَی (علیه السلام) وَ آخِرُهُمْ عِیسَی (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اوّلین پیامبر از بنی‌اسرائیل موسی (علیه السلام) بود و آخرشان حضرت عیسی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۸ الخصال، ج۲، ص۵۲۳

 

آیه وَ حَسِبُوا أَلاَّ تَكُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا ثُمَّ تابَ اللهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا كَثيرٌ مِنْهُمْ وَ اللهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُونَ [71]

 

آنها گمان ‌كردند مجازاتى در كار نخواهد‌ بود؛ از اين‌رو [از ديدن حقايق] نابينا و [از شنيدن سخنان حق]، ناشنوا شدند؛ سپس [بيدار گشتند، و] خداوند توبه‌ی آن‌ها را پذيرفت؛ ديگر بار [در خواب غفلت فرو‌ رفتند، و] بسيارى از آن‌ها كور‌و‌كر شدند؛ و خداوند، به آنچه انجام مى‌دهند، بيناست.

۱

(مائده/ ۷۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن خَالِدِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْقُمِّیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِه عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ حَسِبُوا أَلَّا تَکُونَ فِتْنَةٌ قَالَ حَیْثُ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ فَعَمُوا وَ صَمُّوا حَیْثُ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ تابَ اللهُ عَلَیْهِمْ حَیْثُ قَامَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) قَالَ ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا إِلَی السَّاعَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که در مورد این آیه: وَحَسِبُواْ أَلاَّ تَکُونَ فِتْنَةٌ فرمود: «در آن زمان، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در میان آنان بود. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رحلت یافت، کور و کر شدند و هنگامی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) به خلافت رسید، خداوند آنان را بخشید». و فرمود: «بعد از آن تا روز قیامت، آن‌ها همچنان، کور و کر خواهند بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۸ الکافی، ج۸، ص۱۹۹/ القمی، ج۱، ص۱۷۵/ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۵۱/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۰۸/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۷۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ ابْنِ‌مَسْعُودٍ قَالَ قَالَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا رَجَعَ مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ قَدْ قَرُبَ الْأَجَلُ وَ نُعِیَتْ إِلَیَّ نَفْسِی فَمَنْ لَکَ بَعْدِی فَأَقْبَلْتُ أَعُدُّ عَلَیْهِ رَجُلًا رَجُلًا فَبَکَی ثُمَّ قَالَ ثَکِلَتْکَ الثَّوَاکِلُ فَأَیْنَ أَنْتَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) لَمْ تُقَدِّمْهُ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ یَا ابْنَ مَسْعُودٍ إِنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ رُفِعَتْ لِهَذِهِ الْأُمَّهًِْ أَعْلَامٌ فَأَوَّلُ الْأَعْلَامِ لِوَائِیَ الْأَعْظَمُ مَعَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) وَ النَّاسُ أَجْمَعِینَ تَحْتَ لِوَائِی یُنَادِی مُنَادٍ هَذَا الْفَضْلُ یَا ابْنَ أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) ثُمَّ نَزَلَ کِتَابُ اللَّهِ عَنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ حَسِبُوا أَلَّا تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا أَیْ لَا یَکُونُ اخْتِبَارٌ وَ لَا یَمْتَحِنُهُمُ اللَّهُ بِأَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَعَمُوا وَ صَمُّوا حَیْثُ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بَیْنَ أَظْهُرِهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَ صَمُّوا حِینَ قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَقَامَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) عَلَیْهِمْ فَعَمُوا وَ صَمُّوا فِیهِ حَتَّی السَّاعَهًِْ.

 

پیامبر (علیه السلام)- ابن‌مسعود گوید: ابن مسعود گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از بازگشت از حجّۀ­الوداع به من فرمود: «ای پسرمسعود، اجل من نزدیک شده و خبر مرگم را به من داده­اند، پس از من چه کسی را داری»؟ پس شروع کردم به نام بردن یک یک مردان، که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گریسته سپس فرمود: «زنان داغدار به سوگت بنشینند، چرا علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را بر همه مقدّم نداشتی؟ ای پسر مسعود، چون روز قیامت فرا رسد، پرچم­هایی برای این اُمّت برافراشته خواهد شد، نخستین این پرچم­ها لوای اعظم من است که به همراه علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) خواهد بود. و همه‌ی مردم زیر لوای من هستند، منادی ندا می‌دهد: «ای پسر ابوطالب، فضیلت این است. سپس کتاب خدا درباره اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل گردد که: وَ حَسِبُوا أَلَّا تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا؛ یعنی اینکه گمان کردند امتحانی نخواهند بود و خداوند آنان را به امیرالمؤمنین (علیه السلام) نخواهند آزمو». پس در حالی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در میان ایشان بود کور و کر شدند و پس از وفات رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، بعد از آنکه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را بر ایشان گمارد نیز کور و کر شدند و تا این ساعت نیز درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) کور و کر هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۸ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۳۴۵

۳

(مائده/ ۷۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ‌اللَّه‌بْنِ‌وَأْلٍ التَّیْمِیِّ قَالَ إِنِّی لَعِنْدَ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) إِذاً یبج {فَیْجٌ} قَدْ جَاءَهُ یَسْعَی بِکِتَابٍ مِنْ قَرَظَهًَْ‌بْنِ‌کَعْبٍ الْأَنْصَارِیِّ وَ کَانَ أَحَدُ عُمَّالِهِ یُخْبِرُهُ بِأَنَّ خَیْلًا مَرَّتْ مِنْ قِبَلِ الْکُوفَهًِْ مُتَوَجِّهَهًًْ نَحْوَ نَفَرٍ وَ أَنَّ رَجُلًا مِنْ دَهَاقِینِ أَسْفَلِ الْفُرَاتِ قَدْ أَسْلَمَ وَ صَلَّی یُقَالُ لَهُ زَاذَانُ فَرُّوخٍ فَلَقُوهُ فَقَالُوا لَهُ أَ‌مُسْلِمٌ أَنْتَ قَالَ نَعَمْ قَالُوا فَمَا تَقُولُ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ أَقُولُ إِنَّهُ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ سَیِّدُ الْبَشَرِ وَ وَصِیُّ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا کَفَرْتَ یَا عَدُوَّ اللَّهِ ثُمَّ حَمَلَتْ عَلَیْهِ عِصَابَهًٌْ مِنْهُمْ فَقَطَعُوهُ بِأَسْیَافِهِمْ وَ أَخَذُوا مَعَهُ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ الذِّمَّهًِْ یَهُودِیّاً فَقَالُوا خَلُّوا سَبِیلَ هَذَا لَا سَبِیلَ لَکُمْ عَلَیْهِ فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنْ أَمْرِ الْعِصَابَهًِْ الَّتِی مَرَّتْ بِعَمَلِکَ فَقَتَلَتِ الْبَرَّ الْمُسْلِمَ وَ أَمِنَ عِنْدَهُمُ الْمُخَالِفُ الْمُشْرِکُ وَ أَنَّ أُولَئِکَ قَوْمٌ اسْتَهْوَاهُمُ الشَّیْطَانُ فَضَلُّوا کَالَّذِینَ حَسِبُوا أَلَّا تَکُونَ فِتْنَهًٌْ فَعَمُوا وَ صَمُّوا فَ أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ یَوْمَ یُحْشَرُ أَعْمَالُهُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌وال تیمی گوید: ... زمانی که ییج، درحالی­که با نامه‌ای از قرظهًْ‌بن‌کعب انصاری که از کارگزاران او بود، نزد امیرمؤمنان (علیه السلام) آمد، نزد او بودم در آن نامه خبر می‌داد که سوارانی از جانب کوفه به قصد نفّر گذر کرد و اینکه مردی از دهقانان پایین فرات اسلام آورده و نماز خواند که زاذان فرّوخ نامیده می‌شود. با او دیدار کردند و به او گفتند: «آیا تو مسلمانی»؟ گفت: «آری». گفتند: «درباره علی (علیه السلام) چه می‌گویی»؟ گفت: «می‌گویم: او امیرمؤمنان، سرور بشر و وصی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است». گفتند: «ای دشمن خدا کفر گفتی». سپس گروهی از آنان بر او حمله کردند و با شمشیرشان او را قطعه قطعه کردند. و همراه او مردی یهودی بود از اهل ذمه را گرفتند و گفتند: «راه او را بازگذارید که برای شما راهی بر او نیست». پس امیرمؤمنان برای او نوشت: «اما بعد، آنچه که در خصوص امر آن گروهی که در حوزه‌ی عملت گذشتند، ذکر کردی را فهمیدم، درستکار مسلمان را کشتند و مخالف مشرک نزد آنان ایمن است و به راستی اینان قومی هستند که شیطان آنان را فریب داد. پس مانند کسانی که پنداشتند که فتنه نیست، گمراه شدند، پس کور و کر شدند، وَ حَسِبُوا أَلاَّ تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا؛ ولی در روزی که اعمالشان محشور می‌گردد چه گوشهای شنوا و چه چشمهای بینایی پیدا می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۷۸ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۴۰۸

 

آیه لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللهَ هُوَ الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَ قالَ الْمَسيحُ يا بَني إِسْرائيلَ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ إِنَّهُ مَنْ يُشْرِكْ بِاللهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصار [72]

 

كسانى ‌كه گفتند: «خداوند همان مسيح فرزند مريم است»، به‌يقين كافر‌ شدند، [با اينكه خود] مسيح گفت: «اى بنى‌اسرائيل! خداوند يگانه را، كه پروردگار من و شماست، پرستش ‌كنيد؛ زيرا هر‌كس همتايى براى خدا قرار ‌دهد، خداوند بهشت را بر او حرام‌ كرده؛ و جايگاه او دوزخ است؛ و براى ستمكاران، هيچ يار و ياورى نيست».

۱

(مائده/ ۷۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- دَخَلَ عَمْرُوبْنُ‌عُبَیْدٍ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فَلَمَّا سَلَّمَ وَ جَلَسَ ... قَالَ أُحِبُّ أَنْ أَعْرِفَ الْکَبَائِرَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ نَعَمْ یَا عَمْرُو أَکْبَرُ الْکَبَائِرِ الْإِشْرَاکُ بِاللَّهِ یَقُولُ اللَّهُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمروبن‌عبید خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید، و چون سلام کرد و نشست ... گفت: «دوست دارم بدانم گناهان‌کبیره، از روی کتاب خدا چه چیزهایی هستند»؟ فرمود: «آری، ای عمرو! بزرگترین گناه کبیره شرک به خدا است، که خدا در این‌باره می‌فرماید: مَنْ یُشْرِکْ بِالله فَقَدْ حَرَّمَ الله عَلَیْهِ الْجَنَّةَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۰ الکافی، ج۲، ص۲۸۵/ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۵۶۳/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۶/ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۷۶/ علل الشرایع، ج۲، ص۳۹۱/ عیون أخبار الرضا (ج۱، ص۲۸۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۳۱۸

۲

(مائده/ ۷۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ قَالَ کَتَبْتُ إِلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) مَعَ بَعْضِ أَصْحَابِنَا فِیمَا یَرْوِی النَّاسُ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ مَنْ أَشْرَکَ بِاللَّهِ فَقَدْ وَجَبَتْ لَهُ النَّارُ وَ مَنْ لَمْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّهًُْ قَالَ أَمَّا مَنْ أَشْرَکَ بِاللَّهِ فَهَذَا الشِّرْکُ الْبَیِّنُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ مَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَ أَمَّا قَوْلُهُ مَنْ لَمْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّة ُقَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) هَاهُنَا النَّظَرُ هُوَ مَنْ لَمْ یَعْصِ اللَّهَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره گوید: «به امام صادق (علیه السلام) نامه نوشته و از ایشان درباره‌ی این حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسیدم که می‌فرماید: «هرکس به خداوند شرک بورزد، جهنّم بر او واجب می‌شود، و هرکس به خدا شرک نورزد، بهشت بر او واجب می‌شود». حضرت (علیه السلام) فرمود: «هرکس به خدا شرک بورزد، این شرک آشکار است، و خداوند می‌فرماید: مَنْ یُشْرِکْ بِالله فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ؛ و امّا اینکه هرکس به خدا شرک نورزد بهشت بر او واجب می‌شود، منظور کسی است که گناه نکند و بر پروردگارش عصیان نورزد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۰ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۹۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۵/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۷۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَأَمَّا مَا جَاءَ مِنْ ذِکْرِ الشِّرْکِ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَمِنْ أَرْبَعَهًِْ أَوْجُهٍ قَوْلُهُ تَعَالَی لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ اللهَ هُوَ الْمَسِیحُ‌ابْنُ‌مَرْیَمَ وَ قالَ الْمَسِیحُ یا بَنِی‌إِسْرائِیلَ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِاللهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ فَهَذَا شِرْکُ الْقَوْلِ وَ الْوَصْفِ.

 

امام علی (علیه السلام)- در قرآن مجید از شرک هم در چهار موضوع گفتگو شده است، در آنجا که فرموده: لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّ الله هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ وَ قالَ الْمَسِیحُ یا بَنِی إِسْرائِیلَ اعْبُدُوا الله رَبِّی وَ رَبَّکُمْ إِنَّهُ مَنْ یُشْرِکْ بِالله فَقَدْ حَرَّمَ الله عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ ما لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنْصارٍ. این را شرک در گفتار و وصف می‌شمارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۰ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۰۰/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۱

۴

(مائده/ ۷۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ لِی یَا أَبَا حَمزَهًَْ مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی حَتَمَهُ اللَّهُ قِیَامُ قَائِمِنَا فَمَنْ شَکَّ فِیمَا أَقُولُ لَقِیَ اللَّهَ وَ هُوَ کَافِرٌ بِهِ وَ جَاحِدٌ لَهُ ثُمَّ قَالَ بِأَبِی‌وَ أُمِّی الْمُسَمَّی بِاسْمِی الْمُکَنَّی بِکُنْیَتِی السَّابِعِ مِنْ بَعْدِی یَأْتِی مَنْ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً یَا أَبَاحَمْزَهًَْ مَنْ أَدْرَکَهُ فَلْیُسَلِّمْ مَا سَلَّمَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ مَنْ لَمْ یُسَلِّمْ فَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ. وَ بِئْسَ مَثْوَی الظَّالِمِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه ثمالی گوید: خدمت امام باقر (علیه السلام) بودم. ایشان به من فرمود: «ای ابوحمزه! از مقدّرات محتوم و غیر قابل برگشت که خداوند آن را حتمی نموده قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ماست؛ هرکس در این مطلب شک نماید خدا را در حال کفر و انکار او ملاقات خواهد کرد. سپس فرمود: «پدر و مادرم فدایش باد که هم نام من و هم کنیه‌ی من است؛ هفتمین نفر بعد از من خواهد آمد. کسی که دنیا را پر از عدل و داد کند چنانچه پر از ظلم و جور شده؛ ابوحمزه! هرکس او را درک کرد تسلیم او باید بشود، چنانچه تسلیم حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) است و هرکه تسلیم او نشود؛ خداوند بهشت را بر او حرام کرده؛ و جایگاه او دوزخ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۴۱

 

آیه لَقَدْ كَفَرَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنْ لَمْ يَنْتَهُوا عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ [73]

 

كسانى ‌كه گفتند: «خداوند، يكى از سه خداست» به‌يقين كافر ‌شدند؛ هيچ معبودى جز معبود يگانه نيست؛ و اگر از آنچه مى‌گويند دست برندارند،عذاب دردناكى به كافران آن‌ها [كه روى اين عقيده ايستادگى‌كنند]، خواهد ‌رسيد.

 

آیه أَ فَلا يَتُوبُونَ إِلَى اللهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَهُ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحيمٌ [74]

 

آيا به‌سوى خدا بازنمى‌گردند، و از او طلب آمرزش ‌نمى‌كنند؟! [در‌حالى‌كه] خداوند آمرزنده و مهربان است.

۱

(مائده/ ۷۴)

 

العسکری (علیه السلام)- مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنَ اللَّهِ أَوْ زَادَ إِمَاماً لَیْسَتْ إِمَامَتُهُ مِنَ اللَّهِ کَانَ کَمَنْ قَالَ إِنَّ اللهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ إِنَّ الْجَاحِدَ أَمْرَ آخِرِنَا جَاحِدٌ أَمْرَ أَوَّلِنَا.

 

امام عسکری (علیه السلام)- کسی که امامی را به امامت بپذیرد که امام نباشد، با کسی که منکر امامی شود که از طرف خدا به امامت تعیین شده، مساویست! او مثل همان کسی است که برای خدا شریک قائل است و معتقد به سه خداست. کسی که امامت امام آخر را منکر باشد، مثل کسی است که امامت امام اوّل ما را منکر شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۸، ص۳۵۱/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۷۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ (علیه السلام) أَمَّا الْمَسِیحُ فَعَصَوْهُ وَ عَظَّمُوهُ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی زَعَمُوا أَنَّهُ إِلَهٌ وَ أَنَّهُ ابْنُ اللَّهِ وَ طَائِفَهًٌْ مِنْهُمْ قَالُوا ثَالِثُ ثَلَاثَهًٍْ وَ طَائِفَهًٌْ مِنْهُمْ قَالُوا هُوَ اللَّهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوجارود آمده است: امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه: حبرها و راهبان خویش و مسیح پسر مریم را به‌جای اللَّه به خدایی گرفتند. (توبه/۳۱)، فرمود: «امّا آن‌ها از مسیح (علیه السلام) نافرمانی کردند و او را در نفس خود بزرگ شمردند. آن‌ها گمان کردند که مسیح (علیه السلام)، خدا و یا فرزند خدا می‌باشد، گروهی از آن‌ها گفتند: «او سوّمی سه نفر می‌باشد گروهی هم گفتند: «او خودش خدا هست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۲ القمی، ج۱، ص۲۸۹/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۷۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ الْمِقْدَامِ بْنِ شُرَیْحِ بْنِ هَانِئٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ إِنَ أَعْرَابِیّاً قَامَ یَوْمَ الْجَمَلِ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَ تَقُولُ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ فَحَمَلَ النَّاسُ عَلَیْهِ قَالُوا یَا أَعْرَابِیُّ أَ مَا تَرَی مَا فِیهِ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مِنْ تَقَسُّمِ الْقَلْبِ فَقَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) دَعُوهُ فَإِنَّ الَّذِی یُرِیدُهُ الْأَعْرَابِیُّ هُوَ الَّذِی نُرِیدُهُ مِنَ الْقَوْمِ ثُمَّ قَالَ یَا أَعْرَابِیُّ إِنَّ الْقَوْلَ فِی أَنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ عَلَی أَرْبَعَهًِْ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لَا یَجُوزَانِ عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ یَثْبُتَانِ فِیهِ فَأَمَّا اللَّذَانِ لَا یَجُوزَانِ عَلَیْهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ وَاحِدٌ یَقْصِدُ بِهِ بَابَ الْأَعْدَادِ فَهَذَا مَا لَا یَجُوزُ لِأَنَّ مَا لَا ثَانِیَ لَهُ لَا یَدْخُلُ فِی بَابِ الْأَعْدَادِ أَ مَا تَرَی أَنَّهُ کَفَرَ مَنْ قَالَ ثالِثُ ثَلاثَهًٍْ وَ قَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ مِنَ النَّاسِ یُرِیدُ بِهِ النَّوْعَ مِنَ الْجِنْسِ فَهَذَا مَا لَا یَجُوزُ عَلَیْهِ لِأَنَّهُ تَشْبِیهٌ وَ جَلَّ رَبُّنَا عَنْ ذَلِکَ وَ تَعَالَی وَ أَمَّا الْوَجْهَانِ اللَّذَانِ
 یَثْبُتَانِ فِیهِ فَقَوْلُ الْقَائِلِ هُوَ وَاحِدٌ لَیْسَ لَهُ فِی الْأَشْیَاء شِبْهٌ کَذَلِکَ رَبُّنَا وَ قَوْلُ الْقَائِلِ إِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَحَدِیُّ الْمَعْنَی یَعْنِی بِهِ أَنَّهُ لَا یَنْقَسِمُ فِی وُجُودٍ وَ لَا عَقْلٍ وَ لَا وَهْمٍ کَذَلِکَ رَبُّنَا عَزَّوَجَل.

 

امام علی (علیه السلام)- شریح‌بن‌هانی گوید: در جنگ جمل یک نفر اعرابی بلند شد و گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! آیا می‌گویی خداوند واحد است»؟ مردم به او حمله کردند و گفتند: «ای اعرابی آیا نمی‌بینی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در چه حالی از دل‌مشغولی است»؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «رهایش کنید، آنچه این اعرابی می‌خواهد همان است که ما از این قوم می‌خواهیم». سپس فرمود: «ای اعرابی! سخن گفتن از اینکه خدا یکی است چهار قسم است، دو قسم آن بر خدا جایز نیست، ولی دو قسم آن را می‌توان بر خدا ثابت نمود، آن دو قسمی که جایز نیست این است که شخص بگوید: خدا یکی است و منظور از لحاظ شمارش و عدد باشد، این جایز نیست، چون چیزی که دوّمی ندارد داخل در باب اعداد نیست، آیا نمی‌بینی که هر کس بگوید: خداوند سوّمی از سه تاست کافر شده است؟ همچنین اگر بگوید: خدا یکی از مردم است و منظور او نوعی از جنس باشد این نیز روا نیست، چون تشبیه است و پروردگار، برتر از آن است. و امّا دو وجهی که جایز است، سخن شخص است که بگوید: خدا یکی است و در میان موجودات مانند ندارد، پروردگار ما چنین است و نیز سخن شخص که بگوید: خداوند از نظر معنا یکی است و منظورش این باشد: خدا نه در وجود و نه در عقل و نه در وهم قابل قسمت نیست، پروردگار ما چنین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۲ التوحید، ص۸۳/ متشابه القرآن، ج۱، ص۱۰۲

 

آیه مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ [75]

 

مسيح فرزند مريم، فقط پيامبر [خدا] بود؛ پيش از وى نيز، پيامبرانى بودند؛ مادرش، زن بسيار راستگويى بود؛ هر دو، غذا مى‌خوردند؛ [با اين حال، چگونه ادعاى الوهيّت مسيح و پرستش مريم را داريد]؟! بنگر چگونه نشانه‌ها [ى حق] را براى آن‌ها آشكار‌ مى‌سازيم؛ سپس بنگر چگونه از حقّ منحرف مى‌شوند!

۱

(مائده/ ۷۵)

 

امیرالمؤمنینَ (علیه السلام)- فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ یَذْکُرُ فِیهِ: إِتْیَانَ رَجُلٍ مِنَ الزَّنَادِقَهًِْ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ سُؤَالَهُ عَمَّا اشْتَبَهَ عَلَیْهِ مِنْ آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ ظَنَّ التَّنَاقُضَ فِیهَا فَأَجَابَهُ (علیه السلام) وَ أَسْلَمَ فَکَانَ مِمَّا قَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) ... وَ أَمَّا هَفَوَاتُ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ مَا بَیَّنَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ وُقُوعُ الْکِنَایَهًِْ عَنْ أَسْمَاءِ مَنِ اجْتَرَمَ أَعْظَمُ مِمَّا اجْتَرَمَتْهُ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) مِمَّنْ شَهِدَ الْکِتَابُ بِظُلْمِهِمْ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَدَلِّ الدَّلَائِلِ عَلَی حِکْمَهًِْ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الْبَاهِرَهًِْ وَ قُدْرَتِهِ الْقَاهِرَهًِْ وَ عِزَّتِهِ الظَّاهِرَهًِْ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ بَرَاهِینَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) تَکْبُرُ فِی صُدُورِ أُمَمِهِمْ وَ أَنَّ مِنْهُمْ مَنْ یَتَّخِذُ بَعْضَهُمْ إِلَهاً کَالَّذِی کَانَ مِنَ النَّصَارَی فِی ابْنِ‌مَرْیَمَ فَذِکْرُهَا دَلَالَهًٌْ عَلَی تَخَلُّفِهِمْ عَنِ الْکَمَالِ الَّذِی تَفَرَّدَ بِهِ عَزَّوَجَلَّ أَ‌لَمْ تَسْمَعْ إِلَی قَوْلِهِ فِی صِفَهًِْ عِیسَی (علیه السلام) حَیْثُ قَالَ فِیهِ وَ فِی أُمِّهِ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ یَعْنِی مَنْ أَکَلَ الطَّعَامَ کَانَ لَهُ ثُفْلٌ وَ مَنْ کَانَ لَهُ ثُفْلٌ فَهُوَ بَعِیدٌ مِمَّا ادَّعَتْهُ النَّصَارَی لِابْنِ‌مَرْیَم.

 

امام علی (علیه السلام)- در یک روایت مفصّل که ذکر می‌کند مردی از کفّار خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسید و سؤال‌هائی از آیات قرآن که برایش مشکل بود نمود و خیال می‌کرد این آیات تناقض دارد حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) جوابش را می‌داد تا بالأخره مسلمان شد و از جمله چیزهایی که حضرت به او گفت این بود که... امّا لغزش­های پیامبران (علیهم السلام) و آنچه خداوند در کتابش بیان فرمود و نشستن کنایه به جای اسم برای کسانی که جرمی بزرگ‌تر از جرم­های پیامبران (علیهم السلام) مرتکب شده­اند و کتاب خدا به ستمگری آنان گواهی داده است؛ این از بزرگ‌ترین دلایل حکمت درخشان و قدرت چیره و عزّت آشکار خداوند عزّوجلّ است. او می­دانست که برهان­های پیامبران در سینه­های امّت­هایشان، بزرگ می­نشیند و برخی از آنان برخی دگر را به خدایی می‌گیرند. همچون آنچه نصرانی­ها درباره فرزند مریم (سلام الله علیها) کردند. از این رو چنین فرمود تا دلالتی باشد بر اینکه آن­ها از کمالی که ویژه خداوند عزّوجلّ است، به دور هستند؛ مگر نشنیدی خداوند در وصف عیسی (علیه السلام) در آنجا که درباره‌ی او و مادرش (سلام الله علیها) سخن می­گفت، فرمود: کَانَا یَأْکُلاَنِ الطَّعَامَ؛ یعنی هرکه غذا بخورد، زایده (مدفوع) دارد و هرکه زایده داشته باشد، از آنچه نصرانیون درباره فرزند مریم (سلام الله علیها) ادّعا می­کنند، به دور است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۲/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۹/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۷۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌الْجَهْمِ قَالَ حَضَرْتُ مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ یَوْماً وَ عِنْدَهُ عَلِیُّ‌بْنُ‌مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) وَ قَدِ اجْتَمَعَ الْفُقَهَاءُ وَ أَهْلُ الْکَلَامِ مِنَ الْفِرَقِ الْمُخْتَلِفَهًِْ ... قَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) بَلَغَنِی أَنَّ قَوْماً یَغْلُونَ فِیکُمْ وَ یَتَجَاوَزُونَ فِیکُمُ الْحَدَّ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (علیه السلام) ... إِنَّا لَنَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِمَّنْ یَغْلُو فِینَا فَیَرْفَعُنَا فَوْقَ حَدِّنَا کَبَرَاءَهًِْ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) مِنَ النَّصَارَی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ إِذْ قالَ اللهُ یا عِیسَی‌ابْنَ‌مَرْیَمَ أَ‌أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللهِ قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ* ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ
 عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ مَا الْمَسِیحُ‌ابْنُ‌مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ وَ مَعْنَاهُ أَنَّهُمَا کَانَا یَتَغَوَّطَانِ فَمَنِ ادَّعَی لِلْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) رُبُوبِیَّهًًْ أَوِ ادَّعَی لِلْأَئِمَّهًِْ رُبُوبِیَّهًًْ أَوْ نُبُوَّهًًْ أَوْ لِغَیْرِ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) إِمَامَهًًْ فَنَحْنُ مِنْهُ بِرَاءٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌جهم گوید: «روزی در مجلس مأمون حاضر شدم و علیّ‌بن‌موسی الرّضا (علیه السلام) در نزد او بود و فقها و اهل کلام از فرقه‌های مختلفه در آن مجلس اجتماع یافته بودند... مأمون به او گفت: «ای ابوالحسن (علیه السلام) به من خبر داده‌اند که جماعتی درباره‌ی شما غلوّ و زیاده‌روی می‌کنند، و از حدّ می‌گذرند». امام فرمود: «ما بیزاری می‌جوییم و به خداوند تبارک‌وتعالی پناه می‌بریم از کسی که درباره‌ی ما غلوّ کند، و ما را از حدّ بندگی خدا بالاتر برد، همان‌طور که عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) از نصاری به خداوند پناه برد، خداوند متعال می‌فرماید: وَ إِذْ قالَ الله یا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونی وَ أُمِّیَ إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ الله قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فی نَفْسی وَ لا أَعْلَمُ ما فی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ * مَا قُلْتُ لهَمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنیِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ الله رَبّی‌ِ وَ رَبَّکُمْ وَ کُنتُ عَلَیهْمْ شهَیدًا مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیهْمْ وَ أَنتَ عَلیَ کلُ‌ِّ شَی‌ْءٍ شهَید؛ و باز در آیه‌ی دیگر می‌فرماید: مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ یعنی نیاز به دفع مدفوع داشتند و تغوط می‌کردند. پس هرکس برای پیامبران، خدایی قائل باشد و یا برای امامان ربوبیّتی مدّعی گردد یا نبّوت ایشان را معتقد شود یا در حقّ غیر ایشان پیشوایی و امامت قائل گردد، ما از او بیزاریم هم در دنیا و هم در عالم آخرت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۳۴/ عیون أخبار الرضا (ج۲، ص۲۰۰/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ قَالَ کَانَا یَتَغَوَّطَانِ.

 

امام علی (علیه السلام)- کَانَا یَأْکُلاَنِ الطَّعامَ قضای حاجت می‌کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۶ البرهان/ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۳۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۵

۴

(مائده/ ۷۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- کَانَا یَأْکُلانِ الطَّعامَ یَعْنِی کَانَا یَحْدُثَانِ فَکَنَی اللَّهُ عَنِ الْحَدَثِ وَ کُلِّ مَنْ أَکَلَ الطَّعَامَ یَحْدُثُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ یعنی قضای حاجت می‌کردند؛ پس خداوند از قضای حاجت آن‌ها به کنایه سخن گفت و هرکسی که غذا بخورد، قضای حاجت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۶ القمی، ج۱، ص۱۷۵

 

آیه قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَ لا نَفْعاً وَ اللهُ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ [76]

 

بگو:«آيا جز خدا چيزى را مى‌پرستيد كه مالك سود و زيانى براى شما نيست؟! و خداوند، شنوا و داناست».

 

آیه قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا في دينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبيلِ [77]

 

بگو: «اى اهل كتاب! در دين خود، غلّو [و زياده‌روى] نكنيد؛ و غير از حق نگوييد؛ و از هوس‌هاى گروهى كه پيشتر گمراه‌ شدند و بسيارى را گمراه‌كردند و از راه راست منحرف‌گشتند، پيروى ‌ننماييد».

۱

(مائده/ ۷۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الضَّلَالَهًُْ عَلَی وُجُوهٍ فَمِنْهُ مَحْمُودٌ وَ مِنْهُ مَذْمُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْمُودٍ وَ لَا مَذْمُومٍ وَ مِنْهُ ضَلَالُ النِّسْیَانِ ... وَ أَمَّا الضَّلَالُ الْمَنْسُوبُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی الَّذِی هُوَ ضِدُّ الْهُدَی وَ الْهُدَی هُوَ الْبَیَانُ وَ هُوَ مَعْنَی قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ أَوَ لَمْ یَهْدِ لَهُمْ مَعْنَاهُ أَوَ لَمْ أُبَیِّنْ لَهُمْ ... وَ أَمَّا مَعْنَی الْهُدَی فَقَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ وَ مَعْنَی الْهَادِی الْمُبَیِّنُ لِمَا جَاءَ بِهِ الْمُنْذِرُ مِنْ عِنْدِاللَّهِ وَ قَدِ احْتَجَّ قَوْمٌ مِنَ الْمُنَافِقِینَ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَهًًْ فَما فَوْقَها وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا أَنْزَلَ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ قَالَ طَائِفَهًٌْ مِنَ الْمُنَافِقِینَ ما ذا أَرادَ اللهُ بِهذا مَثَلًا یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِقَوْلِهِ إِنَّ اللهَ لا یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلًا ما
 بَعُوضَةً فَما فَوْقَها إِلَی قَوْلِهِ یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ ما یُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِینَ فَهَذَا مَعْنَی الضَّلَالِ الْمَنْسُوبِ إِلَیْهِ تَعَالَی لِأَنَّهُ أَقَامَ لَهُمُ الْإِمَامَ الْهَادِیَ لِمَا جَاءَ بِهِ الْمُنْذِرُ فَخَالَفُوهُ وَ صَرَفُوا عَنْهُ بَعْدَ أَنْ أَقَرُّوا بِفَرْضِ طَاعَتِهِ وَ لَمَّا بَیَّنَ لَهُمْ مَا یَأْخُذُونَ وَ مَا یَذَرُونَ فَخَالَفُوهُ ضَلُّوا هَذَا مَعَ عِلْمِهِمْ بِمَا قَالَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ قَوْلُهُ لَا تُصَلُّوا عَلَیَّ صَلَاهًًْ مَبْتُورَهًًْ إِذَا صَلَّیْتُمْ عَلَیَّ بَلْ صَلُّوا عَلَی أَهْلِ بَیْتِی وَ لَا تَقْطَعُوهُمْ مِنِّی فَإِنَّ کُلَّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ مُنْقَطِعٌ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ إِلَّا سَبَبِی وَ نَسَبِی وَ لَمَّا خَالَفُوا اللَّهَ تَعَالَی ضَلُّوا فَأَضَلُّوا فَحَذَّرَ اللَّهُ تَعَالَی الْأُمَّهًَْ مِنِ اتِّبَاعِهِمْ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ وَ السَّبِیلُ هَاهُنَا الْوَصِیُّ.

 

امام علی (علیه السلام)- گمراهی چند قسم است. بعضی از آن‌ها پسندیده و بعضی از آن‌ها مذموم است و بعضی از آن‌ها نه پسندیده است و نه مذموم که از جمله آن گمراهی به‌معنای فراموشی است... امّا ضلالی که به خداوند متعال منسوب است، متضاد هدایت است و هدایت نیز به معنای بیان [و روشن­گری] است، که به همین معنا در این سخن خداوند سبحان: آیا برای هدایت آن‌ها همین کافی نیست. (سجده/۲۶) به کار رفته است و معنایش این است که مگر من برای آن­ها تبیین ننمودم!؟ ... و امّا معنای هدایت، پس کلام خداوند عزّوجلّ است: تو فقط بیم دهنده‌ای؛ و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است؛ [و این‌ها همه بهانه است]. (رعد/۷) و هادی در آن به معنای کسی است که آنچه را [از جانب پروردگار] آورده را تبیین می­کند و از جانب خداوند بیم می­دهد. گروهی از منافقین این­چنین بر خداوند احتجاج کرده­اند: خداوند از این که [به موجودات ظاهرا کوچکی مانند] پشه، و حتی کمتر از آن، مثال بزند شرم نمی‌کند. (بقره/۲۶) و این اعتراض هنگامی بود که وقتی خداوند آیه: و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است؛ [و این‌ها همه بهانه است]. (رعد/۷) را بر پیامبرش نازل نمود، گروهی از منافقین گفتند: منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟! [آری]، خدا جمع زیادی را با آن گمراه می‌کند. (بقره/۲۶) خدای تعالی با این سخنش به آن‌ها پاسخ داد: «خداوند از اینکه [به موجودات ظاهرا کوچکی مانند] پشه، و حتی کمتر از آن، مثال بزند شرم نمی‌کند. [در این میان] آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن، حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما آن‌ها که راه کفر را پیموده‌اند، [این موضوع را بهانه کرده] می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است»؟! [آری]! خدا جمع زیادی را با آن گمراه، و گروه بسیاری را هدایت می‌کند ولی تنها فاسقان را با آن گمراه می‌سازد!. (بقره/۲۶) این است معنای ضلالی که به خداوند متعال نسبت داده شده است؛ زیرا خداوند برای آنان پیشوایی نصب کرد که هدایت­گر بود و بیم دهنده بر آنچه که از جانب پروردگار آورده بود، امّا آنان با او مخالفت ورزیدند و با اینکه به واجب بودن اطاعت از او اقرار کردند، از او روی برتافتند. از آنجا که خداوند آنچه که باید بدان عمل می­کردند و آنچه که باید آن را ترک می­کردند را برایشان تبیین کرده بود و آنان مخالفت ورزیدند، این [راه] را گم کردند، با اینکه می­دانستند پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده بود که هرگاه بر من درود می­فرستید، درودتان را ناقص مگذارید، بلکه [به دنبال درود بر من] بر اهل بیت من نیز درود فرستید و آنان را از من قطع نکنید؛ چرا که هر خویشاوندیِ سببی و نسبی در روز قیامت منقطع است جز خویشاوندی سبب و نسبی با من. هنگامی که آنان با خداوند متعال مخالفت ورزیدند، گمراه شدند و [دیگران را نیز] گمراه کردند، خداوند متعال نیز امّت را از پیروی آنان بیم داد و فرمود: وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ؛ و منظور از السَّبِیلِ در این‌جا همان وصی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۶ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۸/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۴

۲

(مائده/ ۷۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- تفسیر الإمام (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ قَالَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عِبَادَهُ أَنْ یَسْأَلُوهُ طَرِیقَ الْمُنْعَمِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ أَنْ یَسْتَعِیذُوا مِنْ طَرِیقِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ الْیَهُودُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ هَلْ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِکَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللهِ مَنْ لَعَنَهُ اللهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ وَ أَنْ یَسْتَعِیذُوا مِنْ طَرِیقِ الضَّالِّینَ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِسیلِ وَ هُمُ النَّصَارَی ثُمَّ قَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) کُلُّ مَنْ کَفَرَ بِاللَّهِ فَهُوَ مَغْضُوبٌ عَلَیْهِ وَ ضَالٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّه.

 

امام علی (علیه السلام)- در تفسیر امام حسن‌عسکری (علیه السلام) آمده است: امام علی (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند: غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لَا الضَّالِّینَ؛ فرمود: «همانا خداوند به بندگانش فرمان داده از او راه کسانی را درخواست کنند که به ایشان نعمت‌داده شده است و اینان انبیاء (علیهم السلام) و صدّیقان و شهدا و صالحان هستند. نیز فرمان‌داده تا از راه کسانی که بر آن‌ها خشم گرفته‌شده است به او پناه برند؛ و اینان یهودیانی هستند که خداوند متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِکَ مَثُوبَةً عِندَ الله مَن لَّعَنَهُ الله وَغَضِبَ عَلَیْهِ؛ و فرمان داده از راه گمراهان به او پناه برند و اینان کسانی هستند که خداوند متعال درباره‌ی آن‌ها فرمود: قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَلاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّواْ کَثِیرًا وَضَلُّواْ عَن سَوَاء السَّبِیلِ و آن‌ها نصرانی‌ها هستند». سپس امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: «هرکس به خداوند کفر ورزد، او همان کسی است که بر او خشم گرفته شده و از راه خداوند عزّوجلّ به گمراهی افتاده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۷۳/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۵۰/ البرهان/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۳۲

۳

(مائده/ ۷۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- لَا تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ أَیْ لَا تَقُولُوا: إِنَّ عِیسَی (علیه السلام) هُوَ اللَّهُ وَ ابْنُ اللَّهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لاَ تَغْلُواْ فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ معنایش آن است که نگویید: عیسی (علیه السلام)، خداوند و پسر خداوند است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۸ البرهان

 

آیه لُعِنَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ بَني إِسْرائيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ [78]

 

كافران بنى‌اسرائيل، بر زبان داود و عيسى‌بن‌مريم، لعن [و نفرين] شدند. اين به‌خاطر آن بود كه نافرمانى‌كرده، و تجاوز مى‌نمودند.

۱

(مائده/ ۷۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن مَسْعَدَهًَْ‌بْنِ‌صَدَقَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ مِنَ الشِّیعَهًِْ یَدْخُلُونَ فِی أَعْمَالِ السُّلْطَانِ وَ یَعْمَلُونَ لَهُمْ وَ یَجْبُونَ لَهُمْ وَ یُوَالُونَهُمْ قَالَ لَیْسَ هُمْ مِنَ الشِّیعَهًِْ وَ لَکِنَّهُمْ مِنْ أُولَئِکَ ثُمَّ قَرَأَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) هَذِهِ الْآیَهًَْ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی‌إِسْرائِیلَ عَلی لِسانِ داوُدَ وَ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ إِلَی قَوْلِهِ وَ لکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ قَالَ الْخَنَازِیرُ عَلَی لِسَانِ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ الْقِرَدَهًُْ عَلَی لِسَانِ عِیسَی (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- مسعدهًْ‌بن‌صدقه گوید: از حضرت درباره‌ی گروهی از شیعیان سؤال کردم که: «در کارهای حکومتی وارد می‌شوند و برایشان کار می‌کنند و آنان را دوست دارند [برای آن‌ها مالیات جمع می‌کنند] و با ایشان ارتباط برقرار می‌کنند». امام (علیه السلام) فرمود: «آنان شیعه نیستند؛ بلکه از ایشان هستند»! آنگاه امام (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود: لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی إِسْرائیلَ عَلی لِسانِ داوُدَ وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَم ... وَ لَکِنَّ کَثِیرًا مِّنهمْ فَسِقُون. و فرمود: «آنان به زبان داود (علیه السلام) خوک و به زبان عیسی (علیه السلام) بوزینه هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۸۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۶۳/ القمی، ج۱، ص۱۷۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۱۹۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۷۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌عُبَیْدَهًَْ الْحَذَّاء عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ عَلی لِسانِ داوُدَ وَ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ فَقَالَ الْخَنَازِیرُ عَلَی لِسَانِ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ الْقِرَدَهًُْ عَلَی لِسَانِ عِیسَی (علیه السلام) وَ قَالَ إِنَّ الْیَهُودَ أُمِرُوا بِالْإِمْسَاکِ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ فَتَرَکُوا وَ أَمْسَکُوا یَوْمَ السَّبْتِ فَحُرِّمَ عَلَیْهِمُ الصَّیْدُ یَوْمَ السَّبْتِ فَعَمَدَ رِجَالٌ مِنْ سُفَهَاءِ الْقَرْیَهًِْ فَأَخَذُوا مِنَ الْحِیتَانِ لَیْلَهًَْ السَّبْتِ وَ بَاعُوا وَ لَمْ یَنْزِلْ بِهِمْ عُقُوبَهًٌْ فَاسْتَبْشَرُوا وَ فَعَلُوا ذَلِکَ سِنِینَ فَوَعَظَهُمْ طَوَائِفُ فَلَمْ یَسْمَعُوا وَ قَالُوا لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللهُ مُهْلِکُهُمْ فَأَصْبَحُوا قِرَدَهًًْ خَاسِئِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوعبیده حذّاء نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه: لُعنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ علَی لِسَانِ دَاوُودَ وَعیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ فرمود: (علیه السلام)خوکان به زبان داود (علیه السلام) و میمون‌ها به زبان عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام). به یهودی‌ها امر شد که روز جمعه ماهی صید نکنند و آن‌ها روز جمعه را [بر خلاف أمر خدا] صید می‌نمودند. و شنبه از گرفتن ماهی خودداری می‌کردند، از این جهت خداوند بر ایشان که روز شنبه صید می‌کردند؛ حرام فرمود. مردانی از ابلهان شهر از روی قصد و دانسته در شب شنبه بعضی از ماهی‌ها را صید کردند و فروختند و عذابی بر آن‌ها نازل نشد؛ در نتیجه مسرور شدند و آن را چند سال انجام دادند و گروهی آن‌ها را موعظه و نصیحت کردند ولی گوش نکردند و [از باب استهزا] گفتند: «چرا گروهی [گنهکار] را که خداوند هلاکشان خواهد کرد، اندرز می‌دهید»؟! در نتیجه به‌صورت بوزینه‌هایی طردشده در آمدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۰ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۵۴/ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۲۰۶

۳

(مائده/ ۷۸)

 

الباقر (علیه السلام)- أَمَّا دَاوُدُ (علیه السلام) فَإِنَّهُ لَعَنَ أَهْلَ أَیْلَهًٍْ لَمَّا اعْتَدَوْا فِی سَبْتِهِمْ وَ کَانَ اعْتِدَاؤُهُمْ فِی زَمَانِهِ فَقَالَ: اللَّهُمَّ أَلْبِسْهُمُ اللَّعْنَهًَْ مِثْلُ الرِّدَاءِ وَ مِثْلُ الْمِنْطَقَهًِْ عَلَی الْخَصْرَیْنِ. فَمَسَخَهُمُ اللَّهُ قِرَدَهًًْ. وَ أَمَّا عِیسَی (علیه السلام) فَإِنَّهُ لَعَنَ الَّذِینَ نَزَلَتْ عَلَیْهِمُ الْمَائِدَهًُْ ثُمَّ کَفَرُوا بَعْدَ ذَلِکَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- داود، اهالی شهر أیْلَة را هنگامی که به مراسم روز شنبه‌شان تعدّی ورزیدند، لعنت کرد و این تعدّیِ آنان در زمان خود داوود بوده است. داوود (علیه السلام) فرمود: «خداوندا! ردای لعنت را مانند کمربند بر دو کفل آنان بپوشان، و خداوند آنان را به شکل میمون مسخ کرد. امّا عیسی (علیه السلام)، کسانی را لعنت کرد که بعد از آنکه سفره‌ی آسمانی بر آنان نازل شد، کفر ورزیدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۰ البرهان

۴

(مائده/ ۷۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَا یُعَذِّبُ الْعَامَّهًَْ بِذَنْبِ الْخَاصَّهًِْ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّهًُْ بِالْمُنْکَرِ سِرّاً مِنْ غَیْرِ أَنْ تَعْلَمَ الْعَامَّهًُْ فَإِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّهًُْ بِالْمُنْکَرِ جِهَاراً فَلَمْ یُغَیِّرْ ذَلِکَ الْعَامَّهًُْ اسْتَوْجَبَ الْفَرِیقَانِ الْعُقُوبَهًَْ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ قَالَ لَا یَحْضُرَنَّ أَحَدُکُمْ رَجُلًا یَضْرِبُهُ سُلْطَانٌ جَائِرٌ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً وَ لَا مَقْتُولًا وَ لَا مَظْلُوماً إِذَا لَمْ یَنْصُرْهُ لِأَنَّ نُصْرَهًَْ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ فَرِیضَهًٌْ وَاجِبَهًٌْ إِذَا هُوَ حَضَرَهُ وَ الْعَافِیَهًُْ أَوْسَعُ مَا لَمْ تُلْزِمْکَ الْحُجَّهًُْ الْحَاضِرَهًُْ قَالَ وَ لَمَّا جُعِلَ التَّفَضُّلُ فِی بَنِی‌إِسْرَائِیلَ جَعَلَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ یَرَی أَخَاهُ عَلَی الذَّنْبِ فَیَنْهَاهُ فَلَا یَنْتَهِی فَلَا یَمْنَعُهُ ذَلِکَ أَنْ یَکُونَ أَکِیلَهُ وَ جَلِیسَهُ وَ شَرِیبَهُ حَتَّی ضَرَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ قُلُوبَ بَعْضِهِمْ بِبَعْضٍ وَ نَزَلَ فِیهِ الْقُرْآنُ حَیْثُ یَقُولُ عَزَّوَجَلَّ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ عَلی لِسانِ داوُدَ وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ* کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ...

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم! مسلّما خداوند عزّوجلّ عموم مردم را به خاطر افراد انگشت شماری که پنهانی گناه می‌کنند، بی‌آنکه عموم مردم از آن مطّلع گردند، عذاب نمی‌فرماید، ولی اگر همان افراد انگشت شمار و ناچیز، آشکارا و در حضور مردم همان گناه را مرتکب گردند و مردم، آنان را به خاطر کار زشتی که می‌کنند مورد سرزنش قرار ندهند، هر دو گروه مستوجب کیفر و عذاب خداوند می‌گردند. نیز فرمود: هیچ یک از شما در حالی که سلطان از روی ستم و دشمنی، مردی را می‌زند، یا بی‌گناهی را می‌کشد و یا ستمدیده‌ای را آزار می‌کند، اگر در صدد دفاع از او نیستید در آنجا حضور پیدا نکنید، زیرا یاری رساندن مؤمن به مؤمن هنگامی که در صحنه حضور داشته باشد، واجب است، و سلامت و عافیت برای شما آسان‌تر است. البته تا زمانی که حجت بر شما تمام شده باشد؛ و نیز فرمود: هنگامی که در میان بنی‌اسرائیل رخوت و سستی پیدا شد، در چنین شرایطی مردی برادر ایمانی خود را در حال ارتکاب گناه می‌دید و او را از آن کار زشت باز می‌داشت ولی آن مرد همچنان به کار خود ادامه می‌داد، و این نصیحت‌ناپذیری مانع آن نمی‌شد که همان شخص پنددهنده، هم پیاله و همنشین و همسفره آن مرد گناهکار باشد!! تا آنکه خداوند به مکافات این بی‌تفاوتی و عدم احساس مسئولیّت دل‌های آنان را نسبت به هم برگرداند و آنان را به دشمنی با یکدیگر واداشت، و این آیات را درباره‌ی آن‌ها فرو فرستاد: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ عَلی لِسانِ داوُدَ وَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ* کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۰ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۷۸/ ثواب الأعمال، ص۲۶۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۳۶

۵

(مائده/ ۷۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- اعْتَبِرُوا أَیُّهَا النَّاسُ بِمَا وَعَظَ اللَّهُ بِهِ أَوْلِیَاءَهُ مِنْ سُوءِ ثَنَائِهِ عَلَی الْأَحْبَارِ إِذْ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ قَالَ لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ إِلَی قَوْلِهِ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ وَ إِنَّمَا عَابَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ لِأَنَّهُمْ کَانُوا یَرَوْنَ مِنَ الظَّلَمَهًِْ الَّذِینَ
 بَیْنَ أَظْهُرِهِمُ الْمُنْکَرَ وَ الْفَسَادَ فَلَا یَنْهَوْنَهُمْ عَنْ ذَلِکَ رَغْبَهًًْ فِیمَا کَانُوا یُنَالُونَ مِنْهُمْ وَ رَهْبَهًًْ مِمَّا یُحْذَرُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم! از آنچه خدا دوستداران خود را به‌وسیله‌ی آن پند داده، پند گیرید مانند بدگویی او از دانشمندان یهود، آنجا که می‌فرماید: لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ و می‌فرماید: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ تا اینجای سخنش که فرمود: لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ همانا، خداوند آنان را مورد نکوهش قرار داده؛ به‌خاطر اینکه در میان ستمکاران بودند و اعمال زشت و فاسد آنان را مشاهده می‌کردند ولی به طمع آنچه که داشتند و از بیم اینکه در محذور واقع شوند آنان را از آن اعمال نهی نمی‌کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۰ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۷۹/ تحف العقول، ص۲۳۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۳۰

۶

(مائده/ ۷۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ سَیَأْتِی مِنْ بَعْدِی أَقْوَامٌ یَأْکُلُونَ طَیِّبَ الطَّعَامِ وَ أَلْوَانَهَا وَ یَرْکَبُونَ الدَّوَابَّ وَ یَتَزَیَّنُونَ بِزِینَهًِْ الْمَرْأَهًِْ لِزَوْجِهَا وَ یَتَبَرَّجُونَ تَبَرُّجَ النِّسَاءِ وَ زِیُّهُنَّ مِثْلُ زِیِّ الْمُلُوکِ الْجَبَابِرَهًِْ وَ هُمْ مُنَافِقُو هَذِهِ الْأُمَّهًِْ فِی آخِرِ الزَّمَانِ شَارِبُونَ بِالْقَهَوَاتِ لَاعِبُونَ بِالْکِعَابِ رَاکِبُونَ الشَّهَوَاتِ تَارِکُونَ الْجَمَاعَاتِ رَاقِدُونَ عَنِ الْعَتَمَاتِ مُفْرِطُونَ فِی الْعَدَوَات ... یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ عَلَیْهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ مِنِّی وَ مِنْ جَمِیعِ الْمُرْسَلِینَ وَ الْمَلَائِکَهًِْ الْمُقَرَّبِینَ وَ عَلَیْهِمْ غَضَبُ اللَّهِ وَ سُوءُ الْحِسَابِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ إِلَی قَوْلِهِ وَ لکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ أُولَئِکَ یُظْهِرُونَ الْحِرْصَ الْفَاحِشَ وَ الْحَسَدَ الظَّاهِرَ وَ یَقْطَعُونَ الْأَرْحَامَ وَ یَزْهَدُونَ فِی الْخَیْر.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود: به‌زودی گروه‌هایی می‌آیند که طعام پاکیزه و رنگارنگ می‌خورند و بر چهارپایان سوار می‌شوند و همانند زنی که برای همسرش خود را می‌آراید خویشتن را آرایش می‌کنند و همانند زنان زینت خود را به دیگران می‌نمایانند و به‌مانند پادشاهان ستمگر رفتار می‌کنند آنان در آخر الزمان منافقان این امّت هستند. قهوه‌ها می‌نوشند و نردبازی می‌کنند بر مرکب شهوت‌ها سوار می‌شوند. و حضور در جماعت‌های مسلمین را ترک می‌کنند، شامگاهان را در خواب به سر می‌برند و بامداد را به سهل‌انگاری می‌گذرانند ... ای پسر مسعود بر آنان از طرف من نفرین باد و از طرف تمام پیامبران و فرشتگان مقرّب. و خشم خدا و بدی حساب در دنیا و آخرت بر ایشان است و خداوند فرمود: لُعِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ تا وَ لَاکِنَّ کَثِیرًا مِّنهْمْ فَسِقُون ای پسر مسعود: آنان حرص فراوان و حسد آشکار نشان می‌دهند و قطع رحم می‌کنند و به کارهای خوب رغبتی ندارند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۲ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۹۹/ مکارم الأخلاق، ص۴۵۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۳۲۷

 

آیه كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ [79]

 

آنها از اعمال زشتى كه انجام مى‌دادند، يكديگر را نهى نمى‌كردند؛ چه بدكارى انجام مى‌دادند!

۱

(مائده/ ۷۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْهَیْثَمِ التَّمِیمِی عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ قَالَ أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا یَدْخُلُونَ مَدَاخِلَهُمْ وَ لَا یَجْلِسُونَ مَجَالِسَهُمْ وَ لَکِنْ کَانُوا إِذَا لَقُوهُمْ ضَحِکُوا فِی وُجُوهِهِمْ وَ أَنِسُوا بِهِمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌هیثم تمیمی نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: کَانُواْ لاَ یَتَنَاهَوْنَ عن مُّنکَرٍ فَعلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعلُونَ فرمود: «آنان در دروازه­های پادشاهان خود وارد نمی‌شدند و در مجالس آنان شرکت نمی‌کردند، ولی وقتی آنان را می‌دیدند، به آنان لبخند زده و احساس انس و الفت می‌کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۲ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۸۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۶۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۷۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ قَالُوا کَانُوا یَأْکُلُونَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ یَشْرَبُونَ الْخُمُورَ وَ یَأْتُونَ النِّسَاءَ أَیَّامَ حَیْضِهِنَّ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کَانُواْ لاَ یَتَنَاهَوْنَ عن مُّنکَرٍ فَعلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ یَفْعلُونَ؛ آنان گوشت خوک می‌خوردند و شراب می‌نوشیدند و با زنان در ایّامِ قاعدگی آنان نزدیکی می‌کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۲ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۲۶/ القمی، ج۱، ص۱۷۶/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه تَرى كَثيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذينَ كَفَرُوا لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَيْهِمْ وَ فِي الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ [80]

 

بسيارى از آن‌ها را مى‌بينى كه كافران [و بت پرستان] را دوست و تكيه‌گاه خود قرار‌ مى‌دهند نفس [سركش] آن‌ها، چه بد اعمالى از پيش براى [قيامت] آن‌ها فرستاد، كه نتيجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب [الهى] جاودانه خواهند ‌ماند.

بسیاری از آن‌ها را می‌بینی که کافران [و بت پرستان] را دوست و تکیه‌گاه خود قرار می‌دهند نفس [سرکش] آن‌ها

۱ -۱

(مائده/ ۸۰)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَمَّا عِیسَی (علیه السلام) فَإِنَّهُ لَعَنَ الَّذِینَ أُنْزِلَتْ عَلَیْهِمُ الْمَائِدَهًُْ ثُمَ کَفَرُوا بَعْدَ ذَلِکَ. قَولُهُ تَری کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ الْبَاقِرُ (علیه السلام) یَتَوَلَّوْنَ الْمُلُوکَ الْجَبَّارِینَ وَ یُزَیِّنُونَ لَهُمْ أَهْوَاءَهُمْ لِیُصِیبُوا مِنْ دُنْیَاهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امّا عیسی (علیه السلام)، کسانی را لعنت کرد که بعد از آنکه سفره‌ی آسمانی بر آنان نازل شد، کفر ورزیدند. درباره‌ی آیه: تَرَی کَثِیرًا مِّنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ روایت کرده است که امام باقر (علیه السلام) فرمود: «به پادشاهان زورگو، اظهار محبّت می‌کنند و هوا و هوس‌ها و خواسته‌های آنان را برایشان خوب جلوه می‌دهند تا از مال آنان بهره‌ای گیرند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۴ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۸۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ... لِدُنْیَاکُنَّ قَالِیَهًًْ لِرِجَالِکُنَّ لَفَظْتُهُمْ بَعْدَ إِذْ عَجَمْتُهُمْ وَ سَئِمْتُهُمْ بَعْدَ أَنْ سَبَرْتُهُمْ فَقُبْحاً لِأُفُونِ الرَّأْیِ وَ خَطَلِ الْقَوْلِ وَ خَوَرِ الْقَنَاهًِْ وَ لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ لَا جَرَمَ لَقَدْ قَلَّدْتُهُمْ رِبْقَتَهَا وَ شَنَنْتُ عَلَیْهِمْ غَارَهَا فَجَدْعاً وَ عَقْراً وَ سُحْقاً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِین.

 

حضرت زهرا (سلام الله علیها)- زنان مهاجرین و انصار برای عیادت به خدمت فاطمه (سلام الله علیها) دختر رسول خدا رسیده و گفتند: «سلام بر تو ای دختر رسول خدا، چگونه شب را به صبح آوردی»؟ فرمود: «به خدا سوگند درحالی شب را به صبح رساندم که از دنیای شما ناراضی، و از مردان شما بیزارم، آنان را پس از امتحان دور انداخته، و پس از مشاهده‌ی نیّات سوء و رفتارهای ناهنجارشان از همه‌ی آنان کناره‌گیری نمودم! پس زشت باد افکار فاسد و سخنان پوچ و ضعف نیزه؛ چه بد اعمالی از پیش برای [قیامت] آن‌ها فرستاد، که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب [الهی] جاودانه خواهند ماند. از سر ناچاری ریسمان آن را به گردن آنان انداختم و از هر طرف بر آن‌ها حمله کردم. ننگ بر قوم ستمگر و [دست و پایشان] بریده باد و [از رحمت خدا] دور باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۴ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۶۱/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۸/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۱۵۹/ الأمالی للطوسی، ص۳۷۴

۱ -۳

(مائده/ ۸۰)

 

الحسین (علیه السلام)- عَن مُصْعَبِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّه لَمَّا اسْتَکَفَّ النَّاسُ بِالْحُسَیْنِ (علیه السلام) رَکِبَ فَرَسَهُ وَ اسْتَنْصَتَ النَّاسَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ تَبّاً لَکُمْ أَیَّتُهَا الْجَمَاعَهًُْ وَ تَرَحاً وَ بُؤْساً لَکُم ... وَ سُحْقاً لِطَوَاغِیتِ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ بَقِیَّهًِْ الْأَحْزَابِ وَ نَبَذَهًِْ الْکِتَابِ وَ مُطْفِئِ السُّنَنِ وَ مُوَاخِی الْمُسْتَهْزِءِینَ الَّذِینَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِینَ وَ عُصَاهًِْ الْأُمَمِ وَ مُلْحِقِ {مُلْحِقِی} الْعَهْرَهًِْ بِالنَّسَبِ لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُون.

 

امام حسین (علیه السلام)- مصعب‌بن‌عبدالله نقل می‌کند: هنگامی که لشکر کفر امام حسین (علیه السلام) را محاصره نمودند آن بزرگوار بر اسب خود سوار شد و پس از اینکه مردم را ساکت نمود و حمد و ثنای خدای را به‌جای آورد فرمود: «ای گروه نابکار مرده و نابود شوید هلاک و سرنگون گردید!... هلاک و نابود شوید بت‌ها یعنی یزیدهای این امّت و بقعه‌ی احزاب، و آن افرادی که قرآن را پشت سرانداختند، سنّت‌های پیامبر خدا را خاموش و تعطیل نمودند. همان افرادی که با استهزاکنندگان برادری کردند، آن گروهی‌که قرآن را افسانه و بهتان قرار دادند: آنان که قرآن را به اقسام تقسیم‌کرده بودند. (حجر/۹۱). معصیت‌کاران امّت‌ها، همان افرادی که از زنا بوجود آمدند و خود را به حسب و نسبی پیوستند؛ لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ الله عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۴ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۸۳

آن‌ها، چه بد اعمالی از پیش برای [قیامت] آن‌ها فرستاد، که نتیجه آن، خشم خداوند بود؛ و در عذاب [الهی] جاودانه خواهند ماند

۲ -۱

(مائده/ ۸۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَعْشَرَ الْمُسْلِمِینَ إِیَّاکُمْ وَ الزِّنَا فَإِنَّ فِیهِ سِتَّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَهًِْ فَأَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَإِنَّهُ یَذْهَبُ بِالْبَهَاءِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یَنْقُصُ الْعُمُرَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَهًِْ فَإِنَّهُ یُوجِبُ سَخَطَ الرَّبِّ وَ سُوءَ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودَ فِی النَّارِ ثُمَّ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) سَوَّلَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای مسلمانان از زنا برحذر باشید که در آن شش ویژگی است: سه تا در دنیا و سه تا در آخرت. آنهایی که در دنیاست: انسان را بی ارزش می‌کند و فقر را به ارث می‌گذارد و عمر را کم می‌کند. امّا آنهایی که در آخرت است: موجب عذاب پروردگار و بدحسابی و جاودانگی در آتش می شود. سپس پیغمبر فرمود: أَنْ سَخِطَ الله عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذابِ هُمْ خالِدُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۴ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۲۱/ الخصال، ج۱، ص۳۲۰/ الخصال، ج۱، ص۳۲۰

 

آیه وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ وَ لكِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ [81]

 

واگر به خدا و پيامبر و آنچه بر او نازل‌ شده، ايمان مى‌آوردند، [هرگز] آنان (كافران ) را به دوستى انتخاب نمى‌كردند؛ ولى بسيارى از آن‌ها فاسقند.

۱

(مائده/ ۸۱)

 

إبن‌عباس (رحمة الله علیه)- مَا اتَّخَذُوهُمْ یَعْنِی الْکَافِرِینَ أَوْلِیاءَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مَا اتَّخَذُوهُمْ یعنی کافران را به دوستی [انتخاب نمی‌کردند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۸۴

 

آیه لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنّا نَصارى ذالِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لايَسْتَكْبِرُونَ [82]

 

به‌يقين از ميان مردم، يهود و مشركان را سرسخت‌ترين دشمن نسبت به مؤمنان خواهى يافت؛ و بيشترين دوستى و محبّت نسبت به مؤمنان را در كسانى مى‌يابى كه مى‌گويند: «ما نصارا هستيم»؛ اين به‌خاطر آن است كه بعضى از آن‌ها عالمانى روحانى يا تارك دنيا هستند؛ و آن‌ها [در برابر حق] تكبّر نمى‌ورزند.

۱

(مائده/ ۸۲)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری فَإِنَّهُ کَانَ سَبَبُ نُزُولِهَا أَنَّهُ لَمَّا اشْتَدَّتْ قُرَیْشٌ فِی أَذَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَصْحَابِهِ الَّذِینَ آمَنُوا بِمَکَّهًَْ قَبْلَ الْهِجْرَهًِْ أَمَرَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یَخْرُجُوا إِلَی الْحَبَشَهًِْ وَ أَمَرَ جَعْفَرَ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ أَنْ یَخْرُجَ مَعَهُمْ فَخَرَجَ جَعْفَرٌ وَ مَعَهُ سَبْعُونَ رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِینَ حَتَّی رَکِبُوا الْبَحْرَ فَلَمَّا بَلَغَ قُرَیْشاً خُرُوجُهُمْ بَعَثُوا عَمْرَوبْنَ‌الْعَاصِ وَ عُمَارَهًَْ‌بْنَ‌الْوَلِیدِ إِلَی النَّجَاشِیِّ لِیَرُدَّهُمْ إِلَیْهِمْ وَ کَانَ عَمْرٌو وَ عُمَارَهًُْ مُتَعَادِیَیْنِ فَقَالَتْ قُرَیْشٌ کَیْفَ نَبْعَثُ رَجُلَیْنِ مُتَعَادِیَیْنِ فَبَرِئَتْ بَنُو مَخْزُومٍ مِنْ جِنَایَهًِْ عُمَارَهًَْ وَ بَرِئَتْ بَنُو سَهْمٍ مِنْ جِنَایَهًِْ عَمْرِوبْنِ‌الْعَاصِ فَخَرَجَ عُمَارَهًُْ وَ کَانَ حَسَنَ الْوَجْهِ شَابّاً مُتْرِفاً فَأَخْرَجَ عَمْرُوبْنُ‌الْعَاصِ أَهْلَهُ مَعَهُ فَلَمَّا رَکِبُوا السَّفِینَهًَْ شَرِبُوا الْخَمْرَ فَقَالَ عُمَارَهًُْ لِعَمْرِوبْنِ‌الْعَاصِ قُلْ لِأَهْلِکَ تُقَبِّلُنِی فَقَالَ عَمْرٌو أَ یَجُوزُ سُبْحَانَ اللَّهِ فَسَکَتَ عُمَارَهًُْ فَلَمَّا انْتَشَی عَمْرٌو وَ کَانَ عَلَی صَدْرِ السَّفِینَهًِْ فَدَفَعَهُ عُمَارَهًُْ وَ أَلْقَاهُ فِی الْبَحْرِ فَتَشَبَّثَ عَمْرٌو بِصَدْرِ السَّفِینَهًِْ وَ أَدْرَکُوهُ وَ أَخْرَجُوهُ فَوَرَدُوا عَلَی النَّجَاشِیِّ وَ قَدْ کَانُوا حَمَلُوا إِلَیْهِ هَدَایَا فَقَبِلَهَا مِنْهُمْ فَقَالَ عَمْرُوبْنُ‌الْعَاصِ أَیُّهَا الْمَلِکُ إِنَّ قَوْماً مِنَّا خَالَفُونَا فِی دِینِنَا وَ سَبُّوا آلِهَتَنَا وَ صَارُوا إِلَیْکَ فَرُدَّهُمْ إِلَیْنَا فَبَعَثَ النَّجَاشِیُّ إِلَی جَعْفَرٍ فَجَاءَ فَقَالَ یَا جَعْفَرُ مَا یَقُولُ هَؤُلَاءِ فَقَالَ جَعْفَرٌ أَیُّهَا الْمَلِکُ وَ مَا یَقُولُونَ قَالَ یَسْأَلُونَ أَنْ أَرُدَّکُمْ إِلَیْهِمْ قَالَ أَیُّهَا الْمَلِکُ سَلْهُمْ أَ عَبِیدٌ نَحْنُ لَهُمْ قَالَ عَمْرٌو لَا بَلْ أَحْرَارٌ کِرَامٌ قَالَ فَاسْأَلْهُمْ أَ لَهُمْ عَلَیْنَا دُیُونٌ یُطَالِبُونَنَا بِهَا فَقَالَ لَا مَا لَنَا عَلَیْکُمْ دُیُونٌ قَالَ فَلَکُمْ فِی أَعْنَاقِنَا دِمَاءٌ تُطَالِبُونَنَا بِذُحُولٍ فَقَالَ عَمْرٌو لَا قَالَ فَمَا تُرِیدُونَ مِنَّا آذَیْتُمُونَا فَخَرَجْنَا مِنْ بِلَادِکُمْ فَقَالَ عَمْرُوبْنُ‌الْعَاصِ أَیُّهَا الْمَلِکُ خَالَفُونَا فِی دِینِنَا وَ سَبُّوا آلِهَتَنَا وَ أَفْسَدُوا شُبَّانَنَا وَ فَرَّقُوا جَمَاعَتَنَا فَرُدَّهُمْ إِلَیْنَا لِنَجْمَعَ أَمْرَنَا فَقَالَ جَعْفَرٌ نَعَمْ أَیُّهَا الْمَلِکُ خَالَفْنَاهُمْ بَعَثَ اللَّهُ فِینَا نَبِیّاً أَمَرَنَا بِخَلْعِ الْأَنْدَادِ وَ تَرْکِ الِاسْتِقْسَامِ بِالْأَزْلَامِ وَ أَمَرَنَا بِالصَّلَاهًِْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ حَرَّمَ الظُّلْمَ وَ الْجَوْرَ وَ سَفْکَ الدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا وَ الزِّنَا وَ الرِّبَا وَ الْمَیْتَهًَْ وَ الدَّمَ وَ أَمَرَنَا بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ نَهَانَا عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ فَقَالَ النَّجَاشِیُّ بِهَذَا بَعَثَ اللَّهُ عِیسَی‌ابْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ النَّجَاشِیُّ یَا جَعْفَرُ هَلْ تَحْفَظُ مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّکَ شَیْئاً قَالَ نَعَمْ فَقَرَأَ عَلَیْهِ سُورَهًَْ مَرْیَمَ فَلَمَّا بَلَغَ إِلَی قَوْلِهِ وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا فَکُلِی وَ اشْرَبِی وَ قَرِّی عَیْناً فَلَمَّا سَمِعَ النَّجَاشِیُّ بِهَذَا بَکَی بُکَاءً شَدِیداً وَ قَالَ هَذَا وَ اللَّهِ هُوَ الْحَقُّ وَ قَالَ عَمْرُوبْنُ‌الْعَاصِ أَیُّهَا الْمَلِکُ إِنَّ هَذَا مُخَالِفٌ لَنَا فَرُدَّهُ إِلَیْنَا فَرَفَعَ النَّجَاشِیُّ یَدَهُ فَضَرَبَ بِهَا وَجْهَ عَمْرٍو ثُمَّ قَالَ اسْکُتْ وَ اللَّهِ لَئِنْ ذَکَرْتَهُ بِسُوءٍ لَأَفْقِدَنَّکَ نَفْسَکَ فَقَامَ عَمْرُوبْنُ‌الْعَاصِ مِنْ عِنْدِهِ وَ الدِّمَاءُ تَسِیلُ عَلَی وَجْهِهِ وَ هُوَ یَقُولُ إِنْ کَانَ هَذَا کَمَا تَقُولُ أَیُّهَا الْمَلِکُ فَإِنَّا لَا نَتَعَرَّضُ لَهُ وَ کَانَتْ عَلَی رَأْسِ النَّجَاشِیِّ وَصِیفَهًٌْ لَهُ تَذُبُّ عَنْهُ فَنَظَرَتْ إِلَی عُمَارَهًَْ‌بْنِ‌الْوَلِیدِ وَ کَانَ فَتًی جَمِیلًا فَأَحَبَّتْهُ فَلَمَّا رَجَعَ عَمْرُوبْنُ‌الْعَاصِ إِلَی مَنْزِلِهِ قَالَ لِعُمَارَهًَْ لَوْ رَاسَلْتَ جَارِیَهًَْ الْمَلِکِ فَرَاسَلَهَا فَأَجَابَتْهُ فَقَالَ عَمْرٌو قُلْ لَهَا تَبْعَثُ إِلَیْکَ مِنْ طِیبِ الْمَلِکِ شَیْئاً فَقَالَ لَهَا فَبَعَثَتْ إِلَیْهِ فَأَخَذَ عَمْرٌو مِنْ ذَلِکَ الطِّیبِ وَ کَانَ الَّذِی فَعَلَ بِهِ عُمَارَهًُْ فِی قَلْبِهِ حِینَ أَلْقَاهُ فِی الْبَحْرِ فَأَدْخَلَ الطِّیبَ عَلَی النَّجَاشِیِّ فَقَالَ أَیُّهَا الْمَلِکُ إِنَّ حُرْمَهًَْ الْمَلِکِ عِنْدَنَا وَ طَاعَتَهُ عَلَیْنَا عَظِیمٌ وَ یَلْزَمُنَا إِذَا دَخَلْنَا بِلَادَهُ وَ نَأْمَنُ فِیهِ أَنْ لَا نَغُشَّهُ وَ لَا نُرِیبَهُ وَ إِنَّ صَاحِبِی هَذَا الَّذِی مَعِی قَدْ رَاسَلَ إِلَی حُرْمَتِکَ وَ خَدَعَهَا وَ بَعَثَتْ إِلَیْهِ مِنْ طِیبِکَ ثُمَّ وَضَعَ الطِّیبَ بَیْنَ یَدَیْهِ فَغَضِبَ النَّجَاشِیُّ وَ هَمَّ بِقَتْلِ عُمَارَهًَْ ثُمَّ قَالَ لَا یَجُوزُ قَتْلُهُ فَإِنَّهُمْ دَخَلُوا بِلَادِی بِأَمَانٍ فَدَعَا النَّجَاشِیُّ السَّحَرَهًَْ فَقَالَ لَهُمُ اعْمَلُوا بِهِ شَیْئاً أَشَدَّ عَلَیْهِ مِنَ الْقَتْلِ فَأَخَذُوهُ وَ نَفَخُوا فِی إِحْلِیلِهِ الزِّئْبَقَ فَصَارَ مَعَ الْوَحْشِ یَغْدُو وَ یَرُوحُ وَ کَانَ لَا یَأْنَسُ بِالنَّاسِ فَبَعَثَتْ قُرَیْشٌ بَعْدَ ذَلِکَ فَکَمَنُوا لَهُ فِی مَوْضِعٍ حَتَّی وَرَدَ الْمَاءَ مَعَ الْوَحْشِ فَأَخَذُوهُ فَمَا زَالَ یَضْطَرِبُ فِی أَیْدِیهِمْ وَ یَصِیحُ حَتَّی مَاتَ وَ رَجَعَ عَمْرٌو إِلَی قُرَیْشٍ فَأَخْبَرَهُمْ أَنَّ جَعْفَراً فِی أَرْضِ الْحَبَشَهًِْ فِی أَکْرَمِ کَرَامَهًٍْ فَلَمْ یَزَلْ بِهَا حَتَّی هَادَنَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قُرَیْشاً وَ صَالَحَهُمْ وَ فَتَحَ خَیْبَرَ أَتَی بِجَمِیعِ مَنْ مَعَهُ وَ وُلِدَ لِجَعْفَرٍ بِالْحَبَشَهًِْ مِنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَیْسٍ عَبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌جَعْفَرٍ وَ وُلِدَ لِلنَّجَاشِیِّ ابْناً فَسَمَّاهُ النَّجَاشِیُّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ کَانَتْ أُمُّ حَبِیبٍ بِنْتُ أَبِی‌سُفْیَانَ تَحْتَ عَبْدِ اللَّهِ فَکَتَبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی النَّجَاشِیِّ یَخْطُبُ أُمَّ حَبِیبٍ فَبَعَثَ إِلَیْهَا النَّجَاشِیُّ فَخَطَبَهَا لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَجَابَتْهُ فَزَوَّجَهَا مِنْهُ وَ أَصْدَقَهَا أَرْبَعَمِائَهًِْ دِینَارٍ وَ سَاقَهَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَعَثَ إِلَیْهَا بِثِیَابٍ وَ طِیبٍ کَثِیرٍ وَ جَهَّزَهَا وَ بَعَثَهَا إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَعَثَ إِلَیْهِ بِمَارِیَهًَْ الْقِبْطِیَّهًِْ أُمِّ إِبْرَاهِیمَ وَ بَعَثَ إِلَیْهِ بِثِیَابٍ وَ طِیبٍ وَ فَرَسٍ وَ بَعَثَ ثَلَاثِینَ رَجُلًا مِنَ الْقِسِّیسِینَ فَقَالَ لَهُمُ انْظُرُوا إِلَی کَلَامِهِ وَ إِلَی مَقْعَدِهِ وَ مَشْرَبِهِ وَ مُصَلَّاهُ فَلَمَّا وَافَوُا الْمَدِینَهًَْ دَعَاهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی الْإِسْلَامِ وَ قَرَأَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنَ إِذْ قالَ اللهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَ عَلی والِدَتِکَ إِلَی قَوْلِهِ فَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ فَلَمَّا سَمِعُوا ذَلِکَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ بَکَوْا وَ آمَنُوا وَ رَجَعُوا إِلَی النَّجَاشِیِّ وَ أَخْبَرُوهُ خَبَرَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَرَءُوا عَلَیْهِ مَا قَرَأَ عَلَیْهِمْ فَبَکَی النَّجَاشِیُّ وَ بَکَی الْقِسِّیسُونَ وَ أَسْلَمَ النَّجَاشِیُّ وَ لَمْ یُظْهِرْ لِلْحَبَشَهًِْ إِسْلَامَهُ وَ خَافَهُمْ عَلَی نَفْسِهِ وَ خَرَجَ مِنْ بِلَادِ الْحَبَشَهًِْ یُرِیدُ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا عَبَرَ الْبَحْرَ تُوُفِّیَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی رَسُولِهِ لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ إِلَی قَوْلِهِ وَ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنِینَ.

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری، سبب نزول این آیه، این بود که وقتی سخت‌گیری قریش بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و یاران وی که قبل از هجرت در مکه به او ایمان آورده بودند، شدّت گرفت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن­ها دستور داد که مکه را ترک کنند و به حبشه بروند. آن حضرت به جعفربن‌ابی‌طالب (رحمة الله علیه) فرمان داد که ایشان را همراهی کند. پس جعفر (رحمة الله علیه) نیز به همراه هفتاد تن از مردان مسلمانان، آنجا را ترک گفت، تا سوار بر کشتی شوند. هنگامی که خبر خارج‌شدن ایشان به قریش رسید، عمروبن‌عاص و عمارهًْ‌بن‌ولید را به سوی نجّاشی فرستادند تا آن­ها را بازگردانند. بین عمرو و عماره دشمنی وجود داشت. سران قریش گفتند: «چگونه دو مردی را که با یکدیگر دشمنی و خصومت دارند، بفرستیم»؟ پس طایفه بنی مخزوم از جنایت عمّاره و طایفه بنی‌سهم از جنایت عمروبن‌عاص گذشتند. عمّاره که جوانی خوش‌سیما و صاحب تجمّل و مرفّه بود به همراه عمروبن‌عاص که همسرش را نیز به همراه داشت، آنجا را ترک گفتند. چون بر کشتی سوار شدند، شراب نوشیدند و عمّاره به عمروبن‌عاص گفت: «به همسرت بگو که مرا ببوسد». عمرو گفت: «آیا این جائز است، سبحان الله»؟! عمّاره ساکت شد. عمرو در جلوی کشتی قرار داشت و هنگامی که مست شد، عمّاره او را به دریا انداخت. عمرو بدنه پیشین کشتی را گرفت و وی را گرفتند و بیرون کشیدند. آنگاه نزد نجاشی رفتند و هدایایی تقدیم او کردند. وی هدایا را از آن­ها قبول کرد. عمروبن‌عاص گفت: «ای پادشاه! گروهی از ما در دینمان با ما مخالفت کرده‌اند و خداوندگارِ ما را دشنام داده‌اند و به سوی شما آمده‌اند؛ پس آن­ها را به ما بازگردان». پادشاه نجاشی شخصی را به دنبال جعفربن‌ابیطالب (رحمة الله علیه) فرستاد. وی نزد او آمد، پادشاه گفت: «ای جعفر! اینان چه می‌گویند»؟ جعفربن‌ابیطالب (رحمة الله علیه) گفت: «چه می‌گویند»؟ پادشاه گفت: «از من می‌خواهند که شما را به آن­ها بازگردانم». جعفربن‌ابیطالب (رحمة الله علیه) گفت: «ای پادشاه! از آن­ها بپرس: آیا ما برده آن­ها هستیم»؟ عمرو گفت: «نه، بلکه آزادگان شریف و با اصالتی هستند». جعفر (رحمة الله علیه) گفت: «از آن­ها بپرس که آیا وامی به آن­ها داریم که ما را به خاطر آن می‌خواهند»؟ عمرو گفت: «نه، هیچ وامی به ما ندارید». جعفر (رحمة الله علیه) گفت: «آیا خونی بر گردن ما است که شما به خاطر آن، ما را می‌خواهید»؟ عمرو در پاسخ گفت: «نه». جعفر (رحمة الله علیه) گفت: «پس چه از ما می‌خواهید؟ ما را اذیّت کردید، ما هم از سرزمینتان خارج شدیم». عمروبن‌عاص گفت: «ای پادشاه! با ما در دینمان مخالفت ورزیدند، به خداوندگار ما دشنام دادند، جوانان ما را به فساد و تباهی کشانیدند و در بین جامعه ما تفرقه افکندند. آن­ها را به ما بازگردان تا به کار خودمان فیصله دهیم و تفرقه را از میان ببریم». جعفر (رحمة الله علیه) گفت: «آری ای پادشاه! ما را خدای یکتا آفرید و سپس برای ما پیامبری فرستاد که ما را به ترک بتان و ترک بهره‌جویی از راه قمار و اقامه نماز و دادن زکات فرمان داد و ظلم و جور و ریختن خون به ناحق و زنا و ربا و مردارخواری و خون و گوشت خوک را بر ما حرام کرد و ما را به عدل و نیکی و احسان و کمک به خویشان دستور داد و از فحشا و منکر و ظلم و بی‌عدالتی نهی کرد». پادشاه نجّاشی گفت: «خداوند، عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) را به خاطر همین امور فرستاد». سپس ادامه داد: «ای جعفر! آیا از آنچه که خداوند بر پیامبرت نازل کرده، چیزی به خاطر داری»؟ گفت: «بله». سپس سوره مریم را برای او خواند تا جایی که به این کلام خداوند رسید: و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازه‌ای بر تو فرو می‌ریزد!* [از این غذای لذیذ] بخور و [از آن آب گوارا] بنوش و چشمت را [به این مولود جدید] روشن دار! (مریم/۲۶۲۵) هنگامی که نجّاشی این را شنید، به شدّت گریست و گفت: «به خدای یگانه قسم، که این همان حق است». عمروبن‌عاص گفت: «ای پادشاه! او با ما مخالفت ورزیده، او را به ما بازگردان». نجّاشی دستش را بلند کرد و آن را به صورت عمرو زد. سپس گفت: «ساکت باش؛ به خداوند یگانه قسم، اگر از او به بدی یاد کنی، حتماً تو را خواهم کشت». عمروبن‌عاص از نزد پادشاه برخاست درحالی‌که اشک بر چهره‌اش جاری بود و می‌گفت: «ای پادشاه! اگر چنین است، هر آنچه تو فرمان کنی، همان است و ما متعرّْض آنان نمی‌شویم». بر فراز سر نجاشی کنیزی بود که حشرات را از او دور می‌کرد. این کنیز به عمارهًْ‌بن‌ولید که جوانِ زیبایی بود، نگاهی کرد و عاشق او شد. هنگامی‌که عمروبن‌عاص به خانه بازگشت، به عمّاره گفت: «ای کاش برای کنیزک پادشاه نامه‌ای ارسال می‌کردی». عمرو چنین کرد و کنیزک نیز جوابش را داد. عمرو به عمّاره گفت: «به او بگو مقداری از عطر پادشاه را برای تو بفرستد». عمّاره به کنیزک گفت و او نیز فرستاد. عمروبن‌عاص آن را گرفت و هنوز کاری که عمّاره با او کرده بود و او را به دریا افکنده بود، در دل داشت. از همین روی، عمروبن‌عاص آن عطر را تحویل نجّاشی داد و گفت: «ای پادشاه! همانا احترام پادشاه و اطاعت‌کردن از او برای ما امری مهم است و بر ما فرض است که چون وارد کشورش شدیم و در آن در امان بودیم، به او نیرنگ نزنیم و از راه فریب در نیاییم. این دوست من! کسی که همراه من است، به کنیزک تو نامه‌ای نوشته و او را فریفته است و او از عطر تو برایش فرستاده است. و آنگاه، عطر را پیش روی پادشاه گذاشت. نجّاشی عصبانی شد و تصمیم گرفت که عماره را به قتل برساند. امّا گفت: «کشتن او جایز نیست. چرا که آنان با امانِ من به کشورم وارد شدند». پس نجاشی، جادوگران را فراخواند و به آن­ها گفت: «با او کاری کنید که از کشتن بدتر و شدیدتر باشد». آن­ها او را گرفتند و در آلت تناسلی‌اش جیوه تزریق کردند و این گونه شد که صبح و شام را در میان حیوانات وحشی می‌گذراند و با مردم نمی‌نشست و از آنان دوری می‌کرد. اندکی بعد، قریش به دنبال او فرستادند و در موضعی که وی برای نوشیدن آب به همراه حیوانات وحشی آمده بود، در کمین او نشستند و او را گرفتند. وی آن قدر به خود پیچید و در دستانشان فریاد کشید تا اینکه هلاک شد. عمرو به سوی قریش بازگشت و آنان را از اینکه جعفر (رحمة الله علیه) در حبشه در بالاترین سطح عزّت و منزلت قرار دارد، باخبر کرد. جعفر (رحمة الله علیه) در حبشه ماند تا آنکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با قریش مصالحه کرد و خیبر را فتح کرد و او با همه همراهانش بازگشت. جعفر (رحمة الله علیه) در حبشه از اسماء، دختر عمیس، صاحب فرزندی شد که همان عبدالله‌بن‌جعفر است. نجّاشی نیز صاحب پسری شد که او را محمّد نام نهاد. ام‌حبیبه دختر ابوسفیان در عقد عبدالله بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) نامه‌ای به نجاشی نوشت و در آن ام‌حبیبه را از نجاشی خواستگاری کرد. نجاشی به سوی ام‌حبیبه فرستاد و از او برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) خواستگاری نمود. ام‌حبیبه این امر را پذیرفت و نجاشی او را به عقد پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آورد. نجاشی به او چهارصد دینار از طرف رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مهریه داد. نجاشی برای او لباس و عطرهای زیادی فرستاد و به او جهیزیّه داد و او را به سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرستاد. نجاشی، ماریه قبطیه امّ ابراهیم را نیز به همراه لباس و اسب و سی تن کشیش به سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرستاد و به آن­ها گفت: به سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، شیوه نشستن، روش غذاخوردن و نوشیدن و طریقت نماز او بنگرید. هنگامی‌که به مدینه رسیدند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن­ها را به اسلام دعوت کرد و برایشان قرآن خواند: إِذْ قالَ اللهُ یا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتی عَلَیْکَ وَ عَلی والِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَ کَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجیلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنی فَتَنْفُخُ فیها فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنی وَ تُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنی وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتی بِإِذْنی وَ إِذْ کَفَفْتُ بَنی إِسْرائیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَقالَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبین هنگامی که آن را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدند، گریستند و ایمان آوردند و به‌سوی نجاشی بازگشتند و او را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باخبر ساختند و آنچه را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) برایشان خواند، برای نجاشی باز گفتند. پس نجاشی و آن کشیش‌ها گریستند و نجّاشی اسلام آورد. ولی از بیم اهالی حبشه، اسلام خویش را ابراز نکرد و کشور حبشه را به سوی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ترک گفت. او هنگام عبور از دریا وفات یافت. خداوند به رسولش (صلی الله علیه و آله) فرمود: لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عدَاوَةً لِّلَّذِینَ آمَنُواْ الْیَهُودَ تا این جای آیه: وَذَلِکَ جَزَاء الْمُحْسِنِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۱۹۶ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۴۱۴/ القمی، ج۱، ص۱۷۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَرْوَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ ذَکَرَ النَّصَارَی وَ عَدَاوَتَهُمْ فَقُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ قَالَ أُولَئِکَ کَانُوا قَوْماً بَیْنَ عِیسَی (علیه السلام) وَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَنْتَظِرُونَ مَجِیءَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که بعد از ذکر نصاری و دشمنی­های آنان فرمود: امّا این فرموده‌ی خداوند متعال: ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسِینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ، در مورد قومی است که در فاصله بین نبّوت عیسی (علیه السلام) و محمّد (صلی الله علیه و آله) زندگی می­کردند و منتظر آمدن محمّد (صلی الله علیه و آله) بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۵/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ [83]

 

و هر‌ زمان آياتى را كه بر پيامبر [اسلام] نازل شده بشنوند، چشمان آن‌ها را مى‌بينى كه از شوقِ حقيقتى كه دريافته‌اند اشك مى‌ريزد، در‌حالى‌كه مى‌گويند: «پروردگارا! ايمان ‌آورديم؛ پس ما را با گواهان [و شاهدان حق، در زمره‌ی ياران محمّد] بنويس.

۱

(مائده/ ۸۳)

 

إبن‌عبّاس ( مَعَ الشَّاهِدِینَ أَیْ مَعَ مُحَمَّدٍ (وَ أُمَّتِهِ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَاکْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِینَ؛ یعنی محمّد (صلی الله علیه و آله) و امّتش که گواه حق­اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۰ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۸۸

 

آیه وَ ما لَنا لانُؤْمِنُ بِاللهِ وَ ما جائَنا مِنَ الْحَقِّ وَ نَطْمَعُ أَنْ يُدْخِلَنا رَبُّنا مَعَ الْقَوْمِ الصّالِحينَ [84]

 

[و مى‌گويند]: چرا ما به خدا و آنچه از حق به ما رسيده ‌است، ايمان نياوريم، در‌حالى‌كه آرزو داريم پروردگارمان ما را در زمره‌ی صالحان قرار ‌دهد»؟!

 

آیه فَأَثابَهُمُ اللهُ بِما قالُوا جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها وَ ذالِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنينَ [85]

 

خداوند به‌خاطر اين سخن، به آن‌ها باغهاى بهشتى پاداش ‌داد كه از پاى درختانش، نهرها جارى است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين است جزاى نيكوكاران!

۱

(مائده/ ۸۵)

 

إبن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذالِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنینَ أَی المُوَحِّدِینَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ذالِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنینَ؛ یعنی یکتاپرستان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۹۰

 

آیه وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحيمِ [86]

 

و كسانى ‌كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب ‌كردند، همان‌ها اهل دوزخند.

۱

(مائده/ ۸۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ یَعْنِی کَفَرُوا وَ کَذَبُوا بِالْوَلَایَهًِْ وَ بِحَقِ عَلِیٍٍّ (علیه السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: ... وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحِیمِ یعنی کفر ورزیدند و ولایت و حقّ علی (علیه السلام) را تکذیب کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۲ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۵۸۲

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَكُمْ وَ لاتَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لايُحِبُّ الْمُعْتَدينَ [87]

 

اى كسانى ‌كه ايمان آورده‌ايد! چيزهاى پاكيزه را كه خداوند براى شما حلال‌كرده‌ است، حرام نشمريد؛ و از حدّ، تجاوز ‌ننماييد؛ زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمى‌دارد.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال‌کرده است، حرام نشمرید

۱ -۱

(مائده/ ۸۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَأَمَّا الَّذِی تَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ فَهُوَ کُلُّ آیَهًٍْ مُحْکَمَهًٍْ نَزَلَتْ فِی تَحْرِیمِ شَیْءٍ مِنَ الْأُمُورِ الْمُتَعَارَفَهًِْ الَّتِی کَانَتْ فِی أَیَّامِ الْعَرَبِ تَأْوِیلُهَا فِی تَنْزِیلِهَا فَلَیْسَ یُحْتَاجُ فِیهَا إِلَی تَفْسِیرٍ أَکْثَرَ مِنْ تَأْوِیلِهَا وَ ذَلِکَ َ مِثْلُ ... قَوْلُهُ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا گروهی [از آیات] که تأویلش در تنزیلش است، شامل تمامی آیات محکمی است که در تحریم چیزهایی است که در نزد عرب به صورت متعارف رواج داشته است. این آیات معنا و تنزیلش در ظاهرشان آمده و نیازی به تفسیری زاید بر آنچه در نزد عرب شناخته شده بود ندارند. مانند این فرموده خدای متعال... یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۷/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۳۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۵، ص۱۰

۱ -۲

(مائده/ ۸۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ قَوْماً مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَرَهَّبُوا وَ حَرَمُوا أَنْفُسَهُمْ مِنْ طَیِّبَاتِ الدُّنْیَا وَ حَلَفُوا عَلَی ذَلِکَ أَنَّهُمْ لَا یَرْجِعُونَ إِلَی مَا کَانُوا عَلَیْهِ أَبَداً وَ لَا یَدْخُلُونَ فِیهِ بَعْدَ وَقْتِهِمْ ذَلِکَ مِنْهُمْ عُثْمَانُ‌بْنُ‌مَظْعُونٍ وَ سَلْمَانُ وَ تَمَامُ عَشَرَهًٍْ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ فَأَمَّا عُثْمَانُ‌بْنُ‌مَظْعُونٍ فَحَرَّمَ عَلَی نَفْسِهِ النِّسَاءَ وَ الْآخَرُ حَرَّمَ الْإِفْطَارَ بِالنَّهَارِ إِلَی غَیْرِ ذَلِکَ مِنْ مَشَاقِّ التَّکْلِیفِ فَجَاءَتِ امْرَأَهًُْ عُثْمَانَ‌بْنِ‌مَظْعُونٍ إِلَی بَیْتِ أُمِّ سَلَمَهًَْ فَقَالَتْ لَهَا لِمَ عَطَّلْتَ نَفْسَکَ مِنَ الطِّیبِ وَ الصَّبْغِ وَ الْخِضَابِ وَ غَیْرِهِ فَقَالَتْ لِأَنَّ عُثْمَانَ‌بْنَ‌مَظْعُونٍ زَوْجِی مَا قَرَبَنِی مُذْ کَذَا وَ کَذَا قَالَتْ أُمُّ سَلَمَهًَْ وَ لِمَ ذَا قَالَتْ لِأَنَّهُ قَدْ حَرَّمَ عَلَی نَفْسِهِ النِّسَاءَ وَ تَرَهَّبَ فَأَخْبَرَتْ أُمُّ سَلَمَهًَْ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِذَلِکَ وَ خَرَجَ إِلَی أَصْحَابِهِ وَ قَالَ أَ تَرْغَبُونَ عَنِ النِّسَاءِ إِنِّی آتِی النِّسَاءَ وَ أُفْطِرُ بِالنَّهَارِ وَ أَنَامُ اللَّیْلَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی وَ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ حَلالًا طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّا قَدْ حَلَفْنَا عَلَی ذَلِکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لا یُؤاخِذُکُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ إِلَی قَوْلِهِ ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمانَکُم.

 

امام علی (علیه السلام)- و از موارد دیگر آن‌که گروهی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رهبانیت پیشه کرده و پاکی‌های دنیا را بر خود حرام کردند و قسم خوردند که هیچ‌گاه به آنچه پیش از این انجام می‌دادند بازنگردند و از آن‌ها استفاده نکنند. از جمله آن‌ها عثمان‌بن‌مظعون و سلمان (رحمة الله علیه) و ده نفر از مهاجرین و انصار بود. عثمان‌بن‌مظعون زنان را بر خود حرام کرده بود و دیگری غذاخوردن در روز را بر خود حرام کرده بود تکالیف شاقی غیر از آن‌که بر خود قرار داده بودند. زن عثمان‌بن‌مظعون روزی به خانه ام‌سلمه آمد. ام‌سلمه به او گفت: «چرا به خودت نمی‌رسی و بوی خوش و رنگ و خضاب و چیزهای دیگر استفاده نمی‌کنی»؟ گفت: «چون شوهرم عثمان‌بن‌مظعون از فلان موقع به من نزدیک نشده». ام سلمه پرسید: «چرا»؟ گفت: «چون زنان را بر خود حرام کرده و رهبانیت پیشه کرده است». ام‌سلمه این را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفت و ایشان به سمت اصحاب رفت و فرمود: «چرا از زنان دوری می‌کنید؟ من به سوی آن‌ها می‌روم و در روز غذا می‌خورم و شب می‌خوابم. هرکس از سنّت من اِعراض کند از من نیست». خدای متعال این آیه را نازل کرد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاَ تُحَرِّمُوا طَیِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ وَ لاَ تَعْتَدُوا إِنَّ الله لاَ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ * وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ حَلاَلاً طَیِّباً وَ اتَّقُوا الله الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ. گفتند: یا رسول الله! ما قسم خورده‌ایم که این‌گونه باشیم. خدای عزّوجلّ این آیه را نازل کرد: ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمَانَکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۷۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۰، ص۲۱

۱ -۳

(مائده/ ۸۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَبِی‌ذَرٍّ وَ سَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادِ وَ عُثْمَانَ‌بْنِ‌مَظْعُونٍ وَ سَالِمٍ إِنَّهُمُ اتَّفَقُوا عَلَی أَنْ یَصُومُوا النَّهَارَ وَ یَقُومُوا اللَّیْلَ وَ لَا یَنَامُوا عَلَی الْفُرُشِ وَ لَا یَأْکُلُوا اللَّحْمَ وَ لَا یَقْرَبُوا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ وَ یَلْبَسُوا الْمُسُوحَ وَ یَرْفُضُوا الدُّنْیَا وَ یَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ وَ هَمَّ بَعْضُهُمْ أَنْ یَجُبَّ مَذَاکِیرَهُ فَخَطَبَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ مَا بَالُ أَقْوَامٍ حَرَّمُوا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ وَ النَّوْمَ وَ شَهَوَاتِ الدُّنْیَا أَمَا إِنِّی لَسْتُ آمُرُکُمْ أَنْ تَکُونُوا قِسِّیسِینَ وَ رُهْبَاناً فَإِنَّهُ لَیْسَ فِی دِینِی تَرْکُ اللَّحْمِ وَ النِّسَاءِ وَ لَا اتِّخَاذُ الصَّوَامِعِ وَ إِنَّ سِیَاحَهًَْ أُمَّتِی وَ رَهْبَانِیَّتَهُمُ الْجِهَادُ إِلَی آخِرِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- درباره علی (علیه السلام)، ابوذر (رحمة الله علیه)، سلمان (رحمة الله علیه)، مقداد (رحمة الله علیه)، عثمان‌بن‌مظعون و سالم نازل شد چرا که آن‌ها با هم عهد بستند که در روز روزه بگیرند و در شب به قیام شبانه بپردازند، در رختخواب نخوابند، گوشت نخورند، به زنان و چیزهای گوارا وحلال نزدیک نشوند، لباس خشن بپوشند و از دنیا کناره گیری کنند، در زمین سیر کنند و حتی بعضی از آن‌ها خواستند تا آلت تناسلی خود را قطع کنند. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خطبه خواند و فرمود: «چه شده است قومی را زنان و چیزهای پاکیزه و خواب و شهوات دنیوی را حرام کرده­اند؟ من به شما دستور نمی­دهم که همچون راهبان و کشیشان باشید در دین و آئین من ترک گوشت و زن و صومعه گزینی وجود ندارد. همانا سیاحت و رهبانیت امت من جهاد است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۴۰، ص۳۲۸/ المناقب، ج۲، ص۱۰۰/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۵۳/ فرات الکوفی، ص۱۳۱/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۳۹/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۹/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۱۹/ کشف الیقین، ص۳۷۸/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۵۹

۱ -۴

(مائده/ ۸۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ وَصَفَ الْقِیَامَهًَْ لِأَصْحَابِهِ یَوْماً وَ بَالَغَ فِی إِنْذَارِهِمْ فَرَقُّوا فَاجْتَمَعَتْ جَمَاعَهًٌْ مِنَ الصَّحَابَهًِْ فِی بَیْتِ عُثْمَانَ‌بْنِ‌مَظْعُونٍ وَ اتَّفَقُوا عَلَی أَنْ لَا یَزَالُوا صَائِمِینَ قَائِمِینَ وَ أَنْ لَا یَأْکُلُوا اللَّحْمَ وَ لَا یَنَامُوا عَلَی الْفِرَاشِ وَ لَا یَقْرَبُوا النِّسَاءَ وَ الطِّیبَ وَ یَرْفُضُوا لَذَّاتِ الدُّنْیَا وَ یَلْبَسُوا الْمُسُوحَ أَیِ الصُّوفَ وَ یَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَیْ یَسِیرُوا فَبَلَغَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ فَقَالَ إِنِّی لَمْ أُؤْمَرْ بِذَلِکَ إِنَّ لِأَنْفُسِکُمْ عَلَیْکُمْ حَقّاً فَصُومُوا وَ أَفْطِرُوا وَ قُومُوا وَ نَامُوا فَإِنِّی أَقُومُ وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ آکُلُ اللَّحْمَ وَ الدَّسِمَ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده که ایشان روزی قیامت را برای اصحابش شرح داد و در بیم دادن آنها مبالغه کرد و رقّت کردند و گروهی از اصحاب در خانه عثمان‌بن‌مظعون گرد هم آمدند و عهد و پیمان بستند که همیشه روزه‌دار و شب زنده دار باشند و گوشت نخورند و در بستر نخوابند و به زنان و بوی خوش نزدیک نشوند و لذّت‌های دنیا را رها کنند و پلاس پاره یعنی جامه پشمین بپوشند و در زمین بگردند، پس گزارش آن به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسید و فرمود: «همانا من مأمور به آن نشده‌ام، همانا برای نفس‌های شما بر شما حقی است، پس روزه بگیرید و افطار کنید و به پا خیزید و بخوابید، همانا من شب به پا می‌خیزم و می‌خوابم و روزه می‌دارم و افطار می‌کنم و گوشت و روغن می‌خورم و هرکس از روش من روگرداند از من نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۱۱/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۶۰

۱ -۵

(مائده/ ۸۷)

 

الحسن (علیه السلام)- رُوِیَ عَنِ الشَّعْبِی ... قَالَ حَسَنُ‌بن‌علیٍّ (علیه السلام) أَنْشُدُکُمْ بِاللَّهِ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) أَوَّلُ مَنْ حَرَّمَ الشَّهَوَاتِ کُلَّهَا عَلَی نَفْسِهِ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ حَلالًا طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُون.

 

امام حسن (علیه السلام)- از شعبی روایت است: امام حسن (علیه السلام) فرمود: ... شما را به خدا قسم می‌دهم! آیا می‌دانید علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) در میان اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اوّلین کسی بود که کلیه خواستنی‌ها را بر خود حرام کرد، بعد از آن خداوند عزّ‌وجلّ این آیه را نازل کرد: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ* وَ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ حَلالًا طَیِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۷۶/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۷۳/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۶، ص۲۸۹/ نورالثقلین

۱ -۶

(مائده/ ۸۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ امْرَأَتُهُ طَالِقٌ أَوْ مَمَالِیکُهُ أَحْرَارٌ إِنْ شَرِبْتُ حَرَاماً وَ لَا حَلَالا ... وَ أَمَّا الْحَلَالُ فَلَا یَتْرُکُهُ فَإِنَّهُ لَیْسَ لَهُ أَنْ یُحَرِّمَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ
 لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ فَلَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ فِی یَمِینِهِ مِنَ الْحَلَالِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان گوید: از آن حضرت درباره مردی سؤال کردم که گفته است، اگر نوشیدنی حرام یا حلال بنوشد، زنش مطلقه و یا بردگانش آزاد هستند. امام (علیه السلام) فرمود: ... امّا نوشیدن حلال را نباید ترک کند، زیرا حق ندارد چیزی را که خداوند حلال کرده حرام نماید، چون خداوند تعالی می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللهُ لَکُمْ، پس در مورد قسم نسبت به نوشیدنی حلال، چیزی بر عهده‌اش نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۴ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۳، ص۲۴۴/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۹۶/ البرهان

۱ -۷

(مائده/ ۸۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یَأْکُلُ الدَّجَاجَ وَ الْفَالُوذَ وَ کَانَ یُعْجِبُهُ الْحَلْوَی وَ الْعَسَلُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در روایت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مرغ و فالوده می‌خورد و از حلوا و عسل خوشش می‌آمد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۶ نورالثقلین

و از حدّ، تجاوز ننمایید؛ زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمی‌دارد

۲ -۱

(مائده/ ۸۷)

 

إبن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَا تَعْتَدُوا أَیْ لَا تَعْتَدُوا حُدُودَ اللَّهِ وَ أَحْکَامَهُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَا تَعْتَدُوا، یعنی از حدود و احکام الهی تجاوز ننمایید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۱۹۲

 

آیه وَ كُلُوا مِمّا رَزَقَكُمُ اللهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ [88]

 

و از روزى‌هاى حلال و پاكيزه‌اى كه خداوند به شما داده‌ است، بخوريد و از [مخالفت] خداوندى كه به او ايمان ‌داريد، بپرهيزيد.

۱

(مائده/ ۸۸)

 

الحسن (علیه السلام)- عَنِ الحَسَنِ‌بنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) فِی حَدِیثٍ: فَقَالَ الْحَسَنُ (علیه السلام) أَرْزَاقُ الْخَلَائِقِ فِی السَّمَاءِ الرَّابِعَهًِْ تَنْزِلُ بِقَدَرٍ وَ تُبْسَطُ بِقَدَرٍ.

 

امام حسن (علیه السلام)- از امام حسن (علیه السلام) روایت شده است که فرمود: «روزی مخلوقات در آسمان چهارم است و به اندازه فرود می‌آید و به اندازه فراخ می‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۶ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۱۳۵

 

آیه لايُؤاخِذُكُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ في أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ فَكَفّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساكينَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْليكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْريرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيّامٍ ذالِكَ كَفّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَيْمانَكُمْ كَذالِكَ يُبَيِّنُ اللهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (89( (النُّزُولُ [89]

 

خداوند شما را به‌خاطر سوگندهايى‌كه بدون توجّه ياد مى‌كنيد مؤاخذه نمى‌كند؛ ولى در برابر سوگندهايى كه [از روى اراده] محكم كرده‌ايد، مؤاخذه مى‌نمايد.كفّاره اين‌گونه سوگندها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهايى است كه غالباً به خانواده خود مى‌دهيد؛ يا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و يا آزاد‌كردن يك برده؛ و هركس‌ كه نمى‌توند، بايد سه روز روزه بگيرد؛ اين، كفّاره سوگندهاى شماست به هنگامى‌كه سوگند ياد مى‌كنيد [و مخالفت مى‌نماييد]. و سوگندهاى خود را حفظ ‌كنيد [و نشكنيد]. خداوند آيات خود را اين چنين براى شما بيان مى‌كند، شايد شكر به‌جا آوريد. (۸۹ ( سبب نزول

۱

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ بِلَالٍ وَ عُثْمَانَ‌بْنِ‌مَظْعُونٍ فَأَمَّا أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَحَلَفَ أَنْ لَا یَنَامَ فِی اللَّیْلِ أَبَداً وَ أَمَّا بِلَالٌ فَإِنَّهُ حَلَفَ أَنْ لَا یُفْطِرَ بِالنَّهَارِ أَبَداً وَ أَمَّا عُثْمَانُ‌بْنُ‌مَظْعُونٍ فَإِنَّهُ حَلَفَ لَا یَنْکِحُ أَبَداً فَدَخَلْتِ امْرَأَهًُْ عُثْمَانَ عَلَی عَائِشَهًَْ وَ کَانَتِ امْرَأَهًًْ جَمِیلَهًًْ فَقَالَتْ عَائِشَهًُْ مَا لِی أَرَاکِ مُتَعَطِّلَهًًْ فَقَالَتْ وَ لِمَنْ أَتَزَیَّنُ فَوَ اللَّهِ مَا قَرَبَنِی زَوْجِی مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا فَإِنَّهُ قَدْ تَرَهَّبَ وَ لَبِسَ الْمُسُوحَ وَ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا فَلَمَّا دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخْبَرَتْهُ عَائِشَهًُْ بِذَلِکَ فَخَرَجَ فَنَادَی الصَّلَاهًَْ جَامِعَهًًْ فَاجْتَمَعَ النَّاسُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ ثُمَّ قَالَ مَا بَالُ أَقْوَامٍ یُحَرِّمُونَ عَلَی أَنْفُسِهِمُ الطَّیِّبَاتِ أَلَا إِنِّی أَنَامُ بِاللَّیْلِ وَ أَنْکِحُ وَ أُفْطِرُ بِالنَّهَارِ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی فَقَامَ هَؤُلَاءِ فَقَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ فَقَدْ حَلَفْنَا عَلَی ذَلِکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ لا یُؤاخِذُکُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیْمانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ الْآیَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) ابن ابی عمیر از بعضی از وسائط او، از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که فرموده: «این آیه درباره امیرمؤمنان (علیه السلام)، بلال و عثمان‌بن‌مظعون نازل شده است. امّا امیرمؤمنان (علیه السلام) سوگند یاد کرده بود که شب‌ها هرگز نخوابد. بلال سوگند خورده بود که هیچ روزی افطار نکند و روزها را روزه‌دار باشد. عثمان‌بن‌مظعون هم سوگند خورده بود که با زن خود نیامیزد. روزی همسر عثمان بر عایشه وارد شد و اتفاقاً زن زیبایی بود. عایشه نگاهی به آن زن کرد و دید به خود نپرداخته و خود را از جهت لباس و سر و صورت مرتب نکرده است. پرسید: «چرا چنین نامرتبی؟» همسر عثمان گفت: «من برای چه کسی خود را بیارایم؟ به خدا قسم شوهر من از مدت‌ها پیش نزدیک من نیامده، چون که شیوه رهبانیت را اتخاذ کرده و لباس‌های مخصوص و خشن بر تن نموده و به زندگی دنیا وا زده و بی‌علاقه شده است.» وقتی که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به منزل آمد، عایشه قضیه را به حضرت گفت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیرون رفت و اعلام کرد که مردم جمع شوند. پس از اجتماع مردم، حضرت روی منبر رفت، حمد و ثنای پروردگار را نمود و سپس فرمود: «این چه فکری است که گروهی حلال‌های پاک و پاکیزه را بر خود حرام کرده‌اند؟ بدانید که من که پیغمبرم، شب می‌خوابم و با همسر خود همبستر می‌شوم و در روز افطار کرده و غذا می‌خورم. این روش و سنّت من است و هرکس از روش و سنّت من رویگردان باشد، از من نیست». در این حال این چند نفر برخاستند و عرضه داشتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما به این کارها سوگند یاد کرده‌ایم، با سوگند خود چه کنیم؟ پس خداوند این آیه را نازل فرمود: لا یُؤاخِذُکُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ وَ لکِنْ یُؤاخِذُکُمْ بِما عَقَّدْتُمُ الْأَیْمانَ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۶ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۱۱۶/ القمی، ج۱، ص۱۷۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۳، ص۲۴۳/ نورالثقلین/ البرهان

خداوند شما را به‌خاطر سوگندهایی‌که بدون توجّه یاد می‌کنید مؤاخذه نمی‌کند؛ ولی در برابر سوگندهایی که [از روی اراده] محکم کرده‌اید، مؤاخذه می‌نماید

۱ -۱

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ لا یُؤاخِذُکُمُ اللهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ قَالَ هُوَ لَا وَ اللَّهِ وَ بَلَی وَ اللَّهِ وَ کَلَّا وَ اللَّهِ لَا یَعْقِدُ عَلَیْهَا أَوْ لَا یَعْقِدُ عَلَی شَیْءٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوصبّاح نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: لا یُؤاخِذُکُمُ الله بِاللَّغْوِ فِی أَیْمانِکُمْ، سؤال کردم؛ فرمود: یعنی این که [گفته شود:] نه به خدا قسم، یا آری به خدا قسم، یا هرگز به خدا قسم، و هیچ‌گونه اثری نداشته باشد [و با آن قسم، معامله‌ای صورت نگیرد].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۸ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۴/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۳، ص۲۳۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۳، ص۲۳۹/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۸۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ حَلَفَ عَلَی یَمِینٍ فَرَأَی غَیْرَهَا خَیْراً مِنْهَا فَلْیَأْتِ الَّذِی هُوَ خَیْرٌ فَلْیُکَفِّرْ عَنْ یَمِینِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس برای کاری سوگند یاد کند، آن‌گاه کار دیگری را بهتر از آن بیابد و انجام دهد، انجام آن کار کفّاره‌ی سوگندش خواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۸ دعایم الإسلام، ج۲، ص۱۰۱/ نورالثقلین

۱ -۳

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ یَحْلِفُ عَلَی الْیَمِینِ فَیَرَی أَنَ تَرْکَهَا أَفْضَلُ وَ إِنْ لَمْ یَتْرُکْهَا خَشِیَ أَنْ یَأْثَمَ أَ یَتْرُکُهَا؟ فَقَالَ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا رَأَیْتَ خَیْراً مِنْ یَمِینِکَ فَدَعْهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- سعید اعرج گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره مردی سؤال کردم که قسم می‌خورد و بعد می‌بیند که ترک آن بهتر است، و اگر آن را ترک کند، ترس این دارد که گناه کرده باشد، آیا آن را ترک کند؟ فرمود: آیا کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را نشنیدی که فرمود: «اگر چیزی بهتر از سوگندت دیدی، سوگند را رها کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۸ الکافی، ج۷، ص۴۴۴/ نورالثقلین

۱ -۴

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا حِنْثَ وَ لَا کَفَّارَهًَْ عَلَی مَنْ حَلَفَ تَقِیَّهًًْ یَدْفَعُ بِذَلِکَ ظُلْماً عَنْ نَفْسِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- و کسی که برای دفع ظلم از خود از روی تقیّه سوگند به دروغ یاد کند، کفّاره ندارد و گناه نکرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۸ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۱۰/ نورالثقلین

۱ -۵

(مائده/ ۸۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَا یَمِینَ لِوَلَدٍ مَعَ وَالِدِهِ وَ لَا لِلْمَرْأَهًِْ مَعَ زَوْجِهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- قسَم خوردن فرزند با وجود پدر، و همچنین قسم خوردن زن با وجود شوهر نافذ نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۸ وسایل الشیعهًْ، ج۲۳، ص۲۱۹/ نورالثقلین

کفّاره این‌گونه سوگندها، اطعام ده نفر مستمند، از غذاهایی است که غالباً به خانواده خود می‌دهید

۲ -۱

(مائده/ ۸۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- وَ إِذَا حَلَفَ الرَّجُلُ عَلَی مَا فِیهِ الْکَفَّارَهًُْ لَزِمَتْهُ الْکَفَّارَهًُْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ وَ هُوَ مُدٌّ لِکُلِّ رَجُلٍ أَوْ کِسْوَتُهُمْ لِکُلِّ رَجُلٍ ثَوْبٌ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهًٍْ وَ هُوَ بِالْخِیَارِ أَیَّ الثَّلَاثِ فَعَلَ جَازَ لَهُ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی وَاحِدَهًٍْ مِنْهَا صَامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَات.

 

امام کاظم (علیه السلام)- اگر شخص بر چیزی قسم بخورد که کفّاره دارد، کفّاره بر عهده‌اش واجب می‌گردد، همان‌طورکه خداوند می‌فرماید: فَکَفَّارَتُهُ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ، که برای هر مرد یک مُد طعام است و یا اینکه آن‌ها را بپوشاند و به هر مرد یک لباس بدهد، و یا بنده‌ای آزاد کند، و مخیّر است هر کدام را خواست انجام دهد، و اگر هیچکدام را نتوانست انجام دهد، سه روز متوالی روزه بگیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۰۸ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۴۵

۲ -۲

(مائده/ ۸۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّار عَنْ أَبِی‌إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ مَا حَدُّ مَنْ لَمْ یَجِدْ وَ إِنَّ الرَّجُلَ یَسْأَلُ فِی کَفِّهِ وَ هُوَ یَجِدُ فَقَالَ إِذَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ فَضْلٌ عَنْ قُوتِ عِیَالِهِ فَهُوَ مِمَّنْ لَا یَجِدُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار گوید: از امام کاظم (علیه السلام) درباره‌ی کفّارهًْ الیمین در این آیه: فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ، پرسیدم که مصداق مَن لَّمْ یَجِدْ چیست؟ شخص گدایی می‌کند، ولی داراست؛ حکم او چیست»؟ آن حضرت فرمود: «اگر کسی بیش از قوت خانواده‌اش چیز دیگری نداشته باشد، مصداق مَن لَّمْ یَجِدْ خواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۰ الکافی، ج۷، ص۴۵۲/ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۹۶/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۴۱/ النوادر للأشعری، ص۵۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۷۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۱۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۳

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ عِتْقُ رَقَبَهًٍْ أَوْ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ وَ الْوَسَطُ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ أَرْفَعُهُ الْخُبْزُ وَ اللَّحْمُ وَ الصَّدَقَهًُْ مُدٌّ مُدٌّ مِنْ حِنْطَهًٍْ لِکُلِّ مِسْکِینٍ وَ الْکِسْوَهًُْ ثَوْبَانِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَعَلَیْهِ الصِّیَامُ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که در مورد کفّاره قسم که آزاد کردن بنده یا اطعام ده نفر مستمند، از غذاهایی که غالباً به خانواده خود می‌دهید، است فرمود: «و غذای حدّ وسط، سرکه و روغن، و بالاترین حد آن نان و گوشت است؛ و صدقه باید برای هر مسکین یک مد باشد، و پوشاندن با دو لباس است، و هرکس توانایی آن را نداشت باید روزه بگیرد؛ خداوند می‌فرماید: فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۰ الکافی، ج۷، ص۴۵۲/ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۹۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۷۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۴

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ قَالَ هُوَ کَمَا یَکُونُ إِنَّهُ یَکُونُ فِی الْبَیْتِ مَنْ یَأْکُلُ أَکْثَرَ مِنَ الْمُدِّ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَأْکُلُ أَقَلَّ مِنَ الْمُدِّ فَبَیْنَ ذَلِکَ وَ إِنْ شِئْتَ جَعَلْتَ لَهُمْ أُدْماً وَ الْأُدْمُ أَدْنَاهُ الْمِلْحُ وَ أَوْسَطُهُ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ أَرْفَعُهُ اللَّحْمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که در توضیح آیه: مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ فرمود: «باید به همان صورت باشد که در واقع است، زیرا در خانه، کسی بیشتر از یک مُد می‌خورد و کسی کمتر از آن؛ پس اگر خواستی برای آن‌ها خورشتی قرار بده و کمترین حد خورشت نمک است و حد وسط آن روغن و سرکه، و حد اعلای آن گوشت است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۰ الکافی، ج۷، ص۴۵۳/ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۹۷/ الإستبصار، ج۴، ص۵۳/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۴۲/ فقه القرآن، ج۲، ص۲۳۹/ مستطرفات السرایر، ص۶۲۹/ النوادر للأشعری، ص۶۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۵

(مائده/ ۸۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ فَقَالَ مَا تَقُوتُونَ بِهِ عِیَالَکُمْ مِنْ أَوْسَطِ ذَلِکَ قُلْتُ وَ مَا أَوْسَطُ ذَلِکَ فَقَالَ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ التَّمْرُ وَ الْخُبْزُ تُشْبِعُهُمْ بِهِ مَرَّهًًْ وَاحِدَهًًْ قُلْتُ کِسْوَتُهُمْ قَالَ ثَوْبٌ وَاحِدٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد: أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ، سؤال کردم. ایشان فرمود: «از نوع خوراک و خورشتی که خانواده‌ی خودتان مصرف می‌کنید، در حدّ وسط برای مساکین منظور کنید». عرض کردم: «این حدّ وسط کدام است»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «خورشت سرکه، زیتون، خرما و نان که ده نفر مسکین را یک نوبت سیر کند». عرض کردم: «لباس آنان چه مشخّصاتی دارد»؟ فرمود: «یک جامه هم کافی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۰ الکافی، ج۷، ص۴۵۴/ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۲۹۶/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۱۸

۲ -۶

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سَمَاعَهًَْ بْنِ مِهْرَان عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَالَ مَا یَأْکُلُ أَهْلُ الْبَیْتِ لِشَبَعِهِمْ یَوْمٌ وَ کَانَ یُعْجِبُهُ مُدٌّ لِکُلِّ مِسْکِینٍ قُلْتُ أَوْ کِسْوَتُهُمْ قَالَ ثَوْبَیْنِ لِکُلِّ رَجُلٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سماعهًْ‌بن‌مهران از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد و گفت: از آن حضرت در مورد آیه: مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ، در کفّاره قسم سؤال کردم، فرمود: «آن مقداری که اهل خانه برای سیرشدن یک روزشان می‌خورند، و البتّه ایشان برای هر مسکین یک مُدّ را می‌پسندید». گفتم: «پوشاندن آن‌ها چگونه است»؟ فرمود: «برای هر مرد، دو لباس».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۰ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۷۷/ البرهان

۲ -۷

(مائده/ ۸۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ قَالَ قُوتُ عِیَالِکَ وَ الْقُوتُ یَوْمَئِذٍ مُدٌّ قُلْتُ أَوْ کِسْوَتُهُمْ قَالَ ثَوْبٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره آیه: مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ، سؤال کردم، فرمود: «یعنی مقدار خوراک خانواده‌ی خودت، و در آن زمان مقدار خوراک یک «مُد» بود. گفتم: «پوشاندنشان چطور است»؟ فرمود: «با یک لباس».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۵/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۴۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۷/ النوادر للأشعری، ص۵۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۷۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۸۵/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۱۹/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۸

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ عِتْقُ رَقَبَهًٍْ أَوْ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ وَ الْإِدَامُ الْوَسَطُ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ أَرْفَعُهُ الْخُبْزُ وَ اللَّحْمُ وَ الصَّدَقَهًُْ مُدٌّ مَدٌّ لِکُلِّ مِسْکِینٍ وَ الْکِسْوَهًُْ ثَوْبَانِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَعَلَیْهِ الصِّیَامُ یَقُولُ اللَّهُ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ وَ یَصُومُهُنَّ مُتَتَابِعَاتٍ وَ یَجُوزُ فِی عِتْقِ الْکَفَّارَهًِْ الْمَوْلُودُ وَ لَا یَجُوزُ فِی عِتْقِ الْقَتْلِ إِلَّا مُقِرَّهًًْ بِالتَّوْحِیدِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که در مورد کفّاره قسم که آزادکردن بنده یا اطعام ده نفر مستمند، از غذاهایی که غالباً به خانواده خود می‌دهید، است فرمود: و غذای حدّ وسط، سرکه و روغن، و بالاترین حد آن نان و گوشت است؛ و صدقه باید برای هر مسکین یک مد باشد، و پوشاندن با دو لباس است، و هر کس توانایی آن را نداشت باید روزه بگیرد؛ خداوند می‌فرماید: فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ و باید روزه‌ها پشت سر هم باشد. و در آزادکردن بنده به عنوان کفّاره، آزاد کردن نوزاد هم جایز است، امّا برای آزادکردن در کفّاره قتل، حتماً باید بنده بالغ باشد که به توحید اقرار کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۸۲/ البرهان

۲ -۹

(مائده/ ۸۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) عَنْ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ إِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً أَ یُجْمَعُ ذَلِکَ فَقَالَ لَا وَ لَکِنْ یُعْطَی إِنْسَانٌ إِنْسَانٌ کَمَا قَالَ اللَّهُ قَالَ قُلْتُ فَیُعْطِی الرَّجُلُ قَرَابَتَهُ إِذَا کَانُوا مُحْتَاجِینَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَیُعْطِیهَا إِذَا کَانُوا ضُعَفَاءَ مِنْ غَیْرِ أَهْلِ الْوَلَایَهًِْ فَقَالَ نَعَمْ وَ أَهْلُ الْوَلَایَهًِْ أَحَبُّ إِلَیَّ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمار گوید: از امام کاظم (علیه السلام) درباره آیه: إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ یا إِطْعَام سِتِّینَ مِسْکِیناً، سؤال کردم که آیا همه را می‌توان به یک نفر داد؟ فرمود: «نه، باید تک تک و به هر نفر یکی بدهد، همان‌طور که خداوند فرموده است». گفتم: «پس انسان می‌تواند به نزدیکان خود که محتاج هستند بدهد»؟ فرمود: «بله». گفتم: «اگر مستضعف بودند ولی از اهل ولایت نبودند، باز هم به آن‌ها بدهد»؟ فرمود: «بله، البتّه اگر به اهل ولایت بدهد، من بیشتر دوست دارم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۶/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۲۰/ البرهان

۲ -۱۰

(مائده/ ۸۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا قَالَ فِی الْیَمِینِ فِی إِطْعَامِ عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ یَقُولُ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فَلَعَلَّ أَهْلَکَ أَنْ یَکُونَ قُوتُهُمْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ دُونَ الْمُدِّ وَ لَکِنْ یُحْسَبُ فِی طَبْخِهِ وَ مَائِهِ وَ عَجِینِهِ فَإِذَا هُوَ یَجْرِی لِکُلِّ إِنْسَانٍ مُدٌّ وَ أَمَّا کِسْوَتُهُمْ فَإِنْ وَافَقَتْ بِهِ الشِّتَاءُ فَکِسْوَتُهُ وَ إِنْ وَافَقَتْ بِهِ الصَّیْفُ فَکِسْوَتُهُ لِکُلِّ مِسْکِینٍ إِزَارٌ وَ رِدَاءٌ وَ لِلْمَرْأَهًِْ مَا یُوَارِی مَا یَحْرُمُ مِنْهَا إِزَارٌ وَ خِمَارٌ وَ دِرْعٌ وَ صَوْمُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ إِنْ شِئْتَ أَنْ تَصُومَ إِنَّمَا الصَّوْمُ مِنْ جَسَدِکَ لَیْسَ مِنْ مَالِکَ وَ لَا غَیْرِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم از امام باقر (علیه السلام) روایت کرد که در مورد کفّاره قسم که اِطعام ده مسکین است فرمود: نمی‌بینی که خداوند می‌فرماید: مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ پس کسی که در توانش نبود، سه روز روزه بگیرد. پس چه بسا خانواده تو خوراکشان به ازای هر نفر کمتر از یک «مُد» باشد، امّا پخت و آب خمیر آن هم محاسبه می‌گردد، پس برای هر نفر یک «مُد» در نظر گرفته می‌شود. و امّا پوشاندن مسکینان اگر در فصل زمستان باشد باید لباس متناسب با همان فصل بر آن­ها بپوشاند و اگر مصادف با تابستان بود لباس هم متناسب با تابستان باشد، برای هر مسکین یک اِزار و یک ردا، و برای زن لباسی بدهد که قسمت‌های حرام بدنش را بپوشاند یعنی یک اِزار، یک مقنعه و یک پیراهن. و اگر خواستی روزه بگیری، سه روز روزه است که بدنت آن را تحمّل می‌کند، نه مالت و نه غیر آن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۲ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۸۲/ البرهان

۲ -۱۱

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ یُعْطَی کُلُّ مِسْکِینٍ مُدّاً عَلَی قَدْرِ مَا یَقُوتُ إِنْسَاناً مِنْ أَهْلِکَ فِی کُلِ یَوْمٍ وَ قَالَ مُدٌّ مِنْ حِنْطَهًٍْ یَکُونُ فِیهِ طَحْنُهُ وَ حَطَبُهُ عَلَی کُلِّ مِسْکِینٍ أَوْ کِسْوَتُهُمْ ثَوْبَیْنِ. وَ فِی رِوَایَهًٍْ أُخْرَی عَنْهُ (علیه السلام) ثَوْبَیْنِ لِکُلِّ رَجُلٍ وَ الرَّقَبَهًُْ تُعْتَقُ مِنَ الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی الَّذِی یَجِبُ عَلَیْکَ فِیهِ رَقَبَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن سنان از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که در مورد کفّاره قسم فرمود: «به هر مسکین یک «مُد» به مقدار خوراک یک روز یک نفر از خانواده‌ات بده»، و فرمود: «برای هر مسکین یک «مُد» گندم که آرد کردن و هیزم آن هم به حساب می‌آید، و یا اینکه هر کدام را با دو لباس بپوشاند. برای هر مرد دو لباس، و در مواردی که واجب است بنده آزاد کنی، بنده از مستضعفان باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۲ بحار الأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۵/ البرهان

۲ -۱۲

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ مَنْ کَانَ لَهُ مَا یُطْعِمُ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَصُومَ أَطْعَمَ عَشَرَهًَْ مَسَاکِینَ مُدّاً مُدّاً فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ أَوْ عِتْقُ رَقَبَهًٍْ أَوْ کِسْوَهًٌْ وَ الْکِسْوَهًُْ ثَوْبَانِ أَوْ إِطْعَامُ عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ أَیَّ ذَلِکَ فَعَلَ أَجْزَأَ عَنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوخالد قمّاط از امام صادق (علیه السلام) شنیده که می‌فرمود: در کفاره‌ی قسم، هرکس توانایی اطعام داشته باشد نمی‌تواند روزه بگیرد و باید به ده مسکین برای هر کدام یک مُد طعام بدهد، و اگر نیافت باید سه روز روزه بگیرد یا بنده‌ای آزاد نماید و یا مساکین را با دو قطعه لباس بپوشاند، و یا ده مسکین را طعام دهد، هر کدام را انجام داد، کافی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ بحار الأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۷/ البرهان

۲ -۱۳

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَلَبِی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ یُطْعِمُ عَشَرَهًَْ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدَّیْنِ مِنْ حِنْطَهًٍْ وَ مُدٌّ مِنْ دَقِیقٍ وَ حَفْنَهًٌْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ ثَوْبَانِ أَوْ عِتْقُ رَقَبَهًٍْ وَ هُوَ فِی ذَلِکَ بِالْخِیَارِ أَیَّ الثَّلَاثَهًِْ شَاءَ صَنَعَ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی وَاحِدَهًٍْ مِنَ الثَّلَاثِ فَالصِّیَامُ عَلَیْهِ وَاجِبٌ صِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: در کفّاره قسم، ده مسکین را طعام می‌دهد به طوری که به هر مسکین دو «مُد» گندم و یک مُد و دو مُشت پُر آرد برسد، یا اینکه آن‌ها را بپوشاند به طوری که به هر نفر دو لباس بدهد، یا اینکه بنده آزاد نماید، و در این‌ها مخیّر است، هرکدام از این سه را خواست انجام می‌دهد، و اگر نتوانست هیچ‌کدام از این سه را انجام دهد، بر او واجب است که روزه بگیرد و روزه سه روز است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۸۳/ البرهان

۲ -۱۴

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَیُ شَیْءٍ الَّذِی فِیهِ الْکَفَّارَهًُْ مِنَ الْأَیْمَانِ؟ فَقَالَ مَا حَلَفْتَ عَلَیْهِ مِمَّا فِیهِ الْبِرُّ فَعَلَیْهِ الْکَفَّارَهًُْ إِذَا لَمْ تَفِ بِهِ وَ مَا حَلَفْتَ عَلَیْهِ مِمَّا فِیهِ الْمَعْصِیَهًُْ فَلَیْسَ عَلَیْکَ فِیهِ الْکَفَّارَهًُْ إِذَا رَجَعْتَ عَنْهُ وَ مَا کَانَ سِوَی ذَلِکَ مِمَّا لَیْسَ فِیهِ بِرٌّ وَ لَا مَعْصِیَهًٌْ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره گوید: «به امام صادق (علیه السلام) گفتم: چه سوگندی کفّاره دارد»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «سوگند بر کار نیک در صورت عدم وفای به آن برایش کفّاره است و سوگند بر معصیت در صورت بازگشت از آن برایش بر عهده تو کفّاره نیست و غیر از آن آنچه نه کار نیک است و نه معصیت اثری ندارد.»

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ ٍالکافی، ج۷، ص۴۴۶/ نورالثقلین

۲ -۱۵

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَلِیٍّ عَنْ أَبِی حَمْزَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُهُ (علیه السلام) عَمَّنْ قَالَ وَ اللَّهِ ثُمَّ لَمْ یَفِ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) إِطْعَامُ عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ مُدّاً مِنْ دَقِیقٍ أَوْ حِنْطَهًٍْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَهًٍْ أَوْ صِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَهًًْ إِذَا لَمْ یَجِدْ شَیْئاً مِنْ ذَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- علی‌بن‌ابی‌حمزه گفت: از آن حضرت درباره کسی سؤال کردم که گفت: «والله (به خدا سوگند) و آنگاه به سوگندش وفا نکرد». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «باید ده مسکین را طعام دهد، برای هر کدام یک «مُد» از آرد یا گندم، و یا یک بنده آزاد کند و اگر هیچ کدام از اینها را نتوانست، سه روز متوالی روزه بدارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۱۵/ البرهان

یا لباس پوشاندن بر آن ده نفر؛ و یا آزادکردن یک برده؛ خداوند آیات خود را این چنین برای شما بیان می‌کند، شاید شکر به‌جا آورید

۳ -۱

(مائده/ ۸۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد (علیه السلام) ... عَنْ هَذِهِ الْآیَهًِْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ لِلْمَسَاکِینِ قَالَ ثَوْبٌ یُوَارِی بِهِ عَوْرَتَه.

 

امام کاظم (علیه السلام)- علی‌بن‌جعفر گوید: از امام کاظم (علیه السلام)... درباره‌ی این آیه: أَوْ کِسْوَتُهُمْ پرسیدم. فرمود: «جامه‌ای بدهد که پوشش برای عورت او باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۶۷/ مسایل علی بن جعفر (ص۱۴۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۴۰

۳ -۲

(مائده/ ۸۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ أَوْ کِسْوَتُهُمْ قَالَ ثَوْبَانِ لِکُلِ إِنْسَان.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام علی (علیه السلام) روایت است که در مورد أَوْ کِسْوَتُهُمْ فرمود: «دو لباس برای هر انسان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ دعایم الإسلام، ج۲، ص۱۰۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۲۰

۳ -۳

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ فِی قَوْلِهِ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ الْآیَهًَْ وَ الْکِسْوَهًُْ ثَوْبٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ؛ [منظور از] کسوهًْ همان لباس است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۴ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۴۲۰

و هرکس که نمی‌توند، باید سه روز روزه بگیرد؛ این، کفّاره سوگندهای شماست به هنگامی‌که سوگند یاد می‌کنید [و مخالفت می‌نمایید]

۴ -۱

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سُئِلَ عَنْ کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ فِی قَوْلِ اللَّهِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ مَا حَدُّ مَنْ لَمْ یَجِدْ فَهَذَا الرَّجُلُ یَسْأَلُ فِی کَفِّهِ وَ هُوَ یَجِدُ فَقَالَ إِذَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ فَضْلُ یَوْمِهِ عَنْ قُوتِ عِیَالِهِ فَهُوَ لَا یَجِدُ وَ قَالَ الصِّیَامُ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ لَا یُفَرَّقُ بَیْنَهُنَّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار، از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که درباره کفّاره یمین در آیه: فَصِیَامُ ثَلاَثَةِ أَیَّامٍ ذَلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمَانِکُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ از ایشان سؤال شد که حدّ کسی که چیزی برای اطعام کردن ندارد، چیست؟ این مرد تکدّی‌گری می‌کند، ولی داراست، حکمش چیست؟ حضرت فرمود: «اگر او علاوه بر قوت روزانه خانواده‌اش چیزی اضافی نداشته باشد، مصداق «مَن لَم یَجِد» می‌باشد». و فرمود: «روزه گرفتن سه روز است که نباید بین آن­ها فاصله باشند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۶ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۸/ البرهان

۴ -۲

(مائده/ ۸۹)

 

السّجّاد (علیه السلام)- صِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ وَاجِبٌ لِمَنْ لَمْ یَجِدِ الْإِطْعَامَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ کُلُّ ذَلِکَ مُتَتَابِعٌ لَیْسَ بِمُفْتَرِقٍ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- زُهری از امام سجّاد (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: «در کفاره قسم، هر کس نتواند اِطعام کند، واجب است سه روز روزه بگیرد. خداوند می‌فرماید: فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ ذلِکَ کَفَّارَةُ أَیْمانِکُمْ إِذا حَلَفْتُمْ و این سه روز باید پشت سر هم باشد نه با فاصله».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۶ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۶/ فقه الرضا (ص۲۰۰/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۴۸۷

۴ -۳

(مائده/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: صِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ مُتَتَابِعَاتٌ لَا یُفْصَلُ بَیْنَهُنَّ قَالَ وَ قَالَ کُلُّ صِیَامٍ یُفَرَّقُ إِلَّا صِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی کَفَّارَهًِْ الْیَمِینِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ مُتَتَابِعَاتٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرد که فرمود: سه روز روزه در کفاره قسم، پیوسته و متوالی است و نباید بین آن‌ها فاصله باشد. و فرمود: هر روزه‌ای را می‌توان با فاصله گرفت مگر سه روز روزه در کفاره قسم که خداوند عزوجل می‌فرماید: فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ پیوسته.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۶ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۲۲۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۳۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۲، ص۳۷۹/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ(90( ( النُّزُولُ [90]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! شراب و قمار و بتها و ازلام (نوعى بخت آزمايى)، پليد و از عمل شيطان است، از آن دورى ‌كنيد تا رستگار شويد. (۹۰ ( سبب نزول

۱

(مائده/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ عَنْ جَمَاعَهًٍْ مِنَ الْمُفَسِّرِینَ فِی سَبَبِ نُزُولِ هَذِهِ الْآیَهًِْ مَا مُلَخَّصُهُ أَنَّ جَمَاعَهًًْ مِنَ الصَّحَابَهًِْ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَفْتِنَا فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ فَإِنَّهُمَا مُذْهِبَهًٌْ لِلْعَقْلِ مُسْلِبَهًٌْ لِلْمَالِ فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فَأَمْسَکَ عَنِ الْخَمْرِ جَمَاعَهًٌْ وَ لَمْ یُمْسِکْ عَنْهَا جَمَاعَهًٌْ لِمَا فِیهَا مِنَ الْمَنَافِعِ إِلَی أَنْ أَضَافَ عَبْدُ‌الرَّحْمَنِ‌بْنُ‌عَوْفٍ وَ هَیَّأَ طَعَاماً وَ دَعَا جَمَاعَهًًْ فَلَمَّا أَکَلُوا سَقَاهُمُ الْخَمْرَ فَدَخَلَ الْمَغْرِبُ وَ هُمْ سُکَارَی فَقَدَّمُوا أَحَدَهُمْ لَیُصَلِّیَ بِهِمْ فَقَرَأَ الْحَمْدَ وَ قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ وَ قَرَأَ فِیهَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ ... فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری الْآیَهًَْ فَأَمْسَکَ عَنْهَا جَمَاعَهًٌْ أُخْرَی وَ قَالُوا لَا خَیْرَ فِیمَا یَصُدُّنَا عَنِ الصَّلَاهًِْ وَ فِیهِ الْإِثْمُ وَ قَوْمٌ آخَرُ یَشْرَبُونَهَا فِی غَیْرِ أَوْقَاتِ الصَّلَاهًِْ إِلَی أَنْ شَرِبَهَا أَحَدٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ یَوْماً وَ سَکِرَ وَ تَذَکَّرَ قَتْلَی بَدْرٍ فَبَکَی وَ نَاحَ وَ رَثَاهُمْ ... فَأُخْبِرَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِقِصَّتِهِ فَأَتَاهُ وَ فِی یَدِهِ (صلی الله علیه و آله) شَیْءٌ یُرِیدُ أَنْ یَضْرِبَهُ بِهِ فَاسْتَعَاذَ بِهِ وَ اعْتَذَرَ وَ تَابَ ثُمَّ ذَکَرَ قِصَّهًَْ حَمْزَهًَْ کَمَا مَرَّ مَا یُقَارِبُهَا قَالَ ثُمَّ إِنَّ عُتْبَانَ‌بْنَ‌مَالِکٍ هَیَّأَ طَعَاماً وَ شَوَی رَأْسَ بَعِیرٍ وَ أَحْضَرَ جَمَاعَهًًْ فِیهِمْ سَعْدُ‌بْنُ‌أَبِی‌وَقَّاصٍ فَلَمَّا سَکِرُوا تَفَاخَرُوا بِالْأَشْعَارِ فَأَنْشَدَ سَعْدٌ قَصِیدَهًًْ فِی فَخْرِ قَوْمِهِ فَقَامَ أَنْصَارِیٌّ فَأَخَذَ عَظْمَ الرَّأْسِ وَ شَجَّ بِهِ رَأْسَ‌سَعْدٍ فَشَکَا عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ أَحَدٌ مِنَ الصَّحَابَهًِْ اللَّهُمَّ بَیِّنْ لَنَا بَیَاناً شَافِیاً فِی الْخَمْرِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ هَذِهِ الْآیَهًَْ مِنْ سُورَهًِْ الْمَائِدَهًِْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ ...

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- درباره‌ی کلام خداوند متعال: درباره‌ی شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند. (بقره/۲۱۹). از گروهی از جماعت مفسّران درباره‌ی سبب نزول این آیه سخنی [نقل شده است] که خلاصه‌ی آن این است: جماعتی از صحابه گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! درباره‌ی شراب و قمار به ما فتوا بده؛ چون آن دو، عقل را می‌برد و مال را زایل می‌کند». در نتیجه این آیه نازل شد و گروهی از شراب پرهیز کردند و گروهی به‌خاطر منافعی که در آن بود خودداری نکردند تا اینکه عبدالرّحمن‌بن‌عوف گروهی را مهمان کرد و غذایی را آماده کرد و جماعتی را دعوت کرد. وقتی که خوردند، به آن‌ها شراب داد. سپس وقت نماز مغرب وارد شد درحالی‌که آن‌ها مست بودند؛ پس یکی از آن‌ها را مقدّم ساختند تا با آن‌ها نماز جماعت بخواند؛ حمد و قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ را [در نماز] خواند و در آن به جای لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ تا آخر نماز أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ را خواند. ... پس این آیه نازل شد: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! در حال مستی به نماز نزدیک نشوید، تا بدانید چه می‌گویید! ... (نساء/۴۳) پس گروهی از شراب خودداری کردند و گفتند: «در چیزی که ما را از نماز باز می‌دارد و در آن گناه است خیری نیست». و گروه دیگری آن را در غیر وقت نماز می‌خوردند تا اینکه روزی یکی از مسلمانان آن را خورد و مست شد و کشته‌های بدر را [که کافر بودند] به یادآورد و گریه و شیون کرد و بر آن‌ها مرثیه خوانی کرد ... جریان او به پیامبر (صلی الله علیه و آله) خبرداده شد؛ پس نزد او آمد و در دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) چیزی بود که می‌خواست او را با آن بزند؛ به ایشان پناه برد و معذرت خواهی کرد و توبه نمود». سپس جریان حمزه (رحمة الله علیه) را مانند آنچه گذشت نزدیک به آن، بیان‌کرد [و در ادامه] گفت: سپس عتبان‌بن‌مالک غذایی تهیّه کرد و سر شتری را بریان نمود و گروهی را دعوت کرد که در میان آن‌ها سعدبن‌ابی‌وقّاص بود. وقتی که مست شدند، با سرودن شعر افتخارات خود را بیان‌کردند و سعد قصیده‌ای را در فخر قومش سرود و فردی انصاری برخاست و استخوان سر را گرفت و با آن، سر سعد را شکست؛ پس نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شکایت کرد و یکی از صحابه گفت: «خداوندا در مورد شراب سخن قاطعی برای ما بیان فرما»؛ در نتیجه خداوند این آیه را از سوره‌ی مائده نازل فرمود: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۶ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۸۴

ای کسانی که ایمان آوردید

۱ -۱

(مائده/ ۹۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن الْحَسَنِ الْبَصْرِیِّ قَالَ: اجْتَمَعَ عُثْمَانُ‌بْنُ‌مَظْعُونٍ وَ أَبُوطَلْحَهًَْ وَ أَبُو ُبَیْدَهًَْ وَ مُعَاذُ‌بْنُ‌جَبَلٍ وَ سُهَیْلُ‌بْنُ‌بیضا {بَیْضَاءَ} وَ أَبُودُجَانَهًَْ فِی مَنْزِلِ سَعْدِ‌بْنِ‌أَبِی‌وَقَّاصٍ فَأَکَلُوا شَیْئاً ثُمَّ قَدَّمَ إِلَیْهِمْ شَیْئاً مِنَ الْفَضِیخِ فَقَامَ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ خَرَجَ مِنْ بَیْنِهِمْ فَقَالَ عُثْمَانُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) لَعَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ اللَّهِ لَا أَشْرَبُ شَیْئاً یَذْهَبُ بِعَقْلِی وَ یَضْحَکُ بِی مَنْ رَآنِی وَ أُزَوِّجُ کَرِیمَتِی مَنْ لَا أُرِیدُ وَ خَرَجَ مِنْ بَیْنِهِمْ فَأَتَی الْمَسْجِدَ وَ هَبَطَ جَبْرَئِیلُ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا یَعْنِی هَؤُلَاءِ الَّذِینَ اجْتَمَعُوا فِی مَنْزِلِ سَعْدٍ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ الْآیَهًَْ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) تَبّاً لَهَا وَ اللَّهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ کَانَ بَصَرِی فِیهَا نَافِذاً مُنْذُ کُنْتُ صَغِیراً.

 

امام علی (علیه السلام)- حسن بصری گوید: علی (علیه السلام) و عثمان‌بن‌مظعون و ابوطلحه و ابوعبیده و معاذبن‌جبل و سهل‌بن‌بیضاء و ابودجانهًْ انصاری در منزل سعدبن‌ابی وقاص جمع شدند و چیزی خوردند. پس از آن، مقداری شراب برای آن‌ها آورد. علی (علیه السلام) از جایش برخاست تا آن‌ها را ترک گوید. عثمان، علّت آن را جویا شد و علی (علیه السلام) فرمود: «خداوند، خمر را لعنت کرده است. به خدا قسم، چیزی را که باعث شود عقلم زائل شود و مردم با دیدنم به من بخندند و دخترم را به ازدواج کسی در بیاورم که نمی‌شناسم، نخواهم نوشید». پس آن‌ها را ترک کرد و به مسجد رفت. و آنگاه، جبرئیل این آیه را نازل کرد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ یعنی کسانی که در منزل سعد جمع شده بودند إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ ... و علی (علیه السلام) فرمود: «خدا باده را نابود کند، ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! به خدا سوگند، حتی زمانی که کوچک بودم، به این مطلب آگاهی داشتم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۸ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۶۴/ المناقب، ج۲، ص۱۷۸/ البرهان

شراب

۲ -۱

(مائده/ ۹۰)

 

الباقر (علیه السلام)- یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ أَمَّا الْخَمْرُ فَکُلُّ مُسْکِرٍ مِنَ الشَّرَابِ إِذَا خُمِّرَ فَهُوَ خَمْرٌ وَ مَا أَسْکَرَ کَثِیرُهُ فَقَلِیلُهُ حَرَامٌ وَ ذَلِکَ أَنَّ أَبَابَکْرٍ شَرِبَ قَبْلَ أَنْ یُحَرَّمَ الْخَمْرُ فَسَکِرَ فَجَعَلَ یَقُولُ الشِّعْرَ وَ یَبْکِی عَلَی قَتْلَی الْمُشْرِکِینَ مِنْ أَهْلِ بَدْرٍ فَسَمِعَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ اللَّهُمَّ أَمْسِکْ عَلَی لِسَانِهِ فَأَمْسَکَ عَلَی لِسَانِهِ فَلَمْ یَتَکَلَّمْ حَتَّی ذَهَبَ عَنْهُ السُّکْرُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَحْرِیمَهَا بَعْدَ ذَلِکَ وَ إِنَّمَا کَانَتِ الْخَمْرُ یَوْمَ حُرِّمَتْ بِالْمَدِینَهًِْ فَضِیخَ الْبُسْرِ وَ التَّمْرِ فَلَمَّا نَزَلَ تَحْرِیمُهَا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَعَدَ فِی الْمَسْجِدِ ثُمَّ دَعَا بِآنِیَتِهِمُ الَّتِی کَانُوا یَنْبِذُونَ فِیهَا فَکَفَّأَهَا کُلَّهَا وَ قَالَ هَذِهِ کُلُّهَا خَمْرٌ وَ قَدْ حَرَّمَهَا اللَّهُ فَکَانَ أَکْثَرُ شَیْءٍ أُکْفِئَ فِی ذَلِکَ یَوْمَئِذٍ مِنَ الْأَشْرِبَهًِْ الْفَضِیخَ وَ لَاأَعْلَمُ أُکْفِئَ یَوْمَئِذٍ مِنْ خَمْرِ الْعِنَبِ شَیْءٌ إِلَّا إِنَاءً وَاحِداً کَانَ فِیهِ زَبِیبٌ وَ تَمْرٌ جَمِیعاً فَأَمَّا عَصِیرُ الْعِنَبِ فَلَمْ یَکُنْ یَوْمَئِذٍ بِالْمَدِینَهًِْ مِنْهُ شَیْءٌ حَرَّمَ اللَّهُ الْخَمْرَ قَلِیلَهَا وَ کَثِیرَهَا وَ بَیْعَهَا وَ شِرَاءَهَا وَ الِانْتِفَاعَ بِهَا ... فَأَمَّا الْمَیْسِرُ فَالنَّرْدُ وَ الشِّطْرَنْجُ وَ کُلُّ قِمَارٍ مَیْسِرٌ وَ أَمَّا الْأَنْصَابُ فَالْأَوْثَانُ الَّتِی کَانَ یَعْبُدُهَا الْمُشْرِکُونَ وَ أَمَّا الْأَزْلَامُ فَالْقِدَاحُ الَّتِی کَانَتْ تَسْتَقْسِمُ بِهَا مُشْرِکُو الْعَرَبِ فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ کُلُّ هَذَا بَیْعُهُ وَ شِرَاؤُهُ وَ الِانْتِفَاعُ بِشَیْءٍ مِنْ هَذَا حَرَامٌ مِنَ اللَّهِ مُحَرَّمٌ وَ هُوَ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ وَ قَرَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیْسِرَ مَعَ الْأَوْثَان.

 

امام باقر (علیه السلام)- یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ؛ و امّا درباره‌ی خمر باید گفت: هر شراب مسکری اگر بماند و تخمیر شود، خمر محسوب می‌شود و آنچه که زیاد آن مست می‌کند، کم آن نیز حرام است و این به‌خاطر این است که ابوبکر قبل از اینکه شراب حرام شود، باده نوشیده بود و مست شده بود و شروع به خواندن شعر کرد و بر کشته‌شدگان مشرکین اهل بدر می‌گریست». پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را شنید و فرمود: «خداوندا! جلوی دهانش را بگیر»، و خداوند نیز چنین‌کرد. او صحبت نکرد تا اینکه مستی از او زایل شد، و پس از آن، خداوند دستور حرام‌کردن آن را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل کرد. روزی که باده در مدینه، حرام اعلام شد، در این شهر، فقط شراب فضیخ بسر و تَمر وجود داشت و هنگامی که دستور حرام‌کردن آن نازل شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیرون رفت و در مسجد نشست و سپس خواست تا ظرف­های شراب را که در آن شراب می‌گرفتند، حاضر کنند. سپس آن ظرف­ها را واژگون‌کرده و خالی نمود و فرمود: همه‌ی این‌ها شراب است و خداوند آن را تحریم کرده است. بیشترین شرابی که در آن روز بر زمین ریخته شد، شراب فضیخ بود و در آن روز، ظرف شراب انگوری را سراغ ندارم که واژگون شده باشد؛ تنها یک ظرف که در آن کشمش و خرما بود، واژگون شد. در آن زمان در مدینه، شراب انگور یافت نمی‌شد. خداوند، باده را چه کم و چه زیاد، خرید و فروش خمر و سودجویی از آن را حرام کرده است ... امّا مَیسر، تخته نرد و شطرنج است و هر قُماری مَیْسِر محسوب می‌شود. أنصاب یعنی بت‌هایی که کافران آن‌ها را می‌پرستیدند و ازلام یعنی تیرهایی که مشرکان عرب با آن چیزهایی را تقسیم می‌کردند که از رسوم دوره‌ی جاهلی است. همه‌ی این موارد اعم از خرید و فروش و بهره‌جویی از آن از سوی خدا، حرام مؤکّد اعلام شده و کار پلیدی از کارهای شیطان است و خداوند حکم خَمرْ و مَیْسِر را برابر با حکم بت‌پرستی دانسته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۱۸ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۳۱/ القمی، ج۱، ص۱۸۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۵، ص۲۸۰/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۲

(مائده/ ۹۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- یُرِیدُ بِالْخَمْرِ جَمِیعَ الْأَشْرِبَهًِْ الَّتِی تُسْکِرُ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) الْخَمْرُ مِنْ تِسْعٍ: مِنَ التُّبَّعِ وَ هُوَ الْعَسَلُ وَ مِنَ الْعِنَبِ وَ مِنَ الزَّبِیبِ وَ مِنَ التَّمْرِ وَ مَنَ الْحِنْطَهًِْ وَ مَنَ الذُّرَهًِْ وَ الشَّعِیرِ وَ السُّلْتِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- منظور از خمر، همه‌ی نوشیدنی‌هایی است که مست می‌کند. و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده است: «شراب از نه چیز است: از بتع و آن عسل است از انگور، از کشمش، از خرما، از گندم، از ذرّت، جو و سُلت (نوعی جو که پوست ندارد).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۰ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۳

(مائده/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عن جَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌حُزَامٍ الْأَنْصَارِیِّ وَ حُذَیْفَهًَْ الْیَمَانِیِّ وَ عُثْمَانَ وَ سَهْلٍ ابْنَیْ حُنَیْفٍ وَ خُزَیْمَهًَْ‌بْنِ‌ثَابِتٍ ذِی الشَّهَادَتَیْنِ بِالْحَدِیثِ الَّذِی کَانَ لِحُذَیْفَهًَْ‌بْنِ‌الْیَمَانِ مَعَ أَبِی‌بَکْرٍ ... نَهَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ احْتَجُّوا بِأَنَّهُ مُطْلَقٌ حَلَالٌ لَمْ یَنْزِلْ تَحْرِیمُهُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ذَکَرُوا خَبَرَ نُوحٍ (علیه السلام) ... إِلَی أَنْ قَالَ وَ قَالَ الْمُسْلِمُونَ لَمْ تَنْهَنَا عَنْ شَرَبِهِمَا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَ‌نَزَلَ فِیهَا شَیْءٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ تَعَالَی أَوْلَا نَعْمَلُ بِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ فَقَالَ الْمُسْلِمُونَ إِنَّمَا أَمَرَنَا بِالِاجْتِنَابِ وَ لَمْ یُحَرِّمْ عَلَیْنَا الْخَمْرَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ قَالُوا أَمَرَنَا أَنْ نَنْتَهِیَ عَنْهَا وَ لَمْ یُحَرِّمْ عَلَیْنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما فَقَالَ الْمُسْلِمُونَ فِیهِ إِثْمٌ وَ مَنَافِعُ وَ إِنْ کَانَ الْإِثْمُ أَکْبَرَ مِنَ الْمَنَافِعِ فَلَا یُحَرِّمْ عَلَیْنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ فَصَحَّ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ لِقَوْلِهِمُ الْإِثْمُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ الْخَمْر.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از جابربن‌عبدالله‌بن‌حزام انصاری و دیگران روایت است: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از خوردن شراب نهی فرمود و [بعضی‌ها] استدلال‌کردند که آن حلال است و حرمت آن در کتاب خدای عزّوجلّ نازل نشده است... مسلمانان گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! ما را از خوردن آن نهی نفرمودی. آیا در مورد آن از نزد خدای تعالی چیزی نازل شده تا به آن عمل‌کنیم یا نه»؟ پس خدای تعالی نازل فرمود: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ. مسلمانان گفتند: «فقط به ما دستور داده از آن دوری کنیم و شراب را بر ما حرام نکرده است». پس خدای تعالی نازل فرمود: إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ الله وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ؛ گفتند: «به ما دستورداده که از آن خودداری کنیم و بر ما حرام نکرده است». پس خداوند نازل فرمود: درباره‌ی شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آن‌ها گناه و زیان بزرگی است و منافعی [از نظر مادی] برای مردم در بردارد [ولی] گناه آن‌ها از نفعشان بیشتر است. (بقره/۲۱۹). مسلمانان گفتند: «در آن گناه و منافعی است اگرچه گناه بزرگتر از منافع است پس [گناه، شراب را] بر ما حرام نمی‌کند»؛ از این رو خدای تعالی نازل فرمود: بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، حرام‌کرده است؛ چه آشکار باشد و چه پنهان؛ و [همچنین] گناه و ستم به ناحق را. (اعراف/۳۳)؛ در نتیجه شراب حرام شد؛ چون آن‌ها می‌گفتند: «اثم» اسمی از اسم‌های شراب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۰ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۸۰

۲ -۴

(مائده/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ أَمَرَ نُوحاً (علیه السلام) أَنْ یَحْمِلَ فِی السَّفِینَهًِْ مِنْ کُلٍّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ فَحَمَلَ النَّخْلَ وَ الْعَجْوَهًَْ فَکَانَا زَوْجاً فَلَمَّا أَنْضَبَ اللَّهُ الْمَاءَ أَمَرَ اللَّهُ نُوحاً (علیه السلام) أَنْ یَغْرِسَ الْحَبَلَهًَْ وَ هِیَ الْکَرْمُ فَأَتَاهُ إِبْلِیسُ فَمَنَعَهُ مِنْ غَرْسِهَا وَ أَبَی نُوحٌ (علیه السلام) إِلَّا أَنْ یَغْرِسَهَا وَ أَبَی إِبْلِیسُ أَنْ یَدَعَهُ یَغْرِسُهَا فَقَالَ لَیْسَتْ لَکَ وَ لَا لِأَصْحَابِکَ إِنَّمَا هِیَ لِی وَ لِأَصْحَابِی فَتَنَازَعَا مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ إِنَّهُمَا اصْطَلَحَا عَلَی أَنْ جَعَلَ نُوحٌ (علیه السلام) لِإِبْلِیسَ ثُلُثَیْهَا وَ لِنَوْحٍ ثُلُثُهُ وَ قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی کِتَابِهِ مَا قَدْ قَرَأْتُمُوهُ
 وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِیلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَراً وَ رِزْقاً حَسَناً فَکَانَ الْمُسْلِمُونَ بِذَلِکَ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ آیَهًَْ التَّحْرِیمِ هَذِهِ الْآیَهًَْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ إِلَی مُنْتَهُونَ یَا سَعِیدُ فَهَذِهِ التَّحْرِیمُ وَ هِیَ نَسَخَتِ الْآیَهًَْ الْأُخْرَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند به نوح امر کرد از هرچیزی یک جفت در کشتی گرد آورد. نوح (علیه السلام) خرمای فحل و عجوه را در کشتی آورد که زوجند. وقتی آب در زمین فرورفت خدا به نوح امر کرد که تاک را بکارد. ابلیس آمد و مانع کشت آن شد و گفت: «این برای تو و یاران تو نیست بلکه برای من و یاران من است». آن دو بر سر آنچه که خدا خواسته بود کشمکش کردند. سپس نوح (علیه السلام) پذیرفت که دو سوّم آن از ابلیس و یک سوّم از آن نوح باشد و خدا در کتاب خود به پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: و از میوه‌های نخل‌ها و تاک‌ها شرابی مستی‌آور و رزقی نیکو به دست می‌آورید. (نحل/۶۷) و مسلمانان خمر می‌نوشیدند تا اینکه خداوند آیه‌ی تحریم را نازل کرد: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ ... الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ؛ ای سعید! این آیه تحریم است و آیه‌ی قبلی را نَسخ کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۰ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۴۵/ العیاشی، ج۲، ص۲۶۲

۲ -۵

(مائده/ ۹۰)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَلِیُّ بْنُ یَقْطِینٍ قَالَ سَأَلَ الْمَهْدِیُ الْخَلِیفَهًُْ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْخَمْرِ أَ هِیَ مُحَرَّمَهًٌْ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَإِنَّ النَّاسَ إِنَّمَا یَعْرِفُونَ النَّهْیَ عَنْهَا وَ لَا یَعْرِفُونَ التَّحْرِیمَ لَهَا فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) هِیَ مُحَرَّمَهًٌْ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ فِی أَیِّ مَوْضِعٍ هِیَ مُحَرَّمَهًٌْ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی یَا أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) فَقَالَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ فَأَمَّا قَوْلُهُ ما ظَهَرَ مِنْها فَإِنَّهُ یَعْنِی بِذَلِکَ الزِّنَاءَ الْمُعْلِنَ وَ نَصْبَ الرَّایَاتِ الَّتِی کَانَتْ تَرْفَعُهَا الْفَوَاجِرُ فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ ما بَطَنَ فإنه فَإِنَّهُ یَعْنِی بِهِ مَا نَکَحَ مِنَ الْآبَاءِ فَإِنَّ النَّاسَ کَانُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ یَبْعَثَ اللَّهُ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) إِذَا کَانَ لِلرَّجُلِ زَوْجَهًٌْ وَ مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا تَزَوَّجَهَا ابْنُهُ مِنْ بَعْدِهِ إِذَا لَمْ تَکُنْ أُمَّهُ فَحَرَّمَ اللَّهُ ذَلِکَ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ الْإِثْمَ فَإِنَّهُ یَعْنِی بِهِ الْخَمْرَهًَْ بِعَیْنِهَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِی مَوَاضِعَ أُخَرَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما فَإِنَّمَا عَنَی بِالْإِثْمِ حَرَاماً عَظِیماً وَ قَدْ سَمَّاهَا اللَّهُ تَعَالَی أَخْبَثَ الْأَسْمَاءِ رِجْساً ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) إِنَّ أَوَّلَ مَا نَزَلَ فِی تَحْرِیمِ الْخَمْرِ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما فَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ أَحَسَّ الْقَوْمُ بِتَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَ عَلِمُوا أَنَّ الْإِثْمَ مِمَّا یَجِبُ اجْتِنَابُهُ ثُمَّ نَزَلَتْ آیَهًٌْ أُخْرَی وَ هِیَ قَوْلُهُ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ کَانَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ أَشَدَّ مِنَ الْأُولَی وَ أَغْلَظَ فِی التَّحْرِیمِ ثُمَّ ثَلَّثَ بِآیَهًٍْ أُخْرَی وَ کَانَتْ أَغْلَظَ فِی الْآیَهًِْ الْأُولَی وَ الثَّانِیَهًِْ وَ أَشَدَّ وَ هِیَ قَوْلُهُ إِنَّما یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ فَأَمَرَ بِاجْتِنَابِهَا وَ فَسَّرَ عِلَلَهَا الَّتِی لَهَا وَ مِنْ أَجْلِهَا حَرَّمَهَا ثُمَّ بَیَّنَ تَعَالَی تَحْرِیمَهَا وَ کَشَفَهُ فِی الْآیَهًِْ الرَّابِعَهًِْ مَعَ مَا دَلَّ عَلَیْهِ فِی هَذِهِ الْآی الْمُتَقَدِّمَهًِْ بِقَوْلِهِ قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ قَالَ فِی الْآیَهًِْ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ فَخَبَّرَ أَنَّ الْإِثْمَ فِی الْخَمْرِ وَ غَیْرِهَا وَ أَنَّهُ حَرَامٌ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی إِذَا أَرَادَ أَنْ یَفْرِضَ فَرِیضَهًًْ أَنْزَلَهَا شَیْئاً بَعْدَ
 شَیْءٍ حَتَّی یُوَطِّنَ النَّاسُ أَنْفُسَهُمْ عَلَیْهَا وَ یَسْکُنُوا إِلَی أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ فِیهَا وَ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ وَجْهِ التَّدْبِیرِ وَ الصَّوَابِ لَهُمْ لِیَکُونُوا أَقْرَبَ إِلَی الْأَخْذِ بِهَا وَ أَقَلَّ لِنِفَارِهِمْ مِنْهَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- علی‌بن‌یقطین گوید: مهدی خلیفه‌ی عباسی، از امام کاظم (علیه السلام) پیرامون شراب پرسید: «آیا نوشیدن شراب در کتاب خداوند عزّوجلّ، حرام شده است؟ چرا که مردم تنها می‌دانند که از نوشیدن شراب نهی شده‌اند و نمی‌دانند که «آیا آن حرام است یا نه»؟ امام کاظم (علیه السلام) پاسخ‌داد: «نوشیدن شراب در کتاب خداوند، حرام شده است». از حضرت پرسید: «یا اباالحسن (علیه السلام)، در کدام آیه خداوند عزّوجلّ آن را حرام نموده است»؟ حضرت پاسخ داد: «خداوند در آیه: بگو: پروردگار من زشتکاری‌ها را چه آشکار باشند و چه پنهان و نیز گناهان. (اعراف/۳۳)»، نوشیدن شراب را حرام نموده است. منظور از مَا ظَهرَ مِنْها؛ زنای آشکار و نصب پرچم‌هایی است که [خانه‌های] زنان بدکاره در زمان جاهلیّت با آن‌ها شناخته می‌شد. منظور از ما بَطَنَ زن‌هایی می‌باشند که پدران شما با آن‌ها ازدواج نموده‌اند؛ زیرا پیش از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله) اگر مردی با زنی ازدواج می‌نمود و پس از مدّتی درمی‌گذشت، پسر آن مرد با آن زن در صورتی‌که مادرش نبود، ازدواج می‌کرد. پس خداوند این عمل را حرام نمود. همچنین منظور از اثم، خود شراب است. خداوند عزّوجلّ در آیه‌ی دیگری فرمود: درباره‌ی شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آن‌ها گناه و زیان بزرگی است و منافعی [از نظر مادی] برای مردم در بردارد [ولی] گناه آن‌ها از نفعشان بیشتر است. (بقره/۲۱۹). منظور از اثم حرام بزرگ [و گناه کبیره] است و خدای تعالی آن را [در همین آیه‌ی ۹۰ سوره‌ی مائده] به «رجس» که پلیدترین اسم‌ها است نامگذاری‌کرده است». سپس حضرت فرمود: «اوّلین آیه‌ای که در تحریم نوشیدن شراب نازل شده است، آیه: درباره‌ی شراب و قمار از تو سؤال می‌کنند، بگو: «در آن‌ها گناه و زیان بزرگی است و منافعی [از نظر مادی] برای مردم در بردارد [ولی] گناه آن‌ها از نفعشان بیشتر است. (بقره/۲۱۹) است. چون این آیه نازل شد، مردم احساس‌کردند که شراب، حرام است و پی بردند که اثم (گناه)، از جمله چیزهایی است که سزاوار است از آن اجتناب شود. سپس خداوند، آیه: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّیطَانِ فَاجْتَنِبُوه لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ را نازل کرد. تحریم آن موارد در این آیه شدیدتر از آیه‌ی اوّلی و سختگیرانه‌تر بود. سپس خداوند، آیه‌ی سوّمی را نازل فرمود که از آیه‌ی اوّلی و دوّمی نیز شدیدتر و سختگیرانه‌تر بود. خداوند عزّوجلّ فرمود: إِنَّمَا یرِیدُ الشَّیطَانُ أَن یوقِعَ بَینَکُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِی الْخَمْرِ وَالْمَیسِرِ وَیصُدَّکُمْ عَن ذِکْرِ اللّه وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهلْ أَنتُم مُّنتَهونَ پس خداوند به مردم امر فرمود تا از این موارد، دوری گزینند و علل تحریم آن‌ها را نیز بیان نمود». سپس فرمود: «آن‌ها حرام می‌باشند و از حرام‌بودن آن‌ها در آیه‌ی چهارم با اشاراتی که در آیات پیشین کرده بود، پرده برداشت و فرمود: بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است. (اعراف/۳۳). خداوند در آیه‌ی اوّل فرموده بود: تو را از شراب و قمار می‌پرسند. بگو: در آن دو گناهی بزرگ. (بقره/۲۱۹). پس خداوند [مردم را آگاه نمود از اینکه اثم (گناه) در شراب و غیر آن است. و نوشیدن شراب، حرام می‌باشد. خداوند هرگاه می‌خواست امری را واجب کند آن را به تدریج نازل می‌نمود تا در دل مردم جای بگیرد و [با جان و دل] به امر و نهی خدا در مورد نوشیدن شراب تن دهند و عمل خداوند از روی تدبیر و درست بود؛ چرا که به این وسیله آنان، آن حکم را می‌پذیرفتند و کمتر افرادی از آن‌ها از آن روی‌گردان می‌شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۲ فقه القرآن، ج۲، ص۲۸۱

۲ -۶

(مائده/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) قَالَتْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا حَبِیبَهًَْ أَبِیهَا کُلُ مُسْکِرٍ حَرَامٌ وَ کُلُ مُسْکِرٍ خَمْرٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- فاطمه (سلام الله علیها) روایت می‌کند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: ای حبیبه‌ی پدرت، هر مست‌کننده حرام و هر مست‌کننده خمر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۴ الکافی، ج۶، ص۴۰۸/ نورالثقلین

۲ -۷

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الرَّیَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا (علیه السلام) یَقُولُ مَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیّاً إِلَّا بِتَحْرِیمِ الْخَمْر.

 

امام رضا (علیه السلام)- ریّان‌بن‌صلت گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می‌فرمود: «هرگز خداوند هیچ پیغمبری را نفرستاده مگر برای تحریم شراب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۴ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۵/ نورالثقلین

۲ -۸

(مائده/ ۹۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ عَنْ عَلِیٍّ (علیه السلام) لَوْ وَقَعَتْ قَطْرَهًٌْ فِی بِئْرٍ فَبُنِیَتْ مَکَانَهَا مَنَارَهًٌْ لَمْ أُؤَذِّنْ عَلَیْهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ؛ اگر قطره‌ای شراب در چاهی بیفتد و به‌جای آن مناره‌ای ساخته شود، بالای آن اذان نمی‌گویم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۴ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۷۵

۲ -۹

(مائده/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامٍ عَنِ الثِّقَهًِْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قِیلَ لَهُ رُوِیَ عَنْکُمْ أَنَ الْخَمْرَ وَ الْمَیْسِرَ وَ الْأَنْصَابَ وَ الْأَزْلَامَ رِجَالٌ فَقَالَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُخَاطِبَ خَلْقَهُ بِمَا لَا یَعْقِلُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از هشام در خبر موثّقی روایت شده: به امام صادق (علیه السلام) گفته شد: «از شما روایت شده که خمر و میسر و انصاب و أزلام، مردانی هستند»؟ حضرت فرمود: «خداوند، بندگانش را به آنچه که درک نمی‌کنند، مورد خطاب قرار نمی‌دهد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۴ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۳۲۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۱۰

(مائده/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاهًٌْ أَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ فَإِنْ عَادَ فَأَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ مِنْ یَوْمَ شَرِبَهَا فَإِنْ مَاتَ فِی تِلْکَ الْأَرْبَعِینَ مِنْ غَیْرِ تَوْبَهًٍْ سَقَاهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مِنْ طِینَهًِْ خَبَالٍ وَ سُمِّیَ الْمَسْجِدُ الَّذِی قَعَدَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَوْمَ أُکْفِئَتِ الْأَشْرِبَهًُْ مَسْجِدَ الْفَضِیخِ مِنْ یَوْمِئِذٍ لِأَنَّهُ کَانَ أَکْثَرُ شَیْءٍ أُکْفِئَ مِنَ الْأَشْرِبَهًِْ الْفَضِیخَ فَأَمَّا الْمَیْسِرُ فَالنَّرْدُ وَ الشِّطْرَنْجُ وَ کُلُّ قِمَارٍ مَیْسِرٌ وَ أَمَّا الْأَنْصَابُ فَالْأَوْثَانُ الَّتِی کَانَ یَعْبُدُهَا الْمُشْرِکُونَ وَ أَمَّا الْأَزْلَامُ فَالْقِدَاحُ الَّتِی کَانَتْ تَسْتَقْسِمُ بِهَا مُشْرِکُو الْعَرَبِ فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ کُلُّ هَذَا بَیْعُهُ وَ شِرَاؤُهُ وَ الِانْتِفَاعُ بِشَیْءٍ مِنْ هَذَا حَرَامٌ مِنَ اللَّهِ مُحَرَّمٌ وَ هُوَ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ وَ قَرَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیْسِرَ مَعَ الْأَوْثَانِ. وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ فَاجْلِدُوهُ فَإِنْ عَادَ فَاجْلِدُوهُ فَإِنْ عَادَ فَاجْلِدُوهُ فَإِنْ عَادَ فِی الرَّابِعَهًِْ فَاقْتُلُوهُ وَ قَالَ حَقٌّ عَلَی اللَّهِ أَنْ یَسْقِیَ مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ مِمَّا یَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الْمُومِسَاتِ وَ الْمُومِسَاتُ الزَّوَانِی یَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِهِنَّ صَدِیدٌ وَ الصَّدِیدُ قَیْحٌ وَ دَمٌ غَلِیظٌ مُخْتَلِطٌ یُؤْذِی أَهْلَ النَّارِ حَرُّهُ وَ نَتْنُهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس که شرب خُمر کند، نماز چهل شب او پذیرفته نمی­گردد. اگر دوباره شراب نوشید، نماز چهل شب او از روز نوشیدن شراب، پذیرفته نمی‌شود و اگر در آن چهل شبانه روز درگذشت و از آنچه که مرتکب شده بود، توبه نکرد، خداوند در روز قیامت به او از گِلِ فاسد شده می‌نوشاند. از آن روز، مسجدی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آن نشست و نوشیدن شراب را ممنوع اعلام کرد، مسجد الفضیخ نام گرفت؛ چرا که بیشترین شراب­هایی که بر زمین ریخته شد، از نوع فضیخ بود. امّا مَیسر، تخته‌ی نرد و شطرنج است و هر قُماری مَیْسِر محسوب می‌شود. أنصاب یعنی بت‌هایی که کافران آن‌ها را می‌پرستیدند و ازلام یعنی تیرهایی که مشرکان عرب با آن چیزهایی را تقسیم می‌کردند که از رسوم دوره‌ی جاهلی است. همه‌ی این موارد اعم از خرید و فروش و بهره‌جویی از آن از سوی خدا، حرام مؤکد اعلام شده و کار پلیدی از کارهای شیطان است. و خداوند حکم خَمرْ و مَیْسِر را برابر با حکم بت‌پرستی دانسته است. همچنین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرکه باده بنوشد، او را تازیانه بزنید، و اگر دوباره نوشید، تازیانه بزنید، اگر دوباره بازگشت، تازیانه‌اش بزنید و اگر برای بار چهارم نوشید، او را بکشید. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) فرمود: بر خداوند، حق است، کسانی را که شُربْ خمر می‌کنند، از آنچه که از شرمگاه فاحشه‌ها خارج می‌شود، سیراب کند و فاحشه‌ها، همان زناکارانی هستند که از شرمگاهشان چرکی خارج می‌شود که این چِرک، مخلوطی از ماده‌ای عفونی و خونی غلیظ است که گرما و گندیدگی آن، اهل جهنّم را آزار می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۴ بحار الأنوار، ج۷۶، ص۱۳۱/ نورالثقلین

۲ -۱۱

(مائده/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فِی الْخَمْرِ عَشَرَهًًْ غَارِسَهَا وَ حَارِسَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ شَارِبَهَا وَ سَاقِیَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَ إِلَیْهِ وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِیَهَا وَ آکِلَ ثَمَنِهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی شراب ده [گروه] را لعنت کرد: نشاننده‌ی [درخت] آن، نگهبان آن، افشرنده، نوشنده، نوشاننده‌ی آن، حمل‌کننده، حمل‌شده به‌سویش، فروشنده، خریدار، خورنده‌ی ثمن آن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۶ نورالثقلین

۲ -۱۲

(مائده/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ: بَیْنَا حَمْزَهًُْ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ (رحمة الله علیه) وَ أَصْحَابٌ لَهُ عَلَی شَرَابٍ لَهُمْ یُقَالُ لَهُ السُّکْرُکَهًُْ قَالَ: فَتَذَاکَرُوا السَّدِیْفَ، قَالَ: فَقَالَ لَهُمْ حَمْزَهًُْ: کَیْفَ لَنَا بِهِ قَالَ: فَقَالُوا لَهُ: هَذِهِ نَاقَهًُْ ابْنِ أَخِیکَ عَلِیٍّ (علیه السلام). فَخَرَجَ إِلَیْهَا فَنَحَرَهَا، ثُمَّ أَخَذَ مِنْ کَبِدِهَا وَ سَنَامِهَا فَأَدْخَلَهُ عَلَیْهِمْ. قَالَ: وَ أَقْبَلَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَبْصَرَ نَاقَتَهُ فَدَخَلَهُ مِنْ ذَلِکَ، فَقَالُوا لَهُ: عَمُّکَ حَمْزَهًْ صَنَعَ هَذَا. قَالَ: فَذَهَبَ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَشَکَا ذَلِکَ إِلَیْهِ. قَالَ: فَأَقْبَلَ مَعَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقِیلَ لِحَمْزَهًَْ: هَذَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ أَقْبَلَ بِالْبَابِ. قَالَ: فَخَرَجَ (رحمة الله علیه) وَ هُوَ مُغْضَبٌ قَالَ: فَلَمَّا رَأَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْغَضَبَ فِی وَجْهِهِ انْصَرَفَ قَالَ فَقَالَ لَهُ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) لَوْ أَرَادَ ابْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) أَنْ یَقُودَکَ بِزِمَامٍ فَعَلَ. فَدَخَلَ حَمْزَهًُْ مَنْزِلَهُ وَ انْصَرَفَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله). قَالَ وَ کَانَ قَبْلَ أُحُدٍ. قَالَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَحْرِیمَ الْخَمْرِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِآنِیَتِهِمْ فَأُکْفِیَتْ ٍوَ نُودِیَ فِی النَّاسِ بِالْخُرُوجِ إِلَی أُحُدٍ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ خَرَجَ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) فَوَقَفَ نَاحِیَهًًْ مِنَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ: فَلَمَّا تَصَافُّوا حَمَلَ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) فِی النَّاسِ حَتَّی غَابَ فِیهِمْ ثُمَّ رَجَعَ إِلَی مَوْقِفِهِ، فَقَالَ لَهُ النَّاسُ: اللَّهَ اللَّهَ یَا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ تَذْهَبَ وَ فِی نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَیْکَ شَیْءٌ. قَالَ: ثُمَّ حَمَلَ الثَّانِیَهًَْ حَتَّی غَابَ فِی النَّاسِ ثُمَّ رَجَعَ إِلَی مَوْقِفِهِ، فَقَالُوا لَهُ: اللَّهَ اللَّهَ یَا عَمَّ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ تَذْهَبَ وَ فِی نَفْسِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلَیْکَ شَیْءٌ. قَالَ: فَأَقْبَلَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا رَآهُ مُقْبِلًا نَحْوَهُ، أَقْبَلَ إِلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَانَقَهُ، وَ قَبَّلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا بَیْنَ عَیْنَیْهِ، ثُمَّ حَمَلَ عَلَی النَّاسِ، فَاسْتُشْهِدَ حَمْزَهًُْ (رحمة الله علیه) فَکَفَّنَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی نَمِرَهًٍْ. ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) نَحْوٌ مِنْ سِتْرِ بَابِی هَذَا فَکَانَ إِذَا غَطَّی بِهَا وَجْهَهُ انْکَشَفَتْ رِجْلَاهُ، وَ إِذَا غَطَّی رِجْلَیْهِ انْکَشَفَ وَجْهُهُ. قَالَ: فَغَطَّی بِهَا وَجْهَهُ، وَ جُعِلَ عَلَی رِجْلَیْهِ إِذْخِرٌ. قَالَ: وَ انْهَزَمَ النَّاسُ وَ بَقِیَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا صَنَعْتَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فَقَالَ: یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَزِمْتُ الْأَرْضَ. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ الظَّنُّ بِکَ. قَالَ: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْشُدُکَ یَا لَلَّهِ مَا وَعَدْتَنِی، فَإِنَّکَ إِنْ شِئْتَ لَمْ تُعْبَدْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌سالم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که فرمود: «درحالی‌که حمزهًْ‌بن‌عبدالمطلّب که خداوند از او خوشنود باد و یارانش درحال نوشیدن شرابی به نام سُکُرْکهًْ بودند». از چربی کوهان شتر یاد کردند. حمزه (رحمة الله علیه) به آن‌ها گفت: «چگونه آن را به دست آوریم»؟ گفتند: «این شتر برادرزاده‌ات علی (علیه السلام) است». او به‌سوی شتر رفت و آن را نحر کرد و جگر و کوهانش را گرفت و آن را نزد یارانش بُرد. سپس علی (علیه السلام) آمد و چون شترش را دید، ناراحت شد. آن‌ها به او گفتند: عمویت حمزه (رحمة الله علیه) این کار را کرد». علی (علیه السلام) نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفت و از این موضوع شکایت کرد. فرمود: سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) به همراه علی (علیه السلام) به‌سوی خانه‌ی حمزه (رحمة الله علیه) رفت. به حمزه خبر دادند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) پشت دَر است. حمزه (رحمة الله علیه) درحالی‌که خشمگین بود، خارج شد. هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خشم و غضب را در چهره‌اش دید، قصد بازگشت کرد. سپس حمزه (رحمة الله علیه) به رسول (صلی الله علیه و آله) گفت: اگر پسر ابوطالب بخواهد تو را با افساری به هر سو بکشاند، می‌تواند. پس حمزه (رحمة الله علیه) وارد منزلش شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگشت. و این ماجرا، قبل از جنگ أُحُدْ بود. پس خداوند، دستور تحریم باده را نازل کرد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد تمامی ظرف­های شراب سرنگون شود. سپس برای جنگ اُحُد، به مردم فراخوان جنگ داده شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم و حمزه (رحمة الله علیه) به جنگ رفتند و حمزه (رحمة الله علیه) در نزدیکی پیامبر ایستاد. وقتی دو لشکر به مصاف هم رفتند، حمزه (رحمة الله علیه) به قلب جمعیّت زد و در میان مردم ناپدید شد و سپس به جایگاه خود بازگشت. مردم به او گفتند: از خدا بترس، از خدا بترس، ای عموی رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! از اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از تو چیزی به دل داشته باشد. پس برای بار دوّم حمله کرد تا اینکه در میان مردم ناپدید شد و دوباره به جایگاه خود بازگشت. و باز به او گفتند: از خدا بترس، از خدا بترس، ای عموی رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! از اینکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از تو چیزی به دل داشته باشد. پس به‌سوی نبی (صلی الله علیه و آله) رو کرد و هنگامی که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) دید که به‌سوی او می‌آید، رو به او کرد و او را در آغوش گرفت و بین دو چشمانش را بوسید. بار دیگر حمزه (رحمة الله علیه) حمله کرد و به شهادت رسید و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را در یک نَمِرهًْ کفن کرد. [آن رداء] چیزی بود شبیه پرده‌ای که در خانه‌ام می‌بینید. اندازه‌ی رداء چنان بود که اگر چهره‌اش را می‌پوشاند، دو پایش پیدا می‌شد و اگر دو پایش را می‌پوشاند، چهره‌اش پیدا می‌شد. پس چهره‌اش را پوشاند و بر روی دو پایش إذخر قرار داد. مردمی‌که در جنگ اُحُد در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند، شکست خوردند و علی (علیه السلام) باقی ماند. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «چه می­کنی»؟ علی (علیه السلام) فرمود: «از اینجا تکان نمی‌خورم». پس فرمود: «جز این گمان دیگری به تو ندارم». و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «پروردگارا! تو را به آنچه که به من وعده دادی، می‌خوانم، مگر آنکه اراده کرده باشی کسی تو را پرستش نکند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۶ البرهان

میسر

۳ -۱

(مائده/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا الْمَیْسِرُ فَقَالَ کُلُّ مَا تُقُومِرَ بِهِ حَتَّی الْکِعَابُ وَ الْجَوْزُ قِیلَ فَمَا الْأَنْصَابُ قَالَ مَا ذَبَحُوهُ لآِلِهَتِهِمْ قِیلَ فَمَا الْأَزْلَامُ قَالَ قِدَاحُهُمُ الَّتِی یَسْتَقْسِمُونَ بِهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی که خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) این آیه: إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَیْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عمَلِ الشَّیْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ را نازل کرد، گفته شد: «ای پیامبرِ خدا (صلی الله علیه و آله)! منظور از مَیْسِر چیست»؟ فرمود: «هر چیزی که با آن قمار می‌شود، حتی اگر طاس‌بازی و یا گردو باشد». گفتند: «منظور از أنصاب چیست»؟ فرمود: «آنچه را که مشرکان برای خدایان خود قربانی می‌کنند». گفته شد: «منظور از ازلام چیست»؟ فرمود: «تیرهای مخصوص قمار که با آن چیزی را تقسیم می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ الکافی، ج۵، ص۱۲۲/ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۰/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۷۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۱۶۵/ فقه القرآن، ج۲، ص۲۸/ البرهان/ نورالثقلین

۳ -۲

(مائده/ ۹۰)

 

الباقر (علیه السلام)- أَمَّا الْمَیْسِرُ فَالنَّرْدُ وَ الشِّطْرَنْجُ وَ کُلُّ قِمَارٍ مَیْسِرٌ وَ أَمَّا الْأَنْصَابُ فَالْأَوْثَانُ الَّتِی کَانَتْ تَعْبُدُهَا الْمُشْرِکُونَ وَ أَمَّا الْأَزْلَامُ فَالْقِدَاحُ الَّتِی کَانَتْ تَسْتَقْسِمُ بِهَا مُشْرِکُو الْعَرَبِ فِی الْجَاهِلِیَّهًِْ کُلُّ هَذَا بَیْعُهُ وَ شِرَاؤُهُ وَ الِانْتِفَاعُ بِشَیْءٍ مِنْ هَذَا حَرَامٌ مِنَ اللَّهِ مُحَرَّمٌ وَ هُوَ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ وَ قَرَنَ اللَّهُ الْخَمْرَ وَ الْمَیْسِرَ مَعَ الْأَوْثَانِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- میسر همان تخته نرد و شطرنج است و هر قماری میسر است. امّا «انصاب» همان أوثانی (بت) هستند که مشرکان آن‌ها را عبادت می‌کردند. و امّا «ازلام» همان تیرهایی هستند که مشرکان عرب در جاهلیّت با آن‌ها [در گوشت شتر و غیره] سهم می‌بردند. و خرید و فروش و استفاده از این‌ها از سوی خداوند حرام است و از سوی شیطان عمل پلیدی است. و خداوند، شراب و میسر را همراه با أوثان ذکر فرموده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۱۹۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۳۲۱

۳ -۳

(مائده/ ۹۰)

 

الباقر (علیه السلام)- یَدْخُلُ فِی الْمَیْسِرِ اللَّعِبُ بِالشَّطْرَنْجِ وَ النَّرْدِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ مِنْ اَنْوَاعِ الْقِمَارِ حَتَّی أنْ لَعِبَ الصِّبْیَانِ بِالْجُوْزِ مِنَ الْقِمَارِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- بازی با شطرنج و نرد و غیر آن از انواع قمار داخل در مَیسِر است؛ حتی بازی کودکان با گردو از جمله قمار است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۴

(مائده/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- الشِّطْرَنْجُ مَیْسِرٌ وَ النَّرْدُ مَیْسِرٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شطرنج و تخته نرد، مَیسر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ الکافی، ج۶، ص۴۳۷/ البرهان

۳ -۵

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَ الشِّطْرَنْجَ وَ النَّرْدَ وَ أَرْبَعَهًَْ عَشَرَ وَ کُلَ مَا قُومِرَ عَلَیْهِ مِنْهَا فَهُوَ مَیْسِرٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- شطرنج و تخته نرد و بازی اربعهًْ‌عشر و هر چیزی که بر سر آن قمار می‌شود، مَیْسرِ محسوب می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۱۶۷/ البرهان

۳ -۶

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْمَیْسِرُ هُوَ الْقِمَارُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مَیْسِر همان قمار است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ الکافی، ج۵، ص۱۲۴/ البرهان/ نورالثقلین

۳ -۷

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْمَیْسِرُ مِنَ الْقِمَارُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مَیْسَر نیز قمار محسوب می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ نورالثقلین

۳ -۸

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ نَهَی عَنْ جَمِیعِ الْقِمَارِ وَ أَمَرَ الْعِبَادَ بِالِاجْتِنَابِ مِنْهَا وَ سَمَّاهَا رِجْساً فَقَالَ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ مِثْلُ اللَّعِبِ بِالشِّطْرَنْجِ وَ النَّرْدِ وَ غَیْرِهِمَا مِنَ الْقِمَارِ وَ النَّرْدُ أَشَرُّ مِنَ الشِّطْرَنْجِ فَأَمَّا الشِّطْرَنْجُ فَإِنَّ اتِّخَاذَهَا کُفْرٌ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ اللَّعِبُ
 بِهَا شِرْکٌ وَ تَقْلَابُهَا کَبِیرَهًٌْ مُوبِقَهًٌْ وَ السَّلَامُ عَلَی اللَّاهِی بِهَا کُفْرٌ وَ مُقَلِّبُهَا کَالنَّاظِرِ إِلَی فَرْجِ أُمِّهِ وَ اللَّاعِبُ بِالنَّرْدِ کَمَثَلِ الَّذِی یَأْکُلُ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ مَثَلُ الَّذِی یَلْعَبُ بِهَا مِنْ غَیْرِ قِمَارٍ مَثَلُ الَّذِی یَصْبَغُ {یَضَعُ} یَدَهُ فِی الدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِیرِ وَ مَثَلُ الَّذِی یَلْعَبُ فِی شَیْءٍ مِنْ هَذِهِ الْأَشْیَاءِ کَمَثَلِ الَّذِی مُصِرٌّ عَلَی الْفَرْجِ الْحَرَامِ وَ اتَّقِ اللَّعِبَ بِالْخَوَاتِیمِ وَ الْأَرْبَعَهًَْ عَشَرَ وَ کُلَّ قِمَارٍ حَتَّی لَعِبَ الصِّبْیَانِ بِالْجَوْزِ وَ اللَّوْزِ وَ الْکِعَابِ وَ إِیَّاکَ وَ الضَّرْبَهًَْ بِالصَّوْلَجَانِ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ یَرْکُضُ مَعَکَ وَ الْمَلَائِکَهًَْ تَنْفِرُ عَنْکَ وَ مَنْ عَثَّرَ دَابَّتَهُ فَمَاتَ دَخَلَ النَّارَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- به تحقیق، خداوند از همه‌ی انواع قمار نهی کرد و بندگان را موظّف به دوری از آنان کرد و آن‌ها را پلید و خبیث نامید. پس فرمود: رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ مانند شطرنج و نرد و دیگر قمارها و نرد بدتر از شطرنج است؛ و امّا شطرنج چونکه نگهداشتن آن کفر به خداوند بزرگ است و بازی با آن شرک است و حرکت‌دادن و زیر و رو کردنش گناه کبیره‌ی نابودکننده است و سلام‌کردن بر کسی که با آن بازی می‌کند، کفر است و حرکت‌دهنده‌ی آن همانند تماشاگر فرج مادرش است. و بازی‌کننده با نرد، مانند گوشت خوک‌خوار است و مَثَل بازی‌کننده با آن بدون قمار، مَثَل کسی است که دستش را در خون و گوشت خوک می‌گذارد. و مَثَل کسی که با یکی از این‌ها بازی می‌کند، مَثَل کسی است که بر زنا پافشاری می‌کند. و خود را از بازی با انگشترها و اربعه‌عشر و هر قماری حتی [مثل] بازی‌کردن کودکان با گردو و بادام و کعب، حفظ کن. و بپرهیز از چوگان‌بازی؛ زیرا شیطان همراه تو می‌دود و فرشتگان از تو می‌گریزند و هرکسی اسبش بلغزد و بمیرد، وارد آتش می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۲۸ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۲۳۳/ فقه الرضا (ص۲۸۴/ مستدرک الوسایل، ج۱۳، ص۱۱۸

۳ -۹

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَیْسِرِ قَالَ الثَّقَلُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ. قَالَ الْحُسَیْنُ وَ الثَّقَلُ مَا یُخْرَجُ بَیْنَ الْمُتَرَاهِنَیْنِ مِنَ الدَّرَاهِمِ وَ غَیْرِهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- یاسر خادم نقل می‌کند که: از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی میسر پرسیدم، فرمود: «ثقل از هر چیز». حسین گفت: «ثقل عبارت است از پول و غیر آن که بین دو طرف بازی برای فرد برنده بیرون گذاشته می شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۰ بحار الأنوار، ج۷۶، ص۲۳۶/ البرهان

انصاب و ازلام

۴ -۱

(مائده/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ الْبَرَاءَهًُْ مِنَ الْأَنْصَابِ وَ الْأَزْلَامِ أَئِمَّهًِْ الضَّلَالِ وَ قَادَهًِْ الْجَوْرِ کُلِّهِمْ أَوَّلِهِمْ وَ آخِرِهِمْ وَاجِبَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دوری از بت‌ها و قمارها که پیشوایان گمراهی و رهبران ستم بودند همگی از اول تا آخرشان واجب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۰ الخصال، ج۲، ص۶۰۷/ نورالثقلین

۴ -۲

(مائده/ ۹۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی بَابِ مَا کَتَبَهُ الرِّضَا (علیه السلام) لِلمَأمُونِ مِن مَحضِ الإِسلَامِ وَ شَرَائِعِ الدِّینِ: وَ الْبَرَاءَهًُْ مِنَ الْأَنْصَابِ وَ الْأَزْلَامِ أَئِمَّهًِْ الضَّلَالِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- دستورالعمل‌هایی از امام رضا (علیه السلام) برای مأمون از اسلام واقعی و شرایع دین: دوری از بت‌ها و قمارها که پیشوایان گمراهی و رهبران ستم بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۰ بحار الأنوار، ج۱۰، ص۳۵۸/ نورالثقلین

پلید و از عمل شیطان است، از آن دوری کنید تا رستگارشوید

۵ -۱

(مائده/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنْتُمُ الصَّلَاهًُْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْتُمُ الزَّکَاهًُْ وَ أَنْتُمُ الْحَجُّ فَقَالَ یَا دَاوُدَ نَحْنُ الصَّلَاهًُْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَحْنُ الزَّکَاهًُْ وَ نَحْنُ الصِّیَامُ وَ نَحْنُ الْحَجُّ وَ نَحْنُ الشَّهْرُ الْحَرَامُ وَ نَحْنُ الْبَلَدُ الْحَرَامُ وَ نَحْنُ کَعْبَهًُْ اللَّهِ وَ نَحْنُ قِبْلَهًُْ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ وَ نَحْنُ الْآیَاتُ وَ نَحْنُ الْبَیِّنَاتُ وَ عَدُوُّنَا فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْفَحْشَاءُ وَ الْمُنْکَرُ وَ الْبَغْیُ وَ الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ وَ الْأَصْنَامُ وَ الْأَوْثَانُ وَ الْجِبْتُ وَ الطَّاغُوتُ وَ الْمَیْتَهًُْ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داودبن‌کثیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای داود، منظور از نماز و زکات و روزه و حج و ماه حرام و سرزمین حرام و خانه‌ی کعبه و قبله‌ی خدا و وجه‌الله، ما هستیم؛ خداوند متعال فرمود: پس به هر جای که رو کنید، همان‌جا رو به خداست. (بقره/۱۱۵) ما، آیات و بیّنات هستیم و دشمنان ما در قرآن، فحشا و منکر و بغی و خمر و قمار و انصاب و ازلام و اصنام و بت‌ها و جبت و طاغوت و مرده و خون و گوشت خوک، هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۰ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۳۰۳

 

آیه إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ في الخَمْرِ وَ الْمَيْسرِِ وَ يَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللهِ وَ عَنِ الصَّلَوةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتهَُون [91]

 

شيطان مى‌‌خواهد به‌وسيله‌ی شراب و قمار، در ميان شما عداوت و كينه ايجاد‌ كند، و شما را از ياد خدا و از نماز باز‌دارد. آيا [با اين همه زيان و فساد، و با اين نهى اكيد]، خوددارى خواهيد ‌كرد؟!

 

آیه وَ أَطيعُوا اللهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ [92]

 

اطاعت‌ كنيد خدا را و اطاعت‌ كنيد پيامبر [خدا] را؛ و [از نافرمانى] برحذر ‌باشيد. و اگر سرپيچى‌كنيد، [مستحّق مجازات خواهيد بود؛ و] بدانيد بر پيامبر ما، جز ابلاغ آشكار، نيست.

۱

(مائده/ ۹۲)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا یَقُولُ لَا تَعْصُوا وَ لَا تَرْکَبُوا الشَّهَوَاتِ مِنَ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ یَقُولُ عَصَیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلی رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِینُ إِذْ قَدْ بَلَّغَ وَ بَیَّنَ فَانْتَهُوا وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّهُ سَیَکُونُ قَوْمٌ یَبِیتُونَ وَ هُمْ عَلَی اللَّهْوِ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ الْغِنَاءِ فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ مُسِخُوا مِنْ لَیْلَتِهِمْ وَ أَصْبَحُوا قِرَدَهًًْ وَ خَنَازِیرَ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ احْذَرُوا أَیْ لَا تَعْتَدُوا کَمَا اعْتَدَی أَصْحَابُ یَوْمِ السَّبْتِ فَقَدْ کَانَ أَمْلَی لَهُمْ حَتَّی آثَرُوا وَ قَالُوا إِنَّ السَّبْتَ لَنَا حَلَالٌ وَ إِنَّمَا کَانَ حُرِّمَ عَلَی أُولَانَا وَ کَانُوا یُعَاقَبُونَ عَلَی اسْتِحْلَالِهِمُ السَّبْتَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا معصیت نکنید و بر مرکب شهوت ها از جمله خمر و قمار سوار نشوید. فَإِن تَوَلَّیْتُمْ؛ یعنی سرپیچی کردید. فَاعلَمُواْ أَنَّمَا علَی رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِینُ؛ وقتی احکام رسید و مشخص شد، پس خودتان را از مخالفت باز دارید. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به زودی گروهی می‌آیند که شب را به صبح می‌رسانند درحالی‌که به خوشگذرانی و شرابخواری و غناء مشغولند. هنگامی که بر این حال هستند ناگهان شبانه مسخ می‌شوند و صبح می‌کنند درحالی‌که میمون و خوک شده‌اند. و این است سخن خدا که «واحذروا» یعنی تعدی نکنید آنگونه که اصحاب سبت کردند، به آنها مهلت دادیم تا اینکه اختیار کردند، و گفتند: روز شنبه بر ما حلال است و تنها بر پیشینیان ما حرام شده بود و آن‌ها برای حلال کردن شنبه مجازات شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۲ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۳۱/ القمی، ج۱، ص۱۸۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۹۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ نُعَیْمٍ الصَّحَّافِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا ... فَقَالَ أَمَا وَ اللَّهِ مَا هَلَکَ مَنْ قَبْلَکُمْ وَ لَا هَلَکَ مِنْکُمْ وَ لَا یَهْلِکُ مَنْ بَعْدَکُمْ إِلَّا فِی تَرْکِ وَلَایَتِنَا وَ جُحُودِ حَقِّنَا وَ مَا خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی أَلْزَمَ رِقَابَ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ حَقَّنَا وَ اللهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حسین‌بن‌نعیم صحّاف گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: وَ أَطیعُوا الله وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا... پرسیدم. فرمود: به خدا قسم پیشینیان شما و نه شما و نه کسانی که بعد از شما می‌آیند، هلاک نشدند مگر به‌واسطه‌ی ترک ولایت ما و انکار حقّ ما. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) از دنیا خارج نشد مگر اینکه برگردن این امّت حقّ ما را لازم نمود، خداوند هر کس را که بخواهد به راه راست هدایت می‌کند. (نور/۴۶)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۲ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۶/ نورالثقلین

 

آیه لَيْسَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ [93]

 

بر كسانى‌ كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‌اند، گناهى در آنچه [قبل از نزول حكم تحريم شراب] خورده‌اند نيست؛ هرگاه تقوا پيشه‌كنند، و ايمان آورند، و اعمال صالح انجام‌ دهند؛ سپس تقوا پيشه‌ كنند و ايمان آورند؛ سپس تقوا پيشه‌ كنند و نيكى نمايند. و خداوند، نيكوكاران را دوست مى‌دارد.

۱

(مائده/ ۹۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَمَّا نَزَلَتْ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قَالَتِ الصَّحَابَهًُْ: یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) مَا تَقُولُ فِی إِخْوَانِنَا الَّذِینَ مَضَوْا وَ هُمْ یَشْرَبُونَ الْخَمْرَ وَ یَأْکُلُونَ الْمَیْسِرَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی هَذِهِ الْآیَهًَْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- چون حرمت می و قمار فرو آمد، صحابه گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی برادران ما که درگذشتند و می می‌خوردند و از قمار غذا می‌خوردند، چه می‌گویی»؟ پس این آیه نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۰۲

۲

(مائده/ ۹۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سِنَانٍ قَال قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) الْحَدُّ فِی الْخَمْرِ إِنْ شُرِبَ مِنْهَا قَلِیلًا أَوْ کَثِیراً قَالَ ثُمَّ قَالَ أُتِیَ عُمَرُ بِقُدَامَهًَْ‌بْنِ‌مَظْعُونٍ وَ قَدْ شَرِبَ الْخَمْرَ وَ قَامَتْ عَلَیْهِ الْبَیِّنَهًُْ فَسَأَلَ عَلِیّاً (علیه السلام) فَأَمَرَهُ أَنْ یَجْلِدَهُ ثَمَانِینَ فَقَالَ قُدَامَهًُْ یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) لَیْسَ عَلَیَّ حَدٌّ أَنَا مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآیَهًِْ لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِیما طَعِمُوا قَالَ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) لَسْتَ مِنْ أَهْلِهَا إِنَّ طَعَامَ أَهْلِهَا لَهُمْ حَلَالٌ لَیْسَ یَأْکُلُونَ وَ لَا یَشْرَبُونَ إِلَّا مَا أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُمْ ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) إِنَّ الشَّارِبَ إِذَا شَرِبَ لَمْ یَدْرِ مَا یَأْکُلُ وَ لَا مَا یَشْرَبُ فَاجْلِدُوهُ ثَمَانِینَ جَلْدَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «حدّ خَمر، شامل کسی می­شود که چه کم و چه زیاد، از آن بنوشد». پس فرمود: «عمر، قدامهًْ‌بن‌مطعون را آورد، درحالی‌که شرب خمر کرده بود و علیه او اقامه دلیل شد، عمر از علی (علیه السلام) درباره‌ی او سؤال کرد و حضرت دستور داد که او را هشتاد ضربه بزنند». قدامه گفت: «ای امیرالمؤمنین (علیه السلام)! مجازات حدّ برای من نیست، چرا که من از اهل این آیه هستم: لَیْسَ علَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعمُواْ. گفت: علی (علیه السلام) فرمود: «تو از اهل این آیه نیستی، چرا که غذای اهل این آیه حلال است و فقط آنچه را که خداوند بر ایشان حلال کرده را می‌خورند و می‌نوشند». پس حضرت فرمود: «اگر کسی که شرب خمر کرده است، آن قدر نوشید که نفهمید چه چیز را می‌خورد و می‌نوشد، او را هشتاد ضربه شلاّق بزنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۲ الکافی، ج۷، ص۲۱۵/ تهذیب الأحکام، ج۱۰، ص۹۳/ علل الشرایع، ج۲، ص۵۳۹/ فقه القرآن، ج۲، ص۳۷۸/ کشف الیقین، ص۷۲/ المناقب، ج۲، ص۳۶۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۱/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۹۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌الرَّبِیعِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ النَّبِیذَ لَیْسَتْ بِمَنْزِلَهًِْ الْخَمْرِ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْخَمْرَ بِعَیْنِهَا فَقَلِیلُهَا وَ کَثِیرُهَا حَرَامٌ کَمَا حَرَّمَ الْمَیْتَهًَْ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الشَّرَابَ مِنْ کُلِّ مُسْکِرٍ فَمَا حَرَّمَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَدْ حَرَّمَهُ اللَّهُ قُلْتُ فَکَیْفَ کَانَ یَضْرِبُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی الْخَمْرِ فَقَالَ کَانَ یَضْرِبُ بِالنَّعْلِ وَ یَزِیدُ وَ یَنْقُصُ وَ کَانَ النَّاسُ بَعْدَ ذَلِکَ یَزِیدُونَ وَ یَنْقُصُونَ لَیْسَ بِحَدٍّ مَحْدُودٍ حَتَّی وَقَفَ علیبنابیطالب (علیه السلام) فِی شَارِبِ الْخَمْرِ عَلَی ثَمَانِینَ جَلْدَهًًْ حَیْثُ ضَرَبَ قُدَامَهًَْ‌بْنَ‌مَظْعُونٍ قَالَ فَقَالَ قُدَامَهًُْ لَیْسَ عَلَیَّ جَلْدٌ أَنَا مِنْ أَهْلِ هَذِهِ الْآیَهًِْ لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات ِجُناحٌ فِیما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ کَذَبْتَ مَا أَنْتَ مِنْهُمْ إِنَّ أُولَئِکَ کَانُوا لَا یَشْرَبُونَ حَرَاماً ثُمَّ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) إِنَّ الشَّارِبَ إِذَا شَرِبَ فَسَکِرَ لَمْ یَدْرِ مَا یَقُولُ وَ مَا یَصْنَعُ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا أُتِیَ بِشَارِبِ الْخَمْرِ ضَرَبَهُ فَإِذَا أُتِیَ بِهِ ثَانِیَهًًْ ضَرَبَهُ فَإِذَا أُتِیَ بِهِ ثَالِثَهًًْ ضَرَبَ عُنُقَهُ قُلْتُ فَإِنْ أُخِذَ شَارِبُ نَبِیذٍ مُسْکِرٍ قَدِ انْتَشَی مِنْهُ قَالَ یُضْرَبُ ثَمَانِینَ جَلْدَهًًْ فَإِنْ أُخِذَ ثَالِثَهًًْ قُتِلَ کَمَا یُقْتَلُ شَارِبُ الْخَمْرِ قُلْتُ إِنْ أُخِذَ شَارِبُ الْخَمْرِ نَبِیذٍ مُسْکِرٍ سَکِرَ مِنْهُ أَ یُجْلَدُ ثَمَانِینَ قَالَ لَا دُونَ ذَلِکَ کُلُّ مَا أَسْکَرَ کَثِیرُهُ فَقَلِیلُهُ حَرَامٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوربیع نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: نبیذ به منزله‌ی خَمْر نیست. خداوند، خمر را چه زیاد و چه کم، حرام کرده است، همان‌گونه که میته و خون و گوشت خوک را حرام کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نوشیدن هر مُسْکِری را حرام کرد. بی‌تردید آنچه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حرام کرده، چیزی است که خداوند آن را حرام کرده است. گفتم: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی خمر چگونه مجازات می‌کرد»؟ حضرت فرمود: «با کفش می‌زد و تعداد آن را کم و زیاد می‌کرد، پس از آن نیز مردم تعداد آن را کم و زیاد می‌کردند و برای آن حدود معینی نبود تا اینکه علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) برای مجازات شرب خمر، هشتاد ضربه شلاق تعیین کرد. زمانی که قدامهًْ‌بن‌مظعون را زد، قدّامه به حضرت گفت: «مجازات حدّ و تازیانه برای من نیست؛ چرا که من از اهل این آیه هستم: لَیْسَ علَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعمُواْ إِذَا مَا اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ وَعمِلُواْ الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَواْ وَّآمَنُواْ حضرت خطاب به او فرمود: «اشتباه کردی، تو از آن‌ها نیستی؛ چرا که آن‌ها حرام را نمی‌نوشیدند». سپس حضرت فرمود: «شارب خمر کسی است که مست شود، آن‌قدر که نفهمد چه می‌گوید و چه کار می‌کند». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اگر با چنین شخصی مواجه می‌شد، او را حدّ می‌زد. برای بار دوّم نیز حدّ می‌زد و اگر بار سوّم اتّفاق می‌افتاد، گردنش را می‌زد». گفتم: «اگر کسی نبیذ مُسکِری را نوشیده و از آن مست شده باشد، در مورد آن چگونه حکم می‌شود»؟ فرمود: «هشتاد ضربه شلّاق زده می‌شود و اگر برای بار سوّم گرفته شد، مانند کسی که شرب خمر کرده باشد، کشته می‌شود». گفتم: «اگر شارب خمر، نبیذ مسکری بیابد و از آن مست شود، آیا هشتاد ضربه شلّاق‌زده می‌شود»؟ فرمود: «نه، کمتر از این. هرچه مست کند، حرام است چه زیاد و چه کم. [هر چیزی که زیاد آن مست‌کننده باشد کم آن هم حرام است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۴ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۶۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۱۱۰/ البرهان

۴

(مائده/ ۹۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) فَلَمَّا نَزَلَ تَحْرِیمُ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ وَ التَّشْدِیدِ فِی أَمْرِهِمَا قَالَ النَّاسُ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ: یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) قُتِلَ أَصْحَابُنَا وَ هُمْ یَشْرَبُونَ الْخَمْرَ وَ قَدْ سَمَّاهُ اللَّهُ رِجْساً وَ جَعَلَهُ مِنْ عَمَلِ الشَّیْطَانِ وَ قَدْ قُلْتَ مَا قُلْتَ، أَ فَیَضُرُّ أَصْحَابَنَا ذَلِکَ شَیْئاً بَعْدَ مَا مَاتُوا؟ فَأَنْزَلَ اللَّهُ لَیْسَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِیمَا طَعِمُوا الْآیَهًَْ. فَهَذَا لِمَنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ قَبْلَ تَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَ الْجُنَاحُ هُوَ الْإِثْمُ وَ هُوَ عَلَی مَنْ شَرِبَهَا بَعْدَ التَّحْرِیمِ. وَ قِیلَ: فِیمَا طَعِمُوا أَیْ مِمَّا لَمْ یُحَرَّمْ عَلَیْهِمْ إِذَا مَا اتَّقَوْا أَیِ الْمُحَرَّمَ وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَیْ ثَبَتُوا عَلَی الْإِیمَانِ وَ الْأَعْمَالِ الصَّالِحَهًِْ ثُمَّ اتَّقَوْا أَیْ مَا حُرِّمَ عَلَیْهِمْ بَعْدُ کَالْخَمْرِ وَ آمَنُوا بِتَحْرِیمِهِ ثُمَّ اتَّقَوْا أَیِ اسْتَمَرُّوا وَ ثَبَتُوا عَلَی اتِّقَاءِ الْمَعَاصِی وَ أَحْسَنُوا أَیْ وَ تَحَرَّوُا الْأَعْمَالَ الْجَمِیلَهًَْ فَاشْتَغِلُوا بِهَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- هنگامی که فرمان حرام‌دانستن خمر و قُمار نازل شد و تحریم این دو امر شدّت گرفت، گروهی از مهاجرین و انصار گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! یاران ما کشته شدند درحالی‌که آن‌ها نیز می‌نوشیدند و خداوند، آن را پلید نامید و آن را جزء اعمال شیطانی قرار داد. شما نیز سخنان بسیاری فرمودی. آیا یاران ما بعد از اینکه مُردند، از انجام این عمل ضرری متحمّل می‌شوند»؟ سپس خداوند، این آیه را نازل کرد: لَیْسَ علَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعمِلُواْ الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِیمَا طَعمُواْ... این برای کسی است که قبل از تحریم خَمْر، مرده یا کشته شده است و منظور از جناح همان گناهی است که شخص پس از تحریم خمر اقدام به نوشیدن آن کند. و گفته شده: فِیمَا طَعمُواْ؛ یعنی از چیزهایی که بر آن‌ها حرام نشده است. إِذا مَا اتَّقَوْا؛ یعنی از حرام. وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ؛ یعنی بر ایمان و عمل صالح استوار بمانند. ثُمَّ اتَّقَوْا؛ یعنی از آنچه مانند شراب بعد از این بر آن‌ها حرام شده است [بپرهیزند]. وَ آمَنُوا؛ به حرام‌بودن آن [ایمان بیاورند]. ثُمَّ اتَّقَوْا؛ یعنی بر پرهیز از گناهان استمرار و ثبات قدم داشته باشند. وَ أَحْسَنُوا؛ یعنی کارهای زیبا را برگزینند و به آن‌ها مشغول باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۴ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۳۵۱/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۱۳۱/ القمی، ج۱، ص۱۸۱

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللهُ بِشَيْ‌ءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُهُ أَيْديكُمْ وَ رِماحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللهُ مَنْ يَخافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَليمٌ [94]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! خداوند شما را با شكارهايى‌ كه [در حال احرام به شما نزديك مى‌شوند، به‌طورى‌ كه] دست‌ها و نيزه‌هايتان به آن مى‌رسد، مى‌آزمايد؛ تا مشخص‌كند چه كسى با ايمان به غيب از خدا مى‌ترسد؛ و هر‌كس بعد از آن تجاوز‌ كند، مجازات دردناكى خواهد داشت.

۱

(مائده/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِماحُکُمْ قَالَ حُشِرَ عَلَیْهِمُ الصَّیْدُ فِی کُلِّ مَکَانٍ حَتَّی دَنَا مِنْهُمْ لِیَبْلُوَهُمُ اللَّهُ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه: لَیَبْلُوَنَّکُمُ الله بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ پرسیدم. فرمود: «صید از هر طرف بر آن‌ها جمع شده تا آنجا که به آن‌ها نزدیک شدند، برای اینکه خداوند به‌وسیله‌ی آن، آن‌ها را بیازماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۶ الکافی، ج۴، ص۳۹۶/ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۳۴۷/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۰۰/ علل الشرایع، ج۲، ص۴۵۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۲، ص۴۱۶/ البرهان

۲

(مائده/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن مُعَاوِیَهًَْ‌بْنِ‌عَمَّار عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِماحُکُمْ قَالَ حُشِرَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی عُمْرَهًِْ الْحُدَیْبِیَهًِْ الْوُحُوشُ حَتَّی نَالَتْهَا أَیْدِیهِمْ وَ رِمَاحُهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معاویهًْ‌بن‌عمّار نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: لَیَبْلُوَنَّکُمُ الله بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ فرمود: در روز عمْره حدیبیّه، حیوانات وحشی در نزدیکی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جمع شدند، به‌طوری که در دسترس دست‌ها و تیرهای آنان قرار گرفتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۶ الکافی، ج۴، ص۳۹۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۲، ص۴۱۶/ البرهان

۳

(مائده/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن سَماعَۀِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ قَالَ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ بِالْوَحْشِ فَرَکِبَتْهُمْ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سماعه از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: لَیَبْلُوَنَّکُمُ الله بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ نقل می‌کند که فرمود: «خداوند آن‌ها را با حیوانات وحشی آزمایش کرد، که از هر طرف به‌سویشان سرازیر شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۶ بحارالأنوار، ج۲۰، ص۳۴۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۲، ص۴۱۸/ البرهان

۴

(مائده/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- حَریز عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ وَ إِنْ وَطِئَ الْمُحْرِمُ بَیْضَهًًْ وَ کَسَرَهَا فَعَلَیْهِ دِرْهَمٌ کُلُّ هَذَا یَتَصَدَّقُ بِهِ بِمَکَّهًَْ وَ مِنًی وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی تَنالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِماحُکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حریز از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: «اگر شخص مُحرِمی تخم مرغی را پایمال کند و آن را بشکند، بر او واجب است پولش را بپردازد [باید یک درهم بپردازد] و همه‌ی این را باید در مکّه و مِنا صدقه بدهد و این کلام خداوند است: تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ وَرِمَاحُکُمْ

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۶ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۴۶/ الإستبصار، ج۲، ص۲۰۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۲۳/ البرهان

۵

(مائده/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن حَریز عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِذَا قَتَلَ الرَّجُلُ الْمُحْرِمُ حَمَامَهًًْ فَفِیهَا شَاهًٌْ فَإِنْ قَتَلَ فَرْخاً فَفِیهِ حَمَلٌ فَإِنْ وَطِئَ بَیْضَهًًْ فَکَسَرَهَا فَعَلَیْهِ دِرْهَمٌ کُلُّ هَذَا یَتَصَدَّقُ بِمَکَّهًَْ وَ بِمِنًی وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ فِی کِتَابِهِ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیکُمْ الْبَیْضِ وَ الْفِرَاخِ وَ رِماحُکُمْ الْأُمَّهَاتِ الْکِبَار.

 

امام صادق (علیه السلام)- حریز از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: «اگر مرد مُحْرِمی، کبوتری را بکشد، باید گوسفند قربانی کند و اگر جوجه‌ای را کُشت، باید شتر قربانی کند و اگر تخم مرغی را شکست [اگر تخم مرغی را پایمال کند و آن را بشکند]، باید یک درهم بپردازد و باید آن را در مکّه و مِنا صدقه بدهد و این معنای کلام خداوند در قرآن است که می‌فرماید: لَیَبْلُوَنَّکُمُ الله بِشَیْءٍ مِّنَ الصَّیْدِ تَنَالُهُ أَیْدِیکُمْ منظور، تخم و جوجه است. رِمَاحُکُمْ منظور، مادران آن‌ها که بزرگ هستند، می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۶ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۲۲/ البرهان

۶

(مائده/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ... فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِماحُکُمْ قَالَ: کَانَ ذَلِکَ فِی عُمْرَهًِْ الْحُدَیْبِیَهًِْ وَ قَالَ: إِنَّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) حِینَ أَفَاضَ مِنْ عَرَفَاتٍ بَاتَ عَلَی الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَ حُمْلَانُ الْحَاجِّ وَ ضَمَانُهُمْ عَلَی اللَّهِ فَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکَیْنِ یَحْفَظَانِ عَلَیْهِ طَوَافَهُ وَ صَلَاتَهُ وَ سَعْیَهُ فَإِذَا کَانَ عَشِیَّهًُْ عَرَفَهًَْ ضَرَبَا عَلَی مَنْکِبِهِ الْأَیْمَنِ ثُمَّ یَقُولَانِ یَا هَذَا أَمَّا مَا مَضَی فَقَدْ کُفِیتَهُ فَانْظُرْ کَیْفَ تَکُونُ فِیمَا تَسْتَقْبِلُ وَ الْحَاجُ یَصْدُرُونَ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَصْنَافٍ فَمُعْتِقٌ مِنَ النَّارِ وَ صِنْفٍ یَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ کَهَیْئَهًِْ یَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ وَ صِنْفٍ یُخْلَفُ فِی أَهْلِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ فَذَلِکَ أَدْنَی مَا یَرْجِعُ بِهِ قَالَ: وَ مَنْ قَامَ بِمَکَّهًَْ سَنَهًًْ فَهُوَ بِمَنْزِلَهًِْ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ لَا یَرْکَبُ الْمُحْرِمُ فِی الْقُبَّهًِْ وَ تَرْکَبُ الْمُحْرِمَهًُْ وَ تُشْعَرُ الْبَدَنَهًَْ وَ هِیَ بَارِکَهًٌْ وَ تُنْحَرُ وَ هِیَ قَائِمَهًٌْ وَ تُشْعَرُ مِنْ شِقِّ سَنَامِهَا الْأَیْمَنِ وَ الْمُحْرِمُ مَتَی قَتَلَ جَرَادَهًًْ فَعَلَیْهِ کَفٌّ مِنْ طَعَامٍ وَ إِنْ کَانَ کَثِیراً فَعَلَیْهِ دَمُ شَاهًٍْ وَ إِذَا وَجَدَ الرَّجُلُ هَدْیاً ضَالًّا فَلْیُعَرِّفْهُ یَوْمَ النَّحْرِ وَ الْیَوْمَ الثَّانِیَ وَ الثَّالِثَ ثُمَّ لْیَذْبَحْهَا عَنْ صَاحِبِهَا عَشِیَّهًَْ الثَّالِثِ وَ لَا طَاعَهًَْ لِلزَّوْجِ فِی حَجَّهًِْ الْإِسْلَامِ وَ یَحُجُّ الرَّجُلُ مِنَ الزَّکَاهًِْ إِذَا کَانَتْ حَجَّهًَْ الْإِسْلَامِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: ... «کلام خداوند تعال: لَیَبْلُوَنَّکُمُ الله بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِماحُکُمْ، [نزول] آن در عمره [سال] حدیبیّه بود و فرمود: زمانی که ابراهیم (علیه السلام) از عرفات کوچ کرد، در مشعرالحرام خوابید. و اثاث و اسباب سفر کسانی که حج می‌روند و ضمانتشان بر خداوند است و هنگامی که [حاجی] وارد مسجدالحرام شود، خداوند دو فرشته بر او می‌گمارد که طواف، نماز و سعیش را برای او حفظ می‌کنند و هنگامی که شب عرفه شود، آن دو فرشته بردوش راست او می‌زنند و می‌گویند: «از آنچه گذشت بی‌نیاز شدی بنگر که در آینده چگونه خواهی بود. [در روز قیامت] حاجیان سه دسته محشور می‌شوند؛ گروهی در آتشند و دسته‌ای از گناهانش بیرون می‌آید مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورده و دسته‌ای [خداوند] را در میان اهل و مال و فرزندانش جانشین خود می‌گرداند و این کمترین چیزی است که با آن [از حجّ] بر می‌گردد». فرمود: «هرکس یک سال در مکّه بماند، او به منزله‌ی اهل مکّه است. و مردی که محرم شده در چادر هودج [که سایه بر روی سر می‌اندازد] سوار نمی‌شود و زنی‌که محرم شده سوار می‌شود، و شتران قربانی درحالی‌که خوابیده‌اند نشاندار می‌شوند و درحالی‌که ایستاده‌اند نحر [و قربانی] می‌شوند و از شکاف کوهان راستشان نشاندار می‌شوند، و مُحرم هرگاه ملخی را بکشد، به اندازه‌ی کف دستی، غذا بر او واجب می‌شود و اگر زیاد بود، ذبح گوسفندی بر او واجب است. و هنگامی که فردی، قربانی گمشده‌ای را پیدا کند، باید در روز عیدقربان و روز دوّم و روز سوّم معرّفی [و اعلام] کند. سپس آن را در شامگاه روز سوّم از طرف صاحبش ذبح می‌کند. و در حجّ واجب از شوهر اطاعت نمی‌شود. و اگر حجّ واجب بود، مرد با زکات حجّ به‌جا می‌آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۶ النوادرللأشعری، ص۱۳۷/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۰/ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۷۷

۷

(مائده/ ۹۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- نَزَلَتْ فِی غُزَاهًِْ الْحُدَیْبِیَهًِْ قَدْ جَمَعَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الصَّیْدَ فَدَخَلَ بَیْنَ رَحَائِلِهِمْ لِیَبْلُوَنَّهُمُ اللَّهُ أَیْ یَخْتَبِرَهُمْ وَ قَوْلُهُ لِیَعْلَمَ اللهُ مَنْ یَخافُهُ بِالْغَیْبِ قَبْلَ ذَلِکَ وَ لَکِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَا یُعَذِّبُ أَحَداً إِلَّا بِحُجَّهًٍْ بَعْدَ إِظْهَارِ الْفِعْلِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- [این آیه] در جنگ حدیبیّه نازل شد. خداوند صید را بر آن‌ها جمع کرد و [صیدها] در میان زین‌های اسبان و شترانشان وارد شدند تا خداوند آن‌ها را بیازماید یعنی امتحان کند. و کلام خداوند: لِیَعْلَمَ الله مَنْ یَخافُهُ بِالْغَیْبِ، مربوط به قبل از آن است ولکن خدای عزّوجلّ هیچ‌کس را عذاب نمی‌کند جز با دلیل و بعد از آشکارنمودن کار [واجب].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۸ القمی، ج۱، ص۱۸۲/ البرهان

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكينَ أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللهُ مِنْهُ وَ اللهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ [95]

 

اى كسانى ‌كه ايمان آورده‌ايد! در‌حال احرام، شكار نكنيد؛ و هر‌كس از شما از روى عمد آن را به قتل برساند، بايد كفّاره‌اى معادل آن از چهارپايان بدهد؛ [كفّاره‌اى] كه دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصديق‌ كنند؛ و به‌صورت قربانى به [حريم] كعبه برسد؛ يا [به‌جاى قربانى]، با اطعام مستمندان كفّاره دهد؛ يا معادل آن، روزه بگيرد، تا كيفر كار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو كرده ‌است. و هر‌كس تكرار ‌كند، خدا او را مجازات مى‌كند؛ و خداوند، توانا و داراى مجازات است.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! درحال احرام، شکار نکنید؛ و هرکس از شما از روی عمد آن را به قتل برساند، باید کفّاره‌ای معادل آن از چهارپایان بدهد

۱ -۱

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ نَعَامَهًًْ فَعَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ وَ مِنْ حِمَارِ وَحْشٍ بَقَرَهًٌْ وَ مِنَ الظَّبْیِ شَاهًٌْ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ قَالَ عَدْلُهُ أَنْ یَحْکُمَ بِمَا رَأَی مِنَ الْحُکْمِ أَوْ صِیَامٌ یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ وَ الصِّیَامُ لِمَنْ لَمْ یَجِدِ الْهَدْیَ فَصِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ قَبْلَ التَّرْوِیَهًِْ بِیَوْمٍ وَ یَوْمَ التَّرْوِیَهًِْ وَ یَوْمَ عَرَفَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکسی حیوانی را در حال احرام بکُشد، بر او واجب است قربانی‌ای مانند آن انجام دهد؛ اگر شترمرغ بود بجای آن شتر، و اگر گورخر بود، به‌جای آن گاو مادّه و اگر آهو بود، به‌جای آن گوسفندی بکشد که به آن از میان شما صاحب عدالتی حکم کند و فرمود: «عدل او در این است که حکمی را که به نظرش می­رسد، بکند یا آنکه حکم به روزه کند؛ خداوند می‌فرماید: هَدْیًا بَالِغَ الْکَعبَةِ و روزه‌گرفتن برای کسی است که چیزی نداشته باشد که کفّاره قربانی را بپردازد. پس سه روز روزه بگیرد؛ البتّه یک روز قبل از یوم التّرویه، و یوم التّرویه، و روز عرفه.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۳۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۷/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌الصَّبَّاحِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی الصَّیْدِ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ قَالَ فِی الظَّبْیِ شَاهًٌْ وَ فِی حِمَارِ وَحْشٍ بَقَرَهًٌْ وَ فِی النَّعَامَهًِْ جَزُورٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوصبّاح گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی صید در این آیه: وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعمِ پرسیدم. حضرت فرمود: «با کشتن آهو، یک گوسفند قربانی کند و با کشتن گورخر، یک گاو قربانی کند و با کشتن شتر مرغ، یک شتر قربانی کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۰ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۴۱/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۳/ فقه القرآن، ج۱، ص۳۱۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۶/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ قَالَ فِی النَّعَامَهًِْ بَدَنَهًٌْ وَ فِی حِمَارِ وَحْشٍ بَقَرَهًٌْ وَ فِی الظَّبْیِ شَاهًٌْ وَ فِی الْبَقَرَهًِْ بَقَرَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعمِ؛ با کشتن شتر مرغ، یک شتر و با کشتن گورخر، یک گاو و با کشتن آهو، یک گوسفند و با کشتن گاو، یک گاو قربانی کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۰ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۴۱/ فقه القرآن، ج۱، ص۳۱۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۴

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن زُرارۀِِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ لاتَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ قَالَ مَنْ أَصَابَ نَعَامَهًًْ فَبَدَنَهًٌْ وَ مَنْ أَصَابَ حِمَاراً أَوْ شِبْهَهُ فَعَلَیْهِ بَقَرَهًٌْ وَ مَنْ أَصَابَ ظَبْیاً فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ بَالِغَ الْکَعْبَهًِْ حَقّاً وَاجِباً عَلَیْهِ أَنْ یَنْحَرَ إِنْ کَانَ فِی حَجٍّ فَبِمِنًی حَیْثُ یَنْحَرُهُ النَّاسُ وَ إِنْ کَانَ فِی عُمْرَهًٍْ نَحَرَ بِمَکَّهًَْ وَ إِنْ شَاءَ تَرَکَهُ حَتَّی یَشْتَرِیَهُ بَعْدَ مَا یَقْدَمُ فَیَنْحَرَهُ فَإِنَّهُ یُجْزِی عَنْهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: لاَ تَقْتُلُواْ الصَّیْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌ وَمَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعمِ فرمود: «هرکس شترمرغی را بکشد، باید یک شتر را قربانی کند و هرکس الاغ یا شبیه آن را بکشد، باید یک گاو را قربانی کند و هرکس آهویی را بکشد، باید گوسفندی را قربانی کند و به کعبه برساند. بر او حقّی واجب است که اگر در حجّ و در مِنا بود، زمانی که مردم قربانی می‌کنند، ذبح کند و اگر در عمره بود، در مکّه ذِبح کند و اگر خواست آنجا را ترک کند تا آن را بخرد، پس از اینکه بازگشت، آن را سر ببرد؛ این می‌تواند جایگزین آن شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۶/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- مَنْ أَصَابَ صَیْداً وَ هُوَ مُحْرِمٌ فَأَصَابَ جَزَاءً مِثْلَهُ مِنَ النَّعَمِ أَهْدَاهُ وَ إِنْ لَمْ یَجِدْ هَدْیاً کَانَ عَلَیْهِ أَنْ یَتَصَدَّقَ بِثَمَنِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هرکس درحال احرام صید کند، باید کفّاره‌ای معادل آن از چهار پایان قربانی بدهد و اگر قربانی پیدا نکرد، بر او واجب است که قیمت آن را صدقه بدهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۰ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۵۰/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۱/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۰۷

۱ -۶

(مائده/ ۹۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنْ أَصَابَ صَیْداً فَعَلَیْهِ الْجَزَاءُ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ إِنْ کَانَ صَیْدُهُ نَعَامَهًًْ فَعَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ یَوْماً وَ إِنْ کَانَ حِمَارَ وَحْشٍ أَوْ بَقَرَهًَْ وَحْشٍ فَعَلَیْهِ بَقَرَهًٌْ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَإِطْعَامُ ثَلَاثِینَ مِسْکِیناً فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ تِسْعَهًِْ أَیَّامٍ وَ إِنْ کَانَ الصَّیْدُ مِنَ الظَّبْیِ فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَإِطْعَامُ عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَصِیامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ وَ إِنْ کَانَ الصَّیْدُ طَائِراً فَعَلَیْهِ دِرْهَمٌ وَ إِنْ کَانَ فَرْخاً فَعَلَیْهِ نِصْفُ دِرْهَمٍ وَ إِنْ کَانَ بَیْضاً أَوْ کَسَرَهَا أَوْ أَکَلَ فَعَلَیْهِ رُبُعُ دِرْهَمٍ وَ إِنْ کَانَ بِهِ أَذًی مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَهًٌْ مِنْ صِیامٍ أَوْ صَدَقَهًٍْ أَوْ نُسُکٍ وَ النُّسُکُ شَاهًٌْ أَوْ إِطْعَامُ سِتَّهًِْ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ نِصْفُ صَاعٍ أَوْ صَوْمُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ وَ مَنْ ظَلَّلَ عَلَی نَفْسِهِ وَ
هُوَ مُحْرِمٌ فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ أَوْ عَدْلُ ذَلِکَ صِیَاماً وَ هُوَ ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ وَ مَنْ
 بَاتَ لَیَالِیَ مِنًی بِمَکَّهًَْ فَعَلَیْهِ لِکُلِّ لَیْلَهًٍْ دَمٌ یُهَرِیقُهُ وَ مَنْ کَانَ مُتَمَتِّعاً فَلَمْ یَجِدْ هَدْیاً فَعَلَیْهِ صِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَهًٍْ إِذَا رَجَعَ إِلَی أَهْلِهِ تِلْکَ عَشَرَهًٌْ کَامِلَهًٌْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- اگر [درحال احرام] صید کند، باید کفّاره بدهد مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ. اگر صیدش شتر مرغ باشد، شتری بر او واجب است و کسی که نیابد، باید به شصت فقیر غذا بدهد و اگر پیدا نکرد، باید هجده روز روزه بگیرد، و اگر خر وحشی یا گاو وحشی باشد، گاوی بر او واجب است و اگر پیدا نکرد، باید به سی فقیر غذا بدهد و اگر پیدا نکرد، باید نه روز روزه بگیرد، و اگر صید از آهوان باشد، یک گوسفند بر او واجب است و اگر پیدا نکرد، باید به هجده فقیر غذا بدهد، و اگر نتوانست، باید سه روز روزه بگیرد، و اگر صید، پرنده باشد، یک درهم بر او واجب است و اگر جوجه پرنده باشد، نصف درهم بر او واجب است و اگر تخم باشد یا آن را بشکند یا بخورد، ربع درهم بر او واجب است و اگر ناراحتی در سر داشت، [و ناچار بود سر خود را بتراشد]، باید فدیه و کفّاره‌ای از قبیل روزه یا صدقه یا گوسفندی بدهد! و «نُسُک»، گوسفند یا غذادادن به شش فقیر است که به هر فقیری نصف صاع (تقریبا یک کیلو و نیم) بدهد یا سه روز روزه بگیرد. و هرکس درحال احرام در سایه قرار بگیرد، یک گوسفند یا معادل آن، روزه که سه روز است بر او واجب است. و هرکس شب‌های منی را در مکّه بخوابد، برای هر شبی، خونی که بریزد [و قربانی که ذبح کند] بر او واجب است و هرکس در حجّ تمتّع باشد و قربانی پیدا نکند، سه روز در ایام حج، و هفت روز هنگامی‌که به‌سوی خانواده‌اش برگردد، روزه بر او واجب است. این، ده روز کامل است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۰ فقه الرضا (ص۲۷۲/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۴۷

۱ -۷

(مائده/ ۹۵)

 

الجواد (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَوْنٍ النَّصِیبِیِّ قَال لَمَّا أَرَادَ الْمَأْمُونُ أَنْ یُزَوِّجَ أَبَاجَعْفَرٍ مُحَمَّدَ‌بْنَ عَلِیِّ‌بْنِ‌مُوسَی (علیه السلام) ابْنَتَهُ أُمَّ الْفَضْلِ اجْتَمَعَ عَلَیْهِ أَهْلُ بَیْتِهِ الْأَدْنَیْنَ مِنْه ... وَ بَعَثُوا إِلَی یَحْیَی‌بْنِ‌أَکْثَمَ وَ أَطْمَعُوهُ فِی هَدَایَا أَنْ یَحْتَالَ عَلَی أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) بِمَسْأَلَهًٍْ لَایَدْرِی کَیْفَ الْجَوَابُ فِیهَا عِنْدَ الْمَأْمُونِ إِذَا اجْتَمَعُوا لِلتَّزْوِیجِ فَلَمَّا حَضَرُوا وَ حَضَرَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالُوا یَا امیرالمؤمنین (علیه السلام) هَذَا یَحْیَی‌بْنُ‌أَکْثَمَ إِنْ أَذِنْتَ لَهُ سَأَلَ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ مَسْأَلَهًٍْ فَقَالَ الْمَأْمُونُ یَا یَحْیَی سَلْ أَبَاجَعْفَر (علیه السلام) عَنْ مَسْأَلَهًٍْ فِی الْفِقْهِ لِنَنْظُرَ کَیْفَ فِقْهُهُ فَقَالَ یَحْیَی یَا أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) أَصْلَحَکَ اللَّهُ مَا تَقُولُ فِی مُحْرِمٍ قَتَلَ صَیْداً فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) قَتَلَهُ فِی حِلٍّ أَوْ فِی حَرَمٍ عَالِماً أَوْ جَاهِلًا عَمْداً أَوْ خَطَأً عَبْداً أَوْ حُرّاً صَغِیراً أَوْ کَبِیراً مُبْدِئاً أَوْ مُعِیداً مِنْ ذَوَاتِ الطَّیْرِ أَوْ غَیْرِهَا مِنْ صِغَارِ الصَّیْدِ أَوْ مِنْ کِبَارِهَا مُصِرّاً عَلَیْهَا أَوْ نَادِماً بِاللَّیْلِ فِی وَکْرِهَا أَوْ بِالنَّهَارِ عِیَاناً مُحْرِماً لِلْحَجِّ أَوْ لِلْعُمْرَهًِْ قَالَ فَانْقَطَعَ یَحْیَی‌بْنُ‌أَکْثَمَ انْقِطَاعاً لَمْ یَخْفَ عَلَی أَهْلِ الْمَجْلِسِ وَ کَثُرَ النَّاسُ تَعَجُّباً مِنْ جَوَابِه ِ ... فَلَمَّا تَفَرَّقَ النَّاسُ قَالَ الْمَأْمُونُ یَا أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنْ رَأَیْتَ أَنْ تُبَیِّنَ لَنَا مَا الَّذِی یَجِبُ عَلَی کُلِّ صِنْفٍ مِنْ هَذِهِ الْأَصْنَافِ الَّتِی ذَکَرْتَ فِی قَتْلِ الصَّیْدِ فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) نَعَمْ یَا امیرالمؤمنین (علیه السلام) إِنَّ الْمُحْرِمَ إِذَا قَتَلَ صَیْداً فِی الْحِلِّ وَ الصَّیْدُ مِنْ ذَوَاتِ الطَّیْرِ مِنْ کِبَارِهَا فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ وَ إِذَا أَصَابَهُ فِی الْحَرَمِ فَعَلَیْهِ الْجَزَاءُ مُضَاعَفاً وَ إِذَا قَتَلَ فَرْخاً فِی الْحِلِّ فَعَلَیْهِ حَمَلٌ قَدْ فُطِمَ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ قِیمَتُهُ لِأَنَّهُ لَیْسَ فِی الْحَرَمِ وَ إِذَا قَتَلَهُ فِی الْحَرَمِ فَعَلَیْهِ الْحَمَلُ وَ قِیمَتُهُ لِأَنَّهُ فِی الْحَرَمِ فَإِذَا کَانَ مِنَ الْوُحُوشِ فَعَلَیْهِ فِی حِمَارٍ وَحْشٍ بَدَنَهًٌْ وَ کَذَلِکَ فِی النَّعَامَهًِْ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَصِیَامُ ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ یَوْماً وَ إِنْ کَانَتْ بَقَرَهًًْ فَعَلَیْهِ بَقَرَهًٌْ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَعَلَیْهِ إِطْعَامُ ثَلَاثِینَ مِسْکِیناً فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَلْیَصُمْ تِسْعَهًَْ أَیَّامٍ وَ إِنْ کَانَ ظَبْیاً فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَعَلَیْهِ إِطْعَامُ عَشَرَهًِْ مَسَاکِینَ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَصِیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ وَ إِنْ کَانَ فِی الْحَرَمِ فَعَلَیْهِ الْجَزَاءُ مُضَاعَفاً هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ حَقّاً وَاجِباً عَلَیْهِ أَنْ یَنْحَرَهُ فَإِنْ کَانَ فِی حَجٍّ بِمِنًی حَیْثُ یَنْحَرُ النَّاسُ وَ إِنْ کَانَ فِی عُمْرَهًٍْ یَنْحَرُهُ بِمَکَّهًَْ وَ یَتَصَدَّقُ بِمِثْلِ ثَمَنِهِ حَتَّی یَکُونَ مُضَاعَفاً وَ کَذَلِکَ إِذَا أَصَابَ أَرْنَباً فَعَلَیْهِ شَاهًٌْ وَ إِذَا قَتَلَ الْحَمَامَهًَْ تَصَدَّقَ بِدِرْهَمٍ أَوْ یَشْتَرِی بِهِ طَعَاماً لِحَمَامِ الْحَرَمِ وَ فِی الْفَرْخِ نِصْفُ دِرْهَمٍ وَ فِی الْبَیْضَهًِْ رُبُعُ دِرْهَمٍ وَ کُلُّ مَا أَتَی بِهِ الْمُحْرِمُ بِجَهَالَهًٍْ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ فِیهِ إِلَّا الصَّیْدَ فَإِنَّ عَلَیْهِ الْفِدَاءَ بِجَهَالَهًٍْ کَانَ أَوْ بِعِلْمٍ بِخَطَإٍ کَانَ أَوْ بِعَمْدٍ وَ کُلُّ مَا أَتَی الْعَبْدُ فَکَفَّارَتُهُ عَلَی صَاحِبِهِ بِمِثْلِ مَا یَلْزَمُ صَاحِبَهُ وَ کُلُّ مَا أَتَی بِهِ الصَّغِیرُ الَّذِی لَیْسَ بِبَالِغٍ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ فِیهِ وَ إِنْ کَانَ مِمَّنْ عَادَ فَهُوَ مِمَّنْ یَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ لَیْسَ عَلَیْهِ کَفَّارَهًٌْ وَ النَّقِمَهًُْ فِی الْآخِرَهًِْ وَ إِنْ دَلَّ عَلَی الصَّیْدِ وَ هُوَ مُحْرِمٌ فَقَتَلَ فَعَلَیْهِ الْفِدَاءُ وَ الْمُصِرُّ عَلَیْهِ یَلْزَمُهُ بَعْدَ الْفِدَاءِ عُقُوبَهًٌْ فِی الْآخِرَهًِْ وَ النَّادِمُ عَلَیْهِ لَا شَیْءَ عَلَیْهِ بَعْدَ الْفِدَاءِ وَ إِذَا أَصَابَ لَیْلًا فِی وَکْرِهَا خَطَأً فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ إِلَّا أَنْ یَتَعَمَّدَهُ فَإِنْ تَعَمَّدَ بِلَیْلٍ أَوْ نَهَارٍ فَعَلَیْهِ الْفِدَاءُ وَ الْمُحْرِمُ لِلْحَجِّ یَنْحَرُ الْفِدَاءَ بِمِنًی حَیْثُ یَنْحَرُ النَّاسُ وَ الْمُحْرِمُ لِلْعُمْرَهًِْ یَنْحَرُ بِمَکَّهًْ.

 

امام جواد (علیه السلام)- محمّدبن‌عون نصیبی گوید: وقتی مأمون تصمیم گرفت دختر خود ام‌الفضل را به ازدواج حضرت جواد (علیه السلام) درآورد خویشاوندان نزدیک او پیش مأمون آمدند... از پی یحیی‌بن‌اکثم فرستاده او را به طمع انداختند و وعده‌هایی به او دادند تا سؤالی برای حضرت جواد (علیه السلام) ترتیب دهد که نتواند پاسخ آن را در حضور مأمون در مجلس ازدواج بدهد. مجلس آماده شد. همه حضور یافتند. امام جواد (علیه السلام) نیز حضور داشت. عبّاسیان رو به مأمون نموده گفتند: «اینک یحیی‌بن‌اکثم حاضر است اگر اجازه می‌فرمایید از اباجعفر (علیه السلام) مسأله‌ای را سؤال کند». مأمون گفت: «یحیی از اباجعفر (علیه السلام) مسأله‌ای فقهی بپرس تا بفهمیم اطّلاعات فقهی او چگونه است». یحیی گفت: «آقا بفرمایید حکم شخص محرمی که صید و شکاری را کشته باشد چیست»؟ امام جواد (علیه السلام) فرمود: «صید را در حلّ کشته یا در حرم؟ عالم بوده یا جاهل؟ عمداً بوده یا اشتباه؟ عبد بوده یا آزاد؟ صغیر بوده یا کبیر؟ دفعه‌ی اوّل او بوده یا برای چندمین بار این کار را کرده؟ صید پرنده بود یا غیر پرنده؟ از شکارهای کوچک بوده یا بزرگ؟ هنوز اصرار بر این کار دارد یا پشیمان شده؟ شب در آشیانه او را گرفته یا در روز آشکار؟ احرام برای حج بسته بوده یا برای عمره»؟ یحیی‌بن‌اکثم [در توضیحاتی‌که امام جواد از او پرسید و شقوق مختلف مسأله گیج شد] و نتوانست چیزی بگوید، به‌طوری که موقعیّت درخواست‌کنندگان و انتظار آن‌ها را هیچ توجهی نداشت. مردم نیز از جواب امام جواد (علیه السلام) متعجّب شدند ... وقتی مردم متفرّق شدند مأمون روی به امام جواد (علیه السلام) نموده گفت: «اگر صلاح بدانید برای ما توضیح بدهید که هرکدام از این شقوق مسأله که در صید حرم ذکر فرمودید چه حکمی دارد»؟ امام جواد (علیه السلام) فرمود: «بسیار خوب یا امیرالمؤمنین شخص محرم اگر شکاری را در حل (خارج حرم) از پرنده‌های بزرگ بکشد باید یک گوسفند قربانی کند، اگر همین کار را در حرم کرد باید دو برابر جریمه شود. اگر جوجه‌ای را بکشد باید یک برّه از شیر گرفته بدهد، قیمتش را نباید بپردازد چون در حرم نبوده امّا اگر در حرم بود باید یک برّه به اضافه‌ی قیمت آن بپردازد چون در حرم بوده. امّا اگر از وحوش بود [نه پرنده] در مورد گورخر یک شتر و همچنین در مورد شتر مرغ اگر قدرت مالی نداشت شصت نفر را طعام می‌دهد، درصورت نداشتن قدرت مالی هجده روز روزه می‌گیرد. اگر گاو وحشی بود باید یک گاو بکشد، اگر ندارد سی نفر را غذا بدهد، درصورتی‌که قدرت مالی نداشت نه روز روزه بدارد. اگر آهو بود باید یک گوسفند بکشد، اگر قدرت نداشت ده نفر را غذا می‌دهد درصورت عدم امکان سه روز روزه می‌گیرد و اگر در حرم چنین کرد جریمه او دو برابر می‌شود باید قربانی خود را به مکّه بیاورد و واجب است آن را نحر نماید و بکشد. درصورتی‌که در حج و منی بود در همان قربانگاهی که مردم قربانی می‌کنند قربانی خود را می‌کشد امّا اگر عمره انجام می‌داد باید در مکّه او را قربانی کند و معادل قیمت آن هم صدقه می‌دهد تا جریمه دو برابر داده باشد. همین‌طور اگر خرگوشی را صید کرد باید یک گوسفند بدهد امّا اگر کبوتری را صید کرد یک درهم صدقه می‌دهد یا به‌وسیله‌ی آن درهم غذا می‌خرد برای کبوتران حرم. در جوجه کبوتر نصف درهم و در تخم کبوتر یک‌چهارم درهم. محرم هرچه انجام داد از روی نادانی چیزی بر او نیست به‌جز صید که باید فدا بدهد چه عالم باشد و چه جاهل، خطا کرده باشد یا عمد. اگر محرم بنده باشد هرچه انجام دهد کفّاره‌ی آن به گردن آقا و سید و صاحب اوست. معادل آن مقداری که صاحبش جریمه می‌شود اگر صید کننده صغیر باشد چیزی بر او نیست. امّا درصورت تکرار صید از کسانی خواهد بود که خدا از او انتقام می‌گیرد، کفّاره‌ای نباید بپردازد، این انتقام در قیامت است. اگر صید را نشان داده باشد درحال احرام و صید کشته شود باید فدا بدهد و کسی که اصرار به این‌کار ورزد، علاوه بر فدا، عقوبت آخرت نیز هست کسی که بعد از قربانی‌دادن از عمل خود پشیمان گردد گناهی بر او نخواهد بود. اگر در شب میان آشیانه او را پیدا کرده باشد به‌صورت اشتباه چیزی بر او نیست مگر اینکه عمداً این کار را کرده باشد، اگر عمداً باشد چه در شب و چه در روز باید فدا بدهد. محرم برای انجام حج فدا را در منی قربانی‌می‌کند، در همان قربانگاه مردم، ولی کسی که برای عمره احرام بسته در مکّه می‌کشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۲ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۸۳/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۴۹/ تحف العقول، ص۴۵۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۱۵/ نورالثقلین

۱ -۸

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن الْحَلَبِیِّ قَال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْأَرْنَبِ یُصِیبُهُ الْمُحْرِمُ فَقَالَ شَاهًٌْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی خرگوشی که محرمی آن را شکار کند سؤال کردم، امام گفت: «گوسفندی است که باید به‌عنوان قربانی به کعبه برسد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۴ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۱۷

۱ -۹

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَمِیلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی مُحْرِمٍ قَتَلَ نَعَامَهًًْ قَالَ عَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ قَالَ إِنْ کَانَ قِیمَهًُْ الْبَدَنَهًِْ أَکْثَرَ مِنْ إِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً لَمْ یَزِدْ عَلَی إِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ إِنْ کَانَ قِیمَهًُْ الْبَدَنَهًِْ أَقَلَّ مِنْ إِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ إِلَّا قِیمَهًُْ الْبَدَنَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- جمیل از یکی از شیعیان و او از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود: «محرمی که شترمرغی را بکشد، شتر فربهی بر ذمّه دارد، و اگر نتواند، پس اطعام شصت مسکین. پس اگر قیمت شتر بیش از طعام شصت مسکین باشد چیزی بر طعام شصت مسکین افزوده نمی‌شود، و اگر قیمت شتر کمتر از طعام شصت مسکین باشد چیزی به جز قیمت شتر بر ذمّه او تعلق نمی‌گیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۴ الکافی، ج۴، ص۳۸۶/ نورالثقلین

۱ -۱۰

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: فِی الْمُحْرِمِ إِذَا أَصَابَ صَیْداً فَوَجَبَ عَلَیْهِ الْفِدَاءُ فَعَلَیْهِ أَنْ یَنْحَرَهُ إِنْ کَانَ فِی الْحَجِّ بِمِنًی حَیْثُ یَنْحَرُ النَّاسُ فَإِنْ کَانَ فِی عُمْرَهًٍْ نَحَرَهُ بِمَکَّهًَْ وَ إِنْ شَاءَ تَرَکَهُ إِلَی أَنْ یَقْدَمَ فَیَشْتَرِیَهُ فَإِنَّهُ یُجْزِئُ عَنْهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) در مورد مُحرم فرمود: «هنگامی که صیدی شکار کند، کفّاره بر او واجب می‌شود؛ اگر در حجّ بود باید آن را در منی قربانی کند آنجا که مردم قربانی می‌کنند و اگر در عمره بود، در مکّه قربانی می‌کند و اگر خواست آن را رها می‌کند تا بیاید و آن را بخرد و این کار از طرف آن کفایت می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۴ الکافی، ج۴، ص۳۸۴/ نورالثقلین

۱ -۱۱

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمُحْرِمُ إِذَا قَتَلَ الصَّیْدَ فِی الْحِلِ فَعَلَیْهِ جَزَاؤُهُ یَتَصَدَّقُ بِالصَّیْدِ عَلَی مِسْکِینٍ فَإِنْ عَادَ وَ قَتَلَ صَیْداً لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ جَزَاؤُهُ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْه‌ُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- انسان محرم وقتی‌که شکاری را در «حلّ» می‌کُشد، مجازات بر او واجب می‌شود. وی باید آن شکار را به فقیری ببخشد. پس اگر دوباره تکرار کرد و شکاری را کشت، بر او مجازات نیست؛ بلکه خداوند، خودش از او انتقام می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۴ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۸۰/ البرهان

۱ -۱۲

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی الْمُحْرِمِ یُصِیبُ نَعَامَهًًْ عَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَهًِْ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ بَدَنَهًًْ أَطْعَمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی ذَلِکَ صَامَ ثَمَانِیَهًَْ عَشَرَ یَوْماً.

 

امام باقر (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) در مورد مُحرمی که شتر مرغی را شکار می‌کند روایت شده، فرمود: «شتری بر او واجب است هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ و اگر شتری پیدا نکرد، به شصت فقیر غذا می‌دهد و اگر بر آن توانایی نداشت، هجده روز روزه می‌گیرد».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۲

۱ -۱۳

(مائده/ ۹۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هُوَ أَشْبَهُ الْأَشْیَاءِ بِهِ مِنَ النَّعَمِ إِنْ قَتَلَ نَعَامَهًًْ فَعَلَیْهِ بَدَنَهًٌْ حَکَمَ النَّبِیّ (صلی الله علیه و آله) ِذَلِکَ فِی الْبَدَنَهًِْ وَ إِنْ قَتَلَ أَرْوَی فَبَقَرَهًٌْ وَ إِنْ قَتَلَ غَزَالًا أَوْ أَرْنَباً فَشَاهًٌْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- «مِثل»، شبیه‌ترین چهارپایان به آن [حیوان شکار شده] است؛ اگر شترمرغی را کشت، شتری بر او واجب است. پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی شتر به آن حکم فرمود. و اگر بز کوهی را کشت، گاوی بر او واجب است و اگر غزال یا خرگوشی را کشت، گوسفندی بر او واجب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ فقه القرآن، ج۱، ص۳۰۷

۱ -۱۴

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَحْرَمْتَ فَاتَّقِ قَتْلَ الدَّوَابِ کُلِّهَا إِلَّا الْأَفْعَی وَ الْعَقْرَبَ وَ الْفَأْرَهًَْ وَ أَمَّا الْفَأْرَهًُْ فَإِنَّهَا تُوهِی السِّقَاءَ وَ تُحْرِقُ عَلَی أَهْلِ الْبَیْتِ وَ أَمَّا الْعَقْرَبُ فَإِنَّ نَبِیَّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَدَّ یَدَهُ إِلَی حَجَرٍ فَلَسَعَتْهُ عَقْرَبٌ فَقَالَ لَعَنَکِ اللَّهُ لَا بَرّاً تَدَعِینَهُ وَ لَا فَاجِراً وَ الْحَیَّهًُْ إِذَا أَرَادَتْکَ فَاقْتُلْهَا وَ إِنْ لَمْ تُرِدْکَ فَلَا تُرِدْهَا وَ الْکَلْبُ الْعَقُورُ وَ السَّبُعُ إِذَا أَرَادَاکَ وَ إِنْ لَمْ یُرِیدَاکَ فَلَا تُرِدْهُمَا وَ الْأَسْوَدُ الْغَدَّارُ فَاقْتُلْهُ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ ارْمِ الْغُرَابَ رَمْیاً عَنْ ظَهْرِ بَعِیرِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زمانی که محرم شدی، از کشتن تمامی جانداران به جز مار، عقرب، موش، بپرهیز. امّا موش را بکش زیرا مشک را پاره می‌کند و اهل خانه را از شدّت عطش می‌کشد. امّا عقرب، پس به درستی که نبی (صلی الله علیه و آله) دستش را به سوی حجرالأسود دراز کرد، پس عقربی او را نیش زد و آن حضرت فرمود: خدایت لعنت کند، نه مؤمن را وا می گذاری و نه فاجر را. و مار، اگر خواست تو را بگزد، او را بکش و اگر کاری با تو نداشت، تو هم با او کاری نداشته باش. سگ گزنده و حیوان درّنده هرگاه قصد تو را کردند، پس اگر کاری با تو نداشتند، تو هم کاری با آن‌ها نداشته باش. و مار سیاه خائن را در هر حال بکش و کَنِه را از پشت شترت کنار بنداز.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ علل الشرایع، ج۲، ص۴۵۸/ نورالثقلین

۱ -۱۵

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- یُقْتَلُ فِی الْحَرَمِ وَ الْإِحْرَامِ الْأَفْعَی وَ الْأَسْوَدُ الْغَدِرُ وَ کُلُ حَیَّهًِْ سَوْءٍ وَ الْعَقْرَبُ وَ الْفَأْرَهًُْ وَ هِیَ الْفُوَیْسِقَهًُْ وَ یُرْجَمُ الْغُرَابُ وَ الْحِدَأَهًُْ رَجْماً فَإِنْ عَرَضَ لَکَ لُصُوصٌ امْتَنَعْتَ مِنْهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- درحرم و در حال احرام افعی و مار سیاهرنگِ بزرگ مکّار و هر مار بد و عقرب و موش که فاسقی کوچک است کشته می‌شود. کلاغ و زغن سنگسار می‌شوند. اگر دزدانی به تو تعرّض کردند در برابر آن‌ها دفاع کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ الکافی، ج۴، ص۳۶۳/ نورالثقلین

۱ -۱۶

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَقْتُلُ الْمُحْرِمُ الزُّنْبُورَ وَ النَّسْرَ وَ الْأَسْوَدَ الْغَدِرَ وَ الذِّئْبَ وَ مَا خَافَ أَنْ یَعْدُوَ عَلَیْهِ وَ قَالَ الْکَلْبُ الْعَقُورُ هُوَ الذِّئْبُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مُحرم زنبور، کرکس، مار سیاه رنگ بزرگ مکّار، گرگ و هرچه را بترسد به او حمله کند می‌کُشد و فرمود: سگ هار همان گرگ است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ الکافی، ج۴، ص۳۶۳/ نورالثقلین

۱ -۱۷

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- کُلُّ مَا خَافَ الْمُحْرِمُ عَلَی نَفْسِهِ مِنَ السِّبَاعِ وَ الْحَیَّاتِ وَ غَیْرِهَا فَلْیَقْتُلْهُ فَإِنْ لَمْ یُرِدْکَ فَلَا تُرِدْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مُحرم باید هرچه را از درّنده‌ها و مارها و غیر آن دو که از آن می‌ترسد، بکشد. اگر به تو هجوم نیاورند، تو هم قصد آن‌ها را نکن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ الکافی، ج۴، ص۳۶۳/ نورالثقلین

۱ -۱۸

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُعَاوِیَهًَْ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی الْمُحْرِمِ یَصِیدُ الطَّیْرَ قَالَ عَلَیْهِ الْکَفَّارَهًُْ فِی کُلِ مَا أَصَابَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معاویهًْ‌بن‌عمّار نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی مُحرمی که پرنده­ای را شکار می‌کند، فرمود: «در هر چیزی که شکار کند، واجب است که کفّاره‌اش را بپردازد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ الکافی، ج۴، ص۳۹۴/ نورالثقلین

۱ -۱۹

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ وَجَبَ عَلَیْهِ فِدَاءُ صَیْدٍ أَصَابَهُ مُحْرِماً فَإِنْ کَانَ حَاجّاً نَحَرَ هَدْیَهُ الَّذِی یَجِبُ عَلَیْهِ بِمِنًی وَ إِنْ کَانَ مُعْتَمِراً نَحَرَهُ بِمَکَّهًَْ قُبَالَهًَْ الْکَعْبَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس کفّاره‌ی صیدی که شکار کرده درحال احرام بر او واجب شود، اگر درحال انجام حجّ بود، قربانی‌اش را که بر او واجب شده در منی قربانی می‌کند و اگر درحال انجام عمره بود در مکّه مقابل کعبه قربانی می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۶ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۷۳/ نورالثقلین

[کفّاره‌ای] که دو نفر عادل از شما، معادل‌بودن آن را تصدیق کنند

۲ -۱

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن زُراره قال: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ قَالَ الْعَدْلُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْإِمَامُ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مِمَّا أَخْطَأَتْ بِهِ الْکُتَّابُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این آیه «ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ پرسیدم»، حضرت فرمود: «منظور از عدل، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امام پس از اوست». سپس فرمود: «این از چیزهایی است که نویسندگان درباره‌ی آن اشتباه کرده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ الکافی، ج۴، ص۳۹۷/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۳/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن زُرارۀ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ فَالْعَدْلُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِهِ یَحْکُمُ بِهِ وَ هُوَ ذُو عَدْلٍ فَإِذَا عَلِمْتَ مَا حَکَمَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْإِمَامُ فَحَسْبُکَ وَ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ روایت کرده است که فرمود: «عدل، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امام بعد از اوست که به آن حکم می‌دهند. پس او ذوعدل (عادل) است و هنگامی که فهمیدی خدا توسط فرستاده‌اش و یا امام پس از او، چه حکم کرده است، تو را کفایت می‌کند و درباره‌ی آن چیزی نپرس».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۳۱۴/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۷۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۳

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ قَالَ الْعَدْلُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْإِمَامُ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ قَالَ هَذَا مِمَّا أَخْطَأَتْ بِهِ الْکُتَّابُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌عمر یمانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ پرسیدم، فرمود: «منظور از عدل، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امام پس از اوست». سپس فرمود: «این از چیزهایی است که نویسندگان درباره‌ی آن اشتباه کرده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ الکافی، ج۴، ص۳۹۶/ نورالثقلین

۲ -۴

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن مُحَمّدِبنِ مُسلِم عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام): فِی قَوْلِ اللَّهِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ یَعْنِی رَجُلًا وَاحِداً یَعْنِی الْإِمَامَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ فرمود: «منظورش فقط یک مرد و آن هم امام است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۵

(مائده/ ۹۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ یَعْنِی بِهِ الْإِمَامَ (علیه السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- منظور از یحکُم بِه ذَوَا عدْلٍِّ منکُمْ امام است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۴۲۰/ البرهان

۲ -۶

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن حَمَّادِ‌بْنِ‌عُثْمَانَ قَالَ: تَلَوْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ فَقَالَ ذُو عَدْلٍ مِنْکُمْ هَذَا مِمَّا أَخْطَأَتْ فِیهِ الْکُتَّابُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمّادبن‌عثمان گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) این آیه: ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ را تلاوت کردم. پس فرمود: «ذَو عدْلٍ مِّنکُمْ این از چیزهایی است که نویسندگان درباره‌ی آن اشتباه کرده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ الکافی، ج۸، ص۲۰۵/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۷

(مائده/ ۹۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- رُوِیَ أَنَّ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) أَرْسَلَ عَبْدَ‌اللَّهِ‌بْنَ‌عَبَّاسٍ إِلَی الْخَوَارِجِ وَ کَانَ بِمَرْأًی مِنْهُمْ وَ مَسْمَعٍ لِیَسْأَلَهُمْ مَا ذَا الَّذِی نَقَمُوا عَلَیْهِ فَقَالَ لَهُمُ ابْنُ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) مَا ذَا نَقَمْتُمْ عَلَی امیرالمؤمنین (علیه السلام) قَالُوا لَهُ فِی الْجَوَابِ نَقَمْنَا یَا ابْنَ‌الْعَبَّاسِ (رحمة الله علیه) عَلَی صَاحِبِکَ خِصَالًا کُلُّهَا مُکَفِّرَهًٌْ مُوبِقَهًٌْ ... وَ الثَّالِثَهًُْ أَنَّهُ جَعَلَ الْحَکَمَ إِلَی غَیْرِهِ وَ قَدْ کَانَ عِنْدَنَا أَحْکَمَ النَّاسِ ... یَا ابْنَ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قُلْ لَهُمْ ... وَ أَمَّا قَوْلُکُمْ أَنِّی جَعَلْتُ الْحَکَمَ إِلَی غَیْرِی وَ قَدْ کُنْتُ عِنْدَکُمْ أَحْکَمَ النَّاسِ فَهَذَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَدْ جَعَلَ الْحَکَمَ إِلَی سَعْدٍ یَوْمَ بَنِی‌قُرَیْظَهًَْ وَ قَدْ کَانَ أَحْکَمَ النَّاسِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فَتَأَسَّیْتُ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالُوا وَ هَذِهِ لَکَ بِحُجَّتِنَا قَالَ وَ أَمَّا قَوْلُکُمْ أَنِّی حَکَّمْتُ فِی دِینِ اللَّهِ الرِّجَالَ فَمَا حَکَّمْتُ الرِّجَالَ وَ إِنَّمَا حَکَّمْتُ کَلَامَ رَبِّیَ الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ حَکَماً بَیْنَ أَهْلِهِ وَ قَدْ حَکَّمَ اللَّهُ الرِّجَالَ فِی طَائِرٍ فَقَالَ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ فَدِمَاءُ الْمُسْلِمِینَ أَعْظَمُ مِنْ دَمِ طَائِرٍ قَالُوا وَ هَذِهِ لَکَ بِحُجَّتِنَا.

 

امام علی (علیه السلام)- در کتاب الاحتجاج روایت شده است: امام علی (علیه السلام) عبداللَّه‌بن‌عبّاس را نزد خوارج به نوعی که خود آن مناظره را ببیند و بشنود، فرستاد تا از آن‌ها بپرسد که چه عیب و ایرادی بر او دارند. ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) به آن‌ها گفت: «چه عیب و ایرادی بر امیرمؤمنان (علیه السلام) دارید»؟ آنان در جواب ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گفتند: «ما درباره‌ی رفیقت اعتراضاتی داریم که تمامی آن‌ها موجب کفر و هلاکت و عذاب او می‌باشد... و سوّم: ما فکر می‌کردیم او در مقام رأی و حکم از همه مقدّم است، و خود او دیگری را انتخاب کرد... حضرت أمیر (علیه السلام) به ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) فرمود: «به ایشان بگو... و امّا اعتراض شما درباره‌ی حکم قراردادن دیگری، با اینکه من خودم از دیگران سزاوارتر به حکم‌دادن هستم، این است که من در این مورد نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیروی کرده‌ام که آن حضرت در جنگ با بنی‌قریظه حکمیّت را به سعدبن‌معاذ داده، و طرفین به حکومت و رأی او توافق کردند، حال اینکه خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) از همه به حکم و رأی‌دادن سزاوارتر بود، خداوند می‌فرماید: برای شما شخص رسول اللَّه مقتدای پسندیده‌ای است. (احزاب/۲۱) من نیز از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سرمشق گرفتم». گفتند: «این پاسخ را نیز پذیرفتیم». حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «و امّا جواب این اعتراض شما که چرا من دیگران را در دین خدا حکم قرار دادم این است که من اصلاً کسی را حکم قرار ندادم و تنها کلام خدا؛ قرآن را حاکم قرار دادم، که کلام خود را میان مؤمنان حکم ساخته، و در آیه: وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُم. رجال را در مورد جزاء و تصدیق مصداق کفّاره‌ی صید طائر از شخص؛ حاکم معیّن فرموده است. بنا بر این آیه؛ رعایت خون مسلمانان بسی عظیمتر و لازمتر از خون پرنده خواهد بود. خوارج گفتند: ما در برابر این پاسخ نیز تسلیم شدیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۴۸ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۳۷۷/ الاحتجاج، ج۱، ص۱۸۷/ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۳۴۹/ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۴۲۱/ المناقب، ج۱، ص۲۶۸/ نورالثقلین

۲ -۸

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن مُوسَی‌بْنِ‌بَکْرِ‌بْنِ‌دَأْبٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنَّ زَیْدَ‌بْنَ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) دَخَلَ عَلَی أَبِی‌جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ مَعَهُ کُتُبٌ مِنْ أَهْلِ الْکُوفَهًِْ یَدْعُونَهُ فِیهَا إِلَی أَنْفُسِهِمْ وَ یُخْبِرُونَهُ بِاجْتِمَاعِهِمْ وَ یَأْمُرُونَهُ بِالْخُرُوجِ فَقَالَ لَهُ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) هَذِهِ الْکُتُبُ ابْتِدَاءٌ مِنْهُمْ أَوْ جَوَابُ مَا کَتَبْتَ بِهِ إِلَیْهِمْ وَ دَعَوْتَهُمْ إِلَیْهِ فَقَالَ بَلِ ابْتِدَاءٌ مِنَ الْقَوْمِ لِمَعْرِفَتِهِمْ بِحَقِّنَا وَ بِقَرَابَتِنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لِمَا یَجِدُونَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ وُجُوبِ مَوَدَّتِنَا وَ فَرْضِ طَاعَتِنَا وَ لِمَا نَحْنُ فِیهِ مِنَ الضِّیقِ وَ الضَّنْکِ وَ الْبَلَاءِ فَقَالَ لَهُ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنَّ الطَّاعَهًَْ مَفْرُوضَهًٌْ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ سُنَّهًٌْ أَمْضَاهَا فِی الْأَوَّلِینَ وَ کَذَلِکَ یُجْرِیهَا فِی الْآخِرِینَ وَ الطَّاعَهًُْ لِوَاحِدٍ مِنَّا وَ الْمَوَدَّهًُْ لِلْجَمِیعِ وَ أَمْرُ اللَّهِ یَجْرِی لِأَوْلِیَائِهِ بِحُکْمٍ مَوْصُولٍ وَ قَضَاءٍ مَفْصُولٍ وَ حَتْمٍ مَقْضِیٍّ وَ قَدَرٍ مَقْدُورٍ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی لِوَقْتٍ مَعْلُومٍ فَلَا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذِینَ لَا یُوقِنُونَ. إِنَّهُمْ لَنْ یُغْنُوا عَنْکَ مِنَ اللهِ شَیْئاً. فَلَا تَعْجَلْ فَإِنَّ اللهَ لَا یَعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ وَ لَا تَسْبِقَنَّ اللهَ فَتُعْجِزَکَ الْبَلِیَّةُ فَتَصْرَعَکَ قَالَ فَغَضِبَ زَیْدٌ عِنْدَ ذَلِکَ ثُمَّ قَالَ لَیْسَ الْإِمَامُ مِنَّا مَنْ جَلَسَ فِی بَیْتِهِ وَ أَرْخَی سِتْرَهُ وَ ثَبَّطَ عَنِ الْجِهَادِ وَ لَکِنَّ الْإِمَامَ مِنَّا مَنْ مَنَعَ حَوْزَتَهُ وَ جَاهَدَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ دَفَعَ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ ذَبَّ عَنْ حَرِیمِهِ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) هَلْ تَعْرِفُ یَا أَخِی مِنْ نَفْسِکَ شَیْئاً مِمَّا نَسَبْتَهَا إِلَیْهِ فَتَجِیءَ عَلَیْهِ بِشَاهِدٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ أَوْ حُجَّهًٍْ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَوْ تَضْرِبَ بِهِ مَثَلًا فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَحَلَّ حَلَالًا وَ حَرَّمَ حَرَاماً وَ فَرَضَ فَرَائِضَ وَ ضَرَبَ أَمْثَالًا وَ سَنَّ سُنَناً وَ لَمْ یَجْعَلِ الْإِمَامَ الْقَائِمَ بِأَمْرِهِ شُبْهَهًًْ فِیمَا فَرَضَ لَهُ مِنَ الطَّاعَهًِْ أَنْ یَسْبِقَهُ بِأَمْرٍ قَبْلَ مَحَلِّهِ أَوْ یُجَاهِدَ فِیهِ قَبْلَ حُلُولِهِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی الصَّیْدِ لا تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ أَ فَقَتْلُ الصَّیْدِ أَعْظَمُ أَمْ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- موسی‌بن‌بکر از کسی که از امام باقر (علیه السلام) حدیث کرده، نقل می‌کند: زیدبن‌علیّ‌بن‌الحسین مقداری نامه در دست داشت و خدمت امام باقر (علیه السلام) رسید مردم کوفه در نامه‌ها او را دعوت به‌جانب خود و قیام می‌کردند و وعده‌ی کمک می‌دادند. امام باقر (علیه السلام) پرسید: «این نامه‌ها را آن‌ها خودشان بدون سابقه نوشته‌اند یا جواب نامه‌هایی است که قبلا تو نوشته‌ای»؟ عرض کرد: «نه بدون سابقه نوشته‌اند چون عارف به حقّ ما و خویشاوندی ما با پیامبرند. و در قرآن می‌بینند که دوستی و اطاعت از ما بر آن‌ها واجب است و در ضمن ناراحتی و گرفتاری ما را می‌یابند». امام (علیه السلام) فرمود: «البتّه اطاعت از پیشوای واقعی امری است که خداوند در گذشته برای پیشینیان لازم فرموده و مقرّر داشته و همین‌طور برای تمام مردم درحال و آینده. ولی این اطاعت و فرمانبرداری نسبت به یک نفر از ما خانواده است؛ امّا لازم است به همه‌ی اولاد پیغمبر علاقه و محبّت داشته باشند. خداوند کارها را با قضای حتمی خود روی یک میزان معیّن و حدود مرتّب و وقت مشخّصی انجام می‌دهد. مبادا گول مردم بی‌اعتقاد را بخوری که آن‌ها نمی‌توانند تو را از خدا بی‌نیاز کنند. و مبادا عجله کنی که خداوند با عجله‌کردن بندگان کاری از موعد مقرّرش زودتر انجام نمی‌دهد. متوجّه باش و بر خدا پیشی نگیری که گرفتاری دامنت را می‌گیرد و به زمین می‌افتی». زید از این سخنان خشمگین شده گفت: «امام از ما خانواده کسی نیست که در خانه بنشیند و در را به روی خود ببندد و از پیکار خودداری کند؛ امام کسی است که مدافع حقوق مردم و پیکارجو در راه خدا و حافظ منافع ملّت و نگهبان خانواده‌ی خود باشد». امام باقر (علیه السلام) فرمود: «برادر در خود از این مقام چیزی می‌یابی که باید دلیلی از کتاب خدا و یا از پیامبر بیاوری یا نظیری برای آن بیاوری؛ خداوند حلال و حرامی قرار داده و واجبات را تعیین کرده و مثال‌هایی آورده و مستحباتی قرار داده. هرگز امام و پیشوا را در تردید و شک نسبت به دستورات خود نگذاشته که کاری را قبل از موعد مقرّر انجام‌دهد و یا جهاد بی‌موقع کند. خداوند درباره‌ی شکار حیوانات مکّه می‌فرماید: لاتَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ شکار حیوانات مهمتر است یا قتل نفس که حرام است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۰ الکافی، ج۱، ص۳۵۶/ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۲۰۳/ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۱۹۰/ العیاشی، ج۱، ص۲۹۰

[کفّاره‌ای] که دو نفر عادل از شما، معادل بودن آن را تصدیق کنند؛ و به‌صورت قربانی به [حریم] کعبه برسد؛ یا [به‌جای قربانی،] با اطعام مستمندان کفاره دهد؛ یا معادل آن، روزه بگیرد، تا کیفر کار خود را بچشد. خداوند گذشته را عفو کرده است. و هرکس تکرارکند، خدا او را مجازات می‌کند؛ و خداوند، توانا و دارای مجازات است

۳ -۱

(مائده/ ۹۵)

 

السّجاد (علیه السلام)- عَن سُفْیَانَ‌بْنِ‌عُیَیْنَهًَْ عَنِ الزُّهْرِیِّ عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ لِی یَوْماً یَا زُهْرِی مِنْ أَیْنَ جِئْتَ فَقُلْتُ مِنَ الْمَسْجِدِ قَالَ فِیمَ کُنْتُمْ قُلْتُ تَذَاکَرْنَا أَمْرَ الصَّوْمِ فَاجْتَمَعَ رَأْیِی وَ رَأْیُ أَصْحَابِی عَلَی أَنَّهُ لَیْسَ مِنَ الصَّوْمِ شَیْءٌ وَاجِبٌ إِلَّا صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ یَا زُهْرِیُّ لَیْسَ کَمَا قُلْتُمْ الصَّوْمُ عَلَی أَرْبَعِینَ وَجْهاً فَعَشَرَهًُْ أَوْجُهٍ مِنْهَا وَاجِبَهًٌْ کَوُجُوبِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ عَشَرَهًُْ أَوْجُهٍ مِنْهَا صِیَامُهُنَّ حَرَامٌ وَ أَرْبَعَهًَْ عَشَرَ مِنْهَا صَاحِبُهَا بِالْخِیَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ وَ صَوْمُ الْإِذْنِ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَوْجُهٍ وَ صَوْمُ التَّأْدِیبِ وَ صَوْمُ الْإِبَاحَهًِْ وَ صَوْمُ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَسِّرْهُنَّ لِی قَالَ أَمَّا الْوَاجِبَهًُْ ... وَ صَوْمُ جَزَاءِ الصَّیْدِ وَاجِبٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَساکِینَ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً أَ وَ تَدْرِی کَیْفَ یَکُونُ عَدْلُ ذَلِکَ صِیَاماً یَا زُهْرِیُّ قَالَ قُلْتُ لَا أَدْرِی قَالَ یُقَوَّمُ الصَّیْدُ قِیمَهًًْ قِیمَهًَْ عَدْلٍ ثُمَّ تُفَضُّ تِلْکَ الْقِیمَهًُْ عَلَی الْبُرِّ ثُمَّ یُکَالُ ذَلِکَ الْبُرُّ أَصْوَاعاً فَیَصُومُ لِکُلِّ نِصْفِ صَاعٍ یَوْما.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- امام زین العابدین (علیه السلام) به من فرمود: «ای زهری از کجا آمدی»؟ عرض کردم: «از مسجد». فرمود: «درباره‌ی چه چیزی گفتگو داشتید»؟ عرض کردم: «درباره‌ی روزه گفتگو کردیم و رأی من و یارانم همگی بر این شد که به جز روزه ماه رمضان روزه واجبی نیست». فرمود: «ای زهری، چنین نیست که شما گفتید. روزه بر چهل قسم است، ده قسم از آن واجب است همچون وجوب روزه ماه رمضان و چهارده قسم از آن، صاحبش اختیار دارد، اگر خواست روزه می‌گیرد و اگر خواست افطار می‌کند و ده قسم از آن‌ها روزه گرفتنش حرام است. روزه اذن بر سه قسم است: روزه تأدیب و روزه اباحه و روزه سفر و بیماری». عرض کردم: «فدایت شوم، این‌ها را برای من تفسیر کنید». ... و روزه کفّاره‌ی شکار کردن در حال احرام واجب است. خدای تبارک و تعالی می­فرماید: وَ مَن قَتَلَهُ مِنکُم مُّتَعَمِّدًا فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاکِینَ أَو عَدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا. سپس فرمود: «می­دانی برابر آن روزه داشتن چگونه است»؟ عرض کردم: «نمی­دانم فرمود: شکار را قیمت می‌کنند. سپس بهای آن را به گندم می­دهند، سپس آن گندم را پیمانه می­کنند که چند صاع است؛ برای هر نیم صاع یک روز روزه می‌گیرند، روزه نذر و روزه اعتکاف نیز واجب است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۲ الکافی، ج۴، ص۸۳/ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۷۷/ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۲۹۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۳۶۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۴/ القمی، ج۱، ص۱۸۵/ الخصال، ج۲، ص۵۳۴/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سِنَانٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی فِیمَنْ قَتَلَ صَیْداً مُتَعَمِّداً وَ هُوَ مُحْرِمٌ فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَساکِینَ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً مَا هُوَ فَقَالَ یَنْظُرُ إِلَی الَّذِی عَلَیْهِ بِجَزَاءِ مَا قَتَلَ فَإِمَّا أَنْ یُهْدِیَهُ وَ إِمَّا أَنْ یُقَوِّمَ فَیَشْتَرِیَ بِهِ طَعَاماً فَیُطْعِمَهُ الْمَسَاکِینَ یُطْعِمَ کُلَّ مِسْکِینٍ مُدّاً وَ إِمَّا أَنْ یَنْظُرَ کَمْ یَبْلُغُ عَدَدُ ذَلِکَ إِلَی الْمَسَاکِینِ فَیَصُومُ مَکَانَ کُلِّ مِسْکِینٍ یَوْماً.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این سخن خدا در مورد شخص مُحرمی که عمداً حیوانی را صید کند؛ فَجَزَاء مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ هَدْیًا بَالِغَ الْکَعبَةِ أَوْ کَفَّارَةٌ طَعامُ مَسَاکِینَ أَو عدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا پرسیدم. حضرت فرمود: «به کفّاره‌ای که باید بپردازد، نگاه می‌کنیم: یا آن را به‌عنوان قربانی پرداخت می‌کند و یا به‌اندازه‌ی قیمت آن غذا خریده و فقرا را اطعام کند و به هر مسکینی یک مدّ بدهد و یا اینکه نگاه کند که تعداد فقرا به چند نفر می‌رسد و برای هر فقیری یک روز روزه بگیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۱۳/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۳

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌بُکَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِه عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً قَالَ یُقَوَّمُ ثَمَنَ الْهَدْیِ طَعَامٌ ثُمَّ یَصُومُ بِکُلِّ مُدٍّ یَوْماً فَإِنْ زَادَتِ الْأَمْدَادُ عَلَی شَهْرَیْنِ فَلَیْسَ عَلَیْهِ أَکْثَرُ مِنْ ذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌بکیر از یکی از شیعیان نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: أَو عدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا فرمود: «قیمت این قربانی را به غذا برآورد کند. پس برای هریک مُدّ، یک روز روزه بگیرد. اگر تعداد مدّها بیش از دو ماه شد، پس بر او واجب نیست که بیش از آن روزه بگیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۲ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۱۰/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۴

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً قَالَ عَدْلُ الْهَدْیِ مَا بَلَغَ یَتَصَدَّقُ بِهِ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ فَلْیَصُمْ بِقَدْرِ مَا بَلَغَ لِکُلِّ طَعَامِ مِسْکِینٍ یَوْماً.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: أَو عدْلُ ذَلِکَ صِیَامًا پرسیدم، فرمود: «معادل کفّاره قربانی، آن چیزی است که باید آن را صدقه بدهد و اگر چیزی برای صدقه‌دادن نداشت، به اندازه‌ی مُدّهای آن مقدار طعامی که باید به فقرا بدهد، یک روز روزه بگیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۴۲/ فقه القرآن، ج۱، ص۳۱۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۱۱/ البرهان/ نورالثقلین

۳ -۵

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ وَجَبَ عَلَیْهِ هَدْیٌ فِی إِحْرَامِهِ فَلَهُ أَنْ یَنْحَرَهُ حَیْثُ شَاءَ إِلَّا فِدَاءَ الصَّیْدِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ هَدْیاً بالِغَ الْکَعْبَةِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکه در احرامش، بر او قربانی واجب شود، بر اوست که هرطور که خواست آن را سر ببرد، مگر کفّاره‌ی صید، همان‌گونه که خداوند فرمود: هَدْیًا بَالِغَ الْکَعبَةِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۷۴/ الإستبصار، ج۲، ص۲۱۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۹۶/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۶

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَمَّا قَوْلُهُ أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً یَعْنِی عَدْلَ الْکَفَّارَهًِْ إِذَا لَمْ یَجِدِ الْفِدْیَهًَْ وَ لَمْ یَجِدِ الثَّمَنَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- کلام خداوند: أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً، بدین معناست که در صورتی که فدیه و بهای آن را نیابد، معادل کفاره، روزه بگیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۵۰/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۱/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۰۷

۳ -۷

(مائده/ ۹۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ صَوْمُ جَزَاءِ الصَّیْدِ وَاجِبٌ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً.

 

امام رضا (علیه السلام)- روزه‌ی کفّاره صید واجب است؛ خداوند عزّوجلّ فرمود: أَوْ عَدْلُ ذلِکَ صِیاماً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ فقه الرضا (ص۲۰۰/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۴۸۷

۳ -۸

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- کُلُّ شَیْءٍ فِی الْقُرْآنِ أَوْ فَصَاحِبُهُ فِیهِ بِالْخِیَارِ یَختَارُ مَا شَاءَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرجا در قرآن حرف [أَوْ] آمده، به‌معنای اختیار است و انسان می‌تواند یکی از دو گزینه را انتخاب کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ نورالثقلین

و هرکس تکرار کند، خدا او را مجازات می‌کند؛ و خداوند، توانا و دارای مجازات است

۴ -۱

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن زَیْدٍ الشَّحَّام عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللهُ مِنْهُ قَالَ إِنَّ رَجُلًا انْطَلَقَ وَ هُوَ مُحْرِمٌ فَأَخَذَ ثَعْلَباً فَجَعَلَ یُقَرِّبُ النَّارَ إِلَی وَجْهِهِ وَ جَعَلَ الثَّعْلَبُ یَصِیحُ وَ یُحْدِثُ مِنِ اسْتِهِ وَ جَعَلَ أَصْحَابُهُ یَنْهَوْنَهُ عَمَّا یَصْنَعُ ثُمَّ أَرْسَلَهُ بَعْدَ ذَلِکَ فَبَیْنَمَا الرَّجُلُ نَائِمٌ إِذْ جَاءَتْهُ حَیَّهًٌْ فَدَخَلَتْ فِی فِیهِ فَلَمْ تَدَعْهُ حَتَّی جَعَلَ یُحْدِثُ کَمَا أَحْدَثَ الثَّعْلَبُ ثُمَّ خَلَّتْ عَنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زید شحّام نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ الله مِنْهُ؛ فرمود: «روزی مردی درحالی‌که مُحرم بود، روباهی را شکار کرد و صورت حیوان را به‌سوی آتش نزدیک نمود و روباه، شروع به فریادکشیدن کرد. از مخرجش مدفوع خارج شد و یارانش او را از کاری که می‌کرد، نهی کردند. پس از آن رهایش کرد و آنگاه به خواب رفت. وقتی که در خواب بود، ماری به داخل دهانش رفت و او را رها نکرد تا آنکه از مَخرجش مدفوع دفع شد؛ همان‌گونه که با روباه چنین کرده بود. آنگاه مار او را رها کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ الکافی، ج۴، ص۳۹۷/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۷۱/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۲، ص۴۳۰/ نورالثقلین/ البرهان

۴ -۲

(مائده/ ۹۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ اللهُ مِنْهُ قَالَ مَنْ قَتَلَ صَیْداً وَ هُوَ مُحْرِمٌ حُکِمَ عَلَیْهِ أَنْ یَجْزِیَ بِمِثْلِهِ فَإِنْ عَادَ فَقَتَلَ آخَرَ لَمْ یُحْکَمْ عَلَیْهِ وَ یَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) فرمود: «در کلام خداوند عزّوجلّ: وَ مَنْ عادَ فَیَنْتَقِمُ الله مِنْهُ، هرکس درحال احرام صیدی را بکشد، بر او حکم می‌شود که مثل آن را کفّاره بدهد و اگر تکرار کرد و [صید] دیگری را کشت، بر او حکم نمی‌شود و [کفّاره ندارد بلکه] خداوند او را مجازات می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۸۰/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۶۱/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۳۰۷

۴ -۳

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمُحْرِمُ إِذَا قَتَلَ الصَّیْدَ فِی الْحِلِّ فَعَلَیْهِ جَزَاؤُهُ وَ یَتَصَدَّقُ بِالصَّیْدِ عَلَی مِسْکِینٍ فَإِنْ عَادَ وَ قَتَلَ صَیْداً لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ جَزَاؤُهُ فَیَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- انسان محرم وقتی که شکاری را در «حلّ» می‌کُشد، مجازات بر او واجب می‌شود. وی باید آن شکار را به فقیری ببخشد. پس اگر دوباره تکرار کرد و شکاری را کشت، بر او مجازات نیست؛ بلکه خداوند، خودش از او انتقام می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۹۴/ نورالثقلین/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۳، ص۹۵/ البرهان

۴ -۴

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُعَاوِیَهًَْ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مُحْرِمٌ أَصَابَ صَیْداً قَالَ عَلَیْهِ الْکَفَّارَهًُْ قُلْتُ فَإِنْ هُوَ عَادَ قَالَ عَلَیْهِ کُلَّمَا عَادَ کَفَّارَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معاویهًْ‌بن‌عمّار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «اگر مُحْرِمی صیدی را شکار کند، حکمش چیست»؟ حضرت فرمود: «بر او واجب است که کفّاره‌اش را بپردازد». گفتم: «و اگر او دوباره این کار را کرد»؟ فرمود: «در هر بار انجام آن عمل، بر او کفّاره واجب است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۶ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۷۲/ البرهان

۴ -۵

(مائده/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمُحْرِمُ إِذَا قَتَلَ الصَّیْدَ فَعَلَیْهِ جَزَاؤُهُ وَ یَتَصَدَّقُ بِالصَّیْدِ عَلَی مِسْکِینٍ فَإِنْ عَادَ فَقَتَلَ صَیْداً آخَرَ لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ جَزَاءٌ وَ یَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ النَّقِمَهًُْ فِی الْآخِرَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شخص مُحْرِم اگر صیدی را کشت، بر او واجب است، کفّاره‌اش را بپردازد و یا یک صید را به مسکینی صدقه دهد و اگر دوباره بازگشت و صید را کشت، بر او جزایی نیست، چرا که خداوند از او انتقام می‌گیرد و این انتقام در آخرت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۶ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۷۲/ البرهان

 

آیه أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِلسَّيَّارَةِ وَ حُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ [96]

 

صيد دريايى و طعام آن براى شما و كاروانيان حلال است؛ تا [در حال احرام نيز] از آن بهره‌مند شويد؛ ولى تا زمانى‌ كه محرم هستيد، شكار صحرايى براى شما حرام است؛ و از [نافرمانى] خدايى‌ كه به‌سوى او محشور مى‌شويد، بپرهيزيد!

۱

(مائده/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا بَأْسَ بِأَنْ یَصِیدَ الْمُحْرِمُ السَّمَکَ وَ یَأْکُلَ مَالِحَهُ وَ طَرِیَّهُ وَ یَتَزَوَّدَ وَ قَالَ أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ قَالَ مَالِحُهُ الَّذِی یَأْکُلُونَ وَ فَصْلُ مَا بَیْنَهُمَا کُلُّ طَیْرٍ یَکُونُ فِی الْآجَامِ یَبِیضُ فِی الْبَرِّ وَ یُفْرِخُ فِی الْبَرِّ فَهُوَ مِنْ صَیْدِ الْبَرِّ وَ مَا کَانَ مِنْ صَیْدِ الْبَرِّ یَکُونُ فِی الْبَرِّ وَ یَبِیضُ فِی الْبَحْرِ وَ یُفْرِخُ فِی الْبَحْرِ فَهُوَ مِنْ صَیْدِ الْبَحْر. ِ

 

امام صادق (علیه السلام)- اگر مُحرم، ماهی را صید کند و آن را به‌صورت شور و تازه استفاده کند و نیز آن را توشه قرار دهد، اشکالی وجود ندارد. و خداوند فرمود: أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعامُهُ مَتَاعا لَّکُمْ و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «منظور، ماهی نمکینی است که می‌خورند. حکم تفصیلی بین آن‌ها چنین است که: هر پرنده‌ای که در بیشه می‌باشد و در خشکی تخم می‌گذارد و در خشکی جوجه می‌آورد، جزء شکار خشکی است و آنچه که در خشکی می‌باشد و در دریا تخم می‌گذارد و در دریا جوجه می‌آورد، از شکار خشکی نیست؛ بلکه جزء شکار دریایی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۶ الکافی، ج۴، ص۳۹۲/ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۶۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۲، ص۴۲۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَةِ وَ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) هُوَ مَلِیحُهُ الَّذِی تَأْکُلُونَ وَ قَالَ فَصْلُ مَا بَیْنَهُمَا کُلُّ طَیْرٍ یَکُونُ فِی الْآجَامِ یَبِیضُ فِی الْبَرِّ وَ یُفْرِخُ فِی الْبَرِّ فَهُوَ صَیْدُ الْبَرِّ وَ مَا کَانَ مِنْ طَیْرٍ یَکُونُ فِی الْبَرِّ وَ یَبِیضُ فِی الْبَحْرِ وَ یُفْرِخُ فِی الْبَحْرِ فَهُوَ مِنْ صَیْدِ الْبَحْرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ گفت: أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَةِ. و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «مقصود ماهی نمک سودی است که می‌خورید». و گفت: «فرق صید بحر و صید برّ این است که هر پرنده که در نیزارها زندگی می‌کند، و در خشکی تخم می‌گذارد، و در خشکی جوجه برمی‌آورد صید برّ است، و هر پرنده که در خشکی به سر می‌برد، و در دریا تخم می‌گذارد، و در دریا جوجه برمی‌آورد صید بحر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۶ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۳۷۴/ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۶/ مستدرک الوسایل، ج۹، ص۲۰۳/ البرهان

۳

(مائده/ ۹۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا مَا فِی الْقُرْآنِ تَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ فَهُوَ کُلُّ آیَهًٍْ مُحْکَمَهًٍْ نَزَلَتْ فِی تَحْرِیمِ شَیْءٍ مِنَ الْأُمُورِ الْمُتَعَارَفَهًِْ الَّتِی کَانَتْ فِی أَیَّامِ الْعَرَبِ تَأْوِیلُهَا فِی تَنْزِیلِهَا فَلَیْسَ یُحْتَاجُ فِیهَا إِلَی تَفْسِیرٍ أَکْثَرَ مِنْ تَأْوِیلِهَا وَ ذَلِکَ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی فِی مَعْنَی التَّحْلِیلِ أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَةِ وَ مِثْلُهُ کَثِیرٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- آیات قرآن که تأویل و تنزیلشان یکی است هر آیه‌ی محکمی است که درباره‌ی حرام‌بودن چیز معروفی است که در زمان عرب بوده که تأویل و تنزیل آن یکی است و نیازی به تفسیر و شرح بیش از تأویل ندارد، مانند سخن خداوند درباره‌ی حلال‌ها: أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَة و مانندش بسیار است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۶ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۳۸/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۵، ص۱۰

۴

(مائده/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ لِلسَّیَّارَةِ قَالَ هِیَ الْحِیتَانُ الْمَالِحُ وَ مَا تُزُوِّدَتْ مِنْهُ أَیْضاً وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ مَالِحاً فَهُوَ مَتَاعٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زید شحّام گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند: أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَطَعامُهُ مَتَاعا لَّکُمْ وَلِلسَّیَّارَةِ پرسیدم». فرمود: «منظور، ماهی‌های شور و نمکین هستند و نیز آنچه را که به‌عنوان توشه، مورد استفاده قرار می­دهند. اگر شور و نمکین نباشد و به‌عنوان توشه باشد، باز هم جزء متاع و بهره به شمار می‌رود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۶ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۵۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۲، ص۴۲۷/ البرهان/ نورالثقلین

۵

(مائده/ ۹۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ کِتَابِیَ الْمُهَیْمِنَ عَلَی کُتُبِهِمُ النَّاسِخَ لَهَا وَ لَقَدْ جِئْتُ بِتَحْلِیلِ مَا حَرَّمُوا وَ بِتَحْرِیمِ بَعْضِ مَا حَلَّلُوا مِنْ ذَلِکَ أَنَّ مُوسَی (علیه السلام) جَاءَ بِتَحْرِیمِ صَیْدِ الْحِیتَانِ یَوْمَ السَّبْتِ حَتَّی إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِمَنِ اعْتَدَی مِنْهُمْ کُونُوا قِرَدَةً خاسِئِینَ فَکَانُوا وَ لَقَدْ جِئْتُ بِتَحْلِیلِ صَیْدِهَا حَتَّی صَارَ صَیْدُهَا حَلَالًا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ وَ جِئْتُ بِتَحْلِیلِ الشُّحُومِ کُلِّهَا وَ کُنْتُمْ لَا تَأْکُلُونَهَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند عزیز کتاب مرا حاکم و ناسخ بر کتب آن‌ها قرار داده من حلال نموده‌ام چیزهایی را که حرام‌کرده‌اند و حرام نموده‌ام بعضی از چیزهایی را که حلال دانسته‌اند. یکی از آن‌ها این است که موسی (علیه السلام) ماهی‌گرفتن را در روز شنبه حرام کرده است و خداوند به متجاوزین از این دستور می‌فرماید: میمون پست باشید. (بقره/۶۵) و آنچنان شدند امّا من صید ماهی را حلال نمودم خداوند می‌فرماید: «أُحِلَّ لَکُمْ صَیْدُ الْبَحْرِ وَ طَعامُهُ مَتاعاً لَکُمْ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۲۹/ الاحتجاج، ج۱، ص۴۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۱۷

۶

(مائده/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَاجْتَنِبْ فِی إِحْرَامِکَ صَیْدَ الْبَرِّ کُلَّهَ وَ لَا تَأْکُلْ مِمَّا صَادَهُ غَیْرُکَ وَ لَا تُشِرْ إِلَیْهِ فَیَصِیدَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در هنگام احرامت از همه‌ی شکارهای صحرا اجتناب کن و از آنچه غیر تو صید کرده، نخور! و به‌سوی آن اشاره نکن تا آن را صید کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ تهذیب الأحکام، ج۵، ص۳۰۰

۷

(مائده/ ۹۶)

 

الصّادقین ( لَا یَأْکُلِ الْمُحْرِمُ طَیْرَ الْمَاءِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- مُحرم از پرندگان آبی نمی‌خورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ الکافی، ج۴، ص۳۹۴/ نورالثقلین

۸

(مائده/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- کُلُ شَیْءٍ یَکُونُ أَصْلُهُ فِی الْبَحْرِ وَ یَکُونُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ فَلَا یَنْبَغِی لِلْمُحْرِمِ أَنْ یَقْتُلَهُ فَإِنْ قَتَلَهُ فَعَلَیْهِ الْجَزَاءُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرچیزی که اصلش از دریاست، ولی هم در خشکی و هم در دریا می‌باشد، کشتن آن بر محرم جایز نیست. پس اگر چنین حیوانی را بکُشد، باید مجازات شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ الکافی، ج۴، ص۳۹۳/ نورالثقلین/ البرهان

۹

(مائده/ ۹۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: مَرَّ عَلِیٌّ (علیه السلام) عَلَی قَوْمٍ یَأْکُلُونَ جَرَاداً فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ مُحْرِمُونَ فَقَالُوا إِنَّمَا هُوَ مِنْ صَیْدِ الْبَحْرِ فَقَالَ لَهُمُ ارْمُوهُ فِی الْمَاءِ إِذاً.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: امام علی (علیه السلام) بر مردم گذشت، درحالی‌که ملخ می‌خوردند، فرمود: «سبحان الله! شما محرمید»؟! گفتند: «این‌ها از دریا هستند». گفت: «اگر چنین است پس آن‌ها را در آب فرو برید یعنی این‌ها با فروبردن در آب می‌میرند پس چگونه از جانوران دریا هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ الکافی، ج۴، ص۳۹۳/ نورالثقلین

۱۰

(مائده/ ۹۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ حُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُماً هَذَا یَقْتَضِی تَحْرِیمَ الْإِصْطِیَادِ فِی حَالِ الْإِحْرَامِ وَ تَحْرِیمِ أَکْلِ مَا صَادَهُ الْغَیْرُ.

 

امام علی (علیه السلام)- وَ حُرِّمَ عَلَیْکُمْ صَیْدُ الْبَرِّ ما دُمْتُمْ حُرُماً؛ این آیه مقتضی این است که صید درحال احرام و خوردن چیزی‌که دیگری آن را صیدکرده، حرام است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۱۵

 

آیه جَعَلَ اللهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلائِدَ ذلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللهَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَليمٌ [97]

 

خداوند، كعبه بيت الحرام را وسيله‌اى براى استوارى و سامان بخشيدن به كار مردم قرار‌ داده؛ و همچنين ماه حرام، و قرباني‌هاى بى‌نشان، و قرباني‌هاى نشاندار را؛ اين‌گونه احكام به‌خاطر آن است كه بدانيد خداوند،آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمين است، مى‌‌داند؛ و بدانيد خدا بر هر‌چيزى داناست.

۱

(مائده/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ قَالَ جَعَلَهَا اللَّهُ لِدِینِهِمْ وَ مَعَایِشِهِمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: جَعلَ الله الْکَعبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَامًا لِّلنَّاسِ پرسیدم: حضرت فرمود: «خداوند آن را برای دین و زندگی دنیویشان قرار داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۶۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۱، ص۶۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن عَبْدِ الرَّحْمَنِ‌بْنِ‌أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ أُنَاساً مِنْ هَؤُلَاءِ الْقُصَّاصِ یَقُولُونَ إِذَا حَجَّ رَجُلٌ حَجَّهًًْ ثُمَّ تَصَدَّقَ وَ وَصَلَ کَانَ خَیْراً لَهُ فَقَالَ کَذَبُوا لَوْ فَعَلَ هَذَا النَّاسُ لَعُطِّلَ هَذَا الْبَیْتُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ هَذَا الْبَیْتَ قِیاماً لِلنَّاسِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالرّحمن‌بن‌ابی‌عبدالله گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «گروهی از این معرکه‌گیرها می‌گویند: «وقتی شخص یک بار حج بجا آورد و دیگر به حج نرود و به‌جای آن پولش را صدقه داده و صله‌رحم کند از حج برایش بهتر است». حضرت فرمود: «دروغ گفتند، اگر مردم این کار را بکنند، این بیت تعطیل می‌شود درحالی‌که خداوند متعال آن را برای قیام مردم قرار داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۵۸ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۸/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۹۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ قَالَ: مَا دَامَتِ الْکَعْبُهًُْ قَائِمَهًًْ وَ یَحُجُّ النَّاسُ إِلَیْهَا لَمْ یُهْلَکُوا فَإِذَا هَدَمَتْ وَ تَرَکُوا الْحَجَّ هَلَکُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- جَعَلَ الله الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاس؛ تا زمانی که خانه پا برجاست و مردم به حجّ می‌روند، هلاک نمی‌شوند و اگر کعبه نابود شود و از بین برود و آن‌ها حجّ را ترک کنند، نابود می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ القمی، ج۱، ص۱۸۷/ البرهان

۴

(مائده/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ أَتَی هَذَا الْبَیْتَ یُرِیدُ شَیْئاً لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًَْ أَصَابَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس که به این خانه می‌آید، و می‌خواهد که از چیزی برای دنیا و آخرت، بهره ببرد، آن را به دست می‌آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ نورالثقلین/ البرهان

۵

(مائده/ ۹۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مَعْنَاهُ جَعَلَ اللهُ الْکَعْبَةَ أَمْناً لِلنَّاسِ بِهَا یَقُومُونَ أَیْ یَأْمَنُونَ وَ لَوْلَاهَا لَفَنَوْا وَ هَلَکُوا وَ مَا قَامُوا وَ کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیَّهًِْ یَأْمَنُونَ بِهِ فَلَوْ لَقِیَ الرَّجُلُ قَاتِلَ أَبِیهِ أَوِ ابْنِهِ فِی الْحَرَمِ مَا قَتَلَهُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- جَعَلَ الله الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاسِ یعنی امنیّت پیدا می‌کنند و اگر کعبه نبود، نابود و هلاک می‌شدند و پایدار نمی‌ماندند و اهل جاهلیّت به‌وسیله‌ی آن امنیّت پیدا می‌کردند و اگر مردی قاتل پدرش و پسرش را در حرم می‌یافت، او را نمی‌کشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۱۷

۶

(مائده/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَنَانٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمَ سُمِّیَ بَیْتُ اللَّهِ الْحَرَامَ قَالَ لِأَنَّهُ حُرِّمَ عَلَی الْمُشْرِکِینَ أَنْ یَدْخُلُوهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حنان گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «چرا خانه‌ی خدا بیت‌الله‌الحرام نامیده شده است»؟ فرمود: «چون بر مشرکین حرام است که در آن وارد شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ علل الشرایع، ج۲، ص۳۹۸/ نورالثقلین

۷

(مائده/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ لِمَ سُمِّیَتِ الْکَعْبَهًُْ کَعْبَهًَْ قَالَ لِأَنَّهَا مُرَبَّعَهًٌْ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَتْ مُرَبَّعَهًًْ قَالَ لِأَنَّهَا بِحِذَاءِ الْبَیْتِ الْمَعْمُورِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْبَیْتُ الْمَعْمُورُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّهُ بِحِذَاءِ الْعَرْشِ وَ هُوَ مُرَبَّعٌ فَقِیلَ لَهُ وَ لِمَ صَارَ الْعَرْشُ مُرَبَّعاً قَالَ لِأَنَّ الْکَلِمَاتِ الَّتِی بُنِیَ عَلَیْهَا الْإِسْلَامُ أَرْبَعٌ وَ هِیَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: «برای چه کعبه، کعبه نامیده شده است»؟ حضرت فرمود: «زیرا چهارگوش می‌باشد». عرض شد: «برای چه چهارگوش می‌باشد»؟ حضرت فرمود: «زیرا محاذی بیت المعمور است و آن چهار گوش می‌باشد». عرض شد: «برای چه بیت‌المعمور چهار گوش است»؟ حضرت فرمود: «زیرا محاذی عرش است و آن چهار گوش می‌باشد». عرض شد: «چرا عرش مربّع است»؟ فرمود: «زیرا کلماتی که اسلام بر آن بنا شده چهار تا است و آن‌ها عبارتند از: سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اکبر».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ علل الشرایع، ج۲، ص۳۹۸/ نورالثقلین

۸

(مائده/ ۹۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ جَاءَ نَفَرٌ مِنَ الْیَهُودِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَسَأَلُوهُ عَنْ أَشْیَاءَ فَکَانَ فِیمَا سَأَلُوهُ عَنْهُ أَنْ قَالَ لَهُ أَحَدُهُمْ لِأَیِ شَیْءٍ سُمِّیَتِ الْکَعْبَهًُْ کَعْبَهًَْ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِأَنَّهَا وَسَطُ الدُّنْیَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام حسن (علیه السلام) روایت است: چند نفر یهودی محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسیدند و از آن سرور از اموری سؤال کرده و در ضمن سؤالاتی‌که کردند، یکی از ایشان پرسید: «برای چه کعبه، کعبه نامیده شده است»؟ نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «زیرا در وسط دنیا واقع شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ علل الشرایع، ج۲، ص۳۹۸/ نورالثقلین

۹

(مائده/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ بْنِ کَثِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... فَقَالَ: یَا دَاوُدَ نَحْنُ الصَّلَاهًُْ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ نَحْنُ الزَّکَاهًُْ وَ نَحْنُ الصِّیَامُ وَ نَحْنُ الْحَجُّ وَ نَحْنُ الشَّهْرُ الْحَرَامُ وَ نَحْنُ الْبَلَدُ الْحَرَامُ وَ نَحْنُ کَعْبَهًُْ اللَّهِ وَ نَحْنُ قِبْلَهًُْ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داودبن‌کثیر گوید: ... امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای داود، منظور از نماز و زکات و روزه و حج و ماه حرام و سرزمین حرام و خانه‌ی کعبه و قبله‌ی خدا و وجه‌الله، ما هستیم؛ خداوند متعال فرمود: پس به هر جای که رو کنید، همان‌جا رو به خداست. (بقره/۱۱۵)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۳۰۳

 

آیه اعْلَمُوا أَنَّ اللهَ شَديدُ الْعِقابِ وَ أَنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحيمٌ [98]

 

بدانيد خدا داراى مجازات شديد، و [در عين حال] آمرزنده و مهربان است.

۱

(مائده/ ۹۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً صَغِیراً أَوْ کَبِیراً وَ هُوَ لَا یَعْلَمُ أَنَّ لِی أَنْ أُعَذِّبَهُ بِهِ أَوْ أَعْفُوَ عَنْهُ لَا غَفَرْتُ لَهُ ذَلِکَ الذَّنْبَ أَبَداً وَ مَنْ أَذْنَبَ ذَنْباً صَغِیراً کَانَ أَوْ کَبِیراً وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّ لِی أَنْ أُعَذِّبَهُ وَ أَنْ أَعْفُوَ عَنْهُ عَفَوْتُ عَنْهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس گناهی انجام دهد؛ چه کوچک باشد و چه بزرگ، و نمی‌داند که بر من است که او را عذاب کنم یا ببخشم، هرگز این گناه را بر او نمی‌آمرزم، و هرکس گناهی انجام دهد؛ چه بزرگ باشد یا کوچک، و بداند که بر من است که او را عذاب کنم یا ببخشم، او را می‌بخشم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۰ التوحید، ص۴۱۰/ نورالثقلین

 

آیه ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ وَ اللهُ يَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَكْتُمُونَ [99]

 

پيامبر وظيفه‌اى جز رساندن پيام [الهى] ندارد؛ [و مسؤول اعمال شما نيست]. و خداوند آنچه را آشكار مى‌كنيد، و آنچه را پنهان مى‌داريد مى‌داند.

 

آیه قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبيثِ فَاتَّقُوا اللهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ [100]

 

بگو: «[هيچ‌گاه] ناپاك و پاك مساوى نيستند؛ هر چند فزونى ناپاك‌ها، تو را به شگفتى اندازد. از [مخالفت] خدا بپرهيزيد اى صاحبان خرد، تا رستگار شويد».

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللهُ عَنْها وَ اللهُ غَفُورٌ حَليمٌ [101]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! از چيزهايى‌كه اگر براى شما آشكار ‌گردد، شما را در رنج مى‌افكند، سؤال‌ نكنيد؛ و اگر به‌هنگام نزول قرآن، از آن‌ها سؤال‌ كنيد، براى شما آشكار‌ مى‌شود؛ خداوند آن‌ها را [براى سهولت] ناديده‌ گرفته ‌است. و خداوند، آمرزنده و داراى حلم است.

۱

(مائده/ ۱۰۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی الْجَارُودِ قَالَ: قَالَ أبوجَعفَر (علیه السلام) إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَهَی عَنِ الْقِیلِ وَ الْقَالِ وَ فَسَادِ الْمَالِ وَ کَثْرَهًِْ السُّؤَالِ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) أَیْنَ هَذَا مِنْ کِتَابِ اللَّهِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ لاخَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ وَ قَالَ وَلاتُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَکُمُ الَّتِی جَعَلَ اللهُ لَکُمْ قِیاماً وَ قَالَ لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در روایت ابوجارود آمده است، امام باقر (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از قیل و قال، فساد مال و بسیاری خواهش و سؤال، نهی فرمود. به وی گفتند: «ای نواده‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اینکه می‌فرمایی، در کجای قرآن آمده است»؟ فرمود: «خدای عزّوجلّ می‌فرماید: در بسیاری از سخنانِ درِگوشی [و جلسات محرمانه] آن‌ها، خیر و سودی نیست مگر کسی که [به این وسیله]، امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند. (نساء/۱۱۴). و فرمود: اموال خود را، که خداوند وسیله‌ی قوام زندگی شما قرار داده، به دست سفیهان نسپارید. (نساء/۵». و فرمود: لاَتَسْأَلُواْ عنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۲ الکافی، ج۱، ص۶۰/ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۲۳۱/ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۳۰۳/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۸۲/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۹۰/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۲۲/ فقه القرآن، ج۲، ص۵۴/ المحاسن، ج۱، ص۲۶۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۸۳/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۱۰۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّهُ نَهَی عَنْ قِیلٍ وَ قَالٍ وَکَثْرَهًِْ السُّؤَالِ وَ إِضَاعَهًِْ الْمَالِ وَ أَمَّا کَثْرَهًُْ السُّؤَالِ فَإِنَّهُ نَهَی عَنْ مَسْأَلَهًِْ النَّاسِ أَمْوَالَهُمْ وَ قَدْ یَکُونُ أَیْضاً مِنَ السُّؤَالِ عَنِ الْأُمُورِ وَ کَثْرَهًِْ الْبَحْثِ عَنْهَا کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- و نهی فرمود: از بگو مگو و زیادی پرسش، و تباه‌ساختن مال. اینکه آن حضرت نهی کرده از درخواست اموال مردم و بسا مقصود، پرسش از امورات و کاوش بسیار از آن‌ها باشد، چنانکه خدا عزّوجلّ فرموده: لاتَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۲ بحارالأنوار، ج۷۳، ص۳۴۳

۳

(مائده/ ۱۰۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ افْتَرَضَ عَلَیْکُمْ فَرَائِضَ فَلَا تُضَیِّعُوهَا وَ حَدَّ لَکُمْ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ نَهَاکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ فَلَا تَنْتَهِکُوهَا وَ سَکَتَ لَکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ وَ لَمْ یَدَعْهَا نِسْیَاناً فَلَا تَتَکَلَّفُوهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند واجباتی را بر عهده‌ی شما گذاشته، آن را ضایع نکنید، و حدودی را مقرّر فرموده از آن تجاوز ننمایید، و از اموری نهی نموده حرمت آن را از بین نبرید، و مسایلی را بر شما تکلیف نکرده و آن‌ها را از روی فراموشی وانگذاشته پس خود را نسبت به آن‌ها در زحمت نیندازید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۲ بحار الأنوار، ج۲، ص۲۶۰/ نورالثقلین

۴

(مائده/ ۱۰۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ وَ قَالَ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ ... فَقَدْ فُرِضَتْ عَلَیْکُمُ الْمَسْأَلَهًُْ وَ الرَّدُّ إِلَیْنَا وَ لَمْ یُفْرَضْ عَلَیْنَا الْجَوَابُ أَوَ لَمْ تُنْهَوْا عَنْ کَثْرَهًِْ الْمَسَائِلِ فَأَبَیْتُمْ أَنْ تَنْتَهُوا إِیَّاکُمْ وَ ذَاکَ فَإِنَّهُ إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ
 کَانَ قَبْلَکُمْ بِکَثْرَهًِْ سُؤَالِهِمْ لِأَنْبِیَائِهِمْ (علیهم السلام) قَالَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند فرموده است: نمی‌دانید، از آگاهان بپرسید. (انبیاء/۷) و نیز فرموده: چرا از هر گروهی دسته‌ای به سفر نروند تا دانش دین خویش را بیاموزند و چون بازگشتند مردم خود را هشدار دهند. (توبه/۱۲۲) بر شما واجب شده که از ما سؤال کنید و بر ما جواب شما واجب نیست. آیا از کثرت سؤال نهی نشدید و خود از اینکه به سؤالاتتان پایان دهید، امتناع کردید؟ شما را از این کار برحذر می‌دارم. کسانی که پیش از شما بودند، تنها به‌خاطر کثرت سؤال از پیامبرانشان هلاک شدند؛ خداوند تبارک‌و تعالی می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۲ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۸۳/ العیاشی، ج۲، ص۲۶۱/ بحارالأنوار، ج۱، ص۲۲۱/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(مائده/ ۱۰۱)

 

الباقر (علیه السلام)- لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ لَمْ تُبْدَ لَکُمْ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- از چیزهایی [که برای شما آشکار نشده] نپرسید! که اگر برای شما آشکار شود شما بدتان می‌آید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۴ الکافی، ج۸، ص۲۰۵/ نورالثقلین

۶

(مائده/ ۱۰۱)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَسٌ أَنَّهُ قَالَ: لَا تَسْأَلُونِّی عَنْ شَیْءٍ إِلَّا بَیَّنْتُهُ فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ بَنِی سَهْمٍ یُقَالُ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَذَافَهًَْ وَ کَانَ یُطْعَنُ فِی نَسَبِهِ فَقَالَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنْ أَبِی قَالَ أَبُوکَ حَذَافَهًُْ بْنُ قَیْسٍ فَنَزَلَتْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- انس گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «از هر چه بپرسید برایتان تبیین می­کنم». مردی از قبیله بنی سهم به نام عبدالله‌بن‌حذافه که از نسب او عیب می­گرفتند و بر او طعنه می‌زدند برخاست و گفت: «ای پیامبر خدا پدر من کیست»؟ فرمود: «پدرت حذافۀبن‌قیس است». پس این آیه نازل شد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَسْأَلُواْ عَنْ أَشْیَاء إِن تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۴ المناقب، ج۱، ص۱۱۰/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۳۳

۷

(مائده/ ۱۰۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَتْ وَ لِلهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ ... قَالَ الْمُؤْمِنُونَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَفِی‌کُلِّ عَامٍ فَسَکَتَ فَأَعَادُوا عَلَیْهِ مَرَّتَیْنِ فَقَالَ لَا وَ لَوْ قَالَ نَعَمْ لَوَجَبَتْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- هنگامی که آیه: و برای خدا بر مردم است که آهنگ خانه [او] کنند. (آل عمران/۹۷) نازل شد، مؤمنان گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا در هر سال [حجّ واجب است]»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) سکوت کرد و دوباره تکرار کردند؛ در نتیجه فرمود: «نه». و اگر می‌گفت: «بله»، واجب می‌شد؛ پس خداوند نازل فرمود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۴ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۲۲/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۸۸/ فقه القرآن، ج۱، ص۲۷۰/ مستدرک الوسایل، ج۸، ص۱۳/ نورالثقلین

۸

(مائده/ ۱۰۱)

 

المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- عَنْ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌یَعْقُوب أَنَّهُ وَرَدَ عَلَیْهِ مِنَ النَّاحِیَهًِْ الْمُقَدَّسَهًِْ عَلَی یَدِ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عُثْمَانَ وَ أَمَّا عِلَّهًُْ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَهًِْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَهًٌْ لِطَاغِیَهًِْ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَهًَْ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَکَالِانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ‌السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ‌کَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیکُمْ وَ لَا تَتَکَلَّفُوا عَلَی مَا قَدْ کُفِیتُمْ.

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- از اسحاق‌بن‌یعقوب روایت است: این مطلب از ناحیه‌ی مقدّسه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به‌وسیله‌ی محمّدبن‌عثمان وارد شد: «و امّا علّت غیبت که واقع شده، خداوند می‌فرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ هر یک از پدران من ناچار از آن بودند که بیعت با ظالم زمان خود را به گردن بگیرند، ولی من موقعی ظهور می‌کنم که بیعت هیچ یک از ستمگران را به گردن نگرفته‌ام، و امّا چگونگی انتفاعی که مردم در غیبت من از وجودم می‌برند مانند استفاده از آفتاب است که ابر آن را از نظرها مستور ساخته است. وجود من امان مردم روی زمین است چنان‌که ستارگان امان اهل آسمان هستند. پس درهای سؤال را از چیزی که سودی به‌حال شما ندارد ببندید، و برای فهم چیزی که تکلیف به آن ندارید، خود را ناراحت نکنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۴ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۹۲/ إعلام الوری، ص۴۵۲/ الخرایج والجرایح، ج۳، ص۱۱۱۳/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۸۰/ نورالثقلین

۹

(مائده/ ۱۰۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لَا تُکْثِرُوا السُّؤَالَ إِنَّمَا هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ بِکَثْرَهًِْ سُؤَالِهِمْ أَنْبِیَاءَهُمْ (علیهم السلام) وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ اسْأَلُوا عَمَّا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ وَ اللَّهِ إِنَّ الرَّجُلَ یَأْتِینِی وَ یَسْأَلُنِی فَأُخْبِرُهُ فَیَکْفُرُ وَ لَوْ لَمْ یَسْأَلْنِی مَا ضَرَّهُ وَ قَالَ اللَّهُ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ إِلَی قَوْلِهِ قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها کافِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ای مردم! تقوای الهی پیشه کنید و زیاد سؤال نکنید. کسانی که قبل از شما بودند به‌خاطر اینکه از پیامبرانشان زیاد سؤال می‌کردند، هلاک شدند. و خدای عزّوجلّ فرمود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ و از آنچه خداوند بر شما واجب کرده بپرسید. به خدا سوگند شخصی نزد من می‌آید و از من سؤال می‌کند و به او خبر می‌دهم؛ پس کافر می‌شود و اگر از من سؤال نمی‌کرد، به او زیان نمی‌رساند. و خداوند فرمود: وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ... قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها کافِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۴ بحارالأنوار، ج۱، ص۲۲۴

 

آیه قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرينَ [102]

 

جمعى از پيشينيان شما، از چنان امورى سؤال ‌كردند؛ و سپس با آن به مخالفت برخاستند. [ممكن است شما هم‌چنين سرنوشتى پيدا كنيد].

۱

(مائده/ ۱۰۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِهَا کَافِرِینَ أَنَّهُمْ قَوْمُ عِیسَی (علیه السلام) سَأَلُوا إِنْزَالَ الْمَائِدَهًِْ ثُمَّ کَفَرُوا بِهَا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِکُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها کافِرینَ؛ آن‌ها قوم عیسی (علیه السلام) هستند؛ نزول سفره‌ی [آسمانی] را درخواست کردند و سپس به آن کافر شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۲۵

 

آیه ما جَعَلَ اللهُ مِنْ بَحيرَةٍ وَ لا سائِبَةٍ وَ لا وَصيلَةٍ وَ لا حامٍ وَ لكِنَّ الَّذينَ كَفَرُوا يَفْتَرُونَ عَلَى اللهِ الْكَذِبَ وَ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ [103]

 

خداوند هيچ‌گونه «بحيره» و «سائبه» و «وصيله» و «حام» قرار‌نداده ‌است [اشاره به چهار نوع از حيوانات اهلى كه در زمان جاهليّت، استفاده از آن‌ها را به عللى حرام مى‌دانستند؛ و اين بدعت، در اسلام ممنوع شد]. ولى كسانى‌ كه كافر شدند، بر خدا دروغ مى‌بندند؛ و بيشتر آن‌ها درك نمى‌كنند.

۱

(مائده/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ أَهْلَ الْجَاهِلِیَّهًِْ کَانُوا إِذَا وَلَدَتِ النَّاقَهًُْ وَلَدَیْنِ فِی بَطْنٍ قَالُوا وَصَلَتْ فَلَا یَسْتَحِلُّونَ ذَبْحَهَا وَ لَا أَکْلَهَا وَ إِذَا وَلَدَتْ عَشْراً جَعَلُوهَا سَائِبَهًًْ فَلَا یَسْتَحِلُّونَ ظَهْرَهَا وَ لَا أَکْلَهَا وَ الْحَامُ فَحْلُ الْإِبِلِ لَمْ یَکُونُوا یَسْتَحِلُّونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ إِنَّ اللهَ لَمْ یُحَرِّمْ شَیْئاً مِنْ هَذَا وَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ الْبَحِیرَهًُْ إِذَا وَلَدَتْ وَ وَلَدَ وَلَدُهَا بُحِرَتْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اهل جاهلیت، هنگامی که شتر از یک شکم، دوقلو می‌زایید، می‌گفتند: وصلت (رسید)، پس ذبح و کشتن آن را جایز نمی‌دانستند و آن را نمی‌خوردند. اگر شتر، ده کرّه می‌زایید آن را سایبه می‌خواندند و آزاد می‌کردند و بر پشت آن سوار نمی‌شدند و آن را نمی‌خوردند. شتر حام، شتر نر و قوی بود که آن را حلال نمی‌دانستند. پس خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل کرد که چیزی از این شتران را حرام نکنند. [خداوند چیزی از این‌ها را حرام نکرده] و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «بحیره، ماده شتری است که خودش بزاید و بچّه‌اش نیز زاد و ولد کند، آنگاه، شکافی در گوشش ایجاد می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۹/ بحارالأنوار، ج۶۱، ص۱۴۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۷/ معانی الأخبار، ص۱۴۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۵، ص۶۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۱۰۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنَّ الْبَحِیرَهًَْ کَانَتْ إِذَا وَضَعَتِ الشَّاهًُْ خَمْسَهًَْ أَبْطُنٍ فَفِی السَّادِسَهًِْ قَالَتِ الْعَرَبُ قَدْ بُحِرَتْ فَجَعَلُوهَا لِلصَّنَمِ وَ لَا تُمْنَعُ مَاءً وَ لَا مَرْعًی وَ الْوَصِیلَهًَْ إِذَا وَضَعَتِ الشَّاهًُْ خَمْسَهًَْ أَبْطُنٍ ثُمَّ وَضَعَتْ فِی السَّادِسَهًِْ جَدْیاً وَ عَنَاقاً فِی بَطْنٍ وَاحِدٍ جَعَلُوا الْأُنْثَی لِلصَّنَمِ وَ قَالُوا وَصَلَتْ أَخَاهَا وَ حَرَّمُوا لَحْمَهَا عَلَی النِّسَاءِ وَ الْحَامَ کَانَ إِذَا کَانَ الْفَحْلُ مِنَ الْإِبِلِ جَدَّ الْجَدِّ قَالُوا حَمَی ظَهْرَهُ فَسَمَّوْهُ حَاماً فَلَا یُرْکَبُ وَ لَا یُمْنَعُ مَاءً وَ لَا مَرْعًی وَ لَا یُحْمَلُ عَلَیْهِ شَیْءٌ فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَقَالَ ما جَعَلَ اللهُ مِنْ بَحِیرَةٍ إِلَی قَوْلِهِ وَ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْقِلُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- بحیره موقعی بود که گوسفند پنج مرتبه بزاید و در مرتبه ششم می‌گفتند بحیره شده و آن برّه را برای بت قرار می‌دادند و دیگر کسی مانع از چرا و آب خوردن او نمی‌شد. وصیله به گوسفندی می‌گفتند که پنج شکم بزاید و در مرتبه ششم یک بزغاله نر و یک ماده در یک شکم بزاید که بزغاله ماده را برای بت قرار می‌دادند و می‌گفتند به برادرش رسید و گوشت آن را برای زنان حرام می‌کردند. وقتی شتر نری پدر پدر پدر می شد، می‌گفتند پشت شتر قرق شد و دیگر نمی‌توان از او سواری و باربری کشید و او را حام می‌نامیدند و از چرا و آب او جلوگیری نمی‌شد. خداوند این [عقاید آن‌ها] را رد کرده، فرمود: مَا جَعلَ الله مِن بَحِیرَةٍ ... وَأَکْثَرُهُمْ لاَ یَعقِلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۹/ القمی، ج۱، ص۱۸۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۳۵۱/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۱۰۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن ابْنِ‌عَبَّاسٍ عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّ عَمْرَو بْنَ لُحَیِّ بْنِ قَمَعَهًَْ بْنِ خِنْدِفَ کَانَ قَدْ مَلَکَ مَکَّهًَْ وَ کَانَ أَوَّلَ مَنْ غَیَّرَ دِینَ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) فَاتَّخَذَ الْأَصْنَامَ وَ نَصَبَ الْأَوْثَانَ وَ بَحَرَ الْبَحِیرَهًَْ وَ سَیَّبَ السَّائِبَهًَْ وَ وَصَلَ الْوَصِیلَهًَْ وَ حَمَی الْحَامِیَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَلَقَدْ رَأَیْتُهُ فِی النَّارِ تُؤْذِی أَهْلَ النَّارِ رِیحُ قُصْبِهِ وَ یُرْوَی یَجُرُّ قُصْبَهُ فِی النَّارِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: عمروبن‌یحیی بن‌قمعه‌بن‌خندف فرمانروای مکّه بود و او اوّلین نفر بود که دین اسماعیل را تغییر داد. بت‌ها و بت‌پرستی را رایج نمود و بحیره و سائبه و وصیله و حامی را به وجود آورد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «در آتش جهنّم او را مشاهده کردم که اهل دوزخ از گند نای او در آزار بودند». و روایت است که نایش در دوزخ کشیده می‌شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۶ بحار الأنوار، ج۹، ص۸۴/ نورالثقلین

۴

(مائده/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌الرَّبِیعِ قَالَ سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ السَّائِبَهًِْ قَالَ هُوَ الرَّجُلُ یُعْتِقُ غُلَامَهُ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ اذْهَبْ حَیْثُ شِئْتَ لَیْسَ لِی مِنْ مِیرَاثِکَ شَیْءٌ وَ لَا عَلَیَّ مِنْ جَرِیرَتِکَ شَیْءٌ وَ یُشْهِدُ عَلَی ذَلِکَ شَاهِدَیْنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوربیع نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) در مورد سائبه سؤال شد و ایشان فرمود: «منظور، مردی است که بَرده‌اش را آزاد می‌کند و به او می‌گوید: به هرجا می‌خواهی برو و از میراث تو چیزی به من تعلّق نخواهد گرفت و جرم و گناه تو به من ربطی نخواهد داشت». و شاهدی را نیز بر این موضوع، گواه می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۸ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۳۶/ البرهان

۵

(مائده/ ۱۰۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن عَمَّارِ‌بْنِ‌أَبِی‌الْأَحْوَصِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ السَّائِبَهًِْ قَالَ انْظُرْ فِی الْقُرْآنِ فَمَا کَانَ فِیهِ تَحْرِیرُ رَقَبَهًٍْ فَذَلِکَ یَا عَمَّارُ السَّائِبَهًُْ الَّتِی لَا وَلَاءَ لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَیْهِ إِلَّا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا کَانَ وَلَاؤُهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَهُوَ لِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا کَانَ لِرَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) فَإِنَّ وَلَاءَهُ لِلْإِمَامِ وَ جِنَایَتَهُ عَلَی الْإِمَامِ وَ مِیرَاثَهُ لَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- عمّاربن‌ابی‌احوص گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد سائبه، سؤال شد و ایشان فرمود: «به قرآن مراجعه کن. ای عمار! هرجا که باید بنده‌ای مؤمن را آزاد کند. (نساء/۹۲) آمده است، منظور سائبه است. و کسی جز خدا بر او ولایت و مالکیّت ندارد. هرچیزی که خدا بر آن ولایت داشته باشد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز بر آن ولایت دارد و هرچه که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر آن ولایت داشته باشد، ولایت و میراث آن از آن امام نیز خواهد بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۸ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۳۶/ البرهان

 

آیه وَ إِذا قيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ [104]

 

هنگامى‌كه به آن‌ها گفته‌ شود: «به‌سوى آنچه خدا نازل‌ كرده، و به‌سوى پيامبر بياييد». مى‌گويند: «آنچه پدران خود را بر آن يافته‌ايم، ما را بس‌است». آيا اگر پدران آن‌ها چيزى نمى‌دانستند، و هدايت نيافته‌ بودند [باز هم بايد از آن‌ها پيروى كنند]؟!

۱

(مائده/ ۱۰۴)

 

العسکری (علیه السلام)- قَالَ الْإِمَامُ (علیه السلام) وَصَفَ اللَّهُ هَؤُلَاءِ الْمُتَّبِعِینَ لِخُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ فَقَالَ وَ إِذَا قِیلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَی مَا أَنْزَلَ فِی‌کِتَابِهِ مِنْ وَصْفِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ حِلْیَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ وَصْفِ فَضَائِلِهِ وَ ذِکْرِ مَنَاقِبِهِ وَ إِلَی الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) وَ تَعَالَوْا إِلَی الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) لَتَقْبَلُوا مِنْهُ مَا یَأْمُرُکُمْ بِهِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَیْهِ آبَاءَنَا مِنَ الدِّینِ وَ الْمَذْهَبِ فَاقْتَدُوا بِدِینِ آبَائِهِمْ فِی مُخَالَفَهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مُنَابَذَهًِْ عَلِیٍّ وَلِیِّ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَوَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ إِلَی شَیْءٍ مِنَ الصَّوَابِ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- وَ إِذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ الله قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَیْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ. خداوند مشخصات پیروان شیطان را در این آیه بیان کرده، وقتی به آن‌ها گفته شد، بیایید تا برای شما توضیح دهیم، آنچه را خداوند در کتاب خود بیان نموده از صفات حضرت محمّد و آراستگی علی (علیه السلام) و فضائل و مناقب او. و به آنچه پیامبر دستور می دهد گوش فرا دهید تا بپذیرید. گفتند، ما به روشی که پدرانمان برایمان گذاشته‌اند کفایت می‌کنیم. و در مخالفت پیامبر اکرم و دشمنی با علی ولی اللَّه پیرو دین و مذهب پدران خویش می شوند. خداوند می­فرماید: أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ؛ اگر چه پدران آن‌ها علم و اطّلاع درستی نداشته باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۸۰

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [105]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! مراقب خود باشيد. اگر شما هدايت يافته‌باشيد، گمراهى كسانى‌ كه گمراه شده‌اند، به شما زيانى نمى‌رساند. بازگشت همه‌ی شما به‌سوى خداست؛ و شما را به آنچه انجام مى‌داديد، آگاه مى‌سازد.

۱

(مائده/ ۱۰۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَال الصّادِق (علیه السلام) أَنَّ ثَعْلَبَهًَْ الْخُشَنِیَّ سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنْ هَذِهِ الْآیَهًِْ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ فَقَالَ (علیه السلام) وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلَی مَا أَصَابَکَ حَتَّی إِذَا رَأَیْتَ شُحّاً مُطَاعاً وَ هَوًی مُتَّبَعاً وَ إِعْجَابَ کُلِّ ذِی رَأْیٍ بِرَأْیِهِ فَعَلَیْکَ بِنَفْسِکَ وَ دَعْ أَمْرَ الْعَامَّهًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: ثعلبه خُشَنی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) پرسید: «تفسیر این آیه: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ چیست»؟ رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) پاسخ داد: «به معروف امر کن و از منکر نهی کن و به آنچه از ناملایمات به تو می‌رسد، صبر کن. و در انجام این وظیفه‌ی مهّم تا می‌توانی استقامت داشته باش، تا جایی که به افرادی که حرص شدید به دنیا و زینت‌های دنیوی داشته و پیروی سخت از هوی و هوس‌کرده و در عین حال مغرور و فریفته آراء و افکار خود باشند، برخورد کنی. در این‌صورت این وظیفه از عهده‌ی تو ساقط شده، و بر تو است که متوجّه اصلاح امور و تهذیب نفس خود بوده، و از امر به معروف و دعوت و نصیحت و موعظت خودداری کنی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۶۸ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۸۳/ مصباح الشریعهًْ، ص۱۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۱۸۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۱۰۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) أَیُّهَا النَّاسُ عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لایَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) نَفْسِی وَ أَخِی أَطِیعُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ مُطَهَّرٌ مَعْصُومٌ لَا یَضِلُّ وَ لَا یَشْقَی ثم تلا هذه الآیهًْ قُلْ أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَیْکُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ الْمُبِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وقتی خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل کرد: عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها فرمود: «ای مردم! خود را محکم نگه دارید، اگر شما راه هدایت را بیابید، آنان‌که گمراه شده‌اند هیچ ضرری به شما نمی‌رسانند. علی (علیه السلام) جانِ من و برادر من است، از علی (علیه السلام) پیروی کنید که او معصوم و مطهّر است، گمراه نمی‌شود و ظلم و ستم نمی‌کند؛ پس این آیه را تلاوت فرمود: بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسئول اعمال خویش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست. (نور/۵۴)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۰ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۸۲/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۷۵/ معانی الأخبار، ص۳۵۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۲۸۳

۳

(مائده/ ۱۰۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُمْ قَالَ: أَصْلِحُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لَا تَتَّبِعُوا عَوْرَاتِ النَّاسِ وَ لَا تَذْکُرُوهُمْ فَإِنَّهُ لا یَضُرُّکُمْ ضَلَالَتُهُمْ إِذَا کُنْتُمْ أَنْتُمْ صَالِحِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ لا یَضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیْتُم؛ خود را اصلاح کنید و از دیگران عیب‌جویی نکنید و از آن‌ها به بدی یاد نکنید. اگر شما صالح باشید، گمراهی آنان ضرری به شما نمی‌رساند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۰ القمی، ج۱، ص۱۸۸/ نورالثقلین/ البرهان

۴

(مائده/ ۱۰۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی التَّقِیَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- این آیه در مورد تقیّه نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۰ البرهان

 

آیه يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصابَتْكُمْ مُصيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمانِ بِاللهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَري بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمينَ [106]

 

اى كسانى‌ كه ايمان آورده‌ايد! هنگامى‌ كه مرگ يكى از شما فرا رسد، در موقع وصيّت بايد از ميان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد؛ يا اگر مسافرت كرديد، و مصيبت مرگ شما فرا رسيد، [و در آنجا مسلمانى نيافتيد]، دو نفر از غير خودتان را [به گواهى بطلبيد]. و اگر [به‌هنگام اداى شهادت، در راستگويى آن‌ها] شك ‌كرديد، آن‌ها را بعد از نماز نگاه مى‌داريد تا سوگند ياد كنند كه: «ما حاضر نيستيم حق را به چيزى بفروشيم، هر‌چند درمورد خويشاوندان ما باشد؛ و شهادت الهى را كتمان نمى‌كنيم، كه دراين‌صورت، از گناهكاران خواهيم بود».

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی‌که مرگ یکی از شما فرا رسد، در موقع وصیّت باید از میان شما، دو نفر عادل را به شهادت بطلبد؛ یا اگر مسافرت کردید، و مصیبت مرگ شما فرا رسید، [و در آنجا مسلمانی نیافتید]، دو نفر از غیر خودتان را [به گواهی بطلبید]

۱ -۱

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ قال سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قُلْتُ مَا آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ هُمَا کَافِرَانِ قُلْتُ ذَوَا عَدْلٍ مِنْکُمْ فَقَالَ مُسْلِمَانِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابو صّبّاح کنانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ سؤال کردم و گفتم: «منظور از أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ چیست»؟ فرمود: «منظور، دو نفر کافر است». و پرسیدم: «ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ چطور»؟ فرمود: «دو مسلمان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۰ الکافی، ج۷، ص۳/ من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۹۲/ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۷۹/ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۳۱۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن زَیْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِکُمْ إِلَی أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ فَقَالَ هُمَا کَافِرَانِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زید شحّام گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ پرسیدم». فرمود: «منظور از آن دو، دو نفر کافر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۰ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۳۱۴/ البرهان

۱ -۳

(مائده/ ۱۰۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ قَولُهُ مِنْکُمْ أی مِنَ المُسلِمِینَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کلام خداوند مِنْکُمْ یعنی از مسلمانان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۰ فقه القرآن، ج۱، ص۴۲۰/ نورالثقلین

۱ -۴

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَم عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ إِذَا کَانَ الرَّجُلُ فِی بَلَدٍ لَیْسَ فِیهِ مُسْلِمٌ جَازَتْ شَهَادَهًُْ مَنْ لَیْسَ بِمُسْلِمٍ عَلَی الْوَصِیَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه و آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ فرمود: اگر انسان درجایی باشد که مسلمانی در آنجا نیست، شهادت‌دادن بر وصیّت، توسّط کسی که مسلمان نیست، جایز است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۲ الکافی، ج۷، ص۴/ الکافی، ج۷، ص۳۹۸/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۵۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۳۱۰/ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۱۸۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۳۱۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۱۰۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الَّذِی تَأْوِیلُهُ قَبْلَ تَنْزِیلِهِ فَمِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی فِی الْأُمُورِ‌الَّتِی حَدَثَتْ فِی عَصْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مِمَّا لَمْ یَکُنِ اللَّهُ أَنْزَلَ فِیهَا حُکْماً مَشْرُوحاً وَ لَمْ یَکُنْ عِنْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فِیهَا شَیْءٌ وَ لَا عُرِفَ مَا وَجَبَ فِیهَا ... مِثْلُهُ حَدِیثُ تَمِیمٍ الدَّارِیِّ مَعَ ابْنِ‌مَنْدِیٍّ وَ ابْنِ‌أَبِی‌مَارِیَهًَْ وَ مَا کَانَ مِنْ خَبَرِهِمْ فِی السَّفَرِ وَ کَانَا رَجُلَیْنِ نَصْرَانِیَّیْنِ وَ تَمِیمٌ الدَّارِیُّ رَجُلٌ مِنْ رُءُوسِ الْمُسْلِمِینَ خَرَجُوا فِی سَفَرٍ لَهُمْ وَ کَانَ مَعَ تَمِیمٍ الدَّارِیِّ خُرْجٌ لَهُ فِیهِ مَتَاعٌ وَ آنِیَهًٌْ مَنْقُوشَهًٌْ بِالذَّهَبِ وَ قِلَادَهًٌْ مِنْ ذَهَبٍ أَخْرَجَ مَعَهُ لِیَبِیعَهُ فِی بَعْضِ أَسْوَاقِ الْعَرَبِ فَلَمَّا فَصَلُوا عَنِ الْمَدِینَهًِْ اعْتَلَّ تَمِیمٌ عِلَّهًًْ شَدِیدَهًًْ فَلَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاهًُْ دَفَعَ جَمِیعَ مَا کَانَ مَعَهُ إِلَی ابْنِ مَنْدِیٍّ وَ ابْنِ أَبِی‌مَارِیَهًَْ وَ أَمَرَهُمَا أَنْ یُوصِلَاهُ إِلَی أَهْلِهِ وَ ذُرِّیَّتِهِ فَلَمَّا قَدِمَا إِلَی الْمَدِینَهًِْ أَخَذَا الْمَتَاعَ وَ الْآنِیَهًَْ وَ الْقِلَادَهًَْ فَسَأَلُوهُمَا هَلْ مَرِضَ صَاحِبُنَا مَرَضاً طَوِیلًا أَنْفَقَ نَفَقَهًًْ وَاسِعَهًًْ قَالَا مَا مَرِضَ إِلَّا أَیَّاماً قَلَائِلَ قَالُوا فَهَلْ سُرِقَتْ مِنْهُ شَیْءٌ مِنْ مَتَاعِهِ فِی سَفَرِهِ هَذَا قَالَا لَا لَمْ یُسْرَقْ مِنْهُ شَیْءٌ قَالُوا فَهَلِ اتَّجَرَ مَعَکُمَا فِی سَفَرِهِ تِجَارَهًًْ خَسِرَ فِیهَا قَالَا لَمْ یَتَّجِرْ فِی شَیْءٍ قَالُوا فَإِنَّا افْتَقَدْنَا أَفْضَلَ شَیْءٍ کَانَ مَعَهُ آنِیَهًًْ مَنْقُوشَهًًْ بِالذَّهَبِ وَ قِلَادَهًًْ مِنْ ذَهَبٍ فَقَالَا أَمَّا الَّذِی دَفَعَهُ إِلَیْنَا فَقَدْ أَدَّیْنَاهُ إِلَیْکُمْ فَقَدَّمُوهُمَا إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَوْجَبَ عَلَیْهِمَا الْیَمِینَ فَحَلَفَا وَ خَلَّی سَبِیلَهُمَا ثُمَّ إِنَّ تِلْکَ الْآنِیَهًَْ وَ الْقِلَادَهًَْ ظَهَرَتْ عَلَیْهِمَا فَجَاءَ أَوْلِیَاءُ تَمِیمٍ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَخْبَرُوهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ فَأَطْلَقَ سُبْحَانَهُ شَهَادَهًَْ أَهْلِ الْکِتَابِ عَلَی الْوَصِیَّهًِْ فَقَطْ إِذَا کَانَ ذَلِکَ فِی السَّفَرِ وَ لَمْ یَجِدُوا أَحَداً مِنَ الْمُسْلِمِینَ عِنْدَ حُضُورِ الْمَوْتِ ثُمَّ قَالَ تَعَالَی تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ یَعْنِی صَلَاهًَْ الْعَصْرِ فَیُقْسِمانِ بِاللَّهِ أَنَّهُمَا أَحَقُّ بِذَلِکَ یَعْنِی تَعَالَی یَحْلِفَانِ بِاللَّهِ أَنَّهُمَا أَحَقُّ بِهَذِهِ الدَّعْوَی مِنْهُمَا فَإِنَّهُمَا کَذَبَا فِیمَا حَلَفَا وَ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَیْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَوْلِیَاءَهُمْ أَنْ یَحْلِفُوا بِاللَّهِ عَلَی مَا ادَّعَوْهُ فَحَلَفُوا فَلَمَّا حَلَفُوا أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْآنِیَهًَْ وَ الْقِلَادَهًَْ مِنِ ابْنِ مندی وَ ابْنِ أَبِی‌مَارِیَهًَْ وَ رَدَّهُمَا إِلَی أَوْلِیَاءِ تَمِیمٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلی وَجْهِها أَوْ یَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَیْمانٌ بَعْدَ أَیْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اسْمَعُوا.

 

امام علی (علیه السلام)- و امّا آیاتی که تأویلش، قبل از نزول آن است، مانند کلام خداوند تعالی در اموری است که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) واقع شد؛ اموری که خداوند در مورد آن حکم مشروحی نازل نکرده بود و نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد آن چیزی نبود و چیزی که در مورد آن واجب شد [از قبل] شناخته شده نبود... مانند آن است حدیث «تمیم‌داری» با ابن‌مَندی و ابن أبی‌ماریه و آنچه از خبر آن‌ها در سفر بود و آن دو نصرانی بودند و «تمیم داریّ» مردی از بزرگان مسلمانان بود. به مسافرت رفتند و همراه «تمیم داریّ» خورجینی بود که در آن کالا و ظرفی با نقش‌ونگاری از طلا و گردنبندی از طلا بود؛ با خود برد تا در بعضی از بازارهای عرب بفروشد و هنگامی که از مدینه بیرون رفتند، تمیم به شدّت بیمار شد و هنگامی که مرگش فرا رسید، همه‌ی چیزهایی که با خود داشت به ابن‌مندی و ابن ابی‌ماریه داد و به آن‌ها دستور داد که آن را به خانواده و فرزندانش برسانند. هنگامی که به مدینه آمدند، کالا، ظرف و گردنبند را برداشتند. [خانواده‌ی تمیم] از آن دو پرسیدند: «آیا رفیق ما مدّت طولانی بیمار شد و خرج زیادی کرد»؟ آن دو گفتند: «جز چند روز اندک بیمار نشد». پرسیدند: «آیا چیزی از کالای او در این سفر به سرقت رفت»؟ جواب دادند: «نه چیزی از او به سرقت نرفت». پرسیدند: «آیا در سفرش، به همراه شما معامله‌ای کرد که در آن زیان کرد»؟ گفتند: «هیچ معامله‌ای نکرد»؛ پس گفتند: «ما بهترین چیزی را که با او بود گم‌کرده‌ایم، ظرفی با نقش‌ونگاری از طلا و گردنبندی از طلا». آن دو گفتند: «آنچه به ما داده بود، به شما رساندیم». آن دو را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آوردند؛ پس سوگند را بر آن‌ها واجب نمود و آن‌ها سوگند یاد کردند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن‌ها را رها کرد. سپس آن ظرف و گردنبند نزد آن دو ظاهر شد و اولیای تمیم نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و به او خبر دادند؛ در نتیجه خدای عزّوجلّ نازل فرمود: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الْأَرْضِ فَأَصابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْت؛ پس خداوند سبحان شهادت اهل کتاب را فقط بر وصیّت هنگامی اطلاق فرمود که در سفر باشند و از مسلمانان کسی را هنگام مرگ پیدا نکنند». سپس خدای تعالی فرمود: تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاة یعنی نماز عصر. [و اگر اطّلاعی حاصل شود که حق را کتمان‌کرده‌اند دو نفر به‌جای آن‌ها قرار می‌گیرند] و به‌خدا سوگند یاد می‌کنند که آن دو [گواه مسلمان] به آن سزاوارترند؛ منظور خدای تعالی این است که آن دو [گواه مسلمان] به خدا سوگند یاد می‌کنند که آن‌ها به این ادّعا از آن دو [گواه غیر مسلمان] سزاوارترند و دو گواه [غیر مسلمان] در آنچه سوگند یادکرده‌اند دروغ گفته‌اند و لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَیْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ؛ پس رسول خدا به اولیایشان دستور داد که در مورد آنچه ادّعا کرده‌اند به خدا سوگند بخورند؛ پس سوگند یاد کردند و هنگامی که سوگند یاد کردند، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ظرف و گردنبند را از ابن‌مندی و ابن‌ماریه گرفت و به اولیای تمیم برگرداند. سپس خدای عزّوجلّ فرمود: ذلِکَ أَدْنی أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلی وَجْهِها أَوْ یَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَیْمانٌ بَعْدَ أَیْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا الله وَ اسْمَعُوا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۷۵/ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۱۰۸

۱ -۶

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یَحْیَی بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ اللَّذَانِ مِنْکُمْ مُسْلِمَانِ وَ اللَّذَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَمِنَ الْمَجُوسِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَنَّ فِی الْمَجُوسِ سُنَّهًَْ أَهْلِ الْکِتَابِ فِی الْجِزْیَهًِْ وَ ذَلِکَ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ فِی أَرْضِ غُرْبَهًٍْ فَلَمْ یَجِدْ مُسْلِمَیْنِ أَشْهَدَ رَجُلَیْنِ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ یُحْبَسَانِ بَعْدَ الصَّلَاهًِْ فَیُقْسِمانِ بِاللهِ عَزَّوَجَلَ لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبی وَ لا نَکْتُمُ شَهادَةَ اللهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ قَالَ وَ ذَلِکَ إِذَا ارْتَابَ وَلِیُّ الْمَیِّتِ فِی شَهَادَتِهِمَا فَإِنْ عَثَرَ عَلَی أَنَّهُمَا شَهِدَا بِالْبَاطِلِ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَنْقُضَ شَهَادَتَهُمَا حَتَّی یَجِیءَ بِشَاهِدَیْنِ فَیَقُومَانِ مَقَامَ الشَّاهِدَیْنِ الْأَوَّلَیْنِ فَیُقْسِمانِ بِاللهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَیْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ نَقَضَ شَهَادَهًَْ الْأَوَّلَیْنِ وَ جَازَتْ شَهَادَهًُْ الْآخَرَیْنِ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلی وَجْهِها أَوْ یَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَیْمانٌ بَعْدَ أَیْمانِهِمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یحیی‌بن‌محمّد گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد این آیه: یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ؛ سؤال کردم. فرمود: «منظور از اللَّذان مِنْکُم دو مسلمان و از اللَّذان مِنْ غَیرِکم دو نفر از اهل کتاب است و اگر کسی از اهل کتاب را نیافتید، از مجوس نیز اشکالی ندارد؛ چرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سنّت جزیه را که برای اهل کتاب است، برای مجوس نیز قرار داده است. و این آیه (حکم) مربوط به زمانی است که فردی در دیار غربت، وفات یافته و مسلمانی را برای شهادت نیابد و دو نفر از اهل کتاب را به شهادت بگیرد. آنگاه آن دو نفر، بعد از نماز حبس می‌شوند تا چنین قسمی بخورند: «لاَ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَی وَلاَ نَکْتُمُ شَهَادَةَ الله إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِینَ». فرمود: این وقتی است که ولیّ میّت زر (فرد متوفی) در شهادت آن‌ها شک کند. اگر مشخص شود آن‌ها شهادت دروغ داده‌اند، ولیّ متوفی نباید شهادت آن دو نفر را نقض‌کرده و خلاف آن عمل‌کند، تا اینکه دو شاهد دیگر را بیاورد که جای دو شاهد اوّلی را بگیرند و آن دو، قسم بخورند: لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعتَدَیْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِینَ. وقتی چنین کرد، شهادت دو شاهد اوّلی نقض می­شود و شهادت دو شاهد دوّمی، جایز می­گردد؛ خداوند عزّوجلّ می­فرماید: «ذَلِکَ أَدْنَی أَن یَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ علَی وَجْهِهَا أَوْ یَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَیْمَانٌ بَعدَ أَیْمَانهِمْ؛ این کار، نزدیکتر است به اینکه گواهی به‌حق دهند، [و از خدا بترسند]، و یا [از مردم] بترسند که [دروغشان فاش گردد، و] سوگندهایی جای سوگندهای آنها را بگیرد. (مائده/۱۰۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۴ الکافی، ج۷، ص۴/ البرهان

۱ -۷

(مائده/ ۱۰۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَن أَحمَدَبنِ‌عُمَرَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ اللَّذَانِ مِنْکُمْ مُسْلِمَانِ وَ اللَّذَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَمِنَ الْمَجُوسِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ سُنُّوا بِهِمْ سُنَّهًَْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَ ذَلِکَ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ بِأَرْضِ غُرْبَهًٍْ فَلَمْ یَجِدْ مُسْلِمَیْنِ یُشْهِدُهُمَا فَرَجُلَانِ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- احمدبن‌عمر گوید: از امام (علیه السلام) درباره‌ی فرموده خداوند عزّوجلّ: ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُم، پرسیدم». حضرت فرمود: «آن دو نفر که از خود شمایند، دو نفر مسلمان هستند و آن دو که از غیر شمایند، از اهل‌کتاب هستند و اگر از اهل کتاب نیافتید، پس از مجوس [بیابید]؛ چرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «با آنان همچون اهل کتاب رفتار کنید و آن، زمانی است که مرد در زمین غربت بمیرد و دو مسلمان نیابد که آن دو را شاهد بگیرد، دراین‌صورت دو نفر از اهل کتاب [را شاهد بگیرید].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۴ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۴۷/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۳۹۰/ نورالثقلین

۱ -۸

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن حَمْزَهًَْ‌بْنِ‌حُمْرَانَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ فَقَالَ اللَّذَانِ مِنْکُمْ مُسْلِمَانِ وَ اللَّذَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ
مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ قَالَ فَإِنَّمَا ذَلِکَ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ فِی أَرْضِ غُرْبَهًٍْ فَیَطْلُبُ رَجُلَیْنِ مُسْلِمَیْنِ
 لِیُشْهِدَهُمَا عَلَی وَصِیَّتِهِ فَلَمْ یَجِدْ مُسْلِمَیْنِ فَلْیُشْهِدْ عَلَی وَصِیَّتِهِ رَجُلَیْنِ ذِمِّیَّیْنِ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَرْضِیَّیْنِ عِنْدَ أَصْحَابِهِمَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمزهًْ‌بن‌حمران گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «مفهوم این آیه: ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ چیست»؟ فرمود: «منظور از اللَّذان مِنْکُم دو مسلمان و مقصود از اللَّذانِ مِنْ غَیْرِکُم دو نفر از اهل کتاب است». فرمود: «و این مربوط به زمانی است که فردی مسلمان در دیار غربت جان بسپارد و به‌دنبال دو نفر مسلمان باشد که شاهد وصیّت او باشند، ولی کسی را نیابد. پس باید دو نفر از اهل کتاب که اهل ذمّه بوده و مورد تأیید اطرافیانشان باشند، به شهادت بگیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۴ الکافی، ج۷، ص۳۹۹/ تهذیب الأحکام، ج۶، ص۲۵۳/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۵۲۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۳۱۲/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۹

(مائده/ ۱۰۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَن أبن‌الفضیل عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ اللَّذَانِ مِنْکُمْ مُسْلِمَانِ وَ اللَّذَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَمِنَ الْمَجُوسِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ سُنُّوا بِهِمْ سُنَّهًَْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَ ذَلِکَ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ بِأَرْضِ غُرْبَهًٍْ فَلَمْ یَجِدْ مُسْلِمَیْنِ یُشْهِدُهُمَا فَرَجُلَیْنِ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ قَالَ حُمْرَانُ قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) وَ اللَّذَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَ إِنَّمَا ذَلِکَ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ فِی أَرْضِ غُرْبَهًٍْ فَطَلَبَ رَجُلَیْنِ مُسْلِمَیْنِ یُشْهِدُهُمَا عَلَی وَصِیَّتِهِ فَلَمْ یَجِدْ مُسْلِمَیْنِ فَیُشْهِدُ رَجُلَیْنِ ذِمِّیَّیْنِ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ مَرْضِیَّیْنِ عِنْدَ أَصْحَابِهِمَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ابن‌فضیل گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد آیه: إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ سؤال کردم. فرمود: «اللذان منکم یعنی دو مسلمان و اللذان من غیرکم، یعنی از اهل کتاب. پس اگر از اهل‌کتاب، کسی را نیافتید، از مجوس نیز جائز است؛ چرا که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: با آن‌ها مثل اهل‌کتاب برخورد کنید. این زمانی است که مسلمانی در دیار غربت بمیرد و دو نفر مسلمان را برای این‌که شاهد وصیّت او باشند، نیابد؛ پس دو نفر از اهل کتاب را شاهد قرار می‌دهد». حُمران روایت می‌کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اللَّذان مِن غَیرِکُم یعنی از اهل کتاب، و این تنها مربوط به زمانی است که مسلمانی در دیار غربت بمیرد و دو نفر مسلمان بخواهد تا شاهد وصیّت او باشند، امّا مسلمانی را نیابد. پس باید دو نفر از اهل کتاب را که اهل ذمّه بوده و اطرافیانشان از آن‌ها راضی‌اند، برای شهادت برگزیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۶ بحارالأنوار، ج۱۰۱، ص۳۱۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۱۰۶/ البرهان

۱ -۱۰

(مائده/ ۱۰۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ قَالَ مِنْ أَهْلِ الْکِتَاب[1].

 

امام باقر (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است که درباره‌ی این کلام خداوند: أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُم فرمود: «مقصود اهل کتاب است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۶ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۱۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۱۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۳۸

و اگر [به‌هنگام ادای شهادت، در راستگویی آن‌ها] شک‌کردید، آن‌ها را بعد از نماز نگاه می‌دارید تا سوگند یاد کنند که: «ما حاضر نیستیم حق را به چیزی بفروشیم، هرچند درمورد خویشاوندان ما باشد؛ و شهادت الهی را کتمان نمی‌کنیم، که دراین‌صورت، از گناهکاران خواهیم بود»

۲ -۱

(مائده/ ۱۰۶)

 

الباقر (علیه السلام)- قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) مَنْ کَانَ فِی سَفَرٍ فَحَضَرَتْهُ الْوَفَاهًُْ فَلَمْ یَجِدْ مُسْلِماً یُشْهِدُهُ فَأَشْهَدَ ذِمِّیَّیْنِ جَازَتْ شَهَادَتُهُمَا فِی الْوَصِیَّهًِْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ. قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الرَّجُلُ بِأَرْضِ غُرْبَهًٍْ لَیْسَ بِهَا مُسْلِمٌ فَحَضَرَتْهُ الْوَفَاهًُْ فَأَشْهَدَ شُهُوداً مِنْ غَیْرِ أَهْلِ الْقِبْلَهًِْ عَلَی وَصِیَّتِهِ حَلَفَ الشَّاهِدَانِ بِاللَّهِ مَا شَهِدْنَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فُلَاناً أَوْصَی بِکَذَا وَ کَذَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِلَی قَوْلِهِ فَیُقْسِمانِ بِاللهِ ...

 

امام باقر (علیه السلام)- امام باقر (علیه السلام) فرمود: «هرکس در مسافرت مرگش فرارسد و مسلمانی را برای گواه‌گرفتن نیابد، از این رو دو نفر ذمی را گواه بگیرد، شهادت آنان در مورد وصیّت جایز است همان‌گونه که خداوند باعزّت و باشکوه فرمود». و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هرگاه شخصی در سرزمین غربت که مسلمانی در آنجا نیست مرگش فرارسد، پس افراد غیرمسلمانی را بر وصیّت خود گواه گیرد. آن شاهدان به خدا سوگند داده می‌شوند: ما جز به حقّ شهادت نمی‌دهیم و فلانی به چنین و چنان وصیّت کرد و این است تفسیر کلام خداوند باعزّت و باشکوه: اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُم تا آنجا که می‌فرماید: فَیُقْسِمانِ بِالله...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۶ دعایم الإسلام، ج۲، ص۵۱۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۱۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۴۳۸

۲ -۲

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فَجَاءَهُ هَذَا الْجَوَابُ مِنْ أَبِی‌عَبْداللَّهِ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ ... وَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ أَنَّهُمْ یَسْتَحِلُّونَ الشَّهَادَاتِ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَلَی غَیْرِهِمْ فَإِنَّ ذَلِکَ لَیْسَ هُوَ إِلَّا قَوْلَ اللَّهِ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا شَهادَةُ بَیْنِکُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی‌الْأَرْضِ فَأَصابَتْکُمْ مُصِیبَةُ الْمَوْتِ إِذَا کَانَ مُسَافِراً وَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ اثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْ دِینِهِ فَإِنْ لَمْ یَجِدُوا فَآخَرَانِ مِمَّنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ مِنْ غَیْرِ أَهْلِ وَلَایَتِهِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَیُقْسِمانِ بِاللهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَرِی بِهِ ثَمَناً قَلِیلًا وَ لَوْ کانَ ذا قُرْبی وَ لا نَکْتُمُ شَهادَةَ اللهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمِینَ فَإِنْ عُثِرَ عَلی أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ یَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ عَلَیْهِمُ الْأَوْلَیانِ مِنْ أَهْلِ وَلَایَتِهِ فَیُقْسِمانِ بِاللهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَیْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمِینَ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلی وَجْهِها أَوْ یَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَیْمانٌ بَعْدَ أَیْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اسْمَعُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضل گوید: نامه‌ای برای امام صادق (علیه السلام) نوشتم در جواب نامه این جواب از طرف امام صادق (علیه السلام) آمد امّا بعد ... و امّا اینکه ذکر کرده­ای که آن‌ها شهادت یکدیگر را بر غیر هم‌کیش خود جایز می‌دانند، صحیح نیست و این، تأویلِ این کلام خداوند عزّوجلّ نیست: یِا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ شَهَادَةُ بَیْنِکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنَانِ ذَوَا عدْلٍ مِّنکُمْ أَوْ آخَرَانِ مِنْ غَیْرِکُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِی الأَرْضِ فَأَصَابَتْکُم مُّصِیبَةُ الْمَوْتِ چرا که این موضوع، زمانی جایز است که فردی مسافر باشد و به حال احتضار بیفتد؛ آنگاه دو نفر انسان عادل هم­کیش را برای شهادت برمی‌گزیند و اگر نیافت، دو نفر دیگر را انتخاب می‌کند که قرآن می‌خوانند؛ به شرط اینکه از اولیا و نزدیکان متوفّی نباشند. تَحْبِسُونَهُمَا مِن بَعدِ الصَّلاَةِ فَیُقْسِمَانِ بِالله إِنِ ارْتَبْتُمْ لاَ نَشْتَرِی بِهِ ثَمَنًا وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَی وَلاَ نَکْتُمُ شَهَادَةَ الله إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الآثِمِینَ * فَإِنْ عثِرَ علَی أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْمًا فَآخَرَانِ یِقُومَانُ مَقَامَهُمَا مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ علَیْهِمُ الأَوْلَیَانِ یعنی از ورثه و اولیای متوفی «فَیُقْسِمَانِ بِالله لَشَهَادَتُنَا أَحَقُّ مِن شَهَادَتِهِمَا وَمَا اعتَدَیْنَا إِنَّا إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِینَ * ذَلِکَ أَدْنَی أَن یَأْتُواْ بِالشَّهَادَةِ علَی وَجْهِهَا أَوْ یَخَافُواْ أَن تُرَدَّ أَیْمَانٌ بَعدَ أَیْمَانِهِمْ وَاتَّقُوا الله وَاسْمَعواْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۹۴/ بصایرالدرجات، ص۵۳۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۹، ص۳۱۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۱۰۷/ البرهان

۲ -۳

(مائده/ ۱۰۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) کَتَبَ إِلَیْهِ فِی جَوَابِ مَسَائِلِه ... وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ مُسْلِمَیْنِ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُمْ کَافِرَیْنِ وَ مِثْلِ شَهَادَهًِْ الصِّبْیَانِ عَلَی الْقَتْلِ إِذَا لَمْ یُوجَدْ غَیْرُهُم.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌سنان نقل می‌کند که امام رضا (علیه السلام) در جواب مسائل او به او نوشت... و در کتاب خداوند تبارک‌وتعالی است: اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکُمْ دو نفر عادل از شما مسلمانان. أَوْ آخَرانِ مِنْ غَیْرِکُم یا دو نفر دیگر از غیر شما؛ یعنی کافران و مانند شهادت بچّه‌ها بر قتل اگر غیر آنان یافت نشوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۸ عیون أخبار الرضا (ج۲، ص۹۵/ علل الشرایع، ج۲، ص۵۰۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۳۶۵/ نورالثقلین

۲ -۴

(مائده/ ۱۰۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَقَالَ مَا جَازَ الشَّهْرَ فَهُوَ رِیبَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند عزّوجلّ: إِنِ ارْتَبْتُمْ پرسیدم، فرمود: «هر آنچه که بر ماه افزون گردد، ریب و شک است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۸ الکافی، ج۳، ص۷۵/ تهذیب الأحکام، ج۸، ص۱۱۸

 

آیه فَإِنْ عُثِرَ عَلى أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ يَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذينَ اسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ الْأَوْلَيانِ فَيُقْسِمانِ بِاللهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما وَ مَا اعْتَدَيْنا إِنَّا إِذاً لَمِنَ الظَّالِمينَ [107]

 

و اگر اطّلاعى حاصل شود كه آن دو، مرتكب گناهى شده‌اند [و حق را كتمان كرده‌اند]، دو نفر از كسانى ‌كه نسبت به ميّت، اَولى هستند، به‌جاى آن‌ها قرار مى‌گيرند، و به‌خدا سوگند ياد مى‌كنند كه: «گواهى ما، ازگواهى آن دو، به حق نزديكتر است؛ و ما تجاوزى نكرده‌ايم؛ كه اگر چنين‌ كرده ‌باشيم، از ستمكاران خواهيم بود».

۱

(مائده/ ۱۰۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالَ ابن‌عباس (رحمة الله علیه) الْأُولَیَانِ بالشهادهًْ وَ هِیَ شهادهًْ الْأَیْمَانِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: [مقصود مسلمان است که] نسبت به شهادت سزاوارتر است و آن، شهادت به سوگند است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۸ فقه القرآن، ج۱، ص۴۲۲

۲

(مائده/ ۱۰۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قِیلَ: مَعْنَی الْأَوْلَیَیْنِ الْأَوْلَیَانِ بِالشَّهَادَهًِْ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ فَیُقْسِمانِ بِاللهِ لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما قِیلَ: یُرِیدُ فَیَقُولَانِ وَ اللَّهِ لَیَمِینُنَا خَیْرٌ مِنْ یَمِینِهِمَا، وَ مَا اعْتَدَیْنا أَیْ مَا جَاوَزْنَا الْحَقَّ فِیمَا طَلَبْنَاهُ مِنْ حَقِّنَا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- گفته‌شده است: معنای «أَولیان» اوّلی به شهادت است که از مسلمانان می‌باشد. فَیُقْسِمانِ بِالله لَشَهادَتُنا أَحَقُّ مِنْ شَهادَتِهِما، گفته‌شده است: منظور این است که می‌گویند: به خدا سوگند، قسم ما بهتر از قسم آن دو [گواه] است، وَ مَا اعْتَدَیْنا یعنی در حقّمان که طلب کردیم از حقّ تجاوز نکردیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۸ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۳۶

۳

(مائده/ ۱۰۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنْ عُثِرَ أَیِ اطَّلَعَ وَ ظَهَرَ عَلَی أَنَّهُمَا یَعْنِی الشَّاهِدَیْنِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنْ عُثِرَ یعنی اطّلاعی حاصل شود و آشکار شود. عَلی أَنَّهُمَا یعنی دو گواه.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۷۸ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۳۶

۴

(مائده/ ۱۰۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ أَنَّهَا لَمَّا نَزَلَتْ أَمَرَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) إَنْ یَسْتَحْلِفُوهُمَا بِأَنْ یَقُولَا: وَ اللَّهِ مَا قَبَضْنَا لَهُ غَیْرَ هَذَا وَ لَا کَتَمْنَاهُ ثُمَّ ظَهَرَ عَلَی إِنَاءٍ مِنْ فِضَّهًٍْ مَنْقُوشٍ مُذَهَّبٍٍ مَعَهُمَا فَقَالُوا: هَذَا مِنْ مَتَاعِهِ. فَقَالَا: اشْتَرَیْنَاهُ مِنْهُ فَارْتَفَعُوا إِلَی رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَنَزَلَ قَوْلُهُ فَإِنْ عُثِرَ عَلی أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ یَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ فَأَمَرَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) رَجُلَیْنِ مِنْ أَهْلِ الْمَیِّتِ أَنْ یَحْلِفَا عَلَی مَا کَتَمَا وَ غِیبَا فَحَلَفَ عَبْدُ اللهِ بْنِ عَمْرٍو وَ الْمُطَّلِبُ بْنُ أَبِی وَدَاعَهًَْ فَاسْتَحَقَّا ثُمَّ إِنَّ تَمِیماً أَسْلَمَ وَ بَایَعَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَکَانَ یَقُولُ صَدَقَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ بَلَغَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَا أَخَذْتُ الْإِنَاءَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روایت شده است که وقتی این آیه نازل شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دستور داد که آن دو [گواه] را سوگند بدهند، به اینکه آن دو بگویند: «به خدا سوگند غیر از این برای او جمع نکردیم و آن را مخفی نکردیم». سپس ظرفی نقره‌ای که روی آن نقش و نگاری از طلا بود نزد آن دو [گواه] ظاهر شد. [اولیای میّت] گفتند: «این از کالای او بود». آن دو [گواه] گفتند: «آن را از او خریدیم»؛ پس دعوی را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بردند؛ در نتیجه نازل شد: فَإِنْ عُثِرَ عَلی أَنَّهُمَا اسْتَحَقَّا إِثْماً فَآخَرانِ یَقُومانِ مَقامَهُما مِنَ الَّذِینَ اسْتَحَقَّ؛ بنابراین، رسول‌خدا (صلی الله علیه و آله) به دو مرد از اهل میّت دستور داد که بر آنچه مخفی و پنهان‌کرده‌اند سوگند یاد کنند؛ از این رو عبدالله‌بن‌عمرو و مطلب‌بن‌ابی وداعه سوگند یاد کردند و مستحّق [آن ظرف] شدند. سپس تمیم مسلمان شد و با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیعت کرد و می‌گفت: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) راست گفت و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ابلاغ فرمود؛ ظرف را من برداشتم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۰ فقه القرآن، ج۱، ص۴۲۲

 

آیه ذلِكَ أَدْنى أَنْ يَأْتُوا بِالشَّهادَةِ عَلى وَجْهِها أَوْ يَخافُوا أَنْ تُرَدَّ أَيْمانٌ بَعْدَ أَيْمانِهِمْ وَ اتَّقُوا اللهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ [108]

 

اين كار، نزديك‌تر است به اينكه [از خدا بترسند و] گواهى به حق دهند، يا بترسند كه [دروغشان نزد مردم فاش‌گردد؛ و] سوگندهايى جاى سوگندهاى آن‌ها را بگيرد. از [مخالفت] خدا بپرهيزيد، و گوش فرا دهيد. و خداوند، فاسقان را هدايت نمى‌كند.

این کار، نزدیکتر است به اینکه [از خدا بترسند و] گواهی بحق دهند، یا بترسند که [دروغشان نزد مردم فاش‌گردد؛ و] سوگندهایی جای سوگندهای آن‌ها را بگیرد

۱ -۱

(مائده/ ۱۰۸)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ ذلِکَ أَدْنَی أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَةِ هِیَ مَنْسُوخَهًُْ الْحُکْمِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- حکم این کلام خداوند: ذلِکَ أَدْنی أَنْ یَأْتُوا بِالشَّهادَةِ، نسخ شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۰ متشابه القرآن، ج۲، ص۲۲۷

سوگندهایی جای سوگندهای آن‌ها را بگیرد. از [مخالفت] خدا بپرهیزید، و گوش فرا دهید. و خداوند، گروه فاسقان را هدایت نمی‌کند

۲ -۱

(مائده/ ۱۰۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن جَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللهَ وَ اسْمَعُوا قَالُوا لِمَنِ السَّمْعُ وَ الطَّاعَهًُْ بَعْدَکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ لِأَخِی وَ ابْنِ عَمِّی وَ وَصِیِّی عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ جَابِرُ‌بْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ فَعَصَوْهُ وَ اللَّهِ وَ خَالَفُوا أَمْرَهُ وَ حَمَلُوا عَلَیْهِ السُّیُوفَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر (رحمة الله علیه) گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم! از [مخالفت] خدا بپرهیزید، و گوش فرا دهید». گفتند: «گوش فرا دادن و اطاعت‌کردن بعد از تو برای چه کسی است ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»! فرمود: «برای برادرم و پسر عمویم و وصیّ من علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است». جابربن‌عبدالله (رحمة الله علیه) گفت: «به خدا سوگند او را نافرمانی کردند و با امر او مخالفت کردند و شمشیرها را بر او تحمیل کردند [و با او جنگیدند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۰ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۱۱۰

 

آیه يَوْمَ يَجْمَعُ اللهُ الرُّسُلَ فَيَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ [109]

 

[به ياد‌آوريد] روزى را كه خداوند، پيامبران را جمع مى‌كند، و مى‌گويد: «[در برابر دعوت شما]، چه پاسخى به شما داده ‌شد»؟، مى‌گويند: «ما چيزى نمى‌دانيم؛ تو خود، داناى همه‌ی اسرار نهان هستى».

۱

(مائده/ ۱۰۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن بُرَیْدٍ الْکُنَاسِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَر (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ یَجْمَعُ اللهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا قَالَ فَقَالَ إِنَّ لِهَذَا تَأْوِیلًا یَقُولُ مَا ذَا أُجِبْتُمْ فِی أَوْصِیَائِکُمُ الَّذِینَ خَلَّفْتُمُوهُمْ عَلَی أُمَمِکُمْ قَالَ فَیَقُولُونَ لَا عِلْمَ لَنَا بِمَا فَعَلُوا مِنْ بَعْدِنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- برید کناسی گوید: در مورد آیه: یَوْمَ یَجْمَع الله الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ علْمَ لَنَا از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردم. فرمود: «این آیه، تأویلی دارد و می‌گوید: «کسانی که جانشینان امّت شما بودند، چگونه دعوت اوصیای شما را اجابت کردند»؟ و آن‌ها می‌گویند: «نمی‌دانیم که بعد از ما چه کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۰ الکافی، ج۸، ص۳۳۸/ القمی، ج۱، ص۱۸۸/ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۸۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۴۹/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۷/ البرهان

۲

(مائده/ ۱۰۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ یَجْمَعُ اللهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ ما ذا أُجِبْتُمْ قالُوا لا عِلْمَ لَنا قَالَ یَقُولُونَ لَا عِلْمَ لَنَا سِوَاکَ قَالَ وَ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) الْقُرْآنُ کُلُّهُ {ظَاهِرُهُ} تَقْرِیعٌ وَ بَاطِنُهُ تَقْرِیبٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که در مورد آیه: یَوْمَ یَجْمَع الله الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ علْمَ لَنَا فرمود: «آن‌ها می‌گویند ما از غیرِ تو (خدا) خبری نداریم. تمام قرآن [در ظاهر]، نوعی سرزنش است و باطن آن انس و نزدیک‌شدن به خدا است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۷۹/ معانی الأخبار، ص۲۳۱/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۱۰۹)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا لَا عِلْمَ لَنا قِیلَ: فِیهِ أَقْوَالٌ أَحَدُهَا أَنَّ لِلْقِیَامَهًِْ أَهْوَالًا حَتَّی یَزُولَ الْقُلُوبُ مِنْ مَوَاضِعِهَا فَإِذَا رَجَعَتِ الْقُلُوبُ إِلَی مَوَاضِعِهَا شَهِدُوا لِمَنْ صَدَّقَهُمْ وَ عَلَی مَنْ کَذَّبَهُمْ یُرِیدُ أَنَّهُ غَرَبَتْ عَنْهُمْ أَفْهَامُهُمْ مِنْ هَوْلِ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَقَالُوا لَا عِلْمَ لَنا عَنْ عَطَاءٍ عَنِ ابْنِ‌عَبَّاس (رحمة الله علیه) وَ ثَانِیهَا أَنَّ الْمُرَادَ لَا عِلْمَ لَنا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا فَحُذِفَ لِدَلَالَهًِْ الْکَلَامِ عَلَیْهِ عَنِ ابْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فی رِوَایَهًٍْ أُخْرَی.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قالُوا لا عِلْمَ لَنا، در مورد آن چند نظر گفته‌شده است: یکی آنکه قیامت وحشت‌هایی دارد که قلب‌ها از جایش جدا می‌شوند و هنگامی که قلب‌ها به‌جای خود برمی‌گردند، به نفع کسی که آن‌ها را تصدیق‌کرده و به ضرر کسی که آن‌ها را تکذیب‌کرده گواهی می‌دهند. منظور این است که از ترس روز قیامت فکرهایشان از آن‌ها دور می‌شود [و از کار می‌افتد]؛ در نتیجه می‌گویند: لا عِلْمَ لَنا. [این سخن] از [طریق] عطاء از ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) [نقل‌شده است]. و دوّمی آنکه منظور این است که ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ بنابراین به‌خاطر دلالت کلام بر آن، حذف شده است. [این مطلب] در روایت دیگری از ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) [نقل‌شده است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۳۹

 

آیه إِذْ قالَ اللهُ يا عيسَى‌ابْنَ‌مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْني وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْني وَ إِذْ كَفَفْتُ بَني إِسْرائيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ [110]

 

[به خاطر بياور] هنگامى را كه خداوند به عيسى‌بن‌مريم گفت: ياد كن نعمتم را كه به تو ومادرت بخشيدم؛ زمانى‌ كه تو را با «روح القدس» تأييد‌كردم؛ كه در گاهواره و نيز در‌حال ميانسالى، با مردم سخن مى‌گفتى؛ و هنگامى را كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم؛ و هنگامى را كه به اذن من، از گل چيزى به‌صورت پرنده مى‌ساختى، و در آن مى‌دميدى، و به اذن من، پرنده‌اى مى‌شد؛ و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به اذن من، شفا مى‌دادى؛ و هنگامى‌كه مردگان را به اذن من زنده مى‌كردى؛ و هنگامى‌ كه بنى‌اسرائيل را از آسيب‌رساندن به تو، باز داشتم؛ در آن زمان كه دلايل روشن براى آن‌ها آوردى، ولى جمعى از كافران آن‌ها گفتند: «اين‌ها جز سحر آشكار نيست».

۱ -۱

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْطَی عِیسَی (علیه السلام) حَرْفَیْنِ مِنَ الْأَسْمَاءِ الْعِظَامِ کَانَ یُحْیِی بِهِمَا الْمَوْتَی وَ یُبْرِئُ بِهِمَا الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ به عیسی (علیه السلام) دو حرف از اسم‌های اعظم عطا فرمود که به‌وسیله‌ی آن دو، مرده‌ها را زنده می‌کرد و به‌وسیله‌ی آن دو، کورِ مادرزاد و مبتلایان به برص (پیسی) را بهبودی می‌بخشید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۲ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۲۵۸

۱ -۲

(مائده/ ۱۱۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن الصّادق (علیه السلام) سُئِلَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مُشَابِهِ الْخَلْقِ فَقَالَ هُوَ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَوْجُهٍ فَمِنْهُ خَلْقُ الِاخْتِرَاعِ کَقَوْلِهِ سُبْحَانَهُ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ خَلْقُ الِاسْتِحَالَةِ قَوْلُهُ تَعَالَی یَخْلُقُکُمْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ وَ قَوْلُهُ هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ الْآیَهًَْ وَ أَمَّا خَلْقُ التَّقْدِیرِ فَقَوْلُهُ لِعِیسَی وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ ... .

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال شد: از نمونه‌های آفرینش بگویید»؟ فرمود: «بر سه روش می‌باشند چون خلق اختراع و بی‌مایه؛ مانند اینکه خداوند فرموده: که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید. (اعراف/۵۴) و آفرینش دگرگونی؛ چون کلام خدای تعالی: شما را در شکم مادرتان در چند مرحله در درون تاریکی‌های سه‌گانه آفرینش بخشید. (زمر/۶). و کلام او: اوست آن خدایی که شما را از خاک، سپس از نطفه. (غافر/۶۷) و یا خلق تقدیر است چنانچه به عیسی (علیه السلام) فرمود: وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ... .

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۲ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۳۳/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶

۱ -۳

(مائده/ ۱۱۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی عُیُونِ الأَخبَارِ فِی بَابِ مَجلِسِ الرِّضَا (علیه السلام) مَعَ أَهلِ الأَدیَانِ وَ أَصحَابِ المَقَالَاتِ فِی التَّوحِیدِ: قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) یَا نَصْرَانِیُ أَسْأَلُکَ عَنْ مَسْأَلَهًٍْ قَالَ سَلْ فَإِنْ کَانَ عِنْدِی عِلْمُهَا أَجَبْتُکَ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) مَا أَنْکَرْتَ أَنَّ عِیسَی کَانَ یُحْیِی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ الْجَاثَلِیقُ أَنْکَرْتُ ذَلِکَ مِنْ أَجْلِ أَنَّ مَنْ أَحْیَا الْمَوْتَی وَ أَبْرَأَ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ فَهُوَ رَبٌّ مُسْتَحِقٌّ لِأَنْ یُعْبَدَ قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) فَإِنَّ الْیَسَعَ قَدْ صَنَعَ مِثْلَ مَا صَنَعَ عِیسَی (علیه السلام) مَشَی عَلَی الْمَاءِ وَ أَحْیَا الْمَوْتَی وَ أَبْرَأَ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ فَلَمْ تَتَّخِذْهُ أُمَّتُهُ رَبّاً وَ لَمْ یَعْبُدْهُ أَحَدٌ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لَقَدْ صَنَعَ حِزْقِیلُ النَّبِیُّ (علیه السلام) مِثْلَ مَا صَنَعَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ (علیه السلام) فَأَحْیَا خَمْسَهًًْ وَ ثَلَاثِینَ أَلْفَ رَجُلٍ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهِمْ بِسِتِّینَ سَنَهًًْ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی رَأْسِ الْجَالُوتِ فَقَالَ لَهُ یَا رَأْسَ الْجَالُوتِ أَ تَجِدُ هَؤُلَاءِ فِی شَبَابِ بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی التَّوْرَاهًِْ اخْتَارَهُمْ بُخْتَ‌نَصَّرُ مِنْ سَبْیِ بَنِی إِسْرَائِیلَ حِینَ غَزَا بَیْتَ الْمَقْدِسِ ثُمَّ انْصَرَفَ بِهِمْ إِلَی بَابِلَ فَأَرْسَلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِمْ فَأَحْیَاهُمْ هَذَا فِی التَّوْرَاهًِْ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا کَافِرٌ مِنْکُمْ قَالَ رَأْسُ الْجَالُوتِ قَدْ سَمِعْنَا بِهِ وَ عَرَفْنَاهُ قَالَ صَدَقْتَ ثُمَّ قَالَ یَا یَهُودِیُّ خُذْ عَلَی هَذَا السِّفْرِ مِنَ التَّوْرَاهًِْ فَتَلَا (علیه السلام) عَلَیْنَا مِنَ التَّوْرَاهًِْ آیَاتٍ فَأَقْبَلَ الْیَهُودِیُّ یَتَرَجَّجُ لِقِرَاءَتِهِ وَ یَتَعَجَّبُ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَی النَّصْرَانِیِ فَقَالَ یَا نَصْرَانِیُّ أَ فَهَؤُلَاءِ کَانُوا قَبْلَ عِیسَی (علیه السلام) أَمْ عِیسَی (علیه السلام) کَانَ قَبْلَهُمْ قَالَ بَلْ کَانُوا قَبْلَهُ فَقَالَ الرِّضَا (علیه السلام) لَقَدِ اجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَسَأَلُوهُ أَنْ یُحْیِیَ لَهُمْ مَوْتَاهُمْ فَوَجَّهَ مَعَهُمْ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ اذْهَبْ إِلَی الْجَبَّانَهًِْ فَنَادِ بِأَسْمَاءِ هَؤُلَاءِ الرَّهْطِ الَّذِینَ یَسْأَلُونَ عَنْهُمْ بِأَعْلَی صَوْتِکَ یَا فُلَانُ وَ یَا فُلَانُ وَ یَا فُلَانُ یَقُولُ لَکُمْ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قُومُوا بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَامُوا یَنْفُضُونَ التُّرَابَ عَنْ رُءُوسِهِمْ فَأَقْبَلَتْ قُرَیْشٌ یَسْأَلُهُمْ عَنْ أُمُورِهِمْ ثُمَّ أَخْبَرُوهُمْ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) قَدْ بُعِثَ نَبِیّاً فَقَالُوا وَدِدْنَا أَنَّا أَدْرَکْنَاهُ فَنُؤْمِنُ بِهِ وَ لَقَدْ أَبْرَأَ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ الْمَجَانِینَ وَ کَلَّمَهُ الْبَهَائِمُ وَ الطَّیْرُ وَ الْجِنُّ وَ الشَّیَاطِینُ وَ لَمْ نَتَّخِذْهُ رَبّاً مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لَمْ نُنْکِرْ لِأَحَدٍ مِنْ هَؤُلَاءِ فَضْلَهُمْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- درعیون اخبار در ذکر مجلس امام رضا (علیه السلام) با اهل ادیان و کسانی که گفتگوی در توحید نموده‌اند؛ حضرت فرمود: «از مسأله‌ای سؤال می‌کنم». گفت: «بفرمایید، اگر دانستم جواب می‌دهم». حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: «انکار نداری با اجازه‌ی خدا مرده‌ها را زنده می‌کرد»؟ جاثلیق گفت: «این مطلب را انکار می‌کنم، زیرا کسی که مرده را زنده کند و کور را بینا نماید و برص را شفاء دهد، شایسته پرستش است». حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: «یسع نیز کار حضرت عیسی را کرد؛ به روی آب راه رفت، مرده را زنده کرد و کور و برص را شفا بخشید، ولی امّت او یسع را به عنوان خدا نگرفتند و هیچ کس او را پرستش نمی‌کرد. حزقیل پیامبر نیز کار عیسی مسیح (علیه السلام) را انجام داد و سی و پنج هزار نفر را بعد از مرگ زنده کرد، با اینکه شصت سال از مرگ آن‌ها گذشته بود». سپس روی به رأس الجالوت (رئیس کلیمیان) کرد و فرمود: «آیا تو در تورات در میان جوانان بنی اسرائیل، آن‌ها را دیده‌ای که بخت نصر موقعی که در بیت المقدس جنگ کرد و آن‌ها را به بابل برد، از میان اسیران بنی اسرائیل انتخابشان کرد»؟ خداوند حزقیل (علیه السلام) را مبعوث نمود و آن‌ها را زنده کرد. این مطلب در تورات هست و هر کس منکر شود، کافر است». رأس الجالوت در پاسخ گفت: «شنیده‌ام و می‌دانم که شما راست می‌گویید». بعد امام (علیه السلام) فرمود: «اینک گوش کن تا آن سفر را بخوانم». و شروع به خواندن تورات کرد. یهودی از این قرائت در شگفت شد و تعجب می‌کرد. سپس روی به نصرانی کرد و فرمود: «این‌ها قبل از عیسی (علیه السلام) بودند یا عیسی (علیه السلام) قبل از آن‌ها»؟ گفت: «قبل از عیسی (علیه السلام) بودند». حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: «قریش خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اجتماع و تقاضا کردند که مرده‌هایشان را زنده کند. پیامبر علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را فرستاد و فرمود: «با این‌ها به قبرستان برو و نام این‌ها را با صدای بلند فریاد بزن، فلانی! فلانی فلانی، و بگو: محمّد رسول الله می‌گوید، به اذن خدا از جای حرکت کنید! آن‌ها درحالی‌که خاک از سر خود می‌تکاندند، از جای حرکت کردند. قریش شروع کردند به سؤال کردن از وضعشان». به آن‌ها گفتند که حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) به رسالت مبعوث شده. گفتند: «ای کاش ما او را درک می‌کردیم و به او ایمان می‌آوردیم». او کور و برص و دیوانه را شفا بخشید و چهارپایان و پرنده‌ها و جن و شیاطین با او صحبت می‌کردند، ولی ما پیامبر خودمان را به عنوان پروردگار نپذیرفتیم. در مقابل خدا منکر فضل هیچ کدام از پیامبران هم نیستیم، امّا شما که عیسی (علیه السلام) را خدا می‌دانید، باید حزقیل و یسع را نیز خدا بدانید، چون همان کار عیسی را انجام دادند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۴ عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۱۵۹/ نورالثقلین

۱ -۴

(مائده/ ۱۱۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی یَعْقُوبَ الْبَغْدَادِیِّ قَالَ قَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) لِمَا ذَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ (علیه السلام) بِالْعَصَا وَ یَدِهِ الْبَیْضَاءِ وَ آلَهًِْ السِّحْرِ وَ بَعَثَ عِیسَی (علیه السلام) بِالطِّبِّ وَ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) بِالْکَلَامِ وَ الْخُطَبِ فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمَّا بَعَثَ مُوسَی (علیه السلام) کَانَ الْأَغْلَبُ عَلَی أَهْلِ عَصْرِهِ السِّحْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِمَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَ الْقَوْمِ وَ فِی وُسْعِهِمْ مِثْلُهُ وَ بِمَا أَبْطَلَ بِهِ سِحْرَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّهًَْ عَلَیْهِمْ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَعَثَ عِیسَی (علیه السلام) فِی وَقْتٍ ظَهَرَتْ فِیهِ الزَّمَانَاتُ وَ احْتَاجَ النَّاسُ إِلَی الطِّبِّ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِمَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُمْ مِثْلُهُ وَ بِمَا أَحْیَا لَهُمُ الْمَوْتَی وَ أَبْرَأَ لَهُمُ الْأَکْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّهًَْ عَلَیْهِمْ وَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فِی وَقْتٍ کَانَ الْأَغْلَبُ عَلَی أَهْلِ عَصْرِهِ الْخُطَبَ وَ الْکَلَامَ وَ أَظُنُّهُ قَالَ وَ الشِّعْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَوَاعِظِهِ وَ أَحْکَامِهِ مَا أَبْطَلَ بِهِ قَوْلَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ الْحُجَّهًَْ عَلَیْهِمْ فَقَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ تَاللَّهِ مَا رَأَیْتُ مِثْلَکَ الْیَوْمَ قَطُّ فَمَا الْحُجَّهًُْ عَلَی الْخَلْقِ الْیَوْمَ فَقَالَ (علیه السلام) الْعَقْلُ یُعْرَفُ بِهِ الصَّادِقُ عَلَی اللَّهِ فَیُصَدِّقُهُ وَ الْکَاذِبُ عَلَی اللَّهِ فَیُکَذِّبُهُ فَقَالَ ابْنُ السِّکِّیتِ هَذَا وَ اللَّهِ الْجَوَابُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابویعقوب بغدادی گوید: ابن‌سکّیت به امام رضا (علیه السلام) عرض کرد: «چرا خداوند متعال، موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) را با ید بیضاء (دست درخشان) و عصا و ابزار سحر و عیسی (علیه السلام) را با علم پزشکی و محمّد (صلی الله علیه و آله) را با کلام و خطبه و سخن، مبعوث کرد»؟ ایشان فرمود: «خداوند متعال وقتی موسی (علیه السلام) را مبعوث، عصر، عصر سحر و جادوگری بود و موسی (علیه السلام) از جانب خدا برای آن‌ها چیزی را آورد که قادر نباشند مثل آن را انجام دهند و با آن سحرشان را باطل کرد و از این طریق، حجّت خویش را بر ایشان ثابت کرد. خداوند تبارک‌وتعالی، عیسی (علیه السلام) را زمانی مبعوث کرد که دوره‌ی بیماری‌های مزمن بود و مردم به علم طب نیاز داشتند و عیسی (علیه السلام) از جانب خدای متعال برایشان چیزی را آورد که مثل آن را نداشتند و ندیده بودند و با آن مردگان را زنده کرد و انسان کور و پیسی گرفته را به اذن خداوند عزّوجلّ شفا داد و این‌گونه برای آن‌ها حجّت آورد. خداوند، محمّد (صلی الله علیه و آله) را زمانی مبعوث گردانید که عصر خطبه و کلام بود. و فکر می‌کنم که فرموده باشد: «عصر شعر و محمّد (صلی الله علیه و آله) کتاب خدا و مواعظ و احکام آن را آورد و نشان داد که سخنان آنان باطل و پوچ است و این‌گونه برای آن‌ها حجّت آورد. ابن‌سکیت گفت: به خدا که در این زمانه، هرگز کسی مثل شما را ندیدم. در این زمانه، حجّت برای مردم چیست»؟ ایشان فرمود: «چیزهایی‌که در مورد خدا صادق باشد، با عقل شناخته می‌شود و عقل آن را تصدیق می‌کند و آنچه که دروغ است نیز شناخته می‌شود و سپس عقل، آن را تکذیب می‌کند». ابن‌سکیت گفت: «به خدا قسم که جواب، فقط همین می‌توانست باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۴ عیون أخبار الرضا (ج۲، ص۷۹/ البرهان

۱ -۵

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ وَ غَیْرِهِ: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ هَلْ کَانَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ (علیه السلام) أَحْیَا أَحَداً بَعْدَ مَوْتِهِ حَتَّی کَانَ لَهُ أَکْلٌ وَ رِزْقٌ وَ مُدَّهًٌْ وَ وَلَدٌ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّهُ کَانَ لَهُ صَدِیقٌ مُوَاخٍ لَهُ فِی اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ کَانَ عِیسَی (علیه السلام) یَمُرُّ بِهِ وَ یَنْزِلُ عَلَیْهِ وَ إِنَّ عِیسَی (علیه السلام) غَابَ عَنْهُ حِیناً ثُمَّ مَرَّ بِهِ لِیُسَلِّمَ عَلَیْهِ فَخَرَجَتْ إِلَیْهِ أُمُّهُ فَسَأَلَهَا عَنْهُ فَقَالَتْ مَاتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ. فَقَالَ أَ فَتُحِبِّینَ أَنْ تَرَاهُ قَالَتْ نَعَمْ فَقَالَ لَهَا فَإِذَا کَانَ غَداً فَآتِیکِ حَتَّی أُحْیِیَهُ لَکِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَلَمَّا کَانَ مِنَ الْغَدِ أَتَاهَا فَقَالَ لَهَا انْطَلِقِی مَعِی إِلَی قَبْرِهِ فَانْطَلَقَا حَتَّی أَتَیَا قَبْرَهُ فَوَقَفَ عَلَیْهِ عِیسَی (علیه السلام) ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْفَرَجَ الْقَبْرُ وَ خَرَجَ ابْنُهَا حَیّاً فَلَمَّا رَأَتْهُ أُمُّهُ وَ رَآهَا بَکَیَا فَرَحِمَهُمَا عِیسَی (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ عِیسَی (علیه السلام) أَ تُحِبُّ أَنْ تَبْقَی مَعَ أُمِّکَ فِی الدُّنْیَا فَقَالَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ بِأَکْلٍ وَ رِزْقٍ وَ مُدَّهًٍْ أَمْ بِغَیْرِ أَکْلٍ وَ لَا رِزْقٍ وَ لَا مُدَّهًٍْ فَقَالَ لَهُ عِیسَی (علیه السلام) بِأَکْلٍ وَ رِزْقٍ وَ مُدَّهًٍْ وَ تُعَمَّرُ عِشْرِینَ سَنَهًًْ وَ تَزَوَّجُ وَ یُولَدُ لَکَ قَالَ نَعَمْ إِذاً قَالَ فَدَفَعَهُ عِیسَی (علیه السلام) إِلَی أُمِّهِ فَعَاشَ عِشْرِینَ سَنَهًًْ وَ تَزَوَّجَ وَ وُلِدَ لَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب و دیگران نقل می‌کنند: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: «آیا عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) کسی را بعد از مرگش زنده‌کرد که همان صفات زندگان مثل خوردن و رزق و فرزند و طول عمر را داشته باشد»؟ ایشان جواب داد: «بله. او دوستی صمیمی داشت که به دین عیسی (علیه السلام) وارد شده بود و عیسی (علیه السلام) نزد او می‌رفت و مهمان او می‌شد. مدّتی عیسی (علیه السلام) از او دیدار نکرد و بعد از مدّتی به سراغ او رفت تا به او سلامی بدهد. مادر او پیش عیسی (علیه السلام) آمد و عیسی (علیه السلام) سراغ دوستش را از او گرفت». گفت: «ای رسول خدا! فوت کرد». عیسی (علیه السلام) گفت: «می‌خواهی او را ببینی»؟ جواب داد: «بله». عیسی (علیه السلام) گفت: «فردا می‌آیم تا به اذن خداوند تبارک‌وتعالی او را برایت زنده کنم». چون فردا فرا رسید، عیسی (علیه السلام) پیش مادر دوستش آمد. و گفت: «با من بیا تا به کنار قبر او برویم». آن دو رفتند تا به قبر او رسیدند. عیسی (علیه السلام) بر فراز قبر ایستاد و دعا کرد. به ناگاه قبر شکاف خورد و فرزندِ آن زن، زنده از قبر بیرون آمد. وقتی مادرش او را در مقابل خود دید، هر دو شروع به گریه کردند. دل عیسی (علیه السلام) از حال آن دو به رحم آمد و به دوستش گفت: «می‌خواهی در این دنیا و پیش مادرت بمانی»؟ گفت: «ای رسول خدا! با خوردن و رزق و زمان برای زندگی و یا بدون این‌ها»؟ عیسی (علیه السلام) گفت: «با خوردن و رزق و طول عمر؛ بیست سال عمر می‌کنی، ازدواج می‌کنی و صاحب فرزند می‌شوی». گفت: «اگر چنین است، بله می‌خواهم». پس عیسی (علیه السلام) او را مادرش بازگرداند و او بیست سال زندگی کرد و ازدواج کرد و صاحب فرزند شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۶ الکافی، ج۸، ص۳۳۷/ البرهان

۱ -۶

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ (علیه السلام) جَاءَ إِلَی قَبْرِ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا (علیه السلام) وَ کَانَ سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ یُحْیِیَهُ لَهُ فَدَعَاهُ فَأَجَابَهُ وَ خَرَجَ إِلَیْهِ مِنَ الْقَبْرِ فَقَالَ لَهُ مَا تُرِیدُ مِنِّی فَقَالَ لَهُ أُرِیدُ أَنْ تُؤْنِسَنِی کَمَا
 کُنْتَ فِی الدُّنْیَا فَقَالَ لَهُ یَا عِیسَی (علیه السلام) مَا سَکَنَتْ عَنِّی حَرَارَهًُْ الْمَوْتِ وَ أَنْتَ تُرِیدُ أَنْ تُعِیدَنِی إِلَی الدُّنْیَا وَ تَعُودَ عَلَیَّ حَرَارَهًُْ الْمَوْتِ فَتَرَکَهُ فَعَادَ إِلَی قَبْرِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) به سراغ قبر یحیی‌بن‌زکریا (علیه السلام) رفت و از خدا خواست که او را زنده کند و دعا کرد. خداوند نیز دعای او را اجابت کرد و یحیی از قبر خارج شد. به عیسی (علیه السلام) گفت: «از من چه می‌خواهی»؟ عیسی (علیه السلام) جواب داد: «از تو می‌خواهم که مونس من باشی و همان‌طور که قبلاً زنده بودی، اکنون نیز در دنیا باشی». گفت: «هنوز گرمی مرگِ من فرو ننشسته و تو می‌خواهی که مرا به دنیا بازگردانی تا حرارت مرگ، دوباره به تن من بنشیند؟! پس او را ترک کرد و عیسی (علیه السلام) او را به قبر بازگرداند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۶ الکافی، ج۳، ص۲۶۰/ البرهان

پاک و طاهر

۲ -۱

(مائده/ ۱۱۰)

 

السّجاد (علیه السلام)- عَن جُعَیْدٍ الْهَمْدَانِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) بِأَیِ حُکْمٍ تَحْکُمُونَ قَالَ نَحْکُمَ بِحُکْمِ آلِ دَاوُدَ (علیه السلام) فَإِنْ عَیِینَا شَیْئاً تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِِ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- جعید همدانی گوید: از امام سجّاد (علیه السلام) پرسیدم: «چگونه میان مردم حکم می‌کنید»؟ فرمود: «به حکم آل‌داود (علیه السلام) اگر در یک مورد اطّلاعی نداشتیم روح القدس ما را در جریان می‌گذارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بصایر الدرجات، ج۱، ص۴۵۱

۲ -۲

(مائده/ ۱۱۰)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًِْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ رُوحُ الْقُدُسِ قَالَ الرُّوحُ هُوَ جَبْرَئِیلُ وَ الْقُدُسُ الطَّاهِر.

 

امام باقر (علیه السلام)- رُوحُ الْقُدُسِ یعنی جبرئیل و القُدُس یعنی پاک و طاهر.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۴۹

۲ -۳

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ تُسْأَلُونَ عَنِ الشَّیْءِ فَلَا یَکُونُ عِنْدَکُمْ عِلْمُهُ قَالَ رُبَّمَا کَانَ ذَلِکَ قُلْتُ کَیْفَ تَصْنَعُونَ قَالَ تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُس.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسباط گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «[آیا] گاهی از شما چیزی می‌پرسند که جواب آن را ندانید»؟ فرمود: «گاهی اتفاق می‌افتد». عرض کردم: «در این مواقع چه می‌کنید»؟ فرمود: «رُوحِ الْقُدُسِ ما را در جریان می‌گذارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بصایر الدرجات، ج۱، ص۴۵۱

۲ -۴

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَمَّارٍ أَوْ غَیْرِهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَبِمَا تَحْکُمُونَ إِذَا حَکَمْتُمْ فَقَالَ بِحُکْمِ اللَّهِ وَ حُکْمِ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ حُکْمِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَإِذَا وَرَدَ عَلَیْنَا مَا لَیْسَ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ (علیه السلام) تَلَقَّانَا بِهِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ أَلْهَمَنَا اللَّهُ إِلْهَاماً.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «وقتی حکم کنید، با چه چیزی حکم می‌کنید»؟ فرمود: «با حکم خدا و حکم داود و حکم محمّد (صلی الله علیه و آله) [حکم می‌کنیم] و هرگاه چیزی‌که در کتاب علی (علیه السلام) نیست برای ما پیش بیاید، رُوحِ الْقُدُسِ آن را به ما القا می‌کند و خداوند به ما الهام می‌فرماید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بصایر الدرجات، ج۱، ص۴۵۲

۲ -۵

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ رُوحَ الْقُدُسِ وَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَقْرَبَ إِلَیْهِ مِنْهَا وَ لَیْسَتْ بِأَکْرَمِ خَلْقِهِ عَلَیْهِ فَإِذَا أَرَادَ أَمْراً أَلْقَاهُ إِلَیْهَا فَأَلْقَاهُ إِلَی النُّجُومِ فَجَرَتْ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند تبارک و تعالی روح­القدس را آفرید و مخلوقی نزدیکتر از او به خودش نیافرید، نه اینکه بهترین مخلوق خدا باشد. هرگاه کاری را بخواهد به او القا می‌کند؛ آنگاه او به ستارگان القا می­نماید و آن­ها به آن عمل می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۷۰

۲ -۶

(مائده/ ۱۱۰)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَ الْأَوْصِیَاءَ مُحَدَّثُونَ یُحَدِّثُهُمْ رُوحُ الْقُدُسِ وَ لَا یَرَوْنَهُ وَ کَانَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَعْرِضُ عَلَی رُوحِ الْقُدُسِ مَا یُسْأَلُ عَنْهُ فَیُوجَسُ فِی نَفْسِهِ أَنْ قَدْ أَصَبْتَ بِالْجَوَابِ فَیُخْبِرُ فَیَکُونُ کَمَا قَالَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- اوصیاء محدّث هستند، روح­القدس با آن­ها صحبت می­کند، ولی او را نمی‌بینند. حضرت علی (علیه السلام) آنچه از او می‌پرسیدند را به روح­القدس عرضه می­داشت و در دل خود احساس می­کرد که به جواب رسیده است، بعد جواب را می­گفت، جواب همان بود که فرموده بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بصایر الدرجات، ج۱، ص۴۵۳

۲ -۷

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْأَوْصِیَاءِ خَمْسَهًُْ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحُ الْقُوَّهًِْ وَ رُوحُ الشَّهْوَهًِْ وَ رُوحُ الْإِیمَانِ وَ فِی الْمُؤْمِنِینَ أَرْبَعَهًُْ أَرْوَاحٍ أَفْقَدَهَا رُوحَ الْقُدُسِ رُوحُ الْبَدَنِ وَ رُوحُ الْقُوَّهًِْ وَ رُوحُ الشَّهْوَهًِْ وَ رُوحُ الْإِیمَانِ وَ فِی الْکُفَّارِ ثَلَاثَهًُْ أَرْوَاحٍ رُوحُ الْبَدَنِ رُوحُ الْقُوَّهًِْ وَ رُوحُ الشَّهْوَهًِْ ثُمَّ قَالَ رُوحُ الْإِیمَانِ یُلَازِمُ الْجَسَدَ مَا لَمْ یَعْمَلْ بِکَبِیرَهًٍْ فَإِذَا عَمِلَ بِکَبِیرَهًْ فَارَقَهُ الرُّوحُ وَ رُوحُ الْقُدُسِ مَنْ سَکَنَ فِیهِ فَإِنَّهُ لَا یَعْمَلُ بِکَبِیرَهًٍْ أَبَداً.

 

امام صادق (علیه السلام)- در انبیاء (علیهم السلام) و اوصیاء پنج روح است؛ روح بدن و روح قدس و روح قوت و روح شهوت و روح ایمان. و در مؤمنین چهار روح است که روح قدس ندارند ولی دارای روح بدن و روح قوت و روح شهوت و روح ایمانند. و در کفار سه روح است؛ روح بدن و روح قوت و روح شهوت. روح ایمان با بدن هست تا وقتی که مرتکب گناه کبیره‌ای نشده باشد؛ وقتی کبیره‌ای انجام داد روح از او جدا می‌شود؛ ولی روح القدس در هرکس بود هرگز گناه کبیره انجام نمی‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۸۸ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۵۴

۲ -۸

(مائده/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْإِمَامِ بِمَا فِی أَقْطَارِ الْأَرْضِ وَ هُوَ فِی بَیْتِهِ مُرْخًی عَلَیْهِ سِتْرُهُ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ لِلنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) خَمْسَهًَْ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْحَیَاهًِْ فَبِهِ دَبَ وَ دَرَجَ وَ رُوحَ الْقُوَّهًِْ فَبِهِ نَهَضَ وَ جَاهَدَ وَ رُوحَ الشَّهْوَهًِْ فَبِهِ أَکَلَ وَ شَرِبَ وَ أَتَی النِّسَاءَ مِنَ الْحَلَالِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ فَبِهِ أَمَرَ وَ عَدَلَ وَ رُوحَ الْقُدُسِ فَبِهِ حَمَلَ النُّبُوَّهًَْ فَإِذَا قُبِضَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) انْتَقَلَ رُوحُ الْقُدُسِ فَصَارَ فِی الْإِمَامِ وَ رُوحُ الْقُدُسِ لَا یَنَامُ وَ لَا یَغْفُلُ وَ لَا یَلْهُو وَ لَا یَسْهُو وَ الْأَرْبَعَهًُْ الْأَرْوَاحُ تَنَامُ وَ تَلْهُو وَ تَغْفُلُ وَ تَسْهُوَ وَ رُوحُ الْقُدُسِ ثَابِتٌ یَرَی بِهِ مَا فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا وَ بَرِّهَا وَ بَحْرِهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ یَتَنَاوَلُ الْإِمَامُ مَا بِبَغْدَادَ بِیَدِهِ قَالَ نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْعَرْشِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضل‌بن‌عمر گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «از کجا امام از اطراف جهان اطّلاع دارد؛ با اینکه در خانه نشسته و پرده آویخته است». فرمود: «مفضّل! خداوند برای پیامبر پنج روح قرارداده: روح حیات؛ که با آن حرکت می‌کند می‌رود و می‌آید. روح قوت؛ با آن حرکت می‌کند و جهاد می‌نماید. و روح شهوت؛ با آن می‌خورد و می‌آشامد و با زنان از راه حلال همبستر می‌شود. و روح ایمان که به‌وسیله‌ی آن دستور می‌دهد و عدالت می‌کند. و روح قدس؛ به‌وسیله‌ی آن بار نبّوت را بر می‌دارد وقتی پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت روح القدس به امام منتقل می‌شود. روح القدس نمی‌خوابد و نه غافل است و اهل لهو نیست و اشتباه نمی‌کند ولی چهار روح دیگر می‌خوابند و دارای لهو و غفلت و سهو هستند. روح القدس ثابت است به‌وسیله‌ی آنچه در شرق و غرب و خشکی و دریا است می‌بیند، عرض کردم: «آیا امام می‌تواند چیزی که در بغداد است با دست خود بر دارد». فرمود: «آری حتی پائین‌تر از عرش را می‌تواند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۰ بصایر الدرجات، ج۱، ص۴۵۴

۲ -۹

(مائده/ ۱۱۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَطِیَّهًَْ یَرْفَعُهُ إِلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) َإِنَّ لِلَّهِ نَهَراً دُونَ عَرْشِهِ وَ دُونَ النَّهَرِ الَّذِی دُونَ عَرْشِهِ نُورٌ مِنْ نُورِهِ وَ إِنَّ عَلَی حَافَتَیِ النَّهَرِ رُوحَیْنِ مَخْلُوقَیْنِ رُوحُ الْقُدُسِ وَ رُوحٌ مِنْ أَمْرِهِ وَ إِنَّ لِلَّهِ عَشْرَ طِینَاتٍ خَمْسَهًًْ مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ خَمْسَهًًْ مِنَ النَّارِ وَ خَمْسَهًًْ مِنَ الْأَرْضِ وَ فَسَّرَ الْجِنَانَ وَ فَسَّرَ الْأَرْضَ ثُمَّ قَالَ مَا مِنْ نَبِیٍّ وَ لَا مَلَکٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ جَبْلِهِ نُفِخَ فِیهِ مِنْ إِحْدَی الرُّوحَیْنِ وَ جُبِلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ إِحْدَی الطِّینَتَیْنِ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) مَا الْجَبْلُ قَالَ الْخَلْقُ غَیْرَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَنَا مِنَ الْعَشْرِ طِینَاتٍ جَمِیعاً وَ نَفَخَ فِینَا مِنَ الرُّوحَیْنِ جَمِیعاً فَأَطْیَبُهَا طِینَتُنَا.

 

امام علی (علیه السلام)- علی‌بن‌عطیّه در حدیثی مرفوع از امام علی (علیه السلام) روایت می‌کند که فرمود: خداوند نهری در پایین عرش دارد؛ پایین آن نهر نورِ، از نور خدا است و در کنار دو طرف نهر دو روح آفریده شده است؛ ۱ روح القدس ۲ روح من أمره. خداوند چند طینت و سرشت دارد؛ پنج سرشت آن از بهشت است و پنج طینت از زمین بهشت و زمین را تفسیر نمود. سپس فرمود: هیچ پیامبر و فرشته‌ای نیست مگر اینکه پس از آفرینش در او از یکی از این دو روح دمیده می‌شود. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را از یکی از این دو طینت قرار داد، به امام رضا (علیه السلام) گفتم: «جبل چیست»؟ فرمود: «آفرینش مردم البتّه غیر ما اهل‌بیت (علیهم السلام) چون خداوند ما را از تمام ده طینت و سرشت آفرید و در ما از هر دو روح دمید؛ و چقدر طینت و سرشت خوش بویی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۰ بصایر الدرجات، ج۱، ص۴۴۶

 

آیه وَ إِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ أَنْ آمِنُوا بي وَ بِرَسُولي قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ [111]

 

و [به ياد‌آور] زمانى را كه به حواريون وحى فرستادم كه: «به من و فرستاده‌ی من، ايمان بياوريد». آن‌ها گفتند: «ايمان آورديم، و گواه ‌باش كه ما مسلمانيم».

۱

(مائده/ ۱۱۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن مُحَمَّدِ‌بْنِ‌یُوسُفَ الصَّنْعَانِیِّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) إِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوارِیِّینَ قَالَ أُلْهِمُوا بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ أَیْ مُخْلِصُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- یوسف صنعانی گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: «وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوَارِیِّینَ؛ یعنی چه»؟ فرمود: «یعنی به آن‌ها الهام شدند. بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ یعنی خالصون».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۰ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۷۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۱۱۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَلِیُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) لِمَ سُمِّیَ الْحَوَارِیُّونَ الْحَوَارِیِّینَ قَالَ أَمَّا عِنْدَ النَّاسِ فَإِنَّهُمْ سُمُّوا حَوَارِیِّینَ لِأَنَّهُمْ کَانُوا قَصَّارِینَ یُخَلِّصُونَ الثِّیَابَ مِنَ الْوَسَخِ بِالْغَسْلِ وَ هُوَ اسْمٌ مُشْتَقٌّ مِنَ الْخُبْزِ الْحُوَارِ وَ أَمَّا عِنْدَنَا فَسُمِّیَ الْحَوَارِیُّونَ الْحَوَارِیِّینَ لِأَنَّهُمْ کَانُوا مُخْلَصِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ وَ مُخْلِصِینَ لِغَیْرِهِمْ مِنْ أَوْسَاخِ الذُّنُوبِ بِالْوَعْظِ وَ التَّذْکِیرِ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ فَلِمَ سُمِّیَ النَّصَارَی نَصَارَی قَالَ لِأَنَّهُمْ مِنْ قَرْیَهًٍْ اسْمُهَا نَاصِرَهًُْ مِنْ بِلَادِ الشَّامِ نَزَلَتْهَا مَرْیَمُ وَ عِیسَی (علیه السلام) بَعْدَ رُجُوعِهِمَا مِنْ مِصْرَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌علی‌بن‌فضّال گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: «چرا به حوّاریون، حوّاریون گفته‌شده است»؟ فرمود: «آن‌ها در بین مردم، حوّاریون نام گرفته‌اند، چون لباس‌شوی (گازر) بودند و با شست و شوی لباس‌ها، آن‌ها را از کثافت و چرک، پاک می‌کردند و حواری، اسمی است که از خُبزِ حُوّار (نان سفید خالص) مشتق شده است. و امّا در نزد ما، بدان جهت حوّاریین نام گرفته‌اند که هم خود اخلاص می‌ورزیدند و هم دیگران را با پند و تذکر از چرک گناه، خالص و پاک می‌کردند. پرسیدم: «درباره‌ی نصاری بگو، چرا نصاری نام گرفتند»؟ فرمود: «چون آن‌ها اهل روستایی به نام ناصره، واقع در سرزمین شام بودند. روستایی که مریم (سلام الله علیها) و عیسی (علیه السلام) بعد از بازگشت‌شان از مصر در آنجا ساکن شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۰ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۷۹/ البرهان

۳

(مائده/ ۱۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- ثُمَّ سَأَلُوهُ (علیه السلام) عَنْ لَفْظِ الْوَحْیِ فِی‌کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ مِنْهُ وَحْیُ النُّبُوَّهًِْ وَ مِنْهُ وَحْیُ الْإِلْهَامِ وَ مِنْهُ وَحْیُ الْإِشَارَهًِْ وَ مِنْهُ وَحْیُ أَمْرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ کَذِبٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ تَقْدِیرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ خَبَرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ الرِّسَالَهًِْ ... وَ أَمَّا وَحْیُ الْأَمْرِ فَقَوْلُهُ سُبْحَانَهُ وَ إِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَ بِرَسُولِی.

 

امام علی (علیه السلام)- از او (امیرالمؤمنین (علیه السلام)) درباره‌ی لفظ وحی [و معانی آن] در کتاب خدای تعالی سؤال کردند؛ فرمود: «بعضی از آن وحی نبوّت، بعضی از آن وحی الهام، بعضی از آن وحی اشاره، بعضی از آن وحی امر، بعضی از آن وحی دروغین [و با القای شیاطین]، بعضی از آن وحی تقدیر، بعضی از آن وحی خبردادن و بعضی از آن وحی رسالت است ... و امّا وحی امر، این کلام خداوند سبحان است: وَ إِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَ بِرَسُولِی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۲ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶

 

آیه إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ [112]

 

در آن هنگام‌ كه حواريون گفتند: «اى عيسى‌بن‌مريم! آيا پروردگارت مى‌تواند مائده‌اى از آسمان بر ما نازل‌ كند»؟ او [در پاسخ] گفت: «از [شك و ترديد در قدرت] خدا بپرهيزيد اگر با ايمان هستيد»!

حواریّون

۱

(مائده/ ۱۱۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ الْجَاثِلِیقُ أَخْبِرْنِی عَنْ حَوَارِیِّ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ (علیه السلام) کَمْ کَانَ عِدَّتُهُمْ وَ عَنْ عُلَمَاءِ الْإِنْجِیلِ کَمْ کَانُوا قَالَ الرِّضَا (علیه السلام) عَلَی الْخَبِیرِ سَقَطْتَ أَمَّا الْحَوَارِیُّونَ فَکَانُوا اثْنَیْ عَشَرَ رَجُلًا وَ کَانَ أَفْضَلُهُمْ وَ أَعْلَمُهُمْ أَلُوقَا وَ أَمَّا عُلَمَاءُ النَّصَارَی فَکَانُوا ثَلَاثَهًَْ رِجَالٍ یُوحَنَّا الْأَکْبَرُ بِأَج وَ یُوحَنَّا بِقَرْقِیسِیَا وَ یُوحَنَّا الدَّیْلَمِیُّ بِزجان وَ عِنْدَهُ کَانَ ذِکْرُ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ ذِکْرُ أَهْلِ بَیْتِهِ (علیهم السلام) وَ أُمَّتِهِ وَ هُوَ الَّذِی بَشَّرَ أُمَّهًَْ عِیسَی (علیه السلام) وَ بَنِی إِسْرَائِیلَ بِهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- جاثلیق پرسید: «حواریّون حضرت مسیح (علیه السلام) و نیز علماء انجیل چند نفر بودند»؟ حضرت فرمود: «از خوب کسی سؤال‌کردی، حواریّون دوازده‌نفر بودند که فاضل‌ترین و عالم‌ترین آنان، ألوقا بود. و علمای مسیحی‌ها سه نفر بودند، یوحنّای اکبر در أج، یوحنّا در قرقیسیا و یوحنّا دیلمیّ در رجّاز و مطالب مربوط به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت و امّتش نزد او بوده و هم او بود که امّت عیسی (علیه السلام) و بنی‌اسرائیل را به نبّوت حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت و امّتش، مژده داد».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۲ التوحید، ص۴۲۱/ نورالثقلین

مائده‌ای

۲ -۱

(مائده/ ۱۱۲)

 

الباقر (علیه السلام)- الْمَائِدَهًُْ الَّتِی نَزَلَتْ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ مُدْلَاهًٌْ بِسَلَاسِلَ مِنْ ذَهَبٍ عَلَیْهَا تِسْعَهًُْ أَلْوَانٍ وَ تِسْعَهًُْ أَرْغِفَهًٍْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- مائده­ای که بر بنی اسرائیل نازل شد با زنجیرهایی از طلا آراسته شده بود و بر آن نُه نوع غذا و نُه قرص نان وجود داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۲ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۲۳۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(مائده/ ۱۱۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- نَزَلَتِ الْمَائِدَهًُْ خُبْزاً وَ لَحْماً وَ ذَلِکَ أَنَّهُمْ سَأَلُوا عِیسَی (علیه السلام) طَعَاماً لَا یَنْفَدُ یَأْکُلُونَ مِنْهَا قَالَ فَقِیلَ لَهُمْ فَإِنَّهَا مُقِیمَهًٌْ لَکُمْ مَا لَمْ تَخُونُوا أَوْ تَخْبَئُوا وَ تَرْفَعُوا فَإِنْ فَعَلْتُمْ ذَلِکَ عُذِّبْتُمْ قَالَ فَمَا مَضَی یَوْمُهُمْ حَتَّی خَبَئُوا وَ رَفَعُوا وَ خَانُوا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سفره‌ای پر از گوشت و نان نازل شد. چون آن‌ها از عیسی (علیه السلام) غذایی را خواستند که دائم از آن بخورند و تمام نشود. به آن‌ها گفته شد: تا وقتی در آن خیانت نکنید، آن را پنهان نکنید و سفره را جمع نکنید، برای شما این سفره باقی می‌ماند و اگر چنین کاری بکنید، مستوجب عذاب می‌شوید. هنوز روز را به شب نرسانده بودند که خیانت و پنهان‌کاری کردند و سفره را برچیده و خیانت نمودند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۲ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۲۶۲/ البرهان

۲ -۳

(مائده/ ۱۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا أُنْزِلَتِ الْمَائِدَهًُْ عَلَی عِیسَی (علیه السلام) قَالَ لِلْحَوَارِیِّینَ لَا تَأْکُلُوا مِنْهَا حَتَّی آذَنَ لَکُمْ فَأَکَلَ مِنْهَا رَجُلٌ مِنْهُمْ فَقَالَ بَعْضُ الْحَوَارِیِّینَ یَا رُوحَ اللَّهِ أَکَلَ مِنْهَا فُلَانٌ فَقَالَ لَهُ عِیسَی (علیه السلام) أَکَلْتَ مِنْهَا قَالَ لَهُ لَا فَقَالَ الْحَوَارِیُّونَ بَلَی وَ اللَّهِ یَا رُوحَ اللَّهِ لَقَدْ أَکَلَ مِنْهَا فَقَالَ لَهُ عِیسَی (علیه السلام) صَدِّقْ أَخَاکَ وَ کَذِّبْ بَصَرَکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی آن سفره بر عیسی (علیه السلام) نازل شد، به حوّاریون گفت: «از آن نخورید تا وقتی که خدا به شما اجازه دهد. امّا مردی از آن‌ها از آن غذاها خورد». یکی از حوّاریون گفت: «ای روح‌الله! فلان شخص از آن خورد». عیسی (علیه السلام) از او پرسید: «از آن خوردی»؟ گفت: «نه». حوّاریون گفتند: «چرا، به خدا قسم، ای روح الله! که از آن خورد». عیسی (علیه السلام) به آن‌ها گفت: «برادرتان را تصدیق کنید و مشاهدات خود را تکذیب کنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۴ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۲۳۵/ البرهان

۲ -۴

(مائده/ ۱۱۲)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ عِیسَی‌بْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) قَالَ لِبَنِی‌إِسْرَائِیلَ: صُومُوا ثَلَاثِینَ یَوْماً ثُمَّ اسْأَلُوا اللَّهَ تَعَالَی مَا شِئْتُمْ یُعْطِیکُمُوهُ. فَصَامُوا ثَلَاثِینَ یَوْماً فَلَمَّا فَرَغُوا قَالُوا: یَا عِیسَی (علیه السلام) أَنَّا لَوْ عَمِلْنَا لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فَقَضَیْنَا عَمَلَهُ لَأَطْعَمَنَا طَعَاماً وَ إِنَّا صُمْنَا کَمَا أُمِرْنَا وَ جُعْنَا فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ. فَأَقْبَلَتِ الْمَلَائِکَهًُْ بِمَائِدَهًٍْ یَحْمِلُونَهَا عَلَیْهَا سَبْعَهًُْ أَرْغِفَهًٍْ وَ سَبْعَهًُْ أَحْوَاتٍ حَتَّی وَضَعَتْهَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ فَأَکَلَ مِنْهَا آخِرُ النَّاسِ کَمَا أَکَلَ مِنْهَا أَوَّلُهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) به بنی‌اسرائیل گفت: «سی روز، روزه بگیرید و بعد هرچه را دوست‌دارید از خدا بخواهید، که به شما می‌دهد. پس، سی روز روزه گرفتند و بعد از آن به عیسی (علیه السلام) گفتند: «اگر ما برای کسی کاری بکنیم و کارش را به پایان برسانیم، او به ما غذایی می‌دهد. حال، همان‌طور که به ما دستورداده شده بود، روزه گرفتیم و گرسنگی کشیدیم، پس از خدا بخواه برای ما سفره‌ای از آسمان نازل کند. پس از آن، ملائکه درحالی‌که سفره‌ای را حمل می‌کردند، رو به آن‌ها آوردند. بر آن سفره، هفت قرص نان و هفت ماهی بود و ملائکه آن سفره را در مقابل آن‌ها قرار دادند و همه‌ی آن‌ها از اوّل تا آخر، از آن خوردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۴ البرهان

۲ -۵

(مائده/ ۱۱۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مَائِدَهًًْ عَلَی عِیسَی (علیه السلام) وَ بَارَکَ لَهُ فِی {أَرْبَعَهًِْ} أَرْغِفَهًٍْ وَ سُمَیْکَاتٍ حَتَّی أَکَلَ وَ شَبِعَ مِنْهَا أَرْبَعَهًُْ آلَافٍ وَ سَبْعُمِائَهًٍْ.[1] (المَسْخُ

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند متعال بر عیسی (علیه السلام) سفره‌ای را نازل کرد که در آن چهار قرص نان و چهار ماهی کوچک بود. خداوند به این سفره، برکتی داد که چهار هزار و هفتصد نفر از آن خوردند و سیر شدند. (مسخ

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۴ الإمام العسکری، ص۱۹۵/ البرهان

۱

(مائده/ ۱۱۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِذْ قالَ الْحَوارِیُّونَ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ فَقَالَ عِیسَی (علیه السلام) اتَّقُوا اللهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ قالُوا کَمَا حَکَی اللَّهُ نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا وَ نَکُونَ عَلَیْها مِنَ الشَّاهِدِینَ فَقَالَ عِیسَی (علیه السلام) اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَیْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عِیداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آیَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ فَقَالَ اللهُ احْتِجَاجاً عَلَیْهِمْ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لاأُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَکَانَتْ تَنْزِلُ الْمَائِدَهًُْ عَلَیْهِمْ فَیَجْتَمِعُونَ عَلَیْهَا وَ یَأْکُلُونَ حَتَّی یَشْبَعُوا ثُمَّ تُرْفَعُ فَقَالَ کُبَرَاؤُهُمْ وَ مُتْرَفُوهُمْ لَا نَدَعُ سَفِلَتَنَا یَأْکُلُونَ مِنْهَا فَرَفَعَ اللَّهُ الْمَائِدَهًَْ وَ مُسِخُوا الْقِرَدَهًَْ وَ الْخَنَازِیرَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- در مورد آیه: إِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیع رَبُّکَ أَن یُنَزِّلَ علَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء؛ عیسی (علیه السلام) گفت: اتَّقُواْ الله إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ و چنان‌که خداوند در قرآن نقل می‌کند، آن‌ها گفتند: نُرِیدُ أَن نَّأْکُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَکُونَ علَیْهَا مِنَ الشَّاهِدِینَ؛ و سپس عیسی (علیه السلام) گفت: اللهمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ علَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عیداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنکَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ؛ و خداوند، بدین‌گونه برای آنان اتمام حجّت کرد: إِنِّی مُنَزِّلُهَا علَیْکُمْ فَمَن یَکْفُرْ بَعدُ مِنکُمْ فَإِنِّی أُعذِّبُهُ عذَابا لاَّ أُعذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعالَمِینَ؛ سفره بر آن‌ها نازل می‌شد پس آنگاه، گرد آن جمع شده و از آن می‌خوردند تا اینکه سیر می‌شدند و سپس آن سفره برچیده می­شد. بزرگان و مرفّهانِ آن‌ها گفتند: «ما به فرومایگان اجازه نمی‌دهیم تا از آن بخورند. پس خداوند، آن مائده (سفره) را از آن‌ها دور کرد و آن‌ها را به شکل میمون و خوک درآورد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۴ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۴۸/ القمی، ج۱، ص۱۹۰/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(مائده/ ۱۱۲)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ الْخَنَازِیرَ مِنْ قَوْمِ عِیسَی (علیه السلام) سَأَلُوا نُزُولَ الْمَائِدَهًِْ فَلَمْ یُؤْمِنُوا بِهَا فَمَسَخَهُمُ اللَّهُ خَنَازِیرَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- خوک­های قوم عیسی (علیه السلام) در مورد آن سفره، پرس‌وجو کردند، [درخواست نزول مائده (سفره) کردند] امّا به آن ایمان نیاوردند و خدا آن‌ها را به شکل خوک درآورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۱۱۱/ البرهان/ نورالثقلین

۳

(مائده/ ۱۱۲)

 

الکاظم (علیه السلام)- کَانَتِ الْخَنَازِیرُ قَوْماً مِنَ الْقَصَّارِینَ کَذَّبُوا بِالْمَائِدَهًِْ فَمُسِخُوا خَنَازِیرَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- این خوک‌ها عدّه‌ای از گازرها بودند که ماجرای مائده (سفره) را تکذیب کردند و از این‌روی، آنان را به شکل خوک درآوردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۶ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۲۳۶/ البرهان/ نورالثقلین

۴

(مائده/ ۱۱۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ الْجِرِّیثُ وَ الضَّبُّ فِرْقَهًٌْ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَمْ یُؤْمِنُوا حَیْثُ نَزَلَتِ الْمَائِدَهًُْ عَلَی عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ (علیه السلام) فَتَاهُوا فَوَقَعَتْ فِرْقَهًٌْ فِی الْبَحْرِ وَ فِرْقَهًٌْ فِی الْبَرِّ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مارماهی و سوسمار، مسخ شده فرقه‌ای از بنی‌اسرائیل هستند که وقتی آن سفره بر عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) نازل شد، ایمان نیاوردند و به‌همین‌خاطر، سرگردان و پراکنده شده و گروهی از آن‌ها به دریا افتادند و گروهی دیگر در خشکی سرگردان شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۶ الکافی، ج۶، ص۲۴۶/ البرهان

 

آیه قالُوا نُريدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا وَ نَكُونَ عَلَيْها مِنَ الشّاهِدينَ [113]

 

گفتند: «[شك نداريم، ولى] مى‌خواهيم از آن بخوريم، و دل‌هاى ما [به رسالت تو] مطمئن‌ گردد؛ و بدانيم به ما راست گفته‌اى؛ و بر آن، گواه‌ باشيم».

 

آیه قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ [114]

 

عيسى‌بن‌مريم گفت: «خداوندا! اى پروردگارما! از آسمان مائده‌اى بر ما نازل‌كن؛ تا عيدى براى اوّل و آخر ما، و نشانه‌اى از تو باشد؛ و به ما روزى ده؛ تو بهترين روزى‌دهندگانى».

عیسی‌بن‌مریم گفت: «خداوندا! ای پروردگارما! از آسمان مائده‌ای بر ما نازل‌کن؛ تا عیدی برای ما باشد

۱ -۱

(مائده/ ۱۱۴)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ عِیسَی‌بْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) قَالَ لِبَنِی‌إِسْرَائِیلَ: صُومُوا ثَلَاثِینَ یَوْماً ثُمَّ سَلُوا اللَّهِ مَا شِئْتُمْ یُعْطِکُمُوهُ فَصَامُوا ثَلَاثِینَ فَلَمَّا فَرَغُوا قَالُوا: أَنَّا لَوْ عَمِلْنَا لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ فَقَضَیْنَا عَمَلَهُ لَأَطْعَمَنَا طَعَاماً وَ إِنَّا صُمْنَا وَ جُعْنَا فَادْعُ اللَّهَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ. فَأَقْبَلَتِ الْمَلَائِکَهًُْ بِمَائِدَهًٍْ یَحْمِلُونَهَا عَلَیْهَا سَبْعَهًُْ أَرْغِفَهًٍْ وَ سَبْعَهًُْ أَحْوَاتٍ حَتَّی وَضَعَتْهَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ فَأَکَلَ مِنْهَا آخِرُ النَّاسِ کَمَا أَکَلَ مِنْهَا أَوَّلُهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- عیسی‌بن‌مریم به بنی‌اسرائیل فرمود: «سی روز، روزه بگیرید و بعد هرچه را دوست دارید از خدا بخواهید، که به شما می‌دهد. پس، سی روز روزه گرفتند و بعد از آن به عیسی (علیه السلام) گفتند: اگر ما برای کسی کاری بکنیم و کارش را به پایان برسانیم، او به ما غذایی می‌دهد. ما روزه گرفتیم و گرسنگی کشیدیم، پس از خدا بخواه برای ما سفره‌ای از آسمان نازل کند. پس از آن، ملائک درحالی‌که سفره‌ای را حمل می‌کردند، رو به آن‌ها آوردند. بر آن سفره، هفت قرص نان و هفت ماهی بود و ملائکه آن سفره را در مقابل آن‌ها قرار دادند و همه‌ی آن‌ها از اوّل تا آخر، از آن خوردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۶ نورالثقلین

۱ -۲

(مائده/ ۱۱۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مَائِدَهًًْ عَلَی عِیسَی (علیه السلام) وَ بَارَکَ لَهُ فِی أَرْغِفَهًٍْ وَ سُمَیْکَاتٍ حَتَّی أَکَلَ وَ شَبِعَ مِنْهَا أَرْبَعَهًُْ آلَافٍ وَ سَبْعُمِائَهًٍْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- همانا خداوند خوانی آسمانی را بر عیسی (علیه السلام) فرو فرستاد و آن را با چند قرص نان و ماهی­هایی کوچک برای او با برکت گرداند، تا جایی که چهار هزار و هفتصد نفر از آن خوردند و سیر گشتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۶ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۲۴۹

برای اوّل و آخر ما

۲ -۱

(مائده/ ۱۱۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا أَیْ لِأَهْلِ زَمَانِنَا وَ مَنْ یَجِیءُ بَعْدَنَا وَ قِیلَ: مَعْنَاهُ یَأْکُلُ مِنْهَا آخِرُ النَّاسِ کَمَا یَأْکُلُ أَوَّلُهُمْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا یعنی برای اهل زمان ما و کسانی که بعد از ما می‌آیند. و گفته‌شده است: «معنایش این است که آخرین نفر از مردم از آن خواهند خورد همانگونه که اوّلین نفر آن‌ها می‌خورند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۶ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۶۰

 

آیه قالَ اللهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمينَ [115]

 

خداوند [دعاى او را مستجاب‌ كرد؛ و] فرمود: «من آن را بر شما نازل مى‌كنم؛ ولى هر‌كس از شما بعد از آن كافر ‌گردد [و راه انكار پويد]، او را به گونه‌اى مجازات مى‌كنم كه هيچ كس از جهانيان را چنان مجازات نكرده ‌باشم»!

۱

(مائده/ ۱۱۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ قَوْمَ عِیسَی (علیه السلام) لَمَّا سَأَلُوا عِیسَی (علیه السلام) أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ مَائِدَهًًْ مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اللَّهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ فَأَنْزَلَهَا عَلَیْهِمْ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدُ مِنْهُمْ مَسَخَهُ اللَّهُ إِمَّا خِنْزِیراً وَ إِمَّا قِرْداً وَ إِمَّا دُبّاً وَ إِمَّا هِرّاً وَ إِمَّا عَلَی صُورَهًِْ بَعْضِ الطُّیُورِ وَ الدَّوَابِّ الَّتِی فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّی مُسِخُوا عَلَی أَرْبَعِمِائَهًِْ نَوْعٍ مِنَ الْمَسْخ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای بندگان خدا، وقتی از عیسی (علیه السلام) درخواست کردند از آسمان مائده‌ای نازل کند، خدای متعال فرمود: إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمین؛ آنگاه خداوند مائده را بر ایشان نازل نمود و هرکس به آن کفران ورزید، خداوند او را به‌صورت خوک یا بوزینه یا خرس، گربه و یا به‌صورت بعضی از پرندگان و حیوانات خشکی و دریا مسخ نمود، تا آنجا که آن‌ها به چهارصد گونه تغییر حالت و مسخ یافتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۸ بحارالأنوار، ج۲۱، ص۲۴۰/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۵۶۳/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۴۰۸/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۷۰

۲

(مائده/ ۱۱۵)

 

الحسین (علیه السلام)- أَنَّ الْحُسَیْنَ‌بْنَ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ کُنَّا قُعُوداً ذَاتَ یَوْمٍ عِنْدَ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ هُنَاکَ شَجَرَهًُْ رُمَّانٍ یَابِسَهًٌْ إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ نَفَرٌ مِنْ مُبْغِضِیهِ وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ مِنْ مُحِبِّیهِ فَسَلَّمُوا فَأَمَرَهُمْ بِالْجُلُوسِ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) إِنِّی أُرِیکُمُ الْیَوْمَ آیَهًًْ تَکُونُ فِیکُمْ کَمِثْلِ الْمَائِدَهًِْ فِی بَنِی‌إِسْرَائِیلَ إِذْ یَقُولُ اللَّهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِینَ ثُمَّ قَالَ انْظُرُوا إِلَی الشَّجَرَهًِْ وَ کَانَتْ یَابِسَهًًْ فَإِذَا هِیَ قَدْ جَرَی الْمَاءُ فِی عُودِهَا ثُمَّ اخْضَرَّتْ وَ أَوْرَقَتْ وَ عَقَدَتْ وَ تَدَلَّی حَمْلُهَا عَلَی رُءُوسِنَا ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیْنَا فَقَالَ لِلَّذِینَ هُمْ مُحِبُّوهُ مُدُّوا أَیْدِیَکُمْ وَ تَنَاوَلُوا وَ کُلُوا فَقُلْنَا بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَ تَنَاوَلْنَا وَ أَکَلْنَا رُمَّاناً لَمْ نَأْکُلْ قَطُّ شَیْئاً أَعْذَبَ مِنْهُ وَ أَطْیَبَ ثُمَّ قَالَ لِلنَّفَرِ الَّذِینَ هُمْ یُبْغِضُوهُ مُدُّوا أَیْدِیَکُمْ وَ تَنَاوَلُوا فَمَدُّوا أَیْدِیَهُمْ فَارْتَفَعَتْ فَکُلَّمَا مَدَّ رَجُلٌ مِنْهُمْ یَدَهُ إِلَی رُمَّانَهًٍْ ارْتَفَعَتْ فَلَمْ یَتَنَاوَلُوا شَیْئاً فَقَالُوا یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) مَا بَالُ إِخْوَانِنَا مَدُّوا أَیْدِیَهُمْ وَ تَنَاوَلُوا وَ أَکَلُوا وَ مَدَدْنَا أَیْدِیَنَا فَلَمْ نَنَلْ فَقَالَ (علیه السلام) وَ کَذَلِکَ الْجَنَّهًُْ لَا یَنَالُهَا إِلَّا أَوْلِیَاؤُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ لَا یُبَعَّدُ مِنْهَا إِلَّا أَعْدَاؤُنَا وَ مُبْغِضُونَا فَلَمَّا خَرَجُوا قَالُوا هَذَا مِنْ سِحْرِ عَلِیِّبنِأَبِیطَالِبٍ قَالَ سَلْمَانُ مَا ذَا تَقُولُونَ أَ فَسِحْرٌ هذا أَمْ أَنْتُمْ لا تُبْصِرُونَ.

 

امام حسین (علیه السلام)- امام حسین (علیه السلام) می‌فرماید: «روزی پیش علی (علیه السلام) نشسته بودیم و آنجا درخت اناری خشکی بود. عدّه‌ای از دشمنان حضرت وارد شدند که در بین آن‌ها از دوستداران او نیز بودند». [درحالی‌که عدّه‌ای از دوستان حضرت نزد ایشان بودند] آنان به حضرت (علیه السلام)، سلام‌کردند و امام فرمود: «بنشینید». سپس فرمود: «امروز به شما معجزه‌ای نشان می‌دهم که مثل مائده در میان بنی‌اسرائیل باشد». آنگاه که خداوند فرمود: إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمین؛ سپس فرمود: «به درخت نگاه کنید». درخت خشکی بود که ناگهان آب بر شاخه‌هایش جریان پیدا کرد و سبز شد و برگ آورد و میوه داد و میوه‌هایش تا بالای سر ما آمد. سپس رو کرد به ما که از دوستدارانش بودیم». گفت: دستتان را دراز کنید و از میوه‌ها بچینید و بخورید. ما بسم الله الرّحمن الرّحیم گفتیم و دست‌های خود را دراز کردیم و از آن انارها چیدیم و خوردیم. تا آن زمان میوه‌ای به خوشمزگی آن نخورده بودیم. سپس به کسانی که او را دشمن می‌داشتند روکرد و فرمود: «بچینید و بخورید». امّا آنان وقتی که دستشان را بردند، انار بالارفت و هیچ یک از آن‌ها نتوانستند حتی یک انار بچینند! گفتند: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام)! چرا دست آن‌ها (برادران ما) رسید ولی دست ما نرسید». فرمود: «بهشت نیز همین‌طور است، فقط دست دوستان ما به نعمت‌های بهشت می‌رسد، نه دست دشمنان ما (و دور نمی‌شوند از آن مگر دشمنان ما)». آنان وقتی که از منزل خارج شدند، گفتند: «این از سحر علیّ‌بن‌ابی‌طالب، است». سلمان (رحمة الله علیه) گفت: «چه می‌گویید؟ سحر است یا شما نمی‌بینید؟. (طور/۱۵)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۸ بحارالأنوار، ج۴۱، ص۲۴۹/ الخرایج والجرایح، ج۱، ص۲۱۹

۳

(مائده/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَمَّا عِیسَی (علیه السلام) فَإِنَّهُ لَعَنَ الَّذِینَ أُنْزِلَتْ عَلَیْهِمُ الْمَائِدَهًُْ ثُمَ کَفَرُوا بَعْدَ ذَلِکَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امّا عیسی (علیه السلام)، کسانی را لعنت کرد که بعد از آنکه سفره آسمانی بر آنان نازل شد، کفر ورزیدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۸ بحار الأنوار، ج۱۴، ص۶۴/ نورالثقلین

۴

(مائده/ ۱۱۵)

 

الکاظم (علیه السلام)- رُوِیَ عَن أبِی‌الحَسَنِ مُوسَی (علیه السلام) أَنَّهُم مَسَخُوا خَنَازِیرَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- آن‌ها به‌صورت خوک‌ها درآمدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۲۹۸ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۶۲/ البرهان

۵

(مائده/ ۱۱۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنِ الْمُسُوخِ فَقَالَ هُمْ ثَلَاثَهًَْ عَشَرَ الْفِیلُ وَ الْخِنْزِیرُ إِلَی قَولِهِ أَمَّا الْخَنَازِیرُ فَکَانُوا قَوْماً نَصَارَی سَأَلُوا رَبَّهُمْ إِنْزَالَ الْمَائِدَهًِْ عَلَیْهِمْ فَلَمَّا أُنْزِلَتْ عَلَیْهِمْ کَانُوا أَشَدَّ مَا کَانُوا کُفْراً وَ أَشَدَّ تَکْذِیباً.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: «ز پیامبر راجع به مسوخ پرسیدم. گفت: سیزده گونه‌اند: فیل، خرس، خوک، تا این سخن که فرمود: و امّا خوک‌ها گروهی از نصاری بودند که از پروردگار خود درخواست نمودند تا مائده‌ی آسمانی بر آنان فرو فرستد و چون فرود آمد در کفر و تکذیبی که داشتند بیشتر پافشاری نمودند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۰ الخصال، ج۲، ص۴۹۴/ نورالثقلین

 

آیه وَ إِذْ قالَ اللهُ يا عيسَى‌ابْنَ‌مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُوني وَ أُمِّيَ إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما في نَفْسي وَ لا أَعْلَمُ ما في نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ [116]

 

و [به ياد آوريد] آنگاه كه خداوند به عيسى‌بن‌مريم مى‌گويد: «آيا تو به مردم گفتى كه من و مادرم را به‌عنوان دو معبود در برابر خداى يكتا انتخاب كنيد»؟!، او مى‌گويد: «منزّهى تو! من حق ندارم آنچه را كه شايسته‌ی من نيست، بگويم! اگر چنين سخنى را گفته ‌باشم، تو مى‌دانى. تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهى؛ و من از آنچه در ذات [پاك] توست، آگاه نيستم. به‌يقين تنها تو داناى همه‌ی اسرار نهان هستى.

۱

(مائده/ ۱۱۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذْ قالَ اللهُ یا عِیسَی‌ابْنَ‌مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللهِ فَلَفْظُ الْآیَهًِْ مَاضٍ وَ مَعْنَاهُ مُسْتَقْبِلٌ وَ لَمْ یَقُلْهُ بَعْدُ وَ سَیَقُولُهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ النَّصَارَی زَعَمُوا أَنَّ عِیسَی (علیه السلام) قَالَ لَهُمْ إِنِّی وَ أُمِّی إِلَهَانِ مِنْ دُونِ اللهِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ یَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَ النَّصَارَی وَ بَیْنَ عِیسَی (علیه السلام) فَیَقُولُ لَهُ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ فَیَقُولُ عِیسَی (علیه السلام) سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ إِلَی قَوْلِهِ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ عِیسَی (علیه السلام) لَمْ یَقُلْ لَهُمْ ذَلِکَ قَوْلُهُ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَإِذْ قَالَ الله یَا عیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ الله؛ لفظ آیه، ماضی است و معنای آن مستقبل؛ یعنی هنوز آن را نگفته است و به‌زودی خواهد گفت. چرا که نصرانی‌ها گمان می‌کردند که عیسی (علیه السلام) به آنان گفته است: «من و مادرم را به جای الله، خدای خود قرار دهید. و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند، نصاری و حضرت عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) را در یک جا جمع می‌کند و به او می‌گوید: «آیا چیزی را که در مورد تو ادّعا می‌کنند، تو به آن‌ها گفتی»؟ آنان چنین ادعا می­کنند: اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ و عیسی (علیه السلام) می‌گوید: سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِن کُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ علِمْتَهُ تَعلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنتَ علاَّمُ الْغُیُوبِ * مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعبُدُواْ الله رَبِّی وَرَبَّکُمْ وَکُنتُ علَیْهِمْ شَهِیدًا مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ علَیْهِمْ وَأَنتَ علَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ؛ و شاهد اینکه عیسی (علیه السلام) چنین چیزی به آن‌ها نگفته است، این آیه است: هَذَا یَوْمُ یَنفَع الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۰/ القمی، ج۱، ص۱۹۰/ البرهان

۲

(مائده/ ۱۱۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ قَالَ إِنَّ الِاسْمَ الْأَکْبَرَ ثَلَاثَهًٌْ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً فَاحْتَجَبَ الرَّبُّ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مِنْهَا بِحَرْفٍ فَمِنْ ثَمَّ لَا یَعْلَمُ أَحَدٌ مَا فِی نَفْسِهِ عَزَّوَجَلَّ أَعْطَی آدَمَ (علیه السلام) اثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ حَرْفاً مِنَ الِاسْمِ تَوَارَثَتْهَا الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) حَتَّی صَارَتْ إِلَی عِیسَی (علیه السلام) فَذَلِکَ قَوْلُ عِیسَی (علیه السلام) تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی یَعْنِی اثْنَیْنِ وَ سَبْعِینَ حَرْفاً مِنَ الِاسْمِ الْأَکْبَرِ یَقُولُ أَنْتَ عَلَّمْتَنِیهَا فَأَنْتَ تَعْلَمُهَا وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ یَقُولُ لِأَنَّکَ احْتَجَبْتَ مِنْ خَلْقِکَ بِذَلِکَ الْحَرْفِ فَلَا یَعْلَمُ أَحَدٌ مَا فِی نَفْسِکَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر جعفی نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه: تَعلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَلاَ أَعلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنتَ علاَّمُ الْغُیُوبِ فرمود: «اسم اعظم خداوند، هفتاد و سه حرف دارد که خداوند تبارک‌وتعالی یکی از حرف‌های آن را پنهان‌کرده است و به‌همین دلیل، کسی از آنچه در وجود اوست، آگاه نیست. آن هفتاد و دو حرف را به آدم (علیه السلام) یاد داد و انبیاء (علیهم السلام) آن را به ارث بردند تا به عیسی (علیه السلام) رسید و این گفته عیسی (علیه السلام): تَعلَمُ مَا فِی نَفْسِی آنچه در درون من است؛ یعنی همان هفتاد و دو حرف از اسم اعظم. می‌گوید: «تو به من این حروف را یاد دادی و تو از آن آگاهی وَلاَ أَعلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ می‌گوید: «چون تو آن حرف را از خلق خود پنهان داشتی، کسی نمی‌داند در وجود تو چیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۱/ الثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۱۱۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن ثَعْلَبَهًَْ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِعِیسَی أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللهِ قَالَ لَمْ یَقُلْهُ وَ سَیَقُولُهُ إِنَّ اللَّهَ إِذَا عَلِمَ أَنَّ شَیْئاً کَائِنٌ أَخْبَرَ عَنْهُ خَبَرَ مَا کَانَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ثعلبه از یکی از شیعیان نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: در آیه: أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ الله که خطاب به عیسی (علیه السلام) گفته شده، مفهوم این است که: آن را نگفته است و به‌زودی خواهد گفت. خداوند اگر بداند که چیزی اتّفاق خواهد افتاد، به‌گونه‌ای از آن خبر می‌دهد، انگار که قبلاً اتّفاق افتاده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۱/ الثقلین/ البرهان

۴

(مائده/ ۱۱۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) قَوْلَ اللَّهِ لِعِیسَی أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللهِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ أَمْراً أَنْ یَکُونَ قَصَّهُ قَبْلَ أَنْ یَکُونَ کَأَنْ قَدْ کَانَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این سخن خدا به عیسی (علیه السلام) أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَأُمِّیَ إِلَهَیْنِ مِن دُونِ الله پرسیدم: «آیا خداوند، چنین چیزی را گفته است»؟ فرمود: «خداوند اگر بخواهد که چیزی وجود داشته باشد، قبل از اینکه به‌وجود بیاید، آن را بیان می‌دارد؛ انگار از قبل بوده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۲ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۲۳۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۱/ الثقلین/ البرهان

۵

(مائده/ ۱۱۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَهْلِکُ فِیَّ اثْنَانِ وَ لَا ذَنْبَ لِی مُحِبٌّ مُفْرِطٌ وَ مُبْغِضٌ مُفْرِطٌ وَ إِنَّا لَنَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِمَّنْ یَغْلُو فِینَا فَیَرْفَعُنَا فَوْقَ حَدِّنَا کَبَرَاءَهًِْ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) مِنَ النَّصَارَی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ إِذْ قالَ اللهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللهِ قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ لَنْ یَسْتَنْکِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یَکُونَ عَبْداً لِلهِ وَ لَا الْمَلائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ مَا الْمَسِیحُ‌ابْنُ‌مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعام.

 

امام علی (علیه السلام)- علی (علیه السلام) فرموده است: «دو دسته در مورد من به هلاکت می­رسند و مرا گناهی نیست: دوستداری که زیاده‌روی می­کند و کینه ورزی که زیاده‌روی می­کند. و ما در پیشگاه خداوند عزّوجلّ از کسانی که درباره ما غلو دارند و ما را بیش از حد بلند می­کنند بیزاری می­جوییم، همان­طور که عیسی‌بن‌مریم از نصاری بیزاری جست. خداوند عزّوجلّ فرمود: «وَ إِذْ قَالَ الله یَاعِیسیَ ابْنَ مَرْیَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَّذُونی وَ أُمِّی إِلَاهَینْ‌ِ مِن دُونِ الله قَالَ سُبْحَانَکَ مَا یَکُونُ لی أَنْ أَقُولَ مَا لَیْسَ لی بِحَقّ‌ٍ إِن کُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فی نَفْسی وَ لَا أَعْلَمُ مَا فی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ* مَا قُلْتُ لهَمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنی بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ الله رَبی‌ِ وَ رَبَّکُمْ وَ کُنتُ عَلَیهْمْ شهَیدًا مَّا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنی کُنتَ أَنتَ الرَّقِیبَ عَلَیهْمْ وَ أَنتَ عَلیَ کلُ‌ِّ شی‌ْءٍ شهَیدٌ؛ و نیز خداوند عزّوجلّ فرموده است: مسیح ابایی نداشت که یکی از بندگان خدا باشد و ملائکه مقرّب نیز ابایی ندارند. (نساء/۱۷۲) و باز در آیه‌ی دیگر می‌فرماید: «مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۲ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۳۴/ عیون أخبار الرضا (ج۲، ص۲۰۰/ الثقلین

۶

(مائده/ ۱۱۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ مَعَ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ (علیه السلام) حَرْفَانِ یَعْمَلُ بِهِمَا وَ کَانَ مَعَ مُوسَی (علیه السلام) أَرْبَعَهًُْ أَحْرُفٍ وَ کَانَ مَعَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) سِتَّهًُْ أَحْرُفٍ وَ کَانَ مَعَ آدَمَ (علیه السلام) خَمْسَهًٌْ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً وَ کَانَ مَعَ نُوحٍ (علیه السلام) ثَمَانِیَهًٌْ وَ جُمِعَ ذَلِکَ کُلُّهُ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اسْمَ اللَّهِ ثَلَاثَهًٌْ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَجَبَ عَنْهُ (صلی الله علیه و آله) وَاحِداً.

 

امام صادق (علیه السلام)- عیسی (علیه السلام) دو حرف از آن هفتاد و دو حرف را داشت و با آن کار می‌کرد و موسی (علیه السلام) چهار حرف و ابراهیم (علیه السلام) شش حرف و نوح (علیه السلام) هشت حرف و آدم (علیه السلام) بیست و پنج حرف داشت و تمام این حروف برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جمع شد. تعداد حروف اسم خداوند، هفتاد و سه حرف است که هفتاد و دو حرف آن نزد رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود و یک حرف از او پنهان ماند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۲ بصایر الدرجات، ج۱، ص۲۰۹/ البرهان

۷

(مائده/ ۱۱۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَا أَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِکَ أَیْ تَعْلَمُ غَیْبِی وَ سِرِّی وَ لَا أَعْلَمُ غَیْبَکَ وَ سِرَّکَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ یعنی تو راز پنهان مرا می‌دانی و من سر نهان تو را نمی‌دانم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۵۴

 

آیه ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ ما أَمَرْتَني بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّي وَ رَبَّكُمْ وَ كُنْتُ عَلَيْهِمْ شَهيداً ما دُمْتُ فيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَني كُنْتَ أَنْتَ الرَّقيبَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْتَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ شَهيدٌ [117]

 

من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادى، چيزى به آن‌ها نگفتم؛ [به آن‌ها گفتم]: خداوندى را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شماست. و تا زمانى ‌كه در ميان آن‌ها بودم، گواه بر [اعمال] آن‌ها بودم؛ ولى هنگامى‌ كه مرا از ميانشان برگرفتى، تو خود مراقب آن‌ها بودى؛ و تو بر هر چيز، گواهى.

 

آیه إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ [118]

 

[با اين حال،] اگر آن‌ها را مجازات‌ كنى، بندگان تواند. [و اختيار آن‌ها به دست توست]؛ و اگر آنان را ببخشى، توانا و حكيمى. [نه كيفر تو نشانه‌ی بى حكمتى است، و نه بخشش تو نشانه‌ی ناتوانى]».

۱

(مائده/ ۱۱۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ یَقُولُ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ أَیْ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) یَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ عِیسَی‌ابْنُ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ‌کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی‌کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ الرَّقِیبُ الشَّهِیدُ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ عَلَی هَذِهِ الْأُمَّهًِْ بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) شَهِیداً مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ عِتْرَتِهِ (علیهم السلام) مَا کَانَ فِی الدُّنْیَا مِنْهُمْ أَحَدٌ فَإِذَا فَنُوا هَلَکَ أَهْلُ الْأَرْضِ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) جَعَلَ اللَّهُ النُّجُومَ أَمَاناً لِأَهْلِ السَّمَاءِ وَ جَعَلَ أَهْلَ بَیْتِی (علیهم السلام) أَمَاناً لِأَهْلِ الْأَرْضِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- معنای کلام خداوند: پیامبر بر خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله) گواه است. (حج/۷۸) وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ یعنی بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله) بر مردم گواه هستند. قرآن از قول حضرت عیسی (علیه السلام) می­فرماید: «وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهیداً ما دُمْتُ فیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیْهِم «الرقیب» یعنی گواه برآنان بودی. وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهید و خداوند بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله)، خود، بر این امّت، گواهانی از خاندان او قرار داده است و این تا زمانی است که یکی از آن‌ها بر روی زمین باشد. هرگاه که آن‌ها از میان رفتند، تمام ساکنان کره زمین هلاک می‌گردند». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خداوند ستارگان را مایه‌ی امنیّت اهل آسمان قرار داده و اهل بیت مرا مایه‌ی امنیّت و آرامش برای اهل زمین قرار داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۴ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۴۱/ بحارالأنوار، ج۲، ص۸۷

۲

(مائده/ ۱۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ عَلَی عُهْدَهًِْ الْأُمَّهًِْ شُهَدَاءَ قَالَ وَکُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ وَ قَالَ فِی النَّبِیِ (صلی الله علیه و آله) لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیداً عَلَیْکُمْ وَ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ یَتْلُوهُ شاهِدٌ وَ فِی الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) وَ تَکُونُوا شُهَداءَ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) یَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَی النَّاسِ بَعْدَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله).

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای تعالی گواهانی بر عهده‌ی امّت قرار داد. فرمود: وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ و در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «تا پیامبر گواه بر شما باشد. (حج/۷۸)»، و در مورد علی (علیه السلام) [فرمود]: و به‌دنبال آن، شاهدی می‌باشد. (هود/۱۷) و در مورد امامان [فرمود]: و شما گواهان باشید. (حج/۷۸) [یعنی] آل محمّد (علیهم السلام) بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) گواه بر مردم باشند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۴ المناقب، ج۴، ص۴۰۰

۳

(مائده/ ۱۱۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِبنُ عَبَاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّکُمْ مَحْشُورُونَ حُفَاهًًْ عُرَاهًًْ غُرْلًا ثُمَّ قَرَأَ کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا إِنَّا کُنَّا فاعِلِینَ أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ مَنْ یُکْسَی إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) أَلَا وَ إِنَّ نَاساً مِنْ أَصْحَابِی یُؤْخَذُ بِهِمْ ذَاتَ الشِّمَالِ فَأَقُولُ أُصَیْحَابِی أُصَیْحَابِی قَالَ فَیُقَالُ إِنَّهُمْ لَمْ یَزَالُوا مُرْتَدِّینَ عَلَی أَعْقَابِهِمْ مُذْ فَارَقْتَهُمْ فَأَقُولُ کَمَا قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ عِیسَی (علیه السلام) وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ إِلَی قَوْلِهِ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شما پابرهنه و عریان و ختنه­نشده برانگیخه می­شوید و سپس این آیه را قرائت نمود: «کَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ وَعْداً عَلَیْنا إِنَّا کُنَّا فاعِلِین و فرمود: اوّلین کسی که پوشانده می­شود ابراهیم (علیه السلام) است، آگاه باشید که گروهی از اصحاب مرا به سمت چپ می­برند و من می­گویم اصحاب منند، اصحاب منند، و گفته می­شود: این­ها از آن زمان که تو از میانشان رفتی، همین­طور به پیشینیان خود بازگشتند. آن­گاه من هم همان چیزی را می­گویم که عبد صالح، عیسی (علیه السلام) فرمود: وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ ... الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۴ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۲/ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۴/ العمدهًْ، ص۴۶۶/ العمدهًْ، ص۴۶۷/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۱۱۰/ شرح نهج البلاغهًْ، ج۹، ص۲۸۶/ الطرایف، ج۲، ص۳۷۶

۴

(مائده/ ۱۱۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ عَزَّوَجَلَّ حِکَایَهًًْ لِقَوْلِ عِیسَی (علیه السلام) یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی‌کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ یَقُولُونَ الْمُتَجَاوِزُونَ لِلْحَدِّ فِی أَمْرِ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) إِنَّهُ إِنْ جَازَ أَنْ یُشَبَّهَ أَمْرُ عِیسَی (علیه السلام) لِلنَّاسِ فَلِمَ لَا یَجُوزُ أَنْ یُشَبَّهَ أَمْرُهُمْ أَیْضاً وَ الَّذِی یَجِبُ أَنْ یُقَالَ لَهُمْ أَنَّ عِیسَی (علیه السلام) هُوَ مَوْلُودٌ مِنْ غَیْرِ أَبٍ فَلِمَ لَا یَجُوزُ أَنْ یَکُونُوا مَوْلُودِینَ مِنْ غَیْرِ آبَاءٍ فَإِنَّهُمْ لَا یَجْتَرُّونَ عَلَی إِظْهَارِ مَذْهَبِهِمْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی ذَلِکَ وَ مَتَی جَازَ أَنْ یَکُونَ جَمِیعُ أَنْبِیَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ بَعْدَ آدَمَ (علیه السلام) مَوْلُودِینَ مِنَ الْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ وَ کَانَ عِیسَی (علیه السلام) مِنْ بَیْنِهِمْ مَوْلُوداً مِنْ غَیْرِ أَبٍ جَازَ أَنْ یُشَبَّهَ أَمْرُ غَیْرِهِ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْحُجَجِ کَمَا جَازَ أَنْ یُولَدَ مِنْ غَیْرِ أَبٍ دُونَهُمْ وَ إِنَّمَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَجْعَلَ أَمْرَهُ آیَهًًْ وَ عَلَامَهًًْ لِیُعْلَمَ بِذَلِکَ أَنَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خدا از گفته عیسی (علیه السلام) در قیامت حکایت می‌کند که می‌گوید: «وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ زیاده‌روها در امر ائمه (علیهم السلام) [کسانی که درباره‌ی امامان غلو می‌کنند] می‌گویند اگر جایز باشد امر عیسی (علیه السلام) بر مردم مشتبه شود چرا امر ائمّه (علیهم السلام) بر آن‌ها مشتبه نشود»؟ باید به آن‌ها گفت: عیسی (علیه السلام) بدون پدر زائیده شد پس باید روا باشد که امامان هم بدون پدر زائیده شده باشند. این‌ها جرأت اظهار مذهب خود را ندارند؛ خدا لعنت کند ایشان را. و چون رواست که همه‌ی پیغمبران خدا و امامان و حجّت‌های او از پدران و مادران زائیده شوند و تنها عیسی (علیه السلام) از میان آن‌ها بدون پدر زائیده شود. رواست که تنها امر کشتن او مشتبه شده باشد نه امر پیغمبران و امامان دیگر چنانچه او فقط بدون پدر زائیده شد نه دیگران، خدا می‌خواست در این موضوع او را نشانه‌ی قدرت خود قرار دهد تا از این راه دانسته شود که خدای عزّوجلّ بر هرچیزی توانا است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۴ عیون أخبار الرضا (ج۱، ص۲۱۳/ بحارالأنوار، ج۱۴، ص۳۳۸

۵

(مائده/ ۱۱۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌الْجَهْمِ قَالَ: قَالَ لَهُ الْمَأْمُونُ یَا أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) بَلَغَنِی أَنَ قَوْماً یَغْلُونَ فِیکُمْ وَ یَتَجَاوَزُونَ فِیکُمُ الْحَدَّ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا (علیه السلام) حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَا تَرْفَعُونِی فَوْقَ حَقِّی فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی اتَّخَذَنِی عَبْداً قَبْلَ أَنْ یَتَّخِذَنِی نَبِیّاً قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللهِ وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ وَ لا یَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَةَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً أَ یَأْمُرُکُمْ بِالْکُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ وَ قَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) یَهْلِکُ فِیَّ اثْنَانِ وَ لَا ذَنْبَ لِی مُحِبٌّ مُفْرِطٌ وَ مُبْغِضٌ مُفْرِطٌ وَ إِنَّا لَنَبْرَأُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِمَّنْ یَغْلُو فِینَا فَیَرْفَعُنَا فَوْقَ حَدِّنَا کَبَرَاءَهًِْ عِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ (علیه السلام) مِنَ النَّصَارَی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ وَ إِذْ قالَ اللهُ یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ اللهِ قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَ لَنْ یَسْتَنْکِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یَکُونَ عَبْداً لِلهِ وَ لَا الْمَلائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ قَالَ عَزَّوَجَلَ مَا الْمَسِیحُ‌ابْنُ‌مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعامَ وَ مَعْنَاهُ أَنَّهُمَا کَانَا یَتَغَوَّطَانِ فَمَنِ ادَّعَی لِلْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) رُبُوبِیَّهًًْ أَوِ ادَّعَی لِلْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) رُبُوبِیَّهًًْ أَوْ نُبُوَّهًًْ أَوْ لِغَیْرِ الْأَئِمَّهًِْ إِمَامَهًًْ فَنَحْنُ مِنْهُ بِرَاءٌ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌جهم گوید: مأمون گفت: «شنیده‌ام گروهی درباره‌ی شما غلو دارند و بیش از اندازه‌ی مقام برای شما قائلند». فرمود: «پدرم موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) از پدرش جعفربن‌محمّد (علیه السلام) از پدرش محمّدبن‌علی (علیه السلام) از پدرش علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) از پدرش حسین‌بن‌علی (علیه السلام) از پدرش علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نقل کرد که پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: مرا بیش از اندازه‌ای‌که هست بلند نکنید خداوند تبارک‌وتعالی قبل از آنکه مرا به مقام پیامبری مفتخر نماید مقام بندگی خود را به من عنایت کرده و در قرآن کریم نیز می‌فرماید: نسزد هیچ بشری را که خدا به او کتاب و حکمت و نبّوت داده باشد، آنگاه به مردم بگوید که بندگان من باشید نه بندگان خدا. و حال آنکه پیامبران می‌گویند: هم چنان که از کتاب خدا می‌آموزید و در آن می‌خوانید، پرستندگان خدا باشید. و نیز به شما نمی‌فرماید که فرشتگان و پیامبران را خدایان پندارید. آیا پس از آنکه اسلام آورده‌اید شما را به کفر فرمان می‌دهد؟ (آل عمران/۸۰۷۹) امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز فرموده است: «دو دسته در مورد من به هلاکت می‌رسند با اینکه من گناهی ندارم. دسته اوّل دوستی که افراط و زیاده‌روی می‌کند و دسته دوّم کسی که دشمن تندرو من است. ما بیزاریم از کسانی که درباره‌ی ما غلّو دارند و ما را بیش از حد بلند می‌کنند همان‌طوری‌که عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) از نصاری بیزاری جست خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ إِذْ قالَ الله یا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلهَیْنِ مِنْ دُونِ الله قالَ سُبْحانَکَ ما یَکُونُ لِی أَنْ أَقُولَ ما لَیْسَ لِی بِحَقٍّ إِنْ کُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِی نَفْسِی وَ لا أَعْلَمُ ما فِی نَفْسِکَ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ ما قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا ما أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا الله رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً ما دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ؛ و در این آیه می‌فرماید: لَنْ یَسْتَنْکِفَ الْمَسِیحُ أَنْ یَکُونَ عَبْداً لِلَّهِ وَ لَا الْمَلائِکَةُ الْمُقَرَّبُونَ؛ عیسی (علیه السلام) و ملائکه مقرّب استنکافی از بندگی خدا ندارند و در آیه دیگر می‌فرماید: مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کانا یَأْکُلانِ الطَّعام؛ عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) جز پیامبری نیست که قبل از او پیامبرانی بوده‌اند مادرش زنی پاک نهاد است و هر دو غذا می‌خوردند، فرمود: «منظور از غذا خوردن این است که آن‌ها تغوط می‌کنند و مدفوع دارند؛ هرکس مدّعی ربوبیّت برای انبیاء و یا ائمّه (علیهم السلام) گردد و یا مقام نبّوت را برای ائمّه (علیهم السلام) ادّعا کند و یا مدّعی امامت برای کسی که امام نیست [برای غیر ائمه] باشد ما از او در دنیا و آخرت بیزاریم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۶ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۱۳۴/ عیون أخبار الرضا (ج۲، ص۲۰۰

 

آیه قالَ اللهُ هذا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَداً رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ [119]

 

خداوند مى‌گويد: «اين [همان] روزى است كه راستى راستگويان، به آن‌ها سود مى‌بخشد؛ براى آن‌ها باغهاى بهشتى است كه نهرها از پاى درختان آن مى‌گذرد، و تا ابد، جاودانه در آن مى‌مانند؛ خداوند از آن‌ها خشنود است، و آن‌ها نيز، از او خشنودند؛ اين، [همان] رستگارى بزرگ است».

 

آیه لِلهِ‌ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلىَ‌ كلُ‌ِّ شيْ‌ْءٍ قَدِيرُ [120]

 

حكومت آسمان‌ها و زمين و آنچه در آن‌هاست، از آن خداست؛ و او بر هر چيزى تواناست.

۱

(مائده/ ۱۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- الصِّدْقُ نُورٌ غَیْرُ مُتَشَعْشِعٍ إِلَّا فِی عَالَمِهِ کَالشَّمْسِ یَسْتَضِیءُ بِهَا کُلُّ شَیْءٍ یَغْشَاهُ مِنْ غَیْرِ نُقْصَانٍ یَقَعُ عَلَی مَعْنَاهَا وَ الصَّادِقُ حَقّاً هُوَ الَّذِی یُصَدِّقُ کُلَّ کَاذِبٍ بِحَقِیقَهًِْ صِدْقِ مَا لَدَیْهِ وَ هُوَ الْمَعْنَی الَّذِی لَا یَسْمَعُ مَعَهُ سِوَاهُ أَوْ ضِدُّهُ مِثْلُ آدَمَ (علیه السلام) صَدَّقَ إِبْلِیسَ فِی کَذِبِهِ حِینَ أَقْسَمَ لَهُ کَاذِباً لِعَدَمِ مَاهِیَّهًِْ الْکَذِبِ فِی آدَمَ (علیه السلام) قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً وَ لِأَنَّ إِبْلِیسَ أَبْدَعَ شَیْئاً کَانَ أَوَّلَ مَنْ أَبْدَعَهُ وَ هُوَ غَیْرُ مَعْهُودٍ ظَاهِراً وَ بَاطِناً فَخَسِرَ هُوَ بِکَذِبِهِ عَلَی مَعْنًی لَمْ یَنْتَفِعْ بِهِ مِنْ صِدْقِ آدَمَ (علیه السلام) عَلَی بَقَاءِ الْأَبَدِ وَ أَفَادَ آدَمُ (علیه السلام) بِتَصْدِیقِهِ کَذِبَهُ بِشَهَادَهًِْ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بِنَفْیِ عَزْمِهِ عَمَّا یُضَادُّ عَهْدَهُ عَلَی الْحَقِیقَهًِْ عَلَی مَعْنًی لَمْ یَنْقُصْ مِنِ اصْطِفَائِهِ بِکَذِبِهِ شَیْئاً فَالصِّدْقُ صِفَهًُْ الصَّادِقِینَ وَ حَقِیقَهًُْ الصِّدْقِ مَا یَقْتَضِی تَزْکِیَهًَْ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لِعَبْدِهِ کَمَا ذَکَرَ عَنْ صِدْقِ عِیسَی‌بْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) فِی الْقِیَامَهًِْ بِسَبَبِ مَا أَشَارَ إِلَیْهِ مِنْ صِدْقِهِ مِرْآهًَْ الصَّادِقِینَ مِنْ رِجَالِ أُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ عَزَّوَجَلَّ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ ...

 

امام صادق (علیه السلام)- صدق و راستی نوری است که شعاعش تا هر جا برود، آن محیط را روشن می‌کند، مانند خورشید که هر چه را فرا گیرد روشن می‌سازد و کوچک‌ترین نقص و کمبودی در خورشید نیست و ماهیّت او روشنی است. و صادق و راستگوی حقیقی از جهت حقیقت صدق خود، هر کس را تصدیق کرده و راستگو می‌داند و جز راستی و حقیقت باوری ندارد. مانند حضرت آدم که دروغ ابلیس را که سوگند هم خورد راست دانست و باور کرد، چون در آدم ماهیّت کذب نبود و سابقه‌ی دروغ را نداشت و دروغی ندیده بود. که در قرآن فرمود: وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً، یعنی عزم و تصمیمی بر خلاف پیمان و بر ضد صدق (دروغ) نداشت. و شیطان اوّلین کسی بود که ابداع کذب و ابتدای به دروغ کرد و برای آدم، چه در ظاهر و چه در باطن، دروغی از کسی مشاهده نشده بود و شیطان خود زیان و خسرانش را دید و از صدق آدم برای بقای ابدی سودی نبرد، ولی آدم از جهت صفا و صدقش و از جهت نداشتن تصمیم بر ضد پیمان و از لحاظ پایبندی به عهد خویش و تصدیق و راست دانستن ابلیس نه تنها ضرری نکرد، بلکه برای دست یافتن به مقام اصطفاء و برگزیدگی بهره‌مند شد و نقصانی در او راه نیافت. بنابراین صدق و صفا و راستی، صفت و حالت و ماهیّت راستان است و حقیقت صدق اقتضا دارد و موجب می‌شود که خداوند بنده‌ی صادق خود را تزکیه و پاک گرداند، همچنان که درباره‌ی عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) صحنه قیامتش را بازگو کرده و با اشاره به صدق و راستی او، آیینه پاکی ساخته و پاکی راستگویان از امت پیغمبر اکرم را گوشزد کرده و فرموده: هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ... .

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۸ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۱۰/ مصباح الشریعهًْ، ص۳۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(مائده/ ۱۲۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ ضُرَیْسٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ هذا یَوْمُ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ قَالَ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ وَ حُشِرَ النَّاسُ لِلْحِسَابِ فَیَمُرُّونَ بِأَهْوَالِ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَیَنْتَهُونَ إِلَی الْعَرْصَهًِْ وَ یُشْرِفُ الْجَبَّارُ عَلَیْهِمْ حَتَّی یَجْهَدُوا جَهْداً شَدِیداً قَالَ یَقِفُونَ بِفِنَاءِ الْعَرْصَهًِْ وَ یُشْرِفُ الْجَبَّارُ عَلَیْهِمْ وَ هُوَ عَلَی عَرْشِهِ فَأَوَّلُ مَنْ یُدْعَی بِنِدَاءٍ یَسْمَعُ الْخَلَائِقُ أَجْمَعِینَ {أَجْمَعُونَ} أَنْ یُهْتَفَ بِاسْمِ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَبْدِ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) النَّبِیِّ الْقُرَشِیِّ الْعَرَبِیِّ قَالَ فَیَتَقَدَّمُ حَتَّی یَقِفَ عَلَی یَمِینِ الْعَرْشِ قَالَ ثُمَّ یُدْعَی
 بِصَاحِبِکُمْ عَلِیٍّ (علیه السلام) فَیَتَقَدَّمُ حَتَّی یَقِفَ عَلَی یَسَارِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ یُدْعَی بِأُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَقِفُونَ عَنْ یَسَارِ عَلِیٍّ (علیه السلام) ثُمَّ یُدْعَی کُلُّ نَبِیٍّ وَ أُمَّتُهُ مَعَهُ مِنْ أَوَّلِ النَّبِیِّینَ إِلَی آخِرِهِمْ وَ أُمَّتُهُمْ مَعَهُمْ فَیَقِفُونَ عَنْ یَسَارِ الْعَرْشِ قَالَ ثُمَّ أَوَّلُ مَنْ یُدْعَی لِلْمُسَاءَلَهًِْ الْقَلَمُ قَالَ فَیَتَقَدَّمُ فَیَقِفُ بَیْنَ یَدَیِ اللَّهِ فِی صُورَهًِْ الْآدَمِیِّینَ فَیَقُولُ اللَّهُ هَلْ سَطَرْتَ فِی اللَّوْحِ مَا أَلْهَمْتُکَ وَ أَمَرْتُکَ بِهِ مِنَ الْوَحْیِ فَیَقُولُ الْقَلَمُ نَعَمْ یَا رَبِّ قَدْ عَلِمْتَ أَنِّی قَدْ سَطَرْتُ فِی اللَّوْحِ مَا أَمَرْتَنِی وَ أَلْهَمْتَنِی مِنْ وَحْیِکَ فَیَقُولُ اللَّهُ فَمَنْ یَشْهَدُ لَکَ بِذَلِکَ فَیَقُولُ یَا رَبِّ هَلِ اطَّلَعَ عَلَی مَکْنُونِ سِرِّکَ خَلْقٌ غَیْرُکَ قَالَ فَیَقُولُ لَهُ أَفْلَجْتَ حُجَّتَکَ قَالَ ثُمَّ یُدْعَی بِاللَّوْحِ فَیَتَقَدَّمُ فِی صُورَهًِْ الْآدَمِیِّینَ حَتَّی یَقِفَ مَعَ الْقَلَمِ فَیَقُولُ لَهُ هَلْ سَطَرَ فِیکَ الْقَلَمُ مَا أَلْهَمْتُهُ وَ أَمَرْتُهُ بِهِ مِنْ وَحْیٍ فَیَقُولُ اللَّوْحُ نَعَمْ یَا رَبِّ وَ بَلَّغْتُهُ إِسْرَافِیلَ ثُمَّ یُدْعَی بِإِسْرَافِیلَ فَیَتَقَدَّمُ مَعَ الْقَلَمِ وَ اللَّوْحِ فِی صُورَهًِْ الْآدَمِیِّینَ فَیَقُولُ اللَّهُ لَهُ هَلْ بَلَّغَکَ اللَّوْحُ مَا سَتَرَ فِیهِ الْقَلَمُ فَیَقُولُ نَعَمْ یَا رَبِّ فَبَلَّغْتُهُ جَبْرَئِیلَ فَیُدْعَی بِجَبْرَئِیلَ فَیَتَقَدَّمُ حَتَّی یَقِفَ مَعَ إِسْرَافِیلَ فَیَقُولُ اللَّهُ لَهُ أَبَلَّغَکَ إِسْرَافِیلُ مَا بُلِّغَ فَیَقُولُ نَعَمْ یَا رَبِّ وَ بَلَّغْتُهُ جَمِیعَ أَنْبِیَائِکَ (علیهم السلام) وَ أَنْفَذْتُ إِلَیْهِمْ جَمِیعَ مَا انْتَهَی إِلَیَّ مِنْ أَمْرِکَ وَ أَدَّیْتُ رِسَالَاتِکَ إِلَی نَبِیٍّ نَبِیٍّ وَ رَسُولٍ رَسُولٍ وَ بَلَّغْتُهُمْ کُلَّ وَحْیِکَ وَ حِکْمَتِکَ وَ کُتُبِکَ وَ إِنَّ آخِرَ مَنْ بَلَّغْتُهُ رِسَالَتَکَ وَ وَحْیَکَ وَ حِکْمَتَکَ وَ عِلْمَکَ وَ کِتَابَکَ وَ کَلَامَکَ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَبْدِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الْعَرَبِیُّ الْقُرَشِیُّ الْحَرَمِیُّ حَبِیبُکَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) فَأَوَّلُ مَنْ یُدْعَی مِنْ وُلْدِ آدَمَ (علیه السلام) لِلْمُسَاءَلَهًِْ مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عَبْدِ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَیُدْنِیهِ اللَّهُ حَتَّی لَا یَکُونَ خَلْقٌ أَقْرَبَ إِلَی اللَّهِ یَوْمَئِذٍ مِنْهُ فَیَقُولُ اللَّهُ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) هَلْ بَلَّغَکَ جَبْرَئِیلُ مَا أَوْحَیْتُ إِلَیْکَ وَ أَرْسَلْتُهُ بِهِ إِلَیْکَ مِنْ کِتَابِی وَ حِکْمَتِی وَ عِلْمِی وَ هَلْ أَوْحَی ذَلِکَ إِلَیْکَ فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَعَمْ یَا رَبِّ قَدْ بَلَّغَنِی جَبْرَئِیلُ جَمِیعَ مَا أَوْحَیْتَهُ إِلَیْهِ وَ أَرْسَلْتَهُ بِهِ مِنْ کِتَابِکَ وَ حِکْمَتِکَ وَ عِلْمِکَ وَ أَوْحَاهُ إِلَیَّ فَیَقُولُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) هَلْ بَلَّغْتَ أُمَّتَکَ مَا بَلَّغَکَ جَبْرَئِیلُ مِنْ کِتَابِی وَ حِکْمَتِی وَ عِلْمِی فَیَقُولُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَعَمْ یَا رَبِّ قَدْ بَلَّغْتُ أُمَّتِی مَا أَوْحَیْتَ إِلَیَّ مِنْ کِتَابِکَ وَ حِکْمَتِکَ وَ عِلْمِکَ وَ جَاهَدْتُ فِی سَبِیلِکَ فَیَقُولُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَمَنْ یَشْهَدُ لَکَ بِذَلِکَ فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) یَا رَبِّ أَنْتَ الشَّاهِدُ لِی بِتَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ وَ مَلَائِکَتُکَ وَ الْأَبْرَارُ مِنْ أُمَّتِی وَ کَفَی بِکَ شَهِیداً فَیُدْعَی بِالْمَلَائِکَهًِْ فَیَشْهَدُونَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِتَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ ثُمَّ یُدْعَی بِأُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَیُسْأَلُونَ هَلْ بَلَّغَکُمْ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) رِسَالَتِی وَ کِتَابِی وَ عِلْمِی وَ عَلَّمَکُمْ ذَلِکَ فَیَشْهَدُونَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِتَبْلِیغِ الرِّسَالَهًِْ وَ الْحِکْمَهًِْ وَ الْعِلْمِ فَیَقُولُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَهَلِ اسْتَخْلَفْتَ فِی أُمَّتِکَ مِنْ بَعْدِکَ مَنْ یَقُومُ
 فِیهِمْ بِحِکْمَتِی وَ عِلْمِی وَ یُفَسِّرُ لَهُمْ کِتَابِی وَ یُبَیِّنُ لَهُمْ مَا یَخْتَلِفُونَ فِیهِ مِنْ بَعْدِکَ حُجَّهًًْ لِی وَ خَلِیفَهًًْ فِی الْأَرْضِ فَیَقُولُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) نَعَمْ یَا رَبِّ قَدْ خَلَّفْتُ فِیهِمْ عَلِیَّبنَأَبُیطَالِبٍ (علیه السلام) أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَصِیِّی وَ خَیْرَ أُمَّتِی وَ نَصَبْتُهُ لَهُمْ عَلَماً فِی حَیَاتِی وَ دَعَوْتُهُمْ إِلَی طَاعَتِهِ وَ جَعَلْتُهُ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی إِمَاماً یَقْتَدِی بِهِ الْأُمَّهًُْ بَعْدِی إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَیُدْعَی بِِعَلِیِّبنِأَبُیطَالِبٍ (علیه السلام)فَیُقَالُ لَهُ هَلْ أَوْصَی إِلَیْکَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ اسْتَخْلَفَکَ فِی أُمَّتِهِ وَ نَصَبَکَ عَلَماً لِأُمَّتِهِ فِی حَیَاتِهِ فَهَلْ قُمْتَ فِیهِمْ مِنْ بَعْدِهِ مَقَامَهُ فَیَقُولُ لَهُ عَلِیٌّ نَعَمْ یَا رَبِّ قَدْ أَوْصَی إِلَیَّ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) وَ خَلَّفَنِی فِی أُمَّتِهِ وَ نَصَبَنِی لَهُمْ عَلَماً فِی حَیَاتِهِ فَلَمَّا قَبَضْتَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) إِلَیْکَ جَحَدَتْنِی أُمَّتُهُ وَ مَکَرُوا بِی وَ اسْتَضْعَفُونِی وَ کَادُوا یَقْتُلُونَنِی وَ قَدَّمُوا قُدَّامِی مَنْ أَخَّرْتَ وَ أَخَّرُوا مَنْ قَدَّمْتَ وَ لَمْ یَسْمَعُوا مِنِّی وَ لَمْ یُطِیعُوا أَمْرِی فَقَاتَلْتُهُمْ فِی سَبِیلِکَ حَتَّی قَتَلُونِی فَیُقَالُ لِعَلِیٍّ (علیه السلام) فَهَلْ خَلَّفْتَ مِنْ بَعْدِکَ فِی أُمَّهًِْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) حُجَّهًًْ وَ خَلِیفَهًًْ فِی الْأَرْضِ یَدْعُو عِبَادِی إِلَی دِینِی وَ إِلَی سَبِیلِی فَیَقُولُ عَلِیٌّ (علیه السلام) نَعَمْ یَا رَبِّ قَدْ خَلَّفْتُ فِیهِمُ الْحَسَنَ (علیه السلام) ابْنِی وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ فَیُدْعَی الْحَسَنُ‌بْنُ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) فَیُسْأَلُ عَمَّا سُئِلَ عَنْهُ عَلِیُّبنُأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) قَالَ ثُمَّ یُدْعَی بِإِمَامٍ إِمَامٍ وَ بِأَهْلِ عَالَمِهِ فَیَحْتَجُّونَ بِحُجَّتِهِمْ فَیَقْبَلُ اللَّهُ عُذْرَهُمْ وَ یُجِیزُ حُجَّتَهُمْ قَالَ ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ الْیَوْمَ یَنْفَعُ الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ قَالَ ثُمَّ انْقَطَعَ حَدِیثُ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- ضریس نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) در مورد سخن خداوند متعال: هَذَا یَوْمُ یَنفَع الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ فرمود: «هنگامی که روز قیامت فرا رسد و مردم برای حساب، محشور شوند، با سختی‌های روز قیامت مواجه می‌شوند تا به عرصه‌ی محشر می‌رسند و خداوند جبّار بر آن‌ها اشراف پیدا می‌کند [و عظمت او ظاهرمی‌گردد] تا اینکه به شدّت تلاش می‌کنند و خسته می‌شوند. فرمود: «در عرصه‌ی گسترده قیامت می‌ایستند درحالی‌که خداوند جبّار بر فراز عرش خود، بر آن‌ها اشراف دارد. اوّلین فردی‌که با آن ندایی که تمام خلایق را شنوا می‌کند (تمام خلائق می‌شنوند)، فراخوانده می­شود، محمّدبن‌عبدالله قریشی عربی است. او (محمّد (صلی الله علیه و آله)) پیش می‌آید و در قسمت راست عرش می‌ایستد. سپس اسم وصیّ و جانشین او علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) خوانده می‌شود و او جلو می‌آید و در سمت چپ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌ایستد و سپس امّت محمّد (صلی الله علیه و آله) فرا خوانده می‌شوند و در سمت چپ علی (علیه السلام) می‌ایستند. پس تک تک پیامبران از اوّل تا به آخر، با اوصیای آنان فرا خوانده می‌شوند و با امّت‌های خویش در سمت چپ عرش می‌ایستند. و سپس فرمود: «اوّلین کسی که برای پرسش و پاسخ فراخوانده می‌شود، قلم است. قلم پیش می‌رود و در شکل آدمیان در محضر خداوند متعال می‌ایستد». خداوند می‌گوید: «آیا هرآنچه از وحی را که به تو الهام کردم و تو را بدان امر نمودم، در لوح نگاشتی»؟ قلم می‌گوید: «بله، ای پروردگار! تو می‌دانی که هرچه از وحی به من الهام کردی و امر فرمودی، من در لوح نوشتم». پس خداوند متعال می‌فرماید: «شاهد تو در این امر کیست»؟ می‌گوید: «آیا ما سوی الله را از راز پنهان تو مطّلع گردانم»؟ و خداوند به او می‌گوید: «حجّت و دلیل تو درست و کارساز بود. سپس لوح فراخوانده می‌شود. پس با ظاهر آدمیان پیش می‌آید و در کنار قلم می‌ایستد». و خداوند به او می‌گوید: «آیا قلم، آنچه از وحیم (وحی) را که به او الهام کردم و او را بدان امر نمودم، بر روی تو نوشت»؟ لوح می‌گوید: «بله، ای پروردگار! و اسرافیل را از این امر مطّلع ساختم. پس اسرافیل فراخوانده می‌شود و او با ظاهر آدمیان جلو می‌آید و در کنار قلم و لوح می‌ایستد». خداوند می‌فرماید: «لوح، تو را از آنچه که قلم بر او نوشت، آگاه کرد»؟ می‌گوید: «بله، ای پروردگار! و من آن را به جبرئیل گفتم». سپس جبرئیل فرا خوانده می‌شود. او جلو می‌آید و در کنار اسرافیل می‌ایستد. خداوند می‌فرماید: «آیا اسرافیل، این مطلب را به تو رساند»؟ می‌گوید: «بله و من آن را به تمام پیامبرانت ابلاغ کردم و هرآنچه از امر تو که به من مربوط می‌شد، به آن‌ها رساندم و رسالت تو را به تک تک پیامبران و رسولان سپردم. تمام وحی، حکمت و کتابت را به آن‌ها ابلاغ کردم و آخرین کسی را که از رسالت، وحی، حکمت، علم، کتاب و کلام تو باخبر ساختم، حبیب تو، محمّدبن‌عبدالله (صلی الله علیه و آله) عربی قریشی اهل حرم بود». امام باقر (علیه السلام) فرمود: «اوّلین کسی‌که از ابناء آدم برای پرسش و پاسخ فرا خوانده می‌شود، محمّدبن‌عبدالله (صلی الله علیه و آله) است. خدا او را نزدیک می‌آورد تا در آن روز هیچ یک از خلایق، نزدیک‌تر از او به خداوند متعال نباشند. و خدا می‌فرماید: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! آیا جبرئیل هرچه را که به تو وحی‌کردم و کتاب و حکمت و علمی که به‌واسطه‌ی او بر تو فرستادم، به تو رساند»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «بله، ای پروردگار! جبرئیل تمام آنچه را که به او وحی‌کردی، به من رساند و کتاب و علم و حکمتی را که فرستادی، به من انتقال داد». خداوند به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «کتاب و علم و حکمت مرا که جبرئیل به تو رساند، به امّتت ابلاغ کردی»؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «بله، هر آنچه از کتاب و علم و حکمتت را که به من وحی‌کردی، به آن‌ها رساندم و در این راه بسیار تلاش کردم». خدا به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «شاهدت کیست»؟ محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «در تبلیغ این رسالت، تو و ملائکه و نیکو خصلتان امّتم، شاهد من هستید و همین شاهدان، برای تو کافی است. (و تو به‌عنوان شاهد کافی هستی) سپس ملائکه فرا خوانده می‌شوند و به تبلیغ رسالت از جانب محمّد (صلی الله علیه و آله) گواهی می‌دهند. سپس امّت محمّد (علیهم السلام) فراخوانده شده و خدا از آن‌ها می‌پرسد: «آیا محمّد (صلی الله علیه و آله)، رسالت، کتاب، علم و حکمت مرا به شما ابلاغ کرد و آن را به شما آموخت»؟ آن‌ها به ابلاغ رسالت و علم و حکمت از سوی محمّد (صلی الله علیه و آله) گواهی می‌دهند. خداوند به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «آیا کسی از امتت را به‌عنوان حجّت و جانشین من بر روی زمین، جانشین خود ساختی تا بعد از تو علم و حکمت مرا در بین آن امّت، زنده نگه‌دارد و کتاب مرا برای ایشان تفسیر کرده و موارد مورد اختلاف را برایشان توضیح دهد»؟ محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌گوید: «بله. برادر، وزیر، وصی، و بهترین فرد از امّتم، علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) را در بین آن‌ها به جانشینی خود گذاشتم. در زمان حیاتم او را علَم و معرّف امّت خود ساختم و آن‌ها را به اطاعت از او دعوت کردم. او را جانشین خود در میان امّتم ساختم تا پیشوایی باشد که بعد از من تا روز قیامت، امّت من او را سرمشق خود قرار دهند. پس علی‌ّبن‌ابی‌طالب (علیه السلام) فرا خوانده شده و به او گفته می‌شود: آیا محمّد (صلی الله علیه و آله) تو را وصی و جانشین خود در بین امّتش قرار داد و تو در زمان حیاتش همچون علَمی برای امّت او بودی؟ و آیا بعد از او در بین امّتش، به پاخاستی؟ علی (علیه السلام) می‌گوید: «بله، ای پروردگار! محمّد (صلی الله علیه و آله) مرا وصی و جانشین خود در بین امّتش و علَمی برای آن‌ها قرار داد و بعد از آنکه روح محمّد (صلی الله علیه و آله) را ستاندی و او را به‌سوی خود، فراز بردی، امّت او مرا تکذیب کرده و بر من نیرنگ کردند. مرا در موضع ضعف قرار داده و نزدیک بود مرا از پای درآورند. در مقابل چشم من، آن را که تو پیش نهادی، به عقب راندند و آن را که تو به عقب راندی، طلایه­دار کردند. به سخنان من گوش نسپردند و از فرمان من اطاعت نکردند. پس در راه تو با آن‌ها جنگیدم تا اینکه مرا از پای درآوردند. پس به علی (علیه السلام) گفته می‌شود: «آیا حجّت و خلیفه‌ای را در بین امّت محمّد (علیهم السلام) به‌جا گذاشتی تا بعد از تو، بندگان مرا به دین و راه من دعوت کند»؟ علی (علیه السلام) می‌گوید: «بله، ای پروردگار! فرزند خود و دختر پیامبرت، حسن (علیه السلام) را جانشین خویش ساختم. پس حسن‌بن‌علی (علیه السلام) فراخوانده می‌شود و آنچه از علی (علیه السلام) پرسیده‌شد از او می‌پرسند. و سپس تک تک امامان (علیهم السلام) به همراه مردم زمانشان فراخوانده می­شوند و حجّت و دلیل خود را بیان می‌کنند. خداوند، عذر آنان را روا دانسته و می‌پذیرد و می‌فرماید: هَذَا یَوْمُ یَنفَع الصَّادِقِینَ صِدْقُهُمْ در اینجا حدیث امام باقر (علیه السلام) پایان یافت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۰۸ بحارالأنوار، ج۷، ص۲۸۰/ القمی، ج۱، ص۱۹۱/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(مائده/ ۱۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یُؤْتَی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ بِرَجُلٍ فَیُقَالُ احْتَجَ فَیَقُولُ یَا رَبِ خَلَقْتَنِی وَ هَدَیْتَنِی فَأَوْسَعْتَ عَلَیَّ فَلَمْ أَزَلْ أُوسِعُ عَلَی خَلْقِکَ وَ أُیَسِّرُ عَلَیْهِمْ لِکَیْ تَنْشُرَ عَلَیَّ هَذَا الْیَوْمَ رَحْمَتَکَ وَ تُیَسِّرَهُ فَیَقُولُ الرَّبُّ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ تَعَالَی ذِکْرُهُ صَدَقَ عَبْدِی أَدْخِلُوهُ الْجَنَّهًَْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روز قیامت مردی را می‌آورند و به او می‌گویند احتجاج کن، او می‌گوید: بار خدایا مرا آفریدی و هدایت کردی و زندگی فراخی به من دادی. من هم به مردم رسیدم و از مال خودم به آن‌ها دادم و وسائل آسایش آن‌ها را فراهم کردم تا امروز از رحمت تو استفاده کنم، خداوند متعال می‌فرماید: «بنده‌ی من راست می‌گوید او را وارد بهشت کنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۲ الکافی، ج۴، ص۴۰

۴

(مائده/ ۱۲۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَلَا إِنَّ رَجَبَ شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِیمٌ ... وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ خَمْسَهًًْ وَ عِشْرِینَ یَوْماً فَإِنَّهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ تَلَقَّاهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ بِیَدِ کُلِّ مَلَکٍ مِنْهُمْ لِوَاءٌ مِنْ دُرٍّ وَ یَاقُوتٍ وَ مَعَهُمْ طَرَائِفُ الْحُلِیِّ وَ الْحُلَلِ فَیَقُولُونَ یَا وَلِیَّ اللَّهِ النَّجَاهًُْ إِلَی رَبِّکَ فَهُوَ مِنْ أَوَّلِ النَّاسِ دُخُولًا فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ مَعَ الْمُقَرَّبِینَ الَّذِینَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رجب ماه اصمّ خداست و آن ماهی بزرگ و گرانمایه است ... هرکس بیست و پنج روز از رجب را روزه بگیرد، هنگامی که از قبر خارج می‌شود هفتاد هزار فرشته که به دست هر یک پرچمی از مروارید و یاقوت است، با زیورها و لباس‌هایی بهشتی او را استقبال می‌کنند و می‌گویند: «ای دوست خدا، به‌سوی پروردگارت بشتاب، از این‌رو وی از نخستین‌کسانی است که با مقرّبان درگاه الهی که خدا از آنان خشنود است و آنان نیز از خدا خشنودند، وارد بهشت‌های جاوید می‌شود، این است آن کامیابی بزرگ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۲ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۲۹

 

 

سوره:انعام

سوره انعام

ثواب قرائت

۱

(انعام/ مقدمه)

الرّضا (علیه السلام)- نَزَلَتْ سُورَهًُْ الْأَنْعَامِ جُمْلَهًًْ وَاحِدَهًًْ شَیَّعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ لَهُمْ زَجَلٌ بِالتَّسْبِیحِ وَ التَّقْدِیسِ وَ التَّهْلِیلِ وَ التَّکْبِیرِ فَمَنْ قَرَأَهَا سَبَّحُوا لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- سوره‌ی انعام یکجا نازل شد و هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه کردند که صدایشان به تسبیح، تهلیل (گفتن لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ) و تکبیر بلند بود؛ پس هرکس آن را بخواند، آن فرشتگان تا روز قیامت برای او تسبیح می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۴ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۹۶/ البرهان

۲

(انعام/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أُنزِلَت عَلَیَّ الأَنعَامُ جُمْلَهًًْ وَاحِدَهًًْ یُشَیِّعُهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ لَهُمْ زَجَلٌ بِالتَّسْبِیحِ وَ التَّحْمِیدِ فَمَنْ قَرَأَهَا صَلَّی عَلَیْهِ أُولَئِکَ السَّبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ بِعَدَدِ کُلِّ آیَهًٍْ مِنَ الأَنعَامِ یَوْماً وَ لَیْلَهًًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سوره‌ی انعام یکجا بر من نازل شد درحالی‌که هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه می‌کردند و صدای آن‌ها به تسبیح و گفتن حمد [خدا] بلند بود؛ پس هرکس آن را بخواند، آن هفتاد هزار فرشته، به تعداد همه‌ی آیات انعام، یک روز و یک شب بر او درود می‌فرستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۴ البرهان

۳

(انعام/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَ سُورَهًَْ الْأَنْعَامِ نَزَلَتْ جُمْلَهًًْ شَیَّعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ حَتَّی أُنْزِلَتْ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَعَظَّمُوهَا وَ بَجَّلُوهَا فَإِنَّ اسْمَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِیهَا فِی سَبْعِینَ مَوْضِعاً وَ لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی قِرَاءَتِهَا مَا تَرَکُوهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- سوره‌ی انعام یکجا نازل گردید و هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه کردند تا بر محمّد (صلی الله علیه و آله) نازل شد، پس آن را بزرگ شمارید و گرامی دارید؛ زیرا نام خدای عزّوجلّ در هفتاد جای آن است و اگر مردم می‌دانستند چه [برکاتی] در خواندن آن است، آن را ترک نمی‌کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۴ الکافی، ج۲، ص۶۲۲/ البرهان

۴

(انعام/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّهَا نَزَلَتْ جُمْلَهًًْ وَاحِدَهًًْ یُشَیِّعُهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ لَهُمْ زَجَلٌ بِالتَّسْبِیحِ وَ التَّحْمِیدِ فَمَنْ قَرَأَهَا صَلَّی عَلَیْهِ أُولَئِکَ السَّبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ بِعَدَدِ کُلِّ آیَهًٍْ مِنْهَا یَوْماً وَ لَیْلَهًًْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سوره‌ی انعام یکجا نازل شد درحالی‌که هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه می‌کردند و صدای آن‌ها به تسبیح و گفتن حمد [خدا] بلند بود؛ پس هرکس آن را بخواند، آن هفتاد هزار فرشته، به تعداد همه‌ی آیات انعام، یک روز و یک شب بر او درود می‌فرستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۴ المصباح للکفعمی، ص۴۳۹

۵

(انعام/ مقدمه)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ قَرَأَهَا مِنْ أَوَّلِهَا إِلَی قَوْلِهِ یَکْسِبُونَ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ أَرْبَعِینَ أَلْفَ مَلَکٍ یَکْتُبُونَ لَهُ مِثْلَ عِبَادَتِهِمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سوره‌ی انعام را از اوّلش تا آیه‌ی یَکْسِبُونَ بخواند، خداوند چهل هزار فرشته بر او می‌گمارد که مانند عبادتشان را تا روز قیامت برای او می‌نویسند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۴ المصباح للکفعمی، ص۴۳۹/ البرهان

۶

(انعام/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ إِنَّ سُورَهًَْ الْأَنْعَامِ نَزَلَتْ جُمْلَهًًْ وَ شَیَّعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ حِینَ أُنْزِلَتْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَعَظِّمُوهَا وَ بَجِّلُوهَا فَإِنَ اسْمَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهَا فِی سَبْعِینَ مَوْضِعاً وَ لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی قِرَاءَتِهَا مِنَ الْفَضْلِ مَا تَرَکُوهَا ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَنْ کَانَ لَهُ إِلَی اللَّهِ حَاجَهًٌْ یُرِیدُ قَضَاءَهَا فَلْیُصَلِّ أَرْبَعَ رَکَعَاتٍ بِفَاتِحَهًِْ الْکِتَابِ وَ الْأَنْعَامِ وَ لْیَقُلْ فِی صَلَاتِهِ إِذَا فَرَغَ مِنَ الْقِرَاءَهًِْ یَا کَرِیمُ یَا کَرِیمُ یَا کَرِیمُ یَا عَظِیمُ یَا عَظِیمُ یَا عَظِیمُ یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ یَا سَمِیعَ الدُّعَاءِ یَا مَنْ لَا تُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَ اللَّیَالِی صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ ارْحَمْ ضَعْفِی وَ فَقْرِی وَ فَاقَتِی وَ مَسْکَنَتِی فَإِنَّکَ أَعْلَمُ بِهَا مِنِّی وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِحَاجَتِی یَا مَنْ رَحِمَ الشَّیْخَ یَعْقُوبَ (علیه السلام) حِینَ رَدَّ عَلَیْهِ یُوسُفَ (علیه السلام) قُرَّهًَْ عَیْنِهِ یَا مَنْ رَحِمَ أَیُّوبَ (علیه السلام) بَعْدَ حُلُولِ بَلَائِهِ یَا مَنْ رَحِمَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْیُتْمِ وَ آوَاهُ وَ نَصَرَهُ عَلَی جَبَابِرَهًِْ قُرَیْشٍ وَ طَوَاغِیتِهَا وَ أَمْکَنَهُ مِنْهُمْ یَا مُغِیثُ یَا مُغِیثُ یَا مُغِیثُ یَقُولُهُ مِرَاراً فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوْ دَعَوْتَ بِهَا بَعْدَ مَا تُصَلِّی هَذِهِ الصَّلَاهًَْ فِی دُبُرِ هَذِهِ السُّورَهًِْ ثُمَّ سَأَلْتَ اللَّهَ جَمِیعَ حَوَائِجِکَ مَا بَخِلَ عَلَیْکَ وَ لَأَعْطَاکَ ذَلِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «سوره‌ی انعام یکجا نازل گردید و زمانی‌که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل شد، هفتاد هزار فرشته آن را بدرقه کردند؛ پس آن را بزرگ شمارید و گرامی دارید؛ زیرا نام خداوند تبارک‌وتعالی در هفتاد جای آن است و اگر مردم می‌دانستند چه فضیلتی در خواندن آن است، آن را ترک نمی‌کردند». سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هرکس به درگاه خداوند حاجتی دارد که می‌خواهد برآورده شود، پس باید چهار رکعت با سوره‌ی حمد و سوره‌ی انعام بخواند و هنگامی‌که از قرائت فارغ شد در نمازش بگوید: «ای کریم! ای کریم! ای کریم! ای بزرگ! ای بزرگ! ای بزرگ! ای بزرگ‌تر از هر بزرگی! ای شنونده‌ی دعا! ای کسی که روزها و شب‌ها او را تغییر نمی‌دهد! بر محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) درود فرست و بر ناتوانی، فقر، تنگدستی و بی چیزی من رحم کن؛ چون تو به آن از من آگاه‌تری و تو به نیازمندی من آگاه‌تری. ای کسی که بر یعقوب پیرمرد رحم کرد زمانی‌که نور دیده‌اش یوسف را به او برگرداند! ای کسی که بر ایّوب (علیه السلام) بعد از واردشدن غم و اندوه رحم کرد! ای کسی که بر محمّد (صلی الله علیه و آله) رحم کرد و او را از یتیمی پناه داد و او را بر گردنکشان قریش و ستمگرانش یاری کرد و او را بر آن‌ها پیروز کرد! ای یاری‌کننده! ای یاری‌کننده! ای یاری‌کننده»! بارها آن را می‌گوید و سوگند به کسی که جانم در دست اوست، اگر بعد از نمازی که می‌خوانی پشت سر این سوره، خدا را با آن بخوانی و سپس تمام حاجت‌هایت را از خدا بخواهی بر تو بخل نورزد و آن را به تو عطا کند ان‌شاءالله».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۴ بحار الأنوار، ج۸۸، ص۳۴۸/ البرهان

۷

(انعام/ مقدمه)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ کَتَبَهَا بِمِسْکٍ وَ زَعْفَرَانٍ وَ شَرِبَهَا سِتَّهًَْ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَهًٍْ یُرْزَقُ خَیْراً کَثِیراً وَ لَمْ تُصِبْهُ سَوْدَاءُ وَ عُوفِیَ مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ الْأَلَمِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرکس سوره‌ی انعام را با مشک و زعفران بنویسد و آن را شش روز پشت سر هم بنوشد، خیر زیادی روزی او شود و بیماری مالیخولیا به او نمی‌رسد و به اذن خدا از بیماری‌ها و درد بهبودی یابد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۶ البرهان

۸

(انعام/ مقدمه)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مَنْ قَرَأَ سُورَهًَْ الْأَنْعَامِ فِی کُلِّ لَیْلَهًٍْ کَانَ مِنَ الْآمِنِینَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ لَمْ یَرَ النَّارَ بِعَیْنِهِ أَبَداً.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هرکس سوره‌ی انعام را هر شب بخواند، در روز قیامت از امنیّت یافتگان قرار داده شود و هرگز با چشمش آتش را نبیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۶ مستدرک الوسایل، ج۴، ص۲۹۷/ البرهان

 

آیه الْحَمْدُ لِلهِ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ [1]

 

حمد و سپاس، مخصوص خداوندى است كه آسمان‌ها و زمين را آفريد، و ظلمت‌ها و نور را پديد آورد؛ امّا كافران براى پروردگار خود، همتا و شبيه قرار مى‌دهند [با اينكه دلايل توحيد و يگانگى او، در آفرينش جهان آشكار است].

حمد و سپاس، مخصوص خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید، و ظلمت‌ها و نور را پدید آورد

۱ -۱

(انعام/ ۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّه (صلی الله علیه و آله) لَمَّا أُسْرِیَ بِهِ إِلَی السَّمَاءِ انْتَهَی بِهِ جَبْرَئِیلُ إِلَی نَهَرٍ یُقَالُ لَهُ النُّورُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ فَلَمَّا انْتَهَی بِهِ إِلَی ذَلِکَ النَّهَرِ فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِیلُ یا محمد (صلی الله علیه و آله) اعْبُرْ عَلَی بَرَکَهًِْ اللَّهِ فَقَدْ نَوَّرَ اللَّهُ لَکَ بَصَرَکَ وَ مَدَّ لَکَ أَمَامَکَ فَإِنَّ هَذَا نَهَرٌ لَمْ یَعْبُرْهُ أَحَدٌ لَا مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ (علیه السلام) غَیْرَ أَنَّ لِی فِی کُلِّ
 یَوْمٍ اغْتِمَاسَهًًْ فِیهِ ثُمَّ أَخْرُجُ مِنْهُ فَأَنْفُضُ أَجْنِحَتِی فَلَیْسَ مِنْ قَطْرَهًٍْ تَقْطُرُ مِنْ أَجْنِحَتِی إِلَّا خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مِنْهَا مَلَکاً مُقَرَّباً لَهُ عِشْرُونَ أَلْفَ وَجْهٍ وَ أَرْبَعُونَ أَلْفَ لِسَانٍ کُلُّ لِسَانٍ یَلْفَظُ بِلُغَهًٍْ لَا یَفْقَهُهَا اللِّسَانُ الْآخَرُ فَعَبَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه) گوید: هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) [در شب معراج] به آسمان برده شد، جبرئیل با او به رودی که به آن نور گفته می‌شود رسید و آن کلام خداوند عزّوجلّ است جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ هنگامی‌که با او به آن رود رسید، جبرئیل به او گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به برکت خدا عبور کن. خداوند دیده‌ات را برایت نورانی کرد و روبه‌رویت را برایت گسترش داد [تا دید بیشتری نسبت به عالم هستی داشته باشی]؛ چون این رودی است که هیچ‌کس از آن عبور نکرده نه فرشته‌ی مقرّبی و نه پیامبر مرسلی جز اینکه من هر روز در آن فرو می‌روم. سپس از آن بیرون می‌آیم و بال‌هایم را تکان می‌دهم؛ پس هیچ قطره‌ای از بال‌هایم نمی‌ریزد مگر آنکه خدای تبارک‌وتعالی از آن فرشته‌ی مقرّبی می‌آفریند که بیست هزار صورت و چهل هزار زبان دارد و هر زبانی سخن به زبانی می‌گوید که زبان دیگران را نمی‌فهمد». سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عبور کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۶ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۳۸/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۱۰۹/ بحارالأنوار، ج۵۶، ص۲۴۸؛ فیه: «خلق» بدلٌ «جعل»/ الأمالی للصدوق، ص۳۵۴/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۲/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- النُّورُ الْقُرْآنُ وَ النُّورُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَی وَ النُّورُ النُّورِیَّهًُْ وَ النُّورُ الْقَمَرُ وَ النُّورُ ضَوْءُ الْمُؤْمِنِ وَ هُوَ الْمُوَالَاهًُْ الَّتِی یَلْبَسُ بِهَا نُوراً یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ النُّورُ فِی مَوَاضِعَ مِنَ التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی عِبَادِهِ وَ هُوَ الْمَعْصُوم قوله سُبْحَانَهُ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ یَعْنِی اللَّیْلَ وَ النَّهَار.

 

امام علی (علیه السلام)- [اقسام نور در قرآن]: النُّورُ قرآن است، النُّورُ نامی از نام‌های خدای تعالی است، النُّورُ روشنایی است، النُّورُ ماه است، النُّورُ روشنایی مؤمن است و آن دوستی [با اولیای خدا] است که به‌واسطه‌ی آن در روز قیامت نوری می‌پوشد و نور در جاهایی از تورات و انجیل و قرآن حجّت خدای عزّوجلّ بر بندگانش است و آن معصوم است... کلام خداوند سبحان: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ یعنی شب و روز.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۱

۱ -۳

(انعام/ ۱)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ الْجَنَّهًَْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ النَّارَ وَ خَلَقَ الطَّاعَهًَْ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَ الْمَعْصِیَهًَْ وَ خَلَقَ الرَّحْمَهًَْ قَبْلَ الْغَضَبِ وَ وَ خَلَقَ الْخَیْرَ قَبْلَ الشَّرِّ وَ خَلَقَ الْأَرْضَ قَبْلَ السَّمَاءِ وَ خَلَقَ الْحَیَاهًَْ قَبْلَ الْمَوْتِ وَ خَلَقَ الشَّمْسَ قَبْلَ الْقَمَرِ وَ خَلَقَ النُّورَ قَبْلَ الظُّلْمَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ بهشت را آفرید قبل از اینکه آتش را بیافریند و اطاعت را آفرید قبل از اینکه نافرمانی را بیافریند و رحمت را قبل از غضب آفرید و خیر را قبل از شرّ آفرید و زمین را قبل از آسمان آفرید و زندگی را قبل از مرگ آفرید و خورشید را قبل از ماه آفرید و نور را قبل از تاریکی آفرید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۸ الکافی، ج۸، ص۱۴۵/ البرهان

۱ -۴

(انعام/ ۱)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ تَفَرَّدَ فِی وَحْدَانِیَّتِهِ ثُمَ تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ فَصَارَتْ نُوراً ثُمَ خَلَقَ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ عِتْرَتَهُ (علیهم السلام) ثُمَّ تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ فَصَارَتْ رُوحاً وَ أَسْکَنَهَا فِی ذَلِکَ النُّورِ وَ أَسْکَنَهُ فِی أَبْدَانِنَا فَنَحْنُ رُوحُ اللَّهِ وَ کَلِمَتُهُ احْتَجَبَ بِنَا عَنْ خَلْقِهِ فَمَا زِلْنَا فِی ظِلِّ عَرْشِهِ خَضْرَاءَ مُسَبِّحِینَ نُسَبِّحُهُ وَ نُقَدِّسُهُ حَیْثُ لَا شَمْسَ وَ لَا قَمَرَ وَ لَا عَیْنَ تَطْرِفُ ثُمَّ خَلَقَ شِیعَتَنَا وَ إِنَّمَا سُمُّوا شِیعَهًًْ لِأَنَّهُمْ خُلِقُوا مِنْ شُعَاعِ نُورِنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند سبحان در وحدانیّت خویش یکتا بود، به کلمه‌ای تکلّم کرد و آن کلمه تبدیل به نور شد و از آن نور محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و عترتش (علیهم السلام) را آفرید. بعد تکلّم به کلمه دیگری کرد که به روحی تبدیل شد و آن روح را در آن نور قرار داد و آن را ساکن بدن­های ما گردانید. از این روست که ما روح اللَّه و کلمه‌ی خدا هستیم که در قالب ما از خلق خود در حجاب قرار گرفته است. آن زمان که نه خورشیدی، نه ماهی و نه چشمی بر هم زنی وجود داشت، ما پیوسته در سایه عرش سبز در حال تسبیح و تقدیس بودیم، سپس خداوند شیعیان ما را آفرید. و شیعه را به این نام نامیده‌اند، چون آن­ها از شعاع نور ما آفریده شده‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۸ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۲۳

امّا کافران برای پروردگار خود، همتا و شبیه قرار می‌دهند [با اینکه دلایل توحید و یگانگی او، در آفرینش جهان آشکار است]

۲ -۱

(انعام/ ۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ قَالَ یَعْدِلُونَ بَیْنَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّورِ وَ بَیْنَ الْجَوْرِ وَ الْعَدْلِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ، فرمود: بَیْنَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّور؛ ِ تاریکی‌ها و نور، و ظلم و عدل را مساوی هم قرار می‌دهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۸ بحارالأنوار، ج۷۹، ص۳۵۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۴/ مسایل علی بن جعفر (ع)، ص۳۴۷/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- کَانَ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ رَدٌّ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَصْنَافٍ مِنْهُمْ لَمَّا قَالَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فَکَانَ رَدّاً عَلَی الدَّهْرِیَّهًِْ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ الْأَشْیَاءَ لَا بَدْوَ لَهَا وَ هِیَ دَائِمَهًٌْ ثُمَّ قَالَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ فَکَانَ رَدّاً عَلَی الثَّنَوِیَّهًِْ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ النُّورَ وَ الظُّلْمَهًَْ هُمَا مُدَبِّرَانِ ثُمَّ قَالَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ فَکَانَ رَدّاً عَلَی مُشْرِکِی الْعَرَبِ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ أَوْثَانَنَا آلِهَهًٌْ.

 

امام علی (علیه السلام)- در این آیه ردّ بر سه گروه از آنان (کافران) بود؛ هنگامی‌که فرمود: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، ردّ بر دهریّه بود که گفتند: اشیاء [عالم آفریننده‌ای ندارد و] آغازی برای آن نیست و آن دایمی است. وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ که ردّ بر ثنویه بود که گفتند: نور و تاریکی، آن دو، تدبیرکننده‌ی [امور عالم] هستند. ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ که ردّ بر مشرکین عرب بود که گفتند: بت‌های ما خدایان هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۱۸ الاحتجاج، ج۱، ص۲۸/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۵۴۲/ البرهان

۲ -۳

(انعام/ ۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی‌الْبَاقِرُ عَنْ جَدِّی عَلِیِّ‌بْنِ‌الْحُسَیْنِ زَیْنِ الْعَابِدِینَ عَنْ أَبِیهِ الْحُسَیْنِ سَیِّدِ الشُّهَدَاءِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِین (علیهم السلام): اجْتَمَعَ یَوْماً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَهْلُ خَمْسَهًِْ أَدْیَانٍ الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی وَ الدَّهْرِیَّهًُْ وَ الثَّنَوِیَّهًُْ وَ مُشْرِکُو الْعَرَبِ ... وَ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) فَوَ الَّذِی بَعَثَهُ بِالْحَقِّ نَبِیّاً مَا أَتَتْ عَلَی جَمَاعَتِهِمْ إِلَّا ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ حَتَّی أَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَسْلَمُوا وَ کَانُوا خَمْسَهًًْ وَ عِشْرِینَ رَجُلًا مِنْ کُلِّ فِرْقَهًٍْ خَمْسَهًٌْ وَ قَالُوا مَا رَأَیْنَا مِثْلَ حُجَّتِکَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) نَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) قَالَ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ فَکَانَ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ رَدّاً عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَصْنَافٍ مِنْهُمْ لَمَّا قَالَ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فَکَانَ رَدّاً عَلَی الدَّهْرِیَّهًِْ الَّذِینَ قَالُوا الْأَشْیَاءُ لَا بَدْءَ لَهَا وَ هِیَ دَائِمَهًٌْ ثُمَّ قَالَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ فَکَانَ رَدّاً عَلَی الثَّنَوِیَّهًِْ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ النُّورَ وَ الظُّلْمَهًَْ هُمَا الْمُدَبِّرَانِ ثُمَّ قَالَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ فَکَانَ رَدّاً عَلَی مُشْرِکِی الْعَرَبِ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ أَوْثَانَنَا آلِهَهًٌْ ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ إِلَی آخِرِهَا فَکَانَ رَدّاً عَلَی مَنِ ادَّعَی مِنْ دُونِ اللَّهِ ضِدّاً أَوْ نِدّاً.

 

امام علی (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از امام علی (علیه السلام) روایت فرمود: روزی اهل پنج دین؛ یهود، مسیحیّت، دهریّه، ثنویّه و مشرکان عرب، نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جمع شدند ... و امام صادق (علیه السلام) فرمود: سوگند به خدایی که او را به حق، پیامبر مبعوث کرد، بیشتر از سه روز بر گروهشان نگذشت تا اینکه نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و مسلمان شدند و بیست و پنج نفر از هر گروهی پنج‌نفر بودند و گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! مانند دلیل و برهان تو را ندیده‌ایم. گواهی می‌دهیم که تو رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستی». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: سپس خدای تعالی نازل فرمود: الحَمْدُ لِلهّ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ پس در این آیه ردّ بر سه گروه از آنان (کافران) بود؛ هنگامی‌که فرمود: الحَمْدُ لِلهِ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ، ردّ بر دهریه بود که گفتند: اشیاء [عالم آفریننده‌ای ندارد و] آغازی برای آن نیست و آن دایمی است. سپس فرمود: وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ که ردّ بر ثنویه بود که گفتند: «نور و تاریکی، آن دو، تدبیرکننده [امور عالم] هستند». سپس فرمود: ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ که ردّ بر مشرکین عرب بود که گفتند: «بت‌های ما خدایان هستند». سپس خدای تعالی نازل فرمود: بگو: خداوند، یکتا و یگانه است. خداوندی است که همه‌ی نیازمندان قصد او می‌کنند. [هرگز] نزاد، و زاده نشد، و برای او هیچ‌گاه شبیه و مانندی نبوده است!. (اخلاص/۴۱). تا آخرش و ردّ بر کسانی بود که غیر از خدا ضدّ یا همتایی [برای خداوند] ادّعا کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۶۵

 

آیه هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ طينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ [2]

 

او كسى است كه شما را از گل آفريد؛ سپس مدّتى مقرّر داشت [تا انسان تكامل يابد]؛ و اجل [و مرگ] حتمى نزد اوست [و فقط او از آن آگاه است]. سپس شما [در يگانگى و قدرت او]، ترديد مى‌كنيد.

او کسی است که شما را از گل آفرید

۱ -۱

(انعام/ ۲)

 

السّجّاد (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَلَقَ النَّبِیِّینَ مِنْ طِینَهًِْ عِلِّیِّینَ قُلُوبَهُمْ وَ أَبْدَانَهُمْ وَ خَلَقَ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ تِلْکَ الطِّینَهًِْ وَ جَعَلَ خَلْقَ أَبْدَانِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ دُونِ ذَلِکَ وَ خَلَقَ الْکُفَّارَ مِنْ طِینَهًِْ سِجِّینٍ قُلُوبَهُمْ وَ أَبْدَانَهُمْ فَخَلَطَ بَیْنَ الطِّینَتَیْنِ فَمِنْ هَذَا یَلِدُ الْمُؤْمِنُ الْکَافِرَ وَ یَلِدُ الْکَافِرُ الْمُؤْمِنَ وَ مِنْ هَاهُنَا یُصِیبُ الْمُؤْمِنُ السَّیِّئَهًَْ وَ مِنْ هَاهُنَا یُصِیبُ الْکَافِرُ الْحَسَنَهًَْ فَقُلُوبُ الْمُؤْمِنِینَ تَحِنُّ إِلَی مَا خُلِقُوا مِنْهُ وَ قُلُوبُ الْکَافِرِینَ تَحِنُّ إِلَی مَا خُلِقُوا مِنْهُ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ قلب‌ها و بدن‌های پیامبران را از سرشت علیّین آفرید و قلب‌های مؤمنان را از آن سرشت آفرید و بدن‌های مؤمنان را از پایین‌تر از آن آفرید و قلب‌ها و بدن‌های کافران را از سجّین آفرید و دو سرشت را باهم مخلوط کرد و به این خاطر مؤمن، کافر به دنیا می‌آورد و کافر، مؤمن به دنیا می‌آورد و از اینجا است که مؤمن کار بد انجام می‌دهد و
 کافر کار نیک انجام می‌دهد. قلب‌های مؤمنان به آنچه از آن آفریده شده‌اند مشتاق است و قلب‌های کافران به آنچه از آن آفریده شده‌اند مشتاق است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۰ الکافی، ج۲، ص۲

۱ -۲

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الطِّینَاتُ ثَلَاثٌ طِینَهًُْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْمُؤْمِنُ مِنْ تِلْکَ الطِّینَهًِْ إِلَّا أَنَّ الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) هُمْ مِنْ صَفْوَتِهَا هُمُ الْأَصْلُ وَ لَهُمْ فَضْلُهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ الْفَرْعُ مِنْ طِینٍ لازِبٍ کَذَلِکَ لَا یُفَرِّقُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ شِیعَتِهِمْ وَ قَالَ طِینَهًُْ النَّاصِبِ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ أَمَّا الْمُسْتَضْعَفُونَ {فَ} مِنْ تُرابٍ لَا یَتَحَوَّلُ مُؤْمِنٌ عَنْ إِیمَانِهِ وَ لَا نَاصِبٌ عَنْ نَصْبِهِ وَ لِلَّهِ الْمَشِیئَهًُْ فِیهِمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سرشت ها بر سه گونه­اند: سرشت پیامبران (علیهم السلام) که مؤمن نیز از این سرشت است، جز اینکه پیامبران (علیهم السلام) از گزیده­اش سرشته شده­اند؛ ایشان اصل هستند و برتری ایشان برجاست و مؤمنان فرع می­باشند و از گل چسبنده‌ای. (صافات/۱۱) سرشته شده­اند. از این رو خداوند عزّوجلّ میان پیامبران و پیروانشان جدایی نمی­اندازد. سرشت ناصبی از گِلی بدبو و سرشت مستضعفین از خاک است؛ مؤمن از ایمان خود باز نمی­گردد و ناصبی از ستیزه‌جویی خود دگرگون نمی­شود و سرنوشت مستضعفان بسته به خواست خداست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۲ الکافی، ج۲، ص۳

۱ -۳

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ صَالِحِ بْنِ سَهْلٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ مِنْ أَیِ شَیْءٍ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ طِینَهًَْ الْمُؤْمِنِ فَقَالَ مِنْ طِینَهًِْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) ٍ فَلَمْ تَنْجَسْ أَبَداً.

 

امام صادق صالح‌بن‌سهل گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم! خدای عزّوجلّ طینت مؤمن را از چه چیزی آفرید»؟ فرمود: «از طینت پیامبران (علیهم السلام)؛ در نتیجه هیچ‌گاه ناپاک و آلوده نمی‌گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۲ الکافی، ج۲، ص۳

۱ -۴

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَ أَخَذَ طِینَهًًْ مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ طِینَهًًْ مِنَ النَّارِ فَخَلَطَهُمَا جَمِیعاً ثُمَّ نَزَعَ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ وَ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ فَمَا رَأَیْتَ مِنْ أُولَئِکَ مِنَ الْأَمَانَهًِْ وَ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ حُسْنِ السَّمْتِ فَمِمَّا مَسَّتْهُمْ مِنْ طِینَهًِْ الْجَنَّهًِْ وَ هُمْ یَعُودُونَ إِلَی مَا خُلِقُوا مِنْهُ وَ مَا رَأَیْتَ مِنْ هَؤُلَاءِ مِنْ قِلَّهًِْ الْأَمَانَهًِْ وَ سُوءِ الْخُلُقِ وَ الزَّعَارَّهًِْ فَمِمَّا مَسَّتْهُمْ مِنْ طِینَهًِْ النَّارِ وَ هُمْ یَعُودُونَ إِلَی مَا خُلِقُوا مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ گِلی از بهشت و گلی از دوزخ گرفت و همه‌ی آن دو را به هم آمیخت. سپس این را از آن، و آن را از این جدا ساخت [و مؤمنان را از گل بهشت و کفّار را از گل دوزخ آفرید]؛ پس آنچه امانت داری و اخلاق خوب و خوش‌رفتاری از این‌ها (دشمنان اهل بیت (علیه السلام)) دیده‌ای، به خاطر تماس طینت بهشتی با آن‌ها است و آن‌ها به آنچه از آن آفریده شده‌اند بر می‌گردند، و آنچه کمبود امانتداری و بدخلقی و فساد از این‌ها (شیعیان) دیده‌ای، به خاطر تماس طینت دوزخی با آن‌ها است و آن‌ها به آنچه از آن آفریده شده‌اند برمی‌گردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۲ الکافی، ج۲، ص۴

۱ -۵

(انعام/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ اللَّیْثِیِّ قَالَ قَالَ أَبُوجَعفَرٍ (علیه السلام): خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ الْأَشْیَاءَ کُلَّهَا لَا مِنْ شَیْءٍ فَکَانَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ أَرْضاً طَیِّبَهًًْ ثُمَّ فَجَّرَ مِنْهَا مَاءً عَذْباً زُلَالًا فَعَرَضَ عَلَیْهَا وَلَایَتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام) فَقَبِلَتْهَا فَأَجْرَی ذَلِکَ الْمَاءَ عَلَیْهَا سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ حَتَّی طَبَّقَهَا وَ عَمَّهَا ثُمَّ نَضَبَ ذَلِکَ الْمَاءَ عَنْهَا وَ أَخَذَ مِنْ صَفْوَهًِْ ذَلِکَ الطِّینِ طِیناً فَجَعَلَهُ طِینَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) ثُمَّ أَخَذَ ثُفْلَ ذَلِکَ الطِّینِ فَخَلَقَ مِنْهُ شِیعَتَنَا وَ لَوْ تَرَکَ طِینَتَکُمْ یَا إِبْرَاهِیمُ عَلَی حَالِهِ کَمَا تَرَکَ طِینَتَنَا لَکُنْتُمْ وَ نَحْنُ شَیْئاً وَاحِداً قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَمَا فَعَلَ بِطِینَتِنَا قَالَ أُخْبِرُکَ یَا إِبْرَاهِیمُ خَلَقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ ذَلِکَ أَرْضاً سَبِخَهًًْ خَبِیثَهًًْ مُنْتِنَهًًْ ثُمَّ فَجَّرَ مِنْهَا مَاءً أُجَاجاً آسِناً مَالِحاً فَعَرَضَ عَلَیْهَا وَلَایَتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام) وَ لَمْ تَقْبَلْهَا فَأَجْرَی ذَلِکَ الْمَاءَ عَلَیْهَا سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ حَتَّی طَبَّقَهَا وَ عَمَّهَا ثُمَّ نَضَبَ ذَلِکَ الْمَاءُ عَنْهَا ثُمَّ أَخَذَ مِنْ ذَلِکَ الطِّینِ فَخَلَقَ مِنْهُ الطُّغَاهًَْ وَ أَئِمَّتَهُمْ ثُمَّ مَزَجَهُ بِثُفْلِ طِینَتِکُمْ وَ لَوْ تَرَکَ طِینَتَهُمْ عَلَی حَالِهِ وَ لَمْ یَمْزُجْ بِطِینَتِکُمْ لَمْ یَشْهَدُوا الشَّهَادَتَیْنِ وَ لَا صَلَّوْا وَ لَا صَامُوا وَ لَا زَکَّوْا وَ لَا حَجُّوا وَ لَا أَدَّوْا أَمَانَهًًْ وَ لَا أَشْبَهُوکُمْ فِی الصُّوَرِ وَ لَیْسَ شَیْءٌ أَکْبَرَ عَلَی الْمُؤْمِنِ مِنْ أَنْ یَرَی صُورَهًَْ عَدُوِّهِ مِثْلَ صُورَتِهِ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) فَمَا صَنَعَ بِالطِّینَتَیْنِ قَالَ مَزَجَ بَیْنَهُمَا بِالْمَاءِ الْأَوَّلِ وَ الْمَاءِ الثَّانِی ثُمَّ عَرَکَهَا عَرْکَ الْأَدِیمِ ثُمَّ أَخَذَ مِنْ ذَلِکَ قَبْضَهًًْ فَقَالَ هَذِهِ إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ لَا أُبَالِی وَ أَخَذَ قَبْضَهًًْ أُخْرَی وَ قَالَ هَذِهِ إِلَی النَّارِ وَ لَا أُبَالِی ثُمَّ خَلَطَ بَیْنَهُمَا فَوَقَعَ مِنْ سِنْخِ الْمُؤْمِنِ وَ طِینَتِهِ عَلَی سِنْخِ الْکَافِرِ وَ طِینَتِهِ وَ وَقَعَ مِنْ سِنْخِ الْکَافِرِ وَ طِینَتِهِ عَلَی سِنْخِ الْمُؤْمِنِ وَ طِینَتِهِ فَمَا رَأَیْتَهُ مِنْ شِیعَتِنَا مِنْ زِنًا أَوْ لِوَاطٍ أَوْ تَرْکِ صَلَاهًٍْ أَوْ صِیَامٍ أَوْ حَجٍّ أَوْ جِهَادٍ أَوْ خِیَانَهًٍْ أَوْ کَبِیرَهًٍْ مِنْ هَذِهِ الْکَبَائِرِ فَهُوَ مِنْ طِینَهًِْ النَّاصِبِ وَ عُنْصُرِهِ الَّذِی قَدْ مُزِجَ فِیهِ لِأَنَّ مِنْ سِنْخِ النَّاصِبِ وَ عُنْصُرِهِ وَ طِینَتِهِ اکْتِسَابَ الْمَآثِمِ وَ الْفَوَاحِشِ وَ الْکَبَائِرِ وَ مَا رَأَیْتَ مِنَ النَّاصِبِ وَ مُوَاظَبَتِهِ عَلَی الصَّلَاهًِْ وَ الصِّیَامِ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الْحَجِّ وَ الْجِهَادِ وَ أَبْوَابِ الْبِرِّ فَهُوَ مِنْ طِینَهًِْ الْمُؤْمِنِ وَ سِنْخِهِ الَّذِی قَدْ مُزِجَ فِیهِ لِأَنَّ مِنْ سِنْخِ الْمُؤْمِنِ وَ عُنْصُرِهِ وَ طِینَتِهِ اکْتِسَابَ الْحَسَنَاتِ وَ اسْتِعْمَالَ الْخَیْرِ وَ اجْتِنَابَ الْمَآثِمِ فَإِذَا عُرِضَتْ هَذِهِ الْأَعْمَالُ کُلُّهَا عَلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ أَنَا عَدْلٌ لَا أَجُورُ وَ مُنْصِفٌ لَا أَظْلِمُ وَ حَکَمٌ لَا أَحِیفُ وَ لَا أَمِیلُ وَ لَا أَشْطُطُ أَلْحِقُوا الْأَعْمَالَ السَّیِّئَهًَْ الَّتِی اجْتَرَحَهَا الْمُؤْمِنُ بِسِنْخِ النَّاصِبِ وَ طِینَتِهِ وَ أَلْحِقُوا الْأَعْمَالَ الْحَسَنَهًَْ الَّتِی اکْتَسَبَهَا النَّاصِبُ بِسِنْخِ الْمُؤْمِنِ وَ طِینَتِهِ رُدُّوهَا کُلَّهَا إِلَی أَصْلِهَا فَإِنِّی أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا عَالِمُ السِّرِّ وَ أَخْفَی وَ أَنَا الْمُطَّلِعُ عَلَی قُلُوبِ عِبَادِی لَا أَحِیفُ وَ لَا أَظْلِمُ وَ لَا أَلْزِمُ أَحَداً إِلَّا مَا عَرَفْتُهُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ أَخْلُقَهُ ثُمَّ قَالَ الْبَاقِرُ (علیه السلام) یَا إِبْرَاهِیمُ اقْرَأْ هَذِهِ الْآیَهًَْ قُلْتُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) أَیَّهًَْ آیَهًٍْ قَالَ قَوْلَهُ تَعَالَی قالَ مَعاذَ اللهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ هُوَ فِی الظَّاهِرِ مَا تَفْهَمُونَهُ وَ هُوَ وَ اللَّهِ فِی الْبَاطِنِ هَذَا بِعَیْنِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابواسحاق لیثی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: خدای عزّوجلّ اشیاء را از هیچ [و از عدم] آفرید؛ و از جمله چیزهایی که خدای عزّوجلّ آفرید زمین پاکیزه‌ای بود. سپس آب شیرین و زلالی از آن، بیرون آورد و ولایت ما اهل بیت را بر آن [زمین] عرضه کرد؛ پس آن را قبول کرد و [خداوند] آن آب را هفت روز بر آن جاری ساخت تا اینکه آن را پر کرد و فرا گرفت. سپس آن آب را از آن دور کرد و از بهترین آن گِل، گِلی گرفت و آن را گل امامان (علیهم السلام) قرار داد. سپس ته‌نشین آن گِل را گرفت و از آن شیعیان ما را آفرید و اگر گِل شما را به حال خود رها می‌کرد همانگونه‌که گل ما را [به حال خود] رها کرد شما و ما یک‌چیز بودیم». عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! با گِل ما چه کرد»؟ فرمود: «ای ابراهیم! به تو خبر می‌دهم. بعد از آن، خدای عزّوجلّ زمین شوره‌زار، پلید و بد بویی را آفرید. سپس آب تلخ، بدبو و شوری را از آن بیرون آورد و ولایت ما اهل بیت را بر آن [زمین] عرضه کرد ولی آن را نپذیرفت و [خداوند] آب را هفت روز بر آن جاری ساخت تا اینکه آن را پر کرد و فرا گرفت. سپس آن آب را از آن دور کرد. سپس از آن گِل گرفت و از آن ستمگران و پیشوایانشان را آفرید. سپس آن را با ته نشین گِل شما مخلوط کرد و اگر گل آن‌ها را به حال خود رها می‌کرد و با گل شما مخلوط نمی‌کرد، شهادتین نمی‌گفتند و نماز نمی‌خواندند و روزه نمی‌گرفتند و زکات نمی‌دادند و حجّ به‌جا نمی‌آوردند و امانتی را ادا نمی‌کردند و در چهره‌ها، شبیه شما نمی‌شدند و بر مؤمن چیزی بزرگ‌تر از این نیست که چهره‌ی دشمنش را مثل چهره‌اش ببیند». عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! دو گِل را چه کرد»؟ فرمود: «آن دو را با آب اوّل و آب دوّم مخلوط کرد. سپس آن را مانند مالیدن پوست، مالید. سپس مشتی از آن را گرفت و فرمود: «این به‌سوی بهشت است و اهمیّتی نمی‌دهم» و مشت دیگری گرفت و فرمود: «این به‌سوی آتش جهنّم است و اهمیّتی نمی‌دهم». سپس آن دو را با هم مخلوط کرد و از سنخ مؤمن و گِل او بر سنخ کافر و گل او افتاد و از سنخ کافر و گل او بر سنخ مؤمن و گل او افتاد؛ پس آنچه از زنا یا لواط یا ترک نماز یا روزه یا حج یا جهاد یا خیانت یا کبیره‌ای از این کبیره‌ها از شیعیان ما دیده‌ای، آن از گل ناصبی و ماده‌ی او است که با آن مخلوط شده است؛ چون از سنخ ناصبی و ماده‌ی او و طینت او مرتکب‌شدن گناهان و کارهای بسیار زشت و کبیره‌ها است و آنچه از ناصبی در مورد مراقبت او بر نماز، روزه، حج، جهاد و انواع نیکی‌ها، دیده‌ای، آن از گل مؤمن و سنخ او است که با آن مخلوط شده است؛ چون از سنخ مؤمن، مادّه‌ی او و گل او انجام نیکی‌ها و عمل‌کردن به کارهای خیر و دوری از گناهان است و هنگامی‌که همه‌ی این کارها [در روز قیامت] بر خدای عزّوجلّ عرضه شود، می‌فرماید: «من عادلی هستم که ستم نمی‌کنم و دادگری هستم که ظلم نمی‌کنم و داوری هستم که ستم نمی‌کنم و ظلم نمی‌کنم و از حق دور نمی‌شوم. کارهای بدی که مؤمن انجام داده به سنخ ناصبی و طینت او ملحق کنید و کارهای نیکی که ناصبی انجام داده به سنخ مؤمن و طینت او ملحق کنید؛ همه‌ی آن‌ها را به اصلش برگردانید؛ چون من «اللَّه» هستم معبودی جز من نیست! دانای اسرار و حتّی پنهان‌تر از آن هستم و من بر قلب‌های بندگانم آگاهم؛ ستم نمی‌کنم و ظلم نمی‌کنم و کسی را ملزم نمی‌کنم مگر به آنچه از او قبل از آنکه او را بیافرینم شناخته‌ام». سپس امام باقر (علیه السلام) فرمود: «ای ابراهیم این آیه را بخوان»! عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! کدام آیه»؟ فرمود: «کلام خداوند تعالی گفت: گفت: «پناه بر خدا که ما غیر از آن کس که متاع خود را نزد او یافته‌ایم بگیریم در آن صورت، از ظالمان خواهیم بود»!. (یوسف/۷۹)». و آن در ظاهر چیزی است که شما می‌فهمید و آن به خدا سوگند در باطن عیناً همین است [که من گفتم]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۲ بحار الأنوار، ج۵، ص۲۲۸

۱ -۶

(انعام/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ الْقُمِّیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ (علیه السلام) ... فَقَالَ یَا إِسْحَاقُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا کَانَ مُتَفَرِّداً بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ ابْتَدَأَ الْأَشْیَاءَ لَا مِنْ شَیْءٍ فَأَجْرَی الْمَاءَ الْعَذْبَ عَلَی أَرْضٍ طَیِّبَهًٍْ طَاهِرَهًٍْ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ بِلَیَالِیهَا ثُمَّ نَضَبَ الْمَاءَ عَنْهَا فَقَبَضَ قَبْضَهًًْ مِنْ صَفْوَهًِْ ذَلِکَ الطِّینِ وَ هِیَ طِینَهًُْ أَهْلِ الْبَیْتِ ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَهًًْ مِنْ أَسْفَلِ ذَلِکَ الطِّینِ وَ هِیَ طِینَهًُْ شِیعَتِنَا ثُمَّ اصْطَفَانَا لِنَفْسِهِ فَلَوْ أَنَّ طِینَهًَْ شِیعَتِنَا تُرِکَتْ کَمَا تُرِکَتْ طِینَتُنَا لَمَا زَنَی أَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لَا سَرَقَ وَ لَا لَاطَ وَ لَا شَرِبَ الْمُسْکِرَ وَ لَا اکْتَسَبَ شَیْئاً مِمَّا ذَکَرْتَ وَ لَکِنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَجْرَی الْمَاءَ الْمَالِحَ عَلَی أَرْضٍ مَلْعُونَهًٍْ سَبْعَهًَْ أَیَّامٍ وَ لَیَالِیَهَا ثُمَّ نَضَبَ الْمَاءَ عَنْهَا ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَهًًْ وَ هِیَ طِینَهًٌْ مَلْعُونَهًٌْ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ وَ هِیَ طِینَهًُْ خَبَالٍ وَ هِیَ طِینَهًُْ أَعْدَائِنَا فَلَوْ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ تَرَکَ طِینَتَهُمْ کَمَا أَخَذَهَا لَمْ تَرَوْهُمْ فِی خَلْقِ الْآدَمِیِّینَ وَ لَمْ یُقِرُّوا بِالشَّهَادَتَیْنِ وَ لَمْ یَصُومُوا وَ لَمْ یُصَلُّوا وَ لَمْ یُزَکُّوا وَ لَمْ یَحُجُّوا الْبَیْتَ وَ لَمْ تَرَوْا أَحَداً مِنْهُمْ بِحُسْنِ خُلُقٍ وَ لَکِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَمَعَ الطِّینَتَیْنِ طِینَتَکُم وَ طِینَتَهُمْ فَخَلَطَهَا وَ عَرَکَهَا عَرْکَ الْأَدِیمِ وَ مَزَجَهَا بِالْمَاءَیْنِ فَمَا رَأَیْتَ مِنْ أَخِیکَ الْمُؤْمِنِ مِنْ شَرِّ لَفْظٍ أَوْ زِنًا أَوْ شَیْءٍ مِمَّا ذَکَرْتَ مِنْ شُرْبِ مُسْکِرٍ أَوْ غَیْرِهِ فَلَیْسَ مِنْ جَوْهَرِیَّتِهِ وَ لَا مِنْ إِیمَانِهِ إِنَّمَا هُوَ بِمَسْحَهًِْ النَّاصِبِ اجْتَرَحَ هَذِهِ السَّیِّئَاتِ الَّتِی ذَکَرْتَ وَ مَا رَأَیْتَ مِنَ النَّاصِبِ مِنْ حُسْنِ وَجْهٍ وَ حُسْنِ خُلُقٍ أَوْ صَوْمٍ أَوْ صَلَاهًٍْ أَوْ حَجِّ بَیْتٍ أَوْ صَدَقَهًٍْ أَوْ مَعْرُوفٍ فَلَیْسَ مِنْ جَوْهَرِیَّتِهِ إِنَّمَا تِلْکَ الْأَفَاعِیلُ مِنْ مَسْحَهًِْ الْإِیمَانِ اکْتَسَبَهَا وَ هُوَ اکْتِسَابُ مَسْحَهًِْ الْإِیمَانِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ فَمَهْ قَالَ لِی یَا إِسْحَاقُ أَ یَجْمَعُ اللَّهُ الْخَیْرَ وَ الشَّرَّ فِی مَوْضِعٍ وَاحِدٍ إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ نَزَعَ اللَّهُ تَعَالَی مَسْحَهًَْ الْإِیمَانِ مِنْهُمْ فَرَدَّهَا إِلَی شِیعَتِنَا وَ نَزَعَ مَسْحَهًَْ النَّاصِبِ بِجَمِیعِ مَا اکْتَسَبُوا مِنَ السَّیِّئَاتِ فَرَدَّهَا إِلَی أَعْدَائِنَا وَ عَادَ کُلُّ شَیْءٍ إِلَی عُنْصُرِهِ الْأَوَّلِ الَّذِی مِنْهُ ابْتَدَأَ أَ مَا رَأَیْتَ الشَّمْسَ إِذَا هِیَ بَدَتْ أَ لَا تَرَی لَهَا شُعَاعاً زَاجِراً مُتَّصِلًا بِهَا أَوْ بَائِناً مِنْهَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الشَّمْسُ إِذَا هِیَ غَرَبَتْ بَدَا إِلَیْهَا الشُّعَاعُ کَمَا بَدَا مِنْهَا وَ لَوْ کَانَ بَائِناً مِنْهَا لَمَا بَدَا إِلَیْهَا قَالَ نَعَمْ یَا إِسْحَاقُ کُلُّ شَیْءٍ یَعُودُ إِلَی جَوْهَرِهِ الَّذِی مِنْهُ بَدَا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ تُؤْخَذُ حَسَنَاتُهُمْ فَتُرَدُّ إِلَیْنَا وَ تُؤْخَذُ سَیِّئَاتُنَا فَتُرَدُّ إِلَیْهِمْ قَالَ إِی وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَجِدُهَا فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی قَالَ نَعَمْ یَا إِسْحَاقُ قُلْتُ أَیَّ مَکَانٍ قَالَ لِی یَا إِسْحَاقُ أَ مَا تَتْلُو هَذِهِ الْآیَهًَْ فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللهُ غَفُوراً رَحِیماً فَلَمْ یُبَدِّلِ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ إِلَّا لَکُمْ وَ اللَّهُ یُبَدِّلُ لَکُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- اسحاق قمّی گوید: خدمت امام باقر (علیه السلام) رسیدم. ... ایشان فرمود: «ای اسحاق! از آن­جایی که خداوند عزّ‌وجلّ در یکتایی خودش یگانه است، موجودات را از هیچ آفرید؛ آب گوارایی را هفت روز و هفت شب بر زمین پاک ­نهاد و پاکیزه­ای جاری کرد و سپس آن آب را از آن بیرون کشید و مشتی از بهترین قسمت آن گِل برداشت، که همان طینت ما اهل بیت بود، و مشتی از زیر آن گِل برداشت که طینت شیعیان ما بود و سپس ما را برای خود برگزید. اگر طینت شیعیانمان مانند طینت ما به حال خود رها می­شد، هیچ­یک از آنان زنا نمی­کردند و دزدی نمی­کردند و لواط نمی­نمودند و شراب نمی­نوشیدند و هیچ­یک از این کارهایی که گفتی را انجام نمی­دادند. ولی خداوند عزّوجلّ آب شوری را هفت روز و هفت شب بر زمین ملعونی جاری کرد و آن­گاه آن آب را از آن بیرون کشید و مشتی از آن برداشت، که همان طینت لعنت شده­ایست که از گل سیاه بدبوست و همان طینت فاسد می­باشد که طینت دشمنان ماست؛ اگر خداوند عزّوجلّ طینت آنان را به همان حالی‌که آن را برداشت رها می‌نمود، [اکنون شما] آنان را به شکل آدمیزاد نمی­دیدید و به شهادتین اقرار نمی­کردند و روزه نمی‌گرفتند و نماز به جا نمی­آوردند و زکات نمی‌دادند و حج خانه خدا نمی­کردند و هیچ­یک از آنان را خوش­اخلاق نمی­دیدید، ولی خداوند تبارک و تعالی آن دو طینت، [یعنی] طینت شما و طینت آنان، را پیش هم آورد و با هم مخلوط کرد و مانند پوست به هم سایید و با آن دو آب مخلوط نمود. آن­چه از بدکلامی و زنا و چیزهای دیگری مانند نوشیدن شراب و غیره که گفتی از برادرت دیده­ای، به سبب جوهره و ایمان او نیست، بلکه سایش [طینت] دشمن مخالف به اوست که سبب شده است این کارهای بدی که گفتی را مرتکب شود. و آن­چه از خوش­رویی و خوش­اخلاقی و روزه و نماز و حج خانه خدا و صدقه و کارهای خوب که گفتی از دشمن مخالف دیده­ای، به سبب جوهره او نیست، این کارها فقط به سبب ساییدن ایمان است و آن­ها را به جهت سایش ایمان انجام داده است». عرض کردم: «فدایتان شوم! وقتی روز قیامت برسد، چه می­شود»؟ فرمود: «ای اسحاق! آیا خداوند خیر و شر را در یک­جا جمع می‌کند!؟ هنگامی که روز قیامت فرا رسد، خداوند عزّوجلّ [اثر] سایش ایمان را از آنان خارج می­کند و به شیعیان ما باز می­گرداند و [اثر] سایش مخالفان و تمام کارهای بدی که کرده­اند را از آنان خارج می‌کند و به دشمنان ما برمی­گرداند و [بدین ترتیب] هر چیزی به عنصر اوّلی که [آفرینشش] از آن شروع شده بود باز می­­گردد. آیا خورشید را در هنگام طلوع ندیده­ای؟ آیا از نظر تو [آن] شعاعی [از خورشید] که چشم را آزار می­دهد، به آن متّصل است یا از آن جدا شده است»؟ عرض کردم: «فدایتان شوم! هنگامی که غروب می­کند، شعاعی که چشم را آزار می­دهد، به همان صورتی که از آن جدا شده است، به آن بازمی­گردد، و اگر از آن جدا شده بود، به آن باز نمی­گشت». فرمود: «ای اسحاق! هر چیزی به جوهره­ای که از آن آغاز شده است باز می­گردد». عرض کردم: «آیا کارهای نیک آنان گرفته می­شود به ما بازگردانده می­شود و کارهای بد ما گرفته می­شود به آنان بازگردانده می­شود»؟ فرمود: «آری به خدایی که هیچ معبودی جز او نیست [همین­طور است]». عرض کردم: «آیا می­توانم این را در کتاب خداوند عزّوجلّ نیز بیابم»؟ فرمود: «آری ای اسحاق». عرض کردم: «در کجای آن»؟ به من فرمود: «ای اسحاق! آیا این آیه: خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می‌کند و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!. (فرقان/۷۰) را تلاوت نمی­کنی!؟ خداوند جز برای شما بدی­ها را به نیکی­ها تبدیل نمی­کند، خداوند فقط برای شما این کار را می­کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۴ علل الشرایع، ج۲، ص۴۸۹

سپس مدّتی مقرّر داشت [تا انسان تکامل یابد] و اجل حتمی نزد اوست [و فقط او از آن آگاه است]

۲ -۱

(انعام/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ قَالَ هُمَا أَجَلَانِ أَجَلٌ مَحْتُومٌ وَ أَجَلٌ مَوْقُوفٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران گوید: از ایشان درباره‌ی کلام خداوند عزّ و جلّ: قَضی أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ پرسیدم، فرمود: «آن‌ها دو اجل هستند؛ اجل حتمی و اجل معلّق و مشروط».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۶ الکافی، ج۱، ص۱۴۷/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۶

۲ -۲

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ قَالَ هُمَا أَجَلَانِ أَجَلٌ مَوْقُوفٌ یَصْنَعُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ أَجَلٌ مَحْتُومٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمران گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند: قَضی أَجَلاً وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ پرسیدم، فرمود: «آن‌ها دو اجل هستند: اجل معلّق که خداوند هرچه بخواهد انجام می‌دهد و اجل حتمی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۶ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۴۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۴/ البرهان؛ فیه: «یشاء» بدلٌ «شاء»

۲ -۳

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْأَجَلُ الْمَقْضِیُّ هُوَ الْمَحْتُومُ الَّذِی قَضَاهُ اللَّهُ وَ حَتَمَهُ وَ الْمُسَمَّی هُوَ الَّذِی فِیهِ الْبَدَاءُ یُقَدِّمُ مَا یَشَاءُ وَ یُؤَخِّرُ مَا یَشَاءُ وَ الْمَحْتُومُ لَیْسَ فِیهِ تَقْدِیمٌ وَ لَا تَأْخِیرٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اجل مقضیّ (محکم و استوار) همان اجل حتمی است که خداوند آن را محکم و استوار ساخته و حتمی نموده است و «اجل مسمّی» همان است که در آن بدا [و تغییر] وجود دارد؛ آنچه خواست مقدّم می‌کند و آنچه خواست تأخیر می‌اندازد و در اجل حتمی مقدّم‌کردن و تأخیرانداختن نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۹۹/ البرهان

۲ -۴

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْأَجَلُ الَّذِی غَیْرُ مُسَمًّی مَوْقُوفٌ یُقَدِّمُ مِنْهُ مَا شَاءَ وَ یُؤَخِّرُ مِنْهُ مَا شَاءَ وَ أَمَّا الْأَجَلُ الْمُسَمَّی فَهُوَ الَّذِی یُنْزَلُ مِمَّا یُرِیدُ أَنْ یَکُونَ مِنْ لَیْلَهًِْ الْقَدْرِ إِلَی مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ فَذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اجلی که مسمّی نیست، معلّق است؛ هرچه از آن را خواست مقدّم می‌دارد و هرچه از آن را خواست تأخیر می‌اندازد و امّا اجل مسمّی، همان اجلی است که نازل می‌شود و می‌خواهد از شب قدری تا [شب قدری] مانند آن از سال آینده واقع شود و آن کلام خداوند است هنگامی‌که سرآمد آن‌ها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنند، و نه بر آن پیشی می‌گیرند. (اعراف/۳۴)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۶/ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۳۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۴/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۶

۲ -۵

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ثُمَّ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ قَالَ الْمُسَمَّی مَا سُمِّیَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ فِی تِلْکَ اللَّیْلَهًِْ وَ هُوَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا یَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا یَسْتَقْدِمُونَ وَ هُوَ الَّذِی سُمِّیَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ فِی لَیْلَهًِْ الْقَدْرِ وَ الْآخَرُ لَهُ فِیهِ الْمَشِیئَهًُْ إِنْ شَاءَ قَدَّمَهُ وَ إِنْ شَاءَ أَخَّرَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمران گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند: ثُمَّ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ، پرسیدم، فرمود: «مسمّی» اجلی است که برای فرشته‌ی مرگ در آن شب نام برده شده است و آن اجلی است که خداوند فرمود: هنگامی‌که سرآمد آن‌ها فرا رسد، نه ساعتی از آن تأخیر می‌کنند، و نه بر آن پیشی می‌گیرند. (اعراف/۳۴). و آن اجلی است که در شب قدر برای فرشته‌ی مرگ معلوم و معیّن شده است و خداوند در اجل دیگر دارای مشیّت است اگر خواست آن را مقدّم می‌کند و اگر خواست آن را تأخیر می‌اندازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۶/ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۴/ البرهان

۲ -۶

(انعام/ ۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْأَجَلُ الْأَوَّلُ هُوَ مَا نَبَذَهُ إِلَی الْمَلائِکَهًُْ وَ الرُّسُلِ وَ الانبیاء (علیهم السلام) وَ الْأَجَلُ الْمُسَمَّی عِنْدَهُ هُوَ الَّذِی سَتَرَهُ اللَّهُ عَنِ الْخَلَائِق.

 

امام صادق (علیه السلام)- اجل اوّل آن است که [خداوند] آن را به‌سوی فرشتگان، رسولان و پیامبران انداخت [و آن‌ها را از زمان مرگ آگاه ساخت] و «اجل مسّمی» نزد اوست و اجلی است که خداوند آن را از خلایق می‌پوشاند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۱۷/ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۴۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۵/ البرهان؛ فیهما «لا یکون غیره ... ما الموقوف» محذوفٌ

۲ -۷

(انعام/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّهُمَا أَجَلَانِ أَجَلٌ مَحْتُومٌ وَ أَجَلٌ مَوْقُوفٌ قَالَ لَهُ حُمْرَانُ مَا الْمَحْتُومُ قَالَ الَّذِی لَا یَکُونُ غَیْرُهُ قَالَ وَ مَا الْمَوْقُوفُ قَالَ هُوَ الَّذِی لِلَّهِ فِیهِ الْمَشِیَّهًُْ قَالَ حُمْرَانُ إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ یَکُونَ أَجَلُ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الْمَوْقُوفِ فَقَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) لَا وَ اللَّهِ إِنَّهُ مِنَ الْمَحْتُومِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- آن‌ها دو اجل هستند: اجل محتوم و اجل موقوف. حُمران به ایشان عرض کرد: «محتوم چیست»؟ فرمود: «اجلی است که غیر آن نمی‌باشد [و تغییر نمی‌کند]». عرض کرد: «موقوف چیست»؟ فرمود: «اجلی است که خداوند در آن مشیّت دارد [و اگر خواست آن را تغییر می‌دهد]». حمران گفت: «من امیدوارم که اجل سفیانی از موقوف باشد». امام باقر (علیه السلام) فرمود: «نه به خدا سوگند، آن از محتوم است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۴۹/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۳۰۱/ البرهان

۲ -۸

(انعام/ ۲)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ ضَرَبَ اللَّهُ لَهُ أَجَلَیْنِ أَدْنَی وَ أَقْصَی فَإِنْ وَصَلَ رَحِمَهُ فِی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَدَّ اللَّهُ لَهُ إِلَی الْأَجَلِ الْأَقْصَی وَ إِنْ عَقَّ وَ ظَلَمَ أُعْطِیَ الْأَدْنَی وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی.

 

امام باقر (علیه السلام)- هیچ بنده‌ای نیست مگر اینکه خداوند برای او دو اجل نزدیک‌تر و دورتر تعیین کرده است؛ پس اگر در راه خدای عزّوجلّ صله‌ی رحم کند، خداوند تا اجل دورتر به او طول عمر می‌دهد و اگر نافرمانی کند و ظلم نماید اجل نزدیک‌تر [به او] داده می‌شود. و آن کلام خداوند متعال است: ثُمَّ قَضی أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّی عِنْدَهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۴۹

۲ -۹

(انعام/ ۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا بِتَحْرِیمِ الْخَمْرِ وَ أَنْ یُقِرَّ لَهُ بِالْبَدَاءِ أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ مَا یَشَاءُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر به تحریم شراب و اقرار به بداء که یعنی خدا هر چه بخواهد می­کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۲۸ القمی، ج۱، ص۱۹۴/ البرهان

 

آیه وَ هُوَ اللهُ فِي السَّماواتِ وَ فِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ ما تَكْسِبُونَ [3]

 

در آسمان‌ها و زمين؛ خداوند يگانه اوست، پنهان و آشكار شما را مى‌داند؛ و از آنچه [انجام مى‌دهيد و] به دست مى‌آوريد، باخبر است.

در آسمان‌ها و زمین؛ خداوند یگانه اوست

۱ -۱

(انعام/ ۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ أَظُنُّهُ مُحَمَّدَ‌بْنَ‌النُّعْمَانِ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ اللهُ فِی السَّماواتِ وَ فِی الْأَرْضِ قَالَ کَذَلِکَ هُوَ فِی کُلِّ مَکَانٍ قُلْتُ بِذَاتِهِ قَالَ وَیْحَکَ إِنَّ الْأَمَاکِنَ أَقْدَارٌ فَإِذَا قُلْتَ فِی مَکَانٍ بِذَاتِهِ لَزِمَکَ أَنْ تَقُولَ فِی أَقْدَارٍ وَ غَیْرِ ذَلِکَ وَ لَکِنْ هُوَ بَائِنٌ مِنْ خَلْقِهِ مُحِیطٌ بِمَا خَلَقَ عِلْماً وَ قُدْرَهًًْ وَ إِحَاطَهًًْ وَ سُلْطَاناً وَ لَیْسَ عِلْمُهُ بِمَا فِی الْأَرْضِ بِأَقَلَّ مِمَّا فِی السَّمَاءِ لَا یَبْعُدُ مِنْهُ شَیْءٌ وَ الْأَشْیَاءُ لَهُ سَوَاءٌ عِلْماً وَ قُدْرَهًًْ وَ سُلْطَاناً وَ مُلْکاً وَ إِحَاطَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌نعمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی قول خدای عزّوجلّ وَ هُوَ اللهُ فِی السَّماواتِ وَ فِی الْأَرْضِ؛ پرسیدم. حضرت فرمود: «او همچنین است در هر جایی». گفتم: «به ذات خویش؟ (با ذات خویش در هر جاست)». فرمود: «وای بر تو! به درستی که مکان‌ها اندازه‌هاست و اگر بگویی که خدا با ذات خود در مکانی است، لازم آید که بگویی خدا در اندازه‌ها و غیر آن است. و لیکن خدا از خلقش جدا است (ذات او شباهتی به خلقش ندارد) و احاطه‌اش از روی علم و قدرت و تسلّط و سلطنت است به آنچه آفریده (نه احاطه ذاتی، مثل جسمی بزرگ که جسمی کوچک را در درونش احاطه می‌کند) و علمش به آنچه در زمین است نسبت به آنچه در آسمان است کمتر نیست و چیزی از او دور نمی‌شود و چیزها از جهت علم و قدرت و سلطنت و ملک و احاطه برایش یکسان است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۰ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۲۳/ التوحید، ص۱۳۲/ البرهان؛ فیه: «ملکا» محذوفٌ

۱ -۲

(انعام/ ۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ صَفْوَانَ‌بْنِ‌یَحْیَی قَالَ: قَالَ أبُوقرّهًْ لِأبِی الحَسَن الرِّضَا (علیه السلام): أَخْبِرْنِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاک‌أ فَأَیْنَ اللَّهُ فَقَالَ أَبُوالحسن (علیه السلام) الْأَیْنُ مَکَانٌ وَ هَذِهِ مَسْأَلَهًُْ شَاهِدٍ عَنْ غَائِبٍ وَ اللَّهُ تَعَالَی لَیْسَ بِغَائِبٍ وَ لَا یَقْدَمُهُ قَادِمٌ وَ هُوَ بِکُلِّ مَکَانٍ مَوْجُودٌ مُدَبِّرٌ صانِعٌ حَافِظٌ مُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَقَالَ أَبُو قُرَّهًَْ أَ لَیْسَ هُوَ فَوْقَ السَّمَاءِ دُونَ مَا سِوَاهَا فَقَالَ أَبُوالحسن (علیه السلام) هُوَ اللَّهُ فِی السَّماواتِ وَ فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ وَ هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحامِ کَیْفَ یَشاءُ وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ وَ هُوَ الَّذِی اسْتَوی إِلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ وَ هُوَ الَّذِی اسْتَوی إِلَی السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ الَّذِی اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ قَدْ کَانَ وَ لَا خَلْقَ وَ هُوَ کَمَا کَانَ إِذْ لَا خَلْقَ لَمْ یَنْتَقِلْ مَعَ الْمُنْتَقِلِینَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- صفوان‌بن‌یحیی گوید: ابوقرّه به امام رضا (علیه السلام) عرض کرد: «فدایت شوم به من خبر بده: خداوند کجا است»؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود: «کجا، [مربوط به] مکان است و این پرسشِ حاضری درباره‌ی غایبی است و خدای تعالی غایب نیست و هیچ‌کس نزد او نمی‌آید و او در هر مکانی موجود است. تدبیرکننده، سازنده، حفظ‌کننده و نگهدارنده‌ی آسمان‌ها و زمین است». ابوقُرّه گفت: «آیا نه این است که او بالای آسمان است و در غیر آن نیست»؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود: او کسی است که در آسمان معبود است و در زمین معبود. (زخرف/۸۴). او کسی است که شما را در رحمِ [مادران]، آن‌چنان که می‌خواهد تصویر می‌کند. (آل عمران/۶). و هرجا باشید او با شما است. (حدید/۴). و او کسی است که به آفرینش آسمان پرداخت، درحالی‌که به‌صورت دود بود. (فصلت/۱۱). و او کسی است که به آسمان پرداخت و آن‌ها را به‌صورت هفت آسمان مرتب نمود. (بقره/۲۹). و او کسی است که برعرش [قدرت] قرار گرفت [و به تدبیر جهان پرداخت]. او بود و خلقی نبود و او زمانی‌که آفرینشی نبود همانگونه بود [که الآن هست و مانند مخلوقات از حالی‌به‌حال دیگر] همراه انتقال یابندگان منتقل نشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۰ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۴۵

پنهان و آشکار شما را می‌داند و از آنچه [انجام می‌دهید و] به دست می‌آورید، باخبر است

۲ -۱

(انعام/ ۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَوْلُهُ وَ هُوَ اللهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَ فِی الْأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَ جَهْرَکُمْ وَ یَعْلَمُ ما تَکْسِبُونَ. قَالَ: السِّرُّ مَا أَسَرَّ فِی نَفْسِهِ وَ الْجَهْرُ مَا أَظْهَرَهُ وَ الْکِتْمَانُ مَا عُرِضَ بِقَلْبِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ هُوَ اللهُ فِی السَّماواتِ وَ فِی الْأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَ جَهْرَکُمْ وَ یَعْلَمُ ما تَکْسِبُونَ. سِرَّ چیزی است که در قلبش پنهان کرده و جَهْرَ چیزی است که آشکار نموده و «کتمان» چیزی است که برای قلبش ظاهر شده و سپس فراموش کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۰ القمی، ج۱، ص۱۹۴

۲ -۲

(انعام/ ۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- السِّرُّ مَا أَسَرَّ فِی نَفْسِهِ وَ الْجَهْرُ مَا أَظْهَرَهُ وَ الْکِتْمَانُ مَا عَرَضَ بِقَلْبِهِ ثُمَّ نَسِیَهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- سِرَّ چیزی است که در قلبش پنهان کرده و جَهْرَ چیزی است که آشکار نموده و «کتمان» چیزی است که برای قلبش ظاهر شده و سپس فراموش کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۰ البرهان

 

آیه وَ ما تَأْتيهِمْ مِنْ آيَةٍ مِنْ آياتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ كانُوا عَنْها مُعْرِضينَ [4]

 

[كافران] هيچ نشانه و آيه‌اى از آيات پروردگارشان براى آنان نمى‌آيد، مگر اينكه از آن رويگردان مى‌شوند.

۱

(انعام/ ۴)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ: وَ مَا تَأْتِیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ کَانُوا عَنْها مُعْرِضِینَ إِلَی قَوْلِهِ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ. وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیْکَ کِتاباً فِی قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُبِینٌ، فَإِنَّهُ مُحْکَمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کلام خداوند: وَ ما تَأْتیهِمْ مِنْ آیَةٍ مِنْ آیاتِ رَبِّهِمْ إِلّا کانُوا عَنْها مُعْرِضینَ* ... أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیْکَ کِتاباً فِی قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ؛ این آیات محکم هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۲ القمی، ج۱، ص۱۹۴/ البرهان

 

آیه فَقَدْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتيهِمْ أَنْباءُ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ [5]

 

آنان، حق را هنگامى‌كه به‌سراغشان آمد، تكذيب كردند، ولى به‌زودى اخبار [و كيفر] آنچه را استهزا مى‌كردند، به آنان مى‌رسد.

۱

(انعام/ ۵)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبَاءُ مَعْنَاهُ سَیَعْلَمُونَ مَا یَؤُولُ إِلَیْهِ اسْتِهْزَاؤُهُمْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَسَوْفَ یَأْتیهِمْ أَنْباءُ معنایش این است که به‌زودی چیزی را که استهزایشان به‌سوی آن بر می‌گردد می‌دانند [و از عذاب آن آگاه می‌شوند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۷۶

۲

(انعام/ ۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَا لِلَّهِ آیَهًٌْ أَکْبَرُ مِنِّی.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند نشانه و معجزه‌ای بزرگ‌تر از من ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۲ بصایر الدرجات، ج۱، ص۷۷

 

آیه أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرينَ [6]

 

آيا نديدند چه بسيار از اقوام [بى‌ايمان] پيشين را هلاك كرديم؟! اقوامى كه [از شما نيرومندتر بودند؛ و] امكاناتى به آن‌ها داده بوديم كه به شما نداديم؛ باران‌هاى پى‌درپى براى آن‌ها فرستاديم؛ و از ميان زمين‌هاى آن‌ها، نهرها جارى ساختيم؛ [امّا هنگامى‌كه سركشى و طغيان كردند]، آنان را به سبب گناهانشان نابود كرديم؛ و اقوام ديگرى بعد از آنان پديد آورديم.

۱

(انعام/ ۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَیْهِمْ مِدْراراً؛ قَالَ ابْنُ‌عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) یُرِیدُ بِهِ الْغَیْثَ وَ الْبِرْکَهًَْ وَ السَّمَاءَ مَعْنَاهُ الْمَطَرُ ههُنَا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَیْهِمْ مِدْراراً؛ منظور از آن باران و برکت است .و السَّماءَ معنایش در اینجا باران است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۷۷

 

آیه وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً في قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْديهِمْ لَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ [7]

 

[حتّى] اگر ما مكتوبى را بر روى كاغذى [از آسمان] بر تو نازل كنيم، و [علاوه بر ديدن و خواندن]، آن را با دست‌هاى خود لمس كنند، به يقين كافران مى‌گويند: «اين، جز يك سحر آشكار نيست»!

۱

(انعام/ ۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالَ النَّضْرُبْنُ‌الْحَارِثِ وَ عَبْدُ اللهِ‌بْنُ‌أُمَیَّهًَْ یَا مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله) لَنْ نُؤْمِنَ بِکَ حَتَّی تَأْتِیَنَا بِکِتابٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ مَعَهُ أَرْبَعَهًُْ أَمْلَاکٍ یَشْهَدُونَ عَلَیْهِ أَنَّهُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ أَنَّکَ رَسُولُهُ فَنَزَلَ وَ لَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتاباً فِی قِرْطاسٍ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- نضربن‌حارث و عبدالله‌بن‌امیّه گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به تو ایمان نمی‌آوریم تا از جانب خداوند کتابی برای ما بیاوری و همراه آن چهار فرشته باشند و گواهی دهند که آن از جانب خداست و تو پیامبر او هستی»! پس این آیه نازل شد: وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَیْکَ کِتاباً فِی قِرْطاسٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۹۸

 

آیه وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ [8]

 

[اين بهانه‌جويان] گفتند: «چرا فرشته‌اى بر او نازل نشده [تا او را همراهى كند]»؟! در‌حالى‌كه اگر فرشته‌اى بفرستيم، كار تمام مى‌شود؛ و ديگر به آن‌ها مهلت داده نخواهد شد [و همگى هلاك مى‌شوند].

۱

(انعام/ ۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ قَاعِداً ذَاتَ یَوْمٍ بِمَکَّهًَْ بِفِنَاءِ الْکَعْبَهًِْ إِذَا اجْتَمَعَ جَمَاعَهًٌْ مِنْ رُؤَسَاءِ قُرَیْش فَأَتَوْهُ بِأَجْمَعِهِمْ فَابْتَدَأَ عَبْدُ اللَّهِ‌بْنُأَبِی‌أُمَیَّهًَْ الْمَخْزُومِیُّ فَقَال یا محمد (صلی الله علیه و آله) لَقَدِ ادَّعَیْتَ دَعْوَی عَظِیمَهًًْ وَ قُلْتَ مَقَالًا هَائِلًا زَعَمْتَ أَنَّکَ رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ مَا یَنْبَغِی لِرَبِّ الْعَالَمِینَ وَ خَالِقِ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ أَنْ یَکُونَ مِثْلُکَ رَسُولَهُ بَشَراً {بَشَرٌ} مِثْلُنَا تَأْکُلُ کَمَا نَأْکُلُ وَ تَمْشِی فِی الْأَسْوَاقِ کَمَا نَمْشِی ... لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَبْعَثَ إِلَیْنَا رَسُولًا لَبَعَثَ أَجَلَّ مَنْ فِیمَا بَیْنَنَا مَالًا وَ أَحْسَنَهُ حَالًا ... فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا عَبْدَاللَّهِ أَ بَقِیَ شَیْءٌ مِنْ کَلَامِکَ فَقَالَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) أَ وَ لَیْسَ فِیمَا أَوْرَدْتُهُ عَلَیْکَ کِفَایَهًٌْ وَ بَلَاغٌ مَا بَقِیَ شَیْءٌ فَقُلْ مَا بَدَا لَکَ وَ أَفْصِحْ عَنْ نَفْسِکَ إِنْ کَانَتْ لَکَ حُجَّهًٌْ وَ أْتِنَا بِمَا سَأَلْنَاکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّامِعُ لِکُلِّ صوْتٍ وَ الْعَالِمُ بِکُلِّ شَیْءٍ تَعْلَمُ مَا قَالَهُ عِبَادُکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ یا محمد (صلی الله علیه و آله) وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ یَأْکُلُ الطَّعامَ وَ یَمْشِی فِی الْأَسْواقِ إِلَی قَوْلِهِ رَجُلًا مَسْحُوراً ثُمَّ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی انْظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلًا ثُمَّ قَالَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) تَبارَکَ الَّذِی إِنْ شاءَ جَعَلَ لَکَ خَیْراً مِنْ ذلِکَ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ یَجْعَلْ لَکَ قُصُوراً وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ یا محمد (صلی الله علیه و آله) فَلَعَلَّکَ تارِکٌ بَعْضَ ما یُوحی إِلَیْکَ وَ ضائِقٌ بِهِ صدْرُکَ الْآیَهًَْ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ یا محمد (صلی الله علیه و آله) وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الْأَمْرُ إِلَی قَوْلِهِ وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مکّه در نزدیکی کعبه نشسته بود که گروهی از بزرگان قریش جمع شدند... و همه با هم نزد او آمدند. عبدالله‌بن‌ابی‌امیّه مخزومی شروع کرد و گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! ادّعای بزرگی کرده‌ای و سخن هولناکی گفته‌ای؛ گمان کرده‌ای که تو رسول پروردگار جهانیان هستی و برای پروردگار جهانیان و آفریننده‌ی همه‌ی خلق سزاوار نیست که مثل تو رسولش باشد؛ بشری مثل ما هستی؛ می‌خوری همانگونه که ما می‌خوریم و در بازارها راه می‌روی همانگونه‌که ما راه می‌رویم... اگر خداوند می‌خواست رسولی به‌سوی ما بفرستد، بزرگ‌ترین سرمایه‌داری که در میان ما است و وضعش بهتر است می فرستاد...». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای بنده‌ی خدا! آیا از سخن تو چیزی باقی مانده است»؟ گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! آیا در آنچه برایت گفتم کفایت و بسندگی نیست؟! از سخنم چیزی باقی نمانده است؛ پس آنچه به نظرت می‌رسد بگو و اگر دلیلی داری بیان کن و آنچه از تو خواستیم برای ما بیاور». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خدایا! تو شنونده‌ی هر صدا و دانای به هرچیزی هستی. آنچه بندگانت گفتند می‌دانی»؛ پس خداوند بر او نازل فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! و گفتند: چرا این پیامبر غذا می‌خورد و در بازارها راه می‌رود؟! [نه سنّت فرشتگان را دارد و نه روش شاهان را]! چرا فرشته‌ای بر او نازل نشده که همراه وی مردم را انذار کند [و گواه صدق دعوی او باشد]؟!. (فرقان/۸۷) سپس خدای تعالی فرمود: ببین چگونه برای تو مثل‌ها زدند و گمراه شدند، آن‌گونه که قدرت پیدا کردن راه را ندارند!. (فرقان/۹). سپس فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! زوال‌ناپذیر و بزرگ است خدایی که اگر بخواهد برای تو بهتر از این قرار می‌دهد: باغ‌هایی که نهرها از زیر درختانش جاری است، و [اگر بخواهد] برای تو کاخ‌هایی مجلّل قرار می‌دهد. (فرقان/۱۰). و بر او نازل فرمود: ای محمّد! شاید [ابلاغ] بعض آیاتی را که به تو وحی می‌شود، [به خاطر عدم پذیرش آن‌ها] ترک کنی [و به تأخیر اندازی] و سینه‌ات از این جهت تنگ [و ناراحت] شود. (هود/۱۲). و بر او نازل فرمود: ای محمّد! وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا یُنْظَرُونَ، وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۷۱/ الاحتجاج، ج۱، ص۳۱/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۵۰۳/ نورالثقلین؛ فیهم «و نشرب کما نشرب» زیادهًْ و «لو أراد الله ... أحسنه حالا» محذوفٌ و فی موضعه: «إنما یبعث ... و لست نبیا» و «نبیا» بدلٌ «رسولا»

۲

(انعام/ ۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّمَا أَنْکَرَ الدِّینَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِأَنْ قَالُوا أَ بَعَثَ اللهُ بَشَراً رَسُولًا ثُمَّ قَالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنا فَکَفَّرُوا بِذَلِکَ الرَّجُلَ وَ کَذَّبُوا بِهِ وَ قَالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ فَقَالَ اللَّهُ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ موسی نُوراً وَ هُدیً لِلنَّاسِ ثُمَّ قَالَ فِی آیَهًٍْ أُخْرَی وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا یُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِنَّمَا أَحَبَّ أَنْ یُعْرَفَ
 بِالرِّجَالِ وَ أَنْ یُطَاعَ بِطَاعَتِهِمْ فَجَعَلَهُمْ سَبِیلَهُ وَ وَجْهَهُ الَّذِی یُؤْتَی مِنْهُ لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ غَیْرَ ذَلِکَ لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسانی که دین را انکار کردند، بدین‌وسیله آن را انکار کردند که گفتند: آیا خداوند بشری را به‌عنوان رسول فرستاده است؟!. (اسراء/۹۴). گفتند: «آیا بشرهایی [مثل ما] می‌خواهند ما را هدایت کنند»؟!. (تغابن/۶). پس با آن [سخن] مرد [ی که واسطه‌ی بین خدا و بندگانش هست یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) ] را مخفی داشتند [و به او کافر شدند] و او را انکار کردند و گفتند: لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ پس خداوند فرمود: قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ موسی نُوراً وَ هُدیً لِلنَّاسِ؛ سپس در آیه‌ی دیگری فرمود: وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا یُنْظَرُونَ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا. خدای تبارک‌وتعالی دوست دارد که به‌وسیله‌ی مردان شناخته شود و با اطاعت از آن‌ها اطاعت شود؛ در نتیجه آن‌ها را راه خود و رویش قرار داد که به‌وسیله‌ی آن به‌سوی خدا آیند؛ خداوند از بندگان، غیر آن را نمی‌پذیرد. هیچ‌کس نمی‌تواند بر کار او خرده بگیرد ولی در کارهای آن‌ها، جای سؤال و ایراد است!. (انبیاء/۲۳)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۹۰/ بصایرالدرجات، ص۵۳۰

۳

(انعام/ ۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ تَعَالَی حِکَایَهًًْ عَنْ قُرَیْشٍ وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ یَعْنِی عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا یُنْظَرُونَ فَأَخْبَرَ عَزَّ وَ جَلَ أَنَ الْآیَهًَْ إِذَا جَاءَتْ وَ الْمَلَکُ إِذَا نَزَلَ وَ لَمْ یُؤْمِنُوا هَلَکُوا فَاسْتَعْفَی النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مِنَ الْآیَاتِ رَأْفَهًًْ مِنْهُ وَ رَحْمَهًًْ عَلَی أُمَّتِهِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ الشَّفَاعَهًَْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- سپس درحال حکایت از قریش فرمود: وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ یعنی [بر] رسول خدا (صلی الله علیه و آله)؛ وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَکاً لَقُضِیَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا یُنْظَرُونَ. خدای عزّوجلّ خبر داد که وقتی نشانه و معجزه بیاید و هنگامی‌که فرشته نازل شود و ایمان نیاورند، هلاک می‌شوند؛ در نتیجه پیامبر (صلی الله علیه و آله) از روی رأفت و رحمت بر امّتش، از [آوردن] معجزات [درخواست شده به‌وسیله‌ی کافران] کناره‌گیری کرد و خداوند به او شفاعت عطا فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۶ القمی، ج۱، ص۱۹۴/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۱/ البرهان

 

آیه وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ [9]

 

اگر او را فرشته‌اى قرار مى‌داديم، به يقين وى را به‌صورت انسانى در مى‌آورديم؛ باز [به پندار آنان]، كار را بر آن‌ها مشتبه مى‌ساختيم؛ همان‌طور كه آن‌ها بر ديگران مشتبه مى‌سازند.

۱

(انعام/ ۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَبَسُوا عَلَیْهِمْ لَبَسَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کافران، کار را بر آن‌ها [افراد نادان و بی‌خبر] مشتبه ساختند؛ خداوند [هم به پندار کافران] کار را بر آن‌ها مشتبه کرد؛ چون خداوند می‌فرماید: وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۶ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(انعام/ ۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِنْ نُورٍ اخْتَرَعَهُ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ جَلَالِهِ وَ هُوَ نُورُ لَاهُوتِیَّتِهِ الَّذِی ابْتَدَأَ مِنْ لَاهٍ أَیْ مِنْ إِلَهِیَّتِهِ مِنْ أَیْنِیَّتِهِ الَّذِی ابْتَدَأَ مِنْه وَ تَجَلَّی لِمُوسَی بْنِ عِمْرَانَ (علیه السلام) بِهِ فِی طُورِ سَیْنَاءَ فَمَا اسْتَقَرَّ لَهُ وَ لَا طَاقَ مُوسَی (علیه السلام) لِرُؤْیَتِهِ وَ لَا ثَبَتَ لَهُ حَتَّی خَرَّ صَاعِقاً مَغْشِیّاً عَلَیْهِ وَ کَانَ ذَلِکَ النُّورُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) مِنْهُ قَسَّمَ ذَلِکَ النُّورِ شَطْرَیْنِ فَخَلَقَ مِنَ الشَّطْرِ الْأَوَّلِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ مِنَ الشَّطْرِ الْآخَرِ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) وَ لَمْ یَخْلُقْ مِنْ ذَلِکَ النُّورِ غَیْرَهُمَا خَلَقَهُمَا اللَّهُ بِیَدِهِ وَ نَفَخَ فِیهِمَا بِنَفْسِهِ مِنْ نَفْسِهِ لِنَفْسِهِ وَ صَوَّرَهُمَا عَلَی صُورَتِهِمَا وَ جَعَلَهُمَا أُمَنَاءَ لَهُ وَ شُهَدَاءَ عَلَی خَلْقِهِ وَ خُلَفَاءَ عَلَی خَلِیقَتِهِ وَ عَیْناً لَهُ عَلَیْهِمْ وَ لِسَاناً لَهُ إِلَیْهِمْ قَدِ اسْتَوْدَعَ فِیهِمَا عِلْمَهُ وَ عَلَّمَهُمَا الْبَیَانَ وَ اسْتَطْلَعَهُمَا عَلَی غَیْبِهِ وَ جَعَلَ أَحَدَهُمَا نَفْسَهُ وَ الْآخَرَ رُوحَهُ لَا یَقُومُ وَاحِدٌ بِغَیْرِ صَاحِبِهِ ظَاهِرُهُمَا بَشَرِیَّهًٌْ وَ بَاطِنُهُمَا لَاهُوتِیَّهًٌْ ظَهَرَا لِلْخَلْقِ عَلَی هَیَاکِلِ النَّاسُوتِیَّهًِْ حَتَّی یُطِیقُوا رُؤْیَتَهُمَا وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ فَهُمَا مَقَامُ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ حِجَابُ خَالِقِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِینَ بِهِمَا فَتَحَ اللَّهُ بَدْءَ الْخَلْقِ وَ بِهِمَا یَخْتِمُ الْمُلْکَ وَ الْمَقَادِیرَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- خدای تبارک‌وتعالی نور محمّد (صلی الله علیه و آله) را از نوری آفرید که آن را از نور عظمت و بزرگی خود به وجود آورد و آن، نور لاهوتی او است که از «لاه» به وجود آورد یعنی از خداوندی‌اش، از وجودش که از آن به وجود آورد و در طور سینا بر موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) تجلّی کرد و آرام و قرار نگرفت و موسی (علیه السلام) برای دیدن او تاب نیاورد و در جایش ثابت نماند تا اینکه مدهوش و بی‌هوش به زمین افتاد و آن نور محمّد (صلی الله علیه و آله) بود. هنگامی خداوند خواست محمّد (صلی الله علیه و آله) را از آن بیافریند، آن نور را به دو بخش تقسیم کرد و از بخش اوّل محمّد (صلی الله علیه و آله) و از بخش دیگر علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) آفرید و از آن نور غیر آن دو را نیافرید. خداوند آن دو را با دست [قدرت] خویش آفرید و خودش، از خودش و برای خودش در آن دو دمید و آن دو را به شکل خودشان صورتگری کرد و آن دو را امانتدارانش، شاهدان بر خلقش، جانشینان بر مخلوقاتش و چشمش بر آنان و زبانش به‌سوی آن‌ها قرار داد. علمش را در وجود آن‌ها به ودیعه سپرد و به آن دو، «بیان» آموخت و آن دو را بر غیبش آگاه کرد و یکی را جانش و دیگری را روحش قرار داد که هیچ‌یک بدون رفیقش پابرجا نمی‌ماند. ظاهرشان بشری و باطنشان الهی است. به صورت چهره‌های طبیعی و بشری برای خلق ظاهر شده‌اند تا دیدن آن دو را تحمّل کنند و آن کلام خداوند متعال است؛ وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ. آن دو، مقام و منزلت پروردگار جهانیان و حجاب آفریننده‌ی همه‌ی خلایق هستند. خداوند به‌وسیله‌ی آن دو، آفرینش خلق را آغاز کرد و به‌وسیله‌ی آن دو، حکومت و اندازه‌ها را پایان می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۶ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۳۹۳

 

آیه وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ [10]

 

[با اين حال، نگران نباش]. جمعى از پيامبران پيش از تو را نيز استهزا كردند؛ امّا سرانجام، آنچه را مسخره مى‌كردند، دامانشان را گرفت؛ [و عذاب الهى بر آن‌ها فرود آمد].

۱

(انعام/ ۱۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ اللَّهُ وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ* وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ أَیْ نَزَلَ بِهِمُ الْعَذَاب.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- سپس خداوند فرمود: وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُونَ، وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ، یعنی عذاب بر آن‌ها نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۱/ القمی، ج۱، ص۱۹۴

 

آیه قُلْ سيرُوا فِي الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ [11]

 

بگو: «روى زمين سير كنيد؛ سپس بنگريد سرانجام تكذيب‌كنندگان آيات الهى چگونه بود»؟!

۱

(انعام/ ۱۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ لَهُمْ یا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) سِیرُوا فِی الْأَرْضِ أَیِ انْظُرُوا فِی الْقُرْآنِ وَ أَخْبَارِ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آن‌ها بگو: روی زمین سیر کنید؛ یعنی در قرآن و خبرهای پیامبران توجّه کنید. سپس بنگرید سرانجام تکذیب‌کنندگان آیات الهی چگونه بود»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۱/ القمی، ج۱، ص۱۹۴

۲

(انعام/ ۱۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الرُّخْصَهًُْ الَّتِی ظَاهِرُهَا خِلَافُ بَاطِنِهَا وَ الْمُنْقَطِعُ الْمَعْطُوفُ فِی التَّنْزِیلِ هُوَ أَنَّ الْآیَهًَْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَانَتْ تَجِیءُ بِشَیْءٍ مَا ثُمَّ تَجِیءُ مُنْقَطِعَهًَْ الْمَعْنَی بَعْدَ ذَلِکَ وَ تَجِیءُ بِمَعْنَی غَیْرِهِ ثُمَّ تَعْطِفُ بِالْخِطَابِ عَلَی الْأَوَّل کَقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- و امّا رخصتی که ظاهر آن بر خلاف باطن آن است و در نزول قرآن منقطع معطوف (جمله‌ای که دارای معنایی مستقل از جملات قبلی است ولی درعین‌حال به ما قبل خود عطف شده)، آن است که آیه‌ای از کتاب خدای عزّوجلّ مطلبی را می‌آورد سپس با معنای [مستقل و] جداگانه‌ای بعد از آن می‌آید و معنایی را که غیر آن [معنای اوّل] است می‌آورد سپس در سخن گفتن بر اوّلی عطف می‌کند؛.. مانند کلام خداوند عزّوجلّ: قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ ثُمَّ انْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ المُکَذِّبِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۳۱

۳

(انعام/ ۱۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ فَقَالَ عَنَی بِذَلِکَ أَیِ انْظُرُوا فِی الْقُرْآنِ فَاعْلَمُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهًُْ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مَا أَخْبَرَکُمْ عَنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوربیع شامی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ پرسیدم. فرمود: «یعنی در قرآن بنگرید [و به‌وسیله‌ی آن در زمین سیر معنوی کنید] تا بدانید سرانجام کسانی که قبل از شما بودند چگونه بود و [قرآن] درباره‌ی آن‌ها به شما چه خبر داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۳۸ الکافی، ج۸، ص۲۴۸/ البرهان

 

آیه قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلهِ كَتَبَ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فيهِ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ [12]

 

بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمين است، از آن كيست»؟ بگو: «از آن خداست». رحمت [و بخشش] را بر خود، لازم دانسته؛ [و به همين دليل]، به‌طور قطع همه‌ی شما را در روز قيامت، كه در آن شك و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد. [آرى]، فقط كسانى كه سرمايه‌هاى وجود خويش را از دست داده‌اند، ايمان نمى‌آورند.

۱

(انعام/ ۱۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ لَهُمْ لِمَنْ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ رَدَّ عَلَیْهِمْ فَقَالَ قُلْ لَهُمْ لِلهِ کَتَبَ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ یَعْنِی أَوْجَبَ الرَّحْمَهًَْ عَلَی نَفْسِه.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- به آنان بگو: لِّمَن مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ، لِلّهِ کَتَبَ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ یعنی رحمت را بر خود واجب کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۱/ القمی، ج۱، ص۱۹۴/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۲)

 

الجواد (علیه السلام)- وَ کَتَبَ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ فَسَبَقَتْ قَبْلَ الْغَضَبِ فَتَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلًا فَلَیْسَ یَبْتَدِئُ الْعِبَادَ بِالْغَضَبِ قَبْلَ أَنْ یُغْضِبُوهُ وَ ذَلِکَ مِنْ عِلْمِ الْیَقِینِ وَ عِلْمِ التَّقْوَی.

 

امام جواد (علیه السلام)- کَتَبَ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ؛ خداوند بر خود رحمت و مهربانی را فرض کرده است، و رحمتش بر خشمش پیشی گرفته، و به درستی و عدالت تمام می‌شود. خداوند با بندگان خود به خشم آغاز نمی‌کند، پیش از آنکه او را به خشم آورند، و این حقیقت از علم الیقین و علم پرهیزکاری است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۰ الکافی، ج۸، ص۵۳/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ سَیِّدِیَ الصَّادِقَ (علیه السلام) قَالَ فِی الحَدِیثِ الْمَفْصِلِ الْوَارِدِ فِی ظُهُورِ صَاحِبِ‌الْأَمْرِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) الْمُتَضَمِّنِ لِقَتْلِ أَهْلِ مَکَّهًَْ خَلِیفَتَهُ ثَانِیاً بِمَا لَفْظُهُ: فَیَرِدُ إِلَیْهِمْ أَنْصَارُهُ مِنَ الْجِنِ وَ النُّقَبَاءِ وَ یَقُولُ لَهُمْ ارْجِعُوا فَلَا تُبْقُوا مِنْهُمْ بَشَراً إِلَّا مَنْ آمَنَ فَلَوْ لَا أَنَّ رَحْمَهًَْ رَبِّکُمْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ وَ أَنَا تِلْکَ الرَّحْمَهًُْ لَرَجَعْتُ إِلَیْهِمْ مَعَکُمْ فَقَدْ قَطَعُوا الْأَعْذَارَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ وَ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل نقل می‌کند: در حدیث طولانی عبارتی با این لفظ از امام صادق (علیه السلام) آمده است: «قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم یاوران خود از طایفه‌ی جن را به سوی مکّه فرستاده و سفارش می‌کند که جز افراد با ایمان، یک نفر از آن‌ها را باقی نگذارید. اگر به ملاحظه‌ی رحمت پروردگار نبود که همه اشیا را فرا گرفته و مظهر رحمتش نیز من می‌باشم، خودم با شما به سوی آن‌ها باز می‌گشتم. زیرا آن‌ها به کلّی از خداوند و من فاصله گرفته و هرگونه پیوندی را قطع کرده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۰ بحار الأنوار، ج۵۳، ص۱

 

آیه وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ [13]

 

و براى اوست آنچه در شب و روز آرام مى‌گيرد؛ و او، شنوا و داناست.

۱

(انعام/ ۱۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَهُ مَا سَکَنَ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ یَعْنِی مَا خُلِقَ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ هُوَ کُلُّهُ لِلَّهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَهُ ما سَکَنَ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ، یعنی آنچه در شب و روز آفریده، همه‌ی آن‌ها برای خداوند متعال است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۰ القمی، ج۱، ص۱۹۴/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۳)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ الْهَمَدَانِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی الرَّجُلِ یَعْنِی أَبَاالحسن (علیه السلام) أَنَّ مَنْ قِبَلَنَا مِنْ مَوَالِیکَ قَدِ اخْتَلَفُوا فِی التَّوْحِیدِ فَمِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ جِسْمٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ صورَهًٌْ فَکَتَبَ (علیه السلام) بِخَطِّهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یُحَدُّ وَ لَا یُوصَفُ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

 

امام هادی (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌محمّد همدانی گوید: به آن مرد یعنی امام هادی (علیه السلام) نوشتم: «افرادی از دوستان شما که نزد ما هستند، در مورد توحید اختلاف کرده‌اند؛ بعضی از آن‌ها می‌گویند: [خداوند] جسم است. و بعضی از آن‌ها می‌گویند: [دارای شکل و] صورت است». امام (علیه السلام) با خط خودش نوشت: «پاک و منزّه است کسی که حدّی ندارد و وصف نمی‌شود؛ هیچ‌چیز همانند او نیست. (شوری/۱۱) و او، شنوا و داناست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۰ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۹۴

 

آیه قُلْ أَ غَيْرَ اللهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّا فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يُطْعِمُ وَ لا يُطْعَمُ قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكينَ [14]

 

بگو: «آيا غير خدا را ولىّ خود انتخاب كنم؟! [خدايى] كه آفريننده‌ی آسمان‌ها و زمين است؛ اوست كه روزى مى‌دهد، و نيازى به روزى ندارد». بگو: «من مأمورم كه نخستين مسلمان باشم؛ و [خداوند به من دستور داده كه] از مشركان نباش».

۱

(انعام/ ۱۴)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- و قوله وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ إلی قوله وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ فإنه محکم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کلام خداوند: وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لا یُطْعَمُ ... وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الحَکِیمُ الخَبِیرُ؛ آیات محکم هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۰ القمی، ج۱، ص۱۹۴

۲

(انعام/ ۱۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قَالَ أَهْلُ مَکَّهًَْ تَرَکْتَ مِلَّهًَْ قَوْمِکَ وَ قَدْ عَلِمْنَا أَنَّهُ لَا یَحْمِلُکَ عَلَی ذَلِکَ إِلَّا الْفَقْرُ فَإِنَّا نَجْمَعُ لَکَ مِنْ أَمْوَالِنَا حَتَّی تَکُونَ مِنْ أَغْنَانَا فَنَزَلَ قُلْ أَ غَیْرَ اللهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مردم مکّه [به پیامبر (صلی الله علیه و آله)] گفتند: «آیین قومت را رها کردی و ما می‌دانیم که چیزی جز فقر تو را بر این کار وا نمی‌دارد؛ پس ما از اموالمان برای تو جمع می‌کنیم تا از ثروتمندترین ما باشی». در نتیجه این آیه نازل شد: قُلْ أَ غَیْرَ اللهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۲ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۹۸

 

آیه قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ [15]

 

بگو: «من [نيز] اگر نافرمانى پروردگارم كنم، از مجازات روزى بزرگ (قيامت) مى‌ترسم.

۱

(انعام/ ۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمْ یَزَلْ رَسُولُ‌اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ حَتَّی نَزَلَتْ سُورَهًُْ الْفَتْحِ فَلَمْ یَعُدْ إِلَی ذَلِکَ الْکَلَامِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پیوسته می‌فرمود: إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ [و با این سخن با مشرکان مدارا می‌کرد] تا اینکه سوره‌ی فتح نازل شد و دیگر آن سخن را نگفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۲ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۲۶/ نورالثقلین؛ فیه: «ما ترک» بدلٌ «لم یزل»

 

آیه مَنْ يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْمُبينُ [16]

 

آن كس كه در آن روز، مجازات الهى به او نرسد، به يقين خداوند او را مشمول رحمت خويش ساخته؛ و اين همان پيروزى آشكار است.

۱

(انعام/ ۱۶)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ مَا مِنَ النَّاسِ أَحَدٌ یَدْخُلُ الْجَنَّهًَْ بِعَمَلِهِ قَالُوا وَ لَا أَنْتَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ وَ لَا أَنَا إِلَّا أَنْ یَتَغَمَّدَنِیَ اللَّهُ بِرَحْمَهًٍْ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی فَوْقِ رَأْسِهِ وَ طَوَّلَ بِهَا صَوْتَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در روایتی آمده است پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: سوگند به کسی که جانم در دست او است، از مردم هیچ‌کس با عملش وارد بهشت نمی‌شود. گفتند: «حتّی شما ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»؟! فرمود: «حتّی من، مگر اینکه خدا رحمت و فضلش را شامل حال من گرداند». و حضرت دست خود را روی سر مبارکشان قرار دادند و به بیان این سخن صدای خود را کشیدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۲ بحار الأنوار، ج۷، ص۱۱

 

آیه وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍ فَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَديرٌ [17]

 

اگر خداوند زيانى به تو برساند، هيچ‌كس جز او نمى‌تواند آن را برطرف سازد؛ و اگر خيرى به تو رساند، او بر هر‌چيزى تواناست.

۱

(انعام/ ۱۷)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ مَسْعُودٍ لَا تَهْتَمَّنَّ لِلرِّزْقِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَی اللهِ رِزْقُها وَ قَالَ وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ وَ قَالَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای فرزند مسعود! برای روزی اندوهگین نباش؛ چون خدای تعالی می‌فرماید: هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست!. (هود/۶) و فرمود: و روزی شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده می‌شود!. (ذاریات/۲۲). و فرمود: وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللهُ بِضُرٍّ فَلا کاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۲ مستدرک الوسایل، ج۱۳، ص۴۳/ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۰۷/ مکارم الأخلاق، ص۴۵۵

 

آیه وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ [18]

 

اوست كه بر بندگان خود، تسلّط كامل دارد؛ و اوست حكيمِ آگاه.

۱

(انعام/ ۱۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ أَمَّا الْقَاهِرُ فَلَیْسَ عَلَی مَعْنَی عِلَاجٍ وَ نَصَبٍ وَ احْتِیَالٍ وَ مُدَارَاهًٍْ وَ مَکْرٍ کَمَا یَقْهَرُ الْعِبَادُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ الْمَقْهُورُ مِنْهُمْ یَعُودُ قَاهِراً وَ الْقَاهِرُ یَعُودُ مَقْهُوراً وَ لَکِنْ ذَلِکَ مِنَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی أَنَّ جَمِیعَ مَا خَلَقَ مُلَبَّسٌ بِهِ الذُّلُّ لِفَاعِلِهِ وَ قِلَّهًُْ الِامْتِنَاعِ لِمَا أَرَادَ بِهِ لَمْ یَخْرُجْ مِنْهُ طَرْفَهًَْ عَیْنٍ أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ وَ الْقَاهِرُ مِنَّا عَلَی مَا ذَکَرْتُ وَ وَصَفْتُ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی.

 

امام رضا (علیه السلام)- و امّا قاهر [بودن خداوند] به‌معنای ممارست، رنج‌کشیدن، چاره‌جویی، مدارا و نیرنگ نیست همانگونه که بعضی از بندگان [با این کارها] بر بعضی دیگر چیره می‌شوند و مغلوب از آن‌ها دوباره غالب می‌شود و غالب، دوباره مغلوب می‌گردد ولکن غالب‌بودن خدای تبارک‌وتعالی به این است که تمام آنچه آفریده، در برابر آفریدگارش لباس خواری و زبونی پوشیده‌اند و نمی‌توانند از چیزی که خدا آن را اراده کرده خودداری کنند و از آن [اراده‌ی خداوند و قدرت او] به‌اندازه‌ی چشم‌به‌هم‌زدنی خارج نشوند و همین‌که می‌گوید: موجود باش!. (بقره/۱۱۷). آن نیز فوراً موجود می‌شود. ولی غالب و چیره از ما آنگونه است که بیان کردم و توصیف نمودم؛ پس اسم، میان ما [و خدای تعالی] جمع کرد و [هر دو «غالب» نامگذاری شدیم ولی] معنا [ی «غالب»، میان ما و خداوند] مختلف است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۲ الکافی، ج۱، ص۱۲۳/ نورالثقلین

 

آیه قُلْ أَيُّ شَيْ‌ءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهيدٌ بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَكُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللهِ آلِهَةً أُخْرى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّني بَري‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ [19]

 

بگو: «بالاترين گواهى، گواهى كيست»؟ [سپس] بگو: «خداوند، گواه ميان من و شماست؛ و [بهترين دليل اين است كه] اين قرآن بر من وحى شده، تا شما و تمام كسانى را كه اين [قرآن] به آن‌ها مى‌رسد، با آن بيم دهم. آيا به‌راستى شما گواهى مى‌دهيد كه معبودان ديگرى با خداست»؟! بگو: «من هرگز چنين گواهى نمى‌دهم». بگو: «اوست تنها معبود يگانه؛ و من از آنچه همتاى او قرار مى‌دهيد، بيزارم».

بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست»؟ [سپس] بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست

۱ -۱

(انعام/ ۱۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) مَا تَقُولُ إِذَا قِیلَ لَکَ أَخْبِرْنِی عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ شَیْءٌ هُوَ أَمْ لَا قَالَ فَقُلْتُ لَهُ قَدْ أَثْبَتَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَفْسَهُ شَیْئاً حَیْثُ یَقُولُ قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ فَأَقُولُ إِنَّهُ شَیْءٌ لَا کَالْأَشْیَاءِ إِذْ فِی نَفْیِ الشَّیْئِیَّهًِْ عَنْهُ إِبْطَالُهُ وَ نَفْیُهُ قَالَ لِی صَدَقْتَ وَ أَصَبْتَ ثُمَّ قَالَ لِیَ الرِّضَا (علیه السلام) لِلنَّاسِ فِی التَّوْحِیدِ ثَلَاثَهًُْ مَذَاهِبَ نَفْیٌ وَ تَشْبِیهٌ وَ إِثْبَاتٌ بِغَیْرِ تَشْبِیهٍ فَمَذْهَبُ النَّفْیِ لَا یَجُوزُ وَ مَذْهَبُ التَّشْبِیهِ لَا یَجُوزُ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُشْبِهُهُ شَیْءٌ وَ السَّبِیلُ فِی الطَّرِیقَهًِْ الثَّالِثَهًِْ إِثْبَاتٌ بِلَا تَشْبِیهٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌عیسی گوید: امام رضا (علیه السلام) به من فرمود: «هنگامی‌که به تو گفته شود: «از خدای عزّوجلّ به من خبر بده که [آیا] او، «شیء» است یا نه؟ چه می‌گویی»؟ به ایشان عرض کردم: «خدای عزّوجلّ خود را «شیء» ثابت کرده است در آنجا که می‌فرماید: قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهیدٌ بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ؛ پس می‌گویم: او «شیء» است ولی نه مانند اشیا؛ چون انکار «شیء» بودن او، ابطال وجود او و انکار اوست». به من فرمود: «راست گفتی و به حقیقت رسیدی». سپس امام رضا (علیه السلام) به من فرمود: «مردم در مورد توحید سه مذهب دارند: انکار، تشبیه و اثبات بدون تشبیه. مذهب انکار جایز نیست و مذهب تشبیه جایز نیست؛ چون چیزی شبیه خدای تبارک‌وتعالی نیست و راه [درست] در روش سوّم است [یعنی]: اثبات [وجود خدای تعالی] بدون تشبیه [به اشیاء]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۴ التوحید، ص۱۰۷/ البرهان؛ فیه: «أحسنت» بدلٌ «أصبت»/ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۲/ نورالثقلین؛ فیه: «ثم قال إلی الرضا ... بلا تشبیه» محذوفٌ/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۶

۱ -۲

(انعام/ ۱۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْخُرَاسَانِیِّ خَادِمِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: قَالَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ لِأَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) هَلْ یُقَالُ لِلَّهِ إِنَّهُ شَیْءٌ فَقَالَ نَعَمْ وَ قَدْ سَمَّی نَفْسَهُ بِذَلِکَ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ فَهُوَ شَیْءٌ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌علی خراسانی گوید: یکی از زندیق‌ها به امام رضا (علیه السلام) گفت: «آیا به خداوند گفته می‌شود که او «شیء» است»؟ فرمود: «بله و خداوند در کتابش خود را «شیء» نامیده و فرموده: قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهیدٌ بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ؛ پس او شیئی است که هیچ‌چیز همانند او نیست. (شوری/۱۱)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۴ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۱۳۴/ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۵۹

۱ -۳

(انعام/ ۱۹)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ قُلْ لَهُمْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً یَعْنِی أَیُّ شَیْءٍ أَصْدَقُ قَوْلاً.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- خداوند فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آن‌ها بگو: أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً؛ منظور این است که چه کسی در گفتار راستگوتر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۴ القمی، ج۱، ص۱۹۵

۱ -۴

(انعام/ ۱۹)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ ذَلِکَ أَنَّ مُشْرِکِی أَهْلِ مَکَّهًَْ قَالُوا یا محمد (صلی الله علیه و آله) مَا وَجَدَ اللَّهُ رَسُولًا یُرْسِلُهُ غَیْرَکَ مَا نَرَی أَحَداً یُصَدِّقُکَ بِالَّذِی تَقُولُ وَ ذَلِکَ فِی أَوَّلِ مَا دَعَاهُمْ وَ هُوَ یَوْمَئِذٍ بِمَکَّهًَْ قَالُوا وَ لَقَدْ سَأَلْنَا عَنْکَ الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی فَزَعَمُوا أَنَّهُ لَیْسَ لَکَ ذِکْرٌ عِنْدَهُمْ فَأْتِنَا بِمَنْ یَشْهَدُ أَنَّکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اللهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ الْآیَهًَْ قَالَ أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَهًًْ أُخْری یَقُولُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ قَالَ قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهادَةً قُلِ اللهُ شَهیدٌ بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ؛ [شأن نزول] آن این است که مشرکان اهل مکّه گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خداوند پیامبری غیر از تو پیدا نکرد که بفرستد؟ هیچ‌کس را نمی‌بینیم که تو را در مورد آنچه می‌گویی تصدیق کند» و آن در اوّل دعوت آن‌ها [به اسلام] بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در آن روز در مکّه بود. گفتند: «درباره‌ی تو از یهود و نصاری پرسیده‌ایم و آن‌ها گمان می‌کنند که یادی از تو نزد آن‌ها [و در کتاب‌هایشان] نیست؛ پس برای ما کسی را بیاور تا گواهی دهد که تو رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستی». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: اللهُ شَهیدٌ بَیْنی وَ بَیْنَکُمْ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ. فرمود: أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللهِ آلِهَةً أُخْری قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنی بَریءٌ مِمَّا تُشْرِکُون، خداوند به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «اگر آن‌ها [به دروغ] گواهی دهند، تو با آنان [هم صدا نشو. و] گواهی نده. [همچنین] فرمود: قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۱/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۳۴/ القمی، ج۱، ص۱۹۵/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «قال أإنّکم لتشهدون ... مما تشرکون» محذوفٌ

[بهترین دلیل آن این است که] این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آن‌ها می‌رسد، بیم دهم [و از مخالفت فرمان خدا بترسانم]

۲ -۱

(انعام/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَالِکٍ الْجُهَنِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ قَالَ مَنْ بَلَغَ أَنْ یَکُونَ إِمَاماً مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) فَهُوَ یُنْذِرُ بِالْقُرْآنِ کَمَا أَنْذَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

 

امام صادق (علیه السلام)- مالک جهنی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی آیه: وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، پرسیدم. فرمود: «یعنی کسی که به او برسد که امام از آل محمّد باشد، پس او به‌وسیله‌ی قرآن بیم می­دهد، همان‌طورکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به‌وسیله‌ی آن بیم داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۶ الکافی، ج۱، ص۴۱۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۶۸/ المناقب، ج۴، ص۲۸۴/ المناقب، ج۴، ص۳۷۸/ نورالثقلین/ المناقب، ج۴، ص۱۸۰/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۱۹۰/ البرهان /بصایرالدرجات، ص۵۱۱

۲ -۲

(انعام/ ۱۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ قال قَالَ مَنْ بَلَغَ هُوَ الْإِمَامُ قَالَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) یُنْذِرُ وَ إِنَّا نُنْذِرُ کَمَا أَنْذَرَ بِهِ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله).

 

امام رضا (علیه السلام)- وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، منظور، امام است. محمّد (صلی الله علیه و آله) بیم می‌داد و ما همانگونه می‌گوییم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن بیم داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۶ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۱۹۰/ القمی، ج۱، ص۱۹۵

۲ -۳

(انعام/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ یَعْنِی الْأَئِمَّهًَْ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِهِ وَ هُمْ یُنْذِرُونَ بِهِ النَّاسَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، منظور [از مَنْ بَلَغَ] امامان بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستند و آن‌ها با قرآن مردم را بیم می‌دهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۱/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۰۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۶/ البرهان

۲ -۴

(انعام/ ۱۹)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ قَالَ (علیه السلام)لِیٌّ (علیه السلام) مِمَّنْ بَلَغَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، علی (علیه السلام) از جمله مَنْ بَلَغَ است. [یعنی از کسانی است که به مقام امامت رسیده است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۶ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۰۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۶/ البرهان

۲ -۵

(انعام/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ قَالَ بِکُلِّ لِسَانٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- [از امام صادق (علیه السلام)] درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، سؤال شد، فرمود: با هر زبانی [که برسد، او را بیم داده‌ام و حجّت بر او تمام است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۶ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۱۳۱/ بصایرالدرجات، ص۲۲۶/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۵/ البرهان

۲ -۶

(انعام/ ۱۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یَحْیَی بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ؟ قَالَ: لِکُلِّ إِنْسَانٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمران حلبی نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، سؤال شد، فرمود: «برای هر انسانی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۶ نورالثقلین

آیا به‌راستی شما گواهی می‌دهید که معبودان دیگری با خداست»؟! بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‌دهم». بگو: «اوست تنها معبود یگانه و من از آنچه برای او شریک قرار می‌دهید، بیزارم»

۳ -۱

(انعام/ ۱۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اعْلَمْ یَا بُنَیَ أَنَّهُ لَوْ کَانَ لِرَبِّکَ شَرِیکٌ لَأَتَتْکَ رُسُلُهُ وَ لَرَأَیْتَ آثَارَ مُلْکِهِ وَ سُلْطَانِهِ وَ لَعَرَفْتَ أَفْعَالَهُ وَ صِفَاتِهِ وَ لَکِنَّهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ کَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ لَا یُضَادُّهُ فِی مُلْکِهِ أَحَدٌ وَ لَا یَزُولُ أَبَداً.

 

امام علی (علیه السلام)- ای فرزندم! بدان‌که اگر برای پروردگارت شریکی بود، پیامبرانش به‌سوی تو می‌آمدند و نشانه‌های حکومت و سلطنتش را می‌دیدی و کارها و ویژگی‌های او را می‌شناختی ولکن او همانگونه که خود را توصیف فرموده خدای یگانه است هیچ‌کس با او در حکومتش مخالفت نمی‌کند و هرگز از بین نمی‌رود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۸ نهج البلاغهًْ، ص۳۹۶/ نورالثقلین

۳ -۲

(انعام/ ۱۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللهِ آلِهَةً أُخْری یَقُولُ اللَّهُ لِمُحَمَّدٍ فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ قَالَ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- أَ إِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللهِ آلِهَةً أُخْری، خداوند به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: اگر آن‌ها [به دروغ] گواهی دهند، تو با آنان [هم‌صدا نشو. و] گواهی نده، قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنی بَریءٌ مِمّا تُشْرِکُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۸ القمی، ج۱، ص۱۹۵/ البرهان

۳ -۳

(انعام/ ۱۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- التَّوْحِیدُ نِصْفُ الدِّینِِِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- توحید و یکتاپرستی نصف دین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۸ التوحید، ص۶۸

 

آیه الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ [20]

 

كسانى كه كتاب آسمانى به ايشان داده‌ايم، به‌ خوبى او (پيامبر) را مى‌شناسند، همان‌گونه كه فرزندان خود را مى‌شناسند؛ فقط كسانى كه سرمايه‌ی وجود خود را از دست داده‌اند، ايمان نمى‌آورند.

۱

(انعام/ ۲۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنَّ عُمَرَبْنَ‌الْخَطَّابِ قَالَ لِعَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سَلَامٍ هَلْ تَعْرِفُونَ محمدا (صلی الله علیه و آله) فِی کِتَابِکُمْ قَالَ نَعَمْ وَ اللَّهِ نَعْرِفُهُ بِالنَّعْتِ الَّذِی نَعَتَهُ اللَّهُ لَنَا إِذَا رَأَیْنَاهُ فِیکُمْ کَمَا یَعْرِفُ أَحَدُنَا ابْنَهُ إِذَا رَآهُ مَعَ الْغِلْمَانِ وَ الَّذِی یَحْلِفُ بِهِ ابْنُسَلَامٍ لَأَنَا بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) هَذَا أَشَدُّ مَعْرِفَهًًْ مِنِّی بِابْنِی قَالَ اللَّهُ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُون.

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- عمربن‌خطّاب به عبدالله‌بن‌سلام گفت: «آیا محمّد را در کتاب خود می‌شناسید»؟ گفت: «آری، به خدا سوگند با صفاتی که خداوند برایش برشمرده، وقتی او را در میان شما می­بینیم چنان می­شناسیم که گویی یکی از ما فرزند خود را در میان پسران دیگر شناخته است، قسم به آن کس که ابن سلام به او سوگند یاد می­کند، من این محمّد را بسیار بیشتر از پسرم می­شناسم، خداوند متعال می­فرماید: الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا یُؤْمِنُون».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۸ بحارالأنوار، ج۱۵، ص۱۸۰/ القمی، ج۱، ص۱۹۵/ البرهان؛ فیه: «قال الله ... لا یؤمنون» محذوفٌ/ سعدالسعود، ص۲۱۳

۲

(انعام/ ۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ یَعْنِی رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ لِأَنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ قَدْ أَنْزَلَ عَلَیْهِمْ فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ صِفَهًَْ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ صِفَهًَْ أَصْحَابِهِ وَ مَبْعَثَهُ وَ مُهَاجَرَهُ وَ هُوَ قَوْلُهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللهِ وَ رِضْواناً سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ فَهَذِهِ صِفَهًُْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ صِفَهًُْ أَصْحَابِهِ فَلَمَّا بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَرَفَهُ أَهْلُ الْکِتَابِ کَمَا قَالَ جَلَّ جَلَالُهُ فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- این آیه در مورد یهود و نصاری نازل شد. خدای تبارک‌وتعالی می‌فرماید: الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَعْرِفُونَهُ کَما یَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ؛ یعنی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را. چون خدای عزّوجلّ در تورات و انجیل و زبور ویژگی محمّدبن‌عبدالله و ویژگی اصحاب او و مهاجرتش را بر آن‌ها نازل کرده است و آن [ویژگی‌ها در این] کلام خداوند است: محمّد فرستاده‌ی خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند پیوسته آن‌ها را درحال رکوع و سجود می‌بینی درحالی‌که همواره فضل خدا و رضای او را می‌طلبند نشانه‌ی آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است این توصیف آنان در تورات و توصیف آنان در انجیل است. (فتح/۲۹). نشانه‌ی آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است؛ این توصیف آنان در تورات است و توصیف آنان در انجیل ... این ویژگی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ویژگی اصحاب او در تورات و انجیل است. هنگامی‌که خدای عزّوجلّ پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مبعوث فرمود، اهل کتاب او را شناختند همانگونه خدای عزّوجلّ فرمود: و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آن‌ها آمد، به او کافر شدند. (بقره/۸۹).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۴۸ بحار الأنوار، ج۶۹، ص۹۲/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ [21]

 

چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ بسته [و همتايى براى او قائل شده]، يا آيات او را تكذيب كرده است؟! به يقين ستمكاران، رستگار نخواهند شد.

۱

(انعام/ ۲۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- و قوله وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ فإنه محکم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- این کلام خداوند: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیاتِهِ إِنَّهُ لا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ، [از آیات] محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۰ القمی، ج۱، ص۱۹۵

۲

(انعام/ ۲۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیِهِ فَقَدِ افْتَرَی عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس قرآن را با نظر خودش تفسیر کند [و به قرائن عقلی و نقلی تفسیر توجّه نداشته باشد و یا شرایط مفسّربودن را نداشته باشد] به خداوند دروغ بسته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۰ کمال الدین، ج۱، ص۲۵۶

 

آیه وَ يَوْمَ‌ نَحْشُرُهُمْ‌ جَمِيعاً ثُمَ‌ نَقُولُ‌ لِلَّذِينَ‌ أَشْرَكُوا أَيْنَ‌ شُرَكاؤُكُمُ‌ الَّذِينَ‌ كُنْتُمْ‌ تَزْعُمُونَ [22]

 

[به ياد آور] آن روز را كه همه‌ی آن‌ها را محشور مى‌كنيم؛ سپس به مشركان مى‌گوييم: «معبودهايتان، كه همتاى خدا مى‌پنداشتيد، كجايند»؟! [چرا به يارى شما نمى‌آيند]؟!

۱

(انعام/ ۲۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ أَیْ کَذِبُهُمْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- وَ یَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ؛ یعنی دروغشان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۰ القمی، ج۱، ص۱۹۵

 

آیه ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا وَ اللهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكينَ [23]

 

سپس پاسخ و عذر آن‌ها، چيزى جز اين نيست كه مى‌گويند: «به خداوندى كه پروردگار ماست سوگند كه ما مشرك نبوديم»!

۱

(انعام/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْمُرَادَ لَمْ تَکُنْ مَعْذِرَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مراد این است: عذر خواستن آنان چیزی نبود، مگر اینکه گفتند...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۰ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۲۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ أَیْ کَذِبُهُمْ إِلاَّ أَنْ قَالُوا وَ اللهِ رَبِّنَا مَا کُنَّا مُشْرِکِینَ وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ الْفِتْنَهًَْ هَاهُنَا الْکَذِبُ قَوْلُهُ انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ أَیْ ضَلَّ عَنْهُمْ کَذِبُهُمْ.

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ لَمْ تَکُنْ فِتْنَتُهُمْ؛ یعنی دروغشان. إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ، و دلیل بر اینکه منظور از فِتْنَةُ در اینجا دروغ است، این کلام خداوند متعال است: انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ؛ یعنی دروغشان را ازدست می‌دهند!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۰ القمی، ج۱، ص۱۹۵

۳

(انعام/ ۲۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلَهُ (علیه السلام) أَبُوحَنِیفَهًَْ عَنْ قَوْلِهِ وَ اللَّهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرکِینَ فَقَالَ مَا تَقُولُ فِیهَا یَا أَبَاحَنِیفَهًَْ فَقَالَ أَقُولُ إِنَّهُمْ لَمْ یَکُونُوا مُشْرِکِینَ فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) قَالَ اللَّهُ تَعَالَی انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ فَقَالَ مَا تَقُولُ فِیهَا یَا ابْنَرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَهًِْ أَشْرَکُوا مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوحنیفه از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند متعال: وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ پرسید. امام (علیه السلام) فرمود: «ای ابوحنیفه! در مورد آن، چه می‌گویی»؟! گفت: «می‌گویم: آن‌ها مشرک نبودند». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «خدای تعالی فرمود: انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ». ابوحنیفه گفت: «درباره‌ی آن، چه می‌فرمایی ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»؟! فرمود: «این‌ها گروهی از اهل قبله (مسلمانان) هستند و از آنجایی که نمی‌دانستند شرک ورزیدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۰ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۲۰/ المناقب، ج۴، ص۲۶۹

۴

(انعام/ ۲۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ سَلْمَانَ (رحمة الله علیه) أَنَّ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُول: إِنَّ الْأُمَّهًَْ سَتَفَرَّقُ عَلَی ثَلَاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ اثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ فِرْقَهًًْ فِی النَّارِ وَ فِرْقَهًٌْ فِی الْجَنَّهًْ وَ جَمِیعُ تِلْکَ الْفِرَقِ الِاثْنَتَیْنِ وَ السَّبْعِینَ فِرْقَهًًْ هُمُ الْمُتَدَیِّنُونَ بِغَیْرِ الْحَقِّ النَّاصِرُونَ دِینَ الشَّیْطَانِ الْآخِذُونَ عَنْ إِبْلِیسَ وَ أَوْلِیَائِهِ هُمْ أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ أَعْدَاءُ رَسُولِهِ وَ أَعْدَاءُ الْمُؤْمِنِینَ یَدْخُلُونَ النَّارَ بِغَیْرِ حِسَابٍ بَرَءُوا مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ وَ أَشْرَکُوا بِاللَّهِ وَ کَفَرُوا بِهِ وَ عَبَدُوا غَیْرَ اللَّهِ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صنْعاً یَقُولُونَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ یَحْلِفُونَ لِلَّهِ کَما یَحْلِفُونَ لَکُمْ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلی شَیْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْکاذِبُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سلمان (رحمة الله علیه) گفت: امام علی (علیه السلام) نقل کرد: شنیدم پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود: به‌زودی امّت [اسلامی] بر هفتادوسه گروه تقسیم می‌شوند؛ هفتادودو گروه در آتشند و یک گروه در بهشتند. و همه‌ی این فرقه‌های هفتاد و دوگانه غیر حق را اختیار و دین شیطان را یاری می‌کنند، از شیطان و دوستان او می‌آموزند. آن‌ها دشمنان خدا و دشمنان رسول او و دشمنان مؤمنان هستند. بدون حساب وارد آتش می‌شوند. از خدا و از رسولش (صلی الله علیه و آله) بیزاری جستند و به خدا شرک ورزیدند و به او کافر شدند و از آنجایی که نمی‌دانستند غیر خدا را پرستیدند با این حال، می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند!. (کهف/۱۰۴). روز قیامت می‌گویند: وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ. برای خدا سوگند یاد می‌کنند؛ همان‌گونه که [امروز] برای شما یاد می‌کنند و گمان می‌کنند کاری می‌توانند انجام دهند بدانید آن‌ها دروغگویانند!. (مجادله/۱۸). [درباره‌ی] کلام خداوند عزّوجلّ وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ، فرمود: «مقصودشان [مشرک‌بودن] به ولایت علیّ (علیه السلام) است [که دیگران را شریک در خلافت او دانند و اعتقاد به خلافت آن‌ها داشته باشند]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۴/ کتاب سلیم بن قیس، ص۶۰۵/ البرهان

۵

(انعام/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ قَالَ یَعْنُونَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ اللهُ رَبِّنَا مَا کُنَّا مُشْرِکِینَ، منظور آنان ولایت علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۲ الکافی، ج۸، ص۲۸۷/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۱۳/ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۹۳/ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۶۲/ القمی، ج۱، ص۱۹۹/ البرهان

۶

(انعام/ ۲۳)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صمٌّ وَ بُکْمٌ یَقُولُ هُوَ رَدٌّ عَلَی قَدَرِیَّهًِْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ یَحْشُرُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مَعَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوسِ فَیَقُولُونَ وَ اللَّهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ یَقُولُ اللَّهُ انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَلَا إِنَّ لِکُلِّ أُمَّهًٍْ مَجُوساً وَ مَجُوسُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا قَدَرَ وَ یَزْعُمُونَ أَنَّ الْمَشِیَّهًَْ وَ الْقُدْرَهًَْ إِلَیْهِمْ وَ لَهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صمٌّ وَ بُکْمٌ؛ آن ردّ بر قدریّۀ این امّت است. خداوند روز قیامت آن‌ها را با صائبان (ستاره‌پرستان)، مسیحیان و زرتشتیان محشور می‌کند؛ پس می‌گویند: وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ. خداوند می‌فرماید: انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ. امام (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر امّتی مجوسی دارد و مجوس این امّت کسانی هستند که می‌گویند: قضا و قدر وجود ندارد و گمان می‌کنند که اراده و قدرت به دست آن‌ها و برای آن‌ها است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۹۷/ القمی، ج۱، ص۱۹۸

۷

(انعام/ ۲۳)

 

العسکری (علیه السلام)- قَالَ أَبُوهَاشِمٍ سَمِعْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ (علیه السلام) یَقُول: إِنَّ اللَّهَ لَیَعْفُو یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ عَفْواً یُحِیطُ عَلَی الْعِبَادِ حَتَّی یَقُولَ أَهْلُ الشِّرْکِ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ.

 

امام عسکری (علیه السلام)- خداوند در روز قیامت عفو و بخششی می‌کند که بر بندگان احاطه دارد تا اینکه اهل شرک می‌گویند: وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۶/ بحارالأنوار، ج۵۰، ص۲۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۷/ الصراط المستقیم، ج۲، ص۲۰۹/ نورالثقلین/ البرهان/ الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۶۸۶؛ فیهم «لا یخطر علی بال أحد» بدلٌ «یحیط علی العباد»

۸

(انعام/ ۲۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ فِی جَوَابِ مَنِ ادَّعَی التَّنَاقُضَ بَیْنَ آیَاتِ الْقُرْآنِ فَقَالَ وَ أَجِدُ اللَّهَ یَقُولُ یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِکَةُ صفًّا* لا یَتَکَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صواباً وَ قَالَ وَ اسْتَنْطَقُوا فَقَالُوا وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ ِ فَأَجَابَ (علیه السلام) بِأَنَّ ذَلِکَ فِی مَوَاطِنَ غَیْرِ وَاحِدٍ مِنْ مَوَاطِنِ ذَلِکَ الْیَوْمِ الَّذِی کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍٍْ یَجْمَعُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَلَائِقَ یَوْمَئِذٍ فِی مَوَاطِنَ یَتَفَرَّقُونَ وَ یُکَلِّمُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ یَسْتَغْفِرُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ أُولَئِکَ الَّذِینَ کَانَ مِنْهُمُ الطَّاعَهًُْ فِی دَارِ الدُّنْیَا مِنَ الرُّؤَسَاءِ وَ الْأَتْبَاعِ وَ یَلْعَنُ أَهْلُ الْمَعَاصِی وَ یَکْفُرُ بَعْضُهُمْ بِبَعْضٍ وَ یَلْعَنُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ الْکُفْر ثُمَّ یَجْتَمِعُونَ فِی مَوْطِنٍ آخَرَ فَیَسْتَنْطِقُونَ فِیهِ وَ یَبْکُونَ فِیهِ فَلَوْ أَنَّ تِلْکَ الْأَصْوَاتِ بَدَتْ لِأَهْلِ الدُّنْیَا لَأَذْهَلَتْ جَمِیعُ الْخَلْقِ عَنْ مَعَایِشِهِمْ وَ لَتَصَدَّعَتْ قُلُوبُهُمْ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ فَلَا یَزَالُونَ یَبْکُونَ الدَّمَ ثُمَّ یَجْتَمِعُونَ فِی مَوْطِنٍ آخَرَ فَیَسْتَنْطِقُونَ فِیهِ فَیَقُولُونَ وَ اللهِ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ فَیَخْتِمُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَلَی أَفْوَاهِهِمْ وَ یَسْتَنْطِقُ الْأَیْدِی وَ الْأَرْجُلَ وَ الْجُلُودَ فَتَشْهَدُ بِکُلِّ مَعْصِیَهًٍْ کَانَتْ مِنْهُمْ ثُمَّ یَرْفَعُ عَنْ أَلْسِنَتِهِمُ الْخَتْمَ فَیَقُولُونَ لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَیْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللهُ الَّذِی أَنْطَقَ کُلَّ شَیْء.

 

امام علی (علیه السلام)- در جواب کسی که ادّعای تناقض بین آیات قرآن کرد و گفت: «خدا را اینگونه می‌یابم که [در قرآن] می‌گوید: روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ‌یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گویند، و [آنگاه که می‌گویند] درست می‌گویند!. (نبأ/۳۸). و [این درحالی است که درجای دیگر] گفته است: از آن‌ها بازجویی می‌شود و آن‌ها می‌گویند: وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ. امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود که آن در توقفگاه‌های مختلف [قیامت] است نه در یک توقفگاه از توقفگاه‌های آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است!. (معارج/۴). خدای عزّوجلّ در آن روز خلایق را در توقفگاه‌هایی جمع می‌کند که [در آن] پراکنده می‌شوند و بعضی از آن‌ها با بعضی دیگر سخن می‌گویند و بعضی از آن‌ها برای بعضی دیگر استغفار می‌کنند. این‌ها از رئیس‌ها و پیروان کسانی هستند که در سرای دنیا [از خدا] اطاعت می‌کردند، و گنهکاران نفرین می‌کنند و از یکدیگر بیزاری می‌جویند و یکدیگر را لعن می‌کنند. سپس در توقفگاه دیگری جمع می‌شوند و در آنجا بازجویی می‌شوند و در آنجا گریه می‌کنند و اگر آن صداها برای اهل دنیا ظاهر شود، همه‌ی خلق از زندگیشان غافل می‌شوند و قلب‌هایشان شکافته می‌شود مگر کسانی که خدا بخواهد؛ پس پیوسته خون گریه می‌کنند. سپس در توقفگاه دیگری جمع می‌شوند و در آنجا بازجویی می‌شوند؛ پس می‌گویند: وَ اللهُ رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ. در نتیجه خدای تبارک‌وتعالی بر دهانشان مهر می‌نهد و از دست‌ها و پاها و پوست‌ها بازجویی می‌کند و به همه‌ی گناهانی که انجام داده‌اند شهادت می‌دهند. سپس مهر را از زبان‌هایشان بر می‌دارد و آن‌ها به پوست‌های خود می‌گویند: چرا برضدّ ما گواهی دادید؟! آن‌ها جواب می‌دهند: «همان خدایی که هر موجودی را به نطق درآورده ما را گویا ساخته است». (فصلت/۲۱)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۷/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۲۷/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۲/ التوحید، ص۲۵۴/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۹۸؛ فیه: «لزالت» بدلٌ «لأذهلت»/ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ [24]

 

ببين چگونه به خودشان [نيز] دروغ مى‌گويند، و [آن روز] آنچه را به دروغ همتاى خدا مى‌پنداشتند، از دست مى‌دهند!

۱

(انعام/ ۲۴)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ أَیْ ضَلَّ عَنْهُمْ کَذِبُهُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کلام خداوند متعال: انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ یعنی دروغشان را [و همتایانی که به دروغ برای خدا قرار داده بودند] ازدست می‌دهند!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۴ القمی، ج۱، ص۱۹۵

 

آیه وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ في آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها حَتَّى إِذا جاؤُكَ يُجادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطيرُ الْأَوَّلينَ [25]

 

پاره‌اى از آن‌ها به [سخنان] تو، گوش فرا مى‌دهند؛ ولى بر دل‌هاى آنان پرده‌ها افكنده‌ايم تا آن را نفهمند؛ و در گوش‌هاى آن‌ها، سنگينى قرار داده‌ايم. و اگر هر نشانه‌اى را ببينند، ايمان نمى‌آورند؛ تا آنجا كه وقتى به‌سراغ تو مى‌آيند با تو مجادله مى‌كنند؛ و كافران مى‌گويند: «اين‌ها فقط افسانه‌هاى پيشينيان است».

۱

(انعام/ ۲۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِنَفَرٍ مِنْ قُرَیْشٍ وَ قَدْ نَحَرُوا جَزُوراً وَ کَانُوا یُسَمُّونَهَا الْفَهِیرَهًَْ وَ یَجْعَلُونَهَا عَلَی النُّصُبِ فَلَمْ یُسَلِّمْ عَلَیْهِمْ فَلَمَّا انْتَهَی إِلَی دَارِ النَّدْوَهًِْ قَالُوا یَمُرُّ بِنَا یَتِیمُ أَبِیطَالِبٍ وَ لَمْ یُسَلِّمْ فَأَیُّکُمْ یَأْتِیهِ فَیُفْسِدُ عَلَیْهِ مُصَلَّاهُ فَقَالَ عبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌الزِّبَعْرَی السَّهْمِیُّ أَنَا أَفْعَلُ فَأَخَذَ الْفَرْثَ وَ الدَّمَ فَانْتَهَی بِهِ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ سَاجِدٌ فَمَلَأَ بِهِ ثِیَابَهُ فَانْصَرَفَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی أَتَی عَمَّهُ أَبَاطَالِبٍ (رحمة الله علیه) فَقَالَ یَا عَمِّ مَنْ أَنَا فَقَالَ وَ لِمَ یَا ابْنَ أَخِ فَقَصَّ عَلَیْهِ الْقِصَّهًَْ فَقَالَ وَ أَیْنَ تَرَکْتَهُمْ فَقَالَ بِالْأَبْطَحِ فَنَادَی فِی قَوْمِهِ یَا آلَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ یَا آلَ هَاشِمٍ یَا آلَ عَبْدِ مَنَافٍ فَأَقْبَلُوا إِلَیْهِ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ مُلَبِّینَ فَقَالَ کَمْ أَنْتُمْ فَقَالُوا نَحْنُ أَرْبَعُونَ قَالَ خُذُوا سِلَاحَکُمْ فَأَخَذُوا سِلَاحَهُمْ وَ انْطَلَقَ بِهِمْ حَتَّی انْتَهَی إِلَیْهِم ثُمَّ قَالَ یا محمد (صلی الله علیه و آله) أَیُّهُمُ الْفَاعِلُ بِکَ فَأَشَارَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) إِلَی عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِالزِّبَعْرَی السَّهْمِیِّ الشَّاعِرِ فَدَعَاهُ أَبُوطَالِبٍ فَوَجَأَ أَنْفَهُ حَتَّی أَدْمَاهَا ثُمَّ أَمَرَ بِالْفَرْثِ وَ الدَّمِ فَأَمَرَّ عَلَی رُءُوسِ الْمَلَإِ کُلِّهِمْ ثُمَّ قَالَ یَا ابْنَ أَخِ أَ رَضِیتَ ثُمَّ قَالَ سَأَلْتَ مَنْ أَنْتَ أَنْتَ مُحَمَّدُبْنُ‌عَبْدِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ نَسَبَهُ إِلَی آدَمَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ أَنْتَ وَ اللَّهِ أَشْرَفُهُمْ حَیّاً وَ أَرْفَعُهُمْ مَنْصَباً یَا مَعْشَرَ قُرَیْشٍ مَنْ شَاءَ مِنْکُمْ یَتَحَرَّکُ فَلْیَفْعَلْ أَنَا الَّذِی تَعْرِفُونِّی فَأَنْزَلَ تَعَالَی صدْراً مِنْ سُورَهًِْ الْأَنْعَامِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً.

 

امام علی (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر جماعتی از قریش گذشت که شتری را قربانی کرده‌اند و آن را «فهیره» می‌نامیدند و آن را بر روی بت‌ها قرار می‌دادند؛ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها سلام نکرد و هنگامی‌که به «دار الندوهًْ» رسید، گفتند: «یتیم ابی‌طالب بر ما می‌گذرد و سلام نمی‌کند؛ پس کدام‌یک از شما نزد او می‌رود و جایگاه نماز او را خراب می‌کند»؟ عبدالله‌بن‌زبعرای سهمی گفت: «من انجام می‌دهم»؛ پس شکنبه و خون را گرفت و با آن‌ها نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید درحالی‌که او در سجده بود و آن را بر روی لباسش انداخت. پیامبر (صلی الله علیه و آله) بازگشت تا نزد عمویش ابوطالب (رحمة الله علیه) آمد. فرمود: «ای عمو! من کیستم»؟ گفت: «برای چه [می‌پرسی] ای پسر برادر»؟ پس جریان را برای او بازگو کرد. ابوطالب (رحمة الله علیه) گفت: «کجا رهایشان کردی»؟ فرمود: «در ابطح (سیل‌گیر وادی مکّه)». پس در میان قومش ندا داد: «ای خاندان عبدالمطلّب! ای خاندان هاشم! ای خاندان عبدمناف»! از همه سوی رو به او کردند درحالی‌که پاسخ مثبت می‌دادند. گفت: «شما چند نفرید»؟ گفتند: «ما چهل نفریم». گفت: «سلاحتان را بردارید». سلاحشان را برداشتند و آن‌ها را برد تا به آن‌ها رسید. سپس گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! کدام‌یک از آن‌ها با تو چنان کرد»؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عبدالله‌بن‌زبعرای سهمی شاعر اشاره نمود. ابوطالب (رحمة الله علیه) او را فراخواند و بر بینی او زد و خونش را جاری کرد. سپس دستور داد شکنبه و خون را بیاورند و بر سر همه‌ی آن جماعت ریخت. سپس گفت: «ای پسر برادر! آیا راضی شدی»؟ سپس گفت: «پرسیدی تو کیستی؟ تو محمّ‍د پسر عبدالله هستی». سپس اصل و نسب او را تا آدم (علیه السلام) بیان کرد. سپس گفت: «به خدا سوگند تو از جهت قبیله شریف‌ترین آن‌ها هستی و از جهت مقام و منزلت بلند مرتبه‌ترین آن‌ها هستی. ای گروه قریش! هرکس از شما خواست حرکت کند [و برود] پس چنین کند. من کسی هستم که مرا می‌شناسید». سپس خدای تعالی مقداری از سوره‌ی انعام را نازل فرمود: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۴ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۲۶/ إیمان أبی طالب للفخار، ص۳۴۷؛ فیه: «الظّهیرهًْ» بدلٌ «الفهیرهًْ» و «یذبحونها» بدلٌ «یجعلونها» و «حسبا» بدلٌ «حیّا»

۲

(انعام/ ۲۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ ذَکَرَ قُرَیْشاً فَقَالَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ یَعْنِی غِطَاءً وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً أیْ صَمَماً وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لا یُؤْمِنُوا بِها حَتَّی إِذا جاؤُکَ یُجادِلُونَکَ أیْ یَخَاصِمُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ أیْ أَکَاذِیبُ الْأوَّلِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- سپس قریش را ذکر کرد و فرمود: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ یعنی پرده‌ای [بر دل آن‌ها افکنده‌ایم]. وَ فِی آذانِهِمْ وَقْراً؛ یعنی سنگینی، وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لا یُؤْمِنُوا بِها حَتَّی إِذا جاؤُکَ یُجادِلُونَکَ؛ یعنی با تو دشمنی می‌کنند. یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ؛ یعنی دروغ‌های پیشینیان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۶ القمی، ج۱، ص۱۹۵/ البرهان

۳

(انعام/ ۲۵)

 

ابن‌عباس (رحمة الله علیه)- کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) یَقْرَأُ الْقُرْآنَ فَقَالَ أَبُوسُفْیَانَ وَ الْوَلِیدُ وَ عُتْبَهًُْ وَ شَیْبَهًُْ لِلنَّضْرِبْنِ‌الْحَارِثِ مَا یَقُولُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ مِثْلُ مَا کُنْتُ أُحَدِّثُکُمْ عَنِ الْقُرُونِ الْمَاضِیَهًِْ فَنَزَلَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً الْآیَهًَْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) قرآن می‌خواند. ابوسفیان، ولید، عتبه و شیبه به نضربن‌حارث گفتند: «محمّد چه می‌گوید»؟ او گفت: «افسانه‌های پیشینیان، مانند آنچه من از قرن‌های گذشته برایتان می‌گفتم». پس نازل شد: وَ مِنْهُمْ مَنْ یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَ جَعَلْنا عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۶ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۱۹۸

 

آیه وَ هُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ يَنْأَوْنَ عَنْهُ وَ إِنْ يُهْلِكُونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ [26]

 

آن‌ها ديگران را [از ايمان به] آن باز مى‌دارند؛ و خود نيز از آن دورى مى‌كنند؛ آن‌ها جز خود را هلاك نمى‌كنند؛ ولى نمى‌فهمند!

۱

(انعام/ ۲۶)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ قَالَ: بَنُو هَاشِمٍ کَانُوا یَنْصُرُونَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ یَمْنَعُونَ قُرَیْشاً عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ أَیْ یُبَاعِدُونَ عَنْهُ وَ یُسَاعِدُونَهُ وَ لَا یُؤْمِنُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ، بنی‌هاشم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را یاری می‌کردند و قریش را از او باز می‌داشتند وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ یعنی از او دور می‌کنند و به او کمک می‌کنند ولی ایمان نمی‌آورند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۶ القمی، ج۱، ص۱۹۵/ البرهان/ نورالثقلین؛ فیه: «یباعدون عنه» محذوفٌ

۲

(انعام/ ۲۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ أَیْ یَنْهَوْنَ النَّاسَ عَنِ اتِّبَاعِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ یَتَبَاعَدُونَ عَنْهُ فِرَاراً مِنْهُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَ یَنْأَوْنَ عَنْهُ یعنی مردم را از پیروی پیامبر (صلی الله علیه و آله) باز می‌دارند و برای فرار، از او دوری می‌جویند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۲۹۶

۳

(انعام/ ۲۶)

 

ابن عباس (رحمة الله علیه)- مَا رَوَاهُ الثَّعْلَبِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) قَالَ اجْتَمَعَتْ قُرَیْشٌ إِلَی أَبِی طَالِبٍ (رحمة الله علیه) وَ قَالُوا لَهُ یَا أَبَا طَالِبٍ سَلِّمْ إِلَیْنَا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَإِنَّهُ قَدْ أَفْسَدَ أَدْیَانَنَا وَ سَبَ آلِهَتَنَا وَ هَذِهِ أَبْنَاؤُنَا بَیْنَ یَدَیْکَ تَبَنَّ بِأَیِّهِمْ شِئْتَ ثُمَّ دَعَوْا بِعُمَارَهًَْ بْنِ الْوَلِیدِ وَ کَانَ مُسْتَحْسَناً فَقَالَ لَهُمْ هَلْ
 رَأَیْتُمْ نَاقَهًًْ حَنَّتْ إِلَی غَیْرِ فَصِیلِهَا لَا کَانَ ذَلِکَ أَبَداً ثُمَّ نَهَضَ عَنْهُمْ فَدَخَلَ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَرَآهُ کَئِیباً وَ قَدْ عَلِمَ بِمَقَالَهًِْ قُرَیْشٍ فَقَالَ (رحمة الله علیه) یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لَا تَحْزَنْ ثُمَّ قَالَ: وَ اللَّهِ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ بِجَمْعِهِمْ حَتَّی أُوَسَّدَ فِی التُّرَابِ دَفِیناً فَاصْدَعْ بِأَمْرِکَ مَا عَلَیْکَ غَضَاضَهًٌْ وَ أَبْشِرْ وَ قَرَّ بِذَاکَ مِنْکَ عُیُوناً.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قریش نزد ابوطالب (رحمة الله علیه) جمع شدند و به او گفتند: «ای ابوطالب (رحمة الله علیه)! محمّد (صلی الله علیه و آله) را به ما تسلیم کن؛ چون او دین‌های ما را تباه کرده و به خدایان ما دشنام داده است و این‌ها فرزندان ما در حضور تو هستند، هرکدام‌شان را خواستی به فرزندی بپذیر». سپس عمارهًْ‌بن‌ولید را که زیبا بود فرا خواندند. ابوطالب (رحمة الله علیه) به آن‌ها گفت: «آیا دیده‌اید ماده شتری به غیر از بچّه‌اش مشتاق باشد؟ نه هرگز چنین نبوده». سپس از نزد آن‌ها بلند شد و نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و دید که او محزون است و سخنان قریش را فهمیده است. ابوطالب (رحمة الله علیه) گفت: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) غمگین مباش»! سپس گفت: به خدا سوگند، آن‌ها با همه‌ی افرادشان هرگز به تو دست نخواهند یافت، تا در زیر خاک دفن شوم. دستورت را آشکارا بیان کن که خواری و کمبودی بر تو نیست. و بشارت بده و به سبب آن شادمان و مسرور باش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۶ الطرایف، ج۱، ص۳۰۱/ العمدهًْ، ص۴۱۱؛ فیه: «قالوا یا أبا طالب ... لا تحزن» محذوفٌ و «أغیب» بدلٌ «أوسد»

 

آیه وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقالُوا يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِآياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ [27]

 

اگر [حال آن‌ها را] هنگامى‌كه در برابر آتش [دوزخ] ايستاده‌اند، ببينى! مى‌گويند: «اى كاش [بار ديگر به دنيا] بازگردانده مى‌شديم، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‌كرديم، و از مؤمنان بوديم».

۱

(انعام/ ۲۷)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- نَزَلَتْ فِی بَنِیأُمَیَّهًَْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- در مورد بنی‌امیّه نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۸ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۱۲/ البرهان/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۱۲/ القمی، ج۱، ص۱۹۵

۲

(انعام/ ۲۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّ فِی الْأَرْضِ فِی أَطْرَافِهَا مُؤْمِنِینَ مَا قَدْرُ الدُّنْیَا کُلِّهَا عِنْدَهُمْ تَعْدِلُ جَنَاحَ بَعُوضَهًٍْ ... أَنْفُسُهُمْ مَتْعُوبَهًٌْ وَ أَبْدَانُهُمْ مَکْدُودَهًٌْ وَ النَّاسُ مِنْهُمْ فِی رَاحَهًٍْ فَهُمْ عِنْدَ النَّاسِ شِرَارُ الْخَلْقِ وَ عِنْدَ اللَّهِ خِیَارُ الْخَلْقِ ... هُمْ وَارِثُو الْفِرْدَوْسِ خَالِدِینَ فِیهَا وَ مَثَلُهُمْ فِی أَهْلِ الْجِنَانِ مَثَلُ الْفِرْدَوْسِ فِی الْجِنَانِ وَ هُمُ الْمَطْلُوبُونَ فِی النَّارِ الْمَحْبُورُونَ فِی الْجِنَانِ فَذَلِکَ قَوْلُ أَهْلِ النَّارِ ما لَنا لا نَری رِجالًا کُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ فَهُمْ أَشْرَارُ الْخَلْقِ عِنْدَهُمْ فَیَرْفَعُ اللَّهُ مَنَازِلَهُمْ حَتَّی یَرَوْنَهُمْ فَیَکُونُ ذَلِکَ حَسْرَهًًْ لَهُمْ فِی النَّارِ فَیَقُولُونَ یا لَیْتَنا نُرَدُّ فَنَکُونَ مِثْلَهُمْ فَلَقَدْ کَانُوا هُمُ الْأَخْیَارَ وَ کُنَّا نَحْنُ الْأَشْرَارَ فَذَلِکَ حَسْرَهًٌْ لِأَهْلِ النَّارِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سوگند به آن که جانم به دست او است، در اطراف زمین مؤمنانی وجود دارند که با وجود آن‌ها همه‌ی دنیا ارزش بال پشه‌ای را ندارد... تنشان در سختی و مردم از آن‌ها آسوده. آنان در برابر مردم، بدترین خلق هستند و در برابر خدا بهترین خلق ... . آنان وارثان فردوسند، در آن جاویدانند، و نمونه آنان در میان بهشت، چون فردوس در میان بهشت­ها است. آنان کسانی هستند که در دوزخ به دنبال آن‌ها می­گردند، و در بهشت شادمانند؛ این است که اهل دوزخ می­گویند: آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم (در اینجا، در آتش دوزخ) نمی‌بینیم؟! (ص/۶۲) و خدا از مقام آن‌ها برمی­دارد تا آنان را بینند، و در دوزخ افسوس می‌خورند از آنان و می­گویند: یا لَیْتَنا نُرَد، و مانند آن‌ها بودیم که آنان نیکان بودند و ما بدان، و این است حسرت دوزخیان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۸ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۵۰

 

آیه بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ [28]

 

[آن‌ها پشيمان نيستند] بلكه آنچه [از اعمال و نيات] كه قبلاً پنهان مى‌كردند، در برابر آن‌ها آشكار شده [و به وحشت افتاده‌اند]. و اگر بازگردند، به آنچه كه از آن نهى شده بودند باز مى‌گردند؛ و آن‌ها دروغگويانند.

۱

(انعام/ ۲۸)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- بَلْ بَدا لَهُمْ ما کانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ قَالَ مِنْ عَدَاوَهًِْ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- بَلْ بَدَا لَهُم مَّا کَانُواْ یُخْفُونَ مِن قَبْلُ یعنی از دشمنی با امیرالمؤمنین (علیه السلام). وَ لَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۸ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۱۲/ البرهان/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۱۲

۲

(انعام/ ۲۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْحُسَیْنُ بْنُ بَشَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُهُ أَ یَعْلَمُ اللَّهُ الشَّیْءَ الَّذِی لَمْ یَکُنْ أَنْ لَوْ کَانَ کَیْفَ کَانَ یَکُونُ أَوْ لَا یَعْلَمُ إِلَّا مَا یَکُونُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی هُوَ الْعَالِمُ بِالْأَشْیَاءِ قَبْلَ کَوْنِ الْأَشْیَاءِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّا کُنَّا نَسْتَنْسِخُ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ وَ قَالَ لِأَهْلِ النَّارِ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ فَقَدْ عَلِمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنَّهُ لَوْ رَدَّهُمْ لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَ قَالَ لِلْمَلَائِکَهًِْ لَمَّا قَالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ فَلَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمُهُ سَابِقاً لِلْأَشْیَاءِ قَدِیماً قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَهَا فَتَبَارَکَ رَبُّنَا تَعَالَی عُلُوّاً کَبِیراً خَلَقَ الْأَشْیَاءَ وَ عِلْمُهُ بِهَا سَابِقٌ لَهَا کَمَا شَاءَ کَذَلِکَ لَمْ یَزَلْ رَبُّنَا عَلِیماً سَمِیعاً بَصِیراً.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسین‌بن‌بشّار گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: «آیا خدا می‌داند آن چیزی را که موجود نشده اگر می­بود چگونه می‌بود یا نمی­داند مگر آنچه را که می­باشد»؟ فرمود: «خدای متعال عالم است به چیزها پیش از بودن چیزها. خدای عزّوجلّ فرمود: ما آنچه را انجام می‌دادید می‌نوشتیم!. (جاثیه/۲۹) و از اهل دوزخ خبر داده و فرمود: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ؛ پس خدای عزّوجلّ دانسته که اگر ایشان را برگرداند هر آینه به سوی آنچه نهی شده‌اند از آن برمی‌گردند. و فرشتگان را جواب و رد فرمود. چون گفتند: آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! [زیرا موجودات زمینی دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است]، ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم». پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید». (بقره/۳۰). پس خدای عزّوجلّ پیوسته علمش بر چیزها پیشی گرفته و قبل بوده پیش از آنکه آن‌ها را بیافریند. پس پروردگار ما بزرگوار و بسیار بلند مرتبه است. چیزها را آفریده و علمش بر آن‌ها پیشی گرفته چنانکه خواسته است. اینچنین پروردگار ما همیشه دانای شنوای بینا بوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۵۸ التوحید، ص۱۳۶/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۱۱۸؛ فیه: «لا یعمل» محذوفٌ/ بحارالأنوار، ج۴، ص۷۸؛ فیه: «قال للملایکهًْ ... سمیعا بصیرا» محذوفٌ

۳

(انعام/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُثْمَانَ‌بْنِ‌عِیسَی عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِمَاءٍ کُنْ عَذْباً فُرَاتاً أَخْلُقْ مِنْکَ جَنَّتِی وَ أَهْلَ طَاعَتِی وَ قَالَ لِمَاءٍ کُنْ مِلْحاً أُجَاجاً أَخْلُقْ مِنْکَ نَارِی وَ أَهْلَ مَعْصِیَتِی فَأَجْرَی الْمَاءَیْنِ عَلَی الطِّینِ ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَهًًْ بِهَذِهِ وَ هِیَ یَمِینٌ فَخَلَقَهُمْ خَلْقاً کَالذَّرِّ ثُمَّ أَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ وَ عَلَیْکُمْ طَاعَتِی قَالُوا بَلَی فَقَالَ لِلنَّارِ کُونِی نَاراً فَإِذَا نَارٌ تَأَجَّجُ وَ قَالَ لَهُمْ قَعُوا فِیهَا فَمِنْهُمْ مَنْ أَسْرَعَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْطَأَ فِی السَّعْیِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ یَرِمْ مَجْلِسَهُ فَلَمَّا وَجَدُوا حَرَّهَا رَجَعُوا فَلَمْ یَدْخُلْهَا مِنْهُمْ أَحَدٌ ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَهًًْ بِهَذِهِ فَخَلَقَهُمْ خَلْقاً مِثْلَ الذَّرِّ مِثْلَ أُولَئِکَ ثُمَّ أَشْهَدَهُمْ عَلَی أَنْفُسِهِمْ مِثْلَ مَا أَشْهَدَ الْآخَرِینَ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ قَعُوا فِی هَذِهِ النَّارِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَبْطَأَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَسْرَعَ وَ مِنْهُمْ مَنْ مَرَّ بِطَرْفِ الْعَیْنِ فَوَقَعُوا فِیهَا کُلُّهُمْ فَقَالَ اخْرُجُوا مِنْهَا سَالِمِینَ فَخَرَجُوا لَمْ یُصِبْهُمْ شَیْءٌ وَ قَالَ الْآخَرُونَ یَا رَبَّنَا أَقِلْنَا نَفْعَلْ کَمَا فَعَلُوا قَالَ قَدْ أَقَلْتُکُمْ فَمِنْهُمْ مَنْ أَسْرَعَ فِی السَّعْیِ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْطَأَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ یَرِمْ مَجْلِسَهُ مِثْلَ مَا صنَعُوا فِی الْمَرَّهًِْ الْأُولَی فَذَلِکَ قَوْلُهُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عثمان‌بن‌عیسی از یکی از شیعیان نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند به آبی فرمود: «گوارا و شیرین باش که از تو بهشتم و اهل اطاعتم را می‌آفرینم» و به آبی فرمود: «شور و تلخ باش که از تو آتش و اهل معصیتم را می‌آفرینم». سپس آن دو آب را بر گِل جاری ساخت. سپس مشتی با این [دست] و آن دست راست است گرفت و آن‌ها را مانند ذرّه‌هایی آفرید. سپس آن‌ها را برخودشان گواه ساخت؛ [و فرمود]: آیا من پروردگار شما نیستم؟. (اعراف/۱۷۲). و اطاعت من بر شما واجب نیست؟ گفتند: «آری». (اعراف/۱۷۲). پس به آتش فرمود: «آتش باش». ناگهان آتشی افروخته شد و به آن‌ها فرمود: «در آن بیفتید». بعضی از آن‌ها در رفتن شتاب کردند و بعضی از آن‌ها با تأخیر رفتند و بعضی از آن‌ها از جایشان حرکت نکردند. هنگامی‌که گرمایش را احساس کردند، برگشتند و هیچ‌یک از آن‌ها وارد آن نشدند. سپس مشتی با این [دست] گرفت و این‌ها را همانند آن‌ها مانند ذرّه‌هایی آفرید. سپس آن‌ها را بر خودشان گواه ساخت مانند آنچه دیگران را گواه ساخت سپس به آن‌ها فرمود: «در این آتش بیفتید». بعضی از آن‌ها با تأخیر رفتند و بعضی از آن‌ها با شتاب رفتند و بعضی از آن‌ها در یک چشم‌به‌هم‌زدن عبور کردند و همه‌ی آن‌ها در آن افتادند. فرمود: «سالم از آن بیرون بیایید». بیرون آمدند درحالی هیچ گرفتاری نداشتند. دیگران گفتند: «پروردگارا! از ما درگذر تا همانگونه که آن‌ها رفتار کردند عمل کنیم». فرمود: «شما را بخشیدم»؛ پس بعضی از آن‌ها با شتاب رفتند و بعضی از آن‌ها با تأخیر رفتند و بعضی از آن‌ها از جایشان حرکت نکردند همانگونه که در بار اوّل انجام دادند و آن کلام خداوند است: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۸/ البرهان؛ فیه: «یبرح» بدلٌ «یرم»/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۲۸)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ فَتْحِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُرْجَانِیِّ عَنْ أَبِِی‌الحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ لَهُ یَعْلَمُ الْقَدِیمُ الشَّیْءَ الَّذِی لَمْ یَکُنْ أَنْ لَوْ کَانَ کَیْفَ کَانَ یَکُونُ قَالَ وَیْحَکَ إِنَّ مَسْأَلَتَکَ لَصَعْبَهًٌْ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ یَقُولُ لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللهُ لَفَسَدَتا وَ قَوْلَهُ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلی بَعْضٍ وَ قَالَ یَحْکِی قَوْلَ أَهْلِ النَّارِ أَخْرِجْنا نَعْمَلْ صالِحاً غَیْرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ وَ قَالَ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ فَقَدْ عَلِمَ الشَّیْءَ الَّذِی لَمْ یَکُنْ أَنْ لَوْ کَانَ کَیْفَ کَانَ یَکُونُ.

 

امام هادی (علیه السلام)- فتح‌بن‌یزید جرجانی گوید: از امام هادی (علیه السلام) پرسیدم: «خداوندِ قدیم آنچه را که نبوده می‌داند که اگر می­بود، چگونه بود»؟ فرمود: «وای بر تو که پرسش‌هایت دشوار است، آیا نشنیده‌ای که خدا می­فرماید: اگر در آسمان و زمین، جز «اللَّه» خدایان دیگری بود، فاسد می‌شدند (و نظام جهان به هم می‌خورد) (انبیاء/۲۲) و این کلام خداوند: و بعضی بر بعضی دیگر برتری می‌جستند (مؤمنون/۹۱) و گفتار اهل دوزخ را حکایت می­فرماید که: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!» (فاطر/۳۷) و فرمود: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ، پس آنچه را که نبوده دانسته که اگر می­بود چگونه بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۸۲/ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۹۲/ التوحید، ص۶۴

۵

(انعام/ ۲۸)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ فَیَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی یَا أَهْلَ الْجَمْعِ طَأْطِئُوا الرُّءُوسَ وَ غُضُّوا الْأَبْصَارَ فَإِنَّ هَذِهِ فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) تَسِیرُ إِلَی الْجَنَّهًِْ فَیَأْتِیهَا جَبْرَئِیلُ بِنَاقَهًٍْ مِنْ نُوقِ الْجَنَّهًْ ... فَإِذَا صارَتْ عِنْدَ بَابِ الْجَنَّهًِْ تَلْتَفِتُ فَیَقُولُ اللَّهُ یَا بِنْتَ حَبِیبِی مَا الْتِفَاتُکِ وَ قَدْ أَمَرْتُ بِکِ إِلَی جَنَّتِی فَتَقُولُ یَا رَبِّ أَحْبَبْتُ أَنْ یُعْرَفَ قَدْرِی فِی مِثْلِ هَذَا الْیَوْمِ فَیَقُولُ اللَّهُ یَا بِنْتَ حَبِیبِی ارْجِعِی فَانْظُرِی مَنْ کَانَ فِی قَلْبِهِ حُبٌّ لَکِ أَوْ لِأَحَدٍ مِنْ ذُرِّیَّتِکِ خُذِی بِیَدِهِ فَأَدْخِلِیهِ الْجَنَّهًَْ ... قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَا یَبْقَی فِی النَّاسِ إِلَّا شَاکٌّ أَوْ کَافِرٌ أَوْ مُنَافِقٌ فَإِذَا صارُوا بَیْنَ الطَّبَقَاتِ نَادُوا کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ وَ لاصدِیقٍ حَمِیمٍ فَیَقُولُونَ فَلَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ مُنِعُوا مَا طَلَبُوا وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- از جابر روایت است: امام باقر (علیه السلام) فرمود: ... زمانی‌که قیامت شود خداوند تعالی می‌فرماید: «ای اهل محشر! سرهایتان را به زیر بیندازید و چشم‌هایتان را ببندید تا فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به سوی بهشت رود»! در همین موقع جبرئیل ناقه‌ای از بهشت برای آن بانو می‌آورد که دو پهلوی آن را با دیبای بهشتی تزیین کرده‌اند ... موقعی که به در بهشت رسیدند، فاطمه زهرا (سلام الله علیها) به پشت سر خود نگاه خواهد کرد. خطاب می رسد که «ای دختر حبیب من! برای چه به پشت سر خویش می‌نگری، در صورتی که من دستور داده‌ام که داخل بهشت شوی؟» فاطمه (سلام الله علیها) می‌گوید: «پروردگارا! دوست داشتم در چنین روزی قدر و قابلیت من شناخته شود». خدا می‌فرماید: «ای دختر حبیب من! برگرد و ببین و دست هر کس که محبت تو یا یکی از فرزندان تو را در قلب دارد بگیر و او را داخل بهشت کن». ... امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید: «به خدا قسم که از آن جماعت، غیر از افراد شکاک و کافر و منافق کسی باقی نخواهد ماند. وقتی که ایشان، یعنی کفار در میان طبقات مردم آمدند، چنان که در قرآن خبر داده، می گویند: ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازگردیم و از مؤمنان باشیم!» (شعراء/۱۰۲) ما شفیع و دوست مهربانی نداریم، امام باقر (علیه السلام) گفت: «هیهات هیهات! آنان به خواسته خود نخواهند رسید و چنان که خداوند متعال می‌فرماید: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۵۱/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۶۴/ فرات الکوفی، ص۲۹۸

۶

(انعام/ ۲۸)

 

الباقر (علیه السلام)- یَا ابْنَ الْأَیَّامِ الثَّلَاثِ یَوْمِکَ الَّذِی وُلِدْتَ فِیهِ وَ یَوْمِکَ الَّذِی تَنْزِلُ فِیهِ قَبْرَکَ وَ یَوْمِکَ الَّذِی تَخْرُجُ فِیهِ إِلَی رَبِّکَ فَیَا لَهُ مِنْ یَوْمٍ عَظِیمٍ یَا ذَوِی الْهَیْئَهًِْ الْمُعْجَبَهًِْ وَ الْهِیمِ الْمُعْطَنَهًِْ مَا لِی أَرَی أَجْسَامَکُمْ عَامِرَهًًْ وَ قُلُوبَکُمْ دَامِرَهًًْ أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ عَایَنْتُمْ مَا أَنْتُمْ مُلَاقُوهُ وَ مَا أَنْتُمْ إِلَیْهِ صائِرُونَ لَقُلْتُمْ یا لَیْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُکَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنا وَ نَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ قَالَ جَلَّ مِنْ قَائِلٍ بَلْ بَدا لَهُمْ ما کانُوا یُخْفُونَ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- [ای انسان]! ای فرزند سه روز، روزی که در آن متولّد شدی و روزی که در آن در قبرت وارد می‌شوی و روزی که در آن [از قبرت] خارج می‌شوی و به‌سوی پروردگارت می‌آیی، و چه روز بزرگی است. ای صاحبان قیافه‌های خوشایند و ای تشنگان زانو زده در کنار آب! چرا پیکرهایتان را آباد و دل‌هایتان را خراب می‌بینم؟ به خدا سوگند اگر چیزی‌که ملاقات خواهید کرد و چیزی که به‌سوی آن می‌روید ببینید، می‌گویید: ای کاش [بار دیگر، به دنیا] بازگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌بودیم. (انعام/۲۷) و خداوند که گوینده‌اش بزرگ است فرمود: بَلْ بَدا لَهُمْ ما کانُوا یُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَکاذِبُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۷۰/ تحف العقول، ص۲۹۱

۷

(انعام/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ إِنَّهُمْ مَلْعُونُونَ فِی الْأَصْلِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ، آن‌ها در واقع لعنت شده هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۹/ نورالثقلین/ البرهان

۸

(انعام/ ۲۸)

 

الهادی (علیه السلام)- رِسَالَتُهُ فِی الرَّدِّ عَلَی أَهْلِ الجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ: فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ فَلَمْ یَعْلَمِ اللَّهُ مَا یَکُونُ مِنَ الْعِبَادِ حَتَّی اخْتَبَرَهُمْ قُلْنَا بَلَی قَدْ عَلِمَ مَا یَکُونُ مِنْهُمْ قَبْلَ کَوْنِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّمَا اخْتَبَرَهُمْ لِیُعَلِّمَهُمْ عَدْلَهُ وَ لَا یُعَذِّبَهُمْ إِلَّا بِحُجَّهًٍْ بَعْدَ الْفِعْلِِ.

 

امام هادی (علیه السلام)- از امام هادی (علیه السلام) روایت است که فرمود: خدای عزّ‌وجلّ، خلق را بیهوده نیافرید و بی‌هدف رهایشان نساخت و محض بازیچه، حکمت خود را پدیدار ننمود و این در قول الهی خبر داده شده که فرمود: آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‌ایم، و به سوی ما باز نمی‌گردید؟ (مؤمنون/۱۱۵) و اگر کسی بگوید: آیا خدا نمی‌دانست هر یک از بندگان چه خواهد شد که ایشان را آزمود؟ گویم: آری، خدا سرانجام ایشان را پیش از پیدایش ایشان می‌دانست، چه خود می‌فرماید: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ؛ و همانا ایشان را آزمود تا عدل خویش را به آن‌ها نشان دهد و عذابشان نکند، مگر به حجّت و برهانی پس از کردار.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۲ تحف العقول، ص۴۷۴

۹

(انعام/ ۲۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا مَاتَ الْکَافِرُ شَیَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفاً مِنَ الزَّبَانِیَهًِْ إِلَی قَبْرِهِ وَ إِنَّهُ لَیُنَاشِدُ حَامِلِیهِ بِصَوْتٍ یَسْمَعُهُ کُلُّ شَیْءٍ إِلَّا الثَّقَلَانِ الْجِنُّ وَ الْإِنْسُ وَ یَقُولُ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّهًًْ فَأَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ
 یَقُولُ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ فَتُجِیبُهُ الزَّبَانِیَهًُْ کَلَّا إِنَّها کَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ یُنَادِیهِمْ مَلَکٌ وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هنگامی‌که کافر بمیرد، هفتاد هزار از مأموران دوزخ او را به‌سوی قبرش تشییع می‌کنند و او حمل‌کنندگان خود را با صدای [بلندی] که آن را همه چیز غیر از جن و انسان می‌شنوند ندا می‌کند و می‌گوید: ای کاش بار دیگر [به دنیا] بازمی‌گشتم و از مؤمنان بودم! و می‌گوید: پروردگارا! مرا بازگردانید؛ پروردگار من! مرا بازگردانید! شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهی نمودم] عمل صالحی انجام دهم»!. (مؤمنون/۱۰۰۹۹) مأموران دوزخ به او پاسخ می‌دهند: چنین نیست! این سخنی است که او به زبان می‌گوید [و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است]!. (مؤمنون/۱۰۰) [و اگر بازگردد، همان راه را ادامه می‌دهد] و فرشته‌ای آن‌ها را صدا می‌زند: وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۲ روضهًْ الواعظین، ج۲، ص۲۹۷

 

آیه وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ [29]

 

آن‌ها گفتند: «غير از اين زندگى دنياى ما چيزى در كار نيست؛ و ما هرگز برانگيخته نخواهيم شد».

۱

(انعام/ ۲۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- ثُمَّ حَکَی عَزَّوَجَلَّ قَوْلَ الدَّهْرِیَّهًِْ فَقَالَ وَ قَالُوا إِنْ هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیَا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ فَقَالَ اللَّهُ وَ لَوْ تَرَی إِذْ وُقِفُوا عَلَی رَبِّهِمْ قَالَ حِکَایَهًًْ عَنْ قَوْلِ مَنْ أَنْکَرَ قِیَامَ السَّاعَهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- سپس خدای عزّوجلّ سخن [کافران] دهریّه را حکایت کرد و فرمود: وَ قالُوا إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیاتُنَا الدُّنْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثینَ؛ سپس خداوند فرمود: وَ لَوْ تَرَی إِذْ وُقِفُوا عَلَی رَبِّهِمْ؛ خدای تعالی [این آیات را] برای حکایت سخن کسانی که برپایی قیامت را انکار کردند، بیان فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۴ البرهان

 

آیه وَ لَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلىَ‌ رَبِهِّمْ قَالَ أَ لَيْسَ هَاذَا بِالْحَقّ‌ِ قَالُواْ بَلىَ‌ وَ رَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُون [30]

 

اگر [آن‌ها را] به هنگامى‌كه در پيشگاه پروردگارشان ايستاده‌اند، ببينى! [او به آن‌ها] مى‌گويد: «آيا اين حق نيست»؟! مى‌گويند: «آرى، قسم به پروردگارمان [حق است]» مى‌گويد: «پس مجازات را بچشيد به سزاى آنچه انكار مى‌كرديد»!

 

آیه قَدْ خَسِرَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللهِ حَتَّى إِذا جاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا يا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فيها وَ هُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ أَلا ساءَ ما يَزِرُونَ [31]

 

كسانى كه لقاى پروردگار را تكذيب كردند، مسلّماً زيان ديدند؛ تا هنگامى‌كه ناگهان قيامت به سراغشان بيايد؛ مى‌گويند: «اى افسوس بر ما كه درباره‌ی آن، كوتاهى كرديم»! و آن‌ها [بار سنگين] گناهانشان را بر دوش مى‌كشند آگاه باشيد؛ چه بد بارى بر دوش خواهند داشت!

۱

(انعام/ ۳۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْأَعْمَشُ عَنْ أَبِی صَالِحٍ عَنِ النَّبِیّ (صلی الله علیه و آله) فی هَذِهِ الْآیَهًِْ قَالَ: یَرَی أَهْلُ النَّارِ مَنَازِلَهُمْ مِنَ الْجَنَّهًِْ فَیَقُولُونَ یَا حَسْرَتَنَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی این آیه روایت شده که فرمود: «اهل آتش خانه‌های بهشتی خود را [از داخل جهنّم] می‌بینند و می‌گویند: یا حَسْرَتَنا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۴ مجمع البیان فی القرآن/ البرهان؛ فیه: «یا حسرتا ... .و العمل لها» محذوفٌ

۲

(انعام/ ۳۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- یَعْنِی آثَامَهُمْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- یعنی گناهانشان را [بر دوش می‌کشند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۴ البرهان

 

آیه وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ [32]

 

زندگى دنيا، جز بازى و سرگرمى نيست؛ و سراى آخرت، براى آن‌ها كه پرهيزگارند، بهتر است. آيا نمى‌انديشيد؟!

۱

(انعام/ ۳۲)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌الْحَکَمِ قَالَ قَالَ لِی أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) ثُمَّ وَعَظَ أَهْلَ الْعَقْلِ وَ رَغَّبَهُمْ فِی الْآخِرَهًِْ فَقَالَ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم گوید: امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود: سپس [خدای تعالی] صاحبان عقل را موعظه فرمود و آن‌ها را به آخرت تشویق کرد و فرمود: وَ مَا الحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَعِبٌ وَ لهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۴ الکافی، ج۱، ص۱۳/ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۳۴/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۹۶/ تحف العقول، ص۳۸۳/ نورالثقلین

 

آیه قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمينَ بِآياتِ اللهِ يَجْحَدُونَ [33]

 

به يقين مى‌دانيم كه گفتار آن‌ها، تو را غمگين مى‌كند؛ ولى [غم مخور؛ و بدان‌كه] آن‌ها تو را تكذيب نمى‌كنند؛ بلكه ستمكاران، آيات خدا را انكار مى‌نمايند.

۱

(انعام/ ۳۳)

 

الحسن (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی فَقَالَ بَعْضُ الْقَوْمِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ هَذَا إِنَّمَا یُرِیدُ أَنْ یَرْفَعَ بِضَبْعِ ابْنِ عَمِّهِ قَالُوهَا حَسَداً وَ بُغْضاً لِأَهْلِ بَیْتِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی أَمْ یَقُولُونَ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً فَإِنْ یَشَإِ اللهُ یَخْتِمْ عَلی قَلْبِکَ وَ لَا تَعْتَدَّ هَذِهِ الْمَقَالَ وَ لَا یَشُقَّ عَلَیْکَ مَا قَالُوا قَبْلُ مِنْ فَإِنَّ اللَّهَ یَمْحُو الْباطِلَ وَ یُحِقُّ الْحَقَّ بِکَلِماتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ فَشَقَّ ذَلِکَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ حَزَنَ عَلَی مَا قَالُوا وَ عَلِمَ أَنَّ الْقَوْمَ غَیْرُ تَارِکِینَ الْحَسَدَ وَ الْبَغْضَاءَ فَنَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ.

 

امام حسن (علیه السلام)- هنگامی‌که این آیه: بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‌کنم جز دوست‌داشتن نزدیکانم [اهل بیتم]». (شوری/۲۳). نازل شد، گروهی از مردم گفتند: «این را خداوند نازل نکرده است. او می‌خواهد دست پسر عمویش را بالا ببرد [و جانشین خود معرفی کند]». این سخن را از روی حسادت و دشمنی با اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند؛ پس خدای تعالی نازل فرمود: آیا می‌گویند: «او بر خدا دروغ بسته است»؟! درحالی‌که اگر خدا بخواهد بر قلب تو مُهر می‌نهد. (شوری/۲۴). [ای پیامبر]! به این سخنان توجّه نکن و آنچه پیش از این گفتند، بر تو سخت نیاید. همانا خداوند باطل را محو می‌کند و حقّ را به فرمانش پابرجا می‌سازد چرا که او از آنچه درون سینه‌هاست آگاه است. (شوری/۲۴). پس آن (سخنان منافقان) بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سخت آمد و از آنچه گفتند غمگین شد و دانست که قوم، حسادت و دشمنی را رها نمی‌کنند؛ در نتیجه این آیه نازل شد: قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۶ بشارهًْ المصطفی، ص۱۹۶

۲

(انعام/ ۳۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ قَالَ لَا یَسْتَطِیعُونَ إِبْطَالَ قَوْلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ، نمی‌توانند سخن تو را باطل کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۲/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۳۲/ البرهان/ نورالثقلین/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۹

۳

(انعام/ ۳۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- بَلَی وَ اللَّهِ لَقَدْ کَذَّبُوهُ أَشَدَّ التَّکْذِیبِ وَ لَکِنَّهَا مُخَفَّفَهًٌْ لا یُکَذِّبُونَکَ لَا یَأْتُونَ بِبَاطِلٍ یُکَذِّبُونَ بِهِ حَقَّکَ.

 

امام علی (علیه السلام)- بله، به خدا سوگند به شدّت او را تکذیب کردند ولکن آن [کلمه در این آیه] بدون تشدید است: لا یُکْذِبُونَکَ؛ [یعنی] باطلی را نمی‌آورند که به‌وسیله‌ی آن [دعوت] حقّ تو را تکذیب کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۶ الکافی، ج۸، ص۲۰۰/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۲/ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۳۱/ البرهان/ نورالثقلین/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۹/ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۶۵/ القمی، ج۱، ص۱۹۵

۴

(انعام/ ۳۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَا حَفْصُ عَلَیْکَ بِالصَّبْرِ فِی جَمِیعِ أُمُورِکَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) فَأَمَرَهُ بِالصَّبْرِ وَ الرِّفْقِ فَصَبَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی نَالُوهُ بِالْعَظَائِمِ وَ رَمَوْهُ بِهَا فَضَاقَ صدْرُهُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَلَیْهِ وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صدْرُکَ بِما یَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ ثُمَّ کَذَّبُوهُ وَ رَمَوْهُ فَحَزِنَ لِذَلِکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ* وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّی أَتاهُمْ نَصْرُنا فَأَلْزَمَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) نَفْسَهُ الصَّبْرَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ای حفص! بر تو باد که در همه‌ی کارهایت صبر کنی؛ چون خدای عزّوجلّ، محمّد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث فرمود و به او دستور داد صبر و مدارا کند؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صبر نمود تا اینکه امور بزرگی [مانند سحر و جنون و دروغ] را به او نسبت دادند و او را بدان‌ها متّهم کردند؛ پس سینه‌ی او تنگ شد. سپس خدای عزّوجلّ بر او نازل فرمود: وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صدْرُکَ بِما یَقُولُونَ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ؛ ما می‌دانیم سینه‌ات از آنچه آن‌ها می‌گویند تنگ می‌شود [و تو را سخت ناراحت می‌کنند]. [برای دفع ناراحتی آنان] پروردگارت را تسبیح و حمد گو! و از سجده‌کنندگان باش!. (حجر/۹۸۹۷). سپس او را تکذیب کردند و متّهم ساختند و به خاطر این غمگین شد و خدای عزّوجلّ نازل فرمود: قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَلکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّی أَتاهُمْ نَصْرُنا؛ پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) خود را به صبرکردن ملزم نمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۶ الکافی، ج۲، ص۸۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۶۱/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۲/ نورالثقلین/ مشکاهًْ الأنوار، ص۲۵/ القمی، ج۱، ص۱۹۶؛ فیهم: «قابلوه بالعظام» بدلٌ «نالوه بالعظایم»/ البرهان

۵

(انعام/ ۳۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَذَکَرَ مِنْ فَضْلِ وَصِیِّهِ ذِکْراً فَوَقَعَ النِّفَاقُ فِی قُلُوبِهِمْ فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَلِکَ وَ مَا یَقُولُونَ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ ذِکْرُهُ یا محمد (صلی الله علیه و آله) وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صدْرُکَ بِما یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ وَ لَکِنَّهُمْ یَجْحَدُونَ بِغَیْرِ حُجَّهًٍْ لَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] اندکی از فضیلت وصیّش را بیان فرمود؛ پس در قلب آن‌ها (عرب) نفاق افتاد و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن [نفاق] و گفتار آن‌ها را دانست. خداوند جلّ ذکره فرمود: «وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صدْرُکَ بِما یَقُولُونَ؛ ما می‌دانیم سینه‌ات از آنچه آن‌ها می‌گویند تنگ می‌شود [و تو را سخت ناراحت می‌کنند]. (حجر/۹۷). فَإِنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ ولکن آن‌ها بدون اینکه دلیلی داشته باشند، انکار می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۸ نورالثقلین/ الکافی، ج۱، ص۲۹۳/ البرهان؛ فیه: «فذکر من فضل ... صدرک» محذوف

 

آیه وَ لَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلى ما كُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّى أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِ اللهِ وَ لَقَدْ جاءَكَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلينَ [34]

 

به يقين پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند؛ و در برابر تكذيب‌ها، صبر و استقامت كردند؛ و [در اين راه]، آزار ديدند، تا هنگامى‌كه يارى ما به آن‌ها رسيد. و هيچ‌چيز سنّت‌هاى خدا را تغيير نمى‌دهد؛ و به يقين اخبار پيامبران به تو رسيده است.

۱

(انعام/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَلْقَمَهًَْ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ‌بْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ قَدْ قُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ النَّاسَ یَنْسُبُونَنَا إِلَی عَظَائِمِ الْأُمُورِ وَ قَدْ ضَاقَتْ بِذَلِکَ صدُورُنَا فَقَالَ (علیه السلام) یَا عَلْقَمَهًُْ إِنَّ رِضَا النَّاسِ لَا یُمْلَکُ وَ أَلْسِنَتَهُمْ لَا تُضْبَطُ وَ کَیْفَ تَسْلَمُونَ مِمَّا لَمْ یَسْلَمْ مِنْهُ أَنْبِیَاءُ اللَّهِ (علیهم السلام) وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ أَ لَمْ یَنْسُبُوا نَبِیَّنَا محمدا (صلی الله علیه و آله) إِلَی أَنَّهُ شَاعِرٌ مَجْنُون أَ لَمْ یَنْسُبُوهُ إِلَی الْکَذِبِ فِی قَوْلِهِ إِنَّهُ رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ إِلَیْهِمْ حَتَّی أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیْهِ وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّی أَتاهُمْ نَصْرُنا وَ لَقَدْ قَالَ یَوْماً عُرِجَ بِیَ الْبَارِحَهًَْ إِلَی السَّمَاءِ فَقِیلَ وَ اللَّهِ مَا فَارَقَ فِرَاشَهُ طُولَ لَیْلَتِه.

 

امام صادق (علیه السلام)- علقمه گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! مردم [گناهان و] امور بزرگی به ما نسبت می‌دهند و به خاطر آن سینه‌های ما تنگ شده است». امام (علیه السلام) فرمود: «ای علقمه! رضایت مردم به دست نمی‌آید و زبان‌هایشان نگهداشته نمی‌شود. شما چگونه سالم می‌مانید از آنچه پیامبران خدا و رسولانش و حجّت‌های الهی (علیهم السلام) از آن سالم نماندند... آیا به پیامبر ما محمّد (صلی الله علیه و آله) نسبت ندادند که او شاعر و مجنون است... آیا در مورد این سخنش که او رسولی از طرف خداوند به‌سوی آن‌ها است او را دروغگو نشمردند تا اینکه خدای عزّوجلّ بر او نازل فرمود: وَ لَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا حَتَّی أَتاهُمْ نَصْرُنا. روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «دیشب مرا به آسمان بردند»؛ پس گفته شد: «به خدا سوگند در طول شب از رختخوابش جدا نشده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۸ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۲/ الأمالی للصدوق، ص۱۰۲/ البرهان؛ فیه: «یابن رسول الله ... مجنون» و «لقد قال یوما ... لیلهًْ» محذوفتان/ نورالثقلین؛ یابن رسول الله ... صدورنا» و «لم ینسبوه ... مجنون» و «لقد قال لیلهًْ» محذوفات

۲

(انعام/ ۳۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَاتَّقُوا اللَّهَ أَیَّتُهَا الْعِصَابَهًُْ النَّاجِیَهًُْ إِنْ أَتَمَّ اللَّهُ لَکُمْ مَا أَعْطَاکُمْ بِهِ فَإِنَّهُ لَا یَتِمُّ الْأَمْرُ حَتَّی یَدْخُلَ عَلَیْکُمْ مِثْلُ الَّذِی دَخَلَ عَلَی الصَّالِحِینَ قَبْلَکُمْ وَ حَتَّی تُبْتَلَوْا فِی أَنْفُسِکُمْ وَ أَمْوَالِکُمْ وَ حَتَّی تَسْمَعُوا مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أَذًی کَثِیراً فَتَصْبِرُوا وَ تَعْرُکُوا بِجُنُوبِکُمْ وَ حَتَّی یَسْتَذِلُّوکُمْ وَ یُبْغِضُوکُمْ وَ حَتَّی یَحْمِلُوا عَلَیْکُمُ الضَّیْمَ فَتَحَمَّلُوهُ مِنْهُمْ تَلْتَمِسُونَ بِذَلِکَ وَجْهَ اللَّهِ وَ الدَّارَ الْآخِرَهًَْ وَ حَتَّی تَکْظِمُوا الْغَیْظَ الشَّدِیدَ فِی الْأَذَی فِی اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ یَجْتَرِمُونَهُ إِلَیْکُمْ وَ حَتَّی یُکَذِّبُوکُمْ بِالْحَقِّ وَ یُعَادُوکُمْ فِیهِ وَ یُبْغِضُکُمْ عَلَیْهِ فَتَصْبِرُوا عَلَی ذَلِکَ مِنْهُمْ وَ مِصْدَاقُ ذَلِکَ کُلُّهُ فِی کِتَابِ اللَّهِ الَّذِی أَنْزَلَهُ جَبْرَئِیلُ عَلَی نَبِیِّکُمْ سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِیِّکُمْ (صلی الله علیه و آله)
فَاصْبِرْ کَما صبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ ثُمَّ قَالَ وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا فَقَدْ کُذِّبَ نَبِیُّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الرُّسُلُ (علیهم السلام) مِنْ قَبْلِهِ وَ أُوذُوا مَعَ التَّکْذِیبِ بِالْحَقِّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ای گروه رهیافته! تقوای خدا را در پیش گیرید. اگر خدا نعمتی را که به شما داده کامل کند آن را به پایان نبرد مگر آنکه به شما همان رساند که به صالحان پیش از شما رسانده است. شما را در جان و مالتان بیازماید، تا آنکه از دشمنان خدا آزار فراوان بشنوید و صبر در پیش گیرید و به خود هموار کنید، و تا جایی که خوارتان کنند و دشمنتان دارند و بر شما ستم ورزند و شما تحمّل کنید و در این راه خشنودی خدا و آخرت را جویید، تا جایی که در آزار دشمنان خدا خشم فرو خورید، و شما را درباره‌ی عقیده به حق دروغگو شمارند و دشمن دارند و با شما بر سر آن کینه‌توزی کنند و باید بر همه این‌ها شکیبایی ورزید، و مصداق این همه همان است که جبرئیل در کتاب خدا بر پیامبر شما نازل کرد، آنجا که فرمود: پس صبر کن آن‌گونه که پیامبران «اولو العزم» صبر کردند. (احقاف/۳۵). و برای [عذاب] آنان شتاب مکن! سپس فرمود: ِإنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلی ما کُذِّبُوا وَ أُوذُوا پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و رسولان پیش از او تکذیب شدند و علاوه بر تکذیب حقّ، مورد آزار نیز قرار گرفتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۶۸ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۱۳/ نورالثقلین

 

آیه وَ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقاً فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِي السَّماءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدى فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْجاهِلينَ [35]

 

و اگر اعراض‌كردن آن‌ها بر تو سنگين است، چنانچه بتوانى نقبى در زمين بزنى، يا نردبانى به آسمان بگذارى [و اعماق زمين و آسمان‌ها را جستجو كنى، چنين كن] تا آيه [و نشانه‌ی ديگرى] براى آن‌ها بياورى! امّا اگر خدا بخواهد، آن‌ها را [به اجبار] بر هدايت جمع خواهد كرد. [ولى هدايت اجبارى، چه سودى دارد]؟ پس هرگز از جاهلان مباش.

۱

(انعام/ ۳۵)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ قَالَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُحِبُّ إِسْلَامَ الْحَارِثِبْنِ عَامِرِبْنِ نَوْفَلِ‌بْنِ‌عَبْدِ مَنَافٍ دَعَاهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ جَهَدَ بِهِ أَنْ یُسْلِمَ فَغَلَبَ عَلَیْهِ الشَّقَاءُ فَشَقَّ ذَلِکَ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ إِلَی قَوْلِهِ نَفَقاً فِی الْأَرْضِ یَقُولُ سَرَباً.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دوست داشت حارث‌بن عامربن نوفل‌بن‌عبد مناف مسلمان شود. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) او را دعوت کرد که مسلمان شود و او آن را انکار نمود و شقاوت بر او غالب شد و این امر بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سخت شد و خدای متعال نازل فرمود: وَ إِنْ کانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْراضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِیَ نَفَقاً فِی الْأَرْضِ، یعنی نقب و سوراخی در زمین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۳/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۳/ نورالثقلین/ البرهان/ القمی، ج۱، ص۱۹۷

۲

(انعام/ ۳۵)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ نَفَقاً فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِی السَّماءِ قَالَ إِنْ قَدَرْتَ أَنْ تَحْفِرَ الْأَرْضَ أَوْ تَصَّعَّدَ السَّمَاءَ أَیْ لَا تَقْدِرُ عَلَی ذَلِکَ ثُمَّ قَالَ وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الْهُدی أَیْ جَعَلَهُمْ کُلَّهُمْ مُؤْمِنِینَ وَ قَوْلُهُ فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ مُخَاطَبَهًٌْ لِلنَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ الْمَعْنَی لِلنَّاس.

 

امام باقر (علیه السلام)- نَفَقاً فِی الْأَرْضِ أَوْ سُلَّماً فِی السَّماءِ، اگر بتوانی در زمین گودال بکنی یا به آسمان بالا روی؛ یعنی بر آن توانایی نداری. وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الهُدی، یعنی همه‌ی آن‌ها را مؤمن قرار می‌دهد. و کلام خداوند: فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ، [در ظاهر] خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ولی مقصود خطاب به مردم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۰ القمی، ج۱، ص۱۹۸/ البرهان؛ فیه: «و قوله فلا تکوننّ ... للنّاس» محذوفٌ

۳

(انعام/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن عَلِیِّ‌بنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ کُنْتُ أَمْشِی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی بَعْضِ طُرُق فقَالَ (صلی الله علیه و آله) أ فَإِنَّکَ مِنِّی بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ موسی (علیه السلام) وَ مَنِ اتَّبَعَهُ وَ هُمْ بِمَنْزِلَهًِْ الْعجلِ وَ مَنِ اتَّبَعَهُ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ قَضَی الْفُرْقَهًَْ وَ الِاخْتِلَافَ عَلَی هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ لَوْ شَاءَ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الْهُدی حَتَّی لَا یَخْتَلِفَ اثْنَانِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ لَا یُنَازَعَ فِی شَیْءٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ لَا یَجْحَدَ الْمَفْضُولُ ذَا الْفَضْلِ فَضْلَه.

 

امام علی (علیه السلام)- علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) نقل کرده است: در یکی از راه‌های مدینه همراه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌رفتم که فرمود: «تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسی (علیه السلام) و پیروان او هستی و آن‌ها (مخالفان تو) به‌منزله‌ی گوساله [سامری] و پیروانش هستند. ای علی (علیه السلام)! خدای تبارک‌وتعالی تفرقه و اختلاف را بر این امّت مقدّر نموده امّا اگر خدا بخواهد، آن‌ها را [به اجبار] بر هدایت جمع خواهد کرد تا جاییکه دو نفر از این امّت با هم اختلاف نداشته باشند و در چیزی از فرمان او نزاع نشود، و کسی که در فضل پایین‌تر است، برتری صاحب فضل را انکار نمی‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۰ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۵۴

۴

(انعام/ ۳۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) حَدِیثٌ طَوِیلٌ وَ فِیهِ یَقُولُ (علیه السلام) مُجِیباً لِبَعضِ الزَّنَادَقَهًِْ وَ قَد قَالَ: وَ أَجِدُهُ قَدْ بَیَّنَ فَضْلَ نَبِیِّهِ عَلَی سَائِرِ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) ثُمَّ خَاطَبَهُ فِی أَضْعَافِ
مَا أَثْنَی عَلَیْهِ فِی الْکِتَابِ مِنَ الْإِزْرَاءِ عَلَیْهِ وَ انْتِقَاصِ مَحَلِّهِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ مِنْ تَهْجِینِهِ وَ تَأْنِیبِهِ مَا لَمْ یُخَاطِبْ أَحَداً مِنَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مِثْلُ قَوْلِهِ وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الْهُدی فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ وَ الَّذِی بَدَا فِی الْکِتَابِ مِنَ الْإِزْرَاءِ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ فِرْقَهًِْ الْمُلْحِدِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- حدیثی طولانی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و در آن در جواب بعضی از زندیق‌ها که گفته بود: «می‌بینم که خدا [در قرآن] فضیلت پیامبرش را بر سایر انبیاء (علیهم السلام) بیان کرده؛ سپس او را چندین برابر آنچه در کتاب بر او ثنا گفته، مورد عتاب و خطاب قرار داده است که عبارت باشند از: عیب‌گرفتن بر او، و کم‌کردن جایگاه او و غیر آن، از سرزنش او و توبیخش به چیزی که هیچ‌یک از پیامبران را مورد خطاب قرار نداده است؛ مانند کلام خداوند: وَ لَوْ شاءَ اللهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَی الهُدی فَلا تَکُونَنَّ مِنَ الْجاهِلِینَ. امام (علیه السلام) می‌فرماید: «سرزنش بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) که در کتاب خدا ظاهر شده [و آمده] است، از دروغ پردازی منحرفان [و منافقان] است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۰ الإحتجاج، ج۱، ص۲۴۶/ نورالثقلین

 

آیه إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ [36]

 

تنها كسانى [دعوت تو را] مى‌پذيرند كه گوش شنوا دارند؛ امّا مردگان [و آن‌ها كه گوش شنوا ندارند، ايمان نمى‌آورند؛ و] خدا آن‌ها را [در قيامت] برمى‌انگيزد؛ سپس به‌سوى او، بازگردانده مى‌شوند.

۱

(انعام/ ۳۶)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّما یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ یَعْنِی یَعْقِلُونَ وَ یُصَدِّقُونَ وَ الْمَوْتی یَبْعَثُهُمُ اللهُ أَیْ یُصَدِّقُونَ بِأَنَّ الْمَوْتَی یَبْعَثُهُمُ اللَّه.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّما یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ یعنی می‌اندیشند و تصدیق می‌کنند. وَ الْمَوْتی یَبْعَثُهُمُ اللهُ، یعنی تصدیق می‌کنند که خداوند مردگان را [در قیامت] برمی‌انگیزد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۳/ القمی، ج۱، ص۱۹۸

۲

(انعام/ ۳۶)

 

ابن‌عباس (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ إِنَّما یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتی یَبْعَثُهُمُ اللهُ ثُمَّ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) لِأَنَّهُ أَوَّلُ مَنْ سَمِعَ وَ الْمَیِّتُ الْوَلِیدُبْنُ‌عُقْبَهًَْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتی یَبْعَثُهُمُ اللهُ ثُمَّ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ، در مورد علی (علیه السلام) نازل شده؛ زیرا او اوّلین کسی است که [برای پذیرفتن دعوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)] گوش شنوا داشت و [منظور از] «مرده» ولیدبن‌عقبه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۳۴/ المناقب، ج۲، ص۹

 

آیه وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللهَ قادِرٌ عَلى أَنْ يُنَزِّلَ آيَةً وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ [37]

 

و گفتند: «چرا نشانه [و معجزه‌اى] از طرف پروردگارش بر او نازل نمى‌شود»؟! بگو: «خداوند، قادر است كه نشانه‌اى نازل كند»؛ ولى بيشتر آن‌ها نمى‌دانند.

و گفتند: «چرا نشانه [و معجزه‌ای] از طرف پروردگارش بر او نازل نمی‌شود»؟! بگو: «خداوند، قادر است که نشانه‌ای نازل کند»

۱ -۱

(انعام/ ۳۷)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ إِنَّ اللهَ قادِرٌ عَلی أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً وَ سَیُرِیکُمْ فِی آخِرِ الزَّمَانِ آیَاتٍ مِنْهَا دَابَّهًُْ الْأَرْضِ وَ الدَّجَّالُ وَ نُزُولُ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) وَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّ اللهَ قادِرٌ عَلی أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً؛ خداوند در آخر الزّمان نشانه‌ها [و معجزه‌هایی] به شما نشان می‌دهد که از جمله‌ی آن‌ها دابّهًْ الارض، دجّال، فرودآمدن عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) و طلوع خورشید از مغرب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۴/ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۱۸۱/ القمی، ج۱، ص۱۹۸/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۳۷)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ أَیْ هَلَّا أُنْزِلَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ قَالَ لَا یَعْلَمُونَ أَنَّ الْآیَهًَْ إِذَا جَاءَتْ وَ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهَا لَهَلَکُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ، یعنی چرا نازل نمی‌شود؟! وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ؛ نمی‌دانند که وقتی نشانه [و معجزه] بیاید و به آن ایمان نیاورند، هلاک می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۴/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۳/ نورالثقلین

ولی بیشتر آن‌ها نمی‌دانند

۲ -۱

(انعام/ ۳۷)

 

الکاظم (علیه السلام)- وَصِیَّتُهُ (علیه السلام) لِهِشَامٍ وَ صفَتُهُ لِلْعَقْل ثُمَّ ذَمَّ الْکَثْرَهًَْ فَقَالَ وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللهِِ وَ قَالَ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- سفارش امام کاظم (علیه السلام) به هشام و توصیف ایشان از عقل:... سپس خداوند اکثریّت را نکوهش کرد و فرمود: اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند. (انعام/۱۱۶). و فرمود: وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۹۶/ تحف العقول، ص۳۸۳/ الکافی، ج۱، ص۱۵

 

آیه وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْ‌ءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ [38]

 

هيچ جنبنده‌اى در زمين، و هيچ پرنده‌اى كه با دو بال خود پرواز مى‌كند، نيست مگر اينكه امّت‌هايى همانند شما هستند. ما هيچ‌ چيز را در اين كتاب، فروگذار نكرديم؛ سپس [همگى] به‌سوى پروردگارشان محشور مى‌گردند.

هیچ جنبنده‌ای در زمین، و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، نیست مگر اینکه امّت‌هایی همانند شما هستند

۱ -۱

(انعام/ ۳۸)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ: وَ مَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لَا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ یَعْنِی خَلَقَ مِثْلَکُمْ وَ قَالَ: کُلُّ شَیْءٍ مِمَّا خَلَقَ خَلَقَ مِثْلَکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ، یعنی آفریده‌ای همانند شما هستند. هرچیزی که آفریده شده، آفریده‌ای مانند شما هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۴ القمی، ج۱، ص۱۹۸/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ سَأَلُوهُ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) عنْ أَقْسَامِ الْأُمَّهًِْ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ (علیه السلام) وَ الْأُمَّهًُْ جَمْعُ دَوَابَّ وَ جَمْعُ طُیُورٍ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ أَیْ جَمَاعَاتٌ یَأْکُلُونَ وَ یَشْرَبُونَ وَ یَتَنَاسَلُونَ وَ أَمْثَالُ ذَلِکَ.

 

امام علی (علیه السلام)- و از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره‌ی اقسام امّت در کتاب خدای متعال پرسیدند. فرمود: «اُمَّة، [به‌معنای] گردهم آمدن جنبندگان و گردهم آمدن پرندگان است. خدای تعالی فرمود: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطِیرُ بِجَناحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُکُمْ؛ یعنی گروه‌هایی هستند که می‌خورند و می‌آشامند و تولید مثل می‌کنند و مانند آن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۳

۱ -۳

(انعام/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی الطُّفَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) عَنْ مَعْنَی دَابَّهًِْ الْأَرْضِ فَقُلْتُ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام): مَنْ هُوَ؟ قَالَ: هُوَ رَبُّ الْأَرْضِ الَّذِی تَسْکُنُ مَا لِلْأَرْضِ بِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- ابوطفیل گوید: از امام علی (علیه السلام) درباره‌ی معنی دابهًْ الأرض سؤال کردم: «ای امیرمؤمنان (علیه السلام)! او کیست»؟ فرمود: «او صاحب زمین است که هرچه زمین دارد به‌وسیله‌ی او آرامش می‌یابد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۴ بحرالعرفان، ج۱۰، ص۲۱۹

۱ -۴

(انعام/ ۳۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی ذَرٍ (رحمة الله علیه) قَالَ: بَیْنَا أَنَا عِنْدَ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) إذَا انْتَطَحَتْ عَنْزَانِ فَقَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) أ تَدْرُونَ فِیمَا انْتَطَحَا؟ فَقَالُوا: لَا نَدْرِی. قَالَ: لَکِنِ اللَّهُ یَدْرِی وَ سَیَقْضِی بَیْنَهُمَا.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوذر (رحمة الله علیه) گوید: من نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودم و دو نر به هم شاخ زدند، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «می‌دانید برای چه به هم شاخ زنند»؟ گفتند: «نمی‌دانیم». فرمود: «ولیّ خدا می‌داند و میان آن‌ها قضاوت می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۴ نورالثقلین

۱ -۵

(انعام/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) لِابْنِهِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاهًُْ إِنَّنِی قَدْ حَجَجْتُ عَلَی نَاقَتِی هَذِهِ عِشْرِینَ حِجَّهًًْ فَلَمْ أَقْرَعْهَا بِسَوْطٍ قَرْعَهًًْ فَإِذَا نَفَقَتْ فَادْفِنْهَا لَا یَأْکُلْ لَحْمَهَا السِّبَاعُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ مَا مِنْ بَعِیرٍ یُوقَفُ عَلَیْهِ مَوْقِفَ عَرَفَهًَْ سَبْعَ حِجَجٍ إِلَّا جَعَلَهُ اللَّهُ مِنْ نَعَمِ الْجَنَّهًِْ وَ بَارَکَ فِی نَسْلِهِ فَلَمَّا نَفَقَتْ حَفَرَ لَهَا أَبُو جَعْفَر (علیه السلام) وَ دَفَنَهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس‌بن‌یعقوب از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: امام سجّاد (علیه السلام) هنگام وفات به فرزندش امام باقر (علیه السلام) فرمود: «با این شتر بیست مرتبه به مکّه رفته‌ام و یک شلّاق به او نزده‌ام هر وقت مرد او را دفن کن که گوشتش را درندگان نخورند زیرا پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر شتری که هفت‌مرتبه در موقف عرفات حاضر باشد خداوند او را از چهارپایان بهشت قرار می‌دهد و نسل او را مبارک می‌کند». وقتی شتر مُرد، امام باقر (علیه السلام) گودالی حفر نمود و او را دفن کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۴ نورالثقلین

ما هیچ‌چیز را در این کتاب، فروگذار نکردیم

۲ -۱

(انعام/ ۳۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ أَیْ مَا تَرَکْنَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ، یعنی [فراموش و] رها نکردیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۴ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص۵۰/ القمی، ج۱، ص۱۹۸/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الرَّدُّ عَلَی مَنْ قَالَ بِالرَّأْیِ وَ الْقِیَاسِ وَ الِاسْتِحْسَانِ وَ الِاجْتِهَادِ وَ مَنْ یَقُولُ إِنَّ الِاخْتِلَافَ رَحْمَهًٌْ فَاعْلَمْ أَنَّا لَمَّا رَأَیْنَا مَنْ قَالَ بِالرَّأْیِ وَ الْقِیَاسِ قَدِ اسْتَعْمَلُوا الشُّبُهَاتِ فِی الْأَحْکَامِ لَمَّا عَجَزُوا عَنْ عِرْفَانِ إِصَابَهًِْ الْحُکْمِ وَ قَالُوا مَا مِنْ حَادِثَهًٍْ إِلَّا وَ لِلَّهِ فِیهَا حُکْمٌ وَ لَا یَخْلُو الْحُکْمُ فِیهَا مِنْ وَجْهَیْنِ إِمَّا أَنْ یَکُونَ نَصّاً أَوْ دَلِیلًا وَ إِذَا رَأَیْنَا الْحَادِثَهًَْ قَدْ عُدِمَ نَصُّهَا فَزِعْنَا أَیْ رَجَعْنَا إِلَی الِاسْتِدْلَالِ عَلَیْهَا بِأَشْبَاهِهَا وَ نَظَائِرِهَا لِأَنَّا مَتَی لَمْ نَفْزَعْ إِلَی ذَلِکَ أَخْلَیْنَاهَا مِنْ أَنْ یَکُونَ لَهَا حُکْمٌ وَ لَا یَجُوزُ أَنْ یَبْطُلَ حُکْمُ اللَّهِ فِی حَادِثَهًٍْ مِنَ الْحَوَادِثِ لِأَنَّهُ یَقُولُ سُبْحَانَهُ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ لَمَّا رَأَیْنَا الْحُکْمَ لَا یَخْلُو وَ الْحَادِثَ لَا یَنْفَکُّ مِنَ الْحُکْمِ الْتَمَسْنَاهُ مِنَ النَّظَائِرِ لِکَیْلَا تَخْلُوَ الْحَادِثَهًُْ مِنَ الْحُکْمِ بِالنَّصِ أَوْ بِالاسْتِدْلَالِ وَ هَذَا جَائِزٌ عِنْدَنَا.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا رد بر سخن کسانی‌که معتقد به رأی و قیاس و استحسان و اجتهاد هستند و همچنین کسانی‌که می‌گویند اختلاف مایه رحمت است. پس بدان که کسانی‌که معتقد به رأی و قیاسند، وقتی از فهم حکم درست عاجز شدند به احکام مشتبه عمل کردند و گفتند هر آنچه اتّفاق می‌افتد، خداوند در مورد آن حکمی دارد. این حکم از دو حال خارج نیست؛ یا نصّی بر آن وارد شده یا دلیلی برای آن است. وقتی در مورد مسئله‌ای نصی نیافتیم، مجبوریم به آن به‌وسیله احکام مشابه استدلال کرده و حکم به نظایرش کنیم که اگر این کار را نکنیم، آن امر را بدون حکم گذاشته‌ایم و جایز نیست که حکم خدا در هیچ امری باطل و تعطیل باشد. خدای سبحان می‌فرماید: مَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ؛ وقتی می‌بینیم حکم باید باشد و افعال نیز باید دارای حکم باشند، آن حکم را از نظایرش جستجو می‌کنم تا آن فعل بدون حکم باقی نماند، از روی نص باشد یا استدلال و این برای ما جایز است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۶ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۵۲/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۹۱

۲ -۳

(انعام/ ۳۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- مُحَمَّدُ‌بْنُ‌مَحْمُودٍ بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ إِلَی مُوسَی‌بْنِ‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنَّهُ قَال: لَمّا دَخَلْتُ عَلَی الرَّشِیدِ فَقَالَ لِی کَیْفَ قُلْتُمْ إِنَّا ذُرِّیَّهًُْ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ النَّبِیُّ لَمْ یُعَقِّبْ وَ إِنَّمَا الْعَقِبُ لِلذَّکَرِ لَا لِلْأُنْثَی وَ أَنْتُمْ وُلْدُ الِابْنَهًِْ وَ لَا یَکُونُ لَهَا عَقِبٌ فَقُلْتُ أَسْأَلُهُ {أَسْأَلُکَ} بِحَقِّ الْقَرَابَهًِْ وَ الْقَبْرِ وَ مَنْ فِیهِ إِلَّا مَا أَعْفَانِی عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَهًِْ فَقَالَ لَا أَوْ تُخْبِرَنِی بِحُجَّتِکُمْ فِیهِ یَا وَلَدَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنْتَ یَا مُوسَی (علیه السلام) یَعْسُوبُهُمْ وَ إِمَامُ زَمَانِهِمْ کَذَا أُلْقِیَ إِلَیَّ وَ لَسْتُ أُعْفِیکَ فِی کُلِّ مَا أَسْأَلُکَ عَنْهُ حَتَّی تَأْتِیَنِی فِیهِ بِحُجَّهًٍْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَأَنْتُمْ تَدَّعُونَ مَعْشَرَ وُلْدِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ لَا یَسْقُطُ عَنْکُمْ مِنْهُ شَیْءٌ أَلِفٌ وَ لَا وَاوٌ إِلَّا وَ تَأْوِیلُهُ عِنْدَکُمْ وَ احْتَجَجْتُمْ بِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ قَدِ اسْتَغْنَیْتُمْ عَنْ رَأْیِ الْعُلَمَاءِ وَ قِیَاسِهِمْ فَقُلْتُ تَأْذَنُ لِی فِی الْجَوَابِ فَقَالَ هَاتِ فَقُلْتُ أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ. بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ موسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ* وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی مَنْ أَبُوعِیسَی یَا أَمِیرَالمُؤمِنِینَ فَقَالَ لَیْسَ لِعِیسَی (علیه السلام) أَبٌ فَقُلْتُ إِنَّمَا أَلْحَقْنَاهُ بِذَرَارِیِّ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) مِنْ طَرِیقِ مَرْیَمَ (سلام الله علیها) وَ کَذَلِکَ أُلْحِقْنَا بِذَرَارِیِّ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مَنْ قِبَلِ أُمِّنَا فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها).

 

امام کاظم (علیه السلام)- محمّدبن‌محمود با سندش از امام کاظم (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: «نزد هارون‌الرشید آمدم. به من گفت: «چگونه می‌گویید ما فرزندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) هستیم درحالی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) نسلی نداشت؛ زیرا نسل از فرزند پسر است نه فرزند دختر و شما فرزندان دختر هستید و دختر نسلی ندارد»؟ گفتم: «به حقّ خویشاوندی و قبر [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] و کسی که در آن است از تو می‌خواهم که مرا از این سؤال معاف داری». گفت: «نه مگر اینکه از دلیلتان درباره‌ی آن به من خبر دهی ای فرزند علی (علیه السلام)! و اینگونه به من گزارش داده شده است که تو ای موسی! بزرگشان و امام زمانشان هستی و تو را در مورد هر چیزی که درباره‌ی آن از تو می‌پرسم معاف نمی‌دارم تا درباره‌ی آن برایم دلیلی از کتاب خدای تعالی بیاوری. شما گروه فرزندان علی (علیه السلام) ادّعا می‌کنید که چیزی از قرآن نه الفی و نه واوی نیست مگر آنکه تأویل آن نزد شما است و به این کلام خداوند عزّوجلّ استدلال می‌کنید: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ، و خود را از نظر علماء و قیاس آن‌ها بی‌نیاز می‌دانید». گفتم: «اجازه می‌دهی جواب بدهم»؟ گفت: «[جوابت را] بیاور». گفتم: «أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ موسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ* وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی؛ ای امیرمؤمنان! پدر عیسی (علیه السلام) کیست»؟ گفت: «عیسی (علیه السلام) پدری ندارد». گفتم: «او را از طریق مریم (سلام الله علیها) به فرزندان پیامبران (علیهم السلام) ملحق کردیم و همین‌طور ما از ناحیه‌ی مادرمان فاطمه (سلام الله علیها) به فرزندان پیامبر (صلی الله علیه و آله) ملحق شدیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۶ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۲۴۰/ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۱۲۷/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۸۳/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۹۱

۲ -۴

(انعام/ ۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُمَارَهًَْ بْنِ زَیْدٍ الْوَاقِدِیِّ قَالَ: حَجَّ هِشَامُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ مَرْوَانَ سَنَهًًْ مِنَ السِّنِینَ وَ کَانَ قَدْ حَجَّ فِی تِلْکَ السَّنَهًِْ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْبَاقِرُ (علیه السلام) وَ ابْنُهُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) ... فَقَالَ هِشَامُ‌بْنُ‌عَبْدِالْمَلِکِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) کَانَ یَدَّعِی عِلْمَ الْغَیْبِ وَ اللَّهُ لَمْ یُطْلِعْ عَلَی غَیْبِهِ أَحَداً فَمِنْ أَیْنَ ادَّعَی ذَلِک فَقَالَ أَبِی إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ أَنْزَلَ عَلَی نَبِیِّهِ کِتَاباً بَیَّنَ فِیهِ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فِی قَوْلِهِ وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِینَ وَ فِی قَوْلِهِ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ وَ فِی قَوْلِهِ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ فِی قَوْلِهِ وَ ما مِنْ غائِبَةٍ فِی السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ وَ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی نَبِیِّهِ (علیه السلام) أَنْ لَا یُبْقِیَ فِی غَیْبِهِ وَ سِرِّهِ وَ مَکْنُونِ عِلْمِهِ شیء {شَیْئاً} إِلَّا یُنَاجِی بِهِ عَلِیّاً (علیه السلام) فَأَمَرَهُ أَنْ یُؤَلِّفَ الْقُرْآنَ مِنْ بَعْدِه ... ثُمَّ قَالَ (صلی الله علیه و آله) لِأَصْحَابِهِ: عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) یُقَاتِلُ عَلَی تَأْوِیلِ الْقُرْآنِ کَمَا قَاتَلْتُ عَلَی تَنْزِیلِهِ وَ لَمْ یَکُنْ عِنْدَ أَحَدٍ تَأْوِیلُ الْقُرْآنِ بِکَمَالِهِ وَ تَمَامِهِ إِلَّا عِنْدَ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- عمارهًْ بن زید واقدی گوید: هشام‌بن‌عبد الملک در یکی از سال‌ها برای حج به مکه آمد و در آن سال امام باقر (علیه السلام) و فرزندش امام صادق (علیه السلام) هم به حج آمده بودند ... هشام‌بن‌عبدالملک گفت: «علی ادّعای علم غیب می‌کرد درحالی‌که خداوند هیچ‌کس را بر غیبش آگاه نساخت؛ پس آن را از کجا ادّعا می‌کرد»؟ [از امام صادق (علیه السلام) روایت است که] پدرم فرمود: «خداوند عزّوجلّ بر پیامبرش کتابی نازل فرمود و در آن [کتاب] آنچه بود و آنچه تا روز قیامت خواهد بود بیان فرمود؛ در این سخنش [به این مطلب اشاره شده است]: و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه‌ی هدایت و رحمت. (نحل/۸۹). و پند و اندرزی برای پرهیزکاران قرار دادیم. (بقره/۶۶). و در این سخنش: همه چیز را در کتاب آشکارکننده‌ای برشمرده‌ایم!. (یس/۱۲). و در این سخنش: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ و در این سخنش: و هیچ موجود پنهانی در آسمان و زمین نیست مگر اینکه در کتاب مبین (در لوح محفوظ و علم بی‌پایان پروردگار) ثبت است!. (نمل/۷۵). و خداوند به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) وحی فرمود که در علم غیبش، سرّش و علم مخفیش چیزی باقی نگذارد مگر آنکه آن را به‌عنوان راز به علی (علیه السلام) بگوید و به او دستور داد که قرآن را بعد از او جمع کند... سپس پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اصحابش فرمود: «علیّ‌بن‌ابیطالب (علیه السلام) برای تأویل [و تفسیر] قرآن جنگ می‌کند همانگونه که من برای نزول قرآن جنگ کردم. و تأویل قرآن تمام و کمال نزد هیچ‌کس جز علی (علیه السلام) نبود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۶ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۸۴/ دلایل الإمامهًْ، ص۱۰۶/ الأمان، ص۶۹

۲ -۵

(انعام/ ۳۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یَقْبِضْ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی أَکْمَلَ لَهُ الدِّینَ وَ أَنْزَلَ عَلَیْهِ الْقُرْآنَ فِیهِ تَفْصِیلُ کُلِّ شَیْءٍ بَیَّنَ فِیهِ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ الْحُدُودَ وَ الْأَحْکَامَ وَ جَمِیعَ مَا یَحْتَاجُ إِلَیْهِ النَّاسُ کَمَلًا فَقَالَ عَزَّوَجَلَ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ فِی حِجَّهًِْ الْوَدَاعِ وَ هِیَ آخِرُ عُمُرِهِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً فَأَمْرُ الْإِمَامَهًِْ مِنْ تَمَامِ الدِّینِ وَ لَمْ یَمْضِ حَتَّی بَیَّنَ لِأُمَّتِهِ مَعَالِمَ دِینِهِمْ وَ أَوْضَحَ لَهُمْ سَبِیلَهُمْ وَ تَرَکَهُمْ عَلَی قَصْدِ الْحَقِّ وَ أَقَامَ لَهُمْ عَلِیّاً (علیه السلام) عَلَماً وَ إِمَاماً وَ مَا تَرَکَ شَیْئاً تَحْتَاجُ إِلَیْهِ الْأُمَّهًُْ إِلَّا بَیَّنَهُ فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمْ یُکْمِلْ دِینَهُ فَقَدْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ الْعَزِیزِ وَ مَنْ رَدَّ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَهُوَ کَافِرٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خدای عزّوجلّ جان پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را نگرفت تا اینکه دین را برای او کامل کرد و قرآن را که در آن تفصیل همه چیز است بر او نازل فرمود و در آن حلال و حرام، حدود، احکام و همه‌ی چیزهایی که مردم به آن نیاز دارند کامل بیان کرد و فرمود: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ و در حجّهًْ الوداع و آن آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود نازل فرمود: امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم. (مائده/۳). پس امر امامت از تمامیّت دین است و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دنیا نرفت تا اینکه برای امّتش علامت‌های دینشان را بیان کرد و راهشان را برای آن‌ها روشن نمود و آن‌ها را بر قصد حق رها کرد و علی (علیه السلام) را برای آن‌ها نشانه‌ی هدایت و امام تعیین فرمود و چیزی که امّت به آن نیاز دارند رها نکرد مگر آنکه بیان فرمود؛ پس هرکس گمان کند که خدای عزّوجلّ دینش را کامل نکرد، کتاب عزیز خدا را ردّ کرده است و هرکس کتاب خدای عزّوجلّ را ردّ کند کافر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۸ کمال الدین، ج۲، ص۶۷۵/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۲۱۶/ معانی الأخبار، ص۹۶/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۲۱۶؛ فیه: «القول» بدلٌ «القصد»/ الکافی، ج۱، ص۱۹۸/ تحف العقول، ص۴۳۶؛ فیهما: «تبیان» بدلٌ «تفصیل»/ نورالثقلین؛ فیه: «و أنزل فی حجّهًْ الوداع ... فهو کافر» محذوفٌ/ البرهان

۲ -۶

(انعام/ ۳۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مِن کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) فِی ذَمّ اختِلَافِ العُلَمَاءِ فِی الفتیا تَرِدُ عَلَی أَحَدِهِمُ الْقَضِیَّهًُْ فِی حُکْمٍ مِنَ الْأَحْکَامِ فَیَحْکُمُ فِیهَا بِرَأْیِهِ ثُمَّ تَرِدُ تِلْکَ الْقَضِیَّهًُْ بِعَیْنِهَا عَلَی غَیْرِهِ فَیَحْکُمُ فِیهَا بِخِلَافِ قَوْلِهِ ثُمَّ یَجْتَمِعُ الْقُضَاهًُْ بِذَلِکَ عِنْدَ الْإِمَامِ الَّذِی اسْتَقْضَاهُمْ فَیُصَوِّبُ آرَاءَهُمْ جَمِیعاً وَ إِلَهُهُمْ وَاحِدٌ وَ نَبِیُّهُمْ وَاحِدٌ وَ کِتَابُهُمْ وَاحِدٌ أَ فَأَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِالِاخْتِلَافِ فَأَطَاعُوهُ أَمْ نَهَاهُمْ عَنْهُ فَعَصَوْهُ أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً نَاقِصاً فَاسْتَعَانَ بِهِمْ عَلَی إِتْمَامِهِ أَمْ کَانُوا شُرَکَاءَ لَهُ فَلَهُمْ أَنْ یَقُولُوا وَ عَلَیْهِ أَنْ یَرْضَی أَمْ أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ دِیناً تَامّاً فَقَصَّرَ الرَّسُولُ (صلی الله علیه و آله) عَنْ تَبْلِیغِهِ وَ أَدَائِهِ وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ یَقُولُ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْءٍ وَ ذَکَرَ أَنَّ الْکِتَابَ یُصَدِّقُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ أَنَّهُ لَا اخْتِلَافَ فِیهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً وَ إِنَّ الْقُرْآنَ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَی عجائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل است که فرمود: «گاهی یک دعوا نزد یکی از آنان مطرح می‌شود و قاضی به رأی خود حکم می‌کند، پس از آن عین این جریان نزد قاضی دیگری عنوان می‌گردد، او درست بر خلاف اوّلی رأی می‌دهد. سپس همه نزد پیشوایشان که آنان را به قضا و داوری منصوب داشته گرد می‌آیند، او رأی همه را تصدیق می‌کند، و فتوای همگان را درست می‌شمارد! درصورتی که خدای آنان یکی، پیغمبرشان یکی و کتابشان یکی است!. آیا خداوند متعال آنان را به پراکندگی و اختلاف فرمان داده و آنان اطاعتش کرده‌اند؟ و یا آنان را از اختلاف نهی فرموده و معصیتش نموده‌اند؟ یا اینکه خدا دین ناقصی فرو فرستاده و در تکمیل آن از آنان استمداد جسته است؟ و یا ایشان شریک خدایند که حقّ دارند بگویند و بر خدا لازم است رضایت دهد؟ و یا اینکه خداوند دین را کامل نازل کرده امّا پیغمبر (صلی الله علیه و آله) در تبلیغ و ادای آن کوتاهی ورزیده؟ با اینکه خداوند می‌فرماید: ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْءٍ. و یادآور شده است که آیات قرآن یکدیگر را تصدیق می‌کنند و اختلافی در آن وجود ندارد چنان‌که می‌فرماید: اگر از سوی غیر خدا بود، اختلاف فراوانی در آن می‌یافتند. (نساء/۸۲). قرآن دارای ظاهری زیبا و شگفت‌انگیز و باطنی پرمایه و عمیق است؛ نکات شگفت‌آور آن فانی نگردد و اسرار نهفته آن پایان نپذیرد، و هرگز تاریکی‌های جهل و نادانی جز به آن رفع نخواهد شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۷۸ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱، ص۲۸۸/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۸۴/ نهج البلاغهًْ، ص۶۱؛ فیهما: «فقال سبحانه و لو کان ... الظلمات الّا» محذوفٌ/ کشف الیقین، ص۱۸۹/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۶۱؛ فیه: «ذکر أنّ الکتاب ... الظّلمات إلّا» محذوفٌ/ نورالثقلین

 

آیه وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا صمٌّ وَ بُكْمٌ فِي الظُّلُماتِ مَنْ يَشَأِ اللهُ يُضْلِلْهُ وَ مَنْ يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلى صراطٍ مُسْتَقيمٍ [39]

 

كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، كر و لال‌هايى هستند كه در تاريكي‌ها قرار دارند. هركس را خدا بخواهد [و مستحق باشد]، گمراه مى‌كند؛ و هركس را بخواهد [و شايسته ببيند]، در راه راست قرار خواهد داد.

۱

(انعام/ ۳۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَن أَبِی جَعْفَر (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صمٌّ وَ بُکْمٌ یَقُولُ صمٌّ عَنِ الْهُدَی وَ بُکْمٌ لَا یَتَکَلَّمُونَ بِخَیْرٍ فِی الظُّلُماتِ یَعْنِی ظُلُمَاتِ الْکُفْرِ مَنْ یَشَأِ اللهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صراطٍ مُسْتَقِیمٍ وَ هُوَ رَدٌّ عَلَی قَدَرِیَّهًِْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ یَحْشُرُهُمُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ مَعَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصَارَی وَ الْمَجُوس قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَلَا إِنَّ لِکُلِّ أُمَّهًٍْ مَجُوساً وَ مَجُوسُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ الَّذِینَ یَقُولُونَ لَا قَدَرَ وَ یَزْعُمُونَ أَنَّ الْمَشِیَّهًَْ وَ الْقُدْرَهًَْ إِلَیْهِمْ وَ لَهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابو­­الجارود نقل کرده، امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی این سخن خداوند: وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ؛ می­فرماید: یعنی کر از شنیدن هدایت، و لال از اینکه سخن خیری بگویند. فِی الظُّلُماتِ؛ یعنی تاریکی­های کفر، مَنْ یَشَأِ اللهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، این سخن، در ردّ اعتقاد قدری­های این امّت است که خداوند آنان را در روز قیامت با صابئین و نصرانی­ها و مجوسیان محشور می­کند و آنان می­گویند: وَ الله رَبِّنا ما کُنَّا مُشْرِکِینَ، و خداوند می‌فرماید: انْظُرْ کَیْفَ کَذَبُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما کانُوا یَفْتَرُونَ، امام باقر (علیه السلام) نقل کردند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هر امّتی، مجوسیانی دارد و مجوسیان این امّت، کسانی­اند که می­گویند قدری در کار نیست و می­پندارند که مشیّت و قدرت، به آنان داده شده و در اختیار آنان است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۰ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۹۷/ البرهان/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۱۹۸

۲

(انعام/ ۳۹)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ مَنْ یَشَأِ اللهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صراطٍ مُسْتَقِیمٍ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) نَزَلَتْ فِی الَّذِینَ کَذَّبُوا فِی أَوْصِیَائِهِمْ صمٌّ وَ بُکْمٌ کَمَا قَالَ اللَّهُ فِی الظُّلُماتِ مَنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ إِبْلِیسَ فَإِنَّهُ لَا یُصَدِّقُ بِالْأَوْصِیَاءِ (علیهم السلام) وَ لَا یُؤْمِنُ بِهِمْ أَبَداً وَ هُمُ الَّذِینَ أَضَلَّهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ آدَمَ (علیه السلام) آمَنَ بِالْأَوْصِیَاءِ (علیهم السلام) وَ هُمْ عَلَی صرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ قَالَ وَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ کَذَّبُوا بِآیاتِنا کُلِّهَا فِی بَطْنِ الْقُرْآنِ أَنْ کَذَّبُوا بِالْأَوْصِیَاءِ (علیهم السلام) کُلِّهِمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوحمزه گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ مَنْ یَشَأِ اللهُ یُضْلِلْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ؛ پرسیدم. فرمود: «درباره‌ی کسانی نازل شده که اوصیای خود را تکذیب کردند، صُمٌّ وَ بُکْمٌ همان‌طورکه خداوند فرموده است: فِی الظُّلُماتِ، در تاریکی‌ها به سر می‌برند. کسی که از فرزندان شیطان باشد، هرگز اوصیاء (علیهم السلام) را تصدیق نخواهد کرد و به آن‌ها ایمان نمی‌آورد و آن‌ها کسانی هستند که خدا گمراهشان نموده و کسی که از فرزندان آدم (علیه السلام) باشد، ایمان به اوصیاء (علیهم السلام) می‌آورد و آن‌ها در راه راست قرار دارند». و شنیدم که می‌فرمود: «کَذَّبُوا بِآیاتِنا تمام آیات، و در باطن قرآن یعنی تمام اوصیاء را تکذیب کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۰۶/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(انعام/ ۳۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ یَعْنِی قَدْ خَفِیَ عَلَیْهِمْ مَا تَقُولُهُ مَنْ یَشَأِ اللهُ یُضْلِلْهُ أَیْ یُعَذِّبْهُ وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلَی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ یَعْنِی یُبَیِّنْ لَهُ وَ یُوَفِّقْهُ حَتَّی یَهْتَدِی إِلَی الطَّرِیقِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کلام خداوند وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ، یعنی آنچه می‌گویی بر آن‌ها مخفی شده است [و سخنانت را نمی‌فهمند]. مَنْ یَشَأِ اللهُ یُضْلِلْهُ، یعنی عذاب می‌کند، وَ مَنْ یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ، یعنی [راه راست را] برای او بیان می‌کند و او را کمک می‌کند تا به راه [راست] هدایت شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۰ القمی، ج۱، ص۱۹۸/ البرهان؛ فیه: «قوله و الذین ... قد خفی علیهم ما تقوله» محذوفٌ

۴

(انعام/ ۳۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ یَعْنِی قَدْ خَفِیَ عَلَیْهِمْ مَا تَقُولُهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا صُمٌّ وَ بُکْمٌ فِی الظُّلُماتِ، یعنی آنچه می‌گویی بر آن‌ها مخفی شده است [و سخنانت را نمی‌فهمند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۰ البرهان

 

آیه قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ [40]

 

بگو: «به من خبر دهيد اگر عذاب پروردگار به سراغ شما آيد، يا قيامت فرا رسد، آيا [براى حلّ مشكل خود]، غير خدا را مى‌خوانيد اگر راست مى‌گوييد»؟!

۱

(انعام/ ۴۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- هُوَ الَّذِی یَتَأَلَّهُ إِلَیْهِ عِنْدَ الْحَوَائِجِ وَ الشَّدَائِدِ کُلُّ مَخْلُوقٍ عِنْدَ انْقِطَاعِ الرَّجَاءِ مِنْ جَمِیعِ مَنْ دُونَهُ وَ تَقَطُّعِ الْأَسْبَابِ مِنْ کُلِّ مَنْ سِوَاهُ وَ ذَلِکَ أَنَّ کُلَّ مُتَرَئِّسٍ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا وَ مُتَعَظِّمٍ فِیهَا وَ إِنْ عَظُمَ غَنَاؤُهُ وَ طُغْیَانُهُ وَ کَثُرَتْ حَوَائِجُ مَنْ دُونَهُ إِلَیْهِ فَإِنَّهُمْ سَیَحْتَاجُونَ حَوَائِجَ لَا یَقْدِرُ عَلَیْهَا هَذَا الْمُتَعَاظِمُ وَ کَذَلِکَ هَذَا الْمُتَعَاظِمُ یَحْتَاجُ إِلَی حَوَائِجَ لَا یَقْدِرُ عَلَیْهَا فَیَنْقَطِعُ إِلَی اللَّهِ عِنْدَ ضَرُورَتِهِ وَ فَاقَتِهِ حَتَّی إِذَا کُفِیَ هَمَّهُ عَادَ إِلَی شِرْکِهِ أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ اللهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ* بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ فَقَالَ اللَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ لِعِبَادِهِ أَیُّهَا الْفُقَرَاءُ إِلَی رَحْمَتِی إِنِّی قَدْ أَلْزَمْتُکُمُ الْحَاجَهًَْ إِلَیَّ فِی کُلِّ حَالٍ وَ ذِلَّهًَْ الْعُبُودِیَّهًِْ فِی کُلِّ وَقْتٍ فَإِلَیَّ فَافْزَعُوا فِی کُلِّ أَمْرٍ تَأْخُذُونَ فِیهِ وَ تَرْجُونَ تَمَامَهُ وَ بُلُوغَ غَایَتِهِ فَإِنِّی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أُعْطِیَکُمْ لَمْ یَقْدِرْ غَیْرِی عَلَی مَنْعِکُمْ وَ إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَمْنَعَکُمْ لَمْ یَقْدِرْ غَیْرِی عَلَی إِعْطَائِکُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- آنکه هر مخلوقی در نزد بریده شدن امید از هر که غیر از اوست و پاره پاره شدن اسباب از هرکه سوای او باشد در نزد حاجت‌ها و سختی‌ها به سوی او پناه می‌برد و بیانش آن است که هر سرداری در این دنیا و بزرگواری در آن و هر چند که بی‌نیازی و طغیانش بزرگ باشد و حاجت‌های کسی که غیر او یا پست‌تر از اوست به سوی او بسیار باشد. پس به درستی که ایشان به زودی به حاجاتی زیاد محتاج می‌شوند که این بزرگی نما بر آن‌ها قدرت ندارد و همچنین این بزرگ نما به حاجتی چند محتاج می‌شود که بر آن‌ها قدرت ندارد. پس در نزد ضرورت و ناچاری و فاقه و پریشانی‌اش به سوی خدا منقطع می‌شود تا وقتی که مقصودش کفایت شود به سوی شرک برگردد. آیا نشنیده‌ای که خدای عزّوجلّ می‌فرماید: قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ الله أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ الله تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ؛ یعنی خدایان خود را می‌گذارید و در دفع عذاب متوجه او می‌شوید. پس خدای جلّ جلاله به بندگانش فرمود که ای کسانی که به سوی رحمت من فقیر و محتاجید، به درستی که من حاجت به سوی خود را بر شما در هر حالی و همچنین خواری بندگی را در هر وقتی الزام کرده‌ام. پس در هر کاری که در آن شروع می‌کنید و تمام و بلوغ غایت و پایان آن را امید دارید، به سوی من فزع کنید. پس به درستی که من اگر خواهم که به شما عطاء کنم غیر من بر منع شما قدرت ندارد و اگر خواهم که شما را منع کنم، غیر من بر عطا کردن به شما قدرت ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۲ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۳۲/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۲۷/ التوحید، ص۲۳۰/ نورالثقلین؛ فیهم «فقال الله ... إعطایکم» محذوفٌ

۲

(انعام/ ۴۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ لَهُمْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) أ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ اللهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ ثُمَّ رَدَّ عَلَیْهِمْ فَقَالَ بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ قَالَ تَدْعُونَ اللَّهَ إِذَا أَصَابَکُمْ ضُرٌّ ثُمَّ إِذَا کَشَفَ عَنْکُمْ ذَلِکَ تَنْسَوْنَ مَا تُشْرِکُونَ أَیْ تَتْرُکُونَ الْأَصْنَامَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آن‌ها بگو: أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ أَ غَیْرَ اللهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ. سپس به آن‌ها پاسخ داد و فرمود: بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ؛ هنگامی‌که ناراحتی به شما برسد، خدا را می‌خوانید سپس هنگامی‌که آن را از شما برطرف می‌سازد، آنچه را همتای خدا قرار می‌دهید، فراموش می‌کنید؛ یعنی بت‌ها را رها می‌کنید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۲ القمی، ج۱، ص۱۹۹/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۴/ نورالثقلین؛ فیه: «قل لهم یا محمد ... ثم ردّ علیهم» محذوفٌ

 

آیه بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ [41]

 

[نه]، بلكه تنها او را مى‌خوانيد؛ و او اگر بخواهد، مشكلى را كه به خاطر آن او را خوانده‌ايد، برطرف مى‌سازد؛ و آنچه را [امروز] همتاى خدا قرار مى‌دهيد، [در آن روز] فراموش خواهيد كرد.

۱

(انعام/ ۴۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ أَی یَتْرُکُونَ دُعَاءً ما تُشْرِکُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ عِنْدَهُمْ ضَرَرٌ وَ لَا نَفَعٌ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِکُونَ؛ یعنی غیر از خدا خواندن چیزهایی را که شریک قرار می‌دهید، رها کنید؛ چون نزد آن‌ها زیان و سودی نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۱۷

 

آیه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ [42]

 

ما به‌سوى امّت‌هايى كه پيش از تو بودند، [پيامبرانى] فرستاديم؛ [و هنگامى‌كه با اين پيامبران به مخالفت برخاستند]، آن‌ها را با سختى و رنج مواجه ساختيم؛ شايد تسليم گردند.

۱

(انعام/ ۴۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ؛ یَعْنِی کَیْ یَتَضَرَّعُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ؛ یعنی تا اینکه تسلیم گردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۴ القمی، ج۱، ص۱۹۹

۲

(انعام/ ۴۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ حِینَ تَنْزِلُ بِهِمُ النِّقَمُ وَ تَزُولُ عَنْهُمُ النِّعَمُ فَزِعُوا إِلَی رَبِّهِمْ بِصِدْقٍ مِنْ نِیَّاتِهِمْ وَ وَلَهٍ مِنْ قُلُوبِهِمْ لَرَدَّ عَلَیْهِمْ کُلَ شَارِدٍ وَ أَصْلَحَ لَهُمْ کُلَ فَاسِدٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- اگر مردم هنگامی‌که عذاب‌ها بر آن‌ها فرود می‌آید و نعمت‌ها از دستشان می‌رود، با نیّت‌های صادقانه‌ی خود و دل‌های مشتاق به پروردگارشان پناه می‌بردند، آنچه از دست رفته به آن‌ها بازمی‌گرداند و هر فسادی را برایشان اصلاح می‌نمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۴ نهج البلاغهًْ، ص۲۵۷/ نورالثقلین

 

آیه فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ [43]

 

چرا هنگامى‌كه سختى [و عذاب] ما به آنان رسيد، [تضرّع نكردند و] تسليم نشدند؟! بلكه دل‌هاى آن‌ها قساوت پيدا كرد؛ و شيطان، آنچه را انجام مى‌دادند، در نظرشان زينت داد.

۱

(انعام/ ۴۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ فَلَوْلَا إِذْ جَاءَهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ مَا کانُوا یَعْمَلُونَ فَلَمَّا لَمْ یَتَضَرَّعُوا فَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِمُ الدُّنْیَا وَ أَغْنَاهُمْ عُقُوبَهًًْ لِفِعْلِهِمُ الرَّدِیءِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ ما کانُوا یَعْمَلُونَ، و هنگامی‌که تسلیم نشدند، خداوند به خاطر کار پستشان، برای عذاب آن‌ها [درهای] دنیا را بر آن‌ها گشود و آن‌ها را بی‌نیاز کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۴ القمی، ج۱، ص۱۹۹

۲

(انعام/ ۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَرْوَکٍ بَیَّاعِ اللُّؤْلُؤِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: وَ هَکَذَا التَّضَرُّعُ وَ حَرَّکَ أَصَابِعَهُ یَمِیناً وَ شِمَالًا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مروک بیّاع لؤلؤ از کسی که از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند: فرمود: تضرّع [در دعا] اینگونه است: و انگشتانش را به‌طرف راست و چپ حرکت داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۴ الکافی، ج۲، ص۴۸۰/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ دُعَاءُ التَّضَرُّعِ أَنْ تُحَرِّکَ إِصْبَعَکَ السَّبَّابَهًَْ مِمَّا یَلِی وَجْهَکَ وَ هُوَ دُعَاءُ الْخِیفَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دعای تضرّع آن است که انگشت سبابه را در برابر صورتت بجنبانی و آن دعای ترس و هراس است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۴ الکافی، ج۲، ص۴۸۰/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۴۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ التَّضَرُّعُ رَفْعُ الْیَدَیْنِ وَ التَّضَرُّعُ بِهِمَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- تضرّع، بالابردن دست‌ها و زاری‌کردن با آن‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۴ الکافی، ج۲، ص۴۸۱/ نورالثقلین

 

آیه فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ [44]

 

[آرى]، هنگامى‌كه آنچه را به آن‌ها يادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چيز [از نعمت‌ها] را به روى آن‌ها گشوديم؛ تا [كاملاً] به آن خوشحال شدند [و دل بستند]؛ ناگهان آن‌ها را گرفتيم [و سخت مجازات كرديم]؛ در‌اين‌هنگام، همگى مأيوس شدند؛ [و درهاى اميد به روى آن‌ها بسته شد].

[آری]، هنگامی‌که آنچه را به آن‌ها یادآوری شده بود فراموش کردند

۱ -۱

(انعام/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ قَالَ کَانُوا ثَلَاثَهًَْ أَصْنَافٍ صنْفٌ ائْتَمَرُوا وَ أَمَرُوا فَنَجَوْا وَ صنْفٌ ائْتَمَرُوا وَ لَمْ یَأْمُرُوا فَمُسِخُوا ذَرّاً وَ صنْفٌ لَمْ یَأْتَمِرُوا وَ لَمْ یَأْمُرُوا فَهَلَکُوا.

 

امام باقر (علیه السلام)- فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ، سه گروه بودند: گروهی فرمانبرداری کردند و [به کار خوب] فرمان دادند؛ در نتیجه نجات یافتند و گروهی فرمانبرداری کردند ولی دیگران را فرمان ندادند پس این‌ها به شکل مورچه درآمدند و گروهی نه فرمان بردند و نه فرمان دادند؛ پس نابود شدند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۷۵/ الخصال، ج۱، ص۱۰۰

۱ -۲

(انعام/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ قَالَ لَمَّا تَرَکُوا وَلَایَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ قَدْ أُمِرُوا بِهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ؛ هنگامی‌که ولایت علی (علیه السلام) را رها کردند درحالی‌که به آن فرمان داده شده بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۲۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۰/ نورالثقلین/ البرهان/ فرات الکوفی، ص۱۳۳/ بصایرالدرجات، ص۷۷

۱ -۳

(انعام/ ۴۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ أَی تَرَکُوا مَا وُعِظُوا بِهِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ؛ یعنی آنچه به آن پند داده شده بودند، وانهادند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۱۹

درهای همه چیز [از نعمت‌ها] را به روی آن‌ها گشودیم؛ تا [کاملاً] به آن خوشحال شدند [و دل بستند]؛ ناگهان آن‌ها را گرفتیم [و سخت مجازات کردیم]

۲ -۱

(انعام/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ یَعْنِی مَعَ دَوْلَتِهِمْ فِی الدُّنْیَا وَ مَا بَسَطَ إِلَیْهِمْ فِیهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ یعنی با دولتشان در دنیا و آنچه در دنیا برایشان گسترده شده [درهای همه چیز را به روی آن‌ها گشودیم].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بصایرالدرجات، ص۷۷/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۹/ البرهان/ القمی، ج۱، ص۲۰۰/ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۴۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا رَأَیْتَ اللَّهَ یُعْطِی الْعَبْدَ مَا یُحِبُ وَ هُوَ مُقِیمٌ عَلَی مَعْصِیَتِهِ فَإِنَّمَا ذَلِکَ اسْتِدْرَاجٌ ثُمَّ تَلَا فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِه ِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرگاه دیدی خداوند به بنده آنچه را دوست دارد عطا می‌فرماید درحالی‌که آن بنده نافرمانی خدا را ادامه می‌دهد؛ پس قطعاً آن نشانه‌ی استدراج (به‌تدریج به‌سوی عذاب پیش‌بردن) است. سپس تلاوت فرمود: فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِه فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ مجموعهًْ ورام، ج۲، ص۲۳۲

۲ -۳

(انعام/ ۴۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِذَا رَأَیْتَ اللَّهَ یُعْطِی عَلَی الْمَعَاصِی فَذَلِکَ اسْتِدْرَاج‌ٌٌٌ مِنْهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وقتی دیدی خداوند بر گناهان عطا می‌کند، آن استدراج از طرف خداست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحار الأنوار، ج۶۴، ص۱۹۸/ نورالثقلین

۲ -۴

(انعام/ ۴۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَا ابْنَ آدَمَ (علیه السلام) إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ فَاحْذَرْهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای فرزند آدم (علیه السلام)! وقتی دیدی پروردگارت نعمت‌هایش را پی‌درپی برای تو می‌فرستد، از آن برحذر باش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحار الأنوار، ج۶۴، ص۱۹۹/ نورالثقلین

دراین‌هنگام، همگی مأیوس شدند؛ [و درهای امید به روی آن‌ها بسته شد]

۳ -۱

(انعام/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ قَالَ نَزَلَتْ فِی وُلْدِ الْعَبَّاس.

 

امام باقر (علیه السلام)- أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ، درباره‌ی فرزندان عبّاس نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۲۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۰/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۲

(انعام/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَوْلِهِ فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ قَالَ أَخَذَ بَنِیأُمَیَّهًَْ بَغْتَهًًْ وَ یُؤْخَذُ بَنُوالْعَبَّاسِ جَهْرَهًًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ، خداوند بنی‌امیّه را به صورت ناگهانی گرفت [و مجازات کرد] و بنی‌عبّاس آشکارا گرفته می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۳۱، ص۵۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۰/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۳

(انعام/ ۴۴)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ عَلِیِّ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام): أَنَّ قَنْبَراً مَوْلَی أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) دَخَلَ عَلَی الْحَجَّاجِ‌بْنِیُوسُفَ فَقَالَ لَهُ مَا الَّذِی کُنْتَ تَلِی مِنْ عَلِیِّبْنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ کُنْتُ أُوَضِّیهِ فَقَالَ لَهُ مَا کَانَ یَقُولُ إِذَا فَرَغَ مِنْ وُضُوئِهِ فَقَالَ کَانَ یَتْلُو هَذِهِ الْآیَهًَْ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ فَقَالَ الْحَجَّاجُ أَظُنُّهُ کَانَ یَتَأَوَّلُهَا عَلَیْنَا قَالَ نَعَمْ.

 

امام هادی (علیه السلام)- قنبر خادم امیرالمؤمنین (علیه السلام) نزد حجّاج‌بن‌یوسف آمد. حجّاج به او گفت: «چه کمکی به علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) می‌کردی»؟ گفت: «آب وضو برایش آماده می‌کردم». حجّاج به او گفت: «هنگامی‌که از وضویش فارغ می‌شد چه می‌گفت»؟ گفت: «این آیه را می‌خواند: فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ أَبْوابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ». حجّاج گفت: «گمان می‌کنم آن آیه را بر ما تأویل می‌کرد». گفت: «بله».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۶ بحارالأنوار، ج۴۲، ص۱۳۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۵۹/ رجال الکشی، ص۷۴/ نورالثقلین/ مستدرک الوسایل، ج۱، ص۳۲۲/ البرهان

۳ -۴

(انعام/ ۴۴)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَمَّا قَوْلُهُ حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ یَعْنِی قِیَامَ الْقَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف).

 

امام باقر (علیه السلام)- حَتَّی إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ، منظور قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۸ بصایرالدرجات، ص۷۷/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۹/ البرهان/ القمی، ج۱، ص۲۰۰/ نورالثقلین

۳ -۵

(انعام/ ۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال: کَانَتْ مُنَاجَاهًُْ اللَّهِ لِمُوسَی (علیه السلام) یَا مُوسَی (علیه السلام) إِذَا رَأَیْتَ الْفَقْرَ مُقْبِلًا فَقُلْ مَرْحَباً بِشِعَارِ الصَّالِحِینَ، وَ إِذَا رَأَیْتَ الْغِنَی مُقْبِلًا فَقُلْ ذَنْبٌ عُجِّلَتْ عُقُوبَتُهُ، فَمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَی أَحَدٍ هَذِهِ الدُّنْیَا إِلَّا بِذَنْبٍ لِیُنْسِیَهُ ذَلِکَ فَلَا یَتُوبَ فَیَکُونُ إِقْبَالُ الدُّنْیَا عَلَیْهِ عُقُوبَهًًْ لِذُنُوبِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حفص‌بن‌غیاث از امام صادق (علیه السلام) نقل می‌کند که فرمود: کلام خداوند به موسی (علیه السلام) این بود: «ای موسی (علیه السلام) هنگامی‌که فقر را دیدی که [به تو] روی آورده است، بگو: علامت صالحان خوش آمدی! و هنگامی‌که توانگری را دیدی که روی آورده است، بگو: گناهی است که عذاب آن پیشی گرفته است. خداوند این دنیا را جز به سبب گناهی به روی کسی باز نکرده است تا آن [گناه را از یادش ببرد و توبه نکند؛ در نتیجه روی‌آوردن دنیا به او، عذاب برای گناهش است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۸ القمی، ج۱، ص۱۹۹/ نورالثقلین؛ فیه: «فلما فرحوا ... لموسی» و «فما فتح الله ... لذنوبه» محذوفتان

 

آیه فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ [45]

 

و [به اين ترتيب]، ريشه‌ی گروهى كه ستم كرده بودند، قطع شد. و ستايش مخصوص خداوند، پروردگار جهانيان است.

۱

(انعام/ ۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ فُضَیْلِ‌بْنِ‌عِیَاضٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبدِاللهِ (علیه السلام) عَنِ الْوَرَعِ مِنَ النَّاسِ قَالَ الَّذِی یَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ یَجْتَنِبُ هَؤُلَاءِ وَ إِذَا لَمْ یَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِی الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا یَعْرِفُهُ وَ إِذَا رَأَی الْمُنْکَرَ فَلَمْ یُنْکِرْهُ وَ هُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللَّهُ فَقَدْ بَارَزَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بِالْعَدَاوَهًِْ وَ مَنْ أَحَبَّ بَقَاءَ الظَّالِمِینَ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی حَمِدَ نَفْسَهُ عَلَی هَلَاکِ الظَّالِمِینَ فَقَالَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فضیل‌بن‌عیاض گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «چه کسی در میان مردم، پارسا است»؟ فرمود: «کسی که از ارتکاب کارهایی که خدا حرام کرده است، خودداری کند و از [اینان] دوری گزیند. و اگر از شبهه‌ها خودداری نکند، در کارهای حرام گرفتار می‌شود، در حالی که آن را نمی‌شناسد و اگر منکر را ببیند و آن را انکار نکند و زشت نشمارد، در حالی که می‌تواند آن را از بین ببرد، [در این صورت] وی دوست دارد که [مردم] خدا را معصیت کنند و هر که دوست دارد که خدا مورد معصیت قرار گیرد، آشکارا با خداوند دشمنی کرده است و هر که دوست دارد ستمگران باقی و پایدار بمانند، به معنی این است که وی دوست دارد خدا مورد معصیت قرار گیرد و این در حالی است که خدای تبارک و تعالی خود را به خاطر از بین بردن ستمگران ستایش کرده است: استفَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۸ الکافی، ج۵، ص۱۰۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۵۸/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۳۰۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۰/ القمی، ج۱، ص۲۰۰؛ فیه: «اختیارا» زیادهًْ/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۴۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ یُمْهِلُ الظَّالِمَ حَتَّی یَقُولَ قَدْ أَهْمَلَنِی ثُمَّ یَأْخُذُهُ أَخْذَهًًْ رَابِیَهًًْ إِنَّ اللَّهَ حَمِدَ نَفْسَهُ عِنْدَ هَلَاکِ الظَّالِمِینَ فَقَالَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خداوند به ظالم مهلت می‌دهد تا بگوید به من مهلت داده است. سپس او را به عذاب شدیدی گرفتار می‌کند. خداوند خود را هنگام هلاک ظالمان ستوده و فرمود است: فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۸۸ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۲۲/ أعلام الدین، ص۳۱۵

 

آیه قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَكُمْ وَ أَبْصارَكُمْ وَ خَتَمَ عَلى قُلُوبِكُمْ مَنْ إِلهٌ غَيْرُ اللهِ يَأْتيكُمْ بِهِ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ [46]

 

بگو: «به من خبر دهيد اگر خداوند، گوش و چشم‌هايتان را بگيرد، و بر دل‌هاى شما مهر نهد [كه چيزى را نفهميد]، كدام معبودى جز خدا آن‌ها را به شما باز مى‌گرداند»؟ ببين چگونه آيات را به‌گونه‌هاى مختلف براى آن‌ها شرح مى‌دهيم، سپس آن‌ها روى مى‌گردانند!

۱

(انعام/ ۴۶)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْ لِقُرَیْشٍ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَرُدُّهَا عَلَیْکُمْ إِلَّا اللهُ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ أَیْ یَکْذِبُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ، خدای متعال فرمود: به قریش بگو: إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَرُدُّهَا عَلَیْکُمْ إِلَّا اللهُ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ، یعنی دروغ می‌گویند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۴/ البرهان/ نورالثقلین؛ فیه: «من اله غیر ... من اله غیر الله» محذوفٌ/ القمی، ج۱، ص۲۰۱

۲

(انعام/ ۴۶)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ یَقُولُ أَخَذَ اللَّهُ مِنْکُمُ الْهُدَی ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ یَقُولُ یُعْرِضُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ؛ اگر خداوند هدایت را از شما بگیرد، کدام معبودی جز خدا آن‌ها را به شما باز می‌گرداند؟! انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ؛ یعنی اعراض می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۴/ البرهان/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۴۶)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ یَقُولُ إِنْ أَخَذَ اللَّهُ مِنْکُمُ الْهُدَی مَنْ إِلهٌ غَیْرُ اللهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ یَقُولُ یَعْتَرِضُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلی قُلُوبِکُمْ؛ اگر خداوند هدایت را از شما بگیرد، کدام معبودی جز خدا آن‌ها را به شما باز می‌گرداند؟! انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ؛ یعنی اعتراض می‌کنند..

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۰ القمی، ج۱، ص۲۰۱

 

آیه قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ [47]

 

بگو: «به من خبر دهيد اگر عذاب خدا ناگهان يا آشكارا به سراغ شما بيايد، آيا جز گروه ستمكاران هلاك مى‌شوند»؟!

۱

(انعام/ ۴۷)

 

الباقر (علیه السلام)- قَوْلُهُ تَعَالَی قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ فَإِنَّهَا نَزَلَتْ لَمَّا هَاجَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی الْمَدِینَهًِْ وَ أَصَابَ أَصْحَابَهُ الْجَهْدُ وَ الْعِلَلُ وَ الْمَرَضُ فَشَکَوْا ذَلِکَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَنْزَلَ اللَّهُ قُلْ لَهُمْ یا محمّد (صلی الله علیه و آله) أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ أَیْ إِنَّهُ لَا یُصِیبُکُمْ إِلَّا الْجَهْدُ وَ الضُّرُّ فِی الدُّنْیَا فَأَمَّا الْعَذَابُ الْأَلِیمُ الَّذِی فِیهِ الْهَلَاکُ لَا یُصِیبُ إِلَّا الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- این کلام خداوند متعال: قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ، هنگامی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به مدینه هجرت کرد، نازل شد و اصحابش دچار مشقّت، بیماری‌ها و مریضی شدند و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شکایت کردند؛ پس خداوند نازل فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها بگو: أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُ اللهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ؛ یعنی در دنیا جز مشقّت و ضرر به شما نمی‌رسد، امّا عذاب دردناکی که در آن هلاکت است جز به قوم ظالم نمی‌رسد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۴/ القمی، ج۱، ص۲۰۱/ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلينَ إِلاَّ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ [48]

 

ما پيامبران را، جز [به‌عنوان] بشارت‌دهنده و بيم‌دهنده، نمى‌فرستيم؛ كسانى كه ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند، نه ترسى بر آنهاست و نه اندوهگين مى‌شوند.

 

آیه وَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا يَمَسُّهُمُ الْعَذابُ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ [49]

 

و كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، عذاب [پروردگار] به خاطر نافرماني‌هايشان به آنان مى‌رسد.

 

آیه قُلْ لا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدي خَزائِنُ اللهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَ لا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصيرُ أَ فَلا تَتَفَكَّرُونَ [50]

 

بگو: «من به شما نمى‌گويم گنجينه‌هاى الهى نزد من است. و من، [جز آنچه خدا به من بياموزد]، از غيب آگاه نيستم. و به شما نمى‌گويم من فرشته‌ام. تنها از آنچه به من وحى مى‌شود پيروى مى‌كنم». بگو: «آيا نابينا و بينا مساويند؟! پس چرا نمى‌انديشيد»؟!

بگو: «من به شما نمی‌گویم گنجینه‌های الهی نزد من است. و من، [جز آنچه خدا به من بیاموزد]، از غیب آگاه نیستم. و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام. تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم»

۱ -۱

(انعام/ ۵۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ حَرَاماً وَ أَحَلَّ حَلَالًا وَ فَرَضَ فَرَائِضَ فَمَا جَاءَ فِی تَحْلِیلِ مَا حَرَّمَ اللَّهُ أَوْ فِی تَحْرِیمِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ أَوْ دَفْعِ فَرِیضَهًٍْ فِی کِتَابِ اللَّهِ رَسَمَهَا بَیْنَ قَائِمٍ بِلَا نَاسِخٍ نَسَخَ ذَلِکَ فَذَلِکَ مَا لَا یَسَعُ الْأَخْذُ بِهِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمْ یَکُنْ لِیُحَرِّمَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ وَ لَا لِیُحَلِّلَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ لَا لِیُغَیِّرَ فَرَائِضَ اللَّهِ وَ أَحْکَامَهُ کَانَ فِی ذَلِکَ کُلِّهِ مُتَّبِعاً مُسَلِّماً مُؤَدِّیاً عَنِ اللَّهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی إِلَیَّ فَکَانَ (صلی الله علیه و آله) مُتَّبِعاً لِلَّهِ مُؤَدِّیاً عَنِ اللَّهِ مَا أَمَرَهُ بِهِ مِنْ تَبْلِیغِ الرِّسَالَهًْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند عزوجل چیزی را حرام کرده و چیزی را حلال، و اموری را نیز واجب گردانیده، و هر روایتی که در حلال کردن آنچه خداوند حرام فرموده، یا حرام کردن آنچه خداوند حلال فرموده، یا رد کردن واجبی را که در کتاب خدا حکمش مذکور است و دلیلش در سنّت کاملاً روشن است و ناسخی هم ندارد که آن را نسخ کرده باشد، آمده است، آن روایات (یعنی مخالف قطعی) را نمی‌توان مورد عمل قرار داد و جایز نیست به آن تمسّک شود، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این طور نبود که حلال خدا را حرام و یا حرام خدا را حلال کند، یا فرائض و احکام الهی را [العیاذ بالله] تغییر دهد. در تمام موارد کاملاً تابع وحی و تسلیم امر و رساننده از سوی خدا بود، و این حقیقت خود کلام پروردگار است که به او می‌فرماید: به مردم بگو: إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما یُوحی إِلَیَّ؛ پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تابع فرمان خدا بود و از جانب خداوند، احکام و آنچه را خدا به او امر کرده بود تبلیغ می‌فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۱۳/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۳۳/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۲۰

۱ -۲

(انعام/ ۵۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ لَهُمْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لَا أَقُولُ لَکُمْ عِنْدِی خَزائِنُ اللهِ وَ لَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ لَا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحی إِلَیَّ قَالَ: مَا أَمْلِکُ لَکُمْ خَزائِنَ اللَّهِ وَ لَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ أَمَّا قَوْلُهُ إِنَّهَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آن‌ها بگو: لَا أَقُولُ لَکُمْ عِنْدِی خَزائِنُ الله وَ لَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَ لَا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحی إِلَیَّ؛ من مالک گنجینه‌های خداوند نیستم و من، [جز آنچه خدا به من بیاموزد]، از غیب آگاه نیستم». و سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از طرف خداوند است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۲ القمی، ج۱، ص۲۰۱

بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید»

۲ -۱

(انعام/ ۵۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ أَیْ مَنْ یَعْلَمُ وَ مَنْ لَا یَعْلَمُ أَ فَلَا تَتَفَکَّرُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ؛ یعنی کسی که می‌داند با کسی که نمی‌داند. پس چرا نمی‌اندیشید»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۲ القمی، ج۱، ص۲۰۱

۲ -۲

(انعام/ ۵۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ قَالَ الْأَعْمَی أَبُوجَهْلٍ وَ الْبَصِیرُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ ما یَسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصِیرُ؛ کور ابوجهل و بینا امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۲ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۶۹

۲ -۳

(انعام/ ۵۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ عَلَی عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَهًُْ وَحْیِ اللَّهِ نَحْنُ الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ عَلَی مَا دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما خزانه‌دار علم خداوند هستیم و ما ترجمان وحی اوییم؛ ما حجّت بالغه بین آسمان و زمین هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۴ بحار الأنوار، ج۲۶، ص۱۰۵

۲ -۴

(انعام/ ۵۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَنَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِی عِبَادِهِ وَ خُزَّانُهُ عَلَی عِلْمِهِ وَ الْقَائِمُونَ بِذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما حجّت‌های خداوند در میان مردم هستیم. و نگهبان علم اوییم و بر آن قیام می‌کنیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۴ الکافی، ج۱، ص۱۹۳

۲ -۵

(انعام/ ۵۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ وُلَاهًُْ أَمْرِ اللَّهِ وَ خَزَنَهًُْ عِلْمِ اللَّهِ وَ عَیْبَهًُْ وَحْیِ اللَّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما ولیّ امر (امامت و خلافت) خدا و گنجینه علم خدا و صندوق وحی خدا هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۴ بصایر الدرجات، ج۱، ص۶۱

 

آیه وَ أَنْذِرْ بِهِ الَّذينَ يَخافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [51]

 

و به‌وسيله‌ی آن [قرآن]، كسانى را كه از محشور‌شدن به‌سوى پروردگارشان [در روز قيامت] مى‌ترسند، بيم ده! [روزى كه در آن]، هيچ ياور و سرپرست و شفاعت‌كننده‌اى جز خدا ندارند؛ شايد پرهيزگارى پيشه كنند.

۱

(انعام/ ۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنْذِرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَرْجُونَ الْوُصُولَ إِلَی رَبِّهِمْ بِرَغْبَتِهِمْ فِیمَا عِنْدَهُ فَإِنَّ الْقُرْآنَ شَافِعٌ مُشَفَّعٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- با قرآن کسانی را که به خدایشان امید دارند و رغبت دارند به آنچه که نزد اوست نایل شوند، هشدار ده. زیرا قرآن شفاعت‌کننده است و شفاعت آن مورد قبول واقع می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۴ بحار الأنوار، ج۹، ص۸۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(انعام/ ۵۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَنْذِرْ بِهِ یَعنِی بِالقُرآنِ الَّذِینَ یَخافُونَ أَی یَرجُونَ أَنْ یُحْشَرُوا إِلی رَبِّهِمْ لَیْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِیٌّ وَ لا شَفِیعٌ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُون.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَنذِرْ بِهِ؛ یعنی به وسیله‌ی قرآن. الَّذِینَ یَخَافُونَ؛ یعنی امید دارند. أَن یُحْشَرُواْ إِلَی رَبِّهِمْ لَیْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِیٌّ وَلاَ شَفِیعٌ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۴ القمی، ج۱، ص۲۰۱

 

آیه وَ لا تَطْرُدِ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَيْكَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ وَ ما مِنْ حِسابِكَ عَلَيْهِمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمينَ [52]

 

و كسانى را كه صبح و شام خدا را مى‌خوانند، و ذات پاك او را مى‌طلبند، از خود دور مكن. نه چيزى از حساب آن‌ها بر توست، و نه چيزى از حساب تو بر آن‌ها. اگر آن‌ها را طرد كنى، از ستمكاران خواهى بود.

۱

(انعام/ ۵۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنَّهُ کَانَ سَبَبُ نُزُولِهَا أَنَّهُ کَانَ بِالْمَدِینَهًِْ قَوْمٌ فُقَرَاءُ مُؤْمِنُونَ یُسَمَّوْنَ أَصْحَابَ الصُّفَّهًِْ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمَرَهُمْ أَنْ یَکُونُوا فِی صفَّهًٍْ یَأْوُونَ إِلَیْهَا وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَتَعَاهَدُهُمْ بِنَفْسِهِ وَ رُبَّمَا حَمَلَ إِلَیْهِمْ مَا یَأْکُلُونَ وَ کَانُوا یَخْتَلِفُونَ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَیَقْرَبُهُمْ وَ یَقْعُدُ مَعَهُمْ وَ یُؤْنِسُهُمْ وَ کَانَ إِذَا جَاءَ الْأَغْنِیَاءُ وَ الْمُتْرَفُونَ مِنْ أَصْحَابِهِ ینکروا {أَنْکَرُوا} عَلَیْهِ ذَلِکَ وَ یقولوا {یَقُولُونَ} لَهُ اطْرُدْهُمْ عَنْکَ فَجَاءَ یَوْماً رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الصُّفَّهًِْ قَدْ لَزِقَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یُحَدِّثُهُ
 فَقَعَدَ الْأَنْصَارِیُّ بِالْبُعْدِ مِنْهُمَا فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) تَقَدَّمْ فَلَمْ یَفْعَلْ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَعَلَّکَ خِفْتَ أَنْ یَلْزَقَ فَقْرُهُ بِکَ فَقَالَ الْأَنْصَارِیُّ اطْرُدْ هَؤُلَاءِ عَنْکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- شأن نزول این آیه این بود که در مدینه گروهی فقیر و مؤمن بودند که به آنان اهل صُفَّه می‌گفتند و رسول خدا که سلام و درود خدا بر او و اهل بیت او باد، به آنان دستور داده بود که در صفّه‌ای قرار گیرند و به آن پناه ببرند و حضرت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شخصاً به آنان سرکشی می‌کرد و گاهی غذا برای آنان می‌برد و آنان پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درحال رفت‌وآمد بودند و او نیز با آنان نشست و برخاست می­کرد و به آنان دلداری می‌داد. امّا ثروتمندان و صحابه مرفّه­ای که نزد او می­آمدند، این رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) را بر نمی‌تافتند و می‌گفتند: «آنان را از خود بران». روزی مردی از انصار نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و مردی از اهل صفّه نزد وی بود و خود را به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چسبانده بود، درحالی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مشغول صحبت با او بود. آن مرد انصاری در جایی دور از آنان نشست. حضرت (صلی الله علیه و آله) به وی گفت: «جلوتر بیا». امّا این کار را نکرد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شاید می­ترسی که مبادا فقر او به تو سرایت کند»؟! مرد انصاری گفت: «این‌ها را از خود بران». پس خدا این آیه را نازل کرد: وَ لاَ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۴ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۸۱/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۱/ البرهان

۲

(انعام/ ۵۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌مَسْعُودٍ أَنَّهُ قَالَ: مَرَّ الْمَلَأُ مِنْ قُرَیْشٍ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عِنْدَهُ صهَیْبٌ (رحمة الله علیه) وَ خَبَّابٌ (رحمة الله علیه) وَ بِلَالٌ (رحمة الله علیه) وَ عَمَّارٌ (رحمة الله علیه) وَ غَیْرُهُمْ مِنْ ضُعَفَاءِ الْمُسْلِمِینَ فَقَالُوا یا محمد (صلی الله علیه و آله) أ رَضِیتَ بِهَؤُلَاءِ مِنْ قَوْمِکَ أَ فَنَحْنُ نَکُونُ تَبَعاً لَهُمْ أَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ اطْرُدْهُمْ عَنْکَ فَلَعَلَّکَ إِنْ طَرَدْتَهُمْ اتَّبَعْنَاکَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لا تَطْرُدِ إِلَی آخِرِهِ وَ قَالَ سلمان (رحمة الله علیه) وَ خَبَّابٌ (رحمة الله علیه) فِینَا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ جَاءَ الْأَقْرَعُ‌بْنُ‌حَابِسٍ التَّمِیمِیُّ وَ عُیَیْنَهًُْ‌بْنُ‌حِصْنٍ الْفَزَارِیُّ وَ ذَوُوهُمْ مِنَ الْمُؤَلَّفَهًِْ قُلُوبُهُمْ فَوَجَدُوا النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) قَاعِداً مَعَ بِلَالٍ (رحمة الله علیه) وَ صهَیْبٍ (رحمة الله علیه) وَ عَمَّارٍ (رحمة الله علیه) وَ خَبَّابٍ (رحمة الله علیه) فِی نَاسٍ مِنْ ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِینَ فَحَقَّرُوهُمْ فَقَالُوا یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) لَوْ نَحَّیْتَ هَؤُلَاءِ عَنْکَ حَتَّی نَخْلُوَ بِکَ فَإِنَّ وُفُودَ الْعَرَبِ تَأْتِیکَ فَنَسْتَحْیِی أَنْ یَرَوْنَا مَعَ هَؤُلَاءِ الْأَعْبُدِ ثُمَّ إِذَا انْصَرَفْنَا فَإِنْ شِئْتَ فَأَعِدْهُمْ إِلَی مَجْلِسِکَ فَأَجَابَهُمُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) إِلَی ذَلِکَ فَقَالَا لَهُ اکْتُبْ لَنَا بِهَذَا عَلَی نَفْسِکَ کِتَاباً فَدَعَا بِصَحِیفَهًٍْ وَ أَحْضَرَ عَلِیّاً (علیه السلام) لِیَکْتُبَ قَالَ وَ نَحْنُ قُعُودٌ فِی نَاحِیَهًٍْ إِذْ نَزَلَ جَبْرَئِیلُ بِقَوْلِهِ وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ إِلَی قَوْلِهِ أَ لَیْسَ اللهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکِرِینَ فَنَحَّی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) الصَّحِیفَهًَْ وَ أَقْبَلَ عَلَیْنَا وَ دَنَوْنَا مِنْه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- طبرسی (رحمة الله علیه) در مورد کلام پروردگار متعال وَ لاَ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم گفت: از ثعلبی با استناد به قول عبدالله‌بن‌مسعود روایت شده است: «جمعی از قریش از کنار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عبور کردند و اصحاب ایشان از جمله صهیب، خباب، بلال، عمّار و تعدادی از مسلمانان مستضعف نیز حضور داشتند». قریشیان گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله) آیا از اینکه کنار این افراد نشسته‌ای خشنود هستی؟ آیا ما باید تابع و پیرو آن‌ها باشیم؟ آیا این جماعت همان کسانی هستند که خداوند بر آن‌ها منّت نهاد؟ آن‌ها را از خود دور کن، اگر چنین کنی شاید ما از تو پیروی کنیم». خداوند بعد از این واقعه این آیه: وَ لاَ تَطْرُدِ ... را نازل کرد. سلمان (رحمة الله علیه) و خباب گفتند: «این آیه در مورد ما نازل شده است. اقرع‌بن‌حابس التمیمی و عیینهًْ‌ابن‌حصن الفزاری و تعدادی دیگر که مثل خودشان بودند پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و دیدند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) همراه با بلال، صهیب، عمّار و خباب در بین مؤمنان مستضعف نشسته است. آن جماعت را تحقیر کردند و گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اگر تو به آن‌ها بی‌اعتنایی کنی ما با تو خلوت می‌کنیم و به تو می‌پیوندیم. نمایندگان عرب پیش تو می‌آیند و خجالت می‌کشیم از اینکه ما را با این برده‌ها ببینند. اگر تو بخواهی ما کنار می‌رویم پس آن‌ها را به جلسات خود دعوت کن». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن‌ها جواب داد، ابن‌حابس و ابن‌حصن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: «برای ما این مطلب را بنویس»، نامه را آماده کردند، و علی (علیه السلام) را طلبیدند تا نامه‌ای در این زمینه بنویسد. این جماعت گفتند: ما نشسته بودیم که ناگهان جبرئیل با این آیه فرود آمد: وَ لا تَطْرُدِ الَّذینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُریدُونَ وَجْهَهُ ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمین، وَ کَذلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللهِ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا أَ لَیْسَ اللهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکِرین؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از نامه خودداری کرد و پیش ما آمد و ما به او نزدیک شدیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۲/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۵۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا ابْنَ‌مَسْعُودٍ اصْبِرْ مَعَ الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ وَ یُسَبِّحُونَهُ وَ یُهَلِّلُونَهُ وَ یَحْمَدُونَ وَ یَعْمَلُونَ بِطَاعَتِهِ وَ یَدْعُونَهُ بُکْرَهًًْ وَ عَشِیّاً فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْناکَ عَنْهُمْ ما عَلَیْکَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ ما مِنْ حِسابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای پسر مسعود! برکسانی که خدا را یاد می‌کنند تسبیح و تهلیل و ستایش او را می‌نمایند و فرمانش را اطاعت می‌کنند و صبح و شام او را می‌خوانند، صبر کن. همانا خدا می‌فرماید: با کسانی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می‌خوانند، و تنها رضای او را می‌طلبند! و هرگز چشمان خود را از آن‌ها برمگیر!. (کهف/۲۸). نه چیزی از حساب آن‌ها بر توست، و نه چیزی از حساب تو بر آن‌ها. اگر آن‌ها را طرد کنی، از ستمکاران خواهی بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۶ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۰۹

۴

(انعام/ ۵۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ نُبَاتَهًَْ قَالَ: بَیْنَمَا عَلِیٌّ (علیه السلام) یَخْطُبُ یَوْمَ جُمُعَهًٍْ عَلَی الْمِنْبَرِ فَجَاءَ الْأَشْعَثُ بْنُ قَیْسٍ یَتَخَطَّی رِقَابَ النَّاسِ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) حَالَتِ الْخُمَلَاءُ بَیْنِی وَ بَیْنَ
 وَجْهِکَ قَالَ فَقَالَ عَلِیٌّ (علیه السلام) مَا لِی وَ مَا لِلضَّیَاطِرَهًِْ أَطْرُدُ قَوْماً غَدَوْا أَوَّلَ النَّهَارِ یَطْلُبُونَ رِزْقَ اللَّهِ وَ آخِرَ النَّهَارِ ذَکَرُوا اللَّهَ أَ فَأَطْرُدُهُمْ فَأَکُونَ کَالظَّالِمِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ابن‌نباته گوید: حضرت علی (علیه السلام) بر روی منبر درحال ایراد خطبه نماز جمعه بود که اشعث‌بن‌قیس با عجله از روی سر و گردن مردم به‌سوی او شتافت و گفت: «ای امیرمؤمنان (علیه السلام)! حُمْر (فقرا و تنگدستان) مانع شدند از اینکه روی تو را ببینم». حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «مرا با مردان تنومند چه کار؟ آیا قومی را از خود برانم که در ابتدای روز در طلب رزق و روزی خدا خارج می‌شوند و در آخر روز خدا را یاد می‌کنند؟ آیا آنان را از خود برانم تا از جمله ستمگران باشم»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۶ بحار الأنوار، ج۴۱، ص۱۱۸/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(انعام/ ۵۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فَتَکُونَ مِنَ الضَّارِینَ لِنَفْسِکَ بِالْمَعْصِیَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- با معصیت، از ضررزنندگان به خودت خواهی بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۸ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۱۰۹

 

آیه وَ كَذلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا أَ لَيْسَ اللهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرينَ [53]

 

و اين‌گونه بعضى از آن‌ها را با بعض ديگر آزموديم؛ تا [توانگران] بگويند: «آيا اين گروه [فقيران] هستند كه خداوند از ميان ما [برگزيده، و] بر آن‌ها منّت گذارده [و نعمت ايمان بخشيده] است»؟! [بگو]: آيا خداوند، شاكران را بهتر نمى‌شناسد؟!

۱

(انعام/ ۵۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ وَ کَذلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ أَیْ اخْتَبَرْنَا الْأَغْنِیَاءَ بِالْغِنَی لِنَنْظُرَ کَیْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِلْفُقَرَاءِ وَ کَیْفَ یُخْرِجُونَ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ فِی أَمْوَالِهِمْ وَ اخْتَبَرْنَا الْفُقَرَاءَ لِنَنْظُرَ کَیْفَ صبْرُهُمْ عَلَی الْفَقْرِ وَ عَمَّا فِی أَیْدِی الْأَغْنِیَاءِ لِیَقُولُوا أَیِ الْفُقَرَاءُ أَ هؤُلاءِ الْأَغْنِیَاءُ مَنَّ اللهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا أَ لَیْسَ اللهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکِرِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذَلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ یعنی پولداران را با بی‌نیازی و ثروت در آزمایش قرار داده‌ایم، تا ببینیم چگونه فقرا و نیازمندان را کمک کنند و چگونه وظایف مالی‌شان را نسبت به آنان انجام می‌دهند. و فقرا و بیچارگان را مورد آزمایش قرار داده‌ایم تا ببینیم چگونه فقر را تحمّل می‌کنند و از آنچه در دست ثروتمندان است، روی‌گردان می‌شوند. فقرا می‌گویند: آیا این ثروتمندان را خداوند از میان ما [برگزیده، و] بر آن‌ها منّت گذارده [و نعمت ایمان بخشیده] است»؟! [بگو]: آیا خداوند، شاکران را بهتر نمی‌شناسد؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۸ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۸۱/ القمی، ج۱، ص۲۰۲/ البرهان

 

آیه وَ إِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ [54]

 

هرگاه كسانى كه به آيات ما ايمان دارند نزد تو آيند، به آن‌ها بگو: «سلام بر شما! پروردگارتان، رحمت را بر خود لازم شمرده است؛ تا هركس از شما كار بدى از روى نادانى انجام دهد، سپس توبه و اصلاح [و جبران] نمايد، [مشمول رحمت خدا شود]؛ زيرا او آمرزنده و مهربان است».

هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آن‌ها بگو: «سلام بر شما

۱ -۱

(انعام/ ۵۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ إِذا جاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ الْآیَهًُْ نَزَلَتْ قَالَ نَزَلَتِ الْآیَهًُْ فِی عَلِیِ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ حَمْزَهًَْ (رحمة الله علیه) وَ جَعْفَرٍ (رحمة الله علیه) وَ زَیْدٍ (رحمة الله علیه).

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ إِذَا وَ إِذا جاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ؛ این آیه در مورد علی (علیه السلام) حمزه (رحمة الله علیه)، جعفر (رحمة الله علیه) و زید (رحمة الله علیه) نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۸ فرات الکوفی، ص۱۳۴/ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۶۱/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۵۴)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- نَزَلَت فِی التّائِبِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- این آیه در مورد توبه‌کنندگان نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۸ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۵۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فی مجمع البیان: نَزَلَتْ فِی الَّذِینَ نَهَی اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیَّهُ عَنْ طَرْدِهِمْ وَ کَانَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) إِذَا رَآهُمْ بَدَأَهُمْ بِالسَّلَامِ وَ قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ فِی أُمَّتِی مَنْ أَمَرَنِی أَنْ أَبْدَأَهُمْ بِالسَّلَامِِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از عکرمه چنین روایت شده است: در مورد کسانی نازل شده که خداوند بلند مرتبه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از اینکه آن‌ها را از خود براند، نهی کرد. و چون پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن‌ها را می‌دید به آن‌ها سلام می‌گفت و می‌فرمود: «ستایش از آن آفریدگاری است که در میان امّت من چهره‌هایی را قرار داد و مرا به سلام‌کردن به آن‌ها امر فرمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۳۹۸ بحار الأنوار، ج۲۲، ص۳۴/ نورالثقلین

تا هرکس از شما کار بدی از روی نادانی انجام دهد، سپس توبه و اصلاح [و جبران] نماید، [مشمول رحمت خدا شود]؛ زیرا او آمرزنده و مهربان است

۲ -۱

(انعام/ ۵۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً تَابَ إِلَی اللَّهِ قَبْلَ الْمَوْتِ فَإِنَّ التَّوْبَهًَْ مُطَهِّرَهًٌْ مِنْ دَنَسِ الْخَطِیئَهًِْ وَ مُنْقِذَهًٌْ مِنْ شَفَا الْهَلَکَهًِْ فَرَضَ اللَّهُ بِهَا عَلَی نَفْسِهِ لِعِبَادِهِ الصَّالِحِینَ فَقَالَ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللهَ یَجِدِ اللهَ غَفُوراً رَحِیماً.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدا رحمت کند بنده‌ای را که قبل از مرگ توبه کند، زیرا که توبه، پلیدی معصیت را پاک می‌کند و از بدبختی و شقاوت هلاکت نجات می‌دهد و خدا آن را برای بندگان شایسته‌اش واجب ساخته است و فرمود: کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَی نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ. کسی که کار بدی انجام دهد یا به خود ستم کند، سپس از خداوند طلب آمرزش نماید، خدا را آمرزنده و مهربان خواهد یافت. (نساء/۱۱۰).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۰ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۱۲۵/ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۱/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۵۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا بَلَغَتِ النَّفْسُ هَذِهِ وَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَی حَلْقِهِ لَمْ یَکُنْ لِلْعَالِمِ تَوْبَهًٌْ وَ کَانَتْ لِلْجَاهِلِ تَوْبَهًٌْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: هنگامی‌که روح به اینجا برسد دراین‌هنگام دستش را روی گلویش گذاشت دیگر توبه‌ی عالم پذیرفته نمی‌شود، ولی توبه‌ی انسان جاهل قبول می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۰ الکافی، ج۲، ص۴۴۰/ البرهان

۲ -۳

(انعام/ ۵۴)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- اقْبَلْ عُذْرَهُمْ وَ اعْتِرَافَهُمْ وَ بَشِّرْهُمْ بِالسَّلَامَهًِْ مِمَّا اعْتَذَرُوا مِنْهُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عذر و اعترافشان را بپذیر و به آن‌ها به سالم‌بودن از آنچه از آن عذرخواهی کرده‌اند، مژده بده.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۰ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۳۳

 

آیه وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَ لِتَسْتَبينَ سَبيلُ الْمُجْرِمينَ [55]

 

و اين‌گونه آيات را شرح مى‌دهيم، تا [حقيقت بر شما روشن شود، و] راه گناهكاران آشكار گردد.

۱

(انعام/ ۵۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ الْمُجْرِمِینَ یَعْنِی: مَذْهَبُهُمْ وَ طَرِیقَتُهُمْ تَسْتَبِینُ إِذَا وَصَفْنَاهُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ المُجْرِمِینَ یعنی وقتی که آن‌ها را توصیف کنیم، عقیده و راه و روششان آشکار می‌گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۰ القمی، ج۱، ص۲۰۲

۲

(انعام/ ۵۵)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی: وَ کَذلِکَ نُفَصِّلُ الْآیاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ الْمُجْرِمِینَ یَعْنِی: مَذْهَبُهُمْ وَ طَرِیقَتُهُمْ لِتَسْتَبِینَ إِذَا وَصَفْنَاهُمْ. ثُمَّ قَالَ: قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَکُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِینَ، قُلْ إِنِّی عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ کَذَّبْتُمْ بِهِ أَیْ بِالْبَیِّنَهًِْ الَّتِی أَنَا عَلَیْهَا مَا عِنْدِی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ یَعْنِی الْآیَاتِ الَّتِی سَأَلُوهَا إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلِینَ أَیْ یَفْصِلُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ ثُمَّ قَالَ قُلْ لهم لَوْ أَنَّ عِنْدِی ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ یَعْنِی إِذَا جَاءَتِ الْآیَهًُْ هَلَکْتُمْ وَ انْقَضَی مَا بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذَلِکَ نفَصِّلُ الآیَاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ المُجْرِمِینَ یعنی روش آنان، تا هنگامی‌که آنان را توصیف می‌کنیم، آنان را بشناسی. قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءکُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَ مَا أَنَاْ مِنَ المُهْتَدِینَ * قُلْ إِنِّی عَلَی بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَ کَذَّبْتُم بِهِ؛ یعنی با بیّنه‌ای که من دارم. مَا عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ؛ یعنی آیه‌ها و نشانه‌هایی که خواسته‌اند. إِنِ الحُکْمُ إِلاَّ لِلهِ یَقُصُّ الحَقَّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفَاصِلِینَ؛ یعنی بین حق و باطل را جدا می‌کند. به آنان بگو: لَّوْ أَنَّ عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ؛ یعنی هنگامی‌که آیه بیاید، هلاک می‌شوید و آنچه بین من و شما است، به پایان می‌رسد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۰ البرهان

 

آیه قُلْ إِنِّي نُهيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ قُلْ لا أَتَّبِعُ أَهْواءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدينَ [56]

 

بگو: «من از پرستش كسانى كه غير از خدا مى‌خوانيد، نهى شده‌ام». بگو: «من از هوا و هوس‌هاى شما، پيروى نمى‌كنم؛ اگر چنين كنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدايت‌يافتگان نخواهم بود».

۱

(انعام/ ۵۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: کَتَبَ الْحُسَیْنُ بْنُ مِهْرَانَ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) کِتَاباً قَالَ فَکَانَ یَمْشِی شَاکّاً فِی وُقُوفِهِ قَالَ فَکَتَبَ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ یَأْمُرُهُ وَ یَنْهَاهُ فَأَجَابَهُ أَبُو الْحَسَنِ بِجَوَابٍ وَ بَعَثَ بِهِ إِلَی أَصْحَابِهِ فَنَسَخُوهُ وَ رَدُّوا إِلَیْهِ لِئَلَّا یَسْتُرَهُ حُسَیْنُ بْنُ مِهْرَانَ وَ کَذَلِکَ کَانَ یَفْعَلُ إِذَا سُئِلَ عَنْ شَیْءٍ فَأَحَبَّ سَتْرَ الْکِتَابِ فَهَذِهِ نُسْخَهًُْ الْکِتَابِ الَّذِی أَجَابَهُ بِهِ- بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ عَافَانَا اللَّهُ وَ إِیَّاکَ جَاءَنِی کِتَابُکَ تَذْکُرُ فِیهِ الرَّجُلَ الَّذِی عَلَیْهِ الْجِنَایَهًُْ وَ الْعَیْنُ وَ تَقُولُ أَخَذْتَهُ وَ تَذْکُرُ مَا تَلْقَانِی بِهِ وَ تَبْعَثُ إِلَیَّ بِغَیْرِهِ فَاحْتَجَجْتَ فِیهِ فَأَکْثَرْتَ وَ عَمِیتَ عَلَیْهِ أَمْراً وَ أَرَدْتَ الدُّخُولَ فِی مِثْلِهِ تَقُولُ إِنَّهُ عَمِلَ فِی أَمْرِی بِعَقْلِهِ وَ حِیلَتِهِ نَظَراً مِنْهُ لِنَفْسِهِ وَ إِرَادَهًَْ أَنْ تَمِیلَ إِلَیْهِ قُلُوبُ النَّاسِ لِیَکُونَ مِثْلَهُ الْأَمْرُ بِیَدِهِ وَلَّیْتُهُ یَعْمَلُ فِیهِ بِرَأْیِهِ وَ یَزْعُمُ أَنِّی طَاوَعْتُهُ فِیمَا أَشَارَ بِهِ عَلَیَّ وَ هَذَا أَنْتَ تُشِیرُ عَلَیَّ فِیمَا یَسْتَقِیمُ عِنْدَکَ فِی الْعَقْلِ وَ الْحِیلَهًِْ بَعْدَکَ لَا یَسْتَقِیمُ الْأَمْرُ إِلَّا بِأَحَدِ أَمْرَیْنِ إِمَّا قَبِلْتَ الْأَمْرَ عَلَی مَا کَانَ یَکُونُ عَلَیْهِ وَ إِمَّا أَعْطَیْتَ الْقَوْمَ مَا طَلَبُوا وَ قَطَعْتَ عَلَیْهِمْ وَ إِلَّا فَالْأَمْرُ عِنْدَنَا مُعَوَّجٌ وَ النَّاسُ غَیْرُ مُسَلِّمِینَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ مِنْ مَالٍ وَ ذَاهِبُونَ بِهِ فَالْأَمْرُ لَیْسَ بِعَقْلِکَ وَ لَا بِحِیلَتِکَ یَکُونُ وَ لَا تَفْعَلِ الَّذِی نَحَلْتَهُ بِالرَّأْیِ وَ الْمَشُورَهًِْ وَ لَکِنَّ الْأَمْرَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ یَفْعَلُ فِی خَلْقِهِ مَا یَشَاءُ مَنْ یَهْدِی اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ یُضْلِلْهُ فَلا هادِیَ لَهُ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُ مُرْشِداً فَقُلْتُ وَ اعْمَلْ فِی أَمْرِهِمْ وَ احْتَلْ فِیهِ فَکَیْفَ لَکَ بِالْحِیلَهًِْ وَ اللَّهُ یَقُولُ وَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَیْمانِهِمْ لا یَبْعَثُ اللهُ مَنْ یَمُوتُ بَلی وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ إِلَی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ فَلَوْ تُجِیبُهُمْ فِیمَا سَأَلُوا عَنْهُ اسْتَقَامُوا وَ أَسْلَمُوا وَ قَدْ کَانَ مِنِّی مَا أَنْکَرْتَ وَ أَنْکَرُوا مِنْ بَعْدِی وَ مُدَّ لِی بَقَائِی وَ مَا کَانَ ذَلِکَ إِلَّا رَجَاءَ الْإِصْلَاحِ لِقَوْلِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ اقْتَرِبُوا وَ اقْتَرِبُوا وَ سَلُوا وَ سَلُوا فَإِنَّ الْعَلِیمَ یُفِیضُ فَیْضاً وَ جَعَلَ یَمْسَحُ بَطْنَهُ وَ یَقُولُ مَا مُلِئَ طَعَاماً وَ لَکِنْ مَلَأْتُهُ عِلْماً وَ اللَّهِ مَا آیَهًٌْ أُنْزِلَتْ فِی بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ وَ لَا سَهْلٍ وَ لَا جَبَلٍ إِلَّا أَنِّی أَعْلَمُهَا وَ أَعْلَمُ فِیمَنْ نَزَلَتْ وَ قَوْلُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِلَی اللَّهِ أَشْکُو أَهْلَ الْمَدِینَهًِْ إِنَّمَا أَنَا فِیهِمْ کَالشَّعَرِ أَنْتَقِلُ یُرِیدُونَنِی أَلَّا أَقُولَ الْحَقَّ وَ اللَّهِ لَا أَزَالُ أَقُولُ الْحَقَّ حَتَّی أَمُوتَ فَلَمَّا قُلْتُ حَقّاً أُرِیدُ بِهِ حِقْنَ دِمَائِکُمْ وَ جَمْعَ أَمْرِکُمْ عَلَی مَا کُنْتُمْ عَلَیْهِ أَنْ یَکُونَ سِرُّکُمْ مَکْتُوماً عِنْدَکُمْ غَیْرَ فَاشٍ فِی غَیْرِکُمْ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سِرّاً أَسَرَّهُ اللَّهُ تَعَالَی إِلَی جَبْرَئِیلَ وَ أَسَرَّهُ جَبْرَئِیلُ إِلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ أَسَرَّهُ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) إِلَی عَلِیٍّ وَ أَسَرَّهُ عَلِیٌّ إِلَی مَنْ شَاءَ ثُمَّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُحَدِّثُونَ بِهِ فِی الطَّرِیقِ فَأَرَدْتُ حَیْثُ مَضَی صَاحِبُکُمْ أَنْ أَلَّفَ أَمْرَکُمْ
 عَلَیْکُمْ لِئَلَّا تَضَعُوهُ فِی غَیْرِ مَوْضِعِهِ وَ لَا تَسْأَلُوا عَنْهُ غَیْرَ أَهْلِهِ فَیَکُونُ فِی مَسْأَلَتِکُمْ إِیَّاهُمْ هَلَاکُکُمْ فَلَمَّا دَعَا إِلَی نَفْسِهِ وَ لَمْ یَکُنْ دَاخِلَهُ ثُمَّ قُلْتُمْ لَا بُدَّ إِذَا کَانَ ذَلِکَ مِنْهُ یَثْبُتُ عَلَی ذَلِکَ وَ لَا یَتَحَوَّلُ عَنْهُ إِلَی غَیْرِهِ قُلْتُ لِأَنَّهُ کَانَ لَهُ مِنَ التَّقِیَّهًِْ وَ الْکَفُّ أَوْلَی وَ أَمَّا إِذَا تَکَلَّمَ فَقَدْ لَزِمَهُ الْجَوَابُ فِیمَا یَسْأَلُ عَنْهُ وَ صَارَ الَّذِی کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنَّکُمْ تُذَمُّونَ بِهِ فَإِنَّ الْأَمْرَ مَرْدُودٌ إِلَی غَیْرِکُمْ وَ إِنَّ الْفَرْضَ عَلَیْکُمْ اتِّبَاعُهُمْ فِیهِ إِلَیْکُمْ فَصَبَرْتُمْ مَا اسْتَقَامَ فِی عُقُولِکُمْ وَ آرَائِکُمْ وَ صَحَ بِهِ الْقِیَاسُ عِنْدَکُمْ بِذَلِکَ لَازِماً لِمَا زَعَمْتُمْ مِنْ أَنْ لَا یَصِحَ أَمْرُنَا زَعَمْتُمْ حَتَّی یَکُونَ ذَلِکَ عَلَیَّ لَکُمْ فَإِنْ قُلْتُمْ لَمْ یَکُنْ کَذَلِکَ لِصَاحِبِکُمْ فَصَارَ الْأَمْرُ أَنْ وَقَعَ إِلَیْکُمْ نَبَذْتُمْ أَمْرَ رَبِّکُمْ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ {فَ} لا أَتَّبِعُ أَهْواءَکُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِینَ وَ مَا کَانَ بُدٌّ مِنْ أَنْ تَکُونُوا کَمَا کَانَ مِنْ قَبْلِکُمْ قَدْ أُخْبِرْتُمْ أَنَّهَا السُّنَنُ وَ الْأَمْثَالُ الْقُذَّهًُْ بِالْقُذَّهًِْ وَ مَا کَانَ یَکُونُ مَا طَلَبْتُمْ مِنَ الْکَفِّ أَوَّلًا وَ مِنَ الْجَوَابِ آخِراً شِفَاءً لِصُدُورِکُمْ وَ لِإِذْهَابِ شَکِّکُمْ وَ قَدْ کَانَ بُدٌّ مِنْ أَنْ یَکُونَ مَا قَدْ کَانَ مِنْکُمْ وَ لَا یَذْهَبُ عَنْ قُلُوبِکُمْ حَتَّی یُذْهِبَهُ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ لَوْ قَدِرَ النَّاسُ کُلُّهُمْ عَلَی أَنْ یُحِبُّونَا وَ یَعْرِفُوا حَقَّنَا وَ یُسَلِّمُوا لِأَمْرِنَا فَعَلُوا وَ لَکِنَ اللَّهَ یَفْعَلُ ما یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ فَقَدْ أَجَبْتُکَ فِی مَسَائِلَ کَثِیرَهًٍْ فَانْظُرْ أَنْتَ وَ مَنْ أَرَادَ الْمَسَائِلَ مِنْهَا وَ تَدَبَّرَهَا فَإِنْ لَمْ یَکُنْ فِی الْمَسَائِلِ شِفَاءٌ فَقَدْ مَضَی إِلَیْکُمْ مِنِّی مَا فِیهِ حُجَّهًٌْ وَ مُعْتَبَرٌ وَ کَثْرَهًُْ الْمَسَائِلِ مُعْتِبَهًٌْ عِنْدَنَا مَکْرُوهَهًٌْ إِنَّمَا یُرِیدُ أَصْحَابُ الْمَسَائِلِ الْمِحْنَهًَْ لِیَجِدُوا سَبِیلًا إِلَی الشُّبْهَهًِْ وَ الضَّلَالَهًِْ وَ مَنْ أَرَادَ لَبْساً لَبِسَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ وَکَلَهُ إِلَی نَفْسِهِ وَ لَا تَرَی أَنْتَ وَ أَصْحَابُکَ إِنِّی أَجَبْتُ بِذَلِکَ وَ إِنْ شِئْتُ صَمَتُّ فَذَاکَ إِلَیَّ لَا مَا تَقُولُهُ أَنْتَ وَ أَصْحَابُکَ لَا تَدْرُونَ کَذَا وَ کَذَا بَلْ لَا بُدَّ مِنْ ذَلِکَ إِذْ نَحْنُ مِنْهُ عَلَی یَقِینٍ وَ أَنْتُمْ مِنْهُ فِی شَک.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسین‌بن‌مهران نامه‌ای به امام رضا (علیه السلام) نوشت. او مردی واقفی مذهب بود [کسانی که امامت حضرت رضا (علیه السلام) را قبول نکردند] و در اعتقاد خود مشکوک بوده، در نامه‌ی خود امام رضا (علیه السلام) را راهنمایی می­کرد که چنین‌وچنان کن و چنین نکن. امام رضا (علیه السلام) در جواب او نامه‌ای نوشت. ابتدا نسخه‌ی آن را برای اصحاب فرستاد تا نسخه‌برداری کنند مبادا حسین‌بن‌مهران جواب نامه را پنهان نماید. هر وقت مایل بود مطلبی بماند و از دست نرود، همین کار را می‌کرد. جواب امام رضا (علیه السلام) این است: بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، خدا به ما و تو عافیت عنایت کند. نامه‌ات رسید که یادآوری کرده بودی از شخصی که به او جنایت شده و متضرّر گردیده است. در آن نامه قید کرده‌ای که او را گرفته‌ای و به من تذکّر می­دادی که چگونه درباره‌ی او با من برخورد می­کنی و دیگری را برایم می­فرستی. زیاد استدلال نموده بودی و به کوردلی افتاده‌ای. مایلی تو نیز وارد همان کار شوی. می­گفتی او در مورد من به نظر و عقیده‌ی خود، به نفع خویش عمل کرده و می­خواسته مردم به او تمایل پیدا کنند و کار به دست او باشد و هر طور مایل است عمل نماید و خیال می­کرده که من نیز پیرو او خواهم بود. در صلاح دیده‌ای که اظهار داشته، تو خود نیز مرا به نظر خویش راهنمایی می­کنی که پس از تو چگونه رفتار کنم. این جریان درست نمی‌شود مگر به یکی از دو صورت؛ یا به همین صورتی که هست بپذیرم، یا به آن‌ها هرچه مایلند بدهم و کار را تمام نمایم؛ وگرنه در نظر ما کار صحیحی نیست و مردم اموالی را که در اختیار دارند واگذار نخواهند کرد و آن‌ها را می‌برند. و کار با عقل و نظر تو درست نمی‌شود و در مورد آنچه به آن‌ها داده‌ای به رأی و مشورت کاری نکن زیرا کار به دست خدای یکتا است، او هرچه بخواهد در مورد مردم انجام می‌دهد. هرکه را خدا هدایت کند گمراه‌کننده ندارد و هرکه را گمراه کند هدایت‌کننده و رهبری برای او نخواهی یافت. گفته‌ای درباره‌ی آن‌ها با حیله و نیرنگ‌بازی رفتار کن. چگونه می‌توانی حیله کنی با اینکه خداوند می‌فرماید: آن‌ها سوگندهای شدید به خدا یاد کردند که: «هرگز خداوند کسی را که می‌میرد، برنمی‌انگیزد»! آری، این وعده‌ی قطعی خداست. (نحل/۳۸). در تورات و انجیل وَ لِیَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُون؛ اگر نظر آن‌ها را بپذیری به راه می‌آیند و تسلیم می‌شوند، ولی من کاری را در مورد آن‌ها انجام دادم که تو نپذیرفتی و آن‌ها نیز نپذیرفتند و خداوند زندگی مرا ادامه بخشید و این کار را به امید اصلاح کردم، چون امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «نزدیک شوید بپرسید، شخص دانا افاضه می‌نماید و بهره‌مند می‌کند». دست بر شکم خود مالید و فرمود: «این شکم را پر از طعام نکرده‌ام، پر از علم است. به خدا قسم آیه‌ای در خشکی و دریا و بیابان و کوه نازل نشده جز اینکه من مطّلعم و می­دانم درباره‌ی چه کسی نازل شده است». و به جهت فرمایش امام صادق (علیه السلام) که فرمود: «شکایت اهل مدینه را به خدا می‌کنم. من در میان آن‌ها همچون موی تن هستم که سترده می‌شود، می‌خواهند زبان به حق باز نکنم. به خدا تا زنده باشم حق را می‌گویم. وقتی حقیقتی را بگویم منظورم حفظ خون شما و برقراری اجتماع شما است تا اسرارمان به دست دیگران نیافتد». با اینکه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «سرّی است که خدا به جبرییل سپرده و جبرییل به محمّد (صلی الله علیه و آله) و محمّد (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) و علی (علیه السلام) به هرکس که بخواهد». سپس اضافه نمود که امام باقر (علیه السلام) فرمود: «شما این سخنان را میان کوچه و بازار با هم ردّ و بدل می­کنید. من خواستم پس از درگذشت امام موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) اجتماع شما به هم نخورد و پناه به نااهل نبرید و سؤال‌های خود را از غیر امام نکنید که موجب هلاک و نابودی شما شود. چقدر مردم را دعوت به پیروی از خود نمودند با اینکه شایستگی نداشتند. بعد شما گفتید، اگر موسی‌بن‌جعفر (علیه السلام) تعیین کرده بود باید ثابت می­شد و به دیگری کار واگذار نمی­شد. در جواب گفتم که تقیّه وظیفه‌ی او بود امّا وقتی از او بپرسند جواب لازم می‌شود و پیش‌آمدی شد که گمان می­کنید در مورد آن شما را سرزنش می‌کنند. کار به غیر شما حواله شده است و بر شما لازم است از او پیروی کنید و شما هرچه به نظر و عقل خودتان جور درمی‌آید در پیش گرفتید، چون خیال می‌کردید کار ما اصلاح نخواهد شد. اگر بگویید چنین نیست و کار به شما واگذار شده، امر پروردگار خود را پشت سر انداخته‌اید و من هرگز پیروی از شما نخواهم کرد. زیرا گمراه خواهم بود. چاره‌ای نیست، باید شما نیز مانند پیشینیان گرفتار همان جریان‌ها بدون هیچ تفاوتی بشوید و به شما گفته شد که این از سنّن و مَثل‌های الهی است و آنچه ملاحظه کردید که جلوگیری شد، در مرتبه‌ی اوّل از تقیّه و در مرتبه‌ی آخر از جواب، به خاطر شفای دل‌های شما است و برای ازبین‌بردن شکتان و این مسایل چنین نیست که از دل شما برود مگر اینکه خداوند بخواهد. اگر همه‌ی مردم بتوانند، می­خواهند ما را دوست داشته باشند و عارف به حقّ ما باشند و تسلیم دستورمان ولی خداوند هرچه بخواهد انجام می­دهد و هرکه را مایل باشد هدایت می‌نماید. اگر در این گفت شنودها بهره‌ای بر شما باشد، به مقدار کافی دلیل و سخنان عبرت‌انگیز را قبلا برای شما گوشزد کرده­ام. زیاد سؤال‌کردن در نظر ما کار خوبی نیست و آن‌ها که پیوسته سؤال می‌کنند مایلند رخنه‌ای بیابند و شبهه ایجاد کنند. هرکه انتظار شبهه‌ای داشته باشد خدا او را به خود وامی­گذارد. تو و دوستانت خیال نکنید که من نظر شما را پذیرفته‌ام، اگر بخواهم خاموش می‌شوم، این مربوط به مناست نه آنچه شما اظهار نظر می­کنید، شما فلان‌وفلان مطلب را نمی‌دانید چون مادر مورد این مطلب یقین داریم و شما مشکوک هستید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳۵۰/ رجال الکشی، ص۵۹۹

۲

(انعام/ ۵۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مِنْ کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) کَلَّمَ بِهِ الْخَوَارِجَ حِینَ اعتَزَلُوا الْحُکُومَهًَْ وَ تَنَادَوْا أَِنِ لَا حُکمَ إِلَّا لِلَّهِ: أَصَابَکُمْ حَاصِبٌ وَ لَا بَقِیَ مِنْکُمْ آثِرٌ أَ بَعْدَ إِیمَانِی بِاللَّهِ وَ جِهَادِی مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَشْهَدُ عَلَی نَفْسِی بِالْکُفْرِ لَقَدْ ضَلَلْتُ إِذاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِینَ فَأُوبُوا شَرَّ مَآبٍ وَ ارْجِعُوا عَلَی أَثَرِ الْأَعْقَابِ أَمَا إِنَّکُمْ سَتَلْقَوْنَ بَعْدِی ذُلًّا شَامِلًا وَ سَیْفاً قَاطِعاً وَ أَثَرَهًًْ یَتَّخِذُهَا الظَّالِمُونَ فِیکُمْ سُنَّهًًْ.

 

امام علی (علیه السلام)- سخنان آن حضرت درباره‌ی خوارج: سنگ بلا بر سرتان ببارد، چنان‌که نشانی از شما باقی نگذارد. پس از ایمان به خدا و جهاد با محمّد مصطفی (صلی الله علیه و آله) بر کفر خود گواه باشم. اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود. اکنون گمراهی را راهنمای خود قرار دهید و راه گذشته را پیش بگیرید، همانا که پس از من همگی شما خوار و طعمه‌ی شمشیر برنده‌ی مردم ستمکار خواهید شد، که این رفتار را سنّت می‌شمارند و شما را از میان می‌بردارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۴ نهج البلاغهًْ، ص۹۲

 

آیه قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ كَذَّبْتُمْ بِهِ ما عِنْدي ما تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلهِ يَقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُ الْفاصِلينَ [57]

 

بگو: «من دليل روشنى از پروردگارم دارم؛ ولى شما آن را تكذيب كرده‌ايد. آنچه شما [از عذاب الهى] درباره‌ی آن شتاب مى‌كنيد در اختيار من نيست. حكم و فرمان، تنها از آن خداست! حق را از باطل جدا مى‌كند؛ و او بهترين جدا‌‌كننده‌ی [حق از باطل] است».

بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ ولی شما آن را تکذیب کرده‌اید. آنچه شما [از عذاب الهی] درباره‌ی آن شتاب می‌کنید در اختیار من نیست

۱ -۱

(انعام/ ۵۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنِّی عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی قِیلَ: عَلَی یَقِینٍ مِنْ رَبِّی.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنِّی عَلی بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی؛ از طرف پروردگارم دارای یقین هستم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۳۶

حکم و فرمان، تنها از آن خداست! حق را از باطل جدا می‌کند؛ و او بهترین جداکننده‌ی [حق از باطل] است

۲ -۱

(انعام/ ۵۷)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ الْفَقِیرُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی عَلِیُّ‌بْنُ‌عِیسَی: الْعَهْدُ الَّذِی کَتَبَهُ لَهُ الْمَأْمُونُ بِخَطِّ یَدِهِ وَ بَیْنَ سُطُورِهِ وَ فِی ظَهْرِهِ بِخَطِّ الْإِمَامِ (علیه السلام) و مَا کَانَ عَلَی ظَهْرِ الْعَهْدِ بِخَطِّ الْإِمَامِ عَلِیِّ‌بْنِ‌موسی الرضا (علیه السلام) أَقُولُ وَ أَنَا عَلِیُّ‌بْنُ‌موسی‌بْنِ‌جَعْفَرٍُ (علیه السلام) قَدْ جَعَلْتُ لِلَّهِ عَلَی نَفْسِی إِنِ اسْتَرْعَانِی أَمْرَ الْمُسْلِمِینَ وَ قَلَّدَنِی خِلَافَتَهُ الْعَمَلَ فِیهِمْ عَامَّهًًْ وَ فِی بَنِی الْعَبَّاسِ‌بْنِ‌عَبْدِ‌الْمُطَّلِبِ خَاصَّهًًْ بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَهًِْ رَسُولِهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَنْ لَا أَسْفِکَ دَماً حَرَاماً وَ لَا أُبِیحَ فَرْجاً وَ لَا مَالًا إِلَّا مَا سَفَکَتْهُ حُدُودُهُ وَ أَبَاحَتْهُ فَرَائِضُهُ وَ أَنْ أَتَخَیَّرَ الْکُفَاهًَْ جُهْدِی وَ طَاقَتِی وَ جَعَلْتُ بِذَلِکَ عَلَی نَفْسِی عَهْداً مُؤَکَّداً یَسْأَلُنِی اللَّهُ عَنْهُ فَإِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلًا وَ إِنْ أَحْدَثْتُ أَوْ غَیَّرْتُ أَوْ بَدَّلْتُ کُنْتُ لِلْغِیَرِ مُسْتَحِقّاً وَ لِلنَّکَالِ مُتَعَرِّضاً وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ سَخَطِهِ وَ إِلَیْهِ أَرْغَبُ فِی التَّوْفِیقِ لِطَاعَتِهِ وَ الْحَوْلِ بَیْنِی وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِهِ فِی عَافِیَهًٍْ لِی وَ لِلْمُسْلِمِینَ وَ الْجَامِعَهًُْ وَ الْجَفْرُ یَدُلَّانِ عَلَی ضِدِّ ذَلِکَ وَ ما أَدْرِی ما یُفْعَلُ بِی وَ لا بِکُمْ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلهِ یَقْضِی بِالْحَقِّ وَ هُوَ خَیْرُ الْفاصِلِینَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- علی‌بن‌عیسی گوید: به همراه او عهدنامه‌ی مأمون بود که درباره‌ی ولایت عهد امام رضا (علیه السلام) نوشته بود به خط خود امام... امّا آنچه که پشت عهدنامه به خط امام رضا (علیه السلام) بود این است... با خدای خود پیمان بسته‌ام اگر به خلافت رسیدم و قرار شد در میان مردم حکومت کنم. در میان تمام مردم مخصوصاً بنی‌عبّاس اطاعت از خدا و پیامبرش کنم و خونریزی نکنم و بی‌احترامی به ناموس مردم ننمایم؛ مگر در مواردی حدود و مقرّرات خدا اجازه و الزام چنین عملی را نموده باشد. تمام سعی و کوششم را در انتخاب کسانی که لیاقت فرمانروایی دارند به کار برم. پیمانی محکم بسته‌ام که خداوند از من بازخواست می‌نماید و می‌فرماید: و به عهد [خود] وفا کنید، که از عهد سؤال می‌شود!. (اسراء/۳۴). اگر تغییر و تبدیل بی‌جا دادم، مستوجب کیفر و آماده‌ی عقوبت باشم. از خشم خدا به او پناه می‌برم. امیدوارم او خود در راه بندگی و اطاعتش توفیق عنایت فرماید. و بین من و نافرمانی خودش فاصله شود؛ درصورتی‌که صلاح و سلامتی من و مسلمانان در آن باشد. امّا جامعه و جفر برخلاف این دلالت دارند؛ نمی‌دانم با من و شما چه خواهد شد. (احقاف/۹). در اختیار من نیست. حکم و فرمان، تنها از آن خداست! حق را از باطل جدا می‌کند؛ و او بهترین جداکننده‌ی [حق از باطل] است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۶ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۱۵۲

۲ -۲

(انعام/ ۵۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلهِ یُرِیدُ أَنَّ ذَلِکَ عِنْدَ رَبِّی.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنِ الحُکْمُ إِلَّا لِلهِ؛ منظور این است که حکم و فرمان نزد پروردگار من است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۳۶

 

آیه قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدي ما تَسْتَعجلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْني وَ بَيْنَكُمْ وَ اللهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمينَ [58]

 

بگو: «اگر آنچه درباره‌ی آن شتاب مى‌كنيد، در اختيار من بود، [و به درخواست شما ترتيب اثر مى‌دادم، عذاب الهى بر شما نازل مى‌گشت؛ و] كار ميان من و شما پايان گرفته بود؛ ولى خداوند ستمكاران را بهتر مى‌شناسد [و به موقع مجازات مى‌كند]».

۱

(انعام/ ۵۸)

 

الباقر (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِی ما تَسْتَعجلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ قَالَ لَوْ أَنِّی أُمِرْتُ أَنْ أُعْلِمَکُمُ الَّذِی أَخْفَیْتُمْ فِی صدُورِکِمْ مِنِ اسْتِعجالِکُمْ بِمَوْتِی لِتَظْلِمُوا أَهْلَ بَیْتِی مِنْ بَعْدِی فَکَانَ مَثَلُکُمْ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ...

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ به محمّد (صلی الله علیه و آله)، فرمود: قُلْ لَّوْ أَنَّ عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ، [پیامبر (صلی الله علیه و آله)] فرمود: «اگر من مأمور بودم که آنچه در سینه‌هایتان مخفی نگه می‌دارید را به شما بگویم و اعلام کنم که همانا آرزوی مرگم را در دل دارید تا پس از من به اهل بیتم ستم کنید، پس شما مانند کسی هستید که خدای عزّوجلّ درباره‌ی آن‌ها فرمود: آنان [منافقان] همانند کسی هستند که آتشی افروخته [تا در بیابان تاریک، راه خود را پیدا کند]، ولی هنگامی‌که آتش اطراف او را روشن ساخت. خداوند [طوفانی می‌فرستد و] آن را خاموش می‌کند؛ و در تاریکیهای وحشتناکی که چشم کار نمی‌کند، آنها را رها می‌سازد. (بقره/۱۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۶ الکافی، ج۸، ص۳۷۹/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۲۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(انعام/ ۵۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لَوْ أَنَّ عِنْدِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ یَعْنِی إِذَا جَاءَتِ الْآیَهًُْ هَلَکْتُمْ وَ انْقَضَی مَا بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ای محمّد به آنان بگو: لَّوْ أَنَّ عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ؛ یعنی هنگامی‌که آیه بیاید، هلاک می‌شوید و آنچه بین من و شما است، به پایان می‌رسد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۸ القمی، ج۱، ص۲۰۲

۳

(انعام/ ۵۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَةٍ قالُوا قُرَیشَ لَوْ لا اجْتَبَیْتَها وَ جَوابُ هَذَا فِی الأنعَامِ فِی قَولِهِ قُلْ لَهُم یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لَوْ أَنَّ عِنْدِی ما تَسْتَعجلُونَ بِهِ یَعنِی مِنَ الآیَاتِ لَقُضِیَ الْأَمْرُ بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآیَةٍ قَالُواْ، یعنی قریش. لَوْلاَ اجْتَبَیْتَهَا (اعراف/۲۰۳). پاسخ آن در سوره‌ی انعام است، در این کلام خداوند عزّوجلّ: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آنان بگو: اگر آنچه درباره‌ی آن شتاب می‌کنید، یعنی: از آیه‌ها و نشانه‌ها در اختیار من بود، کار میان من و شما پایان گرفته بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۸ القمی، ج۱، ص۲۵۳

 

آیه وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ يَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ في ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في كِتابٍ مُبينٍ [59]

 

كليدهاى غيب، تنها نزد اوست؛ و جز او، كسى آن‌ها را نمى‌داند. او آنچه را در خشكى و درياست مى‌داند؛ هيچ برگى [از درختى] نمى‌افتد، مگر اينكه از آن آگاه است؛ و هيچ دانه‌اى در تاريكي‌هاى زمين، و هيچ‌تر و خشكى وجود ندارد، جز اينكه در كتابى آشكار (در كتاب علم خدا) ثبت است.

کلیدهای غیب، تنها نزد اوست؛ و جز او، کسی آن‌ها را نمی‌داند. او آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند

۱ -۱

(انعام/ ۵۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ الْآیَهًَْ فَقَالَ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ خَمْسَهًٌْ وَ هِیَ لَا یَعْلَمُ مَتَی یَأْتِی الْمَطَرُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَا یَعْلَمُ ما تَغِیضُ الْأَرْحامُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَا یَعْلَمُ مَا تَکْسِبُ نَفْسٌ غَداً إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَا یَعْلَمُ نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَا یَعْلَمُ مَتَی تَقُومُ السَّاعَهًُْ إِلَّا اللَّهُ تَعَالَی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُها إِلَّا هُوَ؛ که خزانه‌های غیب را غیر از خدا کسی بر آن مطّلع نیست و آن پنج چیز است؛ اوّل آنکه کسی نمی‌داند در چه زمان باران می‌بارد مگر خدا. کسی از آنچه رحم‌ها کم می‌کنند. (رعد/۸) نمی‌داند مگر خدا. عاقبت امر هیچ نفس را نمی‌داند مگر خدا. نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد؟. (لقمان/۳۴) مگر خدا. نمی‌داند چه زمان قیامت برپا خواهد شد، مگر خدا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۸ معدن الجواهر، ص۴۸

هیچ برگی [از درختی] نمی‌افتد، مگر اینکه از آن آگاه است؛ و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین، و هیچ‌تر و خشکی وجود ندارد، جز اینکه در کتابی آشکار در کتاب علم خدا) ثبت است

۲ -۱

(انعام/ ۵۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الرَّبِیعِ الشَّامِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ قَالَ فَقَالَ الْوَرَقَهًُْ السِّقْطُ وَ الْحَبَّهًُْ الْوَلَدُ وَ ظُلُمَاتُ الْأَرْضِ الْأَرْحَامُ وَ الرَّطْبُ مَا یَحْیَا وَ الْیَابِسُ مَا یَغِیضُ وَ کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوربیع شامی گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی فرموده خداوند: وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ، پرسیدم. فرمود: «وَرَقَةٍ؛ افتادن جنین ناقص از شکم (مادر)، و حَبَّةٍ؛ فرزند، و ظُلُماتِ الْأَرْضِ؛ زهدان (شکم یا پرده‌ای که جنین در آن است) و رَطْبٍ؛ آنچه زنده می‌شود، و یابِسٍ؛ جنین ناقص الخلقه که از شکم (مادر) افتد؛ و چیز کم، و تمامی این‌ها در کتاب آشکار [علم خدا، یا لوح محفوظ] هست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۰۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۸۰/ معانی الأخبار، ص۲۱۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۱

۲ -۲

(انعام/ ۵۹)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الحَسَنِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ فَقَالَ الْوَرَقُ السِّقْطُ یَسْقُطُ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُهِلَ الْوَلَدُ قَالَ فَقُلْتُ وَ قَوْلُهُ وَ لا حَبَّةٍ قَالَ یَعْنِی الْوَلَدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ إِذَا أَهَلَّ وَ یَسْقُطُ مِنْ قَبْلِ الْوِلَادَهًِْ قَال قُلْتُ قَوْلُهُ وَ لا رَطْبٍ قَالَ یَعْنِی الْمُضْغَهًَْ إِذَا اسْتَکَنَّتْ فِی الرَّحِمِ قَبْلَ أَنْ یَتِمَّ خَلْقُهَا قَبْلَ أَنْ یَنْتَقِلَ قَالَ قَوْلُهُ وَ لا یابِسٍ قَالَ الْوَلَدُ التَّامُّ قَالَ قُلْتُ فِی کِتابٍ مُبِینٍ قَالَ فِی إِمَامٍ مُبِینٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسین‌بن‌خالد گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: «تفسیر آیه: وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ چیست»؟ فرمود: «وَرَقَةٍ؛ کودکی است که از شکم مادرش سقط شده باشد و در هنگام سقط فریادی نکند». گفتم: «لا حَبَّةٍ چیست»؟ فرمود: «فرزندی است که در شکم مادرش باشد و قبل از اینکه موعدش باشد سقط کند و در هنگام سقط فریاد بزند». عرض کردم: «وَ لا رَطْبٍ چه معنی دارد»؟ فرمود: «مضغه» است، و این در هنگامی است که نطفه در رحم جای می‌گیرد قبل از اینکه هیکل بچّه به کمال برسد». گفتم: «وَ لا یابِسٍ چه معنی دارد»؟ فرمود: «کودکی که به کمال رسیده باشد و تمام اعضاء و جوارح او پیدا باشد». گفتم: «فِی کِتابٍ مُبِینٍ چیست»؟ فرمود: «یعنی در نزد امام مبین است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۰ العیاشی، ج۱، ص۳۶۱/ بحارالأنوار، ج۴، ص۹۰

۲ -۳

(انعام/ ۵۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) قُلْ کَفی بِاللهِ شَهِیداً بَیْنِی وَ بَیْنَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ وَ عِلْمُ هَذَا الْکِتَابِ عِنْدَهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب [و آگاهی بر قرآن] نزد اوست، میان من و شما گواه باشند»!. (رعد/۴۳) و نیز خداوند می‌فرماید: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ. ای عبداللَّه علم این کتاب بی‌شبهه و بدون شک در نزد آن ولیّ ملک الوهّاب است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۲۹/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۷۵/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۲۴۳

۲ -۴

(انعام/ ۵۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ قَالَ لِمُوسَی (علیه السلام): وَ کَتَبْنا لَهُ فِی الْأَلْواحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَمْ یَقُلْ: کُلَّ شَیْءٍ وَ فِی عِیسَی (علیه السلام) وَ لِأُبَیِّنَ لَکُمْ بَعْضَ الَّذِی تَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَ قَالَ فِی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتابِ. وَ قَالَ وَ لَا رَطْبٍ وَ لَا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ فَعِنْدَ عَلِیٍّ (علیه السلام) عِلْمُ کُلِّ رَطْبٍ وَ یَابِسٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند به موسی (علیه السلام) فرمود: و برای او در الواح اندرزی از هر موضوعی نوشتیم. (اعراف/۱۴۵). و نفرمود: «هر موضوعی». و در مورد عیسی (علیه السلام) [فرمود]: تا برخی از آنچه را که در آن اختلاف دارید روشن کنم. (زخرف/۶۳). و در مورد علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) فرمود: کسی که علم کتاب [و آگاهی بر قرآن] نزد اوست. (رعد/۴۳). و فرمود: وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ؛ پس علم هر تر و خشکی نزد علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۰ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۱۱

۲ -۵

(انعام/ ۵۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- مِصْبَاحُ الْأَنْوَارِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی الْمُفَضَّلِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی الصَّادِقِ (علیه السلام) ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ لِی یَا مُفَضَّلُ هَلْ عَرَفْتَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) وَ الْحَسَنَ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنَ (علیه السلام) کُنْهَ مَعْرِفَتِهِمْ قُلْتُ یَا سَیِّدِی وَ مَا کُنْهُ مَعْرِفَتِهِمْ قَالَ یَا مُفَضَّلُ مَنْ عَرَفَهُمْ کُنْهَ مَعْرِفَتِهِمْ کَانَ مُؤْمِناً فِی السَّنَامِ الْأَعْلَی قَالَ قُلْتُ عَرِّفْنِی ذَلِکَ یَا سَیِّدِی قَالَ یَا مُفَضَّلُ تَعْلَمُ أَنَّهُمْ عَلِمُوا مَا خَلَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَرَأَهُ وَ بَرَأَهُ وَ أَنَّهُمْ کَلِمَهًُْ التَّقْوَی وَ خُزَّانُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ وَ الْجِبَالِ وَ الرِّمَالِ وَ الْبِحَارِ وَ عَلِمُوا کَمْ فِی السَّمَاءِ مِنْ نَجْمٍ وَ مَلَکٍ وَ وَزْنِ الْجِبَالِ وَ کَیْلِ مَاءِ الْبِحَارِ وَ أَنْهَارِهَا وَ عُیُونِهَا وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا عَلِمُوهَا وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ وَ هُوَ فِی عِلْمِهِمْ وَ قَدْ عَلِمُوا ذَلِک.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل گوید: روزی خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم به من فرمود: «آیا محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را خوب می‌شناسی»؟ عرض کردم: «شناسایی واقعی آن‌ها چگونه است». فرمود: «ای مفضّل هرکس آن‌ها را با کنه معرفت بشناسد در درجه اعلی مؤمن خواهد بود». عرض کردم: «آقا مرا به کنه معرفت ایشان آشنا کن». فرمود: «مفضّل! آیا می‌دانی آن‌ها از آنچه خدا آفریده و بوجود آورده، اطّلاع دارند و آن‌ها کلمه‌ی تقوی و خازنان آسمان‌ها و زمین‌ها و کوه‌ها و ریگستان‌ها و دریاها هستند. و می‌دانند در آسمان چقدر ستاره و فرشته است. و وزن کوه‌ها و مقدار آب دریاها و نهرها و چشمه‌ها و هر برگی که بیافتد را آن‌ها می‌دانند؛ وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی کِتابٍ مُبِینٍ؛ همه را می‌دانند و به آن اطّلاع دارند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۰ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۲۷/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۱۶

۲ -۶

(انعام/ ۵۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- أَمَّا الْکِتابُ الْمُبِینُ فَهُوَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام کاظم (علیه السلام)- کِتابٍ مُبِینٍ حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۰ الکافی، ج۱، ص۴۷۹

 

آیه وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ [60]

 

اوست آن كسى كه [روح] شما را در شب [به هنگام خواب] مى‌گيرد؛ و از آنچه در روز انجام داده‌ايد آگاه است؛ سپس در روز شما را [از خواب] برمى‌انگيزد؛ [و اين وضع همچنان ادامه مى‌يابد] تا سر آمد معيّنى فرا رسد؛ سپس بازگشت شما به‌سوى اوست؛ آنگاه شما را از آنچه انجام مى‌داديد، با‌خبر مى‌سازد.

۱

(انعام/ ۶۰)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هُوَ الَّذِی یَتَوَفَّیکُمْ بِاللَّیْلِ أَیْ یَقْبِضُ أَرْوَاحَکُمْ عَنِ التَّصَرُّفِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- هُوَ الَّذِی یَتَوَفَّیکُمْ بِاللَّیْلِ یعنی جان‌هایتان را از تصرّف در امور باز می‌دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۳۹

 

آیه وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ [61]

 

و اوست كه بر بندگان خود تسلّط كامل دارد؛ و مراقبانى بر شما مى‌گمارد؛ تا زمانى‌كه مرگ يكى از شما فرا رسد؛ [در‌اين هنگام]، فرستادگان ما جان او را مى‌گيرند؛ و آن‌ها [در نگاهدارى حساب عمر و اعمال بندگان]، كوتاهى نمى‌كنند.

۱

(انعام/ ۶۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ الصادق (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ اللهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ وَ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ وَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لَوْ تَری إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلائِکَةُ وَ قَدْ یَمُوتُ فِی السَّاعَهًِْ الْوَاحِدَهًِْ فِی جَمِیعِ الْآفَاقِ مَا لَا یُحْصِیهِ إِلَّا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَکَیْفَ هَذَا فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ أَعْوَاناً مِنَ الْمَلائِکَهًُْ یَقْبِضُونَ الْأَرْوَاحَ بِمَنْزِلَهًِْ صاحِبِ الشُّرْطَهًِْ لَهُ أَعْوَانٌ مِنَ الْإِنْسِ یَبْعَثُهُمْ فِی حَوَائِجِهِ فَتَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهًُْ وَ یَتَوَفَّاهُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ مِنَ الْمَلائِکَهًُْ مَعَ مَا یَقْبِضُ هُوَ وَ یَتَوَفَّاهَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مِنْ مَلَکِ الْمَوْتِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خدای عزّوجلّ: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند. (زمر/۴۲). و همچنین این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: بگو: «فرشته‌ی مرگ که بر شما مأمور شده، [روح] شما را می‌گیرد». (سجده/۱۱). و آیه: همان‌ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند درحالی‌که پاک و پاکیزه‌اند. (نحل/۳۲). و همان‌ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند درحالی‌که به خود ظلم کرده بودند!. (نحل/۲۸). و همچنین درباره‌ی این فرموده‌ی حق تعالی: و اگر ببینی کافران را هنگامی‌که فرشتگان [مرگ]، جانشان را می‌گیرند. (انفال/۵۰). سؤال کردند و گفتند: «درحالی‌که ممکن است در همه‌ی آفاق، در عرض یک ساعت، آنقدر افراد بمیرند که کسی به جز خدا نمی‌تواند آن‌ها را بشمارد، پس چگونه امکان دارد [که فرشته‌ی مرگ بتواند جان همه‌ی آنان را بگیرد]»؟ امام فرمود: «همانا خداوند تبارک‌وتعالی برای فرشته‌ی مرگ یارانی از فرشتگان قرار داده است که قبض روح می‌کنند و جایگاه او مانند جایگاه داروغه‌ای است که یارانی از انسان­ها (مردم) دارد و آن‌ها را برای انجام کارهایش می‌فرستد. پس فرشتگان، آن‌ها را قبض روح می‌کنند. فرشته‌ی مرگ علاوه‌بر کسانی که خود قبض روح می‌کند، مردمان دیگر را نیز از طریق فرشتگان قبض روح می‌کند و خدای عزّوجلّ نیز از طریق فرشته‌ی مرگ، جان ایشان را می‌گیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۲ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۳۶/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۴۴

۲

(انعام/ ۶۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی خَبَرِ الزِّنْدِیقِ الْمُدَّعِی لِلتَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآنِ قَالَ أَمیِرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ تَعَالَی اللَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِها وَ قَوْلِهِ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ وَ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ طَیِّبِینَ وَ الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ فَهُوَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَجَلُّ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یَتَوَلَّی ذَلِکَ بِنَفْسِهِ وَ فِعْلُ رُسُلِهِ (علیهم السلام) وَ مَلَائِکَتِهِ فِعْلُهُ لِأَنَّهُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ فَاصْطَفَی جَلَّ ذِکْرُهُ مِنَ الْمَلائِکَهًُْ رُسُلًا وَ سَفَرَهًًْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ فِیهِمْ اللَّهُ یَصْطَفِی مِنَ الْمَلائِکَهًُْ
 رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ فَمَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الطَّاعَهًِْ تَوَلَّتْ قَبْضَ رُوحِهِ مَلَائِکَهًُْ الرَّحْمَهًِْ وَ مَنْ کَانَ مِنْ أَهْلِ الْمَعْصِیَهًِْ تَوَلَّی قَبْضَ رُوحِهِ مَلَائِکَهًُْ النَّقِمَهًِْ وَ لِمَلَکِ الْمَوْتِ أَعْوَانٌ مِنْ مَلَائِکَهًِْ الرَّحْمَهًِْ وَ النَّقِمَهًِْ یَصْدُرُونَ عَنْ أَمْرِهِ وَ فِعْلُهُمْ فِعْلُهُ وَ کُلُّ مَا یَأْتُونَهُ مَنْسُوبٌ إِلَیْهِ وَ إِذَا کَانَ فِعْلُهُمْ فِعْلَ مَلَکِ الْمَوْتِ وَ فِعْلُ مَلَکِ الْمَوْتِ فِعْلُ اللَّهِ لِأَنَّهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ عَلَی یَدِ مَنْ یَشَاءُ وَ یُعْطِی وَ یَمْنَعُ وَ یُثِیبُ وَ یُعَاقِبُ عَلَی یَدِ مَنْ یَشَاءُ وَ إِنَّ فِعْلَ أُمَنَائِهِ فِعْلُهُ کَمَا قَالَ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) در تفسیر آیه‌ی شریفه: خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض می‌کند. (زمر/۴۲). و فرشته‌ی مرگ [روح] شما را می‌گیرد. (سجده/۱۱). وَ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا و آیه: همان‌ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند درحالی‌که پاک و پاکیزه‌اند. (نحل/۳۲). و همان‌ها که فرشتگان [مرگ] روحشان را می‌گیرند درحالی‌که به خود ظلم کرده بودند!. (نحل/۲۸). فرمود: خداوند تبارک‌وتعالی اجلّ و اعظم از آن است خود متولّی این امور شود، و فعل رسولان و ملائکه‌ی او همان فعل خداوند است، زیرا این‌ها به امر او عمل می‌کنند، بنابراین خداوند جلیل گروهی از ملائکه را به‌عنوان رسول و سفیر میان خود و خلق برگزیده است، و ایشان همان کسانی هستند که می‌فرماید: خداوند از فرشتگان رسولانی برمی‌گزیند، و همچنین از مردم. (حج/۷۵). بنابراین تولّی قبض روح اهل طاعت را ملائکه‌ی رحمت به عهده دارند، و قبض روح اهل معصیت را ملائکه‌ی عذاب انجام می‌دهند. و ملک‌الموت یارانی از فرشتگان رحمت و عذاب دارد، که تحت فرمان او بوده و فعل ایشان همان فعل اوست، و سراغ هرکه می‌روند کارشان منسوب به ملک‌الموت است، دراین‌صورت کار ملک‌الموت نیز همان فعل خداوند است، زیرا پروردگار، قبض روح را بر دست هرکه خواهد جاری می‌سازد، عطا می‌کند و منع می‌فرماید. پاداش و عقوبت را در دست هرکه خواهد روان می‌کند، چرا که فعل افراد امین او همان فعل خداوند است، و شما هیچ‌چیز را نمی‌خواهید مگر اینکه خدا بخواهد. (انسان/۳۰).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۲ بحارالأنوار، ج۶، ص۱۴۰/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۷/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۰۸

۳

(انعام/ ۶۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً یَعْنِی الْمَلَائِکَهًَْ الَّذِینَ یَحْفَظُونَکُمْ وَ یَحْفَظُونَ أَعْمَالَکُمْ حَتَّی إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَ هُمُ الْمَلَائِکَهًُْ وَ هُمْ لَا یُفَرِّطُونَ أَیْ لَا یُقَصِّرُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُم حَفَظَةً منظور، فرشتگانی است که شما را حفظ می‌کنند و اعمالتان را ثبت می‌کنند. حَتَّیَ إِذَا جَاء أَحَدَکُمُ المَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا؛ و آنان همان فرشتگانند. وَ هُمْ لاَ یُفَرِّطُونَ؛ یعنی کوتاهی نمی‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۴ القمی، ج۱، ص۲۰۳

 

آیه ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبينَ [62]

 

سپس [تمام بندگان] به‌سوى خدا، كه مولاى حقيقى آنهاست، باز مى‌گردند. بدانيد كه حكم و داورى، مخصوص اوست؛ و او، سريع‌ترين حسابگران است.

سپس [تمام بندگان] به‌سوی خدا، که مولای حقیقی آنهاست، باز می‌گردند. بدانید که حکم و داوری، مخصوص اوست

۱ -۱

(انعام/ ۶۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن أَبِی‌عَبدِ الله (علیه السلام) قَالَ: دَخَلَ مَرْوَانُ‌بْنُالْحَکَمِ الْمَدِینَهًَْ قَالَ فَاسْتَلْقَی عَلَی السَّرِیرِ وَ ثَمَّ مَوْلًی لِلْحُسَیْنِ (علیه السلام) فَقَالَ رُدُّوا إِلَی اللهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ قَالَ فَقَالَ الحسین (علیه السلام) لِمَوْلَاهُ مَا ذَا قَالَ هَذَا حِینَ دَخَلَ قَالَ اسْتَلْقَی عَلَی السَّرِیرِ فَقَرَأَ رُدُّوا إِلَی اللهِ مَوْلاهُمُ إِلَی قَوْلِهِ الْحاسِبِینَ قَالَ فَقَالَ الحسین (علیه السلام) نَعَمْ وَ اللَّهِ رُدِدْتُ أَنَا وَ أَصْحَابِی إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ رُدَّ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ إِلَی النَّارِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مروان‌بن‌حکم وارد مدینه شد، پس روی تختی دراز کشید، [درحالی‌که یکی از غلامان حسین (علیه السلام) در آنجا بود] و گفت: رُدُّواْ إِلَی اللهِ مَوْلاَهُمُ الحَقِّ أَلاَ لَهُ الحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الحَاسِبِینَ. پس امام حسین (علیه السلام) به غلامش فرمود: «آن مرد در هنگام ورود چه گفت»؟ گفت: «بر روی تخت دراز کشید و این آیه را خواند: رُدُّواْ إِلَی اللهِ مَوْلاَهُمُ الحَقِّ أَلاَ لَهُ الحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الحَاسِبِینَ». امام حسین (علیه السلام) فرمود: «آری، به خدا، من و اصحابم به بهشت برگردانده شدیم و او و یارانش به آتش برگردانده شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۴ بحارالأنوار، ج۴۴، ص۲۰۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۲/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۶۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- خَطَبَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْیَا دَارٌ غَرَّارَهًٌْ خَدَّاعَهًٌْ تَنْکِحُ فِی کُلِّ یَوْمٍ بَعْلًا وَ تَقْتُلُ فِی کُلِّ لَیْلَهًٍْ أَهْلًا أَیْنَ مَنْ بَنَی الدُّورَ وَ شَرَّفَ الْقُصُورَ وَ جَمْهَرالْأُلُوفَ قَدْ تَدَاوَلَتْهُمْ أَیَّامُهَا وَ ابْتَلَعَتْهُمْ أَعْوَامُهَا فَصَارُوا أَمْوَاتاً وَ فِی الْقُبُورِ رُفَاتاً قَدْ یَئِسُوا مَا خَلَّفُوا وَ وَقَفُوا عَلَی مَا أَسْلَفُوا ثُمَّ رُدُّوا إِلَی اللهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- پس زنهار که زندگی دنیا شما را فریب ندهد! به خدا آگاه باش که دنیا سرایی فریب‌دهنده و مکار است که هر روز شوهری می‌گیرد و هر شبی اهل خود را می‌کشد و در هر ساعتی، جمعیتی راجدا می‌کند. از جمعیّت‌های پیشین چه بسیار فرورونده در دنیا و میل‌کننده به سوی آن بوده‌اند که آنان را در جهنّم افکنده و نابود کرده، چه نابود و هلاک کردنی! و آنان را وارد زبانه آتش کرده. کجاست آن کس که جمع آوری کرد و نگهداشت و محکم بست؛ کسی که جلوگیری کرد امّا پیروز نشد؟ کجاست آنکه از سپاه سان دید، کاخ‌های باشکوه بنا کرد و بر فراز منبرها رفت؟ کجاست کسی که خانه‌ها بنا کرد، کاخ‌ها زینت داد و هزاران هزار جمع کرد؟ روزهای دنیا بین آن‌ها نوبت گذاشته شد و آنان را دریاهای دنیا بلعید. پس از جمله مردگان گردیدند و در گورستان شکسته و کوبیده شدند؛ از بازماندگان ناامید شدند؛ از آنچه پیش فرستادند آگاه شدند، رُدُّواْ إِلَی اللهِ مَوْلاَهُمُ الحَقِّ أَلاَ لَهُ الحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الحَاسِبِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۴ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۳۷۵

۱ -۳

(انعام/ ۶۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اخْتِصَاصاً لِی وَ تَکَرُّماً نَحَلَنِیهِ وَ إِعْظَاماً وَ تَفْصِیلًا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَنَحَنِیهِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی ثُمَّ رُدُّوا إِلَی اللهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- خدای تبارک‌وتعالی در مورد من نازل فرمود و من و بزرگی مرا و فضیلتی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به من داد را گرامی داشت. و این سخن خداوند است: ثُمَّ رُدُّواْ إِلَی اللهِ مَوْلاَهُمُ الحَقِّ أَلاَ لَهُ الحُکْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الحَاسِبِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ الکافی، ج۸، ص۲۷

۱ -۴

(انعام/ ۶۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَنْتَ دَیَّانُ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ وَ الْمُتَوَلِّی حِسَابَهُمْ وَ أَنْتَ رُکْنُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَلَا وَ إِنَّ الْمَآبَ إِلَیْکَ وَ الْحِسَابَ عَلَیْکَ وَ الصِّرَاطَ صِرَاطُکَ وَ الْمِیزَانَ مِیزَانُکَ وَ الْمَوْقِفَ مَوْقِفُکَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- یا علی (علیه السلام) تو دادخواه این امّتی و عهده‌دار حساب آن‌ها و تو رکن اعظم خدایی! در روز قیامت بازگشت به‌سوی تو است. و حساب با توست. و راه، راهِ توست. و میزان و سنجش، سنجش توست و موقف، موقف توست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۲۷۲

و او، سریع‌ترین حسابگران است

۲ -۱

(انعام/ ۶۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ رُوِیَ عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ کَیْفَ یُحَاسِبُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْخُلُقَ وَ لَا یَرَوْنَهُ؟ قَالَ: کَمَا یَرْزُقُهُمْ وَ لَا یَرَوْنَهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرمؤمنان (علیه السلام) روایت شده است که از ایشان سؤال شد: «خداوند سبحان چگونه به حساب خلق رسیدگی می‌کند درحالی‌که آن‌ها خدا را نمی‌بینند»؟ فرمود: «همانگونه که به آن‌ها روزی می‌دهد و او را نمی‌بینند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ نورالثقلین

 

آیه قُلْ مَنْ يُنَجِّيكُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً لَئِنْ أَنْجانا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرينَ [63]

 

بگو: «چه كسى شما را از تاريكي‌هاى صحرا و دريا رهايى مى‌بخشد؟! در‌حالى‌كه او را با حالت تضرّع [و آشكارا] و در پنهانى مى‌خوانيد؛ [و مى‌گوييد]: اگر از اين [خطرات و تاريكى‌ها] ما را رهايى بخشد، از شكرگزاران خواهيم بود».

۱

(انعام/ ۶۳)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قوله قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إلی قوله ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ فإنه محکم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً ... ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُون؛ از جمله آیه‌های محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ القمی، ج۱، ص۲۰۳

۲

(انعام/ ۶۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- خَیْرُ الذِّکْرِ الْخَفِیُّ وَ خَیْرُ الرِّزْقِ مَا یَکْفِی وَ مَرَّ (علیه السلام) بِقَوْمٍ رَفَعُوا أَصْوَاتَهُمْ بِالدُّعَاءِ فَقَالَ إِنَّکُمْ لَا تَدْعُونَ أَصَمَ وَ لَا غَائِباً وَ إِنَّمَا تَدْعُونَ سَمِیعاً قَرِیباً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بهترین دعاها دعای پنهانی است و بهترین روزی آن است که بی‌نیاز کند. و پیامبر (صلی الله علیه و آله) به گروهی گذر می‌کرد که صدایشان را به دعاکردن بلند کرده بودند. فرمود: «شما کر و غائبی را نمی‌خوانید؛ بلکه شنوایی را که نزدیک است می‌خوانید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۶۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ دُعَاءُ التَّضَرُّعِ أَنْ تُحَرِّکَ إِصْبَعَکَ السَّبَّابَهًَْ مِمَّا یَلِی وَجْهَکَ وَ هُوَ دُعَاءُ الْخِیفَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دعای تضرّع این است که انگشت سبابه را در برابر رویت بجنبانی و آن دعای خیفه [و هراس] است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ اصول الکافی، ج۲، ص۴۸۰

۴

(انعام/ ۶۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قُلْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لِهؤُلَاءِ الْکُفَّارِ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مَنْ یُخَلِّصُکُمْ وَ یُسَلِّمُکُمْ مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ أَیْ مِنْ شَدَائِدِهِمَا وَ أَهْوَالِهِمَا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به این کافران [بگو]: مَنْ یُنَجِّیکُمْ؛ چه کسی شما را رهایی می‌بخشد و سالم نگه می‌دارد. مِنْ ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ؛ یعنی از سختی‌ها و خطرهای آن دو.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۴۵

۵

(انعام/ ۶۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- تَدْعُونَهُ أَیْ تَدْعُونَ اللَّهَ عِنْدَ مُعَایَنَهًِْ هَذِهِ الْأَهْوَالِ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً عَلَانِیَهًًْ وَ سِرّاً.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- تَدْعُونَهُ؛ یعنی هنگام دیدن این امور وحشتناک خدا را می‌خوانید، تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً؛ آشکارا و در پنهانی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۴۵

 

آیه قُلِ اللهُ يُنَجِّيكُم مِنْهَا وَ مِن كلُ‌ِّ كَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشرِْكُون [64]

 

بگو: «خداوند شما را از اين‌ها، و از هر مشكل و اندوهى، نجات مى‌دهد؛ باز هم شما براى او همتا قرار مى‌دهيد. [و راه كفر مى‌پوييد]».

 

آیه قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَ يُذيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ [65]

 

بگو: «او قادر است كه از فرازتان يا از زير پاى شما، عذابى بر شما بفرستد؛ يا به‌صورت دسته‌هاى پراكنده شما را با هم بياميزد؛ و طعم جنگ [و اختلاف] را به هريك از شما به‌وسيله‌ی ديگرى بچشاند». ببين چگونه آيات گوناگون را [براى آن‌ها] شرح مى‌دهيم؛ شايد بفهمند [و بازگردند].

بگو: «او قادر است که از فرازتان یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد

۱ -۱

(انعام/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رَوَی جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیُّ (رحمة الله علیه) قَالَ حَجَجْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِجَّهًَْ الْوَدَاعِ فَلَمَّا قَضَی النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَا افْتُرِضَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَجِ أَتَی مُوَدِّعَ الْکَعْبَهًِْ فَلَزِمَ حَلْقَهًَْ الْبَابِ وَ نَادَی بِرَفِیعِ صَوْتِهِ أَیُّهَا النَّاسُ فَاجْتَمَعَ أَهْلُ الْمَسْجِدِ وَ أَهْلُ السُّوقِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) اسْمَعُوا أَنِّی قَائِلٌ مَا هُوَ بَعْدِی کَائِنٌ فَلْیُبَلِّغْ شَاهِدُکُمْ غَائِبَکُمْ ثُمَّ بَکَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی بَکَی لِبُکَائِهِ النَّاسُ أَجْمَعُونَ فَلَمَّا سَکَتَ مِنْ بُکَائِهِ قَالَ اعْلَمُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ أَنَّ مَثَلَکُمْ فِی هَذَا الْیَوْمِ کَمَثَلِ وَرَقٍ لَا شَوْکَ فِیهِ إِلَی أَرْبَعِینَ وَ مِائَهًِْ سَنَهًٍْ ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ شَوْکٌ وَ وَرَقٌ إِلَی مِائَتَیْ سَنَهًٍْ ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ شَوْکٌ لَا وَرَقَ فِیهِ حَتَّی لَا یُرَی فِیهِ إِلَّا سُلْطَانٌ جَائِرٌ أَوْ غَنِیٌّ بَخِیلٌ أَوْ عَالِمٌ رَاغِبٌ فِی الْمَالِ أَوْ فَقِیرٌ کَذَّابٌ أَوْ شَیْخٌ فَاجِرٌ أَوْ صَبِیٌّ وَقِحٌ أَوِ امْرَأَهًٌْ رَعْنَاءُ ثُمَّ بَکَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَامَ إِلَیْهِ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ (رحمة الله علیه) وَ قَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْنَا مَتَی یَکُونُ ذَلِکَ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) یَا سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) إِذَا قَلَّتْ عُلَمَاؤُکُمْ وَ ذَهَبَتْ قُرَّاؤُکُمْ وَ قَطَعْتُمْ زَکَاتَکُمْ وَ أَظْهَرْتُمْ مُنْکَرَاتِکُمْ وَ عَلَتْ أَصْوَاتُکُمْ فِی مَسَاجِدِکُمْ وَ جَعَلْتُمُ الدُّنْیَا فَوْقَ رُءُوسِکُمْ وَ الْعِلْمَ تَحْتَ أَقْدَامِکُمْ وَ الْکَذِبَ حَدِیثَکُمْ وَ الْغِیبَهًَْ فَاکِهَتَکُمْ وَ الْحَرَامَ غَنِیمَتَکُمْ وَ لَا یَرْحَمُ کَبِیرُکُمْ صَغِیرَکُمْ وَ لَا یُوَقِّرُ صَغِیرُکُمْ کَبِیرَکُمْ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَنْزِلُ اللَّعْنَهًُْ عَلَیْکُمْ وَ یُجْعَلُ بَأْسُکُمْ بَیْنَکُمْ وَ بَقِیَ الدِّینُ بَیْنَکُمْ لَفْظاً بِأَلْسِنَتِکُمْ فَإِذَا أَتَیْتُمْ {أُوتِیتُمْ} هَذِهِ الْخِصَالَ تَوَقَّعُوا الرِّیحَ الْحَمْرَاءَ أَوْ مَسْخاً أَوْ قَذْفاً بِالْحِجَارَهًِْ وَ تَصْدِیقُ ذَلِکَ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُون.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر (رحمة الله علیه) گوید: در سال حجهًْ الوداع با پیغمبر (صلی الله علیه و آله) به حج رفتم، پیغمبر (صلی الله علیه و آله) بعد از انجام اعمال حج آمد تا با خانه‌ی خدا تودیع کند. حلقه در را گرفت و با صدای رسا فرمود: «ای مردم»! با این صدا تمام مردمی که در مسجد الحرام و بازار بودند، جمع شدند. آنگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای مردم آنچه را که بعد از من روی می‌دهد و هم اکنون به شما می‌گویم از من بشنوید! و حاضران شما به غائبین خود برسانند». سپس پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گریست به‌طوری که از گریه حضرت همه‌ی مردم گریستند، چون حضرت (صلی الله علیه و آله) از گریستن آرام گرفت، فرمود: «ای مردم! خدا شما را بیامرزد! بدانید که شما از این روز تا صدوچهل سال بعد مانند برگی هستید که خار نداشته باشد، آنگاه تا دویست سال برگ و خار خواهد داشت و بعد از آن خار بدون برگ است به‌طوری که در آن زمان جز سلطان ظالم یا ثروتمند بخیل یا عالم دنیاپرست یا فقیر دروغگو یا پیرمرد زناکار یا بچّه بی‌آبرو و یا زن احمق دیده نمی‌شود»! آنگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله)گریست، سلمان فارسی (رحمة الله علیه) برخاست و عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بفرمایید بدانیم: آنچه فرمودید کی واقع می‌شود»؟. فرمود: «ای سلمان (رحمة الله علیه) در زمانی‌که علمای شما کم شوند و قاریان قرآن شما از میان بروند، و زکات خود را ندهند و کارهای زشت خود را آشکار سازند. و صدای شما در مساجد بلند شود و امور دنیا را روی سر بگذارید، و دانش را زیر پا بنهید، سخنان شما دروغ، و شیرینی گفتارتان غیبت، و آنچه بدست می‌آورید حرام باشد! نه بزرگان شما به کوچک‌تر رحم کنند و نه کوچکتران احترام بزرگان را نگاه بدارند .در آن اوقات آثار غضب خدا بر شما فرود می‌آید، و سختی شما را به همان وضع در میان شما قرار می‌دهد، و در میان شما از دین جز لفظ آنکه به زبان می‌آورید، باقی نمی‌ماند هنگامی‌که این خصلت‌ها را پیدا کردید منتظر باد سرخ یا مسخ‌شدن یا سنگ باران باشید؛ آنچه این را تصدیق می‌کند در کتاب خدا هست و آن این آیه است: قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ؛ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُون».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۱۸ جامع الأخبار، ص۱۴۰/ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۲۶۲

۱ -۲

(انعام/ ۶۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ قَالَ السُّلْطَانُ الْجَائِرُ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ قَالَ السَّفِلَهًُْ وَ مَنْ لَا خَیْرَ فِیهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- هُوَ الْقَادِرُ عَلَی أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ؛ منظور از عذاب، حاکم ستمگر است. أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ؛ یعنی فرومایگان و کسی که بی‌خیر است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۳/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۶۵)

 

الباقر (علیه السلام)- هُوَ الْقادِرُ عَلی أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ قَالَ هُوَ الدَّجَّالُ وَ الصَّیْحَهًُْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ وَ هُوَ الْخَسْفُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هُوَ الْقَادِرُ عَلَی أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ چنین آمده است که مراد از این عذاب، دود و فریاد است. أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ؛ یعنی فرو رفتن زمین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۴/ البرهان؛ فیهم «دخان» بدلٌ «دجّال»

یا به‌صورت دسته‌های پراکنده شما را با هم بیامیزد

۲ -۱

(انعام/ ۶۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً قَالَ الْعَصَبِیَّهًُْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً؛ منظور تعصّب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۳/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۶۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً یَعْنِی یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ بِبَعْضٍ بِمَا یُلْقِیهِ مِنَ الْعَدَاوَهًِْ وَ الْعَصَبِیَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً یعنی: به‌وسیله‌ی دشمنی و تعصّبی که میان آنان می‌اندازد، به نزاع و کشمکش می‌پردازند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۳

(انعام/ ۶۵)

 

الباقر (علیه السلام)- أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ هُوَ اخْتِلَافٌ فِی الدِّینِ وَ طَعْنُ بَعْضِکُمْ عَلَی بَعْضٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً و آن عبارت است از اختلاف در دین و تهمت‌زدن به یکدیگر.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۴/ البرهان

۲ -۴

(انعام/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قالَ الْحَسَنْ: قالَ رَسُولَ اللَّهِ سَأَلَتُ رَبِّی أَنْ لَا یُظْهِرَ عَلَی أُمَّتِی أَهْلَ دِینِ غَیْرِهِمْ فَأَعْطَانِی وَ سَأَلْتُهُ أَنْ لَا یُهْلِکَهُمْ جُوعاً فَأَعْطَانِی وَ سَأَلْتُهُ أَنْ لَا یَجْمَعُهُمْ عَلَی ضَلَالَهًٍْ فَأَعْطَانِی وَ سَأَلْتُهُ أَنْ لَا یَلْبِسَهُمْ شِیَعاً فَمَنَعَنِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حسن گوید: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: از پروردگارم خواستم که بر امّتم اهل دین‌های دیگر را پیروز نگرداند؛ پس به من عطا فرمود و از او خواستم که آن‌ها را با گرسنگی هلاک نکند؛ پس به من عطا فرمود و از او خواستم که آن‌ها را بر گمراهی جمع نکند؛ پس به من عطا فرمود و از او خواستم که آن‌ها را به‌صورت دسته‌های پراکنده به جان هم نیندازد؛ پس مرا محروم کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ نورالثقلین

۲ -۵

(انعام/ ۶۵)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ جَابِرِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ (رحمة الله علیه) قَال: خَرَجَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَوْماً وَ نَحْنُ فِی مَسْجِدِهِ فَقَال یَا سلمان (رحمة الله علیه) اذْهَبْ إِلَی مَنْزِلِ أُمِّکَ أُمِّ سَلَمَهًَْ فَأْتِنِی بِبِسَاطِ الشَّعْرِ الْخَیْبَرِیِّ قَالَ جَابِرٌ فَذَهَبَ سلمان (رحمة الله علیه) فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ جَاءَ بِالْبِسَاطِ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَلمَانَ (رحمة الله علیه) فَبَسَطَهُ ثُمَّ قَالَ لِأَبِی‌بَکْرٍ وَ عُمَرَ وَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ اجْلِسُوا عَلَی الْبِسَاطِ فَجَلَسُوا کَمَا أَمَرَهُمْ ثُمَّ خَلَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَلمَانَ (رحمة الله علیه) فَلَمَّا جَاءَهُ أَسَرَّ إِلَیْهِ شَیْئاً ثُمَّ قَالَ لَهُ اجْلِسْ فِی الزَّاوِیَهًِْ الرَّابِعَهًِْ فَجَلَسَ سَلمَانُ (رحمة الله علیه) ثُمَّ أَمَرَ عَلِیّاً (علیه السلام) أَنْ یَجْلِسَ فِی وَسَطِهِ ثُمَّ قَالَ لَهُ قُلْ مَا أَمَرْتُکَ فَوَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ شِئْتُ قُلْتُ عَلَی الْجَبَلِ لَسَارَ فَحَرَّکَ عَلِیٌّ (علیه السلام) شَفَتَیْهِ قَالَ جَابِرٌ فَاخْتَلَجَ الْبِسَاطُ فَمَرَّ بِهِمْ قَالَ جَابِرٌ فَسَأَلْتُ سَلمَانَ (رحمة الله علیه) فَقُلْتُ أَیْنَ مَرَّ بِکُمُ الْبِسَاطُ قَالَ وَ اللَّهِ مَا شَعُرْنَا بِشَیْءٍ حَتَّی انْقَضَّ بِنَا الْبِسَاطُ فِی ذِرْوَهًِْ جَبَلٍ شَاهِقٍ وَ صرْنَا إِلَی بَابِ کَهْف قَالَ سَلمَانُ (رحمة الله علیه) قَامَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَصَاحَ بِهِمْ بِصَوْتٍ خَفِیٍّ فَانْفَتَحَ بَابُ الْکَهْفِِ فَأَعَادَ عَلِیٌّ (علیه السلام) سَلَامَهُ عَلَیْهِمْ فَقَالُوا کُلُّهُمْ وَ عَلَیْکَ وَ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِنَّا السَّلَامُ نَشْهَدُ بِأَنَّکَ مَوْلَانَا وَ مَوْلَی کُلِّ مَنْ آمَنَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) قَالَ سَلمَانُ (رحمة الله علیه) فَلَمَّا سَمِعَ الْقَوْمُ أَخَذُوا بِالْبُکَاءِ وَ فَزِعُوا وَ اعْتَذَرُوا إِلَی أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَامُوا کُلُّهُمْ إِلَیْهِ یَقْبَلُونَ رَأْسَهُ وَ یَقُولُونَ قَدْ عَلِمْنَا مَا أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَدُّوا أَیْدِیَهُمْ وَ بَایَعُوهُ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِینَ وَ شَهِدُوا لَهُ بِالْوَلَایَهًِْ بَعْدَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ جَلَسَ کُلُّ وَاحِدٍ مَکَانَهُ مِنَ الْبِسَاطِ وَ جَلَسَ عَلِیٌّ (علیه السلام) فِی وَسَطِهِ ثُمَّ حَرَّکَ شَفَتَیْهِ فَاخْتَلَجَ الْبِسَاطُ فَلَمْ نَدْرِ کَیْفَ مَرَّ بِنَا فِی الْبَرِّ أَمْ فِی الْبَحْرِ حَتَّی انْقَضَّ بِنَا عَلَی بَابِ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فَخَرَجَ إِلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ کَیْفَ رَأَیْتُمْ أَبَا بَکْرٍ قَالُوا نَشْهَدُ یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) کَمَا شَهِدَ أَهْلُ الْکَهْفِ وَ نُؤْمِنُ کَمَا آمَنُوا فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) إِنْ صدَقْتُمْ فَقَدْ أُسْقِیتُمْ مَاءً غَدَقاً وَ أَکَلْتُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ تَسْلُکُونَ طَرِیقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ فَمَنْ تَمَسَّکَ بِوَلَایَهًِْ عَلِیٍّ (علیه السلام) لَقِیَنِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ أَنَا عَنْهُ رَاضٍ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- جابر (رحمة الله علیه) گوید: روزی در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودیم که آن حضرت بر ما وارد گردیده... فرمود: «سلمان (رحمة الله علیه)، به خانه‌ی مادرت اُمّ­سلمه برو و جاجیم خیبری را بیاور». جابر گوید: سلمان (رحمة الله علیه) خیلی زود جاجیم را آورده و به دستور پیامبر (صلی الله علیه و آله) پهن کرد، سپس به ابوبکر، عمر و عبدالرحمان گفت: «روی جاجیم بنشینید»، و آن‌ها نیز اطاعت کرده و نشستند. سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سلمان (رحمة الله علیه) را طلبید، چون نزد آن حضرت آمد، پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رازی را با سلمان (رحمة الله علیه) در میان نهاد سپس به وی فرمود: «در گوشه‌ی چهارم بنشین»! پس سلمان (رحمة الله علیه) همان­جا نشست، سپس به علی (علیه السلام) امر نمود که در وسط آن فرش بنشیند، سپس به وی فرمود: «آنچه را به تو دستور دادم بگو زیرا سوگند به کسی که مرا به حق به نبوّت برانگیخت، اگر به کوه به گویی روان شود، حتماً راه خواهد افتاد». آنگاه علی (علیه السلام) چیزی زیر لب‌ها زمزمه فرمود، جابر (رحمة الله علیه) گوید: «سپس فرش به حرکت در آمده و آن‌ها را با خود برد». جابر گوید: «از سلمان (رحمة الله علیه) پرسیدم: آن فرش شما را به کجا برد»؟ گفت: «به خدا سوگند چیزی احساس نکردیم تا اینکه فرش ما را بر بالای کوهی بلند نشاند و از آنجا به در غاری رفتیم»، سلمان (رحمة الله علیه) گوید: «پس علی (علیه السلام) برخاسته و آهسته آنان را صدا زد که ناگاه در غار باز شد. و علی (علیه السلام) دوباره به ایشان سلام کرده و آنان همگی باهم پاسخ داده و گفتند: و علیک السّلام و رحمۀ الله و برکاته و بر محمّد رسول الله (صلی الله علیه و آله) و خاتم نبوّت از جانب ما سلام، سلام ما را به او برسان و به آن حضرت بگو: «آن‌ها گواهی به نبوّت تو داده­اند همان نبوّتی که سال­های زیادی پیش از بعثت شما از آن آگاه شده بودند، و به وصایت شما نیز یا علی (علیه السلام) گواهی می­دهیم». سپس علی (علیه السلام) مجدّداً به آنان سلام کرد و آن‌ها نیز جملگی گفتند: «از جانب ما بر تو و بر محمّد (صلی الله علیه و آله) سلام، شهادت می­دهیم که تو مولای ما و مولای هرکسی هستی که به محمّد (صلی الله علیه و آله) ایمان آورده است». سلمان (رحمة الله علیه) گوید: «چون آن جماعت این سخن را شنیدند، شروع کردند به گریستن و وحشت کرده از امیرالمؤمنین (علیه السلام) عذرخواهی نمودند و جملگی برخاسته سر مبارک آن حضرت را بوسیده و گفتند: اکنون دریافتیم خواست رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چه بوده و به‌طرف آن حضرت دست دراز کرده و به‌عنوان امیرالمؤمنین با وی بیعت نمودند و به ولایتش پس از محمّد (صلی الله علیه و آله) گواهی می­دادند، سپس هرکدام در جای خود بر روی بساط نشسته و علی (علیه السلام) در وسط آن جای گرفته، آنگاه چیزی زیرلب زمزمه فرمود که بساط به حرکت در آمده و نفهمیدیم چگونه ما را با خود برد، از خشکی برد یا دریا، تا اینکه بر در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ما را بر زمین نشاند، گوید: پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزد ما آمده و فرمود: «ای ابوبکر ماجرا را چگونه یافتید»؟ عرض کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، ما نیز همان شهادت را می‌دهیم که اصحاب کهف دادند و همان­طور که آن‌ها ایمان آوردند، ما نیز ایمان می­آوریم، پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر راست گفته باشید، به‌راستی که آبی فراوان و گوارا نوشانده شده­اید و روزی شما از آسمان و زمین خواهد رسید؛ یا از زیر پای شما، عذابی بر شما بفرستد؛ یا به‌صورت دسته‌های پراکنده شما را با هم بیامیزد؛ و راه بنی­اسرائیل را در پیش خواهید گرفت، پس هرکس به ولایت علی (علیه السلام) پایبند باشد، در روز قیامت درحالی با من دیدار خواهد کرد که من از وی راضی خواهیم بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۰ الیقین، ص۳۷۹/ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۱۴۰

و طعم جنگ [و اختلاف] را به هریک از شما به‌وسیله‌ی دیگری بچشاند

۳ -۱

(انعام/ ۶۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ قَالَ سُوءُ الْجِوَارِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ یُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْض؛ ٍ همسایگی بد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۳/ البرهان/ نورالثقلین

۳ -۲

(انعام/ ۶۵)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ وَ هُوَ أَنْ یَقْتُلَ بَعْضُکُمْ بَعْضاً وَ کُلُّ هَذَا فِی أَهْلِ الْقِبْلَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ یُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ؛ عبارت است از اینکه شما یکدیگر را خواهید کشت و تمام [این اعمال] در میان اهل قبله (مسلمانان) صورت می‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۴/ البرهان

۳ -۳

(انعام/ ۶۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی تَفْسِیرِ الْکَلْبِیِ أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قَامَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) فَتَوَضَّأَ وَ أَسْبَغَ وُضُوءَهُ ثُمَ قَامَ وَ صَلَّی فَأَحْسَنَ صَلَاتَهُ ثُمَّ سَأَلَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَنْ لَا یَبْعَثَ عَلَی أُمَّتِهِ عَذَاباً مِنْ فَوْقِهِمْ وَ لَا مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَا یُلْبِسَهُمْ شِیَعاً وَ لَا یُذِیقَ بَعْضَهُمْ بَأْسَ بَعْضٍ فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی سَمِعَ مَقَالَتَکَ وَ إِنَّهُ قَدْ أَجَارَهُمْ مِنْ خَصْلَتَیْنِ وَ لَمْ یُجِرْهُمْ مِنْ خَصْلَتَیْنِ أَجَارَهُمْ مِنْ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْهِمْ عَذَاباً مِنْ فَوْقِهِمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ وَ لَمْ یُجِرْهُمْ مِنَ الْخَصْلَتَیْنِ الْأُخْرَیَیْنِ فَقَالَ (علیه السلام) یَا جَبْرَئِیلُ فَمَا بَقَاءُ أُمَّتِی مَعَ قَتْلِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً؟ فَقَامَ وَ عَادَ إِلَی الدُّعَاءِ فَنَزَلَ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ الْآیَتَیْنِ فَقَالَ لَا بُدَّ مِنْ فِتْنَهًٍْ تُبْتَلَی بِهَا الْأُمَّهًُْ بَعْدَ نَبِیِّهَا لِیَتَبَیَّنَ الصَّادِقُ مِنَ الْکَاذِبِ لِأَنَّ
 الْوَحْیَ انْقَطَعَ وَ بَقِیَ السَّیْفُ وَ افْتِرَاقُ الْکَلِمَهًِْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ وَ فِی الْخَبَرِ أَنَّهُ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِذَا وُضِعَ السَّیْفُ فِی أُمَّتِی لَمْ یُرفَعْ عَنهَا إِلَی یَوْمِ القِیَامَهًِْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در تفسیر کلبی آمده است: وقتی این آیه بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نازل شد از جای حرکت نموده و وضویی شاداب گرفت سپس به نماز ایستاد و نماز نیکویی خواند بعد از نماز از خداوند درخواست کرد که امّتش را گرفتار عذاب بالا و پایین ننماید و گرفتار اختلاف و جنگ نکند. جبرئیل نازل شد و گفت: «یا محمّد (صلی الله علیه و آله) خداوند درخواست تو را شنید و آن‌ها را از دو چیز امان داد ولی دو چیز دیگر را اجرا خواهد کرد؛ به آن‌ها امان داد از اینکه عذابی از بالا یا از پایین نازل کند، امّا دو چیز را امان نداد». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «جبرئیل، دیگر از امّتم چه باقی می‌ماند درصورتی‌که گرفتار جنگ با یکدیگر شوند و یکدیگر را بکشند». باز از جای حرکت کرد و شروع به دعا نمود آن وقت این آیه نازل شد: الم، آیا مردم گمان کردند ... (عنکبوت/۲۱). پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «نه باید حتماً یک آزمایش بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد تا راستگو از دروغگو تشخیص داده شود چون وحی منقطع شده و شمشیر مانده و اختلاف و ناهماهنگی تا روز قیامت هست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۲ بحار الأنوار، ج۹، ص۸۸/ نورالثقلین

 

آیه وَ كَذَّبَ بِهِ قَوْمُكَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَيْكُمْ بِوَكيلٍ [66]

 

قوم و جمعيّت تو، آن [آيات الهى] را تكذيب و انكار كردند، در‌حالى‌كه حق است. [به آن‌ها] بگو: «من مسؤول [ايمان‌آوردن و اجبار] شما نيستم. [وظيفه‌ی من، تنها ابلاغ رسالت است]».

۱

(انعام/ ۶۶)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُمْ قُرَیْشٌ وَ قَوْلُهُ وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ یَعْنِی الْقُرْآنَ کَذَّبَتْ بِهِ قُرَیْشٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ؛ آن‌ها قریش هستند. وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الحَقُّ؛ یعنی قرآن که قریش آن را تکذیب کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۴

 

آیه لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ [67]

 

هر خبرى قرارگاهى دارد، [و در موعد خود انجام مى‌گيرد]. و به‌زودى خواهيد دانست!

۱

(انعام/ ۶۷)

 

الباقر (علیه السلام)- لِکُلِّ نَبَإٍ حَقِیقَهًٌْ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ قَوْلُهُ لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ لِکُلِّ خَبَرٍ وَقْتٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- لِکُلِّ نَبَإٍ حقیقتی است که به‌زودی خواهید دانست! لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ؛ یعنی هر خبری وقتی دارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۴

۲

(انعام/ ۶۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- خَسِرَ مَنْ بَاعَ الْآخِرَهًَْ بِالْأُولَی وَ لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ کُلُّ مَا هُوَ آتٍ قَرِیبٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- هرکس آخرت را به دنیا فروخت زیان کرد. هر خبری قرارگاهی دارد و هر آینده‌ای به‌زودی خواهد آمد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۴ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۳

 

آیه وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذينَ يَخُوضُونَ في آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا في حَديثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ [68]

 

هرگاه كسانى را ديدى كه آيات ما را استهزا مى‌كنند، از آن‌ها روى‌بگردان تا به سخن ديگرى بپردازند. و اگر شيطان تو را به فراموش افكند، پس از ياد‌آورى با اين گروه ستمكار منشين.

۱

(انعام/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَرَضَ الْإِیمَانَ عَلَی جَوَارِحِ ابْنِ آدَمَ (علیه السلام) وَ قَسَّمَهُ عَلَیْهَا وَ فَرَّقَهُ فِیهَا فَلَیْسَ مِنْ جَوَارِحِهِ جَارِحَهًٌْ إِلَّا وَ قَدْ وُکِّلَتْ مِنَ الْإِیمَانِ بِغَیْرِ مَا وُکِّلَتْ بِهِ أُخْتُهَا فَمِنْهَا مَا فَرَضَ اللَّهَُ عَلَی السَّمْعِ أَنْ یَتَنَزَّهَ عَنِ الِاسْتِمَاعِ إِلَی مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ أَنْ یُعْرِضَ عَمَّا لَا یَحِلُّ لَهُ مِمَّا نَهَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ عَنْهُ وَ الْإِصْغَاءِ إِلَی مَا أَسْخَطَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ ... ثُمَّ اسْتَثْنَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَوْضِعَ النِّسْیَانِ فَقَالَ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِین.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند متعال ایمان را بر جوارح فرزندان آدم (علیه السلام) واجب گردانید و آن را بر اعضاء تقسیم فرمود: و برای هریک سهمی معیّن کرد. هریک از وظایف آدمیان را به یکی از جوارح اختصاص داده، و هر عضوی تکلیف مخصوصی دارد که عضو دیگرش به آن مکلّف نیست... خداوند بر گوش نیز چیزهایی واجب کرده است، و آن این است که نخست گوش‌های خود را از آنچه پروردگار حرام کرده است باز دارد، و از منهیّات دوری کند، و به سخنانی که مورد خشم خداوند می‌گردد گوش فرا ندهد ... امّا هرگاه حکم خدا را فراموش کردید و با بدکاران و بد زبانان هم‌نشینی نمودید و اگر شیطان تو را به فراموش افکند، پس از یادآوری با این گروه ستمکار منشین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۴ الکافی، ج۲، ص۳۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۶۴؛ فیه: «و فرض» بدلٌ «ما فرض»/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۵ إنّ الله تبارک و تعالی ... أختها فمنها» محذوفٌ/ نورالثقلین؛ فیه: «فلیس من ... أختها فمنها» محذوفٌ/ العیاشی، ج۱، ص۲۸۲

۲

(انعام/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَرَضَ عَلَی السَّمْعِ الْإِصْغَاءَ إِلَی مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ وَ أَنْ یَتَنَزَّهَ عَنِ الِاسْتِمَاعِ إِلَی مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ مَا لَا یَحِلُّ لَهُ مِمَّا نَهَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ وَ عَنِ الْإِصْغَاءِ إِلَی مَا أَسْخَطَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ ثُمَ اسْتَثْنَی فِی مَوْضِعٍ آخَرَ وَ قَالَ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند بر گوش واجب کرد که به آنچه خداوند به آن دستور داده گوش فرا دهد و از شنیدن آنچه خداوند حرام کرده و بر آن حلال نیست از چیزهایی که خدای عزّوجلّ از آن نهی فرموده دوری گزیند و از گوش‌دادن به آنچه خدای عزّوجلّ را به خشم می‌آورد [دوری گزیند]. سپس در جای دیگر استثنا کرد و فرمود: وَ امّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۶ دعایم الإسلام، ج۱، ص۶

۳

(انعام/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا مَا فَرَضَهُ عَلَی الْأُذُنَیْنِ فَالِاسْتِمَاعُ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ الْإِنْصَاتُ إِلَی مَا یُتْلَی مِنْ کِتَابِهِ وَ تَرْکُ الْإِصْغَاءِ إِلَی مَا یُسْخِطُهُ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ وَ قَالَ تَعَالَی وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ‌أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ثُمَّ اسْتَثْنَی بِرَحْمَتِهِ لِمَوْضِعِ النِّسْیَانِ فَقَالَ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- و امّا آنچه بر گوش‌ها فرض فرموده است عبارت است از گوش فرادادن به ذکر خدا و خاموش‌ماندن به هنگام تلاوت آیاتش و ترک استماع چیزهایی که او را به خشم می‌آورد. خداوند سبحان فرمود: هنگامی‌که قرآن خوانده شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید شاید مشمول رحمت خدا شوید!. (اعراف/۲۰۴). و نیز فرمود: و خداوند [این حکم را] در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند، با آن‌ها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند!. (نساء/۱۴۰). خداوند با رحمت خود جایگاه فراموشی را جدا کرد و فرمود: وَ امّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۶ العیاشی، ج۱، ص۲۸۲/ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۹۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۴۶/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۳

۴

(انعام/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ فَرَضَ عَلَی جَوَارِحِکَ کُلِّهَا فَرَائِضَ یَحْتَجُّ بِهَا عَلَیْکَ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ یَسْأَلُکَ عَنْهَا وَ ذَکَّرَهَا وَ وَعَظَهَا وَ حَذَّرَهَا وَ أَدَّبَهَا وَ لَمْ یَتْرُکْهَا سُدًی و خَصَّ کُلَّ جَارِحَهًٍْ مِنْ جَوَارِحِکَ بِفَرْضٍ وَ نَصَّ عَلَیْهَا فَفَرَضَ عَلَی السَّمْعِ أَنْ لَا تُصْغِیَ بِهِ إِلَی الْمَعَاصِی فَقَالَ عزّوَجَلَّ وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ وَ قَالَ عزَّوَجَلَّ وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ثُمَّ اسْتَثْنَی عَزَّوَجَلَّ مَوْضِعَ النِّسْیَانِ فَقَالَ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- خدای تعالی بر کلّیه‌ی اعضاء تو وظایف و واجباتی را مقرّر و مفروض داشته است که در روز قیامت به‌وسیله‌ی آن‌ها بر تو احتجاج می‌کند، و از آن‌ها سؤال می‌نماید. و آن اعضاء را تذکّر داده، و موعظه کرده، و برحذر داشته، و تأدیب نموده، و آن‌ها را بیهوده رها نکرده است... سپس خدای عزّوجلّ هر عضو از اعضای تو را به فرضی اختصاص داده، و به آن فرض تصریح کرده است، چنان‌که بر گوش واجب کرده است که معاصی را نشنود، و دراین‌باره خدای عزّوجلّ فرموده است: و خداوند [این حکم را] در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند، با آن‌ها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. (نساء/۱۴۰). و نیز فرموده است: وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ سپس خدای بزرگ آنچه از فراموشی پیش می‌آید مستثنی کرده و گفته است: وَ امّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۶ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۶۲۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۱۶۸

۵

(انعام/ ۶۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ کَانَ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلَا یَجْلِسْ فِی مَجْلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ إِمَامٌ أَوْ یُغْتَابُ فِیهِ مُسْلِمٌ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، نباید در مجلسی بنشیند که در آن به امام دشنام می‌دهند، یا در آن مجلس، غیبت فردی مسلمانی را می‌کنند. خداوند در کتابش می‌فرماید: وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَی مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۶ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۳۱۵/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۰۹/ البرهان/ نورالثقلین/ مستطرفات السرایر، ص۶۳۹/ المؤمن، ص۷۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۶۶؛ فیهما «یعاب» بدلٌ «یغتاب»

۶

(انعام/ ۶۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رَوَی جَابِرُ‌بْنُ‌عَبْدِ اللَّهِ (رحمة الله علیه) عَنْهُ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ قَال: قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ یَا بُنَیَّ صاحِبِ الْعُلَمَاءَ وَ اقْرَبْ مِنْهُمْ وَ جَالِسْهُمْ وَ زُرْهُمْ فِی بُیُوتِهِمْ فَلَعَلَّکَ تُشْبِهُهُمْ فَتَکُونَ مَعَهُمْ وَ اجْلِسْ مَعَ صُلَحَائِهِمْ فَرُبَّمَا أَصَابَهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَهًٍْ فَتَدْخُلُ فِیهَا فَیُصِیبُکَ وَ إِنْ کُنْتَ صالِحاً فَابْعُدْ مِنَ الْأَشْرَارِ وَ السُّفَهَاءِ فَرُبَّمَا أَصَابَهُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ فَیُصِیبُکَ مَعَهُمْ فَقَدْ أَفْصَحَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی بِقَوْلِهِ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از جابر (رحمة الله علیه) روایت است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: لقمان به پسرش گفت: «فرزندم! به یاد علماء باش، به آن‌ها نزدیک شو و همنشین شو و در خانه‌شان از آن‌ها دیدار کن تا اینکه مانند آن‌ها بشوی و با آن‌ها باشی، با نیکانشان بنشین چه بسا خدا رحمتی به آن‌ها رساند و شامل تو هم بشود و اگر خود خوبی از بدان و سفیهان دور باش که چه بسا عذابی به آن‌ها از جانب خدا رسد و به تو هم برسد. پس از یادآوری با این گروه ستمکار منشین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۶ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۱۸۹/ أعلام الدین، ص۲۷۲

۷

(انعام/ ۶۸)

 

السّجّاد (علیه السلام)- لَیْسَ لَکَ أَنْ تَقْعُدَ مَعَ مَنْ شِئْتَ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- برای تو شایسته نیست که با هرکه بخواهی بنشینی [هرجا بروی و سخن هرکه را گوش دهی] زیرا خدای منزّه و پاک و برتر می‌فرماید: وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ امّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۸ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۱۹۳/ نورالثقلین/ علل الشرایع، ج۲، ص۶۰۵/ مسایل علی بن جعفر (ع)، ص۳۴۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۶۴/ البرهان

۸

(انعام/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌مُوسَی قَالَ حَدَّثَنِی أَخِی وَ عَمِّی عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال: ثَلَاثَهًُْ مَجَالِسَ یَمْقُتُهَا اللَّهُ وَ یُرْسِلُ نَقِمَتَهُ عَلَی أَهْلِهَا فَلَا تُقَاعِدُوهُمْ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ مَجْلِساً فِیهِ مَنْ یَصِفُ لِسَانُهُ کَذِباً فِی فُتْیَاهُ وَ مَجْلِساً ذِکْرُ أَعْدَائِنَا فِیهِ جَدِیدٌ وَ ذِکْرُنَا فِیهِ رَثٌّ وَ مَجْلِساً فِیهِ مَنْ یَصُدُّ عَنَّا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ قَالَ ثُمَّ تَلَا أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) ثَلَاثَ آیَاتٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ کَأَنَّمَا کُنَّ فِی فِیهِ أَوْ قَالَ کَفِّهِ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ. وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ. وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللهِ الْکَذِبَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: «سه مجلس است که خدا دشمنشان می‌دارد، و نقمتش را بر اهل آن می­فرستد؛ با آن‌ها ننشینید و با آن‌ها هم‌مجلس نشوید: مجلس کسی که زبانش به دروغ فتوی می­دهد؛ مجلسی که یاد دشمنان ما در آن نوآوری، و یاد ما در آن کهنه‌پرستی به حساب می­آید؛ مجلسی که در آن بازدارنده از ما باشد و تو می­دانی». آن­گاه امام صادق (علیه السلام) سه آیه از قرآن را خواند که گویا در دهان مبارکش حاضر بود یا در مشتش بود: وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله ِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْم و آیه: وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ و آیه: به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری می‌شود [و چیزی را مجاز و چیزی را ممنوع می‌کنید]، نگویید: «این حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببندید. (نحل/۱۱۶)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۸ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۲۱۵/ الکافی، ج۲، ص۳۷۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۶۲/ نورالثقلین

۹

(انعام/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَا اجْتَمَعَ ثَلَاثَهًٌْ مِنَ الْجَاحِدِینَ إِلَّا حَضَرَهُمْ عَشَرَهًُْ أَضْعَافِهِمْ مِنَ الشَّیَاطِینِ فَإِنْ تَکَلَّمُوا تَکَلَّمَ الشَّیْطَانُ بِنَحْوِ کَلَامِهِمْ وَ إِذَا ضَحِکُوا ضَحِکُوا مَعَهُمْ وَ إِذَا نَالُوا مِنْ أَوْلِیَاءِ اللَّهِ نَالُوا مَعَهُمْ فَمَنِ ابْتُلِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ بِهِمْ فَإِذَا خَاضُوا فِی ذَلِکَ فَلْیَقُمْ وَ لَا یَکُنْ شِرْکَ شَیْطَانٍ وَ لَا جَلِیسَهُ فَإِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یَقُومُ لَهُ شَیْءٌ وَ لَعْنَتَهُ لَا یَرُدُّهَا شَیْءٌ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَلْیُنْکِرْ بِقَلْبِهِ وَ لْیَقُمْ وَ لَوْ حَلْبَ شَاهًٍْ أَوْ فُوَاقَ نَاقَهًٍْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- و سه منکر گرد هم جمع نمی‌شوند جز دهها برابر آن‌ها شیطان کنار آن‌ها حاضر شود و اگر سخن بگویند شیاطین با آن‌ها به سخن می‌آیند، و با آن‌ها هم‌خنده می‌شوند، و اگر از دوستان خدا بد بگویند با آن‌ها هم سخن می‌شوند، لذا اگر از مؤمنین در مجلس آن‌ها گرفتار شد؛ چون به این چیزها پرداختند، آن مؤمن باید برخیزد و کناره بگیرد و شریک و همنشین شیطان نشود، زیرا چیزی از خشم خدا جلوگیری نمی‌کند و لعنت او را برنمی‌گرداند، اگر نتواند جدا شود، باید در دلش گفته‌ی آن‌ها را منکر باشد و برخیزد؛ گرچه به اندازه‌ی مدّت زمان دوشیدن یک گوسفند یا نهادن پستان‌بند و باز کردن آن در هنگام دوشیدن شتر باشد که آن را فواق ناقه گویند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۸ الکافی، ج۲، ص۱۸۷/ نورالثقلین

۱۰

(انعام/ ۶۸)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا قَالَ الْکَلَامُ فِی اللَّهِ وَ الْجِدَالُ فِی الْقُرْآنِ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ قَالَ مِنْهُمُ الْقَصَّاصُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا سخن دربارهی خداست و جدال درباره‌ی قرآن. فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ؛ و از جمله حدیث غیر، سخن قصّه‌گویان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۲۸ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۴۷/ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۲/ نورالثقلین/ البرهان

۱۱

(انعام/ ۶۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ یَعْنِی الَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِالْقُرْآنِ وَ یَسْتَهْزِءُونَ بِهِ ثُمَّ قَالَ فَإِنْ أَنْسَاکَ الشَّیْطَانُ فِی ذَلِکَ الْوَقْتِ عَمَّا أَمَرْتُکَ بِهِ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- وَ إِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ؛ یعنی کسانی که قرآن را تکذیب می‌کنند و به استهزا می‌گیرند. و اگر شیطان در آن زمان باعث شود که تو دستور من را فراموش کنی، پس از یادآوری با این گروه ستمکار منشین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ البرهان/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵؛ فیه: «ثم قال فإن ... الظالمین» محذوفٌ

۱۲

(انعام/ ۶۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یَجْلِسَ مَجْلِساً یُعْصَی اللَّهُ فِیهِ وَ لَا یَقْدِرُ عَلَی تَغْیِیرِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سزاوار نیست برای مؤمن در مجلسی نشیند که در آن نافرمانی خدا می‌شود و نتواند آن را دگرگون سازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ الکافی، ج۲، ص۳۷۴/ نورالثقلین

۱۳

(انعام/ ۶۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنِ الْجَعْفَرِیِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) یَقُولُ مَا لِی رَأَیْتُکَ عِنْدَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ یَعْقُوبَ فَقَالَ إِنَّهُ خَالِی فَقَالَ إِنَّهُ یَقُولُ فِی اللَّهِ قَوْلًا عَظِیماً یَصِفُ اللَّهَ وَ لَا یُوصَفُ فَإِمَّا جَلَسْتَ مَعَهُ وَ تَرَکْتَنَا وَ إِمَّا جَلَسْتَ مَعَنَا وَ تَرَکْتَهُ فَقُلْتُ هُوَ یَقُولُ مَا شَاءَ أَیُّ شَیْءٍ عَلَیَّ مِنْهُ إِذَا لَمْ أَقُلْ مَا یَقُولُ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) أَ مَا تَخَافُ أَنْ تَنْزِلَ بِهِ نَقِمَهًٌْ فَتُصِیبَکُمْ جَمِیعاً.

 

امام کاظم (علیه السلام)- جعفری گوید: شنیدم امام کاظم (علیه السلام) به پدرم می‌فرمود: «چرا من تو را نزد عبدالرحمن‌بن‌یعقوب می‌بینم»؟ گفت: «او دایی من است». فرمود: «او درباره‌ی خدا گفتار ناهنجاری دارد، خدا را وصف می‌کند با اینکه او را وصفی نمی‌باشد یا با او بنشین و ما را واگذار و یا با ما بنشین و او را رها کن». گفتم: «او هرچه خواهد بگوید، آیا گناهی بر من است که آنچه او گوید، نمی‌گویم». امام فرمود: «نمی‌ترسی که بر او بلایی فرود آید و به همه‌ی شماها برسد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ الکافی، ج۲، ص۳۷۴/ نورالثقلین

۱۴

(انعام/ ۶۸)

 

الباقر (علیه السلام)- رَوَی مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ قَالَ مَرَّ بِی أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ أَنَا جَالِسٌ عِنْدَ الْقَاضِی بِالْمَدِینَهًِْ فَدَخَلْتُ عَلَیْهِ مِنَ الْغَدِ فَقَالَ لِی مَا مَجْلِسٌ رَأَیْتُکَ فِیهِ أَمْسِ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ هَذَا الْقَاضِیَ بِیَ مُکْرِمٌ فَرُبَّمَا جَلَسْتُ إِلَیْهِ فَقَالَ لِی وَ مَا یُؤْمِنُکَ أَنْ تَنْزِلَ اللَّعْنَهًُْ فَتَعُمَّکَ مَعَهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) از کنار من گذر کرد و من نزد قاضی‌ای در مدینه نشسته بودم؛ فردا [ی آن روز] خدمت امام (علیه السلام) رسیدم، به من فرمود: «مجلسی که دیروز تو را در آن دیدم چیست»؟ به ایشان عرض کردم: «فدایت شوم! این قاضی مرا گرامی می‌دارد؛ پس گاهی به‌سوی او می‌روم و نزدش می‌نشینم». به من فرمود: «چه چیز تو را ایمن می‌کند که لعنت [خدا] فرود آید و همه‌ی کسانی را که در مجلس هستند فرا بگیرد»؟

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ روضهًْ المتقین، ج۶، ص۱۹/ نورالثقلین

۱۵

(انعام/ ۶۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا (علیه السلام) یَقُولُ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَاصِمٍ بَلَغَنِی أَنَّکَ تُجَالِسُ الْوَاقِفَهًَْ قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاکَ أُجَالِسُهُمْ وَ أَنَا مُخَالِفٌ لَهُمْ قَالَ لَا تُجَالِسْهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ یَعْنِی بِالْآیَاتِ الْأَوْصِیَاءَ (علیهم السلام) الَّذِینَ کَفَرُوا بِهَا الْوَاقِفَهًُْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌عاصم گوید: شنیدم امام رضا (علیه السلام) فرمود: «ای محمّدبن‌عاصم! به من خبر رسیده که تو با واقفیّه همنشینی می‌کنی». عرض کردم: «بله فدایت شوم. با آن‌ها همنشینی می‌کنم و درحالی‌که من با آن‌ها مخالف هستم». فرمود: «با آن‌ها همنشینی نکن؛ چون خدای عزّوجلّ می‌فرماید: و خداوند [این حکم را] در قرآن بر شما نازل کرده که هرگاه بشنوید افرادی آیات خدا را انکار و استهزا می‌کنند، با آن‌ها ننشینید تا به سخن دیگری بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهید بود. (نساء/۱۴۰). مقصود از «آیات» اوصیاء و کسانی هستند که واقفیّه به آن‌ها کافر شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ بحار الأنوار، ج۴۸، ص۲۶۴

۱۶

(انعام/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مُجَالَسَهًُْ الْأَشْرَارِ تُورِثُ سُوءَ الظَّنِ بِالْأَخْیَارِ.

 

امام علی (علیه السلام)- همنشینی با بدان مایه‌ی بدبینی به خوبان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ الأمالی للصدوق، ص۴۴۶/ نورالثقلین

۱۷

(انعام/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِیَّاکَ وَ مُصَاحَبَهًَْ الْفُسَّاقِ فَإِنَ الشَّرَّ بِالشَّرِّ مُلْحَقٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- از رفاقت با نابکاران بپرهیز که بدی پشت سر بدی می‌آید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ نهج البلاغهًْ، ص۴۶۰/ نورالثقلین

۱۸

(انعام/ ۶۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ أَقْبَلَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) ذَاتَ یَوْمٍ وَ مَعَهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ (رحمة الله علیه) وَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) مُتَّکِئٌ عَلَی یَدِ سَلْمَانَ (رحمة الله علیه) فَدَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فَجَلَسَ إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ حَسَنُ الْهَیْئَهًِْ وَ اللِّبَاسِ فَسَلَّمَ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَرَدَّ عَلَیْهِ السَّلَامَ فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَسْأَلُکَ عَنْ ثَلَاثِ مَسَائِلَ إِنْ أَخْبَرْتَنِی بِهِنَ عَلِمْتُ أَنَّ الْقَوْمَ رَکِبُوا مِنْ أَمْرِکَ مَا أَقْضِی عَلَیْهِمْ أَنَّهُمْ لَیْسُوا بِمَأْمُونِینَ فِی دُنْیَاهُمْ وَ لَا فِی آخِرَتِهِمْ وَ إِنْ تَکُنِ الْأُخْرَی عَلِمْتُ أَنَّکَ وَ هُمْ شَرَعٌ سَوَاءٌ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) سَلْنِی عَمَّا بَدَا لَکَ فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ الرَّجُلِ إِذَا نَامَ أَیْنَ تَذْهَبُ رُوحُهُ وَ عَنِ الرَّجُلِ کَیْفَ یَذْکُرُ وَ یَنْسَی وَ عَنِ الرَّجُلِ کَیْفَ یُشْبِهُ وَلَدُهُ الْأَعْمَامَ وَ الْأَخْوَالَ فَالْتَفَتَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ (علیه السلام) فَقَالَ یَا أَبَامُحَمَّدٍ (علیه السلام) أَجِبْهُ فَقَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ أَمْرِ الذُّکْرِ وَ النِّسْیَانِ فَإِنَّ قَلْبَ الرَّجُلِ فِی حُقٍّ وَ عَلَی الْحُقِّ طَبَقٌ فَإِنْ صَلَّی الرَّجُلُ عِنْدَ ذَلِکَ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) صَلَاهًًْ تَامَّهًًْ انْکَشَفَ ذَلِکَ الطَّبَقُ عَنْ ذَلِکَ الْحُقِّ فَأَضَاءَ الْقَلْبُ وَ ذَکَرَ الرَّجُلُ مَا کَانَ نَسِیَهُ وَ إِنْ هُوَ لَمْ یُصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) أَوْ نَقَّصَ مِنَ الصَّلَاهًِْ عَلَیْهِمْ انْطَبَقَ ذَلِکَ الطَّبَقُ عَلَی ذَلِکَ الْحُقِّ فَأَظْلَمَ الْقَلْبُ وَ نَسِیَ الرَّجُلُ مَا کَانَ ذَکَرَ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام جواد (علیه السلام) روایت است: «روزی امیرالمؤمنین (علیه السلام) درحالی‌که فرزندش حسن (علیه السلام) را به همراه داشت و به دست سلمان فارسی (رحمة الله علیه) تکیه داده بود داخل مسجدالحرام شد و نشست که ناگاه مردی خوش قیافه و خوش لباس آمد و به امیرالمؤمنین (علیه السلام) سلام داد و در مقابلش نشست و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) سه پرسش از شما دارم». امیرالمؤمنین فرمود: «هرچه می‌خواهی بپرس». عرض کرد: «آدمی وقتی می‌خوابد روحش به کجا می‌رود؟ و چگونه آدمی چیزی را به یاد می‌آورد و فراموش می‌کند؟ و چه می‌شود که فرزند کسی به عموها و دایی‌ها شبیه می‌شود»؟ امیرالمؤمنین (علیه السلام) روی به حسن (علیه السلام) کرد و فرمود: «ای ابامحمّد (علیه السلام) پاسخ این مرد را بگو». امام حسن (علیه السلام) به آن مرد فرمود: «امّا آنچه می‌پرسی که آدمی وقتی می‌خوابد روحش به کجا می‌رود؟ همانا روح وابسته به باد است و باد وابسته به هوا است تا هنگامی‌که صاحب روح می‌خواهد بیدار شود، اگر خداوند اجازه بدهد که آن روح به آن بدن باز گردد آن روح، باد را جذب می‌کند و باد هوا را و روح در بدن صاحبش ساکن می‌شود و اگر خدا اجازه نفرمود که آن روح به آن بدن باز گردد هوا باد را جذب می‌کند و باد هم روح را می‌کشد و روح به بدن صاحبش تا به هنگام رستاخیز باز نمی‌گردد. و امّا آنچه از یادآوری و فراموشی پرسیدی همانا قلب آدمی در حقّه‌ای است و بر سر آن حقّه طبقی نهاده شده است؛ هنگامی‌که بر محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) درود کامل فرستاده شود آن طبق از روی آن حقّه برداشته می‌شود و دل روشن می‌شود و آنچه فراموش شده است به یاد آدمی می‌آید. و اگر او بر محمّد و آل محمّد (علیهم السلام) درود نفرستاد و یا از درود بر آنان کم کرده و پاره‌ای را نگفت آن سرپوش بر آن حقّه می‌افتد و دل تاریک می‌گردد و آدمی به اشتباه می‌افتد و آنچه را که می‌داند فراموش می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۰ کمال الدین، ج۱، ص۳۱۳/ نورالثقلین

 

آیه وَ ما عَلَى الَّذينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْ‌ءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ [69]

 

و [اگر] افراد با تقوا [براى ارشاد و اندرز با آن‌ها بنشينند]، چيزى از حساب [و گناه] آن‌ها بر ايشان نيست؛ ولى [بايد تنها] براى يادآورى آن‌ها باشد، شايد [بشنوند و] تقوا پيشه كنند.

۱

(انعام/ ۶۹)

 

الباقر (علیه السلام)- فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ قَالَ الْمُسْلِمُونَ کَیْفَ نَصْنَعُ إِنْ کَانَ کُلَّمَا اسْتَهَزَأَ الْمُشْرِکُونَ قُمْنَا وَ تَرَکْنَاهُمْ فَلَا نَدْخُلُ إِذاً الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ لَا نَطُوفُ بِالْبَیْتِ الْحَرَامِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ ما عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ أَمَرَهُمْ بِتَذْکِیرِهِمْ مَا اسْتَطَاعُوا.

 

امام باقر (علیه السلام)- وقتی این آیه: فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْری مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ؛ نازل شد، مسلمانان گفتند: «اگر مشرکان پیوسته قرآن را به مسخره بگیرند و بنا باشد ما حرکت نکنیم و آن‌ها را به خود واگذاریم؛ چگونه با آن‌ها برخورد نماییم. دیگر باید وارد مسجد الحرام نشویم و به طواف خانه‌ی خدا اشتغال نورزیم. بعد خداوند این آیه را نازل نمود: وَ ما عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ؛ یعنی به‌واسطه‌ی ارشاد و راهنمایی که می‌کنند به قدر توان و قدرت خویش».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۲ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۳۱۲/ بحارالأنوار، ج۹، ص۸۹

۲

(انعام/ ۶۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- أَیْ لَیْسَ یُؤْخَذُ الْمُتَّقُونَ بِحِسَابِ الَّذِینَ لَا یَتَّقُونَ وَ لکِنْ ذِکْری أَیِْ اذْکُرْ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ کَیْ یَتَّقُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَا عَلَی الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَیْءٍ؛ یعنی اهل تقوی به‌جای آنان که تقوا ندارند، مورد مؤاخذه قرار نمی‌گیرند. وَلَکِن ذِکْرَی؛ یعنی یادآوری کن. لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ؛ تا تقوا را پیشه‌ی خود سازند. (و رها کن کسانی را که آیین [فطری] خود را بازیچه و سرگرمی قرار دادند، و زندگی دنیا، آن‌ها را مغرور ساخته؛ و با این [قرآن]، به آن‌ها یادآوری کن، تا گرفتار [عواقب شوم] اعمال خود نشوند؛ [و در قیامت] جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای؛ و [چنین کسانی] هرگونه عوضی بپردازند، از آن‌ها پذیرفته نخواهد شد. آن‌ها کسانی هستند که به سبب اعمالی که انجام داده‌اند گرفتار شده‌اند؛

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۲ القمی، ج۱، ص۲۰۴

 

آیه وَ ذَرِ الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفيعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ
 كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها أُولئِكَ الَّذينَ أُبْسِلُوا بِما كَسَبُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ [70]

 

نوشابه‌اى از آب سوزان و عذاب دردناكى براى آنهاست؛ به‌سزاى اينكه كفر مى‌ورزيدند [و آيات الهى را انكار مى‌كردند].

۱

(انعام/ ۷۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا یَعْنِی الْمَلَاهِیَ وَ ذَکِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ أَیُّ تُسَلِّمَ لَیْسَ لَها مِنْ دُونِ اللهِ وَلِیُّ وَ لا شَفِیعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لَا یُؤْخَذْ مِنْها یَعْنِی یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ لَا یُقْبَلُ مِنْهَا فِدَاءٌ وَ لَا صَرْفٌ أُولئِکَ الَّذِینَ أُبْسِلُوا بِما کَسَبُوا أَیْ أَسْلَمُوا بِأَعْمَالِهِمْ لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِیمٍ وَ عَذابٌ أَلِیمٌ بِمًا کانُوا یَکْفُرُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَ لهْوًا وَ غَرَّتْهُمُ الحَیَاةُ الدُّنْیَا؛ یعنی سرگرمی‌ها. وَ ذَکِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ یعنی: تسلیم می‌شود. بِمَا کَسَبَتْ لَیْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِیٌّ وَلاَ شَفِیعٌ وَإِن تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لاَّ یُؤْخَذْ مِنْهَا؛ یعنی روز قیامت، نه فدیه‌ای از این افراد پذیرفته می‌شود و نه چیزی که جلوی عذاب‌شدن آنان را بگیرد. أُوْلَئِکَ الَّذِینَ أُبْسِلُواْ بِمَا کَسَبُواْ؛ یعنی با کارهایشان تسلیم شدند. نوشابه‌ای از آب سوزان و عذاب دردناکی برای آنهاست؛ به‌سزای اینکه کفر می‌ورزیدند [و آیات الهی را انکار می‌کردند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۴ القمی، ج۱، ص۲۰۴/ البرهان

۲

(انعام/ ۷۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- زِیَارَهًٌْ أُخْرَی لِمَوْلَانَا أَمِیرِالمُؤمِنِینَ عَلِیَّ‌بنَ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) یَا رَبِّی وَ سَیِّدِی وَ یَا إِلَهِی وَ مَوْلَایَ شَفِّعْ وَلِیَّکَ فِی حَوَائِجی فَوَرَدْتُ إِلَیْهِ إِذْ رَغِبَ عَنْ زِیَارَتِهِ أَهْلُ الدُّنْیَا وَ اتَّخَذُوا آیَاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیا فَلَکَ الْمَنُّ یَا سَیِّدِی عَلَی مَا عَرَّفْتَنِی مِمَّا جَهِلَهُ أَهْلُ الدُّنْیَا.

 

امام علی (علیه السلام)- در زیارت امام علی (علیه السلام) آمده است: ای پروردگار من و ای سرورم و ای معبود و مولای من، ولیّ خود را شفیع من در حوائجم قرار ده. پس من بر او وارد شدم، زیرا که اهل دنیا از زیارت وی رویگردان شده­اند و آیات و نشانه­های خدا را به سخره می­گیرند، زندگی دنیا، آن‌ها را مغرور ساخته. پس ای سرورم تو بر من منّت داری به خاطر اینکه مرا بر آنچه که اهل دنیا نسبت به آن جاهلند و به غیر آن متمایل شدند، عارف گردانیدی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۴ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۲۶

 

آیه قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللهِ ما لا يَنْفَعُنا وَ لا يَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى أَعْقابِنا بَعْدَ إِذْ هَدانَا اللهُ كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطينُ فِي الْأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ أَصْحابٌ يَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ إِنَّ هُدَى اللهِ هُوَ الْهُدى وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمينَ [71]

 

بگو: «آيا غير از خدا، چيزى را بخوانيم [و عبادت كنيم] كه نه سودى به حال ما دارد، نه زيانى؛ و [به‌اين‌ترتيب]، به عقب برگرديم بعد از آنكه خداوند ما را هدايت كرده است؟! همانند كسى كه براثر وسوسه‌هاى شياطين، در روى زمين راه را گم كرده، و سرگردان مانده است؛ در‌حالى‌كه يارانى دارد كه او را به هدايت دعوت مى‌كنند [و مى‌گويند]: به‌سوى ما بيا»! بگو: «تنها هدايت خداوند، هدايت [واقعى] است؛ و ما دستور داريم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم».

۱

(انعام/ ۷۱)

 

الباقر (علیه السلام)- کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ أَیْ خَدَعَتْهُ قَوْلُهُ لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَی الْهُدَی ائْتِنا یَعْنِی ارْجِعْ إِلَیْنَا وَ هُوَ کِنَایَهًٌْ عَنْ إِبْلِیسَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ؛ یعنی مانند کسی که او را شیطان فریب داده است. لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَی الهُدَی ائْتِنا؛ یعنی یارانی دارد که به او می‌گویند برگرد پیش ما که کنایه از ابلیس است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۴؛ فیه: «خدعتهم فی الأرض و هو حیران» بدلٌ «خدعته»

۲

(انعام/ ۷۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ فی الْأَرْضِ قِیلَ: مَعْنَاهُ اسْتَغْوَتْهُ الْغِیلَانُ فِی الْمِهَامَهًِْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیاطِینُ فِی الْأَرْضِ؛ معنایش این است که غول‌ها او را در بیابان‌های دور و بی‌آب و گیاه گمراه کردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۵۵

 

آیه وَ أَنْ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ [72]

 

و [نيز به ما فرمان داده شده به] اينكه: نماز را برپا داريد؛ و از [نافرمانى] او بپرهيزيد؛ و تنها اوست كه به‌سويش محشور خواهيد شد».

۱

(انعام/ ۷۲)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَولُهُ وَ أَنْ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ فَإنَّهُ مُحکَمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ أَنْ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ اتَّقُوهُ وَ هُوَ الَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ از جمله آیه‌های محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۴ القمی، ج۱، ص۲۰۴

 

آیه وَ هُوَ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ يَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْكُ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ وَ هُوَ الْحَكيمُ الْخَبيرُ [73]

 

اوست آن كس‌كه آسمان‌ها و زمين را بحق آفريد؛ و آن روز كه [به هر‌چيز] مى‌گويد: «موجود باش»! موجود مى‌شود؛ سخن او، حق است؛ و در آن روز كه در «صور» دميده مى‌شود، حاكميت مخصوص اوست، از نهان و آشكار باخبر است، و اوست حكيم و آگاه.

و در آن روز که در «صور» دمیده می‌شود

۱ -۱

(انعام/ ۷۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یَحْیَی‌بْنِ‌أَبِی‌الْعَلَاءِ الرَّازِیِ أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ عَلَی أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاک أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قَالَ وَ یَوْمُ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ نَفْخَةً واحِدَةً فَیَمُوتُ إِبْلِیسُ مَا بَیْنَ النَّفْخَهًِْ الْأُولَی وَ الثَّانِیَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یحیی‌بن‌ابی العلاء رازی گوید: شخصی از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «فدایت شوم! مرا از کلام خداوند؛ إِِلَی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ آگاه فرما». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یَوْمِ الْوَقْتِ المَعْلُومِ روزی است که یک‌بار در صور دمیده می‌شود. و ابلیس در فاصله‌ی بین نفخه‌ی اوّل و دوّم می‌میرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۶ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۶۷

۱ -۲

(انعام/ ۷۳)

 

السّجّاد (علیه السلام)- یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ ذلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ وَ یَجْمَعُ اللَّهُ فِیهِ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ ذَلِکَ یَوْمُ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ وَ تُبَعْثَرُ فِیهِ الْقُبُور.

 

امام سجاد (علیه السلام)- روز قیامت همان روزی است که مردم در آن جمع می‌شوند، و روزی که همه آن را مشاهده می‌کنند. (هود/۱۰۳) خداوند همه‌ی جهانیان را از ابتدا تا انتها در آن روز جمع می‌کند. آن روزی که در «صور» دمیده می‌شود. و هرکس در قبرها است برانگیخته می‌گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۶ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۴۳

۱ -۳

(انعام/ ۷۳)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهِ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَقِیلَ فِیهِ: إِنَّهُ قَرْنٌ یَنْفُخُ فِیهِ إِسْرَافِیلُ نَفْخَتَیْنِ فَتَفْنَی الْخَلَائِقُ کُلُّهُمْ بِالنَّفْخَهًِْ الْأُولَی وَ یُحْیَوْنَ بِالنَّفْخَهًِْ الثَّانِیَهًِْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یَوْمُ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ، آن شاخی است که اسرافیل دوبار در آن می‌دمد. در دمیدن اوّل همه‌ی خلایق می‌میرند و در دمیدن دوّم زنده می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۶ نورالثقلین

۱ -۴

(انعام/ ۷۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- الإحتجاج: مِنْ سُؤَالِ الزِّنْدِیقِ الَّذِی سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ مَسَائِلَ کَثِیرَهًْ فقَالَ فَأَخْبِرْنِی عَنِ الرُّوح فَهَلْ یُوصَفُ بِخِفَّهًٍْ وَ ثِقَلٍ وَ وَزْنٍ قَالَ الرُّوحُ بِمَنْزِلَهًِْ الرِّیحِ فِی الزِّقِّ إِذَا نَفَخْتَ فِیهِ امْتَلَأَ الزِّقُّ مِنْهَا فَلَا یَزِیدُ فِی وَزْنِ الزِّقِّ وُلُوجُهَا فِیهِ وَ لَا یَنْقُصُهَا خُرُوجُهَا مِنْهُ کَذَلِکَ الرُّوحُ لَیْسَ لَهَا ثِقَلٌ وَ لَا وَزْنٌ قَالَ فَأَخْبِرْنِی مَا جَوْهَرُ الرِّیحِ قَالَ الرِّیحُ هَوَاءٌ إِذَا تَحَرَّکَ سُمِّیَ رِیحاً فَإِذَا سَکَنَ سُمِّیَ هَوَاءً وَ بِهِ قِوَامُ الدُّنْیَا وَ لَوْ کُفَّ الرِّیحُ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ لَفَسَدَ کُلُّ شَیْءٍ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ وَ نَتُنَ وَ ذَلِکَ أَنَّ الرِّیحَ بِمَنْزِلَهًِْ الْمِرْوَحَهًِْ تَذُبُّ وَ تَدْفَعُ الْفَسَادَ عَنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ تُطَیِّبُهُ فَهِیَ بِمَنْزِلَهًِْ الرُّوحِ إِذَا خَرَجَ مِنَ الْبَدَنِ نَتُنَ الْبَدَنُ وَ تَغَیَّرَ فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ قَالَ أَ فَیَتَلَاشَی الرُّوحُ بَعْدَ خُرُوجِهِ عَنْ قَالَبِهِ أَمْ هُوَ بَاقٍ قَالَ بَلْ هُوَ بَاقٍ إِلَی وَقْتِ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَبْطُلُ الْأَشْیَاءُ وَ تَفْنَی فَلَا حِسَّ وَ لَا مَحْسُوسَ ثُمَّ أُعِیدَتِ الْأَشْیَاءُ کَمَا بَدَأَهَا مُدَبِّرُهَا وَ ذَلِکَ أَرْبَعُمِائَهًِْ سَنَهًٍْ یَسْبُتُ فِیهَا الْخَلْقُ وَ ذَلِکَ بَیْنَ النَّفْخَتَیْن.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد... زندیق گفت: «روح سبکی و سنگینی و وزن دارد»؟ فرمود: «روح مانند بادی است که در مشک می‌کنند؛ وقتی در آن می‌دمند مشک پر می‌شود، ولی وزن مشک بیشتر نمی‌گردد و چون از آن بیرون آید وزنش کم نمی‌گردد. روح هم چنین است؛ سنگینی و وزن ندارد». پرسید: «به من بگو جوهر روح چیست»؟ فرمود: «باد، هوایی است که چون حرکت کند، آن را باد می‌نامند و وقتی آرام است، هوا است، و قوام جهان به آن است و اگر سه روز باد بند آید، هرچه روی زمین است تباه می‌شود و می‌گندد. چون باد به منزله بادبزن است که فساد را از هر چیزی دفع می‌کند و آن را پاکیزه می‌کند، و آن به منزله‌ی روح است که چون از بدن بیرون آید، بدن می‌گندد و دگرگون می‌شود، فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ»؛ پرسید: «وقتی روح از بدن بیرون آید، آیا از هم می‌پاشد یا باقی می‌ماند»؟ فرمود: «تا زمانی که در صور دمیده می‌شود [روز قیامت] باقی می‌ماند. در اینجا است که همه چیز نابود می‌شود؛ نه حسی و نه محسوسی می‌ماند. سپس مدبّر جهان همه چیز را مانند اوّلش بازمی‌گرداند، و چهارصد سال خلق همه خشکیده می‌شوند و آن میان دو نفخه صور است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۶ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۳۵

او از غیب و شهود آگاه است

۲ -۱

(انعام/ ۷۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ فَقَالَ الْغَیْبُ مَا لَمْ یَکُنْ وَ الشَّهَادَهًُْ مَا قَدْ کَان.

 

امام صادق (علیه السلام)- عالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ؛ غیب، آن چیزی است که نبوده است. و شهادت، چیزی است که بوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۷۹/ معانی الأخبار، ص۱۴۶/ البرهان

 

آیه وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في ضَلالٍ مُبينٍ [74]

 

[به خاطر بياوريد] هنگامى را كه ابراهيم به پدرش (سرپرستش كه در آن زمان عمويش بود) «آزر» گفت: «آيا بت‌هايى را به‌عنوان معبود [خود] انتخاب مى‌كنى؟! به يقين تو و قومت را در گمراهى آشكارى مى‌بينم».

۱

(انعام/ ۷۴)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ فإنه محکم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّی أَراکَ وَ قَوْمَکَ فِی ضَلالٍ مُبِینٍ، از جمله آیه‌های محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۸ القمی، ج۱، ص۲۰۴

۲

(انعام/ ۷۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ إِذْ قَالَ إِبْراهِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ؟ قَالَ: کَانَ اسْمُ أَبِیهِ آزَرَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پیرامون این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: وَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لأَبِیهِ آزَرَ پرسیدم. فرمود: «نام پدرش، آزر بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۸ العیاشی، ج۱، ص۳۶۲/ البرهان

۳

(انعام/ ۷۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ أَبُو إِبْرَاهِیمَ مُنَجِّماً لِنُمْرُودَ بْنِ کَنْعَانَ وَ کَانَ نُمْرُودُ لَا یَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْیِهِ فَنَظَرَ فِی النُّجُومِ لَیْلَهًًْ مِنَ اللَّیَالِی فَأَصْبَحَ فَقَالَ لَقَدْ رَأَیْتُ فِی لَیْلَتِی هَذِهِ عَجَباً فَقَالَ لَهُ نُمْرُودُ وَ مَا هُوَ فَقَالَ رَأَیْتُ مَوْلُوداً یُولَدُ فِی أَرْضِنَا هَذِهِ یَکُونُ هَلَاکُنَا عَلَی یَدَیْهِ وَ لَا یَلْبَثُ إِلَّا قَلِیلًا حَتَّی یُحْمَلَ بِهِ فَعَجِبَ مِنْ ذَلِکَ نُمْرُودُ وَ قَالَ هَلْ حَمَلَ بِهِ النِّسَاءُ فَقَالَ لَا وَ کَانَ فِیمَا أُوتِیَ مِنَ الْعِلْمِ أَنَّهُ سَیُحْرَقُ بِالنَّارِ وَ لَمْ یَکُنْ أُوتِیَ أَنَّ اللَّهَ سَیُنْجِیهِ قَالَ فَحَجَبَ النِّسَاءَ عَنِ الرِّجَالِ فَلَمْ یَتْرُکْ امْرَأَهًًْ إِلَّا جُعِلَتْ بِالْمَدِینَهًِْ حَتَّی لَا یَخْلَصَ إِلَیْهِنَّ الرِّجَالُ قَالَ وَ بَاشَرَ أَبُو إِبْرَاهِیمَ امْرَأَتَهُ فَحَمَلَتْ بِهِ فَظَنَّ أَنَّهُ صَاحِبُهُ فَأَرْسَلَ إِلَی نِسَاءٍ مِنَ الْقَوَابِلِ لَا یَکُونُ فِی الْبَطْنِ شَیْءٌ إِلَّا عَلِمْنَ بِهِ فَنَظَرْنَ إِلَی أُمِّ إِبْرَاهِیمَ فَأَلْزَمَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ذِکْرُهُ مَا فِی الرَّحِمِ الظَّهْرَ فَقُلْنَ مَا نَرَی شَیْئاً فِی بَطْنِهَا فَلَمَّا وَضَعَتْ أُمُّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) أَرَادَ أَبُوهُ أَنْ یَذْهَبَ بِهِ إِلَی نُمْرُودَ فَقَالَتْ لَهُ امْرَأَتُهُ لَا تَذْهَبْ بِابْنِکَ إِلَی نُمْرُودَ فَیَقْتُلَهُ دَعْنِی أَذْهَبْ بِهِ إِلَی بَعْضِ الْغِیرَانِ أَجْعَلْهُ فِیهِ حَتَّی یَأْتِیَ عَلَیْهِ أَجَلُهُ وَ لَا تَکُونَ أَنْتَ تَقْتُلُ ابْنَکَ فَقَالَ لَهَا فَاذْهَبِی فَذَهَبَتْ بِهِ إِلَی غَارٍ ثُمَّ أَرْضَعَتْهُ ثُمَّ جَعَلَتْ عَلَی بَابِ الْغَارِ صَخْرَهًًْ ثُمَّ انْصَرَفَتْ عَنْهُ فَجَعَلَ اللَّهُ رِزْقَهُ فِی إِبْهَامِهِ فَجَعَلَ یَمَصُّهَا فَیَشْرَبُ لَبَناً وَ جَعَلَ یَشِبُّ فِی الْیَوْمِ کَمَا یَشِبُّ غَیْرُهُ فِی الْجُمْعَهًِْ وَ یَشِبُّ فِی الْجُمْعَهًِْ کَمَا یَشِبُّ غَیْرُهُ فِی الشَّهْرِ وَ یَشِبُّ فِی الشَّهْرِ کَمَا یَشِبُّ غَیْرُهُ فِی السَّنَهًِْ فَمَکَثَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَمْکُثَ ثُمَ إِنَ أُمَّهُ قَالَتْ لِأَبِیهِ لَوْ أَذِنْتَ لِی أَنْ أَذْهَبَ إِلَی ذَلِکَ الصَّبِیِّ فَأَرَاهُ فَعَلْتُ قَالَ ففعل {فَافْعَلِی} فَأَتَتِ الْغَارَ فَإِذَا هِیَ بِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ إِذَا عَیْنَاهُ تَزْهَرَانِ کَأَنَّهُمَا سِرَاجَانِ فَأَخَذَتْهُ وَ ضَمَّتْهُ إِلَی صَدْرِهَا وَ أَرْضَعَتْهُ ثُمَّ انْصَرَفَتْ عَنْهُ فَسَأَلَهَا أَبُوهُ عَنِ الصَّبِیِّ فَقَالَتْ قَدْ وَارَیْتُهُ فِی التُّرَابِ فَمَکَثَتْ تَعْتَلُّ فَتَخْرُجُ فِی الْحَاجَهًِْ وَ تَذْهَبُ إِلَی إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَتَضُمُّهُ إِلَیْهَا وَ تُرْضِعُهُ ثُمَ تَنْصَرِفُ فَلَمَّا تَحَرَّکَ أَتَتْهُ أُمُّهُ کَمَا کَانَتْ تَأْتِیهِ وَ صَنَعَتْ کَمَا کَانَتْ تَصْنَعُ فَلَمَّا أَرَادَتِ الِانْصِرَافَ أَخَذَ ثَوْبَهَا فَقَالَتْ لَهُ مَا لَکَ فَقَالَ اذْهَبِی بِی مَعَکِ فَقَالَتْ لَهُ حَتَّی أَسْتَأْمِرَ أَبَاکَ فَلَمْ یَزَلْ إِبْرَاهِیمُ فِی الْغَیْبَهًِْ مَخْفِیّاً لِشَخْصِهِ کَاتِماً لِأَمْرِهِ حَتَّی ظَهَرَ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ وَ أَظْهَرَ اللَّهُ قُدْرَتَهُ فیه.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «پدر ابراهیم منجّم نمرودبن‌کنعان بود و نمرود تمامی دستورات خود را تنها با نظر او صادر می‌کرد. وی شبی از شب‌ها به ستارگان نگریست. شب را به صبح رسانید و گفت: «در این شب، چیز عجیبی دیدم». نمرود از او پرسید: «آن چیست»؟ او پاسخ داد: «نوزادی را دیدم که در این سرزمین به دنیا می‌آید و نابودی ما به دست او خواهد بود. دیری نمی‌پاید که مادرش او را باردار می‌شود». نمرود مبهوت شد و پرسید: «آیا زنی او را باردار شده است»؟ پدر ابراهیم (علیه السلام) پاسخ داد: «خیر». همچنین پدر ابراهیم باخبر شده بود که او در آتش خواهد سوخت، ولی خبر نداشت که خداوند او را نجات خواهد داد. بدین سان زنان از مردان دور نگهداشته شدند و تمامی زنان را درون شهر نگهداشتند تا مردان با آن‌ها خلوت نکنند. پدر ابراهیم (علیه السلام) با زنش جماع کرد و او از وی ابراهیم (علیه السلام) را باردار شد و گمان کرد که این فرزند، همان بچّه موردنظر است. از این رو به دنبال زنان قابله­ای فرستاد که اگر در شکم، چیزی می‌بود، آنان به آن پی می‌بردند. آنان به مادر ابراهیم (علیه السلام) نگریستند و خداوند متعال، نطفه درون رحم را به پشت مادر چسبانید. از این رو آنان گفتند: «چیزی در شکم او نمی بینیم». چون مادر ابراهیم (علیه السلام) او را به دنیا آورد، پدرش خواست تا او را نزد نمرود ببرد. مادر ابراهیم به پدرش گفت: «پسرت را نزد نمرود نبر تا او را بکشد. بگذار من او را به یکی از غارها ببرم و در آن قرار دهم تا مرگش فرا برسد و بدین سان تو قاتل پسرت نمی‌شوی». پدر ابراهیم (علیه السلام) به مادر ابراهیم (علیه السلام) گفت: «پس برو». مادر ابراهیم (علیه السلام) او را به غاری برد. سپس او را شیر داد. پس از آن سنگ بزرگی را در دهانه غار قرار داد. سپس از آن جا بازگشت. خداوند، روزیِ ابراهیم را در انگشت شستش قرار داد و او شروع به مکیدن آن کرد و از آن شیر می­نوشید. رشد او در هر روز به اندازه‌ی رشد دیگر نوزادان در یک هفته و رشدش در هر هفته به اندازه‌ی رشد دیگر نوزادان در یک ماه و رشدش در هر ماه به اندازه‌ی رشد دیگر نوزادان در هر سال بود. ابراهیم (علیه السلام) تا زمانی که خدا خواست در آن غار ماند. سپس مادر ابراهیم به پدرش گفت: «اجازه می‌دهی نزد آن پسر بچه بروم و او را ببینم». پدرش گفت: «می‌توانی بروی». مادر ابراهیم (علیه السلام) به آن غار رفت و ناگهان ابراهیم (علیه السلام) را دید که چشمانش همانند یک چراغ می‌درخشد. پس او را گرفت و در آغوش کشید و به او شیر داد. سپس بازگشت. پدر ابراهیم از او درباره آن پسر بچه پرسید. او پاسخ داد: «او را در خاک دفن کردم». دیری نپایید که خود را به بیماری می‌زد و به بهانه چیزی بیرون رفته و نزد ابراهیم (علیه السلام) می‌آمد و او را در آغوش می‌گرفت و به او شیر می‌داد و سپس باز می‌گشت. چون ابراهیم شروع به راه رفتن کرد، مادرش هچون گذشته نزدش آمد و همان کار را کرد. چون خواست برگردد، ابراهیم بر لباسش چنگ انداخت. مادرش از او پرسید: «تو را چه شده است»؟ ابراهیم پاسخ داد: «مرا با خودت بیرون ببر». مادر گفت: «تا با پدرت مشورت نکنم نمی‌توانم تو را بیرون ببرم». بدین سان ابراهیم (علیه السلام) پیوسته خود را به دور از چشم دیگران نگاه می‌داشت و امر خود را پنهان می‌کرد تا اینکه در انظار ظاهر شد و فرمان خداوند متعال را به انجام رساند و خداوند، قدرتش را در او نمایاند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۳۸ نورالثقلین

 

آیه وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ [75]

 

و اين‌گونه، ملكوت آسمان‌ها و زمين [و حاكميت مطلق خداوند بر آن‌ها] را به ابراهيم نشان داديم؛ تا [به آن استدلال كند؛ و] اهل يقين گردد.

ابراهیم

۱ -۱

(انعام/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِی تَفسِیرِ الإمَام (علیه السلام): فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَا أَبَاجَهْلٍ أَ مَا عَلِمْتَ قِصَّهًَْ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ (علیه السلام) لَمَّا رُفِعَ فِی الْمَلَکُوتِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ رَبِّی وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ قَوَّی اللَّهُ بَصَرَهُ لَمَّا رَفَعَهُ دُونَ السَّمَاءِ حَتَّی أَبْصَرَ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهَا ظَاهِرِینَ وَ مُسْتَتِرِینَ فَرَأَی رَجُلًا وَ امْرَأَهًًْ عَلَی فَاحِشَهًٍْ فَدَعَا عَلَیْهِمَا بِالْهَلَاکِ فَهَلَکَا ثُمَّ رَأَی آخَرَیْنِ فَدَعَا عَلَیْهِمَا بِالْهَلَاکِ فَهَلَکَا ثُمَّ رَأَی آخَرَیْنِ فَهَمَّ بِالدُّعَاءِ عَلَیْهِمَا فَأَوْحَی اللَّهُ إِلَیْهِ أَنْ یَا إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) اکْفُفْ دَعْوَتَکَ عَنْ عِبَادِی وَ إِمَائِی فَإِنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ الْجَبَّارُ الْحَلِیمُ لَا تَضُرُّنِی ذُنُوبُ عِبَادِی وَ إِمَائِی کَمَا لَا تَنْفَعُنِی طَاعَتُهُمْ وَ لَسْتُ أَسُوسُهُمْ بِشِفَاءِ الْغَیْظِ کَسِیَاسَتِکَ فَاکْفُفْ دَعْوَتَکَ عَنْ عِبَادِی فَإِنَّمَا أَنْتَ عَبْدٌ نَذِیرٌ لَا شَرِیکَ فِی الْمَمْلَکَهًِْ وَ لَا مُهَیْمِنَ عَلَیَّ وَ عِبَادِی مَعِی بَیْنَ خِلَالٍ ثَلَاثٍ إِمَّا تَابُوا إِلَیَّ فَتُبْتُ عَلَیْهِمْ وَ غَفَرْتُ ذُنُوبَهُمْ وَ سَتَرْتُ عُیُوبَهُمْ وَ إِمَّا کَفَفْتُ عَنْهُمْ عَذَابِی لِعِلْمِی بِأَنَّهُ سَیَخْرُجُ مِنْ أَصْلَابِهِمْ ذُرِّیَّاتٌ مُؤْمِنُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «ای ابوجهل! آیا داستان ابراهیم خلیل (علیه السلام) را نمی‌دانی، هنگامی‌که به ملکوت بالا برده شد؟ این سخن پروردگارم بر داستان ابراهیم (علیه السلام) دلالت دارد: وَ کَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنِینَ خداوند بینایی او را نیرومند ساخت، هنگامی‌که او را تا آسمان بالا برد تا جایی‌که زمین و آنچه بر روی آن است را به‌طور آشکار دید. سپس نگاه کرد و مرد و زنی را دید که درحال ارتکاب فحشا بودند، پس دعا کرد که هلاک شوند و به هلاکت رسیدند. سپس دو نفر دیگر را دید که آن‌ها نیز درحال ارتکاب فحشا بودند و خواست که آنان را نفرین کند که خداوند به او وحی کرد: ای ابراهیم (علیه السلام)! دعایت را برعلیه بندگان مرد و زن من متوقّف کن، زیرا که من بسیار آمرزنده و مهربان و بسیار شفیق و بردبار هستم و گناهان بندگانم ضرری به من نمی‌رساند و همچنین طاعات آن‌ها سودی به من نمی‌رساند و من با آنان مانند تو با کینه‌توزی رفتار نمی‌کنم. دعایت را بر بندگان مرد و زن من متوقّف کن. چرا که تو بنده‌ای هشداردهنده بیش نیستی و شریک من در اداره‌ی مملکت نمی­باشی و نه بر من و نه بر بندگانم سیطره و تسلّط نداری. رابطه‌ی بندگانم با من از سه حالت خارج نیست؛ یا اینکه توبه کرده­اند و من توبه آنان را پذیرفته‌ام و گناهانشان را بخشیده‌ام و عیب­های آنان را پوشانده‌ام و یا اینکه عذابم را از آنان دور ساخته‌ام، زیرا که من می‌دانم که از پشت آنان فرزندانی مؤمن خارج خواهند شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۷۷/ الاحتجاج، ج۱، ص۳۵؛ فیه: «لا تضرنی ... مؤمنون» محذوفٌ/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۵۱۲/ البرهان؛ فیهما: «بتفاوت»/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- رُوِیَ عَنْ مُجَاهِدٍ عَنْ أَبِی‌عُمَرَ وَ أَبِی‌سَعِیدٍ الْخُدْرِیِّ قَالا: کُنَّا جُلُوساً عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) بِاللَّهِ أَسْأَلُکُمْ هَلْ عَلِمْتُمْ مِنَ الْکُتُبِ السَّالِفَهًِْ أَنَّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) هَرَبَ بِهِ أَبُوهُ مِنَ الْمَلِکِ الطَّاغِی فَوَضَعَتْ بِهِ أُمُّهُ بَیْنَ أَثْلَالٍ بِشَاطِئِ نَهَرٍ یَتَدَفَّقُ یُقَالُ لَهُ حزران مِنْ غُرُوبِ الشَّمْسِ إِلَی إِقْبَالِ اللَّیْلِ فَلَمَّا وَضَعَتْهُ وَ اسْتَقَرَّ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ قَامَ مِنْ تَحْتِهَا یَمْسَحُ وَجْهَهُ وَ رَأْسَهُ وَ یُکْثِرُ مِنْ شَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ ثُمَّ أَخَذَ ثَوْباً وَ اتَّشَحَ بِهِ وَ أُمُّهُ تَرَاهُ فَذُعِرَتْ مِنْهُ ذُعْراً شَدِیداً ثُمَّ هَرْوَلَ بَیْنَ یَدَیْهَا مَادّاً عَیْنَیْهِ إِلَی السَّمَاءِ فَکَانَ مِنْهُ مَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی إِلَی قَوْلِهِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابوعمر و ابوسعید خدری گویند: در حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شما را به خدا سوگند از شما می‌پرسم که مگر از کتاب‌های گذشتگان نمی‌دانید که چون ابراهیم (علیه السلام) را پدرش از بیم پادشاه سرکش بیرون برد و مادرش ابراهیم (علیه السلام) را کنار توده‌های خاکی که بر لبه‌ی جویی بود و در فاصله‌ی هنگام غروب تا آغاز شب از آن آب می‌گذشت قرار داد، همین‌که مادر کودک را آنجا بر زمین نهاد، کودک برخاست و بر چهره و سر خود دست می‌کشید و مکرّر و فراوان لا اله الا الله می‌گفت و سپس پارچه‌ای را گرفت و بر خود پیچید و مادرش که او را چنین دید سخت به بیم و ترس افتاد. آنگاه ابراهیم (علیه السلام) برابر مادرش شروع به هروله (حرکت درحالی‌که شانه‌ها را تکان دهند) کرد و چشم‌های خود را به‌سوی آسمان دوخت و خداوند عزّوجلّ دراین‌باره چنین فرموده است: وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْموقِنِینَ* فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلینَ* فَلَمّا رَأَی الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّی فَلَمّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضّالِّینَ* فَلَمَّا رَأَی الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّی هذا أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَریءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۲ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۱۹/ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۴۰؛ فیه: «تلال» بدلٌ «أثلال»/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۸۲؛ فیه: «أثلاث» بدلٌ «أثلال» و «امشح» بدلٌ «اتشح»/ الفضایل، ص۱۲۶؛ فیه: «بتفاوت»

ملکوت آسمان‌ها و زمین [و حکومت مطلقه‌ی خداوند بر آن‌ها] را به ابراهیم نشان دادیم [تا به آن استدلال کند]

۲ -۱

(انعام/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سَأَلَ الْجَاثَلِیقُ أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِهِ وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ فَکَیْفَ قَالَ ذَلِکَ وَ قُلْتَ إِنَّهُ یَحْمِلُ الْعَرْشَ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَقَالَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) إِنَّ الْعَرْشَ خَلَقَهُ اللَّهُ تَعَالَی مِنْ أَنْوَارٍ أَرْبَعَهًٍْ نُورٍ أَحْمَرَ مِنْهُ احْمَرَّتِ الْحُمْرَهًُْ وَ نُورٍ أَخْضَرَ مِنْهُ اخْضَرَّتِ الْخُضْرَهًُْ وَ نُورٍ أَصْفَرَ مِنْهُ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَهًُْ وَ نُورٍ أَبْیَضَ مِنْهُ ابْیَضَّ الْبَیَاضُ وَ هُوَ الْعِلْمُ ... الَّذِی حَمَّلَهُ اللَّهُ الْحَمَلَهًَْ وَ ذَلِکَ نُورٌ مِنْ عَظَمَتِهِ فَالَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ هُمُ الْعُلَمَاءُ الَّذِینَ حَمَّلَهُمُ اللَّهُ عِلْمَهُ وَ لَیْسَ یَخْرُجُ عَنْ هَذِهِ الْأَرْبَعَهًِْ شَیْءٌ خَلَقَ اللَّهُ فِی مَلَکُوتِهِ الَّذِی أَرَاهُ اللَّهُ أَصْفِیَاءَهُ وَ أَرَاهُ خَلِیلَهُ (علیه السلام) فَقَالَ وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ وَ کَیْفَ یَحْمِلُ حَمَلَهًُْ الْعَرْشِ اللَّهَ وَ بِحَیَاتِهِ حَیِیَتْ قُلُوبُهُمْ وَ بِنُورِهِ اهْتَدَوْا إِلَی مَعْرِفَتِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- جاثلیق گفت: «پس چگونه خداوند می‌فرماید آن روز عرش پروردگارت را هشت فرشته بر فراز همه‌ی آن‌ها حمل می‌کنند!. (الحاقه/۱۷). و شما گفتی خدا عرش و آسمان‌ها و زمین را حمل می‌کند». حضرت فرمود: «همانا خدای تعالی عرش را از چهار نور آفرید؛ نور سرخی که هر سرخی از آن سرخی گرفت و نور سبزی که هر سبزی از آن سبزی یافت و نور زردی که هر زردی از آن زردی گرفت و نور سفیدی که از آن سفید شد و آن دانشی است که خدا به حاملین عطا فرموده است و آن نوریست از علم او. پس کسانی که عرش را حمل کنند دانشمندانی هستند که خدا علم خود را به آن‌ها عطا فرموده و آنچه خدا در ملکوتش آفریده و به برگزیدگان و خلیلش ابراهیم (علیه السلام) نموده از این چهار نور بیرون نیست که فرموده است: وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنِینَ چگونه ممکن است حاملین عرش خدا را حمل کنند با آنکه به سبب زندگی او دل‌های ایشان زنده گشته و به سبب نور او به معرفتش راهنمایی شده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۲ الکافی، ج۱، ص۱۲۹/ بحارالأنوار، ج۳۰، ص۶۹/ إرشادالقلوب، ج۲، ص۳۰۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۷۵)

 

الباقر (علیه السلام)- کُشِطَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ حَتَّی نَظَرَ إِلَی السَّمَاءِ السَّابِعَهًِْ وَ مَا فِیهَا وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ حَتَّی نَظَرَ إِلَیْهِنَّ وَ مَا فِیهِنَّ وَ فُعِلَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) کَمَا فُعِلَ بِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ إِنِّی لَأَرَی صَاحِبَکُمْ قَدْ فُعِلَ بِهِ مِثْلُ ذَلِکَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- آسمان­های هفت‌گانه برای وی از جا کنده شد تا اینکه آسمان هفتم و آنچه در آن است و همچنین زمین­های هفت‌گانه و آنچه در آن است را دید و همین کاری که در مورد ابراهیم (علیه السلام) انجام گرفت، در مورد محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز صورت گرفت و من می‌بینم که همین کار در مورد صاحبتان صورت خواهد گرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۲ الخرایج والجرایح، ج۲، ص۸۶۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۳/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۱۶/ نورالثقلین/ البرهان/ فرج المهموم، ص۱۰۱

۲ -۳

(انعام/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): کَشَطَ اللَّهُ لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) السَّمَاوَاتِ حَتَّی نَظَرَ إِلَی مَا فَوْقَ الْعَرْشِ وَ کُشِطَتْ لَهُ الْأَرْضُ حَتَّی رَأَی مَا تَحْتَ تُخُومِهَا وَ مَا فَوْقَ الْهَوَاءِ وَ فَعَلَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مِثْل ذَلِکَ وَ إِنِّی لَأَرَی صَاحِبَکُمْ وَ الْأَئِمَّهًَْ مِنْ بَعْدِهِ قَدْ فَعَلَ بِهِمْ مِثْلَ ذَلِکَ وَ سَأَلَهُ أَبُو بَصِیرٍ هَلْ رَأَی مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ کَمَا رَأَی ذَلِکَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام)؟ قَالَ نَعَمْ وَ صَاحِبُکُمْ {وَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) مِنْ بَعْدِهِ}.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌مسکان گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. فرمود: «خداوند آسمان‌ها را برای ابراهیم (علیه السلام) گشود تا به ماورای عرش نگاه کند. و زمین را برایش شکافت تا حدّ فاصل میان زمین و هوا را بنگرد. و با محمّد (صلی الله علیه و آله) نیز چنین کرد و من ولیّ شما و ائمه (علیهم السلام) بعد از او را می‌بینم که برای او نیز چنین چیزی رخ می‌دهد». ابوبصیر از امام صادق (علیه السلام) پرسید: «آیا محمّد (صلی الله علیه و آله) مانند ابراهیم (علیه السلام)، ملکوت آسمان‌ها و زمین را دید»؟ فرمود: «آری، و همین‌طور ولیّ شما و ائمه (علیهم السلام) بعد از او نیز می‌بینند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۴ الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۸۶۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۴

(انعام/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیه السلام) قَال:کُشِفَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ حَتَّی رَآهَا وَ رَأَی مَا فِیهَا وَ الْعَرْشَ وَ مَنْ عَلَیْهِ قَالَ قُلْتُ فَأُوتِیَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) مِثْلَ مَا أُوتِیَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) قَالَ نَعَمْ وَ صاحِبُکُمْ هَذَا أَیْضاً.

 

امام باقر و امام صادق ( ابوبصیرنقل می‌کند: به یکی از آن دو (عرض کردم: «وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. یعنی چه»؟ فرمود: «برای ابراهیم آسمان‌ها و زمین کنار زده شد، تا اینکه آن را و آنچه در آن است و عرش و آنچه بر عرش است، دید». گفتم: «آیا به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مانند ابراهیم (علیه السلام) داده شد»؟ فرمود: «آری، به همین صاحب شما نیز داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۴ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۱۵/ بصایرالدرجات، ص۱۰۷

۲ -۵

(انعام/ ۷۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- کُشِطَ لَهُ عَنِ الْأَرْضِ وَ مَنْ عَلَیْهَا وَ عَنِ السَّمَاءِ وَ مَنْ فِیهَا وَ الْمَلَکِ الَّذِی یَحْمِلُهَا وَ الْعَرْشِ وَ مَنْ عَلَیْهِ، وَ فُعِلَ ذَلِکَ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- زمین و آنچه بر روی آن است و آسمان و آنچه در آن است و فرشته‌ای که آن را حمل می‌کند و عرش و آنکه بر روی آن است، از جا کنده شد و همین کار برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنین (علیه السلام) انجام گرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۴ القمی، ج۱، ص۲۰۵/ البرهان/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۱۴۶/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۱۴

۲ -۶

(انعام/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- یَا عَلِیُّ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ أَشْهَدَکَ مَعِی سَبْعَ مَوَاطِنَ حَتَّی ذَکَرَ الْمَوْطِنَ الثَّانِیَ أَتَانِی جَبْرَئِیلُ فَأَسْرَی بِی إِلَی السَّمَاءِ فَقَالَ أَیْنَ أَخُوکَ فَقُلْتُ وَدَّعْتُهُ خَلْفِی قَالَ فَقَالَ فَادْعُ اللَّهَ یَأْتِیکَ بِهِ قَالَ فَدَعَوْتُ فَإِذَا أَنْتَ مَعِی فَکُشِطَ لِی عَلَی السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْأَرَضِینَ السَّبْعِ حَتَّی رَأَیْتُ سُکَّانَهَا وَ عُمَّارَهَا وَ مَوْضِعَ کُلِّ مَلَکٍ مِنْهَا فَلَمْ أَرَ مِنْ ذَلِکَ شَیْئاً إِلَّا وَ قَدْ رَأَیْتَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- بریده اسلمی از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نقل کرد که فرمود: «یا علی (علیه السلام) خداوند تو را با من در هفت محل شاهد و ناظر قرار داد». تا محلّ دوّم را ذکر کرد. فرمود: «جبرئیل مرا به آسمان برد گفت: «برادرت کجاست»؟ گفتم: «او را پشت سر گذاشتم». گفت: «از خدا بخواه او را برایت بیاورد». دعا کردم دیدم تو با من هستی؛ آن وقت پرده از هفت آسمان و هفت زمین برداشته شد به‌طوری‌که ساکنین و مأموران آنجا را مشاهده کردم و هر فرشته‌ای را در محلّ خودش دیدم هرچه من دیدم تو نیز مشاهده کردی».

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۴ بصایر الدرجات، ج۱، ص۱۰۷/ نورالثقلین

۲ -۷

(انعام/ ۷۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِی اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی تِسْعَهًَْ أَشْیَاءَ لَمْ یُعْطِهَا أَحَداً قَبْلِی خَلَا مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) لَقَدْ فُتِحَتْ لِیَ السُّبُلُ وَ عُلِّمْتُ الْأَنْسَابَ وَ أُجْرِیَ لِیَ السَّحَابُ وَ عُلِّمْتُ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ فَصْلَ الْخِطَابِ وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فِی الْمَلَکُوتِ بِإِذْنِ رَبِّی فَمَا غَابَ عَنِّی مَا کَانَ قَبْلِی وَ لَا فَاتَنِی مَا یَکُونُ مِنْ بَعْدِی.

 

امام علی (علیه السلام)- خدای تبارک‌وتعالی نه چیز را به من عطا کرده که به هیچ‌کس پیش از من جز به پیامبر (صلی الله علیه و آله) نداده است؛ راه‌ها برای من باز است، نژادها را می‌دانم، ابر برای من روانه می‌شود، مرگ‌ها و گرفتاری‌ها را می‌دانم، فصل الخطاب را می‌دانم، به اذن پروردگار به ملکوت نگریستم، هرچه پیش از من بوده و پس از من است به عیان دیدم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۴ بصایر الدرجات، ج۱، ص۲۰۱/ نورالثقلین

۲ -۸

(انعام/ ۷۵)

 

الباقر (علیه السلام)- کُشِطَ لَهُ عَنِ الْأَرْضِ حَتَّی رَآهَا وَ مَنْ فِیهَا وَ عَنِ السَّمَاءِ حَتَّی رَآهَا وَ مَنْ فِیهَا وَ الْمَلَکَ الَّذِی یَحْمِلُهَا وَ الْعَرْشَ وَ مَنْ عَلَیْهِ وَ کَذَلِکَ أُرِیَ صاحِبُکُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند زمین را ازجا کَند تا ابراهیم (علیه السلام)، زمین و آنچه بر روی آن است را ببیند و آسمان را از جای کند تا آن را و موجوداتی که در آن هستند و نیز فرشته‌ای که آن را حمل می‌کند و نیز عرش و آنچه بر روی آن قرار دارد را ببیند. همه‌ی این چیزها به صاحب شما نیز نشان داده شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۴ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۷۲/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۱۴/ بصایرالدرجات، ص۱۰۶/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۹

(انعام/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلَ (علیه السلام) لَمَّا رُفِعَ فِی الْمَلَکُوتِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ رَبِّی وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ قَوَّی اللَّهُ بَصَرَهُ لَمَّا رَفَعَهُ دُونَ السَّمَاءِ حَتَّی أَبْصَرَ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهَا ظَاهِرِینَ وَ مُسْتَتِرِین.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مگر داستان ابراهیم خلیل (علیه السلام) را نشنیده‌ای؟ وقتی خداوند او را به ملکوت آسمان‌ها بلند کرد که این آیه شاهد آن است: وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنِینَ. دید چشم او قوی شد به‌طوری‌که زمین و آنچه بر روی زمین بود چه پنهان و چه آشکارا می‌دید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۶ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۶۰/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۱۳/ نورالثقلین

۲ -۱۰

(انعام/ ۷۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَالَ أُعْطِیَ بَصَرُهُ مِنَ الْقُوَّهًِْ مَا یَعْدُو السَّمَاوَاتِ فَرَأَی مَا فِیهَا وَ رَأَی الْعَرْشَ وَ مَا فَوْقَهُ وَ رَأَی مَا فِی الْأَرْضِ وَ مَا تَحْتَهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «بینایی ابراهیم (علیه السلام) آنقدر زیاد شد که در آسمان نفوذ کرد و آنچه در آن است را دید و عرش و آنچه را بالای آن است و زمین و آنچه زیر آن است را مشاهده کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۶ بحار الأنوار، ج۱۲، ص۷۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۴

۲ -۱۱

(انعام/ ۷۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام)، قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ قَالَ وَ کُنْتُ مُطْرِقاً إِلَی الْأَرْضِ فَرَفَعَ یَدَهُ إِلَی فَوْقُ ثُمَّ قَالَ ارْفَعْ رَأْسَکَ فَرَفَعْتُ رَأْسِی فَنَظَرْتُ إِلَی السَّقْفِ قَدِ انْفَرَجَ حَتَّی خَلَصَ بَصَرِی إِلَی نُورٍ سَاطِعٍ وَ حَارَ بَصَرِی دُونَهُ ثُمَّ قَالَ لِی رَأَی إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) مَلَکُوتَ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ هَکَذَا ثُمَّ قَالَ لِی أَطْرِقْ فَأَطْرَقْتُ ثُمَّ قَالَ ارْفَعْ رَأْسَکَ فَرَفَعْتُ رَأْسِی فَإِذَا السَّقْفُ عَلَی حَالِهِ ثُمَّ أَخَذَ بِیَدِی فَقَامَ وَ أَخْرَجَنِی مِنَ الْبَیْتِ الَّذِی کُنْتُ فِیهِ وَ أَدْخَلَنِی بَیْتاً آخَرَ فَخَلَعَ ثِیَابَهُ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِ وَ لَبِسَ ثِیَاباً غَیْرَهَا ثُمَّ قَالَ لِی غُضَّ بَصَرَکَ فَغَضَضْتُ بَصَرِی فَقَالَ لَا تَفْتَحْ عَیْنَیْکَ فَلَبِثْتُ سَاعَهًًْ ثُمَّ قَالَ لِی تَدْرِی أَیْنَ أَنْتَ قُلْتُ لَا قَالَ أَنْتَ فِی الظُّلْمَهًِْ چالَّتِی سَلَکَهَا ذُو الْقَرْنَیْنِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ تَأْذَنُ لِی أَنْ أَفْتَحَ عَیْنِی فَأَرَاکَ فَقَالَ لِی افْتَحْ فَإِنَّکَ لَا تَرَی شَیْئاً فَفَتَحْتُ عَیْنِی فَإِذَا أَنَا فِی ظُلْمَهًٍْ لَا أُبْصِرُ فِیهَا مَوْضِعَ قَدَمَیَّ ثُمَّ سَارَ قَلِیلًا وَ وَقَفَ فَقَالَ هَلْ تَدْرِی أَیْنَ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا أَدْرِی فَقَالَ أَنْتَ وَاقِفٌ عَلَی عَیْنِ الْحَیَاهًِْ الَّتِی شَرِبَ مِنْهَا الْخَضِرُ (علیه السلام) وَ سِرْنَا فَخَرَجْنَا مِنْ ذَلِکَ الْعَالَمِ إِلَی عَالَمٍ آخَرَ فَسَلَکْنَا فِیهِ فَرَأَیْنَا کَهَیْئَهًِْ عَالَمِنَا هَذَا فِی بِنَائِهِ وَ مَسَاکِنِهِ وَ أَهْلِهِ ثُمَّ خَرَجْنَا إِلَی عَالَمٍ ثَالِثٍ کَهَیْئَهًِْ الْأَوَّلِ وَ الثَّانِی حَتَّی وَرَدْنَا عَلَی خَمْسَهًِْ عَوَالِمَ قَالَ ثُمَّ قَالَ لِی هَذِهِ مَلَکُوتُ الْأَرْضِ وَ لَمْ یَرَهَا إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) وَ إِنَّمَا رَأَی مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ هِیَ اثْنَا عَشَرَ عَالَماً کُلُّ عَالَمٍ کَهَیْئَهًِْ مَا رَأَیْتُ کُلَّمَا مَضَی مِنَّا إِمَامٌ سَکَنَ إِحْدَی هَذِهِ الْعَوَالِمِ حَتَّی یَکُونَ آخِرُهُمُ الْقَائِمَ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فِی عَالَمِنَا الَّذِی نَحْنُ سَاکِنُوهُ ثُمَّ قَالَ لِی غُضَّ بَصَرَکَ ثُمَّ أَخَذَ بِیَدِی فَإِذَا فِی الْبَیْتِ الَّذِی
 خَرَجْنَا مِنْهُ فَنَزَعَ ذَلِکَ الثِّیَابَ وَ لَبِسَ ثِیَابَهُ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِ وَ عُدْنَا إِلَی مَجْلِسِنَا فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ کَمْ مَضَی مِنَ النَّهَارِ فَقَالَ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابربن‌یزید گوید: از ایشان دربارهی این آیه: وَ کَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنِینَ پرسیدم و به زمین نگاه می‌کردم. ایشان دستشان را به‌سوی آسمان گرفتند. و فرمود: «سرت را بالا بگیر». من سرم را بالا بردم و به سقف نگاه کردم، درحالی‌که روزنه‌ای در آن ایجاد شد تا اینکه نگاهم به نوری درخشان افتاد، به‌طوری‌که نمی‌توانستم به آن نگاه کنم. سپس به من فرمود: «ابراهیم (علیه السلام) این‌گونه ملکوت آسمان­ها و زمین را مشاهده کرد». پس از آن به من فرمود: «به زمین نگاه کن». این کار را کردم. فرمود: «سرت را بالا بگیر». پس من سرم را بالا گرفتم که ناگهان دیدم سقف درحالت اوّلیّه‌اش می‌باشد». پس از آن دستم را گرفت و مرا از خانه‌ای که در آن بودم خارج کرد و وارد خانه‌ای دیگر کرد، پس لباس­هایی را که بر تن داشت در آورد و لباس­های دیگری پوشید و به من فرمود: «نگاهت را پایین بینداز». من نگاهم را پایین انداختم. فرمود: «چشمانت را باز نکن». من برای یک ساعت منتظر شدم. سپس فرمود: «آیا می‌دانی الان کجایی»؟ عرض کردم: «خیر». فرمود: «تو در همان ظلمتی قرار داری که ذوالقرنین از آن عبور کرده است». به ایشان عرض کردم: «قربانت گردم، اجازه می‌دهی چشمم را باز کنم تا تو را ببینم»؟ فرمود: «باز کن. تو هیچ چیزی را نخواهی شناخت». چشمانم را باز کردم و ناگهان خود را در تاریکی و ظلمتی دیدم که نمی‌توانستم جلوی پایم را ببینم. سپس کمی راه رفت و ایستاد و فرمود: «تو نزد عین الحیاتی (چشمه زندگانی) ایستاده‌ای که خضر (علیه السلام) از آن نوشیده بود». سپس به راه افتادیم و از آن جهان به جهانی دیگر وارد شدیم و در آن راه رفتیم و جهانی را دیدیم که مانند جهان ما دارای ساختمان­ها و خانه­ها و مردم بود. سپس به جهان سوّم وارد شدیم که مانند جهان اوّل و دوّم بود. تا اینکه وارد جهان پنجم شدیم، سپس به من فرمود: «این ملکوت زمین است و ابراهیم (علیه السلام) آن را ندیده است. او ملکوت آسمان را دیده بود که از دوازده جهان تشکیل شده است. همه‌ی این جهان­ها مانند همین است که دیدی و هرگاه امامی از ما رحلت کند، امامی دیگر در یکی از این عالم­ها ساکن می‌شود، تا اینکه آخرین آنان یعنی امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عالمی که ما در آن ساکن هستیم، حضور پیدا می‌کند». سپس به من فرمود: «نگاهت را پایین بینداز». سپس دستم را گرفت و ناگهان خود را در همان خانه‌ای که از آن خارج شده بودیم، یافتیم. آن لباس‌ها را درآورده و لباس­های قبلی خود را بر تن پوشید و به مجلس قبلی برگشتیم. به او عرض کردم: «قربانت گردم، چه وقتی از روز گذشته است»؟ فرمود: «سه ساعت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۶ نورالثقلین/ بصایرالدرجات، ص۴۰۴/ الاختصاص، ص۳۲۲/ بحارالأنوار، ج۵۴، ص۳۲۷/ بحارالأنوار، ج۴۶، ص۲۸۰/ البرهان

۲ -۱۲

(انعام/ ۷۵)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ ثَابِتِ بْنِ دِینَارٍ قَالَ سَأَلْتُ زَیْنَ الْعَابِدِینَ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) عَنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ هَلْ یُوصَفُ بِمَکَانٍ؟ فَقَالَ تَعَالَی اللَّهُ عَنْ ذَلِکَ قُلْتُ فَلِمَ أَسْرَی بِنَبِیِّهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) إِلَی السَّمَاءِ؟ قَالَ لِیُرِیَهُ مَلَکُوتَ السَّمَاءِ وَ مَا فِیهَا مِنْ عَجَائِبِ صُنْعِهِ وَ بَدَائِعِ خَلْقِهِ قُلْتُ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی قَالَ ذَاکَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) دَنَا مِنْ حُجُبِ النُّورِ فَرَأَی مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ ثُمَّ تَدَلَّی (صلی الله علیه و آله) فَنَظَرَ مِنْ تَحْتِهِ إِلَی مَلَکُوتِ الْأَرْضِ حَتَّی ظَنَّ أَنَّهُ فِی الْقُرْبِ مِنَ الْأَرْضِ کَقَابِ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- ثابت‌بن‌دینار گوید: از امام سجّاد (علیه السلام) سؤال کردم: «آیا خداوند عزّوجلّ موصوف به مکان می‌شود یعنی آیا می‌توانیم بگوییم: در مکانی هست»؟ حضرت فرمود: «خدا منزّه از آن است». عرض کردم: «پس برای چه پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را به آسمان سیر داد»؟ حضرت فرمود: «تا به او ملکوت آسمان‌ها و مصنوعات عجیب و مخلوقات بدیعش را نشان دهد». عرض کردم: «مقصود و مراد از این کلام الهی چیست که می‌فرماید: سپس نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد. تا آنکه فاصله‌ی او [با پیامبر (صلی الله علیه و آله)] به‌اندازه‌ی فاصله‌ی دو کمان یا کمتر بود. (نجم/۹۸)». حضرت فرمود: «مقصود از فاعل دَنا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است چه آنکه آن حضرت نزدیک به حجاب‌های نور شده و ملکوت آسمان‌ها را دید سپس سرازیر شده و از پایین به ملکوت زمین نگریسته به قدری خود را نزدیک زمین دید که گویا به‌اندازه‌ی فاصله‌ی دو کمان یا کمتر. (نجم/۹) بود. یعنی خود را به نزدیکی دو کمان یا نزدیک‌تر از آن نسبت به زمین مشاهده فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۸ الأمالی للصدوق، ص۱۵۰/ نورالثقلین

۲ -۱۳

(انعام/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَوْ لَا أَنَّ الشَّیَاطِینَ یَحُومُونَ حَوْلَ قَلْبِ ابْنِ آدَمَ (علیه السلام) لَنَظَرَ إِلَی الْمَلَکُوتِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اگر نبود که شیطان‌ها در اطراف قلب فرزند آدم می‌گردند، [فرزند آدم (علیه السلام)] به ملکوت نگاه می‌کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۸ عوالی اللیالی، ج۴، ص۱۱۳/ نورالثقلین

۲ -۱۴

(انعام/ ۷۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- طُوبَی لِلْمَسَاکِینِ بِالصَّبْرِ وَ هُمُ الَّذِینَ یَرَوْنَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- خوشا به حال نیازمندانی که صبر می‌کنند، و آن‌ها کسانی هستند که ملکوت آسمان‌ها و زمین را مشاهده می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۸ الکافی، ج۲، ص۲۶۳/ نورالثقلین

 

آیه فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلينَ [76]

 

هنگامى‌كه [تاريكى] شب او را فرا گرفت، ستاره‌اى را مشاهده كرد؛ گفت: «اين پروردگار من است»؟! امّا هنگامى‌كه غروب كرد، گفت: «غروب‌كنندگان را دوست ندارم».

۱

(انعام/ ۷۶)

 

علی بن ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ أَی غَابَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ یعنی افول کرد و ناپدید شد؛ گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۸ البرهان

۲

(انعام/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) هذا رَبِّی لِغَیْرِ اللَّهِ هَلْ أَشْرَکَ فِی قَوْلِهِ هذا رَبِّی فَقَالَ مَنْ قَالَ هَذَا الْیَوْمَ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ لَمْ یَکُنْ مِنْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) شِرْکٌ وَ إِنَّمَا کَانَ فِی طَلَبِ رَبِّهِ وَ هُوَ مِنْ غَیْرِهِ شِرْکٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این سخن ابراهیم (علیه السلام) هَذَا رَبِّی سؤال شد: یعنی چگونه می‌شود ابراهیم (علیه السلام) ستارگان را با عبارت هَذَا رَبِّی مورد خطاب قرار دهد؟ فرمود: «خیر، کسی که این را امروز بگوید، حکم مشرک را دارد، درحالی‌که شرک از ابراهیم (علیه السلام) سر نزده است، بلکه او در جستجوی پروردگارش بود، و درغیر این‌صورت، شرک است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۷/ البرهان/ القمی، ج۱، ص۲۰۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۵/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ فِیمَا أَخْبَرَ عَنْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) هذا رَبِّی قَالَ لَمْ یَبْلُغْ بِهِ شَیْئاً أَرَادَ غَیْرَ الَّذِی قَالَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌حمران گوید: از امام صادق (علیه السلام) پیرامون این فرموده‌ی خدا: هَذَا رَبِّی در مورد داستان ابراهیم (علیه السلام) پرسیدم. فرمود: «از این سخن، [شرک] را اراده نکرده است، بلکه غیر آنچه را که گفته بود، اراده کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۴۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۸۸/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۵

۴

(انعام/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذْ رَأَی کَوْکَباً قَالَ إِنَّمَا کَانَ طَالِباً لِرَبِّهِ وَ لَمْ یَبْلُغْ کُفْراً وَ إِنَّهُ مَنْ فَکَّرَ مِنَ النَّاسِ فِی مِثْلِ ذَلِکَ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَتِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در مورد ابراهیم (علیه السلام) موقعی که ستاره را دید، روایت شده است که فرمود: «همانا او در جستجوی پروردگارش بود و کفر نمی‌ورزید و هرکه از مردم مانند آن به ذهنش خطور کند، همان حکم را دارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۰ بحار الأنوار، ج۱۱، ص۸۷/ البرهان/ نورالثقلین

۵

(انعام/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ، عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ ذَکَرَ حَدِیثَ مَا ابْتَلَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَقَالَ (علیه السلام)مِنْهَا الْیَقِینُ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ وَ مِنْهَا الْمَعْرِفَهًُْ بِقِدَمِ بَارِئِهِ وَ تَوْحِیدِهِ وَ تَنْزِیهِهِ عَنِ التَّشْبِیهِ حِینَ نَظَرَ إِلَی الْکَوْکَبِ وَ الْقَمَرِ وَ الشَّمْسِ فَاسْتَدَلَّ بِأُفُولِ کُلِّ وَاحِدٍ مِنْهَا عَلَی حُدُوثِهِ وَ بِحُدُوثِهِ عَلَی مُحْدِثِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) حدیث مورد آزمایش قراردادن ابراهیم (علیه السلام) توسّط خدای عزّوجلّ را ذکر کرده و فرمود: از جمله‌ی آن ابتلاها، یقین است و این همان کلام خداوند عزّوجلّ است که فرمود: وَ کَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ المُوقِنِینَ؛ و همچنین شناخت قدیم‌بودن آفریدگار و توحید او و منزّه‌شمردن او از تشبیه است، زمانی‌که به ستاره و ماه و خورشید نگاه کرد و با افول هرکدام بر حدوث آن‌ها استدلال کرد و با حدوث آن‌ها بر ایجادکننده‌ی آن استدلال نمود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۰ البرهان

۶

(انعام/ ۷۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) حَدِیثٌ طَوِیلٌ یَقُولُ فِیهِ (علیه السلام) یُجِیبُ لِبَعضِ الزَّنَادِقَهًِْ وَ قَد قَالَ وَ أَجِدُهُ قَدْ شَهَرَ هَفَوَاتِ أَنْبِیَائِهِ بِوَصْفِهِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) بِأَنَّهُ عَبَدَ کَوْکَباً مَرَّهًًْ وَ مَرَّهًًْ قَمَراً وَ مَرَّهًًْ شَمْساً: وَ أَمَّا هَفَوَاتُ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ مَا بَیَّنَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَدَلِّ الدَّلَائِلِ عَلَی حِکْمَهًِْ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الْبَاهِرَهًِْ وَ قُدْرَتِهِ الْقَاهِرَهًِْ وَ عِزَّتِهِ الظَّاهِرَهًِْ لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَ بَرَاهِینَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) تَکْبُرُ فِی صُدُورِ أُمَمِهِمْ وَ أَنَّ مِنْهُمْ مَنْ یَتَّخِذُ بَعْضَهُمْ إِلَهاً کَالَّذِی کَانَ مِنَ النَّصَارَی فِی ابْنِ مَرْیَمَ (علیه السلام) فَذِکْرُهَا دَلَالَهًٌْ عَلَی تَخَلُّفِهِمْ عَنِ الْکَمَالِ الَّذِی تَفَرَّدَ بِهِ عَزَّوَجَلَّ.

 

امام علی (علیه السلام)- حدیثی طولانی از امیرالمؤمنین (علیه السلام) است و در آن امام (علیه السلام) در جواب بعضی از زندیق‌ها که گفته بود: «می‌بینم که [خدا در قرآن] لغزش‌های پیامبرانش را مشهور ساخته است، مثل اینکه ابراهیم (علیه السلام) را توصیف کرده است به اینکه یک‌بار ستاره، یک‌بار ماه و یک‌بار خورشید را پرستید». پاسخ می‌دهد: «امّا لغزش‌های انبیاء (علیهم السلام) و آنچه خدا در کتابش بیان فرموده، از روشن‌ترین دلیل‌ها بر حکمت نورانی و قدرت غالب و عزّت آشکار خدای عزّوجلّ است؛ زیرا می‌دانست که معجزات پیامبران (علیهم السلام) در نظر امّت‌هایشان بزرگ جلوه می‌کند و بعضی از این امّت‌ها، برخی از انبیاء (علیهم السلام) را معبود خود قرار می‌دهند؛ مثل آنچه نصاری در مورد فرزند مریم انجام دادند؛ پس آن را بیان کرد تا بر پایین‌بودن آن‌ها از کمالی که مخصوص خدای عزّوجلّ است، دلالت کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۰ الإحتجاج، ج۱، ص۲۴۵/ نورالثقلین

۷

(انعام/ ۷۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ حَضَرْتُ مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ وَ عِنْدَهُ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) فَقَالَ له الْمَأْمُونُ فَأَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَقَالَ الرضا (علیه السلام) إِنَّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَقَعَ إِلَی ثَلَاثَهًِْ أَصْنَافٍ صنْفٍ یَعْبُدُ الزُّهْرَهًَْ وَ صنْفٍ یَعْبُدُ الْقَمَرَ وَ صنْفٍ یَعْبُدُ الشَّمْسَ وَ ذَلِکَ حِینَ خَرَجَ مِنَ السَّرَبِ الَّذِی أُخْفِیَ فِیهِ فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ فَرَأَی الزُّهْرَهًَْ فَقَالَ هَذَا رَبِّی عَلَی الْإِنْکَارِ وَ الِاسْتِخْبَارِ فَلَمَّا أَفَلَ الْکَوْکَبُ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ لِأَنَّ الْأُفُولَ مِنْ صفَاتِ الْحَدَثِ لَا مِنْ صفَاتِ الْقِدَمِ فَلَمَّا رَأَی الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّی عَلَی الْإِنْکَارِ وَ الِاسْتِخْبَارِ فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ یَقُولُ لَوْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَکُنْتُ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ فَلَمَّا أَصْبَحَ وَ رَأَی الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّی هذا أَکْبَرُ مِنَ الزُّهْرَهًِْ وَ الْقَمَرِ عَلَی الْإِنْکَارِ وَ الِاسْتِخْبَارِ لَا عَلَی الْإِخْبَارِ وَ الْإِقْرَارِ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ لِلْأَصْنَافِ الثَّلَاثَهًِْ مِنْ عَبَدَهًِْ الزُّهْرَهًِْ وَ الْقَمَرِ وَ الشَّمْسِ یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ إِنَّمَا أَرَادَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) بِمَا قَالَ أَنْ یُبَیِّنَ لَهُمْ بُطْلَانَ دِینِهِمْ وَ یُثْبِتَ عِنْدَهُمْ أَنَّ الْعِبَادَهًَْ لَا تَحِقُّ لِمَا کَانَ بِصِفَهًِْ الزُّهْرَهًِْ وَ الْقَمَرِ وَ الشَّمْسِ وَ إِنَّمَا تَحِقُّ الْعِبَادَهًُْ لِخَالِقِهَا وَ خَالِقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کَانَ مَا احْتَجَّ بِهِ عَلَی قَوْمِهِ بِمَا أَلْهَمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ آتَاهُ کَمَا قَالَ عزَّوَجَلَّ وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلی قَوْمِهِ فَقَالَ الْمَأْمُونُ لِلَّهِ دَرُّکَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّه (صلی الله علیه و آله).

 

امام رضا (علیه السلام)- علی‌بن‌محمّدبن‌جهم گوید: درحالی‌که امام رضا (علیه السلام) نزد مأمون بود، در مجلس حضور داشتم. مأمون گفت: «این فرموده خدای عزّوجلّ: فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی در مورد ابراهیم (علیه السلام) را توضیح ده». امام رضا (علیه السلام) فرمود: «هنگامی‌که ابراهیم (علیه السلام) از سردابی که در آن مخفی شده بود، بیرون آمد، سه گروه از مردم را یافت: گروهی که ستاره‌ی زهره را و گروهی که ماه را و گروهی که خورشید را می‌پرستیدند. پس هنگامی‌که شب بر او سایه انداخت و ستاره‌ی زهره را دید، [از روی انکار و طلب علم] گفت: «این خدای من است؟! هنگامی‌که این ستاره افول کرد، گفت: من افول‌کنندگان را دوست ندارم، زیرا که افول از صفات حادث است نه چیزی که قدیم است. پس از آن، وقتی‌که ماه را دید که طلوع کرده است، انکارآمیز و پرسش‌گرانه گفت: «این پروردگار من است؟ زمانی که ماه از دیدگان نهان شد». گفت: «اگر پروردگارم مرا هدایت نکند، از گمراهان خواهم بود. چون صبح شد و خورشید را دید که درخشان و آشکار است، [از روی انکار و پرسش، نه از روی پذیرش و اقرار] گفت: «این پروردگار من است؟! این از زهره و ماه هم بزرگ‌تر است! آنگاه که خورشید غروب کرد، به گروه‌های سه‌گانه‌ای که زهره، ماه و خورشید را می‌پرستیدند». گفت: «ای قوم من از شریک‌هایی که شما [برای خدا] می‌سازید، بیزارم! من روی خود را به‌سوی کسی کردم که آسمان‌ها و زمین را آفریده من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم!. ابراهیم (علیه السلام) خواست برای آنان بطلان دینشان را روشن و ثابت کند که پرستش همانند زهره، ماه یا خورشید سزاوار نیست و تنها شایسته‌ی ستایش، همانا آفریننده‌ی آن‌ها و خالق آسمان‌ها و زمین است. آنچه ابراهیم با آن بر قومش حجّت آورد و استدلال کرد، از چیزهایی بود که خداوند عزّوجلّ به او الهام کرده بود. همچنان‌که می‌فرماید: وَ تِلْکَ حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَی قَوْمِهِ». پس مأمون گفت: «آفرین بر تو ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۰ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۹/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۲۷/ التوحید، ص۷۴/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۱۹۵؛ فیه: «محدث» بدلٌ «حدث»/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۴؛ فیه: «قدیم» بدلٌ «قدم»/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیهم «محدث» بدلٌ «حدث» و «قدیم» بدلٌ «قدم»

۸

(انعام/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ آزَرَ أَبَا إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) کَانَ مُنَجِّماً لِنُمْرُودَبْنِ‌کَنْعَانَ فَقَالَ لَهُ إِنِّی أَرَی فِی حِسَابِ النُّجُومِ أَنَّ هَذَا الزَّمَانَ یُحْدِثُ رَجُلًا فَیَنْسَخُ هَذَا الدِّینَ وَ یَدْعُو إِلَی دَیْنٍ آخَرَ فَقَالَ لَهُ نُمْرُودُ فِی أَیِّ بِلَادٍ یَکُونُ قَالَ فِی هَذِهِ الْبِلَادِ وَ کَانَ مَنْزِلُ نُمْرُودَ بِکُوثَی رُبَی فَقَالَ لَهُ نُمْرُودُ قَدْ خَرَجَ إِلَی الدُّنْیَا قَالَ آزَرُ لَا قَالَ فَیَنْبَغِی أَنْ یُفَرَّقَ بَیْنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فَفَرَّقَ بَیْنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ حَمَلَتْ أُمُّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) بِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ لَمْ یُبَیَّنْ حَمْلُهَا فَلَمَّا حَانَتْ وِلَادَتُهَا قَالَتْ یَا آزَرُ إِنِّی قَدِ اعْتَلَلْتُ وَ أُرِیدُ أَنْ أَعْتَزِلَ عَنْکَ وَ کَانَ فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ الْمَرْأَهًُْ إِذَا اعْتَلَّتْ اعْتَزَلَتْ عَنْ زَوْجِهَا فَخَرَجَتْ وَ اعْتَزَلَتْ فِی غَارٍ وَ وَضَعَتْ بِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ هَیَّأَتْهُ وَ قَمَّطَتْهُ وَ رَجَعَتْ إِلَی مَنْزِلِهَا وَ سَدَّتْ بَابَ الْغَارِ بِالْحِجَارَهًِْ فَأَجْرَی اللَّهُ لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) لَبَناً مِنْ إِبْهَامِهِ وَ کَانَتْ تَأْتِیهِ أُمُّهُ وَ وَکَّلَ نُمْرُودُ بِکُلِّ امْرَأَهًٍْ حَامِلٍ فَکَانَ یَذْبَحُ کُلَّ وَلَدٍ ذَکَرٍ فَهَرَبَتْ أُمُّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) بِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) مِنَ الذَّبْحِ وَ کَانَ یَشِبُّ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) فِی الْغَارِ یَوْماً کَمَا یَشِبُّ غَیْرُهُ فِی الشَّهْرِ حَتَّی أَتَی لَهُ فِی الْغَارِ ثَلَاثَ عَشَرَهًَْ سَنَهًًْ فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ ذَلِکَ زَارَتْهُ أُمُّهُ فَلَمَّا أَرَادَتْ أَنْ تُفَارِقَهُ تَشَبَّثَ بِهَا فَقَالَ یَا أُمِّی أَخْرِجِینِی فَقَالَتْ لَهُ یَا بُنَیَّ إِنَّ الْمَلِکَ إِنْ عَلِمَ أَنَّکَ وُلِدْتَ فِی هَذَا الزَّمَانِ قَتَلَکَ فَلَمَّا خَرَجَتْ أُمُّهُ خَرَجَ مِنَ الْغَارِ وَ قَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ نَظَرَ إِلَی الزُّهْرَهًِْ فِی السَّمَاءِ فَقَالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا غَابَتِ الزُّهْرَهًُْ فَقَالَ لَوْ کَانَ هَذَا رَبِّی مَا تَحَرَّکَ وَ لَا بَرِحَ ثُمَّ قَالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ وَ الْآفِلُ الْغَائِبُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَی الْمَشْرِقِ رَأَی وَ قَدْ طَلَعَ الْقَمَرُ قَالَ هذا رَبِّی هَذَا أَکْبَرُ وَ أَحْسَنُ فَلَمَّا تَحَرَّکَ وَ زَالَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ فَلَمَّا أَصْبَحَ وَ طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَ رَأَی ضَوْأَهَا وَ قَدْ أَضَاءَتِ الشَّمْسُ الدُّنْیَا لِطُلُوعِهَا قَالَ هذا رَبِّی هذا أَکْبَرُ وَ أَحْسَنُ فَلَمَّا تَحَرَّکَتْ وَ زَالَتْ کَشَطَ اللَّهُ
 عَنِ السَّمَاوَاتِ حَتَّی رَأَی الْعَرْشَ وَ مَنْ عَلَیْهِ وَ أَرَاهُ اللَّهُ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ فَعِنْدَ ذَلِکَ قَالَ یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ فَجَاءَ إِلَی أُمِّهِ وَ أَدْخَلَتْهُ دَارَهَا وَ جَعَلَتْهُ بَیْنَ أَوْلَادِهَا وَ سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) هذا رَبِّی لِغَیْرِ اللَّهِ هَلْ أَشْرَکَ فِی قَوْلِهِ هذا رَبِّی فَقَالَ مَنْ قَالَ هَذَا الْیَوْمَ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ لَمْ یَکُنْ مِنْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) شِرْکٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- پدر ابراهیم (علیه السلام) یعنی آزر، منجم نمرودبن‌کنعان بود. به وی گفت: «من در محاسبات نجومی چنین می‌بینم که در این زمان مردی ظهور می‌کند و این دین را دگرگون می‌کند و به دینی دیگر دعوت می‌کند». نمرود گفت: «از کدام سرزمین ظهور خواهد کرد»؟ گفت: «در این سرزمین». خانه‌ی نمرود در سرزمین کوثی ربّا بود، پس نمرود به او گفت: «آیا به دنیا آمده است»؟ آذر جواب داد: «خیر». گفت: «پس بهتر است مردان را از زنان جدا کنیم». همین کار را انجام دادند. سپس مادر ابراهیم (علیه السلام) به ابراهیم (علیه السلام) آبستن شد و آبستنی خویش را اظهار نکرد. هنگامی‌که زایمان او فرا رسید، گفت: «ای آذر! من مریض شدم و می‌خواهم از تو جدا شوم و در آن زمان هرگاه زنی مریض می‌شد، از شوهرش فاصله می‌گرفت. پس خارج شد و در غاری گوشه‌نشینی کرد و ابراهیم (علیه السلام) را زایید و او را آماده کرد و قنداق بر او بست و در غار گذاشت و به خانه‌اش برگشت و با سنگ در غار را بست. خدا شیر را از انگشت شصت برای وی جاری ساخت و مادرش به او سر می‌زد و نمرود مردی را بر هر زن آبستنی گماشت و هر فرزند پسری را که به دنیا می­آمد، سر می‌برید. پس مادر ابراهیم (علیه السلام) پسرش را از مرگ نجات داد و ابراهیم (علیه السلام) در یک روز به‌اندازه‌ی یک ماه، بزرگ می‌شد، تا اینکه در این غار، سیزده سال از عمرش گذشت پس از گذشت این مدّت، مادرش برای دیدن او آمد و هنگامی‌که خواست از او جدا شود، ابراهیم (علیه السلام) به وی در آویخت و به مادرش گفت: «مادر! مرا از اینجا بیرون بیاور». به او گفت: «پسرم! پادشاه اگر بداند تو در این زمان به دنیا آمدی، تو را می‌کشد. هنگامی‌که مادرش بیرون آمد، از غار خارج شد، درحالی‌که خورشید غروب کرده بود. به ستاره‌ی زهره در آسمان نگاه کرد و گفت: «این پروردگار من است». و موقعی‌که غروب کرد، گفت: «اگر این پروردگار من بود، حرکت نمی‌کرد و افول نمی‌کرد. سپس گفت: «افول کنندگان را دوست ندارم». زمانی‌که به مشرق نگاه کرد، ماه را درحال طلوع دید و گفت: «این پروردگار من است. این بزرگ‌تر و زیباتر است. ولی هنگامی‌که حرکت کرد و ناپدید شد، ابراهیم (علیه السلام) گفت: اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود. موقعی‌که صبح شد و خورشید طلوع کرد و نورش را دید و دنیا از طلوع آن نورانی شد، گفت: «این پروردگار من است». این بزرگتر است. زمانی‌که حرکت کرد و ناپدید شد، خداوند، پهنه آسمان­ها را برای او آشکار کرد تا اینکه عرش و آنچه بر روی آن است را دید و نیز ملکوت آسمان­ها و زمین را به وی نشان داد و دراین‌هنگام گفت: ای قوم من از شریک‌هایی که شما [برای خدا] می‌سازید، بیزارم! من روی خود را به‌سوی کسی کردم که آسمان‌ها و زمین را آفریده من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم!. پس پیش مادرش رفت و مادر، او را وارد خانه کرد و جزو فرزندانش قرار داد. همچنین از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این سخن ابراهیم (علیه السلام) هَذَا رَبِّی سؤال شد: «یعنی چگونه می‌شود ابراهیم (علیه السلام) ستارگان را با عبارت هَذَا رَبِّی مورد خطاب قرار دهد»؟ فرمود: «خیر، کسی که این را امروز بگوید، حکم مشرک را دارد، درحالی‌که شرک از ابراهیم (علیه السلام) سر نزده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۲ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۹/ القمی، ج۱، ص۲۰۶/ فرج المهموم، ص۲۵/ نورالثقلین/ البرهان

۹

(انعام/ ۷۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلَهُ سَائِلٌ عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ فِی کِتَابِهِ لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً فَهَذَا أَوَّلُ الْوَقْتِ وَ آخِرُ ذَلِکَ غَیْبُوبَهًُْ الشَّفَقِ وَ أَوَّلُ وَقْتِ الْعِشَاءِ ذَهَابُ الْحُمْرَهًِْ وَ آخِرُ وَقْتِهَا إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ یَعْنِی نِصْفَ اللَّیْلِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مردی درباره‌ی وقت مغرب از ایشان سؤال کرد. فرمود: «خدای عزّوجلّ در کتاب خود به ابراهیم (علیه السلام) می­فرماید: فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا و این اوّل وقت است و آخر آن ناپدیدشدن شفق است و اوّل وقت [نماز] عشا، از بین رفتن سرخی و آخر وقت آن تا تاریکی اوّل شب است، یعنی نیمه‌ی شب».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۴ تهذیب الأحکام، ج۲، ص۳۰/ الإستبصار، ج۱، ص۲۶۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۴، ص۱۷۴/ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۲۱۹/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِني رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ [77]

 

و هنگامى‌كه ماه را ديد كه [سينه‌ی افق را] مى‌شكافد، گفت: «اين پروردگار من است»؟! امّا هنگامى‌كه [آن هم] غروب كرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمايى نمى‌كرد، مسلّما از گروه گمراهان بودم».

۱

(انعام/ ۷۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مَسْعَدَهًَْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ: لَمَّا انْقَرَضَ آدَمُ (علیه السلام) وَ صَالِحُ ذُرِّیَّتِهِ بَقِیَ شَیْثٌ (علیه السلام) وَصِیُّهُ لَا یَقْدِرُ عَلَی إِظْهَارِ دِینِ اللَّهِ الَّذِی کَانَ عَلَیْهِ آدَمٌ (علیه السلام) وَ صَالِحُ ذُرِّیَّتِهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ قَابِیلَ تَوَاعَدَهُ بِالْقَتْلِ کَمَا قَتَلَ أَخَاهُ هَابِیلَ (علیه السلام) فَسَارَ فِیهِمْ بِالتَّقِیَّهًِْ وَ الْکِتْمَانِ فَازْدَادُوا کُلَّ یَوْمٍ ضَلَالًا حَتَّی لَمْ یَبْقَ عَلَی الْأَرْضِ مَعَهُمْ إِلَّا مَنْ هُوَ سَلَفٌ وَ لَحِقَ الْوَصِیُّ بِجَزِیرَهًٍْ فِی الْبَحْرِ یَعْبُدُ اللَّهَ فَبَدَا لِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَنْ یَبْعَثَ الرُّسُلَ. قُلْتُ: أَ فَضَلَالاً کَانُوا قَبْلَ النَّبِیِّینَ أَمْ عَلَی هُدًی؟ قَالَ: لَمْ یَکُونُوا عَلَی هُدًی کَانُوا عَلَی فِطْرَهًِْ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَهُمْ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللهِ وَ لَمْ یَکُونُوا لِیَهْتَدُوا حَتَّی یَهْدِیهِمُ اللَّهُ، أَ مَا تَسْمَعُ یَقُولُ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ أَیْ نَاسِیاً لِلْمِیثَاقِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مسعده نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: [ماجرا از این قرار بود که] چون آدم (علیه السلام) و فرزند او صالح (علیه السلام) از دنیا رفتند، جانشین صالح، شیث (علیه السلام) به نبوّت رسید، امّا نمی‌توانست دین خدا که آدم (علیه السلام) و فرزند او صالح (علیه السلام) بر آن بودند اظهار کند؛ چرا که قابیل تهدید کرده بود که او را می‌کشد چنان‌که برادرش، هابیل را کشت. این‌گونه بود که شیث (علیه السلام) با تقیّه و کتمان [دین خدا] در میان آنان می‌زیست و روزبه‌روز بر گمراهی مردم افزوده می‌شد تا اینکه تمام کسانی که با آن‌ها بر روی زمین بودند به جزیره‌ای در میان دریا نزد شیث (علیه السلام) رفتند و شروع به پرستش خداوند نمودند. پس برای خداوند، بدا حاصل شد تا پیامبرانی را [به میان آن‌ها] بفرستد. اگر از این نادانان پرسیده می‌شد، می‌گفتند: او از این امر، دست کشیده است و دروغ می‌گفتند؛ چرا که آن، چیزی است که خداوند تبارک‌وتعالی هر سال به آن حکم می‌کند. سپس حضرت این آیه را قرائت نمود: در آن شب هر امری بر اساس حکمت [الهی] تدبیر و جدا می‌گردد. (دخان/۴) پس خداوند تبارک‌وتعالی به سختی، رفاه یا باران و غیر آن، که می‌خواهد در آن سال اتّفاق بیفتد، حکم می‌کند. از حضرت پرسیدم: «آیا آن مردم که پیش از پیامبران می‌زیستند، هدایت شده بودند یا در گمراهی به سر می‌بردند»؟ حضرت پاسخ داد: «آن‌ها هدایت نشده بودند، بلکه بر فطرت و سرشت خداوند که خداوند آن‌ها را بر آن خلق کرده بود، بودند و دگرگونی در آفرینش الهی نیست. (روم/۳۰) و آن‌ها هدایت نشده بودند تا اینکه خداوند، آنان را هدایت نمود. آیا نشنیده‌ای که ابراهیم (علیه السلام) فرمود: لَئِن لَّمْ یهدِنِی رَبِّی لأکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۴ العیاشی، ج۱، ص۱۰۴/ نورالثقلین؛ فیه: «لما إنقرض ... یبعث الرسول» محذوفٌ

۲

(انعام/ ۷۷)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ أَیْ نَاسٍ لِلْمِیثَاقِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ؛ یعنی فراموش‌کننده‌ی عهد و پیمان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۴ العیاشی، ج۱، ص۳۶۴/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَري‌ءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ [78]

 

و هنگامى‌كه خورشيد را ديد [كه سينه‌ی افق را] مى‌شكافت، گفت: «اين پروردگار من است اين [كه از همه] بزرگ‌تر است»؟! امّا هنگامى‌كه غروب كرد، گفت: «اى قوم من! به يقين من از آنچه همتاى خدا قرار مى‌دهيد، بيزارم».

۱

(انعام/ ۷۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌أُذَیْنَهًْ: أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ عَلَی أبی‌عبدالله (علیه السلام) فَقَالَ رَأَیْتُ کَأَنَّ الشَّمْسَ طَالِعَهًٌْ عَلَی رَأْسِی دُونَ جَسَدِی فَقَالَ تَنَالُ أَمْراً جَسِیماً وَ نُوراً سَاطِعاً وَ دِیناً شَامِلًا فَلَوْ غَطَّتْکَ لَانْغَمَسْتَ فِیهِ وَ لَکِنَّهَا غَطَّتْ رَأْسَکَ أَ مَا قَرَأْتَ فَلَمَّا رَأَی الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَتْ تَبَرَّأَ مِنْهَا إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّ الشَّمْسَ خَلِیفَهًٌْ أَوْ مُلْکٌ فَقَالَ مَا أَرَاکَ تَنَالُ الْخِلَافَهًَْ وَ لَمْ یَکُنْ فِی آبَائِکَ وَ أَجْدَادِکَ مُلْکٌ وَ أَیُّ خِلَافَهًٍْ وَ مُلُوکِیَّهًٍْ أَکْبَرُ مِنَ الدِّینِ وَ النُّورِ تَرْجُو بِهِ دُخُولَ الْجَنَّهًِْ إِنَّهُمْ یَغْلَطُونَ قُلْتُ صدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن‌اذنیه گوید: مردی نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و گفت: «در خواب دیدم خورشید بر سرم تابیده نه بر تنم». فرمود: «تو به امری با ارزش و نوری تابان و دینی فراوان خواهی رسید، و اگر همه جایت را فرا گرفته بود، در آن فرو می‌رفتی، ولی همان سرت را فرا گرفته؛ مگر نخوانده‌ای: و هنگامی‌که خورشید را دید [که سینه‌ی افق را] می‌شکافت، گفت: «این پروردگار من است این [که از همه] بزرگ‌تر است»؟! امّا هنگامی‌که غروب کرد، ابراهیم (علیه السلام) از آن بیزاری جست». گفتم: «فدایت شوم! آن‌ها می‌گویند: خورشید خلیفه‌ی پادشاه است». فرمود: «نبینم که به خلافت برسی، در پدران و نیاکانت هم شاه نبوده، و کدام خلافت و شاهی بالاتر از دین هستند و روشنی دل که به آن امید بهشت داری، راستی آن‌ها اشتباه می‌کنند». گفتم: «فدایت شوم! راست گفتی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۶ الکافی، ج۸، ص۲۹۱/ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۱۶۱

۲

(انعام/ ۷۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی قَولِ إِبرَاهِیمَ (علیه السلام) یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ إِنَّمَا أَرَادَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) بِمَا قَالَ أَنْ یُبَیِّنَ لَهُمْ بُطْلَانَ دِینِهِمْ وَ یُثْبِتَ عِنْدَهُمْ أَنَّ الْعِبَادَهًَْ لَا تَحِقُّ لِمَا کَانَ بِصِفَهًِْ الزُّهْرَهًِْ وَ الْقَمَرِ وَ الشَّمْسِ وَ إِنَّمَا تَحِقُّ الْعِبَادَهًُْ لِخَالِقِهَا وَ خَالِقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کَانَ مَا احْتَجَّ بِهِ عَلَی قَوْمِهِ بِمَا أَلْهَمَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ آتَاهُ کَمَا قَالَ عزَّوَجَلَّ وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلی قَوْمِه.

 

امام رضا (علیه السلام)- یا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ، «إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ ما أَنَا مِنَ المُشْرِکِینَ؛ منظور ابراهیم از گفته‌های قبل اثبات باطل بودن دین و اعتقاد آن مردم بود و به آن­ها ثابت کرد که چیزهایی مانند خورشید و ماه و ستاره شایستگی پرستیدن را ندارند و عبادت مستحق خالق ماه و خورشید و ستاره و آسمان‌ها و زمین است. استدلالی که او برای قومش آورد چیزی بود که خدا به او الهام کرده بود و خدا خود می‌فرماید: وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلی قَوْمِهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۹/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۱۹۵

 

آیه إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكينَ [79]

 

من روى خود را به‌سوى كسى متوجّه كردم كه آسمان‌ها و زمين را آفريده؛ در‌حالى‌كه ايمان من خالص است؛ و از مشركان نيستم».

۱

(انعام/ ۷۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ یَقُولُ بَعْدَ ثَلَاثِ تَکْبِیرَاتٍ مِنْ تَکْبِیرَاتِ الِافْتِتَاحِ مَا رَوَاهُ الْحَلَبِیُّ وَ غَیْرُهُ عَنِ الصادق (علیه السلام) اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِکُ الْحَق سُبْحَانَکَ رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ ثُمَّ یُکَبِّرُ تَکْبِیرَتَیْنِ أُخْرَیَیْنِ کَمَا أَشَرْنَا إِلَیْهِ ثُمَّ یَتَوَجَّهُ کَمَا کُنَّا نَبَّهْنَا عَلَیْهِ وَ یَقُولُ وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ عَلَی مِلَّهًِْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ دِینِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ مِنْهَاجِ عَلِیٍّ (علیه السلام) حَنِیفاً مُسْلِماً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ إِنَّ صلاتِی وَ نُسُکِی وَ مَحْیایَ وَ مَماتِی لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ لا شَرِیکَ لَهُ وَ بِذلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِین.

 

امام صادق (علیه السلام)- گوید: پس از سه تکبیر از تکبیرات افتتاح آنچه را که حلبی و دیگران از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده­اند را می­گوید سپس دو مرتبه تکبیر گفته، و می­گوید: خدایا، تویی فرمانروای حقّ [آشکار] ای منزّه خداوندی که پروردگار خانه کعبه‌ای سپس دو مرتبه دیگر تکبیر می­گوید، همان‌طور که اشاره کردیم. سپس همان‌گونه که آگاه کردیم روی می­کند و می­گوید: وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ علی ملّهًْ إبراهیم و دین محمّد و منهاج علی حَنیفاً مُسْلِماً، و من از مشرکین نیستم، و به‌راستی نماز، تقوا، زنده‌بودن و مرگم از آن پروردگار رب‌العالمین است که هیچ شریکی برای او نیست، و به این امر شدم درحالی‌که از مسلمانان هستم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۸۱، ص۳۶۶

۲

(انعام/ ۷۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَنْ لَمْ یَعْرِفْ تَأْوِیلَ الصَّلَاهًِْ فَصَلَاتُهُ خِدَاجٌ یَعْنِی نَاقِصَهًًْ قِیلَ لَهُ مَا مَعْنَی تَکْبِیرَهًِْ الِافْتِتَاحِ اللَّهُ أَکْبَرُ فَقَال سُبْحَانَکَ رَبِّ الْبَیْتِ یَعْنِی الْبَیْتَ الْمَعْمُورَ وَ بَیْتَ اللَّهِ بِمَکَّهًَْ وَجَّهْتُ وَجْهِی أَیْ أَقْبَلْتُ إِلَی رَبِّی وَ وَلَّیْتُ عَمَّا سِوَاهُ لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ یَعْنِی اخْتَرَعَ قَالَ کُنْ حَنِیفاً أَیْ ظَاهِراً عَلَی مِلَّهًِْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ الْمِلَّهًِْ الْحَنِیفِیَّهًِْ الَّتِی جَاءَ بِهَا إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) الْعَشَرَهًِْ الَّتِی لَا تُنْسَخُ وَ لَمْ تُنْسَخْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًْ

 

امام علی (علیه السلام)- امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: «کسی که تأویل نماز را نداند نمازش به‌سان سقط جنین است، یعنی ناقص است». به او خطاب شد: «معنای اللهُ أَکْبَر در تکبیر افتتاح چیست»؟ پس فرمود: «سُبْحَانَکَ رَبِّ الْبَیْتِ» منظور بیت المعمور و بیت الله در مکّه است، وَجَّهْتُ وَجْهِی؛ یعنی به‌سمت پروردگارم روی آوردم و به هرآنچه غیر اوست پشت کردم، لِلَّذِی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ یعنی خلق و آفرینش را آفرید، فرمود: کُنْ حَنِیفاً؛ یعنی ظهورکننده آیین ابراهیم (علیه السلام)، و آیین دهگانه حنیفی که ابراهیم (علیه السلام) آورد و نه نسخ شده است و نه تا روز قیامت نسخ می­گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۶ بحارالأنوار، ج۸۱، ص۳۸۰

 

آیه وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلاَّ أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْ‌ءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ [80]

 

ولى قوم او (ابراهيم)، با وى به گفتگو و ستيز پرداختند؛ گفت: «آيا درباره‌ی خدا با من گفتگو و ستيز مى‌كنيد؟! در‌حالى‌كه [خداوند با دلايل روشن]، مرا هدايت كرده؛ و من از آنچه شما همتاى او قرار مى‌دهيد، نمى‌ترسم [و زيانى به من نمى‌رسانند]؛ مگر پروردگارم چيزى را بخواهد. وسعت آگاهى پروردگارم همه چيز را در بر مى‌گيرد؛ آيا متذكّر [و بيدار] نمى‌شويد؟!

۱

(انعام/ ۸۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ آزَرُ کُلَّمَا نَظَرَ إِلَی إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) أَحَبَّهُ حُبّاً شَدِیداً وَ کَانَ یَدْفَعُ إِلَیْهِ الْأَصْنَامَ لِیَبِیعَهَا کَمَا یَبِیعُ إِخْوَتُهُ فَکَانَ یُعَلِّقُ فِی أَعْنَاقِهَا الْخُیُوطَ وَ یَجُرُّهَا عَلَی الْأَرْضِ وَ یَقُولُ مَنْ یَشْتَرِی مَا لَا یَضُرُّهُ وَ لَا یَنْفَعُهُ وَ یُغْرِقُهَا فِی الْمَاءِ وَ الْحَمْأَهًِْ وَ یَقُولُ لَهَا اشْرَبِی وَ تَکَلَّمِی فَذَکَرَ إِخْوَتُهُ ذَلِکَ لِأَبِیهِ فَنَهَاهُ فَلَمْ یَنْتَهِ فَحَبَسَهُ فِی مَنْزِلِهِ وَ لَمْ یَدَعْهُ یَخْرُجُ وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) أَ تُحاجُّونِّی فِی اللهِ وَ قَدْ هَدانِ أَیْ بَیَّنَ لِی وَ لا أَخافُ ما تُشْرِکُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ یَشاءَ رَبِّی شَیْئاً وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَکَّرُونَ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ وَ کَیْفَ أَخافُ ما أَشْرَکْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ أَیْ أَنَا أَحَقُّ بِالْأَمْنِ حَیْثُ أَعْبُدُ اللَّهَ أَوْ أَنْتُمُ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ الْأَصْنَامَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هرچقدر آزر به ابراهیم (علیه السلام) بیشتر می‌نگریست، بیشتر او را دوست می‌داشت و به‌مانند دیگر برادرانش به او بت می‌داد تا آن‌ها را بفروشد. ابراهیم (علیه السلام) نیز در گردن آن بت‌ها نخی را آویزان می‌کرد و آن‌ها را روی زمین می­کشاند و می‌گفت: «چه کسی می‌خرد آنچه که سود و زیانی نمی‌رساند»؟ همچنین آن‌ها را در آب وگل و لای فرو می­برد و به آن‌ها می­گفت: «بنوشید و سخن بگویید». برادرانش، آزر را از این امر باخبر ساختند و او وی را از این کار نهی کرد. امّا ابراهیم (علیه السلام) از این کار دست نکشید. ازاین‌رو آزر او را در خانه‌اش حبس کرد و نگذاشت او بیرون بیاید. قوم او (ابراهیم)، با وی به گفتگو و ستیز پرداختند. ابراهیم (علیه السلام) گفت: آیا درباره‌ی خدا با من گفتگو و ستیز می‌کنید؟! درحالی‌که خداوند با دلایل روشن، مرا هدایت کرده است. و من از آنچه شما همتای او قرار می‌دهید، نمی‌ترسم [و زیانی به من نمی‌رسانند]؛ مگر پروردگارم چیزی را بخواهد. وسعت آگاهی پروردگارم همه چیز را در بر می‌گیرد؛ آیا متذکّر [و بیدار] نمی‌شوید؟ سپس به آنان فرمود: وَ کَیْفَ أَخافُ ما أَشْرَکْتُمْ وَ لا تَخافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُمْ بِاللهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطاناً فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ یعنی کدام‌یک به ایمنی سزاوارتر است. من که خدا را می‌پرستم یا شمایی که بت می‌پرستید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۸ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۱/ القمی، ج۱، ص۲۰۸/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۱۰۱؛ فیه: «أی بیّن ... الأصنام» محذوفٌ

 

آیه وَ كَيْفَ أَخَافُ مَا أَشرَْكْتُمْ وَ لَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشرَْكْتُم بِاللهِ‌ مَا لَمْ يُنزَِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَنًا فَأَيُّ الْفَرِيقَينْ‌ِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُون [81]

 

چگونه من از آنچه همتاى خدا قرار مى‌دهيد بترسم؟! در‌حالى‌كه شما از اين نمى‌ترسيد كه براى خدا، همتايى قرار داده‌ايد كه هيچ‌گونه دليلى درباره‌ی آن، بر شما نازل نكرده است. [راست بگوييد] كدام‌يك از اين دو دسته [مشركان و خداپرستان]، شايسته‌تر به ايمنى [از مجازات] هستند اگر مى‌دانيد؟!

 

آیه الَّذينَ آمَنُوا وَ لَمْ يَلْبِسُوا إيمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ [82]

 

آن‌ها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با هيچ ستم [و شرك] نيالودند، ايمنى تنها از آن آن‌هاست؛ و آن‌ها هدايت يافتگانند».

آن‌ها که

۱ -۱

(انعام/ ۸۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قال رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی یَومِ الغَدِیرِ فَأُعْلِمَ کُلَّ أَبْیَضَ وَ أَسْوَدَ أَنَّ
 عَلِیَّ‌بنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی وَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِی مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ وُلْدِی (علیهم السلام) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ وَ الْقُرْآنُ هُوَ الثِّقْلُ الْأَکْبَر أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَهُم هُمُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ ذَکَرَهُمُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ عزَّوَجَلَّ لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللهَ وَ رَسُولَهُ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَهُمُ الَّذِینَ وَصَفَهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَقَالَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر فرمود: [خداوند به من دستور داده است تا] به هر سفید و سیاهی اعلام کنم که علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) برادر، وصیّ و جانشین من و امام بعد از من است... ای مردم علی (علیه السلام) و پاکان از فرزندانم «ثقل اصغر» و قرآن «ثقل اکبر» است... دوستانشان همان مؤمنانی هستند که خداوند عزّوجلّ در کتابش بیان کرد و فرمود: هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هرچند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دل‌هایشان نوشته و با روحی از ناحیه‌ی خودش آن‌ها را تقویت فرموده، و آن‌ها را در باغ‌هایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر [درختانش] جاری است، جاودانه در آن می‌مانند خدا از آن‌ها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند آن‌ها حزب اللهِ اند بدانید حزب اللهِ پیروزان و رستگارانند. (مجادله/۲۲). دوستان آن‌ها کسانی هستند که خدای عزّوجلّ آن‌ها را توصیف کرد و فرمود: الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۵۸ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۳/ الاحتجاج، ج۱، ص۶۳/ التحصین لابن طاوس، ص۵۸۶/ العددالقویهًْ، ص۱۷۸/ الیقین، ص۳۵۴؛ فیهم «بالإختصار»/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۸۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ قَال: قُلْتُ لِأَبِیجَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ قَالَ (علیه السلام) یَا أَبَانُ أَنْتُمْ تَقُولُونَ هُوَ الشِّرْکُ بِاللَّهِ وَ نَحْنُ نَقُولُ هَذِهِ الْآیَهًُْ نَزَلَتْ فِی أَمِیرِالمُؤمِنِینَ عَلِیِّ‌بنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) وَ أَهْلِ بَیْتِهِ لِأَنَّهُمْ لَمْ یُشْرِکُوا بِاللَّهِ طَرْفَهًَْ عَیْنٍ قَطُّ وَ لَمْ یَعْبُدُوا اللَّاتَ وَ الْعُزَّی وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ صلَّی مَعَ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ صدَّقَهُ فَهَذِهِ الْآیَهًُْ نَزَلَتْ فِیهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابان‌بن‌تغلب گوید: امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه: الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ فرمود: «ابان! شما می‌گویید شرک به خدا است ما می‌گوییم این آیه درباره‌ی امیرالمؤمنین علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) و اهل بیتش نازل شده زیرا آن‌ها یک چشم‌به‌هم‌زدن به خدا مشرک نشدند و هرگز لات و عزی را نپرستیدند و او اوّل کسی بود که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) نماز خواند و او اوّل کسی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تصدیق نمود. این آیه درباره‌ی آن جناب نازل شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۶۷/ فرات الکوفی، ص۱۳۴

۱ -۳

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌مَرْیَمَ قَالَ سَأَلْتُ جَعْفَرَ‌بْنَ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّه ... قَالَ (علیه السلام): یَا أَبَامَرْیَمَ هَذِهِ وَ اللَّهِ فِی عَلِیِّ‌بنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) خَاصَّهًًْ مَا لَبَسَ إِیمَانَهُ بِشِرْکٍ وَ لَا ظُلْمٍ وَ لَا کَذِبٍ وَ لَا سَرِقَهًٍْ وَ لَا خِیَانَهًٍْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابومریم گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی مصداق آیه: الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئکَ لَهُمُ الأَمْنُوَهُم مُّهْتَدُون سؤال کردم. فرمود: «ای ابومریم، به خدا سوگند مصداق این آیه اختصاصاً علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) است که او هرگز ایمان خود را به شرک، ظلم و دروغ، دزدی و خیانت آلوده نساخت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۴۸/ فرات الکوفی، ص۱۳۴

۱ -۴

(انعام/ ۸۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- عَنْ مُجَاهِدٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ (رحمة الله علیه) فِی قَوْلِهِ الَّذِینَ آمَنُوا یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) الَّذِینَ صَدَّقُوا بِالتَّوْحِیدِ قَالَ هُوَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- الَّذِینَ ءَامَنُوا؛ ای محمّد کسانی هستند که توحید را تصدیق کردند. همانا او امیرمؤمنان (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۰ المناقب، ج۲، ص۸

۱ -۵

(انعام/ ۸۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ: بَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی مَسِیرٍ لَهُ إِذْ رَأَی سَوَاداً مِنْ بَعِیدٍ فَقَالَ هَذَا سَوَادٌ لَا عَهْدَ لَهُ بِأَنِیسٍ فَلَمَّا دَنَا سَلَّمَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَیْنَ أَرَادَ الرَّجُلُ قَالَ أَرَادَ یَثْرِبَ قَالَ وَ مَا أَرَدْتَ بِهَا قَالَ أَرَدْتُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) قَالَ فَأَنَا مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) قَالَ وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ مَا رَأَیْتُ إِنْسَاناً مُذْ سَبْعَهًِْ أَیَّامٍ وَ لَا طَعِمْتُ طَعَاماً إِلَّا مَا تَنَاوَلَ مِنْهُ دَابَّتِی قَالَ فَعَرَضَ
 عَلَیْهِ الْإِسْلَامَ فَأَسْلَمَ قَالَ فَعَضَّتْهُ رَاحِلَتُهُ فَمَاتَ وَ أَمَرَ بِهِ فَغُسِّلَ وَ کُفِّنَ ثُمَّ صلَّی عَلَیْهِ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فَلَمَّا وُضِعَ فِی اللَّحَدِ قَالَ هَذَا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- جابر جعفی از کسی که برایش حدیث کرده نقل می‌کند: یکی از روزها رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در راهی حرکت می‌کرد که ناگهان از دور سیاهی به چشم خورد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «این سیاهی که از دور به نظر می‌رسد با ما رفاقتی ندارد و تاکنون با ما مأنوس نبوده است». هنگامی‌که آن مرد رسید سلام کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کجا می‌روی». گفت: «می‌خواهم به یثرب بروم». فرمود: «در آنجا چه کار داری»؟ گفت: «می‌خواهم نزد محمّد (صلی الله علیه و آله) بروم». فرمود: «من محمّد (صلی الله علیه و آله) هستم». آن مرد گفت: «سوگند به خدایی که تو را مبعوث کرد من هفت روز است آدمی ندیده‌ام و غذایی نخورده‌ام، مگر از گیاهانی که چارپایم خورده است». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اسلام را بر وی عرضه کرد و او هم مسلمان شد، دراین‌هنگام مرکبش او را گاز گرفت و او بلافاصله درگذشت، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) امر کرد او را غسل دادند و کفن کردند و بعد خود بر او نماز گزارد هنگامی‌که او را در قبر می‌گذاشتند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: این مرد از جمله کسانی است که ایمان آورده و ایمان خود را با هیچ ستم [و شرک] نیالوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۰ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۶/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۶

(انعام/ ۸۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ: کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَخْرُجُ فِی مَلَإٍ مِنَ النَّاسِ مِنْ أَصْحَابِهِ کُلَّ عَشِیَّهًِْ خَمِیسٍ إِلَی بَقِیعِ الْمَدَنِیِّینَ فَیَقُولُ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الدِّیَارِ ثَلَاثاً رَحِمَکُمُ اللَّهُ ثَلَاثاً ثُمَّ یَلْتَفِتُ إِلَی أَصْحَابِهِ فَیَقُولُ هَؤُلَاءِ خَیْرٌ مِنْکُمْ فَیَقُولُونَ یا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ لِمَ آمَنُوا وَ آمَنَّا وَ جَاهَدُوا وَ جَاهَدْنَا فَیَقُولُ إِنَّ هَؤُلَاءِ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ وَ مَضَوْا عَلَی ذَلِکَ وَ أَنَا لَهُمْ عَلَی ذَلِکَ شَهِیدٌ وَ أَنْتُمْ تَبْقَوْنَ بَعْدِی وَ لَا أَدْرِی مَا تُحْدِثُونَ بَعْدِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- صفوان جمّال گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در هر شب جمعه با گروهی از اصحابشان به قبرستان بقیع در مدینه تشریف می‌بردند و در آنجا سه مرتبه می‌فرمود: «سلام و درود بر شما ای اهل شهرها» و سه مرتبه می‌فرمود: «خدا شما را رحمت کند» سپس به اصحابشان توجّه نموده و می‌فرمود: «این اهل قبور از شما بهتر هستند». اصحاب عرض می‌کردند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای چه؟ آن‌ها ایمان آورده، ما نیز ایمان آورده‌ایم، آن‌ها جهاد کرده‌اند، ما نیز جهاد کرده‌ایم»؟ حضرت فرمود: «آن‌ها ایمان آورده و ایمان خود را با هیچ ستم [و شرک] نیالوده‌اند. و با همین حال از دنیا رفتند و من بر این امر شهادت می‌دهم و شما پس از من در این دنیا باقی می‌مانید و نمی‌دانم پس از من چه خواهید کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۲ بحارالأنوار، ج۹۹، ص۲۹۶

ایمان آوردند

۱ -۲

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ الْهَاشِمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): قَالَ أَمَّا الْإِیمَانُ فَلَیْسَ یَنْتَقِضُ کُلُّهُ وَ لَکِنْ یَنْتَقِضُ قَلِیلًا قَلِیلًا قُلْتُ بَیْنَ الضَّلَالِ وَ الْکُفْرِ مَنْزِلَهًٌْ قَالَ مَا أَکْثَرَ عُرَی الْإِیمَانِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالرّحمن‌بن‌کثیر نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همه‌ی ایمان به یک‌باره از هم گسیخته نمی­شود و از بین نمی­رود، بلکه رفته‌رفته به‌سوی گمراهی و کفر می­رود [بخشی از آن در گمراهی و بخشی دیگر در کفر قرار می­گیرد]». عرض کردم: «آیا بین گمراهی و کفر درجه‌ای وجود دارد»؟ فرمود: «دستگیره‌ها و دست آویزهای ایمان چه بسیارند»!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۲ العیاشی، ج۱، ص۳۶۶/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۳؛ فیه: «ینتقض» بدلٌ «یتبعض»

۲ -۲

(انعام/ ۸۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی جَوَابِ الزِّنْدِیقِ الْمُدَّعِی لِلتَّنَاقُضِ فِی الْقُرْآنِ قَالَ (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا کُفْرانَ لِسَعْیِهِ وَ قَوْلُهُ وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدی فَإِنَّ ذَلِکَ کُلَّهُ یُغْنِی إِلَّا مَعَ اهْتِدَاءٍ وَ لَیْسَ کُلُّ مَنْ وَقَعَ عَلَیْهِ اسْمُ الْإِیمَانِ کَانَ حَقِیقاً بِالنَّجَاهًِْ مِمَّا هَلَکَ بِهِ الْغُوَاهًُْ وَ لَوْ کَانَ ذَلِکَ کَذَلِکَ لَنَجَتِ الْیَهُودُ مَعَ اعْتِرَافِهَا التَّوْحِیدَ وَ إِقْرَارِهَا بِاللَّهِ وَ نَجَا سَائِرُ الْمُقِرِّینَ بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ مِنْ إِبْلِیسَ فَمَنْ دُونَهُ فِی الْکُفْرِ وَ قَدْ بَیَّنَ اللَّهُ ذَلِکَ بِقَوْلِهِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ وَ بِقَوْلِهِ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ لِلْإِیمَانِ حَالَاتٌ وَ مَنَازِلُ یَطُولُ شَرْحُهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- در جواب زندیقی که ادّعای تناقض در قرآن می‌کرد فرمود: «و امّا دو آیه: و هرکس چیزی از اعمال شایسته بجا آورد، درحالی‌که ایمان داشته باشد، کوشش او ناسپاسی نخواهد شد. (انبیاء/۹۴). و من هرکه را توبه کند، و ایمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدایت شود، می‌آمرزم!. (طه/۸۲). عمل صالح فقط با هدایت‌یافتن سامان می‌یابد، و این‌طور نیست هرکه نام ایمان بر او آمد شایسته نجات و رهایی است با اینکه مرتکب اعمال هلاکت‌بار گردنکشان شده باشد، اگر این‌گونه بود باید قوم یهود نجات می‌یافتند، با اینکه اعتراف به توحید داشته و معتقد به اللَّه بودند، و نیز سایر یکتاپرستان نیز باید خلاص و رها می‌شدند، از ابلیس گرفته تا پایین‌ترین افراد در کفر، و مطلب به خوبی در این آیه مشهود است: الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ و در این آیه: با زبان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آن‌ها ایمان نیاورده. (مائده/۴۱). و ایمان حالات و منازلی دارد و شرح آن طول می‌کشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۲ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۷۴/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۴

۲ -۳

(انعام/ ۸۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ سَلْمَانَ (رحمة الله علیه) قُلْتُ لِعَلِیِّ‌بنِ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) أَ یَدْخُلُ النَّارَ الْمُؤْمِنُ الْعَارِفُ الدَّاعِی قَالَ لَا قُلْتُ أَ یَدْخُلُ الْجَنَّهًَْ مَنْ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ قَالَ لَا إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ قُلْتُ أَ یَدْخُلُ النَّارَ
 إِلَّا کَافِرٌ أَوْ مُشْرِکٌ قَالَ لَا یَدْخُلُ النَّارَ إِلَّا کَافِرٌ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ قُلْتُ فَمَنْ لَقِیَ اللَّهَ مُؤْمِناً عَارِفاً بِإِمَامِهِ مُطِیعاً لَهُ أَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّهًِْ هُوَ قَالَ نَعَمْ إِذَا لَقِیَ اللَّهَ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قُلْتُ فَمَنْ لَقِیَ اللَّهَ مِنْهُمْ عَلَی الْکَبَائِرِ قَالَ هُوَ فِی مَشِیَّتِهِ إِنْ عَذَّبَهُ فَبِذَنْبِهِ وَ إِنْ تَجَاوَزَ عَنْهُ فَبِرَحْمَتِه.

 

امام علی (علیه السلام)- سلمان (رحمة الله علیه) نقل می‌کند: به امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض کردم: «أَصْلَحَکَ اللهُ، آیا مؤمن عارف داعی داخل آتش می‌شود»؟ فرمود: «نه». عرض کردم: «آیا کسی که امامش را نشناسد داخل بهشت می‌شود»؟ فرمود: «نه، مگر آنکه خدا بخواهد». عرض کردم: «آیا کافر یا مشرک داخل بهشت می‌شوند»؟ فرمود: «جز کافر کسی داخل آتش نمی‌شود مگر آنکه خدا بخواهد». عرض کردم: «أَصْلَحَکَ اللهُ، هرکس با ایمان به خدا و معرفت به امامش و اطاعت او خدا را ملاقات کند، از اهل بهشت است»؟ فرمود: «آری، اگر خدا را ملاقات کند و از مؤمنینی باشد که خداوند عزّوجلّ می‌فرماید: آن‌ها که ایمان آورده، و کارهای شایسته انجام داده‌اند. (بقره/۸۲)، همان‌ها که ایمان آوردند، و [از مخالفت فرمان خدا] پرهیز می‌کردند. (یونس/۶۳). الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ عرض کردم: «هرکس از آنان که خدا را با گناهان کبیره ملاقات کند چه می‌شود»؟ فرمود: «او در اختیار مشیّت خداوند است، اگر او را عذاب کند به خاطر گناه اوست و اگر از او بگذرد به رحمت خویش است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۲ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۶/ کتاب سلیم بن قیس، ص۶۰۹

۲ -۴

(انعام/ ۸۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- مَا مِنْ قَلْبٍ إِلَّا وَ لَهُ أُذُنَانِ عَلَی أَحَدِهِمَا مَلَکٌ مُرْشِدٌ وَ عَلَی الْآخَرِ شَیْطَانٌ مُفْتِنٌ هَذَا یَأْمُرُهُ وَ هَذَا یَزْجُرُهُ وَ مِنَ الْإِیمَانِ مَا قَدْ ذَکَرَهُ اللَّهُ فِی الْقُرْآنِ خَبِیثٌ وَ طَیِّبٌ فَقَالَ ما کانَ اللهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّی یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَکُونُ مُؤْمِناً مُصَدِّقاً وَ لَکِنَّهُ یَلْبَسُ إِیمَانَهُ بِظُلْمٍ وَ هُوَ قَوْلُهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ فَمَنْ کَانَ مُؤْمِناً ثُمَّ دَخَلَ فِی الْمَعَاصِی الَّتِی نَهَی اللَّهُ عَنْهَا فَقَدْ لَبِسَ إِیمَانَهُ بِظُلْمٍ فَلَا یَنْفَعُهُ الْإِیمَانُ حَتَّی یَتُوبَ إِلَی اللَّهِ مِنَ الظُّلْمِ الَّذِی لَبِسَ إِیمَانَهُ حَتَّی یُخْلِصَ اللَّهُ إِیمَانَهُ فَهَذِهِ وُجُوهُ الْإِیمَانِ فِی کِتَابِ اللَّهِ.[1] (الظُّلْمُ

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- هیچ دلی نیست مگر اینکه دو گوش دارد، بر یکی از آن‌ها فرشته‌ی راهنما، و بر دیگری شیطانی فتنه‌انگیز است، آن به او فرمان می‌دهد و این باز می‌دارد. و پاره‌ای از معانی ایمان هست که در قرآن آن را خبیث و همچنین پاک نامیده آنجا که می‌فرماید: چنین نبود که خداوند، مؤمنان را به همان‌گونه که شما هستید واگذارد مگر آنکه ناپاک را از پاک جدا سازد. (آل عمران/۱۷۹). و پاره‌ای از مؤمنین هستند که هم اقرار می‌کند و هم به دل باور دارد ولی ایمانش را به ستم می‌پوشاند. چنانچه می‌فرماید: الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ پس هرکس مؤمن باشد، سپس در نافرمانی‌هایی که خدا نهی فرموده داخل شود، ایمانش را به ستم آلوده ساخته و از ایمانش سود نبرد، تا از آن ستم به‌سوی خدا توبه کند، و خدا ایمانش را رها سازد. این بود معانی ایمان در کتاب خدا». (ظلم

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۴ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۷۳/ القمی، ج۱، ص۳۲

۱

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ الزِّنَا مِنْهُ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ أُولَئِکَ لَا وَ لَکِنَّهُ ذَنْبٌ إِذَا تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ قَالَ مُدْمِنُ الزِّنَا وَ السَّرِقَهًِْ وَ شَارِبُ الْخَمْرِ کَعَابِدِ الْوَثَنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: در این آیه: الَّذِینَ آمَنُواْ وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ آیا زنا از جمله ظُلم است؟ فرمود: «به خدا از آنان پناه می‌برم. خیر، بلکه گناه است و اگر بنده از آن توبه کند، خدا توبه‌ی او را می‌پذیرد». و فرمود: «شخص معتاد به زنا و سرقت و آدم می‌خواره، مانند بت‌پرست است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۴ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۶/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۸۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أَیْ وَ لَمْ یَخْلِطُوا نَظِیرَهَا لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ یَعْنِی الشِّرْکَ لِقَوْلِهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ؛ مخلوط نکردند. نظیر آن [این آیه] است: لِمَ تَلْبِسُونَ الحَقَّ بِالْباطِلِ (آل عمران/۷۱). به دلیل کلام خداوند: شرک، ظلم بزرگی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۴ شواهدالتنزیل، ج۱، ص۲۶۲/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۳۲

۳

(انعام/ ۸۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَلْقَمَهًَْ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ شَقَ ذَلِکَ عَلَی أَصْحَابِ النَّبِیِ (صلی الله علیه و آله) وَ قَالُوا أَیُّنَا لَمْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَیْسَ کَمَا تَظُنُّونَ وَ إِنَّمَا هُوَ کَمَا قَالَ لُقْمَانُ (رحمة الله علیه) لِابْنِهِ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابراهیم‌بن‌علقمه نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی‌که این آیه: الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ نازل شد. آن بر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) سخت شد و گفتند: «کدام‌یک از ما به خودش ظلم نکرده است»؟! رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: آنگونه که شما گمان می‌کنید نیست؛ آن همانگونه است که لقمان به پسرش گفت: «پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است. (لقمان/۱۳)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۴ العمدهًْ، ص۱۷۳/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ بِشَکٍّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی این فرموده خدای عزّوجلّ: الَّذِینَ آمَنُواْ وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ پرسیدم و ایشان فرمود: «یعنی به شک آلودند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ الکافی، ج۲، ص۳۹۹/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۶/ البرهان/ نورالثقلین

۵

(انعام/ ۸۲)

 

فقه الرّضا (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ الشَّکِّ الشَّاکُّ فِی الْآخِرَهًِْ مِثْلُ الشَّاکِّ فِی الْأُولَی نَسْأَلُ الثَّبَاتَ وَ حُسْنَ الْیَقِینِ.

 

فقه الرّضا (علیه السلام)- این آیه: الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ درباره‌ی کسانی نازل شده که اهل شک و تردید می‌باشند، کسانی که درباره‌ی آخرت شک می‌کنند، مانند کسانی هستند که در آغاز هم گرفتار می‌باشند، از خداوند خواهانیم که ما را ثبات و حسن یقین عطا کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۲۴/ فقه الرضا (ع)، ص۳۸۸

۶

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یَعْقُوبَ‌بْنِ‌شُعَیْبٍ عَنْه فِی قَوْلِهِ وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ الضَّلَالُ فَمَا فَوْقَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یعقوب‌بن‌شعیب نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی­ این کلام خداوند: وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ. فرمود: «گمراهی و آنچه بالاتر از آن است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۶/ نورالثقلین/ البرهان

۷

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ مِنْهُ مَا أَحْدَثَ زُرَارَهًُْ وَ أَصْحَابُهُ

 

امام صادق (علیه السلام)- الَّذِینَ آمَنُواْ وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ؛ زراره و اصحاب او در زمره‌ی این گروه هستند [که ایمان خود را با ظلم درنیامیختند].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۲/ البرهان

۸

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ، عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قُلْتُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ أَعَاذَنَا اللَّهُ وَ إِیَّاکَ مِنْ ذَلِکَ الظُّلْمِ، قُلْتُ مَا هُوَ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ مَا أَحْدَثَ زُرَارَهًُْ وَ أَبُو حَنِیفَهًَْ وَ هَذَا الضَّرْبُ، قَالَ قُلْتُ الزِّنَا مَعَهُ قَالَ الزِّنَا ذَنْبٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: عرض کردم: «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ». فرمود: «خداوند ما و تو را از آن ظلم نگه دارد». عرض کردم: «آن چیست»؟ فرمود: «به خدا سوگند آن چیزی است که زراره و ابوحنیفه و این قبیل افراد به وجود آورده‌اند». عرض کردم: «زنا جزء آن است»؟ فرمود: «زنا گناه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ رجال الکشی، ص۱۴۵/ رجال الکشی، ص۱۴۹

۹

(انعام/ ۸۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ قَالَ نَعُوذُ بِاللَّهِ یَا بَابَصِیرٍ أَنْ تَکُونَ مِمَّنْ لَبَسَ إِیمَانَهُ بِظُلْمٍ ثُمَّ قَالَ أُولَئِکَ الْخَوَارِجُ وَ أَصْحَابُهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی این آیه: الَّذِینَ آمَنُواْ وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ، سؤال کردم. فرمود: «ای ابوبصیر! پناه می‌برم به خدای تبارک‌وتعالی از اینکه از جمله کسانی باشی که ایمانشان را با ظلم در آمیخته­اند». سپس فرمود: «آنان خوارج و اصحاب ایشان هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۱۵۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۷/ البرهان؛ فیه: «صحاب» بدلٌ «أصحاب»

۱۰

(انعام/ ۸۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أَیْ صدَقُوا وَ لَمْ یَنْکُثُوا وَ لَمْ یَدْخُلُوا فِی الْمَعَاصِی فَیَبْطُلَ إِیمَانُهُمْ وَ تِلْکَ حُجَّتُنا یَعْنِی مَا قَدِ احْتَجَّ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) علَی أَبِیهِ وَ عَلَیْهِمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ، یعنی کسانی که راست گفتند و پیمان نشکستند و دست به گناه نیالودند تا بدین سبب ایمانشان باطل شود. وَ تِلْکَ حُجَّتُنا مقصود، آن چیزی است که ابراهیم (علیه السلام) به وسیله آن در برابر پدر و قومش استدلال کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۸/ القمی، ج۱، ص۲۰۸؛ فیه: «و تلک حجّتنا ... علیهم» محذوفٌ

ایمنی تنها از آن آن‌هاست و آن‌ها هدایت‌یافتگانند

۳ -۱

(انعام/ ۸۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنِ ابْتُلِیَ فَصَبَرَ وَ أُعْطِیَ فَشَکَرَ وَ ظَلَمَ فَغَفَرَ وَ ظَلَمَ فَاسْتَغْفَرَ قَالُوا مَا بَالُهُ قَالَ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هرکس بلا دید ولی صبر کرد، نعمت یافت و [به خاطر آن نعمت] شکر کرد، ستم شد و گذشت، ستم کرد و آمرزش خواست. گفتند: «عاقبت چه می‌شود»؟ فرمود: «أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۲۳۶

۳ -۲

(انعام/ ۸۲)

 

الباقر (علیه السلام)- أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ نَزَلَتْ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ این آیه در مورد حضرت علی (علیه السلام) نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۶ المناقب، ج۳، ص۵۸/ بحارالأنوار، ج۳۸، ص۲۳۲/ المناقب، ج۲، ص۸

 

آیه وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهيمَ عَلى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ [83]

 

اين‌ها دلايل ما بود كه به ابراهيم در برابر قومش عطا كرديم. درجات هركس را بخواهيم [و شايسته ببينيم]، بالا مى‌بريم؛ پروردگار تو، حكيم و داناست.

۱

(انعام/ ۸۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ‌بْنِ‌عُمَرَ قَال یَا مَوْلَایَ نَحْنُ نَعْلَمُ أَنَّکُمْ اخْتِیَارُ اللَّهِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ قَوْلِهِ اللهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ قَالَ الصَّادِقُ (علیه السلام) صدَقْتَ یَا مُفَضَّلُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل‌بن‌عمر گوید: عرض کردم: «آقا! ما می‌دانیم که شما برگزیده‌ی خدا هستید به دلیل اینکه خداوند می‌فرماید: نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ و این آیه‌ی اللهِ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ». حضرت فرمود: «ای مفضّل! راست گفتی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۲۴

۲

(انعام/ ۸۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ تِلْکَ حُجَّتُنا یَعْنِی مَا قَدِ احْتَجَّ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) عَلَی أَبِیهِ وَ عَلَیْهِم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- مقصود، آن چیزی است که ابراهیم (علیه السلام) به‌وسیله‌ی آن در برابر پدر و قومش استدلال کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۸/ القمی، ج۱، ص۲۰۸

۳

(انعام/ ۸۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّمَا أَرَادَ إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام) بِمَا قَالَ أَنْ یُبَیِّنَ لَهُمْ بُطْلَانَ دِینِهِمْ وَ یُثْبِتَ عِنْدَهُمْ أَنَّ الْعِبَادَهًَْ لَا تَحِقُّ لِمَا کَانَ بِصِفَهًِْ الزُّهْرَهًِْ وَ الْقَمَرِ وَ الشَّمْسِ وَ إِنَّمَا تَحِقُّ الْعِبَادَهًُْ لِخَالِقِهَا وَ خَالِقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کَانَ مَا احْتَجَّ بِهِ عَلَی قَوْمِهِ بِمَا أَلْهَمَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ آتَاهُ کَمَا قَالَ عزَّوَجَلَّ وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلی قَوْمِه.

 

امام رضا (علیه السلام)- منظور ابراهیم (علیه السلام) از گفته‌های قبل اثبات باطل بودن دین و اعتقاد آن مردم بود و به آن­ها ثابت کرد که چیزهایی مانند خورشید و ماه وستاره شایستگی پرستیدن را ندارند و عبادت مستحق خالق ماه و خورشید و ستاره و آسمان‌ها و زمین است. استدلالی که او برای قومش آورد چیزی بود که خدا به او الهام کرده بود و خدا خود می‌فرماید: تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلی قَوْمِهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۸ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۷۹/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۲۷/ عیون الأخبار/ التوحید، ج۷۴/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۱۹۵

۴

(انعام/ ۸۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ آزَرُ عَمُّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) مُنَجِّماً لِنُمْرُودَ وَ کَانَ لَا یَصْدُرُ إِلَّا عَنْ رَأْیِهِ فَقَالَ لَقَدْ رَأَیْتُ فِی لَیْلَتِی عَجَباً فَقَالَ مَا هُوَ قَالَ إِنَ مَوْلُوداً یُولَدُ فِی أَرْضِنَا هَذِهِ یَکُونُ هَلَاکُنَا عَلَی یَدَیْهِ. فَحُجِبَتِ الرِّجَالُ عَنِ النِّسَاءِ وَ کَانَ تَارُخُ وَقَعَ عَلَی أُمِّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) فَحَمَلَتْ. فَأَرْسَلَ إِلَی الْقَوَابِلَ لِتَنْظُرَ إِلَی النِّسَاءِ وَ لَا یَکُونُ فِی الْبَطْنِ شَیْءٌ إِلَّا عَلِمْنَ بِهِ فَنَظَرْنَ إِلَی أُمِّ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ أَلْزَمَ اللَّهُ مَا فِی الرَّحِمِ الظَّهْرَ فَقُلْنَ: مَا نَرَی بِهَا شَیْئاً. فَلَمَّا وَضَعَتْ ذَهَبْتْ بِهِ إِلَی بَعْضِ الْغِیرَانِ فَجَعَلَتْهُ فِیهِ وَ أَرْضَعَتْهُ وَ جَعَلَتْ عَلَی بَابِ الْغَارِ صَخْرَهًًْ فَجَعَلَ اللَّهُ رِزْقَهُ فِی إِبْهَامِهِ فَجَعَلَ یَمَصُّهَا فَتَشْخُبُ لَبَناً وَ جَعَلَ یَشِبُّ فِی الْیَوْمِ کَمَا یَشِبُّ غَیْرُهُ فِی الْجُمُعَهًِْ وَ یَشِبُّ فِی الْجُمُعَهًِْ کَمَا یَشِبُّ غَیْرُهُ فِی الشَّهْرِ فَمَکَثَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَمْکُثَ ثُمَّ أَخْرَجَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) مِنَ السَّرَبِ فَرَأَی الزُّهْرُهًَْ وَ قَوْماً یَعْبُدُونَهَا فَقَالَ: أَ هَذَا عَلَی سَبِیلِ الْإِنْکَارِ رَبِّی؟ فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ طَلَعَ الْقَمَرُ وَ عَبَدَهُ قَوْمٌ أَیْضاً وَ قَالَ (علیه السلام) أَیْضاً عَلَی سَبِیلِ الْإِنْکَارِ لِیَکُونَ ذَلِکَ حُجَّهًًْ عَلَیْهِمْ فِی إِثْبَاتِ التَّوْحِیدِ وَ نَفْیِ التَّشْبِیهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی: وَ تِلْکَ حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلی قَوْمِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- آزر عموی ابراهیم (علیه السلام) منجم نمرود بود و جز به دستور او کاری نمی‌کرد، به نمرود گفت: «دیشب چیز عجیبی دیدم». گفت: «آن چیست»؟ آزر گفت: «نوزادی در این سرزمین ما به دنیا می‌آید که هلاکت و نابودی ما به دست اوست». مردان از زنان منع شدند. تارخ با مادر ابراهیم (علیه السلام) در آمیخته بود و او به ابراهیم (علیه السلام) آبستن شد. [نمرود افرادی را] نزد قابله‌های آن زمان فرستاد تا زنان را معاینه کنند و آن‌ها در کار خود چنان ماهر بودند که هرچه در رحم زن بود می‌فهمیدند، آن‌ها مادر ابراهیم (علیه السلام) را معاینه کردند و خدای عزّوجلّ آن بچّه را که در رحم بود به پشت چسبانید و گفتند: «ما چیزی در شکم او نمی‌بینیم». هنگامی‌که مادر ابراهیم (علیه السلام) آن کودک را به دنیا آورد او را به غاری برد و در آنجا قرار داد و شیرش داد، و بر در آن غار سنگی نهاد. سپس خدا روزی ابراهیم (علیه السلام) را در سر انگشت ابهامش قرار داد و ابراهیم (علیه السلام) آن را می‌مکید و شیر از آن می‌جوشید، و رشد او در یک روز مطابق رشد یک هفته بچّه‌های دیگر بود، و در یک هفته به‌اندازه‌ی یک‌ماه دیگران بزرگ می‌شد. [در غار] آن مقدار که خدا می‌خواست بماند، ماند. سپس ابراهیم (علیه السلام) را از غار بیرون آورد و او ستاره‌ی زهره را دید که گروهی آن را می‌پرستند. از روی انکار گفت: «آیا این پروردگار من است»؟! چیزی نگذشت که ماه طلوع کرد و گروهی هم آن را پرستش می‌کردند. ابراهیم (علیه السلام) نیز از روی انکار [سخنانش را در مورد ماه] گفت تا آن حجّت بر آن‌ها در اثبات توحید و انکار تشبیه [خدا به مخلوقات] باشد و آن کلام خداوند تعالی است: وَ تِلْکَ حُجَّتُنا آتَیْناها إِبْراهِیمَ عَلی قَوْمِهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۶۸ قصص الأنبیاءللراوندی، ص۱۰۳

 

آیه وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ يُوسُفَ وَ موسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ [84]

 

و اسحاق و يعقوب را به او (ابراهيم) بخشيديم؛ و همه را هدايت كرديم؛ و نوح را [نيز] پيش از آن هدايت نموديم؛ و از فرزندان او، داود و سليمان و ايوب و يوسف و موسى و هارون را [هدايت كرديم]؛ اين‌گونه نيكوكاران را پاداش مى‌دهيم.

۱

(انعام/ ۸۴)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قَوْلُهُ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنا لِنَجْعَلَهَا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ لِنَجْعَلَهَا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ فَآمَنَ الْعَقِبُ مِنْ ذُرِّیَّهًِْ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) مَنْ کَانَ قَبْلَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ کَانَ بَیْنَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ هُودٍ مِنَ الانبیاء (علیهم السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنا وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ تا آن را در خاندان او قرار دهیم، و دستور نسل پیامبران پیش از ابراهیم (علیه السلام) برای ابراهیم (علیه السلام) مقرّر شد، و میان ابراهیم و هود (پیامبرانی بودند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۰ الکافی، ج۸، ص۱۱۵/ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۴۷/ کمال الدین، ج۱، ص۲۱۶/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۸۴)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ قَوْلُهُ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلًّا هَدَیْنا لِنَجْعَلَهَا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ لِنَجْعَلَهَا فِی أَهْلِ بَیْتِهِ فَآمَنَ الْعَقِبُ مِنْ ذُرِّیَّهًِْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مَنْ کَانَ قَبْلَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) لِإِبْرَاهِیمَ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَ یَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا تا آن را در اهل بیت او قرار دهیم. وَ نُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ تا آن را در اهل بیت او قرار دهیم. پس امر [رسالت] را در نسل آینده‌ی خاندان انبیاء (علیهم السلام)، آنان که قبل از ابراهیم (علیه السلام) و از ابراهیم (علیه السلام) بودند، قرار داد و به آن امر فرمود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۰ الکافی، ج۸، ص۱۱۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۷/ البرهان

۳

(انعام/ ۸۴)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌الْجَارُودِ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ {لِی} أَبُو جَعْفَر (علیه السلام) یَا أَبَاالْجَارُودِ مَا یَقُولُونَ لَکُمْ فِی الحَسَنِ (علیه السلام) وَ الحُسَینِ (علیه السلام) قُلْتُ یُنْکِرُونَ عَلَیْنَا أَنَّهُمَا ابْنَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فَأَیَّ شَیْءٍ احْتَجَجْتُمْ عَلَیْهِمْ قُلْتُ احْتَجَجْنَا عَلَیْهِمْ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِی عِیسَیابْنِمَرْیَمَ (علیه السلام) وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ موسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ* وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی فَجَعَلَ عِیسَیابْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) مِنْ ذُرِّیَّهًِْ نُوحٍ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- در روایت ابوجارود آمده است: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «ای ابوجارود! دربارهی حسن و حسین (به شما چه می‌گویند»؟ گفتم: «انکار می‌کنند که آنان پسران رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند». فرمود: «به‌وسیله‌ی چه چیزی بر آنان احتجاج کردی»؟ عرض کردم: «با این کلام خداوند عزّوجلّ درباره‌ی عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام): وَ مِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَ سُلَیْمَانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسَی وَ هَارُونَ وَ کَذَلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ * وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیَی وَ عِیسَی احتجاج کردم، زیرا که عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) را از نسل نوح (علیه السلام) معرفی کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۲۳۲/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۲۴/ القمی، ج۱، ص۲۰۹/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیهم: «أبراهیم» بدلٌ «نوح»/ الکافی، ج۸، ص۳۱۷/ العددالقویهًْ، ص۴۰

۴

(انعام/ ۸۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ نَسَبَ الْمَسِیحَ عِیسَی‌ابْنَمَرْیَمَ (علیه السلام) إِلَی خَلِیلِهِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) بِأُمِّهِ مَرْیَمَ (سلام الله علیها) الْبِکْرِ الْبَتُولِ الَّتِی لَمْ یَمَسَّهَا بَشَرٌ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ موسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ* وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ فَنَسَبَهُ بِأُمِّهِ وَحْدَهَا إِلَی خَلِیلِهِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) کَمَا نَسَبَ دَاوُدَ (علیه السلام) وَ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ أَیُّوبَ (علیه السلام) وَ یُوسُفَ (علیه السلام) وَ موسی (علیه السلام) وَ هَارُونَ (علیه السلام) بِآبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِم فَضِیلَهًًْ لِعِیسَی (علیه السلام) وَ مَنْزِلَهًًْ رَفِیعَهًًْ بِأُمِّهِ وَحْدَهَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- خداوند عیسی مسیح (علیه السلام) را به ابراهیم خلیل (علیه السلام) از طرف مادرش مریم بتول (سلام الله علیها) نسبت داده که هیچ انسانی با او نیامیخت. در این آیه فرموده است: وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی المُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی وَ إِلْیاسَ کُلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ. این انتساب فقط از طرف پدر و مادر به ابراهیم (علیه السلام) داده شده همان‌طوری که داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون (علیهم السلام) را از طرف پدر و مادر به ابراهیم (علیه السلام) نسبت می‌دهد که این خود فضیلتی برای عیسی (علیه السلام) است که تنها از جهت مادر دارای این مقام می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۴۱/ تحف العقول، ص۴۰۴

۵

(انعام/ ۸۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ اللَّهِ لَقَدْ نَسَبَ اللَّهُ عِیسَی‌ابْنَ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) فِی الْقُرْآنِ إِلَی إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) مِنْ قِبَلِ النِّسَاءِ قَالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ إِلَی قَوْلِهِ وَ یَحْیی وَ عِیسی.

 

امام صادق (علیه السلام)- به خدا قسم، خداوند تبارک‌وتعالی در قرآن، نسبت حضرت عیسی (علیه السلام) را از طرف زنان به ابراهیم (علیه السلام) رسانده است؛ وَ مِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَ سُلَیْمَانَ تا وَ یَحْیَی وَ عِیسَی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۰ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۹۰/ المحاسن، ج۱، ص۱۵۶/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۲۴۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۷/ البرهان/ نورالثقلین

۶

(انعام/ ۸۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- مُحَمَّدُ‌بْنُ‌الزِّبْرِقَانِ الدَّامَغَانِیُّ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَی‌بْنُ‌جَعْفَر (علیه السلام) فَمَنْ أَبُوعِیسَی فَقَالَ لَیْسَ لَهُ أَبٌ إِنَّمَا خُلِقَ مِنْ کَلَامِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ رُوحِ الْقُدُسِ فَقُلْتُ إِنَّمَا أُلْحِقَ عِیسَی (علیه السلام) بِذَرَارِیِّ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) مِنْ قِبَلِ مَرْیَمَ (سلام الله علیها) وَ أُلْحِقْنَا بِذَرَارِیِّ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) مِنْ قِبَلِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) لَا مِنْ قِبَلِ عَلِیٍّ (علیه السلام).

 

امام کاظم (علیه السلام)- محمّدبن‌زبرقان دامغانی گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود: [به هارون] گفتم: «پدر عیسی (علیه السلام) کیست»؟ گفت: «عیسی (علیه السلام) پدر نداشت به اراده‌ی خدا و روح القدس خلق شد». گفتم: «همان‌طوری که عیسی (علیه السلام) از طرف مادر جزء فرزندان انبیاء (علیهم السلام) است ما نیز جزء فرزندان انبیاء (علیهم السلام) به‌واسطه‌ی مادرمان فاطمه (سلام الله علیها) هستیم نه از طرف پدرمان علی (علیه السلام)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۲ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۱۲۱/ الاختصاص، ص۵۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۹۱/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۸۳؛ فیهم «إنّما خلق ... روح القدس» محذوفٌ و «طریق» بدلٌ «قبل»/ کشف الغمهًْ، ج۲، ص۲۵۱

۷

(انعام/ ۸۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- فِی عُیُونِ الْأَخبَارِ هَانِی بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَحْمُودٍ عَنْ أَبِیهِ رَفَعَهُ إِلَی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: {مِنْ أَخبَارِ مُوسَی‌بْنِ‌جَعفَرٍ (علیه السلام) مَعَ هَارُونَ الرَّشِیدِ وَ مَعَ مُوسَی‌بْنِ‌الْمَهدِیِّ حَدِیثٌ طَوِیلٌ بَینَهُ وَ بَینَ هَارُونَ وَ فِیهِ: ... ثُمَّ قَالَ کَیْفَ قُلْتُمْ إِنَّا ذُرِّیَّهًُْ النَّبِیِ (صلی الله علیه و آله) وَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لَمْ یُعْقِبْ وَ إِنَّمَا الْعَقِبُ لِلذَّکَرِ لَا لِلْأُنْثَی وَ أَنْتُمْ وُلْدُ الْبِنْتِ وَ لَا یَکُونُ لَهَا عَقِبٌ فَقُلْتُ أَسْأَلُکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ بِحَقِّ الْقَرَابَهًِْ وَ الْقَبْرِ وَ مَنْ فِیهِ إِلَّا مَا أَعْفَیْتَنِی عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَهًِْ فَقَالَ لَا أَوْ تُخْبِرَنِی بِحُجَّتِکُمْ فِیهِ یَا وُلْدَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ أَنْتَ یَا مُوسَی (علیه السلام) یَعْسُوبُهُمْ وَ إِمَامُ زَمَانِهِمْ کَذَا أُنْهِیَ إِلَیَّ وَ لَسْتُ أُعْفِیکَ فِی کُلِّ مَا أَسْأَلُکَ عَنْهُ حَتَّی تَأْتِیَنِی فِیهِ بِحُجَّهًٍْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَنْتُمْ تَدَّعُونَ مَعْشَرَ وُلْدِ عَلِیٍّ أَنَّهُ لَا یَسْقُطُ عَنْکُمْ مِنْهُ بِشَیْءٍ أَلِفٍ وَ لَا وَاوٍ إِلَّا وَ تَأْوِیلُهُ عِنْدَکُمْ وَ احْتَجَجْتُمْ بِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَ ما فَرَّطْنا فِی الْکِتابِ مِنْ شَیْءٍ وَ قَدِ اسْتَغْنَیْتُمْ عَنْ رَأْیِ الْعُلَمَاءِ وَ قِیَاسِهِمْ فَقُلْتُ تَأْذَنُ لِی فِی الْجَوَابِ قَالَ هَاتِ قُلْتُ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ* ... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی وَ إِلْیاسَ مَنْ أَبُو عِیسَی (علیه السلام) یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ؟ فَقَالَ لَیْسَ لِعِیسَی (علیه السلام) أَبٌ فَقُلْتُ إِنَّمَا أَلْحَقْنَاهُ بِذَرَارِیِ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) مِنْ طَرِیقِ مَرْیَمَ (سلام الله علیها) وَ کَذَلِکَ أُلْحِقْنَا بِذَرَارِیِّ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مِنْ قِبَلِ أُمِّنَا فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها).

 

امام کاظم (علیه السلام)- هانی‌بن‌محمدبن‌محمود از پدرش به امام کاظم (علیه السلام) می­رساند که امام (علیه السلام) فرمود: نزد هارون رشید رفتم، او به من گفت: «چگونه می‌گویید: ما فرزندان پیامبریم، درحالی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله)، پسری را به‌جای نگذاشت و همانا فرزندان به مرد منسوب می‌شوند نه به زن و شما فرزندان دختر او هستید، و فرزندان از دختر، نَسَب نمی‌برند»؟ گفتم: «از تو به حقّ خویشاوندی و به حقّ قبر و کسی که در آن است می‌خواهم که این سؤال را از من نپرسی». گفت: «خیر، باید شما فرزندان علی (علیه السلام)، دلیل خود را ارائه دهید. و تو، طبق آنچه به من رسیده است، رئیس و امام آن‌ها در این زمان هستی و به هیچ وجه در سؤالاتم تو را معاف نمی‌دارم تا به جوابم، از قرآن دلیل بیاوری، شما فرزندان علی (علیه السلام) ادعا می‌کنید که هیچ کلمه و حرفی از قرآن بر شما پوشیده نیست و تأویل هر الف و واو آن را می‌دانید و به این آیه استناد می‌کنید؛ مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ؛ و آن را حجّت قرار داده‌اید، و از رأی و قیاس علما بی‌نیاز شده‌اید». گفتم: «آیا اجازه‌ی پاسخ را به من می‌دهی»؟ پس گفت: «جواب ده». گفتم: «پناه می‌برم به خدا از شرّ شیطان رانده شده. به نام خداوند بخشاینده‌ی مهربان، وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسی وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیی وَ عِیسی وَ إِلْیاسَ، ای امیرمؤمنان! پدر عیسی (علیه السلام) کیست»؟ گفت: «عیسی (علیه السلام) پدری ندارد». گفتم: «پس ما او را از طریق مریم (سلام الله علیها) به سایر فرزندان انبیا ملحق کردیم، و به همین ترتیب ما نیز از طریق مادرمان فاطمه (سلام الله علیها) به نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ملحق می‌شویم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۲ عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۸۴/ نورالثقلین

 

آیه وَ زَكَرِيَّا وَ يحَيىَ‌ وَ عِيسىَ‌ وَ إِلْيَاسَ كلُ‌ٌّ مِّنَ الصَّالِحِين [85]

 

و [همچنين] زكريا و يحيى و عيسى و الياس را؛ كه همگى از صالحان بودند.

 

آیه وَ إِسْمَاعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ يُونُسَ وَ لُوطًا وَ كُلاًّ فَضَّلْنَا عَلىَ الْعَلَمِين [86]

 

و اسماعيل و اليسع و يونس و لوط را؛ و همه را بر جهانيان برترى داديم.

 

آیه وَ مِنْ ءَابَائهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ إِخْوَانِهِمْ وَ اجْتَبَيْنَاهُمْ وَ هَدَيْنَاهُمْ إِلىَ‌ صرَِاطٍ مُّسْتَقِيم [87]

 

و از پدران و فرزندان و برادران آن‌ها [افرادى را برترى بخشيديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست، هدايت نموديم.

 

آیه ذلِكَ هُدَى اللهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ [88]

 

اين، هدايت خداست؛ كه هركس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‌كند. و اگر مشرك شوند، آنچه [از اعمال نيك] انجام داده‌اند، نابود مى‌گردد [و نتيجه‌اى عايد آن‌ها نمى‌شود].

۱

(انعام/ ۸۸)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ أَشْرَکُوا یَعْنِی الْأَنْبِیَاءَ (علیهم السلام) الَّذِینَ قَدْ تَقَدَّمَ ذِکْرُهُم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ أَشْرَکُوا یعنی همان پیامبرانی که قبلاً در مورد آن‌ها صحبت شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۹

 

آیه أُولئِكَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَكَّلْنا بِها قَوْماً لَيْسُوا بِها بِكافِرينَ [89]

 

آن‌ها كسانى هستند كه كتاب آسمانى و حكم و نبوّت به آنان داديم؛ و اگر اين گروه [مشركان] نسبت به آن كفر ورزند، [آيين حق زمين نمى‌ماند؛ زيرا] كسان ديگرى را نگاهبان آن مى‌سازيم كه نسبت به آن، كافر نيستند.

۱

(انعام/ ۸۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ یَعْنِی‌أَصْحَابَهُ وَ قُرَیْشاً وَ الَّذِینَ أَنْکَرُوا بَیْعَهًَْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً یَعْنِی شِیعَهًَْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ یعنی پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قریش و کسانی که بیعت با امیرالمؤمنین (علیه السلام) را نپذیرفتند. فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْما؛ ً منظور شیعه امیرالمؤمنین (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۲۵/ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۹۳/ القمی، ج۱، ص۲۰۹؛ فیهما «لیسوا بها بکافرین» زیادهًْ

۲

(انعام/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ صاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ مَحْفُوظٌ لَهُ لَوْ ذَهَبَ النَّاسُ جَمِیعاً أَتَی اللَّهُ لَهُ بِأَصْحَابِهِ وَ هُمُ الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یاران صاحب این امر برای وی محفوظند و اگر همه‌ی مردم از بین بروند، خدا یارانش را برای او می‌آورد و آنان همان کسانی‌اند که خدای عزّوجلّ در مورد آنان می­فرماید: فَإِن یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِکَافِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۳۷۰/ الغیبهًْ للنعمانی، ص۳۱۶/ البرهان

۳

(انعام/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ هَارُونَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنَّ بَعْضَ هَذِهِ الْعِجْلِیَّهًِْ یَقُولُونَ إِنَّ سَیْفَ رَسُولِ اللَّهِ ص عِنْدَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ فَقَالَ وَ اللَّهِ مَا رَآهُ هُوَ وَ لَا أَبُوهُ بِوَاحِدَهًٍْ مِنْ عَیْنَیْهِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ رَآهُ أَبُوهُ عِنْدَ الْحُسَیْن (علیه السلام) وَ إِنَّ صاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ مَحْفُوظٌ لَهُ فَلَا تَذْهَبَنَّ یَمِیناً وَ لَا شِمَالًا فَإِنَّ الْأَمْرَ وَ اللَّهِ وَاضِحٌ وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ أَهْلَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ اجْتَمَعُوا عَلَی أَنْ یُحَوِّلُوا هَذَا الْأَمْرَ مِنْ مَوْضِعِهِ الَّذِی وَضَعَهُ اللَّهُ فِیهِ مَا اسْتَطَاعُوا وَ لَوْ أَنَّ النَّاسَ کَفَرُوا جَمِیعاً حَتَّی لَا یَبْقَی أَحَدٌ لَجَاءَ اللَّهُ لِهَذَا الْأَمْرِ بِأَهْلٍ یَکُونُونَ مِنْ أَهْلِهِ ثُمَّ قَالَ أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ یَقُولُ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ حَتَّی فَرَغَ مِنَ الْآیَهًِْ وَ قَالَ فِی آیَهًٍْ أُخْرَی فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَهْلَ هَذِهِ الْآیَهًِْ هُمْ أَهْلُ تِلْکَ الْآیَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان بن هارون گفت: به امام (علیه السلام) گفتم: بعضی از عجلی­ها می‌گویند که شمشیر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) پیش عبداللَّه‌بن‌حسن است. فرمود: «به خدا قسم آن را ندیده و نه پدرش با یک چشمش، مگر اینکه پدرش در نزد حضرت حسین (علیه السلام) دیده باشد. صاحب این امر محفوظ است و برای او نگهداری می‌شود، به طرف راست و چپ نرو، به خدا قسم مطلب واضح است. به خدا قسم اگر اهل آسمان و زمین اجتماع کنند بر تغییر مقام امامت و قراردادن آن را از محلّی که خدا قرار داده به دیگری، قدرت نخواهند داشت؛ اگر همه‌ی مردم کافر شوند به‌طوری که احدی باقی نماند، خداوند گروهی را خواهد آورد که معتقد به امامت باشند. مگر این آیه را نشنیده‌ای که خداوند می‌فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هرکس از شما، از آیین خود بازگردد، [به خدا] زیانی نمی‌رساند خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند ... (مائده/۵۴) و در آیه‌ی دیگر می‌فرماید: فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ. سپس فرمود: «افرادی که در این آیه مورد نظرند، همان کسانی هستند که در آن آیه از ایشان یاد شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۴۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۹/ البرهان؛ فیهما «إنّ صاحب ... ما أستطاعوا» محذوفٌ

۴

(انعام/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌حُمْرَانَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی‌عَبدِالله (علیه السلام) ِفَجَاءَهُ رَجُلٌ وَ قَالَ لَهُ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) مَا تَتَعجبُ مِنْ عِیسَی‌بْنِزَیْدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ یَزْعُمُ أَنَّهُ مَا یَتَوَلَّی عَلِیّاً (علیه السلام) إِلَّا عَلَی الظَّاهِرِ وَ مَا یَدْرِی لَعَلَّهُ کَانَ یَعْبُدُ سَبْعِینَ إِلَهاً مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ فَقَالَ وَ مَا أَصْنَعُ قَالَ اللَّهُ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ وَ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَیْنَا فَقُلْتُ نَعْقِلُهَا وَ اللَّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌حمران گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که مردی نزد او آمد و گفت: «آیا از عیسی‌بن زیدبن‌علی تعجّب نمی‌کنی که ادّعا می‌کند، فقط در ظاهر امر است که ولایت علی (علیه السلام) را می­پذیرد، و ما نمی‌دانیم، شاید او هفتاد خدا به غیر از خداوند را می­پرستید»! امام فرمود: «من چه کار کنم؟ خداوند عزّوجلّ فرموده است: فَإِن یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِکَافِرِینَ» و با دستشان به ما اشاره کردند پس گفتم: «به خدا سوگند که ما آن را به خوبی درک کرده و می­فهمیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۰۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۷/ نورالثقلین/ البرهان

۵

(انعام/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- مُحَمَّدُ بْنُ حَسَّانَ، قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) یَتْلُو هَذِهِ الْآیَهًَْ: فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ، ثُمَ أَهْوَی بِیَدِهِ إِلَیْنَا، وَ نَحْنُ جَمَاعَهًٌْ فِینَا جَمِیلُ بْنُ دَرَّاجٍ وَ غَیْرُهُ، فَقُلْنَا أَجَلْ وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا نَکْفُرُ بِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌حسّان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که این آیه: فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ را می‌خواند. سپس با دستش به ما اشاره فرمود، و ما گروهی بودیم که در میان ما جمیل‌بن‌درّاج و غیر او بودند. عرض کردیم: «بله فدایت شوم به خدا سوگند به آن کفر نمی‌ورزیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۶ رجال الکشی، ص۲۵۱

۶

(انعام/ ۸۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً فَالْمُلْکُ الْعَظِیمُ أَنْ جَعَلَ مِنْهُمْ أَئِمَّهًًْ مَنْ أَطَاعَهُمْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُمْ عَصَی اللَّهَ وَ الْکِتَابُ وَ الْحِکْمَهًُْ وَ النُّبُوَّهًُْ فَلِمَ یُقِرُّونَ بِذَلِکَ فِی آلِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ یُنْکِرُونَهُ فِی آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَا مُعَاوِیَهًُْ فَإِنْ تَکْفُرْ بِهَا أَنْتَ وَ صاحِبُکَ وَ مَنْ قِبَلَکَ مِنْ طَغَامِ أَهْلِ الشَّامِ وَ الْیَمَنِ وَ الْأَعْرَابِ أَعْرَابِ رَبِیعَهًَْ وَ مُضَرَ جُفَاهًِْ الْأُمَّهًِْ فَقَدْ وَکَّلَ اللهُ بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ما به آل ابراهیم، [که یهود از خاندان او هستند نیز]، کتاب و حکمت دادیم و حکومت عظیمی در اختیار آن‌ها [پیامبران بنی‌اسرائیل] قرار دادیم. (نساء/۵۴)، و ملک بزرگ این است که در میان آنان ائمّه (علیهم السلام) قرار دهد که هرکه از خدا اطاعت کرد از آنان اطاعت میکند و هرکه از خدا، کتاب، حکمت و نبوّت سرکشی کرد از آنان سرکشی میکند؛ پس چرا آن را در آل ابراهیم (علیه السلام) اقرار میکنید امّا در آل محمّد (صلی الله علیه و آله) انکار میکنید. ای معاویه اگر تو و رفیقت و کسانی که از میان عوام اهل شام، یمن و بادیهنشینان، بادیهنشینان ربیعه و مضر و جفاکاران بر امّت به آن کفر بورزید، کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۶ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۱۵۵

۷

(انعام/ ۸۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُیَیْنَهًَْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَ قَوْماً وُسِّعَ عَلَیْهِمْ فِی أَرْزَاقِهِمْ حَتَّی طَغَوْا فَاسْتَخْشَنُوا الْحِجَارَهًَْ فَعَمَدُوا إِلَی النَّقِیِّ فَصَنَعُوا مِنْهُ کَهَیْئَهًِْ الْأَفْهَارِ فَجَعَلُوهُ فِی مَذَاهِبِهِمْ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِالسِّنِینَ فَعَمَدُوا إِلَی أَطْعِمَتِهِمْ فَجَعَلُوهَا فِی الْخَزَائِنِ فَبَعَثَ اللَّهُ عَلَی مَا فِی خَزَائِنِهِمْ مَا أَفْسَدَهُ حَتَّی احْتَاجُوا إِلَی مَا کَانُوا یَسْتَطِیبُونَ بِهِ فِی مَذَاهِبِهِمْ فَجَعَلُوا یَغْسِلُونَهُ وَ یَأْکُلُونَهُ ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) وَ لَقَدْ دَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْعَبَّاسِ وَ قَدْ أَخَذَ الْقَوْمُ الْمَجْلِسَ فَمَدَّ یَدَهُ إِلَیَّ وَ السُّفْرَهًُْ بَیْنَ یَدَیْهِ مَوْضُوعَهًٌْ فَأَخَذَ بِیَدِی فَذَهَبْتُ لِأَخْطُوَ إِلَیْهِ فَوَقَعَتْ رِجْلِی عَلَی طَرَفِ السُّفْرَهًِْ فَدَخَلَنِی مِنْ ذَلِکَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَدْخُلَنِی إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ قَوْماً وَ اللَّهِ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ کَثِیراً.

 

امام صادق (علیه السلام)- عیینه نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: گروهی روزیشان برای آن‌ها وسعت داده شد تا اینکه طغیان کردند و سنگ را [برای پاک‌کردن بدن] زبر و خشن یافتند و نان را قصد کردند و از آن به شکل سنگ‌ها در توالت‌هایشان درست کردند؛ پس خداوند آن‌ها را به خشکسالی مؤاخذه کرد و آن‌ها غذاهایشان را قصد کردند و آن را در خزانه‌ها قرار دادند. سپس خداوند به خزانه‌هایشان چیزی فرستاد که آن را فاسد کند تا اینکه به نان‌هایی که با آن خودشان را در توالت‌هایشان تمیز می‌کردند محتاج شدند و شروع کردند به شستن آن‌ها. به خدا سوگند به مجلس اباالعباس وارد شدم درحالی‌که مردم مجلس را پر کرده بودند؛ پس دستش را به‌سوی من دراز کرد و سفره روبرویش قرار داده شده بود و دست مرا گرفت؛ رفتم تا به‌سوی او قدم بردارم که پایم بر کنار سفره قرار گرفت و از این کار آن حالتی که خدا خواست بر من وارد شود، بر من وارد شد [و من ناراحت شدم]. خداوند می‌فرماید: فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ؛ گروهی که به خدا سوگند نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند و خدا را فراوان یاد می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۶ المحاسن، ج۲، ص۵۸۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۳۸۵/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۶۳، ص۴۰۹/ البرهان؛ فیهما: «إنّ قوما وسع ... أبی العباس» محذوفٌ

۸

(انعام/ ۸۹)

 

الباقر (علیه السلام)- أُولئِکَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ فَإِنَّهُ وَکَّلَ بِالْفَضْلِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ مِنَ الْآبَاءِ وَ الْإِخْوَانِ وَ الذُّرِّیَّهًِْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ فِی کِتَابِهِ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها أُمَّتُکَ فَقَدْ وَکَّلْنا أَهْلَ بَیْتِکَ بِالْإِیمَانِ الَّذِی أَرْسَلْتُکَ بِهِ فَلَا یَکْفُرُونَ بِهَا أَبَداً وَ لَا أُضِیعُ الْإِیمَانَ الَّذِی أَرْسَلْتُکَ بِهِ وَ جَعَلْتُ أَهْلَ بَیْتِکَ بَعْدَکَ عَلَماً عَلَی أُمَّتِکَ وَ وُلَاهًًْ مِنْ بَعْدِکَ وَ أَهْلَ اسْتِنْبَاطِ عِلْمِیَ الَّذِی لَیْسَ فِیهِ کَذِبٌ وَ لَا إِثْمٌ وَ لَا وِزْرٌ وَ لَا بَطَرٌ وَ لَا رِیَاءٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- أُولئِکَ الَّذِینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ وَ الحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ فَإِنْ یَکْفُرْ بِها هؤُلاءِ فَقَدْ وَکَّلْنا بِها قَوْماً لَیْسُوا بِها بِکافِرِینَ؛ خدای تعالی به‌واسطه‌ی فضیلت از اهل بیت او از پدران و برادران و ذرّیّه، کسانی را گمارده است. و معنای قول خدای تعالی در کتابش این است که اگر امّت تو به آن کافر شوند ما اهل بیت تو را بر ایمانی که تو را به خاطر آن مبعوث کردیم، نگاهبان می‌سازیم. و هرگز به آن کافر نشوند و ایمانی را که تو را برای آن فرستاده‌ایم تباه نمی‌سازیم. و اهل بیت تو را پس از تو رایتی برای امّت قرار دادم و والیان آن‌ها و اهل استنباط علمم ساختم، علمی که دروغ و گناه و وزر و کبر و ریایی در آن نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۶ کمال الدین، ج۱، ص۲۱۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۳۵/ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۹؛ فیهم: «من الآباء» محذوفٌ

 

آیه أُولئِكَ الَّذينَ هَدَى اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرى لِلْعالَمينَ [90]

 

آن‌ها كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده؛ پس به هدايت آنان اقتدا كن؛ [و] بگو: «در برابر اين [رسالت و تبليغ]، پاداشى از شما نمى‌طلبم؛ اين [رسالت، چيزى] جز يك يادآورى براى جهانيان نيست. [و اين وظيفه من است]».

آن‌ها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده پس به هدایت آنان اقتدا کن

۱ -۱

(انعام/ ۹۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ أَحْسَنَ الْهَدْیِ هَدْیُ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام).

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- نیکوترین هدایت‌ها، راهنمایی پیامبران است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۸ الإختصاص، ص۳۴۲/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَا مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ فَسَلْ عَمَّا شِئْتَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- پس جعفر (علیه السلام) فرمود: بلی، من از کسانی هستم که خدا در کتابش در مورد آنان فرمود: أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ؛ هرچه می‌خواهی بپرس».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۸ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۷۵/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۴۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۸/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۹۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَخَذَ مِیثَاقَ کُلِّ نَبِیٍّ وَ کُلِّ مُؤْمِنٍ لَیُؤْمِنُنَّ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ بِکُلِّ نَبِیٍّ وَ بِالْوَلَایَهًِْ ثُمَّ قَالَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ یَعْنِی آدَمَ (علیه السلام) وَ نُوحاً (علیه السلام) وَ کُلَّ نَبِیٍّ (علیهم السلام) بَعْدَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند میثاق و پیمان هر پیامبر و هر مؤمنی را گرفته که ایمان آورند به محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و هر پیامبری و به ولایت. بعد به محمد (صلی الله علیه و آله) می فرماید :أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ؛ منظور آدم (علیه السلام) و نوح (علیه السلام) و هر پیامبری بعد از اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۸۴/ بصایرالدرجات، ص۵۱۴

۱ -۴

(انعام/ ۹۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ الصَّادِق (علیه السلام) وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) الْأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَهًٌْ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ وَ مَا تَنَاکَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ وَ قِیلَ لِمُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِیَّهًِْ مَنْ أَدَّبَکَ فَقَالَ أَدَّبَنِی رَبِّی فِی نَفْسِی فَمَا اسْتَحْسَنْتُ مِنْ أُولِی الْأَلْبَابِ وَ الْبَصِیرَهًِْ تَبِعْتُهُمْ بِهِ وَ اسْتَعْمَلْتُهُ وَ مَا اسْتَقْبَحْتُهُ مِنَ الْجُهَّالِ اجْتَنَبْتُهُ وَ تَرَکْتُهُ مُسْتَنْفِراً فَأَوْصَلَنِی ذَلِکَ إِلَی کُنُوزِ الْعِلْمِ وَ لَا طَرِیقَ لِلْأَکْیَاسِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَسْلَمَ مِنَ الِاقْتِدَاءِ لِأَنَّهُ الْمَنْهَجُ الْأَوْضَحُ وَ الْمَقْصَدُ الْأَصَحُّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِأَعَزِّ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أُولئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: «ارواح چون سپاه و لشکرند، اگر یکدیگر را بشناسند الفت می‌گیرند و اگر نشناسند اختلاف می‌کنند». فرمود: «مرا پروردگارم از نفس خودم و در باطن تربیت نموده است، پس آنچه را که از صاحبان خرد و بصیرت دیده و پسندیدم؛ آن را به کار بستم، و هرچه از مردم نادان مشاهده کرده و قبیح شمردم؛ از آن پرهیز کرده و نفرت نشان دادم، و این روش مرا به کنزهای علم و گنج‌های معرفت رسانید. و برای اشخاص زیرک و فهمیده راهی سالم‌تر و بهتر از اقتداءکردن از افراد برجسته و با معرفت نیست، زیرا پیروی‌نمودن از چنین افراد طریق روشن و راه کاملاً صحیحی است. این پیغمبران افرادی هستند که خداوند متعال هدایتشان کرده پس به هدایت آنان اقتدا کن!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۸ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۸۳/ نورالثقلین/ مصباح الشریعهًْ، ص۱۵۶

۱ -۵

(انعام/ ۹۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ اقْتَدُوا بِهَدْیِ نَبِیِّکُمْ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ الْهَدْیِ.

 

امام علی (علیه السلام)- از هدایت و راهنمایی پیامبرتان پیروی کنید که برترین هدایت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۸ نهج البلاغهًْ، ص۱۶۳/ نورالثقلین

۱ -۶

(انعام/ ۹۰)

 

الحسن (علیه السلام)- فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَصَفَ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) صِفَهًَْ آبَائِهِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) وَ إِسْمَاعِیلَ (علیه السلام) وَ ذُرِّیَّتَهُمَا (علیهم السلام) وَ قَالَ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّکُمْ مَأْخُوذُونَ بِالاقْتِدَاءِ بِهِمْ وَ الِاتِّبَاعِ لَهُمْ.

 

امام حسن (علیه السلام)- خداوند برای پیغمبرش صفت پدرانش ابراهیم و اسماعیل (و فرزندان آن دو را تعریف کرده است. پس به هدایت آنان اقتدا کن! بدانید ای بندگان خدا که شما در اقتدای به آنان پاداش داده خواهید شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۷۸ إرشادالقلوب، ج۱، ص۷۶

بگو: «در برابر این [رسالت و تبلیغ]، پاداشی از شما نمی‌طلبم! این [رسالت]، چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! این وظیفه‌ی من است)»

۲ -۱

(انعام/ ۹۰)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ قُلْ لِقَوْمِکَ لَا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً یَعْنِی عَلَی النُّبُوَّهًِْ وَ الْقُرْآنِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْری لِلْعالَمِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- به قومت بگو: «در برابر نبوّت و قرآن، پاداشی از شما نمی‌طلبم! این [رسالت]، چیزی جز یک یادآوری برای جهانیان نیست! [این وظیفه‌ی من است]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۰ القمی، ج۱، ص۲۰۹/ البرهان

 

آیه وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللهُ عَلى بَشَرٍ مِنْ شَيْ‌ءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتابَ الَّذي جاءَ بِهِ موسى نُوراً وَ هُدىً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطيسَ تُبْدُونَها وَ تُخْفُونَ كَثيراً وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُكُمْ قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ [91]

 

خدا را آنگونه كه بايد بشناسند، نشناختند كه گفتند: «خدا، هيچ‌چيز بر هيچ انسانى، نازل نكرده است». بگو: «چه كسى كتابى را كه موسى آورد، نازل كرد؟! كتابى كه براى مردم، نور و هدايت بود؛ [امّا شما] آن را به صورت اوراق پراكنده‌اى قرار مى‌دهيد؛ قسمتى را آشكار، و قسمت زيادى را پنهان مى‌داريد؛ در‌حالى‌كه مطالبى به شما تعليم داده شده كه نه شما و نه پدرانتان، از آن آگاه نبوديد». بگو: «خدا»! سپس آن‌ها را در سخنان باطلشان رها كن، تا سرگرم بازى شوند.

خدا را آنگونه که باید بشناسند، نشناختند

۱ -۱

(انعام/ ۹۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ وَ قَدْ قَالَ فِی کِتَابِهِ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ فَلَا یُوصَفُ بِقَدَرٍ إِلَّا کَانَ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدا توصیف‌پذیر نیست و چگونه توصیف شود، درحالی‌که در کتابش می‌فرماید: وَ مَا قَدَرُواْ اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ؟ پس هیچ‌گاه به‌اندازه‌ای توصیف نشود، مگر اینکه بالاتر از این توصیف باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۰ الکافی، ج۱، ص۱۰۳/ بحارالأنوار، ج۴، ص۱۴۲؛ فیه: «بعجز» زیادهًْ/ التوحید، ج۱۲۷/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۹۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّ أَوَّلَ مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَی عِبَادِهِ وَ أَوْجَبَ عَلَی خَلْقِهِ مَعْرِفَهًُْ الْوَحْدَانِیَّهًِْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ یَقُولُ مَا عَرَفُوا اللَّهَ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- همانا اوّلین چیزی که خداوند بر بندگانش فرض دانست و بر خلقش واجب کرد شناخت وحدانیّت اوست. خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ یعنی خدا را به حقّ معرفتش نشناختند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۰ بحارالأنوار، ج۳، ص۱۳/ فقه الرضا (ع)، ص۶۵

۱ -۳

(انعام/ ۹۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ أَیْ مَا عَرَفُوهُ حَقَ مَعْرِفَتِهِ وَ لَا عَظَّمُوهُ حَقَ عَظَمَتِهِ وَ لَا عَبَدُوهُ حَقَّ عِبَادَتِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ؛ و حقّ معرفت و شناسایی خدا را ادا نکردند و حقّ بزرگی‌اش به‌جا نیاوردند و او را پرستش کامل نکردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۰ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۶۹

۱ -۴

(انعام/ ۹۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُ اللَّهَ بِتَوَهُّمِ الْقُلُوبِ فَهُوَ مُشْرِکٌ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْرِفُ اللَّهَ بِالِاسْمِ دُونَ الْمَعْنَی فَقَدْ أَقَرَّ بِالطَّعْنِ لِأَنَّ الِاسْمَ مُحْدَثٌ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْبُدُ الِاسْمَ وَ الْمَعْنَی فَقَدْ جَعَلَ مَعَ اللَّهِ شَرِیکاً وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْبُدُ الْمَعْنَی بِالصِّفَهًِْ لَا بِالْإِدْرَاکِ فَقَدْ أَحَالَ عَلَی غَائِبٍ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یَعْبُدُ الصِّفَهًَْ وَ الْمَوْصُوفَ فَقَدْ أَبْطَلَ التَّوْحِیدَ لِأَنَّ الصِّفَهًَْ غَیْرُ الْمَوْصُوفِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ یُضِیفُ الْمَوْصُوفَ إِلَی الصِّفَهًِْ فَقَدْ صَغَّرَ الْکَبِیرَ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسی که گمان کند خدا را می‌شناسد، از راه خیال‌بافی در دلش مشرک است. کسی که پندارد خدا را به نام و بدون معنی شناخته، به نقص خدا اقرار کرده، زیرا اسم پدیده است (و دوام و بقایی ندارد). هر کس که پندارد نام و معنی را می‌پرستد، برای خدا شریک قرار داده است. هر کس پندارد که معنا را می‌پرستد، به وصفی که آن را درک نمی‌کند، چیزی را اراده کرده که از ذهن او غایب است. هر کس پندارد که صفت و موصوف را می‌پرستد، توحید را نابود ساخته، زیرا صفت غیر موصوف است. هر کس که پندارد موصوف را به صفت نسبت می‌دهد، بزرگ را کوچک ساخته و چنانچه بایست، اندازه و میزان خدا را رعایت نکرده است

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۰ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۷۵

۱ -۵

(انعام/ ۹۱)

 

الهادی (علیه السلام)- مُحَمَّدُ‌بْنُ‌عِیسَی‌بْنِ‌عُبَیْدٍ قَال سَأَلْتُ أَبَاالحسن علِیَّبْنَ‌مُحَمَّدٍالْعَسْکَرِیَّ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ فَقَالَ ذَلِکَ تَعْیِیرُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لِمَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ قَالَ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ مَعْنَاهُ إِذْ قَالُوا إِنَّ الْأَرْضَ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیامَهًِْ وَ السَّماواتُ مَطْوِیَّاتٌ بِیَمِینِهِ کَمَا قَالَ عزَّوَجَلَّ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ ثُمَّ نَزَّهَ عَزَّوَجَلَّ نَفْسَهُ عَنِ الْقَبْضَهًِْ وَ الْیَمِینِ فَقَالَ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ.

 

امام هادی (علیه السلام)- محمّدبن‌عیسی‌بن‌عبید گوید: از امام هادی (علیه السلام) دربارهی این کلام خداوند عزّوجلّ: درحالی‌که تمام زمین در روز قیامت در قبضه‌ی اوست و آسمان‌ها پیچیده در دست او. (زمر/۶۷). سؤال کردم. ایشان فرمود: «این تعبیر خدای تبارک‌وتعالی در مورد کسانی است که او را به خلقش تشبیه کردند؛ مگر نمی‌بینی که فرموده است: وَ مَا قَدَرُواْ اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ یعنی هنگامی‌که گفتند: «همه‌ی زمین در روز قیامت در قبضه‌ی قدرت اوست و آسمان­ها در پیچیده به دست راست اوست، [قدر و منزلت او را چنان‌که باید نشناختند]. همچنان‌که خدای عزّوجلّ فرمود: وَ مَا قَدَرُواْ اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللهُ عَلَی بَشَرٍ مِّن شَیْءٍ سپس خدای تبارک‌وتعالی خود را از قبضه (چنگ) و [دست راست] پاک و منزّه ساخت و فرمود: منزّه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند!. (یونس/۱۸)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۲ بحارالأنوار، ج۴، ص۱/ البرهان/ معانی الأخبار، ص۱۴/ التوحید، ج۱۶۰

۱ -۶

(انعام/ ۹۱)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ وَ قَالَ فِی کِتَابِهِ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ فَلَا یُوصَفُ بِقَدَرٍ إِلَّا کَانَ أَعْظَمَ مِنْ ذَلِکَ وَ إِنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) لَا یُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ عَبْدٌ احْتَجَبَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِسَبْعٍ وَ جَعَلَ طَاعَتَهُ فِی الْأَرْضِ کَطَاعَتِهِ فِی السَّمَاءِ فَقَالَ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ مَنْ أَطَاعَ هَذَا فَقَدْ أَطَاعَنِی وَ مَنْ عَصَاهُ فَقَدْ عَصَانِی وَ فَوَّضَ إِلَیْهِ وَ إِنَّا لَا نُوصَفُ وَ کَیْفَ یُوصَفُ قَوْمٌ رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ هُوَ الشَّکُّ.

 

امام باقر (علیه السلام)- به‌راستی خدای عزّوجلّ وصف نشود و چگونه وصف شود با آنکه در قرآنش فرموده وَ مَا قَدَرُواْ اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ و خدا به‌اندازه‌ای در نیاید [به قدرتی وصف نشود] جز آن‌که بزرگ‌تر از آن است، و پیغمبر (صلی الله علیه و آله) هم وصف نشود و چگونه وصف شود بنده‌ای که خدای عزّوجلّ در پس هفت آسمانش در پرده کرده و اطاعتش را در زمین مانند اطاعتش در آسمان واجب کرده و فرموده است: آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید. (حشر/۷). که هرکه از او فرمان ببرد مرا فرمان برده و هرکه از او نافرمانی کند مرا نافرمانی کرده و کار را به او وانهاد، و ما هم وصف نمی‌شویم و چگونه وصف شوند مردمی که خدا پلیدی را از آن‌ها برداشته که همان شک است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۲ الکافی، ج۲، ص۱۸۲/ بحارالأنوار، ج۷۳، ص۳۰/ المؤمن، ص۳۰

۱ -۷

(انعام/ ۹۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ وَ ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ قَالَ لَمْ یَبْلُغُوا مِنْ عَظَمَهًِْ اللَّهِ أَنْ یَصِفُوهُ بِصِفَتِهِ إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ وَ هُمْ قُرَیْشٌ وَ الْیَهُودُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ یعنی از طریق توصیف او به صفاتش، نتوانستند به عظمت خدا برسند. إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللهُ عَلَی بَشَرٍ مِّن شَیْءٍ و آنان از قریش و یهود هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ البرهان/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۹

۱ -۸

(انعام/ ۹۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَ لَا یَقْدِرُ أَحَداً قَدْرَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا کسی قدر خدا را نمی‌داند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۲ مصادقهًْ الإخوان، ص۵۸/ نورالثقلین

۱ -۹

(انعام/ ۹۱)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّهَا نَزَلَتْ فِی الْکُفَّارِ أَنْکَرُوا قُدْرَهًَْ اللَّهِ عَلَیْهِمْ فَمَنْ أَقَرَّ أَنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ فَقَدْ قَدَرَ اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- آیه درباره‌ی کفّار نازل شده که منکر قدرت خدا بر خود بودند هرکس معتقد باشد که خداوند بر هرچیز توانا است او را به قدرتی که دارد ستوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۸۵

گفتند: «خدا، هیچ‌چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است»! بگو: «چه کسی کتابی را که موسی آورد، نازل کرد؟! کتابی که برای مردم، نور و هدایت بود امّا [شما] آن را به‌صورت پراکنده قرار می‌دهید قسمتی را آشکار، و قسمت زیادی را پنهان می‌دارید و مطالبی به شما تعلیم داده شده که نه شما و نه پدرانتان، از آن باخبر نبودید»

۲ -۱

(انعام/ ۹۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- جَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْیَهُودِ یُقَالُ لَهُ مَالِکُ بْنُ الصَّیْفِ یُخَاصِمُ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) أَنْشُدُکَ بِالَّذِی أَنْزَلَ التَّوْرَاهًَْ عَلَی مُوسَی (علیه السلام) أَ مَا تَجِدُ فِی التَّوْرَاهًِْ أَنَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یُبْغِضُ
 الْحِبْرَ السَّمِینَ وَ کَانَ سَمِیناً فَغَضِبَ وَ قَالَ وَ اللَّهِ ما أَنْزَلَ اللهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ فقالوا {فَقَالَ} لَهُ أَصْحَابُهُ وَیْحَکَ وَ لَا مُوسَی (علیه السلام) فَنَزَلَتِ الْآیَهًُْ عَنْ سَعِیدِ بْنِ جُبَیْرٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مردی از یهودیان به نام مالک‌بن‌صیف برای مناظره خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «تو را سوگند می‌دهم به آن کسی که تورات را بر موسی (علیه السلام) نازل کرد بگو ببینم آیا خداوند در تورات نازل نکرده که از عالم یهودی چاق متنفر است»؟ خود او مردی فربه چاق بود خشمگین شده گفت: «خدا، هیچ‌چیز بر هیچ انسانی، نفرستاده است» دوستانش از روی اعتراض گفتند: «بر حضرت موسی (علیه السلام) هم چیزی نازل نکرده است»؟ این آیه در همین مورد نازل شد. این تفسیر از سعیدبن‌جبیر نقل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۸۹

۲ -۲

(انعام/ ۹۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ موسی نُوراً وَ هُدیً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِیسَ تُبْدُونَها قَالَ کَانُوا یَکْتُمُونَ مَا شَاءُوا وَ یُبْدُونَ مَا شَاءُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره این کلام خدای تبارک‌وتعالی قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاء بِهِ مُوسَی نُورًا وَ هُدًی لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِیسَ تُبْدُونَهَا، فرمود: «آنان هرچه را می‌خواستند، پنهان می‌داشتند و هرچه را می‌خواستند، آشکار می‌کردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۸۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۹/ البرهان

۲ -۳

(انعام/ ۹۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِذْ قالُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلی بَشَرٍ مِنْ شَیْءٍ وَ هُمْ قُرَیْشٌ وَ الْیَهُودُ فَرَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ احْتَجَّ وَ قَالَ قُلْ لَهُمْ یا محمد (صلی الله علیه و آله) مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ موسی نُوراً وَ هُدیً لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَراطِیسَ تُبْدُونَها یَعْنِی تُقِرُّونَ بِبَعْضِهَا وَ تُخْفُونَ کَثِیراً یَعْنِی مِنْ أَخْبَارِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَ لا آباؤُکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللهُ عَلَی بَشَرٍ مِّن شَیْءٍ و آنان از قریش و یهودند، پس خداوند به آنان پاسخ داد و استدلال کرد و فرمود: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آنان بگو: مَنْ أَنزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاء بِهِ مُوسَی نُورًا وَ هُدًی لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِیسَ تُبْدُونَهَا؛ یعنی بعضی از آن‌ها را می‌خوانید و تُخْفُونَ کَثِیراً؛ بسیاری از اخبار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را پنهان می­کنید. وَ عُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَ لاَ آبَاؤُکُمْ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ البرهان/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۹

۲ -۴

(انعام/ ۹۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانُوا یَکْتُبُونَهُ فِی الْقَرَاطِیسِ ثُمَّ یُبْدُونَ مَا شَاءُوا وَ یُخْفُونَ مَا شَاءُوا وَ قَالَ کُلُّ کِتَابٍ أُنْزِلَ فَهُوَ عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- آن را در کاغذ می‌نوشتند، سپس هرچه را می‌خواستند، آشکار می‌کردند و هرچه را می‌خواستند، پنهان می‌داشتند. هر کتابی که نازل شده است، نزد اهل علم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۴ بحار الأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ البرهان

نور

۳ -۱

(انعام/ ۹۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لَقَدْ سَأَلَوهُ {أَمِیرَالمُؤمِنِینَ (علیه السلام)} عَنْ أَقْسَامِ النُّورِ فِی الْقُرْآنِ قَال النُّورُ الْقُرْآنُ وَ النُّورُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَی وَ النُّورُ النُّورِیَّهًُْ وَ النُّورُ الْقَمَرُ وَ النُّورُ ضَوْءُ الْمُؤْمِنِ وَ هُوَ الْمُوَالَاهًُْ الَّتِی یَلْبَسُ بِهَا نُوراً یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ وَ النُّورُ فِی مَوَاضِعَ مِنَ التَّوْرَاهًِْ وَ الْإِنْجِیلِ وَ الْقُرْآنِ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی عِبَادِهِ وَ هُوَ الْمَعْصُوم قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی سُورَهًِْ الْأَنْعَامِ فِی ذِکْرِ التَّوْرَاهًِْ وَ أَنَّهَا نُورٌ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتابَ الَّذِی جاءَ بِهِ موسی نُوراً وَ هُدیً لِلنَّاس.

 

امام علی (علیه السلام)- سپس از ایشان در مورد معانی نور در قرآن پرسیدند که فرمود: «النُّورُ قرآن است و اسمی از اسماء الهی و همچنین در معنای فوریت، ماه، درخشش مؤمن که همان موالات است که در روز قیامت نوری بر او می‌پوشاند به کار رفته است. و همچنین در بخش‌هایی از تورات و انجیل و قرآن نور به‌معنای حجّت خداوند بر مردم که همان معصوم است آمده است.... خداوند تبارک‌وتعالی در سوره‌ی انعام در ذکر تورات و نور بودن آن فرمود: قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاءَ بِهِ مُوسَی نُوراً وَ هُدًی لِلنَّاسِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۲۱

بگو: «خدا!» سپس آن‌ها را در گفتگوهای لجاجت‌آمیزشان رها کن، تا بازی کنند

۴ -۱

(انعام/ ۹۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ یَعْنِی فِیمَا خَاضُوا فِیهِ
مِنَ التَّکْذِیبِ ثُمَّ قَالَ وَ هذا کِتابٌ یَعْنِی الْقُرْآنَ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ یَعْنِی التَّوْرَاهًَْ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها یَعْنِی مَکَّهًَْ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ أُمَّ الْقُرَی لِأَنَّهَا خُلِقَتْ أَوَّلَ بُقْعَهًٍْ وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ أَیْ بِالنَّبِیِّ وَ الْقُرْآنِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قُلِ اللهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ؛ یعنی تکذیبی که در ژرفای باطل خود که در آن، به بازی سرگرم بودند. سپس گفت: وَ هَذَا کِتَابٌ؛ یعنی قرآن. أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ؛ یعنی تورات، انجیل و زبور. وَ لِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَ مَنْ حَوْلَهَا؛ یعنی مکّه و
 ازاین‌رو به آن ام القری گفتند که نخستین جایی است که خداوند تبارک‌وتعالی آن را آفریده است وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ؛ یعنی به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و قرآن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ البرهان/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۰۹

 

آیه وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صلاتِهِمْ يُحافِظُونَ [92]

 

و اين كتابى است مبارك و هماهنگ با آنچه پيش از آن آمده كه ما آن را نازل كرديم؛ [تا مردم را بشارت دهى] و تا امّ القرى و كسانى را كه گرد آن هستند، (ساكنان سرزمين وحى و همه‌ی جهانيان) بترسانى. [يقين بدان] كسانى كه به آخرت ايمان دارند، به آن ايمان مى‌آورند؛ در‌حالى‌كه نسبت به نمازهاى خويش، مراقبت مى‌كنند.

و این کتابی است مبارک و هماهنگ با آنچه پیش از آن آمده که ما آن را نازل کردیم

۱ -۱

(انعام/ ۹۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هذا کِتابٌ یَعْنِی الْقُرْآنَ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ یَعْنِی التَّوْرَاهًَْ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَکٌ مُصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ یعنی قرآن کتابی است که او را با برکت نازل کرده‌ایم که تورات و انجیل و زبور را تصدیق می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۹/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۴؛ فیه: «و هذا کتاب ... مبارک» محذوفٌ

تا امّ القری و کسانی را که گرد آن هستند، ساکنان سرزمین وحی و همه‌ی جهانیان) بترسانی

۲ -۱

(انعام/ ۹۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها یَعْنِی مَکَّهًَْ وَ إِنَّمَا سُمِّیَتْ أُمَّ الْقُرَی لِأَنَّهَا خُلِقَتْ أَوَّلَ بُقْعَهًٍْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها یعنی مکّه را ام القری نامیده‌اند به آن جهت است که اوّلین بقعه و خانه‌ای که در زمین ساخته، آنجا بود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۹

۲ -۲

(انعام/ ۹۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها یَعْنِی بِأُمِّ الْقُرَی مَکَّهًَْ وَ بِمَنْ حَوْلَهَا أَهْلَ الْأَرْضِ کُلَّهُمْ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها؛ منظور این است که به‌وسیله‌ی قرآن کریم، اهل مکّه و اطراف مکّه را بترسانی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۸۶

۲ -۳

(انعام/ ۹۲)

 

الجواد (علیه السلام)- عَنْ جَعْفَرِ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ الصُّوفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ‌بْنَ‌عَلِیٍّ الرِّضَا (علیه السلام) فَقُلْت: یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمَ سُمِّیَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) الْأُمِّیَّ فَقَالَ مَا تَقُولُ النَّاسُ قُلْتُ یَزْعُمُونَ أَنَّهُ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَّ لِأَنَّهُ لَمْ یُحْسِنْ أَنْ یَکْتُبَ فَقَالَ (علیه السلام) کَذَبُوا عَلَیْهِمْ لَعْنَهًُْ اللَّهِ أَنَّی ذَلِکَ وَ اللَّهُ یَقُولُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ
 وَ الْحِکْمَةَ فَکَیْفَ کَانَ یُعَلِّمُهُمْ مَا لَا یُحْسِنُ وَ اللَّهِ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقْرَأُ وَ یَکْتُبُ بِاثْنَیْنِ وَ
 سَبْعِینَ أَوْ قَالَ بِثَلَاثَهًٍْ وَ سَبْعِینَ لِسَاناً وَ إِنَّمَا سُمِّیَ الْأُمِّیَّ لِأَنَّهُ کَانَ مِنْ أَهْلِ مَکَّهًَْ وَ مَکَّهًُْ مِنْ أُمَّهَاتِ الْقُرَی وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها.

 

امام جواد (علیه السلام)- جعفربن‌محمّد صوفی گوید: از امام جواد (علیه السلام) پرسیدم: «چرا نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) را امّی می‌گفتند»؟ فرمود: «مردم چه می‌گویند در این موضوع»؟ عرض کردم: «مردم گمان می‌کنند که چون آن حضرت نمی‌توانست بنویسد و بخواند حضرتش را امّی گفتند»! فرمود: «دروغ می‌گویند، لعنت خدا بر آن‌ها باد، چگونه چنین چیزی می‌شود که پیغمبر (صلی الله علیه و آله) نمی‌توانست بخواند و بنویسد! با اینکه خداوند در کتاب محکم خود قرآن مجید می‌فرماید: و کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیّه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد. (جمعه/۲). اوست خدایی که میان عرب امّی [که خواندن و نوشتن را نمی‌دانستند] پیغمبری بزرگوار از جنس همان مردم مبعوث به رسالت فرمود تا برایشان آیات وحی خدا را تلاوت کند و ایشان را از جهل و صفات ناپسند و اخلاق زشت پاک سازد و شریعت و کتاب آسمانی و حکمت الهی به آن‌ها بیاموزد. پس وقتی‌که خدا بفرماید: «پیغمبر (صلی الله علیه و آله) تلاوت آیات می‌نمود و مردم را تعلیم کتاب می‌کرد، آیا چنین پیغمبری نمی‌توانست بخواند و بنویسد؟! به خدا قسم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به هفتادوسه زبان می‌خواند و می‌نوشت، و علّت آنکه آن حضرت را امّی گفتند برای این بود که از اهل مکّه بود و مکّه را ام القری می‌گویند چنان‌که خدای تعالی می‌فرماید: وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها.

 

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۶ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۱۳۲/ الاختصاص، ص۲۶۳؛ فیه: «یکن» بدلٌ «یحسن»/ بصایرالدرجات، ص۲۲۵/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۴/ البرهان؛ فیه: «یقرأ» بدلٌ «یکتب»/ معانی الأخبار، ص۵۳

۲ -۴

(انعام/ ۹۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَلِیِّ‌بْنِ‌أَسْبَاطٍ وَ غَیْرِهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ إِنَّ النَّاسَ یَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمْ یَکْتُبْ وَ لَا یَقْرَأُ فَقَالَ کَذَبُوا لَعَنَهُمُ اللَّهُ أَنَّی یَکُونُ ذَلِکَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ فَیَکُونُ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَهًَْ وَ لَیْسَ یُحْسِنُ أَنْ یَقْرَأَ أَوْ یَکْتُبَ قَالَ قُلْتُ فَلِمَ سُمِّیَ النَّبِیُّ الْأُمِّیَّ قَالَ نُسِبَ إِلَی مَکَّهًَْ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُری وَ مَنْ حَوْلَها فَأُمُّ الْقُرَی مَکَّهًُْ فَقِیلَ أُمِّیٌّ لِذَلِکَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- علیّ‌بن‌اسباط گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «مردم ادّعا می‌کنند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نوشتن و خواندن را نمی‌دانست». فرمود: «چگونه ممکن است، درحالی‌که خدای عزّوجلّ فرموده است: و کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیّه می‌کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می‌آموزد. (جمعه/۲). پس چگونه کتاب و حکمت را به آنان می‌آموخت، درحالی‌که خود قادر بر خواندن و نوشتن نبود»؟! عرض کردم: «پس چرا به او نبیّ امیّ گفته شده است»؟ فرمود: «به مکّه منسوب شده است و این همان فرموده‌ی خداست: وَ لِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَی وَ مَنْ حَوْلَهَا ام القری، مکّه است و لذا به وی امیّ گفته شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۱۳۳/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۲۵/ البرهان/ بصایرالدرجات، ص۲۲۶/ البرهان/ العیاشی، ج۲، ص۳۱

[یقین بدان] آن‌ها که به آخرت ایمان دارند، و به آن ایمان می‌آورند

۳ -۱

(انعام/ ۹۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ أَیْ بِالنَّبِیِّ وَ الْقُرْآنِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ؛ یعنی ایمان به پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن می‌آورند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۵/ القمی، ج۱، ص۲۰۹

 

آیه وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً أَوْ قالَ أُوحِيَ إِلَيَّ وَ لَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْ‌ءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللهُ وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ في غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْديهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما كُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَ كُنْتُمْ عَنْ آياتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ [93]

 

چه كسى ستمكارتر است از كسى كه دروغى به خدا ببندد، يا بگويد: «بر من، وحى شده»، در‌حالى‌كه بر او چيزى وحى نشده است، و كسى كه بگويد: «من نيز همانند آنچه خدا نازل كرده است، نازل خواهم كرد»؟! و اگر ببينى هنگامى‌كه [اين] ستمكاران در شدايد مرگ فرو رفته‌اند، و فرشتگان دست‌ها را گشوده، [به آنان مى‌گويند]: «جان خود را تسليم كنيد! امروز در برابر دروغ‌هايى كه به خدا بستيد و نسبت به آيات او تكبّر ورزيديد، مجازات خواركننده‌اى خواهيد ديد». [به حال آن‌ها تأسف خواهى خورد]!

چه کسی ستمکارتر است از کسی که دروغی به خدا ببندد

۱ -۱

(انعام/ ۹۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَال: إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ‌بْنَ‌سَعْدِبْنِ‌أَبِی‌سَرْحٍ أخو {أَخَا} عُثْمَانَ مِنَ الرَّضَاعَهًِْ أَسْلَمَ وَ قَدِمَ الْمَدِینَهًَْ وَ کَانَ لَهُ خَطٌّ حَسَنٌ وَ کَانَ إِذَا نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) دَعَاهُ فَکَتَبَ مَا یُمْلِیهِ عَلَیْهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَکَانَ إِذَا قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) سَمِیعٌ بَصِیرٌ یَکْتُبُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ وَ إِذَا قَالَ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ یَکْتُبُ بَصِیرٌ وَ یُفَرِّقُ بَیْنَ التَّاءِ وَ الْیَاءِ وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَقُولُ هُوَ وَاحِدٌ فَارْتَدَّ کَافِراً وَ رَجَعَ إِلَی مَکَّهًَْ وَ قَالَ لِقُرَیْشٍ وَ اللَّهِ مَا یَدْرِی مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) مَا یَقُولُ أَنَا أَقُولُ مِثْلَ مَا یَقُولُ فَلَا یُنْکِرُ عَلَیَّ ذَلِکَ فَأَنَا أُنْزِلُ مِثْلَ مَا یُنْزِلُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی ذَلِکَ وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللهُ وَ لَوْ تَری إِذِ الظَّالِمُونَ فی غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِکَةُ باسِطُوا أَیْدیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُون فَلَمَّا فَتَحَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَکَّهًَْ أَمَرَ بِقَتْلِهِ فَجَاءَ بِهِ عُثْمَانُ قَدْ أَخَذَ بِیَدِهِ وَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی الْمَسْجِدِ فَقَالَ یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) اعْفُ عَنْهُ فَسَکَتَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ أَعَادَ فَسَکَتَ ثُمَّ أَعَادَ فَقَالَ هُوَ لَکَ فَلَمَّا مَرَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِأَصْحَابِهِ أَ لَمْ أَقُلْ مَنْ رَآهُ فَلْیَقْتُلْهُ فَقَالَ رَجُلٌ عَیْنِی إِلَیْکَ یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ تُشِیرَ إِلَیَّ فَأَقْتُلَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) لَا یَقْتُلُونَ بِالْإِشَارَهًِْ فَکَانَ مِنَ الطُّلَقَاءِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: عبدالله‌بن‌سعدبن ابی‌سرح، برادر رضاعی عثمان بود و به مدینه آمده بود. او اسلام آورد و خوش خط بود و هرگاه وحی بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نازل می‌شد، آن حضرت او را می‌خواست تا آنچه را بر او نازل شده، بنویسد و هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وی می­فرمود: شنوا و بیناست!. (حج/۶۱) سمیع علیم می‌نوشت و هرگاه می‌فرمود: «و خدا به آنچه عمل می‌کنید، آگاه است. (بقره/۳۲۴)». به‌جای خبیر، بصیر می‌نوشت و میان حرف تاء و یاء فرق می‌گذاشت. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌فرمود: «او یکی است». پس کافر و مرتّد شد و به مکّه بازگشت و به قریش گفت: «به خدا قسم محمّد (صلی الله علیه و آله) نمی‌داند چه می‌گوید. من به سیاق گفته‌های او، چیزهایی را می‌گویم و به خاطر آنچه که می‌گویم، به من هیچ اعتراضی نمی‌کند. پس من نیز همان‌طور که خدا [آیه] نازل می‌کند، [آیه] نازل می­کنم». خداوند بر پیامبر (صلی الله علیه و آله)، این آیه را نازل کرد: وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَ مَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللهُ وَ لَوْ تَری إِذِ الظَّالِمُونَ فی غَمَراتِ المَوْتِ وَ المَلائِکَةُ باسِطُوا أَیْدیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللهِ غَیْرَ الحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُون. زمانی‌که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مکّه را فتح کرد، دستور داد تا او (عبدالله‌بن‌سعدبن ابی‌سرح) را بکشند. عثمان درحالی‌که دست او را گرفته بود، وی را به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) که در مسجد بود، آورد و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! او را ببخش». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) لب به سخن نگشود. عثمان گفته‌اش را تکرار کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باز هم ساکت ماند. سپس عثمان همان در خواست را تکرار کرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، فرمود: «او را به تو بخشیدم». هنگامی‌که وی از آنجا رفت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «مگر نگفتم: هرکه او را دید، باید او را بکشد»؟ مردی گفت: «چشمم به شما بود ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) [و توقّع داشتم] به من اشاره کنید تا او را بکشم». امّا رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، فرمود: «پیامبران با اشاره، [کسی را] نمی‌کشند. پس او از جمله طُلَقا (آزاد شدگان) بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۸۸ الکافی، ج۸، ص۲۰۰/ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۸۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۶۹/ نورالثقلین/ البرهان/ القمی، ج۱، ص۲۱۰

۱ -۲

(انعام/ ۹۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً أَوْ قالَ أُوحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللهُ قَالَ مَنِ ادَّعَی الْإِمَامَهًَْ دُونَ الْإِمَامِ (علیه السلام).

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَی عَلَی اللهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِیَ إِلَیَّ وَ لَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَ مَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللهُ؛ منظور کسی است که درحالی‌که امام (علیه السلام) حضور دارد، ادّعای امامت می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۱۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۰/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «الإمامهًْ» محذوفٌ

کسی که بگوید: «من نیز همانند آنچه خدا نازل کرده است، نازل می‌کنم»

۲ -۱

(انعام/ ۹۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- دَخَلَ ابْنُ‌شُبْرُمَهًَْ وَ أَبُوحَنِیفَهًَْ عَلَی الصَّادِقِ (علیه السلام) فَقَالَ لِأَبِی‌حَنِیفَهًَْ اتَّقِ اللَّهَ وَ لَا تَقِسِ الدِّینَ بِرَأْیِکَ ... ثُمَّ قَالَ فَأَنْتَ الَّذِی تَقُولُ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللهُ قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ هَذَا الْقَوْلِ قَالَ إِذَا سُئِلْتَ فَمَا تَصْنَعُ قَالَ أُجِیبُ عَنِ الْکِتَابِ أَوِ السُّنَّهًِْ أَوِ الِاجْتِهَادِ قَالَ إِذَا اجْتَهَدْتَ مِنْ رَأْیِکَ وَجَبَ عَلَی الْمُسْلِمِینَ قَبُولُهُ قَالَ نَعَمْ قَالَ وَ کَذَلِکَ وَجَبَ قَبُولُ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی فَکَأَنَّکَ قُلْتَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللهُ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن‌بشرمه و ابوحنیفه خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدند، امام (علیه السلام) به ابوحنیفه فرمود: «از خدا بترس و دین را با رأی و قیاس خود توجیه نکن ... فرمود: «تو می‌گویی من به‌زودی مانند آنچه خدا نازل کرده نازل می‌کنم»؟ گفت: «به خدا پناه می‌برم از چنین حرفی». فرمود: «وقتی از تو سؤالی بکنند چکار می‌کنی»؟ گفت: «از روی کتاب خدا یا سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یا اجتهاد جواب می‌دهم»؟ فرمود: «اگر اجتهاد نمودی به رأی خود آیا لازم است مسلمانان پیروی رأی و نظر تو را بکنند»؟ گفت: «آری». فرمود: «همین‌طور لازم است بپذیرند آنچه را خدا نازل کرده پس گویا تو گفته‌ای به‌زودی نازل می‌کنم مثل آنچه خدا نازل کرده [چون اطاعت تو نیز مانند اطاعت خدا لازم است]».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۰ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۱۴

و اگر ببینی هنگامی‌که [این] ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند

۳ -۱

(انعام/ ۹۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا مَا ذُکِرَ مِنَ الظُّلْمِ فِی کِتَابِهِ فَوُجُوهٌ شَتَّی فَمِنْهَا مَا حَکَاهُ اللَّهُ تَعَالَی عَنْ قَوْلِ لُقْمَانَ (علیه السلام) لِابْنِهِ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ وَ مِنَ الظُّلْمِ مَظَالِمُ النَّاسِ
 فِیمَا بَیْنَهُمْ مِنْ مُعَامَلَاتِ الدُّنْیَا وَ هِیَ شَتَّی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لَوْ تَری إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَراتِ الْمَوْتِ وَ الْمَلائِکَةُ باسِطُوا أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ الْآیَهًَْ.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا ظلم در کتاب خداوند اقسامی دارد یکی از آن‌ها ظلمی است که خداوند از لقمان نقل می‌کند و می‌فرماید: پسرم! چیزی را همتای خدا قرار مده که شرک، ظلم بزرگی است. (لقمان/۱۳). یکی از اقسام ظلم، ظلم‌هایی است که مردم درباره‌ی یکدیگر انجام می‌دهند، و در معاملات و روابط خود با همدیگر نسبت به هم ستم می‌کنند، خداوند می‌فرماید: وَ لَوْ تَری إِذِ الظَّالِمُونَ فی غَمَراتِ المَوْتِ وَ الْملائِکَةُ باسِطُوا أَیْدیهِمْ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللهِ غَیْرَ الحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۰ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۶۱/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۰۰

۳ -۲

(انعام/ ۹۳)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ قَالَ الْعَطَشُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ

 

امام باقر (علیه السلام)- الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الهُونِ؛ از تشنگی و گرسنگی قیامت امان می‌یابد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۸۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۰/ نورالثقلین/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۰؛ فیه: «یوم القیامهًْ» محذوفٌ/ نورالثقلین

و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»! [به حال آن‌ها تأسف خواهی خورد]

۴ -۱

(انعام/ ۹۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ قَدْ ذَمَ اللَّهُ تَعَالَی الْکِبْرَ فِی مَوَاضِعَ مِنْ کِتَابِهِ وَ ذَمَّ کُلَّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ فَقَالَ سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قَالَ مَنْ یَسْتَنْکِفْ عَنْ عِبادَتِهِ وَ یَسْتَکْبِرْ وَ قَالَ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ وَ قَالَ فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکَبِّرِینَ وَ قَالَ کَذلِکَ یَطْبَعُ اللهُ عَلی کُلِّ قَلْبِ مُتَکَبِّرٍ جَبَّارٍ وَ قَالَ وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ کُلُّ جَبَّارٍ عَنِید.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- و خدای سبحان در چندین مورد از قرآن متکبّران عنود را نکوهش فرموده، و می‌فرماید: سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِیَ الَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الحَقِّ آنان‌که در زمین و از روی تکبّر ادّعای بزرگی کنند، از آیات رحمت خود دور می‌گردانم. آن‌ها که از عبودیّت و بندگی او، روی برتابند و تکبّر کنند. (نساء/۱۷۲). چه بد جایگاهی است جایگاه متکبّران!. (زمر/۷۲). و این‌گونه خداوند بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می‌نهد!. (غافر/۳۵). و آن‌ها [از خدا] تقاضای فتح و پیروزی [بر کفّار] کردند و [سرانجام] هر گردنکش منحرفی نومید و نابود شد!. (ابراهیم/۱۵). از خداوند بندگان با ایمان درخواست گشایش می‌کنند، ولی ستمگر کینه‌توز سرپیچی می‌نماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۲ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۸۹

۴ -۲

(انعام/ ۹۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کُنْتُم عَنْ آیَاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ قَالَ مَا أَنْزَلَ اللهُ فِی آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) یَجْحَدُونَ بِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کُنْتُم عَنْ آیَاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ، آنچه را خدا درباره‌ی آل محمد (علیهم السلام) نازل کرده است، انکار می‌کنید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۲ البرهان/ نورالثقلین

۴ -۳

(انعام/ ۹۳)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا أَرَادَ اللَّهُ قَبْضَ الْکَافِرِ ... یَجِیئُهُ مَلَکُ الْمَوْتِ بِوَجْهٍ کَرِیه ... فَیَضْرِبُهُ بِالسَّفُّودِ ضَرْبَهًًْ فَلَا یَبْقَی مِنْهُ شُعْبَهًٌْ إِلَّا أَنْشَبَهَا فِی کُلِّ عِرْقٍ وَ مَفْصِلٍ ثُمَّ یَجْذِبُهُ جَذْبَهًًْ فَیَسُلُّ رُوحَهُ مِنْ قَدَمَیْهِ بَسْطاً فَإِذَا بَلَغَتِ الرُّکْبَتَیْنِ أَمَرَ أَعْوَانَهُ فَأَکَبُّوا عَلَیْهِ بِالسِّیَاطِ ضَرْباً ثُمَّ یَرْفَعُهُ عَنْهُ فَیُذِیقُهُ سَکَرَاتِهِ وَ غَمَرَاتِهِ قَبْلَ خُرُوجِهَا کَأَنَّمَا ضُرِبَ بِأَلْفِ سَیْفٍ فَلَوْ کَانَ لَهُ قُوَّهًُْ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَاشْتَکَی کُلُّ عِرْقٍ مِنْهُ عَلَی حِیَالِهِ بِمَنْزِلَهًِْ سَفُّودٍ کَثِیرِ الشُّعَبِ أُلْقِیَ عَلَی صوفٍ مُبْتَلٍّ ثُمَّ یَطُوفُهُ {یُدَارُ فِیهِ} فَلَمْ یَأْتِ عَلَی شَیْءٍ إِلَّا انْتَزَعَهُ کَذَلِکَ خُرُوجُ نَفْسِ الْکَافِرِ مِنْ عِرْقٍ وَ عُضْوٍ وَ مَفْصِلٍ وَ شَعْرَهًٍْ فَإِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ضَرَبَتِ الْمَلائِکَهًُْ وَجْهَهُ وَ دُبُرَهُ وَ قِیلَ أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی اللهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی که خداوند بخواهد جان کافر را بگیرد... پس ملک­الموت با چهره‌ای زشت و سیاه به سوی او می­رود... با عصای آهنی ضربه­ای به او می­زند که در همه رگ و پی بدنش نفوذ می­کند سپس او را می­کشاند به طوری­که جان او از کف پایش بالا می­آید و وقتی به زانوهایش می­رسد، به یارانش دستور می­دهد و او را با شلّاق می­اندازند و دوباره بلند می‌کنند و قبل از خروج جانش سکرات موت را به او می­نوشانند. گویا با هزار شمشیر به او ضربه زده­اند و اگر قدرت جن و انس را داشته باشد، همه رگ­های بدنش در مقابل او لب به شکایت می­گشایند، از شدت درد عصای آهنی چند شعبه­ای که بر پشم تر خوابانده می­شود و به هر چیز که بخورد آن را از جا می­کند و بیرون آمدن جان کافر از رگ­ها و اعضا و مفاصل و موها بدین صورت است؛ پس وقتی که جان به حلقوم رسید، فرشتگان به صورت و پشتش ضربه­ای می­زنند و به او می­گویند: أَخْرِجُوا أَنْفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ بِما کُنْتُمْ تَقُولُونَ عَلَی الله غَیْرَ الْحَقِّ وَ کُنْتُمْ عَنْ آیاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۲ بحارالأنوار، ج۸، ص۳۱۷/ البرهان

 

آیه وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ تَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ وَ ما نَرى مَعَكُمْ شُفَعاءَكُمُ الَّذينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فيكُمْ شُرَكاءُ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَ ضَلَّ عَنْكُمْ ما كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ [94]

 

و [روز قيامت به آن‌ها گفته مى‌شود]: همه‌ی شما تنها [و با دست خالى] به‌سوى ما بازگشت نموديد، همان‌گونه كه اوّلين‌بار شما را آفريديم؛ و آنچه را به شما بخشيده بوديم، پشت‌سرتان رها كرديد؛ و شفيعانى را كه شريك در شفاعت خود مى‌پنداشتيد، با شما نمى‌بينيم. پيوند شما بريده شده است؛ و تمام آنچه را تكيه‌گاه خود تصوّر مى‌كرديد، از دست شما رفته است.

و [روز قیامت به آن‌ها گفته می‌شود]: همه‌ی شما تنها [و با دست خالی] به‌سوی ما بازگشت نمودید، همان‌گونه که اوّلین‌بار شما را آفریدیم؛ و آنچه را به شما بخشیده بودیم، پشت‌سرتان رها کردید

۱ -۱

(انعام/ ۹۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- جَاءَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ إِلَی أَمِیرِالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) وَ قَالَ لَوْ لَا مَا فِی الْقُرْآنِ مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّنَاقُضِ لَدَخَلْتُ فِی دِینِکُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ مَا هُوَ قَال وَ أَجِدُهُ یَقُولُ وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صفًّا صفًّا وَ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادی کَما خَلَقْناکُمْ فَمَرَّهًًْ یَجِیئُهُمْ وَ مَرَّهًًْ یَجِیئُونَه فقال (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ جاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صفًّا صفًّا وَ قَوْلُهُ وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادی وَ قَوْلُهُ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ فَذَلِکَ کُلُّهُ حَقٌّ وَ لَیْسَتْ جِیئَتُهُ جَلَّ ذِکْرُهُ کَجِیئَهًِْ خَلْقِهِ فَإِنَّهُ رَبُّ کُلِّ شَیْءٍ وَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَا یَکُونُ تَأْوِیلُهُ عَلَی غَیْرِ تَنْزِیلِهِ وَ لَا یُشْبِهُ تَأْوِیلُهُ کَلَامَ الْبَشَرِ وَ لَا فِعْلَ الْبَشَرِ وَ سَأُنَبِّئُکَ بِمِثَالٍ لِذَلِکَ تَکْتَفِی بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ هُوَ حِکَایَهًُْ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) حَیْثُ قَالَ إِنِّی ذاهِبٌ إِلی رَبِّی فَذَهَابُهُ إِلَی رَبِّهِ تَوَجُّهُهُ إِلَیْهِ فِی عِبَادَتِهِ وَ اجْتِهَادِهِ أَ لَا تَرَی أَنَّ تَأْوِیلَهُ غَیْرُ تَنْزِیلِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- یکی از زندیقان نزد امیرمؤمنان حضرت علی (علیه السلام) رفت و عرض کرد: «اگر در قرآن اختلاف و تناقض نبود، هرآینه به دینتان می­گرویدم». حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود: «از چه سخن می­گویی [در کجای قرآن اختلاف و تناقض هست]»؟... گفت: یافته­ام که می­گوید: و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف‌درصف حاضر شوند. (فجر/۲۲). و هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِیَهُمُ المَلآئِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ و وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَی، یک‌بار نزدشان می‌رود و بار دیگر آنان نزد او می­روند». ... امام (علیه السلام) فرمود: «امّا کلام خداوند متعال: و فرمان پروردگارت فرا رسد و فرشتگان صف‌درصف حاضر شوند. (فجر/۲۲). و وَ لَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَی و هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِیَهُمُ المَلآئِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ؛ این همه بر حقّ است و آمدن خداوند عزّوجلّ همچون آمدن آفریدگانش نیست که او پروردگار همه چیز است. افزون بر این، در کتاب خداوند عزّوجلّ آیاتی هست که تأویل آن‌ها متفاوت از صورت تنزیل آن­هاست و با گفتار و کردار آدمی همانند نیست. اکنون تو را از مثال­هایی دراین‌باره آگاه می­سازم و ان‌شاءالله تعالی تو را کفایت می­کند. یکی حکایت خداوند عزّوجلّ از سخن ابراهیم (علیه السلام) است در آنجا که فرمود: من به‌سوی پروردگارم می‌روم، او مرا هدایت خواهد کرد!. (صافات/۹۹)». معنای رفتن او به‌سوی پروردگارش، همانا روی‌آوردن به‌سوی او در پرستش و کوشش است. حال دیدی که تأویل این سخن متفاوت از تنزیل آن است»؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۰/ التوحید، ص۲۶۵؛ فیهم «جاء بعض الزنادقهًْ ... یجییونه» و «لا فعل البشر ... تنزیله» محذوفتان

۱ -۲

(انعام/ ۹۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی الخَرَائِجِ وَ الحَرَائِجِ: أَنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) بَکَی یَوْماً وَ قَالَ مَاتَتْ أُمِّی فَنَهَضَ النَّبِیُ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ هِیَ وَ اللَّهِ أُمِّی حَقّاً مَا رَأَیْتُ مِنْ عَمِّی شَیْئاً إِلَّا وَ قَدْ رَأَیْتُ مِنْهَا أَکْثَرَ مِنْهُ ثُمَّ صَاحَ یَا أُمَّ سَلَمَهًَْ (هَذِهِ بُرْدَتِی فَأَزِّرِیهَا فِیهَا وَ هَذِهِ قَمِیصِی فَدَرِّعِیهَا فِیهَا وَ هَذَا رِدَائِی فَأَدْرِجِیهَا فِیهِ فَإِذَا فَرَغْتِ مِنْ غُسْلِهَا فَأَعْلِمِینِی فَأَعْلَمَتْهُ أُمُّ سَلَمَهًَْ (فَحَمَلَهَا عَلَی سَرِیرِهَا ثُمَّ صَلَّی عَلَیْهَا ثُمَّ نَزَلَ لَحْدَهَا فَلَبِثَ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا یُسْمَعُ لَهُ إِلَّا هَمْهَمَهًٌْ ثُمَّ صَاحَ یَا فَاطِمَهًُْ (سلام الله علیها) قَالَتْ لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ هَلْ رَأَیْتِ مَا ضَمِنْتُ لَکِ قَالَتْ نَعَمْ فَجَزَاکَ اللَّهُ عَنِّی فِی الْمَحْیَا وَ الْمَمَاتِ أَفْضَلَ الْجَزَاءِ فَلَمَّا سَوَّی عَلَیْهَا وَ خَرَجَ سُئِلَ عَنْهَا فَقَالَ قَرَأْتُ عَلَیْهَا یَوْماً وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادی کَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا فُرَادَی قُلْتُ عُرَاهًًْ قَالَتْ وَا سَوْأَتَاهْ فَسَأَلْتُ اللَّهَ أَلَّا تُبْدَی عَوْرَتُهَا ثُمَّ سَأَلَتْنِی عَنْ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ فَأَخْبَرْتُهَا بِحَالِهِمَا بِأَنَّهُمَا کَیْفَ یَجِیئَانِ قَالَتْ وَا غَوْثَاهْ بِاللَّهِ مِنْهُمَا فَسَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ لَا یُرِیَهُمَا إِیَّاهَا وَ أَنْ یَفْسَحَ لَهَا فِی قَبْرِهَا وَ أَنْ یَحْشُرَهَا فِی أَکْفَانِهَا.

 

امام علی (علیه السلام)- در کتاب خرائج و حرائج آمده است: روزی علی (علیه السلام) سراسیمه بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) وارد شد و گفت: «مادرم فوت کرد». پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «به خدا قسم او مادر من هم بود. در وجود عمویم ابوطالب، فضیلتی ندیدم مگر اینکه در او بهترش را یافتم». بعد به ام‌سلمه فرمود: «پیراهن مرا به او بپوشان و او را در ردای من بپیچان. و وقتی که فارغ شدی مرا خبر کن». بعد از اینکه ام‌سلمه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را خبر کرد، تابوتش را حمل کرد و بر او نماز خواند و رفت در قبر او خوابید، از آن حضرت همهمه‌ای شنیدند. سپس حضرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صدا زد: «ای فاطمه». گفت: «لبیک ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»! حضرت پرسید: «آنچه را که برای تو ضمانت کرده بودم دیدی». فاطمه گفت: «بلی، خدا تو را جزای نیک دهد». بعد از اینکه حضرت خارج شد، قبر را آماده کردند. از آن حضرت علّت این کارها را پرسیدند: فرمود: «روزی این آیه قرآن کریم را خواندم: وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادی کَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ. فاطمه‌بنت‌اسد از من پرسید: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! چگونه تنها محشور می‌شوند»؟ گفتم: «عریان». گفت: «وای از دیدن نامحرم»! از خدا خواستم که او را عریان نکند. سپس از نکیر و منکر سؤال کرد، به او گفتم که آن‌ها چگونه می‌آیند. گفت: «پناه بر خدا از آن‌ها». از خدا خواستم که آن دو را به او نشان ندهد و قبرش را فراخ نماید و او را در کفن‌هایش محشور کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۴ الخرایج والجرایح، ج۱، ص۹۰/ نورالثقلین

۱ -۳

(انعام/ ۹۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- کَمَا خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَیْ فِی بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ فَلا نَاصِرَ لَکُمْ وَ لَا مُعِینَ. وَ قِیلَ: مَعْنَاهُ مَا رُوِیَ عَنِ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) أنَّهُ قَالَ: یُحْشَرُونَ حُفَاهًًْ عُرَاهًًْ غُرْلًا. وَ الْغُرْلُ هُمُ الْغُلْفُ وَ رُوِیَ أَنَّ عَائِشَهًَْ قَالَتْ لِرَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله) حینَ سَمِعَتْ ذَلِکَ: وَا سَوْأَتَاهْ أَ یَنْظُرُ بَعْضُهُمْ إِلَی سَوْأَهًِْ بَعْضٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ؟ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله): لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ وَ یَشْغَلُ بَعْضُهُمْ عَنْ بَعْضٍ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- کَما خَلَقْناکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ یعنی چنانچه در شکم‌های مادرانتان تنها و بدون یاری‌گر بودید و گفته شده: معنایش روایت نبوّی (صلی الله علیه و آله) است که فرمود: «روز قیامت پابرهنه و عریان و دهان بسته محشور می‌شوند. و غرل به‌معنای بسته و غلاف است». و روایت شده که عایشه وقتی این روایت را شنید به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: «وای چه شرم آور! آیا برخی از اهل محشر به عورت برخی از مردان و زنان نظر می‌کنند»؟ حضرت فرمود: «در آن روز هرکدام از آن‌ها وضعی دارد که او را کاملاً به خود مشغول می‌سازد!. (عبس/۳۷). و برخی از برخی دیگر صرف نظر می‌کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۹۰/ نورالثقلین

پیوندهای شما بریده شده است و تمام آنچه را تکیه‌گاه خود تصوّر می‌کردید، از شما دور و گم شده‌اند

۲ -۱

(انعام/ ۹۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ فِی مُعَاوِیَهًَْ وَ بَنِی أُمَیَّهًَْ وَ شُرَکَائِهِمْ وَ أَئِمَّتِهِمْ لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَکُمْ یَعْنِی الْمَوَدَّهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- این آیه درباره‌ی معاویه، بنی‌امیّه، شریکانشان [در عبادت خداوند] و پیشوایانشان نازل شده است. لَقَدْ تَقَطَّعَ بَیْنَکُمْ منظور [پیوندهای] مودّت و دوستی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۹۱/ البرهان؛ فیه: «لقد تقطع ... المودّهًْ» محذوفٌ/ نورالثقلین

 

آیه إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ [95]

 

خداوند، شكافنده‌ی دانه و هسته است؛ زنده را از مرده خارج مى‌سازد، و بيرون‌آورنده‌ی مرده از زنده است؛ اين است خداى شما! پس چگونه [از حق] منحرف مى‌شويد؟!

خداوند، شکافنده‌ی دانه و هسته است

۱ -۱

(انعام/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبدِاللهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی قَالَ (علیه السلام) الْحَبُّ الْمُؤْمِنُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَ النَّوَی هُوَ الْکَافِرُ الَّذِی نَأَی عَنِ الْحَقِّ فَلَمْ یَقْبَلْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این آیه: فالِقُ الحَبِ وَ النَّوی پرسیدم. فرمود: «حَبّ مؤمن است. و این آیه: وَ أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی. نوی کافر است که از حق دور است و آن را نمی‌پذیرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۶ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۰۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۰

۱ -۲

(انعام/ ۹۵)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی قَالَ (علیه السلام) الْحَبُ مَا أَحَبَّهُ وَ النَّوَی مَا نَاءَ عَنِ الْحَقِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ اللهَ فالِقُ الحَبِّ وَ النَّوی، الحَبِّ چیزی است که آن را دوست داشته باشد و النَّوی چیزی است که از حق دور شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۶ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۰۸

۱ -۳

(انعام/ ۹۵)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی قَالَ الْحَبُ أَنْ یَفْلِقَ الْعِلْمَ مِنَ الْأَئِمَّهًْ (علیهم السلام) وَ النَّوَی مَا بَعُدَ عَنْهُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ اللهَ فالِقُ الحَبِّ وَ النَّوی، الحَبِّ آن است که علم را که از ناحیه‌ی امامان (علیهم السلام) است بشکافد و النَّوَی چیزی است که از آن دور شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۶ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۰۸

۱ -۴

(انعام/ ۹۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَمَّا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ آدَمَ (علیه السلام) بَعَثَ جَبْرَئِیلَ فِی أَوَّلِ سَاعَهًٍْ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَهًِْ فَقَبَضَ بِیَمِینِهِ قَبْضَهًًْ بَلَغَتْ قَبْضَتُهُ مِنَ السَّمَاءِ السَّابِعَهًِْ إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیَا وَ أَخَذَ مِنْ کُلِّ سَمَاءٍ تُرْبَهًًْ وَ قَبَضَ قَبْضَهًًْ أُخْرَی مِنَ الْأَرْضِ السَّابِعَهًِْ الْعلیا إِلَی الْأَرْضِ السَّابِعَهًِْ الْقُصْوَی فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ کَلِمَتَهُ فَأَمْسَکَ الْقَبْضَهًَْ الْأُولَی بِیَمِینِهِ وَ الْقَبْضَهًَْ الْأُخْرَی بِشِمَالِهِ فَفَلَقَ الطِّینَ فِلْقَتَیْنِ فَذَرَا مِنَ الْأَرْضِ ذَرْواً وَ مِنَ السَّمَاوَاتِ ذَرْواً فَقَالَ لِلَّذِی بِیَمِینِهِ مِنْکَ الرُّسُلُ وَ الأَنبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْأَوْصِیَاءُ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ السُّعَدَاءُ وَ مَنْ أُرِیدُ کَرَامَتَهُ فَوَجَبَ لَهُمْ مَا قَالَ کَمَا قَالَ وَ قَالَ لِلَّذِی بِشِمَالِهِ مِنْکَ الْجَبَّارُونَ وَ الْمُشْرِکُونَ وَ الْکَافِرُونَ وَ الطَّوَاغِیتُ وَ مَنْ أُرِیدُ هَوَانَهُ وَ شِقْوَتَهُ فَوَجَبَ لَهُمْ مَا قَالَ کَمَا قَالَ ثُمَّ إِنَّ الطِّینَتَیْنِ خُلِطَتَا جَمِیعاً وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِنَّ اللهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی فَالْحَبُّ طِینَهًُْ الْمُؤْمِنِینَ الَّتِی أَلْقَی اللَّهُ عَلَیْهَا مَحَبَّتَهُ وَ النَّوَی طِینَهًُْ الْکَافِرِینَ الَّذِینَ نَأَوْا عَنْ کُلِّ خَیْرٍ وَ إِنَّمَا سُمِّیَ النَّوَی مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ نَأَی عَنْ کُلِّ خَیْرٍ وَ تَبَاعَدَ عَنْهُ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ فَالْحَیُّ الْمُؤْمِنُ الَّذِی تَخْرُجُ طِینَتُهُ مِنْ طِینَهًِْ الْکَافِرِ وَ الْمَیِّتُ الَّذِی یَخْرُجُ مِنَ الْحَیِّ هُوَ الْکَافِرُ الَّذِی یَخْرُجُ مِنْ طِینَهًِْ الْمُؤْمِنِ فَالْحَیُّ الْمُؤْمِنُ وَ الْمَیِّتُ الْکَافِرُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ فَکَانَ مَوْتُهُ اخْتِلَاطَ طِینَتِهِ مَعَ طِینَهًِْ الْکَافِرِ وَ کَانَ حَیَاتُهُ حِینَ فَرَّقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَهُمَا بِکَلِمَتِهِ کَذَلِکَ یُخْرِجُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْمُؤْمِنَ فِی الْمِیلَادِ مِنَ الظُّلْمَهًِْ بَعْدَ دُخُولِهِ فِیهَا إِلَی النُّورِ وَ یُخْرِجُ الْکَافِرَ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلْمَهًِْ بَعْدَ دُخُولِهِ إِلَی النُّورِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: خدای عزّوجلّ، چون خواست آدم را بیافریند، در ساعت یکم روز جمعه، جبرئیل را فرستاد و او با دست راستش، از آسمان هفتم تا آسمان دنیا، مشتی خاک برگرفت و از هر آسمانی، تربتی برداشت. همچنین، او از زمین هفتم بالا تا زمین هفتم فرودین دوردست، مشتی خاک برگرفت. آنگاه خدای عزّوجلّ به «کلمه» خود فرمود تا مشت نخست را با دست راستش برگرفت و مشت دیگر را با دست چپ، سپس آن گل را به دو پاره شکافت، بخشی از مایه زمینی و قسمتی از مایه آسمانی را به دست گرفت، به آنکه در دست راستش بود فرمود: «از تو پیمبران و اوصیاء و صدیقان و مؤمنان و سعادتمندان و تمام ارجمندان را می‌خواهم بیافرینم» و آنچه خدا فرمود در حق آنان، اتفاق افتاد. سپس به آن که در دست چپش بود فرمود: «از تو جبّاران و بت­پرستان و کافران و سرکشان و هرکس که خواری و شقاوتش را می­خواهم، می­آفرینم». و آنچه در حق آنان فرمود، همان شد. و آنگاه هر دو سرشت با هم آمیخته شدند». و این است تفسیر قول خداوند عزّوجلّ: إِنَّ الله فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی؛ دانه، سرشت مؤمنان است که مهرآگین است، و هسته، سرشت کافران، که به دور از هرگونه نیکی است. همانا «نّوی» به معنی هسته نامیده شده، برای آنکه از هر نیکی به دور و برکنار است. خدای عزوجل فرمود یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ؛زنده، فرد مؤمن است که از سرشت کافر بیرون می­آید. مرده­ای که از زنده بیرون می­آید، کافری است که از سرشت مؤمن برمی­خیزد. زنده، مؤمن است و مرده، کافر. ازاین­رو، خداوند فرمود: أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناه؛ چون مرگ او، به معنی آمیزش با سرشت کافر است و آنگاه زنده می­شود که خدا به فرمان خود آن‌ها را از هم جدا کند. همچنین خدای عزّوجلّ، مؤمن را در زایشش، از تاریکی بیرون می­آورد، پس از آنکه در نور است؛ و کافر را از نور به ظلمت فرو می­کشد، پس از آنکه در نور است. و این است تفسیر قول خدای عزّوجلّ: لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۸ الکافی، ج۲، ص۵/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۸۷

۱ -۵

(انعام/ ۹۵)

 

السّجّاد (علیه السلام)- جَاءَ یَهُودِیٌّ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) وَ عِنْدَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ مَا الْفَائِدَهًُْ فِی حُرُوفِ الْهِجَاءِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَجِبْهُ وَ قَالَ اللَّهُمَّ وَفِّقْهُ وَ سَدِّدْهُ فَقَالَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) مَا مِنْ حَرْفٍ إِلَّا وَ هُوَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ ثُمَّ قَالَ أ وَ أَمَّا الْفَاءُ {فَ} فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوی.

 

امام سجاد (علیه السلام)- روزی شخصی یهودی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و پرسید: «به کار بردن حروف الفبا چه سودی دارد»؟ در آن وقت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در محضر آن بزرگوار حضور داشت، پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: «پاسخ او را بده»! پس دست به دعا برداشت و چنین گفت: «پروردگارا او را یاری فرما و استوارش بدار»! آنگاه علی (علیه السلام) فرمود: «هریک از حروف نامی از نام‌های خداوند است». سپس چنین ادامه داد: «امّا الف اللَّه فالِقُ الحَبِّ وَ النَّوی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۴۹۸ بحارالأنوار، ج۲، ص۳۱۹

زنده را از مرده خارج می‌سازد، و مرده را از زنده بیرون می‌آورد

۲ -۱

(انعام/ ۹۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ یَعْنِی الْمُؤْمِنَ مِنَ الْکَافِرِ وَ الْکَافِرَ مِنَ الْمُؤْمِن.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- یُخْرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَ مُخْرِجُ المَیِّتِ مِنَ الحَیِّ؛ یعنی مؤمن را از کافر و کافر را از مؤمن خارج می‌سازد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ معانی الأخبار، ص۲۹۱/ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۰۸

این است خدای شما! پس چگونه از حقّ منحرف می‌شوید

۳ -۱

(انعام/ ۹۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ذلِکُمُ اللهُ فَأَنَّی تُؤْفَکُونَ أَی تُکَذِّبُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ذلِکُمُ اللهُ فَأَنَّی تُؤْفَکُونَ؛ یعنی دروغ می‌گویید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۰۸

 

آیه فالِقُ الْإِصْباحِ وَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْباناً ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ [96]

 

او شكافنده‌ی صبح است؛ و شب را مايه‌ی آرامش، و خورشيد و ماه را وسيله‌ی حساب قرار داده است؛ اين، اندازه‌گيرى خداوند تواناى داناست.

او شکافنده‌ی صبح است

۱ -۱

(انعام/ ۹۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَقَوْلُهُ فَالِقُ الْإِصْبَاحِ یَعْنِی مَجِیءَ النَّهَارِ وَ الضَّوْءِ بَعْدَ الظُّلْمَهًِْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَالِقُ الإِصْبَاحِ؛ یعنی روز و روشنایی را پس از تاریکی می‌آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۹۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فالِقُ الْإِصْباحِ گفته شده است معنایش «آفریننده‌ی صبح» است.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- فالِقُ الْإِصْباحِ گفته شده است معنایش «آفریننده‌ی صبح» است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۸۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۰/ البرهان/ نورالثقلین

و شب را مایه‌ی آرامش قرار داده است

۲ -۱

(انعام/ ۹۶)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا طَلَبْتُمُ الْحَوَائِجَ فَاطْلُبُوهَا بِالنَّهَارِ فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَ الْحَیَاءَ فِی الْعَیْنَیْنِ وَ إِذَا تَزَوَّجْتُمْ فَتَزَوَّجُوا بِاللَّیْلِ فَإِنَّ اللَّهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی که حاجتی می‌خواهید، روز به دنبال آن بروید، زیرا خدا شرم را در دو چشم قرار داده، و چون بخواهید ازدواج کنید، در شب باشد، زیرا خدا آن را مایه‌ی آرامش ساخته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۲۷۸/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۹۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ جَعَلَ النِّسَاءَ سَکَناً وَ مِنَ السُّنَّهًِْ التَّزْوِیجُ بِاللَّیْلِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- به‌درستی‌که خداوند شب و زنان را موجب آرامش قرار داده است و از جمله کارهای مستحب، ازدواج و اطعام‌کردن (میهمانی‌دادن) در هنگام شب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ نورالثقلین

۲ -۳

(انعام/ ۹۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- مِنَ السُّنَّهًِْ التَّزْوِیجُ بِاللَّیْلِ لِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ النِّسَاءُ إِنَّمَا هُنَّ سَکَنٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- از جمله مستحبات، ازدواج در شب است؛ چون خداوند شب را مایه‌ی آرامش قرار داده است و زنان مایه‌ی آرامش هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ الکافی، ج۵، ص۳۶۶/ نورالثقلین

۲ -۴

(انعام/ ۹۶)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُیَسِّرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ قَالَ: یَا مُیَسِّرُ تَزَوَّجْ بِاللَّیْلِ فَإِنَ اللَّهَ جَعَلَهُ سَکَناً.

 

امام باقر (علیه السلام)- میسّربن‌عبدالعزیز نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: ای میسّر! در شب ازدواج کن؛ چون خداوند آن را مایه‌ی آرامش قرار داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۸۰/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۵

(انعام/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- تَزَوَّجُوا بِاللَّیْلِ فَإِنَ اللَّهَ جَعَلَهُ سَکَناً وَ لَا تَطْلُبُوا الْحَوَائِجَ بِاللَّیْلِ فَإِنَّهُ مُظْلِمٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- در هنگام شب ازدواج کنید، چرا که خدا آن را موجب آرامش قرار داده است و حاجت­های خود را در هنگام شب طلب نکنید، زیرا که شب، تاریک است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ نورالثقلین

۲ -۶

(انعام/ ۹۶)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌الحسین (علیه السلام) یَأْمُرُ غِلْمَانَهُ أَنْ لَا یَذْبَحُوا حَتَّی یَطْلُعَ الْفَجْرُ وَ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً لِکُلِّ شَیْءٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَإِنْ خِفْنَا قَالَ إِنْ کُنْتَ تَخَافُ الْمَوْتَ فَاذْبَحْ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- ابان نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) به جوانانش دستور می‌داد که تا طلوع فجر [حیوانی را] ذبح نکنند و می‌فرمود: «خدای تعالی شب را مایه‌ی آرامش برای هرچیزی قرار داده است». عرض کردم: «فدایت شوم اگر ترسیدیم [آن حیوان بمیرد]»؟ فرمود: «اگر از مردن [حیوان] می‌ترسی، ذبح کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۰ نهج البلاغهًْ، ص۳۷۲/ نورالثقلین

۲ -۷

(انعام/ ۹۶)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لَا تَسِرْ أَوَّلَ اللَّیْلِ فَإِنَ اللَّهَ جَعَلَهُ سَکَناً وَ قَدَّرَهُ مُقَاماً لَا ظَعْناً فَأَرِحْ فِیهِ بَدَنَکَ وَ رَوِّحْ ظَهْرَکَ.

 

امام علی (علیه السلام)- در آغاز شب حرکت نکن زیرا خداوند شب را وسیله‌ی آرامش قرار داده، و آن را برای اقامت‌کردن، نه کوچ‌کردن، تعیین فرموده است. پس آسوده باش، و مرکب‌ها را آسوده بگذار.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۲ بحار الأنوار، ج۳، ص۱۹۱/ نورالثقلین

۲ -۸

(انعام/ ۹۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- ... بَعْدَ أَنْ ذَکَرَ اللَّیلَ وَ النَّهَارَ: لَوْ کَانَ وَاحِدٌ مِنْهُمَا سَرْمَداً عَلَی الْعِبَادِ لَمَا قَامَتْ لَهُمْ مَعَایِشُ أَبَداً فَجَعَلَ مُدَبِّرُ هَذِهِ الْأَشْیَاءِ وَ خَالِقُهَا النَّهَارَ مُبْصِراً وَ اللَّیْلَ سَکَناً.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) بعد از آنکه شب و روز را یاد کرد فرمود: «اگر یکی از آن‌ها همیشگی قرار داده می‌شد، هرگز زندگی برای آن‌ها استوار نمی‌شد؛ در نتیجه تدبیرکننده‌ی این چیزها و خالقشان، روز را روشنی‌بخش و شب را مایه‌ی آرامش قرار داد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۹۳

۲ -۹

(انعام/ ۹۶)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- جَاعِلُ اللَّیْلِ سَکَناً تَسْکُنُونَ فِیهِ وَ تَتَوَدَّعُونَ فِیهِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً یعنی خداوند شب را وسیله‌ی آرامش و استراحت شما قرار داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۰۲

و خورشید و ماه را وسیله‌ی حساب قرار داده است؛ این، اندازه‌گیری خداوند توانای داناست

۳ -۱

(انعام/ ۹۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- سُئِلَ الْعَالِمُ (علیه السلام) کَیْفَ عَلِمَ اللَّهُ قَالَ عَلِمَ وَ شَاءَ وَ أَرَادَ وَ قَدَّرَ وَ قَضَی وَ أَمْضَی فَأَمْضَی مَا قَضَی وَ قَضَی مَا قَدَّرَ وَ قَدَّرَ مَا أَرَادَ فَبِعِلْمِهِ کَانَتِ الْمَشِیَّهًُْ وَ بِمَشِیَّتِهِ کَانَتِ الْإِرَادَهًُْ وَ بِإِرَادَتِهِ کَانَ التَّقْدِیرُ وَ بِتَقْدِیرِهِ کَانَ الْقَضَاءُ وَ بِقَضَائِهِ کَانَ الْإِمْضَاءُ فَالْعِلْمُ مُتَقَدِّمٌ عَلَی الْمَشِیَّهًِْ وَ الْمَشِیَّهًُْ ثَانِیَهًٌْ وَ الْإِرَادَهًُْ ثَالِثَهًٌْ وَ التَّقْدِیرُ وَاقِعٌ عَلَی الْقَضَاءِ بِالْإِمْضَاءِ فَلِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی الْبَدَاءُ فِیمَا عَلِمَ مَتَی شَاءَ وَ فِیمَا أَرَادَ لِتَقْدِیرِ الْأَشْیَاءِ فَإِذَا وَقَعَ الْقَضَاءُ بِالْإِمْضَاءِ فَلَا بَدَاءَ فَالْعِلْمُ بِالْمَعْلُومِ قَبْلَ کَوْنِهِ وَ الْمَشِیَّهًُْ فِی الْمُشَاءِ قَبْلَ عَیْنِهِ وَ الْإِرَادَهًُْ فِی الْمُرَادِ قَبْلَ قِیَامِهِ وَ التَّقْدِیرُ لِهَذِهِ الْمَعْلُومَاتِ قَبْلَ تَفْصِیلِهَا وَ تَوْصِیلِهَا عِیَاناً وَ قِیَاماً وَ الْقَضَاءُ بِالْإِمْضَاءِ هُوَ الْمُبْرَمُ مِنَ الْمَفْعُولَاتِ ذَوَاتِ الْأَجْسَامِ الْمُدْرَکَاتِ بِالْحَوَاسِّ مِنْ ذِی لَوْنٍ وَ رِیحٍ وَ وَزْنٍ وَ کَیْلٍ وَ مَا دَبَّ وَ دَرَجَ مِنْ إِنْسٍ وَ جِنٍّ وَ طَیْرٍ وَ سِبَاعٍ وَ غَیْرِ ذَلِکَ مِمَّا یُدْرَکُ بِالْحَوَاسِّ فَلِلَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِیهِ الْبَدَاءُ مِمَّا لَا عَیْنَ لَهُ فَإِذَا وَقَعَ الْعَیْنُ الْمَفْهُومُ الْمُدْرَکُ فَلَا بَدَاءَ وَ اللَّهُ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ وَ بِالْعِلْمِ عَلِمَ الْأَشْیَاءَ قَبْلَ کَوْنِهَا وَ بِالْمَشِیَّهًِْ عَرَفَ صِفَاتِهَا وَ حُدُودَهَا وَ أَنْشَأَهَا قَبْلَ إِظْهَارِهَا وَ بِالْإِرَادَهًِْ مَیَّزَ أَنْفُسَهَا فِی أَلْوَانِهَا وَ صِفَاتِهَا وَ حُدُودِهَا وَ بِالتَّقْدِیرِ قَدَّرَ أَقْوَاتَهَا وَ عَرَّفَ أَوَّلَهَا وَ آخِرَهَا وَ بِالْقَضَاءِ أَبَانَ لِلنَّاسِ أَمَاکِنَهَا وَ دَلَّهُمْ عَلَیْهَا وَ بِالْإِمْضَاءِ شَرَحَ عِلَلَهَا وَ أَبَانَ أَمْرَهَا ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ..

 

امام کاظم (علیه السلام)- معلی نقل کرده، از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد: «خداوند چگونه علم یافت»؟ فرمود: «علم یافت و خواست و اراده کرد و تقدیر نمود و قضا کرد و امضا نمود، چیزی که قضا کرده بود را امضا نمود و چیزی که تقدیر نموده بود را قضا کرد و چیزی که اراده کرده بود را تقدیر نمود؛ پس مشیّت او از روی علمش است و اراده­اش از روی مشیتش و تقدیرش از روی اراده­اش و قضایش از روی تقدیرش و امضایش از روی قضایش؛ بنابراین علمش مقدّم بر مشیّتش و مشیّت در رتبه‌ی دوّم و اراده در رتبه‌ی سوّم است و تقدیر به این است که قضا، امضا شود. خداوند تبارک و تعالی هر زمان که بخواهد می­تواند در چیزهای که می­داند و در چیزهایی که برای تقدیر اشیاء اراده کرده است بداء حاصل کند. زمانی که قضای خداوند با امضای او واقع شود، دیگر بدائی در کار نیست. بنابراین علم به معلوم قبل از وجود آن است و مشیت در مُشاء، قبل از عینیّت آن است و اراده کردن مراد، قبل از تحقق آن و تقدیر این معلومات قبل از تفصیل و رساندن آن­ها به عینیت و تحقق است و قضا به وسیله امضا، همان صورت حتمی کارها و اجسام و مدرکاتی است که با حواس درک می­شوند، همان موجوداتی که رنگ و بو و وزن و حجم دارند و همه جنبنده­ها، از قبیل انسان و جنّ و پرندگان و درندگان و سایر موجوداتی که با حواس درک می­شوند. خداوند متعال در مورد چیزهایی که هنوز عینیّت پیدا نکرده­اند بداء دارد، [امّا] وقتی عین مفهوم و قابل درک آن­ها واقع شوند، دیگر بدائی در کار نیست و خداوند هر چه بخواهد می­کند. خداوند با علمش به اشیاء، قبل از اینکه به وجود بیایند به آن­ها علم دارد و با مشیّتش صفات و حدود آن­ها را می­شناساند و آن­ها را قبل از آشکار کردنشان به وجود می­آورد و با اراده­اش آن­ها را در رنگ و صفات و حدودشان از همدیگر متمایز می­کند و با تقدیرش روزی‌های آن­ها را اندازه می­گیرد و آغاز و پایان آن­ها را می­­شناسد و با قضایش جای آن­ها را برای مردم روشن می­نماید و مردم را به آن­ها راهنمایی می­کند و با امضایش، علل آن­ها را شرح می­دهد و امرش را آشکار می­نماید، ذلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۷۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ المناقب، ج۴، ص۱۷۸/ البرهان

 

آیه وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها في ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ [97]

 

او كسى است كه ستارگان را براى شما آفريد، تا در تاريكي‌هاى صحرا و دريا، به‌وسيله‌ی آن‌ها راه يابيد. ما نشانه‌ها [ى خود] را براى گروهى كه آگاهند، [و اهل فكر و انديشه‌اند] بيان داشتيم.

۱

(انعام/ ۹۷)

 

ابن‌عباس (رحمة الله علیه)- هُوَ الَّذی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِی ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَالَ النُّجُومُ آلُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ، النُّجُومَ یعنی آل محمّد (علیهم السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ بحرالعرفان، ج۱۳، ص۲۵۳

۲

(انعام/ ۹۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی (علیهم السلام) مَثَلُ النُّجُومِ کُلَّمَا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- مثل اهل بیت (علیهم السلام) مثل ستارگان است، هر زمان‌که یکی غروب کند دیگری طلوع می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ المناقب، ج۴، ص۱۷۸

۳

(انعام/ ۹۷)

 

الرسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَنْتَ نَجْمُ بَنِی هَاشِم.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام رضا (علیه السلام) روایت است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) فرمود: «تو ستاره‌ی بنی‌هاشمی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ بحرالعرفان، ج۱۳، ص۲۵۳

۴

(انعام/ ۹۷)

 

الرّضا (علیه السلام)- النَّجْمُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ الْعَلَامَاتُ الْأَئِمَّهًْ (علیهم السلام).

 

امام رضا (علیه السلام)- ستاره، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و علامات، امامان (علیهم السلام) بعد از او هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ نهج البلاغهًْ، ص۱۰۵

۵

(انعام/ ۹۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَی بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَی الْکَهَانَهًِْ وَ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ.

 

امام علی (علیه السلام)- ای مردم، از فرا گرفتن علم ستاره‌شناسی برای پیشگویی‌های دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریانوردی و صحرانوردی به آن نیاز دارید، چه اینکه ستاره‌شناسی شما را به غیب‌گویی و غیب‌گویی به جادوگری می‌کشاند، و ستاره‌شناس چون غیب‌گو، و غیب‌گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنّم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ بحار الأنوار، ج۵۵، ص۲۴۳

۶

(انعام/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ النُّجُومِ فَقَالَ مَا یَعْلَمُهَا إِلَّا أَهْلُ بَیْتٍ مِنَ الْعَرَبِ وَ أَهْلُ بَیْتٍ مِنَ الْهِنْدِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- جمیل‌بن‌صالح از کسی که برایش حدیث کرده، نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) در مورد علم نجوم پرسیده شد، فرمود: «آن را جز خاندانی از عرب و خاندانی از هند کسی نمی‌داند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ الإحتجاج، ج۲، ص۳۴۸

۷

(انعام/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَن أَبِی‌عَبدِ اللّهِ (علیه السلام) فِی حَدِیثٍ قَالَ السَّائِلُ: فَمَا تَقُولُ فِی عِلْمِ النُّجُومِ؟ قَالَ هُوَ عِلْمٌ قَلَّتْ مَنَافِعُهُ وَ کَثُرَتْ مَضَرَّاتُهُ لِأَنَّهُ لَا یُدْفَعُ بِهِ الْمَقْدُورُ وَ لَا یُتَّقَی بِهِ الْمَحْذُورُ إِنَّ الْمُنَجِّمَ بِالْبَلَاءِ لَمْ یُنْجِهِ التَّحَرُّزُ مِنَ الْقَضَاءِ إِنْ أَخْبَرَ هُوَ بِخَیْرٍ لَمْ یَسْتَطِعْ تَعْجِیلَهُ وَ إِنْ حَدَثَ بِهِ سُوءٌ لَمْ یُمْکِنْهُ صَرْفُهُ وَ الْمُنَجِّمُ یُضَادُّ اللَّهَ فِی عِلْمِهِ بِزَعْمِهِ أَنْ یَرُدَّ قَضَاءَ اللَّهِ عَنْ خَلْقِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هشام‌بن‌حکم نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) پرسیده شد: «درباره‌ی علم ستارگان نظر شما چیست»؟ فرمود: «علمی است با منافع اندک، و زیان بسیار، زیرا به دفع تقدیر شده نیست و از محذور آن نمی‌شود پرهیز کرد، اگر خبر از بلایی دهد تحرّز از قضا او را نجات نمی‌دهد، و اگر از خیری خبر دهد قادر به تعجیل آن نشود، و اگر گرفتار مشکلی شود قادر به تغییر آن نیست، و منجّم با علم خود با خدا مخالفت می‌کند، می‌پندارد می‌تواند قضای حتمی را از خلق خدا بازگرداند»!.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ بحرالعرفان، ج۱۳، ص۲۵۳

۸

(انعام/ ۹۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- رُوِیَ أَنَّهُ (عَلِیّاً (علیه السلام)) لَمَّا أَرَادَ المَسِیرَ إِلَی الْخَوَارِجِ قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصحَابِهِ إِنْ سِرْتَ فِی هَذَا الْوَقْتِ خَشِیتُ أَنْ لَا تَظْفَرَ بِمُرَادِکَ مِنْ طَرِیقِ عِلْمِ النُّجُومِ فَقَالَ (علیه السلام) أَ تَزْعُمُ أَنَّکَ تَهْدِی إِلَی السَّاعَهًِْ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا صرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَهًِْ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ فَمَنْ صدَّقَکَ بِهَذَا فَقَدْ کَذَّبَ الْقُرْآنَ وَ اسْتَغْنَی عَنِ الِاسْتِعَانَهًِْ بِاللَّهِ تَعَالَی فِی نَیْلِ الْمَحْبُوبِ وَ دَفْعِ الْمَکْرُوهِ وَ یَنْبَغِی فِی قَوْلِکَ لِلْعَامِلِ بِأَمْرِکَ أَنْ یُولِیَکَ الْحَمْدَ دُونَ رَبِّهِ لِأَنَّکَ بِزَعْمِکَ أَنْتَ هَدَیْتَهُ إِلَی السَّاعَهًِْ الَّتِی نَالَ فِیهَا النَّفْعَ وَ أَمِنَ الضُّرَّ ثُمَّ أَقْبَلَ (علیه السلام) عَلَی النَّاسِ فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ إِیَّاکُمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَی بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَی الْکِهَانَهًِْ الْمُنَجِّمُ کَالْکَاهِنِ وَ الْکَاهِنُ کَالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کَالْکَافِرِ وَ الْکَافِرُ فِی النَّارِ سِیرُوا عَلَی اسْمِ اللَّهِ وَ عَوْنِهِ.

 

امام علی (علیه السلام)- نقل است که امام علی (علیه السلام) قصد حرکت به سوی خوارج را نمود یکی از اصحاب به او عرض کرد: «اگر این ساعت حرکت کنی می‌ترسم که به مراد خود نرسیده و پیروز نگردی، و من این سخن را از علم نجوم دریافته‌ام». امام (علیه السلام) فرمود: «گمان می‌کنی تو از آن ساعتی آگاهی که اگر کسی حرکت کند زیان نخواهید دید و می‌ترسانی از ساعتی که اگر کسی حرکت کند ضرری دامنگیر او خواهد شد. کسی که گفتار تو را تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده است، و از یاری‌طلبیدن خدا در رسیدن به هدف‌های دوست داشتنی، و محفوظ ماندن از ناگواری‌ها، بی‌نیاز شده است. برای عمل­کننده به فرمانت لازم است که به‌جای خداوند، تو را ستایش کنند چون به گمان خود مردم را به ساعتی آشنا کردی که منافعشان را به دست می‌آورند و از ضرر و زیان در امان می‌مانند». سپس به مردم رو کرد و فرمود: «ای مردم، از فرا گرفتن علم ستاره‌شناسی برای پیشگویی‌های دروغین، بپرهیزید، جز آن مقدار از علم نجوم که در دریانوردی و صحرانوردی به آن نیاز دارید، چه اینکه ستاره‌شناسی شما را به غیب‌گویی و غیب‌گویی به جادوگری می‌کشاند، و ستاره‌شناس چون غیب‌گو، و غیب‌گو چون جادوگر و جادوگر چون کافر و کافر در آتش جهنّم است. با نام خدا و یاری او حرکت کنید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۴ بحار الأنوار، ج۲۵، ص۷۰

۹

(انعام/ ۹۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَ رُوحَ الْقُدُسِ وَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً أَقْرَبَ إِلَیْهِ مِنْهَا وَ لَیْسَتْ بِأَکْرَمِ خَلْقِهِ عَلَیْهِ فَإِذَا أَرَادَ أَمْراً أَلْقَاهُ إِلَیْهَا فَأَلْقَاهُ إِلَی النُّجُومِ فَجَرَتْ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی روح‌القدس را آفرید مخلوقی از او نزدیک‌تر به خدا نیست نه اینکه بهترین مخلوق خدا باشد؛ هرگاه تصمیمی بگیرد به او القا می‌کند آنگاه او تحویل به نجوم (یعنی ائمه (علیهم السلام)) می‌دهد و آن‌ها طبق آن رفتار می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۶ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ [98]

 

او كسى است كه شما را از يك انسان آفريد! [و شما از نظر ايمان يا آفرينش دو گروه مختلف هستيد]: پايدار و ناپايدار؛ ما آيات خود را براى كسانى كه مى‌فهمند، شرح داديم.

او کسی است که شما را از یک انسان آفرید

۱ -۱

(انعام/ ۹۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ قَالَ مِنْ آدَمَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِیَ أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ یعنی، از آدم (علیه السلام).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۶ بحارالأنوار، ج۹۵، ص۳۰۶/ إقبال الأعمال، ص۴۸۰/ تهذیب الأحکام، ج۳، ص۱۴۷/ نورالثقلین؛ فیهما «بالوفاء ... أعدایک» و «ثابتا» محذوفتان و «تتمّ» بدلٌ «تمنّ»

پایدار و ناپایدار

۲ -۱

(انعام/ ۹۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- وَ لْیَکُنْ مِنْ دُعَائِکَ فِی یَوْمِ الْغَدِیرِ أَنْ تَقُول اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْحَقِّ الَّذِی جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ وَ بِالَّذِی فَضَّلْتَهُمْ عَلَی الْعَالَمِینَ جَمِیعاً أَنْ تُبَارِکَ لَنَا فِی یَوْمِنَا هَذَا الَّذِی أَکْرَمْتَنَا فِیهِ بِالْوَفَاءِ لِعَهْدِکَ الَّذِی عَهِدْتَ إِلَیْنَا وَ الْمِیثَاقِ الَّذِی وَاثَقْتَنَا بِهِ مِنْ مُوَالَاهًِْ أَوْلِیَائِکَ وَ الْبَرَاءَهًِْ مِنْ أَعْدَائِکَ وَ تَمُنَّ عَلَیْنَا بِنِعْمَتِکَ وَ تَجْعَلَهُ عِنْدَنَا مُسْتَقَرّاً ثَابِتاً وَ لَا تَسْلُبَنَاهُ {تَسْلُبْنَاهُ} أَبَداً وَ لَا تَجْعَلَهُ {تَجْعَلْهُ} عِنْدَنَا مُسْتَوْدَعاً فَإِنَّکَ قُلْتَ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ فَاجْعَلْهُ مُسْتَقَرّاً ثَابِتاً.

 

امام کاظم (علیه السلام)- خداوندا به حقّی که برای آنان قرار دادی و آنان را بر همه‌ی جهانیان برتری بخشیدی، از تو خواستارم که مبارک گردانی این روز را که به‌واسطه‌ی وفای به عهد و پیمان­مان بر دوستی دوستانت و بیزاری‌جستن از دشمنانت، گرامی داشتی و از تو می‌خواهم نعمتت را بر ما ارزانی داری و آن را برای ما استوار و ثابت نگاه داری و هرگز از ما مگیری و آن را به صورت موقّت و امانت در نزد ما قرار ندهی؛ زیرا خود فرمودی: فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ پس آن را برای ما ثابت و همیشگی قرار ده.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۶ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۱۵۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۲/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۹۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَالْمُسْتَقَرُّ قَوْمٌ یُعْطَوْنَ الْإِیمَانَ وَ مُسْتَقَرٌّ فِی قُلُوبِهِمْ وَ الْمُسْتَوْدَعُ قَوْمٌ یُعْطَوْنَ الْإِیمَانَ ثُمَّ یُسْلَبُونَهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- مُسْتَقَرٌّ؛ عبارت است از گروهی از مردم که ایمان به آنان داده می‌شود و در دلشان ثابت می­گردد. و مُسْتَوْدَعٌ، کسانی هستند که ایمان به آنان داده می­شود، ولی بعداً از آنان گرفته می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۶ بحارالأنوار، ج۴۸، ص۲۶۱/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۲۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۲/ رجال الکشی، ص۴۴۵

۲ -۳

(انعام/ ۹۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ قَالَ وَقَفَ عَلِیٌّ أَبُو الْحَسَنِ فِی بَنِی زُرَیْقٍ فَقَالَ لِی ... إِنَّ أَهْلَ الْحَقِّ إِذَا دَخَلَ عَلَیْهِمْ دَاخِلٌ سُرُّوا بِهِ وَ إِذَا خَرَجَ عَنْهُمْ خَارِجٌ لَمْ یَجْزَعُوا عَلَیْهِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُمْ عَلَی یَقِینٍ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ إِنَّ أَهْلَ الْبَاطِلِ إِذَا دَخَلَ فِیهِمْ دَاخِلٌ سُرُّوا بِهِ وَ إِذَا خَرَجَ عَنْهُمْ خَارِجٌ جَزِعُوا عَلَیْهِ وَ ذَلِکَ أَنَّهُمْ عَلَی شَکٍّ مِنْ أَمْرِهِمْ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ یَقُولُ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَالَ ثُمَّ قَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) الْمُسْتَقَرُّ الثَّابِتُ وَ الْمُسْتَوْدَعُ الْمُعَارُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- احمدبن‌محمّد گوید: ابوالحسن در محله بنی زریق ایستاد و به من گفت: ... و اهل حق، هنگامی‌که کسی به آنان ملحق شود، به خاطر آمدن او شادمان می‌شوند و اگر کسی از جمع آنان خارج شود، به خاطر خروج او نا امید نمی‌شوند، چرا که آنان به امرشان یقین دارند. ولی اهل باطل، زمانی‌که کسی به آنان بپیوندد، به خاطر آمدن او خوشحال می‌شوند، و هرگاه کسی از جمع آنان خارج شود، ناامید می‌شوند، زیرا که آنان نسبت به امرشان شک دارند. خدا می‌فرماید: فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ؛ سپس امام (علیه السلام) فرمود: مُسْتَقَرٌّ یعنی [ایمان] پایدار، و مُسْتَوْدَعٌ به‌معنای ایمان به امانت گذاشته شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۲۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۲/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۴

(انعام/ ۹۸)

 

الکاظم (علیه السلام)- الْمُسْتَقَرُّ الْإِیمَانُ الثَّابِتُ وَ الْمُسْتَوْدَعُ الْمُعَارُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- المُسْتَقَرُّ؛ عبارت است از ایمان ثابت و پایدار. و المُسْتَوْدَعُ؛ عبارت است از ایمان به امانت گذاشته شده.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۲۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۵

(انعام/ ۹۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: مَا یَقُولُ أَهْلُ بَلَدِکَ الَّذِی أَنْتَ فِیهِ قَالَ قُلْتُ یَقُولُونَ مُسْتَقَرٌّ فِی الرَّحِمِ وَ مُسْتَوْدَعٌ فِی الصُّلْبِ فَقَالَ کَذَبُوا الْمُسْتَقَرُّ مَا اسْتَقَرَّ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِهِ فَلَا یُنْزَعُ مِنْهُ أَبَداً وَ الْمُسْتَوْدَعُ الَّذِی یُسْتَوْدَعُ الْإِیمَانَ زَمَاناً ثُمَّ یُسْلَبُهُ وَ قَدْ کَانَ الزُّبَیْرُ مِنْهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردم: «معنی هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ چیست»؟، فرمود: «همشهریان شما در این مورد چه می‌گویند»، گفتم: «آن‌ها می‌گویند: مستقر در رحم و مستودع در صلب می‌باشد». فرمود: «آنان دروغ می‌گویند، المُسْتَقَرّ یعنی ایمانی که در دل استقرار یافته است و هیچ‌گاه از آن گرفته نمی‌شود، و مُسْتَوْدَعٌ یعنی ایمانی که برای مدّتی به امانت گذاشته می‌شود که زمانی وجود دارد، و گاهی سلب می‌شود، و زبیر از این اشخاص بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۱۲۲/ بحرالعرفان، ج۶، ص۳۹۷/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۶

(انعام/ ۹۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سَعِیدِ بْنِ أَبِی الْأَصْبَغِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ هُوَ یَسْأَلُ عَنْ مُسْتَقَرٍّ وَ مُسْتَوْدَعٍ قَالَ مُسْتَقَرٌّ فِی الرَّحِمِ وَ مُسْتَوْدَعٌ فِی الصُّلْبِ وَ قَدْ یَکُونُ مُسْتَوْدَعَ الْإِیمَانِ ثُمَّ یُنْزَعُ مِنْهُ وَ لَقَدْ مَشَی الزُّبَیْرُ فِی ضَوْءِ الْإِیمَانِ وَ نُورِهِ حَتَّی قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی مَشَی بِالسَّیْفِ وَ هُوَ یَقُولُ لَا نُبَایِعُ إِلَّا عَلِیّاً (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- سعیدبن‌ابواصبغ گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که درباره‌ی این کلام خداوند عزّوجلّ: فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ از او سؤال شد، و در پاسخ فرمود: «این ایمان در رحم پایدار است و در صلب به امانت گذاشته شده است. ممکن است ایمان نزد او به امانت گذاشته شود، ولی از او گرفته شود. زبیر در هنگام رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با روشنایی و نور ایمان حرکت می‌کرد تا جایی که شمشیر خود را برگرفت درحالی‌که می‌گفت: ما با کسی جز علی (علیه السلام) بیعت نمی‌کنیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۲۶۲/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۲۲

۲ -۷

(انعام/ ۹۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَالْمُسْتَقَرُّ مَا ثَبَتَ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْمُسْتَوْدَعُ الْمُعَارُ وَ قَدْ هَدَاکُمُ اللَّهُ لِأَمْرٍ جَهِلَهُ النَّاسُ فَاحْمَدُوا اللَّهَ عَلَی مَا مَنَّ عَلَیْکُمْ بِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ایمان مستقر آن است که در دل ثابت بماند و مستودع ایمان عاریه است که ثباتی ندارد، خداوند شما را به طرفی هدایت کرده است که دیگران از آن خبر ندارند، اینک خدا را بر این نعمت سپاسگزار باشید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۲۲۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۱/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۸

(انعام/ ۹۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی‌الْحَسَن (علیه السلام) مَا کَانَ مِنَ الْإِیمَانِ الْمُسْتَقَرِّ فَمُسْتَقَرٌّ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ أَوْ أَبَداً وَ مَا کَانَ مُسْتَوْدَعاً سَلَبَهُ اللَّهُ قَبْلَ الْمَمَاتِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌فضیل نقل می‌کند: امام رضا (علیه السلام) فرمود: ایمان مستقر، تا روز قیامت یا تا ابد مستقر می‌ماند، و ایمان مستودع (به امانت گذاشته شده)، خدا آن را قبل از مرگ از انسان سلب می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۹

(انعام/ ۹۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- الْمُسْتَقَرُّ: الْإِیمَانُ الَّذِی یَثْبُتُ فِی قَلْبِ الرَّجُلِ إِلَی أَنْ یَمُوتَ وَ الْمُسْتَوْدِعُ هُوَ الْمَسْلُوبُ مِنْهُ الْإِیمَانُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- الْمسْتَقَرُّ؛ عبارت است از ایمانی که در دل انسان تا زمان مرگ او پایدار می‌ماند و المُسْتَوْدِعُ؛ یعنی کسی که ایمان از او سلب شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۰۸ تهذیب الأحکام، ج۲، ص۱۰۹/ البرهان

۲ -۱۰

(انعام/ ۹۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ شِیعَتَکَ تَقُولُ إِنَ الْإِیمَانَ مُسْتَقَرُّ وَ مُسْتَوْدَعٌ فَعَلِّمْنِی شَیْئاً إِذَا أَنَا قُلْتُهُ اسْتَکْمَلْتُ الْإِیمَانَ قَالَ قُلْ فِی دُبُرِ کُلِّ صَلَاهًٍْ فَرِیضَهًٍْ رَضِیتُ بِاللَّهِ رَبّاً وَ بِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) نَبِیّاً وَ بِالْإِسْلَامِ دِیناً وَ بِالْقُرْآنِ کِتَاباً وَ بِالْکَعْبَهًِْ قِبْلَهًًْ وَ بِعَلِیٍّ (علیه السلام) وَلِیّاً وَ إِمَاماً وَ بِالْحَسَنِ (علیه السلام) وَ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) اللَّهُمَّ إِنِّی رَضِیتُ بِهِمْ أَئِمَّهًًْ فَارْضَنِی لَهُمْ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌سلیمان دیلمی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «جانم فدای شما باد، شیعه‌ی شما می‌گویند ایمان، پایدار و ناپایدار است، به من چیزی را بیاموز که اگر بگویم، ایمان خود را با آن به کمال می‌رسانم». فرمود: «در پایان هر نماز واجب بگو: «راضی شدم به اینکه الله پروردگارم و محمّد (صلی الله علیه و آله) پیامبرم و اسلام دینم و قرآن کتابم و کعبه قبله‌ام و علی (علیه السلام) و حسن و حسین و ائمّه (علیهم السلام) ولی و امامم هستند. خداوندا من راضی شدم به اینکه آن‌ها امامان من هستند پس تو هم به حق آن‌ها از من راضی باش که تو بر هر چیزی قادری».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۰ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ البرهان

 

آیه وَ هُوَ الَّذي أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَيْ‌ءٍ فَأَخْرَجْنا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراكِباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِيَةٌ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ انْظُرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ في ذلِكُمْ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ [99]

 

اوست آن كس كه از آسمان، آبى نازل كرد؛ و به‌وسيله‌ی آن، انواع نباتات را رويانديم؛ و از آن، ساقه‌ها و شاخه‌هاى سبز، خارج ساختيم؛ و از آن‌ها دانه‌هاى متراكم، و از شكوفه‌ی نخل، خوشه‌هايى با رشته‌هاى باريك خارج ساختيم؛ و باغ‌هايى از انواع انگور و زيتون و انار، [گاه] شبيه به يكديگر، و [گاه] بى‌شباهت! هنگامى‌كه ميوه مى‌دهد، به ميوه‌ی آن و طرز رسيدنش بنگريد كه در آن، نشانه‌هايى [از عظمت خدا] براى گروه مؤمنان است.

اوست آن کس که از آسمان، آبی نازل کرد؛ و به‌وسیله‌ی آن، انواع نباتات را رویاندیم؛ و از آن، ساقه‌ها و شاخه‌های سبز، خارج ساختیم؛ و از آن‌ها دانه‌های متراکم، و از شکوفه‌ی نخل، خوشه‌هایی با رشته‌های باریک خارج ساختیم؛ و باغ‌هایی از انواع انگور و زیتون و انار، [گاه] شبیه به یکدیگر

۱ -۱

(انعام/ ۹۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَباتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَراکِباً یَعْنِی بَعْضَهُ عَلَی بَعْضٍ وَ مِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِها قِنْوانٌ دانِیَةٌ وَ هُوَ الْعُنْقُودُ وَ جَنَّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ یَعْنِی الْبَسَاتِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاکِبًا؛ یعنی بر روی هم. وَ مِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ؛ یعنی خوشه. وَ جَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ؛ منظور باغ­ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۰ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۴۶/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۶؛ فیه: «البصر» بدلٌ «النّظر» و «القلوب» بدلٌ «الظّنون»/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۵۱؛ فیه: «البصر» بدلٌ «النّظر» و «قال فمن أبصر ... الظّنون» محذوفٌ

هنگامی‌که میوه می‌دهد، به میوه‌ی آن و طرز رسیدنش بنگرید

۲ -۱

(انعام/ ۹۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَمَّا مَا فَرَضَ اللَّه تَعَالَی عَلَی الْعَیْنَیْنِ فَهُوَ النَّظَرُ إِلَی آیَاتِ اللَّهِ وَ غَضُّ النَّظَرِ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی أَ فَلا یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَی السَّماءِ کَیْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَی الْجِبالِ کَیْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَی الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَکُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللهُ مِنْ شَیْءٍ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ انْظُرُوا إِلی ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ وَ قَالَ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها وَ هَذِهِ الْآیَهًُْ جَامِعَهًٌْ لِأَبْصَارِ الْعُیُونِ وَ أَبْصَارِ الظُّنُونِ.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا واجبات چشم؛ یکی از آن‌ها نگاه‌کردن در آیات خداوند و پوشیدن دیده از آنچه خداوند حرام کرده است، در قرآن مجید می‌فرماید: آیا آنان به شتر نمی‌نگرند که چگونه آفریده شده است؟! و به آسمان نگاه نمی‌کنند که چگونه برافراشته شده؟! و به کوه‌ها که چگونه در جای خود نصب گردیده! و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است؟!. (غاشیه/۲۰۱۷). و آیا در حکومت و نظام آسمان‌ها و زمین، و آنچه خدا آفریده است، [از روی دقّت و عبرت] نظر نیفکندند؟!. (اعراف/۱۸۵). و انْظُرُوا إِلی ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ و فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها؛ این آیه در بینایی دل‌ها و چشم‌ها بسیار جامعیّت دارد و حقیقت را روشن می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۰ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۹۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَولُهُ انْظُرُوا إِلی ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ أی بُلُوغِهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- انظُرُواْ إِلِی ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ یَنْعِهِ یعنی رسیدن آن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۲ القمی، ج۱، ص۲۱۱

 

آیه وَ جَعَلُوا لِلهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ [100]

 

آنان براى خدا همتايانى از جنّ قرار دادند، در‌حالى‌كه آن‌ها مخلوق او هستند؛ و براى خدا، به دروغ و از روى جهل، پسران و دخترانى قائل شدند؛ منزّه است خدا، و برتر است از آنچه وصف مى‌كنند!

آنان برای خدا همتایانی از جنّ قرار دادند، درحالی‌که آن‌ها مخلوق او هستند؛ و برای خدا، به دروغ و از روی جهل، پسران و دخترانی قائل شدند

۱ -۱

(انعام/ ۱۰۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ جَعَلُوا لِلهِ شُرَکاءَ الْجِنَّ قَالَ: وَ کانُوا یَعْبُدُونَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِینَ وَ بَناتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَیْ مَوَّهُوا وَ حَرَّفُوا فَقَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَدّاً عَلَیْهِمْ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ جَعَلُوا لِلهِ شُرَکاءَ الْجِنَّ، جنّ را می پرستیدند. وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِینَ وَ بَناتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ یعنی برخلاف واقع و مزدورانه بیان نمودند و دروغ‌پردازی کردند؛ پس خدای عزّوجلّ در ردّ آن‌ها فرمود: بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۲ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۳۴۷

منزّه است خدا، و برتر است از آنچه وصف می‌کنند

۲ -۱

(انعام/ ۱۰۰)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ یُونُسَ‌بْنِ‌عَبْدِ الرَّحْمَنِ قَال: قُلْتُ لِأَبِی‌الحسن‌موسی‌بْنِجَعْفَرٍ (علیه السلام) لِأَیِّ عِلَّهًٍْ عَرَجَ اللَّهُ بِنَبِیِّهِ إِلَی السَّمَاءِ وَ مِنْهَا إِلَی سِدْرَهًِْ الْمُنْتَهَی وَ مِنْهَا إِلَی حُجُبِ النُّورِ وَ خَاطَبَهُ وَ نَاجَاهُ هُنَاکَ وَ اللَّهُ لَا یُوصَفُ بِمَکَانٍ فَقَالَ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ بِمَکَانٍ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ زَمَانٌ وَ لَکِنَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَرَادَ أَنْ یُشْرِفَ بِهِ مَلَائِکَتَهُ وَ سُکَّانَ سَمَاوَاتِهِ وَ یُکْرِمَهُمْ بِمُشَاهَدَتِهِ وَ یُرِیَهُ مِنْ عجائِبِ عَظَمَتِهِ مَا یُخْبِرُ بِهِ بَعْدَ هُبُوطِهِ وَ لَیْسَ ذَلِکَ عَلَی مَا یَقُولُهُ الْمُشَبِّهُونَ سُبْحَانَ اللهِ وَ تَعالی عَمَّا یَصِفُونَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- یونس‌بن‌عبدالرّحمان گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: «به چه علّتی خداوند پیغمبرش (صلی الله علیه و آله) را به‌سوی آسمان بالا برد و از آن به‌سوی سدرهًْ المنتهی و از آن به‌سوی حجاب‌های نور و با او خطاب و گفتگو نمود و در آنجا با او راز گفت درحالی‌که خداوند به مکان وصف نمی‌شود». حضرت (علیه السلام) فرمود: «خدای تبارک‌وتعالی به مکان وصف نمی‌شود و زمان بر او جاری نمی‌گردد ولیکن خداوند عزّوجلّ خواست که فرشتگان و ساکنان آسمان‌های خود را به دیدن او مشرّف کند و آن‌ها را به مشاهده‌کردن آن حضرت اکرام کند و از عجایب عظمت خویش به او نشان دهد تا بعد از فرودآمدنش به زمین آن را به امّتش خبر دهد و این امر بر آن وضع نیست که فرقه‌ی مشبّهه می‌گویند: سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یَصِفُون».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۲ الکافی، ج۱، ص۲۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۳/ البرهان

 

آیه بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنَّى يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْ‌ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَليمٌ [101]

 

او پديد آورنده‌ی آسمان‌ها و زمين است؛ چگونه ممكن است فرزندى داشته باشد؟! حال آنكه همسرى نداشته، و همه چيز را آفريده؛ و او به هرچيزى داناست.

۱

(انعام/ ۱۰۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ: سَمِعْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْیَنَ یَسْأَلُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ ابْتَدَعَ الْأَشْیَاءَ کُلَّهَا بِعِلْمِهِ
 عَلَی غَیْرِ مِثَالٍ کَانَ قَبْلَهُ فَابْتَدَعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ وَ لَمْ یَکُنْ قَبْلَهُنَّ سَمَاوَاتٌ وَ لَا أَرَضُونَ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ تَعَالَی وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- سدیر صیرفی گوید: شنیدم حمران‌بن‌اعین از امام باقر (علیه السلام) در مورد این کلام خداوند عزّوجلّ: بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ می‌پرسید. امام باقر (علیه السلام) فرمود: «خدای عزّوجلّ با علم خود همه‌ی اشیاء را ایجاد کرده است؛ بدون اینکه نمونه‌ای قبل از آن باشد. آسمان­ها و زمین­ها
 را ابداع کرده است؛ درحالی‌که قبل از آن نه آسمان­ها بود و نه زمین­ها. مگر کلام خداوند را نشنیده‌ای که می‌گوید: وَ کَانَ عَرشُهُ عَلَی المَاءِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۰۵/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۰۱)

 

الباقر (علیه السلام)- بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ أَیْ مُبْدِعُهُمَا وَ مُنْشِأُهُمَا بِعِلْمِهِ ابْتِدَاءً لَا مِنْ شَیْءٍ وَ لَا عَلَی مِثَالٍ سَبَقَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَ الْأَرْضِ؛ بدون اینکه آن‌ها را از چیزی آفریده یا از روی الگویی به خلق آن‌ها دست زده باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۴ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۵/ نورالثقلین

 

آیه ذلِكُمُ الله رَبُّكُمْ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‌ءٍ فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَكيلٌ [102]

 

[آرى]، اين خداى با عظمت، پروردگار شما است! هيچ معبودى جز او نيست؛ آفريدگار همه چيز است؛ او را بپرستيد. و او نگهبان و مدبّر هر چيزى است.

۱

(انعام/ ۱۰۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ: سَأَلَ الْمَأْمُونُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضَا (علیه السلام) أَنْ یَکْتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ عَلَی سَبِیلِ الْإِیجَازِ وَ الِاخْتِصَارِ فَکَتَبَ (علیه السلام) لَه: وَ أَنَّ أَفْعَالَ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهًٌْ لِلَّهِ تَعَالَی خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِینٍ وَ اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَا نَقُولُ بِالْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- فضل‌بن‌شاذان گوید: مأمون از امام رضا (علیه السلام) سؤال کرد که حقیقت اسلام را با اختصار برای او بنویسد، امام (علیه السلام) نوشت: «کارهای بندگان آفریده شده است به آفریدن تقدیر و اندازه‌کردن، نه آفریدن تکوین و هستی‌دادن. و خداوند آفریننده‌ی هر چیزیست و ما نه به جبر قائلیم و نه به تفویض».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۴ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۷

۲

(انعام/ ۱۰۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ یَاسِرٍ الْخَادِمِ قَال: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِی التَّفْوِیضِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فَوَّضَ إِلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَأَمَّا الْخَلْقَ وَ الرِّزْقَ فَلَا ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ یَقُولُ عَزَّوَجَلَّ الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَفْعَلُ مِنْ ذلِکُمْ مِنْ شَیْءٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- یاسر خادم گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «تفویض چیست»؟ فرمود: «خداوند امر دین خود را به پیامبرش واگذار نموده و فرموده است: آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید. (حشر/۷). امّا مسأله‌ی آفرینش و روزی در اختیار پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست». سپس فرمود: «خداوند آفریننده‌ی همه چیز است و در قرآن می‌فرماید: الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَفْعَلُ مِنْ ذلِکُمْ مِنْ شَیْءٍ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یُشْرِکُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۴ الکافی، ج۱، ص۱۲۰/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۱۰۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- اعْلَمْ عَلَّمَکَ اللَّهُ الْخَیْرَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدِیمٌ وَ الْقِدَمُ صِفَتُهُ الَّتِی دَلَّتِ الْعَاقِلَ عَلَی أَنَّهُ لَا شَیْءَ قَبْلَهُ وَ لَا شَیْءَ مَعَهُ فِی دَیْمُومِیَّتِهِ فَقَدْ بَانَ لَنَا بِإِقْرَارِ الْعَامَّهًِْ مُعْجِزَهًُْ الصِّفَهًِْ أَنَّهُ لَا شَیْءَ قَبْلَ اللَّهِ وَ لَا شَیْءَ مَعَ اللَّهِ فِی بَقَائِهِ وَ بَطَلَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ کَانَ قَبْلَهُ أَوْ کَانَ مَعَهُ شَیْءٌ وَ ذَلِکَ أَنَّهُ لَوْ کَانَ مَعَهُ شَیْءٌ فِی بَقَائِهِ لَمْ یَجُزْ أَنْ یَکُونَ خَالِقاً لَهُ لِأَنَّهُ لَمْ یَزَلْ مَعَهُ فَکَیْفَ یَکُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ یَزَلْ مَعَهُ وَ لَوْ کَانَ قَبْلَهُ شَیْءٌ کَانَ الْأَوَّلَ ذَلِکَ الشَّیْءُ لَا هَذَا وَ کَانَ الْأَوَّلُ أَوْلَی بِأَنْ یَکُونَ خَالِقاً لِلْأَوَّلِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند خیر به تو عطا کند! که خدای تبارک و تعالی قدیم است و قدیم صفتی است که خردمند را آگاه می‌کند از اینکه چیزی پیش از او و به همراه او نبوده، و البتّه برای ما به اعتراف عموم، معجزه‌ی این وصف که چیزی پیش از خدا نبوده و چیزی با او پاینده و تا ابد باقی نیست، روشن است. و این گفته‌ی کسانی که پنداشته‌اند: پیش از او یا به همراه او چیزی بوده، باطل است. و این به خاطر آن است که اگر چیزی برای همیشه همراه او باشد، نمی‌تواند آفریننده و خالق او باشد، چون همیشه با او بوده است. و چگونه آفریننده چیزی است که همیشه با او بوده؟ و اگر پیش از او چیزی باشد، مبدأ نخست آفرینش اوست نه این، و اوّلی شایسته‌تر و سزاوارتر است که آفریننده‌ی دوّمی باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۴ التوحید، ص۴۱۶/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۱۰۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ کَتَبْتُ إِلَی الرِّضَا (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنْ أَفْعَالِ الْعِبَادِ أَ مَخْلُوقَهًٌْ هِیَ أَمْ غَیْرُ مَخْلُوقَهًٍْ؟ فَکَتَبَ (علیه السلام) أَفْعَالُ الْعِبَادِ مُقَدَّرَهًٌْ فِی عِلْمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَبْلَ خَلْقِ الْعِبَادِ بِأَلْفَیْ عَامٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حمدان‌بن‌سلیمان گوید: خدمت امام رضا (علیه السلام) نامه‌ای نوشتم و از ایشان از افعال بندگان سؤال کردم که: «آیا آن‌ها مخلوقند یا مخلوق نیستند»؟ حضرت (علیه السلام) نوشت: «افعال بندگان در علم خداوند متعال دو هزار سال پیش از آفریدن بندگان، مقدور بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۶ الکافی، ج۱، ص۹۸/ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۳/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۳۶/ التوحید، ص۱۱۲/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ [103]

 

چشم‌ها او را نمى‌بينند؛ ولى او همه‌ی چشم‌ها را مى‌بيند؛ و او بخشنده [نعمت‌ها] و باخبر از دقايق امور و آگاه [از همه چيز] است.

چشم‌ها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه‌ی چشم‌ها را می‌بیند

۱ -۱

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ قَالَ إِحَاطَهًُْ الْوَهْمِ أَ لَا تَرَی إِلَی قَوْلِهِ قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ لَیْسَ یَعْنِی بَصَرَ الْعُیُونِ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ لَیْسَ یَعْنِی مِنَ الْبَصَرِ بِعَیْنِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها لَیْسَ یَعْنِی عَمَی الْعُیُونِ إِنَّمَا عَنَی إِحَاطَهًَْ الْوَهْمِ کَمَا یُقَالُ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالشِّعْرِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالْفِقْهِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالدَّرَاهِمِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالثِّیَابِ اللَّهُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یُرَی بِالْعَیْنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) در مورد: لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ فرمود: «احاطه وهم و خیال است، آیا این کلام خداوند: قَدْ جَاءکُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّکُمْ؛ را نمی‌بینی، و منظور او بینایی چشم نیست. فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ؛ او بَصَر با چشم را اراده نکرده است، وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهَا؛ منظور وی نابینایی چشم­ها نیست، بلکه احاطه‌ی وهم است. چنان‌که گفته می‌شود: فلانی در شعر بینا است، و فلانی در فقه بینا است، و فلانی در لباس بینا است، خدا بزرگ‌تر است از اینکه با چشم دیده شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۶ الکافی، ج۱، ص۹۸/ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۹/ التوحید، ص۱۱۲/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَال سَأَلْتُهُ عَنِ اللَّهِ هَلْ یُوصَفُ فَقَالَ أَ مَا تَقْرَأُ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَی قَالَ أَ مَا تَقْرَأُ قَوْلَهُ تَعَالَی لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ قُلْتُ بَلَی قَالَ (علیه السلام) فَتَعْرِفُونَ الْأَبْصَارَ قُلْتُ بَلَی قَالَ (علیه السلام) مَا هِیَ قُلْتُ أَبْصَارُ الْعُیُونِ فَقَالَ (علیه السلام) إِنَّ أَوْهَامَ الْقُلُوبِ أَکْبَرُ مِنْ أَبْصَارِ الْعُیُونِ فَهُوَ لَا تُدْرِکُهُ الْأَوْهَامُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَوْهَامَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابوهاشم جعفری گوید: از امام رضا (علیه السلام) سؤال کردم: «آیا می‌توان خدا را توصیف کرد»؟ فرمود: «مگر قرآن نمی‌خوانی»؟ گفتم: «چرا»؟ فرمود: «مگر این کلام خداوند عزّوجلّ را نخوانده‌ای که می‌فرماید: لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ؟ گفتم: «چرا»؟ فرمود: «آیا ابصار را می‌شناسی»؟! گفتم: «بلی». فرمود: «چیست»؟ گفتم: «بینایی چشم­ها است». فرمود: «توّهم دل­ها از بینایی چشم­ها بزرگ‌تر است، پس اوهام او را درک نمی‌کنند درحالی‌که او اوهام را درک می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۶ الأمالی للصدوق، ص۴۱۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِسْمَاعِیلُ بْنُ الْفَضْلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی هَلْ یُرَی فِی الْمَعَادِ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَی عُلُوّاً کَبِیراً یَا ابْنَ الْفَضْلِ إِنَّ الْأَبْصَارَ لَا تُدْرِکُ إِلَّا مَا لَهُ لَوْنٌ وَ کَیْفِیَّهًٌْ وَ اللَّهُ خَالِقُ الْأَلْوَانِ وَ الْکَیْفِیَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسماعیل‌بن‌فضل گوید:»از امام صادق (علیه السلام) پیرامون اینکه آیا خدای تبارک‌وتعالی در روز معاد دیده می‌شود یا نه؟ پرسیدم». فرمود: «خدای عزّوجلّ از این ادّعا سخت پاک و منزّه می‌باشد. ای ابن‌فضل! چشم­ها نمی‌توانند چیزی را درک کنند مگر آنچه رنگ و کیفیّت دارد و خدا آفریننده‌ی همه رنگ­ها و کیفیّت­ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۶ المحاسن، ج۱، ص۲۳۹/ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۰۸

۱ -۴

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ أَخْبَرَنِی الْأَشْعَثُ‌بْنُ‌حَاتِمٍ أَنَّه سَأَلَ الرضا (علیه السلام) عَنْ شَیْءٍ مِنَ التَّوْحِیدِ فَقَالَ أَ لَا تَقْرَأُ الْقُرْآنَ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ اقْرَأْ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ فَقَرَأْتُ فَقَالَ وَ مَا الْأَبْصَارُ قُلْتُ أَبْصَارُ الْعَیْنِ قَالَ لَا إِنَّمَا عَنَی الْأَوْهَامَ لَا تُدْرِکُ الْأَوْهَامُ کَیْفِیَّتَهُ وَ هُوَ یُدْرِکُ کُلَّ فَهْمٍ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابوهاشم جعفری گوید: اشعث‌بن‌حاتم به من خبر داد که از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی توحید پرسیدم. فرمود: «آیا قرآن نخوانده‌ای»؟ گفتم: «بله». فرمود: «بخوان؛ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ». پس خواندم. فرمود: «ابصار چیست»؟ گفتم: «بینایی چشم». فرمود: «نه. منظور فقط اوهام است. یعنی اوهام کیفیّت خدا را درک نمی‌کنند درحالی‌که خدا هر فهمی را درک می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۶ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۳۵

۱ -۵

(انعام/ ۱۰۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ دَخَلْتُ عَلَی سَیِّدِی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) عَلِّمْنِی التَّوْحِیدَ فَقَالَ یَا أَبَا أَحْمَدَ لَا تَتَجَاوَزْ فِی التَّوْحِیدِ مَا ذَکَرَهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ فَتَهْلِکَ وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی وَاحِدٌ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ فَیُورَثَ وَ لَمْ یُولَدْ فَیُشَارَکَ وَ لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ لَا شَرِیکاً وَ أَنَّهُ الْحَیُّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَ الْقَادِرُ الَّذِی لَا یَعْجِزُ وَ الْقَاهِرُ الَّذِی لَا یُغْلَبُ وَ الْحَلِیمُ الَّذِی لَا یَعْجَلُ وَ الدَّائِمُ الَّذِی لَا یَبِیدُ وَ الْبَاقِی الَّذِی لَا یَفْنَی وَ الثَّابِتُ الَّذِی لَا یَزُولُ وَ الْغَنِیُّ الَّذِی لَا یَفْتَقِرُ وَ الْعَزِیزُ الَّذِی لَا یَذِلُّ وَ الْعَالِمُ الَّذِی لَا یَجْهَلُ وَ الْعَدْلُ الَّذِی لَا یَجُورُ وَ الْجَوَادُ الَّذِی لَا یَبْخَلُ وَ أَنَّهُ لَا تُقَدِّرُهُ الْعُقُولُ وَ لَا یَقَعُ عَلَیْهِ الْأَوْهَامُ وَ لَا یُحِیطُ بِهِ الْأَقْطَارُ وَ لَا یَحْوِیهِ مَکَانٌ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ و لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ. ما یَکُونُ مِنْ نَجْوی ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنی مِنْ ذلِکَ وَ لا أَکْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ ما کانُوا وَ هُوَ الْأَوَّلُ الَّذِی لَا شَیْءَ قَبْلَهُ وَ الْآخِرُ الَّذِی لَا شَیْءَ بَعْدَهُ وَ هُوَ الْقَدِیمُ وَ مَا سِوَاهُ مُحْدَثٌ تَعَالَی عَنْ صِفَاتِ الْمَخْلُوقِینَ عُلُوّاً کَبِیراً.

 

امام کاظم (علیه السلام)- محمّدبن‌ابی‌عمیر گوید: خدمت مولایم، امام کاظم (علیه السلام) رسیدم و عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! توحید را به من بیاموز». فرمود: «ای ابواحمد! در مورد توحید از آنچه خداوند تبارک‌وتعالی در کتاب خود فرموده است تجاوز نکن که هلاک می‌شوی و بدان‌که خداوند متعال واحد، احد، و صمد است. [هرگز] نزاد. تا از او ارث ببرد. و زاده نشد. که شریکی داشته باشد. و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است. (جن/۳). او آن زنده‌ای است که هرگز نمی‌میرد و توانایی است که ناتوان نمی‌شود و چیره‌ای است که مغلوب نمی‌شود و بردباری است که شتاب نمی‌کند و جاودانه‌ای است که نابود نمی‌شود و باقی‌ای است که فانی نمی‌شود و پایداری است که زایل نمی‌گردد و توانگری است که نیازمند نمی‌شود و نیرومندی است که زبون نمی‌گردد و دانایی است که نادان نیست و دادگری است که ستم نمی‌کند و بخشنده‌ای است که بخل نمی‌ورزد. عقل‌ها و اوهام را یارای درک او نیست. اقطار به او احاطه نمی‌یابد. لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیر. و هیچ‌چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست!. (شوری/۱۱). می‌داند هیچ‌گاه سه نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنهاست، و هیچ‌گاه پنج نفر با هم نجوا نمی‌کنند مگر اینکه خداوند ششمین آنهاست، و نه تعدادی کمتر و نه بیشتر از آن مگر اینکه او همراه آنهاست هرجا که باشند. (مجادله/۷). و او آن نخستی است که هیچ‌چیز پیش از او نبوده است و آخری است که هیچ‌چیز پس از او نیست. او قدیم است و هرچه غیر اوست حادث است. او از صفات آفریده‌شدگان برتر است، برتری بزرگ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۸ الکافی، ج۱، ص۱۴۱/ نورالثقلین

۱ -۶

(انعام/ ۱۰۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ لَمْ تُدْرِکْهُ الْأَبْصَارُ فَیَکُونَ بَعْدَ انْتِقَالِهَا حَائِلًا.

 

امام علی (علیه السلام)- دیدها او را در نمی‌یابند تا آنکه بعد از انتقال آن‌ها از وی، متغیّر گردند و منقلب شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۸ التوحید، ص۵۰/ نورالثقلین

۱ -۷

(انعام/ ۱۰۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ انْحَسَرَتِ الْأَبْصَارُ عَنْ أَنْ تَنَالَهُ فَیَکُونَ بِالْعِیَانِ مَوْصُوفاً وَ بِالذَّاتِ الَّتِی لَا یَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ عِنْدَ خَلْقِهِ مَعْرُوفاً.

 

امام علی (علیه السلام)- دیدها کند شده و ملال به هم رسانیده از آنکه او را بیابند تا به عیان و دیدن به چشم و روبرو دیدن موصوف باشد. و به ذاتی که کسی غیر از او آن را نمی‌داند و نمی‌شناسد در نزد خلقش معروف باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۸ الکافی، ج۱، ص۹۹/ التوحید، ص۱۱۳/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۹/ نورالثقلین

۱ -۸

(انعام/ ۱۰۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ‌بْنِ‌الْقَاسِمِ أَبِی‌هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِیجَعْفَرٍ (علیه السلام) لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ فَقَالَ یَا أَبَاهَاشِمٍ أَوْهَامُ الْقُلُوبِ أَدَقُّ مِنْ أَبْصَارِ الْعُیُونِ أَنْتَ قَدْ تُدْرِکُ بِوَهْمِکَ السِّنْدَ وَ الْهِنْدَ وَ الْبُلْدَانَ الَّتِی لَمْ تَدْخُلْهَا وَ لَا تُدْرِکُهَا بِبَصَرِکَ وَ أَوْهَامُ الْقُلُوبِ لَا تُدْرِکُهُ فَکَیْفَ أَبْصَارُ الْعُیُونِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- داودبن‌قاسم گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ یعنی چه»؟ فرمود: «ای ابوهاشم، توّهم قلب­ها دقیق­تر از بینایی چشم­ها است، تو ممکن است بتوانی با وهم خویش، سِند و هند و سرزمین­هایی را که وارد آن‌ها نشده‌ای درک کنی، ولی با بینایی‌ات نمی‌توانی آن‌ها را درک کنی و توّهم قلب­ها آن را درک نمی‌کند، چه برسد به بینایی چشم­ها».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۹/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۳۴/ الأمالی للصدوق، ص۴۰۹/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۹

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرضا (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ قَالَ لَا تُدْرِکُهُ أَوْهَامُ الْقُلُوبُ فَکَیْفَ تُدْرِکُهُ أَبْصَارُ الْعُیُونِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ، توّهمات دل­ها نمی‌تواند او را درک کند، چه برسد به بینایی چشم­ها!.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۱۸ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۴۹/ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۶۲/ فقه الرضا (ع)، ص۳۸۴؛ فیه: «یحد» بدلٌ «یحلّ»

۱ -۱۰

(انعام/ ۱۰۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- فِقْهُ الرِّضَا (علیه السلام)، وَ أَرْوِی عَنِ الْعَالِمِ (علیه السلام) سَأَلْتُهُ عَنْ شَیْءٍ مِنَ الصِّفَاتِ فَقَالَ لَا تَتَجَاوَزُوا مِمَّا فِی الْقُرْآنِ أَرْوِی أَنَّهُ قُرِئَ بَیْنَ یَدَیِ الْعَالِمِ (علیه السلام) قَوْلُهُ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ فَقَالَ إِنَّمَا عَنَی أَبْصَارَ الْقُلُوبِ وَ هِیَ الْأَوْهَامُ فَقَالَ لَا تُدْرِکُ الْأَوْهَامُ کَیْفِیَّتَهُ وَ هُوَ یُدْرِکُ کُلَّ وَهْمٍ وَ أَمَّا عُیُونُ الْبَشَرِ فَلَا تَلْحَقُهُ لِأَنَّهُ لَا یَحِلُّ فَلَا یُوصَفُ هَذَا مَا نَحْنُ عَلَیْهِ کُلُّنَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- در فقه الرّضا (علیه السلام) روایت است: از امام کاظم (علیه السلام) درباره‌ی چیزی از صفات [خداوند] پرسیدم. فرمود: «از آنچه در قرآن است تجاوز نکنید». روایت می‌کنم که پیش ایشان این کلام خداوند لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ خوانده شد، فرمود: «[خداوند] چشم قلب‌ها را قصد کرده است و آن وهم‌ها [و خیال‌ها] است». سپس فرمود: «وهم‌ها چگونگی او را درک نمی‌کنند ولی او هر وهمی را درک می‌کند و امّا چشم‌های بشر، خدا را درک نمی‌کند چون خدا [نامحدود است؛ و در جایی] وارد نمی‌شود؛ در نتیجه توصیف نمی‌شود». این چیزی است که ما همه به آن اعتقاد داریم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۵۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۱۱

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْأَشْعَثِ‌بْنِ‌حَاتِمٍ قَالَ قَالَ ذُو الرِّئَاسَتَیْن قُلْتُ لِأَبِی‌الحسن‌الرضا (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ أَخْبِرْنِی عَمَّا اخْتَلَفَ فِیهِ النَّاسُ مِنَ الرُّؤْیَهًِْ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لَا یُرَی فَقَالَ یَا أَبَاالْعَبَّاسِ مَنْ وَصَفَ اللَّهَ بِخِلَافِ مَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ فَقَدْ أَعْظَمَ الْفِرْیَهًَْ عَلَی اللَّهِ قَالَ اللَّهُ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ هَذِهِ الْأَبْصَارُ لَیْسَتْ هِیَ الْأَعْیُنَ إِنَّمَا هِیَ الْأَبْصَارُ الَّتِی فِی الْقُلُوبِ لَا تَقَعُ عَلَیْهِ الْأَوْهَامُ وَ لَا یُدْرَکُ کَیْفَ هُوَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- اشعث‌بن‌حاتم گوید: ذوالرئاستین نقل می‌کند: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم، مرا دربارهی اختلاف مردم در رؤیت [خدا]، مطّلع ساز؛ برخی از آنان می‌گویند: قابل رؤیت نیست». فرمود: «ای ابوالعباس! هرکه خدا را برخلاف آنچه را که خدا خود را توصیف کرده است، توصیف کند، بر خدا سخت افترا بسته است، چرا که خداوند می‌فرماید: لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ و این بینایی‌ها با چشم­ها نیست، بلکه چشم­هایی است که در دل است. خدا نمی‌تواند مورد توهّمات واقع شود و نمی‌توان کیفیّت او را درک کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۰ بحارالأنوار، ج۸۷، ص۲۴۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۳

۱ -۱۲

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- مَنْ وَصَفَ اللَّهَ تَعَالَی بِخِلَافِ مَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ فَقَدْ أَعْظَمَ الْفِرْیَهًَْ عَلَی اللَّهِ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ أَیِ الْأَبْصَارُ الَّتِی فِی الْقُلُوبِ وَ لَیْسَتْ هِیَ الْأَعْیُنَ أَیْ لَا یَقَعُ عَلَیْهِ الْأَوْهَامُ وَ لَا یُدْرَکُ کَیْفَ هُوَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- هرکس خدای تعالی را برخلاف آنچه خداوند خود را به آن توصیف فرموده توصیف کند، دروغ بزرگی را به خدا نسبت داده است. لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ یعنی چشم‌هایی که در قلب‌ها است. یعنی وهم‌ها و خیال‌ها نمی‌توانند او را درک کنند و درک نمی‌شود که او چگونه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۰ بحارالأنوار، ج۷، ص۱۱۹/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۳۴/ التوحید، ص۲۶۱ـ نورالثقلین؛ فیه: «ذلک مدح ... کبیرا» محذوفٌ

۱ -۱۳

(انعام/ ۱۰۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی مَعْمَرٍ السَّعْدَانِیِ أَنَّ رَجُلًا أَتَی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ‌بْنَ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِنِّی قَدْ شَکَکْتُ فِی کِتَابِ اللَّهِ الْمُنْزَلِ حین أَجِدُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ* إِلی رَبِّها ناظِرَةٌ وَ یَقُولُ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ فَقَال أمیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ أَمَّا قَوْلُهُ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ فَهُوَ کَمَا قَالَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا تُحِیطُ بِهِ الْأَوْهَامُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ یَعْنِی یُحِیطُ بِهَا وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَ ذَلِکَ مَدْحٌ امْتَدَحَ بِهِ رَبُّنَا نَفْسَهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی وَ تَقَدَّسَ عُلُوّاً کَبِیرا.

 

امام علی (علیه السلام)- ابومعمر سعدانی نقل می‌کند: شخصی به خدمت امام علی (علیه السلام) آمد و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین (علیه السلام) من در کتاب منزل خدا شک کرده‌ام آنگاه که خدای عزّوجلّ را می‌یابم که می‌گوید: [آری] در آن روز صورت‌هایی شاداب و مسرور است، و به پروردگارش می‌نگرد!. (قیامت/۲۳۲۲). و می‌گوید: لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الخَبِیرُ». [امام (علیه السلام) در پاسخ فرمود]: «این مدح و ستایشی است که پروردگار ما نفس خود را به تبارک‌وتعالی و تقدّس و برتری‌جویی و بزرگی ستوده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۰ القمی، ج۱، ص۲۱۱

۱ -۱۴

(انعام/ ۱۰۳)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ أَیْ لَا تُحِیطُ بِهِ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ أَیْ یُحِیطُ بِهَا وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کلام خداوند لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ؛ یعنی [چشم‌ها] به او احاطه ندارد. وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ؛ یعنی به آن‌ها احاطه دارد و همه چیز را آفریده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۰ بحارالأنوار، ج۴، ص۵۴/ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۴۰۶/ کفایهًْ الأثر، ص۲۶۱

۱ -۱۵

(انعام/ ۱۰۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- سُئِلَ أَمِیرُالمُؤمِنِینَ (علیه السلام) فَقِیلَ یَا أَخَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ فَقَالَ وَ کَیْفَ أَعْبُدُ مَنْ لَمْ أَرَهُ لَمْ تَرَهُ الْعُیُونُ بِمُشَاهَدَهًِْ الْعِیَانِ وَ لَکِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ الْإِیمَانِ فَإِذَا کَانَ الْمُؤْمِنُ یَرَی رَبَّهُ بِمُشَاهَدَهًِْ الْبَصَرِ فَإِنَّ کُلَّ مَنْ جَازَ عَلَیْهِ الْبَصَرُ وَ الرُّؤْیَهًُْ فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ لَا بُدَّ لِلْمَخْلُوقِ مِنَ الْخَالِقِ فَقَدْ جَعَلْتَهُ إِذاً مُحْدَثاً مَخْلُوقاً وَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ فَقَدِ اتَّخَذَ مَعَ اللَّهِ شَرِیکاً وَیْلَهُمْ أَ وَ لَمْ یَسْمَعُوا یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَی لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال شد: «ای برادر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آیا خدایت را دیده‌ای»؟ فرمود: «چگونه پرستش کنم خدای را که ندیده‌ام، چشمان در ظاهر و آشکارا او را نبینند ولی دل‌ها به حقیقت ایمان، او را ببینند، و اگر بنا شود مؤمن خدای خود را به چشم ببیند، پس هرکه به چشم دیده شود او آفریده شده و مخلوق [دیگری] است، و هر مخلوقی را آفریدگار و خالقی است، و دراین‌صورت تو خدا را آفریده شده و مخلوق قرار داده‌ای، و هرکه خدا را به مخلوق تشبیه کند برای خدا شریک قرار داده، وای بر ایشان آیا نشنیده‌اند گفتار خدای تعالی را [که می‌فرماید]: لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۰۸/ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۰۸/ البرهان

۱ -۱۶

(انعام/ ۱۰۳)

 

السّجّاد (علیه السلام)- لَا یُوصَفُ اللَّهُ بِمُحْکَمِ وَحْیِهِ عَظُمَ رَبُّنَا عَنِ الصِّفَهًِْ وَ کَیْفَ یُوصَفُ مَنْ لَا یُحَدُّ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- خداوند با وحی محکم خویش توصیف نمی‌شود و پروردگار ما بزرگ‌تر از این است که توصیف شود و چگونه آنکه حدّی برای آن نمی‌توان قائل شد، توصیف شود، درحالی‌که اوست که چشمان را درک می‌کند [و بر آن‌ها سیطره دارد] لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۲ عیون أخبار الرضا، ج۱، ص۱۳۱/ نورالثقلین

۱ -۱۷

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخُرَاسَانِیِّ خَادِمِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ الزَّنَادِقَهًِْ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ (علیه السلام) وَ عِنْدَهُ جَمَاعَهًٌْ: ... قَالَ السَّائِلُ رَحِمَکَ اللَّهُ فَأَوْجِدْنِی کَیْفَ هُوَ وَ أَیْنَ هُوَ قَالَ وَیْلَکَ إِنَّ الَّذِی ذَهَبْتَ إِلَیْهِ غَلَطٌ هُوَ أَیَّنَ الْأَیْنَ وَ کَانَ وَ لَا أَیْنَ وَ هُوَ کَیَّفَ الْکَیْفَ وَ کَانَ وَ لَا کَیْفَ وَ لَا یُعْرَفُ بِکَیْفُوفِیَّهًٍْ وَ لَا بِأَیْنُونِیَّهًٍْ وَ لَا یُدْرَکُ بِحَاسَّهًٍْ وَ لَا یُقَاسُ بِشَیْءٍ قَالَ الرَّجُلُ فَإِذاً إِنَّهُ لَا شَیْءَ إِذْ لَمْ یُدْرَکْ بِحَاسَّهًٍْ مِنَ الْحَوَاسِّ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) وَیْلَکَ لَمَّا عَجَزَتْ حَوَاسُّکَ عَنْ إِدْرَاکِهِ أَنْکَرْتَ رُبُوبِیَّتَهُ وَ نَحْنُ إِذَا عَجَزَتْ حَوَاسُّنَا عَنْ إِدْرَاکِهِ أَیْقَنَّا أَنَّهُ رَبُّنَا وَ أَنَّهُ شَیْءٌ بِخِلَافِ الْأَشْیَاءِ وَ فِیهِ بَعدَ سُطُورٍ: قَالَ الرَّجُلُ فَلِمَ احْتَجَبَ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَّ الْحِجَابَ عَلَی الْخَلْقِ لِکَثْرَهًِْ ذُنُوبِهِمْ فَأَمَّا هُوَ فَلَا یَخْفَی عَلَیْهِ خَافِیَهًٌْ فِی آنَاءِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ قَالَ فَلِمَ لَا یُدْرِکُهُ حَاسَّهًُْ الْأَبْصَارِ قَالَ لِلْفَرْقِ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَلْقِهِ الَّذِینَ تُدْرِکُهُمْ حَاسَّهًُْ الْأَبْصَارِ مِنْهُمْ وَ مِنْ غَیْرِهِمْ ثُمَّ هُوَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ یُدْرِکَهُ بَصَرٌ أَوْ یُحِیطَهُ وَهْمٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمدبن‌عبد اللَّه خراسانی خادم حضرت امام رضا (علیه السلام) که گفت: مردی زندیق بر آن حضرت وارد شد، و گروهی نیز حضور داشتند ... زندیق گفت: «خداوند به تو لطف و رحمت فرماید، برایم توضیح بده که خدا چگونه است؟ و کجاست»؟ حضرت فرمود: «وای بر تو! آنچه تو گمان کرده‌ای غلط است، او جا و مکان را ایجاد کرده است، او بود ولی هیچ جا و مکانی وجود نداشت، کیفیّت را او ایجاد کرده است، او بود و هیچ چگونگی و کیفیّتی وجود نداشت، لذا با کیفیّت یا جا و مکان و حواسّ قابل درک نیست و به هیچ چیز شبیه نمی‌باشد». مرد گفت: «حال که با هیچ حسّی از حواسّ پنجگانه قابل درک نیست پس اصلا نیست». حضرت فرمود: «وای بر تو! چون حواسّت از درک او عاجز است، ربوبیّت او را انکار می‌کنی؟ و حال آنکه ما وقتی از ادراکش عاجز می‌شویم یقین می‌کنیم که او ربّ ما است، و او چیزی بر خلاف سایر اشیاء است». مرد گفت: «پس بگو خدا چه زمانی، بوده است»؟ حضرت فرمود: «تو به من بگو، خداوند کِی نبوده است تا بگویم از کِی بوده است». مرد پرسید: «چه دلیلی بر وجود خدا هست»؟ حضرت فرمود: «وقتی به جسدم می‌نگرم و می‌بینم نمی‌توانم در طول و عرض چیزی از آن کم کنم یا بر آن بیفزایم و سختی‌ها را از آن دفع کنم و چیزی به سود آن انجام دهم، می‌فهمم که این ساختمان بنا کننده‌ای دارد و به او معتقد می‌شوم، علاوه بر اینکه دوران فلک را به امر و قدرتش و ایجاد شدن ابرها و گردش بادها و حرکت ماه و خورشید و ستارگان و سایر آیات عجیب و متقن الهی را می‌بینم، و لذا می‌فهمم که اینها همه تقدیرکننده و ایجادکننده‌ای دارد». مرد پرسید: «پس چرا پنهان است»؟ حضرت فرمود: «در پرده بودن او از خلق، به خاطر گناهان بسیار آنهاست، امّا خود او هیچ چیز پنهانی در شب و روز، برایش پنهان نیست». پرسید: «پس چرا چشم، او را نمی‌بیند»؟ حضرت فرمود: «برای اینکه فرقی باشد بین او و بین خلقش که قابل رؤیت هستند. مضافا به اینکه شأن او اجل از این است که چشم او را ببیند و یا فکر او را درک نماید یا عقل، او را ادراک کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۲ الکافی، ج۱، ص۹۶/ نورالثقلین

۱ -۱۸

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَیْدٍ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنِ الرُّؤْیَهًِْ وَ مَا تَرْوِیهِ الْعَامَّهًُْ وَ الْخَاصَّهًُْ وَ سَأَلْتُهُ أَنْ یَشْرَحَ لِی ذَلِکَ فَکَتَبَ بِخَطِّهِ اتَّفَقَ الْجَمِیعُ لَا تَمَانُعَ بَیْنَهُمْ
 أَنَّ الْمَعْرِفَهًَْ مِنْ جِهَهًِْ الرُّؤْیَهًِْ ضَرُورَهًٌْ فَإِذَا جَازَ أَنْ یُرَی اللَّهُ بِالْعَیْنِ وَقَعَتِ الْمَعْرِفَهًُْ ضَرُورَهًًْ ثُمَّ لَمْ تَخْلُ تِلْکَ الْمَعْرِفَهًُْ مِنْ أَنْ تَکُونَ إِیمَاناً أَوْ لَیْسَتْ بِإِیمَانٍ فَإِنْ کَانَتْ تِلْکَ الْمَعْرِفَهًُْ مِنْ جِهَهًِْ الرُّؤْیَهًِْ إِیمَاناً فَالْمَعْرِفَهًُْ الَّتِی فِی دَارِ الدُّنْیَا مِنْ جِهَهًِْ الِاکْتِسَابِ لَیْسَتْ بِإِیمَانٍ لِأَنَّهَا ضِدُّهُ فَلَا یَکُونُ فِی الدُّنْیَا مُؤْمِنٌ لِأَنَّهُمْ لَمْ یَرَوُا اللَّهَ عَزَّ ذِکْرُهُ وَ إِنْ لَمْ تَکُنْ تِلْکَ الْمَعْرِفَهًُْ الَّتِی مِنْ جِهَهًِْ الرُّؤْیَهًِْ إِیمَاناً لَمْ تَخْلُ هَذِهِ الْمَعْرِفَهًُْ الَّتِی مِنْ جِهَهًِْ الِاکْتِسَابِ أَنْ تَزُولَ وَ لَا تَزُولُ فِی الْمَعَادِ فَهَذَا دَلِیلٌ عَلَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَا یُرَی بِالْعَیْنِ إِذِ الْعَیْنُ تُؤَدِّی إِلَی مَا وَصَفْنَاهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- محمّدبن‌عبید گوید: به امام رضا (علیه السلام) نامه نوشتم و درباره‌ی دیدن خدا و آنچه عامّه و خاصّه روایت کرده‌اند سؤال کردم و خواستم که این مطلب را برایم شرح دهد، حضرت به خط خود نوشت: «همه اتّفاق دارند و اختلافی میان آن‌ها نیست که شناسایی از راه دیدن ضروری و قطعی است، پس اگر درست باشد که خدا به چشم دیده می‌شود، قطعا شناختن او حاصل می‌شود، آنگاه این شناختن بیرون از این نیست که یا ایمان است و یا ایمان نیست، اگر این شناسایی از راه دیدن ایمان باشد، پس شناسایی در دنیا که از راه کسب دلیل است ایمان نمی‌باشد؛ زیرا این شناسایی ضد آن است و باید در دنیا مؤمنی وجود نداشته باشد. زیرا ایشان خدای را ندیده‌اند و اگر شناسایی از راه دیدن ایمان نباشد، شناسایی از راه کسب دلیل بیرون از آن نیست که یا در معاد نابود می‌شود و و یا نابود نمی‌شود، این دلیل است بر اینکه خدای عزّوجلّ به چشم دیده نمی‌شود زیرا دیدن به چشم به آنچه گفتیم می‌رسد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۲۵۹/ نورالثقلین

۱ -۱۹

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِیَّاکُمْ وَ التَّفَکُّرَ فِی اللَّهِ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ فِی اللَّهِ لَا یَزِیدُ إِلَّا تِیهاً إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا یُوصَفُ بِمِقْدَارٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مبادا درباره‌ی خدا اندیشه کنید که اندیشه در خدا جز گمراهی نمی‌افزاید. به‌راستی چشم‌ها توان درک خدای عزّوجلّ را ندارند و او را نمی‌توان اندازه گرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۴ الکافی، ج۱، ص۹۶/ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۶/ التوحید، ص۱۱۰؛ فیه: «قال ابوقرهًْ ... کمثله شیء» محذوفٌ / نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲۰

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی قَالَ: سَأَلَنِی أَبُو قُرَّهًَْ الْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) فَاسْتَأْذَنْتُهُ فِی ذَلِکَ فَأَذِنَ لِی فَدَخَلَ عَلَیْهِ فَسَأَلَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْأَحْکَامِ حَتَّی بَلَغَ سُؤَالُهُ التَّوْحِید. فَقَالَ أَبُوقُرَّهًَْ إِنَّا رُوِّینَا أَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَسَمَ الرُّؤْیَهًَْ وَ الْکَلَامَ بَیْنَ اثْنَیْنِ فَقَسَمَ لموسی (علیه السلام) الْکَلَامَ وَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) الرُّؤْیَهًَْ فَقَالَ أَبُوالحَسَنِ (علیه السلام) فَمَنِ الْمُبَلِّغُ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ إِلَی الثَّقَلَیْنِ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ. وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً. وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ أَ لَیْسَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) قَالَ بَلَی قَالَ فَکَیْفَ یَجِیءُ رَجُلٌ إِلَی الْخَلْقِ جَمِیعاً فَیُخْبِرُهُمْ أَنَّهُ جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ أَنَّهُ یَدْعُوهُمْ إِلَی اللَّهِ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ یَقُولُ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ. وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً. وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ ثُمَّ یَقُولُ أَنَا رَأَیْتُهُ بِعَیْنِی وَ أَحَطْتُ بِهِ عِلْماً وَ هُوَ عَلَی صُورَهًِْ الْبَشَرِ أَ مَا یَسْتَحْیُونَ مَا قَدَرَتِ الزَّنَادِقَهًُْ أَنْ تَرْمِیَهُ بِهَذَا أَنْ یَکُونَ یَأْتِی عَنِ اللَّهِ بِشَیْءٍ ثُمَّ یَأْتِی بِخِلَافِهِ مِنْ وَجْهٍ آخَر قَالَ أَبُو قُرَّهًَْ فَإِنَّهُ یَقُولُ وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْری فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) إِنَّ بَعْدَ هَذِهِ الْآیَهًِْ مَا یَدُلُّ عَلَی مَا رَأَی حَیْثُ قَالَ ما کَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأی یَقُولُ مَا کَذَبَ فُؤَادُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) مَا رَأَتْ عَیْنَاهُ ثُمَّ أَخْبَرَ بِمَا رَأَی فَقَالَ لَقَدْ رَأی مِنْ آیاتِ رَبِّهِ الْکُبْری فَآیَاتُ اللَّهِ غَیْرُ اللَّهِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً فَإِذَا رَأَتْهُ الْأَبْصَارُ فَقَدْ أَحَاطَتْ بِهِ الْعِلْمَ وَ وَقَعَتِ الْمَعْرِفَهًُْ فَقَالَ أَبُو قُرَّهًَْ فَتُکَذِّبُ
 بِالرِّوَایَاتِ فَقَالَ أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) إِذَا کَانَتِ الرِّوَایَاتُ مُخَالِفَهًًْ لِلْقُرْآنِ کَذَّبْتُهَا وَ مَا أَجْمَعَ الْمُسْلِمُونَ عَلَیْهِ أَنَّهُ لَا یُحَاطُ بِهِ عِلْماً وَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- صفوان‌بن‌یحیی گوید: ابوقرّه محدِّث از من خواست که او را بر امام رضا (علیه السلام) وارد کنم. از وی اجازه خواستم و اجازه داد، پس بر او وارد شد و دربارهی حلال و حرام و احکام سؤال کرد تا اینکه به توحید رسید. ابوقرّه گفت: «برای ما روایت شده است که خدا رؤیت و کلام را میان دو پیامبر تقسیم کرده است، کلام نصیب موسی (علیه السلام)، و رؤیت نصیب محمّد (صلی الله علیه و آله) شد». امام رضا (علیه السلام) فرمود: «پس چه کسی از طرف خدا به ثقلین از جنّ و انس، ابلاغ می­کند که لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ. وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً (طه/۱۱۰). وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ (شوری/۱۱). آیا این ابلاغ‌کننده، محمّد (صلی الله علیه و آله) نیست»؟ گفت: «بلی». فرمود: «چگونه مردی برای تمامی مردم فرستاده می‌شود و به آنان خبر می‌دهد که از جانب خدا آمده است و اینکه او آنان را از جانب خدا به خدا و به دستور خدا دعوت می‌کند و می‌گوید: لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ. وَ لا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً (طه/۱۱۰). وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ (شوری/۱۱). سپس می‌گوید: «من با چشم خود او را دیدم و علم من به او احاطه کرده است و او بر صورت بشر است»؟! آیا حیاء نمی‌کنند؟! زندیقان نتوانستند این تهمت را به او بزنند که چیزی را از جانب خدا بیاورد و سپس چیز دیگری را برخلاف آن و به صورتی دیگر بیاورد»؟! ابوقرّه گفت: «خدای تبارک‌وتعالی می­فرماید: و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد. (نجم/۱۳)». امام رضا (علیه السلام) فرمود: «دنباله‌ی این آیه بر آنچه دیده است دلالت می‌کند، آنجا که می‌فرماید: قلب [پاک او] در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (نجم/۱۱). قلب محمّد (صلی الله علیه و آله) آنچه را که چشمش دید، تکذیب نکرد؛ سپس در مورد آنچه را دیده است خبر داده و فرموده است: او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید!. (نجم/۱۸). پس آیات خدا غیر از خدا است و خدا فرمود: ولی آن‌ها به [علم] او احاطه ندارند!. (طه/۱۱۰). پس هرگاه چشم­ها او را می‌بیند، علم نیز به او احاطه می‌کند و معرفت حاصل می‌شود». ابوقرّه گفت: «پس روایات را تکذیب می‌کنید»؟ امام رضا (علیه السلام) فرمود: «اگر روایات مخالف قرآن باشد، آن را (یعنی روایات را) تکذیب می‌کنم و آنچه مسلمانان بر آن اجماع دارند این است که علم نمی‌تواند به او احاطه کند، وَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ. وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۴ الکافی، ج۱، ص۹۸

۱ -۲۱

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ قَالَ إِحَاطَهًُْ الْوَهْمِ أَ لَا تَرَی إِلَی قَوْلِهِ قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ لَیْسَ یَعْنِی بَصَرَ الْعُیُونِ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ لَیْسَ یَعْنِی مِنَ الْبَصَرِ بِعَیْنِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها لَیْسَ یَعْنِی عَمَی الْعُیُونِ إِنَّمَا عَنَی إِحَاطَهًَْ الْوَهْمِ کَمَا یُقَالُ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالشِّعْرِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالْفِقْهِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالدَّرَاهِمِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالثِّیَابِ اللَّهُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یُرَی بِالْعَیْنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ؛ مقصود این است که در وهم نگنجد، آیا نمی­بینی قول او را در آیه‌ی دیگر که می‌فرماید: قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ؛ که مقصود دیدن به چشم نیست. فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ؛ مقصود دیدن به چشم نیست. مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها در اینجا نیز کوری چشم را قصد نکرده است. همانا مقصود احاطه‌ی وهم است. چنانچه گفته شود: فلانی به شعر بصیر است و فلانی به فقه بصیر است و فلانی به دراهم بصیر است و فلانی به جامه‌ها بصیر است، خدا بزرگتر از آن است که به چشم دیده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۶ بحارالأنوار، ج۳، ص۱۹۳

۱ -۲۲

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَن المُفَضَّل عَن أَبِی عَبدِالله (علیه السلام) قَالَ: ... فَأَنَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّهُ خَالِقُ السَّمَائِمِ الْقَاتِلَهًِْ وَ الْهَوَامِّ الْعَادِیَهًِْ وَ جَمِیعِ النَّبْتِ وَ الْأَشْجَارِ وَ غَارِسُهَا وَ مُنْبِتُهَا ... وَ أَنَّهُ هُوَ الَّذِی وَضَعَ هَذِهِ النُّجُومَ وَ حِسَابَهَا وَ الْعَالِمُ بِهَا وَ الدَّالُّ عَلَی نُحُوسِهَا وَ سُعُودِهَا وَ مَا یَکُونُ مِنَ الْمَوَالِیدِ وَ أَنَّ التَّدْبِیرَ وَاحِدٌ لَمْ یَخْتَلِفْ مُتَّصِلٌ فِیمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِیهَا فَبَیِّنْ لِی کَیْفَ قُلْتَ هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَ أَشْبَاهَ ذَلِکَ قُلْتُ هُوَ الْأَوَّلُ بِلَا کَیْفٍ وَ هُوَ الْآخَرُ بِلَا نِهَایَهًٍْ لَیْسَ لَهُ مِثْلٌ خَلَقَ الْخَلْقَ وَ الْأَشْیَاءَ لَا مِنْ شَیْءٍ وَ لَا کَیْفٍ بِلَا عِلَاجٍ وَ لَا مُعَانَاهًٍْ وَ لَا فِکْرٍ وَ لَا کَیْفٍ کَمَا أَنَّهُ لَا کَیْفَ لَهُ وَ إِنَّمَا الْکَیْفُ بِکَیْفِیَّهًِْ الْمَخْلُوقِ لِأَنَّهُ الْأَوَّلُ لَا بَدْءَ لَهُ وَ لَا شِبْهَ وَ لَا مِثْلَ وَ لَا ضِدَّ وَ لَا نِدَّ لَا یُدْرَکُ بِبَصَرٍ وَ لَا یُحَسُّ بِلَمْسٍ وَ لَا یُعْرَفُ إِلَّا بِخَلْقِهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّّل نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «... پس من شهادت می‌دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست و شریکی ندارد و اوست که خالق سموم کشنده و حشرات خطرناک و تمامی گیاهان و درختان است و اوست که آن‌ها را کاشته و رویانده... و اوست که این محاسبات نجومی را ایجاد کرده و به آن‌ها آگاه است و به نحس یا خیر و آنچه در موالید مؤثر است، راهنمایی نموده. و تدبیر او واحد است و هیچ اختلافی در آن نیست. و همگی از آسمان تا زمین و آنچه در آن‌هاست پیوسته است. پس برایم توضیح بده چگونه گفتی: او اوّل و آخر است، لطیف و خبیر است و مانند این صفات»؟ گفتم: «او اوّل است، بدون کیفیّت و آخر است بدون نهایت، برای او مثلی نیست، مخلوقات و اشیاء را از هیچ چیز و از هیچ حالت خلق نموده است، بدون آنکه چاره اندیشی کرده یا رنجی برده یا فکر کند و یا کیفیّتی به کار گرفته باشد، همان طور که خودش نیز کیفیّتی ندارد. زیرا در حقیقت، کیفیّت نیز از جمله‌ی مخلوقات اوست، زیرا او اّولی است که شروعی و شباهتی و مانند و ضدی یا همزادی ندارد، با چشم شناخته نمی‌شود، با لمس احساس نمی‌شود و جز به وسیله‌ی مخلوقاتش شناخته نمی‌شود و مبارک و متعالی است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۶ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۰۴

۱ -۲۳

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا یَزْعُمُ أَنَّ لِلَّهِ صورَهًًْ مِثْلَ الْإِنْسَانِ وَ قَالَ آخَرُ إِنَّهُ فِی صورَهًِْ أَمْرَدَ جَعْدٍ قَطَطٍ فَخَرَّ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) سَاجِداً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ لَا یُحِیطُ بِهِ عِلْمٌ لَمْ یَلِدْ لِأَنَّ الْوَلَدَ یُشْبِهُ أَبَاهُ وَ لَمْ یُولَدْ فَیُشْبِهَ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ خَلْقِهِ کُفُواً أَحَدٌ تَعَالَی عَنْ صفَهًِْ مَنْ سِوَاهُ عُلُوّاً کَبِیراً.

 

امام صادق (علیه السلام)- یعقوب سرّاج گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «بعضی از اصحاب ما می‌پندارند خدا دارای صورتی مثل انسان است و دیگری گفته که در شکل پسر ساده‌روی پیچیده موئی است»! امام (علیه السلام) بر رو در افتاد و به سجده رفت بعد از آن سرش را برداشت و فرمود: «پاک و منزّه است خدایی که چیزی مثل او نیست و دیده‌ها و اوهام او را در نمی‌یابد و دانشی به او احاطه نمی‌کند. نزاده زیرا که فرزند به پدرش می‌ماند. و زاده نشده که شباهت داشته باشد به کسی که پیش از او بوده است. و هیچ کس از خلقش با او همتا نبوده و نخواهد بود. و برتر است از صفت غیر خودش، برتری بزرگ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۶ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۹۰

۱ -۲۴

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ فَتْحِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُرْجَانِیِّ قَالَ: لَقِیتُهُ (علیه السلام) ... {قَالَ} إِنَّ الْخَالِقَ لَا یُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّی یُوصَفُ الَّذِی تَعجزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الْأَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الْأَبْصَارُ عَنِ الْإِحَاطَهًِْ بِهِ جَلَّ عَمَّا وَصَفَهُ الْوَاصِفُونَ وَ تَعَالَی یَا فَتْحُ کُلُّ جِسْمٍ مُغَذًّی بِغِذَاءٍ إِلَّا الْخَالِقَ الرَّازِقَ فَإِنَّهُ جَسَّمَ الْأَجْسَامَ وَ هُوَ لَیْسَ بِجِسْمٍ وَ لَاصورَهًٍْ لَمْ یَتَجَزَّأْ وَ لَمْ یَتَنَاهَ وَ لَمْ یَتَزَایَدْ وَ لَمْ یَتَنَاقَصْ مُبَرَّأٌ مِنْ ذَاتِ مَا رَکَّبَ فِی ذَاتِ مَنْ جَسَّمَهُ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- فتح‌بن‌یزید جرجانی گوید: آن حضرت (علیه السلام) را ملاقات کردم. ... [فرمود:] به‌درستی‌که خالق را وصف نمی‌توان نمود مگر به آنچه خود خویش را به آن وصف فرمود و کجا میسّر شود که به وصف درآید آنکه حواس از دریافتش عاجز و درمانده‌اند و خیال‌ها نمی‌توانند به او برسند و اندیشه‌ها که از دل سر می‌زنند قدرت ندارند که حدّی را برایش قرار دهند و چشم‌ها کندند که به او احاطه نمایند. بزرگوارتر است از آنچه وصف‌کنندگان او را به آن وصف نمودند و برتر است از آنچه لغت گویندگان در لغت او می‌گویند. با نزدیکی که دارد دور شده و با دوری که دارد نزدیک شده. پس آن جناب با دوری خویش نزدیک است. و با نزدیکیش دور است. حقیقت کیفیّت و چگونگی را بوجود آورده و کیفیّت کرده پس نمی‌توان گفت که او را کیف و چگونگی است. و اینیت و کو و کجا بودن را ثبوت داده و اینیت نموده پس نمی‌توان گفت که او را مکانی هست و در کجا می‌باشد. چراکه آن جناب مخترع و پدیدآورنده‌ی کیفوفیت و اینونیت است که از کیف و این ناشی‌شده. ای فتح! هر جسمی غذا داده شده است به غذایی که خوراک آن است مگر آفریننده روزی‌دهنده! پس به‌درستی‌که او جسم‌ها را جسم گردانیده و خود نه جسم است و نه صورت. و پاره‌پاره نشده که اجزاء داشته باشد. و پایانی نداشته که به نهایت برسد. و نیفزوده و کم نشده. و پاک و منزّه است از ذات آنچه ترکیب داده شده در ذات آنچه آن را مجسم گردانیده. و اوست صاحب لطف آگاه شنوای بینای یکتا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۲۹۷

۱ -۲۵

(انعام/ ۱۰۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌سِنَانٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَظِیمٌ رَفِیعٌ لَا یَقْدِرُ الْعِبَادُ عَلَی صفَتِهِ وَ لَا یَبْلُغُونَ کُنْهَ عَظَمَتِهِ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَ لَا یُوصَفُ بِکَیْفٍ وَ لَا أَیْنٍ وَ لَا حَیْثٍ وَ کَیْفَ أَصِفُهُ بِکَیْفٍ وَ هُوَ الَّذِی کَیَّفَ الْکَیْفَ حَتَّی صارَ کَیْفاً فَعَرَفْتُ الْکَیْفَ بِمَا کَیَّفَ لَنَا مِنَ الْکَیْفِ أَمْ کَیْفَ أَصِفُهُ بِأَیْنٍ وَ هُوَ الَّذِی أَیَّنَ الْأَیْنَ حَتَّی صارَ أَیْنَ فَعَرَفْتُ الْأَیْنَ بِمَا أَیَّنَ لَنَا مِنَ الْأَیْنِ أَمْ کَیْفَ أَصِفُهُ بِحَیْثٍ وَ هُوَ الَّذِی حَیَّثَ الْحَیْثَ حَتَّی صارَ الْحَیْثَ فَعَرَفْتُ الْحَیْثَ بِمَا حَیَّثَ لَنَا مِنَ الْحَیْثِ فَاللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی دَاخِلٌ فِی کُلِّ مَکَانٍ وَ خَارِجٌ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیر.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: خدا بزرگ است و والا، بنده‌ها نمی‌توانند او را بستایند، و به عمق بزرگواریش نمی‌رسند، دیده‌ها او را درک نمی‌کنند و او دیده‌ها را درک می‌کند و اوست لطیف و خبیر. موصوف به کیفیّت و کجایی و حیثیّت نمی‌باشد؛ چگونه به کیفیّتی وصفش کنم با اینکه او کیفیّت را کیفیت بخشید تا کیفیّت گشت پس کیفیّت را به کیفیّتی که او به ما شناساند، شناختم، یا چگونه او را به کجایی وصف کنم با اینکه او کسی است که کجایی را کجایی داد تا «کجا» ایجاد شد و با کجایی که برای ما ایجاد کرد کجایی شناخته شد. یا چگونه او را به حیثیّت توصیف کنم با اینکه او همان کسی است که حیثیّت را حیثیّت بخشید تا حیثیّت شد و به حیثیّت بخشیدن چیزها برای ما حیثیّت شناخته شد. خدای تبارک و تعالی داخل در هر مکان و بیرون از هر چیز است، دیده‌ها او را درک نمی‌کنند و او دیده‌ها را درک می‌کند، شایسته پرستش جز او نیست که علیّ و عظیم است و اوست لطیف و خبیر.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۴، ص۳۰۱

۱ -۲۶

(انعام/ ۱۰۳)

 

الحسین (علیه السلام)- أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا هَؤُلَاءِ الْمَارِقَهًَْ الَّذِینَ یُشَبِّهُونَ اللَّهَ بِأَنْفُسِهِمْ یُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ بَلْ هُوَ اللهُ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ. لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ اسْتَخْلَصَ الْوَحْدَانِیَّهًَْ وَ الْجَبَرُوتَ وَ أَمْضَی الْمَشِیَّهًَْ.

 

امام حسین (علیه السلام)- ای مردم، از این جماعت خارج‌شده از دین (مارقین) که خدای یگانه را با خود قیاس می‌کنند برحذر باشید، اینان گفتارشان شبیه به سخن افرادی از اهل کتاب است که کافر شدند، بلکه او خدای یگانه است که چیزی همانند او نیست، و اوست شنوا و بینا، چشم‌ها او را در نیابد و او چشم‌ها را درمی‌یابد، و اوست لطیف (ریزبین و باریکدان) و آگاه [به ظاهر و باطن]. وحدانیّت و جبروت را مخصوص خود ساخته. [هیچ‌کس جز او در آن دخالتی ندارد] و مشیّت بر هر آنچه شدنی است را به اجرا درآورده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۴

۱ -۲۷

(انعام/ ۱۰۳)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ جَابِرِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ قَالَ: {قَالَ عَلیُّ‌بن‌الحُسَین (علیه السلام)} أَمَّا إِثْبَاتُ التَّوْحِیدِ مَعْرِفَهًُْ اللَّهِ الْقَدِیمِ الْغَائِبِ الَّذِی لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ وَ هُوَ غَیْبٌ بَاطِنٌ سَتُدْرِکُهُ کَمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَمَّا الْمَعَانِی فَنَحْنُ مَعَانِیهِ وَ مَظَاهِرُهُ فِیکُمْ اخْتَرَعَنَا
 مِنْ نُورِ ذَاتِهِ وَ فَوَّضَ إِلَیْنَا أُمُورَ عِبَادِهِ فَنَحْنُ نَفْعَلُ بِإِذْنِهِ مَا نَشَاءُ وَ نَحْنُ إِذَا شِئْنَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِذَا أَرَدْنَا أَرَادَ اللَّهُ وَ نَحْنُ أَحَلَّنَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ هَذَا الْمَحَلَّ وَ اصْطَفَانَا مِنْ بَیْنِ عِبَادِهِ وَ جَعَلَنَا حُجَّتَهُ فِی بِلَادِهِ فَمَنْ أَنْکَرَ شَیْئاً وَ رَدَّهُ فَقَدْ رَدَّ عَلَی اللَّهِ جَلَّ اسْمُهُ وَ کَفَرَ بِآیَاتِهِ وَ أَنْبِیَائِهِ (علیهم السلام) وَ رُسُلِهِ (علیهم السلام) یَا جَابِرُ مَنْ عَرَفَ اللَّهَ تَعَالَی بِهَذِهِ الصِّفَهًِْ فَقَدْ أَثْبَتَ التَّوْحِیدَ لِأَنَّ هَذِهِ الصِّفَهًَْ مُوَافِقَهًٌْ لِمَا فِی الْکِتَابِ الْمُنْزَلِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ. لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ وَ قَوْلُهُ تَعَالَی لا یُسْئَلُ عَمَّا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- جابربن‌یزید جعفی گوید: امام سجّاد (علیه السلام) فرمود: «جابر! اثبات توحید و معرفت معانی: امّا اثبات توحید عبارت است از شناختن خدای قدیم و پنهان از دیده‌ها که دیده‌ها او را در نیابد، امّا او دیده‌ها را در می‌یابد و لطیف و خبیر است. و او غیب است و باطن و به آن‌طوری‌که خود را ستوده، او را در می‌یابی. امّا معانی، ما معانی خدا و مظاهر او در میان شماییم. ما را از نور ذات خویش آفرید و امور بندگان خود را به ما واگذارد. ما به اجازه‌ی او هر چه بخواهیم انجام می‌دهیم. ما وقتی بخواهیم، خدا می خواهد و هرگاه اراده کنیم، خدا اراده می‌کند. ما را خداوند به این مقام رسانیده و از بین بندگان خود برگزیده و ما را حجّت خویش در زمین قرار داده است. هر کسی یکی از این‌ها را منکر شود و رد کند، خدای بلند آوازه را رد کرده و کافر به آیات و انبیا و پیامبران (علیهم السلام) او شده است. جابر! هرکه خدا را با این صفت بشناسد، اثبات توحید کرده است، چون این صفت موافق قرآن مجید در این آیه: لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ و این آیه: هیچ‌کس نمی‌تواند بر کار او خرده بگیرد ولی در کارهای آن‌ها، جای سؤال و ایراد است!. (انبیاء/۲۳)، است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۲۸ سبحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۳۹

۱ -۲۸

(انعام/ ۱۰۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُو سَمِیعٌ بِغَیْرِ سَمْعٍ وَ بَصِیرٌ بِغَیْرِ بَصَرٍ وَ قَوِیٌّ بِغَیْرِ قُوَّهًٍْ مِنْ خَلْقِهِ لَا تُدْرِکُهُ حَدَقُ النَّاظِرِینَ وَ لَا یُحِیطُ بِسَمْعِهِ سَمْعُ السَّامِعِینَ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً کَانَ بِلَا مَشُورَهًٍْ وَ لَا مُظَاهَرَهًٍْ وَ لَا مُخَابَرَهًٍْ وَ لَا یَسْأَلُ أَحَداً عَنْ شَیْءٍ مِنْ خَلْقِهِ أَرَادَهُ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیر.

 

امام علی (علیه السلام)- ستایش برای خدایی است که معبودی جز او نیست... شنوا است بدون گوش، و بینا است بدون چشم، و نیرومند است بدون نیرویی از خلق خود، حدقه‌ی چشم بینندگان او را درک نمی‌کند و در گوش شنوندگان نمی‌گنجد [یعنی نتوان به‌وسیله‌ی گوش با شنیدن اوصاف او به کنه‌ش پی برد]. هنگامی‌که درباره‌ی چیزی اراده فرماید، احتیاج به مشورت و کمک و خبر گرفتن از دیگری ندارد، و از کسی درباره‌ی چیزی که نسبت به خلق خود اراده کرده پرسش نمی‌کند، لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الخَبِیرُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۰ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۰۴

۱ -۲۹

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلَا فِی تَوَحُّدِه جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِکَهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ لَا یَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعَایَنَهًٍْ وَ لَا یَجِدُ أَحَدٌ کَیْفَ هُوَ مِنْ سِرٍّ وَ عَلَانِیَهًٍْ إِلَّا بِمَا دَلَّ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی نَفْسِه.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حمد و ستایش درخور پروردگاری است که شریک و نظیری نداشته... وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الخَبِیرُ؛ هیچ‌کس با دیدن پی به وصف او نبرد، و نه سرّ و آشکار، او را درمی‌یابد مگر اینکه خود خداوند راهنمایی بفرماید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۰ نورالثقلین

و آگاه [از همه] چیز است

۲ -۱

(انعام/ ۱۰۳)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنِ الْفَتْحِ‌بْنِ‌یَزِیدَ الْجُرْجَانِیِّ عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُول: فَقَوْلَکَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ... فَسِّرْهُ لِی کَمَا فَسَّرْتَ الْوَاحِدَ فَإِنِّی أَعْلَمُ أَنَّ لُطْفَهُ عَلَی خِلَافِ لُطْفِ خَلْقِهِ لِلْفَصْلِ غَیْرَ أَنِّی أُحِبُّ أَنْ تَشْرَحَ ذَلِکَ لِی فَقَالَ یَا فَتْحُ إِنَّمَا قُلْنَا اللَّطِیفُ لِلْخَلْقِ اللَّطِیفِ وَ لِعِلْمِهِ بِالشَّیْءِ اللَّطِیفِ أَ وَ لَا تَرَی وَفَّقَکَ اللَّهُ وَ ثَبَّتَکَ إِلَی أَثَرِ صنْعِهِ فِی النَّبَاتِ اللَّطِیفِ وَ غَیْرِ اللَّطِیفِ وَ مِنَ الْخَلْقِ اللَّطِیفِ وَ مِنَ الْحَیَوَانِ الصِّغَارِ وَ مِنَ الْبَعُوضِ وَ الْجِرْجِسِ وَ مَا هُوَ أَصْغَرُ مِنْهَا مَا لَا یَکَادُ تَسْتَبِینُهُ الْعُیُونُ بَلْ لَا یَکَادُ یُسْتَبَانُ لِصِغَرِهِ الذَّکَرُ مِنَ الْأُنْثَی وَ الْحَدَثُ الْمَوْلُودُ مِنَ الْقَدِیمِ فَلَمَّا رَأَیْنَا صغَرَ ذَلِکَ فِی لُطْفِهِ وَ اهْتِدَاءَهُ لِلسَّفَادِ وَ الْهَرَبَ مِنَ الْمَوْتِ وَ الْجَمْعَ لِمَا یُصْلِحُهُ وَ مَا فِی لُجَجِ الْبِحَارِ وَ مَا فِی لِحَاءِ الْأَشْجَارِ وَ الْمَفَاوِزِ وَ الْقِفَارِ وَ إِفْهَامَ بَعْضِهَا عَنْ بَعْضٍ مَنْطِقَهَا وَ مَا یَفْهَمُ بِهِ أَوْلَادُهَا عَنْهَا وَ نَقْلَهَا الْغِذَاءَ إِلَیْهَا ثُمَّ تَأْلِیفَ أَلْوَانِهَا حُمْرَهًٍْ مَعَ صفْرَهًٍْ وَ بَیَاضٍ مَعَ حُمْرَهًٍْ وَ أَنَّهُ مَا لَا تَکَادُ عُیُونُنَا تَسْتَبِینُهُ لِدَمَامَهًِْ خَلْقِهَا لَا تَرَاهُ عُیُونُنَا وَ لَا تَلْمِسُهُ أَیْدِینَا عَلِمْنَا أَنَّ خَالِقَ هَذَا الْخَلْقِ لَطِیفٌ لَطُفَ بِخَلْقِ مَا سَمَّیْنَاهُ بِلَا عِلَاجٍ وَ لَا أَدَاهًٍْ وَ لَا آلَهًٍْ وَ أَنَّ کُلَّ صانِعِ شَیْءٍ فَمِنْ شَیْءٍ صنَعَ وَ اللَّهُ الْخَالِقُ اللَّطِیفُ الْجَلِیلُ خَلَقَ وَ صنَعَ لَا مِنْ شَیْءٍ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- فتح‌بن‌یزید جرجانی گوید: شنیدم امام (علیه السلام) فرمود: «لطف» خداوند با «لطف» مخلوقات فرق دارد چون بین خدا و خلق تفاوت هست ... امّا دوست دارم شما برایم شرح دهید. حضرت فرمود: «ای فتح! به این جهت می‌گوییم لطیف که در خلق‌کردن، لطافت و ظرافت دارد و به اشیاء کوچک و ظریف آگاه است، آیا اثر صنع او را در گیاهان ظریف و غیر ظریف نمی‌بینی؟ آیا اثر خلق او را در خلقت ظریف و دقیق حیوانات کوچکی مثل پشه و پشه ریزه و کوچک‌تر از آنکه چشم به سختی آن را می‌بیند بلکه از فرط ریزی، نر و ماده و بچّه و بزرگ آن‌ها از یکدیگر تشخیص داده نمی‌شود، ندیده‌ای؟ وقتی کوچکی آن‌ها را در عین ظرافتشان می‌بینیم، وقتی آشنایی آن‌ها را به نحوه‌ی آمیزش مخصوص به خود و فرار از مرگ و جمع‌آوری ما یحتاجشان از دل دریاها و پوست درختان و پهنه دشت‌ها و بیابان‌ها می‌نگریم، وقتی به سخن گفتن آن‌ها و نحوه‌ی فهم سخنان یکدیگر، و فهمیدن کلام بزرگ‌ترها به توسّط بچّه‌ها و غذاآوردن والدین برای فرزندانشان را می‌اندیشیم. و همین‌گونه به رنگ‌آمیزی آن‌ها، قرمز با زرد، سفید با سبز و نیز آنچه چشمانمان به سختی تمام پیکره‌اش را می‌بیند و آنچه نه چشم می‌تواند ببیند و نه دست می‌تواند لمس کند می‌نگریم، می‌فهمیم که خالق این مخلوقات، لطیف و دقیق است و خلق و آفرینش آنچه که شرحش گذشت را با دقّت و ظرافت و بدون وسیله و ادات و آلاتی انجام داده است، چه هر خالقی مخلوق خود را از چیز دیگری می‌آفریند ولی خداوند، لطیف و دقیق و با جلالت، مخلوقات خود را آفریده امّا نه از چیزی، بلکه از هیچ و عدم، موجودات را بوجود آورده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۰ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَمَّا اللَّطِیفُ فَلَیْسَ عَلَی قِلَّهًٍْ وَ قَضَافَهًٍْ وَ صغَرٍ وَ لَکِنْ ذَلِکَ عَلَی النَّفَاذِ فِی الْأَشْیَاءِ وَ الِامْتِنَاعِ مِنْ أَنْ یُدْرَکَ کَقَوْلِکَ لِلرَّجُلِ لَطُفَ عَنِّی هَذَا الْأَمْرُ وَ لَطُفَ فُلَانٌ فِی مَذْهَبِهِ وَ قَوْلِهِ یُخْبِرُکَ أَنَّهُ غَمَضَ فِیهِ الْعَقْلُ وَ فَاتَ الطَّلَبُ وَ عَادَ مُتَعَمِّقاً مُتَلَطِّفاً لَا یُدْرِکُهُ الْوَهْمُ فَکَذَلِکَ لَطُفَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی عَنْ أَنْ یُدْرَکَ بِحَدٍّ أَوْ یُحَدَّ بِوَصْفٍ وَ اللَّطَافَهًُْ مِنَّا الصِّغَرُ وَ الْقِلَّهًُْ فَقَدْ جَمَعْنَا الِاسْمَ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی.

 

امام رضا (علیه السلام)- و امّا لفظ لطیف به معنی کمی، کوچکی و نازکی نیست، بلکه به معنی «نفوذ در اشیاء» و «درک نشدن» می‌باشد، مثل این جمله: «فلان امر از من پنهان شد». و «فلانی در روش و گفتارش لطیف و ظریف است». به این معنی که او روش و گفتاری پیچیده دارد و عقل را متعجّب می‌سازد و از دسترس به دور است و بسیار عمیق و ظریف بوده و فکر و اندیشه به او نمی‌رسد. و همچنین است خداوند، دقیق‌تر و پیچیده‌تر از آن است که با حدّ و وصفی درک شود و یا با وصفی توصیف گردد ولی «لطافت» در مورد ما آدمیان عبارتست از کوچکی و کمی، پس باز هم در اسم مشترک هستیم ولی معنی و مفهوم آن مختلف و متفاوت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۲ الکافی، ج۱، ص۱۲۲/ نورالثقلین

۲ -۳

(انعام/ ۱۰۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ أَمَّا الْخَبِیرُ فَالَّذِی لَا یَعْزُبُ عَنْهُ شَیْءٌ وَ لَا یَفُوتُهُ لَیْسَ لِلتَّجْرِبَهًِْ وَ لَا لِلِاعْتِبَارِ بِالْأَشْیَاءِ فَعِنْدَ التَّجْرِبَهًِْ وَ الِاعْتِبَارِ عِلْمَانِ وَ لَوْ لَا هُمَا مَا عُلِمَ لِأَنَّ مَنْ کَانَ کَذَلِکَ کَانَ جَاهِلًا وَ اللَّهُ لَمْ یَزَلْ خَبِیراً بِمَا یَخْلُقُ وَ الْخَبِیرُ مِنَ النَّاسِ الْمُسْتَخْبِرُ عَنْ جَهْلٍ الْمُتَعَلِّمُ فَقَدْ جَمَعَنَا الِاسْمُ وَ اخْتَلَفَ الْمَعْنَی.

 

امام رضا (علیه السلام)- امّا خبیر، کسی است که چیزی از نظر او پنهان نیست و هیچ‌چیز از دسترسش دور نمی‌ماند، ولی نه با تجربه و آزمایش. به این صورت که این آزمایش به او چیزی بیاموزد، آنچنان‌که اگر این تجربه و آزمایش نبود، هیچ نمی‌دانست. چون کسی که چنین باشد جاهل است [نه خبیر و آگاه] و خداوند تبارک‌وتعالی از ازل به آنچه می‌خواسته خلق کند، خبیر و آگاه بوده است، امّا در میان مردم، به کسی خبیر گفته می‌شود که جاهل باشد ولی درصدد یادگیری و آگاهی یافتن برآید. دراین‌مورد هم اسم ما و خدا مشترک است ولی معنای آن متفاوت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۲ مستدرک الوسایل، ج۱۱، ص۱۴۶/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۶

 

آیه قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظٍ [104]

 

دلايل بصيرت آفرين از طرف پروردگارتان براى شما آمد؛ كسى كه [به‌وسيله‌ی آن]، بصيرت و آگاهى يافت، به سود خود اوست؛ و كسى كه از ديدن آن چشم پوشيد، به زيان خودش مى‌باشد؛ و من نگاهبان شما نيستم [و شما را بر قبول ايمان مجبور نمى‌كنم].

۱

(انعام/ ۱۰۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَمَّا مَا فَرَضَهُ عَلَی الْعَیْنَیْنِ فَهُوَ النَّظَرُ إِلَی آیَاتِ اللَّهِ وَ غَضُّ النَّظَرِ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قَالَ اللَّهُ تَعَالَیَ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها وَ هَذِهِ الْآیَهًُْ جَامِعَهًٌْ لِأَبْصَارِ الْعُیُونِ وَ أَبْصَارِ الظُّنُونِ.

 

امام علی (علیه السلام)- امّا واجبات چشم یکی از آن‌ها نگاه‌کردن در آیات خداوند و پوشیدن دیده از آنچه خداوند حرام کرده است، در قرآن مجید می‌فرماید: «فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها؛ این آیه در بینایی دل‌ها و چشم‌ها بسیار جامعیّت دارد و حقیقت را روشن می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۲ متشابه القرآن، ج۱، ص۹۳

۲

(انعام/ ۱۰۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَی إِحَاطَهًُْ الْوَهْمِ أَ لَا تَرَی إِلَی قَوْلِهِ قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ یُقَالُ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالدَّرَاهِمِ وَ الثِّیَابِ وَ الْجَوَارِحِ وَ الْأَشْعَارِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یعنی اوهام [او را درک نمی‌کند]، آیا کلام خداوند را نمی‌بینی که فرموده است: قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ؛ گفته می‌شود: فلانی به درهم‌ها، لباس‌ها، اعضا و شعرها بصیر و آگاه است [که دراین‌موارد منظور از بصیربودن، دیدن با چشم ظاهری نیست].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۲ التوحید، ص۱۱۲

۳

(انعام/ ۱۰۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ قَالَ إِحَاطَهًُْ الْوَهْمِ أَ لَا تَرَی إِلَی قَوْلِهِ قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ لَیْسَ یَعْنِی بَصَرَ الْعُیُونِ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ لَیْسَ یَعْنِی مِنَ الْبَصَرِ بِعَیْنِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها لَمْ یَعْنِ عَمَی الْعُیُونِ إِنَّمَا عَنَی إِحَاطَهًَْ الْوَهْمِ کَمَا یُقَالُ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالشِّعْرِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالْفِقْهِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالدَّرَاهِمِ وَ فُلَانٌ بَصِیرٌ بِالثِّیَابِ اللَّهُ أَعْظَمُ مِنْ أَنْ یُرَی بِالْعَیْنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- لا تُدْرِکُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصارَ، مقصود احاطه وهم است، مگر نمی‌بینی خداوند متعال چه می‌فرماید: قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ؛ که مقصود بینایی چشم نیست. و فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ؛ باز مقصود بینایی به چشم نیست، وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها، که مقصود کوری چشم نیست، همانا مقصود احاطه‌ی وهم است چنان‌که می‌گویند فلانی به شعر بیناست و فلانی به فقه بیناست و فلانی به سکه پول بیناست و فلانی به لباس بیناست، خدا بزرگوارتر از این است که به چشم دیده شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۱

۴

(انعام/ ۱۰۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ تَعَالَی وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها یَعْنِی عَلَی النَّفْسِ وَ ذَلِکَ لِاکْتِسَابِهَا الْمَعَاصِی.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها یعنی هرکه گمراه شود، به‌واسطه‌ی کسب معاصی به ضرر خود اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۴/ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ وَ لِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ [105]

 

و اين‌گونه آيات [خود] را شرح مى‌دهيم؛ بگذار آن‌ها بگويند: «تو درس خوانده‌اى [و از ديگرى آموخته‌اى]»! سرانجام مى‌خواهيم آن را براى كسانى كه آماده درك حقايقند، روشن سازيم.

۱

(انعام/ ۱۰۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ لِیَقُولُوا دَرَسْتَ قَالَ کَانَتْ قُرَیْشٌ تَقُولُ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ الَّذِی تُخْبِرُنَا بِهِ مِنَ الْأَخْبَارِ تَتَعَلَّمُهُ مِنْ عُلَمَاءِ الْیَهُودِ وَ تَدْرُسُه.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذَلِکَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ وَ لِیَقُولُواْ دَرَسْتَ وَ لِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ؛ قریش به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می‌گفتند: «اخباری را که برای ما می‌آوری، از علمای یهود یاد می‌گیری و آن را مورد بحث قرار می‌دهی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ البرهان

 

آیه اتَّبِعْ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ [106]

 

از آنچه كه از سوى پروردگارت بر تو وحى شده، پيروى كن؛ هيچ معبودى جز او نيست؛ و از مشركان، روى بگردان.

۱

(انعام/ ۱۰۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ: وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ مَنْسُوخَهًٌْ بِقَوْلِهِ: فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- آیه: اتَّبِعْ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ با این فرموده خدای متعال: فَاقْتُلُوا المُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ؛ (توبه/۵)، منسوخ شده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۸۵

 

آیه وَ لَوْ شاءَ الله ما أَشْرَكُوا وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكيلٍ [107]

 

اگر خدا مى‌خواست، [همه به اجبار ايمان مى‌آوردند، و] هيچ‌يك مشرك نمى‌شدند؛ و ما تو را نگهبان [اعمال] آن‌ها قرار نداده‌ايم؛ و وظيفه‌ی اجبار آن‌ها را ندارى.

اگر خدا می‌خواست، [همه به اجبار ایمان می‌آوردند، و] هیچ‌یک مشرک نمی‌شدند

۱ -۱

(انعام/ ۱۰۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا الرَّدُّ عَلَی الْمُجَبِّرَهًِْ وَ هُمُ الَّذِینَ زَعَمُوا أَنَّ الْأَفْعَالَ إِنَّمَا هِیَ مَنْسُوبَهًٌْ إِلَی الْعِبَادِ مَجَازاً لَا حَقِیقَهًًْ وَ إِنَّمَا حَقِیقَتُهَا لِلَّهِ لَا لِلْعِبَادِ وَ تَأَوَّلُوا فِی ذَلِکَ آیَاتٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی لَمْ یَعْرِفُوا مَعْنَاهَا کَمَا فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لَوْ شاءَ اللهُ ما أَشْرَکُوا فَرَدَّ عَلَیْهِمْ أَهْلُ الْحَقِّ فَقَالُوا لَهُمْ إِنَّ فِی قَوْلِکُمْ ذَلِکَ بُطْلَانَ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ إِذَا نَسَبْتُمْ أَفْعَالَکُمْ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی عَمَّا یَصِفُونَ وَ کَیْفَ یُعَاقِبُ مَخْلُوقاً عَلَی غَیْرِ فِعْلٍ مِنْهُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما کَسَبَتْ وَ عَلَیْها مَا اکْتَسَبَتْ لَا یَجُوزُ أَنْ یَکُونَ إِلَّا عَلَی الْحَقِیقَهًِْ لِفِعْلِهَا وَ مِثْلُ هَذَا کَثِیرٌ فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی وَ فِیهِ بُطْلَانُ مَا ادَّعَوْهُ وَ نَسَبُوهُ إِلَی اللَّهِ تَعَالَی أَنْ یَأْمُرَ خَلْقَهُ بِمَا لَا یَقْدِرُونَ أَوْ یَنْهَاهُمْ عَمَّا لَیْسَ فِیهِمْ صنْعٌ وَ لَا اکْتِسَابٌ وَ خَالَفَهُمْ فِرْقَهًٌْ أُخْرَی فِی قَوْلِهِمْ فَقَالُوا إِنَّ الْأَفْعَالَ نَحْنُ نَخْلُقُهَا عِنْدَ فِعْلِنَا لَهَا وَ لَیْسَ فِیهَا صنْعٌ وَ لَا اکْتِسَابٌ وَ لَا مَشِیَّهًٌْ وَ لَا إِرَادَهًٌْ وَ یَکُونُ مَا یَشَاءُ إِبْلِیسُ وَ لَا یَکُونُ مَا لَا یَشَاءُ فَضَادُّوا الْمُجَبِّرَهًَْ فِی قَوْلِهِمْ وَ ادَّعَوْا أَنَّهُمْ خَلَّاقُونَ مَعَ اللَّهِ وَ احْتَجُّوا بِقَوْلِهِ فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ فَقَالُوا قَوْلُهُ فَتَبارَکَ اللهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ یُثْبِتُ خَلَّاقِینَ غَیْرَهُ فَجَهِلُوا هَذِهِ اللَّفْظَهًَْ وَ لَمْ یَعْرِفُوا مَعْنَی الْخَلْقِ وَ عَلَی کَمْ وَجْهٍ هُوَ فَسُئِلَ (علیه السلام) عَنْ ذَلِکَ وَ قِیلَ لَهُ هَلْ فَوَّضَ اللَّهُ تَعَالَی إِلَی الْعِبَادِ مَا یَفْعَلُونَ فَقَالَ اللَّهُ أَعَزُّ وَ أَجَلُّ مِنْ ذَلِکَ قِیلَ فَهَلْ یُجْبِرُهُمْ عَلَی مَا یَفْعَلُونَ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ یُجْبِرَهُمْ عَلَی فِعْلٍ ثُمَّ یُعَذِّبَهُمْ عَلَیْهِ قِیلَ أَ بَیْنَ الْهَاتَیْنِ الْمَنْزِلَتَیْنِ مَنْزِلَهًٌْ ثَالِثَهًٌْ فَقَالَ نَعَمْ کَمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ فَقِیلَ مَا هِیَ قَالَ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِ اللَّه.

 

امام علی (علیه السلام)- و امّا رد بر قائلین به جبر که گمان می‌کنند همه‌ی کارها از روی مجاز به بندگان منسوب است و درحقیقت از خداست نه بندگان و برای این سخنشان آیاتی را شاهد می‌آورند که معنای آن‌ها را نمی‌دانند، مانند این آیه: وَ لَوْ شَاءَ اللهُ مَا أَشْرَکُوا کسانی‌که اعتقاد حق دارند، در جواب آن‌ها می‌گویند این سخن شما خط بطلانی بر ثواب و عقاب الهی است. وقتی کارهایتان را به خدای متعال منسوب می‌کنید چطور خداوند مخلوقات را به خاطر کاری که خود انجام نداده‌اند عذاب می‌کند؟ خدای متعال فرمود: خداوند هیچ‌کس را، جز به‌اندازه‌ی تواناییش، تکلیف نمی‌کند. [انسان]، هر کار [نیکی] را انجام دهد، برای خود انجام داده و هر کار [بدی] کند، به زیان خود کرده است. (بقره/۲۸۶) و این جایز نیست مگر آنکه به حقیقت فاعل آن کار باشند.... از نمونه‌های آن‌ها در کتاب خداوند فراوان است که بطلانی بر ادّعای آن‌هاست و چیزی که به خدا نسبت می‌دهند؛ به این صورت که خداوند خلایق را امر به چیزی می‌کند که قادر به انجام آن نیستند و یا نهی از چیزی می‌کند که نمی‌توانند انجام دهند. گروهی دیگر نیز با قائلین به جبر مخالفت کرده‌اند و گفتند: «وقتی کاری را انجام می‌دهیم، آن را خلق می‌کنیم بدون آنکه خود آن را انجام داده باشیم یا کسب کنیم یا بخواهیم یا اراده بکنیم و آنچه ابلیس بخواهد واقع می‌شود و آنچه نخواهد واقع نمی‌شود». با این سخن با مجبره به مخالفت برخاستند و ادّعا کردند که آنان نیز به همراه خدا خالق هستند و به این آیه استناد کردند: پس بزرگ است خدایی که بهترین آفرینندگان است!. (مؤمنون/۱۴)». آنان گفتند این آیه اثبات می‌کند که غیر خداوند خالق‌های دیگری نیز هستند، درحالی‌که این لفظ و معنای آن را و وجوه و متعدّد آن را نشناختند. سپس از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال کردند: «آیا خداوند متعال کارهای مردم را به خودشان تفویض کرده است»؟ فرمود: «خداوند عزیزتر و اجلّ از آن است». گفتند: «آیا آنان را در کارشان مجبور کرد». فرمود: «خدای سبحان عادل‌تر از آن است که آنان را مجبور بر کاری کند سپس عذابشان کند». گفتند: «آیا بین این دو چیز سوّمی هست»؟ فرمود: «بله همان‌طور که بین آسمان و زمین است». گفتند: «آن چیست»؟ فرمود: «سری از اسرار الهی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۶ القمی، ج۱، ص۲۱۱/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۰۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ لَوْ شاءَ اللهُ مَا أَشْرَکُوا فَهُوَ الَّذِی یَحْتَجُّ بِهِ الْمُجَبَّرَهًُْ: إِنَّا بِمَشِیئَهًِْ اللَّهِ نَفْعَلُ کُلَّ الْأَفْعَالِ وَ لَیْسَ لَنَا فِیهَا صُنْعٌ. فَإِنَّمَا مَعْنَی ذَلِکَ: أَنَّهُ لَوْ شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَجْعَلَ النَّاسَ کُلَّهُمْ مَعْصُومِینَ حَتَّی کَانَ لَا یَعْصِیهِ أَحَدٌ لَفَعَلَ ذَلِکَ وَ لَکِنْ أَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ وَ امْتَحَنَهُمْ وَ أَعْطَاهُمْ مَا أَزَالَ عِلَتَّهُمْ وَ هِیَ الْحُجَّهًُْ عَلَیْهِمْ مِنَ اللَّهِ یَعْنِی الْإِسْتِطَاعَهًَْ لِیَسْتَحِقُّوا الثَّوَابَ وَ الْعِقَابَ وَ لِیُصَدِّقُوا مَا قَالَ اللَّهُ مِنِ التَّفَضُّلِ وَ الْمَغْفِرَهًِْ وَ الرَّحْمَهًِْ وَ الْعَفْوِ وَ الصَّفْحِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لَوْ شَاء اللهُ مَا أَشْرَکُواْ؛ استدلال می‌کنند که ما همه‌ی کارها را با مشیّت خدا انجام می‌دهیم و دخالتی در آن نداریم، درحالی‌که آیه به آن معنا است که اگر خدا بخواهد، تمامی مردم را معصوم قرار دهد؛ به‌طوری که کسی او را معصیت نکند، این کار را انجام می‌دهد، امّا او به آنان امر و نهی کرد و نعمت­هایی را ارزانی داشت که کاستی‌ها و نواقص آنان را مرتفع سازد و این همان حجّت خدا بر آنان است [یعنی استطاعت]، تا سزاوار ثواب و عقاب باشند، و تا آنچه را خدا از تفضّل (لطف)، آمرزش، رحمت، بخشش و گذشت، گفته است، باور کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۶ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۱۵/ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۲۱۷

 

آیه وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَيَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ [108]

 

[به معبود] كسانى كه غير خدا را مى‌خوانند دشنام ندهيد، مبادا آن‌ها [نيز] از روى ظلم و جهل، خدا را دشنام دهند. اين‌گونه براى هر امّتى عملشان را زينت داديم. سپس بازگشت همه‌ی آنان به‌سوى پروردگارشان است؛ و آن‌ها را از آنچه عمل مى‌كردند، آگاه مى‌سازد [و پاداش و كيفر مى‌دهد].

[به معبود] کسانی که غیر خدا را می‌خوانند دشنام ندهید، مبادا آن‌ها [نیز] از روی ظلم و جهل، خدا را دشنام دهند

۱ -۱

(انعام/ ۱۰۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ إِیَّاکُمْ وَ سَبَّ أَعْدَاءِ اللَّهِ حَیْثُ یَسْمَعُونَکُمْ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ قَدْ یَنْبَغِی لَکُمْ أَنْ تَعْلَمُوا حَدَّ سَبِّهِمْ لِلَّهِ کَیْفَ هُوَ إِنَّهُ مَنْ سَبَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ فَقَدِ انْتَهَکَ سَبَّ اللَّهِ وَ مَنْ أَظْلَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِمَّنِ اسْتَسَبَّ لِلَّهِ وَ لِأَوْلِیَائِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- و بپرهیزید از دشنام دادن به دشمنان خدا، آنجا که از شما می­شنوند: فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ و شایسته است که بدانید دشنام به خدا چه اندازه‌ای دارد و چگونه است؟ راستش، هرکس به اولیای خدا دشنام بدهد، دشنام به خدا را از پرده به در آورده، و چه کسی ستمکارتر است نزد خدا از آن کسی که برای خدا و دوستانش دشنام‌تراشی می­کند؟!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۸ الکافی، ج۲، ص۳۷۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۶۲/ بحارالأنوار، ج۷۱، ص۲۱۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۰۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌مُوسَی قَالَ حَدَّثَنِی أَخِی وَ عَمِّی عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: ثَلَاثَهًُْ مَجَالِسَ یَمْقُتُهَا اللَّهُ وَ یُرْسِلُ نَقِمَتَهُ عَلَی أَهْلِهَا فَلَا تُقَاعِدُوهُمْ وَ لَا تُجَالِسُوهُمْ مَجْلِساً فِیهِ مَنْ یَصِفُ لِسَانُهُ کَذِباً فِی فُتْیَاهُ وَ مَجْلِساً ذِکْرُ أَعْدَائِنَا فِیهِ جَدِیدٌ وَ ذِکْرُنَا فِیهِ رَثٌّ وَ مَجْلِساً فِیهِ مَنْ یَصُدُّ عَنَّا وَ أَنْتَ تَعْلَمُ قَالَ ثُمَّ تَلَا أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) ثَلَاثَ آیَاتٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ کَأَنَّمَا کُنَّ فِی فِیهِ أَوْ قَالَ فِی کَفِّهِ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ. وَ إِذا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ. وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللهِ الْکَذِب.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌موسی گوید: برادر و عمویم برای من حدیث کردند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: سه مجلس وجود دارد که خدا از آن‌ها نفرت دارد و خشم خود را بر اهل آن مجالس می‌فرستد، پس با آن‌ها همنشینی نکنید: مجلسی که در آن زبانی حضور دارد که در فتوایش دروغ می‌گوید؛ و مجلسی که ذکر دشمنان ما در آن تازه و ذکر ما کهنه و فرسوده است؛ و مجلسی که در آن کسانی باشند که [مردم را] از ما روی‌گردان می‌سازند، درحالی‌که تو می‌دانی. سپس امام صادق (علیه السلام) سه آیه از کتاب خدا را تلاوت کرد؛ گویی که در دهان ایشان (در کف ایشان) بود: وَ لاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ فَیَسُبُّواْ اللهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ، وَ إذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأعْرِض عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضوا فِی حَدِیث غَیْرِهِ. به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری می‌شود [و چیزی را مجاز و چیزی را ممنوع می‌کنید]، نگویید: «این حلال است و آن حرام»، تا بر خدا افترا ببندید. (نحل/۱۱۶)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۲۳۹/ بشارهًْ المصطفی، ص۲۲۱/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۳۰۳؛ فیه: «یابن أبی محمود إحفظ ... الآخرهًْ» محذوفٌ/ نورالثقلین؛ فیه: «یابن أبی محمود إذا أخذ ... الآخرهًْ» محذوفٌ

۱ -۳

(انعام/ ۱۰۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ إِبْرَاهِیمُ بْنُ أَبِی مَحْمُودٍ ... فَقَالَ (علیه السلام): یَا ابْنَ‌أَبِی‌مَحْمُودٍ إِنَّ مُخَالِفِینَا وَضَعُوا أَخْبَاراً فِی فَضَائِلِنَا وَ جَعَلُوهَا عَلَی أَقْسَامٍ ثَلَاثَهًٍْ أَحَدُهَا الْغُلُوُّ وَ ثَانِیهَا التَّقْصِیرُ فِی أَمْرِنَا وَ ثَالِثُهَا التَّصْرِیحُ بِمَثَالِبِ أَعْدَائِنَا فَإِذَا سَمِعَ النَّاسُ الْغُلُوَّ فِینَا کَفَّرُوا شِیعَتَنَا وَ نَسَبُوهُمْ إِلَی الْقَوْلِ بِرُبُوبِیَّتِنَا وَ إِذَا سَمِعُوا التَّقْصِیرَ اعْتَقَدُوهُ فِینَا وَ إِذَا سَمِعُوا مَثَالِبَ أَعْدَائِنَا بِأَسْمَائِهِمْ ثَلَبُونَا بِأَسْمَائِنَا وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ یَا ابْنَ‌أَبِی‌مَحْمُودٍ إِذَا أَخَذَ النَّاسُ یَمِیناً وَ شِمَالًا فَالْزَمْ طَرِیقَتَنَا فَإِنَّهُ مَنْ لَزِمَنَا لَزِمْنَاهُ وَ مَنْ فَارَقَنَا فَارَقْنَاهُ إِنَّ أَدْنَی مَا یُخْرِجُ الرَّجُلَ مِنَ الْإِیمَانِ أَنْ یَقُولَ لِلْحَصَاهًِْ هَذِهِ نَوَاهًٌْ ثُمَّ یَدِینُ بِذَلِکَ وَ یَبْرَأُ مِمَّنْ خَالَفَهُ یَا ابْنَ‌أَبِی‌مَحْمُودٍ احْفَظْ مَا حَدَّثْتُکَ بِهِ فَقَدْ جَمَعْتُ لَکَ فِیهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌ابی محمود گفت: به حضرت رضا (علیه السلام) عرض کردم: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! در نزد ما اخباری در فضایل امیرالمؤمنین و شما اهل بیت (علیهم السلام) هست که از طریق مخالفین روایت شده و چنین روایت‌هایی را ما از شما نشنیده‌ایم. آیا معتقد به آن روایات بشویم و آن‌ها را بپذیریم»؟ فرمود: «ای پسر ابی محمود! پدرم از پدر خود، از جدش نقل کرد که پیامبر اکرم (علیه السلام) فرمود: «هرکسی به سخن گوینده‌ای گوش بدهد، او را پرستش کرده؛ اگر سخنران از جانب خدا باشد، خدا را پرستش کرده و اگر از جانب شیطان باشد، شیطان را پرستیده است». سپس حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: «مخالفین ما اخباری را در فضایل ما جعل کرده‌اند که به سه قسم تقسیم می‌شود: خبرهایی که غلو کرده‌اند؛ خبرهایی که درباره‌ی ما کوتاهی کرده‌اند؛ و خبرهایی که بر عیب‌های دشمنان ما تصریح دارند. وقتی مردم اخبار غلو آمیز و زیاده‌روی را بشنوند، شیعیان ما را تکفیر می‌کنند و آن‌ها را نسبت می‌دهند به اینکه امامان خود را، خدا می‌دانند. وقتی اخبار کوتاهی درباره‌ی ما را بشنوند، درباره ما معتقد به آن‌ها می‌شوند. وقتی معایب دشمنان ما را با تصریح بر اسمشان بشنوند، ما را نیز به نام دشنام می‌دهند، با اینکه خداوند در قرآن می‌فرماید: وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ. ای پسر ابی محمود! وقتی مردم به طرف راست و چپ گرایش داشتند، تو از طریق ما منحرف نشو. هرکس دست از ما برندارد، ما نیز از او دست برنمی‌داریم و هرکه از ما جدا شود، ما نیز از او جدا می‌شویم. کمترین چیزی که شخص را از ایمان خارج می‌کند، این است که یک ریگ را بگوید دانه است، بعد درباره آن اعتقاد پیدا کند و از مخالفین خود بیزار شود. ای پسر ابی محمود! آنچه برایت توضیح دادم حفظ کن؛ خیر دنیا و آخرت را برای تو جمع نمودم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۳۸ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۵۴/ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۹۳/ القمی، ج۱، ص۲۱۳/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۴

(انعام/ ۱۰۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ عَنْ قَوْلِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ الشِّرْکَ أَخْفَی مِنْ دَبِیبِ النَّمْلِ عَلَی صفَاهًٍْ سَوْدَاءَ فِی لَیْلَهًٍْ ظَلْمَاءَ قَالَ کَانَ الْمُؤْمِنُونَ یَسُبُّونَ مَا یَعْبُدُ الْمُشْرِکُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ کَانَ الْمُشْرِکُونَ یَسُبُّونَ مَا یَعْبُدُ الْمُؤْمِنُونَ فَنَهَی اللَّهُ عَنْ سَبِّ آلِهَتِهِمْ لِکَیْ لَا یَسُبَّ الْکُفَّارُ إِلَهَ الْمُؤْمِنِینَ فَیَکُونَ الْمُؤْمِنُونَ قَدْ أَشْرَکُوا بِاللَّهِ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُونَ فَقَالَ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- دربارهی این فرموده پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «همانا شرک نامحسوس‌تر از راه‌رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در شب تاریک است»، سؤال شد. ایشان فرمود: «مؤمنان آنچه را مشرکین به‌جز خدا عبادت می‌کردند، دشنام می‌دادند و مشرکان به آنچه مؤمنان می‌پرستیدند، بدگویی می‌کردند. پس خدا مؤمنین را از دشنام‌دادن به خدایانشان نهی کرد تا کفّار، خدای مؤمنان را مورد دشنام قرار ندهند و بدین‌وسیله مؤمنان برای خدای عزّوجلّ نادانسته شریک قائل نشوند». آنگاه فرمود: «وَ لاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ فَیَسُبُّواْ اللهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۳۰۶/ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۲۳۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۵

(انعام/ ۱۰۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُمَرَ الطَّیَالِسِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیْرِ عِلْمٍ قَالَ فَقَالَ یَا عُمَرُ رَأَیْتَ أَحَداً یَسُبُّ اللَّهَ قَالَ فَقُلْتُ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ فَکَیْفَ قَالَ مَنْ سَبَّ وَلِیَّ اللَّهِ فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عمر طیالسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی این کلام خداوند متعال: وَ لاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللهِ فَیَسُبُّواْ اللهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ پرسیدم. پس فرمود: «ای عُمَر! آیا کسی را دیده‌ای که به خدا دشنام دهد»؟ گفتم: «خدا مرا فدای تو کند، چگونه ممکن است»؟ فرمود: «هرکه ولیّ خدا را دشنام دهد، خدا را دشنام داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ الصوارم المهرقهًْ، ص۲۳۹

۱ -۶

(انعام/ ۱۰۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا تَسُبُّوهُمْ فَإنَّهُمْ یَسُبُّونَ عَلَیْکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- به [معبود] آن‌ها دشنام ندهید؛ چون آن‌ها علیه شما دشنام می‌دهند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ الکافی، ج۲، ص۱۱۷/ نورالثقلین

۱ -۷

(انعام/ ۱۰۸)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی التَّوْرَاهًِْ مَکْتُوبٌ فِیمَا نَاجَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ (علیه السلام) یَا مُوسَی (علیه السلام) اکْتُمْ مَکْتُومَ سِرِّی فِی سَرِیرَتِکَ وَ أَظْهِرْ فِی عَلَانِیَتِکَ الْمُدَارَاهًَْ عَنِّی لِعَدُوِّی وَ عَدُوِّکَ مِنْ خَلْقِی وَ لَا تَسْتَسِبَّ لِی عِنْدَهُمْ بِإِظْهَارِ مَکْتُومِ سِرِّی فَتَشْرَکَ عَدُوَّکَ وَ عَدُوِّی فِی سَبِّی.

 

امام باقر (علیه السلام)- در تورات نوشته شده است در مناجاتی که خدای عزّوجلّ با موسی (علیه السلام) کرد، آمده: ای موسی (علیه السلام)! سِرّم را در رفتار خودت پنهان کن، و در علانیت، مدارا را با دشمن خودم و خودت بر مردم عیان کن، و نزد آنان برایم با پدیدار کردن راز نهانم دشنام متراش، تا با آنان در دشنام به من شریک نشوی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ القمی، ج۱، ص۲۱۳/ البرهان

این‌گونه برای هر امّتی عملشان را زینت دادیم. سپس بازگشت همه‌ی آنان به‌سوی پروردگارشان است؛ و آن‌ها را از آنچه عمل می‌کردند، آگاه می‌سازد [و پاداش و کیفر می‌دهد]

۲ -۱

(انعام/ ۱۰۸)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ کَذلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ یَعْنِی بَعْدَ اخْتِبَارِهِمْ وَ دُخُولِهِمْ فِیهِ فَنَسَبَهُ اللَّهُ إِلَی نَفْسِهِ وَ الدَّلِیلُ عَلَی أَنَّ ذَلِکَ لِفِعْلِهِمُ الْمُتَقَدِّمِ قَوْلُهُ ثُمَّ إِلی رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ یعنی اینکه پس از مورد آزمایش قراردادن آنان و ورود آنان به آن عمل، خدا این کار را به خویش نسبت داده است و دلیل اینکه آن (تزیین)، به علّت کار پیشین آن‌هاست، این کلام خداوند عزّوجلّ است: ثُمَّ إِلَی رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ القمی، ج۱، ص۲۱۳/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶

 

آیه وَ أَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِها قُلْ إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللهِ وَ ما يُشْعِرُكُمْ أَنَّها إِذا جاءَتْ لا يُؤْمِنُونَ [109]

 

آن‌ها با نهايت اصرار، به خدا سوگند ياد كردند كه اگر معجزه‌اى براى آنان بيايد، حتماً به آن ايمان مى‌آورند؛ بگو: «معجزات فقط به اراده‌ی خداست [و در اختيار من نيست]؛ و شما از كجا مى‌دانيد كه هر‌گاه معجزه‌اى بيايد [ايمان مى‌آورند؟ خير،] ايمان نمى‌آورند»!

۱

(انعام/ ۱۰۹)

 

علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- أَنَّها إِذا جاءَتْ لا یُؤْمِنُونَ یَعْنِی قُرَیْشاً.

 

علیبنإبراهیم (علیه السلام)- أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ یُؤْمِنُونَ یعنی قریش.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۹۰

۲

(انعام/ ۱۰۹)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الْکَلْبِیُ: قَالَتْ قُرَیْشٌ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) تُخْبِرُنَا أَنَّ مُوسَی (علیه السلام) کَانَتْ مَعَهُ عَصًی یَضْرِبُ بِهَا الْحَجَرَ فَتَنْفَجِرُ مِنْهُ اثنَتَا عَشْرَهًَْ عَیناً وَ تُخْبِرُنَا أَنَّ عِیسَی (علیه السلام) کَانَ یُحْیِی الْمَوتَی وَ تُخْبِرُنا أَنَّ ثَمُودَ کَانَتْ لَهُ نَاقَهًٌْ فَأْتِنَا بِآیَهًٍْ مِنَ الْآیَاتِ حَتَّی نُصَدِّقَکَ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَیَّ شَیْءٍ تُحِبُّونَ أَنْ آتِیَکُمْ بِهِ قَالُوا اجْعَلْ لَنَا الصَّفَا ذَهَباً وَ ابْعَثْ لَنَا بَعْضَ مَوْتَانَا حَتَّی نَسْأَلَهُمْ عَنْکَ أَ حَقٌّ مَا تَقُولُ أَمْ بَاطِلٌ وَ أَرِنَا الْمَلَائِکَهًَْ (علیهم السلام) یَشْهَدُونَ لَکَ أَوْ ائْتِنَا بِاللهِ وَ الْمَلائِکَةِ قَبِیلًا فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَإِنْ فَعَلْتُ بَعْضَ مَا تَقُولُونَ أَ تُصَدِّقُونَنِی قَالُوا نَعَم وَ اللَّهِ لَوْ فَعَلْتَ لَنَتْبَعَنَّکَ أَجْمَعِینَ وَ سَأَلَ المُسْلِمُونَ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَنْ یُنَزِّلَهَا عَلَیْهِمْ حَتَّی یُوْمِنُوا فَقَامَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) یَدْعُو أَنْ یَجْعَلَ الصَّفَا ذَهَباً فَجَاءَ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ إِنْ شِئْتَ أَصْبَحَ الصَّفَا ذَهَباً وَ لَکِنْ إِنْ لَمْ یُصَدِّقُوا عَذَّبْتُهُمْ وَ إِنْ شِئْتَ تَرَکْتُهُمْ حَتَّی یَتُوبَ تَائِبُهُمْ فَقَالَ (علیه السلام) بَلْ یَتُوبَ تَائِبُهُمْ فَأَنزَلَ اللهُ تَعَالَی هَذِهِ الآیَهًَْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از کلبی روایت است: قریش به پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند: «تو می‌گویی: «موسی (علیه السلام) را عصایی بود که به سنگ می‌زد و دوازده چشمه از آن آشکار می‌شد». تو می‌گویی: «عیسی (علیه السلام) مردگان را زنده می‌کرد». تو می‌گویی: «قوم ثمود شتری داشتند». تو هم معجزه‌ای نظیر آن‌ها بیاور، تا تو را تصدیق کنیم». در پاسخ فرمود: «چه می‌خواهید برای شما بیاورم»؟ گفتند: «کوه صفا را طلا کن و بعضی از مردگان ما را به دنیا برگردان تا از آن‌ها سؤال کنیم که تو بر حقّی یا بر باطل؟ فرشتگان را به ما نشان ده تا به رسالت تو گواهی دهند. یا اینکه خدا و فرشتگان را دسته‌دسته نزد ما بیاور». پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر بعضی از این کارها را انجام دهم، مرا تصدیق خواهید کرد»؟ گفتند: «آری، به خدا همه‌ی ما از تو پیروی خواهیم کرد». مسلمانان از پیامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست کردند که این آیات را نازل کند تا آن‌ها ایمان بیاورند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به پای خاست و دعا کرد که خداوند کوه صفا را طلا کند. جبرئیل نازل شده، عرض کرد: «اگر بخواهی صفا را طلا می‌کنم. لکن اگر ایمان نیاوردند، آن‌ها را عذاب می‌کنم. و اگر بخواهی آن‌ها را به حال خود وامی‌گذارم، تا هرکس که اهل توبه است، توبه کند». پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیشنهاد دوّم را پذیرفت و خداوند این آیه را نازل کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۳؛ فیه: «و إنّهم منافقون» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیهم «کما لم یؤمنوا ... منافقون» محذوفٌ

 

آیه وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ كَما لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ نَذَرُهُمْ في طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ [110]

 

و ما دل‌ها و چشم‌هاى آن‌ها را [به سبب اعمالشان] واژگونه مى‌سازيم؛ [آرى آن‌ها ايمان نمى‌آورند] همان‌گونه ‌كه در آغاز، به آن ايمان نياوردند؛ و آنان را در‌حال طغيان و سركشى، به خود وا مى‌گذاريم تا سرگردان شوند.

و ما دل‌ها و چشم‌های آن‌ها را [به سبب اعمالشان] واژگونه می‌سازیم

۱ -۱

(انعام/ ۱۱۰)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ یَقُولُ وَ نُنَکِّسُ قُلُوبَهُمْ فَیَکُونُ أَسْفَلُ قُلُوبِهِمْ أَعْلَاهَا وَ نُعْمِی أَبْصَارَهُمْ فَلَا یُبْصِرُونَ الْهُدَی کَما لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ یَعْنِی فِی الذَّرِّ وَ الْمِیثَاقِ وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیانِهِمْ یَعْمَهُونَ أَیْ یَضِلُّونَ ثُمَّ عَرَّفَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) مَا فِی ضَمَائِرِهِمْ وَ أَنَّهُمْ مُنَافِقُونَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصَارَهُمْ؛ دل­های آنان را وارونه می‌کنیم به‌طوری که قسمت پایین دل­هایشان بالا باشد و بینایی‌شان را کور می‌کنیم به‌طوری که نتوانند هدایت را ببینند. کَمَا لَمْ یُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ؛ یعنی در عالم ذَر و پیمان. وَ نَذَرُهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ؛ یعنی گمراه می‌شوند. سپس خدا پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را نسبت به آنچه در سینه‌هایشان بود، آگاه ساخت و اینکه آنان منافقند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۲ القمی، ج۱، ص۲۱۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۱۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فَمَنْ لَمْ یَعْرِفْ قَلْبُهُ مَعْرُوفاً وَ لَمْ یُنْکِرْ مُنْکَراً نُکِسَ قَلْبُهُ فَجُعِلَ أَسْفَلُهُ أَعْلَاهُ فَلَا یَقْبَلُ خَیْراً أَبَداً.

 

امام علی (علیه السلام)- هرکه قلبش کار نیکی را معروف نشناسد و منکری را زشت نشمارد، قلبش وارونه می‌شود به‌طوری که پایین آن در بالا قرار می‌گیرد. و هیچ خیری را نمی‌پذیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۵۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۴/ البرهان

همان‌گونه که در آغاز، به آن ایمان نیاوردند؛ و آنان را درحال طغیان و سرکشی، به خود وا می‌گذاریم تا سرگردان شوند

۲ -۱

(انعام/ ۱۱۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَمَّا قَوْلُهُ کَما لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَإِنَّهُ حِینَ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- این فرموده خداوند: کَمَا لَمْ یُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ، هنگامی بود که از آنان عهد و پیمان گرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۲ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۳۰۵/ العیاشی، ج۲، ص۳۲۹

۲ -۲

(انعام/ ۱۱۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ وَ حُمْرَانَ وَ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: فِی‌قِصَّهًِْ مُوسَی (علیه السلام) حِینَ لَقِیَ الْخِضرَ (علیه السلام) فَسَلَّمَ عَلَیْهِ مُوسَی (علیه السلام) فَعجبَ مِنَ السَّلَامِ وَ هُوَ فِی أَرْضٍ لَیْسَ فِیهَا السَّلَامُ فَقَالَ مَنْ أَنْتَ قَالَ أَنَا مُوسَی (علیه السلام) قَالَ أَنْتَ مُوسَی‌بْنُ‌عِمْرَانَ (علیه السلام) الَّذِی کَلَّمَهُ اللَّهُ تَکْلِیماً قَالَ نَعَمْ قَالَ فَمَا حَاجَتُکَ قَالَ أَتَّبِعُکَ عَلی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً فَحَدَّثَهُ عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ عَمَّا یُصِیبُهُمْ حَتَّی اشْتَدَّ بُکَاؤُهُمَا ثُمَّ حَدَّثَهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ عَنْ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ عَنْ وُلْدِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) وَ ذَکَرَ لَهُ مِنْ فَضْلِهِمْ وَ مَا أُعْطُوا حَتَّی جَعَلَ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ عَنْ رُجُوعِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی قَوْمِهِ وَ مَا یَلْقَی مِنْهُمْ وَ مِنْ تَکْذِیبِهِمْ إِیَّاهُ وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ کَما لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَإِنَّهُ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: در حکایت موسی (علیه السلام) آمده است: موسی (علیه السلام) هنگامی‌که خضر (علیه السلام) را دید، به او سلام کرد. خضر (علیه السلام) از سلام‌کردن تعجّب کرد چون او در سرزمینی بود که سلام در آن رایج نبود. گفت: «تو چه کسی هستی»؟ فرمود: «من موسی (علیه السلام) هستم». گفت: «تو آن موسی (علیه السلام) پسر عمران هستی که با خدا صحبت کرده است»؟ گفت: «بله». پرسید: «حاجتت چیست»؟ فرمود: «آیا از تو پیروی کنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شده و مایه‌ی رشد و صلاح است، به من بیاموزی؟. (کهف/۶۶)». و آن عالم در مورد فضل و بزرگی آل محمّد (صلی الله علیه و آله) و آنچه که بر سر آن‌ها می آید با موسی (علیه السلام) صحبت کرد تا اینکه با صدای بلند گریه کردند. سپس در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) و فرزندان فاطمه (سلام الله علیها) و در مورد فضل آن‌ها و آنچه که به آن‌ها عطا شده است صحبت کرد. تا اینکه موسی (علیه السلام) گفت: «ای کاش که من هم جزء آل محمّد (علیهم السلام) بودم، و همچنین در مورد بازگشت پیامبر (صلی الله علیه و آله) به میان قومش در هنگامی‌که به پیامبری مبعوث شد در مورد برخورد آن‌ها و تهمت دروغگویی به ایشان صحبت کرد. و این آیه را برای او خواند: وَ نُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَ أَبْصارَهُمْ کَما لَمْ یُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَإِنَّهُ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْمِیثَاقَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۴ القمی، ج۱، ص۲۱۳/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶؛ فیه: «و هذا أیضا ... الإیمان» محذوفٌ/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۲۰۴؛ فیه: «و قوله قبلا أی عیانا» موجود فقط/ البرهان

 

آیه وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ وَ كَلَّمَهُمُ الْمَوْتى وَ حَشَرْنا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْ‌ءٍ قُبُلاً ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلاَّ أَنْ يَشاءَ اللهُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ [111]

 

و [حتّى] اگر فرشتگان را بر آن‌ها نازل مى‌كرديم، و مردگان با آنان سخن مى‌گفتند، و همه چيز را در برابر آن‌ها جمع مى‌نموديم، هرگز ايمان نمى‌آوردند؛ مگر آنكه خدا بخواهد؛ ولى بيشتر آن‌ها جهل مى‌ورزند.

۱

(انعام/ ۱۱۱)

 

علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ عَرَّفَ اللَّهُ نَبِیَّهُ (صلی الله علیه و آله) مَا فِی ضَمَائِرِهِمْ وَ أَنَّهُمْ مُنَافِقُونَ وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَیْهِمُ الْمَلائِکَةَ وَ کَلَّمَهُمُ الْمَوْتی وَ حَشَرْنا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلًا أَیْ عِیَاناً ما کانُوا لِیُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ یَشاءَ اللهُ وَ هَذَا أَیْضاً مَا یَحْتَجُّونَ بِهِ المُجْبِرَهًُْ وَ مَعنَی قَوْلِهِ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللهُ إَلَّا أَنْ یُجْبِرَهُمْ عَلَی الْإِیمَانِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- سپس خدا پیامبرش (صلی الله علیه و آله) را نسبت به آنچه در سینه‌هایشان بود، آگاه ساخت و اینکه آنان منافقند. و فرمود: وَ لَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیْهِمُ الْملآئِکَةَ وَ کَلَّمَهُمُ المَوْتَی وَ حَشَرْنَا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلاً؛ یعنی به‌طور آشکار. مَّا کَانُواْ لِیُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن یَشَاء اللهُ و این نیز از جمله آیاتی است که جبریِّون به آن استدلال می‌کنند. و معنای این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: إِلاَّ أَن یَشَاء اللهِ این است که مگر اینکه آنان را به ایمان مجبور کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۴ فرات الکوفی، ص۱۳۵

 

آیه وَ كَذلِكَ جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ [112]

 

اين‌گونه در برابر هر پيامبرى، دشمنى از شياطين انس و جنّ قرار داديم؛ آن‌ها به‌طور سرّى سخنان ظاهر فريب و بى‌اساس [براى اغفال مردم] به يكديگر القا مى‌كردند؛ و اگر پروردگارت مى‌خواست، چنين نمى‌كردند؛ [ولى ايمان اجبارى سودى ندارد]. بنابراين، آن‌ها و تهمت‌هايشان را به حال خود واگذار.

این‌گونه در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم

۱ -۱

(انعام/ ۱۱۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا نَزَلَتْ فِی النَّبِیِ (صلی الله علیه و آله) وَ {فِی} أَبِی جَهْلٍ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا در مورد پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ابوجهل نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۴ الخصال، ج۱، ص۱۵۴/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۱۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْإِنْسُ عَلَی ثَلَاثَهًِْ أَجْزَاءٍ فَجُزْءٌ تَحْتَ ظِلِ الْعَرْشِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ وَ جُزْءٌ عَلَیْهِمُ الْحِسَابُ وَ الْعَذَابُ وَ جُزْءٌ وُجُوهُهُمْ وُجُوهُ الْآدَمِیِّینَ وَ قُلُوبُهُمْ قُلُوبُ الشَّیَاطِینِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- انسان بر سه گروه است؛ یک گروه در زیر سایه‌ی عرش هستند روزی‌که سایه‌ای به‌جز سایه عرش نیست. و یک گروه دارای حساب و کیفر هستند و یک گروه به‌صورت آدمی و باطنشان باطن شیطان‌ها است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۶ الکافی، ج۸، ص۱۱/ نورالثقلین

شیطان‌ها

۲ -۱

(انعام/ ۱۱۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ مِنْ أَهْلِ صِفَهًِْ الْحَقِّ فَأُولَئِکَ هُمْ شَیَاطِینُ الْإِنْسِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کسانی که منحرف از حق باشند همان شیاطین جنّ و انس‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۶ بحارالأنوار، ج۳۷، ص۲۱۱/ التحصین لابن طاوس، ص۵۸۶؛ فیه: «فیمن ذکرت ... شملت» بدلٌ «فیّ نزلت ... عمّت» و «آباءهم» بدلٌ «إیّاهم»/ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۱۱۲)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: حَجَّ رَسُولُ اللَّه (صلی الله علیه و آله) ... قال رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) (فِی یَوْمِ‌الْغَدِیرِ) مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَکُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صلْبِهِ أَئِمَّهًٌْ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ ثُمَّ قَرَأَ (صلی الله علیه و آله) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ إِلَی آخِرِهَا وَ قَالَ: فِیَّ نَزَلَتْ وَ فِیهِمْ نَزَلَتْ وَ لَهُمْ عَمَّتْ وَ إِیَّاهُمْ خَصَّتْ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ. أَلا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ الْغَالِبُونَ أَلَا إِنَّ أَعْدَاءَ عَلِیٍّ (علیه السلام) هُمْ أَهْلُ الشِّقَاقِ الْعَادُونَ وَ إِخْوَانُ الشَّیَاطِینِ الَّذِینَ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: پیامبر (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر فرمود: ... ای گروه مردم! من همان صراط مستقیم و راه راستی هستم که خداوند به شما امر فرموده از آن پیروی کنید. و بعد از من علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، سپس فرزندان من از صلب او صراط مستقیم هستند. همان پیشوایانی که مردم را به‌سوی حق هدایت می‌کنند و به حق و عدالت حکم می‌نمایند. (اعراف/۱۵۹). سپس آیات مبارکه سوره‌ی حمد را تلاوت نمود: الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ... و اشاره فرمود به اینکه این آیات شریفه در حقّ من و درباره‌ی آنان نازل شده است، آنان دوستان خدا هستند؛ [دوستان و] اولیای خدا، نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند!. (یونس/۶۲). بدانید «حزب اللَّه» پیروزان و رستگارانند. (مجادله/۲۲). بدانید که دشمنان علی (علیه السلام)، همان اهل شقاق و نفاق هستند، آنان دشمن و مخالف و از حدّ گذشتگانند، آنان برادران شیطانند، آن‌ها به‌طور سرّی سخنان ظاهر فریب و بی‌اساس [برای اغفال مردم] به یکدیگر القا می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۶ بحارالأنوار، ج۷۴، ص۲۷۶/ بشارهًْ المصطفی، ص۲۹

۲ -۳

(انعام/ ۱۱۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَا کُمَیْلُ (رحمة الله علیه) إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ کَرِیمٌ حَلِیمٌ عَظِیمٌ رَحِیمٌ دَلَّنَا عَلَی أَخْلَاقِهِ وَ أَمَرَنَا بِالْأَخْذِ بِهَا وَ حَمَلَ النَّاسَ عَلَیْهَا فَقَدْ أَدَّیْنَاهَا غَیْرَ مُخْتَلِفِینَ وَ أَرْسَلْنَاهَا غَیْرَ مُنَافِقِینَ وَ صدَّقْنَاهَا غَیْرَ مُکَذِّبِینَ وَ قَبِلْنَاهَا غَیْرَ مُرْتَابِینَ لَمْ یَکُنْ لَنَا وَ اللَّهِ شَیَاطِینُ نُوحِی إِلَیْهَا وَ تُوحِی إِلَیْنَا کَمَا وَصَفَ اللَّهُ تَعَالَی قَوْماً ذَکَرَهُمُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِأَسْمَائِهِمْ فِی کِتَابِهِ لَوْ قُرِئَ کَمَا أُنْزِلَ شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً یَا کُمَیْلُ (رحمة الله علیه) الْوَیْلُ لَهُمْ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیّاً.

 

امام علی (علیه السلام)- ای کمیل! خدای عزّوجلّ کریم، حلیم، عظیم و رحیم است، ما را به سوی خویش راهنمایی کرده و فرمان داده به گرفتن همین صفات پسندیده و نیز امر کردن مردم به کسب آن‌ها. پس ما بدون اختلاف و بدون نفاق آن‌ها را به مردم رساندیم و آن‌ها را تصدیق کردیم نه تکذیب. و بدون شک آنان را قبول کردیم. به خدا برای ما شیاطین و دیوهایی نیست که به سویشان وحی فرستیم، بلکه به سوی ما وحی شده، آن چنان که خدای تعالی‌تعریف فرموده است، خداوند نام تمام آن‌ها را در کتابش اسم برده است. اگر آن طوری که نازل شده خوانده شود: شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً. ای کمیل و به‌زودی [مجازات] گمراهی خود را خواهند دید!. (مریم/۵۹).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۶ بحار الأنوار، ج۶۰، ص۱۵۰/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۴

(انعام/ ۱۱۲)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الشَّیَاطِینَ یَلْقَی بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَیُلْقِی إِلَیْهِ مَا یُغْوِی بِهِ الْخَلْقَ حَتَّی یَتَعَلَّمَ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- شیاطین یکدیگر را دیدار می‌کنند و به همدیگر گزارش می‌دهند که چگونه بشر را گمراه کردند و از هم می‌آموزند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۶ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶

القا می‌کنند

۳ -۱

(انعام/ ۱۱۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) حِینَ سَأَلُوهُ عَنْ لَفظِ الْوَحْی فِی کِتَابِ اللَّهِ تَعَالَی فَقَالَ (علیه السلام) مِنْهُ وَحْیُ النُّبُوَّهًِْ وَ مِنْهُ وَحْیُ الْإِلْهَامِ وَ مِنْهُ وَحْیُ الْإِشَارَهًِْ وَ مِنْهُ وَحْیُ أَمْرٍ وَمِنْهُ وَحْیُ کَذِبٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ تَقْدِیرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ خَبَرٍ وَ مِنْهُ وَحْیُ الرِّسَالَهًِْ أَمَّا وَحْیُ الْکَذِبِ فَقَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: امام علی (علیه السلام) فرمود: سپس از ایشان درباره‌ی لفظ وحی در کتاب خدا سؤال کردند که فرمود: «انواع وحی شامل وحی نبوّت، وحی الهام، وحی اشاره، وحی امر، وحی کذب، وحی تقدیر، وحی خبر و وحی رسالت است... و وحی کذب مانند این سخن خداست: وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۶

سخنان ظاهر فریب و بی‌اساس

۴ -۱

(انعام/ ۱۱۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ یَعْنِی مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَّا وَ فِی أُمَّتِهِ شَیاطِینُ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ أَیْ یَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ لَا تُؤْمِنُوا بِزُخْرُفِ الْقَوْلِ غُرُوراً فَهَذَا وَحْیُ کَذِبٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِن؛ یعنی خدا پیغمبری را جز در میان امّتش مبعوث نکرده است. شیاطین جن و انس بودند که به هم می‌گفتند به گفته‌ی بیهوده و فریب گرایش پیدا نکنید و این وحی دروغین است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۸ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۲۲

۴ -۲

(انعام/ ۱۱۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی تَفسِیرِ الإِمَام (علیه السلام): لَمَّا َنَزَلَ جَبْرَئِیلُ عَنِ اللَّهِ بِأَنْ سُدُّوا الْأَبْوَابَ عَنْ مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ... فَأَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَرَضُوا وَ أَسْلَمُوا وَ أَمَّا الْمُنَافِقُونَ فَاغْتَاظُوا لِذَلِکَ وَ أَنِفُوا وَ مَشَی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ یَقُولُونَ فِیمَا بَیْنَهُمْ أَ لَا تَرَوْنَ محمدا (صلی الله علیه و آله) لَا یَزَالُ یَخُصُّ بِالْفَضْلِ‌ابْنَ‌عَمِّهِ لِیُخْرِجَنَا مِنْهَا صفْراً وَ اللَّهِ لَئِنْ أَنْفَذْنَا لَهُ فِی حَیَاتِهِ لَنَتَأَبَّیَنَّ عَلَیْهِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ جَعَلَ عَبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌أُبَیٍّ یُصْغِی إِلَی مَقَالَتِهِمْ فَیَغْضَبُ تَارَهًًْ وَ یَسْکُنُ أُخْرَی فَیَقُولُ لَهُمْ إِنَّ محمدا (صلی الله علیه و آله) لَمُتَأَلِّهٌ فَإِیَّاکُمْ وَ مُکَاشَفَتَهُ فَإِنَّ مَنْ کَاشَفَ الْمُتَأَلِّهَ انْقَلَبَ خَاسِئاً حَسِیراً وَ تَنَغَّصُ عَلَیْهِ عَیْشُهُ وَ إِنَّ الْفَطِنَ اللَّبِیبَ مَنْ تَجَرَّعَ عَلَی الْغُصَّهًِْ لِیَنْتَهِزَ الْفُرْصَهًَْ فَبَیْنَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ طَلَعَ عَلَیْهِمْ رَجُلٌ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یُقَالُ لَهُ زَیْدُ‌بْنُ‌أَرْقَمَ فَقَالَ لَهُمْ یَا أَعْدَاءَ اللَّهِ أَ بِاللَّهِ تُکَذِّبُونَ وَ عَلَی رَسُولِهِ تَطْعُنُونَ وَ اللَّهَ وَ دِینَهُ تَکِیدُونَ لَأُخْبِرَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِکُمْ فَقَالَ عبْدُ اللَّهِ‌بْنُ‌أُبَیٍّ وَ الْجَمَاعَهًُْ وَ اللَّهِ لَئِنْ أَخْبَرْتَهُ بِنَا لَنُکَذِّبَنَّکَ وَ لَنَحْلِفَنَّ لَهُ فَإِنَّهُ إِذًا یُصَدِّقُنَا ثُمَّ وَ اللَّهِ لَنُقِیمَنَّ مَنْ یَشْهَدُ عَلَیْکَ عِنْدَهُ بِمَا یُوجِبُ قَتْلَکَ أَوْ قَطَعَکَ أَوْ حَدَّکَ قَالَ فَأَتَی زَیْدٌ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَسَرَّ إِلَیْهِ مَا کَانَ مِنْ عَبْدِاللَّهِ‌بْنِ‌أُبَیٍّ وَ أَصْحَابِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لا تُطِعِ الْکافِرِینَ ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمْ یَلْتَفِتْ إِلَی مَا بَلَغَهُ عَنْهُمْ وَ أَمَرَ الرَّجُلَ زَیْداً فَقَالَ لَهُ إِنْ أَرَدْتَ أَلَّا یُصِیبَکَ شَرُّهُمْ وَ لَا یَنَالَکَ مَکْرُوهُهُمْ فَقُلْ إِذَا أَصْبَحْتَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ فَإِنَّ اللَّهَ یُعِیذُکَ مِنْ شَرِّهِمْ فَإِنَّهُمْ شَیَاطِینُ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً.

 

امام علی (علیه السلام)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده است: امام علی (علیه السلام) فرمود: زمانی‌که جبرئیل از جانب خدا فرمان آورد درهایی را که به مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باز کرده­اید، ببندید... مؤمنان، این فرمان را پذیرفته و اطاعت کردند، امّا منافقان، به خشم آمده و امتناع ورزیدند، نزد یکدیگر رفته و میان خود می­گفتند: «مگر نمی­بینید که محمّد (صلی الله علیه و آله) همچنان فضایلی را صرفاً به پسر عموی خود اختصاص می­دهد تا ما را از حیطه‌ی فضایل دست خالی خارج کند؟! به خدا سوگند اگر در حیات پیامبر (صلی الله علیه و آله) از او اطاعت کنیم مسلّماً بعد از وفات او از از قبول فضیلت علی (علیه السلام) خودداری خواهیم کرد». عبدالله‌بن‌اُبیّ به سخنان ایشان گوش می­داد گاه به خشم می­آمد و گاه آرام می­شد و به آنان می­گفت: «تحقیقاً محمّد (صلی الله علیه و آله) مرد خداست پس برحذر باشید از اینکه با وی آشکارا دشمنی کنید، زیرا هرکس با مرد خدا آشکارا دشمنی ورزد، سرنگون و خوار و درمانده خواهد شد و زندگی بر وی تنگ خواهد گشت، و انسان زیرک و باهوش کسی است که غم و غصّه را تحمّل می­کند و منتظر فرصت مناسب می­ماند». آن‌ها در چنین وضعیتی بودند که مردی از مؤمنان که زیدبن‌ارقم نامیده می­شد از کنارشان گذشته و به آنان گفت: «ای دشمنان خدا، آیا خداوند را تکذیب می­کنید و بر رسولش (صلی الله علیه و آله) خرده می­گیرید و برعلیه خدا و دین او دسیسه­چینی می­کنید؟ حتماً رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را از سخنان شما آگاه خواهم نمود». پس عبدالله‌بن‌اُبی و جماعت همراهش گفتند: «به خدا سوگند اگر وی را از سخنان ما باخبر کنی تو را تکذیب نموده و برای آن حضرت سوگند یاد خواهیم کرد که دراین‌صورت ما را تصدیق خواهد نمود و به خدا سوگند کسانی را می­آوریم که نزد وی برعلیه تو چنان شهادتی دهند که مستوجب قتل یا قطع عضو یا حد گردی»! گوید: سپس زید نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده و آنچه را که از عبدالله‌بن‌اُبیّ و یارانش شنیده بود، پنهانی گزارش داد و خدای متعال آیه: و از کافران و منافقان اطاعت مکن، و به آزارهای آن‌ها اعتنا منما، و بر خدا توکّل کن، و همین‌بس که خدا حامی و مدافع [تو] است!. (احزاب/۴۸)، نازل فرمود ... رسول خدا (صلی الله علیه و آله) توجّه چندانی به گزارشی که از آن‌ها به وی داده شد نفرمود و به زید فرمود: «اگر می­خواهی از شرّ آن‌ها در امان بمانی و آسیبشان به تو نرسد، هر صبح که از خواب برخاستی بگو: أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیم که خداوند تو را از شرّ آن‌ها نگاه خواهد داشت زیرا آنان شیاطینی هستند که به‌طور سرّی سخنان ظاهر فریب و بی‌اساس [برای اغفال مردم] به یکدیگر القا می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۴۸ بحارالأنوار، ج۳۳، ص۴۱۰

بنابراین، آن‌ها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار

۵ -۱

(انعام/ ۱۱۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا عَدُوُّکُمُ الَّذِینَ لَقِیتُمْ فَحَسْبُهُمْ خُرُوجُهُمْ مِنَ الْهُدَی وَ ارْتِکَاسُهُمْ فِی الضَّلَالَهًِْ وَ رَدُّهُمُ الْحَقَّ وَ جِمَاحُهُمْ فِی التِّیهِ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ وَ دَعْهُمْ.

 

امام علی (علیه السلام)- به‌هوش باش که دشمنان شما کسانی هستند که دیدید و خروجشان از هدایت، غوطه‌ورشدنشان در ضلالت و انکار حق و خودسریشان در گمراهی برایشان کافی است. آن‌ها و تهمتهایشان را به حال خود واگذار! و رها کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۰ القمی، ج۱، ص۲۱۴/ البرهان

 

آیه وَ لِتَصْغى إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ لِيَرْضَوْهُ وَ لِيَقْتَرِفُوا ما هُمْ مُقْتَرِفُونَ [113]

 

نتيجه‌ی [وسوسه‌هاى شياطين] اين خواهد شد كه دل‌هاى كسانى كه به قيامت ايمان ندارند، به آن‌ها متمايل گردد؛ و به آن راضى شوند؛ و هر گناهى كه بخواهند، مرتكب شوند.

۱

(انعام/ ۱۱۳)

 

علیبن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ لِتَصْغی إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ: تَصْغی إِلَیْهِ أَیْ یَسْتَمِعُ لِقَوْلِهِ الْمُنَافِقُونَ وَ یَرْضَوْنَهُ بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ لَا یُؤْمِنُونَ بِقُلُوبِهِمْ وَ لِیَقْتَرِفُوا أَیْ یَنْتَظِرُوا مَا هُمْ مُقْتَرِفُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لِتَصْغَی إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ، لتَصْغَی إلیه: یعنی منافقان به سخن او گوش می‌دهند و با زبان خودشان می‌پذیرند، امّا دل­هایشان ایمان نمی‌آورد، وَ لِیَقْتَرِفُواْ یعنی تا منتظر شوند. مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۰ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ لبرهان/ القمی، ج۱، ص۲۱۴

 

آیه أَ فَغَيْرَ اللهِ أَبْتَغي حَكَماً وَ هُوَ الَّذي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلاً وَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرينَ [114]

 

[با‌اين‌حال]، آيا غير خدا را به داورى طلبم؟! در‌حالى‌كه اوست كه اين كتاب آسمانى را، كه همه چيز در آن بيان شده، به‌سوى شما فرستاده است؛ و كسانى كه به آن‌ها كتاب آسمانى داده‌ايم مى‌دانند اين كتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده؛ بنابراين، هرگز از ترديدكنندگان مباش.

۱

(انعام/ ۱۱۴)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتابَ مُفَصَّلًا یَعْنِی یَفْصِلُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ هُوَ الَّذِی أَنَزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلاً؛ یعنی میان حق و باطل جدا می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۴۹/ بصایرالدرجات، ص۴۳۸/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۴

 

آیه وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ (115( ( الإمَامُ [115]

 

و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام حاصل شد؛ هيچ‌كس نمى‌تواند كلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده‌ی داناست. (۱۱۵ ( امام

۱

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ثُمَّ قَالَ: هَذَا حَرْفٌ فِی الْأَئِمَّهًِْ خَاصَّهًًْ ثُمَّ قَالَ یَا یُونُسُ إِنَّ الْإِمَامَ یَخْلُقُهُ اللَّهُ بِیَدِهِ لَا یَلِیهِ أَحَدٌ غَیْرُهُ وَ هُوَ جَعَلَهُ یَسْمَعُ وَ یَرَی فِی بَطْنِ أُمِّهِ حَتَّی إِذَا صارَ إِلَی الْأَرْضِ خَطَّ بَیْنَ کَتِفَیْهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس‌بن‌ظبیان گوید: امام صادق (علیه السلام) تلاوت کرد: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ سپس فرمود: «این حرف اختصاص به امامان (علیهم السلام) دارد». و بعد فرمود: «ای یونس! امام (علیه السلام) را خداوند به دست خود می‌آفریند و آفرینشش را به احدی نمی‌سپارد، و اوست که در شکم مادر، شنوا و بینایش می­کند. وقتی که بر زمین قرار گرفت، بر شانه‌اش نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۰ الخرایج و الجرایح، ج۲، ص۵۶۹

۲

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَ لِلْإِمَامِ عَشْرَ دَلَائِلَ أَوَّلُهَا أَنَّهُ یُولَدُ مَخْتُوناً وَ ثَانِیهَا أَوَّلُ مَا یَقَعُ عَلَی الْأَرْضِ یَنْظُرُ إِلَی السَّمَاءِ وَ یَشْهَدُ الشَّهَادَتَیْنِ وَ ثَالِثُهَا أَنَّهُ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ مَکْتُوبٌ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ وَ رَابِعُهَا أَنَّهُ لَا یَتَمَطَّی وَ خَامِسُهَا أَنَّهُ لَا یَتَثَاءَبُ وَ سَادِسُهَا أَنَّهُ لَا یَحْتَلِمُ أَبَداً وَ الشَّیْطَانُ لَا یَقْرَبُهُ وَ سَابِعُهَا أَنَّ رَائِحَهًَْ نَجْوِهِ مِثْلُ الْمِسْکِ وَ الْأَرْضَ تَسْتُرُهُ بِابْتِلَاعِهِ کُلِّهِ وَ ثَامِنُهَا أَنَّهُ لَا یَکُونُ لَهُ ظِلٌّ إِذَا قَامَ فِی الشَّمْسِ لِأَنَّهُ نُورٌ مِنَ النُّورِ لَیْسَ لَهُ ظِلٌّ وَ تَاسِعُهَا أَنَّهُ یَخْتِمُ عَلَی الْحَجَرِ مِثْلَ مَا کَانَ یَفْعَلُ آبَاؤُهُ وَ عَاشِرُهَا أَنَّهُ یَکُونُ مُسْتَجَابَ الدَّعْوَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام ده دلیل و برهان دارد؛ اوّل اینکه ختنه شده به دنیا می‌آید و دوّم: ابتدای زمانی‌که بر روی زمین قرار می‌گیرد، به آسمان نگاه می‌کند و شهادتین را می‌گوید. سوّم اینکه بر بازوی راست او نوشته شده است: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. و چهارم اینکه خرامان و متکبّرانه راه نمی‌رود. و پنجم اینکه خمیازه نمی‌کشد. و ششم اینکه او هرگز محتلم نمی‌شود و شیطان به او نزدیک نمی‌شود. و هفتم اینکه بوی آنچه از شکمش خارج می‌شود مانند مشک است و زمین آن را با بلعیدن همه آن می‌پوشاند. و هشتم اینکه او وقتی در آفتاب بایستد سایه ندارد؛ چون او نوری از نور است و سایه ندارد و نهم اینکه بر روی سنگ مهر می‌زند مانند آنچه پدرانش انجام می‌دادند. و دهم اینکه دعایش مستجاب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۲ الصراط المستقیم، ج۱، ص۱۰۸

۳

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- لِلْإِمَامِ عَشْرُ دَلَائِلَ: یُولَدُ مَخْتُوناً وَ نَاطِقاً بِالشَّهَادَتَیْنِ وَ مَکْتُوبٌ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا وَ لَا یَتَمَطَّی وَ لَا یَتَثَاءَبُ وَ لَا یَحْتَلِمُ وَ لَا ظِلَّ لَهُ وَ رَائِحَهًٌْ نَجْوَهًٌْ کَالْمِسْکِ وَ تَسْتُرُهُ الْأَرْضُ وَ یَخْتِمُ الْحَجَرَ وَ یُسْتَجَابُ دَعْوَتُهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام (علیه السلام) ده دلیل و برهان دارد؛ ختنه شده و درحال گفتن شهادتین به دنیا می‌آید و بر بازوی راستش نوشته شده است: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا و خرامان و متکبّرانه راه نمی‌رود و خمیازه نمی‌کشد و محتلم نمی‌شود و سایه ندارد و بوی چیزی که از شکمش خارج می‌شود مانند مشک است و زمین آن را می‌پوشاند و بر سنگ مهر می‌زند [و اثر آن می‌ماند] و دعایش مستجاب می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۲ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۴/ البرهان

۴

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا خَلَقَ اللَّهُ الْإِمَامَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ یَکْتُبُ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی خداوند امام را در رحم مادر می‌آفریند بر بازوی راست او نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۲ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۱/ بصایرالدرجات، ص۴۳۸

۵

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یُحْبَلَ بِإِمَامٍ أُوتِیَ بِسَبْعِ وَرَقَاتٍ مِنَ الْجَنَّهًِْ فَأَکَلَهُنَّ قَبْلَ أَنْ یَقَعَ فَإِذَا وَقَعَ فِی الرَّحِمِ سَمِعَ الْکَلَامَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَضَعَتْهُ رُفِعَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ فِیمَا بَیْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ وَ کَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی خدا بخواهد مادر امام، به امام باردار شود هفت برگ از بهشت برای پدرش می‌آورند و قبل از آمیزش آن‌ها را می‌خورد. وقتی امام در رحم مادر قرار گرفت در شکم مادر سخن را می‌شنود. وقتی متولّد شد، استوانه‌ای از نور بین او و آسمان بلند می‌شود. و بر بازوی راستش نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۲ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۲/ بصایرالدرجات، ص۴۳۹/ الکافی، ج۱، ص۳۸۵/ المحاسن، ج۲، ص۳۱۴/ نورالثقلین؛ فیهم «إذا سکنت ... الرّوح» بدلٌ «إذا إستقرّت ... أمّه»

۶

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا اسْتَقَرَّتْ نُطْفَهًُْ الْإِمَامِ فِی الرَّحِمِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ نَصَبَ اللَّهُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا تَمَّ لَهُ أَرْبَعَهًُْ أَشْهُرٍ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَتَاهُ مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ حَیَوَانُ فَیَکْتُبُ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی نطفه چهل شبانه روز در رحم استقرار یافت خداوند استوانه‌ای از نور را در رحم مادر برایش قرار می‌دهد. با آن نور به‌اندازه‌ی دید چشم می‌بیند پس از چهار ماه در شکم مادر فرشته‌ای به نام حیوان می‌آید و بر بازوی راست او می‌نویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۲ دلایل الإمامهًْ، ص۱۴۶

۷

(انعام/ ۱۱۵)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّ نُطْفَهًَْ الْإِمَامِ حِینَ تَکُونُ فِی الرَّحِمِ أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ لَیْلَهًًْ نُصِبَ لَهَا عَمُودٌ مِنْ نُورٍ فِی بَطْنِ أُمِّهِ یَنْظُرُ بِهِ مَدَّ بَصَرِهِ فَإِذَا تَمَّتْ أَرْبَعَهًُْ أَشْهُرٍ أَتَاهُ مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ الْخَیْرُ
 فَکَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا الْآیَهًَْ فَإِذَا وَضَعَتْهُ أُمُّهُ اتَّقَی الْأَرْضَ بِیَدِهِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ وَ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلهَ إِلَّا اللهُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- نطفه امام (علیه السلام) زمانی‌که چهل روز و شب در رحم می‌باشد، ستونی از نور برای او در شکم مادرش نصب می‌شود که با آن تا جایی‌که چشمش کار می‌کند می‌بیند و زمانی‌که چهار ماه تمام شد، فرشته‌ای نزد او می‌آید که به او «خیر» گفته می‌شود و بر بازوی راستش می‌نویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. و زمانی‌که مادرش او را به دنیا می‌آورد، دست بر زمین گذاشته سر به آسمان بلند می‌کند و گواهی می‌دهد که معبودی جز الله نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷۸/ البرهان

۸

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُول إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ الْإِمَامَ مِنَ الْإِمَامِ بَعَثَ مَلَکاً فَأَخَذَ شَرْبَهًًْ مِنْ مَاءٍ تَحْتَ الْعَرْشِ ثُمَّ أَوْقَعَهَا أَوْ دَفَعَهَا إِلَی الْإِمَامِ فَشَرِبَهَا فَیَمْکُثُ فِی الرَّحِمِ أَرْبَعِینَ یَوْماً لَا یَسْمَعُ الْکَلَامَ ثُمَّ یَسْمَعُ الْکَلَامَ بَعْدَ ذَلِکَ فَإِذَا وَضَعَتْهُ أُمُّهُ بَعَثَ اللَّهُ إِلَیْهِ ذَلِکَ الْمَلَکَ الَّذِی أَخَذَ الشَّرْبَهًَْ فَکَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ فَإِذَا قَامَ بِهَذَا الْأَمْرِ رَفَعَ اللَّهُ لَهُ فِی کُلِّ بَلْدَهًٍْ مَنَاراً یَنْظُرُ بِهِ إِلَی أَعْمَالِ الْعِبَادِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس‌بن‌ظبیان گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود: خدای عزّوجلّ هرگاه بخواهد امام را از امام خلق کند، فرشته‌ای را می‌فرستد و این فرشته جرعه‌ای از آب زیر عرش بر می‌دارد. سپس آن را در امام قرار می­دهد یا گفت: می‌دهد و امام آن را می‌نوشد و به مدّت چهل روز در رحم باقی می‌ماند درحالی‌که سخن را نمی‌شنود، سپس سخن را می‌شنود. پس هرگاه که مادرش او را زایید، خدا آن فرشته را که آن جرعه را برداشته بود، می‌فرستد و بر روی بازوی راستش [این آیه را] می‌نویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَ عَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ پس هرگاه به این امر قیام کرد، خدا در هر شهری مناره‌ای برای او برافراشته می­سازد که به‌وسیله‌ی آن اعمال بندگان را نظاره کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۴ الکافی، ج۱، ص۳۸۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۱/ نورالثقلین

۹

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی إِذَا أَحَبَّ أَنْ یَخْلُقَ الْإِمَامَ أَمَرَ مَلَکاً فَأَخَذَ شَرْبَهًًْ مِنْ مَاءٍ تَحْتَ الْعَرْشِ فَیَسْقِیهَا أَبَاهُ فَمِنْ ذَلِکَ یَخْلُقُ الْإِمَامَ فَیَمْکُثُ أَرْبَعِینَ یَوْماً وَ لَیْلَهًًْ فِی بَطْنِ أُمِّهِ لَا یَسْمَعُ الصَّوْتَ ثُمَّ یَسْمَعُ بَعْدَ ذَلِکَ الْکَلَامَ فَإِذَا وُلِدَ بَعَثَ ذَلِکَ الْمَلَکَ فَیَکْتُبُ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا مَضَی الْإِمَامُ الَّذِی کَانَ قَبْلَهُ رُفِعَ لِهَذَا مَنَارٌ مِنْ نُورٍ یَنْظُرُ بِهِ إِلَی أَعْمَالِ الْخَلَائِقِ فَبِهَذَا یَحْتَجُّ اللَّهُ عَلَی خَلْقِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند تبارک‌وتعالی هرگاه قصد داشته باشد امام را بیافریند، به یکی از فرشتگان دستور می‌دهد که جرعه‌ای از آب از زیر عرش بردارد، آن را به پدرش می‌نوشاند و از آن (آب) امام آفریده می‌شود. او به مدّت چهل‌روز و شب در شکم مادرش باقی می‌ماند و صدا را نمی‌شنود، سپس سخن را می‌شنود. و چون متولّد شود، خدا آن فرشته را می‌فرستد و میان چشم‌هایش [این آیه] را می‌نویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَ عَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ پس هرگاه امامی که قبل از او بوده است رحلت کند، برای او مناره‌ای از نور برافراشته می‌شود و به‌وسیله‌ی آن اعمال بندگان را می‌بیند و از همین روست که خدا بر خلقش احتجاج می‌کند [چرا که حجّت را بر آنان تمام کرده است].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۴ الکافی، ج۱، ص۳۸۷/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۹/ بصایرالدرجات، ص۴۳۲/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۰/ نورالثقلین/ البرهان

۱۰

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَحَبَّ أَنْ یَخْلُقَ الْإِمَامَ أَخَذَ شَرْبَهًًْ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ فَأَعْطَاهَا مَلَکاً فَسَقَاهَا إِیَّاهَا فَمِنْ ذَلِکَ یَخْلُقُ الْإِمَامَ فَإِذَا وُلِدَ بَعَثَ اللَّهُ ذَلِکَ الْمَلَکَ إِلَی الْإِمَامِ فَکَتَبَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا مَضَی ذَلِکَ الْإِمَامُ الَّذِی قَبْلَهُ رَفَعَ لَهُ مَنَاراً یُبْصِرُ بِهِ أَعْمَالَ الْعِبَادِ فَلِذَلِکَ یَحْتَجُّ بِهِ عَلَی خَلْقِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حسن‌بن‌راشد نقل کرده، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وقتی خداوند بخواهد امام را بیافریند شربتی از زیر عرش بر می­گیرد و به فرشته‌ای می­دهد تا به مادر او بخوراند و امام از آن شربت آفریده می‌شود. پس از تولّد، خداوند همان فرشته را می­فرستد، تا در پیشانی امام بنویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و وقتی آن امام قبلی از دنیا برود برایش ستونی می­افرازد که اعمال بندگان را ببیند و از همین طریق، خداوند به خلقش احتجاج می­کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۷/ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

۱۱

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَقْبِضَ رُوحَ إِمَامٍ (علیه السلام) وَ یَخْلُقَ مِنْ بَعْدِهِ إِمَاماً أَنْزَلَ قَطْرَهًًْ مِنْ مَاءٍ تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَی الْأَرْضِ فَیُلْقِیهَا عَلَی ثَمَرَهًٍْ أَوْ عَلَی بَقْلَهًٍْ فَیَأْکُلُ تِلْکَ الثَّمَرَهًَْ أَوْ تِلْکَ الْبَقْلَهًَْ الْإِمَامُ الَّذِی یَخْلُقُ اللَّهُ مِنْهُ نُطْفَهًَْ الْإِمَامِ الَّذِی یَقُومُ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَیَخْلُقُ اللَّهُ مِنْ تِلْکَ الْقَطْرَهًِْ نُطْفَهًًْ فِی الصُّلْبِ ثُمَّ یَصِیرُ إِلَی الرَّحِمِ فَیَمْکُثُ فِیهَا أَرْبَعِینَ لَیْلَهًًْ فَإِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعُونَ لَیْلَهًًْ سَمِعَ الصَّوْتَ فَإِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعَهًُْ أَشْهُرٍ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا خَرَجَ إِلَی الْأَرْضِ أُوتِیَ الْحِکْمَهًَْ وَ زُیِّنَ بِالْعِلْمِ وَ الْوَقَارِ وَ أُلْبِسَ الْهَیْبَهًَْ وَ جُعِلَ لَهُ مِصْبَاحٌ مِنْ نُورٍ یَعْرِفُ بِهِ الضَّمِیرَ وَ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ الْعِبَادِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هنگامی‌که خدا می‌خواهد روح امامی را بگیرد و امام دیگری را پس از وی بیافریند، قطره‌ای را از زیر عرش به زمین فرود می‌آورد و آن را بر روی ثمره‌ای یا یکی از حبوبات می‌اندازد. خدا از آن قطره، نطفه‌ای در صلب خلق می‌کند، سپس آن نطفه به رحم منتقل می‌شود و چهل روز در آن می‌ماند و پس از گذشت این چهل روز، صداها را می‌شنود و پس از چهار ماه بر روی بازوی راستش این آیه نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَة رَبِّکَ صِدْقًا وَ عَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و هرگاه پای بر زمین بگذارد، حکمت نصیب وی می‌گردد و به بردباری و متانت زینت داده می‌شود و جامه‌ی هیبت و شکوه بر تن او پوشانده می‌شود و برای او چراغی از نور قرار داده می‌شود که به‌وسیله‌ی آن [درون انسان­ها را] می‌شناسد و اعمال بندگان را می‌بیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۹/ بصایرالدرجات، ص۴۳۱/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۴؛ فیه: «یوما» بدلٌ «لیلهًْ» و «الحکم» بدلٌ «العلم»/ البرهان؛ فیه: «یوما» بدلٌ «لیلهًْ» و «الحلم» بدلٌ «العلم»/ بحارالأنوار، ج۵۷، ص۳۵۸

۱۲

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَخْلُقَ الْإِمَامَ أَنْزَلَ قَطْرَهًًْ مِنْ مَاءِ الْجَنَّهًِْ فِی الْمُزْنِ فَتَسْقُطُ فِی ثَمَرَهًٍْ مِنْ ثِمَارِ الْجَنَّهًِْ فَیَأْکُلُهَا الْحُجَّهًُْ فِی الزَّمَانِ فَإِذَا اسْتَقَرَّتْ فِیهِ فَیَمْضِی لَهُ أَرْبَعُونَ یَوْماً سَمِعَ الصَّوْتَ فَإِذَا آنَتْ لَهُ أَرْبَعَهًُْ أَشْهُرٍ وَ قَدْ حُمِلَ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا وُلِدَ قَامَ بِأَمْرِ اللَّهِ وَ رُفِعَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ فِی کُلِّ مَکَان.

 

امام صادق (علیه السلام)- چون خداوند متعال اراده‌ی آفرینش امامی کند، قطره‌ای از آب بهشت در ابری فرو می‌فرستد و در میوه‌ای از میوه‌های بهشتی می‌چکد و امام آن را می‌خورد [و از این میوه نطفه امام بسته می‌شود] چون در مشیمه‌ی مادر قرار گرفت، چهل روزه سخن مردم را می‌شنود، و موقعی‌که چهار ماه بگذرد بر بازوی راستش نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و هنگامی‌که متولّد می‌گردد به امر خداوند می‌ایستد و نوری از او به اطراف جهان می‌تابد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۶ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۲۴

۱۳

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ إِذَا أَرَادَ خَلْقَ إِمَامٍ أَنْزَلَ قَطْرَهًًْ مِنْ تَحْتِ عَرْشِهِ عَلَی بَقْلَهًٍْ مِنْ بَقْلِ الْأَرْضِ أَوْ ثَمَرَهًٍْ مِنْ ثِمَارِهَا فَأَکَلَهَا الْإِمَامُ الَّذِی یَکُونُ مِنْهُ الْإِمَامُ فَکَانَتِ النُّطْفَهًُْ مِنْ تِلْکَ الْقَطْرَهًِْ فَإِذَا مَکَثَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِینَ یَوْماً سَمِعَ الصَّوْتَ فَإِذَا مَضَی أَرْبَعَهًُْ أَشْهُرٍ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا سَقَطَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ أُوتِیَ الْحِکْمَهًَْ وَ جُعِلَ لَهُ مِصْبَاحٌ یَرَی بِهِ أَعْمَالَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس روایت کرده، امام صادق (علیه السلام) فرمود: «وقتی خداوند بخواهد امامی را خلق کند، قطره­ای را از زیر عرش خود بر دانه­ای از دانه­های زمین یا میوه­ای از میوه­های زمین فرو می­ریزد و امامی که قرار است امام بعدی از او متولّد شود، آن را می­خورد و نطفه از همان قطره شکل می­گیرد. وقتی چهل روز در شکم مادر بر او بگذرد، صدا را می­شنود و وقتی چهار ماه بگذرد، بر بازوی راستش نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و وقتی از شکم مادر متولّد شد به او حکمت داده می­شود و چراغی برایش افروخته می­شود که اعمالشان را می­بیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۶ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۱/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۴۸؛ فیه: «وضعته أمّهًْ ... بالحکمهًْ» بدلٌ «فإذا سقط ... الحکمهًْ»/ بصایرالدرجات، ص۴۳۳

۱۴

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَخْلُقَ إِمَاماً أَخَذَ اللَّهُ بِیَدِهِ شَرْبَهًًْ مِنْ تَحْتِ عَرْشِهِ فَدَفَعَهُ إِلَی مَلَکٍ مِنْ مَلَائِکَتِهِ (علیهم السلام) فَأَوْصَلَهَا إِلَی الْإِمَامِ فَکَانَ الْإِمَامُ مِنْ بَعْدِهِ مِنْهَا فَإِذَا مَضَتْ عَلَیْهِ أَرْبَعُونَ یَوْماً سَمِعَ الصَّوْتَ وَ هُوَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وُلِدَ أُوتِیَ الْحِکْمَهًَْ وَ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا کَانَ الْأَمْرُ یَصِلُ إِلَیْهِ أَعَانَهُ اللَّهُ بِثَلَاثِمِائَهًٍْ وَ ثَلَاثَهًَْ عَشَرَ مَلَکاً بِعَدَدِ أَهْلِ بَدْرٍ وَ کَانُوا مَعَهُ وَ مَعَهُمْ سَبْعُونَ رَجُلًا وَ اثْنَا عَشَرَ نَقِیباً فَأَمَّا السَّبْعُونَ فَیَبْعَثُهُمْ إِلَی الْآفَاقِ یَدْعُونَ النَّاسَ إِلَی مَا دَعَوْا إِلَیْهِ أَوَّلًا وَ یَجْعَلُ اللَّهُ لَهُ فِی کُلِّ مَوْضِعٍ مِصْبَاحاً یُبْصِرُ بِهِ أَعْمَالَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی خداوند بخواهد امامی را بیافریند به دست خویش شربتی از زیر عرش می‌گیرد و در اختیار فرشته‌ای از فرشتگان می‌گذارد. و او به امام می‌رساند. نطفه‌ی امام بعد از آن شربت است. وقتی چهل‌روز گذشت در رحم مادر صدا را می‌شنود. بعد از تولّد به او حکمت داده می‌شود و بر بازوی راستش می‌نویسند: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. وقتی امامت به او رسید خداوند به‌وسیله‌ی سیصدوسیزده فرشته مطابق تعداد جنگجویان بدر او را یاری می‌کند و با او هستند. و هفتاد مرد و دوازده نقیب و سرپرست با اوست که هفتاد مرد را به اطراف می‌فرستد تا مردم را به راه او دعوت کنند و برایش در محلّی چراغی است که به‌وسیله‌ی آن اعمال مردم را مشاهده می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۶ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۳۹/ الخرایج والجرایح، ج۲، ص۷۸۱/ بصایرالدرجات، ص۴۴۰

۱۵

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْإِمَامَ یَسْمَعُ الصَّوْتَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وُلِدَ خُطَّ عَلَی مَنْکِبَیْهِ خَطٌّ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا بِیَدِهِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌مروان از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «ای محمّد! امام صدا را در شکم مادرش می­شنود؛ وقتی متولّد شود بر دو کتفش چیزی نوشته می­شود». سپس فرمود: «بر دستانش این کلام خداوند نوشته می­شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۱/ بصایرالدرجات، ص۴۳۸

۱۶

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْإِمَامَ (علیه السلام) لَیَسْمَعُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وُلِدَ خُطَّ بَیْنَ کَتِفَیْهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا صارَ الْأَمْرُ إِلَیْهِ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ یُبْصِرُ بِهِ مَا یَعْمَلُ أَهْلُ کُلِّ بَلْدَهًٍْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام در شکم مادرش می‌شنود و هرگاه که متولّد شد میان شانه‌هایش این [آیه] نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَ عَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. هرگاه که امر (مقام امامتش) به وی واگذار گردید، خدا برای او ستونی از نور قرار می‌دهد که با آن اعمال اهل هر شهر را نظاره می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۸ الکافی، ج۱، ص۳۸۷/ بصایرالدرجات، ص۴۳۷/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۳۴/ البرهان/ نورالثقلین

۱۷

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أُوَدِّعُهُ فَقَالَ اجْلِسْ شِبْهَ الْمُغْضَبِ ثُمَّ قَالَ یَا إِسْحَاقُ کَأَنَّکَ تَرَی أَنَّا مِنْ هَذَا الْخَلْق أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِمَامَ مِنَّا بَعْدَ الْإِمَامِ یَسْمَعُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وَضَعَتْهُ أُمُّهُ کَتَبَ اللَّهُ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا شَبَّ وَ تَرَعْرَعَ نُصِبَ لَهُ عَمُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ یَنْظُرُ بِهِ إِلَی أَعْمَالِ الْعِبَادِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار گوید: برای وداع به محضر امام صادق (علیه السلام) رسیدم. با حالتی شبیه به عصبانیت فرمود: «بنشین»! آن­گاه فرمود: «ای اسحاق! مثل این­که تو فکر می‌کنی من هم مانند همین مردمم؟ مگر نمی­دانی امامان یکی پس از دیگری در شکم مادر صدا را می­شنوند وقتی از مادر متولد شدند، بر بازوی راست آن­ها نوشته می‌شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ همین که بزرگ شد و شروع به حرکت و رشد کرد، ستونی از آسمان تا زمین برایش نصب می‌شود که با آن اعمال بندگان را می‌بیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۰/ بصایرالدرجات، ص۴۳۳/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۳۶

۱۸

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الْإِمَامَ لَیَسْمَعُ الْکَلَامَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ حَتَّی إِذَا سَقَطَ عَلَی الْأَرْضِ أَتَاهُ مَلَکٌ فَیَکْتُبُ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا شَبَّ رَفَعَ اللَّهُ فِی کُلِّ قَرْیَهًٍْ عَمُوداً مِنْ نُورِ مَقَامِهِ فِی قَرْیَهًٍْ وَ یَعْلَمُ مَا یُعْمَلُ فِی الْقَرْیَهًِْ الْأُخْرَی.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام در شکم مادرش کلام را می‌شنود، تا اینکه وقتی به دنیا آمد فرشته‌ای نزد او آمده و بر بازوی راستش می‌نویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ تا اینکه وقتی به جوانی رسید، خداوند برای او در هر قریه‌ای ستونی از نور مقامش را در آنجا بلند می‌کند؛ می‌بیند و می‌داند آنچه را که در قریه‌ی دیگر انجام می‌پذیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۳۳/ بصایرالدرجات، ص۴۳۶

۱۹

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الْإِمَامَ مِنَّا لَیَسْمَعُ الْکَلَامَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ حَتَّی إِذَا سَقَطَ عَلَی الْأَرْضِ أَتَاهُ مَلَکٌ فَیَکْتُبُ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ حَتَّی إِذَا شَبَّ رَفَعَ اللَّهُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ یَرَی فِیهِ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا لَا یُسْتَرُ عَنْهُ مِنْهَا شَیْءٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام ما در شکم مادرش کلام را می‌شنود، تا اینکه وقتی به دنیا آمد فرشته‌ای نزد او آمده و سپس بر بازوی راستش می‌نویسد: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ. تا اینکه وقتی به جوانی رسید، خداوند برای او ستونی از نور را بلند می‌کند و در آن دنیا و هرچه در آن است را می‌بیند و از او چیزی را نمی‌پوشاند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۸ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۳۳/ بصایرالدرجات، ص۴۳۵

۲۰

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْإِمَامُ یَسْمَعُ الصَّوْتَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا سَقَطَ إِلَی الْأَرْضِ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا تَرَعْرَعَ نَصَبَ لَهُ عَمُوداً {نُصِبَ لَهُ عَمُودٌ} مِنْ نُورٍ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ الْعِبَادِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمار از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: «امام در شکم مادر صداها را می­شنود و وقتی به زمین پای گذارد، بر بازوی راست او نوشته می­شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و وقتی بر پای خود بایستد، ستونی از نور از زمین به آسمان برایش نصب می‌شود که اعمال بندگان را با آن می­بیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۵۸ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۹/ بصایرالدرجات، ص۴۳۱

۲۱

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا دَخَلَ أَحَدُکُمْ عَلَی الْإِمَامِ فَلْیَنْظُرْ مَا یَتَکَلَّمُ بِهِ فَإِنَّ الْإِمَامَ یَسْمَعُ الْکَلَامَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا هِیَ وَضَعَتْهُ سَطَعَ لَهَا نُورٌ سَاطِعٌ إِلَی السَّمَاءِ وَ سَقَطَ وَ فِی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ مَکْتُوبٌ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا هُوَ تَکَلَّمَ رَفَعَ اللَّهُ لَهُ عَمُوداً یُشْرِفُ بِهِ عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ یَعْلَمُ بِهِ أَعْمَالَهُمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وقتی هرکدام وارد خدمت امام می‌شوید متوجّه باشید چه می‌گویید! زیرا امام در شکم مادر می‌شنود وقتی مادر او را می‌زاید نوری برایش به جانب آسمان می‌درخشد. در موقع زایمان بر بازوی راستش نوشته شده است: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ؛ و وقتی او سخن گفت خداوند برایش استوانه‌ای ترتیب می‌دهد که به‌وسیله‌ی آن مشرف بر اهل زمین می‌گردد و اعمال بندگان را می‌داند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۸/ بصایرالدرجات، ص۴۳۱

۲۲

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الْإِمَامَ لَیَسْمَعُ الصَّوْتَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا فُصِلَ مِنْ أُمِّهِ کُتِبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا أُفْضِیَتْ إِلَیْهِ الْأُمُورُ رُفِعَ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ أَعْمَالَ الْخَلَائِق.

 

امام باقر (علیه السلام)- امام قطعاً صدا را در شکم مادرش می­شنود و وقتی از شکم مادرش جدا شود، بر بازوی راستش نوشته می­شود: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و وقتی امور به او واگذار می­شود، عمودی از نور برایش بالا برده می­شود که اعمال بندگان را می‌بیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۰ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۴۱/ بصایرالدرجات، ص۴۳۴

۲۳

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ إِنَ الْإِمَامَ یَسْمَعُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وُلِدَ خُطَّ عَلَی مَنْکِبَیْهِ خَطٌّ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا بِیَدِهِ فَذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ جُعِلَ لَهُ فِی کُلِّ قَرْیَهًٍْ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ یَرَی بِهِ مَا یَعْمَلُ أَهْلُهَا فِیهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- یونس‌بن‌ظبیان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام (علیه السلام) در شکم مادرش می‌شنود و وقتی‌که به دنیا می‌آید، بر دو شانه‌اش خطی نوشته می‌شود. سپس فرمود: «همین‌طور بر دستش و آن [خط، این] کلام خداوند متعال است: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ و در هر شهر و دیاری برای او ستونی از نور قرار داده می‌شود که به‌وسیله‌ی آن آنچه اهل شهر در آن انجام می‌دهند می‌بیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۰ بصایرالدرجات، ص۴۳۶/ بحارالأنوار، ج۲۶، ص۱۳۳/ البرهان؛ فیهم: «بین کتفیه» بدلٌ «علی منکبه»

۲۴

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: حَجَجْنَا مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی السَّنَهًِْ الَّتِی وُلِدَ فِیهَا ابْنُهُ مُوسَی (علیه السلام) فَلَمَّا نَزَلْنَا الْأَبْوَاءَ وَضَعَ لَنَا الْغَدَاءَ وَ کَانَ إِذَا وَضَعَ الطَّعَامَ لِأَصْحَابِهِ أَکْثَرَ وَ أَطَابَ قَالَ فَبَیْنَا نَحْنُ نَأْکُلُ إِذْ أَتَاهُ رَسُولُ حَمِیدَهًَْ فَقَالَ لَهُ إِنَّ حَمِیدَهًَْ تَقُولُ قَدْ أَنْکَرْتُ نَفْسِی وَ قَدْ وَجَدْتُ مَا کُنْتُ أَجِدُ إِذَا حَضَرَتْ وِلَادَتِی وَ قَدْ أَمَرْتَنِی أَنْ لَا أَسْتَبِقَکَ بِابْنِکَ هَذَا فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَانْطَلَقَ مَعَ الرَّسُولِ فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ سَرَّکَ اللَّهُ وَ جَعَلَنَا فِدَاکَ فَمَا أَنْتَ صَنَعْتَ مِنْ حَمِیدَهًَْ قَالَ سَلَّمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِی غُلَاماً وَ هُوَ خَیْرُ مَنْ بَرَأَ اللَّهُ فِی خَلْقِهِ وَ لَقَدْ أَخْبَرَتْنِی حَمِیدَهًُْ عَنْهُ بِأَمْرٍ ظَنَّتْ أَنِّی لَا أَعْرِفُهُ وَ لَقَدْ کُنْتُ أَعْلَمَ بِهِ مِنْهَا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا الَّذِی أَخْبَرَتْکَ بِهِ حَمِیدَهًُْ عَنْهُ قَالَ ذَکَرَتْ أَنَّهُ سَقَطَ مِنْ بَطْنِهَا حِینَ سَقَطَ وَاضِعاً یَدَیْهِ عَلَی الْأَرْضِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَأَخْبَرْتُهَا أَنَّ ذَلِکَ أَمَارَهًُْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمَارَهًُْ الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا هَذَا مِنْ أَمَارَهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمَارَهًِْ الْوَصِیِّ مِنْ بَعْدِهِ فَقَالَ لِی إِنَّهُ لَمَّا کَانَتِ اللَّیْلَهًُْ الَّتِی عُلِقَ فِیهَا بِجَدِّی أَتَی آتٍ جَدَّ أَبِی بِکَأْسٍ فِیهِ شَرْبَهًٌْ أَرَقُّ مِنَ الْمَاءِ وَ أَلْیَنُ مِنَ الزُّبْدِ وَ
 أَحْلَی مِنَ الشَّهْدِ وَ أَبْرَدُ مِنَ الثَّلْجِ وَ أَبْیَضُ مِنَ اللَّبَنِ فَسَقَاهُ إِیَّاهُ وَ أَمَرَهُ بِالْجِمَاعِ فَقَامَ فَجَامَعَ فَعُلِقَ بِجَدِّی وَ لَمَّا أَنْ کَانَتِ اللَّیْلَهًُْ الَّتِی عُلِقَ فِیهَا بِأَبِی أَتَی آتٍ جَدِّی فَسَقَاهُ کَمَا سَقَی جَدَّ أَبِی وَ أَمَرَهُ بِمِثْلِ الَّذِی أَمَرَهُ فَقَامَ فَجَامَعَ فَعُلِقَ بِأَبِی وَ لَمَّا أَنْ کَانَتِ اللَّیْلَهًُْ الَّتِی عُلِقَ فِیهَا بِی أَتَی آتٍ أَبِی فَسَقَاهُ بِمَا سَقَاهُمْ وَ أَمَرَهُ بِالَّذِی أَمَرَهُمْ بِهِ فَقَامَ فَجَامَعَ فَعُلِقَ بِی وَ لَمَّا أَنْ کَانَتِ اللَّیْلَهًُْ الَّتِی عُلِقَ فِیهَا بِابْنِی أَتَانِی آتٍ کَمَا أَتَاهُمْ فَفَعَلَ بِی کَمَا فَعَلَ بِهِمْ فَقُمْتُ بِعِلْمِ اللَّهِ وَ إِنِّی مَسْرُورٌ بِمَا یَهَبُ اللَّهُ لِی فَجَامَعْتُ فَعُلِقَ بِابْنِی هَذَا الْمَوْلُودِ فَدُونَکُمْ فَهُوَ وَ اللَّهِ صَاحِبُکُمْ مِنْ بَعْدِی إِنَّ نُطْفَهًَْ الْإِمَامِ مِمَّا أَخْبَرْتُکَ وَ إِذَا سَکَنَتِ النُّطْفَهًُْ فِی الرَّحِمِ أَرْبَعَهًَْ أَشْهُرٍ وَ أُنْشِئَ فِیهَا الرُّوحُ بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَلَکاً یُقَالُ لَهُ حَیَوَانُ فَکَتَبَ عَلَی عَضُدِهِ الْأَیْمَنِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ وَ إِذَا وَقَعَ مِنْ بَطْنِ أُمِّهِ وَقَعَ وَاضِعاً یَدَیْهِ عَلَی الْأَرْضِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَأَمَّا وَضْعُهُ یَدَیْهِ عَلَی الْأَرْضِ فَإِنَّهُ یَقْبِضُ کُلَّ عِلْمٍ لِلَّهِ أَنْزَلَهُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ وَ أَمَّا رَفْعُهُ رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ فَإِنَّ مُنَادِیاً یُنَادِی بِهِ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّهًِْ مِنَ الْأُفُقِ الْأَعْلَی بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ یَقُولُ یَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ اثْبُتْ تُثْبَتْ فَلِعَظِیمٍ مَا خَلَقْتُکَ أَنْتَ صَفْوَتِی مِنْ خَلْقِی وَ مَوْضِعُ سِرِّی وَ عَیْبَهًُْ عِلْمِی وَ أَمِینِی عَلَی وَحْیِی وَ خَلِیفَتِی فِی أَرْضِی لَکَ وَ لِمَنْ تَوَلَّاکَ أَوْجَبْتُ رَحْمَتِی وَ مَنَحْتُ جِنَانِی وَ أَحْلَلْتُ جِوَارِی ثُمَّ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی لَأَصْلِیَنَّ مَنْ عَادَاکَ أَشَدَّ عَذَابِی وَ إِنْ وَسَّعْتُ عَلَیْهِ فِی دُنْیَایَ مِنْ سَعَهًِْ رِزْقِی فَإِذَا انْقَضَی الصَّوْتُ صَوْتُ الْمُنَادِی أَجَابَهُ هُوَ وَاضِعاً یَدَیْهِ رَافِعاً رَأْسَهُ إِلَی السَّمَاءِ یَقُولُ شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ قَالَ فَإِذَا قَالَ ذَلِکَ أَعْطَاهُ اللَّهُ الْعِلْمَ الْأَوَّلَ وَ الْعِلْمَ الْآخِرَ وَ اسْتَحَقَّ زِیَارَهًَْ الرُّوحِ فِی لَیْلَهًِْ الْقَدْرِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الرُّوحُ لَیْسَ هُوَ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام)؟ قَالَ الرُّوحُ هُوَ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) إِنَّ جَبْرَئِیلَ (علیه السلام) مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ (علیهم السلام) وَ إِنَّ الرُّوحَ هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِکَهًِْ (علیهم السلام) أَ لَیْسَ یَقُولُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ.[1] (الکَلِمَةُ

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: حج را با امام صادق (علیه السلام) گزاردیم، آن هم در سالی که فرزندش موسی (علیه السلام) در آن متولّد شد. هنگامی‌که در [منطقه] اَبواء فرود آمدیم، ایشان سفره‌ی غذا را برای ما انداخت و هرگاه به اصحابش غذا می‌داد، به مقدار زیاد و با کیفیّت خوب می‌داد. گفت: ما درحال غذاخوردن بودیم که فرستاده‌ی حُمَیده از راه رسید. به وی عرض کرد: «حمیده می‌گوید: من خویش را نشناختم و اگر زایمانم فرا برسد، من آنچه را می‌یافتم، می­یابم و شما به من دستور دادید که پیش از شما این فرزندتان را نبینم [پیش از زایمان، شما را فرا خوانم]». پس امام صادق (علیه السلام) برخاست و با آن فرستاده به راه افتاد و هنگامی‌که آنجا را ترک می­کرد، اصحابش به او عرض کردند: «خداوند تو را خوشحال کند و ما را فدای تو گرداند، حمیده برای تو چه زاییده است»؟ فرمود: «خدا او را سالم نگهدارد، خدا پسری برای من ارزانی داشته است و او بهترین کسی است که خدای عزّوجلّ آفریده است. حمیده در مورد او خبری را به من گفت که فکر می‌کرد من آن را نمی‌دانم، درحالی‌که بهتر از او می‌دانستم». گفتم: «فدایت شوم! حمیده چه خبری را به شما داده است»؟ فرمود: «گفت هنگامی‌که این پسر متولّد شد، دو دستش بر زمین و سرش رو به آسمان بود. من به او خبر دادم که این عمل، نشانه‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نشانه‌ی وصیّ پس از اوست». گفتم: «قربانت گردم، این [نشانه] چه ارتباطی با نشانه‌ی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نشانه‌ی وصیّ پس از او دارد»؟ به من فرمود: «در شبی که نطفه جدّم منعقد شد، فرشته‌ای برای پدر جدّم جامی را آورد که در آن شرابی رقیق‌تر از آب، نرم‌تر از کره، شیرین‌تر از عسل، خنک‌تر از یخ و سفیدتر از شیر بود. به او نوشاند و به او دستور جماع (نزدیکی) را داد». ایشان برخاست و جماع را انجام داد، سپس نطفه و عُلقه جدّم منعقد شد. همان شبی که نطفه‌ی پدرم منعقد شد، فرشته نزد جدّم آمد و به جدّم [همان جام] را که به جدّ پدرم نوشانیده بود، نوشاند و همان دستور را به وی داد. پس برخاست و عمل جماع را انجام داد و نطفه و علقه پدرم منعقد شد. همان شبی که نطفه من منعقد شد، فرشته‌ای به پیش پدرم آمد و همان جام را که به آنان نوشانیده بود، نوشاند و همان دستور را به وی داد. پس ایشان از جا بلند شد و عمل جماع را انجام داد و نطفه و علقه من منعقد شد. همان شبی که نطفه پسرم منعقد شد، فرشته‌ای مانند فرشته‌ای که پیش آنان آمده بود نزد من آمد، پس همان کار را برای من انجام داد که برای آنان انجام داده بود. پس بلند شدم و خدای من می‌داند که من خوشحالم به آنچه خدا به من می‌دهد، پس عمل جماع را انجام دادم و این پسرم به وجود آمد و در برابر شما است و به خدا قسم که او امام شما پس از من است. نطفه‌ی امام از آنچه که به تو گفتم تشکیل شده است و هرگاه نطفه به مدّت چهار ماه در رحم قرار می‌گیرد و روح در آن ایجاد می‌شود، خداوند تبارک‌وتعالی فرشته‌ای را می‌فرستد که حَیَوان نام دارد که پس بر روی بازوی راستش این آیه را نوشته است: وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَ عَدْلاً لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و هنگامی‌که از شکم مادرش بیرون می‌آید، دو دستش بر روی زمین، و سرش به‌سوی آسمان قرار دارد. بالابردن سرش به‌سوی آسمان ازاین‌رو است که ندادهنده‌ای از وسط عرش از جانب پروردگار عزّت از افق برین با نامش و نام پدرش ندا می‌دهد و می‌گوید: ای فلانی پسر فلانی، ثابت و پایدار می‌شوی و به خاطر هدف بزرگی که تو را برای آن آفریده‌ام، تو برگزیده‌ی من از مخلوقات من هستی و جایگاه راز من و محرم علم من و امین من در وحی‌ام و خلیفه‌ی من در زمین هستی و رحمتم را برای تو و برای کسانی که از تو پیروی می‌کنند، واجب کردم و بهشتم را به آنان بخشیدم و ایشان را در جوار خویش سکنی دادم. قسم به عزّت و جلالم، بر کسانی که با تو دشمنی کنند، شدیدترین عذابم را نازل می‌کنم، حتّی اگر رزق و روزیم را برای او در دنیا گسترش بدهم. هرگاه که صدا صدای کسی که ندا می‌دهد باز ایستاد، به او جواب می‌دهد، درحالی‌که دست­هایش را بر روی زمین گذاشته است و سرش را به‌طرف آسمان بالا برده است و می‌گوید: خداوند، [با ایجادِ نظامِ واحدِ جهانِ هستی]، گواهی می‌دهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش، [هرکدام به‌گونه‌ای بر این مطلب]، گواهی می‌دهند درحالی‌که [خداوند در تمام عالم] قیام به عدالت دارد معبودی جز او نیست، که هم توانا و هم حکیم است. (آل عمران/۱۸)». گفتم: «قربانت گردم، مگر روح جبرئیل نیست»؟ فرمود: «روح بزرگ‌تر از جبرئیل است. جبرئیل از فرشتگان است ولی روح مخلوقی بزرگ‌تر از فرشتگان است، مگر خدای تبارک‌وتعالی نمی­فرماید: فرشتگان و «روح» نازل می‌شوند. (قدر/۴). (کلمه

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۰ الکافی، ج۱، ص۳۸۵/ البرهان

۱

(انعام/ ۱۱۵)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام) کَلِمَهًًْ یَفْتَحُ أَلْفَ کَلِمَهًٍْ وَ الْأَلْفُ کَلِمَهًٍْ یَفْتَحُ کُلُّ کَلِمَهًٍْ أَلْفَ کَلِمَهًٍْ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کلمه‌ای به علی (علیه السلام) آموخت که هزار کلمه می‌گشود. و هرکدام از کلمات هزار کلمه می‌گشود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ بحار الأنوار، ج۲۶، ص۳۰

۲

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَوْصَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِلَی عَلِیٍٍّ (علیه السلام) بِأَلْفِ کَلِمَهًٍْ یَفْتَحُ کُلُ کَلِمَهًٍْ أَلْفَ کَلِمَهًٍْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) هزار کلمه سفارش فرمود که هر کلمه‌ای، هزار کلمه می‌گشود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ الإختصاص، ص۲۸۵

۳

(انعام/ ۱۱۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَلِیّاً (علیه السلام) أَلْفَ حَرْفٍ یَفْتَحُ أَلْفَ حَرْفٍ وَ الْأَلْفُ حَرْفٍ کُلُّ حَرْفٍ مِنْهَا یَفْتَحُ أَلْفَ حَرْفٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به علی (علیه السلام) هزار حرف آموخت که [هر حرفی] هزار حرف می‌گشود و هزار حرف هرکدام هزار حرف می‌گشود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ الإختصاص، ص۲۸۴

۴

(انعام/ ۱۱۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- نَحْنُ الْکَلِمَاتُ الَّتِی تَلَقَّاهَا آدَمُ مِنْ رَبِّهِ فَتابَ عَلَیْه.

 

امام علی (علیه السلام)- ما همان کلماتی هستیم که آدم (علیه السلام) از خدا دریافت کرد و خداوند توبه‌اش را پذیرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ بحرالعرفان، ج۱۰، ص۲۱۹

۵

(انعام/ ۱۱۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) فِی زِیَارَهًِْ أَمِیرِالْمُوْمِنِینَ (علیه السلام) ثُمَّ تَحَوَّلْ إِلَی عِنْدِ الرِّجْلَیْنِ وَ قُلِ السَّلَامُ عَلَی أَبِی‌الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) وَ خَلِیلِ النُّبُوَّهًِِْ وَ الْمَخْصُوصِ بِالْأُخُوَّهًِْ السَّلَامُ عَلَی یَعْسُوبِ الدِّینِ وَ الْإِیمَانِ وَ کَلِمَهًِْ الرَّحْمَنِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) در مورد زیارت امیرمؤمنان (علیه السلام) [روایت شده است]: سپس نزد پایین پاها برو و بگو: سلام بر پدر امامان (علیهم السلام) و دوست پیامبری و اختصاص یافته به برادری. سلام بر رئیس بزرگ دین و ایمان و کلمه [خدای] رحمان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ بحرالعرفان

۶

(انعام/ ۱۱۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَهِدَ إِلَیَّ فِی عَلِیٍّ (علیه السلام) عَهْداً قُلْتُ یَا رَبِّ بَیِّنْهُ لِی قَالَ اسْمَعْ قُلْتُ قَدْ سَمِعْتُ قَالَ: إِنَّ عَلِیّاً (علیه السلام) رَایَهًُْ الْهُدَی وَ إِمَامُ أَوْلِیَائِی وَ نُورُ مَنْ أَطَاعَنِی وَ هُوَ الْکَلِمَهًُْ الَّتِی أَلْزَمْتُهَا الْمُتَّقِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- به‌راستی علی (علیه السلام) پرچم هدایت است، پیشوای دوستانم و نور هرکه مرا اطاعت کند، و اوست کلمه که متقیّان به آن تمسّک کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ الأمالی للصدوق، ص۴۷۸

۷

(انعام/ ۱۱۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ طَارِقِ بْنِ شِهَابٍ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ: یَا طَارِقُ الْإِمَامُ (علیه السلام) کَلِمَهًُْ اللَّهِ (علیه السلام) وَ حُجَّهًُْ اللَّهِ (علیه السلام) وَ وَجْهُ اللَّه (علیه السلام) وَ نُورُ اللَّهِ (علیه السلام) وَ حِجَابُ اللَّهِ (علیه السلام) وَ آیَهًُْ اللَّهِ (علیه السلام) یَخْتَارُهُ اللَّهُ وَ یَجْعَلُ فِیهِ مَا یَشَاءُ وَ یُوجِبُ لَهُ بِذَلِکَ الطَّاعَهًَْ وَ الْوَلَایَهًَْ عَلَی جَمِیعِ خَلْقِهِ فَهُوَ وَلِیُّهُ فِی سَمَاوَاتِهِ وَ أَرْضِهِ أَخَذَ لَهُ بِذَلِکَ الْعَهْدَ عَلَی جَمِیعِ عِبَادِهِ فَمَنْ تَقَدَّمَ عَلَیْهِ کَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ فَهُوَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ وَ إِذَا شَاءَ اللَّهُ شَاءَ وَ یُکْتَبُ عَلَی عَضُدِهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صدْقاً وَ عَدْلًا فَهُوَ الصِّدْقُ وَ الْعَدْلُ وَ یُنْصَبُ لَهُ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ مِنَ الْأَرْضِ إِلَی السَّمَاءِ یَرَی فِیهِ أَعْمَالَ الْعِبَادِ.

 

امام علی (علیه السلام)- طارق‌بن‌شهاب نقل می‌کند: امام علی (علیه السلام) فرمود: طارق! امام کلمهًْ اللهِ و حجّت اللهِ و وجه اللهِ و نور اللهِ و حجاب اللهِ و آیه است. خدا انتخابش می‌کند و هرچه خواست در او قرار می‌دهد. به‌واسطه‌ی همین مقام، اطاعت و ولایتش بر تمام جهان واجب است. او ولی خدا در آسمان‌ها و زمین است. این پیمان از جمیع جهانیان گرفته شده است. هرکه خود را بر او مقدّم بدارد کافر به خداست هر کار که مایل است می‌کند. هرچه خدا بخواهد انجام می‌دهد. بر دست راستش نوشته شده: وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا. او راستی و عدالت است. برایش استوانه‌ای از نور از زمین تا آسمان قرار می‌دهد و اعمال بندگان را به‌وسیله‌ی آن می‌بیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۱۶۹

 

آیه وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ [116]

 

و اگر از بيشتر كسانى كه در روى زمين هستند اطاعت كنى، تو را از راه خدا گمراه مى‌كنند؛ [زيرا] آن‌ها تنها از گمان پيروى مى‌نمايند، و تخمين و حدس [واهى] مى‌زنند.

و اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند

۱ -۱

(انعام/ ۱۱۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- یَا هِشَام ذَمَّ اللَّهُ الْکَثْرَهًَْ فَقَالَ وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ وَ قَالَ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ وَ أَکْثَرُهُمْ لَا یَشْعُرُونَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ای هشام! خداوند کثرت را مذمت کرده و می‌فرماید: وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ و فرموده است: وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۶ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۳۴/ تحف العقول، ص۳۸۳/ الکافی، ج۱، ص۱۵؛ فیه: «و قال أکثرالنّاس ... لا یشعرون» محذوفٌ

۱ -۲

(انعام/ ۱۱۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ عَزَّ‌َوَ‌جَلَّ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللهِ یَعْنِی یُحَیِّرُوکَ عَنِ الْإِمَامِ فَإِنَّهُمْ مُخْتَلِفُونَ فِیهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللهِ؛ یعنی تو را در مورد امام، سرگردان می‌کنند، زیرا که آنان در مورد او اختلاف دارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۶ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

[زیرا] آن‌ها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس [واهی] می‌زنند

۲ -۱

(انعام/ ۱۱۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ أَیْ یَقُولُونَ بِلَا عِلْمٍ بِالتَّخْمِینِ وَ التَّقْرِیبِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- إن یَتَّبعُونَ إلاَّ الظَّنَّ وَ إن هُمْ إلاَّ یَخرُصُونَ؛ یعنی بدون علم و از روی حدس و گمان سخن می‌گویند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۶ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

 

آیه إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمهْتَدينَ [117]

 

پروردگارت كسانى را كه از راه او گمراه گشته‌اند، بهتر مى‌شناسد؛ و همچنين كسانى را كه هدايت يافته‌اند.

۱

(انعام/ ۱۱۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن أَبِی جَعفَرٍ (علیه السلام) إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) خَطَبَ النَّاسَ بِالْمَدِینَهًِْ بَعْدَ سَبْعَهًِْ أَیَّامٍ مِنْ وَفَاهًِْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ ذَلِکَ حِینَ فَرَغَ مِنْ جَمْعِ الْقُرْآنِ وَ تَأْلِیفِهِ فَقَالَ ... وَ لَئِنْ تَقَمَّصَهَا دُونِیَ الْأَشْقَیَانِ وَ نَازَعَانِی فِیمَا لَیْسَ لَهُمَا بِحَقٍٍ إِلَی قَوْلِهِ فَأَنَا الذِّکْرُ الَّذِی عَنْهُ ضَلَ وَ السَّبِیلُ الَّذِی عَنْهُ مَالَ وَ الْإِیمَانُ الَّذِی بِهِ کَفَرَ وَ الْقُرْآنُ الَّذِی إِیَّاهُ هَجَرَ وَ الدِّینُ الَّذِی بِهِ کَذَّبَ وَ الصِّرَاطُ الَّذِی عَنْهُ نَکَبَ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: امام علی (علیه السلام)، هفت روز پس از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، هنگامی‌که از جمع و تدوین قرآن فارغ شد، برای مردم خطبه خواند و فرمود: ... و اگر آن انسان‌های بدبخت به‌جای من آن جامه (جامه‌ی خلافت) را به تن کردند و در مورد چیزی که حقّی در آن ندارند، با من به مخالفت برخاستند... سپس من یاد و ذکری شدم که او از آن گمراه شد، و راهی گشتم که از آن منحرف گشت و ایمانی شدم که به آن کفر ورزید و قرآنی گردیدم که آن را ترک گفت و دینی شدم که آن را دروغ خواند، و مسیری شدم که از آن عدول کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۶ الکافی، ج۸، ص۲۷

 

آیه فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآياتِهِ مُؤْمِنينَ [118]

 

از [گوشت] آنچه نام خدا [هنگام ذبح] بر آن گفته شده، بخوريد [و از غير آن نخوريد] اگر به آيات او ايمان داريد.

۱

(انعام/ ۱۱۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنِ الْوَرْدِ‌بْنِ‌زَیْدٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِی مَجُوسِیٍّ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ وَ ذَبَحَ فَقَالَ کُلْ فَقُلْتُ مُسْلِمٌ ذَبَحَ وَ لَمْ یُسَمِّ فَقَالَ لَا تَأْکُلْ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ وَ یَقُولُ وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وردبن‌زید گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «نظرتان دراین‌باره که مجوسی بسم اله بگوید و حیوانی را ذبح کند چیست»؟ فرمود: «از آن بخور». عرض کردم: «اگر مسلمانی بدون گفتن بسم اللَّه ذبح کند چه»؟ فرمود: «از آن مخور زیرا خداوند متعال می‌فرماید: فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْه. و نیز می‌فرماید: وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۶ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۳۳۱/ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۶۹/ الإستبصار، ج۵۲، ص۸۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۳۰/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ قَالَ أَمَّا الْمَجُوسُ فَلَا فَلَیْسُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ وَ أَمَّا الْیَهُودُ وَ النَّصَارَی فَلَا بَأْسَ إِذَا سَمِعُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- فَکُلُواْ مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ؛ و امّا [درباره‌ی مجوس باید گفت که] مجوس از اهل کتاب نیست و امّا یهودیان و مسیحیان، اگر بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم بگویند، اشکالی ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۶ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۵۷/ بحارالأنوار، ج۶۳، ص۲۵/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۴؛ فیهما «سموا» بدلٌ «سمعوا»

۳

(انعام/ ۱۱۸)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ ذَبِیحَهًِْ الْیَهُودِیِّ وَ النَّصْرَانِیِّ وَ الْمَجُوسِیِّ وَ ذَبَائِحِ أَهْلِ الْخِلَافِ فَتَلَا قَوْلَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ وَ قَالَ إِذَا سَمِعْتُمُوهُمْ یَذْکُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ فَکُلُوا وَ مَا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَیْهِ فَلَا تَأْکُلُوهُ وَ مَنْ کَانَ مِنْهُمْ مُتَّهَماً بِتَرْکِ التَّسْمِیَهًِْ یَرَی اسْتِحْلَالَ ذَلِکَ لَمْ یَجُزْ أَکْلُ ذَبِیحَتِهِ إِلَّا أَنْ یُشَاهَدَ فِی حِینِ ذَبْحِهَا وَ هُوَ یَذْبَحُهَا عَلَی السُّنَّهًِْ وَ یَذْکُرُ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا فَإِنْ ذَبَحَهَا بِحَیْثُ لَمْ یُشَاهَدْ لَمْ تُؤْکَلْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی ذبیحه یهودی و ترسا و گبر و ذبیحه‌های مخالفان و خواند قول خدا عزّوجلّ را فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ پرسیده شد. و فرمود: «چون شنیدید که نام خدا را می‌برند بخورید و آنچه بی‌نام خدا باشد نخورید، و هرکه به ترک تسمیه متّهم است و آن را واجب نمی‌داند نباید ذبیحه‌اش را خورد جز آنکه در هنگام ذبح او را ببیند و بر سنّت ذبح کند و نام خدا را بر آن ببرد و اگر ندیده ذبح کند خورده نمی‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۸ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۵۰

۴

(انعام/ ۱۱۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَکُلُوا مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ قَالَ مِن الذَّبَائِحِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَکُلُواْ مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ؛ از حیوانات ذبح شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۸ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

۵

(انعام/ ۱۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَذْبَحُ الذَّبِیحَهًَْ فَیُهَلِّلُ أَوْ یُسَبِّحُ أَوْ یُحَمِّدُ أَوْ یُکَبِّرُ قَالَ هَذَا کُلُّهُ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از او درباره‌ی مردی که حیوان را ذبح می‌کند و لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ می‌گوید، یا تسبیح، یا تکبیر می­گوید پرسیدم و ایشان فرمود: «همه‌ی این (واژگان) از نام‌های خدا است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۸ بحار الأنوار، ج۶۲، ص۳۲۴/ البرهان

۶

(انعام/ ۱۱۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ ذَبِیحَهًِْ الْمَرْأَهًِْ وَ الْغُلَامِ هَلْ یُؤْکَلُ قَالَ نَعَمْ إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَهًُْ مُسْلِمَهًًْ وَ ذَکَرَتِ اسْمَ اللَّهِ حَلَّتْ ذَبِیحَتُهَا وَ إِذَا کَانَ الْغُلَامُ قَوِیّاً عَلَی الذَّبْحِ وَ ذَکَرَ اسْمَ اللَّهِ حَلَّتْ ذَبِیحَتُهُ وَ إِنْ کَانَ الرَّجُلُ مُسْلِماً فَنَسِیَ أَنْ یُسَمِّیَ فَلَا بَأْسَ إِذَا لَمْ تَتَّهِمْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابن‌سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی حیوانی که به دست زن و پسر بچّه ذبح می‌شود، پرسیدم: «آیا می‌توان آن را خورد»؟ فرمود: «بلی، اگر زن مسلمان باشد و نام خدا را بر زبان آورد، ذبیحه وی حلال است و اگر پسر بچّه، توانایی ذبح‌کردن را دارد و نام خدا را بر زبان آورد، ذبیحه‌ی وی حلال است و اگر مرد مسلمان باشد، امّا فراموش کند بسم‌الله بگوید، خوردن [حیوانی را که ذبح شده است] درصورت عدم شک در او، اشکالی ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۸ بحار الأنوار، ج۶۲، ص۳۲۴/ البرهان

 

آیه وَ ما لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَ إِنَّ كَثيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدينَ [119]

 

چرا از آنچه نام خدا بر آن برده شده نمى‌خوريد؟! در‌حالى‌كه [خداوند] آنچه را بر شما حرام بوده، بيان كرده است! مگر اينكه ناچار باشيد؛ [كه در‌اين‌صورت، خوردن از گوشت آن حيوانات جايز است]. و بسيارى از مردم، به خاطر هوا‌ و ‌هوس و نادانى، [ديگران را] گمراه مى‌سازند؛ و پروردگارت، تجاوزكاران را بهتر مى‌شناسد.

۱

(انعام/ ۱۱۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَدْ فَصَّلَ لَکُمْ مَا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ یَعْنِی بَیَّنَ لَکُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَصَّلَ لَکُم مَّا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ یعنی برای شما تبیین کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۸ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

 

آیه وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ [120]

 

گناهان آشكار و پنهان را رها كنيد. زيرا كسانى كه گناه مى‌كنند، به‌زودى در برابر آنچه مرتكب مى‌شدند، مجازات خواهند شد.

۱

(انعام/ ۱۲۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- الظَّاهِرُ مِنَ الْإِثْمِ الْمَعَاصِی وَ الْبَاطِنُ الشِّرْکُ وَ الشَّکُّ فِی الْقَلْبِ وَ قَوْلُهُ بِمَا کانُوا یَقْتَرِفُونَ أَیْ یَعْمَلُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- منظور از ظاهر گناه، معصیت­ها است و منظور از باطن یعنی شرک و شک در دل. و این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: بِمَا کَانُواْ یَقْتَرِفُونَ یعنی انجام می‌دادند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۶۸ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَأَعْطُوا اللَّهَ مِنْ أَنْفُسِکُمُ الِاجْتِهَادَ فِی طَاعَتِهِ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُدْرَکُ شَیْءٌ مِنَ الْخَیْرِ عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَ اجْتِنَابِ مَحَارِمِهِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ فِی ظَاهِرِ الْقُرْآنِ وَ بَاطِنِهِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَالَ فِی کِتَابِهِ وَ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ تَجْتَنِبُوهُ فَقَدْ حَرَّمَهُ وَ اتَّبِعُوا آثَارَ رَسُولِ اللَّهِ وَ سُنَّتَهُ فَخُذُوا بِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- پس تا آنجا که می‌توانید، در هر ساعتی از ساعات شب یا روز، بسیار خدا را یاد کنید زیرا خداوند فرمان داده است او را یاد کنند و خدا هم به یاد مؤمنی است که در یاد اوست و بدانید که خدا بندگان مؤمن خویش را یاد نمی‌کند، مگر کسی را که به خیر او را یاد کند؛ پس خود را به کوشش در عبادت وادارید، زیرا هر چیزی از سوی خدا به کوشش در طاعت فراهم می‌آید و نیز در اجتناب از آنچه در ظاهر و باطن قرآن حرام کرده است. خداوند می‌فرماید: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ و بدانید که هرآنچه خدا دستور به اجتناب از آن داده، حرامش نموده است. و از آثار و فرمان‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله) و روش او پیروی کنید و به آن عمل نمایید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۰ الکافی، ج۸، ص۷/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۱۵؛ فیه: «و سنته فخذوا بها» محذوف

۳

(انعام/ ۱۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی بَعْضِ أَوْلِیَائِهِ مِنَ الدُّعَاهًِْ وَ قَدْ کَتَبَ إِلَیْهِ بِحَالِ قَوْمٍ قِبَلَهُ مِمَّنِ انْتَحَلِ الدَّعْوَهًَْ وَ تَعَدَّوْا الْحُدُودَ وَ اسْتَحَلُّوا الْمَحَارِمَ وَ اطَّرَحُوا الظَّاهِرَ فَکَتَبَ إِلَیْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَأُخْبِرُکَ أَنَّهُ مَنْ کَانَ یَدِینُ اللَّهَ بِهَذِهِ الصِّفَهًِْ الَّتِی کَتَبْتَ تَسْأَلُنِی عَنْهَا فَهُوَ عِنْدِی مُشْرِکٌ بِاللَّهِ بَیِّنُ الشِّرْکِ فَلَا یَسَعُ أَحَداً أَنْ یَشُکَّ فِیهِ أَ لَمْ یَسْمَعْ هَؤُلَاءِ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ قَوْلَهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ فَظَاهِرُ الْحَرَامِ وَ بَاطِنُهُ حَرَامٌ کُلُّهُ وَ ظَاهِرُ الْحَلَالِ وَ بَاطِنُهُ حَلَالٌ کُلُّهُ وَ إِنَّمَا جُعِلَ الظَّاهِرُ دَلِیلًا عَلَی الْبَاطِنِ وَ الْبَاطِنُ دَلِیلًا عَلَی الظَّاهِرِ یُؤَکِّدُ بَعْضُهُ بَعْضاً وَ یَشُدُّهُ وَ یُقَوِّیهِ وَ یُؤَیِّدُهُ فَمَا کَانَ مَذْمُوماً فِی الظَّاهِرِ فَبَاطِنُهُ مَذْمُومٌ وَ مَا کَانَ مَمْدُوحاً فِی الظَّاهِرِ فَبَاطِنُهُ مَمْدُوحٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) به یکی از دوستانش نوشت درحالی‌که او وضعیّت گروهی را که پیش او بودند به امام (علیه السلام) نوشته بود و آن گروه از کسانی بودند که خود رابه دعوت [اسلام] نسبت می‌دادند ولی از حدود تجاوز می‌کردند، حرام‌ها را حلال می‌شمردند و ظاهر [احکام دینی] را طرد می‌کردند؛ در نتیجه امام صادق (علیه السلام) به او نوشت: «... به تو خبر می‌دهم که هرکس با این صفتی که نوشته‌ای و از من درباره‌ی آن سؤال می‌کنی دین خدا را برگزیند، او نزد من آشکارا به خدا شرک ورزیده است و کسی نمی‌تواند در آن شک کند. آیا این‌ها کلام خداوند عزّوجلّ را نشنیده‌اند: بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، حرام کرده است؛ چه آشکار باشد و چه پنهان؛ و کلام خداوند عزّوجلّ: وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ. ظاهر حرام و باطنش، همه‌ی آن حرام است و ظاهر حلال و باطنش همه‌ی آن حلال است و خداوند ظاهر را دلیل و راهنما بر باطن و باطن را دلیل و راهنما بر ظاهر قرار داده است که بعضی بعض دیگر را تأکید می‌کند و آن را محکم، تقویت و تأیید می‌کند؛ پس چیزی که در ظاهر مورد نکوهش باشد، باطنش مورد نکوهش است و چیزی که در ظاهر ستوده باشد، باطنش ستایش شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۰ دعایم الإسلام، ج۱، ص۵۱

۴

(انعام/ ۱۲۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ قَوْماً آمَنُوا بِالظَّاهِرِ وَ کَفَرُوا بِالْبَاطِنِ فَلَمْ یَنْفَعْهُمْ شَیْءٌ وَ جَاءَ قَوْمٌ مِنْ بَعْدِهِمْ فَآمَنُوا بِالْبَاطِنِ وَ کَفَرُوا بِالظَّاهِرِ فَلَمْ یَنْفَعْهُمْ ذَلِکَ شَیْئاً وَ لَا إِیمَانَ بِظَاهِرٍ إِلَّا بِبَاطِنٍ وَ لَا بِبَاطِنٍ إِلَّا بِظَاهِرٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هیثم تمیمی گفت: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «گروهی به ظاهر ایمان آورده و در باطن کافرند و بهره‌ای نمی‌برند. بعضی پس از آن‌ها آمدند و به باطن ایمان آوردند و به ظاهر قرآن کافر شدند؛ آن‌ها نیز بهره‌ای نمی‌برند. ایمان به ظاهر صحیح نیست مگر با باطن، و به باطن نیز درست نیست مگر با ظاهر».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۰ بحرالعرفان، ج۵، ص۵۴

 

آیه وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ [121]

 

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخوريد كه اين كار گناه است؛ و شياطين به دوستان خود مطالبى مخفيانه القا مى‌كنند، تا با شما به مجادله برخيزند؛ اگر از آن‌ها اطاعت كنيد، شما هم مشرك خواهيد بود.

و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید که این کار گناه است

۱ -۱

(انعام/ ۱۲۱)

 

الرسول (علیه السلام)- سُئِلَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) هَلْ یَأْکُلُ الشَّیْطَانُ مَعَ الْإِنْسَانِ فَقَالَ نَعَمْ کُلُّ مَائِدَهًٍْ لَمْ یُذْکَرْ بِسْمِ اللَّهِ عَلَیْهَا یَأْکُلُ الشَّیْطَانُ مَعَهُمْ وَ یَرْفَعُ اللَّهُ الْبَرَکَهًَْ عَنْهَا وَ نَهَی عَنْ أَکْلِ مَا لَمْ یُذْکَرْ عَلَیْهِ بِسْمِ اللَّهِ کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فِی سُورَهًِْ الْأَنْعَامِ وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از پیامبر (صلی الله علیه و آله) پرسیدند: «آیا شیطان با آدمی [غذا] می‌خورد»؟ فرمود: «بلی، هر سفره‌ای که اسم خداوند در آن ذکر نشود، شیطان با ایشان می‌خورد و خداوند برکت را از آن سفره برمی‌دارد. و از خوردن آنچه بر آن اسم خدای تعالی ذکر نشود، نهی کرد. و در سوره انعام فرمود: وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۵۸/ جامع الأخبار، ص۴۳

۱ -۲

(انعام/ ۱۲۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَن حُمرَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُولُ فِی ذَبِیحَهًِْ النَّاصِبِ وَ الْیَهُودِیِّ وَ النَّصْرَانِیِّ لَا تَأْکُلْ ذَبِیحَتَهُ حَتَّی تَسْمَعَهُ یَذْکُرُ اسْمَ اللَّهِ قُلْتُ الْمَجُوسِیُّ فَقَالَ نَعَمْ إِذَا سَمِعْتَهُ یَذْکُرُ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که درباره‌ی حیوان ذبح شده به‌وسیله‌ی ناصبی، یهودی و نصرانی، فرمود: «و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده، نخورید». عرض کردم: «مجوسی [چطور]»؟ فرمود: «بله وقتی‌که از او شنیدی که اسم خدا را بر آن (حیوان) می‌برد بخور. آیا سخن خدا را نشنیده‌ای که فرموده است: وَ لا تَأْکُلُوا مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۲ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۶۸/ الإستبصار، ج۴، ص۸۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۶۱/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۴۵۴/ بحارالأنوار، ج۶۳، ص۲۵/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۲۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَن سَمَاعَهًَْ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) قَال سَأَلْتُهُ عَنْ ذَبِیحَهًِْ الْیَهُودِیِّ وَ النَّصْرَانِیِّ فَقَالَ لَا تَقْرَبُوهَا.

 

امام کاظم (علیه السلام)- سماعه گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد حیواناتی که توسّط یهودیان و مسیحیان ذبح شده‌اند، پرسیدم. فرمود: «به آن‌ها نزدیک نشوید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۲ نورالثقلین

۱ -۴

(انعام/ ۱۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ بِشْرِ بْنِ أَبِی غَیْلَانَ الشَّیْبَانِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ ذَبَائِحِ الْیَهُودِ وَ النَّصَارَی وَ النُّصَّابِ قَالَ فَلَوَی شِدْقَهُ وَ قَالَ کُلْهَا إِلَی یَوْمٍ مَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- بشربن‌ابی‌غیلان شیبانی گوید: از ذبایح یهود و نصاری و ناصبیان پرسیدم. ذبیحه یهودی و نصرانی خورده نمی شود مگر اینکه بشنوند که نام خدا را بر آن می‌برند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۲ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۷۰/ نورالثقلین

۱ -۵

(انعام/ ۱۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَا وَ أَبِی فَقُلْنَا لَهُ جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاکَ إِنَ لَنَا خُلَطَاءَ مِنَ النَّصَارَی وَ إِنَّا نَأْتِیهِمْ فَیَذْبَحُونَ لَنَا الدَّجَاجَ وَ الْفِرَاخَ وَ الْجِدَاءَ أَ فَنَأْکُلُهَا قَالَ فَقَالَ لَا تَأْکُلُوهَا وَ لَا تَقْرَبُوهَا فَإِنَّهُمْ یَقُولُونَ عَلَی ذَبَائِحِهِمْ مَا لَا أُحِبُّ لَکُمْ أَکْلَهَا قَالَ فَلَمَّا قَدِمْنَا الْکُوفَهًَْ دَعَانَا بَعْضُهُمْ فَأَبَیْنَا أَنْ نَذْهَبَ فَقَالَ مَا بَالُکُمْ کُنْتُمْ تَأْتُونَّا ثُمَّ تَرَکْتُمُوهُ الْیَوْمَ قَالَ فَقُلْنَا إِنَّ عَالِماً لَنَا نَهَانَا وَ زَعَمَ أَنَّکُمْ تَقُولُونَ عَلَی ذَبَائِحِکُمْ شَیْئاً لَا یُحِبُّ لَنَا أَکْلَهَا فَقَالَ مَنْ هَذَا الْعَالِمُ هَذَا وَ اللَّهِ أَعْلَمُ النَّاسِ وَ أَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ صَدَقَ وَ اللَّهِ إِنَّا لَنَقُولُ بِسْمِ الْمَسِیحِ (علیه السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- حنان‌بن‌سدیر گوید: من و پدرم نزد امام صادق (علیه السلام) آمدیم و عرض کردیم: «فدایت شویم ما دوستانی از نصاری داریم و ما نزد آن‌ها می‌آییم و برای ما مرغ، جوجه و بزغاله ذبح می‌کنند. آیا آن‌ها را بخوریم»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «آن‌ها را نخورید و به آن‌ها نزدیک نشوید؛ چون آن‌ها بر ذبح‌هایشان چیزی می‌گویند که خوردن آن را برای شما دوست ندارم». وقتی به کوفه آمدم، یکی از آن‌ها ما را دعوت کرد و ما از رفتن ابا کردیم؛ پس گفت: «شما را چه شده، نزد ما می‌آمدید ولی امروز آن را ترک کردید»؟ گفتیم: «عالم ما ما را نهی فرمود و گمان می‌کند شما بر ذبح‌هایتان چیزی می‌گویید که خوردنش را برای ما دوست ندارد». گفت: «این عالم کیست؟ این به خدا سوگند داناترین مردم است و داناترین کسی است که خدا آفریده است. به خدا سوگند راست گفت. ما [زمان ذبح] می‌گوییم: به نام مسیح (علیه السلام)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۲ الکافی، ج۶، ص۲۴۱/ نورالثقلین

۱ -۶

(انعام/ ۱۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عُثْمَانَ‌بْنِ‌عِیسَی عَنْ شَیْخٍ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهًِْ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ یَشْرَبُ فَلَا یَقْطَعُ حَتَّی یَرْوِیَ فَقَالَ وَ هَلِ اللَّذَّهًُْ إِلَّا ذَاکَ قُلْتُ فَإِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّهُ شُرْبُ الْهِیمِ فَقَالَ کَذَبُوا إِنَّمَا شُرْبُ الْهِیمِ مَا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عثمان‌بن‌عیسی از بزرگی از اهالی مدینه نقل می‌کند که از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کسی که با یک نفس آب می‌نوشد، سؤال کردم، فرمود: «آیا لذّتی جز این وجود دارد»؟ گفتم: «مردم گویند این شرب‌الهیم است». فرمود: «شرب‌الهیم آن است که نام خدا را بر آن نبرند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۲ بحارالأنوار، ج۶۳، ص۴۶۲

و شیاطین به دوستان خود مطالبی مخفیانه القا می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آن‌ها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود

۲ -۱

(انعام/ ۱۲۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ یَعْنِی وَحْیَ کَذِبٍ وَ فُسُوقٍ وَ فُجُورٍ إِلی أَوْلِیائِهِمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ مَنْ یُطِیعُهُمْ لِیُجادِلُوکُمْ أَیْ لِیُخَاصِمُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ إِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَآئِهِمْ؛ یعنی وحی دروغ و فسق و فجور به اولیای آنان و پیروانشان. لِیُجَادِلُوکُمْ؛ یعنی تا با شما نزاع کنند. وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۲ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۱۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ‌بْنِ‌فَرْقَدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاکَ کُنْتُ أُصَلِّی عِنْدَ الْقَبْرِ وَ إِذَا رَجُلٌ خَلْفِی یَقُولُ أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللهُ وَ اللهُ أَرْکَسَهُمْ بِما کَسَبُوا قَالَ فَالْتَفَتُّ إِلَیْهِ وَ قَدْ تَأَوَّلَ عَلَی هَذِهِ الْآیَهًِْ وَ مَا أَدْرِی مَنْ هُوَ وَ أَنَا أَقُولُ وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ فَإِذَا هُوَ هَارُونُ‌بْنُ‌سَعِیدٍ قَالَ فَضَحِکَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ إِذَا أَصَبْتَ الْجَوَابَ قَلَّ الْکَلَامُ بِإِذْنِ اللَّهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داودبن‌فرقد گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «فدایت شوم، من در کنار قبری نماز می‌خواندم که ناگهان مردی از پشت سرم گفت: آیا شما می‌خواهید کسانی را که خداوند [بر اثر اعمال زشتشان] گمراه کرده، هدایت کنید؟!. درحالی‌که خداوند به خاطر اعمالشان، [افکار] آن‌ها را کاملًا وارونه کرده است!. (نساء/۸۸)». به او رو کردم پس از اینکه این آیه را برای من تأویل کرد و من نمی‌دانم چه کسی بود من می‌گفتم: وَ إِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ که ناگهان [متوجّه شدم] که وی هارون‌بن‌سعد است». امام صادق (علیه السلام) خندید و سپس فرمود: «پس به خواست خدا، تو درست پاسخ دادی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۴ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۳۴۶/ رجال الکشی، ص۳۴۵/ نورالثقلین؛ فیه: «قبل» بدلٌ «قلّ»/ البرهان؛ فیه: «قال» بدلٌ «قلّ»

۲ -۳

(انعام/ ۱۲۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ، قَالَ، قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِنَ رَجُلًا خَلْفِی حِینَ صَلَّیْتُ الْمَغْرِبَ فِی مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: فَما لَکُمْ فِی الْمُنافِقِینَ فِئَتَیْنِ وَ اللهُ أَرْکَسَهُمْ بِما کَسَبُوا أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللهُ، فَعَلِمْتُ أَنَّهُ یَعْنِینِی، فَالْتَفَتُّ إِلَیْهِ فَقُلْتُ: وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ، وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ سَوَاءً إِلَی آخِرِهِ وَ قَالَ فِی آخِرِهِ: قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ لَا جَرَمَ وَ اللَّهِ مَا تَکَلَّمَ بِکَلِمَهًٍْ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مَا أَحَدٌ أَجْهَلَ مِنْهُمْ إِنَّ فِی الْمُرْجِئَهًِْ فُتْیَا وَ عِلْماً وَ فِی الْخَوَارِجِ فُتْیَا وَ عِلْماً، وَ مَا أَحَدٌ أَجْهَلَ مِنْهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داودبن‌فرقد گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «زمانی‌که در مسجد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نماز مغرب خواندم، مردی پشت سرم بود و گفت: چرا درباره‌ی منافقین دو دسته شده‌اید؟! [بعضی جنگ با آن‌ها را ممنوع، و بعضی مجاز می‌دانید]. درحالی‌که خداوند به خاطر اعمالشان، [افکار] آن‌ها را کاملًا وارونه کرده است! آیا شما می‌خواهید کسانی را که خداوند [بر اثر اعمال زشتشان] گمراه کرده، هدایت کنید؟!. (نساء/۸۸)». دانستم که منظورش من هستم؛ پس به طرف او برگشتم و گفتم: «وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ ... عرض کردم: «فدایت شوم به خدا سوگند ناگزیر یک کلمه حرف نزد». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هیچ‌کس نادان‌تر از آن‌ها نیست. در میان مرجئه فتوی و علمی است و در میان خوارج فتوی و علمی است و هیچ‌کس نادان‌تر از آن‌ها نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۴ رجال الکشی، ص۳۴۵/ نورالثقلین

 

آیه أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ [122]

 

آيا كسى كه مرده بود، سپس او را زنده كرديم، [كافر بود و ايمان آورد] و نورى برايش قرار داديم كه با آن در ميان مردم راه برود، همانند كسى است كه در تاريكى‌هاست و از آن خارج نمى‌شود؟! اين‌گونه براى كافران، آنچه كه [از اعمال زشت] انجام مى‌دادند، تزيين شده [و زيبا جلوه كرده] است.

کلّیات

۱

(انعام/ ۱۲۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَ وَ مَنْ کَانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ إِنَّهُ عَمَّارُ بْنُ یَاسِرٍ (رحمة الله علیه) کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْهَا إِنَّهُ أَبُوجَهْلِ بْنُ هِشَامٍ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ، او عمّار (رحمة الله علیه) است. کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها، او ابوجهل‌بن‌هشام است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۴ شرح نهج البلاغهًْ، ج۱۰، ص۱۰۳/ فرات الکوفی، ص۱۳۵

۲

(انعام/ ۱۲۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- أَنَّهَا نَزَلَتْ فِی حَمْزَهًَْ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ (رحمة الله علیه) وَ أَبِی جَهْلِ بْنِ هِشَامٍ وَ ذَلِکَ أَنَّ أَبَا جَهْلٍ آذَی رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أُخْبِرَ بِذَلِکَ حَمْزَهًْ (رحمة الله علیه) وَ هُوَ عَلَی دِینِ قَوْمِهِ فَغَضِبَ وَ جَاءَ وَ مَعَهُ قَوْسٌ فَضُرِبَ بِهَا رَأْسَ أَبِی جَهْلٍ وَ آمَنَ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- آیه اوّل درباره‌ی حمزهًْ‌بن‌عبدالمطلب (رحمة الله علیه) و ابوجهل‌بن‌هشام نازل شده است. ابوجهل پیامبر (صلی الله علیه و آله) را می‌آزرد این مطلب به گوش حمزه (رحمة الله علیه) که هنوز مسلمان نشده بود، رسید، با خشم و غضب، درحالی‌که کمانی به دست داشت نزد ابوجهل آمد و کمان را بر سرش زد. سپس ایمان آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۶۶

۳

(انعام/ ۱۲۲)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَّهَا نَزَلَتْ فِی عَمَّارِبْنِ‌یَاسِرٍ (رحمة الله علیه) حِینَ آمَنَ وَ أَبِی‌جَهْلٍ.

 

امام باقر (علیه السلام)- این آیه درباره‌ی عمّار (رحمة الله علیه) وقتی‌که ایمان آورد و ابوجهل نازل شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۴ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۶۶/ نورالثقلین

آیا کسی که مرده بود، سپس او را زنده کردیم، و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه برود، همانند کسی است که در ظلمت‌ها باشد و از آن خارج نگردد؟! این‌گونه برای کافران، اعمال [زشتی] که انجام می‌دادند، تزیین شده [و زیبا جلوه کرده] است

۱ -۱

(انعام/ ۱۲۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ قَالَ الْمَیِّتُ الَّذِی لَا یَعْرِفُ هَذَا الشَّأْنَ یَعْنِی هَذَا الْأَمْرَ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً إِمَاماً (علیه السلام) یَأْتَمُّ بِهِ یَعْنِی عَلِیَِ‌بْنَ‌أَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) قُلْتُ فَقَوْلُهُ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها فَقَالَ بِیَدِهِ هَکَذَا هَذَا الْخَلْقُ الَّذِی لَا یَعْرِفُونَ شَیْئاً.

 

امام باقر (علیه السلام)- برید عجلی گوید: از امام باقر (علیه السلام) دربارهی این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: أَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ. پرسیدم. فرمود: «میّت؛ کسی است که این مقام را نمی‌شناسد، یعنی این امر را. وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا؛ یعنی امامی که به او اقتدا می‌کند، یعنی علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)». گفتم: «پس این کلام خداوند: کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا یعنی چه»؟ فرمود: «[درحالی‌که با دستش اشاره می‌کرد] یعنی این مردم که چیزی را نمی‌دانند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۶ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۴۰۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۶/ نورالثقلین/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۰

۱ -۲

(انعام/ ۱۲۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ قَالَ جَاهِلًا عَنِ الْحَقِّ وَ الْوَلَایَهًِْ فَهَدَیْنَاهُ إِلَیْهَا وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ قَالَ النُّورُ الْوَلَایَهًُْ کَمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ لَیْسَ بِخارِجٍ مِنْها یَعْنِی فِی وَلَایَهًِْ غَیْرِ الْأَئِمَّهًْ (علیهم السلام) کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْکافِرِینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- أَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ؛ یعنی نسبت به حق و ولایت نادان است، پس او را به آن هدایت کردیم. وَ جَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ؛ نُورًا یعنی ولایت. کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا؛ یعنی در ولایت افراد دیگر غیر از امامان (علیهم السلام). کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۳۰۹/ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ نورالثقلین؛ فیه: «کذلک زیّن ... یعملون» محذوفٌ/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- کانَ مَیْتاً عَنَّا فَأَحْیَیْناهُ بِنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- جدا از ما مرده بود و به همراه خود زنده‌اش کردیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۶ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۰/ نورالثقلین

۱ -۴

(انعام/ ۱۲۲)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ أی هدیناه وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ قال نور الولایهًْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ؛ یعنی او را هدایت کردیم. وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ؛ منظور نور ولایت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۶ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۲

۱ -۵

(انعام/ ۱۲۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ فَالْحَیُّ الْمُؤْمِنُ الَّذِی تَخْرُجُ طِینَتُهُ مِنْ طِینَهًِْ الْکَافِرِ وَ الْمَیِّتُ الَّذِی یَخْرُجُ مِنَ الْحَیِّ هُوَ الْکَافِرُ الَّذِی یَخْرُجُ مِنْ طِینَهًِْ الْمُؤْمِنِ فَالْحَیُّ الْمُؤْمِنُ وَ الْمَیِّتُ الْکَافِرُ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ فَکَانَ مَوْتُهُ اخْتِلَاطَ طِینَتِهِ مَعَ طِینَهًِْ الْکَافِرِ وَ کَانَ حَیَاتُهُ حِینَ فَرَّقَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بَیْنَهُمَا بِکَلِمَتِهِ کَذَلِکَ یُخْرِجُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْمُؤْمِنَ فِی الْمِیلَادِ مِنَ الظُّلْمَهًِْ بَعْدَ دُخُولِهِ فِیهَا إِلَی النُّورِ وَ یُخْرِجُ الْکَافِرَ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلْمَهًِْ بَعْدَ دُخُولِهِ إِلَی النُّورِ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یُخْرِجُ الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَ مُخْرِجُ المَیِّتِ مِنَ الحَیِّ؛ مقصود از زنده همان مؤمن است که طینت او از طینت کافر بیرون می‌آید و مقصود از مرده‌ای که از زنده بیرون می‌شود، کافریست که از طینت مؤمن بیرون می‌آید، پس زنده مؤمن است و مرده کافر. این است که خدای عزّوجلّ می‌فرماید: أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ پس مقصود از مردن مؤمن، آمیختگی طینت او با طینت کافر است و زندگی او زمانی است که خدای عزّوجلّ به‌وسیله‌ی کلمه‌ی خود [جبرئیل] آن‌ها را از یکدیگر جدا ساخت. خدای عزّوجلّ این‌گونه مؤمن را در زمان ولادتش پس از آنکه در تاریکی بود، خارج می‌کند و به‌سوی نور می‌برد و کافر را پس از آنکه در نور باشد خارج می‌کند و به‌سوی تاریکی می‌برد، این است معنی گفتار خدای عزّوجلّ: لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا وَ یَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَی الْکافِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۶ الکافی، ج۲، ص۵/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۸۷/ نورالثقلین

۱ -۶

(انعام/ ۱۲۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْمُؤْمِنُ یَتَقَلَّبُ فِی خَمْسَهًٍْ مِنَ النُّورِ مَدْخَلُهُ نُورٌ وَ مَخْرَجُهُ نُورٌ وَ عِلْمُهُ نُورٌ وَ کَلَامُهُ نُورٌ وَ مَنْظَرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ إِلَی النُّورِِ.

 

امام علی (علیه السلام)- مؤمن در پنج نور می‌چرخد ورودش نور، خروجش نور، دانشش نور، سخنش نور و دیدگاهش در رستاخیز به‌سوی نور است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۸ الخصال، ج۱، ص۲۷۷

 

آیه وَ كَذلِكَ جَعَلْنا في كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِميها لِيَمْكُرُوا فيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ ما يَشْعُرُونَ [123]

 

و [نيز] اين‌گونه در هر شهر و آبادى، بزرگان گنهكارى قرار داديم؛ [و همه‌گونه قدرت در اختيارشان گذارديم]؛ و سرانجام كارشان اين شد كه به مكر [و فريب مردم] پرداختند؛ ولى [اينگونه افراد] تنها خودشان را فريب مى‌دهند و نمى‌فهمند.

۱

(انعام/ ۱۲۳)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ کَذلِکَ جَعَلْنَا فِی کُلِّ قَرْیَةٍ أَکَابِرَ مُجْرِمِیهَا یَعْنِی رُؤَسَاءَ لِیَمْکُرُوا فِیهَا وَ مَا یَمْکُرُونَ إِلاَّ بِأَنْفُسِهِمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ أَیْ یَمْکُرُونَ بِأَنْفُسِهِمْ لِأَنَّ اللَّهَ یُعَذِّبُهُمْ عَلَیْهِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذَلِکَ جَعَلْنَا فِی کُلِّ قَرْیَةٍ أَکَابِرَ مُجَرِمِیهَا؛ یعنی رؤسا. لِیَمْکُرُواْ فِیهَا وَ مَا یَمْکُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَ مَا یَشْعُرُونَ؛ یعنی خود مکر و توطئه می‌کنند، چرا که خدا آنان را به سبب [این مکر] شکنجه می‌دهد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۸ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

 

آیه وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللهِ اللهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ أَجْرَمُوا صغارٌ عِنْدَ اللهِ وَ عَذابٌ شَديدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ [124]

 

و هنگامى‌كه آيه‌اى براى آن‌ها بيايد، مى‌گويند: «ما هرگز ايمان نمى‌آوريم، مگر اينكه همانند چيزى كه به پيامبران خدا داده شده، به ما داده شود». خداوند آگاه‌تر است كه رسالت خويش را در كجا [و به عهده‌ی چه كسى] قرار دهد. به‌زودى كسانى كه مرتكب گناه شدند، [و مردم را از راه حق منحرف ساختند]، در برابر مكر [و فريب و نيرنگى] كه مى‌كردند، گرفتار حقارت در پيشگاه خدا، و عذاب شديد خواهند شد.

و هنگامی‌که آیه‌ای برای آن‌ها بیاید، می‌گویند: «ما هرگز ایمان نمی‌آوریم، مگر اینکه همانند چیزی که به پیامبران خدا داده شده، به ما داده شود»

۱ -۱

(انعام/ ۱۲۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَتَی أَهْلُ مَکَّهًَْ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالُوا مَا وَجَدَ اللَّهُ رَسُولًا غَیْرَکَ مَا نَرَی أَحَداً یُصَدِّقُکَ فِیمَا تَقُولُ وَ قَالَ أَبُوجَهْلٍ زَاحَمَنَا بَنُوعَبْدِمَنَافٍ فِی الشَّرَفِ حَتَّی إِذَا صرْنَا کَفَرَسَیْ رِهَانٍ قَالُوا مِنَّا نَبِیٌّ یُوحَی إِلَیْهِ وَ اللَّهِ لَا نُؤْمِنُ بِهِ وَ لَا نَتَّبِعُهُ أَبَداً إِلَّا أَنْ یَأْتِیَنَا وَحْیٌ کَمَا یَأْتِیهِ فَنَزَلَ وَ إِذا جاءَتْهُمْ آیَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّی نُؤْتی الْآیَةَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- کلبی گوید: «اهل مکّه نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! خدا پیامبر دیگری غیر از تو نیافته است که بفرستد؟! ما کسی را نمی‌بینیم که گفته‌های تو را باور کند»... ابوجهل گفت: «فرزندان عبدمناف در شرافت و بزرگی با ما رقابت کردند تا جایی که ما و آنان مانند اسب­های مسابقه (شرط‍‍‍‍ بندی) بودیم». گفتند: «از میان ما پیامبری است که به او وحی می­شود». به خدا سوگند به او ایمان نمی­آوریم و هرگز از او پیروی نمی­کنیم مگر اینکه برای ما وحی­ای بیاید همانطور که برای او وحی می­آید. پس آیه: وَ إِذا جاءَتْهُمْ آیَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّی نُؤْتی مِثْلَ ما أُوتِیَ رُسُلُ اللهِ اللهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَیُصیبُ الَّذینَ أَجْرَمُوا صغارٌ عِنْدَ اللهِ وَ عَذابٌ شَدیدٌ بِما کانُوا یَمْکُرُونَ نازل شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۸ بحارالأنوار، ج۱۸، ص۲۳۵

۱ -۲

(انعام/ ۱۲۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ إِذا جاءَتْهُمْ آیَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّی نُؤْتی مِثْلَ ما أُوتِیَ رُسُلُ اللهِ قَالَ قَالَ الْأَکَابِرُ لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّی نُؤْتَی مِثْلَ مَا أُوتِیَ الرُّسُلُ مِنَ الْوَحْیِ وَ التَّنْزِیلِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ إِذَا جَاءتْهُمْ آیَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّی نُؤْتَی مِثْلَ مَا أُوتِیَ رُسُلُ اللهِ. اکابر (رؤسا) گفتند: ما ایمان نمی‌آوریم مگر اینکه مانند پیامبران وحی و کلام خدا بر ما نازل شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۸ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ البرهان/ نورالثقلین

به‌زودی کسانی که مرتکب گناه شدند، [و مردم را از راه حق منحرف ساختند]، در مقابل مکر [و فریب و نیرنگی] که می‌کردند، گرفتار حقارت در پیشگاه خدا، و عذاب شدید خواهند شد

۲ -۱

(انعام/ ۱۲۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَیُصِیبُ الَّذِینَ أَجْرَمُوا صغارٌ عِنْدَ اللهِ وَ عَذابٌ شَدِیدٌ بِما کانُوا یَمْکُرُونَ أَیْ یَعْصُونَ اللَّهَ فِی السِّرِّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سَیُصِیبُ الَّذِینَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللهِ وَ عَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا کَانُواْ یَمْکُرُونَ یعنی خدا را در نهان معصیت می‌کنند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۷۸ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۶/ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه فَمَنْ يُرِدِ الله أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ الله الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ [125]

 

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‌اش را براى [پذيرش] اسلام، گشاده مى‌سازد؛ و آن كس را كه [به خاطر اعمال خلافش] بخواهد گمراه سازد، سينه‌اش را آنچنان تنگ مى‌كند كه گويا مى‌خواهد به آسمان بالا برود؛ اين‌گونه خداوند پليدى را بر افرادى كه ايمان نمى‌آورند قرار‌ مى‌دهد.

آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای [پذیرش] اسلام، گشاده می‌سازد؛ و آن کس را که [به خاطر اعمال خلافش] بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود

۱ -۱

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمَانَ‌بْنِ‌خَالِدٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَال: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهًًْ مِنْ نُورٍ وَ فَتَحَ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ مَلَکاً یُسَدِّدُهُ وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ سُوءاً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهًًْ سَوْدَاءَ وَ سَدَّ مَسَامِعَ قَلْبِهِ وَ وَکَّلَ بِهِ شَیْطَاناً یُضِلُّهُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌خالد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هرگاه خدای عزّوجلّ خیری را برای بنده‌ی خود بخواهد، نقطه‌ای از نور در قلبش قرار می‌دهد و گوش دلش را باز می‌کند و فرشته‌ای را برای او می‌گمارد که او را [به راه راست] هدایت می‌کند و هرگاه بدی را برای بنده‌ای بخواهد، نقطه‌ای سیاه در دلش ایجاد می‌کند و گوش دلش را مسدود می‌کند و شیطانی را بر او می‌گمارد که او را گمراه کند. سپس این آیه را تلاوت فرمود: فَمَن یُرِدِ اللهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۰ الکافی، ج۱، ص۱۶۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۲۱/ التوحید، ص۴۱۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ‌بْنِ‌أَبِی‌الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَیْراً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهًًْ مِنْ نُورٍ فَأَضَاءَ لَهَا سَمْعُهُ وَ قَلْبُهُ حَتَّی یَکُونَ أَحْرَصَ عَلَی مَا فِی أَیْدِیکُمْ مِنْکُمْ وَ إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ سُوءاً نَکَتَ فِی قَلْبِهِ نُکْتَهًًْ سَوْدَاءَ فَأَظْلَمَ لَهَا سَمْعُهُ وَ قَلْبُهُ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیَهًَْ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالحمیدبن‌ابی‌علا روایت می‌کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود: «راستی هرگاه خداوند عزّوجلّ خیر بنده‌ای را بخواهد، نقطه‌ای از نور در دلش قرار می‌دهد و آن نور دل و گوشش را نورانی می‌گرداند، تا بر آنچه شما در دست دارید از خود شما حریص‌تر گردد، و هرگاه برای بنده‌ای بد بخواهد، نقطه‌ی سیاهی در دلش قرار می‌دهد تا گوش و دلش را تاریک سازد. سپس این آیه را تلاوت فرمود: فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۰ الکافی، ج۲، ص۲۱۴/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۱۰/ نورالثقلین

۱ -۳

(انعام/ ۱۲۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- سُئِلَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) عَنْ قَوْلِهِ سُبْحَانَهُ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَقَالَ إِذَا دَخَلَ النُّورُ الْقَلْبَ انْفَسَحَ فَذَلِکَ شَرْحُ الصَّدْرِ فَقِیلَ أَ فَلِذَلِکَ عَلَامَهًٌْ یَعْرَفُ بَهَا قَالَ نَعَمْ الْإِنَابَهًُْ إِلَی دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِی عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره‌ی کلام خداوند سبحان: فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ سؤال شد. فرمود: «وقتی نور وارد قلب شود، گشاده می‌شود [و وسعت پیدا می‌کند] و آن «شرح صدر» است». عرض شد: «آیا برای آن نشانه‌ای هست که به‌وسیله‌ی آن شناخته شود»؟ فرمود: «بله، توجّه به جهان ابدی، کناره‌گیری از دنیای فریبا و آمادگی برای مرگ قبل از رسیدن آن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۰ شرح نهج البلاغهًْ، ج۶، ص۲۳۱/ نورالثقلین؛ فیه: «امارهًْ» بدلٌ «علامهًْ» و «یقذفه الله» بدلٌ «دخل»

۱ -۴

(انعام/ ۱۲۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَمَّا نَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ قَالُوا یَا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَیْفَ یَشْرَحُ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ قَالَ (صلی الله علیه و آله) یَقْذِفُ اللَّهُ تَعَالَی نُوراً فِی قَلْبِهِ فَیَنْشَرِحُ وَ یَسْتَوْسِعُ
 فَقَالُوا وَ هَلْ لِذَلِکَ عَلَامَهًٌْ فَقَالَ نَعَمْ التَّجَافِی عَنْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الْإِنَابَهًُْ إِلَی دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّزَوُّدُ لِسُکْنَی الْقُبُورِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هنگامی‌که این کلام خداوند: فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ نازل شد. گفتند: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! چگونه خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشاده می‌سازد»؟ فرمود: «خدای تعالی نوری در قلبش می‌اندازد. سپس گشاده می‌شود و وسعت پیدا می‌کند». گفتند: «آیا برای آن نشانه هست»؟ فرمود: «بله کناره‌گیری از دنیای فریبا و توجّه به جهان ابدی و توشه برداشتن برای سکونت در قبر».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۰ أعلام الدین، ص۱۳۵/ إرشادالقلوب، ج۱، ص۱۳۱

۱ -۵

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الْقَلْبَ لَیَتَجَلْجَلُ فِی الْجَوْفِ یَطْلُبُ الْحَقَّ فَإِذَا أَصَابَهُ اطْمَأَنَّ وَ قَرَّ ثُمَّ تَلَا أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) هَذِهِ الْآیَهًَْ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ إِلَی قَوْلِهِ کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّد حلبی نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «به‌درستی‌که دل در درون انسان به تکاپو می‌افتد تا حق را بیابد، پس هرگاه که آن را یافت، آرامش می‌گیرد». سپس امام صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود: فَمَن یُرِدِ اللهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۲ الکافی، ج۲، ص۴۲۱/ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۳۱۷/ مشکاهًْ الأنوار، ص۲۵۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۶

(انعام/ ۱۲۵)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ قَالَ: إِنَّ لِلْقَلْبِ تَلَجْلُجاً فِی الْخَوْفِ یَطْلُبُ الْحَقَّ فَإِذَا أَصَابَهُ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ قَرَأَ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- عبداللّه‌بن‌جعفر از برادرش امام کاظم (علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «قلب آدمی تا حقیقت را نیافته است تشویش و اضطراب دارد، ولی چون به حق دست یافت، سکون و آرامش می‌یابد. و این آیه را قرائت فرمود: فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۲ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۶

۱ -۷

(انعام/ ۱۲۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ خُثَیْمَهًَْ‌بْنِ‌عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْجُعْفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) یَقُول: إِنَّ الْقَلْبَ یَنْقَلِبُ مِنْ لَدُنْ مَوْضِعِهِ إِلَی حَنْجَرَتِهِ مَا لَمْ یُصِبِ الْحَقَّ فَإِذَا أَصَابَ الْحَقَّ قَرَّ ثُمَّ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً.

 

امام باقر (علیه السلام)- خثیمه گوید: شنیدم امام باقر (علیه السلام) می‌فرمود: «همانا دل، تا زمانی‌که حق را نیافته است از جایگاه خود بیرون افتاده و به‌طرف حنجره وارونه می­شود، امّا آنگاه که حق را بیابد، آرامش می‌گیرد». سپس انگشتان خویش را جمع کرده و این آیه را خواند: فَمَن یُرِدِ اللهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۴/ المحاسن، ج۱، ص۲۰۲/ مشکاهًْ الأنوار، ص۱۵۲/ نورالثقلین/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۷

۱ -۸

(انعام/ ۱۲۵)

 

الرّضا (علیه السلام)- مَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ بِإِیمَانِهِ فِی الدُّنْیَا إِلَی جَنَّتِهِ وَ دَارِ کَرَامَتِهِ فِی الْآخِرَهًِْ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلتَّسْلِیمِ لِلَّهِ وَ الثِّقَهًِْ بِهِ وَ السُّکُونِ إِلَی مَا وَعَدَهُ مِنْ ثَوَابِهِ حَتَّی یَطْمَئِنَّ إِلَیْهِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ عَنْ جَنَّتِهِ وَ دَارِ کَرَامَتِهِ فِی الْآخِرَهًِْ لِکُفْرِهِ بِهِ وَ عِصْیَانِهِ لَهُ فِی الدُّنْیَا یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً حَتَّی یَشُکَّ فِی کُفْرِهِ وَ یَضْطَرِبَ مِنِ اعْتِقَادِهِ قَلْبُهُ حَتَّی یَصِیرَ کَأَنَّما یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ کَذلِکَ یَجْعَلُ اللهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ؛ کسی را که خدا می‌خواهد او را با ایمان خویش در دنیا به‌سوی بهشت و خانه‌ی کرامت خود در آخرت هدایت کند، سینه‌ی وی را برای تسلیم به خدا و اعتماد بر او و اطمینان به پاداشی که وعده داده است، می‌گشاید تا اینکه او [به خدای خویش] اطمینان پیدا کرده و آرامش یابد. وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ؛ و هرکه را که می‌خواهد به خاطر کفری که به خدا ورزیده و معصیت وی را در دنیا مرتکب شده است، از بهشت خویش و خانه‌ی کرامتش در آخرت گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند تا اینکه در کفر خود شک کند و قلبش در نتیجه‌ی اعتقادش مضطرب و پریشان شود تا این به این حالت درآید: کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۰/ الاحتجاج، ج۲، ص۴۱۱/ التوحید، ص۲۴۲/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۱۳۱/ معانی الأخبار، ص۱۴۵/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۹

(انعام/ ۱۲۵)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکْرُهُ بِسَعَهًِْ رَحْمَتِهِ وَ رَأْفَتِهِ بِخَلْقِهِ وَ عِلْمِهِ بِمَا یُحْدِثُهُ الْمُبَدِّلُونَ مِنْ تَغْیِیرِ کَلَامِهِ قَسَمَ کَلَامَهُ ثَلَاثَهًَْ أَقْسَامٍ فَجَعَلَ قِسْماً مِنْهُ یَعْرِفُهُ الْعَالِمُ وَ الْجَاهِلُ وَ قِسْماً لَا یَعْرِفُهُ إِلَّا مَنْ صفَا ذِهْنُهُ وَ لَطُفَ حِسُّهُ وَ صحَّ تَمْیِیزُهُ مِمَّنْ شَرَحَ اللَّهُ صدْرَهُ لِلْإِسْلَام.

 

امام علی (علیه السلام)- سپس خداوند متعال به سبب فراخی رحمت و مهربانی­اش در حقّ آفریدگان و نیز از آنجا که می­دانست تبدیل‌کنندگان در کتابش تغییر به وجود می­آورند، کلام خود را بر سه‌گونه تقسیم کرد: گونه­ای را چنان قرار داد که دانا و نادان در می­یابند، گونه‌ای را چنان قرار داد که تنها دارندگان ذهن پالوده و احساس لطیف و تشخیص درست درمی­یابند؛ یعنی همان کسانی که خود، سینه‌ی آن‌ها را برای اسلام گشوده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۲ نورالثقلین

۱ -۱۰

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَاعلَموا أنَّ اللَّهَ تَعالی إذا أرادَ بِعَبدٍ خَیراً شَرَحَ صَدرَهُ للإسلامِ، فَإذا أعطاهُ ذلِکَ نَطَقَ لِسانُهُ بِالحَقِ وَعَقَدَ قَلبَهُ عَلَیهِ فَعَمَلَ بِهِ، فإذا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذلِکَ تَمَّ لَهُ إسلامُهُ، وَکانَ عِندَ اللَّهِ إن ماتَ علی ذلِکَ الحالِ مِنَ المُسلِمینَ حَقّاً، وإذا لَم یُرِدِ اللَّهُ بِعَبدٍ خَیراً وَکلَهُ إلی نَفسِهِ، وَکانَ صدرُهُ ضَیِّقاً حَرَجاً، فإن جَری عَلی لِسانِهِ حَقٌّ لَم یُعقَد قَلبُهُ عَلَیهِ وَإذا لَم یُعقَد قَلبُهُ عَلَیهِ، لَم یُعطِهِ اللَّهُ العَمَلَ بِهِ، فَإذا اجتَمَعَ ذلِکَ عَلَیهِ حَتّی یَموتَ، وَهُوَ علی تِلکَ الحالِ کانَ عِندَ اللَّهِ مِنَ المُنافِقین، وَصارَ ما جَری عَلی لِسانِهِ مِنَ الحَقِّ الّذی لَم یُعطِهِ اللَّهُ أن یُعقَدَ قَلبُهُ عَلَیهِ، وَلَم یُعطِهِ العَمَلَ بِهِ حُجَّهًًْ عَلَیهِ. فاتّقوا اللَّهَ وَسَلوهُ أن یَشرَحَ صُدورَکُم للإسلامِ، وأن یَجعَلَ ألسِنَتَکُم تَنطِقُ بِالحَقِّ حَتّی یَتَوفّاکُم وَأنتُم علی ذلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- بدانید وقتی خداوند برای بنده‌ای خیری اراده کند، خداوند سینه‌اش را برای اسلام گشاده می‌سازد و هر وقت آن را به او عطا کند، زبانش به حق گویا می‌شود و قلبش را بر آن گره می‌زند و به آن عمل می‌کند و زمانی‌که خداوند آن‌ها را برای او جمع گرداند، اسلامش کامل می‌گردد و نزد خداوند اگر بر آن حالت بمیرد از مسلمانان می‌باشد، و هر وقت خداوند برای بنده‌ای خیری نخواهد، او را به خودش واگذار می‌کند و سینه‌اش تنگ می‌باشد. اگر حقّی بر زبانش جاری شود، قلبش به آن اعتقاد نداشته باشد و وقتی که به آن اعتقاد قلبی نداشته باشد، خداوند عمل به آن را به او عطا نمی‌کند. وقتی این امور در او جمع شود و او در آن حالت از دنیا برود، نزد خداوند از منافقان می‌باشد و آنچه از حق که خداوند اعتقاد قلبی به آن را به او عطا نکرده و عمل به آن را به او عطا نکرده بر زبانش جاری شده حجّت برضدّ او می شود؛ پس تقوای الهی پیشه کنید و از او بخواهید که سینه‌هایتان را برای اسلام گشاده سازد و زبان‌هایتان را طوری قرار دهد که سخن حق می‌گوید تا اینکه شما را در آن حالت از دنیا ببرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۴ مکاتیب الأیمهًْ، ج۴، ص۱۳۶/ نورالثقلین

تنگی

۲ -۱

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلَ مُوسَی بْنُ أَشْیَمَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... فَقَالَ (علیه السلام) یَا ابْنَ أَشْیَمَ فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً أَ تَدْرِی مَا الْحَرَجُ قُلْتُ لَا فَقَالَ بِیَدِهِ وَضَمّ أَصَابِعَهُ الشَّیْءُ الْمُصْمَتُ الَّذِی لَا یَخْرُجُ مِنْهُ شَیْءٌ و لَا یَدْخُلُ فِیهِ شَیْءٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- موسی‌بن‌اشیم نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای ابن اشیم! فَمَنْ یُرِدِ اللهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً، آیا می‌دانی حَرَج چیست»؟ گفت: «خیر». پس انگشتان دستش را به هم بست و فرمود: «مانند چیز سربسته است که هیچ چیزی وارد آن نمی‌شود و از آن خارج نمی‌شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۴ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۳۳۲/ الاختصاص، ص۳۳۰/ البرهان/ بحارالأنوار، ج۶۷، ص۵۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۷/ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْخَالِقِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ مَنْ یُرِدْ أَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً فَقَالَ قَدْ یَکُونُ ضَیِّقاً وَ لَهُ مَنْفَذٌ یَسْمَعُ مِنْهُ وَ یُبْصِرُ وَ الْحَرَجُ هُوَ الْمُلتَامُ الَّذِی لَا مَنْفَذَ لَهُ یَسْمَعُ بِهِ وَ لَا یُبْصِرُ مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالخالق نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) در مورد کلام خداوند متعال: وَ مَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء پرسیدم و ایشان فرمود: «گاه سینه ممکن است تنگ باشد، ولی دارای روزنه­ای باشد که توسّط آن بشنود و ببیند و حَرَج یعنی دلی که سربسته است و دریچه‌ای در آن وجود ندارد که به‌وسیله‌ی آن صداها را بشنود و اشیاء را ببیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۴ معانی الأخبار، ص۱۴۵/ نورالثقلین؛ فیه: «اللثام» بدلٌ «الملتیم»/ البرهان

۲ -۳

(انعام/ ۱۲۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَالْحَرَجُ الَّذِی لَا مَدْخَلَ لَهُ فِیهِ وَ الضَّیْقُ مَا یَکُونُ لَهُ الْمَدْخَلُ الضِّیقُ کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّماءِ قَالَ: یَکُونُ مِثْلَ شَجَرَهًٍْ حَوْلَهَا أَشْجَارٌ کَثِیرَهًٌْ فَلَا تَقْدِرُ أَنْ تُلْقِیَ أَغْصَانَهَا یَمْنَهًًْ وَ یَسْرَهًًْ فَتَمُرُّ فِی السَّمَاءِ وَ تُسَمَّی حَرَجَهًًْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- حَرَج؛ چیزی است که راه ورود ندارد. و ضَیّق؛ چیزی است که راه ورود تنگی دارد، گویی که به زحمت به‌طرف آسمان صعود می‌کند. مانند درختی که دور آن درخت‌های بسیاری است و نمی‌تواند شاخه‌هایش را به این طرف و آن طرف دراز کند، پس به‌طرف آسمان بالا می‌رود و به آن حِرجه گویند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۴ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

این‌گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد

۳ -۱

(انعام/ ۱۲۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ کَذلِکَ یَجْعَلُ اللهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ قَالَ هُوَ الشَّکُّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ؛ الرِّجْسَ] یعنی شک.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۴ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۲۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۷/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه وَ هذا صراطُ رَبِّكَ مُسْتَقيماً قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ [126]

 

و اين راه مستقيم [و سنّت جاويدان] پروردگار توست؛ ما آيات خود را براى كسانى كه پند مى‌گيرند، بيان كرده‌ايم.

۱

(انعام/ ۱۲۶)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ هذَا صِراطُ رَبِّکَ مُسْتَقِیماً یَعْنِی الطَّرِیقَ الْوَاضِحَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هَذَا صِرَاطُ رَبِّکَ مُسْتَقِیمًا؛ یعنی راه روشن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۶ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۲۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- هذَا صِراطُ رَبِّکَ أَیْ طَرِیقُ رَبِّکَ وَ هُوَ الْقُرْآنُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- هذَا صِراطُ رَبِّکَ؛ یعنی راه پروردگار توست و آن قرآن است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۶ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۷۶

 

آیه لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ [127]

 

براى آن‌ها نزد پروردگارشان [در بهشت] سراى امن و آرامش خواهد بود؛ و به خاطر اعمال [نيكى] كه انجام مى‌دادند، او ولىّ و ياور آنهاست.

۱

(انعام/ ۱۲۷)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لَهُمْ دارُ السَّلامِ قَالَ یَعْنِی الْجَنَّهًَْ وَ سُمِّیَتْ دَارَ السَّلَامِ لِلسَّلَامَهًِْ فِیهَا مِنَ الْأَحْزَانِ وَ الْآلَامِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- لَهُمْ دارُ السَّلام؛ یعنی بهشت، و به خاطر آرامشی که از اندوه و دردها در آن دارند، به آن دَارُ السَّلَامِ گفته می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۶ بحارالأنوار، ج۸، ص۱۸۱/ القمی، ج۱، ص۲۱۵؛ فیه: «السلام ... السرور» بدلٌ «سمّیت ... الآلام»

۲

(انعام/ ۱۲۷)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- دَارُ السَّلَامِ الْجَنَّهًُْ وَ أَهْلُهَا لَهُمُ السَّلَامَهًُْ مِنْ جَمِیعِ الْآفَاتِ وَ الْعَاهَاتِ وَ الْأَمْرَاضِ وَ الْأَسْقَامِ وَ لَهُمُ السَّلَامَهًُْ مِنَ الْهَرَمِ وَ الْمَوْتِ وَ تَغَیُّرِ الْأَحْوَالِ عَلَیْهِمْ وَ هُمُ الْمُکْرَمُونَ الَّذِینَ لَا یُهَانُونَ أَبَداً وَ هُمُ الْأَعِزَّاءُ الَّذِینَ لَا یَذِلُّونَ أَبَداً وَ هُمُ الْأَغْنِیَاءُ الَّذِینَ لَا یَفْتَقِرُونَ أَبَداً وَ هُمُ السُّعَدَاءُ الَّذِینَ لَا یَشْقَوْنَ أَبَداً وَ هُمُ الْفَرِحُونَ الْمَسْرُورُونَ الَّذِینَ لَا یَغْتَمُّونَ وَ لَا یَهْتَمُّونَ أَبَداً وَ هُمُ الْأَحْیَاءُ الَّذِینَ لَا یَمُوتُونَ أَبَدا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- مقصود از دَارُ السَّلَامِ بهشت است، و اهل آن از هر جهت سالم هستند، یعنی از تمامی آسیب‌ها، ناخوشی‌ها، بیماری‌ها، و رنج‌ها به دور و سلامت هستند، از ضعف پیری و مرگ و دگرگونی احوال که به زیان ایشان باشد، آسوده‌اند، و آنان بزرگوارانی هستند که هرگز به خواری دچار نمی‌گردند، بی‌نیازانی که هرگز تهیدست و نیازمند نمی‌گردند، و خوشبختانی هستند که به نکبت و بدبختی دچار نمی‌شوند، و مسرورانی که به اندوه و غم مبتلا نمی‌گردند، و آنان زندگانی هستند که هرگز مرگ به سراغشان نمی‌رود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۶ بحرالعرفان، ج۳، ص۸۵

 

آیه وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدينَ فيها إِلاَّ ما شاءَ اللَه إِنَّ رَبَّكَ حَكيمٌ عَليمٌ [128]

 

در آن روز كه [خدا] همه‌ی آن‌ها را جمع و محشور مى‌سازد، [مى‌گويد]: اى گروه جنّيان [و شياطين]! شما افراد زيادى از انسان‌ها را گمراه ساختيد! دوستان و پيروان آن‌ها از ميان انسان‌ها مى‌گويند: «پروردگارا! هر‌يك از ما دو گروه (پيشوايان و پيروان گمراه) از ديگرى بهره برديم؛ [ما به لذّات زود‌گذر رسيديم و آن‌ها به حكومت بر ما] و به پايان مهلتى كه براى ما مقرّر داشته بودى رسيديم». [خداوند] مى‌گويد: «آتش جايگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهيد ماند، مگر آنچه خدا بخواهد». پروردگار تو حكيم و داناست.

۱

(انعام/ ۱۲۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً یا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَکْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ قَالَ کُلُّ مَنْ وَالَی قَوْماً فَهُوَ مِنْهُمْ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ مِنْ جِنْسِهِمْ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِی أَجَّلْتَ لَنا یَعْنِی الْقِیَامَهًَْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ جَمِیعاً یا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَکْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ؛ هرکسی گروهی را دوست داشته باشد، او از آن‌ها است هرچند از جنس آن‌ها نباشد. رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِی أَجَّلْتَ لَنا، منظور قیامت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۶ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ نورالثقلین؛ فیه: «ربّنا ... القیامهًْ» محذوفٌ

۲

(انعام/ ۱۲۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- الْعِلَّهًُْ فِی شِیعَهًِْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) أَنَّهُمْ مِنْهُمْ أَنَّ کُلَّ مَنْ وَالَی قَوْماً فَهُوَ مِنْهُمْ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ مِنْ جِنْسِهِمْ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَکْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ فَالْجِنُّ بِخِلَافِ الْإِنْسِ لَکِنَّهُمْ لَمَّا وَالَوْهُمْ نَسَبَهُمُ اللَّهُ إِلَیْهِمْ فَکَذَلِکَ کُلُّ مَنْ تَوَالَی آلَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَهُوَ مِنْهُمْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- شیعیان را از این جهت آل محمّد (علیهم السلام) می‌گویند که هرکس قومی را دوست بدارد از آن‌ها شمرده می‌شود اگرچه از جنس آن‌ها نباشد و خداوند دراین‌باره می‌فرماید: یا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَکْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِیاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ، جنّیان برخلاف انس هستند امّا چون با آن‌ها دوست شدند از آنان به شمار رفته‌اند و همین‌گونه است کسانی که آل محمّد (علیهم السلام) را دوست بدارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۷۶

 

آیه وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ [129]

 

ما اين‌گونه بعضى از ستمكاران را بر بعض ديگر مى‌گماريم به سبب اعمالى كه انجام مى‌دادند.

۱

(انعام/ ۱۲۹)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا انْتَصَرَ اللَّهُ مِنْ ظَالِمٍ إِلَّا بِظَالِمٍ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ کَذلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً.

 

امام باقر (علیه السلام)- خداوند هیچ‌گاه از ظالم انتقام نمی‌گیرد، مگر به‌وسیله‌ی انتقام از ظالمی دیگر و این همان فرموده خدای عزّوجلّ است: وَ کَذَلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضًا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۸ الکافی، ج۲، ص۳۳۴/ ثواب الأعمال، ص۲۷۴/ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۱۳/أعلام الدین، ص۴۰۹/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۶/ جامع الأخبار، ص۱۵۵/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۲۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ لِلَّهِ عُقُوبَتَانِ إِحْدَاهُمَا مِنْ أَمْرِ الرُّوحِ وَ الْأُخْرَی تَسْلِیطُ بَعْضِ النَّاسِ عَلَی بَعْضٍ فَمَا کَانَ مِنْ قِبَلِ الرُّوحِ فَهُوَ السُّقْمُ وَ الْفَقْرُ وَ مَا کَانَ مِنْ تَسْلِیطٍ فَهُوَ النَّقِمَهًُْ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی وَ کَذلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً بِما کانُوا یَکْسِبُونَ مِنَ الذُّنُوبِ فَمَا کَانَ مِنْ ذَنْبِ الرُّوحِ مِنْ ذَلِکَ سُقْمٌ وَ فَقْرٌ وَ مَا کَانَ مِنْ تَسْلِیطٍ فَهُوَ النَّقِمَهًُْ وَ کُلُّ ذَلِکَ لِلْمُؤْمِنِ عُقُوبَهًٌْ لَهُ فِی الدُّنْیَا وَ عَذَابٌ لَهُ فِیهَا وَ أَمَّا الْکَافِرُ فَنَقِمَهًٌْ عَلَیْهِ فِی الدُّنْیَا وَ سُوءُ الْعَذَابِ فِی الْآخِرَهًِْ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ الذَّنْبُ مِنَ الشَّهْوَهًِْ وَ هِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِ خَطَأٌ وَ نِسْیَانٌ وَ أَنْ یَکُونَ مُسْتَکْرَهاً وَ مَا لَا یُطِیقُ وَ مَا کَانَ فِی الْکَافِرِ فَعَمْدٌ وَ جُحُودٌ وَ اعْتِدَاءٌ وَ حَسَدٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- خدا دارای دو کیفر است؛ یکی از روح و دیگری مسلّط‌کردن مردم به یکدیگر. و آنچه از طرف روح است بیماری و نداری است و آنچه از تسلّط است نقمتی است که خداوند متعال فرموده: ما این‌گونه بعضی از ستمکاران را بر بعض دیگر می‌گماریم به سبب اعمالی که از گناهان انجام می‌دادند. و آنچه گناه روح است بیماری و نداری است. و تسلّط مردم نقمت است، و همه‌ی این‌ها برای مؤمن کیفری در دنیا و عذابی در آن است. و برای کافر نقمتی در دنیا و عذاب بدی در دیگر سرا است، و جز به سزای گناه نمی‌باشد، و گناه از دلخواه است و آن برای مؤمن از خطا و فراموشی و واداری و بی‌تابی می‌باشد و آنچه از کافر است تعمّد و جحود و تجاوز و حسودی است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۸ بحارالأنوار، ج۵۸، ص۲۹۵/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۰۷؛ فیه: «و لا یکون ذلک ... حسد» محذوفٌ/ تحف العقول، ص۳۵۴

۳

(انعام/ ۱۲۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ قَالَ: نُوَلِّی کُلَّ مَنْ تَوَلَّی أَوْلِیَاءَهُمْ فَیَکُونُونَ مَعَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذَلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضًا بِمَا کَانُواْ یَکْسِبُونَ؛ هرکه را که اولیای آنان را دوست بدارد [و از آنان پیروی و اطاعت کند]، سرپرست آنان می­کنیم. پس در روز قیامت در کنار آنان قرار می‌گیرند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۸۸ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۱۵

 

آیه يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرينَ [130]

 

[در آن روز به آن‌ها مى‌گويد]: اى گروه جنّ و انس! آيا پيامبرانى از خودتان به‌سوى شما نيامدند كه آيات مرا برايتان بيان مى‌كردند، و شما را از ملاقات چنين روزى بيم مى‌دادند؟! آن‌ها مى‌گويند: «[آرى ما بد كرديم و] بر زيان خود گواهى مى‌دهيم»؛ و زندگى [پر زرق و برق] دنيا آن‌ها را فريب داد؛ و به زيان خود گواهى مى‌دهند كه كافر بودند.

۱

(انعام/ ۱۳۰)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ ذَکَرَ عَزَّوَجَلَّ احْتِجَاجاً عَلَی الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ فَقَالَ: یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِنْکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِی وَ یُنْذِرُونَکُمْ لِقاءَ یَوْمِکُمْ هذَا قالُوا شَهِدْنا عَلی أَنْفُسِنَا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیاةُ الدُّنْیَا وَ شَهِدُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کَانُوا کَافِرِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- خدای عزّوجلّ استدلالی را برعلیه جنّ و انس در روز قیامت ذکر کرده و می‌فرماید: یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنسِ أَلَمْ یَأْتِکُمْ رُسُلٌ مِّنکُمْ یَقُصُّونَ عَلَیْکُمْ آیَاتِی وَیُنذِرُونَکُمْ لِقَاء یَوْمِکُمْ هَذَا قَالُواْ شَهِدْنَا عَلَی أَنفُسِنَا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَشَهِدُواْ عَلَی أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ کَانُواْ کَافِرِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۰ القمی، ج۱، ص۲۱۵/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) بِالْکُوفَهًِْ فِی الْجَامِع إِذْ قَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّام ... وَ سَأَلَهُ هَلْ بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً إِلَی الْجِنِّ فَقَالَ نَعَمْ بَعَثَ إِلَیْهِمْ نَبِیّاً یُقَالُ لَهُ یُوسُفُ فَدَعَاهُمْ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فَقَتَلُوهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام حسین (علیه السلام) روایت است: امام علی (علیه السلام) در مسجد جامع کوفه بود که مردی از اهالی شام از ایشان پرسید: ... «آیا خدا پیغمبری را بر پریان فرستاده است»؟ فرمود: «آری، پیغمبری به نام یوسف بر آن‌ها فرستاد و آن‌ها را به‌سوی خدای عزّوجلّ خواند و او را کشتند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۰ علل الشرایع، ج۲، ص۵۹۳/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۱۳۰)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَ أَرْسَلَ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) إِلَی الْجِنِّ وَ الْإِنْسِِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خدای تعالی محمّد (صلی الله علیه و آله) را به‌سوی جنّ و انس فرستاد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۰ الخصال، ج۲، ص۴۷۸/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۱۳۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- هُوَ الَّذِی أَسْکَنَ الدُّنْیَا خَلْقَهُ وَ بَعَثَ إِلَی الْجِنِ وَ الْإِنْسِ رُسُلَهُ لِیَکْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا وَ لِیُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا وَ لِیَضْرِبُوا لَهُمْ أَمْثَالَهَا وَ لِیُبَصِّرُوهُمْ عُیُوبَهَا وَ لِیَهْجُمُوا عَلَیْهِمْ بِمُعْتَبَرٍ مِنْ تَصَرُّفِ مَصَاحِّهَا وَ أَسْقَامِهَا وَ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ لِلْمُطِیعِینَ مِنْهُمْ وَ الْعُصَاهًِْ مِنْ جَنَّهًٍْ وَ نَارٍ وَ کَرَامَهًٍْ وَ هَوَانٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- اوست که آفریده‌ی خود را در این جهان ساکن می‌گرداند، و پیامبرانش را بر جنّ و انس برمی‌انگیزاند، تا دنیا را چنانکه هست به آن‌ها بنمایانند، و آنان را از زیان‌هایش بترسانند، و از دنیا برایشان مثل‌ها می‌زنند، و زشتی‌های آن را به آنان نشان می‌دهند، و به آنان گوشزد می‌کنند، آنچه از دگرگونی‌هایی پی‌درپی، و سراسر شگفت، از تندرستی‌ها و بیماری‌هایش، و از حلال‌ها و حرام‌هایش، و آنچه خدا برای فرمانبران و نافرمانان آماده ساخته است، از بهشت و یا آتش‌سوزان، و ارجمندی و یا خواری در آن جهان؛ می‌توان عبرت گرفت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۰ نهج البلاغهًْ، ص۲۶۵/ نورالثقلین

 

آیه ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ [131]

 

اين به خاطر آن است كه پروردگارت هيچ‌گاه [بدون فرستادن پيامبران، مردم] شهرها و آبادى‌ها را به خاطر ستم‌ها [و گناهانشان] در‌حالى‌كه غافلند هلاك نمى‌كند.

۱

(انعام/ ۱۳۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ ذلِکَ أَنْ لَمْ یَکُنْ رَبُّکَ مُهْلِکَ الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ یَعْنِی لَا یَظْلِمُ أَحَداً حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ مَا یُرْسِلُ إِلَیْهِمْ فَإِذَا لَمْ یُؤْمِنُوا هَلَکُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ذَلِکَ أَن لَّمْ یَکُن رَّبُّکَ مُهْلِکَ الْقُرَی بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهَا غَافِلُونَ یعنی به کسی ظلم نمی‌کند، مگر پس از اینکه آنچه را به آنان می‌فرستد بیان کند و اگر ایمان نیاورند، هلاک می‌شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۰ القمی، ج۱، ص۲۱۷/ البرهان

 

آیه وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ [132]

 

و براى هريك [از اين دو دسته]، درجات [و مراتبى] است از آنچه عمل كردند؛ و پروردگارت از اعمالى كه انجام مى‌دهند، غافل نيست.

۱

(انعام/ ۱۳۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لِکُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا یَعْنِی لَهُمْ دَرَجَاتٌ عَلَی قَدْرِ أَعْمَالِهِمْ وَ مَا رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لِکُلٍّ دَرَجَاتٌ مِّمَّا عَمِلُواْ؛ یعنی آنان را برحسب اعمالشان درجاتی است. وَ مَا رَبُّکَ بِغافِلٍ عَمَّا یَعْمَلُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۰ القمی، ج۱، ص۲۱۷

 

آیه وَ رَبُّكَ الْغَني‌ُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِن بَعْدِكُم مَّا يَشَاءُ كَمَا أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ ءَاخَرِين [133]

 

و پروردگارت بى‌نياز و مهربان است؛ [پس به كسى ستم نمى‌كند؛ بلكه همه، نتيجه اعمال خود را مى‌گيرند]؛ اگر بخواهد، همه‌ی شما را [از اين جهان] مى‌برد؛ سپس هر‌كس را بخواهد جانشين شما مى‌سازد؛ همان‌طور‌كه شما را از نسل اقوام ديگرى آفريد.

 

آیه إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعجزينَ [134]

 

آنچه به شما وعده داده مى‌شود، به يقين فرا مى‌رسد؛ و شما نمى‌توانيد از عدالت و كيفر خدا فرار كنيد.

 

آیه قُلْ يَاقَوْمِ اعْمَلُواْ عَلىَ‌ مَكاَنَتِكُمْ إِنّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُ عَقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّلِمُون [135]

 

بگو: «اى قوم من! هرچه در توان داريد، انجام دهيد! من [هم به وظيفه‌ی خود] عمل مى‌كنم؛ امّا به‌زودى خواهيد دانست كه سرانجام نيك [و رستگارى] از آن كيست! به‌يقين، ستمكاران رستگار نخواهند شد»!

۱

(انعام/ ۱۳۵)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِیَدِهِ مَا طَرَفْتُ عَیْنَایَ إِلَّا ظَنَنْتُ أَنَّ شُفْرَیَّ لَا یَلْتَقِیَانِ حَتَّی یَقْبِضَ اللَّهُ رُوحِی وَ لَا رَفَعْتُ طَرْفِی وَ ظَنَنْتُ أَنِّی خَافِضَهًٌْ حَتَّی أُقْبَضَ وَ لَا تَلَقَّمْتُ لُقْمَهًًْ إِلَّا ظَنَنْتُ أَنِّی لَا أُسِیغُهَا حَتَّی أَغُصَّ بِهَا مِنَ الْمَوْتِ ثُمَّ قَالَ یَا بَنِی آدَمَ إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ فَعُدُّوا أَنْفُسَکُمْ مِنَ الْمَوْتَی وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعجزِینَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- سوگند به خدایی که جان محمّد (صلی الله علیه و آله) در دست او می‌باشد، هنگامی‌که پلک‌های دیدگان من از هم جدا می‌شوند امید پیوستن آن دو را ندارم و انتظار مرگ را می‌کشم، هنگامی‌که لقمه بر دهان می‌گذارم احتمال فروبردن آن را نمی‌دهم هر آن امکان دارد مرگ برسد و لقمه در گلو گیر کند، ای فرزند آدم (علیه السلام) اگر عقل دارید خود را از مردگان به حساب آورید، سوگند به خدایی که جانم در دست او می‌باشد إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۷۰، ص۱۶۶/ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۰/ مشکاهًْ الأنوار، ص۸۷؛ فیه: «لحصرتها» بدلٌ «حتی أغص بها»

۲

(انعام/ ۱۳۵)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَآتٍ یَعْنِی مِنَ الْقِیَامَهًِْ وَ الثَّوَابِ وَ الْعِقَابِ وَ مَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لآتٍ؛ از قیامت و پاداش و کیفر[غافل نیست]. وَ مَا أَنتُم بِمُعْجِزِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۲ القمی، ج۱، ص۲۱۷

 

آیه وَ جَعَلُوا لِلهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصيباً فَقالُوا هذا لِلهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللهِ وَ ما كانَ لِلهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ [136]

 

آن‌ها (مشركان) سهمى از آنچه خداوند از زراعت و چهارپايان آفريده، براى او قرار دادند؛ [و سهمى براى بت‌ها]. و به گمان خود گفتند: «اين، از آن خداست؛ و اين هم از آن معبودهاى ما». آنچه براى معبودهايشان بود، به خدا نمى‌رسيد؛ ولى آنچه براى خدا بود، به معبودهايشان مى‌رسيد. [چون، اگر سهم بت‌ها با كمبودى مواجه مى‌شد، سهم خدا را به بت‌ها مى‌دادند؛ امّا عكس آن را مجاز نمى‌دانستند]. چه بد داورى مى‌كنند [كه علاوه بر شرك، خدا را كمتر از بت‌ها مى‌دانند]!

۱

(انعام/ ۱۳۶)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ وَ جَعَلُوا لِلهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِیباً إِلَی قَوْلِهِ تَعَالَی ساءَ ما یَحْکُمُونَ فَإِنَّ الْعَرَبَ کَانَتْ إِذَا زَرَعُوا زَرْعاً قَالُوا هَذَا لِلَّهِ وَ هَذَا لِآلِهَتِنَا وَ کَانُوا إِذَا سَقَوْهَا فَخَرَقَ الْمَاءُ مِنَ الَّذِی لِلَّهِ فِی الَّذِی لِلْأَصْنَامِ لَمْ یَسُدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی وَ إِذَا خَرَقَ مِنَ الَّذِی لِلْأَصْنَامِ فِی الَّذِی لِلَّهِ سَدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی وَ إِذَا وَقَعَ شَیْءٌ مِنَ الَّذِی لِلَّهِ فِی الَّذِی لِلْأَصْنَامِ لَمْ یَرُدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی وَ إِذَا وَقَعَ شَیْءٌ مِنَ الَّذِی لِلْأَصْنَامِ فِی الَّذِی لِلَّهِ رَدُّوهُ وَ قَالُوا اللَّهُ أَغْنَی فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ عَلَی نَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ حَکَی فِعْلَهُمْ وَ قَوْلَهُمْ فَقَالَ وَ جَعَلُوا لِلهِ الْآیَهًَْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ جَعَلُوا لِلهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصیباً فَقالُوا هذا لِلهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَکائِنا فَما کانَ لِشُرَکائِهِمْ فَلا یَصِلُ إِلَی اللهِ وَ ما کانَ لِلهِ فَهُوَ یَصِلُ إِلی شُرَکائِهِمْ ساءَ ما یَحْکُمُونَ؛ عرب‌ها وقتی زراعتی را می‌کاشتند می‌گفتند این مال خدا است و این مال الهه‌ی ما. در موقع آبیاری اگر آب خرابی می‌کرد و از قسمت خدا می‌رفت قسمتی که مربوط به بت‌هایشان بود آن را نمی‌بستند و می‌گفتند خدا بی‌نیازتر از این مقدار آب بسته است. اگر مقداری از آنچه مربوط به خدا است برای بت‌ها می‌رفت بر نمی‌گرداندند و می‌گفتند خدا بی‌نیازتر از آن است خداوند بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دراین‌مورد آیه نازل نمود و کار و رفتار آن‌ها را شرح داد: وَ جَعَلُوا لِلهِ...

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۲ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷/ القمی، ج۱، ص۲۱۷/ البرهان

 

آیه وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ [137]

 

و اين‌گونه معبودهاى آن‌ها، قتل فرزندانشان را در نظر بسيارى از آن‌ها جلوه دادند؛ [زيرا كودكان خود را قربانى بت‌ها مى‌كردند، و افتخار مى‌نمودند]. سرانجام آن‌ها را به هلاكت افكندند؛ و در نهايت، آيينشان را بر آنان مشتبه ساختند. و اگر خدا مى‌خواست، چنين نمى‌كردند؛ [ولى اجبار سودى ندارد]. بنابراين، آن‌ها و تهمت‌هايشان را به حال خود واگذار [و به آن‌ها اعتنا مكن].

۱

(انعام/ ۱۳۷)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ کَذلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَکاؤُهُمْ قَالَ یَعْنِی أَسْلَافَهُمْ زَیَّنُوا لَهُمْ قَتْلَ أَوْلَادِهِمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ یَعْنِی یُغْرُوهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ کَذلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ المُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَکاؤُهُمْ؛ یعنی پیشینیان آن‌ها از کشتن فرزندانشان خوششان می‌آمد. وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ؛ یعنی آن‌ها را فریب دهند. وَ لَوْ شاءَ اللهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۴ القمی، ج۱، ص۲۱۷/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷؛ فیه: «یعنی یغروهم ... دینهم» بدلٌ «یغیروهم ... یفترون»/ البرهان؛ فیه: «یغروهم» بدلٌ «یغیروهم»

۲

(انعام/ ۱۳۷)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُمْ قَوْمٌ یَقْتُلُونَ أَوْلَادَهُمْ مِنَ الْبَنَاتِ لِلْغِیرَهًِْ وَ قَوْمٌ کَانُوا یَقْتُلُونَ أَوْلَادَهُمْ مِنَ الْجُوعِ وَ هَذَا مَعْطُوفٌ عَلَی قَوْلِهِ وَ کَذلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَکاؤُهُمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- و آنان قومی بودند که فرزندانشان را از ترس گرسنگی می‌کشتند و این عبارت بر این کلام خداوند عزّوجلّ: وَ کَذَلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاَدِهِمْ شُرَکَآؤُهُمْ عطف شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۴ القمی، ج۱، ص۲۱۸

 

آیه وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلاَّ مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللهِ عَلَيْهَا افْتِراءً عَلَيْهِ سَيَجْزيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ [138]

 

و گفتند: «اين چهارپايان و زراعت [كه مخصوص بت‌هاست، براى همه] ممنوع است؛ و جز كسانى كه ما بخواهيم به گمان آن‌ها نبايد از آن بخورند. و [اين‌ها] چهارپايانى است كه سوار‌شدن بر آن‌ها حرام شده است». و چهارپايانى [داشتند] كه [هنگام ذبح]، نام خدا را بر آن نمى‌بردند، و به خدا دروغ مى‌بستند؛ [و مى‌گفتند: «اين احكام، همه از ناحيه‌ی اوست»]. به‌زودى [خدا] آن‌ها را به سزاى افتراهايى كه مى‌بستند كيفر مى‌دهد.

۱

(انعام/ ۱۳۸)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ قَالَ الْحِجْرُ الْمُحَرَّمُ لا یَطْعَمُها إِلَّا مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ قَالَ کَانُوا یُحَرِّمُونَهَا عَلَی قَوْمٍ وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها یَعْنِی الْبَحِیرَهًَْ وَ السَّائِبَهًَْ وَ الْوَصِیلَهًَْ وَ الْحَامَ وَ أَنْعامٌ لا یَذْکُرُونَ اسْمَ اللهِ عَلَیْهَا افْتِراءً عَلَیْهِ سَیَجْزِیهِمْ بِما کانُوا یَفْتَرُون.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَالُواْ هَذِهِ أَنْعَامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ؛ حِجْرٌ یعنی حرام شده است. لاَّ یَطْعَمُهَا إِلاَّ مَن نّشَاء بِزَعْمِهِمْ، آن را بر گروهی تحریم می‌کردند. وَ أَنْعَامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا؛ شتر ماده‌ای که پنج بار زاییده است و شتر نذر شده و شتر ماده‌ای که ده‌بار زاییده و شتری که مدّت طولانی نزد صاحبش مانده به‌طوری که صاحبش آن را بعد از ده‌بار زاییدن رها کرده است. وَ أَنْعامٌ لا یَذْکُرُونَ اسْمَ اللهِ عَلَیْهَا افْتِراءً عَلَیْهِ سَیَجْزِیهِمْ بِما کانُوا یَفْتَرُون.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۴ القمی، ج۱، ص۲۱۷/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷؛ فیه: «و الحام ... یفترون» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۳۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ عَزَّوَ جَلَّ فِی حُجُورِکُمْ قَالَ الْحِجْرُ الْحُرْمَهًُْ یَقُولُ اللَّاتِی فِی حُرْمَتِکُمْ وَ ذَلِکَ مِثْلُ قَوْلِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ یَقُولُ مُحَرَّمَهًٌْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- فِی حُجُورِکُمْ؛ حِجْرٌ حرمت است. دختران همسرانتان که بر شما حرام هستند و آن مانند این کلام خداوند: أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ. و حرام است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۴ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۳۹۸/ دعایم الإسلام، ج۲، ص۲۳۲

 

آیه وَ قالُوا ما في بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكيمٌ عَليمٌ [139]

 

و گفتند: «بچّه‌هايى كه در شكم اين حيوانات است، مخصوص مردان ماست؛ و بر همسران ما حرام است؛ امّا اگر مرده باشد (مرده متولّد شود)، همه در آن شريكند». به‌زودى [خدا] كيفر اين سخنان ناروا [و احكام دروغين] آن‌ها را مى‌دهد؛ او حكيم و داناست.

۱

(انعام/ ۱۳۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا ما فِی بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ قَالَ کَانُوا یُحَرِّمُونَ الْجَنِینَ الَّذِی یُخْرِجُونَهُ مِنْ بُطُونِ الْأَنْعَامِ عَلَی النِّسَاءِ فَإِذَا کَانَ مَیِّتاً تَأْکُلُهُ الرِّجَالُ وَ النِّسَاء.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قالُوا ما فِی بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ؛ آن‌ها جنینی که از شکم چهارپایان بیرون می‌آوردند بر زنان حرام می‌دانستند. ولی اگر مرده بود هم زنان می‌خوردند و هم مردان.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۶ القمی، ج۱، ص۲۱۸/ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷

 

آیه قَدْ خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَه افْتِراءً عَلَى اللهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدينَ [140]

 

به يقين كسانى كه فرزندان خود را از روى سفاهت و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند؛ [زيرا] آنچه را خدا به آن‌ها روزى داده بود، برخود حرام كردند؛ و بر خدا افترا بستند. آن‌ها گمراه شدند؛ و هدايت نيافتند.

۱

(انعام/ ۱۴۰)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ أَیْ بِغَیْرِ فَهْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللهُ وَ هُمْ قَوْمٌ یَقْتُلُونَ أَوْلَادَهُمْ مِنَ الْبَنَاتِ لِلْغِیرَهًِْ وَ قَوْمٌ کَانُوا یَقْتُلُونَ أَوْلَادَهُمْ مِنَ الْجُوعِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ یعنی به نافهمی. وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللهُ؛ آن‌ها گروهی بودند که دختران خود را از غیرت می‌کشتند و گروهی هم از گرسنگی بچّه‌هایشان را می‌کشتند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷/ القمی، ج۱، ص۲۱۸

 

آیه وَ هُوَ الَّذي أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَيْرَ مَعْرُوشاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُكُلُهُ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُتَشابِهاً وَ غَيْرَ مُتَشابِهٍ كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ [141]

 

اوست كسى كه باغ‌هاى معروش (باغ‌هايى كه درختانش روى داربست‌ها قرار دارد)، و باغ‌هاى غير معروش (باغ‌هايى كه نياز به داربست ندارد) را آفريد؛ و [همچنين] نخل و انواع زراعت را، كه ازنظر ميوه و طعم باهم متفاوتند؛ و [نيز] درخت زيتون و انار را، كه از جهتى با هم شبيه، و از جهتى تفاوت دارند؛ [برگ و ساختمان ظاهريشان شبيه يكديگر است، ولى طعم و ميوه‌ی آن‌ها متفاوت مى‌باشد]. از ميوه‌ی آن، به هنگامى‌كه به ثمر مى‌نشيند، بخوريد؛ و حقّ آن را به هنگام برداشت [محصول]، بپردازيد؛ و اسراف نكنيد، كه خداوند مسرفان را دوست ندارد.

اوست کسی که باغ‌های معروش باغ‌هایی که درختانش روی داربست‌ها قرار دارد)، و باغ‌های غیر معروش باغ‌هایی که نیاز به داربست ندارد) را آفرید؛ و [همچنین] نخل و انواع زراعت را، که ازنظر میوه و طعم باهم متفاوتند؛ و [نیز] درخت زیتون و انار را

۱ -۱

(انعام/ ۱۴۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشاتٍ قَالَ الْبَسَاتِینُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنَّاتٍ مَعْرُوشاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشاتٍ یعنی باغ‌ها.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۶ القمی، ج۱، ص۲۱۸/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۴۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ قَالَ الْیَهُودِیُّ أَخْبِرْنِی عَنْ أَوَّلِ شَجَرَهًٍْ نَبَتَتْ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ أَمَّا أَوَّلُ شَجَرَهًٍْ نَبَتَتْ عَلَی وَجْهِ الْأَرْضِ فَإِنَ الْیَهُودَ یَزْعُمُونَ أَنَّهَا الزَّیْتُونَهًُْ وَ کَذَبُوا وَ لَکِنَّهَا النَّخْلَهًُْ مِنَ الْعَجْوَهًِْ نَزَلَ بِهَا آدَمُ (علیه السلام) مَعَهُ مِنَ الْجَنَّهًِْ وَ بِالْفَحْلِ فَأَصْلُ النَّخْلِ کُلِّهِ مِنَ الْعَجْوَهًِْ قَالَ لَهُ الْیَهُودِیُ أَشْهَدُ بِاللَّهِ لَقَدْ صَدَقْتَ.

 

امام علی (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: شخص یهودی به امام علی (علیه السلام) گفت: «مرا از اوّلین درختی که بر سطح زمین رویید، آگاه کن». امام علی (علیه السلام) فرمود: «امّا اوّلین درختی که بر سطح زمین رویید، یهودیان می‌پندارند که آن درخت زیتون است و دروغ می‌گویند بلکه آن درخت خرمای عجوه است که آدم (علیه السلام) آن را و زوج آن را، همراه خود از بهشت آورد. و اصل همه‌ی درخت‌های خرما عجوه است». یهودی گفت: «خدا را گواه می‌گیرم که راست گفتی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۶ کمال الدین، ج۱، ص۲۹۵/ نورالثقلین

۱ -۳

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَمَّا خَلَقَ آدَمَ (علیه السلام) مِنْ طِینَهًٍْ فَضَلَتْ مِنْ تِلْکَ الطِّینَهًِْ فَضْلَهًٌْ فَخَلَقَ مِنْهَا النَّخْلَهًَْ فَمِنْ أَجْلِ ذَلِکَ إِذَا قُطِعَتْ رَأْسُهَا لَمْ تَنْبُتْ وَ هِیَ تَحْتَاجُ إِلَی اللِّقَاحِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی خداوند متعال آدم (علیه السلام) را از گل آفرید، از آن گل مقداری زیادی آمد پس نخل خرما را از آن خلق نمود و به خاطر همین است که وقتی سر نخل را قطع کنند دیگر نمی‌روید و محتاج به عمل تلقیح می‌باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۶ علل الشرایع، ج۲، ص۵۷۵/ نورالثقلین

حقّ آن را به هنگام برداشت [محصول]، بپردازید

۲ -۱

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُعَاوِیَهًَْ‌بْنِ‌شُرَیْحٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَاعَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُول فِی الزَّرْعِ حَقَّانِ حَقٌّ تُؤْخَذُ بِهِ وَ حَقٌّ تُعْطِیهِ قُلْتُ وَ مَا الَّذِی أُوخَذُ بِهِ وَ مَا الَّذِی أُعْطِیهِ قَالَ أَمَّا الَّذِی تُؤْخَذُ بِهِ فَالْعُشُرُ وَ نِصْفُ الْعُشُرِ وَ أَمَّا الَّذِی تُعْطِیهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ یَعْنِی مِنْ حَصْدِکَ الشَّیْءَ بَعْدَ الشَّیْءِ وَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ الضِّغْثَ ثُمَّ الضِّغْثَ حَتَّی یَفْرُغَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معاویهًْ‌بن‌شریح گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود: «در کشت، دو حقّ واجب است: حقّی که بر شما واجب است و حقّی را که می‌دهی». عرض کردم: «چه چیزی بر من واجب است؟ و چه چیزی باید بدهم»؟ فرمود: «امّا چیزی که بر شما واجب است، یک‌دهم و نصف یک‌دهم است و امّا چیزی را که باید بدهی، این کلام خداوند عزّوجلّ است: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ؛ یعنی از برداشت هر درو پس از دروی دیگر» و همواره این را تکرار می‌کرد: «مقداری از هر پُشته درو، مقداری از هر پُشته درو، تا اینکه تمام شود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ الکافی، ج۳، ص۵۶۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۶؛فیه: «حضرک» بدلٌ «حصدک»/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۹۲/ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۹۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۸؛ فیهم «یعنی من حصدک ... أعلمه» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ حَقُّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ عَلَیْکَ وَاجِبٌ وَ لَیْسَ مِنَ الزَّکَاهًِْ تَقْبِضُ مِنْهُ الْقَبْضَهًَْ وَ الضِّغْثَ مِنَ السُّنْبُلِ لِمَنْ یَحْضُرُکَ مِنَ السُّؤَالِ لَا یَحْصُدُ بِاللَّیْلِ وَ لَا یَجِدُ بِاللَّیْلِ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ یَوْمَ حَصادِهِ فَإِذَا أَنْتَ حَصَدْتَهُ بِاللَّیْلِ لَمْ یَحْضُرْکَ سُؤَّالٌ وَ لَا یُضَحَّی بِاللَّیْلِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ؛ حقّ او، روزِ درو بر تو واجب است و آن از زکات نیست. مشتی پس از مشتی و انباشته‌ای پس از انباشته‌ای از خوشه‌ها به درخواست‌کننده کمک می‌کنی. محصول را در شب درو نکن و همچنین از چیدن خرما در شب بپرهیز. همانا خدای عزّوجلّ می‌فرماید: یَوْمَ حَصَادِهِ، پس اگر در شب درو کنی، هیچ‌کسی حاضر نخواهد بود تا درخواست کمک کند و همچنین در شب قربانی نکن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۰؛ فیه: «القبضهًْ» محذوفٌ/ البرهان

۲ -۳

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ‌بْنِ‌عُتْبَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُ أباعبدالله (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ هُوَ سِوَی مَا تُخْرِجُهُ مِنْ زَکَاتِکَ الْوَاجِبَهًِْ تُعْطِی الضِّغْثَ بَعْدَ الضِّغْثِ وَ الْحَفْنَهًَْ بَعْدَ الْحَفْنَهًِْ قَالَ وَ نَهَی (علیه السلام) عَنِ الْحَصَادِ وَ التَّضْحِیَهًِْ بِاللَّیْلِ وَ قَالَ إِذَا أَنْتَ حَصَدْتَ بِاللَّیْلِ لَمْ یَحْضُرْکَ سَائِلٌ وَ إِنْ ضَحَّیْتَ بِاللَّیْلِ لَمْ یَجِئْکَ قَانِعٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالکریم‌بن‌عتبه گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند متعال: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ پرسیدم. فرمود: «آن غیر از زکات واجبی است که آن را [از محصولت] بیرون می‌آوری. دسته‌ای [از خوشه‌ها] بعد از دسته‌ی دیگر و مشتی بعد از مشت دیگر عطا می‌کنی». امام (علیه السلام) از برداشت [محصول] و قربانی‌کردن در شب نهی کرد و فرمود: «اگر در شب برداشت کنی سائلی نزد تو نمی‌آید و اگر در شب قربانی کنی، مستمندی پیش تو نمی‌آید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۰/ المقنعهًْ، ص۲۶۲؛ فیه: «قال و نهی ... قانع» محذوفٌ

۲ -۴

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا رُوِیَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَال لَیْسَ ذَاکَ الزَّکَاهًَْ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ قَالَ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در مورد این کلام خداوند از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ؛ آن زکات نیست. آیا نمی‌بینی که فرمود: وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسْرِفِینَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ فقه القرآن، ج۱، ص۲۱۶

۲ -۵

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ حَقَّهُ الْوَاجِبَ عَلَیْهِ مِنَ الزَّکَاهًِْ وَ یُعْطَی الْمِسْکِینُ الضِّغْثَ وَ الْقَبْضَهًَْ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ وَ ذَلِکَ تَطَوُّعٌ وَ لَیْسَ بِحَقٍّ وَاجِبٍ کَالزَّکَاهًِْ الَّتِی أَوْجَبَهَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ، حقّ واجب او از زکات است. و به مسکین دسته، مشت و مانند آن عطا می‌شود و آن داوطلبانه است و حقّ واجبی مانند زکات که خدای عزّوجلّ آن را واجب کرده است نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۹/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۶۴؛ فیه: «لازم» بدلٌ «الواجب»/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۹۳

۲ -۶

(انعام/ ۱۴۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- وَ آتُوهُنَّ الضِّغْثَ مِنَ الزَّرْعِ وَ الْقَبْضَهًَْ مِنَ التَّمْرِ تُعْطِیهِ مَنْ یَحْضُرُکَ مِنَ الْمَسَاکِینِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- دسته‌ای از زراعت و مشتی از خرما به آن‌ها بدهید. آن را به مسکین‌هایی که نزد تو حاضر می‌شوند عطا کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۹۳

۲ -۷

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ الضِّغْثُ مِنَ السُّنْبُلِ وَ الْکَفُّ مِنَ التَّمْرِ إِذَا خُرِصَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ؛ دسته‌ای از خوشه و مشتی از خرما؛ وقتی که چیده شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۵۹۸ القمی، ج۱، ص۲۱۸/ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۹۱

۲ -۸

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ: کُنْتُ مَعَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی أَرْضٍ لَهُ وَ هُمْ یَصْرِمُونَ فَجَاءَ سَائِلٌ یَسْأَلُ فَقُلْتُ اللَّهُ یَرْزُقُکَ فَقَالَ (علیه السلام) مَهْ لَیْسَ ذَلِکَ لَکُمْ حَتَّی تُعْطُوا ثَلَاثَهًًْ فَإِذَا أَعْطَیْتُمْ ثَلَاثَهًًْ فَإِنْ أَعْطَیْتُمْ فَلَکُمْ وَ إِنْ أَمْسَکْتُمْ فَلَکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مصادف گوید: با امام صادق (علیه السلام) در یکی از زمین­هایش بودم و کشاورزان درحال جمع کردن و برداشت محصول بودند. مردی فقیر آمد و طلب کمک کرد. گفتم: «خدا روزی‌ات دهد». فرمود: «ساکت باش، شما حق ندارید این کار را بکنید تا اینکه سه تا مشت از برداشت را بدهید. پس اگر دادید، هرچه بدهید برای شما است، و هرچه ندادید، برای شما است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ الکافی، ج۳، ص۵۶۶/ البرهان

۲ -۹

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ أَیْ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْحَصَادِ وَ الْجَذَاذِ قَالَ لَا یَکُونُ الْحَصَادُ وَ الْجَذَاذُ بِاللَّیْلِ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ ضِغْثٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی برداشت [محصول] و چیدن خرما پرسیدم. فرمود: «برداشت [محصول] و چیدن خرما در شب نمی‌باشد؛ چون خداوند می‌فرماید: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ، و از هر چیزی دسته‌ای است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۹۳/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۰؛ فیه: «و من کلّ شیء ضغث» محذوفٌ

۲ -۱۰

(انعام/ ۱۴۱)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لِقَهْرَمَانِهِ وَ وَجَدَهُ قَدْ جَدَّ نَخْلًا لَهُ مِنْ آخِرِ اللَّیْلِ فَقَالَ لَهُ لَا تَفْعَلْ أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) نَهَی عَنِ الْجَدَادِ وَ الْحَصَادِ بِاللَّیْلِ وَ کَانَ یَقُولُ الضِّغْثَ تُعْطِیهِ مَنْ یَسْأَلُ فَذَلِکَ حَقُّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: امام سجّاد (علیه السلام) به قهرمان خود (مسئول مالی، پس از اینکه به وی خبر رسید که او چیدن خرما را از آخر شب شروع کرده است] فرمود: «این کار را نکن،] مگر نمی‌دانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دروکردن و چیدن در شب نهی کرده است»؟ و می‌فرمود: «به درخواست‌کننده از انباشته‌های خوشه‌ها را می‌دهی و این حقّ وی در روز دروکردن است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ بحار الأنوار، ج۹۳، ص۹۸/ البرهان

۲ -۱۱

(انعام/ ۱۴۱)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَرَضَ اللَّهُ یَوْمَ الْحَصَادِ مِنْ کُلِ قِطْعَهًِْ أَرْضٍ قَبْضَهًًْ لِلْمَسَاکِینِ وَ کَذَا فِی جَذَاذِ النَّخْلِ وَ فِی الثَمَرَهًِْ وَ کَذَا عِنْدَ الْبَذْرِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- خدا در روز و وقت درو، از هر زمینی مشتی از محصولات را برای فقرا و بیچارگان واجب و تعیین کرد و همچنین از میوه‌چینی درخت خرما و در خرمای [چیده شده] و همچنین هنگام بذر پاشیدن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ القمی، ج۱، ص۲۱۸/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۳؛ فیه: «جداد» بدلٌ «جزار» و «التّمر» بدلٌ «الثّمرهًْ»/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «التّمر» بدلٌ «الثّمرهًْ»

۲ -۱۲

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَلَبِیِ أَنَّه سَأَلَ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ کَیْفَ أُعْطِی قَالَ تَقْبِضُ بِیَدِکَ عَلَی الضِّغْثِ فَتُعْطِیهِ الْمِسْکِینَ وَ الْمِسْکِینَ حَتَّی تَفْرُغَ مِنْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ پرسید: «چگونه عطا کنم»؟ فرمود: «دسته‌ای با دستت می‌گیری و آن را به مسکینی از پی مسکین دیگر می‌دهی تا از آن فارغ شوی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۷

۲ -۱۳

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ کَیْفَ یُعْطَی قَالَ تَقْبِضُ بِیَدِکَ الضِّغْثَ فَسَمَّاهُ اللَّهُ حَقّاً قَالَ قُلْتُ وَ مَا حَقُّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ قَالَ الضِّغْثُ تُنَاوِلُهُ مَنْ حَضَرَکَ مِنْ أَهْلِ الْخَاصَّهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خدای عزّوجلّ: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ فرمود: «با دستت خوشه‌ها را برمی‌داری و می­دهی و خدا آن را حق نامیده است». گفتم: «و حقّ آن در روز دروکردن چیست»؟ فرمود: «خوشه‌هایی را به اهل خاصّه (شیعه) که نزد تو حاضر هستند، می‌دهی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۰/ نورالثقلین/ البرهان/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۷؛ فیه: «الخصاصهًْ» بدلٌ «الخاصّهًْ»

۲ -۱۴

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَا یُعْطِی مِنْهُ الضِّغْثَ بَعْدَ الضِّغْثِ وَ مِنَ السُّنْبُلِ الْقَبْضَهًَْ بَعْدَ الْقَبْضَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ، از آن انباشته پس از انباشته‌ای و از خوشه‌های گندم مشتی پس از مشتی دیگر می‌دهی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۰ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۷/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۸؛ فیهما «و القبضهًْ» بدلٌ «بعد القبضهًْ»/ البرهان

۲ -۱۵

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ شُعَیْبٍ الْعَقَرْقُوفِیِّ قَال: سَأَلْتُ أَبَاعَبدِاللهِِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ الضِّغْثَ مِنَ السُّنْبُلِ وَ الْکَفَّ مِنَ التَّمْرِ إِذَا خَرَصَ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ هَلْ یَسْتَقِیمُ إِعْطَاؤُهُ إِذَا أَدْخَلَهُ قَالَ لَا هُوَ أَسْخَی لِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ یُدْخِلَهُ بَیْتَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- شعیب عرقوقی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ سؤال کردم. و ایشان فرمود: «مقداری از [حبوبات] خوشه‌های باقی مانده بر زمین که جمع و برداشت شده است و مشتی از خرمایی که مقدار آن پیش‌بینی شده است». از ایشان پرسیدم: «پس از بردن به خانه، آیا می‌شود آن را به مساکین داد»؟ فرمود: «خیر، سخاوتمندتر آن است که قبل از اینکه آن را به خانه‌اش ببرد، آن را بدهد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۶/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۴/ القمی، ج۱، ص۲۱۸/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۱۶

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ الضِّغْثَ مِنَ الْمَکَانِ بَعْدَ الْمَکَانِ تُعْطِی الْمِسْکِینَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ؛ انباشته خوشه‌ها را از جاهای مختلف یکی پس از دیگری جمع آوری می‌کنی و به اشخاص بیچاره می‌دهی.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۸/ العیاشی، ج۳۸۰۱/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۸/ نورالثقلین؛ فیه: «تناوله» زیادهًْ/ البرهان

۲ -۱۷

(انعام/ ۱۴۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ الضِّغْثُ وَ الِاثْنَانِ تُعْطِی مَنْ حَضَرَکَ وَ قَالَ نَهَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنِ الْحَصَادِ بِاللَّیْلِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- حسن‌بن‌علی گوید: از ایشان دربارهی این کلام خداوند عزّوجلّ: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ سؤال کردم. فرمود: «از مقدار انباشته (پشته) و دو مشت که به فقرای حاضر می‌دهی». و فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از دروکردن در هنگام شب نهی کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۰/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۵/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۷

۲ -۱۸

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- تُعْطِی مِنْهُ الْمَسَاکِینَ الَّذِینَ یَحْضُرُونَکَ تَأْخُذُ بِیَدِکَ الْقَبْضَهًَْ وَ الْقَبْضَهًَْ حَتَّی تَفْرُغَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مقداری از آن را به بیچارگانی که نزد تو حاضرند، می‌دهی. با دستت مشت مشت می‌دهی تا اینکه تمام شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۹/ البرهان

۲ -۱۹

(انعام/ ۱۴۱)

 

علیبنإبراهیم (رحمة الله علیه)- رُوِیَ عَنِ الْأَئِمَّهًِْ (علیهم السلام) فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ أَنَّهُ مَا یُتَصَدَّقُ بِهِ یَوْمَ الْحَصَادِ عَلَی الْمَسَاکِینِ وَ غَیْرِهِمْ مِنَ الْمَارَّهًِْ وَ السُّؤَّالِ مِنْ إِعْطَاءِ الضِّغْثِ وَ الضِّغْثَیْنِ وَ الْقَبْضَهًِْ وَ الْقَبْضَتَیْنِ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- از ائمّه (علیهم السلام) روایت شده که در تفسیر کلام خداوند متعال: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ فرموده‌اند: «آن چیزی است که در روز برداشت بر مسکین‌ها و غیر آن‌ها از عابرها و سائل‌ها صدقه داده می‌شود و یک دسته و دو دسته، و یک مشت و دو مشت عطا می‌گردد»

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ عوالی اللآلی، ج۲، ص۶۶

۲ -۲۰

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَعْطِ مَنْ حَضَرَکَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ وَ إِنْ لَمْ یَحْضُرْکَ إِلَّا مُشْرِکٌ فَأَعْطِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هنگام درو به مسلمانان حاضر عطا کن، و اگر کسی جز فرد مشرک حاضر نبود، به او نیز عطا کن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۷/ البرهان

۲ -۲۱

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- تُعْطِی مِنْهُ الْمَسَاکِینَ الَّذِینَ یَحْضُرُونَکَ وَ لَوْ لَمْ یَحْضُرْکَ إِلَّا مُشْرِکٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از آن به فقرا و بیچارگانی که حاضر باشند می‌دهی، حتّی اگر یک مشرک حاضر باشد [به او نیز می­دهی].

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۸/ البرهان

۲ -۲۲

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قَالَ أَعْطِ مَنْ حَضَرَکَ مِنْ مُشْرِکٍ وَ غَیْرِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ؛ به هرکه در هنگام دروکردن حاضر باشد بده، چه مشرک باشد چه غیر مشرک.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۷/ البرهان

۲ -۲۳

(انعام/ ۱۴۱)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنْ لَمْ یَحْضُرِ الْمَسَاکِینُ وَ هُوَ یَحْصُدُ کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ.

 

امام رضا (علیه السلام)- سعدبن‌سعد گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «اگر فقرا در هنگام درو حاضر نباشند، چه کار کند»؟ گفت: «چیزی بر او نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۷/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲۴

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- هَذَا مِنَ الصَّدَقَهًِْ یُعْطِی الْمِسْکِینَ الْقَبْضَهًَْ بَعْدَ الْقَبْضَهًِْ وَ مِنَ الْجَدَادِ الْحَفْنَهًَْ بَعْدَ الْحَفْنَهًِْ حَتَّی یَفْرُغَ وَ یُعْطِی الْحَارِسَ أَجْراً مَعْلُوماً وَ یَتْرُکُ مِنَ النَّخْلِ مِعَی فَأْرَهًٍْ وَ أُمَّ جُعْرُورٍ وَ یُتْرَکُ لِلْحَارِسِ یَکُونُ فِی الْحَائِطِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الثَّلَاثَهًُْ لِحِفْظِهِ إِیَّاهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- این صدقه است؛ به این صورت که مشتی از برداشت را پس از مشتی دیگر به فقیر می‌دهد و از برداشت خرما، دو مشت از هر برداشت، پس از دو مشت از هر برداشت، تا اینکه تمام شود و به نگهبان دست مزدی مشخص می‌دهی و از درختان خرما [گونه‌های بی‌ارزش از خرما را] رها می‌کنی و برای نگهبان یک و دو و سه خوشه از خوشه‌های خرما روی دیوار نگهداشته می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۲ الکافی، ج۳، ص۵۶۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۸؛ فیه: «یترک للخارص» بدلٌ «یعطی الحارس»/ نورالثقلین/ البرهان/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۵

۲ -۲۵

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- هَذَا حَقٌّ مِنْ غَیْرِ الصَّدَقَهًِْ یُعْطَی مِنْهُ الْمِسْکِینُ وَ الْمِسْکِینُ الْقَبْضَهًَْ بَعْدَ الْقَبْضَهًِْ وَ مِنَ الْجَذَاذِ الْجَفْنَهًَْ ثُمَّ الْجَفْنَهًَْ حَتَّی یَفْرُغَ وَ یَتْرُکُ لِلْخَارِصِ أَجْراً مَعْلُوماً.

 

امام باقر (علیه السلام)- این حقّی غیر از صدقه است. از آن به مسکینی بعد از مسکینی، مشتی بعد از مشتی عطا می‌شود و از خرمای چیده‌شده مشتی بعد از مشتی [عطا می‌شود] تا فارغ شود و برای کسی که می‌چیند مزد مشخصی باقی می‌گذارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۴ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۹۲

۲ -۲۶

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَا تَصْرِمْ بِاللَّیْلِ وَ لَا تَحْصُدْ بِاللَّیْلِ وَ لَا تُضَحِّ بِاللَّیْلِ وَ لَا تَبْذُرْ بِاللَّیْلِ فَإِنَّکَ إِنْ تَفْعَلْ لَمْ یَأْتِکَ الْقَانِعُ وَ الْمُعْتَرُّ فَقُلْتُ مَا الْقَانِعُ وَ الْمُعْتَرُّ قَالَ الْقَانِعُ الَّذِی یَقْنَعُ بِمَا أَعْطَیْتَهُ وَ الْمُعْتَرُّ الَّذِی یَمُرُّ بِکَ فَیَسْأَلُکَ وَ إِنْ حَصَدْتَ بِاللَّیْلِ لَمْ یَأْتِکَ السُّؤَّالُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَعَالَی آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ عِنْدَ الْحَصَادِ یَعْنِی الْقَبْضَهًَْ بَعْدَ الْقَبْضَهًِْ إِذَا حَصَدْتَهُ وَ إِذَا خَرَجَ فَالْحَفْنَهًَْ بَعْدَ الْحَفْنَهًِْ وَ کَذَلِکَ عِنْدَ الصِّرَامِ وَ کَذَلِکَ عِنْدَ الْبَذْرِ وَ لَا تَبْذُرْ بِاللَّیْلِ لِأَنَّکَ تُعْطِی مِنَ الْبَذْرِ کَمَا تُعْطِی مِنَ الْحَصَادِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شاخه‌های درختان را در هنگام شب نبُر و در هنگام شب درو نکن و در هنگام شب قربانی نکن و در هنگام شب بذر نپاش، چرا که اگر این کار را در شب انجام دهی، آدم­های قانع و معتر (فقیر عبوری) پیش تو نخواهند آمد». گفتم: «قانع و مُعتَر، چه کسانی هستند»؟ فرمود: «قانِع؛ کسی که به آنچه که به او می‌دهی قناعت می‌کند و مُعتَر؛ یعنی کسی که عبور می‌کند و از تو طلب کمک می‌کند و اگر شب هنگام درو کنی، کسی از تو طلب کمک نخواهد کرد و این همان فرموده خدای عزّوجلّ است: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ؛ یعنی مشتی پس از مشت دیگر در هنگام درو. و اگر دانه‌های آن جدا شد، پس دو مشت پس از دو مشت. و همچنین هنگام رسیدن ثمره‌ها و میوه‌ها و همچنین هنگام بذر پاشیدن. و در شب بذر نپاش؛ زیرا که از بذر، همان مقداری را باید بدهی که از درو می‌دهی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۴ الکافی، ج۳، ص۵۶۵/ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۱۰۶؛ فیه: «تجذّ» بدلٌ «تصرم»/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۸/ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «أخرج» بدلٌ «خرج»

۲ -۲۷

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- لَا یَکُونُ الْحَصَادُ وَ الْجَذَاذُ بِاللَّیْلِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ حَقُّهُ فِی شَیْءٍ ضِغْثٌ یَعْنِی مِنَ السُّنْبُلِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- دروکردن و چینش را نمی‌شود در شب انجام داد، چرا که خدا می‌فرماید: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ، و حقّی که بر آن محصول واجب است، مقداری از خوشه‌های حبوبات است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۴ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۱/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۰/ البرهان

۲ -۲۸

(انعام/ ۱۴۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّه عَنِ النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) أَنَّهُ کَانَ یَکْرَهُ أَنْ یُصْرَمَ النَّخْلُ بِاللَّیْلِ وَ أَنْ یُحْصَدَ الزَّرْعُ بِاللَّیْلِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ قِیلَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ مَا حَقُّهُ قَالَ تُنَاوِلُ مِنْهُ الْمِسْکِینَ وَ السَّائِلَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از چیدن خرما در شب و دروکردن کشت در شب کراهت داشت، چراکه خدا می‌فرماید: وَ آتُواْ حَقَّهُ یَوْمَ حَصَادِهِ»؛ گفتند: «ای پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)! چه حقّی بر آن واجب است»؟ فرمود: «مقداری از آن را به بیچاره و درخواست‌کننده کمک کن».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۴ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۱/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۹/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۲۹

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- تُعْطِی الْمِسْکِینَ یَوْمَ حَصَادِکَ الضِّغْثَ ثُمَّ إِذَا وَقَعَ فِی الْبَیْدَرِ ثُمَّ إِذَا وَقَعَ فِی الصَّاعِ الْعُشْرُ وَ نِصْفُ الْعُشْرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- [یعنی] مقداری از برداشت را در روز درو می‌دهی، اگر در بیدر انباشته شود. و اگر در پیمانه قرار گیرد، یک‌دهم و نصف یک‌دهم داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۴ الکافی، ج۳، ص۵۶۵/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۱۹۶/ نورالثقلین/ البرهان

و اسراف نکنید، که خداوند مسرفان را دوست ندارد

۳ -۱

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ سُئِلَ الصادق (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ قَالَ الْإِسْرَافُ أَنْ یُعْطِیَ بِیَدَیْهِ جَمِیعاً.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی کلام خداوند عزّوجلّ: وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسْرِفِینَ، سؤال شد. فرمود: «اسراف آن است که با دو دستش عطا کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۴ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۹/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۹۴

۳ -۲

(انعام/ ۱۴۱)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ قَالَ کَانَ فُلَانُ‌بْنُ‌فُلَانٍ‌الْأَنْصَارِیُّ سَمَّاهُ کَانَ لَهُ حَرْثٌ وَ کَانَ إِذَا جَذَّهُ تَصَدَّقَ بِهِ وَ بَقِیَ هُوَ وَ عِیَالُهُ بِغَیْرِ شَیْءٍ فَجَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ سَرَفاً.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ لاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمسْرِفِینَ؛ فلانی فرزند فلان انصاری از وی نام برده است کشت داشت و درهنگام چیدن محصول، همه‌ی آن را به‌عنوان صدقه می‌داد و خود و خانواده‌اش بی‌بهره می‌ماندند. خدا این کار او را اسراف خوانده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۶ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۳/ بحارالأنوار، ج۹۳، ص۹۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۷۹/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۳

(انعام/ ۱۴۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَن أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) ... قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَال ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ الْأَدْنَی فَالْأَدْنَی ثُمَّ هَذَا مَا نَطَقَ بِهِ الْکِتَابُ رَدّاً لِقَوْلِکُمْ وَ نَهْیاً عَنْهُ مَفْرُوضاً مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ قَالَ وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً أَ فَلَا تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَالَ غَیْرَ مَا أَرَاکُمْ تَدْعُونَ النَّاسَ إِلَیْهِ مِنَ الْأَثَرَهًِْ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَ سَمَّی مَنْ فَعَلَ مَا تَدْعُونَ النَّاسَ إِلَیْهِ مُسْرِفاً وَ فِی غَیْرِ آیَهًٍْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ یَقُولُ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ فَنَهَاهُمْ عَنِ الْإِسْرَافِ وَ نَهَاهُمْ عَنِ التَّقْتِیرِ وَ لَکِنْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْنِ لَا یُعْطِی جَمِیعَ مَا عِنْدَهُ ثُمَّ یَدْعُو اللَّهَ أَنْ یَرْزُقَهُ فَلَا یَسْتَجِیبُ لَهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام صادق (علیه السلام) روایت است: پدرم از پیامبر (صلی الله علیه و آله) برایم حدیث فرمود: شروع کن به کمک‌کردن کسانی که با تو خویشاوند هستند از نزدیک‌ترین آن‌ها سپس خویشاوندی که بعد از او قرار دارد. در ضمن قرآن مجید شاهد بر رد گفتار شماست و از این کار به شدّت باز می‌دارد: و کسانی که هرگاه انفاق کنند، نه اسراف می‌نمایند و نه سخت‌گیری بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند. (فرقان/۶۷) توجّه می‌کنید خداوند در این آیه برخلاف نظر شما که می‌گویید مردم را بر خود مقدّم بدارید دستور می‌دهد و کسی که به گفته‌ی شما عمل نماید خداوند او را اسرافگر می‌نامد. در چند آیه از قرآن می‌فرماید: إِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسْرِفِینَ هم از زیاده‌روی در انفاق باز داشته و هم از سخت‌گیری. حدّ وسط را دستور داده نه آنکه هرچه دارد انفاق کند بعد دست به دعا بردارد که خدایا به من روزی عنایت کن؛ خداوند هم دعایش را مستجاب نمی‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۶ الکافی، ج۵، ص۶۷/ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۳۴/ تحف العقول، ص۳۴۸/ نورالثقلین؛ فیه: «ابدأ بمن تعول ... مسرفا» محذوفٌ/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۲۶

۳ -۴

(انعام/ ۱۴۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ أَبِی‌نَصْرٍ عَنْ أَبِی‌الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: مِنَ الْإِسْرَافِ فِی الْحَصَادِ وَ الْجَدَادِ أَنْ یَصَّدَّقَ الرَّجُلُ بِکَفَّیْهِ جَمِیعاً وَ کَانَ أَبِی (علیه السلام) إِذَا حَضَرَ حَصْدُ شَیْءٍ مِنْ هَذَا فَرَأَی أَحَداً مِنْ غِلْمَانِهِ یَصَّدَّقُ بِکَفَّیْهِ صاحَ بِهِ وَ قَالَ أَعْطِهِ بِیَدٍ وَاحِدَهًٍْ الْقَبْضَهًَْ بَعْدَ الْقَبْضَهًِْ وَ الضِّغْثَ بَعْدَ الضِّغْثِ مِنَ السُّنْبُلِ وَ أَنْتُمْ تُسَمُّونَهُ عِنْدَکُمُ الْأَنْدَرَ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ابن‌ابی‌نصر نقل می‌کند: امام کاظم (علیه السلام) فرمود: «از مصادیق اسراف در هنگام درو و میوه‌چینی، این است که انسان با همه دو مشتش صدقه دهد. و پدرم هرگاه در صحنه‌های درو حاضر می‌شد و می‌دید که یکی از غلامانش با هر دو مشتش صدقه می‌دهد، با صدای بلند به او می‌فرمود: «با یک دست بده؛ مشتی پس از مشتی و انباشته‌ای پس از انباشته‌ای از خوشه‌ها». شماها آن را بیدر (خرمن) می‌نامید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۶ الکافی، ج۳، ص۵۶۶/ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۲۰۲؛ فیه: «و أنتم ... الأندر» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان

۳ -۵

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبَانِ‌بْنِ‌تَغْلِبَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه (علیه السلام): أَ تَرَی اللَّهَ أَعْطَی مَنْ أَعْطَی مِنْ کَرَامَتِهِ عَلَیْهِ وَ مَنَعَ مَنْ مَنَعَ مِنْ هَوَانٍ بِهِ عَلَیْهِ لَا وَ لَکِنَّ الْمَالَ مَالُ اللَّهِ یَضَعُهُ عِنْدَ الرَّجُلِ وَدَائِعَ وَ جَوَّزَ لَهُمْ أَنْ یَأْکُلُوا قَصْداً وَ یَشْرَبُوا قَصْداً وَ یَلْبَسُوا قَصْداً وَ یَنْکَحُوا قَصْداً وَ یَرْکَبُوا قَصْداً وَ یَعُودُوا بِمَا سِوَی ذَلِکَ عَلَی فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَلُمُّوا بِهِ شَعَثَهُمْ فَمَنْ فَعَلَ ذَلِکَ کَانَ مَا یَأْکُلُ حَلَالًا وَ یَشْرَبُ حَلَالًا وَ یَرْکَبُ وَ یَنْکِحُ حَلَالًا وَ مَنْ عَدَا ذَلِکَ کَانَ عَلَیْهِ حَرَاماً ثُمَّ قَالَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ أَ تَرَی اللَّهَ ائْتَمَنَ رَجُلًا عَلَی مَالٍ خُوِّلَ لَهُ أَنْ یَشْتَرِیَ فَرَساً بِعَشَرَهًِْ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ یُجْزِیهِ فَرَسٌ بِعِشْرِینَ دِرْهَماً وَ یَشْتَرِیَ جَارِیَهًًْ بِأَلْفِ دِینَارٍ وَ یُجْزِیهِ بِعِشْرِینَ دِینَاراً وَ قَالَ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «به نظر تو آنچه خدا به هرکه داده برای احترام به اوست و آنچه به هرکه نداده برای خوار داشتن اوست؟ نه، ولی مال از آن خداست و نزد کسی امانت می‌نهد و به آن‌ها اجازه می‌دهد که به‌اندازه بخورند و به‌اندازه بپوشند و به‌اندازه با آن زن بگیرند و سواری کنند و جز از این مصارفش را به مؤمنان مستمند برگردانند و پریشانی زندگانی آن‌ها را رفع کنند، هرکس بدین‌روش کار کند آنچه خورده و نوشیده و سواری کرده و زناشویی کرده حلال است و جز آن بر او حرام است». و آنگاه فرمود: «وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین، آیا می‌بینی خدا مالی را به کسی سپرده و به او اجازه داده اسبی به ده هزار درهم بخرد با اینکه یک اسب بیست درهمی هم او را بس است، یا کنیزی به صد اشرفی طلا بخرد با اینکه کنیز ده اشرفی هم او را بس است»؟ و فرمود: وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ المُسْرِفِین.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۶ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۰۵/ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۳۰۴؛ فیه: «یشربوا قصدا» محذوفٌ/ مستدرک الوسایل، ج۱۵، ص۲۷۰

۳ -۶

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَدْنَی مَا یَجِیءُ مِنْ حَدِّ الْإِسْرَافِ فَقَالَ ابْتِذَالُکَ ثَوْبَ صوْنِکَ وَ إِهْرَاقُکَ فَضْلَ إِنَائِکَ وَ أَکْلُکَ التَّمْرَ وَ رَمْیَکَ النَّوَی هَاهُنَا وَ هَاهُنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- سلیمان‌بن‌صالح گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «کمترین مقداری که باعث اسراف می‌شود، چیست»؟ فرمود: «لباس آبرومند خود را برای کار بپوشی و باقیمانده‌ی ظرفت را بریزی و خرما را بخوری و هسته‌ی آن را اینجا و آنجا بیندازی».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۸ نورالثقلین

۳ -۷

(انعام/ ۱۴۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- لِلْمُسْرِفِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَأْکُلُ مَا لَیْسَ لَهُ وَ یَلْبَسُ مَا لَیْسَ لَهُ وَ یَشْتَرِی مَا لَیْسَ لَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مسرف هم سه علامت دارد: می‌خرد آنچه مال او نیست، می‌پوشد آنچه به او تعلّق ندارد و می‌خورد چیزی را که مال او نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۸ الخصال، ج۱، ص۹۸/ نورالثقلین

 

آیه وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللهُ وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ [142]

 

[اوست كسى كه] از چهارپايان، براى شما حيوانات باربر، و حيوانات كوچك [براى منافع ديگر] آفريد؛ از آنچه به شما روزى داده است، بخوريد؛ و از گام‌هاى شيطان پيروى ننماييد، كه او براى شما دشمنى آشكار است.

۱

(انعام/ ۱۴۲)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَولُهُ وَ مِنَ الْأَنْعامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً یَعنِی الثِّیَابُ مِنَ الفَرشِ کُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللهُ وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ مِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَ فَرْشًا؛ منظور لباس و فرش (پلاس) است. وَ لاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ، إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۸ القمی، ج۱، ص۲۱۸/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۴۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- قِیلَ الْحَمُولَهًُْ کِبَارُ الْإِبِلِ وَ الْفَرْشُ صِغَارُهَا.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- حَمُولَةً، شتران بزرگسال و فَرْشاً ،شتران خردسال است. یعنی خداوند از چارپایان شتران بزرگسال و خردسال بوجود آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۸ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۹۳

۳

(انعام/ ۱۴۲)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- إِنَّ الْحَمُولَهًَْ کُلَّمَا حَمَلَ مِنَ الْإِبلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْخَیْلِ وَ الْبِغَالِ وَ الْحَمِیرِ، وَ الْفَرْشَ الْغَنَمُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- حَمُولَةً، شتر و گاو و اسب و قاطر و الاغ باربر و فَرْشاً، گوسفند است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۸ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۹۳

 

آیه ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ نَبِّئُوني بِعِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ [143]

 

هشت زوج از چهارپايان؛ از ميش دو زوج [نر و ماده]، و از بز دو زوج [نر و ماده] [براى شما آفريد]؛ بگو: «آيا خداوند نرهاى آن‌ها را حرام كرده، يا ماده‌ها را؟! يا آنچه شكم ماده‌ها در برگرفته؟! اگر راست مى‌گوييد [و بر تحريم اين‌ها دليلى داريد]، به من از روى علم و آگاهى خبر دهيد»!

۱

(انعام/ ۱۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ: سَأَلَنِی بَعْضُ الْخَوَارِجِ عَنْ هَذِهِ الْآیَهًِْ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ قُلْ آلذَّکَرَیْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَیَیْنِ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ مَا الَّذِی أَحَلَّ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ وَ مَا الَّذِی حَرَّمَ فَلَمْ یَکُنْ عِنْدِی فِیهِ شَیْءٌ فَدَخَلْتُ عَلَی أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا حَاجٌّ فَأَخْبَرْتُهُ بِمَا کَانَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَلَّ فِی الْأُضْحِیَّهًِْ بِمِنًی الضَّأْنَ وَ الْمَعْزَ الْأَهْلِیَّهًَْ وَ حَرَّمَ أَنْ یُضَحَّی بِالْجَبَلِیَّهًِْ وَ أَمَّا قَوْلُهُ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحَلَّ فِی الْأُضْحِیَّهًِْ
 الْإِبِلَ الْعِرَابَ وَ حَرَّمَ فِیهَا الْبَخَاتِیَّ وَ أَحَلَّ الْبَقَرَ الْأَهْلِیَّهًَْ أَنْ یُضَحَّی بِهَا وَ حَرَّمَ الْجَبَلِیَّهًَْ فَانْصَرَفْتُ إِلَی الرَّجُلِ فَأَخْبَرْتُهُ بِهَذَا الْجَوَابِ فَقَالَ هَذَا شَیْءٌ حَمَلَتْهُ الْإِبِلُ مِنَ الْحِجَازِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داود رقّی گوید: یکی از خوارج از من در مورد این آیه‌ها: و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت [برای شما آفرید]. (بقره/۱۴۴). پرسید که خدا از آن‌ها چه چیزی را حلال و چه را حرام کرده است؟ من پاسخی برای آنان نداشتم. در سالی که در حج بودم، نزد امام صادق (علیه السلام) آمدم و آن مسأله را به وی گفتم. فرمود: و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت [برای شما آفرید]. (بقره/۱۴۴). خدای تعالی در هنگام قربانی‌کردن در مِنی؛ گوسفند و بز اهلی را حلال کرده است و قربانی‌کردن گوسفند و بز کوهی را حرام کرده است و امّا [درباره‌ی] این کلام خداوند عزّوجلّ: و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت [برای شما آفرید]. (بقره/۱۴۴). [باید گفت]: پس خدای تبارک‌وتعالی در هنگام قربانی‌کردن، شتران اصیل [نژاد] را حلال کرده است و امّا غیر اصیل را حرام کرده است و گاوهای اهلی را برای قربانی‌کردن حلال دانسته است و
 گاوهای کوهی را حرام کرده است». پس به‌طرف آن مرد راه افتادم و این پاسخ را به وی گفتم. گفت: «این چیزی [پاسخی] است که شتران از حجاز آوردند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۰۸ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۲۱/ الاختصاص، ص۵۴/ مستدرک الوسایل، ج۱۰، ص۸۵/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۴۳)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌إِبْرَاهِیمَ (رحمة الله علیه) فِی مَعْنَی الْآیَتَیْنِ: فَهَذِهِ الَّتِی أَحَلَّهَا اللَّهُ فِی کِتَابِهِ فِی قَوْلِهِ وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ ثُمَّ فَسَّرَهَا فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ فَقَالَ: مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ، وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ. وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) فِی قَوْلِهِ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ: عَنَی الْأَهْلِیَّ وَ الْجَبَلِیَّ، وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ: عَنَی الْأَهْلِیَّ وَ الْوَحْشِیَّ الْجَبَلِیَّ، وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ: یَعْنِی الْأَهْلِیَّ وَ الْوَحْشِیَّ الْجَبَلِیَّ، وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ: یَعْنِی الْبَخَاتِیَّ وَ الْعِرَابَ فَهَذِهِ أَحَلَّهَا اللَّهُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- این حیواناتی است که خدا در کتابش در این آیه: وَ أَنزَلَ لَکُم مِّنْ الْأَنْعَامِ ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ. حلال کرده است. سپس در این آیه تفسیر کرده و چنین گفته است: و از شتر یک جفت، و از گاو هم یک جفت [برای شما آفرید]. (بقره/۱۴۴). کلام خداوند عزّوجلّ: مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ؛ منظور، اهلی و کوهی است. وَ مِنَ المَعْزِ اثْنَیْن؛ منظور اهلی و وحشی کوهی است. وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ یعنی اهلی و وحشی کوهی. وَ مِنَ الإِبْلِ اثْنَیْنِ؛ یعنی غیر اصیل و اصیل. پس خدا این [گونه حیوانات] را حلال کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۰ البرهان/ بحرالعرفان، ج۶، ص۴۹۵

۳

(انعام/ ۱۴۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- ... فقال (صلی الله علیه و آله) مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ عَنَی الْأَهْلِیَّ وَ الْجَبَلِیَّ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ عَنَی الْأَهْلِیَّ وَ الْوَحْشِیَّ الْجَبَلِیَّ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ یَعْنِی الْأَهْلِیَ وَ الْوَحْشِیَ الْجَبَلِیَ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ یَعْنِی الْبَخَاتِیَ وَ الْعِرَابَ فَهَذِهِ أَحَلَّهَا اللَّهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ منظور اهلی و کوهی است. وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ منظور اهلی و وحشی کوهی است. وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ؛ منظور اهلی و وحشی کوهی است. وَ مِنَ الإِبْلِ اثْنَیْنِ؛ منظور شتران خراسانی و عربی است. خداوند این‌ها را حلال کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۰ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ نورالثقلین/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۳۴۹

۴

(انعام/ ۱۴۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- حَمَلَ نُوحٌ (علیه السلام) فِی السَّفِینَهًِْ الْأَزْوَاجَ الثَّمَانِیَهًَْ الَّتِی قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ فَکَانَ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ زَوْجٌ دَاجِنَهًٌْ یُرَبِّیهَا النَّاسُ وَ الزَّوْجُ الْآخَرُ الضَّأْنُ الَّتِی تَکُونُ فِی الْجِبَالِ الْوَحْشِیَّهًُْ أُحِلَّ لَهُمْ صیْدُهَا وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ زَوْجٌ دَاجِنَهًٌْ یُرَبِّیهَا النَّاسُ وَ الزَّوْجُ الْآخَرُ الظَّبْیُ الَّتِی تَکُونُ فِی الْمَفَاوِزِ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ الْبَخَاتِیُّ وَ الْعِرَابُ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ زَوْجٌ دَاجِنَهًٌْ لِلنَّاسِ وَ الزَّوْجُ الْآخَرُ الْبَقَرُ الْوَحْشِیَّهًُْ وَ کُلُّ طَیْرٍ طَیِّبٍ وَحْشِیٍّ أَوْ إِنْسِیٍّ ثُمَّ غَرِقَتِ الْأَرْضُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- نوح (علیه السلام) جفت­های هشتگانه را که خدای عزّوجلّ درباره‌ی آن گفته است: ثَمَانِیَةَ أَزْوَاجٍ مِّنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ المَعْزِ اثْنَیْنِ، وَ مِنَ الإِبْلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ؛ در کشتی حمل کرد. از گوسفندان دو جفت برداشت: جفت اهلی که مردم آن را پرورش می‌دهند و جفت دیگر عبارت بود از گوسفندان وحشی (قوچ وحشی) که در کوه­ها زندگی می‌کنند و خدا شکار آن‌ها را حلال نموده است. از بز دو جفت برداشت: جفت اهلی که مردم پرورش می‌دهند و جفت دیگر عبارت بود از آهوان که در بیابان­ها زندگی می‌کنند. از شتران دو جفت: شترهای خراسانی و عربی. از گاو دو جفت: جفت اهلی که مردم پرورش می‌دهند و جفت دیگر گاو وحشی و هر پرنده پاکیزه چه وحشی و چه اهلی. سپس زمین در آب غرق شد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۰ الکافی، ج۸، ص۲۸۳/ بحارالأنوار، ج۱۱، ص۳۳۵/ العیاشی، ج۲، ص۱۴۷/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۷۹/ البرهان

 

آیه وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَيْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَيْنِ قُلْ آلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَيَيْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحامُ الْأُنْثَيَيْنِ أَمْ كُنْتُمْ شُهَداءَ إِذْ وَصَّاكُمُ اللهُ بِهذا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ [144]

 

و از شتر دو زوج [نر و ماده]، و از گاو هم دو زوج [نر و ماده]؛ بگو: «آيا خداوند نرها را حرام كرده يا ماده‌ها را؟! يا آنچه را شكم ماده‌ها در برگرفته؟! يا هنگامى‌كه خدا شما را به اين موضوع سفارش كرد، شما گواه [بر اين تحريم] بوديد؟! پس چه كسى ستمكارتر است از آن كس‌كه بر خدا دروغ مى‌بندد، تا از روى جهل، مردم را گمراه سازد؟! خداوند هيچ‌گاه گروه ستمكاران را هدايت نمى‌كند».

و از شتر دو زوج [نر و ماده]، و از گاو هم دو زوج [نر و ماده]؛ بگو: «آیا خداوند نرها را حرام کرده یا ماده‌ها را؟! یا آنچه را شکم ماده‌ها در برگرفته؟! یا هنگامی‌که خدا شما را به این موضوع سفارش کرد

۱ -۱

(انعام/ ۱۴۴)

 

الهادی (علیه السلام)- عَنْ أَیُّوبَ‌بْنِ‌نُوحِ‌بْنِ‌دَرَّاجٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاالحسن الثَّالِثَ (علیه السلام) عَنِ الْجَامُوسِ وَ أَعْلَمْتُهُ أَنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ یَقُولُونَ إِنَّهُ مَسْخٌ فَقَالَ أَ وَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ.

 

امام هادی (علیه السلام)- ایّوب‌بن‌نوح گوید: از امام هادی (علیه السلام) درباره‌ی گاو میش پرسیدم و به او خبر دادم که اهل عراق می‌گویند که این حیوان، مسخ شده است. (انسانی که بر اثر نفرین خدا به حیوان مبدّل شده است). فرمود: «مگر این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: وَ مِنَ الإِبْلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ را نشنیدی»؟.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۲ وسایل الشیعهًْ، ج۲۵، ص۵۲/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۶۲/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۸۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۰/ البرهان/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۱۴۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ قَالَ: سَأَلَنِی بَعْضُ الْخَوَارِجِ عَنْ هَذِهِ الْآیَهًْ ... فَدَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّه (علیه السلام) ... قَالَ: وَ أَمَّا قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَحَلَّ فِی الْأُضْحِیَّهًِْ بِمِنًی الْإِبِلَ الْعِرَابَ وَ حَرَّمَ فِیهَا الْبَخَاتِیَّ وَ أَحَلَّ الْبَقَرَ الْأَهْلِیَّهًَْ أَنْ یُضَحَّی بِهَا وَ حَرَّمَ الْجَبَلِیَّهًَْ فَانْصَرَفْتُ إِلَی الرَّجُلِ وَ أَخْبَرْتُهُ بِهَذَا الْجَوَابِ فَقَالَ هَذَا شَیْءٌ حَمَلَتْهُ الْإِبِلُ مِنَ الْحِجَازِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- داود رقّی گوید: یکی از خوارج در مورد این آیه از من سؤال کرد... خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدم... فرمود: «امّا در خصوص قول خدای عزّوجلّ: وَ مِنَ الإِبْلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ پس خدای تبارک‌وتعالی در قربانی منی شتران عربی را حلال کرده، و شتران بختی (خراسانی) را حرام کرده است، و قربانی گاوهای اهلی را حلال کرده، و وحشی آن را حرام کرده است». من با امام تودیع کردم و نزد آن مرد رفتم و آن جواب را به آن مرد ابلاغ کردم. وی گفت: «این متاعی است که شتران آن را از حجاز حمل کرده‌اند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۲ من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۴۹۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۴، ص۹۶/ فقه القرآن، ج۱، ص۳۲۷/ الکافی، ج۴، ص۴۹۲

پس چه کسی ستمکارتر است از آن کس‌که بر خدا دروغ می‌بندد، تا از روی جهل، مردم را گمراه سازد؟! خداوند هیچ‌گاه گروه ستمکاران را هدایت نمی‌کند»

۲ -۱

(انعام/ ۱۴۴)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَی الْخَلْقِ خَمْسَهًًْ فَأَخَذُوا أَرْبَعَهًًْ وَ تَرَکُوا وَاحِداً فَسُئِلَ عَنْ ذَلِکَ قَالَ الصَّلَاهًُْ وَ الزَّکَاهًُْ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ قَالُوا فَمَا الْوَاحِدُ الَّذِی تَرَکُوا قَالَ وَلَایَهًُْ عَلِیِّ‌بنِ‌أَبِی‌طَالِبٍ (علیه السلام) قَالُوا هِیَ وَاجِبَهًٌْ مِنَ اللَّهِ قَالَ نَعَمْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی‌اللهِ کَذِباً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- حذیفهًْ‌بن‌یمان در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) آورده است: خداوند پنج چیز را بر مردم فرض نمود و آن‌ها چهارتای آن را گرفته و یکی را رها کردند، سپس دراین‌مورد از وی سؤال شد، فرمود: «نماز و زکات و روزه و حج است». اصحاب گفتند: «پس آن یکی که ترک کردند چیست»؟ فرمود: «ولایت علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)». عرض کردند: «آیا پذیرفتن آن از جانب خدا واجب شده است»؟ فرمود: «آری، خدای متعال فرموده است: فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللهِ کَذِباً لِیُضِلَّ النَّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمینَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۲ بحارالأنوار، ج۳۹، ص۲۵۷/ المناقب، ج۳، ص۱۹۹

 

آیه قُلْ لا أَجِدُ في ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحيمٌ [145]

 

بگو: «در آنچه بر من وحى شده، هيچ طعامى را براى خورندگان، حرام نمى‌يابم؛ بجز اينكه مردار باشد، يا خونى كه [از بدن حيوان] بيرون ريخته، يا گوشت خوك كه اين‌ها همه پليدند يا حيوانى كه به گناه، [هنگام ذبح] نام غير خدا (نام بت‌‌ها) بر آن برده شده است». امّا كسى كه ناچار [از خوردن اين محرمات] شود، در‌صورتى كه ستمكار و متجاوز نباشد، [گناهى بر او نيست]؛ زيرا پروردگارت، آمرزنده و مهربان است.

۱

(انعام/ ۱۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْجِرِّیثِ فَقَالَ وَ مَا الْجِرِّیثُ فَنَعَتُّهُ لَهُ فَقَالَ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) لَمْ یُحَرِّمِ اللَّهُ شَیْئاً
 مِنَ الْحَیَوَانِ فِی الْقُرْآنِ إِلَّا الْخِنْزِیرَ بِعَیْنِهِ وَ یُکْرَهُ کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الْبَحْرِ لَیْسَ لَهُ قِشْرٌ مِثْلُ الْوَرَقِ وَ لَیْسَ بِحَرَامٍ إِنَّمَا هُوَ مَکْرُوهٌ.

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی حکم خوردن مار ماهی پرسیدم. فرمود: «مار ماهی چیست»؟ پس آن را برای ایشان توصیف کردم. فرمود: «قُلْ لا أَجِدُ فی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لحْمَ خِنزیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحیمٌ». سپس فرمود: «خدا در قرآن چیزی از حیوانات را حرام نکرده است مگر خوک. و خوردن هر چیز دریایی که پوستی مانند کاغذ ندارد (پولک)، مکروه است و حرام نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۲ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۵/ الإستبصار، ج۴، ص۵۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۱۳۵/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۷۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۳/ عوالی اللآلی، ج۳، ص۴۶۳/ نورالثقلین؛ فیه: «حریث» بدلٌ «جریث»/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبدِاللهِ (علیه السلام) عَنِ الْجِرِّیِّ وَ الْمَارْمَاهِیَ وَ الزِّمِّیرِ وَ مَا لَهُ قِشْرٌ مِنَ السَّمَکِ حَرَامٌ هُوَ فَقَالَ لِی یَا مُحَمَّدُ اقْرَأْ هَذِهِ الْآیَهًَْ الَّتِی فِی الْأَنْعَامِ قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ قَالَ فَقَرَأْتُهَا حَتَّی فَرَغْتُ مِنْهَا فَقَالَ إِنَّمَا الْحَرَامُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ فِی کِتَابِهِ وَ لَکِنَّهُمْ قَدْ کَانُوا یَعَافُونَ أَشْیَاءَ فَنَحْنُ نَعَافُهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی ماهی اسپیله و مار ماهی و ماهی کولومه و آنچه بی‌پوست است، سؤال کردم که آیا خوردن آن‌ها حرام یا حلال است؟ فرمود: «ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! این آیه را در سوره‌ی انعام بخوان: قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لحْمَ خِنزِیرٍ»؛ آن را تا آخر خواندم. فرمود: «حرام همان است که خدا در کتابش حرام کرده است؛ امّا آنان (مردم و مخالفین) از چیزهایی روی‌گردان می‌شوند و ما نیز از آن‌ها روی‌گردان می‌شویم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۴ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۶/ الإستبصار، ج۴، ص۶۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۱۳۶/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۹۲؛ فیه: «جریث» بدلٌ «الجریّ»/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۲۱۶/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۲/ نورالثقلین/ البرهان

۳

(انعام/ ۱۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ سِبَاعِ الطَّیْرِ وَ الْوَحْشِ حَتَّی ذُکِرَ لَهُ الْقَنَافِذُ وَ الْوَطْوَاطُ وَ الْحَمِیرُ وَ الْبِغَالُ وَ الْخَیْلُ فَقَالَ لَیْسَ الْحَرَامُ إِلَّا مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ وَ قَدْ نَهَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَوْمَ خَیْبَرَ عَنْ أَکْلِ لُحُومِ الْحَمِیرِ وَ إِنَّمَا نَهَاهُمْ مِنْ أَجْلِ ظُهُورِهِمْ أَنْ یُفْنُوهُ وَ لَیْسَتِ الْحُمُرُ بِحَرَامٍ ثُمَّ قَالَ اقْرَأْ هَذِهِ الْآیَهًَْ قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- از وی در مورد پرندگان شکاری و حیوانات وحشی سؤال شد تا اینکه حیواناتی مانند خارپشت، خفاش، الاغ، قاطر، اسب ذکر شد. فرمود: «چیزی حرام نیست مگر آنچه را خدا در کتابش حرام کرده است و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز خیبر مسلمانان را از خوردن گوشت الاغ نهی کردند و علّت نهی این است که مبادا مرکب­هایشان را از بین ببرند. در حقیقت، الاغ حرام نیست». آنگاه فرمود: «این آیه‌ها را بخوان: قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۴ تهذیب الأحکام، ج۹، ص۴۲/ الإستبصار، ج۴، ص۷۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۱۲۳/ مستدرک الوسایل، ج۱۶، ص۱۷۵/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۸۰/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۲/ نورالثقلین/ البرهان

۴

(انعام/ ۱۴۵)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: نَهَی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنْ أَکْلِ لُحُومِ الْحَمِیرِ وَ إِنَّمَا نَهَی عَنْهَا مِنْ أَجْلِ ظُهُورِهَا مَخَافَهًَْ أَنْ یُفْنُوهَا وَ لَیْسَتِ الْحَمِیرُ بِحَرَامٍ ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآیَهًَْ قُلْ لا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلی طاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- محمّدبن‌مسلم نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نهی کرد از خوردن گوشت خران و همانا نهی از آن به خاطر پشت بارکش آن‌ها بود از بیم اینکه آن‌ها را نیست کنند و خر حرام نیست»، سپس این آیه را خواند: قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۴ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۱۱۹/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۷۶/ علل الشرایع، ج۲، ص۵۶۳

۵

(انعام/ ۱۴۵)

 

علی‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَدِ احْتَجَّ قَوْمٌ بِهَذِهِ الْآیَهًِْ قُلْ لَا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَ مُحَرَّماً عَلی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ فَتَأَوَّلُوا هَذِهِ الْآیَهًَْ أَنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ مُحَرَّماً إِلَّا هَذَا وَ أَحَلُّوا کُلَّ شَیْءٍ مِنَ الْبَهَائِمِ الْقِرَدَهًِْ وَ الْکِلَابِ وَ السِّبَاعِ وَ الذِّئَابِ وَ الْأُسْدِ وَ الْبِغَالِ وَ الْحَمِیرِ وَ الدَّوَابِّ وَ زَعَمُوا أَنَّ ذَلِکَ کُلَّهُ حَلَالٌ لِقَوْلِهِ اللَّهِ تَعَالِی قُلْ لَا أَجِدُ فِی ما أُوحِیَ إِلَیَ مُحَرَّماً عَلی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ وَ غَلِطُوا فِی هَذَا غَلَطاً بَیِّناً وَ إِنَّمَا هَذِهِ الْآیَهًُْ رَدٌّ عَلَی مَا أَحَلَّتْ الْعَرَبُ وَ حَرَّمَتْ، لِأَنَّ الْعَرَبَ کَانَتْ تُحَلِّلُ عَلَی نَفْسِهَا أَشْیَاءَ وَ تُحَرِّمُ أَشْیَاءَ فَحَکَی اللَّهُ تَعَالَی لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا
 قَالُوا فَقَالَ وَ قالُوا مَا فِی بُطُونِ هَذِهِ الْأَنْعَامِ خالِصَةٌ لِذُکُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلَی أَزْوَاجِنَا وَ إِنْ یَکُنْ مَیْتَةً فَهُمْ فِیهِ شُرَکاءُ فَکَانَ إِذَا سَقَطَ الْجَنِینُ حَیّاً أَکَلَهُ الرِّجَالُ وَ حُرِّمَ عَلَی النِّسَاءِ وَ إِذَا کَانَ مَیِّتاً أَکَلَهُ الرِّجَالُ وَ النِّسَاءُ وَ هُوَ قَوْلُهُ وَ قالُوا مَا فِی بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعَامِ خالِصَةٌ لِذُکُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلَی أَزْوَاجِنَا وَ إِنْ یَکُنْ مَیْتَةً فَهُمْ فِیهِ شُرَکاءُ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- گروهی به این آیه: قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاَّ أَن یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَمًا مَّسْفُوحًا أَوْ لحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللهِ بِهِ استدلال کردند و این آیه را چنین تأویل کردند که چیزی جز این‌ها حرام نیست و همه‌ی حیوانات را حلال شناخته‌اند: میمون، سگ، حیوانات درنده، گرگ، شیر، قاطر، الاغ و چهار پایان و ادّعا کردند که همه‌ی آن‌ها حلال است به خاطر اینکه خدای عزّوجلّ فرموده است: قُل لاَّ أَجِدُ فِی مَا أُوْحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّمًا عَلَی طَاعِمٍ یَطْعَمُهُ و در این مسأله مرتکب اشتباه آشکاری شدند. این آیه پاسخی است بر آنچه را عرب­ها حلال و یا حرام کردند، زیرا که آنان بر خود برخی چیزها را حلال و برخی دیگر را حرام می‌کردند. خدای عزّوجلّ گفته آنان را حکایت کرد و فرمود: وَ قَالُواْ مَا فِی بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُکُورِنَا وَ مُحَرَّمٌ عَلَی أَزْوَاجِنَا وَ إِن یَکُن مَّیْتَةً فَهُمْ فِیهِ شُرَکَاء؛ پس هرگاه جنین [حیوان] زنده می‌افتاد، مردان می‌توانستند آن را بخورند درصورتی‌که بر زنان حرام بود، و اگر مرده بود، هم مرد و هم زن آن را می‌خوردند، و این همان کلام خداوند تبارک‌وتعالی: وَ قَالُواْ مَا فِی بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ خَالِصَةٌ لِّذُکُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَی أَزْوَاجِنَا وَإِن یَکُن مَّیْتَةً فَهُمْ فِیهِ شُرَکَاء است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۴ البرهان/ القمی، ج۱، ص۲۱۹؛ فیه: «فقال: و قالوا ... شرکاء» محذوفٌ

۶

(انعام/ ۱۴۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌زِیَادٍ الْکَرْخِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أباعبدالله (علیه السلام) یَقُولُ لَوْ أَنَّ عَدُوَّ عَلِیٍّ جَاءَ إِلَی الْفُرَاتِ وَ هُوَ یُزَخُّ زَخِیخاً قَدْ أَشْرَفَ مَاؤُهُ عَلَی جَنْبَتَیْهِ فَتَنَاوَلَ مِنْهُ شَرْبَهًًْ وَ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ وَ إِذَا شَرِبَهَا قَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ مَا کَانَ ذَلِکَ إِلَّا مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌زیاد کرخی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می­فرمود: «اگر دشمن علی (علیه السلام)، درحالی کنار نهر فرات بیاید که آب موج می­زند و تمام اطراف رود را پر کرده و از آن یک کف بیاشامد و بگوید بسم اللهِ و پس از آشامیدن بگوید الحمد للهِ، این آشامیدن او چیزی نیست جز گوشت خوک که پلید است یا حیوانی که در کشتنش مرتکب نافرمانی شوند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۶ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۲۱۸

 

آیه وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلاَّ ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ [146]

 

و بر يهوديان، هر حيوان ناخن‌دار (حيواناتى كه سم يك‌پارچه دارند) را حرام كرديم؛ و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم؛ مگر چربي‌هايى كه بر پشت آن‌ها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلوها، و يا آن‌ها كه با استخوان آميخته است؛ اين كيفر را به سزاى ستمشان به آن‌ها داديم؛ و ما راست مى‌گوييم.

۱

(انعام/ ۱۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- حُرِّمَ عَلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ کُلُّ ذِی ظُفُرٍ وَ الشُّحُومُ إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوایا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- بر بنی‌اسرائیل هر [حیوانی] که دارای ناخن باشد و چربی‌ها، حرام شده است؛ مگر چربی‌هایی که بر پشت آن‌ها قرار دارد، و یا در دو طرف پهلوها، و یا آن‌ها که با استخوان آمیخته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۶ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۸۱/ نورالثقلین/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۴۶)

 

الرّضا (علیه السلام)- {فَی} مَا کَتََبَهُ الرِّضَا (علیه السلام) لِلْمَأْمُونِ مِنْ مَحْضِ الْإِسلَامِ وَ شَرَائِعِ الدِّینِ: وَ تَحْرِیمُ کُلِ ذِی نَابٍ مِنَ السِّبَاعِ وَ کُلِ ذِی مِخْلَبٍ مِنَ الطَّیْرِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- [در میان] آنچه امام رضا (علیه السلام) از اسلام خالص و آیین‌های دین برای مأمون نوشته [آمده] است: «و حرام‌بودن هر صاحب نیشی از حیوانات درنده و هر صاحب چنگالی از پرندگان».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۶ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۱۲۶/ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۱۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ کُلُ ذِی نَابٍ مِنَ السِّبَاعِ وَ مِخْلَبٍ مِنَ الطَّیْرِ حَرَامٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- هر نیشداری از درّنده‌ها و هر چنگال‌داری از پرنده‌ها حرام هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۶ وسایل الشیعهًْ، ج۲۴، ص۱۱۶/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۱۴۶)

 

الکاظم (علیه السلام)- وَ حَرَّمَ الْأَرْنَبَ لِأَنَّهَا بِمَنْزِلَهًِْ السِّنَّوْرِ وَ لَهَا مَخَالِیبُ کَمَخَالِیبِ السِّنَّوْرِ وَ سِبَاعِ الْوَحْشِ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- خداوند گوشت خرگوش را حرام کرده است چون همانند گربه و سایر وحوش دارای چنگال است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۶ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۹۳/ نورالثقلین

۵

(انعام/ ۱۴۶)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ عَلَی الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ یَعْنِی الْیَهُودَ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ لُحُومَ الطَّیْرِ وَ حَرَّمَ عَلَیْهِمُ الشُّحُومَ وَ کَانُوا یُحِبُّونَها إِلَّا مَا کَانَ عَلَی ظُهُورِ الْغَنَمِ أَوْ فِی جَانِبِهِ خَارِجاً مِنَ الْبَطْنِ وَ هُوَ قَوْلُهُ حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُما إِلَّا ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوایا یَعْنِی فِی الْجَنْبَیْنِ أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِکَ جَزَیْناهُمْ بِبَغْیِهِمْ أَیْ کَانَ مُلُوکُ بَنِی إِسْرَائِیلَ یَمْنَعُونَ فُقَرَاءَهُمْ مِنْ أَکْلِ لُحُومِ الطَّیْرِ وَ الشُّحُومِ فَحَرَّمَ اللَّهُ ذَلِکَ عَلَیْهِمْ بِبَغْیِهِمْ عَلَی فُقَرَائِهِمْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ عَلَی الَّذِینَ هَادُواْ حَرَّمْنَا کُلَّ ذِی ظُفُرٍ؛ یعنی یهودیان که خدا بر آنان گوشت پرندگان و چربی را با وجود اینکه دوست داشتند حرام کرده است، مگر چربی‌ای که در پشت گوسفندان یا در پهلوی آن‌ها است، آن هم درصورتی‌که خارج از شکم باشد و این همان کلام خداوند عزّوجلّ است که فرمود: حَرَّمْنَا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُمَا إِلاَّ مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَا أَوِ الْحَوَایَا یعنی در پهلوها أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذَلِکَ جَزَیْنَاهُم بِبَغْیِهِمْ وِ إِنَّا لَصَادِقُونَ. و معنای گفته‌ی وی: ذَلِکَ
 جَزَیْنَاهُم بِبَغْیِهِمْ این است که پادشاهان بنی‌اسرائیل فقرا را از خوردن گوشت پرندگان و چربی‌ها منع می‌کردند. خدا آن را به سبب تجاوز آنان بر فقراء تحریم کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۷/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۳۲۶/ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ البرهان

۶

(انعام/ ۱۴۶)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌أَبِی‌یَعْقُوبَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُول: مَنْ زَرَعَ حِنْطَهًًْ فِی أَرْضٍ فَلَمْ تَزْکُ فِی أَرْضِهِ وَ زَرْعِهِ وَ خَرَجَ زَرْعُهُ کَثِیرَ الشَّعِیرِ فَبِظُلْمِ عَمَلِهِ فِی مِلْکِ رَقَبَهًِْ الْأَرْضِ أَوْ بِظُلْمٍ لِمُزَارِعِهِ وَ أَکَرَتِهِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِیلِ اللهِ کَثِیراً یَعْنِی لُحُومَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ هَکَذَا أَنْزَلَهَا اللَّهُ فَاقْرَءُوهَا هَکَذَا وَ مَا کَانَ اللَّهُ لِیُحِلَّ شَیْئاً فِی کِتَابِهِ ثُمَّ یُحَرِّمَهُ بَعْدَ مَا أَحَلَّهُ وَ لَا یُحَرِّمَ شَیْئاً ثُمَّ یُحِلَّهُ بَعْدَ مَا حَرَّمَهُ قُلْتُ وَ کَذَلِکَ أَیْضاً وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُما قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَقَوْلُهُ إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِیلُ عَلی نَفْسِهِ قَالَ إِنَّ إِسْرَائِیلَ کَانَ إِذَا أَکَلَ مِنْ لَحْمِ الْإِبِلِ یُهَیِّجُ عَلَیْهِ وَجَعَ الْخَاصِرَهًِْ فَحَرَّمَ عَلَی نَفْسِهِ لَحْمَ الْإِبِلِ وَ ذَلِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاهًُْ فَلَمَّا نُزِّلَتِ التَّوْرَاهًُْ لَمْ یُحَرِّمْهُ وَ لَمْ یَأْکُلْهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌ابی‌یعقوب گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) می‌فرمود: هرکس در زمین دانه‌ای بکارد ولی زکات آن و زراعتش را ندهد و در آن زمین زراعت کند و زراعتش پر از جو شود بداند که این به خاطر ظلمی است که در مالک شدن زمین انجام داده است یا برای ظلم به کشاورز و کارگران آن است، چون خداوند فرمود: به خاطر ظلمی که از یهود صادر شد، و [نیز] به خاطر جلوگیری بسیار آن‌ها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر آن‌ها حلال بود، حرام کردیم. (نساء/۱۶۰) یعنی گوشت شتر و گوشت و چربی گاو و گوسفند. خداوند اینگونه آن را نازل کرد پی این گونه قرائت کنید و اینگونه است که خداوند هیچ چیزی را در قرآن حلال نمی‌کند بعد از اینکه آن را حرام کرده باشد و اگر چیزی را حلال کند آن را حرام نمی‌کند. پرسیدیم که آیا این آیه: من الابل وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ شُحُومَهُما هم جزء آن است»؟ فرمود: «بله». پرسیدم: «پس این آیه: إِلَّا ما حَرَّمَ إِسْرائِیلُ عَلی نَفْسِهِ چیست»؟ فرمود: «هرگاه بنی‌اسرائیل گوشت شتر را می‌خوردند کمردرد به آن‌ها فشار می‌آورد، و آن‌ها خودشان گوشت شتر را به خودشان حرام کردند، این قبل از نازل شدن تورات بر آنها بود. ولی بعد از نازل شدن تورات آن را حرام نمی‌دانستند ولی از آن هم نمی‌خوردند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۸ بحارالأنوار، ج۹، ص۱۹۵/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۳۲۵؛ فیه: «قلت فقوله الا ما ... یأکله» محذوفٌ / نورالثقلین؛ فیه: «من زرع حنطهًْ ... و أکرته» و «قلت فقوله الا ما ... یأکله» محذوفتان/ القمی، ج۱، ص۱۵۸؛ فیه: «قلت فقوله الا ما ... لم یأکله» محذوفٌ

 

آیه فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ رَبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمينَ [147]

 

اگر تو را تكذيب كنند [و اين حقايق را نپذيرند]، به آن‌ها بگو: «پروردگار شما، داراى رحمتى گسترده است؛ امّا مجازات او هم از مجرمان بازگردانده نمى‌شود؛ [و اگر ادامه دهيد كيفر شما حتمى است]».

۱

(انعام/ ۱۴۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهًِْ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی رَحْمَتَهُ حَتَّی یَطْمَعَ إِبْلِیسُ فِی رَحْمَتِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- چون روز قیامت شود خدای تبارک‌وتعالی رحمت خود را چنان پراکنده می‌کند که ابلیس در رحمت او طمع می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۸ الأمالی للصدوق، ص۲۰۵

۲

(انعام/ ۱۴۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَا قَابِضُ الْأَرْوَاحِ وَ بَأْسُ اللَّهِ الَّذِی لَا یَرُدُّهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِین.

 

امام علی (علیه السلام)- منم گیرنده‌ی جان‌ها و مجازات خدا که آن را از مجرمان برنمی‌گرداند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۸ نورالثقلین

۳

(انعام/ ۱۴۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ اللهُ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) فَإِنْ کَذَّبُوکَ فَقُلْ رَبُّکُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ وَ لا یُرَدُّ بَأْسُهُ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِینَ ثُمَّ قَالَ سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شاءَ اللهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَیْءٍ کَذلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّی ذاقُوا بَأْسَنا قُلْ یَا مُحَمَّدُ لهم هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ثُمَّ قَالَ قُلْ لَهُم فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- سپس خدا به پیامبرش (صلی الله علیه و آله) فرمود: به‌زودی مشرکان [برای تبرئه خویش] می‌گویند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما مشرک می‌شدیم و نه پدران ما و نه چیزی را تحریم می‌کردیم»! کسانی که پیش از آن‌ها بودند نیز، همین‌گونه دروغ می‌گفتند و سرانجام [طعم] کیفر ما را چشیدند. (انعام/۱۴۸). ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آنان بگو: آیا دلیل روشنی [بر این موضوع] دارید؟ پس آن را به ما نشان دهید؟ شما فقط از پندارهای بی‌اساس پیروی می‌کنید، و تخمین‌های نابجا می‌زنید. (انعام/۱۴۸). سپس فرمود: به آنان بگو: «دلیل رسا [و قاطع] برای خداست [دلیلی که برای هیچ‌کس بهانه‌ای باقی نمی‌گذارد]. و اگر او بخواهد، همه‌ی شما را (به اجبار) هدایت می‌کند. [ولی چون هدایت اجباری بی‌ثمر است، این کار را نمی‌کند]. (انعام/۱۴۹)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۱۸ البرهان

۴

(انعام/ ۱۴۷)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- فِی الدُّعَاءِ فِی غَیبَتِهِ القَائِمِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و ارْمِهِمْ یَا رَبِّ بِحَجَرِکَ الدَّامِغِ وَ اضْرِبْهُمْ بِسَیْفِکَ الْقَاطِعِ وَ بِبَأْسِکَ الَّذِی لَا یُرَدُّ عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِین.

 

امام علی (علیه السلام)- پروردگارا، آن‌ها را به سنگ محکم، و شمشیر برّنده و خشم خود که از قوم گنهکاران برنمی­گردانی، نابود ساز.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰ بحرالعرفان، ج۱۰، ص۱۱۸

 

آیه سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشرَْكُواْ لَوْ شَاءَ اللهُ مَا أَشرَْكْنَا وَ لَا ءَابَاؤُنَا وَ لَا حَرَّمْنَا مِن شيْ‌ْءٍ كَذَالِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتىَ‌ ذَاقُواْ بَأْسَنَا قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنَا إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا تخَرُصُون [148]

 

به‌زودى مشركان [براى تبرئه خويش] مى‌گويند: «اگر خدا مى‌خواست، نه ما مشرك مى‌شديم و نه پدران ما؛ و نه چيزى را تحريم مى‌كرديم». كسانى كه پيش از آن‌ها بودند نيز، همين‌گونه [آيات خدا را] تكذيب كردند؛ و سرانجام [طعم] كيفر ما را چشيدند. بگو: «آيا دليل روشنى [بر اين موضوع] داريد كه آن را بر ما آشكار سازيد؟! شما فقط از پندارهاى بى‌اساس پيروى مى‌كنيد، و تخمين‌هاى نابه‌جا مى‌زنيد».

 

آیه قُلْ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعينَ [149]

 

بگو: «دليل رسا براى خداست [دليلى كه براى هيچ‌كس بهانه‌اى باقى نمى‌گذارد]. و اگر او مى‌خواست، همه‌ی شما را [به اجبار] هدايت مى‌كرد. [ولى هدايت اجبارى بى‌ثمر است]».

بگو: «دلیل رسا برای خداست

۱ -۱

(انعام/ ۱۴۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- یَا هِشَامُ إِنَّ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حُجَّتَیْنِ حُجَّهًًْ ظَاهِرَهًًْ وَ حُجَّهًًْ بَاطِنَهًًْ فَأَمَّا الظَّاهِرَهًُْ فَالرُّسُلُ وَ الْأَنْبِیَاءُ (علیهم السلام) ِوَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ أَمَّا الْبَاطِنَهًُْ فَالْعُقُولُ.

 

امام کاظم (علیه السلام)- ای هشام! خدا بر مردم دو حجّت و دلیل دارد: حجّت آشکار، و حجّت نهان، حجّت آشکار فرستاده‌شدگان و پیغمبران و پیشوایان (علیهم السلام) می‌باشند، و حجّت نهان عقل‌ها هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰ الکافی، ج۱، ص۱۶/ نورالثقلین

۱ -۲

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ مَسعَدَهًَْ ابْنِ زِیَادٍ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ قَدْ سُئِلَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَی فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَهًِْ أَ کُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ کُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّی تَعْمَلَ فَیَخْصِمُهُ وَ ذَلِکَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مسعدهًْ‌بن‌زیاد گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خدای عزّوجلّ: فَلِلّهِ الحُجَّةُ الْبَالِغَةُ؛ فرمود: «خدای تبارک‌وتعالی در روز قیامت به بنده‌اش می‌گوید: «بنده‌ی من! آیا عالم بودی»؟ اگر بگوید: «بلی»، به او می‌گوید: «چرا به آنچه که می‌دانستی عمل نکردی»؟ و اگر بگوید: «بی‌اطّلاع بودم». به او می‌گوید: «چرا مشغول یادگیری نشدی تا به آن عمل کنی؟ پس بر او اتمام حجّت می‌کند و این همان حجّت بالغه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰ بحارالأنوار، ج۱، ص۱۷۷/ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۹/ الأمالی للطوسی، ص۹/ الأمالی للمفید، ص۲۲۷/ مجموعهًْ ورام، ج۲، ص۱۷۸؛ فیه: «فیخصمه» محذوفٌ/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۴۹)

 

الرضا (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ قَالَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَ هِیَ الَّتِی تَبْلُغُ الْجَاهِلَ فَیَعْلَمُهَا بِجَهْلِهِ کَمَا یَعْلَمُهَا الْعَالِمُ بِعِلْمِهِ وَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهًُْ قَائِمَتَانِ بِالْحُجَّهًِْ.

 

امام رضا (علیه السلام)- خداوند متعال به محمّد (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: فَلِلَّهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ؛ این همان دلیل است که نادان با نادانی می‌فهمد و دانا نیز به علم خود می‌یابد؛ دنیا و آخرت به دلیل استوار است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰ مستدرک الوسایل، ج۱۸، ص۳۲/ بحارالأنوار، ج۴۹، ص۲۸۸/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۲۳۷/ المناقب، ج۴، ص۳۶۸

۱ -۴

(انعام/ ۱۴۹)

 

الکاظم (علیه السلام)- فَقَالَ الرَّشِیدُ بَعْدَ کَلَامٍ طَوِیلٍ لِموسی‌بْنِجَعْفَرٍ (علیه السلام) بِحَقِّ آبَائِکَ (علیهم السلام) لَمَّا اخْتَصَرْتَ کَلِمَاتٍ جَامِعَهًًْ لِمَا تَجَارَبْنَاهُ فَقَالَ نَعَمْ وَ أُتِیَ بِدَوَاهًٍْ وَ قِرْطَاسٍ فَکَتَبَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ جَمِیعُ أُمُورِ الْأَدْیَانِ أَرْبَعَهًٌْ أَمْرٌ لَا اخْتِلَافَ فِیهِ وَ هُوَ إِجْمَاعُ الْأُمَّهًِْ عَلَی الضَّرُورَهًِْ الَّتِی یُضْطَرُّونَ إِلَیْهَا وَ الْأَخْبَارُ الْمُجْمَعُ عَلَیْهَا وَ هِیَ الْغَایَهًُْ الْمَعْرُوضُ عَلَیْهَا کُلُّ شُبْهَهًٍْ وَ الْمُسْتَنْبَطُ مِنْهَا کُلُّ حَادِثَهًٍْ وَ أَمْرٌ یَحْتَمِلُ الشَّکَّ وَ الْإِنْکَارَ فَسَبِیلُهُ اسْتِیضَاحُ أَهْلِهِ لِمُنْتَحِلِیهِ بِحُجَّهًٍْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ مُجْمَعٍ عَلَی تَأْوِیلِهَا وَ سُنَّهًٍْ مُجْمَعٍ عَلَیْهَا لَا اخْتِلَافَ فِیهَا أَوْ قِیَاسٍ تَعْرِفُ الْعُقُولُ عَدْلَهُ وَ لَا تَسَعُ خَاصَّهًُْ الْأُمَّهًِْ وَ عَامَّتُهَا الشَّکَّ فِیهِ وَ الْإِنْکَارَ لَهُ وَ هَذَانِ الْأَمْرَانِ مِنْ أَمْرِ التَّوْحِیدِ فَمَا دُونَهُ وَ أَرْشِ الْخَدْشِ فَمَا فَوْقَهُ فَهَذَا الْمَعْرُوضُ الَّذِی یُعْرَضُ عَلَیْهِ أَمْرُ الدِّینِ فَمَا ثَبَتَ لَکَ بُرْهَانُهُ اصْطَفَیْتَهُ وَ مَا غَمَضَ عَلَیْکَ صوَابُهُ نَفَیْتَهُ فَمَنْ أَوْرَدَ وَاحِدَهًًْ مِنْ هَذِهِ الثَّلَاثِ وَ هِیَ الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ الَّتِی بَیَّنَهَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ (صلی الله علیه و آله) فِی قَوْلِهِ لِنَبِیِّهِ قُلْ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ تَبْلُغُ الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ الْجَاهِلَ فَیَعْلَمُهَا بِجَهْلِهِ کَمَا یَعْلَمُهُ الْعَالِمُ بِعِلْمِهِ لِأَنَّ اللَّهَ عَدْلٌ لَا یَجُورُ یَحْتَجُّ عَلَی خَلْقِهِ بِمَا یَعْلَمُونَ یَدْعُوهُمْ إِلَی مَا یَعْرِفُونَ لَا إِلَی مَا یَجْهَلُونَ وَ یُنْکِرُونَ فَأَجَازَهُ الرَّشِیدُ وَ رَدَّهُ.[1] (الوِلَایَةُ

 

امام کاظم (علیه السلام)- هارون بعد از سخنان طولانی به امام کاظم (علیه السلام) گفت: «به حق پدرانت، سخنان جامعی برای آنچه ما در جریان کار خود داریم زبده کن». فرمود: «بسیار خوب»! دوات و کاغذی آوردند و نوشت: «به نام خداوند بخشاینده مهربان! همه‌ی امور دین چهار است: ۱. اموری که اختلاف ندارد و مورد اتّفاق امّت است و مورد ضرورت و نیاز آن‌ها است. ۲. اخبار مورد اتّفاق که هدف نهایی است و هر شبهه‌ای به آن‌ها عرضه می‌شود و هر پیشامدی از آن‌ها استنباط می‌گردد، و آن اجماع امّت است. ۳. امری که مورد تردید و انکارپذیر است و راهش این است که از متخصّص آن توضیح خواهند و از آن‌ها دلیل آن را جویند؛ از آیات قرآنی که تفسیرش مورد اتّفاق است و سنّتی که همه قبول دارند و اختلافی در آن نیست. ۴. قانونی که از نظر همه‌ی عقول عادلانه است و خاصّه و عامّه‌ی امّت را در آن تردید و انکاری نیست، و این دو امر، از توحید و پایین‌تر از آن تا دیه‌ی یک خراش در تن و بالاتر، جاری هستند. این است میزانی که امر دین بر آن سنجیده شود، پس هر آنچه برهانش برای تو پا برجا است بپذیر، و هر چه صحّتش بر تو نامعلوم است از دین ندان. هرکه برای اثبات یک امر دینی، یکی از این سه را آورد (قرآن، سنت و قانون عقلی) همان حجّت رسا است. خداوند خود برای پیامبرش بیان کرده: قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ؛ حجّت رسا را به نادان می‌رساند و او با نادانی خود آن را می‌فهمد، چنانچه دانا به دانایی خود آن را می‌فهمد؛ زیرا خدا عادل است و زورگو نیست. بر خلق خود به آنچه می‌فهمند احتجاج می‌کند، نه به آنچه ندانند و نفهمند». هارون الرّشید به آن حضرت جایزه داد و او را برگردانید... (ولایت

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۰ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۰۳/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۴۳/ تحف العقول، ص۴۰۶

۱

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَی مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما بر هرچه در پایین آسمان و روی زمین است، دلیل رسا هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲ بصایر الدرجات، ج۱، ص۱۰۴/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۴۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَنَا الْحُجَّهًُْ الْبَالِغَهًُْ وَ الْکَلِمَهًُْ الْبَاقِیَهًُْ.

 

امام علی (علیه السلام)- من دلیل رسا و کلمه‌ی کامل هستم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۴۹۳

۳

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ خُزَّانُ اللَّهِ عَلَی عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَهًُْ وَحْیِ اللَّهِ نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَی مَا دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ما خزانه‌دار علم خدای علیم هستیم و ما ترجمان وحی اوییم. ما بر هرچه در پایین آسمان و روی زمین است، دلیل رسا هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲ بحار الأنوار، ج۲۶، ص۱۰۵

۴

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ إِنَ اللَّهَ وَاحِدٌ مُتَوَحِّدٌ بِالْوَحْدَانِیَّهًِْ مُتَفَرِّدٌ بِأَمْرِهِ فَخَلَقَ خَلْقاً فَقَدَّرَهُمْ لِذَلِکَ الْأَمْرِ فَنَحْنُ هُمْ یَا ابْنَ أَبِی یَعْفُورٍ فَنَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِی عِبَادِهِ وَ خُزَّانُهُ عَلَی عِلْمِهِ وَ الْقَائِمُونَ بِذَلِکَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌ابی‌یعفور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «همانا خداوند تبارک‌وتعالی یکتاست و یکتایی ویژه‌ی اوست. در فرمانروایی خود یکّه و تنهاست. از آن پس جمعی را آفرید و بر فرمان خود گماشت. ما از آن جمع هستیم. ما حجّت خدا در میان بندگان و خزانه‌داران دانشش و متولّی آن هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲ الکافی، ج۱، ص۱۹۳

۵

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَابَ اللَّهِ الَّذِی لَا یُؤْتَی إِلَّا مِنْهُ وَ سَبِیلَهُ الَّذِی مَنْ سَلَکَ بِغَیْرِهِ هَلَکَ وَ کَذَلِکَ جَرَی عَلَی الْأَئِمَّهًِْ الْهُدَی وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ جَعَلَهُمُ اللَّهُ أَرْکَانَ الْأَرْضِ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا وَ الْحُجَّهًَْ الْبَالِغَهًَْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ وَ مِنْ تَحْتِ الثَّرَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- امیرالمؤمنین (علیه السلام) باب­ اللَّه بود؛ که فقط از آن در می­شد به سوی خدا رفت و راهی به سوی خدا بود که هرکه از غیر آن راه رفت، هلاک گردید. و همچنین است در مورد ائمّه هدی (علیهم السلام)، یکی پس از دیگری. خداوند آن­ها را ارکان زمین قرار داده تا اهلش را تکان ندهد و آن­ها حجّت بالغه او بر هر آن کس که روی زمین و زیر آسمان است، هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۲ بصایر الدرجات، ج۱، ص۲۰۰/ نورالثقلین

۶

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ فِی اللَّوْحِ الَّذِی أَنْزَلَهُ اللهُ وَ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَئِمَّهًِْ: وَ جَعَلْتُ حُسَیْناً (علیه السلام) خَازِنَ وَحْیِی وَ أَکْرَمْتُهُ بِالشَّهَادَهًِْ وَ خَتَمْتُ لَهُ بِالسَّعَادَهًِْ فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ وَ أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَهًًْ جَعَلْتُ کَلِمَتِیَ التَّامَّهًَْ مَعَهُ وَ حُجَّتِیَ الْبَالِغَهًَْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- و حسین (علیه السلام) را خازن وحی خود ساختم و به شهادتش مفتخر نمودم و کمال سعادت را نصیب وی کردم که او افضل شهدا و والامقام­ترین آنان است و کلمه‌ی تامّه‌ی من با او و دلیل رسای من نزد اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۴ نورالثقلین

۷

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ‌عُمَرَ الْجُعْفِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ مَوْلَایَ جَعْفَرَبْنَ‌مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ؟ فَقَالَ جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام): الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ الَّتِی تَبْلُغُ الْجَاهِلَ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ فَیَعْلَمُهَا بِجَهْلِهِ کَمَا یَعْلَمُهَا الْعَالِمُ بِعِلْمِهِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی أَکْرَمُ وَ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ یُعَذِّبَ أَحَداً إِلَّا بِحُجَّهًٍْ ثُمَّ تَلَا جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) وَ مَا کَانَ اللهُ لِیُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّی یُبَیِّنَ لَهُمْ مَا یَتَّقُونَ ثُمَّ أَنْشَأَ جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) مُحْدِثاً یَقُولُ: مَا مَضَی رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله) إِلَّا بَعْدَ إِکْمَالِ الدِّینِ وَ إِتْمَامِ النِّعْمَهًِْ وَ رِضَا الرَّبِّ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَی نَبِیِّه (صلی الله علیه و آله) بکُرَاعِ الْغَمِیمِ یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ لِأَنَّ رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله) خَافَ الْإِرْتِدَادَ مِنَ الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ کَانُوا یُسِرُّونَ عَدَاوَهًَْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ یُعْلِنُونَ مُوَالَاتِهِ خَوْفاً مِنَ الْقَتْلِ. فَلَمَّا صَارَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) بِغَدِیرِ خُمٍّ بَعْدَ انْصِرَافِهِ مِنْ حَجَّهًِْ الْوَدَاعِ انْتَصَبَ لِلْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ قَائِماً یُخَاطِبُهُمْ، فَقَالَ بَعْدَ مَا حَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَیْهِ: مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ أَ لَسْتُ أَوْلَی بِکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ؟ فَقَالُوا: اللَّهُمَّ نَعَمْ. فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ اشْهَدْ ثَلَاثاً ثُمَّ قَالَ: یَا عَلِیُّ (علیه السلام) فَقَالَ: لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ الله (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ لَهُ: قُمْ، فَإِنَّ اللهَ أَمَرَنِی أَنْ أُبَلِّغَ فِیکَ رِسَالَاتِهِ أَنْزَلَ بِهَا جَبْرَائِیلَ: یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ. فَقَامَ إِلَیْهِ عَلِیٌّ (علیه السلام) فَأَخَذَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) بضَبْعِهِ فَشَالَهُ حَتَّی رَأَی النَّاسُ بَیَاضَ إِبْطُیْهِمَا ثُمَّ قَالَ: مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِیٌّ (علیه السلام) مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَأَوَّلُ قَائِمٍ قَامَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ عُمَرُبْنُ‌الْخَطَّابِ فَقَالَ: بَخْ بَخْ لَکَ یَا عَلِیُّ (علیه السلام) أَصْبَحْتَ مَوْلَایَ وَ مَوْلَی کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَهًٍْ فَنَزَلَ جَبْرَائِیلُ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَبِعَلِیٍّ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فِی هَذَا الْیَوْمِ أَکْمَلَ اللَّهُ لَکُمْ مَعَاشِرَ الْمُهَاجِرِینَ وَ الْأَنْصَارِ دِینَکُمْ وَ أَتَمَّ عَلَیْکُمْ نِعْمَتَهُ وَ رَضِیَ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِیناً فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا لَهُ تَفُوزُوا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مفضّل‌بن‌عمر جعفی گوید: از مولایم امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی این کلام خداوند عزّوجلّ: قُلْ فَلِلّهِ الحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ؛ سؤال کردم و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «الحُجَّةُ الْبَالِغَةُ یعنی حجّتی که به جاهلان اهل کتاب می‌رسد، و با جهل خود از آن باخبر می‌شوند، آن‌گونه که عالم با علم خود آن را می‌داند، زیرا که خدای عزّوجلّ بزرگوارتر و عادل‌تر از این است که کسی را بدون حجّت مورد شکنجه قرار دهد». سپس امام صادق (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود: چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آنکه آن‌ها را هدایت کرد [و ایمان آوردند] گمراه [و مجازات] کند مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید. (توبه/۱۱۵) سپس امام (علیه السلام) شروع کرد به روایت این حدیث: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رحلت نکرد، مگر پس از اکمال دین و اتمام نعمت و رضایت پروردگار، و خدا بر پیامبرش (صلی الله علیه و آله) در منطقه کَراع الَغمیم این آیه را نازل کرد: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا [به مردم] برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای!. (مائده/۶۷). زیرا که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)، از مرتدشدن منافقین که دشمنی با علی (علیه السلام) را پنهان می‌داشتند، می­ترسید. هنگامی‌که پیامبر (صلی الله علیه و آله) پس از تمام‌شدن حجهًْ الوداع به غدیر خم رسید، به ایراد خطبه برای مهاجرین و انصار پرداخته و خطاب به آنان پس از ستایش خدا فرمود: «ای گروه مهاجران و انصار! آیا من از خود شما به شما سزاوارتر نیستم»؟ گفتند: «به خدا قسم بلی». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سه‌بار فرمود: «خدایا، خود شاهد باش». سپس فرمود: «ای علی (علیه السلام)»! علی (علیه السلام) جواب داد: «اطاعت ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)»! پس فرمود: «برخیز! زیرا که خدا به من دستور داده است که پیام و رسالت‌های او را دربارهی تو ابلاغ کنم و جبرئیل آن را از طرف خدا نازل کرده است: ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا [به مردم] برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای!. (مائده/۶۷) پس حضرت علی (علیه السلام) برخاست و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، دست او را گرفته و بازویش را بالا برد تا اینکه مردم سفیدی زیر بغلش را دیدند. سپس فرمود: «هرکه من مولای اویم، علی (علیه السلام) نیز مولای اوست. خدایا هرکه او را دوست می‌دارد، دوست بدار و با هرکسی که با او دشمن است، دشمنی کن و به آن که به او یاری می‌رساند، یاری برسان و تنها بگذار کسی را که او را تنها می‌گذارد». عمربن‌خطاب اوّلین کسی از مهاجرین و انصار بود که برخاست، و گفت: «خوشا به حالت ای علی (علیه السلام)! تو مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی». آنگاه جبرئیل نازل شد و این آیه را فرود آورد: امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به‌عنوان آیین [جاودان] شما پذیرفتم. (مائده/۲). بنابراین خداوند متعال در امروز، دین خود را برای شما مهاجرین و انصار، توسّط علی (علیه السلام) تکمیل کرد و نعمت خویش را بر شما تمام نمود. پس به او گوش کنید و از او اطاعت کنید تا رستگار شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۴ البرهان

۸

(انعام/ ۱۴۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ مَا کَانَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لِیَجْعَلَ لِجَوَارِحِ الْإِنْسَانِ إِمَاماً فِی جَسَدِهِ یَنْفِی عَنْهَا الشُّکُوکَ وَ یُثْبِتُ لَهَا الْیَقِینَ وَ هُوَ الْقَلْبُ وَ یُهْمِلُ ذَلِکَ فِی الْحُجَجِ وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعَالَی فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ وَ قَالَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَی اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُل.

 

امام علی (علیه السلام)- این‌طور نیست که خداوند در میان اعضاء و جوارح آدمیان رهبر و امامی قرار دهد که شکّ و شبهه را از آن‌ها دور کند و برای آن‌ها یقین را ثابت نماید و آن امام قلب آدمی می‌باشد، ولی در حجّت‌ها آن را مهمل بگذارد. در قرآن مجید فرمود: فَلِلَّهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ در جای دیگر فرمود: تا بعد از این پیامبران، حجّتی برای مردم بر خدا باقی نماند، [و بر همه اتمام حجّت شود]. (نساء/۱۶۵)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۶ بحارالأنوار، ج۶۶، ص۷۸/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۵۵

۹

(انعام/ ۱۴۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ الثَّانِی (علیه السلام) قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِ اللَّه (علیه السلام) سَأَلَ إِلْیَاسُ أَبِی (علیه السلام) فَقَالَ یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) بَابٌ غَامِضٌ أَ رَأَیْتَ إِنْ قَالُوا حُجَّةُ اللهِ الْقُرْآنُ قَالَ إِذَنْ أَقُولَ لَهُمْ إِنَّ الْقُرْآنَ لَیْسَ بِنَاطِقٍ یَأْمُرُ وَ یَنْهَی وَ لَکِنْ لِلْقُرْآنِ أَهْلٌ یَأْمُرُونَ وَ یَنْهَوْنَ وَ أَقُولَ قَدْ عَرَضَتْ لِبَعْضِ أَهْلِ الْأَرْضِ مُصِیبَهًٌْ مَا هِیَ فِی السُّنَّهًِْ وَ الْحُکْمِ الَّذِی لَیْسَ فِیهِ اخْتِلَافٌ وَ لَیْسَتْ فِی الْقُرْآنِ أَبَی اللَّهُ لِعِلْمِهِ بِتِلْکَ الْفِتْنَهًِْ أَنْ تَظْهَرَ فِی الْأَرْضِ وَ لَیْسَ فِی حُکْمِهِ رَادٌّ لَهَا وَ مُفَرِّجٌ عَنْ أَهْلِهَا فَقَالَ هَاهُنَا تَفْلُجُونَ یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) أَشْهَدُ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِکْرُهُ قَدْ عَلِمَ بِمَا یُصِیبُ الْخَلْقَ مِنْ مُصِیبَهًٍْ فِی الْأَرْضِ أَوْ فِی أَنْفُسِهِمْ مِنَ الدِّینِ أَوْ غَیْرِهِ فَوَضَعَ الْقُرْآنَ دَلِیلًا قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ هَلْ تَدْرِی یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) دَلِیلَ مَا هُوَ قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) نَعَمْ فِیهِ جُمَلُ الْحُدُودِ وَ تَفْسِیرُهَا عِنْدَ الْحُکْمِ فَقَالَ أَبَی اللَّهُ أَنْ یُصِیبَ عَبْداً بِمُصِیبَهًٍْ فِی دِینِهِ أَوْ فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی مَالِهِ لَیْسَ فِی أَرْضِهِ مِنْ حُکْمِهِ قَاضٍ بِالصَّوَابِ فِی تِلْکَ الْمُصِیبَهًِْ قَالَ فَقَالَ الرَّجُلُ أَمَّا فِی هَذَا الْبَابِ فَقَدْ فَلَجْتَهُمْ بِحُجَّهًٍْ إِلَّا أَنْ یَفْتَرِیَ خَصْمُکُمْ عَلَی اللَّهِ فَیَقُولَ لَیْسَ لِلَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ حُجَّهًْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام جواد (علیه السلام) روایت است: امام صادق (علیه السلام) فرمود: الیاس از پدرم سؤال کرد: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! اینجا باب غامضی است؛ اگر آن‌ها بگویند: حُجَّةُ اللهِ قرآن است چه جوابی باید داد»؟ فرمود: «من خواهم گفت: قرآن دارای زبان نیست که امر و نهی کند، ولی قرآن اهلی دارد که امر و نهی می­کنند». و نیز می­گویم: «پیش­آمدی برای مردم اتّفاق می‌افتد که نه در سنّت، نه در حکم بی‌اختلاف و نه در قرآن در موردش چیزی نیست، هرگز خدایی که واقف به این پیش­آمد است، این فتنه را در زمین ظاهر نمی­کند که اهل زمین راه و چاره­ای برای دفع آن و گشوده­شدنش نداشته باشند». آن مرد گفت: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! با این سخن آن‌ها از پای در می­آیند. من گواهی می­دهم که خداوند می­داند به خلایق چه مصیبت‌هایی، چه در زمین چه در خودشان از دین گرفته تا مسائل دیگر، می­رسد و قرآن را راهنما قرار داده است». باز گفت: «ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! آیا می‌دانی قرآن دلیل و راهنمای چیست»؟ امام باقر (علیه السلام) فرمود: «آری، در قرآن جملاتی از حدود هست که تفسیر آن نزد حاکم است. هرگز خداوند مردم را رها نخواهد کرد که در زمین یا جانشان و یا مالشان پیش­آمدی روی دهد و قاضی عادلی نباشد که حکم صحیح را در آن مورد بگوید». مرد گفت: «در این مورد شما پیروز شدید، مگر اینکه دشمن شما بر خداوند افترا بزند و بگوید: «خداوند را حجّتی نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۶ نورالثقلین

۱۰

(انعام/ ۱۴۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ هَذِهِ الرُّمُوزَ الَّتِی لَا یَعْلَمُهَا غَیْرُهُ وَ غَیْرُ أَنْبِیَائِهِ وَ حُجَجِهِ فِی أَرْضِهِ لِعِلْمِهِ بِمَا یُحْدِثُهُ فِی کِتَابِهِ الْمُبَدِّلُونَ مِنْ إِسْقَاطِ أَسْمَاءِ حُجَجِهِ مِنْهُ وَ تَلْبِیسِهِمْ ذَلِکَ عَلَی الْأُمَّهًِْ لِیُعِینُوهُمْ عَلَی بَاطِلِهِمْ فَأَثْبَتَ فِیهِ الرُّمُوزَ وَ أَعْمَی قُلُوبَهُمْ وَ أَبْصَارَهُمْ لِمَا عَلَیْهِمْ فِی تَرْکِهَا وَ تَرْکِ غَیْرِهَا مِنَ الْخِطَابِ الدَّالِّ عَلَی مَا أَحْدَثُوهُ فِیهِ وَ لَوْ عَلِمَ الْمُنَافِقُونَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ مَا عَلَیْهِمْ مِنْ تَرْکِ هَذِهِ الْآیَاتِ الَّتِی بَیَّنْتُ لَکَ تَأْوِیلَهَا لَأَسْقَطُوهَا مَعَ مَا أَسْقَطُوا مِنْهُ وَ لَکِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ اسْمُهُ مَاضٍ حُکْمُهُ بِإِیجَابِ الْحُجَّهًِْ عَلَی خَلْقِهِ کَمَا قَالَ اللَّهُ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ أَغْشَی أَبْصَارَهُمْ وَ جَعَلَ عَلی قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً عَنْ تَأَمُّلِ ذَلِکَ فَتَرَکُوهُ بِحَالِهِ وَ حَجَبُوا عَنْ تَأْکِیدِ الْمُلْتَبِسِ بِإِبْطَالِهِ فَالسُّعَدَاءُ یَنْتَبِهُونَ عَلَیْهِ وَ الْأَشْقِیَاءُ یَعْمَهُونَ عَنْه.[1] (القَدَر

 

امام علی (علیه السلام)- البته خداوند تبارک و تعالی این رموز را که تنها او و پیامبران (علیهم السلام) و حجّت‌هایش در زمین می­شناسند، در کتاب خود قرار داد؛ چرا که می­دانست تبدیل کنندگان با حذف نام­های حجّت­های او از کتابش در آن بدعت می­گذارند و این امر را مبهم می­کنند تا امّت، آنان را در راه باطلشان یاری دهند. از این رو حق تعالی این رموز را در کتابش استوار ساخت و دل­ها و دیده­های آنان را کور کرد تا ناگزیر شوند این رمزها و دیگر آیات را رها سازند؛ همان رموز و آیاتی که بر اموری دلالت­گرند که آن‌ها آن امور را تحریف می­کنند. و نیز خدای عزّوجلّ اهل کتاب (قرآن) و برپا ­دارندگان کتاب و کسانی را که به ظاهر و باطن آن آگاهی کامل دارند، از شجره­ای قرار دارد که ریشه­اش برقرار و شاخه­اش در آسمان است و به اذن پروردگارش همیشه میوه می­دهد؛ یعنی همانند این علم را در هر زمانی برای در بردارندگانش پدید می­آورد. دشمنان آن شجره را نیز از شجره ملعون قرار داد؛ همان کسانی که کوشیدند نور خدا را با دهان­هایشان خاموش کنند، امّا خداوند تنها روا دید که نور خود را کامل کند. اگر منافقان می­دانستند چگونه ناگزیر شده­اند آیاتی را که تأویل آن‌ها را برایت بیان کردم، رها کنند، هر آینه آن‌ها را به همراه آنچه حذف کرده­اند، از میان می­بردند، امّا حکم خداوند بر اتمام حجّت بر بندگانش جاری شد؛ همان گونه که فرمود: فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ، دیدگان آنان را پوشانید و بر دل­هایشان پرده­هایی کشید تا در این امر نیندیشند و این گونه شد که منافقان، آن را به حال خود رها کردند. پس نیک‌بختان بر آن ثابت قدم شدند و نگون‌بختان از دیدنش کور شدند. (قدر

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۶ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۴۵/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۹/ نورالثقلین؛ فیه: «إنّما جعل الله ... احدثوه فیه» محذوفٌ و «ملبس» بدلٌ «ملتبس»/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۳؛ فیه: «و جعل علی قلوبهم ... یعمهون به» محذوفٌ

۱

(انعام/ ۱۴۹)

 

الحسن (علیه السلام)- کَتَبَ الْحَسَنُ الْبَصْرِیُّ إِلَی أَبِی‌مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ‌بْنِِعَلِیٍّ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ کَتَبْتُ إِلَیْکَ یَا ابْنَرَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) عِنْدَ اخْتِلافِنَا فِی الْقَدَرِ وَ حَیْرَتِنَا فِی الِاسْتِطَاعَهًِْ فَأَخْبِرْنَا بِالَّذِی عَلَیْهِ رَأْیُکَ وَ رَأْیُ آبَائِکَ (علیه السلام) فَأَجَابَهُ الْحَسَنُ (علیه السلام) أَمَّا بَعْدُ فَمَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِالْقَدَرِ خَیْرِهِ وَ شَرِّهِ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُهُ فَقَدْ کَفَرَ ومَنْ أَحَالَ الْمَعَاصِیَ عَلَی اللَّهِ فَقَدْ فَجَرَ إِنَّ اللَّهَ لَمْ یُطَعْ مُکْرِهاً وَ لَمْ یُعْصَ مَغْلُوباً وَ لَمْ یُهْمِلِ الْعِبَادَ سُدًی مِنَ الْمَمْلَکَهًِْ بَلْ هُوَ الْمَالِکُ لِمَا مَلَّکَهُمْ وَ الْقَادِرُ عَلَی مَا عَلَیْهِ أَقْدَرَهُمْ بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْیِیراً وَ نَهَاهُمْ تَحْذِیراً فَإِنِ ائْتَمَرُوا لِلطَّاعَهًِْ لَمْ یَجِدُوا عَنْهَا صادّاً وَ إِنِ انْتَهَوْا إِلَی الْمَعْصِیَهًِْ فَشَاءَ أَنْ یَمُنَّ عَلَیْهِمْ بِأَنْ یَحُولَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَهَا فَعَلَ وَ إِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَلَیْسَ هُوَ الَّذِی حَمَلَهُمْ عَلَیْهَا جَبْراً وَ لَا أُلْزِمُوهَا کَرْهاً بَلْ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِأَنْ بَصَّرَهُمْ وَ عَرَّفَهُمْ وَ حَذَّرَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ لَا جَبْلًا لَهُمْ عَلَی مَا أَمَرَهُمْ بِهِ فَیَکُونُوا کَالْمَلائِکَهًُْ وَ لَا جَبْراً لَهُمْ عَلَی مَا نَهَاهُمْ عَنْهُ وَ فَلِلهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی.

 

امام حسن (علیه السلام)- حسن بصری نامه‌ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) به این مضمون نوشت: شما ای بنی‌هاشم که چون کشتی‌های رونده در دل دریاهای عمیق هستید و نشان‌های نورانی و سرشناس می‌باشید و [یا] مانند کشتی نوح (علیه السلام) هستید که مؤمنان بر آن سوار می‌شوند و مسلمانان [با آمدن] در آن نجات می‌یابند؛ ای فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! وقتی در مسأله‌ی قَدَر اختلاف یافتیم و در مورد استطاعت متحیّر شدیم، برایتان نامه‌ای نوشتم؛ ما را از نظر خود و پدرانتان (علیهم السلام) آگاه بنمایید که علم شما از علم خداوند است و شما گواهان بر مردمان و خداوند گواه بر شماست. امام حسن عسکری (علیه السلام) [در جواب] نوشتند: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم. نامه‌ی تو به دستم رسید. اگر از حیرت خود و اطرافیانت سخنی نگفته بودی، جواب تو را نمی‌دادم. [بدان‌که] کسی که به تقدیر، چه خوب و چه بد آن، و این [مسأله] که خدا به تقدیرات علم دارد ایمان نداشته باشد، کفر ورزیده است و هرکه معصیت‌ها [ی خود را] به عهده خدا بیاندازد، [بر او] ستم کرده است؛ خداوند به زور اطاعت نمی‌گردد و مغلوبانه معصیت نمی‌شود و بندگان را به حال و اختیار خود وا نگذارد، بلکه اوست که مالک [حقیقی] آنچه به اختیارشان در آورده و قادر [حقیقی] بر آنچه آنان را بر آن قادر کرده می‌باشد. او آنان را امر کرد تا [خود] اختیار کنند و نهی نمود تا برحذر باشند؛ اگر به طاعت گردن نهند، مانعی بر سر راه اطاعتشان نمی‌یابند و اگر به معصیت تن دهند و خدا بخواهد بر ایشان منّت گذارد و بین آنان و معصیت مانع شود، این کار را می‌کند و اگر چنین نکند، او آن‌ها را مجبور به معصیت نکرده است و این‌گونه نیست که آنان برخلاف میل خود ناچار از معصیت شده باشند، بلکه خداوند بر آنان منّت گذاشت و بصیرت بخشید و معرفت داد و برحذرشان داشت و امرشان کرد و نهیشان نمود، ولی در وجودشان اطاعت از اوامر را نیافرید که مانند ملائکه باشند، و [از سوی دیگر نیز] آنان را مجبور بر انجام آنچه از آن نهی نموده بود نکرد، فَلِلَّهِ الحُجَّةُ الْبالِغَةُ. و درود بر آن کس باد که از هدایت پیروی می‌کند!. (طه/۴۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۸ بحارالأنوار، ج۵، ص۴۰

و اگر او بخواهد، همه‌ی شما را [به اجبار] هدایت می‌کند. [ولی چون هدایت اجباری بی‌ثمر است، این کار را نمی‌کند]

۲ -۱

(انعام/ ۱۴۹)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَوْ شَاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ قَالَ: لَوْ شاءَ لَجَعَلَکُمْ کُلَّکُمْ عَلَی أَمْرٍ وَاحِدٍ وَ لَکِنْ جَعَلَکُمْ عَلَی اخْتِلَافٍ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَلَوْ شاءَ؛ یعنی خداوند متعال. لَهَداکُمْ؛ یعنی، شما را بر یک امر جمع می‌کرد. امّا شما را بر اختلاف قرار داده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۸ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ نورالثقلین/ البرهان

 

آیه قُلْ هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ الَّذينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ حَرَّمَ هذا فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ [150]

 

بگو: «گواهان خود را، كه گواهى مى‌دهند خداوند اين‌ها را حرام كرده است، بياوريد»! اگر آن‌ها [به دروغ] گواهى دهند، تو با آنان [هم‌صدا نشو. و] گواهى نده؛ و از هوا و هوس كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند، و كسانى كه به آخرت ايمان ندارند و براى پروردگارشان همتا و شبيه قرار مى‌دهند، پيروى مكن.

۱

(انعام/ ۱۵۰)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ثُمَّ قَالَ قُلْ یَا مُحَمَّدُ (صلی الله علیه و آله) لهم هَلُمَّ شُهَداءَکُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ حَرَّمَ
 هذا وَ هُوَ مَعطُوفٌ عَلَی قَولِهِ وَ قالُوا ما فِی بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ ثُمَّ قَالَ فَإِنْ شَهِدُوا فَلا تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ الَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَ هُمْ بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُون.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- سپس گفت: ای محمّد (صلی الله علیه و آله)! به آنان بگو: هَلُمَّ شُهَدَاءکُمُ الَّذِینَ یَشْهَدُونَ أَنَّ اللهَ حَرَّمَ هَذَا؛ این عبارت بر این کلام خداوند عزّوجلّ: وَ قَالُواْ مَا فِی بُطُونِ هَذِهِ الأَنْعَامِ؛ معطوف است. سپس خداوند فرمود: فَإِن شَهِدُواْ فَلاَ تَشْهَدْ مَعَهُمْ وَ لاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَ هُم بِرَبِّهِمْ یَعْدِلُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۲۸ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ البرهان

 

آیه قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي حَرَّمَ اللهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ [151]

 

بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را همتاى خدا قرار ندهيد؛ و به پدر و مادر نيكى كنيد؛ و فرزندانتان را از [ترس] فقر، نكشيد؛ ما شما و آن‌ها را روزى مى‌دهيم؛ و به كارهاى زشت نزديك نشويد، چه آشكار باشد چه پنهان؛ و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد، مگر بحق [و از روى استحقاق]. اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، تا بينديشيد.

بگو: «بیایید آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم

۱ -۱

(انعام/ ۱۵۱)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ هُوَ مُتَّکٍ عَلَی فِرَاشِهِ إِذْ قَرَأَ الْآیَاتِ الْمُحْکَمَاتِ الَّتِی لَمْ یَنْسَخْهُنَّ شَیْءٌ مِنَ الْأَنْعَامِ قَالَ شَیَّعَهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ (علیهم السلام) قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: نزد امام باقر (علیه السلام) بودم؛ درحالی‌که تکیه داده بود. آیات محکم سوره‌ی انعام را که هیچ آیه‌ای آن‌ها را نسخ نکرده است، تلاوت می‌کرد. پس فرمود: هفتاد هزار فرشته این سوره را [هنگام نزول] همراهی کردند: قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۲۷۵/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۳/ نورالثقلین/ البرهان

۱ -۲

(انعام/ ۱۵۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ أَمَّا مَا فِی الْقُرْآنِ تَأْوِیلُهُ فِی تَنْزِیلِهِ فَهُوَ کُلُّ آیَهًٍْ مُحْکَمَهًٍْ نَزَلَتْ فِی تَحْرِیمِ شَیْءٍ مِنَ الْأُمُورِ الْمُتَعَارَفَهًِْ الَّتِی کَانَتْ فِی أَیَّامِ الْعَرَبِ تَأْوِیلُهَا فِی تَنْزِیلِهَا فَلَیْسَ یَحْتَاجُ فِیهَا إِلَی تَفْسِیرٍ أَکْثَرَ مِنْ تَأْوِیلِهَا وَ ذَلِکَ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ وَ مِثْلُ ذَلِکَ فِی الْقُرْآنِ کَثِیرٌ مِمَّا حَرَّمَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لَا یَحْتَاجُ الْمُسْتَمِعُ لَهُ إِلَی مَسْأَلَهًٍْ عَنْه.

 

امام علی (علیه السلام)- آیات قرآن که تأویل و تنزیلشان یکی است هر آیه محکمی است که درباره‌ی حرام‌بودن چیز معروفی است که در زمان عرب بوده که تأویل و تنزیل آن یکی است و نیازی به تفسیر و شرح بیش از تأویل ندارد، مانند سخن خداوند در تحریم: قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ و مانند آن‌ها از آنچه خداوند، حرام کرده در قرآن بسیار است. و نیازی ندارد که شنونده از آن‌ها پرسش کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۰ وسایل الشیعهًْ، ج۲۵، ص۱۰/ بحارالأنوار، ج۶۲، ص۱۳۸

و به پدر و مادر نیکی کنید

۲ -۱

(انعام/ ۱۵۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً قَالَ الْوَالِدَانِ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا؛ منظور از وَالِدَیْنِ؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان علی (علیه السلام) است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۰ بحارالأنوار، ج۳۶، ص۸/ البرهان/ نورالثقلین/ القمی، ج۱، ص۲۱۹

و فرزندانتان را از [ترس] فقر، نکشید؛ ما شما و آن‌ها را روزی می‌دهیم

۳ -۱

(انعام/ ۱۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: الْحَاجُّ لَا یُمْلِقُ أَبَداً قَالَ قُلْتُ وَ مَا الْإِمْلَاقُ قَالَ الْإِفْلَاسُ ثُمَّ قَالَ وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «حج گزار هرگز گرفتار املاق نمی‌گردد». عرض کردم: «منظور از املاق چیست»؟ امام فرمود: «تنگدستی». سپس فرمود: وَ لاتَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۰ بحارالأنوار، ج۹۶، ص۱۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۱، ص۱۰۸/ العیاشی، ج۲، ص۲۸۹

۳ -۲

(انعام/ ۱۵۱)

 

الرسول (علیه السلام)- وَ قَولُهُ وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ فَإنَّهُ مُحکَمٌ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالحَقِّ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ از جمله آیات محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۲ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ البرهان

۳ -۳

(انعام/ ۱۵۱)

 

ابن عبّاس (رحمة الله علیه)- لَا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ أَیْ خَوْفاً مِنَ الْفَقْرِ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- لَا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلَاقٍ؛ یعنی فرزندان را از ترس فقر نکشید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۵۰۴

و به کارهای زشت نزدیک نشوید، چه آشکار باشد چه پنهان

۴ -۱

(انعام/ ۱۵۱)

 

السّجّاد (علیه السلام)- الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ مَا ظَهَرَ نِکَاحُ امْرَأَهًِْ الْأَبِ وَ مَا بَطَنَ الزِّنَی.

 

امام سجاد (علیه السلام)- الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ، منظور از مَا ظَهَرَ؛ ازدواج با زن پدر، و منظور از مَا بَطَنَ زنا است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۲ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۴۷۲/ مستدرک الوسایل، ج۱۴، ص۳۳۰/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۳

۴ -۲

(انعام/ ۱۵۱)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَضَّلَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ کَیْفَ لَا یَکُونُ کَذَلِکَ وَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ إِنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً فَقَدْ طَهَّرَنَا اللَّهُ مِنَ الْفَوَاحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ فَنَحْنُ عَلَی مِنْهَاجِ الْحَقِّ.

 

امام علی (علیه السلام)- خداوند به ما اهل بیت فضیلت بخشیده است. چگونه چنین نباشد با اینکه در این آیه می‌فرماید: ای اهل بیت، خدا می‌خواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را پاک دارد (احزاب/۳۳)، خداوند ما را از زشتی‌ها تطهیر نموده چه آشکارا و چه پنهان؛ ما برطریقه‌ی حق هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۲ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۱۳/ بحارالأنوار، ج۲۵، ص۲۱۳

۴ -۳

(انعام/ ۱۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فَأَفْضَلُ الدِّینِ مَعْرِفَهًُْ الرُّسُلِ وَ وَلَایَتُهُمْ وَ أُخْبِرُکَ أَنَّ اللَّهَ أَحَلَّ حَلَالًا وَ حَرَّمَ حَرَاماً إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَمَعْرِفَهًُْ الرُّسُلِ وَ وَلَایَتُهُمْ وَ طَاعَتُهُمْ هُوَ الْحَلَالُ فَالْمُحَلَّلُ مَا أَحَلُّوا وَ الْمُحَرَّمُ مَا حَرَّمُوا وَ هُمْ أَصْلُهُ وَ مِنْهُمُ الْفُرُوعُ الْحَلَالُ وَ ذَلِکَ سَعْیُهُمْ وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ أَمْرُهُمْ شِیعَتَهُمْ وَ أَهْلَ وَلَایَتِهِمْ بِالْحَلَالِ مِنْ إِقَامِ الصَّلَاهًِْ وَ إِیتَاءِ الزَّکَاهًِْ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حِجِّ الْبَیْتِ وَ الْعُمْرَهًِْ وَ تَعْظِیمِ حُرُمَاتِ اللَّهِ وَ مَشَاعِرِهِ وَ تَعْظِیمِ الْبَیْتِ الْحَرَامِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ الشَّهْرِ الْحَرَامِ وَ الطَّهُورِ وَ الِاغْتِسَالِ مِنَ الْجَنَابَهًِْ وَ مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ وَ مَحَاسِنِهَا وَ جَمِیعِ الْبِرِّ ثُمَّ ذَکَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَقَالَ فِی کِتَابِهِ إِنَّ اللهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ فَعَدُوُّهُمْ هُمُ الْحَرَامُ الْمُحَرَّمُ وَ أَوْلِیَاؤُهُمُ الدَّاخِلُونَ فِی أَمْرِهِمْ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَهُمُ الْفَوَاحِشُ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْخَمْرُ وَ الْمَیْسِرُ وَ الزِّنَا وَ الرِّبَا وَ الدَّمُ وَ الْمَیْتَهًُْ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ فَهُمُ الْحَرَامُ الْمُحَرَّمُ وَ أَصْلُ کُلِّ حَرَامٍ وَ هُمُ الشَّرُّ وَ أَصْلُ کُلِّ شَرٍّ وَ مِنْهُمْ فُرُوعُ الشَّرِّ کُلِّهِ وَ مِنْ ذَلِکَ الْفُرُوعُ الْحَرَامُ وَ اسْتِحْلَالُهُمْ إِیَّاهَا وَ مِنْ فُرُوعِهِمْ تَکْذِیبُ الْأَنْبِیَاءِ وَ جُحُودُ الْأَوْصِیَاءِ وَ رُکُوبُ الْفَوَاحِشِ الزِّنَا وَ السَّرِقَهًِْ وَ شُرْبِ الْخَمْرِ وَ الْمُسْکِرِ وَ أَکْلِ مَالِ الْیَتِیمِ وَ أَکْلِ الرِّبَا وَ الْخُدْعَهًِْ وَ الْخِیَانَهًِْ وَ رُکُوبِ الْحَرَامِ کُلِّهَا وَ انْتِهَاکِ الْمَعَاصِی وَ إِنَّمَا یَأْمُرُ اللهُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِیتاءِ ذِی الْقُرْبی یَعْنِی مَوَدَّهًَْ ذِی الْقُرْبَی وَ ابْتِغَاءَ طَاعَتِهِمْ وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ وَ هُمْ أَعْدَاءُ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَوْصِیَاءِ الْأَنْبِیَاءِ وَ هُمُ الْمَنْهِیُّ عَنْ مَوَدَّتِهِمْ وَ طَاعَتِهِمْ یَعِظُکُمْ بِهَذِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون.

 

امام صادق (علیه السلام)- مهمترین قسمت دین شناخت انبیاء (علیهم السلام) و ولایت آن‌ها است، در ضمن خداوند کارهایی را حلال و کارهایی را تا ادامه قیامت حرام نموده؛ شناخت پیامبران و اطاعت و ولایت آن‌ها حلال است. حلال چیزی است که آن‌ها جایز بدانند و حرام چیزی است که آن‌ها حرام بدانند. پایه‌های اصلی آنهایند. از ایشان شاخه حلال به وجود آمده، این است کوشش آن‌ها و از مأموریّت‌های ایشان یکی آن است که پیروان و اهل ولایت خود را امر به کارهای حلال می­کنند، مثل نماز خواندن، زکات دادن، روزه ماه رمضان، و حج و عمره، تعظیم دستورات و مشاعر و احترام به خانه خدا و مسجد الحرام و ماه حرام و طهارت و غسل جنابت و تمام کارهای پسندیده و اخلاق نیکو: خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می‌دهد و از فحشا و منکر و ستم، نهی می‌کند خداوند به شما اندرز می‌دهد، شاید متذکّر شوید!. (نحل/۹۰). دشمنان پیامبر همان حرام واقعی هستند و پیروان آن‌ها داخل در امرشان هستند تا روز قیامت، و آن‌ها فواحش و کارهای ناپسند پنهان و آشکارند: شراب و قمار، زنا و ربا، خون، مردار و گوشت خوک. آن‌ها حرام واقعی و اصل هر حرامی و شرّ واقعی و اصل هر شری هستند؛ از آن‌ها تمام بدیها جوانه زده است. از همین شاخه است، حرام‌ها و حلال شمردن کارهای ناشایست از جمله تکذیب انبیاء (علیهم السلام) و انکار اوصیا و انجام کارهای زشت چون: زنا و دزدی و شراب خمر و مُسکر و خوردن مال یتیم و ربا و نیرنگ و خیانت و انجام تمام کارهای حرام و تبهکاری. با اینکه خداوند امر به عدل و احسان و پیوند خویشاوندی که منظور خویشاوندان پیامبر و پیروی از آن‌ها است و نهی از کارهای زشت و منکر و ستمکاری می­کند. آن‌ها دشمنان انبیاء و جانشینان انبیایند؛ دوستی و اطاعت از آن‌ها را حرام نموده، خداوند این پند را به شما می­دهد شاید متوجه شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۸۸

۴ -۴

(انعام/ ۱۵۱)

 

الکاظم (علیه السلام)- إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ فَقَالَ إِنَ الْقُرْآنَ لَهُ ظَاهِرٌ وَ بَاطِنٌ فَجَمِیعُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِی الْقُرْآنِ فَهُوَ حَرَامٌ عَلَی ظَاهِرِهِ کَمَا هُوَ فِی الظَّاهِرِ وَ الْبَاطِنُ مِنْ ذَلِکَ أَئِمَّهًُْ الْجَوْرِ وَ جَمِیعُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَعَالَی فِی الْکِتَابِ فَهُوَ حَلَالٌ وَ هُوَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ مِنْ ذَلِکَ أَئِمَّهًُْ الْهُدَی (علیهم السلام).

 

امام کاظم (علیه السلام)- إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ؛ قرآن دارای ظاهر و باطنی است. آنچه خدا حرام کرده همان معنی ظاهر است ولی باطن حرام‌ها پیشوایان جور هستند. و آنچه خدا در کتاب خود حلال کرده ظاهر آن است. باطنش ائمه واقعی هستند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۴ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۱۸۹

۴ -۵

(انعام/ ۱۵۱)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا ظَهَرَ هُوَ الزِّنَا وَ مَا بَطَنَ الْمُخَالَّهًُْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- مَا ظَهَرَ زنا است و ما بَطَنَ دوستی پنهانی با زنان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۴ بحار الأنوار، ج۸۳، ص۲۳۳

۴ -۶

(انعام/ ۱۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی غَیُورٌ یُحِبُ کُلَ غَیُورٍ وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند متعال غیرتمند است و هر غیرتمندی را دوست دارد، و چون غیرت دارد کارهای زشت آشکار و پنهان را حرام کرده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۴ الکافی، ج۵، ص۵۳۵/ نورالثقلین

انسانی را که خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانید! مگر بحق [و از روی استحقاق] این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش کرده، شاید درک کنید

۵ -۱

(انعام/ ۱۵۱)

 

الصادق (رحمة الله علیه)- لَا یُوَفَّقُ قَاتِلُ الْمُؤْمِنِ لِلتَّوْبَهًِْ أَبَداً وَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ.

 

امام صادق (علیه السلام)- قاتل مؤمن ابداً توفیق توبه نمی‌یابد. و خداوند متعال می‌فرماید: وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۴ جامع الأخبار، ص۱۴۴

۵ -۲

(انعام/ ۱۵۱)

 

السّجّاد (علیه السلام)- وَ الذُّنُوبُ الَّتِی تُورِثُ النَّدَمَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ.

 

امام سجاد (علیه السلام)- آن گناهانی که موجب پشیمانی می‌گردد، کشتن فردی است که خداوند منع کرده و فرموده است: وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۴ معانی الأخبار، ص۲۷۰

۵ -۳

(انعام/ ۱۵۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ الْکَبَائِرَ سَبْعٌ فِینَا أُنْزِلَتْ وَ مِنَّا اسْتُحِلَّتْ فَأَوَّلُهَا الشِّرْکُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ وَ أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ وَ عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ وَ قَذْفُ الْمُحْصَنَهًِْ وَ الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ وَ إِنْکَارُ حَقِّنَا فَأَمَّا الشِّرْکُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ فَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِینَا مَا أَنْزَلَ وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِینَا مَا قَالَ فَکَذَّبُوا اللهَ وَ کَذَّبُوا رَسُولَهُ فَأَشْرَکُوا بِاللهِ وَ أَمَّا قَتْلُ النَّفْسِ الَّتِی حَرَّمَ اللهُ فَقَدْ قَتَلُوا الحسین‌بْنَ‌علی (علیه السلام) وَ أَصْحَابَهُ وَ أَمَّا أَکْلُ مَالِ الْیَتِیمِ فَقَدْ ذَهَبُوا بِفَیْئِنَا الَّذِی جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنَا فَأَعْطَوْهُ غَیْرَنَا وَ أَمَّا عُقُوقُ الْوَالِدَیْنِ فَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی ذَلِکَ فِی کِتَابِهِ فَقَالَ عزَّ وَ جَلَّ النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ فَعَقُّوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فِی ذُرِّیَّتِهِ وَ عَقُّوا أُمَّهُم ْ خَدِیجَهًَْ فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ أَمَّا قَذْفُ الْمُحْصَنَهًِْ فَقَدْ قَذَفُوا فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) عَلَی مَنَابِرِهِمْ وَ أَمَّا الْفِرَارُ مِنَ الزَّحْفِ فَقَدْ أَعْطَوْا امیرالمؤمنین (علیه السلام) بَیْعَتَهُمْ طَائِعِینَ غَیْرَ مُکْرَهِینَ فَفَرُّوا عَنْهُ وَ خَذَلُوهُ وَ أَمَّا إِنْکَارُ حَقِّنَا فَهَذَا مِمَّا لَا یَتَنَازَعُونَ فِیهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالرّحمن‌بن‌کثیر از امام صادق (علیه السلام) نقل کرد که فرمود: «گناهان کبیره هفت قسم است، درباره‌ی ما نازل شده و از حقّ ما حلال شمردند. اوّل آن‌ها شرک به خدای عظیم است، سپس قتل نفس که خدا حرام کرده، خوردن مال یتیم، عقوق والدین، نسبت زنا به زن شوهردار، فرار از جنگ، و انکار حقّ ما. امّا شرک به خدا؛ درباره‌ی ما خداوند مطالب زیادی نازل نموده و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز مطالبی فرموده که هم خدا را تکذیب کردند و هم پیامبر را و در نتیجه مشرک به خدا شده‌اند. امّا قتل نفس که خداوند متعال آن را حرام کرده است، حضرت حسین‌بن‌علی (علیه السلام) را با اصحابش شهید کردند. و امّا خوردن مال یتیم؛ سهم ما را از غنیمت از بین بردند که خدا به ما داده، و به دیگران دادند. امّا نافرمانی پدر و مادر؛ خداوند در قرآن می‌فرماید: پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او مادران آن‌ها [مؤمنان] محسوب می‌شوند. (احزاب/۶). درباره‌ی ذرّیّه‌اش خلاف فرمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) عمل نمودند و نسبت به خدیجه (سلام الله علیها) مادرشان در مورد فرزندانش نافرمانی کردند. امّا نسبت ناشایست به زن شوهردار؛ این نسبت را در منبرهایشان به فاطمه (سلام الله علیها) دادند. امّا فرار از جنگ؛ به این ترتیب که با امیرالمؤمنین (علیه السلام) به دلخواه خود و بدون اجبار بیعت کردند، ولی فرار کردند و علی (علیه السلام) را تنها گذاشتند. امّا انکار حقّ ما چیزی است که کسی در آن مورد اختلافی ندارد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۴ بحرالعرفان، ج۱۳، ص۱۴۰

 

آیه وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتيمِ إِلاَّ بِالَّتي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْميزانَ بِالْقِسْطِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ بِعَهْدِ اللهِ أَوْفُوا ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ [152]

 

و به مال يتيم، جز به بهترين صورت [و براى اصلاح]، نزديك نشويد، تا به حدّ رشد خود برسد؛ و حقّ پيمانه و وزن را به عدالت ادا كنيد؛ هيچ‌كس را، جز به مقدار تواناييش، تكليف نمى‌كنيم و هنگامى‌كه سخنى مى‌گوييد، [و داورى مى‌كنيد]، عدالت را رعايت نماييد، حتّى اگر در مورد نزديكان [شما] بوده باشد؛ و به پيمان خدا وفا كنيد. اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‌كند، تا متذكّر شويد.

و به مال یتیم، جز به بهترین صورت [و برای اصلاح]، نزدیک نشوید، تا به حدّ رشد خود برسد

۱ -۱

(انعام/ ۱۵۲)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتِیمِ إِلَّا بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ یَعْنِی بِالْمَعْرُوفِ وَ لَا یُسْرَفْ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ لاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ، یعنی با خوبی و بدون اسراف.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۶ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۲۶۷

۱ -۲

(انعام/ ۱۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلَهُ (علیه السلام) أَبِی وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنِ الْیَتِیمِ مَتَی یَجُوزُ أَمْرُهُ قَالَ حَتَّی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ قَالَ وَ مَا أَشُدُّهُ قَالَ احْتِلَامُهُ قَالَ قُلْتُ قَدْ یَکُونُ الْغُلَامُ‌ابْنَ‌ثَمَانَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ أَوْ أَقَلَّ أَوْ أَکْثَرَ وَ لَمْ یَحْتَلِمْ قَالَ إِذَا بَلَغَ وَ کُتِبَ عَلَیْهِ الشَّیْءُ جَازَ أَمْرُهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفا.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالله‌بن‌سنان نقل می‌کند: پدرم از امام صادق (علیه السلام) پرسید، و من در آنجا حاضرم بودم. گفت: «کی کارها و معاملات یتیم درست است؟ فرمود: «وقتی به حدّ بلوغ برسد». عرض کرد: «بلوغ او چه وقت است»؟ فرمود: «وقتی محتلم شود»، گفت: «گاهی پسر بچّه تا سال هیجده و کمتر و بیشتر محتلم نمی‌شود». فرمود: «وقتی بالغ شود و گناه و ثواب به او نوشته شود کارها و معاملات او درست است مگر آنکه سفیه یا ضعیف العقل باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۶ نورالثقلین

۱ -۳

(انعام/ ۱۵۲)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِذَا بَلَغَ الْغُلَامُ أَشُدَّهُ ثَلَاثَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ وَ دَخَلَ فِی الْأَرْبَعَ عَشْرَهًَْ سَنَهًًْ وَجَبَ عَلَیْهِ مَا وَجَبَ عَلَی الْمُحْتَلِمِینَ احْتَلَمَ أَوْ لَمْ یَحْتَلِمْ وَ کُتِبَتْ عَلَیْهِ السَّیِّئَاتُ وَ کُتِبَتْ لَهُ الْحَسَنَاتُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هرگاه پسر به بلوغ، یعنی سیزده سالگی رسید و وارد چهارده سالگی شد، آنچه که بر محتلم‌شدگان واجب است، بر او نیز واجب می‌شود، چه محتلم شود و چه نشود و گناهان و حسنات او برایش نوشته می‌شود، و دخل و تصرّف در اموالش جایز است، مگر اینکه سفیه باشد یا ضعیف».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۶ نورالثقلین

و حقّ پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید

۲ -۱

(انعام/ ۱۵۲)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: کَانَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بِالْکُوفَهًِْ عِنْدَکُمْ یَغْتَدِی کُلَّ یَوْمٍ بُکْرَهًًْ مِنَ الْقَصْرِ یَطُوفُ فِی أَسْوَاقِ الْکُوفَهًِْ سُوقاً سُوقاً وَ مَعَهُ الدِّرَّهًُْ عَلَی عَاتِقِهِ وَ
 کَانَ لَهَا طَرَفَانِ وَ کَانَتْ تُسَمَّی السَّبِیبَهًَْ فَیَقِفُ عَلَی أَهْلِ کُلِّ سُوقٍ فَیُنَادِی یَا مَعْشَرَ التُّجَّارِ اتَّقُوا اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ فَإِذَا سَمِعُوا صوْتَهُ أَلْقَوْا مَا فِی أَیْدِیهِمْ وَ أَرْعَوْا إِلَیْهِ بِقُلُوبِهِمْ وَ سَمِعُوا بِآذَانِهِمْ فَیَقُولُ قَدِّمُوا الِاسْتِخَارَهًَْ وَ تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَهًِْ وَ اقْتَرِبُوا مِنَ الْمُتَبَایِعَیْنِ وَ تَزَیَّنُوا بِالْحِلْمِ وَ تَنَاهَوْا عَنِ الْیَمِینِ وَ جَانِبُوا الْکَذِبَ وَ تَجَافَوْا عَنِ الظُّلْمِ وَ أَنْصِفُوا الْمَظْلُومِینَ وَ لَا تَقْرَبُوا الرِّبَا وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ فَیَطُوفُ فِی جَمِیعِ الْأَسْوَاقِ بِالْکُوفَهًِْ ثُمَّ یَرْجِعُ فَیَقْعُدُ لِلنَّاسِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- جابر نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان (علیه السلام) در کوفه نزد شما بود و هر روز در آغاز بامداد از دارالإماره بیرون می‌رفت و در بازارهای کوفه یکی‌یکی دور می‌زد و همراه او بر روی شانه‌اش تازیانه‌ای بود و آن دو سر داشت و «سبیبه» نامیده می‌شد. نزد اهل هر بازاری می‌ایستاد و فریاد می‌زد: «ای گروه تاجران! تقوای خدای را پیشه کنید». وقتی صدایش را می‌شنیدند، آنچه در دست داشتند بر زمین انداخته و به سخنانش جان و دل می‌سپردند و با گوش‌هایشان می‌شنیدند که می‌فرمود: «طلب خیر از خدا را [بر داد و ستد] مقدّم بدارید و با آسانگیری در معامله برکت جویید و به خریداران نزدیک شوید (گران نفروشید که از شما می‌گریزند) و خود را به زینت حلم و بردباری آرایش دهید و از سوگندخوردن خودداری کنید و از دروغ کناره بگیرید و از ستم دوری گزینید و با مظلومان به انصاف رفتار نمایید. و ربا نگیرید. و حقّ پیمانه و وزن را به عدالت ادا کنید، و از اموال مردم چیزی کم نگذارید، و در زمین به فساد نکوشید». در تمام بازارهای کوفه دور می‌زد، سپس بازمی‌گشت و برای رسیدگی به کارهای مردم می‌نشست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۶ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۶/ مستدرک الوسایل، ج۳، ص۲۴۹؛ فیه: «اتّقوا الله عزوجل ... بآذانهم» محذوفٌ

۲ -۲

(انعام/ ۱۵۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- عَن وَشِیکَۀَ قَالَ: رَأَیْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) یَتَّزِرُ فَوْقَ سُرَّتِهِ وَ یَرْفَعُ إِزَارَهُ إِلَی أَنْصَافِ سَاقَیْهِ وَ بِیَدِهِ دِرَّهًٌْ یَدُورُ فِی السُّوقِ یَقُولُ اتَّقُوا اللهَ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ کَأَنَّهُ مُعَلِّمُ صبْیَانٍ.

 

امام علی (علیه السلام)- وشیکه گوید: علی (علیه السلام) را دیدم شلواری پوشیده که قسمت بالای آن تا بالای ناف و پارچه‌ها تا نصف ساق پا می‌رسید و تازیانه‌ای به دست داشت و دور بازار می‌گشت و می‌فرمود: «از خدا بترسید و و حقّ پیمانه را به عدالت ادا کنید». گویی معلّم کودکان است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۸ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۳۱۰

 

آیه وَ أَنَّ هذا صراطي مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (153( ( الوِلَايَةُ [153]

 

اين راه مستقيم من است؛ از آن پيروى كنيد؛ و از راه‌هاى پراكنده [و انحرافى] پيروى نكنيد، كه شما را از راه او، دور مى‌سازد؛ اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش مى‌كند، تا پرهيزگارى پيشه كنيد. (۱۵۳ ( ولایت

۱

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ قَالَ عَلِیُّ‌بْنُ‌أَبِی‌طَالِبٍٍ (علیه السلام) وَ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) مِنْ وُلْدِ فَاطِمَهًَْ (سلام الله علیها) هُمْ صراطُ اللَّهِ فَمَنْ أَبَاهُمْ سَلَکَ السُّبُلَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ، منظور علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) و ائمّه (علیهم السلام) از فرزندان فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است که راه خدا هستند؛ هرکه از آن‌ها روی برگرداند داخل در سایر راه‌ها شده که در آیه به آن اشاره شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۵/ فرات الکوفی، ص۱۳۷

۲

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ الْإِمَامُ (علیه السلام) فَاتَّبِعُوهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- منظور از صراط مستقیم، امام است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۸ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۳/ البرهان

۳

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ حَدَّثَنَا أَبُوبَرْزَهًَْ قَال: بَیْنَمَا نَحْنُ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذْ قَالَ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌طَالِبٍٍ (علیه السلام) وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ فَقَالَ رَجُلٌ أَ لَیْسَ إِنَّمَا یَعْنِی اللَّهُ فَضْلَ هَذَا الصِّرَاطِ عَلَی مَا سِوَاهُ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) هَذَا جَفَاؤُکَ یَا فُلَانُ أَمَّا قَوْلُکَ فَضْلُ الْإِسْلَامِ عَلَی مَا سِوَاهُ فَکَذَلِکَ وَ أَمَّا قَوْلُ اللَّهِ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَإِنِّی قُلْتُ لِرَبِّی مُقْبِلًا عَنْ غَزْوَهًِْ تَبُوکَ الْأُولَی اللَّهُمَّ إِنِّی جَعَلْتُ عَلِیّاً (علیه السلام) بِمَنْزِلَهًِْ هَارُونَ (علیه السلام) مِنْ مُوسَی (علیه السلام) إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّهًَْ لَهُ مِنْ بَعْدِی فَصَدِّقْ کَلَامِی وَ أَنْجِزْ وَعْدِی وَ اذْکُرْ عَلِیّاً (علیه السلام) کَمَا ذَکَرْتَ هَارُونَ (علیه السلام) فَإِنَّکَ قَدْ ذَکَرْتَ اسْمَهُ فِی الْقُرْآنِ فَقَرَأَ آیَهًًْ فَأَنْزَلَ تَصْدِیقَ قَوْلِی هَذَا صراطُ عَلِیٍّ (علیه السلام) مُسْتَقِیمٌ وَ هُوَ هَذَا جَالِسٌ عِنْدِی فَاقْبَلُوا نَصِیحَتَهُ وَ اسْمَعُوا قَوْلَهُ فَإِنَّهُ مَنْ یَسُبُّنِی یَسُبُّهُ اللَّهُ وَ مَنْ سَبَّ عَلِیّاً (علیه السلام) فَقَدْ سَبَّنِی.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از امام باقر (علیه السلام) روایت است: ابوبرزه برای ما حدیث کرد: در خدمت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم آن جناب به جانب علی (علیه السلام) اشاره نموده، این آیه را خواند: وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ مردی عرض کرد: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مگر منظور از آیه این نیست که خدا این راه را بر تمام راه‌ها برتری داده (یعنی اسلام را])»؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «این ستمی است که تو درباره‌ی علی (علیه السلام) روا می‌داری؛ امّا آنچه گفتی که خداوند اسلام را بر سایر ادیان برتری داده صحیح است امّا این آیه موقعی نزول یافت که من از جنگ اوّلی تبوک بازمی‌گشتم. عرض کردم: «پروردگارا من علی (علیه السلام) را همچون هارون برادر موسی (علیه السلام) در میان امّت خود به جانشینی گذاشتم جز اینکه پیامبری بعد از من نیست خداوند تصدیق گفتار مرا نمود و وعده‌ی مرا اجرا کرد. نام علی (علیه السلام) را در قرآن برد چنانچه نام هارون برده شد تو خود نیز در قرآن خوانده‌ای». آنگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آیه‌ای را از قرآن خواند که هارون نام برده شده بود فرمود: «خداوند سخن مرا با این آیه: هذا صِراطٌ عَلَیَّ مُسْتَقِیمٌ تصدیق کرد؛ این راه من است که مستقیم است. آن راه همین علی (علیه السلام) است که نشسته است. نصیحتش را بشنوید و گوش کنید هرکه مرا دشنام دهد خدا را دشنام داده و هرکه علی (علیه السلام) را دشنام دهد به من دشنام داده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۳۸ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۴/ فرات الکوفی، ص۱۳۷

۴

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ قَالَ نَحْنُ (علیهم السلام) السَّبِیلُ فَمَنْ أَبَی فَهَذِهِ السُّبُلُ ثُمَّ قَالَ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ یَعْنِی کَیْ تَتَّقُوا.

 

امام باقر (علیه السلام)- هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ. ما راه مستقیم هستیم. هرکه از راه ما امتناع ورزید آن راه‌های دیگر است [که موجب کفر می‌شود] و خداوند می‌فرماید: ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ این سفارش خدا به شماست تا موجب پرهیزگاری شما گردد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۳/ القمی، ج۱، ص۲۲۱

۵

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ قَالَ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) الصِّرَاطُ الَّذِی دَلَّ عَلَیْهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ. صراطی را که نشان داده است، صراط آل محمّد (علیهم السلام)، است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۴/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۴/ نورالثقلین/ البرهان

۶

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ قَدْ سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ یَجْعَلَهَا لِعَلِیٍّ (علیه السلام) فَفَعَلَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ، از خدا خواستم که این راه را برای علی (علیه السلام) قرار دهد؛ پس انجام داد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحرالعرفان، ج۶، ص۵۰۸/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷/ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۴/ المناقب، ج۳، ص۷۲/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۱۰۶/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۳/ البرهان/ نورالثقلین؛ فیهم «فقوله یجعلها ... النّعیم» محذوفٌ

۷

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- جَابِرُ‌بْنُ‌عَبْدِ اللَّه (رحمة الله علیه) أَنَّ النَّبِیَّ (صلی الله علیه و آله) هَیَّأَ أَصْحَابَهُ عِنْدَهُ إِذْ قَالَ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَی عَلِیٍّ (علیه السلام) هَذَا صرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ فَاتَّبِعُوهُ الْآیَهًَْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- از جابربن‌عبدالله (رحمة الله علیه) روایت است: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صحابه را فراخوانده بود که با اشاره به علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) فرمود: هَذَا صرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ فَاتَّبِعُوهُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۳۵، ص۳۶۵

۸

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ قَالَ طَرِیقُ الْإِمَامَهًِْ فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ أَیْ طُرُقاً غَیْرَهَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ؛ یعنی راه امامت. فَاتَّبِعُوهُ وَ لاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ یعنی راه­های دیگر غیر از آن. ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۳/ البرهان

۹

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌مَالِکٍ الْأَسَدِیِّ قَال قُلْتُ لِأَبِیجَعْفَرٍ (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ قَالَ فَبَسَطَ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) یَدَهُ الْیَسَارَ ثُمَّ دَوَّرَ فِیهَا یَدَهُ الْیُمْنَی ثُمَّ قَالَ نَحْنُ (علیهم السلام) صراطُهُ الْمُسْتَقِیمُ فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ یَمِیناً وَ شِمَالًا ثُمَّ خَطَّ بِیَدِهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- ابومالک اسدی گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: «منظور از این آیه: وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ چیست»؟ امام (علیه السلام) دست چپ خود را گشود و با دست راست دایره‌ای در شعاع آن دست زد. آنگاه فرمود: «ما راه مستقیم هستیم از آن پیروی کنید از راه‌های دیگر نروید که شما را به طرف راست و چپ منحرف می‌کند». آنگاه با دست خود خط کشید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۵/ فرات الکوفی، ص۱۳۸

۱۰

(انعام/ ۱۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌حَمْزَهًَْ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَ وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ قَالَ هُوَ وَ اللَّهِ عَلِیٌ (علیه السلام) الْمِیزَانُ وَ الصِّرَاطُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوحمزه ثمالی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پیرامون این کلام خداوند متعال: وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ پرسیدم. فرمود: «به خدا قسم آن [صراط مستقیم] علی (علیه السلام) است، به خدا سوگند صراط و میزان، اوست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بصایرالدرجات، ص۷۹/ نورالثقلین/ البرهان

۱۱

(انعام/ ۱۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ نَحْنُ (علیهم السلام) السَّبِیلُ لِمَنْ اقْتَدَی بِنَا وَ نَحْنُ (علیهم السلام) الْهُدَاهًُْ إِلَی الْجَنَّهًِْ وَ نَحْنُ (علیهم السلام) عُرَی الْإِسْلَامِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ؛ ما سبیل و راه هستیم برای کسی که پیرو ما باشد. و ما راهنمای به‌سوی بهشتیم و ما دستاویزهای اسلامیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۰ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۲۰/ المناقب، ج۴، ص۲۸۳

۱۲

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- فِیهِ خُطبَهًِْ الغَدِیرِ وَ فِیهَا: مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِی وَ نَهَانِی وَ قَدْ أَمَرْتُ عَلِیّاً وَ نَهَیْتُهُ فَعَلِمَ الْأَمْرَ وَ النَّهْیَ مِنْ رَبِّهِ عَزَّوَجَلَّ فَاسْمَعُوا لِأَمْرِهِ تَسْلَمُوا وَ أَطِیعُوهُ تَهْتَدُوا وَ انْتَهَوْا لِنَهْیِهِ تَرْشُدُوا وَ صِیرُوا إِلَی مُرَادِهِ وَ لَا تَتَفَرَّقُ بِکُمُ السُّبُلُ عَنْ سَبِیلِهِ مَعَاشِرَ النَّاسِ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ الْمُسْتَقِیمُ الَّذِی أَمَرَکُمْ بِاتِّبَاعِهِ ثُمَّ عَلِیٌّ مِنْ بَعْدِی ثُمَّ وُلْدِی مِنْ صُلْبِهِ أَئِمَّهًٌْ یَهْدُونَ بِالْحَقِ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ای گروه مردم! خداوند مرا امر و نهی فرموده، و من نیز علی (علیه السلام) را امر و نهی کردم، پس او امر و نهی را از پروردگارش دریافته، بنابراین به سخنانش گوش دهید تا سالم بمانید، و او را اطاعت کنید تا هدایت شوید، و از نواهی‌اش دست بردارید تا به راه راست بروید، و مطابق میل او حرکت کنید تا مبادا راه‌های مختلف شما را از راه او بازداشته و متفرّق و پراکنده شوید. ای گروه مردم! من همان صراط مستقیم و راه راستی هستم که خداوند به شما امر فرموده از آن پیروی کنید. و بعد از من علیّ‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام)، سپس فرزندان من از صلب او صراط مستقیم‌اند. همان پیشوایانی که مردم را به سوی حق هدایت می‌کنند و به حق و عدالت حکم می‌نمایند. (اعراف/۱۵۹).

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ بحار الأنوار، ج۳۷، ص۲۱۲/ نورالثقلین

۱۳

(انعام/ ۱۵۳)

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَحْکُمُ وَ عَلِیٌّ (علیه السلام) بَیْنَ یَدَیْهِ مُقَابَلَتَهُ وَ رَجُلٌ عَنْ یَمِینِهِ وَ رَجُلٌ عَنْ شِمَالِهِ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّهًٌْ وَ الطَّرِیقُ الْمُسْتَوِی الْجَادَّهًُْ ثُمَ أَشَارَ بِیَدِهِ وَ إِنَّ هَذَا صِرَاطُ عَلِیٍّ مُسْتَقِیمٌ فَاتَّبِعُوهُ.

 

ابن‌عبّاس (رحمة الله علیه)- رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قضاوت می‌کرد درحالی‌که علی (علیه السلام) در برابر او و مردی در سمت راست و مردی دیگر در سمت چپش بودند. پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «جهت راست و چپ موجب گمراهی است و راه درست، همان جاده راه راست است سپس با دست خود اشاره کرد و فرمود: وَ أَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ المناقب، ج۳، ص۷۴/ البرهان

۱۴

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ قَالَ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) الصِّرَاطُ الَّذِی دَلَّ عَلَیْهِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ؛ آل محمّد (صلی الله علیه و آله) آن راهی هستند که خداوند به آن راهنمایی می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ بحار الأنوار، ج۲۴، ص۱۴

۱۵

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- سَبِیلُ اللَّهِ هُوَ عَلِیٌ (علیه السلام) وَ ذُرِّیَّتُهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- راه خدا راه علی (علیه السلام) و فرزندان اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ معانی الأخبار، ص۱۶۷

۱۶

(انعام/ ۱۵۳)

 

الصّادق (علیه السلام)- نَحْنُ وَ اللَّهِ السَّبِیلُ الَّذِی أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِاتِّبَاعِهِ وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِیمُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- به خدا قسم ما همان راهی هستیم که باید از آن پیروی کنید، سوگند به خدا ما صراط مستقیم هستیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۵۰۹

۱۷

(انعام/ ۱۵۳)

 

الهادی (علیه السلام)- أَشْهَدُ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) أَنَّ الشَّاکَّ فِیکَ مَا آمَنَ بِالرَّسُولِ الْأَمِینِ وَ أَنَّ الْعَادِلَ بِکَ غَیْرَکَ عَانِدٌ عَنِ الدِّینِ الْقَوِیمِ الَّذِی ارْتَضَاهُ لَنَا رَبُّ الْعَالَمِینَ وَ أَکْمَلَهُ بِوَلَایَتِکَ یَوْمَ الْغَدِیرِ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْمَعْنِیُّ بِقَوْلِ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ وَ أَنَّ هذا صراطی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ضَلَّ وَ اللَّهِ وَ أَضَلَّ مَنِ اتَّبَعَ سِوَاکَ وَ عَنَدَ عَنِ الْحَقِّ مَنْ عَادَاکَ اللَّهُمَّ سَمِعْنَا لِأَمْرِکَ وَ أَطَعْنَا وَ اتَّبَعْنَا صرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ.

 

امام هادی (علیه السلام)- یا امیرمؤمنان (علیه السلام) گواهی می­دهم که شک­کننده‌ی در تو به رسول امین (صلی الله علیه و آله) ایمان نیاورده است و برابر­ داننده‌ی دیگران با تو با دین استواری که پرودرگار جهانیان برایمان پسندید و با ولایت تو در روز غدیر کاملش کرد، منحرف است. و گواهی می­دهم که تو مقصود این دین کلام خداوند عزیز رحیم هستی؛ و [بدانید] این است راه راست من، پس از آن پیروی کنید و از راه‌ها[ی دیگر] که شما را از راه وی پراکنده می‌سازد پیروی نکنید به خداوند سوگند گمراه شد و گمراه کرد کسی که از غیر تو پیروی کرد. و از حق منحرف شد کسی که با تو دشمنی کرد. بار خدایا ما امر تو را شنیدیم، اطاعت کردیم و از صراط مستقیمت پیروی کردیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ بحارالأنوار، ج۹۷، ص۳۶۱

و از راه‌های پراکنده [و انحرافی] پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد

۱ -۱

(انعام/ ۱۵۳)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- الضَّلَالَهًُْ عَلَی وُجُوهٍ فَمِنْهُ مَحْمُودٌ وَ مِنْهُ مَذْمُومٌ وَ مِنْهُ مَا لَیْسَ بِمَحْمُودٍ وَ لَا مَذْمُومٍ وَ مِنْهُ ضَلَالُ النِّسْیَانِ فَمَعْنَی الضَّلَالِ الْمَنْسُوبِ إِلَیْهِ تَعَالَی أَنَّهُ أَقَامَ لَهُمُ الْإِمَامَ الْهَادِیَ لِمَا جَاءَ بِهِ الْمُنْذِرُ فَخَالَفُوهُ وَ صرَفُوا عَنْهُ بَعْدَ أَنْ أَقَرُّوا بِفَرْضِ طَاعَتِهِ وَ لَمَّا بَیَّنَ لَهُمْ مَا یَأْخُذُونَ وَ مَا یَذَرُونَ فَخَالَفُوهُ ضَلُّوا هَذَا مَعَ عِلْمِهِمْ وَ لَمَّا خَالَفُوا اللَّهَ تَعَالَی ضَلُّوا فَأَضَلُّوا فَحَذَّرَ اللَّهُ تَعَالَی الْأُمَّهًَْ مِنِ اتِّبَاعِهِمْ فَقَالَ سُبْحَانَهُ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ وَ السَّبِیلُ هَاهُنَا الْوَصِیُّ وَ قَالَ سُبْحَانَهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ الْآیَهًَْ فَخَالَفُوا مَا وَصَّاهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ وَ اتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ فَحَرَّفُوا دِینَ اللَّهِ جَلَّتْ عَظَمَتُهُ وَ شَرَائِعَهُ وَ بَدَّلُوا فَرَائِضَهُ وَ أَحْکَامَهُ وَ جَمِیعَ مَا أُمِرُوا بِهِ کَمَا عَدَلُوا عَمَّنْ أُمِرُوا بِطَاعَتِهِ وَ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْعَهْدَ بِمُوَالَاتِهِ وَ اضْطَرَّهُمْ ذَلِکَ إِلَی اسْتِعْمَالِ الرَّأْیِ وَ الْقِیَاسِ فَزَادَهُمْ ذَلِکَ حَیْرَهًًْ وَ الْتِبَاساً.

 

امام علی (علیه السلام)- از ایشان است که فرمود: «ضلالت به چند معناست که بعضی از معانی آن پسندیده و بعضی نکوهیده هستند و بعضی دیگر مانند ضلال به‌معنای نسیان، نه پسندیده­اند و نه نکوهیده... این است معنای ضلالی که به خداوند متعال نسبت داده شده است؛ زیرا خداوند برای آنان پیشوایی نصب کرد که هدایت­گر بود و بیم‌دهنده بر آنچه که از جانب پروردگار آورده بود، امّا آنان با او مخالفت ورزیدند و با اینکه به واجب بودن اطاعت از او اقرار کردند، از او روی برتافتند، از آنجا که خداوند آنچه که باید بدان عمل می­کردند و آنچه که باید آن را ترک می­کردند را برایشان تبیین کرده بود و آنان مخالفت ورزیدند، این [راه] را گم کردند... هنگامی‌که آنان با خداوند متعال مخالفت ورزیدند، گمراه شدند و [دیگران را نیز] گمراه کردند، خداوند متعال نیز امت را از پیروی آنان بیم داد و فرمود: وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِیلِ که در اینجا مقصود از سبیل، همان وصی است، و خداوند سبحان فرمود: وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ. امّا آن‌ها با چیزی که خداوند متعال به آنان سفارش کرده بود مخالفت ورزیدند و از هواهای خود پیروی کردند و دین و تشریعیات خداوند و الا مرتبه را تغییر دادند و واجبات و احکام و همه‌ی چیزهایی که به [انجام] آن‌ها امر شده بودند را جابجا کردند، چنانچه از کسی که امر شده بودند از او اطاعت کنند و خداوند از آنان عهد گرفته بود با او موالات بورزند، نیز عدول کردند و این عملشان آنان را به استعمال رأی و قیاس ناچار کرد و سبب زیادشدن حیرت و اشتباهشان گردید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۲ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۸/ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۴

۱ -۲

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ لَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ یَعْنِی غَیْرَ الْإِمَامِ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ یَعْنِی لَا تَفَرَّقُوا وَ لَا تَخْتَلِفُوا فِی الْإِمَامِ إِنْ تَخْتَلِفُوا فِی الْإِمَامِ تَضِلُّوا عَنْ سَبِیلِهِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ؛ یعنی از غیر امام [پیروی نکنید]. فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ یعنی پراکنده نشوید و در مورد امام اختلاف نکنید، اگر در مورد امام اختلاف کنید از راه او گمراه می‌شوید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۴ القمی، ج۱، ص۲۱۹/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۳؛ فیه: «تفترقوا ... فی الإمام» بدلٌ «لا تفرّقوا ... عن سبیله»/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۵۳)

 

الباقر (علیه السلام)- وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ أَیْ طُرُقاً غَیْرَهَا (الولایهًْ).

 

امام باقر (علیه السلام)- فَاتَّبِعُوهُ وَ لاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ یعنی راه­های دیگر غیر از آن.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۱۷/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۳/ البرهان

این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید

۲ -۱

(انعام/ ۱۵۳)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ أَیْ کَیْ تَتَّقُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ یعنی تا تقوی پیشه کنید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۴ البرهان

۲ -۲

(انعام/ ۱۵۳)

 

الرّضا (علیه السلام)- قَالَ السَّیِّدُ‌بْنُ‌طَاوُسٍ فِی کِتَابِ مِصْبَاحِ الزَّائِر أَنَّهُ شَهِدَ أَبَاالْحَسَنِ علِیَّ‌بْنَ‌مُوسَی الرضا (علیه السلام) فِی یَوْمِ الْغَدِیر سَیَأْتِی نَصْرُ اللَّهِ عَلَی عَدُوِّهِ لِحِینِهِ وَ اللَّهُ لَطِیفٌ خَبِیرٌ وَ فِی دُونِ مَا سَمِعْتُمْ کِفَایَهًٌْ وَ بَلَاغٌ فَتَأَمَّلُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ مَا نَدَبَکُمُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَ حَثَّکُمْ عَلَیْهِ وَ اقْصِدُوا شَرْعَهُ وَ اسْلُکُوا نَهْجَهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِه.

 

امام رضا (علیه السلام)- و پیروزی خداوند بر دشمنش خواهد رسید و خداوند دقیق و آگاه است؛ و در کمتر از آنچه شنیدید کفایت است و ابلاغ. پس خدا رحمتتان کند و در آنچه خداوند شما را به آن ترغیب و تشویق کرده، تأمّل کنید.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۴ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۱۴

 

آیه ثُمَّ آتَيْنا موسى الْكِتابَ تَماماً عَلَى الَّذي أَحْسَنَ وَ تَفْصيلاً لِكُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ [154]

 

سپس به موسى كتاب آسمانى داديم؛ تا [نعمت خود را] بر آن‌ها كه نيكوكار بودند، كامل كنيم؛ و همه چيز را [كه مورد نياز آن‌ها بود، در آن] روشن سازيم؛ و آن را مايه‌ی هدايت و رحمت قرار دهيم؛ شايد به لقاى پروردگارشان [و روز رستاخيز]، ايمان آورند.

۱

(انعام/ ۱۵۴)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ ثُمَّ آتَیْنا موسی الْکِتابَ تَماماً عَلَی الَّذِی أَحْسَنَ یَعْنِی تَمَّ لَهُ الْکِتَابُ لِمَا أَحْسَنَ وَ تَفْصِیلًا لِکُلِّ شَیْءٍ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ هُوَ مُحْکَمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ یعنی؛ تا تقوی پیشه کنید. ثُمَّ آتَیْنَا مُوسَی الْکِتَابَ تَمَامًا عَلَی الَّذِیَ أَحْسَنَ؛ یعنی کتاب برای او بر اثر کار نیکوی او به کمال رسیده است. وَ تَفْصِیلاً لِّکُلِّ شَیْءٍ وَهُدًی وَ رَحْمَةً لَّعَلَّهُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ؛ از آیات محکم است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۴ القمی، ج۱، ص۲۲۱/ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۳۲۶

 

آیه وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ [155]

 

و اين كتابى است پر بركت، كه ما نازل كرديم؛ از آن پيروى كنيد، و پرهيزگارى پيشه نماييد، تا مورد رحمت [خدا] قرار گيريد.

۱

(انعام/ ۱۵۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَولُهُ وَ هذا کِتابٌ أَنْزَلْناهُ یَعنِی القُرآن مُبارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ یَعنِی کَی تُرحَمُوا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ یعنی قرآن مُبَارَکٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُواْ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ؛ یعنی تا مورد رحمت قرار گیرند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۶ القمی، ج۱، ص۲۲۱

 

آیه أَنْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا وَ إِنْ كُنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلينَ [156]

 

[ما اين كتاب را نازل كرديم] تا مبادا بگوييد: «كتاب آسمانى تنها بر دو طايفه‌ی پيش از ما (يهود و نصارى) نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسى آنان بى‌خبر بوديم».

۱

(انعام/ ۱۵۶)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- قَوْلُهُ أَنْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْکِتابُ عَلی طائِفَتَیْنِ مِنْ قَبْلِنا یَعْنِی الْیَهُودَ وَ النَّصَارَی وَ إِنْ کُنَّا لَمْ نَدْرُسْ کُتُبَهُم.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- آیه‌ی أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْکِتابُ عَلی طائِفَتَیْنِ مِنْ قَبْلِنا یعنی یهود و نصاری گرچه ما کتاب آن‌ها را نخوانده‌ایم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۸/ القمی، ج۱، ص۲۲۱

 

آیه أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتابُ لَكُنَّا أَهْدى مِنْهُمْ فَقَدْ جاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآياتِ اللهِ وَ صدَفَ عَنْها سَنَجْزِي الَّذينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آياتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما كانُوا يَصْدِفُونَ [157]

 

يا بگوييد: «اگر كتاب آسمانى بر ما نازل مى‌شد، از آن‌ها هدايت يافته‌تر بوديم». اينك آيات و دلايل روشن از جانب پروردگارتان، و هدايت و رحمت براى شما آمد. پس، چه كسى ستمكارتر است از كسى كه آيات خدا را تكذيب كرده، و از آن روى‌گردانده است؟! و به‌زودى كسانى را كه از آيات ما روى مى‌گردانند، به سبب اعراضشان، مجازات بدى خواهيم كرد!

۱

(انعام/ ۱۵۷)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتابُ لَکُنَّا أَهْدی مِنْهُمْ یَعْنِی قُرَیْشاً قَالُوا لَوْ أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتَابُ لَکُنَّا أَهْدَی وَ أَطْوَعَ مِنْهُمْ فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ یَعْنِی الْقُرْآنَ سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا أَیْ یَدْفَعُونَ وَ یَمْنَعُونَ عَنْهَا.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَیْنَا الْکِتابُ لَکُنَّا أَهْدی مِنْهُم؛ منظور قریش است که گفتند اگر کتاب بر ما نازل می‌شد بهتر اطاعت می‌کردیم و هدایت می‌یافتیم. فَقَدْ جاءَکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ هُدیً وَ رَحْمَةٌ؛ یعنی هدایت و دلیل از جانب خدا برای شما آمد که همان قرآن کریم است. سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا؛ به‌زودی کسانی را که جلو آیات مرا می‌گیرند و مانع پیشرفت آن می‌شوند، کیفر می‌کنیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۶ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۸/ القمی، ج۱، ص۲۲۱

۲

(انعام/ ۱۵۷)

 

الصّادق (علیه السلام)- دَخَلَ حَیَّانُ السَّرَّاجُ عَلَی الصَّادِقِ جَعْفَرِبْنِ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ یَا حَیَّانُ مَا یَقُولُ أَصْحَابُکَ فِی مُحَمَّدِابْنِ‌الْحَنَفِیَّهًِْ قَالَ یَقُولُونَ حَیٌّ یُرْزَقُ فَقَالَ الصَّادِقُ حَدَّثَنِی أَبِی (علیه السلام) أَنَّهُ کَانَ فِیمَنْ عَادَهُ فِی مَرَضِهِ وَ فِیمَنْ غَمَّضَهُ وَ أَدْخَلَهُ حُفْرَتَهُ وَ زَوَّجَ نِسَاءَهُ وَ قَسَّمَ مِیرَاثَهُ فَقَالَ یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ إِنَّمَا مَثَلُ مُحَمَّدٍ فِی هَذِهِ الْأُمَّهًِْ کَمَثَلِ عِیسَی‌ابْنِ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) شُبِّهَ أَمْرُهُ لِلنَّاسِ فَقَالَ الصادق (علیه السلام) شُبِّهَ أَمْرُهُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ أَوْ عَلَی أَعْدَائِهِ قَالَ بَلْ عَلَی أَعْدَائِهِ قَالَ أَ تَزْعُمُ أَنَّ أَبَاجَعْفَرٍمُحَمَّدَبْنَ‌عَلِیٍّ الْبَاقِرَ (علیه السلام) عَدُوُّ عَمِّهِ مُحَمَّدِابْنِ‌الْحَنَفِیَّهًِْ فَقَالَ لَا ثُمَّ قَالَ الصادق (علیه السلام) یَا حَیَّانُ إِنَّکُمْ صدَفْتُمْ عَنْ آیَاتِ اللَّهِ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما کانُوا یَصْدِفُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حیّان سرّاج خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید. امام (علیه السلام) به او فرمود: «ای حیّان یاران تو درباره‌ی محمّدبن‌حنیفه چه می‌گویند»؟ گفت: «می‌گویند که او زنده است و روزی می‌خورَد». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «پدرم به من فرمود که او از کسانی بود که در بستر بیماری‌اش او را عیادت کرد و چشمانش را بست و در مقبره گذاشت و زنانش را به ازدواج در آورد و میراثش را تقسیم کرد». سپس فرمود: «ای اباعبدالله! مثل و حکایت محمّد (صلی الله علیه و آله) در بین این امّت مانند حکایت عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) است که مردم درباره‌ی امر او شبهه داشتند». امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کار او بر اولیایش مشتبه شده است یا دشمنانش»؟ فرمود: «البتّه که بر دشمنانش». گفت: «آیا گمان می‌کنی امام باقر (علیه السلام) دشمن دشمن عمویش محمّدبن‌حنیفه است»؟ فرمود: «نه». پس امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای حیّان شما از آیات خدا روی‌گردان شدید، خداوند تبارک‌وتعالی فرموده است: سَنَجْزِی الَّذِینَ یَصْدِفُونَ عَنْ آیاتِنا سُوءَ الْعَذابِ بِما کانُوا یَصْدِفُونَ».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۶ بحارالأنوار، ج۴۲، ص۸۰/ نورالثقلین/ رجال الکشی، ص۳۱۵؛ فیه: «بتفاوت یسیر»/ کمال الدین، ج۱، ص۳۶

 

آیه هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ في إيمانِها خَيْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ [158]

 

آيا جز اين انتظار دارند كه فرشتگان به‌سراغشان آيند، يا پروردگارت [خودش] به‌سوى آن‌ها بيايد، يا بعضى از آيات پروردگارت [و نشانه‌هاى رستاخيز]؟! امّا آن روز كه بعضى از آيات پروردگارت [نشانه‌هاى مرگ و عذاب] ظاهر شود، ايمان‌آوردن كسى كه قبلاً ايمان نياورده، يا در ايمانش عمل نيكى انجام نداده، سودى به حالش نخواهد داشت. بگو: «[اكنون كه شما چنين انتظارات نادرستى داريد]، انتظار بكشيد! ما هم انتظار [كيفر شما را] مى‌كشيم»!

آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به‌سراغشان آیند، یا پروردگارت [خودش] به‌سوی آن‌ها بیاید، یا بعضی از آیات پروردگارت [و نشانه‌های رستاخیز]؟! امّا آن روز که بعضی از آیات پروردگارت [نشانه‌های مرگ و عذاب] ظاهر شود

۱ -۱

(انعام/ ۱۵۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّ رَجُلًا أَتَی أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) فَقَالَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) إِنِّی قَدْ شَکَکْتُ فِی کِتَابِ اللَّهِ الْمُنْزَلِ قَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَیْحَکَ مَا شَکَکْتَ فِیهِ قَالَ وَ أَجِدُ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ یَقُول هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِکَةُ وَ قَالَ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ. لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً فَمَرَّهًًْ یَقُولُ یَأْتِیَ رَبُّکَ وَ مَرَّهًًْ یَقُولُ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ فَقَال أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام)وَ قَوْلُهُ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ فَإِنَّ ذَلِکَ حَقٌّ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ لَیْسَ لَهُ جَیْئَهًٌْ کَجَیْئَهًِْ الْخَلْقِ وَ قَدْ أَعْلَمْتُکَ أَنَّ رُبَّ شَیْءٍ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ تَأْوِیلُهُ عَلَی غَیْرِ تَنْزِیلِهِ وَ لَا یُشْبِهُ کَلَامَ الْبَشَرِ وَ سَأُنَبِّئُکَ بِطَرَفٍ مِنْهُ فَتَکْتَفِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ ذَلِکَ قَوْلُ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) إِنِّی ذاهِبٌ إِلی رَبِّی سَیَهْدِینِ فَذَهَابُهُ إِلَی رَبِّهِ تَوَجُّهُهُ إِلَیْهِ عِبَادَهًًْ وَ اجْتِهَاداً وَ قُرْبَهًًْ إِلَی اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ أَ لَا تَرَی أَنَّ تَأْوِیلَهُ غَیْرُ تَنْزِیلِهِ وَ قَالَ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ یَعْنِی السِّلَاحَ وَ غَیْرَ ذَلِکَ وَ قَوْلُهُ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ یُخْبِرُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) عَنِ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ فَقَالَ هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ حَیْثُ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لِلهِ وَ لِرَسُولِهِ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَعْنِی بِذَلِکَ الْعَذَابَ فِی دَارِ الدُّنْیَا کَمَا عُذِّبَ الْقُرُونُ الْأَوْلَی فَهَذَا خَبَرٌ یُخْبِرُ بِهِ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) عَنْهُمْ ثُمَّ قَالَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً یَعْنِی مِنْ قَبْلِ أَنْ
 تَجِیءَ هَذِهِ الْآیَهًُْ وَ هَذِهِ الْآیَهًُْ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ إِنَّمَا یَکْتَفِی أُولُو الْأَلْبَابِ وَ الْحِجَی وَ أُولُو النُّهَی أَنْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ إِذَا انْکَشَفَ الْغِطَاءُ رَأَوْا ما یُوعَدُونَ.

 

امام علی (علیه السلام)- هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ یَأْتِیَهُمُ اللهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ المَلائِکَةُ این همه بر حقّ است و آمدن خداوند عزّوجلّ همچون آمدن آفریدگانش نیست که او پروردگار همه چیز است. افزون براین، در کتاب خداوند عزّوجلّ آیاتی هست که تأویل آن‌ها متفاوت از صورت تنزیل آن‌هاست و با گفتار و کردار آدمی همانند نیست. هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ المَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ. لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً اکنون تو را از مثال­هایی دراین‌باره آگاه می­سازم و ان‌شاءالله تعالی تو را کفایت می­کند. یکی حکایت خداوند عزّوجلّ از سخن ابراهیم (علیه السلام) است در آنجا که فرمود: من به‌سوی پروردگارم می‌روم، او مرا هدایت خواهد کرد!. (صافات/۹۹)». معنای رفتن او به‌سوی پروردگارش، همانا روی‌آوردن به‌سوی او در پرستش و کوشش است. حال دیدی که تأویل این سخن متفاوت از تنزیل آن است؟! و نیز حق تعالی فرمود: برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد. (زمر/۶). و و با آن‌ها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید. (حدید/۲۵). که منظور از نازل‌کردن آن‌ها، آفریدن آن­هاست و همچنین فرمود: بگو: «اگر برای خداوند فرزندی بود، من نخستین پرستنده‌ی او بودم»!. (زخرف/۸۱). یعنی جاحدین و انکارکنندگان، پس تأویل این سخن، باطنی متضاد با ظاهرش دارد. حق تعالی در کلام خود: هَلْ یَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِیهُمُ المَلآئِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ؛ پیامبر ما (صلی الله علیه و آله) را خطاب کرد و فرمود: «آیا منافقان و مشرکان منتظرند تا فرشتگان نزدشان آیند و آن‌ها ایشان را به چشم ببینند، أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ، که منظور از پروردگارت، امر پروردگارت می­باشد و نشانه­ها همان عذاب در سرای دنیاست؛ همان‌گونه که خداوند امّت­های پیشین و مردم قرن­های گذشته را عذاب کرد. فرموده است: یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً یعنی پیش از آنکه این آیه و نشانه بیاید و این آیه طلوع آفتاب است از مغرب آن و جز این نیست که خداوندان عقل‌های خالص و خردهای مانع از ناشایست و صاحبان عقول بازدارنده اکتفا می‌کنند به اینکه بدانند که چون پرده برداشته شود آنچه را که وعده داده می‌شوند ببیند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۴۸ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۳۸/ التوحید، ص۲۶۵/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۴۴/ نورالثقلین

آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‌آوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت

۲ -۱

(انعام/ ۱۵۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ إِبْرَاهِیمَ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ الْهَمَدَانِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام) لِأَیِّ عِلَّهًٍْ أَغْرَقَ اللَّهُ فِرْعَوْنَ وَ قَدْ آمَنَ بِهِ وَ أَقَرَّ بِتَوْحِیدِهِ قَالَ لِأَنَّهُ آمَنَ عِنْدَ رُؤْیَهًِْ الْبَأْسِ وَ الْإِیمَانُ عِنْدَ رُؤْیَهًِْ الْبَأْسِ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ ذَلِکَ حُکْمُ اللَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِی السَّلَفِ وَ الْخَلَفِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنا بِما کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ فَلَمْ یَکُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا وَ قَالَ عزَّوَجَلَّ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً وَ هَکَذَا فِرْعَوْنُ لَمَّا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَقِیلَ لَهُ آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ* فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ قَدْ کَانَ فِرْعَوْنُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَی قَدَمِهِ فِی الْحَدِیدِ قَدْ لَبِسَهُ عَلَی بَدَنِهِ فَلَمَّا غَرِقَ أَلْقَاهُ اللَّهُ تَعَالَی عَلَی نَجْوَهًٍْ مِنَ الْأَرْضِ بِبَدَنِهِ لِیَکُونَ لِمَنْ بَعْدَهُ عَلَامَهًًْ فَیَرَوْنَهُ مَعَ تَثَقُّلِهِ بِالْحَدِیدِ عَلَی مُرْتَفِعٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ سَبِیلُ الثَّقِیلِ أَنْ یَرْسُبَ وَ لَا یَرْتَفِعَ فَکَانَ ذَلِکَ آیَهًًْ وَ عَلَامَهًًْ وَ لِعِلَّهًٍْ أُخْرَی أَغْرَقَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ هِیَ أَنَّهُ اسْتَغَاثَ بِمُوسَی (علیه السلام) لَمَّا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ وَ لَمْ یَسْتَغِثْ بِاللَّهِ فَأَوْحَی اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیْهِ یَا مُوسَی (علیه السلام) لَمْ تُغِثْ فِرْعَوْنَ لِأَنَّکَ لَمْ تَخْلُقْهُ وَ لَوِ اسْتَغَاثَ بِی لَأَغَثْتُهُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- ابراهیم‌بن‌محمّد همدانی گوید: به امام رضا (علیه السلام) گفتم: «به چه دلیل خداوند فرعون را که به او ایمان آورده و به توحید او اقرار کرده بود غرق نمود»؟ فرمود: «چون او وقتی ایمان آورد که کاملا از زندگی مأیوس شده بود و ایمان در وقت اضطرار و یأس هرگز مقبول نیست و این حکم خداست که قبل از او و بعد از او نیز ادامه خواهد داشت. خداوند عزّوجلّ فرمود: هنگامی‌که عذاب [شدید] ما را دیدند گفتند: «هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایی که همتای او می‌شمردیم کافر شدیم»! امّا هنگامی‌که عذاب ما را مشاهده کردند. (غافر/۸۵۸۴). و خداوند فرموده است: یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً و ایمان فرعون هم بعد از دیدن آثار مرگ بود، چون هنگام غرق‌شدن [به این مضمون سخن] گفت: گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی‌اسرائیل به او ایمان آورده‌اند، وجود ندارد و من از مسلمین هستم»!. (یونس/۹۰)». به او خطاب شد: [امّا به او خطاب شد]: الآن؟!! درحالی‌که قبلًا عصیان کردی، و از مفسدان بودی! ولی امروز، بدنت را [از آب] نجات می‌دهیم. (یونس/۹۰). فرعون همواره از فرق سر تا نوک پا غرق در آهن و زره بود، وقتی که خداوند جسد او را به ساحل انداخت، مردم با تعجّب دیدند که بدن او با همه‌ی سنگینی آهن روی آب آمده است و این امری نوظهور و بی‌سابقه بود و نشانه‌ی آن بود که خداوند اراده کرده او را نشانه‌ی عبرت و علامتی برای سایرین قرار دهد. امّا دلیل دیگر غرق‌شدن فرعون این بود که هنگام غرق به‌جای آنکه به درگاه خدا استغاثه کند، متوسّل به موسی (علیه السلام) شد و به او استغاثه نمود و موسی (علیه السلام) هم او را اجابت نکرد، هنگام مناجات او با خدا، خداوند به موسی (علیه السلام) فرمود: «ای موسی (علیه السلام) می‌دانی چرا فرعون را اجابت نکردی؟ چون تو که او را نیافریده بودی، اگر او به من استغاثه کرده بود، هرآینه به فریادش می‌رسیدم و او را نجات می‌دادم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۰ بحارالأنوار، ج۱۳، ص۱۳/ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۲، ص۷۷؛ فیه: «و هکذا فرعون ... لأغثته» محذوفٌ/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۸۹/ علل الشرایع، ج۱، ص۵۹؛ فیه: «فقیل له ... لأغثته» محذوفٌ/ نورالثقلین

۲ -۲

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ یَعْنِی فِی الْمِیثَاقِ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً قَالَ الْإِقْرَارُ بِِالْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) خَاصَّهًًْ قَالَ لَا یَنْفَعُ إِیمَانُهَا لِأَنَّهَا سُلِبَتْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ؛ یعنی در روز میثاق. أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا، اقرار به انبیاء و اوصیاء و به ویژه امیرمؤمنان (ع. ایمان هیچ‌کس به او سودی نمی‌رساند، چون جان از وی سلب شده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۰ الکافی، ج۱، ص۴۲۸/ تأویل الآیات الظاهرهًْ، ص۱۷۴/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۳/ البرهان

۲ -۳

(انعام/ ۱۵۸)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَنَّهُ قَالَ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ فَقَالَ الْآیَاتُ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ الْآیَهًُْ الْمُنْتَظَرُ هُوَ القائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَیَوْمَئِذٍ لَا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِیَامِهِ بِالسَّیْفِ وَ إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبَائِهِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ؛ آیات ائمه (علیهم السلام) هستند و آیه‌ی مورد انتظار قائم آل محمّد (علیهم السلام) است. پس در آن روز کسی که قبل از قیام با شمشیر حضرت ایمان نیاورده باشد، ایمانش برای او سودی نخواهد داشت، اگرچه به پدران گذشته او ایمان داشته باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۲ بحارالأنوار، ج۵۱، ص۵۱/ کمال الدین، ج۱، ص۱۸/ کمال الدین، ج۲، ص۳۳۶

۲ -۴

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْآیَاتُ هُمُ الْأَئِمَّهًُْ (علیهم السلام) وَ الْآیَهًُْ الْمُنْتَظَرَهًُْ الْقَائِمُ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِیَامِهِ بِالسَّیْفِ وَ إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبَائِهِ (علیهم السلام).

 

امام صادق (علیه السلام)- الْآیَاتُ امامان (علیهم السلام) می‌باشند و الْآیَهًُْ الْمُنْتَظَرَهًُْ قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است در آن روز ایمان کسی که پیش از آن ایمان نیاورده، برای او سودی نخواهد داشت. و اگرچه به پدران گذشته او ایمان داشته باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۲ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۳

۲ -۵

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- یَعْنِی خُرُوجَ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنَّا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مقصود خروج قائم منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۲ کمال الدین، ج۲، ص۳۵۷/ نورالثقلین

۲ -۶

(انعام/ ۱۵۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ خَیْثَمَهًَْ عَنْ أَبِی‌جَعْفَر (علیه السلام) فِی قولِهِ تَعَالی یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها إِلَی آخِرِ الْآیَهًِْ قَالَ یَعْنِی مَوَدَّتَنَا وَ نُصْرَتَنَا قُلْتُ أیما {إِنَّمَا} قَدَّرَ اللَّهُ مِنْهُ بِاللِّسَانِ وَ الْیَدَیْنِ وَ الْقَلْبِ قَالَ یَا خَیْثَمَهًُْ نُصْرَتُنَا بِاللِّسَانِ کَنُصْرَتِنَا بِالسَّیْفِ وَ نُصْرَتُنَا بِالْیَدَیْنِ أَفْضَلُ یَا خَیْثَمَهًُْ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَتْ أَثْلَاثاً فَثُلُثٌ فِینَا وَ ثُلُثٌ فِی عَدُوِّنَا وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْکَامٌ وَ لَوْ أَنَّ آیَهًًْ نَزَلَتْ فِی قَوْمٍ ثُمَّ مَاتُوا أُولَئِکَ مَاتَتِ الْآیَهًُْ إِذاً مَا بَقِیَ مِنَ الْقُرْآنِ شَیْءٌ إِنَّ الْقُرْآنَ یَجْرِی مِنْ أَوَّلِهِ إِلَی آخِرِهِ مَا قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ فَلِکُلِّ قَوْمٍ آیَهًٌْ یَتْلُونَهَا یَا خَیْثَمَهًُْ إِنَّ الْإِسْلَامَ بُدِئَ غَرِیباً وَ سَیَعُودُ غَرِیباً فَطُوبَی لِلْغُرَبَاءِ یَا خَیْثَمَهًُْ سَیَأْتِی عَلَی النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَعْرِفُونَ اللَّهَ مَا هُوَ وَ التَّوْحِیدَ حَتَّی یَکُونَ خُرُوجُ الدَّجَّالِ وَ حَتَّی یَنْزِلَ عِیسَی‌بْنُ‌مَرْیَمَ (علیه السلام) مِنَ السَّمَاءِ وَ یَقْتُلَ اللَّهُ الدَّجَّالَ عَلَی یَدَیْهِ وَ یُصَلِّیَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ (علیهم السلام) أَ لَا تَرَی أَنَّ عِیسَی (علیه السلام) یُصَلِّی خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِیٌّ أَلَا وَ نَحْنُ (علیهم السلام) أَفْضَلُ مِنْهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- خیثمه گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه: یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ پرسیدم. فرمود: «منظور دوست و یاری ما خانواده است». گفتم: «به مقداری که خداوند مرا توفیق دهد با زبان و دست و قلب در راه شما کوشش می‌کنم». فرمود: «خیثمه! یاری با زبان مانند یاری با شمشیر است و یاری با دو دست بهتر است. قرآن به سه قسمت تقسیم شده یک‌سوّم آن درباره‌ی ما خانواده است و یک‌سوّم درباره‌ی دشمنان ما و یک‌سوّم دستور و احکام است اگر آیه‌ای درباره‌ی گروهی نازل شده باشد که آن‌ها از دنیا رفته‌اند درصورتی‌که منظور و مفاد آیه نیز از بین برود دیگر از قرآن چیزی باقی نمی‌ماند تمام قرآن قابل انطباق است تا وقتی آسمان و زمین پایدار باشد هر گروهی آیه‌ای دارند که آن را می‌خوانند ای خثیمه! اسلام ابتدایش غریب بود و در آینده نیز غریب خواهد شد؛ خوشا به حال غریبان. خثیمه! روزی بر مردم خواهد آمد که خدا و توحید را نشناسند تا ظهور دجال و تا موقعی‌که عیسی‌بن‌مریم (علیه السلام) از آسمان فرود آید و خداوند دجّال را بدست او بکشد و یکی از ما اهل‌بیت بر آن‌ها امامت کند و نماز بخواند، نمی‌بینی عیسی (علیه السلام) پشت سر ما نماز می‌خواند با اینکه پیامبر است ما از او برتر و بالاتریم».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۳۲۸/ فرات الکوفی، ص۱۳۸؛ فیه: «صفوتنا» بدلٌ «مودّتنا»

۲ -۷

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنَ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً قَالَ یَعْنِی یَوْمَ خُرُوجِ الْقَائِمِ الْمُنْتَظَرِ (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنَّا ثُمَّ قَالَ (علیه السلام) یَا بَابَصِیرٍ طُوبَی لِشِیعَهًِْ قَائِمِنَا الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ فِی غَیْبَتِهِ وَ الْمُطِیعِینَ لَهُ فِی ظُهُورِهِ أُولَئِکَ أَوْلِیَاءُ اللَّهِ الَّذِینَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً؛ یعنی خروج قائم منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از بین ما است». سپس فرمود: «ای ابوبصیر! خوشا به حال پیروان قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ما، که در انتظار ظهور وی در زمان غیبت و پیرو او در زمان ظهورش هستند. آنان اولیای خدایند که هیچ ترسی بر آنان نیست و نه دچار نگرانی و غمگینی می‌شوند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۲ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۱۴۹/ کمال الدین، ج۲، ص۳۵۷/ البرهان

۲ -۸

(انعام/ ۱۵۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ خُرُوجُ دَابَّهًٍْ مِنَ الْأَرْضِ مِنْ عِنْدِ الصَّفَا مَعَهَا خَاتَمُ سُلَیْمَانَ (علیه السلام) وَ عَصَا موسی (علیه السلام) تَضَعُ الْخَاتَمَ عَلَی وَجْهِ کُلِّ مُؤْمِنٍ فَیُطْبَعُ فِیهِ هَذَا مُؤْمِنٌ حَقّاً وَ تَضَعُهُ عَلَی وَجْهِ کُلِّ کَافِرٍ فَیُکْتَبُ فِیهِ هَذَا کَافِرٌ حَقّاً حَتَّی إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیُنَادِی الْوَیْلُ لَکَ یَا کَافِرُ وَ إِنَّ الْکَافِرَ یُنَادِی طُوبَی لَکَ یَا مُؤْمِنُ وَدِدْتُ أَنِّی الْیَوْمَ مِثْلُکَ فَأَفُوزَ فَوْزاً ثُمَّ تَرْفَعُ الدَّابَّهًُْ رَأْسَهَا فَیَرَاهَا مَنْ بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا فَعِنْدَ ذَلِکَ تُرْفَعُ التَّوْبَهًُْ فَلَا تَوْبَهًٌْ تُقْبَلُ وَ لَا عَمَلٌ یُرْفَعُ وَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام علی (علیه السلام)- آمدن دابّهًْ الإرض، از سمت صفا است، انگشتر سلیمان (علیه السلام) و عصای موسی (علیه السلام) با اوست. آن انگشتر را بر روی هر مؤمنی که می‌گذارد، درجای آن نوشته می‌شود: «این مؤمن حقیقی است» و بر روی هر کافری بگذارد نوشته می‌شود «این کافر حقیقی است» تا جایی که مؤمن صدا می‌زند: «ای کافر! وای بر تو». و کافر صدا می‌زند: «ای مؤمن! خوش به حالت! دوست داشتم من هم امروز مثل تو بودم و به چنین سعادتی برسم». سپس دابّهًْ الأرض سر خود را بلند می‌کند و مردمی که در بین مشرق و مغرب هستند بعد از طلوع خورشید از جانب مغرب به اذن خدا او را می‌بینند در آن وقت دیگر توبه برداشته می‌شود. نه توبه‌ای قبول و نه عملی به‌سوی خدا بالا می‌رود؛ ایمان کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا به هنگام ایمان کار نیکی انجام نداده است، برای او سودی نخواهد داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۵۲، ص۱۹۴/ نورالثقلین

۲ -۹

(انعام/ ۱۵۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- لَیَأْتِیَنَّ عَلَی النَّاسِ لَیْلَهًٌْ بِقَدْرِ ثَلَاثِ لَیَالٍ مِنْ لَیَالِیکُمْ هَذِهِ فَإِذَا کَانَ ذَلِکَ یَعْرِفُهَا الْمُصَلُّونَ یَقُومُ أَحَدُکُمْ فَیَقْرَأُ حِزْبَهُ ثُمَّ یَنَامُ ثُمَّ یَقُومُ فَیَقْرَأُ حِزْبَهُ ثُمَّ یَنَامُ ثُمَّ یَقُومُ فَبَیْنَمَا هُمْ کَذَلِکَ إِذْ مَاجَ النَّاسُ بَعْضُهُمْ فِی بَعْضٍ فَقَالُوا مَا هَذَا فَیَفْزَعُونَ إِلَی الْمَسَاجِدِ فَإِذَا هُمْ بِالشَّمْسِ قَدْ طَلَعَتْ مِنْ مَغْرِبِهَا فَضَجَّ النَّاسُ ضَجَّهًًْ وَاحِدَهًًْ حَتَّی إِذَا صارَتْ فِی وَسَطِ السَّمَاءِ رَجَعَتْ وَ طَلَعَتْ مِنْ مَطْلَعِهَا وَ حِینَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- قطعاً بر مردم شبی می­آید که به اندازه‌ی سه شب از این شبهایتان است و چون چنین شود، نمازگزاران آن را می­فهمند، یکی از ایشان به پاخواسته، حزبش (ظاهرا منظور قرآن است) را می­خواند و می­خوابد، سپس به پا می­خیزد و حزبش را می­خواند و می­خوابد، سپس به پا می­خیزد و درحالی‌که این گروه در این حالتند، ناگهان بعضی از مردم در بعضی دیگر مخلوط شوند (مردم به هم می­ریزند) و می­گویند: «این چیست»؟ پس به مساجد پناه می­جویند که ناگهان با خورشید مواجه می­شوند که از غروب طلوع نموده که مردم یک ضجّه می­زنند، تا اینکه خورشید در وسط آسمان قرار می­گیرد و برگشته و از محل طلوعش طلوع می­کند و در آن هنگام ایمان برای او سودی نخواهد داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۵۵، ص۲۰۹

۲ -۱۰

(انعام/ ۱۵۸)

 

الحسین (علیه السلام)- أُوصِیکُمْ بِتَقْوَی اللَّهِ وَ أُحَذِّرُکُمْ أَیَّامَه وَ إِیَّاکُمْ عَلَی أَهْوَالِ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَ نَجَّانَا وَ إِیَّاکُمْ مِنْ عِقَابِهِ وَ أَوْجَبَ لَنَا وَ لَکُمُ الْجَزِیلَ مِنْ ثَوَابِهِ عِبَادَ اللَّهِ فَلَوْ کَانَ ذَلِکَ قَصْرَ مَرْمَاکُمْ وَ مَدَی مَظْعَنِکُمْ کَانَ حَسْبُ الْعَامِلِ شُغُلًا یَسْتَفْرِغُ عَلَیْهِ أَحْزَانَهُ وَ یَذْهَلُهُ عَنْ دُنْیَاهُ وَ یُکْثِرُ نَصَبَهُ لِطَلَبِ الْخَلَاصِ مِنْهُ فَکَیْفَ وَ هُوَ بَعْدَ ذَلِکَ مُرْتَهَنٌ بِاکْتِسَابِهِ مُسْتَوْقَفٌ عَلَی حِسَابِهِ لَا وَزِیرَ لَهُ یَمْنَعُهُ وَ لَا ظَهِیرَ عَنْهُ یَدْفَعُهُ وَ یَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام حسین (علیه السلام)- شما را به پرهیزکاری از خدا وصیّت می‌کنم و از ایام او می‌ترسانم... خداوند ما و شما را در هول و هراس چنین روزی کمک کند و از عقاب و کیفر آن نجات بخشد و ثواب بزرگ به ما و شما عنایت کند، ای بندگان خدا! اگر آخرین مسیر شما همین باشد و انتهای سفر ما به اینجا برسد کافی است که انسان تمام اندوه خود را در این راه به کار برد و از دنیا فراموش کند. و پیوسته در راه نجات از این گرفتاری باشد با اینکه تازه پس از مرگ در گرو اعمال خویش است. و از او حساب خواهند کشید. هیچ مدافعی ندارد و هیچ دلسوزی که به او کمک کند. ایمان کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا به هنگام ایمان کار نیکی انجام نداده است، برای او سودی نخواهد داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۱۲۰

۲ -۱۱

(انعام/ ۱۵۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- صفَاتُ الْقِیَامَهًِْ مِثْلُ قَوْلِهِ تَعَالَی هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام علی (علیه السلام)- صفات قیامت مثل کلام خداوند است که می‌فرماید: آیا انتظاری جز آن دارند که فرشتگان نزدشان بیایند؟ یا پروردگارت؟ یا نشانه‌ای از نشانه‌های خدا بر آن‌ها ظاهر شود؟ روزی که برخی نشانه‌های خدا آشکار شود، ایمان کسی که پیش از آن ایمان نیاورده یا به هنگام ایمان کار نیکی انجام نداده است، برای او سودی نخواهد داشت. بگو: چشم به راه باشید، ما نیز چشم به راهیم.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۷۷

۲ -۱۲

(انعام/ ۱۵۸)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا آمَنَ النَّاسُ کُلُّهُمْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی‌که خورشید از مغرب طلوع کند، همه‌ی مردم آن روز ایمان می‌آورند ولی آن روز ایمان کسی سود ندارد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۴ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۲

۲ -۱۳

(انعام/ ۱۵۸)

 

الحسن (علیه السلام)- عَنْ هِشَامِ‌بْنِ‌حَسَّانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا مُحَمَّدٍ الحسن‌بْنَ‌علی (علیه السلام) یَخْطُبُ النَّاسَ بَعْدَ الْبَیْعَهًِْ لَهُ بِالْأَمْرِ فَقَالَ أ وَ قَالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَری ما لا تَرَوْنَ فَتَلْقَوْنَ {فَتُلْقَوْنَ} إِلَی الرِّمَاحِ وَزَراً وَ إِلَی السُّیُوفِ جَزَراً وَ لِلْعُمُدِ حَطَماً وَ لِلسِّهَامِ غَرَضاً ثُمَّ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام حسن (علیه السلام)- هشام‌بن‌حسّان گوید: موقعی‌که مردم با امام حسن (علیه السلام) بیعت کردند از آن حضرت شنیدم فرمود: گفت: «من از شما (دوستان و پیروانم) بیزارم! من چیزی می‌بینم که شما نمی‌بینید». (انفال/۴۸)، و در آنگاه هدف نیزه‌ها، و طعمه شمشیرها، و درهم شکسته گرزها، و هدف تیرها واقع می‌شوید، سپس ایمان‌آوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۶ الأمالی للطوسی، ص۱۲۱/ الأمالی للطوسی، ص۶۹۱/ بحارالأنوار، ج۴۳، ص۳۵۹

۲ -۱۴

(انعام/ ۱۵۸)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حَفْصِ‌بْنِ‌غِیَاثٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبِی (علیه السلام) عَنْ حُرُوبِ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ کَانَ السَّائِلُ مِنْ مُحِبِّینَا فَقَالَ لَهُ أَبُوجَعْفَرٍ (علیه السلام) بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) بِخَمْسَهًِْ أَسْیَافٍ ثَلَاثَهًٌْ مِنْهَا شَاهِرَهًٌْ فَلَا تُغْمَدُ حَتَّی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا وَ لَنْ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّی تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا آمَنَ النَّاسُ کُلُّهُمْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ فَیَوْمَئِذٍ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام باقر (علیه السلام)- حفص‌بن‌غیاث نقل می‌کند: مردی از امام باقر (علیه السلام) دربارهی جنگ­های امیرمؤمنان (علیه السلام) پرسید. [سؤال‌کننده از دوستداران ما بود]. وی گفت: «امام باقر (علیه السلام) فرمود: همانا خدا محمّد (صلی الله علیه و آله) را با پنج شمشیر فرستاده است؛ سه تا از آن‌ها از نیام بیرون شده‌اند و تا پایان جنگ در نیام قرار نمی‌گیرند و جنگ هیچ‌گاه به پایان نمی‌رسد، مگر پس از طلوع خورشید از مغرب. پس هرگاه خورشید از مغرب طلوع کرد، تمامی مردم در آن روز ایمان خواهند آورد و آنگاه ایمان‌آوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۶ الکافی، ج۵، ص۱۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۵، ص۲۵/ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۱۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۵/ نورالثقلین/ تحف العقول، ص۲۸۸/ البرهان

۲ -۱۵

(انعام/ ۱۵۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً یَعْنِی مِنْ قَبْلِ أَنْ تَجِیءَ هَذِهِ الْآیَهًُْ وَ هَذِهِ الْآیَهًُْ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ إِنَّمَا یَکْتَفِی أُولُو الْأَلْبَابِ وَ الْحِجَی وَ أُولُو النُّهَی أَنْ یَعْلَمُوا أَنَّهُ إِذَا انْکَشَفَ الْغِطَاءُ رَأَوْا ما یُوعَدُون.

 

امام علی (علیه السلام)- یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ؛ یعنی پیش از آنکه این نشانه بیاید، ایمان نیاورده است. این نشانه، برآمدن خورشید از مغرب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۶ نورالثقلین

۲ -۱۶

(انعام/ ۱۵۸)

 

المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَبْدِ اللَّهِ‌بْنِ‌جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ أَنَّهُ قَالَ: خَرَجَ التَّوْقِیعُ مِنَ النَّاحِیَهًِْ الْمُقَدَّسَهًِْ حَرَسَهَا اللَّهُ بَعْدَ الْمَسَائِل ... أَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّهًُْ اللَّهِ أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ أَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لَا رَیْبَ فِیهَا یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- محمّدبن‌عبدالله گوید: بعد از پرسش‌های زیادی که مطرح شد، توقیعی از ناحیه مقدس امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صادر شد که چنین است:... شما نیز حجّت خدایید. شما ابتدا و آغازید و آخر و پایان، و اینکه رجعت شما حقّی بلا شکّ است، روزی که برخی از نشانه‌های پروردگار تو بیاید که ایمان‌آوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۶ بحارالأنوار، ج۵۳، ص۱۱۷

۲ -۱۷

(انعام/ ۱۵۸)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- أَتَی أَعْرَابِیٌّ إِلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ أَخْبِرْنِی عَنِ التَّوْبَهًِْ إِلَی مَتَی تُقْبَلُ فَقَالَ (صلی الله علیه و آله) إِنَّ بَابَهَا مَفْتُوحٌ لِابْنِ آدَمَ (علیه السلام) لَا یُسَدُّ حَتَّی تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ وَ هِیَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- مرد عربی به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و پرسید: «به من بگو توبه تا چه وقت پذیرفته می‌شود». پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: «برادر عرب باب توبه بسته نمی‌شود تا وقتی‌که خورشید از طرف مغرب طلوع کند و این آیه اشاره به همان است: هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ المَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ و یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ همان طلوع خورشید از مغرب است. ایمان‌آوردن افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت!

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۶ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۱۴۵/ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۴/ التّفسیر الإمام العسکری، ص۴۷۷

۲ -۱۸

(انعام/ ۱۵۸)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- إِنَّ النَّاسَ یُوشِکُونَ أَنْ یَنْقَطِعَ بِهِمُ الْعَمَلُ وَ یُسَدَّ عَلَیْهِمْ بَابُ التَّوْبَهًِْ فَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

 

امام علی (علیه السلام)- نزدیک است که عمل از مردم منقطع شود (تلاش ایشان سودی نبخشد) و در توبه به روی آنان بسته شود؛ لاَیَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۱۲/ البرهان/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۴

۲ -۱۹

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِیهَا حُجَّهًٌْ یَعْرِفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَا یَنْقَطِعُ الْحُجَّهًُْ مِنَ الْأَرْضِ إِلَّا أَرْبَعِینَ یَوْماً قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَإِذَا رُفِعَتِ الْحُجَّهًُْ أُغْلِقَ بَابُ التَّوْبَهًِْ وَ لَنْ یَنْفَعَ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُرْفَعَ الْحُجَّهًُْ أُولَئِکَ شِرَارُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ وَ هُمُ الَّذِینَ تَقُومُ عَلَیْهِمُ الْقِیَامَهًُْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- پیوسته زمین دارای حجّت و امام از جانب خدای بزرگ است که عارف به حلال و حرام است و مردم را به راه خدا دعوت می‌کند و هیچ‌وقت زمین بدون حجّت نخواهد بود، مگر چهل روز قبل از برپاشدن قیامت. وقتی حجّت از روی زمین برداشته شد دیگر در توبه بسته می‌شود و اگر کسی قبلا ایمان نیاورده باشد بعد از آن دیگر ایمان آوردن برایش سودی نخواهد داشت. چنین مردمی بدترین خلق خدا هستند و قیامت بر همین مردم به پا می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ کمال الدین، ج۱، ص۲۲۹/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲۰

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَا زَالَتِ الْأَرْضُ إِلَّا وَ لِلَّهِ تَعَالَی ذِکْرُهُ فِیهَا حُجَّهًٌْ یَعْرِفُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ یَدْعُو إِلَی سَبِیلِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَا یَنْقَطِعُ الْحُجَّهًُْ مِنَ الْأَرْضِ إِلَّا أَرْبَعِینَ یَوْماً قَبْلَ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ فَإِذَا رُفِعَتِ الْحُجَّهًُْ أُغْلِقَ بَابُ التَّوْبَهًِْ وَ لَنْ یَنْفَعَ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُرْفَعَ الْحُجَّهًُْ أُولَئِکَ شِرَارُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ وَ هُمُ الَّذِینَ تَقُومُ عَلَیْهِمُ الْقِیَامَهًُْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زمین از حالی به حالی دگرگون نمی‌شود. جز آنکه برای خدا در آن حجّتی می‌باشد که حلال و حرام را می‌داند و به راه خدای عزّوجلّ می‌خواند و حجّت جز چهل روز قبل از قیامت از زمین جدا نمی‌شود و زمانی‌که حجّت برداشته شود، در توبه بسته می‌شود و افرادی که قبلًا ایمان نیاورده‌اند، قبل از برداشته‌شدن حجّت سودی به حالشان نخواهد داشت. آن‌ها از بدترین خلق خدا هستند و آن‌ها کسانی هستند که قیامت بر آن‌ها برپا می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ کمال الدین، ج۱، ص۲۲۹

۲ -۲۱

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً قَالَ الْمُؤْمِنُ الْعَاصِی حَالَتْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ إِیمَانِهِ کَثْرَهًُْ ذُنُوبِهِ وَ قِلَّهًُْ حَسَنَاتِهِ فَلَمْ یَکْسِبْ فِی إِیمَانِهِ خَیْراً.

 

امام صادق (علیه السلام)- أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْرًا، مؤمن گناهکار، کثرت گناهانش و کم‌بودن حسناتش، میان او و ایمان حایل شده است. پس خیری را از ایمانش به دست نیاورده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۲/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۵/ البرهان/ نورالثقلین

۲ -۲۲

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْمُؤْمِنُ حَالَتِ الْمَعَاصِی بَیْنَهُ وَ بَیْنَ إِیمَانِهِ کَثُرَتْ ذُنُوبُهُ وَ قَلَّتْ حَسَنَاتُهُ فَلَمْ یَکْسِبْ فِی إِیمَانِهِ خَیْراً.

 

امام صادق (علیه السلام)- أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانها خَیْراً؛ گناهان بین مؤمن و ایمانش فاصله می‌اندازد، گناهانش زیاد و نیکی‌هایش اندک است و ایمانش به او سود نمی‌رساند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۱۲

۲ -۲۳

(انعام/ ۱۵۸)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِهِ تَعَالَی یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها قَالَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنَ الْمَغْرِبِ وَ خُرُوجُ الدَّابَّهًِْ وَ الدُّخَانُ وَ الرَّجُلُ یَکُونُ مُصِرّاً وَ لَمْ یَعْمَلْ عَلَی الْإِیمَانِ ثُمَّ تَجِیءُ الْآیَاتُ فَلَا یَنْفَعُهُ إِیمَانُهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عزّوجلّ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیَاتِ رَبِّکَ لاَ یَنفَعُ نَفْسًا إِیمَانُهَا، از جمله نشانه‌های زمان مفیدنبودن ایمان، طلوع خورشید از مغرب، خروج دابه (چهار پا)، دود، و مردی که اصرار بورزد درحالی‌که عمل ایمان را انجام نداده است، می­باشد. سپس آیه‌ها و نشانه‌های دیگر پشت سر هم می‌آیند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۱۲/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۳۲؛ فیه: «الدّجال و ظهور» بدلٌ «الدّابهًْ»/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۴/ نورالثقلین/ البرهان

۲ -۲۴

(انعام/ ۱۵۸)

 

الباقر (علیه السلام)- إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَکُلُّ مَنْ آمَنَ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ لَا یَنْفَعُهُ إِیمَانُهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- هنگامی‌که خورشید از مغرب طلوع کند، در آن هنگام، هرکه ایمان بیاورد، این ایمان برای او بی‌فایده است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۵۸ بحارالأنوار، ج۶، ص۳۱۳/ القمی، ج۱، ص۲۲۱/ البرهان/ نورالثقلین

 

آیه إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في شَيْ‌ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ [159]

 

كسانى كه در آيين خود تفرقه ايجاد كردند، و به دسته‌هاى گوناگون [و مذاهب مختلف] تقسيم شدند، تو هيچ‌گونه رابطه‌اى با آن‌ها ندارى. سر و كار آن‌ها تنها با خداست؛ سپس خدا آن‌ها را از آنچه انجام مى‌دادند، باخبر مى‌كند.

۱

(انعام/ ۱۵۹)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِاللهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً قَالَ فَارَقَ الْقَوْمُ وَ اللَّهِ دِینَهُمْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- معلّی‌بن‌خنیس از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است که درباره‌ی این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ وَکَانُواْ شِیَعًا، فرمود: «به خدا قسم، قوم از دینشان جدا شدند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۰ بحارالأنوار، ج۶۹، ص۱۳۱/ البرهان/ القمی، ج۱، ص۲۲۲/ نورالثقلین/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۵

۲

(انعام/ ۱۵۹)

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- فَارَقُوا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ صَارُوا أَحْزَاباً.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- کسانی که از امیرالمؤمنین (علیه السلام) جدا شدند و دسته‌هایی تشکیل دادند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۰ القمی، ج۱، ص۲۲۲/ بحارالأنوار، ج۹، ص۲۰۸

۳

(انعام/ ۱۵۹)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- قَالَ الثَّعْلَبِی فِی قَوْلِهِ تَعَالَی إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً بِإِسْنَادِهِ عَنْ ذَاذَانَ أَبِی‌عُمَرَ قَالَ قَالَ لِی عَلِیٌّ (علیه السلام) أَبَاعُمَرَ أَ تَدْرِی کَمِ افْتَرَقَتِ الْیَهُودُ قُلْتُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ افْتَرَقَتْ عَلَی إِحْدَی وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ کُلُّهَا فِی الْهَاِیَهًِْ إِلَّا وَاحِدَهًًْ هِیَ نَاجِیَهًٌْ أَ تَدْرِی عَلَی کَمِ افْتَرَقَتِ النَّصَارَی قُلْتُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ قَالَ افْتَرَقَتْ عَلَی اثْنَتَیْنِ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ کُلُّهَا فِی الْهَاوِیَهًِْ إِلَّا وَاحِدَهًًْ هِیَ النَّاجِیَهًُْ أَ تَدْرِی عَلَی کَمْ تَفْتَرِقُ هَذِهِ الْأُمَّهًُْ قُلْتُ اللَّهُ أَعْلَمُ قَالَ تَفْتَرِقُ عَلَی ثَلَاثٍ وَ سَبْعِینَ فِرْقَهًًْ کُلُّهَا فِی الْهَاوِیَهًِْ إِلَّا وَاحِدَهًًْ هِیَ النَّاجِیَهًُْ وَ أَنْتَ مِنْهُمْ یَا أَبَاعُمَرَ.

 

امام علی (علیه السلام)- ثعلبی در تفسیرش ذیل این کلام خداوند متعال: إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَ کانُوا شِیَعاً به سند خود از ذاذان اباعمر نقل کرده است: امام علی (علیه السلام) به من فرمود: «ای اباعمر! آیا می‌دانی که قوم یهود به چند فرقه تقسیم شدند»؟ گفتم: «خدا و رسولش بهتر می­دانند». ایشان فرمود: «آن‌ها به هفتادویک فرقه تقسیم شدند که جز یک فرقه نجات می­یابند، همگی آن‌ها در جهنّم هستند. می­دانی که نصاری به چند فرقه تقسیم شدند»؟ گفتم: «خدا و رسولش بهتر می‌دانند». ایشان فرمود: «آن‌ها به هفتادودو فرقه تقسیم شدند که جز یک فرقه نجات نمی‌یابند، همگی آن‌ها در جهنّم هستند. می­دانی این امّت به چند فرقه تقسیم می­شوند»؟ گفتم: «خدا بهتر می­داند». فرمود: «این امّت به هفتادوسه فرقه تقسیم می­شوند، همگی در جهنّم هستند جز یک فرقه که نجات می­یابند و تو نیز ای اباعمر از آن‌ها خواهی بود».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۰ بحارالأنوار، ج۲۸، ص۱۲/ العمدهًْ، ص۷۴

۴

(انعام/ ۱۵۹)

 

الباقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ إِنَّهُمْ أَهْلُ الضَّلَالَهًِْ وَ أَصْحَابُ الشُّبُهَاتِ وَ الْبِدَعِ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ منظور؛ شبهه‌اندازان و گمراهان و بدعت‌گذاران این امّت‌اند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۰ بحرالعرفان، ج۶، ص۵۲۱/ نورالثقلین

 

آیه مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (160( ( النُّزُولُ [160]

 

هركس كار نيكى به‌جا آورد، ده‌برابر آن پاداش دارد، و هر‌كس كار بدى انجام دهد، جز به‌مانند آن، كيفر نخواهد ديد؛ و ستمى بر آن‌ها نخواهد شد. (۱۶۰ ( سبب نزول

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ عَلَی النَّبِیِّ (صلی الله علیه و آله) مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ زِدْنِی فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) اللَّهُمَّ زِدْنِی فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً فَعَلِمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَنَّ الْکَثِیرَ مِنَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ لَا یُحْصَی وَ لَیْسَ لَهُ مُنْتَهَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- هنگامی‌که آیه: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها به رسول گرامی (صلی الله علیه و آله) نازل شد، عرض کرد: «خدایا بیشتر از این عنایت فرما». خداوند این آیه را نازل فرمود: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها پیامبر (صلی الله علیه و آله) عرض کرد: «خدایا بیش از این عنایت فرما». خداوند این آیه را نازل کرد: کیست که به خدا «قرض الحسنه‌ای» دهد، [و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند]، تا آن را برای او، چندین برابر کند؟. (بقره/۲۴۵). پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) متوجّه شد که کثیر و زیاد از نظر خدا به قدری زیاد است که حدّ و نهایت نداشته و قابل احصاء نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۰ نورالثقلین/بحارالأنوار، ج۶۸، ص۲۴۶/ معانی الأخبار، ص۳۹۷/ العیاشی، ج۱، ص۱۳۱؛ فیه: «لیس له منتهی» محذوفٌ

۲

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَمَّا أَعْطَی اللَّهُ إِبْلِیسَ مَا أَعْطَاهُ مِنَ الْقُوَّهًِْ قَالَ آدَمُ (علیه السلام) یَا رَبِّ سَلَّطْتَ إِبْلِیسَ عَلَی وُلْدِی وَ أَجْرَیْتَهُ مِنْهُمْ مَجْرَی الدَّمِ فِی الْعُرُوقِ وَ أَعْطَیْتَهُ مَا أَعْطَیْتَهُ فَمَا لِی وَ لِوُلْدِی قَالَ لَکَ وَ لِوُلْدِکَ السَّیِّئَهًُْ بِوَاحِدَهًٍْ وَ الْحَسَنَهًُْ بِعَشْرِ أَمْثَالِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- وقتی خداوند تبارک و تعالی به ابلیس آن قدرت را داد، آدم (علیه السلام) گفت: «پروردگارا، ابلیس را بر فرزندان من مسلّط کردی و او را مانند جاری شدن خون در رگ‌ها در وجود آنان جاری کردی و به او دادی آنچه دادی، پس من و فرزندانم چه خواهیم داشت»؟ پس فرمود: «تو و فرزندانت در مقابل بدی یک بدی و در مقابل هر خوبی ده برابر آن را خواهید داشت».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۰ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۸۸/ نورالثقلین

هرکس کار نیکی به‌جا آورد

۱ -۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ قَالَ الْحَسَنَهًُْ حُبُّنَا وَ مَعْرِفَهًُْ حَقِّنَا وَ السَّیِّئَهًُْ بُغْضُنَا وَ انْتِقَاصُ حَقِّنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ؛ حسنه حبّ ما و معرفت حقّ ما است، و سیّئه بغض و ادا نکردن حقّ ما است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۴/ المناقب، ج۴، ص۲۸۴/ الصراط المستقیم، ج۱، ص۲۴۱/ المناقب، ج۳، ص۱۰۰/ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۵/ کشف الغمهًْ، ج۱، ص۳۲۱/ کشف الیقین، ص۳۸۳

۱ -۲

(انعام/ ۱۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- فِی رِوَایَهًِْ شَرِیفٍ عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌عَلِی (علیه السلام) الْحَسَنَهًُْ الَّتِی عَنَی اللَّهُ وَلَایَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ السَّیِّئَهًُْ عَدَاوَتُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- شریف نقل می‌کند: امام باقر (علیه السلام) فرمود: «حسنه‌ای که در این آیه آمده ولایت ما اهل بیت و سیّئه عداوت و دشمنی با ما اهل‌بیت است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۱/ البرهان

۱ -۳

(انعام/ ۱۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- الْحَسَنَةُ وَلَایَهًُْ عَلِیٍّ (علیه السلام) وَ حُبُّهُ وَ السَّیِّئَةُ عَدَاوَتُهُ وَ بُغْضُهُ.

 

امام باقر (علیه السلام)- الحَسَنَة ولایت علی (علیه السلام) و السَّیِّئَة بغض و دشمنی با اوست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۲ بحرالعرفان، ج۶، ص۵۲۵

۱ -۴

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِهِ: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها. قَال هِیَ لِلْمُسْلِمِینَ عَامَّهًًْ وَ الْحَسَنَهًُْ الْوَلَایَهًُْ فَمَنْ عَمِلَ مِنْ حَسَنَهًٍْ کُتِبَتْ لَهُ عَشْراً فَإِنْ لَمْ یَکُنْ وَلَایَهًٌْ {لَهُ} دُفِعَ عَنْهُ بِمَا عَمِلَ مِنْ حَسَنَتِهِ فِی الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فِی الْآخِرَهًِْ مِنْ خَلَاقٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- عبدالرّحمن‌بن‌کثیر از امام صادق (علیه السلام) در مورد آیه: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها روایت می‌کند که فرمود: «این آیه مربوط به عموم مسلمین است. و حَسَنَةِ عبارت از ولایت است؛ هرکس کار نیکی انجام دهد، برای او ده برابر نوشته می‌شود، اگر ولایت نداشته باشد، پاداش او را در مقابل عمل نیکش در دنیا می­دهند و در آخرت او را بهره‌ای نیست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۶۸/ القمی، ج۲، ص۱۳۱ فیه: «رفع» بدلٌ «دفع»/ نورالثقلین

۱ -۵

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ قَال سُئِلَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالحَسَنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها یَجْرِی لِهَؤُلَاءِ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ مِنْهُمْ هَذَا الْأَمْرَ فَقَالَ لَا إِنَّمَا هَذِهِ لِلْمُؤْمِنِینَ خَاصَّهًًْ قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ أَ رَأَیْتَ مَنْ صامَ وَ صلَّی وَ اجْتَنَبَ الْمَحَارِمَ وَ حَسُنَ وَرَعُهُ مِمَّنْ لَا یَعْرِفُ وَ لَا یَنْصِبُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ یُدْخِلُ أُولَئِکَ الْجَنَّهًَْ بِرَحْمَتِهِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- زراره گوید: در حالی که من نیز حضور داشتم، از حضرت صادق (علیه السلام) سؤال کردند: «آیا این آیه مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها شامل کسانی که اعتقاد به امامت نداشته باشند هم می‌شود»؟ فرمود: «نه، این اختصاص به مؤمنین دارد». عرض کردم: «خدا خیرت دهد، کسی که روزه بدارد و نماز بخواند و از کارهای حرام پرهیز کند و پرهیزکار باشد، امّا اعتقاد به امامت نداشته باشد، ولی ناصبی و دشمن هم نباشد چطور»؟ فرمود: «خداوند آن‌ها را به رحمت خود وارد بهشت می­کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۲ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۸۳/ المحاسن، ج۱، ص۱۵۸/ البرهان/ المؤمن، ص۲۹

۱ -۶

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ جاءَ بِالحَسَنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها فَإِذَا جَاءَ بِهَا مَعَ الْوَلَایَهًِْ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ جَهَنَّمَ لَا یُخْرَجُ مِنْهَا وَ لَا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ مِنْ غَیْرِهِمْ لَا یُجَازَی إِلَّا مِثْلَهَا وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ مَا هِیَ الْحَسَنَهًُْ الَّتِی مَنْ جَاءَ بِهَا أَمِنَ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ قَالَ الْحَسَنَهًُْ وَلَایَتُنَا وَ حُبُّنَا وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ و وَ لَمْ یَقْبَلْ لَهُمْ عَمَلًا وَ لَا صَرْفاً وَ لَا عَدْلًا فَهُوَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ هل یجزون إلا ما کانوا یعملون

 

امام صادق (علیه السلام)- مَنْ جاءَ بِالحَسَنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها؛ زمانی‌که آن را همراه ولایت بیاورد، ده برابر آن پاداش دارد. وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ، در آتش جهنّم که از آن بیرون نمی‌آید و عذاب آن‌ها تخفیف داده نمی‌شود. وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ از غیر آن‌ها، جز به‌مانند آن مجازات نمی‌شود. و از ایشان درباره‌ی کلام خداوند: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ پرسیدم که آن کار نیک چیست که هرکس آن را بیاورد، از وحشت روز قیامت در امان می‌ماند؟ فرمود: «حَسَنَةِ ولایت ما و محبّت ما است. وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَکُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِی النَّار؛ ِ هیچ عملی، هزینه مالی و غرامتی از آن‌ها پذیرفته نمی‌شود و آن (اعمال بد)، کینه و دشمنی ما اهل بیت است. آیا جز آنچه را عمل می‌کردند پاداش داده می‌شوند؟!. (اعراف/۱۴۷)».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۲ فرات الکوفی، ص۱۳۹

۱ -۷

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌عَمَّارٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ قَالَ لِی أَبُوعَبْدِ اللَّه (علیه السلام) فَمَا الْحَسَنَهًُْ وَ السَّیِّئَهًُْ قَالَ قُلْتُ أَخْبِرْنِی یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ الْحَسَنَهًُْ السِّتْرُ وَ السَّیِّئَهًُْ إِذَاعَهًُْ حَدِیثِنَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- اسحاق‌بن‌عمّار صیرفی گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «حَسَنَةِ و سَّیِّئَةِ چیست»؟ عرض کردم: «مرا آگاه بفرما». فرمود: «حَسَنَةِ پنهان‌نمودن و سَّیِّئَةِ افشا و پرده‌دری از حدیث ماست».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۴ بحارالأنوار، ج۲۴، ص۴۵/ فرات الکوفی، ص۱۳۹

۱ -۸

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- الْحَسَنَاتُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی وَجْهَیْنِ وَ السَّیِّئَاتُ عَلَی وَجْهَیْنِ فَمِنَ الْحَسَنَاتِ الَّتِی ذَکَرَهَا اللَّهُ الصِّحَّهًُْ وَ السَّلَامَهًُْ وَ الْأَمْنُ وَ السَّعَهًُْ فِی الرِّزْقِ وَ قَدْ سَمَّاهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَةٌ یَعْنِی بِالسَّیِّئَهًِْ هَاهُنَا الْمَرَضَ وَ الْخَوْفَ وَ الْجُوعَ وَ الشِّدَّهًَْ یَطَّیَّرُوا بِموسی وَ مَنْ مَعَهُ أَیْ یَتَشَاءَمُوا بِهِ وَ الْوَجْهُ الثَّانِی مِنَ الحسناتِ یَعْنِی بِهِ أَفْعَالَ الْعِبَادِ وَ هُوَ قَوْلُهُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مِثْلُهُ کَثِیرٌ.[1] (المُؤمِنُ یُجزَی عَشرُ أمثَالُهَا

 

امام صادق (علیه السلام)- حسنات در کتاب خداوند به دو معنا و سیّئات نیز به دو معنا می­باشند: یکی از معانی حسنات در قرآن، همان صحّت و سلامت و امنیّت و رزق زیاد است که خداوند این­ها را با نام حسنات آورده است. و سَّیِّئَةِ در این کلام خداوند: و اگر سیّئه [و شکستی] برسد. (نساء/۷۸). به‌معنای مرض و ترس و گرسنگی و سختی است [که فرعونیان آن را] از شومی موسی و کسان او می‌دانستند. (اعراف/۱۳۱). یعنی آن را به نحوست آنان نسبت می­دادند. و معنای دیگر حسنات، افعال بندگان است؛ مانند این کلام خداوند: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها، و مانند آن [در قرآن] زیاد است. (مؤمن ده برابر پاداش داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۴ بحارالأنوار، ج۵، ص۲۰۱/ القمی، ج۱، ص۱۴۳

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَ رَأَیْتَ الْمُؤْمِنَ لَهُ فَضْلٌ عَلَی الْمُسْلِمِ فِی شَیْءٍ مِنَ الْمَوَارِیثِ وَ الْقَضَایَا وَ الْأَحْکَامِ حَتَّی یَکُونَ لِلْمُؤْمِنِ أَکْثَرُ مِمَّا یَکُونُ لِلْمُسْلِمِ فِی الْمَوَارِیثِ أَوْ غَیْرِ ذَلِکَ قَالَ لَا هُمَا یَجْرِیَانِ فِی ذَلِکَ مَجْرًی وَاحِداً إِذَا حَکَمَ الْإِمَامُ عَلَیْهِمَا وَ لَکِنَّ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلًا عَلَی الْمُسْلِمِ فِی أَعْمَالِهِمَا وَ مَا یَتَقَرَّبَانِ بِهِ إِلَی اللَّهِ قَالَ فَقُلْتُ أَ لَیْسَ اللَّهُ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ زَعَمْتُ أَنَّهُمْ مُجْتَمِعُونَ عَلَی الصَّلَاهًِْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ مَعَ الْمُؤْمِنِ قَالَ فَقَالَ أَ لَیْسَ اللَّهُ قَدْ قَالَ وَ اللهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ أَضْعَافاً کَثِیرَةً فَالْمُؤْمِنُونَ هُمُ الَّذِینَ یُضَاعِفُ اللَّهُ لَهُمُ الحسناتِ لِکُلِّ حَسَنَهًٍْ سَبْعِینَ ضِعْفاً فَهَذَا مِنْ فَضْلِهِمْ وَ یَزِیدُ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ فِی حَسَنَاتِهِ عَلَی قَدْرِ صحَّهًِْ إِیمَانِهِ أَضْعَافاً مُضَاعَفَهًًْ کَثِیرَهًًْ وَ یَفْعَلُ اللَّهُ بِالْمُؤْمِنِینَ مَا یَشَاءُ قُلْتُ لأَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَهَلْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَی الْمُسْلِمِ فِی شَیْءٍ مِنَ الْفَضَائِلِ وَ الْأَحْکَامِ وَ الْحُدُودِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ فَقَالَ لَا هُمَا یَجْرِیَانِ فِی ذَلِکَ مَجْرَی وَاحِدٍ وَ لَکِنْ لِلْمُؤْمِنِ فَضْلٌ عَلَی الْمُسْلِمِ فِی أَعْمَالِهِمَا وَ مَا یَتَقَرَّبَانِ بِهِ إِلَی اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ قُلْتُ أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ زَعَمْتَ أَنَّهُمْ مُجْتَمِعُونَ عَلَی الصَّلَاهًِْ وَ الزَّکَاهًِْ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ مَعَ الْمُؤْمِنِ قَالَ أَ لَیْسَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثِیرَةً فَالْمُؤْمِنُونَ هُمُ الَّذِینَ یُضَاعِفُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُمْ حَسَنَاتِهِمْ لِکُلِّ حَسَنَهًٍْ سَبْعُونَ ضِعْفاً فَهَذَا فَضْلُ الْمُؤْمِنِ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حمران گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «آیا به نظر شما مؤمن در چیزی از ارث، و قضاوت و احکام بر مسلمان برتری دارد تا اینکه مثلاً بیش از مسلمان ارث ببرد یا نه»؟ فرمود: «نه! در این مسائل وقتی امام فرمانی دهد هر دو یکسانند، ولی مؤمن در اعمال و آنچه مایه‌ی تقرّب به خداست بر مسلمان برتری دارد». عرض کردم: «مگر خدا نمی‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها؟ و چنانچه فرمودید، در نماز و زکات و روزه و حج برابرند». فرمود: «مگر خدا نمی‌فرماید: وَ اللهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ أَضْعَافاً کَثِیرَةً پس مؤمنین آن‌هایی هستند که خدا کار خیر آن‌ها را هفتاد برابر می‌کند، و این فضیلت آن‌هاست، و خداوند حسنات مؤمن را به میزان درستی ایمانش به چندین برابر می‌افزاید، و با مؤمنین هرچه خواهد می‌کند». گفتم: «آیا مؤمن بر مسلمان برتری دارد و در احکام و حدود و فضیلت‌ها با هم فرق دارند». فرمود: «خیر آن‌ها در این‌گونه موارد با هم یکسان می‌باشند ولی مؤمن بر مسلمان برتری دارد و در کارهایی که انجام می‌دهد و عبادت‌هایی که می‌کند بر مسلمان فضیلت دارد». گفتم: «مگر خداوند متعال نفرموده است: مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها، من گمان می‌کنم که آن‌ها در نماز و زکات و روزه و حج با مؤمن برابر هستند». فرمود: «مگر مشاهده نمی‌کنی که خداوند فرموده: [و از اموالی که خدا به او بخشیده، انفاق کند]، تا آن را برای او، چندین برابر کند؟. (بقره/۲۴۵). خداوند برای مؤمنان در حسناتی که انجام داده‌اند به‌طور مضاعف می‌دهد، برای هر حسنه‌ای هفتاد برابر عطا می‌کند، و این فضیلتی برای مؤمن می‌باشد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۴ الکافی، ج۲، ص۲۶/ العیاشی، ج۱، ص۱۴۶/ نورالثقلین/ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۸۳

۲

(انعام/ ۱۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- عَنْ زُرَارَهًَْ وَ حُمْرَانَ وَ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‌جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالُوا سَأَلْنَاهُمَا عَنْ قَوْلِهِ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها أَ هِیَ لِضُعَفَاءِ الْمُسْلِمِینَ قَالَ لَا وَ لَکِنَّهَا لِلْمُؤْمِنِینَ وَ إِنَّهُ لَحَقٌّ عَلَی اللَّهِ أَنْ یَرْحَمَهُمْ.[1] (الصَّوْمِ یُجْزی عشراً

 

امام باقر (علیه السلام)- زراره نقل می‌کند: از امام باقر (علیه السلام) دربارهی این کلام خداوند عزّوجلّ: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا پرسیدم که آیا در مورد مسلمانانی که ایمانشان ضعیف است، نازل شده است؟ فرمود: «خیر، بلکه دربارهی همه‌ی مؤمنان نازل شده است و بر خدا حق است که آنان را مورد رحمت خویش قرار دهد». (در برابر روزه ده برابر پاداش داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۲۴۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۶/ البرهان

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- سَأَلَ أباعبدالله (علیه السلام) عَنِ الصَّوْمِ فِی الْحَضَرِ فَقَالَ ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ شَهْرٍ الْخَمِیسُ مِنْ جُمْعَهًٍْ وَ الْأَرْبِعَاءُ مِنْ جُمْعَهًٍْ وَ الْخَمِیسُ مِنْ جُمْعَهًٍْ فَقَالَ لَهُ الْحَلَبِیُّ هَذَا مِنْ کُلِّ عَشَرَهًِْ أَیَّامٍ یَوْمٌ قَالَ نَعَمْ وَ قَدْ قَالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) صیَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ شَهْرٍ یَذْهَبْنَ بِبَلَابِلِ الصَّدْرِ إِنَّ صیَامَ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ شَهْرِ یَعْدِلُ صیَامَ الدَّهْرِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

 

امام صادق (علیه السلام)- حلبی از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی روزه در وطن پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «سه روز در ماه: پنجشنبه از یک هفته، چهارشنبه از هفته‌ای دیگر و پنجشنبه از یک هفته دیگر». پس حلبی به حضرت عرض کرد: «از هر ده روز یک روز»؟ فرمود: «آری، امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده است: «روزه‌ی ماه رمضان و سه روز در هر ماه وسوسه‌های سینه را از بین می‌برد». سه روز روزه در هر ماه [برابر با] روزه‌ی دهر است. خداوند عزوجلّ می‌فرماید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ص۹۴، ص۹۴/ الکافی، ج۴، ص۹۲/ الأمالی للصدوق، ص۵۸۷/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَلِیِّ‌بْنِ‌أَبِی‌حَمْزَهًَْ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبدِاللهِ (علیه السلام) عَمَّا جَرَتْ بِهِ السُّنَّهًُْ فِی الصَّوْمِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ شَهْرٍ خَمِیسٌ فِی الْعَشْرِ الْأُوَلِ وَ أَرْبِعَاءُ فِی الْعَشْرِ الْأَوْسَطِ {الْوُسَطِ} وَ خَمِیسٌ فِی الْعَشْرِ الْأَخِیرِ {الْأُخَرِ} یَعْدِلُ صیَامُهُنَّ صیَامَ الدَّهْرِ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها فَمَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهَا لِضَعْفٍ فَصَدَقَهًُْ دِرْهَمٍ أَفْضَلُ لَهُ مِنْ صیَامِ یَوْمٍ.

 

امام صادق (علیه السلام)- علی‌بن‌ابی‌حمزه از پدرش نقل می‌کند: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «روش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روزه چه بود»؟ فرمود: «هر ماهی سه روز پنجشنبه دهه اوّل و چهارشنبه دهه دوّم و پنجشنبه دهه‌ی آخر، و روزه این سه روز معادل روزه‌ی تمام سال است چون خدای عزّوجلّ می‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها و هرکس به‌واسطه‌ی ناتوانی نتواند این روزها را روزه بگیرد اگر یک درهم صدقه بدهد اجرش بیشتر از یک روز روزه است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۹۵/ الخصال، ج۱، ص۱۶۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۳۵

۳

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ ابْنِ‌یَسَارٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: یَا یَسَارُ تَدْرِی مَا صیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَدْرِی قَالَ الهانی إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حِینَ قُبِضَ أَوَّلُ خَمِیسٍ مِنْ أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ أَرْبِعَاءُ فِی أَوْسَطِهِ وَ خَمِیسٌ فِی آخِرِهِ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها هُوَ الدَّهْرَ صائِمٌ لَا یُفْطِرُ ثُمَّ قَالَ مَا أَغْبَطَ عِنْدِیَ الصَّائِمَ یَظَلُّ فِی طَاعَهًِْ اللَّهِ وَ یُمْسِی یَشْتَهِی الطَّعَامَ وَ الشَّرَابَ إِنَّ الصَّوْمَ نَاصِرٌ لِلْجَسَدِ حَافِظٌ وَ رَاعٍ لَهُ.

 

امام صادق (علیه السلام)- یسار نقل می‌کند: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «ای یسار! آیا می‌دانی، روزه‌گرفتن سه روز یعنی چه»؟ گفتم: «فدایت شوم، نمی‌دانم». فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در هنگام وفاتش، [روزه‌گرفتن] روز پنجشنبه از اوّل ماه، و چهارشنبه در وسط هر ماه و پنجشنبه در آخر ماه را به ارمغان آورده است و این همان کلام خداوند تبارک‌وتعالی: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا است. او همه‌ی عمرش را روزه‌دار بود». سپس فرمود: «من به روزه‌دار خیلی غبطه می‌خورم، چراکه او درحال اطاعت از خداست و درحالی‌که به غذا و خوردنی و نوشیدنی اشتها دارد، وارد شامگاه می‌شود! به‌درستی‌که روزه به بدن یاری می‌رساند و از آن حفاظت و مراقبت می‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۶ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۰۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۷ فیه: «ما تدری» بدلٌ «تدری» و «یمشی» بدلٌ «یمسی»/ البرهان

۴

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ صَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) حَتَّی قِیلَ مَا یُفْطِرُ ثُمَ أَفْطَرَ حَتَّی قِیلَ مَا یَصُومُ ثُمَ صَامَ صَوْمَ دَاوُدَ (علیه السلام) یَوْماً وَ یَوْماً لَا ثُمَّ قُبِضَ عَلَی
 صِیَامِ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ وَ قَالَ یَعْدِلْنَ صَوْمَ الدَّهْرِ وَ یَذْهَبْنَ بِوَحَرِ الصَّدْرِ قَالَ حَمَّادٌ فَقُلْتُ فَمَا الْوَحَرُ فَقَالَ الْوَحَرُ الْوَسْوَسَهًُْ قَالَ حَمَّادٌ فَقُلْتُ أَیُّ الْأَیَّامِ هِیَ قَالَ أَوَّلُ خَمِیسٍ فِی الشَّهْرِ وَ أَوَّلُ أَرْبِعَاءَ بَعْدَ الْعَشْرِ وَ آخِرُ خَمِیسٍ فِیهِ فَقُلْتُ لِمَ صَارَتْ هَذِهِ الْأَیَّامُ الَّتِی تُصَامُ فَقَالَ إِنَّ مَنْ قَبْلَنَا مِنَ الْأُمَمِ کَانَ إِذَا نَزَلَ عَلَی أَحَدِهِمُ الْعَذَابُ نَزَلَ فِی هَذِهِ الْأَیَّامِ الْمَخُوفَهًِْ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حمّادبن‌عثمان گوید: شنیدم امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزه می‌گرفت، تا جایی‌که به وی گفته شد افطار کند. پس افطار کرد تا آنکه به وی امر به روزه شد، سپس مانند روزه‌ی داود (علیه السلام)، یک روز در میان روزه می‌گرفت و درحالی‌که سه روز از ماه را روزه می‌گرفت، قبض روح شد. این روزه­ها برابر با روزه همه‌ی عمر است و وَحَر را از بین می­برد». گفتم: «وحر چیست»؟ حضرت فرمود: «وحر به‌معنای وسوسه است». من گفتم: «آن‌ها چه روزهایی هستند»؟ فرمود: «اوّلین پنجشنبه‌ی هر ماه و اوّلین چهارشنبه‌ی وسط ماه و آخرین پنجشنبه‌ی ماه». گفتم: «چرا این روزها برای روزه انتخاب شده است»؟ فرمود: «زیرا هرگاه قرار بود بر هریک از امّت­های پیشین، عذاب نازل شود، در این روزهای ترسناک نازل می­شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۶ تهذیب الأحکام، ج۴، ص۳۰۲/ البرهان

۵

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ‌بْنِ‌مُحَمَّدٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ کَیْفَ یُصْنَعُ فِی الصَّوْمِ صوْمِ السُّنَّهًِْ فَقَالَ صوْمُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ خَمِیسٍ مِنْ عَشْرٍ وَ أَرْبِعَاءَ مِنْ عَشْرٍ وَ خَمِیسٍ مِنْ عَشْرٍ الْأَرْبِعَاءُ بَیْنَ خَمِیسَیْنِ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ صوْمُ الدَّهْرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- احمدبن‌محمّد گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: «درباره‌ی روزه‌ی مستحبی چه کار باید بکنیم»؟ گفت: «روزه‌داری در سه روز از هر ماه: پنجشنبه‌ی اوّل ماه، و چهارشنبه‌ی وسط ماه، و پنجشنبه‌ی آخر ماه، و چهارشنبه میان دو پنجشنبه است. خدای عزّوجلّ می‌فرماید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا و سه روز در هر ماه، برابر با روزه‌ی همه‌ی عمر است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۸ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۲۸/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۶/ البرهان

۶

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ صامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ مِنْ کُلِّ شَهْرٍ کَانَ کَمَنْ صامَ الدَّهْرَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

 

امام صادق (علیه السلام)- از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روایت شده است؛ کسی که سه روز از هر ماه را روزه بگیرد مانند این است که تمام عمر را روزه گرفته است؛ زیرا خداوند عزوجلّ می‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۸ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۵۱۲/ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۰۸/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۸۳

۷

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- سُئِلَ الصَّادِقُ (علیه السلام) عَنْ تَأْوِیلِ هَذَا الْقَوْلِ وَ کَیْفَ صَارَ صَوْمُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ شَهْرٍ یَعْدِلُ صَوْمَ الدَّهْرِ؟ فَقَالَ (علیه السلام): لِأَنَّهُ کُلَّمَا صَامَ یَوْماً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ عَشَرَهًِْ أَیَّامٍ فَإِذَا صَامَ فِی کُلِّ شَهْرٍ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ عَلَی مَا رَتَّبْنَاهُ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ صِیَامَ الشَّهْرِ کُلِّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِهَا.

 

امام صادق (علیه السلام)- از امام صادق (علیه السلام) درباره‌ی تأویل این سخن سؤال شد: «چگونه روزه‌ی سه روز در هر ماهی، با روزه‌ی تمام مدّت زندگی برابری می‌کند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «چون هرگاه یک روز، روزه بگیرد، خداوند روزه‌ی ده روز را برای او می‌نویسد و وقتی در هر ماه سه روز با ترتیبی که ما گفتیم روزه بگیرد، خداوند روزه همه‌ی ماه را برای او می‌نویسد. خدای عزّوجلّ فرمود: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۸ المقنعهًْ، ص۳۶۹

۸

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) یَوْماً لِأَصْحَابِهِ أَیُّکُمْ یَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) أَنَا یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَیُّکُمْ یُحْیِی اللَّیْلَ قَالَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) أَنَا یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ فَأَیُّکُمْ یَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَقَالَ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) أَنَا یَا رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَغَضِبَ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَقَالَ یا رسول الله (صلی الله علیه و آله) إِنَّ سَلْمَانُ (رحمة الله علیه) رَجُلٌ مِنَ الْفُرْسِ یُرِیدُ أَنْ یَفْتَخِرَ عَلَیْنَا مَعَاشِرَ قُرَیْشٍ قُلْتَ أَیُّکُمْ یَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَکْثَرَ أَیَّامِهِ یَأْکُلُ وَ قُلْتَ أَیُّکُمْ یُحْیِی اللَّیْلَ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَکْثَرَ لَیْلَتِهِ نَائِمٌ وَ قُلْتَ أَیُّکُمْ یَخْتِمُ الْقُرْآنَ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَقَالَ أَنَا وَ هُوَ أَکْثَرَ نَهَارِهِ صامِتٌ فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَهْ یَا فُلَانُ أَنَّی لَکَ بِمِثْلِ لُقْمَانَ الْحَکِیمِ (رحمة الله علیه) سَلْهُ فَإِنَّهُ یُنَبِّئُکَ فَقَالَ الرَّجُلُ لِسَلْمَانَ (رحمة الله علیه) یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ أَ لَیْسَ زَعَمْتَ
 أَنَّکَ تَصُومُ الدَّهْرَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ رَأَیْتُکَ فِی أَکْثَرِ نَهَارِکَ تَأْکُلُ فَقَالَ لَیْسَ حَیْثُ تَذْهَبُ إِنِّی أَصُومُ الثَّلَاثَهًَْ فِی الشَّهْرِ وَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اصحابش فرمود: «کدام‌یک شما همه‌ی عمر روزه می‌دارد»؟ سلمان (رحمة الله علیه) عرض کرد: «من! ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)». رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «کدام‌یک از شما همه‌ی شب‌ها را بیدار است». سلمان (رحمة الله علیه) گفت: «من! ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)». فرمود: «کدام‌یک از شما هر شب قرآن را ختم می‌کند»؟ سلمان (رحمة الله علیه) گفت: «من! ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) یکی از اصحاب آن حضرت خشمگین شد و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) !سلمان (رحمة الله علیه) مردی عجمی است و می‌خواهد به ما قریشیان ببالد، فرمودی: «کدام‌یک از شما همه‌ی عمرش روزه می‌دارد». گفت: «من». با اینکه بیشتر روزها را غذا می‌خورد. و فرمودی: «کدام‌یک از شما همه‌ی شب را بیدار است». گفت: «من». با اینکه بیشتر شب‌ها خواب است. و فرمودی: «کدام‌یک از شما هر روز یک ختم قرآن می‌خواند»؟ گفت: «من»! با اینکه بیشتر روزها خاموش است. پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «خاموش باش ای فلانی تو کجا و لقمان حکیم کجا؟ از او بپرس تا به تو خبر دهد» آن مرد به سلمان (رحمة الله علیه) گفت: «ای اباعبدالله! تو نگفتی همه روز روزه‌ای»؟! گفت: «چرا»؟ گفت: «ولی من دیده‌ام بیشتر روزها را غذا می‌خوری»؟ گفت: «چنان هست که تو گمان بردی، من در هر ماه سه روز روزه می‌گیرم و خدای عزّوجلّ می‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۶۸ بحارالأنوار، ج۲۲، ص۳۱۷/ الأمالی للصدوق، ص۳۳/ روضهًْ الواعظین، ج۲، ص۲۸۰/ فضایل الأشهرالثلاثهًْ، ص۴۹/ معانی الأخبار، ص۲۳۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۲۱

۹

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- إِنَّمَا جُعِلَ صوْمِ السُّنَّهًِْ لِیَکْمُلَ بِهِ صوْمِ الْفَرْضِ وَ إِنَّمَا جُعِلَ فِی کُلِّ شَهْرٍ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ عَشَرَهًِْ أَیَّامٍ یَوْماً لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها فَمَنْ صامَ فِی کُلِّ عَشَرَهًِْ أَیَّامٍ یَوْماً وَاحِداً فَکَأَنَّمَا صامَ الدَّهْرَ کُلَّه.

 

امام رضا (علیه السلام)- روزه‌ی مستحبی قرار داده شده تا به‌وسیله‌ی آن روزه‌ی واجب کامل گردد و در هر ماهی سه روز در هر ده روزی یک روز قرار داده شده است؛ چون خدای عزّوجلّ می‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها؛ پس هرکس در هر ده روز، یک روز روزه بگیرد، گویا تمام مدّت عمرش روزه گرفته است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۰ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۱۹/ عیون أخبارالرضا (ع)، ج۲، ص۱۱۷/ علل الشرایع، ج۱، ص۲۷۱

۱۰

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- فِی عِلَلِ الْفَضْلِ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) فَإِنْ قَال فَلِمَ جُعِلَ صوْمِ السُّنَّهًِْ قِیلَ لِیَکْمُلَ بِهِ صوْمِ الْفَرْضِ فَإِنْ قَالَ فَلِمَ جُعِلَ فِی کُلِّ شَهْرٍ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فِی کُلِّ عَشَرَهًِْ أَیَّامٍ یَوْماً قِیلَ لِأَنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

 

امام رضا (علیه السلام)- اگر گفته شود: «روزه‌ی مستحبی برای چه گذاشته شده است»؟ در پاسخ گفته می‌شود: «برای کامل‌کردن روزه‌ی واجب». پس اگر گفته شود: «پس چرا در هر ماه سه روز و در هر ده روز یک روز روزه مستحب شده است»؟ گفته می‌شود: «زیرا خداوند تبارک‌وتعالی می‌فرماید: من جاءَ بالحسنةِ فله عشرُ أمثالِها».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۰ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۹۲

۱۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- النَّاسُ فِی یَوْمِ الْجُمُعَهًِْ عَلَی ثَلَاثَهًِْ مَنَازِلَ رَجُلٌ شَهِدَهَا بِإِنْصَاتٍ وَ سُکُوتٍ قَبْلَ الْإِمَامِ وَ ذَلِکَ کَفَّارَهًٌْ لِذُنُوبِهِ مِنَ الْجُمُعَهًِْ إِلَی الْجُمُعَهًِْ الثَّانِیَهًِْ وَ زِیَادَهًَْ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ رَجُلٌ شَهِدَهَا بِلَغَطٍ وَ مَلَقٍ وَ قَلَقٍ فَذَلِکَ حَظُّهُ وَ رَجُلٌ شَهِدَهَا وَ الْإِمَامُ یَخْطُبُ فَقَامَ یُصَلِّی فَقَدْ أَخْطَأَ السُّنَّهًَْ وَ ذَاکَ مِمَّنْ إِذَا سَأَلَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ إِنْ شَاءَ أَعْطَاهُ وَ إِنْ شَاءَ حَرَمَهُ.

 

امام علی (علیه السلام)- مردم در نماز جمعه سه جایگاه دارند: مردی که با سکوت و آرامش (حضور قلب) در برابر امام، نماز جمعه را می‌گزارد و این عمل او به‌منزله‌ی کفّاره از گناهانش از یک جمعه تا جمعه‌ی دیگر به اضافه سه روز است، چرا که خدای عزّوجلّ می­فرماید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا و مردی که با سر و صدا و پریشانی و نگرانی، نماز جمعه را به‌جا می­آورد؛ پس بهره‌ی وی از نماز، همین‌قدر بیش نیست. و مردی که در نماز جمعه حاضر شده است، ولی درحالی‌که امام مشغول ایراد خطبه است برمی­خیزد و شروع به نمازخواندن می‌کند. این مرد از جمله کسانی است که هرگاه از خدای عزّوجلّ طلب اجر و پاداش کند، خدا اگر بخواهد، به او اجر و پاداش می‌دهد و اگر بخواهد، محرومش می‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۰ نورالثقلین/ مستدرک الوسایل، ج۶، ص۱۰۹/ وسایل الشیعهًْ، ج۷، ص۴۱۶/ بحارالأنوار، ج۸۶، ص۱۸۹/ الأمالی للصدوق، ص۳۸۷/ الأمالی للطوسی، ص۴۳۰/ البرهان

۱۲

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنْ صامَ ثَلَاثَهًَْ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ فَقِیلَ لَهُ أَنْتَ صائِمُ الشَّهْرِ کُلِّهِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَدْ صدَقَ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس سه روز در ماه روزه بگیرد و به او گفته شود: «آیا تو همه‌ی ماه را روزه‌ای»؟ پس بگوید: «بلی»، راست گفته است. زیرا که خدای عزّوجلّ می‌فرماید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۰ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۲۷/ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۵۱۲/ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۰۷/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۵/ النوادرللراوندی، ص۳۴/ البرهان

۱۳

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْبَزَنْطِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا (علیه السلام) عَنِ الصِّیَامِ فِی الشَّهْرِ کَیْفَ هُوَ فَقَالَ ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ فِی کُلِّ عَشَرَهًِْ أَیَّامٍ یَوْماً إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ فِی کِتَابِهِ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها ثَلَاثَهًُْ أَیَّامٍ فِی الشَّهْرِ صوْمِ الدَّهْرِ.

 

امام رضا (علیه السلام)- بزنطی گوید: از امام رضا (علیه السلام) درباره‌ی روزه هر ماه پرسیدم که چگونه است. امام (علیه السلام) فرمود: «در هر ماه سه روز است که در هر دهه یک روز می‌باشد؛ زیرا خدای گرامی و بزرگ در کتابش می‌فرماید: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها، پس سه روز روزه در هر ماه روزه‌ی دهر (روزگار) است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۰ ثواب الأعمال/ ثواب الأعمال، ص۸۰/ الکافی، ج۴، ص۹۳

۱۴

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ أَحْمَدَ‌بْنِ‌مُحَمَّدِ‌بْنِ‌أَبِی‌نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاالْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الصِّیَامِ فِی الشَّهْرِ کَیْفَ هُوَ قَالَ ثَلَاثٌ فِی الشَّهْرِ فِی کُلِّ عَشْرٍ یَوْمٌ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.

 

امام رضا (علیه السلام)- احمدبن‌محمّد گوید: از امام رضا (علیه السلام) در مورد چگونگی روزه در ماه سؤال کردم. فرمود: «سه روز در ماه یعنی در هر ده روز یک روز است. خدای تبارک‌وتعالی می‌فرماید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۲ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۲۵/ البرهان

۱۵

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها مِنْ ذَلِکَ صیَامُ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ مِنْ کُلِّ شَهْرِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها از جمله‌ی این کارهای نیک، روزه‌ی سه روز از هر ماه است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۰۳/ العیاشی، ج۱، ص۳۸۶/ البرهان/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۴۲۸

۱۶

(انعام/ ۱۶۰)

 

الباقر (علیه السلام)- مَنْ نَوَی الصَّوْمَ ثُمَّ دَخَلَ عَلَی أَخِیهِ فَسَأَلَهُ أَنْ یُفْطِرَ عِنْدَهُ فَلْیُفْطِرْ وَ لْیُدْخِلْ عَلَیْهِ السُّرُورَ فَإِنَّهُ یُحْتَسَبُ لَهُ بِذَلِکَ الْیَوْمِ عَشَرَهًُْ أَیَّامٍ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.[1] (الصّلاة یُجْزی عشراً

 

امام باقر (علیه السلام)- هرکس نیّت روزه [مستحبّی] کند، سپس نزد برادرش بیاید و او از وی درخواست کند که نزد او افطار کند، پس باید افطار کند و موجب خوشحالی و شادمانی او شود، زیرا که خداوند تبارک‌وتعالی اجر ده روز روزه را برای وی منظور خواهد کرد و این همان کلام خداوند عزّوجلّ است که می­فرماید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا. (در برابر نماز ده برابر پاداش داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۲ الکافی، ج۴، ص۱۵۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۰، ص۱۵۱/ بحارالأنوار، ج۹۴، ص۱۲۶/ نورالثقلین/ البرهان

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ زَیْدِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ (علیه السلام) قَالَ سَأَلْتُ أَبِی‌سَیِّدَ الْعَابِدِینَ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ یَا أَبَتِ أَخْبِرْنِی عَنْ جَدِّنَا رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) لَمَّا عُرِجَ بِهِ إِلَی السَّمَاءِ وَ أَمَرَهُ رَبُّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِخَمْسِینَ صَلَاهًًْ کَیْفَ لَمْ یَسْأَلْهُ التَّخْفِیفَ عَنْ أُمَّتِهِ حَتَّی قَالَ لَهُ مُوسَی‌بْنُ‌عِمْرَانَ (علیه السلام) ارْجِعْ إِلَی رَبِّکَ فَاسْأَلِ التَّخْفِیفَ فَإِنَّ أُمَّتَکَ لَا تُطِیقُ ذَلِکَ فَقَالَ یَا بُنَیَّ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ لَا یَقْتَرِحُ عَلَی رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا یُرَاجِعُهُ فِی شَیْءٍ یَأْمُرُهُ بِهِ فَلَمَّا سَأَلَهُ مُوسَی (علیه السلام) ذَلِکَ فَکَانَ شَفِیعاً لِأُمَّتِهِ إِلَیْهِ لَمْ یَجُزْ لَهُ رَدُّ شَفَاعَهًِْ أَخِیهِ مُوسَی (علیه السلام) فَرَجَعَ إِلَی رَبِّهِ فَسَأَلَهُ التَّخْفِیفَ إِلَی أَنْ رَدَّهَا إِلَی خَمْسِ صَلَوَاتٍ قَالَ قُلْتُ لَهُ یَا أَبَتِ فَلِمَ لَا یَرْجِعُ إِلَی رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَ وَ یَسْأَلُهُ التَّخْفِیفَ عَنْ خَمْسِ صَلَوَاتٍ وَ قَدْ سَأَلَهُ مُوسَی (علیه السلام) أَنْ یَرْجِعَ إِلَی رَبِّهِ وَ یَسْأَلَهُ التَّخْفِیفَ فَقَالَ یَا بُنَیَّ أَرَادَ أَنْ یُحَصِّلَ لِأُمَّتِهِ التَّخْفِیفَ مَعَ أَجْرِ خَمْسِینَ صَلَاهًًْ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها.[1] (صَلاةُ الجُمُعَة

 

امام سجّاد (علیه السلام)- زیدبن‌علی گفت: «از پدرم سؤال نمودم ای پدر بزرگوار مرا از جدّمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر ده که چون او را به سوی آسمان بالا بردند و پروردگار عزّ‌وجلّ او را به پنجاه نماز امر کرد چگونه از خدا سؤال ننمود که برای امّتش تخفیف دهد تا آنکه موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) به آن حضرت گفت که به‌سوی پروردگارت برگرد و تخفیف را از او بخواه! چرا که امت تو طاقت این را ندارند»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «ای فرزندم! به درستی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر پروردگار در باب خواستن تحکیم نمی‌نمود و در چیزی که او را به آن امر می‌فرمود به خدا بازگشت نمی‌کرد و چون موسی (علیه السلام) این را از او سؤال کرد و در نزد او برای امّتش شفیع شد، شایسته‌اش نبود که شفاعت برادرش موسی (علیه السلام) را رد کند؛ پس به این جهت به سوی پروردگارش برگشت و تخفیف را از او سؤال کرد تا آنکه آن‌ها را به سوی پنج نماز برگردانید». گفتم: «ای پدر! پس چرا به سوی پروردگار عزّ‌وجلّ برنگشت و بعد از پنج نماز تخفیف را از او درخواست نکرد درحالی‌که موسی (علیه السلام) از او خواست برگردد و دوباره تخفیف بخواهد»؟ امام (علیه السلام) فرمود: «ای فرزندم خواست که همان تخفیف[اوّل] برای امّتش باشد با اجر پنجاه نماز، زیرا خدای عزّوجلّ فرموده است: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها». (نماز جمعه

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۳، ص۳۲۰/ من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۱۹۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۴، ص۱۶/ التوحید، ص۱۷۶/ علل الشرایع، ج۱، ص۱۳۲/ نورالثقلین؛ فیه: «و قد سأله موسی ... یسأله التخفیف» محذوفٌ

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- مَنِ اغْتَسَلَ یَوْمَ الْجُمُعَهًِْ وَ أَحْسَنَ طَهُورَهُ وَ لَبِسَ صالِحَ ثِیَابِهِ وَ مَسَّ مِنْ طِیبِ أَهْلِهِ ثُمَّ رَاحَ إِلَی الْجُمُعَهًِْ وَ لَمْ یُؤْذِ أَحَداً وَ لَمْ یَتَخَطَّ رِقَابَ النَّاسِ کَانَ کَفَّارَهًَْ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ
 الْجُمُعَهًِْ الْأُخْرَی وَ زِیَادَهًَْ ثَلَاثَهًِْ أَیَّامٍ إِلَی مَا شَاءَ اللَّهُ مِنَ الْأَضْعَافِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ یُؤْتَ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً بَعْدَ الْعَشْرِ وَ کَانَ وَافِداً إِلَی نَفْسِهِ وَ فِیمَنْ خَلَّفَ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَهًِْ.[1] (الصَّلَاةُ عَلَی رَسُولِ الله (یُجْزی عشراً

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکه روز جمعه غسل کند و خوب خود را بشوید و از بهترین لباسش بپوشد و [اگر عطر ندارد] عطر همسرش را بر خود بزند و سپس به‌سوی نماز جمعه برود و از روی‌گردن مردم (از بین مردم) عبور نکند و کسی را اذیت نکند، کفّاره­ای است مابین آن جمعه و جمعه‌ی دیگر و سه روز بیشتر، و چند برابر آن تا آنجا که خدا بخواهد، زیرا خداوند فرمود: مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا و بعد از ده برابر، از نزد خود به او اجر عظیمی می‌دهد که بر او و هرکس که تا قیامت برجای گذاشته وارد می­شود. (در برابر نمازِ بر رسول خدا (ده برابر پاداش داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۲ بحارالأنوار، ج۸۶، ص۳۵۷/ مستدرک الوسایل، ج۶، ص۲۳/ مستدرک الوسایل، ج۶، ص۸۸

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- جَعَلَ اللَّهُ أَنْ یَأْخُذَ لَهُ (صلی الله علیه و آله) مَا أَخَذَ لِنَفْسِهِ فَقَالَ عزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ جُعِلَتِ الصَّلَاهًُْ عَلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِعَشْرِ حَسَنَاتٍ.[1] (الصّدقة یُجْزی عشراً

 

امام صادق (علیه السلام)- خداوند مقرّر فرموده که برای او همان عهدی را بگیرد که برای خویشتن گرفته (یعنی در چند برابرکردن اعمالی که کسی برای آن حضرت انجام دهد) پس خدای عزّوجلّ فرمود: مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها و دعا [یا درود] بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نیز ده حسنه پاداش دارد. (در برابر صدقه ده برابر پاداش داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۴ الکافی، ج۸، ص۲۷۴/ بحارالأنوار، ج۱۶، ص۳۷۷

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- الصَّدَقَهًُْ عَلَی خَمْسَهًِْ أَجْزَاءٍ جُزْءٍ الصَّدَقَهًُْ فِیهِ بِعَشَرَهًٍْ وَ هِیَ الصَّدَقَهًُْ عَلَی الْعَامَّهًِْ وَ قَالَ تَعَالَی مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ جُزْءٍ الصَّدَقَهًُْ فِیهِ بِسَبْعِینَ وَ هِیَ الصَّدَقَهًُْ عَلَی ذَوِی الْعَاهَاتِ وَ جُزْءٍ الصَّدَقَهًُْ فِیهِ بِسَبْعِمِائَهًٍْ وَ هِیَ الصَّدَقَهًُْ عَلَی ذَوِی الْأَرْحَامِ وَ جُزْءٍ الصَّدَقَهًُْ بِسَبْعَهًِْ آلَافٍ وَ هِیَ الصَّدَقَهًُْ عَلَی الْعُلَمَاءِ وَ جُزْءٍ الصَّدَقَهًُْ بِسَبْعِینَ أَلْفاً وَ هِیَ الصَّدَقَهًُْ عَلَی الْمَوْتَی.[1] (کُلُّ الأعمال یُجْزی عشراً

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- صدقه بر پنج قسمت است؛ قسمتی، صدقه در آن ده برابر است و آن صدقه دادن به اهل سنّت است. و خدای تعالی فرمود: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها، و قسمتی، صدقه در آن هفتاد برابر است و آن صدقه‌دادن به کسانی است که آفت‌زده شده‌اند. و قسمتی صدقه در آن هفتصد برابر است و آن صدقه‌دادن به خویشاوندان است. و قسمتی، صدقه در آن هفت هزار برابر است و آن صدقه‌دادن به علماء است و قسمتی، صدقه در آن هفتاد هزار برابر است و آن صدقه‌دادن به مردگان است. (همه اعمال [خوب] ده برابر پاداش داده می‌شود.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۴ مستدرک الوسایل، ج۷، ص۱۹۵

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

السّجّاد (علیه السلام)- عَنْ أَبِی‌عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ کَانَ عَلِیُّ‌بْنُ‌الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَقُولُ وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَهُ فَقُلْتُ لَهُ وَ کَیْفَ هَذَا قَالَ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی إِلَّا مِثْلَها فَالحسنهًْ الْوَاحِدَهًُْ إِذَا عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ عَشْراً وَ السَّیِّئَهًُْ الْوَاحِدَهًُْ إِذَا عَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ وَاحِدَهًًْ فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِمَّنْ یَرْتَکِبُ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ عَشْرَ سَیِّئَاتٍ وَ لَا یَکُونُ لَهُ حَسَنَهًٌْ وَاحِدَهًٌْ فَتَغْلِبَ حَسَنَاتُهُ سَیِّئَاتِهِ.

 

امام سجّاد (علیه السلام)- امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام سجّاد (علیه السلام) می‌فرمود: وای بر کسی که یکان‌های (یک‌های) وی بر اعشار (یک دهم‌های) او غلبه کرده است. عرض کردم: «منظورتان چیست»؟ فرمود: «مگر نشنیدی خدای عزّوجلّ می‌گوید: مَن جَاء بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَ مَن جَاء بِالسَّیِّئَةِ فَلاَ یُجْزَی إِلاَّ مِثْلَهَا؟ اگر بنده یک حسنه انجام دهد، ده حسنه برای وی نوشته می‌شود و اگر یک عمل بد انجام بدهد، یک عمل بد برای او به ثبت می‌رسد. به خدا پناه می‌بریم از کسی که در یک روز ده سیّئه از او سر بزند درحالی‌که یک حسنه هم نداشته باشد تا حسناتش بر سیّئاتش غلبه کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۴ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۰۳/ بحارالأنوار، ج۶۸، ص۲۴۳/ البرهان/ نورالثقلین/ معانی الأخبار، ص۲۴۸

۲

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی جَعَلَ لآِدَمَ (علیه السلام) ثَلَاثَ خِصَالٍ فِی ذُرِّیَّتِهِ جَعَلَ لَهُمْ أَنَّ مَنْ هَمَّ مِنْهُمْ بِحَسَنَهًٍْ أَنْ یَعْمَلَهَا کُتِبَتْ لَهُ حَسَنَهًٌْ وَ مَنْ هَمَّ بِحَسَنَهًٍْ فَعَمِلَهَا کُتِبَتْ لَهُ بِهَا عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ مَنْ هَمَّ بِالسَّیِّئَهًِْ أَنْ یَعْمَلَهَا لَا یُکْتَبُ عَلَیْهِ وَ مَنْ عَمِلَهَا کُتِبَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَهًٌْ وَاحِدَهًٌْ.[1] (التَّأْوِیلِ الْقَبِیحِ

 

امام صادق (علیه السلام)- همانا خدای تبارک‌وتعالی در نسل آدم سه ویژگی قرارداده است: یکی آنکه اگر کسی از آنان قصد کند حسنه­ای را انجام دهد، امّا آن را انجام ندهد، برای او حسنه نوشته می‌شود و هرکه قصد انجام حسنه را داشته باشد و آن را انجام بدهد، ده حسنه برای وی ثبت می‌شود. و هرکه قصد ارتکاب سیّئه­ای را داشته باشد، امّا آن را مرتکب نشود، برای او نوشته نمی‌شود؛ امّا اگر آن را مرتکب شود، یک سیّئه برای وی به ثبت می‌رسد. (تأویل ناپسند

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۴ مستدرک الوسایل، ج۱، ص۹۲/ البرهان

۱

(انعام/ ۱۶۰)

 

الصّادق (علیه السلام)- عَنِ الْحَسَنِ‌بْنِ‌عَلِیٍّ الْعَسْکَرِیِّ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) فِی حَدِیثٍ طَوِیلٍ قَالَ: إِنَّ مَنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ أُعجبَ بِرَأْیِهِ کَانَ کَرَجُلٍ سَمِعْتُ غُثَاءَ الْعَامَّهًِْ تُعَظِّمُهُ وَ تَصِفُهُ فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْرِفُنِی فَرَأَیْتُهُ قَدْ أَحْدَقَ بِهِ خَلْقٌ کَثِیرٌ مِنْ غُثَاءِ الْعَامَّهًِْ فَمَا زَالَ یُرَاوِغُهُمْ حَتَّی فَارَقَهُمْ وَ لَمْ یَقِرَّ فَتَبِعْتُهُ فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ مَرَّ بِخَبَّازٍ فَتَغَفَّلَهُ فَأَخَذَ مِنْ دُکَّانِهِ رَغِیفَیْنِ مُسَارَقَهًًْ فَتَعَجَّبْتُ مِنْهُ ثُمَّ قُلْتُ فِی نَفْسِی لَعَلَّهُ مُعَامَلَهًٌْ ثُمَّ مَرَّ بَعْدَهُ بِصَاحِبِ رُمَّانٍ فَمَا زَالَ بِهِ حَتَّی تَغَفَّلَهُ وَ أَخَذَ مِنْ عِنْدِهِ رُمَّانَتَیْنِ مُسَارَقَهًًْ فَتَعَجَّبْتُ مِنْهُ ثُمَّ قُلْتُ فِی نَفْسِی لَعَلَّهُ مُعَامَلَهًٌْ ثُمَّ أَقُولُ وَ مَا حَاجَتُهُ إِذاً إِلَی الْمُسَارَقَهًِْ ثُمَّ لَمْ أَزَلْ أَتْبَعُهُ حَتَّی مَرَّ بِمَرِیضٍ فَوَضَعَ الرَّغِیفَیْنِ وَ الرُّمَّانَتَیْنِ بَیْنَ یَدَیْهِ ... ثُمَّ ذَکَرَ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ فِعْلِهِ فَقَالَ لَهُ لَعَلَّکَ جَعْفَرُبْنُ‌مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قُلْتُ بَلَی فَقَالَ لِی فَمَا یَنْفَعُکَ شَرَفُ أَصْلِکَ مَعَ جَهْلِکَ فَقُلْتُ وَ مَا الَّذِی جَهِلْتُ مِنْهُ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ جاءَ بِالحسنةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی إِلَّا مِثْلَها وَ إِنِّی لَمَّا سَرَقْتُ الرَّغِیفَیْنِ کَانَتْ سَیِّئَتَیْنِ وَ لَمَّا سَرَقْتُ الرُّمَّانَتَیْنِ کَانَتْ سَیِّئَتَیْنِ فَهَذِهِ أَرْبَعُ سَیِّئَاتٍ فَلَمَّا تَصَدَّقْتُ بِکُلِّ وَاحِدَهًٍْ مِنْهَا کَانَ لِی أَرْبَعُونَ حَسَنَهًًْ فَانْتَقَصَ مِنْ أَرْبَعِینَ حَسَنَهًًْ أَرْبَعُ سَیِّئَاتٍ وَ بَقِیَ لِی سِتٌّ وَ ثَلَاثُونَ حَسَنَهًًْ فَقُلْتُ لَهُ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَنْتَ الْجَاهِلُ بِکِتَابِ اللَّهِ أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ إِنَّکَ لَمَّا سَرَقْتَ رَغِیفَیْنِ کَانَتْ سَیِّئَتَیْنِ وَ لَمَّا سَرَقْتَ رُمَّانَتَیْنِ کَانَتْ أَیْضاً سَیِّئَتَیْنِ وَ لَمَّا دَفَعْتَهُمَا إِلَی غَیْرِ صاحِبِهِمَا بِغَیْرِ أَمْرِ صاحِبِهِمَا کُنْتَ إِنَّمَا أَنْتَ أَضَفْتَ أَرْبَعَ سَیِّئَاتٍ إِلَی أَرْبَعِ سَیِّئَاتٍ وَ لَمْ تُضِفْ أَرْبَعِینَ حَسَنَهًًْ إِلَی أَرْبَعِ سَیِّئَاتٍ فَجَعَلَ یُلَاحِظُنِی فَانْصَرَفْتُ وَ تَرَکْتُهُ قَالَ الصادق (علیه السلام) بِمِثْلِ هَذَا التَّأْوِیلِ الْقَبِیحِ الْمُسْتَکْرَهِ یَضِلُّونَ وَ یُضِلُّونَ.

 

امام صادق (علیه السلام)- امام عسکری (علیه السلام) از پدرانش از امام صادق (علیه السلام) روایت فرمود: بی‌تردید هرکس که پیرو خواهش‌های نفسانی خود شده یا شگفت‌زده افکار و نظریات خویشتن گردیده است، مانند همان شخص است که شنیده بودم: مردم ساده‌لوح بسیار او را می‌ستایند و به بزرگی از او یاد می‌کنند، و من مشتاق گشتم تا از نزدیک او را ببینم، امّا به‌گونه‌ای که مرا نشناسد تا شخصیّت او را ارزیابی کنم. اتّفاقاً روزی او را در مکانی دیدم که جمعیّت زیادی از عوام گردش جمع گشته‌اند، چهره‌ام را پوشاندم، و به‌طور ناشناس به میان آن‌ها رفتم تا نظاره‌گر او و مردم پیرامون او باشم. پیوسته به اطوار و نیرنگ، مردم را فریب می‌داد، سپس به راه افتاد و مردم به‌دنبالش رفتند تا به جایی رسید که از مردم جدا شد، مردم برگشته و پی کار خود رفتند، امّا او دیگر برنگشت و همچنان می‌رفت، به‌دنبالش رفتم، در بین راه به دکّان نانوایی رسید در آنجا توقّف کرد، به محض آنکه نانوا به کاری مشغول گردید دو عدد نان دزدید و راه افتاد من تعجّب کردم، ولی با خود گفتم: شاید با نانوا داد و ستدی دارد، آنگاه به شخصی رسید که انار داشت او را هم غافلگیرکرده و سپس دو عدد انار برداشت، این عملش نیز تعجّبم را برانگیخت امّا با خود اندیشیدم که شاید با یکدیگر حسابی دارند. با خود گفتم: چه نیازی او را وادار به دزدی کرده است؟ چرا وقتی خود را از چشم نانوا و انار فروش دور می‌دید چنین کاری انجام می‌داد، همچنان به‌دنبال او رفتم، به بیماری رسید، دو قرص نان و دو انار را جلوی او نهاد و رفت،... گفت: «شاید تو جعفربن‌محمّد فرزند علیّ‌بن‌حسین‌بن‌علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه السلام) هستی»؟ گفتم: «آری». گفت: «ولی این شرافت خانوادگی برایت سودی نخواهد داشت». گفتم: «چه چیز آن را ندانسته‌ام». گفت: «فرموده خداوند را مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی إِلَّا مِثْلَها چون دو نان دزدیدم دو گناه بود، و برای دزدیدن دو انار دو گناه، پس این شد چهار گناه. چون هریک از آن‌ها را در راه خدا صدقه دادم چهل ثواب خواهم داشت، از چهل حسنه در برابر چهار سیّئه چهار تا کم می‌شود و سی‌وشش حسنه برایم باقی می‌ماند». گفتم: «مادرت به عزایت بنشیند، تو کتاب خدا را نفهمیده‌ای، مگر نشنیده‌ای که خدای عزّوجلّ می‌فرماید: خدا، تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد!. (مائده/۲۷). یقیناً چون دو نان دزدیدی به دو گناه دچار گردیدی و جهت سرقت دو انار هم دو گناه دیگر، و چون مال مردم را به‌جای اینکه به خودشان بازگردانی بدون رضایت آنان به دیگری دادی، بی‌شک چهار گناه بر آن افزودی و چهل حسنه به چهار گناه نیفزودی. و درحالی‌که با نگاه تندی به من نگریست، برگشتم و رهایش ساختم». امام فرمود: «با این‌گونه تفسیرهای زشت و عوام پسندانه گمراه می‌شوند و دیگران را هم به گمراهی می‌کشانند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۶ وسایل الشیعهًْ، ج۹، ص۴۶۶/ بحارالأنوار، ج۴۷، ص۲۳۸؛ فیه: «بتفاوت»

 

آیه قُلْ إِنَّني هَداني رَبِّي إِلى صراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ [161]

 

بگو: «پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرده؛ آيينى استوار [و ضامن سعادت دين و دنيا]؛ آيين ابراهيم؛ كه ايمانى خالص داشت؛ و از مشركان نبود».

۱

(انعام/ ۱۶۱)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ قُلْ إِنَّنِی هَدانِی رَبِّی إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ دِیناً قِیَماً مِلَّةَ إِبْراهِیمَ حَنِیفاً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْحَنِیفِیَّهًُْ هِیَ الْعَشَرَهًُْ الَّتِی جَاءَ بِهَا إِبْرَاهِیمُ (علیه السلام).

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- در این کلام خداوند تبارک‌وتعالی: قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَی صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ المُشْرِکِینَ حنیفیّت همان [اصول] دهگانه هستند که ابراهیم (علیه السلام) آن‌ها را آورد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ القمی، ج۱، ص۲۲۲/ البرهان

۲

(انعام/ ۱۶۱)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا أَبْقَتِ الْحَنِیفِیَّهًُْ شَیْئاً حَتَّی إِنَّ مِنْهَا قَصَّ الشَّارِبِ وَ الْأَظْفَارِ و الْأَخْذَ مِنَ الشَّارِبِ وَ الْخِتَانَ.

 

امام باقر (علیه السلام)- حنیفیّت، چیزی را باقی نگذاشته است، حتّی چیدن ناخن و گرفتن شارب و ختنه‌کردن نیز از آن جمله است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ نورالثقلین/ البرهان؛ فیه: «شارب» محذوفٌ

۳

(انعام/ ۱۶۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ خَلِیلَهُ بِالْحَنِیفِیَّهًِْ وَ أَمَرَهُ بِأَخْذِ الشَّارِبِ وَ قَصِّ الْأَظْفَارِ وَ نَتْفِ الْإِبْطِ وَ حَلْقِ الْعَانَهًِْ وَ الْخِتَانِ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- همانا خدای عزّوجلّ خلیل خویش را به‌عنوان حنیفی مخلص برانگیخت و او را به گرفتن شارب و چیدن ناخن و زدن موی زیر بغل و روی عانه و ختنه‌کردن امر کرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ وسایل الشیعهًْ، ج۲۱، ص۴۳۷/ البرهان/ نورالثقلین

۴

(انعام/ ۱۶۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- وَ قَد ذَکَرَ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام): دِینُهُ دِینِی وَ دِینِی دِینُهُ وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی وَ سُنَّتِی سُنَّتُهُ وَ فَضْلِی فَضْلُهُ وَ أَنَا أَفْضَلُ مِنْهُ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- ابراهیم (علیه السلام) را یاد کرد... دینش دین من و دین من دین او، سنّت او سنّت من و سنّت من، سنّت اوست، فضل من فضل او است ولی من از او برترم و برتری من برای او یک نوع برتری و فضل است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ نورالثقلین

۵

(انعام/ ۱۶۱)

 

الحسین (علیه السلام)- مَا أَحَدٌ عَلَی مِلَّهًِْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) إِلَّا نَحْنُ وَ شِیعَتُنَا وَ سَائِرُ النَّاسِ مِنْهَا بِرَاءٌ.

 

امام حسین (علیه السلام)- کسی جز ما و شیعه‌ی ما بر آئین ابراهیم (علیه السلام) نمی‌باشد و دیگر مردم از آن بیزارند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ بحار الأنوار، ج۶۵، ص۸۵/ البرهان/ نورالثقلین

۶

(انعام/ ۱۶۱)

 

الباقر (علیه السلام)- مَا مِنْ أَحَدٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهًِْ یَدِینُ بِدِینِ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) غَیْرَنَا وَ غَیْرَ شِیعَتِنَا.

 

امام باقر (علیه السلام)- هیچ‌کس از این امّت جز ما و شیعیان ما در دین ابراهیم (علیه السلام) نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ بحار الأنوار، ج۶۴، ص۳۳/ البرهان

۷

(انعام/ ۱۶۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- قَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) لَعَلِیٍّ (علیه السلام) مَنْ أَحَبَّکَ لِدِینِکَ وَ أَخَذَ بِسَبِیلِکَ فَهُوَ مِمَّنْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ قال عز من قائل دینا قیما ملة ابراهیم.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- هرکس از نظر امور دینی تو را دوست بدارد و راه و مسیر تو را در پیش بگیرد، پس به راه راست و مستقیم هدایت شده. آیینی استوار [و ضامن سعادت دین و دنیا]؛ آیین ابراهیم؛ که ایمانی خالص داشت.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ الأمالی للطوسی، ص۴۹۲/ نورالثقلین

۸

(انعام/ ۱۶۱)

 

الرّسول (صلی الله علیه و آله)- بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی عَشَرَهًِْ أَسْهُمٍ عَلَی شَهَادَهًِْ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ هِیَ الْمِلَّهًُْ وَ الصَّلَاهًُْ وَ هِیَ الْفَرِیضَهًُْ.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله)- اسلام ده بخش است، شهادت بر وحدانیّت خداوند که آن پایه و اساس است، و نماز که آن واجب است.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ الخصال، ج۲، ص۴۴۷/ نورالثقلین

۹

(انعام/ ۱۶۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ حَنِیفاً مُسْلِماً قَالَ خَالِصاً مُخْلِصاً لَیْسَ فِیهِ شَیْءٌ مِنْ عِبَادَهًِْ الْأَوْثَانِِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حَنَیفَاً مُسْلِمَاً؛ خالص و با اخلاص، که هیچ اثری از عبادت بت­ها در آن نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ الکافی، ج۲، ص۱۵/ نورالثقلین

۱۰

(انعام/ ۱۶۱)

 

الصّادق (علیه السلام)- ِفِی قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَی حَنِیفاً مُسْلِماً قَالَ خَالِصاً مُخْلِصاً لَا یَشُوبُهُ شَیْءٌ.

 

امام صادق (علیه السلام)- حَنِیفاً مُسْلِماً؛ یعنی خالص که چیزی آن را از حقیقت بیرون نکند و به غرضی آلوده نسازد، و فقط برای خداوند باشد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۷۸ المحاسن، ج۱، ص۲۵۱/ البرهان

 

آیه قُلْ إِنَّ صلاتي وَ نُسُكي وَ مَحْيايَ وَ مَماتي لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ [162]

 

بگو: «نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوندى است كه پروردگار جهانيان است».

۱

(انعام/ ۱۶۲)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- وَ قَوْلِهِ إِنَّ صلاتِی وَ نُسُکِی فَالنُّسُکُ مَا ذُبِحَ لِلَّهِ وَ کُلُّ خَیْرٍ أُرِیدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ فَهُوَ مِنَ النُّسُکِ وَ قَوْلِهِ مَحْیایَ وَ مَماتِی أَیْ مَا فَعَلْتُهُ فِی حَیَاتِی وَ أُمِرْتُ بِهِ بَعْدَ مَوْتِی فَهُوَ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِینَ لَا یُشَارِکُهُ فِیهِ أَحَدٌ.

 

امام علی (علیه السلام)- و کلام خداوند: إِنَّ صلاتِی وَ نُسُکِی؛ نسک آن چیزی است که برای خداوند ذبح می­شود، و هر خیری که به‌وسیله‌ی آن خداوند قصد گردد از عبادت است، و مَحْیایَ وَ مَماتِی در سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) یعنی هرآنچه که در زندگی­ام انجام دادم، و پس از مرگم به آن امر نمودم از آن خداوند ربّ العالمین است، و در آن کسی با او شریک نیست.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۰ بحارالأنوار، ج۸۱، ص۳۸۰

 

آیه لَا شرَِيكَ لَهُ وَ بِذَالِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ المْسْلِمِين [163]

 

همتايى براى او نيست؛ و به همين مأمور شده‌ام؛ و من نخستين مسلمانم.

 

آیه قُلْ أَ غَيْرَ اللهِ أَبْغي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْ‌ءٍ وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ [164]

 

بگو: «آيا غير خدا، پروردگارى را بطلبم، در‌حالى‌كه او پروردگار همه چيز است؟! هيچ‌‌كس، عمل [بدى] جز به زيان خودش، انجام نمى‌دهد؛ و هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را به دوش نمى‌كشد؛ سپس بازگشت همه‌ی شما به‌سوى پروردگارتان است؛ و شما را از آنچه در آن اختلاف داشتيد، باخبر خواهد كرد».

۱

(انعام/ ۱۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- وَ لَا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی أَیْ لَا تَحْمِلُ آثِمَهًٌْ إِثْمَ أُخْرَی.

 

امام صادق (علیه السلام)- وَ لَا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی یعنی هیچ‌کس گناه دیگری را برعهده نمی‌گیرد.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۰ القمی، ج۱، ص۲۲۲/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۶۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ‌بْنِ‌صَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی‌الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَا تَقُولُ فِی حَدِیثٍ رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ إِذَا خَرَجَ القائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قَتَلَ ذَرَارِیَّ قَتَلَهًِْ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) بِفِعَالِ آبَائِهَا فَقَالَ (علیه السلام) هُوَ کَذَلِکَ فَقُلْتُ وَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری مَا مَعْنَاهُ قَالَ صدَقَ اللَّهُ فِی جَمِیعِ أَقْوَالِهِ وَ لَکِنْ ذَرَارِیُّ قَتَلَهًِْ الْحُسَیْنِ (علیه السلام) یَرْضَوْنَ بِفِعَالِ آبَائِهِمْ وَ یَفْتَخِرُونَ بِهَا وَ مَنْ رَضِیَ شَیْئاً کَانَ کَمَنْ أَتَاهُ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ بِالْمَشْرِقِ فَرَضِیَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ بِالْمَغْرِبِ لَکَانَ الرَّاضِی عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ شَرِیکَ الْقَاتِلِ وَ إِنَّمَا یَقْتُلُهُمُ القائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) إِذَا خَرَجَ لِرِضَاهُمْ بِفِعْلِ آبَائِهِمْ قَالَ قُلْتُ لَهُ بِأَیِّ شَیْءٍ یَبْدَأُ القائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مِنْکُمْ إِذَا قَامَ قَالَ یَبْدَأُ بِبَنِی شَیْبَهًَْ فَیَقْطَعُ أَیْدِیَهُمْ لِأَنَّهُمْ سُرَّاقُ بَیْتِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.

 

امام رضا (علیه السلام)- عبدالسّلام هروی گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: «در مورد این حدیث: «هنگامی‌که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج کند، نسل و ذرّیّه‌ی قاتلان امام حسین (علیه السلام) را به‌واسطه‌ی آنچه پدرانشان انجام دادند به قتل می‌رساند، که از امام صادق (علیه السلام) روایت شده چه می­گویید»؟ فرمود: «بله، همین‌طور است». عرض کردم: «پس معنای این کلام خداوند عزّوجلّ: وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی چیست»؟ آن حضرت فرمود: «خدای بلند مرتبه در تمامی سخنان خویش راست می­گوید ولکن طوایفی که پدرانشان امام حسین (علیه السلام) را به قتل رساندند، از اعمال پدرانشان راضی هستند و به آن افتخار می‌کنند و کسی که به کاری راضی باشد، مثل کسی است که آن کار را انجام داده باشد. اگر شخصی در مشرق کشته شده باشد و شخصی دیگر در مغرب زمین از آن قتل راضی باشد، نزد خدای عزّوجلّ شریک قتل محسوب می‌شود و اگر هنگامی‌که حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خروج کند، آنان را به قتل برساند، به این دلیل است که آنان به عمل پدرانشان راضی بودند». به آن حضرت عرض کردم: «امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از خاندان شماست، خروج خویش را با چه کسانی آغاز می‌کند»؟ فرمود: «با بنی‌شیبه آغاز می‌کند و دستان ایشان را قطع می‌کند، زیرا آنان سارقان خانه خدای عزّوجلّ هستند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۰ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۲۹۵/ علل الشرایع، ج۱، ص۲۲۹/ عیون أخبارالرضا (ع)، ج۱، ص۲۷۳/ البرهان؛ فیه: «یرضون» محذوفٌ / وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۱۳۸/ نور الثقلین

۳

(انعام/ ۱۶۴)

 

الباقر (علیه السلام)- قَالَ البَاقِر (علیه السلام): فَلَمَّا حَدَثَ عَلِیّ‌بن‌الحُسَین (علیه السلام) بِهَذَا الحَدِیث {حَال مَن مَسَخَهَمُ اللهُ قِرَدَهًًْ مِن بَنِی إسرَائِیل} قَالَ لَهُ بَعضُ مَن فِی مَجلِسِهِ: یَا ابْنَ‌رَسُولِ اللَّهِ (علیه السلام) کَیْفَ یُعَاتِبُ اللَّهُ وَ یُوَبِّخُ هَؤُلَاءِ الْأَخْلَافَ عَلَی قَبَائِحَ أَتَی بِهَا أَسْلَافُهُمْ وَ هُوَ یَقُولُ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری فَقَالَ زَیْنُ الْعَابِدِینَ (علیه السلام) إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِلُغَهًِْ الْعَرَبِ فَهُوَ یُخَاطِبُ فِیهِ أَهْلَ اللِّسَانِ بِلُغَتِهِمْ یَقُولُ الرَّجُلُ التَّمِیمِیُّ
 قَدْ أَغَارَ قَوْمُهُ عَلَی بَلَدٍ وَ قَتَلُوا مَنْ فِیهِ أَغَرْتُمْ عَلَی بَلَدِ کَذَا وَ یَقُولُ الْعَرَبِیُّ أَیْضاً وَ نَحْنُ فَعَلْنَا بِبَنِی فُلَانٍ وَ نَحْنُ سَبَیْنَا آلَ فُلَانٍ وَ نَحْنُ خَرَّبْنَا بَلَدَ کَذَا لَا یُرِیدُ أَنَّهُمْ بَاشَرُوا ذَلِکَ وَ لَکِنْ یُرِیدُ هَؤُلَاءِ بِالْعَذْلِ وَ أُولَئِکَ بِالِافْتِخَارِ أَنَّ قَوْمَهُمْ فَعَلُوا کَذَا وَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی هَذِهِ الْآیَهًِْ إِنَّمَا هُوَ تَوْبِیخٌ لِأَسْلَافِهِمْ وَ تَوْبِیخُ الْعَذْلِ عَلَی هَؤُلَاءِ الْمَوْجُودِینَ لِأَنَّ ذَلِکَ هُوَ اللُّغَهًُْ الَّتِی أُنْزِلَ بِهَا الْقُرْآنُ وَ لِأَنَّ هَؤُلَاءِ الْأَخْلَافَ أَیْضاً رَاضُونَ بِمَا فَعَلَ أَسْلَافُهُمْ مُصَوِّبُونَ ذَلِکَ لَهُمْ فَجَازَ أَنْ یُقَالَ لَهُمْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمْ أَیْ إِذْ رَضِیتُمْ قَبِیحَ فِعْلِهِمْ.

 

امام باقر (علیه السلام)- در تفسیر امام عسکری (علیه السلام) آمده است: زمانی امام سجّاد (علیه السلام) حال آن گروهی را از بنی‌اسرائیل که مسخ یعنی از شکل انسان خارج شده بودند را شرح می‌داد... امام باقر (علیه السلام) می‌فرماید: هنگامی که امام سجّاد (علیه السلام) این حدیث را فرمود بعضی از آن افرادی که در مجلس آن بزرگوار بودند گفتند: «ای پسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! چگونه می‌شود خدا نسل آینده آن اشخاصی را که این اعمال شنیع را انجام داده‌اند مورد عتاب و توبیخ قرار دهد. درصورتی‌که در قرآن می‌فرماید: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری»؟ امام سجاد (علیه السلام) در جوابش فرمود: «چون قرآن به لغت عرب نازل شده لذا طبق زبان و اصطلاح خودشان با آنان سخن می‌گوید. مثلاً به زبان قبیله: تمیم در موقع نکوهش به مردی که قبیله‌ی او شهر را غارت و مردم آن را کشته باشند می‌گویند: «شما فلان شهر را به تاراج بردی» نیز عرب می‌گوید: «ما با قبیله فلان چنین کردیم و فلان شهر را خراب نمودیم». منظور آنان از این سخنان این نیست که خودشان شخصاً این اعمال را انجام داده باشند. بلکه منظورشان نکوهش دیگران است. و دسته‌ی دیگر منظورشان این است که به قبیله‌ی خود افتخار نمایند. منظور خدا در این آیه این است که گذشتگان آنان را مورد توبیخ و خودشان را در معرض نکوهش قرار داده باشد؛ زیرا این همان لغت و اصطلاحی است که قرآن طبق آن نازل شده است. از طرفی هم نسل آنان به رفتار آباء و اجداد خود راضی می‌باشند و اعمال ایشان را تصویب می‌نمایند. پس جایز است که به ایشان گفته شود شما این اعمال را انجام داده‌اید زیرا شما به رفتار زشت آنان راضی هستید».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۰ بحارالأنوار، ج۴۵، ص۲۹۶/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۱۲/ الإمام العسکری، ص۲۷۱

۴

(انعام/ ۱۶۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّهُ أُتِیَ عُمَرُ بِحَامِلٍ قَدْ زَنَتْ فَأَمَرَ بِرَجْمِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) هَبْ أَنَّ لَکَ سَبِیلًا عَلَیْهَا أَیُّ سَبِیلٍ لَکَ عَلَی مَا فِی بَطْنِهَا وَ اللَّهُ تَعَالَی یَقُولُ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری فَقَالَ عمَرُ لَا عِشْتُ لِمُعْضِلَهًٍْ لَا یَکُونُ لَهَا أَبُوالْحَسَنِ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ فَمَا أَصْنَعُ بِهَا قَالَ اصْطَبِرْ عَلَیْهَا حَتَّی تَلِدَ فَإِذَا ولد {وَلَدَتْ} وَ وَجَدَتْ لِوَلَدِهَا مَنْ یَکْفُلُهُ فَأَقِمْ عَلَیْهَا الْحَدَّ فَسُرِّیَ ذَلِکَ عَنْ عُمَرَ وَ عَوَّلَ فِی الْحُکْمِ بِهِ عَلَی أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام).

 

امام علی (علیه السلام)- روایت شده که زن حامله‌ای که زنا کرده بود نزد عمر آوردند و دستور به سنگسار او داد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود: «تو بر او سلطه داری امّا چه سلطه‌ای بر فرزند در شکمش داری؟ و خدای تعالی می‌فرماید: وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی». عمر گفت: «زنده نباشم که معضلی پیش آید و ابوالحسن (علیه السلام) برای حلّ آن نباشد». سپس گفت: «با او چه کنم»؟ حضرت فرمود: «بر انجام آن شکیبا باش!. (طه/۱۳۲)، تا فرزندش به دنیا آید، هنگامی‌که به دنیا آمد و کسی که آن را سرپرستی کند پیدا کرد حد را بر او جاری کن». اندوه عمر برطرف شد و در حکم به آن بر امیرالمؤمنین (علیه السلام) تکیه کرد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۲ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۴۹/ الإرشاد، ج۱، ص۲۰۴

۵

(انعام/ ۱۶۴)

 

أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- أَنَّهُ أُتِیَ بِحَامِلٍ قَدْ زَنَتْ فَأَمَرَ بِرَجْمِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) هَبْ لَکَ سَبِیلٌ عَلَیْهَا فَهَلْ لَکَ سَبِیلٌ عَلَی مَا فِی بَطْنِهَا وَ اللَّهُ تَعَالَی یَقُولُ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری قَالَ فَمَا أَصْنَعُ بِهَا قَالَ احْتَطْ عَلَیْهَا حَتَّی تَلِدَ فَإِذَا وَلَدَتْ وَ وُجِدَ لِوُلْدِهَا مَنْ یَکْفُلُهُ فَأَقِمِ الْحَدَّ عَلَیْهَا فَلَمَّا وَلَدَتْ مَاتَتْ فَقَالَ عمَرُ لَوْ لَا عَلِیٌّ لَهَلَکَ عُمَرُ.

 

امام علی (علیه السلام)- و روایت شده که زن آبستنی زنا کرد. عمر دستور به سنگسارش داد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به او فرمود: «برای او درست، ولی آیا برای آنچه در شکم دارد سلطه‌ای داری»؟ درحالی‌که خداوند تعالی می‌فرماید: وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی. گفت: «با او چه کنم»؟ فرمود: «صبر کن تا فرزندش متولّد شود. هنگامی‌که به دنیا آمد و برای او سرپرستی پیدا کرد حد را بر او جاری ساز»! وقتی فرزند متولّد شد زن مرد. عمر گفت: «اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۲ بحارالأنوار، ج۷۶، ص۵۳/ المناقب، ج۲، ص۳۶۲

۶

(انعام/ ۱۶۴)

 

الصّادق (علیه السلام)- هَذِهِ شَرَائِعُ الدِّینِ لِمَنْ تَمَسَّکَ بِهَا وَ أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَی هُدَاه ... وَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ لَا یُکَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَ لَا یُکَلِّفُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ أَفْعَالُ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهًٌْ خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِینٍ وَ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَا تَقُولُ بِالْجَبْرِ وَ لَا بِالتَّفْوِیضِ وَ لَا یَأْخُذُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَرِیءَ بِالسَّقِیمِ وَ لَا یُعَذِّبُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْأَطْفَالَ بِذُنُوبِ الْآبَاءِ فَإِنَّهُ تَعَالَی قَالَ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری.

 

امام صادق (علیه السلام)- این دستورات دین برای کسی است که بخواهد بدان چنگ بزند و خداوند هدایت او را خواسته باشد... خداوند بر هیچ نفسی تکلیف نکرده، مگر به‌اندازه‌ی گنجایش آن. (بقره/۲۸۶) و بیش از توانایی‌اش بار تکلیف بر دوشش نمی‌گذارد و کارهای بندگان آفریده‌ی خدا در مرحله‌ی تقدیر است نه در عالم تکوین. و خداوند آفریننده‌ی همه چیز است و نه جبر است و نه تفویض و خداوند عزّوجلّ شخص بیگناه را به گناه دیگری مؤاخذه نمی‌کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۲ التوحید، ص۴۰۶/ البرهان؛ فیه: «الأبناء» بدلٌ «الأطفال»/ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۲۲۶/ نورالثقلین

۷

(انعام/ ۱۶۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- أَنَّ الْمَأْمُونَ بَعَثَ الْفَضْلَ‌بْنَ‌سَهْلٍ ذَا الرِّئَاسَتَیْنِ إِلَی الرِّضَا (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ إِنِّی أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِی مِنَ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ وَ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَنِ فَإِنَّکَ حُجَّهًُْ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ الْعِلْمِ فَدَعَا الرضا (علیه السلام) بِدَوَاهًٍْ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ لِلْفَضْلِ اکْتُبْ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم إِنَّ أَفْعَالَ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهًٌْ خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِینٍ وَ لَا تَقُلْ بِالْجَبْرِ وَ لَا بِالتَّفْوِیضِ وَ لَا یَأْخُذُ اللَّهُ الْبَرِیءَ بِجُرْمِ السَّقِیمِ وَ لَا یُعَذِّبُ اللَّهُ الْأَبْنَاءَ الْأَطْفَالَ بِذُنُوبِ الْآبَاءِ وَ إِنَّهُ قَالَ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی وَ اللهُ یَغْفِرُ وَ لَا یَظْلِمُ.

 

امام رضا (علیه السلام)- مأمون [وزیر خود] فضل‌بن‌سهل ذوالرّیاستین را با این پیام به‌سوی امام رضا (علیه السلام) فرستاد: «من دوست دارم که کلّیاتی از حلال و حرام، و واجبات و مستحبّات را برایم فراهم سازی، چرا که تو حجّت خدایی بر خلق او، و بنیاد و سرچشمه دانشی». پس امام رضا (علیه السلام) دوات و کاغذی حاضر ساخته و به فضل فرمود: «بنویس؛ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم؛ کارهای بندگان مخلوق است امّا خلق تقدیر [که اراده‌ی بنده هم در آن مؤثر است] نه خلق تکوین [که به‌صورت اجبار همانند مخلوقات دیگر باشد]. نه قائل به جبر باش، نه تفویض. خدای عزّوجلّ بیگناه را به جرم گنهکار و فرزندان و کودکان را به جرم پدران، مجازات نمی‌فرماید، او خود فرموده است: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری. و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست. (نجم/۳۹)، و خداوند می‌آمرزد و ستم نمی‌کند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۲ بحارالأنوار، ج۱۰، ص۳۶۵/ تحف العقول، ص۴۲۰

۸

(انعام/ ۱۶۴)

 

الرّضا (علیه السلام)- عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ: سَأَلَ الْمَأْمُونُ الرِّضَا (علیه السلام) أَنْ یَکْتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ عَلَی إِیجَازٍ وَ اخْتِصَارٍ فَکَتَبَ (علیه السلام) وَ أَنَّ أَفْعَالَ الْعِبَادِ مَخْلُوقَهًٌْ لِلَّهِ تَعَالَی خَلْقَ تَقْدِیرٍ لَا خَلْقَ تَکْوِینٍ وَ اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَا یَقُولُ بِالْجَبْرِ وَ التَّفْوِیضِ وَ لَا یَأْخُذُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَرِیءَ بِالسَّقِیمِ وَ لَا یُعَذِّبُ اللَّهُ تَعَالَی الْأَطْفَالَ بِذُنُوبِ الْآبَاءِ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری. وَ أَنْ لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعی وَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَعْفُوَ وَ یَتَفَضَّلَ وَ لَا یَجُورَ وَ لَا یَظْلِمَ.

 

امام رضا (علیه السلام)- فضل‌بن‌شاذان گوید: مأمون از امام رضا (علیه السلام) سؤال کرد که حقیقت اسلام را با اختصار برای او بنویسد، امام (علیه السلام) نوشت: ... کارهای بندگان به آفریدن تقدیر و اندازه‌کردن آفریده شده است نه آفریدن تکوین و هستی‌دادن. و خدا آفریننده‌ی هر چیزی است و ما نه به جبر قائلیم و نه به تفویض. و خدای عزّوجلّ شخص سالم را به بیمار نمی‌گیرد یعنی بی‌گناه را به گناهکار بازخواست و مؤاخذه نمی‌فرماید؛ و خدای عزّوجلّ اطفال را به گناهان پدران عذاب نمی‌کند؛ چراکه در کتاب محکم خویش فرمود: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری. و نیز فرموده: و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست. (نجم/۳۹) و شایسته‌ی خدای عزّوجلّ این است که عفو کند و تفضّل فرماید و شایسته‌اش نیست که ستم کند.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۴ بحارالأنوار، ج۶۵، ص۲۶۱/ نورالثقلین/ الخصال، ج۲، ص۶۰۸؛ فیه: «سأل المأمون ... فکتب» و «لا یجور و لا یظلم» محذوفتان

۹

(انعام/ ۱۶۴)

 

الکاظم (علیه السلام)- مَنْ قَالَ بِالْجَبْرِ فَلَا تُعْطُوهُ مِنَ الزَّکَاهًِْ وَ لَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَهًًْ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَا یُکَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَ لَا یُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَ لا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَیْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری.

 

امام کاظم (علیه السلام)- هرکس معتقد به جبر است از زکات چیزی به او ندهید و گواهی او را نپذیرید. همانا خدای عزّوجلّ فرموده است: خداوند بر هیچ نفسی تکلیف نکرده، مگر به‌اندازه‌ی گنجایش آن. (بقره/۲۸۶)، وَ لا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَیْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۴ بحارالأنوار، ج۵، ص۱۶/ روضهًْ الواعظین، ج۱، ص۳۹

 

آیه وَ هُوَ الَّذي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَريعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحيمٌ [165]

 

و او كسى است كه شما را جانشينان [و نمايندگان خود] در زمين ساخت، و درجات بعضى از شما را بالاتر از بعضى ديگر قرار داد، تا شما را به‌وسيله‌ی آنچه در اختيارتان قرار داده بيازمايد؛ به يقين پروردگار تو داراى مجازات سريع و [در‌عين‌حال نسبت به حق پويان] آمرزنده و مهربان است.

۱

(انعام/ ۱۶۵)

 

علی‌بن‌إبراهیم (رحمة الله علیه)- وَ قَوْلُهُ وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ قَالَ: فِی الْقَدْرِ وَ الْمَالِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیْ یَخْتَبِرَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ.

 

علیّ‌بن‌ابراهیم (رحمة الله علیه)- وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلاَئِفَ الأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ؛ یعنی در قدر و مال. لِّیَبْلُوَکُمْ؛ تا شما را بیازماید. فِی مَا آتَاکُمْ إِنَّ رَبَّکَ سَرِیعُ الْعِقَابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَّحِیمٌ.

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۴ القمی، ج۱، ص۲۲۲/ البرهان/ نورالثقلین

۲

(انعام/ ۱۶۵)

 

الصّادق (علیه السلام)- لَا نَقُولُ الدَّرَجَهًُْ وَاحِدَهًٌْ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ دَرَجَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِنَّمَا تَفَاضَلَ الْقَوْمُ بِالْأَعْمَالِ.

 

امام صادق (علیه السلام)- نمی‌گوییم یک درجه است؛ چرا که بی‌گمان، خدا می‌فرماید: «درجات است؛ بعضی بالاتر از بعضی دیگر است. همانا مردمان با اعمال خویش بر یکدیگر برتری پیدا می­کنند».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۴، ص۶۸۴ بحار الأنوار، ج۶۶، ص۱۷۲/ البرهان

 

 

پایان جلد 4