امام صادق علیه السلام : اگر من زمان او (حضرت مهدی علیه السلام ) را درک کنم ، در تمام زندگی و حیاتم به او خدمت می کنم.
فضائل ذريّه پاك پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم

فضائل

ذريّه پاك پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه وآله


 634 / 1 - علاّمه مجلسى‏ رحمه الله در كتاب «بحار الأنوار» از ابن عباس نقل فرموده است كه گفت: هنگامى كه حضرت زهرا عليها السلام وفات يافت اميرالمؤمنين‏ عليه السلام پرده از چهره او برداشت، در كنار سر مباركش نوشته‏ اى را يافت كه در آن نوشته شده بود :

    به نام خداوند بخشنده مهربان

 اين وصيّت‏نامه فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است، وصيّت كرده است در حالى كه شهادت مى‏ دهد خدائى جز خداوند يكتا نيست و محمّد صلى الله عليه وآله وسلم بنده و فرستاده او است، و بهشت و دوزخ حقّ است، و قيامت بدون شك برپا خواهد شد. و مردگان را از ميان قبرها برمى ‏انگيزد.

 يا عليّ، أنا فاطمة بنت محمّد زوّجني اللَّه منك لأكون لك في الدنيا والآخرة أنت أولى بي من غيري، حنّطني وغسّلني وكفّني بالليل، وصلّ عليّ، وادفنّي باللّيل ولاتعلم أحداً، واستودعك اللَّه، واقرء على ولدي السلام إلى يوم القيامة.(1)

 على جان، من فاطمه دختر محمّد صلى الله عليه وآله وسلم هستم كه خداوند مرا به تو تزويج كرد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم ، تو از هر كس به من سزاوارتر هستى، خودت مرا حنوط كن(2) و غسل و كفن نما، و آنها را شبانه انجام بده ، آنگاه بر من نماز بخوان، و در تاريكى شب دفن كن، و كسى را آگاه نكن، تو را به خداى بزرگ مى‏ سپارم، سلام مرا تا قيامت به فرزندانم برسان.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 635 / 2 - سيّد هاشم بحرانى ‏رحمه الله در كتاب «تفسير برهان» از ابو بصير نقل كرده است كه گفت: به امام صادق ‏عليه السلام عرض كردم: آل محمّد چه كسانى هستند؟ حضرت فرمود: ذريّه و فرزندان او مى‏ باشند.

 عرض كردم: اهل بيت او چه كسانى هستند؟

 فرمود: ائمّه طاهرين عليهم السلام كه جانشينان بعد از او مى‏ باشند.

 عرض كردم: عترت او چه كسانى هستند؟

 فرمود: اصحاب كساء ؛ يعنى على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام كه با او در كساء بودند .

 عرض كردم: امّت او چه كسانى هستند؟

 فرمود: مؤمنانى هستند كه به آنچه آن حضرت از طرف خدا آورده اعتراف كرده و تصديق نموده ‏اند و به دو گوهر گرانبهايى كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم سفارش نموده - يعنى قرآن و اهل بيت عليهم السلام - تمسّك جسته‏ اند .

 همان اهل بيتى كه خداوند تبارك و تعالى هر گونه پليدى و آلودگى را از ساحت قدس آنها بر طرف نموده و آنها را از هر جهت پاك و پاكيزه قرار داده است،(3) و آندو جانشينان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بعد از ايشان بر امّتند.(4)

    مؤلّف رحمه الله گويد: از اين حديث شريف مقصود از آل(5) كه در صلوات و در بقيّه دعاها ذكر شده روشن گرديد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 636 / 3 – برقى ‏رحمه الله در كتاب «محاسن» از امام صادق‏ عليه السلام روايت كرده است كه فرمود :

النظر إلى آل محمّد عليهم السلام عبادة .(6)

 نگاه كردن به آل محمّد عليهم السلام عبادت است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 637 / 4 - ابن بابويه ‏قدس سره در كتاب «امالى» از امام رضا عليه السلام و آن حضرت از پيغمبر اكرم ‏صلى الله عليه وآله وسلم نقل نموده است كه فرمود:

 النظر إلى ذرّيّتنا عبادة .

 نگاه كردن به ذريه ما عبادت است .

 به آن حضرت عرض كردند: اى رسول خدا ، مقصودتان ائمه طاهرين‏ عليهم السلام از شما خانواده است كه نگاه كردن به آنها عبادت است يا تمام فرزندان شما؟ فرمود:

بل النظر إلى جميع ذرّيّة النبيّ صلى الله عليه وآله وسلم عبادة.

 بلكه نگاه كردن به هر يك از فرزندان پيغمبر عبادت است.(7)

    و در كتاب «عيون» مانند اين حديث را روايت كرده و در آخر آن جمله‏ اى افزوده است كه فرموده‏ اند:

 ما لم يفارقوا منهاجه ولم يتلوّثوا بالمعاصي .

 تا زمانى كه از روش پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم دست برندارد و راهش را جدا نكند، و خود را به گناه آلوده ننمايد.(8)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 638 / 5 - و نيز در همان كتاب از امام صادق‏ عليه السلام نقل كرده است كه فرمود:

 هنگامى كه قيامت فرا رسد خداوند تبارك و تعالى همه آفريدگان خود را در مكان پهناورى جمع كند، و تاريكى شديدى همه آنها را فرا گيرد كه آنها به ناله درآيند و با تضرّع به درگاه الهى عرض كنند:

 خدايا ؛ اين تاريكى را از ما برطرف كن، در اين هنگام گروهى وارد محشر شوند كه نور فراوانى پيشاپيش آنها حركت كند به طورى كه صحنه قيامت را روشن سازد.

 اهل محشر گويند: حتماً اينها پيامبران الهى هستند كه چنين نورافشانى مى‏ كنند، ندايى از طرف پروردگار بلند شود اينان پيامبران نيستند.

 اهل محشر گويند: پس ايشان فرشتگانند، دوباره از طرف پروردگار ندا آيد كه ايشان فرشتگان نيستند.

 اهل محشر گويند: اينها شهدايند، بار ديگر جواب آيد: كه اينها شهيدان هم نيستند.

 اهل محشر سؤال كنند: پس اينها چه كسانى هستند؟ ندائى در جواب ايشان آيد كه از خود آنها بپرسيد.

 اهل محشر به آنها عرض كنند: شما چه كسانى هستيد؟

 جواب دهند: نحن العلويّون، نحن ذرّيّة محمّد رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله وسلم نحن أولاد عليّ وليّ اللَّه، نحن المخصوصون بكرامة اللَّه، نحن الآمنون المطمئنّون.

 ما كسانى هستيم كه انتساب به اميرالمؤمنين عليه السلام داريم ، ما از نسل رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم و فرزندان اميرالمؤمنين عليه السلام ولىّ خدا هستيم، ما را خداوند به كرامت خود اختصاص داده است، ما ايمن از عذاب الهى و مطمئن به رحمت او هستيم.

 آنگاه ندائى از طرف پروردگار رسد كه درباره دوستان و ارادتمندان و پيروان خود شفاعت كنيد، و چون ايشان شفاعت كنند خداوند شفاعت آنها را بپذيرد.(9)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 639 / 6 - يكى از آيات شريفه ‏اى كه در فضيلت ذريّه پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده اين آيه است: «ثُمَّ أوْرَثْنَا الكِتاب الَّذين اصْطَفَيْنا(10) مِن عِبادِنا» .

 «ما كسانى را از ميان بندگان خود برگزيديم و آنها را وارث كتاب و علوم آن گردانيديم» .

    معلوم است كه مقصود از آنها پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم و ائمّه معصومين‏ عليهم السلام هستند، بعد مى‏ فرمايد: «فَمِنْهُم ظالِمٌ لِنَفْسِه» «از ميان فرزندان پيغمبر بعضى از آنها بخود ظلم كردند» و مقصود كسانى هستند كه امام زمان خود را آنطور كه سزاوار است نشناختند و يا كسانى هستند كه خوبيها و بديهاى آنها يكسان است، و به اين هر دو مضمون روايت وارد شده است(11).

    پس از آن فرموده است : «وَمِنْهُم مُقْتَصِد» «و بعضى از آنها راه عدل پيمودند» يعنى كسانى كه امام خود را شناختند . «وَمِنْهم سابِق بِالْخَيْرات بَإذنِ اللَّه» «و بعضى از ايشان به خوبى‏ ها با لطف پروردگار سبقت گرفتنند» كه مقصود امام‏ عليه السلام است.

    و در آخر آيه مى ‏فرمايد: «ذلكَ هُو الفَضْلُ الكَبير × جَنّاتِ عَدْنٍ يَدْخُلوُنَها»(12) «اين فضل الهى و بخشش فراوان او است و همه اينها در بهشت برين داخل مى‏ شوند» .

    در كتاب «عيون اخبار الرضا عليه السلام» از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود:

 خداوند تبارك و تعالى به اين آيه شريفه عترت پاك پيغمبر را اراده فرموده است ، و اگر همه امت را اراده كرده بود نتيجه‏ اش اين بود كه همه امت به بهشت روند ، زيرا خداوند وقتى آنها را به سه گروه تقسيم كرد در آخر آيه همه آنها را جمع كرد و فرمود:

 «جَنّاتِ عَدْنٍ يَدخُلونَها...» «بهشت برين جايگاه آنها است» .(13)

    و از امام عسكرى و امام صادق ‏عليهما السلام روايت شده است كه فرموده ‏اند:

 إنّ فاطمة عليها السلام لعظمتها على اللَّه حرم ذرّيّتها على النار .

 خداوند به خاطر عظمت و حرمت حضرت زهرا عليها السلام آتش را بر ذريّه آن حضرت حرام نموده است .

 و آيه شريفه «ثُمَّ أوْرَثْنَا الكِتاب ...» در شأن آنها نازل شده است.(14)

    و طبرسى رحمه الله در كتاب «مجمع البيان» در تفسير اين آيه شريفه از پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل كرده است كه فرمود :

 أمّا السابق فيدخل الجنّة بغير حساب، وأمّا المقتصد فيحاسب حساباً يسيراً، وأمّا الظالم لنفسه فيحبس في المقام ثمّ يدخل الجنّة.

 امّا سابق (يعنى آنها كه پيشى گرفته‏ اند به خوبيها) بدون حساب داخل بهشت شوند . امّا «مقتصد» كه معتدل بودند و راه عدل پيش گرفتند، حساب آنها خيلى آسان برگزار مى‏ شود، امّا گروه سوم كه بخود ظلم كردند آنها مدتى در آنجا اسير مى‏ شوند و سپس داخل بهشت مى‏ گردند.

 و آنها هستند كه وقتى وارد بهشت مى‏ شوند مى ‏گويند:

 «الحَمْدُ للَّه الَّذي أذْهَبَ عَنَّا الحَزَن ...»(15) «حمد و سپاس سزاوار خداوندى است كه غم و اندوه را از ما برطرف كرد».(16)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 640 / 7 – عيّاشى ‏رحمه الله در كتاب تفسيرش از امام صادق ‏عليه السلام نقل كرده است كه: درباره اين آيه سؤال شد : «وإنْ مِنْ أهْلِ الكِتابِ إلّا لَيُؤْمِنَنَّ بِه قَبْلَ مَوْتِه»(17) «كسى از اهل كتاب نيست مگر اينكه قبل از مرگش به او ايمان آورد» .

    آن حضرت فرمود:

 هذه نزلت فينا خاصّة، إنّه ليس رجل من ولد فاطمة يموت ولايخرج من الدنيا حتّى يقرّ للإمام بإمامته، كما أقرّ ولد يعقوب ليوسف .

 اين آيه فقط درباره ما نازل شده است، همانا هيچ كس از فرزندان فاطمه‏ عليها السلام نمى ‏ميرد و از دنيا خارج نمى‏ شود تا اينكه به امامت امام ‏عليه السلام اعتراف و اقرار كند، همان طور كه فرزندان حضرت يعقوب بعد از آن لغزش به فضيلت يوسف اقرار كردند.

 و گفتند: «تَاللَّهِ لَقَدْ اثَرَك اللَّه»(18).

 «بخدا قسم هر آينه خداوند تو را بر ما فضيلت و برترى داد».(19)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 641 / 8 - در كتاب «إثنا عشريّات» و همچنين علّامه در آخر كتاب «قواعد» در وصيتى كه به فرزندش دارد مى‏ گويد: از امام صادق ‏عليه السلام روايت شده است كه فرمود: وقتى قيامت برپا شود در آن صحراى محشر ندائى بلند شود كه اى مردم ساكت باشيد، مى‏ خواهد محمد صلى الله عليه وآله وسلم با شما صحبت كند. همه خلايق آرام گيرند و ساكت شوند آنگاه پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم برخيزد و به آنها بفرمايد:

 يا معشر الخلائق ؛ من كانت له عندي يد أو منّة أو معروف فليقم حتّى اُكافيه .

 اى گروه مردمان ؛ هر كدام از شما  بر من حقّى دارد يا به من احسانى نموده و يا نعمتى بخشيده اكنون برخيزد تا به او پاداش دهم.

 همگى عرض كنند: پدران و مادران ما فداى شما، چه حقّى بر شما داريم و چه احسانى به شما كرده ‏ايم، همه خوبى‏ها و بزرگواريها و احسان‏ها از طرف خدا و رسولش بر ما بندگان بوده است.

 رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مى ‏فرمايد:

بلى من آوى أحداً من أهل بيتي، أو برّهم، أو كساهم من عرى أو أشبع جائعهم فليقم حتّى اُكافيه .

 هر كس يكى از اهل بيت مرا جا و پناه داده، يا با آنها خوشرفتارى كرده و احسان نموده، يا برهنگان آنها را لباس پوشانده و يا گرسنگان آنها را سير نموده برخيزد و پاداش خود را دريافت كند .

 گروهى كه اين توفيق را در دنيا داشته ‏اند از جاى خود برخيزند.

 در اين هنگام ندايى از طرف پروردگار آيد كه اى محمّد، اى حبيب من، پاداش آنها را به تو واگذار كردم، آنها را در بهشت جايى كه خودت هستى ساكن گردان .

 رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آنها را در جايگاه وسيله جاى دهد، چون آنجا از پيغمبر و اهل بيت او - كه درود خدا بر او و بر آنها باد - در حجاب و پنهان نيستند.(20)

    و تفسير وسيله در بخش دوّم اين كتاب ذكر شد .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 642 / 9 – طبرى ‏رحمه الله در كتاب «بشارة المصطفى» از امام صادق ‏عليه السلام روايت كرده است كه فرمود:

 لاتدعوا صلة آل محمّد صلى الله عليه وآله وسلم من أموالكم، من كان غنيّاً فعلى قدر غناه، ومن كان فقيراً فعلى قدر فقره، ومن أراد أن يقضي اللَّه أهمّ الحوائج إليه فليصل آل محمّد عليهم السلام وشيعتهم بأحوج ما يكون إليه من ماله.(21)

 بخشش و احسان را به آل محمد عليهم السلام ترك نكنيد، هر كدام به اندازه توانائيش ؛ اگر پول‏دار است بيشتر و اگر نادار است به قدرى كه مى ‏تواند تقديم كند، و هر كس مى ‏خواهد خداوند حوائج مهم او را برآورده سازد بايد به آل محمّد عليهم السلام و شيعيان ايشان به اموال خود احسان كند گرچه نيازمند باشد و به آن احتياج داشته باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 643 / 10 - شيخ صدوق ‏رحمه الله در كتاب «امالى» از امام صادق عليه السلام ، و آن حضرت از پدرانش عليهم السلام، از پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله وسلم نقل كرده است كه فرمود:

 إذا قمت المقام المحمود تشفّعت في أصحاب الكبائر من اُمّتي فيشفّعني اللَّه فيهم، واللَّه لاتشفّعت فيمن آذى ذرّيّتي.

 وقتى در مقام محمود (جايگاهى كه خداوند براى او در بهشت مقرر فرموده است) قرار گرفتم درباره گنه‏كاران امتم اگر چه مرتكب كبيره شده ‏اند شفاعت خواهم كرد و خدا شفاعت مرا مى‏ پذيرد، بخدا قسم در آن موقعيت براى كسانى كه ذريّه و فرزندان مرا اذيت كرده ‏اند هرگز شفاعت نخواهم كرد.(22)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 644 / 11 - علىّ بن ابراهيم قمى ‏رحمه الله در كتاب تفسيرش از امام باقرعليه السلام نقل كرده است كه فرمود :

 پسرى از صفيّه دختر عبدالمطلّب از دنيا رفته بود و ايشان بيرون آمده بود، دوّمى (عمر بن خطّاب) آن بزرگوار را ديد و گفت : گوشواره ‏ات را بپوشان، و بدان خويشاوندى تو با رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم هيچگونه سودى و فايده ‏اى به تو نمى‏ بخشد.

 صفيّه با خشونت به او فرمود: اى فرزند زن زشت گفتار، آيا تو گوشواره مرا ديدى؟ سپس خدمت رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آمد و در حاليكه اشك مى‏ ريخت قضيّه را گفت.

 رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم بيرون آمد و مردم را به جماعت فرا خواند، وقتى اجتماع كردند به آنها فرمود:

ما بال أقوام يزعمون أنّ قرابتي لاتنفع، لو قربت المقام المحمود لتشفّعت في أحوجكم .

 چه شده است گروهى گمان مى ‏كنند خويشاوندى من سودى نمى‏ بخشد؟ اگر در مقام محمود قرار گرفتم درباره محتاج‏ترين شما شفاعت مى‏ كنم.

 بعد فرمود: امروز كسى از من درباره پدرش سؤال نمى ‏كند مگر اينكه به او خبر می ‏دهم .

 شخصى برخاست و عرض كرد: پدر من كيست؟

 فرمود: پدر تو آن نيست كه تو را به او نسبت مى‏ دهند بلكه پدرت فلانى است .

 ديگرى برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا ، پدر من كيست؟

 فرمود: پدرت همان است كه تو را به او نسبت مى ‏دهند.

 سپس رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: چرا آنكه گمان مى‏ كند خويشاوندى من فايده‏ اى ندارد از من درباره پدرش سؤال نمى‏ كند؟

 آن شخص برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا ، از خشم و غضب خدا و رسولش به خدا پناه مى‏ برم، مرا عفو كن و ببخش، خداوند تو را عفو بفرمايد، آنگاه اين آيه شريفه از طرف خداوند نازل گرديد:

 «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَسْألُوا عَنْ أشْياء ...»(23) .

 «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد از مطالبى كه وقتى فاش گردد شما را ناراحت مى‏ سازد سؤال نكنيد».(24)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 645 / 12 - شيخ صدوق ‏رحمه الله در كتاب «عيون اخبار الرضا عليه السلام» حديثى را از امام رضا عليه السلام در احتجاج آن حضرت با زيد بن موسى كه به نسبت خود بر ديگران فخر مى‏ كرد نقل كرده است، در آن حديث حضرت رضا عليه السلام به زيد بن موسى فرمود: بدان كه حضرت على بن الحسين ‏عليه السلام مى‏ فرمود:

 لمحسننا كفلان من الأجر، ولمسيئنا ضعفان من العذاب.(25)

 كسى كه به ما انتساب دارد اگر كار نيكى انجام داد دو برابر به او پاداش مى‏ دهند ، و اگر كار زشتى و گناهى از او سر زد دو برابر او را عذاب مى‏ كنند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 646 / 13 - شيخ طوسى ‏رحمه الله در كتاب «امالى» از حضرت امير مؤمنان على عليه السلام نقل كرده است كه رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:

 أيّما رجل صنع إلى رجل من ولدي صنيعة فلم يكافئه عليها، فأنا الكافئُ له عليها.(26)

 هر شخصى كه به يكى از فرزندان من احسانى كند و او برايش جبران نكند، من به او پاداش خواهم داد و احسان او را جبران مى ‏كنم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 647 / 14 - ابن جوزى در «تذكرة الخواص» قصّه ‏اى را از عبداللَّه بن مبارك نقل كرده است كه او زياد به خانه خدا مشرف مى ‏شد، يك سال براى سفر حج آماده شده و پولى فراهم كرده بود تا وسايل لازم را تهيه كند ، در بين راه به زن سيّده ‏اى برخورد كرده كه در مضيقه شديد مالى بود به حدّى كه به حال اضطرار افتاده بود . عبداللَّه به او احسان كرد و ثروت اندوخته خود را به او بخشيد و از سفر حج صرف نظر نمود .

    وقتى كه حاجيان از حج برگشتند با او كه ملاقات مى‏ كردند مى ‏گفتند: عبداللَّه ؛ خدا حج تو را قبول كند، به ياد دارى تو را در فلان محلّ ديديم، عبداللَّه كه از گفتار آنها تعجّب مى‏ كرد و در اين فكر بود كه اين چه سرّى است . شب در عالم رؤيا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را در خواب ديد، آن حضرت فرمودند:

 إنّك أغثت ملهوفة من ولدي فسألت اللَّه تعالى أن يخلق على صورتك ملكاً يحجّ عنك كلّ عام إلى يوم القيامة.

 (عبداللَّه تعجّب نكن) به جبران احسانى كه به فرزندان من كردى، من از خداوند خواستم فرشته ‏اى را به شكل تو بيافريند كه همه ساله تا روز قيامت از طرف تو اعمال حج را انجام دهد.(27)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 648 / 15 - شيخ صدوق ‏رحمه الله در كتاب «معانى الأخبار» از ابو سعيد نقل كرده است كه گفت : با عدّه‏ اى خدمت امام صادق‏ عليه السلام شرفياب بوديم، از زيد و كسانى كه با او خروج كردند صحبت به ميان آمد ، يكى از حاضرين خواست ناروايى بگويد، امام صادق ‏عليه السلام بر او بانگ زد و فرمود:

 مهلاً ليس لكم أن تدخلوا فيما بيننا إلّا بسبيل خير، إنّه لم تمت نفس منّا إلّا وتدركه السعادة قبل أن تخرج نفسه ولو بفواق ناقة .

 آرام باش، شما حق نداريد در امورى كه بين ما است دخالت كنيد مگر اينكه خير و خوبى باشد، بدانيد هيچكس از ما نمى‏ ميرد مگر اينكه سعادت او را در مى‏ يابد قبل از آنكه روح از بدنش خارج شود گر چه به اندازه دوشيدن شير شترى باشد .(28)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 649 / 16 - ابن شهراشوب رحمه الله در كتاب «مناقب» از محمد بن كعب نقل مى‏ كند كه گفت: در جحفه خوابيده بودم در عالم رؤيا رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را در خواب ديدم، خدمت آن حضرت كه رسيدم به من فرمود:

 فلانى با رفتارى كه نسبت به فرزندانم مى ‏كنى مرا خوشنود كرده ‏اى.

 عرض كردم: اگر با آنها خوشرفتارى نكنم با چه كسى چنين كنم،

 رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم فرمود: مطمئن باش كه فرداى قيامت از طرف من پاداش عملت را خواهى ديد.

    در همان حال ديدم كه در پيش روى مبارك آن حضرت طبقى است كه در آن خرماى صيحانى است، وقتى از آن درخواست كردم، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم مشتى از آن به من عنايت فرمودند كه هجده عدد بود، خوابم را خودم تعبير كردم كه حتماً هجده سال ديگر زندگى خواهم كرد.

    از اين قضيه مدتى گذشت و من آن را فراموش كردم، روزى در همان محلّ ديدم ازدحام است و مردم جمع شده ‏اند، از آنها سؤال كردم چه خبر است؟ گفتند: على بن موسى الرضا عليه السلام تشريف آورده ‏اند و در اينجا جلوس دارند، خدمت آن حضرت كه شرفياب شدم ديدم در پيش روى مباركش طبقى گذاشته ‏اند كه در آن خرماى صيحانى است، و چون درخواست كردم، امام رضا عليه السلام مشتى از آن مرحمت كردند كه در آن هجده عدد خرما بود .

    عرض كردم: آقا بيشتر از اين مرحمت كنيد .

 فرمود: لو زادك جدّي رسول اللَّه‏ صلى الله عليه وآله وسلم لزدناك.

 اگر جدّم بيشتر از اين مرحمت كرده بود من هم زيادتر مى‏ دادم.(29)

    مؤلّف رحمه الله گويد: از اين حديث شريف استفاده مى‏ شود كه احسان به سادات و فرزندان پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم باعث خشنودى آن حضرت مى‏ شود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 650 / 17 - حكايت شده است : زن صالحه علويه  ‏اى با چهار دخترش در سالى كه در شهر قم جنگ شديدى واقع شده بود از آن شهر خارج شدند و خود را به بلخ رسانيدند، فصل زمستان بود و هوا بسيار سرد و آنها بى ‏پناه مانده بودند، به خانه يكى از بزرگان شهر كه به ايمان و درستكارى معروف بود مراجعه كردند و او را از حال خود با خبر ساختند، در جواب گفت: از كجا معلوم كه تو علويّه هستى؟ شاهدى با خود بياور كه گواهى دهد .

    علويّه از نزد او غمناك و گريان بيرون رفت، اتفاقاً در آن مجلس يك نفر مجوسى بود، وقتى اين زن بى‏ پناه را ديد و رفتار آن حاكم را با او مشاهده كرد دلش بحال او سوخت، فوراً به دنبال آنها بيرون آمد، و ايشان را به منزل خود برد، آنچه مورد نياز آنها بود فراهم نمود .

    مجوسى همان شب در عالم خواب مشاهده كرد كه قيامت برپا شده است، در كنار حوض كوثر اميرالمؤمنين ‏عليه السلام را ديد كه به دوستانش آب مى ‏دهد، از آن حضرت تقاضاى آب كرد، امير مؤمنان‏ عليه السلام فرمود: تو كه معتقد بر دين ما نيستى تا تو را آب دهم، رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم كه آنجا حضور داشتند به على ‏عليه السلام فرمودند:

 يا عليّ ؛ اسقه، إنّ له عليك يداً، قد آوى ابنتك فلانة وبناتها.

 على جان ، به او آب بده زيرا حقى بر تو دارد، او دخترت فلانى و دخترهايش را پناه داد و به آنها احسان نمود.(30)

    آنگاه اميرالمؤمنين عليه السلام به او از آب كوثر مرحمت فرمود .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 651 / 18 - حكايت شده است : مردى بود كه به علويّين كمك مى‏ كرد و آن را به حساب اميرالمؤمنين عليه السلام مى ‏نوشت اتفاقاً سرمايه‏ اش را از دست داد و مبتلا به فقر شد، و بدهكار مردم گرديد، شبى در عالم رؤيا اميرالمؤمنين‏ عليه السلام را در خواب ديد، به او كيسه‏ اى كه هزار دينار در آن بود مرحمت نمود و فرمود :

 إنّ هذا حقّك فخذه، فلاتمنع من جاءك من ولدي يطلب شيئاً فإنّه لا فقر عليك بعد هذا.

 اين را بگير كه حق تو است و بعد از اين هم هرگاه فرزندان من نزد تو آمدند و چيزى خواستند خوددارى مكن، و از نادار شدن نترس كه ديگر فقير نخواهى شد.(31)

    مؤلف رحمه الله گويد: يكى از دانشمندان اهل سنت گفته است: اولاد فاطمه‏ عليها السلام نزد من همگى مانند قرآنِ عزيز احترامشان واجب است، صلحاء و نيكوكاران آنها حكم آيات محكمه را دارند كه به حكم آنها عمل مى ‏كنيم و به آنها اقتداء مى‏ نماييم و آن عدّه از آنها كه صالح نيستند حكم آيات منسوخه را دارند كه مورد احترامند ولى تابع حكم آنها نمى‏ شويم و به آنها اقتدا نمى ‏كنيم .

 


1) بحار الأنوار : 214/43 ضمن ح 44.

2) حنوط ؛ عبارت از سدر و كافور است . حنوط حضرت فاطمه ‏عليها السلام حنوطى بود كه آن را جبرئيل از بهشت آورده بود . حضرت زهرا عليها السلام در آخرين لحظات عمر شريف خود به اسماء فرمود : اى اسماء ؛ بقيّه حنوط پدرم را از فلان محل بياور، و آن را در كنار سر من قرار بده .

3) اشاره دارد به آيه شريفه تطهير كه در سوره احزاب ، آيه 33 آمده است : «إنّما يريدُ اللَّه ليُذْهِبَ عَنْكُم الرِّجْسَ أهل البَيْت وَيُطَهِّرَكُم تَطهيراً» .

4) معانى الأخبار: 94 ح3.

5) إربلى رحمه الله در كتاب «كشف الغمّة» مى‏ نويسد : هر گاه «آل محمّد» را بطور مطلق گفتيم از آن خويشاوندان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم را اراده كرده ‏ايم ، به دليل اينكه اگر كسى مال خود را وصيّت كرد براى آل رسول اللَّه ، فقهاء آن را نمى ‏دهند جز به كسانى كه صدقه بر ايشان حرام است .

    و اين همان فرمايش حضرت رضا عليه السلام در مجلس مأمون (لعنه اللَّه) است هنگامى كه علماء گفتند : از رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به ما خبر رسيده كه فرموده است : امّت من آل من هستند .

    حضرت رضا عليه السلام فرمود : به من خبر دهيد كه آيا صدقه بر آل حرام نيست ؟ گفتند : حرام است ، فرمود : آيا بر امّت حرام است ؟ جواب دادند : نه ، فرمود : اين فرق بين آل و امّت است .

6) المحاسن: 47 ح 108، بحار الأنوار : 227/26 ح3.

7) امالى صدوق: 369 ح2 مجلس 49، بحار الأنوار : 218/96 ح2.

8) عيون اخبار الرضا   عليه السلام: 50/2 ح 196، بحار الأنوار : 218/96 ح3.

9) امالى صدوق: 358 ح 19 مجلس 47، بحار الأنوار : 100/7 ح36/8  4 ح 10 ، و 217/96 ح1.

10) علاّمه مجلسى رحمه الله فرموده است : مراد از «اصطفاء» اين است كه خداوند ذريّه پاك پيامبر را برگزيده است ، به اينكه اوصياء و امامان را از ميان ايشان برگزيده نه اينكه همه آنها برگزيده باشند و همچنين مقصود از به ارث دادن كتاب اين است كه بعضى از ايشان را وارث كتاب گردانيد ، و اين باعث شرافت همه آنها است اگر آن را ضايع نگردانند .

11) بحار الأنوار : 214/23 ح 3 و 4.

12) سوره فاطر ، آيه 32 و 33.

13) عيون اخبار الرضا عليه السلام: 126، بحار الأنوار : 220/25 ح 20 و 173/49 ح11.

    مؤلّف ‏رحمه الله اين حديث را قبلاً در ذيل روايت 497 نقل كرده است، و در هر دو جا به طور اختصار آورده است. اين فرمايش را حضرت رضا عليه السلام در جواب مأمون - كه گفت: به چه دليل خداوند عترت را قصد كرده و همه امت مقصود اين آيه نيستند – فرموده ‏اند.

14) الخرائج: 281/1 ح 13، كشف الغمّة: 144/2، بحار الأنوار : 185/46 ح 51، تفسير صافى : 239/4.

15) سوره فاطر ، آيه 34.

16) مجمع البيان: 409/8، بحار الأنوار : 213/23 سطر 8 ، تفسير صافى : 240/4.

17) سوره نساء ، آيه 159.

18) سوره يوسف ، آيه 91.

19) تفسير عيّاشى : 283/1 ح 300، بحار الأنوار : 195/7 ح 315/12  43 ح 133 و 168/46 ح 11، تفسير برهان : 426/1 ح 3.  

20) من لايحضره الفقيه: 65/2 ح 1727، وسائل الشيعة : 556/11 ح3، إرشاد القلوب: 353/2.

21) بشارة المصطفى: 6 سطر 5، بحار الأنوار : 216/96 ح6، المستدرك : 254/7 ح2.

22) امالى صدوق: 307 ح 3 مجلس 49 ، بحار الأنوار : 37/8 ح 12 ، و 218/96 ح 4.

23) سوره مائده ، آيه 101.

24) تفسير قمى : 188/1، بحار الأنوار : 219/96 ح9، تفسير برهان : 506/1 ح1.

25) عيون اخبار الرضا عليه السلام: 232/2، بحار الأنوار : 218/49 ح230/43  3 ح2 ، و 221/96 ح 14 ، مسند الرضا عليه السلام: 138/1 ح 174. و شيخ صدوق رحمه الله در كتاب معانى الأخبار: 105 ح1 مانند اين حديث را به سندى ديگر نقل كرده است .

26) امالى طوسى : 355 ح 76 مجلس 12، بحار الأنوار : 225/96 ح 23، وسائل الشيعة : 557/11 ح5.

27) تذكرة الخواصّ: 367، بحار الأنوار : 234/96 ح 34، ينابيع المودّة: 389، غوالى اللئالى: 449.

    مؤلّف رحمه الله اين حكايت را به طور اختصار آورده بود و ما آن را به طور كامل ذكر كرديم .

28) معانى الأخبار: 73 ح 39، بحار الأنوار : 178/46 ح 36.

29) مناقب ابن شهراشوب: 342/4، بحار الأنوار : 118/49 ح5، بشارة المصطفى: 249 (با كمى اختلاف).

30) علّامه مجلسى رحمه الله اين حكايت را در «بحار الأنوار : 225/96 ح 26» از كتاب «غوالى اللئالى: 451» با تفصيل بيشتر نقل كرده است ، و محدّث نورى رحمه الله نيز آن را در كتاب دار السلام: 191/2 آورده است .

31) فضائل ابن شاذان: 95، بحار الأنوار : 7/42 ح 8 ، اين حكايت طولانى است و مؤلّف ‏رحمه الله آن را به طور مختصر نقل كرده است .

 

    بازدید : 12860
    بازديد امروز : 5318
    بازديد ديروز : 4487
    بازديد کل : 77115384
    بازديد کل : 62896084